ghaemiyeh.com
نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 95
تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش
ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 59 - 4
4 - احتجاج خداوند با مسيحيان در ردّ پندار غلط آنان ( فرزند خدا بودن حضرت عيسى ( ع ) )
انّ مثل عيسى عنداللّه كمثل ادم خلقه من تراب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 61 - 1،4،9،18
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دعوت نمودن نصارا به مباهله ، پس از اقامه برهان براى آنان
انّ مثل عيسى . .. فمن حاجّك ... فقل تعالوا ... ثم نبتهل
4 - احتجاج و لجاجت نصارا با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پس از اقامه برهان براى آنان در مورد حضرت عيسى ( ع )
فمن حاجّك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا
9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دعوت نصارا به مباهله ، با شركت دادن زنان و فرزندان طرفين در آن
فمن حاجّك . .. فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم
18 - وعده قطعى خداوند به يارى و نصرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مباهله با نصارا
فنجعل لعنت اللّه على الكاذبين
پيشنهاد مباهله از جانب خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) بوده و اين،مستلزم نصرت دادن پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 62 - 6
6 - مسيحيان مدّعى الوهيّت حضرت عيسى ( ع ) ، و تخطئه آن از سوى خداوند
ان مثل عيسى عند اللّه كمثل ادم خلقه من تراب . .. و ما من اله الا اللّه
جمله «و ما من اله الا اللّه» كه بيانگر تخصيص الوهيت به خداوند است، به قرينه آيات قبل، تعريض به مسيحيان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 68 - 4،6
4 - بيگانگى يهود و نصارا از آيين حضرت ابراهيم ( ع ) ( تسليم بودن در برابر خدا )
انّ اولى الناس بابرهيم لَلّذين اتّبعوه
جمله «ان اولى . .. »، تعريضى است به يهود و نصارا كه چنين نيستند.
6 - سزاوارترين مردم به انتساب و پيوند دينى به حضرت ابراهيم ( ع ) ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنانند ; نه يهود و نصارا .
ما كان ابرهيم يهودياً و لا نصرانياً . .. انّ اولى الناس بابرهيم لَلّذين اتّبعوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 86 - 3
3 - يهود و نصارا ، محروم از هدايت ، به جهت انكار آگاهانه حقانيّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) با وجود دلايل روشن بر آن
كيف يهدى اللّه قوماً . .. و اللّه لا يهدى القوم الظالمين
آيه در مورد اهل كتاب نازل شده و آنان با وجود شهادت قبلى بر حقّانيّت آن حضرت، منكر حقّانيت وى شدند. (روح المعانى).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 87 - 6
6 - كسانى از يهود و نصارا كه آگاهانه نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را انكار نمودند ، گرفتار لعنت خدا و فرشتگان و مردم هستند .
قوماً كفروا بعد ايمانهم . .. اولئك جزاؤهم انّ عليهم ... و النّاس اجمعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 90 - 5
5- « عن إبن عباس سأل رجل رسول الله (صلی الله علیه و آله) قال : أرأيت قول الله : « كما أنزلنا على المقتسمين » قال : اليهود و النصارى . . . ;
از ابن عباس روايت شده است كه مردى از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) سؤال كرد و گفت: نظر شما درباره سخن خداوند «كما أنزلنا على المقتسمين» چيست؟ حضرت فرمود: [مقصود از مقتسمين] يهود و نصاراست».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 112 - 5
5 - يهود و نصارا ، در صورتى كه تسليم خدا شوند ( اسلام را بپذيرند ) و كار هاى نيك انجام دهند ، اهل بهشت خواهند بود .
قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً . .. بلى من أسلم ... فله أجره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 62 - 2
2 - ايمان واقعى به خدا و قيامت و انجام اعمال صالح ، شرط دور ماندن مسلمانان ، يهوديان ، نصارا و صابئان از هرگونه ترس و
اندوه
إن الذين ءامنوا . .. و لا خوف عليهم و لاهم يحزنون
تكرار «ايمان» در «ان الذين آمنوا» و «من آمن» حكايت از آن دارد كه: مراد از ايمان در جمله «من آمن» ايمان واقعى و راستين است نه ايمان صورى و اسمى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 37 - 9
9- خداوند پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در صورت پيروى از آراى يهود و نصارا به محروم كردن از يارى و حفاظت خويش تهديد كرد .
لئن اتبعت أهواءهم . .. مالك من الله من ولىّ ولاواق
«ولىّ» به معناى ياور و «واق» اسم فاعل از «وقاية» به معناى نگهدارنده است. «من الله» مى تواند متعلق به محذوف و حال براى «ولىّ» و «واق» باشد. بر اين مبنا جمله «مالك ...» چنين معنا مى شود: براى تو از جانب خداوند هيچ ياور و نگه دارنده اى نخواهد بود ; يعنى، امدادهاى خداوند به تو نخواهد رسيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 16
16 - خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) هشدار داد كه در صورت پيروى از آراى يهود و نصارا ، از زمره ستمگران خواهد شد .
لئن اتبعت اهواءهم . .. إنك إذاً لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 109 - 5
5 - حسادت يهود و نصارا ، منشأ علاقه و تلاش آنها بر بازگرداندن اهل ايمان از اسلام بود .
ودّ كثير من أهل الكتب لو يردونكم من بعد إيمنكم كفاراً حسداً
«حسداً» مفعولٌ له براى «ودّ كثيراً . ..» مى باشد; يعنى، علاقه و تلاش اهل كتاب براى مرتد ساختن مسلمانان، به علت حسادت ايشان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 137 - 7
7 - ايمان نياوردن يهود و نصارا به قرآن و معارف اسلام ، از سر ستيزه جويى و دشمنى است .
و إن تولوا فإنما هم فى شقاق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 53 - 12،16
12 - روابط دوستانه گروهى از مسلمانان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با يهود و نصارا ، موجب تباهى اعمال نيك گذشته آنان
حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين
16 - ناكامى پذيرندگان ولايت و دوستى يهود و نصارا ، در بهره گيرى از روابط دوستانه با آنان
حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين
بدان احتمال كه مراد از «اعملهم» تلاشهايى است كه بيماردلان براى ايجاد روابط دوستانه با يهود و نصارا، داشتند ; بر اين اساس مقصود از «خسارت» بهره نجستن از ايجاد رابطه با يهود و نصارا خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 54 - 15
15 - دوستى با كافران ( يهود ، نصارا و . . . ) ، موجب فروتنى در مقابل آنان و گردنفرازى در مقابل اهل ايمان
من يرتد منكم عن دينه . .. اذلة على المؤمنين اعزة على الكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 109 - 3
3 - آرزوى يهود و نصارا براى مرتد ساختن مسلمانان صدر اسلام آرزويى خام و تلاش آنان در اين زمينه ، تلاشى ناموفق بود .
ودّ كثير من أهل الكتب لو يردونكم
به كارگيرى فعل ماضى «ودّ» (دوست داشتند) به جاى فعل مضارع (دوست مى دارند) اشاره به اين نكته دارد كه: تلاش آنان بى ثمر است، به گونه اى كه بايد علاقه و تلاش آنان را سپرى شده دانست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 84 - 4
4 - مسيحيان مؤمن به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) آرزومند همراهى با صالحان در بهشت
و نطمع ان يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين
برداشت فوق بر اين اساس است كه مفعول حذف شده از «يدخلنا» به قرينه مقام و نيز آيه بعد «الجنة» باشد يعنى «نطمع ان يدخلنا الجنة مع القوم الصالحين».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 146 - 12
12 - از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه فرمود : « هذه الآية نزلت فى اليهود و النصارى يقول اللّه تبارك و تعالى « الذين آتيناهم الكتاب » يعنى التوراة و الأنجيل - يعرفونه - يعنى رسول اللّه كما يعرفون أبناءهم لان اللّه عز و جل قد أنزل عليهم فى التوراة و الزبور و الأنجيل صفة محمد و صفة اصحابه و مبعثه و هجرته . . . ;
آيه فوق، درباره يهود و نصارا نازل شده است و آنان كسانى بودند كه تورات و انجيل به آنان داده شده بود و رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را مانند فرزندان خود مى شناختند; چون خداوند در تورات، زبور و انجيل صفات رسول خدا و اصحابش و بعثت و هجرت آن حضرت را نازل كرده بود . .. ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 49 - 16
16 - يهود و نصارا ، مدعى پيراستگى خويش از آلودگى و انحراف
الم تر الى الذين يزكّون انفسهم
امام باقر (ع) در مورد آيه فوق فرمود: انّهم اليهود و النصارى.
تفسير تبيان، ج 3، ص 220 ; نورالثقلين، ج 1، 489، ح 295.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 68 - 4،5،6
4 - بيگانگى يهود و نصارا از آيين حضرت ابراهيم ( ع ) ( تسليم بودن در برابر خدا )
انّ اولى الناس بابرهيم لَلّذين اتّبعوه
جمله «ان اولى . .. »، تعريضى است به يهود و نصارا كه چنين نيستند.
5 - يهود و نصارا هر يك مدعى انتساب و پيوند دينى با ابراهيم ( ع ) بودند .
يا اهل الكتاب لم تحاجّون فى ابرهيم . .. انّ اولى الناس بابرهيم لَلّذين اتّبعوه
6 - سزاوارترين مردم به انتساب و پيوند دينى به حضرت ابراهيم ( ع ) ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنانند ; نه يهود و نصارا .
ما كان ابرهيم يهودياً و لا نصرانياً . .. انّ اولى الناس بابرهيم لَلّذين اتّبعوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 135 - 2
2 - توافق و اتحاد يهود و نصاراى عصر بعثت عليه مسلمانان ، على رغم اختلافات شديد ايشان با يكديگر
و قالوا كونوا هوداً أو نصرى تهتدوا
هدف از «لفّ اجمالى» در آيه و بيان دو جمله در يك كلام، رساندن اتحاد و توافق يهود و نصارا عليه مسلمانان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 140 - 3
3 - يهود و نصارا - على رغم داشتن اختلاف هاى اساسى با يكديگر - بر ضد اسلام و مسلمانان همسو و هم آوا هستند .
أم تقولون إن إبراهيم . .. كانوا هوداً أو نصرى
روشن است كه يهوديان اظهار نمى داشتند كه ابراهيم و . .. نصرانى بودند و همچنين نصارا نمى گفتند كه ابراهيم و ... يهودى بودند. بنابراين آوردن «لفّ اجمالى» و بيان نكردن عقيده هر كدام به صورت تفصيلى، حاوى اين نكته است كه: آنان - على رغم اختلافاتشان - بر ضد اسلام و مسلمين هم آوا و همسو هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 1 - 2
2 - اتمام حجت بر تمام كافران ( يهود ، نصارا ، مجوس و مشركان ) و رساندن برهان آشكار به آنان ، سنتى الهى است .
لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 157 - 19
19 - يهود و نصارا در پيش از اسلام ، مبتلا به بهره گيرى از ناپاكى ها و پرهيز از برخى پاكى ها و پاكيزه ها
يحل لهم الطيبت و يحرم عليهم الخبئث
مراد از ضمير «هم» در «لهم» و «عليهم» به قرينه «التورية و الانجيل»، يهود و نصارا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 17 - 8
8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور محاجه با مسيحيان مدعى الوهيت مسيح
الذين قالوا إنّ اللّه . .. قل فمن يملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 65 - 2،4
2 - محاجه يهود و نصارا درباره آيين ابراهيم ( ع )
يا اهل الكتاب لم تحاجّون فى ابرهيم
از جمله «و ما انزلت . .. »، معلوم مى شود محاجّه و نزاع، درباره آيين ابراهيم بوده است.
4 - احتجاج يهود و نصارا با يكديگر ، در مورد انتساب و پيوند دينى خود به ابراهيم ( ع ) و نفى آن از طرف مقابل
يا اهل الكتاب لم تحاجّون فى ابرهيم
«ان اولى الناس بابراهيم . .. » در آيه شصت و هشتم، مى رساند كه از جمله احتجاجهاى يهود و نصارا با يكديگر، ادّعاى تبعيت و پيوند دينى خود با ابراهيم (ع) و نفى آن از ديگرى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 66 - 1
1 - احتجاج بحقّ نصارا ، با يهود ، درباره اثبات نبوّت حضرت عيسى ( ع )
حاججتم فيما لكم به علم
احتجاج نصارا در موردى كه علم داشتند، عبارت بود از نبوّت حضرت عيسى (ع) كه اين احتجاج، حق بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 14 - 18
18 - مسيحيان بر اثر نقض پيمان الهى و اختلافات داخلى ، زندگى فلاكت بارى را براى خويش خواهند ساخت .
فاغرينا . .. و سوف ينبئهم اللّه بما كانوا يصنعون
بر اساس اين احتمال كه «سوف ينبئهم»، بيان كيفر دنيوى مسيحيان باشد. بر اين مبنا، «ما كانوا يصنعون»، اشاره به
گرفتاريهايى است كه آنان به خاطر كينه و دشمنى با يكديگر براى خويش به وجود مى آورند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 73 - 3
3 - اختلاف عقايد مسيحيان درباره الوهيت
قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه ثالث ثلثة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 55 - 18
18 - خداوند ، مرجع و حاكم حلّ اختلافات يهود و نصارا در قيامت
ثمّ الىّ مرجعكم فاحكم بينكم فيما كنتم فيه تختلفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 37 - 1
1- طايفه هايى از مردم زمان مريم ، پيروان على رغم سخنان روشن عيسى ( ع ) در باره او به اختلاف نظر و كشمكش پرداختند .
فاختلف الأحزاب من بينهم
با توجه به آيات گذشته كه در باره فرزند مريم(س) بودن عيسى(ع) و نفى گزينش فرزند از جانب خداوند بود، چنين برمى آيد كه اختلاف طايفه ها و گروه ها در باره ماهيت حضرت مسيح(ع) بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 113 - 8
8 - تورات و انجيل ، راهگشاى حل اختلاف مذهبى يهود و نصارا
قالت اليهود . .. و قالت النصرى ... و هم يتلون الكتب
جمله حاليه «و هم يتلون الكتاب» مى تواند به داعى تعجب ايراد شده باشد; يعنى، باعث شگفتى است كه يهود و نصارا كتابهاى آسمانى را مى خوانند، ولى در عين حال اين گونه اختلاف دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 135 - 2
2 - توافق و اتحاد يهود و نصاراى عصر بعثت عليه مسلمانان ، على رغم اختلافات شديد ايشان با يكديگر
و قالوا كونوا هوداً أو نصرى تهتدوا
هدف از «لفّ اجمالى» در آيه و بيان دو جمله در يك كلام، رساندن اتحاد و توافق يهود و نصارا عليه مسلمانان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 140 - 3
3 - يهود و نصارا - على رغم داشتن اختلاف هاى اساسى با يكديگر - بر ضد اسلام و مسلمانان همسو و هم آوا هستند .
أم تقولون إن إبراهيم . .. كانوا هوداً أو نصرى
روشن است كه يهوديان اظهار نمى داشتند كه ابراهيم و . .. نصرانى بودند و همچنين نصارا نمى گفتند كه ابراهيم و ... يهودى بودند. بنابراين آوردن «لفّ اجمالى» و بيان نكردن عقيده هر كدام به صورت تفصيلى، حاوى اين نكته است كه: آنان - على رغم اختلافاتشان - بر ضد اسلام و مسلمين هم آوا و همسو هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 111 - 10
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به مطالبه برهان از يهود و نصارا بر ادعاى محروميت مسلمانان از بهشت
قل هاتوا برهنكم إن كنتم صدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 113 - 5
5 - اتهام يهود و نصارا عليه يكديگر ( بى پايه و اساس خواندن آيين طرف مقابل ) مخالف با كتاب آسمانى خود آنان است .
و قالت اليهود . .. و هم يتلون الكتب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 31 - 17
17 - نصارا ، مدعى دوست داشتن خدا
قل ان كنتم تحبّون اللّه فاتّبعونى
در جمله «ان كنتم . .. » فرض شده كه مخاطبان مدعى دوست داشتن خداوند هستند و بنابر آنچه مجمع البيان در شأن نزول آيه آورده مراد از مخاطبان آيه مسيحيان مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 49 - 16
16 - يهود و نصارا ، مدعى پيراستگى خويش از آلودگى و انحراف
الم تر الى الذين يزكّون انفسهم
امام باقر (ع) در مورد آيه فوق فرمود: انّهم اليهود و النصارى.
تفسير تبيان، ج 3، ص 220 ; نورالثقلين، ج 1، 489، ح 295.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 14 - 2
2 - ادعاى دروغين نصرانيت ( يارى عيسى ( ع ) و دين خدا ) از سوى مسيحيان
و من الذين قالوا إنّا نصرى اخذنا ميثقهم
خداوند براى بيان اين نكته كه مسيحيان تنها مدعى نصرانيت هستند، فرمود: «و من الذين قالوا»، و نفرمود: «و من النصارى» چون آنها نه به آيين نصرانيت پايبند بودند و نه عيسى(ع) و دين خدا را يارى مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 17 - 1،20
1 - ادعاى گروهى از مسيحيان به انحصار الوهيت در حضرت مسيح ( ع )
قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم
20 - ادعاى الوهيت براى مسيح ( ع ) ، نشانه ضعف شناخت مسيحيان از خدا و قدرت مطلق اوست .
الذين قالوا . .. و للّه ملك السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 157 - 19
19 - يهود و نصارا در پيش از اسلام ، مبتلا به بهره گيرى از ناپاكى ها و پرهيز از برخى پاكى ها و پاكيزه ها
يحل لهم الطيبت و يحرم عليهم الخبئث
مراد از ضمير «هم» در «لهم» و «عليهم» به قرينه «التورية و الانجيل»، يهود و نصارا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 6
6 - توافق هاى سطحى با يهود و نصارا ، در گرايش آنان به اسلام مؤثر نيست .
و لن ترضى عنك اليهود و لاالنصرى حتى تتبع ملتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 15
15 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به پرهيز از پيروى يهود و نصارا و ردّ آراى نفسانى ايشان
و لئن اتبعت اهواءهم . .. إنك إذاً لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 51 - 1
1 - ضرورت پرهيز مسلمانان از پذيرش ولايت و حاكميت يهود و نصارا
يا ايها الذين ءامنوا لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء
يكى از معانى ولايت، امارت و سلطنت است. (قاموس المحيط)، بنابراين «ولى» مى تواند به معناى امير و حاكم باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 116 - 2
2 - داشتن زاده و اختيار كردن فرزند ، از نسبت هاى نارواى يهود ، نصارا و مشركان به خداوند
و قالوا اتخذ اللّه ولداً سبحنه
مراد از ضمير در «قالوا» - به قرينه آيه 113 - يهود، نصارا و مشركان است. يهود «عزير» و نصارا «مسيح(ع)» را فرزند خدا مى پنداشتند و مشركان نيز فرشتگان را فرزند او مى شمردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 30 - 10
10 - توبيخ يهود و نصارا از جانب خداوند ، به خاطر ادعاى دروغين فرزند بودن عزير و مسيح براى خدا
و قالت اليهود عزير ابن اللّه . .. أنى يؤفكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 63 - 6
6 - افساد مستمر نصارا
فانّ اللّه عليم بالمفسدين
مصداق مفسدان در اينجا نصارايند و واژه «مفسدين» با يك مرتبه افساد سازگار نيست بلكه ظهور در استمرار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 32
32 - بسيارى از يهوديان و مسيحيان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مردمى آلوده به گناه و معصيت
يريد اللّه ان يصيبهم ببعض ذنوبهم و إن كثيراً من الناس لفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 50 - 2
2 - بسيارى از مسيحيان و يهوديان ، در صدد جايگزينى گرايش ها و قوانين جاهلى به جاى احكام و قوانين الهى
افحكم الجهلية يبغون
«بغى»، به معناى طلب كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 63 - 1
1 - بسيارى از يهود و نصارا ، مردمى حرام خوار و داراى زبانى آلوده به گناه و سخنان ناروا
لولا ينهيهم . .. عن قولهم الاثم و اكلهم السحت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 73 - 3
3 - اختلاف عقايد مسيحيان درباره الوهيت
قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه ثالث ثلثة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 53 - 6
6 - تعهد مسلمانان سست ايمان بر يارى يهود و نصارا با سوگندهايى مؤكد
اهولاء الذين اقسموا باللّه جهد ايمنهم انهم لمعكم
برداشت فوق بر اين مبناست كه «هولاء» اشاره به بيماردلان و خطاب در «معكم» متوجه يهود و نصارا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 19 - 2
2 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) در انتظار بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) *
ياهل الكتب قد جاءكم رسولنا
كلمه «قد» مى تواند بيانگر انتظار حصول فعلى باشد كه بر سر آن آمده است. نظير «قد قامت الصلوة».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 59 - 10
10 - بيشتر يهوديان و مسيحيان ، مردمانى منحرف و بريده از تعاليم آسمانى خويش
و إن اكثركم فسقون
«فاسق» غالباً به كسى گفته مى شود كه به برخى از آيين خويش و يا به تمامى آن پايبند نباشد. (مفردات راغب.)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 113 - 6
6 - رسوخ افكار و انديشه هاى مخالف كتاب هاى آسمانى ، در عقايد و باور هاى دينى يهود و نصارا
و قالت اليهود . .. و هم يتلون الكتب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 72 - 13
13 - مسيحيان معتقد به الوهيت مسيح ( ع ) ، رويگردان از تعاليم آن حضرت
لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. يبنى اسرءيل اعبدو اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 27 - 18
18 - رهبانيت ، كه در آغاز تنها جنبه الهى داشت ، كم كم دستخوش انحراف قرار گرفت و از هدف اصلى خود خارج شد .
فما رعوها حقّ رعايتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 111 - 1،3
1 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) ، تنها خويشتن را سزاوار بهشت دانسته و ديگران را از آن ، محروم مى پندارند .
و قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً أو نصرى
ضمير در «قالوا» به «اهل الكتاب» (در آيه 109) باز مى گردد.
3 - نصارا ، بهشت را از آن خويش دانسته و ديگران را از آن بى نصيب مى پندارند .
قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً أو نصرى
نصارا جمع نصرانى است و به پيروان حضرت مسيح گفته مى شود، و «هود» جمع هائد است و به پيروان حضرت موسى اطلاق مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 136 - 15
15 - يهود و نصارا ، تنها به برخى از پيامبران ايمان داشتند .
لانفرق بين أحد منها
جمله «و ما أوتى النبيّون» دلالت بر لزوم ايمان به همه پيامبران دارد. بنابراين تأكيد آن با جمله «و لانفرق ...» اشاره به اين معنا دارد كه مخاطبان; يعنى، يهود و نصارا به همه پيامبران ايمان ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 69 - 1
1 - ايمان به خدا و قيامت و انجام عمل صالح ، شرط رهايى مسلمانان ، يهوديان ، صائبى ها و نصارا از هرگونه ترس و اندوه
إنّ الذين ءامنوا و الذين هادوا و الصبئون و النصرى . .. و لا هم يحزنون
«صابئى» كه مفرد «صابئون» است به كسى گفته مى شود كه آيين خويش را رها كرده و به آيينى ديگر گرويده باشد ; با توجه به اين معنا مى توان گفت مصداق مورد نظر از «الصبئون» در اين آيه - به قرينه وقوع آن بين «الذين ءامنوا و الذين هادوا» «و النصرى»، كسانى هستند كه با ترك اسلام و يا يهوديت پذيراى آيين نصارا شده باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 83 - 6،7،10،11
6 - گرايش مسيحيان عصر بعثت به اسلام ، برخاسته از آگاهى آنان بر حقانيت قرآن
ترى اعينهم تفيض من الدمع مما عرفوا من الحق
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «الحق» قرآن باشد.
7 - ايمان مسيحيان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تأثر شديد آنان به هنگام شنيدن قرآن ، نشانه تواضع آنان در برابر حق
و انهم لايستكبرون. و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول ... مما عرفوا من الحق
جمله «و اذا سمعوا . ..» كه حكايت از اعتراف آنان به حقانيت قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) دارد مى تواند به عنوان دليل و شاهدى بر جمله «انهم لايستكبرون» باشد.
10 - گروهى از مسيحيان ، كشيشان و راهبان عصر بعثت ، پذيراى اسلام در پى شنيدن قرآن .
و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول . .. يقولون ربنا ءامنا
11 - مسيحيان عصر بعثت پس از پذيرش اسلام با نيايش به درگاه خداوند ، خواهان پيوستن به صف شاهدان و گواهان حقانيت قرآن بودند .
ربنا ءامنا فاكتبنا مع الشهدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 84 - 1
1 - ايمان به خداوند يكتا و حقانيت قرآن تنها راه منطقى و درست در ديدگاه مسيحيان عصر بعثت پس از آشنايى با قرآن
يقولون . .. لانؤمن باللّه وما جاءنا من الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 85 - 1
1 - ايمان مسيحيان به خدا و اعترافشان به حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) موجب برخوردارى آنان از بهشت جاودان
فاثبهم اللّه بما قالوا جنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 157 - 22
22 - يهود و نصارا در قبل از اسلام ، مبتلا به تكاليفى مشقتبار و گرفتار در دام خرافات و بدعت هاى فراوان دينى بودند .
و يضع عنهم إصرهم و الأغلل التى كانت عليهم
جمع آوردن «اغلال» حكايت از گستردگى بدعتها و خرافات دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 50 - 11
11 - رهبانيت ، بدعت پيروان عيسى و انحراف از سيره آن حضرت بود .
و ءاوينهما إلى ربوة ذات قرار و معين
اين كه مكان زندگى عيسى و مادرش، همراه با امكانات و وسايل آسايش و در سرزمين خوش آب و هوا بود، مى تواند اشاره به اين مطلب باشد كه زندگى رهبانى پيروان آن حضرت، انحراف از سيره او و بدعت در دين او بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 27 - 15،16،17
15 - رهبانيت ، ابداع و نوآورى خود مسيحيان است ; نه دستورالعملى ابتدائى از جانب خداوند .
و رهبانيّة ابتدعوها
16 - رهبانيت ابداعى مسيحيان در اديان آسمانى پيشين سابقه نداشت .
و رهبانيّة ابتدعوها
17 - رهبانيت ابداعى پيروان مسيح ( ع ) ، با شرط هدف الهى ( جلب خرسندى خدا ) داشتن ، مورد موافقت و رضايت خداوند قرار گرفت .
ما كتبنها عليهم إلاّابتغاء رضون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 14 - 8،9،10
8 - كينه و دشمنى دايمى مسيحيان با يكديگر تا روز قيامت
فاغرينا بينهم العداوة و البغضاء إلى يوم القيمة
«اغرينا» از «غراء» به معناى «چسب» گرفته شده است. يعنى تنها وسيله و مايه اتصال آنها با يكديگر عداوت و دشمنى است.
9 - كينه و دشمنى دايمى مسيحيان با يكديگر ، كيفر نقض پيمان و فراموشى تذكار هاى خداوند
و من الذين قالوا إنّا نصرى اخذنا ميثقهم فنسوا حظاً . .. فاغرينا بينهم العداوة
10 - كينه و دشمنى دايمى يهود و مسيحيان با يكديگر تا روز قيامت
و لقد اخذ اللّه ميثق بنى اسرءيل . .. العداوة و البغضاء إلى يوم القيمة
بنابر اينكه ضمير در «بينهم» به يهود و نصارا برگردانده شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 111 - 8
8 - يهود و نصارا هيچ برهانى بر ادعاى خويش ( اختصاص بهشت به خويشتن و محروميت مسلمان از آن ) ندارند .
قل هاتوا برهنكم إن كنتم صدقين
«هات» (مفرد هاتوا) اسم فعل و به معناى عطا كن است. بنابراين «هاتوا برهانكم) يعنى، برهانتان را ارائه كنيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 7
7 - تعصب بى منطق يهود و نصارا در دفاع از آيين خويش و مقاومت در برابر اسلام
و لن ترضى عنك اليهود و لاالنصرى حتى تتبع ملتهم . .. و لئن اتبعت أهواءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 62 - 1
1 - مسلمانان ، يهوديان ، نصرانى ها و صابئان ، در صورت داشتن ايمان راستين به خدا و باور به قيامت و انجام عمل صالح ، از پاداشى گران قدر برخوردار خواهند شد .
إن الذين ءامنوا . .. فلهم أجرهم عند ربهم
مراد از «الذين ءامنوا» مسلمانان هستند. درباره آيين صابئى نظرات مختلفى ايراد شده است. علامه طباطبايى پس از بيان اقوال گوناگون، تأييد مى كنند كه آيين صابئى، آيينى ممزوج از دين يهود، مجوس و حرانيّه بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 37 - 6
6- خداوند پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از پيروى آرا و عقايد يهود و نصارا برحذر داشت .
و لئن اتبعت أهواءهم . .. مالك من الله من ولىّ ولاواق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 15
15 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به پرهيز از پيروى يهود و نصارا و ردّ آراى نفسانى ايشان
و لئن اتبعت اهواءهم . .. إنك إذاً لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 31 - 1
1 - تسليم و اطاعت بى چون و چراى يهود و نصارا در برابر احبار و راهبان ( پيشوايان دينى ) خويش
اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً
«اتخاذ رب» كنايه از تسليم و اطاعت بى چون و چراست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 32 - 4
4 - اطاعت محض و تبعيت كوركورانه يهود و نصارا از احبار و راهبانشان ، در راستاى مبارزه با قرآن و اسلام
اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً . .. يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 109 - 9
9 - تلاش تبليغاتى يهود و نصارا عليه اسلام و قرآن
ودّ كثير من أهل الكتب لو يردونكم من بعد إيمنكم كفاراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 32 - 1،2
1 - تلاش بى امان يهود و نصارا ، با هدف خاموش كردن نور الهى ( قرآن ) ، با سخنان و تبليغات خود
يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم
ضميرهاى جمع در «يريدون»، «يطفئوا» و «بأفواههم» به يهود و نصارا (الذين أوتوا الكتاب) بازمى گردد. قيد «بأفواههم» (با سخنان خويش) مى رساند كه: اهل كتاب براى انحراف افكار عمومى عليه قرآن و اسلام، دست به تبليغات نادرست مى زدند.
2 - موضع گيرى ها و تبليغات سوء يهود و نصارا ، عليه اسلام به مثابه پفى ناچيز در مقابل نور فروزنده و جاودان الهى
يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 147 - 6
6 - تلاش هاى تبليغى اهل كتاب ( يهود و نصارا ) بر ضد احكام اسلام ، ايجاد كننده زمينه هاى شك و ترديد در اذهان مسلمانان صدر اسلام
الحق من ربك فلاتكونن من الممترين
بر حذر داشتن مسلمانان از شك و ترديد، با فعل «فلاتكونن» - كه مقرون به نون تأكيد است - گوياى اين معناست كه: زمينه هاى شك و ترديد در مسلمانان به وجود آمده بود. از آيات قبل مى توان فهميد كه مخالفتهاى اهل كتاب منشأ اين ترديدها بوده
است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 136 - 5
5 - يهود و نصارا ، آيين الهى خويش را تحريف كرده ، احكام و معارف الهى را با امور غير دينى آميخته بودند .
قولوا ءامنا باللّه . .. و ما أوتى موسى و عيسى
چون خطاب آيه، به يهود و نصاراست و آنان خويشتن را پيروان حضرت موسى و عيسى مى شمرند، مقتضاى كلام اين بود كه به جاى «و ما أوتى موسى و عيسى» گفته شود «و ما أوتيتم». اين جايگزينى اشاره به اين نكته دارد كه: احكام و معارفى كه بر موسى و عيسى(ع) نازل شد، همانى نيست كه در اختيار يهود و نصاراست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 140 - 6
6 - تحريف تاريخ انبيا از سوى يهود و نصارا
أم تقولون إن إبراهيم و إسمعيل . .. كانوا هوداً أو نصرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 11
11 - يهود و نصارا آيين الهى خويش را با آرايى برخاسته از هوا هاى نفسانى ، آميخته بودند .
و لئن اتبعت اهواءهم
مقصود از «أهواءهم» (آراى برخاسته از هواهاى نفسانى) آيين و مرام دينى يهود و نصاراست; زيرا مبارزه آنان با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اهل ايمان بر سر باورها و احكام دينى بوده است و از آنجا كه آيين اهل كتاب، آيينى الهى بوده ولى در آيه شريفه از آن به هواهاى نفسانى تعبير شده، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 51 - 12
12 - لزوم قطع پيوند ، با كسانى كه رابطه دوستى با يهود و نصارا برقرار مى سازند .
لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء . .. و من يتولهم منكم فانه منهم
جمله «فانه منهم» مى رساند كه هر مسلمانى كه پذيراى ولايت يهود و نصارا باشد و يا با آنان روابط دوستانه برقرار كند، از زمره آنان خواهد بود و جمله «و لاتتخذوا . ..» دلالت مى كند كه نبايد با وى رابطه دوستى داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 68 - 9
9 - نزول فرمان ها و معارف الهى بر يهود و نصارا ، علاوه بر تورات و انجيل
حتّى تقيموا التورية و الانجيل و ما أنزل اليكم من ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 7
7 - تعصب بى منطق يهود و نصارا در دفاع از آيين خويش و مقاومت در برابر اسلام
و لن ترضى عنك اليهود و لاالنصرى حتى تتبع ملتهم . .. و لئن اتبعت أهواءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 157 - 22
22 - يهود و نصارا در قبل از اسلام ، مبتلا به تكاليفى مشقتبار و گرفتار در دام خرافات و بدعت هاى فراوان دينى بودند .
و يضع عنهم إصرهم و الأغلل التى كانت عليهم
جمع آوردن «اغلال» حكايت از گستردگى بدعتها و خرافات دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 17 - 14
14- همه انسان ها از هر گروه و طايفه ( مشركان ، يهود ، نصارا و . . . ) وظيفه دار ايمان به قرآن
و من يكفر به من الأحزاب فالنار موعده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 9
9 - تلاش يهود و نصارا در باز گرداندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از كعبه به قبله خويش
و ما أنت بتابع قبلتهم . .. و لئن اتبعت اهواءهم
تأكيد جمله «و لئن اتبعت . .. إنك لمن الظالمين» با لام قسم (لئن) حرف تأكيد (إن) و لام تأكيد در (لمن) بيانگر آن است كه: اهل كتاب براى گرايش دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به قبله خويش، تلاشى پى گير داشته و زمينه هاى آن را ايجاد كرده بودند. از مصداقهاى «أهواءهم» به قرينه جمله هاى پيشين، تبعيت از قبله اهل كتاب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 135 - 1
1 - هر يك از يهود و نصارا ، در تلاش براى گرايش دادن مسلمانان به آيين خويش
و قالوا كونوا هوداً أو نصرى تهتدوا
از آن جا كه يهود و نصارا يكديگر را هدايت يافته نمى دانند، معلوم مى شود: جمله «قالوا . ..» داراى «لفّ اجمالى» بوده و حاكى از دو جمله است; يعنى: قالت اليهود كونوا هوداً تهتدوا و قالت النصارى كونوا نصارى تهتدوا». مخاطبان جمله فوق به دليل آيه بعد، مسلمانان هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 82 - 10
10 - نبود روحيه سلطه گرى و گردن فرازى در بين نصارا زمينه مودت و دوستى آنان با مسلمانان
اقربهم مودة للذين ءامنوا الذين قالوا إنّا نصرى . .. و انهم لايستكبرون
بدان احتمال كه فعل «لايستكبرون» داراى متعلقى محذوف نباشد در اين صورت لايستكبرون به اين معنا است كه آنان خواهان سلطه گرى و گردن فرازى نيستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 83 - 7
7 - ايمان مسيحيان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تأثر شديد آنان به هنگام شنيدن قرآن ، نشانه تواضع آنان در برابر حق
و انهم لايستكبرون. و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول ... مما عرفوا من الحق
جمله «و اذا سمعوا . ..» كه حكايت از اعتراف آنان به حقانيت قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) دارد مى تواند به عنوان دليل و شاهدى بر جمله «انهم لايستكبرون» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 84 - 11
11 - سخن و دعاى فروتنانه مسيحيان مؤمن گواه دورى آنان از استكبار
انهم لايستكبرون . .. نطمع ان يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين
مطالب ياد شده از زبان مسيحيان در اين آيه و آيه پيشين مى تواند به منزله دليل براى «انهم لايستكبرون» - در آيه 82 - باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 65 - 8
8 - توبيخ اهل كتاب ( يهود و نصارا ) به خاطر عدم تعقل آنان در منسوب كردن حضرت ابراهيم ( ع ) به يهوديّت و نصرانيّت
يا اهل الكتاب . .. افلا تعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 50 - 2
2 - بسيارى از مسيحيان و يهوديان ، در صدد جايگزينى گرايش ها و قوانين جاهلى به جاى احكام و قوانين الهى
افحكم الجهلية يبغون
«بغى»، به معناى طلب كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 4 - 13
13 - تهديد شدن اهل كتاب ( يهود و نصارا ) به عذاب سخت الهى ، در صورت كفر به آيات خداوند ، قرآن ، تورات و انجيل
نزّل عليك . .. انّ الّذين كفروا ... لهم عذاب شديد
از شأن نزول به دست مى آيد كه مورد آيه، اهل كتابند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 113 - 14
14 - اتهام هريك از يهود و نصارا به يكديگر ( بى پايه و اساس بودن آيين يكديگر ) اتهامى جاهلانه است .
و قالت اليهود ليست النصرى . .. كذلك قال الذين لايعلمون
برداشت فوق از تشبيه سخن يهود و نصارا به گفته جاهلان، استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 113 - 14
14 - اتهام هريك از يهود و نصارا به يكديگر ( بى پايه و اساس بودن آيين يكديگر ) اتهامى جاهلانه است .
و قالت اليهود ليست النصرى . .. كذلك قال الذين لايعلمون
برداشت فوق از تشبيه سخن يهود و نصارا به گفته جاهلان، استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) به اميد اسلام آوردن يهود و نصارا ، در پى جلب رضايت و خشنودى آنان بود .
و لن ترضى عنك اليهود و لاالنصرى
بديهى است كه اهتمام پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى جلب خشنودى يهود و نصارا براى دستيابى به منافع شخصى و مانند آن نبود; بلكه در جهت ايفاى وظيفه، يعنى، گرايش دادن آنان به اسلام بوده است و لذا قيد «به اميد اسلام آوردن» در برداشت آورده شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 63 - 1،2،3،4
1 - بسيارى از يهود و نصارا ، مردمى حرام خوار و داراى زبانى آلوده به گناه و سخنان ناروا
لولا ينهيهم . .. عن قولهم الاثم و اكلهم السحت
2 - بازدارى يهوديان و مسيحيان از آلودگى به گناه ( گفتار هاى ناروا ، حرام خوارى و . . . ) ، تكليفى الهى بر عهده عالمان اهل كتاب
لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار عن قولهم الاثم و اكلهم السحت
3 - سكوت و بى تفاوتى عالمان اهل كتاب ، در برابر حرام خوارى مردم خويش و گفتار نارواى آنان
لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار عن قولهم الاثم و اكلهم السحت
4 - ربانيون و احبار ( عالمان يهود و نصارا ) مورد توبيخ خداوند به خاطر بى تفاوتى ايشان در برابر حرام خوارى مردم خويش و گفتار نارواى آنان
لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار عن قولهم الاثم و اكلهم السحت
مراد از «ربانيون» عالمان نصارا هستند و «احبار» به دانشمندان يهود، گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 19 - 9
9 - حسادت و تجاوز ، عامل مخالفت اهل كتاب ( يهود و نصارا ) با دين مورد پذيرش خدا
و ما اختلف الذين اوتوا الكتاب . .. بغياً بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 109 - 4
4 - يهوديان و نصاراى عصر بعثت ، بر ايمان مسلمانان رشك برده به آنان حسادت مىورزيدند .
ودّ كثير من أهل الكتب لو يردونكم من بعد إيمنكم كفاراً حسداً
مقصود از «اهل الكتاب» به دليل «و قالوا لن يدخل . ..» در آيه 111، يهود و نصاراست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 82 - 9
9 - مسيحيان و عالمان دينى آنان ، مردمى حق پذير و برخوردار از سلامت نفس
الذين قالوا إنّا نصرى . .. و انهم لايستكبرون
بنابر اينكه متعلق حذف شده از «لايستكبرون» كلمه اى همانند «عن اتباع الحق» باشد، آيه بعد اين معنا را تأييد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 4
4 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) مردمى لجوج و حق ناپذيرند .
و لئن أتيت الذين أوتوا الكتب بكل ءاية ما تبعوا قبلتك
جمله «لئن . ..» (به خدا قسم! اگر هر معجزه و برهانى را به اهل كتاب ارائه كنى، از قبله تو پيروى نمى كنند) گوياى عمق عناد، لجاجت و حق ناپذيرى آنان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 63 - 11
11 - قابليت نداشتن جامعه عصر عيسى ( ع ) ، براى دريافت و پذيرش تمامى حقايق *
و لأُبيّن لكم بعض الذى تختلفون فيه
اين سخن حضرت عيسى(ع) كه: «من آمده ام تا برخى از اختلافات شما را بيان كنم»، مى تواند نشانگر عدم قابليت آنان براى دريافت تمامى حقايق باشد، زيرا محدوديتى از ناحيه خود حضرتش نمى توان فرض كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 18 - 19
19 - يهود و نصارا ، همچون ساير مردمان ، مملوك و تحت حاكميت خدا هستند ، نه فرزند وى و نه برخوردار از محبتى ويژه در پيشگاه او .
و قالت اليهود و النصرى نحن ابنؤا اللّه . .. و للّه ملك السموت و الارض
در برداشت فوق، جمله «للّه ملك السموت . ..» دليل رد پندار يهود و نصارا (نحن ابنؤا اللّه و احبؤه) گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 116 - 3
3 - شناخت يهود و نصارا از خدا و صفات او ، شناختى ضعيف و ناقص
و قالوا اتخذ اللّه ولداً سبحنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 118 - 10
10 - ضعف بينش و شناخت يهود ، نصارا و مشركان عصر بعثت ، درباره خداوند
و قال الذين لايعلمون لولا يكلمنا اللّه . .. كذلك قال الذين من قبلهم مثل قولهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 157 - 21،22
21 - ر ها ساختن مردم ( يهود ، نصارا و . . . ) از تكاليف شاق و زنجير هاى خرافات ، از نشانه هاى موجود در تورات و انجيل براى شناسايى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
الذى يجدونه . .. يضع عنهم إصرهم و الأغلل التى كانت عليهم
22 - يهود و نصارا در قبل از اسلام ، مبتلا به تكاليفى مشقتبار و گرفتار در دام خرافات و بدعت هاى فراوان دينى بودند .
و يضع عنهم إصرهم و الأغلل التى كانت عليهم
جمع آوردن «اغلال» حكايت از گستردگى بدعتها و خرافات دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 51 - 10
10 - روابط و پيوند هاى يهود و نصارا با يكديگر ، خطر و هشدارى براى مسلمانان
لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء بعضهم أولياء بعض
از اينكه دوستى يهود و نصارا با يكديگر، دليل بازداشتن مسلمانان از دوستى با آنان قرار گرفته است، استفاده مى شود كه پيوند آنان، پيوندى خطرناك براى مسلمين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 118 - 9
9 - يهود و نصارا نيز همانند مشركان ، خواهان سخن گفتن خدا با آنان درباره راستى و درستى رسالت پيامبران بودند .
كذلك قال الذين من قبلهم مثل قولهم
در آيه 113 مشركان با تعبير «الذين لايعلمون» در قبال يهود و نصارا مطرح شده اند و در آيه مورد بحث مشركان با همان تعبير در قبال «الذين من قبلهم» قرار گرفته اند. از اين مقايسه معلوم مى شود: مقصود از «الذين من قبلهم» يهود و نصارا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 18 - 13
13 - يهوديان و مسيحيان خود را انسانهايى ممتاز و برتر مى پندارند .
و قالت اليهود و النصرى نحن ابنؤا اللّه . .. بل انتم بشر ممن خلق
از اينكه خداوند در رد پندار يهود و نصارا فرموده است كه شما مانند ديگر انسانها هستيد، معلوم مى شود آنها براى خود امتيازى ويژه مى پندارند و خود را برتر از ديگران مى شمارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 111 - 10
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به مطالبه برهان از يهود و نصارا بر ادعاى محروميت مسلمانان از بهشت
قل هاتوا برهنكم إن كنتم صدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 14 - 2
2 - ادعاى دروغين نصرانيت ( يارى عيسى ( ع ) و دين خدا ) از سوى مسيحيان
و من الذين قالوا إنّا نصرى اخذنا ميثقهم
خداوند براى بيان اين نكته كه مسيحيان تنها مدعى نصرانيت هستند، فرمود: «و من الذين قالوا»، و نفرمود: «و من النصارى» چون آنها نه به آيين نصرانيت پايبند بودند و نه عيسى(ع) و دين خدا را يارى مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 14 - 8،9،10
8 - كينه و دشمنى دايمى مسيحيان با يكديگر تا روز قيامت
فاغرينا بينهم العداوة و البغضاء إلى يوم القيمة
«اغرينا» از «غراء» به معناى «چسب» گرفته شده است. يعنى تنها وسيله و مايه اتصال آنها با يكديگر عداوت و دشمنى است.
9 - كينه و دشمنى دايمى مسيحيان با يكديگر ، كيفر نقض پيمان و فراموشى تذكار هاى خداوند
و من الذين قالوا إنّا نصرى اخذنا ميثقهم فنسوا حظاً . .. فاغرينا بينهم العداوة
10 - كينه و دشمنى دايمى يهود و مسيحيان با يكديگر تا روز قيامت
و لقد اخذ اللّه ميثق بنى اسرءيل . .. العداوة و البغضاء إلى يوم القيمة
بنابر اينكه ضمير در «بينهم» به يهود و نصارا برگردانده شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 137 - 4
4 - يهود و نصارا ، در صورت نپذيرفتن معارف ابلاغ شده به آنان ( ايمان به قرآن ، ايمان به همه پيامبران و . . . ) از دشمنان و ستيزه جويان با اسلام و مسلمانان ، تلقى خواهند شد .
فإن ءامنوا . .. فقد اهتدوا و إن تولوا فإنما هم فى شقاق
«شقاق» به معناى دشمنى و مخالفت كردن است. حرف «فى» مى رساند كه دشمنى و مخالفت يهود و نصارا با اسلام، سراسر وجود آنان را فرا گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 5
5 - يهود و نصارا از سر عناد و لجاجت ، قبله بودن كعبه را پذيرا نيستند .
و لئن أتيت الذين أوتوا الكتب بكل ءاية ما تبعوا قبلتك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 32 - 1،2،4،7
1 - تلاش بى امان يهود و نصارا ، با هدف خاموش كردن نور الهى ( قرآن ) ، با سخنان و تبليغات خود
يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم
ضميرهاى جمع در «يريدون»، «يطفئوا» و «بأفواههم» به يهود و نصارا (الذين أوتوا الكتاب) بازمى گردد. قيد «بأفواههم» (با سخنان خويش) مى رساند كه: اهل كتاب براى انحراف افكار عمومى عليه قرآن و اسلام، دست به تبليغات نادرست مى زدند.
2 - موضع گيرى ها و تبليغات سوء يهود و نصارا ، عليه اسلام به مثابه پفى ناچيز در مقابل نور فروزنده و جاودان الهى
يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم
4 - اطاعت محض و تبعيت كوركورانه يهود و نصارا از احبار و راهبانشان ، در راستاى مبارزه با قرآن و اسلام
اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً . .. يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم
7 - اسلام ، همواره در معرض كينه و عداوت يهود و نصارا
يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم
با توجه به اينكه جمله «يريدون . .. » مفيد استمرار است برداشت فوق استفاده مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 83 - 11
11 - مسيحيان عصر بعثت پس از پذيرش اسلام با نيايش به درگاه خداوند ، خواهان پيوستن به صف شاهدان و گواهان حقانيت قرآن بودند .
ربنا ءامنا فاكتبنا مع الشهدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 84 - 11
11 - سخن و دعاى فروتنانه مسيحيان مؤمن گواه دورى آنان از استكبار
انهم لايستكبرون . .. نطمع ان يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين
مطالب ياد شده از زبان مسيحيان در اين آيه و آيه پيشين مى تواند به منزله دليل براى «انهم لايستكبرون» - در آيه 82 - باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 74 - 1
1 - دعوت خداوند از معتقدان به تثليث و الوهيت مسيح ( ع ) ، براى استغفار و بازگشت به خدا
افلا يتوبون إلى اللّه و يستغفرونه
به قرينه آيات پيشين (قالوا ان اللّه هو المسيح . .. قالوا ان اللّه ثالث ثلثة) فاعل «يتوبون ...» مسيحيان هستند و متعلق توبه و استغفار، عقيده به الوهيت مسيح(ع) و تثليث مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 137 - 5
5 - دفع شر يهوديان و نصرانيان از جامعه اسلامى ، وعده و نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فإنما هم فى شقاق فسيكفيكهم اللّه و هو السميع العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 41 - 10
10 - دستيابى به متاع دنيا ، از هدف هاى يهود و نصارا در كفر به قرآن و انكار حقايق تورات و انجيل
و لاتشتروا بأيتى ثمناً قليلا
كلمه «آياتى» علاوه بر قرآن، شامل حقايق بيان شده در تورات و انجيل نيز هست. گويا آوردن اسم ظاهر (آياتى) به جاى ضمير «به»، براى تأمين اين هدف باشد. قابل ذكر است كه چون سخن درباره ايمان به قرآن بود، مصداق مورد نظر براى «آياتى»
حقايقى از تورات و انجيل است كه دليل بر حقانيت قرآن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 51 - 2،3،4،8،17
2 - حرمت ايجاد روابط دوستى با يهود و نصارا
لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء
در برداشت فوق «ولى» به معناى دوست كه يكى از معانى آن است، گرفته شده است.
3 - يهود و نصارا ، مردمى غير قابل اعتماد و ناشايست براى برقرارى روابط دوستى مسلمانان با آنان
يا ايها الذين ءامنوا لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء
كلمه «اتخاذ» به معناى برگزيدن و اعتماد كردن است. (مجمع البيان).
4 - ناسازگارى ايمان با ايجاد پيوند دوستى و مودت با يهود و نصارا
يا ايها الذين ءامنوا لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء
مخاطب قرار دادن مسلمانان با عنوان اهل ايمان و سپس نهى از ايجاد روابط دوستى با يهود و نصارا، گوياى برداشت فوق است.
8 - پايبند نبودن يهود و نصارا به تعهدات خويش نسبت به مسلمانان ، فلسفه حرمت ايجاد روابط با آنان
لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء بعضهم أولياء بعض
17 - دوستى با يهود و نصارا و پذيرش ولايت آنان ، ظلم و موجب محروميت از هدايت الهى
و من يتولهم منكم فانه منهم إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 52 - 13،14،20،23
13 - داشتن پناهگاهى امن در صورت شكست اسلام ، انگيزه دوستى مسلمانان بيمار دل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) با يهود و نصارا و پذيرش ولايت آنان
يقولون نخشى ان تصيبنا دائرة
14 - مصلحت انديشى و ترس از پيشامد هاى ناگوار ، بهانه بيماردلان براى دوستى با يهود و نصارا
يقولون نخشى ان تصيبنا دائرة
«دائرة» از مصدر «دوران» (چرخيدن) است ; كه در برداشت فوق به معناى حادثه هاى ناگوار گرفته شده ; چون چرخش روزگار احياناً موجب كمبودهايى نظير قحطى، خشكسالى و ديگر حوادث تلخ مى شود.
20 - پشيمانى ، فرجام ايجاد روابط دوستى با يهود و نصارا و پذيرش ولايت آنان
يسرعون فيهم . .. فيصبحوا على ما اسروا فى انفسهم ندمين
23 - نزول عذاب الهى بر دشمنان دين ، مايه پشيمانى مسلمانان سست ايمان از دلبستگى به يهود و نصارا
او امر من عنده فيصبحوا على ما اسروا فى انفسهم ندمين
برداشت فوق بر اين احتمال است كه مراد از «امر»، عذاب دنيوى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 53 - 1،2
1 - سوگند مؤكد يهود و نصارا بر يارى مسلمانانى كه با آنان روابط دوستى داشتند .
اهولاء الذين اقسموا باللّه جهد ايمنهم انهم لمعكم
برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «هولاء»، اشاره به يهود و نصارا بوده و مخاطب در «لمعكم» همان بيماردلانى باشند كه پيوند ولايى با يهود و نصارا داشتند. كلمه «جهد» مفعول مطلق براى «اقسموا» مى باشد ; يعنى سوگند ياد كردند در بالاترين درجه سوگند.
2 - ناتوانى يهود و نصارا بر يارى مسلمانانى كه با آنان روابط دوستى داشتند .
اهولاء الذين اقسموا باللّه جهد ايمنهم انهم لمعكم
لحن ملامت بار جمله «اهولاء . ..» حكايت از آن دارد كه يهود و نصارا در عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، رسوا شده و به ذلت افتادند ; بگونه اى كه نتوانستند به تعهد خويش با مسلمانان سست ايمان پايبند بمانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 54 - 4،5،11
4 - پذيرش ولايت و دوستى يهود و نصارا ، ارتداد و بازگشت از دين است .
و من يتولهم منكم فانه منهم . .. يا ايها الذين ءامنوا من يرتد منكم عن دينه
با توجه به آيات گذشته معلوم مى شود از مصاديق مورد نظر براى مرتدان، مسلمانانى هستند كه - على رغم نهى خداوند - با يهود و نصارا ارتباط دوستى و ولايى برقرار مى كنند.
5 - ارتداد برخى مسلمانان صدر اسلام ، با پذيرش ولايت و دوستى يهود و نصارا
فترى الذين فى قلوبهم مرض . . يا ايها الذين ءامنوا من يرتد منكم عن دينه
11 - دوستى با كافران ( يهود و نصارا و . . . ) ، ناسازگار با عشق به خداوند
و من يتولهم منكم . .. فسوف يأتى اللّه بقوم يحبهم و يحبونه
با توجه به ارتباط آيه مورد بحث با آيات گذشته، معلوم مى شود كه توصيف مؤمنان واقعى به ويژگيهاى ياد شده براى اشاره به اين حقيقت است كه مدعيان اسلام در صورت گرايش به كافران (من يتولهم منكم) نمى توانند آن ويژگيها - و از جمله محبت و عشق به خدا - را دارا باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 51 - 6
6 - يهود و نصارا ، تنها با يكديگر و همكيشان خويش روابط دوستى داشته و به آن وفادار هستند .
يا ايها الذين ءامنوا لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء بعضهم أولياء بعض
چون جمله «بعضهم أولياء بعض» به منزله دليل براى جمله «لاتتخذوا . ..» است، معناى حصر از آن استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 17 - 31
31 - برخورد منطقى و استدلالى قرآن با مسيحيان ، در مورد پندار الوهيت براى مسيح ( ع )
الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. و اللّه على كل شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 62 - 6
6 - آيين يهود ، نصارا و صابئان ، از اديان الهى و آسمانى است .
إن الذين ءامنوا . .. و الصبئين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 48 - 24
24 - يهوديان ، مسيحيان و مسلمانان ، هر كدام داراى آيين و شريعتى خاص
لكل جعلنا منكم شرعة و منهاجاً
با توجه به آيات گذشته كه درباره يهوديان، مسيحيان و مسلمانان سخن داشت، مى توان گفت خطاب در «منكم» متوجه همه آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 53 - 3
3 - يهود و نصارا در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شوكت خويش را از دست دادند و به ذلت و خوارى كشيده شدند .
اهولاء الذين اقسموا باللّه جهد ايمنهم انهم لمعكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 27 - 10
10 - پيروان عيسى ( ع ) ، انسان هايى رؤوف و مهربان بودند .
و جعلنا فى قلوب الذين اتّبعوه رأفة و رحمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 6 - 7
7 - كافران به اسلام ( يهوديان ، مسيحيان ، مجوسيان و مشركان ) ، شرورترين مردم و بدترين مخلوقات اند .
الذين كفروا من أهل الكتب و المشركين . .. أُولئك هم شرّ البريّة
«بريّة» (فعيلة به معناى مفعولة) با كلمه «برى» (به وزن «عصا»; يعنى، خاك) هم خانواده است و تمام خاكيان، از جمله بشر را شامل مى شود (مصباح و مفردات). برخى گفته اند: اين كلمه با فعل «بَرَءَ» (به معناى «خَلَقَ») هم خانواده است و بر تمام مخلوقات تطبيق مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 66 - 25
25 - بهره مندى يهود و نصارا از نعمت هاى بيكران خداوند ، در گرو برپا داشتن حكومت و ولايت الهى
و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل . .. لاكلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم
امام باقر(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: الولاية.
كافى، ج 1، ص 413، ح 6; نورالثقلين، ج 1، ص 650، ح 485.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 50 - 11
11 - رهبانيت ، بدعت پيروان عيسى و انحراف از سيره آن حضرت بود .
و ءاوينهما إلى ربوة ذات قرار و معين
اين كه مكان زندگى عيسى و مادرش، همراه با امكانات و وسايل آسايش و در سرزمين خوش آب و هوا بود، مى تواند اشاره به اين مطلب باشد كه زندگى رهبانى پيروان آن حضرت، انحراف از سيره او و بدعت در دين او بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 27 - 14،23
14 - ظهور رهبانيت ( ترك دنيا و ديرنشينى ) ، در ميان پيروان عيسى ( ع )
و رهبانيّة ابتدعوها
23 - « عن ابن مسعود قال : دخلت على النبى (صلی الله علیه و آله) فقال : يابن مسعود اختلف من كان قبلكم على اثنين و سبعين فرقة نجا منها اثنتان و هلك سائرهنّ ، فرقة قاتلوا الملوك على دين عيسى ( ع ) فقتلوهم و فرقة لم تكن لهم طاقة لموازاة الملوك . . . فساحوا فى البلاد و ترهبوا ، و هم الذين قال اللّه لهم : . . . « و رهبانيّة ابتدعوها ما كتبناها عليهم . . . ;
از ابن مسعود روايت شده است كه گويد: به خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) رسيدم. آن حضرت به من فرمود: كسانى كه قبل از شما بودند، اختلاف كرده و 72 فرقه شدند كه دو فرقه نجات يافته و بقيه هلاك گشتند. اولين فرقه نجات يافته كسانى بودند كه براى دين عيسى با پادشاهان جنگيدند و كشته شدند و فرقه دوم كسانى بودند كه توان مقابله با پادشاهان را نداشتند... پس در سرزمين ها متفرق شدند و رهبانيت اختيار كردند و اينها همان كسانى اند كه خداوند درباره آنان فرمود: رهبانيّة ابتدعوها ما كتبناها عليهم...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 52 - 4
4 - سستى ايمان زمينه گرايش به يهود و نصارا و طرح دوستى با آنان
فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم
مراد از بيماردلان، كسانى هستند كه نسبت به حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يا برخى از معارف دين در شك بوده و ايمانى ضعيف دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 52 - 4
4 - سستى ايمان زمينه گرايش به يهود و نصارا و طرح دوستى با آنان
فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم
مراد از بيماردلان، كسانى هستند كه نسبت به حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يا برخى از معارف دين در شك بوده و ايمانى ضعيف دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 2 - 8
8 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) ، در صورت توطئه عليه اسلام و مسلمانان ، در زمره كافران اند .
الذين كفروا من أهل الكتب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 36 - 3
3- يهود و نصارا ، در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به گروههايى با گرايش هاى مختلف ، تقسيم شده بودند .
والذين ءاتينهم الكتب يفرحون . .. و من الأحزاب من ينكر بعضه
«حزب» - چنان چه از«لسان العرب» استفاده مى شود - به مردمى كه داراى انديشه و رفتارى مشابهند گفته مى شود. «ال» در «الأحزاب» عهد ذكرى و اشاره به «الذين ...» (يهود و نصارا) دارد. بنابراين آنان در عصر بعثت به چند حزب كه هر يك عقايد و گرايشهاى متفاوتى داشتند، تقسيم شده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 66 - 3
3 - سرزنش اهل كتاب ( علماى يهود و نصارا ) به خاطر محاجّه و انتساب ناآگاهانه ابراهيم ( ع ) به يهوديّت و نصرانيّت
فلم تحاجّون فيما ليس لكم به علم
آنچه يهوديان و نصارا بدان علم نداشتند و درباره آن احتجاج مى كردند، انتساب ابراهيم به يهوديت و نصرانيت بوده و لذا به خاطر آن، سرزنش شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 53 - 8
8 - يهوديان و مسيحيان دلگرم به يارى و همگامى مسلمانان سست ايمان ، مورد ملامت مؤمنان پس از پيروزى
و يقول الذين ءامنوا اهولاء الذين اقسموا . .. انهم لمعكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 74 - 2
2 - مسيحيان به خاطر پافشارى به عقايد باطل خويش ( الوهيت مسيح ( ع ) و تثليث ) مورد توبيخ خداوند
لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. افلا يتوبون إلى اللّه
استفهام توبيخى در «افلا يتوبون . ..» براى سرزنش مسيحيان بر ترك توبه و استغفار از عقايد كفرآميز بكار رفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 76 - 2
2 - مسيحيان ، مورد نكوهش خداوند به خاطر پرستش غير خدا
قل اتعبدون من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 30 - 10
10 - توبيخ يهود و نصارا از جانب خداوند ، به خاطر ادعاى دروغين فرزند بودن عزير و مسيح براى خدا
و قالت اليهود عزير ابن اللّه . .. أنى يؤفكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 31 - 2
2 - توبيخ يهود و نصارا از سوى خدا ، به خاطر ارج نهادن به پيشوايان دينى خود ( احبار و راهبان ) تا حد پروردگارى
اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 16 - 12
12 - يهود و نصارا مورد نكوهش خداوند ، به خاطر بى تفاوتى شان در برابر تذكار ها و رهنمود هاى تورات و انجيل
و لايكونوا كالذين أُوتوا الكتب من قبل
مراد از «الذين اُوتوا الكتاب» پيروان موسى(ع) و عيسى(ع) است. برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند، به مسلمانان هشدار مى دهد كه مبادا مانند يهود و نصارا شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 171 - 26
26 - خير و سعادت مسيحيان در گرو پرهيز از تثليث و سه گانه پرستى
ياهل الكتب . .. و لاتقولوا ثلثة انتهوا خيراً لكم
در برداشت فوق كلمه «خيراً» خبر براى فعل محذوف (يكن) گرفته شده است و جمله با تقدير آن چنين است: «انتهوا ان تنتهوا يكن خيراً لكم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 53 - 1
1 - سوگند مؤكد يهود و نصارا بر يارى مسلمانانى كه با آنان روابط دوستى داشتند .
اهولاء الذين اقسموا باللّه جهد ايمنهم انهم لمعكم
برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «هولاء»، اشاره به يهود و نصارا بوده و مخاطب در «لمعكم» همان بيماردلانى باشند كه پيوند ولايى با يهود و نصارا داشتند. كلمه «جهد» مفعول مطلق براى «اقسموا» مى باشد ; يعنى سوگند ياد كردند در بالاترين درجه سوگند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 109 - 12
12 - يهود و نصارا با بهانه قرار دادن نسخ اديان و نسخ برخى از آيات قرآن ، در صدد ايجاد شبهه در اذهان مسلمانان بودند .
ما ننسخ من ءاية . .. أم تريدون أن تسئلوا رسولكم ... ودّ كثير من أهل الكتب
بيان تلاش اهل كتاب براى مرتد ساختن مسلمانان پس از مطرح ساختن پرسشها و درخواستهاى نابه جا درباره نسخ و بيان اثر سوء آن در خواستها (تبديل شدن ايمان به كفر)، گوياى اين است كه: اهل كتاب در صدد بودند مسلمانان را درباره نسخ به شبهه اندازند و آنان رادر ايمانشان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) دچار ترديد كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 6 - 7
7 - كافران به اسلام ( يهوديان ، مسيحيان ، مجوسيان و مشركان ) ، شرورترين مردم و بدترين مخلوقات اند .
الذين كفروا من أهل الكتب و المشركين . .. أُولئك هم شرّ البريّة
«بريّة» (فعيلة به معناى مفعولة) با كلمه «برى» (به وزن «عصا»; يعنى، خاك) هم خانواده است و تمام خاكيان، از جمله بشر را شامل مى شود (مصباح و مفردات). برخى گفته اند: اين كلمه با فعل «بَرَءَ» (به معناى «خَلَقَ») هم خانواده است و بر تمام مخلوقات تطبيق مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 157 - 24
24 - رستگارى همگان ، حتى يهود و نصارا ، در گرو ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دفاع از او در مقابل دشمنان و تقويت وى در پيشبرد رسالت است .
فالذين ءامنوا و عزّروه و نصروه . .. أولئك هم المفلحون
«تعزير» به معناى يارى كردن با شمشير است. بنابراين «الذين ... عزّروه» كسانى هستند كه از پيامبر در مقابل هجوم دشمنان دفاع مى كنند. «نصر» به معناى مطلق يارى كردن است، ولى چون «نصروه» در مقابل «عزّروه» قرار گرفته، مراد از آن يارى دادن در غير مسائل دفاعى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 5
5 - هيچ امرى جز تبعيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از آيين نصرانيت ، تأمين كننده رضايت نصارا از آن حضرت نبود .
و لن ترضى عنك اليهود و لاالنصرى حتى تتبع ملتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 137 - 2
2 - يهود و نصارا ، تا آن گاه كه به قرآن و تمامى پيامبران و همه كتاب هاى آسمانى ايمان نياوردند ، هدايت يافته نيستند .
فإن ءامنوا بمثل ما ءامنتم به فقد اهتدوا
مراد از ضمير فاعلى در «ءامنوا» و «اهتدوا»، به دليل آيه 135، يهود و نصارا هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 67 - 8
8 - يهود و نصارا ، منحرف از حق ، عصيانگر در برابر خدا و مشرك
و لكن كان حنيفاً مسلماً و ما كان من المشركين
بنابراينكه جمله «و لكن كان . .. »، تعريضى به يهوديان و نصارا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 171 - 33
33 - مسيحيان ، معتقد به فرزندى حضرت عيسى ( ع ) براى خداوند
ياهل الكتب . .. انما المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه و كلمته القها إلى مريم و رو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 76 - 2
2 - مسيحيان ، مورد نكوهش خداوند به خاطر پرستش غير خدا
قل اتعبدون من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 118 - 7
7 - عيسى ( ع ) منزه از هرگونه نقشى در گرايش هاى شرك آلود امت خويش
ان تعذبهم . .. و إن تغفر لهم
مسيح(ع) با جداسازى سرنوشت مسيحيان مشرك از سرنوشت خويش با جمله «ان تعذبهم . ..» و نه «ان تعذبنا» اشاره به اين دارد كه وى هيچگونه نقشى در گرايش امت خويش به شرك نداشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 31 - 10
10 - يهود و نصارا ، مردمانى شرك پيشه
اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً من دون اللّه . .. سبحنه عما يشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 33 - 10
10 - يهود و نصارا ، مردمانى شرك پيشه
اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً . .. و لو كره المشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 36 - 9
9- گروه هايى از يهود و نصارا داراى گرايشهايى شرك آلود بودند .
و من الأحزاب من ينكر بعضه قل إنما أُمرت أن أعبد الله و لا أُشرك به
چون جمله «قل إنما اُمرت . ..» - كه حاكى از توحيد و يكتاپرستى است - در پاسخ گروه هايى از يهود و نصارا قرار گرفته است ، معلوم مى شود اين گروه ها به پرستش غير خدا و شرك در عبادت روى آورده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 53 - 18
18 - ناكامى يهود و نصارا در بهره گيرى از روابط دوستانه خويش با مسلمانان سست ايمان
حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين
در برداشت فوق «هولاء» اشاره به بيماردلان مسلمان و خطاب در «معكم» متوجه يهود و نصارا دانسته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 16 - 18
18 - يهود و نصارا ، مردمانى گرفتار قساوت قلب و سنگدلى
و لايكونوا كالذين أُوتوا الكتب . .. فقست قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 17 - 20
20 - ادعاى الوهيت براى مسيح ( ع ) ، نشانه ضعف شناخت مسيحيان از خدا و قدرت مطلق اوست .
الذين قالوا . .. و للّه ملك السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 53 - 2
2 - ناتوانى يهود و نصارا بر يارى مسلمانانى كه با آنان روابط دوستى داشتند .
اهولاء الذين اقسموا باللّه جهد ايمنهم انهم لمعكم
لحن ملامت بار جمله «اهولاء . ..» حكايت از آن دارد كه يهود و نصارا در عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، رسوا شده و به ذلت افتادند ; بگونه اى كه نتوانستند به تعهد خويش با مسلمانان سست ايمان پايبند بمانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 140 - 9
9 - يهود و نصارا به خاطر كتمان حقايقى درباره ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) و نوادگان يعقوب ، از ظالمترين مردم هستند .
أم تقولون إن إبراهيم . .. و من أظلم ممن كتم شهدة عنده من اللّه
از مصداقهاى مورد نظر براى «شهادة من اللّه» به قرينه صدر آيه، حقايقى است درباره ابراهيم(ع) و ساير پيامبران ياد شده در آيه.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 51 - 15
15 - يهود و نصارا ، مردمى گمراه و ستمگر
إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين
از مصاديق مورد نظر براى «الظلمين» - به قرينه صدر آيه - ، يهود و نصارا هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 32 - 6
6 - ناتوانى يهود و نصارا از مغلوب ساختن و نابود كردن اسلام ، در پرتو تبليغات بى امان خويش
يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم و يأبى اللّه إلا أن يتم نوره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 18 - 11
11 - گرفتارى گنهكاران يهود و نصارا به عذاب هاى دنيوى *
قل فلم يعذبكم بذنوبكم
چون مسيحيان خود را مصون از عذاب قيامت مى دانند، بنابراين در صورتى استدلال تمام است كه مراد از عذاب، عذابهاى دنيوى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 14 - 19
19 - مسيحيان پيمان شكن ، مورد تهديد خداوند به عذاب و كيفر اعمال خويش
و سوف ينبئهم اللّه بما كانوا يصنعون
جمله «ينبئهم اللّه . ..»، كنايه از كيفر دادن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 52 - 24
24 - مشركان ، يهود و نصاراى عصر بعثت ، همواره در خطر گرفتارى به عذاب الهى بودند .
او امر من عنده فيصبحوا على ما اسروا فى انفسهم ندمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 16 - 20
20 - بسيارى از اهل كتاب ( يهود و نصارا ) ، فاسق و متمرداند .
و كثير منهم فسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 67 - 8
8 - يهود و نصارا ، منحرف از حق ، عصيانگر در برابر خدا و مشرك
و لكن كان حنيفاً مسلماً و ما كان من المشركين
بنابراينكه جمله «و لكن كان . .. »، تعريضى به يهوديان و نصارا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 59 - 4
4 - احتجاج خداوند با مسيحيان در ردّ پندار غلط آنان ( فرزند خدا بودن حضرت عيسى ( ع ) )
انّ مثل عيسى عنداللّه كمثل ادم خلقه من تراب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 60 - 6
6 - كيفيّت خلقت عيسى و دروغ پردازى هاى نصارا در مورد آن ، زمينه ايجاد شبهه
فلا تكن من الممترين
آنچه مى تواند براى مخاطبين قرآن در مورد حضرت مسيح، ترديد ايجاد كند، همان خلقت استثنايى آن حضرت است كه با توجّه به «انّ مثل . .. »، اين شبهه از بين مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 61 - 3،17
3 - رد پندار باطل نصارا در مورد حضرت عيسى ( ع ) ، با اقامه برهان از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
انّ مَثَل عيسى . .. فمن حاجّك فيه من بعد ما جاءك من العلم
17 - نصارا على رغم ادّعاىِ الوهيّت حضرت عيسى ( ع ) و فرزندى او براى خداوند ، خود به آن اعتقاد نداشتند .
انّ مثل عيسى . .. فنجعل لعنت اللّه على الكاذبين
مراد از «الكاذبين»، مسيحيان هستند و نسبت كذب به آنان، نشانگر اين است كه آنان به ادعاى خود اعتقاد نداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 62 - 1،6
1 - تنها آنچه در قرآن درباره حضرت عيسى ( ع ) بيان شد ، حق است ; نه آنچه مسيحيان مى پندارند .
انّ هذا لهو القصص الحق
حَصر، از ضمير فصل استفاده شده و قصر در اين جمله، قصر قلب است.
6 - مسيحيان مدّعى الوهيّت حضرت عيسى ( ع ) ، و تخطئه آن از سوى خداوند
ان مثل عيسى عند اللّه كمثل ادم خلقه من تراب . .. و ما من اله الا اللّه
جمله «و ما من اله الا اللّه» كه بيانگر تخصيص الوهيت به خداوند است، به قرينه آيات قبل، تعريض به مسيحيان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 65 - 3،6،7
3 - نصارا ، ابراهيم ( ع ) را نصرانى و يهوديان ، او را يهودى مى پنداشتند .
لم تحاجّون فى ابرهيم و ما انزلت التورية و الانجيل
6 - پندار نصارا ، در انحصار آيين الهى به نصرانيت و يهوديان ، به يهوديت *
يا اهل الكتاب . .. و ما انزلت التورية و الانجيل الاّ من بعده
با توجه به تقدم زمانى ابراهيم (ع) بر يهود و نصارا، انتساب يهوديت و نصرانيّت به ابراهيم، ناشى از پندارى است كه در برداشت آمده است.
7 - نزول تورات و انجيل پس از ابراهيم ( ع ) ، دليل بطلان ادعاى يهودى يا نصرانى بودن آن حضرت
يا اهل الكتاب لم تحاجّون فى ابرهيم و ما انزلت التورية و الانجيل الاّ من بعده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 66 - 2
2 - احتجاج بحق يهود با نصارا ، درباره عدم الوهيّت عيسى ( ع ) و پسر خدا نبودن وى
حاججتم فيما لكم به علم
احتجاج يهود در موردى كه علم داشتند، عبارت بود از عدم الوهيّت حضرت عيسى (ع) و . .. كه اين احتجاج، بحق بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 67 - 2،4
2 - يهود ، مدّعى يهوديت ابراهيم ( ع ) و نصارا ، مدّعى نصرانيّت او بودند .
يا اهل الكتاب . .. ما كان ابراهيم يهوديّاً و لا نصرانياً
4 - ادعاى مسيحيّت ابراهيم ( ع ) ، حجت نصارا براى حقّانيت خويش در مقابل يهوديان *
يا اهل الكتاب لم تحاجّون فى ابرهيم . .. ما كان ابراهيم يهوديّاً و لا نصرانيّاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 68 - 5
5 - يهود و نصارا هر يك مدعى انتساب و پيوند دينى با ابراهيم ( ع ) بودند .
يا اهل الكتاب لم تحاجّون فى ابرهيم . .. انّ اولى الناس بابرهيم لَلّذين اتّبعوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 111 - 1،3،6،7
1 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) ، تنها خويشتن را سزاوار بهشت دانسته و ديگران را از آن ، محروم مى پندارند .
و قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً أو نصرى
ضمير در «قالوا» به «اهل الكتاب» (در آيه 109) باز مى گردد.
3 - نصارا ، بهشت را از آن خويش دانسته و ديگران را از آن بى نصيب مى پندارند .
قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً أو نصرى
نصارا جمع نصرانى است و به پيروان حضرت مسيح گفته مى شود، و «هود» جمع هائد است و به پيروان حضرت موسى اطلاق مى گردد.
6 - محروميت مسلمانان از بهشت از خيالات واهى و نادرست يهود و نصارا
تلك أمانيّهم
«أمانى» جمع امنية و به معناى آرزوها، خيالات واهى و دروغهاى يافته شده است.
7 - عقايد و باور هاى دينى يهود و نصارا ، آميخته با خيالات واهى است .
تلك أمانيّهم
«تلك أمانيهم» حاكى از اين است كه: پندار يهود و نصارا بر محروميت ديگران از بهشت، از خيالات و آرزوهاى آنان است و اين در حالى است كه يهود و نصارا، آن پندار را يك عقيده و باور دينى مى شمرند. بنابراين عقايد مذهبى و باورهاى دينى يهود با آرزوها و خيالات آميخته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 113 - 2
2 - نصارا ، آيين يهود را آيينى پوچ و بى پايه و اساس مى شمردند .
و قالت النصرى ليست اليهود على شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 116 - 2،3
2 - داشتن زاده و اختيار كردن فرزند ، از نسبت هاى نارواى يهود ، نصارا و مشركان به خداوند
و قالوا اتخذ اللّه ولداً سبحنه
مراد از ضمير در «قالوا» - به قرينه آيه 113 - يهود، نصارا و مشركان است. يهود «عزير» و نصارا «مسيح(ع)» را فرزند خدا مى پنداشتند و مشركان نيز فرشتگان را فرزند او مى شمردند.
3 - شناخت يهود و نصارا از خدا و صفات او ، شناختى ضعيف و ناقص
و قالوا اتخذ اللّه ولداً سبحنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 135 - 3
3 - هر يك از يهود و نصارا ، آيين خويش را موجب هدايت بشر مى پنداشتند .
قالوا كونوا هوداً أو نصرى تهتدوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 140 - 2
2 - نصارا آيين ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب و نوادگانش را آيين نصرانيت و ايشان را نصرانى مى دانستند .
أم تقولون إن إبراهيم و إسمعيل . .. كانوا هوداً أو نصرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 171 - 9،23،33
9 - پندار مسيحيان درباره مسيح ، پندارى غلوآميز
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم . .. انما المسيح عيسى ابن مريم
23 - مسيحيان معتقد به تثليث ، غلو كنندگان در دين هستند .
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم . .. و لاتقولوا ثلثة
33 - مسيحيان ، معتقد به فرزندى حضرت عيسى ( ع ) براى خداوند
ياهل الكتب . .. انما المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه و كلمته القها إلى مريم و رو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 172 - 2
2 - غلو مسيحيان درباره حضرت عيسى با نقض شمردن بندگى او براى خدا
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم . .. لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه
جمله «لن يستنكف» اشاره به اين معنا دارد كه مسيحيان بندگى مسيح را براى خداوند انكار مى كردند و گويا شان وى را بالاتر از بندگى مى پنداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 17 - 5،20
5 - اعتراف مسيحيان به فرزندى مسيح ( ع ) براى مريم ( ع )
قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم
ظاهراً توصيف مسيح(ع) به «ابن مريم» از كلام مسيحيان است. يعنى به اين حقيقت كه مسيح(ع) فرزند مريم است، معترف هستند.
20 - ادعاى الوهيت براى مسيح ( ع ) ، نشانه ضعف شناخت مسيحيان از خدا و قدرت مطلق اوست .
الذين قالوا . .. و للّه ملك السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 18 - 1،2،3،4،8،15
1 - يهوديان و مسيحيان خود را پسران خدا و محبوب پيشگاه او مى پندارند .
و قالت اليهود و النصرى نحن ابنؤا اللّه و احبؤه
2 - فرزند داشتن خدا ، از پندار هاى باطل يهود و نصارا
و قالت اليهود و النصرى نحن ابنؤا اللّه و احبؤه
3 - هر يك از يهود و نصارا ، خو را از مقربان خداوند مى پندارند .
و قالت اليهود و النصرى نحن ابنؤا اللّه و احبؤه
بنابر اينكه مقصود از «ابناء»، معناى كتابى آن (مقربان) باشد.
4 - محبت و عشق به خدا ، ادعاى واهى يهود و نصارا
و قالت اليهود و النصرى نحن ابنؤا اللّه و احبؤه
برداشت فوق بر اين مبناست كه «احباء»، جمع «حبيب»، و به معناى اسم فاعل (محبان) باشد.
8 - گرفتارى گنهكاران يهود و نصارا به عذاب الهى ، ردى بر پندار تقرب و محبوب بودنشان نزد خداوند
قل فلم يعذبكم بذنوبكم
15 - همسانى و همگونى يهود و نصارا با ديگر انسان ها ، دليل نادرستى پندار آنان بر محبوبيت و تقرب در پيشگاه خداوند
نحن ابنؤا اللّه و احبؤه . .. بل انتم بشر ممن خلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 72 - 5،14
5 - اعتراف مسيحيان به فرزندى مسيح ( ع ) براى مريم
قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم
14 - مسيحيان معتقد به الوهيت مسيح ( ع ) مردمى كافر و مشرك
لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم . .. انه من يشرك باللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 73 - 1،3
1 - گروهى از نصارا معتقد به تثليت در الوهيت
لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه ثالث ثلثة
كلمه «ثالث ثلثة» به معناى يكى از سه تا مى باشد و مراد از آن «اللّه»، «مسيح» و «روح القدس» است و چون براى مسيح و روح القدس، الوهيت قائل بودند، معناى «اللّه ثالث ثلثة» اين مى شود كه خداوند، يكى از سه اقنومى است كه داراى الوهيت مى باشد و از اين اعتقاد به تثليث تعبير مى شود.
3 - اختلاف عقايد مسيحيان درباره الوهيت
قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه ثالث ثلثة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 74 - 2
2 - مسيحيان به خاطر پافشارى به عقايد باطل خويش ( الوهيت مسيح ( ع ) و تثليث ) مورد توبيخ خداوند
لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. افلا يتوبون إلى اللّه
استفهام توبيخى در «افلا يتوبون . ..» براى سرزنش مسيحيان بر ترك توبه و استغفار از عقايد كفرآميز بكار رفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 75 - 15،20
15 - الوهيت مريم ( ع ) ( مادر مسيح ( ع ) ) پندار برخى از مسيحيان *
كانا يأكلان الطعام
تصريح به نياز روزمره حضرت مريم(ع) به تغذيه كه صفتى ناسازگار با خدا بودن است، مى رساند كه گروهى از مسيحيان چنين مى پنداشتند كه وى داراى مقام الوهيت مى باشد.
20 - اصرار مسيحيان بر تثليث و الوهيت مسيح ( ع ) على رغم استدلال هاى روشن قرآن بر بطلان عقيده آنان
انظر كيف نبين لهم الايت ثم انظر انى يؤفكون
«يوفكون» از مصدر «افك» به معناى بازگرداندن است. و «انى» به معناى كجا و چگونه است، بنابراين جمله «انظر انى يوفكون» يعنى بنگر آنان - على رغم بيان دلايلى روشن بر واهى بودن تثليث و الوهيت مسيح(ع) - چگونه از حق منحرف مى شوند و به كجا نگون مى گردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 5
5 - پندار تثليث و الوهيت مسيح ( ع ) و مادرش مريم ، مصداق روشن گزافه گويى و غلو مسيحيان در دين خويش
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم
از مصاديق مورد نظر از گزافه گويى مسيحيان - به قرينه آيات گذشته - اعتقاد آنان به تثليث و الوهيت مسيح(ع) و مادرش مريم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 116 - 3،5،13
3 - مسيح ( ع ) و مادرش مريم خدايانى همتاى خداوند جهان در پندار گروهى از مسيحيان
ءانت قلت للناس اتخذونى و امى الهين من دون اللّه
5 - پرستش مسيح ( ع ) و مادرش مريم و اعتقاد به الوهيت آنها ، خواسته حضرت عيسى ( ع ) ، در پندار باطل مسيحيان *
ءانت قلت للناس اتخذونى و امى الهين
13 - اعتراف عيسى ( ع ) به شايسته نبودن خويش و مادرش مريم براى خدايى ، دليل واهى بودن عقيده مسيحيان به الوهيت آنان
ما يكون لى ان اقول ما ليس لى بحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 117 - 8
8 - اعتراف علنى عيسى ( ع ) به بندگى خداوند ، دليل وى بر پوچى ادعاى مسيحيان مشرك ( همتايى وى با خداوند )
ءانت قلت . .. ما قلت لهم الا ما امرتنى به ان اعبدوا اللّه ربى و ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 30 - 2،3،4
2 - نصارا ، « مسيح » ( ع ) را فرزند خدا خواندند .
و قالت النصرى المسيح ابن اللّه
3 - فرزند خدا خواندن « عزير » و « مسيح » ، سخنان نسنجيده و باطلى بود كه يهود و نصارا به زبان آوردند .
و قالت . .. ذلك قولهم بأفوههم
4 - پندار فرزند خدا بودن « عزير » و « مسيح » ، پندارى است سابقه دار در تاريخ يهود و نصارا .
يضهئون قول الذين كفروا من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 31 - 4،13
4 - مسيح ( ع ) ، برخوردار از ربوبيت و پروردگارى ، در بينش نادرست نصارا
اتخذوا . .. أرباباً من دون اللّه و المسيح ابن مريم
13 - از امام باقر ( ع ) درباره آيه « اتخذوا احبارهم و رهبانهم ارباباً من دون اللّه و المسيح بن مريم » روايت شده است : « اما المسيح فعصوه و عظموه فى أنفسهم حتى زعموا انه اله و انه ابن اللّه و طائفة منهم قالوا ثالث ثلاثة و طائفة منهم قالوا هو اللّه . . . ;
اما مسيح را نافرمانى كردند او را در انديشه خود تا آن جا بزرگ دانستند كه گمان كردند او معبود و فرزند خداست و گروهى از آنان گفتند: وى يكى از سه معبود است و گروهى گفتند: او خداست . .. ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 118 - 10
10 - ضعف بينش و شناخت يهود ، نصارا و مشركان عصر بعثت ، درباره خداوند
و قال الذين لايعلمون لولا يكلمنا اللّه . .. كذلك قال الذين من قبلهم مثل قولهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 37 - 5
5- عقايد و آراى يهود و نصارا در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، عقايد و آرايى برخاسته از هوا هاى نفسانى بود .
و لئن اتبعت أهواءهم
«أهواء» (جمع هوى) به معناى خواهشها و تمايلات نفس است و مراد از آن در آيه شريفه - به قرينه مقابله آن با احكام قرآن - آرا ، عقايد و قوانين برخاسته از تمايلات نفسانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 109 - 5
5 - حسادت يهود و نصارا ، منشأ علاقه و تلاش آنها بر بازگرداندن اهل ايمان از اسلام بود .
ودّ كثير من أهل الكتب لو يردونكم من بعد إيمنكم كفاراً حسداً
«حسداً» مفعولٌ له براى «ودّ كثيراً . ..» مى باشد; يعنى، علاقه و تلاش اهل كتاب براى مرتد ساختن مسلمانان، به علت حسادت ايشان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 53 - 7
7 - آگاهى يهود و نصارا ، از كتاب آسمانى بعد از تورات و انجيل ( قرآن ) پيش از نزول آن
إنّا كنّا من قبله مسلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 66 - 3
3 - سرزنش اهل كتاب ( علماى يهود و نصارا ) به خاطر محاجّه و انتساب ناآگاهانه ابراهيم ( ع ) به يهوديّت و نصرانيّت
فلم تحاجّون فيما ليس لكم به علم
آنچه يهوديان و نصارا بدان علم نداشتند و درباره آن احتجاج مى كردند، انتساب ابراهيم به يهوديت و نصرانيت بوده و لذا به خاطر آن، سرزنش شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 71 - 1،3
1 - آميختن آگاهانه حق به باطل و كتمان آن توسط علماى يهود و نصارا ، و نكوهش آنان از سوى خداوند
يا اهل الكتاب لم تلبسون الحق بالباطل و تكتمون الحق و انتم تعلمون
3 - علم و آگاهى علماى يهود و نصارا به حقّانيّت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
يا اهل الكتاب . .. و انتم تعلمون
با توجه به اينكه محور اختلاف اهل كتاب با مسلمانان در حقانيت قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) بوده، معلوم مى شود منظور از كلمه «الحق»، قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 188 - 5
5 - انتظار ستايش عالمان يهود و نصارا از پيروانشان به جهت بيان نكردن حقايقى از تورات و انجيل
لا تحسبنّ الّذين . .. يحبّون ان يحمدوا بما لم يفعلوا
بنابر اينكه مراد از «ما لم يفعلوا» (آنچه را انجام ندادند)، وفادار نبودنشان به پيمان الهى و كتمان حقايق باشد كه در آيه قبل به آن تصريح شد. و انتظار ستايش شايد بدان جهت بوده كه آنان با كتمان حقايق، دين اجدادى مردم خويش را محفوظ مى داشتند و لذا فاعل محذوف در «يُحمدوا» به پيروان آنان تفسير شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 14 - 16
16 - خداوند ، مسيحيان را از كرده هاى هميشگى آنان آگاه خواهد ساخت .
و سوف ينبئهم اللّه بما كانوا يصنعون
فعل مضارع «يصنعون» چون پس از «كانوا» واقع شده، دلالت بر استمرار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 36 - 4
4- نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) مايه سرور و شادمانى گروهى از يهود و نصارا بود .
والذين ءاتينهم الكتب يفرحون بما أُنزل إليك
جمله «و من الأحزاب . ..» (برخى از يهود و نصارا بخشى از قرآن را نمى پذيرند) حكايت از آن دارد كه مراد از «الذين ... يفرحون» همه يهود و نصارا نيستند. از اين رو در برداشت سرور و شادمانى به گروهى از آنان نسبت داده شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 16 - 19
19 - قساوت قلب و سنگدلى يهود و نصارا ، نتيجه بى تفاوتى دراز مدت آنان در برابر تعاليم و رهنمود هاى كتاب آسمانى شان ( تورات و انجيل )
و لايكونوا كالذين أُوتوا الكتب من قبل فطال عليهم الأمد فقست قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 36 - 10
10- حقايق توحيدى قرآن و دعوت آن به يكتاپرستى و نفى شرك ، عامل مخالفت برخى از يهود و نصارا با آن
و من الأحزاب من ينكر بعضه قل إنما أُمرت أن أعبد الله
طرح مسأله توحيد و يكتاپرستى پس از «من ينكر بعضه» گوياى اين است كه از دلايل انكار قرآن از ناحيه برخى احزاب ، اصرار قرآن بر توحيد و نفى شرك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 14 - 1
1 - ميثاق الهى با مدعيان نصرانيت ( مسيحيان )
و من الذين قالوا إنّا نصرى اخذنا ميثقهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 14 - 6،9،18،19
6 - نصارا پيمان خود با خداوند را به فراموشى سپرده و نقض كردند .
اخذنا ميثقهم فنسوا حظاً مما ذكروا به
9 - كينه و دشمنى دايمى مسيحيان با يكديگر ، كيفر نقض پيمان و فراموشى تذكار هاى خداوند
و من الذين قالوا إنّا نصرى اخذنا ميثقهم فنسوا حظاً . .. فاغرينا بينهم العداوة
18 - مسيحيان بر اثر نقض پيمان الهى و اختلافات داخلى ، زندگى فلاكت بارى را براى خويش خواهند ساخت .
فاغرينا . .. و سوف ينبئهم اللّه بما كانوا يصنعون
بر اساس اين احتمال كه «سوف ينبئهم»، بيان كيفر دنيوى مسيحيان باشد. بر اين مبنا، «ما كانوا يصنعون»، اشاره به گرفتاريهايى است كه آنان به خاطر كينه و دشمنى با يكديگر براى خويش به وجود مى آورند.
19 - مسيحيان پيمان شكن ، مورد تهديد خداوند به عذاب و كيفر اعمال خويش
و سوف ينبئهم اللّه بما كانوا يصنعون
جمله «ينبئهم اللّه . ..»، كنايه از كيفر دادن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 51 - 7،8
7 - يهود و نصارا هرگز به تعهدات و روابط خويش با مسلمانان پايبند نخواهند بود .
بعضهم أولياء بعض
8 - پايبند نبودن يهود و نصارا به تعهدات خويش نسبت به مسلمانان ، فلسفه حرمت ايجاد روابط با آنان
لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء بعضهم أولياء بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 72 - 3
3 - ادعاى الوهيت براى مسيح ( ع ) مصداقى روشن از نقض پيمان مسيحيان با خدا
لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 14 - 4
4 - فزونى پيمان شكنان يهود نسبت به پيمان شكنان نصارا
فبما نقضهم . .. و من الذين قالوا إنّا نصرى
«من الذين» خبر مبتداى محذوف است. يعنى «من الذين قالوا انا نصارى قوم اخذنا ميثاقهم»، بنابراين آيه شريفه، تنها سخن از پيمان شكنى گروهى ازمسيحيان را مطرح كرده است. به خلاف آنچه درباره يهود بيان داشت كه همه آنها، جز اندكى، پيمان شكن بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 17 - 3
3 - ادعاى الوهيت براى مسيح ( ع ) ، مصداقى روشن از نقض پيمان مسيحيان با خدا
لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 72 - 3
3 - ادعاى الوهيت براى مسيح ( ع ) مصداقى روشن از نقض پيمان مسيحيان با خدا
لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 117 - 10
10 - عيسى ( ع ) - به هنگام حضور در ميان امت خويش - بازدارنده آنان از گرايش به شرك بود .
و كنت عليهم شهيداً مادمت فيهم
كلمه «شهيداً» به قرينه كلمه «رقيب» در فراز بعد مى تواند علاوه بر گواهى عيسى(ع) بر امت خويش، حاكى از مراقبت وى براى راه نيافتن انحراف در عقايد آنان نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 59 - 4
4 - احتجاج خداوند با مسيحيان در ردّ پندار غلط آنان ( فرزند خدا بودن حضرت عيسى ( ع ) )
انّ مثل عيسى عنداللّه كمثل ادم خلقه من تراب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 62 - 6
6 - مسيحيان مدّعى الوهيّت حضرت عيسى ( ع ) ، و تخطئه آن از سوى خداوند
ان مثل عيسى عند اللّه كمثل ادم خلقه من تراب . .. و ما من اله الا اللّه
جمله «و ما من اله الا اللّه» كه بيانگر تخصيص الوهيت به خداوند است، به قرينه آيات قبل، تعريض به مسيحيان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 117 - 1،9
1 - تعليمات عيسى ( ع ) و دستورات وى به امت خويش به تمامى برگرفته شده از فرامين خداوند
ما قلت لهم الا ما امرتنى به
9 - عيسى ( ع ) ، گواه و ناظر بر عقايد و رفتار امت خويش ، به هنگام حضور در ميان آنان
و كنت عليهم شهيداً مادمت فيهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 118 - 7،8
7 - عيسى ( ع ) منزه از هرگونه نقشى در گرايش هاى شرك آلود امت خويش
ان تعذبهم . .. و إن تغفر لهم
مسيح(ع) با جداسازى سرنوشت مسيحيان مشرك از سرنوشت خويش با جمله «ان تعذبهم . ..» و نه «ان تعذبنا» اشاره به اين دارد كه وى هيچگونه نقشى در گرايش امت خويش به شرك نداشته است.
8 - عطوفت عيسى ( ع ) ، نسبت به همه مردمان حتى به گمراهان امت خويش *
ان تعذبهم فانهم عبادك و إن تغفر لهم فانك انت العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 177 - 2
2 - يهود و نصارا محتواى اساسى دين را ( ايمان به خدا ، سراى آخرت و . . . ) به فراموشى سپرده و با مسلمانان بر سر قبله ، به بحث و مشاجره مى پرداختند .
ليس البر أن تولوا وجوهكم قبل المشرق و المغرب
برداشت فوق با توجه به شأن نزولى كه درباره آيه مورد بحث آمده، استفاده مى شود. در مجمع البيان نقل شده است: «آن گاه كه قبله تغيير كرد، بحث و گفتگو پيرامون آن بسيار مى شد و يهود و نصارا در اين باره بسيار سخن مى گفتند. »
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 171 - 3،9،20،23
3 - يهود و نصارا مردمى آلوده به غلو و گزافه گويى در دين
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم
با توجه به سياق آيه معلوم مى شود، غلو و تجاوز تحقق پيدا كرده نه اينكه نهى از غلو تنها براى پيشگيرى باشد.
9 - پندار مسيحيان درباره مسيح ، پندارى غلوآميز
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم . .. انما المسيح عيسى ابن مريم
20 - شخصيت فوق العاده حضرت عيسى ( ع ) زمينه غلو و گزافه گويى مسيحيان در مورد ايشان
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم . .. انما المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه
23 - مسيحيان معتقد به تثليث ، غلو كنندگان در دين هستند .
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم . .. و لاتقولوا ثلثة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 172 - 2
2 - غلو مسيحيان درباره حضرت عيسى با نقض شمردن بندگى او براى خدا
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم . .. لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه
جمله «لن يستنكف» اشاره به اين معنا دارد كه مسيحيان بندگى مسيح را براى خداوند انكار مى كردند و گويا شان وى را بالاتر از بندگى مى پنداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 5
5 - پندار تثليث و الوهيت مسيح ( ع ) و مادرش مريم ، مصداق روشن گزافه گويى و غلو مسيحيان در دين خويش
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم
از مصاديق مورد نظر از گزافه گويى مسيحيان - به قرينه آيات گذشته - اعتقاد آنان به تثليث و الوهيت مسيح(ع) و مادرش مريم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 14 - 5،6،7
5 - نصارا بخشى از تذكار ها و پند هاى الهى را پس از مدتى كوتاه به فراموشى سپردند .
و من الذين قالوا إنّا نصرى . .. فنسوا حظاً مما ذكروا به
«فاء» در «فنسوا» دلالت مى كند كه بين پيمان و شكستن آن، زمان زيادى نگذشت.
6 - نصارا پيمان خود با خداوند را به فراموشى سپرده و نقض كردند .
اخذنا ميثقهم فنسوا حظاً مما ذكروا به
7 - محو نشانه هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در انجيل و به فراموشى سپردن آن توسط نصارا *
و من الذين قالوا إنّا نصرى اخذنا فنسوا حظاً
به احتمال اينكه مراد از «فنسوا حظاً مما ذكروا»، به قرينه مقام، نشانه هاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در انجيل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 66 - 26
26 - تنها يك فرقه از هفتاد و يك فرقه يهود و يك گروه از هفتاد و دو گروه نصارا ، معتدل و متعهد به كتاب آسمانى خويشند .
و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل . .. و كثير منهم ساء ما يعملون
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده: تفرقت امة موسى على احدى و سبعين ملة (فرقة) سبعون منها فى النار و واحدة فى الجنة و تفرقت امة عيسى على اثنين و سبعين فرقة احدى و سبعون فرقة فى النار و واحدة فى الجنة . .. حضرت على(ع) هرگاه اين حديث را از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل مى كرد، اين آيه را قرائت مى فرمود: و لو ان اهل الكتاب امنوا ... و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل ... منهم ساء ما يعملون
تفسير عياشى، ج 1، ص 331، ح 151; نورالثقلين، ج 1، ص 651، ح 288.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 16 - 20
20 - بسيارى از اهل كتاب ( يهود و نصارا ) ، فاسق و متمرداند .
و كثير منهم فسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 83 - 2
2 - جوشيدن اشك شوق از ديدگان گروهى از مسيحيان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) با شنيدن آيات قرآن
و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع
كلمه «دمع» مى تواند به معناى اشك، باشد در اين صورت تفيض يعنى لبريز مى شود. بنابراين جمله «تفيض من الدمع» به اين معناست كه چشمانشان از اشك لبريز شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 27 - 17،18
17 - رهبانيت ابداعى پيروان مسيح ( ع ) ، با شرط هدف الهى ( جلب خرسندى خدا ) داشتن ، مورد موافقت و رضايت خداوند قرار گرفت .
ما كتبنها عليهم إلاّابتغاء رضون اللّه
18 - رهبانيت ، كه در آغاز تنها جنبه الهى داشت ، كم كم دستخوش انحراف قرار گرفت و از هدف اصلى خود خارج شد .
فما رعوها حقّ رعايتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 7
7 - يهود و نصارا هر يك داراى قبله اى ويژه خويش
و ما بعضهم بتابع قبلة بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 147 - 7
7 - يهود و نصاراى عصر بعثت ، در تلاشى پى گير ، براى اثبات حقانيت قبله خويش و ناحق جلوه دادن تغيير آن به كعبه
الحق من ربك فلاتكونن من الممترين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 51 - 11،16،17
11 - مؤمنان پذيراى ولايت و سرپرستى يهود و نصارا ، از زمره كافران و خارج از صف مؤمنان راستين
و من يتولهم منكم فانه منهم
16 - مسلمانانِ پذيراى ولايت يهود و نصارا ، گمراه و از زمره ستمگرانند .
و من يتولهم منكم فانه منهم إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين
17 - دوستى با يهود و نصارا و پذيرش ولايت آنان ، ظلم و موجب محروميت از هدايت الهى
و من يتولهم منكم فانه منهم إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 52 - 2،6،11،13،20
2 - شتاب زدگى بيماردلان سست ايمان و محروم از هدايت الهى ، در پذيرش ولايت و دوستى يهود و نصارا
فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم
در برداشت فوق «يسرعون فيهم» - به قرينه آيه قبل - به معناى «يسارعون فى توليهم» گرفته شده است.
6 - شتاب بيماردلان سست ايمان در دوستى و پذيرش ولايت يهود و نصارا ، پيامد محروميت آنان از هدايت الهى
إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين. فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم
11 - سرزنش و توبيخ خداوند از مسلمانانى كه با يهود و نصارا رابطه مودت آميز داشته و پذيراى ولايت آنها هستند .
فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم
13 - داشتن پناهگاهى امن در صورت شكست اسلام ، انگيزه دوستى مسلمانان بيمار دل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) با يهود و نصارا و پذيرش ولايت آنان
يقولون نخشى ان تصيبنا دائرة
20 - پشيمانى ، فرجام ايجاد روابط دوستى با يهود و نصارا و پذيرش ولايت آنان
يسرعون فيهم . .. فيصبحوا على ما اسروا فى انفسهم ندمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 53 - 16
16 - ناكامى پذيرندگان ولايت و دوستى يهود و نصارا ، در بهره گيرى از روابط دوستانه با آنان
حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين
بدان احتمال كه مراد از «اعملهم» تلاشهايى است كه بيماردلان براى ايجاد روابط دوستانه با يهود و نصارا، داشتند ; بر اين اساس مقصود از «خسارت» بهره نجستن از ايجاد رابطه با يهود و نصارا خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 54 - 4،5
4 - پذيرش ولايت و دوستى يهود و نصارا ، ارتداد و بازگشت از دين است .
و من يتولهم منكم فانه منهم . .. يا ايها الذين ءامنوا من يرتد منكم عن دينه
با توجه به آيات گذشته معلوم مى شود از مصاديق مورد نظر براى مرتدان، مسلمانانى هستند كه - على رغم نهى خداوند - با يهود و نصارا ارتباط دوستى و ولايى برقرار مى كنند.
5 - ارتداد برخى مسلمانان صدر اسلام ، با پذيرش ولايت و دوستى يهود و نصارا
فترى الذين فى قلوبهم مرض . . يا ايها الذين ءامنوا من يرتد منكم عن دينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 56 - 8
8 - ناكامى و شكست ، سرنوشت حتمى پذيرندگان ولايت يهود ، نصارا و ديگر كافران
و من يتول اللّه و رسوله و الذين ءامنوا فان حزب اللّه هم الغلبون
حصر در جمله «فان حزب اللّه . ..» مى تواند ناظر به پندار غلط كسانى باشد كه براى مصون ماندن از شكست احتمالى مسلمانان (نخشى ان تصيبنا دائرة) در صدد ايجاد روابط دوستى و ولايى با كافران بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 17 - 31
31 - برخورد منطقى و استدلالى قرآن با مسيحيان ، در مورد پندار الوهيت براى مسيح ( ع )
الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح . .. و اللّه على كل شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 16 - 18
18 - يهود و نصارا ، مردمانى گرفتار قساوت قلب و سنگدلى
و لايكونوا كالذين أُوتوا الكتب . .. فقست قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 47 - 4،5
4 - احكام صادره از سوى قاضيان مسيحى ، در صورتى كه بر اساس انجيل باشد ، نافذ و داراى اعتبار است .
و ليحكم أهل الانجيل بما أنزل اللّه فيه
چون اهل انجيل از امر و نهى قرآن پيروى نمى كنند، مى توان گفت مراد از (وليحكم) تنفيذ احكامى است كه عالمان مسيحى بر اساس انجيل صادر مى كنند.
5 - احكام قاضيان مسيحى تنها در بين همكيشان آنان داراى اعتبار است . *
و ليحكم أهل الانجيل بما أنزل اللّه فيه
عنوان «اهل الانجيل» مى تواند بيانگر محدوده اعتبار و نفوذ داوريهاى مستند به انجيل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 121 - 1
1 - يهود و نصارا ، از جمله امتهايى كه از كتاب آسمانى برخوردار بودند .
الذين ءاتينهم الكتب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 36 - 1
1- يهود و نصارا ، از كتاب آسمانى ( تورات و انجيل ) برخوردار بودند .
والذين ءاتينهم الكتب
در اينكه مراد از «الذين . ..» چه كسانى اند چند نظر ابراز شده است: 1- يهود و نصارا ، 2- آنها و مجوس ، 3- مسلمانان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 105 - 1
1 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) و مشركان ، مردمى كفرپيشه اند .
ما يودّ الذين كفروا من اهل الكتب و لاالمشركين
«من» در «من أهل . ..» به دليل عطف «المشركين» بر «اهل الكتاب» بيانيه است. بنابراين «ما يود الذين كفروا ...»; يعنى، آنان كه كافر شدند - مقصود از كافران، اهل كتاب و مشركانند - دوست ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 137 - 7
7 - ايمان نياوردن يهود و نصارا به قرآن و معارف اسلام ، از سر ستيزه جويى و دشمنى است .
و إن تولوا فإنما هم فى شقاق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 88 - 2
2 - لعنت دائمى و عذاب تخفيف ناپذير ، كيفر يهود و نصارا ، بجهت كفر آگاهانه آنان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
قوماً كفروا بعد ايمانهم . .. خالدين فيها لا يخفّف عنهم العذاب
بنابراينكه «قوما كفروا» شامل يهود و نصارا نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 30 - 8
8 - يهود و نصارا به دليل فرزند خدا خواندن « عزير » و « مسيح » كافرند .
يضهئون قول الذين كفروا من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 32 - 12
12 - يهود و نصارا ، مردمانى كفرپيشه
يريدون أن يطفئوا نور اللّه . .. و يأبى اللّه ... و لو كره الكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 1 - 8
8 - گروهى از يهود و نصارا و مشركان در عصر بعثت ، اسلام را نپذيرفته و خود را همچنان در انتظار دستيابى به برهان آشكار قلمداد مى كردند .
لم يكن الذين كفروا من أهل الكتب و المشركين منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة
حرف «من»، ممكن است براى تبعيض باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 113 - 17
17 - خداوند ، در قيامت ميان يهود ، نصارا و مشركان داورى كرده آنان را بسزاى گفته ها و اتهام هاى ناروايشان خواهد رساند .
فاللّه يحكم بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون
مراد از حكومت و داورى خدا در قيامت، مجرد بيان حق نيست; زيرا خداوند حقايق را با نازل كردن قرآن بيان داشته و آيه مورد
بحث نيز پندار باطل يهود و نصارا را روشن ساخته است. بنابراين، مقصود از «يحكم ...» به كيفر رساندن متخلفان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 37 - 11
11- خداوند پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در صورت پيروى از آراى يهود و نصارا به عقوبتهايى از جانب خويش تهديد كرد .
لئن اتبعت أهواءهم . .. مالك من الله من ولىّ ولاواق
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «من الله» متعلق به «ولىّ» و «واق» باشد. بر اين مبنا «ولىّ و واق» متضمن معناى «منع» است و جمله «مالك ...» چنين معنا مى شود: براى تو ياور و نگه دارنده اى كه تو را از [عذاب] خدا باز دارد، وجود نخواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 30 - 12
12 - يهود و نصارا ، به دليل اعتقاد شرك آميزشان ( فرزند خدا خواندن عزير و مسيح ) مستحق كيفر مرگ
و قالت اليهود عزير ابن اللّه . .. قتلهم اللّه أنى يؤفكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 88 - 3
3 - خداوند بدون مهلت و تأخير ، مرتدّان و كافران يهود و نصارا را عذاب مى كند .
لا يخفّف عنهم العذاب و لا هم ينظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 105 - 16
16 - عذاب سخت اهل كتاب ( يهود و نصارا ) ، به خاطر تفرقه و اختلاف
و لا تكونوا كالذين تفرّقوا و اختلفوا من بعد ما جاءهم البيّنات و اولئك لهم عذاب ع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 14 - 14،19
14 - هشدار خداوند به مسلمانان با بيان مجازات يهود و نصارا به خاطر نقض پيمان الهى
فبما نقضهم ميثقهم . .. و من الذين قالوا إنّا نصرى اخذنا ميثقهم فنسوا
بيان مجازات مسيحيان و يهوديان به خاطر پيمان شكنى آنان پس از «اذكروا . .. ميثقه» (اى مسلمين پيمان الهى را به ياد داشته باشيد)، هشدارى است به مسلمانان كه مبادا همانند اهل كتاب پيمان الهى را نقض كنند.
19 - مسيحيان پيمان شكن ، مورد تهديد خداوند به عذاب و كيفر اعمال خويش
و سوف ينبئهم اللّه بما كانوا يصنعون
جمله «ينبئهم اللّه . ..»، كنايه از كيفر دادن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 22
22 - اراده خداوند به عذاب بسيارى از يهوديان و مسيحيان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فان تولوا . .. ان يصيبهم ببعض ذنوبهم و إن كثيراً من الناس لفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 52 - 21
21 - شكست دشمنان اسلام ، مايه پشيمانى مسلمانان سست ايمان از دلبستگى به يهود و نصارا
فعسى اللّه ان يأتى بالفتح . .. فيصبحوا على ما اسروا فى انفسهم ندمين
در برداشت فوق جمله «ما اسروا» - به قرينه «و من يتولهم منكم» در آيه قبل - به دلبستگى مسلمانان به يهود و نصارا تفسير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 72 - 17
17 - گرايش نصارا به كفر و شرك ، نشانه بى ثمرى و كارساز نبودن انتساب ظاهرى به اديان الهى
إنّ الذين هادوا و الصبئون و النصرى . .. لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح
در آيه 69 بيان شد كه مجرد انتساب به اديان الهى در سعادت آدمى كارساز نيست و اين آيه به منزله دليل و برهانى بر آن حقيقت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 36 - 9
9- گروه هايى از يهود و نصارا داراى گرايشهايى شرك آلود بودند .
و من الأحزاب من ينكر بعضه قل إنما أُمرت أن أعبد الله و لا أُشرك به
چون جمله «قل إنما اُمرت . ..» - كه حاكى از توحيد و يكتاپرستى است - در پاسخ گروه هايى از يهود و نصارا قرار گرفته است ، معلوم مى شود اين گروه ها به پرستش غير خدا و شرك در عبادت روى آورده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 51 - 6
6 - يهود و نصارا ، تنها با يكديگر و همكيشان خويش روابط دوستى داشته و به آن وفادار هستند .
يا ايها الذين ءامنوا لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء بعضهم أولياء بعض
چون جمله «بعضهم أولياء بعض» به منزله دليل براى جمله «لاتتخذوا . ..» است، معناى حصر از آن استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 83 - 2
2 - جوشيدن اشك شوق از ديدگان گروهى از مسيحيان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) با شنيدن آيات قرآن
و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع
كلمه «دمع» مى تواند به معناى اشك، باشد در اين صورت تفيض يعنى لبريز مى شود. بنابراين جمله «تفيض من الدمع» به اين معناست كه چشمانشان از اشك لبريز شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 67 - 8
8 - يهود و نصارا ، منحرف از حق ، عصيانگر در برابر خدا و مشرك
و لكن كان حنيفاً مسلماً و ما كان من المشركين
بنابراينكه جمله «و لكن كان . .. »، تعريضى به يهوديان و نصارا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 51 - 15
15 - يهود و نصارا ، مردمى گمراه و ستمگر
إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين
از مصاديق مورد نظر براى «الظلمين» - به قرينه صدر آيه - ، يهود و نصارا هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 50 - 11
11 - رهبانيت ، بدعت پيروان عيسى و انحراف از سيره آن حضرت بود .
و ءاوينهما إلى ربوة ذات قرار و معين
اين كه مكان زندگى عيسى و مادرش، همراه با امكانات و وسايل آسايش و در سرزمين خوش آب و هوا بود، مى تواند اشاره به اين مطلب باشد كه زندگى رهبانى پيروان آن حضرت، انحراف از سيره او و بدعت در دين او بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 21،32
21 - گناهان يهوديان و مسيحيان عصر بعثت - حتى برخى از آن - ، زمينه ساز محروميت آنان از پذيرش احكام الهى و داورى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فان تولوا فاعلم انما يريداللّه ان يصيبهم ببعض ذنوبهم
كلمه «بعض» مى تواند اشاره به اين باشد كه تنها برخى از گناهان اهل كتاب اقتضاى محروميت از حق پذيرى را دارد ; نه همه آنها و مى تواند به اين معنا باشد كه برخى از گناهان آنان در محروميتشان از پذيرش احكام الهى كافى است گرچه بسيارى از گناهانشان چنين اقتضايى را دارد. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.
32 - بسيارى از يهوديان و مسيحيان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مردمى آلوده به گناه و معصيت
يريد اللّه ان يصيبهم ببعض ذنوبهم و إن كثيراً من الناس لفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 18 - 5،6،8،9،11
5 - گروهى از يهود و نصارا ، آلوده به گناه هستند .
فلم يعذبكم بذنوبكم
6 - گناهكاران يهود و نصارا ، گرفتار عذاب الهى
فلم يعذبكم بذنوبكم
8 - گرفتارى گنهكاران يهود و نصارا به عذاب الهى ، ردى بر پندار تقرب و محبوب بودنشان نزد خداوند
قل فلم يعذبكم بذنوبكم
9 - يهود و نصارا به دليل ارتكاب گناه ، نه محبوب خدا هستند و نه مقرب درگاه او
نحن ابنؤا اللّه و احبؤه قل فلم يعذبكم بذنوبكم
11 - گرفتارى گنهكاران يهود و نصارا به عذاب هاى دنيوى *
قل فلم يعذبكم بذنوبكم
چون مسيحيان خود را مصون از عذاب قيامت مى دانند، بنابراين در صورتى استدلال تمام است كه مراد از عذاب، عذابهاى دنيوى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 4،5
4 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) مردمى لجوج و حق ناپذيرند .
و لئن أتيت الذين أوتوا الكتب بكل ءاية ما تبعوا قبلتك
جمله «لئن . ..» (به خدا قسم! اگر هر معجزه و برهانى را به اهل كتاب ارائه كنى، از قبله تو پيروى نمى كنند) گوياى عمق عناد، لجاجت و حق ناپذيرى آنان مى باشد.
5 - يهود و نصارا از سر عناد و لجاجت ، قبله بودن كعبه را پذيرا نيستند .
و لئن أتيت الذين أوتوا الكتب بكل ءاية ما تبعوا قبلتك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 63 - 8
8 - علماى نصاراى نجران ، مفسد ، مشرك ، مجادله گر ، حق ناپذير و مورد تهديد خداوند
فمن حاجّك . .. فان تولّوا فانّ اللّه عليم بالمفسدين
در شأن نزول آمده كه اين آيات درباره علماى نجران نازل شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 61 - 1،9،18
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دعوت نمودن نصارا به مباهله ، پس از اقامه برهان براى آنان
انّ مثل عيسى . .. فمن حاجّك ... فقل تعالوا ... ثم نبتهل
9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دعوت نصارا به مباهله ، با شركت دادن زنان و فرزندان طرفين در آن
فمن حاجّك . .. فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم
18 - وعده قطعى خداوند به يارى و نصرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مباهله با نصارا
فنجعل لعنت اللّه على الكاذبين
پيشنهاد مباهله از جانب خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) بوده و اين،مستلزم نصرت دادن پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 66 - 26
26 - تنها يك فرقه از هفتاد و يك فرقه يهود و يك گروه از هفتاد و دو گروه نصارا ، معتدل و متعهد به كتاب آسمانى خويشند .
و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل . .. و كثير منهم ساء ما يعملون
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده: تفرقت امة موسى على احدى و سبعين ملة (فرقة) سبعون منها فى النار و واحدة فى الجنة و تفرقت امة عيسى على اثنين و سبعين فرقة احدى و سبعون فرقة فى النار و واحدة فى الجنة . .. حضرت على(ع) هرگاه اين حديث را از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نقل مى كرد، اين آيه را قرائت مى فرمود: و لو ان اهل الكتاب امنوا ... و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل ... منهم ساء ما يعملون
تفسير عياشى، ج 1، ص 331، ح 151; نورالثقلين، ج 1، ص 651، ح 288.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 88 - 5
5 - يهود و نصارا و مرتدّان ، محروم از نظر و توجّه خداوند
قوماً كفروا بعد ايمانهم . .. و لا هم ينظرون
جمله «و لا هم ينظرون»، مى تواند به اين معنا باشد كه آنان مورد عنايت و توجه خداوند قرار نمى گيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 86 - 3
3 - يهود و نصارا ، محروم از هدايت ، به جهت انكار آگاهانه حقانيّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) با وجود دلايل روشن بر آن
كيف يهدى اللّه قوماً . .. و اللّه لا يهدى القوم الظالمين
آيه در مورد اهل كتاب نازل شده و آنان با وجود شهادت قبلى بر حقّانيّت آن حضرت، منكر حقّانيت وى شدند. (روح المعانى).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 1،2
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) به اميد اسلام آوردن يهود و نصارا ، در پى جلب رضايت و خشنودى آنان بود .
و لن ترضى عنك اليهود و لاالنصرى
بديهى است كه اهتمام پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى جلب خشنودى يهود و نصارا براى دستيابى به منافع شخصى و مانند آن نبود; بلكه در جهت ايفاى وظيفه، يعنى، گرايش دادن آنان به اسلام بوده است و لذا قيد «به اميد اسلام آوردن» در برداشت آورده شد.
2 - تلاش پى گير پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى گرايش دادن يهود و نصارا به اسلام
و لن ترضى عنك اليهود و لاالنصرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 61 - 4،9،18
4 - احتجاج و لجاجت نصارا با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پس از اقامه برهان براى آنان در مورد حضرت عيسى ( ع )
فمن حاجّك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا
9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دعوت نصارا به مباهله ، با شركت دادن زنان و فرزندان طرفين در آن
فمن حاجّك . .. فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابناءكم و نساءنا و نساءكم
18 - وعده قطعى خداوند به يارى و نصرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مباهله با نصارا
فنجعل لعنت اللّه على الكاذبين
پيشنهاد مباهله از جانب خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) بوده و اين،مستلزم نصرت دادن پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 87 - 6
6 - كسانى از يهود و نصارا كه آگاهانه نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را انكار نمودند ، گرفتار لعنت خدا و فرشتگان و مردم هستند .
قوماً كفروا بعد ايمانهم . .. اولئك جزاؤهم انّ عليهم ... و النّاس اجمعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 33 - 9
9 - يهود و نصارا ، مخالف اسلام و ناخشنود از گسترش آن
اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً . .. ليظهره على الدين كله و لو كره المشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 117 - 13
13 - تنها خداوند ، نگاهبان و مراقب مسيحيان ، پس از برگرفتن عيسى ( ع ) از ميان ايشان
فلما توفيتنى كنت انت الرقيب عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 75 - 15
15 - الوهيت مريم ( ع ) ( مادر مسيح ( ع ) ) پندار برخى از مسيحيان *
كانا يأكلان الطعام
تصريح به نياز روزمره حضرت مريم(ع) به تغذيه كه صفتى ناسازگار با خدا بودن است، مى رساند كه گروهى از مسيحيان چنين مى پنداشتند كه وى داراى مقام الوهيت مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 136 - 13
13 - مسلمانان ، بايد به يهوديان و نصرانيان ابلاغ كنند كه هرگز تسليم خواسته هاى آنان نخواهند شد .
كونوا هوداً أو نصرى . .. قولوا ءامنا ... و نحن له مسلمون
حصر در جمله «و نحن له مسلمون» ناظر به سخن يهود و نصاراست كه از مسلمانان مى خواستند به آيين يهوديت و نصرانيت ايمان آورند و در زمره يهوديان و نصرانيان قرار بگيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 52 - 19،26
19 - عنايت خداوند به عزت و شوكت مسلمين در برابر يهود و نصارا
فعسى اللّه ان يأتى بالفتح او امر من عنده
26 - يهود و نصارا ، مورد علاقه و محبت مسلمانان سست ايمان در عصر بعثت
ما اسروا فى انفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 53 - 4،6،7
4 - مسلمانان فريب خورده و دلگرم به يارى يهود و نصارا ، مورد ملامت مؤمنان راستين پس از فتح و پيروزى
اهولاء الذين اقسموا باللّه جهد ايمنهم انهم لمعكم
6 - تعهد مسلمانان سست ايمان بر يارى يهود و نصارا با سوگندهايى مؤكد
اهولاء الذين اقسموا باللّه جهد ايمنهم انهم لمعكم
برداشت فوق بر اين مبناست كه «هولاء» اشاره به بيماردلان و خطاب در «معكم» متوجه يهود و نصارا باشد.
7 - ناتوانى مسلمانان سست ايمان بر پايبندى به تعهد خويش با يهود و نصارا
اهولاء الذين اقسموا باللّه جهد ايمنهم انهم لمعكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 41 - 7
7 - خداوند ، بنى اسرائيل ( يهوديان و نصرانيان ) را از انكار قرآن و كافر شدن به آن ، بر حذر داشت .
و لاتكونوا أول كافر به
ضمير در «به» مى تواند به «ما أنزلت» و يا به «ما معكم» برگردد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 62 - 4
4 - مسلمانان ، يهوديان ، مسيحيان و صابئى ها سزاوارترين امت ها براى برخوردار شدن از ايمان راستين و انجام عمل صالح
إن الذين ءامنوا . .. من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً
نام بردن از ملتهاى مذكور - با وجود اين كه ايمان راستين چنانچه گذشت از هر فرد و ملتى پذيرفته است - مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه: پيروان آيينهاى ياد شده داراى زمينه بيشترى براى ايمان حقيقى هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 140 - 8
8 - يهود و نصارا ، حقيقتى را از ناحيه خداوند در اختيار داشتند كه بايد آن را به مردم ارائه مى كردند .
أم تقولون . .. و من أظلم ممن كتم شهدة عنده من اللّه
چون در اين بخش از آيات سخن درباره يهود و نصارا است، معلوم مى شود: اشاره مستقيم جمله «من أظلم . ..» و مصداق مورد نظر آن، يهود و نصارا مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 47 - 1
1 - مسيحيان وظيفه دار حكم و داورى بر اساس انجيل
و ليحكم أهل الانجيل بما أنزل اللّه فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 69 - 4
4 - ايمان به خدا و قيامت و رسالت انبيا ، از اصول مشترك اديان آسمانى
إنّ الذين ءامنوا و الذين هادوا و الصبئون . .. من ءامن باللّه و اليوم الاخر
ايمان به رسولان الهى، از عناوين مذكور در آيه (الذين ءامنوا . .. النصرى) استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 157 - 10
10 - ايمان به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و پيروى از او وظيفه اى الهى بر عهده يهود و نصارا و ثبت شده در تورات و انجيل
الذين يتبعون الرسول النبى الأمّى الذى يجدونه مكتوبا عندهم فى التورية و الإنجيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 158 - 15،20
15 - همه انسان ها ، حتى يهود و نصارا ، بايد به خدا و پيامبر او ايمان آورند .
قل يأيها الناس . .. فامنوا باللّه و رسوله
مصداق مورد نظر براى «الناس»، به قرينه آيات گذشته و نيز آيه قبل كه بيان داشت اوصاف پيامبر در تورات و انجيل ثبت شده، يهود و نصارا است. بنابراين يهود و نصارا از مخاطبان «فامنوا ... » هستند.
20 - همگان ، حتى يهود و نصارا ، بايد از پيامبر اسلام تبعيت كنند .
و اتبعوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 82 - 11
11 - تمجيد خدا از كشيشان و راهبان وارسته و مسيحيان حق پذير و فروتن
ذلك بان منهم قسيسين و رهباناً و انهم لايستكبرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 23
23 - يهود و نصاراى عصر بعثت ، مردمى حق ناپذير بودند .
و إن الذين أوتوا الكتب ليعلمون أنه الحق من ربهم و ما اللّه بغفل عما يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 17 - 13
13- كافران به قرآن از هرگروه و طايفه ( مشركان ، يهوديان ، نصارا و . . . ) به آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .
و من يكفر به من الأحزاب فالنار موعده
«ال» در «الأحزاب» مى تواند عهديه باشد كه در اين صورت اشاره به مشركان ، يهود و نصاراست و مى تواند «ال» در آن براى استغراق باشد كه در اين صورت ، مصداقهاى بارز و موردنظر آن ، گروههاى نامبرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 113 - 17
17 - خداوند ، در قيامت ميان يهود ، نصارا و مشركان داورى كرده آنان را بسزاى گفته ها و اتهام هاى ناروايشان خواهد رساند .
فاللّه يحكم بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون
مراد از حكومت و داورى خدا در قيامت، مجرد بيان حق نيست; زيرا خداوند حقايق را با نازل كردن قرآن بيان داشته و آيه مورد بحث نيز پندار باطل يهود و نصارا را روشن ساخته است. بنابراين، مقصود از «يحكم ...» به كيفر رساندن متخلفان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 46 - 3
3 - وجود افرادى يهودى و يا مسيحى در مكّه ، در دوران بعثت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)
و لاتجدلوا أهل الكتب إلاّ بالتى هى أحسن
سوره عنكبوت، طبق نظر مشهور، مكّى است و برداشت بالا، براساس آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 3
3 - يهوديان و نصرانيان عصر بعثت ، مردمانى هدايت ناپذير بودند .
و لن ترضى عنك اليهود و لاالنصرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 135 - 2
2 - توافق و اتحاد يهود و نصاراى عصر بعثت عليه مسلمانان ، على رغم اختلافات شديد ايشان با يكديگر
و قالوا كونوا هوداً أو نصرى تهتدوا
هدف از «لفّ اجمالى» در آيه و بيان دو جمله در يك كلام، رساندن اتحاد و توافق يهود و نصارا عليه مسلمانان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 23
23 - يهود و نصاراى عصر بعثت ، مردمى حق ناپذير بودند .
و إن الذين أوتوا الكتب ليعلمون أنه الحق من ربهم و ما اللّه بغفل عما يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 159 - 6
6 - عالمان يهود و نصارا در عصر بعثت ، شواهد و نشانه هاى حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و احكام اسلام را كتمان مى كردند .
الذين يكتمون ما أنزلنا من البينت و الهدى من بعد ما بينه للناس فى الكتب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 21،22،32
21 - گناهان يهوديان و مسيحيان عصر بعثت - حتى برخى از آن - ، زمينه ساز محروميت آنان از پذيرش احكام الهى و داورى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فان تولوا فاعلم انما يريداللّه ان يصيبهم ببعض ذنوبهم
كلمه «بعض» مى تواند اشاره به اين باشد كه تنها برخى از گناهان اهل كتاب اقتضاى محروميت از حق پذيرى را دارد ; نه همه آنها و مى تواند به اين معنا باشد كه برخى از گناهان آنان در محروميتشان از پذيرش احكام الهى كافى است گرچه بسيارى از گناهانشان چنين اقتضايى را دارد. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.
22 - اراده خداوند به عذاب بسيارى از يهوديان و مسيحيان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فان تولوا . .. ان يصيبهم ببعض ذنوبهم و إن كثيراً من الناس لفسقون
32 - بسيارى از يهوديان و مسيحيان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مردمى آلوده به گناه و معصيت
يريد اللّه ان يصيبهم ببعض ذنوبهم و إن كثيراً من الناس لفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 52 - 24
24 - مشركان ، يهود و نصاراى عصر بعثت ، همواره در خطر گرفتارى به عذاب الهى بودند .
او امر من عنده فيصبحوا على ما اسروا فى انفسهم ندمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 53 - 3
3 - يهود و نصارا در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شوكت خويش را از دست دادند و به ذلت و خوارى كشيده شدند .
اهولاء الذين اقسموا باللّه جهد ايمنهم انهم لمعكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 60 - 10
10 - رضايت يهوديان و مسيحيان عصر بعثت از رفتار هاى ناپسند نياكان خويش
هل انبئكم بشرّ من ذلك مثوبة عند اللّه من لعنه اللّه . .. و عبد الطغوت
سرزنش يهوديان و مسيحيان عصر بعثت به خاطر رفتار ناپسند پيشينيان آنان، مى تواند حاكى از رضايشتان به آن رفتار باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 18
18 - گروهى از يهوديان و مسيحيان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هواپرستان گمراه و ناشر عقايد افراطى و غلوآميز در ميان همكيشان خود
و لاتتبعوا اهواء قوم . .. و اضلوا كثيراً و ضلوا عن سواء السبيل
كلمه «ضلوا» در دو بخش از آيه مى تواند اشاره به دو طايفه از گمراهان داشته باشد، طائفه اى پيش از بعثت كه جمله «قد ضلوا من قبل» بيانگر آن است و طائفه اى معاصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه جمله «ضلوا عن سواء السبيل» حاكى از آنان مى باشد. گفتنى است كه آوردن قيد «من قبل» در يك بخش و نيامدن آن در بخش بعد، گوياى اين تفسير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 83 - 1،2،5،6،10،11
1 - تأثر شديد و آشكار مسيحيان زمان پيامبر از شنيدن آيات قرآن
و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع
فيض به معناى جارى شدن است، «من» در «من الدمع» نشويه. و «دمع» مصدر و به معناى اشك ريختن است. و نسبت فيضان به چشم براى مبالغه در گريستن و متأثر شدن است يعنى آنقدر متأثر شدند كه گويا چشمهاى آنان بر اثر گريستن، جارى شد.
2 - جوشيدن اشك شوق از ديدگان گروهى از مسيحيان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) با شنيدن آيات قرآن
و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع
كلمه «دمع» مى تواند به معناى اشك، باشد در اين صورت تفيض يعنى لبريز مى شود. بنابراين جمله «تفيض من الدمع» به اين معناست كه چشمانشان از اشك لبريز شد.
5 - سابقه آشنايى مسيحيان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به حقائق ، زمينه تأثيرپذيرى آنان از قرآن
ترى اعينهم تفيض من الدمع مما عرفوا من الحق
بدان احتمال كه مراد از «الحق» حقايقى غير از قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد بر اين مبنا: ما در «مما» مصدريه و «من» در «من الحق» تبعيضيه است نه بيانيه يعنى چون مسيحيان مؤمن، حقايقى از دين را مى شناختند، اعتراف به رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) كردند. ماضى بودن فعل «عرفوا» اين احتمال را تأييد مى كند.
6 - گرايش مسيحيان عصر بعثت به اسلام ، برخاسته از آگاهى آنان بر حقانيت قرآن
ترى اعينهم تفيض من الدمع مما عرفوا من الحق
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «الحق» قرآن باشد.
10 - گروهى از مسيحيان ، كشيشان و راهبان عصر بعثت ، پذيراى اسلام در پى شنيدن قرآن .
و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول . .. يقولون ربنا ءامنا
11 - مسيحيان عصر بعثت پس از پذيرش اسلام با نيايش به درگاه خداوند ، خواهان پيوستن به صف شاهدان و گواهان حقانيت قرآن بودند .
ربنا ءامنا فاكتبنا مع الشهدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 84 - 1
1 - ايمان به خداوند يكتا و حقانيت قرآن تنها راه منطقى و درست در ديدگاه مسيحيان عصر بعثت پس از آشنايى با قرآن
يقولون . .. لانؤمن باللّه وما جاءنا من الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 157 - 22
22 - يهود و نصارا در قبل از اسلام ، مبتلا به تكاليفى مشقتبار و گرفتار در دام خرافات و بدعت هاى فراوان دينى بودند .
و يضع عنهم إصرهم و الأغلل التى كانت عليهم
جمع آوردن «اغلال» حكايت از گستردگى بدعتها و خرافات دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 72 - 14
14 - مسيحيان معتقد به الوهيت مسيح ( ع ) مردمى كافر و مشرك
لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم . .. انه من يشرك باللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 85 - 10
10 - مسيحيان فروتن و مؤمن به خدا ، قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در زمره محسنان اند .
و انهم لايستكبرون . .. و ذلك جزاء المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 85 - 10
10 - مسيحيان فروتن و مؤمن به خدا ، قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در زمره محسنان اند .
و انهم لايستكبرون . .. و ذلك جزاء المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 72 - 12
12 - حضرت مسيح ( ع ) در حضور بنى اسرائيل ، خود و تمامى انسان ها را مملوك خدا ، بنده او و تحت تدبير وى دانست .
يبنى اسرءيل اعبدو اللّه ربى و ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 121 - 5
5 - كسانى از يهود و نصارا به كتاب آسمانى خويش ايمان دارند كه از آن به خوبى وشايستگى پيروى مى كنند .
الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته أولئك يؤمنون به
در برداشت فوق، ضمير «به» به «الكتاب» - كه مقصود از آن تورات و انجيل است - برگردانده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 121 - 2
2 - از ميان يهود و نصارا ، پيروان حقيقى تورات و انجيل به قرآن و محمد (صلی الله علیه و آله) ايمان مى آورند .
الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته أولئك يؤمنون به
«تلاوت به معناى خواندن و قرائت كردن است. برخى از اهل لغت آن را به معناى پيروى كردن نيز گفته اند. مراد از ضمير «به» محتمل است قرآن يا پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد و نيز مى تواند به الكتاب (تورات و انجيل) برگردد. برداشت فوق ناظر به اين است كه مراد از ضمير «به» قرآن يا پيامبر (صلی الله علیه و آله) بوده و تلاوت به معناى پيروى كردن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 121 - 2
2 - از ميان يهود و نصارا ، پيروان حقيقى تورات و انجيل به قرآن و محمد (صلی الله علیه و آله) ايمان مى آورند .
الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته أولئك يؤمنون به
«تلاوت به معناى خواندن و قرائت كردن است. برخى از اهل لغت آن را به معناى پيروى كردن نيز گفته اند. مراد از ضمير «به» محتمل است قرآن يا پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد و نيز مى تواند به الكتاب (تورات و انجيل) برگردد. برداشت فوق ناظر به اين است كه مراد از ضمير «به» قرآن يا پيامبر (صلی الله علیه و آله) بوده و تلاوت به معناى پيروى كردن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 61 - 23
23 - نزول بارانى از آتش بر نمايندگان نصاراى نجران در صورت مباهله
ثم نبتهل فنجعل لعنت اللّه على الكاذبين
عاقب و طيب به نمايندگى نصاراى نجران بنزد پيامبر (صلی الله علیه و آله) آمدند . .. و در پى حاضر نشدن آنان براى مباهله، پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: و الّذى بعثنى بالحقّ نبيّا لو فعلا لامطر عليهما الوادى نارا.
مناقب ابن المغازى، ص 263، چاپ اسلاميه 1403 قمرى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 140 - 9،11
9 - يهود و نصارا به خاطر كتمان حقايقى درباره ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) و نوادگان يعقوب ، از ظالمترين مردم هستند .
أم تقولون إن إبراهيم . .. و من أظلم ممن كتم شهدة عنده من اللّه
از مصداقهاى مورد نظر براى «شهادة من اللّه» به قرينه صدر آيه، حقايقى است درباره ابراهيم(ع) و ساير پيامبران ياد شده در آيه.
11 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) از پيامبران و شخصيت هاى مورد قبول يهود و نصارا
أم تقولون إن إبراهيم . .. كانوا هوداً أو نصرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 109 - 3،5
3 - آرزوى يهود و نصارا براى مرتد ساختن مسلمانان صدر اسلام آرزويى خام و تلاش آنان در اين زمينه ، تلاشى ناموفق بود .
ودّ كثير من أهل الكتب لو يردونكم
به كارگيرى فعل ماضى «ودّ» (دوست داشتند) به جاى فعل مضارع (دوست مى دارند) اشاره به اين نكته دارد كه: تلاش آنان بى ثمر است، به گونه اى كه بايد علاقه و تلاش آنان را سپرى شده دانست.
5 - حسادت يهود و نصارا ، منشأ علاقه و تلاش آنها بر بازگرداندن اهل ايمان از اسلام بود .
ودّ كثير من أهل الكتب لو يردونكم من بعد إيمنكم كفاراً حسداً
«حسداً» مفعولٌ له براى «ودّ كثيراً . ..» مى باشد; يعنى، علاقه و تلاش اهل كتاب براى مرتد ساختن مسلمانان، به علت حسادت ايشان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 140 - 9
9 - يهود و نصارا به خاطر كتمان حقايقى درباره ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) و نوادگان يعقوب ، از ظالمترين مردم هستند .
أم تقولون إن إبراهيم . .. و من أظلم ممن كتم شهدة عنده من اللّه
از مصداقهاى مورد نظر براى «شهادة من اللّه» به قرينه صدر آيه، حقايقى است درباره ابراهيم(ع) و ساير پيامبران ياد شده در آيه.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 140 - 9،11
9 - يهود و نصارا به خاطر كتمان حقايقى درباره ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) و نوادگان يعقوب ، از ظالمترين مردم هستند .
أم تقولون إن إبراهيم . .. و من أظلم ممن كتم شهدة عنده من اللّه
از مصداقهاى مورد نظر براى «شهادة من اللّه» به قرينه صدر آيه، حقايقى است درباره ابراهيم(ع) و ساير پيامبران ياد شده در آيه.
11 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) از پيامبران و شخصيت هاى مورد قبول يهود و نصارا
أم تقولون إن إبراهيم . .. كانوا هوداً أو نصرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 109 - 9،14
9 - تلاش تبليغاتى يهود و نصارا عليه اسلام و قرآن
ودّ كثير من أهل الكتب لو يردونكم من بعد إيمنكم كفاراً
14 - حقانيت اسلام ، حتى در نظر يهوديان و مسيحيان امرى روشن و ترديدناپذير بود .
من بعد ما تبين لهم الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 6
6 - توافق هاى سطحى با يهود و نصارا ، در گرايش آنان به اسلام مؤثر نيست .
و لن ترضى عنك اليهود و لاالنصرى حتى تتبع ملتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 51 - 9
9 - همكارى و روابط دوستانه يهود و نصارا ، @در جهت مقابله با اسلام *
يا ايها الذين ءامنوا لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء بعضهم أولياء بعض
با توجه به اينكه يهود و نصارا نسبت به يكديگر دشمنى و كينه دارند، معلوم مى شود دوستى آنها با يكديگر كه از جمله «بعضهم . ..» استفاده مى گردد، در جهت مقابله به اسلام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 32 - 2،4،13
2 - موضع گيرى ها و تبليغات سوء يهود و نصارا ، عليه اسلام به مثابه پفى ناچيز در مقابل نور فروزنده و جاودان الهى
يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم
4 - اطاعت محض و تبعيت كوركورانه يهود و نصارا از احبار و راهبانشان ، در راستاى مبارزه با قرآن و اسلام
اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً . .. يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم
13 - يهود و نصارا ، ناخشنود از گسترش اسلام
و يأبى اللّه إلا أن يتم نوره و لو كره الكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 140 - 9،11
9 - يهود و نصارا به خاطر كتمان حقايقى درباره ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) و نوادگان يعقوب ، از ظالمترين مردم هستند .
أم تقولون إن إبراهيم . .. و من أظلم ممن كتم شهدة عنده من اللّه
از مصداقهاى مورد نظر براى «شهادة من اللّه» به قرينه صدر آيه، حقايقى است درباره ابراهيم(ع) و ساير پيامبران ياد شده در آيه.
11 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) از پيامبران و شخصيت هاى مورد قبول يهود و نصارا
أم تقولون إن إبراهيم . .. كانوا هوداً أو نصرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 41 - 10
10 - دستيابى به متاع دنيا ، از هدف هاى يهود و نصارا در كفر به قرآن و انكار حقايق تورات و انجيل
و لاتشتروا بأيتى ثمناً قليلا
كلمه «آياتى» علاوه بر قرآن، شامل حقايق بيان شده در تورات و انجيل نيز هست. گويا آوردن اسم ظاهر (آياتى) به جاى ضمير «به»، براى تأمين اين هدف باشد. قابل ذكر است كه چون سخن درباره ايمان به قرآن بود، مصداق مورد نظر براى «آياتى» حقايقى از تورات و انجيل است كه دليل بر حقانيت قرآن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 47 - 13
13 - مسيحيان ، در صورت پيروى نكردن از احكام انجيل ، فاسق هستند .
و ليحكم أهل الانجيل بما أنزل اللّه فيه و من لم يحكم . .. هم الفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 66 - 12
12 - بهره مندى يهود و نصارا از تعاليم و معارفى آسمانى علاوه بر تورات و انجيل
و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل و ما أنزل اليهم من ربهم
مراد از «ما انزل اليهم» مى تواند كتابهايى همانند زبور و . .. باشد كه خداوند بر پيامبران بنى اسرائيل نازل كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 111 - 1،4،8،10
1 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) ، تنها خويشتن را سزاوار بهشت دانسته و ديگران را از آن ، محروم مى پندارند .
و قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً أو نصرى
ضمير در «قالوا» به «اهل الكتاب» (در آيه 109) باز مى گردد.
4 - اتفاق نظر يهود و نصارا ، بر ادعاى محروميت مسلمانان از بهشت
قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً أو نصرى
هدف از اينكه قرآن، پندار نصارا و يهود را به صورت «لفّ اجمالى» بيان كرده، رساندن اين معناست كه: مقصود اصلى يهود و نصارا در طرح آن ادعا، بيان محروميت مسلمانان از بهشت است.
8 - يهود و نصارا هيچ برهانى بر ادعاى خويش ( اختصاص بهشت به خويشتن و محروميت مسلمان از آن ) ندارند .
قل هاتوا برهنكم إن كنتم صدقين
«هات» (مفرد هاتوا) اسم فعل و به معناى عطا كن است. بنابراين «هاتوا برهانكم) يعنى، برهانتان را ارائه كنيد.
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به مطالبه برهان از يهود و نصارا بر ادعاى محروميت مسلمانان از بهشت
قل هاتوا برهنكم إن كنتم صدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 114 - 13
13 - تلاش يهود و نصارا براى تخريب مساجد و بازداشتن مردم از حضور يافتن در آنها *
و من أظلم ممن منع مسجد اللّه أن يذكر فيها اسمه
از مصداقهاى «من أظلم . ..» به دليل آيه قبل، يهود و نصارا هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 66 - 12
12 - بهره مندى يهود و نصارا از تعاليم و معارفى آسمانى علاوه بر تورات و انجيل
و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل و ما أنزل اليهم من ربهم
مراد از «ما انزل اليهم» مى تواند كتابهايى همانند زبور و . .. باشد كه خداوند بر پيامبران بنى اسرائيل نازل كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 20
20 - موضعگيرى يهود و نصارا درباره تغيير قبله ، على رغم آگاهى آنها به حقانيت آن
إن الذين أوتوا الكتب ليعلمون أنه الحق من ربهم و ما اللّه بغفل عما يعملون
جمله «و ما اللّه . ..» - كه به تهديد اهل كتاب اشاره دارد - بيانگر موضعگيرى اهل كتاب در برابر تغيير به حق قبله و مخالفت ايشان با حكم الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 147 - 7
7 - يهود و نصاراى عصر بعثت ، در تلاشى پى گير ، براى اثبات حقانيت قبله خويش و ناحق جلوه دادن تغيير آن به كعبه
الحق من ربك فلاتكونن من الممترين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 156 - 6
6 - يهود و نصارا كتاب آسمانى خويش را به زبان غير عربى تلاوت مى كردند.
و إن كنا عن دراستهم لغفلين
«إن» در جمله «إن كنا» إن مخففه است. «دراست» مصدر و به معناى تلاوت است. «هم» فاعل «دراست» و مفعولش «الكتاب» مى باشد. يعنى «همانا ما از خواندن كتاب آسمانى توسط اهل كتاب غافل بوديم». اين بدان معناست كه ما متوجه محتواى قرائت آنان نبوديم و لذا حقايق آن را درك نمى كرديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 41 - 10
10 - دستيابى به متاع دنيا ، از هدف هاى يهود و نصارا در كفر به قرآن و انكار حقايق تورات و انجيل
و لاتشتروا بأيتى ثمناً قليلا
كلمه «آياتى» علاوه بر قرآن، شامل حقايق بيان شده در تورات و انجيل نيز هست. گويا آوردن اسم ظاهر (آياتى) به جاى ضمير «به»، براى تأمين اين هدف باشد. قابل ذكر است كه چون سخن درباره ايمان به قرآن بود، مصداق مورد نظر براى «آياتى» حقايقى از تورات و انجيل است كه دليل بر حقانيت قرآن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 66 - 12
12 - بهره مندى يهود و نصارا از تعاليم و معارفى آسمانى علاوه بر تورات و انجيل
و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل و ما أنزل اليهم من ربهم
مراد از «ما انزل اليهم» مى تواند كتابهايى همانند زبور و . .. باشد كه خداوند بر پيامبران بنى اسرائيل نازل كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 85 - 1
1 - ايمان مسيحيان به خدا و اعترافشان به حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) موجب برخوردارى آنان از بهشت جاودان
فاثبهم اللّه بما قالوا جنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 118 - 9
9 - يهود و نصارا نيز همانند مشركان ، خواهان سخن گفتن خدا با آنان درباره راستى و درستى رسالت پيامبران بودند .
كذلك قال الذين من قبلهم مثل قولهم
در آيه 113 مشركان با تعبير «الذين لايعلمون» در قبال يهود و نصارا مطرح شده اند و در آيه مورد بحث مشركان با همان تعبير در قبال «الذين من قبلهم» قرار گرفته اند. از اين مقايسه معلوم مى شود: مقصود از «الذين من قبلهم» يهود و نصارا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 85 - 1
1 - ايمان مسيحيان به خدا و اعترافشان به حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) موجب برخوردارى آنان از بهشت جاودان
فاثبهم اللّه بما قالوا جنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 140 - 2
2 - نصارا آيين ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب و نوادگانش را آيين نصرانيت و ايشان را نصرانى مى دانستند .
أم تقولون إن إبراهيم و إسمعيل . .. كانوا هوداً أو نصرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 140 - 2
2 - نصارا آيين ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب و نوادگانش را آيين نصرانيت و ايشان را نصرانى مى دانستند .
أم تقولون إن إبراهيم و إسمعيل . .. كانوا هوداً أو نصرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 140 - 2
2 - نصارا آيين ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب و نوادگانش را آيين نصرانيت و ايشان را نصرانى مى دانستند .
أم تقولون إن إبراهيم و إسمعيل . .. كانوا هوداً أو نصرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 140 - 2
2 - نصارا آيين ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب و نوادگانش را آيين نصرانيت و ايشان را نصرانى مى دانستند .
أم تقولون إن إبراهيم و إسمعيل . .. كانوا هوداً أو نصرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 140 - 2
2 - نصارا آيين ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب و نوادگانش را آيين نصرانيت و ايشان را نصرانى مى دانستند .
أم تقولون إن إبراهيم و إسمعيل . .. كانوا هوداً أو نصرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 31 - 4
4 - مسيح ( ع ) ، برخوردار از ربوبيت و پروردگارى ، در بينش نادرست نصارا
اتخذوا . .. أرباباً من دون اللّه و المسيح ابن مريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 30
30- آشنايى ديرين يهوديان و مسيحيان ، با اوصاف و ويژگى هاى پيامبراسلام و اصحاب آن حضرت
ذلك مثلهم فى التورية و مثلهم فى الإنجيل كزرع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 30
30- آشنايى ديرين يهوديان و مسيحيان ، با اوصاف و ويژگى هاى پيامبراسلام و اصحاب آن حضرت
ذلك مثلهم فى التورية و مثلهم فى الإنجيل كزرع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 171 - 9
9 - پندار مسيحيان درباره مسيح ، پندارى غلوآميز
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم . .. انما المسيح عيسى ابن مريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 172 - 2
2 - غلو مسيحيان درباره حضرت عيسى با نقض شمردن بندگى او براى خدا
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم . .. لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه
جمله «لن يستنكف» اشاره به اين معنا دارد كه مسيحيان بندگى مسيح را براى خداوند انكار مى كردند و گويا شان وى را بالاتر از بندگى مى پنداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 17 - 5
5 - اعتراف مسيحيان به فرزندى مسيح ( ع ) براى مريم ( ع )
قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم
ظاهراً توصيف مسيح(ع) به «ابن مريم» از كلام مسيحيان است. يعنى به اين حقيقت كه مسيح(ع) فرزند مريم است، معترف هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 30 - 2،3،4
2 - نصارا ، « مسيح » ( ع ) را فرزند خدا خواندند .
و قالت النصرى المسيح ابن اللّه
3 - فرزند خدا خواندن « عزير » و « مسيح » ، سخنان نسنجيده و باطلى بود كه يهود و نصارا به زبان آوردند .
و قالت . .. ذلك قولهم بأفوههم
4 - پندار فرزند خدا بودن « عزير » و « مسيح » ، پندارى است سابقه دار در تاريخ يهود و نصارا .
يضهئون قول الذين كفروا من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 177 - 2
2 - يهود و نصارا محتواى اساسى دين را ( ايمان به خدا ، سراى آخرت و . . . ) به فراموشى سپرده و با مسلمانان بر سر قبله ، به بحث و مشاجره مى پرداختند .
ليس البر أن تولوا وجوهكم قبل المشرق و المغرب
برداشت فوق با توجه به شأن نزولى كه درباره آيه مورد بحث آمده، استفاده مى شود. در مجمع البيان نقل شده است: «آن گاه كه قبله تغيير كرد، بحث و گفتگو پيرامون آن بسيار مى شد و يهود و نصارا در اين باره بسيار سخن مى گفتند. »
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 2،5،9
2 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) على رغم اطمينانشان به حقانيت قبله مسلمانان ( مسجدالحرام ) ، آن را نخواهند پذيرفت .
ليعلمون أنه الحق . .. و لئن أتيت الذين ... ما تبعوا قبلتك
5 - يهود و نصارا از سر عناد و لجاجت ، قبله بودن كعبه را پذيرا نيستند .
و لئن أتيت الذين أوتوا الكتب بكل ءاية ما تبعوا قبلتك
9 - تلاش يهود و نصارا در باز گرداندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از كعبه به قبله خويش
و ما أنت بتابع قبلتهم . .. و لئن اتبعت اهواءهم
تأكيد جمله «و لئن اتبعت . .. إنك لمن الظالمين» با لام قسم (لئن) حرف تأكيد (إن) و لام تأكيد در (لمن) بيانگر آن است كه: اهل كتاب براى گرايش دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به قبله خويش، تلاشى پى گير داشته و زمينه هاى آن را ايجاد كرده بودند. از مصداقهاى «أهواءهم» به قرينه جمله هاى پيشين، تبعيت از قبله اهل كتاب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 8
8 - هيچ يك از يهود و نصارا ، قبله يكديگر را نخواهند پذيرفت .
و ما بعضهم بتابع قبلة بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 41 - 7،10
7 - خداوند ، بنى اسرائيل ( يهوديان و نصرانيان ) را از انكار قرآن و كافر شدن به آن ، بر حذر داشت .
و لاتكونوا أول كافر به
ضمير در «به» مى تواند به «ما أنزلت» و يا به «ما معكم» برگردد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
10 - دستيابى به متاع دنيا ، از هدف هاى يهود و نصارا در كفر به قرآن و انكار حقايق تورات و انجيل
و لاتشتروا بأيتى ثمناً قليلا
كلمه «آياتى» علاوه بر قرآن، شامل حقايق بيان شده در تورات و انجيل نيز هست. گويا آوردن اسم ظاهر (آياتى) به جاى ضمير «به»، براى تأمين اين هدف باشد. قابل ذكر است كه چون سخن درباره ايمان به قرآن بود، مصداق مورد نظر براى «آياتى» حقايقى از تورات و انجيل است كه دليل بر حقانيت قرآن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 109 - 9
9 - تلاش تبليغاتى يهود و نصارا عليه اسلام و قرآن
ودّ كثير من أهل الكتب لو يردونكم من بعد إيمنكم كفاراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 83 - 1،2،5،6،7
1 - تأثر شديد و آشكار مسيحيان زمان پيامبر از شنيدن آيات قرآن
و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع
فيض به معناى جارى شدن است، «من» در «من الدمع» نشويه. و «دمع» مصدر و به معناى اشك ريختن است. و نسبت فيضان به چشم براى مبالغه در گريستن و متأثر شدن است يعنى آنقدر متأثر شدند كه گويا چشمهاى آنان بر اثر گريستن، جارى شد.
2 - جوشيدن اشك شوق از ديدگان گروهى از مسيحيان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) با شنيدن آيات قرآن
و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع
كلمه «دمع» مى تواند به معناى اشك، باشد در اين صورت تفيض يعنى لبريز مى شود. بنابراين جمله «تفيض من الدمع» به اين معناست كه چشمانشان از اشك لبريز شد.
5 - سابقه آشنايى مسيحيان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به حقائق ، زمينه تأثيرپذيرى آنان از قرآن
ترى اعينهم تفيض من الدمع مما عرفوا من الحق
بدان احتمال كه مراد از «الحق» حقايقى غير از قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد بر اين مبنا: ما در «مما» مصدريه و «من» در «من الحق» تبعيضيه است نه بيانيه يعنى چون مسيحيان مؤمن، حقايقى از دين را مى شناختند، اعتراف به رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) كردند. ماضى بودن فعل «عرفوا» اين احتمال را تأييد مى كند.
6 - گرايش مسيحيان عصر بعثت به اسلام ، برخاسته از آگاهى آنان بر حقانيت قرآن
ترى اعينهم تفيض من الدمع مما عرفوا من الحق
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «الحق» قرآن باشد.
7 - ايمان مسيحيان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تأثر شديد آنان به هنگام شنيدن قرآن ، نشانه تواضع آنان در برابر حق
و انهم لايستكبرون. و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول ... مما عرفوا من الحق
جمله «و اذا سمعوا . ..» كه حكايت از اعتراف آنان به حقانيت قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) دارد مى تواند به عنوان دليل و شاهدى بر جمله «انهم لايستكبرون» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 84 - 1،4
1 - ايمان به خداوند يكتا و حقانيت قرآن تنها راه منطقى و درست در ديدگاه مسيحيان عصر بعثت پس از آشنايى با قرآن
يقولون . .. لانؤمن باللّه وما جاءنا من الحق
4 - مسيحيان مؤمن به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) آرزومند همراهى با صالحان در بهشت
و نطمع ان يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين
برداشت فوق بر اين اساس است كه مفعول حذف شده از «يدخلنا» به قرينه مقام و نيز آيه بعد «الجنة» باشد يعنى «نطمع ان يدخلنا الجنة مع القوم الصالحين».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 36 - 10
10- حقايق توحيدى قرآن و دعوت آن به يكتاپرستى و نفى شرك ، عامل مخالفت برخى از يهود و نصارا با آن
و من الأحزاب من ينكر بعضه قل إنما أُمرت أن أعبد الله
طرح مسأله توحيد و يكتاپرستى پس از «من ينكر بعضه» گوياى اين است كه از دلايل انكار قرآن از ناحيه برخى احزاب ، اصرار قرآن بر توحيد و نفى شرك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 91 - 1
1- يهود و نصارا ، پس از نزول قرآن و ظهور اسلام ، به التقاط گراييده و به برخى از آيات قرآن ايمان آوردند و به برخى ديگر كفر ورزيدند .
الذين جعلوا القرءان عضين
«عضين» جمع «عضة» است و «عضة» به معناى جزء مى باشد و تجزيه در پذيرش معارف دين در شأن اهل كتاب است; چون كافران و مشركان اصل ديانت الهى را قبول نداشتند; چنان كه خداوند اهل كتاب را به همين وصف توصيف فرمود: «. ..و يقولون نؤمن ببعض و نكفر ببعض...» (سوره نساء، آيه 150).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 42 - 3
3 - كتمان حقيقت ، هدف يهود و نصارا از آميختن حق و باطل
و لاتلبسوا الحق بالبطل و تكتموا الحق
تكرار نكردن «لا»ى ناهيه در «تكتموا» به اين معنا اشاره دارد كه: هدف يهود و نصارا در آميختن حق به باطل، مخفى نگاه داشتن حق بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 140 - 9،10
9 - يهود و نصارا به خاطر كتمان حقايقى درباره ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) و نوادگان يعقوب ، از ظالمترين مردم هستند .
أم تقولون إن إبراهيم . .. و من أظلم ممن كتم شهدة عنده من اللّه
از مصداقهاى مورد نظر براى «شهادة من اللّه» به قرينه صدر آيه، حقايقى است درباره ابراهيم(ع) و ساير پيامبران ياد شده در آيه.
10 - يهود و نصارا ، حقيقتى را كه بايد به آن شهادت مى دادند ، كتمان كرده و از ارائه آن خوددارى نمودند .
و من أظلم ممن كتم شهدة عنده من اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 15 - 3
3 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) ، همواره بسيارى از حقايق تورات و انجيل را مخفى مى كردند .
مما كنتم تخفون من الكتب
با توجه به آيات پيشين، مراد از اهل كتاب هم يهوديان هستند و هم نصارا. بنابراين مقصود از «الكتب» تورات و انجيل خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 19 - 7
7 - تبيين حقايق و معارف كتمان شده به دست يهود و نصارا ، از اهداف رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
قد جاءكم رسولنا يبين
بنابر اينكه مفعول حذف شده از «يبين»، به قرينه آيه پانزدهم، حقايقى باشد كه علماى اهل كتاب آنها را مخفى مى داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 32 - 13
13 - يهود و نصارا ، ناخشنود از گسترش اسلام
و يأبى اللّه إلا أن يتم نوره و لو كره الكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 33 - 9
9 - يهود و نصارا ، مخالف اسلام و ناخشنود از گسترش آن
اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً . .. ليظهره على الدين كله و لو كره المشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 9،10
9 - تلاش يهود و نصارا در باز گرداندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از كعبه به قبله خويش
و ما أنت بتابع قبلتهم . .. و لئن اتبعت اهواءهم
تأكيد جمله «و لئن اتبعت . .. إنك لمن الظالمين» با لام قسم (لئن) حرف تأكيد (إن) و لام تأكيد در (لمن) بيانگر آن است كه: اهل كتاب براى گرايش دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به قبله خويش، تلاشى پى گير داشته و زمينه هاى آن را ايجاد كرده بودند. از مصداقهاى «أهواءهم» به قرينه جمله هاى پيشين، تبعيت از قبله اهل كتاب است.
10 - يهود و نصارا در صدد گرايش دادن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به پيروى از احكام و قوانين دينى خويش
و لئن اتبعت اهواءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 14 - 7
7 - محو نشانه هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در انجيل و به فراموشى سپردن آن توسط نصارا *
و من الذين قالوا إنّا نصرى اخذنا فنسوا حظاً
به احتمال اينكه مراد از «فنسوا حظاً مما ذكروا»، به قرينه مقام، نشانه هاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در انجيل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 19 - 2
2 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) در انتظار بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) *
ياهل الكتب قد جاءكم رسولنا
كلمه «قد» مى تواند بيانگر انتظار حصول فعلى باشد كه بر سر آن آمده است. نظير «قد قامت الصلوة».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 82 - 18
18 - وجود كشيشان و راهبان منتظر بعثت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) در ميان مسيحيان ، موجب محبت آنان ، به مسلمانان
و لتجدن اقربهم مودة للذين ءامنوا . .. ذلك بان منهم قسيسين و رهباناً و انهم لايست
از امام صادق(ع) روايت شده كه پس از خواندن آيه فوق فرمود: أولئك كانوا قوماً بين عيسى(ع) و محمد(صلی الله علیه و آله) ينتظرون مجيىء محمد(صلی الله علیه و آله).
تفسير عياشى، ج 1، ص 335، ح 162; نورالثقلين، ج 1، ص 662، ح 317.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 83 - 7
7 - ايمان مسيحيان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تأثر شديد آنان به هنگام شنيدن قرآن ، نشانه تواضع آنان در برابر حق
و انهم لايستكبرون. و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول ... مما عرفوا من الحق
جمله «و اذا سمعوا . ..» كه حكايت از اعتراف آنان به حقانيت قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) دارد مى تواند به عنوان دليل و شاهدى بر جمله «انهم لايستكبرون» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 84 - 4
4 - مسيحيان مؤمن به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) آرزومند همراهى با صالحان در بهشت
و نطمع ان يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين
برداشت فوق بر اين اساس است كه مفعول حذف شده از «يدخلنا» به قرينه مقام و نيز آيه بعد «الجنة» باشد يعنى «نطمع ان يدخلنا الجنة مع القوم الصالحين».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 157 - 10
10 - ايمان به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و پيروى از او وظيفه اى الهى بر عهده يهود و نصارا و ثبت شده در تورات و انجيل
الذين يتبعون الرسول النبى الأمّى الذى يجدونه مكتوبا عندهم فى التورية و الإنجيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 105 - 2
2 - كفرپيشگان ( يهود ، نصارا و مشركان ) ناخشنود از نزول كمترين خير ، بر مسلمانان
ما يودّ الذين كفروا . .. أن ينزل عليكم من خير
نكره آوردن «خير» به همراه «من» زايده در آيه، حكايت از آن دارد كه: مشركان كمترين خيرى را براى مسلمانان نمى پسنديدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 109 - 4،12،13
4 - يهوديان و نصاراى عصر بعثت ، بر ايمان مسلمانان رشك برده به آنان حسادت مىورزيدند .
ودّ كثير من أهل الكتب لو يردونكم من بعد إيمنكم كفاراً حسداً
مقصود از «اهل الكتاب» به دليل «و قالوا لن يدخل . ..» در آيه 111، يهود و نصاراست.
12 - يهود و نصارا با بهانه قرار دادن نسخ اديان و نسخ برخى از آيات قرآن ، در صدد ايجاد شبهه در اذهان مسلمانان بودند .
ما ننسخ من ءاية . .. أم تريدون أن تسئلوا رسولكم ... ودّ كثير من أهل الكتب
بيان تلاش اهل كتاب براى مرتد ساختن مسلمانان پس از مطرح ساختن پرسشها و درخواستهاى نابه جا درباره نسخ و بيان اثر سوء آن در خواستها (تبديل شدن ايمان به كفر)، گوياى اين است كه: اهل كتاب در صدد بودند مسلمانان را درباره نسخ به شبهه اندازند و آنان رادر ايمانشان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) دچار ترديد كنند.
13 - يهود و نصارا ترغيب كننده مسلمانان به پرسش ها و درخواست هاى نابه جا از پيامبر (صلی الله علیه و آله)
أم تريدون أن تسئلوا . .. ودّ كثير من أهل الكتب لو يردونكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 111 - 5
5 - يهود و نصارا ، درتلاش براى تضعيف روحيه مسلمانان و بازدارى مردم از گرايش به اسلام
قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً أو نصرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 51 - 3،7،8
3 - يهود و نصارا ، مردمى غير قابل اعتماد و ناشايست براى برقرارى روابط دوستى مسلمانان با آنان
يا ايها الذين ءامنوا لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء
كلمه «اتخاذ» به معناى برگزيدن و اعتماد كردن است. (مجمع البيان).
7 - يهود و نصارا هرگز به تعهدات و روابط خويش با مسلمانان پايبند نخواهند بود .
بعضهم أولياء بعض
8 - پايبند نبودن يهود و نصارا به تعهدات خويش نسبت به مسلمانان ، فلسفه حرمت ايجاد روابط با آنان
لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء بعضهم أولياء بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 53 - 1،2،8،18
1 - سوگند مؤكد يهود و نصارا بر يارى مسلمانانى كه با آنان روابط دوستى داشتند .
اهولاء الذين اقسموا باللّه جهد ايمنهم انهم لمعكم
برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «هولاء»، اشاره به يهود و نصارا بوده و مخاطب در «لمعكم» همان بيماردلانى باشند كه پيوند ولايى با يهود و نصارا داشتند. كلمه «جهد» مفعول مطلق براى «اقسموا» مى باشد ; يعنى سوگند ياد كردند در بالاترين درجه سوگند.
2 - ناتوانى يهود و نصارا بر يارى مسلمانانى كه با آنان روابط دوستى داشتند .
اهولاء الذين اقسموا باللّه جهد ايمنهم انهم لمعكم
لحن ملامت بار جمله «اهولاء . ..» حكايت از آن دارد كه يهود و نصارا در عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، رسوا شده و به ذلت افتادند ; بگونه اى كه نتوانستند به تعهد خويش با مسلمانان سست ايمان پايبند بمانند.
8 - يهوديان و مسيحيان دلگرم به يارى و همگامى مسلمانان سست ايمان ، مورد ملامت مؤمنان پس از پيروزى
و يقول الذين ءامنوا اهولاء الذين اقسموا . .. انهم لمعكم
18 - ناكامى يهود و نصارا در بهره گيرى از روابط دوستانه خويش با مسلمانان سست ايمان
حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين
در برداشت فوق «هولاء» اشاره به بيماردلان مسلمان و خطاب در «معكم» متوجه يهود و نصارا دانسته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 82 - 5،6،10،18
5 - نصارا داراى نزديكترين روابط عاطفى و دوستانه با مسلمانان
و لتجدن اقربهم مودة للذين ءامنوا الذين قالوا إنّا نصرى
6 - حضور كشيشان و راهبان خداترس در بين مسيحيان موجب دوستى و نزديكى آنان با مسلمانان
اقربهم مودة للذين ءامنوا الذين . .. ذلك بان منهم قسيسين و رهباناً
10 - نبود روحيه سلطه گرى و گردن فرازى در بين نصارا زمينه مودت و دوستى آنان با مسلمانان
اقربهم مودة للذين ءامنوا الذين قالوا إنّا نصرى . .. و انهم لايستكبرون
بدان احتمال كه فعل «لايستكبرون» داراى متعلقى محذوف نباشد در اين صورت لايستكبرون به اين معنا است كه آنان خواهان سلطه گرى و گردن فرازى نيستند.
18 - وجود كشيشان و راهبان منتظر بعثت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) در ميان مسيحيان ، موجب محبت آنان ، به مسلمانان
و لتجدن اقربهم مودة للذين ءامنوا . .. ذلك بان منهم قسيسين و رهباناً و انهم لايست
از امام صادق(ع) روايت شده كه پس از خواندن آيه فوق فرمود: أولئك كانوا قوماً بين عيسى(ع) و محمد(صلی الله علیه و آله) ينتظرون مجيىء محمد(صلی الله علیه و آله).
تفسير عياشى، ج 1، ص 335، ح 162; نورالثقلين، ج 1، ص 662، ح 317.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 147 - 6
6 - تلاش هاى تبليغى اهل كتاب ( يهود و نصارا ) بر ضد احكام اسلام ، ايجاد كننده زمينه هاى شك و ترديد در اذهان مسلمانان صدر اسلام
الحق من ربك فلاتكونن من الممترين
بر حذر داشتن مسلمانان از شك و ترديد، با فعل «فلاتكونن» - كه مقرون به نون تأكيد است - گوياى اين معناست كه: زمينه هاى شك و ترديد در مسلمانان به وجود آمده بود. از آيات قبل مى توان فهميد كه مخالفتهاى اهل كتاب منشأ اين ترديدها بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 10
10 - يهود و نصارا در صدد گرايش دادن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به پيروى از احكام و قوانين دينى خويش
و لئن اتبعت اهواءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 135 - 3
3 - هر يك از يهود و نصارا ، آيين خويش را موجب هدايت بشر مى پنداشتند .
قالوا كونوا هوداً أو نصرى تهتدوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 140 - 9،11
9 - يهود و نصارا به خاطر كتمان حقايقى درباره ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) و نوادگان يعقوب ، از ظالمترين مردم هستند .
أم تقولون إن إبراهيم . .. و من أظلم ممن كتم شهدة عنده من اللّه
از مصداقهاى مورد نظر براى «شهادة من اللّه» به قرينه صدر آيه، حقايقى است درباره ابراهيم(ع) و ساير پيامبران ياد شده در آيه.
11 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) از پيامبران و شخصيت هاى مورد قبول يهود و نصارا
أم تقولون إن إبراهيم . .. كانوا هوداً أو نصرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 55 - 18
18 - خداوند ، مرجع و حاكم حلّ اختلافات يهود و نصارا در قيامت
ثمّ الىّ مرجعكم فاحكم بينكم فيما كنتم فيه تختلفون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 113 - 2
2 - نصارا ، آيين يهود را آيينى پوچ و بى پايه و اساس مى شمردند .
و قالت النصرى ليست اليهود على شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 3
3 - يهوديان و نصرانيان عصر بعثت ، مردمانى هدايت ناپذير بودند .
و لن ترضى عنك اليهود و لاالنصرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 177 - 2
2 - يهود و نصارا محتواى اساسى دين را ( ايمان به خدا ، سراى آخرت و . . . ) به فراموشى سپرده و با مسلمانان بر سر قبله ، به بحث و مشاجره مى پرداختند .
ليس البر أن تولوا وجوهكم قبل المشرق و المغرب
برداشت فوق با توجه به شأن نزولى كه درباره آيه مورد بحث آمده، استفاده مى شود. در مجمع البيان نقل شده است: «آن گاه كه قبله تغيير كرد، بحث و گفتگو پيرامون آن بسيار مى شد و يهود و نصارا در اين باره بسيار سخن مى گفتند. »
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 6
6 - توافق هاى سطحى با يهود و نصارا ، در گرايش آنان به اسلام مؤثر نيست .
و لن ترضى عنك اليهود و لاالنصرى حتى تتبع ملتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 53 - 7
7 - ناتوانى مسلمانان سست ايمان بر پايبندى به تعهد خويش با يهود و نصارا
اهولاء الذين اقسموا باللّه جهد ايمنهم انهم لمعكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 85 - 10
10 - مسيحيان فروتن و مؤمن به خدا ، قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در زمره محسنان اند .
و انهم لايستكبرون . .. و ذلك جزاء المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 30 - 5
5 - تأثيرپذيرى فرهنگ دينى يهود و نصارا از عقايد كافران پيشين *
يضهئون قول الذين كفروا من قبل
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «الذين كفروا من قبل» جوامع كفرپيشه پيش از پيدايش دين يهود و نصارا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 37 - 5
5- عقايد و آراى يهود و نصارا در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، عقايد و آرايى برخاسته از هوا هاى نفسانى بود .
و لئن اتبعت أهواءهم
«أهواء» (جمع هوى) به معناى خواهشها و تمايلات نفس است و مراد از آن در آيه شريفه - به قرينه مقابله آن با احكام قرآن - آرا ، عقايد و قوانين برخاسته از تمايلات نفسانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 27 - 10
10 - پيروان عيسى ( ع ) ، انسان هايى رؤوف و مهربان بودند .
و جعلنا فى قلوب الذين اتّبعوه رأفة و رحمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 105 - 2
2 - كفرپيشگان ( يهود ، نصارا و مشركان ) ناخشنود از نزول كمترين خير ، بر مسلمانان
ما يودّ الذين كفروا . .. أن ينزل عليكم من خير
نكره آوردن «خير» به همراه «من» زايده در آيه، حكايت از آن دارد كه: مشركان كمترين خيرى را براى مسلمانان نمى پسنديدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 32 - 13
13 - يهود و نصارا ، ناخشنود از گسترش اسلام
و يأبى اللّه إلا أن يتم نوره و لو كره الكفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 33 - 9
9 - يهود و نصارا ، مخالف اسلام و ناخشنود از گسترش آن
اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً . .. ليظهره على الدين كله و لو كره المشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 63 - 1،2،3،4
1 - بسيارى از يهود و نصارا ، مردمى حرام خوار و داراى زبانى آلوده به گناه و سخنان ناروا
لولا ينهيهم . .. عن قولهم الاثم و اكلهم السحت
2 - بازدارى يهوديان و مسيحيان از آلودگى به گناه ( گفتار هاى ناروا ، حرام خوارى و . . . ) ، تكليفى الهى بر عهده عالمان اهل كتاب
لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار عن قولهم الاثم و اكلهم السحت
3 - سكوت و بى تفاوتى عالمان اهل كتاب ، در برابر حرام خوارى مردم خويش و گفتار نارواى آنان
لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار عن قولهم الاثم و اكلهم السحت
4 - ربانيون و احبار ( عالمان يهود و نصارا ) مورد توبيخ خداوند به خاطر بى تفاوتى ايشان در برابر حرام خوارى مردم خويش و گفتار نارواى آنان
لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار عن قولهم الاثم و اكلهم السحت
مراد از «ربانيون» عالمان نصارا هستند و «احبار» به دانشمندان يهود، گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 63 - 1،2،8
1 - پيشگويى خداوند به اينكه نصاراى نجران ، دعوت به مباهله را نمى پذيرند . *
فقل تعالوا ندع . .. فان تولّوا فانّ اللّه عليم بالمفسدين
ظاهراً جمله «فان تولّوا . .. »، اشاره به اين است كه مسيحيان، دعوت به مباهله را نمى پذيرند.
2 - تهديد خداوند نسبت به نصاراى نجران در نپذيرفتن توحيد
و ما من اله الا اللّه . .. فان تولّوا فانّ اللّه عليم بالمفسدين
هدف از توجه دادن به آگاهى خداوند، پس از بيان تخلف و گناه، تهديد متخلفان است.
8 - علماى نصاراى نجران ، مفسد ، مشرك ، مجادله گر ، حق ناپذير و مورد تهديد خداوند
فمن حاجّك . .. فان تولّوا فانّ اللّه عليم بالمفسدين
در شأن نزول آمده كه اين آيات درباره علماى نجران نازل شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 156 - 4
4 - نزول كتاب آسمانى بر دو طايفه غير عرب (يهود و نصارا) قبل از نزول قرآن
إنما أنزل الكتب على طائفتين من قبلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 18 - 13
13 - يهوديان و مسيحيان خود را انسانهايى ممتاز و برتر مى پندارند .
و قالت اليهود و النصرى نحن ابنؤا اللّه . .. بل انتم بشر ممن خلق
از اينكه خداوند در رد پندار يهود و نصارا فرموده است كه شما مانند ديگر انسانها هستيد، معلوم مى شود آنها براى خود امتيازى ويژه مى پندارند و خود را برتر از ديگران مى شمارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 51 - 6
6 - يهود و نصارا ، تنها با يكديگر و همكيشان خويش روابط دوستى داشته و به آن وفادار هستند .
يا ايها الذين ءامنوا لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء بعضهم أولياء بعض
چون جمله «بعضهم أولياء بعض» به منزله دليل براى جمله «لاتتخذوا . ..» است، معناى حصر از آن استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 18 - 12
12 - يهود و نصارا ، آفريده هايى همانند و همسان با ساير انسانها
بل انتم بشر ممن خلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 30 - 9
9 - نفرين خداوند به يهود و نصارا ، به خاطر سخنان كفرآميزشان
قتلهم اللّه أنى يؤفكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 60 - 10
10 - رضايت يهوديان و مسيحيان عصر بعثت از رفتار هاى ناپسند نياكان خويش
هل انبئكم بشرّ من ذلك مثوبة عند اللّه من لعنه اللّه . .. و عبد الطغوت
سرزنش يهوديان و مسيحيان عصر بعثت به خاطر رفتار ناپسند پيشينيان آنان، مى تواند حاكى از رضايشتان به آن رفتار باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 55 - 10
10 - ناسازگارى پذيرش ولايت خدا با پذيرش ولايت يهوديان ، نصارا و ديگر كافران
و من يتولهم منكم فانه منهم . .. انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 63 - 11
11 - قابليت نداشتن جامعه عصر عيسى ( ع ) ، براى دريافت و پذيرش تمامى حقايق *
و لأُبيّن لكم بعض الذى تختلفون فيه
اين سخن حضرت عيسى(ع) كه: «من آمده ام تا برخى از اختلافات شما را بيان كنم»، مى تواند نشانگر عدم قابليت آنان براى دريافت تمامى حقايق باشد، زيرا محدوديتى از ناحيه خود حضرتش نمى توان فرض كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 14 - 19
19 - مسيحيان پيمان شكن ، مورد تهديد خداوند به عذاب و كيفر اعمال خويش
و سوف ينبئهم اللّه بما كانوا يصنعون
جمله «ينبئهم اللّه . ..»، كنايه از كيفر دادن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 111 - 4
4 - اتفاق نظر يهود و نصارا ، بر ادعاى محروميت مسلمانان از بهشت
قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً أو نصرى
هدف از اينكه قرآن، پندار نصارا و يهود را به صورت «لفّ اجمالى» بيان كرده، رساندن اين معناست كه: مقصود اصلى يهود و نصارا در طرح آن ادعا، بيان محروميت مسلمانان از بهشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 11
11 - يهود و نصارا ، آيين الهى خويش را با آرايى برخاسته از هوا هاى نفسانى ، به انحراف كشانده بودند .
و لئن اتبعت أهواءهم
بديهى است كه آيين يهوديت و نصرانيت، ريشه الهى و آسمانى دارد. بنابراين تعبير كردن از آيين آنان به هواهاى نفسانى، مى رساند كه: يهوديان و نصرانيان با نفوذ دادن آرا و هواهاى نفسانى خويش در معارف و احكام دين، وجهه الهى آن را از ميان برده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 11،15
11 - يهود و نصارا آيين الهى خويش را با آرايى برخاسته از هوا هاى نفسانى ، آميخته بودند .
و لئن اتبعت اهواءهم
مقصود از «أهواءهم» (آراى برخاسته از هواهاى نفسانى) آيين و مرام دينى يهود و نصاراست; زيرا مبارزه آنان با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اهل ايمان بر سر باورها و احكام دينى بوده است و از آنجا كه آيين اهل كتاب، آيينى الهى بوده ولى در آيه شريفه از آن به هواهاى نفسانى تعبير شده، برداشت فوق به دست مى آيد.
15 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به پرهيز از پيروى يهود و نصارا و ردّ آراى نفسانى ايشان
و لئن اتبعت اهواءهم . .. إنك إذاً لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 18
18 - گروهى از يهوديان و مسيحيان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هواپرستان گمراه و ناشر عقايد افراطى و غلوآميز در ميان همكيشان خود
و لاتتبعوا اهواء قوم . .. و اضلوا كثيراً و ضلوا عن سواء السبيل
كلمه «ضلوا» در دو بخش از آيه مى تواند اشاره به دو طايفه از گمراهان داشته باشد، طائفه اى پيش از بعثت كه جمله «قد ضلوا من قبل» بيانگر آن است و طائفه اى معاصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه جمله «ضلوا عن سواء السبيل» حاكى از آنان مى باشد. گفتنى است كه آوردن قيد «من قبل» در يك بخش و نيامدن آن در بخش بعد، گوياى اين تفسير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 37 - 5
5- عقايد و آراى يهود و نصارا در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، عقايد و آرايى برخاسته از هوا هاى نفسانى بود .
و لئن اتبعت أهواءهم
«أهواء» (جمع هوى) به معناى خواهشها و تمايلات نفس است و مراد از آن در آيه شريفه - به قرينه مقابله آن با احكام قرآن - آرا ، عقايد و قوانين برخاسته از تمايلات نفسانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 8
8 - هيچ يك از يهود و نصارا ، قبله يكديگر را نخواهند پذيرفت .
و ما بعضهم بتابع قبلة بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 14 - 4،10
4 - فزونى پيمان شكنان يهود نسبت به پيمان شكنان نصارا
فبما نقضهم . .. و من الذين قالوا إنّا نصرى
«من الذين» خبر مبتداى محذوف است. يعنى «من الذين قالوا انا نصارى قوم اخذنا ميثاقهم»، بنابراين آيه شريفه، تنها سخن از پيمان شكنى گروهى ازمسيحيان را مطرح كرده است. به خلاف آنچه درباره يهود بيان داشت كه همه آنها، جز اندكى، پيمان شكن بودند.
10 - كينه و دشمنى دايمى يهود و مسيحيان با يكديگر تا روز قيامت
و لقد اخذ اللّه ميثق بنى اسرءيل . .. العداوة و البغضاء إلى يوم القيمة
بنابر اينكه ضمير در «بينهم» به يهود و نصارا برگردانده شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 51 - 9،10
9 - همكارى و روابط دوستانه يهود و نصارا ، @در جهت مقابله با اسلام *
يا ايها الذين ءامنوا لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء بعضهم أولياء بعض
با توجه به اينكه يهود و نصارا نسبت به يكديگر دشمنى و كينه دارند، معلوم مى شود دوستى آنها با يكديگر كه از جمله «بعضهم . ..» استفاده مى گردد، در جهت مقابله به اسلام است.
10 - روابط و پيوند هاى يهود و نصارا با يكديگر ، خطر و هشدارى براى مسلمانان
لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء بعضهم أولياء بعض
از اينكه دوستى يهود و نصارا با يكديگر، دليل بازداشتن مسلمانان از دوستى با آنان قرار گرفته است، استفاده مى شود كه پيوند آنان، پيوندى خطرناك براى مسلمين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 16
16 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در صورت تبعيت از آيين يهود و نصارا ، به محروم كردنش از پشتيبانى و يارى خود تهديد كرد .
و لئن اتبعت أهواءهم . .. مالك من اللّه من ولىّ و لانصير
در برداشت فوق «من اللّه» متعلق به محذوف و حال براى ولىّ و نصير گرفته شده است. بر اين مبنا جمله «مالك ...» چنين معنا مى شود: براى تو از جانب خداوند هيچ پشتيبان و ياورى نخواهد بود; يعنى، امدادهاى خداوند به تو نمى رسد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 114 - 9
9 - اهل كتاب (عالمان يهود و نصارا) آگاه به حقانيت قرآن و نزول آن از جانب خدا
و الذين ءاتينهم الكتب يعلمون أنه منزل من ربك بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 114 - 9
9 - برجاى ماندن نشانه و آيتى الهى در جامعه مسيحيت با نزول مائده آسمانى ، از انگيزه هاى مسيح براى درخواست آن از خداوند
أنزل علينا مائدة من السماء تكون . .. ءاية منك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 135 - 11
11 - ابراهيم ( ع ) ، نه بر آيين يهود و نه بر آيين نصارا .
قالوا كونوا هوداً أو نصرى تهتدوا قل بل ملة إبرهيم حنيفاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 34 - 7
7 - بسيارى از احبار و راهبان ( پيشوايان دينى يهود و نصارا ) عوامل انحراف مردم و بازدارنده آنان از راه خدا بودند .
إن كثيراً من الأحبار و الرهبان . .. و يصدون عن سبيل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 31 - 1
1 - تسليم و اطاعت بى چون و چراى يهود و نصارا در برابر احبار و راهبان ( پيشوايان دينى ) خويش
اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً
«اتخاذ رب» كنايه از تسليم و اطاعت بى چون و چراست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 32 - 4
4 - اطاعت محض و تبعيت كوركورانه يهود و نصارا از احبار و راهبانشان ، در راستاى مبارزه با قرآن و اسلام
اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً . .. يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 34 - 2
2 - بسيارى از عالمان دينى يهود و نصارا ، اموال مردم را به ناحق و بدون سبب موجه و مشروع ، تصاحب مى كردند .
إن كثيراً من الأحبار و الرهبان ليأكلون أمول الناس بالبطل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 135 - 4،9
4 - هيچ يك از آيين يهود نصارا به خاطر آميخته شدنشان به شرك ، هدايت آفرين نيستند .
قل بل ملة إبرهيم
9 - يهود و نصارا ، آيين خويش را به شرك آميخته و آلوده ساختند .
بل ملة إبرهيم حنيفاً و ما كان من المشركين
تأييد آيين ابراهيم با توصيف آن حضرت به دورى از گمراهى و شرك، پس از نفى آيين يهود و نصارا، اشاره به اين دارد كه يهود و نصارا آيين خويش را به گمراهيها آلوده و به شرك آميخته بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 136 - 5
5 - يهود و نصارا ، آيين الهى خويش را تحريف كرده ، احكام و معارف الهى را با امور غير دينى آميخته بودند .
قولوا ءامنا باللّه . .. و ما أوتى موسى و عيسى
چون خطاب آيه، به يهود و نصاراست و آنان خويشتن را پيروان حضرت موسى و عيسى مى شمرند، مقتضاى كلام اين بود كه به جاى «و ما أوتى موسى و عيسى» گفته شود «و ما أوتيتم». اين جايگزينى اشاره به اين نكته دارد كه: احكام و معارفى كه بر موسى و عيسى(ع) نازل شد، همانى نيست كه در اختيار يهود و نصاراست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 11
11 - يهود و نصارا آيين الهى خويش را با آرايى برخاسته از هوا هاى نفسانى ، آميخته بودند .
و لئن اتبعت اهواءهم
مقصود از «أهواءهم» (آراى برخاسته از هواهاى نفسانى) آيين و مرام دينى يهود و نصاراست; زيرا مبارزه آنان با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اهل ايمان بر سر باورها و احكام دينى بوده است و از آنجا كه آيين اهل كتاب، آيينى الهى بوده ولى در آيه شريفه از آن به هواهاى نفسانى تعبير شده، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 34 - 1
1 - خداوند ، از فساد مالى و انحراف بسيارى از احبار و راهبان ( پيشوايان دينى يهود و نصارا ) پرده برداشته و مؤمنان را نسبت به خطر آنان هشدار داد .
يأيها الذين ءامنوا إن كثيراً من الأحبار و الرهبان ليأكلون أمول الناس بالبطل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 11
11 - يهود و نصارا ، آيين الهى خويش را با آرايى برخاسته از هوا هاى نفسانى ، به انحراف كشانده بودند .
و لئن اتبعت أهواءهم
بديهى است كه آيين يهوديت و نصرانيت، ريشه الهى و آسمانى دارد. بنابراين تعبير كردن از آيين آنان به هواهاى نفسانى، مى رساند كه: يهوديان و نصرانيان با نفوذ دادن آرا و هواهاى نفسانى خويش در معارف و احكام دين، وجهه الهى آن را از ميان برده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 31 - 12
12 - از امام صادق ( ع ) درباره سخن خدا كه فرمود : « اتخذوا أحبارهم و رهبانهم أرباباً من دون اللّه » روايت شده كه فرمود : « و اللّه ما صلّوا لهم و لا صاموا و لكنهم أحلّوا لهم حراماً و حرّموا عليهم حلالا فاتّبعوهم ;
به خدا سوگند آنان براى احبار و راهبان نه نماز خواندند و نه روزه گرفتند ; ولى آن علما و صومعه داران، براى مردم حرام را حلال و حلال را حرام كردند و آنان پيروى كردند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 113 - 1،3،5
1 - يهوديان ، آيين نصرانيت را پوچ و بى پايه و اساس مى دانستند .
و قالت اليهود ليست النصرى على شىء
3 - بى اساس بودن آيين يهود و نصارا در ديدگاه طرف مقابل ، ساخته و پرداخته عالمانشان است .
و قالت اليهود . .. هم يتلون الكتب
تلاوت كتابهاى دينى به ويژه در عصرهاى گذشته، مخصوص عالمان دينى بوده است. بنابراين جمله حاليه «و هم يتلون الكتاب» (با اينكه كتاب آسمانى را تلاوت مى كنند) حاكى است كه سرچشمه و منشأ سخن ياد شده - كه همه يهود و نصارا بدان اذعان داشتند (قالت اليهود ... و قالت النصارى) - به عالمان ايشان بوده است.
5 - اتهام يهود و نصارا عليه يكديگر ( بى پايه و اساس خواندن آيين طرف مقابل ) مخالف با كتاب آسمانى خود آنان است .
و قالت اليهود . .. و هم يتلون الكتب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 197 - 2
2 - پيشگويى علماى يهود و نصارا ، در باره آمدن قرآن و ظهور پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)
أوَلم يكن لهم ءاية أن يعلمه علمؤا بنى إسرءيل
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه صرف آگاهى و اطلاع علماى بنى اسرائيل تا زمانى كه اطلاعات خود را در اختيار ديگران قرار نداده اند، نمى تواند آيه و نشانه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 14 - 14
14 - هشدار خداوند به مسلمانان با بيان مجازات يهود و نصارا به خاطر نقض پيمان الهى
فبما نقضهم ميثقهم . .. و من الذين قالوا إنّا نصرى اخذنا ميثقهم فنسوا
بيان مجازات مسيحيان و يهوديان به خاطر پيمان شكنى آنان پس از «اذكروا . .. ميثقه» (اى مسلمين پيمان الهى را به ياد داشته باشيد)، هشدارى است به مسلمانان كه مبادا همانند اهل كتاب پيمان الهى را نقض كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 50 - 11
11 - رهبانيت ، بدعت پيروان عيسى و انحراف از سيره آن حضرت بود .
و ءاوينهما إلى ربوة ذات قرار و معين
اين كه مكان زندگى عيسى و مادرش، همراه با امكانات و وسايل آسايش و در سرزمين خوش آب و هوا بود، مى تواند اشاره به اين مطلب باشد كه زندگى رهبانى پيروان آن حضرت، انحراف از سيره او و بدعت در دين او بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 5،12
5 - هيچ امرى جز تبعيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از آيين نصرانيت ، تأمين كننده رضايت نصارا از آن حضرت نبود .
و لن ترضى عنك اليهود و لاالنصرى حتى تتبع ملتهم
12 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از پيروى آيين يهود و نصارا بر حذر داشت .
و لئن اتبعت أهواءهم . .. مالك من اللّه من ولىّ و لانصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 10
10 - يهود و نصارا در صدد گرايش دادن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به پيروى از احكام و قوانين دينى خويش
و لئن اتبعت اهواءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 31 - 1
1 - تسليم و اطاعت بى چون و چراى يهود و نصارا در برابر احبار و راهبان ( پيشوايان دينى ) خويش
اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً
«اتخاذ رب» كنايه از تسليم و اطاعت بى چون و چراست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 32 - 4
4 - اطاعت محض و تبعيت كوركورانه يهود و نصارا از احبار و راهبانشان ، در راستاى مبارزه با قرآن و اسلام
اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً . .. يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 31 - 13
13 - از امام باقر ( ع ) درباره آيه « اتخذوا احبارهم و رهبانهم ارباباً من دون اللّه و المسيح بن مريم » روايت شده است : « اما المسيح فعصوه و عظموه فى أنفسهم حتى زعموا انه اله و انه ابن اللّه و طائفة منهم قالوا ثالث ثلاثة و طائفة منهم قالوا هو اللّه . . . ;
اما مسيح را نافرمانى كردند او را در انديشه خود تا آن جا بزرگ دانستند كه گمان كردند او معبود و فرزند خداست و گروهى از آنان گفتند: وى يكى از سه معبود است و گروهى گفتند: او خداست . .. ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 10،11،13
10 - آيين موجود در ميان يهود و نصارا ، آيينى است تشكيل يافته از آرا و افكارِ برخاسته از هوا هاى نفسانى .
و لئن اتبعت أهواءهم
مراد از «أهواءهم» به قرينه «حتى تتبع ملتهم» دين و آيين يهود و نصاراست. تعبير كردن از آيين آنان به «أهواء» (خواهشهاى
نفسانى)، بيانگر اين است كه: آنچه يهود و نصارا به عنوان دين مطرح مى كردند افكار و انديشه هاى برخاسته از هواهاى نفسانى آنان بوده است.
11 - يهود و نصارا ، آيين الهى خويش را با آرايى برخاسته از هوا هاى نفسانى ، به انحراف كشانده بودند .
و لئن اتبعت أهواءهم
بديهى است كه آيين يهوديت و نصرانيت، ريشه الهى و آسمانى دارد. بنابراين تعبير كردن از آيين آنان به هواهاى نفسانى، مى رساند كه: يهوديان و نصرانيان با نفوذ دادن آرا و هواهاى نفسانى خويش در معارف و احكام دين، وجهه الهى آن را از ميان برده بودند.
13 - آيين تحريف شده يهوديت و نصرانيت ، آيينى جاهلانه و ناتوان از هدايت انسانهاست .
ان هدى اللّه هو الهدى و لئن اتبعت أهواءهم بعد الذى جاءك من العلم
حصرى كه از «إن هدى اللّه . ..» به دست مى آيد، ناظر به آيين يهود و نصاراست; يعنى، آيين تحريف شده آنان، هدايت آفرين نيست. تعبير كردن از آيين اسلام به «علم» اشاره به اين معنا دارد كه: آيين يهود و نصارا بر پايه علم نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 135 - 4،9
4 - هيچ يك از آيين يهود نصارا به خاطر آميخته شدنشان به شرك ، هدايت آفرين نيستند .
قل بل ملة إبرهيم
9 - يهود و نصارا ، آيين خويش را به شرك آميخته و آلوده ساختند .
بل ملة إبرهيم حنيفاً و ما كان من المشركين
تأييد آيين ابراهيم با توصيف آن حضرت به دورى از گمراهى و شرك، پس از نفى آيين يهود و نصارا، اشاره به اين دارد كه يهود و نصارا آيين خويش را به گمراهيها آلوده و به شرك آميخته بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 136 - 5
5 - يهود و نصارا ، آيين الهى خويش را تحريف كرده ، احكام و معارف الهى را با امور غير دينى آميخته بودند .
قولوا ءامنا باللّه . .. و ما أوتى موسى و عيسى
چون خطاب آيه، به يهود و نصاراست و آنان خويشتن را پيروان حضرت موسى و عيسى مى شمرند، مقتضاى كلام اين بود كه به جاى «و ما أوتى موسى و عيسى» گفته شود «و ما أوتيتم». اين جايگزينى اشاره به اين نكته دارد كه: احكام و معارفى كه بر موسى و عيسى(ع) نازل شد، همانى نيست كه در اختيار يهود و نصاراست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 11
11 - يهود و نصارا آيين الهى خويش را با آرايى برخاسته از هوا هاى نفسانى ، آميخته بودند .
و لئن اتبعت اهواءهم
مقصود از «أهواءهم» (آراى برخاسته از هواهاى نفسانى) آيين و مرام دينى يهود و نصاراست; زيرا مبارزه آنان با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اهل ايمان بر سر باورها و احكام دينى بوده است و از آنجا كه آيين اهل كتاب، آيينى الهى بوده ولى در آيه شريفه از آن به هواهاى
نفسانى تعبير شده، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 55 - 12
12 - تداوم يهوديّت و نصرانيّت تا قيامت
و جاعل الذين اتبعوك فوق الذين كفروا الى يوم القيمة
بنابراينكه مراد از «الذين كفروا»، يهود باشد كه نتيجه اش بقاى هر دو دين خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 14 - 12
12 - بقاى مسيحيان تا روز قيامت
فاغرينا بينهم العداوة و البغضاء إلى يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 113 - 4
4 - هر يك از تورات و انجيل ، تأييد كننده يكديگر و تصديق كننده شريعت برخاسته از آنهاست .
و قالت اليهود . .. و هم يتلون الكتب
مراد از «الكتاب» تورات و انجيل است و از آن جا كه جمله «و هم يتلون الكتاب» به عنوان دليلى بر ناصواب بودن پندار مذكور (بى پايگى آيين يهود و نصارا) ايراد شده است، معلوم مى شود: هر يك از تورات و انجيل گواه صحت يكديگر بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 17 - 2
2 - يهوديت ، مسيحيت ، مجوسيت و صابئيت ، همه از آيين هاى توحيدى اند .
و الذين هادوا . .. و الذين أشركوا
قرار دادن گروه هاى يهودى و. .. در برابر «الذين اشركوا» (آنان كه شرك ورزيدند) بيانگر مطلب فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 7 - 2
2 - سران شرك و كفر ، مدعى نبودن اثرى از توحيد و يكتاپرستى در آخرين دين الهى ( مسيحيت )
أجعل الألهة إلهًا وحدًا . .. ما سمعنا بهذا فى الملّة الأخرة
«ملّة» در آيه شريفه، به معناى «دين» است و مقصود از قيد «الأخرة» (پسين) در برابر «اولين» (پيشينيان) - كه در آيات ديگر آمده - دين مسيحيت است. گفتنى است كه مسيحيت آخرين دين پيش از اسلام در جزيرة العرب بود و كافران نيز از آن آگاهى داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 34 - 2
2 - بسيارى از عالمان دينى يهود و نصارا ، اموال مردم را به ناحق و بدون سبب موجه و مشروع ، تصاحب مى كردند .
إن كثيراً من الأحبار و الرهبان ليأكلون أمول الناس بالبطل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 34 - 2
2 - بسيارى از عالمان دينى يهود و نصارا ، اموال مردم را به ناحق و بدون سبب موجه و مشروع ، تصاحب مى كردند .
إن كثيراً من الأحبار و الرهبان ليأكلون أمول الناس بالبطل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 82 - 9،11
9 - مسيحيان و عالمان دينى آنان ، مردمى حق پذير و برخوردار از سلامت نفس
الذين قالوا إنّا نصرى . .. و انهم لايستكبرون
بنابر اينكه متعلق حذف شده از «لايستكبرون» كلمه اى همانند «عن اتباع الحق» باشد، آيه بعد اين معنا را تأييد مى كند.
11 - تمجيد خدا از كشيشان و راهبان وارسته و مسيحيان حق پذير و فروتن
ذلك بان منهم قسيسين و رهباناً و انهم لايستكبرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 176 - 5
5 - حق ستيزى و حق پوشى علماى يهود و نصارا
إن الذين يكتمون . .. ذلك بأن اللّه نزل الكتب بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 113 - 9
9 - جاهلان ( مشركان و صاحب هاى آيين هاى غير الهى ) دين يهود و نصارا را بى پايه و اساس مى شمردند .
كذلك قال الذين لايعلمون مثل قولهم
مقصود از «الذين لايعلمون» ]به گفته مفسران[ مشركان و معتقدان به اديان غير الهى هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 34 - 1
1 - خداوند ، از فساد مالى و انحراف بسيارى از احبار و راهبان ( پيشوايان دينى يهود و نصارا ) پرده برداشته و مؤمنان را نسبت به خطر آنان هشدار داد .
يأيها الذين ءامنوا إن كثيراً من الأحبار و الرهبان ليأكلون أمول الناس بالبطل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 32 - 3
3 - احبار ( عالمان يهود ) و راهبان ( عالمان نصارا ) سردمداران مبارزه با قرآن و اسلام
اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً . .. يريدون أن يطفئوا نور اللّه بأفوههم
برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «هم» در «يريدون»، «يطفئوا» و «بأفواههم» به احبار و راهبان بازگردد، كه در اين صورت آيه شريفه بيانگر يكى از مصداقهاى «اتخذوا أحبارهم و رهبانهم أرباباً» خواهد بود ; بدين معنا كه احبار و راهبان عليه قرآن و اسلام سخنان نادرست مى گفتند و يهود و نصارا از آنان تبعيت كوركورانه و اطاعت محض داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 34 - 8
8 - تلاش احبار و راهبان ، در بازداشتن مردم از راه خدا ، در راستاى دستيابى به مطامع دنيوى خويش
ليأكلون أمول الناس بالبطل و يصدون عن سبيل اللّه
با توجه به ارتباط و پيوستگى «يصدون» با «يأكلون» برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 84 - 8
8 - اهميّت ويژه آيين موسى و عيسى و كتاب نازل شده بر آنها ( تورات و انجيل )
و ما اُوتى موسى و عيسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 110 - 19
19 - اسلام ، برترين آيين در ميان ساير اديان ( دين يهود و نصارا ) براى سعادت بشر
و لو أمن من اهل الكتب لكان خيراً لهم
بنابر اينكه «خير» براى تفضيل باشد و مُفضّل عليه، آيين خود اهل كتاب و مفضّل، اسلام.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 69 - 3
3 - آيين يهود ، نصارا و صابئين ، از اديان رسمى و الهى
إنّ الذين ءامنوا و الذين هادوا و الصبئون و النصرى . .. فلاخوف عليهم
درباره آيين صابئيها نظرات مختلفى بيان شده است، علامه طباطبايى در تفسير «الميزان» پس از اشاره به اقوالى گوناگون تأييد مى كند كه آيين صابئى آيينى ممزوج از دين يهود، مجوس و حرانيه بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 62 - 8
8 - دين يهود ، نصارا و صابئان از آيين هاى به رسميت شناخته شده در قرآن
إن الذين ءامنوا و الذين هادوا و النصرى و الصبئين
از نكته هايى كه مى تواند توجيه كننده آوردن عناوين مذكور باشد، اعلام رسميت آيينهاى ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 31 - 7
7- نماز و زكات ، از جمله تكاليف دينى در شريعت حضرت عيسى ( ع ) بود .
و أوصنى بالصلوة و الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 31 - 2
2 - توبيخ يهود و نصارا از سوى خدا ، به خاطر ارج نهادن به پيشوايان دينى خود ( احبار و راهبان ) تا حد پروردگارى
اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 63 - 4
4 - ربانيون و احبار ( عالمان يهود و نصارا ) مورد توبيخ خداوند به خاطر بى تفاوتى ايشان در برابر حرام خوارى مردم خويش و گفتار نارواى آنان
لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار عن قولهم الاثم و اكلهم السحت
مراد از «ربانيون» عالمان نصارا هستند و «احبار» به دانشمندان يهود، گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 63 - 4،10
4 - ربانيون و احبار ( عالمان يهود و نصارا ) مورد توبيخ خداوند به خاطر بى تفاوتى ايشان در برابر حرام خوارى مردم خويش و گفتار نارواى آنان
لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار عن قولهم الاثم و اكلهم السحت
مراد از «ربانيون» عالمان نصارا هستند و «احبار» به دانشمندان يهود، گفته مى شود.
10 - سكوت عالمان يهود و نصارا در برابر منكرات جامعه خويش ، بسيار زشت و ناپسند
لبئس ما كانوا يصنعون
ظاهراً مراد از ضمير در «كانوا» و «يصنعون»، «ربانيون» و «احبار» مى باشد نه توده اهل كتاب ; قابل ذكر است كه در برداشت فوق مراد از «ما»ى موصوله، سكوت عالمان اهل كتاب در برابر گناهان دانسته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 50 - 4
4 - سهولت شريعت عيسى ( ع ) ، در مقايسه با شريعت موسى ( ع )
و لاحلّ لكم بعض الذى حرّم عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 13
13 - آيين تحريف شده يهوديت و نصرانيت ، آيينى جاهلانه و ناتوان از هدايت انسانهاست .
ان هدى اللّه هو الهدى و لئن اتبعت أهواءهم بعد الذى جاءك من العلم
حصرى كه از «إن هدى اللّه . ..» به دست مى آيد، ناظر به آيين يهود و نصاراست; يعنى، آيين تحريف شده آنان، هدايت آفرين نيست. تعبير كردن از آيين اسلام به «علم» اشاره به اين معنا دارد كه: آيين يهود و نصارا بر پايه علم نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 17
17 - عالمان يهود و نصارا ، به خوبى مى دانستند كه قبله شدن مسجدالحرام ، فرمانى از ناحيه خداوند است .
إن الذين أوتوا الكتب ليعلمون أنه الحق
«لام» تأكيد در «ليعلمون» بيانگر اين است كه: اهل كتاب هيچ ترديدى نداشتند و به روشنى مى دانستند كه تغيير قبله حق و از
ناحيه خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 82 - 8
8 - نقش مؤثرتر كشيشان از راهبان در هدايتگرى مردم
ذلك بان منهم قسيسين و رهباناً
تقديم ذكرى «قسيسين» بر «رهباناً» مى تواند اشاره به نقش مؤثرتر قسيسين داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 17
17 - عالمان يهود و نصارا ، به خوبى مى دانستند كه قبله شدن مسجدالحرام ، فرمانى از ناحيه خداوند است .
إن الذين أوتوا الكتب ليعلمون أنه الحق
«لام» تأكيد در «ليعلمون» بيانگر اين است كه: اهل كتاب هيچ ترديدى نداشتند و به روشنى مى دانستند كه تغيير قبله حق و از ناحيه خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 83 - 3،10
3 - گريه گروهى از كشيشان و راهبان عصر پيامبر بر اثر شنيدن قرآن
منهم قسيسين و رهباناً . .. ما أنزل إلى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع
بنابر اينكه ضمير در «سمعوا» به «قسيسين» و «رهبان» برگردانده شود.
10 - گروهى از مسيحيان ، كشيشان و راهبان عصر بعثت ، پذيراى اسلام در پى شنيدن قرآن .
و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول . .. يقولون ربنا ءامنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 114 - 9
9 - اهل كتاب (عالمان يهود و نصارا) آگاه به حقانيت قرآن و نزول آن از جانب خدا
و الذين ءاتينهم الكتب يعلمون أنه منزل من ربك بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 197 - 2
2 - پيشگويى علماى يهود و نصارا ، در باره آمدن قرآن و ظهور پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)
أوَلم يكن لهم ءاية أن يعلمه علمؤا بنى إسرءيل
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه صرف آگاهى و اطلاع علماى بنى اسرائيل تا زمانى كه اطلاعات خود را در اختيار ديگران قرار نداده اند، نمى تواند آيه و نشانه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 159 - 6،10
6 - عالمان يهود و نصارا در عصر بعثت ، شواهد و نشانه هاى حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و احكام اسلام را كتمان مى كردند .
الذين يكتمون ما أنزلنا من البينت و الهدى من بعد ما بينه للناس فى الكتب
10 - علماى يهود و نصارا به خاطر كتمان حقايق و معارف كتب آسمانى از رحمت خدا محروم شده و مورد لعن و نفرين لعنت كنندگان هستند .
إن الذين يكتمون ما أنزلنا . .. أولئك يلعنهم اللّه و يلعنهم اللعنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 176 - 5
5 - حق ستيزى و حق پوشى علماى يهود و نصارا
إن الذين يكتمون . .. ذلك بأن اللّه نزل الكتب بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 197 - 2
2 - پيشگويى علماى يهود و نصارا ، در باره آمدن قرآن و ظهور پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)
أوَلم يكن لهم ءاية أن يعلمه علمؤا بنى إسرءيل
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه صرف آگاهى و اطلاع علماى بنى اسرائيل تا زمانى كه اطلاعات خود را در اختيار ديگران قرار نداده اند، نمى تواند آيه و نشانه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 114 - 7
7 - مسيح ( ع ) خواهان عيد قرار گرفتن روز نزول مائده آسمانى در جامعه مسيحيت
أنزل علينا مائدة من السماء تكون لنا عيداً لاوّلنا و ءاخرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 34 - 2
2 - بسيارى از عالمان دينى يهود و نصارا ، اموال مردم را به ناحق و بدون سبب موجه و مشروع ، تصاحب مى كردند .
إن كثيراً من الأحبار و الرهبان ليأكلون أمول الناس بالبطل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 90 - 7
7 - فرعون ، هنگام غرق شدن ، به حقانيت دين موسى ( ع ) و بنى اسرائيل و باطل بودن آيين خود ، اعتراف كرد .
حتى إذا أدركه الغرق قال ءامنت أنه لا إله إلا الذى ءامنت به بنوا إسرءيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 34 - 1
1 - خداوند ، از فساد مالى و انحراف بسيارى از احبار و راهبان ( پيشوايان دينى يهود و نصارا ) پرده برداشته و مؤمنان را نسبت به خطر آنان هشدار داد .
يأيها الذين ءامنوا إن كثيراً من الأحبار و الرهبان ليأكلون أمول الناس بالبطل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 52 - 9
9 - گرايش بى حد و مرز گروهى از مسلمانان بيمار دل به سوى يهود و نصارا ، دليلى روشن براى محروميت ستمگران از هدايت الهى
إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين. فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم
تفريع جمله «فترى» بر جمله «ان اللّه . ..»، مى رساند كه گرايش عميق بيماردلان، بيان مصداقى براى جمله «ان اللّه لايهدى ...» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 46 - 15
15 - آيين يهوديان و مسيحيان ، داراى احكام و قوانين يكسان در قصاص *
و كتبنا عليهم فيها ان النفس بالنفس . .. مصدقاً لما بين يديه من التورية
توصيف تورات به نور و هدايت و سپس بيان احكام قصاص مى رساند كه آن احكام از مصاديق نور و هدايت است و چون انجيل بلافاصله به نور و هدايت توصيف شده، معلوم مى شود آن احكام بر اهل انجيل نيز نوشته شده است. جمله «و قفينا على ءاثرهم» و نيز كلمه «مصدقاً» اين معنا را تأييد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 17
17 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در صورت پيروى كردن از آيين يهود و نصارا ، به عقوبتهايى از جانب خود تهديد كرد .
لئن اتبعت أهواءهم . .. مالك من اللّه من ولىّ و لانصير
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «من اللّه» متعلق به «ولىّ» و «نصير» باشد. بر اين مبنا «ولىّ» و «نصير» متضمن معناى «منع» است و جمله «مالك ...» چنين معنا مى شود: براى تو پشتيبان و ياورى كه تو را از خدا (از عذاب خدا) باز دارد وجود نخواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 83 - 3
3 - گريه گروهى از كشيشان و راهبان عصر پيامبر بر اثر شنيدن قرآن
منهم قسيسين و رهباناً . .. ما أنزل إلى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع
بنابر اينكه ضمير در «سمعوا» به «قسيسين» و «رهبان» برگردانده شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 159 - 10
10 - علماى يهود و نصارا به خاطر كتمان حقايق و معارف كتب آسمانى از رحمت خدا محروم شده و مورد لعن و نفرين لعنت كنندگان هستند .
إن الذين يكتمون ما أنزلنا . .. أولئك يلعنهم اللّه و يلعنهم اللعنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 46 - 21
21 - ارجمندى تقواپيشگان در آيين مسيحيت
و ءاتينه الانجيل . .. هدى و موعظة للمتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 5،12
5 - هيچ امرى جز تبعيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از آيين نصرانيت ، تأمين كننده رضايت نصارا از آن حضرت نبود .
و لن ترضى عنك اليهود و لاالنصرى حتى تتبع ملتهم
12 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از پيروى آيين يهود و نصارا بر حذر داشت .
و لئن اتبعت أهواءهم . .. مالك من اللّه من ولىّ و لانصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 34 - 3
3 - خوشبينى مسلمانان صدر اسلام ، نسبت به پيشوايان دينى يهود و نصارا
يأيها الذين ءامنوا إن كثيراً من الأحبار و الرهبان ليأكلون أمول الناس بالبطل
افشاى چهره عالمان دينى يهود و نصارا براى مسلمانان (يا أيها الذين آمنوا) - كه متضمن هشدار به ايشان است - بيانگر اين حقيقت است كه: مسلمانان از ماهيت خطر پيشوايان دينى اهل كتاب آگاهى نداشتند بلكه بر عكس به آنان خوشبين بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 63 - 10
10 - سكوت عالمان يهود و نصارا در برابر منكرات جامعه خويش ، بسيار زشت و ناپسند
لبئس ما كانوا يصنعون
ظاهراً مراد از ضمير در «كانوا» و «يصنعون»، «ربانيون» و «احبار» مى باشد نه توده اهل كتاب ; قابل ذكر است كه در برداشت فوق مراد از «ما»ى موصوله، سكوت عالمان اهل كتاب در برابر گناهان دانسته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 135 - 9
9 - يهود و نصارا ، آيين خويش را به شرك آميخته و آلوده ساختند .
بل ملة إبرهيم حنيفاً و ما كان من المشركين
تأييد آيين ابراهيم با توصيف آن حضرت به دورى از گمراهى و شرك، پس از نفى آيين يهود و نصارا، اشاره به اين دارد كه يهود و نصارا آيين خويش را به گمراهيها آلوده و به شرك آميخته بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 135 - 4
4 - هيچ يك از آيين يهود نصارا به خاطر آميخته شدنشان به شرك ، هدايت آفرين نيستند .
قل بل ملة إبرهيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 113 - 9
9 - جاهلان ( مشركان و صاحب هاى آيين هاى غير الهى ) دين يهود و نصارا را بى پايه و اساس مى شمردند .
كذلك قال الذين لايعلمون مثل قولهم
مقصود از «الذين لايعلمون» ]به گفته مفسران[ مشركان و معتقدان به اديان غير الهى هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 10
10 - آيين موجود در ميان يهود و نصارا ، آيينى است تشكيل يافته از آرا و افكارِ برخاسته از هوا هاى نفسانى .
و لئن اتبعت أهواءهم
مراد از «أهواءهم» به قرينه «حتى تتبع ملتهم» دين و آيين يهود و نصاراست. تعبير كردن از آيين آنان به «أهواء» (خواهشهاى نفسانى)، بيانگر اين است كه: آنچه يهود و نصارا به عنوان دين مطرح مى كردند افكار و انديشه هاى برخاسته از هواهاى نفسانى آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 82 - 6،18
6 - حضور كشيشان و راهبان خداترس در بين مسيحيان موجب دوستى و نزديكى آنان با مسلمانان
اقربهم مودة للذين ءامنوا الذين . .. ذلك بان منهم قسيسين و رهباناً
18 - وجود كشيشان و راهبان منتظر بعثت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) در ميان مسيحيان ، موجب محبت آنان ، به مسلمانان
و لتجدن اقربهم مودة للذين ءامنوا . .. ذلك بان منهم قسيسين و رهباناً و انهم لايست
از امام صادق(ع) روايت شده كه پس از خواندن آيه فوق فرمود: أولئك كانوا قوماً بين عيسى(ع) و محمد(صلی الله علیه و آله) ينتظرون مجيىء محمد(صلی الله علیه و آله).
تفسير عياشى، ج 1، ص 335، ح 162; نورالثقلين، ج 1، ص 662، ح 317.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 31 - 7
7- نماز و زكات ، از جمله تكاليف دينى در شريعت حضرت عيسى ( ع ) بود .
و أوصنى بالصلوة و الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 13 - 1
1 - هماهنگى آيين اسلام با دين نوح ، ابراهيم ، موسى و عيسى ( ع )
شرع لكم من الدين ما وصّى به نوحًا . .. و ما وصّينا به إبرهيم و موسى و عيسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 113 - 1
1 - يهوديان ، آيين نصرانيت را پوچ و بى پايه و اساس مى دانستند .
و قالت اليهود ليست النصرى على شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 27 - 2
2 - توجه تقواپيشگان به خدا و مسؤوليت هاى خود ، زمينه ساز جلب رحمت الهى
إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين . فمنّ اللّه علينا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 13 - 8
8 - بايد به هنگام پذيرش مسؤوليت هاى محوله ، تمامى مشكلات ، كاستى ها و پى آمد هاى آنها را با مقام بالاتر در ميان گذاشت .
و إذ نادى ربّك موسى أن ائت القوم الظلمين . . . قال ربّ إنّى أخاف أن يكذّبون . و يضيق صدرى و لاينطلق لسانى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 34 - 10
10 - لزوم در ميان گذاشتن مشكلات ، كاستى ها و پى آمد هاى آن با مقام فرماندهى ، به هنگام پذيرش مسؤوليت هاى داده شده
نودى . .. يموسى ... إلى فرعون و ملإيْه ... قال ربّ إنّى قتلت منهم نفسًا ... إنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 107 - 6
6 - احساس مسؤوليت شديد پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مورد هدايت مردم به توحيد
و ما جعلنك عليهم حفيظا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 187 - 17
17 - ناآگاهى عالمان اهل كتاب ( دين فروشان ) از ارزش والاى دين و تعهّد به پيمان هاى الهى
فنبذوه . .. و اشتروا به ثمناً قليلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 55 - 10
10- افراد كارآمد ، لايق و متخصص بايد از پذيرش مسؤوليت ها امتناع نورزند و در پى تصدّى آن باشند .
اجعلنى على خزائن الأرض إنى حفيظ عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 56 - 19
19- عفت و پاكدامنى ، امانت و صداقت ، يكتاپرستى ، كتمان نكردن دانش و مسؤوليت پذيرى ، از مصاديق نيكوكارى است .
و لانضيع أجر المحسنين
از مصداقهاى مورد نظر براى «المحسنين» يوسف(ع) است. بنابراين توصيفها و ويژگيهاى ياد شده براى او ، مصاديق احسان و نيكوكارى در ديدگاه قرآن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 50 - 10
10 - تنها وحى الهى تعيين كننده وظايف و شأن پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
قل لا أقول لكم . .. إنى ملك إن أتبع إلا ما يوحى إلىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 120 - 6
6 - تفاوت مسؤوليت انسان ها در پيشگاه خداوند ، متناسب با بهره مندى آنها از علم و امكانات *
ما كان لأهل المدينة و من حولهم من الأعراب أن يتخلفوا
برداشت فوق بدان احتمال است كه اختصاص به ذكر يافتن اهل مدينه و اطراف آن در آيه، مبتنى بر اين اصل كلى (برخوردارى از علم و امكانات) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 122 - 5
5 - لزوم تقسيم كار و مسؤوليت ها در جامعه
و ما كان المؤمنون لينفروا كافة فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليتفقهوا فى الدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 122 - 1
1 - عدم جواز شركت تمام افراد جامعه در جهاد و خالى گذاشتن مراكز دينى و تبليغات اسلامى و بقيه پست ها و مسؤوليتها
و ما كان المؤمنون لينفروا كافة
مراد از «نفر» - به اقتضاى سياق آيات - بسيج براى جهاد مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 122 - 1
1 - عدم جواز شركت تمام افراد جامعه در جهاد و خالى گذاشتن مراكز دينى و تبليغات اسلامى و بقيه پست ها و مسؤوليتها
و ما كان المؤمنون لينفروا كافة
مراد از «نفر» - به اقتضاى سياق آيات - بسيج براى جهاد مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 69 - 13
13- خداوند ، در برابر هيچ كس مسؤول نيست و كسى ياراى چون و چرا كردن با او را ندارد .
فيغرقكم بما كفرتم ثمّ لاتجدوا لكم علينا به تبيعًا
از اينكه خداوند فرمود: «هيچ كس را نمى يابيد كه به نفع اعراض كنندگان از خدا و عليه او اقدامى انجام دهد» احتمال دارد كنايه از اين باشد كه كسى را ياراى چون و چرا با خداوند نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 75 - 11
11- خداوند ، در برابر هيچ كس مسؤول نبوده و هيچ كس را ياراى چون و چرا كردن با او نيست .
إذًا لأذقنك . .. ثمّ لاتجد لك علينا نصيرًا
از اينكه خداوند فرمود: «هيچ كس را نمى يابى كه عليه ما و به نفع خود، تو را يارى كند» احتمالاً به اين معنا باشد كه: اصلاً كسى را ياراى چنين كارى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 56 - 5
5- توجّه رهبران الهى به نداشتن مسؤوليتى در برابر كفر مردم پس از انجام وظيفه انذار و تبشير ، مايه عدم احساس ناتوانى و شكست در ايفاى وظيفه خويش است .
و ما منع الناس أن يؤمنوا . .. و ما نرسل المرسلين إلاّ مبشّرين و منذرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 12 - 11
11 - جامعه بى فرهنگ بدوى ، زاينده انسان هاى بى ارج و مسؤوليت گريز *
و كنتم قومًا بورًا
برداشت بالا با توجّه به اين نكته است كه در اين مجموعه آيات، به جاى هر عنوان ديگرى، تعبير «الأعراب» مطرح شده و اين تعبير مى تواند مشعر به عليت باشد. هم چنين واژه «كنتم» حكايت از ديرينه اى طولانى دارد و «قوماً» اشاره به حيثيت اجتماعى مى تواند داشته باشد و واژه «بوراً» نيز به معناى بى خاصيتى و بيهودگى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 14 - 3
3 - ادعاى ايمان در پى دارنده مسؤوليت الهى
قالوا إنّا نصرى اخذنا ميثقهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 23 - 5،7
5 - خداترسى يوشع وكالب ، بر انگيزنده احساس مسؤوليت آنان در برابر فرمان هاى موسى ( ع )
قال رجلان من الذين يخافون . .. ادخلوا عليهم الباب
7 - ترس از خدا و احساس مسؤوليت در برابر او ، از نعمت هاى بزرگ خداوند
قال رجلان من الذين يخافون انعم اللّه عليهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 4
4- پيوند خويشاوندى ، امرى مسؤوليت آور و منشأ پيدايش حقوق ويژه است .
إن الله يأمر . .. و إيتاىءِ ذى القربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 43 - 11
11- علم مسؤوليت آور و عالمان و آگاهان ، وظيفه دار هدايت كردن ديگران
قد جاءنى من العلم . .. فاتّبعنى
حضرت ابراهيم(ع)، مسؤوليت هدايت گرى خود را ناشى از علم و آگاهى خود دانسته است. بيان اين نكته از زبان ابراهيم(ع) در قرآن، گوياى نقش دانش و مسؤوليت آفرينى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 25 - 7
7آگاهى و درك حقيقت ، مسؤوليت آور و ملاك نكوهش و مؤاخذه حق ناپذيران
إنّ الذين . .. من بعد ما تبيّن لهم الهدى
آيه شريفه، مرتدان و حق ناپذيران را سرزنش مى كند و اين توبيخ و سرزنش را بر يك اصل استوار كرده و آن عبارت است از «تبين حق و راه هدايت».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 15 - 4
4 - خويشاوندى ، رابطه اى مسؤوليت آفرين و انگيزه اى مؤثر ، در كمك رسانى به يكديگر است .
ذا مقربة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 5 - 4
4 - تأثير شب زنده دارى و تلاوت قرآن ، در بالا بردن توان انسان ها براى به دوش گرفتن مسؤوليتى سنگين ( همچون تبليغ دين و هدايت گمراهان )
قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً . إنّا سنلقى عليك قولاً ثقيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 40 - 15
15 - برخوردارى از علم و قدرت ، زمينه توجه مردان الهى به مسؤوليت و وظايف برتر خود
فلمّا رءاه مستقرًّا عنده قال هذا من فضل ربّى ليبلونى
برداشت ياد شده از آن جا است كه سليمان(ع) با مشاهده قدرت دربار خويش، متذكر گشت كه هدف از اين تفضلات و امكانات، امتحان و آزمون او است و بايد به هوش باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 7 - 7
7 - استقبال مردم از مجالس وعظ و ارشاد ، زمينه ساز تكليف مبلغان به پذيرش آنان و روى گردانى مردم از آن مجالس ، مايه رفع تكليف از ارشادگران است .
أن جاءه الأعمى . .. لعلّه يزّكّى ... من استغنى ... و ما عليك ألاّ يزّكّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 93 - 5
5 - برخوردارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از هدايت هاى قرآن و مقام رسالت ، مقتضى سپاس گزارى او به درگاه الهى و ستايش ذات خداى يگانه در همه حال
و أن أتلوا القرءان . .. المنذرين . و قل الحمدللّه
آيات پيشين، در زمينه رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود و نيز آن حضرت مأموريت يافت كه بر طريق تلاوت قرآن استوار بماند; بنابراين آمدن عبارت "قل الحمد للّه" در پى تلاوت آن، مطلب ياد شده را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 2 - 2،3
2- نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، احساس مسؤوليت ى سنگين را براى آن حضرت به همراه داشت .
ما أنزّلنا عليك القران لتشقى
از زبان مشفقانه آيه برمى آيد كه با نزول قرآن پيامبر(صلی الله علیه و آله) مسؤوليت سنگينى را احساس نموده و در جهت انجام آن رنج بسيارى را برخود هموار كرده بود تا به هر طريق ممكن مردم را هدايت كند.
3- تلاش و جديت پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى ايفاى رسالت خويش ، تلاشى طاقت فرسا و سنگين بود .
ما أنزّلنا عليك القران لتشقى
«شقاوة» به معناى شدت و دشوارى است (قاموس المحيط) توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) به سختى نكشيدن و خود را به زحمت نينداختن، نشان از تلاش طاقت فرساى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در جهت هدايت مردم دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 75 - 4
4 - لزوم ملاك قرار دادن لياقت و صلاحيت افراد در اعطاى مناصب و مسؤوليت هاى اجتماعى به آنان
اللّه يصطفى من الملئكة رسولاً و من الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 44 - 14
14 - بصيرت و آگاهى كامل شخص ، شرط واگذارى كار ها به او است .
و أُفوّض أمرى إلى اللّه إنّ اللّه بصير بالعباد
از اين كه مؤمن آل فرعون، كارهايش را به دليل بصير بودن خداوند به او واگذار كرد، مى توان برداشت يادشده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 102 - 7
7 - ضرورت پرهيز آدمى از پذيرش مسؤوليتهايى كه در عمل بدان پايبند نخواهد بود .
لاتسئلوا عن اشياء . .. ثم اصبحوا بها كفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 79 - 18
18 - مسؤوليت عالمان دينى ، در قبال علم خويش به كتب الهى
و لكن كونوا ربّانيّن بما كنتم تعلّمون الكتاب و بما كنتم تدرسون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 115 - 4
4 - هدايت و شناخت حق ، مسؤوليت آفرين است .
من بعد ما تبيّن له الهدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 33 - 34
34 - اكراه بر گناه ، عذرى قابل قبول براى سلب مسؤوليت از اكراه شدگان
فإنّ اللّه من بعد إكرههنّ غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 120 - 3
3 - نزديك بودن به رهبر جامعه اسلامى و قرار داشتن در پايگاه دين ، مسؤوليت آفرين است .
ما كان لأهل المدينة و من حولهم من الأعراب
برداشت فوق مبتنى بر اين اساس است كه خداوند نزديكان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و حاضران در پايگاه شريعت (مدينه) را به خاطر برخوردارى از اين ويژگى، داراى مسؤوليتى فزونتر دانسته است و مخالفت با پيامبر(صلی الله علیه و آله) را در شأن آنان ندانسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 36 - 7
7- بهره نگرفتن صحيح از نعمت شنوايى ، بينايى و قلب براى شناخت حق ، باعث مسؤوليت انسان نزد خداوند است .
و لاتقف . .. إن السمع ... كان عنه مسئولاً
خداوند، به منظور دور كردن انسانها از حركتهاى غير علمى، به آنان نعمت شنوايى، بينايى و قلب را يادآور شده است تا آنان، با بهره گيرى صحيح از آن، به يقين دست يافته و بر اساس آن، حكم كرده و عمل نمايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 214 - 5
5 - پيوند خويشاوندى ، درپى دارنده مسؤوليت هاى فزون تر
و أنذر عشيرتك الأقربين
مأموريت خاص پيامبر(صلی الله علیه و آله) به تبليغ خويشاوندان خود - با اين كه تبليغ، عموماً وظيفه پيامبر است - مى تواند مطلب ياد شده را افاده كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 42 - 10
10 - علم ، در ميان تمامى ملل و اقوام در گذشته تاريخ ، حجت و مسؤوليت آفرين بود .
و أشرك به ما ليس لى به علم
احتجاج و استدلال مؤمن آل فرعون با مردم مشرك مصر، به اين كه نسبت به شريك داشتن خداوند علم ندارم و به اين دليل آن را قبول نمى كنم، دليل بر آن است كه مردم مصر، پذيرفته بودند كه اعتقادات دينى انسان بايد مبتنى بر علم و آگاهى اطمينان بخش باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 44 - 10
10 - نام و آوازه نيك ، نعمتى است خدادادى و داراى مسؤوليت . *
و إنّه لذكر . .. و سوف تسئلون
برداشت بالا بدان احتمال است كه منظور از «ذكر» ياد و نام خوش باشد; و نه تذكر، يادآورى و هشدار.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 5 - 6
6 - علم و آگاهى ، مسؤوليت آور است .
لم تؤذوننى و قد تعلمون أنّى رسول اللّه إليكم
برداشت ياد شده، با توجه به اين است كه موسى(ع) در نكوهش قوم خويش، به علم و آگاهى آنان استناد كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 17 - 8
8 - نعمت هاى الهى ، مسؤوليت آفرين است .
أفلاينظرون إلى الإبل كيف خلقت
مفاد آيه شريفه، تنها توجّه دادن انسان ها به كيفيت خلقت شتر و بالا بردن سطح معلومات آنان نيست; بلكه بيان اين نكته است كه با توجّه به اين نعمت هاى شگفت، بى اعتنايى به هشدارها و غفلت از تعاليم الهى، سزاوار نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 64 - 5
5- ضرورت توجه به پيشينه افراد در اعتماد به آنان و اعطاى مسؤوليت به ايشان
هل ءامنكم عليه إلاّ كما أمنتكم على أخيه من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 3 - 3
3- داشتن نياكان مؤمن و موّحد ، ارزشى مسؤوليت آور
ذرّية من حملنا مع نوح
يادآورى نياكان مؤمن و صالح بنى اسرائيل به آنان، براى واقف ساختنشان به مسؤوليت خويش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 34 - 17
17- قبول سرپرستى اموال يتيم ، تعهدى مسؤوليت آور است . *
و لاتقربوا مال اليتيم . .. و أوفوا بالعهد إن العهد كان مسئولاً
احتمالاً «أوفوا. ..» با توجه به اينكه پس از جمله «لاتقربوا مال اليتيم» آمده است، از نوع ذكر عام پس از خاص باشد. بنابراين كفالت اموال يتيمان، مى تواند از موارد معاهدات باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 113 - 4
4- انتخاب پيامبران از ميان خود انسان ها و از متن جامعه خويش ، داراى نقشى مهم در رسالت آنان
جاءهم رسول منهم
تصريح خداوند به عبارت «رسول منهم» (رسولى از خود آنان) مى تواند اشاره به مطلب فوق داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 23 - 12
12- حضور پدر و مادر نزد فرزند ، در پى دارنده مسؤوليت فزون تر براى فرزند
إمّا يبلغنّ عندك الكبر
«عندك الكبر» ممكن است إشعار به اين حقيقت داشته باشد كه اگر پدر و مادر پيش فرزندان زندگى كنند، مسؤوليت نگه دارى آنان بيشتر شده و از هرگونه حرمت شكنى - هر چند به گفتن «أُفّ» - بايد پرهيز شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 49 - 3
3 - تمسك برخى از منافقان براى فرار از مسؤوليت هاى سنگين ، به حيله هاى فريبنده و به ظاهر شرعى
و منهم من يقول ائذن لى و لاتفتنى
با توجه به آنچه در شأن نزول نقل شده است كه برخى از منافقان، مفتون شدن به زنان رومى را بهانه عدم شركت در جنگ قرار دادند، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 76 - 8
8 - منافقان ، داراى روحيه اعراض از صلاح و انجام وظيفه
لنكوننّ من الصلحين . .. و تولوا و هم معرضون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 213 - 14
14 - داورى پيامبران در محدوده قوانين الهى
و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس
بنابراينكه ضمير «ليحكم» به «الكتاب» برگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 246 - 6،28
6 - دخالت پيامبران در مسائل نظامى و سياسى
اذ قالوا لنبى لهم ابعث لنا ملكاً نقاتل فى سبيل اللّه
28 - برخى پيامبران بنى اسرائيل پس از موسى ( ع ) ، مقام زمامدارى جامعه را بر عهده نداشتند . *
ابعث لنا ملكاً . .. و قد اُخرجنا من ديارنا
درخواست ملك (پادشاه و زمامدار)، حاكى از آن است كه پيامبر آن عصر پادشاهى و زمامدارى جامعه خويش را بر عهده نداشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 20 - 12،13
12 - وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها ابلاغ پيام خدا به مردم است ; نه مجبور ساختن ايشان به ايمان .
فانّما عليك البلاغ
13 - تبيين محدوده وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند ، عامل اطمينان خاطر او
فانّما عليك البلاغ
به نظر مى رسد جمله «فانّما . .. » به منظور اطمينان خاطر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ايراد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 79 - 1،10
1 - هيچ پيامبرى حق ندارد مردم را دعوت به بندگى و خضوع در برابر خويش كند .
ما كان لبشر ان يؤتيه اللّه الكتاب . .. ثم يقول للناس كونوا عباداً لى
10 - عبوديّت براى خداوند و نفى آن از غير او محور اصلى دعوت انبيا
ما كان لبشر . .. ثم يقول للناس كونوا عباداً لى من دون اللّه و لكن كونوا ربّانيّن
ربانى كسى است كه با ربّ ارتباط شديد داشته و او را بسيار عبادت كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 93 - 3
3 - اختيار پيامبران در تحريم برخى حلال ها بر خود
الاّ ما حرّم اسرائيل على نفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 128 - 1،2،3،4،5
1 - سرنوشت آدميان تنها به دست خداست ، نه حتّى رسول او .
ليس لك من الامر شىء
بنابر اينكه «ال» در «الامر» براى جنس باشد.
2 - تدبير امور عالم در اختيار خداست ، نه پيامبر (صلی الله علیه و آله) .
ليس لك من الامر شىء
3 - پيروزى مؤمنانِ پيكارگرِ بدر ، تنها به دست خدا بود ، نه پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و لقد نصركم اللّه ببدر . .. ليس لك من الامر شىء
اگر «ال» در «الامر» براى جنس باشد، پيروزى در جنگ بدر مصداقى از آن خواهد بود و اگر عهد ذكرى باشد، اشاره به پيروزى در آن جنگ است.
4 - شكست و پيروزى به دست خداست ، نه پيامبر (صلی الله علیه و آله)
ليس لك من الامر شىء
اگر «ال» در «الامر»، عهد ذكرى باشد، اشاره به پيروزى مسلمانان در جنگ بدر و شكست كافران در آن جنگ است. و جنگ بدر به عنوان مثال خواهد بود، نه اينكه داراى خصوصيّتى باشد.
5 - محدوديّت دامنه اختيارات پيامبران
ليس لك من الامر شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 129 - 5
5 - مالكيّت مطلق خداوند بر هستى ، دليل نداشتن حقّ تصميمگيرى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، در مورد سرنوشت كفّار
ليس لك من الامر شىء او يتوب عليهم . .. و للّه ما فى السّموات و ما فى الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 63 - 13
13 - شانه خالى كردن از بار مسؤوليت اجتماعى و حل و فصل امور مسلمين ، پيامددار فتنه و بلا و يا عذاب دردناك الهى است .
و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبوا . .. فليحذر الذين يخالفون عن أمره أن تصيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 7
7- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، موظف بودند كه درچارچوب فرمان هاى الهى به هدايت مردم بپردازند ; و نه بر اساس سليقه شخصى و نه دستور گيرى از ديگران .
و جعلنهم أئمة يهدون بأمرنا
«بأمرنا» متعلق به «يهدون» و در حقيقت به منزله قيد و شرط براى هدايت كردن است; يعنى، هدايت كردن مردم بايد به فرمان ما باشد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 7
7- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، موظف بودند كه درچارچوب فرمان هاى الهى به هدايت مردم بپردازند ; و نه بر اساس سليقه شخصى و نه دستور گيرى از ديگران .
و جعلنهم أئمة يهدون بأمرنا
«بأمرنا» متعلق به «يهدون» و در حقيقت به منزله قيد و شرط براى هدايت كردن است; يعنى، هدايت كردن مردم بايد به فرمان ما باشد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 272 - 1،2
1 - وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، اجبار مسلمانان بر انفاق بى آزار و منّت و ريا نيست .
ليس عليك هُديهم
با توجّه به ارتباط آيه با آيات قبل، «ليس عليك هديهم»، يعنى بر تو لازم نيست هدايت اجبارى مسلمانان به اينكه انفاق بدون آزار و منّت و ريا انجام دهند.
2 - هدايت يافتن انسان ها ، خارج از وظيفه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و تنها در قلمرو مشيّت الهى
ليس عليك هُديهُم و لكنّ اللّه يهدى من يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 143 - 4
4 - كسى را كه خداوند گمراه كند ، هيچكس ، حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، راهى براى هدايت او نخواهد يافت .
و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا
ظاهراً مراد از «سبيل» - به قرينه «اضلال» -، راه هدايت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 176 - 2
2 - تشريع احكام به دست خداوند و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبلغ آن است .
قل اللّه يفتيكم فى الكللة
مردم از پيامبر(صلی الله علیه و آله) استفتاء كردند و خداوند در جواب آنها فرمود: خداوند پاسخ استفتاى شما را خواهد داد. يعنى تشريع احكام از آن اوست نه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و كلمه «قل» مى رساند كه شأن پيامبر(صلی الله علیه و آله) تبليغ آن احكام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 25 - 6
6 - انسان ها ، حتى انبياى الهى ، تنها اختياردار خويشند و نه ديگران .
قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 92 - 9
9 - پندار برخى از مسلمانان بر اينكه پيامبران وظيفه دار اجبار مردم به اطاعت از خدا و رسول هستند . *
فاعلموا انما على رسولنا البلغ المبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 48 - 2،3
2 - الزام قهرى مردم به ايمان وظيفه پيامبران نيست.
و ما نرسل المرسلين إلا مبشرين و منذرين
چون در آيات قبل سخن از درخواست نزول آيات و رد آن بود، لاجرم اين سؤال مطرح مى گردد كه مسؤوليت پيامبران در برابر هدايت مردم چيست و تا كجاست؟ اين آيه با محدود دانستن وظيفه تبليغى پيامبران در انذار و تبشير، اجبار مردم به ايمان را خارج از حيطه مسؤوليت پيامبران مى داند.
3 - خداوند تعيين كننده محدوده وظايف پيامبران در امر تبليغ است.
و ما نرسل المرسلين إلا مبشرين و منذرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 50 - 14
14 - نابرابرى ناآگاهان و آگاهان به محدوده قدرت و وظايف پيامبران، مانند نابرابرى كوران و بينايان
قل لا أقول لكم . .. إنى ملك ... قل هل يستوى الأعمى و البصير أفلاتتفكرون
در اينكه مراد از «أعمى» و «بصير» در آيه چيست، احتمالاتى وجود دارد; از آن جمله اينكه كسانى كه پس از بيان محدوده قدرت و وظايف پيامبران اين حقايق را دريافته و پذيرا مى شوند، «بصير» و آن كسانى كه جاهلانه سخنهاى واهى گفته و درخواستهاى نابجا دارند «أعمى» (كور) هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 89 - 6
6 - پيامبران(ع) داراى حق حكومت و قضاوت در ميان مردم هستند.
أولئك الذين ءاتينهم الكتب و الحكم و النبوة
از جمله معانى مذكور براى واژه «حكم» قضاوت و همچنين حكومت است، لازم به ذكر است اين دو معنى در طول يكديگر و با هم متقاربند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 38 - 3
3 - جنيان نيز همانند آدميان، موظف به پيروى از رسولان الهى و مكلف به تكاليف دينى هستند.
قال ادخلوا . .. من الجن و الإنس فى النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 67 - 3
3 - تعيين مشى نظامى در حيطه مسؤوليت انبيا و رهبران الهى است .
ما كان لنبى أن يكون له أسرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 74 - 2
2 - پيامبرانى كه در فاصله بين حضرت نوح و موسى ( ع ) مبعوث شدند ، هر كدام عهده دار هدايت قوم خود بودند .
و اتل عليهم نبأ نوح . .. ثم بعثنا من بعده رسلا إلى قومهم ... ثم بعثنا من بعدهم م
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 29 - 17
17- پيامبران ، وظيفه دار پذيرش اظهاركنندگان ايمان و نه مسؤول تمييز مؤمنان راستين از غير ايشان
ما أنا بطارد الذين ءامنوا إنهم ملقوا ربهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 34 - 5
5- پيامبران و مبلغان دين ، به بيان و ابلاغ معارف براى هدايت ناپذيران ، موظف نيستند .
إن أردت أن أنصح لكم
نوح(ع)، پس از دريافت اين واقعيت كه خداوند، به خاطر لجاجتهاى قومش خواسته كه آنان گمراه باشند، نصيحت كردن و ابلاغ دين را با جمله شرطيه (إن أردت . ..) بيان مى كند تا به اين نكته اشاره كند كه: ابلاغ دين پس از اين مرحله، بر من لازم و ضرورى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 86 - 7
7- پيامبران ، مأمور به واداشتن مردم و اجبار آنان به پذيرش معارف و احكام الهى نيستند .
و ما أنا عليكم بحفيظ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 4 - 11
11- خداوند ، عزيز ( شكست ناپذير ) و حكيم ( كاردان ) است .
و هو العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 35 - 15،16
15- وظيفه همه انبياى الهى ، تنها ابلاغ پيام خداوند به صورت روشن و صريح بوده است و نه اجبار مردم به قبول آن .
فهل على الرسل إلاّ البلغ المبين
16- همه انبيا ، داراى وظيفه اى واحد و هماهنگ بوده اند .
فهل على الرسل إلاّ البلغ المبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 93 - 13
13- ارائه معجزات و تعيين نوع آنها ، تنها در اختيار خداست و نه انبيا
تفجر لنا من الأرض ينبوعًا . .. قل سبحان ربّى هل كنت إلاّ بشرًا رسولاً
از اينكه مشركان از شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) درخواست كارهاى معجزه آسا داشتند و آن حضرت هم در جواب آنها فرمود: «هل كنت إلاّ بشراً رسولاً» مى رساند كه منشأ معجزه، تنها خداست و او نقشى در آن ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 6 - 5
5- خداوند ، پيامبران را به جهت كفرورزى و لجاجت كفرپيشگان ، مؤاخذه نخواهد كرد .
فلعلّك بخع نفسك على ءاثرهم إن لم يؤمنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 56 - 1،2
1- تنها وظيفه رسولان الهى ، بشارت و انذار مردمان و آگاه ساختن آنان از فرجام كفر و ايمان است .
و ما نرسل المرسلين إلاّ مبشّرين و منذرين
2- الزامِ قهرىِ مردم به ايمان و استغفار ، وظيفه پيامبران نيست .
و ما منع الناس أن يؤمنوا . .. و ما نرسل المرسلين إلاّ مبشّرين و منذرين
آيه قبل، از ايمان نياوردن و استغفار نكردن مردم سخن گفت و اين آيه، در جواب اين پرسش است كه: «پس مسؤوليت پيامبران در برابر هدايت مردم چيست؟». آيه مى گويد: كه اجبارِ مردم به ايمان و استغفار، از حيطه مسؤوليت پيامبران خارج است و آن ها تنها، براى بشارت و انذار آمده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 2 - 5
5- خداوند ، پيامبران را به جهت كفرورزى و لجاجت برخى مردم ، مؤاخذه نخواهد كرد .
ما أنزّلنا عليك القران لتشقى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 93 - 1
1 - پيامبران و جانشينانشان ، مسؤول جلوگيرى از انحراف و گمراه شدن مردم در حد توان هستند .
ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا . ألاّتتّبعن
مراد از تبعيت هارون از موسى(ع) - كه «ما منعك. .. ألاّتتّبعن» گوياى آن است - اين است كه هارون مى بايست در غياب موسى مانند او عمل مى كرد و با انحراف مردم برخورد شديد مى نمود و يا اين كه بايد رهنمودها و سفارش هاى موسى(ع) (اصلح و لاتتّبع سبيل المفسدين، اعراف/ 142) را، به كار مى بست برخى گفته اند: مراد اين است كه هارون مى بايست با مؤمنان باقى مانده به سوى موسى(ع) حركت مى كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 113 - 1،4،5
1 - محاسبه اعمال گذشته و نهانى گروندگان به دين ، برعهده خدا است ، نه پيامبران .
و ما علمى بما كانوا يعملون . إن حسابهم إلاّ على ربّى
4 - فهم صحيح تعاليم پيامبران ، در گرو به كار بستن عقل و شعور است .
إن حسابهم إلاّ على ربّى لو تشعرون
5 - وظيفه پيامبران در مراحل نخست ، اصلاح جامعه است ; نه محاكمه مردم بر اعمال جاهلانه گذشته شان .
إن حسابهم إلاّ على ربّى لو تشعرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 6 - 2
2 - مسؤوليت پيامبران الهى ، تا سر حد اتمام حجت بر حق گريزان است ; نه فزون تر از آن .
فما تغن النذر . فتولّ عنهم
تفريع «تولّ عنهم» بر «ما تغن النذر» بيانگر مطلب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 23 - 4
4 - پيامبران و مبلغان دينى ، تنها موظف به انجام وظيفه اند ; نه مأمور به نتيجه .
لا أملك لكم ضرًّا و لا رشدًا . .. إلاّ بلغًا من اللّه و رسل-ته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 17 - 2
2 - پيامبران فرستاده شده به سوى مردم انطاكيه ، تنها مسؤول انجام رسالت خويش بودند ; نه مأمور به نتيجه ( مؤمن ساختن همه مردم ) .
و ما علينا إلاّ البلغ المبين
حصر در جمله «و ما علينا إلاّ. ..» حصر اضافى است و گوياى اين نكته مى باشد كه تكذيب انبيا از سوى منكران رسالت، مسؤوليتى بر دوش پيامبران بار نمى كند; زيرا آنان تنها مسؤول ابلاغ وحى به مردم اند و مسؤوليتى در قبال آثار و نتايج اين رسالت (پذيرش و عدم پذيرش مردم) ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 25 - 6
6 - انسان ها ، حتى انبياى الهى ، تنها اختياردار خويشند و نه ديگران .
قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 5 - 6
6 - انسان در برابر كردار خويش و بازتاب آن ، حتى آنچه پس از مرگ او پديدار مى گردد ، مسؤول است .
علمت نفس ما . .. أخّرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 13
13 - خداوند ، انسان ها را به تدارك آذوقه و ارزاق ، تكليف نكرده است .
لانس-َلك رزقًا
مراد از سؤال در اين آيه، طلب تكليفى است و نكره آوردن «رزقاً» براى تعميم است; بنابراين مفاد «لانسئلك رزقاً» - به قرينه «نحن نرزقك» - چنين مى شود. ما تو را به تهيه رزق خود و خانواده ات، تكليف نكرده ايم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 38 - 3
3 - مسؤوليت هر كس تنها در برابر عمل خود - و نه عملكرد ديگران - ديدگاه مشترك تمامى اديان آسمانى است .
أم لم ينبّأ بما فى صحف موسى . و إبرهيم ... ألاّتزر وازرة وزر أُخرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 72 - 14
14 - كافرانى كه با مسلمانان پيمان عدم تعرض دارند ، هر چند به انگيزه مبارزه با اسلام به غير مهاجران هجوم برند ، مهاجران و انصار موظف به يارى آنان نيستند .
فعليكم النصر إلا على قوم بينكم و بينهم ميثق
مراد از ميثاق به قرينه مقام، پيمان عدم تعرض و متاركه جنگ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 59 - 25
25 - اولواالامر ( واليان امور و حاكمان ) ، داراى حق تشريع احكام نيستند . *
فان تنازعتم فى شىء فردّوه الى اللّه و الرّسول
چون قرآن و سنّت تعيين كننده مصاديق نيستند، مراد از «شىء» مى تواند خصوص احكام باشد ; بنابراين ذكر نكردن «اولى الامر» در اين بخش از آيه، حاكى است كه اين امر به آنان واگذار نشده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 66 - 3،5،6
3- يعقوب در توصيه بر حفاظت از بنيامين به فرزندانش تأكيد كرد كه هيچ عذرى جز مغلوب شدن و ناتوان گشتن را از آنان نخواهد پذيرفت .
حتى تؤتون موثقًا من الله لتأتنّنى به إلاّ أن يحاط بكم
5- يعقوب ( ع ) از فرزندانش انتظار نداشت با به خطر انداختن خويش در حفظ بنيامين و باز گرداندن او تلاش كنند .
إلاّ أن يحاط بكم
احاطة كه ظاهراً مصدر «يحاط» است به معناى گرفتن پيرامون چيزى از همه جوانب آن است و در آيه شريفه كنايه از مغلوب شدن و بسته شدن همه راهها و چاره هاست.
6- يعقوب ( ع ) از فرزندانش خواست صورت ناتوانى و عذر را ، در سوگندشان بر محافظت از بنيامين و باز گرداندن او استثنا كنند .
لتأتنّنى به إلاّ أن يحاط بكم
ظاهر اين است كه عبارت «إلاّ أن يحاط بكم» استثنا از قسم - كه مفاد «لتأتنّنى به» است - مى باشد. بر اين اساس يعقوب(ع) به فرزندانش توصيه كرد كه در اجراى صيغه سوگند مورد عذر و ناتوانى را استثنا كنند و چنين بگويند: «والله لنأتينك به إلاّ أن يحاط بنا» (به خدا سوگند بنيامين را به تو باز مى گردانيم مگر مغلوب شويم و همه راهها و چاره ها بر ما بسته شود).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 93 - 1
1 - پيامبران و جانشينانشان ، مسؤول جلوگيرى از انحراف و گمراه شدن مردم در حد توان هستند .
ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا . ألاّتتّبعن
مراد از تبعيت هارون از موسى(ع) - كه «ما منعك. .. ألاّتتّبعن» گوياى آن است - اين است كه هارون مى بايست در غياب موسى مانند او عمل مى كرد و با انحراف مردم برخورد شديد مى نمود و يا اين كه بايد رهنمودها و سفارش هاى موسى(ع) (اصلح و لاتتّبع سبيل المفسدين، اعراف/ 142) را، به كار مى بست برخى گفته اند: مراد اين است كه هارون مى بايست با مؤمنان باقى مانده به سوى موسى(ع) حركت مى كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 2 - 6
6- رهبران دينى ، به پافشارى بر هدايت كافران سرسخت ، موظف نيستند .
ما أنزّلنا عليك القران لتشقى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 48 - 3،7
3 - رهبران دينى ، تنها موظف به تبليغ عقايد و آرمان هاى مكتب اند ; نه تحميل آنها بر مردم .
فما أرسلنك عليهم حفيظًا إن عليك إلاّ البلغ
7 - وظيفه رهبران الهى ، آگاهى دادن به مردم و فراهم ساختن زمينه هاى انتخاب صحيح است ; نه تصميم گيرى از قِبل آنان .
فما أرسلنك عليهم حفيظًا إن عليك إلاّ البلغ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 43 - 5
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى ، موظف به ابلاغ پيام وحى و عمل به رسالت خود و نگرانى نداشتن نسبت به عكس العمل و فرجام مخالفان
فإمّا نذهبنّ بك . .. فاستمسك بالذى أُوحى إليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 59 - 25
25 - اولواالامر ( واليان امور و حاكمان ) ، داراى حق تشريع احكام نيستند . *
فان تنازعتم فى شىء فردّوه الى اللّه و الرّسول
چون قرآن و سنّت تعيين كننده مصاديق نيستند، مراد از «شىء» مى تواند خصوص احكام باشد ; بنابراين ذكر نكردن «اولى الامر» در اين بخش از آيه، حاكى است كه اين امر به آنان واگذار نشده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 104 - 12
12 - وادار كردن مردم به پذيرش معارف و حقايق دين، خارج از حيطه مسؤوليت مبلغان و پيشوايان دين است.
قد جاءكم بصائر من ربكم . .. و ما أنا عليكم بحفيظ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 67 - 3
3 - تعيين مشى نظامى در حيطه مسؤوليت انبيا و رهبران الهى است .
ما كان لنبى أن يكون له أسرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 26 - 11
11 - ضرورت اجتناب از واگذاشتن كار هاى سخت بيرون خانه به زنان و دختران ، در صورت امكان استخدام مردى شايسته و امين
قالت إحديهما يأبت استئجره . .. القوىّ الأمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 6 - 15
15 - « أبى بصير قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه : « قوا أنفسكم و أهليكم ناراً وقودها الناس و الحجارة » قلت : هذه نفسى أقيها فكيف أقى أهلى ؟ قال : تأمرهم بما أمرهم اللّه و تنهاهم عمّا نهاهم اللّه عنه فإن أطاعوك كنتَ قد وقيتَهم و إن عصوك فكنتَ قد قضيتَ ما عليك ;
ابى بص47ير گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند: «قوا أنفسكم و أهليكم ناراً. ..» سؤال كردم و گفتم: نفس خود را از آتش حفظ مى كنم; چگونه خانواده خود را حفظ كنم؟ فرمود: آنان را به آنچه خداوند امر فرموده، امر كن و از آنچه خدا نهى فرموده، نهى كن. پس اگر از تو پيروى كردند، تو آنان را حفظ نموده اى و اگر نافرمانى كردند، تو تكليف خود را انجام داده اى».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 134 - 8
8 - انسان ها مسؤول اعمال گذشتگان خويش نبوده و به سبب آنها مؤاخذه نخواهند شد .
و لاتسئلون عما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 141 - 8
8 - انسان ها مسؤول اعمال گذشتگان خويش نبوده و به سبب آنها مؤاخذه نخواهند شد .
و لاتسئلون عما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 104 - 12
12 - وادار كردن مردم به پذيرش معارف و حقايق دين، خارج از حيطه مسؤوليت مبلغان و پيشوايان دين است.
قد جاءكم بصائر من ربكم . .. و ما أنا عليكم بحفيظ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 107 - 9
9 - مبلغان دين وظيفه دار دعوت مردم به دين خدا، نه وادار كننده مردم به آن
و ما جعلنك عليهم حفيظا و ما أنت عليهم بوكيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 34 - 5
5- پيامبران و مبلغان دين ، به بيان و ابلاغ معارف براى هدايت ناپذيران ، موظف نيستند .
إن أردت أن أنصح لكم
نوح(ع)، پس از دريافت اين واقعيت كه خداوند، به خاطر لجاجتهاى قومش خواسته كه آنان گمراه باشند، نصيحت كردن و ابلاغ دين را با جمله شرطيه (إن أردت . ..) بيان مى كند تا به اين نكته اشاره كند كه: ابلاغ دين پس از اين مرحله، بر من لازم و ضرورى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 36 - 9
9- مبلغان دينى ، پس از يأس از هدايت پذيرى انسانها ، موظف به ابلاغ و بيان معارف الهى نيستند .
فلاتبتئس بما كانوا يفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 57 - 4
4- مسؤوليت مبلغان دين ، ابلاغ حقايق و معارف الهى به مردم است نه واداشتن آنان به پذيرش .
فإن تولّوا فقد أبلغتكم ما أُرسلت به إليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 3 - 4
4 - نگرانى براى كافران ، پس از ابلاغ آيات روشن الهى به آنان موردى ندارد .
تلك ءايت الكتب المبين . لعلّك بخع نفسك ألاّيكونوا مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 23 - 3
3 - تكليف مؤمنان و مبلغان دينى ، در برابر انسان هاى لجوج و حق ناپذير ، تنها انذار و هشدار است .
إن أنت إلاّ نذير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 6 - 1
1 - كسانى كه خود رااز پند و اندرز هاى الهى بى نياز مى پندارند ، شايسته بذل توجّه كامل از سوى ارشادگران و مبلّغان نيستند .
فأنت له تصدّى
متصدى كسى است كه با كشيدن سر و سينه خود به بالا، در صدد ديدن چيزى برآيد (لسان العرب). اين تعبير حاكى از معطوف داشتن تمام توجّه و عنايت، به سوى همنشين خود است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 23 - 4
4 - پيامبران و مبلغان دينى ، تنها موظف به انجام وظيفه اند ; نه مأمور به نتيجه .
لا أملك لكم ضرًّا و لا رشدًا . .. إلاّ بلغًا من اللّه و رسل-ته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 119 - 6،7
6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) خود را مسؤول ايمان و عملكرد انسان ها دانسته ونگران انجام وظيفه خويش بود .
إنا أرسلنك بالحق بشيراً و نذيراً و لاتسئل عن أصحب الجحيم
تعيين وظيفه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به بشارت و انذار و نفى مؤاخذه او به خاطر كفرورزى مردم، گوياى نگرانى پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ايمان نياوردن آنان است.
7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) پس از راهنمايى مردم ، مسؤول عملكرد آنان نبوده و بر كفرپيشگى ايشان مؤاخذه نخواهد شد .
و لاتسئل عن أصحب الجحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 189 - 3
3 - وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ارائه معارف الهى و احكام دين است ، نه تشريح و تبيين علوم طبيعى *
يسئلونك عن الأهلة قل هى موقيت للناس و الحج
ظاهر آن بود كه در پاسخ به چگونگى ظهور ماه به صورت هلالها، علل طبيعى آن تبيين مى شد. عدول از بيان علل و مطرح ساختن فوايد آن، خصوصاًمسأله حج، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 176 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مسؤوليتى در برابر هدايت ناپذيرى مردم ندارد .
و لا يحزنك الّذين يسارعون فى الكفر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 184 - 5
5 - يهوديان ، در گستره رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فان كذّبوك
از اينكه يهود، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را تكذيب كردند، معلوم مى شود كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) آنان را نيز به پذيرش اسلام دعوت مى كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 80 - 7،8
7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مسؤوليّتى در برابر كفرورزى كافران و رويگردانى انسان ها از وى ندارد .
و من تولّى فما ارسلناك عليهم حفيظاً
8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پاسدارى و حراست از ايمان و عمل مردم با جبر و تحميل نيست .
و من تولّى فما ارسلناك عليهم حفيظاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 84 - 3،4
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها مسؤول اعمال خويش است ، نه اعمال ديگران .
فقاتل . .. لا تكلّف الّا نفسك
4 - مسؤوليّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تبليغ و ارشاد مردم است ، نه وادار كردن آنان به عمل .
لا تكلّف الّا نفسك و حرّض المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 88 - 19
19 - كسى را كه خداوند گمراه كند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) نيز راهى براى هدايت او نخواهد داشت .
و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 41 - 7،30
7 - بازدارى منافقان و يهوديان حق ناپذير از شتاب در كفر ، خارج از محدوده رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
يأيها الرسول لايحزنك الذين يسرعون فى الكفر
خطاب خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) با عنوان رسالت (يايها الرسول) گوياى برداشت فوق است.
30 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناتوان از هدايت گمراهانى كه خداوند ضلالت آنان را حتمى ساخته است .
و من يرد اللّه فتنته فلن تملك له من اللّه شيئاً
در برداشت فوق، «فتنه» به معناى گمراه ساختن گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 92 - 8
8 - رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، اجبار مردم به اطاعت از خداوند نيست .
فان توليتم فاعلموا انما على رسولنا البلغ المبين
بديهى است كه جمله «فاعلموا . ..» نمى تواند جواب شرط باشد زيرا ضرورت ابلاغ متوقف بر اعراض مردمان نيست، بنابراين جواب شرط مقدر است و جمله «فاعلموا ...» جانشين و قرينه آن مى باشد. يعنى شما خود مسؤول عواقب اعراض خويش هستيد زيرا اجبار شما بر اطاعت، خارج از وظائف رسول ماست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 99 - 1
1 - پيامبر تنها ، وظيفه دار ابلاغ پيام رسالت نه اجبار مردم به پذيرش آن
ما على الرسول الا البلغ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 19 - 28
28 - عن أبىّ بن كعب قال: أتى رسول اللّه(صلی الله علیه و آله) بأسارى فقال لهم: هل دعيتم إلى الإسلام؟ قالوا: لا. فخلى سبيلهم، ثم قرأ «و أوحى إلىّ هذا القرآن لأنذركم به و من بلغ» ثم قال: خلوا سبيلهم حتى يأتوا مأمنهم من أجل أنهم لم يدعوا.
أبى بن كعب گويد: اسيرانى را نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آوردند، حضرت به آنان فرمود: آيا تاكنون به اسلام دعوت شده ايد؟ گفتند نه، پس آنان را آزاد كرد و آيه «و أوحى إلىّ . .. » را تلاوت كرد. و سپس فرمود: آنان را آزاد كنيد تا به جايگاه امن خويش بروند، زيرا ايشان هنوز به اسلام دعوت نشده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 50 - 20،21،22
20 - تفكر درباره محدوده قدرت و وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و معجزات وى، مورد ترغيب و توصيه خداوند
قل لا أقول لكم . .. أفلاتتفكرون
از مصاديق مهم و بارز مذكور در آيه، محدوده قدرت و وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله) است كه جمله «أفلا تتفكرون» همه مردم را به تفكر درباره آن فرا مى خواند.
21 - نينديشيدن درباره محدوده قدرت و وظايف پيامبران و خرافه گويى درباره آنان، مورد نكوهش خداوند
قل لا أقول لكم عندى خزائن اللّه . .. أفلاتتفكرون
22 - عن الرضا(ع) . .. ان رسول اللّه(صلی الله علیه و آله) لم يكن ليحرم ما أحل اللّه و لا ليحلل ما حرم اللّه و لاليغير فرائض اللّه و احكامه كان فى ذلك كله متبعا مسلما مؤديا عن اللّه و ذلك قول اللّه عز و جل: «إن أتبع إلا ما يوحى إلىّ» ... .
امام رضا(ع) فرمود: . .. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) هيچگاه در صدد حرام نمودن حلال خدا و حلال نمودن حرام خدا و تغيير دادن واجبات و احكام الهى نبود، بلكه در تمام اينها پيرو، تسليم و بيان كننده از جانب خداوند بود. و اين است، معناى سخن خداوند: «إن أتبع إلا ما يوحى إلى» ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 52 - 14،19
14 - محاسبه اعمال و برآورد تأثير حضور و يا عدم حضور مؤمنان فقير و ضعيف در كنار پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در محدوده وظايف آن حضرت نيست.
و لا تطرد الذين يدعون ربهم بالغدوة . .. ما عليك من حسابهم من شىء
مرجع ضمير در «من حسابهم» موصول در صدر آيه و مراد از آن همان مؤمنان فقيرند. و «من» بنابر گفته اهل ادب، زايد و مفيد استغراق است. يعنى حساب هيچ عمل و كارى از آنان با تو نيست، كه از جمله آنها برآورد نقش حضور و يا عدم حضور آنان در نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
19 - نه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مسؤوليت عمل و انديشه هاى مشركان و مخالفان را بر عهده دارد و نه مشركان پاسخگوى عمل پيامبرند.
ما عليك من حسابهم من شىء و ما من حسابك عليهم من شىء
در اين برداشت مرجع دو ضمير جمع در «حسابهم» و «عليهم» مشركان است و در «حسابهم» اضافه مصدر به فاعل خويش است ; يعنى: «حساب المشركين».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 66 - 5،6
5 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور و متصدى عذاب كردن مشركان و صاحب اختيار آن نيست.
و كذّب به قومك . .. قل لست عليكم بوكيل
چون در آيه قبل و همچنين صدر آيه سخن از عذاب بود، جمله «لست . .. » براى نفى توهم مشركان در مورد اين است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) صاحب اختيار عذاب است.
6 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه دار وادار ساختن مردم به ايمان و پذيرش حق نيست.
و كذّب به قومك و هو الحق قل لست عليكم بوكيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 104 - 11
11 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) روشنگر و ارائه دهنده بينش صحيح به مردم است، نه نگهبان و واداركننده مردم به پذيرش آن.
قد جاءكم بصائر من ربكم . .. و ما أنا عليكم بحفيظ
«حفيظ» به معناى «حافظ» و متعلق آن محذوف است. با توجه به اينكه بحث درباره بينشها و عقايد است، متعلق آن متناسب با همين مضمون است كه مضمون عقيدتى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 107 - 5،7،8
5 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مسؤول وادار ساختن مردم به ايمان و رها ساختن آنان از شرك نيست.
و ما جعلنك عليهم حفيظا
7 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) وكيل و پاسخگوى ايمان و شرك مردم نيست.
و ما أنت عليهم بوكيل
«وكيل» به كسى گفته مى شود كه از جانب ديگرى انجام كارى را بر عهده گيرد. وكيل نبودن پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر مردم به اين معنى مى تواند باشد كه خداوند به خاطر اعمال و عقايد مردم پيامبر را مورد سؤال و مؤاخذه قرار نخواهد داد.
8 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مسؤول تبليغ و رساندن پيام الهى است، نه وادار ساختن مردم بر ايمان
و ما جعلنك عليهم حفيظا و ما أنت عليهم بوكيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 137 - 16
16 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مسؤول هدايت و ارشاد است و نه رساندن قهرى انسان به مقصد.
و لو شاء الله ما فعلوه فذرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 2 - 7
7 - وظيفه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر قرآن انذار و تذكر است، نه اجبار مردم به هدايت
لتنذر به ذكرى للمؤمنين
برداشت فوق بر اين مبناست كه جمله «فلايكن . ..» تفريع بر «لتنذر ...» باشد. يعنى قرآن تنها براى انذار و تذكر نازل شده است، بنابراين جايى براى نگرانى از اعراض مشركان وجود ندارد. زيرا اجبار آنان بر هدايت از اهداف نزول قرآن نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 57 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خدا فرمان يافت تا در صورت تسلط بر يهوديان پيمان شكن و جنگ آفرين ، آنان را به گونه اى مجازات كند كه زمينه پراكنده شدن ديگر دشمنان فراهم آيد .
فإما تثقفنهم فى الحرب فشردبهم من خلفهم
تشريد به معناى پراكنده ساختن و كوچ دادن است. «باء» در «بهم» سببيه است كه به دليل «فى الحرب» كلمه اى همانند قتل و يا مجازات در تقدير مى باشد. و مراد از «من خلفهم» يهود و يا ديگر دشمنانى است كه از مدينه و يا اطراف آن به فتنه گرى مى
پرداختند. بنابراين جمله «فشردبهم» چنين معنا مى شود: اى پيامبر با مجازات سنگين كه بر يهوديان پيمان شكن تحميل مى كنى، ديگر دشمنان را متفرق ساز و پراكنده كن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 15 - 13
13 - تغيير و تبديل و كم و زياد كردن كلام خدا ( قرآن ) خارج از قلمرو اختيارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
قل ما يكون لى أن أبدّله من تلقاءِى نفسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 49 - 2
2 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، تنها پيام رسان خداوند است و بيرون از خواست و اراده او به تحقق بخشيدن وعده يا وعيدى ، توانايى ندارد .
و يقولون متى هذا الوعد . .. قل لاأملك لنفسى ضرّاً و لانفعاً إلا ما شاء اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 108 - 14،15
14 - مسؤوليت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، تنها رساندن و ابلاغ پيام خداوند به مردم است نه اجبار آنان به پذيرش آن .
يأيها الناس قد جاءكم الحق من ربكم . .. و ما أنا عليكم بوكيل
15 - هيچ كس حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) حق تحميل عقيده و دين خويش بر ديگران - هر چند بر حق باشد - ندارد .
قد جاءكم الحق . .. فمن اهتدى فإنما يهتدى لنفسه ... و ما أنا عليكم بوكيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 109 - 2
2 - وحى ، راهنماى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعيين كننده حدود مسؤوليت آن حضرت بود .
و اتبع ما يوحى إليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 12 - 11
11- پيامبر (صلی الله علیه و آله) پس از انذار و تبليغ ، مسؤول عملكرد مردم و كفرپيشگى آنان نيست .
إنما أنت نذير
حصر در جمله «إنما أنت نذير» حصر اضافى است و ناظر به دايره مسؤوليت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 121 - 2
2- پيامبران ، در صورت نااميدى از ايمان آوردن كفرپيشگان ، وظيفه اى از جهت تبليغ رسالت ، برعهده نداشتند .
و قل للذين لايؤمنون اعملوا على مكانتكم إنا عملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 7 - 6،7
6- وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) هشدار دادن مردم به عذاب هاى الهى و راهنمايى آنان به طريق درست است .
إنما أنت منذر
7- ارائه معجزه درخواستى كفرپيشگان خارج از مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
لولا أُنزل عليه ءاية من ربه إنما أنت منذر
جمله «إنما أنت منذر» حاكى از حصر است و حصر در آن اضافى و در قياس با ارائه معجزه است. بنابراين آن جمله حاوى دو معناست: 1- تو انذار دهنده اى ; 2- ارائه معجزه كار تو نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 40 - 5،8
5- وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ابلاغ انذار ها و تهديدهاست نه تحقق بخشيدن به آنها
فإنما عليك البلغ
حصر در جمله «إنما عليك البلاغ» (وظيفه تو فقط ابلاغ است) حصرى اضافى و نسبى است و در قياس با مفاد «إن مَّا نرينّك . ..» مى باشد ; يعنى ، تحقق يافتن و يا نيافتن تهديدها برعهده تو نيست ، آنچه وظيفه توست ابلاغ است.
8- حسابرسى بندگان در شأن خداوند است نه وظيفه اى برعهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و علينا الحساب
تقديم «علينا» بر «الحساب» دلالت بر حصر دارد. بنابراين «علينا الحساب» ; يعنى، حساب بندگان تنها برعهده ماست نه برعهده تو و نه غير تو. قابل ذكر است كه جمله «علينا الحساب» عطف بر «إنما عليك البلاغ» است نه بر «عليك البلاغ»، زيرا در اين صورت «إنما» بر «عليك الحساب» داخل شده و معناى جمله چنين مى شود: «فقط حسابرسى بر ماست نه چيز ديگر» و اين معنا قطعاً مراد نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 89 - 1
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور اعلان قلمرو مسؤوليت خويش ( انذار ) براى مردم
و قل إنى أنا النذير المبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 82 - 1،2
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قبال روى گردانى كافران از دعوت آن حضرت پس از تبيين آيات الهى بر آنان ، مسؤوليتى نداشت .
فإن تولّوا فإنما عليك البلغ المبين
2- وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها ابلاغ پيام الهى به انسان ها بود و نه اجبار مردمان به پذيرش آن پيام .
فإنما عليك البلغ المبين
حصر در آيه فوق (فإنما عليك . ..) حصر اضافى بوده و نسبت به اجبار و اكراه سنجيده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 54 - 10
10- مجبور ساختن مردم به ايمان ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و در دستور كار آن حضرت نيست .
و ما أرسلنك عليهم وكيلاً
«وكل» در لغت به معناى كفيل و نايب قرار دادن شخصى است (مفردات راغب). بنابراين «و ما أرسلناك عليهم وكيلاً»; يعنى، اى پيامبر تو را براى نيابت و كفالت براى مردم نفرستاده ايم و تو صرفاً به كار تبليغ بپرداز و آنان را بر ايمان مجبور نساز.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 85 - 7
7- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به پاسخ گويى سؤالات مردم بر اساس آنچه بر او وحى شده بود .
يسئلونك عن الروح قل الروح من أمر ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 93 - 15
15- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به اعلام محدوده مسؤوليت خويش و بيان ناتوانى خود از ارائه معجزات درخواستى مشركان
قالوا . .. قل ... هل كنت إلاّ بشرًا رسولاً
پاسخ «هل كنت. ..» در قبال درخواستهاى مشركان، مى تواند گوياى اين معنا باشد كه: درخواستهاى آنان، ربطى به رسالت و مسؤوليتهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) نداشته و يا در توان او نبوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 105 - 5،7
5- مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها بشارت و انذار مردمان بود .
و ما أرسلنك إلاّ مبشّرًا و نذيرًا
7- مسؤوليت قبول و يا عدم قبول حق و حقيقت از سوى مردم با پيامبر (صلی الله علیه و آله) نيست .
و ما أرسلنك إلاّ مبشّرًا و نذيرًا
حصر در «و ما أرسلناك. ..» اضافى است و مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه: پيامبر(صلی الله علیه و آله) در رابطه با پذيرش و عدم پذيرش مردم، هيچ مسؤوليتى نداشته و آنان خود مسؤول انتخاب خويشند و پيامبر(صلی الله علیه و آله) تنها عهده دار بشارت و انذار مردمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 106 - 1
1- تنظيم ، تفصيل و بخش بخش شدن قرآن ، از جانب خداوند بود نه در اختيار پيامبر (صلی الله علیه و آله)
قرءانًا فرقنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 22 - 17،20
17- بحث گذرا و سطحى و به دور از درگيرى جدّى ، تنها محدوده مُجاز براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) جهت بحث در باره اصحاب كهف و تعداد آنان بود .
فلاتمار فيهم إلاّ مراءً ظهرًا
«مراء» جدالى است كه به منظور اعتراض به گفتار كسى و سست كردن آن و نيز تحقير گوينده اش انجام گيرد (مصباح) و هنگامى كه دنباله دار و عميق نباشد، به آن، «مراء ظاهر» گفته مى شود.
20- پيامبر (صلی الله علیه و آله) در كسب آگاهى از ماجراى اصحاب كهف ، مجاز به نظرخواهى از هيچ صاحب نظرى نبود .
و لاتستفت فيهم منهم أحدًا
ضمير در «منهم» به كسانى مربوط است كه در باره عدد اصحاب كهف به اظهار نظر مى پرداختند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 29 - 6
6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظّف به رساندن پيام حقِّ الهى به مردم است و نه مسئول ايمان و كفر آنان .
و قل الحقّ من ربّكم فمن شاء فليؤمن ومن شاء فليكفر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 3 - 2
2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) مسؤول ابلاغ قرآن و تذكردادن به مردم است و در مورد به ثمرنشستن آن مسؤوليت ى ندارد .
ما أنزّلنا عليك . .. إلاّ تذكرة لمن يخشى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 49 - 7
7 - وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها هشدار دادن است نه اجبار كردن مردم به ايمان .
إنّما أنا لكم نذير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 54 - 9،10
9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها مسؤول انجام رسالت خويش بود نه مامور به نتيجه ( مؤمن ساختن همه مردم ) .
قل أطيعوا اللّه . .. فإن تولّوا فانّما عليه ما حمّل و عليكم ما حملتم ... و ما عل
حصر در جمله «و ما على الرسول إلاّ البلاغ المبين» حصر اضافى است و اين حصر مى تواند مربوط به اين مسأله باشد كه روى گردانى كافران، مسؤوليتى را بر دوش پيامبر(صلی الله علیه و آله) ايجاد نمى كند; چرا كه آن حضرت در قبال آثار و نتايج اين رسالت (پذيرش و عدم پذيرش مردم) مسؤوليتى ندارد.
10 - ابلاغ پيام هاى الهى از جانب پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وابسته به پذيرش و عدم پذيرش مردم نبود .
قل أطيعوا اللّه. .. فإن تولّوا... و ما على الرسول إلاّ البلغ المبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 43 - 5
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مسؤوليت نداشت تا همچون موكلان ، بر جريان عقيده هواپرستان ناظر و نگهبان باشد و آنان را به ايمان آوردن مجبور كند .
أرءيت من اتّخذ إلهه هويه أفأنت تكون عليه وكيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 57 - 10
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها مأمور فراخواندن مردم به راه خدا و دين الهى بود و نه مجبور ساختن آنان به پذيرش آن .
و ما أرسلنك إلاّ مبشّرًا و نذيرًا . .. إلاّ من شاء أن يتّخذ إلى ربّه سبيلاً
از اين كه خداوند در آيه قبل رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را، منحصر به انذار و بشارت دانست و در آيه مورد بحث، انسان را در انتخاب راه الهى آزاد گذاشت، مى توان استفاده كرد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) حق نداشت مردم را به پذيرش دين مجبور كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 58 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها مأمور انجام تكليف بود نه مأمور به نتيجه .
و توكّل على الحىّ الذى لايموت
توصيه شدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به توكل و وانهادن كارها به خداوند، پس از آن كه خداوند آن حضرت را تنها مكلف به انذار و تبشير كرد، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) تنها مأمور به انجام رسالت الهى خويش بود; نه مأمور به ثمر رسانيدن رسالت خود، هر چند با توسل به زور و يا ابزار ديگر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 3 - 3
3 - مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، رساندن پيام روشن الهى به خلق بود ، نه تلاشِ طاقت فرسا براى هدايت آنان .
تلك ءايت الكتب المبين . لعلّك بخع نفسك ألاّيكونوا مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 92 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ پيام وحى و نه مسؤول هدايت ناپذيرى گمراهان
و أن أتلوا القرءان فمن اهتدى فإنّما يهتدى لنفسه
از بخش دوم آيه (فمن اهتدى. ..) استفاده مى شود كه بخش اول (و أن أتلوا القرآن...) زمينه چينى براى تعيين محدوده وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و متوجه بودن مسؤوليت حق ناپذيرى به خود انسان هااست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 18 - 7،8
7 - پيامبر ، تنها ، موظّف به ابلاغِ روشن و بى ابهامِ پيام خداوند است .
و ما على الرسول إلاّ البلغ المبين
8 - واداشتن مردم به قبول پيام خدا ، از حيطه وظيفه پيامبر ، خارج است .
و ما على الرسول إلاّ البلغ المبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 50 - 8
8 - وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها ، انذار و بيم دهى به مردم بود .
قل . .. و إنّما أنا نذير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 23 - 7
7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مسؤول هدايت ناپذيرى كافران نيست .
و من كفر فلايحزنك كفره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 23 - 1،2
1 - مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر مشركان و كافران لجوج و حق ناپذير در صدراسلام ، تنها انذار و هشدار بود .
و ما أنت بمسمع من فى القبور . إن أنت إلاّ نذير
حصر در اين آيه - با توجه به آيات پيشين - از نوع حصر اضافى و در ارتباط با كافران و مشركان لجوج است.
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها عهده دار انجام وظيفه بود ; نه مأمور به نتيجه .
إن أنت إلاّ نذير
از اين كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر كافران لجوج و حق ناپذير، تنها عهده دار انذار و هشدار بود، مى توان استفاده كرد كه آن حضرت مى خواست تنها به تكليف خود عمل كند; نه آن كه بخواهد به نتيجه مطلوب خود (هدايت شدن كافران) نائل شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 24 - 4
4 - مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تبيين سر انجام نيك مؤمنان و عاقبت شوم كفرپيشگان است .
إنّا أرسلنك بالحقّ بشيرًا و نذيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 41 - 16،17،18
16 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را كفيل و قيّم ايمان و كفر مردم قرار نداده است .
فمن اهتدى فلنفسه و من ضلّ فإنّما يضلّ . .. و ما أنت عليهم بوكيل
17 - مسؤوليت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، تنها رساندن و ابلاغ پيام خداوند به مردم است ; نه اجبار آنان به پذيرش آن .
إنّا أنزلنا عليك الكتب للناس . .. و ما أنت عليهم بوكيل
18 - هيچ كس حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) حق ندارد عقيده و دين خويش را - هر چند بر حق باشد - بر ديگران تحميل كند .
إنّا أنزلنا عليك الكتب للناس بالحقّ . .. و ما أنت عليهم بوكيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 6 - 5
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فقط تبليغ كننده پيام وحى بود ; نه مجازات كننده مشركان و تحقق بخشنده به انذار ها .
و قالوا . .. فاعمل إنّنا عملون . قل إنّما أنا بشر مثلكم يوحى إلىّ
يكى از احتمال ها در تفسير «فاعمل»، اين است كه مشركان، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) اعلام كردند كه او مى تواند به وعيدهاى خود جامه عمل بپوشاند; ولى خداوند در مقابل آنان اعلام مى دارد كه كار پيامبر، تبليغ رسالت است; نه مجازات مشركان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 6 - 4
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها مسؤول تبليغ و ارشاد مردم است ; نه پاسخگوى عملكرد آنان .
و ما أنت عليهم بوكيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 48 - 1
1 - وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها ابلاغ رسالت الهى است ; نه ممانعت قاهرانه از كفر و حق گريزى مردم
فإن أعرضوا فما أرسلنك عليهم حفيظًا إن عليك إلاّ البلغ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 43 - 5
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى ، موظف به ابلاغ پيام وحى و عمل به رسالت خود و نگرانى نداشتن نسبت به عكس العمل و فرجام مخالفان
فإمّا نذهبنّ بك . .. فاستمسك بالذى أُوحى إليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 83 - 1
1 - رهنمود خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر وانهادن مشركان حق ناپذير در باتلاق فلسفه هاى پوچ و بازيگرانه خويش
فذرهم يخوضوا و يلعبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 89 - 1،4
1 - رهنمود خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در وانهادن مشركان حق ناپذير به حال خويش
فاصفح عنهم
4 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، در تمامى مراحل رسالت خويش ، محتاج به كسب تكليف از درگاه الهى بود .
و قيله يربّ . .. فاصفح عنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 9 - 5
5- اطلاع از آينده و سرنوشت فرد فرد بشر ، خارج از قلمرو رسالت و مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
قل . .. و ما أدرى ما يفعل بى و لا بكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 54 - 1
1 - سلب مسؤوليت از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مورد تبليغ و هدايت كافران طغيانگر
بل هم قوم طاغون . فتولّ عنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 12 - 5،6
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر كافران دين گريز ، تكليفى جز ابلاغ پيام الهى نداشت .
فإن تولّيتم فإنّما على رسولنا البلغ المبين
6 - اجبار مردمانِ كافر به پذيرش دين و ايمان ، بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله) نبود .
فإن تولّيتم فإنّما على رسولنا البلغ المبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 21 - 2،3
2 - هدايت شدن يا گمراه گشتن مردمان ، خارج از قلمرو توانايى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
قل إنّى لا أملك لكم ضرًّا و لا رشدًا
«ضرّ» در مقابل «نفع» و «رشد» در مقابل «غىّ» است و در اين آيه، هر يك از آن دو واژه - به لحاظ معنا - مى تواند قرينه براى ديگرى باشد; يعنى، «ضرّ» قرينه باشد كه مقصود از «رشد»، ضلالت است و «ضرّ» قرينه بر اين باشد كه مراد از «رشد»، نفع است.
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مالك نفع و ضرر و سود و زيان مردمان نيست .
قل إنّى لا أملك لكم ضرًّا و لا رشدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 23 - 3
3 - وظيفه و توانايى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها بر ابلاغ پيام هاى هدايت بخش الهى به مردم ، نه هدايت كردن يكايك آنان .
قل إنّى لا أملك لكم ضرًّا و . .. إلاّ بلغًا من اللّه و رسل-ته
برداشت ياد شده، مبتنى بر نكته اين است كه جمله «إلاّ بلاغاً. ..» استثنا از «لا أملك لكم ضرّاً...» باشد; يعنى، لا أملك لكم ضرّاً و لا رشداً إلاّ بلاغاً من اللّه و رسالاته.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 43 - 3
3 - پرسش كنندگان از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نبايد انتظار شنيدن پاسخ تمام پرسش هاى خود را داشته باشند .
فيم أنت من ذكريها
جمله «فيم أنت. ..»، خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; ولى به قرينه «إنّما أنت منذر» (در جملات بعد) بيانگر اين نكته است كه مردم بايد تنها معارفى را از پيامبر(صلی الله علیه و آله) بخواهند كه در حيطه وظيفه و مسؤوليت آن حضرت قرار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 45 - 2
2 - تعيين زمان وقوع قيامت ، از محدوده وظايف و اختيارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بيرون است .
إنّماأنت منذر
حصر «إنّما»، حصر اضافى و در رابطه با انتظارى است كه پرسش كنندگان زمان وقوع قيامت، از پيامبر(صلی الله علیه و آله) داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 11 - 7
7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تا زمانى موظف به ابلاغ قرآن به مخالفان است كه آنان ، راه هاى آگاهى به آن را بر خود نبسته اند .
فذكّر . .. سيذّكّر من يخشى و يتجنّبها الأشقى
منافع تذكر - كه در اين دو آيه بيان شده است - يكى پندپذيرى اهل خشيت و ديگرى بروز عكس العمل اهل شقاوت است. از آن جا كه واكنش شقاوتمندان، اعراض بوده و تذكر مجدد به آنان سودى ندارد، تكليف «فذكّر» نيز ساقط مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 21 - 4،5
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به جز وظيفه موعظه و يادآورى ، مسؤوليتى ندارد و اجبار و اكراه مردم ، از وظايف او نيست .
إنّما أنت مذكّر
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مسؤول واكنش هاى مردم در برابر پند و اندرزهايش نيست .
إنّما أنت مذكّر
حصر در «إنّما أنت مذكّر»، حصر اضافى است و به قرينه آيه بعد، ناظر به اثربخشى تذكّر است. مفاد آيه شريفه اين است كه: «وظيفه تو تنها تذكّر دادن است و پذيرش يا رد آن از سوى مردم، مؤاخذه اى را متوجّه تو نمى سازد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 23 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پس از عمل به وظيفه ارشاد همگان ، در خصوص تداوم بخشيدن به ارشاد اعراض كنندگان كافر ، تكليفى ندارد .
فذكّر . .. إلاّ من تولّى و كفر
فعل «تولّى»، بيانگر اين نكته است كه تذكّرات پيامبر(صلی الله علیه و آله) به روى گردانان رسيده است و آنان پندها را نپذيرفته، از آن اعراض كرده اند. بنابراين تذكّر دادن در مرحله اول، عمومى است و به همه مردم بايد ابلاغ گردد; ولى پس از تولّى و اعراض گروهى از آنان، پيامبر(صلی الله علیه و آله) درباره تكرار تذكّر و ارشاد آن گروه، تكليفى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 7 - 1
1 - مسلمانان براى تزكيه كسانى كه خود را از تعاليم الهى بى نياز مى پندارند ، هيچ تكليف و مسؤوليتى ندارند .
و ما عليك ألاّ يزّكّى
ما در «و ما عليك ألاّ يزّكّى» مى تواند نافيه باشد كه با تقدير مبتداى محذوف معناى آيه چنين مى شود: «نيست بر تو باكى در مورد اقدام نكردن او به تزكيه خويش» و نيز ممكن است استفهاميه و مفاد آن چنين باشد: «چيست بر تو در مورد اقدام نكردن او به تزكيه خويش»؟ در هر صورت مراد اين است كه بى توجّهى شخص كافر به تزكيه خويش، براى تو مسؤوليت آفرين نيست كه هدايت او را بر پذيرش مؤمن مقدم مى دارى!.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 52 - 19
19 - نه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مسؤوليت عمل و انديشه هاى مشركان و مخالفان را بر عهده دارد و نه مشركان پاسخگوى عمل پيامبرند.
ما عليك من حسابهم من شىء و ما من حسابك عليهم من شىء
در اين برداشت مرجع دو ضمير جمع در «حسابهم» و «عليهم» مشركان است و در «حسابهم» اضافه مصدر به فاعل خويش است ; يعنى: «حساب المشركين».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 11 - 19
19- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « له معقّبات من بين يديه و من خلقه يحفظونه من أمر الله » يقول : بأمر الله من أن يقع فى
ركى ، أو يقع عليه حائط ، أو يصيبه شىء حتى إذا جاء القدر . . . يدفعونه إلى المقادير و هما ملكان يحفظانه بالليل و ملكان بالنهار يتعاقبانه ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خدا: «له معقّبات . ..» روايت شده كه مى فرمود: به فرمان خدا [حفظ مى كنند ]او را از اينكه در چاه بيفتد يا ديوار بر او فرو ريزد يا آسيبى به او برسد تا زمانى كه تقدير بيايد ... او را به تقدير وامى گذارند و آن محافظان، دو فرشته در شب و دو فرشته در روز به نوبت از او حفاظت مى كنند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 52 - 16
16 - مؤمنان وظيفه دار محاسبه اعمال و برخوردهاى پيامبر با ديگران نيستند.
و ما من حسابك عليهم من شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 23 - 3
3 - تكليف مؤمنان و مبلغان دينى ، در برابر انسان هاى لجوج و حق ناپذير ، تنها انذار و هشدار است .
إن أنت إلاّ نذير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 44 - 9
9 - انسان مؤمن ، موظف به انجام تكليف خويش است ، نه مأمور به نتيجه .
و أُفوّض أمرى إلى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 72 - 14
14 - كافرانى كه با مسلمانان پيمان عدم تعرض دارند ، هر چند به انگيزه مبارزه با اسلام به غير مهاجران هجوم برند ، مهاجران و انصار موظف به يارى آنان نيستند .
فعليكم النصر إلا على قوم بينكم و بينهم ميثق
مراد از ميثاق به قرينه مقام، پيمان عدم تعرض و متاركه جنگ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 75 - 4
4 - حق تصميم گيرى درباره جهاد از آن مهاجران نخستين بود .
جهدوا معكم
كلمه «معكم» در «جهدوا معكم» (در كنار شما جهاد كنند) مى تواند ناظر به برداشت فوق باشد. چنانچه مخاطبان «معكم» خصوص مهاجران باشند، برداشت فوق از اتقان بيشترى برخوردار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 115 - 1
1 - نوح ( ع ) ، تنها هشدار دهنده و انذارگر مردم بود .
إن أنا إلاّ نذير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 93 - 3
3 - موسى ( ع ) ، وظايف و مسؤوليت هاى هارون را در زمان غيبت خود ، براى وى معين كرده بود .
ما منعك . .. ألاّتتّبعن أفعصيت أمرى
«لا» در «ألاّتتّبعن» براى تأكيد نفى مستفاد از «منعك» است و در اصل مراد چنين بوده است: «ما منعك أن تتّبعن». برخى گفته اند: «لا» زايد نيست; بلكه مراد اين است كه: «ما الذى صدّك و حملك على ألاّتتّبعن»; يعنى، چه چيز تو را بازداشت و بر پيروى نكردن من وادار ساخت (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 68 - 2
2 - هود ، مبلّغ پيام هاى الهى ، و نه بازگوكننده نظريات شخصى خويش
أبلغكم رسلت ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 7
7- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، موظف بودند كه درچارچوب فرمان هاى الهى به هدايت مردم بپردازند ; و نه بر اساس سليقه شخصى و نه دستور گيرى از ديگران .
و جعلنهم أئمة يهدون بأمرنا
«بأمرنا» متعلق به «يهدون» و در حقيقت به منزله قيد و شرط براى هدايت كردن است; يعنى، هدايت كردن مردم بايد به فرمان ما باشد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 44 - 5،7
5 - آمران به معروف و مبلغان دينى ، بايد خود به محتواى دعوتشان عمل كنند .
أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم
7 - كسانى كه ديگران را به كار هاى نيك دعوت كرده و خود به آن عمل نمى كنند ، @سزاوار توبيخ و سرزنش هستند .
أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 125 - 11،14
11 - تطهير خانه خدا و مصون داشتن آن از هر ناپاكى و آلودگى ، توصيه و فرمان خدا به ابراهيم و اسماعيل ( ع )
و عهدنا إلى إبرهيم و إسمعيل أن طهرا بيتى
14 - مهيّا كردن و آماده ساختن خانه خدا براى طواف ، عبادت ، ركوع و سجود ، فرمان خدا به ابراهيم و اسماعيل ( ع )
أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود
در برداشت فوق «تطهير» - چنانچه بعضى از مفسران گفته اند - كنايه از مهيّا ساختن و اختصاص دادن، گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 127 - 5
5 - ساختن كعبه ، فرمانى از جانب خدا به ابراهيم و اسماعيل ( ع ) و مايه تقرب آنان به درگاه خدا
و إذ يرفع إبرهيم القواعد من البيت و إسمعيل ربنا تقبل منا
تقاضاى ابراهيم و اسماعيل (ع) از خداوند مبنى بر پذيرفته شدن عملشان (ساختن كعبه)، مستلزم آن است كه خداوند فرمان به
ساختن كعبه داده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 131 - 1
1 - خداوند ، از ابراهيم خواست تا همواره تسليم او باشد .
إذ قال له ربه أسلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 9
9- هدايت مردم به سوى خدا و صفات ، افعال و سخنان او ، وظيفه ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) بود .
و جعلنهم أئمة يهدون بأمرنا
برداشت ياد شده براساس دو نكته است: 1- «أمر» در اصل به معناى شأن و لفظى است عام كه شامل تمامى افعال و اقوال مى شود (مفردات راغب). 2- «باء» در «بأمرنا» ممكن است براى غايت و به معناى «إلى» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 26 - 10
10 - توليت كعبه ، پاكيزه و آماده سازى آن براى زائران ، از وظايف الهى حضرت ابراهيم ( ع )
و طهّر بيتى للطّائفين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 18 - 10
10 - حضرت ابراهيم ( ع ) ابلاغ كننده پيام الهى ، به گونه اى شفاف و بى ابهام ، به مردم بود .
و ما على الرسول إلاّ البلغ المبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 34 - 3
3 - ابليس نيز همانند فرشتگان ، مأمور به سجده بر آدم ( ع ) بود .
فسجدوا إلا إبليس أبى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 12 - 2
2 - ابليس، همچون فرشتگان، مورد خطاب خداوند در فرمان سجده بر آدم بود.
ثم قلنا للملئكة اسجدوا لأدم . .. ما منعك ألا تسجد إذ أمرتك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 15 - 11
11 - جامعه اسلامى ، نبايد تمايلات اجتماعى ناروا را بر قوانين الهى برترى دهد .
فادع و . .. و لاتتّبع أهواءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 14
14- مردم ، در قبال مسائل جامعه خويش چون : بى عدالتى ، فحشا ، بزهكارى ، ستم ، فقر و نيازمندى هاى اقتصادى مردم ، مسؤولند .
إن الله يأمر بالعدل و الإحسن و إيتاىءِ ذى القربى و ينهى عن الفحشاء و المنكر و ا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 46 - 3
3 - مردم ، موظف اند هر كارى را - چه جمعى باشد و چه فردى - فقط براى رضاى خدا انجام دهند .
أن تقوموا للّه مثنى و فردى
«مثنى و فرادى» حال براى ضمير فاعلى «تقوموا» است و كلمه «مثنى» كنايه از تعدد مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 20 - 4
4 - در دست گرفتن حكومت و مديريت اجتماعى ، امرى شايسته و بايسته براى مردان الهى
و شددنا ملكه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 3
3 - حل و فصل امور مهم اجتماعى و فراخوانى مردم براى مشاوره و كنكاش پيرامون مسائل عمومى ، از وظايف و اختيارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبرى جامعه اسلامى
إنّما المؤمنون الذين ءامنوا باللّه و رسوله و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 1 - 5
5 - بيان احكام و پاسخگويى به پرسش هاى اقتصادى - اجتماعى از شؤون پيامبر (صلی الله علیه و آله)
يسئلونك عن الأنفال قل الأنفال للّه و الرسول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 3
3 - حل و فصل امور مهم اجتماعى و فراخوانى مردم براى مشاوره و كنكاش پيرامون مسائل عمومى ، از وظايف و اختيارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبرى جامعه اسلامى
إنّما المؤمنون الذين ءامنوا باللّه و رسوله و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 26 - 8
8- مسلمانان در قبال مسائل و نياز هاى جامعه خويش ، مسؤولند .
و ءات . .. و المسكين و ابن السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 2 - 5
5- مسؤوليت برپايى نظام قضايى به منظور اجراى حدود الهى ، بر عهده فرد فرد مسلمانان است .
الزانية و الزانى فاجلدوا كلّ وحد منهما ماْئة جلدة
با آن كه اجراى حدود و مقررات، از طريق دستگاه قضايى انجام مى پذيرد; ولى خداوند همه مردم را مخاطب قرار داده و تازيانه زدن را از آنان خواستار شده است. اين حكايت مى كند كه يكايك افراد جامعه، در برابر اجراى حدود الهى مسؤول اند و بايد در اين مورد همكارى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 61 - 28
28 - مسلمانان ، از نظر علاقه وارتباط ، بسان يك پيكراند كه بايد نزديك ترين ارتباط و مستحكم ترين پيوند ها را ميان خود بر قرار سازند .
فإذا دخلتم بيوتًا فسلّموا على أنفسكم
برداشت فوق، از تعبير «على أنفسكم» (برخودتان) به جاى على «أهلها» (بر اهل خانه ها) استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 37 - 12
12 - در ميان مسلمانان صدراسلام ، افرادى بودند كه اشتغال به امور دنيا ، هيچ گاه آنان را از ياد خدا و انجام وظايف فردى و اجتماعى خويش ، غافل نمى ساخت .
رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه آيه شريفه، هر چند در توصيف مردان خداجويى است كه دنيا آنان را از ياد خدا غافل نمى سازد; ولى از وجود چنين افرادى در ميان مسلمانان صدراسلام نيز حكايت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 83 - 14
14 - احسان به پدر و مادر ، از مهمترين تكليف هاى اجتماعى اهل ايمان است .
لاتعبدون إلا اللّه و بالولدين إحساناً
از آن جا كه احسان به پدر و مادر پس از لزوم پرستش خدا بيان شده است، اهميت خاص آن معلوم مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 38 - 4
4 - ضرورت تلاش تمامى اهل ايمان براى اجراى حدود الهى
فاقطعوا
چون خطاب متوجه عموم مؤمنان است، با آنكه اجرا كننده حد سرقت تنها برخى از آنان مى باشند، معلوم مى شود همه اهل ايمان بايد براى اجراى حد سرقت تلاش كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 2
2 - حضور در كنار پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبرى جامعه اسلامى براى امور مهم اجتماعى و مشاوره و كنكاش پيرامون يك مسأله عمومى ، از اوصاف مؤمنان راستين
إنّما المؤمنون الذين ءامنوا باللّه و رسوله و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبو
«أمر جامع» به مسأله اى گفته مى شود كه در خور اين باشد كه مردم به خاطر آن اجتماع كنند و به مشاوره و فراگيرى و حل و فصل آن بپردازند. كلمه «مع» نيز افاده كننده معناى مشاركت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 38 - 9
9 - مؤمنان ، وظيفه دار هدايت مردم و نشان دادن راه درست زندگى به آنان
اتّبعون أهدكم سبيل الرشاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 6 - 4
4 - جامعه مؤمنان ، موظّف به هشيارى و احتياط در قبال اخبار مهم اجتماعى
يأيّها الذين ءامنوا إن جاءكم فاسق بنبإ فتبيّنوا
خطاب «يا أيّها الذين آمنوا» عام و متوجه جامعه ايمانى است و تعليل «أن تصيبوا قوماً» مى نماياند كه موضوع، بيش از آن كه درباره مسائل فردى و جزئى باشد، در زمينه امور اجتماعى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 9 - 2
2 - همه مؤمنان ، داراى مسؤوليت ، در قبال جريان هاى اجتماعى و مسائل امت اسلام
و إن طائفتان من المؤمنين اقتتلوا فأصلحوا بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 10 - 5
5 - مؤمنان ، در نظام برادرى دينى ، داراى مسؤوليت در قبال يكديگر
إنّما المؤمنون إخوة فأصلحوا بين أخويكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 17
17 - مؤمنان نمى توانند در برابر جامعه خويش بى تفاوت باشند ; بلكه بايد براى دوستان و همكيشان خود ، خيرخواه و نسبت به كافران و دشمنانِ اصلاح ناپذير ، آرزوى نابودى كنند .
ربّ اغفر لى . .. و للمؤمنين و المؤمنت و لاتزد الظلمين إلاّ تبارًا
برداشت ياد شده، از دعاى خير نوح(ع) براى مؤمنان و نفرين عليه كافران و دشمنان دعوتش، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 22 - 4،5،7،8
4 - فرشتگان در قيامت ، در صف هايى منظّم ، حضور يافته ، به اجراى رسالت خويش خواهند پرداخت .
و الملك صفًّا صفًّا
كلمه هاى «صفّاً صفّاً» - به تأويل «مصطفّين» (در صفوف منظم قرار گرفته) - حال براى «المَلَك» است. «مَلَك» اسم جنس بوده و حرف «ال» در آن، براى استغراق است. برخى آن را مفرد «ملائكه» دانسته اند (مصباح) و برخى آن را از ريشه «مِلْك» و به معناى سياست گذار دانسته و گفته اند: شخص سياست گذار، اگر انسان باشد «مَلِك» و اگر فرشته باشد، «مَلَك» ناميده مى شود. اين كلمه در اصل «مأْلَك» و به معناى «رسالت» بوده است. (مفردات راغب)
5 - فرشتگان ، مأمور رسيدگى به امور انسان ها در قيامت
و الملك صفًّا صفًّا
از جمله «يومئذ يتذكّر الإنسان» در آيه بعد، معلوم مى شود كه حضور فرشتگان در قيامت در رابطه با كار انسان ها است.
7 - فرشتگان در قيامت ، در رده هاى مختلف دسته بندى شده و هر دسته مأموريتى ويژه دارند .
صفًّا صفًّا
8 - فرشتگان در قيامت ، به فرمان خداوند و با نظارت كامل او ، انجام وظيفه مى كنند .
و جاء ربّك و الملك
آمدن خداوند، كنايه از حضور كامل او است و عطف «ملك» بر «ربّك»، بيانگر آن است كه حضور فرشتگان، مستقل از حضور خداوند نيست; بلكه در راستاى آن و بخشى از يك برنامه منسجم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 9
9- هدايت مردم به سوى خدا و صفات ، افعال و سخنان او ، وظيفه ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) بود .
و جعلنهم أئمة يهدون بأمرنا
برداشت ياد شده براساس دو نكته است: 1- «أمر» در اصل به معناى شأن و لفظى است عام كه شامل تمامى افعال و اقوال مى شود (مفردات راغب). 2- «باء» در «بأمرنا» ممكن است براى غايت و به معناى «إلى» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 125 - 11،14
11 - تطهير خانه خدا و مصون داشتن آن از هر ناپاكى و آلودگى ، توصيه و فرمان خدا به ابراهيم و اسماعيل ( ع )
و عهدنا إلى إبرهيم و إسمعيل أن طهرا بيتى
14 - مهيّا كردن و آماده ساختن خانه خدا براى طواف ، عبادت ، ركوع و سجود ، فرمان خدا به ابراهيم و اسماعيل ( ع )
أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود
در برداشت فوق «تطهير» - چنانچه بعضى از مفسران گفته اند - كنايه از مهيّا ساختن و اختصاص دادن، گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 127 - 5
5 - ساختن كعبه ، فرمانى از جانب خدا به ابراهيم و اسماعيل ( ع ) و مايه تقرب آنان به درگاه خدا
و إذ يرفع إبرهيم القواعد من البيت و إسمعيل ربنا تقبل منا
تقاضاى ابراهيم و اسماعيل (ع) از خداوند مبنى بر پذيرفته شدن عملشان (ساختن كعبه)، مستلزم آن است كه خداوند فرمان به ساختن كعبه داده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 34 - 7
7 - رسيدگى به امور تغذيه گرسنگان و بينوايان ، برخوردار از اولويت نخستين در مقايسه با ديگر تكاليف حمايتى از آنان
و لايحضّ على طعام المسكين
برداشت ياد شده، از اختصاص به ذكر يافتن مسأله تغذيه گرسنگان و بينوايان - از ميان مجموعه نيازمندى هاى اين قشر - به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 18 - 4
4 - تأمين غذاى نيازمندان و ترويج فرهنگ يارى رسانى به تهى دستان ، تكليفى الهى است .
و لاتحضّون على طعام المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 34 - 7
7 - رسيدگى به امور تغذيه گرسنگان و بينوايان ، برخوردار از اولويت نخستين در مقايسه با ديگر تكاليف حمايتى از آنان
و لايحضّ على طعام المسكين
برداشت ياد شده، از اختصاص به ذكر يافتن مسأله تغذيه گرسنگان و بينوايان - از ميان مجموعه نيازمندى هاى اين قشر - به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 33 - 21
21- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لوليّه سلطاناً فلايسرف فى القتل إنه كان منصوراً » قال : هو الحسين بن على ( ع ) قتل مظلوماً و نحن أولياؤه ، و القائم منّا إذا قام طلب بثار الحسين . . . « إنه كان منصوراً » فإنه لايذهب من الدنيا حتى ينتصر برجل من آل رسول الله (صلی الله علیه و آله) يملأ الأرض قسطاً كما ملئت جوراً و ظلماً ;
از امام باقر(ع) در باره سخن خدا «و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لوليّه سلطاناً فلايسرف فى القتل إنه كان منصوراً» روايت شده است كه فرمود: مقصود[حضرت]حسين بن على(ع) است كه مظلومانه كشته شد و ما أئمه، اولياى دم او هستيم و قائم از ما هر گاه قيام كرد، خون خواهى حسين بن على(ع) خواهد كرد . .. [ و درباره]إنه كان منصوراً [فرمود]: پس ديرى نپايد كه به وسيله مردى از آل رسول خدا(صلی الله علیه و آله) يارى مى شود و زمين را پر از قسط و عدل مى كند، هم چنان كه پر از جور و ظلم شده باشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 109 - 10
10 - امت ها ، موظف به پذيرش دعوت رسولان الهى
ماذا اجبتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 69 - 17
17 - امت ها و جوامع نيرومند بايد توان و نيروى خويش را نعمتى خدادادى بدانند و همواره آن را به ياد داشته باشند .
اذكروا إذ جعلكم . .. و زادكم فى الخلق بصطة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 47 - 2
2 - مردم هر عصرى ، بايد تابع شريعت رسول الهى همان عصر باشند .
و لكل أمة رسول فإذا جاء رسولهم
از آيه شريفه استفاده مى شود كه: اولا، جوامع گوناگون بين دو «رسول» يك امت را تشكيل مى دهند. ثانياً، هر امتى بايد تابع رسول همان دوره باشد و تبعيتش از رسول دوره پيش، صحيح نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 18 - 4
4 - تأمين غذاى نيازمندان و ترويج فرهنگ يارى رسانى به تهى دستان ، تكليفى الهى است .
و لاتحضّون على طعام المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 213 - 9
9 - بشارت و انذار ، از مسؤوليّت هاى مهمّ پيامبران
فبعث اللّه النبيّن مبشّرين و منذرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 46 - 3
3 - تبليغ و ارشاد مردم ، رسالت مسيح ( ع ) در سراسر عمرش
و يكلّم الناس فى المهد و كهلا
چون صرف سخن گفتن در بزرگسالى فضيلت ويژه اى براى مسيح نيست، الزاماً بايد سخنى خاص باشد كه به مناسبت مقام پيامبرى، اين سخن، همان ارشاد و تبليغ خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 81 - 10،11،17،22
10 - مسؤوليت متقابل پيامبران ، در حمايت از يكديگر
و اذ اخذ اللّه . .. ثم جاءكم رسول مصدق لما معكم لتؤمننّ به و لتنصرنّه
از توصيه پيامبران گذشته به ايمان به پيامبران بعدى، و تصديق پيامبران بعدى نسبت به گذشتگان، استفاده مى شود.
11 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، تصديق كننده انبيا و كتب الهى گذشته
ثم جاءكم رسول مصدق لما معكم
بنابراينكه مراد از «رسول»، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) باشد.
17 - دستور خداوند به پيامبران و امت هاى آنان ، به تحمل و اداى شهادت بر ميثاق گرفته شده از آنان
قالوا اقررنا قال فاشهدوا و انا معكم من الشاهدين
جمله «فاشهدوا . .. » مى تواند هم دلالت بر تحمل شهادت كند و هم بر اداى شهادت.
22 - پيامبران موظّفند مردم را در جريان ميثاق اكيد الهى از آنان ، در مورد ايمان به انبيا و نصرت آنان ، بگذارند .
و اخذتم على ذلكم اصرى . .. فاشهدوا و انا معكم من الشّاهدين
بنابراينكه «فاشهدوا»، يعنى شهادت دهيد در برابر امّتهاى خود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 144 - 7
7 - وظيفه رسولان الهى ، راهنمايى و پيام آورى است و وظيفه مردم ، پيمودن آن راه بر اساس پيام هاى آن رسولان
و ما محمّد الّا رسول قد خلت من قبله الرّسل افاين مات
جمله «و ما محمّد . .. »، تعيين كننده وظيفه رسولان الهى (پيام آورى) است و جمله «افائن مات ... »، تعيين كننده وظيفه مردم است كه بايد همواره (چه رسولان در ميانشان باشند و يا نباشند) پايبند به آن پيامها باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 20
20 - حراست و نگهبانى از كتب آسمانى و شهادت بر حقانيت آن ، مسؤوليت انبياى الهى *
يحكم بها النبيون . .. بما استحفظوا من كتب اللّه و كانوا عليه شهداء
بنابر اينكه ضمير در «استحفظوا» به «النبيون» نيز برگردانده شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور نهى اهل كتاب از غلو و گزافه گويى در آيين خويش
قل ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 109 - 9
9 - فراخوانى امت ها به پيروى از فرمان هاى خداوند سرلوحه رسالت انبيا و يكى از وظايف آنان
يوم يجمع اللّه الرسل فيقول ماذا اجبتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 117 - 6
6 - دعوت مردمان به بندگى خداوند ، اصلى بنيادين در رسالت پيامبران الهى
ما امرتنى به ان اعبدوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 35 - 14
14 - لزوم آشنايى انبيا و رهبران الهى به روحيات مردم و ماهيت مخالفان و منكران دين
فلا تكونن من الجهلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 106 - 3
3 - ضرورت پيشگامى حاملان وحى و رسالت در عمل به محتواى پيام خويش
اتبع ما أوحى اليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 130 - 6
6 - بيان آيات الهى به مردم و بيم دادن به آنان در مورد قيامت، از وظايف مهم انبياست.
رسل منكم يقصون عليكم ءايتى و ينذرونكم لقاء يومكم هذا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 35 - 2
2 - تلاوت و گزارش آيات الهى براى آدميان، از وظايف اصلى انبيا و فرستادگان الهى است.
إما يأتينكم رسل منكم يقصون عليكم ءايتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 62 - 8
8 - پيامبران الهى ، خيرخواه امت هاى خويش
و أنصح لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 63 - 1،9
1 - پيامبران ، واسطه ابلاغ دين و معارف الهى به مردم
أو عجبتم أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم
مراد از «ذكر»، دين و معارف الهى است.
9 - ترساندن مردم از عذاب هاى الهى به واسطه پيامبران ، از اهداف نزول دين و معارف الهى است .
أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم لينذركم
«لينذركم» متعلق به «جاء» است و ضمير «لينذر» به «رجل» برمى گردد. يعنى هدف از اينكه معارف دين بر پيامبرى نازل مى شود، اين است كه وى مردم را از عذابهاى الهى بترساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 142 - 20،21
20 - اصلاح امور اجتماعى مردم و پرهيز از پيروى از افكار مفسدان ، از وظايف مهم انبيا و رهبران الهى است .
و أصلح و لا تتبع سبيل المفسدين
21 - مبارزه با فساد و به انزوا كشاندن مفسدان ، از برنامه هاى اساسى پيامبران بود .
و لا تتبع سبيل المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 4 - 5،8
5- معارف الهى ، نيازمند تبيين از سوى انبياست .
و ما أرسلنا من رسول إلاّ بلسان قومه ليبيّن لهم
8- فهم مردم عصر نزول تعاليم دينى ، مرجع و منبعى براى فهم دقيق آن تعاليم است .
و ما أرسلنا من رسول إلاّ بلسان قومه ليبيّن لهم
اينكه خداوند فرموده است: همه پيامبران به زبان قوم خودشان فرستاده شدند، مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه زبان و ادبيات مردم دوران نزول تعاليم آسمانى براى دريافت پيام آن تعاليم نقش مؤثرى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 2 - 11
11- انذار و هشدار دادن به مردم ، از وظيفه هاى اصلى انبياست .
ينزّل الملئكة بالروح . .. من عباده أن أنذروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 35 - 16
16- همه انبيا ، داراى وظيفه اى واحد و هماهنگ بوده اند .
فهل على الرسل إلاّ البلغ المبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 83 - 6،7
6 - پيامبران الهى ، موظف به همراهى با قوم و امّت خويش در همه مراحل و برنامه ها
و ما أعجلك عن قومك يموسى
مؤاخذه موسى(ع) به جهت جدا شدن از قوم خود براى رسيدن به ميقات، نشان از آن دارد كه پيامبران، نبايد در هيچ شرايطى از امت خويش جدا شوند.
7 - پيامبران جز به فرمان خداوند ، نبايد از امت و قوم خويش جدا گردند .
و ما أعجلك عن قومك يموسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 86 - 12
12 - پيش بينى لغزش گاه ها و زمينه هاى گمراهى و هشدار نسبت به آن ، از مسؤوليت هاى پيامبران و پيشوايان دينى است .
فأخلفتم موعدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 87 - 11
11- پيامبران ، مأمور پايدارى در مسير تبليغ و ماندن در ميان مردم و جامعه خويش تا آخرين مرحله
و ذاالنون إذ ذهب مغضبًا فظنّ أن لن نقدر عليه
توبيخ شدن يونس(ع) به خاطر ترك قوم خويش، قبل از اين كه فرمانى دراين زمينه از جانب خداوند دريافت كند; براين نكته دلالت دارد كه پيامبران مجاز به ترك مأموريت و مردم خود، قبل از آمدن فرمان و رخصت از جانب خداوند نيستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 54 - 6
6 - رسالت و پيامبرى ، بارى سنگين و مسؤوليت ى خطير بر دوش رسولان و پيامبران
قل أطيعوا اللّه . .. فإن تولّوا فإنّما عليه ما حمّل
برداشت ياد شده، از تعبير «حمّل» استفاده گرديد; زيرا «حمل» به معناى اشياى سنگين وزن است; مثل حمل بچه در شكم مادر (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 181 - 3
3 - توجه پيامبران و رهبران الهى ، به اصلاح امور اقتصادى جامعه هم پاى مسائل اعتقادى و عبادى
إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون . .. أوفوا الكيل و لاتكونوا من المخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 3 - 9
9 - هشدار به مردم ، از جمله رسالت هاى انبياى الهى است .
لتنذر قومًا ما أتيهم من نذير من قبلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 7 - 2
2 - خداوند ، از همه انبيا ، پيمان گرفته كه به رسالت خويش ، عمل كنند .
و إذا أخذنا من النبيّن ميثقهم
آوردن «النبيين» مى تواند بيان كننده اين نكته باشد كه ميثاق، مربوط به نبوت و رسالت انبيا بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 39 - 1
1 - پيامبران ، ابلاغ كنندگان رسالت هاى الهى بودند .
الذين خلوا من قبل . .. الذين يبلّغون رسل-ت اللّه
به قرينه «الذين خلوا من قبل» مراد از «الذين يبلّغون» پيامبران اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 15 - 10
10 - انذار و اخطار مردم درباره قيامت ، از وظايف اصلى پيامبران
يلقى الروح . .. على من يشاء من عباده لينذر يوم التلاق
در برداشت ياد شده، فاعل «لينذر»، ضميرى دانسته شده كه به «من» موصول باز مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 24 - 4
4 - التزام عملى تمامى پيامبران ، به جدال احسن و رعايت عواطف و احساسات اجتماعى
قل أوَ لو جئتكم بأهدى ممّا وجدتم عليه ءاباءكم
از تعبير «بأهدى ممّا وجدتم» اين نكته استفاده مى شود كه پيامبران، نمى خواستند عواطف مشركان را جريحه دار كنند. بنابراين پسنديده ترين شيوه را در جدال و بحث (جدال احسن) برگزيده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 8 - 6
6 - انذار و اخطار به مردمان ، رسالت پيامبران الهى
ألم يأتكم نذير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 7 - 9
9 - انجام رسالت الهى ( انذار مردمان ) در ديدگاه مشركان ، تنها در خور شأن فرشتگان بود ، نه در توان انسان .
و قالوا مالِ هذا الرسول . .. لولا أُنزل إليه ملك
برداشت فوق، از آن جا است كه مشركان به خاطر غذا خوردن و رفت و آمد پيامبر(صلی الله علیه و آله) در بازار، او را شايسته پيامبرى نمى دانستند و خواستار نزول فرشته اى براى هميارى با آن حضرت بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 40 - 15
15 - خداوند ، تنها مقامى است كه شايسته و بايسته هراس داشتن از اوست .
و إبى فارهبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 56 - 4
4 - رسيدن به مرتبه و منزلت شاكران ، از وظايف اساسى انسان و هدف از خلقت اوست .
ثم بعثنكم من بعد موتكم لعلكم تشكرون
به نظر مى رسد سپاسگزارى - كه به عنوان هدف از «بعثناكم» بيان شده - در برابر خصوص حيات دوباره نباشد، بلكه به عنوان هدف براى اصل حيات و زندگى مطرح باشد; يعنى، خداوند صاعقه زدگان بنى اسرائيل را حيات بخشيد و هدف آن بود كه در حيات دنيوى سپاسگزار باشند و به منزلت شاكران نايل شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 57 - 15
15 - سپاسگزارى از خداوند در برابر نعمت هاى او ، وظيفه اى است بر عهده بندگان
و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 209 - 6
6 - مسؤوليت انسان در برابر قانون ، پس از دريافت آن
فان زللتم من بعد ما جاءتكم البيّنات
در برداشت فوق، «بيّنات»، به قوانين تفسير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 211 - 11
11 - مسؤوليت خطير انسان در برابر نعمت هاى خداوند
و من يبدّل نعمة اللّه . .. فان اللّه شديد العقاب
شدت عقاب كفران نعمت، بيانگر مسؤوليّت خطير، در برابر نعمت الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 243 - 15
15 - شكر و سپاسگزارى ، وظيفه انسان ها در برابر تفضّلات الهى
انّ اللّه لذو فضل على النّاس و لكنّ اكثر النّاس لا يشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 43 - 3
3 - برخوردارى از نعمت ها و تفضّلات الهى ، مسؤوليت آور است .
انّ اللّه اصطفيك و طهّرك . .. يا مريم اقنتى لربّك
چون خداوند پس از آنكه مريم را برگزيد و تطهير كرد و . .. وى را مأمور به اطاعت و خضوع نمود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 50 - 13
13 - تقواى الهى و اطاعت از انبيا ، وظيفه آدمى پس از فرستادن پيامبران از سوى خداوند
و رسولا . .. و جئتكم باية من ربّكم فاتقوا اللّه و اطيعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 103 - 21
21 - تمسّك به ريسمان الهى ، مسؤوليت انسان در قبال نعمت هاى الهى *
و اعتصموا . .. و اذكروا ... لعلكم تهتدون
گويا اعتصام، مسؤوليتى است كه در برابر نعمتهاى الهى (همانند الفت و اخوت) به انسان تكليف شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 144 - 7
7 - وظيفه رسولان الهى ، راهنمايى و پيام آورى است و وظيفه مردم ، پيمودن آن راه بر اساس پيام هاى آن رسولان
و ما محمّد الّا رسول قد خلت من قبله الرّسل افاين مات
جمله «و ما محمّد . .. »، تعيين كننده وظيفه رسولان الهى (پيام آورى) است و جمله «افائن مات ... »، تعيين كننده وظيفه مردم است كه بايد همواره (چه رسولان در ميانشان باشند و يا نباشند) پايبند به آن پيامها باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 175 - 13
13 - ترس از خدا ، زمينه مسؤوليت پذيرى ، و ترس از غير خدا ، زمينه گريز از مسؤوليت
الّذين استجابوا . .. فلا تخافوهم و خافون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 181 - 11
11 - ثبت اعمال و گفتار انسان و مسؤوليت وى ، در برابر آنها
سنكتب ما قالوا و قتلهم الانبيآء بغير حقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 1 - 9
9 - تساوى مردم در اصل آفرينش و نبودن امتياز در خلقت آنان ، موجب مسؤوليت تمامى آنان در برابر قوانين الهى
اتّقوا ربّكم الذى خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها
جمله «خلقكم من نفس واحدة»، علاوه بر بيان اين حقيقت كه تمامى انسانها از نسلى واحدند، به اين معنا اشاره دارد كه بين آنان در خلقت هيچگونه امتياز و تبعيضى نيست و لذا همه موظف به رعايت تقوا هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 1 - 2
2 - مسؤوليت انسان در برابر عهد ها و پيمان هاى خويش
يايها الذين ءامنوا اوفوا بالعقود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 7 - 3
3 - مسؤوليت انسان در برابر نعمت هاى الهى
و اذكروا نعمة اللّه عليكم و ميثقه الذى و اثقكم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 21 - 7
7 - مسؤوليت آدمى در برابر نعمت هاى الهى
اذكروا نعمة اللّه عليكم . .. ادخلوا الارض المقدسة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 101 - 5
5 - انسان موظف به تعديل حس كنجكاوى خويش مى باشد .
لاتسئلوا عن اشياء ان تبدلكم تسؤكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 110 - 3
3 - آدمى ، وظيفه دار يادكرد و فراديد داشتن نعمتهايى كه خداوند به وى و نزديكانش ارزانى داشته است .
اذ قال اللّه يعيسى ابن مريم اذكر نعمتى عليك و على ولدتك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 43 - 1
1 - آدمى موظف به تضرع و كرنش در برابر خداوند جهان است.
فلولا إذ جاءهم بأسنا تضرعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 23
23 - آدمى وظيفه دار تسليم در برابر پرودگار جهان است.
و أمرنا لنسلم لرب العلمين
چنانكه جمعى از اهل ادب (مانند كسائى و فراء) گفته اند، لام پس از ماده «أمر» حرف مصدرى است به معنى «ان». بنابراين فعل «نسلم» به تأويل مصدر رفته است و مفعول دوم براى «أمرنا» محسوب مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 72 - 1
1 - اقامه نماز فرمانى است كه آدميان بايد بر آن گردن نهند.
و أمرنا لنسلم لرب العلمين. و أن أقيموا الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 102 - 10
10 - توحيد در عبادت مهمترين وظيفه انسان در برابر پروردگار و خالق هستى است.
ذلكم الله ربكم . .. خلق كل شىء فاعبدوه
چون پس از بيان انحصار الوهيت در خداوند و بيان يكتايى او در خالقيت، امر به عبادت شده، چنين برمى آيد كه مهمترين وظيفه بنده در برابر خداوند عبادت و پرستش اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 128 - 10
10 - آدميان بايد در برابر وسوسه هاى جنيان و اغواگرى آنها هشيار بوده و از خود حراست كنند.
يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس
خبر دادن خداوند از سيطره و عملكرد جنيان، هشدارى به آدميان است تا دشمن خويش را بشناسند و تدابير لازم را در برابر او به كار برند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 130 - 3
3 - اشتراك جن و انس در لزوم اطاعت از رسولان الهى و بهرهورى از هدايتهاى ايشان
يمعشر الجن و الإنس ألم يأتكم رسل منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 135 - 3
3 - انسان داراى مسؤوليت در برابر اعمال خويش است.
اعملوا على مكانتكم إنى عامل فسوف تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 151 - 27
27 - توصيه هاى خداوند (پرهيز از شرك و . ..) حقايقى است كه آدمى بايد در آنها دقت كند و ضرورت پرهيز از آنها را با عقل خويش دريابد.
ذلكم وصيكم به لعلكم تعقلون
مفعول «تعقلون» ضرورت پرهيز از محرمات ياد شده است. مراد از «توصيه» مى تواند به قرينه «تعقلون» سفارش به تأمل و دقت در احكام مذكور باشد. بنابراين جمله «ذلكم وصاكم به ...» يعنى خداوند سفارش كرده كه در محرمات بيان شده دقت كنيد; باشد كه ضرورت پرهيز از آنها را با عقل خويش دريابيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 164 - 5
5 - هر انسانى در پيشگاه خدا مسؤول اعمال و رفتار خويش است.
و لاتكسب كل نفس إلا عليها
مفعول «لاتكسب» كلمه «شيئا» و يا «عملا» است. «عليها» متعلق به فعلى محذوف، مانند «يحمل» مى باشد; يعنى: «لاتكسب كل نفس عملا إلا يحمل عليها». و اين كنايه از مسؤوليت هر كسى در برابر عمل خويش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 17 - 5
5 - انسانها موظف به سپاسگزارى از خداوند هستند.
و لاتجد أكثرهم شكرين
تأكيد فراوان ابليس بر اغواگرى انسانها و سپس بيان ناسپاسى آنها به عنوان دستاورد تلاش خويش، بيانگر اهميت ويژه سپاسگزارى در برابر خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 29 - 6
6 - انسانها موظف به دعا و نيايش به درگاه خداوند
و ادعوه مخلصين له الدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 42 - 3
3 - تكليف و مسؤوليت هر انسان در باور به معارف الهى و انجام تكاليف دين ، به ميزان قدرت و استطاعت اوست .
لانكلف نفساً إلا وسعها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 94 - 8
8 - تضرع به درگاه خداوند و خشوع در برابر او امرى لازم بر عهده بندگان
لعلهم يضرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 130 - 4
4 - باور به توحيد ربوبى و پذيرش دعوت پيامبران ، امرى لازم بر عهده بندگان
لعلهم يذّكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 158 - 15
15 - همه انسان ها ، حتى يهود و نصارا ، بايد به خدا و پيامبر او ايمان آورند .
قل يأيها الناس . .. فامنوا باللّه و رسوله
مصداق مورد نظر براى «الناس»، به قرينه آيات گذشته و نيز آيه قبل كه بيان داشت اوصاف پيامبر در تورات و انجيل ثبت شده، يهود و نصارا است. بنابراين يهود و نصارا از مخاطبان «فامنوا ... » هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 205 - 5
5 - انسان ها بايد در دل و جان به ياد خدا بوده و در هر صبح و عصر لب به ذكر او گشايند .
و اذكر ربك . .. بالغدو و الاصال
«غدوة» (مفرد غدو) به معناى صبح (زمان طلوع فجر تا طلوع خورشيد) است. «آصال» جمع و يا جمع الجمع «اصيل» است و اصيل به زمان ميان عصر تا مغرب گفته مى شود. قابل ذكر است كه «ال» در «الغدو» و «الأصال» براى استغراق است و افاده عموم مى كند ; يعنى هر صبح و عصر.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 20 - 7
7 - آگاهى به تكاليف الهى از شرايط مسؤوليت انسان در برابر آن
و لاتولوا عنه و أنتم تسمعون
در برداشت فوق جمله حاليه «و أنتم تسمعون» قيد براى «أطيعوا» و «لاتولوا» گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 94 - 19
19 - انسان ، در برابر تمامى رفتار و حركات خويش مسؤول بوده و در قيامت بايد پاسخگو باشد .
فينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 61 - 6
6 - انسان ، موظف به مراقبت و مواظبت بر تمامى اعمال خويش است .
و ما تتلوا منه من قرءان و لا تعملون من عمل إلا كنا عليكم شهوداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 22 - 9
9- دعوت و القاى شيطان از انسان سلب اختيار نمى كند و او مسؤول اعمال خويش خواهد بود .
و ما كان لى عليكم من سلطن إلاّ أن دعوتكم فاستجبتم لى فلاتلومونى و لوموا أنفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 51 - 8
8- انسان ، موجودى مختار و در برابر تمامى حركت ها ، تلاش ها و رفتار خويش ، مسؤول است .
ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت
از اينكه خداوند از رفتار انسان بازخواهى مى كند، استفاده مى شود كه آدمى موجودى مختار و مسؤول است; چون بازخواهى هگامى معقول است كه اختيار و مسؤوليتى وجود داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 93 - 3
3- همه انسان ها در برابر اعمال و رفتار خويش ، مسؤولند .
لنسئلنّهم . .. عمّا كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 89 - 1
1- انسان ، وظيفه دار توجه به نظارت گواهان الهى در هر عصرى بر اعمالش
و يوم نبعث فى كلّ أُمّة شهيدًا
تكرار مضمون «يوم نبعث . ..» در ضمن چند آيه و نيز در تقدير بودن «اذكر» يا «اذكروا» بيانگر اهميت موضوع است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 93 - 5،6
5- مشيت الهى ، در قرار گرفتن انسان ها در مسير اختيار و مسؤوليت است نه جبر و ناگزيرى .
يضلّ من يشاء . .. و لتسئلنّ عمّا كنتم تعملون
بيان مسؤوليت انسان (و لتسئلنّ . ..) پس از طرح مشيت الهى، اشاره به اين حقيقت دارد كه مشيت خداوند مايه سلب مسؤوليت انسان نيست; بلكه مسؤوليت آفرين است.
6- انسان ها در قبال اعمال خويش ، متعهد و مسؤولند .
و لتسئلنّ عمّا كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 11 - 9
9- انسان وظيفه دار تأمّل در جوانب خواسته ها و آمال خويش
و يدع الإنسن بالشرّ دعاءه بالخير و كان الإنسن عجولاً
در آيه فوق، يكى از نقاط ضعف بشرى - كه منشأ آن شتابزدگى و دورانديش نبودن است - بيان شده كه در حقيقت هشدارى است به اينكه انسانها بايد دورانديش باشند و پيرامون مصالح خويش تأمّل و تفكر نمايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 13 - 1
1- هر انسانى در قبال اعمال خويش مسؤول است
و كلّ إنسن ألزمنه طئره فى عنقه
مراد از «طائر» عمل انسان است چه خير باشد و چه شرّ.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 29 - 8
8- انسان نبايد مرتكب عملى شود كه مورد سرزنش قرار گيرد و از كرده خود پشيمان گشته و بر آن حسرت بخورد .
و لاتجعل يدك . .. فتقعد ملومًا محسورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 34 - 16
16- انسان ، در قبال عهد و پيمان خويش مسؤول است .
إن العهد كان مسئولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 36 - 3،4
3- انسان ، در قبال فعاليت چشم ، گوش و قلب خويش ، در پيشگاه خداوند مسؤول است .
إن السمع و البصر و الفؤاد كلّ أُولئك كان عنه مسئولاً
4- انسان هاى واجد ابزار لازم براى كسب آگاهى و علم ، در پيشگاه خداوند ، مسؤول هستند .
إن السمع و البصر و الفؤاد كلّ أُولئك كان عنه مسئولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 19
19- انسان ، موظف به تلاش براى فهم حقايق هستى چون تسبيح و حمد موجودات براى خدا
لاتفقهون تسبيحهم إنه كان حليمًا غفورًا
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «إنه كان حليماً غفوراً» تهديد مشركان به خاطر نينديشيدن درباره تسبيح موجودات باشد. بنابراين، عبارت، اِشعار دارد بر اينكه تلاش براى فهم حقايق عالم لازم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 71 - 8
8- انسان ها در گزينش پيشوايان و پيروى كردن از آنان مسؤولند .
يوم ندعوا كلّ أُناس بإممهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 79 - 7
7- مسؤوليت انسان ، در برابر گفته ها و ادعا هاى خود
كلاّ سنكتب ما يقول و نمدّ له من العذاب مدًّا
خبر از نوشته شدن حتمى گفته ها (سنكتب. ..) و به دنبال آن بحث از عذاب الهى، حاكى از حسابرسى و مواخذه آن گفته ها و گوياى مسؤوليت انسان در برابر آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 15 - 9
9 - انسان ، دربرابر تلاش ها و كردار هاى پى گير و مداوم خويش ، مسؤول است .
لتجزى كلّ نفس بما تسعى
ماده «سعى» به جاى «عمل» ممكن است در بدى ها، ناظر به ناديده گرفتن لغزش هاى خالى از اصرار و در اعمال نيك، توصيه به كوشش مداوم باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 1 - 6
6- انسان در برابر رفتار و كردار خويش ، مسؤول بوده و در قيامت مورد مؤاخذه و بازخواست قرار خواهد گرفت .
اقترب للناس حسابهم
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه حسابرسى آن گاه معقول و متصور است كه مسؤوليت و بازخواهى در كار باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 146 - 6
6 - انسان ، در قبال نعمت هاى الهى مسؤول است .
أتتركون فى ما ههنا ءامنين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مقصود از «أتتركون» اين باشد كه خداوند انسان ها را در برابر نعمت هايى كه به آنان داده است، آسوده و بدون هيچ گونه مسؤوليتى رها نمى كند; بلكه شكر و سپاس آنها را از آنان مى خواهد و در صورت ناسپاسى و گناه، از ايشان سلب مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 93 - 13
13 - انسان ، در قبال اعمال خويش مسؤول است .
و ما ربّك بغفل عمّا تعملون
تعبير «و ما ربّك بغافل. ..» دربردارنده تهديد است و اين تهديد در صورتى صحيح است كه انسان، در برابر اعمال خود مسؤول و پاسخگو باشد; و گرنه غفلت و عدم غفلت خداوند، فرقى نخواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 62 - 6
6 - انسان ، مسؤول انديشه ها و گرايش هاى خويش و مورد بازخواست از سوى خداوند در قيامت
و يوم يناديهم فيقول أين شركاءى الذين كنتم تزعمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 65 - 6
6 - انسان ها در برابر دعوت پيامبران ، مسؤول بوده و نمى توانند آن را ناديده گرفته و بى تفاوت باشند .
و يوم يناديهم . .. ماذا أجبتم المرسلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 14 - 13
13 - انسان ها ، موظف به شكر نعمت هاى خداوندند .
أن اشكرلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 26 - 8
8 - توصيه خداوند به اداى حمد به درگاه او ، به خاطر انجام دادن وظيفه انسان ها است و نه نياز خدا به حمد .
قل الحمد للّه . .. إنّ اللّه هو الغنىّ الحميد
اعلام بى نيازى مطلق خداوند در پى توصيه به حمد او، مى تواند به حقيقت ياد شده، دلالت داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 29 - 19
19 - لازم است كه انسان ، به نظارت دقيق خداوند بر اَعمال او ، توجه داشته باشد .
ألم تر أنّ اللّه . .. و أنّ اللّه بما تعملون خبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 9 - 18
18 - انسان ها ، به شكرگزارى در برابر نعمت هاى الهى موظف اند .
قليلاً ما تشكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 4 - 16
16 - بايسته است كه انسان ها ، به جاى حكم هاى ساختگى خود ، به احكام الهى پابند باشند .
ذلكم قولكم بأفوهكم و اللّه يقول الحقّ و هو يهدى السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 12 - 10
10 - انسان در برابر رفتار و آثار برجاى مانده از خود ، مسؤول بوده و با كيفر و پاداش دقيق آن ، رو به رو خواهد شد .
و نكتب ما قدّموا . .. أحصينه فى إمام مبين
برداشت ياد شده به سبب اين حقيقت است كه ذكر إحياى مردگان و شمارش و ثبت تمامى اعمال و آثار انسان، از مسؤوليت او در برابر رفتار و كردارش حكايت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 32 - 3
3 - انسان ها در برابر رفتار و كردار هاى خود ، مسؤول بوده و در قيامت بايد پاسخگو باشند .
و إن كلّ لمّا جميع لدينا محضرون
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه احضار انسان ها به پيشگاه خداوند، حاكى از مسؤول بودن آنان در برابر رفتار خود و مجبور شدنشان به پاسخگويى درباره آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 41 - 13
13 - انسان ، موجودى آزاد و مختار و مسؤول هدايت و گمراهى خويش
فمن اهتدى فلنفسه و من ضلّ فإنّما يضلّ عليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 56 - 5،9
5 - خداوند ، داراى حق بر انسان ها است و آنان در برابر آن مسؤول اند .
يحسرتى على ما فرّطت فى جنب اللّه
9 - انسان ، مسؤول و سازنده سرنوشت خويش است .
يحسرتى على ما فرّطت . .. و إن كنت لمن السخرين
حرف «على» در جمله «على ما فرّطت» به معناى لام تعليل است و معناى جمله چنين مى باشد: واى به حال من به خاطر كوتاهى كردنم. .. . بنابراين همان گونه كه از ظاهر آيه به دست مى آيد، انسان تفريط خود در حق خدا و تمسخر كردن تعاليم قرآن را، سبب بدبختى و ندامت خود مى داند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 70 - 4
4 - تمامى رفتار و كردار انسان ، داراى كيفر و پاداش بوده و او در برابر آن مسؤول است .
و وفّيت كلّ نفس ما عملت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 17 - 4
4 - انسان ، موجودى مختار و در برابر تمامى تلاش ها و رفتارهايش ، مسؤول است .
اليوم تجزى كلّ نفس بما كسبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 73 - 5
5 - انسان ها ، در برابر عقايد دينى خويش و انتخاب آن ، مسؤول بوده و در قيامت بايد پاسخگو باشند .
ثمّ قيل لهم أين ما كنتم تشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 46 - 3
3 - مسؤوليت انسان ، در برابر اعمال خويش
من عمل صلحًا فلنفسه و من أساء فعليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 48 - 5،6
5 - خداوند ، خواهان آگاهى انسان ها و نقش خود آنان در انتخاب مسير و فرجام خويش
فما أرسلنك عليهم حفيظًا إن عليك إلاّ البلغ
6 - هر انسانى ، خود مسؤول عملكرد و باور هاى خويش است .
فما أرسلنك عليهم حفيظًا
آيه شريفه مى تواند در مقام بيان اين نكته باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مسؤول نافرمانى امت خويش نيست; بلكه هر كسى مسؤوليت تخلف خويش را خود برعهده دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 19 - 13
13 - انسان ، مسؤول باور ها و اعمال خويش
ستكتب شهدتهم و يسئلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 26 - 9
9 - مسؤوليت ويژه انسان در برابر هدايت و ارشاد بستگان نزديك خود *
و إذ قال إبرهيم لأبيه و قومه
تقديم «لأبيه» مى تواند توجه بيشتر ابراهيم(ع) به هدايت پدر را برساند; كه از آن اولويت هدايت و ارشاد بستگان نزديك استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 53 - 2
2 - مسؤوليت انسان در برابر تمامى اعمال ، حتى كوچك ترين عمل خود
و كلّ صغير و كبير مستطر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 21 - 5
5 - جن همانند انسان ، برخوردار از نعمت ها و موهبت هاى زمين و داراى درك و مسؤوليت
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 23 - 5
5 - جن ، همانند انسان بهره مند از مظاهر زيباى طبيعت و داراى درك و مسؤوليت
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
در صورتى كه خطاب در آيه شريفه متوجه جن و انس باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 25 - 6
6 - جن همانند انسان ، بهره مند از نعمت هاى زمين و داراى درك و مسؤوليت
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
استفهام در «فبأى ءالآء» توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 7 - 12
12 - انسان ، موظّف به انفاق كردن تنها بخشى از دارايى ها است ; و نه همه امكانات .
و أنفقوا ممّا جعلكم مستخلفين فيه
واژه «من» در «ممّا» به معناى «بعض» است. بنابراين «أنفقوا ممّا...»; يعنى، بخشى از آنچه را... انفاق كنيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 38 - 3
3 - انسان ، در برابر تمامى رفتار ها و كردار هاى خويش ، مسؤول و در قيامت مورد بازخواست است .
كلّ نفس بما كسبت رهينة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 36 - 1،2
1 - انسان در نگاه وحى ، موجودى يله و ر ها شده در اين جهان نيست .
أيحسب الإنسن أن يترك سدًى
«سدى» به معناى «مهمل»(يله و رها شده) است; چنان كه به شتر رها شده «ابل مهمله» گفته مى شود (صحاح اللغة). «ترك» (مصدر «يترك») در اصل به معناى جدايى چيزى از روى اختيار است و مجازاً در اهمال كارى و احساس مسؤوليت نكردن درباره چيزى به كار مى رود.
2 - انسان ، موجودى است مكلّف و مسؤول .
أيحسب الإنسن أن يترك سدًى
تذكر خداوند به مهمل آفريده نشدن انسان، مى تواند بيانگر دو حقيقت زير باشد: 1- انسان موجودى است مكلّف و مسؤول. 2- زندگى انسان، داراى فلسفه و هدف است. گفتنى است برداشت ياد شده، ناظر به حقيقت نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 2 - 7
7 - انسان ، موجودى مكلف و مسؤول در پيشگاه خداوند
نبتليه
آزمايش شدن انسان، نشان دهنده مكلّف و مسؤول بودن او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 3 - 4
4 - انسان ، موجودى است مكلف و مسؤول .
إمّا شاكرًا و إمّا كفورًا
نشان دادن راه درست و آن گاه تهديد كردن به دوزخ و يا بشارت دادن به بهشت - كه در آيات بعد آمده - گوياى مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 17 - 7
7 - انسان متعهد ، علاوه بر پرداختن به خود ، بايد به اصلاح ديگران نيز همت بگمارد .
يبنىّ أقم الصلوة و أمر بالمعروف و انه عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 3 - 9،12
9 - نماز و انفاق بايد برنامه هميشگى انسان باشد ، نه مقطعى و موقت
يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون
برداشت فوق با توجه به فعلهاى مضارع (يقيمون و ينفقون) - كه حكايت از تجدد و استمرار دارد - استفاده شده است.
12 - تلاش براى رفع نياز نيازمندان ، وظيفه اى بر عهده همگان و يكى از نشانه هاى تقواست .
هدًى للمتقين . .. و مما رزقنهم ينفقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 21 - 1،9
1 - پرستش خداوند وظيفه اى ضرورى ، بر دوش همه مردم
يأيها الناس اعبدوا ربكم
9 - رسيدن به تقوا ، وظيفه اى ضرورى براى همه انسانهاست .
لعلكم تتقون
چون هدف از لزوم عبادت رسيدن به تقواست، نيل به تقوا نيز ضرورى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 78 - 8
8 - دستيابى به محتواى كتاب هاى آسمانى وظيفه اى بر عهده همگان
منهم أميون لايعلمون الكتب
لحن آيه، گوياى سرزنش كسانى است كه از محتواى كتاب آسمانى خويش اطلاعى ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 121 - 8
8 - خواندن و تلاوت كتاب هاى آسمانى وظيفه اى بر عهده همگان
يتلونه حق تلاوته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 124 - 10
10 - اقتدا به ابراهيم ( ع ) و پيروى از راه و روش او ، وظيفه اى است بر عهده همه انسان ها .
قال إنى جاعلك للناس إماماً
معرفى ابراهيم (ع) به عنوان امام و مقتداى مردم، مستلزم اين حكم تكليفى است كه: بايد مردم او را الگو قرار داده و به او اقتدا كنند و از راه و روشش پيروى كرده و از فرمانهاى او در هر زمينه اى اطاعت كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 133 - 13
13 - پرستش خداى يكتا ، وظيفه اى بر عهده همگان
نعبد . .. إلهاً وحداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 136 - 11
11 - تسليم خدا بودن ، وظيفه اى ضرورى بر عهده همگان
و نحن له مسلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 161 - 3
3 - فرشتگان و تمامى مردم در قيامت ، كفرپيشگانى را كه در حال كفر مرده اند ، لعنت كرده و خواستار دورى رحمت الهى از آنان خواهند شد .
أولئك عليهم لعنة اللّه و الملئكة و الناس أجمعين
لعنت مردم به معناى: نفرين و درخواست دورى لعنت شونده از رحمت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 168 - 2،7
2 - همه انسان ها مخاطب قرآن بوده و به رعايت احكام آن دعوت شده اند .
يأيها الناس كلوا مما فى الأرض حللا طيباً
7 - انسان ها نبايد خويشتن را به بهانه هاى واهى از قبيل : زهدگرايى ، آداب و رسوم قومى و . . . از امكانات و نعمت هاى زمين محروم سازند .
كلوا مما فى الأرض حللا طيباً
هر چند مقصود از امر (كلوا) - چنانچه مفسران برآنند - بيان اباحه است نه وجوب; ولى آوردن صيغه امر براى بيان اباحه مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه: متكلم در صدد ترغيب است و خوددارى از آن مباح را شايسته نمى شمرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 183 - 7
7 - تحصيل تقوا و پرهيز از گناهان ، وظيفه همه بندگان است .
لعلكم تتقون
وجوب روزه براى تحصيل تقوا، بيانگر اين است كه: نيل به تقوا لازم و ضرورى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 31 - 5
5 - همه انسان ها ، مأمور به پرستش و اطاعت بى چون و چراى خداى يگانه و پرهيز از شريك گرفتن غير ، براى اويند .
و ما أمروا إلا ليعبدوا إلها وحداً لا إله إلا هو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 17 - 10
10- انسانها ، بايد كتاب هاى آسمانى را پيشوا و مقتداى خويش قرار دهند .
و من قبله كتب موسى إمامًا و رحمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 35 - 5
5- هر كس مسؤول عملكرد خويش است و تنها خودش به خاطر گناهش مؤاخذه مى شود .
إن افتريته فعلىّ إجرامى
«إجرام» به معناى ارتكاب و كسب گناه است. تقديم «علىّ» بر «إجرامى» حكايت از حصر دارد; يعنى ، گناه افترا (اگر افترايى باشد) تنها متوجه من است نه ديگرى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 23 - 23
23- انسان ، نبايد به بهانه سپاس از مردمان و پاسخ گويى به اكرام آنان ، خداوند را معصيت كند .
أكرمى مثويه . .. قال معاذ الله إنه ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 15 - 1
1 - انسان ، وظيفه دار سنجش ميان فرجام تقواپيشگان و تكذيب كنندگان قيامت و دو زندگى بهشت و جهنم ، با تفكر در رهنمود هاى قرآن
قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 20 - 9
9 - انسان ها ، وظيفه دار صبر و شكيبايى در برابر آزمايش هاى الهى
و جعلنا بعضكم لبعض فتنة أتصبرون
استفهام در جمله «أتصبرون» استفهام حقيقى نيست; بلكه در معناى «امر» به كار رفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 59 - 10
10 - انسان ها ، وظيفه دار سؤال كردن از افراد خبير و آگاه در باره مبدأ و چگونگى آفرينش جهان هستى ( آسمان ها ، زمين و . . . )
الذى خلق السموت . .. فسئل به خبيرًا
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين مطلب است كه «فا» در «فسئل به خبيراً» جواب براى شرط مقدر و تقدير آن چنين باشد: «إن شئت تحقيق ما ذكر فسئل به خبيراً». گفتنى است در برداشت فوق، مرجع ضمير «به» خلق و استوا و «خبيراً» مفعول براى «فسئل» دانسته شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 46 - 4
4 - مردم ، موظف اند همديگر را در انجام هر كار خالصانه ، يارى دهند .
أن تقوموا للّه مثنى و فردى
احتمال دارد «مثنى» اشاره به اين نكته باشد كه مردم دو نفرى به همديگر كمك كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 39 - 5
5 - تمامى انسان ها ، در برابر اعمال و كردار خويش ، مسؤول اند .
اعملوا على مكانتكم إنّى عمل فسوف تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 21 - 2
2 - انسان ها ، بايد دنيا را ميدان مسابقه جهت دست يافتن به بهشت و آمرزش الهى قرار دهند .
و ما الحيوة الدنيا إلاّ متع الغرور . سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 33 - 3
3 - انسان ، در برابر عقايد و باور هاى خويش ، مسؤول بوده و همه آنها در نامه اعمال او ثبت است .
من أُوتى كتبه . .. و لم أدر ما حسابيه... خذوه... فاسلكوه . إنّه كان لايؤمن بالل
خداوند علت سرنوشت بد و عذاب كافران را، ايمان نياوردن به خداى بزرگ دانسته است. از اين نكته مى توان استفاده كرد كه انسان در برابر مجموعه عقايد و انديشه هاى خويش، مسؤول است و بايد در برابر خداى بزرگ پاسخگو باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 34 - 4
4 - انسان ، در برابر تمامى رفتار هاى فردى و اجتماعى خويش ، مسؤول بوده و همه آنها در نامه اعمال او ثبت است .
من أُوتى كتبه. .. و لم أدر ما حسابيه ... و لايحضّ على طعام المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 39 - 1
1 - همه انسان ها - جز اصحاب اليمين - اسير و گرفتار كردار خويش اند .
إلاّ أصحب اليمين
تعبير «رهينة»، مى رساند كه انسان ها به سبب رفتارشان، در قيد اسارت اند و به مقتضاى استثناى «إلاّ أصحاب اليمين» استفاده مى شود كه تنها، اصحاب اليمين (گروه نيك كردار و خوبان)، از اين قيد آزاداند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 55 - 10
10- افراد كارآمد ، لايق و متخصص بايد از پذيرش مسؤوليت ها امتناع نورزند و در پى تصدّى آن باشند .
اجعلنى على خزائن الأرض إنى حفيظ عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 72 - 4،12،13
4 - تصميم گيرى درباره جهاد ، مسؤوليت مهاجران و يارى رسانى به مهاجران ، وظيفه و مسؤوليت گروه انصار در صدر اسلام
و الذين ءاووا و نصروا
توصيف مهاجران به اينكه در راه خدا جهاد كنند، در مقابل انصار كه به اين امر توصيف نشده اند، با اينكه جهاد در راه خدا يك وظيفه ايمانى است، مى تواند به اين نكته اشاره داشته باشد كه در صدر اسلام جهاد و تصميم گيرى درباره آن بر عهده مهاجران بود و انصار بايد آنان را در اين امر يارى دهند، ولى تصميم گيرنده نباشند.
12 - وجود درگيرى بين مؤمنان غير مهاجر با كافران ، به خاطر دين و ديندارى ، تنها موردى است كه مهاجران و انصار موظف به يارى غير مهاجران هستند .
و إن استنصروكم فى الدين فعليكم النصر
قيد «فى الدين» بيانگر اين است كه اگر كافران به انگيزه مبارزه با اسلام و ديندارى غير مهاجران به آنان هجوم بردند، بايد ساير مسلمانان از آنان حمايت كنند و اگر درگيرى بدين انگيزه نباشد، حمايت از آنان ضرورت ندارد. قابل ذكر است كه «ال» در «النصر» جانشين مضاف إليه است ; يعنى «فعليكم نصرهم».
13 - وجوب يارى رسانى مهاجران و انصار به غير مهاجران مشروط به درخواست يارى از سوى غير مهاجران است .
و إن استنصروكم فى الدين فعليكم النصر
برداشت فوق با توجه به شرط «إن استنصروكم . .. » (اگر از شما يارى خواستند ... ) استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 75 - 1
1 - خداوند از انصار و مهاجران نخستين خواست تا كسانى را كه در آينده ايمان مى آورند و هجرت مى كنند و به جهاد مى پردازند ، از خود بدانند و حقوق ولايت را درباره آنان رعايت كنند .
و الذين ءامنوا من بعد و هاجروا و جهدوا معكم فأولئك منكم
مخاطبان آيه، انصار و مهاجران نخستين هستند. مضاف إليه كلمه «بعد»، كلمه «ايمانكم» و يا «الهجرة الاولى» است. جمله «فأولئك منكم» اشاره به اين دارد كه تمام قوانين و حقايقى كه درباره انصار و مهاجران نخستين بيان شده درباره آنان نيز عيناً وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 79 - 12
12- اولياى خاص الهى ، درصدد ناكام ساختن حاكمان غاصب و حفظ حقوق محرومان بوده اند .
فأردت أن أعيبها و كان وراءهم ملك يأخذ كلّ سفينة غصبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 32 - 1
1 - فراهم آوردن تسهيلات لازم براى ازدواج زنان و مردان مؤمنِ غير متأهل ، تكليفى است بر عهده اولياى آنان .
و أنكحوا الأيمى منكم
«أيامى» (جمع «أيم») به معناى زنان و مردان مجرد و بى همسر است; چه آنان از ابتدا بى همسر باشند و چه همسران خود را از دست داده باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 34 - 10
10- عهده داران مال يتيم ، موظف به انتخاب ثمربخش ترين شيوه حفظ و به كاراندازى آن
و لاتقربوا مال اليتيم إلاّ بالتى هى أحسن
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مخاطب «لاتقربوا. ..» متصديان امور يتيمان باشند كه خداوند، به آنها دستور مى دهد: «جز با رعايت مصالح آنها، نبايد در آن اموال دخل و تصرف كنند». بنابراين مراد از «التى هى أحسن» تصرف ثمربخش و مفيد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 1
1 - اهل كتاب وظيفه دار پذيرش مسجدالحرام به عنوان قبله خويش
ما تبعوا قبلتك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 187 - 20
20 - بيان و اظهار نبوّت پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) توسط اهل كتاب پس از بعثت ايشان ، پيمان خداوند از آنان
و اذ اخذ اللّه ميثاق الّذين اوتوا الكتب لتبيّننّه للنّاس و لا تكتمونه
امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمود: انّ اللّه اخذ ميثاق الّذين اوتوا الكتاب فى محمّد (صلی الله علیه و آله) «لتبيّننّه للناس» اذا خرج و لا يكتمونه . .. .
تفسير قمى، ج 1، ص 128 ; بحارالانوار، ج 9، ص 192، ح 35.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 47 - 3،4
3 - آشنايى اهل كتاب با وحى و كتب آسمانى ، مقتضى ايمان آنان به قرآن
يا ايها الذين اوتوا الكتب امنوا بما نزّلنا
مخاطب قراردادن يهود و نصارا با عنوان اهل كتاب و تصريح به اينكه قرآن از جانب خداوند است، استدلالى بر لزوم ايمان آوردن اهل كتاب به قرآن است.
4 - ايمان به قرآن ، از وظايف اهل كتاب
امنوا بما نزّلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 58 - 6
6 - حقانيّت قرآن و پيامبر اسلام ، امانتى الهى كه اهل كتاب وظيفه دار بيان آن بودند .
ام يحسدون النّاس على ما اتيهم اللّه من فضله . .. انّ اللّه يأمركم ان تؤدّوا الام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 171 - 21
21 - اهل كتاب ، مأمور به ايمان به خدا و پيامبران و پرهيز از سه گانه پرستى ( تثليث )
ياهل الكتب . .. فامنوا باللّه و رسله و لاتقولوا ثلثة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 19 - 3
3 - اهل كتاب در قلمرو رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و موظف به پذيرش آن
ياهل الكتب قد جاءكم . .. فقد جاءكم بشير و نذير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 66 - 14
14 - اهل كتاب وظيفه دار ايمان به قرآن و اقامه آن د تمام شؤون زندگى *
و لو انهم اقاموا . .. ما أنزل اليهم من ربهم
مى توان گفت مراد از «ما انزل اليهم»، قرآن است و كلمه «اليهم» بيانگر اين معناست كه اهل كتاب بايد خود را از مخاطبان قرآن بدانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 68 - 14
14 - اهل كتاب ، موظف به پذيرش و اقامه قرآن و تعاليم نازل شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و ليزيدن كثيراً منهم ما أنزل إليك من ربك طغيناً و كفراً
ظاهراً ازدياد كفر و طغيان اهل كتاب بر اثر نپذيرفتن قرآن است. بنابراين آنان موظف به پذيرش قرآن و تعاليم آن هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 85 - 26
26 - قوم شعيب برخوردار از دليلى روشن براى التزام به عدالت در امور اقتصادى و پرهيز از فسادگرى در زمين بودند .
قد جاءتكم بينة من ربكم فأوفوا الكيل و الميزان . .. و لاتفسدوا فى الأرض
تفريع جمله «اوفوا الكيل» بر جمله «قد جاءتكم بينة» بيانگر اين است كه بينه ارائه شده به قوم شعيب به گونه اى بوده است كه باور به آن در پى دارنده رعايت عدالت در امور اقتصادى و پرهيز از فسادگرى در زمين بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 101 - 10
10 - حاضران در مركز معرفت و پايگاه اسلامى ، داراى مسؤوليتى بيشتر و حركت منافقانه در آن جا ، داراى عذابى مضاعف *
و ممن حولكم من الأعراب . .. سنعذبهم مرتين
دو مرتبه عذاب شدن منافقان مذكور احتمال دارد از آن جهت باشد كه با وجود نزديك بودن به مؤمنان (ممن حولكم) و با وجود حضور در مركز تبليغ دين (المدينة) راه نفاق پيموده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 58 - 19
19 - هر كدام از امامان معصوم ، عهده دار واگذارى ودايع امامت به امام پس از خود
انّ اللّه يأمركم ان تؤدّوا الامانات الهى اهلها
امام صادق (ع) در پاسخ سؤال از آيه فوق فرمود: امر اللّه الامام الاوّل ان يدفع الى الامام الّذى بعده كلّ شىء عنده.
كافى، ج 1 ص 277، ح 4 ; نورالثقلين، ج 1، ص 496، ح 321 ; تفسير عياشى، ج 1، 249، ح 167.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 19 - 29
29 - عن مالك الجهنى قال: قلت لأبى عبداللّه(ع): قوله عز و جل «و أوحى إلىّ هذا القرآن لأنذركم به و من بلغ» قال: من بلغ أن يكون إماما من آل محمّد(صلی الله علیه و آله) فهو ينذر بالقرآن كما أنذر به رسول اللّه(صلی الله علیه و آله).
مالك جهنى گويد از امام صادق(ع) درباره آيه «لأنذركم به و من بلغ» سؤال كردم، فرمود: هر كس از آل محمّد(ع) به مقام امامت برسد، به وسيله قرآن مردم را بيم مى دهد (از مخالفت با خدا مى ترساند. ) همان گونه كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، با قرآن به مردم هشدار مى داد. از روايت استفاده مى شود كه «من» در «من بلغ»، عطف به ضمير فاعل در «أنذركم» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 97 - 11
11 - انسان هاى متمدن و با فرهنگ ، داراى مسؤوليتى فزونتر نسبت به بدويان دور از فرهنگ
الأعراب . .. و أجدر ألّا يعلموا حدود ما أنزل اللّه
لحن آيه گرچه توبيخ مردمان بدوى است، ولى واژه «أجدر» از يك سو نشان دهنده اين است كه تكليف آنان به لحاظ موقعيتشان سبكتر است و متقابلا شهرنشينان متمدن، به دليل داشتن زمينه هاى بيشتر كسب علم، داراى مسؤوليت بيشتر هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 58 - 2
2 - بردگان ، بايد براى ورود به اتاق و محل استراحت صاحبان خود ، در سه وقت اذن بطلبند : 1- پيش از نماز بامداد ، 2- به وقت استراحت نيمروزى ( ظهر ) ، 3- پس از نماز عشا ( هنگام خواب شب ) .
ليستئذنكم الذين ملكت أيمنكم . .. ثلث مرّت من قبل صلوة الفجر و حين تضعون ثيابكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 32 - 4،5
4 - اولياى بردگان و كنيزان صالح و نيكو كردار ، موظف به فراهم آوردن تسهيلات ازدواج براى آنان .
و أنكحوا . .. و الصلحين من عبادكم و إمائكم
5 - فراهم آوردن تسهيلات ازدواج براى بردگان و كنيزان شايسته اداره زندگى مشترك ، تكليفى است بر عهده اولياى آنان .
و أنكحوا. .. و الصلحين من عبادكم و إمائكم
برداشت ياد شده، براين اساس است كه مقصود از صلاح در «الصالحين» - به قرينه اين كه سخن از ازدواج افراد غير متأهل است و
آنان نوعاً از قشر جوان و نوجوانان اند - صلاحيت براى امر ازدواج باشد; يعنى، به حدى از رشد و بلوغ رسيده باشند كه شايستگى اداره زندگى مشترك را داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 33 - 17
17 - برده داران ، وظيفه دار پرداخت مقدارى از مال خود به بردگان ، به هنگام آزادى آنان با قرارداد بازخريد ( مكاتبه )
فكاتبوهم . .. و ءاتوهم من مال اللّه الذى ءاتيكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 43 - 16
16 - لزوم حضور برگزيدگان الهى ، در متن جامعه
انّ اللّه اصطفيك . .. و اركعى مع الرّاكعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 40 - 2،3،6،9
2 - خداوند از بنى اسرائيل خواست تا نعمت هاى او را همواره به خاطر داشته باشند .
يبنى اسرائيل اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم
3 - بنى اسرائيل از مخاطبان قرآن و موظف به پيروى از آن
يبنى إسرائيل اذكروا
6 - وفا كردن به عهد هاى الهى ، از فرامين و سفارش هاى خداوند به بنى اسرائيل
و أوفوا بعهدى
9 - ترسيدن از خدا و نهراسيدن از غير او ، توصيه و سفارش خداوند به بنى اسرائيل
و إبى فارهبون
«رهبة» به معناى ترسيدن است. «ارهبون» مركب از فعل امر «ارهبوا» و نون وقايه مكسور است كه حكايت از حذف «ياى» متكلم دارد; يعنى: «و اياى فارهبونى».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 41 - 1،7،15
1 - خداوند ، فراخوان بنى اسرائيل به تصديق قرآن و ايمان به آن
يبنى إسرائيل . .. و ءامنوا بما أنزلت
7 - خداوند ، بنى اسرائيل ( يهوديان و نصرانيان ) را از انكار قرآن و كافر شدن به آن ، بر حذر داشت .
و لاتكونوا أول كافر به
ضمير در «به» مى تواند به «ما أنزلت» و يا به «ما معكم» برگردد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
15 - نهراسيدن از پيامد هاى التزام به حقايق تورات و انجيل و ايمان به قرآن ، از توصيه هاى خداوند به بنى اسرائيل
و لاتشتروا بأيتى . .. و إيّى فاتقون
حصر در جمله «اياى فاتقون» - پس از بيان لزوم ايمان و پرهيز از دين فروشى - به اين اشاره دارد كه: ايمان به قرآن و التزام به حقايق تورات و انجيل، ممكن است براى شما يهوديان و نصرانيان مشكلاتى را به همراه داشته باشد - كه نبايد از آنها در هراس باشيد - و فقط از عذابهاى الهى بترسيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 42 - 1،2
1 - خداوند از بنى اسرائيل خواست تا حق و باطل را به هم نياميخته و با ارائه باطل ها ، حق را بر مردم مشتبه نكنند .
و لاتلبسوا الحق بالبطل
«لبس» (مصدر لاتلبسوا) به معناى: آميختن و نيز مشتبه كردن است. بر اساس معناى اول «باء» در «بالباطل» براى تعديه و بر اساس معناى دوم «با»ى استعانت خواهد بود.
2 - كتمان نكردن حقايق ، توصيه و سفارش خداوند به بنى اسرائيل
و لاتلبسوا . .. و تكتموا الحق
كتمان (مصدر تكتموا) به معناى مخفى كردن است. فعل «تكتموا» عطف بر «تلبسوا» مى باشد; يعنى: «و لاتكتموا»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 47 - 3،5،9
3 - خداوند از بنى اسرائيل خواست تا نعمت هاى او را ياد كنند و همواره آنها را به خاطر داشته باشند .
يبنى إسرائيل اذكروا نعمتى
5 - بنى اسرائيل از مخاطبان قرآن و موظف به پيروى از آن
يبنى إسرائيل اذكروا
9 - به خاطر داشتن نعمت برترى بنى اسرائيل بر همگان ، سفارش و توصيه خداوند به آنان
اذكروا نعمتى . .. أنى فضلتكم على العلمين
عطف «أنى فضلتكم» بر «نعمتى» اقتضا مى كند كه: «أنى فضلتكم» نيز مفعول «اذكروا» باشد; يعنى: اذكروا . .. أنى فضلتكم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 58 - 7،8
7 - اظهار خشوع و خضوع در برابر خدا - به هنگام تصرف بيت المقدس - از دستور هاى خداوند به بنى اسرائيل
و ادخلوا الباب سجداً
كلمه «سجداً» جمع ساجد و حال براى فاعل «ادخلوا» مى باشد. از آن رو كه سجده در حال ورود با معناى اصطلاحى آن
(پيشانى بر خاك نهادن) سازگار نيست، مى توان گفت: در اينجا معناى لغوى آن (خضوع و خشوع) اراده شده است.
8 - استغفار از گناهان به هنگام تصرف بيت المقدس فرمانى از جانب خداوند به بنى اسرائيل
ادخلوا . .. و قولوا حطة
«حطة» خبر براى مبتدايى محذوف همانند «مسألتنا» است. اين كلمه اسم مصدر و به معناى نهادن و فرو آوردن مى باشد و مراد از آن به قرينه جمله بعد «نغفر لكم ...» برداشتن گناهان و آمرزش آنهاست. بنابراين «قولوا حطة» يعنى بگوييد - خدايا - درخواست ما آمرزش گناهان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 63 - 6،7
6 - پذيرش تورات با جديت تمام و استوارسازى رفتار و انديشه ها بر اساس آن ، فرمان خداوند به بنى اسرائيل
خذوا ما ءاتينكم بقوّة
7 - خداوند ، بنى اسرائيل را به فراگيرى احكام و معارف تورات و همواره به يادداشتن آن فراخواند .
و اذكروا ما فيه
«ذكر» به دانشى گفته مى شود كه انسان آن را به خاطر داشته و فراموش نكرده باشد. بنابراين «اذكروا ما فيه»; يعنى، محتواى تورات را فرا گيريد و آن را همواره به خاطر داشته باشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 68 - 5،6
5 - موسى ( ع ) مردم خويش را به انجام مأموريتشان ( ذبح گاو ميانسال ) فرمان داد .
إنها بقرة لافارض و لابكر عوان بين ذلك فافعلوا ما تؤمرون
6 - ميانسال بودن گاو - پيش از سؤال از مشخصه هاى ديگر - تنها ويژگى لازم براى گاو ماده اى كه بنى اسرائيل به ذبح آن مأمور شدند .
عوان بين ذلك فافعلوا ما تؤمرون
جمله «فافعلوا ما تؤمرون» (به آنچه مأمور شديد عمل كنيد) بيانگر اين است كه: تكليف قوم موسى و به اصطلاح «مأمورٌ به» آنان، ذبح گاوى ميانسال بوده است بدون لحاظ شرطى ديگر.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 122 - 3،5
3 - خداوند ، از بنى اسرائيل خواست تا نعمت هاى او را ياد كرده و همواره آنها را به خاطر داشته باشند .
يبنى إسرءيل اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم
5 - بنى اسرائيل ، از مخاطبان قرآن و موظف به پيروى از آن
يبنى إسرءيل اذكروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 145 - 9
9 - قوم موسى ( ع ) موظف به فراگيرى معارف ثبت شده در الواح ، به بهترين وجه ، و به كار بستن احكام آن به نيكوترين صورت .
و أمر قومك يأخذوا بأحسنها
برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير در «احسنها» به «قوة» برگردد. بر اين مبنا مفعول «يأخذوا» ضميرى است محذوف كه به «الألواح» برمى گردد. يعنى: «يأخذوا الألواح باحسن القوة».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 161 - 7
7 - اظهار خشوع و خضوع در برابر خدا به هنگام تصرف بيت المقدس از دستورات خدا به بنى اسرائيل
و ادخلوا الباب سجداً
كلمه «سجداً» جمع «ساجد» و حال براى فاعل «ادخلوا» است. از آن رو كه سجده در حال ورود با معناى اصطلاحى آن (پيشانى بر خاك ساييدن) سازگار نيست، مى توان گفت در اينجا معناى لغوى آن (خضوع و خشوع) اراده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 171 - 6
6 - خداوند از بنى اسرائيل خواست تا احكام و معارف تورات را فراگيرند و آنها را همواره به خاطر بسپارند .
و اذكروا ما فيه
«ذكر» به دانشى گفته مى شود كه انسان آن را به خاطر داشته باشد و فراموش نكرده باشد. بنابراين «اذكروا ما فيه» يعنى محتواى تورات را فراگيرد و آن را همواره به خاطر داشته باشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 87 - 5
5 - خداوند ، فرمان داد تا بنى اسرائيل در بر پا كردن خانه هاى خود ، آنها را رو به روى هم بسازند .
و اجعلوا بيوتكم قبلة
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه لفظ «قبلة» مصدر نوعى به معناى اسم فاعل باشد ; يعنى: اجعلوا بيوتكم متقابلة.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 33 - 2
2- انتخاب بنى اسرائيل از ميان ملت هاى عصر خويش ، براى دريافت آيات الهى و زمينه آزمون بود .
و لقد اخترنهم . ..و ءاتينهم من الأيت
از ارتباط «و آتيناهم» با «اخترناهم»، مى توان استفاده كرد كه «آتيناهم» تفسير و توضيح و تبيين «اخترناهم» است; يعنى، اين اختيار و انتخاب، ريشه نژادى و نسلى ندارد; بلكه فلسفه فرهنگى و علمى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 33 - 5
5 - لزوم خوددارى غير متأهلان فاقد تسهيلات ازدواج ، از دستيازى به اموال و امكانات حرام براى ازدواج خود
و ليستعفف الذين لايجدون نكاحًا حتّى يغنيهم اللّه من فضله
مقصود از نيافتن نكاح، مى تواند اسباب و امكانات مالى براى ازدواج باشد و عفت گزينى نيز، مربوط به همين امكانات باشد; يعنى، از اسباب و امكانات حرام نبايد تسهيلات ازدواج را فراهم ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 68 - 11
11- تلاش براى تأمين سلامت فرزندان از وظايف پدران
إلاّ حاجة فى نفس يعقوب قضيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 26 - 10
10 - احترام گذاشتن و ترتيب اثر دادن به نظرات و پيشنهاد هاى دختران ، رفتارى پسنديده براى پدر
قالت إحديهما يأبت استئجره . .. القوىّ الأمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 13 - 8
8 - گرايش دادن فرزند به بينش توحيدى ، از وظايف پدر است .
قال لقمن لإبنه . .. يبنىّ لاتشرك باللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 19 - 9
9 - آموزش اخلاق و آداب معاشرت ، از وظايف پدر درباره فرزند خويش است .
يبنىّ . .. و لاتصعّر خدّك للناس ... و اغضض من صوتك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 76 - 6
6- انتقاد از خود و انصاف در قضاوت نسبت به خويشتن و پذيرش مسؤوليت عملكرد خود ، از صفات ارزشمند و شايسته است .
إن سألتك عن شىء بعدها فلاتصحبنى قد بلغت من لدنّى عذرًا
موسى(ع) با وجود آن كه در مرحله قبل، عذر نسيان را مطرح كرد، ولى در اين مرحله، اولاً، مسؤوليت عمل خود را بر عهده گرفت و ثانياً، در مورد خود، رأيى منصفانه صادر كرد و خضر(ع) را در جدا شدن از او، محق دانست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 168 - 4
4 - بى اعتنايى پيامبران و مردان الهى به مشكلات به وجود آمده در راستاى ايفاى رسالت و انجام وظيفه
قالوا . .. لتكوننّ من المخرجين . قال إنّى لعملكم من القالين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 11
11 - انسان ، موجودى مسؤوليت پذير است .
عرضنا الأمانة على السموت . .. فأبين ... و حملها الإنسن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 86 - 3
3 - مردان الهى ، داراى احساس مسؤوليت بيشتر براى هدايت بستگان خويش
و اغفر لأبى إنّه كان من الضالّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 168 - 4
4 - بى اعتنايى پيامبران و مردان الهى به مشكلات به وجود آمده در راستاى ايفاى رسالت و انجام وظيفه
قالوا . .. لتكوننّ من المخرجين . قال إنّى لعملكم من القالين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 79 - 14
14- خضر ( ع ) از برخى حوادث آينده ، آگاه بود و در برابر آن احساس مسؤوليت مى كرد .
و كان وراءهم ملك يأخذ كلّ سفينة غصبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 55 - 7،8
7- جواز تقاضاى مشاغل حكومتى حتى در حكومت هاى كفر و شرك
قال اجعلنى على خزائن الأرض
8- تصدى مشاغل حكومتى حتى در حكومت هاى كفر و شرك ، امرى جايز و رواست .
قال اجعلنى على خزائن الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 55 - 7،8
7- جواز تقاضاى مشاغل حكومتى حتى در حكومت هاى كفر و شرك
قال اجعلنى على خزائن الأرض
8- تصدى مشاغل حكومتى حتى در حكومت هاى كفر و شرك ، امرى جايز و رواست .
قال اجعلنى على خزائن الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 2 - 3
3- تلاش و جديت پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى ايفاى رسالت خويش ، تلاشى طاقت فرسا و سنگين بود .
ما أنزّلنا عليك القران لتشقى
«شقاوة» به معناى شدت و دشوارى است (قاموس المحيط) توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) به سختى نكشيدن و خود را به زحمت
نينداختن، نشان از تلاش طاقت فرساى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در جهت هدايت مردم دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 54 - 4
4 - احساس مسؤوليت شديد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى هدايت مردم ، حتى دشمنان لجوج خويش
فتولّ عنهم فما أنت بملوم
تأكيد «فما أنت بملوم» پس از ترخيص «فتولّ عنهم» شدت احساس مسؤوليت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را در كار خويش مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 37 - 12
12 - در ميان مسلمانان صدراسلام ، افرادى بودند كه اشتغال به امور دنيا ، هيچ گاه آنان را از ياد خدا و انجام وظايف فردى و اجتماعى خويش ، غافل نمى ساخت .
رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه آيه شريفه، هر چند در توصيف مردان خداجويى است كه دنيا آنان را از ياد خدا غافل نمى سازد; ولى از وجود چنين افرادى در ميان مسلمانان صدراسلام نيز حكايت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 15 - 3
3- يكتاپرستان واقعى ، نمى توانند در قبال شرك و انحرافات عقيدتى مردم ، بى تفاوت باشند .
ربّنا ربّ السموت . .. هؤلاء قومنا اتخذوا من دونه ءالهة
خداوند، اصحاب كهف را به عنوان نمونه اى از موحّدان واقعى ياد كرده و در بيان حالات و خصلت هاى آنان - پس از اقرار به اصل توحيد - توجّه ايشان به جامعه بشرى و تأسف آنان به ضلالت مردم را مطرح ساخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 71 - 12
12- سكوت در برابر منكرات و بى تفاوتى در رخداد هاى زيان بار براى مردم ، به دور از خوى و منش موسى ( ع ) بود .
أخرقتها لتغرق أهلها لقد جئت شيئًا إمرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 39 - 3
3 - اهل ايمان ، داراى تعهد و احساس مسؤوليت نسبت به سرنوشت و نياز ديگر مؤمنان
و أقاموا الصلوة و أمرهم شورى بينهم . .. و الذين إذا أصابهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 20 - 12
12- مؤمنان راستين ، آماده جهاد و پذيراى تكاليف دشوار دين
و يقول الذين ءامنوا لولا نزّلت سورة فإذا أنزلت سورة محكمة و ذكر فيها القتال رأيت
از اين كه خداوند، ترس از جهاد را، بيماردلى، معرفى كرده است، مى توان نتيجه گرفت كه مؤمنان راستين از جهاد بيم ندارند، بلكه از آن استقبال مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 26 - 5
5 - لزوم احساس مسؤوليت مؤمنان ، نسبت به سعادت و فرجام خويشاوندان خود
قالوا إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين
از اين كه احساس مسؤوليت نسبت به خانواده، عامل رهيابى به بهشت معرفى شده است; اهميت و ضرورت آن استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 94 - 18
18 - هارون ( ع ) ، در صدد اجراى دقيق فرمان هاى موسى ( ع ) و تخطى نكردن از معيار هاى او ، در طول مدت ميقات موسى ( ع ) و غيبت او
إنّى خشيت أن تقول . .. و لم ترقب قولى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 14 - 8
8- يحيى ( ع ) ، فردى وظيفه شناس و مسؤوليت پذير در قبال خدا ، والدين و جامعه
و كان تقيًّا . و برًّا بولديه و لم يكن جبّارًا عصيًّا
«تقيّاً» نشانِ رابطه يحيى(ع) با خدا و «برّاً بوالديه»، با پدر و مادر و «لم يكن جبّاراً عصيّاً»، با مردم و جامعه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 47 - 2
2 - فرمان خداوند به وحدت و يكپارچه شدن پيروان اديان الهى بر محور قرآن
يا ايها الذين اوتوا الكتب امنوا بما نزّلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 87 - 3
3 - مؤمنان به رسالت انبيا در معرض مشكل آفرينى كفرپيشگان و موظف به صبر و استقامت
إن كان طائفة منكم ءامنوا بالذى أرسلت به . .. فاصبروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 108 - 9
9- پيروان پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به فراخوانى مردم به توحيد و مبارزه با شرك
أدعوا إلى الله على بصيرة أنا و من اتبعنى
برداشت فوق، بر اين اساس است كه «على بصيرة» متعلق به «أدعوا» باشد. بر اين مبنا «أنا» تأكيد براى ضمير «أدعوا» و «من اتبعنى» عطف بر فاعل «أدعوا» مى شود ; يعنى: «أنا أدعوا إلى الله على بصيرة و من اتبعنى يدعو إلى الله على بصيرة».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 2 - 11
11 - پيش گامان ، موظف اند كه پيش از ديگران ، به رسالت الهى خويش ، پابند بوده و به آن عمل كنند .
و اتّبع ما يوحى إليك من ربّك إنّ اللّه كان بما تعملون خبيرًا
از آن جا كه ذيل آيه، قرينه است براين كه همه موظف اند كه از تعاليم وحى تبعيت كنند، ذكر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به عنوان دريافت كننده وحى، مى تواند اشاره به نكته ياد شده داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 180 - 14
14 - مسؤوليت انسان بالاخص دارندگان ثروت ، درباره پدر و مادر و ساير خويشاوندان *
الوصية للولدين و الأقربين بالمعروف حقاً على المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 8
8 - مسؤوليت سنگين ثروتمندان در تأمين هزينه جهاد و دستگيرى از مستمندان
و لا يحسبنّ الّذين يبخلون بما اتيهم اللّه من فضله
چنانچه «فضل» به معناى زايد بر نياز باشد، ثروتمندان هستند كه دارايى آنان افزون بر نيازشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 93 - 12
12 - توانمندان ، داراى مسؤوليتى افزونتر از ديگران در جامعه
يستئذنونك و هم أغنياء
چون متخلفان از جهاد به دليل توانمنديشان مورد مؤاخذه و مذمت قرار گرفته اند، برداشت فوق استفاده مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 22 - 12
12 - گذشت از لغزش هاى خويشاوندان ، بينوايان و مهاجرانِ راه خدا و برخورد كريمانه با آنان ، وظيفه اى الهى بر عهده توانگران
و لايأتل أُولوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى . .. و ليعفوا و ليصفحو
«عفو» در لغت به معناى گذشت است و «صفح» به معناى گذشت همراه با ترك ملامت نسبت به خطا كار است (فروق اللغة). چنين گذشتى، حاكى از كرامت و بزرگوارى گذشت كننده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 34 - 8
8 - گرسنگان و بينوايان ، داراى حق تغذيه از اموال توانمندان
و لايحضّ على طعام المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 14 - 4
4 - سرمايه داران ، در كمك هاى اقتصادى به مردم قحطى زده ، بايد تغذيه آنان را در اولويت قرار دهند .
أو إطعم فى يوم ذى مسغبة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 16 - 6
6 - سرمايه داران ، بايد تغذيه تهى دستان را بر ديگر كمك هاى خويش ترجيح دهند .
أو إطعم . .. مسكينًا ذا متربة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 234 - 12،16
12 - مسؤوليّت جامعه در نظارت بر اجراى قوانين
فلا جناح عليكم فيما فعلن فى انفسهنّ بالمعروف
16 - مسؤوليّت جامعه ايمانى در مراقبت از قانون عدّه وفات
فاذا بلغن اجلهنّ فلا جناح عليكم
مفهوم «فاذا بلغن . .. » با توجّه به خطاب در كلمه «عليكم» حاكى از مسؤوليّت جامعه ايمانى در مورد جلوگيرى از ازدواج زنان شوهر مُرده در زمان عِدّه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 238 - 4
4 - لزوم نظارت اجتماعى بر رعايت نماز و آداب دينى در جامعه اسلامى
حافظوا على الصّلوات
چون «حافظوا» به صورت جمع آورده شده، مى توان چنين فهميد كه خطاب به جامعه ايمانى است. بديهى است كه اين معنا منافاتى با فرمان محافظت بر نماز بر آحاد مردم ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 240 - 9
9 - جامعه اسلامى مسؤول نظارت بر رفتار زنان بيوه و بى سرپرست
فان خرجن فلا جناح عليكم . .. من معروف
اگر چه آيه درباره زنان شوهر مُرده است; ولى بنابراينكه خطاب به جامعه ايمانى باشد، نه خصوص اولياء، معلوم مى شود كه تنها زن شوهر مرده مراد نيست; چون از نظر اجتماعى تفاوتى بين زن شوهر مرده و غير او نخواهد بود; بلكه ملاك لزوم نظارت، بى سرپرست بودن زن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 273 - 2
2 - تأمين مخارج زندگى افرادى كه انجام وظايف الهى آنان مانع از تحصيل هزينه زندگيشان مى گردد ، بر عهده جامعه اسلامى است .
للفقراء الّذين احصروا فى سبيل اللّه لا يستطيعون ضرباً فى الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 61
61 - پيوند همگان و تعهّد متقابل مؤمنان در جامعه ، نسبت به يكديگر
يا ايّها الّذين امنوا . .. و لا يأب كاتب ... و لا يأب الشّهداء ... و اشهدوا ...
آيه شريفه براى طرفين قرارداد، كاتب و شاهد، وظايف و حقوقى را معين كرده است كه گوياى تعهّد و مسؤوليت متقابل آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 87 - 4
4 - ضرورت واكنش جامعه اسلامى ، در برابر انحرافات اعتقادى
اولئك جزاؤهم انّ عليهم . .. و النّاس اجمعين
بنابراينكه مراد از «الناس»، مسلمانان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 104 - 9
9 - دعوت به نيكى ها و امر به معروف و نهى از منكر ( نظارت همگانى ) ، وظيفه همه افراد جامعه اسلامى
و لتكن منكم امة يدعون الى الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
بنابراينكه من در «منكم» بيانيّه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 110 - 6،7
6 - امر به معروف و نهى از منكر ، وظيفه عمومى جامعه اسلامى براى رُشد خويش
كنتم خير أمّة أخرجت للناس تأمرون . .. و تؤمنون باللّه
از مصاديق بارز «خير» براى جامعه، رُشد آن جامعه است.
7 - اصلاح جوامع بشرى ، مسؤوليت جامعه اسلامى
كنتم خير أمّة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 118 - 23
23 - پاسدارى جامعه ايمانى از خطر نفوذ بيگانگان و دشمنان دين ، وظيفه و مسؤوليت همه اهل ايمان
يا ايها الذين امنوا لا تتخذوا بطانة من دونكم
به نظر مى رسد هدف از دستور خداوند مبنى بر اينكه كافران را محرم اسرار قرار ندهيد، جلوگيرى از نفوذ آنان در جامعه اسلامى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 139 - 11
11 - ايمان جامعه دينى ، موجب مسؤول گرديدن در جهت كوششى مستمر براى حاكميت بر همه جوامع بشرى
و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين
خداوند از مسلمانان خواسته كه بر ديگران برتر باشند; و انتم الاعلون. و از مصاديق بارز برترى، حاكميّت آنان و دينشان بر تمامى جهان است; و اين، در گرو ايمان واقعى است: ان كنتم مؤمنين. بنابراين ايمان واقعى، تحريك كننده آدمى به توانى مستمر (و لا تهنوا) براى حاكميّت بخشيدن به دين الهى بر تمام جوامع بشرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 156 - 6
6 - ضرورت دفاع جامعه ايمانى از معارف و عقايد دين ، در برابر هجوم تبليغاتى دشمن
لاتكونوا كالّذين كفروا و قالوا لاخوانهم اذا ضربوا فى الارض
دفاع خداوند از معارف و عقايد دينى اسلام (لا تكونوا . .. )، درسى است براى مسلمانان كه از آن معارف و عقايد دفاع كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 5 - 6،12
6 - جامعه داراى حقوقى نسبت به اموال شخصى افراد
و لا تؤتوا السّفهاء اموالكم
نسبت دادن اموال شخصى سفيهان به جامعه، مى رساند كه جامعه در اموال شخصى افراد، حقوقى دارد.
12 - تأمين خوراك و پوشاك ( مخارج زندگى ) سفيهان ، بر عهده جامعه است .
و ارزقوهم فيها و اكسوهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 35 - 3
3 - مسؤوليّت تمامى افراد جامعه در برابر اختلافات خانوادگى زن و شوهر
و ان خفتم شقاق . .. فابعثوا
ظاهراً مراد از مخاطبان جمله «فابعثوا»، عموم مسلمانان هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 127 - 20
20 - حفظ حقوق يتيمان و استيفاى كامل آن ، وظيفه اى همگانى
و إن تقوموا لليتمى بالقسط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 71 - 4
4 - كيفر حق ناپذيران ، در راستاى ربوبيت الهى بر جامعه انسانى است .
قد وقع عليكم من ربكم رجس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 122 - 3
3 - لزوم هجرتِ گروهى از هر جامعه ، به سوى مراكز علمى ، براى كسب شناخت اسلام و تفقه در دين
فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليتفقهوا فى الدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 75 - 11
11 - مسؤوليت بين المللى جامعه اسلامى در برابر مستضعفان خداپرست تحت ستم
و ما لكم لا تقاتلون فى سبيل اللّه و المستضعفين . .. الّذين يقولون ربّنا اخرجنا م
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 86 - 5
5 - جامعه ايمانى وظيفه دار برقرارى روابط مسالمت آميز با جوامعى كه خواهان اين نوع مناسبات هستند .
و اذا حيّيتم بتحيّة فحيّوا باحسن منها او ردّوها
با توجّه به معناى لغوى «تحيّت» (درخواست سلامتى)، جمله «اذا . .. » به اين معناست كه اگر فردى يا گروهى خواهان سلامت و امنيّت شما باشند، شما نيز خواهان سلامت و امنيت آنان باشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 90 - 3
3 - لزوم وفادارى جامعه اسلامى به همپيمان ها و معاهده هاى بين المللى خود
الّا الّذين يصلون الى قوم بينكم و بينهم ميثاق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 80 - 8
8 - لزوم نظارت عمومى جامعه ايمانى بر صحنه روابط خارجى و بازداشتن مؤمنان از پذيرش ولايت كافران و پيوند هاى مودت آميز با آنان
كانوا لايتناهون عن منكر . .. ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 3
3 - جامعه اسلامى وظيفه دار اجراى قانون قصاص است . *
يايها الذين ءامنوا كتب عليكم القصاص فى القتلى
بديهى است كه حق قصاص از آنِ اولياى مقتول مى باشد و اجراى آن تنها در مورد قاتل است. بنابراين مخاطب قرار دادن همه مسلمانان براى بيان حقيقت مذكور، مى تواند اشاره به اين باشد كه: همگان بايد پى گير استيفاى آن بوده و شرايط اجراى آن را فراهم سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 60 - 4،5،9
4 - جامعه اسلامى بايد به پيشرفته ترين ادوات رزمى زمان مجهز باشد .
و أعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخيل
5 - قواى نظامى جامعه اسلامى بايد به گونه اى باشد كه دشمنان دين را همواره به هراس افكند .
ترهبون به عدو اللّه و عدوكم
9 - لزوم آمادگى نظامى جامعه اسلامى در برابر دشمنان شناخته شده و ناشناخته
ترهبون . .. و ءاخرين من دونهم لاتعلمونهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 101 - 9
9 - لزوم هشيارى هميشگى جوامع اسلامى ، نسبت به وجود و عملكرد منافقان مرموز
و ممن حولكم من الأعراب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 123 - 5
5 - فرمان الهى به غفلت نورزيدن جامعه اسلامى از خطر نفوذ و كارشكنى دشمنان همجوار
قتلوا الذين يلونكم من الكفار و ليجدوا فيكم غلظة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 32 - 2
2 - جامعه اسلامى ، موظف به فراهم آوردن امكانات ازدواج مؤمنان غير متأهل
و أنكحوا الأيمى منكم
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مخاطب در خطاب جمع «و أنكحوا الأيامى منكم» - به قرينه «أيّه المؤمنون» در آيه قبل كه خطاب به يكايك مؤمنان است - تمامى مردم و جامعه اسلامى باشد، نه فقط اولياى آنان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 167 - 5،8
5 - جامعه ايمانى ، وظيفه دار پيكار در راه خدا و يا دست كم دفاع از وطن و كيان خويش
تعالوا قاتلوا فى سبيل اللّه او ادفعوا
8 - پيكار با دشمنا دين ( جهاد ابتدايى ) و دفاع در برابر هجوم آنان ( جهاد دفاعى ) ، دو تكليف الهى بر عهده جامعه ايمانى *
قاتلوا فى سبيل اللّه او ادفعوا
بنابر اينكه دعوت مطرح شده در آيه، بيان حكم جهاد باشد، نه دعوت براى حضور در نبردى خاص و مقطعى. بنابراين جمله «قاتلوا ... »، ناظر به جهاد ابتدايى و جمله «او ادفعوا» ناظر به جهاد دفاعى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 44 - 12
12 - لزوم هشيارى جامعه ايمانى در مقابل تلاش براى گمراه ساختن مسلمانان
الم تر الى الذين . .. ان تضلوا السبيل
هدف از بيان تصميم عالمان يهود، هشيار ساختن مسلمانان نسبت به تلاش پيگير آن عالمان براى گمراه ساختن جامعه ايمانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 146 - 6
6 - جامعه ايمانى ، موظف به پذيرش توبه كنندگان واقعى
الا الذين تابوا و أصلحوا . .. فأولئك مع المؤمنين
از جمله «فأولئك مع المؤمينن»، استفاده مى شود كه جامعه اسلامى بايد پذيراى منافقين تائب باشد و آنان را به عنوان عضوى از جامعه اسلامى بپذيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 105 - 10
10 - جامعه ايمانى وظيفه دار هشيارى در برابر موضعگيرى هاى گمراه كننده كافران
يايها الذين ءامنوا عليكم انفسكم لايضركم من ضل إذا اهتديتم
«لا» در لايضركم مى تواند نافيه باشد بر اين مبنا مراد از جمله «لايضركم . ..» اين است كه چنانچه از ايمان خود مراقبت كنيد از دام گمراهان مى رهيد و مى تواند «لا» ناهيه باشد، يعنى اى مؤمنان مبادا گمراهان شما را از راه بدر برده و ايمان شما را بربايند برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است. گفتنى است كه مراد از «من ضل» به قرينه «ءامنوا» كفرپيشگان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 61 - 1،4
1 - جامعه ايمانى بايد در صورت اظهار تمايل كافران به صلح ، آن را بپذيرد و از آن استقبال كند .
و إن جنحوا للسلم فاجنح لها
4 - جامعه ايمانى نبايد به كافرانى كه در پى صلح نيستند طرح صلح دهد .
و إن جنحوا للسلم فاجنح لها
ب---رداشت فوق از مفهوم جمله شرطيه «إن جنحوا . .. » استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 43 - 9
9- لزوم پيروى ناآگاهان از آگاهان
قد جاءنى من العلم ما لم يأتك فاتّبعنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 7 - 16
16- « عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : لاينبغى للعالم أن يسكت على علمه و لاينبغى للجاهل أن يسكت على جهله و قد قال اللّه « فسئلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون » ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است: براى عالم سزاوار نيست كه با داشتن علم سكوت كند [و آن را كتمان نمايد] و براى جاهل سزاوار نيست كه با وجود جهل، سكوت كند [و مجهول خود را نپرسد]; در حالى كه خدا فرموده است: «فسئلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون»».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 19 - 2
2- مأمور ويژه الهى با بشارت فرزند به مريم ( س ) ، خود را مأمور بخشيدن پسرى پاك نهاد به وى معرفى كرد .
قال إنّما أنا رسول ربّك لأهب لك غلمًا زكيًّا
اسناد «هبه فرزند» به جبرئيل به خاطر وساطت او در بخشش الهى است. «زكىّ» از ريشه «زكاء» به معناى صلاح گرفته شده است (مصباح). «تزكية» و «زكاة» در معانى «طهارت» و «نموّ» و «بركت» و «مدح» استعمال دارد و در هر مورد، معناى مناسب آن مورد نظر است. طهارت و صلاح كودك به شايستگى هاى ذاتى او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 19 - 5
5 - خداوند ، در تأكيد بر مأموريت جبرئيل در ابلاغ قرآن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به ستارگان و شب و سپيده دم سوگند ياد كرده است .
فلاأُقسم بالخنّس . .. و الّيل ... و الصبح ... إنّه لقول رسول كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 13 - 4
4 - جن ، همانند انسان ، بهره مند از نعمت هاى زمين و داراى درك و مسؤوليت
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
در صورتى كه خطاب در آيه شريفه، متوجه جن و انس باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 21 - 5
5 - جن همانند انسان ، برخوردار از نعمت ها و موهبت هاى زمين و داراى درك و مسؤوليت
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 23 - 5
5 - جن ، همانند انسان بهره مند از مظاهر زيباى طبيعت و داراى درك و مسؤوليت
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
در صورتى كه خطاب در آيه شريفه متوجه جن و انس باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 25 - 6
6 - جن همانند انسان ، بهره مند از نعمت هاى زمين و داراى درك و مسؤوليت
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
استفهام در «فبأى ءالآء» توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 13 - 8
8 - جن ، موجودى مكلف و مسؤول و مورد مجازات الهى در آخرت
و أنّا لمّا سمعنا الهدى ءامنّا به . .. فلايخاف بخسًا و لا رهقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 130 - 3
3 - اشتراك جن و انس در لزوم اطاعت از رسولان الهى و بهرهورى از هدايتهاى ايشان
يمعشر الجن و الإنس ألم يأتكم رسل منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 38 - 3
3 - جنيان نيز همانند آدميان، موظف به پيروى از رسولان الهى و مكلف به تكاليف دينى هستند.
قال ادخلوا . .. من الجن و الإنس فى النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 179 - 4
4 - جنيان همانند انسان ها مكلف به تصديق آيات الهى و انجام فرمان هاى او هستند .
و لقد ذرأنا لجهنم كثيراً من الجن و الإنس
با توجه به آيه قبل معلوم مى شود جنيانى به دوزخ خواهند رفت كه آيات الهى را تكذيب كنند. بنابراين آنها موجوداتى هستند مكلف به تكاليف الهى و از جمله تكاليف آنها ايمان آوردن به آيات الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 20
20- لزوم اهتمام حاكمان جامعه به برنامه ريزى ، محاسبه و پيش بينى شرايط اقتصادى
تزرعون سبع سنين . .. مما تأكلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 58 - 12
12- سران حكومت ها بايد برنامه اى اتخاذ كنند كه ملاقات مردم با آنان به آسانى انجام گيرد .
و جاء إخوة يوسف فدخلوا عليه فعرفهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 79 - 4،11
4- لزوم پرهيز حاكمان از مجازات بى گناهان به جاى گنه كاران
قال معاذ الله أن نأخذ إلاّ من وجدنا متعنا عنده
11- ضرورت پرهيز حاكمان از ظلم و ستم
قال معاذ الله . .. إنا إذًا لظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 99 - 15
15- قدرتمندان و حاكمان نبايد از مشيّت قاهره خداوند غافل شده و جريان امور را به قدرت و مكنت خويش بدانند .
ادخلوا مصر إن شاء الله ءامنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 47 - 12
12 - فرمان روايان ، مسؤول كردار زيردستان خود هستند .
لاتعذّبهم
ترديدى نيست كه فرعون، در شكنجه كردن بنى اسرائيل مباشرت نداشته است; ولى در عين حال خداوند عذاب كردن بنى اسرائيل را به او نسبت داده است; زيرا فرعون سردمدار حكومت بوده و فرمان شكنجه را صادر مى كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 41 - 2
2 - دعوت كنندگان به سوى حق در صورت مواجه شدن با پافشارى مردم بر انكار حق ، بايد با اعلان تبرى از باطل ، آنان را به حال خود ر ها كنند .
و إن كذبوك فقل . .. و انا برىء ممّا تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 71 - 2
2 - لزوم پايدارى حق و حق طلبان ، در برابر هوس ها و تمايلات فساد انگيز كافران
و لو اتبع الحقّ أهواءهم لفسدت السموت و الأرض و من فيهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 205 - 6،13
6 - اصلاح جامعه و حفظ كشاورزى و نسل ، از ويژگى هاى حكومت صالح
و اذا تولى . .. ليفسد فيها و يهلك الحرث و النسل
از اينكه خداوند، فساد و . .. را از كارهاى حكومتى منافقان مى داند; معلوم مى شود كه در حكومت صالحان، چنين اعمالى نبايد باشد.
13 - از وظايف حكومت ، حفظ كشاورزى و نيروى انسانى و اصلاح آنهاست .
و اذا تولى سعى فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 286 - 21،22
21 - عفو و عطوفت از وظايف مديران و واليان جامعه
و اعف عنّا و اغفر لنا و ارحمنا و انت مولينا
چون جمله «انت مولينا» به منزله علّت براى جمله سابق است، مى توان نتيجه گرفت كه هر كس نسبت به ديگرى نحوى از ولايت را به اذن خداوند دارا باشد، بايد عفو و . .. را نسبت به او اعمال كند.
22 - متولّيان جامعه نبايد وظايفى خارج از توانِ معمولى افراد ، به آنان تحميل كنند .
لا يكلّف اللّه نفساً الاّ وسعها . .. انت مولينا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 53 - 6،8
6 - نكوهش خداوند از حكومت ها و حاكمان بى توجه به وضع اقتصادى مردم
فاذاً لا يؤتون النّاس نقيراً
جمله «فاذاً . .. » در مقام مذمت و نكوهش چنين روشى است.
8 - سخاوتمندى و رسيدگى به وضع اقتصادى مردم ، از وظايف حكومت و حاكمان
ام لهم نصيب . .. فاذاً لا يؤتون النّاس نقيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 59 - 15
15 - ايجاد و حفظ وحدت جامعه ، از وظايف حكومت اسلامى
اطيعوا اللّه . .. فان تنازعتم فى شىء فردّوه الى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 19
19- كنترل حكومت بر روند توليد و توزيع ارزاق در شرايط بحرانى ، امرى ضرورى است .
تزرعون سبع سنين . .. إلاّ قليلاً مما تأكلون
التفات از خطاب به غيبت در آيه 49 ; يعنى ، آوردن «يغاث الناس» به جاى «تُغاثَون» و نيز «يعصرون» به جاى «تعصرون» گوياى اين است كه مخاطبان «تزرعون» و «ذروه» و مانند اينها سران حكومتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 55 - 11
11- لزوم نظارت دولت بر امور اقتصادى ( توليد ، توزيع و . . . ) در شرايط بحرانى
قال اجعلنى على خزائن الأرض إنى حفيظ عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 60 - 9،13
9 - گردآورى و تقسيم صدقات و تعيين كارگزارانى براى آن ، از وظايف حكومت اسلامى
إنما الصدقت للفقراء . .. و العملين عليها
برداشت فوق با توجه به اين است كه گردآورندگان زكات با اجازه و تعيين پيامبر(صلی الله علیه و آله) اقدام به جمع آورى صدقات مى كردند.
13 - بهره گيرى از امكانات اقتصادى در جهت جذب قلب ها و متمايل ساختن انسان ها به اسلام ، از وظايف حكومت اسلامى
إنما الصدقت للفقراء . .. و المؤلفة قلوبهم
با توجه به اينكه صدقات در اختيار حكومت مى باشد و خداوند تأليف قلوب را يكى از مصارف زكات قرار داده است، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 9
9- پرداختن حكومت هاى الهى به مبارزه با ظلم و نيز تلاش براى سبك بار ساختن مقررات اجتماعى مؤمنان ، امرى لازم است .
قال أمّا من ظلم فسوف نعذّبه . .. و أمّا من ءامن ... سنقول له من أمرنا يسرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 58 - 10
10 - رفت و آمد خدمت كاران به اتاق صاحبان خود ، در غير از سه وقت پيش از طلوع فجر ، استراحت نيمروزى و هنگام خواب شب ، بدون اذن جايز است .
ليستئذنكم الذين ملكت أيمنكم . .. من قبل صلوة الفجر ... ليس عليكم و لا عليهم جنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 65 - 6
6- حضرت لوط ( ع ) و خاندانش ، مأمور شدند تنها به سوى مكانى كه تعيين خواهد شد ، حركت كنند و حق انتخاب مكان ديگرى را نداشتند .
فأسر بأهلك . .. وامضوا حيث تؤمرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 79 - 5
5- حمايت نهايى از محرومان و تلاش سرّى در جهت منافع آنان ، از جمله وظايف خضر ( ع ) بود .
فأردت أن أعيبها و كان وراءهم ملك يأخذ كلّ سفينة غصبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 80 - 5
5- حمايت از ايمان مؤمنان و تلاش براى مصون داشتن آن از ضعف و زوال ، از جمله مسؤوليت هاى خضر ( ع ) بود .
فخشينا أن يرهقهما طغينًا و كفرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 11 - 4
4 - مأموريت خواهر موسى از سوى مادر براى دنبال كردن موسى در پى افكنده شدنش در آب نيل
و قالت لأُخته قصّيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 35 - 5
5 - مسؤوليت بيشتر خويشاوندان زن و شوهر ، در نظارت بر سلامت خانواده و حلّ اختلاف هاى آنان
فابعثوا حكماً من اهله و حكماً من اهلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 214 - 3
3 - بستگان و نزديكان پيامبران و رهبران دينى ، سزاوارترين افراد به رعايت اصول و ارزش ها
و أنذر عشيرتك الأقربين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 214 - 3
3 - بستگان و نزديكان پيامبران و رهبران دينى ، سزاوارترين افراد به رعايت اصول و ارزش ها
و أنذر عشيرتك الأقربين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 59 - 6
6 - وابستگان نزديك رهبران دينى ، در عمل به تكاليف و وظايف شان ، بايد بر ديگران سبقت داشته باشند .
قل لأزوجك و بناتك . .. يدنين عليهنّ من جلبيبهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 233 - 35،39
35 - لزوم رعايت تقوا از سوى مادر ، پدر ، وارثان پدر و دايه نسبت به حقوق متقابل يكديگر
و الوالدات يرضعن . .. و اتقوا اللّه
خطاب اصلى در«اتقوا اللّه»، متوجه كسانى است كه آيه شريفه آنها را به وظايف و رعايت حقوقى مكلّف كرد; يعنى پدر، مادر و دايه و وارثان پدر.
39 - خداترسى و توجّه به آگاهى او ، عامل رعايت مصالح نوزادان و مسائل مربوط به شيردهى آنان از سوى پدر ، مادر ، وارثان پدر و دايه
و الوالدات يرضعن . .. و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 25 - 4
4 - دختر شعيب ، پيامدار دعوت پدرش از موسى ( ع )
قالت إنّ أبى يدعوك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 33 - 3
3 - انسان ، در برابر عقايد و باور هاى خويش ، مسؤول بوده و همه آنها در نامه اعمال او ثبت است .
من أُوتى كتبه . .. و لم أدر ما حسابيه... خذوه... فاسلكوه . إنّه كان لايؤمن بالل
خداوند علت سرنوشت بد و عذاب كافران را، ايمان نياوردن به خداى بزرگ دانسته است. از اين نكته مى توان استفاده كرد كه انسان در برابر مجموعه عقايد و انديشه هاى خويش، مسؤول است و بايد در برابر خداى بزرگ پاسخگو باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 34 - 4
4 - انسان ، در برابر تمامى رفتار هاى فردى و اجتماعى خويش ، مسؤول بوده و همه آنها در نامه اعمال او ثبت است .
من أُوتى كتبه. .. و لم أدر ما حسابيه ... و لايحضّ على طعام المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 85 - 5،6
5 - معتقدان به اديان الهى نبايد يكديگر را بكشند يا گروهى از آنان ، گروهى ديگر را از خانه و ديارشان بيرون رانند .
ثم أنتم هؤلاء تقتلون أنفسكم و تخرجون فريقاً منكم من ديرهم
6 - معتقدان به اديان الهى نبايد در كشتن و آواره كردن همكيشان خود ، به قاتلان و آواره كنندگان يارى رسانند .
تظهرون عليهم بالاثم و العدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 11 - 5،6
5- حاملان رسالت الهى ، براى انجام رسالت خويش لازم است مشكلات و ناملايمات آن را تحمل كنند .
و ما يأتيهم من رسول إلاّ كانوا به يستهزءون
از اينكه خداوند، به جاى پاسخ گويى مستقيم به برخوردهاى مشركان، به نوع برخورد مردم با پيامبران گذشته مى پردازد، احتمالاً به اين خاطر است كه گوشزد كند كه رسالت مدارى داراى چنين مشكلاتى است و بايد آن را تحمل كرد.
6- حاملان رسالت الهى ، براى موفّقيت در انجام رسالت خويش ، بايد به تاريخ انبيا و درس ها و تجربيات آن توجه كامل داشته باشند .
و ما يأتيهم من رسول إلاّ كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 33 - 2
2 - تنها فرستادگان الهى ، براى مراقبت از ايمان مردم و تشخيص هدايت و ضلالت آنان ، شايسته اند .
و ما أُرسلوا عليهم حفظين
مجهول بودن فعل «اُرسلوا»، گوياى آن است كه تنها كسانى مى توانند مراقب مردم باشند كه رسالتى برعهده آنان نهاده شده باشد. سياق كلام نشان مى دهد كه ارسال، بايد از جانب خداوند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 102 - 15
15- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إن الله تبارك و تعالى خلق روح القدس فلم يخلق خلقاً أقرب إلى الله منها و ليست بأكرم خلقه عليه فإذا أراد أمراً ألقاه إليها فألقاه إلى النجوم فجرت به ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: خداى تبارك و تعالى «روح القدس» را آفريد و هيچ مخلوقى را نيافريده كه از او به خدا نزديك تر باشد; ولى او گرامى ترين آفريده ها در نزد خدا نيست. پس هرگاه خدا امرى را اراده كند، به روح القدس القا مى كند و سپس به ستارگان و آن امر به وسيله ستارگان اجرا مى شود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 79 - 3
3 - هدايت كردن مردم ، از مسؤوليت هاى حاكمان و پيشوايان
و أضلّ فرعون قومه و ما هدى
مضمون «أضلّ» و «و ما هدى» يكى است و تكرار معنا به لفظى ديگر است. شايد جمله «ما هدى» به اين لحاظ باشد كه آنچه از حاكمان و پيشوايان توقع مى رود، هدايت كردن مردم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 93 - 6
6 - مسؤولان ، حتى والاترين مقامات جامعه ، بايد در محدوده مسؤوليت خود ، پاسخ گوى ناهنجارى ها باشند .
ما منعك . .. ألاّتتّبعن أفعصيت أمرى
موسى(ع)، پس از بازگشت از ميقات، هارون(ع) را در قبال مسؤوليتش مورد بازخواست و توبيخ قرار داد; و از نحوه برخورد او با گوساله پرستان و علل آن جويا گردد. با توجه به اين كه هارون(ع) پيامبر بوده و در عين حال مورد بازخواست قرار گرفته است; جايگاه ويژه مسؤوليت پذيران و نيز لزوم پاسخ گو بودن در برابر آن روشن مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 6
6 - لزوم هماهنگى بين گفتار و كردار رهبران جامعه
وأمر أهلك بالصلوة واصطبر عليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 12
12 - لزوم مبارزه با هواى نفس ، براى رهبران و داوران جامعه الهى
يداود إنّا جعلنك خليفة فى الأرض فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 155 - 8
8 - مربيان و مديران جامعه ، بايد مشكلات راه هاى پيشنهادى را براى سالكان آن راه ها ، بيان كنند و عوامل موفقيت را نيز يادآور شوند .
و لنبلونكم بشىء من الخوف . .. و بشر الصبرين
ارائه راه صحيح و بيان مشكلات آن و نيز طريق پيروزى بر آنها - كه از آيات قبل و آيه مورد بحث به دست مى آيد - درسى است به همه مربيان و مديران كه تنها به پيشنهاد راه صحيح اكتفا نكنند; بلكه مشكلات و روش پيروزى بر آنها را نيز بيان دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 47 - 20
20- لزوم اهتمام حاكمان جامعه به برنامه ريزى ، محاسبه و پيش بينى شرايط اقتصادى
تزرعون سبع سنين . .. مما تأكلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 73 - 5
5- رهبران جامعه بايد احراز كنند كه بيگانگان وارد شده به قلمرو حكومتى آنان ، خرابكار و فسادگر نيستند .
تالله لقد علمتم ما جئنا لنفسد فى الأرض و ما كنا سرقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 26 - 2
2 - رهبران و مبلغان دينى نبايد در برابر استهزا و جوّآفرينى دشمنان ديانت ، دلسرد شده و دست از تبليغ دين و دفاع از آن بردارند .
قال لمن حوله ألاتستمعون . قال ربّكم و ربّ ءابائكم الأوّلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 60 - 14
14 - دعا و مناجات به درگاه خدا براى رفع كمبود آب ( استسقا ) امرى نيكو و شايسته ، و وظيفه اى بر عهده رهبران دين
و إذاستسقى موسى لقومه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 155 - 14
14 - رهبران دينى بايد صبرپيشگان را به بهره مند شدن از رحمت هاى الهى بشارت دهند .
و بشر الصبرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 60 - 23،24
23 - زراره گويد : به امام صادق ( ع ) گفتم : بنده اى زنا كرده ، فرمود : « يجلد نصف الحد . . . قلت : فهل يجب عليه الرجم فى شىء من فعله فقال نعم يقتل فى الثامنة . . . ثم قال : على امام المسلمين ان يدفع ثمنه إلى مولاه من سهم الرقاب ;
فرمود: به قدر نصف حد شلاق مى خورد. گفتم: آيا سنگسار كردن در مورد برده براى چيزى از گناهان او واجب مى شود؟ فرمود: آرى، در هشتمين زنا كشته مى شود ... سپس فرمود: بر عهده امام مسلمانان است كه قيمت او را از سهم «رقاب» به مالكش بپردازد».
24 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فرمود : « ايما مؤمن أو مسلم مات و ترك ديناً لم يكن فى فساد و لا اسراف فعلى الامام ان يقضيه . . . هو من الغارمين و له سهم عند الامام . . . ;
هر مؤمن يا مسلمانى بميرد و از او قرضى بماند - كه آن را در راه فساد هزينه نكرده و اسراف نكرده باشد - بر عهده امام است كه آن را بپردازد . .. آن بدهكار از «غارمين» است و سهمى نزد امام دارد ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 61 - 9
9 - گوش فرادادن به سخنان همه طيف هاى جامعه و داشتن سعه صدر در برابر آنان ، خصلتى شايسته و بايسته براى رهبران و مسؤولان جامعه اسلامى
و يقولون هو أذن قل أذن خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 73 - 3
3 - تصميم به جهاد با كافران و منافقان ، در محدوده مسؤوليت هاى رهبر جامعه اسلامى
يأيها النبى جهد الكفار
به كارگيرى خطاب «يا أيها النبى» به جاى «يا أيها الذين آمنوا» بيانگر اين است كه: تصميم گيرى درباره جنگ با كفار و منافقان، از وظايف رهبر جامعه ايمانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 84 - 8
8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبر جامعه اسلامى ، مأمور به اتخاذ مواضع صريح و قاطع در برابر عناصر نفاق و منافق و ناسالم جامعه
و لاتصل على أحد منهم مات أبداً و لاتقم على قبره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 94 - 3،6،11
3 - خداوند ، خواهان اعتماد نكردن رهبر و مؤمنان بر عذرتراشى هاى توانمندان متخلف از جهاد
قل لا تعتذروا لن نؤمن لكم
6 - موضع گيرى در برابر متخلفانِ از وظايف اجتماعى ( چون جهاد و . . . ) از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبر جامعه اسلامى
يعتذرون إليكم . .. قل لا تعتذروا
از اينكه نخست همه مؤمنان مورد خطاب قرار گرفته اند، ولى وظيفه اعلام موضع تنها بر عهده پيامبر(صلی الله علیه و آله) قرار داده شده، مى توان برداشت فوق را استفاده كرد.
11 - لزوم توجه و نظارت خاص رهبر نظام اسلامى ، نسبت به عملكرد منافقان و عناصر متخلف از وظايف اجتماعى
و سيرى اللّه عملكم و رسوله
اختصاص يافتن رؤيت به خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله) - با اينكه همه مردم عملكرد متخلفان را شاهد خواهند بود - شايد از آن جهت باشد كه نظارت آن دو، نقش اساسى در برخورد با آنان دارد. گفتنى است كه برداشت فوق با الغاى خصوصيت از «رسوله» و تعميم آن به جايگاه اجتماعى پيامبر (صلی الله علیه و آله) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 99 - 14
14 - لزوم دعا و قدردانى رهبر جامعه اسلامى نسبت به انفاقگران و انجام دهندگان خدمات دينى
و يتخذ ما ينفق . .. صلوت الرسول
از اينكه پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى انفاقگران دعا مى كرد و اين را خداوند به عنوان يك ارزش ذكر كرده است، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 103 - 4،15
4 - تعيين اموال متعلق صدقه ( زكات ) و مقدار آن ، بسته به نظر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حاكم اسلامى است .
خذ من أمولهم صدقة
نكره آمدن «صدقة» و عدم تعيين مقدارى خاص از آن، احتمالا اشاره به اين دارد كه موارد فوق، مبتنى بر صلاحديد پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حاكم اسلامى است.
15 - پرداخت زكات ، امرى مهم و شايسته قدردانى از سوى مدير جامعه اسلامى
خذ من أمولهم صدقة . .. و صل عليهم إن صلوتك سكن لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 108 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبر جامعه اسلامى ، بايد در موضع گيرى عليه جريان هاى باطل ( نفاق ) پيشگام باشد .
لا تقم فيه أبداً
مخاطب قرار گرفتن شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) در اين آيه ظاهراً به خاطر موقعيتى است كه آن حضرت داشتند (موقعيت رهبرى).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 15 - 16،17
16 - رهبران و مبلغان دينى ، وظيفه دار رساندن معارف الهى به مردم بدون هر گونه دخل و تصرف و كم و زياد كردن
قل ما يكون لى أن أبدّله من تلقاءِى نفسى إن أتبع إلا ما يوحى إلىّ
17 - پرهيز از محور قرار دادن جلب رضايت مردم و سخن گفتن بر وفق و تمايلات و خواسته هاى نفسانى آنان ، از وظايف مهم و اساسى رهبران و مبلغان دينى
و إذا تتلى عليهم ءاياتنا . .. ائت بقرءان غير هذا ... قل ما يكون لى أن أبدّله من
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 16 - 4
4 - لزوم حفظ رابطه مستقيم و بىواسطه با مردم براى رهبران و مبلغان دينى در راستاى تبليغ و ارشاد
قل لو شاء اللّه ما تلوته عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 41 - 2
2 - دعوت كنندگان به سوى حق در صورت مواجه شدن با پافشارى مردم بر انكار حق ، بايد با اعلان تبرى از باطل ، آنان را به حال خود ر ها كنند .
و إن كذبوك فقل . .. و انا برىء ممّا تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 89 - 11
11 - ثبات و استقامت و تأثيرناپذيرى از افراد نادان ، از وظايف رهبر جامعه اسلامى است .
فاستقيما و لاتتبعان سبيل الذين لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 104 - 15
15 - صراحت لهجه و تسليم ناپذيرى رهبران الهى در بيان مواضع اعتقادى خويش ، امرى است بايسته و لازم .
قل . .. فلا أعبد الذين تعبدون من دون اللّه و لكن أعبد اللّه الذى يتوفيكم و أمرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 22
22- رهبران و مبلغان دين ، تا توان دارند بايد در اصلاح جامعه و ابلاغ معارف الهى تلاش كنند .
إن أُريد إلاّ الإصلح ما استطعت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 88 - 7
7- چشم ندوختن به اموال و مكنت هاى افراد ثروتمند و مرفّه ، از وظايف رهبران اسلامى
لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم و لاتحزن عليهم واخفض جناحك للمؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 89 - 4
4- انذار و اخطار از وظايف اصلى مبلغان و رهبران دينى
و قل إنى أنا النذير المبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 82 - 5
5- سلب نشدن وظيفه ابلاغ دين از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى ، به صرف روى گردانى مردم از آنان
فإن تولّوا فإنما عليك البلغ المبين
بدين احتمال كه معناى آيه چنين باشد كه اگر مردم روى گرداندند، تو نبايد بار تكليف را فرو نهى; بلكه بايد همچنان به وظيفه ابلاغ پيام الهى همت گمارى، برداشت فوق به دست مى آيد. گفتنى است آمدن جمله «فإنما عليك ...» به صورت جمله اسميه - كه دال بر استمرار است - مؤيد همين برداشت خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 73 - 5
5- رهبران الهى بايد در برابر نقشه ها و ترفند هاى دشمنان دين جهت ايجادسستى در مواضع دينى آنان ، هوشيار باشند .
و إن كادوا ليفتنونك عن الذى أوحينا إليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 74 - 8
8- رهبران دينى ، بايد همواره بر مواضع اصولى خويش ثابت و استوار بوده و در برابر كافران و دشمنان ، سازش ناپذير باشند .
و لولا أن ثبّتنك لقد كدتّ تركن إليهم شيئًا قليلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 7 - 7
7- وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى ، هموارساختن راه هدايت و واگذارى انتخاب به خود مردم است .
فلعلّك بخع نفسك . .. إنّا جعلنا ما على الأرض زينة لها لنبلوهم
بيان فريبندگى زمين و بستر امتحان بودن آن پس از بيان رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) در محدوده انذار و تبشير، مى تواند گوياى اين مطلب
باشد كه وظيفه رهبران دينى، هدايت است و انتخاب، با خود مردم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 22 - 10
10- ارشاد مردم به ترك اظهارنظر هاى بى پايه در باره حقايق و احاله علم آن به خداوند ، وظيفه اى است برعهده رهبران الهى .
سيقولون . .. قل ربّى أعلم بعدتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 27 - 2،14
2- رساندن پيام وحى به گوش مردم ، از وظايف رهبران الهى است .
واتل ما أُحى إليك من كتاب ربّك
14- پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى ، در شناخت حقايق تاريخى و معرفتى ، نبايد به راهى جز وحى الهى ، اعتماد كنند .
واتل ما أُحى إليك . .. و لن تجد من دونه ملتحدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 20
20- رهبران الهى ، بايد از دنياطلبى و توجه به دنياگرايان و غفلت از تهيدستان با ايمان ، پرهيز كنند .
و لاتعد عيناك عنهم تريد زينة الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 97 - 4
4- پيش گيرى از هجوم مفسدان به جامعه ، وظيفه حاكمان الهى است .
فما اسطعوا أن يظهروه و مااستطعوا له نقبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 110 - 6
6- رهبران الهى ، همواره ، بايد مردم را از غلّوگرايى بازداشته و مقام خود را برتر از آنچه هست ، وانمود نكنند .
قل إنّما أنا بشر مثلكم
گرچه آيه، خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، ولى بنابر ويژگى هاى قرآن، اين رهنمود، فرمانى عمومى، مخصوصاً به رهبران و پيشوايان دينى است تا همواره، اين نكته را به مردم يادآورى كنند كه آنان نيز بشرند، تا مبادا شائبه هاى الوهيّت و نظاير آن در ذهن مردم شكل بگيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 83 - 8
8 - پيشوايان دينى ، در همه صحنه ها بايد در كنار مردم حاضر باشند .
و ما أعجلك عن قومك يموسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 86 - 12
12 - پيش بينى لغزش گاه ها و زمينه هاى گمراهى و هشدار نسبت به آن ، از مسؤوليت هاى پيامبران و پيشوايان دينى است .
فأخلفتم موعدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 92 - 4،5
4 - رهبران دينى ، نبايد به خاطر خويشاوندى و روابط نسبى از مؤاخذه مقصران چشم پوشى كنند .
قال يه-رون ما منعك
5 - مسؤولان جوامع دينى ، بايد در برابر انحراف عقايد مردم حساس بوده و از خود واكنش نشان دهند .
يه-رون ما منعك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 131 - 6،7
6 - لزوم پرهيزِ رهبران الهى ، از دنياطلبى و توجه به دنياگرايان
لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا
7 - امكان بهره گيرى از ثروت چشمگير كافران ، نبايد توجه رهبران دينى را به توانگران كافر معطوف سازد .
و لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم
نهى خداوند از توجه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به ثروت كافران، ممكن است براى بيان اين نكته باشد كه جهت بهبود زندگى مؤمنان، نبايد به سرمايه هاى كافران چشم داشت و به اين منظور نيز، مسلمان شدن آنان را آرزو كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 26 - 11
11 - توليت مسجدالحرام و آماده سازى آن براى زائران بيت اللّه ، مسؤوليتى بر عهده رهبران جامعه توحيدى
أن لاتشرك بى شيئًا و طهّر بيتى للطّائفين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 27 - 3
3 - تبليغ و فراخوانى مردم به حج و زيارت بيت اللّه ، از وظايف رهبران الهى
و أذّن فى الناس بالحجّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 23 - 8
8 - مهربانى و برخورد مشفقانه با مردم ، وظيفه اى بر عهده رهبران و مبلغان دينى
فقال يقوم اعبدوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 12،13
12 - رهبران جامعه اسلامى ، بايد در اعمال سياست هاى كلان اجتماعى خود نسبت به مردم ، انعطاف پذير و واقع بين باشند .
فإذا استئذنوك لبعض شأنهم فأذن لمن شئت منهم
از اين كه خداوند پرداختن به امور زندگى را به جاى حل و فصل مسائل مهم اجتماعى به خواست و مصلحت انديشى پيامبر(صلی الله علیه و آله) منوط كرده است، به دست مى آيد كه پرداختن به مسائل عمومى و اعمال سياست هاى كلان اجتماعى از سوى رهبرى، بايد با توجه به واقعيت هاى موجود در جامعه و مصالح مردم باشد و نسبت به آنان انعطاف پذير باشد.
13 - اعمال اجتهاد و مصلحت انديشى در حل و فصل امور اجتماعى ، از اختيارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران جامعه اسلامى است .
و إذا كانوا معه على أمر جامع . .. فإذا استئذنوك لبعض شأنهم فأذن لمن شئت منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 10 - 11
11 - ساده زيستى و دورى از زندگى مرفّه و كاخ نشينى ، زندگانى شايسته و بايسته براى رهبران جامعه اسلامى
أو يلقى إليه كنز أو تكون له جنّة . .. إن شاء جعل لك خيرًا من ذلك جنّ-ت ... و يجع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 10 - 7
7 - مبارزه با ظلم و احياى عدالت ، داراى اولويت نخست در مبارزه اجتماعى و در رأس مسائلى كه رهبران الهى بايد به آن بپردازند .
و إذ نادى ربّك موسى أن ائت القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 28 - 5
5 - رهبران و مبلغان دينى بايد در برابر تكبر ، استهزا و تهمت هاى دشمنان ديانت با سعه صدر به تكليف خود عمل كنند .
قال لمن حوله ألاتستمعون . .. إنّ رسولكم... لمجنون. قال ربّ المشرق و المغرب و ما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 30 - 2
2 - رهبران و مبلغان دينى ، بايد در برابر تهديد هاى دشمنان ديانت مقاوم باشند و رسالت خود را ادامه دهند .
قال . .. لأجعلنّك من المسجونين . قال أوَلوجئتك بشىء مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 106 - 3
3 - موضع رهبران دينى در ميان مردم ، بايد موضعى برادرانه و همراه با دلسوزى باشد و نه برترى جويانه .
إذ قال لهم أخوهم نوح ألاتتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 124 - 3
3 - موضع رهبران الهى در ميان امت ، موضعى است مشفقانه و نه همراه با برترى جويى .
إذ قال لهم أخوهم هود ألاتتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 127 - 2
2 - تلاش رهبران الهى براى هدايت خلق ، تنها براى خدا و به دور از مطامع مادى
و ما أسئلكم عليه من أجر إن أجرى إلاّ على ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 142 - 3
3 - موضع رهبران الهى در ميان امت ، موضعى مشفقانه و نه همراه با برترى جويى
إذ قال لهم أخوهم صلح ألاتتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 145 - 2
2 - تلاش رهبران الهى براى هدايت خلق ، تنها براى خدا و به دور از مطامع مادى است .
و ما أسئلكم عليه من أجر إن أجرى إلاّ على ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 161 - 3
3 - موضع رهبران الهى در ميان امت ، موضعى مشفقانه و نه همراه با برترى جويى
إذ قال لهم أخوهم لوط ألاتتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 164 - 2
2 - تلاش رهبران الهى براى هدايت خلق ، تنها براى خدا و به دور از مطامع مادى است .
و ما أسئلكم عليه من أجر . .. إلاّ على ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 180 - 2
2 - تلاش رهبران الهى براى هدايت خلق ، تنها براى خدا و به دور از مطامع مادى
و ما أسئلكم عليه من أجر . .. إلاّ على ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 181 - 3
3 - توجه پيامبران و رهبران الهى ، به اصلاح امور اقتصادى جامعه هم پاى مسائل اعتقادى و عبادى
إذ قال لهم شعيب ألاتتّقون . .. أوفوا الكيل و لاتكونوا من المخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 213 - 5
5 - اهميت روحيه توحيدى ( ضد شرك ) و اخلاص كامل در عبادت خدا ، در نهاد رهبران الهى
فلاتدع مع اللّه إِلهًا ءاخر
لزوم پرهيز از شرك و داشتن اخلاص كامل در عبادت خدا، اختصاص به پيامبر(صلی الله علیه و آله) ندارد; بلكه اين ها وظيفه همه انسان ها است. بنابراين توجه خطاب به شخص رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) (فلاتدع مع اللّه...)، بيانگر اهميت آن در رهبران الهى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 215 - 4
4 - رهبران الهى ، وظيفه دار مراقبت از جماعت مؤمنان و پيروان خويش
و اخفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنين
«خفض جناح» مى تواند كنايه از گردآورى امت در كنف خويش باشد; همانند كبوترى كه جوجه هاى خود را در زير بال و پر خود جاى مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 20 - 8
8 - بازديد از نيرو هاى تحت فرمان و كارگزاران ، جستوجو از احوال آنان ، نظارت دقيق بر كارهايشان و خويشتن دارى در برخورد با آنها ، از اوصاف و وظايف فرماندهان سپاه و رهبران جامعه اسلامى .
و تفقّد الطير فقال ما لى لاأرى الهدهد أم كان من الغائبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 23 - 6
6 - رهبران دينى ، نبايد توجه خود را آن چنان معطوف حق ناپذيرى حق گريزان كنند كه از نقششان باز بمانند .
و من كفر فلايحزنك كفره
توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) داير بر پرهيز از اندوهگين شدن بر كفركافران، براى دلدارى به آن حضرت است و احتمال هم دارد به خاطر تأثير اندوه و در نتيجه بازماندن از ايفاى رسالت دينى باشد. بنابر احتمال اخير، نكته بالا، قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 24 - 4
4 - شايسته است كه رهبران دينى ، جامعه را براساس قوانين وحى و در محدوده معارف دين هدايت كنند .
و جعلنا منهم أئمّة يهدون بأمرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 25 - 7
7 - رهبران دينى ، بايد همواره به وظيفه خود ( هدايت مردم ) بپردازند و از تلاش دلسرد نشوند .
إنّ ربّك هو يفصل بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون
طرح حل اختلافات در قيامت، پس از بيان گزينش رهبران دينى براى بنى اسراييل، احتمال دارد به منظور اين باشد كه به رهبران گوشزد كند كه اختلافات، امرى مستمر بوده و در قيامت حل خواهد شد. بنابراين، رهبران، بايد كار رهبرى خود را انجام دهند و از انجام دادن آن غافل نشوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 1 - 8
8 - شايسته است كه رهبران دينى ، تقواى الهى را رعايت كرده و از افراد ناشايست ، تبعيت نكنند .
يأيّها النبىّ اتّق اللّه و لاتطع الكفرين و المنفقين
اگرچه مخاطب آيه، شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، اما فرمان هاى داده شده، مى تواند حكمى كلّى براى هر رهبر دينى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 12 - 5
5 - لزوم پيش گام بودن رهبران جامعه ايمانى در عمل به آرمان ها و اهداف اعلام شده خود به مردم
أُمرت لأن أكون أوّل المسلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 35 - 16
16- رسالت اصلى رهبران الهى ، ابلاغ پيام وحى و اتمام حجت بر خلق
فاصبر . .. و لاتستعجل لهم ... بلغ
«بلاغ» سخنى در توجيه و تعليل «فاصبر» و «لاتستعجل» است; يعنى، تو مأمور بلاغى و نگران فرجام كافران مباش.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 19 - 10
10- لزوم دلسوزى و نگرانى رهبران الهى براى امت خويش ، همانند خود
و استغفر لذنبك و للمؤمنين و المؤمنت
فرمان «استغفر لذنبك و للمؤمنين و. ..» از سوى خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مى رساند كه رهبر الهى بايد همان گونه كه به فكر نجات و سعادت واقعى خويش است، در انديشه نجات و سعادت امت خود نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 29 - 4
4 - ترسيم فرجام نيك متقين و سرنوشت شوم تكذيب كنندگان دين ، از وظايف رهبران الهى
فذكّر
ظاهراً موضوع تذكر، مطالبى است كه در آيات پيشين در مورد فرجام نيك مؤمنان و سرنوشت شوم كافران آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 1
1 - نظارت بر حسن اجراى حدود الهى ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبر جامعه اسلامى
يأيّها النبىّ إذا طلّقتم النساء . .. تلك حدود اللّه
مخاطب قرار گرفتن شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) در آغازِ سوره و آيات مربوط به احكام طلاق و حدود الهى - با آن كه اين احكام و حدود مربوط به همه مسلمانان است - مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 9 - 3
3 - جهاد با كافران و منافقان و هرگونه برخورد شديد و سختگيرانه با آنان ، بايد زير نظر رهبر جامعه اسلامى انجام گيرد .
يأيّها النبىّ جهد الكفّار و المنفقين و اغلظ عليهم
مخاطب قرار گرفتن شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در جهاد سختگيرانه با كافران و منافقان، مى تواند اشاره به نكته ياد شده باشد. افراط و تفريطى كه نوعاً در چنين موضوعى از سوى مردم سرمى زند، تأييد كننده همين مطلب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 7 - 5
5 - لزوم صبر و پايدارى در انجام دادن رسالت الهى و تبليغ دين ، براى مبلغان و رهبران جامعه اسلامى
قم فأنذر . .. و لربّك فاصبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 23 - 2
2 - رهبران الهى ، بايد همواره به ارشاد پندپذيران ادامه دهند و هيچگاه آنان را ، از پند ها و اندرز هاى خود محروم نسازند .
فذكّر . .. إلاّ من تولّى و كفر
استثنا در «إلاّ من تولّى. ..»، ناظر به تكرار تذكر است. بنابراين فرمان «ذكّر»، درباره كسانى كه اعراض و كفر ندارند، همچنان باقى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 126 - 9
9 - تأمين امنيت و رفاه مردم و ايجاد زمينه هاى عبادت و بندگى ، از وظايف امامان و پيشوايان دينى است .
إنى جاعلك للناس إماماً . .. طهرا بيتى للطائفين ... رب اجعل هذا بلداً ءامناً و ار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 206 - 6
6 - حاكم ، بايد نصيحت و انتقاد را بپذيرد و باتقوا باشد .
و اذا قيل له اتق اللّه اخذته العزة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 246 - 12،14
12 - لزوم پيمان گرفتن رهبرى جامعه از مردم ، براى پايبندى بر تبعيّت از وى در جنگ و غير آن
قال هل عسيتم ان كتب عليكم القتال اَلاّ تقاتلوا
14 - تعيين حاكمان و فرماندهان نظامى ، بر عهده رهبران الهى *
اذ قالوا لنبى لهم ابعث لنا ملكاً
رجوع مردم به پيامبر و رهبر خويش براى تعيين فرماندهى در جهاد فى سبيل اللّه، بيانگر ذهنيّت دينى مردم است به اينكه تعيين فرماندهان در اختيار پيامبران و رهبران دينى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 159 -
4،9،10،11،12،20،21،25،27،28
4 - ضرورت خوش خلقى ، نرمش و رأفت رهبران الهى با مردم
فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك
9 - گرايش مردم به رهبران دينى ، در گرو مهربانى آنان و پرهيز از خشونت و سنگدلى
فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك
10 - نقش ويژه خوش خُلقى و مهربانى رهبران الهى با امت خويش ، به هنگامه هاى دشوار
فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك
قرار گرفتن اين آيه در ضمن آيات مربوط به نبرد احد و مشكلات ناشى از آن، اشاره به اين حقيقت دارد كه خوش خلقى و مهربانى رهبران به هنگام رخ نمودن سختيها و مشكلات براى مردم، از اهميّت ويژه اى برخوردار است.
11 - شكست ها و سختى ها ، زمينه ساز پراكندگى جامعه از پيرامون رهبران خود ، و مداراى ايشان با آنان از ميان برنده آن زمينه هاست . *
فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك
با توجّه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين، كه شكست نبرد احد و مشكلات ناشى از آن را مطرح ساخت، مى توان نتيجه گرفت كه شكست و مشكلات آن نبرد، زمينه پراكندگى مسلمانان را از پيرامون رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فراهم ساخت و آنچه در اين ميان مانع از گسيختن مردم از پيرامون پيامبر (صلی الله علیه و آله) شد، خُلق خوش و مداراى آن حضرت با مردم بود.
12 - گذشت از خطاكاران ، و طلب آمرزش براى ايشان و مشورت در امور اجتماعى ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به مسلمانان
فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فى الامر
20 - مشورت با مردم و شركت دادن آنان در تصميم گيرى هاى اجتماعى ، از وظايف رهبران اسلام
و شاورهم فى الامر
21 - خطا هاى گذشته مردم ، نبايد مانع از مشورت رهبران اسلامى با آنان باشد .
فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فى الامر
امر به مشورت با مؤمنان پس از تصريح به خطاكارى آنان، اشاره به اين معناست كه خطا و گناه پيشين مؤمنان نبايد مانعى براى مشورت با آنان قلمداد شود.
25 - تصميم گيرى نهايى پس از مشورت ، بر عهده رهبرى است .
و شاورهم فى الامر فاذا عزمت فتوكّل على اللّه
چون «عزم» و تصميم پس از مشورت، بر عهده شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله) گذاشته شده است، (عزمَت) نه به عهده جمع مورد مشورت و يا اكثريت آنان.
27 - لزوم توكّل و اتكاى رهبران بر خداوند ، پس از تصميم گيرى و عزم بر اِعمال مديريت
فاذا عزمت فتوكّل على اللّه
28 - لزوم قاطعيّت و صلابت رهبرى ، پس از مشورت و تصميم نهايى خويش ، در مقام اجرا
و شاورهم فى الامر فاذا عزمت فتوكّل على اللّه
جلمه «فاذا عزمت فتوكّل على اللّه»، به اين معناست كه آنگاه كه تصميم بر كارى گرفتى، ديگر ترديد و دو دلى به خود راه مده و احتمال عدم موفقيّت را با توكّل بر خدا جبران كن كه خداوند محبوب خويش را وانخواهد گذاشت: «انّ اللّه يحبّ المتوكّلين».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 161 - 4
4 - امانتدارى در جمع آورى و حفظ و تقسيم امكانات عمومى جامعه ، از وظايف رهبران الهى *
و ما كان لنبىّ ان يغلّ
با توجّه به شأن نزول ذكر شده براى آيه.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 167 - 7
7 - ضرورت بسيج تمامى نيرو هاى مؤمن و غير مؤمن از سوى رهبرى جامعه دينى براى رويارويى با هجوم كافران
و قيل لهم تعالوا قاتلوا فى سبيل اللّه او ادفعوا
بنابر اينكه دعوت مطرح شده در آيه، يك دعوت موردى و خاص باشد، نه بيانگر اصل وجوب جهاد و دفاع، الزاماً مخاطبان در آيه دو گروه خواهند بود: گروهى كه «للّه» و «فى سبيل اللّه» در صحنه پيكار حاضر مى شوند و گروهى كه براى دفاع از كيان و مليّت خود و . .. نبرد مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 35 - 21
21 - حاكم ، وظيفه دار برگزيدن دو داور براى حل اختلاف ميان زن و شوهر
فابعثوا حكماً
از ائمه معصومين (ع) در مورد تعيين مخاطب آيه فوق آمده است: هو السّلطان الذى يترافعان اليه.
تفسير تبيان، ج 3، ص 192 ; مجمع البيان، ج 3، ص 70.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 53 - 8
8 - سخاوتمندى و رسيدگى به وضع اقتصادى مردم ، از وظايف حكومت و حاكمان
ام لهم نصيب . .. فاذاً لا يؤتون النّاس نقيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 58 - 21
21 - حاكمان ، عهده دار اجراى عدالت در جامعه
و اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا بالعدل
امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمود: . .. انّهم هم الحكّام او لا ترى انّه خاطب بها الحكام.
غيبت نعمانى، ص 25، باب ما جاء فى الامامة و الوصية ; تفسير برهان، ج 1، ص 380، ح 5 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 247، ح 154، 167 ; الدر المنثور، ج 2، ص 571.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 59 - 8
8 - اجراى عدالت ، وظيفه حاكمان و اطاعت از آنان ، وظيفه مردم
و اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا بالعدل . .. يا ايّها الذين امنوا اطيعوا اللّه و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 63 - 10،12
10 - شرح صدر ، گذشت و تحمّل برخورد هاى مخالفين ، از وظايف رهبران الهى
اولئك الّذين . .. فاعرض عنهم و عظهم و قل لهم فى انفسهم قولا بليغاً
12 - لزوم هشيارى پيامبر و رهبران الهى ، در برخورد با شگرد هاى منافقان
ان اردنا الّا احساناً و توفيقاً. اولئك الّذين يعلم اللّه ما فى قلوبهم فاعرض عنهم
خداوند قبل از دستور به گذشت و موعظه، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى آموزد كه عذر منافقان دروغ و بى پايه است تا به اين وسيله وى را متوجّه شگردهاى آنان سازد و موعظه را بر اين اساس، پايه ريزى نمايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 83 - 6،7،9،10
6 - اخبار امنيتى جامعه قبل از انتشار بايد مورد ارزيابى مقام هاى مسؤول قرار گيرد .
و لو ردّوه الى الرسول و الى اولى الامر منهم لعلمه الّذين يستنبطونه منهم
مراد از «استنباط» اين است كه اخبار امنيتى بايد مورد ارزيابى قرار گيرد تا صحيح و سقيم مشخص گردد و آنچه به صلاح جامعه نيست، منتشر نشود و آنچه لازم است، منتشر شود.
7 - كنترل اخبار امنيّتى و تشخيص صحيح آن ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران جامعه
و لو ردّوه الى الرسول و الى اولى الامر منهم لعلمه الّذين يستنبطونه منهم
9 - ايجاد تشكيلات خبرى براى جمع آورى و ارزيابى خبر هاى سرنوشت ساز و عرضه آن ، از شؤون رهبرى است .
و لو ردّوه . .. لعلمه الّذين يستنبطونه منهم
10 - تحليل و انتشار اخبار جنگ - پيروزى و شكست و . . . - تنها در صلاحديد رهبران جامعه
و اذ جاءهم امر من الامن او الخوف . .. لعلمه الّذين يستنبطونه منهم
با توجه به اينكه آيه مورد بحث در بين آيات مربوط به جنگ واقع شده، مى توان گفت از مصاديق مورد نظر براى اخبار امنيتى، اخبار مربوط به جنگ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 84 - 5
5 - لزوم پيشتازى رهبران در جهاد و حركت هاى اجتماعى
فقاتل فى سبيل اللّه لا تكلّف الّا نفسك و حرّض المؤمنين
تقديم جمله «فقاتل فى سبيل اللّه» بر جمله «و حرّض المؤمنين» مى رساند كه رهبران الهى بايد قبل از ديگران، آماده شركت در حركتهاى اجتماعى، نظير جنگ در راه خدا، شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 92 - 34
34 - امام ، عهده دار آزادسازى برده اى مؤمن به عنوان كفاره قتل خطائى مسلمانى كه در سرزمين شرك به دست مسلمين كشته شود .
فان كان من قوم عدوّلكم و هو مؤمن فتحرير رقبة مؤمنة
امام صادق (ع) در مورد وظيفه امام نسبت به مسلمانى كه در سرزمين شرك به دست مسلمين كشته شده، فرمود: يُعتق مكانه رقبة مؤمنة و ذلك قول اللّه عزّ و جل: «فان كان من قوم عدوّلكم . .. ».
من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 110، ح 1، ب 36 مسلسل 373 ; نورالثقلين، ج 1، ص 532، ح 485.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 105 - 20
20 - جانشينان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند خود آن حضرت ، موظف به قضاوت در ميان مردم بر پايه تعاليم قرآن
إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس بما اريك اللّه
امام صادق(ع) پس از تلاوت آيه فوق فرمود: و هى جارية فى الاوصياء.
كافى، ج 1، ص 268، ح 8; نورالثقلين، ج 1، ص 547، ح 547.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 33 - 21
21 - حاكم اسلامى ، وظيفه دار برگزيدن يكى از مجازات هاى چهارگانه محارب ، با رعايت تناسب بين مجازات و جنايت وى
انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. او ينفوا من الارض
از امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از معناى آيه فوق روايت شده: ذلك الى الامام يفعل به ما يشاء، قلت: فمفوض ذلك اليه؟ قال: لا، و لكن نحو الجناية.
كافى، ج 7، ص 246، ح 5; نورالثقلين، ج 1، ص 622، ح 164.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 38 - 5
5 - اهل ايمان ، موظف به زمينه سازى اجراى حدود توسط حاكمان *
و السارق و السارقة فاقطعوا ايديهما
با اينكه اجراى حد در محدوده وظايف حاكم شرعى است، خداوند همه مؤمنان را مخاطب قرار داد تا به اين نكته اشاره كند كه مؤمنان بايد زمينه اجراى حكم را فراهم سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 114 - 12
12 - رهبران الهى ، وظيفه دار جهت دهى معنوى به خواسته هاى مادى مردمان
نريد ان نأكل منها . .. تكون لنا عيداً لاوّلنا و ءاخرنا ءاية منك و ارزقنا
حضرت مسيح(ع) با ذكر مسأله تغذيه به عنوان آخرين هدف و با جمله «وارزقنا . ..» كه خود ابراز نياز و تذلل در پيشگاه خداوند است، اشاره به ناموجه بودن سخن حواريون دارد كه آنان مسأله تغذيه را قبل از اهداف معنوى مطرح كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 14 - 17
17 - ضرورت پيشگامى رهبران الهى در پايبندى به اصول و مبانى خويش
قل إنى أمرت أن أكون أول من أسلم و لاتكونن من المشركين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 35 - 12،14
12 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه دار شناخت دقيق روحيات و ويژگيهاى كافران و چگونگى موضعگيريهاى آنها در برابر هدايت است.
و إن كان كبر . .. فلا تكونن من الجهلين
بيان ويژگى هدايت ناپذيرى برخى كافران و لحن توبيخ گونه آيه نسبت به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بيانگر اين است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، على رغم ميل به هدايت كردن همه مردم، بايد واقعيت هدايت ناپذيرى برخى از كفار را پذيرفته و آن را در برنامه هاى خود در نظر گيرد.
14 - لزوم آشنايى انبيا و رهبران الهى به روحيات مردم و ماهيت مخالفان و منكران دين
فلا تكونن من الجهلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 50 - 9
9 - پيشوايان و مبلغان دين وظيفه دار مبارزه با پندارهاى غلوآميز مردم درباره آنان
قل لا أقول لكم . .. إنى ملك
الزام پيامبر(صلی الله علیه و آله) به اعلام موارد مذكور در آيه الزامى است براى همه مبلغان و پيشوايان دين كه اين موارد را براى مردم بيان نمايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 52 - 17
17 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبايد در برخورد با مردم، فقر و غنا و گرسنگى و سيرى را ملاك قرار دهد.
ما عليك من حسابهم من شىء و ما من حسابك عليهم من شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 54 - 4
4 - تواضع در برابر مؤمنان و همنشينى با آنان، از صفات لازم براى رهبران دينى جامعه است.
و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم
گر چه خطاب آيه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، ولى چون آن حضرت نمونه اى براى همه است، اين ويژگى براى همه رهبران دينى ضرورى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 151 - 3
3 - دعوت مردم و بيان محرمات الهى براى آنان وظيفه رهبران دين
قل تعالوا أتل ما حرم ربكم عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 142 - 15،17
15 - اصلاح امور جامعه بنى اسرائيل از دستورالعمل هاى موسى به برادر و خليفه خود هارون
و أصلح
چون فرمان به اصلاح پس از انتخاب هارون به سرپرستى بنى اسرائيل آمده است، معلوم مى شود مراد، اصلاح امور اجتماعى، فرهنگى و . .. بنى اسرائيل است، نه درستكارى هارون در امور شخصى خودش.
17 - پرهيز از پيروى از نظريات و روش هاى مفسدان ، وظيفه اى تعيين شده از سوى موسى براى خليفه اش هارون
و لا تتبع سبيل المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 145 - 12
12 - لزوم پيشتازى رهبران بر پيروانشان در به كارگيرى تعاليم خويش
فخذها بقوة و أمر قومك يأخذوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 62 - 8
8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى نبايد صلح طلبيهايى را كه قرين نيرنگ است بپذيرند و به سبب آن از نبرد با كافران بازايستند .
و إن يريدوا أن يخدعوك فإن حسبك اللّه
برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «و ان يريدوا . .. » فرض ديگرى در مقابل «إن جنحوا» باشد، نه توضيح و تكميل آن. يعنى صلح به دو منظور پيشنهاد مى شود: گاهى به سبب صلح واقعى و زندگانى مسالمت آميز با مسلمانان و گاهى به منظور حيله گرى و تجديد قوا. آيه قبل (إن جنحوا ... ) بيانگر احكام و دستورات فرض اول و آيه دوم (و إن يريدوا) بيانگر احكام و دستورات فرض دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 48 - 3
3 - ضرورت هشيارى رهبران جامعه اسلامى ، در برابر ترفند ها و فتنه انگيزى هاى منافقان ( وارونه جلوه دادن امور و . . . )
و قلبوا لك الأمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 128 - 8
8 - لزوم برخوردارى رهبران از احساس هم دردى نسبت به انسان ها و سعادت خواهى براى آنان و داشتن رأفت و رحمت عميق
رسول من أنفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤمنين رءوف رحيم
برداشت فوق به دليل اين است كه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را به عنوان يك رهبر الهى به داشتن اين صفات تمجيد كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 34 - 3
3 - سعه صدر و حسن برخورد - حتى با مخالفان - امرى بايسته براى رهبران جامعه اسلامى
ادفع بالتى هى أحسن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 10 - 4
4 - ضرورت اقدام رهبرى ، به اخذ پيمان از پيروان ، در مقاطع حساس و سرنوشت ساز *
إنّ الذين يبايعونك إنّمايبايعون اللّه
پيامبر(صلی الله علیه و آله) در شرايط بحرانى قبل از انعقاد صلح حديبيه، از مسلمانان بيعت مجدد بر دفاع از دين گرفت. از اين نكته استفاده مى شود كه رهبرى، نبايد هميشه به نخستين اعلام وفادارى افراد، تكيه كند; بلكه بايد در شرايط حساس و سرنوشت ساز با اخذ بيعت مجدد، پيمان گذشته را تحكيم بخشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 11 - 3
3 - لزوم هشيارى رهبرى و جامعه اسلامى ، در برابر عناصر ظاهر فريب و دوچهره
سيقول لك المخلّفون من الأعراب
پيشگويى خداوند و افشاى چهره متخلفان، در حقيقت بيانگر ضرورت بر اين هشيارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 19 - 26
26 - لزوم پايبندى و اهتمام رهبران الهى به مبانى اصولى و سازش ناپذيرى در آن
قل لا أشهد قل إنما هو إله وحد و إننى برىء مما تشركون
گرچه محتواى آيه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، ولى مسلماً اختصاصى به شخص آن حضرت ندارد و قابل تعميم به همه رهبران در تمامى عصرهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 25 - 14
14 - لزوم آگاهى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى از روحيات كفار و مخالفين و ترفندهاى آنان
و منهم من يستمع اليك . .. إن هذا إلا أسطير الأولين
آيه مورد بحث و آيه قبل در بيان روحيات مخالفان قرآن و روشهاى آنان است. از اين بيان مى توان دريافت كه اطلاع بر رفتارها و افكار مخالفين قرآن تا چه اندازه اهميت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 52 - 4،21
4 - رهبران و مبلغان دين نبايد قشرهاى ضعيف و تهيدست را از اطراف خود برانند.
و لا تطرد الذين يدعون ربهم بالغدوة و العشىّ يريدون وجهه
21 - رهبران و مبلغان دينى در صورت طرد مؤمنان مستمند و ضعيف از اطراف خويش، ستمكارند.
فتطردهم فتكون من الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 161 - 6
6 - رهبران دينى بايد به حقانيت راه خويش اعتقاد داشته باشند و آن را به پيروان خود اعلام كنند.
قل إننى هدينى ربى إلى صرط مستقيم دينا قيما
لزوم اعلام از كلمه «قل» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 142 - 20
20 - اصلاح امور اجتماعى مردم و پرهيز از پيروى از افكار مفسدان ، از وظايف مهم انبيا و رهبران الهى است .
و أصلح و لا تتبع سبيل المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 58 - 5
5 - رهبران جامعه اسلامى بايد به احتمال وقوع خيانت از سوى جوامع كفرپيشه ترتيب اثر داده و نبايد براى تصميمات لازم در انتظار وقوع خيانت باشند .
و إما تخافن من قوم خيانة فانبذ إليهم على سواء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 150 - 12،21،27
12 - رهبران دينى نبايد به خاطر خويشى و روابط نسبى از مؤاخذه مسؤولان چشمپوشى كنند .
و أخذ برأس أخيه يجره إليه
21 - مسؤولان جوامع دينى بايد نسبت به عقايد دينى مردم حساس بوده و در طريق مبارزه با منحرفان و عوامل انحراف كوتاهى نكنند .
قال ابن أم إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى
27 - مسؤولان جوامع دينى در صورت بى تقاوت بودن نسبت به رسوخ انحراف ضلالت در جامعه خويش ، همسنگ منحرفان محسوب مى شوند .
و لاتجعلنى مع القوم الظلمين
جمله «و لا تجعلنى . .. » مى رساند كه موسى(ع) پيش از آنكه اثبات شود هارون با عوامل فساد مبارزه كرده و در اين مسير از هيچ تلاشى دريغ نكرده است، او را همسنگ منحرفان به حساب مى آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 64 - 5
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى در مبارزه با شرك و كفر تنها بايد بر خدا و مؤمنان پيرو تكيه كنند .
حسبك اللّه و من اتبعك من المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 70 - 5
5 - رساندن پيام الهى به اسيران جنگى و ترغيب آنان به اسلام از وظايف رهبران الهى
يأيها النبى قل لمن فى أيديكم من الأسرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 35 - 16
16 - زن و مرد هر دو شايسته بر عهده گرفتن تكليف هاى الهى و مسؤول در پيشگاه خداوند
و لاتقربا هذه الشجرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 16،17،18،19،21،36
16 - لزوم اطاعت زنان از شوهر خويش و حفظ حقوق آنان
فالصّالحات قانتات حافظات للغيب
17 - لزوم اطاعت زن از شوهر و حفظ حقوق وى ، مشروط به تأمين زندگى او از سوى مرد
و بما انفقوا من اموالهم فالصّالحات قانتات حافظات
ظاهراً «فالصّالحات . .. » نتيجه اى است مترتب بر جمله «الرجال ... بما انفقوا». بنابراين اطاعت زن از شوهر در موردى است كه شوهر، زندگى او را تأمين كند.
18 - سلامت خانواده در گرو مديريت مرد ، تأمين زندگى از سوى او ، و اطاعت و حفظ حقوق شوهر از سوى زن است .
الرجال قوّامون على النساء . .. و بما انفقوا ... فالصّالحات قانتات حافظات للغيب
چون در ذيل آيه و آيات بعد به مسأله اختلافات خانوادگى پرداخته است، معلوم مى شود كه توصيه ها و قوانين مطرح شده براى جلوگيرى از اختلافات و به خطر افتادن سلامت خانواده است.
19 - اطاعت از شوهر و حفظ حقوق وى ، وظيفه زن در برابر حق سرپرستى و تأمين زندگى وى از سوى مرد است .
الرجال قوّامون . .. و بما انفقوا ... فالصّالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ اللّ
مراد از «بما حفظ اللّه»، حقوقى است كه خداوند براى زنان مقرر كرده و آنها را بر عهده مردان قرار داده است. و «باء» مقابله در «بما حفظ» مى رساند كه لزوم اطاعت و حفظ حقوق شوهران در مقابل تعهداتى است كه خداوند بر عهده شوهران قرار داده است.
21 - مسؤوليت زن در حفظ حقوق شوهر و اطاعت از او ، در چهارچوب قوانين الهى است . *
قانتات حافظات للغيب بما حفظ اللّه
بر اين مبنا كه مراد از «ما حفظ اللّه» قوانين الهى و «باء» در «بما حفظ اللّه» براى مصاحبت باشد، معناى آيه چنين مى شود: زنان بايد با رعايت قوانين الهى، از شوهران خويش اطاعت و حقوق آنان را حفظ كنند.
36 - زن در صورت اطاعت نكردن از شوهر خويش ، ناشزه است .
و الّتى تخافون نشوزهنّ . .. فان اطعنكم فلا تبغوا عليهنّ سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 128 - 1،3
1 - لزوم پيشگيرى از به هم خوردن سلامت خانواده ، در صورت ناسازگارى شوهر وظيفه اى بر عهده زنان
و إن امراة خافت من بعلها . .. فلاجناح عليهما ان يصلحا بينهما صلحاً
كلمه «خافت»، بيانگر ترس از وقوع است، نه خود وقوع.
3 - لزوم كوشش زن و شوهر در حفظ كانون خانواده
و إن امراة خافت . .. فلاجناح عليهما ان يصلحا بينهما صلحاً و الصلح خير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 19 - 6
6 - زن و مرد، هر دو، مكلف و مسؤول در پيشگاه خداوند هستند.
و لا تقربا هذه الشجرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 83 - 8
8 - زن از ديدگاه اديان الهى داراى هويت مستقل فكرى و عقيدتى و مسؤول در برابر اعمال خويش است .
إلا امرأته كانت من الغبرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 81 - 22
22- زن از ديدگاه اديان الهى ، داراى هويت مستقل فكرى و عقيدتى و مسؤول در برابر اعمال خويش است .
فأسر بأهلك بقطع من الّيل . .. إلاّ امرأتك إنه مصيبها ما أصابهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 32 - 11
11 - زن ، استقلال رأى دارد و خود مسؤول اعمال اش در پيش گاه خداوند است .
إلاّ امرأته كانت من الغبرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 32 - 9
9 - بايد زنان ، در سخن و نيز صدا ، عفت داشته باشند .
فلاتخضعن بالقول فيطمع الذى فى قلبه مرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 73 - 6
6 - زنان ، مستقل از مردان ، داراى مسؤوليت اند و به آنان نيز مانند مردان ، امانت الهى عرضه شده است .
إنّا عرضنا الأمانة . .. ليعذّب اللّه المنفقين و المنفقت و المشركين و المشركت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 8
8 - امر به معروف و نهى از منكر ، از وظايف اجتماعى همگانى و مشترك ميان زنان و مردان
و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 40 - 6
6 - ارتشيان و نظاميان ، چون ديگر اقشار جامعه ، مسؤول رفتار خويش اند و نمى توانند خود را چشم بسته در اختيار رهبران سياسى خود - هرچند كافر و باطل- قرار دهند .
فأخذنه و جنوده فنبذنهم فى اليمّ
تصريح به نابودى نظاميان فرعون در كنار وى - با آن كه آنان در تحت فرمان او بودند - مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 6 - 3
3 - خيرخواهى براى اعضاى خانواده و تربيت دينى آنان ، تكليفى بايسته برعهده سرپرست و مدير خانواده
قوا . .. أهليكم نارًا
برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه مصداق اصلى تلاش براى حفاظت اعضاى خانواده از دوزخى شدن آنان، تربيت دينى
آنان و گزينش راه و روش خيرخواهانه در اين راستا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 85 - 11
11 - مبارزه با شرك از وظايف اصلى شعيب بود .
قال يقوم . .. ما لكم من إله غيره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 93 - 3
3- شعيب ( ع ) موظف به پايدارى بر مواضع خويش ( ابلاغ رسالت الهى و مبارزه با شرك و فساد )
إنى عمل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 129 - 4
4 - شوهران نبايد - به بهانه امكان نداشتن رعايت عدالت كامل بين همسران - به برخى همسران خويش گرايش كامل و از ديگرى اعراض كنند .
و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء . .. فلاتميلوا كل الميل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 117 - 15
15 - شوهران بايد براى رفع رنج ها و سختى هاى همسران خويش تلاش كنند .
فلايخرجنّكما من الجنّة فتشقى
با توجه به اين كه دشمنى شيطان با آدم(ع) و حوا يكسان بوده است و وى در صدد آن بوده كه هر دو را از بهشت بيرون كند و به مشقت اندازد; ولى با اين حال فعل «تشقى» به صورت مفرد آمده است. بنابراين رفع رنج و سختى هاى حوا نيز، بر دوش آدم(ع) بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 7 - 7
7 - لزوم رعايت حرمت و حفظ آبرو و حيثيت زن ، از سوى شوهر او
والذين يرمون أزوجهم . .. والخمسة أنّ لعنت اللّه عليه إن كان من الكذبين
كيفر شدن مردانى كه همسران شان را متهم به زنا و فحشا كنند، حاكى از آن است كه حفظ حرمت و حيثيت دينى و اجتماعى زنان، بر همسران شان واجب و لازم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 10،11
10 - مردان ، حق ندارند زنان مطلّقه خود را در ايّام عدّه ، از خانه هايشان بيرون كنند .
لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ
انتساب خانه ها به زنان (بيوتهنّ) گوياى اين نكته است كه زنان مطلّقه، بايد در همان منازلى زندگى كنند كه پيش از اقدام به طلاق در آن جا بوده اند.
11 - محل سكونت زنان مطلّقه در ايّام عدّه ، همان محل پيش از طلاق است و مردان حق ندارند آن را تغيير دهند .
لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 6 - 1،6،4،17
1 - مسكن زنان مطلّقه در ايّام عدّه ، برعهده همسرانشان است .
أسكنوهنّ
6 - مردان بايد به زنان مطلّقه ، بابت شيردادن فرزندان خود اجرت بپردازند .
فإن أرضعن لكم فاتوهنّ أُجورهنّ
4 - مردان حق ندارند با گزند رساندن و سخت گيرى كردن ، عرصه را بر زنان مطلّقه خويش تنگ سازند و زندگى آنان را در خانه خود ، غير قابل تحمل كنند .
و لاتضارّوهنّ لتضيّقوا عليهنّ
17 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : لايضارّ الرجل امرأته إذا طلّقها فيضيّق عليها حتّى تنتقل قبل أن تنقضى عدّتها ، فإنّ اللّه عزّوجلّ قد نهى عن ذلك فقال : « و لاتضارّوهنّ لتضيّقوا عليهنّ » ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: مرد نبايد به همسر مطلّقه خود ضرر برساند و او را[از نظر مسكن و نفقه] در مضيقه قرار دهد تا [مجبور شود] قبل از تمام شدن عدّه، از خانه شوهر به جاى ديگر انتقال يابد; زيرا خداوند از اين كار نهى كرده و فرموده است: و لاتضارّوهنّ لتضيّقوا عليهنّ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 6 - 11
11 - مسؤوليت نگهدارى نوزادان زنان مطلّقه و گرفتن دايه براى آنان و هزينه آن ، برعهده مردان است .
و إن تعاسرتم فسترضع له أُخرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 62 - 4
4 - مسلمانان ، يهوديان ، مسيحيان و صابئى ها سزاوارترين امت ها براى برخوردار شدن از ايمان راستين و انجام عمل صالح
إن الذين ءامنوا . .. من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً
نام بردن از ملتهاى مذكور - با وجود اين كه ايمان راستين چنانچه گذشت از هر فرد و ملتى پذيرفته است - مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه: پيروان آيينهاى ياد شده داراى زمينه بيشترى براى ايمان حقيقى هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 69 - 4
4 - ايمان به خدا و قيامت و رسالت انبيا ، از اصول مشترك اديان آسمانى
إنّ الذين ءامنوا و الذين هادوا و الصبئون . .. من ءامن باللّه و اليوم الاخر
ايمان به رسولان الهى، از عناوين مذكور در آيه (الذين ءامنوا . .. النصرى) استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 73 - 10
10 - مبارزه با شرك ، از وظايف اصلى صالح ( ع )
قال يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 27 - 6
6 - صالح پيامبر ( ع ) ، موظف به صبر و انتظار براى مشاهده عكس العمل قومش در برابر معجزه ( ناقه )
إنّا مرسلوا الناقة . .. فارتقبهم و اصطبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 120 - 2
2 - اصحاب پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى مسؤوليتى فزونتر نسبت به ديگر مسلمانان
ما كان لأهل المدينة و من حولهم من الأعراب أن يتخلفوا عن رسول اللّه
از اين آيه استفاده مى شود كه اهل مدينه و اطراف آن - به دليل قرب بيشتر به پيامبر(صلی الله علیه و آله) - مسؤوليتى فزونتر از ديگران دارند و بدين جهت است كه خداوند آنان را اختصاص به ذكر داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 28 - 3
3- كسانى كه به خاطر پرداختن به امر مهمى چون عبادت ، از كمك به نيازمندان اعراض مى كنند ، بايد با بيانى نرم و دلپذير با آنان سخن گفته و عذرخواهى كنند .
و إما تعرضنّ عنهم ابتغاء رحمة من ربّك ترجوها فقل لهم قولاً ميسورًا
برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از طلب رحمت پروردگار، عبادت به درگاه او باشد. در اين صورت، معناى آيه چنين مى شود: اگر از اعانه به نيازمندان به خاطر عبادت خوددارى مى كنى، پس از آنها عذرخواهى نموده و به آنان پاسخى مناسب بده.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 209 - 7
7 - مسؤوليّت بيشتر عالمان ، در ايجاد وحدت جامعه *
و من بعد ما جاءتكم البيّنات
چون درك آيات و بيّنات الهى تناسب بيشترى با عالمان دينى دارد، و نيز اختلافات جوامع دينى غالباً برگشت به آنان مى كند، آيه مزبور بيشتر متوجّه به عالمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 211 - 12
12 - مسؤوليّت خطير عالمان دينى
سَلْ بَنى اسرائيل كم اتيناهم من اية بيّنة
چون تحريف و تبديل از كسانى ميسّر است كه به آيات الهى، آگاهى داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 213 - 34
34 - مسؤوليّت خطير علما و نقش مؤثّر آنان در هدايت و گمراهى جامعه
و ما اختلف فيه الاّ الذين اوتوه . .. بغياً بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 10
10 - مسؤوليّت دانشمندان و صاحبان هر فن ، در برابر شناخت ها و آگاهيهايشان
و لا يأب . .. كما علّمه اللّه
جمله «كما علّمه اللّه» مى تواند بيان علّت لزوم كتابت بر تواناى به نويسندگى باشد و همواره علّت، نشانگر يك قاعده كلى است. بنابراين هر علمى مسؤوليّت آفرين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 81 - 13
13 - مسؤوليت صاحبان كتاب و حكمت ، در حمايت از پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)
لما اتيتكم من كتاب و حكمة . .. لتؤمننّ به
از اينكه پيامبران به دليل دارا بودن كتاب و حكمت، مأمور حمايت از پيامبر اسلام بودند، معلوم مى شود هر كسى اين خصوصيّت را - ولو با واسطه - داشته باشد مسؤول خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 187 - 3
3 - مسؤوليّت سنگين عالمانِ به كتاب هاى آسمانى در بيان حقايق آن براى مردم
و اذ اخذ اللّه ميثاق الّذين اوتوا الكتب لتبيّننّه للنّاس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 63 - 9،11
9 - وظيفه نهى از منكر حتى در صورت گستردگى گناه در جامعه ، وظيفه اى ضرورى و ثابت
و ترى كثيراً منهم يسرعون فى الاثم . .. لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار
سرزنش خداوند از عالمان يهود و نصارا به خاطر ترك نهى از منكر با وجود آلودگى افراد زيادى از اهل كتاب به گناه، دلالت مى كند كه آن تكليف در چنين صورتى نيز برداشته نمى شود.
11 - ترك نهى از منكر از سوى عالمان دينى ، مايه شكل گيرى جامعه با چهره اى زشت و ناپسند
لبئس ما كانوا يصنعون
برداشت فوق بر اين مبناست كه مراد از «ما»ى موصوله، جامعه اهل كتاب باشد ; يعنى عالمان يهود و نصارا - با ترك نهى از منكر - جامعه بدى را مى سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 122 - 10،11،18
10 - فقيهان و عالمان ، مسؤول ارشاد و هدايت جامعه خويش
ليتفقهوا فى الدين و لينذروا قومهم إذا رجعوا إليهم
11 - تحصيل كنندگان دانش دين ، معاف از شركت در جنگ در صورت نياز جامعه به دانش آنان و عدم نياز جدى به حضورشان در جنگ
ما كان المؤمنون لينفروا كافة فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليفقهوا فى الدين
18 - باقى ماندگان در مراكز علمى ( براى تفقه در دين ) ، موظف به تعليم و هدايت مجاهدان مراجعت كننده از نبرد *
فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليتفقهوا فى الدين و لينذروا قومهم إذا رجعوا إليه
برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه ضمير جمع فاعلى در «رجعوا» به جهادگران بازگردد نه به كسانى كه به تفقه در دين مى پردازند; يعنى، گروهى بايد براى جنگ بسيج شوند و گروهى ديگر در مركز باقى بمانند و كسب معرفت كنند تا هنگامى كه رزمندگان از جنگ باز مى گردند، به تعليم و هدايت آنان بپردازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 64 - 6
6- قرآن ، براى حضور در عينيت جامعه ، نياز به تفسير و تبيين از سوى عالم به آن دارد .
و ما أنزلنا عليك الكتب إلاّ لتبيّن لهم الذى اختلفوا فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 43 - 11
11- علم مسؤوليت آور و عالمان و آگاهان ، وظيفه دار هدايت كردن ديگران
قد جاءنى من العلم . .. فاتّبعنى
حضرت ابراهيم(ع)، مسؤوليت هدايت گرى خود را ناشى از علم و آگاهى خود دانسته است. بيان اين نكته از زبان ابراهيم(ع) در قرآن، گوياى نقش دانش و مسؤوليت آفرينى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 7 - 14
14- لزوم پاسخ عالم ، به پرسش هاى جاهل در مورد مسائل دينى
فسلوا أهل الذكر
گفتنى است كه اگر سؤال واجب باشد، جواب نيز الزامى خواهد بود وگرنه وجوب سؤال لغو مى شود; زيرا ممكن است براثر واجب نبودن پاسخ، سؤال ها بى جواب بماند. در اين صورت، موجب نقض غرض خواهد شد و اين از خداوند حكيم به دور است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 13
13 - قضاوت ، مسؤوليت عالمان به كتب آسمانى
يحكم بها . .. و الربنيون و الاحبار بما استحفظوا من كتب اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 63 - 2
2 - بازدارى يهوديان و مسيحيان از آلودگى به گناه ( گفتار هاى ناروا ، حرام خوارى و . . . ) ، تكليفى الهى بر عهده عالمان اهل كتاب
لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار عن قولهم الاثم و اكلهم السحت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 159 - 4
4 - ابلاغ و تعليم حقايق كتاب هاى آسمانى ( احكام و معارف دين و براهين آنها ) به مردم ، وظيفه اى بر عهده عالمان دينى
إن الذين يكتمون ما أنزلنا من البينت و الهدى من بعد ما بينه للناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 174 - 7
7 - مسؤوليت عالمان دينى و آگاهان به كتاب هاى آسمانى در بيان احكام و معارف الهى
إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه من الكتب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 15،36
15 - ضرورت حضور عالمان ربانى و دانشمندان دينى در هر عصر ، براى حفاظت كامل از كتب الهى
و الربنيون و الاحبار بما استحفظوا من كتب اللّه
36 - مسؤولان قضايى و عالمان دينى ، در خطر دين فروشى و سوداگرى با آيات الهى
و لاتشتروا بايتى ثمناً قليلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 169 - 5
5 - وارثان كتاب هاى آسمانى بايد از دلبستگى به مظاهر ناپايدار دنيا پيراسته باشند و از چنگ اندازى به مال و منال دنيا از راه هاى ناصواب بپرهيزند .
ورثوا الكتب يأخذون عرض هذا الأدنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 169 - 5
5 - وارثان كتاب هاى آسمانى بايد از دلبستگى به مظاهر ناپايدار دنيا پيراسته باشند و از چنگ اندازى به مال و منال دنيا از راه هاى ناصواب بپرهيزند .
ورثوا الكتب يأخذون عرض هذا الأدنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 159 - 4
4 - ابلاغ و تعليم حقايق كتاب هاى آسمانى ( احكام و معارف دين و براهين آنها ) به مردم ، وظيفه اى بر عهده عالمان دينى
إن الذين يكتمون ما أنزلنا من البينت و الهدى من بعد ما بينه للناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 174 - 7
7 - مسؤوليت عالمان دينى و آگاهان به كتاب هاى آسمانى در بيان احكام و معارف الهى
إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه من الكتب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 15،36
15 - ضرورت حضور عالمان ربانى و دانشمندان دينى در هر عصر ، براى حفاظت كامل از كتب الهى
و الربنيون و الاحبار بما استحفظوا من كتب اللّه
36 - مسؤولان قضايى و عالمان دينى ، در خطر دين فروشى و سوداگرى با آيات الهى
و لاتشتروا بايتى ثمناً قليلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 63 - 10
10 - سكوت عالمان يهود و نصارا در برابر منكرات جامعه خويش ، بسيار زشت و ناپسند
لبئس ما كانوا يصنعون
ظاهراً مراد از ضمير در «كانوا» و «يصنعون»، «ربانيون» و «احبار» مى باشد نه توده اهل كتاب ; قابل ذكر است كه در برداشت فوق مراد از «ما»ى موصوله، سكوت عالمان اهل كتاب در برابر گناهان دانسته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 12،21،32،33
12 - حراست و نگهبانى تورات از تغيير ، تبديل و تحريف ، مسؤوليت عالمان ربانى و احبار يهود
يحكم بها . .. الربنيون و الاحبار بما استحفظوا من كتب اللّه
«استحفظوا» به معناى «امروا بالحفظ» و «من كتب» بيان براى «ما» در «بما استحفظوا» مى باشد. يعنى ربانيون و احبار به چيزى حكم مى كنند كه مأمور حفاظت از آن هستند و آن چيز كتاب خداست.
21 - حراست از تورات و قضاوت بر اساس آن ، بدون هيچ ترسى از مردم ، فرمان خداوند به عالمان يهود معاصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و الربنيون و الاحبار بما استحفظوا من كتب اللّه . .. فلاتخشوا الناس
32 - ضرورت درس آموزى عالمان يهود از انبيا ، احبار و ربانيون ، در خداترسى و بى پروايى از مردم
يحكم بها النبيون . .. فلاتخشوا الناس و اخشون
تفريع جمله «فلاتخشوا الناس» بر «يحكم بها النبيون» با كلمه «فاء»، بيانگر برداشت فوق است.
33 - پيامبران ، ربانيون و احبار ، الگو هاى خداترسى و بى پروايى از مردم براى قضاوت بر اساس احكام الهى
يحكم بها النبيون . .. فلاتخشوا الناس و اخشون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 63 - 10
10 - سكوت عالمان يهود و نصارا در برابر منكرات جامعه خويش ، بسيار زشت و ناپسند
لبئس ما كانوا يصنعون
ظاهراً مراد از ضمير در «كانوا» و «يصنعون»، «ربانيون» و «احبار» مى باشد نه توده اهل كتاب ; قابل ذكر است كه در برداشت فوق مراد از «ما»ى موصوله، سكوت عالمان اهل كتاب در برابر گناهان دانسته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 53 - 2
2 - مسؤوليت انسان در برابر تمامى اعمال ، حتى كوچك ترين عمل خود
و كلّ صغير و كبير مستطر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 46 - 3
3 - تبليغ و ارشاد مردم ، رسالت مسيح ( ع ) در سراسر عمرش
و يكلّم الناس فى المهد و كهلا
چون صرف سخن گفتن در بزرگسالى فضيلت ويژه اى براى مسيح نيست، الزاماً بايد سخنى خاص باشد كه به مناسبت مقام پيامبرى، اين سخن، همان ارشاد و تبليغ خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 49 - 2
2 - بنى اسرائيل ، مخاطبان اصلى رسالت عيسى ( ع ) *
و رسولا الى بنى اسرائيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 110 - 2
2 - حضرت مسيح ( ع ) ، وظيفه دار ياد كرد نعمت هاى ارزانى شده بر وى و مادرش مريم
اذ قال اللّه يعيسى ابن مريم اذكر نعمتى عليك و على ولدتك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 117 - 4،5
4 - دعوت مردمان به توحيد و پرستش خداوند يكتا از اساسى ترين وظائف و رسالت هاى عيسى ( ع )
ما امرتنى به ان اعبدوا اللّه ربى و ربكم
تفسير «ما امرتنى به» به «ان اعبدوا اللّه» - با اينكه حضرت عيسى(ع) به جز فرمان به عبادت خدا پيامهاى ديگر نيز داشت - گوياى اين است كه ابلاغ فرمان توحيد از اساسى ترين وظايف مسيح(ع) بوده است.
5 - بيان ربوبيت خداوند بر مسيح ( ع ) و تمامى انسان ها از برجسته ترين تعاليم حضرت مسيح (صلی الله علیه و آله)
ما قلت لهم الا ما امرتنى به ان اعبدوا اللّه ربى و ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 46 - 3
3 - مردم ، موظف اند هر كارى را - چه جمعى باشد و چه فردى - فقط براى رضاى خدا انجام دهند .
أن تقوموا للّه مثنى و فردى
«مثنى و فرادى» حال براى ضمير فاعلى «تقوموا» است و كلمه «مثنى» كنايه از تعدد مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 180 - 14
14 - مسؤوليت انسان بالاخص دارندگان ثروت ، درباره پدر و مادر و ساير خويشاوندان *
الوصية للولدين و الأقربين بالمعروف حقاً على المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 36 - 6
6 - ضرورت احسان و نيكى فرزندان به پدر و مادر خويش
و بالوالدين احساناً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 63 - 12
12- گوش سپارى به فرمان ها و خواسته هاى پدران از وظايف فرزندان و از آداب معاشرت با ايشان
فأرسل معنا أخانا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 68 - 4
4- گوش سپارى به فرمان هاى پدران از وظايف فرزندان و از آداب معاشرت با ايشان
و لما دخلوا من حيث أمرهم أبوهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 23 - 10،11،15،16،17
10- كهولت و به سن پيرى رسيدن والدين ، عامل سنگين تر شدن وظايف فرزند نسبت به آنها
إما يبلغنّ عندك الكبر أحدهما أو كلاهما فلاتقل لهما أُفّ و لاتنهرهما و قل لهما قو
11- مراقبت از پدر و مادر پير ، برعهده فرزند است .
و بالولدين إحسنًا إمّا يبلغنّ عندك الكبر . .. فلاتقل لهما أُفّ
برداشت فوق به خاطر اين است كه مخاطب آيه شريفه، فرزندان هستند و هم چنين ظرف «عندك» (پيش تو) گوياى اين است كه فرزندان آن چنان بايد از پدر و مادر مراقبت كنند كه گويى نزد خود آنان زندگى مى كنند و از نزديك مراقب حال آنان مى باشند.
15- فرزندان موظفند به خواسته هاى پدر و مادر كهنسالشان پاسخ مثبت داده و هرگز از تأمين آن خواسته ها دريغ نكنند .
و لاتنهرهما
«نهر» در لغت به معناى منع و زجر است (لسان العرب).
16- برخورد عاطفى و مؤدبانه ، با پدر و مادر و تكريم آنان به هنگام سخن گفتن با ايشان ، تكليفى برعهده فرزندان
فلاتقل لهما أُفّ . .. و قل لهما قولاً كريمًا
17- حضور هر يك از پدر و مادر سالخورده به تنهايى و يا هر دوى آنها نزد فرزند ، تأثيرى در مقدار احترام به آنها نداشته و هر دو از حقوق مساوى برخوردارند .
و بالولدين إحسنًا إمّا يبلغنّ عندك الكبر أحدهما أو كلاهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 24 - 1،3،5،7،13
1- فرزندان در برابر والدين خويش بايد از سر مهربانى و ترحم ، تواضع و فروتنى كامل بكنند .
و اخفض لهما جناح الذلّ من الرحمة
«من» در «من الرحمة» نشويه است; يعنى، خفض جناح و تواضع، بايد ناشى از رحمت و مهربانى به آنان باشد.
3- ترّحم و مهربانى به پدر و مادر ، از وظايف فرزند است .
و اخفض لهما جناح الذلّ من الرحمة
5- دعا و طلب رحمت بى دريغ از پروردگار براى پدر و مادر ، از وظايف فرزند است .
قل ربّ ارحمهما كما ربّيانى صغيرًا
«كما» مى تواند اشاره به اين حقيقت داشته باشد كه چون رحمت پدر و مادر به فرزند بى دريغ بوده، پس فرزند نيز متقابلاً بايد چنين رحمتى را براى پدر و مادرش درخواست كند.
7- فرزندان بايد همواره به زحمات تربيتى پدر و مادر خويش ، توجه داشته باشند .
و قل ربّ ارحمهما كما ربّيانى صغيرًا
دستور خداوند به يادآورى زحمات تربيتى پدر و مادر به وقت دعا، مى تواند آموزنده حقيقت فوق باشد.
13- تربيت فرزندان در دامان پر مهر پدر و مادر ، نعمتى بس بزرگ و شايسته قدردانى و موجب استحقاق هرگونه احسان و احترام از سوى فرزند به آنان
و بالولدين إحسنًا . ... و اخفض لهما جناح الذلّ من الرحمة و قل ربّ ارحمهما كما ر
برداشت فوق با توجه به اين نكته است كه خداوند در تعليم شيوه دعا كردن فرزندان براى پدر و مادرشان، مسأله تربيت والدين آنان را يادآور شد (كما ربّيانى صغيراً).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 25 - 7
7- خداوند خواهان تواضع و رحمت قلبى فرزندان به پدر و مادر است و نه صرفاً خدمات ظاهرى به آنان
و اخفض لهما جناح الذلّ من الرحمة . .. ربّكم أعلم بما فى نفوسكم
خداوند در آيات قبل دستور به احسان به والدين و فروتنى از سر رحمت در برابر آنها را داده است و در اين آيه مى فرمايد: «به نيات درونى شما آگاهى دارد». ذكر آگاهى به نيات پس از دستور ياد شده، مى تواند به اين منظور باشد كه: فروتنى بايد خالصانه و قلبى باشد و نه ظاهرى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 58 - 11
11 - رفت و آمد فرزندان به اتاق پدر و مادر ، در غير از سه وقت پيش از طلوع فجر ، وقت استراحت نيمروزى و پس از نماز عشا ، بدون اذن جايز است .
ليسئذنكم . .. و الذين لم يبلغوا الحلم منكم ... من قبل صلوة الفجر ... ليس عليكم و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 8 - 2،3،4
2 - فرزندان ، موظف اند از تلاش والدين براى مشرك ساختن آنان ، سرپيچى كنند .
و إن جهداك لتشرك بى ما ليس لك به علم فلاتطعهما
3 - فرزندان ، موظف اند به پدر و مادرشان ، احسان كنند و از آنان ، اطاعت نمايند ، هرچند مشرك باشند .
و وصّينا الإنسن بولديه حسنًا وإن جهداك لتشرك بى ما ليس لك به علم فلاتطعهما
از اطلاق «والدى» استفاده مى شود كه به والدين، در هر آيينى باشند، بايد احسان شود و هيچ قيدى وجود ندارد كه اطلاق را مقيد سازد. گفتنى است «إن جاهداك لتشرك بى» قرينه است بر اين كه نهى «لاتطعهما» مربوط به دعوت به شرك آنان است و نه ساير جهت ها.
4 - پدر و مادر ، بر فرزندان حق اطاعت كردن دارند .
و إن جهداك لتشرك بى . .. فلاتطعهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 14 - 2،3،5،8،11
2 - پدر و مادر ، حقّى الهى بر گردن فرزند دارند .
و وصّينا الإنسن بولديه
توصيه خداوند به انسان ها، براى رعايت حال والدين، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه رعايت حال والدين، امرى الهى است و خدا خواهان آن است.
3 - فرزند و والدين ، در مقابل هم ، مسؤوليت دارند .
قال لقمن لإبنه و هو يعظه . .. و وصّينا الإنسن بولديه
5 - تحمل ناتوانى هاى روز افزون ، از سوى مادر ، در دوران باردارى ، در پى دارنده حقوقى بر گردن فرزند است .
و وصّينا الإنسن بولديه حملته أُمّه وهنًا على وهن
«وهناً على وهن» دلالت بر افزايش ضعف و ناتوانى مادر در دوران باردارى مى كند.
8 - تحمل ضعف متزايدِ دوران باردارى از سوى مادر ، براى سالم رساندن كودك به دوره زايمان ، عاملِ لزوم رعايت حق مادر از سوى فرزند است .
و وصّينا الإنسن بولديه . .. حملته أُمّه وهنًا على وهن ... أن اشكر لى و لولديك
11 - مادران ، داراى حقى فزون تر از پدران ، بر گردن فرزند هستند . *
و وصّينا الإنسن بولديه حملته أُمّه وهنًا على وهن و فصله فى عامين أن اشكر . ..
تعليل آوردن حكم تشكر از والدين، به اين كه مادر، سختى هاى باردارى را متحمل شده و فرزند را تا مدت دو سال شير مى دهد،
مى تواند به فزونى حق مادر اشاره داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 15 - 1،7
1 - فرزندان - به رغم موظف بودن به رعايت حقوق والدين - در صورت تلاش پيگير پدر و مادر به ايجاد انحراف عقيدتى ( شرك ) در آنان ، نبايد تسليم خواست آنان شوند .
و وصّينا الإنسن بولديه . .. و إن جهداك على أن تشرك بى ... فلاتطعهما
متعدى شدن «جاهدا» با «على» دلالت بر مجاهده و تلاش قوى و پيگير مى كند.
7 - انسان ، به داشتن رفتار نيك با پدر و مادر ، حتى در صورت مشرك بودن آنان موظّف است .
و إن جهداك على أن تشرك . .. و صاحبهما فى الدنيا معروفًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 35 - 4
4 - خدمت فرزند به مادر ، حق طبيعى مادر ، و قابل گذشت از سوى او
ربّ انّى نذرت لك ما فى بطنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 35 - 5
5 - هيأت نمايندگان سبا ، مأمور گزارش كردن نقطه نظر هاى جديد سليمان ( ع ) به دربار
فناظرة بِمَ يرجع المرسلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 19 - 28
28- بازديد اغذيه فروشى هاى متعدّد و انتخاب پاك ترين و شايسته ترين خوراك ها ، خواسته اصحاب كهف از فرستاده ويژه خويش بود .
فلينظر أيّها أزكى طعامًا
«زكاة» (مصدر «أزكى») به معناى «طهارت» و نيز «صلاح» آمده است (لسان العرب). ضمير در «أيّها» به «المدينة» برمى گردد و مراد از آن - به طريقه استخدام - مكان هاى مدينه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 20 - 8
8 - بازديد از نيرو هاى تحت فرمان و كارگزاران ، جستوجو از احوال آنان ، نظارت دقيق بر كارهايشان و خويشتن دارى در برخورد با آنها ، از اوصاف و وظايف فرماندهان سپاه و رهبران جامعه اسلامى .
و تفقّد الطير فقال ما لى لاأرى الهدهد أم كان من الغائبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 31 - 4
4 - سان ديدن از نيرو هاى مسلح ، امرى پسنديده و شايسته براى فرماندهان و رهبران
إذ عرض عليه بالعشىّ الصفنت الجياد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 33 - 4
4 - رژه رفتن نيرو هاى مسلح و سان ديدن فرماندهان و رهبران از آنها ، امرى پسنديده و شايسته است .
ردّوها علىّ فطفق مسحًا بالسوق و الأعناق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 122 - 10
10 - فقيهان و عالمان ، مسؤول ارشاد و هدايت جامعه خويش
ليتفقهوا فى الدين و لينذروا قومهم إذا رجعوا إليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 33
33 - هابيل و قابيل ، مأمور به قربانى كردن براى خدا در پى مخالفت قابيل در مورد فرمان خدا به انتصاب هابيل به وصايت حضرت آدم ( ع ) و دريافت اسم اعظم خداوند
اذ قربا قرباناً
از امام صادق(ع) روايت شده: . .. ان اللّه تبارك و تعالى اوحى الى آدم ان يدفع الوصية و اسم اللّه الاعظم الى هابيل و كان قابيل اكبر منه فبلغ ذلك قابيل فغضب فقال: انا اولى بالكرامة و الوصية فامرهما ان يقربا قرباناً بوحى من اللّه اليه ففعلا ... .
تفسير عياشى، ج 1، ص 312، ح 83; نورالثقلين، ج 1، ص 610، ح 125.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 4،13
4 - قاتل بايد خود را براى قانون قصاص تسليم كند .
يايها الذين ءامنوا كتب عليكم القصاص
مخاطبان واقعى جمله «كتب عليكم» قاتلان هستند. بنابراين بر خود قاتل است كه براى اجراى قانون قصاص، خويشتن را آماده كند و اين به معناى لزوم تسليم براى اجراى قصاص مى باشد.
13 - قاتل در صورتى كه از قصاص عفو شود ، بايد به اولياى مقتول خون بها بپردازد .
فمن عفى له من أخيه شىء . .. و أداء إليه بإحسن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 229 - 20
20 - لزوم نظارت حاكم ( قاضى ) بر اجراى مقررات طلاق خُلع *
فان خفتم الا يقيما حدود اللّه فلا جناح عليهما
بنابراينكه «خفتم»، خطاب به حُكّام باشد; چنانچه آلوسى نظر داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 105 - 12،16
12 - متصديان امر قضا ، وظيفه دار فراگيرى دانش قضا و علوم مربوط به آن
لتحكم بين الناس بما اريك اللّه
16 - قاضى و دستگاه قضايى نبايد در مسير حمايت از خائنان قرار گيرد .
و لاتكن للخائنين خصيماً
«خصيم» به كسى گفته مى شود كه از ادعايى طرفدارى مى كند، و مراد از «خائنين»، به قرينه «لتحكم بين الناس»، كسانى
هستند كه در محضر قاضى مدعى امر باطل هستند و حق با طرف مقابل آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 106 - 2،3،4
2 - ضرورت نيايش قاضيان به درگاه خداوند ، براى دورى نفس آنان از تمايل به خيانتكاران
و لاتكن للخائنين خصيماً. و استغفر اللّه
3 - قاضى بايد همواره به درگاه خداوند استغفار كند .
لتحكم بين الناس . .. و استغفر اللّه
4 - لزوم توجه متصديان قضاوت به نظارت الهى بر اعمال آنان
لتحكم بين الناس . .. و استغفر اللّه
فرمان خدا به «استغفار»، پس از بيان مبانى قضاوت، گوياى اين نكته است كه در نظام قضايى اسلام توجه به خدا و ناظر دانستن وى از ضروريات و آميخته با انجام وظيفه خطير قضاوت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 107 - 6
6 - ضرورت هوشيارى قاضى در برابر نيرنگ ها و صحنه سازيها
لتحكم بين الناس . .. و لاتجدل عن الذين يختانون انفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 36
36 - مسؤولان قضايى و عالمان دينى ، در خطر دين فروشى و سوداگرى با آيات الهى
و لاتشتروا بايتى ثمناً قليلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 12
12 - لزوم مبارزه با هواى نفس ، براى رهبران و داوران جامعه الهى
يداود إنّا جعلنك خليفة فى الأرض فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 183 - 9
9 - بيان فلسفه قوانين از سوى قانون گذاران امرى شايسته و نيكوست . *
كتب عليكم الصيام . ... لعلكم تتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 53
53 - لزوم رعايت تقواى الهى از جانب نويسنده ، گواهان و طرفين قرارداد ها و مبادلات
اذا تداينتم . .. و لا يأب كاتب ... و استشهدوا شهيدين ... و اتّقوا اللّه
متعاملين، كاتب و گواه در مبادلات، از مصاديق مورد نظر در خطاب «و اتقوا اللّه» مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 40 - 11
11 - مجريان احكام الهى ، در صورت زياده روى از حد عدالت و مقابله به مثل ، خود ستمگر و محروم از محبت خدا خواهند بود .
جزؤا سيّئة سيّئة مثلها . .. إنّه لايحبّ الظلمين
ممكن است «إنّه لايحبّ الظالمين» ناظر به قانون مقابله به مثل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 23 - 4
4 - جهنم ، مقهور كارگزاران صحنه قيامت و عرضه آن بر اهل محشر بر عهده آنان است .
و جاْىء
مجهول آوردن فعل «جىء»، بر وجود مأمور براى آوردن جهنم دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 21 - 33
33- گروهى از كاشفان اصحاب كهف ، با كنار زدن رقيبان خود ، مسؤوليّت امور اصحاب كهف را برعهده گرفتند .
قال الذين غلبوا على أمرهم
ضمير در «أمرهم» به اصحاب كهف مربوط است و مفاد جمله «قال الذين. ..» اين است كه گروهى، بر امور مربوط به اصحاب
كهف سلطه يافتند و بناى مسجد را همّت خويش قرار دادند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 123 - 8
8 - كافران ، همچون مؤمنان ، مكلف به فروع و در قبال آن مسؤول و معاقبند . *
من يعمل سوءاً يجز به
از مصاديق مورد نظر براى «من يعمل . ..» اهل كتاب هستند. بنابراين اگر آنها مرتكب گناه شوند، همچون مسلمانان عقوبت خواهند شد و اين معنا بيانگر مكلف بودن اهل كتاب بر احكام فرعى اسلام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 184 - 2
2 - خداوند كفرپيشگان را به تفكر در ادعاى ناصوابشان ( مجنون پنداشتن پيامبر ) فراخواند .
أو لم يتفكروا ما بصاحبهم من جنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 204 - 4
4 - خداوند كافران را به گوش فرادادن به آواى قرآن فراخواند .
هذا بصائر من ربكم . .. إذا قرى القرءان فاستمعوا له
برداشت فوق مبتنى بر اين است ك---ه خطاب در «فاستمعوا . .. » شامل كافران نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 43 - 3
3 - هشدار خداوند به كافران ، نسبت به نداشتن گواه آسمانى بر آزادى مطلق از مسؤوليت و مؤاخذه
أم لكم براءة فى الزّبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 58 - 3
3 - فرزندان نابالغ ، بايد براى ورود به اتاق و محل استراحت پدر و مادرشان به وقت برهنگى و خلوت آنان ، اجازه بگيرند .
ليستئذنكم . .. الذين لم يبلغوا الحلم منكم ثلث مرّت ... ثلث عورت لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 99 - 3
3 - تلاش دوزخيان براى انداختن بارِ گناه خويش بر دوش ديگران
و ما أضلّنا إلاّ المجرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 63 - 6
6 - برخى از منافقان صدراسلام ، براى شانه خالى كردن از مسؤوليت حل و فصل مسائل اجتماعى ، در پناه ديگران و مخفيانه از محضر پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى گريختند .
قد يعلم اللّه الذين يتسلّلون منكم لواذًا
«تسلّل» به معناى خروج پنهانى است و «لواذ» به معناى پنهان شدن در پشت سر كسى و در پناه او فرار كردن است. «لواذاً» نيز حال براى فاعل «يتسلّلون» مى باشد. گفتنى است كه آيه شريفه با توجه به مضمون آن - به ويژه جمله «فليحذر الذين يخالفون عن أمره» - و نيز مطابق بعضى از شأن نزول ها، درباره منافقان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 54 - 6
6 - بازگشت به خدا با توبه به درگاه او ، وظيفه اى ضرورى بر عهده گنهكاران
إنكم ظلمتم أنفسكم باتخاذكم العجل فتوبوا إلى بارئكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 53
53 - لزوم رعايت تقواى الهى از جانب نويسنده ، گواهان و طرفين قرارداد ها و مبادلات
اذا تداينتم . .. و لا يأب كاتب ... و استشهدوا شهيدين ... و اتّقوا اللّه
متعاملين، كاتب و گواه در مبادلات، از مصاديق مورد نظر در خطاب «و اتقوا اللّه» مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 106 - 17،20
17 - شاهدان نبايد به بهانه منافع شخصى و يا خويشاوندى ، در شهادت هاى خويش خيانت كنند
لانشترى به ثمناً و لو كان ذا قربى . .. إنّا اذاً لمن الاثمين
اگر چه آيه شريفه درباره شهادت بر وصيت است ولى از جهت ضرورت پرهيز از خيانت بين شهادت بر وصيت و شهادت بر امورى ديگر تفاوتى نيست و لذا مى توان گنهكار بودن هر خيانتكار در شهادت را استفاده كرد.
20 - اداء شهادت به درستى و راستى ، تكليفى الهى بر عهده شاهدان
و لانكتم شهدة اللّه
اضافه «شهدة» به «اللّه» مى تواند به منظور رساندن اين حقيقت باشد كه شهادت حقى از حقوق الهى است و بندگان موظف به اداى آن هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 2 - 7
7 - گواهى شاهدان در امر طلاق زنان و يا رجوع همسران به آنان ، بايد براى خدا و خالصانه و به دور از چشمداشت مادى باشد .
و أقيموا الشهدة للّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 108 - 3
3 - پرهيز شاهدان وصيت از خيانت در شهادت و تجاوز به حقوق ديگران ، تكليفى الهى بر عهده ايشان و نشان تقواپيشگى آنان است .
ذلك ادنى ان يأتوا بالشهدة على وجهها . .. و اتقوا اللّه و اسمعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 12 - 6
6 - رهنمود الهى به لقمان ، براى شكرگزارى به درگاه خداوند
و لقد ءاتينا لقمن الحكمة أن اشكر للّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 80 - 4
4 - بازداشتن مردم از فحشا و لواط ، مهمترين و مقدمترين وظيفه لوط در رسالت هاى خويش
و لوطاً إذ قال لقومه أتأتون الفحشة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 77 - 5
5 - لوط ( ع ) ، خويشتن را موظف به محافظت از ميهمانان خويش مى دانست .
و لما جاءت رسلنا . .. قال هذا يوم عصيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 81 - 14
14- لوط ( ع ) موظف بود پيش از نزول عذاب ، به طور محرمانه و بدون آگاهى قومش ، از ديار آنان خارج شود .
فأسر بأهلك بقطع من الّيل
تأكيد فرشتگان بر اينكه لوط(ع) بايد شبانه كوچ كند، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد. گفتنى است كه اين احتمال، در صورتى موجه است كه سخن فرشتگان با لوط(ع) (فأسر ...) در شب نزول عذاب نبوده باشد; بلكه در روز قبل، آن سخن ايراد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 65 - 2،3،6،10
2- حضرت لوط ( ع ) به نظارت و مراقبت بر خروج خاندانش از شهر براى در امان ماندن از عذاب الهى ، مأمور گرديد .
فأسر بأهلك . .. و اتّبع أدبرهم
مقصود از به دنبال خاندان رفتن (و اتّبع أدبارهم) مى تواند كنايه از مراقبت و نظارت از خروج آنان باشد كه مبادا كسى به شهر برگردد و از رفتن منصرف شود. جمله بعدى (و لايلتفت منكم ...) مؤيد همين مطلب است.
3- لوط ( ع ) ، مأموريت يافت كه هم زمان با خارج ساختن خاندانش از شهر ، خود نيز در پى آنان حركت كند .
فأسر بأهلك . .. و اتّبع أدبرهم
6- حضرت لوط ( ع ) و خاندانش ، مأمور شدند تنها به سوى مكانى كه تعيين خواهد شد ، حركت كنند و حق انتخاب مكان ديگرى را نداشتند .
فأسر بأهلك . .. وامضوا حيث تؤمرون
10- « قال أبوجعفر ( ع ) : . . . « فلما جاء آل لوط المرسلون » . . . قالوا . . . « فأسر بأهلك » يا لوط إذا مضى لك من يومك هذا سبعة أيام و لياليها « بقطع من الليل » إذا مضى نصف الليل « . . . و امضوا » من تلك الليلة « حيث تؤمرون » . . . ;
امام باقر(ع) فرمود: هنگامى كه فرشتگان خدا به سوى خاندان لوط آمدند . .. گفتند:... اى لوط! پس از گذشت هفت شبانه روز از اين تاريخ، در نيمه هاى شب خانواده خود را از اين سرزمين بيرون ببر ... و در آن شب به هر جا كه فرمانتان داده اند برويد...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 233 - 6،8،18،19
6 - مادر در صورت تصميم پدر به تكميل شيرخوارگى فرزند ، بايد دو سال كامل به نوزاد شير دهد . *
و الوالدات يرضعن . .. لمن اراد ان يتم الرضاعة
برخى از مفسّرين برآنند كه مراد از «من أراد» پدر فرزند است; يعنى آنگاه بر مادر دو سال شير دادن لازم است كه پدر از او بخواهد. در تأييد اين برداشت نيز گفته شده كه صيغه «اراد» و «يتمّ» به صورت مذكر، مؤيد آن است.
8 - زنان مطلّقه نبايد از شير دادن به نوزاد خود امتناع نمايند .
و الوالدات يُرضعن
آيات قبل و بعد در مورد زنان مطلّقه است.
18 - نبايد مادر - حتى پس از طلاق - با امتناع از شير دادن به فرزند ، موجب ضرر او شود .
لا تضارّ والدة بولدها
19 - خوددارى مادر از شير دادن به كودك خويش ، از مصاديق بارز اضرار به فرزند
و الوالدات يرضعن . .. لا تضارّ والدة بولدها
نهى از زيان رسانى به كودك پس از الزام مادر به شير دادن، اشاره به اين معناست كه از مصاديق بارز ضرر به كودك، خوددارى از شير دادن به اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 7 - 6،8
6 - مأموريت مادر موسى از سوى خداوند ، به شير دادن فرزندش دور از چشم بيگانگان
و أوحينا إلى أُمّ موسى أن أرضعيه
8 - مادر موسى ، مأمور افكندن فرزندش به رود نيل در صورت احساس خطر براى وى از جانب فرعونيان
فإذا خفت عليه فألقيه فى اليمّ
واژه «يمّ» به آب زياد گفته مى شود. بدين جهت به دريا «يمّ» گفته مى شود و هم به رود بزرگ. در اين آيه معناى دوم مراد است و مقصود از آن رود نيل مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 13 - 3
3 - مالكان برده ، در كمك هاى اقتصادى به جامعه ، بايد آزادسازى بردگان خويش را در اولويت قرار دهند .
يقول أهلكت مالاً لبدًا . .. فلااقتحم العقبة ... فكّ رقبة
مفاد اين آيه - با توجه به آيات پيشين - اين است كه مدعيان انفاق، اگر همچنان بردگان خويش را در بند نگه دارند، روشن مى شود كه آنان در ادعاى انفاق گرى، صداقت ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 44 - 5،7
5 - آمران به معروف و مبلغان دينى ، بايد خود به محتواى دعوتشان عمل كنند .
أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم
7 - كسانى كه ديگران را به كار هاى نيك دعوت كرده و خود به آن عمل نمى كنند ، @سزاوار توبيخ و سرزنش هستند .
أتأمرون الناس بالبر و تنسون أنفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 142 - 8
8 - مبلغان دين بايد از شبهات و اشكالات مخالفان مطلع بوده و پاسخ آنها را به شايستگى بدانند .
سيقول . .. ما وليهم عن قبلتهم ... قل للّه المشرق و المغرب
از اينكه خداوند پيامبر را از شبهات مخالفان - پيش از القاى آنها - آگاه مى سازد و پاسخ آنان را به وى مى آموزد، مى توان به برداشت فوق دست يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 151 - 11
11 - پيراستن مردم از آلودگى ها و تعليم قرآن ، احكام و معارف دين ، از وظايف اساسى مبلغان دين و از رؤوس برنامه هاى آنان است .
يتلوا عليكم ءايتنا و يزكيكم و يعلمكم الكتب و الحكمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 67 - 0
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 92 - 12
12 - رساندن احكام خداوند به مردم به صورتى روشن ، وظيفه مبلغان دين
انما على رسولنا البلغ المبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 11 - 1
1 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) مأمور ترغيب مردم به سير در زمين و تدبر در سرانجام تكذيب كنندگان پيامبران الهى
قل سيروا فى الأرض ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 50 - 9
9 - پيشوايان و مبلغان دين وظيفه دار مبارزه با پندارهاى غلوآميز مردم درباره آنان
قل لا أقول لكم . .. إنى ملك
الزام پيامبر(صلی الله علیه و آله) به اعلام موارد مذكور در آيه الزامى است براى همه مبلغان و پيشوايان دين كه اين موارد را براى مردم بيان نمايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 52 - 4،21
4 - رهبران و مبلغان دين نبايد قشرهاى ضعيف و تهيدست را از اطراف خود برانند.
و لا تطرد الذين يدعون ربهم بالغدوة و العشىّ يريدون وجهه
21 - رهبران و مبلغان دينى در صورت طرد مؤمنان مستمند و ضعيف از اطراف خويش، ستمكارند.
فتطردهم فتكون من الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 64 - 4
4 - بيان نقش اختصاصى خداوند در برهه هاى حساس و بحرانهاى زندگى براى مردم، از وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مبلغان دين است.
قل من ينجيكم . .. قل الله ينجيكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 65 - 10
10 - مبلغان دين وظيفه دار تأمل و تحقيق در شيوه هاى بيان حقايق در قرآن و به كارگيرى آن در تبليغ هستند.
انظر كيف نصرف الأيت لعلهم يفقهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 70 - 11
11 - تذكر دادن به مردم با قرآن، از وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مبلغان دين است.
و ذكر به أن تبسل نفس
مرجع ضمير «به» قرآن مى تواند باشد كه از سياق آيات مورد بحث به دست مى آيد و به اصطلاح مرجع حكمى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 90 - 9
9 - مبلغان دين نبايد هيچ چشمداشت و انتظار پاداشى از مردم داشته باشند.
قل لاأسئلكم عليه أجرا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 130 - 8
8 - مطلع ساختن مردم از آيات الهى و مضامين آن، و انذار از قيامت دو وظيفه اساسى مبلغان دين است.
يقصون عليكم ءايتى و ينذرونكم لقاء يومكم هذا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 61 - 7
7 - مبلغان دين بايد در برابر اتهام هاى ناروا از خويشتن دفاع كنند .
إنا لنريك فى ضلل مبين. قال يقوم ليس بى ضللة و لكنى رسول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 67 - 6
6 - مبلغان دين بايد در برابر اتهام هاى ناروا از خويشتن دفاع كنند .
قال يقوم ليس بى سفاهة و لكنى رسول من رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 68 - 10
10 - مبلغان دين بايد خيرخواه مردم باشند و خيرخواهى خويش را به منافع شخصى آميخته نسازند .
أبلغكم رسلت ربى و أنا لكم ناصح أمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 86 - 16
16 - ترغيب مردم به عبرت گرفتن از فرجام شوم فسادگران تاريخ ، از وظايف مبلغان دين
قال . .. و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 92 - 6
6 - بيان فرجام شوم كفرپيشگان و تكذيب كنندگان رسولان الهى ، روشى براى مبلغان دين براى شناساندن زيانكاران واقعى
الذين كذبوا شعيباً كانوا هم لخسرين
خداوند با بيان فرجام شوم كفرپيشگان، زيانكاران واقعى را به مردم معرفى كرد. بنابراين از راههاى معرفى كردن زيانكاران واقعى بيان فرجام شوم آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 199 - 4
4 - گذشت از لغزش ها ، دعوت مردم به كار هاى نيك و مدارا كردن با جاهلان و سفيهان ، از وظايف اساسى مبلغان دين
خذ العفو و أمر بالعرف و أعرض عن الجهلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 129 - 3
3 - لزوم اتكاى مبلغان الهى بر خداوند و نگران نبودن بر حق ناپذيرى گمراهان ، پس از اتمام حجت بر آنان
فإن تولوا فقل حسبى اللّه . .. عليه توكلت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 15 - 16،17
16 - رهبران و مبلغان دينى ، وظيفه دار رساندن معارف الهى به مردم بدون هر گونه دخل و تصرف و كم و زياد كردن
قل ما يكون لى أن أبدّله من تلقاءِى نفسى إن أتبع إلا ما يوحى إلىّ
17 - پرهيز از محور قرار دادن جلب رضايت مردم و سخن گفتن بر وفق و تمايلات و خواسته هاى نفسانى آنان ، از وظايف مهم و اساسى رهبران و مبلغان دينى
و إذا تتلى عليهم ءاياتنا . .. ائت بقرءان غير هذا ... قل ما يكون لى أن أبدّله من
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 16 - 4
4 - لزوم حفظ رابطه مستقيم و بىواسطه با مردم براى رهبران و مبلغان دينى در راستاى تبليغ و ارشاد
قل لو شاء اللّه ما تلوته عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 12 - 4
4- وظيفه داران تبليغ دين ، بايد همه معارف و قوانين دين را براى مردم بيان كرده و از وانهادن حتى اندكى از آن دورى كنند .
فلعلّك تارك بعض ما يوحى إليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 54 - 7
7- اعلام انزجار از عقايد باطل و خرافى ، گامى ضرورى براى مبلغان دين
قال إنى أُشهد الله . .. أنى برىءٌ مما تشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 56 - 6
6- مبلغان دين ، بايد با توكل بر خدا و وانهادن امور خويش به خداوند ، از مخالفان دين نهراسند و وظيفه خويش را قاطعانه به انجام رسانند .
فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون. إنى توكلت على الله ربى و ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 17،22
17- ضرورت پايبندى مبلغان دين و مصلحان جامعه ، به تعاليم دينى و برنامه هاى اصلاحى خود
و ما أُريد أن أُخالفكم إلى ما أنهيكم عنه
22- رهبران و مبلغان دين ، تا توان دارند بايد در اصلاح جامعه و ابلاغ معارف الهى تلاش كنند .
إن أُريد إلاّ الإصلح ما استطعت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 89 - 11
11- مبلغان دين بايد از بازگويى تاريخ و فرجام گذشتگان ، سود جسته و با بيان علل سرنوشت آنان ، مردمان را به آيين پيامبران گرايش دهند .
و يقوم لايجرمنّكم شقاقى أن يصيبكم مثل ما أصاب قوم نوح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 112 - 13
13- مبلغان دين در نشر توحيد و احكام الهى ، نبايد از حد و مرز تعيين شده خارج شوند .
فاستقم كما أُمرت . .. و لاتطغوا
در برداشت فوق، جمله «لاتطغوا» در ارتباط با «فاستقم» معنا شده است و متعلق«لاتطغوا» استقامت گرفته شده است; يعنى ، در پايدارى طغيان نكنيد و اين كار را بر اساس برنامه الهى انجام دهيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 37 - 16
16- لزوم بهره گيرى مبلغان دينى از هرفرصت و زمينه مناسب ، براى ارشاد و تبليغ دين
ذلكما مما علمنى ربى إنى تركت . .. و هم بالأخرة هم كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 39 - 5
5- مبلغان دينى ، بايد از سر مهربانى و با ملاطفت ، مردمان را به دين فراخوانند .
يص-حبى السجن ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 90 - 17
17- ضرورت بهره گيرى مبلغان دينى ، از فرصت هاى مناسب براى ارشاد و هدايت مردم
أءنك لأنت يوسف قال أنا يوسف . .. من يتّق و يصبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 104 - 3،8
3- مبلغان دينى بايد از دريافت مزد براى ابلاغ دين و تعاليم قرآن پرهيز كنند .
و ما تسئلهم عليه من أجر
8- ايمان نياوردن گروهى از مردم حتى اكثريت آنان در يك زمان ، نبايد مبلغان دينى را دلسرد كرده و مأيوس كند .
و ما أكثر الناس و لو حرصت بمؤمنين . .. إن هو إلاّ ذكر للعلمين
جمله «إن هو إلاّ ذكر للعالمين» - كه دلالت بر جهانى بودن قرآن و اسلام دارد و اختصاص آن را به مردم مكه و عصر بعثت نفى مى كند - اشاره به اين نكته دارد كه: اى پيامبر! از ايمان نياوردن اكثريت مردم مكه ناراحت مباش و مأيوس نشو ; چرا كه قرآن مخصوص اين مردم نيست و از آنِ همه عالم است. اينها ايمان نياوردند، سراغ ديگران بايد رفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 4 - 7
7- همه انبيا وظيفه داشتند كه معارف الهى را در سطح فرهنگ مردم خويش ، تبيين كنند .
و ما أرسلنا من رسول إلاّ بلسان قومه ليبيّن لهم
مراد از «لسان قوم» لسان فرهنگى مردم است، بخصوص با توجه به اينكه سطح فرهنگى مردم، متفاوت است و انبيا طبعاً بايد همه مردم را در تبليغ مدّ نظر قرار مى دادند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 89 - 4
4- انذار و اخطار از وظايف اصلى مبلغان و رهبران دينى
و قل إنى أنا النذير المبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 125 - 6
6- آشنايى با حكمت ، موعظه و برترين روش هاى جدلى ، نياز ضرورى مبلغان دين
ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم بالتى هى أحسن
امر الهى به تبليغ دين از طريق حكمت، موعظه و جدل برتر نشانگر اين معناست كه فاقدان اين ابزار، از كارآيى لازم و شايسته در امر تبليغ برخوردار نيستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 127 - 2
2- مبلغان دينى ، موظف به پايدارى در راه تبليغ و استقامت در برابر اذيت و آزار دشمنانند .
ادع إلى سبيل ربّك . .. و لئن صبرتم لهو خير للصبرين . و اصبرو ما صبرك إلاّ بالله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 18
18- سرسختى برخى از افراد در برابر حق ، نبايد مايه دل سردى و نگرانى پيشوايان و مبلّغان دين گردد .
و إن تدعهم إلى الهدى فلن يهتدوا إذًا أبدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 28 - 4،5
4 - مبلغان دين بايد به گونه اى سخن بگويند كه مردم ، سخن آنان را فهميده ودرك كنند .
يفقهوا قولى
5 - مبلغان دين بايد به فراهم ساختن ابزار هاى مورد نياز براى تفهيم حقايق دين به مردم ، همت گمارند .
يفقهوا قولى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 61 - 7
7 - بيم دادن مردم از عذاب خداوند ، و استفاده از فرصت ها براى تبليغ ، از وظايف مبلغان دين است .
قال . .. ويلكم لاتفتروا ... بعذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 7
7 - لزوم پايدارى و تلاش افزون تر مبلغان ، در عمل به توصيه هاى خود
وأمر أهلك بالصلوة واصطبر عليها
وظيفه صبر شديد بر نماز، پس از توصيه خانواده به آن، گوياى نكته ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 24 - 5
5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مبلغان الهى ، موظف به برخورد استدلالى و منطقى با مخالفان
قل هاتوا برهنكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 109 - 3
3- هشدار و انذار ، وظيفه مبلغان الهى ، پس از اتمام حجت و بيان حقايق الهى و روى گردانى مخالفان
فإن تولّوا فقل ءاذنتكم على سواء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 23 - 8
8 - مهربانى و برخورد مشفقانه با مردم ، وظيفه اى بر عهده رهبران و مبلغان دينى
فقال يقوم اعبدوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 58 - 3
3 - لزوم توكل و اعتماد به خداوند ، بر مبلغان دينى در تأمين نياز هاى زندگى خويش
و توكّل على الحىّ الذى لايموت
فرمان خداوند به توكل بر او، پس از توصيه كردن به اظهار بى نيازى و درخواست مزد از مردم، مى تواند حاكى از اين مطلب باشد كه مبلغان دينى، در تأمين نيازهاى زندگى خويش بايد تنها به خدا توكل كنند نه به مردم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 26 - 2
2 - رهبران و مبلغان دينى نبايد در برابر استهزا و جوّآفرينى دشمنان ديانت ، دلسرد شده و دست از تبليغ دين و دفاع از آن بردارند .
قال لمن حوله ألاتستمعون . قال ربّكم و ربّ ءابائكم الأوّلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 28 - 5
5 - رهبران و مبلغان دينى بايد در برابر تكبر ، استهزا و تهمت هاى دشمنان ديانت با سعه صدر به تكليف خود عمل كنند .
قال لمن حوله ألاتستمعون . .. إنّ رسولكم... لمجنون. قال ربّ المشرق و المغرب و ما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 30 - 2
2 - رهبران و مبلغان دينى ، بايد در برابر تهديد هاى دشمنان ديانت مقاوم باشند و رسالت خود را ادامه دهند .
قال . .. لأجعلنّك من المسجونين . قال أوَلوجئتك بشىء مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 112 - 4
4 - هدايتگران و مبلغان الهى ، نبايد در باره زندگى خصوصى گذشته گروندگان به دين تحقيق كنند .
قال و ما علمى بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 50 - 12
12 - شايسته است كه در تبليغ دين ، شفاف و روشن بيان شود .
و إنّما أنا نذير مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 47 - 5،6
5 - مبلّغان ، در تبليغ دين ، بايد با برهانى روشن و مستدل عمل كنند .
و لقد أرسلنا. .. رسلاً ... بالبيّنت
6 - مبلّغان ، در تبليغ دين ، بايد اقوام و خويشان خود را در اولويت قرار دهند .
و لقد أرسلنا من قبلك رسلاً إلى قومهم
بى شك، هدف از ارسال انبيا، هدايت همه مردم بوده است و اختصاص به ذكر قوم آنان (قومهم) ممكن است به خاطر در اولويت بودن آنان باشد. در اين صورت، نكته ياد شده، قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 39 - 5
5 - شايسته است كه مبلّغان ، در راه تبليغ ، از هيچ كس جز خداوند ، نهراسند .
الذين يبلّغون رسل-ت اللّه و يخشونه و لايخشون أحدًا إلاّ اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 47 - 6
6 - مبلغان دين ، در قبال انجام رسالت دينى ، نبايد چشمداشتى مادى از مخاطبان داشته باشند .
ما سألتكم من أجر فهو لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 17 - 4
4 - سلب نشدن وظيفه ابلاغ دين و تبليغ اسلام از مبلغان ، به صرف روى گردانى مردم از آن
إن أنتم إلاّ تكذبون . .. قالوا ... و ما علينا إلاّ البلغ المبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 21 - 5
5 - مبلغان دينى ، بايد در فراخواندن مردم به دين و اقتدا به رسولان الهى ، از استدلال و برهان بهره گيرند .
اتّبعوا من لايسئلكم أجراً و هم مهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 13 - 11
11 - توجه دادن مردم به سرنوشت شوم كفرپيشگان گذشته و بيان تاريخ عبرت آموز آنان ، از وظايف مبلغان الهى است .
فإن أعرضوا فقل أنذرتكم صعقة مثل صعقة عاد و ثمود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 7 - 8
8 - نخستين وظيفه مبلغان دينى ، پرداختن به هدايت و اصلاح جامعه خويش
لتنذر أُمّ القرى و من حولها
از اين كه انذار «أُمّ القرى» به عنوان اولين وظيفه پيامبر در آيه مطرح شده، مطلب ياد شده قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 15 - 6
6 - پايدارى و استوارى در راه تبليغ و اقامه دين ، وظيفه اى دشوار و طاقت فرسا براى مبلغان دينى
فادع و استقم كما أمرت
توصيه خداوند به استقامت، بيانگر اين است كه راه تبليغ دين و اقامه آن، راهى بس ناهموار و پيمودن آن بسيار سخت و دشوار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 5 - 7
7 - مبلغان الهى ، نبايد به خاطر مخالفت مردم ، از تبليغ و هدايت گرى سر باز زنند .
أفنضرب عنكم الذكر صفحًا أن كنتم قومًا مسرفين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 24 - 5
5 - لزوم توجه مبلغان دينى ، به احساسات عمومى و پرهيز از جريحه دار ساختن آن *
قل أوَ لو جئتكم بأهدى ممّا وجدتم عليه ءاباءكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 4 - 8
8- بيدارگرى و بينش دهى ، وظيفه مبلغان الهى حتى پس از روى گردانى مردم *
و الذين كفروا عمّا أنذروا معرضون . قل أرءيتم ما تدعون من دون اللّه
ارتباط اين آيه با ذيل آيه قبل (و الذين كفروا. .. معرضون) ممكن است اين نكته را برساند كه اعراض كافران، تكليف مبلغان الهى را ساقط نمى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 9 - 16
16- لزوم برخوردارى مبلغان دينى ، از بيان و پيامى روشن و خالى از پيچيدگى و ابهام
و ما أنا إلاّ نذير مبين
وصف «مبين» تأكيد بر اهميت روشنى بيان در مقام انذار خلق است. در حقيقت اين آيه گزارشى است از شيوه تبليغ و انذار پيامبر(صلی الله علیه و آله)، تا رهنمودى براى تمامى مبلغان دينى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 55 - 2
2 - بيدارگرى و تذكر مردم به ارزش هاى الهى ، تكليفى هميشگى براى مبلغان دينى
و ذكّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 40 - 6
6 - لزوم پرهيز مبلغان دينى ، از عوامل خنثى كننده آثار تبليغ *
أم تسئلهم أجرًا فهم من مغرم مثقلون
گرچه پيام اصلى آيه شريفه، مذمت كافران حق گريز است; اما به طور غير مستقيم اين هشدار را به مبلغان دينى داده است كه مزد خواهى از مردم براى خويش، مانع دين پذيرى مردم خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 3 - 6
6 - مبلغان ، نبايد با ارزيابى هاى ظاهربينانه و مشاهده ناتوانى هاى جسمى افراد ، از ارشاد آنان دريغ ورزند .
أن جاءه الأعمى . و مايدريك لعلّه يزّكّى
عبارت «فأنت له تصدّى» - در آيات بعد - حاكى از آن است كه فرد اعتراض كننده به ابن ام مكتوم، به وعظ و ارشاد ديگران پرداخته و از اختصاص دادن آن فرصت به وى، دريغ كرده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 10 - 6
6 - لزوم پرهيز مبلّغان ، از برخورد هاى ناهنجارى كه زمينه گريز مردم از مجلس وعظ و ارشاد گردد .
لعلّه يزّكّى . .. فأنت عنه تلهّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 10 - 8
8 - مبلّغان و نصيحت كنندگان مردم ، نبايد انتظار تأثير فورى داشته و با گذشت اندك زمانى ، مأيوس شوند .
فذكّر . .. سيذّكّر
حرف «سين» در «سيذكّر»، وعده به انجام يافتن تذكر پس از مدتى كوتاه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 69 - 20
20 - مبلغان دين ، وظيفه دار توجه دادن مردم به نعمت هاى الهى
و اذكروا . .. فاذكروا ءالاء اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 74 - 15
15 - ترغيب مردم به يادآورى مداوم نعمت هاى الهى ، از وظايف مبلغان دين
اذكروا إذ جعلكم خلفاء . .. فاذكروا ءالاء اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 7
7 - ابلاغ رسالت هاى الهى به سردمداران نظام هاى غير الهى ، وظيفه اى بر عهده مبلغان دين
إلى فرعون و ملإيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 45 - 11
11 - مبلغان دين ، موظّف به تلاش در بيدارى نفوس مستعد و وانهادن حق ستيزان ، به خداوند
نحن أعلم بما يقولون . .. فذكّر بالقرءان من يخاف وعيد
برداشت ياد شده، با الغاى خصوصيت از مورد پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 49 - 4
4 - تكذيب و نپذيرفتن گروهى ، نبايد مانع از اظهار سخن حق و تبليغ دين از سوى مناديان حق و مبلّغان دين گردد .
و إنّا لنعلم أنّ منكم مكذّبين
برداشت ياد شده، از آن جا است كه خداوند، با آن كه از تكذيب گروهى از مردم آگاهى كامل دارد و اين مطلب را نيز اعلام مى كند; در عين حال پيام هاى خود (وحى) را بهوسيله پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله)، پياپى ابلاغ مى فرمايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 7 - 5
5 - لزوم صبر و پايدارى در انجام دادن رسالت الهى و تبليغ دين ، براى مبلغان و رهبران جامعه اسلامى
قم فأنذر . .. و لربّك فاصبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 9 - 10
10 - گروهى باغى و متجاوز ، موظّف به جبران خسارت هاى وارد شده بر گروه ديگر
فأصلحوا بينهما بالعدل
از اين كه پس از تسليم شدن گروه باغى، دستور به صلح عادلانه ميان آنان داده شده است; استفاده مى شود كه تنها تسليم گروه باغى كافى نيست; بلكه بايد خسارت هاى ناشى از تجاوزگريش را نيز بپردازد تا صلح عادلانه تحقق يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 55 - 10
10- افراد كارآمد ، لايق و متخصص بايد از پذيرش مسؤوليت ها امتناع نورزند و در پى تصدّى آن باشند .
اجعلنى على خزائن الأرض إنى حفيظ عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 8 - 4
4 - درك محضر استاد و تلاش براى حضور در مجلس او ، از وظايف دانش اندوزان
جاءك يسعى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 97 - 11
11 - انسان هاى متمدن و با فرهنگ ، داراى مسؤوليتى فزونتر نسبت به بدويان دور از فرهنگ
الأعراب . .. و أجدر ألّا يعلموا حدود ما أنزل اللّه
لحن آيه گرچه توبيخ مردمان بدوى است، ولى واژه «أجدر» از يك سو نشان دهنده اين است كه تكليف آنان به لحاظ موقعيتشان سبكتر است و متقابلا شهرنشينان متمدن، به دليل داشتن زمينه هاى بيشتر كسب علم، داراى مسؤوليت بيشتر هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 177 - 15
15 - صبر و مقاومت در نبرد با دشمنان دين ، وظيفه اى بر عهده مجاهدان
و الصبرين . .. حين البأس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 103 - 1
1 - مجاهدان در ميدان نبرد بايد همواره به ياد خدا باشند .
فاذا قضيتم الصلوة فاذكروا اللّه قيماً و قعوداً و على جنوبكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 104 - 1
1 - مجاهدان نبايد در رويارويى و تعقيب دشمنان ، سستى نشان دهند .
و لاتهنوا فى ابتغاء القوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 12 - 9
9 - خداوند ، مجاهدان بدر را به در هم كوبيدن سر هاى كافران و از كار انداختن پنجه هاى آنان ، تهييج كرد .
فاضربوا فوق الأعناق و اضربوا منهم كل بنان
برداشت فوق بر اين اساس است كه خطاب در جمله «فاضربوا . .. » متوجه مجاهدان باشد. جمله «و ما جعله اللّه إلا بشرى» در آيه دهم، كه مسؤوليت فرشتگان را تنها بشارت دهى اعلام كرد، مى تواند مؤيد اين احتمال باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 15 - 2
2 - اهل ايمان به هنگام حركت به سوى دشمن و رويارويى با آنان ( جهاد ابتدايى ) نبايد صحنه كارزار را ترك كنند .
إذا لقيتم الذين كفروا زحفا فلاتولوهم الأدبار
برداشت فوق بر اين اساس است كه كلمه «زحفا» حال براى فاعل «لقيتم» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 46 - 3
3 - پرهيز از نزاع و اختلاف به هنگام رويارويى با دشمنان دين ، وظيفه اى ضرورى بر عهده مجاهدان
و لاتنزعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 47 - 1
1 - مجاهدان و نيرو هاى رزمى ، نبايد مانند سرمستان و رياكاران رهسپار ميدان هاى نبرد شوند .
و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم بطرا و رئاء الناس و يصدون
«بَطرْ» به معناى نشاط و شادمانى بيش از حد و اندازه است كه مى توان از آن به سرمستى تعبير كرد. اين كلمه مصدر است و حال براى فاعلِ «خرجوا» مى باشد ; يعنى خرجوا من ديارهم بطرين. كلمه «رئاء» نيز مصدر و به معناى اسم فاعل (مرائين) يعنى رياكاران) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 67 - 5،8
5 - تثبيت موقعيت برتر رزمى سپاه اسلام از وظايف رزمندگان
ما كان لنبى أن يكون له أسرى حتى يثخن فى الأرض
8 - ضرورت توجه مجاهدان به ناپايدارى مظاهر دنيوى و جاودانگى مواهب اخروى
تريدون عرض الدنيا و اللّه يريد الأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 68 - 7
7 - روى آورى رزمندگان اسلام به اسير گرفتن از دشمن پيش از سركوبى كامل آنان گناهى بزرگ است .
لمسكم فيما أخذتم عذاب عظيم
از اينكه گرفتن اسير اقتضاى عذاب بزرگ دارد، معلوم مى شود اين گناه، بزرگ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 69 - 3،5
3 - رعايت احكام الهى در بهره گيرى از غنايم جنگ ، وظيفه اى ضرورى بر عهده مجاهدان
فلكوا . .. و اتقوا اللّه
امر الهى به رعايت تقوا پس از بيان حكم غنايم مى رساند كه بهره گيرى از غنايم جنگى داراى احكامى است كه بايد رعايت شود.
5 - مجاهدان نبايد در تمامى غنيمت هاى به دست آورده تصرف كنند و تمامى آنها را براى خويش حلال بشمارند .
فلكوا مما غنمتم حللا طيبا
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «من» در «مما غنمتم» براى تبعيض باشد. بنابراين «فكلوا مما ... » يعنى بخشى از غنيمتها براى شما مباح است و بخش ديگر آن، همانند خمس آن بايد به مصارف تعيين شده برسد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 92 - 2
2 - تهيه تداركات و ساز و برگ جنگ در صدر اسلام ، بر عهده خود مجاهدان بود .
قلت لا أجد ما أحملكم عليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 4 - 7،8،17
7- لزوم اهتمام رزمندگان مسلمان ، به نابودى سپاه كفر در مرحله نخست و نينديشيدن به ديگر منافع و غنايم *
حتّى إذا أثخنتموهم فشدّوا الوثاق
گرايش به گرفتن اسير، در يك احتمال ناشى از برخى تمايلات منفعت طلبانه و غنيمت جويانه بوده است. از اين جهت خداوند، رزمندگان را از آن منع كرده و به هدف اصلى توجه داده است.
8- مجاهدان ، موظّف به رعايت احتياط و محكم بستن اسيران در ميدان جنگ
فشدّوا الوثاق
17- رزمندگان ، موظف به جنگيدن و اسير گرفتن دشمن تا خلع سلاح آنان و فرونشستن جنگ *
فشدّوا الوثاق . .. حتّى تضع الحرب أوزارها
ممكن است «حتّى تضع. ..» غايت براى گرفتن اسيران باشد; كه از مضمون «فشدّوا الوثاق» به تلازم استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 34 - 6
6 - خداوند فراخوان محاربان و مفسدان به دست شستن از فسادگرى و ستيزه جويى با خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 25 - 1
1 - بشارت اهل ايمان به بهشت با توصيف و بيان نعمت هاى آن از وظايف تبليغى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و بشر الذين ءامنوا . .. و هم فيها خلدون
«أنّ لهم . ..» به تقدير حرف «باء»، متعلق به «بشّر» است; يعنى: «بشّر الذين آمنوا بأنّ لهم ...»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 111 - 10،11
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به مطالبه برهان از يهود و نصارا بر ادعاى محروميت مسلمانان از بهشت
قل هاتوا برهنكم إن كنتم صدقين
11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به ايجاد جو منطق و استدلال بر باور هاى دينى
قل هاتوا برهنكم إن كنتم صدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 119 - 5
5 - مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، راهنمايى انسان ها و تبيين سرانجام نيك مؤمنان و عاقبت شوم كفرپيشگان است .
إنا أرسلنك بالحق بشيراً و نذيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 12
12 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از پيروى آيين يهود و نصارا بر حذر داشت .
و لئن اتبعت أهواءهم . .. مالك من اللّه من ولىّ و لانصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 6،15
6 - خداوند ، پس از تغيير قبله از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواست كه هرگز روى به قبله اهل كتاب نياورد و آن را قبله خويش نسازد .
و ما أنت بتابع قبلتهم
جمله «و ما أنت . ..» (تو از قبله آنان پيروى نخواهى كرد) جمله خبرى است و منظور از آن انشا و دستور مى باشد; يعنى، نبايد از قبله ايشان تبعيت كنى.
15 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به پرهيز از پيروى يهود و نصارا و ردّ آراى نفسانى ايشان
و لئن اتبعت اهواءهم . .. إنك إذاً لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 151 - 7،8
7 - تلاوت آيات الهى بر مردم و پاكسازى آنان از آلودگى ها ( شرك و . . . ) از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از اهداف رسالت اوست .
يتلوا عليكم ءايتنا و يزكيكم
8 - تعليم حقايق و معارف قرآن و آموزش حكمت به مردم ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از هدف هاى رسالت اوست .
و يعلمكم الكتب و الحكمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 155 - 13
13 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار اعلام بشارت هاى الهى به صبر پيشگان
و بشر الصبرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 217 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، واسطه بيان و ابلاغ احكام الهى
يسئلونك عن الشهر الحرام . .. قل قتال فيه كبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 219 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، واسطه تبيين و ابلاغ احكام الهى
يسئلونك عن الخمر و الميسر قل فيهما . .. و يسئلونك ماذا ينفقون قل العفو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 220 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، واسطه بيان و ابلاغ احكام الهى
و يسئلونك عن اليتامى قل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 222 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، واسطه بيان و نزول احكام
و يسئلونك . .. قُل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 223 - 16
16 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور بشارت به مؤمنانى كه تقوا و حدود الهى را در زندگى زناشويى و محيط خانواده مراعات مى كنند و با يكديگر رفتارى پسنديده دارند .
نساؤكم حرث لكم . .. و اعلموا انّكم ملاقوه و بشّر المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 272 - 1
1 - وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، اجبار مسلمانان بر انفاق بى آزار و منّت و ريا نيست .
ليس عليك هُديهم
با توجّه به ارتباط آيه با آيات قبل، «ليس عليك هديهم»، يعنى بر تو لازم نيست هدايت اجبارى مسلمانان به اينكه انفاق بدون آزار و منّت و ريا انجام دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 31 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور فراخوانى دوستداران خدا به پيروى از خويش
قل ان كنتم تحبون اللّه فاتبعونى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 32 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دعوت مردم ، به اطاعت از خدا و رسول
قل اطيعوا اللّه و الرسول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 60 - 5
5 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر قاطعيّت در انجام رسالت خويش
الحق من ربّك فلا تكن من الممترين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 73 - 8
8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ اينكه : هدايت واقعى ، تنها هدايت خداوند است .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 81 - 2،4
2 - احتجاج خداوند عليه اهل كتاب ، با يادآورى ميثاق الهى از انبياى گذشته درباره رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و اذ اخذ اللّه ميثاق النّبيّن
بنابر اين كه «اذ» متعلّق به «اذكروا» باشد و اهل كتاب - به قرينه آيات گذشته - مخاطب آن باشند.
4 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، مأمور يادآورى ميثاق الهى از انبياى پيشين ، مبنى بر لزوم ايمان به پيامبران بعدى
و اذ اخذ اللّه ميثاق النّبيّن . .. لتؤمننّ به
بنابراينكه «اذ»، متعلق به «اذكر» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 84 - 1
1 - فرمان الهى به پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر اظهار ايمان خود و امّتش به خداوند و به آنچه بر او و انبياى پيشين نازل شده است .
قل امنا باللّه و ما اُنزل علينا . .. و ما اوتى موسى و عيسى و النّبيّون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 98 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پرسش از انگيزه هاى كفرِ اهل كتاب
قل يا اهل الكتب لم تكفرون بايات اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 129 - 5
5 - مالكيّت مطلق خداوند بر هستى ، دليل نداشتن حقّ تصميمگيرى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، در مورد سرنوشت كفّار
ليس لك من الامر شىء او يتوب عليهم . .. و للّه ما فى السّموات و ما فى الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 159 - 12،14،16
12 - گذشت از خطاكاران ، و طلب آمرزش براى ايشان و مشورت در امور اجتماعى ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به مسلمانان
فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فى الامر
14 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظّف به گذشت از حقوق خويش بر مردم و طلب آمرزش براى آنان نسبت به حقوق الهى
فاعف عنهم و استغفر لهم
از اينكه پيامبر (صلی الله علیه و آله) از يكسو مأمور به گذشت از مردم و از سوى ديگر مأمور به طلب مغفرت براى آنان از خدا مى شود، مى توان به دست آورد كه مراد از «فاعف»، گذشت از حقوق خود پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مراد از «فاستغفر»، طلب مغفرت در مورد حقوق خداوند است.
16 - عفو از خطاكاران پيكار احد ، تكليف الهى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فاعف عنهم و استغفر لهم
به متقضاى ارتباط اين آيه با آيات نبرد احد، از جمله افراد مورد نظر كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظّف به ناديده گرفتن خطاى آنان است، خطاكاران نبرد احد مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 164 - 7
7 - تلاوت آيات الهى ، تزكيه نفوس و تعليم كتاب و حكمت ، سرلوحه برنامه ها و مسؤوليت هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
اذا بعث فيهم رسولا . .. يتلوا عليهم ءايته و يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 187 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور توجّه دادن عالمان اهل كتاب به ميثاقشان با خداوند
و اذ اخذ اللّه ميثاق الّذين اوتوا الكتب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 50 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به شناخت و ارزيابى عقايد و اعمال اهل كتاب
الم تر . .. انظر كيف يفترون على اللّه الكذب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 63 - 8،9
8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به چشمپوشى از خطاى كسانى كه از مراجعه به طاغوت ، اظهار ندامت كردند .
ثم جاؤك يحلفون باللّه ان اردنا الّا احساناً . .. فاعرض عنهم
كلمه «اعراض»، به قرينه «عظهم» (آنان را نصيحت كن»، به معناى اعراض از عقوبت و خطاى آنان است، نه به معناى دورى از آنان.
9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به موعظه منافقانى كه از مراجعه به طاغوت اظهار ندامت كردند .
يريدون ان يتحاكموا الى الطّاغوت . .. فاعرض عنهم و عظهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 81 - 10،14
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور مدارا با مسلمانانى كه در برابر فرامين آن حضرت برخورد منافقانه داشتند .
و يقولون طاعة . .. فاعرض عنهم
در برداشت فوق، «اعراض» به معناى گذشت گرفته شده است ; يعنى در صدد انتقام از آنان مباش.
14 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار توكل به خداوند ، براى دور ماندن از پيامد هاى اعراض از مسلمانان متخلف
و يقولون طاعة . .. فاعرض عنهم و توكّل على اللّه و كفى باللّه وكيلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 83 - 7
7 - كنترل اخبار امنيّتى و تشخيص صحيح آن ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران جامعه
و لو ردّوه الى الرسول و الى اولى الامر منهم لعلمه الّذين يستنبطونه منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 84 - 1،2،6
1 - نبرد در راه خدا ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فقاتل فى سبيل اللّه
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به نبرد در راه خدا ، حتّى با نبود نيروى كافى
فقاتل فى سبيل اللّه لا تكلّف الّا نفسك
ظاهراً جمله «فقاتل . .. »، فرع است بر مطالب گذشته كه سخن درباره تمرد مسلمانان و كوتاهى آنان در مسأله جنگ بود. يعنى اگر چه آنان حاضر به نبرد نشوند، خود به تنهايى به سوى جنگ روانه شو.
6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور برانگيختن و تشويق مؤمنان به جهاد در راه خدا
فقاتل فى سبيل اللّه . .. و حرّض المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 105 - 7،11
7 - قضاوت ، از منصب هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
لتحكم بين الناس
11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به قضاوت در ميان مردم بر پايه تعاليم قرآن و شيوه هاى ارائه شده به او ، از سوى خداوند
إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس بما اريك اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 106 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور استغفار به درگاه خداوند
و استغفر اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 127 - 4
4 - تشريع حكم ، از جانب خداوند است و بيان آن بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
قل اللّه يفتيكم فيهنّ
با توجه به اينكه «استفتاء» از پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده، ولى در جواب آمده كه خداوند پاسخگوى شماست، معلوم مى شود كه تنها خداوند تشريع كننده احكام است و پيامبر(صلی الله علیه و آله) صرفا بيانگر آن. گفتنى است كه مورد آيه (سؤال درباره زنان)، خصوصيتى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 13 - 27،29
27 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور به عفو و گذشت از خطا هاى بنى اسرائيل و ترك هرگونه تعرض نسبت به آنان
فاعف عنهم و اصفح
بنابر اينكه ضمير «عنهم» به همه بنى اسرائيل برگردد.
29 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور عفو و گذشت از غير خائنان بنى اسرائيل
فاعف عنهم و اصفح
بنابر اينكه مراد از ضمير در «عنهم»، تنها گروه غير خائن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 17 - 8
8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور محاجه با مسيحيان مدعى الوهيت مسيح
الذين قالوا إنّ اللّه . .. قل فمن يملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 19 - 4
4 - تبيين و تشريح احكام و معارف الهى ، وظيفه مهم پيامبر (صلی الله علیه و آله)
قد جاءكم رسولنا يبين لكم
در برداشت فوق، احكام و معارف دين به عنوان مفعول براى «يبين» در تقدير گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 4
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به نقل صحيح داستان قربانى هابيل و قابيل براى اهل كتاب
و اتل عليهم نبأ ابنى ءادم بالحق
با توجه به آيات پيشين كه درباره اهل كتاب بود، معلوم مى شود كه مراد از ضمير در «عليهم»، اهل كتاب هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 42 - 15
15 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به قضاوت عادلانه بين يهوديان در صورت تصميم بر داورى ميان آنان
و إن حكمت فاحكم بينهم بالقسط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 48 - 10،12،13
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار قضاوت در بين اهل كتاب بر اساس احكام الهى
فاحكم بينهم بما أنزل اللّه
برداشت فوق بر اين مبناست كه ضمير در «بينهم» به اهل كتاب باز گردد.
12 - انتخاب قرآن از ميان كتب آسمانى ، براى داورى بين اهل كتاب ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و انزلنا اليك الكتب . .. مهيمناً عليه فاحكم بينهم بما أنزل اللّه
«فاء» در «فاحكم» پس از ذكر مهيمن بودن قرآن، بيانگر اين است كه مراد از «ما انزل اللّه» قرآن است.
13 - قضاوت بين مردم بر اساس احكام الهى از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فاحكم بينهم بما أنزل اللّه
بنابر اينكه مراد از ضمير «بينهم» همه مردم باشند، نه خصوص اهل كتاب.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 1،5
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار قضاوت در بين مردمان ، بر اساس احكام الهى
و إن احكم بينهم بما أنزل اللّه
5 - خداوند ، بر حذر دارنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) از پيروى تمايلات نفسانى اهل كتاب در قضاوت
و لاتتبع اهواءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 59 - 4
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور مقابله با موضعگيرى هاى مغرضانه اهل كتاب نسبت به مسلمانان
قل يأهل الكتب هل تنقمون منا الا ان ءامنا باللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 60 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور افشاى سوابق ننگين اهل كتاب با توجه دادن آنان به گذشته شوم همكيشانشان
قل هل انبئكم بشرّ من ذلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 67 - 1،2،3،4،7،9
1 - ابلاغ كامل وحى الهى به مردم ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله)
يايها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك و إن لم تفعل فما بلغت رسالته
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرستاده خدا و واسطه ابلاغ وحى به مردم
يايها الرسول بلغ ما أنزل إليك
3 - رسالت الهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى ابلاغ وحى ، جلوه اى از ربوبيت خداوند
يايها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك
گزينش اسم «رب» نشانه ارتباط رسالت و وحى با ربوبيت الهى است.
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور ابلاغ پيام ويژه اى از سوى خداوند براى مردم
بلغ ما أنزل . .. و إن لم تفعل فما بلغت رسالته
مراد از «ما انزل . ..» نمى تواند تمامى احكام و معارف دينى باشد، زيرا معنا ندارد كه گفته شود: اگر همه آنچه بر تو نازل شده ابلاغ نكنى، رسالت الهى را به انجام نرسانده اى ; بنابراين مقصود از «ما انزل» پيامى خاص بوده كه به منزله تمامى رسالت محسوب مى شده است. كه بنابر شأن نزولهاى متعدد و روايات فراوان، آن پيام ويژه، اعلام ولايت اميرالمؤمنين(ع) بوده است.
7 - انجام وظيفه رسالت الهى از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در گرو ابلاغ پيام ويژه خداوند ( اعلام ولايت على ( ع ) ) به مردم
بلغ ما أنزل . .. و إن لم تفعل فما بلغت رسالته
9 - ابلاغ پيام ويژه الهى در آيه تبليغ ، در گرو انتخاب شيوه اى عملى از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى انجام آن
بلغ . .. و إن لم تفعل فما بلغت رسالته
تعبير قرآن در جمله «و ان لم تفعل» به جاى «و ان لم تبلغ» و يا «و الا . ..» مى رساند كه آن پيام، پيامى بوده كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه داشت آن را عملا به مردم ابلاغ كند و مجرد گفتن كفايت نمى كرده است، چنانچه آن حضرت در غدير خم با معرفى على(ع) وى را براى امامت نصب كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 92 - 11
11 - ابلاغ پيام هاى الهى به صورتى روشن و آشكار وظيفه رسول خدا (صلی الله علیه و آله)
انما على رسولنا البلغ المبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 11 - 2
2 - برانگيختن مردم به بررسى و مطالعه تاريخ امتهاى پيشين و پندگيرى از آن، وظيفه مبلغان دين
قل سيروا فى الأرض ثم انظروا
فعل امر «قل» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است كه آن حضرت را موظف به ترغيب مردم به بررسى و مطالعه در تاريخ كرده است. اين وظيفه، از نظر ملاك، اختصاصى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) ندارد، بلكه وظيفه اى همگانى، مخصوصاً براى مبلغان دين، است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 14 - 3،15،16،22،23،24
3 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور احتجاج با كافران درباره توحيد ربوبى
قل أغير اللّه أتّخد وليا فاطر السموت و الأرض و هو يطعم و لا يطعم
15 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، موظف به پيشگامى در تسليم به درگاه خداوند
قل إنى أمرت أن أكون أول من أسلم
16 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور به اظهار موضع اعتقادى خويش و پيشگامى در اسلام
قل إنى أمرت أن أكون أول من أسلم
22 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) بايد در بالاترين مرتبه تسليم در برابر خداوند باشد.
قل إنى أمرت أن أكون أول من أسلم
اگر اولويت مطرح شده در آيه از نظر رتبه و درجه تسليم باشد، پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور به كسب پيشتازى در مقام تسليم است.
23 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور به دورى از صف مشركان
قل إنى أمرت . .. و لا تكونن من المشركين
24 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور به حراست و حفاظت كامل از ايمان و اسلام خويش در برابر خطر شرك
قل إنى أمرت . .. و لا تكونن من المشركين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 15 - 2
2 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور به اظهار ترس خويش از عذاب در صورت نافرمانى از پروردگار
قل إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 19 - 1،6،10،14،23
1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور به سؤال از مشركان درباره اينكه برترين گواهى كه مى تواند حقانيت او را تأييد كند كيست؟
قل أى شىء أكبر شهدة قل اللّه
6 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور به احتجاج و بحث با مشركان با طرح سؤال و پاسخ
قل أى شىء أكبر شهدة قل اللّه
10 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، موظف به اعلام وحى شدن قرآن به خويش و بيان اهداف نزول آن
و أوحى إلىّ هذا القرءان لأنذركم به و من بلغ
14 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، وظيفه دار انذار مردم در تمامى تاريخ
و أوحى إلىّ هذا القرءان لأنذركم به و من بلغ
جمله «من بلغ» عطف بر ضمير خطاب «انذركم» است. لذا معنى آيه چنين مى شود: «لانذر من بلغ». و چون فاعل «انذر» پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، بنابراين وظيفه آن حضرت مستمر و جارى در تاريخ است.
23 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، مأمور به اعلام يگانگى خداوند و اظهار بيزارى از شرك و معبودهاى مشركان
قل إنما هو إله وحد و إننى برىء مما تشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 25 - 14
14 - لزوم آگاهى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى از روحيات كفار و مخالفين و ترفندهاى آنان
و منهم من يستمع اليك . .. إن هذا إلا أسطير الأولين
آيه مورد بحث و آيه قبل در بيان روحيات مخالفان قرآن و روشهاى آنان است. از اين بيان مى توان دريافت كه اطلاع بر رفتارها و افكار مخالفين قرآن تا چه اندازه اهميت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 35 - 12
12 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه دار شناخت دقيق روحيات و ويژگيهاى كافران و چگونگى موضعگيريهاى آنها در برابر هدايت است.
و إن كان كبر . .. فلا تكونن من الجهلين
بيان ويژگى هدايت ناپذيرى برخى كافران و لحن توبيخ گونه آيه نسبت به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بيانگر اين است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، على رغم ميل به هدايت كردن همه مردم، بايد واقعيت هدايت ناپذيرى برخى از كفار را پذيرفته و آن را در برنامه هاى خود در نظر گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 40 - 2
2 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور توجه دادن مردم به فطرت توحيدى و بيدار ساختن سرشت خفته آنان
قل أرءيتكم إن أتيكم . .. أغير اللّه تدعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 46 - 1
1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور احتجاج با مشركان و بيدار ساختن فطرت توحيدى آنان
قل أرءيتم . .. من إله غير اللّه يأتيكم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 47 - 1
1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور برانگيختن داورى وجدان مشركان بر چگونگى فرجام آنان در صورت نزول عذاب الهى
قل أرءيتكم . .. هل يهلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 50 - 1
1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور بيان محدوده وظايف و اختيارات خويش براى مردم
قل . .. إن أتبع إلا ما يوحى إلىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 51 - 1،4
1 - انذار مردم با وحى و قرآن، از وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله)
و أنذر به الذين يخافون
ضمير «به الذين» به «ما يوحى» برمى گردد و مراد از «ما يوحى» مطلق وحى و قرآن بزرگترين و كاملترين مصداق آن است.
4 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور به سرمايه گذارى بيشتر تبليغى براى بيمناكان از حشر و قيامت
و أنذر به الذين يخافون أن يحشروا إلى ربهم
با اينكه انبيا بايد همه مردم را انذار دهند، ولى معرفى يك دسته براى انذار بيانگر عنايت بيشتر به آنان در امر تبليغ و انذار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 52 - 3،13،17،20
3 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبايد براى جلب نظر مشركان، مؤمنان را از خود طرد كند.
و لا تطرد الذين يدعون ربهم
در سبب نزول اين آيه آمده است كه بزرگانى از مشركان، حضور نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مشروط به عدم حضور مؤمنان فقير و ضعيف دانستند و اين آيات در رد درخواست آنان نازل گرديده است.
13 - خيرخواهيهاى مشركان مبنى بر زيانبار بودن حضور مؤمنان ضعيف در كنار پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبايد موجب طرد و محروميت آنان از محضر پيامبر(صلی الله علیه و آله) گردد.
ما عليك من حسابهم من شىء و ما من حسابك عليهم من شىء فتطردهم
«حسابهم» مى تواند اضافه مصدر به فاعل خود (هم) باشد ; يعنى حسابگريهاى مشركان درباره مؤمنان و فقر و محروميت آنها.
17 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبايد در برخورد با مردم، فقر و غنا و گرسنگى و سيرى را ملاك قرار دهد.
ما عليك من حسابهم من شىء و ما من حسابك عليهم من شىء
20 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) نبايد با طرد مؤمنان مستمند و فقير از اطراف خويش، خود را در جرگه ظالمان قرار دهد.
فتطردهم فتكون من الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 54 - 1،2،6،12
1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه دار پيشى جستن در سلام بر مؤمنانى كه به محضر او مى آيند.
و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم
2 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به فروتنى در برابر مؤمنان و ابراز مهر و محبت به آنان
و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم
پيشى گرفتن در سلام از جانب پيامبر(صلی الله علیه و آله) تنها به عنوان يك وظيفه خاص و محدود مطرح نشده است، بلكه اين موضوع به عنوان جلوه اى از تواضع و اخلاق متعالى مطرح شده است.
6 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به دلجويى از مؤمنان فقير و ضعيف با ابلاغ سلام و رحمت الهى به آنان در برابر طعنه هاى كافران
أهؤلاء منّ اللّه عليهم من بيننا . .. و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا
در آيه قبل از طعنه هاى كافران به مؤمنان تهيدست اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) سخن به ميان آمده، و در اين آيه از آن مؤمنان با توصيف «الذين يؤمنون . .. » ياد شده است. محور ارتباط بين اين دو آيه مى تواند موضوع جبران تأثر مؤمنان باشد كه در برداشت فوق به آن اشاره شده است.
12 - ابلاغ سلام و رحمت خداوند به مؤمنان به آيات او، از وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله)
و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم كتب ربكم على نفسه الرحمة
جمله «فقل سلام عليكم» داراى دو احتمال است: يكى اينكه «به آنان سلام كن» و دوم اينكه «سلام خداوند را به آنان برسان». برداشت فوق مبتنى بر احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 58 - 4
4 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور به ترسيم مرز اختيارات خود در زمينه تحقق معجزات براى مردم
قل لو أن عندى ما تستعجلون به لقضى الأمر
حرف شرط «لو» غالباً براى افاده امتناع «جزا» به جهت امتناع «شرط» به كار مى رود. در اين مورد جمله «لو أن ما عندى» نفى اختيار تعذيب و پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور اعلام آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 63 - 2
2 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه دار يادآورى تجربه هاى دينى و فطرت توحيدى به مشركان، براى هدايت و احتجاج با آنان است.
قل من ينجيكم من ظلمت البر و البحر تدعونه تضرعا و خفية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 64 - 2،4
2 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه دار بيان برخى از معارف به صورت طرح پرسش و ارائه پاسخ است.
قل من ينجيكم . .. قل الله ينجيكم
4 - بيان نقش اختصاصى خداوند در برهه هاى حساس و بحرانهاى زندگى براى مردم، از وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مبلغان دين است.
قل من ينجيكم . .. قل الله ينجيكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 65 - 2
2 - يادآور شدن قدرت اختصاصى خداوند بر فرستادن انواع عذاب بر مشركان و كافران، از وظايف تبليغى پيامبر(صلی الله علیه و آله)
قل هو القادر على أن يبعث عليكم عذابا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 68 - 2
2 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به اجتناب از بحث و جدال و درگير شدن با مغالطه گران و شبهه افكنان در آيات قرآن و ديگر آيات الهى
و إذا رأيت الذين يخوضون فى ءايتنا فأعرض عنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 70 - 3،6،11
3 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه دار بى اعتنايى به كسانى كه آيين آنها بازى و سرگرمى است.
و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا
6 - رها كردن و بى اعتنايى به كسانى كه دين خدا را بازيچه و سرگرمى انگاشته اند، وظيفه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان است.
و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا
11 - تذكر دادن به مردم با قرآن، از وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مبلغان دين است.
و ذكر به أن تبسل نفس
مرجع ضمير «به» قرآن مى تواند باشد كه از سياق آيات مورد بحث به دست مى آيد و به اصطلاح مرجع حكمى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 22
22 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به مقابله مناسب با تهاجم تبليغاتى كافران است.
قل أندعوا . .. قل إن هدى الله هو الهدى
«قل» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. تكرار آن در آيه بيان اهميت اين مفاهيم در برابر القائات و انديشه هايى است كه كافران آن را مطرح مى ساختند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 90 - 2،8
2 - اقتدا به رهنمودهاى انبياى گذشته وظيفه پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
أولئك الذين هدى الله فبهديهم اقتده
8 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به اعلام مزد نخواستن از مردم در قبال تبليغ رسالت و انجام مسؤوليت خويش است.
قل لاأسئلكم عليه أجرا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 91 - 24
24 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به ترك مباحثه و احتجاج با يهود، بيش از مقدار بيان شده در اين آيات بوده است.
قل الله ثم ذرهم فى خوضهم يلعبون
آيه مورد بحث خود در مقام احتجاج با يهود است و جمله ذيل آيه (ثم ذرهم)، دستور به ترك احتجاج مى دهد. مقتضاى جمع بين اين دو فراز، آن است كه احتجاج بايد در حد مذكور باشد و بيش از آن نبايد به آن پرداخته شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 106 - 1،9
1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور پيروى از وحى است.
اتبع ما أوحى اليك من ربك
9 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به رويگردانى از مشركان و اهميت ندادن به اتهامات آنان است.
و أعرض عن المشركين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 112 - 21
21 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به مبارزه منفى با مشركان مكه از راه بى اعتنايى به شبهات و دروغپردازيهاى آنان است.
و لو شاء ربك ما فعلوه فذرهم و ما يفترون
رها كردن مشركان و اعتنا نكردن به گفته هاى آنان نوعى مبارزه منفى است كه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را به آن فرمان مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 114 - 13
13 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در اينكه معجزه طلبى مشركان از سر حقجويى نيست، نبايد به خود ترديد راه دهند.
فلا تكونن من الممترين
متعلق «ممترين» بايد چيزى متناسب با مضمون آيه باشد. پيام اصلى آيه آن است كه معجزه طلبى كافران و مخالفتهاى اهل كتاب با پيامبر(صلی الله علیه و آله) از سر حقجويى نيست. بنابراين «لا تكونن من الممترين» يعنى ترديدى در اين مسأله نداشته باش.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 116 - 1
1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبايد در عقايد و احكام از اكثريت مردم پيروى كند.
أفغير الله أبتغى حكما و هو الذى . .. و إن تطع أكثر من فى الأرض
چون در آيات گذشته سخن از درخواست معجزات جديد از سوى مشركان بود و آيه قبل نيز بر لزوم پذيرش حكم الهى در امور تأكيد داشت و سپس قرآن را به عنوان مظهر حكم خداوند مطرح نمود، مى توان نتيجه گرفت كه ممنوعيت پيروى در مسائل عقيدتى و احكام در مواردى است كه در قرآن حكم آن مسأله وجود داشته باشد، نه در تمامى امور. توجه به كلمه «سبيل الله» نيز اين مطلب را روشنتر مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 135 - 1،2
1 - هشدار دادن به كافران به پايان ناخوشايندشان از وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله)
قل يقوم اعملوا على مكانتكم
2 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور اعلام به ثبات و قاطعيت عملى بر آيين خود در برابر كفار
قل يقوم اعملوا على مكانتكم إنى عامل فسوف تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 137 - 17
17 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور بى اعتنايى به مشركان و دروغپردازى آنان است.
فذرهم و ما يفترون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 147 - 1
1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور توجه دادن تكذيب كنندگان وحى به رحمت واسعه خداوند و بيم دادن آنان از عذاب حتمى اوست.
فإن كذبوك فقل ربكم ذو رحمة وسعة و لا يرد بأسه عن القوم المجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 148 - 12
12 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور احتجاج با مشركان و رد انديشه هاى غلط آنان
قل هل عندكم من علم فتخرجوه لنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 150 - 1،8
1 - رهنمود خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى دعوت مدعيان تحريمهاى واهى به ارائه دليل و مناظره و احتجاج
قل هلم شهداءكم الذين يشهدون
8 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) از پيروى تمايلات منحرفان بايد بر حذر باشد.
و لا تتبع أهواء الذين كذبوا بأيتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 151 - 1،2
1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) از جانب خدا فرمان يافت تا مردم را فراخواند و محرمات الهى را براى آنان بيان كند.
قل تعالوا أتل ما حرم ربكم عليكم
«تلاوت»، مصدر «أتل»، به معناى خواندن است. چون «أتل» در جواب فعل امر (تعالوا) قرار گرفته، به شرط مقدر مجزوم شده است. «عليكم» متعلق به «أتل» و نيز «حرم» است.
2 - بيان محرمات الهى براى مردم، وظيفه پيامبر(صلی الله علیه و آله)
أتل ما حرم ربكم عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 161 - 4،5
4 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) بايد اعتقاد خويش را به آيين اسلام به مردم اعلام كند.
قل إننى هدينى ربى إلى صرط مستقيم دينا قيما
5 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) در اعلام اعتقادش به اسلام بايد خداوند را به عنوان راهنماى خويش معرفى كند.
قل إننى هدينى ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 162 - 6
6 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى بايست اخلاص خويش را در همه امور به مردم اعلام كند.
قل إن صلاتى و نسكى و محياى و مماتى لله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 163 - 3
3 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) به يگانه پرستى، اخلاص در عبادت و ايمان به يكتايى خدا در ربوبيت مأمور بود.
إن صلاتى . .. لله رب العلمين. لا شريك له و بذلك أمرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 2 - 2
2 - پرهيز از دلتنگى و ملالت در تبليغ قرآن، فرمان و توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)
فلا يكن فى صدرك حرج منه
مى توان گفت جمله «فلا يكن . ..»، كه تفريع بر «أنزل إليك» است، به قرينه «لتنذر» از آن دلتنگى اى نهى مى كند كه ناشى از انذار و متذكر كردن مردم باشد. يعنى اى پيامبر چون قرآن كتاب آسمانى است، مبادا مشكلات انذار مردم با تبليغ قرآن، مايه دلتنگى و ملالت خاطر براى تو شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 32 - 8
8 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور مبارزه با بدعتها و تحريمهاى ناشى از اوهام بشرى
قل من حرم زينة الله التى أخرج لعباده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 157 - 14،16،20
14 - فرمان به كار هاى شايسته و برحذر داشتن از كار هاى ناروا ( امر به معروف و نهى از منكر ) از وظايف اساسى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از اهداف رسالت او
يأمرهم بالمعروف و ينهيهم عن المنكر
16 - حكم به حلّيت همه پاكيزه ها و تحريم همه ناپاكى ها ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از اهداف رسالت اوست .
و يحل لهم الطيبت و يحرم عليهم الخبئث
20 - برداشتن تكاليف شاق ، گسستن زنجير هاى جهل و خرافه و زدودن بدعت هاى دينى از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) در انجام رسالت خويش
و يضع عنهم إصرهم و الأغلل التى كانت عليهم
«إصر» به معناى عهد و پيمان سنگين و نيز به هر چيز دشوار و طاقت شكن گفته مى شود. در آيه شريفه بدين مناسبت كه در مقام بين تشريع احكام از سوى پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مراد از آن تكاليف مشقتبارى است كه امتهاى گذشته بدانها پايبند بوده اند. غُلّ (مفرد اغلال) به معناى طوق و زنجيرى است كه به گردن و يا دستها بسته مى شود و مراد از آن جهل و خرافه و بدعت و مانند اينهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 158 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار ابلاغ پيام خويش به همه جهانيان و تبيين فراگيرى رسالتش بر همگان
قل يايها الناس إنى رسول اللّه إليكم جميعا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 163 - 3
3 - خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواست تا از يهوديان ، سرگذشت مردم ايله را جويا شود .
و سئلهم عن القرية التى كانت حاضرة البحر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 175 - 1
1 - خداوند به پيامبر خويش فرمان داد تا داستان بلعم باعورا را براى مردم بيان كند .
و اتل عليهم نبأ الذى ءاتينه ءايتنا
بسيارى از م---فسران بر اين باورند كه مقصود از «الذى ءاتينه . .. » بلعم، فرزند باعورا، است كه در زمان حضرت موسى(ع) مى زيسته.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 176 - 16
16 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند مأمور شد تا داستان بلعم باعورا را براى تكذيب كنندگان آيات الهى گزارش كند .
فاقصص القصص
«قصّ» (مصدر «اُقصص») به معناى بيان كردن و بازگو كردن است. «قصص» به معناى خبر و داستان است و «ال» در آن عهد ذكرى و اشاره به داستان بلعم باعورا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 184 - 8
8 - انذار مردم و بيم دادن ايشان از فرجام هاى شوم ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از شؤون وى
إن هو إلا نذير مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 187 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به اعلام عدم آگاهى خويش به لحظه فرارسيدن قيامت
قل إنما علمها عند ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 188 - 10،16،17
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خدا مأمور بود تا وابسته بودن توانش را به مشيت خدا و آگاه نبودنش را به امور غيبى به مردم اعلام كند .
قل لاأملك . .. و لو كنت أعلم الغيب
16 - انذار مردم و آگاه ساختن آنان از عاقبت شوم كفرپيشگان ، از وظايف اساسى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إن أنا إلا نذير
لام در «لقوم» هم مى تواند «لام» تقويت باشد و هم مى تواند «لام» انتفاع گرفته شود. بر اساس احتمال اول «قوم» مفعول براى «نذير و بشير» خواهد بود و مفاد آيه اين است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مؤمنان را انذار خواهد كرد و به آنان بشارت خواهد داد. و بر اساس دومين احتمال مفعول «نذير و بشير» همه مردم هستند و «لقوم يؤمنون» بيان مى دارد كه تنها مؤمنان از انذارها و بشارتها بهره مند مى شوند.
17 - بشارت دادن به مردم و آگاه ساختن آنان از فرجام مبارك اهل ايمان ، از وظايف اساسى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إن أنا إلا نذير و بشير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 195 - 7
7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خدا مأمور شد تا براى اثبات ناتوانى بت ها ، مشركان را به تحدى و مبارزه عليه خويش دعوت كند .
قل ادعوا شركاءكم ثم كيدون فلاتنظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 199 - 1،2،3
1 - خداوند پيامبرش را به پيشه ساختن عفو از خطاكاران فرمان داد .
خذ العفو
«أخذ» (مصدر خذ) به معناى گرفتن و از چنگ ندادن است كه به مناسبت مورد، كنايه از ملتزم شدن مى باشد. بنابراين «خذ العفو» يعنى عفو و گذشت را از چنگ مده و بدان ملتزم باش.
2 - دعوت مردم به كار هاى پسنديده ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و أمر بالعرف
«عرف» به معناى (شناخته شده) است و مراد از آن كارهايى است كه در شرع و عقل به پسنديده بودن شناخته شده است.
3 - خداوند از پيامبرش خواست تا با جاهلان و سفيهان مدارا كند و كردار جاهلانه آنان را ناديده انگارد .
و أعرض عن الجهلين
«اعراض» به معناى روى گرداندن است و رويگردانى گاهى كنايه از مدارا كردن و ناديده گرفتن است و گاهى به معناى بى اعتنايى كردن و دورى گزيدن. با توجه به صدر آيه مى توان گفت مراد از اعراض، معناى اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 200 - 3
3 - پناه خواستن از خدا به هنگام مواجه شدن با وسوسه هاى شيطان ، فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إما ينزغنك . .. فاستغذ باللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 205 - 1،3
1 - خداوند از پيامبرش خواست تا متوجه مقام ربوبى وى بوده و او را در دل و جان خويش ياد كند .
و اذكر ربك فى نفسك
3 - خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواست تا لب به ذكر او گشايد و زبانش را به ياد او مترنم سازد .
و اذكر ربك . .. دون الجهر من القول
برداشت فوق بر اين اساس است كه «دون الجهر . .. » عطف بر «فى نفسك» باشد. بر اين مبنا آيه شريفه اشاره به دو گونه ذكر دارد: ذكر قلبى كه «فى نفسك» آن را بيان مى كند، ذكر زبانى كه «دون الجهر من القول» به آن اشاره دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 1 - 5
5 - بيان احكام و پاسخگويى به پرسش هاى اقتصادى - اجتماعى از شؤون پيامبر (صلی الله علیه و آله)
يسئلونك عن الأنفال قل الأنفال للّه و الرسول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 38 - 8،9
8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند مأموريت يافت تا سنت الهى را در سركوبى حق ستيزان به كافران عصر خويش ابلاغ كند .
قل للذين كفروا . .. و إن يعودوا فقد مضت سنت الأولين
9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ رحمت و مغفرت الهى نسبت به كافران تنبّه يافته
قل للذين كفروا إن ينتهوا يغفر لهم
برداشت فوق بر اين اساس است كه متعلق «إن ينتهوا» كفر باشد يعنى اگر از كفر دست كشيدند . .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 43 - 9
9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف بود تا رؤيا هاى خويش را ، در صورتى كه مربوط به جامعه اسلامى باشد ، براى مردم بيان كند .
و لو أريكهم كثيرا لفشلتم و لتنزعتم
قبل از جمله «لفشلتم» جمله اى همانند «ثم ذكرتها للمؤمنين» در تقدير است. زيرا اگر پيامبر(صلی الله علیه و آله) رؤياى خويش را بيان نمى كرد، تأثيرى در روحيه مسلمانان نمى داشت. حذف اين جمله (ثم ذكرتها ... ) مى تواند اشاره به اين باشد كه نقل چنين رؤياهايى امرى ضرورى و بديهى بوده، به گونه اى كه نياز به آوردن آن در عبارت نبوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 62 - 8
8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى نبايد صلح طلبيهايى را كه قرين نيرنگ است بپذيرند و به سبب آن از نبرد با كافران بازايستند .
و إن يريدوا أن يخدعوك فإن حسبك اللّه
برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «و ان يريدوا . .. » فرض ديگرى در مقابل «إن جنحوا» باشد، نه توضيح و تكميل آن. يعنى صلح به دو منظور پيشنهاد مى شود: گاهى به سبب صلح واقعى و زندگانى مسالمت آميز با مسلمانان و گاهى به منظور حيله گرى و تجديد قوا. آيه قبل (إن جنحوا ... ) بيانگر احكام و دستورات فرض اول و آيه دوم (و إن يريدوا) بيانگر احكام و دستورات فرض دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 64 - 5
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى در مبارزه با شرك و كفر تنها بايد بر خدا و مؤمنان پيرو تكيه كنند .
حسبك اللّه و من اتبعك من المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 65 - 2
2 - تشويق و تحريك اهل ايمان براى پيكار با كافران ، وظيفه اى الهى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)
يأيها النبى حرض المؤمنين على القتال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 70 - 8
8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور ابلاغ نويد خداوند به اسيران جنگ بدر ( آمرزش گناهان ايشان و . . . ) در صورت گرايش به اسلام
قل لمن فى أيديكم من الأسرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 1 - 3
3 - دستور خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر ابلاغ الغاى پيمان عدم تعرض ، به مشركان معاهد
براءة من اللّه و رسوله إلى الذين عهدتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 6 - 10
10 - جهل و ناآگاهى مشركان ، فلسفه دستور خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر به حضور پذيرفتن آنان و ابلاغ پيام وحى به آنان
و إن أحد من المشركين استجارك فأجره . .. ذلك بأنهم قوم لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 33 - 2
2 - هدايت و راهنمايى انسان ، مسؤوليتى الهى بر دوش پيامبر (صلی الله علیه و آله)
هو الذى أرسل رسوله بالهدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 53 - 8
8 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در نپذيرفتن انفاق هاى منافقان
لن يتقبل منكم
برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «لن يتقبل» خبر به معناى انشا باشد; يعنى، پيامبر (صلی الله علیه و آله) نبايد انفاق منافقان را بپذيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 55 - 20
20 - از امام صادق ( ع ) روايت شده است : « إياك أن تطمح نفسك إلى من فوقك و كفى بما قال اللّه عز و جل لرسوله (صلی الله علیه و آله) « فلا تعجبك اموالهم و لا اولادهم » . . . ;
مبادا دلباخته كسانى شوى كه از نظر دنيايى برتر از تو هستند و مال و منال آنان را آرزو كنى! در اين مورد سخن خداى عز و جل كافى است كه به رسول خود مى فرمايد: مبادا اموال و اولاد آنان تو را مجذوب كند . .. ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 64 - 8
8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور موضع گيرى در برابر منافقان و تهديد ايشان به افشاى اسرارشان
يحذر المنفقون . .. قل استهزءوا إن اللّه مخرج ما تحذرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 65 - 5
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور توبيخ منافقان ، به خاطر بازيچه شمردن دين و استهزاى ارزش هاى الهى
قل أباللّه و ءايته و رسوله كنتم تستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 73 - 1
1 - نبرد بى امان با كافران و منافقان ، و سخت گيرى و عدم ترحم به آنان ، فرمان خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
يأيها النبى جهد الكفار و المنفقين و اغلظ عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 83 - 4
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور افشاى چهره منافقان و اعلام عدم حضور قطعى آنان با او در هيچ جنگى پس از جنگ تبوك
فقل لن تخرجوا معى أبداً و لن تقتلوا معى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 84 - 8
8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبر جامعه اسلامى ، مأمور به اتخاذ مواضع صريح و قاطع در برابر عناصر نفاق و منافق و ناسالم جامعه
و لاتصل على أحد منهم مات أبداً و لاتقم على قبره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 92 - 11
11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) اداره كننده و سامان دهنده امور سپاه اسلام بود .
أتوك لتحملهم قلت لا أجد
از اينكه مؤمنان، براى مسايل مختلف جهاد، به آن حضرت مراجعه مى كردند، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 94 - 6
6 - موضع گيرى در برابر متخلفانِ از وظايف اجتماعى ( چون جهاد و . . . ) از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبر جامعه اسلامى
يعتذرون إليكم . .. قل لا تعتذروا
از اينكه نخست همه مؤمنان مورد خطاب قرار گرفته اند، ولى وظيفه اعلام موضع تنها بر عهده پيامبر(صلی الله علیه و آله) قرار داده شده، مى توان برداشت فوق را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 103 - 4،16
4 - تعيين اموال متعلق صدقه ( زكات ) و مقدار آن ، بسته به نظر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حاكم اسلامى است .
خذ من أمولهم صدقة
نكره آمدن «صدقة» و عدم تعيين مقدارى خاص از آن، احتمالا اشاره به اين دارد كه موارد فوق، مبتنى بر صلاحديد پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حاكم اسلامى است.
16 - دستور خدا به دلجويى كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از گنهكاران نادم ، با قبول صدقه شان و دعا براى آنان
خذ من أمولهم صدقة . .. و صل عليهم إن صلوتك سكن لهم
برداشت فوق با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيش است كه درباره متخلفان نادمى نازل شده كه براى جبران تخلفشان از جنگ تبوك عزم انفاق تمامى اموال خود را داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 108 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبر جامعه اسلامى ، بايد در موضع گيرى عليه جريان هاى باطل ( نفاق ) پيشگام باشد .
لا تقم فيه أبداً
مخاطب قرار گرفتن شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) در اين آيه ظاهراً به خاطر موقعيتى است كه آن حضرت داشتند (موقعيت رهبرى).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 41 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) دستور داشت تا در صورت مواجه شدن با پافشارى مشركان بر تكذيب و انكار ، آنان را به حال خود ر ها كرده و از اعمال باطلشان اعلان تبرى كند .
و إن كذبوك فقل . .. و انا برىء ممّا تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 71 - 1
1 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند دستور يافت تا سرگذشت نوح ( ع ) و قومش را ، به عنوان هشدار براى مشركان مكه ، بازگو كند .
و اتل عليهم نبأ نوح إذ قال لقومه
«نبأ» خبرى است كه براى شنونده داراى فائده عظيم باشد. (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 101 - 1
1 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) دستور يافت ، مردم را به مطالعه و تفكر در پديده هاى آسمان ها و زمين فراخواند .
قل انظروا ماذا فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 102 - 6،7
6 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند دستور يافت تا مشركان را به « عذاب استيصال » هشدار دهد و اعلان نمايد كه در انتظار وقوع آن باشند .
و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون. فهل ينتظرون إلا مثل أيام الذين خلوا من
7 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند دستور يافت يأس و نوميدى خود را نسبت به هدايت يافتن مشركان ابلاغ كرده و اعلان كند كه در انتظار نزول عذاب بر آنان به سر مى برد .
فهل ينتظرون . .. قل فانتظروا إنى معكم من المنتظرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 104 - 1،2
1 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) دستور يافت مبانى و پايه هاى دين خود را براى مشركان ، صريح و بى پرده بيان كند و هرگونه ابهام و ترديدى را كاملا بزدايد .
قل يأيها الناس إن كنتم فى شك من دينى فلا أعبد الذين تعبدون من دون اللّه
2 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) دستور يافت پايبندى و انعطاف پذيرى خود را در طرد شرك و دعوت به توحيد ، صريح و بى پرده براى مشركان اعلان نمايد .
قل يأيها الناس إن كنتم فى شك من دينى فلا أعبد الذين تعبدون من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 105 - 2
2 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) دستور يافت انعطاف ناپذيرى خود را نسبت به آيين شرك به عنوان فرمانى صريح از جانب خداوند ، به مشركان ابلاغ كند .
قل يأيها الناس . .. و أمرت أن أكون من المؤمنين. و أن أقم وجهك للدين حنيفاً و لات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 108 - 1
1 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند دستور يافت تا مردم را به الهى و حق بودن قرآن توجه داده و آنان را به پذيرش معارف آن دعوت كند .
قل يأيها الناس قد جاءكم الحق من ربكم فمن اهتدى فإنما يهتدى لنفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 109 - 4
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور به صبر و خويشتن دارى در برابر مشكلات رسالت تا فرارسيدن حكم و داورى خداوند بود .
و اتبع ما يوحى إليك و اصبر حتى يحكم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 2 - 5،6
5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار انذار مشركان و ترساندن آنان از فرجامى شوم
ألاّ تعبدوا إلاّ الله إننى لكم منه نذير
6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار مژده دادن به موحدان و بشارت دادن آنان به عاقبتى خوش
ألاّ تعبدوا إلاّ الله إننى لكم منه . .. بشير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 12 - 2،10
2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار ابلاغ همه معارف و احكام وحى شده به او ، هر چند برخى از آنها ، جبهه گيرى و مخالفت مردمان را در پى داشته باشد .
إن هذا إلاّ سحر مبين . .. فلعلّك تارك بعض ما يوحى إليك
10- وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) انذار مردم و ابلاغ احكام و معارف دين است نه پاسخ گويى به درخواست هاى نابه جاى آنان
إنما أنت نذير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 112 - 3،4
3- استقامت در ابلاغ دين و گسترش توحيد ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به اوست .
فاستقم كما أُمرت و من تاب معك
جمله «تو و پيروانت پايدارى و استقامت كنيد» مى تواند به اين معنا باشد: بر توحيد و احكام دين پايبند و ثابت قدم بمانيد; مبادا سختيها و مشكلات شما را از مسير حق منحرف سازد. و نيز مى تواند گوياى اين باشد: در ابلاغ توحيد و دين پايدارى كنيد و از دعوت ملول و خسته نشويد. برداشت فوق ناظر به معناى دوم است.
4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چگونگى پايدارى و استقامت ، بايد بر اساس امر و فرمان خدا عمل مى كرد .
فاستقم كما أُمرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 3
3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) بايد الگوى مردمان در اقامه نماز باشد .
و أقم الصلوة
مفسران برآنند كه مراد از نماز در آيه مورد بحث، نمازهاى يوميه است و اين نمازها بر همگان واجب است. بنابراين مخاطب قراردادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) در بيان لزوم اقامه نماز، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 115 - 1
1- خداوند ، پيامبرش را به صبرپيشگى و شكيبايى فرا خواند .
واصبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 121 - 3،4
3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به آن حضرت ، موظف به پايدارى بر مواضع خويش ( ابلاغ رسالت الهى و مبارزه با شرك و فساد )
إنا عملون
4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) از ناحيه خداوند مأمور بود تا پايدارى خود و مؤمنان و ايستادگى بر مواضعشان را به كافران تأكيد كند .
و قل للذين لا يؤمنون . .. إنا عملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 122 - 5
5- ابلاغ تهديد هاى خداوند به كفرپيشگان و رساندن بشارت هاى او به مؤمنان ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
و قل . .. وانتظروا إنا منتظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 108 - 1،2،4
1- ابلاغ توحيد ، تبليغ قرآن و مبارزه با شرك ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و راه و رسم او بود .
قل هذه سبيلى
«هذه» اشاره به مطالبى است كه آيات قبل به آنها اشاره داشت. از جمله آنهاست: ابلاغ توحيد ، نفى شرك ، تبليغ قرآن و تعاليم وحى.
2- فراخوانى مردم به خدا و سوق دادن آنان به سوى او ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و راه و رسم او بود .
أدعوا إلى الله
4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار اعلام صريح مواضع عقيدتى برنامه رسالت خويش
قل هذه سبيلى أدعوا إلى الله . .. و ما أنا من المشركين
برداشت فوق از كلمه «قل» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 30 - 4
4- تلاوت قرآن بر مردم ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از هدف هاى ارسال او به پيامبرى
أرسلنك . .. لتتلوا عليهم الذى أوحينا إليك
«تلاوت» (مصدر تتلوا) به معناى خواندن است و «لتتلوا» متعلق به «أرسلناك» مى باشد و بيانگر وظيفه پيامبر و هدف ارسال او به پيامبرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 40 - 6
6- خداوند از اينكه پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه خويش ( ابلاغ رسالت ) را به تحقق تهديد هاى اعلام شده وابسته بداند ، برحذر داشت .
و إن مَّا نرينّك بعض الذى نعدهم. .. فإنما عليك البلغ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 1 - 6،17
6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار هدايت مردم به سوى نور و خارج كردن آنان از ظلمت ها ( گمراهى ها ) ، با تعاليم قرآن كريم
أنزلنه إليك لتخرج الناس من الظلمت إلى النور
17- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار هدايت مردم به راه خداى عزتمند ستودنى ، با تعاليم قرآن كريم
كتب أنزلنه إليك لتخرج الناس من الظلمت إلى النور . ..إلى صرط العزيز الحميد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 6 - 1
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به يادآورى سرگذشت موسى ( ع ) و قومش و به خاطر سپردن آن
و إذ قال موسى لقومه
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه فعل «اذكر» قبل از «إذ» مقدر باشد. بنابراين، آيه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و بيان وظيفهء آن حضرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 7 - 1
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به يادآورى اعلام الهى به مردم به اينكه : هر كس سپاسگزار باشد ، قطعاً نعمتش فزونى مى يابد و هر كس كفران نمايد ، دچار عذاب شديد مى گردد .
و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن عذابى لشديد
«و إذ تأذّن» عطف بر «إذ قال» است كه در آن «اذكر» در تقدير است و مخاطب پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 3 - 1
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به هنگام مواجهه با حق ناپذيرى كافران مكه ، مأمور به ر ها كردن آنان به حال خود و ترك محاجه با آنها شد .
ذرهم يأكلوا و يتمتّعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 28 - 2
2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به يادآورى قصه خلقت انسان
و إذ قال ربّك للملئكة إنى خلق بشرًا
«إذ» مفعول به براى «اذكر» مقدر است و به قرينه كاف «ربك» مخاطب فعل، پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 49 - 1،2
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار باخبر ساختن بندگان از غفران ، آمرزش ، رحمت و مهربانى خداوند
نبّىء عبادى أنى أنا الغفور الرحيم
2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) عهده دار اميدوار ساختن بندگان خطاكار و گنهكار به غفران و رحمت خداوند
نبّىء عبادى أنى أنا الغفور الرحيم
«غفران» و «آمرزش» اصولاً در جايى به كار مى روند كه در كنار آن، خطا و لغزشى وجود داشته باشد. از اين رو ممكن است مراد از «عبادى» آن دسته از بندگانى باشند كه لغزش و گناهى مرتكب شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 50 - 1
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار باخبر ساختن بندگان از عذاب دردناك خداوند
و أن عذابى هو العذاب الأليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 51 - 1
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار باخبر ساختن بندگان از ماجراى مهمانان حضرت ابراهيم ( فرشتگان )
و نبّئهم عن ضيف إبرهيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 85 - 11
11- پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار عفو كريمانه و گذشت شايسته از كافران و مشركان و ناديده گرفتن اذيت و آزار آنان بود .
فاصفح الصفح الجميل
«صفح» به معناى عفو بدون ملامت كردن و به رخ كشيدن است كه از آن مى توان گذشت كريمانه و بزرگوارانه برداشت كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 88 - 12
12- پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار برخورد فروتنانه ( خفض جناح ) با مؤمنان
واخفض جناحك للمؤمنين
«خفض جناح» (بال گشودن) كنايه از فروتنى و تواضع است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 94 - 4
4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) به اعراض و بى اعتنايى نسبت به اذيت ، آزار و كارشكنى مشركان و دشمنان و پايدارى در دعوت خويش مأمور شد .
فاصدع بما تؤمر و أعرض عن المشركين
مراد از «اعراض از مشركان» كناره گيرى دز آنان نيست، چون با فراز نخست آيه (فاصدع بما تؤمر) - كه فرمان به اظهار علنى دعوت مى دهد - سازگار نيست; بلكه چون پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مكه مورد آزار و كارشكنى بسيار دشمنان و مشركان بودند، مقصود همان است كه در برداشت فوق آمده است. گفتنى است آيه بعد (إنا كفيناك المستهزءين) نيز مؤيد اين حقيقت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 44 - 6
6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار تبيين قرآن كريم براى مردم
و أنزلنا إليك الذكر لتبيّن للناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 64 - 5
5- تبيين قرآن براى حل اختلاف هاى عقيدتى مردم ، از جمله وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و ما أنزلنا عليك الكتب إلاّ لتبيّن لهم الذى اختلفوا فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 82 - 3،5
3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار به كارگيرى مفاهيم روشن و صريح در تبليغ دين
فإنما عليك البلغ المبين
«بلاغ» به معناى تبليغ و رساندن پيام است. توصيف آن به «المبين» (آشكار و روشنگر) بيانگر مطلب ياد شده است.
5- سلب نشدن وظيفه ابلاغ دين از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى ، به صرف روى گردانى مردم از آنان
فإن تولّوا فإنما عليك البلغ المبين
بدين احتمال كه معناى آيه چنين باشد كه اگر مردم روى گرداندند، تو نبايد بار تكليف را فرو نهى; بلكه بايد همچنان به وظيفه ابلاغ پيام الهى همت گمارى، برداشت فوق به دست مى آيد. گفتنى است آمدن جمله «فإنما عليك ...» به صورت جمله اسميه - كه دال بر استمرار است - مؤيد همين برداشت خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 102 - 1
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار پاسخ گويى به اتهامات مشركان مبنى بر ساختگى بودن قرآن با روشن كردن حقيقت وحى
إنما أنت مفتر . .. قل نزّله روح القدس من ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 123 - 1
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پيروى از آيين ابراهيم ( ع ) گرديد .
ثمّ أوحينا إليك أن اتّبع ملّة إبرهيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 125 - 1،7
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور دعوت مردم به راه پروردگار در پرتو حكمت ( برهان هاى عقلى و علمى ) و موعظه نيك
ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة
«حكمت» به معناى دستيابى به حق در پرتو علم و عقل است (مفردات راغب). بنابراين «بالحكمة»; يعنى، به وسيله براهين عقلى و علمى به حق رسيدن.
7- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به مجادله و مناظره با كافران و مشركان با بهترين نوع و روش
و جدلهم بالتى هى أحسن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 127 - 1،3
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر اذيت و آزار دشمنان به آن حضرت ، تنها مأمور به صبر و شكيبايى گرديد و نه مجاز براى مقابله به مثل
ادع إلى سبيل ربّك . .. و إن عاقبتم فعاقبوا ... و اصبر
خداوند، در آيه قبل همه مسلمانان را مجاز به مقابله به مثل دانسته است; ولى در اين آيه شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مخاطب قرار داده و به او اختصاصاً فرمان صبر و مقاومت داده است. از ارتباط اين دو آيه، برداشت فوق به دست مى آيد.
3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به انتخاب و پيمودن برترين و ارزشمندترين راه ها در مسير دعوت خويش و در برخورد با دشمنان
و لئن صبرتم لهو خير للصبرين . و اصبر
برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه در آيه قبل، قصاص و نيز صبر براى مؤمنان تجويز شده; ولى در اين آيه براى شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) تنها صبر را - كه برترين راه است - مشخص فرموده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 26 - 2
2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به اداى حقوق خويشاوندان ، مساكين و در راه ماندگان با رعايت اعتدال و اجتناب از تبذير
و ءات ذاالقربى حقّه و المسكين و ابن السبيل و لاتبذّر تبذيرًا
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مخاطب در آيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد، هر چند ديگران را نيز شامل مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 28 - 1
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به برخورد مناسب با خويشاوندان ، مسكينان و در راه ماندگان با بيانى نرم و دلپذير در صورت خوددارى از كمك به آنها به خاطر ناتوانى مالى
و ءات ذاالقربى حقّه . .. و إمّا تعرضنّ عنهم ابتغاء رحمة من ربّك ترجوها
عبارت «ابتغاء رحمة من ربّك» (جوياى رحمت پروردگارت هستى) و شواهد تاريخى حكايت از آن دارد كه: خوددارى پيامبر(صلی الله علیه و آله) از كمك به افراد ياد شده، به دليل ضعف مالى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 29 - 4
4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به رعايت اعتدال در انفاق و پرهيز از زياده روى در آن و توجه به زندگى شخصى خود است .
و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك و لاتبسطها كلّ البسط فتقعد ملومًا محسورًا
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مخاطب آيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد، هر چند ديگران را نيز شامل مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 42 - 2
2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف شد تا به مشركان اعلام كند : اگر با خداى واحد ، خدايان ديگرى وجود دارد ، بايد آنان براى گرفتن عرش چاره انديشى نموده و وسيله اى فراهم آورند .
قل لو كان معه ءالهة كما يقولون إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 45 - 2،3
2- قراءت قرآن و تلاوت وحى بر مردم ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و إذا قرأت القرءان
از اينكه خداوند براى پاسدارى از پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بين وى و كافران به هنگام تلاوت قرآن حجابى نامريى قرار داده است; مى تواند به خاطر اين باشد كه آن حضرت موظف بوده است كه قرآن را براى مردم تلاوت كند اما چون با تلاوت قرآن، مورد آزار و اذيت قرار مى گرفت خداوند با جعل حجاب، او را از آزار آنان محافظت كرد.
3- تلاوت قرآن كريم توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان مردم
و إذا قرأت القرءان جعلنا بينك . .. حجابًا مستورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 48 - 1
1- مأموريت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند براى نگرشى كنجكاوانه و دقيق به اتهامات و شگرد هاى تبليغى مشركان و دشمنان خويش
انظر كيف ضربوا لك الأمثال
جمله «ضربوا لك الأمثال» در زبان عرب به معناى «شبهوك بالأشياء» استعمال مى شود; يعنى، تو را به چيزهايى تشبيه مى كنند و مراد از آن - به قرينه آيه قبل - نسبت دادن صفات ناپسند چون: مجنون، مسحور و . .. به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 50 - 2
2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به پاسخ گويى به استبعاد منكران معاد
قالوا أءذا كنّا عظمًا . .. قل كونوا حجارة أو حديدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 7،20
7- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به پاسخ گويى به مشركان ، درباره پديد آورنده رستاخيز است .
فسيقولون من يعيدنا قل الذى فطركم أوّل مرّة
20- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به پاسخ دادن سؤال مشركان درباره زمان وقوع قيامت به اينكه اميد است به زودى تحقق يابد .
متى هو قل عسى أن يكون قريبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 15
15- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به درخواست حجت و دليل لازم از درگاه خداوند جهت انجام پيروزمندانه رسالت خويش و رويارويى با منكران
و قل . .. و اجعل لى من لدنك سلطنًا نصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 84 - 1
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابهام زدايى در زمينه تأثير دوگانه قرآن نسبت به انسان هاى مختلف
و ننزّل من القرءان . .. قل كلّ يعمل على شاكلته
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه اين آيه، پاسخ سؤالى مقدر درباره آيه قبل باشد و آن اين است كه چگونه افراد مختلف، بهره هاى متفاوت از قرآن مى برند؟ و اين آيه جواب مى دهد كه بهره متضاد و متفاوت، بازتاب روحيات و عادات خود آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 88 - 1
1- مأموريت پيامبر (صلی الله علیه و آله) به اعلام ناتوانى انس و جن در آوردن همانند قرآن
قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. لايأتون بمثله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 93 - 15
15- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به اعلام محدوده مسؤوليت خويش و بيان ناتوانى خود از ارائه معجزات درخواستى مشركان
قالوا . .. قل ... هل كنت إلاّ بشرًا رسولاً
پاسخ «هل كنت. ..» در قبال درخواستهاى مشركان، مى تواند گوياى اين معنا باشد كه: درخواستهاى آنان، ربطى به رسالت و مسؤوليتهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) نداشته و يا در توان او نبوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 100 - 1،2
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور تذكر و هشدار به انسان ها نسبت به خصلت هاى نفسانى نارواى آنان
قل لو أنتم تملكون خزائن رحمة ربّى إذًا لأمسكتم
2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار متذكر شدن و به رخ كشيدن خصلت بخل مشركان به آنان
قل لو أنتم تملكون خزائن رحمة ربّى إذًا لأمسكتم خشية الإنفاق
اين برداشت، مبتنى بر اين است كه مخاطبان آيه، با توجه به آيات قبل، كافران باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 101 - 3
3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اقرار گرفتن از بنى اسرائيل نسبت به حق ناپذيرى فرعون و پيروان او ، على رغم اعطاى معجزات فراوان به موسى ( ع )
و لقد ءاتينا موسى تسع ءايت بيّنت فسئل بنى إسرءيل إذ جاءهم فقال له فرعون إنى لأ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 7 - 7
7- وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى ، هموارساختن راه هدايت و واگذارى انتخاب به خود مردم است .
فلعلّك بخع نفسك . .. إنّا جعلنا ما على الأرض زينة لها لنبلوهم
بيان فريبندگى زمين و بستر امتحان بودن آن پس از بيان رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) در محدوده انذار و تبشير، مى تواند گوياى اين مطلب باشد كه وظيفه رهبران دينى، هدايت است و انتخاب، با خود مردم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 27 - 14
14- پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى ، در شناخت حقايق تاريخى و معرفتى ، نبايد به راهى جز وحى الهى ، اعتماد كنند .
واتل ما أُحى إليك . .. و لن تجد من دونه ملتحدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 32 - 1
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظّف به استفاده از تمثيل و ترسيم نماى كفر و ايمان در غالب گفتوگوى كشاورزى رفاه مند با هم صحبتى كم ثروت شد .
و اضرب لهم مثلاً رجلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 45 - 1
1- پيامبر ، وظيفه دار استفاده از تمثيل براى بيان حقيقت زندگى دنيا و ناپايدارى آن است .
و اضرب لهم مثل الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 109 - 1
1- تبيين عظمت آفريدگار و وسعت بى كران دامنه خلقت و نعمت هاى مادّى و كلامى او ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
قل لو كان البحر مدادًا لكلمت ربّى لنفد البحر
«كلمة» به لفظى كه معنايى را تفهيم كند، گفته مى شود. در مورد «كلمات خداوند دوگونه تفسير متصور است: 1- به معناى كلمات متعارف، همانند آيات قرآن باشد ; 2- به معنى موجودات هستى كه هريك به منزله لفظى هستند كه بر صانع خود دلالت دارند. چنان كه خداوند، مسيح(ع) را «كلمه» خود دانسته است. در حقيقت، معناى نخست نيز در مورد خداوند، چيزى جز مصداقى از معناى دوم نيست; زيرا، سخن هاى خداوند نيز آفريده هاى اويند. برداشت بالا، ناظر به معناى عام «كلمة» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 16 - 1
1- توجه ويژه به آيات سرگذشت مريم و تشريح داستان تولد عيسى در قرآن ، وظيفه اى الهى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)
واذكر فى الكتب مريم
«اذكر» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. آن حضرت بدون دستور خاص نيز آيات نازل شده را در قرآن بيان مى كرد. هدف از تأكيد بر ذكر اين آيات، بيان اهميت ماجراى باردارى مريم به عيسى و تأثير عميق آن در جامعه آن روز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 39 - 1،11
1- پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) مأمور انذار و هشدار دادن به مردم در مورد حوادث حسرت آفرين قيامت
و أنذرهم يوم الحسرة
ضمير «هم» در «أنذرهم» شامل همه مردم مى شود. از اضافه شدن «يوم» به «الحسرة» معلوم مى شود كه در آن روز همگان برگذشته خويش تأسف مى خورند، به طورى كه آن روز «روز حسرت» ناميده شده است.
11- انذار غافلان و منكران قيامت و بيم دادن آنان از زمينه هاى حسرت در آن از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
و أنذرهم يوم الحسرة . .. و هم فى غفلة و هم لايؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 41 - 1
1- پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار ياد كردن سرگذشت ابراهيم ( ع ) در قرآن
واذكر فى الكتب إبرهيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 51 - 1
1- پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار يادكرد سرگذشت حضرت موسى در قرآن
واذكر فى الكتب موسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 54 - 1
1- پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) مأمور يادكرد سرگذشت اسماعيل صادق الوعد در قرآن
واذكر فى الكتب إسمعيل
درباره اين كه اسماعيل مذكور در اين آيه، آيا فرزند ابراهيم(ع) است يا شخصى ديگر، بين مفسران دو نظر وجود دارد كه هر كدام به ادله اى تمسك جسته اند. اين نام در قرآن به صورت مطلق بر فرزند ابراهيم(ع) اطلاق شده و در اين جا نيز قرينه جدى بر اين كه اسماعيل «صادق الوعد» شخص ديگرى است وجود ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 56 - 1
1- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به يادكردن سرگذشت ادريس ( ع ) در قرآن فرمان داد .
واذكر فى الكتب إدريس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 75 - 3
3- بيان سنت « استدراج » و « امهال » خداوند در باره فرورفتگان در ورطه گمراهى ، وظيفه اى كه بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
قل من كان فى الضللة
فعل «كان» - كه براى دلالت بر استمرار است - حكايت از عمق ضلالت و ديرينه بودن آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 24 - 4،5
4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به مطالبه برهان و دليل روشن از مشركان در زمينه شرك آنان
قل هاتوا برهنكم
«برهان» به معناى حجّت و دليل روشن و فيصله دهنده ميان حق و باطل است.
5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مبلغان الهى ، موظف به برخورد استدلالى و منطقى با مخالفان
قل هاتوا برهنكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 45 - 1،2
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور بيان قلمرو رسالت و وظيفه اصلى خويش براى مردم
قل إنّما أُنذركم بالوحى
2- انذار و اخطار به مردمان در پرتو وحى ، وظيفه و رسالت اصلى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)
قل إنّما أُنذركم بالوحى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 109 - 1
1- هشدار و انذار عمومى به مشركان لجوج و روى گردانان از توحيد ، از وظايف پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)
فإن تولّوا فقل ءاذنتكم على سواء
«إيذان» به معناى «اعلام» است و نوعاً در جايى استعمال مى شود كه اين اعلام همراه با نوعى تحذير و هشدار باشد; يعنى، در معناى «انذار» به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 54 - 5
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور وانهادن شرك پيشگان متعصب در غرقاب جهل و گمراهى شان
فذرهم فى غمرتهم حتّى حين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 66 - 2
2 - تلاوت مستمر آيات الهى از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر مردم
قد كانت ءايتى تتلى عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 96 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به كارگيرى بهترين و اخلاقى ترين روش ها ، در قبال بدى هاى مشركان
ادفع بالتى هى أحسن السيّئة
«التى» كنايه از شيوه و روش است. كلمه «السيّئة» مفعول مؤخر براى «ادفع» مى باشد; يعنى، بدى را به بهترين شيوه دفع كن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 54 - 8
8 - ابلاغ پيام هاى الهى به صورت روشن و آشكار ، وظيفه رسول خدا (صلی الله علیه و آله)
و ما على الرسول إلاّ البلغ المبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 13
13 - اعمال اجتهاد و مصلحت انديشى در حل و فصل امور اجتماعى ، از اختيارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران جامعه اسلامى است .
و إذا كانوا معه على أمر جامع . .. فإذا استئذنوك لبعض شأنهم فأذن لمن شئت منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 15 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار فراخوانى مردمان به انديشه و مقايسه ميان فرجام كافران و تقواپيشگان
قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 52 - 1،4
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار پرهيز از هرگونه اطاعت و تن دادن به خواسته هاى كافران
فلاتطع الكفرين
«طاعت»; يعنى، عمل كردن به آنچه كه از انسان خواسته شده است.
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار مبارزه گسترده فرهنگى و تبليغى با جريان كفر و شرك ، با محور قرار دادن قرآن
فلاتطع الكفرين و جهدهم به جهادًا كبيرًا
مرجع ضمير «به» به قرينه مقام (يعنى، آيه قبل كه از انذار رسول به مردمان سخن گفته است) قرآن كريم است و آمدن مفعول مطق (جهاداً) و توصيف آن به «كبيراً»، بيانگر گستردگى و بزرگى اين جهاد مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 57 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به اعلام كردن نداشتن هيچ چشمداشت و درخواست مزدى از مردم ، در قبال انجام رسالت خويش
قل ما أسئلكم عليه من أجر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 58 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور توكل بر خداوند در انجام رسالت خويش و در برابر مخالفت هاى كافران
و توكّل على الحىّ الذى لايموت
توصيه به توكل، چون پس از آيات مربوط به موضوع قلمرو رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و موضوع مخالفت هاى كافران مطرح شد (و كان الكافر على ربّه ظهيراً) حاكى است كه اين توصيه، در رابطه با آن دو موضوع مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 215 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به فروتنى و گسترانيدن بال هاى لطف و محبت براى پيروان مؤمن خويش
و اخفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 92 - 10
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به تداوم بخشيدن انذارگرى خود نسبت به گمراهان و دست برنداشتن از تبليغ
و من ضلّ فقل إنّما أنا من المنذرين
تعبير «فقل إنّما. ..» مى رساند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مرحله نخست، با تلاوت آيات در مقام هدايت توده ها است و در صورت مخالفت عده اى، وظيفه او پايان يافته نيست; بلكه او در موضع انذارگرى هم چنان بايد باقى بماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 20 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور بود تا پيام خداوند را مبنى بر سير در زمين و مطالعه در پديده هاى آفرينش ، ابلاغ كند .
قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف بدأ الخلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 45 - 1،4
1 - تلاوت كتاب آسمانى قرآن ، از جمله مسؤوليت هاى پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) است .
اتل ما أوحى إليك من الكتب
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به اداى نماز ، با رعايت حدود و شرايط آن بود .
و أقم الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 46 - 1،5،8
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، موظف بودند كه با اهل كتاب ، جز باانتخاب بهترين روش ، مجادله نكنند .
و لاتجدلوا أهل الكتب إلاّ بالتى هى أحسن
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، وظيفه ندارند كه با ظالمان اهل كتاب ، به جدال أحسن بپردازند .
و لاتجدلوا أهل الكتب إلاّ بالتى هى أحسن إلاّ الذين ظلموا منهم
8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، در مجادله با اهل كتاب ، موظف اند كه به صراحت ، اعتقادات توحيدى خود را مطرح كنند .
قولوا ءامنّا بالذى أُنزل إلينا و أُنزل إليكم و إلهنا و إلهكم وحد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 50 - 5،10
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف بود كه منشأ تحقق معجزات را ، براى مشركان ، تبيين كند .
لولا أنزل عليه ءايت . .. قل إنّما الأيت عند اللّه
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف بود كه حيطه كارى نبوت اش را ، براى مشركان ، تبيين كند .
و قالوا لولا أنزل عليه ءايت . .. قل إنّما الأيت عند اللّه و إنّما أنا نذير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 52 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف بود كه كفايت گواهى خداوند را ميان او و معجزه خواهان كافر ابلاغ كند .
قل كفى باللّه بينى و بينكم شهيدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 63 - 9
9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به حمد و ستايش خداوند بود .
قل الحمد للّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 38 - 2
2 - انفاق بر خويشاوندان و مساكين و در راه ماندگان ، لازم است .
فأَت ذا القربى حقّه و المسكين و ابن السبيل
مخاطب آيه، اگر چه پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، اما پيروان آن حضرت، به تبع او، مشمول حكم آيه هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 42 - 1،2
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور به تشويق مردم براى سير و سفر در زمين ، جهت مطالعه در سرگذشت پيشينيان
قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة الذين من قبل
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور ابلاغِ پيام خداوند به مشركان مكه
قل سيروا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 43 - 1
1 - خداوند ، فراخوان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به رويكرد تمام عيار به اسلام
فأقم وجهك للدين القيّم
«ال» در «الدين» ممكن است عهد و مراد از آن اسلام باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 60 - 1،7
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) به صبر در برابر تبليغات سوء كافران ، موظف بود .
فاصبر إنّ وعد اللّه حقّ
متعلق صبر، محذوف است كه به قرينه «و لئن جئتهم بأية ليقولنّ الذين كفروا. ..» مى تواند بر خوردهاى ايذايى و تبليغاتى سوء كافران باشد.
7 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را براى حفظ اقتدار روحى خويش و راه ندادن هيچ گونه اضطرابى به خود ، در برابر تبليغات كافران ، فرمان داده است .
إن أنتم إلاّ مبطلون. .. فاصبر... و لايستخفّنّك الذين لايوقنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 23 - 2
2 - توصيه خداوند ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى اجتناب از حزن و اندوه در قبال كفركافران
و من كفر فلايحزنك كفره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 3 - 8
8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از جانب خداوند ، مأمور به انذار مردم بود .
هو الحقّ من ربّك لتنذر قومًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 11 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به ابلاغ پيام الهى به مردم و پاسخگويى به شبهه هاى مطرح شده است .
قل يتوفّيكم ملك الموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 29 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به پاسخگويى به كافران و تبيين نادرستى انتظارات نابه جاى آنان بود .
و يقولون متى هذا الفتح . .. قل يوم الفتح لاينفع الذين كفروا إيمنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 30 - 1
1 - خداوند ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمان داد تا از كافرانى كه بر كفر ورزيدن مصمم بودند ، اعراض كند .
فأعرض عنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 1 - 1،4
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به رعايت تقواى الهى بود .
يأيّها النبىّ اتّق اللّه
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) به تبعيت نكردن از كافران و منافقان ، موظف بود .
يأيّها النبىّ . .. و لاتطع الكفرين و المنفقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 2 - 1،5
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف بود از تعاليمى كه از ناحيه خداوند بر او وحى مى شد ، تبعيت كند .
و اتّبع ما يوحى إليك من ربّك
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف بود تا جهت گيرى هاى رسالى خويش را بر اساس تعاليم وحى قرار دهد .
يأيّها النبىّ . .. و لاتطع الكفرين ... و اتّبع ما يوحى إليك من ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 3 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بر توكل و اعتماد به خداوند ، موظف بود .
و توكّل على اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 7 - 1،7،8
1 - به يادآوردن پيمان گرفتن هاى سخت خداوند از پيامبران پيشين و از خود پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، از جمله فرمان هاى خداوند به پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)
و إذا أخذنا من النبيّن ميثقهم و منك
«إذ» مفعول فعل مقدر «اُذكر» است. بنابراين، استفاده مى شود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بايد يادآور نكات و يا نكته اى كه در آيه آمده، باشد.
7 - ذكر نمونه مشابه در پيمان گرفتن از انبياى پيشين ، براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به منظور ترغيب آن حضرت ، به انجام رسالت خويش بود .
و إذا أخذنا من النبيّن ميثقهم و منك و من نوح. .. و أخذنا منهم ميثقًا غليظًا
8 - پيامبران ، وظيفه دار عمل به تعهّدات الهى خويش و مسؤول در مقابل آن تعهّدات هستند .
و إذا أخذنا من النبيّن . .. و أخذنا منهم ميثقًا غليظًا
تكرار «أخذنا منهم ميثاقاً» با تأكيد «غليظاً» نشان دهنده اين نكته است كه پيمان خداوند، بسيار سخت است و آنان، در برابر آن پيمان، مسؤوليت دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 16 - 1،2
1 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ پيام خداوند به مردم
قل لن ينفعكم الفرار
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف بود كه عقيده منافقان مدينه را درباره حفظ جان از خطر مرگ ، تصحيح كند .
إن يريدون إلاّ فرارًا . .. قل لن ينفعكم الفرار إن فررتم ...و إذًا لاتمتّعون إلاّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 17 - 1،2
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ پيام خداوند به مردم بود .
قل
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف بود كه با تبيين قلمرو نفوذ خواست خدا درباره زندگى و مرگ ، عقيده نادرست منافقان درباره مرگ را تصحيح كند .
قل من ذا الذى يعصمكم من اللّه إن أراد بكم سوءًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 28 - 5
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) طبق فرمان خداوند ، موظف بود كه در صورت انتخاب طلاق از سوى همسران اش ، به آنها متاعى پرداخت كرده و با رويى خوش آنان را طلاق دهد .
قل لأزوجك إن كنتنّ تردن الحيوة الدنيا . .. أمتّعكنّ و أسرّحكنّ سراحًا جميلاً
«سراح» در لغت، به معناى «رها كردن» است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 29 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور بود كه به همسران خود بگويد در صورتى كه آنان ، خداخواهى و آخرت طلبى را پيشه كنند ، خداوند آنان را پاداشى عظيم خواهد داد .
قل لأزوجك . .. و إن كنتنّ تردن اللّه و رسوله و الدار الأخرة فإنّ اللّه أعدّ للمح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 37 - 14
14 - شايسته است كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها از خداوند بترسد .
و اللّه أحقّ أن تخشيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 45 - 3،4
3 - نقش و مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بشارت دادن و هشدار دادن به مردم است .
أرسلنك . .. مبشّرًا و نذيرًا
4 - به وجود آوردن خوف و رجا ، در دل مردمان ، از جمله مسؤوليت هاى پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) بود .
أرسلنك . .. مبشّرًا و نذيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 46 - 1،2
1 - دعوت مردم به خداوند ، از جمله مسؤوليت هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
يأيّها النبىّ إنّا أرسلنك . .. و داعيًا إلى اللّه
2 - دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مردم براى حركت در راه خداوند ، به اذن و فرمان خدا است .
و داعيًا إلى اللّه بإذنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 47 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف بود كه مؤمنان را بشارت دهد به اين كه آنها از فضل بزرگ خدا ، برخوردار خواهند بود .
و بشّر المؤمنين بأنّ لهم من اللّه فضلاً كبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 48 - 1،2،3،6،7،8،10
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به خوددارى از اطاعت از كافران و منافقان بود .
و لاتطع الكفرين و المنفقين
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف بود كه به آزار و اذيت هاى كافران و منافقان ، اعتنايى نكند .
و دَعْ أذيهم
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه داشت كه از مقابله به مثل و درگيرى با منافقان و كافران بپرهيزد .
و دَعْ أذيهم
احتمال دارد كه «دَعْ» به معناى «بى اعتنايى» باشد و احتمال دارد كه به معناى «درگير نشدن و مقابله نكردن» باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است.
6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در انجام رسالت الهى خويش ، نبايد به سخنان و موضع گيرى هاى كافران و منافقان اعتنا كند .
يأيّها النبىّ إنّا أرسلنك شهدًا و مبشّرًا . .. و لاتطع الكفرين و المنفقين
7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به ترك اذيت و آزار منافقان و كافران بود . *
و دَعْ أذيهم
برداشت بالا، بنابراين اساس است كه اضافه «أذى» به «هم» اضافه مصدر به فاعل اش باشد.
8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر آزار و اذيت منافقان و كافران ، بايد به خدا توكل كند .
و دَعْ أذيهم و توكّل على اللّه
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه داشت تا در انجام دادن رسالت خويش بر خداوند توكل كند .
يأيّها النبىّ إنّا أرسلنك . .. و توكّل على اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 50 - 7
7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) نيز موظف بود كه مهر همسران خود را بپردازد .
أزوجك الّ-تى ءاتيت أجورهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 52 - 1،2،4
1 - بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) روا و جايز نيست كه غير از موارد تعيين شده ، همسرى انتخاب كند .
لايحلّ لك النساء من بعد
«بعد» ضد «قبل» است (مفردات راغب) و در آيه، معناى «غير» مى دهد. مضاف اليه آن به قرينه معلوم بودن، محذوف است. معناى عبارت چنين است: «غير از زن هايى كه گفته شد، زنان ديگرى براى تو حلال نيست».
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مجاز نبود كه همسران خود را طلاق داده و ديگرانى را جايگزين آنان كند .
لايحلّ لك . .. و لا أن تبدّل بهنّ من أزوج
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مجاز نبود بر اساس سنّت جاهلى ، زنان خود را با همسران ديگران تعويض كند .
لايحلّ لك النساء . .. و لا أن تبدّل بهنّ من أزوج
احتمال دارد كه مراد از «تبديل همسران»، طلاق آنها و ازدواج با ديگران باشد و احتمال دارد كه اشاره به سنّت جاهلى باشد كه مردان، همسران خود را تعويض مى كرده اند. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 56 - 10
10 - مؤمنان ، وظيفه قطعى دارند كه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) سلام كنند .
سلّموا تسليمًا
«تسليم» مفعول مطلق تأكيدى است و دلالت مى كند كه سلام بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) حتماً بايد انجام بگيرد. در اين كه «مراد از «سلام» در آيه چيست؟» دو احتمال هست: يكى، همان سلام اصطلاحى است و ديگرى، به معناى تسليم بودن است. برداشت بالا بنابر احتمال نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 59 - 1،2
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف است به همسران و دختران خود و همسران مؤمنان ، آموزش دهد كه خود را بپوشانند .
يأيّها النبىّ قل لأزوجك و بناتك و نساء المؤمنين يدنين عليهنّ من جلبيبهنّ
«يدنين» از ريشه «دنا» به معناى «قرب و نزديكى» است. «جلاييب» جمع «جلباب» به معناى پيراهن و يا روسرى است (مفردات راغب). متعدى شدن «يدنين» به «على» چه بسا، متضمن معناى فروانداختن و به گونه اى از بالا به سمت پايين انداختن و پوشاندن باشد.
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ پيام هاى خداوند است .
يأيّها النبىّ قل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 63 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار ابلاغ پيام خداوند به مردم است .
يسئلك . .. قل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 11 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور توجه دادن كافران و مشركان بر آفرينش انسان و جهان و ترغيب آنان به تأمل و تفكر درباره آنها
فاستفتهم أهم أشدّ خلقًا أم من خلقنا
استفتا و پرسش در آيه شريفه، براى ترغيب به تفكر و تأمل است; نه براى پرسش و استفتاى حقيقى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 39 - 2
2 - هشدار و تهديد ، از وظايف پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) در برخورد با كافران لجوج و حق ناپذير
قل يقوم اعملوا على مكانتكم إنّى عمل فسوف تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 15 - 16
16 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به اعلان و ابراز باور ها و عقايد مشترك خود با اهل كتاب
قل ءامنت بما أنزل اللّه من كتب
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مخاطب پيامبر(صلی الله علیه و آله) اهل كتاب باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 52 - 12
12 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هدايت كننده انسان ها به صراط مستقيم
و إنّك لتهدى إلى صرط مستقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 44 - 6
6 - مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و امت آن حضرت در برابر نعمت نزول قرآن *
و سوف تسئلون
برداشت بالا بدين احتمال است كه مراد از «قوم» امت پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 89 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ترك مناظره و منازعه با مشركان لجوج مكه و دعوت ايشان به مسالمت اجتماعى با مسلمانان
فاصفح عنهم و قل سلم
با توجه به مفهوم «سلام» كه به معناى مسالمت است، برداشت ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 59 - 2
2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به برگزيدن شيوه صبر و انتظار در برابر كافران ، در پى اتمام حجت بر ايشان *
فإنّما يسّرنه . .. فارتقب
با توجه به شرايط دشوار پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مكه، چه بسا تعبير «فارتقب» بيانگر لزوم صبر و انتظار تا لحظه تغيير شرايط است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 18 - 8
8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به پيروى نكردن از هوس ها و خواسته هاى افراد بى دانش و ناآگاه
و لاتتّبع أهواء الذين لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 8 - 13
13- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به ترك مناظره و محاجه با كافران ، پس از اتمام حجت بر ايشان *
قل إن افتريته فلا تملكون . .. كفى به شهيدًا بينى و بينكم
برداشت ياد شده براساس اين احتمال است كه تعبير «كفى به شهيدًا» به معناى ترك محاجه باشد; يعنى، پس از اتمام حجت، كار داورى درباره كافران را به خدا واگذار.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 9 - 12
12- مسؤوليت اصلى پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، انذار مردم با بيانى واضح و روشن
و ما أنا إلاّ نذير مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 35 - 1
1- پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به استقامت و پايدارى همچون رسولان اولواالعزم
فاصبر كما صبر أولوا العزم من الرسل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 55 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به ادامه دادن تذكر و هشدار ، در عين اصرار نورزيدن بر هدايت حق ستيزان
فتولّ عنهم . .. و ذكّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 12 - 19
19 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به پذيرش بيعت متعهدان به شرايط ايمان ، با وجود پيشينه ناشايست آنان
يأيّها النبىّ إذا جاءك . .. فبايعهنّ و استغفر لهنّ اللّه
از سياق آيه و شرايط تاريخ نزول آن، استفاده مى شود كه برخى از زنان بيعت كننده، خطاهايى در گذشته داشته اند كه چه بسا
پذيرش بيعت آنان دشوار مى نموده است; ولى خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرمان داده تا بيعت ايشان را بپذيرد و براى آنان طلب آمرزش كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 1
1 - نظارت بر حسن اجراى حدود الهى ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبر جامعه اسلامى
يأيّها النبىّ إذا طلّقتم النساء . .. تلك حدود اللّه
مخاطب قرار گرفتن شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) در آغازِ سوره و آيات مربوط به احكام طلاق و حدود الهى - با آن كه اين احكام و حدود مربوط به همه مسلمانان است - مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 11 - 5
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار هدايت مردم به سوى نور و خارج كردن آنان از ظلمت ها ( گمراهى ها ) در پرتو تعاليم قرآن كريم
ليخرج الذين ءامنوا و عملوا الصلحت من الظلمت إلى النور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 9 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در نيمه دوم بعثت و به هنگام استقرار نظام اسلامى در مدينه ، مأمور سختگيرى و برخورد بدون مسامحه و گذشت با كافران و منافقان
جهد الكفّار و المنفقين و اغلظ عليهم
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه نزول اين دسته از آيات، در دورانى بوده است كه نيمى از بعثت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) سپرى شده و نظام اجتماعى اسلام در مدينه تشكيل يافته بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 24 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور توجه دادن مردم به مبدأ پيدايش انسان ها و تكثير نسل او
قل هو الذى ذرأكم فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 26 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به اعلام بى اطلاعى خويش از زمان فرا رسيدن قيامت
قل إنّما العلم عند اللّه
پاسخ پيامبر(صلی الله علیه و آله) (علم به زمان برپايى قيامت تنها در انحصار خداوند است)، مى رساند كه خود آن حضرت نيز از آن آگاهى نداشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 52 - 4
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به تسبيح خدا و اعلام مبرّا بودن او از هر عيب و نقص
فسبّح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 1 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اعلام مواضع گروه هاى جنى در برابر قرآن و رهنمود هاى آن
قل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 21 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور بيان قلمرو رسالت خويش به مردمان
قل إنّى لا أملك لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 22 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اعلام مصونيت نداشتن خويش در برابر عذاب الهى در صورت نافرمانى
قل إنّى لن يجيرنى من اللّه أحد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 23 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور بيان وظيفه و قلمرو رسالت خويش براى مردم
قل . .. إلاّ بلغًا من اللّه و رسل-ته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 25 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ صريح آگاه نبودن خويش ، از زمان تحقق وعده هاى خداوند به مردم
قل إن أدرى أقريب ما توعدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 21 - 1،3
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور موعظه و زنده نگه داشتن ياد قيامت در خاطره ها و توجّه دادن انسان ها ، به قدرت خداوند
فذكّر
«ذِكْر»، حالتى است در نفس انسان كه او را بر محافظت از معارفى كه فرا گرفته، توانا مى سازد. اين كلمه با «حفظ» به يك معنا است; جز اين كه اصل فراگيرى «حفظ» و در خاطر حاضر داشتن، «ذكر» خوانده مى شود (مفردات راغب); بنابراين «ذكّر»;
يعنى، متوجّه ساز و به ذهن آنان بيفكن. اين واژه - چنانچه در قاموس آمده است - در معناى موعظه كردن نيز به كار مى رود.
3 - توجّه دادن مردم به نشانه هاى قدرت خداوند در پديده هاى جهان ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله)
أفلاينظرون . .. فذكّر
آيات پيشين - كه درباره قيامت و نيز نشانه هاى قدرت خداوند در جهان است - مى رساند كه مراد از «فذكّر»، لزوم تذكر دادن به همان امور است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 2 - 16
16 - تلاوتِ قرآن بر مردم ، رسالتى الهى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)
رسول من اللّه يتلوا صحفًا مطهّرة
توصيف پيامبر(صلی الله علیه و آله) به تلاوت كننده قرآن - پس از تطبيق عنوان «رسول» بر آن حضرت - بيانگر آن است كه تلاوت قرآن، بخشى از رسالت او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 286 - 21
21 - عفو و عطوفت از وظايف مديران و واليان جامعه
و اعف عنّا و اغفر لنا و ارحمنا و انت مولينا
چون جمله «انت مولينا» به منزله علّت براى جمله سابق است، مى توان نتيجه گرفت كه هر كس نسبت به ديگرى نحوى از ولايت را به اذن خداوند دارا باشد، بايد عفو و . .. را نسبت به او اعمال كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 12
12 - وجوب رعايت تقواى الهى از سوى مديون و كم و كاست نكردن چيزى در تنظيم اسناد مبادلاتى
و ليملل الّذى . .. و ليتّق اللّه ربّه و لا يبخس منه شيئاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 6
6 - لزوم هماهنگى بين گفتار و كردار رهبران جامعه
وأمر أهلك بالصلوة واصطبر عليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 35 - 16
16 - زن و مرد هر دو شايسته بر عهده گرفتن تكليف هاى الهى و مسؤول در پيشگاه خداوند
و لاتقربا هذه الشجرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 226 - 6
6 - لزوم آميزش مردان با همسران خويش در هر چهار ماه *
للذين يؤلون من نسائهم تربّص اربعة اشهر
به نظر مى رسد كه اگر ترك آميزش در بيشتر از چهار ماه جايز بود، به همان مقدار، حكم ايلاء از نظر زمان افزايش مى يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 229 - 26
26 - سرپرستى و مديريّت مرد در خانواده *
الطلاق مرّتان فامساك بمعروف او تسريح باحسان و لا يحل لكم . .. فاولئك هم الظالمون
چون حفظ و از هم پاشيدن بناى خانواده به دست مردان است، بنابراين سرپرستى و مديريّت خانواده به عهده اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 233 - 7،9،13
7 - تأمين نياز ها و پوشاك مادران به مقدار متعارف ، وظيفه شرعى پدر
و على المولود له زرقهنّ و كسوتهنّ بالمعروف
9 - تأمين مخارجِ متعارف زنان مُطلّقه در زمان شيردهى به نوزاد ، بر عهده پدر است .
و على المولود له زرقهنّ
بنابراينكه مراد از «والدات» به قرينه آيات قبل و بعد، زنان مطلّقه باشند.
13 - وظيفه شوهر در تأمين مخارج زن ، بيش از توان او نيست .
و على المولود له . .. لا تُكلّف نفس الا وسعها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 237 - 3
3 - سقوط وظيفه شوهران از پرداخت مهر به همسرانى كه قبل از آميزش طلاق داده مى شوند ، در صورت عفو و گذشت زنان از آن
و ان طلّقتموهنّ من قبل . .. إلاّ ان يعفونَ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 32 - 27
27 - مرد ، وظيفه دار پرهيز از دلدادگى به همسر و دختر ديگران و آرزوى داشتن آنها
و لا تتمنّوا ما فضّل اللّه به بعضكم على بعض
امام صادق (ع) در پاسخ به سؤال از آيه فوق فرمود: لا يتمنّى الرّجل امرأة الرجل و لا ابنته . .. .
تفسير عياشى، ج 1، ص 239، ح 115 ; تفسير برهان، ج 1، ص 366، ح 2.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 1،2،10،17،34
1 - مديريّت و سرپرستى زنان هر جامعه بر عهده مردان است .
الرجال قوّامون على النّساء
در برداشت فوق، كلمه «الرجال» و «النساء»، مطلق مردان و زنان گرفته شده، نه خصوص شوهران و همسران آنان. قوّام به كسى گفته مى شود كه تدبير و اصلاح ديگرى را بر عهده دارد.
2 - شوهران ، وظيفه دار سرپرستى و مديريت همسران خويش
الرجال قوّامون على النّساء
به قرينه «بما انفقوا»، مراد از «الرجال» شوهران و «النساء» همسران آنان خواهد بود ; زيرا هزينه زندگى زنان بر عهده شوهران خويش است و نفقه مطلق زنان بر عهده مردان نيست.
10 - مخارج زنان بر عهده همسرانشان است .
و بما انفقوا من اموالهم
17 - لزوم اطاعت زن از شوهر و حفظ حقوق وى ، مشروط به تأمين زندگى او از سوى مرد
و بما انفقوا من اموالهم فالصّالحات قانتات حافظات
ظاهراً «فالصّالحات . .. » نتيجه اى است مترتب بر جمله «الرجال ... بما انفقوا». بنابراين اطاعت زن از شوهر در موردى است كه شوهر، زندگى او را تأمين كند.
34 - مرد ، هيچ حقى در آزار دادن همسر صالح و مطيع خويش ندارد .
و اضربوهنّ فان اطعنكم فلا تبغوا عليهنّ سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 128 - 3
3 - لزوم كوشش زن و شوهر در حفظ كانون خانواده
و إن امراة خافت . .. فلاجناح عليهما ان يصلحا بينهما صلحاً و الصلح خير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 19 - 6
6 - زن و مرد، هر دو، مكلف و مسؤول در پيشگاه خداوند هستند.
و لا تقربا هذه الشجرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 1 - 1
1 - همه مردم ، مأمور به رعايت تقوا و پروا از خداوند هستند .
يا ايّها النّاس اتّقوا ربّكم . .. و اتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 59 - 8
8 - اجراى عدالت ، وظيفه حاكمان و اطاعت از آنان ، وظيفه مردم
و اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا بالعدل . .. يا ايّها الذين امنوا اطيعوا اللّه و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 65 - 5
5 - مردم ، وظيفه دار مراجعه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى داورى و حلّ كليّه مشاجرات
فلا و ربّك لا يؤمنون حتّى يحكّموك فيما شجر بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 63 - 11
11 - مردم وظيفه دار باور به انذار هاى پيامبران و پرهيز از گرفتار آمدن به عذاب هاى الهى
لينذركم و لتتقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 145 - 10
10 - جديت در فراگيرى معارف الهى به بهترين وجه ، و عمل به احكام دين به نيكوترين صورت ، وظيفه اى بر عهده مردم
و أمر قومك يأخذوا بأحسنها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 43 - 1
1 - مريم ، مأمور به اطاعت خاضعانه ، سجده و ركوع ( نماز ) ، در برابر پروردگارش
يا مريم اقنتى لربّك و اسجدى و اركعى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 62 - 4
4 - مسلمانان ، يهوديان ، مسيحيان و صابئى ها سزاوارترين امت ها براى برخوردار شدن از ايمان راستين و انجام عمل صالح
إن الذين ءامنوا . .. من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً
نام بردن از ملتهاى مذكور - با وجود اين كه ايمان راستين چنانچه گذشت از هر فرد و ملتى پذيرفته است - مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه: پيروان آيينهاى ياد شده داراى زمينه بيشترى براى ايمان حقيقى هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 115 - 9
9 - مسلمانان ، نبايد به بهانه بازداشته شدن از ورود به مساجد ، ذكر و عبادت خدا را ترك كنند .
و من أظلم ممن منع مسجد اللّه . .. للّه المشرق و المغرب
برداشت فوق، مقتضاى ارتباط آيه مورد بحث با آيه قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 136 - 8،10،13
8 - مسلمانان ، بايد به همه پيامبران ايمان داشته و از تبعيض در ايمان گريزان باشند .
لانفرق بين أحد منهم
چون بحث آيه شريفه درباره ايمان است، مقصود از «لاتفرق بين أحد منهم; ميان پيامبران فرق نمى گذاريم» فرق نگذاشتن در ايمان به ايشان است نه جهات ديگر.
10 - مسلمانان ، بايد به يهود و نصارا ابلاغ كنند كه به قرآن و همه پيامبران و احكام و معارف نازل شده بر آنان و به تمامى كتاب هاى آسمانى ، ايمان دارند .
قولوا ءامنا باللّه و ما أنزل إلينا و ما أنزل إلى إبرهيم . .. و ما أوتى النبيّون
برداشت فوق از كلمه «قولوا» (بگوييد) استفاده مى شود. آيه قبل گوياى اين است كه «مقول له» (كسى كه بايد به او ابلاغ شود) يهود و نصاراست.
13 - مسلمانان ، بايد به يهوديان و نصرانيان ابلاغ كنند كه هرگز تسليم خواسته هاى آنان نخواهند شد .
كونوا هوداً أو نصرى . .. قولوا ءامنا ... و نحن له مسلمون
حصر در جمله «و نحن له مسلمون» ناظر به سخن يهود و نصاراست كه از مسلمانان مى خواستند به آيين يهوديت و نصرانيت ايمان آورند و در زمره يهوديان و نصرانيان قرار بگيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 6،12
6 - برطرف ساختن سوژه هاى تبليغاتى دشمنان اسلام ، از وظايف ضرورى مسلمانان است .
لئلا يكون للناس عليكم حجة
12 - مسلمانان در عمل به احكام الهى و مواضع به حق خويش ، نبايد از تبليغات و جار و جنجال دشمنان هراسى به خود راه دهند .
فلا تخشوهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 152 - 4
4 - رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تغيير قبله از بيت المقدس به مسجدالحرام ، از نعمتهايى كه مسلمانان بايد به پاس آنها ، همواره به ياد خدا باشند .
فولوا وجوهكم شطره . .. كما أرسلنا فيكم رسولا ... فاذكرونى
برداشت فوق از حرف «فاء» كه «اذكرونى» را بر نعمتهاى ياد شده (تغيير قبله و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)) تفريع كرده است، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 172 - 2
2 - مسلمانان نبايد روزى ها و نعمت هاى پاكيزه را حرام شمرده و خويشتن را از منافع آنها محروم سازند .
يأيها الذين ءامنوا كلوا من طيبت ما رزقنكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 190 - 6
6 - مسلمانان نبايد آغازگر جنگ عليه دشمنان خويش باشند . *
و قتلوا فى سبيل اللّه الذين يقتلونكم و لاتعتدوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 191 - 1
1 - مسلمانان بايد كافران محارب را هر كجا يافتند ، بكشند .
و اقتلوهم حيث ثقفتموهم
ضمير «هم» در جمله فوق به «الذين يقاتلوكم» بر مى گردد و لذا از آنان به كافران محارب تعبير شده است. «ثقف» (مصدر ثقفتم» به معناى يافتن و دسترسى پيدا كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 193 - 1
1 - نبرد با كافران ، تا برطرف شدن فتنه هاى آنان ، وظيفه اى ضرورى بر عهده مسلمانان
و قتلوهم حتى لاتكون فتنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 194 - 9
9 - مسلمانان ، موظف به رعايت عدالت حتى در جنگ با دشمنان
فمن اعتدى عليكم فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدى عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 195 - 11
11 - مسلمانان بايد مردمى نيكوكار باشند .
و أحسنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 216 - 1
1 - وجوب جهاد بر مسلمانان ، حكمى ثابت و هميشگى
كتب عليكم القتال
«كُتب» يعنى ثبت و استقرّ.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 246 - 3
3 - مسمانان موظّف به دقت كامل در تاريخ بنى اسرائيل و پندگيرى از آن هستند .
الم تر الى الملأ من بنى اسرائيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 254 - 3
3 - وظيفه مسلمانان در تقويت بُنيه دفاعى و حكومتى جامعه اسلامى ، به وسيله انفاق
يا ايّها الّذين امنوا انفقوا
با توجّه به روح كلّى آيات گذشته كه در مورد پيكار و زمامدارى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 64 - 11
11 - مسلمانان ، موظف به اعلام تسليم خود در برابر خداوند ، در صورت استنكاف مخالفان از پذيرش آن
فان تولّوا فقولوا اشهدوا بانّا مسلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 66 - 1
1 - خداوند هرگز امت اسلام را به خودكشى و ترك خانه و كاشانه ، فرمان نداده است .
و لو انّا كتبنا عليهم ان اقتلوا انفسكم او اخرجوا من دياركم
مراد از ترك خانه و كاشانه، كه با لفظ «اخرجوا من دياركم» بيان شده، معنايى است كه عنوان هجرت بر آن صدق نكند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 94 - 24
24 - مسلمانان صدر اسلام موظّف به تفحص در بينش و كردار منحط دوران جاهليّت خويش و توجّه به تعالى آن در اسلام
كذلك كنتم من قبل فمنّ اللّه عليكم فتبيّنوا
بنابر اينكه متعلق «فتبيّنوا»، «كذلك كنتم من قبل»، باشد. يعنى اگر زمان را درك نكرديد و يا فراموش كرديد، تحقيق كنيد تا اعمال زشت جاهلى براى شما آشكار شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 102 - 20
20 - حفظ آمادگى نظامى و تداركاتى در برابر خطر هجوم دشمنان ، وظيفه مسلمانان
ودالذين كفروا لو تغفلون عن اسلحتكم و امتعتكم فيميلون عليكم ميلة واحدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 4 - 2
2 - احساس مسؤوليت مسلمانان صدر اسلام نسبت به تكاليف الهى و يادگيرى آن
يسئلونك ماذا احل لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 51 - 1
1 - ضرورت پرهيز مسلمانان از پذيرش ولايت و حاكميت يهود و نصارا
يا ايها الذين ءامنوا لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء
يكى از معانى ولايت، امارت و سلطنت است. (قاموس المحيط)، بنابراين «ولى» مى تواند به معناى امير و حاكم باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 69 - 2
2 - مسلمانان ، يهوديان ، مسيحيان و صابئى ها ، سزاوارترين امت ها براى ايمان راستين به خدا و قيامت و انجام عمل صالح
إنّ الذين ءامنوا و الذين هادوا و الصبئون و النصرى من ءامن
نام بردن از ملتهاى مذكور - با اينكه ايمان راستين از هر امتى (من ءامن . ..) موجب رهايى از ترس و اندوه است -، مى تواند اشاره به اين باشد كه پيروان اين اديان از ديگران سزاوارتر و داراى زمينه بيشترى براى پذيرش ايمان حقيقى هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 69 - 7،8
7 - مسلمانان در همنشينى با كافران و مشركان بى طرف بايد با تذكر آنان را از مغلطه و استهزاى در اسلام و قرآن بر حذر دارند. *
و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى لعلهم يتقون
8 - حفظ قداست قرآن و اسلام و بازداشتن ديگران از ياوه سرايى و تخطئه و استهزاى آن، وظيفه مسلمانان است.
و ما على الذين يتقون . .. و لكن ذكرى لعلهم يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 13 - 3
3 - مبارزه با دشمنان خدا و رسول و سركوبى آنان ، امرى لازم و بر عهده مسلمانان
ذلك بأنهم شاقوا اللّه و رسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 19 - 7
7 - مسلمانان نبايد آغازگر جنگ باشند .
و إن تعودوا نعد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 41 - 19
19 - رفع نياز هاى جامعه ايمانى از سوى خود مسلمانان ، منشأ تشريع خمس ، نه ناتوانى خداوند بر تأمين آن نيازها
و اعلموا أنما غنمتم من شىء . .. و اللّه على كل شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 46 - 1
1 - اطاعت از فرمان هاى خدا و رسول به هنگام رويارويى با دشمنان ، وظيفه اى ضرورى بر عهده مسلمانان
و أطيعوا اللّه و رسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 58 - 1
1 - مسلمانان موظفند در صورت ظهور نشانه اى حاكى از تصميم كافران بر پيمان شكنى ، معاهدات فيمابين را الغا كنند و آن را بى اعتبار بشمارند .
و إما تخافن من قوم خيانة فانبذ إليهم
مراد از «خيانة» به قرينه سياق پيمان شكنى است و ترس از پيمان شكنى به معناى آشكار شدن شواهد و اماراتى است بر اينكه طرف مقابل نقض پيمان را در سر مى پروراند. «نبذ» به معناى انداختن و مفعول «فانبذ» «عهدهم» است كه به خاطر وضوحش در كلام نيامده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 60 - 1،2
1 - تقويت قواى نظامى و تهيه ادوات جنگى براى نبرد با دشمنان خدا ، وظيفه اى بر عهده تمامى مسلمانان
و أعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخيل
2 - مسلمانان بايد براى تقويت بنيه نظامى تمام تلاش خويش را تا حد ترساندن دشمن ، به كار بندند و از هر چه در اختيار دارند دريغ نورزند .
و أعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 72 - 15
15 - مسلمانان نبايد حتى به خاطر دفاع از مؤمنانى كه مورد هجوم كافران قرار گرفتند پيمان خويش را با آن كافران ناديده انگارند و آن را نقض كنند .
فعليكم النصر إلا على قوم بينكم و بينهم ميثق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 4 - 9
9 - توصيه مسلمانان صدر اسلام به ادامه پايبندى بر پيمان عدم تعرض خود با مشركان وفادار ، تا پايان يافتن مدت پيمان
إلا الذين عهدتم . .. فأتموا إليهم عهدهم إلى مدتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 8 - 2
2 - لزوم هشيارى و بيدارى مسلمانان نسبت به ترفند ها و ظاهرسازى هاى دشمنان اسلام
كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 119 - 4
4 - مسلمانان ، موظف به همراهى و همگامى با مؤمنان صادق و راستين و پرهيز از معاشرت با منافقان
و كونوا مع الصدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 120 - 2،9
2 - اصحاب پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى مسؤوليتى فزونتر نسبت به ديگر مسلمانان
ما كان لأهل المدينة و من حولهم من الأعراب أن يتخلفوا عن رسول اللّه
از اين آيه استفاده مى شود كه اهل مدينه و اطراف آن - به دليل قرب بيشتر به پيامبر(صلی الله علیه و آله) - مسؤوليتى فزونتر از ديگران دارند و بدين جهت است كه خداوند آنان را اختصاص به ذكر داده است.
9 - رهبرى حق در نظام اسلامى ، داراى جايگاهى رفيع و مسلمانان وظيفه دار ايثارو فداكارى براى او
و لا يرغبوا بأنفسهم عن نفسه
از اينكه خداوند به مؤمنان فرمان داده است تا براى حفظ جان پيامبر(صلی الله علیه و آله) به عنوان رهبر به حق جامعه اسلامى جان فشانى كنند، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 113 - 5
5- مسلمانان نبايد در پايدارى بر دين و پيشبرد اهداف آن بر ستمگران ، اتكا كنند و از آنان يارى طلبند .
فاستقم كما أُمرت و من تاب معك . .. و لاتركنوا إلى الذين ظلموا
نهى از تمايل به ستمگران و اتكاى بر آنان ، پس از امر به استقامت در راه دين ، توجه دادن مؤمنان است به اين كه مبادا براى رسيدن به اين مقصود (استقامت در راه دين و پيشبرد اهداف آن) بر ستمگران تكيه كنند و از آنان يارى بخواهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 15 - 6
6 - حفظ حرمت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حريم آن حضرت ، وظيفه اى الهى بر عهده يكايك مسلمانان
إذ تلقّونه بألسنتكم . .. و تحسبونه هيّنًا و هو عند اللّه عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 16 - 4،8،9
4 - مسلمانان ، موظف اند در برابر شايعه ها و تهمت هاى بى اساس عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حريم آن حضرت ، واكنشى صريح و منفى نشان دهند و به مقابله جدى با آنها برخيزند .
و لولا إذ سمعتموه قلتم . .. هذا بهتن عظيم
8 - مسلمانان ، موظف اند در برابر شايعه ها و تهمت هاى بى دليل جنسى عليه ديگر مسلمانان ، اظهار شگفتى كرده و آنها را بهتانى بزرگ بشمارند .
و لولا إذ سمعتموه قلتم . .. سبحنك هذا بهتن عظيم
جمله «سبحانك» و يا «سبحان اللّه» در دو مورد به كار مى رود: 1- آن گاه كه سخن شگفت آورى شنيده شود. 2- آن گاه كه سخنى بسيار زشت و ناروا شنيده شود و شنونده بخواهد از آن اظهار تنفر و انزجار كند و واكنشى منفى از خود نشان دهد. برداشت ياد شده براساس كاربرداول است.
9 - اظهار تنفر و نشان دادن واكنش منفى ، وظيفه مسلمانان در برابر شايعه ها و تهمت هاى بى دليل جنسى عليه ديگر مسلمانان
و لولا إذ سمعتموه قلتم ما يكون لنا أن نتكلّم بهذا سبحنك هذا بهتن عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 30 - 5
5 - مسلمانان ، وظيفه دار به صحنه آوردن و فهم صحيح قرآن و عمل به تعاليم آن .
يربّ إنّ قومى اتّخذوا هذا القرءان مهجورًا
ترديدى نيست كه مهجور و متروك ساختن قرآن، مربوط به ظاهر آن نيست; بلكه مقصود، تأمل نكردن در معارف آن و نشناختن و عمل نكردن به تعاليم آن است. از اين رو آيات بسيارى از قرآن، انسان ها را به تفكر در قرآن و عمل به آموزه هاى آن، فرا خوانده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 46 - 1،5،9،13
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، موظف بودند كه با اهل كتاب ، جز باانتخاب بهترين روش ، مجادله نكنند .
و لاتجدلوا أهل الكتب إلاّ بالتى هى أحسن
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، وظيفه ندارند كه با ظالمان اهل كتاب ، به جدال أحسن بپردازند .
و لاتجدلوا أهل الكتب إلاّ بالتى هى أحسن إلاّ الذين ظلموا منهم
9 - مسلمان ، بايد به قرآن و كتاب هاى آسمانى ، ايمان داشته باشد .
ءامنّا بالذى أُنزل إلينا و أُنزل إليكم
13 - مسلمان ، بايد به وحدانيت خداوند ، مؤمن باشد .
ءامنّا بالذى . .. و إلهنا و إلهكم وحد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 47 - 7
7 - قرآن ، جزء متعلق ايمان است و مؤمنان ، بايد به آن ايمان داشته باشند .
و كذلك أنزلنا إليك الكتب فالذين ءاتينهم الكتب يؤمنون به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 38 - 5
5 - مسلمانان ، در قبال نياز هاى نيازمندان جامعه ، مسؤول اند .
فأَت ذا القربى حقّه و المسكين و ابن السبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 69 - 6،10
6 - مسلمانان ، مجاز نيستند كه همانند قوم موسى بوده و پيامبر (صلی الله علیه و آله) را مورد آزار و اذيت قرار دهند .
يأيّها الذين ءامنوا لاتكونوا كالذين ءاذوا موسى
10 - حضور در زمره مؤمنان ، مقتضى پرهيز از آزار و اذيت پيامبرخدا (صلی الله علیه و آله) بود .
يأيّها الذين ءامنوا لاتكونوا كالذين ءاذوا موسى
ندا به «يا أيّها الذين آمنوا» مى تواند به منظور تشويق مخاطبان براى عدم اذيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 4 - 6
6 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، درباره تأثيرپذيرى از قدرت و مكنت كافران و تجديد نظركردن در برنامه هاى تبليغى و الهى خويش
فلايغررك تقلّبهم فى البلد
پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مسلمانان، در حالى به تبليغ دين اسلام مى پرداختند كه كافران در اوج قدرت اقتصادى و سياسى قرار داشتند. بنابر اين هشدار خداوند در آيه شريفه مى تواند گوياى مطلب يادشده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 34 - 10
10 - مسلمانان ، موظف به انتخاب بهترين روش ها در جهت كاستن و يا زدودن دشمنى ها و تنش هاى اجتماعى
ادفع بالتى هى أحسن . .. كأنّه ولىّ حميم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 13 - 21،24
21 - احياى ارزش ها و تعاليم دين در جامعه ، مسؤوليت هر فرد مسلمان
أن أقيموا الدين
24 - دعوت به توحيد و انذار مشركان ، وظيفه اى عمومى براى مسلمانان
كبر على المشركين ما تدعوهم إليه
با توجه به جمع بودن «ما تدعوهم»، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 44 - 6
6 - مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و امت آن حضرت در برابر نعمت نزول قرآن *
و سوف تسئلون
برداشت بالا بدين احتمال است كه مراد از «قوم» امت پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 30 - 11
11- لزوم هشيارى جامعه اسلامى ، نسبت به خطر ها و توطئه هاى بيماردلان و منافقان عليه دين
و لتعرفنّهم فى لحن القول
با توجه به اين كه خداوند، در آيات گذشته به روحيات، خصلت ها، موضع گيرى ها و توطئه گرى هاى منافقان بيماردل پرداخته و در اين آيه نيز مؤمنان را نسبت به شناخت آنان رهنمون ساخته است (و لتعرفنّهم فى لحن القول)، مطلب بالا قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 11 - 3
3 - لزوم هشيارى رهبرى و جامعه اسلامى ، در برابر عناصر ظاهر فريب و دوچهره
سيقول لك المخلّفون من الأعراب
پيشگويى خداوند و افشاى چهره متخلفان، در حقيقت بيانگر ضرورت بر اين هشيارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 16 - 8
8 - مسلمانان موظّف به پيكار بى امان با دشمنان نيرومند ، تا مرز كشتن و يا به تسليم كشاندن آنان
ستدعون إلى قوم أولى بأس شديد تقتلونهم أو يسلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 9 - 1،6
1 - مسلمانان ، موظف به برقرارى صلح و از ميان بردن جنگ ها و درگيرى هاى داخلى گروه هاى مسلمان
و إن طائفتان من المؤمنين اقتتلوا فأصلحوا بينهما
6 - امت اسلامى ، ملزم به نبرد با هرگونه تجاوز و سركشى در قلمرو حاكميت اسلامى
فإن بغت إحديهما على الأخرى فقتلوا الّتى تبغى حتّى تفىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 11 - 6
6 - جامعه اسلامى ، موظف به جبران خسارت هاى مالى وارد شده بر مؤمنان ، در طريق ايمان *
و إن فاتكم شىء من أزوجكم . .. فاتوا الذين ذهبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 110 - 4
4 - مسلمانان صدر اسلام ، موظف به تقويت بنيه اعتقادى و اقتصادى خويش با برپا كردن نماز و پرداخت زكات ( براى مهيّا شدن زمينه هاى جهاد و مبارزه )
حتى يأتى اللّه بأمره . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 191 - 3
3 - مسلمانان صدر اسلام به نبرد با مشركان مكه و بيرون راندن آنان از آن سرزمين موظف شدند .
و أخرجوهم من حيث أخرجوكم
مراد از «من حيث أخرجوكم» بنا به گفته مفسران، مكه است و به مجبور شدن مسلمانان به ترك مكه و هجرت به مدينه و حبشه اشاره دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 7 - 1
1 - مسلمانان صدر اسلام موظف به هجوم به كاروان تجارى مشركان قريش و يا نبرد با سپاه مسلح آن بودند .
كما أخرجك ربك . .. إذ يعدكم اللّه إحدى الطائفتين ... و يريد اللّه أن يحق الحق بك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 75 - 5
5 - مهاجرت به مدينه از وظايف مهم مسلمانان صدر اسلام
و الذين ءامنوا من بعد و هاجروا
مراد از هجرت در اين بخش از آيات، كوچ كردن مسلمانان از هر نقطه به مدينه منوره است. تأكيد فراوان خداوند بر هجرت بيانگر اهميت ويژه آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 7 - 9
9 - خداوند ، مسلمانان صدر اسلام را به ادامه پايبندى بر پيمان عدم تعرض خود با مشركان ، مادامى كه آنان بر پيمان خود پايبند بمانند ، توصيه فرمود .
فما استقموا لكم فاستقيموا لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 12 - 8،9
8 - خداوند ، مسلمانان صدر اسلام را به پيكار با سران و پيشوايان شرك و كفر ، در صورت نقض پيمان صلح از سوى آنان ، فراخواند .
و إن نكثوا أيمنهم . .. فقتلوا أئمة الكفر
9 - مسلمانان صدر اسلام ، موظف بودند در صورت مشاهده طعن و توهين به دين الهى از سوى معاهدان مشرك ، با ايشان به پيكار برخيزند .
و إن نكثوا أيمنهم . .. و طعنوا فى دينكم فقتلوا أئمة الكفر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 41 - 1
1 - فرمان خداوند به بسيج همه مسلمانان صدر اسلام براى جهاد در راه خدا ، هر چند فاقد تجهيزات كافى نظامى باشند .
انفروا خفافاً و ثقالا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 16 - 2
2 - مسلمانان ، موظف بودند با توطئه « افك » به عنوان بهتانى بزرگ عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حريم آن حضرت ، مقابله كنند .
و لولا إذ سمعتموه قلتم . .. سبحنك هذا بهتن عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 63 - 4
4 - مسلمانان صدراسلام به نگه دارى حرمت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در گفتارشان موظف و از صدا زدن آن حضرت ، همچون صدا زدن ديگر مردمان ، ممنوع بودند .
لاتجعلوا دعاء الرسول بينكم كدعاء بعضكم بعضًا
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه اضافه «دعا» به «الرسول» اضافه مصدر به مفعول باشد; يعنى، دعوت و صدا زدن شما پيامبر(صلی الله علیه و آله) را. .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 41 - 7
7 - خداوند ، بنى اسرائيل ( يهوديان و نصرانيان ) را از انكار قرآن و كافر شدن به آن ، بر حذر داشت .
و لاتكونوا أول كافر به
ضمير در «به» مى تواند به «ما أنزلت» و يا به «ما معكم» برگردد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 62 - 4
4 - مسلمانان ، يهوديان ، مسيحيان و صابئى ها سزاوارترين امت ها براى برخوردار شدن از ايمان راستين و انجام عمل صالح
إن الذين ءامنوا . .. من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً
نام بردن از ملتهاى مذكور - با وجود اين كه ايمان راستين چنانچه گذشت از هر فرد و ملتى پذيرفته است - مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه: پيروان آيينهاى ياد شده داراى زمينه بيشترى براى ايمان حقيقى هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 140 - 8
8 - يهود و نصارا ، حقيقتى را از ناحيه خداوند در اختيار داشتند كه بايد آن را به مردم ارائه مى كردند .
أم تقولون . .. و من أظلم ممن كتم شهدة عنده من اللّه
چون در اين بخش از آيات سخن درباره يهود و نصارا است، معلوم مى شود: اشاره مستقيم جمله «من أظلم . ..» و مصداق مورد نظر آن، يهود و نصارا مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 47 - 1
1 - مسيحيان وظيفه دار حكم و داورى بر اساس انجيل
و ليحكم أهل الانجيل بما أنزل اللّه فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 69 - 4
4 - ايمان به خدا و قيامت و رسالت انبيا ، از اصول مشترك اديان آسمانى
إنّ الذين ءامنوا و الذين هادوا و الصبئون . .. من ءامن باللّه و اليوم الاخر
ايمان به رسولان الهى، از عناوين مذكور در آيه (الذين ءامنوا . .. النصرى) استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 157 - 10
10 - ايمان به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و پيروى از او وظيفه اى الهى بر عهده يهود و نصارا و ثبت شده در تورات و انجيل
الذين يتبعون الرسول النبى الأمّى الذى يجدونه مكتوبا عندهم فى التورية و الإنجيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 158 - 15،20
15 - همه انسان ها ، حتى يهود و نصارا ، بايد به خدا و پيامبر او ايمان آورند .
قل يأيها الناس . .. فامنوا باللّه و رسوله
مصداق مورد نظر براى «الناس»، به قرينه آيات گذشته و نيز آيه قبل كه بيان داشت اوصاف پيامبر در تورات و انجيل ثبت شده، يهود و نصارا است. بنابراين يهود و نصارا از مخاطبان «فامنوا ... » هستند.
20 - همگان ، حتى يهود و نصارا ، بايد از پيامبر اسلام تبعيت كنند .
و اتبعوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 60 - 1
1 - مشركان صدراسلام ، به سجده در برابر خداى رحمان ، مأمور شده بودند .
و إذا قيل لهم اسجدوا للرحمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 26 - 14
14- روزه ، واكنشى شايسته در برابر بهره مندى از رحمت گسترده خداوند است .
إنّى نذرت للرحمن صومًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 90 - 19
19- برخورداران از نعمت و عزت و مكنت ، بايد به خدادادى بودن آنها توجه داشته و بدان اقرار كنند .
قد منّ الله علينا إنه من يتّق و يصبر فإن الله لايضيع أجر المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 39 - 2
2برخورداران نعمت ، بايد به مبدأ يگانه نعمت آفرين ، توجه داشته باشند و از دل بستگى به نعمت ها و غفلت از ياد خدا ، پرهيز كنند .
و لولا إذ دخلت جنّتك قلت ما شاء اللّه لاقوّة إلاّ باللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 17،30
17- ضرورت پايبندى مبلغان دين و مصلحان جامعه ، به تعاليم دينى و برنامه هاى اصلاحى خود
و ما أُريد أن أُخالفكم إلى ما أنهيكم عنه
30- آنان كه درصدد اصلاح جامعه اند ، بايد فقط به خدا اتكال كنند و روى به درگاه او داشته باشند .
إن أُريد إلاّ الإصلح . .. عليه توكلت و إليه أُنيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 12
12 - زنان مطلّقه ، حق ندارند در ايّام عدّه از خانه هايشان بيرون بروند .
و لايخرجن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 92 - 8
8- اهل پيمان ، با مشاهده ضعف در طرف مقابل ، نبايد به پيمان شكنى روى آورند .
تتّخذون أيمنكم دخلاً بينكم أن تكون أُمّة هى أربى من أُمّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 91 - 7
7 - معاف شدگان از جنگ ، بايد در پشت جبهه حمايتگر رزمندگان و خيرخواه خدا و رسولش باشند .
ليس على الضعفاء . .. إذا نصحوا للّه و رسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 102 - 21،22
21 - تعليم دهندگان علوم غريبه ، بايد ضرر هاى آن علوم را به متعلمان گوشزد كرده و آنان را از سوء استفاده بر حذر دارند .
و ما يعلمان من أحد حتى يقولا إنما نحن فتنة فلاتكفر
22 - ضرورت تلاش براى ايجاد تعهد در متعلمان به هنگام آموزش علوم به آنان
و ما يعلمان من أحد حتى يقولا إنما نحن فتنة فلاتكفر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 34 - 6
6 - خداوند فراخوان محاربان و مفسدان به دست شستن از فسادگرى و ستيزه جويى با خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 45 - 2
2 - فرشتگان ، پيام آوران الهى
اذ قالت الملئكة يا مريم انّ اللّه يبشرك بكلمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 97 - 1
1 - فرشتگان الهى ، مأمور گرفتن جان انسانها
انّ الّذين توفّيهم الملئكة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 37 - 6
6 - گروهى از فرشتگان عهده دار رسالتها و مأموريتهايى از جانب خداوند هستند.
إذا جاءتهم رسلنا يتوفونهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 50 - 1
1 - ميراندن انسان ها و گرفتن جان ايشان ، از مأموريت هاى فرشتگان
و لو ترى إذ يتوفى الذين كفروا الملئكة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 70 - 11
11- از ميان بردن قوم لوط ، مأموريت فرشتگان حاضر در پيشگاه ابراهيم ( ع )
إنا أُرسلنا إلى قوم لوط
از آيه 76 و نيز آيات مربوط به داستان لوط(ع) معلوم مى شود هدف از فرستادن فرشتگان به سوى قوم لوط، به هلاكت رساندن آنان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 57 - 2،3
2- بشارت به فرزنددار شدن ابراهيم ( ع ) كار فرعى و عذاب قوم لوط مأموريت اصلى و مهم فرشتگان بود .
إنا نبشّرك بغلم . .. قال فما خطبكم أيّها المرسلون
از اينكه حضرت ابراهيم(ع) پس از شناخت فرشتگان و دريافت بشارت فرزنددار شدن از مأموريت اصلى و مهم آنان سؤال كرد (فما خطبكم . ..) و اين مأموريت طبق آيه بعد عذاب قوم لوط بود.
3- ابراهيم ( ع ) پيش از اظهار فرشتگان از مأموريت خودشان براى عذاب قوم لوط ، از آن آگاه نبود .
قال فما خطبكم أيّها المرسلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 58 - 2
2- اجراى فرمان هاى خداوند از وظايف و مسؤوليت هاى فرشتگان
قالوا إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 63 - 6
6- فرشتگان ، مجريان عذاب الهى بر قوم لوط بودند .
قالوا بل جئنك بما كانوا فيه يمترون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 10 - 3
3 - فرشتگانى متعدد ، مأمور نظارت بر كردار انسان ها و محفوظ نگه داشتن آن هستند .
و إنّ عليكم لحفظين
تعدّد حافظان، ممكن است به اعتبار هر انسان و يا به لحاظ تمام انسان ها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 34 - 4
4 - فرستادگان خدا بر لوط ( ع ) ، خود ، مأمور عذاب قوم لوط بودند .
و لمّا أن جاءت رسلنا لوطًا . .. إنّا منزلون على أهل هذه القرية رجزًا من السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 11 - 1،3،5
1- فرشتگانى عهده دار مراقبت و محافظت از انسان ها در برابر خطر ها و حوادث نابود كننده
له معقّبت . .. يحفظونه من أمر الله
«تعقيب» (مصدر معقّبات) ; يعنى، به منظور انجام كارى در پى كسى رفتن. بنابراين مراد از «معقبات» به قرينه «يحفظونه» نيروهايى است كه به منظور حفاظت آدمى در پى اويند و وى را دنبال مى كنند. مفسّران برآنند كه آن نيروها (معقّبات) فرشتگان الهى مى باشند.
3- فرشتگان محافظ و پاسدار انسانها ، از همه اطراف و جوانب ، آنان را مراقبت مى كنند .
له معقّبت من بين يديه و من خلفه يحفظونه
«من بين يديه» يعنى از پيش رو و «من خلفه» يعنى از پشت سر و اين دو كنايه از جميع اطراف است.
5- فرشتگان به فرمان خداوند آدميان را از حوادث و خطر ها محافظت مى كنند .
يحفظونه من أمر الله
برداشت فوق بر اين اساس است كه «من» سببيه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 133 - 9
9 - موحدان بايد در آستانه مرگ ، بازماندگان خويش را به توحيد و ملازمت بر عبادت خدا سفارش و وصيت كنند .
إذ حضر يعقوب الموت إذ قال لبنيه ما تعبدون من بعدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 20 - 4
4- يكتاپرستان ، نبايد خود را در محيط و شرايطى قرار دهند كه بر حفظ ايمان خويش قادر نباشند .
إنّهم إن يظهروا عليكم . .. يعيدوكم فى ملّتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 110 - 9
9- انسان موحّد ، همواره ، بايد در هواى رسيدن به رضايت خداوند باشد .
إلهكم إله وحد فمن كان يرجوا لقاء ربّه
فعل ماضى (كان) در كنار فعل مضارع (يرجوا) بر استمرار دلالت دارد و «فاء» تفريع، گوياى برداشت بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 53 - 10
10 - ابلاغ حقايق تورات به بنى اسرائيل ، از وظايف اساسى موسى ( ع ) بود .
و إذ ءاتينا موسى الكتب و الفرقان لعلكم تهتدون
رابطه اعطاى كتاب به موسى (ع) و هدايت شدن بنى اسرائيل (ءاتينا موسى . .. لعلكم تهتدون) اقتضا مى كند كه: جمله اى همانند «و به او فرمان داديم تا آن كتاب را براى شما تلاوت كند و احكام و معارفش را به شما تعليم دهد» در تقدير باشد كه به خاطر روشنى و ايجاز بدان پرداخته نشده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 67 - 2
2 - موسى ( ع ) ابلاغ كننده فرمان خدا ( لزوم ذبح گاو ) به مردم خويش
إذ قال موسى لقومه إن اللّه يأمركم أن تذبحوا بقرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 25 - 5
5 - هارون ، همانند موسى ( ع ) ، مأمور بسيج بنى اسرائيل براى فتح سرزمين مقدس
قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى
آيه بيست و سوم (و قال رجلان . ..) بيانگر آن است كه آن دو مرد نيز همانند هارون مطيع موسى(ع) بودند و اين حقيقت با تفسير جمله «لااملك الا نفسى و اخى» به اينكه تنها اختياردار خود و برادرم هستم و در ميان بنى اسرائيل تنها هارون فرمانبردار من است، سازگار نيست. بنابراين بايد گفت «اخى» مبتدايى است با حذف خبر (و اخى لايملك الانفسه) و نام بردن از خود و برادرش به اين دليل است كه بسيج بنى اسرائيل بر عهده هارون نيز بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 105 - 10
10 - رهاسازى بنى اسرائيل از نظام فاسد فرعونى ، از وظايف الهى موسى ( ع )
فأرسل معى بنى إسراءيل
تفريع جمله «فأرسل . .. » بر «إنى رسول ... » حكايت از آن دارد كه رهايى بنى اسرائيل از رسالتهاى الهى موسى بوده است. يعنى به امر خداوند موظف به انجام اين كار بود، نه به تصميم شخصى خويش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 144 - 8،9
8 - خداوند از موسى ( ع ) خواست تا پيام هاى او را دريافت كند و فراگيرد و اعمال و رفتارش را بر اساس آنها استوار سازد .
فخذ ما ءاتيتك
«أخذ» (مصدر «خذ») به معناى گرفتن است و گرفتن پيامهاى الهى به اين است كه انسان آنها را فراگيرد و به آنها عمل كند.
9 - خداوند از موسى ( ع ) خواست تا در برابر نعمت رسالت و شايستگى شنيدن سخن خدا ، وى را سپاس گويد و از شاكران شود .
اصطفيتك على الناس برسلتى و بكلمى . .. و كن من الشكرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 145 - 7،8
7 - خداوند دعوت كننده موسى ( ع ) به جدّيت در فراگيرى لوحه هاى دريافتى و به كار بستن آن
فخذها بقوة
8 - خداوند از موسى خواست تا قومش را به فراگيرى معارف نوشته شده بر الواح و احكام ياد شده در آن فرمان دهد .
و أمر قومك يأخذوا بأحسنها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 155 - 1
1 - خداوند از موسى ( ع ) خواست تا گروهى از قومش را همراه خود به ميعادگاه مناجات بياورد .
و اختار موسى قومه سبعين رجلا لميقتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 87 - 1،2،4،10،13
1 - خداوند ، از طريق وحى به موسى و هارون ( ع ) فرمان داد تا در شهر مصر ( مركز حكومت فرعون ) به تهيه مسكن براى قوم خود اقدام كنند .
و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه اولاً «مصر» به معناى شهر مصر باشد ; چنان كه به همين معنا در مفردات و لسان تصريح شده است. ثانياً: جار و مجرور (بمصر) متعلق به «تبوءاً» باشد نه حال براى «قومكما».
2 - موسى و هارون ( ع ) مأموريت يافتند تا براى آن دسته از بنى اسرائيل كه ساكن شهر مصر بودند ، اقدام به تهيه مسكن نمايند .
و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً
برداشت فوق بر اين اساس است كه «بمصر» متعلق به عامل مقدر و حال يا صفت براى «قوم» باشد ; يعنى: تبوئاً لقومكما كائنين يا الكائنين بمصر.
4 - موسى و هارون ( ع ) ، از طرف خداوند مأموريت يافتند قوم خود را از مناطق مختلف ، گرد آورده و در شهر مصر متمركز كنند .
و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «بمصر» متعلق به «تبوئاً» باشد. به اين صورت كه بنى اسرائيل چون در مناطق مختلف مصر پراكنده بودند و خارج كردن آنان از آن سرزمين در اين حال براى موسى (ع) عادتاً ممكن نبود، خداوند با اين دستور مى خواست آنان در يك جا متمركز شوند تا در خارج كردنشان از مصر مواجه با مشكل نشوند.
10 - خداوند به موسى ( ع ) فرمان داد تا رهايى بنى اسرائيل از چنگال فرعون را به آنان بشارت دهد .
و نجنا برحمتك من القوم الكفرين . .. و بشّر المؤمنين
13 - از امام كاظم ( ع ) روايت شده است : « لما خافت بنو اسرائيل جبابرت ها أوحى اللّه إلى موسى و هارون ( ع ) : « أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً و اجعلوا بيوتكم قبلة » قال : امروا أن يصلوا فى بيوتهم ;
هنگامى كه بنى اسرائيل از حكام ستمگر زمان خود بيمناك شدند، خداوند به موسى و هارون (ع) وحى فرستاد كه براى قوم خود در مصر خانه هايى مهيّا سازيد و خانه هايتان را قبله قرار دهيد. امام فرمود: آنان مأمور شدند كه در خانه هايشان نماز بخوانند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 89 - 7،9
7 - خداوند ، موسى و هارون ( ع ) را از ترك استقامت در برابر فشار هاى فرعون و اطرافيانش و در پيش گرفتن راهى جز آن ، بر حذر داشت .
فاستقيما و لاتتبعان سبيل الذين لايعلمون
9 - خداوند ، موسى و هارون ( ع ) را از پيروى راه و روش افراد نادان برحذر داشت .
و لاتتبعان سبيل الذين لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 5 - 3،11
3- موسى ( ع ) ، وظيفه دار هدايت مردم خويش به سوى نور و خارج كردن آنان از ظلمت ها ، با آيات و معجزات الهى .
و لقد أرسلنا موسى بأيتنا أن أخرج قومك من الظلمت إلى النور
11- موسى ( ع ) ، وظيفه دار يادآورى « أيام الله » به مردم خويش
و لقد أرسلنا موسى . .. و ذكّرهم بأيّ-م الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 2 - 2
2- بنى اسرائيل ، مخاطبان اصلى دعوت موسى ( ع ) و هدايت آنان ، مهم ترين هدف و وظيفه آن حضرت
و ءاتينا موسى الكتب و جعلنه هدًى لبنى إسرءيل
از مجموع آيات مربوط به حضرت موسى(ع) برمى آيد كه دعوت ايشان، دعوتى فراگير بوده است و ذكر بنى اسرائيل در اين آيه، مى تواند براى اين باشد كه آنان مخاطبان اصلى دعوت بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 44 - 1
1 - موسى و هارون ( ع ) ، موظف به نرمش در گفتار و پرهيز از درشتگويى در گفت وگو با فرعون
فقولا له قولاً ليّنًا
«لين» نقطه مقابل خشن بودن است (مفردات راغب) و «لين» صفت مشبهه است; يعنى، نرم و لطيف.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 83 - 2
2 - موسى ( ع ) ، وظيفه دار همراهى با قوم خود در مسير وصول به ميقات بود .
و ما أعجلك عن قومك يموسى
پرسش خداوند از موسى(ع) به قرينه پاسخ او در آيه بعد سؤالى توبيخى و در مقام ملامت است. از اين سرزنش، برمى آيد كه موسى(ع) در رها ساختن قوم خود و جدا شدن از آنان، ترك اولى كرده است و مى بايست همراه قوم خويش حركت مى كرد و بر آنان پيشى نمى گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 46 - 1
1 - مسؤوليت مشترك موسى و هارون ، در رسالت و مبارزه با فرعون و اشراف قوم او
ثمّ أرسلنا موسى و أخاه هرون . .. إلى فرعون و ملإيه
«ملأ» اسم جمع و به معناى اشراف و سران است. «إستكبار» (مصدر «استكبروا»); يعنى، كبر ورزيدن و تكبّر نمودن «علّو» (مصدر «عالين») نيز به معناى برترى جويى و سلطه طلبى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 36 - 1
1 - موسى و هارون ( ع ) به فرمان خداوند ، براى هدايت تكذيب كنندگان آيات و معجزات الهى ، به جانب آنان فرستاده شدند .
فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيتنا
مقصود از «القوم الذين كذّبوا» فرعون و قوم او (قبطيان) است و مراد از «آياتنا» نشانه ها و معجزات الهى مى باشد نه آيات الهى در تورات; زيرا تورات پس از به هلاكت رسيدن فرعون و قوم او، براى بنى اسرائيل نازل گرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 23 - 10
10 - موسى ( ع ) ، از سوى خداوند مأمور هدايت بنى اسراييل بود .
و جعلنه هدًى لبنى إسرءيل
بنابراين احتمال كه مرجع ضمير مفعولى «جعلناه» حضرت موسى(ع) باشد، نكته ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 3 - 2
2 - ايمان به غيب ( خدا و . . . ) ، اقامه نماز و انفاق ، وظايفى ضرورى بر عهده بندگان
الذين يؤمنون بالغيب . .. ينفقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 63 - 13
13 - فراگيرى كتاب آسمانى و تنظيم عقايد و اعمال بر محور آن ، وظيفه اى ضرورى بر عهده اهل ايمان
خذوا ما ءاتينكم بقوة و اذكروا ما فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 83 - 13،16
13 - نيكى كردن به پدر ، مادر ، يتيمان و مساكين از وظايف ضرورى اهل ايمان است .
و بالولدين إحساناً و ذى القربى و اليتمى و المسكين
فرمانهاى موجود در آيه، هر چند كه به عنوان ميثاقهاى خدا با بنى اسرائيل مطرح شده است، ولى بيان آن در قرآن نشانه اين است كه: عمل كردن به آن فرمانها وظيفه همگان خصوصاً اهل ايمان است.
16 - معاشرت نيكو با همگان حتى با كافران ، از وظايف اهل ايمان است .
و قولوا للناس حسناً
مراد از «الناس» مى تواند افراد همان ملتى باشد كه مخاطب جمله «قولوا» است و مى تواند مراد از آن افراد ملتهاى ديگر باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 85 - 16
16 - پايبندى به همه دستورات كتاب آسمانى ، وظيفه مؤمنان به آن كتاب است .
أفتؤمنون ببعض الكتب و تكفرون ببعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 104 - 3،10
3 - به كارگيرى « انظرنا » به جاى « راعنا » فرمان خداوند به اهل ايمان در خطابشان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( براى درخواست مهلت )
لاتقولوا رعنا و قولوا انظرنا
«انظرنا» به معناى ما را مهلت ده، است. (مجمع البيان)
10 - پذيرش فرمان هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه اى بر عهده اهل ايمان
يأيها الذين ءامنوا . .. اسمعوا
برداشت فوق بر اين اساس است كه «سمع» به معناى اطاعت كردن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 10،11
10 - اهل ايمان نبايد از دشمنان دين در هراس بوده و از آنان بترسند .
فلا تخشوهم
11 - مسلمانان نبايد به خاطر هراس از دشمنان دين و به بهانه احساس خطر از ناحيه آنها ، در اجراى احكام الهى كوتاهى كنند .
فولوا وجوهكم شطره . .. إلا الذين ظلموا منهم فلا تخشوهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 177 - 6،11،14
6 - برپايى نماز ، پرداخت زكات ، وفاى به عهد ، صبر در مشكلات و استقامت در نبرد از وظايف اهل ايمان و از مسائل اساسى دين
ليس البر أن تولوا وجوهكم . .. و لكن البر من ... و أقام الصلوة ... والصبرين فى ال
11 - صرف كردن مال براى آزاد سازى بردگان وظيفه اى بر عهده اهل ايمان
و لكن البر من ءامن . .. و ءاتى المال على حبه ... فى الرقاب
«رقاب» جمع رقبة و به معناى بردگان مى باشد و «فى الرقاب» عطف بر «ذوى القربى» است. وجود حرف «فى» در عنوان بردگان - بر خلاف ديگر عناوين ياد شده - گوياى اين است كه: مقصود از «ءاتى المال على حبه ... فى الرقاب» پرداخت مال براى آزاد كردن آنان است نه پرداخت مال به خود آنان.
14 - اهل ايمان به هنگام گرفتار شدن به فقر و تنگدستى و نيز روى آورى مشكلات و ناهنجارى ها ، بايد صبور و پايدار باشند .
و الصبرين فى البأساء و الضراء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 193 - 3
3 - نبرد با كافران ، تا حاكميت يافتن دين خدا در پهنه گيتى ، فرمان خداوند به اهل ايمان
و قتلوهم حتى لاتكون فتنة و يكون الدين للّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 194 - 11
11 - اهل ايمان ، موظف به رعايت تقوا حتى در پاسخگويى به تجاوزات دشمن
فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدى عليكم و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 195 - 1،2،12
1 - انفاق و رفع نياز هاى جامعه اسلامى وظيفه اى بر عهده اهل ايمان
و أنفقوا
2 - تأمين هزينه هاى جهاد از وظايف اهل ايمان است .
قتلوا فى سبيل اللّه . .. و أنفقوا فى سبيل اللّه
از مصارف انفاق مطرح شده در آيه - به قرينه آيات گذشته - تأمين هزينه هاى جهاد است.
12 - اهل ايمان ، بايد اعمال و وظايف الهى خويش ( جهاد ، دفاع ، انفاق و . . . ) را به صورت نيكوى آن انجام دهند .
قتلوا فى سبيل اللّه . .. و أنفقوا فى سبيل اللّه ... و أحسنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 208 - 1،2،14
1 - لزوم تسليم همه جانبه و همگانى مؤمنان ، در برابر اسلام و مقرّرات آن
يا ايها الذين امنوا ادخلوا فى السلم كافة
جمله «و لا تتبعوا خطوات الشيطان»، قرينه مى شود كه مراد از «سلم»، تبعيّت و تسليم در برابر اسلام و مقررات خداوند است ; نه فقط صلح بين افراد.
2 - ايجاد صلح و وحدت در جامعه اسلامى ، از وظايف همه مؤمنان
يا ايها الذين امنوا ادخلوا فى السلم كافّة
بنابراينكه «سلم» به معناى صُلح باشد، لازمه صلح در ميان مؤمنين، عدم اختلاف و در نتيجه وحدت و هماهنگى آنان است.
14 - نغمه هايى كه باعث تفرقه و اختلاف ميان مسلمين شود ، نغمه هايى شيطانى است .
يا ايها الذين امنوا ادخلوا فى السلم كافة و لا تتبعوا خطوات الشيطان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 224 - 6
6 - مسؤوليت مؤمنان در برابر جامعه
و تصلحوا بين الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 243 - 3
3 - شناخت حوادث تاريخى و عبرت گرفتن از آنها ، وظيفه مؤمنان
الم تر الى الذّين
رؤيت در آيه شريفه به معناى ديدن با چشم نيست; چون آن واقعه، گذشته است و قابل ديدن براى مخاطب نيست. بنابراين «الم تر ... » تحريك است براى شناخت و درك سرگذشته پيشينيان تا درس و عبرتى باشد براى انديشه كنندگان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 267 - 2،5
2 - مؤمنان ، موظّف به انفاق از دستاورد هاى پاكيزه و برداشت هاى خود از زمين هستند .
يا ايّها الّذين امنوا انفقوا من طيّبات ما كسبتم و ممّا اخرجنا لكم من الارض
5 - لزوم پرهيز مؤمنان از تمايل به چيز هاى نامرغوب و بى ارزش براى انفاق
و لا تيمّموا الخبيث منه تنفقون
«لا تيمّموا» از «تيمّم» به معناى قصد و تمايل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 278 - 1،9
1 - مؤمنان ، موظف به رعايت تقوا ( پرهيز از مخالفت با خدا ) هستند .
يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللّه
9 - پرهيز از رباخوارى و چشمپوشى از سود هاى ربوى ، از وظايف مؤمنان
يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللّه و ذروا ما بقى من الرّبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 286 - 10
10 - التزام مؤمنان به ترك معاصى و انجام تكاليف الهى
و قالوا سمعنا و اطعنا . .. ربنا لا تؤاخذنا ان نسينا او اخطأنا
توجه به پيشامد خطا و نسيان در تكاليف الهى و درخواست عفو در مورد آن، گوياى مراقبت مؤمنان از اعمال و رفتار خويش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 100 - 1
1 - پاسدارى از مرز هاى ايمان و عقايد دينى ، مسؤوليت همگانى مؤمنان
يا ايها الذين امنوا ان تطيعوا . .. يردّوكم بعد ايمانكم كافرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 102 - 1،7
1 - لزوم رعايت تقواى الهى به شايستگى تمام ، براى اهل ايمان
يا ايها الذين امنوا اتقوا اللّه حق تقاته
7 - لزوم پاسدارى اهل ايمان از اسلام خويش تا لحظه مرگ ، در برابر هجوم كفر و ارتداد
ان تطيعوا فريقاً من الذين اوتوا الكتاب يردّوكم . .. و لا تموتنّ الاّ و انتم مسلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 103 - 2
2 - لزوم اتحاد همه اهل ايمان و پرهيز آنان از هر گونه تفرقه در ميان صفوفشان
و اعتصموا بحبل اللّه جميعاً و لا تفرّقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 104 - 1
1 - ضرورت وجود جمعى از اهل ايمان ، براى دعوت به خير و امر به معروف و نهى از منكر
و لتكن منكم امّة . .. عن المنكر
بنابراينكه «من» در «منكم»، تبعيضيّه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 112 - 2،10
2 - به ذلّت كشانيدن اهل كتاب ( يهود ) در هر زمان و مكان ، وظيفه اهل ايمان
ضُربت عليهم الذّلّة أين ما ثقفوا
بنابر اينكه جمله «ضربت عليهم . .. »، به قرينه استثناى «الّا بحبل ... » و جمله «اين ما ثقفوا»، تعيين وظيفه باشد، و نه اِخبار از يك امر خارجى.
10 - اهل ايمان ، موظّف به جلوگيرى از توسعه و رشد اقتصادى اهل كتاب ( يهود ) ، تا مرحله به مسكنت و درماندگى كشانيدن آنان
و ضربت عليهم المسكنة
بنابر اينكه جمله «ضربت . .. »، تشريعى باشد نه اِخبار از امر خارجى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 142 - 7
7 - ضرورت استقامت مؤمنان در جهاد و هنگامه شدائد و سختيها
ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة و لمّا يعلم اللّه الّذين جاهدوا منكم و يعلم الصّابرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 153 - 5
5 - يادآورى پيكار احد و علل شكست مسلمانان در آن ، وظيفه مؤمنان
اذ تصعدون و لا تلون على احد
بنابر اينكه «اذ تصعدون» متعلق به «اذكروا» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 156 - 1
1 - ضرورت پرهيز مؤمنان از همسويى با كافران در پندار و تفكّر ، گفتار و كردار
يا ايّها الّذين امنوا لا تكونوا كالّذين كفروا و قالوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 159 - 15
15 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى حقوقى بر مردم و آنان وظيفه دار رعايت آن حقوق هستند .
فاعف عنهم و استغفر لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 160 - 6
6 - مؤمنان ، بايستى تنها بر خداوند توكّل كنند .
و على اللّه فليتوكّل المؤمنون
تقديم «على اللّه» بر متعلّقش «فليتوكّل» دلالت بر حصر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 175 - 12
12 - مؤمنان نبايد از دشمنان دين - هر چند لشگرى انبوه باشند - هراسناك شوند .
انّ الناس قد جمعوا لكم فاخشوهم . .. فلاتخافوهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 200 -
1،3،4،5،7،8،12،20،21،22،23،25
1 - مؤمنان ، موظّف به صبر در برابر مشكلات
يا ايّها الّذين امنوا اصبروا
3 - مؤمنان ، موظّف به پايدارى و مقاومت در برابر دشمنان سرسخت و ستيزه جو
يا ايّها الّذين امنوا . .. صابروا
«صابروا» از باب مفاعله، دلالت بر مقاومت طرفينى دارد و اين معنا غالبا بين دو خصم تصوّر مى شود.
4 - لزوم بردبارى و تحمّل متقابل ، در بين مؤمنان
يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا
جمله «صابروا»، مى تواند به اين معنا باشد كه مؤمنان موظّفند مشكلات به وجود آمده از ناحيه يكديگر را تحمّل كنند و نسبت به هم شكيبا و بردبار باشند.
5 - مؤمنان ، موظّفند يكديگر را به صبر و شكيبايى در برابر مشكلات ترغيب كنند .
يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا
به نظر مى رسد الف مفاعله در «صابروا»، براى متعدّى كردن «صَبَرَ» به كار رفته باشد ; بنابراين «صابروا»، يعنى ديگران را به صبر واداريد.
7 - مؤمنان ، موظّف به برقرارى ارتباط و پيوند و هماهنگى با يكديگر
يا ايّها الّذين امنوا . .. و رابطوا
ربط به معناى پيوند است، بنابراين «رابطوا»، دلالت بر لزوم پيوند و ارتباط بين افراد جامعه ايمانى دارد; كه از لوازم آن هماهنگى با يكديگر است.
8 - حراست و پاسدارى از حدود و ثغور وطن اسلامى ، وظيفه همگانى مؤمنان
يا ايّها الّذين امنوا . .. و رابطوا
«رابطوا»، در برداشت فوق به معناى اصطلاحى آن (مرزبانى و حفظ ثغور)، گرفته شده است.
12 - مؤمنان ، موظّف به رعايت تقواى الهى
و اتّقوا اللّه
20 - صبر در انجام فرائض و در برابر مصائب و آمادگى براى پيروى از دستورات ائمّه ، وظيفه مؤمنان
يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا
امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: اصبروا على الفرائض و صابروا على المصائب و رابطوا على الأئمّة.
كافى، ج 2، ص 81، ح 3 ; تفسير برهان، ج 1، ص 334، ح 2 و 6 و 11.
21 - مقاومت در برابر دشمن بر اساس تقيّه و آمادگى براى پيروى از دستورات پيشوايان ، وظيفه مؤمنان
يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا
امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: . .. و صابروهم على التّقيّة و رابطوا على من تقتدون به ... .
معانى الاخبار، ص 369، ح 1 ; تفسير برهان، ج 1، ص 334، ح 3.
22 - خوددارى از گناه ، امر به معروف و نهى از منكر و آمادگى براى دفاع از ائمّه ( ع ) ، وظيفه مؤمنان
يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتّقوا اللّه
امام صادق (ع) درباره «اصبروا» فرمود: عن المعاصى. و درباره «و اتّقوا اللّه»، فرمود: امروا بالمعروف و انهوا عن المنكر. و درباره «رابطوا» فرمود: ... و نحن الرباط الادنى فمن جاهد عنّا فقد جاهد عن النّبى (صلی الله علیه و آله) ... .
تفسير عياشى، ج 1، ص 212، ج 179 ; بحارالانوار، ج 24، ص 216، ح 8.
23 - مقاومت در برابر دشمنان و زير نظر داشتن توطئه آنان ، وظيفه مؤمنان
يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا
امام صادق (ع) درباره قول خداوند «اصبروا و صابروا . .. »، فرمود: معناه ... و صابروا على عدوّكم و رابطوا عدوّكم.
تفسير تبيان، ج 3، ص 96 ; نورالثقلين، ج 1، ص 428، ح 508.
25 - صبر بر انجام نماز هاى پنجگانه و صبر در جنگ مسلّحانه با دشمنان و پاسدارى در راه خداوند ، وظيفه مؤمنان
يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا
پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) درباره « . .. اصبروا و صابروا و رابطوا ... » فرمود: اصبروا على الصلوات الخمس، و صابروا على قتال عدوّكم بالسّيف، و ربطوا فى سبيل اللّه لعلّكم تفلحون.
الدّر المنثور، ج 2، ص 418.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 59 - 1
1 - مؤمنان ، موظّف به اطاعت از خدا و رسول و اولواالامر
يا ايّها الّذين امنوا اطيعوا اللّه و اطيعوا الرّسول و اولى الامر منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 71 - 2
2 - آمادگى نظامى و دشمن شناسى ، از وظايف اهل ايمان
يا ايّها الّذين امنوا خذوا حذركم فانفروا ثبات او انفروا جميعاً
كوچ گروهى يا دسته جمعى، بعد از بررسى كيفيت مقابله با دشمن انتخاب مى شود. و لازمه آن شناسايى دشمن، قبل از رويارويى با اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 73 - 7
7 - مؤمنان وظيفه دار ايجاد ارتباط دوستانه با يكديگر
كان لم تكن بينكم وبينه مودّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 75 - 6
6 - نجات كودكان از محيط كفر و شرك ، از وظايف مؤمنان
و الولدان . .. الظالم اهلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 92 - 1
1 - مؤمن ، هرگز از روى عمد دستش به خون مؤمن ديگر آلوده نخواهد شد .
و ما كان لمؤمن ان يقتل مؤمناً الّا خَطَاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 94 - 1،2،3
1 - مؤمنان ، وظيفه دار پرهيز از كشتن افراد مشكوك در مسير سفر براى جهاد قبل از احراز كفر آنان
يا ايّها الّذين امنوا اذا ضربتم فى سبيل اللّه فتبيّنوا
از سياق آيه و شأن نزول وارد شده چنين استفاده مى شود كه مسلمانان به هنگام حركت به سوى نبرد در بين راه اگر به افرادى مشكوك مواجه مى شدند، به گمان اينكه آن افراد از قواى دشمن هستند، ممكن بود آنان را به قتل برسانند ; خداوند اهل ايمان را امر مى كند كه بدون تحقيق، شخص مشكوك را نكشيد.
2 - مؤمنان ، هنگام روانه شدن براى جهاد ، بايد نسبت به اسلام و كفر افراد و نيرو هاى مقابل تحقيق نمايند .
يا ايّها الّذين امنوا اذا ضربتم فى سبيل اللّه فتبيّنوا
متعلّق «فتبيّنوا»، به قرينه «و لا تقولوا . .. »، كفر و ايمان افرادى است كه مسلمانان به هنگام جهاد با آنان مواجه مى شوند.
3 - سفرهاو مأموريت هاى جنگى مؤمنان ، بايد همراه با تحقيق و تأمل كافى در همه امور مربوط به جنگ باشد . *
يا ايّها الّذين امنوا اذا ضربتم فى سبيل اللّه فتبيّنوا
به نظر مى رسد متعلّق حذف شده از «تبيّنوا»، تمام امورى است كه در رابطه با جنگ مطرح مى باشد و تميز كافر از مؤمن، اشاره به مصداقى است كه بايد مدّ نظر باشد و مورد تبيين قرار گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 97 - 11
11 - مؤمنان تحت ستم ، موظّف به هجرت براى رهايى از استضعاف
قالوا كنّا مستضعفين فى الارض قالوا الم تكن ارض اللّه واسعة فتهاجروا فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 100 - 9
9 - اهل ايمان ، وظيفه دار مهاجرت به سوى رسول خدا
و من يخرج من بيته مهاجراً الى اللّه و رسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 103 - 7
7 - نماز ، وظيفه اى ثابت و واجب براى اهل ايمان
ان الصلوة كانت على المؤمنين كتباً موقوتاً
«كتاب» به معناى واجب و ثابت است. مؤيد برداشت فوق، فرمايش امام باقر(ع) است كه درباره «كتاباً موقوتاً» در آيه فوق فرمود: يعنى مفروضاً ... .
كافى، ج 3، ص 294، ح 10; نورالثقلين، ج 1، ص 545، ح 545.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 123 - 8
8 - كافران ، همچون مؤمنان ، مكلف به فروع و در قبال آن مسؤول و معاقبند . *
من يعمل سوءاً يجز به
از مصاديق مورد نظر براى «من يعمل . ..» اهل كتاب هستند. بنابراين اگر آنها مرتكب گناه شوند، همچون مسلمانان عقوبت خواهند شد و اين معنا بيانگر مكلف بودن اهل كتاب بر احكام فرعى اسلام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 135 - 1،2
1 - تمامى مؤمنان ، موظف به اقامه قسط و عدل و رعايت آن در روابط اجتماعى خويشند .
يأيها الذين ءامنوا كونوا قومين بالقسط
قيام به قسط، به معناى عمل به عدل و نگهبانى و مواظبت بر عدالت است.
2 - عدالتخواهى ، بايد منش هميشگى مؤمنان باشد .
يأيها الذين ءامنوا كونوا قومين بالقسط
«قوام»، صيغه مبالغه از «قيام» است ; يعنى برپا دارنده دايمى عدل و قسط در حد كمال و تمام.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 136 - 2،4
2 - ايمان ، داراى درجات و مراتب متكامل و مؤمنان ، موظف به تحصيل درجات عالى آن
يأيها الذين ءامنوا ءامنوا
دعوت مؤمنان به ايمان «يايها الذين ءامنوا ءامنوا»، مى تواند اشاره به اين باشد كه ايمان داراى مراتب است. و مؤمن در هر مرتبه اى از ايمان كه باشد، موظف است براى نيل به مرتبه بالاتر تلاش كند.
4 - دعوت خداوند از مؤمنان ، به ثبات و پايدارى در طريق ايمان
يأيها الذين ءامنوا ءامنوا باللّه
برداشت فوق توجيه ديگرى است براى دعوت مؤمنان به ايمان، يعنى اى اهل ايمان بر ايمان خويش همواره پايدار باشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 139 - 6
6 - مؤمنان ، وظيفه دار برقرارى پيوند هاى دوستانه با يكديگر
الذين يتّخذون الكفرين أولياء من دون المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 144 - 4،5
4 - مؤمنان ، موظف به برقرارى روابط دوستانه با ديگر مؤمنان
يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الكفرين أولياء من دون المؤمنين
5 - اهل ايمان ، وظيفه دار تشكيل حكومتى بر مبناى ايمان
يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الكفرين أولياء من دون المؤمنين
چنانچه «ولىّ» به معناى سرپرست باشد، جمله «لاتتخذوا . ..»، دلالت بر حرمت پذيرش ولايت كافران دارد، و «من دون المؤمنين»، حكايت از ضرورت تشكيل و پذيرش حكومتى بر پايه ايمان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 2 - 1
1 - حفظ شعاير الهى ، از وظايف مؤمنان
يايها الذين ءامنوا لاتحلوا شعر اللّه
«احلال» «مصدر تحلّوا» به معناى مباح شمردن است و مباح شمردن شعاير الهى به اين است كه حرمت و احترام آنها حفظ نشود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 7 - 1،9
1 - مؤمنان ، موظف به يادآورى نعمت ها و پيمان هاى الهى
و اذكروا نعمة اللّه عليكم و ميثقه
9 - رعايت تقوا ، وظيفه همه مؤمنان
و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 8 - 1،3،7
1 - مؤمنان بايد همواره براى خدا قيام كنند و بر اساس حق ، شهادت دهند .
يأيها الذين ءامنوا كونوا قومين للّه شهداء بالقسط
«قوّام» صيغه مبالغه است و دلالت بر دوام دارد، يعنى عادت شما بايد قيام براى خدا باشد. و «قسط» به معناى عدل و حق است.
3 - مؤمنان بايد همواره مجريان عدالت باشند .
كونوا قومين للّه شهداء بالقسط
بر مبناى باب تنازع مى توان گفت كه «بالقسط» علاوه بر تعلق به كلمه «شهداء»، به كلمه «قوامين» نيز ارتباط دارد. آيه 135 از سوره نساء، اين معنا را تأييد مى كند.
7 - لزوم نظارت مؤمنان بر اجراى قسط در جامعه *
كونوا قومين للّه شهداء بالقسط
«شاهد» در لغت به معناى حاضر آمده است. بنابراين حضور مؤمنان به قسط، به معناى نظارت آنان بر اجراى قسط است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 11 - 1،8
1 - يادآورى و توجه به نعمت هاى الهى ، از وظايف مؤمنان
يأيها الذين ءامنوا اذكروا نعمت اللّه عليكم
8 - مؤمنان بايد تنها بر خدا توكل نمايند .
و على اللّه فليتوكل المؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 23 - 18
18 - اهل ايمان ، وظيفه دار شناسايى ، طراحى و به كارگيرى شيوه هاى مناسب براى دستيابى به پيروزى بر دشمنان
ادخلوا عليهم الباب فاذا دخلتموه فانكم غلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 35 - 1،10،12
1 - مؤمنان ، موظف به پرهيزگارى و رعايت تقوا
يأيها الذين ءامنوا اتقوا اللّه
10 - جهاد و مبارزه در راه خدا ، از وظايف مؤمنان
يأيها الذين ءامنوا . . و جهدوا فى سبيله
12 - خداوند ، همواره بايد محور حركت ها و برنامه هاى مؤمنان باشد .
اتقوا اللّه و ابتغوا إليه الوسيلة و جهدوا فى سبيله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 38 - 5
5 - اهل ايمان ، موظف به زمينه سازى اجراى حدود توسط حاكمان *
و السارق و السارقة فاقطعوا ايديهما
با اينكه اجراى حد در محدوده وظايف حاكم شرعى است، خداوند همه مؤمنان را مخاطب قرار داد تا به اين نكته اشاره كند كه
مؤمنان بايد زمينه اجراى حكم را فراهم سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 51 - 13
13 - مؤمنان ، وظيفه دار تبرى و بيزارى نسبت به دشمنان
لاتتخذوا اليهود و النصرى أولياء . .. و من يتولهم منكم فانه منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 59 - 6
6 - مؤمنان به خدا و قرآن ، وظيفه دار ايمان به تمامى كتب آسمانى
هل تنقمون منا الا ان ءامنا باللّه و ما أنزل الينا و ما أنزل من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 61 - 6
6 - ضرورت هشيارى مؤمنان در برابر اهل كتاب به هنگام تظاهر آنان به اسلام
و إذا جاءوكم قالوا ءامنا . .. و اللّه اعلم بما كانوا يكتمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 87 - 1،4،15
1 - اهل ايمان نبايد خويشتن را از بهرهورى مواهب پاكيزه و حلال الهى منع كنند .
يايها الذين ءامنوا لاتحرموا طيبت ما احل اللّه لكم
برداشت فوق بر اين مبناست كه تحريم در «لاتحرموا . ..»، تحريم عملى باشد يعنى خوددارى كردن و استفاده نبردن از حلالهاى الهى بدون اعتقاد به حرمت آن
4 - مؤمنان نبايستى مواهب پاكيزه و حلال الهى را با قسم و امثال آن بر خويش تحريم كنند .
يايها الذين ءامنوا لاتحرموا طيبت ما احل اللّه لكم
با توجه به ارتباط اين بخش از آيات و بيان احكام قسم در آيه 89 مى توان گفت مراد از «لاتحرموا . ..» نهى از تحريم طيبات به وسيله قسم و امثال آن است گفتنى است كه بر اين مبنا مراد از تحريم، تحريم حقيقى و واقعى (حرام كردن) خواهد بود.
15 - لزوم پرهيز اهل ايمان از ارتكاب محرمات الهى
يايها الذين ءامنوا . .. لاتعتدوا
مى توان گفت مراد از «لاتعتدوا» به قرينه جمله قبل «لاتحرموا طيبت ما احل اللّه»، ارتكاب محرمات است، و چون ارتكاب محرمات زيانبارتر از تحريم حلالها است از آن به تجاوز و تعدى تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 88 - 8،123
8 - اهل ايمان موظف به رعايت تقوا
و اتقوا اللّه الذى انتم به مؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 90 - 5،7
5 - اهل ايمان وظيفه دار اجتناب از شرابخوارى ، قماربازى و مظاهر شرك
يايها الذين ءامنوا انما الخمر و الميسر . .. فاجتنبوه
7 - اهل ايمان وظيفه دار دورى جستن از پليد ها و كردار هاى شيطانى
رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 92 - 1،5
1 - اهل ايمان وظيفه دار اطاعت از خداوند و رسول او
و اطيعوا اللّه و اطيعوا الرسول
5 - گريز از شيطان و پرهيز از كردار هاى شيطانى وظيفه اهل ايمان
يايها الذين ءامنوا انما الخمر و الميسر و الانصاب و الازلم . .. و احذروا
برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه متعلق «واحذروا» - به قرينه آيه قبل -، پيروى از شيطان و انجام كارهاى شيطانى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 93 - 7
7 - لزوم تقواپيشگى اهل ايمان در سه بعد رفتارى ، اعتقادى و اخلاقى
إذا ما اتقوا و ءامنوا و عملوا الصلحت ثم اتقوا و ءامنوا ثم اتقوا و احسنوا
با توجه به تكرار «اتقوا» به همراه هر يك از جملات «عملوا الصلحت» (بعد رفتارى) و «ءامنوا» (بعد اعتقادى) و «احسنوا» (بعد اخلاقى)، مى توان گفت مراد از «اتقوا» در هر فراز، فرمان به تقوايى مناسب با ساير جملات آن فراز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 105 - 1،2،9،11
1 - اهل ايمان وظيفه دار پاسدارى از ايمان خويش
يايها الذين ءامنوا عليكم انفسكم
«عليكم» اسم فعل و به معناى «الزموا» است. بنابراين جمله «عليكم انفسكم» يعنى همواره مراقب ايمان خويش باشيد. چون فرمان به مراقبت بر خويشتن (عليكم انفسكم) پس از خطاب «يايها الذين ءامنوا» آمده است مراد از مراقبت، مراقبت بر ايمان و لوازم آن است.
2 - پاسدارى از ايمان با پيروى از تعاليم قرآن و دستورات پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، توصيه و فرمان خداوند به مسلمانان
تعالوا إلى ما أنزل اللّه و إلى الرسول . .. يايها الذين ءامنوا عليكم انفسكم
مراد از فرمان به مراقبت از ايمان - به قرينه آيه قبل - همان روى آوردن به قرآن و تعاليم پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
9 - مؤمنان وظيفه دار پاسدارى از حريم ايمان جامعه خويش
يايها الذين ءامنوا عليكم انفسكم
«انفس» مى تواند ناظر به هر فرد نسبت به خودش باشد و مى تواند به هر فرد نسبت به فرد و يا افراد ديگر باشد. همانند (فسلموا على انفسكم، نور 61) بر اين مبنا «عليكم انفسكم) يعنى مراقب ايمان يكديگر باشيد.
11 - اهل ايمان بر رفتار و كردار نارواى گمراهان و عقايد ناصواب ايشان مؤاخذه نخواهند شد .
يايها الذين ءامنوا . .. لايضركم من ضل إذا اهتديتم إلى اللّه مرجعكم جميعاً
برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «لايضركم . ..» در ارتباط با عذابهاى الهى مطرح باشد بر اين مبنا جمله «عليكم انفسكم لايضركم ...» يعنى مراقب ايمان خويش باشيد، شما بر بى ايمانى كافران و اعمالشان مؤاخذه نخواهيد شد و بدين سبب ضررى از ناحيه آنان متوجه شما نمى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 106 - 3
3 - سهل انگارى در وصيت به هنگام مشاهده آثار مرگ - هر چند در سفر و ديار كافران - امرى ناشايست براى اهل ايمان
إذا حضر احدكم الموت حين الوصية
«حين الوصية» بدل از «اذا» مى باشد، يعنى هنگام مشاهده آثار مرگ هنگام پرداختن به وصيت است نه انجام كارى ديگر و اين گوياى تأكيد الهى بر امر وصيت مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 108 - 5
5 - گوش سپارى به فرمان هاى خداوند و تسليم در برابر آنها ، تكليفى الهى بر عهده اهل ايمان
و اسمعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 68 - 3
3 - پرهيز از بحث و مجادله با ياوه گويان و مغالطه گران در مورد دين و آيات الهى، وظيفه مؤمنان است.
و إذا رأيت الذين يخوضون فى ءايتنا فأعرض عنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 70 - 6
6 - رها كردن و بى اعتنايى به كسانى كه دين خدا را بازيچه و سرگرمى انگاشته اند، وظيفه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان است.
و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 114 - 13
13 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان در اينكه معجزه طلبى مشركان از سر حقجويى نيست، نبايد به خود ترديد راه دهند.
فلا تكونن من الممترين
متعلق «ممترين» بايد چيزى متناسب با مضمون آيه باشد. پيام اصلى آيه آن است كه معجزه طلبى كافران و مخالفتهاى اهل كتاب با پيامبر(صلی الله علیه و آله) از سر حقجويى نيست. بنابراين «لا تكونن من الممترين» يعنى ترديدى در اين مسأله نداشته باش.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 150 - 13
13 - مؤمنان نبايد در افكار و اعمال و سنتها از مشركان و منكران معاد تقليد كنند.
و لا تتبع أهواء الذين . .. و هم بربهم يعدلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 159 - 4
4 - حفظ وحدت جامعه ايمانى از وظايف اهل ايمان است.
إن الذين فرقوا دينهم و كانوا شيعا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 87 - 3
3 - مؤمنان به رسالت انبيا در معرض مشكل آفرينى كفرپيشگان و موظف به صبر و استقامت
إن كان طائفة منكم ءامنوا بالذى أرسلت به . .. فاصبروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 128 - 2
2 - مؤمنان وظيفه دار استعانت از خدا و پيشه سازى صبر و مقاومت در برابر مشكلات راه ايمان
استعينوا باللّه و اصبروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 171 - 11
11 - فراگيرى كتاب آسمانى و تنظيم عقايد و اصول بر محور آن ، وظيفه اى ضرورى بر عهده اهل ايمان
خذوا ما ءاتينكم بقوة و اذكروا ما فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 1 - 10
10 - مؤمنان وظيفه دارند براى از ميان بردن كدورت ها ، درگيرى ها و اختلافات خويشتن تلاش كنند .
و أصلحوا ذات بينكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 15 - 1
1 - اهل ايمان وظيفه دار پايدارى و استقامت به هنگام هجوم و لشكركشى دشمنان دين ( جهاد دفاعى )
يأيها الذين ءامنوا إذا لقيتم الذين كفروا زحفا فلاتولوهم الأدبار
كلمه «زحفا» (كه به معناى لشكركشى است) مى تواند حال براى «الذين كفروا» باشد ; يعنى آنگاه كه كافران به سوى شما لشكركشى مى كنند. و همچنين مى تواند حال براى فاعل «لقيتم» باشد ; يعنى آنگاه كه شما براى جهاد به سوى كافران حركت مى كنيد. در برداشت فوق وجه اول ملاحظه شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 18 - 2
2 - ضرورت توجه اهل ايمان به فرجام شوم كافران ستيزه گر و نقش اصلى خدا در پيروزى هاى مؤمنان
ذلكم
حرف «كم» در «ذلكم» خطاب به اهل ايمان است. يعنى اى اهل ايمان سرنوشت مشركان ستيزه جو همان است كه بيان شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 20 - 1
1 - اهل ايمان وظيفه دار اطاعت از خدا و رسول و پرهيز از نافرمانى آن حضرت
يأيها الذين ءامنوا أطيعوا اللّه و رسوله و لا تولوا عنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 24 - 1
1 - اهل ايمان وظيفه دار اجابت و پذيرش دعوت خدا و رسول او هستند .
يأيها الذين ءامنوا استجيبوا للّه و للرسول إذا دعاكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 25 - 3،4
3 - اهل ايمان موظف به مبارزه با فتنه هايى كه شعله هاى آن دامنگير كل جامعه است .
و اتقوا فتنة لاتصيبن الذين
عامل فتنه در مورد بحث - چنانچه گذشت - گناه و ستمكارى است و مرتكب اين گناه به دليل «ظلموا منكم» تنها برخى از افراد جامعه هستند. بنابراين امر به اتقا (اتقوا فتنة) نسبت به مخاطبان متفاوت خواهد بود. يعنى نسبت به گنهكاران و ستم پيشگان، پرهيز از خود گناه است و نسبت به آنان كه مرتكب نمى شوند، جلوگيرى از ارتكاب آن است.
4 - مؤمنان وظيفه دار اهتمام بيشتر در پرهيز از گناهانى كه آثار شوم آن فراگير جامعه ايمانى است .
و اتقوا فتنة لاتصيبن الذين ظلموا منكم خاصة
بديهى است هيچ گناه و ستمى را نبايد مرتكب شد. بنابراين نهى از ارتكاب گناهى كه فتنه اى فراگير دارد، حاكى از تأكيد بيشتر نسبت به پرهيز از چنين گناهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 27 - 1،3
1 - خيانت به خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، حرام و به دور از شأن اهل ايمان
يأيها الذين ءامنوا لاتخونوا اللّه و الرسول
3 - حفظ امانت هاى مسلمانان و پرهيز از خيانت در آن ، وظيفه ايمانى مؤمنان
يأيها الذين ءامنوا لاتخونوا اللّه و الرسول و تخونوا أمنتكم
در برداشت فوق «تخونوا أمنتكم» عطف بر «تخونوا اللّه» گرفته شده است. بنابراين حرف نهى «لا» در معطوف نيز لحاظ شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 29 - 1
1 - خداوند ، مؤمنان را به رعايت تقوا و پرهيز از مخالفت با وى فراخوانده است .
يأيها الذين ءامنوا إن تتقوا اللّه يجعل لكم فرقانا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 39 - 1،4
1 - نبرد با كافران تا بركنده شدن فتنه هاى آنان ، وظيفه اى ضرورى بر عهده اهل ايمان
و قتلوهم حتى لاتكون فتنة
4 - نبرد با كافران تا حاكميت يافتن دين خدا در جهان ، فرمان خداوند به اهل ايمان
و قتلوهم حتى . .. يكون الدين كله للّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 40 - 1
1 - اهل ايمان بايد با باور به يارى خداوند و سرپرستى او ، به جهاد با كافران فتنه انگيز بپردازند .
و إن تولوا فاعلموا أن اللّه موليكم نعم المولى و نعم النصير
متعلق «تولوا» دست برداشتن از فتنه انگيزى است ; يعنى «إن تولوا عن الانتهاء فلم يتركوا الفتنة». و جواب شرط، به قرينه آيه قبل، جمله اى همانند «فقاتلوهم» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 42 - 17
17 - اهل ايمان بايد عقايد و باور هاى دينى خويش را بر دليل و برهان روشن استوار سازند .
و يحيى من حى عن بينة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 45 - 1
1 - اهل ايمان وظيفه دار پايدارى در نبرد با دشمنان دين
يأيها الذين ءامنوا إذا لقيتم فئة فاثبتوا
«لقاء» مصدر «لقيتم» به معناى رو در رو شدن و برخورد كردن است و مراد از آن به مناسبت سياق آيه، برخورد نظامى، يعنى پيكار و نبرد، مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 46 - 2
2 - لزوم پرهيز اهل ايمان از نزاع و كشمكش با يكديگر
و لاتنزعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 47 - 4
4 - گرايش به خصلت هاى كفرپيشگان ، امرى نكوهيده براى اهل ايمان
و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 57 - 4
4 - متلاشى ساختن جبهه كافران محارب و پراكنده ساختن آنان ، تكليفى بر عهده اهل ايمان
فإما تثقفنهم فى الحرب فشردبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 60 - 7
7 - اهل ايمان بايد توان رزمى برتر خويش را به دشمنان دين بنمايانند .
ترهبون به عدو اللّه
وحشت دشمن از توان نظامى مستلزم اين است كه آنان بر توان نظامى اهل ايمان آگاه شوند. بنابراين مسلمانان بايد توان خويش را به گونه اى به آنان بنمايانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 65 - 1،3،4
1 - اهل ايمان موظف به پيكار با كفرپيشگان
يأيها النبى حرض المؤمنين على القتال
از «من الذين كفروا» در ذيل آيه بدست مى آيد كه مراد از «القتال» پيكار با كافران است.
3 - يك گروه بيست نفرى اهل ايمان بايد بر يك گروه دويست نفرى اهل كفر و لشكر صد نفرى مؤمنان بايد بر لشكر هزار نفرى اهل كفر پيروز شود .
إن يكن منكم عشرون صبرون يغلبوا مائتين و إن يكن منكم مائة يغلبوا ألفا
جمله هاى «يغلبوا مائتين» و «يغلبوا ألفا» خبرى هستند. ولى مراد از آن به دليل «الئن خفف اللّه عنكم» در آيه بعد معنايى دستورى است. زيرا تخفيف در محدوده تكاليف و دستورات مطرح است. بنابراين «يغلبوا ... » يعنى بايد مقاومت كنيد و پيروز شويد.
4 - اهل ايمان موظف به پايدارى در برابر لشكريان كفر تا پيروزى بر آنان ; حتى در صورت ده برابر بودن نيروى انسانى كافران
حرض المؤمنين على القتال إن يكن منكم عشرون صبرون يغلبوا مائتين
تغيير نكردن نسبت در دو فراز ياد شده، يعنى بيست در مقابل دويست و صد در مقابل هزار، بيانگر اين است كه ضرورت مقاومت مخصوص بيست و دويست نفر نيست، بلكه تحقق نسبت (يك بر ده) ملاك حكم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 72 - 3
3 - يارى رسانى و پناه دادن به مهاجران راه خدا ، وظيفه اى بر عهده اهل ايمان
و الذين ءاووا و نصروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 75 - 6
6 - تمركز يافتن و تشكل داشتن ، وظيفه اى ضرورى بر عهده اهل ايمان
و الذين ءامنوا من بعد و هاجروا
به نظر مى رسد از اهداف اساسى قرآن در الزام مسلمانان صدر اسلام به هجرت، با توجه به شرايط آن دوران، تمركز بخشيدن به اهل ايمان و تشكل دادن به نيروهاى پراكنده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 14 - 6
6 - دستيابى مؤمنان به ارزش ها و آرمان هاى مكتبى ، در پرتو تلاش و جهاد خود آنان ميسّر است .
قتلوهم يعذبهم اللّه بأيديكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 18 - 10
10 - مؤمنان راستين با وجود برخوردارى از ايمان و اعمال شايسته ، تنها بايد اميدوار به هدايت و ره يافتگى خويش باشند نه مطمئن و مغرور به آن .
من ءامن باللّه . .. فعسى أولئك أن يكونوا من المهتدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 28 - 18
18 - لزوم اميد بستن مؤمنان به فضل الهى و قطع دلبستگى از غير خدا
فسوف يغنيكم اللّه من فضله إن شاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 38 - 1
1 - مؤمنان ، موظف به بسيج شدن براى نبرد در راه خدا ، به هنگام صدور فرمان جنگ
يأيها الذين ءامنوا ما لكم إذا قيل لكم انفروا فى سبيل اللّه اثّاقلتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 41 - 4
4 - مؤمنان ، موظف به جهاد با مال ( كمك هاى اقتصادى به لشكر اسلام و چشم پوشى از منافع مادى ) همپاى جهاد با جان
جهدوا بأمولكم و أنفسكم فى سبيل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 51 - 8
8 - مؤمنان ، بايد تنها به خدا توكل كنند .
هو مولينا و على اللّه فليتوكل المؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 6،7
6 - لزوم بى تفاوت نبودن مؤمنان نسبت به عملكرد و سرنوشت يكديگر
و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
7 - امر به معروف و نهى از منكر ، مهمترين وظيفه مؤمنان و بارزترين مشخصه جامعه اسلامى
و المؤمنون و المؤمنت . .. يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
از اينكه در رأس همه كارها و ارزشها، از امر به معروف و نهى از منكر ياد شده است، اهميت برتر آن استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 91 - 9
9 - لزوم خيرخواهى مؤمنان براى دين و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبر الهى
إذا نصحوا للّه و رسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 94 - 3،7
3 - خداوند ، خواهان اعتماد نكردن رهبر و مؤمنان بر عذرتراشى هاى توانمندان متخلف از جهاد
قل لا تعتذروا لن نؤمن لكم
7 - باز بودن راه توبه براى متخلفان از جهاد ، با وجود مأموريت مؤمنان به نپذيرفتن عذرتراشى آنان *
لن نؤمن لكم . .. و سيرى اللّه عملكم و رسوله
جمله «سيرى اللّه . .. » مى تواند بيانگر اين جهت باشد كه اگر چه مؤمنان نبايد براى عذرخواهى متخلفان از جهاد وقعى بنهند، ولى اين بدان معنا نيست كه آنان راهى به سوى توبه نداشته باشند ; بلكه توبه آنان منوط به عملكرد آينده شان است كه خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر آن ناظر خواهند بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 120 - 7
7 - حفظ جان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه همه مؤمنان و مقدم بر حفظ جان خودشان
و لا يرغبوا بأنفسهم عن نفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 65 - 3
3 - مؤمنان در مقابل جنجال تبليغاتى دشمنان ، نبايد اندوهى به خود راه دهند .
و لا يحزنك قولهم
اگر چه مخاطب جمله «لا يحزنك» وجود مبارك پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) است، ولى با توجه به ذكر «إن العزة للّه جميعاً» كه مى تواند در مقام تعليل باشد، مى تواند از مورد، الغاى خصوصيت كرد و آن را تعميم داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 84 - 7
7 - مؤمنان بايد تسليم خدا و متكى به او بوده و از هيچ قدرتى نهراسند .
إن كنتم ءامنتم باللّه فعليه توكلوا إن كنتم مسلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 112 - 2،3
2- مؤمنان همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به استقامت و پايدارى بر توحيد و پرستش خدا موظّف بودند .
فاستقم . .. و من تاب معك
«من تاب» عطف بر ضمير مستتر در «فاستقم» است; يعنى: «وليستقم من تاب معك».
3- استقامت در ابلاغ دين و گسترش توحيد ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به اوست .
فاستقم كما أُمرت و من تاب معك
جمله «تو و پيروانت پايدارى و استقامت كنيد» مى تواند به اين معنا باشد: بر توحيد و احكام دين پايبند و ثابت قدم بمانيد; مبادا سختيها و مشكلات شما را از مسير حق منحرف سازد. و نيز مى تواند گوياى اين باشد: در ابلاغ توحيد و دين پايدارى كنيد و از دعوت ملول و خسته نشويد. برداشت فوق ناظر به معناى دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 121 - 3
3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به آن حضرت ، موظف به پايدارى بر مواضع خويش ( ابلاغ رسالت الهى و مبارزه با شرك و فساد )
إنا عملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 31 - 10
10- منوط بودن هدايت مردم به مشيّت خدا ، از معارفى كه اهل ايمان بايد بدان باور داشته باشند .
أفلم ياْيئس الذين ءامنوا أن لو يشاء الله لهدى الناس جميعًا
فعل «ييأس» متضمن معناى «يعلم» است و عبارت «أن لو يشاء الله . ..» مفعول براى آن فعل (يعلم) مى باشد و متعلق «ييأس» محذوف است كه به قرينه سياق «من اهتدائهم» مى باشد. بنابراين جمله «أفلم ييأس ...» چنين معنا مى شود: پس آيا اهل ايمان ندانسته اند كه اگر خدا مى خواست همه انسانها را هدايت مى كرد، پس آيا مأيوس نشده اند از اينكه آن كفرپيشگان (آنان كه با وجود قرآن ايمان نياورده اند) هدايت شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 1 - 3
3- مؤمنان ، وظيفه دار صبر و شكيبايى و پرهيز از درخواست تحقق سريع وعده هاى خداوند
أتى أمر الله فلاتستعجلوه سبحنه و تعلى عمّا يشركون
با توجه به اينكه «لاتستعجلوه» مخاطب و «يشركون» غايب است، به نظر مى رسد مخاطب فعل اول مؤمنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 28 - 12
12- مؤمنان ، بايد امكانات و نعمت هاى دنيوى را رحمتى از جانب خدا بدانند .
و إمّا تعرضنّ عنهم ابتغاء رحمة من ربّك ترجوها
توصيه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) (و يا مؤمنان) براى برخورد شايسته با مستمندان در صورت عدم امكان كمك به آنها با تعبير «ابتغاء رحمة من ربك ترجوها» مى تواند إشعار به اين نكته داشته باشد كه مؤمنان بايد به خدادادى بودن امكانات توجه داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 29 - 1،2
1- مؤمنان ، وظيفه دار رعايت اعتدال و ميانه روى در انفاق به ديگران و مصرف اموال و امكانات در زندگى شخصى
و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك و لاتبسطها كلّ البسط
2- مؤمنان ، وظيفه دار پرهيز از بخل و خوددارى از اداى حق خويشان و مستمندان
و ءات ذاالقربى حقّه . .. و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 48 - 2
2- مؤمنان ، بايد به شگرد هاى تبليغى دشمنان ، توجه لازم را داشته باشند .
انظر كيف ضربوا لك الأمثال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 53 - 2
2- مؤمنان ، موظف به انتخاب بهترين شيوه ها در گفتار و برخوردشان با مشركان و كافران
و قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن
برداشت فوق، مبتنى بر شأن نزولى است كه در آن آمده است: مؤمنان در برابر اهانت و آزارهاى مشركان، تصميم به برخورد شديد گرفتند (مجمع البيان ج،6 ص 5) و خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را موظف فرمود كه به آنان اعلام كند: بهترين گفتار را انتخاب كنيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 54 - 8
8- مؤمنان ، نبايد به ايمان خويش مغرور بوده و به سعادت ابدى خود مطمئن باشند .
ربّكم أعلم بكم إن يشأ يرحمكم أو إن يشأ يعذّبكم
بنابراينكه خطاب «ربّكم» مؤمنان باشند ممكن است تعريضى باشد به مؤمنان كه مبادا تصور كنند با داشتن ايمان، سعادتشان قطعى است و بر اين اساس با ساير بندگان خدا تندى كنند. صدر آيه «ربّكم أعلم بكم» (خداوند آگاهترين به وضعيت شماست) مى تواند به اين معناى از آيه كمك نمايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 55 - 6
6- وادار ساختن همسر و فرزندان به نماز و انفاق ، از مسؤوليت هاى مردان مؤمن
و كان يأمر أهله بالصلوة والزكوة
از معانى «أهل» زوجه و اهل خانه است (مصباح).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 9 - 12
12 - جبهه ايمان ، وظيفه دار تلاش بى امان براى به ذلت كشاندن جبهه كفر
و من الناس من يجدل . .. له فى الدنيا خزى
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه جمله «له فى الدنيا خزى» مى تواند انشا در قالب اِخبار باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 36 - 3
3 - بزرگداشت و حفظ حرمت شعائر دينى و الهى ، وظيفه اى الهى برعهده تمام مؤمنان است .
و البدن جعلنها لكم من شعئر اللّه
اين سخن خدا كه: «ما شتران قربانى را جزء شعائر دينى قرار داديم» در واقع توصيه است به اين كه بايد در حفظ شعائر الهى و بزرگداشت آنها بكوشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 77 - 11
11 - مؤمنان ، همواره بايد ميان بيم و اميد به سر برند و به اعمال نيك مغرور نشوند .
يأيّها الذين ءامنوا اركعوا . .. لعلّكم تفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 12 - 3،8
3 - مؤمنان ، وظيفه دار تكذيب صريح شايعه ها و تهمت هاى جنسى بى اساس عليه ديگر مؤمنان
لولا إذ سمعتموه . .. و قالوا هذا إفك مبين
8 - جامعه اسلامى ، وظيفه دار رعايت حسن ظن نسبت به يكديگر
لولا إذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنت بأنفسهم خيرًا و قالوا هذا إفك مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 23 - 4
4 - منزوى ساختن و بى مهرى كردن به قذف كنندگان و اتهام زنندگان به زنان پاكدامن ، وظيفه اى الهى بر عهده اهل ايمان
إنّ الذين يرمون المحصنت . .. لعنوا فى الدنيا
جمله «لعنوا فى الدنيا» مى تواند بيانگر وظيفه اهل ايمان نسبت به قذف كنندگان باشد كه در برداشت فوق، بدان اشاره شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 28 - 3
3 - مؤمنان در صورت مواجه شدن با بى ميلى صاحب خانه و درخواست مراجعت ، بايد عذر او را موجه دانسته و بازگردند .
فإن لم تجدوا فيها أحدًا فلاتدخلوها حتّى يؤذن لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 32 - 6
6 - مؤمنان ، وظيفه دار بر آوردن نياز هاى اوليه و طبيعى بردگان و خدمت گذاران خويش
و أنكحوا . .. و الصلحين من عبادكم و إمائكم
برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه از مورد آيه، الغاى خصوصيت شود; چرا كه ازدواج از مصاديق نيازهاى اساسى و طبيعى انسان است و به نظر مى رسد كه نياز به ازدواج، خصوصيتى ندارد و شامل هر نوع نيازى مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 58 - 7
7 - زنان و مردان مؤمن ، حق ندارند با وضعيت و پوشش متناسب با خواب و خلوت ، در انظار خدمت كاران خويش ظاهر شوند .
ليستئذنكم الذين ملكت أيمنكم . .. من قبل صلوة الفجر ... و من بعد صلوة العشاء ثلث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 30 - 6
6 - قرآن ، كتابى است با عظمت و مؤمنان وظيفه دار حراست از حرمت و منزلت آن
و قال الرسول يربّ إنّ قومى اتّخذوا هذا القرءان مهجورًا
برداشت فوق، از اسم اشاره «هذا» در «هذا القرآن» - كه بر تعظيم و تفخيم دلالت دارد - استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 65 - 7
7 - مؤمنان نبايد به خاطر عبادت و رفتار خوب خود ، به عجب و غرور گرفتار آيند و خويشتن را بى نياز از تضرع و دعا بپندارند .
و الذين يبيتون لربّهم . .. يقولون ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غرامً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 54 - 13
13 - در پاسخ بدى ، خوبى كردن و انفاق بخشى از دارايى ها ، بايد برنامه هميشگى اهل ايمان باشد و نه مقطعى .
و يدروءن بالحسنة . .. و ممّا رزقنهم ينفقون
برداشت ياد شده با توجه به فعل هاى «يدرءون» و «ينفقون» - كه حكايت از تجدد و استمرار دارد - استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 10 - 4
4 - ايمان آورندگان به خدا ، بايد سختى ها و پيامد هاى ناگوارِ احتمالى ايمان شان را ، تحمل كنند .
و من الناس من يقول ءامنّا باللّه فإذا أوذى فى اللّه جعل فتنة الناس كعذاب اللّه
آيه، به دنبال سرزنش كسانى است كه ايمانى زبانى و سطحى دارند و چون به خاطر ايمان شان، سختى مى بينند، آن را تحمل نمى كنند. از سرزنش افراد ياد شده، استفاده مى شود كه مؤمنان، بايد در راه ايمان شان سختى ها را بر خود هموار كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 56 - 5
5 - مؤمنان ، در انتخاب مسكن ، بايد نقطه اى را انتخاب كنند كه ارزش هاى دينى شان محفوظ باشد .
إنّ أرضى وسعة فإيّ-ى فاعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 16 - 15
15 - مؤمنان ، در قبال نياز هاى اقتصادى جامعه ، تعهد دارند .
يدعون ربّهم . .. و ممّا رزقنهم ينفقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 6 - 6
6 - رعايت احترام همسران پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر مؤمنان ، لازم است .
و أزوجه أُمّهتهم
به منزله مادر معرفى شدن همسران پيامبر(صلی الله علیه و آله) در آيه، به قرينه آيه پنجاه و سه - كه در آن، ازدواج با همسران پيامبر(صلی الله علیه و آله) حرام شده است - همان حرمت ازدواج است. اين كه از حرمت ازدواج با آنان، از چنين تعبيرى استفاده شده است، به خاطر يادآورى حرمت ويژه اى همانند مادران، براى همسران پيامبر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 9 - 1
1 - مؤمنان ، بايد نعمت هاى خداوندى را يادآور شوند .
يأيّها الذين ءامنوا اذكروا نعمة اللّه عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 36 - 1
1 - هيچ مرد و زن مؤمنى حق ندارد كه در برابر فرمان خداوند و پيامبرش ، تصميم ديگرى بگيرد .
و ما كان لمؤمن و لامؤمنة إذا قضى اللّه و رسوله أمرًا أن يكون لهم الخيرة من أمرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 41 - 1
1 - مؤمنان ، موظف به ذكر فراوان خدايند .
يأيّها الذين ءامنوا اذكروا اللّه ذكرًا كثيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 42 - 1
1 - مؤمنان ، موظف به تسبيح خداوند در هر صبح و شام اند .
يأيّها الذين ءامنوا . .. و سبّحوه بكرة و أصيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 53 - 1،6،10،11،12،22،26،36
1 - مؤمنان ، مجاز نيستند بدون اجازه ، وارد خانه هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) شوند .
يأيّها الذين ءامنوا لاتدخلوا بيوت النبى إلاّ أن يؤذن لكم
6 - مؤمنان ، در صورتى كه وارد خانه پيامبر (صلی الله علیه و آله) شدند ، نبايد منتظر صرف غذا در آنجا باشند .
يأيّها الذين ءامنوا لاتدخلوا بيوت النبىّ إلاّ أن يؤذن لكم إلى طعام غير نظرين إ
«إناء» در لغت به معناى «وقت و ساعت» است (مفردات راغب). مراد از «غير ناظرين إناه» منتظر بودن براى فرارسيدن وقت غذا
است.
10 - مؤمنان ، موظف بودند پس از صرف غذا در ميهمانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از خانه آن حضرت پراكنده شوند .
فإذا طعمتم فانتشروا
11 - مؤمنان ، نبايد ميهمانى در خانه پيامبر (صلی الله علیه و آله) را طولانى مى كردند و به گفتوگو و مذاكره مى پرداختند .
فإذا طعمتم فانتشروا . .. و لامستئنسين لحديث
12 - حضور در ميهمانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) آداب ويژه اى داشت كه بايد مؤمنان آن را رعايت مى كردند .
إلى طعام غير نظرين إنيه . .. إذا دعيتم فادخلوا فإذا طعمتم فانتشروا و لامستئنسين
22 - مؤمنان ، با توجه به حياى پيامبر (صلی الله علیه و آله) خود ، بايد به گونه اى عمل مى كردند كه موجبات آزار آن حضرت را فراهم نمى آوردند .
إنّ ذلكم كان يؤذى النبىّ فيستحيى منكم
26 - مؤمنان ، موظف بودند كه در صورتى كه از همسران پيامبر چيزى را مى خواستند ، از پشت پرده مطالبه كنند .
و إذا سألتموهنّ متعًا فسئلوهنّ من وراء حجاب
مرجع ضمير «هنّ»، واژه «ازواج» است كه در آيات پيش آمده است. لازم به ذكر است كه برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه مراد از سؤال، به قرينه مقام، خواستن «متاع» باشد.
36 - هيچ مؤمنى حق نداشت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را آزار و اذيت كند .
إنّ ذلكم كان يؤذى النبىّ . .. و ما كان لكم أن تؤذوا رسول اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 56 - 7،11
7 - بر مؤمنان واجب و وظيفه است كه بر پيامبرخدا (صلی الله علیه و آله) درود و صلوات هديه كنند .
يأيّها الذين ءامنوا صلّوا عليه
11 - مؤمنان ، بايد در مقابل فرمان هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) تسليم و منقاد باشند .
و سلّموا تسليمًا
بنابراين احتمال كه «سلّموا» به معناى «انقياد و تسليم بودن» باشد، نكته بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 61 - 9
9 - بر آحاد جامعه اسلامى ، روا و جايز است كه ادامه دهندگان به فساد را پس از فرمان حاكم اسلامى ، با رعايت مراحل و شرايط ، به قتل برسانند .
لئن لم ينته المنفقون . .. أينما ثقفوا أُخذوا و قتّلوا تقتيلاً
در آيه پيش وقتى سخن از تهديد منافقان و بيماردلان و. .. به ميان آمد، خداوند فرمود: «اگر آنان، ادامه بدهند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را بر آنها چنان مسلط خواهد كرد كه ادامه زندگى براى شان ممكن نباشد» و در اين آيه، فعل هاى «أُخذوا» و «قتّلوا» را مجهول آورده و براى انجام دادن وظيفه ياد شده، كسى را معرفى نكرده است. به نظر مى رسد، با توجه به مهدورالدم اعلام شدن گروه هاى ياد شده، در آيه، به مسلمانان اجازه مى دهد كه آن افراد را به قتل برسانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 70 - 1،4
1 - مؤمنان ، وظيفه دارند كه تقوا را پيشه كنند .
يأيّها الذين ءامنوا اتّقوا اللّه
4 - مؤمنان ، موظف اند كه در گفتار خود ، سخن ، درست و استوار بگويند .
و قولوا قولاً سديدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 41 - 6
6 - مؤمنان ، وظيفه دار فراخواندن مردم به نجات و رستگارى
و يقوم مالى أدعوكم إلى النجوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 23 - 4
4- لزوم توجه مؤمنان به ابعاد حفاظتى در مبارزه خويش عليه كفر
فأسر . .. ليلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 3 - 5
5 - لزوم توجّه مؤمنان به حاكميت اراده پيروزمند الهى ، در هر فتح و گشايش
إنّا فتحنا . .. ليغفر لك اللّه ... و ينصرك اللّه
خداوند با نسبت دادن مكرر پيشامدهاى مثبت «صلح حديبيه» و يا «فتح مكه» به خود، در حقيقت به مؤمنان تذكر مى دهد كه در اوج اين پيروزى ها، از نقش اراده الهى غافل نباشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 9 - 8
8 - مؤمنان ، موظّف به تسبيح خداوند در هر صبح و شام
و تسبّحوه بكرة و أصيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 24 - 8
8 - لزوم توجه مؤمنان به الهى بودن تمامى پيروزى ها و پيشرفت هاى آنان
و هو الذى كفّ أيديهم عنكم
خداوند در اين آيه و آيات پيشين پيروزى ها و موفقيت هاى مؤمنان را به خود نسبت داده است. بنابراين مؤمنان بايد پيروزى ها را از خدا بدانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 7 - 5
5 - مؤمنان ، موظّف به تلاش براى افزودن بر درجات ايمان خويش و بسنده نكردن به درجه اى از آن
ءامنوا باللّه و رسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 18 - 2،3
2 - صدقه و انفاق در راه خداوند ، بايد برنامه هميشگى مؤمنان باشد ; نه به صورت مقطعى و موقت .
إنّ المصّدّقين و المصّدّقت
تكيه بر وصف (اسم فاعل)، بيانگر آن است كه صدقه دادن در بينش الهى، در صورتى ارزشمند خواهد بود كه به صورت خصلتى براى مؤمنان درآيد.
3 - تلاش براى رفع احتياج نيازمندان ، وظيفه اى بر عهده زنان و مردان مؤمن
إنّ المصّدّقين و المصّدّقت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 10 - 13
13 - جامعه ايمانى ، پس از پناه دادن به زنان مهاجر ، موظف به پرداخت مهريه آنان به همسرشان
و ءاتوهم ما أنفقوا
آيه شريفه بيانگر اين نكته است كه پس از آزمون ايمان زنان مهاجر، بايد به ايشان پناه داد; ولى از سوى ديگر خرج هايى را كه مرد كافر پيش از اين براى آن زن متحمل شده است (مهريه)، بايد به وى بازگرداند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 14 - 3
3 - يارى كردن خداوند ، بايد برنامه هميشگى مؤمنان باشد ; نه امرى مقطعى .
يأيّها الذين ءامنوا كونوا أنصار اللّه
جمله «كونوا أنصار اللّه»، دلالت بر دوام و استمرار مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 10 - 4
4 - مؤمنان ، همواره بايد به ياد خدا باشند .
و اذكروا اللّه كثيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 14 - 4،5
4 - مؤمنان در صورت روبه رو شدن با دشمنى و مخالفت همسران و فرزندان خويش ، بايد از آنان پرهيز كرده و دورى جويند .
إنّ من أزوجكم . .. عدوًّا لكم فاحذروهم
5 - مؤمنان ، بايد در برابر دشمنى و مخالفت همسران و فرزندان خويش ، هشيار بوده و آنان را زير نظر داشته باشند .
عدوًّا لكم فاحذروهم
فرمان برحذر بودن (فاحذروهم) ممكن است به معناى لزوم هشيارى و زير نظر گرفتن آنان باشد كه با غفلت از اين امر، مبادا دچار خسارت و ضربه شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 6 - 1،2
1 - توصيه خداوند ، به مؤمنان ، مبنى بر خودسازى و صيانت خويش از عوامل و موجبات بدبختى و دوزخى شدن
يأيّها الذين ءامنوا قوا أنفسكم . .. نارًا
بنا به گفته مفسران، مقصود از محافظت خود از آتش، صيانت خويش از موجبات و عواملى است كه منجر به آتش دوزخ مى شود; مانند ترك واجبات و يا انجام محرمات.
2 - توصيه خداوند به مؤمنان ، مبنى بر مراقبت از اعضاى خانواده خود در برابر عوامل و موجبات بدبختى و دوزخى شدن آنان
يأيّها الذين ءامنوا قوا . .. أهليكم نارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 43 - 4
4 - « عن عقيل الخُزاعىّ ، أنّ أميرالمؤمنين ( ع ) . . . يقول : تعاهَدوا الصّلاةَ و حافظوا عليها و استكثروا منها و تقرَّبوا بها فإنّها كانت على المؤمنين كتاباً موقوتاً و قد علم ذلك الكفّارُ حين سُئِلوا ما سلككم فى سقر ؟ قالوا : لم نك من المصلّين ;
از عقيل خزاعى روايت شده كه اميرالمؤمنين(ع) فرمود: . ..مواظب نماز باشيد و بر آن محافظت نماييد و انجام آن را افزون كنيد و با نماز به [خدا] تقرّب جوييد. چون نماز، وظيفه ثابت و معينى براى مؤمنان است; اين را كافران نيز مى دانند; آن زمان كه از آنان سؤال شود: «چه چيز شما را به دوزخ وارد ساخت»؟ گويند: ما از نمازگزاران نبوديم...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 17 - 2
2 - مؤمنان ، تنها در صورتى دشوارترين راه هاى انفاق را مى پيمايند كه يكديگر را به شكيبايى و مهرورزى سفارش كنند .
ثمّ كان من الذين ءامنوا و تواصوا بالصبر و تواصوا بالمرحمة
«مرحمة»، مصدر ميمى و به معناى «رحمت» (رقّت، مغفرت و عطوفت داشتن) است (قاموس). تكرار «تواصوا» براى تأكيد بوده و ممكن است اشاره به اين نكته باشد كه سفارش به صبر و توصيه به محبت، دو وظيفه مستقل و در عرض هم است و با ترك يكى، زمينه ديگرى از بين نرفته و تكليف ساقط نمى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 2 - 9
9 - اختلاف و نزاع در جامعه ايمانى بر سر دنيا و غنايم آن ، به دور از شأن مؤمنان واقعى
يسئلونك عن الأنفال . .. إنما المؤمنون ... وجلت قلوبهم ... و على ربهم
بيان ويژگيهاى ياد شده پس از اشاره به اختلاف و نزاع مسلمانان بر سر غنايم جنگى، اشاره به اين دارد كه رسيدن به مقام بلند ايمان، آدمى را از شيفتگى به مال دنيا و متأثر شدن از آن و در نتيجه نزاع كردن بر سر آن، باز خواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 18 - 2
2 - مؤمنان صالح ، وظيفه دار بر عهده گرفتن امور مساجد
إنما يعمر مسجد اللّه من ءامن باللّه . .. و لم يخش إلا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 94 - 2
2 - مؤمنان صدر اسلام ، مأمور دست رد زدن بر سينه توانمندان متخلف از جنگ تبوك و بى اثر شمردن عذرتراشى آنان
قل لا تعتذروا لن نؤمن لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 123 - 1
1 - فرمان الهى به مؤمنان در اسلام مبنى بر مبارزه و پيكار با جوامع كفرپيشه همجوار خويش
يأيها الذين ءامنوا قتلوا الذين يلونكم من الكفار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 12 - 2
2 - مؤمنان صدراسلام ، وظيفه دار تكذيب شايعه هاى بى اساس بدخواهان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و خانواده آن حضرت
لولا إذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنت بأنفسهم خيرًا و قالوا هذا إفك مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 72 - 4،12،13
4 - تصميم گيرى درباره جهاد ، مسؤوليت مهاجران و يارى رسانى به مهاجران ، وظيفه و مسؤوليت گروه انصار در صدر اسلام
و الذين ءاووا و نصروا
توصيف مهاجران به اينكه در راه خدا جهاد كنند، در مقابل انصار كه به اين امر توصيف نشده اند، با اينكه جهاد در راه خدا يك وظيفه ايمانى است، مى تواند به اين نكته اشاره داشته باشد كه در صدر اسلام جهاد و تصميم گيرى درباره آن بر عهده مهاجران بود و انصار بايد آنان را در اين امر يارى دهند، ولى تصميم گيرنده نباشند.
12 - وجود درگيرى بين مؤمنان غير مهاجر با كافران ، به خاطر دين و ديندارى ، تنها موردى است كه مهاجران و انصار موظف به يارى غير مهاجران هستند .
و إن استنصروكم فى الدين فعليكم النصر
قيد «فى الدين» بيانگر اين است كه اگر كافران به انگيزه مبارزه با اسلام و ديندارى غير مهاجران به آنان هجوم بردند، بايد ساير مسلمانان از آنان حمايت كنند و اگر درگيرى بدين انگيزه نباشد، حمايت از آنان ضرورت ندارد. قابل ذكر است كه «ال» در «النصر» جانشين مضاف إليه است ; يعنى «فعليكم نصرهم».
13 - وجوب يارى رسانى مهاجران و انصار به غير مهاجران مشروط به درخواست يارى از سوى غير مهاجران است .
و إن استنصروكم فى الدين فعليكم النصر
برداشت فوق با توجه به شرط «إن استنصروكم . .. » (اگر از شما يارى خواستند ... ) استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 75 - 1
1 - خداوند از انصار و مهاجران نخستين خواست تا كسانى را كه در آينده ايمان مى آورند و هجرت مى كنند و به جهاد مى پردازند ، از خود بدانند و حقوق ولايت را درباره آنان رعايت كنند .
و الذين ءامنوا من بعد و هاجروا و جهدوا معكم فأولئك منكم
مخاطبان آيه، انصار و مهاجران نخستين هستند. مضاف إليه كلمه «بعد»، كلمه «ايمانكم» و يا «الهجرة الاولى» است. جمله «فأولئك منكم» اشاره به اين دارد كه تمام قوانين و حقايقى كه درباره انصار و مهاجران نخستين بيان شده درباره آنان نيز عيناً وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 67 - 11
11 - دعوت گمراهان به راه هدايت و صراط مستقيم ، وظيفه الهى تمامى ره يافتگان به آن
و ادع إلى ربّك إنّك لعلى هدًى مستقيم
جمله «إنّك لعلى هدًى مستقيم» تعليل براى «و ادع إلى ربّك» است; يعنى، چون تو برطريق هدايت و در صراط مستقيم هستى، آن گمراهان شرك پيشه را به سوى پروردگارت دعوت كن، تا شايد از ضلالت و گمراهى نجات يابند و به راه تو باز گردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 57 - 1
1- ابراهيم ( ع ) پس از شناخت مهمانانش ( فرشتگان ) از مأموريت اصلى و مهم آنان جويا شد .
قال فما خطبكم أيّها المرسلون
«خطب» به معناى امر مهم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 31 - 1،2
1 - پرسش حضرت ابراهيم ( ع ) ، درباره رسالت و مأموريت ميهمانان خويش ( فرشتگان )
قال فما خطبكم أيّها المرسلون
«خطب» به شأن و امرى گفته مى شود كه شخص در پى آن است. سؤال ابراهيم(ع) از مأموريتى بود كه فرشتگان، مى خواستند آن را به اجرا درآورند.
2 - پى بردن حضرت ابراهيم ( ع ) به منحصر نبودن مأموريت فرشتگان در بشارت اعطاى فرزند به ايشان
و بشّروه بغلم . .. قال فما خطبكم أيّها المرسلون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه در آيه شريفه سخنى از وجود رسالتى افزون بر بشارت فرزند به ميان نيامده است و فرشتگان خود آن را آشكار نكرده اند; اما ابراهيم(ع) به اين نكته پى برده و رسالت اصلى فرشتگان را جويا شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 32 - 1،2
1 - توضيح فرشتگان به حضرت ابراهيم ( ع ) ، درباره مأموريت خود به سوى قومى مجرم
قالوا إنّا أُرسلنا إلى قوم مجرمين
2 - حضور فرشتگان به محضر ابراهيم ( ع ) ، قبل از ايفاى مأموريت خود در نابودى قوم لوط
قال فما خطبكم أيّها المرسلون . قالوا إنّا أُرسلنا إلى قوم مجرمين
مفسران اين مأموريت را - به قرينه «لنرسل» - بعد از حضور يافتن ملائكه در منزل ابراهيم(ع) دانسته اند. البته آيات مربوط به قوم لوط در سوره هود مؤيد همين معنا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 33 - 1
1 - مأموريت فرشتگان ، فرو ريختن سنگپاره ها بر سر قوم جرم پيشه لوط
لنرسل عليهم حجارة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 77 - 3
3- لوط ( ع ) ، بى خبر از ماهيت مهمانان خويش ( فرشته بودن آنان ) و ناآگاه از مأموريت ايشان
و لما جاءت رسلنا لوطًا سىء بهم . .. و قال هذا يوم عصيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 69 - 6
6- حفظ حرمت مهمان و دفاع از آن در برابر تجاوز ديگران ، تكليفى برعهده ميزبان
قال إن هؤلاء ضيفى . .. و اتقوا الله و لاتخزون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 11 - 2
2 - خود برتربينان و مدعيان كمك هاى مالى سنگين ، از تكاليف سخت شانه خالى مى كنند .
فلااقتحم العقبة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 11 - 2
2 - خود برتربينان و مدعيان كمك هاى مالى سنگين ، از تكاليف سخت شانه خالى مى كنند .
فلااقتحم العقبة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 7 - 9
9 - نجواكنندگان ، در برابر نجواهايشان مسؤول بوده و در قيامت بايد در برابر خداوند پاسخگو باشند .
ما يكون من نجوى . .. ثمّ ينبّئهم بما عملوا يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 120 - 3
3 - نزديك بودن به رهبر جامعه اسلامى و قرار داشتن در پايگاه دين ، مسؤوليت آفرين است .
ما كان لأهل المدينة و من حولهم من الأعراب
برداشت فوق مبتنى بر اين اساس است كه خداوند نزديكان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و حاضران در پايگاه شريعت (مدينه) را به خاطر برخوردارى از اين ويژگى، داراى مسؤوليتى فزونتر دانسته است و مخالفت با پيامبر(صلی الله علیه و آله) را در شأن آنان ندانسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 47 - 1
1- مأموران دوزخ ، موظف به برخوردى قاطع ، سخت و قهرآميز با گناه پيشگان
خذوه فاعتلوه
«العتل» (مصدر «فاعتلوه») به معناى كشاندن با زور و خشونت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 48 - 1
1- مأموران دوزخ ، موظف به شكنجه گناه پيشگان در وسط دوزخ
ثمّ صبّوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 31 - 5
5 - عذاب كردن دوزخيان ، تنها وظيفه فرشتگان گماشته شده بر دوزخ
عليها تسعة عشر . .. و ما جعلنا عدّتهم إلاّ فتنة للذين كفروا
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «عدّة» به معناى جماعت (قاموس المحيط) و «فتنة» به معناى عذاب باشد; يعنى، «و ما جلعنا جماعتهم إلاّ عذاباً للذين كفروا».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 5 - 5
5 - مأموران الهى در جهنّم ، عهده دار عذاب دوزخيان *
تسقى
مجهول بودن «تسقى»، بيانگر وجود يك يا چند مأمور عذاب در دوزخ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 59 - 5
5 - نوح ( ع ) ، بدون هيچ تأخير ، به انجام مسؤوليت و رسالت خويش پرداخت .
لقد أرسلنا نوحاً . .. فقال يقوم
عطف جمله «قال . .. » بر «لقد أرسلنا ... » به وسيله حرف فاء ناظر به برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 63 - 8
8 - نوح ( ع ) ، وظيفه دار ترساندن مردم از عذاب هاى الهى و فراهم آوردن زمينه هاى تقواپيشگى براى آنان با تبليغ معارف دين
أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم لينذركم و لتتقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 38 - 14
14- « عن أبى عبدالله ( ع ) . . . فلما أتى عليهم تسعمأة سنة همّ أن يدعو عليهم . . . فأمره الله عزوجل أن يغرس النخل . . . فلما أتى لذلك خمسون سنة و بلغ النخل و استحكم أمر بقطعه . . . فأمره الله أن ينحت السفينة و أمر جبرئيل ( ع ) أن ينزل عليه و يعلمه كيف يتخذ ها فقدر طول ها فى الأرض ألفاً و مأتى ذراع و عرض ها ثمانمأة ذراع و طول ها فى السماء ثمانون ذراعاً . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است: هنگامى كه نهصد سال بر قوم نوح گذشت [و دعوت او را اجابت نكردند ]خواست كه بر آنان نفرين كند; پس خداوند عزوجل به او امر فرمود كه درخت خرما بكارد . .. پس چون پنجاه سال گذشت و درخت كامل و محكمى شد، آن حضرت را به بريدن آن فرمان داد ... آن گاه امر فرمود كشتى را بسازد و جبرئيل را مأمور كرد كه بر نوح نازل شود و به او ياد دهد كه كشتى را چگونه بسازد. پس جبرئيل طول كشتى را هزار و دويست ذراع و عرض آن را هشتصد ذراع و ارتفاع آن را هشتاد ذراع تعيين كرد ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 40 - 6،7،11،17
6- بردن انواع حيوانات به كشتى و نجات دادن آنها از غرق شدن ، از وظايف نوح ( ع ) پس از پيدايش نشانه طوفان ( فوران آب از تنور )
قلنا احمل فيها من كل زوجين اثنين
7- نوح ( ع ) ، موظف بود از هر نوع حيوان تنها يك جفت ( نر و ماده ) را به كشتى سوار كند .
قلنا احمل فيها من كل زوجين اثنين
مضاف اليه «كل» كلمه اى همانند «حيوان» است; يعنى: من كل حيوان . ... كلمه «اثنين» تأكيد براى زوجين است و اشاره به اين معنا دارد كه از هر حيوان ، بيشتر از يك جفت نبايد به كشتى برده شود.
11- نوح ( ع ) از ناحيه خداوند به نجات خانواده خويش و سوار كردن آنان به كشتى موظف شد .
قلنا احمل فيها . .. أهلك
كلمه «أهل» در «أهلك» عطف بر «زوجين» و در حقيقت مفعول براى «احمل» است.
17- نوح ( ع ) موظف به سواركردن مؤمنان بر كشتى و نجات دادن آنان از طوفان
قلنا احمل فيها . .. من ءامن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 8
8 - نوح ( ع ) ، مأمور جاى دادن حيوانات و مؤمنان خاندانش در كشتى ، با ظهور اولين نشانه هاى طوفان
فإذا جاء أمرنا . .. فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين و أهلك إلاّ من سبق عليه القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 115 - 2
2 - انذار توده ها و نه جلب رضايت اشراف به قيمت طرد محرومان ، وظيفه اعلام شده از سوى نوح ( ع ) به اشراف قومش
و ما أنا بطارد المؤمنين . إن أنا إلاّ نذير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 28 - 8
8 - همسران و بستگان شخصيت هاى معنوى و صاحب نفوذ ، بايد از شأن اجتماعى و معنوى آنان ، پاسدارى كنند .
قل لأزوجك إن كنتنّ تردن الحيوة الدنيا و زينتها فتعالين أمتّعكنّ و أسرّحكنّ سراحً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 34 - 6
6 - وابستگان به خانه وحى ، داراى مسؤوليتى خاص درباره وحى اند .
و اذكرن ما يتلى فى بيوتكنّ من ءايت اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 132 - 13
13 - ضرورت تلاش براى گرايش دادن فرزندان به انتخاب آيين الهى
و وصى بها إبرهيم بنيه و يعقوب يبنى . .. فلاتموتن إلا و أنتم مسلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 133 - 8
8 - ضرورت توجه به سرنوشت دينى فرزندان و لزوم احساس مسؤوليت درباره آن
إذ قال لبنيه ما تعبدون من بعدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 233 - 16،17،22،35،39
16 - پدر و مادر نبايد فرزند را وسيله تضييع حقوق يكديگر قرار دهند .
لا تُضارّ والدة بولدها و لا مولود له بولده
بنابراينكه «لا تُضارّ»، مجهول و باء، سببيّه باشد; يعنى نبايد به بهانه فرزند، پدر و مادر به ديگرى ضرر رسانند.
17 - پدر و مادر ، حق ضرر زدن به فرزند خويش را ندارند . حتى بر فرض وقوع طلاق .
لا تضارّ والدة بولدها و لا مولود له بولده
بنابراينكه «لا تضارّ» به صيغه معلوم باشد يعنى پدر و مادر ضرر نزنند.
22 - پدر نبايد با محروم كردن همسر خود از تأمين مخارج حتى پس از طلاق او ، موجب ضرر فرزند شود .
لا تضارّ . .. و لا مولود له بولده
35 - لزوم رعايت تقوا از سوى مادر ، پدر ، وارثان پدر و دايه نسبت به حقوق متقابل يكديگر
و الوالدات يرضعن . .. و اتقوا اللّه
خطاب اصلى در«اتقوا اللّه»، متوجه كسانى است كه آيه شريفه آنها را به وظايف و رعايت حقوقى مكلّف كرد; يعنى پدر، مادر و دايه و وارثان پدر.
39 - خداترسى و توجّه به آگاهى او ، عامل رعايت مصالح نوزادان و مسائل مربوط به شيردهى آنان از سوى پدر ، مادر ، وارثان پدر و دايه
و الوالدات يرضعن . .. و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 9 - 2
2 - مسؤوليت اوليا ، نسبت به سرنوشت فرزندان خويش
وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً
نگرانى از آينده فرزندان و احساس مسؤوليت نسبت به آنان حالتى طبيعى براى انسان است كه خداوند آن را تأييد كرده و مبناى حكم خويش به لزوم رعايت تقوا (فليتّقوا اللّه) قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 31 - 9
9- پدران و مادران ، نبايد خود را روزى دهنده فرزندان تصور كنند .
نحن نرزقهم و إيّاكم
دستور به اجتناب از قتل فرزند به خاطر ترس از فقر و آنگاه اعلام اين نكته كه خداوند روزى دهنده خود والدين و فرزندانشان است، مى تواند به دليل نكته ذكر شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 58 - 1،5،12
1 - پدر و مادر ، وظيفه دارند كه آداب و چگونگى ورود به اتاق و محل استراحت خود را به فرزندان نابالغ خويش بياموزند .
يأيّها الذين ءامنوا ليستئذنكم الذين ملكت أيمنكم و الذين لم يبلغوا الحلم منكم ث
فعل امر «ليستئذنكم» هر چند در ظاهر متوجه بردگان و فرزندان نابالغ است; ولى به قرينه اين كه خطاب «يأيّها الذين آمنوا» متوجه پدران و مادران مؤمن است و نيز چون فرزندان نابالغ مكلف نيستند تا بشود به آنان امر و نهى كرد، از اين رو اين امر متوجه اولياى فرزندان خواهد بود كه آنان بايد محتواى اين دستور را به فرزندان خويش بياموزند.
5 - پدران و مادران ، حق ندارند با وضعيت و پوشش متناسب با خواب و خلوت ( چون برهنگى و . . . ) در انظار فرزندانشان ظاهر شوند .
ليستئذنكم . .. و الذين لم يبلغوا الحلم منكم و من بعد صلوة العشاء ثلث عورت لكم
از اين كه فرزندان ممنوع شدند كه بدون اذن، وارد اتاق و محل استراحت پدران و مادرانشان (در سه وقتى كه نوعاً والدين در حال برهنگى و خلوت و متناسب با وضعيت خواب قرار دارند) شوند، مى توان استفاده كرد كه والدين هم نبايد با چنين وضعيتى بر فرزندانشان وارد شوند. گفتنى است: مفهوم جمله «ليس عليكم و لا عليهم جناح; نه بر شما و نه بر آنان گناهى نيست» مؤيد برداشت ياد شده است; زيرا معلوم مى شود كه در اوقات سه گانه، جناح (گناه) خواهد بود.
12 - پدران و مادران ، بايد هر گونه روابط جنسى و رفتار مخصوص زن و شوهرى خود را ، از فرزندان نابالغ ( بچه هاى مميز ) خويش پنهان دارند .
ليستئذنكم . .. و الذين لم يبلغوا الحلم منكم ... ليس عليكم و لا عليهم جناح بعدهنّ
ممنوعيت ورود فرزندان نابالغ به محل استراحت و خلوت پدران و مادران خود، مى تواند به اين خاطر باشد كه روابط جنسى پدران و مادران نوعاً در اين مواقع صورت مى گيرد و فرزندان نبايد از آن باخبر شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 14 - 3
3 - فرزند و والدين ، در مقابل هم ، مسؤوليت دارند .
قال لقمن لإبنه و هو يعظه . .. و وصّينا الإنسن بولديه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 17 - 8،10
8- تلاش در جهت تربيت ايمانى فرزند ، وظيفه مشترك پدر و مادر *
و هما يستغيثان اللّه
لحن آيه شريفه گرچه گزارشى است; اما حمايت خداوند از والدين و تقبيح عمل فرزند، به آن بُعد دستورى مى دهد. ضمير «هما» و فعل «يستغيثان» اشاره به آن دارد كه پدر و مادر مؤمن، هر دو در راستاى تربيت فرزند، بايد تلاش كنند.
10- لزوم اهتمام پدر و مادر ، به رشد معنوى فرزند خويش ، همپاى پرورش جسمانى وى
حملته أُمّه كرهًا . .. حتّى إذا بلغ أشدّه ... و هما يستغيثان اللّه ويلك ءامن
در آيات پيشين، سخن از رنج مادر براى رشد جسمى فرزند بود و در اين آيه سخن از تلاش پدر و مادر در گرايش دادن فرزند به ايمان است و چون خداوند هر دو را به عنوان ارزش ياد كرده، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 44 - 4
4 - عالمان به كتاب هاى آسمانى و تلاوت كنندگان آن ، داراى مسؤوليت بيشتر در عمل كردن به كردار هاى نيك ( دستورات كتاب هاى آسمانى )
و تنسون أنفسكم و أنتم تتلون الكتب
روشن است كه هر كس ديگران را به نيكيها فرمان دهد و خود بدانها عمل نكند، سزاوار سرزنش است; چه از عالمان باشد يا از غير آنان، بنابراين جمله حاليه «و أنتم تتلون الكتاب» تأكيدى است در مورد عالمان كتابهاى آسمانى و تلاوت كنندگان آن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 27 - 33
33 - هابيل و قابيل ، مأمور به قربانى كردن براى خدا در پى مخالفت قابيل در مورد فرمان خدا به انتصاب هابيل به وصايت حضرت آدم ( ع ) و دريافت اسم اعظم خداوند
اذ قربا قرباناً
از امام صادق(ع) روايت شده: . .. ان اللّه تبارك و تعالى اوحى الى آدم ان يدفع الوصية و اسم اللّه الاعظم الى هابيل و كان قابيل اكبر منه فبلغ ذلك قابيل فغضب فقال: انا اولى بالكرامة و الوصية فامرهما ان يقربا قرباناً بوحى من اللّه اليه ففعلا ... .
تفسير عياشى، ج 1، ص 312، ح 83; نورالثقلين، ج 1، ص 610، ح 125.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 25 - 5
5 - هارون ، همانند موسى ( ع ) ، مأمور بسيج بنى اسرائيل براى فتح سرزمين مقدس
قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى
آيه بيست و سوم (و قال رجلان . ..) بيانگر آن است كه آن دو مرد نيز همانند هارون مطيع موسى(ع) بودند و اين حقيقت با تفسير جمله «لااملك الا نفسى و اخى» به اينكه تنها اختياردار خود و برادرم هستم و در ميان بنى اسرائيل تنها هارون فرمانبردار من است، سازگار نيست. بنابراين بايد گفت «اخى» مبتدايى است با حذف خبر (و اخى لايملك الانفسه) و نام بردن از خود و برادرش به اين دليل است كه بسيج بنى اسرائيل بر عهده هارون نيز بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 142 - 15،17
15 - اصلاح امور جامعه بنى اسرائيل از دستورالعمل هاى موسى به برادر و خليفه خود هارون
و أصلح
چون فرمان به اصلاح پس از انتخاب هارون به سرپرستى بنى اسرائيل آمده است، معلوم مى شود مراد، اصلاح امور اجتماعى، فرهنگى و . .. بنى اسرائيل است، نه درستكارى هارون در امور شخصى خودش.
17 - پرهيز از پيروى از نظريات و روش هاى مفسدان ، وظيفه اى تعيين شده از سوى موسى براى خليفه اش هارون
و لا تتبع سبيل المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 150 - 11
11 - بازدارى بنى اسرائيل از گرايش به شرك و گوساله پرستى ، مسؤوليت هارون از ديدگاه موسى ( ع )
و أخذ برأس أخيه يجره إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 87 - 1،2،4،13
1 - خداوند ، از طريق وحى به موسى و هارون ( ع ) فرمان داد تا در شهر مصر ( مركز حكومت فرعون ) به تهيه مسكن براى قوم
خود اقدام كنند .
و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه اولاً «مصر» به معناى شهر مصر باشد ; چنان كه به همين معنا در مفردات و لسان تصريح شده است. ثانياً: جار و مجرور (بمصر) متعلق به «تبوءاً» باشد نه حال براى «قومكما».
2 - موسى و هارون ( ع ) مأموريت يافتند تا براى آن دسته از بنى اسرائيل كه ساكن شهر مصر بودند ، اقدام به تهيه مسكن نمايند .
و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً
برداشت فوق بر اين اساس است كه «بمصر» متعلق به عامل مقدر و حال يا صفت براى «قوم» باشد ; يعنى: تبوئاً لقومكما كائنين يا الكائنين بمصر.
4 - موسى و هارون ( ع ) ، از طرف خداوند مأموريت يافتند قوم خود را از مناطق مختلف ، گرد آورده و در شهر مصر متمركز كنند .
و أوحينا إلى موسى و أخيه أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «بمصر» متعلق به «تبوئاً» باشد. به اين صورت كه بنى اسرائيل چون در مناطق مختلف مصر پراكنده بودند و خارج كردن آنان از آن سرزمين در اين حال براى موسى (ع) عادتاً ممكن نبود، خداوند با اين دستور مى خواست آنان در يك جا متمركز شوند تا در خارج كردنشان از مصر مواجه با مشكل نشوند.
13 - از امام كاظم ( ع ) روايت شده است : « لما خافت بنو اسرائيل جبابرت ها أوحى اللّه إلى موسى و هارون ( ع ) : « أن تبوّءا لقومكما بمصر بيوتاً و اجعلوا بيوتكم قبلة » قال : امروا أن يصلوا فى بيوتهم ;
هنگامى كه بنى اسرائيل از حكام ستمگر زمان خود بيمناك شدند، خداوند به موسى و هارون (ع) وحى فرستاد كه براى قوم خود در مصر خانه هايى مهيّا سازيد و خانه هايتان را قبله قرار دهيد. امام فرمود: آنان مأمور شدند كه در خانه هايشان نماز بخوانند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 89 - 7،9
7 - خداوند ، موسى و هارون ( ع ) را از ترك استقامت در برابر فشار هاى فرعون و اطرافيانش و در پيش گرفتن راهى جز آن ، بر حذر داشت .
فاستقيما و لاتتبعان سبيل الذين لايعلمون
9 - خداوند ، موسى و هارون ( ع ) را از پيروى راه و روش افراد نادان برحذر داشت .
و لاتتبعان سبيل الذين لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 44 - 1
1 - موسى و هارون ( ع ) ، موظف به نرمش در گفتار و پرهيز از درشتگويى در گفت وگو با فرعون
فقولا له قولاً ليّنًا
«لين» نقطه مقابل خشن بودن است (مفردات راغب) و «لين» صفت مشبهه است; يعنى، نرم و لطيف.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 90 - 10
10 - هارون ، وظيفه دار رهبرى و ارشاد بنى اسرائيل در غيبت موسى ( ع )
و لقد قال لهم هرون من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 92 - 2،6
2 - جلوگيرى از انحراف و گمراهى بنى اسرائيل ، از وظايف هارون در غياب موسى ( ع )
يه-رون ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا
6 - جلوگيرى از انحراف و گمراهى بنى اسرائيل ، از وظايف هارون در غياب موسى ( ع )
يه-رون ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 93 - 2
2 - هارون در غياب موسى ( ع ) ، وظيفه رهبرى و هدايت بنى اسرائيل را به عهده داشت .
يه-رون ما منعك . .. ألاّتتّبعن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 46 - 1
1 - مسؤوليت مشترك موسى و هارون ، در رسالت و مبارزه با فرعون و اشراف قوم او
ثمّ أرسلنا موسى و أخاه هرون . .. إلى فرعون و ملإيه
«ملأ» اسم جمع و به معناى اشراف و سران است. «إستكبار» (مصدر «استكبروا»); يعنى، كبر ورزيدن و تكبّر نمودن «علّو» (مصدر «عالين») نيز به معناى برترى جويى و سلطه طلبى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 36 - 1
1 - موسى و هارون ( ع ) به فرمان خداوند ، براى هدايت تكذيب كنندگان آيات و معجزات الهى ، به جانب آنان فرستاده شدند .
فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيتنا
مقصود از «القوم الذين كذّبوا» فرعون و قوم او (قبطيان) است و مراد از «آياتنا» نشانه ها و معجزات الهى مى باشد نه آيات الهى در تورات; زيرا تورات پس از به هلاكت رسيدن فرعون و قوم او، براى بنى اسرائيل نازل گرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 38 - 5
5 - مأموريت يافتن هامان از سوى فرعون ، به تهيه آجر و ساختن برجى بلند جهت تحقيق وى درباره خداى موسى
فأوقد لى يه-من على الطين فاجعل لى صرحًا لعلّى أطّلع إلى إله موسى
«صرح» به هر بناى بلند و برافراشته گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 8
8 - امر به معروف و نهى از منكر ، از وظايف اجتماعى همگانى و مشترك ميان زنان و مردان
و المؤمنون و المؤمنت بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 159 - 4
4 - هدايتگران بايد خود ملازم حق و پيرو حقيقت باشند .
يهدون بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 181 - 6
6 - عهده داران هدايت در جامعه بايد خود ملازم حق باشند و با موازين و روش هاى حق ديگران را هدايت كنند .
و ممن خلقنا أمة يهدون بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 112 - 4
4 - هدايتگران و مبلغان الهى ، نبايد در باره زندگى خصوصى گذشته گروندگان به دين تحقيق كنند .
قال و ما علمى بما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 27 - 7
7- لزوم بهره گيرى هدايت گران از شيوه هاى مختلف تبليغى ، در ارشاد گمراهان
و صرّفنا الأيت لعلّهم يرجعون
تعبير «صرّفنا»، اشاره به تنوع و گوناگونى دارد و فعل الهى، بيانگر ارزش ها و بايدها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 17 - 3
3 - لزوم استفاده هدايتگران از شيوه ساده گويى براى ارشاد مردم
و لقد يسّرنا القرءان للذّكر
بيان الهى، در حقيقت رهنمودى به همه هدايتگران است كه بايد از اين شيوه استفاده كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 22 - 3
3 - لزوم استفاده هدايتگران ، از شيوه ساده گويى براى ارشاد مردم
و لقد يسّرنا القرءان للذّكر
بيان الهى، در حقيت رهنمودى است به همه هدايتگران كه بايد از اين شيوه، استفاده كنند تا همه مردم از آن بهره گيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 32 - 3
3 - لزوم استفاده هدايت گران ، از شيوه ساده گويى براى ارشاد مردم
و لقد يسّرنا القرءان للذّكر
بيان الهى، در حقيقت رهنمودى به همه هدايت گران است كه بايد شيوه ساده گويى را در بيان حقايق براى مردم برگزينند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 40 - 3
3 - لزوم استفاده هدايت گران ، از شيوه ساده گويى براى ارشاد مردم
و لقد يسّرنا القرءان للذّكر
بيان الهى، در حقيقت رهنمودى به همه هدايت گران است كه در راستاى ارشاد خلق، بايد از شيوه ساده گويى استفاده كنند تا همگان از آن بهره مند شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 28 - 1،4،5
1 - مأموريت هدهد از سوى سليمان ، براى بردن نامه وى به جانب ملكه سبا
اذهب بكتبى هذا فألقه إليهم
«كتاب» معادل «مكتوب» و به معناى نامه است; يعنى، اين نامه مرا ببر، آن گاه. .. .
4 - هدهد ، موظف به روى برتافتن از درباريان سبا ( پس از افكندن نامه سليمان ) نزد ايشان
ثمّ تولّ عنهم فانظر ماذا يرجعون
«تولّى» (مصدر «تولّ») به معناى روى برتافتن است; يعنى، از آنان روى برتاب و سپس بنگر چه پاسخ مى دهند.
5 - مأموريت هدهد براى مشاهده بازتاب نامه سليمان در ميان درباريان سبا و شنود كردن سخنان ايشان .
ثمّ تولّ عنهم فانظر ماذا يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 32 - 2،3،5،6
2 - همسران پيامبر ، از سخن گفتن طنّازانه و با صداى جذّاب ، منع شده اند .
فلاتخضعن بالقول
3 - همسران پيامبر ، موظف بودند از هرگونه رفتار تحريك آميز جنسى ، خوددارى كنند .
فلاتخضعن بالقول فيطمع الذى فى قلبه مرض
فلسفه نهى از طنّازانه سخن گفتن، طمعورزى نامحرمان ذكر شده است. از چنين حكمتى، استفاده مى شود كه رفتار تحريك آميز جنسى، از سوى آنان ممنوع بود.
5 - همسان نبودن همسران پيامبر با ساير زنان ، دليل لزوم رعايت دستورهايى ويژه از سوى آنان بود .
لستنّ كأحد من النساء . .. فلاتخضعن بالقول ... و قلن قولاً معروفًا
6 - توجه دادن زنان پيامبر ، به موقعيت و جايگاه شان برانگيزاننده آنان به انجام دادن تكليف هاى واگذار شده است .
ينساء النبىّ لستنّ كأحد من النساء إن اتّقيتنّ فلاتخضعن بالقول
خطاب مستقيم «يا نساء النبىّ» مى تواند گوياى اين نكته باشد كه آنان، با توجه به جايگاه خود، دستورالعمل هاى مربوط شان را به خوبى انجام مى دادند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 53 - 27،37
27 - همسران پيامبر ، موظف به حفظ حجاب و پوشش مناسب و نگهدارى خود از نگاه نامحرمان بودند .
و إذا سألتموهنّ متعًا فسئلوهنّ من وراء حجاب
37 - لزوم حفظ حجاب بر همسران پيامبر
و إذا سألتموهنّ متعًا فسئلوهنّ من وراء حجاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 21 - 1،9
1 - پرستش خداوند وظيفه اى ضرورى ، بر دوش همه مردم
يأيها الناس اعبدوا ربكم
9 - رسيدن به تقوا ، وظيفه اى ضرورى براى همه انسانهاست .
لعلكم تتقون
چون هدف از لزوم عبادت رسيدن به تقواست، نيل به تقوا نيز ضرورى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 100 - 6
6 - مسؤوليت همه افراد يك ملت در برابر عهدشكنى گروهى از آنان *
أو كلما عهدوا عهداً نبذه فريق منهم
آيه شريفه، همه يهوديان را به خاطر عهدشكنى گروهى از ايشان ملامت كرده است و اين بيانگر آن است كه وظيفه شناسان بايد با امر به معروف و نهى از منكر و . .. ديگران را از عهد شكنى بازدارند و گر نه سزاوار ملامت هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 159 - 6
6 - هدايتگرى و عدالت پيشگى ، وظيفه اى بر عهده همگان
يهدون بالحق و به يعدلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 13
13 - تلاش براى اصلاح جامعه و نهى از منكر ، امرى لازم بر عهده همگان
قالوا معذرة إلى ربكم و لعلهم يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 2 - 5
5- مسؤوليت برپايى نظام قضايى به منظور اجراى حدود الهى ، بر عهده فرد فرد مسلمانان است .
الزانية و الزانى فاجلدوا كلّ وحد منهما ماْئة جلدة
با آن كه اجراى حدود و مقررات، از طريق دستگاه قضايى انجام مى پذيرد; ولى خداوند همه مردم را مخاطب قرار داده و تازيانه زدن را از آنان خواستار شده است. اين حكايت مى كند كه يكايك افراد جامعه، در برابر اجراى حدود الهى مسؤول اند و بايد در اين مورد همكارى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 13 - 21،24
21 - احياى ارزش ها و تعاليم دين در جامعه ، مسؤوليت هر فرد مسلمان
أن أقيموا الدين
24 - دعوت به توحيد و انذار مشركان ، وظيفه اى عمومى براى مسلمانان
كبر على المشركين ما تدعوهم إليه
با توجه به جمع بودن «ما تدعوهم»، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 34 - 5
5 - تأمين نياز هاى غذايى گرسنگان و بينوايان و ترغيب كردن ديگران به آن ، تكليفى است همگانى .
و لايحضّ على طعام المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 65 - 11
11 - مبارزه با شرك ، از وظايف اصلى هود
قال يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 9
9- هدايت مردم به سوى خدا و صفات ، افعال و سخنان او ، وظيفه ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) بود .
و جعلنهم أئمة يهدون بأمرنا
برداشت ياد شده براساس دو نكته است: 1- «أمر» در اصل به معناى شأن و لفظى است عام كه شامل تمامى افعال و اقوال مى شود (مفردات راغب). 2- «باء» در «بأمرنا» ممكن است براى غايت و به معناى «إلى» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 41 - 7
7 - خداوند ، بنى اسرائيل ( يهوديان و نصرانيان ) را از انكار قرآن و كافر شدن به آن ، بر حذر داشت .
و لاتكونوا أول كافر به
ضمير در «به» مى تواند به «ما أنزلت» و يا به «ما معكم» برگردد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 62 - 4
4 - مسلمانان ، يهوديان ، مسيحيان و صابئى ها سزاوارترين امت ها براى برخوردار شدن از ايمان راستين و انجام عمل صالح
إن الذين ءامنوا . .. من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً
نام بردن از ملتهاى مذكور - با وجود اين كه ايمان راستين چنانچه گذشت از هر فرد و ملتى پذيرفته است - مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه: پيروان آيينهاى ياد شده داراى زمينه بيشترى براى ايمان حقيقى هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 140 - 8
8 - يهود و نصارا ، حقيقتى را از ناحيه خداوند در اختيار داشتند كه بايد آن را به مردم ارائه مى كردند .
أم تقولون . .. و من أظلم ممن كتم شهدة عنده من اللّه
چون در اين بخش از آيات سخن درباره يهود و نصارا است، معلوم مى شود: اشاره مستقيم جمله «من أظلم . ..» و مصداق مورد نظر آن، يهود و نصارا مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 45 - 2
2 - يهود وظيفه دار اجراى احكام و قوانين قصاص ( بيان شده در تورات ) در ميان خويش
و كتبنا عليهم فيها ان النفس بالنفس . .. و الجروح قصاص
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 69 - 4
4 - ايمان به خدا و قيامت و رسالت انبيا ، از اصول مشترك اديان آسمانى
إنّ الذين ءامنوا و الذين هادوا و الصبئون . .. من ءامن باللّه و اليوم الاخر
ايمان به رسولان الهى، از عناوين مذكور در آيه (الذين ءامنوا . .. النصرى) استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 157 - 10
10 - ايمان به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و پيروى از او وظيفه اى الهى بر عهده يهود و نصارا و ثبت شده در تورات و انجيل
الذين يتبعون الرسول النبى الأمّى الذى يجدونه مكتوبا عندهم فى التورية و الإنجيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 158 - 15،20
15 - همه انسان ها ، حتى يهود و نصارا ، بايد به خدا و پيامبر او ايمان آورند .
قل يأيها الناس . .. فامنوا باللّه و رسوله
مصداق مورد نظر براى «الناس»، به قرينه آيات گذشته و نيز آيه قبل كه بيان داشت اوصاف پيامبر در تورات و انجيل ثبت شده، يهود و نصارا است. بنابراين يهود و نصارا از مخاطبان «فامنوا ... » هستند.
20 - همگان ، حتى يهود و نصارا ، بايد از پيامبر اسلام تبعيت كنند .
و اتبعوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 76 - 8
8 - منافقان ، داراى روحيه اعراض از صلاح و انجام وظيفه
لنكوننّ من الصلحين . .. و تولوا و هم معرضون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 10
10 - مسؤوليت آور بودن علم و آگاهى
ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت
برداشت فوق با توجه به اين است كه توبيخ منافقان و كافران از آن رو صورت گرفته كه آنان پس از آگاهى به فرجام شوم كفر، بازهم راه خطا را پيموده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 11 - 19
19 - عقيده به حاكميت اراده الهى بر مقدّرات انسان ، زمينه ساز حركت به سوى انجام وظايف الهى و نه ترك مسؤوليت
قل فمن يملك لكم من اللّه شيئًا إن أراد بكم ضرًّا أو أراد بكم نفعًا
با توجه به اين كه خداوند، اراده نافذ خويش را به اعراب متخلف يادآور شده است; از آيه شريفه استفاده مى شود كه توجّه به تخلف ناپذيرى اراده خداوند، بايد زمينه اطاعت و تكليف پذيرى را در انسان زنده كند; نه روح سستى و مسؤوليت گريزى را.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 6
6 - ارشاد اهرم هاى اصلى نظام فرعونى ( فرعون و كارگزاران ارشد وى ) نخستين و مهمترين رسالت موسى ( ع )
إلى فرعون و ملإيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 5 - 6
6- موسى ( ع ) از جانب خداوند وظيفه داشت كه قوم خود را در هدايت ، در اولويت قرار دهد .
و لقد أرسلنا موسى بأيتنا أن أخرج قومك من الظلمت إلى النور
دستور خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) اين بود: «لتخرج الناس من الظلمات إلى النور» در حالى كه به حضرت موسى(ع) فرموده است: «أخرج قومك من الظلمات». از آن جايى كه بى شك رسالت موسى(ع) فراتر از قوم بنى اسرائيل بوده است، مراد از قيد «قومك» احتمالاً در اولويت قرار دادن آنهاست.
مسؤوليت پذيرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 27 - 2
2 - توجه تقواپيشگان به خدا و مسؤوليت هاى خود ، زمينه ساز جلب رحمت الهى
إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين . فمنّ اللّه علينا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 55 - 10
10- افراد كارآمد ، لايق و متخصص بايد از پذيرش مسؤوليت ها امتناع نورزند و در پى تصدّى آن باشند .
اجعلنى على خزائن الأرض إنى حفيظ عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 56 - 19
19- عفت و پاكدامنى ، امانت و صداقت ، يكتاپرستى ، كتمان نكردن دانش و مسؤوليت پذيرى ، از مصاديق نيكوكارى است .
و لانضيع أجر المحسنين
از مصداقهاى مورد نظر براى «المحسنين» يوسف(ع) است. بنابراين توصيفها و ويژگيهاى ياد شده براى او ، مصاديق احسان و نيكوكارى در ديدگاه قرآن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 5 - 4
4 - تأثير شب زنده دارى و تلاوت قرآن ، در بالا بردن توان انسان ها براى به دوش گرفتن مسؤوليتى سنگين ( همچون تبليغ دين و هدايت گمراهان )
قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً . إنّا سنلقى عليك قولاً ثقيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 40 - 15
15 - برخوردارى از علم و قدرت ، زمينه توجه مردان الهى به مسؤوليت و وظايف برتر خود
فلمّا رءاه مستقرًّا عنده قال هذا من فضل ربّى ليبلونى
برداشت ياد شده از آن جا است كه سليمان(ع) با مشاهده قدرت دربار خويش، متذكر گشت كه هدف از اين تفضلات و امكانات، امتحان و آزمون او است و بايد به هوش باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 76 - 6
6- انتقاد از خود و انصاف در قضاوت نسبت به خويشتن و پذيرش مسؤوليت عملكرد خود ، از صفات ارزشمند و شايسته است .
إن سألتك عن شىء بعدها فلاتصحبنى قد بلغت من لدنّى عذرًا
موسى(ع) با وجود آن كه در مرحله قبل، عذر نسيان را مطرح كرد، ولى در اين مرحله، اولاً، مسؤوليت عمل خود را بر عهده گرفت و ثانياً، در مورد خود، رأيى منصفانه صادر كرد و خضر(ع) را در جدا شدن از او، محق دانست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 168 - 4
4 - بى اعتنايى پيامبران و مردان الهى به مشكلات به وجود آمده در راستاى ايفاى رسالت و انجام وظيفه
قالوا . .. لتكوننّ من المخرجين . قال إنّى لعملكم من القالين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 11
11 - انسان ، موجودى مسؤوليت پذير است .
عرضنا الأمانة على السموت . .. فأبين ... و حملها الإنسن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 86 - 3
3 - مردان الهى ، داراى احساس مسؤوليت بيشتر براى هدايت بستگان خويش
و اغفر لأبى إنّه كان من الضالّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 168 - 4
4 - بى اعتنايى پيامبران و مردان الهى به مشكلات به وجود آمده در راستاى ايفاى رسالت و انجام وظيفه
قالوا . .. لتكوننّ من المخرجين . قال إنّى لعملكم من القالين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 79 - 14
14- خضر ( ع ) از برخى حوادث آينده ، آگاه بود و در برابر آن احساس مسؤوليت مى كرد .
و كان وراءهم ملك يأخذ كلّ سفينة غصبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 55 - 7،8
7- جواز تقاضاى مشاغل حكومتى حتى در حكومت هاى كفر و شرك
قال اجعلنى على خزائن الأرض
8- تصدى مشاغل حكومتى حتى در حكومت هاى كفر و شرك ، امرى جايز و رواست .
قال اجعلنى على خزائن الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 55 - 7،8
7- جواز تقاضاى مشاغل حكومتى حتى در حكومت هاى كفر و شرك
قال اجعلنى على خزائن الأرض
8- تصدى مشاغل حكومتى حتى در حكومت هاى كفر و شرك ، امرى جايز و رواست .
قال اجعلنى على خزائن الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 2 - 3
3- تلاش و جديت پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى ايفاى رسالت خويش ، تلاشى طاقت فرسا و سنگين بود .
ما أنزّلنا عليك القران لتشقى
«شقاوة» به معناى شدت و دشوارى است (قاموس المحيط) توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) به سختى نكشيدن و خود را به زحمت نينداختن، نشان از تلاش طاقت فرساى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در جهت هدايت مردم دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 54 - 4
4 - احساس مسؤوليت شديد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى هدايت مردم ، حتى دشمنان لجوج خويش
فتولّ عنهم فما أنت بملوم
تأكيد «فما أنت بملوم» پس از ترخيص «فتولّ عنهم» شدت احساس مسؤوليت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را در كار خويش مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 37 - 12
12 - در ميان مسلمانان صدراسلام ، افرادى بودند كه اشتغال به امور دنيا ، هيچ گاه آنان را از ياد خدا و انجام وظايف فردى و اجتماعى خويش ، غافل نمى ساخت .
رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه آيه شريفه، هر چند در توصيف مردان خداجويى است كه دنيا آنان را از ياد خدا غافل نمى سازد; ولى از وجود چنين افرادى در ميان مسلمانان صدراسلام نيز حكايت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 15 - 3
3- يكتاپرستان واقعى ، نمى توانند در قبال شرك و انحرافات عقيدتى مردم ، بى تفاوت باشند .
ربّنا ربّ السموت . .. هؤلاء قومنا اتخذوا من دونه ءالهة
خداوند، اصحاب كهف را به عنوان نمونه اى از موحّدان واقعى ياد كرده و در بيان حالات و خصلت هاى آنان - پس از اقرار به اصل توحيد - توجّه ايشان به جامعه بشرى و تأسف آنان به ضلالت مردم را مطرح ساخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 71 - 12
12- سكوت در برابر منكرات و بى تفاوتى در رخداد هاى زيان بار براى مردم ، به دور از خوى و منش موسى ( ع ) بود .
أخرقتها لتغرق أهلها لقد جئت شيئًا إمرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 39 - 3
3 - اهل ايمان ، داراى تعهد و احساس مسؤوليت نسبت به سرنوشت و نياز ديگر مؤمنان
و أقاموا الصلوة و أمرهم شورى بينهم . .. و الذين إذا أصابهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 20 - 12
12- مؤمنان راستين ، آماده جهاد و پذيراى تكاليف دشوار دين
و يقول الذين ءامنوا لولا نزّلت سورة فإذا أنزلت سورة محكمة و ذكر فيها القتال رأيت
از اين كه خداوند، ترس از جهاد را، بيماردلى، معرفى كرده است، مى توان نتيجه گرفت كه مؤمنان راستين از جهاد بيم ندارند، بلكه از آن استقبال مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 26 - 5
5 - لزوم احساس مسؤوليت مؤمنان ، نسبت به سعادت و فرجام خويشاوندان خود
قالوا إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين
از اين كه احساس مسؤوليت نسبت به خانواده، عامل رهيابى به بهشت معرفى شده است; اهميت و ضرورت آن استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 94 - 18
18 - هارون ( ع ) ، در صدد اجراى دقيق فرمان هاى موسى ( ع ) و تخطى نكردن از معيار هاى او ، در طول مدت ميقات موسى ( ع ) و غيبت او
إنّى خشيت أن تقول . .. و لم ترقب قولى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 14 - 8
8- يحيى ( ع ) ، فردى وظيفه شناس و مسؤوليت پذير در قبال خدا ، والدين و جامعه
و كان تقيًّا . و برًّا بولديه و لم يكن جبّارًا عصيًّا
«تقيّاً» نشانِ رابطه يحيى(ع) با خدا و «برّاً بوالديه»، با پدر و مادر و «لم يكن جبّاراً عصيّاً»، با مردم و جامعه است.
مسؤوليت عمومى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 79 - 3
3 - نهى از منكر وظيفه اى ضرورى بر عهده همگان
كانوا لايتناهون عن منكر فعلوه
مسؤول عمل ناپسند
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 29 - 3،4،5
3 - قابيل در ديدگاه و سخن هابيل ، در صورت اقدام به تهاجم ، مسؤول تمامى پيامد هاى سوء عملكرد هر كدام
انى اريد ان تبوا باثمى و اثمك
مراد از «اثمى»، به قرينه «اثمك»، گناهانى است كه بر اثر درگيرى آن دو به وجود مى آيد. زيرا به شهادت مقام، مراد از گناه قابيل، همان برادركشى و مقدمات آن است. بنابراين مقصود هابيل اين است كه من تهاجمى را عليه تو آغاز نمى كنم و هرگز قصد كشتن تو را نخواهم كرد تا در درگيرى احتمالى، تو مهاجم باشى و آغازگر و در نتيجه اگر تو تلف شدى و يامن كشته شدم در هر صورت گناه به گردن تو افتد.
4 - آغازگر درگيرى و تهاجم ناروا ، مسؤول خسارت هاى عملكرد خويش و طرف مقابل
ان تبوا باثمى و اثمك
5 - گناهان به وجود آمده در درگيرى هاى ناروا ، بر عهده آغازگر آن است ، هر چند به دست طرف مقابل صورت گيرد .
انى اريد ان تبوا باثمى و اثمك
مسؤولان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 36 - 8
8 - ابزار مورد نياز مسؤولان و مديران بايد همراه با اعطاى مسؤوليت ، در اختيار آنان قرار گيرد .
اذهب إلى . .. قال ربّ ... قد أُتيت سؤلك
موسى(ع) در پى موظف شدن به رسالت و حركت به سوى فرعون، نيازها و خواسته هايى را در درگاه خداوند مطرح ساخت. خداوند نيز به آن نيازها پاسخ مثبت داد. اين درسى است براى همه در موضوع مديريت و اعطاى مسؤوليت ها كه اگر مسؤوليت ى به كسى واگذار مى شود، بايد سخن مسؤول شنيده شده و به تقاضاى او رسيدگى و نياز او تأمين شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 150 - 12،13،25
12 - رهبران دينى نبايد به خاطر خويشى و روابط نسبى از مؤاخذه مسؤولان چشمپوشى كنند .
و أخذ برأس أخيه يجره إليه
13 - مسؤولان مقصر در امر جامعه ، هر چند داراى رتبه اى والا باشند ، بايد مؤاخذه شده و به سزايى لازم عقوبت شوند .
و أخذ برأس أخيه يجره إليه
25 - شاد شدن دشمنان دين از مؤاخذه مسؤولان مقصر نبايد بهانه و عذرى براى چشمپوشى از مؤاخذه آنان به شمار آيد .
إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى فلا تشمت بى الأعداء
بديهى است كه موسى(ع) مى دانست مؤاخذه هارون موجب شاد شدن دشمنان دين مى شود، ولى در عين حال بدين سبب كه وى را مقصر تصور مى كرد، تصميم بر مؤاخذه او داشت. هارون نيز پس از بيان كوتاهى نورزيدن خويش، موسى(ع) را از شاد ساختن دشمن بر حذر داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 19 - 36
36- لزوم آگاه ساختن مسؤوليّت پذيران از خطرات و لغزش گاه هاى منصب ها و موقعيت هاى اجتماعى آنان
وليتلطّف و لايشعرنّ بكم أحدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 53 - 9
9- سخنان ناشايست و مشاجرات مردم ، بستر مناسب براى شيطنت ، فريب و فسادانگيزى شيطان
يقولوا التى هى أحسن إن الشيطن ينزغ بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 22 - 1
1- پس از درگيرى لفظى رهبران مستكبر با پيروان خود در قيامت ، آنان با شيطان به منازعه مى پردازند .
فقال الضعفؤا للذين استكبروا . .. قالوا ... و قال الشيطن لمّا قضى الأمر
ذكر قصه شيطان و سخنان وى در قيامت با جهنّميان، پس از گفت و گوهاى رهبران مستكبر و پيروانشان، نشان دهنده ادامه ماجراى مستكبران و پيروان آنها با شيطان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 22 - 1
1- پس از درگيرى لفظى رهبران مستكبر با پيروان خود در قيامت ، آنان با شيطان به منازعه مى پردازند .
فقال الضعفؤا للذين استكبروا . .. قالوا ... و قال الشيطن لمّا قضى الأمر
ذكر قصه شيطان و سخنان وى در قيامت با جهنّميان، پس از گفت و گوهاى رهبران مستكبر و پيروانشان، نشان دهنده ادامه ماجراى مستكبران و پيروان آنها با شيطان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 96 - 1
1 - مشاجره و دشمنى ، گمراهان ( مشركان ) با يكديگر در دوزخ
قالوا و هم فيها يختصمون
ضمير فاعلى در «قالوا» و نيز ضمير «هم»، به «غاوون» بازمى گردد. جمله «و هم فيها يختصمون» حال از ضمير در «قالوا» و
«اختصام» (مصدر «يختصمون») به معناى جدال و ستيزه كردن است; يعنى، شرك پيشگان گمراه، در حالى كه در دوزخ باهم ستيزه مى كنند، به معبودهايشان خواهند گفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 177 - 2
2 - يهود و نصارا محتواى اساسى دين را ( ايمان به خدا ، سراى آخرت و . . . ) به فراموشى سپرده و با مسلمانان بر سر قبله ، به بحث و مشاجره مى پرداختند .
ليس البر أن تولوا وجوهكم قبل المشرق و المغرب
برداشت فوق با توجه به شأن نزولى كه درباره آيه مورد بحث آمده، استفاده مى شود. در مجمع البيان نقل شده است: «آن گاه كه قبله تغيير كرد، بحث و گفتگو پيرامون آن بسيار مى شد و يهود و نصارا در اين باره بسيار سخن مى گفتند. »
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 96 - 1
1 - مشاجره و دشمنى ، گمراهان ( مشركان ) با يكديگر در دوزخ
قالوا و هم فيها يختصمون
ضمير فاعلى در «قالوا» و نيز ضمير «هم»، به «غاوون» بازمى گردد. جمله «و هم فيها يختصمون» حال از ضمير در «قالوا» و «اختصام» (مصدر «يختصمون») به معناى جدال و ستيزه كردن است; يعنى، شرك پيشگان گمراه، در حالى كه در دوزخ باهم ستيزه مى كنند، به معبودهايشان خواهند گفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 177 - 2
2 - يهود و نصارا محتواى اساسى دين را ( ايمان به خدا ، سراى آخرت و . . . ) به فراموشى سپرده و با مسلمانان بر سر قبله ، به بحث و مشاجره مى پرداختند .
ليس البر أن تولوا وجوهكم قبل المشرق و المغرب
برداشت فوق با توجه به شأن نزولى كه درباره آيه مورد بحث آمده، استفاده مى شود. در مجمع البيان نقل شده است: «آن گاه كه قبله تغيير كرد، بحث و گفتگو پيرامون آن بسيار مى شد و يهود و نصارا در اين باره بسيار سخن مى گفتند. »
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 6،18
6 - حضور در كنار رهبرى جامعه اسلامى براى حل و فصل امور مهم اجتماعى و مشاوره و كنكاش در مسائل عمومى ، امرى لازم و بايسته
إنّما المؤمنون الذين ءامنوا باللّه و رسوله و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبو
18 - انجام كار هاى عمومى و حل و فصل مسائل اجتماعى در هر حال ، در اولويت نخست و از پرداختن به امور فردى و شخصى مهم تراست .
و إذا كانوا معه على امر جامع . .. فإذا استئذنوك لبعض شانهم فاذن لمن شئت منهم و ا
خطا بودن ترك عرصه حل و فصل مسائل اجتماعى، به منظور رسيدگى به كارهاى شخصى - كه از طلب مغفرت كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) استفاده مى شود - برداشت ياد شده را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 63 - 3
3 - پاسخ به فراخوانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى حضور در كنار او ، جهت حل و فصل مسائل اجتماعى و مشاوره و كنكاش در آنها ، امرى لازم و برتر از هر كارى
و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبوا حتّى يستئذنوه . .. لاتجعلوا دعاء الرسول ب
مقصود از فراخوانى پيامبر(صلی الله علیه و آله) - با توجه به آيه پيش كه درباره فراخوانى آن حضرت براى امر جامع و عمومى بود - مى تواند فراخوانى براى حل و فصل امور اجتماعى و مشاوره پيرامون آنها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 5،7،8،9،11،15
5 - اجازه خواستن از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبر امت اسلامى براى ترك حضور در امور اجتماعى و حل و فصل مسائل عمومى ، از اوصاف مؤمنان راستين است .
إنّ الذين يستئذنونك أُولئك الذين يؤمنون باللّه و رسوله
7 - ترك حضور در محضر رهبرى جامعه اسلامى براى حل و فصل امور مهم اجتماعى و مشاوره در مسائل عمومى بدون اذن خواستن ، نشانه نفاق و ضعف ايمان است .
و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبوا حتّى يستئذنوه إنّ الذين يستئذنونك أُولئك
برداشت ياد شده، با توجه به شأن نزول آيه شريفه است كه درباره منافقان مى باشد و اين آيه، در حقيقت تعريضى است به آنان.
8 - اجازه خواستن از رهبرى جامعه اسلامى ، براى ترك حضور در جمع اهل حل و فصل مسائل اجتماعى ، به منظور پرداختن به امور مهم زندگى شخصى ، امرى جايز و روا است .
و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبوا حتّى يستئذنوه . .. فإذا استئذنوك لبعض شأن
شأن» به معناى كار مهم و بزرگ است (مفردات راغب). هر چند اين واژه در مطلق كارها نيز به كار مى رود; ولى به قرينه مقام و آمدن تعبير «لبعض شأنهم» (برخى از شؤون آنان) مقصود از آن در آيه شريفه، امور مهم و بزرگ است; زيرا مراد از برخى از شؤون، قطعاً امور كوچك نيست. از اين رو بسيارى از مفسران (مانند طبرسى، آلوسى، ابن عاشور و...) بر همين نظريه اتفاق دارند.
9 - ترك حضور در محضر رهبرى جامعه اسلامى براى حل و فصل امور مهم اجتماعى ، به منظور پرداختن به امور زندگى شخصى ، بدون اذن خواستن ، حرام و ممنوع است .
و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبوا حتّى يستئذنوه . .. فإذا استئذنوك لبعض شأن
11 - پذيرش و يا رد درخواست مردم مبنى بر پرداختن به امور زندگى شخصى ، به جاى همكارى در حل و فصل امور اجتماعى ، از اختيارات و وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبرى جامعه اسلامى و به تشخيص اينان است .
فإذا استئذنوك لبعض شأنهم فأذن لمن شئت منهم
15 - دعا و طلب مغفرت براى آنانى كه به منظور رسيدگى به امور مهم زندگى شخصى ، اذن ترك حضور در حل و فصل مسائل اجتماعى داده شده است ، توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فإذا استئذنوك لبعض شأنهم فأذن لمن شئت منهم و استغفر لهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 10
10 - مسلمانان ، تنها براى مسائل مهم زندگى شخصى ، مى توانند محضر رهبرى را در حل و فصل امور اجتماعى ترك كنند .
فإذا استئذنوك لبعض شأنهم فأذن
از اين كه خداوند اذن خواستن را مقيد و محدود كرد كه براى كارهاى مهم باشد، مى توان برداشت فوق را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 2
2 - حضور در كنار پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبرى جامعه اسلامى براى امور مهم اجتماعى و مشاوره و كنكاش پيرامون يك مسأله عمومى ، از اوصاف مؤمنان راستين
إنّما المؤمنون الذين ءامنوا باللّه و رسوله و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبو
«أمر جامع» به مسأله اى گفته مى شود كه در خور اين باشد كه مردم به خاطر آن اجتماع كنند و به مشاوره و فراگيرى و حل و فصل آن بپردازند. كلمه «مع» نيز افاده كننده معناى مشاركت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 46 - 12
12 - مشورت و هم فكرى در راستاى اقدام خالصانه براى خدا ، امرى شايسته و اطمينان بخش تر از كار فردى است .
أن تقوموا للّه مثنى و فردى
تقديم «مثنى» بر «فرادى» - بنابراين كه «مثنى» كنايه از استعانت باشد - اشاره به اين نكته دارد كه استعانت براى فهميدن حقيقت، بهتر از اقدام فردى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 102 - 7
7 - مشورت و نظرخواهى - حتى در امر روشن و مسلم براى مشورت كننده - شيوه اى ارزشمند و بس والا در عرصه فكر و انديشه
أنّى أذبحك فانظر ماذا ترى
برداشت ياد شده از آن جا است كه براى ابراهيم(ع) ترديدى وجود نداشت كه ذبح فرزندش يك مأموريت الهى و عملى خدا پسندانه است; ولى در عين حال اين مسأله را با فرزندش در ميان گذاشت تا شايد به صورت سنتى حسنه در ميان مردم باقى بماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 38 - 7،8
7 - مشورت در مسائل زندگى و اهتمام به آن ، از ويژگى هاى اهل ايمان
للذين ءامنوا . .. و أمرهم شورى بينهم
8 - نظام اجتماعى مسلمانان ، متّكى بر اصل شور و مشورت
و أمرهم شورى بينهم
اضافه «أمر» به «هم»، نشانگر آن است كه امور اجتماعى و مربوط به همگان، مورد مشورت مسلمانان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 6
6 - حضور در كنار رهبرى جامعه اسلامى براى حل و فصل امور مهم اجتماعى و مشاوره و كنكاش در مسائل عمومى ، امرى لازم و بايسته
إنّما المؤمنون الذين ءامنوا باللّه و رسوله و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 63 - 3
3 - پاسخ به فراخوانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى حضور در كنار او ، جهت حل و فصل مسائل اجتماعى و مشاوره و كنكاش در آنها ، امرى لازم و برتر از هر كارى
و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبوا حتّى يستئذنوه . .. لاتجعلوا دعاء الرسول ب
مقصود از فراخوانى پيامبر(صلی الله علیه و آله) - با توجه به آيه پيش كه درباره فراخوانى آن حضرت براى امر جامع و عمومى بود - مى تواند فراخوانى براى حل و فصل امور اجتماعى و مشاوره پيرامون آنها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 102 - 8
8 - لزوم مشورت و نظرخواهى با نوجوانان ، درباره مسائل مربوط به ايشان و نيز شخصيت دادن به آنان و احترام به نظرات آنها
أنّى أذبحك فانظر ماذا ترى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 6 - 8
8 - مردان و زنان مطلّقه ، بايد درباره شير دادن و كيفيت نگه دارى نوزادانشان ، به مشاوره و هم فكرى بپردازند .
و أتمروا بينكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 7
7 - ترك حضور در محضر رهبرى جامعه اسلامى براى حل و فصل امور مهم اجتماعى و مشاوره در مسائل عمومى بدون اذن خواستن ، نشانه نفاق و ضعف ايمان است .
و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبوا حتّى يستئذنوه إنّ الذين يستئذنونك أُولئك
برداشت ياد شده، با توجه به شأن نزول آيه شريفه است كه درباره منافقان مى باشد و اين آيه، در حقيقت تعريضى است به آنان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 3
3 - حل و فصل امور مهم اجتماعى و فراخوانى مردم براى مشاوره و كنكاش پيرامون مسائل عمومى ، از وظايف و اختيارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبرى جامعه اسلامى
إنّما المؤمنون الذين ءامنوا باللّه و رسوله و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 38 - 10
10 - غيرمؤمنان ، نبايد در امر مشورت ، مورد اتكا و اعتماد مسلمانان قرار گيرند .
و أمرهم شورى بينهم
ذكر «بينهم» نشانگر آن است كه مشورت، بايد بين مؤمنان صورت گيرد و تصميم گيرى نهايى، متكى به آراى اهل ايمان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 102 - 5
5 - مشورت و نظرخواهى ابراهيم ( ع ) ، از فرزندش اسماعيل نسبت به ذبح وى
أنّى أذبحك فانظر ماذا ترى
از لحن جمله «فانظر ماذا ترى» (بنگر تا رأى تو چيست؟) نوعى نظر خواهى و مشورت استفاده مى شود. البته فلسفه اين كار، استفاده ابراهيم(ع) از نظرات اسماعيل(ع) نبود; بلكه يا براى آزمايش فرزندش بود و يا به منظور زمينه سازى براى پذيرش بى تحميل فرمان ذبح از جانب اسماعيل(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 20 - 3
3 - مشاوره سران حكومت فرعون درباره كشتن موسى ( ع )
إنّ الملأيأتمرون بك ليقتلوك
«إئتمار» (مصدر «يأتمرون») به معناى مشورت و رايزنى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 21 - 2
2 - صاحبان بوستان يمنى ، براى عمل به سوگند خويش مبنى بر چيدن تمامى محصولات باغ خود - بدون كنار گذاشتن سهم مستمندان - به مشورت با يكديگر پرداختند .
فتنادوا مصبحين
نداى افراد يك گروه به يكديگر (تنادوا)، به معناى اجتماع و حضور آنان در يك محل و مكان براى مشورت و هم فكرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 35 - 6
6 - مشاوره فرعون با اطرافيان خويش و نظر خواهى از آنان براى مبارزه با موسى ( ع )
فماذا تأمرون
«أمر» (مصدر «تأمرون») به معناى فرمان دادن است. مقصود از آن در اين جا فرمان مشورتى است. بنابراين «چه فرمان مى دهيد»; يعنى، رأيتان چيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 29 - 4
4 - اقدام بلقيس به در ميان گذاشتن خبر نامه سليمان با درباريان خود
قالت يأيّها الملؤا إنّى أُلقى إلىّ كتب كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 32 - 1،4
1 - نظرخواهى بلقيس از درباريان خود ، درباره چگونگى پاسخ به سليمان ( ع )
قالت يأيّها الملؤا أفتونى فى أمرى
«إفتاء» (مصدر «أفتونى») به معناى اظهار نظر است. «أفتونى فى أمرى»; يعنى، نظرتان را در اين كه بايد چه كار انجام دهم، بيان كنيد.
4 - مشورت با بزرگان دربار ، قبل از تصميم گيرى نهايى در امور كشور ، شيوه هميشگى ملكه سبا
أفتونى فى أمرى ما كنت قاطعة أمرًا حتّى تشهدون
«قطع» (مصدر «قاطعة») در اصل به معناى بريدن و در اين جا كنايه از عزم و تصميم است. «أمراً» نكره در سياق نفى و مفيد عموم مى باشد. «شهادة» (مصدر «تشهدون») معادل حضور است; يعنى، من تاكنون جز با حضور شما در هيچ كارى تصميم نگرفتم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 2
2 - حضور در كنار پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبرى جامعه اسلامى براى امور مهم اجتماعى و مشاوره و كنكاش پيرامون يك مسأله عمومى ، از اوصاف مؤمنان راستين
إنّما المؤمنون الذين ءامنوا باللّه و رسوله و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبو
«أمر جامع» به مسأله اى گفته مى شود كه در خور اين باشد كه مردم به خاطر آن اجتماع كنند و به مشاوره و فراگيرى و حل و
فصل آن بپردازند. كلمه «مع» نيز افاده كننده معناى مشاركت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 38 - 10
10 - غيرمؤمنان ، نبايد در امر مشورت ، مورد اتكا و اعتماد مسلمانان قرار گيرند .
و أمرهم شورى بينهم
ذكر «بينهم» نشانگر آن است كه مشورت، بايد بين مؤمنان صورت گيرد و تصميم گيرى نهايى، متكى به آراى اهل ايمان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 2
2 - حضور در كنار پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبرى جامعه اسلامى براى امور مهم اجتماعى و مشاوره و كنكاش پيرامون يك مسأله عمومى ، از اوصاف مؤمنان راستين
إنّما المؤمنون الذين ءامنوا باللّه و رسوله و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبو
«أمر جامع» به مسأله اى گفته مى شود كه در خور اين باشد كه مردم به خاطر آن اجتماع كنند و به مشاوره و فراگيرى و حل و فصل آن بپردازند. كلمه «مع» نيز افاده كننده معناى مشاركت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 23 - 2
2 - مشاوره و گفتوگوى پنهانى باغداران يمنى ، درباره كيفيت چيدن ميوه ها و چگونگى انجام سوگند خويش مبنى بر محروم ساختن مستمندان از آنها
فانطلقوا و هم يتخفتون
«تخافت» (مصدر «يتخافتون») به معناى آهسته سخن گفتن و پنهان داشتن آن است و چون اين واژه از باب تفاعل است، متضمن معناى مشورت و گفت وگوى پنهانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 110 - 6
6 - فرعون براى اداره امور مملكتى از مشورت با ديگران ابايى نداشت .
يريد أن يخرجكم من أرضكم فماذا تأمرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 32 - 4
4 - مشورت با بزرگان دربار ، قبل از تصميم گيرى نهايى در امور كشور ، شيوه هميشگى ملكه سبا
أفتونى فى أمرى ما كنت قاطعة أمرًا حتّى تشهدون
«قطع» (مصدر «قاطعة») در اصل به معناى بريدن و در اين جا كنايه از عزم و تصميم است. «أمراً» نكره در سياق نفى و مفيد عموم مى باشد. «شهادة» (مصدر «تشهدون») معادل حضور است; يعنى، من تاكنون جز با حضور شما در هيچ كارى تصميم نگرفتم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 6 - 14
14 - شيردادن دايگان ، به نوزادان زنان مطلّقه ، تنها در صورت ضرورت و با مشورت و هم فكرى پدر و مادر آنان ، شايسته و بجا است .
و أتمروا بينكم بمعروف و إن تعاسرتم فسترضع له أُخرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 29 - 4
4 - اقدام بلقيس به در ميان گذاشتن خبر نامه سليمان با درباريان خود
قالت يأيّها الملؤا إنّى أُلقى إلىّ كتب كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 32 - 1
1 - نظرخواهى بلقيس از درباريان خود ، درباره چگونگى پاسخ به سليمان ( ع )
قالت يأيّها الملؤا أفتونى فى أمرى
«إفتاء» (مصدر «أفتونى») به معناى اظهار نظر است. «أفتونى فى أمرى»; يعنى، نظرتان را در اين كه بايد چه كار انجام دهم، بيان كنيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 35 - 6
6 - مشاوره فرعون با اطرافيان خويش و نظر خواهى از آنان براى مبارزه با موسى ( ع )
فماذا تأمرون
«أمر» (مصدر «تأمرون») به معناى فرمان دادن است. مقصود از آن در اين جا فرمان مشورتى است. بنابراين «چه فرمان مى دهيد»; يعنى، رأيتان چيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 26 - 2
2 - فرعون درباره تصميم خود مبنى بر كشتن موسى ( ع ) ، با مشاوران و درباريانش به رايزنى پرداخت .
و قال فرعون ذرونى أقتل موسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 109 - 3
3 - اشراف و بزرگان قوم فرعون پس از تبادل نظر در جلسه مشورتى به اين نتيجه رسيدند كه موسى ( ع ) بدون هيچ ترديد ساحرى زبردست و معجزه وى سحر است .
قال الملأ من قوم فرعون إن هذا لسحر عليم
برداشت فوق بر اساس اولين احتمالى است كه در توضيح فيش قبل درباره جمله «إن هذا . .. » بيان شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 73 - 5
5- كاران در عصر بعثت ، براى تصميم در باره امور خود ، مجلس مشورتى داشتند .
و أحسن نديًّا
براى «ندى» (ريشه اشتقاقى «ندى») چندين معنا ذكر شده است، از قبيل: جود و بخشش، باران، گياه، برآوردن آواز، مجالست و. .. (لسان العرب). آنچه از اين معانى متناسب با آيه و قرائن ديگر است، آن است كه «ندىّ» به معناى مجلس و مكان گفت وگو و از «ندى» به معناى مجالست مشتق شده باشد; زيرا افتخار به موارد ديگر در برابر مسلمانان - كه نوعاً تهيدست و بدون قدرت بودند - چندان مناسب به نظر نمى رسد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 29 - 4
4 - اقدام بلقيس به در ميان گذاشتن خبر نامه سليمان با درباريان خود
قالت يأيّها الملؤا إنّى أُلقى إلىّ كتب كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 32 - 1
1 - نظرخواهى بلقيس از درباريان خود ، درباره چگونگى پاسخ به سليمان ( ع )
قالت يأيّها الملؤا أفتونى فى أمرى
«إفتاء» (مصدر «أفتونى») به معناى اظهار نظر است. «أفتونى فى أمرى»; يعنى، نظرتان را در اين كه بايد چه كار انجام دهم، بيان كنيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 45 - 1
1 - موسى و هارون ( ع ) قبل از حركت به طرف فرعون ، با يكديگر ملاقات نموده و موانع احتمالى ارشاد او را بررسى كردند .
قالا ربّنا إنّنا نخاف
قسمت هايى از داستان موسى(ع) - از قبيل بازگشت او نزد خانواده اش و پيداكردن راه مصر و ملاقات با برادرش هارون(ع) - به اين جهت كه در ماجراى برخورد با فرعون، چندان دخيل نبوده، دراين آيات ذكر نشده است. اين احتمال نيز وجود دارد كه آيه 42 (اذهب أنت و أخوك) به بعد، سخنان خداوند به موسى و هارون(ع)، پس از ملاقات آن دو باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 6 - 9
9 - توجه به مصالح و منافع نوزادان و نيز رعايت موازين شرعى و عقلى ، بايد اساس و مبناى مشاوره و هم فكرى مردان و زنان مطلّقه باشد .
و أتمروا بينكم بمعروف
«معروف» اسم براى هر كارى است كه از نظر عقل و شرع، حسن و خوبى آن شناخته شده باشد (مفردات راغب).
مشورت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 159 - 12،13،19،21،25،28
12 - گذشت از خطاكاران ، و طلب آمرزش براى ايشان و مشورت در امور اجتماعى ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به مسلمانان
فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فى الامر
13 - گذشت از خطاى مردم و طلب آمرزش براى آنان و نيز مشورت با مسلمانان در مسائل اجتماعى ، نمودى از مهربانى و خُلق خوش پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و لو كنت فظّا غليظ القلب . .. فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فى الامر
تفريع جمله «فاعف عنهم و . .. » بر جمله هاى پيشين، كه بيانگر خُلق خوش پيامبر (صلی الله علیه و آله) است، در حقيقت اشاره به مصاديق و نمونه هايى از خوى نيكوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) دارد. گفتنى است كه امر به عفو و ... به معناى ادامه دادن آن است.
19 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) پذيراى نقش مردم در تصميم گيرى هاى اجتماعى
و شاورهم فى الامر
21 - خطا هاى گذشته مردم ، نبايد مانع از مشورت رهبران اسلامى با آنان باشد .
فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فى الامر
امر به مشورت با مؤمنان پس از تصريح به خطاكارى آنان، اشاره به اين معناست كه خطا و گناه پيشين مؤمنان نبايد مانعى براى مشورت با آنان قلمداد شود.
25 - تصميم گيرى نهايى پس از مشورت ، بر عهده رهبرى است .
و شاورهم فى الامر فاذا عزمت فتوكّل على اللّه
چون «عزم» و تصميم پس از مشورت، بر عهده شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله) گذاشته شده است، (عزمَت) نه به عهده جمع مورد مشورت و يا اكثريت آنان.
28 - لزوم قاطعيّت و صلابت رهبرى ، پس از مشورت و تصميم نهايى خويش ، در مقام اجرا
و شاورهم فى الامر فاذا عزمت فتوكّل على اللّه
جلمه «فاذا عزمت فتوكّل على اللّه»، به اين معناست كه آنگاه كه تصميم بر كارى گرفتى، ديگر ترديد و دو دلى به خود راه مده و احتمال عدم موفقيّت را با توكّل بر خدا جبران كن كه خداوند محبوب خويش را وانخواهد گذاشت: «انّ اللّه يحبّ المتوكّلين».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 159 - 24
24 - ارزش و اهميّت والاى مشورت در اسلام
و شاورهم فى الامر
موظّف بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله)، يعنى برجسته ترين افراد بشر، به مشورت با مردم، دليل ارزش و اهميّت والاى مشورت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 159 - 20
20 - مشورت با مردم و شركت دادن آنان در تصميم گيرى هاى اجتماعى ، از وظايف رهبران اسلام
و شاورهم فى الامر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 80 - 2
2- فرزندان يعقوب پس از نااميد شدن از آزادى بنيامين ، در كنارى به دور از يوسف و كارگزارانش براى چاره انديشى درباره مشكل پيش آمده به مشورت و گفت و گوى محرمانه پرداختند .
فلما استيئسوا منه خلصوا نجيًّا
از معانى «خلوص» اعتزال و كناره گيرى كردن است. «نجىّ» به فرد و يا افرادى اطلاق مى گردد كه در نهان با او گفت و گو شود. اين كلمه در آيه شريفه حال براى فاعل «خلصوا» مى باشد. بنابراين «خلصوا نجيّاً» ; يعنى، برادران يوسف از ديگران جدا شدند و با يكديگر به نجوا و گفت و گوى سرّى پرداختند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 233 - 26
26 - جواز گرفتن فرزند از شير قبل از دو سال ، به شرطِ رضايت ، مشورت و توافق پدر و مادر
فان ارادا فصالا عن تراض منهما و تشاور فلا جناح عليهما
چون حدّ كمال شير دادن دو سال است، بنابراين «فصال» پس از دو سال طبيعى است و نياز به مشورت و توافق ندارد; لذا مراد از «فصال» در آيه شريفه، «فصال» قبل از دو سال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 233 - 26،27
26 - جواز گرفتن فرزند از شير قبل از دو سال ، به شرطِ رضايت ، مشورت و توافق پدر و مادر
فان ارادا فصالا عن تراض منهما و تشاور فلا جناح عليهما
چون حدّ كمال شير دادن دو سال است، بنابراين «فصال» پس از دو سال طبيعى است و نياز به مشورت و توافق ندارد; لذا مراد از «فصال» در آيه شريفه، «فصال» قبل از دو سال است.
27 - جدا كردن طفل از شير مادر ، بايد پس از مشورت با صاحبنظران و توافق والدين صورت گيرد .
فان ارادا فصالا عن تراض منهما و تشاور فلا جناح عليهما
در برداشت فوق، «فصال» حمل شده بر «فصال» از شير مادر، نه از هر شيرى; يعنى توافق مى كنند كه مادر ديگر شير ندهد و براى تكميل مدّت شير، كودك را به دايه اى بسپارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 62 - 3
3 - فرعونيان ، براى تصميم در باره امور مهم و اساسى ، روش مشورتى داشتند .
فتنزعوا أمرهم بينهم
بروز تنازع در ميان فرعونيان، نشان از آن دارد كه آنان خود را تابع بى چون و چراى فرعون نمى دانستند; بلكه در امور مهم براى خود حق نظر و رأى، قائل بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 78 - 4
4- مشورت در امر قضاوت ، امرى است پسنديده و شايسته .
و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث . .. و كنّا لحكمهم شهدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 78 - 3
3- داوود و سليمان ( ع ) ، در باره خسارت مزرعه تلف شده به وسيله گوسفندان ، به مشورت پرداختند .
و داود و سليمن إذ يحكمان فى الحرث إذ نفشت فيه غنم القوم
برداشت ياد شده بدين احتمال است كه «يحكمان» با صيغه تثنيه، اشاره به مشورت داوود و سليمان داشته باشد، چه اين كه حكم هر يك به صورت استقلالى در يك واقعه، بعيد به نظر مى رسد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 159 - 12،13،19
12 - گذشت از خطاكاران ، و طلب آمرزش براى ايشان و مشورت در امور اجتماعى ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به مسلمانان
فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فى الامر
13 - گذشت از خطاى مردم و طلب آمرزش براى آنان و نيز مشورت با مسلمانان در مسائل اجتماعى ، نمودى از مهربانى و خُلق خوش پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و لو كنت فظّا غليظ القلب . .. فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فى الامر
تفريع جمله «فاعف عنهم و . .. » بر جمله هاى پيشين، كه بيانگر خُلق خوش پيامبر (صلی الله علیه و آله) است، در حقيقت اشاره به مصاديق و نمونه هايى از خوى نيكوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) دارد. گفتنى است كه امر به عفو و ... به معناى ادامه دادن آن است.
19 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) پذيراى نقش مردم در تصميم گيرى هاى اجتماعى
و شاورهم فى الامر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 90 - 1،3
1- ذوالقرنين ، در سفر دوم خويش ، به آخرين نقطه خشكى در سمت مشرق رسيد و با مردمى بدوى و عارى از تمدن روبه رو شد .
بلغ مطلع الشمس . .. لم نجعل لهم من دونها سترًا
ضمير «دونها» به «الشمس» بازمى گردد و مفاد جمله «لم نجعل. ..» اين است كه مردم آن سرزمين، جز خورشيد، پوششى نداشتند; يعنى، هيچ بنا و ساختمانى كه سايبان آنان باشد و هيچ پوشاكى كه بدنشان را به پوشاند، در بين آنان مشاهده نمى شد، لذا از آنان، تعبير به اقوامى بدوى شده است.
3- ذوالقرنين ، در شرق سرزمين خويش ، با مردمى ساكن بيابانى كويرى و بدون گياه مواجه شد . *
لم نجعل لهم من دونها سترًا
از واژه «لم نجعل» اين احتمال جان مى گيرد كه بى پناهى در برابر تابش آفتاب، معلول امورى بود كه به «جعل» الهى مربوط مى شود، مانند كويرى بودن سرزمين كه از امور طبيعى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 90 - 2
2- ساكنان شرق سرزمين ذى القرنين ، مردمى فاقد تن پوش و سرپناه بودند .
وجدها تطلع على قوم لم نجعل لهم من دونها سترًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 90 - 2
2- ساكنان شرق سرزمين ذى القرنين ، مردمى فاقد تن پوش و سرپناه بودند .
وجدها تطلع على قوم لم نجعل لهم من دونها سترًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 5 - 7
7 - خورشيد ، داراى مشرق ها و خاور هاى متعدد است .
و ربّ المشرق
بسيارى از مفسران برآنند كه مقصود از «مشارق»، مشرق هاى متعددِ خورشيد است كه در هر روز، از نقطه اى غير از نقطه روز قبل طلوع مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 17 - 1
1 - خداوند ، تدبيرگر و طرّاح دو مشرق و دو مغرب براى خورشيد
ربّ المشرقين و ربّ المغربين
همان طور كه مفسران گفته اند، مراد از «مشرقين» مشرق خورشيد در آغاز تابستان و آغاز زمستان است زيرا; نقطه طلوع خورشيد هر چند در هر روز تفاوت پيدا مى كند; اما اين تفاوت به صورت تدريجى ميان دو نقطه اصلى است كه يك نقطه آن در آغاز تابستان قرار دارد و نقطه ديگر آن در آغاز زمستان مى باشد و مغرب بر منوال مشرق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 40 - 5،9
5 - خورشيد ، داراى مشرق ها و مغرب ها
بربّ المشرق و المغرب
بسيار از مفسران، برآنند كه مقصود از «مشارق» و «مغارب»، مشرق ها و مغرب هاى متعدد خورشيد است كه در هر روز از سال، از نقطه اى غير از نقطه روز قبل و بعد، طلوع و غروب مى كند.
9 - « عن الأَصْبَغ بن نُباتة قال : خطبنا أميرُالمؤمنين ( ع ) . . . فقام إليه ابن الكوّاء فقال : يا أميرالمؤمنين . . . يقول : « رب المشارق و المغارب » . . . قال ( ع ) . . . أمّا قوله « ربّ المشارق و المغارب » فإنّ لها ثلاث مائة و ستّين بُرجاً تطلُع كلّ يوم من برج و تغيب فى آخر فلاتعود إليه إلاّ من قابل فى ذلك اليوم . . . ;
اصبغ بن نباته مى گويد: على(ع) براى ما خطبه مى خواند . .. ابن كوّاء برخاست و گفت: اى اميرمؤمنان! ...[خداوند ]مى فرمايد: (ربّ المشارق و المغارب)... حضرت فرمود: ... اما سخن خداوند (ربّ المشارق و المغارب) [جمع بودن «مشارق» و «مغارب»] به اين دليل است كه براى [خورشيد ]360 برج است، كه هر روز از برجى طلوع نموده و در برجى ديگر غايب مى شود و تا سال آينده مثل همين روز، ديگر به آن برج برنمى گردد...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 90 - 5
5- در عصر ذوالقرنين ، مردم ساكن غرب سرزمين او ، متمدن تر و پيشرفته تر از مردم ساكن در شرق سرزمين وى بودند .
بلغ مغرب الشمس . .. وجد عندها قومًا ... تطلع على قوم لم نجعل لهم من دونها سترًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 89 - 1
1- ذوالقرنين ، پس از اقامه نظام عادلانه دينى در ميان ساحل نشينان غرب ، به سوى شرق سرزمين خويش حركت كرد .
ثمّ أتبع سببًا . حتّى إذا بلغ مطلع الشمس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 90 - 1،7
1- ذوالقرنين ، در سفر دوم خويش ، به آخرين نقطه خشكى در سمت مشرق رسيد و با مردمى بدوى و عارى از تمدن روبه رو شد .
بلغ مطلع الشمس . .. لم نجعل لهم من دونها سترًا
ضمير «دونها» به «الشمس» بازمى گردد و مفاد جمله «لم نجعل. ..» اين است كه مردم آن سرزمين، جز خورشيد، پوششى نداشتند; يعنى، هيچ بنا و ساختمانى كه سايبان آنان باشد و هيچ پوشاكى كه بدنشان را به پوشاند، در بين آنان مشاهده نمى شد، لذا از آنان، تعبير به اقوامى بدوى شده است.
7- « عن أميرالمؤمنين ( ع ) : . . . انّ ذاالقرنين ورد على قوم قد أحرقتهم الشمس و غيّرت أجسادهم و ألوانهم حتّى صيّرتهم كالظلمة ;
از اميرالمؤمنين(ع): روايت شده: همانا، ذوالقرنين، به قومى رسيد كه تابش خورشيد، آنان را سوزانده و موجب تغيير بدن و تغيير رنگ شان شده بود، به گونه اى كه آنان را (در سياهى) به مانند پاره اى از تاريكى درآورده بود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 93 - 3
3- مردم اقصاى مشرق و مغرب زمين ، در لغت با ذوالقرنين ، قرابت داشتند .
لايكادون يفقهون قولاً
در بين سه گروهى كه ذوالقرنين با آنان برخورد كرد، تنها، در باره گروه شمالى تعبير «لايكادون. ..» صورت گرفته است، ولى در باره آن دو قوم ديگر، چنين مشكلى مطرح نشده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 40 - 2
2 - مشرق ها و مغرب ها ، پديده هايى بس با عظمت در جهان طبيعت و داراى نقش حياتى در زندگى بشر
فلاأُقسم بربّ المشرق و المغرب
مطلب ياد شده، با توجه به اين نكته است كه سوگند به هر چيزى، نشانه عظمت آن چيز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 115 - 1
1 - مشرق و مغرب و نيز ساير جهت ها ، تنها از آن خداوند است .
و للّه المشرق و المغرب
مقصود از مشرق و مغرب مى تواند جهت شرق و غرب باشد و نيز مراد از آن مى تواند مكان شرق و غرب گرفته شود. تفريع «فاينما تولوا» بر «للّه المشرق و المغرب» گوياى اين است كه: مراد از مشرق و مغرب - بنابر تفسير نخست - همه جهات و - بنابر تفسير دوم - همه مكانهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 142 - 9
9 - مشرق و مغرب ( همه جهت ها و مكان ها ) از آن خداوند است .
قل للّه المشرق و المغرب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 40 - 1
1 - سوگند أكيد خداوند ، به ربوبيت خويش نسبت به مشرق ها ( خاور ها ) و مغرب ها ( باختر ها )
فلاأُقسم بربّ المشرق و المغرب
درباره «لا» در «لا اُقسم» و امثال آن، مفسران توجيهات چندى ذكر كرده اند; از جمله اين كه «لا» زايد و براى تأكيد «اُقسم» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 41 - 5
5 - ربوبيت خداوند نسبت به مشرق و مغرب عالم ، دليل توانايى او بر احياى مجدد انسان ها است .
بربّ المشرق و المغرب إنّا لقدرون . على أن نبدّل خيرًا منهم و ما نحن بمسبوقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 9 - 1،2،4
1 - خداوند ، پروردگار مشرق و مغرب عالم است .
ربّ المشرق و المغرب
2 - ربوبيت خداوند ، نسبت به مشرق و مغرب عالم ، مقتضى توجه كامل خلق به او و ياد دائمى او در زندگى است .
و اذكر اسم ربّك . .. ربّ المشرق و المغرب
توصيف خداوند به «ربّ المشرق. ..» پس از توصيه به ياد دائمى او و توجه كامل به او در زندگى - مى تواند بيانگر حقيقت ياد شده باشد.
4 - ربوبيت خداوند ، نسبت به مشرق و مغرب عالم ، دليل يكتايى و بى بديلى او
ربّ المشرق و المغرب لا إله إلاّ هو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 91 - 4
4- شيوه ذوالقرنين در برخورد با مردم شرق و غرب ، يك سان بوده است . *
وجدها تطلع على قوم . .. كذلك
«كذلك» مى تواند صفت براى «قوم» در آيه قبل باشد و اشاره به «قوماً» در آيات قبل; يعنى، ذوالقرنين، همانگونه كه قوم ساكن مغرب را يافت و در باره آنان تصميم گرفت، در باره شرقى ها نيز همان سان رفتار كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 85 - 3
3- « سأل رجل عليّاً ( ع ) : أرأيت ذاالقرنين كيف استطاع أن يبلغ المشرق و المغرب ؟ قال : سخّر اللّه له السحاب و مدّ له فى الأسباب و بسط له النور فكان الليل والنهار عليه سواء ;
مردى به على(ع) گفت: مرا خبر ده كه ذوالقرنين، چگونه توانست به شرق و غرب عالم برسد؟ حضرت فرمود: خداوند، ابر را مسخّر او قرار داد و ابزار و وسائل او را افزايش داد و نور را براى او گستراند، به گونه اى كه شب و روز براى او يك سان بود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 17 - 4
4 - خداوند ، تدبيرگر مشرق و مغربى خاص ، براى هر يك از ماه و خورشيد
ربّ المشرقين و ربّ المغربين
برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه تثنيه آمدن «المشرقين» و «المغربين»، از اين جهت باشد كه يك مشرق و مغرب براى خورشيد و مشرق و مغربى ديگر براى ماه تدبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 17 - 5
5 - « عن الأصبغ بن نباتة ، قال : خطبنا أميرالمؤمنين . . . و أمّا قوله : « ربّ المشرقين و ربّ المغربين » فإنّ مشرق الشتاء على حدّه و مشرق الصيف على حدّه ;
اصبغ بن نباته مى گويد: اميرالمؤمنين(ع) در خطبه اى فرمود: . ..اما قول خدا «ربّ المشرقين و ربّ المغربين» (و در كلام خود دو مشرق و دو مغرب آورده) براى اين است كه مشرق زمستان، در محدوده خود و مشرق تابستان در محدوده [ديگر ]است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 17 - 5
5 - « عن الأصبغ بن نباتة ، قال : خطبنا أميرالمؤمنين . . . و أمّا قوله : « ربّ المشرقين و ربّ المغربين » فإنّ مشرق الشتاء على حدّه و مشرق الصيف على حدّه ;
اصبغ بن نباته مى گويد: اميرالمؤمنين(ع) در خطبه اى فرمود: . ..اما قول خدا «ربّ المشرقين و ربّ المغربين» (و در كلام خود دو مشرق و دو مغرب آورده) براى اين است كه مشرق زمستان، در محدوده خود و مشرق تابستان در محدوده [ديگر ]است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 17 - 4
4 - خداوند ، تدبيرگر مشرق و مغربى خاص ، براى هر يك از ماه و خورشيد
ربّ المشرقين و ربّ المغربين
برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه تثنيه آمدن «المشرقين» و «المغربين»، از اين جهت باشد كه يك مشرق و مغرب براى خورشيد و مشرق و مغربى ديگر براى ماه تدبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 40 - 2
2 - مشرق ها و مغرب ها ، پديده هايى بس با عظمت در جهان طبيعت و داراى نقش حياتى در زندگى بشر
فلاأُقسم بربّ المشرق و المغرب
مطلب ياد شده، با توجه به اين نكته است كه سوگند به هر چيزى، نشانه عظمت آن چيز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 17 - 2
2 - نقش اساسى نقطه طلوع و غروب خورشيد ، در پيدايش فصول و تأمين نياز هاى بشر *
ربّ المشرقين و ربّ المغربين
با توجه به اين كه پيدايش فصول هم زمان با تغيير ميل خورشيد در طلوع و غروب صورت مى گيرد احتمال مى رود ياد كرد «مشرقين و مغربين»، اشاره به پيامدهاى مهم آن (پيدايش فصول) داشته باشد كه بشر از اين رهگذر، به امكانات زندگى دست مى يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 60 - 2
2 - خط سير بنى اسرائيل ، از مصر به سمت مشرق بود . *
فأتبعوهم مشرقين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «مشرقين» - چنان كه برخى از مفسران گفته اند - به معناى «قاصدين جهة الشرق» باشد.