ghaemiyeh.com
نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 92
تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش
ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 39 - 1،2،4،7،9،10،11،12،13
1- خداوند هرچه را بخواهد از ميان بردارد و آثارش را محو كند ، چنين خواهد كرد .
يمحوا الله ما يشاء
2- خداوند هرچه را بخواهد باقى گذارد و پايدار بدارد ، چنين خواهد كرد .
يمحوا الله ما يشاء و يثبت
4- تقدير هاى پيشين ، بر اساس مشيت الهى قابل تغيير و تحول و محو و اثباتند .
لكل أجل كتاب. يمحوا الله ما يشاء و يثبت
7- هيچ كس به پايه و زيربناى قوانينى كه ايجاب كننده وجود چيزى يا عامل نابودى آن است آگاهى ندارد .
و عنده أُمّ الكتب
از مصاديق «اُمّ الكتاب» به قرينه فراز قبل قوانينى است كه بر اساس آن محو و اثبات انجام مى گيرد.
9- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إذا كانت ليلة القدر نزلت الملائكة و الروح و الكتبة إلى سماء الدنيا فيكتبون ما يكون من قضاء الله تبارك و تعالى فى تلك السنة فإذا أراد الله أن يقدّم أو يؤخّر أو ينقص شيئاً أو يزيده أمر الله أن يمحوا ما يشاء ثم أثبت الذى أراد ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: زمانى كه شب قدر فرا رسد، فرشتگان، روح و نويسندگان الهى به آسمان دنيا فرو مى آيند. پس مى نويسند آنچه را كه در آن سال از قضاى الهى باشد. پس زمانى كه خداوند اراده كند چيزى را مقدم يا مؤخر سازد، يا آن را بكاهد، يا بر او بيفزايد، امر مى كند كه محو كنند آنچه را او بخواهد ; سپس محقق مى سازد آنچه را اراده كرده است».
10- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال فى هذه الأية : « يمحوا الله ما يشاء و يثبت » قال : و هل يمحى إلاّ ما كان ثابتاً و هل يثبت إلاّ ما لم يكن ؟ ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه درباره سخن خدا: «يمحوا الله ما يشاء و يثبت» فرمود: و آيا [چيزى] جز آنچه وجود دارد محو مى شود؟ و آيا چيزى جز آنچه وجود ندارد تحقق داده مى شود؟».
11- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) : هما كتابان ، كتاب سوى أُمّ الكتاب يمحوا الله منه ما يشاء و يثبت و أُمّ الكتاب لايغيّر منه شىء ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه آنها دو كتابند: كتابى غير از امّ الكتاب كه خداوند هر چه را بخواهد از آن محو مى كند و [آنچه را بخواهد در آن ]ايجاد مى كند و [ديگرى] «أمّ الكتاب» كه چيزى در آن تغيير داده نمى شود».
12- « عن أبى عبدالله ( ع ) انه سئل عن قول الله : « ادخلوا الأرض المقدسة التى كتب الله لكم » قال : كتبها لهم ثم محاها ، ثمّ كتبها لأبنائهم فدخلوها ، و الله يمحوا ما يشاء و يثبت و عنده اُمّ الكتاب ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند «ادخلواالأرض المقدسة التى كتب الله لكم» سؤال شد، آن حضرت فرمود: [خدا] آن زمين با قداست را براى آنان نوشت، سپس آن را محو كرد. آن گاه آن را براى فرزندانشان نوشت، پس داخل آن شدند و خدا هر چه را بخواهد محو مى كند و هرچه را بخواهد باقى مى گذارد و اُمّ الكتاب نزد اوست».
13- « عن أبى عبدالله ( ع ) انه قال فى قول الله عزوجل : « و قالت اليهود يدالله مغلولة » : لم يعنوا أنه هكذا ، و لكنّهم قالوا : قد فرغ من الأمر فلايزيد و لاينقص فقال الله جل جلاله تكذيباً لقولهم : « غلّت أيديهم و لعنوا بما قالوا بل يداه مبسوطتان ينفق كيف يشاء » ألم تسمع الله عزوجل يقول : « يمحوا الله ما يشاء و يثبت و عنده اُمّ الكتاب » ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه درباره قول خداى عزوجل: «و قالت اليهود يد الله مغلولة» فرمود: منظور يهود اين نبود كه واقعاً دستهاى خدا در غُلّ بسته است ; بلكه آنان مى گفتند: خدا از كار خلقت فارغ شده و ديگر چيزى را زياد و كم نمى كند. پس خداوند - جل جلاله - براى تكذيب سخن آنان فرمود: «دستهاى خودشان در غل بسته باد و به خاطر سخنى كه گفتند، لعنت بر آنان باد ; بلكه دستهاى خدا باز است و هرگونه مى خواهد مى بخشد».آيا نشنيده اى كه خداى عزوجل مى فرمايد: «يمحوا الله مايشاء و يثبت و عنده اُمّ الكتاب».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 55 - 10
10 - تأثير آلودگى هاى محيط كفر در انسان
و مطهّرك من الذين كفروا
نجات از ميان كافران كه به كلمه «تطهير» تعبير شده، مستلزم اين است كه آلودگى جامعه مؤثّر بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 97 - 16
16 - جبر محيط با توان خروج از آن ، عذرى غير قابل قبول براى ترك تكاليف الهى
قالوا كنّا مستضعفين فى الارض قالوا الم تكن ارض اللّه واسعة فتهاجروا فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 97 - 5
5 - تأثير محيط اجتماعى وفرهنگى در موضع گيرى انسان ها نسبت به حقايق و معارف اديان الهى
الأعراب أشد كفراً و نفاقاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 99 - 3
3 - محيط اجتماعى ، در عين تأثير گذاشتن بر خصلت هاى روحى و گرايش هاى عقيدتى انسان ، از وى سلب اختيار و انتخاب نمى كند .
الأعراب أشد كفراً و نفاقاً . .. و من الأعراب من يؤمن باللّه
تصريح به وجود مؤمنان راستين در ميان اعراب باديه نشين به دنبال بيان خصلت كفر ورزى و نفاق شديد آنان، مى تواند إشعار به مطلب فوق داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 57 - 4
4 - انسان ها در جامعه فاسد و محيط منحرف ، بدون ايمان به خدا و لطف او ، در معرض انحراف و هلاكت اند .
و لولا نعمة ربّى لكنت من المحضرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 97 - 5
5 - تأثير محيط اجتماعى وفرهنگى در موضع گيرى انسان ها نسبت به حقايق و معارف اديان الهى
الأعراب أشد كفراً و نفاقاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 41 - 2،3
2 - فساد عمومى ، درپى دارنده تباهى محيط زيست است .
ظهر الفساد فى البرّ و البحر بما كسبت أيدى الناس
«ال» در «الناس» براى جنس و دلالت بر عموم مردم مى كند و احتمال دارد تعبير به «الناس» به جاى «العاصين» و امثال آن، به خاطر اشاره به نكته بالا باشد.
3 - شرك ، فساد آفرين و عاملِ تباهى كره زمين است .
سبحنه و تعلى عمّا يشركون . ظهر الفساد فى البرّ و البحر بما كسبت أيدى الناس
ممكن است مراد از «ما كسبت . ..» شركى باشد كه در آيه قبل، از آن سخن گفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 51 - 1،2،7
1 - انسان ها ، به هنگام مشاهده وزش باد هاى مضر و نابودكننده مزارع ، به ناسپاسى مى گرايند .
و لئن أرسلنا ريحًا . .. يكفرون
«ريح» در مقابل «رياح» در آيه چهل و نه است. معمولاً، بادهاى سودمند، به صيغه جمع آورده مى شوند و در صورتى كه سخن از باد سوزان و مخرب باشد به صيغه مفرد مى آيد. قرينه مقابله و نيز واژه «مصفرّاً» - كه حال براى ضمير مفعولى «رأوه» است - مؤيد اين نكته اند كه مراد از «ريح» بادهاى سوزان و مخرب اند.
2 - عالَم طبيعت ، برخوردار از عوامل طبيعى خنثى كننده و از بين برنده يكديگر
فانظر . .. كيف يحى الأرض بعد موتها ... و لئن أرسلنا ريحًا فرأوه مصفرًّا
7 - در صورت وزش باد هاى مخرّب ، گياهان ، سرسبزى خود را از دست داده و به زردى مى گرايند .
و لئن أرسلنا ريحًا فرأوه مصفرًّا
مرجع ضمير مفعولى «رأوه»، «نباتِ» مستفاد از آيه پيش (آثار رحمة اللّه) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 41 - 6
6- داشتن محيطى مناسب و شايسته براى زندگى ، امرى مطلوب و پسنديده
لنبوّئنّهم فى الدنيا حسنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 138 - 11
11 - تأثيرپذيرى انسان از محيط هاى فاسد و فرهنگ هاى غلط
فأتوا على قوم . .. قالوا يموسى اجعل لنا إلهاً كما لهم ءالهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 99 - 3
3 - محيط اجتماعى ، در عين تأثير گذاشتن بر خصلت هاى روحى و گرايش هاى عقيدتى انسان ، از وى سلب اختيار و انتخاب نمى كند .
الأعراب أشد كفراً و نفاقاً . .. و من الأعراب من يؤمن باللّه
تصريح به وجود مؤمنان راستين در ميان اعراب باديه نشين به دنبال بيان خصلت كفر ورزى و نفاق شديد آنان، مى تواند إشعار به
مطلب فوق داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 74 - 8
8- تأثير جامعه بر فرد ، جبرى و غير قابل اجتناب نيست و حفظ سلامت اخلاقى در محيط كاملا فاسد و آلوده ، ممكن است .
و نجّينه من القرية التى كانت تعمل الخبئث
برداشت ياد شده به خاطر اين است كه حضرت لوط(ع) توانسته بود در محيط آلوده و فاسد قومش، پاك و بى گناه بماند و سرانجام نجات يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 19 - 5
5 - كافران از هر سو در حيطه قدرت و سلطنت خداوند هستند .
واللّه محيط بالكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 92 - 6
6- خداوند ، بر اعمال آدميان احاطه كامل دارد و به همه جوانب رفتارشان آگاه است .
إن ربى بما تعملون محيط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 20 - 1
1 - خداوند ، بر كافران قدرت كامل و سيطره همه جانبه دارد .
و اللّه من ورائهم محيط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 41 - 3
3 - دوزخ، محيطى بسته و خفقان زا براى مجرمان
لهم من جهنم مهاد و من فوقهم غواش
جمع آوردن كلمه «غواش» و مقيد كردن آن به «من فوقهم» حكايت از برداشت فوق دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 55 - 10
10 - تأثير آلودگى هاى محيط كفر در انسان
و مطهّرك من الذين كفروا
نجات از ميان كافران كه به كلمه «تطهير» تعبير شده، مستلزم اين است كه آلودگى جامعه مؤثّر بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 57 - 3
3 - رهايى انسان از جبر محيط اجتماعى و نيز از پيامد هاى سوء معاشرت با افراد فاسد و منحرف جامعه ، در سايه ايمان به خدا و لطف و عنايت او ، امرى ممكن است .
و لولا نعمة ربّى لكنت من المحضرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 43 - 1،6
1 - محيط و عادت هاى شرك آلود ، مانع هدايت بلقيس به راه راست و يكتاپرستى در گذشته عمر وى
و صدّها ما كانت . .. إنّها كانت من قوم كفرين
«صَدّ» (مصدر «صَدَّ») به معناى منع و بازداشتن است. متعلق «صَدَّ» محذوف و به تقدير «صدّها عن السبيل» مى باشد. برداشت ياد شده بدان احتمال است كه آيه ياد شده ناظر به پاسخ اين پرسش باشد كه بلقيس چرا پيش از اين ماجرا (ماجراى ميان او و سليمان(ع)) با فراستى كه داشت، از راه راست منحرف شده بود.
6 - تأثيرپذيرى شديد انسان از محيط اجتماعى خويش
كانت تعبد من دون اللّه إنّها كانت من قوم كفرين
«إنّها. ..» در مقام تعليل براى مطلب قبل است; يعنى، چون بلقيس از ميان كافران برخاسته و در ميان آنها رشد يافته بود، نمى توانست از عادت و رفتار شرك آلود خويش - كه از آنان گرفته بود - روى برتابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 57 - 6
6 - تأثير جدّى جامعه فاسد و منحرف بر سلامت خانواده
فأنجينه و أهله إلاّامرأته
خانواده لوط با اين كه تحت اِشراف نيرومند وى، از هجوم فساد فراگير جامعه درامان ماندند; اما جامعه فاسد سرانجام تأثير مخرب خود را گذاشت و همسر وى را از او جدا ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 11 - 5
5 - جامعه گريزى و سطح پايين فرهنگ اجتماعى ، عامل سستى در تعهدات اجتماعى و پايبندى به قوانين *
المخلّفون من الأعراب
وصف «الأعراب» ممكن است مشعر به عليت باشد; يعنى، باديه نشينى در تخلف آنان نقش داشته است.
محيط اجتماعى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 97 - 5
5 - تأثير محيط اجتماعى وفرهنگى در موضع گيرى انسان ها نسبت به حقايق و معارف اديان الهى
الأعراب أشد كفراً و نفاقاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 99 - 3
3 - محيط اجتماعى ، در عين تأثير گذاشتن بر خصلت هاى روحى و گرايش هاى عقيدتى انسان ، از وى سلب اختيار و انتخاب نمى كند .
الأعراب أشد كفراً و نفاقاً . .. و من الأعراب من يؤمن باللّه
تصريح به وجود مؤمنان راستين در ميان اعراب باديه نشين به دنبال بيان خصلت كفر ورزى و نفاق شديد آنان، مى تواند إشعار به مطلب فوق داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 57 - 4
4 - انسان ها در جامعه فاسد و محيط منحرف ، بدون ايمان به خدا و لطف او ، در معرض انحراف و هلاكت اند .
و لولا نعمة ربّى لكنت من المحضرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 41 - 6
6- داشتن محيطى مناسب و شايسته براى زندگى ، امرى مطلوب و پسنديده
لنبوّئنّهم فى الدنيا حسنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 74 - 8
8- تأثير جامعه بر فرد ، جبرى و غير قابل اجتناب نيست و حفظ سلامت اخلاقى در محيط كاملا فاسد و آلوده ، ممكن است .
و نجّينه من القرية التى كانت تعمل الخبئث
برداشت ياد شده به خاطر اين است كه حضرت لوط(ع) توانسته بود در محيط آلوده و فاسد قومش، پاك و بى گناه بماند و سرانجام نجات يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 99 - 3
3 - محيط اجتماعى ، در عين تأثير گذاشتن بر خصلت هاى روحى و گرايش هاى عقيدتى انسان ، از وى سلب اختيار و انتخاب نمى كند .
الأعراب أشد كفراً و نفاقاً . .. و من الأعراب من يؤمن باللّه
تصريح به وجود مؤمنان راستين در ميان اعراب باديه نشين به دنبال بيان خصلت كفر ورزى و نفاق شديد آنان، مى تواند إشعار به مطلب فوق داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 57 - 3
3 - رهايى انسان از جبر محيط اجتماعى و نيز از پيامد هاى سوء معاشرت با افراد فاسد و منحرف جامعه ، در سايه ايمان به خدا و لطف و عنايت او ، امرى ممكن است .
و لولا نعمة ربّى لكنت من المحضرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 43 - 1،6
1 - محيط و عادت هاى شرك آلود ، مانع هدايت بلقيس به راه راست و يكتاپرستى در گذشته عمر وى
و صدّها ما كانت . .. إنّها كانت من قوم كفرين
«صَدّ» (مصدر «صَدَّ») به معناى منع و بازداشتن است. متعلق «صَدَّ» محذوف و به تقدير «صدّها عن السبيل» مى باشد. برداشت ياد شده بدان احتمال است كه آيه ياد شده ناظر به پاسخ اين پرسش باشد كه بلقيس چرا پيش از اين ماجرا (ماجراى ميان او و سليمان(ع)) با فراستى كه داشت، از راه راست منحرف شده بود.
6 - تأثيرپذيرى شديد انسان از محيط اجتماعى خويش
كانت تعبد من دون اللّه إنّها كانت من قوم كفرين
«إنّها. ..» در مقام تعليل براى مطلب قبل است; يعنى، چون بلقيس از ميان كافران برخاسته و در ميان آنها رشد يافته بود، نمى توانست از عادت و رفتار شرك آلود خويش - كه از آنان گرفته بود - روى برتابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 57 - 6
6 - تأثير جدّى جامعه فاسد و منحرف بر سلامت خانواده
فأنجينه و أهله إلاّامرأته
خانواده لوط با اين كه تحت اِشراف نيرومند وى، از هجوم فساد فراگير جامعه درامان ماندند; اما جامعه فاسد سرانجام تأثير مخرب خود را گذاشت و همسر وى را از او جدا ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 11 - 5
5 - جامعه گريزى و سطح پايين فرهنگ اجتماعى ، عامل سستى در تعهدات اجتماعى و پايبندى به قوانين *
المخلّفون من الأعراب
وصف «الأعراب» ممكن است مشعر به عليت باشد; يعنى، باديه نشينى در تخلف آنان نقش داشته است.
محيط زيست
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 41 - 2،3
2 - فساد عمومى ، درپى دارنده تباهى محيط زيست است .
ظهر الفساد فى البرّ و البحر بما كسبت أيدى الناس
«ال» در «الناس» براى جنس و دلالت بر عموم مردم مى كند و احتمال دارد تعبير به «الناس» به جاى «العاصين» و امثال آن،
به خاطر اشاره به نكته بالا باشد.
3 - شرك ، فساد آفرين و عاملِ تباهى كره زمين است .
سبحنه و تعلى عمّا يشركون . ظهر الفساد فى البرّ و البحر بما كسبت أيدى الناس
ممكن است مراد از «ما كسبت . ..» شركى باشد كه در آيه قبل، از آن سخن گفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 51 - 1،2،7
1 - انسان ها ، به هنگام مشاهده وزش باد هاى مضر و نابودكننده مزارع ، به ناسپاسى مى گرايند .
و لئن أرسلنا ريحًا . .. يكفرون
«ريح» در مقابل «رياح» در آيه چهل و نه است. معمولاً، بادهاى سودمند، به صيغه جمع آورده مى شوند و در صورتى كه سخن از باد سوزان و مخرب باشد به صيغه مفرد مى آيد. قرينه مقابله و نيز واژه «مصفرّاً» - كه حال براى ضمير مفعولى «رأوه» است - مؤيد اين نكته اند كه مراد از «ريح» بادهاى سوزان و مخرب اند.
2 - عالَم طبيعت ، برخوردار از عوامل طبيعى خنثى كننده و از بين برنده يكديگر
فانظر . .. كيف يحى الأرض بعد موتها ... و لئن أرسلنا ريحًا فرأوه مصفرًّا
7 - در صورت وزش باد هاى مخرّب ، گياهان ، سرسبزى خود را از دست داده و به زردى مى گرايند .
و لئن أرسلنا ريحًا فرأوه مصفرًّا
مرجع ضمير مفعولى «رأوه»، «نباتِ» مستفاد از آيه پيش (آثار رحمة اللّه) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 43 - 14
14 - امكان برخوردارى مخالفان پيامبران ، از مغفرت و آمرزش الهى ( در صورت بازگشت و توبه )
إنّ ربّك لذو مغفرة
سياق آيه با اين معنا سازگار است كه نويد به مغفرت، نظر به كسانى دارد كه در برابر آيات الهى، الحاد ورزيده و با پيامبر مخالفت كرده اند; ولى راه بازگشت بر آنان باز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 41 - 1
1 - گمراهان و مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در آرزوى فقدان و رحلت آن حضرت
فإمّا نذهبنّ بك
آيه شريفه گويا درصدد پاسخ گويى به نكته اى مقدر است; يعنى، كافران و منكران در آرزوى فقدان پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند; با اين گمان كه با درگذشت آن حضرت، آنان قادر به پيشبرد اهداف خويش خواهند بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 17 - 4
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آغاز بعثت ، مخالفانى متشكل و متحد با يكديگر داشت .
فليدع ناديه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 87 - 6
6 - اختلافات دينى پيروان انبيا و مخالفان آنان با داورى خداوند خاتمه خواهد يافت .
حتى يحكم اللّه بيننا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 85 - 13
13- پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مكه تحت فشار و اذيت و آزار مخالفان خود بود .
فاصفح الصفح الجميل
توصيه خداوند به گذشت به دليل وجود اذيت و آزار است كه آيه 95 همين سوره (إنا كفيناك المستهزءين) مؤيد اين حقيقت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 44 - 5
5 - رعايت انصاف و واقع نگرى از سوى قرآن در ارزيابى انديشه و عمل مخالفان تعاليم خود
أنّ أكثرهم يسمعون أو يعقلون
برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه خداوند حرف نشنوى و نابخردى را - كه از اوصاف ناپسند است - به بيشتر هواپرستان و مشركان نسبت داد و نه به همه آنان; زيرا اكثريت آنان چنين بودند نه تمامى آنان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 15 - 7
7 - تسليم نشدن در برابر فشارِ خواسته ها و تمايلات گوناگون مخالفان فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فادع و استقم كما أمرت و لاتتّبع أهواءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 55 - 7
7 - پافشارى ايمان آوردگان از اهل كتاب بر مواضع فكرى و عملى خويش و تسليم نشدن آنان در برابر فشار مخالفان
و قالوا لنا أعملنا و لكم أعملكم
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه ياوه گويان با هدف متزلزل كردن مؤمنان، بدان كار دست مى زدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 11 - 2
2- استهزا و تمسخر ، شيوه رايج و سياست واحد مخالفان انبيا در طول تاريخ
و ما يأتيهم من رسول إلاّ كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 83 - 8
8 - تمسخر ، از حربه هاى مخالفان قدرتمند و صاحب مال و تعاليم پيامبران ، عليه ايشان
فلمّا جاءتهم رسلهم بالبيّنت فرحوا . .. و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون
آمدن فعل مضارع «يستهزءون» به همراه فعل «كانوا»، مفيد استمرار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 7 - 1،3
1 - تمامىِ پيامبران در طول تاريخ ، با استهزا و تمسخر مخالفان مواجه بوده اند .
و ما يأتيهم من نبىّ إلاّ كانوا به يستهزءون
3 - مخالفان پيامبران ، فاقد استدلال و متكى به تمسخر و استهزا
إلاّ كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 95 - 5
5- استهزا و تمسخر از روش هاى دشمنان و مخالفان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إنا كفينك المستهزءين
توصيف مشركان و مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) به «استهزاگران» نشان دهنده اين نكته است كه آنان همواره از اين روش، براى مبارزه با آن حضرت استفاده مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 82 - 8
8 - مخالفان راه انبيا ، مردمانى مجرم و تبهكارند .
و يحق اللّه الحق بكلمته و لو كره المجرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 103 - 5
5- اعتراف ضمنى مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به اينكه هيچ يك از عرب ها قدرت ارائه مطالبى مانند قرآن را ندارند .
و لقد نعلم أنهم يقولون إنما يعلّمه بشر لسان الذى يلحدون إليه أعجمىّ
با توجه به اينكه آنان قرآن را آموزه افراد عجمى دانسته و مى گفتند: پيامبر(صلی الله علیه و آله) نزد آنان اين مطالب را فرا گرفته است، روشن مى شود كه آنان مطالب قرآن را بسى فراتر از آنچه در توان خودشان هست، مى دانستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 82 - 5
5 - ياران و همگامان لوط در مقايسه با مخالفان وى بسيار اندك بودند .
قالوا أخرجوهم من قريتكم
تصميم و پيشنهاد اخراج لوط و يارانش حكايت از آن دارد كه ياران وى در مقايسه با مخالفان او بسيار اندك بودند، ورنه چنين پيشنهادى طبيعى به نظر نمى رسيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 170 - 13
13 - برخورد منطقى و استدلالى قرآن با مخالفان
أو لو كان ءاباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 94 - 2
2- بشر بودن رسولان الهى ، تنها دستاويز عمده براى بهانه جويى هاى مخالفان كافر و مشرك جهت ايمان نياوردن به آنان
و قالوا لن نؤمن لك حتى . .. إلاّ أن قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 115 - 16
16 - ارائه كلمه تامه پروردگار (قرآن) با در نظر گرفتن همه شبهات و بهانه هاى مخالفان انجام پذيرفته است.
و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا . .. و هو السميع العليم
از وجوه محتمل در بيان تناسب «السميع» با مضمون آيه آن است كه ذكر اين وصف براى اشاره به شبهات و القائاتى است كه درباره قرآن مطرح مى شود. يعنى كلام خداوند تمام است و او شبهات را نيز در نظر داشته و با عنايت به آنها قرآن را نازل فرموده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 113 - 3
3 - مخالفان نوح ، بهانه جويانى فاقد خرد و توان كافى ، براى فهم رسالت تبليغى او
قالوا أنؤمن لك و اتبعك الأرذلون . .. إن حسابهم إلاّ على ربّى لو تشعرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 19 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هرگز به ترك نماز بر اثر نهى و تهديد مخالفان مجاز نبود .
ينهى . عبدًا إذا صلّى ... فليدع ناديه ... كلاّ لاتطعه و اسجد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 19 - 2
2 - بى اعتنايى به خواسته هاى مخالفان نماز و سرپيچى از دستورات آنان ، فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
لاتطعه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 17 - 6
6 - مباهات به گروه هاى هم فكر و دلگرمى به يارى آنان در رويارويى با دين ، امرى واهى و اطمينانى بى پايه است .
فليدع ناديه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 17 - 5
5 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به مصونيت در برابر تهديد هاى مخالفان و اقدام هاى گروهى آنان ، مطمئن ساخت .
فليدع ناديه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 7 - 3
3 - مخالفان پيامبران ، فاقد استدلال و متكى به تمسخر و استهزا
إلاّ كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 58 - 9
9 - كفر مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مكه ، براساس لجاجت و عناد بوده است ، نه منطق و برهان
و لئن جئتهم بأية ليقولنّ الذين كفروا إن أنتم إلاّ مبطلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 49 - 2
2 - كافران پندناپذير و مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هيچ دليل و عذر قابل قبولى ، براى روى گردانى از دين و پند هاى قرآن نداشتند .
فما لهم عن التذكرة معرضين
از مفاد «فمالهم» (چيست آنان را)، استفاده مى شود كه مقصود، نبودن هيچ دليل و عذرى براى كفر و انكار كافران نسبت به قرآن پندآفرين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 91 - 27
27 - گفتگو و مجادله هاى لجاجت پيشگان مخالف وحى و رسالت، بازيگرى و فاقد ريشه و بنيان است.
قل الله ثم ذرهم فى خوضهم يلعبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 113 - 3
3 - مخالفان نوح ، بهانه جويانى فاقد خرد و توان كافى ، براى فهم رسالت تبليغى او
قالوا أنؤمن لك و اتبعك الأرذلون . .. إن حسابهم إلاّ على ربّى لو تشعرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 91 - 27
27 - گفتگو و مجادله هاى لجاجت پيشگان مخالف وحى و رسالت، بازيگرى و فاقد ريشه و بنيان است.
قل الله ثم ذرهم فى خوضهم يلعبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 53 - 5
5 - مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صدراسلام ، مردمانى بودند بيمار دل ، قسى القلب و ستم پيشه .
ليجعل ما يلقى الشيطن . .. و إنّ الظلمين لفى شقاق بعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 53 - 5
5 - مال و قدرت ، تنها ملاك ارزش انسان ، از نگاه مخالفان پيامبران در طول تاريخ
و قالوا لولا نزّل هذا القرءان على رجل من القريتين عظيم . .. فلولا أُلقى عليه أس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 8 - 3
3 - مشركان و مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، معتقد به اقتدار و متكى به نيرومندى خود
أن كنتم قومًا مسرفين . .. فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا
از يادآورى هلاكت اقوامى نيرومندتر از مردم مكه، استفاده مى شود كه مكيان، به قدرت خويش مغرور بوده و آن را غير قابل زوال مى پنداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 30 - 18
18 - سيطره و تسلط بر حريفان ، همواره نشانه كاميابى نهايى نيست .
فقتله فاصبح من الخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 59 - 8
8- توده هاى قوم عاد ، به پيروى از فرمان سران خويش ، آيات الهى را انكار و با پيامبران مخالفت مى كردند .
و تلك عاد جحدوا بأيت ربهم و عصوا رسله واتبعوا أمر كل جبار عنيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 48 - 3
3 - فسادگران مخالف صالح ، سازمان يافته در نُه گروه
و كان فى المدينة تسعة رهط يفسدون فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 108 - 21
21 - عن أبى الحسن الرضا(ع): ان مخالفينا وضعوا اخبارا . .. و جعلوها على ثلاثة اقسام ... ثالثها التصريح بمثالب أعدائنا فإذا سمع الناس ... مثالب اعدائنا باسمائهم ثلبونا بأسمائنا و قد قال الله عزو جل: «و لا تسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدوا بغير علم» ... .
از امام رضا(ع) روايت شده است: مخالفان ما احاديثى را از خود ساختند . .. و آنها سه دسته كردند ... دسته سوم از آنها تصريح به عيوب دشمنان ماست، پس هنگامى كه مردم عيبهاى دشمنان ما را با تصريح به نام آنها بشنوند، به ما با ذكر ناممان دشنام مى دهند، در حالى كه خداوند عز و جل فرموده است به معبودهاى كسانى كه غير خدا را مى خوانند دشنام ندهيد، مبادا آنها نيز از روى كينه توزى و جهل، خدا را دشنام دهند ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 8 - 3
3 - مشركان و مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، معتقد به اقتدار و متكى به نيرومندى خود
أن كنتم قومًا مسرفين . .. فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا
از يادآورى هلاكت اقوامى نيرومندتر از مردم مكه، استفاده مى شود كه مكيان، به قدرت خويش مغرور بوده و آن را غير قابل زوال مى پنداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 103 - 6
6- كوشش مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر غير الهى جلوه دادن قرآن كريم
يقولون إنما يعلّمه بشر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 96 - 14
14 - تهديد خداوند به متخلفان از احكام دين
و اتقوا اللّه الذى إليه تحشرون
هدف از جمله «اليه تحشرون» تهديد كسانى است كه تقوا را رعايت نكرده و از احكام الهى تخلف مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 15 - 5
5 - خداوند ، مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در صورت تداوم بر مخالفت با نماز ، هدايت و تقوا ، به مؤاخذه اى سخت تهديد كرد .
لئن لم ينته لنسفعًا بالناصية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 66 - 9
9- خداوند ، مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به عذابى ذلت آور و خواركننده تهديد كرد .
و من خزى يومئذ إن ربك هو القوىُّ العزيز
مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) در جمله «إن ربك . ..» پس از بيان نزول عذاب به كفرپيشگان قوم ثمود ، تعريضى است به مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه آنان نيز در خطر گرفتار شدن به عذاب الهى اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 15 - 5
5 - خداوند ، مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در صورت تداوم بر مخالفت با نماز ، هدايت و تقوا ، به مؤاخذه اى سخت تهديد كرد .
لئن لم ينته لنسفعًا بالناصية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 17 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مورد تهديد مخالفان به اقدامى سازمان يافته عليه او ، در صورت ادامه دادن به اداى نماز
ينهى . عبدًا إذا صلّى ... فليدع ناديه
امر در «فليدع»، تعجيزى و بيانگر آن است كه دعوت از هم نشينان، براى شخص مخالف نماز سودى ندارد. اين سخن، نشانگر وجود چنين تهديدى از سوى مخالفان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 105 - 1
1- مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را در استناد قرآن به خداوند دروغگو و مفترى مى دانستند .
يقولون إنما يعلّمه بشر . .. إنما يفترى الكذب الذين لايؤمنون بأيت الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 22 - 7
7 - جنون آميز خواندن رفتار و گفتار پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از شيوه هاى مبارزه مخالفان با آن حضرت در صدراسلام
و ما صاحبكم بمجنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 43 - 4
4 - تمامى فرستادگان الهى ، با مخالفت ها و تبليغات سوء عليه ايشان ، مواجه بودند .
ما يقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 3 - 3
3 - قيامت ، نزديك و گرفتارى ثروتمندان مخالف دين به آتش دوزخ ، حتمى است .
سيصلى
حرف «سين» در «سيصلى» در تهديد به كار رفته و بر حتمى بودن دلالت دارد (كشاف). در تفاوت «سين» و «سوف» گفته شده است: «سين» بر استقبال نزديك دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 15 - 6
6 - سوگند خداوند در تأكيد بر مؤاخذه حتمى تكذيب گران دين و مخالفان نماز ، هدايت و تقوا
لئن لم ينته لنسفعًا بالناصية
«لام» در «لئن. ..» لام قسم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 15 - 6
6 - سوگند خداوند در تأكيد بر مؤاخذه حتمى تكذيب گران دين و مخالفان نماز ، هدايت و تقوا
لئن لم ينته لنسفعًا بالناصية
«لام» در «لئن. ..» لام قسم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 16 - 5
5 - مخالفان رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مردمى لجوج و حق ناپذير بودند .
إنّه كان لأيتنا عنيدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 49 - 9
9 - دروغ و تزوير ، وسيله اى در دست مخالفان صالح براى پيشبرد اهداف خويش
لنبيّتنّه و أهله ثمّ لنقولنّ لوليّه ما شهدنا مهلك أهله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 16 - 3
3 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت هاى كافران عنود ، قدرت طلب و افزون خواه ( همچون وليدبن مغيره )
ثمّ يطمع أن أزيد . كلاّ
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) - از جمله وليدبن مغيره - از ثروت اندوزان و قدرت مندان بودند. نفى ازدياد قدرت و ثروت آنان با تعبير (كلاّ) از سوى خداوند، مى تواند به منظور دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 94 - 2
2- بشر بودن رسولان الهى ، تنها دستاويز عمده براى بهانه جويى هاى مخالفان كافر و مشرك جهت ايمان نياوردن به آنان
و قالوا لن نؤمن لك حتى . .. إلاّ أن قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 8 - 10
10 - يادآورى مكرر سرنوشت مخالفان پيامبران ، در راستاى زدايش روحيه مخالفت و طغيان در ميان انسان ها است .
فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا و مضى مثل الأوّلين
عبارت «مضى مثل الأوّلين»، مى تواند بدين معنا باشد كه داستان انبيا و مخالفان ايشان، در آيات ديگرى بيان شده است. ذكر «مضى مثل الأوّلين» در پايان آيه شريفه، مى تواند اشاره بدين نكته باشد كه: «ما مكرراً سرنوشت آنان را يادآور شديم تا شايد شما پند گيريد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 15 - 4
4 - مخالفان قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از قشر مرفّه ، قدرتمند و افزون خواه بودند .
و جعلت له مالاً ممدودًا . و بنين شهودًا . و مهّدت له تمهيدًا . ثمّ يطمع أن أزيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 15 - 4
4 - مخالفان قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از قشر مرفّه ، قدرتمند و افزون خواه بودند .
و جعلت له مالاً ممدودًا . و بنين شهودًا . و مهّدت له تمهيدًا . ثمّ يطمع أن أزيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 16 - 3،5
3 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت هاى كافران عنود ، قدرت طلب و افزون خواه ( همچون وليدبن مغيره )
ثمّ يطمع أن أزيد . كلاّ
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) - از جمله وليدبن مغيره - از ثروت اندوزان و قدرت مندان بودند. نفى ازدياد قدرت و ثروت آنان با تعبير (كلاّ) از سوى خداوند، مى تواند به منظور دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.
5 - مخالفان رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مردمى لجوج و حق ناپذير بودند .
إنّه كان لأيتنا عنيدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 15 - 4
4 - مخالفان قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از قشر مرفّه ، قدرتمند و افزون خواه بودند .
و جعلت له مالاً ممدودًا . و بنين شهودًا . و مهّدت له تمهيدًا . ثمّ يطمع أن أزيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 15 - 4
4 - مخالفان قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از قشر مرفّه ، قدرتمند و افزون خواه بودند .
و جعلت له مالاً ممدودًا . و بنين شهودًا . و مهّدت له تمهيدًا . ثمّ يطمع أن أزيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 170 - 13
13 - برخورد منطقى و استدلالى قرآن با مخالفان
أو لو كان ءاباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 81 - 9
9 - اعراض و بى اعتنايى به مسلمانان توطئه گر و دو رو ، توصيه و فرمان خداوند به پيامبر خويش
و يقولون طاعة . .. فاعرض عنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 36 - 15
15- شدت بردبارى حضرت ابراهيم ( ع ) در برخورد با مخالفان خويش
و من عصانى فإنك غفور رحيم
اينكه حضرت ابراهيم(ع) تكليف مخالفان خود را به خدا واگذاشته و او را با صفت غفران و رحمت ياد كرده است، بيانگر شدت بردبارى اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 24 - 5
5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مبلغان الهى ، موظف به برخورد استدلالى و منطقى با مخالفان
قل هاتوا برهنكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 13 - 6
6 - از دست دادن بردبارى در برابر مخالفان ، زمينه ساز فروهشتن گفتار بايسته و مؤثر با آنان
إنّى أخاف أن يكذّبون . و يضيق صدرى و لاينطلق لسانى
تقدم «أخاف أن يكذّبون» بر «يضيق صدرى» و تقدم اين بر «لاينطلق لسانى» مى تواند حاكى از تقدم عينى و تأثير تكذيب در ضيق صدر و نيز تأثير اين در عدم انطلاق زبان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 55 - 1
1 - مواجه شدن ايمان آوردگان از اهل كتاب ، با ياوه گويى مخالفان نادان
الذين ءاتينهم الكتب من قبله . .. و إذا سمعوا اللّغو أعرضوا عنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 9 - 4
4 - نماز در عصر بعثت ، مورد تهاجم مخالفان اسلام
أرءيت الذى ينهى
جمله «لئن لم ينته» - در آيات بعد - قرينه بر وقوع اين مزاحمت، به هنگام نزول آيات اين سوره است كه با اوايل بعثت هم زمان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 10 - 19
19- مخالفان انبيا به جاى جواب دادن به استدلال هاى منطقى و متين پيامبران به شخصيت آنان مى پرداختند .
قالت رسلهم أفى الله شكّ فاطر السموت و الأرض . .. قالوا إن أنتم إلاّ بشر مثلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 11 - 2
2- استهزا و تمسخر ، شيوه رايج و سياست واحد مخالفان انبيا در طول تاريخ
و ما يأتيهم من رسول إلاّ كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 83 - 8
8 - تمسخر ، از حربه هاى مخالفان قدرتمند و صاحب مال و تعاليم پيامبران ، عليه ايشان
فلمّا جاءتهم رسلهم بالبيّنت فرحوا . .. و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون
آمدن فعل مضارع «يستهزءون» به همراه فعل «كانوا»، مفيد استمرار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 43 - 5
5 - مبارزه تبليغاتى و گفتارى ، شيوه رايج مخالفان در برابر رسولان الهى
ما يقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 7 - 1
1 - تمامىِ پيامبران در طول تاريخ ، با استهزا و تمسخر مخالفان مواجه بوده اند .
و ما يأتيهم من نبىّ إلاّ كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 49 - 4
4 - اتهام ساحرى و جادوگرى به پيامبران ، ترفندى از سوى مخالفان ايشان
و قالوا يأيّه الساحر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 49 - 9
9 - دروغ و تزوير ، وسيله اى در دست مخالفان صالح براى پيشبرد اهداف خويش
لنبيّتنّه و أهله ثمّ لنقولنّ لوليّه ما شهدنا مهلك أهله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 95 - 5
5- استهزا و تمسخر از روش هاى دشمنان و مخالفان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إنا كفينك المستهزءين
توصيف مشركان و مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) به «استهزاگران» نشان دهنده اين نكته است كه آنان همواره از اين روش، براى مبارزه با آن حضرت استفاده مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 9 - 1
1 - برخى از مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مانع نماز خواندن آن حضرت بودند .
أرءيت الذى ينهى
مراد از «الذى ينهى» - به قرينه آيه بعد و جمله «لاتطعه» در آخر سوره - كسى است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را از نماز خواندن نهى مى كرد. جمله «فليدع ناديه» در آيات بعد، وى را فردى داراى نفوذ كلام معرفى كرده و به گفته بسيارى از مفسران، مراد ابوجهل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 17 - 2،3
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مورد تهديد مخالفان به اقدامى سازمان يافته عليه او ، در صورت ادامه دادن به اداى نماز
ينهى . عبدًا إذا صلّى ... فليدع ناديه
امر در «فليدع»، تعجيزى و بيانگر آن است كه دعوت از هم نشينان، براى شخص مخالف نماز سودى ندارد. اين سخن، نشانگر وجود چنين تهديدى از سوى مخالفان است.
3 - مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آسيب رسانى به او را برخود ، دشوار و در گرو اقدام جمعى مى دانستند .
فليدع ناديه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 47 - 13
13- خوش گفتارى ، برخورد نيك و سعه صدر با جاهلان ، بدگويان و مخالفان ، شيوه اى نيكو و روشى ابراهيمى است .
قال سلم عليك سأستغفر لك ربّى
بيان عمل و گفتار حضرت ابراهيم(ع) و امر به يادآورى آن، دلالت بر نيكويى آن عمل و روش دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 9
9 - ادعاى عدم نزول وحى، به دروغ مدعى نبوت شدن و ادعاى آوردن مانند براى قرآن، از روشهاى مخالفان براى مبارزه با اسلام و پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود.
ما أنزل الله على بشر . .. افترى على الله كذبا أو قال أوحى إلىّ ... سأنزل مثل ما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 22 - 7
7 - جنون آميز خواندن رفتار و گفتار پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از شيوه هاى مبارزه مخالفان با آن حضرت در صدراسلام
و ما صاحبكم بمجنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 43 - 14
14 - امكان برخوردارى مخالفان پيامبران ، از مغفرت و آمرزش الهى ( در صورت بازگشت و توبه )
إنّ ربّك لذو مغفرة
سياق آيه با اين معنا سازگار است كه نويد به مغفرت، نظر به كسانى دارد كه در برابر آيات الهى، الحاد ورزيده و با پيامبر مخالفت كرده اند; ولى راه بازگشت بر آنان باز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 10 - 3
3 - تبليغ دين و تشكيل جامعه اسلامى ، درپى دارنده سخنان ناروا و تبليغات سوء دشمنان و مخالفان دين
و اصبر على ما يقولون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 19 - 10
10 - سجده هاى نماز ، محرك اصلى مخالفان به جلوگيرى از اقامه آن
ينهى . عبدًا إذا صلّى ... لاتطعه و اسجد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 15 - 4
4 - مخالفان قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از قشر مرفّه ، قدرتمند و افزون خواه بودند .
و جعلت له مالاً ممدودًا . و بنين شهودًا . و مهّدت له تمهيدًا . ثمّ يطمع أن أزيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 15 - 4
4 - مخالفان قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از قشر مرفّه ، قدرتمند و افزون خواه بودند .
و جعلت له مالاً ممدودًا . و بنين شهودًا . و مهّدت له تمهيدًا . ثمّ يطمع أن أزيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 25 - 15
15 - مخالفان پيامبران ، مردمانى زيان كاراند .
إنّهم كانوا خسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 110 - 7
7- خداوند ، يارى كننده پيامبران خويش و سركوب كننده مخالفان ايشان
حتّى إذا استيئس الرسل . .. جاءهم نصرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 20 - 7
7 - شيوه فرعونيان ، سنگسار كردن مخالفان عقيدتى و سياسى خود بوده است . *
و إنّى عذت بربّى و ربّكم أن ترجمون
از جمله معانى «رجم»، سنگسار كردن است. اين كه موسى(ع) مسأله «رجم» را به ميان كشيده، يا از آن جهت است كه زمزمه آن ميان فرعونيان آغاز شده بود و يا اين كه در قوانين عمومى آنان، چنين رايج بوده است. برداشت بالا بنابر احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 19 - 5
5 - مخالفان نماز و تكذيب گران دين ، حقّ دستور دادن به نمازگزاران هدايت پيشه و ترويج كننده تقوا را ندارند .
ينهى . عبدًا إذا صلّى ... كذّب و تولّى ... كلاّ لاتطعه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 67 - 16
16 - خداوند هرگز به مخالفان پيام ويژه الهى ( ولايت و امامت على ( ع ) ) مجال توطئه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) را نخواهد داد .
بلغ . .. إنّ اللّه لايهدى القوم الكفرين
بدان احتمال كه متعلق حذف شده از فعل «يهدى» به قرينه (و اللّه يعصمك من الناس) توطئه هاى كافران باشد، يعنى خداوند كافران را به توطئه عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) موفق نخواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 67 - 17
17 - نافرجامى برنامه و تلاش هاى مخالفت خواست الهى
و اللّه يعصمك من الناس إنّ اللّه لايهدى القوم الكفرين
جمله «ان اللّه لايهدى . ..» تعليل است براى «و اللّه يعصمك من الناس» و بيانگر اين است كه مصونيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) از خطر دشمنان، برخاسته از اين اصل كلى است كه خداوند هيچگاه كافران و ستيزگران با دين را موفق نخواهد ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 49 - 11
11- پيروزى نوح ( ع ) و يارانش بر مخالفان ، نشان و دليلى بر غلبه نهايى تقواپيشگان مقاوم و صبور ، بر كفرپيشگان است .
تلك من أنباء الغيب . .. فاصبر إن العقبة للمتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 23 - 8
8 - برخورد منطقى قرآن با مخالفان
يُدعون الى كتاب اللّه ليحكم بينهم
زيرا كتاب خودشان را حَكَم قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 83 - 9
9 - ناتوانى فكرى و علمى مخالفان تعاليم پيامبران در برابر منطق ايشان
فلمّا جاءتهم رسلهم بالبيّنت فرحوا . .. و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون
برداشت ياد شده به اين خاطر است كه كافران، به جاى برخورد منطقى با پيامبران، هميشه به تمسخر تعاليم روشن و بى ابهام آنان (بيّنات) مى پرداختند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 83 - 9
9 - ناتوانى فكرى و علمى مخالفان تعاليم پيامبران در برابر منطق ايشان
فلمّا جاءتهم رسلهم بالبيّنت فرحوا . .. و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون
برداشت ياد شده به اين خاطر است كه كافران، به جاى برخورد منطقى با پيامبران، هميشه به تمسخر تعاليم روشن و بى ابهام آنان
(بيّنات) مى پرداختند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 113 - 3
3 - مخالفان نوح ، بهانه جويانى فاقد خرد و توان كافى ، براى فهم رسالت تبليغى او
قالوا أنؤمن لك و اتبعك الأرذلون . .. إن حسابهم إلاّ على ربّى لو تشعرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 38 - 3،8
3- برخوردارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از همسر و فرزند ( داشتن زندگانى عادى و بشرى ) مورد طعن و ايراد مخالفان آن حضرت بود .
و لقد أرسلنا رسلاً من قبلك و جعلنا لهم أزوجًا و ذريّة
لحن آيه شريفه گوياى اين است كه حقايق مطرح شده در آن، پاسخ به اشكالها و ايرادهاى مطرح شده از ناحيه مردم عصر بعثت است. جمله «و لقد أرسلنا ...» اشاره به اين معنا دارد كه مردم آن عصر، بعثت بشر را از ناحيه خدا پذيرا نبودند و جمله «جعلنا ...» گوياى آن است كه آنان زندگانى عادى و داشتن زن و فرزند را براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) نمى پسنديدند و جمله «ما كان ...» بيانگر پندار آنان درباره لزوم توانايى پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر ارائه هر نوع معجزه است.
8- قرآن با توجه دادن مردم به زندگانى بشرى و عادى پيامبران پيشين ، طعن و ايراد مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) را امرى نابجا و ناموجه دانست .
و لقد أرسلنا رسلاً من قبلك و جعلنا لهم أزوجًا و ذريّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 16 - 3
3 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت هاى كافران عنود ، قدرت طلب و افزون خواه ( همچون وليدبن مغيره )
ثمّ يطمع أن أزيد . كلاّ
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) - از جمله وليدبن مغيره - از ثروت اندوزان و قدرت مندان بودند. نفى ازدياد قدرت و ثروت آنان با تعبير (كلاّ) از سوى خداوند، مى تواند به منظور دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 53 - 5
5 - مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صدراسلام ، مردمانى بودند بيمار دل ، قسى القلب و ستم پيشه .
ليجعل ما يلقى الشيطن . .. و إنّ الظلمين لفى شقاق بعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 25 - 10
10 - مخالفان و تكذيب كنندگان انبياى الهى ، در زندگى دنيايى نيز داراى فرجامى بد و عبرت آموزاند .
فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عقبة المكذّبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 18 - 1
1 - خداوند ، داراى مأمورانى سرسخت براى خنثى ساختن تلاش مخالفان دين و راندن آنها به سوى جهنم
سندع الزبانية
«زِبْنِيَة» (مفرد «زبانية» از ريشه «زَبْن» به معناى «دفع»); به معناى «شديد» و «پليس» (ياور سلطان) است (قاموس). اطلاق «زبانية» بر مأموران الهى، به اين جهت است كه آنها اهل آتش را به سوى آن سوق مى دهند. (مصباح)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 18 - 2
2 - مخالفان نماز و تكذيب گران دين ، هر چند فراوان و سازمان يافته باشند ، از مقاومت در برابر مأموران الهى عاجزاند .
ينهى . عبدًا إذا صلّى ... كذّب و تولّى ... فليدع ناديه. سندع الزبانية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 59 - 16
16- انكار كنندگان ربوبيت خدا ، مخالفان پيامبران و پيروى كنندگان از سركشان ، در معرض عذاب هاى دنيوى اند .
و لما جاء أمرنا . .. و تلك عاد جحدوا بأيت ربهم ... واتبعوا أمر كل جبار عنيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 31 - 12
12 - عذاب شدن مخالفان پيامبران در دنيا از سوى خداوند ، كاملاً مطابق با عدل و داد است .
و ما اللّه يريد ظلمًا للعباد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 39 - 9
9 - تاريخ بشر ، شاهد فرجام شوم مخالفان پيامبران و گرفتار شدن آنان به عذاب استيصال الهى
كذلك كذب الذين من قبلهم فانظر كيف كان عقبة الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 47 - 7
7 - عذاب استيصال براى مردمى كه رسول الهى خود را نپذيرند و با او مخالفت كنند ، از سنت هاى الهى است .
فإذا جاء رسولهم قضى بينهم بالقسط
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «بينهم» اختلاف موجود بين جمعى از امت و پيامبر و به تقدير «بينهم و بينه» باشد. در اين صورت مراد از «قضى بينهم» مى تواند سركوبى مخالفان پيامبر و نابود كردن آنان به عذاب استيصال باشد، نه داورى ميان آنان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 57 - 6
6- مخالفان انبيا و اعراض كنندگان از حقايق و معارف الهى ، در خطر نابودى و عذاب الهى اند .
فإن تولّوا . .. يستخلف ربى قومًا غيركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 25 - 10
10 - مخالفان و تكذيب كنندگان انبياى الهى ، در زندگى دنيايى نيز داراى فرجامى بد و عبرت آموزاند .
فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عقبة المكذّبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 25 - 10
10 - مخالفان و تكذيب كنندگان انبياى الهى ، در زندگى دنيايى نيز داراى فرجامى بد و عبرت آموزاند .
فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عقبة المكذّبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 39 - 9
9 - تاريخ بشر ، شاهد فرجام شوم مخالفان پيامبران و گرفتار شدن آنان به عذاب استيصال الهى
كذلك كذب الذين من قبلهم فانظر كيف كان عقبة الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 16 - 3
3 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت هاى كافران عنود ، قدرت طلب و افزون خواه ( همچون وليدبن مغيره )
ثمّ يطمع أن أزيد . كلاّ
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) - از جمله وليدبن مغيره - از ثروت اندوزان و قدرت مندان بودند. نفى ازدياد قدرت و ثروت آنان با تعبير (كلاّ) از سوى خداوند، مى تواند به منظور دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 8 - 3
3 - مشركان و مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، معتقد به اقتدار و متكى به نيرومندى خود
أن كنتم قومًا مسرفين . .. فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا
از يادآورى هلاكت اقوامى نيرومندتر از مردم مكه، استفاده مى شود كه مكيان، به قدرت خويش مغرور بوده و آن را غير قابل زوال مى پنداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 116 - 2
2 - مخالفان نوح ، داراى قدرت برتر در جامعه
قالوا لئن لم تنته ينوح لتكوننّ من المرجومين
لحن تهديدآميز مخالفان از يكسو و مطرح ساختن رجم - كه معمولاً كارى علنى و گروهى است - نشانگر موضع قوى اجتماعى مخالفان نوح است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 15 - 4
4 - مخالفان قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از قشر مرفّه ، قدرتمند و افزون خواه بودند .
و جعلت له مالاً ممدودًا . و بنين شهودًا . و مهّدت له تمهيدًا . ثمّ يطمع أن أزيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 15 - 4
4 - مخالفان قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از قشر مرفّه ، قدرتمند و افزون خواه بودند .
و جعلت له مالاً ممدودًا . و بنين شهودًا . و مهّدت له تمهيدًا . ثمّ يطمع أن أزيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 170 - 13
13 - برخورد منطقى و استدلالى قرآن با مخالفان
أو لو كان ءاباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 53 - 5
5 - مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صدراسلام ، مردمانى بودند بيمار دل ، قسى القلب و ستم پيشه .
ليجعل ما يلقى الشيطن . .. و إنّ الظلمين لفى شقاق بعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 8 - 7
7 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به تدبير امور آن حضرت و مجازات اخروى مخالفان طغيان گر او ، وعده داد .
ليطغى . .. ربّك
خطاب در «ربّك»; چه ويژه پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد و چه هر مخاطبى را شامل گردد - كه در نتيجه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بارزترين مصداق مورد نظر خواهد بود - برداشت ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 15 - 7
7 - گرفتن مو هاى بالاى پيشانى تكذيب گران دين و كشاندن ذليلانه آنان به سوى آتش ، كيفر مخالفت آنها با نماز ، هدايت و تقوا
ينهى . عبدًا إذا صلّى ... لئن لم ينته لنسفعًا بالناصية
«ناصية» به معناى انتهاى رستنگاه مو از قسمت جلو سر است، ريشه اين كلمه بر «علوّ» دلالت دارد و چون رستنگاه ناصيه در قسمت بالاى سر است، اين نام را بر آن نهاده اند (مقاييس اللغة). قسمت جلو سر را نيز «ناصيه» گويند (تاج العروس). «نسفعن» - كه «نون تأكيد» آن به صورت تنوين نوشته مى شود - يعنى، چنگ مى زنيم و مى كشانيم و ممكن است به معناى «سياه مى كنيم»، «نشانه مى گذاريم» يا «به خوارى مى كشانيم» باشد. (برگرفته از قاموس)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 115 - 5،11
5 - گرفتارى مخالفان رسول خدا به عذاب جهنم ، مشروط به آگاهى آنان به حقانيت رسول خداست .
و من يشاقق الرسول من بعد ما تبيّن له الهدى . .. نصله جهنم
11 - خداوند ، مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تفرقه افكنان در جامعه ايمانى را از ولايت خويش خارج و به حال خودشان ر ها مى سازد .
و من يشاقق الرسول . .. و يتبع غير سبيل المؤمنين نوله ما تولى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 15 - 7
7 - گرفتن مو هاى بالاى پيشانى تكذيب گران دين و كشاندن ذليلانه آنان به سوى آتش ، كيفر مخالفت آنها با نماز ، هدايت و تقوا
ينهى . عبدًا إذا صلّى ... لئن لم ينته لنسفعًا بالناصية
«ناصية» به معناى انتهاى رستنگاه مو از قسمت جلو سر است، ريشه اين كلمه بر «علوّ» دلالت دارد و چون رستنگاه ناصيه در قسمت بالاى سر است، اين نام را بر آن نهاده اند (مقاييس اللغة). قسمت جلو سر را نيز «ناصيه» گويند (تاج العروس). «نسفعن» - كه «نون تأكيد» آن به صورت تنوين نوشته مى شود - يعنى، چنگ مى زنيم و مى كشانيم و ممكن است به معناى «سياه مى كنيم»، «نشانه مى گذاريم» يا «به خوارى مى كشانيم» باشد. (برگرفته از قاموس)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 16 - 5
5 - مخالفان رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مردمى لجوج و حق ناپذير بودند .
إنّه كان لأيتنا عنيدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 91 - 27
27 - گفتگو و مجادله هاى لجاجت پيشگان مخالف وحى و رسالت، بازيگرى و فاقد ريشه و بنيان است.
قل الله ثم ذرهم فى خوضهم يلعبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 118 - 4
4 - معجزه پيامبران در راستاى اثبات حقانيت آنان و خنثى كردن عملكرد مخالفان دين است .
فوقع الحق و بطل ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 50 - 2
2 - مقابله خداوند با حيله و نيرنگ مخالفان صالح
و مكرنا مكرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 82 - 8
8 - مخالفان راه انبيا ، مردمانى مجرم و تبهكارند .
و يحق اللّه الحق بكلمته و لو كره المجرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 69 - 7
7 - مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) متشكل از عناصرى مجرم و تبه كار
قل سيروا فى الأرض . .. كيف كان عقبة المجرمين
خداوند، مخالفان پيامبر را به سرنوشت شوم مجرمان تهديد كرده است و اين نشان مى دهد كه آنان هم مجرم اند و بدين جهت در سرنوشت با ديگر مجرمان همانند خواهند بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 4 - 3
3 - واكنش پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر تهمت ها و افترا هاى مخالفان ، با خلق و خوى والا و بزرگوارانه بود .
ما أنت بنعمة ربّك بمجنون . .. و إنّك لعلى خلق عظيم
آيه شريفه، مى تواند ناظر به كيفيت برخورد پيامبر(صلی الله علیه و آله) با افتراى جنون از سوى دشمنان آن حضرت باشد كه در دو آيه پيش ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 44 - 2
2 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت ها و كارشكنى هاى تكذيب گران
فذرنى و من يكذّب بهذا الحديث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 10 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به طور مكرر و در حضور مخالفان خويش ، نماز مى خواند .
إذا صلّى
از نهى مكرر - كه مفاد فعل مضارع «ينهى» در آيه قبل است - اقامه مكرر نماز استفاده مى شود و برخورد مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) با نماز آن حضرت، نشان مى دهد كه نماز پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ديد آنان مخفى نبوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 67 - 15
15 - منكران و مخالفان پيام ويژه خداوند در « آيه تبليغ » ، مردمانى كافر
بلغ ما أنزل إليك . .. إنّ اللّه لايهدى القوم الكفرين
از مصاديق مورد نظر براى كافران - به قرينه صدر آيه - كسانى هستند كه آن پيام ويژه را كه به منزله تمامى رسالت الهى است، منكر شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 67 - 16
16 - خداوند هرگز به مخالفان پيام ويژه الهى ( ولايت و امامت على ( ع ) ) مجال توطئه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) را نخواهد داد .
بلغ . .. إنّ اللّه لايهدى القوم الكفرين
بدان احتمال كه متعلق حذف شده از فعل «يهدى» به قرينه (و اللّه يعصمك من الناس) توطئه هاى كافران باشد، يعنى خداوند كافران را به توطئه عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) موفق نخواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 33 - 9
9 - يهود و نصارا ، مخالف اسلام و ناخشنود از گسترش آن
اتخذوا أحبارهم و رهبنهم أرباباً . .. ليظهره على الدين كله و لو كره المشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 55 - 6،7
6 - آتش سوزان جهنم ، كيفر آتش افروزان و اخلالگران عليه پيامبران
و كفى بجهنّم سعيراً
«سعير»، به معناى آتش برافروخته و سوزان است.
7 - تقويت روحى پيامبر اسلام ( رهبران و مبلغان دين ) ، با يادآورى مخالفت برخى از مردم در برابر دعوت انبياى گذشته *
فمنهم من امن به و منهم من صدّ عنه
بيان موضگيريهاى متفاوت مردمان در برابر پيامبران (ايمان و كفر) مى تواند براى دلدارى آن حضرت باشد كه پيامبران گذشته نيز با چنين مردمى روبرو بودند و همچنان مقاومت مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 11 - 4
4 - گستردگى دعوت انبيا و مخالفت كافران با آنها، در پهنه زمين
قل سيروا فى الأرض ثم انظروا
«الأرض»، به معناى تمامى زمين است كه به عنوان عرصه سير و مطالعه آثار گذشتگان معرفى شده است لذا چنين برمى آيد كه پيامبران در تمامى زمين حضور داشته و مكذّبان نيز بهمين صورت در زمين پراكنده بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 59 - 5
5- اكثريت قاطع قوم عاد ، با رسولان الهى مخالفت كرده و از پذيرش رسالت و پيام هاى آنان سرپيچى كردند .
و تلك عاد . .. و عصوا رسله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 110 - 2
2- عموم مردم با پيامبران مخالفت مى كردند و از پذيرش دعوت ايشان سرباز مى زدند .
حتّى إذا استيئس الرسل
چنان چه عده بسيارى از مردم ايمان مى آوردند ، پيامبران مأيوس نمى شدند. بنابراين «استيئس الرسل» حاكى است كه همه و يا اكثر مردم از پذيرش دعوت پيامبران امتناع مى كردند. جمله «فنجى من نشاء» دلالت بر آن دارد كه برخى ايمان آورده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 14 - 12
12 - پافشارى و سرسختى قوم عاد و ثمود ، در مخالفت با دعوت توحيدى پيامبرانِ خويش
فإنّا بما أرسلتم به كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 23 - 8
8 - قدرتمندان و ثروتمندانِ سرمست ، تشكيل دهنده جبهه اصلى مخالفان پيامبران
و كذلك ما أرسلنا من قبلك فى قرية من نذير إلاّ قال مترفوها
«مُتْرَف» (از ماده «تُرفَة») به معناى فزونى و بسيارى نعمت است. با توجه به اين كه بسيارى از دارندگان نعمت، غرق در شهوات و هواهاى نفسانى مى شوند، واژه «مترف» به معناى كسانى كه به نعمت مغرور شده و سرمستى و طغيان كرده اند به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 47 - 9
9 - سلاطين و اشراف ، تشكيل دهنده جبهه اصلى مخالفت با پيامبران الهى
إلى فرعون و ملإيه . .. إذا هم منها يضحكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 39 - 9،10
9 - تاريخ بشر ، شاهد فرجام شوم مخالفان پيامبران و گرفتار شدن آنان به عذاب استيصال الهى
كذلك كذب الذين من قبلهم فانظر كيف كان عقبة الظلمين
10 - تاريخ بشر ، شاهد مخالفت و رويارويى بيدادگران با رسولان الهى
كذلك كذب الذين من قبلهم فانظر كيف كان عقبة الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 169 - 3
3 - مشركان ، در صف مخالف بندگان مخلَص خدا
لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين . لكنّا عباد اللّه المخلصين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 21 - 15
15 - پيامبران ، در قطب مخالف صاحبان زر و زور
قال نوح ربّ إنّهم عصونى و اتّبعوا من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 18 - 1
1 - خداوند ، داراى مأمورانى سرسخت براى خنثى ساختن تلاش مخالفان دين و راندن آنها به سوى جهنم
سندع الزبانية
«زِبْنِيَة» (مفرد «زبانية» از ريشه «زَبْن» به معناى «دفع»); به معناى «شديد» و «پليس» (ياور سلطان) است (قاموس). اطلاق «زبانية» بر مأموران الهى، به اين جهت است كه آنها اهل آتش را به سوى آن سوق مى دهند. (مصباح)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 76 - 2
2 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، در برابر سخنان ناروا و تهمت هاى غم انگيز مخالفان دعوتش ، مورد تسلّى خاطر و دلجويى خداوند قرار گرفت .
فلايحزنك قولهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 42 - 3
3 - مخالفت همگانى قوم نوح ، عاد و ثمود با پيامبرانشان ( نوح ، هود و صالح )
و ان يكذّبوك فقد كذّبت قبلهم قوم نوح و عاد و ثمود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 21 - 15
15 - پيامبران ، در قطب مخالف صاحبان زر و زور
قال نوح ربّ إنّهم عصونى و اتّبعوا من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 15 - 9
9 - تبديل و برگرداندن محتواى قرآن به موضوعاتى باب طبع - با حفظ نظام و ساختار ظاهرى آن - يكى ديگر از پيشنهاد هاى مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در راستاى مخالفت با قرآن
و إذا تتلى عليهم ءاياتنا بينت قال الذين لا يرجون لقاءنا . .. أو بدّله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 36 - 10
10- حقايق توحيدى قرآن و دعوت آن به يكتاپرستى و نفى شرك ، عامل مخالفت برخى از يهود و نصارا با آن
و من الأحزاب من ينكر بعضه قل إنما أُمرت أن أعبد الله
طرح مسأله توحيد و يكتاپرستى پس از «من ينكر بعضه» گوياى اين است كه از دلايل انكار قرآن از ناحيه برخى احزاب ، اصرار قرآن بر توحيد و نفى شرك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 2 - 1
1 - رو به رو شدن قرآن و پيامبراسلام ، با مخالفت كافران سركش ، متكبر ، ستيزه جو و حق ناپذير
و القرءان ذى الذكر . بل الذين كفروا فى عزّة و شقاق
«عزت» در اصل به معناى رفعت و سرافرازى است; ولى هرگاه احساس عزت برخاسته از عوامل ناصواب (مانند غرور و خودپسندى) باشد، اين واژه در معناى غرور و تكبّر به كار مى رود. در آيه شريفه نيز در همين معنا به كار رفته است. «شقاق» به معناى مخالفت است و مقصود از آن در اين آيه، مخالفت با پيامبراسلام و قرآن است. گفتنى است تنكير «عزت» و «شقاق» دلالت بر شدت آن دو دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 41 - 7
7 - مخالفت مستمر كافران مكه ، نسبت به آيات قرآن
إنّ الذين كفروا بالذّكر لمّا جاءهم
برداشت ياد شده با توجه به معناى «لمّا» است كه در مورد استمرار زمان به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 55 - 3
3 - طاغيان ، در صف مخالف تقواپيشگان اند .
إنّ للمتّقين لحسن مئاب . .. هذا و إنّ للطغين لشرّ مئاب
«هذا» اشاره به سرنوشت خوب متقين است. بر اين اساس پيام آيه شريفه مى تواند چنين باشد: اين سرنوشت تقواپيشگان است; اما در مقابل آنان طاغيان هستند كه دچار فرجامى بدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 63 - 16
16 - لزوم دورى جستن از منافقين مخالفت كننده با حكم خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) ، به دليل نگون بختى و گرفتارى ايشان به عذاب
الهى
و اذا قيل لهم تعالوا الى ما انزل اللّه و الى الرّسول . .. فاعرض عنهم
امام كاظم (ع) در بيان علت لزوم اعراض از منافقان فرمود: فقد سبقت عليهم كلمة الشّقاء و سبق لهم العذاب . .. .
كافى، ج 8، ص 184، ح 211 ; تفسير برهان، ج 1، ص 387، ح 3 ; نورالثقلين، ج 1، ص 509، ح 368 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 255، ح 183.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 30 - 6
6 - خداوند تسلى بخش پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر كارشكنيها و مخالفتهاى مشركان و منكران معاد
و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا . .. و لو ترى إذ وقفوا على ربهم قال أليس هذا بال
مخاطب مستقيم فعل «ترى»، پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، و اين گونه خطا متضمن نوعى تسليت و دلجويى از آن حضرت در برابر انكارها و مخالفتهاى كافران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 203 - 3
3 - مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) تأخير نزول آيات را دستاويز و بهانه تكذيب رسالت وى قرار مى دادند و وى را شماتت مى كردند .
و إذا لم تأتهم باية قالوا لو لا اجتبيتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 95 - 4
4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) در نيمه نخست رسالت ( دوران مكه ) مورد تمسخر مشركان و مواجه با مخالفت ها و آزار شديد روحى آنان بود .
و أعرض عن المشركين. إنا كفينك المستهزءين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 58 - 11
11 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر مخالفت ها و نافرمانى هاى كافران
و كفى به بذنوب عباده خبيرًا
يادآورى آگاهى همه جانبه خداوند بر گناهان بندگان، مى تواند براى دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد; چنان كه مى تواند تهديدى براى كافران ستيزه جو نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 2 - 1
1 - رو به رو شدن قرآن و پيامبراسلام ، با مخالفت كافران سركش ، متكبر ، ستيزه جو و حق ناپذير
و القرءان ذى الذكر . بل الذين كفروا فى عزّة و شقاق
«عزت» در اصل به معناى رفعت و سرافرازى است; ولى هرگاه احساس عزت برخاسته از عوامل ناصواب (مانند غرور و خودپسندى) باشد، اين واژه در معناى غرور و تكبّر به كار مى رود. در آيه شريفه نيز در همين معنا به كار رفته است. «شقاق» به معناى مخالفت است و مقصود از آن در اين آيه، مخالفت با پيامبراسلام و قرآن است. گفتنى است تنكير «عزت» و «شقاق» دلالت بر شدت آن دو دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 4 - 7
7 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) به هنگام بعثت ، با مخالفت قدرت هاى سياسى و اقتصادى عصر خويش - مانند اشراف مكه - روبه رو بود .
فلايغررك تقلّبهم فى البلد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 77 - 3
3 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت هاى كافران حق ستيز و لجوج
فاصبر إنّ وعد اللّه حقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 8 - 6
6 - صاحبان قدرت و شوكت ، مخالفان اصلى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مكه
فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا
با توجه به واژه «أشد» - كه افعل التفضيل است - استفاده مى شود كه مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مكه، به نوعى از قدرت ظاهرى برخوردار بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 11 - 3
3 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت ها و كارشكنى هاى سران كفر و شرك ( همچون وليدبن مغيره )
ذرنى و من خلقت وحيدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 169 - 3
3 - مشركان ، در صف مخالف بندگان مخلَص خدا
لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين . لكنّا عباد اللّه المخلصين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 18 - 3
3 - در مدينه ، مخالفانى وجود داشتند كه درصدد جذب منافقان به سوى خود بودند .
و القائلين لإخونهم هلمّ إلينا
مراد از «القائلين» طبق گفته مفسران، يهوديان اطراف مدينه بوده اند. مرجع ضمير در «إخوانهم» افراد منافق اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 51 - 5
5 - منافقان ، از نظر رفتار و مواضع سياسى و اجتماعى در قطب مخالف مؤمنان قرار دارند .
و يقولون ءامنّا. .. و أطعنا ثمّ يتولّى ... فريق منهم معرضون ...إنّما كان قول الم
«داورى « از مهم ترين مسائل اجتماعى است و در آيات پيشين، منافقان به عنوان مخالفان داورى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و متمردان از حكم آن حضرت معرفى شدنده اند; ولى در آيه ياد شده، مؤمنان به عنوان انسان هاى مطيع و تن دهنده به حكم و داورى پيامبر(صلی الله علیه و آله) شناسانده شدنده اند. بنابراين مى توان استفاده كرد كه مؤمنان و منافقان، در مواضع اجتماعى در جهت مخالف هم قرار دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 51 - 5
5 - منافقان ، از نظر رفتار و مواضع سياسى و اجتماعى در قطب مخالف مؤمنان قرار دارند .
و يقولون ءامنّا. .. و أطعنا ثمّ يتولّى ... فريق منهم معرضون ...إنّما كان قول الم
«داورى « از مهم ترين مسائل اجتماعى است و در آيات پيشين، منافقان به عنوان مخالفان داورى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و متمردان از حكم آن حضرت معرفى شدنده اند; ولى در آيه ياد شده، مؤمنان به عنوان انسان هاى مطيع و تن دهنده به حكم و داورى پيامبر(صلی الله علیه و آله) شناسانده شدنده اند. بنابراين مى توان استفاده كرد كه مؤمنان و منافقان، در مواضع اجتماعى در جهت مخالف هم قرار دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 14 - 4
4 - مخالفان نماز ، بايد خدا را ناظر بر كردار خويش ديده و از مخالفت دست بردارند .
أرءيت الذى ينهى . .. ألم يعلم بأنّ اللّه يرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 42 - 3
3 - مخالفت همگانى قوم نوح ، عاد و ثمود با پيامبرانشان ( نوح ، هود و صالح )
و ان يكذّبوك فقد كذّبت قبلهم قوم نوح و عاد و ثمود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 111 - 4
4 - اشراف قوم نوح ، در جبهه مخالف او
قالوا أنؤمن لك و اتبعك الأرذلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 22 - 3
3 - ثروتمندان و زورمداران حيله گر ، مخالفان اصلى دعوت نوح ( ع )
و مكروا مكرًا كبّارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 43 - 3
3 - مخالفت هاى كافران با پيام وحى و تأخير كيفر دنيايى آنان ، نبايستى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را در تبلغ دين سست گرداند .
فإمّا نذهبنّ . .. فاستمسك بالذى أُوحى إليك
از تفريع اين آيه بر آيات پيشين - كه مسأله اعراض كافران از وحى و كيفر آنان را مطرح كرده بود - مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 42 - 3
3 - مخالفت همگانى قوم نوح ، عاد و ثمود با پيامبرانشان ( نوح ، هود و صالح )
و ان يكذّبوك فقد كذّبت قبلهم قوم نوح و عاد و ثمود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 50 - 2
2 - مقابله خداوند با حيله و نيرنگ مخالفان صالح
و مكرنا مكرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 49 - 10
10 - تلاش در جهت كشتن انبيا و محو پيام آنان ، بارزترين نمود فسادگرى در زمين
يفسدون فى الأرض . .. قالوا تقاسموا باللّه لنبيّتنّه
از اين كه خداوند از ميان همه فسادگرى هاى گروه هاى مورد بحث، تصميم ايشان به قتل پيامبر را مطرح ساخته است، معلوم مى شود كه اين تصميم، خطرناك ترين و خائنانه ترين برنامه اى است كه مى تواند از سوى مفسدان عملى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 50 - 1
1 - مكر و حيله مخالفان صالح پيامبر عليه وى و خانواده اش
قالوا تقاسموا باللّه لنبيّتنّه و أهله . .. و مكروا مكرًا
متعلق «مكروا» حذف شده و تقدير آن با توجه به آيه قبل چنين است: «و مكروا به و بأهله مكراً; آنان عليه او و خانواده اش خدعه كردند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 58 - 9
9 - كفر مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مكه ، براساس لجاجت و عناد بوده است ، نه منطق و برهان
و لئن جئتهم بأية ليقولنّ الذين كفروا إن أنتم إلاّ مبطلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 18 - 5
5 - زمان كيفر ديدن مخالفان نماز ، تكذيب گران دين و دروغ گويان خطاكار ، نزديك است .
سندع الزبانية
حرف «سين»، براى آينده نزديك به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 69 - 7
7 - مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) متشكل از عناصرى مجرم و تبه كار
قل سيروا فى الأرض . .. كيف كان عقبة المجرمين
خداوند، مخالفان پيامبر را به سرنوشت شوم مجرمان تهديد كرده است و اين نشان مى دهد كه آنان هم مجرم اند و بدين جهت در سرنوشت با ديگر مجرمان همانند خواهند بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 8
8- هشدار خداوند به مشركان مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر اينكه در صورت لزوم آنان را به هلاكت خواهد رساند و گروه جديدى را جايگزينشان خواهد كرد .
إن يشأ يذهبكم و يأت بخلق جديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 8
8- هشدار خداوند به مشركان مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر اينكه در صورت لزوم آنان را به هلاكت خواهد رساند و گروه جديدى
را جايگزينشان خواهد كرد .
إن يشأ يذهبكم و يأت بخلق جديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 24 - 15
15 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نسبت به تثبيت دعوت وى و نابودى مخالفانش
و يمح اللّه البطل و يحقّ الحقّ بكلمته
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «يمح اللّه الباطل» به صدر آيه «أم يقولون. ..» مرتبط بوده و درمقام دلدارى پيامبر(صلی الله علیه و آله) نسبت به تهمت ها و جنجال آفرينى هاى مخالفان كافر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 11 - 2
2- استهزا و تمسخر ، شيوه رايج و سياست واحد مخالفان انبيا در طول تاريخ
و ما يأتيهم من رسول إلاّ كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 31 - 3
3 - قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان ، مردمى متشكل و همسو در جهت مخالفت با پيامبران عصر خود
مثل يوم الأحزاب . مثل دأب قوم نوح ... و الذين من بعدهم
از تعبير «احزاب» درباره اقوام ياد شده، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 83 - 8،9
8 - تمسخر ، از حربه هاى مخالفان قدرتمند و صاحب مال و تعاليم پيامبران ، عليه ايشان
فلمّا جاءتهم رسلهم بالبيّنت فرحوا . .. و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون
آمدن فعل مضارع «يستهزءون» به همراه فعل «كانوا»، مفيد استمرار است.
9 - ناتوانى فكرى و علمى مخالفان تعاليم پيامبران در برابر منطق ايشان
فلمّا جاءتهم رسلهم بالبيّنت فرحوا . .. و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون
برداشت ياد شده به اين خاطر است كه كافران، به جاى برخورد منطقى با پيامبران، هميشه به تمسخر تعاليم روشن و بى ابهام آنان (بيّنات) مى پرداختند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 43 - 1،2
1 - موضع گيرى ملحدانه مشركان در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند موضع گيرى كافران در برابر رسولان پيشين
ما يقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك
2 - تشابه موضع گيرى هاى مخالفان پيامبران در طول تاريخ
ما يقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 23 - 1
1 - تمامى پيامبران الهى در طول تاريخ ، مواجه با مخالفت مردمان مرفه و خوش گذران
و كذلك ما أرسلنا من قبلك فى قرية من نذير إلاّ قال مترفوها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 45 - 4
4 - همگونى برخورد هاى مشركان عصر بعثت با كافران عصر موسى ، در مورد كتاب آسمانى
و لو جعلنه قرءانًا . .. و لقد ءاتينا ... فاختلف فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 24 - 7
7 - موضع گيرى واحد فرعون ، هامان و قارون در چگونگى و شيوه مبارزه با موسى ( ع )
فقالوا سحر كذّاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 117 - 3
3 - يكپارچگى قوم نوح در مخالفت با وى و تكذيب رسالت الهى او
إنّ قومى كذّبون
شمول نهفته در تعبير «إنّ قومى»، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 15 - 7
7 - تسليم نشدن در برابر فشارِ خواسته ها و تمايلات گوناگون مخالفان فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فادع و استقم كما أمرت و لاتتّبع أهواءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 48 - 6
6 - مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مردمى ياوه گو و باطل انديش بودند .
إذًا لاَرتاب المبطلون
«مبطل» به معناى «ياوه گو» و «مدعى بطلان حق» است.
مخالفان انبيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 88 - 7
7 - بيشترين مخالفت ها با انبيا و برنامه هاى آنان ، از ناحيه اشراف و بزرگان هر قوم بوده است .
قال الملأ الذين استكبروا من قومه
قرآن در اين بخش از آيات كه داستان چند تن از پيامبران بزرگ الهى را بيان داشته، همواره مخالفت طبقه اشراف و مبارزه آنان را با برنامه هاى انبيا مطرح ساخته است و اين بيانگر آن است كه عمده مخالفتها از سوى طبقه اشراف ابراز مى شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 43 - 14
14 - امكان برخوردارى مخالفان پيامبران ، از مغفرت و آمرزش الهى ( در صورت بازگشت و توبه )
إنّ ربّك لذو مغفرة
سياق آيه با اين معنا سازگار است كه نويد به مغفرت، نظر به كسانى دارد كه در برابر آيات الهى، الحاد ورزيده و با پيامبر مخالفت كرده اند; ولى راه بازگشت بر آنان باز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 87 - 6
6 - اختلافات دينى پيروان انبيا و مخالفان آنان با داورى خداوند خاتمه خواهد يافت .
حتى يحكم اللّه بيننا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 11 - 2
2- استهزا و تمسخر ، شيوه رايج و سياست واحد مخالفان انبيا در طول تاريخ
و ما يأتيهم من رسول إلاّ كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 83 - 8
8 - تمسخر ، از حربه هاى مخالفان قدرتمند و صاحب مال و تعاليم پيامبران ، عليه ايشان
فلمّا جاءتهم رسلهم بالبيّنت فرحوا . .. و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون
آمدن فعل مضارع «يستهزءون» به همراه فعل «كانوا»، مفيد استمرار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 7 - 1،3
1 - تمامىِ پيامبران در طول تاريخ ، با استهزا و تمسخر مخالفان مواجه بوده اند .
و ما يأتيهم من نبىّ إلاّ كانوا به يستهزءون
3 - مخالفان پيامبران ، فاقد استدلال و متكى به تمسخر و استهزا
إلاّ كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 82 - 8
8 - مخالفان راه انبيا ، مردمانى مجرم و تبهكارند .
و يحق اللّه الحق بكلمته و لو كره المجرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 94 - 2
2- بشر بودن رسولان الهى ، تنها دستاويز عمده براى بهانه جويى هاى مخالفان كافر و مشرك جهت ايمان نياوردن به آنان
و قالوا لن نؤمن لك حتى . .. إلاّ أن قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 7 - 3
3 - مخالفان پيامبران ، فاقد استدلال و متكى به تمسخر و استهزا
إلاّ كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 53 - 5
5 - مال و قدرت ، تنها ملاك ارزش انسان ، از نگاه مخالفان پيامبران در طول تاريخ
و قالوا لولا نزّل هذا القرءان على رجل من القريتين عظيم . .. فلولا أُلقى عليه أس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 59 - 8
8- توده هاى قوم عاد ، به پيروى از فرمان سران خويش ، آيات الهى را انكار و با پيامبران مخالفت مى كردند .
و تلك عاد جحدوا بأيت ربهم و عصوا رسله واتبعوا أمر كل جبار عنيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 43 - 4
4 - تمامى فرستادگان الهى ، با مخالفت ها و تبليغات سوء عليه ايشان ، مواجه بودند .
ما يقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 94 - 2
2- بشر بودن رسولان الهى ، تنها دستاويز عمده براى بهانه جويى هاى مخالفان كافر و مشرك جهت ايمان نياوردن به آنان
و قالوا لن نؤمن لك حتى . .. إلاّ أن قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 8 - 10
10 - يادآورى مكرر سرنوشت مخالفان پيامبران ، در راستاى زدايش روحيه مخالفت و طغيان در ميان انسان ها است .
فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا و مضى مثل الأوّلين
عبارت «مضى مثل الأوّلين»، مى تواند بدين معنا باشد كه داستان انبيا و مخالفان ايشان، در آيات ديگرى بيان شده است. ذكر «مضى مثل الأوّلين» در پايان آيه شريفه، مى تواند اشاره بدين نكته باشد كه: «ما مكرراً سرنوشت آنان را يادآور شديم تا شايد شما پند گيريد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 10 - 19
19- مخالفان انبيا به جاى جواب دادن به استدلال هاى منطقى و متين پيامبران به شخصيت آنان مى پرداختند .
قالت رسلهم أفى الله شكّ فاطر السموت و الأرض . .. قالوا إن أنتم إلاّ بشر مثلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 11 - 2
2- استهزا و تمسخر ، شيوه رايج و سياست واحد مخالفان انبيا در طول تاريخ
و ما يأتيهم من رسول إلاّ كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 83 - 8
8 - تمسخر ، از حربه هاى مخالفان قدرتمند و صاحب مال و تعاليم پيامبران ، عليه ايشان
فلمّا جاءتهم رسلهم بالبيّنت فرحوا . .. و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون
آمدن فعل مضارع «يستهزءون» به همراه فعل «كانوا»، مفيد استمرار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 43 - 5
5 - مبارزه تبليغاتى و گفتارى ، شيوه رايج مخالفان در برابر رسولان الهى
ما يقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 7 - 1
1 - تمامىِ پيامبران در طول تاريخ ، با استهزا و تمسخر مخالفان مواجه بوده اند .
و ما يأتيهم من نبىّ إلاّ كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 49 - 4
4 - اتهام ساحرى و جادوگرى به پيامبران ، ترفندى از سوى مخالفان ايشان
و قالوا يأيّه الساحر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 43 - 14
14 - امكان برخوردارى مخالفان پيامبران ، از مغفرت و آمرزش الهى ( در صورت بازگشت و توبه )
إنّ ربّك لذو مغفرة
سياق آيه با اين معنا سازگار است كه نويد به مغفرت، نظر به كسانى دارد كه در برابر آيات الهى، الحاد ورزيده و با پيامبر مخالفت كرده اند; ولى راه بازگشت بر آنان باز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 25 - 15
15 - مخالفان پيامبران ، مردمانى زيان كاراند .
إنّهم كانوا خسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 110 - 7
7- خداوند ، يارى كننده پيامبران خويش و سركوب كننده مخالفان ايشان
حتّى إذا استيئس الرسل . .. جاءهم نصرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 83 - 9
9 - ناتوانى فكرى و علمى مخالفان تعاليم پيامبران در برابر منطق ايشان
فلمّا جاءتهم رسلهم بالبيّنت فرحوا . .. و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون
برداشت ياد شده به اين خاطر است كه كافران، به جاى برخورد منطقى با پيامبران، هميشه به تمسخر تعاليم روشن و بى ابهام آنان (بيّنات) مى پرداختند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 83 - 9
9 - ناتوانى فكرى و علمى مخالفان تعاليم پيامبران در برابر منطق ايشان
فلمّا جاءتهم رسلهم بالبيّنت فرحوا . .. و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون
برداشت ياد شده به اين خاطر است كه كافران، به جاى برخورد منطقى با پيامبران، هميشه به تمسخر تعاليم روشن و بى ابهام آنان (بيّنات) مى پرداختند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 25 - 10
10 - مخالفان و تكذيب كنندگان انبياى الهى ، در زندگى دنيايى نيز داراى فرجامى بد و عبرت آموزاند .
فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عقبة المكذّبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 59 - 16
16- انكار كنندگان ربوبيت خدا ، مخالفان پيامبران و پيروى كنندگان از سركشان ، در معرض عذاب هاى دنيوى اند .
و لما جاء أمرنا . .. و تلك عاد جحدوا بأيت ربهم ... واتبعوا أمر كل جبار عنيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 31 - 12
12 - عذاب شدن مخالفان پيامبران در دنيا از سوى خداوند ، كاملاً مطابق با عدل و داد است .
و ما اللّه يريد ظلمًا للعباد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 39 - 9
9 - تاريخ بشر ، شاهد فرجام شوم مخالفان پيامبران و گرفتار شدن آنان به عذاب استيصال الهى
كذلك كذب الذين من قبلهم فانظر كيف كان عقبة الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 47 - 7
7 - عذاب استيصال براى مردمى كه رسول الهى خود را نپذيرند و با او مخالفت كنند ، از سنت هاى الهى است .
فإذا جاء رسولهم قضى بينهم بالقسط
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «بينهم» اختلاف موجود بين جمعى از امت و پيامبر و به تقدير «بينهم و بينه» باشد. در اين صورت مراد از «قضى بينهم» مى تواند سركوبى مخالفان پيامبر و نابود كردن آنان به عذاب استيصال باشد، نه داورى ميان آنان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 57 - 6
6- مخالفان انبيا و اعراض كنندگان از حقايق و معارف الهى ، در خطر نابودى و عذاب الهى اند .
فإن تولّوا . .. يستخلف ربى قومًا غيركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 25 - 10
10 - مخالفان و تكذيب كنندگان انبياى الهى ، در زندگى دنيايى نيز داراى فرجامى بد و عبرت آموزاند .
فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عقبة المكذّبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 25 - 10
10 - مخالفان و تكذيب كنندگان انبياى الهى ، در زندگى دنيايى نيز داراى فرجامى بد و عبرت آموزاند .
فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عقبة المكذّبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 39 - 9
9 - تاريخ بشر ، شاهد فرجام شوم مخالفان پيامبران و گرفتار شدن آنان به عذاب استيصال الهى
كذلك كذب الذين من قبلهم فانظر كيف كان عقبة الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 82 - 8
8 - مخالفان راه انبيا ، مردمانى مجرم و تبهكارند .
و يحق اللّه الحق بكلمته و لو كره المجرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 55 - 6،7
6 - آتش سوزان جهنم ، كيفر آتش افروزان و اخلالگران عليه پيامبران
و كفى بجهنّم سعيراً
«سعير»، به معناى آتش برافروخته و سوزان است.
7 - تقويت روحى پيامبر اسلام ( رهبران و مبلغان دين ) ، با يادآورى مخالفت برخى از مردم در برابر دعوت انبياى گذشته *
فمنهم من امن به و منهم من صدّ عنه
بيان موضگيريهاى متفاوت مردمان در برابر پيامبران (ايمان و كفر) مى تواند براى دلدارى آن حضرت باشد كه پيامبران گذشته نيز با چنين مردمى روبرو بودند و همچنان مقاومت مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 11 - 4
4 - گستردگى دعوت انبيا و مخالفت كافران با آنها، در پهنه زمين
قل سيروا فى الأرض ثم انظروا
«الأرض»، به معناى تمامى زمين است كه به عنوان عرصه سير و مطالعه آثار گذشتگان معرفى شده است لذا چنين برمى آيد كه پيامبران در تمامى زمين حضور داشته و مكذّبان نيز بهمين صورت در زمين پراكنده بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 59 - 5
5- اكثريت قاطع قوم عاد ، با رسولان الهى مخالفت كرده و از پذيرش رسالت و پيام هاى آنان سرپيچى كردند .
و تلك عاد . .. و عصوا رسله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 110 - 2
2- عموم مردم با پيامبران مخالفت مى كردند و از پذيرش دعوت ايشان سرباز مى زدند .
حتّى إذا استيئس الرسل
چنان چه عده بسيارى از مردم ايمان مى آوردند ، پيامبران مأيوس نمى شدند. بنابراين «استيئس الرسل» حاكى است كه همه و يا اكثر مردم از پذيرش دعوت پيامبران امتناع مى كردند. جمله «فنجى من نشاء» دلالت بر آن دارد كه برخى ايمان آورده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 14 - 12
12 - پافشارى و سرسختى قوم عاد و ثمود ، در مخالفت با دعوت توحيدى پيامبرانِ خويش
فإنّا بما أرسلتم به كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 23 - 8
8 - قدرتمندان و ثروتمندانِ سرمست ، تشكيل دهنده جبهه اصلى مخالفان پيامبران
و كذلك ما أرسلنا من قبلك فى قرية من نذير إلاّ قال مترفوها
«مُتْرَف» (از ماده «تُرفَة») به معناى فزونى و بسيارى نعمت است. با توجه به اين كه بسيارى از دارندگان نعمت، غرق در شهوات و هواهاى نفسانى مى شوند، واژه «مترف» به معناى كسانى كه به نعمت مغرور شده و سرمستى و طغيان كرده اند به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 47 - 9
9 - سلاطين و اشراف ، تشكيل دهنده جبهه اصلى مخالفت با پيامبران الهى
إلى فرعون و ملإيه . .. إذا هم منها يضحكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 39 - 9،10
9 - تاريخ بشر ، شاهد فرجام شوم مخالفان پيامبران و گرفتار شدن آنان به عذاب استيصال الهى
كذلك كذب الذين من قبلهم فانظر كيف كان عقبة الظلمين
10 - تاريخ بشر ، شاهد مخالفت و رويارويى بيدادگران با رسولان الهى
كذلك كذب الذين من قبلهم فانظر كيف كان عقبة الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 11 - 2
2- استهزا و تمسخر ، شيوه رايج و سياست واحد مخالفان انبيا در طول تاريخ
و ما يأتيهم من رسول إلاّ كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 31 - 3
3 - قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان ، مردمى متشكل و همسو در جهت مخالفت با پيامبران عصر خود
مثل يوم الأحزاب . مثل دأب قوم نوح ... و الذين من بعدهم
از تعبير «احزاب» درباره اقوام ياد شده، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 83 - 8،9
8 - تمسخر ، از حربه هاى مخالفان قدرتمند و صاحب مال و تعاليم پيامبران ، عليه ايشان
فلمّا جاءتهم رسلهم بالبيّنت فرحوا . .. و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون
آمدن فعل مضارع «يستهزءون» به همراه فعل «كانوا»، مفيد استمرار است.
9 - ناتوانى فكرى و علمى مخالفان تعاليم پيامبران در برابر منطق ايشان
فلمّا جاءتهم رسلهم بالبيّنت فرحوا . .. و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون
برداشت ياد شده به اين خاطر است كه كافران، به جاى برخورد منطقى با پيامبران، هميشه به تمسخر تعاليم روشن و بى ابهام آنان (بيّنات) مى پرداختند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 43 - 1،2
1 - موضع گيرى ملحدانه مشركان در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند موضع گيرى كافران در برابر رسولان پيشين
ما يقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك
2 - تشابه موضع گيرى هاى مخالفان پيامبران در طول تاريخ
ما يقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل من قبلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 23 - 1
1 - تمامى پيامبران الهى در طول تاريخ ، مواجه با مخالفت مردمان مرفه و خوش گذران
و كذلك ما أرسلنا من قبلك فى قرية من نذير إلاّ قال مترفوها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 9 - 6
6 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، مظهر اخلاص و خداجويى در عرصه زندگى اجتماعى
إنّما نطعمكم لوجه اللّه لانريد منكم جزاءً و لا شكورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 17 - 11
11 - به ياد آوردن بندگان خالص ، شكيبا ، نيرومند و پرمراجعه به خداوند ، سازنده و درس آموز است .
اصبر . .. و اذكر عبدنا داود ذاالأيد إنّه أوّاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 33 - 3
3- رنج و محنت در راستاى اطاعت خداو حفظ حريم عفت ، امرى محبوب و ارزشمند براى يوسف ( ع ) و بندگان خالص خداوند
رب السجن أحب إلىّ مما يدعوننى إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 33 - 2،3
2- زندانى شدن و خوار گشتن ، محبوب تر از گناه و معصيت ، در پيش حضرت يوسف ( ع ) و بندگان مخلص خدا
قال رب السجن أحب إلىّ مما يدعوننى إليه
3- رنج و محنت در راستاى اطاعت خداو حفظ حريم عفت ، امرى محبوب و ارزشمند براى يوسف ( ع ) و بندگان خالص خداوند
رب السجن أحب إلىّ مما يدعوننى إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 39 - 9
9 - خداوند ، كيفردهنده بخيلان و رياكاران و پاداش دهنده انفاق كنندگان مخلص
الذين يبخلون . .. و انفقوا ... و كان اللّه بهم عليماً
هدف از بيان علم و آگاهى خداوند پس از بيان ايمان و بخل، تهديد بخيلان و رياكاران به كيفر، و پاداش دهى به مؤمنان انفاق كننده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 21 - 9
9 - تنها انسان هاى با اخلاص و به دور از چشم داشت مادى و ره يافته ، شايسته رهبرى و پيروى اند .
اتّبعوا من لايسئلكم أجراً و هم مهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 38 - 4،6
4 - فرشتگان و بندگان مخلص حق ، در شب و روز همواره تسبيح گوى خداوند هستند .
فالذين عند ربّك يسبّحون له بالّيل و النهار
تعبير «بالّيل و النهار» كنايه از استمرار و تداوم است.
6 - فرشتگان و بندگان مخلص خدا ، در تسبيح و عبادت او خستگى ناپذيراند .
فالذين عند ربّك يسبّحون له . .. و هم لايسئمون
«السّامة» (مصدر «لايسئمون») به معناى خستگى و ملالت از ادامه كار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 21 - 1
1 - انفاق گران باتقوا و مخلص ، آينده اى سرشار از رضايت خاطر خواهند داشت .
و لسوف يرضى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 38 - 6
6 - فرشتگان و بندگان مخلص خدا ، در تسبيح و عبادت او خستگى ناپذيراند .
فالذين عند ربّك يسبّحون له . .. و هم لايسئمون
«السّامة» (مصدر «لايسئمون») به معناى خستگى و ملالت از ادامه كار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 51 - 3
3- ياد كرد و تجليل از پيامبران و اسوه هاى خلوص ، از روش هاى هدايتى قرآن
ذكر رحمت ربّك . .. واذكر ... واذكر ... واذكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 21 - 1
1 - انفاق گران باتقوا و مخلص ، آينده اى سرشار از رضايت خاطر خواهند داشت .
و لسوف يرضى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 21 - 9
9 - تنها انسان هاى با اخلاص و به دور از چشم داشت مادى و ره يافته ، شايسته رهبرى و پيروى اند .
اتّبعوا من لايسئلكم أجراً و هم مهتدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 2
2 - بندگان خالص خداوند و هم نشينان آنان ، در بهشت برين جاى داده خواهند شد .
فى عبدى . و ادخلى جنّتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 130 - 12
12 - بندگان خالص و برگزيده خدا در قيامت به گروه صالحان ملحق خواهند شد .
و لقد اصطفينه فى الدنيا و إنه فى الأخرة لمن الصلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 33 - 2
2- زندانى شدن و خوار گشتن ، محبوب تر از گناه و معصيت ، در پيش حضرت يوسف ( ع ) و بندگان مخلص خدا
قال رب السجن أحب إلىّ مما يدعوننى إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 33 - 2
2- زندانى شدن و خوار گشتن ، محبوب تر از گناه و معصيت ، در پيش حضرت يوسف ( ع ) و بندگان مخلص خدا
قال رب السجن أحب إلىّ مما يدعوننى إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 42 - 11
11 - خلوص و پاكى مريم و برگزيدگى او ، زمينه سرآمد شدن او بر زنان جهان
انّ اللّه اصطفيك و طهّرك و اصطفيك على نساء العالمين
به نظر مى رسد تقديم جمله «اصطفيك و طهّرك» بر «اصطفيك على نساء العالمين»، دلالت داشته باشد بر دخالت برگزيدگى و طهارت مريم براى سرآمد شدن او.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 29 - 2
2 - بندگى خالص خداوند ، مايه رسيدن به مقامى والاتر از رتبه انسان هاى مطمئن ، راضى و مورد پسند خداوند
فادخلى فى عبدى
انتساب بندگان به خداوند در «عبادى»، انتساب تشريفى است و اين كه به صاحبان دل آرام، اذن ملحق شدن به آنان داده مى شود، بيانگر برترى رتبه آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 30 - 2
2 - بندگان خالص خداوند و هم نشينان آنان ، در بهشت برين جاى داده خواهند شد .
فى عبدى . و ادخلى جنّتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 29 - 4
4 - همنشين شدن با بندگان خالص خداوند در قيامت ، حركت به سوى او و بهره مندى از جلوه هاى ربوبيت او است .
ارجعى إلى ربّك . .. فادخلى فى عبدى
از معانى حرف «فاء»، تفصيل بعد از اجمال است و اين آيه، رجوع به پروردگار را با تفصيل بيشترى بيان مى دارد.
مخلصين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 24 - 10
10- يوسف ( ع ) از بندگان مطيع خدا و از خالص شدگان براى او بود .
إنه من عبادنا المخلصين
مراد از «مخلصين» (خالص شدگان) اين است كه غير خدا در آنان نصيبى ندارد و كاملاً در اختيار خداوند و اوامر او هستند. نه شيطان بر ايشان فرمان روايى مى كند و نه اسير هواهاى نفسانى اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 45 - 4
4- تقواپيشگان ، بندگان خالص خدا و ر ها شده از وسوسه و سلطه ابليس
إن المتقين فى جنّ-ت و عيون
در آيه هاى قبل، مردم به دو گروه تقسيم شدند:1. پيروان گمراه ابليس; 2. بندگان خالص خدا و سپس جايگاه گروه اول در قيامت، روشن گرديد و در اين آيه به سرنوشت گروه دوم پرداخته است و از «مخلصين» به «المتقين» تعبير كرده كه بيانگر برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 76 - 7
7 - دعاى بندگان خالص خدا ، مورد استجابت الهى است .
إلاّ عباد اللّه المخلصين . و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون . و نجّينه و أهله من
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 128 - 3
3 - تقوا ، يكتاپرستى و دورى از شرك ، از اوصاف بندگان مخلَص
ألاتتّقون . أتدعون بعلاً و تذرون أحسن الخلقين . اللّه ربّكم ... إلاّ عباد اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 40 - 1،4
1- ابليس ، بندگانى را كه خداوند آنان را از هر ناخالصى پالوده است ، از قلمرو اضلال و گمراه كردن خود ، استثنا كرد .
لأغوينّهم أجمعين . إلاّ عبادك منهم المخلصين
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «منهم» حال براى عباد باشد. «مخلص» به صيغه مفعولى، به كسى گفته مى شود كه از هرگونه ناخالصى پاك و پالوده شده باشد.
4- ابليس ، به تكثير نسل آدم ( ع ) و حوا و نيز به اغواپذيرى اكثر آنان و تأثيرناپذيرى بندگان خالص خدا از وسوسه هايش ، از آغاز خلقت انسان آگاه بود .
لأغوينّهم أجمعين . إلاّ عبادك منهم المخلصين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 41 - 2
2- توانايى ابليس به اغواى اكثريت مردم و ناتوانى وى بر اغواى بندگان خالص خداوند ، قانون و سنت الهى
إلاّ عبادك منهم المخلصين . قال هذا صرط علىّ مستقيم
برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه مشاراليه «هذا» امر اغواگرى ابليس نسبت به اكثريت مردم و اغوا ناپذيرى بندگان خالص باشد. كلمه «علىّ» دربردارنده تضمين و عهده دارى است و «مستقيم» چيزى است كه انحراف در آن راه ندارد. بنابراين معناى «هذا صراط علىّ مستقيم» اين خواهد بود: چنين امرى از ناحيه خداوند، حكمى تغييرناپذير است كه اصطلاحاً آن را «سنت» مى نامند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 83 - 1،2،4
1 - بندگان مخلَص ( بندگان خالص شده و برگزيده خدا ) ، از افتادن در دام اغواگرى شيطان مصون و درامان اند .
لأغوينّهم أجمعين . إلاّ عبادك منهم المخلصين
بيشتر مفسران بر اين باوراند كه مقصود و معناى «مخلصين» (خالص شدگان) اين است: «الذين أخلصهم اللّه لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است».
2 - ابليس ، ناتوان از گمراه كردن بندگان مخلَص خدا و معترف به آن
لأغوينهّم أجمعين . إلاّ عبادك منهم المخلصين
4 - آگاهى ابليس ، به تكثير نسل آدم و نيز به اغواپذيرى بيشتر آنان و تأثيرناپذيرى بندگان خالص خدا ، از آغاز خلقت انسان
لأغوينّهم أجمعين . إلاّ عبادك منهم المخلصين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 74 - 2
2 - تنها بندگان مخلص خدا ، پذيراى دعوت رسولان الهى و برحذركننده از اخطار هاى ايشان بودند .
إلاّ عباد اللّه المخلصين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 24 - 12
12- بندگان خالص خدا ، از مشاهده برهان الهى ( باور به ربوبيت خدا و . . . ) بهره مند هستند .
همّ بها لولا أن رءا برهن ربه . .. إنه من عبادنا المخلصين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 52 - 2
2 - تصديق و باور داشتن قيامت و زنده شدن انسان ها ، از ويژگى هاى بهشتيان و بندگان مخلَص خدا در دنيا است .
يقول أءنّك لمن المصدّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 40 - 2
2 - بندگان مخلَص خدا ، برخوردار از پاداشى فراتر از مقدار اعمال و رفتار خويش
و ما تجزون إلاّ ما كنتم تعملون . إلاّ عباد اللّه المخلصين
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «إلا. ..» استثناى منقطع از ضمير «تجزون» باشد. بر اين اساس، پيام آيه شريفه چنين مى شود: همگان مطابق كردار خود، جزا و پاداش دارند; جز بندگان خالص خدا كه فراتر و برتر از اعمال خود، پاداش دريافت خواهند داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 62 - 3
3 - انواع بوستان ها ، ميوه ها ، شراب ها ، تخت ها ، بزم انس و همسران زيبا ، مجموعه پذيرايى خداوند از بهشتيان و بندگان مخلَص خدا
إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. فى جنّ-ت النعيم ... و عندهم قصرت الطرف ... أذلك خ
«نزل» به مجموعه اى گفته مى شود كه براى پذيرايى از مهمان آماده مى سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 166 - 2
2 - تسبيح و تنزيه مستمر خداوند ، از اوصاف بندگان مخلَص خدا
إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. و إنّا لنحن المسبّحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 128 - 3
3 - تقوا ، يكتاپرستى و دورى از شرك ، از اوصاف بندگان مخلَص
ألاتتّقون . أتدعون بعلاً و تذرون أحسن الخلقين . اللّه ربّكم ... إلاّ عباد اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 42 - 2
2 - بندگان مخلص خدا ، مورد اكرام و گرامى داشت الهى اند .
و هم مكرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 128 - 3
3 - تقوا ، يكتاپرستى و دورى از شرك ، از اوصاف بندگان مخلَص
ألاتتّقون . أتدعون بعلاً و تذرون أحسن الخلقين . اللّه ربّكم ... إلاّ عباد اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 160 - 1
1 - تنها بندگان مخلَص خدا ، عارف به حق خدا و توصيف كننده شايسته او هستند .
سبحن اللّه عمّا يصفون . إلاّ عباد اللّه المخلصين
«إلاّ» استثناى منقطع و به معناى «لكن» است. مستثنى منه نيز در برداشت بالا، ضمير فاعلى «يصفون» دانسته شده است. گفتنى است مقصود و معناى «مخلصين» اين است: «الذين أخلصهم اللّه لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 60 - 2
2 - بندگان مخلَص خدا ، برخوردار از فوز عظيم و رستگارى بزرگ الهى
عباد اللّه المخلصين . .. و ما نحن بمعذّبين . إنّ هذا لهو الفوز العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 41 - 1
1 - بندگان مخلص خدا ، بهره مند از رزق و روزى ويژه و ممتاز الهى
إلاّ عباد اللّه المخلصين . أولئك لهم رزق معلوم
بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «رزق معلوم»، روزى مخصوص و تعيين شده براى بندگان خالص است; مانند آيه «و ما منّا إلاّ له مقام معلوم»، (همين سوره، آيه 164).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 42 - 1
1 - انواع ميوه ها ، رزق و روزى مخصوص و ممتاز بندگان مخلَص خدا در بهشت
أُولئك لهم رزق معلوم . فوكه
«فواكه» (جمع «فاكهة») بدل كل از «رزق معلوم» و يا خبر براى مبتداى محذوف است و تقدير آن «ذلك الرزق فواكه» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 57 - 5
5 - ربوبيت الهى ، مقتضى توفيق دادن و نعمت بخشيدن به بندگان مخلَص خود
عباد اللّه المخلصين . .. و لولا نعمة ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 57 - 5
5 - ربوبيت الهى ، مقتضى توفيق دادن و نعمت بخشيدن به بندگان مخلَص خود
عباد اللّه المخلصين . .. و لولا نعمة ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 52 - 3
3 - سرزنش شدن بندگان خالص خدا و باورداران به قيامت ، از سوى منكران آن
يقول أءنّك لمن المصدّقين
در برداشت ياد شده، استفهام «أءنّك» استفهام توبيخى دانسته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 128 - 3
3 - تقوا ، يكتاپرستى و دورى از شرك ، از اوصاف بندگان مخلَص
ألاتتّقون . أتدعون بعلاً و تذرون أحسن الخلقين . اللّه ربّكم ... إلاّ عباد اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 165 - 4
4 - به صف ايستادن در راه خدا ، از ويژگى هاى بندگان مخلَص خدا
إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. و إنّا لنحن الصافّون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 24 - 11
11- بندگان خالص ( آنان كه كاملاً در اختيار خدايند ) هرگز آلوده به گناه نشده و مرتكب هيچ معصيتى نمى شوند .
لنصرف عنه السوء و الفحشاء إنه من عبادنا المخلصين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 24 - 11
11- بندگان خالص ( آنان كه كاملاً در اختيار خدايند ) هرگز آلوده به گناه نشده و مرتكب هيچ معصيتى نمى شوند .
لنصرف عنه السوء و الفحشاء إنه من عبادنا المخلصين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 40 - 1
1- ابليس ، بندگانى را كه خداوند آنان را از هر ناخالصى پالوده است ، از قلمرو اضلال و گمراه كردن خود ، استثنا كرد .
لأغوينّهم أجمعين . إلاّ عبادك منهم المخلصين
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «منهم» حال براى عباد باشد. «مخلص» به صيغه مفعولى، به كسى گفته مى شود كه از هرگونه ناخالصى پاك و پالوده شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 40 - 1،2
1 - بندگان مخلَص خدا ( بندگان خالص و برگزيده خدا ) ، از عذاب دردناك الهى به دوراند .
إنّكم لذائقوا العذاب الأليم . .. إلاّ عباد اللّه المخلصين
بيشتر مفسران برآنند كه مقصود و معناى «مخلصين» (خالص شدگان) اين است: «الذين أخلصهم الله لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است». گفتنى است در برداشت ياد شده «إلا...» استثناى منقطع، از ضمير «لذائقوا» گرفته شده است.
2 - بندگان مخلَص خدا ، برخوردار از پاداشى فراتر از مقدار اعمال و رفتار خويش
و ما تجزون إلاّ ما كنتم تعملون . إلاّ عباد اللّه المخلصين
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «إلا. ..» استثناى منقطع از ضمير «تجزون» باشد. بر اين اساس، پيام آيه شريفه چنين مى شود: همگان مطابق كردار خود، جزا و پاداش دارند; جز بندگان خالص خدا كه فراتر و برتر از اعمال خود، پاداش دريافت خواهند داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 41 - 1
1 - بندگان مخلص خدا ، بهره مند از رزق و روزى ويژه و ممتاز الهى
إلاّ عباد اللّه المخلصين . أولئك لهم رزق معلوم
بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «رزق معلوم»، روزى مخصوص و تعيين شده براى بندگان خالص است; مانند آيه «و ما منّا إلاّ له مقام معلوم»، (همين سوره، آيه 164).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 42 - 1،2
1 - انواع ميوه ها ، رزق و روزى مخصوص و ممتاز بندگان مخلَص خدا در بهشت
أُولئك لهم رزق معلوم . فوكه
«فواكه» (جمع «فاكهة») بدل كل از «رزق معلوم» و يا خبر براى مبتداى محذوف است و تقدير آن «ذلك الرزق فواكه» مى باشد.
2 - بندگان مخلص خدا ، مورد اكرام و گرامى داشت الهى اند .
و هم مكرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 43 - 1
1 - بندگان مخلَص خدا ، در بوستان هاى پرنعمت متنعم اند .
إلاّ عباد اللّه المخلصين . أُولئك ... مكرمون . فى جنّ-ت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 45 - 4
4 - شراب ناب ، از نعمت هاى الهى براى بندگان مخلَص خدا در بهشت
يطاف عليهم بكأس من معين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 60 - 2
2 - بندگان مخلَص خدا ، برخوردار از فوز عظيم و رستگارى بزرگ الهى
عباد اللّه المخلصين . .. و ما نحن بمعذّبين . إنّ هذا لهو الفوز العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 62 - 3
3 - انواع بوستان ها ، ميوه ها ، شراب ها ، تخت ها ، بزم انس و همسران زيبا ، مجموعه پذيرايى خداوند از بهشتيان و بندگان مخلَص خدا
إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. فى جنّ-ت النعيم ... و عندهم قصرت الطرف ... أذلك خ
«نزل» به مجموعه اى گفته مى شود كه براى پذيرايى از مهمان آماده مى سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 76 - 7
7 - دعاى بندگان خالص خدا ، مورد استجابت الهى است .
إلاّ عباد اللّه المخلصين . و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون . و نجّينه و أهله من
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 160 - 1،2
1 - تنها بندگان مخلَص خدا ، عارف به حق خدا و توصيف كننده شايسته او هستند .
سبحن اللّه عمّا يصفون . إلاّ عباد اللّه المخلصين
«إلاّ» استثناى منقطع و به معناى «لكن» است. مستثنى منه نيز در برداشت بالا، ضمير فاعلى «يصفون» دانسته شده است. گفتنى است مقصود و معناى «مخلصين» اين است: «الذين أخلصهم اللّه لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است».
2 - تمامى انسان ها ، به جز بندگان مخلَص خدا ، از توصيف شايسته او ناتوان هستند .
سبحن اللّه عمّا يصفون . إلاّ عباد اللّه المخلصين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 40 - 5
5- بندگان خالص خداوند ، در اقليتند .
إلاّ عبادك منهم المخلصين
از آن جايى كه مستثنى بنابر قاعده كمتر از مستثنى منه است و گرنه استثنا مستهجن خواهد بود، نكته ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 83 - 5
5 - بندگان خالص و برگزيده خداوند ، در اقليت قرار دارند .
لأغوينّهم أجمعين . إلاّ عبادك منهم المخلصين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه غالباً مستثنى از مستثنى منه كمتر است و چون «مخلَصين» از مجموعه انسان ها استثنا شده است، به دست مى آيد كه اين بندگان مخلَص خدا، همواره در اقليت قرار دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 44 - 4
4 - اُنس و محبت متقابل و بزم خوش ، از نعمت هاى الهى براى بندگان مخلَص خدا در بهشت
فى جنّ-ت النعيم . على سرر متقبلين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در مقام بيان انواع نعمت هاى الهى براى بندگان خالص خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 169 - 3
3 - مشركان ، در صف مخالف بندگان مخلَص خدا
لو أنّ عندنا ذكرًا من الأوّلين . لكنّا عباد اللّه المخلصين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 43 - 1
1 - بندگان مخلَص خدا ، در بوستان هاى پرنعمت متنعم اند .
إلاّ عباد اللّه المخلصين . أُولئك ... مكرمون . فى جنّ-ت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 44 - 1،2،4
1 - بندگان مخلَص خدا ، بر تخت هاى بهشتى روياروى هم تكيه خواهند زد .
على سرر متقبلين
«سرر» (جمع «سرير») به معناى تخت ها است.
2 - بندگان مخلَص خدا ، بهره مند از بزم خوش و مجلس انس در بوستان هاى بهشتى
فى جنّ-ت النعيم . على سرر متقبلين
روياروى هم قرار داشتن بندگان خالص خدا، اشاره به انس و محبت متقابل و بزم خوش آنان دارد.
4 - اُنس و محبت متقابل و بزم خوش ، از نعمت هاى الهى براى بندگان مخلَص خدا در بهشت
فى جنّ-ت النعيم . على سرر متقبلين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در مقام بيان انواع نعمت هاى الهى براى بندگان خالص خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 45 - 1،3،4
1 - گردش ظرف هايى از شراب ناب ، گرداگرد بندگان مخلَص خدا در بهشت
يطاف عليهم بكأس
«كأس» به معناى ظرفى است كه در آن شراب باشد. گفتنى است گاهى اين واژه استعمال مى شود، ولى مقصود از آن خود شراب است; نه ظرفى كه در آن شراب باشد.
3 - در دسترس بودن شراب و فراوانى و مستمر بودن آن ، براى بندگان مخلَص خدا در بهشت
يطاف عليهم بكأس من معين
تعبير دور دادن شراب بر سر بهشتيان، بيانگر در دسترس بودن آن است و آمدن «يطاف» به صورت فعل مضارع، دلالت بر استمرار اين عمل دارد.
4 - شراب ناب ، از نعمت هاى الهى براى بندگان مخلَص خدا در بهشت
يطاف عليهم بكأس من معين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 48 - 3
3 - بندگان مخلَص خدا در بهشت ، مجذوب همسران بهشتى خود
و عندهم قصرت الطرف
مقصود از «طرف» مى تواند نگاه همسران زنان بهشتى باشد; يعنى، زنان بهشتى چنان جذاب اند كه نظر و چشم ديگران (همسران) را به خود مشغول مى دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 128 - 1،2
1 - از ميان قوم الياس ، تنها بندگان مخلَص خدا ( بندگان خالص و برگزيده خدا ) ، از احضار و كيفر الهى در روز رستاخيز درامان خواهند بود .
فإنّهم لمحضرون . إلاّ عباد اللّه المخلصين
طبق نظر مفسران، مقصود و معناى «مخلصين» (خالص شدگان) اين است: «الذين أخلصهم اللّه لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است».
2 - وجود گروهى از بندگان مخلَص خدا در ميان قوم الياس پيامبر
فكذّبوه . .. إلاّ عباد اللّه المخلصين
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «إلاّ عباداللّه . ..» استثنا از ضمير جمع در «فكذّبوه» باشد; يعنى، همه قوم الياس - جز گروهى از بندگان خالص خدا از ميان آنان - به تكذيب رسالت روى آوردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 24 - 12
12- بندگان خالص خدا ، از مشاهده برهان الهى ( باور به ربوبيت خدا و . . . ) بهره مند هستند .
همّ بها لولا أن رءا برهن ربه . .. إنه من عبادنا المخلصين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 128 - 1
1 - از ميان قوم الياس ، تنها بندگان مخلَص خدا ( بندگان خالص و برگزيده خدا ) ، از احضار و كيفر الهى در روز رستاخيز درامان خواهند بود .
فإنّهم لمحضرون . إلاّ عباد اللّه المخلصين
طبق نظر مفسران، مقصود و معناى «مخلصين» (خالص شدگان) اين است: «الذين أخلصهم اللّه لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 160 - 3
3 - تنها بندگان مخلَص خدا ، معاف و آزاد از احضار شدن براى كيفر و مجازات
إنّهم لمحضرون . .. إلاّ عباد اللّه المخلصين
برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «إلاّ عباد اللّه. ..» استثنا از ضمير مفعولىِ «لمحضرون» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 42 - 5
5- ابليس ، از سلطه بر بندگان خالص و مقرب خدا ، ناتوان است .
إلاّ عبادك منهم المخلصين . .. إن عبادى ليس لك عليهم سلطن
برداشت فوق، بر اين اساس است كه مقصود از «عبادى» همان «عباد مخلص» باشد كه در جمله «إلاّ عبادك منهم المخلصين» آمده است كه خداوند در پاسخ ادعاى ابليس بر اغوا نكردن بندگان خالص مى فرمايد: «او اصلاً توانايى انجام چنين كارى را ندارد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 74 - 5
5 - بندگان مخلص خدا ، در امان از عذاب الهى
فانظر كيف كان عقبة المنذرين . إلاّ عباد اللّه المخلصين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 83 - 1
1 - بندگان مخلَص ( بندگان خالص شده و برگزيده خدا ) ، از افتادن در دام اغواگرى شيطان مصون و درامان اند .
لأغوينّهم أجمعين . إلاّ عبادك منهم المخلصين
بيشتر مفسران بر اين باوراند كه مقصود و معناى «مخلصين» (خالص شدگان) اين است: «الذين أخلصهم اللّه لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 41 - 2
2 - بندگان مخلص خدا ، برخوردار از مقام و منزلتى بلند در پيشگاه خداوند
أولئك لهم رزق معلوم
اشاره كردن به بندگان خالص خدا با اسم اشاره بعيد (اولئك) - با آن كه در آيه پيش از آنان سخن گفته شد - گوياى علو مرتبه و منزلت والاى آنان در پيشگاه خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 164 - 4
4 - هر يك از بندگان مخلَص خدا ، داراى مقام و منزلتى معين و معلوم در پيشگاه خداوند *
إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. و ما منّا إلاّ له مقام معلوم
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1- آيه شريفه چون پس از بحت از بندگان مخلَص خدا (عباد اللّه المخلصين) آمده است، مى تواند در اوصاف اينان باشد. 2- برخى از رواياتى كه امامان معصوم و اوصياى الهى را مصداق آيه شريفه دانسته اند (نورالثقلين، ج 4، ذيل آيه)، گوياى همين مطلب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 74 - 1
1 - بندگان مخلَص خدا ( بندگان خالص و برگزيده خدا ) ، تنها گروه نجات يافته از ميان اقوام عذاب شده پيشين
فانظر كيف كان عقبة المنذرين . إلاّ عباد اللّه المخلصين
طبق نظر بيشتر مفسران، مقصود و معناى «مخلَصين» (خالص شدگان) اين است: «الذين أخلصهم اللّه لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 44 - 4
4 - اُنس و محبت متقابل و بزم خوش ، از نعمت هاى الهى براى بندگان مخلَص خدا در بهشت
فى جنّ-ت النعيم . على سرر متقبلين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در مقام بيان انواع نعمت هاى الهى براى بندگان خالص خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 45 - 4
4 - شراب ناب ، از نعمت هاى الهى براى بندگان مخلَص خدا در بهشت
يطاف عليهم بكأس من معين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 48 - 1
1 - بندگان مخلَص خدا ، برخوردار از همسرانى علاقه مند كه جز به شوهران خود ، چشم ندوخته و نظر نمى افكنند .
و عندهم قصرت الطرف
مقصود از «قاصرات الطرف» (چشم فروهشتگان)، زنانى اند كه چشم از ديگران برگرفته و تنها به همسران خود مى نگرند. گفتنى است كه اين تعبير، ممكن است كنايه از علاقه مندى شديد زنان بهشتى به همسران خود باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 62 - 3
3 - انواع بوستان ها ، ميوه ها ، شراب ها ، تخت ها ، بزم انس و همسران زيبا ، مجموعه پذيرايى خداوند از بهشتيان و بندگان مخلَص خدا
إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. فى جنّ-ت النعيم ... و عندهم قصرت الطرف ... أذلك خ
«نزل» به مجموعه اى گفته مى شود كه براى پذيرايى از مهمان آماده مى سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 43 - 1
1 - بندگان مخلَص خدا ، در بوستان هاى پرنعمت متنعم اند .
إلاّ عباد اللّه المخلصين . أُولئك ... مكرمون . فى جنّ-ت النعيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 24 - 11،12
11- بندگان خالص ( آنان كه كاملاً در اختيار خدايند ) هرگز آلوده به گناه نشده و مرتكب هيچ معصيتى نمى شوند .
لنصرف عنه السوء و الفحشاء إنه من عبادنا المخلصين
12- بندگان خالص خدا ، از مشاهده برهان الهى ( باور به ربوبيت خدا و . . . ) بهره مند هستند .
همّ بها لولا أن رءا برهن ربه . .. إنه من عبادنا المخلصين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 52 - 2
2 - تصديق و باور داشتن قيامت و زنده شدن انسان ها ، از ويژگى هاى بهشتيان و بندگان مخلَص خدا در دنيا است .
يقول أءنّك لمن المصدّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 74 - 3
3 - دورى از تقليد كوركورانه و تعصب آميز از پدران و پيشينيان در عقايد ، جهان بينى و رفتار ها ، از ويژگى هاى بندگان مخلص خدا
إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّين . .. إلاّ عباد اللّه المخلصين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 165 - 4
4 - به صف ايستادن در راه خدا ، از ويژگى هاى بندگان مخلَص خدا
إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. و إنّا لنحن الصافّون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 166 - 2،2
2 - تسبيح و تنزيه مستمر خداوند ، از اوصاف بندگان مخلَص خدا
إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. و إنّا لنحن المسبّحون
2 - تسبيح و تنزيه مستمر خداوند ، از اوصاف بندگان مخلَص خدا
إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. و إنّا لنحن المسبّحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 74 - 2
2 - تنها بندگان مخلص خدا ، پذيراى دعوت رسولان الهى و برحذركننده از اخطار هاى ايشان بودند .
إلاّ عباد اللّه المخلصين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 48 - 1،2،3
1 - بندگان مخلَص خدا ، برخوردار از همسرانى علاقه مند كه جز به شوهران خود ، چشم ندوخته و نظر نمى افكنند .
و عندهم قصرت الطرف
مقصود از «قاصرات الطرف» (چشم فروهشتگان)، زنانى اند كه چشم از ديگران برگرفته و تنها به همسران خود مى نگرند. گفتنى است كه اين تعبير، ممكن است كنايه از علاقه مندى شديد زنان بهشتى به همسران خود باشد.
2 - بندگان مخلَص خدا ، برخوردار از زنان چشم فروهشته
و عندهم قصرت الطرف
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «قاصرات الطرف» كوتاه كردن از نگاه و فروهشتن اندك چشم از نظر ظاهرى باشد. گفتنى است كه اين نوع نگاه كردن و فروهشتن چشم، خود بر زيبايى و جذابيت زنان مى افزايد.
3 - بندگان مخلَص خدا در بهشت ، مجذوب همسران بهشتى خود
و عندهم قصرت الطرف
مقصود از «طرف» مى تواند نگاه همسران زنان بهشتى باشد; يعنى، زنان بهشتى چنان جذاب اند كه نظر و چشم ديگران (همسران) را به خود مشغول مى دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 24 - 10
10- يوسف ( ع ) از بندگان مطيع خدا و از خالص شدگان براى او بود .
إنه من عبادنا المخلصين
مراد از «مخلصين» (خالص شدگان) اين است كه غير خدا در آنان نصيبى ندارد و كاملاً در اختيار خداوند و اوامر او هستند. نه شيطان بر ايشان فرمان روايى مى كند و نه اسير هواهاى نفسانى اند.
مخلَصين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 51 - 5
5- خداوند موسى ( ع ) را از هرگونه آلودگى مبرّا و او را براى خود خالص گردانيد .
إنّه كان مخلصًا
«مخلَص» به فتح لام، يعنى خالص شده و كسى كه خداوند او را براى خود خالص كرده و از آلودگى مصون داشته است (لسان العرب). تفاوت آن با مخلِص (به كسره) اين است كه «مخلِص» عبادتش را براى خدا خالص مى كند، ولى «مخلَص» كسى است كه خداوند او را براى خود برگزيده و خالص كرده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 191 - 3
3 - مشركان ، موجوداتى را شريك خدا مى پنداشتند كه خود مخلوق بودند .
أيشركون ما . .. هم يخلقون
ضمير «هم»، هم مى تواند به «ما»ى موصوله در «ما لايخلق» برگردد و هم مى تواند به «مشركان» ارجاع شود. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است. يعنى چيزى را شريك خدا مى پندارند كه خود آفريده شده است. آيه بعد اين احتمال را تأييد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 37 - 13
13 - مخلوق بودن ، ناسازگار با مقام والاى معبود بودن و مورد پرستش قرار گرفتن
لاتسجدوا للشمس و لا للقمر و اسجدوا للّه الذى خلقهنّ إن كنتم إيّاه تعبدون
مخلوقات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 10 - 4
4- توجه به مخلوق بودن پديده هاى عالم ، ترديدى در وجود خداوند باقى نمى گذارد .
أفى الله شكّ فاطر السموت و الأرض
استفهام در آيه، انكارى است; بنابراين معنا چنين مى شود: شكى در اينكه خداوند خالق آسمانها و زمين است، نيست و چون اينها پديده هستند به پديد آورنده نياز دارند. بنابراين با عنايت و توجه عقلى، شكى در وجود خداوند باقى نمى ماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 10 - 5
5- نيازمندى پديده ها به علت و پديد آورنده ، امرى بديهى و غير قابل ترديد است .
أفى الله شكّ فاطر السموت و الأرض
از اينكه خداوند از خالقيت خود نسبت به پديده هاى آسمان و زمين نفى شك مى كند، مبتنى بر قضيه اى است كه كبراى آن به دليل وضوح و بداهتش نياز به ذكر ندارد و آن نيازمندى هر پديده (معلول) به پديد آورنده (علت) است كه همه عُقلا، و از جمله كفار، هيچ ترديدى درباره آن ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 35 - 16
16- « قال الرضا ( ع ) : . . . ثمّ جعل الحروف بعد إحصائها و إحكام عدتها فعلاً منه كقوله عزّوجلّ : « كن فيكون » و كن منه صنع و ما يكون به المصنوع ;
امام رضا(ع) فرمود: . .. سپس خداوند حروف را پس از تكميل و محكم كردن عدد آنها فعل خود قرار داد، مثل سخن خداوند عزّوجلّ: «كن فيكون» و كلمه «كن» از جانب خداوند، ايجاد است و آنچه با كلمه «كن» به وجود مى آيد، مخلوق خداوند است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 14 - 11
11 - اسلام ، دين رأفت ، مدارا كردن و گذشت است .
عدوًّا لكم فاحذروهم و إن تعفوا و تصفحوا و تغفروا
توصيه و ترغيب به گذشت، عفو و چشم پوشى - حتى درباره كسانى كه به انسان دشمنى كرده اند - گوياى مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 110 - 3
3 - اقامه نماز و اداى زكات ، عامل شكيبايى بر آزار هاى دشمنان و زمينه ساز مدارا كردن با ايشان است .
فاعفوا و اصفحوا . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
در برداشت فوق، جمله «أقيموا الصلاة . ..» در ارتباط با «فاعفوا واصفحوا» ملاحظه شده است. در اين لحاظ هدف از تأكيد بر اقامه نماز و پرداخت زكات، ايجاد توان براى اطاعت امر خداوند (لزوم عفو و گذشت و مدارا كردن با دشمنان) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 199 - 3،4
3 - خداوند از پيامبرش خواست تا با جاهلان و سفيهان مدارا كند و كردار جاهلانه آنان را ناديده انگارد .
و أعرض عن الجهلين
«اعراض» به معناى روى گرداندن است و رويگردانى گاهى كنايه از مدارا كردن و ناديده گرفتن است و گاهى به معناى بى اعتنايى كردن و دورى گزيدن. با توجه به صدر آيه مى توان گفت مراد از اعراض، معناى اول است.
4 - گذشت از لغزش ها ، دعوت مردم به كار هاى نيك و مدارا كردن با جاهلان و سفيهان ، از وظايف اساسى مبلغان دين
خذ العفو و أمر بالعرف و أعرض عن الجهلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 27 - 14
14 - لزوم مدارا كردن با اجير و پرهيز از سخت گرفتن بر وى در كار
و ما أُريد أن أشقّ عليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 68 - 6
6 - اظهار رفق و مدارات با كفران ستيزه جو ، توصيه خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و إن جدلوك فقل اللّه أعلم بما تعملون
جمله «اللّه أعلم بما تعملون»، تهديدى است همراه با اظهار نرمى و مدارات.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 159 - 1،2،4،5،6،8،11
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى اخلاقى خوش و اهل مدارا با مردمان ، به دور از هر گونه سنگدلى و خشونت
فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لو كنت فظّا غليظ القلب
كلمه «لنتَ» از مصدر «لين» به معناى مهربانى و خوشخويى است و «فظّا» به معناى جفاكار و بد خلق است و «غليظ القلب» به معناى سنگدل و بى رحم است.
2 - رحمت الهى ، تنها سرچشمه نرمى و مداراى پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مردم
فبما رحمة من اللّه لنت لهم
تقديم «بما رحمة» بر متعلقش (لنتَ)، دلالت بر حصر دارد.
4 - ضرورت خوش خلقى ، نرمش و رأفت رهبران الهى با مردم
فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك
5 - خُلق و خوى خوش و مداراى با مردم ، برخاسته از رحمت الهى
فبما رحمة من اللّه لنت لهم
6 - مدارا ، خوش خُلقى و مهربانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مردم ، از عوامل گرايش آنان به جانب آن حضرت
و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك
8 - ترغيب به خوش خُلقى و مدارا و نكوهش از سنگدلى و خشونت ، در برخورد هاى اجتماعى
و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك
11 - شكست ها و سختى ها ، زمينه ساز پراكندگى جامعه از پيرامون رهبران خود ، و مداراى ايشان با آنان از ميان برنده آن زمينه هاست . *
فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك
با توجّه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين، كه شكست نبرد احد و مشكلات ناشى از آن را مطرح ساخت، مى توان نتيجه گرفت كه شكست و مشكلات آن نبرد، زمينه پراكندگى مسلمانان را از پيرامون رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فراهم ساخت و آنچه در اين ميان مانع از گسيختن مردم از پيرامون پيامبر (صلی الله علیه و آله) شد، خُلق خوش و مداراى آن حضرت با مردم بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 159 - 3
3 - نرمى و مداراى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با مسلمانانى كه از دستورات ايشان سرپيچى كردند و از جبهه احد گريختند .
فبما رحمة من اللّه لنت لهم
نرمى و مدارا غالباً در مورد مخالفت و عصيان است كه از مصاديق مورد نظر - به قرينه آيات قبل - عصيانگران نبرد احد مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 81 - 10
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور مدارا با مسلمانانى كه در برابر فرامين آن حضرت برخورد منافقانه داشتند .
و يقولون طاعة . .. فاعرض عنهم
در برداشت فوق، «اعراض» به معناى گذشت گرفته شده است ; يعنى در صدد انتقام از آنان مباش.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 27 - 16
16 - تضمين مدارا كردن با موسى ( ع ) و سخت نگرفتن بر وى در كار ها از سوى شعيب ( ع )
و ما أُريد أن أشقّ عليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 7
7- ذوالقرنين ، به رعايت نرمش و مدارا در صدور فرمان و ابلاغ خواسته هاى حكومتى خويش به مؤمنان ، نويد داد .
و سنقول له من أمرنا يسرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 15 - 5
5 - رفق و مدارا با پدر و مادر و داشتن رفتارى شايسته با آنان در امور دنيوى ، امرى لازم است .
و صاحبهما فى الدنيا معروفًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 81 - 12
12 - مماشات با خصم در بحث و جدل، روشى براى تبليغ معارف و عقايد
فأى الفريقين أحق بالأمن
لازمه اينكه موحدان «احق» به امام باشند، آن است كه براى مشركان نيز حقى محسوب گردد. ولى با توجه به اينكه مشركان هيچ لياقتى براى امان ندارند، براى مماشات با خصم و در مقام جدل و تبليغ حقى فرض شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 27 - 8
8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى اثبات حقانيت توحيد و بطلان شرك ، از روش مدارا و تدريج استفاده مى كرد .
قل من يرزقكم . .. و إنّا أو إيّاكم لعلى هدًى أو فى ضلل ... لاتسئلون عمّا أجرمنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 3 - 5،6
5 - فرشتگان ، به هنگام قبض روح برخى از مردم ، بسان شناكنندگان ، وظيفه خود را به آرامى و با مدارا انجام مى دهند .
و السبحت سبحًا
در نظر برخى از اهل لغت، حركت در اعماق آب را، «عَوْم» و حركت روى آب و بدون فرورفتن را «سباحة» مى گويند(تاج العروس). تعبير «السابحات» - به قرينه «الناشطات» در آيه قبل - ناظر به حركت آرام ملائكه، در قبض روح مؤمن است كه به حركت در آب تشبيه شده است.
6 - [ فى المجمع ] فى قوله تعالى « و السابحات سبحاً » انّ ها الملائكة يقبضون أرواح المؤمنين يسلّون ها سلاًّ رفيقاً . . . عن على ( ع ) ;
در مجمع البيان از امام على(ع) روايت شده كه درباره قول خداى تعالى «و السابحات سبحاً» فرمود: آنان فرشتگانى اند كه روح مؤمنان را قبض مى كنند و آن را به آرامى و مدارا از بدن هايشان بيرون مى آورند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 81 - 12
12 - مماشات با خصم در بحث و جدل، روشى براى تبليغ معارف و عقايد
فأى الفريقين أحق بالأمن
لازمه اينكه موحدان «احق» به امام باشند، آن است كه براى مشركان نيز حقى محسوب گردد. ولى با توجه به اينكه مشركان هيچ لياقتى براى امان ندارند، براى مماشات با خصم و در مقام جدل و تبليغ حقى فرض شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 9 - 15
15 - صلح ناعادلانه - مبتنى بر مماشات با متجاوز - مورد تأييد و رضايت الهى نيست .
فإن بغت . .. فأصلحوا بينهما بالعدل ... إنّ اللّه يحبّ المقسطين
از مفهوم آيه، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 50 - 5
5- لزوم مراعات صدق و راستى ، در تكريم و تمجيد از اشخاص و خارج نشدن از مرز واقعيت
و جعلنا لهم لسان صدق عليًّا
خداوند، ابراهيم و فرزندش را از ثنايى رفيع، ولى راستين برخوردار كرده است; يعنى آنچه كه در باره آنان به عنوان ثنا و تمجيد گفته مى شود، راست و عين واقعيت است، نه اين كه مبالغه باشد. اين قيد داراى پيام و درسى است براى همه كه در تمجيدها به افراط و يا تفريط دچار نشوند، بلكه حقيقت اظهار كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 50 - 5
5- لزوم مراعات صدق و راستى ، در تكريم و تمجيد از اشخاص و خارج نشدن از مرز واقعيت
و جعلنا لهم لسان صدق عليًّا
خداوند، ابراهيم و فرزندش را از ثنايى رفيع، ولى راستين برخوردار كرده است; يعنى آنچه كه در باره آنان به عنوان ثنا و تمجيد گفته مى شود، راست و عين واقعيت است، نه اين كه مبالغه باشد. اين قيد داراى پيام و درسى است براى همه كه در تمجيدها به افراط و يا تفريط دچار نشوند، بلكه حقيقت اظهار كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 6 - 9
9 - هدايت قرآن ، منجر به عزت و ستودگى مى شود .
يهدى إلى صرط العزيز الحميد
ذكر دو صفت «عزيز» و «حميد» به جاى ساير صفات خداوند (به عنوان مضاف اليه «صراط») اشعار دارد به اين كه راهى كه قرآن انسان ها را به آن رهنمون مى كند، راه خدايى است كه عزت و ستودگى دارد و طى كنندگان آن راه هم آن دو صفت را به دست خواهند آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 73 - 11
11- نزول رحمت و بركت خاص از ناحيه خداوند بر ابراهيم ( ع ) و ساير شايستگان رحمت ، نمودى از ستايش خدا از آنان و جلوه اى از والامقامى اوست .
رحمت الله و بركته عليكم أهل البيت إنه حميد مجيد
«إنه حميد مجيد» به منزله تعليل براى شمول رحمت و بركت بر خاندان ابراهيم است; يعنى، چون خداوند از كار نيك بندگان ستايش مى كند و شما اهل بيت نيز كارهاى نيك انجام داديد و سزاوار ستايشيد، خداوند رحمت و بركات خويش را بر شما ارزانى داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 50 - 3
3- خداوند ، براى ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ستايشى راستين و بلندآوازه در تاريخ قرار داده است .
و جعلنا لهم لسان صدق عليًّا
از جمله معانى و كاربردهاى كلمه «لسان» ثنا و تمجيد است; بنابراين «جعلنا . ..»، يعنى براى آنها ثنا و تمجيدى راستين و رفيع قرار داديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 27 - 2
2 - خداوند ، با انسان هايى كه در قيامت روحى آرام و تسكين يافته دارند ، سخن خواهد گفت آنان را بر اين آرامش خواهد ستود .
يأيّتها النّفس المطمئنّة
خطابى كه در اين آيه وجود دارد، به قرينه آيات پيشين - كه ترسيم كننده صحنه قيامت بود - خطابى است كه در قيامت صادر خواهد شد. توصيف مخاطب به «مطمئن»، نشان مى دهد كه اطمينان در همان صحنه مورد نظر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 50 - 3
3- خداوند ، براى ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ستايشى راستين و بلندآوازه در تاريخ قرار داده است .
و جعلنا لهم لسان صدق عليًّا
از جمله معانى و كاربردهاى كلمه «لسان» ثنا و تمجيد است; بنابراين «جعلنا . ..»، يعنى براى آنها ثنا و تمجيدى راستين و رفيع قرار داديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 9 - 5،8
5 - انصار ، مورد تمجيد خداوند ، به خاطر محبت بى دريغشان نسبت به مؤمنان مهاجر
يحبّون من هاجر إليهم
8 - انصار ، مورد ستايش به سبب ايثار بر مهاجران ، حتى در شرايط احتياج و نياز خويش
و لايجدون فى صدورهم . .. و لو كان بهم خصاصة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 8 - 3
3 - ستايش و تمجيد خداوند از ايثارگران و تأمين كنندگان نياز هاى غذايى قشر نيازمند ( مستمندان ، يتيمان و اسيران )
و يطعمون الطعام على حبّه مسكينًا و يتيمًا و أسيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 8 - 3
3 - ستايش و تمجيد خداوند از ايثارگران و تأمين كنندگان نياز هاى غذايى قشر نيازمند ( مستمندان ، يتيمان و اسيران )
و يطعمون الطعام على حبّه مسكينًا و يتيمًا و أسيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 8 - 3
3 - فقر ، حالتى نامطلوب و تبديل آن به توانگرى ، امرى ستوده است .
و وجدك عائلاً فأغنى
لحن آيه شريفه - كه در مقام امتنان بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) است - بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 7 - 4
4 - ستايش و تمجيد خداوند ، از وفاكنندگان به نذر و بيم داران از قيامت
يوفون بالنذر و يخافون يومًا كان شرّه مستطيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 37 - 12
12 - تعديل و كنترل نيروى غضب ، مورد ستايش وحى است ; نه نابودى و ريشه كن ساختن اصل آن .
و إذا ما غضبوا هم يغفرون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند در بيان صفات مؤمنان كامل، نفرموده است كه آنان غضبناك نمى شوند; بلكه عفو و گذشت آنان را مطرح كرده و مورد ستايش قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 8
8- وجود تمامى موجودات هستى ، خود تمجيد و ستايش آفريدگارشان است .
و إن من شىء إلاّ يسبّح بحمده
حمد و تسبيح موجودات براى خداوند تسبيح به زبان حال است. يعنى با هستى خود ثناگوى اند. به عبارت ديگر، اضافه «تسبيح» به موجودات، اضافه مجازى است نه حقيقى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 39 - 15
15 - كنترل تمايلات جنسى ، مورد ستايش خداوند
سيّداً و حصوراً
امام باقر (ع): «وسيدّاً و حصوراً» الحصور الّذى يأبى النساء.
تفسير عياشى، ج 1، ص 172، ح 45; مجمع البيان، ج 2، ص 742.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 14 - 8
8 - تمجيد و ستايش خداوند از خويش ، به خاطر آفرينش انسان
ثمّ أنشأنه خلقًا ءاخر فتبارك اللّه أحسن الخلقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 64 - 21
21 - تمجيد و تحسين خداوند از خويش به خاطر آفريدن آسمان ، زمين و انسان
اللّه الذى جعل لكم الأرض . .. و صوّركم ... فتبارك اللّه ربّ العلمين
جمله «فتبارك اللّه ربّ العالمين» داراى آهنگ تمجيد و تحسين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 42 - 6
6 - قرآن ، نازل شده از سوى پروردگار كاردان و ستوده
تنزيل من حكيم حميد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 28 - 5
5 - ستايش تقواپيشگان از نيكى هاى خداوند ، در مجالس انس خويش در بهشت
يتساءلون . .. إنّه هو البرّ الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 35 - 3
3 - تمجيد خداوند از دل هايى كه با شنيدن نام او ، خشيت و ترس بر آنها عارض مى شود .
الذين إذا ذكر اللّه وجلت قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 18 - 14
14- شكيبايى يعقوب ( ع ) در فراق يوسف ( ع ) ، ستودنى و درخور تحسين بود .
فصبر جميل
چنان چه «جميل» صفت براى «صبر» باشد ، در تقدير گرفتن مبتدا (صبرى صبر جميل) و يا خبر (صبر جميل أحسن) ضرورى است. برداشت فوق ناظر به اين احتمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 80 - 3
3 - ستايش خداوند از فرزانگان بنى اسرائيل ، به خاطر برخورد سخت آنان با دل باختگان دنيا
و قال الذين أُوتوا العلم ويلكم
تعبير «الذين أُوتوا العلم» تعبيرى ستايشگرانه است كه خداوند درباره عالمان و فرزانگان بنى اسرائيل به كار برده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 44 - 8
8 - اقدام ساحران به ستايش فرعون در لحظه شروع عمليات خود ، با هدف جلب حمايت او و نزديك ساختن خويش بهوى
فألقوا . .. و قالوا بعزّة فرعون إنّا لنحن الغلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 73 - 11
11 - تمجيد دربانان بهشت از خوبى ها و پاكدامنى تقواپيشگان ، در آستانه ورودآنان به بهشت
و قال لهم خزنتها. .. طبتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 110 - 1
1- تمجيد خداوند از مؤمنانى كه در كوران مشكلات ، از ايمان نبريدند و با هجرت و جهاد ، صبر پيشه كردند .
ثمّ إن ربّك للذين هاجروا من بعد ما فتنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 73 - 10
10- خداوند ، ستايش كننده بندگان نيكوكار خويش است .
إنه حميد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 61 - 6
6 - ستايش خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) به خاطر سعه صدر و گوش فرادادن او به همه سخنان مردم
و يقولون هو أذن قل أذن خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 6 - 8
8- اندوهناك بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر حال كافران ، در پيشگاه خداوند ، حالتى ستوده و فراتر از حدّ انتظار است .
فلعلّك بخع نفسك على ءاثرهم إن لم يؤمنوا بهذا الحديث أسفًا
آيه شريف، گرچه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را از اين كه به سبب اندوه، خود را به هلاكت و مشقّت بيندازد، برحذر داشته است، ولى با عنايتى لطيف، از آن، تقدير كرده است; زيرا، اصل تأسّف خوردن را مذموم ندانسته، بلكه مرحله اى از آن را غير لازم شمرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 4 - 10
10 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : إنّ اللّه أدّب نبيَّه حتّى إذا أقامه على ما أراد قال له : « و أمر بالعُرْف و أعرض عن الجاهلين » فلمّا فعل ذلك له رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) زكّاه اللّه ، فقال : « إنّك لعلى خلق عظيم . . . » ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: خداوند پيامبر خود (محمّد(صلی الله علیه و آله)) را تربيت كرد تا آن گاه كه او را بر آنچه اراده كرده بود پابرجا داشت، به او فرمود: (و أمر بالعرف و أعرض عن الجاهلين) چون رسول خدا آن فرمان را براى او انجام داد، خداوند او را به پاكى ستود و فرمود: (إنّك لعلى خلق عظيم)».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 1
1 - تمجيد خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت به خاطر شب زنده دارى و قرائت قرآن
إنّ ربّك يعلم أنّك تقوم . .. و طائفة من الذين معك
مطلب ياد شده از تذكر به علم خداوند، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 12 - 17
17 - حضرت مريم ( س ) ، داراى شخصيتى بس بلند در پيشگاه خداوند و مورد تكريم و تمجيد او
و مريم ابنت عمرن . .. و كانت من القنتين
تصريح به نام حضرت مريم(س) در سلسله شرح حال زنان الگو و نمونه (همچون آسيه همسر فرعون) مى تواند اشاره به نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 1
1 - تمجيد خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت به خاطر شب زنده دارى و قرائت قرآن
إنّ ربّك يعلم أنّك تقوم . .. و طائفة من الذين معك
مطلب ياد شده از تذكر به علم خداوند، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 73 - 11
11- نزول رحمت و بركت خاص از ناحيه خداوند بر ابراهيم ( ع ) و ساير شايستگان رحمت ، نمودى از ستايش خدا از آنان و جلوه اى از والامقامى اوست .
رحمت الله و بركته عليكم أهل البيت إنه حميد مجيد
«إنه حميد مجيد» به منزله تعليل براى شمول رحمت و بركت بر خاندان ابراهيم است; يعنى، چون خداوند از كار نيك بندگان ستايش مى كند و شما اهل بيت نيز كارهاى نيك انجام داديد و سزاوار ستايشيد، خداوند رحمت و بركات خويش را بر شما ارزانى داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 39 - 3
3- ستايش از هر موجودى ، ستايش خداوند است . *
الحمد لله
الف و لام «الحمد» براى جنس است. بنابراين، مى توان گفت كه مقصود از حمد اين است كه همه ستايشها بازگشتش به ستايش خداوند است; زيرا ستايش از هر چيزى به سبب كمالى است كه در آن وجود دارد و هر كمالى از ناحيه خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 26 - 3
3 - ستايش دختر شعيب از موسى ( ع ) نزد پدر
إنّ خير من استئجرت القوىّ الأمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 52 - 2
2 - تمجيد خداوند از ايمان آوردگان اهل كتاب
الذين ءاتينهم الكتب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 54 - 6،9
6 - تمجيد خداوند از ايمان آوردگان از اهل كتاب به خاطر رفتار ، گفتار نيك آنان در مقابل گفتار و كردار بد ديگران
و يدروءن بالحسنة السيّئة
«حسنة» و «سيّئة» به معناى «بدى» و «نيكى» است و «ال» در آن دو براى جنس است. بنابراين مراد از «الحسنة» مطلق نيكى (رفتار و گفتار نيك) است و مراد از «السيئة» مطلق بدى (گفتار و كردار بد) مى باشد.
9 - ستايش الهى از ايمان آوردگان از اهل كتاب ، به خاطر خصلت انفاق گرى آنان
و ممّا رزقنهم ينفقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 55 - 3
3 - ستايش خداوند از ايمان آوردگان اهل كتاب به خاطر رفتار پسنديده آنان در برابر ياوه گويان
و إذا سمعوا اللّغو أعرضوا عنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 110 - 1
1- تمجيد خداوند از مؤمنانى كه در كوران مشكلات ، از ايمان نبريدند و با هجرت و جهاد ، صبر پيشه كردند .
ثمّ إن ربّك للذين هاجروا من بعد ما فتنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 110 - 1
1- تمجيد خداوند از مؤمنانى كه در كوران مشكلات ، از ايمان نبريدند و با هجرت و جهاد ، صبر پيشه كردند .
ثمّ إن ربّك للذين هاجروا من بعد ما فتنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 26 - 4
4 - جواز ستايش زنان از مردان نامحرم
إنّ خير من استئجرت القوىّ الأمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 78 - 30
30 - ستايش خدا از سرپرستى خود نسبت به مسلمانان و يارى رساندن به آنان
هو سمّيكم المسلمين. .. فنعم المولى و نعم النصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 7 - 4
4 - ستايش و تمجيد خداوند ، از وفاكنندگان به نذر و بيم داران از قيامت
يوفون بالنذر و يخافون يومًا كان شرّه مستطيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 78 - 30
30 - ستايش خدا از سرپرستى خود نسبت به مسلمانان و يارى رساندن به آنان
هو سمّيكم المسلمين. .. فنعم المولى و نعم النصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 58 - 9
9- همراهان نوح ( ع ) در كشتى ، افرادى با فضيلت و شايسته تمجيد بودند .
و ممّن حملنا مع نوح
تعبير «ذرّيّة آدم» براى تمام انبيا كافى بود، تصريح به برخى از آباء و اجداد ديگر، از جمله هم سفران نوح(ع)، گوياى شخصيت والاى آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 50 - 3
3- خداوند ، براى ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ستايشى راستين و بلندآوازه در تاريخ قرار داده است .
و جعلنا لهم لسان صدق عليًّا
از جمله معانى و كاربردهاى كلمه «لسان» ثنا و تمجيد است; بنابراين «جعلنا . ..»، يعنى براى آنها ثنا و تمجيدى راستين و رفيع قرار داديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 51 - 8
8- يوسف ( ع ) ، برخوردار از عفتى اعجاب برانگيز و درخور برترين ستايش
قلن حش لله
«حاش لله» سخنى است كه از شدت شگفت زدگى حكايت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 85 - 1
1 - يگانه فرمانرواى آسمان ها و زمين و مجموعه هستى ، شايان ستايش و تمجيد است .
و تبارك الذى له ملك السموت و الأرض
واژه «تبارك» كه در مقام ستايش به كار مى رود، از ماده «بركت» به معناى خير فراوان است.
{مدح و ذم}
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 113 - 5
5 - احترام اسلام به افراد شايسته و ستايش از آنان ، ولو اينكه مسلمان نباشند .
ضربت عليهم الذّلّة . .. ليسوا سوآءً من اهل الكتب امّة قائمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 114 - 12
12 - ستايش خداوند ، از مؤمنين اهل كتاب
من اهل الكتب امة . .. يؤمنون باللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 26 - 8
8 - لزوم معيار قرار دادن توانايى و امانت در گزينش و استخدام كارگران ، مديران و كارگزاران
إنّ خير من استئجرت القوىّ الأمين
جمله «إنّ خير من استئجرت. ..» تعليل براى «استأجره» مى باشد و با توجه به اين كه تعليل مفيد تعميم است، مطلب ياد شده از آن استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 51 - 4
4- آفريننده هر چيز ، تواناترين و شايسته ترين فرد براى اداره و تدبير آن است .
أفتتخدونه و ذرّيّته أولياء من دونى . .. ما أشهدتّهم خلق السموت والأرض و لاخلق أ
خداوند، براى رد صلاحيت شياطين در ولىّ بودن، به نقش نداشتن آنان در آفرينش استناد و در نقطه مقابل، بر ولىّ مطلق بودن خود با توجه به اين كه خود، آفريننده تمامى هستى است، تصريح كرده است. توجه به اين نكات، رساننده برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 95 - 6
6 - جهاد با مال و جان ، بايد معيارى در واگذارى مقام ها و منصب ها به افراد باشد .
فضّل اللّه المجاهدون باموالهم و انفسهم على القاعدين درجة
با توجه به اينكه هر كس را خدا برترى دهد، جامعه اسلامى نيز بايد براى او برترى قائل بشود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 26 - 8
8 - لزوم معيار قرار دادن توانايى و امانت در گزينش و استخدام كارگران ، مديران و كارگزاران
إنّ خير من استئجرت القوىّ الأمين
جمله «إنّ خير من استئجرت. ..» تعليل براى «استأجره» مى باشد و با توجه به اين كه تعليل مفيد تعميم است، مطلب ياد شده از آن استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 26 - 8
8 - لزوم معيار قرار دادن توانايى و امانت در گزينش و استخدام كارگران ، مديران و كارگزاران
إنّ خير من استئجرت القوىّ الأمين
جمله «إنّ خير من استئجرت. ..» تعليل براى «استأجره» مى باشد و با توجه به اين كه تعليل مفيد تعميم است، مطلب ياد شده از آن استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 286 - 21
21 - عفو و عطوفت از وظايف مديران و واليان جامعه
و اعف عنّا و اغفر لنا و ارحمنا و انت مولينا
چون جمله «انت مولينا» به منزله علّت براى جمله سابق است، مى توان نتيجه گرفت كه هر كس نسبت به ديگرى نحوى از ولايت را به اذن خداوند دارا باشد، بايد عفو و . .. را نسبت به او اعمال كند.
مديران
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 31 - 6
6 - تقويت مديريت هاى شايسته و جبران نقاط ضعف آنان ، شرطى ضرورى براى پيشرفت كار است .
واجعل لى وزيرًا . .. أشدّد به أزرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 36 - 8
8 - ابزار مورد نياز مسؤولان و مديران بايد همراه با اعطاى مسؤوليت ، در اختيار آنان قرار گيرد .
اذهب إلى . .. قال ربّ ... قد أُتيت سؤلك
موسى(ع) در پى موظف شدن به رسالت و حركت به سوى فرعون، نيازها و خواسته هايى را در درگاه خداوند مطرح ساخت. خداوند نيز به آن نيازها پاسخ مثبت داد. اين درسى است براى همه در موضوع مديريت و اعطاى مسؤوليت ها كه اگر مسؤوليت ى به كسى واگذار مى شود، بايد سخن مسؤول شنيده شده و به تقاضاى او رسيدگى و نياز او تأمين شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 86 - 14
14- تفويض برخى اختيارات به مديران و رهبران ، در محدوده وظايف شان ، امرى لازم است .
قلنا يذا القرنين إمّا أن تعذّب و إمّا أن تتّخذ فيهم حسنًا
خداوند ذوالقرنين را در تصميم گيرى براى نحوه برخورد با اقوام مغرب، مخيّر گذاشت، ديگران نيز بايد اين را سرمشق خود قرار دهند.
مديريت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 121 - 5،6
5 - آگاهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به فنون نظامى و قدرت مديريّت ايشان در عمليات مسلّحانه عليه دشمنان دين
و اذ غدوت من اهلك تبوّىء المؤمنين مقاعد للقتال
6 - رهبرى قواى نظامى ، بخشى ضرورى از مديريّت جامعه اسلامى
و اذ غدوت من اهلك تبوّىء المؤمنين مقاعد للقتال
چون پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عنوان مدير جامعه اسلامى، امور مربوط به قواى نظامى را نيز رهبرى مى كرده، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 22 - 6
6- نظم و هماهنگى در هر كارى ، نيازمند به وحدت در مديريت و رهبرى است .
لو كان فيهما ءالهة إلاّاللّه لفسدتا
برداشت ياد شده با انتزاع از مورد آيه به دست مى آيد; زيرا علت فساد و متلاشى شدن جهان، بر اثر چندگانگى در الوهيت و ربوبيت، نسبت به هر امر منسجم و هماهنگى قابل تسرّى و انطباق است و آسمان ها و زمين خصوصيتى ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 64 - 11
11- نسيان ، از آفات مديريت و زميه ساز بروز كاستى ها ، خطا ها و تخلفات است .
و ما نتنزّل إّلا بأمر ربّك . .. و ما كان ربّك نسيًّا
به كسى كه سياست گذار و مدبّر امور كسى باشد «ربّ» گفته مى شود (برگرفته از مصباح).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 52 - 10
10 - جهل و نسيان دو آفت عمده تدبير و مديريت است .
لايضلّ ربّى و لاينسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 83 - 12
12 - حكمت و علم، دو شرط لازم در تدبير و مديريت است.
و تلك حجتنا . .. إن ربك حكيم عليم
«رب» در لغت به معناى مدير و مربى آمده است. توصيف رب در آيه به علم و حكمت، گذشته از دلالت آن بر علم و حكمت خداوند، اشاره اى به ضرورت وجود اين دو در تدبير و مديريت مى تواند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 74 - 16
16 - بندگان خالص خدا ، از خداوند خواستار در دست داشتن اداره جامعه متقين و مردم تقوا پيشه اند .
و اجعلنا للمتّقين إمامًا
برداشت فوق، بر اين اساس استوار است كه مقصود از «امام» امامت و پيشوايى سياسى و اجتماعى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 63 - 13
13 - توجه به خالقيت ، رازقيت و مديريت خدا ، زمينه ساز حمد او است .
و لئن سألتهم من خلق . .. و سخّر ... اللّه يبسط الرزق ...و لئن سألتهم من نزّل ...
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 3 - 6
6 - تدبير و تربيت بايد همراه با مهربانى و عطوفت باشد .
رب العلمين. الرحمن الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 51 - 7
7- مستدل و منطقى كردن دستورات ، شيوه اى مطلوب و پسنديده و روشى براى ايجاد رغبت در پايبندى به آن
لاتتخذوا إلهين اثنين إنما هو إله وحد
تعليل «إنما هو إله واحد» براى نهى «لاتتخذوا» مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 51 - 11
11- استفاده از نيرو هاى گمراه و گمراه كننده در مديريت ها و مراكز تصميم گيرى جامعه ، امرى ناروا و شيوه اى غيرالهى است .
و ما كنت متّخذ المضلّين عضدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 86 - 14
14- تفويض برخى اختيارات به مديران و رهبران ، در محدوده وظايف شان ، امرى لازم است .
قلنا يذا القرنين إمّا أن تعذّب و إمّا أن تتّخذ فيهم حسنًا
خداوند ذوالقرنين را در تصميم گيرى براى نحوه برخورد با اقوام مغرب، مخيّر گذاشت، ديگران نيز بايد اين را سرمشق خود قرار دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 95 - 11
11- جذب هميارى توده ها در انجام پروژه هاى عظيم و مردمى ، از اصول مديريت است .
فأعينونى بقوة أجعل بينكم و بينهم ردمًا
از آن جا كه خداوند، راه صحيح هر كار و اسباب آن را به ذى القرنين نمايانده بود، او، خواهان همكارى مردم در انجام طرح مى شود و اين نشان از آن دارد كه «ساختن» بدون ايجاد «فرهنگ سازندگى» كارساز نيست و از طريق مشاركت و حسّ هميارى است كه مى توان به اين اهداف نائل گرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 15 - 11
11 - لزوم گوش فرا دادن به سخنان زيردستان و مأموران ، در باره مشكلات ونارسايى هايشان و دلجويى كردن از آنان با اطمينان دادن به رفع آنها
قال ربّ إنّى أخاف أن يكذّبون . .. و لهم علىّ ذنب... قال كلاّ فاذهبا بايتنا إنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 15
15 - قدرت و آگاهى ، پشتوانه مديريت و تدبير شايسته
خلق الأرض . .. ذلك تقدير العزيز العليم
آمدن صفت «عزيز» و «عليم» پس از بيان آسمان، زمين و. .. اشاره به اين واقعيت دارد كه آفرينش زيبا و مستحكم، تكيه بر قدرت و علم دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 124 - 13
13 - لزوم آزمون و احراز شايستگى افراد ، قبل از انتخاب آنان براى مديريت و رهبرى جامعه
و إذ ابتلى إبرهيم ربه بكلمت فاتمهن قال إنى جاعلك للناس إماماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 7
7 - لياقت و برترى ، از شرايط سرپرستى و مديريت
الرّجال قوّامون على النساء بما فضّل اللّه بعضهم على بعض
چون حق مديريت مردان بر زنان به لحاظ برترى آنان دانسته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 58 - 3
3 - لياقت و اهل بودن ، شرط واگذارى مسؤوليت ها و مقام ها به افراد
انّ اللّه يأمركم ان تؤدّوا الامانات الى اهلها
از مهمترين مصاديق امانت، مسؤوليتها و مقامهايى است كه در اجتماع به افراد واگذار مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 102 - 7
7 - ضرورت پرهيز آدمى از پذيرش مسؤوليتهايى كه در عمل بدان پايبند نخواهد بود .
لاتسئلوا عن اشياء . .. ثم اصبحوا بها كفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 80 - 17
17 - علم و آگاهى، لازمه حتمى براى تدبير و مديريت است.
إلا أن يشاء ربى شيئا و سع ربى كل شىء علما
ابراهيم(ع) تدبير و جريان ربوبيت الهى را در جهان در پرتو علم محيط خداوند دانسته است. در اينجا بايد يك اصل كلى مورد نظر و مقبول باشد كه اساس تدبير صحيح در پرتو علم ميسر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 83 - 12
12 - حكمت و علم، دو شرط لازم در تدبير و مديريت است.
و تلك حجتنا . .. إن ربك حكيم عليم
«رب» در لغت به معناى مدير و مربى آمده است. توصيف رب در آيه به علم و حكمت، گذشته از دلالت آن بر علم و حكمت خداوند، اشاره اى به ضرورت وجود اين دو در تدبير و مديريت مى تواند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 55 - 12
12- دانش و توان ، دو شرط اساسى براى مديريت و تصدى وزارت
اجعلنى . .. إنى حفيظ عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 51 - 4
4- آفريننده هر چيز ، تواناترين و شايسته ترين فرد براى اداره و تدبير آن است .
أفتتخدونه و ذرّيّته أولياء من دونى . .. ما أشهدتّهم خلق السموت والأرض و لاخلق أ
خداوند، براى رد صلاحيت شياطين در ولىّ بودن، به نقش نداشتن آنان در آفرينش استناد و در نقطه مقابل، بر ولىّ مطلق بودن خود با توجه به اين كه خود، آفريننده تمامى هستى است، تصريح كرده است. توجه به اين نكات، رساننده برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 64 - 12
12- نظارت كامل و دقيق و كاستن از ميزان فراموشى ها و يا از بين بردن آنها ، تضمين كننده مديريت بهينه است .
و ما نتنزّل إلاّ بأمر ربّك . .. و ما كان ربّك نسيًّا
از جمله شرايط ضرورى در كار مديريت دقيق و مستحكم، راه نداشتن فراموشى در مجرى و ناظر است. در اين آيه نيز از زبان ملائكه، برنامه كامل نظارت الهى بر تمام جوانب هستى و نيز راه نداشتن فراموشى در كار او، مورد تأكيد قرار گرفته است. حاصل اين مقدمات، آن است كه در كار اجرا و نظارت الهى، هيچ سهو و خطايى راه ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 6 - 5
5 - اداره هر مجموعه ، به آگاهى از آن ، نياز دارد .
يدبّر الأمر . .. علم الغيب و الشهدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 20 - 8
8 - ارتباط هميشگى با خداوند ، نيرومندى ، حكمت ، توانايى بر فيصله دادن به امور و داشتن منطق قوى در جداسازى حق از باطل ، از شرايط لازم رهبران و مديران جامعه در نگاه وحى
واذكر عبدنا داود ذاالأيد إنّه أوّاب . .. و شددنا ملكه و ءاتينه الحكمة و فصل الخ
برداشت ياد شده از مجموع اوصافى كه خداوند براى داوود(ع) به عنوان حاكم و فرمانروا ذكر كرده است، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 80 - 17
17 - علم و آگاهى، لازمه حتمى براى تدبير و مديريت است.
إلا أن يشاء ربى شيئا و سع ربى كل شىء علما
ابراهيم(ع) تدبير و جريان ربوبيت الهى را در جهان در پرتو علم محيط خداوند دانسته است. در اينجا بايد يك اصل كلى مورد نظر و مقبول باشد كه اساس تدبير صحيح در پرتو علم ميسر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 83 - 12
12 - حكمت و علم، دو شرط لازم در تدبير و مديريت است.
و تلك حجتنا . .. إن ربك حكيم عليم
«رب» در لغت به معناى مدير و مربى آمده است. توصيف رب در آيه به علم و حكمت، گذشته از دلالت آن بر علم و حكمت خداوند، اشاره اى به ضرورت وجود اين دو در تدبير و مديريت مى تواند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 55 - 12
12- دانش و توان ، دو شرط اساسى براى مديريت و تصدى وزارت
اجعلنى . .. إنى حفيظ عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 6 - 5
5 - اداره هر مجموعه ، به آگاهى از آن ، نياز دارد .
يدبّر الأمر . .. علم الغيب و الشهدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 55 - 12
12- دانش و توان ، دو شرط اساسى براى مديريت و تصدى وزارت
اجعلنى . .. إنى حفيظ عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 130 - 14
14 - بهره ورى صحيح از امكانات ، نيازمند به حكمت و كاردانى است .
و كان اللّه وسعاً حكيماً
توصيف خداوند به حكيم بودن پس از توصيف او به «واسع» بودن، اشاره به اين است كه چون توانمندى حكيم است، مى تواند امور انسانها را تدبير كند. بنابراين قدرت و امكانات بدون حكمت، كارساز نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 58 - 3
3 - لياقت و اهل بودن ، شرط واگذارى مسؤوليت ها و مقام ها به افراد
انّ اللّه يأمركم ان تؤدّوا الامانات الى اهلها
از مهمترين مصاديق امانت، مسؤوليتها و مقامهايى است كه در اجتماع به افراد واگذار مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 54 - 9
9- پادشاه مصر در عصر يوسف ، فردى با فراست و از حكمت و تدبير برخوردار بود .
و قال الملك ائتونى به أستخلصه لنفسى فلما كلّمه قال إنك اليوم لدينا مكين أمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 28 - 5
5 - ولايت و سرپرستى ، ضرورت نظام اجتماعى *
لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء
به نظر مى آيد تعيين ولى و سرپرست در آيه، مفروغ عنه گرفته شده و تنها نسبت به مصداق آن تذكر داده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 121 - 6
6 - رهبرى قواى نظامى ، بخشى ضرورى از مديريّت جامعه اسلامى
و اذ غدوت من اهلك تبوّىء المؤمنين مقاعد للقتال
چون پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عنوان مدير جامعه اسلامى، امور مربوط به قواى نظامى را نيز رهبرى مى كرده، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 28 - 4،6،10
4 - سرپرستى و مديريّت در جامعه اسلامى ، مخصوص مؤمنان است .
لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء من دون المؤمنين
6 - ايمان ، ملاكى مهم براى شايستگى مديريّت و سرپرستى در نظام اسلامى
لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء من دون المؤمنين
10 - جايگاه مهم ولايت و سرپرستى در نظام اجتماعى اسلام
لا يتّخذ المؤمنون . .. و من يفعل ذلك فليس من اللّه فى شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 150 - 3
3 - ناشايستگى كافران براى ولايت و سرپرستى و يارى جامعه ايمانى
ان تطيعوا الّذين كفروا . .. بل اللّه موليكم و هو خير النّاصرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 229 - 26
26 - سرپرستى و مديريّت مرد در خانواده *
الطلاق مرّتان فامساك بمعروف او تسريح باحسان و لا يحل لكم . .. فاولئك هم الظالمون
چون حفظ و از هم پاشيدن بناى خانواده به دست مردان است، بنابراين سرپرستى و مديريّت خانواده به عهده اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 1،2،6،11،18
1 - مديريّت و سرپرستى زنان هر جامعه بر عهده مردان است .
الرجال قوّامون على النّساء
در برداشت فوق، كلمه «الرجال» و «النساء»، مطلق مردان و زنان گرفته شده، نه خصوص شوهران و همسران آنان. قوّام به كسى گفته مى شود كه تدبير و اصلاح ديگرى را بر عهده دارد.
2 - شوهران ، وظيفه دار سرپرستى و مديريت همسران خويش
الرجال قوّامون على النّساء
به قرينه «بما انفقوا»، مراد از «الرجال» شوهران و «النساء» همسران آنان خواهد بود ; زيرا هزينه زندگى زنان بر عهده شوهران خويش است و نفقه مطلق زنان بر عهده مردان نيست.
6 - برترى مردان بر زنان ، فلسفه تشريع حق سرپرستى و مديريت آنان بر همسران خويش
الرّجال قوّامون على النساء بما فضّل اللّه بعضهم على بعض
11 - تأمين هزينه هاى زندگى از سوى مردان ، فلسفه تشريع حق مديريت و سرپرستى آنان بر همسران خويش
الرّجال قوّامون على النساء . .. و بما انفقوا من اموالهم
18 - سلامت خانواده در گرو مديريت مرد ، تأمين زندگى از سوى او ، و اطاعت و حفظ حقوق شوهر از سوى زن است .
الرجال قوّامون على النساء . .. و بما انفقوا ... فالصّالحات قانتات حافظات للغيب
چون در ذيل آيه و آيات بعد به مسأله اختلافات خانوادگى پرداخته است، معلوم مى شود كه توصيه ها و قوانين مطرح شده براى جلوگيرى از اختلافات و به خطر افتادن سلامت خانواده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 128 - 1
1 - لزوم پيشگيرى از به هم خوردن سلامت خانواده ، در صورت ناسازگارى شوهر وظيفه اى بر عهده زنان
و إن امراة خافت من بعلها . .. فلاجناح عليهما ان يصلحا بينهما صلحاً
كلمه «خافت»، بيانگر ترس از وقوع است، نه خود وقوع.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 63 - 10
10- تسلّط و مديريت يعقوب ( ع ) بر خانواده و فرزندان خويش
يأبانا منع منا الكيل فأرسل معنا أخانا نكتل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 45 - 5
5 - توانايى بر اداره جامعه و داشتن بصيرت و روشن بينى ، از شرايط رهبران جامعه دينى
إبرهيم وإسحق و يعقوب أُولى الأيدى و الأبصر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 18 - 5
5 - وجود شعور ، نظام رهبرى و مديريت و نيز سازمان اطلاع رسانى در مورچگان
قالت نملة . .. لايحطمنّكم سليمن و جنوده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 96 - 9
9- ذوالقرنين ، بر احداث سد و مراحل آن ، نظارت و مديريت مستقيم داشت .
ءاتونى . .. قال انفخوا ... ءاتونى أُفرغ عليه قطرًا
ذكر ضماير به صورت «متكم وحده»، جملگى، گواه معشرت و نظارت دقيق ذوالقرنين بر احداث سد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 121 - 5
5 - آگاهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به فنون نظامى و قدرت مديريّت ايشان در عمليات مسلّحانه عليه دشمنان دين
و اذ غدوت من اهلك تبوّىء المؤمنين مقاعد للقتال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 1،11،18،19
1 - مديريّت و سرپرستى زنان هر جامعه بر عهده مردان است .
الرجال قوّامون على النّساء
در برداشت فوق، كلمه «الرجال» و «النساء»، مطلق مردان و زنان گرفته شده، نه خصوص شوهران و همسران آنان. قوّام به كسى گفته مى شود كه تدبير و اصلاح ديگرى را بر عهده دارد.
11 - تأمين هزينه هاى زندگى از سوى مردان ، فلسفه تشريع حق مديريت و سرپرستى آنان بر همسران خويش
الرّجال قوّامون على النساء . .. و بما انفقوا من اموالهم
18 - سلامت خانواده در گرو مديريت مرد ، تأمين زندگى از سوى او ، و اطاعت و حفظ حقوق شوهر از سوى زن است .
الرجال قوّامون على النساء . .. و بما انفقوا ... فالصّالحات قانتات حافظات للغيب
چون در ذيل آيه و آيات بعد به مسأله اختلافات خانوادگى پرداخته است، معلوم مى شود كه توصيه ها و قوانين مطرح شده براى جلوگيرى از اختلافات و به خطر افتادن سلامت خانواده است.
19 - اطاعت از شوهر و حفظ حقوق وى ، وظيفه زن در برابر حق سرپرستى و تأمين زندگى وى از سوى مرد است .
الرجال قوّامون . .. و بما انفقوا ... فالصّالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ اللّ
مراد از «بما حفظ اللّه»، حقوقى است كه خداوند براى زنان مقرر كرده و آنها را بر عهده مردان قرار داده است. و «باء» مقابله در «بما حفظ» مى رساند كه لزوم اطاعت و حفظ حقوق شوهران در مقابل تعهداتى است كه خداوند بر عهده شوهران قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 5 - 5
5 - سوگند خداوند به فرشتگان مدير و مدبّر
فالمدبّرت أمرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 5 - 10
10- تلاش يعقوب ( ع ) براى پيشگيرى از برخورد هاى نامناسب فرزندانش با يكديگر
لاتقصص رءياك على إخوتك فيكيدوا لك كيدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 63 - 10
10- تسلّط و مديريت يعقوب ( ع ) بر خانواده و فرزندان خويش
يأبانا منع منا الكيل فأرسل معنا أخانا نكتل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 164 - 6
6 - مردمى بودن از شرايط رهبران و مسؤولين جامعه
لقد منّ اللّه على المؤمنين اذ بعث فيهم رسولا من انفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 28 - 6
6 - ايمان ، ملاكى مهم براى شايستگى مديريّت و سرپرستى در نظام اسلامى
لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء من دون المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 3 - 6
6 - تدبير و تربيت بايد همراه با مهربانى و عطوفت باشد .
رب العلمين. الرحمن الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 64 - 12
12- نظارت كامل و دقيق و كاستن از ميزان فراموشى ها و يا از بين بردن آنها ، تضمين كننده مديريت بهينه است .
و ما نتنزّل إلاّ بأمر ربّك . .. و ما كان ربّك نسيًّا
از جمله شرايط ضرورى در كار مديريت دقيق و مستحكم، راه نداشتن فراموشى در مجرى و ناظر است. در اين آيه نيز از زبان ملائكه، برنامه كامل نظارت الهى بر تمام جوانب هستى و نيز راه نداشتن فراموشى در كار او، مورد تأكيد قرار گرفته است. حاصل اين مقدمات، آن است كه در كار اجرا و نظارت الهى، هيچ سهو و خطايى راه ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 20 - 5،6
5 - نظارت دقيق سليمان بر سپاه و نيرو هاى تحت فرمان خويش
و تفقّد الطير . .. أم كان من الغائبين
6 - احتياط و خويشتن دارى سليمان در برخورد با نيرو هاى تحت امر خويش
فقال ما لى لاأرى الهدهد أم كان من الغائبين
سليمان، بى درنگ هدهد را متهم به تخلّف نكرد; بلكه ابتدا ناپيدا بودن هدهد را مربوط به خطاى ديد خودش دانست. اين در حالى است كه قدرتمندان قبل از هر چيز خشم گرفته و نيروى تحت فرمان خود را متهم مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 90 - 17
17 - هارون ( ع ) ، داراى برنامه اى مشخص براى مقابله با گوساله پرستى و احياى توحيد در بنى اسرائيل بود .
أطيعوا أمرى
دعوت هارون(ع) از بنى اسرائيل به اطاعت فرمان هاى او، پس از فرمان «اتّبعونى»، حاكى از آن است كه وى براى بنى اسرائيل در صورت پيروى آنان از او، دستور العمل هايى را تدارك ديده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 93 - 3،4
3 - خداوند پيش از نزول عذاب بر مردم مدين با ارسال شعيب و ابلاغ پيام هاى خويش بر آنان اتمام حجت كرد .
لقد أبلغتكم رسلت ربى و نصحت لكم
4 - شعيب ( ع ) هنگام خروجش از ميان مردم مدين ، اتمام حجت الهى بر آنان را به ايشان گوشزد كرد .
فتولى عنهم و قال يقوم لقد أبلغتكم رسلت ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 93 - 6
6- شعيب ( ع ) پس از اتمام حجت بر مردم و لجاجت پيشگى آنان ، در انتظار سرنوشت شوم آنان بود .
وارتقبوا إنى معكم رقيب
«رقيب» در آيه شريفه به معناى منتظر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 85 - 15،17
15 - بينه ارائه شده به مردم مدين ، از ناحيه خداوند و براى تربيت و رشد آنان بوده است .
قد جاءتكم بينة من ربكم
برداشت فوق با توجه به كلمه «رب»، كه به معناى رشد دهنده و تربيت كننده است، استفاده شده است.
17 - هلاكت اقوام مشرك و فسادگر پيشين و رهايى موحدان آن اقوام از عذاب هاى دنيوى ، دليلى روشنگر فراسوى قوم شعيب
قد جاءتكم بينة من ربكم
برخى به قرينه آيات گذشته، برآنند كه مراد از «بينة» در آيه مورد بحث سرگذشت اقوامى است كه مشركانشان بر اثر شركورزى، تكذيب انبيا و ابتلا به فسادهاى اجتماعى، به عذاب گرفتار آمدند و موحدان صلاح پيشه از آن عذابها رهايى يافتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 87 - 10
10 - شعيب ( ع ) از مؤمنان و كافران قوم خويش خواست با وانهادن داورى به خداوند از تعرض به يكديگر پرهيز كنند .
إن كان طائفة منكم ءامنوا . .. و طائفة لم يؤمنوا ... فاصبروا حتى يحكم اللّه بيننا
برداشت فوق بر اين اساس است كه خطاب در «فاصبروا» علاوه بر مؤمنان متوجه كافران نيز باشد. در اين صورت مراد از صبر در «فاصبروا» عدم تعرض به يكديگر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 84 - 29
29- « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قول الله : « إنى أراكم بخير » قال : كان سعرهم رخيصاً ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خدا كه فرموده: «إنى أراكم بخير» روايت شده است: قيمت اجناس در بين آنان ارزان بود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 90 - 6
6 - مؤمنانِ به رسالت شعيب ( ع ) مصمّم بر آيين توحيد و متابعت شعيب ( ع ) در خروج از شهر مدين
لئن اتبعتم شعيباً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 88 - 1
1 - گروهى از اشراف قوم شعيب ( ع ) از سر تكبر و خودبرتربينى به وى و رسالتهايش كافر شدند .
قال الملأ الذين استكبروا من قومه
برداشت فوق بر اين اساس است كه «الذين استكبروا» قيدى احترازى باشد. بر اين مبنا اشراف به دو طايفه مستكبران و غير مستكبران تقسيم مى شوند. قابل ذكر است كه مراد از استكبار، كفرورزى است كه براى تبيين علت كفر به جاى «كفروا»، «استكبروا» استعمال شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 87 - 3
3- مردم مدين ، نماز ها و عبادت هاى شعيب ( ع ) را مورد تمسخر و استهزاى خويش قرار مى دادند .
أصلوتك تأمرك أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا
استفهام در جمله «أصلوتك . ..» به داعى استهزا و تمسخر ايراد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 88 - 3،4،8،9
3 - اشراف كفرپيشه قوم مدين ، سردمداران مبارزه با شعيب و رسالت هاى وى
قال الملأ الذين استكبروا من قومه لنخرجنك
4 - كبرورزى و خودبرتربينى اشراف كفرپيشه مدين ، ريشه مبارزه آنان با شعيب و رسالت هاى او
قال الملأ الذين استكبروا من قومه لنخرجنك
8 - اشراف كفرپيشه مدين بازگشت به آيين ملى آن سامان را شرط رهايى شعيب و همگامانش از خطر تبعيد اعلان كردند .
لنخرجنك . .. او لتعودن فى ملتنا
9 - اشراف كفرپيشه مدين در تلاشى پيگير براى تحميل آيين خويش بر شعيب و مؤمنان به وى
او لتعودن فى ملتنا
جمله «او لتعودن» مى رساند كه هدف از تصميم قوم مدين بر تبعيد شعيب و همگامانش بازگرداندن آنان به آيين شرك است. بنابراين همه تهديدات به سبب تحميل اين عقيده باطل بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 90 - 1،4،5،7
1 - اشراف كفرپيشه مدين در تلاش براى بازداشتن مردم از ايمان به رسالت شعيب و پيروى از فرمان هاى او
و قال الملأ الذين كفروا من قومه لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون
مراد از متابعت در «اتبعتم» مى تواند پيروى از آيين و دستورات شعيب باشد. در اين صورت مخاطبان اين كلمه (اتبعتم) عموم مردم هستند. همچنين مى تواند مراد از آن پيروى از شعيب در خروج از شهر مدين باشد. در اين صورت مؤمنانِ به شعيب مخاطبانِ «اتبعتم» خواهند بود. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
4 - گرايش به توحيد و رعايت عدل در خريد و فروش و امور اقتصادى ، مايه خسارت در ديدگاه اشراف كفرپيشه قوم مدين
لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون
برداشت فوق با توجه به آيه 85، كه بيانگر پيامهاى شعيب است، به دست مى آيد.
5 - شعيب ( ع ) پس از اعلان پايداريش بر توحيد و رد پيشنهاد اشراف كفرپيشه ( بازگشت به آيين شرك ) ، خروج از ديار مدين را برگزيد .
لئن اتبعتم شعيباً
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «اتبعتم شعيباً»، پيروى از شعيب(ع) در خروج از شهر مدين باشد.
7 - اشراف كفرپيشه مدين با تأكيد بر خسارتبار بودن همراهى شعيب ( ع ) ، در تلاش براى بازداشتن مؤمنان از متابعت او و خارج شدن از شهر مدين
و قال الملأ . .. لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 88 - 8
8 - اشراف كفرپيشه مدين بازگشت به آيين ملى آن سامان را شرط رهايى شعيب و همگامانش از خطر تبعيد اعلان كردند .
لنخرجنك . .. او لتعودن فى ملتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 90 - 3
3 - اشراف كفرپيشه مدين با ياد كردن سوگند ، پذيرش رسالت شعيب و پيروى از دستورات او را ، امرى زيان آور معرفى مى كردند .
لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 88 - 9
9 - اشراف كفرپيشه مدين در تلاشى پيگير براى تحميل آيين خويش بر شعيب و مؤمنان به وى
او لتعودن فى ملتنا
جمله «او لتعودن» مى رساند كه هدف از تصميم قوم مدين بر تبعيد شعيب و همگامانش بازگرداندن آنان به آيين شرك است. بنابراين همه تهديدات به سبب تحميل اين عقيده باطل بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 90 - 7
7 - اشراف كفرپيشه مدين با تأكيد بر خسارتبار بودن همراهى شعيب ( ع ) ، در تلاش براى بازداشتن مؤمنان از متابعت او و خارج شدن از شهر مدين
و قال الملأ . .. لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 94 - 1
1- خداوند ، در پى اصرار مردم مدين بر شركورزى و نپذيرفتن تعاليم شعيب ( ع ) ، آنان را به عذابى سخت گرفتار ساخت .
و لما جاء أمرنا
مراد از «أمر» عذاب نازل شده بر قوم شعيب است. اضافه آن به ضمير «نا» حكايت از بزرگى آن عذاب دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 85 - 24
24 - شعيب ( ع ) ، مردم خويش را از فسادگرى در زمين نهى كرد .
و لاتفسدوا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 85 - 6
6- شعيب ( ع ) ، مردم خويش را از فسادگرى در سراسر پهنه گيتى برحذر داشت .
و لاتعثوا فى الأرض مفسدين
«عُثو» (مصدر لاتعثوا) به معناى فسادگرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 36 - 12
12 - مردم مدين ، رويكردى تبهكارانه و فسادبرانگيز داشته اند .
و لاتعثوا فى الأرض مفسدين
ذكر نهى «لاتعثوا» در نخستين دعوت شعيب(ع) و به همراه دعوت به توحيد و آخرت، احتمال دارد به خاطر اين بوده است كه آنان، مفسد بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 91 - 1
1- مردم مدين ، از درك كردن و فهميدن بسيارى از تعاليم شعيب ( ع ) محروم بوده و بدان اعتراف مى كردند .
قالوا يشعيب ما نفقه كثيرًا مما تقول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 11
11 - جمعيت بيشتر ، امكانات برتر و قدرت فزونتر قوم نوح ، عاد ، ثمود ، قوم ابراهيم و اصحاب مدين در مقايسه با منافقان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)
كالذين من قبلكم كانوا أشد منكم قوة . .. ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح ...
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 85 - 21
21 - ابتلاى قوم شعيب به كمفروشى و بى عدالتى در امور اقتصادى ، بارزترين انحراف اجتماعى - اقتصادى آنان بود .
فأوفوا الكيل و الميزان و لا تبخسوا الناس أشياءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 85 - 21
21 - ابتلاى قوم شعيب به كمفروشى و بى عدالتى در امور اقتصادى ، بارزترين انحراف اجتماعى - اقتصادى آنان بود .
فأوفوا الكيل و الميزان و لا تبخسوا الناس أشياءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 87 - 6
6- پايبندى به آداب و رسوم پدران و نياكان ، دليل و انگيزه قوم شعيب در پرستش معبود هاى دروغين
أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا
مراد از «ما» در «ما يعبد . ..» بتها و معبودهاست. توصيف آنها با جمله «يعبد آباؤنا» بيانگر علت اصرار آنان بر تمسك به بتهاست. بنابراين مفاد عبارت «أن نترك ...» چنين است: ما بتها را ترك نمى كنيم; زيرا پدرانمان آنها را مى پرستيدند و همچنان به پرستش آنها ادامه مى دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 23 - 5
5 - دامدارى ، شغل اصلى مردم مدين در زمان ورود موسى ( ع ) به آن سرزمين
وجد عليه أُمّة من الناس يسقون
جمعيت انبوه چوپانان براى آب دادن به دام ها، نشان دهنده مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 91 - 1،2،3،5
1- مردم مدين ، از درك كردن و فهميدن بسيارى از تعاليم شعيب ( ع ) محروم بوده و بدان اعتراف مى كردند .
قالوا يشعيب ما نفقه كثيرًا مما تقول
2- منفعت پرستى ، حرام خوارى ، تعصب و قوم گرايى عامل هاى بازدارنده مردم مدين از انديشه كردن در تعاليم شعيب ( ع ) و فهميدن آنها
قالوا يشعيب ما نفقه كثيرًا مما تقول
3- مردم مدين ، بسيارى از تعاليم شعيب ( ع ) را ، سخنانى سخيف و بى فايده مى شمردند و شايسته اعتنا كردن نمى دانستند .
ما نفقه كثيرًا مما تقول
مراد از جمله «ما نفقه . ..» (بسيارى از سخنانت را نمى فهميم) مى تواند معناى حقيقى آن باشد; يعنى، واقعاً توان درك تعاليم تو را نداريم، مسأله توحيد براى ما لاينحل است، محدود دانستن مالك در تصرف اموال خويش قابل هضم نيست و ... و مى تواند كنايه
از نامعقول بودن و نا به جا و بى ثمر بودن باشد; يعنى، پيامهاى تو آن قدر سخيف است كه شايسته تأمّل كردن و فهميدن و عمل كردن نيست. برداشت فوق، ناظر به احتمال دوم است.
5- مردم مدين ، نفوذ پيام هاى شعيب ( ع ) در مردم و پياده كردن رسالتهايش در جامعه را ، نامحتمل شمردند .
قالوا يشعيب ما نفقه كثيرًا مما تقول و إنا لنريك فينا ضعيفًا
جمله «ما نفقه . ..» به ضميمه «و إنا لنراك ...» در حقيقت استدلالى است بر نامحتمل دانستن موفقيت شعيب(ع). مردم مدين با جمله هاى فوق، بيان مى دارند كه: آنان سخنان شعيب(ع) را درك نمى كنند و به آنها اعتنايى ندارند تا به او رايش پيدا كنند. و خود او نيز توان و قدرتى ندارد تا با قوّه قهريه، افكار و آرايش را بر مردم تحميل كند. بنابراين راهى براى موفقيت او نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 91 - 9
9- خاندان شعيب ، قبيله اى شايسته احترام در نزد مردم مدين
لولا رهطك لرجمنك
«رهط» به گروه و دسته اى گفته مى شود كه از ده نفر تجاوز نكند و آن گاه كه به كلمه اى همانند رجل اضافه شود (رهط الرجل) به معناى قبيله ، قوم و خاندان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 92 - 2
2- شعيب ( ع ) از مردم خويش خواست با در نظر گرفتن عزت و شكوه خداوند ، معارف و احكام الهى را بپذيرند .
أرهطى أعزّ عليكم من الله
با توجه به اينكه جمله «أرهطى أعزّ . ..» پاسخ شعيب(ع) در برابر «لولا رهطك ...» است، مى توان گفت: مقصود او اين است كه اگر به خاطر عزت خاندانم مرا سنگسار نمى كنيد، چرا عزت و شكوه خداوند را - كه از هر كسى عزتمندتر است - در نظر نمى آوريد و غير او را پرستش مى كنيد و ....
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 87 - 14،15،17
14- شعيب ( ع ) شخصيتى با درايت و راه يافته حتى در ديدگاه كافران قوم خويش
إنك لأنت الحليم الرشيد
از معانى «حِلم» عقل و درايت است و «حليم» در جمله فوق، از آن مشتق شده است. «الرشيد» به معناى راه يافته و هدايت شده است. قابل ذكر است كه مقصود مردم مدين از هدايت يافتگى شعيب(ع)، هدايت در امور اجتماعى و اخلاقى و مانند آنهاست.
15- شعيب ( ع ) ، حتى در ميان كافران قومش ، به دارا بودن اخلاق نيكو شهرت داشت .
إنك لأنت الحليم الرشيد
17- مردم مدين ، مبارزه شعيب ( ع ) با پرستش خدايان اهل شرك را ، خلاف درايت و رشد او مى شمردند .
أو أن نفعل فى أمولنا ما نشؤا إنك لأنت الحليم الرشيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 89 - 1
1- مردم مدين ، به مخالفت با شعيب ( ع ) برخاسته و با او عداوت و دشمنى كردند .
لايجرمنّكم شقاقى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 91 - 6،11
6- شعيب ( ع ) ، در ديدگاه مردم مدين مستحق كيفر و مجازات و سنگسار شدن بود .
و لولا رهطك لرجمنك
11- مردم مدين ، شعيب ( ع ) را به خاطر مبارزه اش عليه شركورزى و بى عدالتى ، فاقد كرامت دانسته و شايسته احترام نمى شمردند .
و ما أنت علينا بعزيز
«عزيز» به معناى محترم و بزرگوار و نيز به معناى شكست ناپذير مى باشد. مراد از آن در آيه شريفه معناى اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 92 - 1
1- مردم مدين در عصر شعيب ( ع ) ، خداوند را كاملاً به فراموشى سپرده و از شكوه و عزت او غافل بودند .
أرهطى أعزّ عليكم من الله واتخذتموه ورآءكم ظهريًّا
«ظهرىّ» به چيزى گفته مى شود كه آدمى آن را به پشت سر مى اندازد و كنايه از چيز فراموش شده اى است كه اعتنايى به آن نمى شود و از آن جايى كه جمله «اتخذتموه ورآءكم»، (خداوند را پشت سر انداختيد) نيز كنايه از «خدا را فراموش كرديد» مى باشد، كلمه «ظهريّاً» حال مؤكده خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 91 - 10
10- عزت و احترام قبيله شعيب در نزد مردم مدين ، مانع آنان از كيفر دادن و سنگسار كردن آن حضرت
و لولا رهطك لرجمنك
از آن جا كه مردم مدين تصريح مى كنند كه شعيب(ع) در ميان آنان ضعيف است، معلوم مى شود مقصود آنان از «لولا رهطك» اين معنا نيست كه آنان توان مقابله با خاندان او را ندارند; بلكه - به قرينه «ما أنت علينا بعزيز» و «أرهطى أعز. ..» در آيه بعد - مراد از «لولا رهطك»، «لولا عزة قومك و كرامتهم عندنا ...» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 92 - 3
3 - تكذيب كنندگان شعيب ( ع ) ، خود به فرجام زيانبارى كه براى مؤمنان پيش بينى مى كردند ، گرفتار شدند .
لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرين . .. الذين كذبوا شعيباً كأن لم يغنوا فيها
حصرى كه از ضمير فصل استفاده مى شود حصر قلب است. يعنى بيان مى كند كه پندار كفرپيشگان (زيانكارى مؤمنان) باطل است و خود آنان زيانكار هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 87 - 9
9 - شعيب ( ع ) ، مؤمنان به رسالت خويش را به داورى خداوند و پيروزى بر كافران نويد داد .
فاصبروا حتى يحكم اللّه بيننا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 85 - 21
21 - ابتلاى قوم شعيب به كمفروشى و بى عدالتى در امور اقتصادى ، بارزترين انحراف اجتماعى - اقتصادى آنان بود .
فأوفوا الكيل و الميزان و لا تبخسوا الناس أشياءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 84 - 17
17- كم فروشى و بى عدالتى در امور اقتصادى ، رفتارى شايع در ميان قوم شعيب
و لاتنقصوا المكيال و الميزان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 87 - 8
8- پايبندى جوامع به آرا و آداب باطل پيشينيان ، مانع بروز انديشه هاى نو و برحق در ميان آنان است .
أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 91 - 3،4،5،6،11
3- مردم مدين ، بسيارى از تعاليم شعيب ( ع ) را ، سخنانى سخيف و بى فايده مى شمردند و شايسته اعتنا كردن نمى دانستند .
ما نفقه كثيرًا مما تقول
مراد از جمله «ما نفقه . ..» (بسيارى از سخنانت را نمى فهميم) مى تواند معناى حقيقى آن باشد; يعنى، واقعاً توان درك تعاليم تو را نداريم، مسأله توحيد براى ما لاينحل است، محدود دانستن مالك در تصرف اموال خويش قابل هضم نيست و ... و مى تواند كنايه از نامعقول بودن و نا به جا و بى ثمر بودن باشد; يعنى، پيامهاى تو آن قدر سخيف است كه شايسته تأمّل كردن و فهميدن و عمل كردن نيست. برداشت فوق، ناظر به احتمال دوم است.
4- شعيب ( ع ) در نظر مردم مدين ، به خاطر نداشتن پشتيبان و ياور ، ضعيف و ناتوان بود .
و إنا لنريك فينا ضعيفًا
كلمه «فينا» (در ميان ما) گوياى اين است كه مردم مدين حضرت شعيب(ع) را در قياس با مخالفانش ناتوان مى شمردند; نه اينكه او را شخصى ضعيف و ناتوان بدانند و لذا در برداشت «به خاطر نداشتن ياور» آورده شد.
5- مردم مدين ، نفوذ پيام هاى شعيب ( ع ) در مردم و پياده كردن رسالتهايش در جامعه را ، نامحتمل شمردند .
قالوا يشعيب ما نفقه كثيرًا مما تقول و إنا لنريك فينا ضعيفًا
جمله «ما نفقه . ..» به ضميمه «و إنا لنراك ...» در حقيقت استدلالى است بر نامحتمل دانستن موفقيت شعيب(ع). مردم مدين با جمله هاى فوق، بيان مى دارند كه: آنان سخنان شعيب(ع) را درك نمى كنند و به آنها اعتنايى ندارند تا به او رايش پيدا كنند. و خود او نيز توان و قدرتى ندارد تا با قوّه قهريه، افكار و آرايش را بر مردم تحميل كند. بنابراين راهى براى موفقيت او نيست.
6- شعيب ( ع ) ، در ديدگاه مردم مدين مستحق كيفر و مجازات و سنگسار شدن بود .
و لولا رهطك لرجمنك
11- مردم مدين ، شعيب ( ع ) را به خاطر مبارزه اش عليه شركورزى و بى عدالتى ، فاقد كرامت دانسته و شايسته احترام نمى شمردند .
و ما أنت علينا بعزيز
«عزيز» به معناى محترم و بزرگوار و نيز به معناى شكست ناپذير مى باشد. مراد از آن در آيه شريفه معناى اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 92 - 10
10- سيطره خداوند بر رفتارها ، عزت و شكوه برتر او و ضرورت احساس حضور در پيشگاه او ، پاسخ شعيب ( ع ) به سخنان نا به جا و نارواى مردم مدين
و إنا لنريك فينا ضعيفًا . .. قال يقوم أرهطى أعزّ عليكم من الله... إن ربى بما ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 78 - 3
3- « قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : إن مدين و أصحاب الأيكة أُمتان بعث الله إليهما شعيباً ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: مدين و اصحاب الأيكة دو امت بودند كه خدا حضرت شعيب(ع) را به سوى آنان مبعوث گردانيد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 84 - 2
2- رسالت شعيب ( ع ) در محدوده مردم مدين بود .
و إلى مدين أخاهم شعيبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 36 - 3
3 - رسالت شعيب ( ع ) ، در محدوده شهر مدين بود .
و إلى مدين أخاهم شعيبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 84 - 9،15،17،18،19
9- قوم شعيب ، مردمى مشرك و روى گردان از پرستش خداوند
اعبدوا الله ما لكم من إله غيره
15- شعيب ( ع ) ، با آگاه ساختن قوم خويش به نبود معبودى جز خدا ، آنان را به توحيد و ترك شرك دعوت كرد .
قال يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره
17- كم فروشى و بى عدالتى در امور اقتصادى ، رفتارى شايع در ميان قوم شعيب
و لاتنقصوا المكيال و الميزان
18- قوم شعيب ، برخوردار از نعمت هاى الهى و بهره مند از مكنت و دارايى
إنى أريكم بخير
رؤيت (مصدر أرى) به معناى ديدن و مشاهده كردن است. «باء» در «بخير» براى ملابست مى باشد. مراد از «خير» - به دليل جمله قبل (لاتنقصوا ...) - وسعت روزى و مال و ثروت است. در نتيجه معنا چنين مى شود: شما داراى مال و ثروتيد، پس بهانه اى نيست كه به كم فروشى و مانند آن روى آوريد.
19- قوم شعيب ، على رغم برخوردارى از مكنت و دارايى و بى نيازى در گذران زندگى ، به كلاه بردارى و كم فروشى روى آورده بودند .
لاتنقصوا . .. إنى أريكم بخير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 89 - 1،6
1- مردم مدين ، به مخالفت با شعيب ( ع ) برخاسته و با او عداوت و دشمنى كردند .
لايجرمنّكم شقاقى
6- قوم لوط پيش از قوم شعيب مى زيسته و ميان آنها فاصله زمانى زيادى نبوده است .
و ما قوم لوط منكم ببعيد
دور نبودن قوم لوط از قوم شعيب - كه جمله «و ما قوم لوط . ..» حكايت از آن دارد - مى تواند ناظر به قرب مكانى باشد و نيز مى تواند ناظر به قرب زمانى باشد. تصريح نكردن آيه شريفه به يكى از دو مورد ، نشانه آن است كه هر دو لحاظ، مورد نظر مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 91 - 3،5
3- مردم مدين ، بسيارى از تعاليم شعيب ( ع ) را ، سخنانى سخيف و بى فايده مى شمردند و شايسته اعتنا كردن نمى دانستند .
ما نفقه كثيرًا مما تقول
مراد از جمله «ما نفقه . ..» (بسيارى از سخنانت را نمى فهميم) مى تواند معناى حقيقى آن باشد; يعنى، واقعاً توان درك تعاليم تو را نداريم، مسأله توحيد براى ما لاينحل است، محدود دانستن مالك در تصرف اموال خويش قابل هضم نيست و ... و مى تواند كنايه از نامعقول بودن و نا به جا و بى ثمر بودن باشد; يعنى، پيامهاى تو آن قدر سخيف است كه شايسته تأمّل كردن و فهميدن و عمل كردن نيست. برداشت فوق، ناظر به احتمال دوم است.
5- مردم مدين ، نفوذ پيام هاى شعيب ( ع ) در مردم و پياده كردن رسالتهايش در جامعه را ، نامحتمل شمردند .
قالوا يشعيب ما نفقه كثيرًا مما تقول و إنا لنريك فينا ضعيفًا
جمله «ما نفقه . ..» به ضميمه «و إنا لنراك ...» در حقيقت استدلالى است بر نامحتمل دانستن موفقيت شعيب(ع). مردم مدين با جمله هاى فوق، بيان مى دارند كه: آنان سخنان شعيب(ع) را درك نمى كنند و به آنها اعتنايى ندارند تا به او رايش پيدا كنند. و خود او نيز توان و قدرتى ندارد تا با قوّه قهريه، افكار و آرايش را بر مردم تحميل كند. بنابراين راهى براى موفقيت او نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 93 - 2
2- نااميدى و يأس شعيب ( ع ) از ايمان آوردن كفرپيشگان مردم مدين
اعملوا على مكانتكم . .. سوف تعلمون ... وارتقبوا
جمله هايى نظير «هرچه از دستتان برمى آيد كوتاهى نكنيد ، بر مواضع ناصوابتان بمانيد ، به زودى خواهيد دانست و منتظر باشيد» سخنانى است كه آدمى پس از يأس و نااميدى ، به زبان مى آورد. گفتنى است كه: «ارتقاب» (مصدر ارتقبوا) به معناى انتظار كشيدن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 94 - 7،11،12،13
7- كفرپيشگان قوم شعيب ، با غرشى مهيب به هلاكت رسيدند .
و أخذت الذين ظلموا الصيحة
11- كفرپيشگان قوم شعيب ، بر اثر عذاب الهى به رو بر زمين افتادند و هلاك گشتند .
فأصبحوا فى ديرهم جثمين
«جثوم» (مصدر جاثمين) به معناى به زمين چسبيدن و حركت نكردن است و برخى آن را به معناى فرو افتادن بر سينه دانسته اند (لسان العرب).
12- صيحه و غرشى كه مردم مدين را فرا گرفت ، توان حركت و بيرون آمدن از خانه ها را از آنان سلب كرد .
و أخذت الذين ظلموا الصيحة فأصبحوا فى ديرهم جثمين
«فى ديارهم» متعلق به «جاثمين» است و دلالت بر اين دارد كه: قوم شعيب در خانه هايشان به هلاكت رسيدند. بيان اين معنا حكايت از آن دارد كه صيحه و غرّش مهيب، آن چنان بود كه مردم مدين نتوانستند از خانه ها - كه طبعاً آدمى در اين موارد آن را ترك مى كند - بيرون آيند.
13- كفرپيشگان قوم شعيب ، شب هنگام به عذاب گرفتار شدند و در صبحگاهش به هلاكت رسيدند .
فأصبحوا فى ديرهم جثمين
«أصبحوا» مى تواند به معناى «دخلوا فى الصباح» (به صبح وارد شدند) باشد و نيز مى تواند به معناى «صاروا» (شدند و گشتند) باشد. بر اساس معناى نخست، جمله «فأصبحوا» دلالت مى كند كه هلاكت قوم شعيب در آغاز صبحدم بوده است و صيحه و غرش - به قرينه «فاء» در «فأصبحوا» - پيش از صبح; يعنى، در شب تحقق يافته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 95 - 1
1- عذاب نازل شده بر مردم مدين ، موجب نابودى آنان و از ميان رفتن آثار زندگانى در ديار ايشان شد .
كأن لم يغنوا فيها
«غنىً» (مصدر لم يغنوا) به معناى اقامت كردن و سكنى گزيدن است. ضمير در «فيها» به «ديار» در آيه قبل برمى گردد و جمله «كأن لم يغنوا فيها»; يعنى، گويا قوم شعيب در ديارشان اقامت نكرده بودند و اين كنايه از نابودى آن ديار و محو شدن آثار زندگانى در آن جاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 100 - 1
1- داستان اقوامى چون فرعونيان ، قوم نوح ، هود ، صالح ، لوط و شعيب ( ع ) ، از داستان هاى مهم تاريخ بشرى است .
ذلك من أنباء القرى
«أنباء» جمع نبأ است و نبأ - چنان چه در مفردات راغب آمده - به خبرى گفته مى شود كه داراى فايده بزرگ است. «قرى» (جمع قرية) به معناى آباديهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 44 - 2
2 - انكار رسالت شعيب ( ع ) و متهم شدن او به دروغ گويى از سوى مردم مدين
فقد كذّبت . .. و أصحب مدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 36 - 5،12
5 - شعيب ( ع ) ، دل سوزِ مردم مدين بود و با آنان ، رابطه عاطفى و مهربانانه داشت .
و إلى مدين أخاهم شعيبًا فقال يقوم
احتمال دارد كه «أخاهم»، براساس روابط خويشاوندى، گفته شده باشد و احتمال دارد كه كنايه از شفقّت و برخورد برادرانه او با مردم مدين باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است.
12 - مردم مدين ، رويكردى تبهكارانه و فسادبرانگيز داشته اند .
و لاتعثوا فى الأرض مفسدين
ذكر نهى «لاتعثوا» در نخستين دعوت شعيب(ع) و به همراه دعوت به توحيد و آخرت، احتمال دارد به خاطر اين بوده است كه آنان، مفسد بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 37 - 2،3،4
2 - به دنبال تكذيب شعيب ( ع ) از سوى مردم مدين ، زلزله اى هلاكت بار ، آنان را فراگرفت و از پا درآورد .
فكذّبوه فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين
3 - عذاب زلزله قوم شعيب ، چنان بود كه با رخداد آن ، مردم مدين ، بى درنگ از پا درآمدند .
فكذّبوه فأخذتهم الرجفة فأصبحوا
عطف «أصبحوا» با «فاء» - كه براى عدم تراخى است - بر «أخذتهم» دلالت بر هلاكت بى درنگ مى كند. گفتنى است. «أصبحوا» احتمال دارد به معناى «صاروا» باشد و احتمال دارد به معناى «دخلوا فى الصبح» باشد. بنابر احتمال نخست، نكته ياد شده قابل استفاده است.
4 - زلزله مدين ، در شب رخ داد .
فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين
احتمال دارد كه «أصبحوا» به معناى «دخلوا فى الصبح» باشد. بنابراين، زلزله، در شب اتفاق افتاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 23 - 5
5 - دامدارى ، شغل اصلى مردم مدين در زمان ورود موسى ( ع ) به آن سرزمين
وجد عليه أُمّة من الناس يسقون
جمعيت انبوه چوپانان براى آب دادن به دام ها، نشان دهنده مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 45 - 7
7 - بيان سرگذشت اهل مدين از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى مردم - با اين كه خود آن حضرت در ميان مدينيان اقامت نداشت - نشانه ديگرى بر رسالت آن حضرت است .
و ما كنت ثاويًا فى أهل مدين تتلوا عليهم ءايتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 84 - 17،19
17- كم فروشى و بى عدالتى در امور اقتصادى ، رفتارى شايع در ميان قوم شعيب
و لاتنقصوا المكيال و الميزان
19- قوم شعيب ، على رغم برخوردارى از مكنت و دارايى و بى نيازى در گذران زندگى ، به كلاه بردارى و كم فروشى روى آورده بودند .
لاتنقصوا . .. إنى أريكم بخير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 85 - 3،4
3- كم فروشى و بى عدالتى در امور اقتصادى ، بارزترين انحراف اقتصادى قوم شعيب
و يقوم أوفوا المكيال و الميزان بالقسط
4- شعيب ( ع ) ، از قوم خويش خواست تا به هنگام خريد ، اجناس مردم را كم تعدادتر و كم ارزش تر از آنچه هست ، جلوه ندهند .
و لاتبخسوا الناس أشياءهم
«بخس»; يعنى، كم كردن و عيب گرفتن (المصباح المنير).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 91 - 2
2- منفعت پرستى ، حرام خوارى ، تعصب و قوم گرايى عامل هاى بازدارنده مردم مدين از انديشه كردن در تعاليم شعيب ( ع ) و فهميدن آنها
قالوا يشعيب ما نفقه كثيرًا مما تقول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 84 - 21
21- قوم شعيب ، مردمى برخوردار از نعمتِ فهم و درايت
إنى أريكم بخير
جمله «إنى أراكم بخير» را مى توان تعليل براى «اعبدوا الله . ..» نيز دانست. بر اين مبنا، مراد از «خير» عقل و درايت است; زيرا تعليل گرايش به يكتاپرستى با داشتن عقل و درايت، سازگار است. در نتيجه حاصل معناى «اعبدوا الله ... إنى أراكم بخير» چنين مى شود: شما برخوردار از عقل و خرد هستيد، پس به يكتاپرستى روى آوريد. از شما به دور است كه مشرك باشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 87 - 6
6- پايبندى به آداب و رسوم پدران و نياكان ، دليل و انگيزه قوم شعيب در پرستش معبود هاى دروغين
أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا
مراد از «ما» در «ما يعبد . ..» بتها و معبودهاست. توصيف آنها با جمله «يعبد آباؤنا» بيانگر علت اصرار آنان بر تمسك به بتهاست. بنابراين مفاد عبارت «أن نترك ...» چنين است: ما بتها را ترك نمى كنيم; زيرا پدرانمان آنها را مى پرستيدند و همچنان به پرستش آنها ادامه مى دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 37 - 1
1 - مردم مدين ، رسالت شعيب ( ع ) را نپذيرفتند و او را تكذيب كردند .
و إلى مدين أخاهم شعيبًا . .. فكذّبوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 86 - 4
4 - كافران قوم شعيب در تلاش مستمر براى بد جلوه دادن راه خدا
و تصدون عن سبيل اللّه من ءامن به و تبغونها عوجاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 88 - 2
2 - اشراف كفرپيشه مدين ، شعيب و مؤمنان به رسالتش را به تبعيد دسته جمعى تهديد كردند .
لنجرجنك يشعيب و الذين ءامنوا معك من قريتنا
«معك» مى تواند متعلق به «لنخرجنك» باشد. بر اين مبنا «لنخرجنك» حاكى از تبعيد دسته جمعى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 93 - 1،4
1- شعيب ( ع ) از سر تهديد و هشدار ، از كفرپيشگان لجوج خواست تا همچنان بر مواضع نادرستشان پافشارى كنند .
و يقوم اعملوا على مكانتكم
4- شعيب ( ع ) ، كفرپيشگان قومش را به عذابى خواركننده هشدار داد .
سوف تعلمون من يأتيه عذاب يخزيه . .. وارتقبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 86 - 13
13 - شعيب ، كافران قوم خويش را به گرفتار آمدن به فرجامى همانند سرنوشت فسادگران پيشين تهديد كرد .
و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 87 - 8
8 - شعيب ( ع ) ، كافران قوم خويش را به داورى خدا و گرفتارسازى آنان به عقوبت هاى الهى در دنيا تهديد كرد .
و طائفة لم يؤمنوا فاصبروا حتى يحكم اللّه بيننا
با توجه به ذيل آيه 89 (ربنا افتح . .. ) معلوم مى شود مقصود شعيب از داورى خداوند، تحقق امرى است كه نابودى كافران در دنيا و در نتيجه پيروزى اهل ايمان را در پى خواهد داشت. چنانچه مخاطب در «فاصبروا» خصوص كافران باشد، اين معنا از وضوح بيشترى برخوردار خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 86 - 2،3
2 - كافران قوم شعيب بر سر هر كوى و برزن مؤمنان به خدا را مورد تهديد قرار مى دادند و آنان را از سلوك راه خدا بازمى داشتند .
و لا تقعدوا بكل صرط توعدون و تصدون عن سبيل اللّه من ءامن به
«ايعاد» مصدر «توعدون» به معناى تهديد كردن و به شكنجه و أمثال آن ترساندن است. «من ءامن» مربوط به فعل «توعدون» و «تصدون» است و به اصطلاح اهل ادب مفعولى است «متنازع فيه». گفتنى است كه در برداشت فوق ضمير در «به» به «اللّه» برگردانده شده است.
3 - شعيب از مردم خويش خواست تا دست از تهديد اهل ايمان بردارند و آنان را از پيمودن راه خدا بازندارند .
و لا تقعدوا بكل صرط توعدون و تصدون عن سبيل اللّه من ءامن به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 88 - 2
2 - اشراف كفرپيشه مدين ، شعيب و مؤمنان به رسالتش را به تبعيد دسته جمعى تهديد كردند .
لنجرجنك يشعيب و الذين ءامنوا معك من قريتنا
«معك» مى تواند متعلق به «لنخرجنك» باشد. بر اين مبنا «لنخرجنك» حاكى از تبعيد دسته جمعى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 92 - 8
8- شعيب ( ع ) با بيان سيطره خداوند بر رفتار كفرپيشگان مدين ، تهديد هاى آنان را به هيچ انگاشت .
لولا رهطك لرجمنك . .. إن ربى بما تعملون محيط
چنان چه مراد از احاطه خدا بر اعمال، سيطره و حاكميت او بر اعمال باشد، هدف شعيب(ع) از آوردن «ربّى»، «إن ربى . ..» و نگفتن «إن الله ...» اين است كه چون اعمال شما در سيطره خداست و او رب و مدبر من است، اجازه نخواهد داد بر من غلبه كنيد و اگر غلبه نيز كرديد، آن را در راستاى تدبير و تربيت من قرار مى دهد; پس در هر حال مرا از تهديدهاى شما باكى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 86 - 2
2 - كافران قوم شعيب بر سر هر كوى و برزن مؤمنان به خدا را مورد تهديد قرار مى دادند و آنان را از سلوك راه خدا بازمى داشتند .
و لا تقعدوا بكل صرط توعدون و تصدون عن سبيل اللّه من ءامن به
«ايعاد» مصدر «توعدون» به معناى تهديد كردن و به شكنجه و أمثال آن ترساندن است. «من ءامن» مربوط به فعل «توعدون» و «تصدون» است و به اصطلاح اهل ادب مفعولى است «متنازع فيه». گفتنى است كه در برداشت فوق ضمير در «به» به «اللّه» برگردانده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 93 - 5
5- مردم مدين ، شعيب ( ع ) را به دروغ گويى در ادعاى نبوت و رسالت متهم مى كردند .
سوف تعلمون . .. من هو كذب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 44 - 2
2 - انكار رسالت شعيب ( ع ) و متهم شدن او به دروغ گويى از سوى مردم مدين
فقد كذّبت . .. و أصحب مدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 84 - 18،19
18- قوم شعيب ، برخوردار از نعمت هاى الهى و بهره مند از مكنت و دارايى
إنى أريكم بخير
رؤيت (مصدر أرى) به معناى ديدن و مشاهده كردن است. «باء» در «بخير» براى ملابست مى باشد. مراد از «خير» - به دليل جمله قبل (لاتنقصوا ...) - وسعت روزى و مال و ثروت است. در نتيجه معنا چنين مى شود: شما داراى مال و ثروتيد، پس بهانه اى نيست كه به كم فروشى و مانند آن روى آوريد.
19- قوم شعيب ، على رغم برخوردارى از مكنت و دارايى و بى نيازى در گذران زندگى ، به كلاه بردارى و كم فروشى روى آورده بودند .
لاتنقصوا . .. إنى أريكم بخير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 87 - 9
9- جوانان و ميانسالان مردم مدين ، مخاطبان اصلى شعيب ( ع ) در ابلاغ معارف الهى به آنان
أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا
فعل مضارع «يعبد» حاكى است كه مقصود از «آباؤنا» تنها نسلهاى پيشين مخاطبان نيست; بلكه پدران فعلى آنان كه زنده هستند نيز مورد نظر مى باشد. بنابراين مخاطبان طبعاً جوانان و ميانسالان خواهند بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 23 - 3،4
3 - ورود موسى ( ع ) به محل آب شرب مدين هم زمان با آمدن چوپانان براى آب دادن دام هايشان
و لمّا ورد ماء مدين وجد عليه أُمّة من الناس يسقون
4 - روبرو شدن موسى ( ع ) با جمعيت انبوهى از چوپانان بر سر آب مدين
و لمّا ورد ماء مدين وجد عليه أُمّة من الناس يسقون
كلمه «أُمّة» به جماعتى از مردم گفته مى شود و نكره آمدن آن،نشان دهنده كثرت چوپانان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 12
12- شعيب ( ع ) ، على رغم آلودگى جامعه اش به حرام خوارى ، از روزى حلال و نيكو بهره مند بود .
يقوم أوفوا المكيال و الميزان . .. و رزقنى منه رزقًا حسنًا
از اينكه شعيب(ع) مبادلات و معاملات مردم مدين را ظالمانه خواند و آن گونه درآمدها را ناپسند شمرد و سپس فرمود: من از روزى نيكو برخوردار هستم ، مى توان اين احتمال را موجّه دانست كه مراد از «رزقاً حسناً» روزيهاى مادى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 91 - 2
2- منفعت پرستى ، حرام خوارى ، تعصب و قوم گرايى عامل هاى بازدارنده مردم مدين از انديشه كردن در تعاليم شعيب ( ع ) و فهميدن آنها
قالوا يشعيب ما نفقه كثيرًا مما تقول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 84 - 7
7- مردم مدين ، به وجود خداوند معتقد بودند .
قال يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 36 - 8
8 - مردم مدين ، به وجود خداوند معتقد بودند .
يقوم اعبدوا اللّه
از دعوت حضرت شعيب(ع)، به عبادت خدا، استفاده مى شود كه اصل وجود خدا، براى مردم مدين، مسلّم و مُحرَز بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 89 - 6
6 - شعيب ( ع ) در آخرين پاسخ خويش به خواسته كافران مدين ، بازگشت خود و همگامانش را به آيين شرك امرى ناممكن دانست .
و ما يكون لنا أن نعود فيها إلا أن يشاء اللّه ربنا
جمله «ما يكون لنا . .. » كه حكايت از عدم امكان بازگشت به آيين شرك دارد، هم مى تواند به معناى عدم امكان تكوينى باشد و هم مى تواند مراد از آن عدم امكان تشريعى (ناشايست بودن و جايز نبودن) باشد. برداشت فوق براساس احتمال اول است. گفتنى است كه بر مبناى اول، مشيت الهى (إلا أن يشاء اللّه) مشيت تكوينى است و بر اساس احتمال دوم، مشيت الهى، مشيت تشريعى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 36 - 2
2 - شعيب ( ع ) ، با مردم مدين ، خويشاوندى داشت .
و إلى مدين أخاهم شعيبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 23 - 5
5 - دامدارى ، شغل اصلى مردم مدين در زمان ورود موسى ( ع ) به آن سرزمين
وجد عليه أُمّة من الناس يسقون
جمعيت انبوه چوپانان براى آب دادن به دام ها، نشان دهنده مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 89 - 1
1- مردم مدين ، به مخالفت با شعيب ( ع ) برخاسته و با او عداوت و دشمنى كردند .
لايجرمنّكم شقاقى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 84 - 6،15،16
6- دعوت به پرستش خداى يكتا ، مهمترين و نخستين پيام شعيب ( ع ) براى مردم مدين بود .
قال يقوم اعبدوا الله
15- شعيب ( ع ) ، با آگاه ساختن قوم خويش به نبود معبودى جز خدا ، آنان را به توحيد و ترك شرك دعوت كرد .
قال يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره
16- شعيب ( ع ) ، از مردم خويش خواست تا از مقدار پيمانه ها و وزنه ها ، نكاهند و از كم فروشى بپرهيزند .
و لاتنقصوا المكيال و الميزان
«مكيال» به معناى پيمانه است. ناقص گذاردن پيمانه، يا به اين است كه آن را كم حجم تر از حد متعارف بسازند يا پيمانه متعارف را پر نكنند. «ميزان» هم به معناى ترازوست. ناقص گذاردن ترازو، يا به اين است كه وزنه هاى مورد استفاده در آن كمتر از حد معمول باشد يا جنس پرداخت شده، كمتر از مقدار وزنه هاى آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 85 - 1،2
1- شعيب ( ع ) ، از مردم خويش خواست تا در فروش اجناس ، پيمانه ها را پر كنند و از وزنه هاى ترازو نكاهند .
و يقوم أوفوا المكيال و الميزان بالقسط
«مكيال»; يعنى «پيمانه» و ايفاى آن به اين است كه گنجايش پيمانه مورد استفاده كمتر از حد متعارف نباشد و تا حد معمول آن پر شود. و ايفاى ميزان به اين است كه مقدار وزنه هاى مورد استفاده، كمتر از حد معمول نباشد و جنس پرداخت شده، كمتر از مقدار وزنه ها نباشد.
2- شعيب ( ع ) ، دعوت كننده مردم به برقرار ساختن قسط و عدالت در معاملات خويش
و يقوم أوفوا المكيال و الميزان بالقسط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 90 - 3
3- شعيب ( ع ) ، مردم مدين را به استغفار از گناهان ، حركت به سوى خدا و تقرب يافتن به درگاه او فراخواند .
واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 92 - 2
2- شعيب ( ع ) از مردم خويش خواست با در نظر گرفتن عزت و شكوه خداوند ، معارف و احكام الهى را بپذيرند .
أرهطى أعزّ عليكم من الله
با توجه به اينكه جمله «أرهطى أعزّ . ..» پاسخ شعيب(ع) در برابر «لولا رهطك ...» است، مى توان گفت: مقصود او اين است كه اگر به خاطر عزت خاندانم مرا سنگسار نمى كنيد، چرا عزت و شكوه خداوند را - كه از هر كسى عزتمندتر است - در نظر نمى آوريد و غير او را پرستش مى كنيد و ....
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 88 - 10،11
10 - اهل مدين در زمان شعيب داراى آيينى غير الهى
أو لتعودن فى ملتنا
11 - مؤمنان به شعيب ( ع ) پيش از ايمان به وى هم مسلك با مردم مدين در پيروى از آيين غير الهى
أو لتعودن فى ملتنا
عَوْد (مصدر لتعودن) به معناى بازگشتن است. بنابراين «لتعودن» دلالت مى كند كه مؤمنان به شعيب(ع) تا پيش از ايمان به وى با مردم مدين هم مسلك بودند. قابل ذكر است كه اطلاق اين معنا بر شعيب(ع) از باب تغليب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 90 - 11
11- شعيب ( ع ) ، واسطه شمول رحمت خداوند بر توبه كنندگان قومش
واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه إن ربى رحيم ودود
چون خطاب در «استغفروا ربكم» متوجه مردم است، ظاهر آن بود كه به جاى «إن ربى» گفته مى شد «إن ربكم . ..». اين جابه جايى مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه: خداوند به واسطه پيامبرانش، مردمان را مشمول رحمت و محبت خويش قرار مى دهد و آنان، مجراى فيض الهى بر بندگانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 37 - 2،4،5
2 - به دنبال تكذيب شعيب ( ع ) از سوى مردم مدين ، زلزله اى هلاكت بار ، آنان را فراگرفت و از پا درآورد .
فكذّبوه فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين
4 - زلزله مدين ، در شب رخ داد .
فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين
احتمال دارد كه «أصبحوا» به معناى «دخلوا فى الصبح» باشد. بنابراين، زلزله، در شب اتفاق افتاده است.
5 - زلزله مدين ، به قدرى شديد و هلاكت بار بود كه مردم آن شهر ، نتوانستند از خانه هايشان بيرون بروند و در داخل همان خانه ها ، به زانو درآمدند .
فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 88 - 11
11 - مؤمنان به شعيب ( ع ) پيش از ايمان به وى هم مسلك با مردم مدين در پيروى از آيين غير الهى
أو لتعودن فى ملتنا
عَوْد (مصدر لتعودن) به معناى بازگشتن است. بنابراين «لتعودن» دلالت مى كند كه مؤمنان به شعيب(ع) تا پيش از ايمان به وى با مردم مدين هم مسلك بودند. قابل ذكر است كه اطلاق اين معنا بر شعيب(ع) از باب تغليب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 92 - 10
10- سيطره خداوند بر رفتارها ، عزت و شكوه برتر او و ضرورت احساس حضور در پيشگاه او ، پاسخ شعيب ( ع ) به سخنان نا به جا و نارواى مردم مدين
و إنا لنريك فينا ضعيفًا . .. قال يقوم أرهطى أعزّ عليكم من الله... إن ربى بما ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 92 - 3
3- شعيب ( ع ) مردم مدين را به خاطر غفلت از خدا و رعايت نكردن جانب او ، توبيخ و سرزنش كرد .
أرهطى أعزّ عليكم من الله واتخذتموه ورآءكم ظهريًّا
استفهام در جمله «أرهطى . ..» انكار توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 90 - 3
3 - اشراف كفرپيشه مدين با ياد كردن سوگند ، پذيرش رسالت شعيب و پيروى از دستورات او را ، امرى زيان آور معرفى مى كردند .
لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 90 - 3
3 - اشراف كفرپيشه مدين با ياد كردن سوگند ، پذيرش رسالت شعيب و پيروى از دستورات او را ، امرى زيان آور معرفى مى كردند .
لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 85 - 10
10 - مردم مدين مشرك بودند .
و إلى مدين . .. ما لكم من إله غيره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 84 - 9
9- قوم شعيب ، مردمى مشرك و روى گردان از پرستش خداوند
اعبدوا الله ما لكم من إله غيره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 87 - 4،5،6
4- قوم شعيب و پدرانشان ، مردمى مشرك و پرستشگر معبودى غير از خداى يكتا
أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا
5- شعيب ( ع ) ، مردمان را به ترك پرستش غير خدا فرا مى خواند و عليه شركورزى قومش مبارزه مى كرد .
أصلوتك تأمرك أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا
6- پايبندى به آداب و رسوم پدران و نياكان ، دليل و انگيزه قوم شعيب در پرستش معبود هاى دروغين
أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا
مراد از «ما» در «ما يعبد . ..» بتها و معبودهاست. توصيف آنها با جمله «يعبد آباؤنا» بيانگر علت اصرار آنان بر تمسك به بتهاست. بنابراين مفاد عبارت «أن نترك ...» چنين است: ما بتها را ترك نمى كنيم; زيرا پدرانمان آنها را مى پرستيدند و همچنان به پرستش آنها ادامه مى دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 87 - 4
4- قوم شعيب و پدرانشان ، مردمى مشرك و پرستشگر معبودى غير از خداى يكتا
أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 89 - 1
1 - شعيب ( ع ) در پاسخ اشراف كفرپيشه مدين ، گرايش به آيين شرك را افترا بر خداوند دانست .
قد افترينا على اللّه كذبا إن عدنا فى ملتكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 90 - 5
5 - شعيب ( ع ) پس از اعلان پايداريش بر توحيد و رد پيشنهاد اشراف كفرپيشه ( بازگشت به آيين شرك ) ، خروج از ديار مدين را برگزيد .
لئن اتبعتم شعيباً
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «اتبعتم شعيباً»، پيروى از شعيب(ع) در خروج از شهر مدين باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 85 - 2،3،4
2 - رسالت شعيب در محدوده مردم مدين
و إلى مدين أخاهم شعيباً
3 - وجود رابطه خويشاوندى و نَسبى ميان شعيب و مردم مدين
و إلى مدين أخاهم شعيباً
از اينكه شعيب برادر مردم مدين خوانده شده، يا اشاره به خويشى وى با مردم مدين دارد و يا حكايت از آن دارد كه او حتى پيش از نبوتش، انسانى دلسوز براى قوم خويش بوده است. برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.
4 - شعيب ، پيامبرى دلسوز و با محبت نسبت به مردم مدين
و إلى مدين أخاهم شعيباً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 93 - 10
10 - شعيب ( ع ) با توجه به كفرورزى مردم خويش ، دريغ و تأسف بر هلاكت آنان را ناروا خواند .
فكيف ءاسى على قوم كفرين
لحن جمله «يقوم . .. » حكايت از دريغ و تأسف شعيب دارد و جمله «كيف ءاسى ... » دلالت مى كند كه تأسف بر هلاكت كفرپيشگان نارواست. گويا شعيب هنگامى كه قومش را مشرف به هلاكت يافت بر آنان افسوس خورد و سپس كفرورزى آنان را ملاحظه كرد و آنان را مستحق اين هلاكت دانست و لذا نتيجه گرفت كه نبايد بر هلاكت ايشان افسوس خورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 84 - 3
3- وجود رابطه خويشاوندى و نسبى ميان شعيب ( ع ) و مردم مدين
و إلى مدين أخاهم شعيبًا
مراد از «أخاهم» اين است كه شعيب(ع) با اهل مدين ، خويشاوند بود و يا اينكه او براى آنان ، دلسوزى مى كرد. برداشت فوق ، بر اساس احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 90 - 3
3- شعيب ( ع ) ، مردم مدين را به استغفار از گناهان ، حركت به سوى خدا و تقرب يافتن به درگاه او فراخواند .
واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 92 - 8،10
8- شعيب ( ع ) با بيان سيطره خداوند بر رفتار كفرپيشگان مدين ، تهديد هاى آنان را به هيچ انگاشت .
لولا رهطك لرجمنك . .. إن ربى بما تعملون محيط
چنان چه مراد از احاطه خدا بر اعمال، سيطره و حاكميت او بر اعمال باشد، هدف شعيب(ع) از آوردن «ربّى»، «إن ربى . ..» و نگفتن «إن الله ...» اين است كه چون اعمال شما در سيطره خداست و او رب و مدبر من است، اجازه نخواهد داد بر من غلبه كنيد و اگر غلبه نيز كرديد، آن را در راستاى تدبير و تربيت من قرار مى دهد; پس در هر حال مرا از تهديدهاى شما باكى نيست.
10- سيطره خداوند بر رفتارها ، عزت و شكوه برتر او و ضرورت احساس حضور در پيشگاه او ، پاسخ شعيب ( ع ) به سخنان نا به جا و نارواى مردم مدين
و إنا لنريك فينا ضعيفًا . .. قال يقوم أرهطى أعزّ عليكم من الله... إن ربى بما ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 93 - 1
1- شعيب ( ع ) از سر تهديد و هشدار ، از كفرپيشگان لجوج خواست تا همچنان بر مواضع نادرستشان پافشارى كنند .
و يقوم اعملوا على مكانتكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 36 - 5
5 - شعيب ( ع ) ، دل سوزِ مردم مدين بود و با آنان ، رابطه عاطفى و مهربانانه داشت .
و إلى مدين أخاهم شعيبًا فقال يقوم
احتمال دارد كه «أخاهم»، براساس روابط خويشاوندى، گفته شده باشد و احتمال دارد كه كنايه از شفقّت و برخورد برادرانه او با مردم مدين باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 88 - 12،13
12 - آيين مردم مدين ، آيينى منفور و كريه در ديدگاه شعيب ( ع ) و پيروان او
أو لو كنا كرهين
13 - شعيب ( ع ) با اظهار تنفر خود و پيروانش از آيين مردم مدين ، انتظار پذيرش آن آيين را انتظارى شگفت و بى جا دانست .
قال أو لو كنا كرهين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 20
20- هدف شعيب ( ع ) از مخالفت با آداب و رسوم مردم مدين و رفتار ناعادلانه آنان ، اصلاح ايشان و از ميان بردن فساد هاى اجتماعى بود .
إن أُريد إلاّ الإصلح ما استطعت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 89 - 6،25
6 - شعيب ( ع ) در آخرين پاسخ خويش به خواسته كافران مدين ، بازگشت خود و همگامانش را به آيين شرك امرى ناممكن دانست .
و ما يكون لنا أن نعود فيها إلا أن يشاء اللّه ربنا
جمله «ما يكون لنا . .. » كه حكايت از عدم امكان بازگشت به آيين شرك دارد، هم مى تواند به معناى عدم امكان تكوينى باشد و هم مى تواند مراد از آن عدم امكان تشريعى (ناشايست بودن و جايز نبودن) باشد. برداشت فوق براساس احتمال اول است. گفتنى است كه بر مبناى اول، مشيت الهى (إلا أن يشاء اللّه) مشيت تكوينى است و بر اساس احتمال دوم، مشيت الهى، مشيت تشريعى است.
25 - شعيب ( ع ) پس از يأس از ايمان مردم كفرپيشه با دعا به درگاه خداوند از وى خواست تا بين او و كفرپيشگان قضاوت كند .
ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق و أنت خير الفتحين
از معانى كلمه «فتح» داورى كردن و قضاوت نمودن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 23 - 5
5 - دامدارى ، شغل اصلى مردم مدين در زمان ورود موسى ( ع ) به آن سرزمين
وجد عليه أُمّة من الناس يسقون
جمعيت انبوه چوپانان براى آب دادن به دام ها، نشان دهنده مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 94 - 8
8- قوم شعيب ، مردمانى ستمكار بودند .
و أخذت الذين ظلموا الصيحة
مقصود از «الذين ظلموا» قوم شعيب است كه به شركورزى ، انكار رسالت شعيب(ع) و كم فروشى و بى عدالتى در داد و ستد اصرار مىورزيدند. تعبير كردن از آنان به ستمكاران ، گوياى برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 101 - 5
5- اقوام هلاك شده گذشته : قوم نوح ، عاديان ، ثموديان ، قوم شعيب و لوط و فرعونيان ، با شركورزى و انكارِ رسالت پيامبران ، بر خويش ستم كردند .
و ما ظلمنهم و لكن ظلموا أنفسهم
مراد از ضمير «هم» و مانند آن در آيه مورد بحث ، اقوامى است كه سرگذشت آنان در سوره هود بيان شده است; يعنى: قوم نوح ، عادو . ...
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 3
3 - تاريخ و سرگذشت اقوام هلاك شده ، چون قوم نوح ، عاد ، ثمود ، قوم ابراهيم ، اصحاب مدين و قوم لوط ، مايه عبرت آدميان
ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 44 - 10
10 - قوم نوح ، عاد ، ثمود ، ابراهيم ، لوط ، اصحاب مدين و فرعونيان ، اقوام هلاك شده با عذاب استيصال
فقد كذّبت قبلهم قوم نوح . .. ثمّ أخذتهم فكيف كان نكير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 94 - 1،7
1- خداوند ، در پى اصرار مردم مدين بر شركورزى و نپذيرفتن تعاليم شعيب ( ع ) ، آنان را به عذابى سخت گرفتار ساخت .
و لما جاء أمرنا
مراد از «أمر» عذاب نازل شده بر قوم شعيب است. اضافه آن به ضمير «نا» حكايت از بزرگى آن عذاب دارد.
7- كفرپيشگان قوم شعيب ، با غرشى مهيب به هلاكت رسيدند .
و أخذت الذين ظلموا الصيحة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 101 - 6
6- عذاب هاى نازل شده بر اقوام گذشته ( فرعونيان ، عاديان و . . . ) كيفرهايى بود كه آنان خود براى خويشتن فراهم آوردند .
و ما ظلمنهم و لكن ظلموا أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 44 - 5،10
5 - خداوند ، اقوام تكذيب گر و كفر پيشه تاريخ را پس از اين كه از فرصت داده شده استفاده نكردند و هم چنان بر كفر و انكار خود پاى فشردند ، با عذاب استيصال نابود كرد .
فأمليت للكفرين ثمّ أخذتهم
«نكير» به معناى انكار (تغيير) است. و مقصود از آن به قرينه آيه بعد، تغيير نعمت به محنت، حيات به مرگ و نابودى و آبادانى به ويرانى است. گفتنى است كه استفهام در جمله «فكيف كان نكير»، استفهام تعجيبى و بيانگر شدت كيفر است.
10 - قوم نوح ، عاد ، ثمود ، ابراهيم ، لوط ، اصحاب مدين و فرعونيان ، اقوام هلاك شده با عذاب استيصال
فقد كذّبت قبلهم قوم نوح . .. ثمّ أخذتهم فكيف كان نكير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 37 - 3،5
3 - عذاب زلزله قوم شعيب ، چنان بود كه با رخداد آن ، مردم مدين ، بى درنگ از پا درآمدند .
فكذّبوه فأخذتهم الرجفة فأصبحوا
عطف «أصبحوا» با «فاء» - كه براى عدم تراخى است - بر «أخذتهم» دلالت بر هلاكت بى درنگ مى كند. گفتنى است. «أصبحوا» احتمال دارد به معناى «صاروا» باشد و احتمال دارد به معناى «دخلوا فى الصبح» باشد. بنابر احتمال نخست، نكته ياد شده قابل استفاده است.
5 - زلزله مدين ، به قدرى شديد و هلاكت بار بود كه مردم آن شهر ، نتوانستند از خانه هايشان بيرون بروند و در داخل همان خانه ها ، به زانو درآمدند .
فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 91 - 3،4،5،7
3 - كافران قوم شعيب شب هنگام به عذاب گرفتار شدند و صبحگاهش به هلاكت رسيدند . *
فأصبحوا فى دارهم جثمين
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «اصبحوا» به معناى «ادخلوا فى الصباح» (داخل در صبح شدند) باشد، نه به معناى «صاروا». بر اين مبنا «فاصبحوا ... » مى رساند كه هلاكت به هنگام صبح اتفاق افتاد و در نتيجه عذاب لرزش پيش از صبح، يعنى درشب، بر كافران قوم شعيب عارض شده است.
4 - كفرپيشگان قوم شعيب بر اثر عذاب الهى ، همگان به رو بر زمين افتادند و هلاك شدند .
فأصبحوا فى دارهم جثمين
«جثوم» به معناى به زمين چسبيدن و حركت نكردن است و برخى گفته اند به معناى فرو افتادن شخص است بر سينه خود.
5 - لرزش شديد و عذاب نازل شده بر قوم شعيب توان حركت و بيرون آمدن از خانه ها را از ايشان سلب كرد .
فأصبحوا فى دارهم جثمين
«فى دارهم» هم مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه نزول عذاب هنگامى بود كه همه و يا اكثر آنان در خانه هايشان استراحت مى كردند و هم مى تواند علاوه بر اين، اشاره به اين داشته باشد كه با احساس لرزش زمين، كه طبعاً آدمى از خانه مى گريزد، قوم شعيب نيز خواستند از خانه ها بيرون شوند، ولى عذاب مهلت نداد و در همانجا به هلاكت رسيدند. با توجه به اينكه «فى دارهم» متعلق به «جثمين» است، اين معنا وضوح بيشترى پيدا مى كند.
7 - نزول عذاب بر كفرپيشگان قوم شعيب ، پاسخ خداوند به درخواست او ( داورى ميان مؤمنان و كافران )
ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق . .. فأخذتهم الرجفة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 91 - 7
7 - نزول عذاب بر كفرپيشگان قوم شعيب ، پاسخ خداوند به درخواست او ( داورى ميان مؤمنان و كافران )
ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق . .. فأخذتهم الرجفة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 92 - 1
1 - عذاب فرود آمده بر تكذيب كنندگان شعيب و كفرپيشگان مدين موجب نابودى آنان و تخريب آثار زندگانى در آن ديار شد .
الذين كذبوا شعيباً كأن لم يغنوا فيها
ضمير در «فيها» به «دار» در آيه قبل برمى گردد و «غنى» مصدر «لم يغنوا» به معناى اقامت كردن و سكونت گزيدن است. بنابراين «كأن لم يغنوا» يعنى گويا قوم شعيب در ديارشان اقامت نكرده بودند. و اين كنايه از نابودى ديار آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 93 - 2
2 - شعيب ( ع ) با دلسوزى بر كافران مشرف به هلاكت ، از آنان اعراض كرد و شهر مدين را ترك گفت .
فتولى عنهم و قال يقوم
لحن آيه و نيز اضافه كلمه «قوم» به ياء متكلم نشان از تحسّر و دلسوزى شعيب به مردم خويش دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 90 - 3،4،7
3 - اشراف كفرپيشه مدين با ياد كردن سوگند ، پذيرش رسالت شعيب و پيروى از دستورات او را ، امرى زيان آور معرفى مى كردند .
لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون
4 - گرايش به توحيد و رعايت عدل در خريد و فروش و امور اقتصادى ، مايه خسارت در ديدگاه اشراف كفرپيشه قوم مدين
لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون
برداشت فوق با توجه به آيه 85، كه بيانگر پيامهاى شعيب است، به دست مى آيد.
7 - اشراف كفرپيشه مدين با تأكيد بر خسارتبار بودن همراهى شعيب ( ع ) ، در تلاش براى بازداشتن مؤمنان از متابعت او و خارج شدن از شهر مدين
و قال الملأ . .. لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 84 - 7
7- مردم مدين ، به وجود خداوند معتقد بودند .
قال يقوم اعبدوا الله ما لكم من إله غيره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 87 - 4
4- قوم شعيب و پدرانشان ، مردمى مشرك و پرستشگر معبودى غير از خداى يكتا
أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 36 - 8
8 - مردم مدين ، به وجود خداوند معتقد بودند .
يقوم اعبدوا اللّه
از دعوت حضرت شعيب(ع)، به عبادت خدا، استفاده مى شود كه اصل وجود خدا، براى مردم مدين، مسلّم و مُحرَز بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 87 - 11
11 - كافران قوم شعيب ، به خدا و داورى او و يارى رسانيش به حقپويان معتقد بودند .
فاصبروا حتى يحكم اللّه بيننا و هو خير الحكمين
چنانچه خطاب در «فاصبروا» متوجه كافران نيز باشد، دعوت شعيب از آنان به صبر تا داورى خدا، بيانگر اين نكته است كه منكران رسالت او معتقد به خداوند بوده اند. تصريح به «بالذى ارسلت به» پس از «ءامنوا» اين معنا را تأييد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 90 - 6
6 - مؤمنانِ به رسالت شعيب ( ع ) مصمّم بر آيين توحيد و متابعت شعيب ( ع ) در خروج از شهر مدين
لئن اتبعتم شعيباً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 87 - 4
4- قوم شعيب و پدرانشان ، مردمى مشرك و پرستشگر معبودى غير از خداى يكتا
أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 91 - 2
2- منفعت پرستى ، حرام خوارى ، تعصب و قوم گرايى عامل هاى بازدارنده مردم مدين از انديشه كردن در تعاليم شعيب ( ع ) و فهميدن آنها
قالوا يشعيب ما نفقه كثيرًا مما تقول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 92 - 1،3
1- مردم مدين در عصر شعيب ( ع ) ، خداوند را كاملاً به فراموشى سپرده و از شكوه و عزت او غافل بودند .
أرهطى أعزّ عليكم من الله واتخذتموه ورآءكم ظهريًّا
«ظهرىّ» به چيزى گفته مى شود كه آدمى آن را به پشت سر مى اندازد و كنايه از چيز فراموش شده اى است كه اعتنايى به آن نمى شود و از آن جايى كه جمله «اتخذتموه ورآءكم»، (خداوند را پشت سر انداختيد) نيز كنايه از «خدا را فراموش كرديد» مى باشد، كلمه «ظهريّاً» حال مؤكده خواهد بود.
3- شعيب ( ع ) مردم مدين را به خاطر غفلت از خدا و رعايت نكردن جانب او ، توبيخ و سرزنش كرد .
أرهطى أعزّ عليكم من الله واتخذتموه ورآءكم ظهريًّا
استفهام در جمله «أرهطى . ..» انكار توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 91 - 1،4،5،6
1 - كفرپيشگان قوم شعيب با گرفتار شدن به لرزشى شديد به هلاكت رسيدند .
فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين
«رجفة» به معناى اضطراب و لرزش است و به قرينه «فاصبحوا . .. » معلوم مى شود كه آن لرزش بسيار شديد بوده است. قابل ذكر است كه «فأخذتهم الرجفة»، (لرزش آنان را فراگرفت) هم مى تواند به اين معنى باشد كه لرزشى شديد به اندام آنان مستولى شد و هم مى تواند به اين معنى باشد كه زمين لرزه شديد آنان را فراگرفت.
4 - كفرپيشگان قوم شعيب بر اثر عذاب الهى ، همگان به رو بر زمين افتادند و هلاك شدند .
فأصبحوا فى دارهم جثمين
«جثوم» به معناى به زمين چسبيدن و حركت نكردن است و برخى گفته اند به معناى فرو افتادن شخص است بر سينه خود.
5 - لرزش شديد و عذاب نازل شده بر قوم شعيب توان حركت و بيرون آمدن از خانه ها را از ايشان سلب كرد .
فأصبحوا فى دارهم جثمين
«فى دارهم» هم مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه نزول عذاب هنگامى بود كه همه و يا اكثر آنان در خانه هايشان استراحت مى كردند و هم مى تواند علاوه بر اين، اشاره به اين داشته باشد كه با احساس لرزش زمين، كه طبعاً آدمى از خانه مى گريزد، قوم شعيب نيز خواستند از خانه ها بيرون شوند، ولى عذاب مهلت نداد و در همانجا به هلاكت رسيدند. با توجه به اينكه «فى دارهم» متعلق به «جثمين» است، اين معنا وضوح بيشترى پيدا مى كند.
6 - هلاكت كافران قوم شعيب و نجات مؤمنان آن قوم ، داورى به حق خداوند در ميان آنان
ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق . .. فأخذتهم الرجفة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 2،6
2 - اطلاع مردم عصر پيامبر از سرنوشت قوم نوح ، عاد ، ثمود ، ابراهيم ، اصحاب مدين و شهر هاى زير و رو شده پيشينيان ( قوم لوط و . . . )
ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت
استفهام در «ألم يأتهم» براى توبيخ است. سرزنش منافقان و كافران به خاطر عبرت نگرفتن از سرنوشت پيشينيان، رساى به اين حقيقت است كه آنان از سرگذشت پيشينيان آگاهى داشتند.
6 - منافقان ، در معرض نزول عذاب الهى و مبتلا شدن به سرنوشت قوم نوح ، عاد ، ثمود ، قوم ابراهيم و اصحاب مدين
وعد اللّه المنفقين . .. ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح ... و أصحب مدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 84 - 22
22- شعيب ( ع ) نگران آينده اى ناگوار براى مشركان و گنه كاران مردم خويش
إنى أخاف عليكم عذاب يوم محيط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 89 - 4
4- شعيب ( ع ) كفرپيشگان ستيزه جوى قومش را به مبتلا شدن سرنوشتى همانند سرنوشت برخى از جوامع هلاك شده پيشين هشدار داد .
و يقوم لايجرمنّكم شقاقى أن يصيبكم مثل ما أصاب قوم نوح أو قوم هود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 95 - 5
5- سرنوشت و فرجام مردم مدين ( قوم شعيب ) همانند سرنوشت ثموديان ( قوم صالح ) شد .
ألا بُعدًا لمدين كما بعدت ثمود
تشبيه در جمله «ألا بُعدًا . ..» - علاوه بر بيان همسانى هلاكت مردم مدين با هلاكت قوم ثمود - ناظر به سخن شعيب(ع) - كه در آيه 89 مطرح شد - نيز مى باشد. آن حضرت مردم خويش را به سرنوشتى همانند سرنوشت يكى از اقوام گذشته هشدار داد. آيه مورد بحث بيان مى دارد كه آن قوم، قوم صالح (ثموديان) بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 93 - 6
6- شعيب ( ع ) پس از اتمام حجت بر مردم و لجاجت پيشگى آنان ، در انتظار سرنوشت شوم آنان بود .
وارتقبوا إنى معكم رقيب
«رقيب» در آيه شريفه به معناى منتظر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 117 - 6
6- امت هاى هلاك شده پيشين ( نظير امت نوح ، هود ، صالح ، شعيب و قوم فرعون ) امتهايى ناصالح و فاسد بودند .
فلولا كان من القرون . .. ما كان ربك ليهلك القرى بظلم
بيان اين حقيقت كه خداوند امتهاى صالح را عذاب نمى كند ، پس از مطرح ساختن هلاكت امتهاى پيشين (فلولا كان . ..) اشاره به اين دارد كه: امتهاى پيشين ، ناصالح و مستحق عذاب بودند و از ناحيه خدا بر آنان ستمى روا نشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 84 - 21
21- قوم شعيب ، مردمى برخوردار از نعمتِ فهم و درايت
إنى أريكم بخير
جمله «إنى أراكم بخير» را مى توان تعليل براى «اعبدوا الله . ..» نيز دانست. بر اين مبنا، مراد از «خير» عقل و درايت است; زيرا تعليل گرايش به يكتاپرستى با داشتن عقل و درايت، سازگار است. در نتيجه حاصل معناى «اعبدوا الله ... إنى أراكم بخير» چنين مى شود: شما برخوردار از عقل و خرد هستيد، پس به يكتاپرستى روى آوريد. از شما به دور است كه مشرك باشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 88 - 5
5 - كافران قوم مدين برخوردار از نيرويى افزون بر مؤمنان آن سامان
لنجرجنك يشعيب و الذين ءامنوا معك من قريتنا
تصميم كافران قوم مدين به اخراج شعيب و همگامانش و ابراز آن با سوگند و تأكيد بسيار، حكايت از برداشت فوق دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 87 - 1
1 - گروهى از مردم مدين به رسالت شعيب ( ع ) ايمان آوردند و گروهى ديگر از پذيرش آن سر باز زدند .
و إن كان طائفة منكم ءامنوا بالذى أرسلت به و طائفة لم يؤمنوا فاصبروا
«إن كان طائفة . .. » به دليل آيه قبل از مواردى است كه در آن «إن» شرطيه در مورد تحقق شرط به كار رفته است ; مانند «ان كنت ابنى فلا تفعل كذا». بنابراين «إن كان طائفة منكم ... فاصبروا» يعنى چنانچه گروهى از شما ايمان آورديد پس صبر پيشه سازيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 88 - 1
1 - گروهى از اشراف قوم شعيب ( ع ) از سر تكبر و خودبرتربينى به وى و رسالتهايش كافر شدند .
قال الملأ الذين استكبروا من قومه
برداشت فوق بر اين اساس است كه «الذين استكبروا» قيدى احترازى باشد. بر اين مبنا اشراف به دو طايفه مستكبران و غير مستكبران تقسيم مى شوند. قابل ذكر است كه مراد از استكبار، كفرورزى است كه براى تبيين علت كفر به جاى «كفروا»، «استكبروا» استعمال شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 88 - 9
9 - اشراف كفرپيشه مدين در تلاشى پيگير براى تحميل آيين خويش بر شعيب و مؤمنان به وى
او لتعودن فى ملتنا
جمله «او لتعودن» مى رساند كه هدف از تصميم قوم مدين بر تبعيد شعيب و همگامانش بازگرداندن آنان به آيين شرك است. بنابراين همه تهديدات به سبب تحميل اين عقيده باطل بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 91 - 2
2 - كافران قوم شعيب پس از تمام شدن حجت الهى بر آنان و اصرارشان به كفرورزى و مبارزه با شعيب و مؤمنان به وى ، به هلاكت رسيدند .
قال الملأ . .. فأخذتهم الرجفة
كلمه «فا» در «فأخذتهم» نزول عذاب را بر قضاياى بيان شده در آيات قبل مرتبط مى سازد و از آن قضاياست، كفرورزى مردم
مدين، مبارزه آنان با شعيب و در آخر دعاى شعيب كه خواهان داورى خداوند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 86 - 2
2 - كافران قوم شعيب بر سر هر كوى و برزن مؤمنان به خدا را مورد تهديد قرار مى دادند و آنان را از سلوك راه خدا بازمى داشتند .
و لا تقعدوا بكل صرط توعدون و تصدون عن سبيل اللّه من ءامن به
«ايعاد» مصدر «توعدون» به معناى تهديد كردن و به شكنجه و أمثال آن ترساندن است. «من ءامن» مربوط به فعل «توعدون» و «تصدون» است و به اصطلاح اهل ادب مفعولى است «متنازع فيه». گفتنى است كه در برداشت فوق ضمير در «به» به «اللّه» برگردانده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 11
11 - جمعيت بيشتر ، امكانات برتر و قدرت فزونتر قوم نوح ، عاد ، ثمود ، قوم ابراهيم و اصحاب مدين در مقايسه با منافقان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)
كالذين من قبلكم كانوا أشد منكم قوة . .. ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح ...
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 86 - 6،7
6 - خداوند با عنايت ويژه خويش به مردم مدين ، در مدتى كوتاه جمعيت اندكشان را فزونى بخشيد و از آنان امتى بزرگ ساخت .
و اذكروا إذ كنتم قليلا فكثركم
عطف «كثركم» به وسيله «فاء» بر جمله قبل مى رساند كه زياد كردن جمعيت مردم مدين در مدتى نسبتاً كوتاه انجام گرفته است و همين معنا بيانگر عنايت ويژه خداوند به آنان است.
7 - شعيب براى گرايش دادن مردم مدين به راه خدا ، عنايت خداوند در زياد كردن جمعيت اندك آنان را يادآور شد .
و اذكروا إذ كنتم قليلا فكثركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 90 - 2
2 - گروهى از اشراف و بزرگان مدين رسالت شعيب را انكار كردند و گروهى از آنان به وى ايمان آوردند .
و قال الملأ الذين كفروا من قومه
در برداشت فوق «الذين . .. » قيد احترازى گرفته شده است; يعنى «ملأ» دو گروه بودند: گروهى كافر و گروهى مؤمن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 89 - 25
25 - شعيب ( ع ) پس از يأس از ايمان مردم كفرپيشه با دعا به درگاه خداوند از وى خواست تا بين او و كفرپيشگان قضاوت كند .
ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق و أنت خير الفتحين
از معانى كلمه «فتح» داورى كردن و قضاوت نمودن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 93 - 10
10 - شعيب ( ع ) با توجه به كفرورزى مردم خويش ، دريغ و تأسف بر هلاكت آنان را ناروا خواند .
فكيف ءاسى على قوم كفرين
لحن جمله «يقوم . .. » حكايت از دريغ و تأسف شعيب دارد و جمله «كيف ءاسى ... » دلالت مى كند كه تأسف بر هلاكت كفرپيشگان نارواست. گويا شعيب هنگامى كه قومش را مشرف به هلاكت يافت بر آنان افسوس خورد و سپس كفرورزى آنان را ملاحظه كرد و آنان را مستحق اين هلاكت دانست و لذا نتيجه گرفت كه نبايد بر هلاكت ايشان افسوس خورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 84 - 9
9- قوم شعيب ، مردمى مشرك و روى گردان از پرستش خداوند
اعبدوا الله ما لكم من إله غيره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 85 - 19،20،21
19 - شعيب ( ع ) از مردم خويش خواست تا در فروش اجناس پيمانه ها را پر كنند و از وزنه هاى ترازو نكاهند .
فأوفوا الكيل و الميزان
كلمه «كَيل» مصدر است و در آيه مورد بحث به معناى چيزى است كه به وسيله آن كيل مى كنند ; يعنى پيمانه. «ايفاء» (مصدر اوفوا) به معناى اتمام مى باشد و «اتمام كيل» به اين است كه گنجايش پيمانه مورد استفاده كمتر از حد متعارف نباشد و تا حد معمول آن پر شود. و ايفاى ميزان به اين است كه مقدار وزنه هاى مورد استفاده كمتر از حد معمول نباشد و جنس پرداخت شده كمتر از مقدار وزنه ها نباشد.
20 - شعيب از قوم خويش خواست تا به هنگام خريد ، اجناس مردم را كم تعدادتر و كم ارزشتر از آنچه هست جلوه ندهند .
و لا تبخسوا الناس أشياءهم
«بَخس» به اين معناست كه چيزى را كمتر از واقع و حقيقتش نشان دهند. در مفردات آمده است: «بخس» يعنى چيزى را ظالمانه ناقص شمردن.
21 - ابتلاى قوم شعيب به كمفروشى و بى عدالتى در امور اقتصادى ، بارزترين انحراف اجتماعى - اقتصادى آنان بود .
فأوفوا الكيل و الميزان و لا تبخسوا الناس أشياءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 84 - 17،19
17- كم فروشى و بى عدالتى در امور اقتصادى ، رفتارى شايع در ميان قوم شعيب
و لاتنقصوا المكيال و الميزان
19- قوم شعيب ، على رغم برخوردارى از مكنت و دارايى و بى نيازى در گذران زندگى ، به كلاه بردارى و كم فروشى روى آورده بودند .
لاتنقصوا . .. إنى أريكم بخير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 85 - 1،3
1- شعيب ( ع ) ، از مردم خويش خواست تا در فروش اجناس ، پيمانه ها را پر كنند و از وزنه هاى ترازو نكاهند .
و يقوم أوفوا المكيال و الميزان بالقسط
«مكيال»; يعنى «پيمانه» و ايفاى آن به اين است كه گنجايش پيمانه مورد استفاده كمتر از حد متعارف نباشد و تا حد معمول آن پر شود. و ايفاى ميزان به اين است كه مقدار وزنه هاى مورد استفاده، كمتر از حد معمول نباشد و جنس پرداخت شده، كمتر از مقدار وزنه ها نباشد.
3- كم فروشى و بى عدالتى در امور اقتصادى ، بارزترين انحراف اقتصادى قوم شعيب
و يقوم أوفوا المكيال و الميزان بالقسط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 84 - 28
28- « عن أبى جعفر ( ع ) [ فى حديث طويل ] : . . . و أما شعيب فإنه اُرسل إلى مدين و هى لاتكمل أربعين بيتاً . . . ;
از امام باقر(ع) [در ضمن يك حديث طولانى ]روايت شده است: . .. حضرت شعيب به سوى مدين فرستاده شد در حالى كه آن جا كمتر از چهل خانه بود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 101 - 6
6- عذاب هاى نازل شده بر اقوام گذشته ( فرعونيان ، عاديان و . . . ) كيفرهايى بود كه آنان خود براى خويشتن فراهم آوردند .
و ما ظلمنهم و لكن ظلموا أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 94 - 11،12
11- كفرپيشگان قوم شعيب ، بر اثر عذاب الهى به رو بر زمين افتادند و هلاك گشتند .
فأصبحوا فى ديرهم جثمين
«جثوم» (مصدر جاثمين) به معناى به زمين چسبيدن و حركت نكردن است و برخى آن را به معناى فرو افتادن بر سينه دانسته اند (لسان العرب).
12- صيحه و غرشى كه مردم مدين را فرا گرفت ، توان حركت و بيرون آمدن از خانه ها را از آنان سلب كرد .
و أخذت الذين ظلموا الصيحة فأصبحوا فى ديرهم جثمين
«فى ديارهم» متعلق به «جاثمين» است و دلالت بر اين دارد كه: قوم شعيب در خانه هايشان به هلاكت رسيدند. بيان اين معنا حكايت از آن دارد كه صيحه و غرّش مهيب، آن چنان بود كه مردم مدين نتوانستند از خانه ها - كه طبعاً آدمى در اين موارد آن را ترك مى كند - بيرون آيند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 94 - 3
3- گروهى از مردم مدين ، توحيد را پذيرفتند و به رسالت شعيب ( ع ) ايمان آوردند .
نجينا شعيبًا والذين ءامنوا معه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 93 - 6
6- شعيب ( ع ) پس از اتمام حجت بر مردم و لجاجت پيشگى آنان ، در انتظار سرنوشت شوم آنان بود .
وارتقبوا إنى معكم رقيب
«رقيب» در آيه شريفه به معناى منتظر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 94 - 1
1- خداوند ، در پى اصرار مردم مدين بر شركورزى و نپذيرفتن تعاليم شعيب ( ع ) ، آنان را به عذابى سخت گرفتار ساخت .
و لما جاء أمرنا
مراد از «أمر» عذاب نازل شده بر قوم شعيب است. اضافه آن به ضمير «نا» حكايت از بزرگى آن عذاب دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 87 - 13
13- قوم شعيب ، دخل و تصرف در اموال را به دلخواه مالك آن واگذار كرده و تحميل ضابطه و مقرراتى را براى وى روا نمى دانستند .
أو أن نفعل فى أمولنا مانشؤا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 88 - 3،4
3 - اشراف كفرپيشه قوم مدين ، سردمداران مبارزه با شعيب و رسالت هاى وى
قال الملأ الذين استكبروا من قومه لنخرجنك
4 - كبرورزى و خودبرتربينى اشراف كفرپيشه مدين ، ريشه مبارزه آنان با شعيب و رسالت هاى او
قال الملأ الذين استكبروا من قومه لنخرجنك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 91 - 1
1- مردم مدين ، از درك كردن و فهميدن بسيارى از تعاليم شعيب ( ع ) محروم بوده و بدان اعتراف مى كردند .
قالوا يشعيب ما نفقه كثيرًا مما تقول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 95 - 2
2- مردم مدين ، سزاوار هلاكت و دورى از رحمت الهى بودند .
ألا بُعدًا لمدين
براى توضيح برداشت فوق، به ذيل برداشت شماره 5 از آيه 60 در همين سوره رجوع شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 85 - 26
26 - قوم شعيب برخوردار از دليلى روشن براى التزام به عدالت در امور اقتصادى و پرهيز از فسادگرى در زمين بودند .
قد جاءتكم بينة من ربكم فأوفوا الكيل و الميزان . .. و لاتفسدوا فى الأرض
تفريع جمله «اوفوا الكيل» بر جمله «قد جاءتكم بينة» بيانگر اين است كه بينه ارائه شده به قوم شعيب به گونه اى بوده است كه باور به آن در پى دارنده رعايت عدالت در امور اقتصادى و پرهيز از فسادگرى در زمين بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 88 - 8
8 - اشراف كفرپيشه مدين بازگشت به آيين ملى آن سامان را شرط رهايى شعيب و همگامانش از خطر تبعيد اعلان كردند .
لنخرجنك . .. او لتعودن فى ملتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 88 - 4
4 - كبرورزى و خودبرتربينى اشراف كفرپيشه مدين ، ريشه مبارزه آنان با شعيب و رسالت هاى او
قال الملأ الذين استكبروا من قومه لنخرجنك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 91 - 2
2- منفعت پرستى ، حرام خوارى ، تعصب و قوم گرايى عامل هاى بازدارنده مردم مدين از انديشه كردن در تعاليم شعيب ( ع ) و فهميدن آنها
قالوا يشعيب ما نفقه كثيرًا مما تقول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 88 - 12،13
12 - آيين مردم مدين ، آيينى منفور و كريه در ديدگاه شعيب ( ع ) و پيروان او
أو لو كنا كرهين
13 - شعيب ( ع ) با اظهار تنفر خود و پيروانش از آيين مردم مدين ، انتظار پذيرش آن آيين را انتظارى شگفت و بى جا دانست .
قال أو لو كنا كرهين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 94 - 3
3- گروهى از مردم مدين ، توحيد را پذيرفتند و به رسالت شعيب ( ع ) ايمان آوردند .
نجينا شعيبًا والذين ءامنوا معه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 86 - 1
1 - گروهى از قوم شعيب به توحيد گرويدند و سالكان راه خدا گشتند .
و لا تقعدوا بكل صرط توعدون و تصدون عن سبيل اللّه من ءامن به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 40 - 32،33،36،40
32 - موسى ( ع ) در پى رهايى از چنگ فرعونيان ، با سختى به مدين رسيد و در آن جا چندين سال اقامت گزيد .
و فتنّك فتونًافلبثت فى أهل مدين
«فاء» در «فلبثت. ..» دلالت دارد كه ورود موسى به مدين، بعد از سختى كشيدن او در راه مصر و مدين بوده است.
33 - درنگ چندساله موسى ( ع ) در بين مردم مدين ، مرحله اى ديگر از آزمون و ابتلاى موسى ( ع ) بود .
و فتنّك فتونًافلبثت فى أهل مدين
«فاء» در «فلبثت» ممكن است براى عطف مفصل بر مجمل باشد. در اين صورت درنگ موسى(ع) در مدين، مصداق فتنه (آزمون يا سختى) خواهد بود.
36 - سپرى شدن سال هايى از عمر موسى ( ع ) در مدين و پيدا كردن شايستگى هاى لازم براى رسالت ، از جمله نعمت هاى خداوند به موسى ( ع ) بود .
و لقد مننا عليك مرّة أُخرى. .. إذ تمشى أُختك
40 - زندگانى طولانى موسى ( ع ) در مدين ، داراى نقشى به سزا در رسيدن او به شايستگى لازم براى رسالت بود .
فلبثت سنين فى أهل مدين ثمّ جئت على قدر يموسى
«ثمّ» براى تراخى است و دلالت مى كند كه آمدن موسى(ع) به كوه طور، با گذشت زمان قابل توجهى از آغاز سكونت در مدين همراه بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 23 - 4،6،7
4 - روبرو شدن موسى ( ع ) با جمعيت انبوهى از چوپانان بر سر آب مدين
و لمّا ورد ماء مدين وجد عليه أُمّة من الناس يسقون
كلمه «أُمّة» به جماعتى از مردم گفته مى شود و نكره آمدن آن،نشان دهنده كثرت چوپانان است.
6 - جلب توجه موسى ( ع ) به دو زن تنها كه به جاى آب دادن به گوسفندانشان ، آنها را از نزديك شدن به آب باز مى داشتند .
و وجد من دونهم امرأتين تذودان
«ذود» (مصدر «تذودان») به معناى دور كردن است; يعنى، آن دو زن گوسفندانشان را دور مى كردند و نمى گذاشتند كه به آب نزديك شوند. گفتنى است، كه دو زن - چنان كه از عبارت هاى بعد استفاده مى شود - دختران شعيب بودند.
7 - پرسش موسى ( ع ) از دختران شعيب درباره انگيزه آنان از منع كردن گوسفندانشان از آب
قال ما خطبكما
«خطب» معادل «شأن» است; يعنى، «ما الذى حملكما على الذود; چه چيزى شما را بر اين كار وا مى دارد؟»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 24 - 4
4 - بازگشتن موسى ( ع ) به سايه جهت استراحت ، پس از آب دادن گوسفندان دختران شعيب
ثمّ تولّى إلى الظلّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 29 - 1
1 - اقامت موسى در مدين تا پايان مدت قراردادش با شعيب ( ع )
فلمّا قضى موسى الأجل
«قضاء» (مصدر «قضى») به معناى تمام كردن و به پايان رساندن است. «الأجل» اشاره به مدتى دارد كه ميان موسى و شعيب(ع) مقرر شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 89 - 7
7- شهر مدين ، در نزديكى ديار قوم لوط قرار داشت .
و ما قوم لوط منكم ببعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 25 - 10
10 - مدين ، سرزمينى خارج از قلمرو حكومت فرعون
لاتخف نجوت من القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 86 - 1
1 - گروهى از قوم شعيب به توحيد گرويدند و سالكان راه خدا گشتند .
و لا تقعدوا بكل صرط توعدون و تصدون عن سبيل اللّه من ءامن به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 87 - 1،2
1 - گروهى از مردم مدين به رسالت شعيب ( ع ) ايمان آوردند و گروهى ديگر از پذيرش آن سر باز زدند .
و إن كان طائفة منكم ءامنوا بالذى أرسلت به و طائفة لم يؤمنوا فاصبروا
«إن كان طائفة . .. » به دليل آيه قبل از مواردى است كه در آن «إن» شرطيه در مورد تحقق شرط به كار رفته است ; مانند «ان كنت ابنى فلا تفعل كذا». بنابراين «إن كان طائفة منكم ... فاصبروا» يعنى چنانچه گروهى از شما ايمان آورديد پس صبر پيشه سازيد.
2 - شعيب ( ع ) ، دعوتگر مؤمنان قوم خويش به صبر در برابر كفرپيشگان
إن كان طائفة منكم ءامنوا بالذى أرسلت به . .. فاصبروا
در اينكه مخاطب «فاصبروا» چه كسانى هستند سه احتمال وجود دارد: خصوص مؤمنان، خصوص كافران، هر دو طايفه. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است. در اين صورت متعلق صبر، آزارها و اذيتهاى كافران است. يعنى: فاصبروا على ما يصيبكم من الكفار. (اى اهل ايمان در برابر آزار كافران صبر كنيد و بر ديندارى خويش استقامت ورزيد.)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 88 - 5
5 - كافران قوم مدين برخوردار از نيرويى افزون بر مؤمنان آن سامان
لنجرجنك يشعيب و الذين ءامنوا معك من قريتنا
تصميم كافران قوم مدين به اخراج شعيب و همگامانش و ابراز آن با سوگند و تأكيد بسيار، حكايت از برداشت فوق دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 87 - 9
9- جوانان و ميانسالان مردم مدين ، مخاطبان اصلى شعيب ( ع ) در ابلاغ معارف الهى به آنان
أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا
فعل مضارع «يعبد» حاكى است كه مقصود از «آباؤنا» تنها نسلهاى پيشين مخاطبان نيست; بلكه پدران فعلى آنان كه زنده هستند نيز مورد نظر مى باشد. بنابراين مخاطبان طبعاً جوانان و ميانسالان خواهند بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 91 - 6
6 - هلاكت كافران قوم شعيب و نجات مؤمنان آن قوم ، داورى به حق خداوند در ميان آنان
ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق . .. فأخذتهم الرجفة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 93 - 1
1 - شعيب ( ع ) پس از حتميت نزول عذاب الهى بر تكذيب كنندگان رسالتش ، از آنان فاصله گرفت و به ديارى ديگر شتافت .
فتولى عنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 91 - 2
2- منفعت پرستى ، حرام خوارى ، تعصب و قوم گرايى عامل هاى بازدارنده مردم مدين از انديشه كردن در تعاليم شعيب ( ع ) و فهميدن آنها
قالوا يشعيب ما نفقه كثيرًا مما تقول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 84 - 18،21
18- قوم شعيب ، برخوردار از نعمت هاى الهى و بهره مند از مكنت و دارايى
إنى أريكم بخير
رؤيت (مصدر أرى) به معناى ديدن و مشاهده كردن است. «باء» در «بخير» براى ملابست مى باشد. مراد از «خير» - به دليل جمله قبل (لاتنقصوا ...) - وسعت روزى و مال و ثروت است. در نتيجه معنا چنين مى شود: شما داراى مال و ثروتيد، پس بهانه اى نيست كه به كم فروشى و مانند آن روى آوريد.
21- قوم شعيب ، مردمى برخوردار از نعمتِ فهم و درايت
إنى أريكم بخير
جمله «إنى أراكم بخير» را مى توان تعليل براى «اعبدوا الله . ..» نيز دانست. بر اين مبنا، مراد از «خير» عقل و درايت است; زيرا تعليل گرايش به يكتاپرستى با داشتن عقل و درايت، سازگار است. در نتيجه حاصل معناى «اعبدوا الله ... إنى أراكم بخير» چنين مى شود: شما برخوردار از عقل و خرد هستيد، پس به يكتاپرستى روى آوريد. از شما به دور است كه مشرك باشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 94 - 13
13- كفرپيشگان قوم شعيب ، شب هنگام به عذاب گرفتار شدند و در صبحگاهش به هلاكت رسيدند .
فأصبحوا فى ديرهم جثمين
«أصبحوا» مى تواند به معناى «دخلوا فى الصباح» (به صبح وارد شدند) باشد و نيز مى تواند به معناى «صاروا» (شدند و گشتند) باشد. بر اساس معناى نخست، جمله «فأصبحوا» دلالت مى كند كه هلاكت قوم شعيب در آغاز صبحدم بوده است و صيحه و غرش - به قرينه «فاء» در «فأصبحوا» - پيش از صبح; يعنى، در شب تحقق يافته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 37 - 4
4 - زلزله مدين ، در شب رخ داد .
فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين
احتمال دارد كه «أصبحوا» به معناى «دخلوا فى الصبح» باشد. بنابراين، زلزله، در شب اتفاق افتاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 23 - 2،3
2 - ورود موسى ( ع ) به حوالى مدين در اثناى روز
و لمّا ورد ماء مدين وجد عليه أُمّة من الناس يسقون
3 - ورود موسى ( ع ) به محل آب شرب مدين هم زمان با آمدن چوپانان براى آب دادن دام هايشان
و لمّا ورد ماء مدين وجد عليه أُمّة من الناس يسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 94 - 13
13- كفرپيشگان قوم شعيب ، شب هنگام به عذاب گرفتار شدند و در صبحگاهش به هلاكت رسيدند .
فأصبحوا فى ديرهم جثمين
«أصبحوا» مى تواند به معناى «دخلوا فى الصباح» (به صبح وارد شدند) باشد و نيز مى تواند به معناى «صاروا» (شدند و گشتند) باشد. بر اساس معناى نخست، جمله «فأصبحوا» دلالت مى كند كه هلاكت قوم شعيب در آغاز صبحدم بوده است و صيحه و غرش - به قرينه «فاء» در «فأصبحوا» - پيش از صبح; يعنى، در شب تحقق يافته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 94 - 11،12
11- كفرپيشگان قوم شعيب ، بر اثر عذاب الهى به رو بر زمين افتادند و هلاك گشتند .
فأصبحوا فى ديرهم جثمين
«جثوم» (مصدر جاثمين) به معناى به زمين چسبيدن و حركت نكردن است و برخى آن را به معناى فرو افتادن بر سينه دانسته اند (لسان العرب).
12- صيحه و غرشى كه مردم مدين را فرا گرفت ، توان حركت و بيرون آمدن از خانه ها را از آنان سلب كرد .
و أخذت الذين ظلموا الصيحة فأصبحوا فى ديرهم جثمين
«فى ديارهم» متعلق به «جاثمين» است و دلالت بر اين دارد كه: قوم شعيب در خانه هايشان به هلاكت رسيدند. بيان اين معنا حكايت از آن دارد كه صيحه و غرّش مهيب، آن چنان بود كه مردم مدين نتوانستند از خانه ها - كه طبعاً آدمى در اين موارد آن را ترك مى كند - بيرون آيند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 95 - 1
1- عذاب نازل شده بر مردم مدين ، موجب نابودى آنان و از ميان رفتن آثار زندگانى در ديار ايشان شد .
كأن لم يغنوا فيها
«غنىً» (مصدر لم يغنوا) به معناى اقامت كردن و سكنى گزيدن است. ضمير در «فيها» به «ديار» در آيه قبل برمى گردد و جمله «كأن لم يغنوا فيها»; يعنى، گويا قوم شعيب در ديارشان اقامت نكرده بودند و اين كنايه از نابودى آن ديار و محو شدن آثار زندگانى در آن جاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 29 - 2،3
2 - هجرت موسى ( ع ) به همراه همسر و فرزندانش از مدين ، پس از پايان يافتن مدت قراردادش با شعيب ( ع )
فلمّا قضى موسى الأجل و سار بأهله
گرچه واژه «أهل» انصراف به زوجه دارد; لكن با توجه به تعبير «امكثوا» (با خطاب جمع) معلوم مى شود علاوه بر همسر حداقل دو نفر ديگر نيز - كه به احتمال قوى فرزندانش بوده اند - او را همراهى مى كردند.
3 - ورود موسى ( ع ) به صحراى سينا در مهاجرت از مدين
ءانس من جانب الطور نارًا
«طور» معادل «جبل» (كوه) است و مراد از آن، طور واقع در سرزمين سينا مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 22 - 1،2،4
1 - تلاش موسى ( ع ) پس از خروج از شهر مصر ، براى رساندن خود به سمت منتهى به مدين
فخرج منها . .. و لمّا توجّه تلقاء مدين
تعبير «لمّا توجّه. ..» نشان مى دهد كه موسى(ع) هم زمان با خارج شدن از شهر مصر، در جهت مدين قرار نداشت; بلكه مدتى راه پيمود تا خود را در آن سمت قرار دهد.
2 - قرار گرفتن موسى ( ع ) در جهت منتهى به مدين و روانه شدن وى به سوى آن
و لمّا توجّه تلقاء مدين
«توجُّه» (مصدر «توجّه») به معناى روى آوردن و «تلقاء» معادل جانب است. «و لمّا توجّه تلقاء مدين»; يعنى، «لمّا صرف وجهه هذاء مدين»، (همين كه روى به جانب مدين آورد...».
4 - موسى ( ع ) ناآشنا به راه منتهى به مدين
و لمّا توجّه تلقاء مدين قال عسى ربّى أن يهدينى سواء السبيل
مطلب ياد شده با توجه به نيايش موسى(ع) به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 23 - 1،20
1 - موسى ( ع ) مسافت ميان مصر تا مدين را بدون حادثه اى در خور بيان طى كرد .
فخرج منها . .. و لمّا ورد ماء مدين
پرداختن قرآن به مقطع ورود موسى(ع) به حوالى مدين و سكوت از حوادث بين راه، نشان مى دهد كه براى وى از مصر تا مدين رخداد درخور ذكرى اتفاق نيفتاده بود.
20 - تقارن هجرت موسى ( ع ) به مدين با دوران پيرى شعيب ( ع )
قالتا . .. و أبونا شيخ كبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 24 - 5
5 - هم زمانى هجرت موسى ( ع ) به مدين با فصل گرما
ثمّ تولّى إلى الظلّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 89 - 4
4- شعيب ( ع ) كفرپيشگان ستيزه جوى قومش را به مبتلا شدن سرنوشتى همانند سرنوشت برخى از جوامع هلاك شده پيشين هشدار داد .
و يقوم لايجرمنّكم شقاقى أن يصيبكم مثل ما أصاب قوم نوح أو قوم هود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 92 - 9
9- شعيب ( ع ) مردم مدين را به حسابرسى خداوند و مجازات هاى او هشدار داد .
إن ربى بما تعملون محيط
چنان چه مقصود از احاطه خداوند بر اعمال بندگان ، آگاهى او بر اعمال باشد ، جمله «إن ربى . ..» كنايه از حسابرسى و كيفردهى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 95 - 1،2
1- عذاب نازل شده بر مردم مدين ، موجب نابودى آنان و از ميان رفتن آثار زندگانى در ديار ايشان شد .
كأن لم يغنوا فيها
«غنىً» (مصدر لم يغنوا) به معناى اقامت كردن و سكنى گزيدن است. ضمير در «فيها» به «ديار» در آيه قبل برمى گردد و جمله «كأن لم يغنوا فيها»; يعنى، گويا قوم شعيب در ديارشان اقامت نكرده بودند و اين كنايه از نابودى آن ديار و محو شدن آثار زندگانى در آن جاست.
2- مردم مدين ، سزاوار هلاكت و دورى از رحمت الهى بودند .
ألا بُعدًا لمدين
براى توضيح برداشت فوق، به ذيل برداشت شماره 5 از آيه 60 در همين سوره رجوع شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 44 - 10
10 - قوم نوح ، عاد ، ثمود ، ابراهيم ، لوط ، اصحاب مدين و فرعونيان ، اقوام هلاك شده با عذاب استيصال
فقد كذّبت قبلهم قوم نوح . .. ثمّ أخذتهم فكيف كان نكير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 37 - 2
2 - به دنبال تكذيب شعيب ( ع ) از سوى مردم مدين ، زلزله اى هلاكت بار ، آنان را فراگرفت و از پا درآورد .
فكذّبوه فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 91 - 1،2،3،4،6
1 - كفرپيشگان قوم شعيب با گرفتار شدن به لرزشى شديد به هلاكت رسيدند .
فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين
«رجفة» به معناى اضطراب و لرزش است و به قرينه «فاصبحوا . .. » معلوم مى شود كه آن لرزش بسيار شديد بوده است. قابل ذكر است كه «فأخذتهم الرجفة»، (لرزش آنان را فراگرفت) هم مى تواند به اين معنى باشد كه لرزشى شديد به اندام آنان مستولى شد و هم مى تواند به اين معنى باشد كه زمين لرزه شديد آنان را فراگرفت.
2 - كافران قوم شعيب پس از تمام شدن حجت الهى بر آنان و اصرارشان به كفرورزى و مبارزه با شعيب و مؤمنان به وى ، به هلاكت رسيدند .
قال الملأ . .. فأخذتهم الرجفة
كلمه «فا» در «فأخذتهم» نزول عذاب را بر قضاياى بيان شده در آيات قبل مرتبط مى سازد و از آن قضاياست، كفرورزى مردم مدين، مبارزه آنان با شعيب و در آخر دعاى شعيب كه خواهان داورى خداوند شد.
3 - كافران قوم شعيب شب هنگام به عذاب گرفتار شدند و صبحگاهش به هلاكت رسيدند . *
فأصبحوا فى دارهم جثمين
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «اصبحوا» به معناى «ادخلوا فى الصباح» (داخل در صبح شدند) باشد، نه به معناى «صاروا». بر اين مبنا «فاصبحوا ... » مى رساند كه هلاكت به هنگام صبح اتفاق افتاد و در نتيجه عذاب لرزش پيش از صبح، يعنى درشب، بر كافران قوم شعيب عارض شده است.
4 - كفرپيشگان قوم شعيب بر اثر عذاب الهى ، همگان به رو بر زمين افتادند و هلاك شدند .
فأصبحوا فى دارهم جثمين
«جثوم» به معناى به زمين چسبيدن و حركت نكردن است و برخى گفته اند به معناى فرو افتادن شخص است بر سينه خود.
6 - هلاكت كافران قوم شعيب و نجات مؤمنان آن قوم ، داورى به حق خداوند در ميان آنان
ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق . .. فأخذتهم الرجفة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 92 - 1
1 - عذاب فرود آمده بر تكذيب كنندگان شعيب و كفرپيشگان مدين موجب نابودى آنان و تخريب آثار زندگانى در آن ديار شد .
الذين كذبوا شعيباً كأن لم يغنوا فيها
ضمير در «فيها» به «دار» در آيه قبل برمى گردد و «غنى» مصدر «لم يغنوا» به معناى اقامت كردن و سكونت گزيدن است. بنابراين «كأن لم يغنوا» يعنى گويا قوم شعيب در ديارشان اقامت نكرده بودند. و اين كنايه از نابودى ديار آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 93 - 2
2- نااميدى و يأس شعيب ( ع ) از ايمان آوردن كفرپيشگان مردم مدين
اعملوا على مكانتكم . .. سوف تعلمون ... وارتقبوا
جمله هايى نظير «هرچه از دستتان برمى آيد كوتاهى نكنيد ، بر مواضع ناصوابتان بمانيد ، به زودى خواهيد دانست و منتظر باشيد» سخنانى است كه آدمى پس از يأس و نااميدى ، به زبان مى آورد. گفتنى است كه: «ارتقاب» (مصدر ارتقبوا) به معناى انتظار كشيدن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 11 - 2
2 - مسلمانان مدينه ، با هجوم احزاب متّحد به آنان ، دچار اضطراب و تزلزل شديد شدند .
و زلزلوا زلزالاً شديدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 20 - 9
9 - منافقان مدينه ، افرادى راحت طلب بودند .
فإذا جاء الخوف رأيتهم ينظرون إليك تدور أعينهم . .. و إن يأت الأحزاب يودّوا لو أن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 60 - 19
19 - در صورتى كه منافقان و بيماردلان و شايعه پراكنان ، در مدينه ، به كار هاى خلاف خود ادامه مى دادند ، چنان مورد قهر پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار مى گرفتند كه مجبور به ترك مدينه مى شدند .
لنغرينّك بهم ثمّ لايجاورونك فيها إلاّ قليلاً
«لايجاورونك فيها إلاّ قليلاً» كنايه از آوارگى و در به درى است. لازم به ذكر است كه «قليلاً» صفت مفعول مطلق محذوف (جوار) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 60 - 19
19 - در صورتى كه منافقان و بيماردلان و شايعه پراكنان ، در مدينه ، به كار هاى خلاف خود ادامه مى دادند ، چنان مورد قهر پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار مى گرفتند كه مجبور به ترك مدينه مى شدند .
لنغرينّك بهم ثمّ لايجاورونك فيها إلاّ قليلاً
«لايجاورونك فيها إلاّ قليلاً» كنايه از آوارگى و در به درى است. لازم به ذكر است كه «قليلاً» صفت مفعول مطلق محذوف (جوار) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 60 - 19
19 - در صورتى كه منافقان و بيماردلان و شايعه پراكنان ، در مدينه ، به كار هاى خلاف خود ادامه مى دادند ، چنان مورد قهر پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار مى گرفتند كه مجبور به ترك مدينه مى شدند .
لنغرينّك بهم ثمّ لايجاورونك فيها إلاّ قليلاً
«لايجاورونك فيها إلاّ قليلاً» كنايه از آوارگى و در به درى است. لازم به ذكر است كه «قليلاً» صفت مفعول مطلق محذوف (جوار) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 14 - 13
13 - فروپاشى اتحاد منافقان و يهوديان ، پس از غزوه بنى نضير ، به رغم ظاهر متحد آنان *
تحسبهم جميعًا و قلوبهم شتّى
احتمال مى رود كه جملات آيه شريفه، حكايت از آينده داشته باشد; بدين معنا كه از تحولات پس از غزوه بنى نضير خبر مى دهد و از آن جمله در هم ريختن اتحاد ميان منافقان و يهود قبل از غزوه بنى نضير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 22 - 9
9 - اخبار خداوند از سر و سِرّ منافقان با يهود بنى نضير ، نمودى از علم وى به غيب و شهود
علم الغيب و الشهدة
با توجه به اين كه بخش قابل توجهى از سوره درباره غزوه بنى نضير مى باشد، آيات پايانى مى تواند نظر به مطالب ياد شده، از جمله رابطه منافقان و يهود داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 18 - 6
6 - منافقان مدينه ، در جبهه بندى سياسى ، در جبهه يهود بودند .
و القائلين لإخونهم
بنابراين احتمال كه مراد از «القائلين» يهود و مرجع ضمير در «إخوانهم» منافقان باشد، معلوم مى شود كه منافقان، در جبهه يهود و برادران سياسى آنان بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 14 - 3
3 - منافقان شركت كننده در غزوه احزاب ، در صورت حضور در داخل خانه هايشان و هجوم دشمن ، از آن دفاع نمى كردند .
يقولون إنّ بيوتنا عورة . .. و لو دخلت عليهم من أقطارها ثمّ سئلوا الفتنة لأتوها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 20 - 1
1 - منافقان مدينه ، مى پنداشتند كه احزاب متّحد ، تا مدينه را فتح نكنند ، پراكنده نخواهند شد .
يحسبون الأحزاب لم يذهبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 59 - 11
11 - در عصر پيامبر افرادى بودند كه مزاحم زنان مسلمان مدينه مى شدند .
ذلك أدنى أن يعرفن فلايؤذين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 60 - 3
3 - افرادى ضعيف الايمان و بيماردل ، در مدينه بودند كه متعرض زنان مؤمن مى شدند .
لئن لم ينته . .. و الذين فى قلوبهم مرض ... لنغرينّك بهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 20 - 3
3 - اذيت و آزار زبانى مسلمانان ، در غزوه احزاب ، از سوى منافقان ، ناشى از اين بود كه مى پنداشتند احزاب متّحد ، نرفته اند و در اطراف مدينه خواهند ماند .
سلقوكم بألسنة حداد . .. يحسبون الأحزاب لم يذهبوا
بنابراين احتمال كه «يحسبون. ..» حال براى ضمير فاعلى «سلقوا» باشد، نكته ياد شده فهميده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 60 - 1،2
1 - هشدار شديد خداوند ، به منافقان مدينه ، براى پرهيز از آزار و اذيت زنان مسلمان
لئن لم ينته المنفقون . .. لنغرينّك بهم
مفعول فعل «ينته» ذكر نشده و به قرينه آيه پيش; مى تواند آزار و اذيتى باشد كه درباره زنان مسلمان روا داشته مى شد. لازم به ذكر است كه مصدر ثلاثى «نغرينّ»، «غراء» است و «غرى به» در لغت به معناى «الصاق و چسباندن» است (مفردات راغب). اين واژه در آيه، كنايه از تسلط همه جانبه و سخت و گريزناپذير است.
2 - منافقان ، در مدينه ، فعال بودند و زنان مسلمان را مورد تعرض و مزاحمت قرار مى دادند .
لئن لم ينته المنفقون . .. لنغرينّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 14 - 1
1 - در صورت ورود احزاب متّحد از نواحى و اطراف به خانه هاى منافقان در مدينه و درخواست اظهار شرك ، آنان ، با ايشان همسويى مى كردند .
و لو دخلت عليهم من أقطارها ثمّ سئلوا الفتنة لأتوها و ما تلبّثوا بها إلاّ يسيرًا
نايب فاعل فعل «دخلت» مى تواند «بيوت» و مى تواند «يثرب» باشد. برداشت ياد شده، براساس احتمال نخست است. لازم به ذكر است كه «اقطار» جمع «قطر» است كه به معناى جانب است (مفردات راغب). مراد از «الفتنة» به قرينه مقام، شرك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 22 - 6،10
6 - آنچه مسلمانان مدينه ، در رويارويى با احزاب متّحد مشاهده كردند ، بر ايمان شان به راه خود و تسليم بودن شان افزود .
و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب . .. و ما زادهم الاّ إيمنًا و تسليمًا
فاعل «زاد» مصدر فعل «رأى» است. بنابراين، استفاده مى شود كه مشاهده دشمنان، بر ايمان مسلمانان افزوده است.
10 - توجه مسلمانان مدينه به تحقق وعده هاى خدا و پيامبرش ، در غزوه احزاب ، باعث شد كه آنان ، با ديدن سپاه دشمن بر ايمان شان افزوده شود .
و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب قالوا هذا ما وعدنا اللّه و رسوله . .. و ما زادهم إل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 63 - 5
5 - منافقان و بيماردلان مدينه ، با طرح پرسش هايى از امور غيبى ، مانند « زمان وقوع قيامت » ، در صدد استهزاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودند .
لئن لم ينته المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض . .. يسئلك الناس عن الساعة
بنابراين كه «ال» در «الناس» عهد ذكرى باشد و به منافقان و بيماردلان در آيه شصت برگردد، نكته بالا، قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 63 - 5
5 - منافقان و بيماردلان مدينه ، با طرح پرسش هايى از امور غيبى ، مانند « زمان وقوع قيامت » ، در صدد استهزاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودند .
لئن لم ينته المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض . .. يسئلك الناس عن الساعة
بنابراين كه «ال» در «الناس» عهد ذكرى باشد و به منافقان و بيماردلان در آيه شصت برگردد، نكته بالا، قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 11 - 2
2 - مسلمانان مدينه ، با هجوم احزاب متّحد به آنان ، دچار اضطراب و تزلزل شديد شدند .
و زلزلوا زلزالاً شديدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 19
19 - منافقان ، پيشگامان تزلزل و اضطراب و فرار از غزوه احزاب بودند .
هنالك ابتلى . .. و زلزلوا زلزالاً ... و إذ يقول المنفقون ...إنّ بيوتنا عورة ...
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 16 - 2
2 - نقش منافقان مدينه ، در وسوسه گرى و تحريك يهود بنى نضير عليه اسلام
ألم تر إلى الذين نافقوا يقولون لإخونهم . .. كمثل الشيطن إذ قال للإنسن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 60 - 19
19 - در صورتى كه منافقان و بيماردلان و شايعه پراكنان ، در مدينه ، به كار هاى خلاف خود ادامه مى دادند ، چنان مورد قهر پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار مى گرفتند كه مجبور به ترك مدينه مى شدند .
لنغرينّك بهم ثمّ لايجاورونك فيها إلاّ قليلاً
«لايجاورونك فيها إلاّ قليلاً» كنايه از آوارگى و در به درى است. لازم به ذكر است كه «قليلاً» صفت مفعول مطلق محذوف (جوار) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 60 - 19
19 - در صورتى كه منافقان و بيماردلان و شايعه پراكنان ، در مدينه ، به كار هاى خلاف خود ادامه مى دادند ، چنان مورد قهر پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار مى گرفتند كه مجبور به ترك مدينه مى شدند .
لنغرينّك بهم ثمّ لايجاورونك فيها إلاّ قليلاً
«لايجاورونك فيها إلاّ قليلاً» كنايه از آوارگى و در به درى است. لازم به ذكر است كه «قليلاً» صفت مفعول مطلق محذوف (جوار) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 60 - 19
19 - در صورتى كه منافقان و بيماردلان و شايعه پراكنان ، در مدينه ، به كار هاى خلاف خود ادامه مى دادند ، چنان مورد قهر پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار مى گرفتند كه مجبور به ترك مدينه مى شدند .
لنغرينّك بهم ثمّ لايجاورونك فيها إلاّ قليلاً
«لايجاورونك فيها إلاّ قليلاً» كنايه از آوارگى و در به درى است. لازم به ذكر است كه «قليلاً» صفت مفعول مطلق محذوف (جوار) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 11 - 4
4 - افشاگرى خداوند ، درباره عناصر نفاق پيشه و مرتبط با دشمن ( يهود بنى نضير )
ألم تر إلى الذين نافقوا يقولون لإخونهم الذين كفروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 11 - 1
1 - هجوم احزاب متّحد به مدينه ، وسيله امتحان مسلمانان آن ديار بود .
هنالك ابتلى المؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 25 - 8،13
8 - خداوند ، مؤمنان مدينه را در روز هاى سخت و وانفساى هجوم همه جانبه دشمن ، يارى كرد .
إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم و إذ زاغت الأبصر . .. هنالك ابتلى المؤمنون ..
13 - عزّت و شكست ناپذيرى خداوند ، سر منشأ امداد او به مؤمنان مدينه براى نجات از شكست حتمى بود .
هنالك ابتلى المؤمنون و زلزلوا . .. و ردّ اللّه الذين كفروا ... و كان اللّه ... ع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 7 - 1
1 - اميدبخشى خداوند به مؤمنان مدينه ، درباره اصلاح روابط آنان و اهل مكه
عسى اللّه أن يجعل بينكم و بين الذين عاديتم منهم مودّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 23 - 8
8 - برخى از صاحبان عهد با خدا ، از مسلمانان مدينه ، در انتظار فرا رسيدن فرصتى مناسب براى عمل به عهد خويش بودند .
من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه عليه . .. و منهم من ينتظر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 16 - 7
7 - خداوند ، به منافقان شركت كننده در غزوه احزاب ، با بيان اين كه حتى در صورت فرار از جبهه جهاد ، گرفتار مرگ يا قتل ، در جاى ديگر يا زمان ديگر مى شوند ، هشدار داده است .
إن فررتم من الموت أو القتل و إذًا لاتمتّعون إلاّ قليلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 22 - 6،9
6 - آنچه مسلمانان مدينه ، در رويارويى با احزاب متّحد مشاهده كردند ، بر ايمان شان به راه خود و تسليم بودن شان افزود .
و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب . .. و ما زادهم الاّ إيمنًا و تسليمًا
فاعل «زاد» مصدر فعل «رأى» است. بنابراين، استفاده مى شود كه مشاهده دشمنان، بر ايمان مسلمانان افزوده است.
9 - مسلمانان مدينه ، در غزوه احزاب ، به رغم قدرت و شوكت دشمن و كارشكنى هاى منافقان ، تسليم امر پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى جهاد بودند .
و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب . .. و ما زادهم إلاّ إيمنًا و تسليمًا
ممكن است «تسليماً» به قرينه مقام (بحث جهاد و هجوم دشمن و نيز الگو بودن پيامبر(صلی الله علیه و آله)) تسليم بودن به امر پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى جهاد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 2 - 3
3 - تبعيد بنى نضير ، نخستين اخراج دسته جمعى يهوديان از مدينه
أخرج الذين كفروا . .. لأوّل الحشر
«حشر»، عبارت است از بيرون راندن دسته جمعى عده اى از مردم از محل سكونت شان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 120 - 1
1 - تخلف از فرمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) براى اهل مدينه و باديه نشينان اطراف آن - كه نزديك ترين مردم به آن حضرتند - سزاوار نيست .
ما كان لأهل المدينة . .. أن يتخلفوا عن رسول اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 22 - 3
3 - مسلمانان مدينه ، به وعده هاى خداوند و پيامبرش ، ايمان راسخ داشتند .
و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب قالوا هذا ما وعدنا اللّه و رسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 14 - 2
2 - منافقان مدينه ، دل در گرو شرك داشتند و ايمان شان ظاهرى بود .
و لو دخلت عليهم . .. ثمّ سئلوا الفتنة لأتوها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 120 - 1
1 - تخلف از فرمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) براى اهل مدينه و باديه نشينان اطراف آن - كه نزديك ترين مردم به آن حضرتند - سزاوار نيست .
ما كان لأهل المدينة . .. أن يتخلفوا عن رسول اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 19 - 14،19
14 - منافقان مدينه ، در سختى و آسايش ، به مسلمانان ، بخل مىورزيدند .
و لايأتون البأس إلاّ قليلاً . أشحّة عليكم ... فإذا ذهب الخوف سلقوكم بألسنة حداد
19 - منافقان مدينه در كار خير ، بخيل بودند .
أشحّة على الخير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 12 - 7
7 - ترسيم شرايط اميدبخش آينده ، براى مسلمانان مدينه از سوى خداوند
و اللّه يشهد إنّهم لكذبون . .. ليولّنّ الأدبر ثمّ لاينصرون
لحن آيه شريفه، نويدبخش مؤمنان، در مقابله با توطئه هاى يهود و منافقان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 8،11،20
8 - برخى از منافقان و بيماردلان مدينه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى ترك جهاد در غزوه احزاب ، به بهانه ناامن بودن خانه و كاشانه شان ، مصرّانه اجازه مى خواستند .
و يستئذن فريق منهم النبىّ يقولون إنّ بيوتنا عورة
مراد از «عورة» در آيه، مستحكم نبودن خانه و قابل ورود بودن آن براى هر كس است كه بخواهد وارد شود(مفردات راغب).
11 - مستحكم نبودن خانه و كاشانه ، بهانه منافقان و افراد بيماردل براى گريز از جهاد در غزوه احزاب بود .
و يستئذن فريق منهم النبىّ يقولون إنّ بيوتنا عورة و ما هى بعورة إن يريدون إلاّ فر
20 - « عن عبداللّه الحلبى عنه ( ع ) : إنّهم قالوا « إنّ بيوتنا عورة . . . » فأكذبهم اللّه قال : « و ما هى بعورة . . . » و هى رفيعة السمك حصينة ;
از عبداللّه حلبى، از امام(ع) نقل شده كه منافقان گفتند: خانه هاى ما بى حفاظ است. خداوند آنان را تكذيب كرد و فرمود: «و ما هى بعورة...» و آن خانه ها، داراى ديوارهاى بلند و محكم بود.»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 17
17 - منافقان مدينه ، فاقد شخصيت لازم براى موضع گيرى صريح و شفاف بودند .
قالت طائفة . .. و يستئذن فريق منهم ... يقولون إنّ بيوتنا عورة و ما هى بعورة إن ي
از اين كه منافقان، به جاى موضع صريح درباره عدم شركت در جهاد، خانه و كاشانه را بهانه مى گيرند تا از جهاد بگريزند، مى فهميم كه آنان از شخصيت توان مندى برخوردار نبودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 19 - 13
13 - منافقان مدينه ، فاقد ثبات روانى بودند و موضع گيرى شان ، تابع مساعد بودن فضا و جو بود .
و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا . .. فإذا جاء الخوف ... تدور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 12 - 3،5،9
3 - غير از چهره هاى منافق ، افراد بيماردل نيز در مدينه عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) وجود داشتند .
و إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض
«و الذين فى قلوبهم مرض» مى تواند عطف جمله اى مستقل بر اسم باشد. در نتيجه، افزون بر منافقان، گروه ديگرى هم بودند كه به دليل داشتن نوعى بيماردلى و ضعف اعتقاد، در صف و جبهه منافقان عمل مى كردند.
5 - منافقان و بيماردلان مدينه ، وعده خدا و پيامبر را بر پيروزى ، فريب و خدعه اى بيش نمى دانستند .
و إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض ما وعدنا اللّه و رسوله إلاّ غرورًا
9 - ظن و گمان منافقان و بيماردلان مدينه ، در غزوه احزاب ، اين بود كه وعده خدا و پيامبرش ، جز فريب نيست .
و تظنّون باللّه الظنونا . .. و إذ يقول المنفقون ... ما وعدنا اللّه و رسوله إلاّ
«و إذ يقول» مى تواند تفسير «الظنونا» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 8،11
8 - برخى از منافقان و بيماردلان مدينه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى ترك جهاد در غزوه احزاب ، به بهانه ناامن بودن خانه و كاشانه شان ، مصرّانه اجازه مى خواستند .
و يستئذن فريق منهم النبىّ يقولون إنّ بيوتنا عورة
مراد از «عورة» در آيه، مستحكم نبودن خانه و قابل ورود بودن آن براى هر كس است كه بخواهد وارد شود(مفردات راغب).
11 - مستحكم نبودن خانه و كاشانه ، بهانه منافقان و افراد بيماردل براى گريز از جهاد در غزوه احزاب بود .
و يستئذن فريق منهم النبىّ يقولون إنّ بيوتنا عورة و ما هى بعورة إن يريدون إلاّ فر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 12 - 5،9
5 - منافقان و بيماردلان مدينه ، وعده خدا و پيامبر را بر پيروزى ، فريب و خدعه اى بيش نمى دانستند .
و إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض ما وعدنا اللّه و رسوله إلاّ غرورًا
9 - ظن و گمان منافقان و بيماردلان مدينه ، در غزوه احزاب ، اين بود كه وعده خدا و پيامبرش ، جز فريب نيست .
و تظنّون باللّه الظنونا . .. و إذ يقول المنفقون ... ما وعدنا اللّه و رسوله إلاّ
«و إذ يقول» مى تواند تفسير «الظنونا» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 12 - 5
5 - منافقان و بيماردلان مدينه ، وعده خدا و پيامبر را بر پيروزى ، فريب و خدعه اى بيش نمى دانستند .
و إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض ما وعدنا اللّه و رسوله إلاّ غرورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 12 - 9
9 - ظن و گمان منافقان و بيماردلان مدينه ، در غزوه احزاب ، اين بود كه وعده خدا و پيامبرش ، جز فريب نيست .
و تظنّون باللّه الظنونا . .. و إذ يقول المنفقون ... ما وعدنا اللّه و رسوله إلاّ
«و إذ يقول» مى تواند تفسير «الظنونا» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 12 - 9
9 - ظن و گمان منافقان و بيماردلان مدينه ، در غزوه احزاب ، اين بود كه وعده خدا و پيامبرش ، جز فريب نيست .
و تظنّون باللّه الظنونا . .. و إذ يقول المنفقون ... ما وعدنا اللّه و رسوله إلاّ
«و إذ يقول» مى تواند تفسير «الظنونا» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 12 - 2
2 - منافقان مدينه ، شخصيت هايى با قلب هاى بيمار بودند .
و إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض
«و الذين فى قلوبهم مرض» مى تواند عطف تفسيرى از «المنافقون» باشد. در اين صورت، معناى ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 3
3 - منافقان مدينه ، به مسلمانان وانمود كردند كه شكست شان در غزوه احزاب حتمى است .
و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 19 - 5
5 - منافقان مدينه ، حضور در جبهه جهاد را ، مساوى با كشته شدن و از بين رفتن تلقى مى كردند .
فإذا جاء الخوف رأيتهم ينظرون إليك تدور أعينهم كالذى يغشى عليه من الموت
اين كه آيه بيان مى كند كه آنان، با شنيدن خبر جنگ، به حال احتضار درمى آمدند، حكايت از اين نكته مى كند كه منافقان مدينه وقوع جنگ و شركت در جبهه جهاد را مساوى با كشته شدن تلقى مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 19 - 15
15 - منافقان مدينه ، افرادى كمْ كار و پرگو بودند .
و لايأتون البأس إلاّ قليلاً . .. فإذا ذهب الخوف سلقوكم بألسنة حداد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 20 - 1،2،3
1 - منافقان مدينه ، مى پنداشتند كه احزاب متّحد ، تا مدينه را فتح نكنند ، پراكنده نخواهند شد .
يحسبون الأحزاب لم يذهبوا
2 - منافقان مدينه ، حتى پس از هزيمت احزاب متّحد و عزيمت شان از اطراف مدينه ، گمان مى كردند كه آنان نرفته اند .
يحسبون الأحزاب لم يذهبوا
3 - اذيت و آزار زبانى مسلمانان ، در غزوه احزاب ، از سوى منافقان ، ناشى از اين بود كه مى پنداشتند احزاب متّحد ، نرفته اند و در اطراف مدينه خواهند ماند .
سلقوكم بألسنة حداد . .. يحسبون الأحزاب لم يذهبوا
بنابراين احتمال كه «يحسبون. ..» حال براى ضمير فاعلى «سلقوا» باشد، نكته ياد شده فهميده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 25 - 9
9 - غزوه احزاب ، بدون درگيرى نظامى عمده ، به سود مسلمانان پايان يافت .
و ردّ اللّه الذين كفروا بغيظهم لم ينالوا خيرًا و كفى اللّه المؤمنين القتال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 6
6 - يثرب ، نام پيشين مدينه پيامبر است .
يأهل يثرب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 6 - 2
2 - برجاى ماندن اموال و امكانات بنى نضير ، پس از تبعيد آنان از مدينه
و ما أفاء اللّه على رسوله منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 10 - 5،8،11
5 - هجوم احزاب متّحد به سوى مدينه ، باعث وحشت و نگرانى مسلمانان شد .
إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر
«زاغت الأبصار» مى تواند كنايه از به وجود آمدن آن چنان وحشتى باشد كه چشم شخص، قدرت ديد و تشخيص را از دست مى دهد.
8 - هجوم احزاب متّحد به مدينه ، براى درهم شكستن مسلمانان ، مسلمانان را به قدرى وحشت زده كرد كه همانند افراد محتضر شدند .
إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر و بلغت القلوب الحناجر
مراد از به حنجره رسيدن قلب ها، خفگى و به حال مرگ افتادن است.
11 - ايّام هجوم احزاب متّحد به مدينه ، روزهايى بس سخت و نگران كننده براى مسلمانان بود .
إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر و بلغت القلوب الحناجر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 11 - 2
2 - مسلمانان مدينه ، با هجوم احزاب متّحد به آنان ، دچار اضطراب و تزلزل شديد شدند .
و زلزلوا زلزالاً شديدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 19 - 3،4
3 - منافقان مدينه ، به هنگام خبردار شدن از وقوع جنگ احزاب ، به قدرى مى ترسيدند كه چشمان شان بى اختيار ، به چرخش مى افتاد .
فإذا جاء الخوف رأيتهم ينظرون إليك تدور أعينهم كالذى يغشى عليه من الموت
مراد از «الخوف» به قرينه بحث جهاد و هجوم دشمن، خبر جنگ و قتال است كه براى منافقان بسيار ترس آور بود.
4 - منافقان مدينه ، از شدت ترس از جنگ ، شبيه محتضر مى شدند .
فإذا جاء الخوف رأيتهم ينظرون إليك تدور أعينهم كالذى يغشى عليه من الموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 20 - 5،6
5 - منافقان مدينه ، به شدت از كشته شدن و آسيب ديدن ، واهمه داشتند .
و إن يأت الأحزاب يودّوا لو أنّهم بادون فى الأعراب
اين كه مى فرمايد: «دوست داشتند در بيابان باشند» كنايه از اين است كه نمى خواستند در مدينه باشند تا از جنگ، آسيبى به آنها برسد و يا كشته شوند.
6 - منافقان مدينه ، در عين ترس از حضور در مدينه ، به هنگام حمله دشمن ، دوست داشتند از اخبار مربوط به مسلمانان آگاه باشند .
و إن يأت الأحزاب يودّوا لو أنّهم بادون فى الأعراب يسئلون عن أنبائكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 74 - 1
1 - مؤمنانى كه به مدينه هجرت نموده و در راه خدا جهاد كردند ، مؤمنانى حقيقى و راستين هستند .
و الذين ءامنوا و هاجروا . .. أولئك هم المؤمنون حقا
حق، به معناى ثابت بودن و حقيقت داشتن است و «حقا» هم مى تواند صفت براى مفعول مطلق محذوف باشد، يعنى (هم المؤمنون إيمانا حقا) و هم مى تواند مفعول مطلق براى فعل مقدر (احقه) باشد. به هر تقدير بيانگر اين است كه دارندگان صفات ياد شده از ايمان حقيقى و راستين برخوردار هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 14 - 6،7
6 - تزلزل منافقان مدينه در غزوه احزاب ، ناشى از بى ايمانى آنان بود .
و يستئذن فريق منهم . .. يقولون إنّ بيوتنا عورة ... إن يريدون إلاّ فرارًا ... ثمّ
«ثمّ سئلوا الفتنة» دلالت مى كند كه آنان، با درخواست شرك، آن را قبول مى كردند. چنين امرى اشعار دارد كه استيذان در ترك جهاد و بهانه جويى براى فرار، ناشى از بى ايمانى و تزلزل در عقيده بوده است.
7 - منافقان مدينه ، به قدرى در عقيده خود متزلزل بودند كه در صورت درخواست اظهار شرك ، آنان بى درنگ شرك مىورزيدند
.
و لو دخلت عليهم . .. ثمّ سئلوا الفتنة لأتوها ... و ما تلبّثوا بها إلاّيسيرًا
استثناى در كلام، براى تقويت نفى مستثنا است. بنابراين، معنا چنين است كه آنان، در پاسخ درخواست شرك، هيچ درنگ نمى كردند و اظهار شرك مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 19 - 4
4 - منافقان مدينه ، از شدت ترس از جنگ ، شبيه محتضر مى شدند .
فإذا جاء الخوف رأيتهم ينظرون إليك تدور أعينهم كالذى يغشى عليه من الموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 1،2
1 - عده اى از منافقان ، مسلمانان شركت كننده در غزوه احزاب را ، به ترك جهاد وسوسه مى كردند .
و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا
2 - منافقان براى ماندن مسلمانان به همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در غزوه احزاب - باتوجه به هجوم دشمن - وجهى منطقى قائل نبودند و آنان را به ترك غزوه ، دعوت مى كردند .
قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 16 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف بود كه عقيده منافقان مدينه را درباره حفظ جان از خطر مرگ ، تصحيح كند .
إن يريدون إلاّ فرارًا . .. قل لن ينفعكم الفرار إن فررتم ...و إذًا لاتمتّعون إلاّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 12 - 1،6
1 - منافقان ، همسو با احزاب متّحد ، در غزوه احزاب براى درهم شكستن روحيه مسلمانان فعاليت مى كردند .
إذ جاءتكم جنود . .. و إذ يقول المنفقون ... ما وعدنا اللّه ... إلاّ غرورًا
فعل مضارع «يقول» بر تداوم كار منافقان دلالت مى كند كه از آن، به «فعاليت» تعبير مى شود.
6 - فعاليت تبليغاتى منافقان و بيماردلان مدينه ، براى ايجاد تزلزل در روحيه مسلمانان ، شايسته يادآورى است .
و إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض
«و إذ» عطف به «إذ زاغت» است و «اُذكر» در تقدير مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 12 - 6
6 - فعاليت تبليغاتى منافقان و بيماردلان مدينه ، براى ايجاد تزلزل در روحيه مسلمانان ، شايسته يادآورى است .
و إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض
«و إذ» عطف به «إذ زاغت» است و «اُذكر» در تقدير مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 12 - 1،6
1 - منافقان ، همسو با احزاب متّحد ، در غزوه احزاب براى درهم شكستن روحيه مسلمانان فعاليت مى كردند .
إذ جاءتكم جنود . .. و إذ يقول المنفقون ... ما وعدنا اللّه ... إلاّ غرورًا
فعل مضارع «يقول» بر تداوم كار منافقان دلالت مى كند كه از آن، به «فعاليت» تعبير مى شود.
6 - فعاليت تبليغاتى منافقان و بيماردلان مدينه ، براى ايجاد تزلزل در روحيه مسلمانان ، شايسته يادآورى است .
و إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض
«و إذ» عطف به «إذ زاغت» است و «اُذكر» در تقدير مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 18 - 4
4 - منافقان مدينه ، در صدد جذب مسلمان هاى ضعيف الايمان ، به سوى باند خود بودند .
و القائلين لإخونهم هلمّ إلينا
احتمال دارد مرجع ضمير در «القائلين» منافقان، و مرجع در «إخوانهم» مسلمان هايى باشد كه در آيات پيش، از آنان به «الذين فى قلوبهم مرض» تعبير شده است و منظور، مسلمان هايى بودند كه ضعف عقيده داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 5
5 - منافقان ، در غزوه احزاب ، براى وادار كردن مؤمنان به ترك اسلام و روى آوردن به كفر ، تلاش مى كردند .
يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا
برداشت بالا، بر اين احتمال است كه مراد از «لامقام لكم» ماندن در دين رسول اللّه و مراد از «فارجعوا» دعوت به رجوع به كفر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 18 - 2
2 - تلاش شديد منافقان مدينه ، براى بازداشتن مسلمانان از جهاد در غزوه احزاب
و إذ قالت طائفة منهم . .. لامقام لكم فارجعوا ... قد يعلم اللّه المعوّقين منكم
تضعيف «عوّق» براى بيان شدت و غلظت بازدارندگى، است.
تلاش منافقان مدينه عليه مسلمانان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 4
4 - منافقان ، به نفع جبهه احزاب متّحد ، براى درهم شكستن جبهه مسلمانان ، فعاليت تبليغاتى داشتند .
و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 101 - 7
7 - منافقان مرموز و پنهان كار مدينه ، از سوى خداوند به دو مرتبه عذاب علاوه بر عذاب بزرگ نهايى در قيامت ، تهديد شدند .
سنعذبهم مرتين ثم يردون إلى عذاب عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 15 - 7
7 - منافقان مدينه ، از سوى خداوند ، به خاطر شكستن عهد خود تهديد شدند .
و لقد كانوا عهدوا اللّه من قبل . .. و كان عهد اللّه مسئولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 7 - 8
8 - وجود افرادى غنى و توانگر در ميان مسلمانان مدينه ، در سال هاى نخست هجرت *
كى لايكون دولة بين الأغنياء منكم
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «أغنياء»، غنى نسبى نباشد; بلكه به معناى افرادى باشد كه در جامعه آن عصر، توانمند به حساب مى آمدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 19 - 3
3 - منافقان مدينه ، به هنگام خبردار شدن از وقوع جنگ احزاب ، به قدرى مى ترسيدند كه چشمان شان بى اختيار ، به چرخش مى افتاد .
فإذا جاء الخوف رأيتهم ينظرون إليك تدور أعينهم كالذى يغشى عليه من الموت
مراد از «الخوف» به قرينه بحث جهاد و هجوم دشمن، خبر جنگ و قتال است كه براى منافقان بسيار ترس آور بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 60 - 9
9 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) در مدينه ، حاكميت مقتدرانه داشت .
لئن لم ينته المنفقون . .. لنغرينّك بهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 15 - 3
3 - عهد منافقان مدينه با خدا براى فرار نكردن از جهاد ، مورد حساب كشى خداوند است .
و لقد كانوا عهدوا اللّه من قبل . .. و كان عهد اللّه مسئولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 25 - 7
7 - خداوند ، مسلمانان را از سختى جنگى كه احزاب متّحد درصدد ايجاد آن بودند نگه داشت .
و كفى اللّه المؤمنين القتال
«كفى» در آيه متعدى به دو مفعول و به معناى «حسب» است; يعنى: «خداوند كفايت كرد مؤمنان را در جنگ». با توجه به آيه نُه همين سوره، مراد از «كفايت خدا براى جنگ مؤمنان»، فرستادن طوفان و سپاهيان نامريى براى درهم كوبيدن سپاه دشمن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 20
20 - « عن عبداللّه الحلبى عنه ( ع ) : إنّهم قالوا « إنّ بيوتنا عورة . . . » فأكذبهم اللّه قال : « و ما هى بعورة . . . » و هى رفيعة السمك حصينة ;
از عبداللّه حلبى، از امام(ع) نقل شده كه منافقان گفتند: خانه هاى ما بى حفاظ است. خداوند آنان را تكذيب كرد و فرمود: «و ما هى بعورة...» و آن خانه ها، داراى ديوارهاى بلند و محكم بود.»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 14 - 1،5
1 - در صورت ورود احزاب متّحد از نواحى و اطراف به خانه هاى منافقان در مدينه و درخواست اظهار شرك ، آنان ، با ايشان همسويى مى كردند .
و لو دخلت عليهم من أقطارها ثمّ سئلوا الفتنة لأتوها و ما تلبّثوا بها إلاّ يسيرًا
نايب فاعل فعل «دخلت» مى تواند «بيوت» و مى تواند «يثرب» باشد. برداشت ياد شده، براساس احتمال نخست است. لازم به ذكر است كه «اقطار» جمع «قطر» است كه به معناى جانب است (مفردات راغب). مراد از «الفتنة» به قرينه مقام، شرك است.
5 - در صورت نفوذ دشمن به مدينه ، پس از محاصره از سوى احزاب متّحد ، منافقان به جاى دفاع ، به تلاش به نفع دشمن مى پرداختند .
و لو دخلت عليهم من أقطارها ثمّ سئلوا الفتنة لأتوها
برداشت بالا، بنابراين است كه ضمير در «دخلت» به «يثرب» برگردد و مراد از «الفتنة»، تلاش تخريبى عليه مسلمانان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 11 - 3
3 - روابط خائنانه منافقان مدينه ، با كافران اهل كتاب ( يهود بنى نضير )
الذين نافقوا يقولون لإخونهم الذين كفروا من أهل الكتب لئن أخرجتم لنخرجنّ معكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 7 - 1
1 - اميدبخشى خداوند به مؤمنان مدينه ، درباره اصلاح روابط آنان و اهل مكه
عسى اللّه أن يجعل بينكم و بين الذين عاديتم منهم مودّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 7 - 3
3 - رفع نگرانى از مؤمنان مدينه از سوى خداوند ، نسبت به آينده بازماندگان ايشان در مكه
عسى اللّه . .. مودّة
با توجه به اين كه شأن نزول آيات پيشين، حركتى بود كه از حاطب بن أبى بلتعه - به انگيزه مصونيت دادن خانوده اش در مكه - صورت گرفته بود; خداوند پس از نفى شيوه وى، با اين نويد به او و امثالش، نوعى اطمينان بخشيده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 14 - 1
1 - در صورت ورود احزاب متّحد از نواحى و اطراف به خانه هاى منافقان در مدينه و درخواست اظهار شرك ، آنان ، با ايشان همسويى مى كردند .
و لو دخلت عليهم من أقطارها ثمّ سئلوا الفتنة لأتوها و ما تلبّثوا بها إلاّ يسيرًا
نايب فاعل فعل «دخلت» مى تواند «بيوت» و مى تواند «يثرب» باشد. برداشت ياد شده، براساس احتمال نخست است. لازم به
ذكر است كه «اقطار» جمع «قطر» است كه به معناى جانب است (مفردات راغب). مراد از «الفتنة» به قرينه مقام، شرك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 19 - 13
13 - منافقان مدينه ، فاقد ثبات روانى بودند و موضع گيرى شان ، تابع مساعد بودن فضا و جو بود .
و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا . .. فإذا جاء الخوف ... تدور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 9 - 3
3 - « انصار » ، بنيانگذار جامعه ايمانى در مدينه قبل از هجرت
و الذين تبوّءو الدار و الإيمن من قبلهم
«تبوّء» - چنانچه مفردات و الميزان اشاره كرده اند - به معناى مهيا ساختن و آماده كردن است. در اين صورت «تبوّءو الدار و الإيمان» كنايه از فراهم سازى محيط اجتماعى و دينى و «من قبلهم» به حذف مضاف و تقدير «من قبل هجرتهم» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 10 - 13،14،15
13 - پس از محاصره مدينه از سوى احزاب متّحد ، ظنّ و گمان هاى گوناگونى درباره خدا ، در ميان مردم مسلمان پديد آمد .
إذ جاءوكم . .. و تظنّون باللّه الظنونا
«ظنون» مفعول مطلق عددى است و «ال » در آن، براى جنس است. جمع آورده شدن «ظنون » همراه با «ال» دلالت بر تعدد و گوناگونى مى كند.
14 - عارض شدن بدگمانى به خدا در مسلمانان ، در پىِ هجوم احزاب متّحد به مدينه
إذ جاءوكم . .. و تظنّون باللّه الظنونا
احتمال دارد كه مخاطب فعل «تظنّون» مسلمانان باشند و يكى از احتمال هاى «الظنونا» بدگمانى باشد. آيات بعدى مى تواند قرينه اى بر نكته ياد شده باشد.
15 - ظنّ و گمان هاى مردم مدينه درباره وعده هاى خدا ، در پى هجوم احزاب متّحد ، علاوه بر گوناگونى ، نو به نو و در حال تجديد شدن بود .
و تظنّون باللّه الظنونا
آوردن فعل مضارع «تظنّون» به منظور بيان پديد آمدن گمان، مى تواند بيان كننده تداوم و تجديد شدن آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 1 - 5
5 - « عن أبى الحسن الاوّل قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : إنّ اللّه تبارك و تعالى . . . اختار من البلدان أربعة فقال عزّوجلّ : « و التين و الزيتون . و طور سينين . و هذا البلد الأمين » فالتين المدينة ، و الزيتون بيت المقدّس ، و طور سينين الكوفة و هذا البلد الأمين مكّة ;
از امام موسى بن جعفر(ع) روايت شده است كه فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند تبارك و تعالى . .. از بين شهرها، چهار شهر را انتخاب كرد. او - كه عزيز و جليل است - فرمود: « والتين و الزيتون . و طور سينين . و هذا البلد الأمين». پس «تين» مدينه و «زيتون» بيت المقدس و «طور سينين» كوفه و «هذا البلد الأمين» مكه است.»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 60 - 5
5 - در مدينه ، در عصر پيامبر ، افرادى شايعه پراكن وجود داشت .
لئن لم ينته . .. المرجفون
«رَجْف» (مصدر ثلاثى مجرد «مرجفون») به معناى «اضطراب شديد» است (مفردات راغب). در آيه، به تناسب معناى لغوى، منظور از آن كسانى اند كه با پخش سخنان بيهوده، آرامش مردم را سلب مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 61 - 5
5 - شايعه پراكنان در مدينه ، در صورت ادامه شايعه پراكنى ، محكوم به قتل بودند .
لئن لم ينته . .. و المرجفون فى المدينة ... أينما ثقفوا أُخذوا و قتّلوا تقتيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 101 - 4
4 - حركت هاى نفاق آميز منافقان مدينه ، پيچيده تر و شديدتر از منافقان باديه نشين بود .
و ممن حولكم . .. و من أهل المدينة مردوا على النفاق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 2 - 6
6 - اهل كتاب و مشركان مكه و مدينه ، خود را منتظر فرستاده ويژه خداوند مى دانستند و ترك مرام خويش را به آن مشروط ساخته بودند .
لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة . رسول من اللّه
برداشت ياد شده، ناظر به احتمال اراده «منفكّين عن الكفر» است كه در برداشت هاى آيه پيشين توضيح داده شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 14 - 1،2،7
1 - در صورت ورود احزاب متّحد از نواحى و اطراف به خانه هاى منافقان در مدينه و درخواست اظهار شرك ، آنان ، با ايشان همسويى مى كردند .
و لو دخلت عليهم من أقطارها ثمّ سئلوا الفتنة لأتوها و ما تلبّثوا بها إلاّ يسيرًا
نايب فاعل فعل «دخلت» مى تواند «بيوت» و مى تواند «يثرب» باشد. برداشت ياد شده، براساس احتمال نخست است. لازم به ذكر است كه «اقطار» جمع «قطر» است كه به معناى جانب است (مفردات راغب). مراد از «الفتنة» به قرينه مقام، شرك است.
2 - منافقان مدينه ، دل در گرو شرك داشتند و ايمان شان ظاهرى بود .
و لو دخلت عليهم . .. ثمّ سئلوا الفتنة لأتوها
7 - منافقان مدينه ، به قدرى در عقيده خود متزلزل بودند كه در صورت درخواست اظهار شرك ، آنان بى درنگ شرك مىورزيدند .
و لو دخلت عليهم . .. ثمّ سئلوا الفتنة لأتوها ... و ما تلبّثوا بها إلاّيسيرًا
استثناى در كلام، براى تقويت نفى مستثنا است. بنابراين، معنا چنين است كه آنان، در پاسخ درخواست شرك، هيچ درنگ نمى كردند و اظهار شرك مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 19 - 12
12 - منافقان مدينه ، با برطرف شدن ترس از جنگ ، با زبانى تند و گزنده ، به مسلمانان طعنه مى زدند .
فإذا ذهب الخوف سلقوكم بألسنة حداد
«سلق» (مصدر «سلقوا») به معناى «مغلوب كردن و به زمين زدن چيزى با قهر و غلبه» است (مفردات راغب). «حداد» (جمع «حديد») به معناى «تيز» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 12 - 9
9 - ظن و گمان منافقان و بيماردلان مدينه ، در غزوه احزاب ، اين بود كه وعده خدا و پيامبرش ، جز فريب نيست .
و تظنّون باللّه الظنونا . .. و إذ يقول المنفقون ... ما وعدنا اللّه و رسوله إلاّ
«و إذ يقول» مى تواند تفسير «الظنونا» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 101 - 10
10 - حاضران در مركز معرفت و پايگاه اسلامى ، داراى مسؤوليتى بيشتر و حركت منافقانه در آن جا ، داراى عذابى مضاعف *
و ممن حولكم من الأعراب . .. سنعذبهم مرتين
دو مرتبه عذاب شدن منافقان مذكور احتمال دارد از آن جهت باشد كه با وجود نزديك بودن به مؤمنان (ممن حولكم) و با وجود حضور در مركز تبليغ دين (المدينة) راه نفاق پيموده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 20 - 4،6،7
4 - منافقان مدينه ، دوست داشتند كه در صورت تكرار هجوم احزاب متّحد به مدينه ، در بيابان و در ميان باديه نشينان باشند .
و إن يأت الأحزاب يودّوا لو أنّهم بادون فى الأعراب
6 - منافقان مدينه ، در عين ترس از حضور در مدينه ، به هنگام حمله دشمن ، دوست داشتند از اخبار مربوط به مسلمانان آگاه باشند .
و إن يأت الأحزاب يودّوا لو أنّهم بادون فى الأعراب يسئلون عن أنبائكم
7 - منافقان مدينه ، به پى گيرى تحولات و رخداد هاى مدينه ، علاقه مند بودند .
يسئلون عن أنبائكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 19 - 24،26
24 - رفتار هاى بيمارگونه منافقان مدينه ، ناشى از بى ايمانى آنان بود .
أشحّة عليكم فإذا جاء الخوف . .. تدور أعينهم ... فإذا ذهب الخوف سلقوكم بألسنة حدا
26 - رفتار هاى بيمارگونه منافقان مدينه ، امرى پيش پا افتاده بود و نمى توانست مشكلى ايجاد كند .
أشحّة عليكم . .. سلقوكم ... و كان ذلك على اللّه يسيرًا
احتمال دارد مشاراليه «ذلك» حال و وضع منافقان مدينه، يعنى تلاش آنان براى بازداشتن مسلمانان از شركت در جهاد و آزار زبانى شان باشد در اين صورت، سهل بودن آن كارها براى خدا، به معناى اين خواهد بود كه آن تلاش ها، مشكلى ايجاد نمى كند و امورى سهل و پيش پا افتاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 27 - 8
8 - قدرت مطلق خداوند ، عامل شكست يهود بنى قريظه و پيروزى مسلمانان مدينه بود .
أنزل الذين ظهروهم . .. فريقًا تقتلون ... وكان اللّه على كلّ شىء قديرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 23 - 2،6،8،11
2 - مسلمانان مدينه ، با خدا ، عهد بسته بودند كه از جهاد و رويارويى با دشمن نگريزند .
من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه عليه
6 - برخى از مسلمانان مدينه ، در عمل به عهد خود با خدا ، تا پاى جان پيش رفتند .
فمنهم من قضى نحبه
«نحب» در لغت، به معناى «نذر واجب» است (مفردات راغب). «قضى نحبه» كنايه از مرگ و يا كشته شدن است.
8 - برخى از صاحبان عهد با خدا ، از مسلمانان مدينه ، در انتظار فرا رسيدن فرصتى مناسب براى عمل به عهد خويش بودند .
من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه عليه . .. و منهم من ينتظر
11 - صاحبان عهد با خداوند ، از مسلمانان مدينه ، بر خلاف منافقانِ آن ديار ، هيچ گاه از زير بار عهد خود شانه خالى نكردند .
من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه . .. و ما بدّلوا تبديلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 15 - 1،3
1 - منافقان حاضر در صحنه غزوه احزاب ، و مصمم به فرار از آن ، پيش تر در غزوه اُحد تعهد كرده بودند كه از جهاد با دشمن نگريزند .
و لقد كانوا عهدوا اللّه من قبل لايولّون الأدبر
مرجع ضمير در «كانوا» گروهى از منافقان اند كه در غزوه اُحد ترسيدند و تصميم به فرار گرفتند، ولى عهد كردند كه ديگربار چنين نكنند.
3 - عهد منافقان مدينه با خدا براى فرار نكردن از جهاد ، مورد حساب كشى خداوند است .
و لقد كانوا عهدوا اللّه من قبل . .. و كان عهد اللّه مسئولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 15 - 7،2
7 - منافقان مدينه ، از سوى خداوند ، به خاطر شكستن عهد خود تهديد شدند .
و لقد كانوا عهدوا اللّه من قبل . .. و كان عهد اللّه مسئولاً
2 - منافقان مدينه ، پيمان خود را براى فرار نكردن از جهاد ، شكستند .
إن يريدون إلاّ فرارًا . .. و لقد كانوا عهدوا اللّه من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 23 - 11
11 - صاحبان عهد با خداوند ، از مسلمانان مدينه ، بر خلاف منافقانِ آن ديار ، هيچ گاه از زير بار عهد خود شانه خالى نكردند .
من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه . .. و ما بدّلوا تبديلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 11 - 10
10 - اطمينان بخشى خداوند به مؤمنان ، در وفا نكردن منافقان به پيمان خويش باكافران ( يهود بنى نضير )
و اللّه يشهد إنّهم لكذبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 12 - 1،2
1 - خبر دادن خداوند ، به همگام نشدن منافقان با يهود بنى نضير در مسير تبعيد آنان
لئن أُخرجوا لايخرجون معهم
2 - خبر دادن خداوند ، از پايبند نبودن منافقان به تعهّد خويش ، در يارى بنى نضير به هنگام جنگ
و لئن قوتلوا لاينصرونهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 56 - 4
4 - يهوديان مدينه در عصر بعثت نمونه پست ترين جنبندگان به سبب اصرارشان بر كفر و از ميان بردن زمينه هاى ايمان در خويش و شكستن پيمانها
إن شر الدواب عنداللّه الذين كفروا . .. الذين عهدت منهم ثم ينقضون عهدهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 15 - 2
2 - منافقان مدينه ، پيمان خود را براى فرار نكردن از جهاد ، شكستند .
إن يريدون إلاّ فرارًا . .. و لقد كانوا عهدوا اللّه من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 16 - 3،6
3 - منافقان شركت كننده در غزوه احزاب ، درصدد فرار از جهاد ، به منظور نجات خود بودند .
قل لن ينفعكم الفرار
6 - منافقان حاضر در غزوه احزاب ، براى نجات از مرگ و يا كشته شدن ، تصميم به فرار از جهاد گرفتند .
إن يريدون إلاّ فرارًا . .. إن فررتم من الموت أو القتل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 16 - 3،6
3 - منافقان شركت كننده در غزوه احزاب ، درصدد فرار از جهاد ، به منظور نجات خود بودند .
قل لن ينفعكم الفرار
6 - منافقان حاضر در غزوه احزاب ، براى نجات از مرگ و يا كشته شدن ، تصميم به فرار از جهاد گرفتند .
إن يريدون إلاّ فرارًا . .. إن فررتم من الموت أو القتل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 15 - 1
1 - منافقان حاضر در صحنه غزوه احزاب ، و مصمم به فرار از آن ، پيش تر در غزوه اُحد تعهد كرده بودند كه از جهاد با دشمن نگريزند .
و لقد كانوا عهدوا اللّه من قبل لايولّون الأدبر
مرجع ضمير در «كانوا» گروهى از منافقان اند كه در غزوه اُحد ترسيدند و تصميم به فرار گرفتند، ولى عهد كردند كه ديگربار چنين نكنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 62 - 4
4 - فرمان مهدورالدم بودن منافقان و بيماردلان و شايعه پراكنان در مدينه ، ادامه اجراى سنّت تغيير ناپذير الهى بوده است .
أينما ثقفوا أُخذوا و قتّلوا . .. سنّة اللّه ... ولن تجد لسنّة اللّه تبديلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 62 - 4
4 - فرمان مهدورالدم بودن منافقان و بيماردلان و شايعه پراكنان در مدينه ، ادامه اجراى سنّت تغيير ناپذير الهى بوده است .
أينما ثقفوا أُخذوا و قتّلوا . .. سنّة اللّه ... ولن تجد لسنّة اللّه تبديلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 62 - 4
4 - فرمان مهدورالدم بودن منافقان و بيماردلان و شايعه پراكنان در مدينه ، ادامه اجراى سنّت تغيير ناپذير الهى بوده است .
أينما ثقفوا أُخذوا و قتّلوا . .. سنّة اللّه ... ولن تجد لسنّة اللّه تبديلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 56 - 9
9 - مؤمنان در مدينه ، برخوردار از قدرت و شوكت بسيار در مقايسه با منافقان
و يحلفون باللّه إنهم لمنكم . .. و لكنهم قوم يفرقون
بيم منافقان و تلاش آنان براى مؤمن جلوه دادن خود، نشانه اى از قدرت و شوكت مؤمنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 14 - 6
6 - تزلزل منافقان مدينه در غزوه احزاب ، ناشى از بى ايمانى آنان بود .
و يستئذن فريق منهم . .. يقولون إنّ بيوتنا عورة ... إن يريدون إلاّ فرارًا ... ثمّ
«ثمّ سئلوا الفتنة» دلالت مى كند كه آنان، با درخواست شرك، آن را قبول مى كردند. چنين امرى اشعار دارد كه استيذان در ترك جهاد و بهانه جويى براى فرار، ناشى از بى ايمانى و تزلزل در عقيده بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 19 - 21،24
21 - منافقان مدينه ، به اسلام ، ايمان نياوردند .
أُولئك لم يؤمنوا
24 - رفتار هاى بيمارگونه منافقان مدينه ، ناشى از بى ايمانى آنان بود .
أشحّة عليكم فإذا جاء الخوف . .. تدور أعينهم ... فإذا ذهب الخوف سلقوكم بألسنة حدا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 56 - 4
4 - يهوديان مدينه در عصر بعثت نمونه پست ترين جنبندگان به سبب اصرارشان بر كفر و از ميان بردن زمينه هاى ايمان در خويش و شكستن پيمانها
إن شر الدواب عنداللّه الذين كفروا . .. الذين عهدت منهم ثم ينقضون عهدهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 1 - 5
5 - « عن أبى جعفر ( ع ) [ فى قوله تعالى « ويل للمطففين » ] قال : نزلت على نبىّ اللّه (صلی الله علیه و آله) حين قدم المدينة و هم يومئذ اسوأ الناس كيلاً فأحسنوا الكيل ;
از امام باقر(ع) [درباره قول خداى تعالى «ويل للمطففين»] روايت شده است كه فرمود: هنگامى كه پيامبر خدا(صلی الله علیه و آله) وارد مدينه شد، اين آيه بر آن حضرت نازل گشت; در حالى كه در آن زمان مردم مدينه در پيمانه كردن از همه بدتر بودند (يعنى در وزن اجناس خيانت مى نمودند) و پس از نزول اين آيه، پيمانه كردن را نيكو انجام دادند»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 19 - 15
15 - منافقان مدينه ، افرادى كمْ كار و پرگو بودند .
و لايأتون البأس إلاّ قليلاً . .. فإذا ذهب الخوف سلقوكم بألسنة حداد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 60 - 16
16 - در مدينه عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) گروه هاى مختلف فكرى و عقيدتى زندگى مى كردند .
نساء المؤمنين . .. لئن لم ينته المنفقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 14 - 5
5 - در صورت نفوذ دشمن به مدينه ، پس از محاصره از سوى احزاب متّحد ، منافقان به جاى دفاع ، به تلاش به نفع دشمن مى پرداختند .
و لو دخلت عليهم من أقطارها ثمّ سئلوا الفتنة لأتوها
برداشت بالا، بنابراين است كه ضمير در «دخلت» به «يثرب» برگردد و مراد از «الفتنة»، تلاش تخريبى عليه مسلمانان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 25 - 2،3
2 - احزاب متّحدِ محاصره كننده مسلمانان در مدينه ، همگى ، كافر بودند .
و ردّ اللّه الذين كفروا
طبق آنچه در آغاز سوره آمد، احزاب گرد آمده براى جنگ با مسلمانان مدينه، از مشركان و منافقان و يهوديان بودند، ولى خداوند از همه آنان، به «الذين كفروا» تعبير كرده است و اين، حكايت از كفر همگى آنان مى كند.
3 - احزاب متّحد ، در حالى از محاصره مدينه نااميد و پراكنده شدند كه آكنده از خشم بودند .
و ردّ اللّه الذين كفروا بغيظهم
«باء» در «بغيظ» براى ملابسه است و «بغيظهم» حال براى موصول «الذين كفروا» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 10 - 1
1 - مسلمانان مدينه ، از ناحيه بالا و پايين مدينه ، در محاصره دشمن ( احزاب متّحد ) قرار گرفتند .
إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 19 - 10
10 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، شخصيتى محورى و تصميم گير در مدينه بود .
ينظرون إليك
آوردن جمله «ينظرون إليك» در لابه لاى جمله اى كه در صدد بيان وصف آشفتگى منافقان، به هنگام شنيدن خبر جنگ است، نشان دهنده اين واقعيت است كه آنان، از اين جهت به پيامبر(صلی الله علیه و آله) نگاه مى كردند، تا رخصتى براى ترك جهاد به دست آورند و اين، از موقعيت آن حضرت حكايت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 101 - 11
11 - دورى منافقان باديه نشين از مدينه و مهارت منافقان داخل مدينه ، سبب ناشناخته ماندن آنان نزد پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان شد .
و ممن حولكم من الأعراب . .. لاتعلمهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 18 - 3
3 - در مدينه ، مخالفانى وجود داشتند كه درصدد جذب منافقان به سوى خود بودند .
و القائلين لإخونهم هلمّ إلينا
مراد از «القائلين» طبق گفته مفسران، يهوديان اطراف مدينه بوده اند. مرجع ضمير در «إخوانهم» افراد منافق اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 9 - 3
3 - « انصار » ، بنيانگذار جامعه ايمانى در مدينه قبل از هجرت
و الذين تبوّءو الدار و الإيمن من قبلهم
«تبوّء» - چنانچه مفردات و الميزان اشاره كرده اند - به معناى مهيا ساختن و آماده كردن است. در اين صورت «تبوّءو الدار و الإيمان» كنايه از فراهم سازى محيط اجتماعى و دينى و «من قبلهم» به حذف مضاف و تقدير «من قبل هجرتهم» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 42 - 3
3 - پيمودن مسافت مدينه تا تبوك به دليل دورى راه ، براى برخى افراد ( منافقان ) دشوار مى نمود .
و لكن بعدت عليهم الشقة
«شقة» به معناى سختى و مشقت و كنايه از مسافت است; يعنى، به نظر آنان (منافقان)راه ميان مدينه و تبوك راهى طولانى و پيمودن آن طاقت فرساست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 92 - 8
8 - بُعد مسافت ميان مدينه و رزمگاه تبوك *
قلت لا أجد ما أحملكم عليه
منظور از «أحملكم» مى تواند مطلق ساز و برگ نظامى نباشد، بلكه فقط وسيله سوارى و مركب مورد نظر باشد ; كه در اين صورت عدم امكان پياده رفتن به جنگ، به خاطر بعد مسافت خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 26 - 5،6
5 - خداوند ، مسلمانان صدر اسلام را پس از هجرت ، در مدينه مأوى داد و از سلطه مشركان خارج كرد .
فأويكم و أيدكم بنصره
6 - خداوند ، مسلمانان صدر اسلام را در مدينه با امداد هاى خويش توانا و قدرتمند ساخت .
تخافون أن يتخطفكم الناس فأويكم و أيدكم بنصره
«تأييد» به معناى تقويت كردن و قدرتمند ساختن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 18 - 4
4 - منافقان مدينه ، در صدد جذب مسلمان هاى ضعيف الايمان ، به سوى باند خود بودند .
و القائلين لإخونهم هلمّ إلينا
احتمال دارد مرجع ضمير در «القائلين» منافقان، و مرجع در «إخوانهم» مسلمان هايى باشد كه در آيات پيش، از آنان به «الذين فى قلوبهم مرض» تعبير شده است و منظور، مسلمان هايى بودند كه ضعف عقيده داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 10 - 2،8،11،13،15
2 - احزاب متّحد ، در جنگ عليه مسلمانان ، جمعيتى فراوان داشتند .
إذ جاءتكم جنود . .. إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم
«جنود» جمع «جند» است و دلالت بر چندين سپاه مى كند. آمدن نيروها از بالا دست مدينه و پايين دست آن نيز مؤيد اين نكته است; زيرا آنان داراى جمعيتى چشمگير بوده اند كه توانسته اند نيروهايشان را در اطراف مدينه مستقر كنند.
8 - هجوم احزاب متّحد به مدينه ، براى درهم شكستن مسلمانان ، مسلمانان را به قدرى وحشت زده كرد كه همانند افراد محتضر شدند .
إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر و بلغت القلوب الحناجر
مراد از به حنجره رسيدن قلب ها، خفگى و به حال مرگ افتادن است.
11 - ايّام هجوم احزاب متّحد به مدينه ، روزهايى بس سخت و نگران كننده براى مسلمانان بود .
إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر و بلغت القلوب الحناجر
13 - پس از محاصره مدينه از سوى احزاب متّحد ، ظنّ و گمان هاى گوناگونى درباره خدا ، در ميان مردم مسلمان پديد آمد .
إذ جاءوكم . .. و تظنّون باللّه الظنونا
«ظنون» مفعول مطلق عددى است و «ال » در آن، براى جنس است. جمع آورده شدن «ظنون » همراه با «ال» دلالت بر تعدد و گوناگونى مى كند.
15 - ظنّ و گمان هاى مردم مدينه درباره وعده هاى خدا ، در پى هجوم احزاب متّحد ، علاوه بر گوناگونى ، نو به نو و در حال تجديد شدن بود .
و تظنّون باللّه الظنونا
آوردن فعل مضارع «تظنّون» به منظور بيان پديد آمدن گمان، مى تواند بيان كننده تداوم و تجديد شدن آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 12 - 1
1 - منافقان ، همسو با احزاب متّحد ، در غزوه احزاب براى درهم شكستن روحيه مسلمانان فعاليت مى كردند .
إذ جاءتكم جنود . .. و إذ يقول المنفقون ... ما وعدنا اللّه ... إلاّ غرورًا
فعل مضارع «يقول» بر تداوم كار منافقان دلالت مى كند كه از آن، به «فعاليت» تعبير مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 1،2
1 - عده اى از منافقان ، مسلمانان شركت كننده در غزوه احزاب را ، به ترك جهاد وسوسه مى كردند .
و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا
2 - منافقان براى ماندن مسلمانان به همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در غزوه احزاب - باتوجه به هجوم دشمن - وجهى منطقى قائل نبودند و آنان را به ترك غزوه ، دعوت مى كردند .
قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 22 - 9،10
9 - مسلمانان مدينه ، در غزوه احزاب ، به رغم قدرت و شوكت دشمن و كارشكنى هاى منافقان ، تسليم امر پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى جهاد بودند .
و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب . .. و ما زادهم إلاّ إيمنًا و تسليمًا
ممكن است «تسليماً» به قرينه مقام (بحث جهاد و هجوم دشمن و نيز الگو بودن پيامبر(صلی الله علیه و آله)) تسليم بودن به امر پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى جهاد باشد.
10 - توجه مسلمانان مدينه به تحقق وعده هاى خدا و پيامبرش ، در غزوه احزاب ، باعث شد كه آنان ، با ديدن سپاه دشمن بر ايمان شان افزوده شود .
و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب قالوا هذا ما وعدنا اللّه و رسوله . .. و ما زادهم إل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 22 - 1،2،6،9،10
1 - مسلمانان مدينه ، با ديدن سپاهيان احزاب متّحد ، اذعان داشتند ، آنچه ديده اند ، همان چيزى است كه خدا و پيامبرش وعده داده اند .
و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب قالوا هذا ما وعدنا اللّه و رسوله
2 - مسلمانان مدينه ، پيشاپيش ، از رويارويى شان با احزاب متّحد ، با خبر بودند .
و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب قالوا هذا ما وعدنا اللّه و رسوله
6 - آنچه مسلمانان مدينه ، در رويارويى با احزاب متّحد مشاهده كردند ، بر ايمان شان به راه خود و تسليم بودن شان افزود .
و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب . .. و ما زادهم الاّ إيمنًا و تسليمًا
فاعل «زاد» مصدر فعل «رأى» است. بنابراين، استفاده مى شود كه مشاهده دشمنان، بر ايمان مسلمانان افزوده است.
9 - مسلمانان مدينه ، در غزوه احزاب ، به رغم قدرت و شوكت دشمن و كارشكنى هاى منافقان ، تسليم امر پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى جهاد بودند .
و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب . .. و ما زادهم إلاّ إيمنًا و تسليمًا
ممكن است «تسليماً» به قرينه مقام (بحث جهاد و هجوم دشمن و نيز الگو بودن پيامبر(صلی الله علیه و آله)) تسليم بودن به امر پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى جهاد باشد.
10 - توجه مسلمانان مدينه به تحقق وعده هاى خدا و پيامبرش ، در غزوه احزاب ، باعث شد كه آنان ، با ديدن سپاه دشمن بر ايمان شان افزوده شود .
و لمّا رءا المؤمنون الأحزاب قالوا هذا ما وعدنا اللّه و رسوله . .. و ما زادهم إل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 101 - 10
10 - حاضران در مركز معرفت و پايگاه اسلامى ، داراى مسؤوليتى بيشتر و حركت منافقانه در آن جا ، داراى عذابى مضاعف *
و ممن حولكم من الأعراب . .. سنعذبهم مرتين
دو مرتبه عذاب شدن منافقان مذكور احتمال دارد از آن جهت باشد كه با وجود نزديك بودن به مؤمنان (ممن حولكم) و با وجود حضور در مركز تبليغ دين (المدينة) راه نفاق پيموده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 25 - 8
8 - خداوند ، مؤمنان مدينه را در روز هاى سخت و وانفساى هجوم همه جانبه دشمن ، يارى كرد .
إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم و إذ زاغت الأبصر . .. هنالك ابتلى المؤمنون ..
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 11 - 3
3 - مسلمانان مدينه ، با هجوم احزاب متّحد ، در شرايط سختى قرار گرفتند .
و زلزلوا زلزالاً شديدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 89 - 8
8 - يهوديان مدينه ، پيش از اسلام در گير با كافران و از ناحيه آنان در سختى و فشار بودند .
و كانوا من قبل يستفتحون على الذين كفروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 11 - 10
10 - اطمينان بخشى خداوند به مؤمنان ، در وفا نكردن منافقان به پيمان خويش باكافران ( يهود بنى نضير )
و اللّه يشهد إنّهم لكذبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 56 - 9
9 - مؤمنان در مدينه ، برخوردار از قدرت و شوكت بسيار در مقايسه با منافقان
و يحلفون باللّه إنهم لمنكم . .. و لكنهم قوم يفرقون
بيم منافقان و تلاش آنان براى مؤمن جلوه دادن خود، نشانه اى از قدرت و شوكت مؤمنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 81 - 3
3 - جلسات سرّى و توطئه گرانه منافقان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مدينه
و يقولون طاعة فاذا برزوا من عندك بيّت طائفة منهم غير الذى تقول
برخى گفته اند كه اين آيه درباره منافقان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 19 - 11،14
11 - توجه زياد منافقان مدينه ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) هنگام سختى و جنگ ، به منظور دريافت نظر نهايى آن حضرت
فإذا جاء الخوف رأيتهم ينظرون إليك
فعل مضارع «ينظرون» حكايت از تكرار نگاه مى كند. اصل نگاه به آن حضرت هم، به قرينه مقام - كه وضعيت دشوارى و سختى است - براى جلب نظر آن حضرت براى اِعلام آتش بس و يا آزاد كردن آنان از جنگ است.
14 - منافقان مدينه ، در سختى و آسايش ، به مسلمانان ، بخل مىورزيدند .
و لايأتون البأس إلاّ قليلاً . أشحّة عليكم ... فإذا ذهب الخوف سلقوكم بألسنة حداد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 15 - 4
4 - منافقان مدينه ، به همراه مسلمانان ، در غزوه هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) شركت مى كردند .
و إذ يقول المنفقون . .. ما وعدنا اللّه و رسوله إلاّ غرورًا ... و لقد كانوا عهد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 15 - 1
1 - منافقان حاضر در صحنه غزوه احزاب ، و مصمم به فرار از آن ، پيش تر در غزوه اُحد تعهد كرده بودند كه از جهاد با دشمن نگريزند .
و لقد كانوا عهدوا اللّه من قبل لايولّون الأدبر
مرجع ضمير در «كانوا» گروهى از منافقان اند كه در غزوه اُحد ترسيدند و تصميم به فرار گرفتند، ولى عهد كردند كه ديگربار چنين نكنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 12 - 1
1 - منافقان ، همسو با احزاب متّحد ، در غزوه احزاب براى درهم شكستن روحيه مسلمانان فعاليت مى كردند .
إذ جاءتكم جنود . .. و إذ يقول المنفقون ... ما وعدنا اللّه ... إلاّ غرورًا
فعل مضارع «يقول» بر تداوم كار منافقان دلالت مى كند كه از آن، به «فعاليت» تعبير مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 1،4،8،11،20
1 - عده اى از منافقان ، مسلمانان شركت كننده در غزوه احزاب را ، به ترك جهاد وسوسه مى كردند .
و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا
4 - منافقان ، به نفع جبهه احزاب متّحد ، براى درهم شكستن جبهه مسلمانان ، فعاليت تبليغاتى داشتند .
و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا
8 - برخى از منافقان و بيماردلان مدينه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى ترك جهاد در غزوه احزاب ، به بهانه ناامن بودن خانه و كاشانه شان ، مصرّانه اجازه مى خواستند .
و يستئذن فريق منهم النبىّ يقولون إنّ بيوتنا عورة
مراد از «عورة» در آيه، مستحكم نبودن خانه و قابل ورود بودن آن براى هر كس است كه بخواهد وارد شود(مفردات راغب).
11 - مستحكم نبودن خانه و كاشانه ، بهانه منافقان و افراد بيماردل براى گريز از جهاد در غزوه احزاب بود .
و يستئذن فريق منهم النبىّ يقولون إنّ بيوتنا عورة و ما هى بعورة إن يريدون إلاّ فر
20 - « عن عبداللّه الحلبى عنه ( ع ) : إنّهم قالوا « إنّ بيوتنا عورة . . . » فأكذبهم اللّه قال : « و ما هى بعورة . . . » و هى رفيعة السمك حصينة ;
از عبداللّه حلبى، از امام(ع) نقل شده كه منافقان گفتند: خانه هاى ما بى حفاظ است. خداوند آنان را تكذيب كرد و فرمود: «و ما هى بعورة...» و آن خانه ها، داراى ديوارهاى بلند و محكم بود.»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 14 - 3،6
3 - منافقان شركت كننده در غزوه احزاب ، در صورت حضور در داخل خانه هايشان و هجوم دشمن ، از آن دفاع نمى كردند .
يقولون إنّ بيوتنا عورة . .. و لو دخلت عليهم من أقطارها ثمّ سئلوا الفتنة لأتوها
6 - تزلزل منافقان مدينه در غزوه احزاب ، ناشى از بى ايمانى آنان بود .
و يستئذن فريق منهم . .. يقولون إنّ بيوتنا عورة ... إن يريدون إلاّ فرارًا ... ثمّ
«ثمّ سئلوا الفتنة» دلالت مى كند كه آنان، با درخواست شرك، آن را قبول مى كردند. چنين امرى اشعار دارد كه استيذان در ترك جهاد و بهانه جويى براى فرار، ناشى از بى ايمانى و تزلزل در عقيده بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 15 - 1
1 - منافقان حاضر در صحنه غزوه احزاب ، و مصمم به فرار از آن ، پيش تر در غزوه اُحد تعهد كرده بودند كه از جهاد با دشمن نگريزند .
و لقد كانوا عهدوا اللّه من قبل لايولّون الأدبر
مرجع ضمير در «كانوا» گروهى از منافقان اند كه در غزوه اُحد ترسيدند و تصميم به فرار گرفتند، ولى عهد كردند كه ديگربار چنين نكنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 16 - 3،6،7
3 - منافقان شركت كننده در غزوه احزاب ، درصدد فرار از جهاد ، به منظور نجات خود بودند .
قل لن ينفعكم الفرار
6 - منافقان حاضر در غزوه احزاب ، براى نجات از مرگ و يا كشته شدن ، تصميم به فرار از جهاد گرفتند .
إن يريدون إلاّ فرارًا . .. إن فررتم من الموت أو القتل
7 - خداوند ، به منافقان شركت كننده در غزوه احزاب ، با بيان اين كه حتى در صورت فرار از جبهه جهاد ، گرفتار مرگ يا قتل ، در جاى ديگر يا زمان ديگر مى شوند ، هشدار داده است .
إن فررتم من الموت أو القتل و إذًا لاتمتّعون إلاّ قليلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 11 - 3،4
3 - روابط خائنانه منافقان مدينه ، با كافران اهل كتاب ( يهود بنى نضير )
الذين نافقوا يقولون لإخونهم الذين كفروا من أهل الكتب لئن أخرجتم لنخرجنّ معكم
4 - افشاگرى خداوند ، درباره عناصر نفاق پيشه و مرتبط با دشمن ( يهود بنى نضير )
ألم تر إلى الذين نافقوا يقولون لإخونهم الذين كفروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 12 - 1،2
1 - خبر دادن خداوند ، به همگام نشدن منافقان با يهود بنى نضير در مسير تبعيد آنان
لئن أُخرجوا لايخرجون معهم
2 - خبر دادن خداوند ، از پايبند نبودن منافقان به تعهّد خويش ، در يارى بنى نضير به هنگام جنگ
و لئن قوتلوا لاينصرونهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 18 - 2،8
2 - تلاش شديد منافقان مدينه ، براى بازداشتن مسلمانان از جهاد در غزوه احزاب
و إذ قالت طائفة منهم . .. لامقام لكم فارجعوا ... قد يعلم اللّه المعوّقين منكم
تضعيف «عوّق» براى بيان شدت و غلظت بازدارندگى، است.
8 - منافقان مدينه ، علاوه بر بازداشتن ديگران از حضور در جبهه جهاد ، خود نيز در آن ، حضورى كم رنگ داشتند .
قد يعلم اللّه المعوّقين . .. و القائلين لإخونهم ... و لايأتون البأس إلاّ قليلاً
بنابراين احتمال كه جمله «و لايأتون البأس. ..» حال براى «المعوّقين» و «القائلين» باشد، نكته ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 19 - 5
5 - منافقان مدينه ، حضور در جبهه جهاد را ، مساوى با كشته شدن و از بين رفتن تلقى مى كردند .
فإذا جاء الخوف رأيتهم ينظرون إليك تدور أعينهم كالذى يغشى عليه من الموت
اين كه آيه بيان مى كند كه آنان، با شنيدن خبر جنگ، به حال احتضار درمى آمدند، حكايت از اين نكته مى كند كه منافقان مدينه وقوع جنگ و شركت در جبهه جهاد را مساوى با كشته شدن تلقى مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 20 - 8
8 - در صورت حضور منافقان مدينه ، در جبهه مسلمانان ، جز اندكى در جنگ و جهاد ، شركت نمى كردند .
و لو كانوا فيكم ما قتلوا إلاّ قليلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 20 - 6،7
6 - منافقان مدينه ، در عين ترس از حضور در مدينه ، به هنگام حمله دشمن ، دوست داشتند از اخبار مربوط به مسلمانان آگاه باشند .
و إن يأت الأحزاب يودّوا لو أنّهم بادون فى الأعراب يسئلون عن أنبائكم
7 - منافقان مدينه ، به پى گيرى تحولات و رخداد هاى مدينه ، علاقه مند بودند .
يسئلون عن أنبائكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 16 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف بود كه عقيده منافقان مدينه را درباره حفظ جان از خطر مرگ ، تصحيح كند .
إن يريدون إلاّ فرارًا . .. قل لن ينفعكم الفرار إن فررتم ...و إذًا لاتمتّعون إلاّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 2،3
2 - منافقان براى ماندن مسلمانان به همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در غزوه احزاب - باتوجه به هجوم دشمن - وجهى منطقى قائل نبودند و
آنان را به ترك غزوه ، دعوت مى كردند .
قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا
3 - منافقان مدينه ، به مسلمانان وانمود كردند كه شكست شان در غزوه احزاب حتمى است .
و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 19 - 3
3 - منافقان مدينه ، به هنگام خبردار شدن از وقوع جنگ احزاب ، به قدرى مى ترسيدند كه چشمان شان بى اختيار ، به چرخش مى افتاد .
فإذا جاء الخوف رأيتهم ينظرون إليك تدور أعينهم كالذى يغشى عليه من الموت
مراد از «الخوف» به قرينه بحث جهاد و هجوم دشمن، خبر جنگ و قتال است كه براى منافقان بسيار ترس آور بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 20 - 1،4
1 - منافقان مدينه ، مى پنداشتند كه احزاب متّحد ، تا مدينه را فتح نكنند ، پراكنده نخواهند شد .
يحسبون الأحزاب لم يذهبوا
4 - منافقان مدينه ، دوست داشتند كه در صورت تكرار هجوم احزاب متّحد به مدينه ، در بيابان و در ميان باديه نشينان باشند .
و إن يأت الأحزاب يودّوا لو أنّهم بادون فى الأعراب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 19 - 11
11 - توجه زياد منافقان مدينه ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) هنگام سختى و جنگ ، به منظور دريافت نظر نهايى آن حضرت
فإذا جاء الخوف رأيتهم ينظرون إليك
فعل مضارع «ينظرون» حكايت از تكرار نگاه مى كند. اصل نگاه به آن حضرت هم، به قرينه مقام - كه وضعيت دشوارى و سختى است - براى جلب نظر آن حضرت براى اِعلام آتش بس و يا آزاد كردن آنان از جنگ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 15 - 5
5 - منافقان مدينه ، در صف هاى مسلمانان تنها حضور ظاهرى داشتند .
و لقد كانوا عهدوا اللّه من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 12 - 5،9
5 - منافقان و بيماردلان مدينه ، وعده خدا و پيامبر را بر پيروزى ، فريب و خدعه اى بيش نمى دانستند .
و إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض ما وعدنا اللّه و رسوله إلاّ غرورًا
9 - ظن و گمان منافقان و بيماردلان مدينه ، در غزوه احزاب ، اين بود كه وعده خدا و پيامبرش ، جز فريب نيست .
و تظنّون باللّه الظنونا . .. و إذ يقول المنفقون ... ما وعدنا اللّه و رسوله إلاّ
«و إذ يقول» مى تواند تفسير «الظنونا» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 7
7 - منافقان ، به نام سابق مدينه ، علاقه مند بودند و از نامگذارى آن شهر به « مدينة النبى » ناخرسند بودند .
يأهل يثرب
با توجه به اين كه نام مدينه، در آيه صدو بيست از سوره توبه و آيه شصت از سوره احزاب آمده و در اين جا، از قول منافقان، آن شهر به نام سابق اش خوانده شده، نكته بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 12 - 5
5 - منافقان و بيماردلان مدينه ، وعده خدا و پيامبر را بر پيروزى ، فريب و خدعه اى بيش نمى دانستند .
و إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض ما وعدنا اللّه و رسوله إلاّ غرورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 12 - 9
9 - ظن و گمان منافقان و بيماردلان مدينه ، در غزوه احزاب ، اين بود كه وعده خدا و پيامبرش ، جز فريب نيست .
و تظنّون باللّه الظنونا . .. و إذ يقول المنفقون ... ما وعدنا اللّه و رسوله إلاّ
«و إذ يقول» مى تواند تفسير «الظنونا» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 12 - 9
9 - ظن و گمان منافقان و بيماردلان مدينه ، در غزوه احزاب ، اين بود كه وعده خدا و پيامبرش ، جز فريب نيست .
و تظنّون باللّه الظنونا . .. و إذ يقول المنفقون ... ما وعدنا اللّه و رسوله إلاّ
«و إذ يقول» مى تواند تفسير «الظنونا» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 41 - 4
4- محل هجرت مسلمانان مهاجر از مكه ( به مدينه يا حبشه ) جايگاهى شايسته و مناسب براى آنان
و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا لنبوّئنّهم فى الدنيا حسنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 72 - 5
5 - مؤمنان عصر بعثت متشكل از سه گروه : مهاجران ( مؤمنانى كه از مكه و يا اطراف آن به مدينه هجرت كردند ) ، انصار ( مؤمنانى كه مهاجران را پناه دادند ) و مؤمنان غير مهاجر
إن الذين ءامنوا و هاجروا . .. و الذين ءاووا و نصروا ... و الذين ءامنوا
«ايواء» (مصدر آووا) به معناى منزل دادن و پناه دادن است و مفعول آن ضميرى است محذوف كه به «الذين ءامنوا . .. » برمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 101 - 1،11
1 - هشدار خداوند به مؤمنان ، نسبت به وجود منافقانى ناشناخته در اطراف ايشان از باديه نشينان و نيز از اهل مدينه
و ممن حولكم من الأعراب منفقون و من أهل المدينة مردوا على النفاق
11 - دورى منافقان باديه نشين از مدينه و مهارت منافقان داخل مدينه ، سبب ناشناخته ماندن آنان نزد پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان شد .
و ممن حولكم من الأعراب . .. لاتعلمهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 6
6 - يثرب ، نام پيشين مدينه پيامبر است .
يأهل يثرب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 127 - 2
2 - نزول دفعى بعضى از سوره هاى قرآن در مدينه
و إذا ما أنزلت سورة
برداشت فوق بر اين اساس است كه مقصود از «انزال» در جمله «و إذا ما أنزلت . .. » نزول دفعى باشد. قابل ذكر است كه «انزال» مانند «تنزيل» هم در نزول دفعى و هم در نزول تدريجى به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 10
10 - در سپاه مسلمانان ، به هنگام غزوه احزاب ، نظمى استوار ، حاكم بود . به گونه اى كه منافقان نيز خود را ملزم به رعايت آن مى دانستند .
و يستئذن فريق منهم النبىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 101 - 3
3 - وجود منافقانى مرموز و عادت كرده بر نفاق ، در ميان اهل مدينه
و من أهل المدينة مردوا على النفاق
يكى از معانى «مَرَدَ» «استمر» و «قَرِنَ» (استمرار و عادت) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 22 - 7
7 - شهر مدينه در صدراسلام ، مأمن و پناهگاه مهاجران مسلمان بود .
و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا . .. و المهجرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 3
3 - منافقان مدينه ، به مسلمانان وانمود كردند كه شكست شان در غزوه احزاب حتمى است .
و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 16 - 2
2 - نقش منافقان مدينه ، در وسوسه گرى و تحريك يهود بنى نضير عليه اسلام
ألم تر إلى الذين نافقوا يقولون لإخونهم . .. كمثل الشيطن إذ قال للإنسن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 18
18 - وحى ، نيات منافقان را در رخصت خواهى شان از پيامبر (صلی الله علیه و آله) آشكار كرد .
و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم . .. و يستئذن ... إن يريدون إلاّ فرار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 12 - 4،5
4 - خداوند و پيامبرش ، به مسلمانان وعده داده بودند كه در صورت مواجهه آنان با دشمنان شان ، پيروز خواهند شد .
ما وعدنا اللّه و رسوله إلاّغرورًا
5 - منافقان و بيماردلان مدينه ، وعده خدا و پيامبر را بر پيروزى ، فريب و خدعه اى بيش نمى دانستند .
و إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض ما وعدنا اللّه و رسوله إلاّ غرورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 11 - 7
7 - وعده منافقان مدينه به يهود بنى نضير ، نسبت به همگامى كامل با آنان در صورت نبرد يا تبعيد
الذين نافقوا يقولون . .. لئن أُخرجتم لنخرجنّ معكم ... و إن قوتلتم لننصرنّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 23 - 11
11 - صاحبان عهد با خداوند ، از مسلمانان مدينه ، بر خلاف منافقانِ آن ديار ، هيچ گاه از زير بار عهد خود شانه خالى نكردند .
من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه . .. و ما بدّلوا تبديلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 23 - 1،3،11
1 - برخى از مسلمانان مدينه ، بر سر پيمان خود با خداى خويش ، وفادار ماندند و از جهاد نگريختند .
من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه عليه
به قرينه آيه پانزده - كه درباره عهد منافقان مبنى بر فرار نكردن از صحنه جنگ است - مراد از «ما عاهدوا» مى تواند عهد بستن بر فرار نكردن از جهاد باشد.
3 - وفادارانِ به عهد خود ، از مسلمانان مدينه ، مردانى مورد ستايش خداوندند .
من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه عليه
آوردن «رجال» - به صورت نكره - براى زيادت در تعريف و تمجيد است.
11 - صاحبان عهد با خداوند ، از مسلمانان مدينه ، بر خلاف منافقانِ آن ديار ، هيچ گاه از زير بار عهد خود شانه خالى نكردند .
من المؤمنين رجال صدقوا ما عهدوا اللّه . .. و ما بدّلوا تبديلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 40 - 5
5 - تشريع حكم جهاد ، پس از آوارگى مسلمانان از مكّه و هجرت به مدينه
أُذن للذين يقتلون . .. الذين أُخرجوا من ديرهم بغير حقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 85 - 2
2 - دفاع از حريم قرآن و پيروى از تعاليم آن ، عامل هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مكه
إنّ الذى فرض عليك القرءان لرادّك إلى معاد
اين كه خداوند پيش از وعده به بازگشت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مكه، مسأله وجوب عمل به تعاليم قرآن را مطرح ساخته است; مى تواند به علّتِ هجرت پيامبر(صلی الله علیه و آله) از مكه به مدينه اشاره داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 10 - 4
4 - اقدام برخى از زنان مؤمن ، به هجرت از مكه به سوى مدينه ، پس از پيمان حديبيه
يأيّها الذين ءامنوا
آيه شريفه - بر اساس شأن نزول - پس از هجرت برخى از زنان مكه به مدينه، نازل شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 74 - 3
3 - مسلمانانى كه از هجرت به مدينه سر باز زدند و يا در راه خدا جهاد نكردند و يا مهاجران و دين خدا را يارى ندادند ، از دايره مؤمنان راستين خارج هستند .
و الذين ءامنوا و هاجروا . .. أولئك هم المؤمنون حقا
«أولئك» اشاره است به هر يك از «الذين» اول و دوم با ويژگيهايى كه در توصيف آنها آمده است. با توجه به اين معنا و دلالت ضمير فصل (هم) بر حصر معلوم مى شود كسانى كه مجموع صفات ياد شده را نداشته، اگر چه برخى از آنها را دارا باشند مؤمن حقيقى نيستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 75 - 5
5 - مهاجرت به مدينه از وظايف مهم مسلمانان صدر اسلام
و الذين ءامنوا من بعد و هاجروا
مراد از هجرت در اين بخش از آيات، كوچ كردن مسلمانان از هر نقطه به مدينه منوره است. تأكيد فراوان خداوند بر هجرت بيانگر اهميت ويژه آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 41 - 4
4- محل هجرت مسلمانان مهاجر از مكه ( به مدينه يا حبشه ) جايگاهى شايسته و مناسب براى آنان
و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا لنبوّئنّهم فى الدنيا حسنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 10 - 1،3،5،8،11،14،15
1 - مسلمانان مدينه ، از ناحيه بالا و پايين مدينه ، در محاصره دشمن ( احزاب متّحد ) قرار گرفتند .
إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم
3 - ائتلاف احزاب مختلف و لشگركشى آنان عليه مسلمانان مدينه و شكست شان ، شايسته يادآورى است .
إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم
«إذ جاءوكم» عطف بر «إذ جاتكم» در آيه پيش و متعلق فعل «اُذكروا» در همان آيه است.
5 - هجوم احزاب متّحد به سوى مدينه ، باعث وحشت و نگرانى مسلمانان شد .
إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر
«زاغت الأبصار» مى تواند كنايه از به وجود آمدن آن چنان وحشتى باشد كه چشم شخص، قدرت ديد و تشخيص را از دست مى دهد.
8 - هجوم احزاب متّحد به مدينه ، براى درهم شكستن مسلمانان ، مسلمانان را به قدرى وحشت زده كرد كه همانند افراد محتضر شدند .
إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر و بلغت القلوب الحناجر
مراد از به حنجره رسيدن قلب ها، خفگى و به حال مرگ افتادن است.
11 - ايّام هجوم احزاب متّحد به مدينه ، روزهايى بس سخت و نگران كننده براى مسلمانان بود .
إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر و بلغت القلوب الحناجر
14 - عارض شدن بدگمانى به خدا در مسلمانان ، در پىِ هجوم احزاب متّحد به مدينه
إذ جاءوكم . .. و تظنّون باللّه الظنونا
احتمال دارد كه مخاطب فعل «تظنّون» مسلمانان باشند و يكى از احتمال هاى «الظنونا» بدگمانى باشد. آيات بعدى مى تواند قرينه اى بر نكته ياد شده باشد.
15 - ظنّ و گمان هاى مردم مدينه درباره وعده هاى خدا ، در پى هجوم احزاب متّحد ، علاوه بر گوناگونى ، نو به نو و در حال تجديد شدن بود .
و تظنّون باللّه الظنونا
آوردن فعل مضارع «تظنّون» به منظور بيان پديد آمدن گمان، مى تواند بيان كننده تداوم و تجديد شدن آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 11 - 1،3
1 - هجوم احزاب متّحد به مدينه ، وسيله امتحان مسلمانان آن ديار بود .
هنالك ابتلى المؤمنون
3 - مسلمانان مدينه ، با هجوم احزاب متّحد ، در شرايط سختى قرار گرفتند .
و زلزلوا زلزالاً شديدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 14 - 5
5 - در صورت نفوذ دشمن به مدينه ، پس از محاصره از سوى احزاب متّحد ، منافقان به جاى دفاع ، به تلاش به نفع دشمن مى پرداختند .
و لو دخلت عليهم من أقطارها ثمّ سئلوا الفتنة لأتوها
برداشت بالا، بنابراين است كه ضمير در «دخلت» به «يثرب» برگردد و مراد از «الفتنة»، تلاش تخريبى عليه مسلمانان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 25 - 5
5 - احزاب متّحد ، از هجوم شان به مسلمانان ، هيچ سود و نتيجه اى به دست نياوردند .
و ردّ اللّه الذين كفروا . .. لم ينالوا خيرًا
مراد از «خير» به قرينه مقام، مى تواند «ظفر و پيروزى» باشد و احتمال دارد كه به قرينه آياتى مانند «إنّه لحبّ الخير لشديد» مراد از آن، مال باشد. برداشت بالا، براساس احتمال نخست است. احتمال دارد كه تعبير از «پيروزى كافران بر مسلمانان» به «خير» طبق نظر كافران باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 12 - 1
1 - منافقان ، همسو با احزاب متّحد ، در غزوه احزاب براى درهم شكستن روحيه مسلمانان فعاليت مى كردند .
إذ جاءتكم جنود . .. و إذ يقول المنفقون ... ما وعدنا اللّه ... إلاّ غرورًا
فعل مضارع «يقول» بر تداوم كار منافقان دلالت مى كند كه از آن، به «فعاليت» تعبير مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 60 - 4
4 - هشدار شديد خداوند ، به افراد بيماردل مدينه ، براى پايان دادن به كار هاى خلاف شان
لئن لم ينته . .. و الذين فى قلوبهم مرض ... لنغرينّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 60 - 6
6 - هشدار شديد خداوند ، به شايعه پراكنان مدينه ، براى پايان دادن به كار شايعه پراكنى .
لئن لم ينته . .. المرجفون فى المدينة لنغرينّك بهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 60 - 1
1 - هشدار شديد خداوند ، به منافقان مدينه ، براى پرهيز از آزار و اذيت زنان مسلمان
لئن لم ينته المنفقون . .. لنغرينّك بهم
مفعول فعل «ينته» ذكر نشده و به قرينه آيه پيش; مى تواند آزار و اذيتى باشد كه درباره زنان مسلمان روا داشته مى شد. لازم به ذكر است كه مصدر ثلاثى «نغرينّ»، «غراء» است و «غرى به» در لغت به معناى «الصاق و چسباندن» است (مفردات راغب). اين واژه در آيه، كنايه از تسلط همه جانبه و سخت و گريزناپذير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 14 - 1
1 - در صورت ورود احزاب متّحد از نواحى و اطراف به خانه هاى منافقان در مدينه و درخواست اظهار شرك ، آنان ، با ايشان
همسويى مى كردند .
و لو دخلت عليهم من أقطارها ثمّ سئلوا الفتنة لأتوها و ما تلبّثوا بها إلاّ يسيرًا
نايب فاعل فعل «دخلت» مى تواند «بيوت» و مى تواند «يثرب» باشد. برداشت ياد شده، براساس احتمال نخست است. لازم به ذكر است كه «اقطار» جمع «قطر» است كه به معناى جانب است (مفردات راغب). مراد از «الفتنة» به قرينه مقام، شرك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 35 - 5
5 - پاكدامنى ، رعايت امانت ، وفاى به عهد ، اداى شهادت و مراقبت از نماز ، از موجبات ورود به بهشت
و الذين هم لفروجهم حفظون . .. و الذين هم لأمن-تهم و عهدهم رعون . و الذين هم بش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 5 - 6
6 - مراقبت از نماز ، زمينه ساز يتيم نوازى و رسيدگى به درماندگان
يدعّ اليتيم . و لايحضّ ... فويل للمصلّين . الذين هم عن صلاتهم ساهون
حرف «فاء» در «فويل»، نكوهش غافلان از نماز را بر نكوهش دو دسته قبل (آزار دهندگان يتيمان و بى تفاوتان در برابر فقر ديگران)، تفريع كرده است; يعنى، چون آن دو حالت نكوهيده است، پس واى به حال اين نمازگزاران! كنايه از اين كه اگر آنان نمازگزار حقيقى بودند، چنين رفتارى نمى داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 20 - 5
5 - تقوا ، مراقبت بر اعمال و ياد خدا ، عامل رستگارى انسان
اتّقوا اللّه و لتنظر . .. و لاتكونوا كالذين نسوا اللّه ... أصحب الجنّة هم الفائ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 89 - 2
2 - نگه داشتن اعمال نيك تا صحنه قيامت و از دست ندادن آنها در نتيجه گناه ، شرط بهرهورى انسان از ثمرات آن
من جاء بالحسنة فله خير منها
واژه «جاء» مى تواند اشاره به اين داشته باشد كه اعمال نيك، در صورتى ثمربخش است كه انسان بتواند تا پايان عمر آن را حفظ كرده و با گناهان خود موجبات حبط آن را فراهم نكرد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 16 - 11
11 - انسان ها بايد ، حتى بر كوچك ترين و ريزترين اَعمال خويش مراقب باشند .
يبنىّ إنّها إن تك مثقال حبّة من خردل . .. يأت بها اللّه
تبيين احاطه علمى خداوند بر همه اَعمال خُرد و كلان انسان در آيه، هشدارى به انسان ها است كه مواظب اَعمال خود باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 132 - 6
6 - لزوم مراقبت بر اعمال و توجه به نقش تعيين كننده آن در تعيين درجات و دركات آخرت
و لكل درجت مما عملوا و ما ربك بغفل عما يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 105 - 6
6 - هشدار خداوند به انسان ها ، براى مراقبت از اعمال و حركات نهان و آشكار خويش و سرباز نزدن از فرمان هاى او در خفا و علن
و ستردون إلى علم الغيب و الشهدة فينبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 18 - 5
5 - لزوم حساسيت و مراقبت انسان ، نسبت به اعمال و اندوخته هاى خويش براى آخرت
و لتنظر نفس ما قدّمت لغد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 109 - 11
11 - لزوم مراقبت دقيق انسان بر گفته هاى خويش و پرهيز از سخنانى كه موجب سخط خداوند است .
و رضى له قولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 32 - 26
26 - توجه به آگاهى همه جانبه خداوند ، زمينه مراقبت انسان بر حالات درونى خويش
و لا تتمنّوا . .. انّ اللّه كان بكل شىء عليماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 18 - 9
9 - توجه به نزديكى قيامت ، عامل حساسيت فزون تر نسبت به اعمال خويش
و لتنظر نفس ما قدّمت لغد
از به كار گرفته شدن واژه «غد» به جاى قيامت، برداشت ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 34 - 2
2 - اهميت دادن به نماز و مراقبت بر به جاى آوردن به موقع آن ، امرى شايسته و بايسته
و الذين هم على صلاتهم يحافظون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 117 - 14
14 - خداوند ، همواره نگاهبان و مراقب مردمان
فلما توفيتنى كنت انت الرقيب عليهم
حصر در جمله «كنت انت الرقيب عليهم» مى رساند كه خداوند به هنگام حضور عيسى(ع) نيز مراقب و حافظ امت عيسى(ع) بوده است ولى پس از توفى عيسى(ع)، تنها خداوند رقيب و حافظ آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 5 - 2
2 - شناخت مراحل آغازين خلقت انسان ، زمينه ساز پى بردن به تحت مراقبت بودن وى و مايه شناخت قدرت خداوند بر ثبت كردار او است .
عليها حافظ . فلينظر الإنسن ممّ خلق
ارتباط دو آيه، با توجّه به حرف «فاء» در «فلينظر»، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 82 - 8،9
8- شياطين ، همواره دركمند نظارت و كنترل و مراقبت الهى .
من الشيطين . .. و كنّا لهم حفظين
9- امكان تمرد و سرپيچى شياطين از فرمان هاى خداوند و نياز فرمان برى آنها به نظارت و مراقبت الهى
و كنّا لهم حفظين
اين كه خداوند مراقبت هميشگى خود را نسبت به شياطين يادآور مى شود، مى رساند كه آنان موجوداتى سركش اند و نياز به مراقبت دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 14 - 1،8
1 - خداوند ، مراقب كردار انسان و آگاه به آن است .
إنّ ربّك لبالمرصاد
«مرصاد»; يعنى، راه و مكانى كه در آن مراقب دشمن شده و به انتظار او مى نشينند (قاموس). حرف «باء» در «بالمرصاد» به معناى «فى» و حرف «ال» در آن، براى جنس و فهماندن عموم است; يعنى، در كمين تمامى انسان ها.
8 - خداوند ، براى تأكيد مراقبت خويش بر كردار بندگان ، به فجر ، شب هاى ده گانه ، شفع ، وتر و گذشت شب ، سوگند ياد
كرده است .
و الفجر . .. إنّ ربّك لبالمرصاد
در برداشت ياد شده جمله «إنّ ربّك» مى تواند جواب سوگندهايى باشد كه در آغاز سوره آمده بود. بر اين اساس بيان سرنوشت عاد، ثمود و فرعون، جمله هايى معترضه و نوعى استدلال بر مقصود است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 4 - 3
3 - خداوند ، با سوگند به آسمان و ستارگان ، بر مراقبت از انسان و افكار و كردار او ، تأكيد ورزيده است .
و السماء و الطارق . .. إن كلّ نفس لمّا عليها حافظ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 15 - 4
4 - آزمايش هاى متعدد خداوند از انسان ها ، كمين هاى او براى مراقبت رفتار آنان است .
إنّ ربّك لبالمرصاد . فأمّا الإنسن إذا ما ابتليه ربّه
حرف «فاء» در «فأمّا الإنسان»، اين آيه را به آيه قبل مرتبط ساخته و ابتلا را مصداق آن قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 234 - 16
16 - مسؤوليّت جامعه ايمانى در مراقبت از قانون عدّه وفات
فاذا بلغن اجلهنّ فلا جناح عليكم
مفهوم «فاذا بلغن . .. » با توجّه به خطاب در كلمه «عليكم» حاكى از مسؤوليّت جامعه ايمانى در مورد جلوگيرى از ازدواج زنان شوهر مُرده در زمان عِدّه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 1 - 7
7 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، را تحت مراقبت داشت تا رسالت خويش را صحيح انجام دهد .
يأيّها النبىّ اتّق اللّه و لاتطع الكفرين و المنفقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 43 - 8
8 - شناسايى و تربيت افراد مستعد از خردسالى و مراقبت مداوم از آنان براى هدف هاى بزرگ ، روشى است خداگونه و مطلوب .
إذ أوحينا إلى أُمّك . .. و فتنّك فتونًا ... و اصطنعتك لنفسى ... اذهبا إلى فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 117 - 13
13 - تنها خداوند ، نگاهبان و مراقب مسيحيان ، پس از برگرفتن عيسى ( ع ) از ميان ايشان
فلما توفيتنى كنت انت الرقيب عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 105 - 2
2 - توبه كنندگان ، پس از توبه ، نيازمند مراقبت بيشتر نسبت به اعمال آينده خويش
أن اللّه هو التواب الرحيم. و قل اعملوا فسيرى اللّه عملكم و رسوله
با توجه به فرازهاى پيشين، طرف سخن در «اعملوا . ..» آن دسته از متخلفان جنگ تبوك بودند كه به گناه خود اعتراف كرده و درخواست بخشودگى داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 14 - 6
6 - مواظبت بر اعمال نيك و پرهيز از كار هاى ناروا ، توصيه خداوند به انسانها
ثم جعلنكم خلئف . .. لننظر كيف تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 61 - 6
6 - انسان ، موظف به مراقبت و مواظبت بر تمامى اعمال خويش است .
و ما تتلوا منه من قرءان و لا تعملون من عمل إلا كنا عليكم شهوداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 18 - 6
6 - محاسبه اعمال و مراقبت بر آن ، لازمه تقوا است .
اتّقوا اللّه و لتنظر نفس ما قدّمت لغد و اتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 3،4،5
3 - مداومت و مراقبت پى گير بر اقامه نماز ، از جمله مسؤوليت هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
وأمر أهلك بالصلوة واصطبر عليها
«إصطبار»; يعنى، با تمام توان صبر را برخود تحميل كردن (مفردات راغب).
4 - لزوم مراقبت پى گير بر نماز و مداومت بر اقامه آن
وأمر أهلك بالصلوة واصطبر عليها
5 - مراقبت و مداومت بر اقامه نماز ، نيازمند صبر و مقيّد ساختن نفس بر آن است .
واصطبر عليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 117 - 13،14
13 - تنها خداوند ، نگاهبان و مراقب مسيحيان ، پس از برگرفتن عيسى ( ع ) از ميان ايشان
فلما توفيتنى كنت انت الرقيب عليهم
14 - خداوند ، همواره نگاهبان و مراقب مردمان
فلما توفيتنى كنت انت الرقيب عليهم
حصر در جمله «كنت انت الرقيب عليهم» مى رساند كه خداوند به هنگام حضور عيسى(ع) نيز مراقب و حافظ امت عيسى(ع) بوده است ولى پس از توفى عيسى(ع)، تنها خداوند رقيب و حافظ آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 52 - 12
12 - خداوند ، همواره بر همه چيز مراقب و نگاهبان است .
و كان اللّه على كلّ شىء رقيبًا
«رقيب» به معناى حافظ است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 14 - 1،6،8
1 - خداوند ، مراقب كردار انسان و آگاه به آن است .
إنّ ربّك لبالمرصاد
«مرصاد»; يعنى، راه و مكانى كه در آن مراقب دشمن شده و به انتظار او مى نشينند (قاموس). حرف «باء» در «بالمرصاد» به معناى «فى» و حرف «ال» در آن، براى جنس و فهماندن عموم است; يعنى، در كمين تمامى انسان ها.
6 - خداوند ، مراقب كردار مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و در كمين آنان است .
ألم تر . .. إنّ ربّك لبالمرصاد
8 - خداوند ، براى تأكيد مراقبت خويش بر كردار بندگان ، به فجر ، شب هاى ده گانه ، شفع ، وتر و گذشت شب ، سوگند ياد كرده است .
و الفجر . .. إنّ ربّك لبالمرصاد
در برداشت ياد شده جمله «إنّ ربّك» مى تواند جواب سوگندهايى باشد كه در آغاز سوره آمده بود. بر اين اساس بيان سرنوشت عاد، ثمود و فرعون، جمله هايى معترضه و نوعى استدلال بر مقصود است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 15 - 4
4 - آزمايش هاى متعدد خداوند از انسان ها ، كمين هاى او براى مراقبت رفتار آنان است .
إنّ ربّك لبالمرصاد . فأمّا الإنسن إذا ما ابتليه ربّه
حرف «فاء» در «فأمّا الإنسان»، اين آيه را به آيه قبل مرتبط ساخته و ابتلا را مصداق آن قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 79 - 8
8- لزوم مواظبت بر گفته ها و پرهيز از اظهار نظر هاى بى برهان
سنكتب ما يقول و نمدّ له من العذاب
تهديد به عذاب در مورد ادعاهاى بى جا، دليل مسؤوليت آوربودن سخن و لزوم مراقبت انسان بر گفته هاى خود و پرهيز از عواقب ناگوارِ ادعاهاى بى دليل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 20 - 3
3 - تقواپيشگان مراقبِ اعمال خويش ، اهل بهشت اند .
اتّقوا اللّه و لتنظر نفس ما قدّمت لغد . .. لايستوى أصحب النار و أصحب الجنّة
ارتباط اين آيه با آيه قبل، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 17 - 4
4 - مراقبت خويش از تكذيب هدايت هاى الهى و انذار هاى او و مصون داشتن خود از پيامد هاى آن ، از ويژگى هاى با تقواترين انسان ها است .
الذى كذّب و تولّى . و سيجنّبها الأتقى
وصف «الأتقى» - به قرينه آيه قبل - ناظر به پرهيز از تكذيب و تولّى است; بنابراين تمام مؤمنان را شامل است. گفتنى است كه محافظت خود از تكذيب و تولّى، (مراقبت هاى دينى) در مقايسه با پرهيز از خسارت هاى مالى و بدنى، (مراقبت هاى غير دينى) مفيدتر و برتر است. از اين رو همه افرادى كه تقواى دينى دارند، از كسانى كه مراقب خطرهاى غير دينى اند; متقى تر (أتقى) معرفى شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 14 - 7
7 - نواختن شلاق عذاب بر عاد ، ثمود و فرعون ، نمونه اى از كمين گذارى خداوند براى مخالفان پيامبران است .
فصبّ عليهم ربّك . .. إنّ ربّك لبالمرصاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 16 - 10
10 - رفاه و فقر ، دو كمين گاه خداوند براى مراقبت از رفتار انسان ها است .
إنّ ربّك لبالمرصاد . فأمّا الإنسن إذا ... نعّمه ... قدر عليه رزقه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 112 - 7
7- پروردگار ، داراى رحمت گسترده و كمك دهنده و مددكار است .
و ربّنا الرحمن المستعان
«الرحمان» (صيغه مبالغه) به معناى كسى است كه رحمت او بسيار است و «المستعان» اسم مفعول به معناى كسى است كه از او طلبِ كمك شود. گفتنى است كه هر دو خبر براى «ربّنا» مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 24 - 10
10- انسان بايد از مربى خويش قدردانى و براى او از خداوند طلب رحمت كند .
ربّ ارحمهما كما ربّيانى صغيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 23 - 8
8- عامل هاى رشد و تربيت انسان ، حقى بزرگ بر گردن او دارند .
و قضى ربّك ألاّتعبدوا إلاّ إيّاه و بالولدين إحسنًا
ذكر احسان به پدر و مادر پس از موضوع ربوبيت يگانه خدا (و قضى ربك . ..) مى تواند از آن جهت باشد كه آنان نيز در رشد و تربيت انسان مؤثرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 24 - 10
10- انسان بايد از مربى خويش قدردانى و براى او از خداوند طلب رحمت كند .
ربّ ارحمهما كما ربّيانى صغيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 24 - 10
10- انسان بايد از مربى خويش قدردانى و براى او از خداوند طلب رحمت كند .
ربّ ارحمهما كما ربّيانى صغيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 42 - 7
7- لزوم يادكرد انسان از پروردگار و مربى خويش
بل هم عن ذكر ربّهم معرضون
توبيخ كافران، به دليل روى گردانى از ياد پروردگار، مشعر به اين معنا است كه انسان به حكم عقل بايد از ياد پروردگار و مربى خويش غفلت نورزد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 38 - 7
7- توجه به ربوبيّت الهى و نقش آفرينى آن بر در و ديوار وجود ، داراى نقشى مهم و گرايش به توحيد است .
لكنّاْ هو اللّه ربّى و لاأشرك بربّى أحدًا
مؤمن به ربوبيّت خدا است و از اين تكرار استفاده مى شود كه توجه به صفت ربوبيّت در ميان ديگر صفات الهى، اثرى خاص در پرهيز از شرك دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 50 - 7
7 - فرعون و فرعونيان ، به تغاير بين خالق جهان و ربّ موجودات ، معتقد بودند .
من ربّكما . .. ربّنا الذى أعطى كلّ شىءء خلقه
در پاسخ به يك سؤال، سعى مى شود از يك مقدمه معلوم، براى معرفى مجهول استفاده شود. در جواب پرسش فرعون (من ربّكما)، موسى(ع) نيز از يك مقدمه معلوم استفاده كرده كه توصيف خداوند به خالقيت است، زيرا فرعون و پيروانش، به خالقيت خداوند معتقد بودند، و تنها ربوبيت، محور تفاوت و اختلاف آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 50 - 7
7 - فرعون و فرعونيان ، به تغاير بين خالق جهان و ربّ موجودات ، معتقد بودند .
من ربّكما . .. ربّنا الذى أعطى كلّ شىءء خلقه
در پاسخ به يك سؤال، سعى مى شود از يك مقدمه معلوم، براى معرفى مجهول استفاده شود. در جواب پرسش فرعون (من ربّكما)، موسى(ع) نيز از يك مقدمه معلوم استفاده كرده كه توصيف خداوند به خالقيت است، زيرا فرعون و پيروانش، به خالقيت خداوند معتقد بودند، و تنها ربوبيت، محور تفاوت و اختلاف آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 18 - 6
6- ناسپاسى به پرورش دهنده خويش ، ناشايست و ناپسند است . *
الذين كفروا بربّهم أعملهم كرماد اشتدّت به الريح
اضافه «رب» به ضمير «هم»، كه مرجع آن «الذين كفروا» است، احتمالاً اشاره به اين دارد كه آنان به پروردگار خود كافر شدند و از اين رو اعمالشان حبط شد. چنين اضافه اى مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 27 - 7
7- ناسپاسى در برابر لطف مربى ، شيوه اى شيطانى است .
و كان الشيطن لربّه كفورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 102 - 4
4- آسمان ها و زمين ، تحت ربوبيت خداست .
ما أنزل هؤلاء إلاّ ربّ السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 14 - 13
13- تدبير امور آسمان ها و زمين ( جهان هستى ) ، به دست خداوند است .
ربّ السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 56 - 1
1- جهان هستى ( آسمان ها ، زمين و انسان ها ) ، تحت ربوبيت خداوند است .
بل ربّكم ربّ السموت والأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 7 - 1
1- فرستنده قرآن و رسولان ، همان پروردگار يگانه آسمان ها و زمين و موجودات است .
إنّا أنزلنه . .. إنّا كنّا مرسلين ... ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 36 - 4
4 - خداوند ، يگانه پروردگار آسمان ها و زمين و تمامى جهانيان
ربّ السموت و ربّ الأرض ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 10 - 12
12 - خدا ، پروردگار بى همتاى همه هستى است .
أن الحمد للّه رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 37 - 12
12 - خدا ، پروردگار جهانيان است .
من رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 14 - 10
10- ربوبيّت بر انسان ها و جهان آفرينش ، به هم پيوسته و تفكيك ناپذير است .
ربّنا ربّ السموت و الأرض لن ندعوا من دونه
اصحاب كهف، با مفروض دانستن ربوبيّت خداوند بر آفرينش، ربّ خود را نيز با بيان «ربّنا. ..» همان «ربّ» آسمان ها و زمين دانسته و تفكيك بين اين دو را مردود شمرده و با جمله «لقد قلنا إذاً شططاً» بر آن تأكيد كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 38 - 4
4- اللّه ، يگانه مالك و مدبّر انسان و جهان هستى است .
لكنّاْ هو اللّه ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 65 - 13
13- جز خداوند ، هيچ موجودى شايسته نام مقدس « ربّ و پروردگار جهان » نيست .
ربّ السموت والأرض . .. هل تعلم له سميًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 56 - 1
1- جهان هستى ( آسمان ها ، زمين و انسان ها ) ، تحت ربوبيت خداوند است .
بل ربّكم ربّ السموت والأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 64 - 6
6 - بى نيازى و واجد بودن همه كمالات ، شرط شايستگى براى ربوبيت و تدبير امور عالم و آدم
و إنّ اللّه لهو الغنىّ الحميد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 16 - 4
4 - نخستين سخن موسى و هارون ( ع ) ، اعلام رسالت خويش از سوى پروردگار جهانيان
فأتيا فرعون فقولا إنّا رسول ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 79 - 1
1 - پروردگار جهانيان ، خدايى است كه پس از آفرينش بشر ، او را از غذاهاو نوشيدنى ها بهره مند ساخته است .
الذى خلقنى . .. و الذى هو يطعمنى و يسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 192 - 8
8 - مجموعه نظام هستى ، تحت تدبير و ربوبيت يگانه خداوند
و إنّه لتنزيل ربّ العلمين
«العالمين» جمع همراه با «ال» و مفيد عموم است. بنابراين «ربّ العالمين»; يعنى، پروردگار همه عالم ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 8 - 9،12،14
9 - خدا ، پروردگار همه جهانيان
و سبحن اللّه ربّ العلمين
جمع با «الف و لام» مفيد عموم است. بنابراين «رب العالمين»; يعنى، پروردگار همه جهانيان.
12 - ربوبيت خدا بر نظام عظيم و پهناور هستى ، گواه نامحدود و منزه بودن او از هرگونه نقص و كاستى
و سبحن اللّه ربّ العلمين
وصف «ربّ العالمين» مشعر به عليت است; يعنى، چون او پروردگار همه عوالم هستى است، از هر نقص و كاستى منزه و از قرار گرفتن در مكان و محدود شدن در آن مبرّا است.
14 - ربوبيت خدا گسترده در سراسر عوالم هستى
و سبحن اللّه ربّ العلمين
«العالمين» جمع با الف و لام و مفيد استغراق است. بنابراين «ربّ العالمين»; يعنى، پروردگار همه عالم ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 26 - 2،3
2 - خدا ، يگانه پروردگار و مدبر نظام آفرينش
ربّ العرش
«عرش» معادل تخت است و مقصود از آن در اين جا مركز تدبير امور عالم است.
3 - خورشيد و تمام مظاهر آفرينش ، خود تحت تدبير و ربوبيت خداوند قرار دارند و سزاوار الوهيت و پرستش نيستند .
يسجدون للشمس . .. اللّه لا إله إلاّ هو ربّ العرش العظيم
بيان توحيدى و استدلالى آيه ياد شده، تعريضى نسبت به عمل نارواى قوم سبا در پرستش خورشيد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 44 - 20
20 - ربوبيت خدا گسترده در سراسر هستى
للّه ربّ العلمين
«العالمين» جمع با الف و لام است و افاده عموم مى كند. بنابراين «ربّ العالمين»; يعنى، پروردگار همه جهانيان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 30 - 8
8 - خدا ، مربى و مدبر جهان هستى
أنا اللّه ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 36 - 4،10
4 - خداوند ، يگانه پروردگار آسمان ها و زمين و تمامى جهانيان
ربّ السموت و ربّ الأرض ربّ العلمين
10 - مديريت يگانه خداوند بر جهان ، جلوه اى از جمال هستى و شايسته حمد و ستايش
فللّه الحمد ربّ السموت و ربّ الأرض ربّ العلمين
ذكر وصف «ربّ السماوات و. ..» در پى تأكيد بر ربوبيت عام، فراگير و يگانه خداوند، مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه گردش نظام هستى با مديريت واحد، خود جمال و زيبايى ديگرى براى هستى است و در نتيجه خالق و مدير هستى، شايسته حمد و سپاس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 37 - 6
6 - ربوبيت يگانه خداوند بر هستى ، همراه با اقتدار و دانايى
ربّ العلمين . و له الكبرياء ... و هو العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 29 - 5،8،9
5 - خداوند ، مالك ، مربّى و مدبّر تمام هستى است .
ربّ العلمين
«ربّ» مصدرى است كه در معناى فاعل (تربيت كننده) به كار مى رود (مفردات راغب). از جمله معانى «ربّ» مالك و مدبّر و مربّى است و «عالمين»; يعنى، اصناف مخلوقات. (لسان العرب)
8 - بى قيد و شرط بودن مشيّت خداوند ، لازمه ربوبيت او بر تمام هستى است .
إلاّ أن يشاء اللّه ربّ العلمين
وجود قيد «إلاّ أن يشاء اللّه» در مورد مشيّت انسان ها و ذكر نشدن هيچ قيدى در مورد مشيّت الهى، گوياى آن است كه مشيت خداوند قيدى ندارد. توصيف خداوند به «ربّ العالمين»، در حقيقت بيان علت مطلق بودن مشيت او است.
9 - مشيت هاى الهى ، در راستاى ربوبيت او بر عوالم هستى است .
إلاّ أن يشاء اللّه ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 6 - 3
3 - خداوند ، مالك و پرورش دهنده تمام عوالم هستى است .
لربّ العلمين
«ربّ» به معناى مالك و سيّد آمده است و نيز مصدرى است كه در معناى سياست و تدبير به كار مى رود (مصباح). راغب مى گويد: كلمه «ربّ» در اصل مصدر است و در مورد فاعل استعمال مجازى دارد. «عالمين»; يعنى، اصناف مخلوقات. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 124 - 3
3 - خداوند ، پروردگار ابراهيم ( ع ) و تدبير كننده امور او
و إذ ابتلى إبرهيم ربه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 131 - 3
3 - خداوند ، پروردگار ابراهيم و مدبر همه جهانهاست .
ربه . .. لرب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 48 - 12
12- ابراهيم ( ع ) ، خداوند را مربى و پرورش دهنده خود مى دانست و به ربوبيت او دل بسته بود .
سأستغفر لك ربّى . .. و أدعوا ربّى عسى ألاّ أكون بدعاء ربّى شقيًّا
تكرار «ربّى» در كلام حضرت ابراهيم، گوياى نكته ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 28 - 3
3- خداوند ، مربى پيامبران و مدبر امور ايشان است .
إن كنت على بيّنة من ربى
برداشت فوق ، با توجه به گزينش اسم «رب» - كه به معناى مدبر و مربى است - استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 63 - 3
3- خداوند ، مربى پيامبران و مدبر امور ايشان است .
إن كنت على بيّنة من ربى
برداشت فوق ، با توجه به گزينش اسم «رب» - كه به معناى مدبر و مربى است - استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 3
3- خداوند ، مربى پيامبران و تدبير كننده امور ايشان است .
إن كنت على بيّنة من ربى
«رب» به معناى مدبّر و مربى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 6 - 23
23- پرورش انبيا ، تبلور حكمت و علم الهى است .
يجتبيك ربك . .. إن ربك عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 13 - 9
9- انبيا ، برخوردار از عنايت و تربيت ويژه خداوند
فأوحى إليهم ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 41 - 5
5 - خداوند ، مربى پيامبران و پرورش دهنده آنان
واصطنعتك لنفسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 114 - 21
21 - خداوند تعليم دهنده و تربيت كننده پيامبران است .
و قل ربّ زدنى علمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 2 - 12
12 - خدا ، پروردگار و مربى آدميان است .
عند ربهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 67 - 6
6 - ربوبيت و تدبير امور انسان در دست خداوند است .
هو الذى جعل لكم الّيل لتسكنوا فيه و النهار مبصراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 56 - 1
1- جهان هستى ( آسمان ها ، زمين و انسان ها ) ، تحت ربوبيت خداوند است .
بل ربّكم ربّ السموت والأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 65 - 3
3 - زمين ، سرشار از جلوه هاى ربوبيت خدا نسبت به انسان
ألم تر أنّ اللّه سخّر لكم ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 64 - 6
6 - سراسر زندگى انسان از آغاز تا فرجام ، تحت تدبير خداى يگانه
أمّن يبدؤا الخلق ثمّ يعيده و من يرزقكم من السماء و الأرض
واژه «يبدأ» اشاره به آغاز و «يعيد» اشاره به فرجام و «يرزقكم» يادآورى به نياز مداوم انسان در طول زندگى به الطاف و حمايت
هاى الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 64 - 12
12 - خداوند ، پروردگار انسان ها است .
ذلكم اللّه ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 13 - 2
2 - هر يك از نعمت هاى زمين ، جلوه اى از ربوبيت انكارناپذير الهى به « جن و انس » و « مرد و زن »
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
به كار گرفتن وصف «ربّ»، اشاره به مطلب بالا دارد و تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس و يا مرد و زن از انسان ها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 49 - 4
4 - نعمت هاى متنوع بهشت ، جلوه ربوبيت الهى به جن و انس
ذواتا أفنان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
به كار گرفتن وصف «ربّ» بيانگر مطلب بالا است. تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس و يا مرد و زن از انسان ها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 51 - 4
4 - وجود چشمه هاى هميشه جارى در بهشت ، نمودى از ربوبيت الهى به جن و انس
فيهما عينان تجريان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 53 - 2
2 - ميوه هاى متنوع بهشت ، نمود ربوبيت الهى به جن و انس
فيهما من كلّ فكهة زوجان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 63 - 4
4 - بهشت هاى متنوع و متعدد ، جلوه اى از ربوبيت الهى به جن و انس
و من دونهما جنّتان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 67 - 2
2 - وجود چشمه هاى جوشان در باغ هاى بهشت ، نمودى از ربوبيت الهى به جن و انس
فيهما عينان نضّاختان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 69 - 2
2 - ميوه هاى متنوع - به ويژه خرما و انار - در بهشت ، نمود ربوبيت الهى به جن و انس
فيهما فكهة و نخل و رمّان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 71 - 2
2 - خلق حوريان نيك سيرت و زيباصورت بهشتى ، جلوه اى از ربوبيت پروردگار نسبت به جن و انس
فيهنّ خيرت حسان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 73 - 2
2 - حوريان جذاب و مستور در خيمه هاى بهشت ، نمودى از ربوبيت الهى نسبت به جن و انس
حور مقصورت فى الخيام . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 75 - 2
2 - حوريان باطراوت و پاكدامن بهشتى ، نمودى از ربوبيت الهى نسبت به جن و انس
لم يطمثهنّ إنس قبلهم . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 3 - 1،16،19
1 - خدا ، پروردگار و مربى انسانهاست .
إن ربكم اللّه
16 - خداى خالق ، مدبر و فرمانرواى جهان ، پروردگار حقيقى و مربى انسانهاست .
الذى خلق السموت و الأرض . .. ثم استوى على العرش يدبر الأمر ... ذلكم اللّه ربكم
19 - تنها خداوندِ خالقِ مدبر ، پروردگار انسان ها و شايسته پرستش است .
اللّه الذى خلق . .. ثم استوى ... يدبر الأمر ... ذلكم اللّه ربكم فاعبدوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 15 - 23
23 - خدا پروردگار آدميان است .
إن عصيت ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 19 - 10
10 - خدا ، پروردگار و مربى انسانهاست .
و لو لا كلمة سبقت من ربك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 32 - 2
2 - خدا ، رب و پروردگار حقيقى آدميان است .
فذلكم اللّه ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 57 - 5
5 - خداوند ، رب و پرورش دهنده همه انسانهاست .
يأيها الناس قد جاءتكم موعظة من ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 34 - 11
11- خداوند ، پروردگار انسان ها و تدبيركننده امور ايشان است .
هو ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 56 - 3
3- خداوند ، پروردگار و مالك همه انسان ها و مدبر امور ايشان است .
على الله ربى و ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 14
14- خداوند ، رب و پروردگار همه انسانهاست .
لعلكم بلقاء ربكم توقنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 33 - 1،2
1- موجوديّت انسان ها و دستاوردهايشان و نيز تدبير امور آنان به دست خداوند است .
أفمن هو قائم على كل نفس بما كسبت
از معانى «قائم بودن بر كسى» در اختيار داشتن شؤون آن كس، تدبير امور او و قوام بخشيدن به وى است. حرف «باء» در «بماكسبت» به معناى «مع» مى باشد و مراد از «من هو...» خداوند متعال است. بنابراين مفاد «من هو قائم...» اين است كه: خداوند قوام بخش انسانها و هر آنچه به دست آورده اند مى باشد و او شؤون ايشان را اداره و تدبير مى كند.
2- هيچ كس و هيچ چيز ( معبود هاى اهل شرك و . . . ) هم پايه خداوند نبوده و به تدبير امور انسان ها و قوام بخشيدن به آنان توانا نيست .
أفمن هو قائم على كل نفس بما كسبت
«من» در «أفمن هو . ..» مبتداست و خبر آن شبه جمله اى همانند «كمن ليس كذلك» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 18 - 5
5- همه انسان ها ، حتى كفار ، تحت ربوبيت خداوندند .
مثل الذين كفروا بربّهم أعملهم كرماد اشتدّت به الريح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 2
2- التجا به ربوبيت خدا و خود را مربوب او دانستن ، از آداب دعا و نيايش
و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 84 - 8
8- خداى پرورش دهنده انسان ها ، آگاه تر از همگان نسبت به ملكات نفسانى و زمينه هاى روحى آنان
فربّكم أعلم بمن هو أهدى سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 14 - 10
10- ربوبيّت بر انسان ها و جهان آفرينش ، به هم پيوسته و تفكيك ناپذير است .
ربّنا ربّ السموت و الأرض لن ندعوا من دونه
اصحاب كهف، با مفروض دانستن ربوبيّت خداوند بر آفرينش، ربّ خود را نيز با بيان «ربّنا. ..» همان «ربّ» آسمان ها و زمين
دانسته و تفكيك بين اين دو را مردود شمرده و با جمله «لقد قلنا إذاً شططاً» بر آن تأكيد كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 38 - 4
4- اللّه ، يگانه مالك و مدبّر انسان و جهان هستى است .
لكنّاْ هو اللّه ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 36 - 1،4
1- حضرت عيسى ( ع ) در گهواره ، خداوند را پروردگار خود و ديگر انسان ها معرفى كرد .
و إنّ اللّه ربّى و ربّكم
جمله «إنّ اللّه ربّى . ..» عطف بر «إنّى عبد اللّه» در آيات قبل است. اين آيه نيز نقل بخشى از گفته هاى عيسى(ع) در گهواره است و آيات «ذلك عيسى ... كن فيكون» در اين بين معترضه مى باشد. تشابه اين جمله با آنچه در سوره آل عمران و زخرف از عيسى(ع) نقل شده، تأييد كننده اين نكته است.
4- خداوند ، تدبيركننده و پرورش دهنده همه انسان ها است .
و إنّ اللّه ربّى و ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 133 - 12
12 - قرآن ، نشانه و دليلى روشن بر ربوبيت خداوند بر انسان ها است .
ب--َاية من ربّه أوَلم تأتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 1 - 2
2- خدا ، پروردگار آدميان است .
اتّقوا ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 19 - 3
3 - خدا ، پروردگار آدميان است .
فى ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 30 - 6
6 - خدا ، پروردگار انسان ها
عند ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 40 - 8
8 - خدا ، پروردگار انسان ها
ربّنا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 47 - 7
7 - خدا ، پروردگار آدميان
و إنّ يومًا عند ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 54 - 9
9 - خدا ، پروردگار انسان ها
أنّه الحقّ من ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 64 - 6
6 - بى نيازى و واجد بودن همه كمالات ، شرط شايستگى براى ربوبيت و تدبير امور عالم و آدم
و إنّ اللّه لهو الغنىّ الحميد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 67 - 6
6 - خدا ، پروردگار انسان ها
و ادع إلى ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 77 - 4
4 - خدا ، پروردگار انسان ها
يأيّها الذين ءامنوا . .. و اعبدوا ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 29 - 4
4 - خدا ، پروردگار انسان ها است .
و قل ربّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 52 - 4
4 - خدا ، پروردگار آدميان
و أنا ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 57 - 3
3 - خدا ، پروردگار انسان ها
إنّ الذين هم من خشية ربّهم مشفقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 58 - 5
5 - خدا ، پروردگار انسان ها است .
و الذين هم بأيت ربّهم يؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 59 - 2
2 - خدا ، تنها مربى و پروردگار انسان ها است .
و الذين هم بربّهم لايشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 60 - 5
5 - خدا ، پروردگار انسان ها است .
إلى ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 76 - 4
4 - خدا ، پروردگار انسان ها
فما استكانوا لربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 94 - 1
1 - خدا ، پروردگار انسان ها است .
ربّ فلاتجعلنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 97 - 5
5 - خدا ، پروردگار آدميان است .
و قل ربّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 98 - 4
4 - خدا ، پروردگار آدميان است .
و أعوذ بك ربّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 99 - 2
2 - خدا ، پروردگار انسان ها است .
قال ربّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 106 - 1
1 - خدا ، پروردگار آدميان است .
قالوا ربّنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 107 - 1
1 - خدا ، پرودگار انسان ها است .
ربّنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 109 - 2
2 - خدا ، پروردگار انسان ها است .
يقولون ربّنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 117 - 6
6 - خدا ، پروردگار انسان ها است .
فإنّما حسابه عند ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 118 - 4
4 - خدا ، پروردگار انسان ها است .
و قل ربّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 33 - 7
7 - همه انسان ها ، تحت تربيت و ربوبيت خداوندند .
يأيّها الناس اتّقوا ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 25 - 6
6 - خداوند ، پروردگار حقيقى انسان ها است .
ءامنت بربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 62 - 2
2 - خداوند ، پروردگار انسان ها است .
ذلكم اللّه ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 67 - 1
1 - خداوند ، خالق و آفريدگار انسان ها است .
هو الذى خلقكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 15 - 22
22 - خداوند ، پروردگار يگانه همه انسان ها
اللّه ربّنا و ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 8 - 5
5 - خداوند ، پروردگار و مربى انسان ها
و الرسول يدعوكم لتؤمنوا بربّكم
واژه «ربّ» مشترك لفظى ميان وصف و مصدر است و در آيه شريفه معناى وصفى آن (تربيت كننده، مربى و پروردگار) اراده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 10 - 7
7 - اهل زمين ، تحت ربوبيت خداوند
أشرّ أُريد بمن فى الأرض . .. ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 6 - 6
6 - خداوند ، مربى و مدبر انسان ها است .
يأيّها الإنسن . .. بربّك
آيه شريفه، خطاب به جنس انسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 15 - 9
9 - ربوبيت خداوند بر انسان ها ، مقتضى شناخت ذات و حالات آنان است .
إنّ ربّه كان به بصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 8 - 5
5 - بازگشت انسان ها به خداوند و به كيفر رسيدن طغيان گران ، جلوه هاى ربوبيت خداوند و در راستاى تدبير امور انسان ها است .
ربّك
ضمير خطاب در «ربك»، ممكن است خطاب به هر كس باشد كه سخن را مى شنود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نصر - 110 - 3 - 7
7 - خداوند ، مرّبى و مدبّرى شايسته و بى عيب ، براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ديگران است .
فسبّح بحمد ربّك
مخاطب در «ربّك»، گرچه پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) است; ولى سياق سوره، بر تمام انسان ها منطبق است. در اين موارد آن حضرت به عنوان رسول و نيز فردى از افراد بشر، مورد خطاب قرار گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ناس - 114 - 2 - 3
3 - خداوند ، بر تربيت و تدبير امور مردم ، تسلّط كامل دارد .
بربّ الناس . ملك الناس
ترتيب ذكرى دو وصف خداوند، ممكن است به نكته يادشده اشاره داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 18 - 4
4 - بهشت ، جلوه ربوبيت خداوند ، در حق تقواپيشگان
إنّ المتّقين فى جنّ-ت . .. ءاتيهم ربّهم
مطرح ساختن ربوبيت خداوند، در مقام اعطاى بهشت به پرهيزكاران و نيز اضافه «رب» به «هم»، مطلب بالا را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 13 - 2
2 - هر يك از نعمت هاى زمين ، جلوه اى از ربوبيت انكارناپذير الهى به « جن و انس » و « مرد و زن »
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
به كار گرفتن وصف «ربّ»، اشاره به مطلب بالا دارد و تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس و يا مرد و زن از انسان ها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 49 - 4
4 - نعمت هاى متنوع بهشت ، جلوه ربوبيت الهى به جن و انس
ذواتا أفنان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
به كار گرفتن وصف «ربّ» بيانگر مطلب بالا است. تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس و يا مرد و زن از انسان ها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 51 - 4
4 - وجود چشمه هاى هميشه جارى در بهشت ، نمودى از ربوبيت الهى به جن و انس
فيهما عينان تجريان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 53 - 2
2 - ميوه هاى متنوع بهشت ، نمود ربوبيت الهى به جن و انس
فيهما من كلّ فكهة زوجان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 63 - 4
4 - بهشت هاى متنوع و متعدد ، جلوه اى از ربوبيت الهى به جن و انس
و من دونهما جنّتان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 67 - 2
2 - وجود چشمه هاى جوشان در باغ هاى بهشت ، نمودى از ربوبيت الهى به جن و انس
فيهما عينان نضّاختان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 69 - 2
2 - ميوه هاى متنوع - به ويژه خرما و انار - در بهشت ، نمود ربوبيت الهى به جن و انس
فيهما فكهة و نخل و رمّان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 71 - 2
2 - خلق حوريان نيك سيرت و زيباصورت بهشتى ، جلوه اى از ربوبيت پروردگار نسبت به جن و انس
فيهنّ خيرت حسان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 73 - 2
2 - حوريان جذاب و مستور در خيمه هاى بهشت ، نمودى از ربوبيت الهى نسبت به جن و انس
حور مقصورت فى الخيام . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 75 - 2
2 - حوريان باطراوت و پاكدامن بهشتى ، نمودى از ربوبيت الهى نسبت به جن و انس
لم يطمثهنّ إنس قبلهم . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 37 - 14،21
14 - نقش سرپرست و مربّى صالح ، در رشد و تعالى معنوى انسان
و انبتها نباتاً حسناً و كفّلها زكريا
تصريح به سپردن كفالت به زكريا پس از «انبتها . .. »، گوياى نقش زكريا، به عنوان مربى صالح، در رشدِ معنوى كسى است كه تحت تربيت اوست.
21 - رشد معنوى و تعالى انسان ، در پرتو نظارت مستمر و همه جانبه مربّى است .
انبتها . .. كفّلها ... كلما دخل عليها ... قال يا مريم انّى لك هذا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 102 - 4
4- آسمان ها و زمين ، تحت ربوبيت خداست .
ما أنزل هؤلاء إلاّ ربّ السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 14 - 13
13- تدبير امور آسمان ها و زمين ( جهان هستى ) ، به دست خداوند است .
ربّ السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 56 - 1
1- جهان هستى ( آسمان ها ، زمين و انسان ها ) ، تحت ربوبيت خداوند است .
بل ربّكم ربّ السموت والأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 7 - 1
1- فرستنده قرآن و رسولان ، همان پروردگار يگانه آسمان ها و زمين و موجودات است .
إنّا أنزلنه . .. إنّا كنّا مرسلين ... ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 36 - 4
4 - خداوند ، يگانه پروردگار آسمان ها و زمين و تمامى جهانيان
ربّ السموت و ربّ الأرض ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 13 - 2
2 - هر يك از نعمت هاى زمين ، جلوه اى از ربوبيت انكارناپذير الهى به « جن و انس » و « مرد و زن »
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
به كار گرفتن وصف «ربّ»، اشاره به مطلب بالا دارد و تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس و يا مرد و زن از انسان ها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 98 - 6
6 - همه عوالم هستى ، تحت ربوبيت خداوند است .
ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 109 - 8
8 - همه عوالم هستى تحت ربوبيت خداوند
ربّ العلمين
«العالمين» جمع با«ال» و مفيد استغراق است. بنابراين «ربّ العالمين»; يعنى، پروردگار همه عالم ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 127 - 8
8 - همه عوالم هستى ، تحت ربوبيت خداوند
ربّ العلمين
«العالمين» جمع همراه با «ال» و مفيد استغراق است; بنابراين «ربّ العلمين»; يعنى، پروردگار همه عالم ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 145 - 8
8 - همه عوالم هستى ، تحت ربوبيت خداوند
ربّ العلمين
«العالمين» جمع همراه با «ال» و مفيد استغراق است. بنابراين «ربّ العالمين»; يعنى، پروردگار همه عوالم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 164 - 8
8 - همه عوالم هستى ، تحت ربوبيت خداوند
ربّ العلمين
«العالمين» جمع همراه با«ال» و مفيد استغراق است. بنابراين «ربّ العالمين»; يعنى، پروردگار همه عالم ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 180 - 8
8 - همه عوالم هستى ، تحت ربوبيت خداوند
ربّ العلمين
«العالمين» جمع همراه با «ال» و مفيد استغراق است. بنابراين «ربّ العالمين»; يعنى، پروردگار همه عالم ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 36 - 1
1- حضرت عيسى ( ع ) در گهواره ، خداوند را پروردگار خود و ديگر انسان ها معرفى كرد .
و إنّ اللّه ربّى و ربّكم
جمله «إنّ اللّه ربّى . ..» عطف بر «إنّى عبد اللّه» در آيات قبل است. اين آيه نيز نقل بخشى از گفته هاى عيسى(ع) در گهواره است و آيات «ذلك عيسى ... كن فيكون» در اين بين معترضه مى باشد. تشابه اين جمله با آنچه در سوره آل عمران و زخرف از عيسى(ع) نقل شده، تأييد كننده اين نكته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 10 - 10
10 - كافران نيز تحت تدبير ربوبيت خداوندند .
بل هم بلقاء ربّهم كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 23 - 6
6- كافر ، دست پرورده شيطان *
و قال قرينه هذا ما لدىّ عتيد
برداشت ياد شده در صورتى است كه «قرين» به معناى شيطان باشد; چه اين كه در آيات بعد «قرين» اشاره به «شيطان» دارد. واژه «عتيد» مى رساند كه منكران معاد، دست آموز و دست پرورده شيطان اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 81 - 6
6- لوط ( ع ) تحت تربيت خداوند و برخوردار از حمايت او بود .
إنا رسل ربك
برداشت فوق ، از «ربك» (مدبر و مربى تو) استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 65 - 3،6
3 - خداوند ، مربى و تربيت كننده پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فلا و ربّك
6 - ربوبيّت الهى ، منشأ تربيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى تصدّى مقام قضاوت و حكومت
فلا و ربّك لا يؤمنون حتّى يحكّموك
برداشت فوق از كاربرد كلمه «ربّ» و اضافه آن به ضمير خطاب استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 203 - 11
11 - خداوند مربى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تدبيركننده امور همه انسانهاست .
من ربى . .. من ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 66 - 13،14
13- خداوند ، مربى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مدبر امور اوست .
إن ربك
14- قدرت شكست ناپذير خداوند ، پشتوانه پيشبرد هدف هاى رسالت و تدبير امور نبوّت رسول خداست .
إن ربك هو القوىُّ العزيز
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 30 - 10
10- تنها خداوند رحمان ، مدبر و مربى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
قل هو ربى لا إله إلاّ هو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 99 - 5
5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) تحت تربيت و عنايت ويژه خداوند
و اعبد ربّك حتى يأتيك اليقين
اضافه صفت «رب» به كاف خطاب - كه مرجع آن پيامبر است - با توجه به اين نكته كه خداوند «رب» همه بندگان است، مى تواند به جهت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 55 - 2
2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تحت توجه و پرورش ويژه خداوند قرار داشت .
و ربّك أعلم بمن فى السموت و الأرض
با توجه به اينكه خداوند ربّ همه موجودات است و در آيه قبل نيز خود را «ربّ» همه انسانها معرفى كرد; ولى در اين آيه «ربّ» به ضمير مفرد مخاطب - كه مقصود از آن پيامبر(صلی الله علیه و آله) است - اضافه شده و اين حكايت از آن دارد كه آن حضرت، تحت توجه و پرورش خاص خداوند قرار داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 60 - 7
7- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تحت ربوبيت و عنايت ويژه خداوند
إن ربّك أحاط بالناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 65 - 12
12- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تحت ربوبيت ويژه خداوند و مصون از سلطه و نفوذ شيطان
إن عبادى ليس لك عليهم سلطن و كفى بربّك وكيلاً
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «ك» در «ربّك» چنانكه مفسّران نيز احتمال داده اند پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد. بنابراين، با اينكه خداوند سلطه شيطان بر بندگان خود را منتفى دانسته است، اختصاص به ذكر پيامبر(صلی الله علیه و آله) پس از آن، مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 79 - 14
14- راهنمايى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به كسب مقامات برتر معنوى ، جلوه اى از ربوبيت الهى براى آن حضرت
فتهجّد به . .. يبعثك ربّك مقامًا محمودًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 85 - 10
10- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تحت عنايت ويژه و ربوبيت خاص خداوند
من أمر ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 87 - 2،7
2- تثبيت مفاهيم وحى و جاودانگى آنها در قلب پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، جلوه ربوبيت خاص الهى نسبت به آن حضرت
لئن شئنا لنذهبنّ بالذى أوحينا . .. إلاّ رحمة من ربّك
7- ربوبيت الهى نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ربوبيتى آميخته با رحمت است .
إلاّ رحمة من ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 109 - 7
7- پيامبر (صلی الله علیه و آله) متكى به مبدأ لايزال هستى و تحت ربوبيّت خاص او است .
لكلمت ربّى . .. كلمت ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 64 - 5،9
5- نزول ملائكه بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و آوردن وحى ، جلوه اى از ربوبيت خداوند بر آن حضرت بود .
و ما نتنزّل إلاّ بأمر ربّك
9- خداوند براى رشد آگاهى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تدبير رسالت او ، هيچ نكته اى از تعاليم ضرورى را فروگذارى نكرده و به دست فراموشى نسپرده است .
و ما كان ربّك نسيًّا
برداشت يادشده، با توجه به كلمه «ربّ» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 9 - 4
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تحت تربيت خاص و حمايت ويژه خداوند
و إنّ ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 93 - 11
11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تحت ربوبيت خاص خداوند
و ما ربّك بغفل
اضافه «ربّ» به «كاف» - كه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است - مطلب ياد شده را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 3 - 9
9 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر اعلام اين كه او تحت ربوبيت خدا قرار دارد .
قل بلى و ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 21 - 13
13 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تحت ربوبيت و عنايت خاص خداوند
و ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 10 - 9
9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) تحت ولايت و تربيت ويژه الهى
ذلكم اللّه ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 32 - 17
17 - دستيابى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به منصب رسالت در پرتو برخوردارى آن حضرت از ربوبيت ويژه الهى
و رحمت ربّك خير ممّا يجمعون
اضافه «ربّ» به كاف خطاب گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 6 - 4
4- بهرهورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از رحمت و ربوبيت الهى ، بيش از همه خلق *
إنّا أنزلنه . .. رحمة من ربّك
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه اضافه «ربّ» به «ك» - كه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است - از آن جهت باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، عالى ترين بهره را از قرآن و ربوبيت الهى برده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 48 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در پرتو ربوبيت ويژه الهى و در منظر عنايت و حمايت او
و اصبر لحكم ربّك فإنّك بأعيننا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 30 - 8
8 - مكلف نبودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هدايت گمراهان حق ناپذير ، نمودى از ربوبيت خداوند در حق آن حضرت
فأعرض عن من تولّى . .. إنّ ربّك هو أعلم بمن ضلّ عن سبيله
ذكر «ربّك» پس از تعيين محدوده تبليغ براى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مى تواند ناظر به مطلب بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 2 - 4
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تحت تربيت خداوند و مورد عنايت و لطف ويژه او
بنعمة ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 14 - 9
9 - تهديد مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و سركوب آنان از سوى خداوند ، جلوه ربوبيت او بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و در راستاى تدبير امور رسالت آن حضرت است .
ربّك
فعل «رَبَّ»، زمانى به كار مى رود كه شخص اداره كارى را به دست گيرد و به تدبير آن برخيزد (مصباح). بر اين اساس كلمه «ربّ»، به معناى مدبّر است و اضافه آن به ضميرى كه خطاب به رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) مى باشد، بيانگر تأثير كار خداوند در شؤون پيامبرى آن حضرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 3 - 2،6،8
2 - خداوند ، تدبيركننده امور پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مربّى او است .
ربّك
6 - با وجود ربوبيت و عنايت ويژه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موردى براى خشم و بى مهرى به آن حضرت وجود نداشت .
ربّك و ما قلى
8 - پيدايش وقفه اى كوتاه در نزول وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، جلوه اى از ربوبيت خداوند و در راستاى تدبير امور رسالت آن حضرت بود .
ربّك
در شأن نزول هاى متعدد و ناهماهنگ درباره اين سوره، اين نكته مورد اتفاق است كه در نزول پياپى آيات قرآن، درنگى پديد آمد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را غمگين و مورد شماتت دشمن قرار داد و آيات اين سوره، براى آن حضرت مايه تسلاى خاطر گرديد. تعبير «ربّك» بيانگر آن است كه همين وقفه نيز، جلوه ربوبيت و تدبير خداوند بوده و آن حضرت را در مسير دريافت و ابلاغ پيام هاى الهى، تقويت كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 11 - 2
2 - نعمت هاى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، جلوه هاى ربوبيت او بوده و رشد و تربيت آن حضرت را به دنبال داشته است .
ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 1 - 10
10 - خداوند ، مربى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تدبيركننده شؤون رسالت آن حضرت است .
ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نصر - 110 - 3 - 7،8
7 - خداوند ، مرّبى و مدبّرى شايسته و بى عيب ، براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ديگران است .
فسبّح بحمد ربّك
مخاطب در «ربّك»، گرچه پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) است; ولى سياق سوره، بر تمام انسان ها منطبق است. در اين موارد آن حضرت به عنوان رسول و نيز فردى از افراد بشر، مورد خطاب قرار گرفته است.
8 - امداد هاى الهى در فتح مكه ، جلوه ربوبيت خداوند بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مايه پيشرفت اهداف رسالت آن حضرت بود .
إذا جاء نصر اللّه و الفتح . .. فسبّح بحمد ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 13 - 2
2 - هر يك از نعمت هاى زمين ، جلوه اى از ربوبيت انكارناپذير الهى به « جن و انس » و « مرد و زن »
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
به كار گرفتن وصف «ربّ»، اشاره به مطلب بالا دارد و تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس و يا مرد و زن از انسان ها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 40 - 1
1 - سوگند أكيد خداوند ، به ربوبيت خويش نسبت به مشرق ها ( خاور ها ) و مغرب ها ( باختر ها )
فلاأُقسم بربّ المشرق و المغرب
درباره «لا» در «لا اُقسم» و امثال آن، مفسران توجيهات چندى ذكر كرده اند; از جمله اين كه «لا» زايد و براى تأكيد «اُقسم» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 41 - 5
5 - ربوبيت خداوند نسبت به مشرق و مغرب عالم ، دليل توانايى او بر احياى مجدد انسان ها است .
بربّ المشرق و المغرب إنّا لقدرون . على أن نبدّل خيرًا منهم و ما نحن بمسبوقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 9 - 1،2،4
1 - خداوند ، پروردگار مشرق و مغرب عالم است .
ربّ المشرق و المغرب
2 - ربوبيت خداوند ، نسبت به مشرق و مغرب عالم ، مقتضى توجه كامل خلق به او و ياد دائمى او در زندگى است .
و اذكر اسم ربّك . .. ربّ المشرق و المغرب
توصيف خداوند به «ربّ المشرق. ..» پس از توصيه به ياد دائمى او و توجه كامل به او در زندگى - مى تواند بيانگر حقيقت ياد شده باشد.
4 - ربوبيت خداوند ، نسبت به مشرق و مغرب عالم ، دليل يكتايى و بى بديلى او
ربّ المشرق و المغرب لا إله إلاّ هو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 40 - 1
1 - سوگند أكيد خداوند ، به ربوبيت خويش نسبت به مشرق ها ( خاور ها ) و مغرب ها ( باختر ها )
فلاأُقسم بربّ المشرق و المغرب
درباره «لا» در «لا اُقسم» و امثال آن، مفسران توجيهات چندى ذكر كرده اند; از جمله اين كه «لا» زايد و براى تأكيد «اُقسم» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 41 - 5
5 - ربوبيت خداوند نسبت به مشرق و مغرب عالم ، دليل توانايى او بر احياى مجدد انسان ها است .
بربّ المشرق و المغرب إنّا لقدرون . على أن نبدّل خيرًا منهم و ما نحن بمسبوقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 9 - 1،2،4
1 - خداوند ، پروردگار مشرق و مغرب عالم است .
ربّ المشرق و المغرب
2 - ربوبيت خداوند ، نسبت به مشرق و مغرب عالم ، مقتضى توجه كامل خلق به او و ياد دائمى او در زندگى است .
و اذكر اسم ربّك . .. ربّ المشرق و المغرب
توصيف خداوند به «ربّ المشرق. ..» پس از توصيه به ياد دائمى او و توجه كامل به او در زندگى - مى تواند بيانگر حقيقت ياد شده باشد.
4 - ربوبيت خداوند ، نسبت به مشرق و مغرب عالم ، دليل يكتايى و بى بديلى او
ربّ المشرق و المغرب لا إله إلاّ هو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 50 - 9
9- ملائكه ، تحت ربوبيت خاص خداوندند .
و الملئكة . .. يخافون ربّهم
با توجه به اينكه خداوند «ربّ» همه موجودات است و اضافه «ربّ» به ضمير «هم» - كه مرجع آن ملائكه است - مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 11 - 7
7 - فرشته مرگ ، خود تحت تدبير خداوند است .
الذى وكّل بكم
مجهول آمدن فعل «وكّل» دلالت مى كند كه خود وى، داراى اراده مستقلى نيست و ديگرى او را گمارده است و او، همانا خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 24
24 - خداوند رشد دهنده تمامى جهانيان است.
لرب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 57 - 13
13- مالك و مربى بودن خداوند بر همه چيز ، مستلزم مراقبت و حفاظت كامل او ، از آنهاست .
إن ربى على كل شىء حفيظ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 65 - 1
1- خداوند ، پروردگار آسمان ها و زمين و موجودات ميان آن دو است .
ربّ السموت والأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 64 - 18
18 - تمامى موجودات جهان هستى ، تحت ربوبيت خداوند هستند .
اللّه ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 7 - 1
1- فرستنده قرآن و رسولان ، همان پروردگار يگانه آسمان ها و زمين و موجودات است .
إنّا أنزلنه . .. إنّا كنّا مرسلين ... ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 65 - 1
1- خداوند ، پروردگار آسمان ها و زمين و موجودات ميان آن دو است .
ربّ السموت والأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 65 - 1
1- خداوند ، پروردگار آسمان ها و زمين و موجودات ميان آن دو است .
ربّ السموت والأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 12 - 3
3 - مكالمه خداوند با موسى ( ع ) در وادى طوى ، جلوه اى از ربوبيت او نسبت به آن حضر بود .
يموسى . إنّى أنا ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 39 - 19
19 - خداوند از آغاز زندگى موسى ( ع ) ، بر او نظارت دقيق داشته و زمينه هاى تربيت و رشد او را فراهم ساخته بود .
و لتصنع على عينى
مراد از «عين» در «على عينى» معناى مجازى آن (مراقبت) است و «على» دلالت مى كند كه مراقبت الهى، به منزله پايه اى است كه تربيت و يا گرامى داشت موسى(ع)، بر آن استوار بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 41 - 1
1 - موسى ( ع ) پرورش يافته خداوند
اصطنعتك
«إصطناع»; يعنى، تربيت كردن و مؤدب ساختن (قاموس) و بر مبالغه در شايسته ساختن دلالت دارد (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 50 - 13
13 - موسى ( ع ) ، رسالت خويش را پرتويى از هدايت گسترده ربوبى دانست .
من ربّكما . .. ربّنا الذى أعطى كلّ شىء خلقه ثمّ هدى
مناسبت بحث موسى(ع) با فرعون، چنين اقتضا كرده است كه آن حضرت، موضوع هدايت عام الهى را مطرح كند تاپاسخ سؤال مقدر فرعون را داده باشد; زيرا ممكن بود فرعون بگويد: بر فرض كه خداى خالق ربّ تو است، چه دليلى بر لزوم پذيرش سخن رسولان او وجود دارد؟ موسى(ع) با مطرح كردن هدايت عام الهى، علاوه بر پاسخ به سؤال احتمالى او، زمينه كلى اثبات رسالت خويش را نيز مطرح كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 70 - 11
11 - خداوند ، تدبيركننده موسى و هارون ( ع ) در انجام رسالت و ابلاغ پيام توحيد
ربّ هرون و موسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 12 - 3
3 - تجهيز موسى ( ع ) از سوى خدا به معجزه اى بيم آفرين و معجزه اى زيبا و پرجاذبه
و ألق عصاك . .. ولّى مدبرًا ... و أدخل يدك... بيضاء من غير سوء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 16 - 2
2 - وحى به موسى ( ع ) ، جلوه ربوبيت خداوند بر او و از عوامل رشد و تربيت آن حضرت براى انجام رسالت خويش بود .
إذ ناديه ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 70 - 11
11 - خداوند ، تدبيركننده موسى و هارون ( ع ) در انجام رسالت و ابلاغ پيام توحيد
ربّ هرون و موسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 50 - 17
17- يوسف ( ع ) در پيامش به پادشاه مصر ، خداوند را رب و مدبر خويش معرفى كرد .
فسئله ما بال النسوة . .. إن ربى بكيدهنّ عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 84 - 12
12- علم و آگاهى برتر ، ملاك شايستگى مربيان و معيار گزينش آنان
فربّكم أعلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 19 - 4
4 - نياز انسان به پروردگار ، باور مشترك همه اديان توحيدى و مكاتب شرك
هذان خصمان اختصموا فى ربّهم
از اين آيه شريفه، استفاده مى شود كه آنچه مورد اختلاف واقع شده، مصداق «پروردگار» است و اما اصل نياز انسان به پروردگار، باورى پذيرفته شده در ميان تمامى مكاتب و اديان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 24 - 9
9 - نياز آسمان ها و زمين و همه موجودات ميان آن دو به مربّى و مدبّر
ربّ السموت و الأرض و ما بينهما إن كنتم موقنين
مربيان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 6
6 - لزوم هماهنگى بين گفتار و كردار رهبران جامعه
وأمر أهلك بالصلوة واصطبر عليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 6
6 - لزوم هماهنگى بين گفتار و كردار رهبران جامعه
وأمر أهلك بالصلوة واصطبر عليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 6
6 - لزوم هماهنگى بين گفتار و كردار رهبران جامعه
وأمر أهلك بالصلوة واصطبر عليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 106 - 5
5 - روسياهى و عذاب مرتدّان در قيامت
فاما الذين اسودّت وجوههم اكفرتم بعد ايمانكم فذوقوا العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 74 - 24
24 - توبه مرتد و اهانت كننده به ارزش هاى الهى ، مايه رفع عذاب الهى از اوست .
فإن يتوبوا يك خيراً لهم و إن يتولوا يعذبهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 137 - 1
1 - آمرزش و هدايت كسانى كه بار ها مرتد شوند و بر كفر خويش بيفزايند ، از سنت ها و برنامه هاى خداوندى نيست .
إنّ الذين ءامنوا ثم كفروا ثم ءامنوا . .. لم يكن اللّه ليغفر لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 74 - 21
21 - توبه مرتدان ، مورد پذيرش خداوند
و كفروا بعد إسلمهم . .. فإن يتوبوا يك خيراً لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 97 - 2
2 - مطرود ساختن و منزوى كردن ، حكم مرتدان و گمراه كنندگان مردم در آيين موسى ( ع )
قال فاذهب فإنّ لك فى الحيوة أن تقول لامساس
در باره «لامساس» دونظر ابراز گرديده است: 1- حكمى قضايى از جانب موسى(ع) است. 2- نفرين موسى(ع) در باره سامرى است. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 177 - 11
11 - ارزيابى نادرست كافران و مرتدان ، در مورد ايمان و كفر
انّ الّذين اشتروا الكفر بالايمان . .. لهم عذاب اليم
چون خريدار معتقد است كه آنچه به دست مى آورد با ارزشتر از چيزى است كه مى پردازد، بنابراين كافر با انتخاب كفر بر ايمان - كه به منزله داد و ستد است - كفر را ارجمندتر از ايمان مى پندارد; غافل از آنكه عذابى دردناك را متحمّل خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 97 - 2
2 - مطرود ساختن و منزوى كردن ، حكم مرتدان و گمراه كنندگان مردم در آيين موسى ( ع )
قال فاذهب فإنّ لك فى الحيوة أن تقول لامساس
در باره «لامساس» دونظر ابراز گرديده است: 1- حكمى قضايى از جانب موسى(ع) است. 2- نفرين موسى(ع) در باره سامرى است. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 14،15،18
14 - مرتد مانند جن زده است كه روى زمين بى هدف و سرگردان راه مى پيمايد.
و نرد على اعقابنا . .. كالذى استهوته الشيطين فى الأرض حيران
15 - مرتد در كشمكش درونى و تحير و فاقد آرامش است.
كالذى استهوته الشيطين . .. حيران له أصحب يدعونه
18 - مشركان، مرتدان متحير را به شرك دعوت مى كنند و خود را هدايت يافته مى پندارند.
له أصحب يدعونه إلى الهدى ائتنا
مراد از «اصحاب»، بنا بر يك احتمال، مشركان و منحرفانى هستند كه مرتدان را تشويق مى كنند و به جانب خود سوق مى دهند و راه خود را طريق هدايت مى شمارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 217 - 28
28 - امكان قبولى توبه مُرتدّ ، در پيشگاه خداوند
و من يرتدد منكم عن دينه فيمت و هو كافر فاولئك حبطت اعمالهم
جمله «و هو كافر»، حَبط عمل را منحصر به موردى مى كند كه شخص مُرتدّ در حال كفر بميرد; نه آنگاه كه توبه كند. بنابراين توبه مرتدّ نمى تواند بى اثر باشد و مورد قبول واقع نشود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 89 - 1،3،5،8
1 - مرتدانِ تائب ، مورد پذيرش و توجه خداوند ، ملائكه و مردم
كفروا بعد ايمانهم . .. انّ عليهم لعنة اللّه و الملئكة و الناس ... الاّ الذين تاب
3 - همراهى توبه مرتدّان با اصلاح ( جبران گذشته ) ، شرط آمرزش گناهشان
الاّ الذين تابوا . .. و اصلحوا فانّ اللّه غفور رحيم
5 - دعوت از اهل كتاب و مرتدان به توبه و گرايش به اسلام و بازگشت از انحراف
قوماً كفروا . .. الاّ الذين تابوا
بنابراينكه مراد از «قوماً كفروا . .. »، اهل كتاب نيز باشد كه به حقانيّت پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) كفر ورزيدند.
8 - غفران و رحمت الهى ، دليل پذيرش توبه مرتدّ و آمرزش گناه او
الا الذين تابوا . .. فان اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 90 - 1،3،4
1 - ازدياد كفر مرتدّ ( اصرار بر كفر ) ، موجب محروميّت او از پذيرش توبه
انّ الذين كفروا من بعد ايمانهم ثمّ ازدادوا كفراً لن تقبل توبتهم
3 - مرتدانى كه پس از توبه به كفر بازگردند ، توبه مجدّدشان پذيرفته نخواهد شد . *
الا الذين تابوا . .. ان الذين كفروا ... لن تقبل توبتهم
به نظر مى رسد منظور از «ان الذين» پس از «الا الذين تابوا»، آن گروه مرتدانى باشند كه توبه كردند و مجدّداً كافر شدند.
4 - مرتدانى كه بر كفر اصرار ورزند ، هرگز موفق به توبه نخواهند شد . *
انّ الذين كفروا . .. لن تقبل توبتهم
بنابراينكه جمله «لن تقبل»، كنايه از عدم توبه آنها باشد; يعنى توبه نخواهند كرد تا پذيرفته شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 14
14 - مرتد مانند جن زده است كه روى زمين بى هدف و سرگردان راه مى پيمايد.
و نرد على اعقابنا . .. كالذى استهوته الشيطين فى الأرض حيران
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 13
13 - بازگشت كننده به شرك (مرتد) مانند ديوانه اى سرگردان است كه شيطانها (جنيان) عقل او را زايل كرده اند.
أندعوا من دون الله . .. و نرد ... كالذى استهوته الشيطين
«استهوته الشياطين» يعنى شيطانها عقل و فكر او را برده اند. همچنين جمله «استهوته الشياطين» را در موردى كه شخصى جن زده شده باشد، به كار مى برند. (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 19
19 - مرتد به سرگردانى در بيابان مى ماند كه شيطانها او را به بى راهه مى خوانند و گروهى نيز او را به راه هدايت دعوت مى كنند.
كالذى استهوته الشيطين فى الأرض حيران له أصحب يدعونه إلى الهدى ائتنا
«فى الأرض» متعلق به «استهوى» است، و «استهوى فى الأرض» به معنى عقل او را در بيابان ربوده اند، مى تواند باشد و مراد از «اصحاب» در «له اصحاب يدعونه» ممكن است مشركان و يا موحدان باشند كه در برداشت فوق احتمال دوم برگزيده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 74 - 19
19 - خداوند ، فراخوان منافقان مرتد و توطئه گر ، به توبه و بازگشت به دامن اسلام
فإن يتوبوا يك خيراً لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 15
15 - مرتد در كشمكش درونى و تحير و فاقد آرامش است.
كالذى استهوته الشيطين . .. حيران له أصحب يدعونه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 74 - 26
26 - لزوم برخورد شديد با مرتد و گوينده كلمات كفرآميز
و إن يتولوا يعذبهم اللّه عذاباً أليماً فى الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 106 - 11
11 - مرتدّانِ روسياه ، مورد بازخواست و سرزنش در قيامت
فاما الذين اسودّت وجوههم اكفرتم بعد ايمانكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 13،19
13 - بازگشت كننده به شرك (مرتد) مانند ديوانه اى سرگردان است كه شيطانها (جنيان) عقل او را زايل كرده اند.
أندعوا من دون الله . .. و نرد ... كالذى استهوته الشيطين
«استهوته الشياطين» يعنى شيطانها عقل و فكر او را برده اند. همچنين جمله «استهوته الشياطين» را در موردى كه شخصى جن زده شده باشد، به كار مى برند. (لسان العرب).
19 - مرتد به سرگردانى در بيابان مى ماند كه شيطانها او را به بى راهه مى خوانند و گروهى نيز او را به راه هدايت دعوت مى كنند.
كالذى استهوته الشيطين فى الأرض حيران له أصحب يدعونه إلى الهدى ائتنا
«فى الأرض» متعلق به «استهوى» است، و «استهوى فى الأرض» به معنى عقل او را در بيابان ربوده اند، مى تواند باشد و مراد از «اصحاب» در «له اصحاب يدعونه» ممكن است مشركان و يا موحدان باشند كه در برداشت فوق احتمال دوم برگزيده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 87 - 2،7
2 - لعن و نفرين ، از شيوه هاى برخورد با مرتدان
اولئك جزاؤهم انّ عليهم لعنة اللّه و الملئكة و النّاس اجمعين
7 - لزوم طرد مرتدان و كافران آگاه از اهل كتاب ، و برخورد شديد با آنان *
اولئك جزاؤهم انّ عليهم لعنة اللّه و الملئكة و النّاس اجمعين
بنابراينكه «ان عليهم لعنة . .. و النّاس اجمعين»، جمله انشائى به صورت خبر باشد. يعنى مردم بايد آنان را طرد كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 115 - 18
18 - جهنم ، جايگاه مرتدان
و من يشاقق الرسول من بعد ما تبيّن له الهدى . .. نصله جهنم
جمله «من بعد ما تبين له الهدى»، با توجه به شأن نزول آيه كه درباره برخى از مسلمانان است، مى تواند ناظر به ارتداد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 74 - 21
21 - توبه مرتدان ، مورد پذيرش خداوند
و كفروا بعد إسلمهم . .. فإن يتوبوا يك خيراً لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 54 - 13
13 - كشتن مرتدان ، از قوانين كيفرى در آيين حضرت موسى ( ع ) *
فتوبوا إلى بارئكم فاقتلوا أنفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 90 - 5
5 - مرتدانى كه بر كفر اصرار ورزند ، گمراهان واقعى هستند .
اولئك هم الضّالّون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 217 - 32
32 - كسى كه مُرتدّ بميرد ، هميشه در عذاب دوزخ است .
و من يرتدد منكم عن دينه فيمت . .. و اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 88 - 1،3
1 - لعنت دائمى و عذاب تخفيف ناپذير ، كيفر مرتدّان
قوماً كفروا بعد ايمانهم . .. خالدين فيها لا يخفّف عنهم العذاب
3 - خداوند بدون مهلت و تأخير ، مرتدّان و كافران يهود و نصارا را عذاب مى كند .
لا يخفّف عنهم العذاب و لا هم ينظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 106 - 5،11
5 - روسياهى و عذاب مرتدّان در قيامت
فاما الذين اسودّت وجوههم اكفرتم بعد ايمانكم فذوقوا العذاب
11 - مرتدّانِ روسياه ، مورد بازخواست و سرزنش در قيامت
فاما الذين اسودّت وجوههم اكفرتم بعد ايمانكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 177 - 9
9 - عذاب دردناك الهى ، كيفر انتخاب كنندگان كفر به بهاى از دست دادن ايمان ( مرتدان )
انّ الّذين اشتروا الكفر بالايمان . .. لهم عذاب اليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 88 - 5
5 - يهود و نصارا و مرتدّان ، محروم از نظر و توجّه خداوند
قوماً كفروا بعد ايمانهم . .. و لا هم ينظرون
جمله «و لا هم ينظرون»، مى تواند به اين معنا باشد كه آنان مورد عنايت و توجه خداوند قرار نمى گيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 20 - 14
14- مرتّدان ، براى هميشه ، از رستگارى محروم اند .
أو يعيدوكم فى ملّتهم و لن تفلحوا إذًا أبدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 115 - 18
18 - جهنم ، جايگاه مرتدان
و من يشاقق الرسول من بعد ما تبيّن له الهدى . .. نصله جهنم
جمله «من بعد ما تبين له الهدى»، با توجه به شأن نزول آيه كه درباره برخى از مسلمانان است، مى تواند ناظر به ارتداد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 106 - 5
5 - روسياهى و عذاب مرتدّان در قيامت
فاما الذين اسودّت وجوههم اكفرتم بعد ايمانكم فذوقوا العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 97 - 2
2 - مطرود ساختن و منزوى كردن ، حكم مرتدان و گمراه كنندگان مردم در آيين موسى ( ع )
قال فاذهب فإنّ لك فى الحيوة أن تقول لامساس
در باره «لامساس» دونظر ابراز گرديده است: 1- حكمى قضايى از جانب موسى(ع) است. 2- نفرين موسى(ع) در باره سامرى است. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 87 - 3
3 - تحذير خداوند از مرتدّ شدن مؤمنان و هشدار نسبت به آن
قوماً كفروا بعد ايمانهم . .. اولئك جزاؤهم انّ عليهم لعنة اللّه و الملئكة و النّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 90 - 3
3 - مرتدانى كه پس از توبه به كفر بازگردند ، توبه مجدّدشان پذيرفته نخواهد شد . *
الا الذين تابوا . .. ان الذين كفروا ... لن تقبل توبتهم
به نظر مى رسد منظور از «ان الذين» پس از «الا الذين تابوا»، آن گروه مرتدانى باشند كه توبه كردند و مجدّداً كافر شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 89 - 1
1 - مرتدانِ تائب ، مورد پذيرش و توجه خداوند ، ملائكه و مردم
كفروا بعد ايمانهم . .. انّ عليهم لعنة اللّه و الملئكة و الناس ... الاّ الذين تاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 137 - 1
1 - آمرزش و هدايت كسانى كه بار ها مرتد شوند و بر كفر خويش بيفزايند ، از سنت ها و برنامه هاى خداوندى نيست .
إنّ الذين ءامنوا ثم كفروا ثم ءامنوا . .. لم يكن اللّه ليغفر لهم
مرتد ملى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 86 - 1،2،6
1 - بازگشت به كفر ( ارتداد ) پس از ايمانِ آگاهانه و پس از گواهى دادن بر حقّانيّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موجب محروميّت از هدايت الهى
كيف يهدى اللّه قوماً كفروا . .. و جاءهم البيّنات و اللّه لا يهدى القوم الظالمين
قيدِ آگاهانه از «جاءهم البيّنات» استفاده مى شود.
2 - بازگشت عدّه اى از اسلام به كفر ، در حيات پيامبر (صلی الله علیه و آله)
كيف يهدى اللّه قوماً كفروا
شأن نزول و لحن آيه دلالت بر وقوع ارتداد برخى مسلمانان در حيات پيامبر (صلی الله علیه و آله) دارد. (روح المعانى).
6 - بازگشت به كفر ( ارتداد ) پس از ايمان آگاهانه ، ظلم است .
كيف يهدى اللّه قوماً كفروا بعد ايمانهم . .. و اللّه لا يهدى القوم الظالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 87 - 3
3 - تحذير خداوند از مرتدّ شدن مؤمنان و هشدار نسبت به آن
قوماً كفروا بعد ايمانهم . .. اولئك جزاؤهم انّ عليهم لعنة اللّه و الملئكة و النّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 90 - 3
3 - مرتدانى كه پس از توبه به كفر بازگردند ، توبه مجدّدشان پذيرفته نخواهد شد . *
الا الذين تابوا . .. ان الذين كفروا ... لن تقبل توبتهم
به نظر مى رسد منظور از «ان الذين» پس از «الا الذين تابوا»، آن گروه مرتدانى باشند كه توبه كردند و مجدّداً كافر شدند.
مرتدان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 108 - 1
1- خداوند ، قلب و قواى شنوايى و بينايى كافران دنياگرا ( مرتدان ) را ، مهر كرده و از درك حقايق محرومشان ساخته است .
استحبّوا الحيوة الدنيا . .. الكفرين . أُولئك الذين طبع الله على قلوبهم ... و أ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 109 - 1
1- كافران دنياگراى غافل ( مرتدان ) ، بى ترديد در آخرت ورشكسته و زيانكارند .
استحبّوا الحيوة الدنيا . .. القوم الكفرين ... هم الغفلون . لاجرم أنهم فى الأخر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 149 - 7
7 - زيانكارى ، فرجام حتمى مشركان و مرتدان
لنكونن من الخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 110 - 15
15- مرتدان ، در صورت توبه ، هجرت و جهاد در راه خدا و صبر و مقاومت در برابر كافران ، مورد غفران و رحمت الهى قرار مى گيرند .
من كفر بالله من بعد إيمنه . .. ثمّ ... إن ربّك من بعدها لغفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 106 - 14
14- مرتد ، داراى عذابى بزرگ است .
من كفر بالله من بعد إيمنه . .. لهم عذاب عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 106 - 13
13- مرتدان ، مورد غضب و خشم خداوندند .
من كفر بالله من بعد إيمنه . .. فعليهم غضب من الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 149 - 7
7 - زيانكارى ، فرجام حتمى مشركان و مرتدان
لنكونن من الخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 110 - 14
14- امكان پذيرش توبه مرتد ، از سوى خداوند
من كفر بالله من بعد إيمنه . .. ثمّ ... إن ربّك من بعدها لغفور رحيم
برداشت فوق، بنابراين احتمال است كه عبارت «ثمّ إن ربّك . ..» در بيان حال «من أُكره» نباشد; بلكه مربوط به كسانى باشد كه بدون تقيه به كفر گرويدند و چنان چه «فتنوا» به معناى فريب خوردگى باشد، مؤيد برداشت فوق خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 108 - 1
1- خداوند ، قلب و قواى شنوايى و بينايى كافران دنياگرا ( مرتدان ) را ، مهر كرده و از درك حقايق محرومشان ساخته است .
استحبّوا الحيوة الدنيا . .. الكفرين . أُولئك الذين طبع الله على قلوبهم ... و أ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 108 - 1
1- خداوند ، قلب و قواى شنوايى و بينايى كافران دنياگرا ( مرتدان ) را ، مهر كرده و از درك حقايق محرومشان ساخته است .
استحبّوا الحيوة الدنيا . .. الكفرين . أُولئك الذين طبع الله على قلوبهم ... و أ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 108 - 1،3
1- خداوند ، قلب و قواى شنوايى و بينايى كافران دنياگرا ( مرتدان ) را ، مهر كرده و از درك حقايق محرومشان ساخته است .
استحبّوا الحيوة الدنيا . .. الكفرين . أُولئك الذين طبع الله على قلوبهم ... و أ
3- محروميت كافران دنياگرا ( مرتدان ) از درك حقايق معنوى ، همان محروميت از هدايت الهى است .
لايهدى القوم الكفرين . أُولئك الذين طبع الله على قلوبهم
جمله «أُولئك الذين طبع الله . ..» بيانگر جمله «و أن الله لايهدى القوم الكافرين» است; يعنى، چگونگى و راه محروميت كافران از هدايت الهى را تفسير و معنا مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 54 - 9،19،21
9 - حضرت موسى ( ع ) با زمينه سازى فكرى و روانى براى مرتدان بنى اسرائيل ، آنان را براى پذيرش و اجراى امر خدا ( كشتن يكديگر ) آماده كرد .
يقوم إنكم ظلمتم أنفسكم
موسى(ع) از انتساب بنى اسرائيل به خويش با گفتن «يا قوم» (اى مردم من) در صدد تفهيم اين حقيقت است كه: او از روى دلسوزى آنان را به توبه دعوت مى كند و از آنان مى خواهد كه به حكم خدا گردن نهند. تصريح به اينكه بنى اسرائيل با گوساله پرستى به خود ستم كردند نيز در راستاى اين معناست.
19 - مرتد شدگان بنى اسرائيل ( گوساله پرستان ) پس از فرمان موسى ( ع ) به كشتن يكديگر پرداختند .
فاقتلوا أنفسكم . .. فتاب عليكم
جمله «تاب عليكم» عطف بر جمله اى مقدر است; يعنى: «ففعلتم ما أمرتم به فتاب عليكم» پس آنچه را بدان موظف شديد انجام داديد و خداوند توبه شما را پذيرفت». قابل ذكر است كه ضمير در «تاب» به قرينه جمله بعد به «بارئكم» (خالق شما) بر مى گردد.
21 - داستان توبه مرتدان بنى اسرائيل و اجراى فرمان خدا مبنى بر كشتن يكديگر ، داستانى آموزنده و درخور به خاطر داشتن
و إذ قال موسى . .. فتاب عليكم
«إذ قال . ..» عطف بر «نعمتى» در آيه 47 است; يعنى: «اذكروا إذ قال ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 86 - 15
15 - خشم الهى بر مرتدان و بازگشت كنندگان به شرك و بت پرستى ، مقتضاى ربوبيت او است .
أضلّهم السامرىّ . .. أم أردتّم أن يحلّ عليكم غضب من ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 149 - 6
6 - مرتدان بنى اسرائيل به خاطر دوران گوساله پرستى ، نگران آينده اى زيانبار براى خويش بودند .
لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 39 - 1
1 - تقسيم شدن انسان ها به هنگام شكل گيرى در رحم به دو صنف مرد و زن ، از نشانه هاى قدرت خداوند است .
فجعل منه الزوجين الذكر و الأُنثى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 195 - 17
17 - زنان و مردان ، آفريده شده از يكديگر
من ذكر او انثى بعضكم من بعض
در برداشت فوق، «منْ»، نشويه گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 19
19 - مردان و زنان صدقه پرداز ، مورد مغفرت خداوندند .
و المتصدّقين و المتصدّقت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 1،3
1 - مردان و زنانى كه در برابر خداوند ، سر تسليم فرود مى آورند ، از آمرزش خداوند برخوردارند .
إنّ المسلمين و المسلمت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة
بنابراين كه «مسلمين» از ريشه لغوى آن (سلم) و به همان معناى لغوى اش باشد، نكته ياد شده قابل استفاده است.
3 - مردان و زنان مسلمان ، مشمول آمرزش و غفران الهى اند .
إنّ المسلمين و المسلمت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة
بنابراين احتمال كه مراد از «المسلمين» معناى اصطلاحى آن;يعنى، گرويدگان به دين اسلام باشد، نكته ياد شده، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 16
16 - مردان و زنان فروتن ، از آمرزش خداوند ، برخوردار خواهند بود .
و الخشعين و الخشعت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 9
9 - مردان و زنان مطيع و خاضع ، از آمرزش خداوند برخوردارند .
و القنتين و القنتت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة و أجرًا عظيمًا
«قانت» از مصدر «قنوت» است. «قنوت» در لغت، به معناى «اطاعت خاضعانه» است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 27
27 - مردان و زنانى كه زياد به ياد خداوندند ، از آمرزش او ، بهره مند خواهند بود .
و الذكرين اللّه كثيرًا و الذكرت أعدّ اللّه لهم مغفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 21
21 - مردان و زنان روزه گير ، مشمول آمرزش خداوندند .
و الصئمين و الصئمت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 14
14 - خداوند ، مردان و زنان شكيبا را از آمرزش خود ، برخوردار مى كند .
و الصبرين و الصبرت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 11
11 - مردان و زنان صداقت پيشه ، از آمرزش خداوند برخوردارند .
و الصدقين و الصدقت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 24
24 - مردان و زنان با عفت و پاكدامن ، مشمول آمرزش خداوندند .
و الحفظين فروجهم و الحفظت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 29
29 - مردان و زنانى كه به فراوانى خداوند را براى ديگران يادآورى مى كنند از آمرزش خداوند بهره مند خواهند بود .
و الذكرين اللّه كثيرًا و الذكرت أعدّ اللّه لهم مغفرة
«ذكر» (مصدر «ذاكر») به دو معنا آمده است: يكى، به خاطر سپردن، و ديگرى، بر زبان آوردن (مفردات راغب). احتمال دارد كه مراد از ذكر زبانى، يادآورى براى ديگران باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 3،5
3 - مردان و زنان مسلمان ، مشمول آمرزش و غفران الهى اند .
إنّ المسلمين و المسلمت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة
بنابراين احتمال كه مراد از «المسلمين» معناى اصطلاحى آن;يعنى، گرويدگان به دين اسلام باشد، نكته ياد شده، استفاده مى شود.
5 - مردان و زنان مؤمن ، مشمول آمرزش خداوندند .
إنّ . .. و المؤمنين و المؤمنت ... أعدّ اللّه لهم مغفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 9
9 - مردان و زنان مطيع و خاضع ، از آمرزش خداوند برخوردارند .
و القنتين و القنتت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة و أجرًا عظيمًا
«قانت» از مصدر «قنوت» است. «قنوت» در لغت، به معناى «اطاعت خاضعانه» است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 25 - 16
16- زنان و مردان مؤمن ، داراى ارج و حرمتى همانند
و لولا رجال مؤمنون و نساء مؤمنت . .. أن تطوهم
از اين كه خداوند، «مؤمنات» را در كنار «مؤمنون» ياد كرده و حفظ خون و حرمت آن دو را عامل بازداشتن مؤمنان از توسّل به قهر براى ورود به مكه معرفى كرده است; مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 231 - 3
3 - اختيار طلاق با مرد است .
و اذا طلقتم النساء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 232 - 6
6 - اختيار طلاق به دست مرد است .
و اذا طلّقتم النّساء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 237 - 2
2 - طلاقِ زنان ، در اختيار همسران خويش است . *
و ان طلّقتموهنّ
با توجّه به ظهور خطاب «اِن طلّقتموهنّ»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 4 - 15
15 - شوهر ، مجاز به استفاده از دارايى زن ، در صورت رضايت خاطر وى
فان طبن لكم عن شىء منه
امام صادق يا امام كاظم (ع) در پاسخ سؤال از آيه فوق فرمود: يعنى بذلك اموالهنّ التى فى ايديهنّ مما ملكن.
تفسير عياشى، ج 1، ص 219، ح 16 ; نورالثقلين، ج 1، ص 441، ح 46.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 20 - 1،2
1 - مرد مى تواند همسر خويش را طلاق داده و همسر ديگرى انتخاب كند .
و ان اردتم استبدال زوج مكان زوج
2 - طلاق به دست مردان است . *
و ان اردتم استبدال زوج مكان زوج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 7 - 6
6 - تفاوت سهم مردان و زنان از ميراث ميّت
للرّجال نصيب . .. و للنّساء نصيب
تكرار كلمه «نصيب» براى هر يك از مردان و زنان، مى تواند اشاره به تفاوت آنان در نصيب و سهمشان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 9
9 - برابرى ارزش كار ها و رفتار زنان و مردان
و من عمل صلحًا من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فأُولئك يدخلون الجنّة يرزقون فيها بغي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 7 - 1،2
1 - محل پيدايش نطفه مرد ( منى ) ، بين تيره پشت و استخوان هاى قفسه سينه قرار دارد .
يخرج من بين الصلب و الترائب
«صلب»; استخوانى است كه از قسمت بالاى پشت، نزديك گردن شروع شده و تا دنبالچه (كه جاى آن در انسان در جايگاه دم در حيوانات است) ادامه يافته است(قاموس). «تريبة» (مفرد «ترائب»); يعنى، بالاترين استخوان قفسه سينه كه زير چانه قرار گرفته است (نهايه ابن اثير). تمام اهل لغت آن را جاى گردن بند از قفسه سينه مى دانند (لسان العرب). برخى آن را به تمام استخوان هاى قفسه سينه و گروهى به چهار استخوان از سمت راست و چهار استخوان از سمت چپ اطلاق مى كنند (قاموس). خروج نطفه از آن محل، ممكن است به اعتبار تغذيه كيسه منى از آن جا باشد.
2 - بين استخوان هاى قفسه سينه و تيره پشت مردان و زنان ، جايگاه خروج عنصر تشكيل دهنده جسم انسان است . *
يخرج من بين الصلب و الترائب
چنانچه مراد از «ماء دافق» در آيه قبل، نطفه مرد و تخمك زن باشد، مفاد اين آيه نيز مشترك خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 7 - 1،2
1 - محل پيدايش نطفه مرد ( منى ) ، بين تيره پشت و استخوان هاى قفسه سينه قرار دارد .
يخرج من بين الصلب و الترائب
«صلب»; استخوانى است كه از قسمت بالاى پشت، نزديك گردن شروع شده و تا دنبالچه (كه جاى آن در انسان در جايگاه دم در حيوانات است) ادامه يافته است(قاموس). «تريبة» (مفرد «ترائب»); يعنى، بالاترين استخوان قفسه سينه كه زير چانه قرار گرفته است (نهايه ابن اثير). تمام اهل لغت آن را جاى گردن بند از قفسه سينه مى دانند (لسان العرب). برخى آن را به تمام استخوان هاى قفسه سينه و گروهى به چهار استخوان از سمت راست و چهار استخوان از سمت چپ اطلاق مى كنند (قاموس). خروج نطفه از آن محل، ممكن است به اعتبار تغذيه كيسه منى از آن جا باشد.
2 - بين استخوان هاى قفسه سينه و تيره پشت مردان و زنان ، جايگاه خروج عنصر تشكيل دهنده جسم انسان است . *
يخرج من بين الصلب و الترائب
چنانچه مراد از «ماء دافق» در آيه قبل، نطفه مرد و تخمك زن باشد، مفاد اين آيه نيز مشترك خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 12 - 8
8 - تساوى زنان و مردان ، از نظر استعداد و زمينه هاى لازم براى رسيدن به مراتب كمال و دست يافتن به ثواب ها و بهره هاى اخروى
يوم ترى المؤمنين و المؤمنت . .. بشريكم اليوم جنّ-ت
برداشت ياد شده، از تصريح به نام هاى زنان و مردان در عرض هم، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 13،16،17،18،19،21،36
13 - همسران شايسته ، مطيع شوهران خويش هستند .
فالصّالحات قانتات
«قنوت» به معنى اطاعت هميشگى است كه به دليل بخش بعدى آيه (و التى تخافون . .. ) مقصود، اطاعت از شوهر است. بنابراين
مراد از «الصالحات»، همسران صالح و شايسته هستند. برداشت فوق را فرمايش امام باقر (ع) تأييد مى كند كه در مورد «قانتات» فرمود: مطيعات.
تفسير قمى، ج 1، ص 137 ; نورالثقلين، ج 1، ص 477، ح 229.
16 - لزوم اطاعت زنان از شوهر خويش و حفظ حقوق آنان
فالصّالحات قانتات حافظات للغيب
17 - لزوم اطاعت زن از شوهر و حفظ حقوق وى ، مشروط به تأمين زندگى او از سوى مرد
و بما انفقوا من اموالهم فالصّالحات قانتات حافظات
ظاهراً «فالصّالحات . .. » نتيجه اى است مترتب بر جمله «الرجال ... بما انفقوا». بنابراين اطاعت زن از شوهر در موردى است كه شوهر، زندگى او را تأمين كند.
18 - سلامت خانواده در گرو مديريت مرد ، تأمين زندگى از سوى او ، و اطاعت و حفظ حقوق شوهر از سوى زن است .
الرجال قوّامون على النساء . .. و بما انفقوا ... فالصّالحات قانتات حافظات للغيب
چون در ذيل آيه و آيات بعد به مسأله اختلافات خانوادگى پرداخته است، معلوم مى شود كه توصيه ها و قوانين مطرح شده براى جلوگيرى از اختلافات و به خطر افتادن سلامت خانواده است.
19 - اطاعت از شوهر و حفظ حقوق وى ، وظيفه زن در برابر حق سرپرستى و تأمين زندگى وى از سوى مرد است .
الرجال قوّامون . .. و بما انفقوا ... فالصّالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ اللّ
مراد از «بما حفظ اللّه»، حقوقى است كه خداوند براى زنان مقرر كرده و آنها را بر عهده مردان قرار داده است. و «باء» مقابله در «بما حفظ» مى رساند كه لزوم اطاعت و حفظ حقوق شوهران در مقابل تعهداتى است كه خداوند بر عهده شوهران قرار داده است.
21 - مسؤوليت زن در حفظ حقوق شوهر و اطاعت از او ، در چهارچوب قوانين الهى است . *
قانتات حافظات للغيب بما حفظ اللّه
بر اين مبنا كه مراد از «ما حفظ اللّه» قوانين الهى و «باء» در «بما حفظ اللّه» براى مصاحبت باشد، معناى آيه چنين مى شود: زنان بايد با رعايت قوانين الهى، از شوهران خويش اطاعت و حقوق آنان را حفظ كنند.
36 - زن در صورت اطاعت نكردن از شوهر خويش ، ناشزه است .
و الّتى تخافون نشوزهنّ . .. فان اطعنكم فلا تبغوا عليهنّ سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 39 - 6
6 - برترى پسران و مردان بر دختران و زنان ، انديشه اى پوچ و فاقد دليل و برهان قطعى و روشن
فليأت مستمعهم بسلطن مبين . أم له البنت و لكم البنون
يادآورى برتر دانستن پسر بر دختر از سوى مشركان، پس از بيان پوچى و بى پايگى عقايد آنان، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 39 - 3
3 - اعتقاد عرب جاهلى ، به امتياز و برترى مردان بر زنان
أم له البنت و لكم البنون
از اين كه خداوند، مشركان را مدعى اختصاص پسران به خويش شمرده است; استفاده مى شود كه آنان، از داشتن دختر احساس ننگ مى كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 3
3 - تساوى زن و مرد در پاداش هاى اخروى
وعد اللّه المؤمنين و المؤمنت جنت تجرى من تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 5
5 - پاداش ها و نعمت هاى زنان و مردان مؤمن نيك كردار در بهشت ، بيشتر از استحقاق و افزون تر از اقتضاى رفتار آنان است .
و من عمل صلحًا . .. يرزقون فيها بغير حساب
بدون حساب و بى اندازه بودن پاداش مؤمنان، در مقابل گناه كاران - كه تنها به ميزان گناهشان مجازات خواهند شد - گوياى حقيقت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 8
8 - برابرى زن و مرد ، در بهره مند شدن از پاداش هاى اخروى و نعمت هاى بهشتى
و من عمل صلحًا من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فأُولئك يدخلون الجنّة يرزقون فيها بغي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 20
20 - مردان و زنان صدقه پرداز ، از پاداش عظيم الهى برخوردارند .
و المتصدّقين و المتصدّقت . .. أعدّ اللّه لهم ... أجرًا عظيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 2
2 - مردان و زنانى كه در برابر فرمان خدا تسليم اند ، از پاداش عظيم خداوند برخوردارند .
إنّ المسلمين و المسلمت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة و أجرًا عظيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 17
17 - مردان و زنان فروتن ، از پاداشى عظيم برخوردارند .
و الخشعين و الخشعت . .. أعدّ اللّه لهم ... أجرًا عظيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 10
10 - مردان و زنان مطيع و خاضع ، از پاداش بزرگ خداوند برخوردارند .
و القنتين و القنتت . .. أعدّ اللّه لهم ... أجرًا عظيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 28
28 - مردان و زنانى كه زياد از خداوند ياد مى كنند ، از پاداش بزرگ او برخوردارند .
و الذكرين اللّه كثيرًا و الذكرت أعدّ اللّه لهم . .. أجرًا عظيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 22
22 - مردان و زنان روزه گير ، از پاداش عظيم خداوند برخوردارند .
و الصئمين و الصئمت . .. أعدّ اللّه لهم ... أجرًا عظيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 15
15 - مردان و زنان شكيبا ، از پاداشى با عظمت برخوردارند .
و الصبرين و الصبرت . .. أعدّ اللّه لهم ... أجرًا عظيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 12
12 - مردان و زنان صداقت پيشه ، از پاداش عظيم خداوند برخوردارند .
و الصدقين و الصدقت . .. أعدّ اللّه لهم ... أجرًا عظيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 3
3 - زنان و مردان مؤمن نيك كردار ، اهل بهشت اند .
من عمل صلحًا من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فأُولئك يدخلون الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 25
25 - مردان و زنان عفيف ، از پاداش عظيم خداوند برخوردارند .
و الحفظين فروجهم و الحفظت . .. أعدّ اللّه لهم... أجرًا عظيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 30
30 - مردان و زنانى كه ياد خداوند را در دل ها زنده مى كنند ، از پاداش بزرگ او برخوردارند .
و الذكرين اللّه كثيرًا و الذكرت أعدّ اللّه لهم . .. أجرًا عظيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 4
4 - مردان و زنان مسلمان ، از پاداش بزرگ الهى برخوردارند .
إنّ المسلمين و المسلمت . .. أعدّ اللّه لهم ... أجرًا عظيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 6
6 - مردان و زنان با ايمان ، از پاداش بزرگ خداوند برخوردارند .
إنّ . .. و المؤمنين و المؤمنت ... أعدّ اللّه لهم ... أجرًا عظيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 3
3 - زنان و مردان مؤمن نيك كردار ، اهل بهشت اند .
من عمل صلحًا من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فأُولئك يدخلون الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 5 - 5
5 - همسانى زنان و مردان مؤمن ، در بهرهورى از ثمرات ايمان خود و پاداش هاى الهى
ليدخل المؤمنين و المؤمنت جنّ-ت
قرار گرفتن وصف «المؤمنات» در كنار «المؤمنين»، مى رساند كه زنان و مردان در ره يابى به بهشت جاودان همسان اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 89 - 31
31 - بالاپوش و پايين پوش براى مرد و مقدار پوشش لازم ( پيراهن ، روسرى و پايين پوش ) براى زن ، پوشاكى كه در كفاره قسم داده مى شود .
فكفّرته . .. او كسوتهم
از امام باقر يا امام صادق عليهما السلام در توضيح آيه فوق روايت شده: . .. و اما كسوتهم ... لكل مسكين ازار و رداء و للمراة ما يوارى ما يحرم منها ازار و خمار و درع ... .
تفسير عياشى، ج 1، ص 337، ح 167; تفسير برهان، ج 1، ص 496، ح 12.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 130 - 13
13 - گستردگى فضل خداوند و حكمت او ، مقتضى رفع نياز هاى زن و شوهر پس از طلاق
و إن يتفرقا يغن اللّه كلا من سعته و كان اللّه وسعاً حكيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 124 - 3،4
3 - زنان و مردان ، همسان در بهره مندى از پاداش ايمان و عمل صالح خويش
و من يعمل من الصلحت من ذكر او انثى و هو مؤمن فأولئك يدخلون الجنة
4 - ايمان و عمل صالح ، معيار ارزش انسانهاست ; نه جنسيت ايشان .
و من يعمل من الصلحت من ذكر او انثى و هو مؤمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 67 - 3
3 - همگونى زنان و مردان منافق ، در مجازات و كيفر جرم نفاق
نعذب طائفة بأنهم كانوا مجرمين. المنفقون و المنفقت بعضهم من بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 22
22 - ارزش و پاداش اعمال زنان و مردان مؤمن در پيشگاه خداوند ، همسان است .
و المؤمنون و المؤمنت . .. أولئك سيرحمهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 72 - 3
3 - تساوى زن و مرد در پاداش هاى اخروى
وعد اللّه المؤمنين و المؤمنت جنت تجرى من تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 72 - 3
3- زن و مرد ، داراى نفس و حقيقت واحد انسانى و فاقد كمترين تمايز در انسانيت
و الله جعل لكم من أنفسكم أزوجًا
اين برداشت به خاطر اين است كه همه انسانها - اعم از مرد و زن - مخاطب «أنفسكم» قرار گرفته اند و همه آنها داراى جان و روح واحدى شمرده شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 97 - 2
2- تساوى زن و مرد در برخوردارى از پاداش هاى الهى و بهره مندى از حيات پاكيزه و دلپذير
من عمل صلحًا من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فلنحيينّه حيوة طيّبة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 2 - 4
4- تساوى زن و مرد در حدود و كيفر زنا ( صد تازيانه )
الزانية و الزانى فاجلدوا كلّ وحد منهما ماْئة جلدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 9 - 4
4 - تساوى شرايط ، آداب و آثار گواهى و سوگند مرد و زن در اثبات و يا رد لعان
والخمسة أنّ لعنت اللّه عليه . .. والخمسة أنّ غضب اللّه عليها إن كان من الصدقي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 7 - 5
5 - زنان نيز همچون مردان ، زمينه دار دستيابى به مقامات بالاى معنوى
و أوحينا إلى أُمّ موسى أن أرضعيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 21 - 2،3
2 - زنان ، همسان با مردان ، خلق شده اند .
أن خلق لكم من أنفسكم أزوجًا
از قيد «من أنفسكم» استفاده مى شود كه خلق زنان، همسان مردان است.
3 - زنان و مردان ، از يك جنس آفريده شده اند .
أن خلقكم من تراب . .. خلق لكم من أنفسكم أزوجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 7
7 - جنسيت زن و مرد ، در برخوردارى از آمرزش و پاداش الهى ، دخالتى ندارد .
إنّ المسلمين و المسلمت و المؤمنين و المؤمنت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة و أجرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 73 - 6
6 - زنان ، مستقل از مردان ، داراى مسؤوليت اند و به آنان نيز مانند مردان ، امانت الهى عرضه شده است .
إنّا عرضنا الأمانة . .. ليعذّب اللّه المنفقين و المنفقت و المشركين و المشركت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 22 - 4
4 - همانندى و يك سانى مجازات و كيفر زنان و مردان مشرك و كافر در قيامت
احشروا الذين ظلموا و أزوجهم
برداشت ياد شده از آن جا است كه اختصاص به ذكر يافتن «ازواج» (همسران)، مى تواند براى از بين بردن اين توهم باشد كه زنان مشرك و كافر از كيفر الهى معاف اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 153 - 2
2 - فرزند پسر و دختر برابرند و هيچ يك بر ديگرى برترى ندارند .
أصطفى البنات على البنين
همزه در «أصطفى» براى استفهام انكارى است و انكار برگزيدن دختر به جاى پسر، انكار اصل برترى پسر بر دختر و دختر بر پسر نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 6 - 4
4 - زنان چونان مردان ، بى هيچ امتياز و تبعيضى ، داراى نفس و حقيقت واحد انسانى اند .
خلقكم من نفس وحدة ثمّ جعل منها زوجها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 8،9
8 - برابرى زن و مرد ، در بهره مند شدن از پاداش هاى اخروى و نعمت هاى بهشتى
و من عمل صلحًا من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فأُولئك يدخلون الجنّة يرزقون فيها بغي
9 - برابرى ارزش كار ها و رفتار زنان و مردان
و من عمل صلحًا من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فأُولئك يدخلون الجنّة يرزقون فيها بغي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 11 - 6
6 - همسانى مرد و زن در حقيقت انسانيت
جعل لكم من أنفسكم أزوجًا
ذكر «من أنفسكم» بيانگر آن است كه زن و مرد از يك حقيقت هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 49 - 7،9
7 - دختر و پسر ، هر دو هديه الهى به انسان ها
يهب لمن يشاء إنثًا و يهب لمن يشاء الذكور
9 - تمايز ميان دختر و پسر ، مخالف انديشه دينى است .
يهب لمن يشاء إنثًا و يهب لمن يشاء الذكور
تقديم «إناثاً» بر «الذكور» علاوه بر رعايت فاصله و سجع، مى تواند به منظور نفى انديشه جاهليت در مورد دختران باشد (كه پسران را بر دختران ترجيح مى دادند).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 19 - 12
12- ايمان ، ملاك ارزش و ارجمندى انسان ، بى هيچ تفاوت ميان مردان و زنان
و استغفر . .. و للمؤمنين و المؤمنت
قرار گرفتن «مؤمنات» در كنار «مؤمنين» و ياد كردن از آن دو با وصف ايمان، مى رساند كه تمام ارزش و ارجمندى آنان، بر محور ايمان است و در اين راستا هر دو مشمول دعاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 5 - 5
5 - همسانى زنان و مردان مؤمن ، در بهرهورى از ثمرات ايمان خود و پاداش هاى الهى
ليدخل المؤمنين و المؤمنت جنّ-ت
قرار گرفتن وصف «المؤمنات» در كنار «المؤمنين»، مى رساند كه زنان و مردان در ره يابى به بهشت جاودان همسان اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 6 - 4
4 - تساوى مردان و زنان ، در ابتلا به نتايج نفاق و شرك خويش
و يعذّب المنفقين و المنفقت و المشركين و المشركت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 25 - 16
16- زنان و مردان مؤمن ، داراى ارج و حرمتى همانند
و لولا رجال مؤمنون و نساء مؤمنت . .. أن تطوهم
از اين كه خداوند، «مؤمنات» را در كنار «مؤمنون» ياد كرده و حفظ خون و حرمت آن دو را عامل بازداشتن مؤمنان از توسّل به قهر براى ورود به مكه معرفى كرده است; مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 11 - 7
7 - ارزش ها و ضوابط اخلاقى ، عام و فراگير نسبت به زنان و مردان
لايسخر قوم من قوم . .. و لا نساء من نساء
واژه «قوم»، نزد برخى اهل لغت تنها شامل مردان است و برخى ديگر آن را شامل مرد و زن مى دانند. در ديدگاه دوم، مجزّا آمدن «و لا نساء»، در واقع تأكيدى است بر اين كه زنان نيز چون مردان، در ارزش ها و تكاليف اخلاقى سهيم اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 12 - 8
8 - تساوى زنان و مردان ، از نظر استعداد و زمينه هاى لازم براى رسيدن به مراتب كمال و دست يافتن به ثواب ها و بهره هاى اخروى
يوم ترى المؤمنين و المؤمنت . .. بشريكم اليوم جنّ-ت
برداشت ياد شده، از تصريح به نام هاى زنان و مردان در عرض هم، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 13 - 6
6 - تساوى مردان و زنان در عرصه قيامت ، از نظر كيفر و عذاب و محروميت از ثواب ها و بهره هاى اخروى
يوم يقول المنفقون و المنفقت للذين ءامنوا انظرونا نقتبس من نوركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 11 - 14
14 - زنان همانند مردان ، داراى استعداد و شايستگى هاى لازم براى الگو شدن و دستيابى به اوج قلّه كمال
ضرب اللّه مثلاً للذين ءامنوا امرأت فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 39 - 3
3 - تساوى زن و مرد ، از جهت مبدأ پيدايش و مراحل تكوين *
أيحسب الإنسن . .. ألم يك نطفة من منىّ يمنى ... فجعل منه الزوجين الذكر و الأُنثى
تذكّر به اين حقيقت كه انسان از منى آفريده شده و از آن ماده، زوجين (مرد و زن) پديد آمده است، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 10 - 9
9 - گناه شكنجه دادن و سوزاندن مرد و زن مؤمن ، برابر و عذاب اخروى آن يكسان است .
الذين فتنوا المؤمنين و المؤمنت . .. فلهم عذاب جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 58 - 4
4 - زنان مؤمن ، داراى موقعيتى همسان مردان مؤمن اند .
و الذين يؤذون المؤمنين و المؤمنت . .. فقد احتملوا بهتنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 35 - 16
16 - زن و مرد هر دو شايسته بر عهده گرفتن تكليف هاى الهى و مسؤول در پيشگاه خداوند
و لاتقربا هذه الشجرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 1 - 8
8 - زن و مرد ، از يك جنس هستند .
و خلق منها زوجها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 11 - 8
8 - آفرينش زن و مرد از جنس واحد ، لطف الهى نسبت به آدميان
جعل لكم من أنفسكم أزوجًا
آيه شريفه در مقام امتنان و ذكر نعمت هاى الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 1 - 7
7 - جن ، متشكل از مردان و زنان
استمع نفر من الجنّ
برداشت ياد شده، با توجه به معناى «نفر» (گروهى از مردان متشكل از سه تا ده نفر) مى باشد; زيرا لازمه وجود مردان در هر دسته و نوعى از موجودات، وجود زنان در ميان آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 6 - 8
8 - جن ، موجودى متشكل از دو جنس مرد و زن
كان رجال من الإنس يعوذون برجال من الجنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 227 - 1
1 - تصميم در طلاق ، با مرد است .
و ان عزموا الطلاق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 228 - 9،10،13،18،19
9 - حق رجوع شوهر به زن مُطلَقه خويش در مدت عدّه
و بعولتهنّ احق بردّهن فى ذلك
ذلك، اشاره به تربّص است; يعنى سه طُهرى كه زمان عدّه مى باشد.
10 - حق رجوع شوهر به همسر مطلّقه خويش ، مشروط به قصد اصلاح در زندگى خانوادگى است .
و بعولتهن احق بردّهن فى ذلك ان ارادوا اصلاحاً
يعنى اگر شوهر - مثلا - در رجوع خويش قصد دارد كه زن هنگامى كه از عدّه خارج نشده است به وى رجوع كند و پس از رجوع، دوباره او را طلاق دهد تا بدين وسيله به او آزار رساند، رجوع با چنين قصدى به حكم ظاهر آيه مشروع نيست.
13 - حق رجوع مرد به همسر مطلّقه خود ، با انقضاى مدّت عدّه ساقط مى شود .
و بعولتهن احق بردّهن فى ذلك
از مفهوم كلمه «فى ذلك» استفاده مى شود.
18 - برترى مردان بر همسران خويش
و للرجال عليهنّ درجة
19 - مردان ، داراى امتياز حقوقى بر همسران خويش هستند . *
و للرجال عليهنّ درجة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 229 - 5
5 - حق طلاق و رجوع ، با مرد است .
فامساك بمعروف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 230 - 3
3 - اختيار طلاق با مرد است .
فان طلّقها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 32 - 9،13
9 - حق مساوى زن و مرد در مالكيّت و بهرهورى از كار و تلاش خويش
للرّجال نصيب مما اكتسبوا و للنساء نصيب مما اكتسبن
13 - زن و مرد ، داراى حق كسب و كار
للرّجال نصيب . .. و للنساء نصيب مما اكتسبن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 128 - 6
6 - اهميت حفظ آرامش و امنيت در خانواده و تقدم آن بر حقوق شخصى زن و شوهر
و إن امراة خافت . .. ان يصلحا بينهما صلحاً و الصلح خير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 72 - 3
3- زن و مرد ، داراى نفس و حقيقت واحد انسانى و فاقد كمترين تمايز در انسانيت
و الله جعل لكم من أنفسكم أزوجًا
اين برداشت به خاطر اين است كه همه انسانها - اعم از مرد و زن - مخاطب «أنفسكم» قرار گرفته اند و همه آنها داراى جان و روح واحدى شمرده شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 6 - 4
4 - زنان و مردان مؤمن ، همواره در معرض خطر انحراف و افتادن در ورطه گناه آتش افروز
يأيّها الذين ءامنوا قوا أنفسكم و أهليكم نارًا
مطلب ياد شده، از خطاب به مؤمنان (يا أيّها الذين آمنوا) استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 6 - 4
4 - زنان و مردان مؤمن ، همواره در معرض خطر انحراف و افتادن در ورطه گناه آتش افروز
يأيّها الذين ءامنوا قوا أنفسكم و أهليكم نارًا
مطلب ياد شده، از خطاب به مؤمنان (يا أيّها الذين آمنوا) استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 21 - 2
2 - زنان ، همسان با مردان ، خلق شده اند .
أن خلق لكم من أنفسكم أزوجًا
از قيد «من أنفسكم» استفاده مى شود كه خلق زنان، همسان مردان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 6 - 4
4 - زنان چونان مردان ، بى هيچ امتياز و تبعيضى ، داراى نفس و حقيقت واحد انسانى اند .
خلقكم من نفس وحدة ثمّ جعل منها زوجها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 11 - 8
8 - آفرينش زن و مرد از جنس واحد ، لطف الهى نسبت به آدميان
جعل لكم من أنفسكم أزوجًا
آيه شريفه در مقام امتنان و ذكر نعمت هاى الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 46 - 6
6 - همگونى مرد و زن در اصل خلقت ( نطفه )
و أنّه خلق الزوجين الذكر و الأُنثى . من نطفة إذا تمنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 4
4 - زنان و مردان مؤمن نيك كردار ، برخوردار از روزى ها و نعمت هاى بى اندازه و بسيار در بهشت
و من عمل صلحًا . .. فأُولئك يدخلون الجنّة يرزقون فيها بغير حساب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 117 - 14
14 - زنان و مردان ، هر دو در خطر فريفته شدن به وسوسه هاى شيطانى اند .
فلايخرجنّكما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 14
14 - زنان همانند مردان ، در معرض انحراف و حق ناپذيرى شديد و مثال زدنى
ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا امرأت نوح و امرأت لوط . ..قيل ادخلا النار مع الدخلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 25 - 17
17- پايمال شدن حرمت مردان و زنان مؤمن در صورت جنگ در حديبيه ، مايه ننگ براى مسلمانان
و لولا رجال مؤمنون و نساء مؤمنت . .. فتصيبكم منهم معرّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 14
14 - زنان همانند مردان ، در معرض انحراف و حق ناپذيرى شديد و مثال زدنى
ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا امرأت نوح و امرأت لوط . ..قيل ادخلا النار مع الدخلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 12 - 8
8 - تساوى زنان و مردان ، از نظر استعداد و زمينه هاى لازم براى رسيدن به مراتب كمال و دست يافتن به ثواب ها و بهره هاى اخروى
يوم ترى المؤمنين و المؤمنت . .. بشريكم اليوم جنّ-ت
برداشت ياد شده، از تصريح به نام هاى زنان و مردان در عرض هم، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 18 - 6
6 - بى رغبتى به زيورآلات ، توان مندى و فرادستى در ميدان بحث و درگيرى ، خصلت هاى ديرينه مردان
أو من ينشّؤا فى الحلية
با توجه به قرينه مقابله، استفاده مى شود كه مردان نوعاً داراى ويژگى هاى ذكر شده در آيه نسيتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 97 - 2
2- تساوى زن و مرد در برخوردارى از پاداش هاى الهى و بهره مندى از حيات پاكيزه و دلپذير
من عمل صلحًا من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فلنحيينّه حيوة طيّبة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 21 - 5
5 - پيدايش همزيستى مسالمت آميز ميان زن و مرد ، پس از ازدواج و بر انگيخته شدن عواطف ظريف دوستانه ميان آنان ، از آيات الهى است .
خلق لكم من أنفسكم أزوجًا لتسكنوا إليها و جعل بينكم مودّة و رحمة
برداشت بالا بنابراين است كه عبارت «و جعل بينكم . ..» ارائه كلام سابق باشد. در اين صورت «و جعل بينكم...» درصدد بيان اين مهم است كه زن و مرد ناآشنا، چگونه پس از ازدواج، الفت و انس و زندگى محبت آميزى پيدا مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 53 - 3
3 - زينت و تجمل مردان به طلا ، ارزشى فرعونى *
قال . .. فلولا أُلقى عليه أسورة من ذهب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 81 - 3
3 - متاركه زنان و ترك همبسترى با آنان ، امرى نكوهيده و ناروا
إنكم لتأتون الرجال شهوة من دون النساء
«من دون النساء» حكايت از آن دارد كه قوم لوط ازدواج با زنان و زناشويى با همسران خويش را ترك كرده بودند. بنابراين نكوهشى كه از استفهام توبيخى «أتأتون ... » استفاده مى شود، دلالت بر ناروايى ترك ازدواج و متاركه زناشويى با همسران نيز دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 11 - 38
38 - دو برابرى سهم ارث مردان نسبت به زنان به دليل آن است كه مهريّه و خرج زنان بر عهده مردان است .
للذّكر مثل حظّ الانثيين
امام رضا (ع) درباره علت نصف بودن سهم ارث زنان نسبت به مردان فرمود: . .. لانّ المرأة اذا تزوّجت اخذت و الرّجل يعطى ... لانّ الانثى من عيال الذّكر ان احتاجت ... و عليه نفقتها.
عيون اخبار الرضا (ع)، ج 2، ص 98، ح 1، ب 33 ; تفسير برهان، ج 1، ص 348، ح 2.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 18 - 6
6 - بى رغبتى به زيورآلات ، توان مندى و فرادستى در ميدان بحث و درگيرى ، خصلت هاى ديرينه مردان
أو من ينشّؤا فى الحلية
با توجه به قرينه مقابله، استفاده مى شود كه مردان نوعاً داراى ويژگى هاى ذكر شده در آيه نسيتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 129 - 1،2
1 - مردان ، ناتوان از رعايت عدالت كامل ميان همسران متعدد خويش
و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء
2 - مراعات عدالت در محبت قلبى به همسران متعدد ، خارج از توان و اختيار مردان
و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء و لو حرصتم
جمله «و لو حرصتم» (هر چند تمايل شديد به رعايت عدالت داشته باشيد)، مى رساند كه مراد از عدالت در جمله «و لن تستطيعوا ان تعدلوا» عدالتى است كه از اختيار و توان آدمى خارج است، بنابراين مى توان گفت عدالت در مورد محبت و مودت و نظاير آن مى باشد. برداشت فوق را فرمايش امام صادق(ع) تأييد مى كند كه در توضيح آيه فوق فرمود: يعنى فى المودة ... .
كافى، ج 5، ص 362، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 558، ح 601.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 18 - 6
6 - بى رغبتى به زيورآلات ، توان مندى و فرادستى در ميدان بحث و درگيرى ، خصلت هاى ديرينه مردان
أو من ينشّؤا فى الحلية
با توجه به قرينه مقابله، استفاده مى شود كه مردان نوعاً داراى ويژگى هاى ذكر شده در آيه نسيتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 6 - 1
1 - عذاب و كيفر الهى ، متوجّه مردان و زنان منافق و مشرك
و يعذّب المنفقين و المنفقت و المشركين و المشركت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 3 - 4
4 - آفرينش مرد و زن و جنس نر و ماده در ديگر مخلوقات ، كارى بزرگ و نشانه عظمت خداوند است .
و ما خلق الذكر و الأُنثى
تعبير «و ما خلق» - چه سوگند به خالق باشد و چه خلقت - بيانگر عظمت هر دو است; زيرا عظمت هر يك، حاكى از عظمت ديگرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 5 - 25،26
25 - پاكدامنى و عفت مردان ، از شرايط حليت ازدواج آنان با زنان عفيف و پاكدامن
محصنين غير مسفحين و لا متخذى اخدان
«اخدان» جمع «خدن» به معناى رفيقان است كه به مناسبت مورد، مراد از رفاقتهاى جنسى نامشروع است و «مسفحين» از «سفاح» به معناى زناست. گفتنى است برداشت فوق بر اين مبناست كه «محصنين» حال براى «كم» در «لكم» و عامل آن «احل» باشد.
26 - ضرورت رعايت عفت و پاكدامنى براى مردان
محصنين غير مسفحين و لا متخذى اخدان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 235 - 5
5 - بى صبرى مردان در اظهار تمايل به ازدواج با زنان بى شوهر
علم اللّه انّكم ستذكرونهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 21 - 3
3 - زنان و مردان ، از يك جنس آفريده شده اند .
أن خلقكم من تراب . .. خلق لكم من أنفسكم أزوجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 5
5 - پاداش ها و نعمت هاى زنان و مردان مؤمن نيك كردار در بهشت ، بيشتر از استحقاق و افزون تر از اقتضاى رفتار آنان است .
و من عمل صلحًا . .. يرزقون فيها بغير حساب
بدون حساب و بى اندازه بودن پاداش مؤمنان، در مقابل گناه كاران - كه تنها به ميزان گناهشان مجازات خواهند شد - گوياى حقيقت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 228 - 18،19
18 - برترى مردان بر همسران خويش
و للرجال عليهنّ درجة
19 - مردان ، داراى امتياز حقوقى بر همسران خويش هستند . *
و للرجال عليهنّ درجة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 3،4،5،6
3 - مجموعه مردان ، داراى برترى بر مجموعه زنان *
الرجال قوّامون . .. بما فضّل اللّه بعضهم على بعض
چنانچه «بعضهم» اشاره به «الرجال» و «بعض» اشاره به «النساء» باشد، مراد از برترى مردان بر زنان مى تواند برترى نوع آنان باشد، نه برترى يكايك مردان بر يكايك زنان.
4 - برترى گروه هاى مردان بر گروه هاى همسان خويش از زنان *
بما فضّل اللّه بعضهم على بعض
برخى برآنند كه تفضيل مردان بر زنان در شرايط همسان و گروههاى همسان است.
5 - زنان و مردان ، داراى برتريهايى بر يكديگر *
بما فضّل اللّه بعضهم على بعض
برخى برآنند كه مراد از «هم» در «بعضهم» همه انسانها، اعم از زن و مرد، مى باشد، نه خصوص مردان; و گر نه مى فرمود: «بما فضلهم اللّه عليهن».
6 - برترى مردان بر زنان ، فلسفه تشريع حق سرپرستى و مديريت آنان بر همسران خويش
الرّجال قوّامون على النساء بما فضّل اللّه بعضهم على بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 18 - 6
6 - بى رغبتى به زيورآلات ، توان مندى و فرادستى در ميدان بحث و درگيرى ، خصلت هاى ديرينه مردان
أو من ينشّؤا فى الحلية
با توجه به قرينه مقابله، استفاده مى شود كه مردان نوعاً داراى ويژگى هاى ذكر شده در آيه نسيتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 7
7 - عدم تساوى انسان آزاد با برده و زن با مرد در قانون قصاص
كتب عليكم القصاص فى القتلى الحر بالحر و العبد بالعبد و الأنثى بالأنثى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 5 - 5
5 - « قال البزنطى : . . . و سمعت الرضا ( ع ) يقول فى تفسير « و الّيل إذا يغشى » قال : إنّ رجلاً من الأنصار كان لرجل فى حائطه نخلة و كان يُضِرّ به فشكا ذلك إلى رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فدعاه فقال : اعطنى نخلتك بنخلة فى الجنّة فأبى فبلغ ذلك رجلاً من الأنصار يكنّى أبا الدحداح فجاء إلى صاحب النخلة فقال : بعنى نخلتك بحائطى فباعه فجاء إلى رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فقال : يا رسول اللّه قد اشتريت نخلة فلان بحائطى ، قال : فقال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فلك بدل ها نخلة فى الجنّة فأنزل اللّه تبارك و تعالى على نبيّه (صلی الله علیه و آله) « . . .فأمّا من أعطى » يعنى النخلة « و اتّقى و صدّق بالحسنى » بوعد رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) . . . ;
بزنطى گفت: از امام رضا(ع) شنيدم كه در تفسير «و الّيل إذا يغشى» سخن مى گفت و فرمود: در باغِ مردى از انصار درخت خرمايى متعلق به شخص ديگرى بود و آن شخص [به هنگام استفاده از درخت] به مرد انصارى زيان مى رساند. مرد انصارى از اين عمل به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شكايت كرد; رسول خدا(صلی الله علیه و آله) صاحب درخت را فراخواند و به او فرمود: درخت خرمايت را در ازاى يك اصله درخت خرما در بهشت، به من واگذاركن و آن مرد امتناع كرد. پس اين خبر به مردى از انصار رسيد كه كنيه او «ابودحداح» بود. وى نزد صاحب آن درخت رفت و گفت: آن درخت خرمايت را در ازاى باغ من به من بفروش، او هم فروخت. آن گاه ابودحداح نزد
رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمد و عرض كرد: درخت خرماى فلانى را در عوض باغ خود خريدم، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به او فرمود: تو به جاى آن درخت، درختى را در بهشت مالك هستى. پس خداى تبارك و تعالى بر پيامبرش [اين آيه را] نازل فرمود: «فأمّا من أعطى» مقصود [بخشيدن ]درخت خرما است «و اتّقى و صدّق بالحسنى» مقصود [تصديق ]وعده رسول خدا است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 23،26
23 - تقدّم و اولويّت مردان نسبت به زنان ، در تحمّل شهادات
فان لم يكونا رجلين فرجل و امراتان
26 - جايگزينى دو زن به جاى يك مرد در شهادت ، به منظور تذكّر يكى از آنها به ديگرى در صورت فراموشى و لغزش آن ديگرى است .
فرجل و امراتان . .. ان تضلّ احديهما فتذكّر احديهما الاخرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 32 - 9
9 - حق مساوى زن و مرد در مالكيّت و بهرهورى از كار و تلاش خويش
للرّجال نصيب مما اكتسبوا و للنساء نصيب مما اكتسبن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 39 - 3
3 - تساوى زن و مرد ، از جهت مبدأ پيدايش و مراحل تكوين *
أيحسب الإنسن . .. ألم يك نطفة من منىّ يمنى ... فجعل منه الزوجين الذكر و الأُنثى
تذكّر به اين حقيقت كه انسان از منى آفريده شده و از آن ماده، زوجين (مرد و زن) پديد آمده است، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 1،11،18،19
1 - مديريّت و سرپرستى زنان هر جامعه بر عهده مردان است .
الرجال قوّامون على النّساء
در برداشت فوق، كلمه «الرجال» و «النساء»، مطلق مردان و زنان گرفته شده، نه خصوص شوهران و همسران آنان. قوّام به كسى گفته مى شود كه تدبير و اصلاح ديگرى را بر عهده دارد.
11 - تأمين هزينه هاى زندگى از سوى مردان ، فلسفه تشريع حق مديريت و سرپرستى آنان بر همسران خويش
الرّجال قوّامون على النساء . .. و بما انفقوا من اموالهم
18 - سلامت خانواده در گرو مديريت مرد ، تأمين زندگى از سوى او ، و اطاعت و حفظ حقوق شوهر از سوى زن است .
الرجال قوّامون على النساء . .. و بما انفقوا ... فالصّالحات قانتات حافظات للغيب
چون در ذيل آيه و آيات بعد به مسأله اختلافات خانوادگى پرداخته است، معلوم مى شود كه توصيه ها و قوانين مطرح شده براى جلوگيرى از اختلافات و به خطر افتادن سلامت خانواده است.
19 - اطاعت از شوهر و حفظ حقوق وى ، وظيفه زن در برابر حق سرپرستى و تأمين زندگى وى از سوى مرد است .
الرجال قوّامون . .. و بما انفقوا ... فالصّالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ اللّ
مراد از «بما حفظ اللّه»، حقوقى است كه خداوند براى زنان مقرر كرده و آنها را بر عهده مردان قرار داده است. و «باء» مقابله در «بما حفظ» مى رساند كه لزوم اطاعت و حفظ حقوق شوهران در مقابل تعهداتى است كه خداوند بر عهده شوهران قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 39 - 2،3
2 - تحوّل نطفه به علقه و تكامل علقه به موجودى معتدل و هماهنگ از دو صنف زن و مرد ، روند آفرينش انسان
ألم يك نطفة من منىّ يمنى . ثمّ كان علقة فخلق فسوّى . فجعل منه الذكر و الأُنثى
3 - تساوى زن و مرد ، از جهت مبدأ پيدايش و مراحل تكوين *
أيحسب الإنسن . .. ألم يك نطفة من منىّ يمنى ... فجعل منه الزوجين الذكر و الأُنثى
تذكّر به اين حقيقت كه انسان از منى آفريده شده و از آن ماده، زوجين (مرد و زن) پديد آمده است، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 13 - 2
2 - هر يك از نعمت هاى زمين ، جلوه اى از ربوبيت انكارناپذير الهى به « جن و انس » و « مرد و زن »
فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
به كار گرفتن وصف «ربّ»، اشاره به مطلب بالا دارد و تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس و يا مرد و زن از انسان ها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 9 - 6
6 - خداوند پيامبران خويش را از ميان مردان برمى گزيند.
و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا
گزينش كلمه «رجلا» به جاى «بشراً» مى تواند گواهى بر نكته مذكور در براشت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 109 - 3
3- همه پيامبران از جنس بشر و از صنف مردان بودند .
و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً
آيه شريفه در مقام دفع اين توهّم است كه پيامبران بايد از فرشتگان باشند. از اين رو مقصود از «رجال» مقابل فرشتگان است ، ولى انتخاب كلمه «رجالاً» به جاى «إناساً» و مانند آن اشاره به اين واقعيت دارد كه: پيامبران از صنف زنان نبودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 43 - 2،7
2- همه پيامبران ، مرد بوده اند .
و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً نوحى إليهم
7- پيامبرى ، مسؤوليتى است الهى كه تنها بر عهدهء مردان گذاشته شده است .
و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً نوحى إليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 7 - 1
1- تمامى رسولان الهى ، از نوع بشر و جنس مرد بودند .
و ما أرسلنا قبلك إلاّ رجالاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 139 - 5
5 - مشركان عصر جاهلى زن را موجودى پست و مرد را داراى برترى و شرافت بر آنها مى دانستند. *
خالصة لذكورنا و محرم على أزوجنا و إن يكن ميتة فهم فيه شركاء
حليت جنين زنده براى مردان و حليت جنين مرده براى زنان از ديدگاه مشركان عصر جاهليت، حكايت از نگرش آنان به زن دارد. زيرا تنها در صورت مرده به دنيا آمدن جنين خوردن آن را براى زنان مجاز مى شمردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 89 - 30
30 - لزوم رعايت تناسب كيفيت پوشاكى كه در كفاره قسم داده مى شود با فصل سال ( تابستان و زمستان ) و مرد يا زن بودن فقير
فكفّرته . .. او كسوتهم
از امام باقر يا امام صادق عليهما السلام در توضيح آيه فوق روايت شده: . .. و اما كسوتهم فان وافقت به التشاء فكسوته، و ان وافقت به الصيف فكسوته، لكل مسكين ازار و رداء و للمراة ما يوارى ما يحرم منها ازار و خمار و درع ... .
تفسير عياشى، ج 1، ص 337، ح 167; تفسير برهان، ج 1، ص 496، ح 12.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 75 - 5
5 - مردان ، زنان و كودكان مانده در ستم ، از مصاديق مستضعفان
و المستضعفين من الرّجال و النّساء و الولدان الّذين يقولون ربّنا اخرجنا من هذه ال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 35 - 16
16 - زن و مرد هر دو شايسته بر عهده گرفتن تكليف هاى الهى و مسؤول در پيشگاه خداوند
و لاتقربا هذه الشجرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 226 - 6
6 - لزوم آميزش مردان با همسران خويش در هر چهار ماه *
للذين يؤلون من نسائهم تربّص اربعة اشهر
به نظر مى رسد كه اگر ترك آميزش در بيشتر از چهار ماه جايز بود، به همان مقدار، حكم ايلاء از نظر زمان افزايش مى يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 229 - 26
26 - سرپرستى و مديريّت مرد در خانواده *
الطلاق مرّتان فامساك بمعروف او تسريح باحسان و لا يحل لكم . .. فاولئك هم الظالمون
چون حفظ و از هم پاشيدن بناى خانواده به دست مردان است، بنابراين سرپرستى و مديريّت خانواده به عهده اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 233 - 7،9،13
7 - تأمين نياز ها و پوشاك مادران به مقدار متعارف ، وظيفه شرعى پدر
و على المولود له زرقهنّ و كسوتهنّ بالمعروف
9 - تأمين مخارجِ متعارف زنان مُطلّقه در زمان شيردهى به نوزاد ، بر عهده پدر است .
و على المولود له زرقهنّ
بنابراينكه مراد از «والدات» به قرينه آيات قبل و بعد، زنان مطلّقه باشند.
13 - وظيفه شوهر در تأمين مخارج زن ، بيش از توان او نيست .
و على المولود له . .. لا تُكلّف نفس الا وسعها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 237 - 3
3 - سقوط وظيفه شوهران از پرداخت مهر به همسرانى كه قبل از آميزش طلاق داده مى شوند ، در صورت عفو و گذشت زنان از آن
و ان طلّقتموهنّ من قبل . .. إلاّ ان يعفونَ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 32 - 27
27 - مرد ، وظيفه دار پرهيز از دلدادگى به همسر و دختر ديگران و آرزوى داشتن آنها
و لا تتمنّوا ما فضّل اللّه به بعضكم على بعض
امام صادق (ع) در پاسخ به سؤال از آيه فوق فرمود: لا يتمنّى الرّجل امرأة الرجل و لا ابنته . .. .
تفسير عياشى، ج 1، ص 239، ح 115 ; تفسير برهان، ج 1، ص 366، ح 2.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 1،2،10،17،34
1 - مديريّت و سرپرستى زنان هر جامعه بر عهده مردان است .
الرجال قوّامون على النّساء
در برداشت فوق، كلمه «الرجال» و «النساء»، مطلق مردان و زنان گرفته شده، نه خصوص شوهران و همسران آنان. قوّام به كسى گفته مى شود كه تدبير و اصلاح ديگرى را بر عهده دارد.
2 - شوهران ، وظيفه دار سرپرستى و مديريت همسران خويش
الرجال قوّامون على النّساء
به قرينه «بما انفقوا»، مراد از «الرجال» شوهران و «النساء» همسران آنان خواهد بود ; زيرا هزينه زندگى زنان بر عهده شوهران خويش است و نفقه مطلق زنان بر عهده مردان نيست.
10 - مخارج زنان بر عهده همسرانشان است .
و بما انفقوا من اموالهم
17 - لزوم اطاعت زن از شوهر و حفظ حقوق وى ، مشروط به تأمين زندگى او از سوى مرد
و بما انفقوا من اموالهم فالصّالحات قانتات حافظات
ظاهراً «فالصّالحات . .. » نتيجه اى است مترتب بر جمله «الرجال ... بما انفقوا». بنابراين اطاعت زن از شوهر در موردى است كه شوهر، زندگى او را تأمين كند.
34 - مرد ، هيچ حقى در آزار دادن همسر صالح و مطيع خويش ندارد .
و اضربوهنّ فان اطعنكم فلا تبغوا عليهنّ سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 128 - 3
3 - لزوم كوشش زن و شوهر در حفظ كانون خانواده
و إن امراة خافت . .. فلاجناح عليهما ان يصلحا بينهما صلحاً و الصلح خير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 19 - 6
6 - زن و مرد، هر دو، مكلف و مسؤول در پيشگاه خداوند هستند.
و لا تقربا هذه الشجرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 50 - 2
2 - عقيم بودن مرد يا زن ، تابع مشيت و قوانين خدا در آفرينش است .
و إن تصبهم سيّئة بما قدّمت أيديهم . .. و يجعل من يشاء عقيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 2 - 12
12 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « أمشاج نبتليه » قال : ماء الرجل و ماء المرأة اختلطا جميعاً ;
از امام باقر(ع) درباره قول خدا «أمشاج نبتليه» روايت شده كه فرمود: نطفه مرد و زن با هم مخلوط شده [و انسان آفريده شده ]است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 8
8 - برابرى زن و مرد ، در بهره مند شدن از پاداش هاى اخروى و نعمت هاى بهشتى
و من عمل صلحًا من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فأُولئك يدخلون الجنّة يرزقون فيها بغي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 128 - 8
8 - حسن حل و فصل مسايل خانوادگى ، توسط خودِ زن و شوهر
فلاجناح عليهما ان يصلحا بينهما صلحاً و الصلح خير
در آيه فوق، صلح به خود خانواده واگذار شده و نه به افراد خارج آن. كلمه «بينهما»، بيانگر اين مسأله است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 2 - 4
4 - مبدأ پيدايش انسان ، آميزه اى از نطفه مرد و زن است . *
من نطفة أمشاج
به گفته برخى از مفسران، مقصود از «أمشاج»، ممكن است اختلاط نطفه مرد و زن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 130 - 3
3 - وعده خداوند به رفع نياز مرد و زن ، در صورت وقوع طلاق از روى ناچارى
و إن يتفرقا يغن اللّه كلا من سعته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 221 - 9
9 - ولايت مردان ( پدران و . . . ) بر زنان ، در امر ازدواج
و لا تنكحوا المشركين حتى يؤمنوا
بنابراين اگر ولايت مردان نبود، خطاب به خود زنان مى شد كه به ازدواج مشركان درنيايند.
مردان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 19
19 - مردان و زنان صدقه پرداز ، مورد مغفرت خداوندند .
و المتصدّقين و المتصدّقت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 1،3
1 - مردان و زنانى كه در برابر خداوند ، سر تسليم فرود مى آورند ، از آمرزش خداوند برخوردارند .
إنّ المسلمين و المسلمت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة
بنابراين كه «مسلمين» از ريشه لغوى آن (سلم) و به همان معناى لغوى اش باشد، نكته ياد شده قابل استفاده است.
3 - مردان و زنان مسلمان ، مشمول آمرزش و غفران الهى اند .
إنّ المسلمين و المسلمت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة
بنابراين احتمال كه مراد از «المسلمين» معناى اصطلاحى آن;يعنى، گرويدگان به دين اسلام باشد، نكته ياد شده، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 16
16 - مردان و زنان فروتن ، از آمرزش خداوند ، برخوردار خواهند بود .
و الخشعين و الخشعت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 9
9 - مردان و زنان مطيع و خاضع ، از آمرزش خداوند برخوردارند .
و القنتين و القنتت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة و أجرًا عظيمًا
«قانت» از مصدر «قنوت» است. «قنوت» در لغت، به معناى «اطاعت خاضعانه» است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 27
27 - مردان و زنانى كه زياد به ياد خداوندند ، از آمرزش او ، بهره مند خواهند بود .
و الذكرين اللّه كثيرًا و الذكرت أعدّ اللّه لهم مغفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 21
21 - مردان و زنان روزه گير ، مشمول آمرزش خداوندند .
و الصئمين و الصئمت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 14
14 - خداوند ، مردان و زنان شكيبا را از آمرزش خود ، برخوردار مى كند .
و الصبرين و الصبرت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 11
11 - مردان و زنان صداقت پيشه ، از آمرزش خداوند برخوردارند .
و الصدقين و الصدقت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 24
24 - مردان و زنان با عفت و پاكدامن ، مشمول آمرزش خداوندند .
و الحفظين فروجهم و الحفظت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 29
29 - مردان و زنانى كه به فراوانى خداوند را براى ديگران يادآورى مى كنند از آمرزش خداوند بهره مند خواهند بود .
و الذكرين اللّه كثيرًا و الذكرت أعدّ اللّه لهم مغفرة
«ذكر» (مصدر «ذاكر») به دو معنا آمده است: يكى، به خاطر سپردن، و ديگرى، بر زبان آوردن (مفردات راغب). احتمال دارد كه مراد از ذكر زبانى، يادآورى براى ديگران باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 3،5
3 - مردان و زنان مسلمان ، مشمول آمرزش و غفران الهى اند .
إنّ المسلمين و المسلمت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة
بنابراين احتمال كه مراد از «المسلمين» معناى اصطلاحى آن;يعنى، گرويدگان به دين اسلام باشد، نكته ياد شده، استفاده مى شود.
5 - مردان و زنان مؤمن ، مشمول آمرزش خداوندند .
إنّ . .. و المؤمنين و المؤمنت ... أعدّ اللّه لهم مغفرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 9
9 - مردان و زنان مطيع و خاضع ، از آمرزش خداوند برخوردارند .
و القنتين و القنتت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة و أجرًا عظيمًا
«قانت» از مصدر «قنوت» است. «قنوت» در لغت، به معناى «اطاعت خاضعانه» است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 58 - 5
5 - آزار و اذيت مردان و زنان مؤمن ، در قبال گناه شان ، منعى ندارد .
و الذين يؤذون المؤمنين . .. بغير ما اكتسبوا
قيد «بغير ما اكتسبوا» احترازى است و مفهوم اش اين است كه در صورت ارتكاب جرم و گناه، آزار و اذيت - با رعايت شرايط - جايز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 58 - 3،10
3 - آزار و اذيت مردان و زنان مؤمن بى گناه ، گناه بوده و بايد از آن اجتناب كرد .
و الذين يؤذون المؤمنين و المؤمنت . .. فقد احتملوا ...إثمًا مبينًا
10 - آزاردهندگان مردان و زنان مؤمن ، مورد تهديد خداوندند .
و الذين يؤذون المؤمنين . .. فقد احتملوا ... إثمًا مبينًا
گناه معرفى كردن آزار و اذيت مؤمنان، هشدار به افراد اذيت كننده است تا مواظب كار خود باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 26 - 2
2 - زنان ناپاك و آلوده به فحشا ، تنها با مردان ناپاك و آلوده به فحشا و مردان ناپاك و آلوده ، تنها با زنان ناپاك و آلوده حق ازدواج دارند و ازدواج آنان با مردان و زنان پاك و عفيف ، ممنوع است .
الخبيثت للخبيثين و الخبيثون للخبيثت
برداشت ياد شده مبتنى بر دو نكته است: 1- مقصود از «الخبيثات» و «الخبيثين» - با توجه به اين كه اين آيه به دنبال آيات مربوط به احكام زنا و فحشا آمده است - زنان و مردان زناكار و آلوده به فحشا باشد. 2- آيه شريفه همانند آيه «الزانى لاينكح إلاّ زانية ...» در صدد بيان يك حكم شرعى در امر ازدواج باشد، چنان كه روايت منسوب به امام باقر(ع) و امام صادق(ع) اين همانندى را تأييد مى كند (مجمع البيان، ذيل آيه).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 26 - 2،6
2 - زنان ناپاك و آلوده به فحشا ، تنها با مردان ناپاك و آلوده به فحشا و مردان ناپاك و آلوده ، تنها با زنان ناپاك و آلوده حق ازدواج دارند و ازدواج آنان با مردان و زنان پاك و عفيف ، ممنوع است .
الخبيثت للخبيثين و الخبيثون للخبيثت
برداشت ياد شده مبتنى بر دو نكته است: 1- مقصود از «الخبيثات» و «الخبيثين» - با توجه به اين كه اين آيه به دنبال آيات مربوط به احكام زنا و فحشا آمده است - زنان و مردان زناكار و آلوده به فحشا باشد. 2- آيه شريفه همانند آيه «الزانى لاينكح إلاّ زانية ...» در صدد بيان يك حكم شرعى در امر ازدواج باشد، چنان كه روايت منسوب به امام باقر(ع) و امام صادق(ع) اين همانندى را تأييد مى كند (مجمع البيان، ذيل آيه).
6 - زنان پاكدامن و منزه از فحشا ، تنها با مردان پاكدامن ، و مردان پاكدامن و منزه از فحشا ، تنها با زنان پاكدامن حق ازدواج دارند و ازدواج آنان با مردان و زنان ناپاك و آلوده به فحشا ، ممنوع است .
و الطيّبت للطيّبين و الطيّبون للطّيبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 7 - 1،2
1 - محل پيدايش نطفه مرد ( منى ) ، بين تيره پشت و استخوان هاى قفسه سينه قرار دارد .
يخرج من بين الصلب و الترائب
«صلب»; استخوانى است كه از قسمت بالاى پشت، نزديك گردن شروع شده و تا دنبالچه (كه جاى آن در انسان در جايگاه دم در حيوانات است) ادامه يافته است(قاموس). «تريبة» (مفرد «ترائب»); يعنى، بالاترين استخوان قفسه سينه كه زير چانه قرار گرفته است (نهايه ابن اثير). تمام اهل لغت آن را جاى گردن بند از قفسه سينه مى دانند (لسان العرب). برخى آن را به تمام استخوان هاى قفسه سينه و گروهى به چهار استخوان از سمت راست و چهار استخوان از سمت چپ اطلاق مى كنند (قاموس). خروج نطفه از آن محل، ممكن است به اعتبار تغذيه كيسه منى از آن جا باشد.
2 - بين استخوان هاى قفسه سينه و تيره پشت مردان و زنان ، جايگاه خروج عنصر تشكيل دهنده جسم انسان است . *
يخرج من بين الصلب و الترائب
چنانچه مراد از «ماء دافق» در آيه قبل، نطفه مرد و تخمك زن باشد، مفاد اين آيه نيز مشترك خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 7 - 1،2
1 - محل پيدايش نطفه مرد ( منى ) ، بين تيره پشت و استخوان هاى قفسه سينه قرار دارد .
يخرج من بين الصلب و الترائب
«صلب»; استخوانى است كه از قسمت بالاى پشت، نزديك گردن شروع شده و تا دنبالچه (كه جاى آن در انسان در جايگاه دم در حيوانات است) ادامه يافته است(قاموس). «تريبة» (مفرد «ترائب»); يعنى، بالاترين استخوان قفسه سينه كه زير چانه قرار گرفته است (نهايه ابن اثير). تمام اهل لغت آن را جاى گردن بند از قفسه سينه مى دانند (لسان العرب). برخى آن را به تمام استخوان
هاى قفسه سينه و گروهى به چهار استخوان از سمت راست و چهار استخوان از سمت چپ اطلاق مى كنند (قاموس). خروج نطفه از آن محل، ممكن است به اعتبار تغذيه كيسه منى از آن جا باشد.
2 - بين استخوان هاى قفسه سينه و تيره پشت مردان و زنان ، جايگاه خروج عنصر تشكيل دهنده جسم انسان است . *
يخرج من بين الصلب و الترائب
چنانچه مراد از «ماء دافق» در آيه قبل، نطفه مرد و تخمك زن باشد، مفاد اين آيه نيز مشترك خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 165 - 1
1 - مردان قوم لوط ، گرفتار انحراف جنسى ( هم جنس بازى )
أتأتون الذكران من العلمين
«إتيان» (مصدر «تأتون») به معناى آمدن است و در اين جا كنايه از آميزش مى باشد. «ذُكران» (جمع «ذكر»); يعنى، مردان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 5
5 - پاداش ها و نعمت هاى زنان و مردان مؤمن نيك كردار در بهشت ، بيشتر از استحقاق و افزون تر از اقتضاى رفتار آنان است .
و من عمل صلحًا . .. يرزقون فيها بغير حساب
بدون حساب و بى اندازه بودن پاداش مؤمنان، در مقابل گناه كاران - كه تنها به ميزان گناهشان مجازات خواهند شد - گوياى حقيقت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 8
8 - برابرى زن و مرد ، در بهره مند شدن از پاداش هاى اخروى و نعمت هاى بهشتى
و من عمل صلحًا من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فأُولئك يدخلون الجنّة يرزقون فيها بغي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 20
20 - مردان و زنان صدقه پرداز ، از پاداش عظيم الهى برخوردارند .
و المتصدّقين و المتصدّقت . .. أعدّ اللّه لهم ... أجرًا عظيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 2
2 - مردان و زنانى كه در برابر فرمان خدا تسليم اند ، از پاداش عظيم خداوند برخوردارند .
إنّ المسلمين و المسلمت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة و أجرًا عظيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 17
17 - مردان و زنان فروتن ، از پاداشى عظيم برخوردارند .
و الخشعين و الخشعت . .. أعدّ اللّه لهم ... أجرًا عظيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 10
10 - مردان و زنان مطيع و خاضع ، از پاداش بزرگ خداوند برخوردارند .
و القنتين و القنتت . .. أعدّ اللّه لهم ... أجرًا عظيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 28
28 - مردان و زنانى كه زياد از خداوند ياد مى كنند ، از پاداش بزرگ او برخوردارند .
و الذكرين اللّه كثيرًا و الذكرت أعدّ اللّه لهم . .. أجرًا عظيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 22
22 - مردان و زنان روزه گير ، از پاداش عظيم خداوند برخوردارند .
و الصئمين و الصئمت . .. أعدّ اللّه لهم ... أجرًا عظيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 15
15 - مردان و زنان شكيبا ، از پاداشى با عظمت برخوردارند .
و الصبرين و الصبرت . .. أعدّ اللّه لهم ... أجرًا عظيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 12
12 - مردان و زنان صداقت پيشه ، از پاداش عظيم خداوند برخوردارند .
و الصدقين و الصدقت . .. أعدّ اللّه لهم ... أجرًا عظيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 3
3 - زنان و مردان مؤمن نيك كردار ، اهل بهشت اند .
من عمل صلحًا من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فأُولئك يدخلون الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 25
25 - مردان و زنان عفيف ، از پاداش عظيم خداوند برخوردارند .
و الحفظين فروجهم و الحفظت . .. أعدّ اللّه لهم... أجرًا عظيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 30
30 - مردان و زنانى كه ياد خداوند را در دل ها زنده مى كنند ، از پاداش بزرگ او برخوردارند .
و الذكرين اللّه كثيرًا و الذكرت أعدّ اللّه لهم . .. أجرًا عظيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 4
4 - مردان و زنان مسلمان ، از پاداش بزرگ الهى برخوردارند .
إنّ المسلمين و المسلمت . .. أعدّ اللّه لهم ... أجرًا عظيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 35 - 6
6 - مردان و زنان با ايمان ، از پاداش بزرگ خداوند برخوردارند .
إنّ . .. و المؤمنين و المؤمنت ... أعدّ اللّه لهم ... أجرًا عظيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 3
3 - زنان و مردان مؤمن نيك كردار ، اهل بهشت اند .
من عمل صلحًا من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فأُولئك يدخلون الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 5 - 5
5 - همسانى زنان و مردان مؤمن ، در بهرهورى از ثمرات ايمان خود و پاداش هاى الهى
ليدخل المؤمنين و المؤمنت جنّ-ت
قرار گرفتن وصف «المؤمنات» در كنار «المؤمنين»، مى رساند كه زنان و مردان در ره يابى به بهشت جاودان همسان اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 26 - 11
11 - زنان و مردان نيك سرشت و نيك كردار ، از نسبت هاى نارواى افراد خبيث و بدخواه در باره آنان ، منزه و پيراسته اند .
للخبيثين . .. للطيّبين ... أُولئك مبرّءون ممّا يقولون
مشاراليه «أُولئك» «طيّبين» (مردان و زنان نيك و پاكدامن) است و مرجع ضمير «يقولون»، «خبيثين» (مردان و زنان خبيث) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 58 - 1،2
1 - كسانى كه با مردان و زنان مؤمن بى گناه ، نسبتى ناروا بدهند ، زير بار بهتان رفته اند .
و الذين يؤذون المؤمنين و المؤمنت بغير ما اكتسبوا فقد احتملوا بهتنًا
2 - نسبت ناروا به مردان و زنان مؤمن بى گناه ، آزار و اذيت آنان و گناه است .
و الذين يؤذون المؤمنين و المؤمنت بغير ما اكتسبوا فقد احتملوا . .. إثمًا مبينًا
به قرينه «فقد احتملوا بهتاناً» مراد از آزار و اذيت مؤمنان، تهمت زدن و نسبت ناروا دادن به آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 6 - 4
4 - زنان و مردان مؤمن ، همواره در معرض خطر انحراف و افتادن در ورطه گناه آتش افروز
يأيّها الذين ءامنوا قوا أنفسكم و أهليكم نارًا
مطلب ياد شده، از خطاب به مؤمنان (يا أيّها الذين آمنوا) استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 6 - 4
4 - زنان و مردان مؤمن ، همواره در معرض خطر انحراف و افتادن در ورطه گناه آتش افروز
يأيّها الذين ءامنوا قوا أنفسكم و أهليكم نارًا
مطلب ياد شده، از خطاب به مؤمنان (يا أيّها الذين آمنوا) استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 4
4 - زنان و مردان مؤمن نيك كردار ، برخوردار از روزى ها و نعمت هاى بى اندازه و بسيار در بهشت
و من عمل صلحًا . .. فأُولئك يدخلون الجنّة يرزقون فيها بغير حساب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 14
14 - زنان همانند مردان ، در معرض انحراف و حق ناپذيرى شديد و مثال زدنى
ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا امرأت نوح و امرأت لوط . ..قيل ادخلا النار مع الدخلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 25 - 17
17- پايمال شدن حرمت مردان و زنان مؤمن در صورت جنگ در حديبيه ، مايه ننگ براى مسلمانان
و لولا رجال مؤمنون و نساء مؤمنت . .. فتصيبكم منهم معرّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 14
14 - زنان همانند مردان ، در معرض انحراف و حق ناپذيرى شديد و مثال زدنى
ضرب اللّه مثلاً للذين كفروا امرأت نوح و امرأت لوط . ..قيل ادخلا النار مع الدخلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 71 - 3
3- جواز حضور زنان در جلسه مردان و پذيرايى از ايشان
وامرأته قائمة فضحكت فبشّرنها
برخى برآنند كه مراد از «قائمة» قيام براى پذيرايى از مهمانان است. برداشت فوق ناظر به اين احتمال مى باشد. گفتنى است كه به قرينه آيه بعد، نمى توان گفت جواز حضور زنان به طور مطلق - چه جوان باشند و چه كهنسال - از آيه استنباط مى شود اگرچه نفى آن نيز از آيه استفاده نمى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 26 - 1
1 - زنان خبيث ( بد سرشت و بد كردار ) ، شايسته زندگى با مردان خبيث و مردان خبيث ، شايسته زندگى با زنان خبيث اند .
الخبيثت للخبيثين و الخبيثون للخبيثت
برداشت ياد شده، بر مبناى سه نكته است: 1- «خبيث» (ضد «طيّب» و مفرد «خبيثات» و «خبيثون») به معناى شىء پست و ناپسند است و انسان خبيث; يعنى، كسى كه داراى اوصاف و رفتار پست و ناپسند است مى باشد. «طيب» (مفرد «طيّبات» و «طيّبون») به معناى شىء پسنديده و دل پذير است و انسان طيّب; يعنى، كسى كه به اوصاف و رفتار خوب و پسنديده آراسته و از هر زشتى و پليدى منزه و پاك است. 2- كلمات «الخبيثات»، «الخبيثين» «الطيّبات» و «الطيّبون» اوصافى براى موصوف هاى محذوف مثل «النساء» و «الرجال» است; يعنى، «الخبيثات من النساء و الخبيثون من الرجال و...». 3- لام در «للخبيثين»، «للخبيثات» «للطيّبين» و «للطيّبات» براى اختصاص است. با توجه به نكات ياد شده مى توان گفت كه آيه شريفه در صدد بيان شايستگى ها و ملاك هاى لازم براى ازدواج مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 26 - 5
5 - زنان نيك ( نيك سرشت و نيك كردار ) ، تنها شايسته مردان نيك ، و مردان نيك ، تنها شايسته زنان نيك اند .
و الطيّبت للطيّبين و الطيّبون للطّيبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 26 - 7
7 - گفتار و سخن پسنديده و نيك ، تنها شايسته مردان و زنان نيك است و از آنان سر مى زند .
و الطيّبت للطيّبين و الطيّبون للطّيبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 26 - 4
4 - گفتار و سخن ناپسند و خباثت آلود ، تنها شايسته مردان و زنان خبيث ( بدسرشت و بدكردار ) است و از آنان سر مى زند .
الخبيثت للخبيثين و الخبيثون للخبيثت
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «الخبيثات» و «الطيّبات» صفت براى موصوف محذوف «الكلم» باشد; يعنى، «الخبيثات من الكلم للخبيثين من الرجال و. ..». گفتنى است سه آيه اخير كه در باره تهمت زنا و فحشا به زنان پاكدامن است (إنّ الذين يرمون المحصنات ...) و نيز ذيل آيه (أُولئك مبرّءون ممّا يقولون لهم) مؤيد همين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 56 - 1
1 - مردان بهشتى با همسرانشان - در حالى كه به شوخى و گفت وگوى لذت بخش مشغولند - زير سايه ها نشسته و بر تخت هاى مزيّن و مجلل ( چون حجله عروس ) تكيه خواهند زد .
إنّ أصحب الجنّة اليوم فى شغل فكهون . هم و أزوجهم فى ظلل على الأرائك متّكئون
جمله «هم و أزواجهم. ..» استئناف بيانى براى آيه پيشين (إنّ أصحاب الجّنة...) است و موقعيت مكانى و جايگاه اهل بهشت را - كه به شوخى و صحبت لذت بخش مشغولند - بيان مى كند. «أريكة» (مفرد «أرائك») نيز به معناى تخت مزين در حجله عروس
است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 26 - 1،2،4،15
1 - زنان خبيث ( بد سرشت و بد كردار ) ، شايسته زندگى با مردان خبيث و مردان خبيث ، شايسته زندگى با زنان خبيث اند .
الخبيثت للخبيثين و الخبيثون للخبيثت
برداشت ياد شده، بر مبناى سه نكته است: 1- «خبيث» (ضد «طيّب» و مفرد «خبيثات» و «خبيثون») به معناى شىء پست و ناپسند است و انسان خبيث; يعنى، كسى كه داراى اوصاف و رفتار پست و ناپسند است مى باشد. «طيب» (مفرد «طيّبات» و «طيّبون») به معناى شىء پسنديده و دل پذير است و انسان طيّب; يعنى، كسى كه به اوصاف و رفتار خوب و پسنديده آراسته و از هر زشتى و پليدى منزه و پاك است. 2- كلمات «الخبيثات»، «الخبيثين» «الطيّبات» و «الطيّبون» اوصافى براى موصوف هاى محذوف مثل «النساء» و «الرجال» است; يعنى، «الخبيثات من النساء و الخبيثون من الرجال و...». 3- لام در «للخبيثين»، «للخبيثات» «للطيّبين» و «للطيّبات» براى اختصاص است. با توجه به نكات ياد شده مى توان گفت كه آيه شريفه در صدد بيان شايستگى ها و ملاك هاى لازم براى ازدواج مى باشد.
2 - زنان ناپاك و آلوده به فحشا ، تنها با مردان ناپاك و آلوده به فحشا و مردان ناپاك و آلوده ، تنها با زنان ناپاك و آلوده حق ازدواج دارند و ازدواج آنان با مردان و زنان پاك و عفيف ، ممنوع است .
الخبيثت للخبيثين و الخبيثون للخبيثت
برداشت ياد شده مبتنى بر دو نكته است: 1- مقصود از «الخبيثات» و «الخبيثين» - با توجه به اين كه اين آيه به دنبال آيات مربوط به احكام زنا و فحشا آمده است - زنان و مردان زناكار و آلوده به فحشا باشد. 2- آيه شريفه همانند آيه «الزانى لاينكح إلاّ زانية ...» در صدد بيان يك حكم شرعى در امر ازدواج باشد، چنان كه روايت منسوب به امام باقر(ع) و امام صادق(ع) اين همانندى را تأييد مى كند (مجمع البيان، ذيل آيه).
4 - گفتار و سخن ناپسند و خباثت آلود ، تنها شايسته مردان و زنان خبيث ( بدسرشت و بدكردار ) است و از آنان سر مى زند .
الخبيثت للخبيثين و الخبيثون للخبيثت
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «الخبيثات» و «الطيّبات» صفت براى موصوف محذوف «الكلم» باشد; يعنى، «الخبيثات من الكلم للخبيثين من الرجال و. ..». گفتنى است سه آيه اخير كه در باره تهمت زنا و فحشا به زنان پاكدامن است (إنّ الذين يرمون المحصنات ...) و نيز ذيل آيه (أُولئك مبرّءون ممّا يقولون لهم) مؤيد همين برداشت است.
15 - « فى مجمع البيان قال : سبحانه « الخبيثات للخبيثين و الخبيثون للخبيثات » قيل فى معناه أقوال : . . . والثالث الخبيثات من النساء للخبيثين من الرجال و الخبيثون من الرجال للخبيثات من النساء والطيّبات من النساء للطيّبين من الرجال و الطيّبون من الرجال للطيّبات من النساء . . . و هو المروى عن أبى جعفر و أبى عبداللّه . . . ;
در «مجمع البيان» از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) درباره سخن خدا «الخبيثات للخبيثين . ..» روايت شده است كه فرمود: زنان خبيث براى مردان خبيث و مردان خبيث براى زنان خبيث هستند و زنان پاكدامن براى مردان پاكدامن و مردان پاكدامن براى زنان پاكدامن اند...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 26 - 2،5،6،7،15
2 - زنان ناپاك و آلوده به فحشا ، تنها با مردان ناپاك و آلوده به فحشا و مردان ناپاك و آلوده ، تنها با زنان ناپاك و آلوده حق ازدواج دارند و ازدواج آنان با مردان و زنان پاك و عفيف ، ممنوع است .
الخبيثت للخبيثين و الخبيثون للخبيثت
برداشت ياد شده مبتنى بر دو نكته است: 1- مقصود از «الخبيثات» و «الخبيثين» - با توجه به اين كه اين آيه به دنبال آيات مربوط به احكام زنا و فحشا آمده است - زنان و مردان زناكار و آلوده به فحشا باشد. 2- آيه شريفه همانند آيه «الزانى لاينكح إلاّ زانية ...» در صدد بيان يك حكم شرعى در امر ازدواج باشد، چنان كه روايت منسوب به امام باقر(ع) و امام صادق(ع) اين همانندى را تأييد مى كند (مجمع البيان، ذيل آيه).
5 - زنان نيك ( نيك سرشت و نيك كردار ) ، تنها شايسته مردان نيك ، و مردان نيك ، تنها شايسته زنان نيك اند .
و الطيّبت للطيّبين و الطيّبون للطّيبت
6 - زنان پاكدامن و منزه از فحشا ، تنها با مردان پاكدامن ، و مردان پاكدامن و منزه از فحشا ، تنها با زنان پاكدامن حق ازدواج دارند و ازدواج آنان با مردان و زنان ناپاك و آلوده به فحشا ، ممنوع است .
و الطيّبت للطيّبين و الطيّبون للطّيبت
7 - گفتار و سخن پسنديده و نيك ، تنها شايسته مردان و زنان نيك است و از آنان سر مى زند .
و الطيّبت للطيّبين و الطيّبون للطّيبت
15 - « فى مجمع البيان قال : سبحانه « الخبيثات للخبيثين و الخبيثون للخبيثات » قيل فى معناه أقوال : . . . والثالث الخبيثات من النساء للخبيثين من الرجال و الخبيثون من الرجال للخبيثات من النساء والطيّبات من النساء للطيّبين من الرجال و الطيّبون من الرجال للطيّبات من النساء . . . و هو المروى عن أبى جعفر و أبى عبداللّه . . . ;
در «مجمع البيان» از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) درباره سخن خدا «الخبيثات للخبيثين . ..» روايت شده است كه فرمود: زنان خبيث براى مردان خبيث و مردان خبيث براى زنان خبيث هستند و زنان پاكدامن براى مردان پاكدامن و مردان پاكدامن براى زنان پاكدامن اند...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 10 - 9
9 - گناه شكنجه دادن و سوزاندن مرد و زن مؤمن ، برابر و عذاب اخروى آن يكسان است .
الذين فتنوا المؤمنين و المؤمنت . .. فلهم عذاب جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 6 - 1
1 - عذاب و كيفر الهى ، متوجّه مردان و زنان منافق و مشرك
و يعذّب المنفقين و المنفقت و المشركين و المشركت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 5
5 - پاداش ها و نعمت هاى زنان و مردان مؤمن نيك كردار در بهشت ، بيشتر از استحقاق و افزون تر از اقتضاى رفتار آنان است .
و من عمل صلحًا . .. يرزقون فيها بغير حساب
بدون حساب و بى اندازه بودن پاداش مؤمنان، در مقابل گناه كاران - كه تنها به ميزان گناهشان مجازات خواهند شد - گوياى حقيقت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 26 - 13
13 - مردان و زنان نيك و پاكدامن ، از غفران خداوند و روزى نفيس و ارزشمند او بهره منداند .
و الطيّبون للطّيبت أُولئك مبرّءون ممّا يقولون لهم مغفرة و رزق كريم
واژه «كريم» در هر چيزى كه در جنس و نوع خودش، شريف و ارزشمند باشد، به كار مى رود. (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 26 - 9
9 - گرايش و همسويى زنان و مردان خبيث ( بدكردار و ناپاك ) به همديگر و مردان و زنان نيك و پاكدامن به يكديگر
الخبيثت للخبيثين . .. و الطيّبون للطّيبت
برخى از مفسران برآنند كه آيه شريفه، در صدد بيان يك واقعيت خارجى در جامعه است، نه حكم شرعى; به اين معنا كه زنان و مردان خبيث و آلوده به همديگر و زنان و مردان پاكدامن به يكديگر گرايش و تمايل دارند و نهايتاً به همديگر مى پيوندند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 26 - 9
9 - گرايش و همسويى زنان و مردان خبيث ( بدكردار و ناپاك ) به همديگر و مردان و زنان نيك و پاكدامن به يكديگر
الخبيثت للخبيثين . .. و الطيّبون للطّيبت
برخى از مفسران برآنند كه آيه شريفه، در صدد بيان يك واقعيت خارجى در جامعه است، نه حكم شرعى; به اين معنا كه زنان و مردان خبيث و آلوده به همديگر و زنان و مردان پاكدامن به يكديگر گرايش و تمايل دارند و نهايتاً به همديگر مى پيوندند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 26 - 9
9 - گرايش و همسويى زنان و مردان خبيث ( بدكردار و ناپاك ) به همديگر و مردان و زنان نيك و پاكدامن به يكديگر
الخبيثت للخبيثين . .. و الطيّبون للطّيبت
برخى از مفسران برآنند كه آيه شريفه، در صدد بيان يك واقعيت خارجى در جامعه است، نه حكم شرعى; به اين معنا كه زنان و مردان خبيث و آلوده به همديگر و زنان و مردان پاكدامن به يكديگر گرايش و تمايل دارند و نهايتاً به همديگر مى پيوندند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 26 - 9
9 - گرايش و همسويى زنان و مردان خبيث ( بدكردار و ناپاك ) به همديگر و مردان و زنان نيك و پاكدامن به يكديگر
الخبيثت للخبيثين . .. و الطيّبون للطّيبت
برخى از مفسران برآنند كه آيه شريفه، در صدد بيان يك واقعيت خارجى در جامعه است، نه حكم شرعى; به اين معنا كه زنان و مردان خبيث و آلوده به همديگر و زنان و مردان پاكدامن به يكديگر گرايش و تمايل دارند و نهايتاً به همديگر مى پيوندند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 55 - 1
1 - مردان قوم لوط ، گرفتار هم جنس گرايى
أئنّكم لتأتون الرجال شهوة من دون النساء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 155 - 3
3 - هفتاد مرد گزينش شده براى حضور در ميعادگاه مناجات ، بهترين و لايقترين مردم بنى اسرائيل در ديدگاه موسى ( ع )
و اختار موسى
«اختيار» به معناى انتخاب و گزينش خير است. بنابراين «اختار موسى» يعنى موسى بهترينها را انتخاب كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 58 - 4
4 - زنان مؤمن ، داراى موقعيتى همسان مردان مؤمن اند .
و الذين يؤذون المؤمنين و المؤمنت . .. فقد احتملوا بهتنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 25 - 8،9
8- وجود زنان و مردانى مؤمن - اما ناشناخته - در ميان كافران مكه ، قبل از حديبيه
و لولا رجال مؤمنون و نساء مؤمنت لم تعلموهم
9- بى اطلاعى مهاجران و انصار ، از وجود مردان و زنانى مؤمن در ميان مكيان ; قبل از صلح حديبيه
و لولا رجال مؤمنون و نساء مؤمنت لم تعلموهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 56 - 1
1 - مردان بهشتى با همسرانشان - در حالى كه به شوخى و گفت وگوى لذت بخش مشغولند - زير سايه ها نشسته و بر تخت هاى مزيّن و مجلل ( چون حجله عروس ) تكيه خواهند زد .
إنّ أصحب الجنّة اليوم فى شغل فكهون . هم و أزوجهم فى ظلل على الأرائك متّكئون
جمله «هم و أزواجهم. ..» استئناف بيانى براى آيه پيشين (إنّ أصحاب الجّنة...) است و موقعيت مكانى و جايگاه اهل بهشت را - كه به شوخى و صحبت لذت بخش مشغولند - بيان مى كند. «أريكة» (مفرد «أرائك») نيز به معناى تخت مزين در حجله عروس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 40 - 8
8 - برابرى زن و مرد ، در بهره مند شدن از پاداش هاى اخروى و نعمت هاى بهشتى
و من عمل صلحًا من ذكر أو أُنثى و هو مؤمن فأُولئك يدخلون الجنّة يرزقون فيها بغي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 40 - 2،5
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پدر هيچ كدام از مردان دوران خود نبوده است .
ما كان محمّد أبا أحد من رجالكم
اضافه «رجال» به ضمير مخاطب «كم» مى تواند اشعار به اين معنا داشته باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) پدر نوادگان خود هست ولى پدر ساير مردان نيست.
5 - حكم مادرى پيدا كردن همسران رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) ، نمى تواند دليل حكم پدرى آن حضرت باشد .
و أزواجه أُمّهاتكم . .. ما كان محمّد أبا أحد من رجالكم
احتمال دارد كه «ما كان محمّد أبا أحد من رجالكم» درصدد نفى توهمى باشد كه به دنبال نزول حكم مادر دانستن همسران پيامبر پديد آمده است. از آيه استفاده مى شود كه آن حكم، دليل نمى شود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) هم، حكم پدر را پيدا كند. بنابراين، آيه، نفى حكم تشريعى مى كند و نه تكوينى.
مردسالارى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 25 - 10
10- سيادت و آقايى مرد بر همسر خويش در عصر يوسف ( ع )
و ألفيا سيدها لدا الباب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 59 - 3،7
3- مردسالارى ، در دوران جاهلى بر خانواده ها سايه افكنده بود .
و إذا بشّر أحدهم بالأُنثى ظلّ وجهه . .. يتورى من القوم من سوء ما بشّر به أيمسكه
7- مردان ، در دوران جاهليت بر فرزندان خود ولايت و اختيار تام داشتند .
أيمسكه على هون أم يدسّه فى التراب
اينكه خداوند از تصميم مشركان درباره زنده نگه داشتن نوزادان دختر خود و يا در گور كردنشان سخن مى گويد و كس ديگرى را دخيل و معترض نمى داند، مى تواند حاكى از نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 25 - 10
10- سيادت و آقايى مرد بر همسر خويش در عصر يوسف ( ع )
و ألفيا سيدها لدا الباب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 173 - 24
24 - از امام صادق ( ع ) روايت شده است : « عشرة اشياء من الميتة ذكية : العظم و الشعر ، و الصوف و الريش و القرن و الحافر و البيض و الانفخة و اللبن و السن ;
ده چيز از مردار كه عبارتند از: استخوان، مو، پشم، پر، شاخ، سم، تخم پرنده، مايه پنير، شير و دندانها پاك و قابل استفاده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 173 - 24
24 - از امام صادق ( ع ) روايت شده است : « عشرة اشياء من الميتة ذكية : العظم و الشعر ، و الصوف و الريش و القرن و الحافر و البيض و الانفخة و اللبن و السن ;
ده چيز از مردار كه عبارتند از: استخوان، مو، پشم، پر، شاخ، سم، تخم پرنده، مايه پنير، شير و دندانها پاك و قابل استفاده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 121 - 4
4 - خوردن ميته حرام است.
و لا تأكلوا مما لم يذكر اسم الله عليه
از موارد و مصاديق مسلم براى «ما لم يذكر اسم الله»، حيوانى است كه خود مرده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 145 - 6،16
6 - خوردن گوشت مردار، خوك، خون و حيوانى كه هنگام ذبح نام خدا بر آن برده نشده، حرام است.
إلا أن يكون ميتة أو دما مسفوحا أو لحم خنزير فإنه رجس أو فسقا أهل لغير اللّه به
16 - خوردن خون، گوشت مردار، خوك و حيوان تذكيه نشده بر مضطر جايز است.
إلا أن يكون ميتة أو دما . .. فمن اضطر ... فإن ربك غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 145 - 16
16 - خوردن خون، گوشت مردار، خوك و حيوان تذكيه نشده بر مضطر جايز است.
إلا أن يكون ميتة أو دما . .. فمن اضطر ... فإن ربك غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 145 - 10
10 - آلودگى و پليدى گوشت مردار و خوك و خون، فلسفه تحريم آنها از سوى خداوند است.
إلا أن يكون . .. فإنه رجس
مرجع ضمير «إنه» مى تواند مجموعه آنچه در آيه ذكر شده، باشد. برداشت فوق بنابر اين اساس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 173 - 1
1 - خوردن مردار ، خون ، گوشت خوك و حيوانى كه به نام غير خدا ذبح شده ، حرام است .
إنما حرم عليكم الميتة و الدم و لحم الخنزير و ما أهل به لغير اللّه
«اهلال» (مصدر (أهلّ) به معناى بلند كردن صداست و مقصود از آن در آيه - چنانچه اهل تفسير برآنند - نام بردن است و لام در «لغير اللّه» براى تعديه مى باشد. بنابراين «ما أهل به لغير اللّه»; يعنى، حيوانى كه ]به هنگام ذبح[ نام غير خدا بر او برده شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 145 - 6
6 - خوردن گوشت مردار، خوك، خون و حيوانى كه هنگام ذبح نام خدا بر آن برده نشده، حرام است.
إلا أن يكون ميتة أو دما مسفوحا أو لحم خنزير فإنه رجس أو فسقا أهل لغير اللّه به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 115 - 1
1- خوردن مردار ، خون و گوشت خوك ، حرام است .
حرّم عليكم الميتة و الدم و لحم الخنزير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 173 - 3
3 - مردار ، خون ، گوشت خوك و حيوانى كه براى بت ها ذبح شود ، يا به نام غير خدا سر بريده شود ، از خوراكى هاى خبيث و پليد هستند .
كلوا من طيبت . .. إنما حرم عليكم الميتة ... و ما أهل به لغير اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 121 - 5
5 - حيوانى كه با نام خدا ذبح نشود، مظهر فسق است.
و لا تأكلوا مما لم يذكر اسم الله عليه و إنه لفسق
مرجع ضمير «إنه» مى تواند «ما» در «مما لم يذكر» باشد در نتيجه حيوان ذبح شده بدون نام خدا، خود فسق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 173 - 2
2 - به هنگام اضطرار بهره بردارى از مردار ، خون ، گوشت خوك و ذبيحه اى كه نام غير خدا بر او برده شده ، حلال است .
فمن اضطر . .. فلا إثم عليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 121 - 4،6
4 - خوردن ميته حرام است.
و لا تأكلوا مما لم يذكر اسم الله عليه
از موارد و مصاديق مسلم براى «ما لم يذكر اسم الله»، حيوانى است كه خود مرده باشد.
6 - خوردن از حيوانى كه با نام خدا ذبح نشده باشد، عصيانى است كه شناعت آن پنهان است. *
و إن الشيطين ليوحون إلى أوليائهم
تأكيد بر «فسق» بودن خوردن از حيوانى كه نام خدا بر آن برده نشده، پس از تقسيم گناهان به «ظاهر الإثم و باطنه» در آيه قبل، حكايت از آن دارد كه اين گناه از نوع «باطن الإثم» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 145 - 10
10 - آلودگى و پليدى گوشت مردار و خوك و خون، فلسفه تحريم آنها از سوى خداوند است.
إلا أن يكون . .. فإنه رجس
مرجع ضمير «إنه» مى تواند مجموعه آنچه در آيه ذكر شده، باشد. برداشت فوق بنابر اين اساس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 173 - 23
23 - « محمد بن عذافر عن بعض رجاله عن ابى جعفر ( ع ) قال قلت له لم حرم اللّه عزو جل الخمر و الميتة و الدم و لحم الخنزير ؟ فقال : ان اللّه تبارك و تعالى . . . خلق الخلق . . . و علم ما يضرهم فنهاهم عنه و حرمه عليهم ثم احله للمضطر فى الوقت الذى لايقوم بدنه إلا به فأمره أن ينال منه بقدر البلغة لاغير ذلك . . . ;
امام باقر(ع) در پاسخ از علت حرمت خمر، مردار، خون و گوشت خوك فرمودند: خداوند انسانها را آفريد . .. و مى دانست چه چيزى موجب ضرر و زيان آنان است و آنان را از آن نهى نموده و برايشان حرام كرده است، سپس براى مضطر در وقتى كه بدن او به آن نياز پيدا كرده، حلال شمرده است كه به اندازه كفاف بخورد نه بيشتر از آن ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 145 - 7
7 - ممنوعيت بهره گيرى از مردار، خون و خوك، منحصر به خوردن آنهاست. *
محرما على طاعم يطعمه إلا أن يكون ميتة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 145 - 24
24 - عن أبى عبدالله(ع) فى قول الله عزو جل: «فمن اضطر غير باغ و لاعاد» قال: الباغى الذى يخرج على الإمام و العادى الذى يقطع الطريق لايحل لهما الميتة.
از امام صادق(ع) درباره آيه «فمن اضطر غير باغ و لاعاد» روايت شده است: مراد از «باغى» كسى است كه عليه امام قيام كند. و منظور از «عادى»، راهزن است. براى اين دو (در حال اضطرار)، مردار حلال نيست.
مردگان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 56 - 6
6 - توانمندى خداوند بر زنده كردن و ميراندن ، نشانه قدرت او بر برپا ساختن رستاخيز است .
هو يحى و يميت و إليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 7 - 10
10- انسانها ، پس از مرگ براى حضور در صحنه قيامت ، زنده شده و برانگيخته خواهند شد .
و لئن قلت إنكم مبعوثون من بعد الموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 5 - 1،2
1- انسان ها پس از مردن و به خاك تبديل شدن - براى حضور در صحنه قيامت - دوباره زنده مى شوند و آفرينشى جديد مى يابند .
أءذا كنّا تربًا أءنا لفى خلق جديد
2- آدمى پس از مردن و خاك گشتن ، در مسير آفرينشى جديد براى حضور در صحنه قيامت قرار مى گيرد .
أءنا لفى خلق جديد
كلمه «فى» در «أءنا لفى خلق جديد» مى رساند كه پديده جديد پس از خاك شدن شروع مى شود و در مسير آفرينش جديد قرار مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 12
12- آفرينش آسمان ها و زمين ، نمودى از قدرت خداوند بر احياى مردگان در قيامت ( معاد ) است . *
ألم تر أن الله خلق السموت و الأرض بالحقّ إن يشأ يذهبكم و يأت بخلق جديد
اين برداشت مبتنى بر اين احتمال است كه آيه در صدد طرح مسأله معاد و اثبات قدرت خداوند بر آن است و آيات قبل، كه كيفر اخروى كافران و حبط عمل آنها را مطرح كرد، مى تواند قرينه اى بر ادّعاى فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 50 - 4
4- خداوند ، قادر بر زنده ساختن مجدد انسان ها ، حتى اگر به سنگ و آهن مبدل شوند .
قل كونوا حجارة أو حديدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 2
2- براى خداوند ، احياى مجدد انسان از خاك ، سنگ ، آهن و يا ماده سخت تر از اين ها ، يكسان است .
قل كونوا حجارة أو حديدًا . أو خلقًا ممّا يكبر فى صدوركم
از حرف «أو» كه براى تخيير است و حكايت از تساوى معطوف و معطوف عليه در نزد متكلم دارد، استفاده مى شود كه: سنگ شدن يا آهن شدن انسان، باعث نمى شود كه خداوند در برخى موارد، نياز به اعمال قدرت افزون ترى داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 52 - 4
4- آفرينش دوباره انسان ها در قيامت ، امرى سهل و آسان است .
قالوا أءذا كنّا . .. قل كونواحجارة ... فسيقولون من يعيدنا قل الذى فطركم أوّل مرّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 33 - 12
12- انسان ها ، در قيامت دوباره زنده خواهند شد .
يوم أموت و يوم أُبعث حيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 66 - 5
5- انسان هاپس از مرگ و فرارسيدن قيامت ، دوباره زنده شده و از زمين بيرون آورده خواهند شد .
أءذا ما متّ لسوف أُخرج حيًّا
مراد از خروج در «اخراج» - به قرنيه ذهنيت متكلّم از معاد مورد قبول پيامبران - خروج از خاك و اجزاى زمين است; يعنى، «اخراج من الارض».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 67 - 4
4- پديدارساختن انسان در صحنه هستى و آوردن او از عدم به وجود ، دليل قدرت خداوند بر احياى مجدد او و معاد
أوَلا يذكر الإنسن . .. و لم يك شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 6 - 3
3 - توانايى خدا بر احياى همه مردگان
و أنّه يحى الموتى
«موتى» جمع «ميّت» است و جمع محلاّ به «ال» مفيد عموم مى باشد. بنابراين «الموتى»;يعنى، همه مردگان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 7 - 9
9 - در قيامت همه مردگان زنده مى شوند و هيچ كس در گور خود باقى نمى ماند .
أنّ اللّه يبعث من فى القبور
با توجه به، به كارگيرى كلمه «من» و «القبور» (جمع با الف و لام) - كه هر دو كلمه مفيد عموم است - برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 66 - 3،4
3 - حيات مجدد انسان ها ( در روز رستاخيز ) ، به اراده خداوند
ثمّ يحييكم
4 - تجلى ربوبيت خدا در آفرينش و در مرگ و حيات مجدد انسان ها
و هو الذى أحياكم ثمّ يميتكم ثمّ يحييكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 9 - 8
8 - احياى زمين مرده و فاقد حيات و پديد آوردن موجودات زنده در اين كره ، دليل قدرت خداوند بر احياى مجدد انسان ها در روز رستاخيز
واللّه الذى أرسل الريح . .. فأحيينا به الأرض بعد موتها كذلك النشور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 51 - 1،4،5
1 - با دميده شدن در صور ، انسان هاى موجود در گور ها ، زنده خواهند شد .
و نفخ فى الصور فإذا هم من الأجداث
«جدث» (مفرد «أجداث») به معناى قبر و گور است.
4 - انسان ها پس از زنده شدن از قبر ها ، به سوى پروردگار خويش خواهند شتافت .
فإذا هم من الأجداث إلى ربّهم ينسلون
«نسلان» (مصدر «ينسلون») به معناى گام برداشتن سريع است.
5 - انسان ها پس از زنده شدن در قيامت ، بى هيچ فاصله و تأخيرى براى حسابرسى به پيشگاه خداوند احضار مى شوند .
فإذا هم من الأجداث إلى ربّهم ينسلون
بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از حركت سريع انسان ها به سوى پروردگار، احضار آنان براى حسابرسى است. گفتنى است كه به كار رفتن «إذا»ى فجائيه، مى رساند كه اين حسابرسى بى هيچ فاصله اى پس از نفخ صور انجام خواهد پذيرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 77 - 5
5 - آفرينش انسان از نطفه ، دليل و نشانه توانايى خداوند بر برپايى قيامت و زنده كردن انسان
أوَلم ير الإنسن أنّا خلقنه من نطفة
با توجه به آيات بعدى و نيز شأن نزول ها كه اين آيه و آيات بعدى را درباره فردى به نام «عاصب بنوائل» (از منكران معاد) دانسته است (مجمع البيان و ديگر تفاسير)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 78 - 2،6
2 - دقت و انديشه در چگونگى پيدايش انسان ، زمينه ساز ممكن دانستن برپايى قيامت و حيات مجدد انسان ها
أوَلم ير الإنسن . .. و ضرب لنا مثلاً و نسى خلقه
6 - پيدايش انسان هاى نخستين ، دليل و شاهدِ امكانِ زنده شدن مجدد آنان پس از مرگ و خاكستر شدن بدن ها
و ضرب لنا مثلاً و نسى خلقه قال من يحىِ العظم و هى رميم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 79 - 1
1 - آفرينش نخستين انسان ها ، دليل و شاهدِ امكانِ برپايى قيامت و توانايى خدا بر احياى مجدد انسان ها
قل يحييها الذى أنشأها أوّل مرّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 80 - 3
3 - آتشزا بودن درخت سبز و مرطوب ، دليل و نشانه توانايى خداوند بر احياى مجدد انسان ها در روز قيامت
الذى جعل لكم من الشجر الأخضر نارًا
برداشت ياد شده با توجه به آيات پيشين است كه درصدد بيان جلوه هاى قدرت خداوند براى اثبات معاد و رستاخيز انسان ها است; يعنى، خداوندى كه قادر است از درخت سبز آتش را پديد آورد و از آب، آتش را بيافريند; همو قادر است مرده را نيز زنده كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 81 - 3،6
3 - آفرينش آسمان ها و زمين ، دليل و نشانه توانايى خداوند بر برپايى قيامت و آفرينش مجدد انسان ها
أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن يخلق مثلهم
6 - آفرينش آسمان ها و زمين ، بسى مهم تر و با عظمت تر از آفرينش مجدد انسان ها است .
أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن يخلق مثلهم
شگفت آور بودن انكار معاد از سوى كافران - على رغم مشاهده قدرت خدا بر خلق جهان طبيعت - مى تواند ناشى از اين حقيقت باشد كه آفرينش جهان طبيعت، بسى مهم تر و با عظمت تر از خلق مجدد يكى از پديده هاى طبيعت (يعنى انسان) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 7،9
7 - موجودات آسمان ها و زمين ، پس از مرگ با دميده شدن دوباره در صور ، زنده خواهند شد .
ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام
9 - به پاخاستن ناگهانى موجودات آسمان ها و زمين ، پس از دومين نفخ صور در قيامت
ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام
«إذا» براى مفاجات و مفيد معناى ناگهانى است و «قيام»، جمع «قائم») (به پاخاسته) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 10 - 4
4 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « أءنّا لمردودون فى الحافرة » يقول : فى الخلق الجديد ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «أءنّا لمردودون فى الحافرة» روايت شده كه فرمود: خدا مى فرمايد: [مشركان مى گويند: آيا ما] در آفرينش مجدد [بازمى گرديم؟]»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 14 - 1
1 - تمام مردگان پس از نفخ صور ، زنده گشته و در دشت هموار قيامت حاضر خواهند شد .
فإذا هم بالساهرة
«ساهرة»; يعنى، فلات و سرزمين پهناور، مسطّح و بى آب. اين كلمه از ريشه «سَهَر» است; يعنى، ممكن نبودن خواب در شب
(لسان العرب). نامگذارى فلات به «ساهرة»، به اين اعتبار است كه پيمايندگان آن در شب بيدار مى مانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 9 - 2
2 - قيامت ، روز زنده شدن مردگان
بعثر ما فى القبور
بيرون ريخته شدن آنچه در قبرها هست، كنايه از زنده شدن مردگان در قيامت است. تعبير «قبر» - در اين آيه - ممكن است هر نقطه اى از جهان را كه از بقاياى انسان در آن اثرى باشد، شامل گردد; بنابر اين، آيه شريفه شامل تمامى انسان ها خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 56 - 1،2
1 - خداوند ، قوم موسى را پس از هلاكتشان با صاعقه ، حياتى دوباره بخشيد و آنان را زنده كرد .
ثم بعثنكم من بعد موتكم
2 - امكان زنده شدن مردگان در دنيا و رجعت دوباره آنان به زندگى دنيوى
ثم بعثنكم من بعد موتكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 73 - 10
10 - امكان زنده شدن مردگان در دنيا
فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحى اللّه الموتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 29 - 12،13
12 - آفرينش موجودات زمين و آسمان هاى هفتگانه ، دليل توانايى خدا بر زنده كردن مردگان است .
ثم يحييكم ثم إليه ترجعون. هو الذى خلق لكم ... فسويهن سبع سموت
جمله «هو الذى . ..» مى تواند مرتبط با ذيل آيه قبل باشد و نيز مى تواند با صدر آن آيه در ارتباط باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال نخست است.
13 - باور به علم مطلق خدا و قدرت گسترده و همه جانبه او ، زايل كننده هر گونه شبهه در راستى و درستى تحقق معاد و زنده شدن مردگان
ثم يحييكم ثم إليه ترجعون. هو الذى خلق ... و هو بكل شىء عليم
جمله «هو الذى . .. سبع سماوات» اشاره به قدرت بى انتهاى خداوند دارد و جمله «و هو بكل شىء عليم» حاكى از علم مطلق الهى است. از هدفهاى بيان قدرت و علم همه جانبه خداوند - پس از بيان معاد و زنده كردن مردگان (ثم يحييكم ثم إليه ترجعون) - بر طرف كردن هرگونه شبهه در راستى و درستى آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 73 - 7
7 - خداوند ، همه مردگان را حياتى دوباره خواهد بخشيد .
كذلك يحى اللّه الموتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 243 - 1،2،4،8،17،18
1 - فرار هزاران تن از اقوام گذشته از ديار خويش به خاطر ترس از مرگ ، و ميرانده شدن و دوباره زنده شدن آنان پس از مدّتى از سوى خداوند
الم تر الى الّذين . .. ثمّ احياهم
2 - واقعه تاريخى آن قومى كه از ديارشان خارج شدند و به امر خداوند مردند و سپس زنده شدند ، آيات الهى است .
يبين اللّه لكم اياته . .. الم تر الى الّذين خرجوا
4 - امكان زنده شدن مردگان در دنيا ( رجعت )
فقال لهم اللّه موتوا ثمّ احياهم
8 - دعوت خداوند به تعقّل در واقعه قومى كه مُردند و دوباره زنده شدند . ( حوادث تاريخى )
الم تر الى الّذين خرجوا من ديارهم و هم اُلوف حذر الموت
17 - مُردگانى كه به فرمان الهى زنده شدند ، در بُرهه اى ديگر از زمان به زندگى خويش ادامه دادند .
ثمّ احياهم انّ اللّه لذو فضل على النّاس
آنگاه زنده شدن فضل الهى است كه زنده شده براى مدّتى به حيات خويش ادامه دهد; بنابراين اگر بلافاصله پس از زنده شدن مى مُردند، بعيد به نظر مى رسد كه زنده شدن نشان تفضّلى بر آنان باشد.
18 - خداوند به درخواست حضرتِ حِزقيل ، چندين هزار نفر از مُردگان را زنده ساخت .
و هم الوف حذر الموت فقال لهم اللّه موتوا ثمّ احياهم
امام باقر (ع): . .. فمربهم نبىّ ... يقال له حزقيل ... قال ربّ لو شئت لاحييتهم ... فاوحى اللّه تعالى اليه افتحبّ ذلك قال نعم يا ربّ ... فعادوا احياء ...
كافى، ج 8، ص 198، ح 237 ; عيون اخبار الرضا (ع)، ج 1، ص 160، ح 1.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 260 -
1،2،3،4،5،6،12،14،16،19،20،23،24،25،28
1 - خداوند با نشان دادن كيفيّت احياى مردگان ، ابراهيم ( ع ) را به نور ، هدايت كرد .
اللّه ولىّ الّذين امنوا يخرجهم من الظّلمات الى النّور . .. و اذ قال ابرهيم ربّ
داستان ابراهيم (ع) در آيه شريفه، مثال و ارائه نمونه اى ديگر است براى ولايت الهى و ثمره آن. يعنى اين داستان، نمونه اى براى هدايت مؤمنان پذيراىِ ولايت به نور و خارج ساختن آنان از ظلمات و تاريكى است.
2 - يادآورى ماجراى ابراهيم ( ع ) و زنده شدن مرغان ، باعث اطمينان به قدرت الهى ، بر احياى مردگان
و اذ قال ابرهيم ربّ ارنى كيف تحيى الموتى
3 - پرسش ابراهيم ( ع ) از خداوند ، درباره نشان دادن كيفيّت احياى مردگان براى آرامش خاطر خويش
و اذ قال ابرهيم ربّ ارنى كيف تحيى الموتى . .. لطمئنّ قلبى
4 - احياى مردگان ، از شؤون ربوبيّت خداوند
ربّ ارنى كيف تحيى الموتى
5 - خداوند ، احياكننده مردگان
كيف تحيى الموتى
6 - ايمان ابراهيم ( ع ) به اصل معاد و احياى مردگان
قال اولم تؤمن قال بلى
12 - دانايى به چگونگى احياى مردگان از جانب خداوند ، شرط ايمان به اصل معاد نيست .
ربّ ارنى كيف تحيى الموتى قال اَوَلم تُؤمِن قال بلى
14 - امر خدا به ابراهيم ( ع ) ، براى نشان دادن كيفيّت احياى مردگان ، به گرفتن چهار مرغ و كشتن و در هم كوبيدن آنها و قرار دادن هر جزئى بر كوهى و فراخواندنشان تا زنده گردند و شتابان به سوى او روند .
قال فخذ . .. ثمّ ادعهنّ يأتينك سعياً
مفرد آوردن كلمه جزء (منهنّ جزءاً)، حكايت از اين معنا دارد كه مرغان را در هم كوبيد و مخلوط كرد و الاّ بايد گفته شود: «منهنّ اجزاء»، نه جزءاً.
16 - بازگشت پرندگان ذبح شده به جانب ابراهيم ( ع ) ، پس از فراخوانى آنها
ثمّ ادعهنّ يأتينك سعياً
19 - امكان زنده شدن مردگان در دنيا
فخذ اربعة من الطير . .. ثمّ ادعهنّ يأتينك سعياً
20 - خداوند ، جمع كننده اجزاى پراكنده شده قبلى مردگان ، و زنده كننده آنان در هنگامه رستاخيز
قال فخذ اربعة من الطير . .. ثمّ ادعهنّ يأتينك سعياً
23 - جمع ميان اجزاى پراكنده مردگان و احياى آنان ، بر اساس حكمت خداوندى
ثمّ اجعل . .. ثمّ ادعهنّ ... انّ اللّه عزيز حكيم
24 - حاكميّت و تسلط خداوند بر عالم مرگ و حيات ، دانايى او به كيفيّت تركيب اجزاىِ مردگان و زنده كردن آنان
و اعلم انّ اللّه عزيز حكيم
25 - توجّه به عزّت و حكمت الهى ، همواركننده شناختِ چگونگىِ زنده شدن مردگان
و اعلم انّ اللّه عزيز حكيم
28 - پرسش ابراهيم ( ع ) از خداوند درباره كيفيّت زنده شدن مردگان ، به انگيزه اطمينان قلب خود به خليل اللّه بودنش
قال إبرهيم ربّ ارنى . .. ليطمئنّ قلبى
امام رضا (ع) درباره «ليطمئنّ قلبى» در آيه فوق فرمود: . .. و لكن ليطمئن قلبى على الخلّة
عيون اخبارالرضا (ع)، ج 1، ص 198، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 276، ح 1088.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 266 - 5
5 - داستان ابراهيم ( ع ) و نمرود و قصّه عُزير و يا اِرمياى پيامبر و زنده شدن مرغان كوبيده شده و نيز تمامى احكام و مقررات انفاق ، از آيات الهى است .
الم تر . .. او كالذى مرّ ... فخذ اربعة من الطير ... مثل الّذين ... كذلك يبيّن ال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 110 - 25،27،31،41
25 - توانايى حضرت مسيح بر زنده كردن مردگان مدفون شده در خاك
و اذ تخرج الموتى باذنى
مراد از اخراج مردگان (تخرج الموتى) زنده كردن آنهاست و به كارگيرى كلمه اخراج براى رساندن اين معناست كه عيسى(ع) قادر بود حتى مردگان مدفون در خاك را نيز زنده كند و از خاكها بيرون كشد.
27 - عيسى ( ع ) ، ارائه كننده معجزات خويش ( حيات بخشى به اجسام بى جان ، درمان كورى و پيسى و زنده كردن مردگان ) ، در بسيارى از مواقع
اذ تخلق . .. و تبرى الاكمه و الابرص باذنى و اذ تخرج
برداشت فوق از فعل مضارع «تخلق» و «تبرى» و «تخرج» كه حاكى از استمرار انجام كار مى باشد، استفاده شده است.
31 - توانايى عيسى ( ع ) بر ارائه معجزاتى همانند روح بخشى به مجسمه ها ، درمان كورى و پيسى و احياى مردگان ، از نعمت هاى ويژه خداوند به آن حضرت
اذكر نعمتى . .. و تبرى الاكمه و الابرص باذنى و اذ تخرج الموتى باذنى
41 - معجزه حضرت عيسى ( ع ) در شفاى بيماران و زنده كردن مردگان متناسب با شيوع بيمارى در آن زمان و نياز شديد مردم به طب بود .
و تبرى الاكمه و الابرص باذنى و اذ تخرج الموتى باذنى
امام رضا(ع): . .. «ان اللّه تبارك و تعالى بعث عيسى فى وقت ظهرت فيه الزمانات و احتاج الناس الى الطب فاتاهم من عند اللّه تعالى بما لم يكن عندهم مثله، و بما احيى الهم الموتى و ابرء الاكمه و الابرص باذن اللّه ... .
عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 80، ح 12، ب 32; نورالثقلين، ج 1، ص 342، ح 145.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 36 - 7
7 - خداوند مردگان را در قيامت برخواهد انگيخت.
و الموتى يبعثهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 95 - 6
6 - قدرت خداوند بر روياندن گياه زنده از دل دانه و هسته مرده، نمودى از قدرت او بر زنده ساختن آدمى پس از مرگ است.
لقد جئتمونا فردى كما خلقنكم أول مرة . .. إن الله فالق ... مخرج الميت من الحى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 57 - 9،10
9 - خداوند در قيامت مردگان را از جايگاهشان بيرون خواهد كشيد و آنان را زنده خواهد كرد .
كذلك نخرج الموتى
مراد از بيرون كشيدن مردگان، زنده كردن آنهاست و به كارگيرى «اخراج» به جاى «احياء» مى تواند اشاره به اين باشد كه مردگان در هر كجا مدفون باشند و يا به چيزى در زمين و آسمان و يا درياها آميخته باشند، از آنجا بيرون آورده مى شوند و زنده مى گردند.
10 - حياتبخشى دوباره به مردگان به هنگام برپايى قيامت ، همانند رويش گياهان مرده و به ثمر نشاندن آنهاست .
فاخرجنا به من كل الثمرت كذلك نخرج الموتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 25 - 3
3- احياى اخروى انسان ها ، تنها به دست خداوند است .
إن ربّك هو يحشرهم
ذكر ضمير فصل «هو» در آيه، براى بيان حصر فعل حشر به فاعل است و احيا لازمه حشر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 40 - 10
10- مشركان ، خداوند را قادر به احياى مجدد انسان ها پس از مرگ نمى دانستند .
و أقسموا بالله . .. لايبعث الله من يموت بلى وعدًا عليه ... إنما قولنا لشىء إذا أ
ذكر «إنما قولنا لشىء. ..» - كه براى اثبات قدرت مطلق خداوند است - پس از بيان ديدگاه مشركان درباره عدم احياى دوباره انسانها مى تواند تعريض به مشركان باشد; چون آنان داراى چنين ديدگاهى بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 99 - 6
6- قيامت ، با دميده شدن دوباره روح ها در اجساد و صورت هاى پيشين ، برپا مى شود . *
و نفخ فى الصور فجمعنهم جمعًا
برداشت بالا، بدان احتمال است كه «صور» جمع «صورة» باشد; يعنى: در «صورت ها (اجساد) روح، دميده مى شود. ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 15 - 8
8- انسان ها در روز رستاخير دوباره زنده خواهند شد .
يوم يموت و يوم يبعث حيًّا
«حيّاً» حال است. تصريح به آن پس از اشاره به مرگ هر انسان در «يوم يموت» بيانگر آن است كه روز بعث، انسان ها دوباره زنده خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 102 - 3
3 - قيامت ، روز دميده شدن دوباره روح ها در اجساد و صورت هاى مردگان *
يوم ينفخ فى الصور
برداشت ياد شده بر اساس احتمالى در معناى «صور» است كه جمع «صورت» و به معناى «تمثال ها و پيكرها» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 84 - 4
4- خداوند ، خاندان ( زن و فرزند ) درگذشته ايوب ( ع ) را احيا و به او بازگردانيد .
و ءاتينه أهله
در اين كه مقصود از اعطاى خاندان ايوب(ع) به آن حضرت چيست، دو ديدگاه وجود دارد: 1- احياى زن و فرزندان درگذشته ايوب(ع) و بازگردانيدن آنان به ايشان; 2- اعطاى زن و فرزندان جديد به جاى زن و فرزندان از دست رفته او. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 16 - 1
1 - قيامت ، روز زنده شدن مجدد انسان ها پس از مرگ
ثمّ إنّكم يوم القيمة تبعثون
«بعث» (مصدر مجهول «تبعثون») به معناى برانگيخته شدن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 3 - 6
6 - مخلوق نبودن ، قدرت بر آفرينندگى ، جلب منفعت ، دفع ضرر ، ميراندن ، حيات بخشيدن و احياى مردگان ، از نشانه هاى معبود واقعى و شايسته پرستش ( اللّه )
و اتّخذوا من دونه ءالهة لايخلقون شيئًا و هم يخلقون . .. و لانشورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 9 - 3
3 - اعتقاد به عزت و شكست ناپذيرى خدا ، هموار كننده راه ايمان به رستاخيز و توانايى خدا بر احياى مردگان
و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز
با توجه به مفاد آيات پيش (انكار معاد از سوى كافران و ارائه نشانه هاى قدرت خدا بر برپا ساختن رستاخيز و پايان بخشيدن موضوع ياد شده با ذكر عزت خدا) برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 19 - 3،5،8،10
3 - حيات بخشى خداوند به مرده و زمين ، از دلايل لزوم تسبيح خداوند است .
فسبحن اللّه . .. يخرج الحىّ من الميّت ... و يحىِ الأرض بعد موتها
«يخرج الحىّ» مى تواند تعليل براى «فسبحان اللّه» باشد.
5 - نظام حيات و مرگ در جهان هستى ، دليلى آشكار بر امكان معاد و احياى مجدد انسان ها است .
يخرج الحىّ من الميّت . .. و كذلك تخرجون
8 - حيات مجدد انسان ها در عالم آخرت ، به دست خداوند بوده و خارج از اختيار انسان ها است .
و كذلك تخرجون
مجهول آورده شدن فعل «تخرجون» مى تواند اشاره به اختيارى نبودن بعث اخروى انسان ها داشته باشد و فعل هاى «يخرج الحىّ من. ..» و «و يخرج الميّت...» قرينه است بر اين كه فاعل فعل محذوف «تخرجون» خداوند است.
10 - پديد آوردن موجود جان دار از موجود بى جان و موجود بى جان از جان دار ، نشانه قدرت مندى خداوند بر احياى مجدّد انسان ها است .
يخرج الحىّ من الميّت . .. و كذلك تخرجون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 20 - 6
6 - پديد آوردن موجودى زنده مانند انسان از دل خاك مرده ، از نشانه هاى توان مندى خداوند بر احياى مجدد انسان ها است .
و كذلك تخرجون . و من ءايته أن خلقكم من تراب
از اين آيه به بعد، چندين آيه، در صدد شمارش آيات الهى است. از ميان آن آيات، ذكر مناسب ترين آيه با «و كذالك تخرجون» پس از آن، مى تواند در ضمن بيان آيات الهى، اشاره به نكته فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 25 - 9
9 - احياى زمين موات با نزول باران ، دليل قدرت خداوند بر احياى مجددانسان ها در قيامت است .
و من ءايته . .. و ينزّل من السماء ماء فيحيى به الأرض بعد موتها ... ثمّ إذا دعاك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 26 - 6
6 - فرمان بردارىِ محضِ موجودات عالم از خداوند ، دليل اطاعت انسان ها از نداى او براى زنده شدن مجدد در قيامت است .
إذا دعاكم دعوة . .. إذا أنتم تخرجون . و له من فى السموت ... كلّ له قنتون
جمله «كلٌّ له قانتون» عطف به جمله «و له من فى . ..» است و جمله «و له من فى...» را مى توان به منزله دليلى براى آيه قبل
تلقى كرد. بنابراين، معناى آيه چنين مى شود: به دليل اين كه همه، از جمله انسان ها تسليم محض خدايند، با صدور فرمان خداوند به برخاستن از قبر، زنده مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 27 - 2،3،13،14
2 - خداوند ، آغازكننده آفرينش انسان و بازآفريننده او پس از مرگ است .
و هو الذى يبدؤا الخلق ثمّ يعيده
«ال» در «الخلق» به قرينه «تخرجون»، در آيات قبل، مى تواند عهد باشد و منظور از آن انسان است.
3 - بازآفرينى انسان ها ( معاد ) در قيامت براى خداوند بسى سهل و آسان است .
ثمّ يعيده و هو أهون عليه
مرجع ضمير «هو» مصدر فعل «يعيد» و مرجع ضمير مجرور «عليه» خداوند است كه از «هو الذى» مستفاد است. لازم به ذكر است كه افعل تفضيل «أهون» به معناى «هيّن» است. افعل تفضيل آوردن آن، احتمالاً، براى تقريب به ذهن مخاطبان است.
13 - آفرينش نخست انسان ها و بازآفرينى آنان پس از مرگ ، مقتضاى حكمت و عزت خداوند است .
و هو الذى يبدؤا الخلق ثمّ يعيده . .. و هو العزيز الحكيم
14 - عالى ترين صفات را داشتن ، دليل توانايى خداوند بر بازآفرينى آسان انسان هادر قيامت است .
ثمّ يعيده و هو أهون عليه و له المثل الأعلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 40 - 3
3 - مرگ انسان ها و حيات مجدد آنها ، به دست خداوند است .
ثمّ يميتكم ثمّ يحييكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 50 - 6،8،12،19
6 - خداوند ، زمين را حيات مى بخشد و بر احياى مردگان ، توانا است .
كيف يحى الأرض بعد موتها إنّ ذلك لمحى الموتى
8 - احياى مجدد زمين مرده با باران ، نشانه اى گويا بر توان مندى خداوند در بازآفرينى انسان ها ، در قيامت است .
يحى الأرض بعد موتها إنّ ذلك لمحى الموتى
12 - بازآفرينى انسان ها در قيامت ، ناشى از رحمت خداوند است .
إلى ءاثر رحمت اللّه كيف يحى الأرض بعد موتهاإنّ ذلك لمحى الموتى
19 - بازآفرينى انسان ها در قيامت ، برخاسته از قدرت مطلق خداوند است .
إنّ ذلك لمحى الموتى و هو على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 54 - 12
12 - رساندن انسان ها از دوران ناتوانى جنينى و نوزادى به توان مندى دوران جوانى و سپس فرتوت ساختن آنان ، نشانه توان مندى خداوند بر باز آفرينى انسان ها درقيامت است . *
اللّه الذى خلقكم . .. يخلق ما يشاء
عبارت «يخلق ما يشاء» به قرينه آيه پنجاه - كه در آن، بر توان مندى خداوند بر معاد انسان ها، برهان اقامه شده بود - و نيز آيه پنجاه و پنج - كه درباره برپايى قيامت است - مى تواند درباره معاد و بازآفرينى انسان ها، در قيامت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 55 - 5
5 - كافران ، زنده شدن خود را در قيامت ، معلول فاصله زياد نداشتن مرگ شان تاروز قيامت مى دانند . *
و يوم . .. يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة
احتمال دارد قسم خوردن كافران بر طولانى نبودن حضورشان در برزخ و نيز جواب صاحبان علم و ايمان به آنان، براى طولانى بودن آن مدت، به خاطر ذكر اين نكته باشد كه كافران، با چنين ادعايى، در پى اثبات اين امر باشند كه بدن شان، هنوز آمادگى حيات داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 56 - 7،12
7 - روز قيامت ، روز برانگيخته شدن مردگان و احياى آنها است .
فهذا يوم البعث
12 - كافران ، از حقيقت روز قيامت و برانگيختگى مردگان در آن ، همواره ، در جهل و بى اطلاعى اند .
يقسم المجرمون . .. فهذا يوم البعث و لكنّكم كنتم لاتعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 10 - 5
5 - از نظر كافران ، پيوستن اجزاى پراكنده بدن مردگان ، در قيامت ، امرى مستبعد است .
و قالوا أءذا ضللنا فى الأرض أءنّا لفى خلق جديد
«ضللنا» دو معنا دارد: يكى دفن شدن در قبر و ديگرى، تبديل به خاك شدن به گونه اى كه از ديگر اجزاى خاك نتوان تميز داد. طبق معناى دوم، اجزاى بدن انسان از هم جدا شده و در ميان خاك ها پراكنده خواهد شد. بازآفرينى چنين حالتى، براى كافران، مستبعد بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 11 - 15
15 - آفرينش انسان در قالب زن و مرد و آگاهى از باردارى و زايمان زنان و مقدار عمر آدمى ، نشانه توانايى خداوند بر برپايى قيامت و احياى مجدد انسان ها
و اللّه خلقكم من تراب ثمّ من نطفة . .. إنّ ذلك على اللّه يسير
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين آيه، در سلسله آياتى قرار دارد كه در صدد اثبات قدرت مطلق خدا و نيز توانايى
او بر احياى مردگان مى باشد; مانند آيه «و اللّه الذى أرسل الرياح. .. فأحيينا به الأرض بعد موتها كذلك النشور»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 33 - 3
3 - پديده حيات و احياى زمين مرده ، نشانه راستى قيامت و دليل توانايى خداوند بر احياى مردگان است .
و ءاية لهم الأرض الميتة أحيينها و أخرجنا منها حبًّا
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه آيه شريفه پس از طرح مسأله برانگيختن انسان ها - كه كافران آن را انكار مى كردند - آمده است. و در حقيقت، اين آيه درصدد اثبات قيامت و نشان دادن جلوه اى از قدرت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 79 - 7
7 - آگاهى خداوند بر آفرينش و پديد آوردن هر چيزى ، دليل و نشانه امكان برپايى قيامت و توانايى خداوند بر احياى مجدد انسان ها
و هو بكلّ خلق عليم
جمله «و هو بكلّ خلق عليم» ادامه استدلال براى امكان معاد و رد شبهه منكران قيامت است; يعنى، بعيد شمردن برپايى قيامت، ممكن است ناشى از اين شبهه باشد كه چگونه اجزاى پوسيده و پراكنده بشر، شناسايى و جمع خواهد شد. خداوند در پاسخ آن، مسأله علم مطلق خويش بر آفرينش جهان هستى را يادآور شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 81 - 8
8 - خداوندِ خالق آسمان ها و زمين ، بر آفرينش مجدد انسان ها و نوسازى آدمى از ذرات پوسيده و پراكنده دنيايى او در قيامت ، توانا است .
قال من يحىِ العظم و هى رميم . .. أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن ي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 83 - 6
6 - حاكميت و مالكيت خداوند بر همه چيز و بازگشت همه انسان ها به سوى او ، دليل و نشانه توانايى او بر برپا كردن قيامت و احياى مجدد انسان ها
فسبحن الذى بيده ملكوت كلّ شىء و إليه ترجعون
برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه در رديف سلسله آياتى قرار دارد كه درباره اثبات قيامت و ارائه جلوه هاى قدرت خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 16 - 1
1 - انسان ها پس از مردن و تبديل شدن به خاك و استخوان ، دوباره زنده شده و آفرينشى جديد خواهند يافت .
أءذا متنا و كنّا ترابًا و عظمًا أءنّا لمبعوثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 17 - 2
2 - مشركان ، حيات مجدد نياكان اوليه خود را در روز رستاخيز ، بعيدتر و غيرممكن تر از تجديد حيات خود مى دانستند .
أءنّا لمبعوثون . أوَ ءاباؤنا الأوّلون
از عطف «أو ءاباؤنا. ..» بر «أءنا لمبعوثون» - كه براى ارتقاى اظهارِ استحاله امرِ معاد است - و نيز از اختصاص به ذكر يافتن «آباء»، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 18 - 2
2 - مشركان و منكران قيامت ، با وضعيتى ذلّت بار و تحقير شده در روز قيامت زنده خواهند شد .
و أنتم دخرون
«داخر» (مفرد «داخرون») به معناى «صغير» و «ذليل» است و جمله «أنتم داخرون» حال براى فاعل فعل مقدّر (تبعثون) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 34 - 7
7 - جسم بى جان افكنده شده بر تخت سليمان ، پس از مدتى زنده شد و جان گرفت .
و ألقينا على كرسيّه جسدًا ثمّ أناب
برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «أناب» در معناى اصلى خود («رجع»; يعنى، رجوع كرد و بازگشت) باشد. بر اين اساس مقصود از رجوع و بازگشت در آيه شريفه، مى تواند رجوع جسد بى روح به حالت قبلى و بازگشت جان به اين جسد باشد كه بدين وسيله سليمان(ع) مورد آزمايش الهى قرار گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 43 - 1
1 - خداوند ، خانواده از دست رفته ايوب را زنده كرد و به او بازگرداند .
و وهبنا له أهله
در اين كه مقصود از «و وهبنا له أهله» چيست; ميان مفسران دو ديدگاه وجود دارد: 1- برخى برآنند كه خانواده ايوب، مرده بودند و خداوند آنان را زنده كرد و به او بازگردانيد. 2- برخى ديگر برآنند كه خانواده ايوب(ع) زنده بودند; ولى از اطراف او - كه به امراض و بليه هاى گوناگون مبتلا بود - پراكنده شده بودند. اما خداوند با شفا دادن ايوب(ع) و رفع گرفتارى از آن حضرت، آنان را به او بازگردانيد. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 42 - 9
9 - بازگشت روح به بدن ، پس از مرگ در دنيا ممكن نيست .
فيمسك الّتى قضى عليها الموت
برداشت ياد شده با توجه به معناى امساك است كه به معناى چنگ زدن به چيزى و حفظ آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 44 - 9
9 - انسان ها با مرگ از بين نمى روند ; بلكه دوباره زنده خواهند شد .
ثمّ إليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 39 - 17
17 - حيات زمين در دنيا و رستاخيز مردگان در قيامت ، نمادى از قدرت بى بديل خداوند است .
إنّ الذى أحياها لمحى الموتى إنّه على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 61 - 1
1 - معجزه عيسى ( ع ) در احياى مردگان ، دليلى آشكار بر امكان معاد
و إنّه لعلم للساعة
ضمير در «إنّه» به عيسى(ع) برمى گردد. آن حضرت از آن جهت دليل بر امكان معاد است كه مى توانسته مردگان را زنده كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 33 - 9
9- عظمت آفرينش آسمان ها و زمين ، نمايانگر قدرت مطلقه خداوند بر هر چيز ; علاوه بر قدرت او بر احياى مردگان
خلق السموت و الأرض . .. بلى إنّه على كلّ شىء قدير
از ارتباط بخش هاى اين آيه، مطلب بالا استفاده مى شود; زيرا در مرحله نخست از آفرينش آسمان ها و زمين، قدرت خداوند بر احياى مردگان استفاده شده است; ولى در مرحله بعد، نتيجه اى كلى تر (قدرت مطلقه الهى) مطرح گرديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 18 - 6
6 - رويش نباتات در زمين و سپس خشك شدن و تبديل شدن آنها به خاك ، نشانه قدرت خداوند بر احياى مردگان در قيامت
و اللّه أنبتكم من الأرض نباتًا . .. و يخرجكم إخراجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 4 - 3،4
3 - بيرون آمدن اجساد مردگان از قبر ها ، پيش درآمدى بر احضار انسان ها در صحنه قيامت است .
و إذا القبور بعثرت
مراد از زير و رو شدن قبرها - به قرينه آيه بعد - فراهم شدن مقدمات حضور انسان ها در محشر است.
4 - قيامت ، روز زنده شدن مردگان
و إذا القبور بعثرت
بيرون ريخته شدن آنچه در قبرها هست، كنايه از زنده شدن مردگان در قيامت است. تعبير «قبر» در اين آيه، ممكن است هر نقطه اى از جهان را - كه از بقاياى انسان در آن اثرى باشد - شامل گردد. بنابراين، آيه شريفه، شامل تمامى انسان ها خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 8 - 3
3 - تمام انسان ها پس از مرگ ، دوباره زنده خواهند شد .
إنّه على رجعه لقادر
آيه شريفه صرفاً در مقام بيان توانمندى خداوند نيست; بلكه در صدد دفع پندار منكران معاد نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 22 - 1
1 - زنده شدن مردگان در قيامت ، حتمى است .
ثمّ إذا شاء أنشره
«إنشار» (مصدر «أنشر») به معناى احيا است (لسان العرب). حرف شرط «إذا» در مواردى به كار مى رود كه وقوع كار، مسلّم گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 4 - 3
3 - زمين پس از تحوّلاتى در سه مرحله ( « لرزش ويرانگر در پايان عمر دنيا » ، « اخراج مردگان از درون خود در آغاز قيامت » و « اظهار اطلاعات بايگانى شده در خود » ) ، مكان حسابرسى اعمال انسان ها خواهد شد .
إذا زلزلت . .. و أخرجت ... تحدّث أخبارها
آيات اين سوره مى تواند بيانگر حوادث آخرت باشد كه از پايان نظام موجود، شروع مى شود. تعبير «يومئذ» - در اين احتمال - نشانگر وقوع تمام آن حوادث، در يك زمان گسترده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 73 - 9
9 - خداوند ، با به كارگيرى اسباب ، مردگان را براى حضور در قيامت زنده مى كند . *
فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحى اللّه الموتى
برداشت فوق بدان احتمال است كه «وجه شبه» ميان زنده شدن مقتول بنى اسرائيل و زنده شدن مردگان در قيامت، به كارگيرى اسباب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 10 - 2
2 - منكران معاد ، زنده شدن اهل قبور را شگفت آور خوانده و آن را بعيد مى شمارند .
يقولون أءنّا لمردودون فى الحافرة
يكى از معانى «حافرة» قبر است (مفردات راغب). قيد «فى الحافرة» حال و مفاد جمله «أءنّا ...» اين است كه آيا ما در حالى كه در قبر هستيم، به زندگى بازگردانده خواهيم شد؟!
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 40 - 4
4 - استبعاد و ترديد در توانايى خداوند ، مشكل و بهانه كافران در پذيرش مسأله معاد و احياى مردگان
أليس ذلك بقدر على أن يحيى الموتى
طرح مسأله توانايى خداوند بر احياى مردگان به صورت سؤال، نشان دهنده حقيقت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 84 - 7
7 - مشروعيت و پسنديده بودن حضور بر مزار مؤمنان و دعا و استغفار براى آنان
و لاتصل . .. و لاتقم على قبره
آنچه در آيه نهى شده در خصوص منافقان است و همين تخصيص مى رساند كه حضور يافتن بر مزار مؤمنان و دعا براى آنان امرى
جايز، بلكه پسنديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 35 - 1
1 - حيات مجدد انسان ها و بيرون آوردن آنان از گورهايشان در روز رستاخيز ، مورد انكار و استهزاى اشراف كافر جامعه پس از نوح
أيعدكم . .. أنّكم مخرجون
استفهام در «أيعدكم» براى تهكم و استهزا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 4 - 2
2 - خداوند ، نه تنها توانا بر گردآورى استخوان هاى مردگان است ; بلكه مى تواند انگشتان هر كس را به همان صورتى كه در دنيا بود ، تنظيم كند .
بلى قدرين على أن نسوّى بنانه
«بنانة» (مفرد «بنان») در دو معنا استعمال مى شود: 1- انگشتان، 2- سرانگشتان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 12 - 2
2 - منكران معاد ، حيات دوباره انسان ها را پس از مرگ ، حياتى بى ثمر و سراسر زيان وانمود مى كنند .
قالوا تلك إذًا كرّة خاسرة
«كرّة»; يعنى، رجوع. نسبت دادن زيان كارى به رجوع - نه رجوع كنندگان - مبالغه در ترسيم زيان كارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 9 - 7
7 - تشبيه تجديد حيات انسان ها در قيامت ، به احياى زمين و پديد آمدن حيات در آن
أرسل الريح فتثير سحابًا فسقنه إلى بلد ميّت فأحيينا به الأرض بعد موتها كذلك الن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 39 - 10
10 - شباهت رستاخيز انسان ها در قيامت ، به رويش گياهان پس از ريزش باران
و من ءايته أنّك ترى الأرض خشعة . .. إنّ الذى أحياها لمحى الموتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 36 - 3
3 - كسانى كه آيات الهى و دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را ناشنيده مى انگارند، مردگانى متحركند.
إنما يستجيب الذين يسمعون و الموتى يبعثهم اللّه
به كار رفتن كلمه «الموتى» در برابر «الذين يسمعون» حاكى از آن است كه آن دسته كه در برابر دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به گونه اى رفتار مى كنند كه گويا اصلاً چيزى نشنيده اند، مرده دلانى هستند كه كلمه «الموتى» در خور آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 80 - 7
7 - كافران حق ناپذير ، چونان مردگانى ناشنوا و غيرقابل تفهيم
إنّك لاتسمع الموتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 22 - 7
7 - كافران لجوج ، مانند مردگان در قبر ها ، از شنيدن سخن حق ناتوان بوده و هيچ راهى براى هدايتشان نيست .
و ما أنت بمسمع من فى القبور
در اين آيه كافران لجوج و حق ناپذير صدراسلام درمكه، به مردگان در قبرها تشبيه شده اند كه هيچ راهى براى هدايتشان نيست و آنان نيز هيچ زمينه اى براى پذيرش ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 9 - 4
4 - تشبيه خطاپيشگان در قيامت ، به جان باختگانى كه تحمّل مرگ آنان براى مادرشان هلاكت آفرين است . *
فأُمّه هاوية
فعل «هوى» در معانى مختلفى - از جمله «سَقَطَ» و «مات» - به كار رفته است (قاموس). بنابر معناى دوم، كلمه «هاوية»، به معناى «هالكة» خواهد بود نسبت دادن هلاكت به مادر كسى كه ميزان اعمال او سبك است، كنايه از عظمت سختى هاى وارد بر وى است; به گونه اى كه در آن موارد، مادران تاب تحمّل چنين وضعى را براى فرزند خود نداشته و هلاك خواهند شد. در اين صورت مرجع ضمير «هى» در آيه بعد، عنوان «داهية» (مصيبت بزرگ) خواهد بود كه مفاد جمله «فأُمّه هاوية» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 2 - 3
3 - ديدار قبرستان ها براى شمارش مردگان قبيله ، پست ترين اقدام برخى قبايل عصر جاهلى ، در مقام اثبات برترى تعداد خويش بر قبايل ديگر
حتّى زرتم المقابر
قيد «حتّى زرتم المقابر»، ممكن است كنايه از مرگ باشد و شايد در معناى حقيقى ديدار گورستان به كار رفته باشد. در صورت دوم، ناظر به رفتارى است كه درباره برخى اقوام عرب نقل شده است كه كثرت افراد قبيله را، ملاك برترى دانسته و براى بالا بردن رقم آن، حتى مردگان خود را نيز شمردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 38 - 4،6
4- جد و جهد مشركان براى مورد انكار قرار دادن احياى مجدد انسان ها پس از مرگ
و أقسموا بالله جهد أيمنهم لايبعث الله من يموت
«جهد» مفعول مطلق نوعى براى فعل محذوف است كه براى تأكيد انجام فعل مى باشد. و نيز جمع آورده شدن «أيمان» (سوگندها) مى تواند مؤيد برداشت فوق باشد.
6- منكران معاد ، بر اين پندار بودند كه خداوند خود ، انسان هاى مرده را زنده نمى كند .
و أقسموا بالله . .. لايبعث الله من يموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 35 - 2
2 - تبديل دوباره خاك و استخوان به شكل انسان و دميده شدن حيات در آن ، امرى غير قابل قبول براى اشراف كفر پيشه
أيعدكم . .. أنّكم مخرجون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 3 - 2
2 - پندار عدم توانايى خداوند بر جمع آورى استخوان هاى مردگان و زنده كردن آنها ، باطل و بى اساس است .
أيحسب الإنسن ألّن نجمع عظامه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 4 - 2
2 - خداوند ، نه تنها توانا بر گردآورى استخوان هاى مردگان است ; بلكه مى تواند انگشتان هر كس را به همان صورتى كه در دنيا بود ، تنظيم كند .
بلى قدرين على أن نسوّى بنانه
«بنانة» (مفرد «بنان») در دو معنا استعمال مى شود: 1- انگشتان، 2- سرانگشتان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 38 - 9،10
9- اكثريت انسان ها ، از قدرت خداوند در احياى مجدد انسان ها ناآگاهند .
بلى وعدًا عليه حقًّا و لكنّ أكثر الناس لايعلمون
ممكن است به قرينهء تناسب موضوع - كه انكار و اثبات معاد است - متعلق «لايعلمون» قدرت خداوند بر احياى مجدد انسانها باشد.
10- اكثر مشركان مكه ، از قدرت خداوند بر احياى مجدد انسان ها بى خبر بودند .
بلى وعدًا عليه حقًّا و لكنّ أكثر الناس لايعلمون
برداشت فوق، بر اساس اين نكته است كه «ال» در «الناس» عهد ذكرى بوده و مراد از آن مشركانى باشند كه در آيات قبل از آنها سخن به ميان آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 38 - 8
8- وعده قطعى و تخلف ناپذير خداوند به حيات مجدد انسان ها پس از مرگ
لايبعث الله . .. بلى وعدًا عليه حقًّا
«وعداً» و «حقّاً» مفعول مطلق براى فعلهاى محذوف مى باشند و دلالت بر تأكيد مى كنند. بنابراين معناى «بلى وعداً عليه حقّاً» چنين مى شود: آرى خبر رستاخيز انسانها، وعده اى است حق و باطل در آن راه ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 40 - 9
9- قدرت مطلق خداوند ، ضامن تحقق وعده او در زنده كردن دوباره انسان ها و برپايى قيامت
و أقسموا بالله . .. لايبعث الله من يموت بلى وعدًا عليه ... إنما قولنا لشىء إذا أ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 39 - 9
9 - رستاخيز مردگان ، امرى حتمى و غير قابل ترديد است .
إنّ الذى أحياها لمحى الموتى
از كلمه «إنّ» و «لام» در «لمحى» حتمى بودن احياى مردگان استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 41 - 3
3 - توانايى قطعى خداوند ، بر احياى مردگان
على أن نبدّل خيرًا منهم . و ما نحن بمسبوقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 22 - 1
1 - زنده شدن مردگان در قيامت ، حتمى است .
ثمّ إذا شاء أنشره
«إنشار» (مصدر «أنشر») به معناى احيا است (لسان العرب). حرف شرط «إذا» در مواردى به كار مى رود كه وقوع كار، مسلّم گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 36 - 1
1- مشركان براى پذيرش درستى معاد ، زنده شدن نياكانشان را از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار شدند .
فأتوا بابائنا إن كنتم صدقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 111 - 1
1 - نزول ملائكه بر مشركان و سخن گفتن مردگان با ايشان، از معجزات درخواستى آنان بوده است.
لئن جاءتهم ءاية . .. و لو أننا نزّلنا ... ما كانوا ليؤمنوا
ذكر نزول ملائكه و سخن گفتن با مردگان در آيه حكايت از آن دارد كه اين قبيل معجزات مورد درخواست مشركان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 84 - 7
7 - مشروعيت و پسنديده بودن حضور بر مزار مؤمنان و دعا و استغفار براى آنان
و لاتصل . .. و لاتقم على قبره
آنچه در آيه نهى شده در خصوص منافقان است و همين تخصيص مى رساند كه حضور يافتن بر مزار مؤمنان و دعا براى آنان امرى جايز، بلكه پسنديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 5 - 10
10- آفرينش انسان از عناصر بى جانى چون : خاك ، نطفه ، علقه و مضغه ، جلوه روشنى از توانايى خدا بر احياى مجدد انسان در روز رستاخيز است .
فإنّا خلقنكم من تراب . .. لنبيّن لكم
«لنبيّن لكم» مفعولٌ له براى «خلقناكم» و به تقدير «لنبيّن لكم ان اللّه قادر على أن يحيى الموتى» است; يعنى، ما شما را از خاك و سپس از نطفه و سپس . .. آفريديم تا روشن سازيم كه خدا، بر احياى دوباره شما توانا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 6 - 4
4 - آفرينش انسان و انواع گياهان از بستر خاك مرده و بى جان ، نمايشى است از قدرتمندى و توانايى خداوند بر احياى همه مردگان در روز رستاخيز .
فإنا خلقناكم من تراب. .. و ترى الأرض هامدة... و أنّه يحى الموتى
جمله «و أنّه يحيى. ..» عطف بر «أنّ الله هو الحقّ» و به تقدير «و ذلك بأنّ اللّه يحيى الموتى » مى باشد; يعنى، آن قدرت نمايى ها بدان سبب است كه خداوند مى تواند مردگان را زنده كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 7 - 8
8 - خلقت انسان و رويش انواع گياهان از خاك بى جان ، نشانگر توانمندى خدا بر احياى مردگان در روز رستاخيز
فإنّا خلقناكم . .. و ترى الأرض هامدة ... و أنّ اللّه يبعث من فى القبور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 31 - 3
3 - بيرون آوردن آب و گياه از دل زمين ، نشانه قدرت خداوند بر احياى دوباره انسان ها است .
ءأنتم أشدّ خلقًا . .. أخرج منها ماءها و مرعيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 32 - 2
2 - آفرينش كوه هاى پايدار و تزلزل ناپذير ، نشان قدرت خداوند بر احياى دوباره انسان ها است .
ءأنتم . .. و الجبال أرسيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 22 - 7
7 - قدرت خداوند بر آفرينش انسان ها ، تنظيم توانمندى هاى آنان ، هدايت تكوينى و نيز ميراندن و به گور افكندن آنها ، دليل قدرت او بر زنده ساختن آنان در قيامت است .
خلقه فقدّره . ثمّ السبيل يسّره . ثمّ أماته فأقبره . ثمّ إذا شاء أنشره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 57 - 11
11 - زنده شدن گياهان مرده ، دليل امكان معاد و زنده شدن مردگان
كذلك نخرج الموتى لعلكم تذكرون
تشبيه زنده كردن مردگان به چگونگى رويش گياهان و تبديل دانه هاى بى جان به موجوداتى زنده، استدلالى است بر امكان معاد و زنده شدن مردگان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 7 - 2
2 - گوناگونى نباتات ، از زمينه هاى مطالعه براى پى بردن به امكان معاد و قدرت خدا بر احياى مردگان
فسيأتيهم أنبؤا . .. يستهزءون . أَوَلم يروا إلى الأرض كم أنبتنا فيها
در اين جا روى سخن با كسانى است كه منكر معاد بوده و پذيرفتن آن براى آنان دشوار مى نمود. آيه ياد شده براى برطرف كردن استبعاد كافران و ارائه نشانه هاى امكان معاد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 8 - 1
1 - رويش گياهان و تنوع و زيبايى آنها ، نشانى از قدرت خدا براى ايجاد رستاخيز و احياى مجدد مردگان .
أَوَلم يروا إلى الأرض كم أنبتنا . .. إن فى ذلك لاَية
واژه «ذلك» اشاره به رويش گياهان و انواع متنوع آن دارد. چنان كه در آيه پيش گفته شد، اين آيات درصدد ارائه نشانه هاى امكان معاد و برطرف كردن استبعاد كافران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 81 - 10
10 - آفرينش انبوه پديده هاى جهان و آگاهى همه جانبه از احوال آنها ، دليل و شاهد توانايى خداوند بر احياى مجدد انسان ها در روز قيامت
أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن يخلق مثلهم بلى و هو الخلّ-ق العليم
يادآورى آفرينش و علم گسترده خداوند، در پايان آيه و در شرايطى كه آيه شريفه در مقام بيان توانايى خداوند بر احياى مجدد انسان ها است; مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 21 - 15
15 - مرگ و نزول باران حيات آفرين ( رويش كشت ها و خشك و خرد شدن آنها ) ، نشانه قدرت خداوند بر حيات بخشيدن دوباره انسان ها در قيامت
ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. ثمّ يخرج به زرعًا ... ثمّ يجعله حطمًا
طبق نظر برخى از مفسران از آن جايى كه آيه شريفه پس از آيات مربوط به معاد و بهشت و جهنم آمده است، مى تواند درصدد اثبات قدرت خداوند بر آفرينش مجدد انسان ها در قيامت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 9 - 10
10 - قدرت نامحدود و بى كران خداوند ، دليل توان مندى او بر احياى مردگان و برپايى قيامت
و هو يحى الموتى و هو على كلّ شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 6 - 3
3- آفرينش شگفت ، زيبا و متقن آسمان ، نشانى از قدرت خداوند بر احياى مجدد مردگان
ذلك رجع بعيد . .. أفلم ينظروا إلى السماء فوقهم كيف بنينها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 7 - 8
8- رويش گياهان زنده از دل مرده زمين ، نمودى از رستاخيز دوباره انسان از درون خاك
ذلك رجع بعيد . .. و أنبتنا فيها من كلّ زوج بهيج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 40 - 2،5
2 - آفرينش آغازين انسان ، از نطفه و علقه به همراه ساختارى معتدل و هماهنگ ، دليل قدرت خداوند بر برپايى قيامت و احياى مردگان
ألم يك نطفة من منىّ يمنى . .. فخلق فسوّى ... أليس ذلك بقدر على أن يحيى الموتى
5 - مطالعه در مبدأ و مراحل آفرينش انسان ، از راه هاى شناخت معاد و پى بردن به احياى مردگان
ألم يك نطفة من منىّ يمنى . .. فخلق فسوّى ... أليس ذلك بقدر على أن يحيى الموتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 28 - 4
4 - برافراشتن آسمان و تعديل آن ، دليل قدرت خداوند بر احياى دوباره انسان ها است .
ءأنتم أشدّ . .. رفع سمكها فسوّيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 8 - 2
2 - آفرينش انسان از منى ، برهان قدرت خداوند بر معاد و تجديد حيات انسان است .
خلق من ماء . .. يخرج ... إنّه على رجعه لقادر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 11 - 9
9- كارايى و تأثير وسايط طبيعى ، در تحقق معاد و حيات مجدد انسان ها *
و أحيينا به بلدة ميتًا كذلك الخروج
از اين كه در «مشبّه به» تعبير «به» آمده است - كه واسطه بودن باران در حيات زمين را مى رساند - اين احتمال جان مى گيرد كه در «مشبّه» نيز وسايط مؤثّر باشند; يعنى، معاد انسان ها نيز، در نتيجه تحولاتى طبيعى به تدبير و اراده خداوند صورت مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - زلزله - 99 - 2 - 1
1 - زمين ، بر اثر زلزله فراگير خود همه مردگان را ، بيرون خواهد ريخت .
و أخرجت الأرض أثقالها
«أثقال» جمع «ثِقْل» و «ثَقَل» است; نظير «أمثال» كه جمع «مِثْل» و «مَثَل» مى باشد. «ثِقْل» به معناى بار سنگين است. «ثَقَل» نيز به همان معنا و يا به معناى «شىء نفيس» است (لسان العرب). «بارهاى سنگين زمين»، كنايه از ذخاير آن و نيز اجساد مردگان است. برداشت ياد شده، به مصداق دوم نظر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 12 - 2
2 - منكران معاد ، حيات دوباره انسان ها را پس از مرگ ، حياتى بى ثمر و سراسر زيان وانمود مى كنند .
قالوا تلك إذًا كرّة خاسرة
«كرّة»; يعنى، رجوع. نسبت دادن زيان كارى به رجوع - نه رجوع كنندگان - مبالغه در ترسيم زيان كارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 1 - 8
8 - « قال علىّ ( ع ) بعد تلاوة « ألهيكم التكاثر حتّى زرتم المقابر » يا له مراماً ما أبعدَه و زَوْراً ما أغفلَه و خطراً ما افظعَه . . . أفبمصارع أباءهم يفخرون أم بعديد الهلكى يتكاثرون . . . و لاَن يكونوا عِبَراً أحقّ من أن يكونوا مفتخراً ;
على(ع) بعد از تلاوت آيه «ألهيكم التكاثر حتّى زرتم المقابر»، فرمود: شگفتا چه هدف بسيار دورى! و چه زيارت كنندگان غافلى و چه خراميدن بسيار زشتى! آيا به محل زمين خوردن پدران خويش مى نازند و يا به تعداد هلاك شدگان [اقوام خود ]مباهات مى كنند؟ . .. به راستى اينها مايه عبرت قرار گيرند، سزاوارتر است تا مايه مباهات و افتخار باشند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 2 - 6
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 51 - 3
3 - زنده شدن انسان ها در قيامت ، بسيار سريع و با سهولت انجام خواهد گرفت .
و نفخ فى الصور فإذا هم من الأجداث إلى ربّهم
به كار رفتن «إذا»ى فجائيه - كه نشانگر آمدن سريع و بدون مقدمه مضمون بعد از آن است - مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه كار برپايى قيامت، براى خداوند بسيار آسان است و به تهيه هيچ مقدمه و زمينه اى نياز ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 19 - 2
2 - زنده شدن انسان ها در قيامت ، بسيار سريع و ناگهانى خواهدبود .
فإنّما هى زجرة وحدة
از اين كه انسان ها تنها با يك صيحه، زنده خواهند شد، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 51 - 3
3 - زنده شدن انسان ها در قيامت ، بسيار سريع و با سهولت انجام خواهد گرفت .
و نفخ فى الصور فإذا هم من الأجداث إلى ربّهم
به كار رفتن «إذا»ى فجائيه - كه نشانگر آمدن سريع و بدون مقدمه مضمون بعد از آن است - مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه كار برپايى قيامت، براى خداوند بسيار آسان است و به تهيه هيچ مقدمه و زمينه اى نياز ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 82 - 5
5 - آفرينش مجدد انسان ها براى خداوند ، بسيار سهل و آسان است .
قال من يحىِ العظم . .. قل يحييها الذى أنشأها أوّل مرّة... و هو الخلّ-ق العليم .
برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه در رديف آياتى قرار گرفته كه درصدد اثبات معاد و امكان حيات مجدد انسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 13 - 2
2 - معاد و زنده ساختن دوباره انسان ها براى خداوند آسان است .
فإنّما هى زجرة وحدة
جمله «فإنّما. ..» پاسخى به استبعاد منكران معاد است; يعنى، تمام آنچه كه آن را سخت و دشوار مى پنداريد، براى خداوند، تنها ايجاد يك خروش و بانگ حيات بخش است و بس.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 73 - 8
8 - زنده كردن مردگان براى خداوند امرى سهل و آسان است .
كذلك يحى اللّه الموتى
به نظر مى رسد «وجه شبه» ميان زنده كردن مقتول بنى اسرائيل و ساير مردگان، سهولت و آسانى آن باشد; يعنى، خداوند به همان آسانى و سهولت كه آن مرده را زنده كرد، ساير مردگان را نيز زنده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 19 - 3
3 - زنده شدن انسان ها پس از مرگ شان در قيامت ، امرى آسان براى خداوند
فإنّما هى زجرة وحدة
زنده شدن انسان ها تنها با يك صيحه، مى تواند حاكى از حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 10 - 2
2 - منكران معاد ، زنده شدن اهل قبور را شگفت آور خوانده و آن را بعيد مى شمارند .
يقولون أءنّا لمردودون فى الحافرة
يكى از معانى «حافرة» قبر است (مفردات راغب). قيد «فى الحافرة» حال و مفاد جمله «أءنّا ...» اين است كه آيا ما در حالى كه در قبر هستيم، به زندگى بازگردانده خواهيم شد؟!
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 78 - 3
3 - زنده شدن انسان ها پس از تبديل شدن به استخوان كهنه و پوسيده ، امرى شگفت آور و ناممكن در ديدگاه كافران
قال من يحىِ العظم و هى رميم
«من» در آيه شريفه براى استفهام انكارى و تعجبى است و «رميم» به معناى كهنه و پوسيده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 81 - 5
5 - شگفت آور بودن انكار معاد و احياى مجدد انسان ها ، به قدرت خداى خالق آسمان ها و زمين
أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن يخلق مثلهم
برداشت ياد شده از آن جا است كه استفهام در «أوَليس . ..» استفهام انكارى و تعجبى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 21 - 4
4- عجز و ناتوانى خدايان مشركان از احياى مردگان
أم اتّخذوا ءالهة من الأرض هم ينشرون
برداشت ياد شده با توجه به اين مطلب است كه جمله «هم ينشرون» جمله استئنافيه است و يا در محل نصب و صفت براى «آلهة» مى باشد. در هر دو صورت همزه استفهاميه انكارى، پيش از آن در تقدير است و انكار هم از نوع انكار وقوعى است; يعنى، احياى مردگان توسط معبودهاى مشركان محال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 3 - 1،2
1 - انكار قيامت ، برخاسته از پندار كافران به ناتوان بودن خداوند بر گردآورى استخوان هاى مردگان و احياى مجدد آنها
أيحسب الإنسن ألّن نجمع عظامه
مقصود از انسان در اين آيه - برابر نظر مفسران و به قرينه مقام - انسان كافر است; نه همه انسان ها.
2 - پندار عدم توانايى خداوند بر جمع آورى استخوان هاى مردگان و زنده كردن آنها ، باطل و بى اساس است .
أيحسب الإنسن ألّن نجمع عظامه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 3 - 1
1 - انكار قيامت ، برخاسته از پندار كافران به ناتوان بودن خداوند بر گردآورى استخوان هاى مردگان و احياى مجدد آنها
أيحسب الإنسن ألّن نجمع عظامه
مقصود از انسان در اين آيه - برابر نظر مفسران و به قرينه مقام - انسان كافر است; نه همه انسان ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 12 - 2
2 - برپا ساختن رستاخيز و زنده كردن مردگان ، كارى بزرگ و باعظمت است ; اما در برابر عظمت قدرت خداوند ناچيز مى باشد .
إنّا نحن نحى الموتى
برداشت ياد شده، از آمدن دو ضميرِ جمعِ (إنّا و نحن) استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 2 - 6
6 - آگاهى خداوند از مردگان و اجزاى آنان كه در دل زمين قرار مى گيرند .
يعلم ما يلج فى الأرض
احتمال دارد به قرينه اين كه در آيه بعد سخن از انكار و وقوع قيامت است، مراد از «ما يلج» مردگان و يا اجزاى متلاشى شده آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 4 - 3
3- آگاهى خداوند ، به شمار مشخّصات يكايك انسان هاى نهفته در دل خاك *
قد علمنا ما تنقص الأرض منهم
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مراد از «ما تنقص الأرض»، اجزاى بدن انسان نباشد; بلكه مراد انسان هايى باشد كه از جمع زندگان به دل خاك مى پيوندند. در اين احتمال، بيشتر نظر به افراد است تا به اجزا.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 49 - 2
2 - زنده شدن مجدد انسان ها در روز رستاخيز ، مربوط به همه آنها از اولين تا آخرين
أءنّا لمبعوثون . .. قل إنّ الأوّلين و الأخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 50 - 2
2 - زنده و جمع شدن همه انسان هاى تاريخ در قيامت
إنّ الأوّلين و الأخرين . لمجموعون إلى ميقت يوم معلوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 5 - 30
30 - مطالعه در چگونگى رويش و رشد گياهان گوناگون بر زمين هاى مرده ، زايل كننده هر گونه شك و ترديد در امكان برپايى رستاخيز و قدرت خدا بر احياى دوباره مردگان
يأيّها الناس إن كنتم فى ريب من البعث . .. و ترى الأرض هامدة ... من كلّ زوج بهيج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 39 - 1،2،8
1- خداوند ، انسان ها را پس از مرگ زنده مى كند تا حقايق را براى آنان تبيين نمايد .
بلى وعدًا عليه حقًّا . .. ليبيّن لهم الذى يختلفون فيه
2- ظهور حقيقت امور اختلافى ، از دلايل زنده شدن انسان ها در قيامت است .
بلى وعدًا عليه حقًّا . .. ليبيّن لهم الذى يختلفون فيه
8- آگاهى يافتن كافران بر دروغ گويى خويش ، از جمله دلايل احياى مجدد انسان ها در قيامت
بلى وعدًا عليه حقًّا . .. و ليعلم الذين كفروا أنهم كانوا كذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 8 - 1
1 - خداوند ، بر اعاده مجدد انسان پس از مرگ او ، توانمند است .
إنّه على رجعه لقادر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 13 - 3
3 - گفتار خداوند درباره معاد و توان او بر احياى دوباره انسان ، گفتار نهايى و فيصله دهنده تمام گفتوگو ها است .
إنّه لقول فصل
ضمير «إنّه» چه به قرآن برگردد و چه به محتواى آيات پيشين - كه درباره قدرت خداوند بر معاد بود - برداشت ياد شده استفاده مى شود. «قول فصل»، به كلامى گفته مى شود كه «فصل الخطاب» باشد و به گفتوگوها خاتمه دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 82 - 2
2 - تبديل دوباره استخوان هاى پوسيده مردگان به انسانى كامل ، امرى ناممكن در نظر كافران
قالوا أءذا متنا . .. أءنّا لمبعوثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 19 - 1
1 - برپايى قيامت و احياى مجدد انسان ها ، تنها با يك صيحه و فرياد سخت خواهد بود .
فإنّما هى زجرة وحدة
«زجرة» به معناى «صيحه» است و آمدن آن بر وزن «فعلة»، بر «مرّة» دلالت مى كند. آمدن «واحدة» نيز براى تأكيد مفاد آن است. پس «فانّما هى زجرة...»; يعنى، تنها يك صيحه و فرياد سخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 17 - 4
4- انبوهى مردگان نسل هاى پيشين و زنده نشدن آنان با گذشت عصر ها ، دليل كافران بر انكار معاد و واقعيت نداشتن حيات دوباره انسان
أتعداننى أن أُخرج و قد خلت القرون من قبلى
مفاد «و قد خلت القرون. ..» اين است كه: نسل هاى فراوانى پيش از من مرده اند و براى آنان معادى صورت نگرفته است; حال چگونه مى توان باور كرد كه براى من معادى باشد؟!.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 4 - 2
2 - انبساط يافتن زمين در آستانه قيامت ، زمينه تخليه كامل آن و اخراج بدن انسان ها از قبر و بيرون افكنده شدن اشياء از درون زمين است .
و إذا الأرض مدّت . و ألقت ما فيها و تخلّت
تقديم ذكرى، ممكن است بر تقدم رتبى و زمانى دلالت كند. بنابراين انبساط زمين، زمينه «القاء» و «تخليه» خواهد بود. به قرينه آيات بعد - كه درباره قيامت انسان ها است - مى توان گفت: از عبارت «ألقت ما فيها» بيرون انداختن بدن ها از قبرها نيز اراده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 73 - 11
11 - داستان كشته شدن فردى از قوم موسى و احياى دوباره او ، معجزه و رخدادى سزاوار به خاطر سپردن و به يادداشتن
و إذ قتلتم نفساً . .. فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحى اللّه الموتى
«إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذكروا» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 31 - 1
1- نزول قرآنى كه كوه ها را به حركت درآورد ، زمين را قطعه قطعه كند ، مردگان را زنده سازد ، نمى تواند مايه هدايت كسانى
شود كه خدا هدايت آنان را نخواهد .
و لو أن قرءانًا سيّرت به الجبال أو قطّعت به الأرض أو كلّم به الموتى
«تسيير» (مصدر سيّرت) به معناى حركت دادن است و «تقطيع» (مصدر قطّعت) به معناى شكافتن عميق يا قطعه قطعه كردن مى باشد و حرف باء در جمله هاى سه گانه فوق به معناى استعانت است. عبارت «بل لله الأمر» و نيز «أن لو يشاء الله لهدى الناس» گوياى اين است كه جواب شرط «لو أنّ
...» جمله اى نظير «لم يهتدوا إن لم يشأ الله» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 111 - 4
4 - لجاجت پيشگان، حتى در صورت سخن گفتن مردگان با ايشان و شهادت بر رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، ايمان نمى آورند.
و لو أننا . .. و كلمهم الموتى ... ما كانوا ليؤمنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 31 - 2
2- آنان كه با تلاوت قرآن هدايت نشوند و به سراى آخرت ايمان نياورند ، حتى اگر مردگانى زنده شوند و حقايق آخرت را براى آنان بيان كنند ، هدايت نخواهند يافت .
و لو أن قرءانًا . .. كلّم به الموتى
هر يك از جمله هاى «سيّرت به الجبال» و «قطّعت به الأرض» و «كلّم به الموتى» حكايت از معجزات درخواستى كفرپيشگان دارد كه به مناسبت مى توان گفت: جمله «كلّم به الموتى» حاكى است كه آنان براى باور به آخرت، از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى خواستند تا مردگانى را زنده كند تا از آخرت و دنياى پس از مرگ براى آنان سخن بگويند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 78 - 4،5
4 - تبديل شدن انسان ها به استخوان كهنه و پوسيده ، دليل و شاهد مثالِ كافران براى دور شمردن برپايى قيامت و زنده شدن مجدد انسان ها
و ضرب لنا مثلاً . .. قال من يحىِ العظم و هى رميم
برداشت ياد شده با توجه به اين مطلب است كه جمله «قال من يحىِ. ..» استئناف بيانى است; يعنى، بيان براى جمله «ضرب لنا مثلاً» است.
5 - كافران ، خدا را از احياى مجدد انسان ها پس از مرگ ، ناتوان مى دانستند .
و ضرب لنا مثلاً. .. قال من يحىِ العظم و هى رميم
مقصود از «ضرب لنا مثلاً» (براى ما مثل آورد) مى تواند اين معنا باشد كه: كافران، قدرت خدا را با قدرت ديگران يكى مى دانستند; يعنى، همان گونه كه همه از احياى استخوان كهنه ناتوان اند، او نيز مانند همه ناتوان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 81 - 7
7 - مشركان و كافران در عصر بعثت - على رغم انكار قيامت و تجديد حيات انسان ها - به آفرينش آسمان ها و زمين به وسيله خدا و نيز به عظمت اين آفرينش اعتقاد داشتند .
أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن يخلق مثلهم
برداشت ياد شده با توجه به اين حقيقت است كه استدلال خداوند بر اثبات معاد، از راه آفرينش نخستين جهان طبيعت، مبتنى بر اين حقيقت است كه كافران، جهان طبيعت را جلوه اى از خالقيت و قدرت خدا بدانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 5 - 3
3- منكران قيامت ، زنده شدن مردگان خاك گشته را امرى بس بعيد مى شمرند .
أءذا كنّا تربًا أءنا لفى خلق جديد
استفهام در جمله «أءذا . ..» استفهام انكارى است و تكرار آن دلالت بر شدت انكار و استبعاد دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 21 - 5
5- زنده كردن مردگان و برپايى قيامت ، تنها در توانايى خداوند است .
له من فى السموت والأرض . .. أم اتّخذوا ءالهة من الأرض هم ينشرون
خداوند با اثبات مالكيت و قدرت مطلق خود بر جهان هستى (له من فى السماوات. ..) و نفى توانايى خدايان ادعايى بر احياى مردگان، در صدد بيان اين نكته است كه زنده كردن آنها، تنها در قلمرو قدرت خدا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 12 - 1
1 - احياى مردگان به قدرت خدا است .
إنّا نحن نحى الموتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 39 - 7،8
7 - آن كس كه حيات دهنده زمين است ، حيات دهنده مردگان نيز خواهد بود .
إنّ الذى أحياها لمحى الموتى
8 - قدرت خداوند در حيات بخشيدن به زمين ، نشانگر قدرت او در حيات بخشيدن به مردگان است .
إنّ الذى أحياها لمحى الموتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 9 - 8
8 - تنها خداوند ، زنده كننده مردگان است .
و هو يحىِ الموتى
تقديم مسنداليه «هو» بر فعل «يحيى» افاده حصر مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 40 - 1
1 - توانايى خداوند بر احياى مردگان
أليس ذلك بقدر على أن يحيى الموتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 22 - 3
3 - حيات اخروى انسان ، به دست خدا است .
أنشره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 50 - 3
3 - زنده شدن انسان ها - از اولين تا آخرين - در قيامت در يك زمان صورت مى گيرد ; نه مانند دنيا كه در طول تاريخ و نسل به نسل مى باشد .
إنّ الأوّلين و الأخرين . لمجموعون إلى ميقت يوم معلوم
مفاد آيه شريفه اين است كه انسان ها - از اولين تا آخرين - نگه داشته شده و در وقتى معين همگى محشور خواهند شد.
مرده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 31 - 10،11
10 - پيدايش مستمر و بىوقفه موجودات جاندار از پديده هاى بى جان و موجودات بى جان از پديده هاى جاندار ، از نشانه هاى ربوبيت خدا
و من يخرج الحى من الميت و يخرج الميت من الحى . .. فسيقولون اللّه
11 - خداست كه پيوسته موجود زنده را از جسم مرده و مرده را از جسم زنده پديد مى آورد .
و من يخرج الحى من الميت و يخرج الميت من الحى . .. فسيقولون اللّه
به كارگيرى فعل مضارع در «يخرج الحى» و «يخرج الميت» بيانگر استمرار پيدايش مرگ و حيات است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 31 - 10،11
10 - پيدايش مستمر و بىوقفه موجودات جاندار از پديده هاى بى جان و موجودات بى جان از پديده هاى جاندار ، از نشانه هاى ربوبيت خدا
و من يخرج الحى من الميت و يخرج الميت من الحى . .. فسيقولون اللّه
11 - خداست كه پيوسته موجود زنده را از جسم مرده و مرده را از جسم زنده پديد مى آورد .
و من يخرج الحى من الميت و يخرج الميت من الحى . .. فسيقولون اللّه
به كارگيرى فعل مضارع در «يخرج الحى» و «يخرج الميت» بيانگر استمرار پيدايش مرگ و حيات است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 34 - 6
6 - افكنده شدن جسدى بى جان بر تخت سليمان ( ع ) ، زمينه توجه ايشان به خدا و توبه و انابه به درگاه الهى شد .
و ألقينا على كرسيّه جسدًا ثمّ أناب
از ارتباط ميان افكنده شدن جسد بر تخت سليمان و توبه و انابه او پس از آن، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 34 - 2
2 - افكندن جسم بى جان انسانى بر تخت سليمان ، وسيله آزمايش ايشان از سوى خداوند بود .
و لقد فتّنا سليمن و ألقينا على كرسيّه جسدًا
«جسد» به جسم بى جان انسان گفته مى شود و «كرسىّ» به معناى تخت و سرير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 19 - 1،2،6،10
1 - پديد آورنده موجود زنده از مرده و ميراننده موجود زنده ، خداوند است .
يخرج الحىّ من الميّت و يخرج الميّت من الحىّ
2 - پديد آمدن موجود زنده از موجود بى جان و موجود مرده از زنده ، مستمر و هميشگى است .
يخرج الحىّ من الميّت و يخرج الميّت من الحىّ
جمله هاى فعلى «يخرج الحىّ . .. و يخرج الميّت ...» با فعل مضارع آمده است و مى تواند بر استمرار و دوام دلالت كند.
6 - حيات بخشى به زمين هاى موات و مرده ، نمودى از پديد آوردن جان داران از دل طبيعت مرده و بى جان است .
و يخرج الحىّ من الميّت . .. و يحىِ الأرض بعد موتها
«و يحىِ الأرض» مى تواند به منزله ذكر خاص بعد از عام، و در نتيجه «و يخرج الميّت من الحىّ» نمودى از آن باشد.
10 - پديد آوردن موجود جان دار از موجود بى جان و موجود بى جان از جان دار ، نشانه قدرت مندى خداوند بر احياى مجدّد انسان ها است .
يخرج الحىّ من الميّت . .. و كذلك تخرجون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 20 - 4،6،9
4 - پديدآمدن انسان هاى زنده از دل خاك مرده ، نمودى از پديد آوردن موجود جان دار از موجود بى جان به دست خداوند است .
يخرج الحىّ من الميّت . .. و من ءايته أن خلقكم من تراب
6 - پديد آوردن موجودى زنده مانند انسان از دل خاك مرده ، از نشانه هاى توان مندى خداوند بر احياى مجدد انسان ها است .
و كذلك تخرجون . و من ءايته أن خلقكم من تراب
از اين آيه به بعد، چندين آيه، در صدد شمارش آيات الهى است. از ميان آن آيات، ذكر مناسب ترين آيه با «و كذالك تخرجون» پس از آن، مى تواند در ضمن بيان آيات الهى، اشاره به نكته فوق باشد.
9 - پديد آمدن موجودى زنده به نام انسان از خاك مرده ، امرى غير منتظره و سزاوار تأمل است .
أن خلقكم من تراب ثمّ إذا أنتم بشر تنتشرون
«إذا»ى فجاييه در آيه، مى تواند حكايت از اين حقيقت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 19 - 1،2،10
1 - پديد آورنده موجود زنده از مرده و ميراننده موجود زنده ، خداوند است .
يخرج الحىّ من الميّت و يخرج الميّت من الحىّ
2 - پديد آمدن موجود زنده از موجود بى جان و موجود مرده از زنده ، مستمر و هميشگى است .
يخرج الحىّ من الميّت و يخرج الميّت من الحىّ
جمله هاى فعلى «يخرج الحىّ . .. و يخرج الميّت ...» با فعل مضارع آمده است و مى تواند بر استمرار و دوام دلالت كند.
10 - پديد آوردن موجود جان دار از موجود بى جان و موجود بى جان از جان دار ، نشانه قدرت مندى خداوند بر احياى مجدّد انسان ها است .
يخرج الحىّ من الميّت . .. و كذلك تخرجون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 16،19
16 - ريختن آبروى برادر مؤمن با غيبت ، به منزله خوردن گوشت بدن بى جان او است .
أيحبّ أحدكم أن يأكل لحم أخيه ميتًا
19 - تجسّس در عيب ها و كاستى هاى مؤمنان ، همانند غيبت به منزله خوردن گوشت آنان است . *
و لاتجسّسوا . .. أيحبّ أحدكم أن يأكل لحم أخيه ميتًا
برداشت بالا بدان احتمال است كه «أيحبّ. ..» تنها در جهت ترسيم قبح غيبت نباشد; بلكه علاوه بر غيبت شامل تجسّس نيز بشود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 17 - 2
2 - دل هاى غافل از ياد خداوند و بيگانه با كلام او ( قرآن ) ، چونان زمين مرده است .
أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه . .. اعلموا أنّ اللّه يحىِ الأرض بعد موتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 22 - 1
1 - زندگان با مردگان برابر نيستند .
و ما يستوى الأحياء و لا الأموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 122 - 1
1 - مشرك، مرده و بى بهره از حيات معنوى و روحانى است.
و إن أطعتموهم إنكم لمشركون. أو من كان ميتا فأحيينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 159 -
1،2،4،5،6،8،9،11،14،19،20،21،22
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى اخلاقى خوش و اهل مدارا با مردمان ، به دور از هر گونه سنگدلى و خشونت
فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لو كنت فظّا غليظ القلب
كلمه «لنتَ» از مصدر «لين» به معناى مهربانى و خوشخويى است و «فظّا» به معناى جفاكار و بد خلق است و «غليظ القلب» به معناى سنگدل و بى رحم است.
2 - رحمت الهى ، تنها سرچشمه نرمى و مداراى پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مردم
فبما رحمة من اللّه لنت لهم
تقديم «بما رحمة» بر متعلقش (لنتَ)، دلالت بر حصر دارد.
4 - ضرورت خوش خلقى ، نرمش و رأفت رهبران الهى با مردم
فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك
5 - خُلق و خوى خوش و مداراى با مردم ، برخاسته از رحمت الهى
فبما رحمة من اللّه لنت لهم
6 - مدارا ، خوش خُلقى و مهربانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مردم ، از عوامل گرايش آنان به جانب آن حضرت
و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك
8 - ترغيب به خوش خُلقى و مدارا و نكوهش از سنگدلى و خشونت ، در برخورد هاى اجتماعى
و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك
9 - گرايش مردم به رهبران دينى ، در گرو مهربانى آنان و پرهيز از خشونت و سنگدلى
فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك
11 - شكست ها و سختى ها ، زمينه ساز پراكندگى جامعه از پيرامون رهبران خود ، و مداراى ايشان با آنان از ميان برنده آن زمينه هاست . *
فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك
با توجّه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين، كه شكست نبرد احد و مشكلات ناشى از آن را مطرح ساخت، مى توان نتيجه گرفت كه شكست و مشكلات آن نبرد، زمينه پراكندگى مسلمانان را از پيرامون رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فراهم ساخت و آنچه در اين ميان مانع از گسيختن مردم از پيرامون پيامبر (صلی الله علیه و آله) شد، خُلق خوش و مداراى آن حضرت با مردم بود.
14 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظّف به گذشت از حقوق خويش بر مردم و طلب آمرزش براى آنان نسبت به حقوق الهى
فاعف عنهم و استغفر لهم
از اينكه پيامبر (صلی الله علیه و آله) از يكسو مأمور به گذشت از مردم و از سوى ديگر مأمور به طلب مغفرت براى آنان از خدا مى شود، مى توان به دست آورد كه مراد از «فاعف»، گذشت از حقوق خود پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مراد از «فاستغفر»، طلب مغفرت در مورد حقوق خداوند است.
19 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) پذيراى نقش مردم در تصميم گيرى هاى اجتماعى
و شاورهم فى الامر
20 - مشورت با مردم و شركت دادن آنان در تصميم گيرى هاى اجتماعى ، از وظايف رهبران اسلام
و شاورهم فى الامر
21 - خطا هاى گذشته مردم ، نبايد مانع از مشورت رهبران اسلامى با آنان باشد .
فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فى الامر
امر به مشورت با مؤمنان پس از تصريح به خطاكارى آنان، اشاره به اين معناست كه خطا و گناه پيشين مؤمنان نبايد مانعى براى مشورت با آنان قلمداد شود.
22 - نظام اسلامى ، نظامى مردمى و دور از استبداد رهبران است .
و شاورهم فى الامر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 86 - 2
2 - ارتداد مردم و گمراه شدن آنان پس از هدايت ، مقوله اى سزاوار به خشم آمدن و فرو رفتن در حزن و اندوه
و أضلّهم السامرىّ . فرجع موسى إلى قومه غضبن أسفًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 105 - 6
6 - پرسش هاى مردم از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، زمينه ساز نزول برخى آيات و تبيين مطالبى براى آنان
و يس--َلونك عن الجبال فقل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 86 - 2
2 - ارتداد مردم و گمراه شدن آنان پس از هدايت ، مقوله اى سزاوار به خشم آمدن و فرو رفتن در حزن و اندوه
و أضلّهم السامرىّ . فرجع موسى إلى قومه غضبن أسفًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 33 - 3
3 - مردم گمراه و فاسد ، در پيدايش نظام اجتماعى فاسد و ظاهر شدن رهبران گمراه گر و انحراف ساز در جامعه ، مؤثر بوده و داراى نقش اند .
فإنّهم يومئذ فى العذاب مشتركون
مشترك بودن عذاب مردم اغوا شده با رهبران اغواگر خود، مى رساند كه اغوا شدن مردم، هرچند به وسيله رهبران آنان است; ولى آنان نيز در اين گمراهى نقش داشته و مؤثر بوده اند. گفتنى است كه نقش آنان مى تواند در رابطه با پيدايش نظام فاسد و ظهور رهبران گمراه كننده در جامعه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 2
2 - اطلاع مردم عصر پيامبر از سرنوشت قوم نوح ، عاد ، ثمود ، ابراهيم ، اصحاب مدين و شهر هاى زير و رو شده پيشينيان ( قوم لوط و . . . )
ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت
استفهام در «ألم يأتهم» براى توبيخ است. سرزنش منافقان و كافران به خاطر عبرت نگرفتن از سرنوشت پيشينيان، رساى به اين حقيقت است كه آنان از سرگذشت پيشينيان آگاهى داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 45 - 16
16- مردم عصر بعثت از كيفر هلاكت بار الهى نسبت به اقوام ستمگر پيشين آگاه بودند .
الذين ظلموا أنفسهم و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم و ضربنا لكم الأمثال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 123 - 8
8 - بيرون راندن و آواره ساختن مردم پايتخت مصر ، تحليل فرعون از داستان مبارزه ساحران با موسى و ايمان آوردن آنان
إن هذا لمكر مكرتموه فى المدينة لتخرجوا منها أهلها
برداشت فوق بر اين مبناست كه مراد از «أهلها» همه مردم مصر (عوامل حكومت و توده مردم) باشد، نه خصوص عوامل حكومتى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 37 - 1
1- طايفه هايى از مردم زمان مريم ، پيروان على رغم سخنان روشن عيسى ( ع ) در باره او به اختلاف نظر و كشمكش پرداختند .
فاختلف الأحزاب من بينهم
با توجه به آيات گذشته كه در باره فرزند مريم(س) بودن عيسى(ع) و نفى گزينش فرزند از جانب خداوند بود، چنين برمى آيد كه اختلاف طايفه ها و گروه ها در باره ماهيت حضرت مسيح(ع) بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 10
10- ساحل نشينان غرب سرزمين ذوالقرنين ، براى ايمان و عمل صالح و ترك ستم كارى ، از زمينه مساعدى برخودار بودند .
أمّا من ظلم . .. و أمّا من ءامن و عمل صلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 108 - 7،8
7 - تقواپيشگى اجرا كنندگان احكام شهادات و تسليم بودن آنان در برابر احكام الهى ايشان را به اثبات و ايفاى حقوق مردم به طور صحيح مى رساند .
و اتقوا اللّه و اسمعوا
در برداشتهاى گذشته مخاطبان «اتقوا و اسمعوا» شاهدان گرفته شده بود ولى احتمال ديگرى نيز وجود دارد و آن اينكه مخاطبان در اين دو فراز حاكمان و قاضيان كه متصديان اجراى احكام هستند، باشند.
8 - تعهد در برابر احكام الهى ، هموار سازنده جريان صحيح اثبات و ايفاى حقوق اجتماعى
و اتقوا اللّه و اسمعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 33 - 19
19 - گرفتن مال مردم به زور ، همراه با زدن آنان - در كشور اسلامى ، - محاربه با خدا و رسول است .
انما جزؤا الذين يحاربون اللّه
از امام صادق(ع) درباره كسانى كه در كشور اسلامى با زدن مردم به غارت اموالشان بپردازند، روايت شده: هولاء من اهل هذه الاية «انما جزؤا الذين . .. »
كافى، ج 7، ص 245، ح 2; تفسير برهان، ج 1، ص 465، ح 3.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 15 - 1
1 - تماس مستقيم و بىواسطه پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مردم در ابلاغ پيام خدا ( آيات قرآن ) به آنان
و إذا تتلى عليهم ءاياتنا . .. ائت بقرءان غير هذا
از جمله «ائت بقرآن غير هذا» استفاده مى شود كه پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در ميان مردم بود و با آنان تماس مستقيم داشت و خود، آيات الهى را بر آنان تلاوت مى فرمود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 68 - 6
6 - وابستگى شديد ذهن و انديشه مردم عصر بعثت به پدران و نياكان خود
أءذا كنّا تربًا و ءاباؤنا . .. لقد وعدنا هذا نحن و ءاباؤنا
تكرار «آباؤنا» در دو آيه و تكيه كافران به پدران و نياكانشان، مى تواند نشانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 102 - 6
6 - ضرورت پرهيز قانونگذاران از جعل مقرراتى كه جامعه بدان پايبند نخواهد بود .
لاتسئلوا عن اشياء . .. قد سألها قوم من قبلكم ثم اصبحوا بها كفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 96 - 7
7 - لزوم اهتمام انسان به جلب رضايت الهى و نه صرفاً راضى ساختن مردم
فإن ترضوا عنهم فإن اللّه لا يرضى عن القوم الفسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 7 - 10
10 - حضور در متن جامعه و داشتن روابط نزديك و همسان با مردم ، امرى ازرشمند و ستوده براى رهبران الهى و سازگار با مقام پيامبرى
و قالوا مالِ هذا الرسول يأكل . .. لولا أُنزل إليه ملك فيكون معه نذيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 101 - 7
7 - خداوند پاسخ گوى پرسش هاى مردم ، به هنگام نزول قرآن ، گرچه موجب ناخشنودى آنان گردد .
لاتسئلوا عن اشياء . .. و إن تسئلوا عنها حين ينزل القرءان تبدلكم
به مقتضاى اينكه ضمير در «عنها»به اشياء توصيف شده به «ان تبدلكم تسؤكم» بر مى گردد مى توان گفت آن اشياء و احكام هر چند به خاطر دشوارى آنها بر مكلفان بيان نشده است لكن اگر به هنگام نزول قرآن مورد سؤال قرار گيرد، بيان خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 15
15 - دعا و طلب مغفرت براى آنانى كه به منظور رسيدگى به امور مهم زندگى شخصى ، اذن ترك حضور در حل و فصل مسائل اجتماعى داده شده است ، توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فإذا استئذنوك لبعض شأنهم فأذن لمن شئت منهم و استغفر لهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 94 - 7
7- آسيب پذيران از هجوم يأجوج و مأجوج ، از ذوالقرنين براى ساختن سدّى در ميانه دو رشته كوه بلند در برابر هجوم آن متجاوزان ، كمك خواستند .
قالوا يذا القرنين . .. تجعل بيننا و بينهم سدًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 67 - 20
20 - استهزا و مسخره كردن مردم كردارى جاهلانه است .
أتتخذنا هزواً قال أعوذ باللّه أن أكون من الجهلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نصر - 110 - 2 - 5
5 - مردم پس از فتح مكه ، با رضايت و بدون تحميل ، اسلام را پذيرفتند .
يدخلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 75 - 6
6 - فرعون و اطرافيانش در گرايش هاى اعتقادى مردم ، نقش تعيين كننده اى داشتند .
ثم بعثنا من بعدهم موسى و هرون إلى فرعون و ملإيه
از اين كه خداوند موسى و هارون (ع) را - كه براى هدايت مردم مبعوث شده بودند - مستقيماً به سوى فرعون و اطرافيانش فرستاد، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 27 - 6
6- توده هاى غير مرّفه ، مردمى پست و حقير در ديدگاه اشراف قوم نوح
ما نريك اتبعك إلاّ الذين هم أراذلنا
أرذل (مفرد أراذل) به معن-اى پست و حقي-ر مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 21 - 23
23- اصحاب كهف - پس از ديدار مردم با آنان - در همان غار ، به صورت اجسادى بى جان درآمدند .
فقالوا ابنوا عليهم بنينًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 119 - 13
13 - كسانى كه با انديشه هاى مبتنى بر تمايلاتِ خود ديگران را به گمراهى مى كشانند، مردمى نادان هستند.
و إن كثيرا ليضلون بأهوائهم بغير علم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 116 - 2
2 - انبيا، پيرو حكم خداوند هستند، نه آراى مردم
و إن تطع أكثر من فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 64 - 10
10- مؤثر دانستن افراد در محافظت از چيزى و يا شخصى ، موجب شرك نمى شود و با توكّل و مقام نبوّت تنافى ندارد .
كما أمنتكم على أخيه من قبل
به دليل آيه 38 از همين سوره (ما كان لنا أن نشرك بالله من شىء) يعقوب(ع) هرگز به اندكى از شرك نيز گرايش نداشت و عبارت (كما أمنتكم على أخيه) مى رساند كه يعقوب(ع) فرزندانش را امين پنداشت و حفاظت از يوسف(ع) را برعهده آنان سپرد. بنابراين مؤثر دانستن افراد در حفاظت از چيزى شرك آور نيست و با مقام نبوت نيز ناسازگار نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 64 - 10
10- مؤثر دانستن افراد در محافظت از چيزى و يا شخصى ، موجب شرك نمى شود و با توكّل و مقام نبوّت تنافى ندارد .
كما أمنتكم على أخيه من قبل
به دليل آيه 38 از همين سوره (ما كان لنا أن نشرك بالله من شىء) يعقوب(ع) هرگز به اندكى از شرك نيز گرايش نداشت و عبارت (كما أمنتكم على أخيه) مى رساند كه يعقوب(ع) فرزندانش را امين پنداشت و حفاظت از يوسف(ع) را برعهده آنان سپرد. بنابراين مؤثر دانستن افراد در حفاظت از چيزى شرك آور نيست و با مقام نبوت نيز ناسازگار نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 18 - 1،2
1 - پرهيز از روى گرداندنِ متكبرانه از ديگران ، از جمله رهنمود هاى لقمان به پسر خويش بود .
و لاتصعّر خدّك للناس و لاتمش فى الأرض مرحًا
«صَعْر» در لغت به معناى «متمايل كردن گردن به سويى است» و معناى باب تفعيل آن (تصعير)، متكبرانه سرگرداندن و گردن فرازى كردن است (مفردات راغب).
2 - سفارش لقمان به پرهيز از منش متكبرانه و گردن فرازى كردن ، جلوه اى از حكمت او است .
و لقد ءاتينا لقمن الحكمة . .. إذ قال ... و لاتصعّر خدّك للناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 4 - 5
5 - بيشتر مردم عصر بعثت ، از آيات قرآن ، على رغم وضوح و روشنى مفاهيم آن روى گردان بودند .
كتب فصّلت . .. فأعرض أكثرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 62 - 13
13- اعطاى مجانى كالا به مردم از سوى دولت ، حتى در شرايط بحرانى و سهميه بندى كالاها ، سياست شايسته و روايى نيست .
قال لفتينه اجعلوا بضعتهم فى رحالهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 88 - 12
12- اعتقاد برخى از مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عدم وحيانيت قرآن و ساختگى بودن آن
قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. لايأتون بمثله
از اينكه قرآن با قاطعيت تمام اعلام تحدى مى كند، مى توان آن را پاسخ اين شبهه كه «قرآن وحى نيست» تلقى كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 5 - 1
1 - افراط و زياده روى مردم عصر بعثت در مخالفت با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مانع لطف خدا در فرستادن وحى نبود .
أفنضرب عنكم الذكر صفحًا أن كنتم قومًا مسرفين
با توجه به مقام آيه - كه مسأله وحى را مطرح مى كند - مراد از «اسراف»، افراط و زياده روى در مخالفت با وحى خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 94 - 4
4- قوم درگير با يأجوج و مأجوج ، به ذوالقرنين و به توان مندى و خيرخواهى وى اذعان كردند .
قالوا يذا القرنين إنّ يأجوج و مأجوج مفسدون فى الأرض
با اين كه «ذوالقرنين» بومى منطقه مورد بحث نبود، ولى با قرائن و شواهد و ديدن قدرت علمى و اجرايى او، مردم، به اين نكته واقف شدند كه او، كسى است كه مى تواند سدّى غير قابل نفوذ در برابر حملات دشمنان براى آنان برپا كند و نيز به خير خواهى او و اين كه او غرضى مادّى و قصدى سلطگرانه ندارد، پى بردند، لذا پيشنهاد خود را با او مطرح كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 83 - 18
18 - تنها گروهى اندك از مردمان براى رهايى از پيروى شيطان نياز به هدايت هاى ويژه و دايمى ندارند .
لو لا فضل اللّه عليكم و رحمته لاتبعتم الشيطان الّا قليلا
در برداشت فوق مستثنى منه، ضمير در «اتبعهم» گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 66 - 6
6 - بسيارى از مردم آمادگى جانبازى و نبرد با خويشان و هجرت در راه خدا را ندارند . *
و لو انّا كتبنا عليهم ان اقتلوا انفسكم او اخرجوا من دياركم ما فعلوه الّا قليل من
برخى برآنند كه مراد از «اقتلوا انفسكم»، جهاد و مراد از «اخرجوا من دياركم»، هجرت است و تعبير از جهاد به قتل نفس بدان جهت است كه در زمان نزول آيه غالباً مسلمانان بايد با خويشان خود نبرد مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 24،30
24 - بسيارى از مردم ، بى اعتنا به حدود الهى و از زمره فاسقان
و إن كثيراً من الناس لفسقون
30 - توجه رهبران دينى به پليدى و ناپاكى گروه بسيارى از مردم ، مانع حزن و اندوه آنان بر سرپيچى برخى از مردم از دين و احكام آن
فان تولوا . .. و إن كثيراً من الناس لفسقون
چنانچه هدف از جمله «فاعلم . ..»، بازدارى زايد پيامبر(صلی الله علیه و آله) از حزن و اندوه باشد، مى توان جمله «ان كثيراً» را بيانگر علت آن دانست ; يعنى اى پيامبر(صلی الله علیه و آله) بسيارى از مردم فاسقند و خداوند هدايت آنان را اراده نكرده است. بنابراين بر رويگردانى آنان از دين و احكام آن محزون مباش.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 58 - 11
11 - اسحاق بن غالب گويد : امام صادق ( ع ) فرمود : « كم ترى اهل هذه الآية » « إن اعطوا من ها رضوا و ان لم يعطوا من ها اذا هم يسخطون » قال : ثم قال : هم اكثر من ثلثى الناس ;
اى اسحاق! به نظر تو چه مقدار از مردم اهل اين آيه اند كه خدا مى فرمايد: «اگر از صدقات به آنان داده شود خشنود مى شوند و اگر داده نشود خشمگين مى گردند»؟ اسحاق گويد سپس امام فرمود: آنان بيش از دو ثلث مردم هستند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 6 - 7
7 - اكثر مردم عصر بعثت ، در پيروزى روميان حتى در صورت وعده خداوند به يارى آنان ، دچار ترديد بودند .
وعد اللّه . .. و لكنّ أكثر الناس لايعلمون
حرف «ال» در «الناس» براى عهد است و - به قرينه آيات بعد كه ويژگى هاى اقتصادى قريش را بيان مى كند - به مكيان عصر بعثت اشاره دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 59 - 4
4 - بيشتر مردم صدر اسلام با وجود شواهد و دلايل اثباتگر قيامت ، به اين حقيقت ايمان نياوردند .
إنّ الساعة لأتية . .. و لكنّ أكثر الناس لايؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 6
6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) حجت خدا بر مسلمانان و امت اسلامى حجت خداوند بر ديگر مردم
لتكونوا شهداء على الناس و يكون الرسول عليكم شهيداً
از جمله تفسيرى كه براى كلمه «شهداء» و «شهيد» در آيه مورد بحث ابراز شده است، حجت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 3
3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) بايد الگوى مردمان در اقامه نماز باشد .
و أقم الصلوة
مفسران برآنند كه مراد از نماز در آيه مورد بحث، نمازهاى يوميه است و اين نمازها بر همگان واجب است. بنابراين مخاطب قراردادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) در بيان لزوم اقامه نماز، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 3
3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) بايد الگوى مردمان در اقامه نماز باشد .
و أقم الصلوة
مفسران برآنند كه مراد از نماز در آيه مورد بحث، نمازهاى يوميه است و اين نمازها بر همگان واجب است. بنابراين مخاطب قراردادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) در بيان لزوم اقامه نماز، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 143 - 6
6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) حجت خدا بر مسلمانان و امت اسلامى حجت خداوند بر ديگر مردم
لتكونوا شهداء على الناس و يكون الرسول عليكم شهيداً
از جمله تفسيرى كه براى كلمه «شهداء» و «شهيد» در آيه مورد بحث ابراز شده است، حجت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 20 - 4
4 - خداوند ، برخى از مردمان را با برخى ديگر مى آزمايد .
و جعلنا بعضكم لبعض فتنة
يكى از كاربردهاى اصلى واژه «فتنة» در معناى آزمايش و امتحان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 94 - 10
10- مردم منطقه شمال ، برخوردار از امكانات مادّى ، ولى فاقد شناخت هاى فنى بودند .
فهل نجعل لك خرجًا على أن تجعل بيننا و بينهم سدًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 67 - 14
14 - پيامبران ، از مسخره كردن و به بازيچه گرفتن مردم ، منزهند .
قال أعوذ باللّه أن أكون من الجهلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 4 - 8،15
8- فهم مردم عصر نزول تعاليم دينى ، مرجع و منبعى براى فهم دقيق آن تعاليم است .
و ما أرسلنا من رسول إلاّ بلسان قومه ليبيّن لهم
اينكه خداوند فرموده است: همه پيامبران به زبان قوم خودشان فرستاده شدند، مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه زبان و ادبيات مردم دوران نزول تعاليم آسمانى براى دريافت پيام آن تعاليم نقش مؤثرى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 79 - 10
10 - خداوند ، گواهى كافى بر روابط و عملكرد متقابل پيامبران و مردم
و ارسلناك للنّاس رسولاً و كفى باللّه شهيداً
«ارسلناك للنّاس رسولاً»، بيانگر دو معناست: يكى بيان وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله)، يعنى ابلاغ رسالت، و ديگرى بيان وظيفه مردم، يعنى
پذيرش رسالت او. و «كفى باللّه شهيداً»، مى تواند ناظر به چگونگى عملكرد پيامبر (صلی الله علیه و آله) در انجام وظيفه و عملكرد مردم در پذيرش رسالت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 75 - 2،4،5
2- ابراهيم ( ع ) ، از گرفتار شدن مردمان به مشكلات ، متأثر مى شد و بر آنان دل مى سوزاند .
إن إبرهيم . .. أوّه
«أوّاه» به كسى گفته مى شود كه بسيار آه مى كشد و متأسف مى شود. توصيف ابراهيم(ع) به «أوّاه» پس از جمله «يجادلنا» مى رساند كه: تأسف و تأثر ابراهيم(ع) به خاطر مشكلات و گرفتاريهاى مردمان بوده است.
4- بردبارى ابراهيم ( ع ) و تأسفش بر مشكلات مردم و اعتقاد راسخش به خداوند ، برانگيزنده او به شفاعت درباره قوم لوط
يجدلنا فى قوم لوط. إن إبرهيم لحليم أوّه منيب
جمله «إن إبراهيم . ..» بيانگر علّت مجادله ابراهيم(ع) درباره قوم لوط و دفاع او از ايشان است.
5- بردبارى ، تأسف و تأثر بر مشكلات مردم و توجّه داشتن به خدا و درخواست حاجت ها از او ، صفات و خصلتهايى نيكو و پسنديده است .
إن إبرهيم لحليم أوّه منيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 69 - 8،9
8 - بيم دادن از عذاب الهى ، از اهداف مهم رسالت هود
أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم لينذركم
9 - ترساندم مردم از عذاب هاى الهى به واسطه پيامبران ، از اهداف نزول دين و معارف الهى است .
أن جاءكم ذكر من ربكم على رجل منكم لينذركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 184 - 8
8 - انذار مردم و بيم دادن ايشان از فرجام هاى شوم ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از شؤون وى
إن هو إلا نذير مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 2 - 6
6 - بيم دادن به عامه مردمان ( انذار ) و مژده دادن به اهل ايمان ( بشارت ) رسالتى الهى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)
أن أنذر الناس و بشّر الذين ءامنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 44 - 1
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور انذار و ترساندن مردم از عذاب استيصال
و أنذر الناس يوم يأتيهم العذاب . .. ربّنا أخّرنا
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مقصود از «العذاب»، عذاب دنيوى (استيصال) باشد. درخواست مهلت براى اجابت دعوت رسولان (أخّرنا ... و نتّبع الرسل) مؤيد آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 2 - 11
11- انذار و هشدار دادن به مردم ، از وظيفه هاى اصلى انبياست .
ينزّل الملئكة بالروح . .. من عباده أن أنذروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 19 - 12،29
12 - انذار مردم در طول تاريخ، هدف از فرستادن قرآن بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)
و أوحى إلىّ هذا القرءان لأنذركم به و من بلغ
29 - عن مالك الجهنى قال: قلت لأبى عبداللّه(ع): قوله عز و جل «و أوحى إلىّ هذا القرآن لأنذركم به و من بلغ» قال: من بلغ أن يكون إماما من آل محمّد(صلی الله علیه و آله) فهو ينذر بالقرآن كما أنذر به رسول اللّه(صلی الله علیه و آله).
مالك جهنى گويد از امام صادق(ع) درباره آيه «لأنذركم به و من بلغ» سؤال كردم، فرمود: هر كس از آل محمّد(ع) به مقام امامت برسد، به وسيله قرآن مردم را بيم مى دهد (از مخالفت با خدا مى ترساند. ) همان گونه كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، با قرآن به مردم هشدار مى داد. از روايت استفاده مى شود كه «من» در «من بلغ»، عطف به ضمير فاعل در «أنذركم» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 92 - 10
10 - نزول قرآن براى انذار همه مردم جهان بوده و محدود به مكانى خاص نيست.
و لتنذر أم القرى و من حولها
كاربرد كلمه «ام القرى» به صورت توصيفى براى مكه، كه در عين حال عنايت به ديگر شهرها و نقاط نيز هست، مضافاً بر الحاق «من حولها» كه شامل تمامى نقاط ديگر مى شود، بيانگر دعوت اسلام و قرآن براى همه مردم زمين و در تمام نقاط است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 7 - 4،15
4 - هدف آغازين بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، انذار مردم مكه و نواحى آن بوده است .
لتنذر أُمّ القرى و من حولها
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مراد از «حولها» فقط حاشيه مكه باشد و با توجه به اين كه دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) همگانى بوده - و نه مخصوص مردم مكه و اطراف آن - در اين برداشت قيد آغازين افزوده شده است.
15 - انذار مردم مكه ( أُمّ القرى ) و اطراف آن ، از اهداف نزول قرآن است .
أوحينا إليك . .. لتنذر أُمّ القرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 6 - 5،10
5 - پدران و اجداد مردم صدراسلام ، پيش از آن به وسيله پيامبران الهى انذار و اخطار شده بودند . *
لتنذر قومًا ما أُنذر ءاباؤهم
برداشت ياد شده مبتنى بر اين احتمال است كه «ما» در «ما اُنذر» نافيه نباشد; بلكه مصدريه و يا موصوله باشد.
10 - « عن أبى بصير عن أبى عبداللّه ( ع ) . . . قال : و سألته عن قول اللّه « لتنذر قوماً ما أُنذر آباؤهم فهم غافلون » قال : لتنذر القوم الذين أنت فيهم كما أنذر آباؤهم فهم غافلون عن اللّه و عن رسوله و عن وعيده . . . ;
ابوبصير گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند: «لتنذر قوماً ما أنذر آباؤهم فهم غافلون» سؤال كردم، فرمود: مقصود اين است: تا انذار كنى گروهى را كه در ميان آن ها هستى، همان گونه كه پدرانشان انذار شدند كه اينان از خدا و از رسول او و از وعيدهاى خدا غافل اند. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 92 - 8
8 - انذار مردم مكه (ام القرى) و اطراف آن، از اهداف نزول قرآن است.
و هذا كتب . .. و لتنذر أم القرى و من حولها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 6 - 5،10
5 - پدران و اجداد مردم صدراسلام ، پيش از آن به وسيله پيامبران الهى انذار و اخطار شده بودند . *
لتنذر قومًا ما أُنذر ءاباؤهم
برداشت ياد شده مبتنى بر اين احتمال است كه «ما» در «ما اُنذر» نافيه نباشد; بلكه مصدريه و يا موصوله باشد.
10 - « عن أبى بصير عن أبى عبداللّه ( ع ) . . . قال : و سألته عن قول اللّه « لتنذر قوماً ما أُنذر آباؤهم فهم غافلون » قال : لتنذر القوم الذين أنت فيهم كما أنذر آباؤهم فهم غافلون عن اللّه و عن رسوله و عن وعيده . . . ;
ابوبصير گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند: «لتنذر قوماً ما أنذر آباؤهم فهم غافلون» سؤال كردم، فرمود: مقصود اين است: تا انذار كنى گروهى را كه در ميان آن ها هستى، همان گونه كه پدرانشان انذار شدند كه اينان از خدا و از رسول او و از وعيدهاى خدا غافل اند. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 70 - 2،4
2 - انكار و پوشاندن آيات الهى توسط اهل كتاب ، وسيله اى براى گمراه كردن ديگران
ودّت طائفة من اهل الكتاب لو يضلّونكم . .. لم تكفرون بايات اللّه
كفر، در لغت - چه همراه باء باشد و يا نباشد - به معناى انكار و پوشاندن است (القاموس المحيط. )
4 - نكوهش و سرزنش اهل كتاب به خاطر رضايتشان نسبت به اعمال نارواى علماى خود ( گمراه ساختن ديگران ) *
ودّت طائفة من اهل الكتاب لو يضلونكم . .. لم تكفرون بايات اللّه
با توجه به اينكه سرزنش نسبت به همه اهل كتاب است، و گمراه ساختن ديگران مخصوص عالمان آنان است، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 71 - 2
2 - علماى اهل كتاب با درآميختن حق به باطل و كتمان حق ، مردم را گمراه مى ساختند .
ودّت طائفة من اهل الكتاب لو يضلّونكم . .. يا اهل الكتاب لم تلبسون الحق بالباطل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 72 - 2،7
2 - توصيه گروهى از اهل كتاب به ديگران مبنى بر ايمان به قرآن در اوّل روز و كفر به آن در آخر روز ، به منظور بازگشت مؤمنان از اسلام
و قالت طائفة من اهل الكتاب . .. لعلهم يرجعون
بنابراينكه «وجه النهار»، متعلّق به «امنوا» و «اخره»، متعلق به «اكفروا» باشد.
7 - يهود ، آنچه را در اوّل روز بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نازل شده بود ( قبله بودن بيت المقدّس ) ، پذيرفتند و به آنچه در انت هاى روز نازل شده بود ( قبله بودن كعبه ) ، كفر ورزيدند تا مؤمنان را گمراه سازند .
و قالت طائفة . .. لعلّهم يرجعون
برخى از مفسران برآنند كه «وجه النهار» و «آخره» متعلق به «انزل» است ; و سياق آيه مى رساند كه مراد از «الذى»، حكمى خاص است ; برخى روايات دلالت دارد كه آن حكم خاص، تغيير قبله بوده است كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در عصرگاهى مأمور شد نماز را به سوى كعبه بخواند و قبله مسلمانان را كه تا صبحگاه آن روز، بيت المقدس بوده است تغيير دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 78 - 7
7 - تلاش برخى اهل كتاب ( عالمان آنان ) ، براى انحراف مسلمانان ، با قلمداد كردن نوشته هاى خود به عنوان تورات و انجيل
و انّ منهم لفريقاً . .. لتحسبوه من الكتاب
از ظاهر «لتحسبوه» كه بايد خطاب به مؤمنان و مسلمانان باشد استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 99 - 6،7،8،11
6 - منحرف نشان دادن راه خدا براى بازداشتن مؤمنان از آن ، خواسته اهل كتاب
لم تصدّون عن سبيل اللّه من امن تبغونها عوجاً
جمله «تبغونها عوجاً»، يعنى شما اهل كتاب خواهان كج نشان دادن راه خدا هستيد.
7 - منحرف نشان دادن اسلام ، از راه هاى مبارزه اهل يهود با اسلام
لم تصدّون . .. تبغونها عوجاً
8 - انحراف عالمان و رهبران دينى ، موجب انحراف مردم و تحريف حقايق
يا اهل الكتاب لم تصدّون عن سبيل اللّه . .. تبغونها عوجاً و انتم شهداء
ظاهراً مراد از اهل كتاب به دليل «انتم شهداء» عالمان اهل كتاب هستند و مراد از «من امن» مردمان عادى; بنابراين عالمان اهل كتاب از عوامل انحراف مردم و تحريف حقايق معرفى شده اند.
11 - آگاهى عالمان اهل كتاب ، به زشتى عمل خود ( بازداشتن مؤمنان از راه خدا )
و انتم شهداء
برخى برآنند كه مورد شهادت همان بازداشتن از راه خداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 101 - 13
13 - انذار مردم ، رسالتى بر عهده پيامبران الهى است .
و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون
مراد از «نذر» (جمع نذير) پيامبران الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 64 - 5
5- ضرورت توجه به پيشينه افراد در اعتماد به آنان و اعطاى مسؤوليت به ايشان
هل ءامنكم عليه إلاّ كما أمنتكم على أخيه من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 25 - 8
8- تنبه يافتن همه مردم داراى اهميتى ويژه در تعاليم دينى
يضرب الله الأمثال للناس لعلّهم يتذكّرون
كلمه «الناس» اسم جنس و دال بر همه انسانهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 31 - 10
10- در كنار روى آوردن به خدا ، توجه به مردم نيز لازم است .
و أوصنى بالصلوة والزكوة مادمت حيًّا
در نماز، تنها توجه به خدا مطرح است; در حالى كه زكات قوامش به اعطاى مال و كمك به ديگران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 23
23 - اهميت حقوق مردم و خطير بودن مسؤوليت داورى ميان آنان
فاستغفر ربّه و خرّ راكعًا و أناب
استغفار، سجده و انابه داوود(ع) به درگاه الهى، پس از گمان به رخ دادن يك خطا در داورى ميان دو گروه متخاصم (خطايى كه مسلّماً در نتيجه حكم هيچ تأثيرى نداشت) مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 10 - 14
14 - رعايت انصاف و حقوق مالى انسان ها ، حتى كافران ، در احكام شريعت
و ءاتوهم ما أنفقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 19 - 10
10- لزوم دلسوزى و نگرانى رهبران الهى براى امت خويش ، همانند خود
و استغفر لذنبك و للمؤمنين و المؤمنت
فرمان «استغفر لذنبك و للمؤمنين و. ..» از سوى خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مى رساند كه رهبر الهى بايد همان گونه كه به فكر نجات و سعادت واقعى خويش است، در انديشه نجات و سعادت امت خود نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 44 - 14
14- هدف از نزول قرآن و تبيين و تفسير آن ، رشد فكرى مردم است .
و أنزلنا إليك الذكر لتبيّن للناس . .. و لعلّهم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 18 - 3
3 - مراعات و حقوق مردم ، در برخورد اخلاقى ، داراى اهميتى ويژه است .
و لاتصعّر خدّك للناس
«لام» در «للناس» براى تعليل است; يعنى، روى خود را متكبرانه به خاطر اعراض از مردم، برنگردان. چنين دستورى حكايت از آن دارد كه مردم، در برخورد اخلاقى، داراى حقوق لازم الرعايه اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 1 - 6
6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار هدايت مردم به سوى نور و خارج كردن آنان از ظلمت ها ( گمراهى ها ) ، با تعاليم قرآن كريم
أنزلنه إليك لتخرج الناس من الظلمت إلى النور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 5 - 3
3- موسى ( ع ) ، وظيفه دار هدايت مردم خويش به سوى نور و خارج كردن آنان از ظلمت ها ، با آيات و معجزات الهى .
و لقد أرسلنا موسى بأيتنا أن أخرج قومك من الظلمت إلى النور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 7 - 7
7- وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى ، هموارساختن راه هدايت و واگذارى انتخاب به خود مردم است .
فلعلّك بخع نفسك . .. إنّا جعلنا ما على الأرض زينة لها لنبلوهم
بيان فريبندگى زمين و بستر امتحان بودن آن پس از بيان رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) در محدوده انذار و تبشير، مى تواند گوياى اين مطلب باشد كه وظيفه رهبران دينى، هدايت است و انتخاب، با خود مردم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 79 - 3
3 - هدايت كردن مردم ، از مسؤوليت هاى حاكمان و پيشوايان
و أضلّ فرعون قومه و ما هدى
مضمون «أضلّ» و «و ما هدى» يكى است و تكرار معنا به لفظى ديگر است. شايد جمله «ما هدى» به اين لحاظ باشد كه آنچه از حاكمان و پيشوايان توقع مى رود، هدايت كردن مردم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 93 - 1
1 - پيامبران و جانشينانشان ، مسؤول جلوگيرى از انحراف و گمراه شدن مردم در حد توان هستند .
ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا . ألاّتتّبعن
مراد از تبعيت هارون از موسى(ع) - كه «ما منعك. .. ألاّتتّبعن» گوياى آن است - اين است كه هارون مى بايست در غياب موسى مانند او عمل مى كرد و با انحراف مردم برخورد شديد مى نمود و يا اين كه بايد رهنمودها و سفارش هاى موسى(ع) (اصلح و لاتتّبع سبيل المفسدين، اعراف/ 142) را، به كار مى بست برخى گفته اند: مراد اين است كه هارون مى بايست با مؤمنان باقى مانده
به سوى موسى(ع) حركت مى كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 35 - 5
5 - رسالت و مسؤوليت اصلى هدايت و رهبرى جامعه بر دوش حضرت موسى ( ع ) بود و هارون تنها نقش معاونت و مشاورت او را بر عهده داشت .
و لقد ءاتينا موسى الكتب و جعلنا معه أخاه هرون وزيرًا
برداشت فوق، به خاطر اين نكته است كه دريافت كننده كتاب و شريعت، حضرت موسى(ع) بود و برادرش هارون، تنها به عنوان معاون و مشاور او معرفى گرديده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 83 - 6،7،8
6 - پيامبران الهى ، موظف به همراهى با قوم و امّت خويش در همه مراحل و برنامه ها
و ما أعجلك عن قومك يموسى
مؤاخذه موسى(ع) به جهت جدا شدن از قوم خود براى رسيدن به ميقات، نشان از آن دارد كه پيامبران، نبايد در هيچ شرايطى از امت خويش جدا شوند.
7 - پيامبران جز به فرمان خداوند ، نبايد از امت و قوم خويش جدا گردند .
و ما أعجلك عن قومك يموسى
8 - پيشوايان دينى ، در همه صحنه ها بايد در كنار مردم حاضر باشند .
و ما أعجلك عن قومك يموسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 21
21- موعظه ، از روش هاى تربيتى و هدايتى قرآن براى بيدارى و هوشيارى مردمان است .
يعظكم لعلّكم تذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 10
10- ساحل نشينان غرب سرزمين ذوالقرنين ، براى ايمان و عمل صالح و ترك ستم كارى ، از زمينه مساعدى برخودار بودند .
أمّا من ظلم . .. و أمّا من ءامن و عمل صلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 90 - 1،3
1- ذوالقرنين ، در سفر دوم خويش ، به آخرين نقطه خشكى در سمت مشرق رسيد و با مردمى بدوى و عارى از تمدن روبه رو شد .
بلغ مطلع الشمس . .. لم نجعل لهم من دونها سترًا
ضمير «دونها» به «الشمس» بازمى گردد و مفاد جمله «لم نجعل. ..» اين است كه مردم آن سرزمين، جز خورشيد، پوششى نداشتند; يعنى، هيچ بنا و ساختمانى كه سايبان آنان باشد و هيچ پوشاكى كه بدنشان را به پوشاند، در بين آنان مشاهده نمى شد، لذا از آنان، تعبير به اقوامى بدوى شده است.
3- ذوالقرنين ، در شرق سرزمين خويش ، با مردمى ساكن بيابانى كويرى و بدون گياه مواجه شد . *
لم نجعل لهم من دونها سترًا
از واژه «لم نجعل» اين احتمال جان مى گيرد كه بى پناهى در برابر تابش آفتاب، معلول امورى بود كه به «جعل» الهى مربوط مى شود، مانند كويرى بودن سرزمين كه از امور طبيعى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 20 - 1
1 - « لات » ، « عزى » و « منات » مهم ترين خدايان مورد پرستش مردم جزيرة العرب
و منوة الثالثة الأُخرى
از ياد كردن نام اين سه بت، مى توان مطلب بالا را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 36 - 5
5- بسيارى از مردم در عصر حضرت ابراهيم ( ع ) ، گمراه و بت پرست بودند .
و اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام . ربّ إنّهنّ أضللن كثيرًا من الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 42 - 4
4 - مشركان ، به هنگام طلوع خورشيد اسلام ، به معبود هاى متعددى اعتقاد داشتند .
ليضلّنا عن ءالهتنا
«إله» مفرد «آلهة» به معناى معبود است و جمع آمدن آن حاكى است كه مشركان به چند معبود اعتقاد داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 90 - 2
2- ساكنان شرق سرزمين ذى القرنين ، مردمى فاقد تن پوش و سرپناه بودند .
وجدها تطلع على قوم لم نجعل لهم من دونها سترًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 17 - 3
3 - محروم ساختن يتيمان از اكرام و احترام و بها ندادن به شخصيت آنان ، فرهنگى حاكم بر مردم عصر بعثت
لاتكرمون اليتيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 90 - 2
2- ساكنان شرق سرزمين ذى القرنين ، مردمى فاقد تن پوش و سرپناه بودند .
وجدها تطلع على قوم لم نجعل لهم من دونها سترًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 2 - 2
2 - مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بى بهره از سواد خواندن و نوشتن
هو الذى بعث فى الأُمّيّن رسولاً منهم
«اُمّى» (مفرد «اُمّيين»); يعنى، بى سواد، كسى كه خواندن و نوشتن نمى داند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 72 - 6
6 - استغنا از مردم ، در برابر تبليغ دين و هدايت آنان ، سيره اى پيامبرگونه است .
أم تسئلهم خرجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 50 - 6
6 - از ديدگاه برخى مردم در اختيار داشتن خزاين الهى و آگاهى به غيب و فرشته بودن، نشانه پيامبرى است.
قل لا أقول لكم عندى خزائن اللّه و لاأعلم الغيب و لاأقول لكم إنى ملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اخلاص - 112 - 3 - 8
8 - برخى از مردم پيش از اسلام ، فرزند داشتن و متولد شدن را مانع خدايى نمى دانستند .
لم يلد و لم يولد
ماضى آوردن فعل هاى «لم يلد» و «لم يولد» - با آن كه نفى ولادت هميشگى است - به چنين پندارى در بين مردم آن زمان، اشاره دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 2 - 4
4 - در طلاق از نوع ظهار ، پندار مردم جزيرة العرب اين بود كه زن ظهار شده ، براى شوهرش حكم مادر را پيدا كرده و حرام مؤبّد مى شود .
الذين يظهرون منكم من نسائهم ما هنّ أُمّهتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 38 - 7،13
7- مردم عصر بعثت ، پيامبرىِ فردى از افراد بشر را امرى بعيد مى شمردند .
و لقد أرسلنا رسلاً من قبلك و جعلنا لهم أزوجًا و ذريّة
13- توانايى به ارائه هر گونه معجزه و در هر زمان ، از شرايط پيامبرى در ديدگاه ناصواب مردم عصر بعثت
و لقد أرسلنا رسلاً . .. و ما كان لرسول أن يأتى بأية إلاّ بإذن الله لكل أجل كتاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 6 - 4
4 - ارضاى غرايز جنسى حتى از راه آميزش با همسر و يا كنيز خود ، مورد ملامت در بينش برخى از مردم عصر بعثت
فإنّهم غير ملومين
تعبير «غير ملومين» (نكوهيده نيستند)، مى تواند تعريض به انديشه رهبانانى باشد كه هرگونه ارضاى غرايز جنسى را، منافى با مقامات معنوى مى پنداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 30 - 4
4 - ارضاى غرايز جنسى ، حتى از راه آميزش با همسر و يا كنيز خود ، مورد ملامت در بينش برخى از مردم عصر بعثت
فإنّهم غير ملومين
تعبير «غيرملومين» (نكوهيده نيستند)، مى تواند تعريضى باشد به انديشه رهبانان كه هرگونه ارضاى غرايز جنسى را، منافى با مقامات معنوى مى پنداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 85 - 5
5- مردم عصر بعثت ، معتقد به توانايى علمى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پاسخ گويى به مسائل اسرارآميز و ناشناخته اى چون روح
يسئلونك عن الروح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 22 - 2،3،4
2- نزول داستان اصحاب كهف در قرآن ، زمينه ساز اظهار نظرهايى گوناگون در ميان مردم عصربعثت ، در باره تعداد آنان شد .
سيقولون . .. و يقولون ... و يقولون
حرف «سين» در «سيقولون» نشانه صدور آن گفته و گفته هاى بعدى در زمان آينده است و به قرينه «فلا تمار فيهم» اين اقوال، در زمان حيات رسول اللّه(صلی الله علیه و آله) پيدا شده بود.
3- مردم عصربعثت ، با اظهار سه نظريه متفاوت ، اصحاب كهف را سه ، يا پنج و يا هفت نفر مى پنداشتند .
سيقولون ثلثة رابعهم كلبهم و يقولون خمسة . .. و يقولون سبعة
4- سگ اصحاب كهف ، چهارم يا ششم و يا هشتمين عضوگروه اصحاب كهف در نظر مردم بود .
سيقولون ثلثة رابعهم كلبهم و يقولون خمسة سادسهم كلبهم . .. و يقولون سبعة و ثامنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 5 - 4
4 - لزوم حفظ درختان بارور ، در باور مردمان عصر بعثت
ما قطعتم من لينة . .. فبإذن اللّه
از توضيح خداوند نسبت به مشروعيت عمل مسلمانان در قطع درختان بنى نضير، چنين استفاده مى شود كه عمل آنان، براى مردم مدينه چه بسا سؤال برانگيز بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 25 - 1
1 - برخى از مردم عصر بعثت ، قرآن را كلامى القا شده از سوى شيطان مى پنداشتند .
و ما هو بقول شيطن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 85 - 7
7- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به پاسخ گويى سؤالات مردم بر اساس آنچه بر او وحى شده بود .
يسئلونك عن الروح قل الروح من أمر ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 188 - 12
12 - نقش بسزاى قاضيان در سلامت اقتصاد جامعه و حفظ حقوق مردم
و لاتأكلوا أمولكم بينكم بالبطل و تدلوا بها إلى الحكام . .. و أنتم تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 113 - 7
7 - استقامت و پايدارى توده مردم بر ايمان و عقايد دينى خود ، در گرو تأمين نياز هاى مادى و معنوى آنان
قالوا نريد ان نأكل منها و تطمئن قلوبنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 187 - 12
12 - مردم عصر بعثت به گمان آگاهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از زمان تحقق قيامت ، با سؤال هاى مكرر خواهان افشاى آن بودند .
يسئلونك كأنك حفى عنها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 105 - 3
3 - تعدادى از مردم صدراسلام در باره سرنوشت كوه ها در هنگامه رستاخيز ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) توضيح مى خواستند .
و يس--َلونك عن الجبال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 85 - 2
2- حقيقت روح ، امرى مبهم و سؤال برانگيز براى مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و يسئلونك عن الروح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 83 - 1،4
1- مردم زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) از آن حضرت ، درباره ذوالقرنين ، پرسش هايى را مطرح ساخته بودند .
و يسئلونك عن ذى القرنين
«قرن» به معناى «شاخ» است. گفته اند وجه تسميه «ذوالقرنين» آن بوده كه وى، دو رشته گيسوان بافته، همانند دو شاخ داشته و يا اين كه بر كلاه او دو شاخ قرار داشته است. البته «قرن» به معناى مدّت زمانى متمادى كه مردم در آن زيست مى كنند نيز آمده و لذا برخى نيز وجه تسميه را دوران طولانى حاكميت ذوالقرنين دانسته اند.
4- پرسشش هاى مردم از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، زمينه نزول برخى آيات و تبيين مطالبى براى مردم بود .
و يسئلونك عن ذى القرنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 42 - 1
1 - پرسش از زمان فرا رسيدن قيامت ، سؤال مكرر مردم از پيامبر (صلی الله علیه و آله)
يسئلونك عن الساعة أيّان مرسيها
كلمه «مرسى»، به صورت هاى مصدر ميمى، اسم زمان، اسم مكان و اسم مفعول كاربرد دارد(مفردات راغب). اين كلمه در آيه شريفه - به قرينه «أيّان» كه سؤال از زمان است - مصدر ميمى مى باشد. در اين صورت «مرسى» به معناى وقوع و استقرار خواهد بود. مكرر بودن سؤال، از فعل مضارع «يسئلونك» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 125 - 1
1 - خداوند ، كعبه را ملجأ و جايگاهى براى حضور مردم و مكانى بسيار امن قرار داد .
و إذ جعلنا البيت مثابة للناس و أمناً
«مثابة»; يعنى، مكانى كه مردم پى در پى بدان جا روى مى آورند (لسان العرب). «أمن» مصدر است و در آيه به معناى اسم فاعل (آمناً = داراى امنيت) مى باشد. آوردن مصدر به جاى اسم فاعل، دلالت بر تأكيد دارد. بنابراين «أمناً»; يعنى، آكنده از امنيت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 30 - 3
3 - قرآن ، داراى تأثيرى شگرف در ميان مردم عصر نزول
قالوا هذا سحر
اين كه مشركان قرآن را سحر مى خواندند، نشانگر تأثير عميق آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 12 - 5
5- استيحاش مردم از برخى معارف و احكام دين و نبود زمينه پذيرش در آنان ، مجوز ترك ابلاغ آنها نيست .
إن هذا إلاّ سحر مبين . .. فلعلّك تارك بعض ما يوحى إليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 22 - 3
3- كفرپيشگانى كه بر خدا دروغ مى بندند و مردم را از راه خدا باز مى دارند و قيامت را انكار مى كنند ، در سراى آخرت از ديگر كافران و گنهكاران ، تباه تر و زيانكارترند .
و من أظلم . .. الذين يصدون ... لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون
برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مقياس سنجش و تعيين زيانكار و زيانكارتر مراتب كفر باشد. براين مبنا آيه شريفه دلالت دارد براينكه: همه كافران در آخرت زيانكارند; ولى آنان كه بر خدا دروغ بستند و ... از ديگر كافران و گنهكاران، زيانكارتر مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 78 - 12
12 - نافرمانى خدا و پيامبران و استمرار تجاوز به حدود الهى و حقوق مردمان ، موجب كفر و گرفتارى به لعنت الهى
لعن الذين كفروا . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون
در برداشت فوق «ذلك» علاوه بر اشاره به لعنت اشاره به كيفر نيز گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 107 - 10
10 - شهادت به ناحق و قسم دروغ ، تجاوز به حقوق ديگران و ستمكارى در حق ايشان است .
و ما اعتدينا إنّا اذاً لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 108 - 3
3 - پرهيز شاهدان وصيت از خيانت در شهادت و تجاوز به حقوق ديگران ، تكليفى الهى بر عهده ايشان و نشان تقواپيشگى آنان است .
ذلك ادنى ان يأتوا بالشهدة على وجهها . .. و اتقوا اللّه و اسمعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 75 - 7،8،10،11،12،13،15،16
7 - قيام مداوم عليه تضييع كنندگان حقوق اجتماعى و فردى ، راهى براى بازگرداندن آن
و منهم من ان تأمنه بدينار الا يؤدّه اليك الاّ مادمت عليه قائماً
8 - تضييع حقوق ديگران توسط برخى از اهل كتاب ( يهود ) ، ناشى از روحيه خودبرتربينى آنان
ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل
10 - عدم احساس مسؤوليت برخى از اهل كتاب در برابر حقوق غير همكيشان خود
ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل
11 - پندار باطل برخى از اهل كتاب به جواز تصرّف در اموال ديگران و تضييع آنها ، عامل خيانتشان به حقوق غير همكيشان خود
ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل
12 - نژادپرستى و خودبرتربينى ، زمينه اى براى تضييع حقوق ديگران
و منهم من ان تأمنه . .. ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل
13 - اهل كتاب به دروغ ، برترى خويش را بر غير همكيشان خود و نيز جواز تصرّف در اموال آنان را به خدا نسبت مى دادند .
ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل و يقولون على اللّه الكذب
15 - نسبت دادن برترى نژادى و مشروعيّت تضييع حقوق ديگران به خدا ، نسبتى دروغ و نارواست .
ذلك بانّهم قالوا ليس علينا فى الامّيّن سبيل و يقولون على اللّه الكذب و هم يعلمون
16 - بدعتگذارى ، وسيله اى براى توجيه ستم و نقض تعهّدات اجتماعى
و منهم من ان تأمنه بدينار لا يؤدّه اليك . .. و يقولون على اللّه الكذب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 79 - 4
4 - گرفتارى عوام به خيالات واهى درباره دين و كتاب هاى آسمانى ، پيامد تحريفگرى و عملكرد عالمان سوء است .
و منهم أميون . .. فويل للذين يكتبون الكتب بأيديهم
تفريع جمله «فويل للذين . ..» بر آيه قبل - كه درباره جهل مردم به كتاب آسمانى بود - گوياى اين معناست كه: عالمان سوء و تحريفگر، داراى نقشى بسزا در جهل و خرافه گرايى مردم هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 70 - 11،12
11 - تذكر دادن به مردم با قرآن، از وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مبلغان دين است.
و ذكر به أن تبسل نفس
مرجع ضمير «به» قرآن مى تواند باشد كه از سياق آيات مورد بحث به دست مى آيد و به اصطلاح مرجع حكمى است.
12 - قرآن كتابى براى تذكر به مردم است.
و ذكر به أن تبسل نفس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 62 - 14
14 - تلاش در جلب رضايت مردم ، به جاى جلب رضايت خدا و رسول او ، نشانه نفاق و بى ايمانى
يحلفون باللّه لكم ليرضوكم و اللّه و رسوله أحق أن يرضوه إن كانوا مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 55 - 3
3 - ترسيدن و حساب بردن مردم عصر فرعون از خشم و غضب او و تحريك شدنشان عليه كسانى كه باعث خشم او مى شدند .
فأرسل فرعون فى المدائن حشرين . .. و إنّهم لنا لغائظون
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّهم لنا لغائظون» در مقام تعليل براى تعقيب بنى اسرائيل است; يعنى، چون آنان ما را به خشم آوردند، پس سزاوار است كه شما آنان را تعقيب كنيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 129 - 7
7 - تلاوت آيات خدا ، تعليم كتاب آسمانى ، آموزش حكمت و پاكسازى مردم از آلودگى ها ، از وظايف پيامبران و از اهداف بعثت ايشان است .
يتلوا عليهم ءايتك و يعلمهم الكتب و الحكمة و يزكّيهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 86 - 6
6- ذوالقرنين ، در آخرين نقطه خشكى ، در غرب سرزمين خويش ، با مردمى داراى تشكّل و قوميّت مواجه شد .
وجدها تغرب فى عين حمئة و وجد عندها قومًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 106 - 25،26
25 - تضييع حقوق مردمان ، بدون هيچ ترديد گناه است .
لانشترى به ثمناً و لو كان ذا قربى . .. إنّا اذاً لمن الاثمين
26 - دستيابى به منافع مادى و يا نفع رسانى به خويشاوندان ، نمى تواند مجوز پايمال سازى حقوق ديگران باشد .
لانشترى به ثمناً و لو كان ذا قربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 20 - 6
6- جامعه اصحاب كهف ، در دفاع از عقايد باطل خويش ، تعصّب و شدّت عمل داشتند .
إنّهم إن يظهروا عليكم يرجموكم أو يعيدوكم فى ملّتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 49 - 3
3 - تكذيب قرآن ، از سوى گروهى از مردم در عصر نزول وحى
و إنّا لنعلم أنّ منكم مكذّبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 59 - 8،9
8 - اقدام پيامبران ، به قرائت متن كلام خداوند ( آيات الهى ) بر مردم
و ما كان ربّك مهلك القرى حتّى يبعث فى أُمّها رسولاً يتلوا عليهم ءايتنا
9 - تلاوت آيات الهى بر مردمان ، مهم ترين وظيفه پيامبران
حتّى يبعث فى أُمّها رسولاً يتلوا عليهم ءايتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 45 - 2،3
2- قراءت قرآن و تلاوت وحى بر مردم ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و إذا قرأت القرءان
از اينكه خداوند براى پاسدارى از پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بين وى و كافران به هنگام تلاوت قرآن حجابى نامريى قرار داده است; مى تواند به خاطر اين باشد كه آن حضرت موظف بوده است كه قرآن را براى مردم تلاوت كند اما چون با تلاوت قرآن، مورد آزار و اذيت قرار مى گرفت خداوند با جعل حجاب، او را از آزار آنان محافظت كرد.
3- تلاوت قرآن كريم توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان مردم
و إذا قرأت القرءان جعلنا بينك . .. حجابًا مستورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 72 - 4
4 - فراخوانده شدن مردم صدراسلام به توحيد و تلاوت شدن آيات قرآن بر آنان از سوى مؤمنان
و إذا تتلى عليهم ءايتنا . .. بالذين يتلون عليهم ءايتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 93 - 4،5
4- تمدن منطقه شمال زمين در عهد ذوالقرنين ، ضعيف بوده است .
وجد من دونهما قومًا لايكادون يفقهون قولاً
چنان چه مراد از يأجوج و مأجوج، همان مغول و تاتار باشند، آيه در توصيف ساكنان شمال سرزمين ذى القرنين خواهد بود.
5- مردم منطقه شمالى در عصر ذوالقرنين ، داراى زبانى دور از زبان هاى زنده آن روز بودند .
قومًا لايكادون يفقهون قولاً
نفى درك همه زبان ها، حاكى از اين است كه زبان مادرى كوه نشينان عصر ذى القرنين، زبانى منحط و غير قابل ذكر بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 90 - 5
5- در عصر ذوالقرنين ، مردم ساكن غرب سرزمين او ، متمدن تر و پيشرفته تر از مردم ساكن در شرق سرزمين وى بودند .
بلغ مغرب الشمس . .. وجد عندها قومًا ... تطلع على قوم لم نجعل لهم من دونها سترًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 90 - 5
5- در عصر ذوالقرنين ، مردم ساكن غرب سرزمين او ، متمدن تر و پيشرفته تر از مردم ساكن در شرق سرزمين وى بودند .
بلغ مغرب الشمس . .. وجد عندها قومًا ... تطلع على قوم لم نجعل لهم من دونها سترًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 11 - 1
1 - هم دستى و تشكل تنى چند از مردمان عصر بعثت ، براى تهمت زنى و شايعه سازى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و برخى از مؤمنان
إنّ الذين جاءو بالإفك عصبة منكم
«عصبة» در لغت به معناى گروهى متشكل و پشتيبان هم است كه از ده نفر تا چهل نفر باشند. آمدن فعل «مجىء» به صورت جمع نيز، مؤيد اين است كه تهمت زنندگان به شكل دسته جمعى، به كار تهمت و شايعه سازى مى پرداختند. گفتنى است آيه شريفه - براساس تاريخ و شأن نزول آن - در باره خانواده پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل شده است كه مورد اتهام تنى چند از بدخواهان قرار گرفته بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 22 - 1
1 - برخى از مردم عصر بعثت ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را ديوانه شمرده و او را به تدوين قرآن براساس اختلالات عقلى ، متهم مى كردند .
و ما صاحبكم بمجنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 116 - 4،5،6
4 - جادوى ساحران فرعونى ، مايه هراس شديد مردم گشت .
فلما ألقوا سحروا أعين الناس و استرهبوهم
«استرهاب» به معناى ترسانيدن است. جمله «استرهبوهم» هم مى تواند عطف بر جزاى شرط، يعنى «سحروا ... » باشد و هم مى تواند عطف بر «فلما ألقوا ... » باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است. يعنى: سحروا أعين الناس و استرهبوهم بسحرهم.
5 - ساحران فرعونى پس از چشمبندى مردم به ترسانيدن آنان پرداختند .
فلما ألقوا . .. و استرهبوهم
برداشت فوق بر اين اساس است كه «استرهبوا» عطف بر «فلما ألقوا . .. » باشد. بر اين مبنا «استرهبوهم» دلالت مى كند كه ساحران پس از چشمبندى با حركات و سكنات خويش سعى مى كردند مردم را كاملا مرعوب سحر خويش سازند.
6 - ساحران فرعونى با افكندن ابزار سحر خويش و ايجاد هول و هراس در مردم ، سحرى بس بزرگ و شگفت آور را به نمايش گذاشتند .
سحروا أعين الناس و استرهبوهم و جاءو بسحر عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 94 - 9
9- قوم درگير با يأجوج و مأجوج ، با اظهار آمادگى براى پرداخت دست مزد به ذوالقرنين در برابر ساختن سد ، او را دعوت به عقد قرارداد جعاله كردند .
فهل نجعل لك خرجًا على أن تجعل بيننا و بينهم سدًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 15 - 17
17 - پرهيز از محور قرار دادن جلب رضايت مردم و سخن گفتن بر وفق و تمايلات و خواسته هاى نفسانى آنان ، از وظايف مهم و اساسى رهبران و مبلغان دينى
و إذا تتلى عليهم ءاياتنا . .. ائت بقرءان غير هذا ... قل ما يكون لى أن أبدّله من
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 187 - 14
14 - عموم مردم نمى دانند كه آگاهى به زمان قيامت در انحصار خداوند است .
و لكن أكثر الناس لايعلمون
مفعول «لايعلمون» معنايى است كه از «انما علمها . .. » به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 94 - 10
10- مردم منطقه شمال ، برخوردار از امكانات مادّى ، ولى فاقد شناخت هاى فنى بودند .
فهل نجعل لك خرجًا على أن تجعل بيننا و بينهم سدًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 30 - 9
9- مردم عصر بعثت خداوند را به اسم و وصف « الرحمان » نمى شناختند و بدان كفر مىورزيدند .
و هم يكفرون بالرحمن
بسيارى از مفسران برآنند كه مراد از كفر مردم عصر بعثت به «الرحمان» عدم آشنايى آنان با اين اسم براى خداوند است ; يعنى، خداوند را با اين اسم و وصف نمى شناختند و آن گاه كه قرآن خداوند را به اسم «الرحمان» توصيف كرد، انكار كردند و گفتند «رحمان» ديگر كيست و چه خدايى است؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 4 - 3
3 - مردم در صدر اسلام ، مردمى سخت پايبند به آيين شرك و انعطاف ناپذير در برابر سخن حق و مستدل
و الصفّ-ت صفًّا . .. إنّ إلهكم لوحد
برداشت ياد شده از آن جا است كه خداوند در آغاز سوره مباركه بر اثبات توحيد سوگند متعدد ياد كرده است. اين در حالى است كه خداوند پيش از آن، دلايل و شواهد كافى بر اثبات اين حقيقت در قرآن كريم ارائه فرموده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 5 - 4
4 - بيشتر مردم عصر بعثت ، مصمم به تأثيرناپذيرى از كلام وحى و پيام قرآن
فأعرض أكثرهم . .. و قالوا ... فاعمل إنّنا عملون
تعبيرهاى سه گانه در آيه («أكنّة»، «وقر» و «حجاب») تأكيد و تصميم آنان را به نفوذناپذيرى در برابر قرآن مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 236 - 16
16 - نيكوكاران ( محسنين ) ، موظّف به رعايت حقوق ديگران
متّعوهنّ . .. حقاً على المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 241 - 5
5 - رعايت حقوق ديگران ، وظيفه تقواپيشگان و نشانه تقواست .
و للمطلّقات . .. حقّاً على المتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 15،36،39
15 - تقواى الهى عاملى براى رعايت حقوق افراد جامعه و مانعى در برابر تضييع حقوق آنان
و ليتّق اللّه ربّه و لا يبخس منه شيئاً
36 - رعايت و اجراى احكام الهى در ثبت اسناد ، موجب تأمين عادلانه حقوق افراد
ذلكم اقسط عند اللّه
39 - مراعات نكردن عدالت در حقوق افراد جامعه و بى ثباتى در تعيين حدود روابط اقتصادى ، از عوامل مفسده انگيز در روابط اجتماعى
ذلكم اقسط عند اللّه و اقوم للشّهادة و ادنى الاّ ترتابوا
چون «ذلكم اقسط . .. » بيان علّت احكام ذكر شده است، نشانگر يك قاعده كلّى است. يعنى عدالت اجتماعى و ثبات حدود و روابط اقتصادى، يك اصل و قانون است كه با عدم رعايت آن، جامعه رو به فساد خواهد رفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 58 - 8
8 - مراعات عدل و داد در قضاوت ، حق تمامى انسانها
و اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا بالعدل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 2 - 26
26 - لزوم احترام به حقوق انسان ها ، حتى دشمنان كينه توز
و لايجرمنكم شنئان قوم ان صدوكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 11 - 5
5 - هشدار الهى به مؤمنان ، نسبت به رعايت تقوا ، در زمينه ادعا هاى مالى خويش و پرداخت حقوق ديگران
فاتوا الذين ذهبت أزوجهم . .. و اتّقوا اللّه
امر «اتّقوا اللّه. ..» احتمالاًنظر به دو زمينه دارد: 1- مؤمنى كه مى بايست مهريه صرف كرده براى همسر كافرش را از غنايم بردارد. در اين صورت او نبايد بيش از آنچه خرج كرده ادعا كند. 2- مجموعه مؤمنان اند كه در پرداخت حق مؤمن از غنايم، كوتاهى نورزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 108 - 1،4
1 - خيانت پيشگان گنهكار ، على رغم شرم از مردم ، از خدا شرم و پروايى ندارند .
يستخفون من الناس و لايستخفون من اللّه
چون «استخفاء» (پنهان سازى) از خداوند مقدور نيست تا نهى و يا مذمتى به فعل و يا ترك آن تعلق گيرد; بنابراين «استخفاء» مى تواند كنايه از «استحياء» (شرم كردن) باشد.
4 - كسانى كه از مردم شرم مى كنند ، ولى از خدا شرمى ندارند ، مورد سرزنش خداوند هستند .
يستخفون من الناس و لايستخفون من اللّه و هو معهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 8 - 2
2- بنى اسرائيل مى پنداشتند خداوند از ايمان و يا كفر آنان بهره مند مى شود يا زيان مى بيند .
و قال موسى إن تكفروا أنتم و من فى الأرض جميعًا فإن الله لغنى حميد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 8 - 2،7
2- بنى اسرائيل مى پنداشتند خداوند از ايمان و يا كفر آنان بهره مند مى شود يا زيان مى بيند .
و قال موسى إن تكفروا أنتم و من فى الأرض جميعًا فإن الله لغنى حميد
7- بى نيازى و ستودگى خداوند ، دليل زيان نديدن او از كفر مردم
إن تكفروا أنتم و من فى الأرض جميعًا فإن الله لغنى حميد
«فإن الله لغنى حميد» در مقام تعليل جزاى شرط محذوف است . در اين صورت، معنا چنين مى شود: چون خداوند بى نياز است، كفران شما به او ضررى نمى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 88 - 2
2- شناخت مردم عصر بعثت از خداوند ، شناختى ضعيف و ناقص بود .
و قالوا اتّخذ الرحمن ولدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 91 - 3
3- « رحمان » از اسامى و اوصاف خداوند ، و شناخته شده براى مردم عصر بعثت
أن دعوا للرحمن ولدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 95 - 6
6- خدمت گزارى به مردم ، بدون چشمداشت اجر و مزد ، از ويژگى هاى انسان هاى موحّد و بندگان شايسته خدااست .
فهل نجعل لك خرجًا . .. قال ما مكّنّى فيه ربّى خير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 188 - 11
11 - حاكمان و قاضيان ، در خطر رشوه خوارى و تضييع حقوق مردم
و تدلوا بها إلى الحكام لتأكلوا فريقاً من أمول الناس بالأثم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 67 - 13
13 - ضرورت بى اعتنايى مبلغان دين به خواسته هاى انحرافى مردمان به هنگام اجراى فرمان هاى الهى و تبليغ احكام دين
بلغ . .. و اللّه يعصمك من الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 50 - 1
1 - بسيارى از مردمان عصر بعثت ، خواستار داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر اساس قوانين جاهلى
افحكم الجهلية يبغون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 83 - 4،6،16،18
4 - با مردمان به نيكى سخن گفتن و معاشرت نيكو داشتن ، از عهد ها و پيمان هاى خداوند با بنى اسرائيل
و قولوا للناس حسناً
«حسناً» مصدر است به معناى وصف (حَسَناً = نيكو) اين كلمه مى تواند صفت براى مفعول مطلق و جانشين آن باشد; يعنى: «قولوا للناس قولا حسناً; با مردم سخن نيكو بگوييد». در الميزان آمده كه جمله مذكور كنايه از معاشرت نيك است.
6 - گفتار نيك و معاشرت نيكو با ساير اقوام و ملت ها ، ميثاق خدا با بنى اسرائيل
و قولوا للناس حسناً
مراد از «الناس» مى تواند همان اسرائيليان باشد و مى تواند اقوام و ملتهاى ديگر هم باشد. برداشت فوق مبتنى بر دومين احتمال است.
16 - معاشرت نيكو با همگان حتى با كافران ، از وظايف اهل ايمان است .
و قولوا للناس حسناً
مراد از «الناس» مى تواند افراد همان ملتى باشد كه مخاطب جمله «قولوا» است و مى تواند مراد از آن افراد ملتهاى ديگر باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال دوم است.
18 - معاشرت نيكو با مردم اقامه نماز و اداى زكات ، از مصداق هاى اعمال شايسته است .
و عملوا الصلحت . .. و قولوا للناس حسناً و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 79 - 6
6 - صالح ، پيامبرى دلسوز و خيرخواه مردم
و نصحت لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 33 - 4
4 - كشاورزى و دامدارى ، از منابع درآمد مردم در عصر بعثت
ماءها و مرعيها . .. متعًا لكم و لأنعمكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 32 - 4
4 - كشاورزى و دامدارى ، از منابع درآمد مردم در عصر بعثت
متعًا لكم و لأنعمكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 37 - 15
15- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند خواستار رونق اقتصادى شهر مكه با جلب توجه مردم دنيا به آن شهر شد .
فاجعل أفئدة من الناس تهوى إليهم و ارزقهم من الثمرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 15
15 - دعا و طلب مغفرت براى آنانى كه به منظور رسيدگى به امور مهم زندگى شخصى ، اذن ترك حضور در حل و فصل مسائل اجتماعى داده شده است ، توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فإذا استئذنوك لبعض شأنهم فأذن لمن شئت منهم و استغفر لهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 108 - 2
2- فراخوانى مردم به خدا و سوق دادن آنان به سوى او ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و راه و رسم او بود .
أدعوا إلى الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 62 - 3
3 - حل و فصل امور مهم اجتماعى و فراخوانى مردم براى مشاوره و كنكاش پيرامون مسائل عمومى ، از وظايف و اختيارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبرى جامعه اسلامى
إنّما المؤمنون الذين ءامنوا باللّه و رسوله و إذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 72 - 4
4 - فراخوانده شدن مردم صدراسلام به توحيد و تلاوت شدن آيات قرآن بر آنان از سوى مؤمنان
و إذا تتلى عليهم ءايتنا . .. بالذين يتلون عليهم ءايتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 24 - 7
7- خداوند ، فراخوان مردم به فهميدن امتياز مؤمنان بر كافران و توجه داشتن به آن
هل يستويان مثلاً أفلاتذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 94 - 5
5- قوم درگير با يأجوج و مأجوج از كوه هاى مرتفع به عنوان سدّ دفاعى در برابر هجوم آنان بهره مى بردند .
حتّى إذا بلغ بين السدّين . .. إنّ يأجوج و مأجوج مفسدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 70 - 1
1 - برخى مردم بازى و سرگرميهاى دنيا را به عنوان دين خود برگزيده اند.
و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 6 - 17
17 - اعتقاد به حسابرسى دقيق خداوند ( وجدان دينى ) ، پشتوانه رعايت حقوق ديگران
و كفى باللّه حسيبا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 9 - 1،4،10
1 - كسانى كه خواهان رعايت حقوق كودكان يتيم خويش از طرف جامعه هستند ، بايد حقوق كودكانِ يتيم ديگران را رعايت كنند .
وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً خافوا عليهم فليتّقوا اللّه
جمله «فليتّقوا اللّه»، به قرينه جمله قبل (لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً) چنين معنا مى شود: فليتّقوا اللّه فى امر الذريّة الضعاف; يعنى كسانى كه نگران رعايت حقوق فرزندان خويش پس از مرگ خود هستند، بايد تقواى الهى را در مورد فرزندان ضعيف (يتيمان) ديگر مردمان رعايت كنند.
4 - تحريك عواطف ، از روش هاى قرآن براى ترغيب به رعايت حقوق ديگران
وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً خافوا عليهم
10 - توجه به كيفر الهى ، زمينه ساز رعايت حقوق ديگران
و ليخش . .. فليتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 62 - 6،10
6 - خيرخواهى نوح ( ع ) تنها در جهت منافع مردمان ، نه آميخته به منفعت هاى شخص خود بود .
و أنصح لكم
آوردن «لام» پس از مشتقات «نصيحت»، همانند «أنصح لكم»، حكايت از خلوص كامل نصيحت كننده نسبت به نصيحت شونده دارد. يعنى در نصيحتش (خيرخواهيش) هيچ شائبه منفعت شخصى ندارد و تنها خير او را در نظر گرفته است.
10 - مبلغان دين بايد خيرخواه مردم بوده و نصايح خويش را آميخته به منافع شخصى نسازند .
أبلغكم رسلت ربى و أنصح لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 68 - 6
6 - خيرخواهى هود ، تنها در جهت منافع مردم بود ، نه آميخته به منفعت هاى شخصى خويش
و أنا لكم ناصح أمين
«لام» در «لكم» اشاره به خلوص هود در خيرخواهى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 93 - 8
8 - خيرخواهى شعيب تنها در جهت منافع مردم بود ، نه آميخته به منفعت هاى شخصى خويش
و نصحت لكم
«لام» در «لكم» اشاره به خلوص شعيب در خيرخواهيش دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 59 - 8
8 - توجه به شرايط روحى مردم و آمادگى آنان ، از ضرورت هاى كار تبليغ است .
موعدكم يوم الزينة و أن يحشرالناس ضحًى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 2 - 6
6 - « عن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) قال : . . .يابن مسعود : لاتكن ممّن يشدّد على الناس و يخفّف عن نفسه ، يقول اللّه تعالى « لِمَ تقولون ما لاتفعلون » ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: . ..اى پسر مسعود! از كسانى مباش كه [كار را] بر مردم سخت مى گيرند و بر خود آسان. خداى تعالى مى فرمايد: لِمَ تقولون ما لاتفعلون».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 61 - 9
9 - گوش فرادادن به سخنان همه طيف هاى جامعه و داشتن سعه صدر در برابر آنان ، خصلتى شايسته و بايسته براى رهبران و مسؤولان جامعه اسلامى
و يقولون هو أذن قل أذن خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 24
24 - رهبران دينى در خطر پيروى از تمايلات نفسانى گروه هاى مختلف اجتماعى
و لئن اتبعت أهواءهم . .. مالك من اللّه من ولىّ و لانصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 37 - 12
12- رهبران دينى در خطر پيروى از تمايلات نفسانى و آراى برخاسته از هوا هاى گروه هاى مختلف اجتماعى
و لئن اتبعت أهواءهم بعد ما جاءك من العلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 7 - 9
9 - انعطاف رهبرى الهى ، در برابر برخى آرا و نظريات مردم
لو يطيعكم فى كثير من الأمر لعنتّم
تعبير «فى كثير» نشان مى دهد كه در بعضى از موارد، پذيرش نظر و خواست مردم منفى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 16 - 4
4 - لزوم حفظ رابطه مستقيم و بىواسطه با مردم براى رهبران و مبلغان دينى در راستاى تبليغ و ارشاد
قل لو شاء اللّه ما تلوته عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 128 - 8
8 - لزوم برخوردارى رهبران از احساس هم دردى نسبت به انسان ها و سعادت خواهى براى آنان و داشتن رأفت و رحمت عميق
رسول من أنفسكم عزيز عليه ما عنتم حريص عليكم بالمؤمنين رءوف رحيم
برداشت فوق به دليل اين است كه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را به عنوان يك رهبر الهى به داشتن اين صفات تمجيد كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 93 - 3،5
3- مردم اقصاى مشرق و مغرب زمين ، در لغت با ذوالقرنين ، قرابت داشتند .
لايكادون يفقهون قولاً
در بين سه گروهى كه ذوالقرنين با آنان برخورد كرد، تنها، در باره گروه شمالى تعبير «لايكادون. ..» صورت گرفته است، ولى در باره آن دو قوم ديگر، چنين مشكلى مطرح نشده است.
5- مردم منطقه شمالى در عصر ذوالقرنين ، داراى زبانى دور از زبان هاى زنده آن روز بودند .
قومًا لايكادون يفقهون قولاً
نفى درك همه زبان ها، حاكى از اين است كه زبان مادرى كوه نشينان عصر ذى القرنين، زبانى منحط و غير قابل ذكر بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 93 - 5
5- مردم منطقه شمالى در عصر ذوالقرنين ، داراى زبانى دور از زبان هاى زنده آن روز بودند .
قومًا لايكادون يفقهون قولاً
نفى درك همه زبان ها، حاكى از اين است كه زبان مادرى كوه نشينان عصر ذى القرنين، زبانى منحط و غير قابل ذكر بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 93 - 3
3- مردم اقصاى مشرق و مغرب زمين ، در لغت با ذوالقرنين ، قرابت داشتند .
لايكادون يفقهون قولاً
در بين سه گروهى كه ذوالقرنين با آنان برخورد كرد، تنها، در باره گروه شمالى تعبير «لايكادون. ..» صورت گرفته است، ولى در باره آن دو قوم ديگر، چنين مشكلى مطرح نشده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 93 - 3
3- مردم اقصاى مشرق و مغرب زمين ، در لغت با ذوالقرنين ، قرابت داشتند .
لايكادون يفقهون قولاً
در بين سه گروهى كه ذوالقرنين با آنان برخورد كرد، تنها، در باره گروه شمالى تعبير «لايكادون. ..» صورت گرفته است، ولى در باره آن دو قوم ديگر، چنين مشكلى مطرح نشده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نصر - 110 - 2 - 4
4 - پيروزى مسلمانان عصر بعثت بر مكه و فتح آن ، زمينه ساز مسلمان شدن جمعيت هاى فراوانى از مردم آن زمان
إذا جاء نصر اللّه و الفتح . و رأيت الناس يدخلون فى دين اللّه أفواجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 96 - 9
9 - تسويلات و وسوسه هاى نفس ، زمينه ساز به كارگيرى دين و دانش براى ايجاد انحراف و گمراه ساختن مردم
بصرت . .. فنبذتها و كذلك سوّلت لى نفسى
آنچه كه سامرى در اختيار داشت و موجب گمراهى او و مردم بسيارى شد، علوم و معارفى بود كه وى آن را در راه گمراه كردن مردم به كار گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 3 - 6
6 - فصاحت قرآن ، موجب جلب توجه اعراب عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و واداشتن آنان به انديشه و تعقل
إنّا جعلنه قرءانًا عربيّا لعلّكم تعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 104 - 1
1- زيان زده ترين مردم ، كسانى هستند كه تلاش و اَعمال دنيايى آنان ، پوچ و ضايع است .
الأخسرين أعملاً . الذين ضلّ سعيهم فى الحيوة الدنيا
«أخسر» افعل تفضيل به معناى «زيان كارترين و خسارت زده ترين» است. «ضلّ»به معناى «ضاع» و «هلك» آمده است. لذا «ضلّ سعيهم» يعنى: «تلاش آن ها ضايع و تباه شده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 105 - 1
1- كافرانِ به آيات پروردگار و منكرانِ قيامت ، زيانكارترين مردم اند .
الأخسرين أعملاً . .. أُولئك الذين كفروا بأيت ربّهم و لقائه
كفر به لقاى پروردگار، تعبيرى ديگر از كفر به قيامت است، از آن جهت كه ملاقات با پروردگار (با حساب و جزا و پاداش او) در قيامت صورت مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 70 - 4
4- قوم بت پرست ابراهيم ، از زيان كارترين مردم جهان بودند .
فجعلنهم الأخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 5 - 7
7 - مشركان و منكران قيامت ، زيان كارترين مردم در قيامت
و هم فى الأخرة هم الأخسرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 22 - 3
3- كفرپيشگانى كه بر خدا دروغ مى بندند و مردم را از راه خدا باز مى دارند و قيامت را انكار مى كنند ، در سراى آخرت از ديگر كافران و گنهكاران ، تباه تر و زيانكارترند .
و من أظلم . .. الذين يصدون ... لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون
برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مقياس سنجش و تعيين زيانكار و زيانكارتر مراتب كفر باشد. براين مبنا آيه شريفه دلالت دارد براينكه: همه كافران در آخرت زيانكارند; ولى آنان كه بر خدا دروغ بستند و ... از ديگر كافران و گنهكاران، زيانكارتر مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 62 - 6
6 - توبيخ منافقان از سوى خداوند ، به خاطر ترجيح دادن رضايت مردم بر رضاى خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
يحلفون باللّه لكم ليرضوكم و اللّه و رسوله أحق أن يرضوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 30 - 4
4 - ارضاى غرايز جنسى ، حتى از راه آميزش با همسر و يا كنيز خود ، مورد ملامت در بينش برخى از مردم عصر بعثت
فإنّهم غير ملومين
تعبير «غيرملومين» (نكوهيده نيستند)، مى تواند تعريضى باشد به انديشه رهبانان كه هرگونه ارضاى غرايز جنسى را، منافى با مقامات معنوى مى پنداشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 7 - 7
7 - ترديد در پيروزى روميان پس از شكست آنان ، برخاسته از سطحى نگرى و بى توجهى مردمان عصر بعثت به حقايق نهان زندگى دنيا است .
سيغلبون . .. يعلمون ظهرًا من الحيوة الدنيا
نكته ياد شده بر اين اساس است كه «ال» در «الناس» عهد باشد و مراد از آن، مردمى باشند كه درباره وعده خداوند به پيروزى روميان شكست خورده ترديد داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 76 - 16
16 - سوء استفاده عالمان يهود ، از ضعف بينش هاى دينى و اعتقادى مردم خويش
أتحدثونهم بما فتح اللّه عليكم ليحاجوكم به عند ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 7 - 5
5 - شرك در عبادت و الوهيت ، بنياد و اساس انحراف مردم عصر بعثت
أنّما إلهكم إله وحد . .. و ويل للمشركين . الذين لايؤتون الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 38 - 4
4 - فرعون ، مورد پرستش مردم مصر
و قال فرعون . .. ما علمت لكم من إله غيرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 4 - 3
3 - مردم در صدر اسلام ، مردمى سخت پايبند به آيين شرك و انعطاف ناپذير در برابر سخن حق و مستدل
و الصفّ-ت صفًّا . .. إنّ إلهكم لوحد
برداشت ياد شده از آن جا است كه خداوند در آغاز سوره مباركه بر اثبات توحيد سوگند متعدد ياد كرده است. اين در حالى است كه خداوند پيش از آن، دلايل و شواهد كافى بر اثبات اين حقيقت در قرآن كريم ارائه فرموده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 6 - 8
8 - مردم عصر بعثت ، مردمانى شرك پيشه بودند .
يوحى إلىّ أنّما إلهكم إله وحد . .. و ويل للمشركين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 6 - 7
7 - كافران به اسلام ( يهوديان ، مسيحيان ، مجوسيان و مشركان ) ، شرورترين مردم و بدترين مخلوقات اند .
الذين كفروا من أهل الكتب و المشركين . .. أُولئك هم شرّ البريّة
«بريّة» (فعيلة به معناى مفعولة) با كلمه «برى» (به وزن «عصا»; يعنى، خاك) هم خانواده است و تمام خاكيان، از جمله بشر را شامل مى شود (مصباح و مفردات). برخى گفته اند: اين كلمه با فعل «بَرَءَ» (به معناى «خَلَقَ») هم خانواده است و بر تمام مخلوقات تطبيق مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 93 - 8
8 - خيرخواهى شعيب تنها در جهت منافع مردم بود ، نه آميخته به منفعت هاى شخصى خويش
و نصحت لكم
«لام» در «لكم» اشاره به خلوص شعيب در خيرخواهيش دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 30 - 2
2 - شكوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به پيشگاه خداوند در قيامت ، از مردم عصر خويش به خاطر متروك و مهجور ساختن قرآن
و قال الرسول يربّ إنّ قومى اتّخذوا هذا القرءان مهجورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 94 - 1،12
1- مردم شمال ، از طوايفى فسادانگيز به نام يأجوج و مأجوج ، به ذوالقرنين شكايت بردند .
قالوا يذا القرنين إنّ يأجوج و مأجوج مفسدون
مفسران و موّرخان، با استفاده از ادله مختلف و برخى متون باستانى، اين را مسلم گرفته اند كه مراد از يأجوج و مأجوج، همان قبايل مغول و تاتار هستند.
12- « عن أميرالمؤمنين ( ع ) : إنّ ذاالقرنين . . . وجد . . . قوماً لايكادون يفقهون قولاً قالوا : يا ذاالقرنين ! إنّ يأجوج و مأجوج خلف هذين الجبلين و هم يفسدون فى الأرض إذا كان إبّان زروعنا و ثمارنا خرجوا علينا من هذين السدّين ، فرعوا من ثمارنا و زروعنا حتّى لايبقون من ها شيئاً « فهل نجعل لك خرجاً » نؤديه إليك فى كلّ عام « على أن تجعل بيننا و بينهم سدًّا » ;
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده:. .. همانا ذوالقرنين، قومى را يافت كه فهم هيچ سخنى براى آنان آسان نبود. آنان به او گفتند: اى ذوالقرنين! همانا، يأجوج و مأجوج، پشت اين دو كوه اند و آنان در زمين فساد مى كنند. زمانى كه فصل برداشت زراعت هاى ما و چيدن ميوه هايمان فرامى رسد، آنان، از پشت اين دو سدّ (دو كوه) به ما حملهور شده و از ميوه هاى ما و زراعت هاى ما آن قدر مى چرانند كه هيچ چيز از را باقى نمى گذارند. آيا براى تو هزينه اى قرار دهيم كه هر ساله به تو بپردازيم تا بين ما و آنان سدّى برقرار سازى؟».
ظالمترين مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 15 - 11،12
11- افترا بر خداوند ، گناهى بزرگ است و افترازنندگان به او ، ستم كارترين مردمان اند .
فمن أظلم ممّن افترى على اللّه كذبًا
12- شرك ، گناهى بزرگ است و مشركان ، ظالم ترين مردمان اند .
اتّخذوا من دونه ءالهة . .. فمن أظلم ممّن افترى على اللّه كذبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 68 - 1
1 - ظالم ترين افراد ، كسانى اند كه به خداوند دروغ ببندند .
و من أظلم ممّن افترى على اللّه كذبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 22 - 2
2 - ظالم ترين مردم ، كسانى اند كه پس از توجه به آيات خدا ، از آن روى بگردانند .
و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه ثمّ أعرض عنها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 7 - 3،7
3 - افترا زنندگان به خداوند ، از ستمكارترين مردمان اند .
و من أظلم ممّن افترى على اللّه الكذب
7 - كسانى كه از پذيرش دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) خوددارى ورزيده و آن حضرت را با داشتن معجزات و دلايل روشن ، به سحر و ساحرى متهم كردند ، افترازنندگان به خدا و از ستمكارترين مردم اند .
فلمّا جاءهم بالبيّنت . .. و من أظلم ممّن افترى على اللّه الكذب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 114 - 4،5
4 - كسانى كه مردم را از حضور در مساجد ، به انگيزه ياد نشدن نام خدا ، بازدارند ، ستمكارترين مردمند .
و من أظلم ممن منع مسجد اللّه أن يذكر فيها اسمه
5 - كسانى كه در پى تخريب مساجد برآيند از ستمكارترين مردمند .
و من أظلم ممن . .. سعى فى خرابها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 140 - 7،9
7 - ظالمترين مردم كسى است كه حقايق دينى و معارف الهى را كتمان كرده و از ارائه آنها به ديگران خوددارى كند .
و من أظلم ممن كتم شهدة عنده من اللّه
«من اللّه» همانند «عنده» صفت براى «شهادة» است. بنابراين «شهادة عنده من اللّه»; يعنى، شهادتى كه در نزد اوست از ناحيه خدا دريافت كرده است. مقصود از شهادت كه از ناحيه خدا در اختيار انسان مى باشد، حقايق دينى و معارف الهى است.
9 - يهود و نصارا به خاطر كتمان حقايقى درباره ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) و نوادگان يعقوب ، از ظالمترين مردم هستند .
أم تقولون إن إبراهيم . .. و من أظلم ممن كتم شهدة عنده من اللّه
از مصداقهاى مورد نظر براى «شهادة من اللّه» به قرينه صدر آيه، حقايقى است درباره ابراهيم(ع) و ساير پيامبران ياد شده در آيه.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 157 - 10،11،12
10 - تكذيب كنندگان قرآن ستمكارترين مردمند.
فمن أظلم ممن كذب بأيت الله
11 - كسانى كه از قرآن رويگردان باشند، ستمكارترين مردمند.
فمن أظلم ممن . .. صدف عنها
«صدف» (مصدر صدف) به معناى اعراض كردن و منصرف ساختن آمده است. (برگرفته از قاموس المحيط). برداشت فوق بر اساس معناى اول است.
12 - كسانى كه ديگران را از ايمان به قرآن و آيات الهى باز دارند، ستمكارترين مردمند.
فمن أظلم ممن . .. صدف عنها
در برداشت فوق «صدف» فعلى متعدى (به معناى منصرف ساخت) گرفته شده است. گفتنى است بر اين مبنا مفعول آن كلمه اى مانند «الناس» است كه به سبب وضوحش در جمله ذكر نشده است.
ظلم به مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 33 - 19
19 - گرفتن مال مردم به زور ، همراه با زدن آنان - در كشور اسلامى ، - محاربه با خدا و رسول است .
انما جزؤا الذين يحاربون اللّه
از امام صادق(ع) درباره كسانى كه در كشور اسلامى با زدن مردم به غارت اموالشان بپردازند، روايت شده: هولاء من اهل هذه الاية «انما جزؤا الذين . .. »
كافى، ج 7، ص 245، ح 2; تفسير برهان، ج 1، ص 465، ح 3.
ظلم مردم مغرب سرزمين ذوالقرنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 86 - 7
7- ساحل نشينان غرب سرزمين ذى القرنين ، مردمى كفرپيشه و ستم كار بودند .
قلنا يذا القرنين إمّا أن تعذّب
تعبير «تعذّب» نشانگر آن است كه آنان مستحق كيفر بوده اند و دليل آن - به قرينه آيات بعد - ستم گرى و كفر آنان بوده است.
عبادتگاه مردم دوران زكريا(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 11 - 4
4- مردم در عصر زكريا ، مكانى مشخص را براى عبادت اختصاص مى دادند .
فخرج على قومه من المحراب
عبرت مردم مقارن بعثت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 44 - 6
6 - آثار بر جا مانده از تمدن ها و دستاورد هاى اقوام و ملت هاى نيرومند پيشين ، قابل بازديد و مطالعه و درس آموز براى مردم عصر بعثت
أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا . .. و كانوا أشدّ منهم قوّة
عجز مردم شمال سرزمين ذوالقرنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 94 - 8
8- همجواران يأجوج و مأجوج ، خود از ايجاد سدّى محكم و غيرقابل نفوذ در برابر هجوم آن متجاوزان ، ناتوان بودند .
فهل نجعل لك خرجًا على أن تجعل بيننا و بينهم سدًّا
عجز مردم مغرب سرزمين ذوالقرنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 86 - 9
9- ساحل نشينان مناطق غربى سرزمين ذى القرنين ، از رويارويى با نيرو هاى او ناتوان بودند و در برابر تصميمات او ، قدرت مقاومت نداشتند .
وجد عندها قومًا قلنا يذا القرنين إمّا أن تعذّب
عصيان مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 30
30 - توجه رهبران دينى به پليدى و ناپاكى گروه بسيارى از مردم ، مانع حزن و اندوه آنان بر سرپيچى برخى از مردم از دين و احكام آن
فان تولوا . .. و إن كثيراً من الناس لفسقون
چنانچه هدف از جمله «فاعلم . ..»، بازدارى زايد پيامبر(صلی الله علیه و آله) از حزن و اندوه باشد، مى توان جمله «ان كثيراً» را بيانگر علت آن دانست ; يعنى اى پيامبر(صلی الله علیه و آله) بسيارى از مردم فاسقند و خداوند هدايت آنان را اراده نكرده است. بنابراين بر رويگردانى آنان از دين
و احكام آن محزون مباش.
عفو از مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 134 - 3،8
3 - فرو بردن خشم و گذشت از لغزش هاى مردم ، از ويژگى هاى اهل تقوا
اعدّت للمتّقين . .. و الكاظمين الغيظ و العافين عن النّاس
8 - انفاق مستمر و در هر شرايط ، مهار كردن خشم و گذشت از لغزش هاى مردم ، از عوامل جلب محبّت الهى
الّذين ينفقون فى السّرّآء و الضّرّآء و الكاظمين الغيظ و العافين عن النّاس و اللّ
چون مراد از «المحسنين» كه سزاوار محبّت الهى هستند، دارندگان صفات ذكر شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 136 - 8
8 - آمرزش الهى و بهشت جاودان ، پاداش انفاق در توانگرى و تنگدستى و فرو خوردن خشم و گذشت از خطاى ديگران
الّذين ينفقون فى السّرّاء و الضّرّاء . .. اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم و جنّات
عفو مردم مغرب سرزمين ذوالقرنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 86 - 8
8- ذوالقرنين ، از سوى خداوند ، در مجازات يا بخشش ساحل نشينان غربى ، مخير شد .
قلنا يذاالقرنين إمّا أن تعذّب و اما ان تتّخذ فيهم حسنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 87 - 1
1- ذوالقرنين ، از كيفر ساحل نشينان غرب ، چشم پوشى كرد و تنها كسانى را كه بر ستم كارى خود باقى بمانند ، به مجازات تهديد كرد .
قال أمّا من ظلم فسوف نعذّبه
عقيده مردم دوران اصحاب كهف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 21 - 24
24- اطمينان مردم ، به مرگ اصحاب كهف ، پس از كشف اقامت گاه آنان
فقالوا ابنوا . .. لنتّخذنّ عليهم مسجدًا
تصميمى كه بازديد كنندگان از اصحاب كهف، پس از ديدار با آنان گرفتند (ابنوا عليهم . ..)، حاكى از آن است كه به مرگ آنان اطمينان يافتند.
عقيده مردم دوران جاهليت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 4 - 1
1- اعتقاد به وجود فرزند براى خدا ، عقيده اى مطرح و شايع در عصر نزول قرآن بوده است .
لينذر بأسًا . .. و ينذر الذين قالوا اتخذ اللّه ولدًا
از ميان همه كسانى كه مورد انذار قرآن اند، معتقدان به فرزند داشتن خدا، ذكر شده است، مطلب فوق استفاده مى شود.
عقيده مردم صدر اسلام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 188 - 7،19
7 - برخى از مردم عصر بعثت ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به امور غيبى آگاه مى پنداشتند .
لو كنت أعلم الغيب لاستكثرت من الخير
19 - برخى از مردم عصر بعثت پيامبرى و نبوت را مستلزم آگاهى به امور غيبى مى پنداشتند .
لو كنت أعلم الغيب لاستكثرت من الخير . .. إن أنا إلا نذير
حصر در جمله «إن أنا . .. » ناظر به پندارهايى است كه مردم درباره پيامبر(صلی الله علیه و آله) داشتند كه از جمله آنها عالم بودن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به امور غيبى است. جمله «إن أنا ... » بيان مى دارد كه او تنها نذير و بشير است ; يعنى عالم به غيب بودن، لازمه پيامبرى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 37 - 6
6 - وجود گرايش هاى خورشيدپرستى و ماه پرستى ، در ميان مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)
لاتسجدوا للشمس و لا للقمر
مطلب بالا با توجه به اين نكته است كه نهى در موردى معنا دارد كه زمينه ارتكاب منهى عنه وجود داشته باشد.
عقيده مردم مقارن بعثت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 88 - 12
12- اعتقاد برخى از مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عدم وحيانيت قرآن و ساختگى بودن آن
قل لئن اجتمعت الإنس و الجنّ . .. لايأتون بمثله
از اينكه قرآن با قاطعيت تمام اعلام تحدى مى كند، مى توان آن را پاسخ اين شبهه كه «قرآن وحى نيست» تلقى كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 42 - 4
4 - مشركان ، به هنگام طلوع خورشيد اسلام ، به معبود هاى متعددى اعتقاد داشتند .
ليضلّنا عن ءالهتنا
«إله» مفرد «آلهة» به معناى معبود است و جمع آمدن آن حاكى است كه مشركان به چند معبود اعتقاد داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 58 - 3
3 - وجود اعتقاد و باور به الوهيت عيسى ( ع ) در جامعه عصر بعثت
و قالوا ءألهتنا خير أم هو
علايق مردم جاهليت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 20 - 1
1 - علاقه فراوان به مال ، از ويژگى هاى مردم در عصر جاهليت
و تحبّون المال حبًّا جمًّا
«جمّاً»، به معناى زياد بودن و انباشته شدن است. (مقاييس)
علم مردم صدر اسلام به تاريخ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 9 - 2
2- آشنايى مردم عصر بعثت با سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان
ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم
استفهام در «ألم يأتكم» استفهام تقريرى است; بنابراين معناى جمله آيا خبر آنان به شما نرسيده بود، چنين مى شود: قطعاً خبر آنان به شما رسيده بود.
علم مردم مقارن بعثت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 5 - 1
1 - آگاهى مردم كافر عصر بعثت ، از سرنوشت شوم اقوام كافر پيش از خود
ألم يأتكم نبؤا الذين كفروا من قبل
استفهام در «ألم يأتكم»، تقريرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 18 - 4
4 - آشنايى مردم عصر نزول قرآن ، به سرنوشت هلاكت بار اقوام و ملّت هاى تكذيب گر پيش از خود
فكيف كان نكير
تعبير «فكيف كان نكير»(پس از انكار و كيفر من چگونه بود؟) مى رساند كه مخاطبان آيات قرآن، از چگونگى كيفر و عذاب اقوام پيش از خود، كم و بيش آشنا بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 22 - 3
3 - آشنايى مردم عصر بعثت با سوابق پيامبر (صلی الله علیه و آله) و معاشرت آن حضرت با آنان
و ما صاحبكم
علماى يهود و مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 75 - 14
14 - عالمان يهود ، داراى نقش بسزا در بازدارى مردم خويش از ايمان آوردن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اسلام
أفتطمعون أن يؤمنوا لكم و قد كان فريق منهم
جمله «و قد كان . ..» مى تواند دليل قطع اميد از ايمان آوردن عالمان يهود باشد و مى تواند علت قطع اميد از ايمان آوردن عامه يهود باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال دوم است; يعنى، يهوديان ايمان نمى آورند; زيرا عالمانشان به خاطر تحريفگر بودن، اجازه نخواهند داد حقايق - همان گونه كه هست - به دست مردم برسد و زمينه هاى ايمان در آنان شكوفا شود.
عمر مردم دوران نوح(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 14 - 5
5 - مردم دوران نوح ( ع ) ، عمرى طولانى داشته اند . *
و لقد أرسلنا نوحًاإلى قومه فلبث فيهم ألف سنة إلاّ خمسين عامًا
بنابراين كه «لبث فيهم» حقيقتاً، اشاره داشته باشد به درنگ نوح(ع) در ميان قومى كه از آغاز، رسالت اش را در ميان آنان شروع كرده، نكته يادشده، به دست مى آيد.
عمل صالح مردم مغرب سرزمين ذوالقرنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 10
10- ساحل نشينان غرب سرزمين ذوالقرنين ، براى ايمان و عمل صالح و ترك ستم كارى ، از زمينه مساعدى برخودار بودند .
أمّا من ظلم . .. و أمّا من ءامن و عمل صلحًا
عوامل آسيب پذيرى مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 6 - 11
11 - توده هاى ناآگاه مردم ، از تبليغات دشمنان ، آسيب پذيرند .
يشترى لهو الحديث ليضلّ عن سبيل اللّه بغير علم
احتمال دارد كه «بغير علم» حال براى مفعول محذوف فعل «يضلّ»، مانند «الناس» يا چيزى همانند آن باشد.
عوامل گمراهى مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 166 - 7
7 - سران و بزرگان گمراه ، داراى نقشى بسزا در گمراهى مردم
إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا
عوامل گمراهى مردم دوران ابراهيم(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 36 - 1
1- از ديدگاه حضرت ابراهيم ( ع ) ، بت ها و بت پرستان عامل گمراهى بسيارى از مردم در عصر او بودند .
اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام . ربّ إنّهنّ أضللن كثيرًا من الناس
عوامل مؤثر در اسلام مردم اطراف مكه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 7 - 14
14 - فصاحت قرآن ، عاملى مؤثر در اسلام مردم مكه و نواحى آن
أوحينا إليك قرءانًا عربيًّا لتنذر أُمّ القرى
برداشت ياد شده بر اين پايه است كه «عربيّاً» به معناى فصاحت و روشنى قرآن بوده و «لتنذر» تعليل براى نزول قرآن با وصف
فصاحت باشد.
عيسى(ع) و مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 111 - 10
10 - عيسى ( ع ) ، گواه بر كيفيت برخورد مردمان با تعاليم و فرمان هاى الهى
و اشهد باننا مسلمون
غصب اموال مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 188 - 2
2 - دستيابى به مال و دارايى هاى ديگران با اسباب باطل ، حرام است .
و لاتأكلوا أمولكم بينكم بالبطل
كلمه «بينكم» قيد براى «أموالكم» است; يعنى، اموالى كه در ميان شماست و هر كس مالك بخشى از آن است. بنابراين جمله «لاتأكلوا ...» چنين معنا مى شود: نبايد هيچ يك از شما مال و دارايى ديگرى را با سببى باطل تصرف كند.
غفلت اكثريت مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 92 - 9
9 - همواره مردم بسيارى از آيات و نشانه هاى خداوند و سرگذشت پندآموز اقوام پيشين ، در غفلت هستند .
لتكون لمن خلفك ءاية و إن كثيراً من الناس عن ءايتنا لغفلون
غفلت مردم جاهليت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 6 - 6
6 - مردم در آغاز بعثت و اجداد آنان در عصر جاهليت ، در غفلت و بى خبرى بسر مى بردند .
ما أُنذر ءاباؤهم فهم غفلون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه ضمير «هم» به مجموع «قوم» و «آباء» بازگردد.
غفلت مردم دوران موسى(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 43 - 6
6 - جوامع معاصر موسى ، گرفتار غفلت و بى خبرى از تعاليم الهى
و لقد ءاتينا موسى الكتب . .. لعلّهم يتذكّرون
غفلت مردم صدر اسلام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 6 - 10
10 - « عن أبى بصير عن أبى عبداللّه ( ع ) . . . قال : و سألته عن قول اللّه « لتنذر قوماً ما أُنذر آباؤهم فهم غافلون » قال : لتنذر القوم الذين أنت فيهم كما أنذر آباؤهم فهم غافلون عن اللّه و عن رسوله و عن وعيده . . . ;
ابوبصير گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند: «لتنذر قوماً ما أنذر آباؤهم فهم غافلون» سؤال كردم، فرمود: مقصود اين است: تا انذار كنى گروهى را كه در ميان آن ها هستى، همان گونه كه پدرانشان انذار شدند كه اينان از خدا و از رسول او و از وعيدهاى خدا غافل اند. ..».
غفلت مردم مقارن بعثت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 6 - 6،7
6 - مردم در آغاز بعثت و اجداد آنان در عصر جاهليت ، در غفلت و بى خبرى بسر مى بردند .
ما أُنذر ءاباؤهم فهم غفلون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه ضمير «هم» به مجموع «قوم» و «آباء» بازگردد.
7 - غفلت و بى خبرى مردم در آغاز بعثت و اجداد آنان در جاهليت ، ناشى از نبودن پيامبر و منذر الهى در ميان آنها بوده است .
ما أُنذر ءاباؤهم فهم غفلون
برداشت ياد شده بر اين اساس مبتنى است كه «ما» در «ما اُنذر» نافيه و جمله «فهم غافلون» متفرع بر نفى انذار باشد; يعنى، انذار نشدنشان موجب غفلت آنان گرديد.
فرجام اضلال مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 30 - 8
8- دوزخ ، سرانجام تلاش براى ترويج آيين شرك و گمراه كردن مردم از مسير خدا و يگانه پرستى
و جعلوا لله أندادًا ليضلّوا عن سبيله . .. فإن مصيركم إلى النار
فرعون و عقيده مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 75 - 6
6 - فرعون و اطرافيانش در گرايش هاى اعتقادى مردم ، نقش تعيين كننده اى داشتند .
ثم بعثنا من بعدهم موسى و هرون إلى فرعون و ملإيه
از اين كه خداوند موسى و هارون (ع) را - كه براى هدايت مردم مبعوث شده بودند - مستقيماً به سوى فرعون و اطرافيانش فرستاد، برداشت فوق به دست مى آيد.
فرهنگ مردم در تبليغ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 4 - 8
8- فهم مردم عصر نزول تعاليم دينى ، مرجع و منبعى براى فهم دقيق آن تعاليم است .
و ما أرسلنا من رسول إلاّ بلسان قومه ليبيّن لهم
اينكه خداوند فرموده است: همه پيامبران به زبان قوم خودشان فرستاده شدند، مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه زبان و ادبيات مردم دوران نزول تعاليم آسمانى براى دريافت پيام آن تعاليم نقش مؤثرى دارد.
قبله مردم دور از مكه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 19
19 - از ابن عباس روايت شده كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود : « البيت قبلة لأهل المسجد و المسجد قبلة لأهل الحرم و الحرم قبلة لأهل الأرض فى مشارق ها و مغارب ها من أمتى ;
كعبه، قبله اهل مسجد الحرام و مسجدالحرام قبله اهل حرم (مكه و حوالى آن) و حرم قبله تمامى اهل زمين از امت من در مشرقها و مغربهاى آن است».
قرآن و مردم صدراسلام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 15 - 5
5 - تأثير شگرف قرآن و معجزات الهى بر مردم عصر بعثت
و قالوا إن هذا إلاّ سحر مبين
از سحر دانستن قرآن و معجزه الهى، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
كشاورزى مردم مقارن بعثت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 33 - 4
4 - كشاورزى و دامدارى ، از منابع درآمد مردم در عصر بعثت
ماءها و مرعيها . .. متعًا لكم و لأنعمكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 32 - 4
4 - كشاورزى و دامدارى ، از منابع درآمد مردم در عصر بعثت
متعًا لكم و لأنعمكم
كفر اكثريت مردم صدراسلام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 17 - 23
23- اكثر مردم عصر بعثت ، از ايمان آوردن به قرآن امتناع مىورزيدند .
و لكنّ أكثر الناس لايؤمنون
برداشت فوق ، براين اساس است كه «ال» در «الناس» عهد حضورى و اشاره به مردمى باشد كه در زمان نزول آيات سوره هود ، زندگى مى كردند.
كفر مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 176 - 1،2،17
1 - علاقه وافر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هدايت يافتن مردم و اندوه و تأسف عميق وى از شتاب برخى از مردم در كفر
و لا يحزنك الّذين يسارعون فى الكفر
2 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر اندوهگين نشدن از شتاب برخى مردم در كفر
و لا يحزنك الّذين يسارعون فى الكفر
17 - تسليت و دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد شتاب برخى از مردم در كفر
و لا يحزنك الّذين يسارعون فى الكفر . .. و لهم عذاب عظيم
كفر مردم دوران فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 26 - 15
15 - اعتقاد به ربوبيت خداوند ، در آيين مردم عصر فرعون مردود بود .
و ليدع ربّه . .. أن يبدّل دينكم
دين حضرت موسى بر ربوبيت خداوند استوار بود. بنابراين دين مردم مصر - كه مطابق اعتقادات موسى(ع) در حال تغيير بود - در تضاد با اعتقاد به ربوبيت خداوند قرار داشت.
كفر مردم صدر اسلام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 30 - 6،9
6- امتى كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سوى آنان مبعوث شد ، به خداوند رحمان كفر ورزيدند .
و هم يكفرون بالرحمن
9- مردم عصر بعثت خداوند را به اسم و وصف « الرحمان » نمى شناختند و بدان كفر مىورزيدند .
و هم يكفرون بالرحمن
بسيارى از مفسران برآنند كه مراد از كفر مردم عصر بعثت به «الرحمان» عدم آشنايى آنان با اين اسم براى خداوند است ; يعنى، خداوند را با اين اسم و وصف نمى شناختند و آن گاه كه قرآن خداوند را به اسم «الرحمان» توصيف كرد، انكار كردند و گفتند «رحمان» ديگر كيست و چه خدايى است؟
كفر مردم مغرب سرزمين ذوالقرنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 86 - 7
7- ساحل نشينان غرب سرزمين ذى القرنين ، مردمى كفرپيشه و ستم كار بودند .
قلنا يذا القرنين إمّا أن تعذّب
تعبير «تعذّب» نشانگر آن است كه آنان مستحق كيفر بوده اند و دليل آن - به قرينه آيات بعد - ستم گرى و كفر آنان بوده است.
كفران اكثريت مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 60 - 7
7 - همواره اكثريت مردم در برابر رزق و فضل خدا ، ناسپاسند .
إن اللّه لذو فضل على الناس و لكن أكثرهم لايشكرون
كفران مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 38 - 22
22- مردم در برابر نعمت وجود پيامبران و معلمان توحيد ، ناسپاسند .
ذلك من فضل الله علينا و على الناس و لكنّ أكثر الناس لايشكرون
شكر، در برابر نعمت است و نعمتهايى كه آيه مورد بحث گوياى آن است عبارت است از: 1توحيد (ما كان لنا أن نشرك . ..)، 2- وجود پيامبران به عنوان معلمان توحيد و بيانگران شريعت و آيين الهى (ملّة آبائى ابراهيم ...). برداشت فوق، ناظر به دومين نعمت ياد شده در آيه است.
كفران مردم مقارن بعثت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 50 - 9
9 - اكثر مردم در نيمه نخست بعثت ، نعمت قرآن را قدر نشناخته و بدان بى اعتنايى كردند .
و لقد صرّفنه بينهم ليذّكّروا فأبى أكثر الناس إلاّ كفورًا
برداشت فوق، با توجه به نزول آيه شريفه در مكه است كه نيمه نخست دوران بعثت در همين شهر سپرى شد.
كفيل مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 108 - 13
13 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را كفيل و قيّم ايمان و كفر مردم قرار نداده است .
فمن اهتدى فإنما يهتدى لنفسه و من ضل فإنما يضل عليها و ما أنا عليكم بوكيل
«وكيل» به معناى قيّم و كفيل است (لسان العرب).
كم فهمى مردم شمال سرزمين ذوالقرنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 93 - 2
2- مواجه شدن ذوالقرنين - در سومين پيشروى خود - با مردمى كم بهره از درك و فهم لغات بيگانه و ناتوان از شناخت سريع آن
وجد من دونهما قومًا لايكادون يفقهون قولاً
مراد از كُند فهمى ساكنان كوهستان در شناخت زبان ديگران اين است كه مفاهمه ذى القرنين با آنان دشوار بوده است.
كيفر مردم مغرب سرزمين ذوالقرنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 86 - 8
8- ذوالقرنين ، از سوى خداوند ، در مجازات يا بخشش ساحل نشينان غربى ، مخير شد .
قلنا يذاالقرنين إمّا أن تعذّب و اما ان تتّخذ فيهم حسنًا
گمراهترين مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 50 - 4
4 - هواپرستان ، گمراه ترين مردمان
و من أضلّ ممّن اتّبع هويه
گمراهى مردم جزيرة العرب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 9 - 12
12 - مردم جزيرة العرب ، گرفتار انواع ضلالت ها پيش از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن
هو الذى ينزّل . .. ليخرجكم من الظلمت
گمراهى مردم دوران ابراهيم(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 36 - 5
5- بسيارى از مردم در عصر حضرت ابراهيم ( ع ) ، گمراه و بت پرست بودند .
و اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام . ربّ إنّهنّ أضللن كثيرًا من الناس
گمراهى مردم صدر اسلام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 1 - 12
12- مردم در عصر بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در انواع ظلمت ها بسر مى بردند .
لتخرج الناس من الظلمت إلى النور
گمراهى مردم صدراسلام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 1 - 12
12- مردم در عصر بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در انواع ظلمت ها بسر مى بردند .
لتخرج الناس من الظلمت إلى النور
گمراهى مردم مقارن بعثت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 2 - 9
9 - مردم جزيرة العرب پيش از بعثت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، در گمراهى آشكارى به سر مى بردند .
و إن كانوا من قبل لفى ضلل مبين
«إن» در «و إن كانوا» مخفف از مثقله است; يعنى، «و إنّهم كانوا من قبل لفى ضلال مبين»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 11 - 10
10 - مردم ، پيش از بعثت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، در انواع ظلمت ها به سر مى برند .
ليخرج الذين ءامنوا و عملوا الصلحت من الظلمت إلى النور
گناه اضلال مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 25 - 5،6،7
5- كسانى كه با ساختگى دانستن قرآن ، ديگران را به گمراهى كشيدند ، بخشى از گناهان آنان را به عهده خواهند داشت .
و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم ال
برداشت فوق، بر اساس اين احتمال است كه «من» براى تبعيض باشد.
6- افترا زنندگان به قرآن ، علاوه بر گناه خويش ، عهده دار گناه گمراه شدگان به دست خود نيز خواهند بود .
قالوا أسطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم القيمة و من أوزار الذين يضلّونه
برداشت فوق بر اين احتمال است كه «من» يا زايد و يا براى جنس باشد چنان كه مفسّران احتمال داده اند.
7- كسانى كه قرآن را اسطوره مى خوانند ، علاوه بر گناه افترا زدن به قرآن ، برخى از گناه ديگران ( گناه گمراهى آنان ) را نيز بر دوش مى كشند .
قالوا أسطر الأولين . ليحملوا أوزارهم كاملة يوم القيمة و من أوزار الذين يضلّونه
اين برداشت، مبتنى بر تبعيض بودن «من» در «من أوزارهم» است.
گواهى مردم صدر اسلام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 43 - 13
13- آگاهان به تورات و انجيل در عصر بعثت بر حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) شهادت مى دادند .
و كفى بالله شهيدًا . .. و من عنده علم الكتب
لجاجت مردم صدر اسلام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 4 - 3
3 - مردم در صدر اسلام ، مردمى سخت پايبند به آيين شرك و انعطاف ناپذير در برابر سخن حق و مستدل
و الصفّ-ت صفًّا . .. إنّ إلهكم لوحد
برداشت ياد شده از آن جا است كه خداوند در آغاز سوره مباركه بر اثبات توحيد سوگند متعدد ياد كرده است. اين در حالى است كه خداوند پيش از آن، دلايل و شواهد كافى بر اثبات اين حقيقت در قرآن كريم ارائه فرموده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 5 - 4
4 - بيشتر مردم عصر بعثت ، مصمم به تأثيرناپذيرى از كلام وحى و پيام قرآن
فأعرض أكثرهم . .. و قالوا ... فاعمل إنّنا عملون
تعبيرهاى سه گانه در آيه («أكنّة»، «وقر» و «حجاب») تأكيد و تصميم آنان را به نفوذناپذيرى در برابر قرآن مى رساند.
لعن شدگان مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 87 - 1،6
1 - بازگشت به كفر ( ارتداد ) با وجود دلايل روشن ، موجب گرفتارى به طرد و نفرين خدا و فرشتگان و مردم
قوماً كفروا بعد ايمانهم . .. اولئك جزاؤهم انّ عليهم لعنة اللّه و الملئكة و النّا
6 - كسانى از يهود و نصارا كه آگاهانه نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را انكار نمودند ، گرفتار لعنت خدا و فرشتگان و مردم هستند .
قوماً كفروا بعد ايمانهم . .. اولئك جزاؤهم انّ عليهم ... و النّاس اجمعين
لعن مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 161 - 3،7
3 - فرشتگان و تمامى مردم در قيامت ، كفرپيشگانى را كه در حال كفر مرده اند ، لعنت كرده و خواستار دورى رحمت الهى از آنان خواهند شد .
أولئك عليهم لعنة اللّه و الملئكة و الناس أجمعين
لعنت مردم به معناى: نفرين و درخواست دورى لعنت شونده از رحمت خداوند است.
7 - تأثير و نقش دعا و نفرين فرشتگان و انسان ها در دورى گنهكاران از رحمت الهى
أولئك عليهم لعنة اللّه و الملئكة و الناس أجمعين
مال دوستى مردم جاهليت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 20 - 1
1 - علاقه فراوان به مال ، از ويژگى هاى مردم در عصر جاهليت
و تحبّون المال حبًّا جمًّا
«جمّاً»، به معناى زياد بودن و انباشته شدن است. (مقاييس)
مالك مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ناس - 114 - 1 - 3
3 - خداوند ، مالك مردم و تدبيركننده امور آنان
بربّ الناس
«ربّ» بر «مالك»، «سَرْور»، «مدّبر» و «مربّى» اطلاق مى شود. (لسان العرب)
مبلغان و كفر مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 104 - 8
8- ايمان نياوردن گروهى از مردم حتى اكثريت آنان در يك زمان ، نبايد مبلغان دينى را دلسرد كرده و مأيوس كند .
و ما أكثر الناس و لو حرصت بمؤمنين . .. إن هو إلاّ ذكر للعلمين
جمله «إن هو إلاّ ذكر للعالمين» - كه دلالت بر جهانى بودن قرآن و اسلام دارد و اختصاص آن را به مردم مكه و عصر بعثت نفى مى كند - اشاره به اين نكته دارد كه: اى پيامبر! از ايمان نياوردن اكثريت مردم مكه ناراحت مباش و مأيوس نشو ; چرا كه قرآن مخصوص اين مردم نيست و از آنِ همه عالم است. اينها ايمان نياوردند، سراغ ديگران بايد رفت.
مبلغان و مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 16 - 4
4 - لزوم حفظ رابطه مستقيم و بىواسطه با مردم براى رهبران و مبلغان دينى در راستاى تبليغ و ارشاد
قل لو شاء اللّه ما تلوته عليكم
متجاوزان به حقوق مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 44 - 12
12 - تجاوزگران به حقوق مردم ، حيران و سرگردان در صحنه قيامت
يظلمون الناس و يبغون فى الأرض بغير الحقّ . .. و ترى الظلمين لمّا رأوا العذاب يق
محدوده علم مردم مقارن بعثت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 85 - 15،16
15- اطلاعات علمى مردم در عصر بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره حقيقت روح ، بسيار كم و ناچيز بود .
قل الروح من أمر ربّى و ما أُوتيتم من العلم إلاّ قليلاً
بنابر اينكه مخاطبان آيه، مردم عصر بعثت باشند - نه همه انسانها در تمامى عصرها - برداشت فوق به دست مى آيد.
16- اطلاعات علمى مردم در عصر بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بسيار كم و ناچيز بود .
و ما أُوتيتم من العلم إلاّ قليلاً
برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه مخاطبان «و ما أُوتيتم من العلم» مردم عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشند. و مراد از «العلم» مطلق دانش باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 3 - 4
4 - مردم عصر بعثت ، اطلاعاتى مخدوش و نادرست از داستان موسى و فرعون داشتند .
نتلوا عليك من نبإِ موسى و فرعون بالحقّ
قيد «بالحقّ» نشان مى دهد كه آنچه در ميان مردم عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ماجراى موسى(ع) و فرعون مطرح بود، با واقعيت انطباق نداشت.
محمد(صلی الله علیه و آله) و استماع سخنان مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 61 - 4،5،6،7،8،10،11،13
4 - سوء استفاده منافقان از عطوفت و سعه صدر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( گوش فرادادن آن حضرت به سخنان مردم )
الذين يؤذون النبى و يقولون هو أذن
5 - گوش فرادادن به سخنان گوناگون مردم ، با شكيبايى و سعه صدر كامل ، از خصلت هاى پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)
و يقولون هو أذن قل أذن خير لكم
6 - ستايش خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) به خاطر سعه صدر و گوش فرادادن او به همه سخنان مردم
و يقولون هو أذن قل أذن خير لكم
7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) شنواى سخنان نيك و ارزنده و نه سخنان باطل و بيهوده
و يقولون هو أذن قل أذن خير لكم
برداشت فوق بر اين اساس است كه: اضافه «أذن» به «خير» اضافه حقيقى باشد ; نه از باب اضافه موصوف به صفت يعنى، پيامبر(صلی الله علیه و آله) شنواى سخنان خير است نه شنواى هر سخنى هر چند باطل.
8 - گوش فرادادن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سخن همه مردم ، در جهت منافع آنان و به خطر و صلاح جامعه
و يقولون هو أذن قل أذن خير لكم
برداشت فوق بدين احتمال است كه اضافه «أذن» به «خير»، از باب اضافه موصوف به صفت باشد ; يعنى، پيامبر(صلی الله علیه و آله) شنواىِ خوبى است براى شما و اين صفت در جهت صلاح جامعه ايمانى است.
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) گر چه به همه سخنان از تمامى طيف ها ، گوش فرامى داد ; ولى در مرحله تصديق و پذيرش ، تنها سخنان خدا و مؤمنان را باور داشت .
و يقولون هو أذن قل أذن خير لكم يؤمن باللّه و يؤمن للمؤمنين
برداشت فوق بر اين اساس است كه اضافه «أذن» به «خير» اضافه حقيقيه باشد ; بدين معنا كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) تنها شنواى سخنان نيك است و به هر سخنى ترتيب اثر نمى دهد، بلكه تنها سخنان خدا (وحى) و سخنانِ مؤمنان راستين را باور مى كند.
11 - ترتيب اثر دادن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها به سخنانى بود كه در جهت منافع مؤمنان باشد .
و يقولون هو أذن قل أذن خير لكم . .. و يؤمن للمؤمنين
برداشت فوق با توجه به «لام» در «للمؤمنين»، كه براى افاده منفعت است، استفاده مى شود.
13 - سعه صدر پيامبر (صلی الله علیه و آله) در گوش دادن به سخنان مردم ، مايه رحمت براى مؤمنان
و يقولون هو أذن قل أذن خير لكم . .. و رحمة للذين ءامنوا منكم
محمد(صلی الله علیه و آله) و انذار مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 2 - 6
6 - بيم دادن به عامه مردمان ( انذار ) و مژده دادن به اهل ايمان ( بشارت ) رسالتى الهى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)
أن أنذر الناس و بشّر الذين ءامنوا
محمد(صلی الله علیه و آله) و ايمان مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 99 - 9
9 - علاقه مندى شديد پيامبر (صلی الله علیه و آله) به ايمان آوردن همه مردم
و لو شاء ربك لأمن من فى الأرض كلهم جميعاً أفأنت تكره الناس حتى يكونوا مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 108 - 13
13 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را كفيل و قيّم ايمان و كفر مردم قرار نداده است .
فمن اهتدى فإنما يهتدى لنفسه و من ضل فإنما يضل عليها و ما أنا عليكم بوكيل
«وكيل» به معناى قيّم و كفيل است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 29 - 6
6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظّف به رساندن پيام حقِّ الهى به مردم است و نه مسئول ايمان و كفر آنان .
و قل الحقّ من ربّكم فمن شاء فليؤمن ومن شاء فليكفر
محمد(صلی الله علیه و آله) و كفر مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 41 - 1،2
1 - گرايش سريع و تلاش مستمر برخى از مردم به سوى كفر ، دغدغه آفرين براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
يأيها الرسول لايحزنك الذين يسرعون فى الكفر
2 - خداوند ، بر حذر دارنده پيامبر خويش (صلی الله علیه و آله) از تأسف و اندوه بر كفرورزى مردمان
يأيها الرسول لايحزنك الذين يسرعون فى الكفر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 108 - 13
13 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را كفيل و قيّم ايمان و كفر مردم قرار نداده است .
فمن اهتدى فإنما يهتدى لنفسه و من ضل فإنما يضل عليها و ما أنا عليكم بوكيل
«وكيل» به معناى قيّم و كفيل است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 29 - 6
6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظّف به رساندن پيام حقِّ الهى به مردم است و نه مسئول ايمان و كفر آنان .
و قل الحقّ من ربّكم فمن شاء فليؤمن ومن شاء فليكفر
محمد(صلی الله علیه و آله) و مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 204 - 7
7 - توجه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به ظاهر گفتار مردم
و من الناس من يعجبك قوله فى الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 80 - 7
7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مسؤوليّتى در برابر كفرورزى كافران و رويگردانى انسان ها از وى ندارد .
و من تولّى فما ارسلناك عليهم حفيظاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 41 - 3
3 - عشق و علاقه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هدايت مردم
يأيها الرسول لايحزنك الذين يسرعون فى الكفر
فرمان تسلى بخش خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه نبايد وى از كفر كافران اندوهى به خود راه دهد، گوياى عشق وافر پيامبر(صلی الله علیه و آله) به هدايت آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 16 - 3
3 - ارتباط بىواسطه و مستقيم پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مردم ، در ابلاغ پيام خدا ( قرآن ) به آنان
قل لو شاء اللّه ما تلوته عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 127 - 11
11- اشتياق شديد پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هدايت مردم
و لاتحزن عليهم
ترديدى نيست كه حزن و اندوه پيامبر(صلی الله علیه و آله) درباره كافران، به خاطر شدت علاقه آن حضرت به هدايت مردم بود و اگر اين اشتياق نبود، حزن و اندوه هم وجود نداشت.
مخالفت مردم مقارن بعثت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 5 - 1
1 - افراط و زياده روى مردم عصر بعثت در مخالفت با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مانع لطف خدا در فرستادن وحى نبود .
أفنضرب عنكم الذكر صفحًا أن كنتم قومًا مسرفين
با توجه به مقام آيه - كه مسأله وحى را مطرح مى كند - مراد از «اسراف»، افراط و زياده روى در مخالفت با وحى خواهد بود.
مدارا با مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 159 - 1،2،4،5،6،8،11
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) داراى اخلاقى خوش و اهل مدارا با مردمان ، به دور از هر گونه سنگدلى و خشونت
فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لو كنت فظّا غليظ القلب
كلمه «لنتَ» از مصدر «لين» به معناى مهربانى و خوشخويى است و «فظّا» به معناى جفاكار و بد خلق است و «غليظ القلب» به معناى سنگدل و بى رحم است.
2 - رحمت الهى ، تنها سرچشمه نرمى و مداراى پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مردم
فبما رحمة من اللّه لنت لهم
تقديم «بما رحمة» بر متعلقش (لنتَ)، دلالت بر حصر دارد.
4 - ضرورت خوش خلقى ، نرمش و رأفت رهبران الهى با مردم
فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك
5 - خُلق و خوى خوش و مداراى با مردم ، برخاسته از رحمت الهى
فبما رحمة من اللّه لنت لهم
6 - مدارا ، خوش خُلقى و مهربانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مردم ، از عوامل گرايش آنان به جانب آن حضرت
و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك
8 - ترغيب به خوش خُلقى و مدارا و نكوهش از سنگدلى و خشونت ، در برخورد هاى اجتماعى
و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك
11 - شكست ها و سختى ها ، زمينه ساز پراكندگى جامعه از پيرامون رهبران خود ، و مداراى ايشان با آنان از ميان برنده آن زمينه هاست . *
فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك
با توجّه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين، كه شكست نبرد احد و مشكلات ناشى از آن را مطرح ساخت، مى توان نتيجه گرفت كه شكست و مشكلات آن نبرد، زمينه پراكندگى مسلمانان را از پيرامون رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فراهم ساخت و آنچه در اين ميان مانع از گسيختن مردم از پيرامون پيامبر (صلی الله علیه و آله) شد، خُلق خوش و مداراى آن حضرت با مردم بود.
مدبر مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ناس - 114 - 1 - 4
4 - توصيف خداوند ، به تدبيركننده امور مردم ، از آداب استعاذه به خداوند
قل أعوذ بربّ الناس
مردم جزيرة العرب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 14 - 1
1 - مردم جزيرة العرب ، جانشين امتهايى كه در آن سرزمين با عذاب استيصال الهى منقرض شده بودند .
و لقد أهلكنا القرون من قبلكم . .. ثم جعلنكم خلئف فى الأرض
مردم جزيرة العرب و حج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 25 - 10
10 - حج و زيارت مسجدالحرام ، مراسمى رايج در ميان مردم جزيرة العرب
سواء العكف فيه و الباد
مردم جزيرة العرب و زيارت مسجدالحرام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 25 - 10
10 - حج و زيارت مسجدالحرام ، مراسمى رايج در ميان مردم جزيرة العرب
سواء العكف فيه و الباد
مردم جزيرة العرب و مسجدالحرام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 25 - 11
11 - « مسجدالحرام » نامى شناخته شده و متداول در ميان مردم جزيرة العرب
و المسجد الحرام الذى جعلنه للناس
مردم دارى ابراهيم(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 41 - 3
3- عنايت و توجه ويژه حضرت ابراهيم ( ع ) به ديگران ، در دعا
ربّنا اغفرلى و لولدىّ و للمؤمنين
از اينكه حضرت ابراهيم(ع) در مناجاتش با پروردگار تنها براى خود، دعا نكرد; بلكه فرزندان، پدر و مادرش و تمامى مؤمنان را در دعاى خويش شريك كرد، برداشت فوق به دست مى آيد.
مردم دارى انبيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 24 - 6
6 - علاقه شديد پيامبران الهى ، نسبت به هدايت و رستگارى انسان ها
قل أوَ لو جئتكم بأهدى ممّا وجدتم عليه ءاباءكم
پيامبران، در برابر مخالفت هاى مؤكد قوم خويش (إنّا وجدنا . .. إنّا على آثارهم) با لحنى نرم و ملايم آنان را به مسير آيين توحيد فرامى خواندند، از اين مطلب، شيفتگى شديد آنان به هدايت انسان ها استفاده مى شود.
مردم سست ايمان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 49 - 9
9 - منافقان و سست ايمان ها ، بى بهره از توكل و اتكا بر خداوند
يقول المنفقون . .. و من يتوكل
مردم شمال سرزمين ذوالقرنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 98 - 14
14- ذوالقرنين ، آسيب ديدگان از يأجوج و مأجوج را به رحمت و اراده خداوند توجّه داد و آنان را از اعتماد مطلق به سد ، بازداشت .
هذا رحمة من ربّى فإذا جاء وعد ربّى جعله دكّاء
مردم شمال سرزمين ذوالقرنين و سدسازى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 94 - 12
12- « عن أميرالمؤمنين ( ع ) : إنّ ذاالقرنين . . . وجد . . . قوماً لايكادون يفقهون قولاً قالوا : يا ذاالقرنين ! إنّ يأجوج و مأجوج خلف هذين الجبلين و هم يفسدون فى الأرض إذا كان إبّان زروعنا و ثمارنا خرجوا علينا من هذين السدّين ، فرعوا من ثمارنا و زروعنا حتّى لايبقون من ها شيئاً « فهل نجعل لك خرجاً » نؤديه إليك فى كلّ عام « على أن تجعل بيننا و بينهم سدًّا » ;
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده:. .. همانا ذوالقرنين، قومى را يافت كه فهم هيچ سخنى براى آنان آسان نبود. آنان به او گفتند: اى ذوالقرنين! همانا، يأجوج و مأجوج، پشت اين دو كوه اند و آنان در زمين فساد مى كنند. زمانى كه فصل برداشت زراعت هاى ما و چيدن ميوه هايمان فرامى رسد، آنان، از پشت اين دو سدّ (دو كوه) به ما حملهور شده و از ميوه هاى ما و زراعت هاى ما آن قدر مى چرانند كه هيچ چيز از را باقى نمى گذارند. آيا براى تو هزينه اى قرار دهيم كه هر ساله به تو بپردازيم تا بين ما و آنان سدّى
برقرار سازى؟».
مردم صدر اسلام و انجيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 43 - 12
12- وجود افرادى در ميان مردم عصر بعثت كه به تمامى تورات و انجيل آگاهى داشتند . *
و من عنده علم الكتب
برداشت فوق، بر اساس اين احتمال است كه مراد از «الكتاب» تورات و انجيل باشد.
مردم صدر اسلام و بعثت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 68 - 10
10 - آگاهى مردم عصر بعثت ، به سابقه داشتن بعثت و نزول كتاب از سوى خداوند
أم جاءهم ما لم يأت ءاباءهم الأوّلين
مردم صدر اسلام و تاريخ اقوام پيشين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 9 - 2
2- آشنايى مردم عصر بعثت با سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان
ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم
استفهام در «ألم يأتكم» استفهام تقريرى است; بنابراين معناى جمله آيا خبر آنان به شما نرسيده بود، چنين مى شود: قطعاً خبر آنان به شما رسيده بود.
مردم صدر اسلام و تاريخ قوم ثمود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 9 - 2
2- آشنايى مردم عصر بعثت با سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان
ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم
استفهام در «ألم يأتكم» استفهام تقريرى است; بنابراين معناى جمله آيا خبر آنان به شما نرسيده بود، چنين مى شود: قطعاً خبر آنان به شما رسيده بود.
مردم صدر اسلام و تاريخ قوم عاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 9 - 2
2- آشنايى مردم عصر بعثت با سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان
ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم
استفهام در «ألم يأتكم» استفهام تقريرى است; بنابراين معناى جمله آيا خبر آنان به شما نرسيده بود، چنين مى شود: قطعاً خبر آنان به شما رسيده بود.
مردم صدر اسلام و تاريخ قوم نوح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 9 - 2
2- آشنايى مردم عصر بعثت با سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان
ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم
استفهام در «ألم يأتكم» استفهام تقريرى است; بنابراين معناى جمله آيا خبر آنان به شما نرسيده بود، چنين مى شود: قطعاً خبر آنان به شما رسيده بود.
مردم صدر اسلام و تورات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 43 - 12
12- وجود افرادى در ميان مردم عصر بعثت كه به تمامى تورات و انجيل آگاهى داشتند . *
و من عنده علم الكتب
برداشت فوق، بر اساس اين احتمال است كه مراد از «الكتاب» تورات و انجيل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 36 - 1
1 - اصول تعاليم تورات ، آشنا و مطرح براى مردم عصر نزول قرآن
أم لم ينبّأ بما فى صحف موسى
از استفهام توبيخى در «أم لم ينبّأ»، مى توان استفاده كرد كه اصول معارف تورات، امرى شناخته شده براى مردم عصر بعثت بوده است.
مردم صدر اسلام و رحمانيت خدا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 30 - 9
9- مردم عصر بعثت خداوند را به اسم و وصف « الرحمان » نمى شناختند و بدان كفر مىورزيدند .
و هم يكفرون بالرحمن
بسيارى از مفسران برآنند كه مراد از كفر مردم عصر بعثت به «الرحمان» عدم آشنايى آنان با اين اسم براى خداوند است ; يعنى، خداوند را با اين اسم و وصف نمى شناختند و آن گاه كه قرآن خداوند را به اسم «الرحمان» توصيف كرد، انكار كردند و گفتند «رحمان» ديگر كيست و چه خدايى است؟
مردم صدر اسلام و علماى دين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 94 - 7
7 - مردم در عصر نزول قرآن ، براى آگاهى از متون كتاب هاى آسمانى ، چاره اى جز رجوع به عالمان دين نداشتند .
فإن كنت فى شك مما أنزلنا إليك فسئل الذين يقرءون الكتب من قبلك
مردم صدر اسلام و قرآن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 16 - 5
5 - قرآن پديده بديعى است كه مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به آن كاملاً بيگانه بوده اند .
و لا أدريكم به
برداشت فوق، لازمه جمله «لو شاء اللّه . .. و لا أدراكم به» (اگر خدا خواسته بود شما را به آن آشنا نمى كرد) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 3 - 14
14- تأثير شگرف و فوق العاده قرآن ، در مردم روزگار پيامبر (صلی الله علیه و آله)
أفتأتون السحر
از اين كه اتهام سحر را به قرآن روا مى داشتند، برمى آيد كه قرآن تأثيرى فوق العاده داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 4 - 5
5 - بيشتر مردم عصر بعثت ، از آيات قرآن ، على رغم وضوح و روشنى مفاهيم آن روى گردان بودند .
كتب فصّلت . .. فأعرض أكثرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 5 - 4
4 - بيشتر مردم عصر بعثت ، مصمم به تأثيرناپذيرى از كلام وحى و پيام قرآن
فأعرض أكثرهم . .. و قالوا ... فاعمل إنّنا عملون
تعبيرهاى سه گانه در آيه («أكنّة»، «وقر» و «حجاب») تأكيد و تصميم آنان را به نفوذناپذيرى در برابر قرآن مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 3 - 2
2 - نزول قرآن به زبان عربى ، زمينه سهولت فهم آن براى مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جامعه هاى عرب زبان
إنّا جعلنه قرءانًا عربيًّا لعلّكم تعقلون
«عربيّاً» اگر به معناى زبان عربى باشد، خطاب در «لعلّكم تعقلون» خاص بوده و تنها شامل مردم عرب زبان مى شود; يعنى، ما قرآن را به زبان عربى قرار داديم به آن اميد كه شما مردم عرب در آن بينديشيد. و اگر «عربيّاً» به معناى فصيح و شيوا باشد، خطاب در «لعلّكم تعقلون» عام بوده و فراگيرنده همه انسان ها مى شود; يعنى، ما قرآن را شيوا و گيرا قرار داديم، بدان اميد كه شما انسان ها بدان جذب شده و در آن تعقل و انديشه نماييد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال اول است.
مردم صدر اسلام و قصه انبيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 45 - 4
4 - گذشت زمان و انقراض نسل هاى پيشين ، باعث از ميان رفتن خاطرات پيامبران ، كتاب هاى آسمانى ، شرايع الهى و محروم شدن مردم عصر بعثت از آنها شد .
و لكنّا أنشأنا قرونًا فتطاول عليهم العمر
مردم صدر اسلام و كتب آسمانى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 68 - 10
10 - آگاهى مردم عصر بعثت ، به سابقه داشتن بعثت و نزول كتاب از سوى خداوند
أم جاءهم ما لم يأت ءاباءهم الأوّلين
مردم صدر اسلام و محمد(صلی الله علیه و آله)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 3 - 4
4 - مهجور ماندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رسالت هاى او در بين مردم ، تاب و توان را از آن حضرت ربوده بود .
الذى أنقض ظهرك
برداشت ياد شده، ناظر به اين احتمال است كه مراد از «وزر» (در آيه قبل)، نقطه مقابل رفعت ذكر (در آيه بعد) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 4 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فردى آبرومند و داراى مقامى ارجمند ، در ديدگاه مردم عصر خويش
و رفعنا لك ذكرك
ياد رفيع، كنايه از احترام گذاشتن يادكنندگان است.
مردم صدر اسلام و نبوت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 38 - 13
13- توانايى به ارائه هر گونه معجزه و در هر زمان ، از شرايط پيامبرى در ديدگاه ناصواب مردم عصر بعثت
و لقد أرسلنا رسلاً . .. و ما كان لرسول أن يأتى بأية إلاّ بإذن الله لكل أجل كتاب
مردم صدر اسلام و نبوت بشر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 38 - 7
7- مردم عصر بعثت ، پيامبرىِ فردى از افراد بشر را امرى بعيد مى شمردند .
و لقد أرسلنا رسلاً من قبلك و جعلنا لهم أزوجًا و ذريّة
مردم گمراه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 36 - 6
6 - برخى مردم در مرحله اى از گمراهى قرار مى گيرند كه ديگر اميدى به هدايت آنان نيست.
إنما يستجيب الذين يسمعون و الموتى يبعثهم اللّه
در اين آيه گويا مردم به دو بخش تقسيم شده اند: يك دسته به دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) پاسخ مثبت مى دهند و دسته اى ديگر به تعبير آيه «الموتى» هستند. و همان گونه كه اميد به زنده شدن مرده در اين جهان واهى است، نمى توان به هدايت اين گونه افراد اميدى داشت.
مردم مشرق سرزمين ذوالقرنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 91 - 4
4- شيوه ذوالقرنين در برخورد با مردم شرق و غرب ، يك سان بوده است . *
وجدها تطلع على قوم . .. كذلك
«كذلك» مى تواند صفت براى «قوم» در آيه قبل باشد و اشاره به «قوماً» در آيات قبل; يعنى، ذوالقرنين، همانگونه كه قوم ساكن مغرب را يافت و در باره آنان تصميم گرفت، در باره شرقى ها نيز همان سان رفتار كرد.
مردم مشرك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 165 - 1،23
1 - گروهى از مردم ( مشركان ) با وجود نشانه هاى فراوان بر توحيد ، غير خدا را همتا و همانند او مى پندارند .
لأيت لقوم يعقلون. و من الناس من يتخذ من دون اللّه أنداداً
«ندّ» (مفرد أنداد) به معناى همانند است.
23 - گروهى از انسان ها ( مشركان ) سران و بزرگان خويش را در قدرت ، همتاى خدا مى پندارند و آنان را همطراز او دوست دارند .
و من الناس من يتخذ من دون اللّه أنداداً يحبونهم كحب اللّه
با توجه به آيه بعد - كه مشركان را به سران شرك و پيروان آنان تقسيم مى كند - مى توان گفت: مراد از «من الناس» مشركان پيرو مقصود از «أنداد» سران آنهاست. ارجاع ضمير «هم» به «أنداد» اين احتمال را تأييد مى كند; زيرا كاربرد اين ضمير براى انسانها و دارندگان عقل و شعور است.
مردم مغرب سرزمين ذوالقرنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 87 - 3
3- ذوالقرنين ، بر قوم ساحل دريا ، سلطه كامل يافته بود .
قال أمّا من ظلم فسوف نعذّبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 10
10- ساحل نشينان غرب سرزمين ذوالقرنين ، براى ايمان و عمل صالح و ترك ستم كارى ، از زمينه مساعدى برخودار بودند .
أمّا من ظلم . .. و أمّا من ءامن و عمل صلحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 91 - 4
4- شيوه ذوالقرنين در برخورد با مردم شرق و غرب ، يك سان بوده است . *
وجدها تطلع على قوم . .. كذلك
«كذلك» مى تواند صفت براى «قوم» در آيه قبل باشد و اشاره به «قوماً» در آيات قبل; يعنى، ذوالقرنين، همانگونه كه قوم ساكن مغرب را يافت و در باره آنان تصميم گرفت، در باره شرقى ها نيز همان سان رفتار كرد.
مردم مقارن بعثت و اصحاب كهف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 22 - 2،16
2- نزول داستان اصحاب كهف در قرآن ، زمينه ساز اظهار نظرهايى گوناگون در ميان مردم عصربعثت ، در باره تعداد آنان شد .
سيقولون . .. و يقولون ... و يقولون
حرف «سين» در «سيقولون» نشانه صدور آن گفته و گفته هاى بعدى در زمان آينده است و به قرينه «فلا تمار فيهم» اين اقوال، در زمان حيات رسول اللّه(صلی الله علیه و آله) پيدا شده بود.
16- تنها ، گروهى اندك از مردم عصر بعثت ، به شمارِ اصحاب كهف و زواياى سرگذشت آنان ، آگاهى داشتند .
مايعلمهم إلاّ قليل
با آن كه سخن در باره تعداد اصحاب كهف بود، در جمله «مايعلمهم. ..» آگاهى بر خود اصحاب كهف، از اكثريت مردم نفى شده است. اين مطلب، مى رساند كه ديگر زواياى ماجراى اصحاب كهف نيز مانند تعداد آنان، براى بيشتر مردم نامعلوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 26 - 1
1- مدّت درنگ اصحاب كهف در غار ، ميان مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) مورد اختلاف بود .
قل اللّه أعلم
جمله «قل اللّه. ..» نشانه آن است كه برخى از مردم، در باره مدّت بيان شده در آيه قبل، تشكيك كرده و نظرى غير آن را مطرح ساخته بودند. پيامبر(صلی الله علیه و آله) در پاسخ آنان، با بيان علم برتر الهى به زمان بندى ياد شده، تأكيد كرده و ترديد در آن را مردود دانسته است.
مردم مقارن بعثت و اطعام مساكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 18 - 1
1 - بى توجهى به مستمندان و ترغيب نكردن يكديگر به تأمين غذاى آنان ، فرهنگى حاكم بر عصر بعثت
و لاتحضّون على طعام المسكين
«تحاضّ» (مصدر «تحاضّون»)، به معناى ترغيب كردن يكديگر است (قاموس). گفتنى است كه از عبارت «طعام المسكين»، «بذل طعام المسكين» اراده شده است. البته «طعام» مى تواند به معناى «اطعام» باشد - مانند «عطاء» به معناى «اعطاء» ولى تقدير بهتر است. (البحرالمحيط)
مردم مقارن بعثت و ذوالقرنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 83 - 2
2- « ذوالقرنين » ، شخصيتى تاريخى و شناخته شده در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) بوده است .
و يسئلونك عن ذى القرنين
مردم مقارن بعثت و روح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 85 - 15
15- اطلاعات علمى مردم در عصر بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره حقيقت روح ، بسيار كم و ناچيز بود .
قل الروح من أمر ربّى و ما أُوتيتم من العلم إلاّ قليلاً
بنابر اينكه مخاطبان آيه، مردم عصر بعثت باشند - نه همه انسانها در تمامى عصرها - برداشت فوق به دست مى آيد.
مردم مقارن بعثت و قصه اصحاب كهف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 13 - 4
4- اطلاعات مردم عصر بعثت از اصحاب كهف و سرگذشت آنان ، اطلاعات غير واقعى و آميخته با خرافات بود .
نحن نقصّ عليك نبأهم بالحقّ
قيد «بالحقّ» تعريضى است كه به ناقلان سرگذشت اصحاب كهف و بيان كننده اين كه نقل آنان، آميخته به امورى غير واقعى و خرافى است.
مردم مقارن بعثت و محمد(صلی الله علیه و آله)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 22 - 3
3 - آشنايى مردم عصر بعثت با سوابق پيامبر (صلی الله علیه و آله) و معاشرت آن حضرت با آنان
و ما صاحبكم
مردم مقارن بعثت و مساكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 18 - 1
1 - بى توجهى به مستمندان و ترغيب نكردن يكديگر به تأمين غذاى آنان ، فرهنگى حاكم بر عصر بعثت
و لاتحضّون على طعام المسكين
«تحاضّ» (مصدر «تحاضّون»)، به معناى ترغيب كردن يكديگر است (قاموس). گفتنى است كه از عبارت «طعام المسكين»، «بذل طعام المسكين» اراده شده است. البته «طعام» مى تواند به معناى «اطعام» باشد - مانند «عطاء» به معناى «اعطاء» ولى تقدير بهتر است. (البحرالمحيط)
مردم مقارن بعثت و يتيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 17 - 3
3 - محروم ساختن يتيمان از اكرام و احترام و بها ندادن به شخصيت آنان ، فرهنگى حاكم بر مردم عصر بعثت
لاتكرمون اليتيم
مردم و استماع وحى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 75 - 6
6 - گروهى از بنى اسرائيل خود بدون واسطه پيامبر كلام خداوند را شنيدند . *
و قد كان فريق منهم يسمعون كلم اللّه
بر اساس نظر برخى از مفسران، مراد از «فريق منهم» در جمله فوق، آن هفتاد نفرى است كه موسى(ع) آنان را گزينش كرد تا خود كلام الهى را بشنوند. اينان همان سخنان را تحريف كردند.
مردم و اوامر خدا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 111 - 10
10 - عيسى ( ع ) ، گواه بر كيفيت برخورد مردمان با تعاليم و فرمان هاى الهى
و اشهد باننا مسلمون
مردم و تحولات تاريخ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 17
17 - نقش و تأثير عملكرد مردم در تحولات تاريخ
ألم يروا كم أهلكنا . ... فأهلكنهم بذنوبهم
مردم و تعاليم انبيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 155 - 14
14 - ناتوانى و توانمندى دل ها ، براى درك تعاليم انبيا ، در اختيار خداست .
بل طبع اللّه عليها بكفرهم
مردم و تعاليم دين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 92 - 13
13 - بيان احكام الهى از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وابسته به پذيرش و عدم پذيرش مردم نيست .
فان توليتم فاعلموا انما على رسولنا البلغ المبين
برداشت فوق بر اين مبناست كه جمله «فان توليتم . ..» درباره كسانى باشد كه بخواهند با بى اعتنايى به احكام الهى، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را دلسرد كرده و از ابلاغ آن، به مردم باز دارند. در اين صورت جواب مقدر جمله اى نظير «فلايهملكم» (شما را رها نخواهد كرد) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 111 - 10
10 - عيسى ( ع ) ، گواه بر كيفيت برخورد مردمان با تعاليم و فرمان هاى الهى
و اشهد باننا مسلمون
مردم و قرآن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 40 - 3،4،5
3 - هرگز همه مردم روى زمين ، قرآن را انكار و تكذيب نخواهند كرد .
و منهم من يؤمن به و منهم من لا يؤمن به
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از ضمير «منهم» عموم مردم باشد ; كه در اين صورت، آيه در مقام بيان حال آنان به هنگام روبرو شدنشان با قرآن است.
4 - هرگز تمامى مردم روى زمين ، به قرآن ايمان نخواهند آورد .
و منهم من يؤمن به و منهم من لا يؤمن به
5 - مردم روزى زمين همواره نسبت به قرآن دو دسته هستند : مؤمن و كافر .
و منهم من يؤمن به و منهم من لا يؤمن به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 17 - 21،22
21- بيشتر مردم به قرآن ايمان نمى آورند .
و لكنّ أكثر الناس لايؤمنون
برداشت فوق ، مبنى بر اين است كه «ال» در «الناس» براى استغراق باشد.
22- بيشتر مردم از بصيرتى كه آنان را به حقانيت قرآن رهنمون شود ، محرومند .
أفمن كان على بيّنة من ربه . .. و لكنّ أكثر الناس لايؤمنون
مردم و محمد(صلی الله علیه و آله)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 50 - 1
1 - بسيارى از مردمان عصر بعثت ، خواستار داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر اساس قوانين جاهلى
افحكم الجهلية يبغون
مسؤوليت مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 1 - 1
1 - همه مردم ، مأمور به رعايت تقوا و پروا از خداوند هستند .
يا ايّها النّاس اتّقوا ربّكم . .. و اتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 59 - 8
8 - اجراى عدالت ، وظيفه حاكمان و اطاعت از آنان ، وظيفه مردم
و اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا بالعدل . .. يا ايّها الذين امنوا اطيعوا اللّه و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 65 - 5
5 - مردم ، وظيفه دار مراجعه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى داورى و حلّ كليّه مشاجرات
فلا و ربّك لا يؤمنون حتّى يحكّموك فيما شجر بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 63 - 11
11 - مردم وظيفه دار باور به انذار هاى پيامبران و پرهيز از گرفتار آمدن به عذاب هاى الهى
لينذركم و لتتقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 145 - 10
10 - جديت در فراگيرى معارف الهى به بهترين وجه ، و عمل به احكام دين به نيكوترين صورت ، وظيفه اى بر عهده مردم
و أمر قومك يأخذوا بأحسنها
مشكلات مردم شمال سرزمين ذوالقرنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 94 - 3
3- خطر هجوم يأجوج و مأجوج ( مغول و تاتار ) و تأمين امنيت ، عمده ترين مشكل مردم نواحى شمالى در زمان ذوالقرنين بود .
إنّ يأجوج و مأجوج مفسدون فى الأرض
مشورت با مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 159 - 20
20 - مشورت با مردم و شركت دادن آنان در تصميم گيرى هاى اجتماعى ، از وظايف رهبران اسلام
و شاورهم فى الامر
معاشرت با مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 52 - 17
17 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبايد در برخورد با مردم، فقر و غنا و گرسنگى و سيرى را ملاك قرار دهد.
ما عليك من حسابهم من شىء و ما من حسابك عليهم من شىء
معبود مردم دوران فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 29 - 5
5 - فرعون ، مورد پرستش مردم سرزمين خويش
لئن اتّخذت إلهًا غيرى
ملاقات ذوالقرنين با مردم مغرب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 86 - 6
6- ذوالقرنين ، در آخرين نقطه خشكى ، در غرب سرزمين خويش ، با مردمى داراى تشكّل و قوميّت مواجه شد .
وجدها تغرب فى عين حمئة و وجد عندها قومًا
ملاقات محمد(صلی الله علیه و آله) با مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 5 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى برنامه اى معين ، براى ملاقات مردم *
و لو أنّهم صبروا حتّى تخرج إليهم لكان خيرًا لهم
برداشت بالا بدان احتمال است كه «حتّى تخرج. ..» اشاره به زمان خاصى باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به طور معمول از خانه به مسجد مى آمد تا به كارها رسيدگى كند.
ملاقات مردم با حاكمان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 58 - 12
12- سران حكومت ها بايد برنامه اى اتخاذ كنند كه ملاقات مردم با آنان به آسانى انجام گيرد .
و جاء إخوة يوسف فدخلوا عليه فعرفهم
ممانعت از گمراهى مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 93 - 1
1 - پيامبران و جانشينانشان ، مسؤول جلوگيرى از انحراف و گمراه شدن مردم در حد توان هستند .
ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا . ألاّتتّبعن
مراد از تبعيت هارون از موسى(ع) - كه «ما منعك. .. ألاّتتّبعن» گوياى آن است - اين است كه هارون مى بايست در غياب موسى مانند او عمل مى كرد و با انحراف مردم برخورد شديد مى نمود و يا اين كه بايد رهنمودها و سفارش هاى موسى(ع) (اصلح و لاتتّبع سبيل المفسدين، اعراف/ 142) را، به كار مى بست برخى گفته اند: مراد اين است كه هارون مى بايست با مؤمنان باقى مانده به سوى موسى(ع) حركت مى كرد.
ممانعت از هدايت مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 11 - 4
4 - فراخواندن مردم به ترك نماز ، بازداشتن آنان از طريق هدايت است .
ينهى . عبدًا إذا صلّى . أرءيت إن كان على الهدى
منابع كسب مردم مقارن بعثت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 32 - 4
4 - كشاورزى و دامدارى ، از منابع درآمد مردم در عصر بعثت
متعًا لكم و لأنعمكم
منشأ رابطه مردم با محمد(صلی الله علیه و آله)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 6 - 9
9 - خداوند ، با سوق دادن مردم به سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را از تنهايى و غربت در آورد . *
ألم يجدك يتيمًا فاوى
فعل «آوى» - كه مطلق است - مى تواند به معناى «آوى إليك الناس» باشد. در اين صورت يتيم به معناى «وحيد» خواهد بود.
منشأ گمراهى مردم مقارن بعثت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 7 - 5
5 - شرك در عبادت و الوهيت ، بنياد و اساس انحراف مردم عصر بعثت
أنّما إلهكم إله وحد . .. و ويل للمشركين . الذين لايؤتون الزكوة
منشأ نجات مردم صدر اسلام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 20 - 6
6 - فضل و رحمت خدا ، مردم صدراسلام را كه ندانسته در گسترش توطئه « افك » دخالت داشتند ، از گرفتار شدن به عذاب دنيوى و اخروى نجات بخشيد .
و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته
به قرينه آيه پيش و نيز آيه 14، جمله «و لولا فضل اللّه»، به تقدير «و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته مسكم عذاب فى الدنيا و الآخرة» مى باشد.
منشا اسلام مردم صدر اسلام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نصر - 110 - 2 - 6
6 - گرايش دسته جمعى اقشار مختلف مردم به اسلام ، مرهون امداد هاى الهى به مسلمانان است .
إذا جاء نصر اللّه . .. و رأيت الناس يدخلون فى دين اللّه أفواجًا
موضعگيرى مردم دوران نوح(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 61 - 5
5 - مردمان عصر نوح ( ع ) پيرو اشراف و بزرگان قوم خويش و تحت تأثير موضعگيرى هاى آنان بودند .
قال الملأ . .. قال يقوم
موقعيت فرهنگى مردم مقارن بعثت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 13 - 3
3 - وضعيت فرهنگى و دينى مردم عصر پيامبراسلام ، شبيه و مانند وضعيت مردم انطاكيه هنگام آمدن رسولان به سوى آنان
و اضرب لهم مثلاً أصحب القرية إذ جاءها المرسلون
بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «أصحاب القرية» مردم شهر «انطاكيه» است (كه هم اكنون جزء خاك تركيه و از شهرهاى تجارى آن مى باشد). گفتنى است «إذ» ظرف زمان و بدل اشتمال، براى «أصحاب القرية» است; يعنى، مثل بزن از مردم انطاكيه، آن گاه كه رسولان الهى به سوى شان آمدند.
مؤمنان و رضايت مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 62 - 12
12 - هدف اصلى مؤمنان راستين ، جلب رضايت خدا و رسول خداست نه رضايت ديگران .
و اللّه و رسوله أحق أن يرضوه
ناپسندى زيان رسانى به مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 71 - 9
9- آسيب رساندن به جان مردم ، امرى بس نكوهيده و ناروا است .
أخرقتها لتغرق أهلها لقد جئت شيئًا إمرًا
نژاد مردم جزيرة العرب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 11 - 5
5 - مردم جزيرة العرب ، از نظر نژادى از نسل قوم نوح بودند .
حملنكم فى الجارية
نظام طبقاتى مردم مقارن بعثت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 23 - 4
4 - وجود نظام طبقاتى ، در جوامع عصر بعثت و پيش از آن
و كذلك ما أرسلنا من قبلك . .. إلاّ قال مترفوها
نقش مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 93 - 2
2- مردم ، خود عامل اختلاف در دين شدند و نه پيامبران الهى .
أُمّة وحدة . .. و تقطّعوا أمرهم بينهم
خداوند، اختلاف و پراكندگى را به خود مردم نسبت داده است (و تقطّعوا أمرهم بينهم) اين نسبت مى تواند براى رفع اين توهّم باشد كه تعدد پيامبران موجب اختلاف ميان مردم گرديد.
نگرانى از اغواى مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 67 - 4
4 - نگرانى از فريفته شدن مردم با تبليغات سوء و مشتبه شدن حق و باطل بر آنان ، امرى بايسته و هراسى نيكو است .
فأوجس فى نفسه خيفة موسى
نهى از خوف كه در آيه بعد آمده است، موسى(ع) را به خاطر نگرانى اش، تخطئه نكرده است; بلكه جمله «إنّك أنت الأعلى» از فرجام كار و اين كه پيروزى با موسى(ع) خواهد بود، خبر مى دهد و نگرانى موسى(ع) را زايل مى كند.
نيازهاى مردم دوران موسى(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 43 - 3
3 - نياز مردم عصر موسى به تعاليم آسمانى جديد
و لقد ءاتينا موسى الكتب من بعد ما أهلكنا القرون الاُولى
نيازهاى مردم صدر اسلام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 45 - 5
5 - نياز نسل عصر بعثت به پيامبر و كتاب آسمانى جديد
و لكنّا أنشأنا قرونًا فتطاول عليهم العمر
نياكان مردم جزيرة العرب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 11 - 4
4 - مردم جزيرة العرب ، از نسل مؤمنان عصر نوح بودند .
حملنكم فى الجارية
در اين آيه، «حمل شدن» به مخاطبان عصر نزول قرآن نسبت داده شده است و مقصود حمل اجداد آنان است و چون نجات آنان به سبب مؤمن بودن ايشان بوده است; مى توان نتيجه گرفت مردم جزيرة العرب (مخاطبان اين آيه)، از نسل همين مؤمنان نجات يافته بودند.
ويژگيهاى علم مردم مقارن بعثت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 5 - 2
2 - آگاهى مردم عصر بعثت ، از سرنوشت اقوام كافر پيش از خود ، از راه اخبار و اطلاعات واصله بود .
ألم يأتكم نبؤا الذين كفروا من قبل
مطلب ياد شده، از آمدن تعبير «نبأ» (خبر) به دست مى آيد.
هتك آبروى مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 78 - 18
18- رسوا ساختن افراد در ميان مردمان ، خلاف تقوا و خداترسى است .
فاتقوا الله و لاتخزون فى ضيفى
هدايت مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 176 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مسؤوليتى در برابر هدايت ناپذيرى مردم ندارد .
و لا يحزنك الّذين يسارعون فى الكفر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 80 - 9
9 - علاقه و سختكوشى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى هدايت مردم
فما ارسلناك عليهم حفيظاً
جمله «فما ارسلناك . .. » دلالت بر اين دارد كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى هدايت مردم تلاش فراوانى داشته است ; به گونه اى كه خود را موظف مى دانسته به هر وسيله كه مى شود، مردم را مؤمن سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 71 - 5
5 - سوق دادن مردم به جايگاه بايسته آنان ، پرتويى از ربوبيت خداوند بر ايشان است .
قد وقع عليكم من ربكم رجس و غضب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 7 - 6
6- وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) هشدار دادن مردم به عذاب هاى الهى و راهنمايى آنان به طريق درست است .
إنما أنت منذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 128 - 4
4- صبر در راه تبليغ دين و هدايت مردم ، تقواپيشگى و احسان است .
ادع إلى سبيل . .. و اصبر ... إن الله مع الذين اتّقوا و الذين هم محسنون
هشدار به مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 55 - 11
11 - ارائه برنامه صحيح در پى بر حذر داشتن مردمان از راه هاى نادرست ، از روش هاى كاربردى قرآن در هدايت
انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا
خداوند پس از بر حذر داشتن مؤمنان از پذيرش ولايت و سرپرستى نارواى كافران، با جمله «انما وليكم . ..» به معرفى افراد شايسته ولايت پرداخت و مؤمنان رابه پذيرش ولايت آنان ارشاد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 2 - 5
5 - هشدار به مردم درباره پيامدهاى شوم اعراض از تعاليم دين و احكام خداوند، از اهداف نزول قرآن
كتب أنزل . .. لتنذر به
با توجه به آيات بعد معلوم مى شود متعلق «لتنذر» عذابهاى دنيوى و اخروى خداوند است كه دامنگير مخالفان احكام الهى مى شود.
همزبانى انبيا با مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 4 - 1
1- خداوند همه پيامبران را ، بدون استثنا ، به زبان مردم منطقه رسالتشان مبعوث كرده است .
و ما أرسلنا من رسول إلاّ بلسان قومه
همزبانى مبلغان با مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 4 - 7
7- همه انبيا وظيفه داشتند كه معارف الهى را در سطح فرهنگ مردم خويش ، تبيين كنند .
و ما أرسلنا من رسول إلاّ بلسان قومه ليبيّن لهم
مراد از «لسان قوم» لسان فرهنگى مردم است، بخصوص با توجه به اينكه سطح فرهنگى مردم، متفاوت است و انبيا طبعاً بايد همه مردم را در تبليغ مدّ نظر قرار مى دادند.
همنشينى محمد(صلی الله علیه و آله) با مردم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 2 - 5
5 - حضور هميشگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان مردم ، گواه روشنى براى آنان بر مبرّا بودن ساحت آن حضرت از گمراهى و فسادرأى
ما ضلّ صاحبكم و ما غوى
آوردن وصف «صاحب» (همدم، همنشين) براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اضافه آن به «كم»، پيامدار اين معنا است كه رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) هميشه با شما بوده و اين حضور خود گواهى است بر پاكى و درستى آن حضرت در طول عمرشان.
مردم دارى
ارزش مردم دارى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 7 - 10
10 - حضور در متن جامعه و داشتن روابط نزديك و همسان با مردم ، امرى ازرشمند و ستوده براى رهبران الهى و سازگار با مقام پيامبرى
و قالوا مالِ هذا الرسول يأكل . .. لولا أُنزل إليه ملك فيكون معه نذيرًا
مردم دارى ابراهيم(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 41 - 3
3- عنايت و توجه ويژه حضرت ابراهيم ( ع ) به ديگران ، در دعا
ربّنا اغفرلى و لولدىّ و للمؤمنين
از اينكه حضرت ابراهيم(ع) در مناجاتش با پروردگار تنها براى خود، دعا نكرد; بلكه فرزندان، پدر و مادرش و تمامى مؤمنان را در دعاى خويش شريك كرد، برداشت فوق به دست مى آيد.
مردم دارى انبيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 24 - 6
6 - علاقه شديد پيامبران الهى ، نسبت به هدايت و رستگارى انسان ها
قل أوَ لو جئتكم بأهدى ممّا وجدتم عليه ءاباءكم
پيامبران، در برابر مخالفت هاى مؤكد قوم خويش (إنّا وجدنا . .. إنّا على آثارهم) با لحنى نرم و ملايم آنان را به مسير آيين توحيد فرامى خواندند، از اين مطلب، شيفتگى شديد آنان به هدايت انسان ها استفاده مى شود.
مردم دوران نوح(ع)
عمر مردم دوران نوح(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 14 - 5
5 - مردم دوران نوح ( ع ) ، عمرى طولانى داشته اند . *
و لقد أرسلنا نوحًاإلى قومه فلبث فيهم ألف سنة إلاّ خمسين عامًا
بنابراين كه «لبث فيهم» حقيقتاً، اشاره داشته باشد به درنگ نوح(ع) در ميان قومى كه از آغاز، رسالت اش را در ميان آنان شروع كرده، نكته يادشده، به دست مى آيد.
موضعگيرى مردم دوران نوح(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 61 - 5
5 - مردمان عصر نوح ( ع ) پيرو اشراف و بزرگان قوم خويش و تحت تأثير موضعگيرى هاى آنان بودند .
قال الملأ . .. قال يقوم
مردم مصر
آواره گى مردم مصر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 123 - 8
8 - بيرون راندن و آواره ساختن مردم پايتخت مصر ، تحليل فرعون از داستان مبارزه ساحران با موسى و ايمان آوردن آنان
إن هذا لمكر مكرتموه فى المدينة لتخرجوا منها أهلها
برداشت فوق بر اين مبناست كه مراد از «أهلها» همه مردم مصر (عوامل حكومت و توده مردم) باشد، نه خصوص عوامل حكومتى.
مردمى بودن
{مردمى بودن}
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 96 - 2،3
2 - مردمى بودن ، ارزشى براى بناى كعبه *
انّ اوّل بيت وضع للناس
3 - مردمى بودن ، ارزشى براى همه حركت ها و نهادها *
انّ اوّل بيت وضع للناس
فلسفه مردمى بودن انبيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 69 - 6
6 - بستن راه توجيه منكران ، حكمت برانگيخته شدن پيامبران از ميان مردم محيط خويش
أم لم يعرفوا رسولهم فهم له منكرون
قرآن، ضمن ردّ موجه بودن انكار كافران، به اين نكته اشاره مى كند كه: اگر شخصيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى شما ناشناخته بود و او در ميان شما رشد نكرده بود، راهى براى ترديد در حقانيت او وجود داشت; اما حتى چنين مجالى نيز، در اختيار شما گذاشته نشده است.
مردمى بودن انبيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 109 - 4
4- پيامبران از ميان مردم و جامعه خويش به پيامبرى برگزيده شدند .
و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً . .. من أهل القرى
«قرى» (جمع قرية) در مقابل «وادى» (صحراها و بيابانها) است و به شهرها و روستاها اطلاق مى شود. ال در «القرى» مى تواند جانشين مضاف اليه باشد ; يعنى: «من أهل قريهم». و محتمل است «ال» در آن عهد حضورى باشد ; يعنى: «هذه القرى». برداشت فوق ناظر به احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 4 - 1
1- خداوند همه پيامبران را ، بدون استثنا ، به زبان مردم منطقه رسالتشان مبعوث كرده است .
و ما أرسلنا من رسول إلاّ بلسان قومه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 113 - 2
2- پيامبران و رسولان ، از ميان توده ها و از متن جامعه خويش برانگيخته شدند .
جاءهم رسول منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 32 - 2
2 - سنت الهى ، بر فرستادن رسولانى از جنس بشر و برخاسته از ميان همان مردم بود .
فأرسلنا فيهم رسولاً منهم
بلكه فردى بود برخاسته از ميان همان مردم، تربيت شده در ميان ايشان و شناخته شده براى همه آنان بود. هم چنين قيد «منهم» بيانگر اين معنا است كه آن پيامبر، از جنس خود مردم بود، نه از غير بشر.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 44 - 5
5 - هر پيامبرى ، از آنِ جامعه خود و برخاسته از ميان مردم همان جامعه بود .
كلّ ما جاء أُمّة رسولها
تعبير «رسولها» (فرستاده همان امت) به جاى (رسول)، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 7 - 10
10 - حضور در متن جامعه و داشتن روابط نزديك و همسان با مردم ، امرى ازرشمند و ستوده براى رهبران الهى و سازگار با مقام پيامبرى
و قالوا مالِ هذا الرسول يأكل . .. لولا أُنزل إليه ملك فيكون معه نذيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 20 - 2
2 - همه پيامبران در متن جامعه خويش و داراى روابط نزديك با مردم بودند .
و ما أرسلنا قبلك من المرسلين إلاّإنّهم ليأكلون الطعام و يمشون فى الأسواق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 4 - 1
1 - برخاستن فردى از توده هاى مردم به پيامبرى ، امرى شگفت انگيز در نظر كافران
و عجبوا أن جاءهم منذر منهم
برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه مقصود از «منهم» اين است كه پيامبر از ميان توده هاى مردم و با ويژگى مردمى باشد. گفتنى است تعبير «من بيننا» در آيه 8 مؤيد همين مطلب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 71 - 12
12 - پيامبران ، از جنس بشر بوده و از ميان متن جامعه خويش برخاسته اند .
رسل منكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 7 - 2
2 - پيامبران ، رو به سوى مردم و در حركت به جانب ايشان
و ما يأتيهم من نبىّ
تعبير «يأتيهم» مى رساند كه پيامبران به سراغ مردم مى رفته اند و آن گونه نبوده است كه آنان انتظار داشته باشند، مردم احساس نياز كرده و به طرف آنان آيند.
مردمى بودن رهبران دينى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 7 - 10
10 - حضور در متن جامعه و داشتن روابط نزديك و همسان با مردم ، امرى ازرشمند و ستوده براى رهبران الهى و سازگار با مقام پيامبرى
و قالوا مالِ هذا الرسول يأكل . .. لولا أُنزل إليه ملك فيكون معه نذيرًا
مردمى بودن لوط(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 70 - 6
6- منزل حضرت لوط ( ع ) ، محل مراجعه مردم از شهر ها و مناطق مختلف و اقوام گوناگون
قالوا أو لم ننهك عن العلمين
«عالم» به معناى همه خلق و يا دسته اى از موجودات است. جمع آمدن آن (عالمين) براى بيان استغراق و شمول تمامى اصناف موجودات جهان است و مقصود از آن در اين آيه، همه مردم از تمامى اقوام و قبايل دور و نزديك است.
مردمى بودن محمد(صلی الله علیه و آله)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 7 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در متن جامعه خويش بود و روابط نزديك و همسان با مردم داشت .
يأكل الطعام و يمشى فى الأسواق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 4 - 3
3 - انسان بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و برخاستن ايشان از ميان توده هاى مردم ، مانع ايمان آوردن كافران صدراسلام بود .
و عجبوا أن جاءهم منذر منهم و قال الكفرون هذا سحر كذّاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 4 - 5
5 - روابط اجتماعى پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مؤمنان ، روابطى ساده و بدون تشريفات
إنّ الذين ينادونك من وراء الحجرت
اين كه افرادى به خود اجازه مى دادند تا پيامبر(صلی الله علیه و آله) را از وراى اتاق ها صدا بزنند و با آن حضرت بر خوردى مانند برخورد با افراد معمولى داشته باشند، پيام دار نكته يادشده است.
مردمى بودن موسى(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 36 - 3
3 - به ميان مردم رفتن و در متن جامعه بودن ، شيوه موسى و هارون در دعوت و انجام رسالت الهى
فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيتنا
مردمى بودن هارون(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 36 - 3
3 - به ميان مردم رفتن و در متن جامعه بودن ، شيوه موسى و هارون در دعوت و انجام رسالت الهى
فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيتنا
نقش مردمى بودن انبيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 113 - 4
4- انتخاب پيامبران از ميان خود انسان ها و از متن جامعه خويش ، داراى نقشى مهم در رسالت آنان
جاءهم رسول منهم
تصريح خداوند به عبارت «رسول منهم» (رسولى از خود آنان) مى تواند اشاره به مطلب فوق داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 200 - 11،16
11 - حفاظت از مرز هاى كشور اسلامى ، در گرو صبر و شكيبايى مسلمانان
يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا
بر اين مبنا كه «رابطوا»، به معناى لزوم مرزبانى باشد، تقدّم صبر بر آن حكايت از نقش صبر در حفاظت از مرزها دارد.
16 - ايمان ، زمينه شكيبايى در برابر مشكلات و پايدارى در مقابل دشمن و حفظ مرز ها و رعايت تقواست .
يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتّقوا اللّه
مخاطب قرار دادن مسلمانان به وصف ايمان و آنگاه امر به شكيبايى و . .. بيانگر آن است كه ايمان زمينه تحقق مسائل مطرح شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 200 - 18
18 - صبر در برابر مشكلات ، مقاومت در برابر دشمن ، حفاظت از مرز هاى جامعه اسلامى و تقواپيشگى ، زمينه پيروزى و سعادت
يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا لعلّكم تفلحون
«فلاح»، به معناى نيل به نجات و پيروزى است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 200 - 8،14،16
8 - حراست و پاسدارى از حدود و ثغور وطن اسلامى ، وظيفه همگانى مؤمنان
يا ايّها الّذين امنوا . .. و رابطوا
«رابطوا»، در برداشت فوق به معناى اصطلاحى آن (مرزبانى و حفظ ثغور)، گرفته شده است.
14 - شكيبايى مؤمنان در برابر مشكلات ، پايدارى آنان در مقابل دشمن و حفاظت از مرز هاى اسلامى ، نشانه تقواپيشگى است .
يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتّقوا اللّه
16 - ايمان ، زمينه شكيبايى در برابر مشكلات و پايدارى در مقابل دشمن و حفظ مرز ها و رعايت تقواست .
يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتّقوا اللّه
مخاطب قرار دادن مسلمانان به وصف ايمان و آنگاه امر به شكيبايى و . .. بيانگر آن است كه ايمان زمينه تحقق مسائل مطرح شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 200 - 13
13 - بى صبرى در برابر مشكلات ، سستى در مقابل دشمنان و حفاظت نكردن از مرز هاى كشور اسلامى ، بى تقوايى است .
اصبروا و صابروا و رابطوا و اتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 66 - 1
1 - واپس گرايى رفاهمندان كافر و تأثير ناپذيرى در برابر آيات الهى ، عامل محروميت آنان از نصرت خداوند
لاتجئروا اليوم . .. قد كانت ءايتى ... على أعقبكم تنكصون
آيه فوق، خطاب به مرفهان گرفتار عذاب و تعليل براى ردّ استغاثه آنها است. فعل هاى «تتلى» و «تنكصون» به دليل همراه شدن با «كانت» و «كنتم»، ماضى استمرارى است. «نكوص» (مصدر «تنكصون») به معناى بازگشت به قهقرا است. بنابراين قيد «على أعقابكم» - كه آن نيز به معناى قهقهرا است - براى تأكيد معناى «تنكصون» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 67 - 2
2 - كبرورزى مرفهان كفرپيشه ، در برابر آيات الهى ( قرآن ) و تكذيب آن ، عامل محروميت آنان از نصرت خداوند در قيامت
لاتجئروا اليوم . .. قد كانت ءايتى تتلى عليكم ... تنكصون . مستكبرين به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 35 - 3،6
3 - كثرت مال و اولاد ، باعث ايجاد خصلت حق ناپذيرى در مترفان
و ما أرسلنا فى قرية من نذير إلاّ قال مترفوها إنّا بما أُرسلتم به كفرون . و قالو
6 - مترفان ، به خاطر كثرت مال و اولاد ، خود را از عذاب در امان مى دانستند .
و قالوا نحن أكثر أمولاً و أولدًا و ما نحن بمعذّبين
اين جمله به منزله نتيجه عبارت قبلى است و به خاطر روشنى مطلب براى ذهن مخاطب، از «فا»ى تفريع استفاده نشده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 52 - 4
4 - نكوهش خداوند از قشر مرفه و ناسپاس ، به خاطر ناآگاهى آنان از مشيت و تقدير الهى در رزق و روزى انسان ها
أوَلم يعلموا أنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر
استفهام در «أوَلم يعلموا. ..» از نوع استفهام انكارى - توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 64 - 4
4 - فرياد و ضجه رفاهمندان كافر ، به هنگام لمس عذاب الهى
حتّى إذا أخذنا مترفيهم بالعذاب إذا هم يجئرون
ضمير «هم» در جمله «إذا هم يجئرون»، مى تواند به «مترفين» بازگردد. در اين صورت معناى «إذا هم يجئرون» چنين مى شود: «مترفان به هنگام لمس عذاب الهى، فرياد و ضجه سر مى دهند». هم چنين مى تواند به غفلت زدگان كافر بازگردد. در اين صورت معناى جمله فوق چنين مى شود: «كافران (پيروان مترفين) وقتى جلوداران خود را گرفتار عذاب ديدند، فرياد استغاثه سرمى دهند». برداشت فوق، بر پايه احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 1
1 - گرفتار شدن قشر مرفه و ناسپاس ملت هاى گذشته به عذاب و پيامد هاى ناگوار رفتار بد خود
إذا خوّلنه نعمة منّا . .. فأصابهم سيّئات ماكسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 35 - 3
3 - كثرت مال و اولاد ، باعث ايجاد خصلت حق ناپذيرى در مترفان
و ما أرسلنا فى قرية من نذير إلاّ قال مترفوها إنّا بما أُرسلتم به كفرون . و قالو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 19
19- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در صورت نزديك شدن به رفاه مندان و بريدن از مؤمنان تهيدست ، در خطر گرايش به جلوه هاى دنيا بود .
و لاتعد عيناك عنهم تريد زينة الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 32
32- هواپرستى ثروت مندان عصر بعثت ، عامل امتيازخواهى آنان از پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
و لاتطع من . .. اتبع هويه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 29 - 22
22- رفاه مندانِ هواپرست ، در قيامت ، گرفتار آتشى فراگير و آشاميدنى هايى ناگوارند .
و لاتطع من أغفلنا قلبه . .. بئس الشراب و ساءت مرتفقًا
نكته ياد شده از ارتباط دو آيه استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 35 - 4
4 - برخورداران از امكانات رفاهى ، خود را مأمون از عذاب مى دانند .
قال مترفوها . .. نحن أكثر أمولاً و أولدًا و ما نحن بمعذّبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 35 - 7
7 - مترفان ، خود را مورد عنايت ويژه خدا مى دانند .
و قالوا نحن أكثر أمولاً و أولدًا و ما نحن بمعذّبين
به قرينه جوابى كه خداوند در آيه 37 به مترفان داده است، به دست مى آيد كه اين كلام از ناحيه آنان، احتمالاً به منظور نكته ياد شده گفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 24 - 13
13 - اهتمام طبقه مرفه جوامع ، به حفظ سنت هاى قومى و ابقاى باور هاى كهن
إلاّ قال مترفوها إنّا وجدنا ءاباءنا على أمّة . .. إنّا بما أرسلتم به كفرون
برداشت ياد شده بدين احتمال است كه ذكر «إن-ّا» و تكرار آن، اشاره به خصيصه مرفهان باشد كه منافع آنان در حفظ باورهاى خرافى كهن و انديشه شرك مى باشد و در نتيجه پايبندى ايشان را به آنها مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 22
22- امكان بهره گيرى از ثروت توانگران در صورت گرايش آنان به اسلام ، نبايد دستاويزى براى كنارگيرى از تهيدستان مؤمن قرار گيرد .
و لاتعد عيناك عنهم تريد زينة الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 1
1- فرار نكردن و بازگشتن به زندگى مرفّه ، سخن استهزا آميز خداوند با مترفان ستمگر ، به هنگام نزول عذاب استيصال بر آنان
لاتركضوا وارجعوا إلى ما أُترفتم فيه
«الترف» به معناى تنعّم و برخوردارى از نعمت و «الترفه» به معناى خود نعمت است. و «مترف» نيز به كسى گويند كه از نعمت فراوان و رفاه بسيار برخوردار باشد، به گونه اى كه او را مغرور سازد (لسان العرب) و يا آن چنان در ناز و نعمت باشد كه كسى جلوگير او نباشد و هر چه دلش خواست آزادنه انجام دهد (قاموس المحيط). گفتنى است نهى و امر در جمله «لاتركضوا» و «إرجعوا...» براى طلب حقيقى نيست; بلكه مجاز و از باب تهكّم و استهزا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 22
22- امكان بهره گيرى از ثروت توانگران در صورت گرايش آنان به اسلام ، نبايد دستاويزى براى كنارگيرى از تهيدستان مؤمن قرار گيرد .
و لاتعد عيناك عنهم تريد زينة الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 24 - 8
8 - اصرار و پافشارى مرفهان خوش گذران بر كفر ، در برابر پيام ملاطفت آميز و توحيدى پيامبران
قال مترفوها . .. قل أوَ لو ... قالوا إنّا بما أرسلتم به كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 72 - 2
2 - روى گردانى كافران و مرفهان از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، على رغم عدم درخواست كمترين مزد از ايشان
أم تسئلهم خرجًا
ضمير «هم» به كافران و رفاپيشگان - كه در آيات پيش از آنان ياد شده است - باز مى گردد. گفتنى است كه استفهام در جمله فوق، استفهام انكارى است; يعنى، «ما تسئلهم خرجاً». بنابراين «خرجاً» نكره در سياق نفى و مفيد عموم است. در نتيجه معنا چنين مى شود: تو با اين كه از آنان كمترين مزدى درخواست نمى كنى، از تو روى برمى گردانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 14 - 1
1- رفاه زدگان جوامع ستم پيشه ، به ظلم و ستم خويش پس از احساس عذاب الهى اعتراف مى كنند .
فلمّا أحسّوا بأسنا . .. قالوا يويلنا إنّا كنّا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 32
32- هواپرستى ثروت مندان عصر بعثت ، عامل امتيازخواهى آنان از پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
و لاتطع من . .. اتبع هويه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 4
4- توانگران ، با اظهار آمادگى براى كمك هاى مادّى ، حضور مؤمنان تهيدست را در پيرامون پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مانع نشست با آن حضرت مى شمردند .
و اصبر نفسك . .. و لاتعد عيناك عنهم تريد زينة الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 23 - 1،11
1 - تمامى پيامبران الهى در طول تاريخ ، مواجه با مخالفت مردمان مرفه و خوش گذران
و كذلك ما أرسلنا من قبلك فى قرية من نذير إلاّ قال مترفوها
11 - پيام فرستادگان الهى ، ناسازگار با منافع طبقات مرفه
و كذلك ما أرسلنا من قبلك . .. إلاّ قال مترفوها
از اين كه همواره مرفهان در برابر پيام انبيا موضع مى گرفتند، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 112 - 11
11- هشدار خداوند به ملت هاى متنعم و مرفه داراى امنيت ، نسبت به كفران نعمت هاى او
قرية كانت ءامنة . .. فكفرت بأنعم الله فأذقها الله لباس الجوع و الخوف بما كانوا ي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 4
4- توانگران ، با اظهار آمادگى براى كمك هاى مادّى ، حضور مؤمنان تهيدست را در پيرامون پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مانع نشست با آن حضرت مى شمردند .
و اصبر نفسك . .. و لاتعد عيناك عنهم تريد زينة الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 64 - 6
6 - خوشگذرانان غفلت زده و بى خبر از روز جزا ، هم سنگ ددان و وحوش بيابان در بينش الهى
إذا هم يجئرون
چنان كه گفته شد «جوار» به زوزه سگ، روباه و گرگ گفته مى شود. تعبير زوزه براى فرياد استغاثه كافران، بيانگر مطلب فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 65 - 4
4 - قيامت ، روز بى پناهى و درماندگى كامل مرفهان كفرپيشه
لاتجئروا اليوم إنّكم منّا لاتنصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 56 - 3
3 - ثروتمندان شرك پيشه و فريفته مال و فرزند در صدراسلام ، اشخاصى بى شعور و نادان بودند .
أيحسبون أنّما نمدّهم به من مال و بنين . .. بل لايشعرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 70 - 7
7 - رفاه زدگان كفرپيشه عصر بعثت ، فاقد كمترين عذر قابل پذيرش در انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
حتّى اذا أخذنا مترفيهم . .. أفلم يدّبّروا القول ... بل جاءهم بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 43 - 5
5- ياران دوران رفاه و توان مندى ، به وقت گران بارى و تهيدستى ، ناپيدايند .
و أُحيط بثمره . .. و لم تكن له فئه ينصرونه من دون اللّه
در آيه، سخنى درباره نابودى نفرات مرد ثروت مند به ميان نيامده است، لذا ممكن است كه عبارت «لم تكن له فئة» بدان معنا باشد كه افرادِ وى، با مشاهده نابودى اموال ارباب خود، از اطراف او متفرق شدند و او را مدد نكردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 16 - 5
5- مرفهان ستمگر ، جهان را بازيچه و بى هدف مى پندارند .
قرية كانت ظالمة . .. وارجعوا إلى ما أُترفتم فيه ... و ما خلقنا السماء والأرض و م
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 33 - 10
10 - بشر بودن و خوردن و آشاميدن همانند انسان ها ، مانع از رسالت در نظر اشراف و عناصر مرفه
ما هذا إلاّ بشر مثلكم يأكل ممّا تأكلون منه و يشرب ممّا تشربون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 37 - 3
3 - دنيا و صحنه آمد و شد نسل ها و آفرينش آنها ، فاقد كمترين هدف و فرجام در بينش اشراف و مرفهان كفرپيشه
نموت و نحيا
مقصود از «نموت و نحيا» (مى ميريم و زنده مى شويم) اين است كه نسلى مى ميرد و نسلى پديد مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 34 - 5
5 - مترفان ، هيچ تعليمى از تعاليم آسمانى پيامبران را قبول نداشتند .
قال مترفوها إنّا بما أُرسلتم به كفرون
برداشت ياد شده از آن جا است كه موصول «ما اُرسلتم به» اطلاق دارد و شامل هر تعليمى مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 35 - 1،4،6
1 - مترفان ، دارايى بيشتر و اولاد زيادتر را ملاك برترى و ارزش مى دانند .
قال مترفوها . .. و قالوا نحن أكثر أمولاً و أولدًا
4 - برخورداران از امكانات رفاهى ، خود را مأمون از عذاب مى دانند .
قال مترفوها . .. نحن أكثر أمولاً و أولدًا و ما نحن بمعذّبين
6 - مترفان ، به خاطر كثرت مال و اولاد ، خود را از عذاب در امان مى دانستند .
و قالوا نحن أكثر أمولاً و أولدًا و ما نحن بمعذّبين
اين جمله به منزله نتيجه عبارت قبلى است و به خاطر روشنى مطلب براى ذهن مخاطب، از «فا»ى تفريع استفاده نشده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 50 - 1،4
1 - دادن نقش اصلى به دانش و تلاش بشرى در برخوردارى از آسودگى ها و نعمت ها و ناديده گرفتن نقش خداوند در عرصه زندگى ، تفكر همه مرفهان و برخورداران در طول تاريخ
قال إنّما أُوتيته على علم . .. قد قالها الذين من قبلهم
4 - همسانى طرز تلقى مرفهان ناسپاس از دنيا و نعمت هاى آن ، و يگانگى موضع آنان در برابر انديشه توحيدى پيامبران
قال إنّما أُوتيته على علم . .. قد قالها الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 18 - 5
5 - پندار مرفّهان به گرامى بودن نزد خداوند ، با وجود بى توجهى آنان به مساكين ، پندارى بى پايه و نادرست است .
ربّى أكرمن . كلاّ ... و لاتحضّون على طعام المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 56 - 1
1 - مال و فرزند بسيار ، نشانه لطف و مهر خداوند در ديدگاه شرك پيشگان مرفه صدراسلام
أيحسبون . .. من مال و بنين . نسارع لهم فى الخيرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 14 - 2
2- مرفهان ستمگر ، با مشاهده عذاب الهى در حسرت و ندامت فرو مى روند .
فلمّا أحسّوا بأسنا . .. قالوا يويلنا إنّا كنّا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 15 - 1
1- مرفهانِ ستمگر در تأسف و پشيمانى ، از زمان احساس عذاب تا هنگامه هلاكت و نابودى
فما زالت تلك دعويهم حتّى جعلنهم حصيدًا خمدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 16 - 5
5- مرفهان ستمگر ، جهان را بازيچه و بى هدف مى پندارند .
قرية كانت ظالمة . .. وارجعوا إلى ما أُترفتم فيه ... و ما خلقنا السماء والأرض و م
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 23
23- خداوند پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از پذيرش پيشنهاد رفاه مندان در خصوص گسستن از طبقه محروم و عطف توجه به طبقه اشراف ، برحذر داشت .
و لاتطع من أغفلنا قلبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 5
5- مجرمانِ رفاه مند و بى باك دنيا ، بيم ناكان وحشت زده صحنه قيامت اند .
فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه
با توجه به اين كه آيات قبل در مورد رفاه مندان مغرور بود، مصداق بارز «مجرمان هراسناك» در اين آيات، همان دنياپرستان مغرور خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 81 - 1
1 - موضع گيرى كافران رفاه زده عصر بعثت ، در برابر رهنمود هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند موضع گيرى كافران پيشين در برابر رهنمود هاى پيامبرانشان
بل قالوا مثل ما قال الأوّلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 24 - 13
13 - اهتمام طبقه مرفه جوامع ، به حفظ سنت هاى قومى و ابقاى باور هاى كهن
إلاّ قال مترفوها إنّا وجدنا ءاباءنا على أمّة . .. إنّا بما أرسلتم به كفرون
برداشت ياد شده بدين احتمال است كه ذكر «إن-ّا» و تكرار آن، اشاره به خصيصه مرفهان باشد كه منافع آنان در حفظ باورهاى
خرافى كهن و انديشه شرك مى باشد و در نتيجه پايبندى ايشان را به آنها مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 50 - 13
13 - انسان رفاه مند سرمست ، موجودى خودخواه و طلبكار از خداوند
و لئن رجعت إلى ربّى إنّ لى عنده للحسنى
تعبير «إنّ لى عنده» نشان مى دهد كه انسان سرمست و رفاه مند حقى براى خود نزد خدا قائل است; نه اين كه صرفاً اميد به تفضل، إنعام و مغفرت الهى داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 11 - 4
4 - تكذيب گران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از قشر مرفّه و صاحبان زر و زور بودند .
و المكذّبين أُولى النعمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 3
3- رفاه مندان عصر بعثت ، براى منصرف ساختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از معاشرت با تهيدستان مؤمن ، تلاش مى كردند .
و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم . .. و لاتطع من أغفلنا قلبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 23 - 7
7 - رفاه زدگان و ذلّت پنداران فقر ، تنها به هنگام مواجه شدن با حوادث قيامت ، به خطاى خويش پى برده ، حقيقت را در خواهند يافت .
فأمّا الإنسن إذا ما ابتليه . .. يومئذ يتذكّر الإنسن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 21 - 9
9 - رويارويى قشر هاى مرفه و اشراف عصر بعثت با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و توطئه و نيرنگ آنان در برابر معجزه آن حضرت ( قرآن كريم )
و إذا أذقنا الناس رحمة من بعد ضراء مسّتهم إذا لهم مكر فى ءاياتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 71 - 6
6 - رفاه زدگان كافر ، متوقع انعطاف پذيرى دين در برابر هوس ها و منافع ناحق آنان
و أكثرهم للحقّ كرهون . و لو اتبع الحقّ أهواءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 11 - 1
1 - مرفهان تكذيب گر از سوى خداوند ، به عذاب و شكست تهديد شدند .
و ذرنى و المكذّبين
تعبير (مرا با تكذيب گران واگذار) تعبيرى تهديدآميز است. تهديد الهى هم ممكن است، ناظر به شكست كافران در جنگ ها باشد و هم عذاب اخروى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 70 - 1
1 - جنون ، يكى از نسبت هاى نارواى كافران و رفاه زدگان به ساحت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)
أم يقولون به جنّة
«به جنّة»;يعنى، «او گرفتار نوعى جنون است و اين اتهام ديگرى بود كه از سوى كافران و مترفان، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) زده مى شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 56 - 3
3 - ثروتمندان شرك پيشه و فريفته مال و فرزند در صدراسلام ، اشخاصى بى شعور و نادان بودند .
أيحسبون أنّما نمدّهم به من مال و بنين . .. بل لايشعرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 2
2- كيفر و عذاب جوامع ستمگر و مترف ، گريزناپذير است و فرار از آن نتيجه اى ندارد .
لاتركضوا وارجعوا إلى ما أُترفتم فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 14 - 2
2- مرفهان ستمگر ، با مشاهده عذاب الهى در حسرت و ندامت فرو مى روند .
فلمّا أحسّوا بأسنا . .. قالوا يويلنا إنّا كنّا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 12 - 14
14 - مرفهان اسراف پيشه ، مردمانى خودپسند ، از خود راضى و حق ناپذير
كذلك زيّن للمسرفين ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 83 - 3
3- انسان هاى برخوردار از رفاه و نعمت ها ، در معرض ابتلا به بيمارى حق ناپذيرى
و إذا أنعمنا على الإنسن أعرض و نئا بجانبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 8
8 - مرفهان ناسپاس ، در معرض عذاب و سرنوشت هلاكت بار خويش اند .
و الذين ظلموا من هؤلاء سيصيبهم سيّئات ماكسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 10
10- ستمگران و مترفان جوامع پيشين ، در خط مقدم مبارزه و مخالفت با رسولان الهى
و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة . .. ارجعوا إلى ما أُترفتم فيه و مسكنكم لعلّكم تس
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه و دو آيه قبلى در توصيف كسانى است كه به خاطر مخالفت با پيامبران به عذاب الهى گرفتار شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 55 - 5
5 - رويارويى و مخالفت قشر مرفّه صدراسلام ، با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعصب و جمود آنان بر شركورزى شان
فذرهم فى غمرتهم حتّى حين . أيحسبون أنّما نمدّهم به من مال و بنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 68 - 1
1 - سرزنش رفاه زدگان از سوى خدا ، به خاطر ياوه سرايى هاى آنان عليه قرآن
مستكبرين به سمرًا تهجرون . أفلم يدّبّروا القول ... ءاباءهم الأوّلين
استفهام در آيه فوق، استفهام توبيخى است و ضمير جمع در آن به «مترفين» باز مى گردد. خداوند در اين بخش از آيات، آنها را به خاطر اتهاماتى كه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن مى زدند، مورد سرزنش قرار داده و با ارائه دلايل گوناگون، همه راه هاى عذرتراشى شان
را سد كرده است. آيه فوق، در ردّ اتهامات آنان به قرآن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 67 - 3
3 - بدگويى و ياوه سرايى كافران مرفه ، عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در محفل هاى شبانه شان
سمرًا تهجرون
سمر» (مصدر «سامر»); يعنى، گفت وگو و تشكيل محفل شبانه. «سامر» اسم جمع است مانند: «حاج»، «حاضر» و «حامل». «سامراً» حال ديگر براى ضمير فاعل «تنكصون» است. «تهجرون» - به تقدير تهجرون به - مشتق از «هُجر» (بدگويى) و يا «هَجر» (هزيان و ياوه گويى) است. جمله «تهجرون» (فعل و فاعل) در محل نصب و نعت براى «سامراً» مى باشد; يعنى، «در حالى كه در محافل شبانه، درباره آن بدگويى مى كرديد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 65 - 1
1 - پاسخ منفى خداوند به فرياد استغاثه مرفهان كفرپيشه ، در روز كيفر
لاتجئروا اليوم إنّكم منّا لاتنصرون
عبارت «لاتجئروا اليوم» در محل نصب و مقول قول محذوف است; يعنى: «قلنا لهم لاتجئروا اليوم . ..; به آنها خواهيم گفت: امروز زارى نكنيد، قطعاً از جانب ما يارى نخواهيد شد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 34 - 4
4 - تعاليم پيامبران ، ناسازگار با ايده و زندگى مترفان و خوشگذرانان
و ما أرسلنا فى قرية من نذير إلاّ قال مترفوها إنّا بما أُرسلتم به كفرون
ايستادگى همواره مترفان در مقابل تعاليم پيامبران و نپذيرفتن آنها، نشان مى دهد كه آن تعاليم، با ايده و رفتار آنان سازگار نبوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 88 - 14
14- رهبران جامعه ، در معرض توجه بيش از حد ضرور به مرفّهان بى ايمان جامعه قرار دارند .
لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزواجًا منهم
آيه شريفه هر چند درباره پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) است، ولى مى شود از مورد انتزاع كرد و اين اخطار و هشدار را شامل تمامى رسالت مداران و رهبران جامعه دانست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 13 - 6
6 - رفاهمندان و برخورداران از نعمت ، در خطر غفلت از ياد خدا
ثمّ تذكروا نعمة ربّكم إذا استويتم عليه
قيد «إذا استويتم عليه»، مى تواند ناظر به نكته يادشده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 18
18- قطع ارتباط با خداخواهان تهيدست ، زمينه ساز تمايل آدمى به مظاهر ماّدى و جلوه هاى ظاهرى دنيامداران است .
و لاتعد عيناك عنهم تريد زينة الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 24
24- فكر اولويّت ثروت مندان بر تهيدستان در كسب هدايت ، انديشه اى سخيف و بافته قلب غافلان از ياد خدا است .
و لاتطع من أغفلنا قلبه عن ذكرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 68 - 1
1 - سرزنش رفاه زدگان از سوى خدا ، به خاطر ياوه سرايى هاى آنان عليه قرآن
مستكبرين به سمرًا تهجرون . أفلم يدّبّروا القول ... ءاباءهم الأوّلين
استفهام در آيه فوق، استفهام توبيخى است و ضمير جمع در آن به «مترفين» باز مى گردد. خداوند در اين بخش از آيات، آنها را به خاطر اتهاماتى كه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن مى زدند، مورد سرزنش قرار داده و با ارائه دلايل گوناگون، همه راه هاى عذرتراشى شان را سد كرده است. آيه فوق، در ردّ اتهامات آنان به قرآن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 52 - 4
4 - نكوهش خداوند از قشر مرفه و ناسپاس ، به خاطر ناآگاهى آنان از مشيت و تقدير الهى در رزق و روزى انسان ها
أوَلم يعلموا أنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر
استفهام در «أوَلم يعلموا. ..» از نوع استفهام انكارى - توبيخى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 55 - 2
2 - نكوهش شرك پيشگان مرفه صدراسلام ، به خاطر پندار غلط آنان در ارزيابى موقعيت خويش در نزد خداوند
أيحسبون أنّما نمدّهم به من مال و بنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 67 - 3
3 - بدگويى و ياوه سرايى كافران مرفه ، عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در محفل هاى شبانه شان
سمرًا تهجرون
سمر» (مصدر «سامر»); يعنى، گفت وگو و تشكيل محفل شبانه. «سامر» اسم جمع است مانند: «حاج»، «حاضر» و «حامل». «سامراً» حال ديگر براى ضمير فاعل «تنكصون» است. «تهجرون» - به تقدير تهجرون به - مشتق از «هُجر» (بدگويى) و يا «هَجر» (هزيان و ياوه گويى) است. جمله «تهجرون» (فعل و فاعل) در محل نصب و نعت براى «سامراً» مى باشد; يعنى، «در حالى كه در محافل شبانه، درباره آن بدگويى مى كرديد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 67 - 4
4 - ياوه سرايى در شب نشين ها ، خصلت رفاه زدگان كافر
سمرًا تهجرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 55 - 5
5 - رويارويى و مخالفت قشر مرفّه صدراسلام ، با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعصب و جمود آنان بر شركورزى شان
فذرهم فى غمرتهم حتّى حين . أيحسبون أنّما نمدّهم به من مال و بنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 106 - 4
4 - شقاوت و گمراهى ، عامل روى آوردن سران و اشراف مرفّه ، به تكذيب آيات الهى
ألم تكن ءايتى . .. تكذّبون . قالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا و كنّا قومًا ضالّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 50 - 13
13 - انسان رفاه مند سرمست ، موجودى خودخواه و طلبكار از خداوند
و لئن رجعت إلى ربّى إنّ لى عنده للحسنى
تعبير «إنّ لى عنده» نشان مى دهد كه انسان سرمست و رفاه مند حقى براى خود نزد خدا قائل است; نه اين كه صرفاً اميد به تفضل، إنعام و مغفرت الهى داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 67 - 4
4 - ياوه سرايى در شب نشين ها ، خصلت رفاه زدگان كافر
سمرًا تهجرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 83 - 7
7- بروز ضعف و ناتوانى ناسپاسان رفاه زده ، در مواجهه با سختيها
و إذا أنعمنا على الإنسن أعرض و نئا بجانبه و إذا مسّه الشرّ كان يوسًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 14 - 4
4- رفاه زدگان و خوشگذرانان جوامع ، ظالم و ستمگراند .
قرية كانت ظالمة . .. ما أُترفتم فيه ... إنّا كنّا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 45 - 8
8- توجه به سرعت زوال زندگى دنيا ، مايه هشدار و عبرت رفاه مندان و دنياطلبان است .
واضرب لهم مثل الحيوة الدنيا كماء أنزلنه . .. تذروه الريح
با توجه به ارتباط آيه با آيات قبل كه در زمينه نشان دادن انديشه هاى رفاه مندان مغرور و فرجام آنان بود، نكته بالا فهميده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 29 - 22
22- رفاه مندانِ هواپرست ، در قيامت ، گرفتار آتشى فراگير و آشاميدنى هايى ناگوارند .
و لاتطع من أغفلنا قلبه . .. بئس الشراب و ساءت مرتفقًا
نكته ياد شده از ارتباط دو آيه استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 64 - 2
2 - مرفهان خوشگذران و جلوداران كفر ، نخستين چشندگان شعله هاى عذاب الهى
حتّى إذا أخذنا مترفيهم بالعذاب إذا هم يجئرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 50 - 8
8 - قشر مرفه و برخوردار ناسپاس ، در معرض عذاب و پيامد هاى هلاكت بار ناشكرى خود
فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين آيه، علاوه بر آن كه درصدد موعظه و درس آموزى است، در مقام تهديد و بازدارندگى نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 34 - 4
4 - تعاليم پيامبران ، ناسازگار با ايده و زندگى مترفان و خوشگذرانان
و ما أرسلنا فى قرية من نذير إلاّ قال مترفوها إنّا بما أُرسلتم به كفرون
ايستادگى همواره مترفان در مقابل تعاليم پيامبران و نپذيرفتن آنها، نشان مى دهد كه آن تعاليم، با ايده و رفتار آنان سازگار نبوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 37 - 3
3 - انسان ها ، حتى مترفان ، داشتن قرب و منزلت در پيشگاه خدا را شايق و دوستداراند .
نحن أكثر أمولاً و أولدًا . .. و ما أمولكم و لا أولدكم بالّتى تقرّبكم عندنا زلف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 35 - 3
3 - كثرت مال و اولاد ، باعث ايجاد خصلت حق ناپذيرى در مترفان
و ما أرسلنا فى قرية من نذير إلاّ قال مترفوها إنّا بما أُرسلتم به كفرون . و قالو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 66 - 1
1 - واپس گرايى رفاهمندان كافر و تأثير ناپذيرى در برابر آيات الهى ، عامل محروميت آنان از نصرت خداوند
لاتجئروا اليوم . .. قد كانت ءايتى ... على أعقبكم تنكصون
آيه فوق، خطاب به مرفهان گرفتار عذاب و تعليل براى ردّ استغاثه آنها است. فعل هاى «تتلى» و «تنكصون» به دليل همراه شدن با «كانت» و «كنتم»، ماضى استمرارى است. «نكوص» (مصدر «تنكصون») به معناى بازگشت به قهقرا است. بنابراين قيد «على أعقابكم» - كه آن نيز به معناى قهقهرا است - براى تأكيد معناى «تنكصون» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 67 - 2
2 - كبرورزى مرفهان كفرپيشه ، در برابر آيات الهى ( قرآن ) و تكذيب آن ، عامل محروميت آنان از نصرت خداوند در قيامت
لاتجئروا اليوم . .. قد كانت ءايتى تتلى عليكم ... تنكصون . مستكبرين به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 34
34- رفاه مندان عصر بعثت ، همواره ، امور خويش را در سطحى فراتر از حدّ شايسته آن ، وانمود مى كردند .
و كان أمره فرطًا
«فرط» - آن گونه كه قاموس گفته است - به معناى «ظلم و اعتداء» است و نيز به كارى گفته مى شود كه برخورد با آن، فراتر از حدودش باشد. فعل «كان» دلالت بر ديرينه بودن خصلت ياد شده دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 1،3
1- فرار نكردن و بازگشتن به زندگى مرفّه ، سخن استهزا آميز خداوند با مترفان ستمگر ، به هنگام نزول عذاب استيصال بر آنان
لاتركضوا وارجعوا إلى ما أُترفتم فيه
«الترف» به معناى تنعّم و برخوردارى از نعمت و «الترفه» به معناى خود نعمت است. و «مترف» نيز به كسى گويند كه از نعمت فراوان و رفاه بسيار برخوردار باشد، به گونه اى كه او را مغرور سازد (لسان العرب) و يا آن چنان در ناز و نعمت باشد كه كسى جلوگير او نباشد و هر چه دلش خواست آزادنه انجام دهد (قاموس المحيط). گفتنى است نهى و امر در جمله «لاتركضوا» و «إرجعوا...» براى طلب حقيقى نيست; بلكه مجاز و از باب تهكّم و استهزا است.
3- مترفان ستمگر هنگام نزول عذاب ، دارايى ها و خانه هاى خود را ر ها نموده و از شهر و ديار خود مى گريزند .
وارجعوا إلى ما أُترفتم فيه و مسكنكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 7،8
7 - همسانى سرنوشت هلاكت بارِ مرفهان ناسپاس ، براى هميشه تاريخ و يكسانى سنت الهى درباره آنان
قد قالها الذين من قبلهم . .. فأصابهم سيّئات ماكسبوا و الذين ظلموا من هؤلاء سيصي
8 - مرفهان ناسپاس ، در معرض عذاب و سرنوشت هلاكت بار خويش اند .
و الذين ظلموا من هؤلاء سيصيبهم سيّئات ماكسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 50 - 7
7 - سرگذشت هلاكت بار قشر مرفه و ناسپاس جوامع پيشين ، مايه عبرت و درس آموزى است .
قد قالها الذين من قبلهم فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام موعظه و درس آموزى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 64 - 4
4 - فرياد و ضجه رفاهمندان كافر ، به هنگام لمس عذاب الهى
حتّى إذا أخذنا مترفيهم بالعذاب إذا هم يجئرون
ضمير «هم» در جمله «إذا هم يجئرون»، مى تواند به «مترفين» بازگردد. در اين صورت معناى «إذا هم يجئرون» چنين مى شود: «مترفان به هنگام لمس عذاب الهى، فرياد و ضجه سر مى دهند». هم چنين مى تواند به غفلت زدگان كافر بازگردد. در اين صورت معناى جمله فوق چنين مى شود: «كافران (پيروان مترفين) وقتى جلوداران خود را گرفتار عذاب ديدند، فرياد استغاثه سرمى دهند». برداشت فوق، بر پايه احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 35 - 6
6 - مترفان ، به خاطر كثرت مال و اولاد ، خود را از عذاب در امان مى دانستند .
و قالوا نحن أكثر أمولاً و أولدًا و ما نحن بمعذّبين
اين جمله به منزله نتيجه عبارت قبلى است و به خاطر روشنى مطلب براى ذهن مخاطب، از «فا»ى تفريع استفاده نشده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 33 - 6
6 - كفر به يگانگى خدا - در عين برخوردارى از امكانات دنيوى - بارزترين نوع ناسپاسى در برابر نعمت هاى او است .
و قال الملأ من قومه الذين كفروا . .. و أترفنهم فى الحيوة الدنيا
عبارت «و أترفناهم» حال است براى فاعل «كفروا»; يعنى، با اين كه خدا آنان را از امكانات دنيوى برخوردار ساخت، آنها به يگانگى او كفر ورزيدند و به پرستش غير او رو آوردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 34 - 2
2 - مترفان ، به هر پيامبرى كه از جانب خداوند به سوى مردم مبعوث مى شد ، اعلام مى كردند كه تعاليم او را نمى پذيرند .
و ما أرسلنا فى قرية من نذير إلاّ قال مترفوها إنّا بما أُرسلتم به كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 50 - 3،4
3 - ناسپاسى انسان ها در برابر آسودگى ها و نعمت هاى الهى ، داراى پيشينه طولانى در تاريخ قشر مرفه و متنعم جامعه
قال إنّما أُوتيته على علم . .. قد قالها الذين من قبلهم
4 - همسانى طرز تلقى مرفهان ناسپاس از دنيا و نعمت هاى آن ، و يگانگى موضع آنان در برابر انديشه توحيدى پيامبران
قال إنّما أُوتيته على علم . .. قد قالها الذين من قبلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 7
7 - همسانى سرنوشت هلاكت بارِ مرفهان ناسپاس ، براى هميشه تاريخ و يكسانى سنت الهى درباره آنان
قد قالها الذين من قبلهم . .. فأصابهم سيّئات ماكسبوا و الذين ظلموا من هؤلاء سيصي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 106 - 4
4 - شقاوت و گمراهى ، عامل روى آوردن سران و اشراف مرفّه ، به تكذيب آيات الهى
ألم تكن ءايتى . .. تكذّبون . قالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا و كنّا قومًا ضالّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 24 - 8
8 - اصرار و پافشارى مرفهان خوش گذران بر كفر ، در برابر پيام ملاطفت آميز و توحيدى پيامبران
قال مترفوها . .. قل أوَ لو ... قالوا إنّا بما أرسلتم به كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 13 - 3
3 - مرفهان تكذيب گر و دين ستيز ، از هرگونه آسايش و راحتى يا لذت و كام جويى در قيامت ، محروم خواهند بود .
و ذرنى و المكذّبين أُولى النعمة . .. و طعامًا ذا غصّة و عذابًا أليمًا
تأكيد خداوند بر گلوگير و دردآور بودن كيفر صاحبان ثروت و رفاه، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 29 - 22
22- رفاه مندانِ هواپرست ، در قيامت ، گرفتار آتشى فراگير و آشاميدنى هايى ناگوارند .
و لاتطع من أغفلنا قلبه . .. بئس الشراب و ساءت مرتفقًا
نكته ياد شده از ارتباط دو آيه استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 0
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 23 - 7
7 - رفاه زدگان و ذلّت پنداران فقر ، تنها به هنگام مواجه شدن با حوادث قيامت ، به خطاى خويش پى برده ، حقيقت را در خواهند يافت .
فأمّا الإنسن إذا ما ابتليه . .. يومئذ يتذكّر الإنسن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 1
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ابلاغ پيام الهى به مردم ، با مؤمنانى تهيدست و دنياگرايانى رفاه مند ، مواجه بود .
و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم . .. و لاتطع من أغفلنا قلبه
از تعبير «تريد زينة الحياة الدنيا» استفاده مى شود كه در آيه، دو گروه، با دو مشخصه، ياد شده اند: نخست، مؤمنان خالصى كه از زينت دنيا بى بهره بودند و گروه دوم، كسانى كه زينت دنيايى داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 61 - 10
10 - مشركان بهانه جو و حق گريز صدر اسلام ، عناصرى مرفه و برخوردار از موهبت هاى دنيوى
و قالوا إن نتّبع الهدى معك . .. كمن متّعنه متع الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 17 - 1
1 - منافقان صدراسلام ، قشرى مرفه و برخودار از امكانات ( اموال و اولاد )
لن تغنى عنهم أمولهم و لا أولدهم من اللّه شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 21 - 9
9 - رويارويى قشر هاى مرفه و اشراف عصر بعثت با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و توطئه و نيرنگ آنان در برابر معجزه آن حضرت ( قرآن كريم )
و إذا أذقنا الناس رحمة من بعد ضراء مسّتهم إذا لهم مكر فى ءاياتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 21 - 9
9 - رويارويى قشر هاى مرفه و اشراف عصر بعثت با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و توطئه و نيرنگ آنان در برابر معجزه آن حضرت ( قرآن كريم )
و إذا أذقنا الناس رحمة من بعد ضراء مسّتهم إذا لهم مكر فى ءاياتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 32
32- هواپرستى ثروت مندان عصر بعثت ، عامل امتيازخواهى آنان از پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
و لاتطع من . .. اتبع هويه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 69 - 1
1 - انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى كافران و رفاه زدگان
أم لم يعرفوا رسولهم فهم له منكرون
همان طورى كه در ذيل آيه قبل آمده، اين بخش از آيات، در ردّ اتهاماتى است از سوى كافران نسبت به قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) وارد مى شد. خداوند با ارائه دلايل گوناگون، همه آنها را بى اساس خوانده و تهمت زنندگان را سخت مورد سرزنش قرار داده است. آيه فوق نيز، ظاهراً مربوط به تكذيب پيامبر(صلی الله علیه و آله) و نسبت دروغ گويى به ساحت آن حضرت مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 12 - 15
15 - كسانى كه در گرفتارى ها به ياد خدا بوده و در رفاه و آسايش از او غافل مى شوند ، مردمى مسرف هستند .
و إذا مسّ الإنسن الضرّ دعانا . .. فلما كشفنا عنه ضرّه ... لم يدعنا ... كذلك زيّن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 65 - 4
4 - قيامت ، روز بى پناهى و درماندگى كامل مرفهان كفرپيشه
لاتجئروا اليوم إنّكم منّا لاتنصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 5
5 - مرفهان و برخورداران ناسپاس جامعه ، از ستمگران اند .
و الذين ظلموا من هؤلاء
«و الذين ظلموا من هؤلاء»، هر چند اشاره به مرفهان ناسپاس در آغاز، بعثت دارد; ولى آيه شريفه بيانگر حكمى عامى و فراتر از مورد خاص نزول مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 23 - 3
3 - اقتدا به آيين نياكان ، تكيه گاه افراد مرفه و خوش گذران ، در مخالفت با پيامبران الهى
ما أرسلنا من قبلك . .. مترفوها إنّا وجدنا ءاباءنا على أُمّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 85 - 10
10- جوامع مرفّه ، در خطر انحرافات اقتصادى و گسترش دادن ظلم و ستم در پهنه گيتى
إنى أريكم بخير . .. أوفوا المكيال ... و لاتعثوا فى الأرض مفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 23 - 7
7 - رفاه زدگان و ذلّت پنداران فقر ، تنها به هنگام مواجه شدن با حوادث قيامت ، به خطاى خويش پى برده ، حقيقت را در خواهند يافت .
فأمّا الإنسن إذا ما ابتليه . .. يومئذ يتذكّر الإنسن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 85 - 10
10- جوامع مرفّه ، در خطر انحرافات اقتصادى و گسترش دادن ظلم و ستم در پهنه گيتى
إنى أريكم بخير . .. أوفوا المكيال ... و لاتعثوا فى الأرض مفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 18 - 5
5 - پندار مرفّهان به گرامى بودن نزد خداوند ، با وجود بى توجهى آنان به مساكين ، پندارى بى پايه و نادرست است .
ربّى أكرمن . كلاّ ... و لاتحضّون على طعام المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 4
4- توانگران ، با اظهار آمادگى براى كمك هاى مادّى ، حضور مؤمنان تهيدست را در پيرامون پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مانع نشست با آن حضرت مى شمردند .
و اصبر نفسك . .. و لاتعد عيناك عنهم تريد زينة الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 83 - 7
7- بروز ضعف و ناتوانى ناسپاسان رفاه زده ، در مواجهه با سختيها
و إذا أنعمنا على الإنسن أعرض و نئا بجانبه و إذا مسّه الشرّ كان يوسًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 3
3- مترفان ستمگر هنگام نزول عذاب ، دارايى ها و خانه هاى خود را ر ها نموده و از شهر و ديار خود مى گريزند .
وارجعوا إلى ما أُترفتم فيه و مسكنكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 14 - 1،2
1- رفاه زدگان جوامع ستم پيشه ، به ظلم و ستم خويش پس از احساس عذاب الهى اعتراف مى كنند .
فلمّا أحسّوا بأسنا . .. قالوا يويلنا إنّا كنّا ظلمين
2- مرفهان ستمگر ، با مشاهده عذاب الهى در حسرت و ندامت فرو مى روند .
فلمّا أحسّوا بأسنا . .. قالوا يويلنا إنّا كنّا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 15 - 1
1- مرفهانِ ستمگر در تأسف و پشيمانى ، از زمان احساس عذاب تا هنگامه هلاكت و نابودى
فما زالت تلك دعويهم حتّى جعلنهم حصيدًا خمدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 7
7- رفاه زدگان جوامع ستمگرِ پيشين ، ساختمان ها و بنا هاى باشكوه و مجللى داشتند .
وارجعوا إلى ما أُترفتم فيه و مسكنكم
ذكر مساكن در ميان ساير دارايى ها و اموال مترفان، گواه بر ويژگى آن در بين آنها و نيز دليل دلبستگى ساكنان آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 8
8- موقعيت ممتاز اجتماعى و اقتصادى مرفهان جوامع ستمگر
ارجعوا . .. لعلّكم تسلون
در اين كه سؤال در «تسئلون» چيست و سؤال كنندگان چه كسانى اند، ميان مفسران چند ديدگاه وجود دارد. از جمله آنها اين است كه سؤال كنندگان مردم هستند و مراد از سؤال، مشورت در مسائل اجتماعى و كمك و درخواست در مسائل اقتصادى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 8
8- موقعيت ممتاز اجتماعى و اقتصادى مرفهان جوامع ستمگر
ارجعوا . .. لعلّكم تسلون
در اين كه سؤال در «تسئلون» چيست و سؤال كنندگان چه كسانى اند، ميان مفسران چند ديدگاه وجود دارد. از جمله آنها اين است كه سؤال كنندگان مردم هستند و مراد از سؤال، مشورت در مسائل اجتماعى و كمك و درخواست در مسائل اقتصادى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 11
11- مرفهان ستمگر ، در قبال تنعّم و بهره مندى از نعمت هاى الهى ، مورد مؤاخذه و سؤال قرار خواهند گرفت .
ارجعوا إلى ما أُترفتم فيه و مسكنكم لعلّكم تسلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 6
6- مترفان و ستمگران جامعه ، عامل نابودى تمدن ها و هلاكت افراد جامعه
و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة . .. ارجعوا إلى ما أُترفتم فيه
مخاطبان اين آيات، گروه خاصى از مردم اند; زيرا خداوند در توصيف آنان دو صفت ستمگرى و تنعّم را مطرح ساخته است و اين دو صفت نوعاً در قشر خاصى از جامعه وجود دارد و بيشتر مردم نه ظالم اند و نه مترف.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 24 - 9
9 - عناصر قدرتمند و مرفّه ، سردمداران انحراف و كفر در جوامع كافر و شرك پيشه
قال مترفوها . .. قالوا إنّا بما أرسلتم به كفرون
از اين كه در جوامع شرك پيشه، تنها سخن مرفهان ذكر گرديده - با آن كه انديشه شرك مختص آنان نبوده است - مى توان استفاده كرد كه آنان، نقش اصلى را در تعيين گرايش هاى جامعه داشته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 16،23
16- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از ترك همنشينى با خداجويان تهيدست و عطف توجه از آنان به طبقه اشراف ، برحذر داشت .
و اصبر نفسك . .. و لاتعد عيناك عنهم
نهى در «لاتعد عيناك» گرچه متوجه چشمان است (چشمان ات از آن گروه نگذرد) ولى مراد، نهى پيامبر(صلی الله علیه و آله) از برگرداندن نظر و توجه خود از تهيدستان به ثروت مندان است.
23- خداوند پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از پذيرش پيشنهاد رفاه مندان در خصوص گسستن از طبقه محروم و عطف توجه به طبقه اشراف ،
برحذر داشت .
و لاتطع من أغفلنا قلبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 8
8 - مرفهان ناسپاس ، در معرض عذاب و سرنوشت هلاكت بار خويش اند .
و الذين ظلموا من هؤلاء سيصيبهم سيّئات ماكسبوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 50 - 4
4 - همسانى طرز تلقى مرفهان ناسپاس از دنيا و نعمت هاى آن ، و يگانگى موضع آنان در برابر انديشه توحيدى پيامبران
قال إنّما أُوتيته على علم . .. قد قالها الذين من قبلهم