علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 85

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 85

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- كينه

1- آثار كينه با ائمه(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 64 - 18

18- « عن أبى عبدالله ( ع ) . . . [ فى قوله ] « و شاركهم فى الأموال و الأولاد » . . . قال : إن الشيطان ليجىء حتى يقعد من المرأة كما يقعد الرجل منها و يحدث كما يحدث و ينكح كما ينكح قلت : بأى شىء يعرف ذلك ؟ قال : بحبّنا و بغضنا ، من أحبّنا كان من نطفة العبد و من أبغضنا كان نطفة الشيطان ;

از امام صادق(ع) در باره[سخن خداوند]«و شاركهم فى الأموال و الأولاد» روايت شده است كه فرمود: همانا شيطان مى آيد و بر زنان مى نشيند، همان گونه كه مردان بر آنان مى نشينند و همان مى كنند كه آنان انجام مى دهند . ..[راوى مى گويد]گفتم: به چه چيزى اين مسأله شناخته مى شود؟ حضرت فرمود: به حبّ و بغض نسبت به ما. هر كس ما را دوست بدارد، از نطفه پدرش مى باشد و هر كس بر ما بغض بورزد، از نطفه شيطان مى باشد».

2- آرزوى رفع كينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 10 - 11

11 - مؤمنان ، آرزومند پاك بودن قلب هايشان از كينه و عداوت نسبت به اهل ايمان

يقولون ربّنا . .. و لاتجعل فى قلوبنا غلاّ للذين ءامنوا

3- ارزش رفع كينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 43 - 4

4 ـ زدودن كينه و عداوت از سينه ها ، ارزش الهى است .

و نزعنا ما فى صدورهم من غل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 40 - 8

8 - تلاش در راه رفع كدورت هاى پيشين ، به دنبال عفو و گذشت از خطاى ديگران ، داراى ارزشى والا و پاداش فراوان الهى است .

فمن عفا و أصلح فأجره على اللّه

ذكر «أصلح» پس از عفو، نشان مى دهد كه صرف عفو و اغماض در دستيابى به پاداش والاى الهى كفايت نمى كند، بلكه مى بايست پس از گذشت، در راه رفع اختلافات گام برداشت و طرح صميميت و آشتى افكند.

4- اظهار كينه برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 81 - 6

6ـ اظهار كينه برادران بنيامين به وى در گزارش سرقتش به يعقوب

إن ابنك سرق

لحن جمله «إن ابنك سرق» (به يقين پسرت دزدى كرد) گوياى كينه برادران بنيامين نسبت به اوست.

5- افشاى كينه منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 29 - 1

1ـ هشدار الهى به منافقان ، نسبت به افشاى كينه هاى نهانى آنان

أم حسب . .. أن لن يخرج اللّه أضغـنهم

6- اهميت رفع كينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 43 - 4

4 ـ زدودن كينه و عداوت از سينه ها ، ارزش الهى است .

و نزعنا ما فى صدورهم من غل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 1 - 10

10 ـ مؤمنان وظيفه دارند براى از ميان بردن كدورت ها ، درگيرى ها و اختلافات خويشتن تلاش كنند .

و أصلحوا ذات بينكم

7- بهشتيان و كينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 43 - 1

1 ـ خداوند دل ها و سينه هاى اهل بهشت را از هر كينه و دشمنى پاك خواهد كرد .

و نزعنا ما فى صدورهم من غل

«غل» به معناى كينه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 47 - 1

1- خداوند ، هرگونه دشمنى و كينه اى را از دل متقين در بهشت بيرون مى كند .

ادخلوها بسلـم ءامنين . و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ

«غلّ» در لغت به معناى دشمنى و كينه است.

8- پاداش رفع كينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 40 - 8

8 - تلاش در راه رفع كدورت هاى پيشين ، به دنبال عفو و گذشت از خطاى ديگران ، داراى ارزشى والا و پاداش فراوان الهى است .

فمن عفا و أصلح فأجره على اللّه

ذكر «أصلح» پس از عفو، نشان مى دهد كه صرف عفو و اغماض در دستيابى به پاداش والاى الهى كفايت نمى كند، بلكه مى بايست پس از گذشت، در راه رفع اختلافات گام برداشت و طرح صميميت و آشتى افكند.

9- جايگاه كينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 47 - 3

3- محل كينه و دشمنى انسان ، سينه و دل اوست .

و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ

10- ذكر كينه شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 24

24- آدميان همواره نسبت به كنيه و عداوت شياطين با آنان توجه داشته باشند و از اطاعت آنان به پرهيزند .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى و هم لكم عدوٌّ

11- رفع كينه در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 47 - 1

1- خداوند ، هرگونه دشمنى و كينه اى را از دل متقين در بهشت بيرون مى كند .

ادخلوها بسلـم ءامنين . و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ

«غلّ» در لغت به معناى دشمنى و كينه است.

12- زمينه رفع كينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 47 - 5

5- تقوا ، زمينه زدوده شدن كينه و دشمنى از دل ها و موجب ايجاد روح برادرى در ميان انسانها

إن المتقين . .. و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ إخونًا

13- زمينه رفع كينه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 2 - 1،2

1 - صلح حديبيه ، مايه شوكت اسلام و فروخفتن كينه ها و خصومت هاى مشركان نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ليغفر لك اللّه ما تقدّم من ذنبك و ما تأخّر

با توجه به اين كه در اين آيات، غفران مترتب بر فتح شده است، مى توان پى برد كه مراد از «غفران» و «ذنب» معناى رايج آن نيست; زيرا ربطى ميان صلح حديبيه و بخشش گناهان ديده نمى شود. بر اين اساس معناى ديگرى اين جا مراد است و آن اين كه بعثت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، آن حضرت را در نظر دشمنانش گنه كار و متهم مى نمود; ولى در پرتو صلح حديبيه، زمينه نشر دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و بازشناخت شخصيت، اوصاف و خصال كريمانه آن حضرت فراهم آمد.

2 - صلح حديبيه ، كاهش دهنده كينه مشركان نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در زمينه هاى مورد اختلاف آنان ، قبل از هجرت و پس از آن *

إنّا فتحنا لك فتحًا مبينًا . ليغفر لك اللّه ما تقدّم من ذنبك و ما تأخّر

منظور از «ما تقدّم» و «ما تأخّر»، امور قبل از هجرت و پس از آن است.

14- زمينه كينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 11

11 ـ از ياد بردن نعمت هاى خداوند ، زمينه ساز كينه توزى با پيامبران و سالكان راه خداست .

و لاتقعدوا . .. و اذكروا إذ كنتم قليلا فكثركم

15- عوامل رفع كينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 1 - 11

11 ـ رعايت تقوا با عمل به احكام خداوند عاملى نيرومند براى حفظ وحدت جامعه ايمانى و زدودن كدورت ها و اختلافات آن

فاتقوا اللّه و أصلحوا ذات بينكم

امر به تقوا پيش از الزام اهل ايمان به زدودن كدورتها، رهنمودى است به راهى اساسى براى دستيابى به اين تكليف اجتماعى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 10 - 13

13 - دعا و نيايش به درگاه خداوند ، داراى تأثير در تزكيه قلب ها از كينه و بدخواهى

يقولون ربّنا . .. و لاتجعل فى قلوبنا غلاّ

تمجيد خداوند از دعاى مؤمنان، نشانگر تأثير آن است; زيرا در صورتى كه دعا و تمنا لغو و بى تأثير باشد، مجالى براى تمجيد نخواهد بود.

16- عوامل كينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 100 - 22

22ـ شيطان از عوامل ايجاد عداوت و كينه

من بعد أن نزغ الشيطـن بينى و بين إخوتى

17- كينه ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 16 - 3

3 ـ ابليس دشمن انسانها و داراى ضميرى پركينه از آنان

لأقعدن لهم صرطك المستقيم

18- كينه با سالكان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 11

11 ـ از ياد بردن نعمت هاى خداوند ، زمينه ساز كينه توزى با پيامبران و سالكان راه خداست .

و لاتقعدوا . .. و اذكروا إذ كنتم قليلا فكثركم

19- كينه به انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 11

11 ـ از ياد بردن نعمت هاى خداوند ، زمينه ساز كينه توزى با پيامبران و سالكان راه خداست .

و لاتقعدوا . .. و اذكروا إذ كنتم قليلا فكثركم

20- كينه توزى اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 112 - 14

14 ـ اهل كتاب ( يهود ) ، با علم به ناحق بودن قتل انبياء ، آنان را مى كشتند . *

و يقتلون الانبياء بغير حقّ

چون تصوّر حق بودن قتل انبيا نمى رود، لذا مى توان گفت كه قيد «بغير حق»، اشاره باشد به اينكه قاتلين مى دانستند كه قتل انبيا، حق نيست.

21- كينه توزى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 119 - 23

23 ـ كافران كينه توز و منافقان حيله گر شايسته نابودى

قل موتوا بغيظكم انّ اللّه عليم بذات الصدور

22- كينه توزى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 112 - 14

14 ـ اهل كتاب ( يهود ) ، با علم به ناحق بودن قتل انبياء ، آنان را مى كشتند . *

و يقتلون الانبياء بغير حقّ

چون تصوّر حق بودن قتل انبيا نمى رود، لذا مى توان گفت كه قيد «بغير حق»، اشاره باشد به اينكه قاتلين مى دانستند كه قتل انبيا، حق نيست.

23- كينه جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 5

5 ـ كينه توزى و دشمنى دوزخيان نسبت به يكديگر

فأتهم عذابا ضعفا من النار . .. فما كان لكم علينا من فضل

24- كينه در مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 43 - 5

5 ـ وجود برخى از كينه ها در سينه مؤمنان قبل از ورود به بهشت و زدودن آن با ورود به بهشت *

و نزعنا ما فى صدورهم من غل

25- كينه عليه محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 69 - 5

5 - توطئه ها و كينهورزى هاى پنهان و آشكار مشركان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ربّك يعلم ما تكنّ صدورهم و ما يعلنون

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين ـ كه درباره انواع بهانه جويى هاى كافران مى باشد ـ مى توان گفت كه مراد آيه بيان مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 8 - 4

4 - بغض و كينه عميق منافقان ، نسبت به شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ليخرجنّ الأعزّ منها الأذلّ

تعبير «أذلّ» در مورد رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، حكايت از دشمنى شديد منافقان نسبت به آن حضرت دارد.

26- كينه فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 44 - 11

11 - « سفيان بن سعيد قال : سمعت أباعبداللّه جعفربن محمد الصادق ( ع ) . . . يقول : يا سفيان ، عليك بالتقيّة . . . ان اللّه عزّوجلّ قال لموسى و هارون : « فقولا له قولاً ليّناً لعلّه يتذكّر أو يخشى » يقول اللّه عزّوجلّ : كنّياه و قولا له : يا أبا مصعب ;

سفيان بن سعيد گويد: از امام صادق(ع) شنيدم . .. كه مى فرمود: اى سفيان! تقيه را مراعات كن ... خداوند ـ عزّوجلّ ـ به موسى و هارون فرمود: «فقولا له قولاً ليّناً لعلّه يتذكّر أو يخشى» مراد خداوند ـ عزّوجلّ ـ اين است كه با كنيه به او خطاب كنيد و به او بگوييد: يا أبا مصعب». (خطاب كردن به اشخاص با كنيه، نشانه احترام به آنان است).

27- كينه فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 20 - 1

1- موسى ( ع ) ، مورد هجوم كينه ها و تهمت هاى فرعونيان در پى ابلاغ پيام الهى

و إنّى عذت بربّى و ربّكم أن ترجمون

برداشت بالا بر اين اساس است كه «رجم» (مصدر «ترجمون»)، در اين آيه به معناى تهمت زدن باشد.

28- كينه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 69 - 5

5 - توطئه ها و كينهورزى هاى پنهان و آشكار مشركان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ربّك يعلم ما تكنّ صدورهم و ما يعلنون

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين ـ كه درباره انواع بهانه جويى هاى كافران مى باشد ـ مى توان گفت كه مراد آيه بيان مطلب ياد شده است.

29- كينه مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 13

13 ـ افشاى رفتار هاى فريبكارانه و كينه قلبى مشركان صدر اسلام نسبت به مسلمانان از سوى خداوند

و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة . .. و تأبى قلوبهم

آمدن فعلهاى «يظهروا»، «يرقبوا» و «تأبى» به صورت فعل مضارع كه دلالت بر حال و آينده مى كند، مى تواند حاكى از

اين حقيقت باشد كه آيه در صدد افشاى رازهاى منافقان عليه مسلمانان است.

30- كينه منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 29 - 3

3ـ بيماردلان منافق ، داراى كينه هاى عميق نسبت به دين و مؤمنان

أم حسب الذين فى قلوبهم مرض أن لن يخرج اللّه أضغـنهم

«أضغان»، (جمع «ضغن») به معناى كينه هاى شديد و عميق است.

31- كينه منافقان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 8 - 4

4 - بغض و كينه عميق منافقان ، نسبت به شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ليخرجنّ الأعزّ منها الأذلّ

تعبير «أذلّ» در مورد رسول خدا(صلی الله علیه و آله)، حكايت از دشمنى شديد منافقان نسبت به آن حضرت دارد.

32- متقين و كينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 47 - 1،8

1- خداوند ، هرگونه دشمنى و كينه اى را از دل متقين در بهشت بيرون مى كند .

ادخلوها بسلـم ءامنين . و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ

«غلّ» در لغت به معناى دشمنى و كينه است.

8- امكان راه يابى كينه و دشمنى در دل متقين

و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ

از اينكه خداوند فرمود: «از دل متقين كينه و دشمنى را برداشتيم» حكايت از اين نكته مى كند كه كينه، مى تواند در دل متقين راه پيدا كند.

33- منشأ كينه منافقان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 74 - 14

14 ـ رفاه و امكانات مادى مسلمانان ، غير قابل تحمل براى منافقان صدر اسلام و برانگيزنده آنان به ستيزه جويى و كينهورزى

و ما نقموا إلا أن أغنيهم اللّه و رسوله من فضله

34- موجبات كينه اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 6

6 ـ همياريهاى ضد دينى در دنيا، در پى دارنده دشمنى و كينه توزى در آخرت خواهد شد.

كلما دخلت أمة لعنت أختها

35- يوسف(ع) و كينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 69 - 9

9ـ گذشت ، بزرگوارى و منزه بودن از كينه توزى و حسّ انتقام جويى به هنگام قدرت ، از خصلت هاى نيكوى حضرت يوسف ( ع )

فلاتبتئس بما كانوا يعملون

2- گاو

1- آبيارى با گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 71 - 4

4 - قوم موسى ، از گاو براى شخم زنى و آبيارى كشتزار ها استفاده مى كردند .

لاذلول تثير الأرض و لاتسقى الحرث

2- استفاده از گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 21 - 7

7 - امكان بهرهورى گسترده بشر از دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) ، نشانى ديگر از لطف و عنايت خدا و نظارت دقيق او بر احوال آفريده هايش

و ما كنّا عن الخلق غـفلين . .. و إنّ لكم فى الأنعـم لعبرة ... و منها تأكلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 71 - 4

4 - بهره مندى انسان ها ، فلسفه و حكمت آفرينش شتر ، گاو و گوسفندان

أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعـمًا

گفتنى است از «لام» «لهم» (به كار رفته در معناى تعليل) و نيز از اين كه آيه شريفه در مقام امتنان است، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

3- اهميت شير گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 73 - 3

3 - اهميت و نقش بسيار شير شتر ، گاو و گوسفند و فراورده هاى آن ، در تغذيه انسان ها

و مشارب

برداشت ياد شده از آن جا است كه شير ـ با آن كه از منافع أنعام به شمار مى رود ـ اختصاص به ذكر يافته است.

4- باركشى با گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 72 - 4

4 - جواز استفاده از شتر و گاو براى سوار شدن و حمل و نقل

فمنها ركوبهم

5- پيه گاو در يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 146 - 2

2 ـ خوردن گوشت حيوانات ناخن دار و پيه گاو و گوسفند براى يهود از آغاز حرام نبوده است.

و على الذين هادوا حرمنا . .. ذلك جزينهم ببغيهم

6- تحريم پيه گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 146 - 3،5

3 ـ خوردن دنبه و پيه گاو و گوسفند بر يهود، جز آنچه بر پشت و چسبيده بر روده و استخوان بوده، حرام بوده است.

و من البقر و الغنم حرمنا عليهم شحومهما إلا ما حملت

«شحم» به معنى چربى و پيه است و «ظهر» يعنى پشت و «حوايا»، جمع «حوية»، به معنى روده است.

5 ـ تحريم كامل برخى از حيوانات و تحريم بخشهايى از گاو و گوسفند بر يهود، سزاى تجاوزگرى آنان بود.

و على الذين هادوا حرمنا . .. ذلك جزينهم ببغيهم

«بغى» به معناى تجاوز و تعدى است. (لسان العرب).

7- تحريم جنين گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 144 - 8

8 ـ تحريم استفاده از گوشت شتر، گاو و جنين آنها، افترا به خداوند است.

قل ءالذكرين حرم . .. ومن أظلم ممن افترى على الله كذبا

8- تحريم گوشت گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 144 - 8

8 ـ تحريم استفاده از گوشت شتر، گاو و جنين آنها، افترا به خداوند است.

قل ءالذكرين حرم . .. ومن أظلم ممن افترى على الله كذبا

9- تسخير گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 72 - 2

2 - رام و مسخرّ كردن دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى بشر ، جلوه قدرت خدا و لطف او بر بندگان است .

و ذلّلنـها لهم

10- تعقل در خلقت گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 71 - 2

2 - تشويق خداوند به تأمل و انديشه در جلوه هاى قدرت الهى در طبيعت ( مانند شتر ، گاو و گوسفند )

أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعـمًا

11- حليت جنين گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 144 - 2

2 ـ استفاده از گوشت شتر و گاو نر و ماده و جنين آنها حلال است.

و من الإبل اثنين . .. قل ءالذكرين حرم أم الأنثيين أما اشتملت عليه أرحام الأنثيين

12- حليت گوشت گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 1 - 14

14 ـ حليت خوردن گوشت برخى از چهارپايان ( شتر ، گاو و گوسفند ) و حرمت برخى ديگر و حرمت صيد و شكار در حال احرام ، از عهد ها و پيمان هاى الهى با مؤمنان

اوفوا بالعقود أحلت لكم بهيمة الانعم الا ما يتلى عليكم غير محلى الصيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 142 - 2

2 ـ جواز خوردن گوشت چهارپايان (شتر، گاو، گوسفند)

و من الأنعم . .. كلوا مما رزقكم الله

«أنعام» جمع «نعم» به شتر، گاو و گوسفند، اطلاق مى شود. (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 144 - 2

2 ـ استفاده از گوشت شتر و گاو نر و ماده و جنين آنها حلال است.

و من الإبل اثنين . .. قل ءالذكرين حرم أم الأنثيين أما اشتملت عليه أرحام الأنثيين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 28 - 15

15 - شتر ، گاو و گوسفند ، چهارپايانى حلال گوشت

على ما رزقهم من بهيمة الأنعـم فكلوا منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 30 - 8،9

8 - شتر ، گاو و گوسفند ، چهار پايانى حلال گوشت

و أُحلّت لكم الأنعـم

«أنعام» (جمع «نعم») در اصل به معناى شتر است. بنابراين «أنعام»; يعنى، شتران لكن گاهى «أنعام»; گفته مى شود و از آن مجموع شتر، گاو و گوسفند اراده مى شود. مقصود از «أنعام»در جمله فوق استعمال دوم است. گفتنى است كه جمله «أحلت لكم الأنعام» به تقدير «أحلت لكم أكل لحوم الأنعام» مى باشد; يعنى، براى شما خوردن گوشت شتر، گاو و گوسفند حلال شده است.

9 - استفاده از گوشت شتر ، گاو و گوسفند ، به جز در مواردى كه از سوى خدا تحريم شده ، حلال و جايز است .

و أُحلّت لكم الأنعـم إلاّ ما يتلى عليكم

13- خالق گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 5 - 1

1- خداوند ، خالق و آفريننده انعام ( گاو ، شتر و گوسفند ) است .

و الأنعـم خلقها لكم

«نعم» در لغت تنها به شتر گفته مى شود; زيرا كه بزرگ ترين نعمتها در نزد عرب است، ولى جمع آن «أنعام» به شتر، گاو و گوسفند گفته مى شود.

14- خلقت گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 28 - 1

1 - آفرينش انسان ، جنبندگان و دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) ، از نشانه هاى ربوبيت بى همتاى خداوند

ألم تر أنّ اللّه . .. و من الناس و الدّوابّ و الأنعـم

«أنعام» جمع «نَعَم» (شتر) مى باشد; ولى اين واژه در مجموع شتر، گاو و گوسفند نيز به كار مى رود; چنان كه در آيه شريفه به همين معنا استعمال شده است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 71 - 1

1 - شتر ، گاو و گوسفند ، مخلوق خدا و جلوه هايى از قدرت او

أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعـمًا

«أنعام» به معناى شتر، گاو و گوسفند است و جمله «ممّا علمت أيدينا» كنايه از قدرت خدا مى باشد. گفتنى است كه آيه شريفه در مقام بيان جلوه هاى آن در طبيعت است.

15- خوردن گوشت گاو در صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 8 - 9

9- خوردن گوشت دام ها ( گاو ، گوسفند و شتر ) در ميان مردم عصر بعثت ، امرى رايج و متداول بوده است .

و الأنعـم خلقها لكم . .. و منها تأكلون ... و الخيل و البغال و الحمير لتركبوها و

با توجه به اينكه در رديف منافع انعام (گاو، شتر و گوسفند) استفاده از گوشت ة نها ذكر شده ، ولى براى اسب، استر و الاغ چنين استفاده اى بيان نگرديده و از طرفى اين آيات در صدد برشمردن نعمتهاست و تا زمانى كه استفاده از چيزى متداول نباشد نعمت بر آن صدق نمى كند، معلوم مى شود كه خوردن گوشت گاو، گوسفند و شتر متداول بوده; ولى خوردن گوشت اسب، استر و الاغ متداول نبوده است.

16- ذبح گاو بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 67 - 1،3،5

1 - خداوند ، قوم موسى را به ذبح گاوى ماده فرمان داد .

إن اللّه يأمركم أن تذبحوا بقرة

ماده بودن گاو از «بكر» در آيه بعد استفاده مى شود.

3 - تأكيد موسى ( ع ) بر اينكه دستور ذبح گاو ، از ناحيه خداست نه صلاحديد وى .

إذ قال موسى لقومه إن اللّه يأمركم

5 - قوم موسى بر اين گمان بودند كه دستور ذبح گاو از ناحيه موسى ( ع ) است ، نه فرمانى از جانب خداوند

أتتخذنا هزواً

از اينكه بنى اسرائيل با جمله «أتتخذنا هزواً» (آيا ما را به مسخره مى گيرى) موسى(ع) را مورد خطاب قرار دادند، معلوم مى شود كه: آنان دستور ذبح گاو را دستورى از ناحيه خداوند نمى پنداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 68 - 1،2،5،6

1 - بنى اسرائيل ، پس از انكار اوليه ، به الهى بودن دستور ذبح گاو ماده مطمئن شدند .

قالو أتتخذنا هزواً . .. قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما هى

تقاضاى تبيين ويژگيها و مشخصه هاى گاوى كه بايد ذبح شود، بيانگر اين معناست كه: قوم موسى در پى سخنان او (أعوذ باللّه . ..) باور كردند كه دستور ذبح گاو، فرمانى از جانب خداوند است.

2 - قوم موسى ، ناباور به كفايت ذبح هر گاوى براى حل معماى قتل

قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما هى

5 - موسى ( ع ) مردم خويش را به انجام مأموريتشان ( ذبح گاو ميانسال ) فرمان داد .

إنها بقرة لافارض و لابكر عوان بين ذلك فافعلوا ما تؤمرون

6 - ميانسال بودن گاو - پيش از سؤال از مشخصه هاى ديگر - تنها ويژگى لازم براى گاو ماده اى كه بنى اسرائيل به ذبح آن مأمور شدند .

عوان بين ذلك فافعلوا ما تؤمرون

جمله «فافعلوا ما تؤمرون» (به آنچه مأمور شديد عمل كنيد) بيانگر اين است كه: تكليف قوم موسى و به اصطلاح «مأمورٌ به» آنان، ذبح گاوى ميانسال بوده است بدون لحاظ شرطى ديگر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 71 - 2،5،7،8

2 - گاوى كه قوم موسى به ذبح آن مأمور شدند بايد سالم ، بى نقص و پيراسته از هر نقطه و خطى در رنگ و پوستش مى بود .

مسلّمة لاشية فيها

«مسلّمة» يعنى داراى سلامت و سلامت به معناى: مبرا بودن از عيب و آفت است. «شية» به هر رنگى گفته مى شود كه مخالف رنگ عمومى چيزى باشد. بنابراين «لاشية فيها» يعنى، در رنگ آن گاو، رنگ ديگرى نباشد. گفتنى است كه «شية» از ماده «وشى» است و «هاء» آخر عوض واو محذوف مى باشد.

5 - قوم موسى ، گاوى را با تمام ويژگى هاى تعيين شده ، يافته آن را ذبح كردند .

فذبحوها

ضمير «ها» در «ذبحوها» به «بقرة» ]توصيف شده [برمى گردد.

7 - قوم موسى ، پس از دستيابى به گاو مورد نظر ، تمايلى به كشتن آن نداشتند .

و ما كادوا يفعلون

«كاد» به معناى نزديك بود، است. اين فعل آن گاه كه منفى باشد گاهى دلالت بر تأكيد انجام نگرفتن فعل بعد دارد و احياناً حاكى از انجام گرفتن آن، از روى بى ميلى، كندى يا سختى است. در جمله «ما كادوا يفعلون» به قرينه «فذبحوها» دومين معنا مراد است; يعنى، انجام دادند ولى با سختى و بى ميلى.

8 - قوم موسى ، با سؤال و جستجوى بى مورد ، تكليف ( كشتن گاوى ماده براى حل معماى قتل ) را بر خود دشوار كردند .

فذبحوها و ما كادوا يفعلون

جمله «ما كادوا يفعلون» (نزديك بود انجام ندهند) مى تواند اشاره به دشوارى انجام تكليف مذكور باشد، كه به شهادت جمله «فافعلوا ما تؤمرون» (در آيه 68) و قرينه هاى ديگر، قوم موسى خود با سؤالهاى بى مورد اين مشكل را آفريدند و تكليف را بر خويش دشوار ساختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 73 - 17

17 - بزنطى از امام رضا ( ع ) روايت نموده كه : « ان رجلا من بنى اسرائيل قتل قرابة له . . . فقالوا لموسى ( ع ) ان سبط آل فلان قتلوا فلاناً فاخبرنا من قتله ؟ قال ايتونى ببقرة . . . فاشترو ها و جاؤا بها فأمر بذبح ها ثم أمر ان يضرب الميت بذنب ها فلما فعلوا ذلك حيى المقتول و قال يا رسول اللّه ابن عمّى قتلنى دون من يدعى عليه قتلى فعلموا بذلك قاتله . . . ;

شخصى از بنى اسرائيل يكى از نزديكان خود را كشت . .. بنى اسرائيل به موسى گفتند: فلان قبيله، فلانى را كشته است و تو قاتل را معرفى كن. موسى (ع) فرمود: گاوى را نزد من آوريد ... آنان گاو را خريده و نزد موسى(ع) بردند و موسى امر به ذبح آن كرد. سپس امر نمود كه دم آن گاو را به مقتول بزنند و چون اين كار را كردند آن مرده زنده شد و گفت اى پيامبر خدا! پسر عمويم مرا كشته است نه آن كس كه او را متهم به كشتن من كرده اند، پس با اين عمل قاتل را شناسايى نمودند ...».

17- ذبح گاو در حج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 28 - 12

12 - جواز قربانى كردن به هر يك از شتر ، گاو و گوسفند در مراسم حج

على ما رزقهم من بهيمة الأنعـم

«أنعام» (جمع «نعم») در اصل به معناى شتران است. لكن گاهى به مجموع شتر، گاو و گوسفند نيز گفته مى شود. به اعتقاد همه مفسران مراد از «أنعام» در اين جا معناى دوم (مجموع شتر، گاو و گوسفند) مى باشد. گفتنى است كه «بهيمة» به معناى چهارپا و اضافه آن به انعام اضافه بيانيه است; يعنى، چهارپايى كه عبارت است از شتر، گاو و گوسفند.

18- رنگ گاو بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 69 - 2،3

2 - قوم موسى ، از وى تقاضا كردند تا رنگ گاوى را كه بايد ذبح شود ، از خداوند سؤال كند و براى ايشان بيان دارد .

قالوا ادع لنا ربّك يبين لنا ما لونها

3 - گاوى كه قوم موسى مأمور به ذبح آن شدند ، بايد داراى رنگ زرد خالص بوده و مسرّت بخش باشد .

إنها بقرة صفراء فاقع لونها تسرّ النظرين

«فاقع» به معناى خالص و روشن است. ضمير در «تسرّ» (مسرّت بخش باشد) به «بقرة» بر مى گردد; يعنى، آن گاو بايد به گونه اى باشد كه مايه مسرّت بينندگان شود. البته از فراز قبل (صفراء ...) اين معنا استفاده مى شود كه رنگ آن نيز دخيل در مسرّت بخشى بوده است; يعنى: تسرّ بلونها الناظرين. بنابراين بايد هم گاو زيبا مى بود و هم رنگ آن.

19- زوجيت گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 143 - 1

1 ـ خداوند، آفريننده هشت نر و ماده از گوسفند و بز و شتر و گاو براى بهره بردارى آدميان

ثمنية ازوج من الضأن اثنين

«ثمانية أزواج» مى تواند بدل براى «حمولة و فرشا» باشد كه خود مفعول «أنشأ» مى باشند. در اين صورت معناى آيه چنين مى شود: «أنشأ من الأنعام ثمانية أزواج».

20- شخم زنى با گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 71 - 4

4 - قوم موسى ، از گاو براى شخم زنى و آبيارى كشتزار ها استفاده مى كردند .

لاذلول تثير الأرض و لاتسقى الحرث

21- شير گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 21 - 2

2 - شير دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) ، از منابع مهم تغذيه انسان

نسقيكم ممّا فى بطونها

22- شير گاو از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 66 - 3

3- بيرون آوردن شير خالص و آماده نوشيدن ، از بين خون و سرگين داخل شكنبه شتر ، گاو و گوسفند ، از آيات خداوند

و إن لكم فى الأنعـم لعبرة نسقيكم ممّا فى بطونه من بين فرث و دم لبنًا خالصًا سائغ

23- صفات گاو بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 68 - 3،4،6،8

3 - قوم موسى ، از وى خواستند تا مشخصه هاى گاوى را كه بايد ذبح شود از خداوند بخواهد و براى ايشان بيان كند .

قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما هى

4 - ميانسال بودن - نه گوساله جوان و نه گاوى پير - از مشخصه هاى تعيين شده براى گاوى كه قوم موسى به ذبح آن مأمور شدند .

إنها بقرة لافارض و لابكر عوان بين ذلك

«فارض» به معناى پير و بزرگ سال است. «بقرة بكر» يعنى، ماده گاوى جوان كه هنوز باردار نشده است (لسان العرب). «عوان» هم به معناى ميانسال است.

6 - ميانسال بودن گاو - پيش از سؤال از مشخصه هاى ديگر - تنها ويژگى لازم براى گاو ماده اى كه بنى اسرائيل به ذبح آن مأمور شدند .

عوان بين ذلك فافعلوا ما تؤمرون

جمله «فافعلوا ما تؤمرون» (به آنچه مأمور شديد عمل كنيد) بيانگر اين است كه: تكليف قوم موسى و به اصطلاح «مأمورٌ به» آنان، ذبح گاوى ميانسال بوده است بدون لحاظ شرطى ديگر.

8 - از امام صادق ( ع ) درباره آيه « قال إنه يقول إن ها بقرة لافارض و لابكر » روايت شده كه فرموده اند : و « الفارض » التى قد ضرب ها الفحل و لم تحمل و « البكر » التى لم يضرب ها الفحل . . . ;

«فارض» گاو ماده اى است كه جفت گيرى كرده ولى باردار نشده است و «بكر» گاو ماده اى است كه جفت گيرى نكرده است . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 69 - 1،4

1 - قوم موسى ، ميانسال بودن گاو را شرطى كافى براى مشخص شدن تكليف و رسيدن به مقصود ( حل معماى قتل ) نمى دانستند .

فافعلوا ما تؤمرون. قالوا ادع لنا ربّك يبين لنا ما لونها

على رغم اينكه موسى(ع) با جمله «فافعلوا ما تؤمرون» به قوم خويش تفهيم كرد كه تكليف آنان بيش از اين نيست كه گاوى ميانسال را ذبح كنند; ايشان با پرسش از رنگ و ديگر ويژگيها در صدد ابقاى اين معنا بودند كه: ذبح چنين گاوى (تنها ميانسال بودن) نمى تواند وسيله حل معماى قتل باشد.

4 - تأكيد موسى ( ع ) بر اينكه ، صفات بيان شده براى گاوى كه بايد ذبح شود ، صفاتى تعيين شده از جانب خداوندست نه از ناحيه خود او

قالوا إنه يقول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 70 - 1،2،9

1 - قوم موسى ، بيان رنگ و سن گاو مورد نظر را مشخص كننده ندانسته و خواهان توضيح بيشترى درباره ويژگى هاى آن شدند .

قالوا ادع لنا ربّك يبين لنا ما لونها

2 - قوم موسى ، بر اين باور بودند كه گاو مورد نظر براى ذبح و حل معماى قتل ، بايد ويژگى هاى منحصر به فرد داشته باشد .

إن البقر تشبه علينا

«تشابه» به معناى همانند بودن است و چون با «على» متعدى شده، متضمن معناى التباس و اشتباه نيز هست. بنابراين «إن البقر ...»; يعنى، آن گاو توصيف شده به ميانسالى و زرد رنگى، مصاديق زيادى دارد كه همگى مشابه يكديگرند و اين موجب مى شود كه ندانيم كدامين را انتخاب كنيم. اين جمله از قوم موسى، حكايت از آن دارد كه: آنان گمان داشتند گاو مورد نظر براى ذبح بايد به گونه اى توصيف شود كه تنها يك فرد داشته باشد تا همانندى از بين برود.

9 - از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده كه : « أنهم أمروا بأدنى بقرة و لكنهم لما شدوا على أنفسهم شدد اللّه عليهم و ايّم اللّه لو لم يستثنوا ما بينت لهم ، إلى آخر الأبد . . . ;

بنى اسرائيل مأمور به ذبح كم ارزش ترين گاو بودند; لكن چون بر خويشتن سخت گرفتند خداوند نيز بر آنان سخت گرفت و سوگند به خدا اگر آنان «إن شاء اللّه» نمى گفتند هرگز علامتهاى گاوى كه مى بايست ذبح نمايند براى آنان بيان نمى شد . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 71 - 1،2،3،6

1 - گاوى كه براى شخم زنى رام نشده و براى كشتزاران آبكشى نكرده ، از ويژگى هاى گاوى كه قوم موسى به ذبح آن مأمور شدند .

قال إنه يقول بقرة إنّها بقرة لاذلول تثير الأرض و لاتسقى الحرث

«ذلول» به معناى رام و مطيع است. «إثارة» (مصدر تثير) به معناى زير و رو كردن مى باشد. مراد از زير و رو كردن زمين به وسيله گاو، شخم زدن آن است.

2 - گاوى كه قوم موسى به ذبح آن مأمور شدند بايد سالم ، بى نقص و پيراسته از هر نقطه و خطى در رنگ و پوستش مى بود .

مسلّمة لاشية فيها

«مسلّمة» يعنى داراى سلامت و سلامت به معناى: مبرا بودن از عيب و آفت است. «شية» به هر رنگى گفته مى شود كه مخالف رنگ عمومى چيزى باشد. بنابراين «لاشية فيها» يعنى، در رنگ آن گاو، رنگ ديگرى نباشد. گفتنى است كه «شية» از ماده «وشى» است و «هاء» آخر عوض واو محذوف مى باشد.

3 - قوم موسى ، آخرين علايم تعيين شده را ( رام نشده براى شخم و . . . ) نشانه هايى قاطع و برطرف كننده سردرگمى خويش دانستند .

قالوا الئن جئت بالحق

«حق» در جمله فوق به معناى ثابت و استوار در مقابل امرى ترديدپذير و نامشخص است. ال در «الحق» براى استغراق خصايص افراد است; يعنى، حق كامل و تمام.

6 - قوم موسى ، ويژگى هاى اوليه گاوى را كه بايد ذبح مى شد ، نارسا پنداشته و موسى ( ع ) را به كوتاهى در بيان حقيقت

متهم كردند .

قالوا الئن جئت بالحق

مفهوم كلام قوم موسى (الآن . ..; هم اكنون حق را به تمامى بيان كردى) اين است كه: وى قبل از ذكر اوصاف ياد شده در اين آيه، حق را به طور كامل بيان نكرده بود.

24- عبرت از خروج شير گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 66 - 4

4- در خارج كردن شير خالص از ميان خون و فضولات غذايى شتر ، گاو و گوسفند ، درس عبرتى است براى انسانها

و إن لكم فى الأنعـم لعبرة نسقيكم ممّا فى بطونه من بين فرث و دم لبنًا خالصًا سائغ

25- عبرت از گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 66 - 1

1- در شتر ، گاو و گوسفند درس عبرتى براى انسانهاست .

و إن لكم فى الأنعـم لعبرة نسقيكم

«أنعام» نامى است براى شتر، گاو و گوسفند.

26- فلسفه خلقت گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 144 - 1

1 ـ خداوند شتر و گاو نر و ماده را براى بهره بردارى انسان آفريده است.

و هو الذى أنشأ . .. و من الإبل اثنين و من البقر اثنين قل ءالذكرين حرم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 5 - 2

2- آفرينش دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) به منظور بهره گيرى انسان از آنهاست .

و الأنعـم خلقها لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 54 - 2

2 - شتر ، گاو و گوسفند ، براى انسان و در خدمت او است .

كلوا وارعوا أنعـمكم

به شتر، گاو و گوسفند «أنعام» گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 72 - 3،5

3 - خداوند برخى از دام ها ( چون شتر و گاو ) را براى سوار شدن و حمل و نقل آفريده است .

فمنها ركوبهم

«من» در «فمنها» براى تبعيض است; يعنى، برخى از انعام كه مقصود از آن شتر و گاو است.

5 - خداوند ، شتر ، گاو و گوسفند را براى تغذيه انسان آفريد .

و منها يأكلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 79 - 1

1 - خداوند ، دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) را به خاطر منافع و مصالح انسان ها آفريده است .

اللّه الذى جعل لكم الأنعـم

لام در «لكم» براى تعليل است; يعنى، به خاطر شما، «أنعام» (جمع «نَعَمْ») در اصل به معناى شتر است; ولى گاهى براى مجموع «شتر، گاو و گوسفند» به كار مى رود. برداشت ياد شده بر اساس همين احتمال است.

27- فوايد پشم گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 80 - 9

9- پشم ، كرك و موى دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى ساختن اثاثيه و لوازم زندگى ، متناسب با زيست طبيعى انسان است .

جعل لكم من الأنعـم . .. تستخفّونها ... أثـثًا و متـعًا

از اينكه خداوند پشم، كرك و موى دامها را در جهت تهيه اثاثيه و لوازم زندگى آفريده است، گوياى متناسب بودن آنها با زيست طبيعى انسان مى باشد; چون خداوند حكيم و داناست.

28- فوايد پوست گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 80 - 5،6

5- آفرينش دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) ، به گونه اى كه از پوست آنها خانه و سرپناه سبك و قابل انتقال ( براى عشاير و صحرانشين ) ساخته شود ، به قدرت خداست .

و الله . .. جعل لكم من جلود الأنعـم بيوتًا تستخفّونها يوم ظعنكم و يوم إقامتكم

6- بهرهورى انسان ، از پوست دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى ساختن سرپناه سبك و قابل انتقال ، از نعمت هاى الهى

است .

و جعل لكم من جلود الأنعـم بيوتًا

29- فوايد شير گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 66 - 5

5- شير شتر ، گاو و گوسفند نوشيدنى ، سالم و سهل التناول است .

و إن لكم فى الأنعـم لعبرة نسقيكم ممّا فى بطونه من بين فرث و دم لبنًا خالصًا سائغ

«خالصاً» (پالوده از هر چيز) حكايت از سلامت آن و «سائغاً» (آسان جريان يابنده) حكايت از سهل التناول بودن آن مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 73 - 2

2 - شتر ، گاو و گوسفند ، داراى نوشيدنى هاى بسيار براى انسان

و مشارب

30- فوايد كرك گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 80 - 9

9- پشم ، كرك و موى دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى ساختن اثاثيه و لوازم زندگى ، متناسب با زيست طبيعى انسان است .

جعل لكم من الأنعـم . .. تستخفّونها ... أثـثًا و متـعًا

از اينكه خداوند پشم، كرك و موى دامها را در جهت تهيه اثاثيه و لوازم زندگى آفريده است، گوياى متناسب بودن آنها با زيست طبيعى انسان مى باشد; چون خداوند حكيم و داناست.

31- فوايد گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 144 - 1

1 ـ خداوند شتر و گاو نر و ماده را براى بهره بردارى انسان آفريده است.

و هو الذى أنشأ . .. و من الإبل اثنين و من البقر اثنين قل ءالذكرين حرم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 5 - 4

4- دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) ، داراى فوايد و منافع گوناگون براى انسان

و الأنعـم خلقها لكم فيها دفءٌ و منـفع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 21 - 1،6

1 - وجود و كارايى دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى انسان ، آكنده از درس ها و عبرت هايى از تقدير و تدبير الهى است .

و إنّ لكم فى الأنعـم لعبرة

«أنعام»; يعنى، گله هاى شتر، گاو و گوسفند. «عبرة» و «إعتبار» نيز به معناى پندگرفتن و اندرز يافتن است.

6 - شتر ، گاو و گوسفند ، از منابع درآمد و امرار معاش انسان

و منها تأكلون

جمله «و منها تأكلون» (از آنها مى خوريد) مى تواند تعبير كنايى از ارتزاق و كسب درآمد باشد; چنان كه گفته مى شود «فلانى از حرفه اش مى خورد» كه مقصود اين است كه فلانى از حرفه اش زندگى كرده كسب درآمد مى نمايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 71 - 6

6 - شتر ، گاو و گوسفند ، از نعمت هاى بزرگ الهى براى بشر و داراى نقش مفيد و مؤثر در بهبود زندگى وى

أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعـمًا

از اختصاص به ذكر يافتن «أنعام» از ميان ديگر نعمت هاى الهى براى بشر، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 72 - 3

3 - خداوند برخى از دام ها ( چون شتر و گاو ) را براى سوار شدن و حمل و نقل آفريده است .

فمنها ركوبهم

«من» در «فمنها» براى تبعيض است; يعنى، برخى از انعام كه مقصود از آن شتر و گاو است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 73 - 1

1 - شتر ، گاو و گوسفند ـ علاوه بر خوردن و سوار شدن ـ داراى منافع بسيار و انواع سود ها براى بشر است .

فمنها ركوبهم و منها يأكلون . و لهم فيها منـفع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 8،9

8 - بهره مندى انسان ها ، فلسفه آفرينش دام ها ( شتر ، گاو ، گوسفند و بز )

و أنزل لكم من الأنعـم

9 - دام ها ( شتر ، گاو ، گوسفند و بز ) داراى اهميت و نقش ويژه در تغذيه و بهرهورى انسان ها

و أنزل لكم من الأنعـم ثمـنية أزوج

از اختصاص به ذكر يافتن دام ها از ميان ديگر حيوانات و نعمت هاى خدادادى، به وقت سخن گفتن از آفرينش انسان ها، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

32- فوايد موى گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 80 - 9

9- پشم ، كرك و موى دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى ساختن اثاثيه و لوازم زندگى ، متناسب با زيست طبيعى انسان است .

جعل لكم من الأنعـم . .. تستخفّونها ... أثـثًا و متـعًا

از اينكه خداوند پشم، كرك و موى دامها را در جهت تهيه اثاثيه و لوازم زندگى آفريده است، گوياى متناسب بودن آنها با زيست طبيعى انسان مى باشد; چون خداوند حكيم و داناست.

33- قصه گاو بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 67 - 25

25 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرموده اند : « ان رجلا من خيار بنى اسرائيل و علمائهم خطب إمراة منهم فانعمت له و خطب ها ابن عمّ لذلك الرجل و كان فاسقاً ردياً فلم ينعموا له فحسد ابن عمّه الذى انعموا له فقعد له فقتله غيلة ثم حمله إلى موسى فقال يا نبى اللّه هذا إبن عمّى قد قتل قال موسى من قتله قال لاادرى . . . فعظم ذلك على موسى فاجتمع إليه بنو اسرائيل فقالوا ماترى يا نبى اللّه . . . قال لهم موسى « ان اللّه يأمركم ان تذبحوا بقرة » . . . ;

مردى از علما و برگزيدگان بنى اسرائيل از قوم خود زنى را خواستگارى كرد و او پذيرفت; و همان زن را پسر عموى آن عالم - كه مردى فاسق و پست بود - خواستگارى كرد و آنان به او جواب رد دادند و اين پسر عموى فاسق به آن عالم حسد برد و در كمين او نشست و غافلگيرانه او را كشت و جنازه او را به سوى موسى(ع) برده و گفت: اى پيامبر خدا! اين پسر عموى من است كه او را كشته اند. موسى(ع) فرمود: چه كسى او را كشته است؟ گفت: نمى دانم ... اين واقعه بر موسى(ع) گران آمد و بنى اسرائيل در اطراف موسى(ع) جمع شدند و گفتند نظر و حكم شما اى پيامبر خدا چيست؟ ... موسى(ع) فرمود: خداوند به شما امر مى كند كه گاوى را ذبح كنيد ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 70 - 9

9 - از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده كه : « أنهم أمروا بأدنى بقرة و لكنهم لما شدوا على أنفسهم شدد اللّه عليهم و ايّم اللّه لو لم يستثنوا ما بينت لهم ، إلى آخر الأبد . . . ;

بنى اسرائيل مأمور به ذبح كم ارزش ترين گاو بودند; لكن چون بر خويشتن سخت گرفتند خداوند نيز بر آنان سخت گرفت و سوگند به خدا اگر آنان «إن شاء اللّه» نمى گفتند هرگز علامتهاى گاوى كه مى بايست ذبح نمايند براى آنان بيان نمى شد . ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 71 - 11،12،13

11 - امام صادق ( ع ) فرموده اند : « . . . و كان فى بنى اسرائيل رجل له بقرة و كان له ابن بارّ و كان عند ابنه سلعة فجاء قوم يطلبون سلعته و كان مفتاح بيته تحت رأس أبيه و كان نائماً . . . فلما انتبه أبوه قال له يا بنى ما صنعت فى سلعتك قال هى قائمة لم ابع ها لان المفتاح كان تحت رأسك فكرهت ان انّبهك و انغّص عليك نومك قال له ابوه قد جعلت هذه البقرة عوضاً عما فاتك من ربح سلعتك و شكر اللّه لابنه ما فعل بابيه و امر بنى اسرائيل أن يذبحوا تلك البقرة . . . قال لهم موسى ان اللّه يأمركم أن تذبحوا بقرة . . . هى بقرة فلان فذهبوا ليشتروا فقال : لاابيع ها الا بملء جلد ها ذهباً فرجعوا إلى موسى فأخبروه فقال لهم موسى لابد لكم من ذبح ها بعين ها بملء جلد ها ذهباً فذبحو ها . . . ;

. .. در بين بنى اسرائيل مردى بود كه گاوى داشت و اين مرد را پسر نيكوكارى بود و نزد اين پسر كالايى بود كه عده اى براى خريد آن آمدند و كليد خانه اش زير سر پدرش بود و او نيز در خواب بود ... پدر چون از خواب بيدار شد پرسيد كه با كالاى خود چه كردى؟ پسر گفت: كالا در جاى خود باقى است و آن را نفروختم; چون كليد زير سر شما بود و دوست نداشتم كه شما را بيدار كرده و خواب را برايتان ناگوار نمايم. پدر به او گفت: اين گاو را در مقابل سودى كه از دست دادى به تو بخشيدم. و خدا خوشرفتارى اين پسر را با پدر خويش پاس داشت و به بنى اسرائيل دستور داد آن گاو را ذبح كنند ... موسى به آنان گفت: خداوند به شما دستور داده كه گاوى را بكشيد ... اين همان گاو شخص نيكوكار بود. پس براى خريد آن رفتند و آن شخص گفت: گاو خود را نمى فروشم مگر اينكه پوست آن را پر از طلا نماييد. پس بنى اسرائيل به سوى موسى(ع) آمدند و آن حضرت به آنان گفت: بايد همين گاو را بكشيد و لو اينكه پوست آن را پر از طلا نماييد و بنى اسرائيل ناچار به ذبح آن گاو شدند ...».

12 ـ از امام رضا ( ع ) روايت شده كه فرمود : « . . . ان الذين أمروا قوم موسى بعبادة العجل ، كانوا خمسة أنفس ، و كانوا أهل بيت يأكلون على خوان واحد . . . و هم الذين ذبحوا البقرة التى أمر اللّه عز و جل بذبح ها ;

. .. كسانى كه قوم موسى (ع) را به پرستش گوساله دعوت كردند، پنج نفر بودند كه همگى از يك خانواده و سر يك سفره مى نشستند ... و آنان همان كسانى بودند كه مأمور گشته بودند گاوى را كه خداوند عز و جل دستور داده بود زبح كنند».

13 ـ يونس بن يعقوب مى گويد : « قلت لابى عبداللّه ( ع ) : ان أهل مكة يذبحون البقرة فى اللبب فما ترى فى أكل لحومها ؟ قال : فسكت هنيهة ثم قال : قال اللّه : « فذبحو ها و ما كادوا يفعلون لاتأكل الا ما ذبحوا من مذبحه ;

به امام صادق(ع) عرض كردم: اهل مكه گاو را (مثل شتر) مى كشند (نحر مى كنند) پس گوشت آن چه حكمى دارد؟ امام لحظه اى ساكت شد، سپس فرمود: خداوند فرموده: آن گاو را ذبح نمودند و نزديك بود آن مأموريت را انجام ندهند. بنابراين هيچ گوشتى را نخور مگر اينكه از راه (شرعى) خودش ذبح شده باشد.»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 73 - 17

17 - بزنطى از امام رضا ( ع ) روايت نموده كه : « ان رجلا من بنى اسرائيل قتل قرابة له . . . فقالوا لموسى ( ع ) ان سبط آل فلان قتلوا فلاناً فاخبرنا من قتله ؟ قال ايتونى ببقرة . . . فاشترو ها و جاؤا بها فأمر بذبح ها ثم أمر ان يضرب الميت بذنب ها فلما فعلوا ذلك حيى المقتول و قال يا رسول اللّه ابن عمّى قتلنى دون من يدعى عليه قتلى فعلموا بذلك قاتله . . . ;

شخصى از بنى اسرائيل يكى از نزديكان خود را كشت . .. بنى اسرائيل به موسى گفتند: فلان قبيله، فلانى را كشته است و تو قاتل را معرفى كن. موسى (ع) فرمود: گاوى را نزد من آوريد ... آنان گاو را خريده و نزد موسى(ع) بردند و موسى امر به ذبح آن كرد. سپس امر نمود كه دم آن گاو را به مقتول بزنند و چون اين كار را كردند آن مرده زنده شد و گفت اى پيامبر خدا! پسر عمويم مرا كشته است نه آن كس كه او را متهم به كشتن من كرده اند، پس با اين عمل قاتل را شناسايى نمودند ...».

34- كشف قتل با گاو مذبوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 68 - 2

2 - قوم موسى ، ناباور به كفايت ذبح هر گاوى براى حل معماى قتل

قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما هى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 69 - 1

1 - قوم موسى ، ميانسال بودن گاو را شرطى كافى براى مشخص شدن تكليف و رسيدن به مقصود ( حل معماى قتل ) نمى دانستند .

فافعلوا ما تؤمرون. قالوا ادع لنا ربّك يبين لنا ما لونها

على رغم اينكه موسى(ع) با جمله «فافعلوا ما تؤمرون» به قوم خويش تفهيم كرد كه تكليف آنان بيش از اين نيست كه گاوى ميانسال را ذبح كنند; ايشان با پرسش از رنگ و ديگر ويژگيها در صدد ابقاى اين معنا بودند كه: ذبح چنين گاوى (تنها ميانسال بودن) نمى تواند وسيله حل معماى قتل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 70 - 2

2 - قوم موسى ، بر اين باور بودند كه گاو مورد نظر براى ذبح و حل معماى قتل ، بايد ويژگى هاى منحصر به فرد داشته باشد .

إن البقر تشبه علينا

«تشابه» به معناى همانند بودن است و چون با «على» متعدى شده، متضمن معناى التباس و اشتباه نيز هست. بنابراين «إن البقر ...»; يعنى، آن گاو توصيف شده به ميانسالى و زرد رنگى، مصاديق زيادى دارد كه همگى مشابه يكديگرند و اين موجب مى شود كه ندانيم كدامين را انتخاب كنيم. اين جمله از قوم موسى، حكايت از آن دارد كه: آنان گمان داشتند گاو مورد نظر براى ذبح بايد به گونه اى توصيف شود كه تنها يك فرد داشته باشد تا همانندى از بين برود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 73 - 1

1 - خداوند ، به قوم موسى فرمان داد تا قطعه اى از گاو ذبح شده را بر پيكر مقتول بزنند .

فقلنا اضربوه ببعضها

ضمير مفعولى در «إضربوه» به «نفساً» بر مى گردد و ضمير در «ببعضها» به «بقرة» ارجاع مى شود.

35- كفّاره صيد گاو وحشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 26

26 ـ شتر ، كفّاره شكار شتر مرغ ، گاو ، كفاره شكار الاغ وحشى گوسفند ، كفاره شكار آهو و گاو كفاره گاو وحشى در حال احرام

فجزاء مثل ما قتل من النعم

امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: فى النعامة بدنة و فى حمار وحش بقرة و فى الظبى شاة و فى البقرة بقرة.


تهذيب شيخ طوسى، ج 5، ص 341، ح 94، ب 25; نورالثقلين، ج 1، ص 673، ح 367.

36- كيفيت خروج شير گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 66 - 2

2- خداوند ، بيرون آورنده شير خالص از ميان خون و سرگين هاى داخل شكنبه شتر ، گاو و گوسفند جهت استفاده انسانها

و إن لكم فى الأنعـم لعبرة نسقيكم ممّا فى بطونه من بين فرث و دم لبنًا خالصًا سائغ

«فرث» سرگينى است كه داخل شكنبه است و هنوز از آن خارج نشده است.

37- گاو بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 67 - 4،6،7

4 - بازيچه قرار دادن و به مسخره گرفتن بنى اسرائيل ، پندار و تحليل قوم موسى از دستور ذبح گاو

أتتخذنا هزواً

«هزواً» يعنى به بازى گرفتن و مسخره كردن. از آيه 72، 73 چنين بر مى آيد كه فرمان مذكور در ارتباط با قتلى بوده كه در ميان بنى اسرائيل اتفاق افتاده و هر يك از طايفه ها طايفه ديگر را مسؤول مى شناختند و از آن جا كه قوم موسى ميان دستور ذبح گاو و كشف معماى قتل ارتباطى نمى ديدند، آن دستور (ذبح گاو) را به تمسخر گرفتن خويش، تحليل كردند.

6 - موسى ( ع ) مخالفت و موضع گيرى قومش را درباره دستور ذبح گاو ، پيش بينى كرد .

إن اللّه يأمركم أن تذبحوا بقرة

موسى(ع) فرمان الهى (لزوم ذبح گاو) را با جمله اسميه «إن اللّه . ..» - كه قرين به حرف تأكيد «إنّ» است - بيان داشت و معمولا بيان معنا با كلامى مؤكّد، حاكى از آن است كه مخاطب پذيراى مضمون كلام نيست و يا آن را مورد ترديد قرار خواهد داد.

7 - قوم موسى وى را به دروغ گويى در ابلاغ حكم خدا ( فرمان ذبح گاو ) ، متهم كردند .

إن اللّه يأمركم . .. قالوا أتتخذنا هزواً

با وجود اينكه موسى(ع) با جمله «إن اللّه. ..» تصريح مى كند كه خداوند چنين دستورى داده بنى اسرائيل با خطاب به موسى (ع) (أتتخذنا) او را صادر كننده آن فرمان مى پنداشتند; يعنى، بر اين گمان بودند كه وى به گزاف آن حكم را به خداوند نسبت مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 70 - 3،4،5

3 - قوم موسى ، تحير و سردرگمى خويش را در انتخاب گاوى كه بايد ذبح مى شد ، دليل تكرار سؤال و تقاضاى توضيح بيشتر عنوان كردند .

قال ادع لنا ربك . .. إن البقر تشبه علينا

قوم موسى، با جمله تعليليه «إن البقر . ..» - كه تعليل براى جمله قبل است - در صدد بيان اين معنا بودند كه: پرسشهاى مكررشان بدين جهت است كه امر بر آنان مشتبه شده و در پى رهايى از تحير و سردرگمى هستند نه بهانه گيرى و تلاش براى فرار از مسؤوليت.

4 - قوم موسى ، با آخرين پرسش درباره گاو ، به معين شدن گاو و رهايى از تحير اميدوار بودند .

و إنا إن شاء اللّه لمهتدون

«مهتدون» اسم فاعل از اهتداء و به معناى راه يافتگان است و متعلق آن همان گاوى است كه بايد ذبح مى شد.

5 - اتكاى قوم موسى به مشيت و خواست خدا ، در دستيابى به گاوى كه بايد ذبح مى كردند .

و إنا إن شاء اللّه لمهتدون

38- گاو در كفّاره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 4،8،26

4 ـ جريمه و سزاى كشتن شكار ، قربانى كردن دام اهلى ( شتر ، گاو و گوسفند ) همانند آن شكار است .

و من قتله . . فجزاء مثل ما قتل من النعم

«نعم» مفرد كلمه انعام است و به شتر و گاو گوسفند گفته مى شود. «جزاء» مبتدائى است كه خبر آن حذف شده است يعنى عليه جزاء و كلمه «مثل» صفت «جزاء» مى باشد و مراد از آن مى تواند همگونى در جنس و وزن و يا همانندى در قيمت باشد. «من النعم» صفت و يا حال براى «جزاء» است. امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: فى النعامة و فى حمار وحش بقرة و فى الظبى شاة و و فى البقرة بقرة.


تهذيب شيخ طوسى، ج 5، ص341، ح 94، ب 25.

8 ـ جريمه و سزاى شكار در حال احرام و يا در حرم مكه ( شتر ، گاو و يا گوسفند ) بايد به آستان كعبه تقديم شود .

فجزاء مثل ما قتل . .. هدياً بلغ الكعبة

26 ـ شتر ، كفّاره شكار شتر مرغ ، گاو ، كفاره شكار الاغ وحشى گوسفند ، كفاره شكار آهو و گاو كفاره گاو وحشى در حال احرام

فجزاء مثل ما قتل من النعم

امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: فى النعامة بدنة و فى حمار وحش بقرة و فى الظبى شاة و فى البقرة بقرة.


تهذيب شيخ طوسى، ج 5، ص 341، ح 94، ب 25; نورالثقلين، ج 1، ص 673، ح 367.

39- گاو زرد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 69 - 5

5 - گاوى كه داراى رنگ زرد خالص باشد ، مايه جلب نظر بينندگان شده و مايه مسرت آنان خواهد شد . *

إنها بقرة صفراء فاقع لونها تسرّ النظرين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «تسرّ الناظرين» قيد توضيحى باشد نه احترازى.

40- گاو قربانى حج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 34 - 6

6 - جواز قربانى كردن به هر يك از شتر ، گاو و گوسفند

على ما رزقهم من بهيمة الأنعـم

«أنعام» (جمع «نعم») در اصل به معناى شتران است. لكن گاهى براى مجموع شتر، گاو و گوسفند به كار مى رود. به اعتقاد همه مفسران، مقصود از «أنعام» در اين جا، معناى دوم (مجموع شتر، گاو و گوسفند) است . گفتنى است كه «بهيمة» به معناى چهارپا و اضافه آن به «أنعام» بيانيه است; يعنى، چهارپايى كه عبارت است از شتر، گاو و گوسفند.

41- گاو ماده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 67 - 1

1 - خداوند ، قوم موسى را به ذبح گاوى ماده فرمان داد .

إن اللّه يأمركم أن تذبحوا بقرة

ماده بودن گاو از «بكر» در آيه بعد استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 68 - 6

6 - ميانسال بودن گاو - پيش از سؤال از مشخصه هاى ديگر - تنها ويژگى لازم براى گاو ماده اى كه بنى اسرائيل به ذبح آن مأمور شدند .

عوان بين ذلك فافعلوا ما تؤمرون

جمله «فافعلوا ما تؤمرون» (به آنچه مأمور شديد عمل كنيد) بيانگر اين است كه: تكليف قوم موسى و به اصطلاح «مأمورٌ به» آنان، ذبح گاوى ميانسال بوده است بدون لحاظ شرطى ديگر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 71 - 8

8 - قوم موسى ، با سؤال و جستجوى بى مورد ، تكليف ( كشتن گاوى ماده براى حل معماى قتل ) را بر خود دشوار كردند .

فذبحوها و ما كادوا يفعلون

جمله «ما كادوا يفعلون» (نزديك بود انجام ندهند) مى تواند اشاره به دشوارى انجام تكليف مذكور باشد، كه به شهادت جمله «فافعلوا ما تؤمرون» (در آيه 68) و قرينه هاى ديگر، قوم موسى خود با سؤالهاى بى مورد اين مشكل را آفريدند و تكليف را بر خويش دشوار ساختند.

42- گوشت گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 160 - 13

13 ـ گوشت شتر ، گاو و گوسفند ، طيبات حرام شده بر بنى اسرائيل از سوى خداوند بخاطر ظلم آنان

فبظلم من الذين هادوا حرّمنا عليهم طيبت أحلت لهم

امام صادق(ع) درباره «طيبت» در آيه فوق فرمود: . .. يعنى لحوم الابل و البقر و الغنم ... .


كافى، ج 5، ص 306، ح 9; نورالثقلين، ج 1، ص 572، ح 665.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 142 - 3

3 ـ خداوند گوشت چهارپايان (شتر، گاو، گوسفند) را روزى انسان قرار داده است.

و من الأنعم . .. كلوا مما رزقكم الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 21 - 5

5 - گوشت دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) ، يكى ديگر از منابع تغذيه انسان

و منها تأكلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 79 - 5

5 - جواز خوردن گوشت شتر ، گاو و گوسفند

الأنعـم . .. و منها تأكلون

43- گوشت گاو در دين ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 69 - 12

12ـ حليت گوشت گوساله و گاو در شريعت ابراهيم ( ع )

فما لبث أن جاء بعجل حنيذ

44- مالكيت بر گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 32 - 3

3 - حق مالكيت انسان بر دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) و بهره بردارى از آنها ، از حقوق پذيرفته شده در اسلام

لأنعـمكم

«أنعام» جمع «نَعَم» است. اين كلمه در مورد شتر، گاو و گوسفند به كار مى رود; هر چند مفرد آن تنها در مورد شتر كاربرد دارد (لسان العرب). اضافه شدن «أنعام» به ضمير «كم»، حاكى از حق تصرف و مالكيت انسان بر دام ها است.

45- منشأ پيدايش گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 143 - 1

1 ـ خداوند، آفريننده هشت نر و ماده از گوسفند و بز و شتر و گاو براى بهره بردارى آدميان

ثمنية ازوج من الضأن اثنين

«ثمانية أزواج» مى تواند بدل براى «حمولة و فرشا» باشد كه خود مفعول «أنشأ» مى باشند. در اين صورت معناى آيه چنين مى شود: «أنشأ من الأنعام ثمانية أزواج».

46- منشأ تسخير گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 72 - 1

1 - خداوند ، دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) را رام انسان و در خدمت او قرار داده است .

أنّا خلقنا لهم أنعـمًا . .. و ذلّلنـها لهم

«تذليل» (مصدر «ذلّلنا») به معناى خوار كردن و به خضوع واداشتن چيزى است. و مقصود از آن در آيه شريفه، رام كردن و در اختيار قرار دادن انعام براى بشر است.

47- نعمت پوست گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 80 - 6

6- بهرهورى انسان ، از پوست دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى ساختن سرپناه سبك و قابل انتقال ، از نعمت هاى الهى است .

و جعل لكم من جلود الأنعـم بيوتًا

48- نعمت زوجيت گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 7

7 - آفرينش انعام ( شتر ، گاو ، گوسفند و بز ) به صورت نر و ماده ، جلوه قدرت خدا و از نعمت هاى الهى

و أنزل لكم من الأنعـم ثمـنية أزوج

«أنعام» در اصل به شتر، گاو و گوسفند گفته مى شود و گاهى شامل بز هم مى شود; چنان كه در اين آيه چنين است. «أزواج» به معناى انواع و صنف ها است و اطلاق هشت صنف بر چهار نوع از حيوان، به اعتبار نر و ماده بودن هر يك از آنها است.

49- نعمت گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 28 - 13

13 - شتر ، گاو و گوسفند ، روزى انسان ها و عطاى خداوند به آنان

على ما رزقهم من بهيمة الأنعـم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 34 - 8

8 - شتر ، گاو و گوسفند ، روزى انسان ها و عطاى خداوند به آنان

على ما رزقهم من بهيمة الأنعـم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 133 - 4

4 - دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) و فرزندان ، از نعمت ها و امداد هاى الهى به بشر

أمدّكم بأنعـم و بنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 71 - 6

6 - شتر ، گاو و گوسفند ، از نعمت هاى بزرگ الهى براى بشر و داراى نقش مفيد و مؤثر در بهبود زندگى وى

أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعـمًا

از اختصاص به ذكر يافتن «أنعام» از ميان ديگر نعمت هاى الهى براى بشر، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 73 - 4

4 - شير و منافع بسيار شتر ، گاو و گوسفند ، نعمتى الهى و شايسته سپاس و شكرگزارى است .

و لهم فيها منـفع و مشارب أفلايشكرون

گاوميش

50- احكام گاوميش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 144 - 14

14 ـ ايوب بن نوح قال: سألت أباالحسن الثالث(ع) عن الجاموس و اعلمته أن أهل العراق يقولون إنه مسخ فقال: او ما سمعت قول الله: «و من الإبل اثنين و من البقر اثنين».

ايوب بن نوح گويد، از امام هادى(ع) درباره گاو ميش سؤال كردم و گفتم: اهل عراق آن حيوانات مسخ شده مى دانند، آن حضرت فرمود: آيا نشنيده اى سخن خداوند را كه فرمود: «از شتر دو نوع آن و از گاو دو نوع آن» براى شما آفريد. (يعنى اينكه گاو ميش نيز از جنس «گاو» است و از حيوانات مسخ شده نيست.)

51- جنس گاوميش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 144 - 14

14 ـ ايوب بن نوح قال: سألت أباالحسن الثالث(ع) عن الجاموس و اعلمته أن أهل العراق يقولون إنه مسخ فقال: او ما سمعت قول الله: «و من الإبل اثنين و من البقر اثنين».

ايوب بن نوح گويد، از امام هادى(ع) درباره گاو ميش سؤال كردم و گفتم: اهل عراق آن حيوانات مسخ شده مى دانند، آن حضرت فرمود: آيا نشنيده اى سخن خداوند را كه فرمود: «از شتر دو نوع آن و از گاو دو نوع آن» براى شما آفريد. (يعنى اينكه گاو ميش نيز از جنس «گاو» است و از حيوانات مسخ شده نيست.)

3- گرايش

1- گرايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 35،37

35 ـ آزمايش هاى الهى براى آشكار نمودن گرايش هاى درونى مردمان است ; نه اطّلاع يافتن خداوند از آنچه در درون ايشان مى گذرد .

و ليبتلى اللّه ما فى صدوركم . .. و اللّه عليم بذات الصّدور

جمله «و اللّه عليم . .. » اين حقيقت را بازگو مى كند كه آزمايش الهى در جنگ اُحد «صرفكم عنهم» براى اين نبود كه خداوند مؤمن واقعى را از غير آن تشخيص دهد، چرا كه خداوند به آنچه در سينه ها مى گذرد آگاه است ; بنابراين آزمايش الهى براى آشكار نمودن درون افراد خواهد بود.

37 ـ انحراف در رفتار و كردار آدمى ، ناشى از انحراف در گرايش هاى درونى و انگيزه هاى او

و ليبتلى اللّه ما فى صدوركم و ليمحّص ما فى قلوبكم

چون رفتار خارجى و اعمال ظاهرى (فرار از جنگ، اظهار ترديد در حقانيّت اسلام و . .. ) در اين آيات نشانه تشخيص درون سينه ها معرّفى شده، معلوم مى گردد كه رفتار و كردار آدمى نتيجه افكار اوست.

2- آثار ترك گرايش به ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 115 - 7

7ـ پايدارى بر دين ، پرهيز از طغيان گرى ، تكيه نكردن بر ستمگران و اقامه نماز ، نيكوكارى و درپى دارنده اجر و پاداش الهى است .

فاستقم . .. و لاتركنوا ... أقم الصلوة ... فإن الله لايضيع أجر المحسنين

3- آثار گرايش

به صلاح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 15 - 24

24- گرايش به صلاح و جلب رضاى الهى ، نمودى از كمال عقلى انسان

حتّى إذا بلغ أشدّه و بلغ أربعين سنة قال ربّ أوزعنى . .. و أن أعمل صـلحًا ترضـيه

توجه به قرينه هاى موجود در آيه شريفه، استفاده مى شود كه تعبير «أربعين سنة» ناظر به بلوغ عقلى است، چه اين كه «بلغ أشدّه» مى تواند اشاره به بلوغ جسمى داشته باشد. بنابراين آنچه بر سن چهل سالگى انسان در آيه مترتب شده، از كمال عقلى نشأت يافته است.

4- آثار گرايش به باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 12 - 2

2 - باطل گرايى و سرگرم شدن به پوچى ها ، عامل اصلى تكذيب وحى و قيامت

الذين هم فى خوض يلعبون

از اين كه «الذين هم. ..» به عنوان تنها وصف «المكذّبين» آمده است; نقش اصلى آن در تكذيب حق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 44 - 4

4 - كفر و باطل گرايى و پوچى در زندگى ، موجب ذلّت و خوارى شديد در روز قيامت

فذرهم يخوضوا و يلعبوا . .. ترهقهم ذلّة ذلك اليوم الذى كانوا يوعدون

5- آثار گرايش به توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 90 - 4

4 ـ گرايش به توحيد و رعايت عدل در خريد و فروش و امور اقتصادى ، مايه خسارت در ديدگاه اشراف كفرپيشه قوم مدين

لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون

برداشت فوق با توجه به آيه 85، كه بيانگر پيامهاى شعيب است، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 8،13

8ـ نزول باران هاى فراوان ، در صورت پرهيز از شرك و گرايش به توحيد و پرستش خدا ، از نويد هاى هود ( ع ) به قوم خويش

و يـقوم استغفروا ربكم ثم توبوا إليه يرسل السماء عليكم مدرارًا

فعل مضارع «يرسل» به اصطلاح در جواب فعل امر (استغفروا ربكم ثم توبوا إليه) قرار گرفته و با «إنْ» شرطيه مقدر مجزوم شده است; يعنى: «إنْ تستغفروا و تتوبوا يرسل . ..; اگر استغفار كنيد و به سوى خدا حركت كنيد، او ابرهاى پر باران را براى شما خواهد فرستاد».

13ـ هود ( ع ) مردم خويش را در صورت استغفار از گناهان ، گرايش به توحيد و پرستش خدا ، به افزايش نيرو و توانشان

بشارت داد .

و يـقوم استغفروا ربكم ثم توبوا إليه . .. يزدكم قوّة إلى قوّتكم

«يزدكم» عطف بر «يرسل» و جواب براى شرط مقدر مى باشد; يعنى: «إن تستغفروا . .. يزدكم; اگر استغفار كنيد و ... خداوند نيروى شما را افزايش مى دهد».

6- آثار گرايش به حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 8

8- گرايش و عدم گرايش مردم و آراى آنان در حقانيّت حق ، بى تأثير است .

الحقّ من ربّكم فمن شاء فليؤمن ومن شاء فليكفر

7- آثار گرايش به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 27 - 6

6ـ گرايش داشتن آدمى به خدا زمينه ساز مشيّت الهى به هدايت وى و رهنمون ساختنش به پذيرش توحيد و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إن الله يضل من يشاء و يهدى إليه من أناب

«انابة» (مصدر أناب) به معناى روى آوردن و بازگشتن است كه به قرينه «إليه» منظور از آن ، روى آوردن و بازگشت به خداست و از آن جا كه اين وصف پيش از هدايت يافتن مطرح شده است ، مراد از آن گرايش داشتن به خدا و گريزان نبودن از اوست.

8- آثار گرايش به صلاح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 16 - 1،7

1- احسان به والدين ، روحيه شكر ، توبه ، صلاح جويى و تسليم ، شرط پذيرش تمام اعمال نيك انسان به درگاه خدا

أُولـئك الذين نتقبّل عنهم أحسن ما عملوا

مراد از «أحسن. ..» مى تواند اعمال واجب و مستحب ـ در قبال اعمال مباح ـ باشد. كه در اين صورت از ارتباط دو آيه استفاده مى شود كه اگر كسى از روحيات ياد شده برخوردار بود اعمال نيك او (واجب و مستحب) پذيرفته مى شود.

7 - احسان به والدين ، روحيه شكر و صلاح جويى براى خود و آيندگان ، مؤثر در شمول عفو الهى نسبت به انسان

و وصّينا الإنسـن . .. أوزعنى أن أشكر ... و أن أعمل صـلحًا ترضيه و أصلح لى فى ذرّ

آنچه در آيه قبل به عنوان احسان به والدين و. .. ياد شده است; در حقيقت عامل اصلى براى اغماض خداوند از سيئات انسان مى باشد. واژه «اُولـئك» اين ارتباط تنگاتنگ را برقرار كرده است.

9- آثار گرايش به طاغوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 62 - 7

7 ـ زير پا گذاشتن مقررات شرعى و گرايش به طاغوت ، از عوامل ابتلاى جوامع به مشكلات و گرفتاريها

و اذا قيل لهم . .. فكيف اذا اصابتهم مصيبة بما قدّمت ايديهم

10- آثار گرايش به ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 2،15

2ـ تمايل به ستمگران و اتكاى بر آنان ، موجب گرفتار شدن به آتش دوزخ است .

و لاتركنوا إلى الذين ظلموا فتمسكم النار

15ـ « عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) : . . . من مدح سلطاناً جائراً و تخفّف و تضعضع له طمعاً فيه كان قرينه إلى النار . . . قال الله عزوجل : « و لاتركنوا إلى الذين ظلموا فتمسكم النار . . . ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است: . .. كسى كه سلطان ستمگرى را به خاطر طمع داشتن به او، ستايش كند و در برابر او كوچكى و تواضع نمايد در آتش همنشين او گردد ... خداوند عزوجل فرمود: و لاتركنوا ...».

11- آثار گرايش به فسق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 6 - 3

3 - گرايش طبيعى انسان به فسق و فجور ، زمينه پرسش هاى انكارآميز او درباره قيامت .

بل يريد الإنسـن ليفجر أمامه . يسئل أيّان يوم القيـمة

جمله «يسئل أيّان. ..» استيناف بيانى و در مقام تعليل و تفسير «بل يريد الإنسان ليفجر...» است; يعنى، پرسش انكارآميز انسان، برخاسته از گرايش او به فسق و فجور است; چرا كه اگر قيامت را بپذيرد، نمى تواند به فسق و فجور متمايل گردد. ازاين رو براى ادامه راه فسق و فجور خويش، قيامت را انكار كرده و به تمسخر مى گيرد.

12- آثار گرايش به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 75 - 12

12- تمايل به كافران ، مايه تنها ماندن انسان و محروم شدن از نصرت خداوند

تركن إليهم شيئًا قليلاً. إذًا لأذقنـك ... ثمّ لاتجد لك علينا نصيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 26 - 3

3- تسلط شيطان بر روح منافقان ، معلول گرايش آنان به كافران و اظهار همدلى با ايشان

الشيطـن سوّل لهم . .. ذلك بأنّهم قالوا... سنطيعكم

«ذلك» مى تواند اشاره به تسلّط شيطان باشد كه از آيه قبل (الشيطان سوّل لهم) استفاده مى شود و تعبير «بأنّهم. ..» در مقام تعليل است.

13- اهميت گرايش به اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 10

10 ـ هدف و فلسفه اصلى جنگ و مبارزه با كفار و مشركان ، گرايش دادن آنان به سوى اسلام است نه نابود كردن آنان .

فاقتلوا المشركين . .. فإن تابوا ... فخلّوا سبيلهم

14- اهميت گرايش به توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 6

6ـ استغفار از گناهان ، گرايش به توحيد و پرستش خدا ، مقدمه هايى لازم براى حركت به سوى خداوند و تقرب به درگاه او

و يـقوم استغفروا ربكم ثم توبوا إليه

برداشت فوق ، با توجه به كلمه «ثم» ـ كه جمله «توبوا إليه» را بر «استغفروا ربكم» عطف كرده ـ به دست مى آيد.

15- اهميت گرايش به دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 30 - 2

2 - رويكرد تمام عيار به دين خدا و مشغول نكردن خود به مشركان هواپرستى كه بر گمراهى خود پا مى فشارند ، لازم است .

بل اتّبع الذين ظلموا . .. فأقم وجهك للدين

«فا» در «فأقم» فصيحه و نتيجه گيرى از جمله محذوف است; يعنى : «حال كه روشن شد كه مشركان، به دليل هواپرستى شان، به خدا شرك مىورزند و هدايت ناپذيرند، تو، به آنان توجه نكن و تنها، به دين خدا متوجه باش. ».

16- پرسش از گرايش امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 116 - 2

2 ـ خدا در قيامت پيامبران خويش را از چگونگى شكل گيرى گرايش هاى باطل امت ها مورد پرسش قرار مى دهد .

و اذ قال اللّه يعيسى ابن مريم ءانت قلت للناس

17- ترك گرايش به ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 115 - 3

3ـ پايدارى بر دين ، پرهيز از طغيان گرى و تمايل نداشتن و تكيه نكردن بر ستمگران ، امورى نيازمند به صبرپيشگى

فاستقم كما أُمرت . .. و لاتركنوا إلى الذين ظلموا ... واصبر

18- حرمت گرايش به ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 1

1ـ تمايل به ستمگران و اتكاى بر آنان ، حرام و گناهى بزرگ است .

و لاتركنوا إلى الذين ظلموا

«الركون إلى شىء»; يعنى ، گرايش پيدا كردن به چيزى و اعتماد كردن بر آن.

19- خطر گرايش به شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 65 - 1

1 - هشدار خداوند به يكايك پيامبران در باره گرايش پيدا كردن به شرك و پرستش غير او

و لقد أُوحى إليك و إلى الذين من قبلك لئن أشركت ليحبطنّ عملك

مفرد آمدن خطاب در «أشركت» و «عملك» ـ با آن كه همه پيامبران مخاطب وحى الهى بودند ـ مى رساند كه اين وحى به يكايك پيامبران به طور جداگانه و مستقل، ابلاغ شده است.

20- زمينه گرايش به ارزشها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 21 - 7

7- توجه به عظمت مراتب اخروى ، مايه گرايش به ارزش هاى عالى آن است .

انظر . .. و للأخرة أكبر درجـت و أكبر تفضيلاً

دعوت خداوند از انسانها براى تعمق و تأمل در مدارج عالى اخروى، مى تواند به اين منظور باشد كه در انسانها انگيزه آخرت طلبى و تلاش براى كسب درجات عالى آخرت ايجاد كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 16 - 4

4 - توّجه انسان به چگونگى خلقت خويش و مرگ و رستاخيز ، زمينه ساز گرايش وى به ايمان و رو كردن به ارزش هاى دينى و الهى

ثمّ إنّكم يوم القيـمة تبعثون

در آيات نخستين اين سوره، سخن از مؤمنان راستين و صفات ارزشى آنان بود. اكنون دراين آيات ـ كه سخن از خلقت شگفت انسان و مرگ و رستاخيز او است ـ مى تواند رهنمودى باشد به انسان ها براى گرويدن به راه مؤمنان راستين.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 6

6- استفاده خداوند از تمايلات طبيعى بشر ، در جهت تشويق او به ايمان و ارزش ها

جنّـت تجرى من تحتها الأنهـر

تمايل بشر به برخوردارى از بوستان هايى سرشار از رودهاى جارى، زمينه اى قرار گرفته است تا خداوند بهوسيله اين تمايل طبيعى، او را به ارزش هاى معنوى مشتاق سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 15 - 13

13- نياز هاى طبيعى و مادى بشر ، وسيله اى در جهت گرايش دادن او به ارزش ها

فيها أنهـر من ماء غير ءاسن و أنهـر من لبن لم يتغيّر طعمه و أنهـر من خمر لذّة للش

خداوند از گرايش هاى طبيعى انسان به نوشيدن و لذّت بردن و. .. در جهت تشويق او به دين دارى، استقامت و تقواپيشگى در طريق حق استفاده كرده است.

21- زمينه گرايش به ارزشهاى معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 72 - 4

4 ـ تمايل طبيعى و غريزى انسان به بوستان ، آب ، خانه هاى دلپذير و جاودانگى ، وسيله اى در جهت گرايش دادن وى به ارزش هاى معنوى

وعد اللّه المؤمنين و المؤمنت جنت تجرى

با توجه به اينكه خداوند، همين گرايشهاى طبيعى را وسيله هدايت انسانها و سوق دادن آنان به كسب ارزشها قرار داده است، برداشت فوق به دست مى آيد.

22- زمينه گرايش به اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 22 - 2

2 - گرايش به دين اسلام ، در گرو وجود سعه صدر و روح پذيرش حق در انسان است .

أفمن شرح اللّه صدره للإسلـم

23- زمينه گرايش به ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 14 - 5

5 - بهره گيرى خداوند از تمايلات طبيعى انسان ها در گرايش دادن آنان به ايمان و عمل صالح

إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا . .. جنّـت تجرى من تحتها الأنهـر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 23 - 9

9 - بهره گيرى قرآن از تمايلات طبيعى انسان ها ، در گرايش دادن آنان به ايمان و عمل صالح

إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا . .. و لباسهم فيها حرير

24- زمينه گرايش به توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 38 - 18

18ـ پرهيز از شرك و گرايش به توحيد ، تنها در پرتو عنايت ها و امداد هاى الهى ميسّر است .

ما كان لنا أن نشرك . .. ذلك من فضل الله علينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 20

20ـ مردم ، در صورت آگاهى از براهين توحيد ، به يكتاپرستى گرايش خواهند يافت .

و لـكنّ أكثر الناس لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 8

8ـ توجه به اينكه خداوند هيچ شريكى براى خويش سراغ ندارد ، آدمى را به توحيد و نفى شرك گرايش مى دهد .

أم تنبّئونه بما لايعلم فى الأرض

25- زمينه گرايش به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 69 - 21

21 ـ يادآورى نعمت هاى الهى ، داراى تأثيرى بسزا در توجه آدمى به خدا و دستيابى به رستگارى است .

فاذكروا ءالاء اللّه لعلكم تفلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 89 - 12

12- ربوبيت خداوند ، مقتضى روى آوردن به درگاه او به هنگام نياز

إذ نادى ربّه ربّ لاتذرنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 6 - 5

5 - استفاده قرآن كريم از تحولات و حوادث مهم ، به منظور جلب نظر مردم به سوى خداوند

غلبت الروم . .. للّه الأمر من قبل ... بنصر اللّه ينصر من يشاء ... وعد اللّه لايخ

پرداختن به حادثه اى تاريخى، مانند جنگ روميان و ايرانيان ـ كه خارج از قلمروِ حياتِ جمعىِ مسلمانان بوده ـ اگر چه مى تواند به خاطر نگرانى مؤمنان عصر بعثت از شكست معتقدان به كتاب آسمانى (روميان) باشد، اما تأكيد بر خدايى بودن حوادث در آن ماجرا (للّه الأمر. .. و بنصر اللّه...) مشعر به نكته بالا است.

26- زمينه گرايش به خرافات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 104 - 10

10 ـ احترام و اهميت دادن به سنت هاى پيشينيان از عوامل گرايش جوامع به خرافات

ما جعل اللّه من بحيرة . .. قالوا حسبنا ما وجدنا عليه ءاباءنا

27- زمينه گرايش به دشمنان اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 26 - 6

6- بيماردلان و منافقان گريزان از تكاليف دينى ، داراى زمينه گرايش به دشمنان اسلام

و ذكر فيها القتال رأيت الذين فى قلوبهم مرض. .. قالوا للذين كرهوا ... سنطيعكم

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين، مى توان نتيجه گرفت كه ميان بيماردلى و گريز از تكاليف دشوار و تمايل به دشمنان اسلام، ارتباطى تنگاتنگ وجود دارد.

28- زمينه گرايش به دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 28 - 13

13ـ علاقه به معارف دينى ، در گرو شناخت آنهاست .

فعمّيت عليكم . .. و أنتم لها كـرهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 43 - 4

4 - توجّه به منشأ خلقت و روزى و مرگ انسان ، مقتضى رويكرد تمام عيار به دين است .

اللّه الذى خلقكم . .. فأقم وجهك للدين

احتمال دارد «فاء» در «فأقم»تفريع بر آيه «الذى خلقكم . ..» باشد كه در آن، خداوند، برخى از افعال خود را به عنوان نشانه، يادآورى كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 33 - 4

4- ملت هاى محروم و رنج ديده ، داراى زمينه حق پذيرى و گرايش به دين

و لقد اخترنـهم . .. و ءاتينـهم

با توجه به سياق آيات پيشين ـ كه فرعونيان را به دليل رفاه مندى و اسرافگرى، حق ناپذير و محكوم به هلاكت معرفى كرده است ـ مى توان علت و انتخاب بنى اسرائيل را براى دريافت آيات و معجزات، محروميت آنان از رفاه مندى و آمادگى آنان براى حق پذيرى دانست. البته اين هم آغاز يك آزمون است; نه امضاى صلاحيت مطلق و بى استثناى آنان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 3 - 12

12- توجه به محدوديت عمر زندگى ، هشدارى به انسان ها و عاملى در جهت حق گرايى و روى آوردن آنان به حقايق دين *

ما خلقنا. ..إلاّ بالحقّ وأجل مسمًّى و الذين كفروا عمّا أُنذروا معرضون

برداشت بالا براساس اين احتمال است كه تذكر خداوند به «أجل مسمّى» ـ در پى تذكر به حقانيت هستى ـ هشدارى باشد به آدميان كه دل به زندگى ناپايدار نبندند و از حاكميت حق غافل نگردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 16 - 4

4 - تأثير مثبت بيان فوايد و نتايج ايمان و دين دارى در گرايش بيشتر مردم به دين

و ألّوِاستقـموا على الطريقة لأسقينـهم ماء غدقًا

مأموريت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به بيان فوايد دين، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 3 - 2

2 - تسبيح و حمد خداوند و استغفار به درگاه او ، پس از مشاهده امداد هاى الهى و گرايش وسيع مردم ، به دين ، فرمان و توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إذا جاء نصر اللّه و الفتح . و رأيت الناس يدخلون فى دين اللّه أفواجًا . فسبّح بحم

29- زمينه گرايش به سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 9

9- انسان براى گرايش به راه خدا ، نيازمند موعظه نيك در كنار دلايل متقن عقلى

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه «الموعظة» عطف بر «بالحكمة» است و با يك سياق ذكر شده، در حالى كه «و جادلهم» با بيان ديگر و امرى مجزّا آمده است.

30- زمينه گرايش به شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 64 - 8

8 ـ احساس بى نيازى از خداوند، زمينه غفلت از ياد او و گرايش به شرك است.

تدعونه تضرعاً و خفية . .. قل الله ينجيكم منها و من كل كرب ثم أنتم تشركون

31- زمينه گرايش به عمل صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 14 - 5

5 - بهره گيرى خداوند از تمايلات طبيعى انسان ها در گرايش دادن آنان به ايمان و عمل صالح

إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا . .. جنّـت تجرى من تحتها الأنهـر

32- زمينه گرايش به غيرخدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 15 - 4

4 - فقر ، تنگدستى ، بيچارگى و درماندگى زمينه ساز يأس و نوميدى از خدا ( كفر ) و پناهنده شدن به غير او ( شرك )

من كان يظنّ . .. هل يذهبنّ كيده ما يغيظ

روى سخن در اين بخش، با آن اشخاصى است كه به خداپرستى گرويده بودند و همين كه با برخى از ناملايمات زندگى روبه رو شدند از عبادت او روى برتافتند و به گمان آن كه در هستى جز خدا، نيروهاى ديگرى نيز دخالت دارند، به شرك (آيين سابقشان) بازگشتند.

33- زمينه گرايش به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 17

17 - توجه به قيامت ، زمينه ساز گرايش انسان به حقانيت قرآن و موازين الهى

اللّه الذى أنزل الكتـب بالحقّ . .. و ما يدريك لعلّ الساعة قريب

34- زمينه گرايش به كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 107 - 1

1- ترجيح زندگى دنيا بر آخرت ، ريشه اصلى ارتداد و گرايش به كفر است .

من كفر بالله من بعد إيمـنه . .. ذلك بأنهم استحبّوا الحيوة الدنيا على الأخرة

جمله «ذلك بأنهم . ..» در مقام تعليل براى آيه قبل است و نيز «ذلك» اشاره دارد به ارتداد و كفر پس از ايمان.

35- زمينه گرايش به مرفهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 18

18- قطع ارتباط با خداخواهان تهيدست ، زمينه ساز تمايل آدمى به مظاهر ماّدى و جلوه هاى ظاهرى دنيامداران است .

و لاتعد عيناك عنهم تريد زينة الحيوة الدنيا

36- سرزنش گرايش به شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 32 - 7

7 ـ روى برتافتن از توحيد و يكتاپرستى و گرايش به شرك و بت پرستى ، كارى شگفت و در پى دارنده نكوهش سخت

خداوند

فذلكم اللّه ربكم الحق . .. فأنى تصرفون

37- سرزنش گرايش به ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 18

18ـ « عن النبى (صلی الله علیه و آله) قال : . . . و قال لقمان لإبنه : يا بنىّ . . . إن كنت صالحاً فابعد من الأشرار و السفهاء ، فربما أصابهم الله بعذاب فيصيبك معهم ، فقد أفصح الله سبحانه و تعالى بقوله : . . . و . . . و قال سبحانه : « و لاتركنوا إلى الذين ظلموا فتمسكم النار » . . . ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: . .. لقمان به فرزندش گفت: اى پسرك من! ... اگر انسان شايسته اى هستى از اشرار و سبك مغزان دورى كن، چه بسا خداوند بر آنان عذابى بفرستد و تو را هم با آنان فرا گيرد ... خداوند در گفتار خود به روشنى فرموده: ... و ...«و لاتركنوا إلى الذين ...»...».

38- سرزنش گرايش به غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 87 - 2

2 - روى آوردن به غير خدا ، با وجود اعتقاد به خالقيت يگانه او ، انحرافى آشكار و امرى ملامت بار

و لئن سألتهم من خلقهم ليقولنّ اللّه فأنّى يؤفكون

«إفك» (مصدر «يؤفكون») به معناى روى گرداندن و انحراف از مسير طبيعى است.

39- سرزنش گرايش به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 4

4 ـ گرايش به خصلت هاى كفرپيشگان ، امرى نكوهيده براى اهل ايمان

و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم

40- سرزنش گرايش مادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 6

6 ـ جستجوى منافع مادى در هنگامه جنگ با دشمنان دين ، امرى نكوهيده در پيشگاه خداوند

تريدون عرض الدنيا و اللّه يريد الأخرة

41- عوامل گرايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 159 - 9

9 ـ گرايش مردم به رهبران دينى ، در گرو مهربانى آنان و پرهيز از خشونت و سنگدلى

فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك

42- عوامل گرايش به ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 13

13- توجه به فرجام مؤمنان و كافران ، نقشى تعيين كننده در گرايش انسان به ايمان يا كفر دارد .

فمن شاء فليؤمن و من شاء فليكفر إنّا أعتدنا للظـلمين نارًا

43- عوامل گرايش به باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 4 - 5

5 ـ ستمگرى ، باطل گرايى و دروغ پردازى ، از نتايج و اثرات كفر به خدا و انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قال الذين كفروا إن هـذا إلاّ إفك . .. فقد جاءو ظلمًا و زورًا

«زور» به معناى سخن باطل و دروغ است (لسان العرب).

44- عوامل گرايش به توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 4

4ـ بينايى و شنوايى باطنى انسان ( توانايى درك و فهم حقايق ) گرايش دهنده او به توحيد ، ايمان به قرآن و انجام اعمال صالح

مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ والبصير والسميع

45- عوامل گرايش به دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 114 - 5

5 - توجه انسان در دنيا به ناپايدارى عمر خويش ، داراى نقشى اساسى در گرايش او به دين الهى

قـل إن لبثتم إلاّ قليلاً لو أنّكم كنتم تعلمون

تعبير «لو أنّكم كنتم تعلمون» مى رساند كه اگر انسان در زندگى دنيوى، به ناپايدارى آن توجه داشته باشد، راهى را انتخاب خواهد كرد كه به دوزخ و پشيمانى منتهى نشود. آن راه، همان گردن نهادن به شريعت و آيين الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 30 - 3

3 - توجّه به آيات فراوان الهى ، مقتضى روى آوردن به دين خدااست .

و من ءايـته . .. فأقم وجهك للدين حنيفًا

احتمال دارد «فا» در «فأقم» تفريع بر آياتى باشد كه در صدد اثبات يك تايى خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 21 - 10،11

10 - تأثير سازنده اخلاص و نداشتن چشم داشت مادى ، در تبليغ دين و گرايش دادن مردم به دين دارى

اتّبعوا من لايسئلكم أجراً

11 - تأثير سازنده آگاهى و پيمودن راه دين ، در تبليغات دينى و گرايش دادن مردم به دين دارى

اتّبعوا من لايسئلكم أجراً و هم مهتدون

مقصود از جمله «و هم مهتدون» (آنان ره يافته اند) اين است كه پيامبران، راه دين را شناخته و آن را پيموده اند و طبيعى است كسانى كه راه دين را پيموده باشند، در تبليغ دين موفق تر خواهند بود و مردم نيز دعوت آنان را بهتر خواهند پذيرفت.

46- عوامل گرايش به عمل صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 23 - 9

9 - بهره گيرى قرآن از تمايلات طبيعى انسان ها ، در گرايش دادن آنان به ايمان و عمل صالح

إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا . .. و لباسهم فيها حرير

47- عوامل گرايش به كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 13

13- توجه به فرجام مؤمنان و كافران ، نقشى تعيين كننده در گرايش انسان به ايمان يا كفر دارد .

فمن شاء فليؤمن و من شاء فليكفر إنّا أعتدنا للظـلمين نارًا

48- كيفر اخروى گرايش به ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 75 - 5

5- كمترين تمايل به كافران از سوى رهبران دينى ، گناهى نابخشودنى و داراى كيفرى مضاعف در دنيا و آخرت

لقد كدتّ تركن إليهم شيئًا قليلاً. إذًا لأذقنـك ضعف الحيوة و ضعف الممات

49- كيفر دنيوى گرايش به ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 75 - 5

5- كمترين تمايل به كافران از سوى رهبران دينى ، گناهى نابخشودنى و داراى كيفرى مضاعف در دنيا و آخرت

لقد كدتّ تركن إليهم شيئًا قليلاً. إذًا لأذقنـك ضعف الحيوة و ضعف الممات

50- گرايش انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 216 - 2،6،7،21

2 ـ جنگ و خونريزى ، امرى ناخوشايند براى انسان

كتب عليكم القتال و هو كُره لكم

6 ـ خوشايندى و ناخوشايندى انسان ، ملاك خير و شر نيست .

و عسى ان تكرهوا شيئاً و هو خير لكم

7 ـ خوشايندى و ناخوشايندى انسان ، نبايد مانع انجام يا ترك احكام الهى شود .

كتب عليكم القتال و هو كره لكم و عسى ان تكرهوا شيئاً و هو خير لكم و عسى ان

21 ـ لزوم رضايت به مقدّرات الهى ، على رغم ميلِ نفسانى خود

عسى ان تكرهوا شيئاً و هو خير لكم

رسول اللّه (صلی الله علیه و آله): . .. ارض عن اللّه بما قدّروا ان كان خلاف هواك ... فانّه مثبت فى كتاب اللّه ... قال: «و عسى ان تكرهوا شيئاً»


تفسير طبرى، ج 2، ص 201 ; الدر المنثور، ج 1، ص 587.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 35

35 ـ آزمايش هاى الهى براى آشكار نمودن گرايش هاى درونى مردمان است ; نه اطّلاع يافتن خداوند از آنچه در درون ايشان

مى گذرد .

و ليبتلى اللّه ما فى صدوركم . .. و اللّه عليم بذات الصّدور

جمله «و اللّه عليم . .. » اين حقيقت را بازگو مى كند كه آزمايش الهى در جنگ اُحد «صرفكم عنهم» براى اين نبود كه خداوند مؤمن واقعى را از غير آن تشخيص دهد، چرا كه خداوند به آنچه در سينه ها مى گذرد آگاه است ; بنابراين آزمايش الهى براى آشكار نمودن درون افراد خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 7

7 ـ آدمى ، همواره در پى خير و سعادت خويش است .

و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم

كافران از آن جهت عمر طولانى در دنيا را مى پسندند كه آن را براى خويش امرى خير و نيكو مى پندارند. بنابراين در پى سعادت خويشند ; گر چه مصداق واقعى آن را تشخيص نداده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 7

7 ـ دلبستگى انسان ها به مظاهر ناپايدار دنيا

تريدون عرض الدنيا و اللّه يريد الأخرة

فعل مضارع «تريدون» حاكى از استمرار است و دلالت بر اين دارد كه اين صفت (تلاش براى دنيا) با انسان عجين شده است. تعبير از كالا و متاع دنيوى به «عرض الدنيا»، اشاره به ناپايدارى مواهب دنيايى است. زيرا «عرض» به معناى چيز ناپايدار است.

51- گرايش بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 11،17

11 ـ گرايش بنى اسرائيل در برهه اى از زمان به رفتار پسنديده و انديشه صحيح دينى

ثم تاب اللّه عليهم

چون آيات قبل رفتار ناپسند و نيز انديشه هاى ناصحيح دينى بنى اسرائيل را بيان كرده بود، معلوم مى شود توبه آنان در هر دو جهت بوده است.

17 ـ بسيارى از بنى اسرائيل با شكستن توبه بينش بازيافته خويش را از دست داده و به اعمال ناروا گراييدند .

فعموا و صموا ثم تاب اللّه عليهم ثم عموا و صموا . .. و اللّه بصير بماتعملون

52- گرايش به آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 72 - 4

4 ـ تمايل طبيعى و غريزى انسان به بوستان ، آب ، خانه هاى دلپذير و جاودانگى ، وسيله اى در جهت گرايش دادن وى به ارزش هاى معنوى

وعد اللّه المؤمنين و المؤمنت جنت تجرى

با توجه به اينكه خداوند، همين گرايشهاى طبيعى را وسيله هدايت انسانها و سوق دادن آنان به كسب ارزشها قرار داده است، برداشت فوق به دست مى آيد.

53- گرايش به آبادانى زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 15

15ـ خداوند ، توان و استعدادِ آباد كردن زمين را به آدميان عطا كرده و ايشان را به سوى آبادانى گرايش داده است .

واستعمركم فيها

استعمره فيه، يعنى: «جعله يعمره; وى را آبادكننده آن قرار داد» (لسان العرب). بر اين اساس «استعمركم فيها» چنين معنا مى شود: خداوند شما را اين گونه قرار داده و آفريده است كه زمين را آباد سازيد; يعنى، توان آبادسازى زمين را به شما عطا كرده و نياز به آن را در شما ايجاد كرده است تا همواره به سمت آبادسازى زمين در حركت باشيد.

54- گرايش به آرامش روانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 48 - 9

9 ـ گرايش فطرى انسان به تحصيل امنيت خاطر و آسايش روان

فمن ءامن و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون

تكيه بر دستاورد امنيت خاطر در رسالت پيامبران، گوياى ريشه دار بودن چنين خواسته اى در آدميان است.

55- گرايش به ارزشها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 13

13- انسان ، مجذوب ارزش هاى برتر است .

إنما عند الله هو خير لكم إن كنتم تعلمون

برداشت فوق، به خاطر اين است كه خداوند با نماياندن ارزشهاى برتر، انسان را به سوى ارزشهاى واقعى راهنمايى كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 16 - 12

12- ترغيب و تشويق هماره بندگان از سوى خداوند ، براى گرايش به ارزش ها

وعد الصدق الذى كانوا يوعدون

عبارت «كانوا يوعدون»، استمرار وعده هاى الهى را مى رساند. كه اين وعده ها در نهايت براى انگيزش و ترغيب بندگان، به كسب ارزش ها است.

56- گرايش به اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 94 - 21

21 ـ رهايى مردم از جاهليّت و گرايش آنان به اسلام ، از نعمت هاى بزرگ الهى

كذلك كنتم من قبل فمنّ اللّه عليكم

«منّت» به معناى نعمت بزرگ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 83 - 6

6 ـ گرايش مسيحيان عصر بعثت به اسلام ، برخاسته از آگاهى آنان بر حقانيت قرآن

ترى اعينهم تفيض من الدمع مما عرفوا من الحق

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «الحق» قرآن باشد.

57- گرايش به امكانات مادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 72 - 4

4 ـ تمايل طبيعى و غريزى انسان به بوستان ، آب ، خانه هاى دلپذير و جاودانگى ، وسيله اى در جهت گرايش دادن وى به ارزش هاى معنوى

وعد اللّه المؤمنين و المؤمنت جنت تجرى

با توجه به اينكه خداوند، همين گرايشهاى طبيعى را وسيله هدايت انسانها و سوق دادن آنان به كسب ارزشها قرار داده است، برداشت فوق به دست مى آيد.

58- گرايش به امنيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 48 - 9

9 ـ گرايش فطرى انسان به تحصيل امنيت خاطر و آسايش روان

فمن ءامن و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون

تكيه بر دستاورد امنيت خاطر در رسالت پيامبران، گوياى ريشه دار بودن چنين خواسته اى در آدميان است.

59- گرايش به باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 52 - 7

7 ـ محروميت از هدايت الهى ، موجب شتاب در انحراف و گرايش به سوى باطل

إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين. فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم

60- گرايش به توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 41 - 1

1 ـ گرايش همه انسانها، حتى مشركان، در سختيها و شدايد به خداى يگانه

بل إياه تدعون

61- گرايش به جاودانگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 72 - 4

4 ـ تمايل طبيعى و غريزى انسان به بوستان ، آب ، خانه هاى دلپذير و جاودانگى ، وسيله اى در جهت گرايش دادن وى به ارزش هاى معنوى

وعد اللّه المؤمنين و المؤمنت جنت تجرى

با توجه به اينكه خداوند، همين گرايشهاى طبيعى را وسيله هدايت انسانها و سوق دادن آنان به كسب ارزشها قرار داده است، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 89 - 5

5 ـ بهره گيرى از گرايش انسان به زيبايى و جاودانگى ، در جهت هدايت وى به ايمان و جهاد ، امرى است شايسته و بايسته .

جهدوا بأمولهم . .. أعد اللّه لهم جنت تجرى من تحتها الأنهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 3 - 4

4- بهره گيرى قرآن از گرايش هاى انسان ( گرايش به ابديت ) در ترغيب به ارزش هاى معنوى ، بهره مى گيرد .

يبشّر المؤمنين الذين يعملون الصـلحـت أنّ لهم أجرًا حسنًا . مكثين فيه أبدًا

روشن است كه تمايل به جاودانگى، در نهاد انسان ها وجود دارد و قرآن مجيد، از همين علاقه ها، براى سوق دادن آدمى به

سوى ارزش ها، بهره بردارى كرده است.

62- گرايش به خبايث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 100 - 12

12 ـ گرايش به ناپاكى ها و زشتى ها ، نشانه بى خردى و نادانى

لايستوى الخبيث و الطيب . .. فاتقوا اللّه ياولى الالبب

63- گرايش به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 40 - 9

9 ـ اگر مشركان از صداقت بهره مند باشند، بر گرايش خويش به هنگام سختيها، به خداى يگانه اقرار مى كنند.

قل أرءيتكم . .. أغير اللّه تدعون إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 63 - 7

7 ـ گرايش به خداوند با فطرت آدمى عجين است.

قل من ينجيكم . .. تدعونه تضرعا و خفية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 28 - 2

2ـ مسلمانان صدراسلام از جمله كسانى اند كه پيش از هدايت شدن به خدا گرايش داشته و از او گريزان نبودند .

و يهدى إليه من أناب. الذين ءامنوا و تطمئن قلوبهم بذكر الله

«الذين ءامنوا» عطف بيان براى «من أناب» و تبيين كننده آن با ارائه مصداق است ; يعنى ، كسانى كه ايمان آورده اند، همانانند كه به سوى خدا انابه مى كردند ، از اين رو مشيّت الهى بر هدايت آنان تعلق گرفت.

64- گرايش به خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 29

29 ـ وجود زمينه هاى گرايش به خير و شر در انسان از آغاز آفرينش

قال لاقتلنك . .. انما يتقبل اللّه من المتقين

با توجه به اينكه هابيل و قابيل هر دو فرزندان آدم بودند، لكن راههاى متضادى را برگزيدند، معلوم مى شود گرايشهاى درونى

انسانها متفاوت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 43 - 9

9 ـ انسان داراى گرايش فطرى به سوى نيكيها و زيباييهاست.

و زين لهم الشيطن ما كانوا يعملون

حركت انسان به دنبال شيطان، پس از زينت و زيبا جلوه دادن اعمال، بيانگر اين نكته است كه آدمى زيباييها را مى طلبد و خواهان حركت به دنبال آن است. از اين روست كه شيطان همان زشتيها را زيبا جلوه مى دهد و آدمى را مى فريبد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 11 - 1،2

1- انسان ، شرّ و بدى را چونان خير و خوبى ، طالب و خواستار است .

و يدع الإنسـن بالشرّ دعاءه بالخير

مراد از «دعا» مطلق درخواست است اعم از اينكه به لفظ دعا باشد و يا به غير آن.

2- خيرطلبى در انسان ، اصيل و در پى شرّ بودنش ، تبعى و غير اصيل است .

و يدع الإنسـن بالشرّ دعاءه بالخير

برداشت فوق از تشبيه شرخواهى انسان به طالب خير بودنش استفاده گرديده است; يعنى، همان طور كه انسان همواره و به طور طبيعى و اصيل طالب خير است، به دنبال شر هم خواهد رفت.

65- گرايش به دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 83 - 3

3 ـ گرايش به دين ، امرى فطرى است . *

افغير دين اللّه يبغون

«بغى» به معناى طلب است. و فعل مضارع «يبغون» دلالت بر طلب و خواست مستمرّ دارد. بنابراين آيه شريفه فرض كرده كه مردمان همواره در پى دين هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 30 - 2،3،4

2 - رويكرد تمام عيار به دين خدا و مشغول نكردن خود به مشركان هواپرستى كه بر گمراهى خود پا مى فشارند ، لازم است .

بل اتّبع الذين ظلموا . .. فأقم وجهك للدين

«فا» در «فأقم» فصيحه و نتيجه گيرى از جمله محذوف است; يعنى : «حال كه روشن شد كه مشركان، به دليل هواپرستى شان، به خدا شرك مىورزند و هدايت ناپذيرند، تو، به آنان توجه نكن و تنها، به دين خدا متوجه باش. ».

3 - توجّه به آيات فراوان الهى ، مقتضى روى آوردن به دين خدااست .

و من ءايـته . .. فأقم وجهك للدين حنيفًا

احتمال دارد «فا» در «فأقم» تفريع بر آياتى باشد كه در صدد اثبات يك تايى خداوند است.

4 - لزوم توجّه همه جانبه و به دور از هرگونه انحراف و كجى به دين خداوند

فأقم وجهك للدين حنيفًا

بنابراين احتمال كه «حنيفاً» حال براى ضمير فاعلى «أقم» باشد، نكته بالا استفاده مى شود لازم به ذكر است كه «حنف» مصدر «حنيف» به معناى «پرهيز از هرگونه تمايل به انحراف» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 43 - 6

6 - لزوم توجّه تمام عيار به دين حق ، با عبرت گيرى از فرجامِ بدكرداران گذشته

فانظروا كيف كان عـقبة الذين من قبل . .. فأقم وجهك للدين

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه «فاء» در «فأقم» تفريع بر آيه پيش باشد.

66- گرايش به رحمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 1 - 3

3 - انسان ، مجذوب رحمت است .

الرحمـن

با توجه به اين كه خداوند در مقام جلب توجه انسان ها رحمت خود را به آنان يادآور شده است، استفاده مى شود كه انسان بيش از هر چيز، مفتون لطف و رحمت است.

67- گرايش به زنان پليد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 26 - 9

9 - گرايش و همسويى زنان و مردان خبيث ( بدكردار و ناپاك ) به همديگر و مردان و زنان نيك و پاكدامن به يكديگر

الخبيثـت للخبيثين . .. و الطيّبون للطّيبـت

برخى از مفسران برآنند كه آيه شريفه، در صدد بيان يك واقعيت خارجى در جامعه است، نه حكم شرعى; به اين معنا كه زنان و مردان خبيث و آلوده به همديگر و زنان و مردان پاكدامن به يكديگر گرايش و تمايل دارند و نهايتاً به همديگر مى پيوندند.

68- گرايش به زنان عفيف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 26 - 9

9 - گرايش و همسويى زنان و مردان خبيث ( بدكردار و ناپاك ) به همديگر و مردان و زنان نيك و پاكدامن به يكديگر

الخبيثـت للخبيثين . .. و الطيّبون للطّيبـت

برخى از مفسران برآنند كه آيه شريفه، در صدد بيان يك واقعيت خارجى در جامعه است، نه حكم شرعى; به اين معنا كه زنان و مردان خبيث و آلوده به همديگر و زنان و مردان پاكدامن به يكديگر گرايش و تمايل دارند و نهايتاً به همديگر مى پيوندند.

69- گرايش به زهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 51 - 8

8 - گرايش باطنى پيامبران به ترك دنيا و پرهيز از لذت هاى آن

يـأيّها الرسل كلوا من الطّيّبـت

اين كه خدا، به پيامبران توصيه مى كند كه از غذاهاى لذيذ استفاده كنيد، نشان مى دهد كه در بين آن بزرگواران، نوعى گرايش به ترك دنيا و اجتناب از لذات آن وجود داشته است; كه ممكن بود در صورت نبود اين توصيه الهى، به نوعى رهبانيت كشيده شوند.

70- گرايش به زيبايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 43 - 9

9 ـ انسان داراى گرايش فطرى به سوى نيكيها و زيباييهاست.

و زين لهم الشيطن ما كانوا يعملون

حركت انسان به دنبال شيطان، پس از زينت و زيبا جلوه دادن اعمال، بيانگر اين نكته است كه آدمى زيباييها را مى طلبد و خواهان حركت به دنبال آن است. از اين روست كه شيطان همان زشتيها را زيبا جلوه مى دهد و آدمى را مى فريبد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 122 - 10

10 ـ زيبا پنداشتن اعمال و افكار از مهمترين عوامل انگيزش آدمى است.

كذلك زين للكفرين ما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 89 - 5

5 ـ بهره گيرى از گرايش انسان به زيبايى و جاودانگى ، در جهت هدايت وى به ايمان و جهاد ، امرى است شايسته و بايسته .

جهدوا بأمولهم . .. أعد اللّه لهم جنت تجرى من تحتها الأنهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 13

13ـ گرايش انسان به زيباييها

بل زيّن للذين كفروا مكرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 39 - 8

8- گرايش به زيبايى ها ، از جمله گرايش هاى انسانهاست .

لأزيننّ لهم

از اينكه ابليس، از طريق تزيين اعمال به گمراهى انسانها مى پردازد، به دست مى آيد كه انسانها به زيبايى و زينت علاقه مند هستند و اين علاقه مندى باعث و انگيزه آنها در رفتارشان مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 6 - 2

2- انسان ، موجودى زيباپسند است .

و لكم فيها جمال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 14 - 6

6- گرايش انسان ها به زيبايى و تزيين با زيورآلات

تستخرجوا منه حلية تلبسونها

فعل مضارع «تلبسونها» حكايت از واقعيت خارجى مى كند و آن استفاده از زيورآلات است. از طرفى، تزيين جزء نيازهاى ضرورى انسان نيست و در عين حال در كنار آن نيازها ذكر شده است و اين حكايت از حقيقت ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 63 - 5

5- گرايش و تمايل انسان به زيبايى و گريز از زشتى

فزيّن لهم الشيطـن أعمـلهم

از اينكه شيطان اعمال زشت مردم را تزيين كرد و آنان را به وسيله همان عمل گمراه ساخت، نشان دهنده نكته فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 7 - 13

13- گرايش به زيبايى ها ، در سرشت انسان نهفته است .

جعلنا ما على الأرض زينة لها لنبلوهم

آفرينش زيبايى ها به منظور آزمايش انسان، در صورتى معنا خواهد داشت كه گرايش به زيبايى در وجود انسان نهفته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 12

12 - انسان ها ، طبعاً ، به زيبايى و خوبى گرايش دارند .

و زيّن لهم الشيطـن أعمـلهم

اين كه شيطان، كارهاى ناروا را خوب جلوه مى دهد، تا مردم را از راه خدا باز دارد، حكايت از اين حقيقت مى كند كه مردم، به زيبايى و خوبى گرايش دارند و شيطان از اين گرايش، استفاده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 25 - 6

6 - گرايش درونى انسان به زيبايى ها

فزيّنوا لهم . .. و حقّ عليهم القول

از اين كه اعمال ناشايست انسان ها را برايشان خوب و نيك جلوه مى دادند، مى توان استفاده كرد كه طبيعت انسان از بدى گريزان است و به خوبى تمايل دارد.

71- گرايش به زيورآلات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 14 - 6

6- گرايش انسان ها به زيبايى و تزيين با زيورآلات

تستخرجوا منه حلية تلبسونها

فعل مضارع «تلبسونها» حكايت از واقعيت خارجى مى كند و آن استفاده از زيورآلات است. از طرفى، تزيين جزء نيازهاى ضرورى انسان نيست و در عين حال در كنار آن نيازها ذكر شده است و اين حكايت از حقيقت ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 12 - 7

7 - گرايش انسان ها به زيبايى و تزيين با زيورآلات

و تستخرجون حلية تلبسونها

آيه شريفه در صدد گزارش از يك واقعيت خارجى است و آن استفاده مدام انسان ها از زيورآلات دريايى است. اين كار حكايت از تمايل و گرايشى است كه در درون انسان ها وجود دارد.

72- گرايش به سعادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 7

7 ـ آدمى ، همواره در پى خير و سعادت خويش است .

و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم

كافران از آن جهت عمر طولانى در دنيا را مى پسندند كه آن را براى خويش امرى خير و نيكو مى پندارند. بنابراين در پى سعادت خويشند ; گر چه مصداق واقعى آن را تشخيص نداده اند.

73- گرايش به شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 17

17 ـ گرايش نصارا به كفر و شرك ، نشانه بى ثمرى و كارساز نبودن انتساب ظاهرى به اديان الهى

إنّ الذين هادوا و الصبئون و النصرى . .. لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح

در آيه 69 بيان شد كه مجرد انتساب به اديان الهى در سعادت آدمى كارساز نيست و اين آيه به منزله دليل و برهانى بر آن حقيقت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 1،7

1 ـ شعيب ( ع ) در پاسخ اشراف كفرپيشه مدين ، گرايش به آيين شرك را افترا بر خداوند دانست .

قد افترينا على اللّه كذبا إن عدنا فى ملتكم

7 ـ شعيب ( ع ) بازگشت خود و همگامانش را به آيين شرك تنها در صورت تعلق مشيت الهى ، ممكن دانست .

و ما يكون لنا أن نعود فيها إلا أن يشاء اللّه ربنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 140 - 6

6 ـ گرايش به شرك ، ناسپاسى به نعمت هاى خداوند است .

قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً و هو فضلكم على العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 64 - 5

5 ـ آدمى پس از نجات از شدايد، على رغم پيمان عدم شرك و سپاسگزارى از خداوند، پيمان شكنى مى كند و مجدداً شرك مىورزد.

لئن أنجنا . .. قل الله ينجيكم ... ثم أنتم تشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 11

11 ـ گرايش به شرك پس از توحيد (ارتداد)، حركتى ضد تكاملى و ارتجاعى است.

أندعوا من دون الله . .. و نرد على أعقابنا بعد إذ هدينا الله

معناى جمله «نرد على . .. » صرفاً به معناى بازگشت به گذشته تاريخى نيست بلكه حكايت از بازگشت به جهل و عقب ماندگى فكرى نيز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 9

9ـ گرايش انسان ها به كفر و شرك ، نه دلالت بر خروج آنان از سيطره خدا دارد و نه بيانگر ولايت غير خدا بر آنان است .

أُولـئك لم يكونوا معجزين فى الأرض . .. ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون

خداوند، با بيان ريشه كفرورزى كافران (ماكانوا . ..)، پس از اعلام ولايت خدا بر آنان، به اين حقيقت اشاره مى كند كه: مخالفت كافران با برنامه هاى الهى به خاطر خروج آنان از حاكميت خدا و سلطه غير او بر ايشان نيست; بلكه به دليل ناتوانى آنان از درك معارف الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 36 - 9

9ـ گروه هايى از يهود و نصارا داراى گرايشهايى شرك آلود بودند .

و من الأحزاب من ينكر بعضه قل إنما أُمرت أن أعبد الله و لا أُشرك به

چون جمله «قل إنما اُمرت . ..» ـ كه حاكى از توحيد و يكتاپرستى است ـ در پاسخ گروه هايى از يهود و نصارا قرار گرفته است ، معلوم مى شود اين گروه ها به پرستش غير خدا و شرك در عبادت روى آورده بودند.

74- گرايش به شرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 29

29 ـ وجود زمينه هاى گرايش به خير و شر در انسان از آغاز آفرينش

قال لاقتلنك . .. انما يتقبل اللّه من المتقين

با توجه به اينكه هابيل و قابيل هر دو فرزندان آدم بودند، لكن راههاى متضادى را برگزيدند، معلوم مى شود گرايشهاى درونى انسانها متفاوت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 11 - 1،2

1- انسان ، شرّ و بدى را چونان خير و خوبى ، طالب و خواستار است .

و يدع الإنسـن بالشرّ دعاءه بالخير

مراد از «دعا» مطلق درخواست است اعم از اينكه به لفظ دعا باشد و يا به غير آن.

2- خيرطلبى در انسان ، اصيل و در پى شرّ بودنش ، تبعى و غير اصيل است .

و يدع الإنسـن بالشرّ دعاءه بالخير

برداشت فوق از تشبيه شرخواهى انسان به طالب خير بودنش استفاده گرديده است; يعنى، همان طور كه انسان همواره و به طور طبيعى و اصيل طالب خير است، به دنبال شر هم خواهد رفت.

75- گرايش به صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 79 - 8

8 ـ اعتقاد به توحيد و روى دل و جان به خداى يگانه كردن، مقتضاى گرايش به حق و راه مستقيم است.

وجهت وجهى للذى . .. حنيفا و ما أنا من المشركين

راغب در معناى حنيف مى گويد: «حنف» تمايل به استقامت و دورى از گمراهى است. و چون «حنيفا» در آيه شريفه وصف براى فاعل «وجهت» است، تعليلى براى مضمون «وجهت ... » محسوب مى شود.

76- گرايش به طبيعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 72 - 4

4 ـ تمايل طبيعى و غريزى انسان به بوستان ، آب ، خانه هاى دلپذير و جاودانگى ، وسيله اى در جهت گرايش دادن وى به ارزش هاى معنوى

وعد اللّه المؤمنين و المؤمنت جنت تجرى

با توجه به اينكه خداوند، همين گرايشهاى طبيعى را وسيله هدايت انسانها و سوق دادن آنان به كسب ارزشها قرار داده است، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 12 - 6

6 - بهره گيرى قرآن از تمايلات طبيعى و غريزى انسان به آب ، بوستان و خانه هاى دلپذير ، در جهت گرايش دادن وى به ارزش هاى معنوى است .

تؤمنون باللّه و رسوله . .. و يدخلكم جنّـت... و مسـكن طيّبة

از اين كه خداوند، گرايش هاى طبيعى انسان ها را وسيله هدايت آنان و سوق دادن آنها به كسب ارزش ها قرار داده است، براداشت بالا استفاده مى شود.

77- گرايش به طيبات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 100 - 7،10،17

7 ـ لزوم رعايت تقوا با پرهيز از ناپاكى ها و گرايش به پاكيها

لايستوى الخبيث و الطيب . .. فاتقوا اللّه

10 ـ تنها خردمندان زمينه دار دورى جستن از ناپاكى ها و گرايش به پاكيها

لايستوى الخبيث و الطيب . .. فاتقوا اللّه ياولى الالبب

17 ـ پرهيز از پليد و ناپاك و گرايش به پاكى ها ، زمينه نيل به فلاح و رستگارى

لايستوى الخبيث و الطيب . .. لعلكم تفلحون

78- گرايش به ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 14

14ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قول الله عزوجل : « ولاتركنوا إلى الذين ظلموا . . . » قال : هو الرجل يأتى السلطان فيحب بقائه إلى أن يدخل يده إلى كيسه فيعطيه ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خدا كه فرموده: «و لاتركنوا إلى الذين ظلموا . ..» روايت شده است: ركون به ظالم اين است كه شخص نزد سلطان [ظالم ]برود و دوست بدارد كه او زنده بماند تا دست در كيسه اش كند و چيزى به او بدهد».

79- گرايش به عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 59 - 7

7 ـ انسان ها از ديرباز برخوردار از روحيه گرايش به معبود و پرستش آن

يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 65 - 8

8 ـ انسان از ديرباز برخوردار از روحيه پرستش بود .

يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 8

8 ـ انسان ها از ديرباز برخوردار از روحيه پرستش بودند .

قال يقوم اعبدوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 50 - 9

9ـ انسان از ديرباز ، برخوردار از روحيه پرستش و گرايش به معبود

اعبدوا الله ما لكم من إلـه غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 9

9ـ انسان ، از ديرباز برخوردار از روحيه پرستش و گرايش به معبود

ما لكم من إلـه غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 10

10ـ انسان ، از ديرباز برخوردار از روحيه پرستش معبود و گرايش به آن بود .

اعبدوا الله ما لكم من إلـه غيره

80- گرايش به عقيده حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 26 - 3

3- عقيده حق ، دلپذير و مطابق طبع آدمى بوده و عقيده باطل منفور است .

مثلاً كلمة طيّبة كشجرة طيّبة . .. و مثل كلمة خبيثة كشجرة خبيثة

«طيب» درلغت به چيزى معنا شده است كه مطابق طبع و ميل آدمى مى باشد و «خبث» چيزى است كه مورد كراهت و نفرت مى باشد. برداشت فوق، با توجه به معناى ياد شده، بنابر احتمالى است كه مراد از «كلمه طيبه» عقيده حق و «كلمه خبيث» عقيده باطل باشد.

81- گرايش به فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 85 - 5

5 ـ مال و فرزند ، دو عنصر پرجاذبه در زندگى دنيوى

أمولهم و أولدهم

با توجه به اينكه خداوند از ميان امكانات مادى تنها به دو مورد مال و اولاد اشاره كرده، برداشت فوق به دست مى آيد.

82- گرايش به فسق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 5 - 3،5

3 - منشأ انكار معاد ، تمايل انسان به فسق و فجور است ; نه وجود شبهه اى علمى .

أيحسب الإنسـن ألّن نجمع عظامه . .. بل يريد ألإنسـن ليفجر أمامه

5 - گرايش به فسق و فجور ، از تمايلات طبيعى انسان ها است .

بل يريد الإنسـن ليفجر أمامه

83- گرايش به قدرت برتر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 116 - 8

8 ـ گرايش طبيعى انسان ها به قدرتى فراتر و نيرومند ، براى اتكا به او

و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لانصير

اينكه خداوند فرموده است: «براى شما جز او يار و سرپرستى نيست»، مبتنى بر وجود خصلت يارطلبى و استمداد و اتكا به مبدأ قدرت در انسانها مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 22 - 8

8 - انسان ها ، داراى گرايشى درونى به قدرتى برتر جهت انتخاب ولىّ و ياورند .

و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لانصير

نفى مطلق غيرخدا براى ولايت و ياورى، مبتنى بر وجود خصلت يارطلبى و اتكا به ولىّ برتر است.

84- گرايش به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 74 - 10

10- « قال الرضا ( ع ) : ممّا نزل بإياك أعنى و اسمعى يا جارة خاطب الله عزّوجلّ بذلك نبيه و أراد به أُمّته قوله : . . . « و لولا أن ثبتناك لقد كدتّ تركن إليهم شيئاً قليلاً » . . . ;

امام رضا(ع) فرمود: از جمله آياتى كه بر سبك و روش [مثال معروف عرب]«إيّاك أعنى و اسمعى يا جارة» نازل گرديد و آن هم بدين معنا كه خداوند ـ عزّوجلّ ـ به پيامبر(صلی الله علیه و آله) خطاب مى كند ولى مقصود و مراد امت اوست; اين آيه شريفه است: «و لولا أن ثبّتناك لقد كدتّ تركن إليهم شيئاًقليلاً». ..».

85- گرايش به كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 17

17 ـ گرايش نصارا به كفر و شرك ، نشانه بى ثمرى و كارساز نبودن انتساب ظاهرى به اديان الهى

إنّ الذين هادوا و الصبئون و النصرى . .. لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح

در آيه 69 بيان شد كه مجرد انتساب به اديان الهى در سعادت آدمى كارساز نيست و اين آيه به منزله دليل و برهانى بر آن حقيقت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 9

9ـ گرايش انسان ها به كفر و شرك ، نه دلالت بر خروج آنان از سيطره خدا دارد و نه بيانگر ولايت غير خدا بر آنان است .

أُولـئك لم يكونوا معجزين فى الأرض . .. ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون

خداوند، با بيان ريشه كفرورزى كافران (ماكانوا . ..)، پس از اعلام ولايت خدا بر آنان، به اين حقيقت اشاره مى كند كه: مخالفت كافران با برنامه هاى الهى به خاطر خروج آنان از حاكميت خدا و سلطه غير او بر ايشان نيست; بلكه به دليل ناتوانى آنان از درك معارف الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 3

3ـ گرايش هاى شرك آلود و انكار حقانيت قرآن ، نشانه ناشنوايى ضمير و كورى دل است .

مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ والبصير والسميع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 106 - 1

1- ميل و گرايش به كفر پس از پذيرش ايمان ( ارتداد ) ، موجب خشم شديد الهى است

من كفر بالله من بعد إيمـنه . .. فعليهم غضب من الله

86- گرايش به مال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 85 - 5

5 ـ مال و فرزند ، دو عنصر پرجاذبه در زندگى دنيوى

أمولهم و أولدهم

با توجه به اينكه خداوند از ميان امكانات مادى تنها به دو مورد مال و اولاد اشاره كرده، برداشت فوق به دست مى آيد.

87- گرايش به مردان پليد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 26 - 9

9 - گرايش و همسويى زنان و مردان خبيث ( بدكردار و ناپاك ) به همديگر و مردان و زنان نيك و پاكدامن به يكديگر

الخبيثـت للخبيثين . .. و الطيّبون للطّيبـت

برخى از مفسران برآنند كه آيه شريفه، در صدد بيان يك واقعيت خارجى در جامعه است، نه حكم شرعى; به اين معنا كه زنان و مردان خبيث و آلوده به همديگر و زنان و مردان پاكدامن به يكديگر گرايش و تمايل دارند و نهايتاً به همديگر مى پيوندند.

88- گرايش به مردان عفيف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 26 - 9

9 - گرايش و همسويى زنان و مردان خبيث ( بدكردار و ناپاك ) به همديگر و مردان و زنان نيك و پاكدامن به يكديگر

الخبيثـت للخبيثين . .. و الطيّبون للطّيبـت

برخى از مفسران برآنند كه آيه شريفه، در صدد بيان يك واقعيت خارجى در جامعه است، نه حكم شرعى; به اين معنا كه زنان

و مردان خبيث و آلوده به همديگر و زنان و مردان پاكدامن به يكديگر گرايش و تمايل دارند و نهايتاً به همديگر مى پيوندند.

89- گرايش به مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 52 - 21

21 ـ شكست دشمنان اسلام ، مايه پشيمانى مسلمانان سست ايمان از دلبستگى به يهود و نصارا

فعسى اللّه ان يأتى بالفتح . .. فيصبحوا على ما اسروا فى انفسهم ندمين

در برداشت فوق جمله «ما اسروا» ـ به قرينه «و من يتولهم منكم» در آيه قبل ـ به دلبستگى مسلمانان به يهود و نصارا تفسير شده است.

90- گرايش به مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 74 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) از ترفند هاى لغزش آفرين مشركان و كمترين تمايل به آنان ، در پرتو ثبات قدم اعطا شده به او از جانب خداوند ، در امان بود .

و لولا أن ثبّتنك لقد كدتّ تركن إليهم شيئًا قليلاً

91- گرايش به معبود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 50 - 9

9ـ انسان از ديرباز ، برخوردار از روحيه پرستش و گرايش به معبود

اعبدوا الله ما لكم من إلـه غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 9

9ـ انسان ، از ديرباز برخوردار از روحيه پرستش و گرايش به معبود

ما لكم من إلـه غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 10

10ـ انسان ، از ديرباز برخوردار از روحيه پرستش معبود و گرايش به آن بود .

اعبدوا الله ما لكم من إلـه غيره

92- گرايش به معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 138 - 18

18 ـ ناسپاسى در برابر نعمت هاى خدا با گرايش به معبودانى دروغين ، نشانه جهل آدمى است .

و جوزنا ببنى إسرءيل البحر . .. قال إنكم قوم تجهلون

93- گرايش به موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 63 - 1

1 - برخى از فرعونيان در پى سخنان موسى ( ع ) ، به آن حضرت گرايش پيداكرده ، و موجب بروز تنش در ميان فرعونيان گرديدند .

فتنـزعوا . .. قالوا إن هذن لسحرن

فاعل «قالوا» به قرينه «فأجمعوا كيدكم» (در آيه بعد) گروهى از فرعونيان بودند كه با گروهى ديگر از خودشان به گفت وگو پرداختند. آيه قبل نيز به اين معنا تصريح دارد كه در ميان فرعونيان مشاجره اى پديد آمد. اين مشاجره در باره موسى(ع) بوده و فاعل «قالوا» سعى در توجيه گروه دوم داشته است.

94- گرايش به يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 52 - 21

21 ـ شكست دشمنان اسلام ، مايه پشيمانى مسلمانان سست ايمان از دلبستگى به يهود و نصارا

فعسى اللّه ان يأتى بالفتح . .. فيصبحوا على ما اسروا فى انفسهم ندمين

در برداشت فوق جمله «ما اسروا» ـ به قرينه «و من يتولهم منكم» در آيه قبل ـ به دلبستگى مسلمانان به يهود و نصارا تفسير شده است.

95- گرايش علماى اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 51 - 2

2 ـ گرايش و ايمان برخى اهل كتاب و علماى يهود به جبت ( معبودى غير از خدا ) و طاغوت

الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتب يؤمنون بالجبت و الطّاغوت

«جبت» در لغت به معناى هر چيزى است كه در آن خيرى نباشد و نيز به معبودى غير از خدا گفته مى شود.

96- گرايش علماى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 51 - 2

2 ـ گرايش و ايمان برخى اهل كتاب و علماى يهود به جبت ( معبودى غير از خدا ) و طاغوت

الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتب يؤمنون بالجبت و الطّاغوت

«جبت» در لغت به معناى هر چيزى است كه در آن خيرى نباشد و نيز به معبودى غير از خدا گفته مى شود.

97- گرايش مادى در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 6

6 ـ جستجوى منافع مادى در هنگامه جنگ با دشمنان دين ، امرى نكوهيده در پيشگاه خداوند

تريدون عرض الدنيا و اللّه يريد الأخرة

98- گرايش مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 17

17 ـ گرايش نصارا به كفر و شرك ، نشانه بى ثمرى و كارساز نبودن انتساب ظاهرى به اديان الهى

إنّ الذين هادوا و الصبئون و النصرى . .. لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح

در آيه 69 بيان شد كه مجرد انتساب به اديان الهى در سعادت آدمى كارساز نيست و اين آيه به منزله دليل و برهانى بر آن حقيقت است.

99- گرايش ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 10

10 ـ ضرورت هشيارى آدمى ، در پرهيز از گرايش هاى حسرت آفرين

لا تكونوا كالّذين كفروا . .. ليجعل اللّه ذلك حسرة فى قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 3

3 ـ تمايلات و آرزو هاى پوچ و بيجا ، نشانه تسلط شيطان بر انسان

و لامنينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 169 - 2

2 ـ كفر ، گرايش به اديان باطل و انجام كردار هاى ناروا ، راهى است به سوى دوزخ .

و لاليهديهم طريقاً. الا طريق جهنم

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از ظرف و زمان هدايت در جمله «و لاليهديهم . ..» حيات دنيا باشد ; بر اين مبنا مقصود از هدايت كافران به راه جهنم، فراهم سازى زمينه هاى كفرپيشگى و اعمال ناروا براى آنان است كه سرانجام آن دوزخ خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 4

4 ـ گرايش به خصلت هاى كفرپيشگان ، امرى نكوهيده براى اهل ايمان

و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم

100- گمراهى در گرايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 37

37 ـ انحراف در رفتار و كردار آدمى ، ناشى از انحراف در گرايش هاى درونى و انگيزه هاى او

و ليبتلى اللّه ما فى صدوركم و ليمحّص ما فى قلوبكم

چون رفتار خارجى و اعمال ظاهرى (فرار از جنگ، اظهار ترديد در حقانيّت اسلام و . .. ) در اين آيات نشانه تشخيص درون سينه ها معرّفى شده، معلوم مى گردد كه رفتار و كردار آدمى نتيجه افكار اوست.

101- گناه گرايش به ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 1

1ـ تمايل به ستمگران و اتكاى بر آنان ، حرام و گناهى بزرگ است .

و لاتركنوا إلى الذين ظلموا

«الركون إلى شىء»; يعنى ، گرايش پيدا كردن به چيزى و اعتماد كردن بر آن.

102- ممانعت از گرايش به دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 16 - 5

5 - كافران به آيين و برنامه هاى الهى ، درصدد بازداشتن مردم از گرايش به دين و عمل به آن هستند . *

فاعبدنى . .. فلايصدّنك عنها من لايؤمن بها

مرجع ضمير «عنها» و «بها» ممكن است تمامى تعاليم و رهنمودهاى آموخته شده به موسى(ع) در وادى طوى (توحيد، لزوم عبادت و نماز، معاد و كيفر و پاداش الهى) باشد.

103- ممنوعيت گرايش به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 74 - 9

9- كمترين تمايل و كوچك ترين اتكا به كافران ، ممنوع است .

و لولا أن ثبّتنك لقد كدتّ تركن إليهم شيئًا قليلاً

از اينكه خداوند مى فرمايد: «اگر ما ثبات قدم به تو نداده بوديم، نزديك بود كه تو اندكى به آنان تمايل و اتكا بكنى» استفاده مى شود كه تمايل به كافران ممنوع است.

104- موانع گرايش به اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 75 - 4

4 - قساوت و سخت دلى بنى اسرائيل و جامعه يهود ، از ميان برنده زمينه هاى ايمان و گرايش به اسلام در آنان

ثم قست قلوبكم . .. أفتطمعون أن يؤمنوا لكم

حرف «فاء» در «أفتطمعون» قطع اميد از ايمان آوردن بنى اسرائيل را نتيجه قساوت قلب ايشان - كه در آيه قبل مطرح شد - مى شمرد; يعنى، با پيدايش قساوت در قلب بنى اسرائيل، جاى اميدى به ايمان آوردن آنان نيست.

105- موانع گرايش به توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 71 - 7

7 ـ آلودگى قوم عاد به پليدى و گرفتارى ايشان به خشم خدا ، مانع آنان از تصديق رسالت هود و گرايش به توحيد و يكتاپرستى

قال قد وقع عليكم من ربكم رجس و غضب

برداشت فــوق بر اساس اين احتمال است كه جمله «قد وقع . .. » به منزله دليلى باشد بر كفرورزى قوم عاد، نه نتيجه اى براى انكار توحيد و رسالت. يعنى هود با اين جمله اشاره به ريشه عنادورزى آنان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 15

15ـ خودفريبى مشركان و آراسته ديدن پندار شرك ، آنان را از گرايش به توحيد باز داشت .

و صدّوا عن السبيل

«صدّ» (مصدر صدّوا) به معناى بازگرداندن است. به نظر مى رسد فاعل محذوف از «صدّوا» مكر و حيله كه مايه شركورزى مشركان شده است، باشد.

106- موانع گرايش به دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 9

9 ـ منافقان همواره ، مانعى در جهت گسترش اسلام و گرايش مردم به دين

قالوا ألم نستحوذ عليكم و نمنعكم من المؤمنين

جمله «نمنعكم من المؤمنين» مى تواند به اين معنا باشد كه منافقان پس از پيروزى كافران مدعى بودند كه آنان اهل كفر را از گرايش به اسلام و ايمان باز مى داشتند. قابل ذكر است كه بر اين مبنا مراد از غلبه در «الم نستحوذ»، غلبه در تفضل و احسان است. يعنى ما نسبت به شما احسان كرديم.

107- موانع گرايش به كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 107 - 5

5- توجه به آخرت و ارزش دادن به آن ، مانع روى گردانى از ايمان و گرايش به كفر و ارتداد

ذلك بأنهم استحبّوا الحيوة الدنيا على الأخرة

جمله «ذلك بأنهم . ..» در صدد معرفى مرتد و انگيزه ارتداد اوست و او كسى است كه زندگى دنيا را بر آخرت ترجيح داده، در حالى كه اگر آخرت را در نظر مى داشت و براى آن ارزش لازم قائل بود، دست از ايمان برنداشته و مرتد نمى شد.

108- موانع گرايش ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 139 - 11

11 ـ اعتقاد به عزت و قدرت مطلقه الهى ، مانع گرايش به عزت و اقتدار موهوم كافران

أيبتغون عندهم العزّة فإن العزّة للّه جميعاً

109- نهى از گرايش به ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 5

5ـ مسلمانان نبايد در پايدارى بر دين و پيشبرد اهداف آن بر ستمگران ، اتكا كنند و از آنان يارى طلبند .

فاستقم كما أُمرت و من تاب معك . .. و لاتركنوا إلى الذين ظلموا

نهى از تمايل به ستمگران و اتكاى بر آنان ، پس از امر به استقامت در راه دين ، توجه دادن مؤمنان است به اين كه مبادا براى رسيدن به اين مقصود (استقامت در راه دين و پيشبرد اهداف آن) بر ستمگران تكيه كنند و از آنان يارى بخواهند.

گرايش مادى

110- سرزنش گرايش مادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 6

6 ـ جستجوى منافع مادى در هنگامه جنگ با دشمنان دين ، امرى نكوهيده در پيشگاه خداوند

تريدون عرض الدنيا و اللّه يريد الأخرة

111- گرايش مادى در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 6

6 ـ جستجوى منافع مادى در هنگامه جنگ با دشمنان دين ، امرى نكوهيده در پيشگاه خداوند

تريدون عرض الدنيا و اللّه يريد الأخرة

گرايشها

112- آثار ترك گرايش به ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 115 - 7

7ـ پايدارى بر دين ، پرهيز از طغيان گرى ، تكيه نكردن بر ستمگران و اقامه نماز ، نيكوكارى و درپى دارنده اجر و پاداش الهى است .

فاستقم . .. و لاتركنوا ... أقم الصلوة ... فإن الله لايضيع أجر المحسنين

113- آثار گرايش به صلاح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 15 - 24

24- گرايش به صلاح و جلب رضاى الهى ، نمودى از كمال عقلى انسان

حتّى إذا بلغ أشدّه و بلغ أربعين سنة قال ربّ أوزعنى . .. و أن أعمل صـلحًا ترضـيه

توجه به قرينه هاى موجود در آيه شريفه، استفاده مى شود كه تعبير «أربعين سنة» ناظر به بلوغ عقلى است، چه اين كه «بلغ أشدّه» مى تواند اشاره به بلوغ جسمى داشته باشد. بنابراين آنچه بر سن چهل سالگى انسان در آيه مترتب شده، از كمال عقلى نشأت يافته است.

114- آثار گرايش به باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 12 - 2

2 - باطل گرايى و سرگرم شدن به پوچى ها ، عامل اصلى تكذيب وحى و قيامت

الذين هم فى خوض يلعبون

از اين كه «الذين هم. ..» به عنوان تنها وصف «المكذّبين» آمده است; نقش اصلى آن در تكذيب حق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 44 - 4

4 - كفر و باطل گرايى و پوچى در زندگى ، موجب ذلّت و خوارى شديد در روز قيامت

فذرهم يخوضوا و يلعبوا . .. ترهقهم ذلّة ذلك اليوم الذى كانوا يوعدون

115- آثار گرايش به توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 8،13

8ـ نزول باران هاى فراوان ، در صورت پرهيز از شرك و گرايش به توحيد و پرستش خدا ، از نويد هاى هود ( ع ) به قوم خويش

و يـقوم استغفروا ربكم ثم توبوا إليه يرسل السماء عليكم مدرارًا

فعل مضارع «يرسل» به اصطلاح در جواب فعل امر (استغفروا ربكم ثم توبوا إليه) قرار گرفته و با «إنْ» شرطيه مقدر مجزوم شده است; يعنى: «إنْ تستغفروا و تتوبوا يرسل . ..; اگر استغفار كنيد و به سوى خدا حركت كنيد، او ابرهاى پر باران را براى شما خواهد فرستاد».

13ـ هود ( ع ) مردم خويش را در صورت استغفار از گناهان ، گرايش به توحيد و پرستش خدا ، به افزايش نيرو و توانشان بشارت داد .

و يـقوم استغفروا ربكم ثم توبوا إليه . .. يزدكم قوّة إلى قوّتكم

«يزدكم» عطف بر «يرسل» و جواب براى شرط مقدر مى باشد; يعنى: «إن تستغفروا . .. يزدكم; اگر استغفار كنيد و ...

خداوند نيروى شما را افزايش مى دهد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 90 - 4

4 ـ گرايش به توحيد و رعايت عدل در خريد و فروش و امور اقتصادى ، مايه خسارت در ديدگاه اشراف كفرپيشه قوم مدين

لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون

برداشت فوق با توجه به آيه 85، كه بيانگر پيامهاى شعيب است، به دست مى آيد.

116- آثار گرايش به حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 8

8- گرايش و عدم گرايش مردم و آراى آنان در حقانيّت حق ، بى تأثير است .

الحقّ من ربّكم فمن شاء فليؤمن ومن شاء فليكفر

117- آثار گرايش به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 27 - 6

6ـ گرايش داشتن آدمى به خدا زمينه ساز مشيّت الهى به هدايت وى و رهنمون ساختنش به پذيرش توحيد و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إن الله يضل من يشاء و يهدى إليه من أناب

«انابة» (مصدر أناب) به معناى روى آوردن و بازگشتن است كه به قرينه «إليه» منظور از آن ، روى آوردن و بازگشت به خداست و از آن جا كه اين وصف پيش از هدايت يافتن مطرح شده است ، مراد از آن گرايش داشتن به خدا و گريزان نبودن از اوست.

118- آثار گرايش به صلاح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 16 - 1،7

1- احسان به والدين ، روحيه شكر ، توبه ، صلاح جويى و تسليم ، شرط پذيرش تمام اعمال نيك انسان به درگاه خدا

أُولـئك الذين نتقبّل عنهم أحسن ما عملوا

مراد از «أحسن. ..» مى تواند اعمال واجب و مستحب ـ در قبال اعمال مباح ـ باشد. كه در اين صورت از ارتباط دو آيه استفاده مى شود كه اگر كسى از روحيات ياد شده برخوردار بود اعمال نيك او (واجب و مستحب) پذيرفته مى شود.

7 - احسان به والدين ، روحيه شكر و صلاح جويى براى خود و آيندگان ، مؤثر در شمول عفو الهى نسبت به انسان

و وصّينا الإنسـن . .. أوزعنى أن أشكر ... و أن أعمل صـلحًا ترضيه و أصلح لى فى ذرّ

آنچه در آيه قبل به عنوان احسان به والدين و. .. ياد شده است; در حقيقت عامل اصلى براى اغماض خداوند از سيئات انسان مى باشد. واژه «اُولـئك» اين ارتباط تنگاتنگ را برقرار كرده است.

119- آثار گرايش به ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 2،15

2ـ تمايل به ستمگران و اتكاى بر آنان ، موجب گرفتار شدن به آتش دوزخ است .

و لاتركنوا إلى الذين ظلموا فتمسكم النار

15ـ « عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) : . . . من مدح سلطاناً جائراً و تخفّف و تضعضع له طمعاً فيه كان قرينه إلى النار . . . قال الله عزوجل : « و لاتركنوا إلى الذين ظلموا فتمسكم النار . . . ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است: . .. كسى كه سلطان ستمگرى را به خاطر طمع داشتن به او، ستايش كند و در برابر او كوچكى و تواضع نمايد در آتش همنشين او گردد ... خداوند عزوجل فرمود: و لاتركنوا ...».

120- آثار گرايش به فسق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 6 - 3

3 - گرايش طبيعى انسان به فسق و فجور ، زمينه پرسش هاى انكارآميز او درباره قيامت .

بل يريد الإنسـن ليفجر أمامه . يسئل أيّان يوم القيـمة

جمله «يسئل أيّان. ..» استيناف بيانى و در مقام تعليل و تفسير «بل يريد الإنسان ليفجر...» است; يعنى، پرسش انكارآميز انسان، برخاسته از گرايش او به فسق و فجور است; چرا كه اگر قيامت را بپذيرد، نمى تواند به فسق و فجور متمايل گردد. ازاين رو براى ادامه راه فسق و فجور خويش، قيامت را انكار كرده و به تمسخر مى گيرد.

121- آثار گرايش به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 75 - 12

12- تمايل به كافران ، مايه تنها ماندن انسان و محروم شدن از نصرت خداوند

تركن إليهم شيئًا قليلاً. إذًا لأذقنـك ... ثمّ لاتجد لك علينا نصيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 26 - 3

3- تسلط شيطان بر روح منافقان ، معلول گرايش آنان به كافران و اظهار همدلى با ايشان

الشيطـن سوّل لهم . .. ذلك بأنّهم قالوا... سنطيعكم

«ذلك» مى تواند اشاره به تسلّط شيطان باشد كه از آيه قبل (الشيطان سوّل لهم) استفاده مى شود و تعبير «بأنّهم. ..» در مقام تعليل است.

122- آثار گرايشهاى باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 3

3ـ گرايش هاى شرك آلود و انكار حقانيت قرآن ، نشانه ناشنوايى ضمير و كورى دل است .

مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ والبصير والسميع

123- اهميت گرايش به اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 10

10 ـ هدف و فلسفه اصلى جنگ و مبارزه با كفار و مشركان ، گرايش دادن آنان به سوى اسلام است نه نابود كردن آنان .

فاقتلوا المشركين . .. فإن تابوا ... فخلّوا سبيلهم

124- اهميت گرايش به توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 6

6ـ استغفار از گناهان ، گرايش به توحيد و پرستش خدا ، مقدمه هايى لازم براى حركت به سوى خداوند و تقرب به درگاه او

و يـقوم استغفروا ربكم ثم توبوا إليه

برداشت فوق ، با توجه به كلمه «ثم» ـ كه جمله «توبوا إليه» را بر «استغفروا ربكم» عطف كرده ـ به دست مى آيد.

125- اهميت گرايش به دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 30 - 2

2 - رويكرد تمام عيار به دين خدا و مشغول نكردن خود به مشركان هواپرستى كه بر گمراهى خود پا مى فشارند ، لازم است .

بل اتّبع الذين ظلموا . .. فأقم وجهك للدين

«فا» در «فأقم» فصيحه و نتيجه گيرى از جمله محذوف است; يعنى : «حال كه روشن شد كه مشركان، به دليل هواپرستى شان، به خدا شرك مىورزند و هدايت ناپذيرند، تو، به آنان توجه نكن و تنها، به دين خدا متوجه باش. ».

126- ترك گرايش به ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 115 - 3

3ـ پايدارى بر دين ، پرهيز از طغيان گرى و تمايل نداشتن و تكيه نكردن بر ستمگران ، امورى نيازمند به صبرپيشگى

فاستقم كما أُمرت . .. و لاتركنوا إلى الذين ظلموا ... واصبر

127- حرمت گرايش به ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 1

1ـ تمايل به ستمگران و اتكاى بر آنان ، حرام و گناهى بزرگ است .

و لاتركنوا إلى الذين ظلموا

«الركون إلى شىء»; يعنى ، گرايش پيدا كردن به چيزى و اعتماد كردن بر آن.

128- خطر گرايش به شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 65 - 1

1 - هشدار خداوند به يكايك پيامبران در باره گرايش پيدا كردن به شرك و پرستش غير او

و لقد أُوحى إليك و إلى الذين من قبلك لئن أشركت ليحبطنّ عملك

مفرد آمدن خطاب در «أشركت» و «عملك» ـ با آن كه همه پيامبران مخاطب وحى الهى بودند ـ مى رساند كه اين وحى به يكايك پيامبران به طور جداگانه و مستقل، ابلاغ شده است.

129- زمينه گرايش به ارزشها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 21 - 7

7- توجه به عظمت مراتب اخروى ، مايه گرايش به ارزش هاى عالى آن است .

انظر . .. و للأخرة أكبر درجـت و أكبر تفضيلاً

دعوت خداوند از انسانها براى تعمق و تأمل در مدارج عالى اخروى، مى تواند به اين منظور باشد كه در انسانها انگيزه آخرت طلبى و تلاش براى كسب درجات عالى آخرت ايجاد كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 16 - 4

4 - توّجه انسان به چگونگى خلقت خويش و مرگ و رستاخيز ، زمينه ساز گرايش وى به ايمان و رو كردن به ارزش هاى دينى و الهى

ثمّ إنّكم يوم القيـمة تبعثون

در آيات نخستين اين سوره، سخن از مؤمنان راستين و صفات ارزشى آنان بود. اكنون دراين آيات ـ كه سخن از خلقت شگفت انسان و مرگ و رستاخيز او است ـ مى تواند رهنمودى باشد به انسان ها براى گرويدن به راه مؤمنان راستين.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 6

6- استفاده خداوند از تمايلات طبيعى بشر ، در جهت تشويق او به ايمان و ارزش ها

جنّـت تجرى من تحتها الأنهـر

تمايل بشر به برخوردارى از بوستان هايى سرشار از رودهاى جارى، زمينه اى قرار گرفته است تا خداوند بهوسيله اين تمايل طبيعى، او را به ارزش هاى معنوى مشتاق سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 15 - 13

13- نياز هاى طبيعى و مادى بشر ، وسيله اى در جهت گرايش دادن او به ارزش ها

فيها أنهـر من ماء غير ءاسن و أنهـر من لبن لم يتغيّر طعمه و أنهـر من خمر لذّة للش

خداوند از گرايش هاى طبيعى انسان به نوشيدن و لذّت بردن و. .. در جهت تشويق او به دين دارى، استقامت و تقواپيشگى در طريق حق استفاده كرده است.

130- زمينه گرايش به ارزشهاى معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 72 - 4

4 ـ تمايل طبيعى و غريزى انسان به بوستان ، آب ، خانه هاى دلپذير و جاودانگى ، وسيله اى در جهت گرايش دادن وى به ارزش هاى معنوى

وعد اللّه المؤمنين و المؤمنت جنت تجرى

با توجه به اينكه خداوند، همين گرايشهاى طبيعى را وسيله هدايت انسانها و سوق دادن آنان به كسب ارزشها قرار داده است، برداشت فوق به دست مى آيد.

131- زمينه گرايش به اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 22 - 2

2 - گرايش به دين اسلام ، در گرو وجود سعه صدر و روح پذيرش حق در انسان است .

أفمن شرح اللّه صدره للإسلـم

132- زمينه گرايش به ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 14 - 5

5 - بهره گيرى خداوند از تمايلات طبيعى انسان ها در گرايش دادن آنان به ايمان و عمل صالح

إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا . .. جنّـت تجرى من تحتها الأنهـر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 23 - 9

9 - بهره گيرى قرآن از تمايلات طبيعى انسان ها ، در گرايش دادن آنان به ايمان و عمل صالح

إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا . .. و لباسهم فيها حرير

133- زمينه گرايش به توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 38 - 18

18ـ پرهيز از شرك و گرايش به توحيد ، تنها در پرتو عنايت ها و امداد هاى الهى ميسّر است .

ما كان لنا أن نشرك . .. ذلك من فضل الله علينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 20

20ـ مردم ، در صورت آگاهى از براهين توحيد ، به يكتاپرستى گرايش خواهند يافت .

و لـكنّ أكثر الناس لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 8

8ـ توجه به اينكه خداوند هيچ شريكى براى خويش سراغ ندارد ، آدمى را به توحيد و نفى شرك گرايش مى دهد .

أم تنبّئونه بما لايعلم فى الأرض

134- زمينه گرايش به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 89 - 12

12- ربوبيت خداوند ، مقتضى روى آوردن به درگاه او به هنگام نياز

إذ نادى ربّه ربّ لاتذرنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 6 - 5

5 - استفاده قرآن كريم از تحولات و حوادث مهم ، به منظور جلب نظر مردم به سوى خداوند

غلبت الروم . .. للّه الأمر من قبل ... بنصر اللّه ينصر من يشاء ... وعد اللّه لايخ

پرداختن به حادثه اى تاريخى، مانند جنگ روميان و ايرانيان ـ كه خارج از قلمروِ حياتِ جمعىِ مسلمانان بوده ـ اگر چه مى تواند به خاطر نگرانى مؤمنان عصر بعثت از شكست معتقدان به كتاب آسمانى (روميان) باشد، اما تأكيد بر خدايى بودن حوادث در آن ماجرا (للّه الأمر. .. و بنصر اللّه...) مشعر به نكته بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 69 - 21

21 ـ يادآورى نعمت هاى الهى ، داراى تأثيرى بسزا در توجه آدمى به خدا و دستيابى به رستگارى است .

فاذكروا ءالاء اللّه لعلكم تفلحون

135- زمينه گرايش به دشمنان اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 26 - 6

6- بيماردلان و منافقان گريزان از تكاليف دينى ، داراى زمينه گرايش به دشمنان اسلام

و ذكر فيها القتال رأيت الذين فى قلوبهم مرض. .. قالوا للذين كرهوا ... سنطيعكم

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين، مى توان نتيجه گرفت كه ميان بيماردلى و گريز از تكاليف دشوار و تمايل به دشمنان اسلام، ارتباطى تنگاتنگ وجود دارد.

136- زمينه گرايش به دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 28 - 13

13ـ علاقه به معارف دينى ، در گرو شناخت آنهاست .

فعمّيت عليكم . .. و أنتم لها كـرهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 43 - 4

4 - توجّه به منشأ خلقت و روزى و مرگ انسان ، مقتضى رويكرد تمام عيار به دين است .

اللّه الذى خلقكم . .. فأقم وجهك للدين

احتمال دارد «فاء» در «فأقم»تفريع بر آيه «الذى خلقكم . ..» باشد كه در آن، خداوند، برخى از افعال خود را به عنوان نشانه، يادآورى كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 33 - 4

4- ملت هاى محروم و رنج ديده ، داراى زمينه حق پذيرى و گرايش به دين

و لقد اخترنـهم . .. و ءاتينـهم

با توجه به سياق آيات پيشين ـ كه فرعونيان را به دليل رفاه مندى و اسرافگرى، حق ناپذير و محكوم به هلاكت معرفى كرده است ـ مى توان علت و انتخاب بنى اسرائيل را براى دريافت آيات و معجزات، محروميت آنان از رفاه مندى و آمادگى آنان براى حق پذيرى دانست. البته اين هم آغاز يك آزمون است; نه امضاى صلاحيت مطلق و بى استثناى آنان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 3 - 12

12- توجه به محدوديت عمر زندگى ، هشدارى به انسان ها و عاملى در جهت حق گرايى و روى آوردن آنان به حقايق دين *

ما خلقنا. ..إلاّ بالحقّ وأجل مسمًّى و الذين كفروا عمّا أُنذروا معرضون

برداشت بالا براساس اين احتمال است كه تذكر خداوند به «أجل مسمّى» ـ در پى تذكر به حقانيت هستى ـ هشدارى باشد به آدميان كه دل به زندگى ناپايدار نبندند و از حاكميت حق غافل نگردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 16 - 4

4 - تأثير مثبت بيان فوايد و نتايج ايمان و دين دارى در گرايش بيشتر مردم به دين

و ألّوِاستقـموا على الطريقة لأسقينـهم ماء غدقًا

مأموريت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به بيان فوايد دين، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 3 - 2

2 - تسبيح و حمد خداوند و استغفار به درگاه او ، پس از مشاهده امداد هاى الهى و گرايش وسيع مردم ، به دين ، فرمان و توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إذا جاء نصر اللّه و الفتح . و رأيت الناس يدخلون فى دين اللّه أفواجًا . فسبّح بحم

137- زمينه گرايش به سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 9

9- انسان براى گرايش به راه خدا ، نيازمند موعظه نيك در كنار دلايل متقن عقلى

ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه «الموعظة» عطف بر «بالحكمة» است و با يك سياق ذكر شده، در حالى كه «و جادلهم» با بيان ديگر و امرى مجزّا آمده است.

138- زمينه گرايش به شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 64 - 8

8 ـ احساس بى نيازى از خداوند، زمينه غفلت از ياد او و گرايش به شرك است.

تدعونه تضرعاً و خفية . .. قل الله ينجيكم منها و من كل كرب ثم أنتم تشركون

139- زمينه گرايش به عمل صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 14 - 5

5 - بهره گيرى خداوند از تمايلات طبيعى انسان ها در گرايش دادن آنان به ايمان و عمل صالح

إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا . .. جنّـت تجرى من تحتها الأنهـر

140- زمينه گرايش به غيرخدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 15 - 4

4 - فقر ، تنگدستى ، بيچارگى و درماندگى زمينه ساز يأس و نوميدى از خدا ( كفر ) و پناهنده شدن به غير او ( شرك )

من كان يظنّ . .. هل يذهبنّ كيده ما يغيظ

روى سخن در اين بخش، با آن اشخاصى است كه به خداپرستى گرويده بودند و همين كه با برخى از ناملايمات زندگى روبه رو شدند از عبادت او روى برتافتند و به گمان آن كه در هستى جز خدا، نيروهاى ديگرى نيز دخالت دارند، به شرك (آيين سابقشان) بازگشتند.

141- زمينه گرايش به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 17

17 - توجه به قيامت ، زمينه ساز گرايش انسان به حقانيت قرآن و موازين الهى

اللّه الذى أنزل الكتـب بالحقّ . .. و ما يدريك لعلّ الساعة قريب

142- زمينه گرايش به كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 107 - 1

1- ترجيح زندگى دنيا بر آخرت ، ريشه اصلى ارتداد و گرايش به كفر است .

من كفر بالله من بعد إيمـنه . .. ذلك بأنهم استحبّوا الحيوة الدنيا على الأخرة

جمله «ذلك بأنهم . ..» در مقام تعليل براى آيه قبل است و نيز «ذلك» اشاره دارد به ارتداد و كفر پس از ايمان.

143- زمينه گرايش به مرفهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 18

18- قطع ارتباط با خداخواهان تهيدست ، زمينه ساز تمايل آدمى به مظاهر ماّدى و جلوه هاى ظاهرى دنيامداران است .

و لاتعد عيناك عنهم تريد زينة الحيوة الدنيا

144- زمينه گرايشهاى دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 85 - 5

5 ـ مال و فرزند ، دو عنصر پرجاذبه در زندگى دنيوى

أمولهم و أولدهم

با توجه به اينكه خداوند از ميان امكانات مادى تنها به دو مورد مال و اولاد اشاره كرده، برداشت فوق به دست مى آيد.

145- زمينه گرايشهاى معنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 80 - 10

10- عواطف غريزى انسان ، تأثيرى بسزا در گرايش هاى معنوى و ايمانى وى دارد .

فكان أبواه مؤمنين فخشينا أن يرهقهما طغيـنًا و كفرًا

خضر(ع) فرزند را از پدر و مادر مى گيرد تا آنان به واسطه علقه ها و روابط عاطفى، به كفر و طغيان گرايش پيدا نكنند. اين نكته، گوياى اثرپذيرى گرايش ها از عواطف است.

146- سرزنش گرايش به شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 32 - 7

7 ـ روى برتافتن از توحيد و يكتاپرستى و گرايش به شرك و بت پرستى ، كارى شگفت و در پى دارنده نكوهش سخت خداوند

فذلكم اللّه ربكم الحق . .. فأنى تصرفون

147- سرزنش گرايش به ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 18

18ـ « عن النبى (صلی الله علیه و آله) قال : . . . و قال لقمان لإبنه : يا بنىّ . . . إن كنت صالحاً فابعد من الأشرار و السفهاء ، فربما أصابهم الله بعذاب فيصيبك معهم ، فقد أفصح الله سبحانه و تعالى بقوله : . . . و . . . و قال سبحانه : « و لاتركنوا إلى الذين ظلموا فتمسكم النار » . . . ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: . .. لقمان به فرزندش گفت: اى پسرك من! ... اگر انسان شايسته اى هستى از اشرار و سبك مغزان دورى كن، چه بسا خداوند بر آنان عذابى بفرستد و تو را هم با آنان فرا گيرد ... خداوند در گفتار خود به روشنى فرموده: ... و ...«و لاتركنوا إلى الذين ...»...».

148- سرزنش گرايش به غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 87 - 2

2 - روى آوردن به غير خدا ، با وجود اعتقاد به خالقيت يگانه او ، انحرافى آشكار و امرى ملامت بار

و لئن سألتهم من خلقهم ليقولنّ اللّه فأنّى يؤفكون

«إفك» (مصدر «يؤفكون») به معناى روى گرداندن و انحراف از مسير طبيعى است.

149- عوامل انحراف در گرايشها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 14 - 12،13

12- انسان ، بدون برخوردارى از هدايت پروردگار ، گرفتار انحراف در بينش و گرايش خويش

أفمن كان على بيّنة من ربّه كمن زيّن له سوء عمله

از مقابله «من كان . ..» با «من زيّن...»، استفاده مى شود كه انسان ها به دو گروه عمده تقسيم مى شوند: 1ـ كسانى كه برخوردار از دلايل الهى و هدايت وحى اند; 2ـ گروهى كه در قبال دسته اول قرار دارند و در نهايت به انحراف در بينش (زيّن له سوء عمله) و انحراف در گرايش (و اتّبعوا أهوائهم) كشيده شده اند.

13- انحراف در بينش ، عامل هواپرستى و انحراف در گرايش *

زيّن له سوء عمله و اتّبعوا أهواءهم

از تقديم «زيّن له سوء عمله» ـ كه دلالت بر انحراف در بينش دارد ـ بر «اتّبعوا أهوائهم» ـ كه بيانگر انحراف درگرايش است ـ مطلب بالا قابل برداشت است.

150- عوامل گرايش به ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 13

13- توجه به فرجام مؤمنان و كافران ، نقشى تعيين كننده در گرايش انسان به ايمان يا كفر دارد .

فمن شاء فليؤمن و من شاء فليكفر إنّا أعتدنا للظـلمين نارًا

151- عوامل گرايش به باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 4 - 5

5 ـ ستمگرى ، باطل گرايى و دروغ پردازى ، از نتايج و اثرات كفر به خدا و انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قال الذين كفروا إن هـذا إلاّ إفك . .. فقد جاءو ظلمًا و زورًا

«زور» به معناى سخن باطل و دروغ است (لسان العرب).

152- عوامل گرايش به توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 4

4ـ بينايى و شنوايى باطنى انسان ( توانايى درك و فهم حقايق ) گرايش دهنده او به توحيد ، ايمان به قرآن و انجام اعمال صالح

مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ والبصير والسميع

153- عوامل گرايش به دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 114 - 5

5 - توجه انسان در دنيا به ناپايدارى عمر خويش ، داراى نقشى اساسى در گرايش او به دين الهى

قـل إن لبثتم إلاّ قليلاً لو أنّكم كنتم تعلمون

تعبير «لو أنّكم كنتم تعلمون» مى رساند كه اگر انسان در زندگى دنيوى، به ناپايدارى آن توجه داشته باشد، راهى را انتخاب خواهد كرد كه به دوزخ و پشيمانى منتهى نشود. آن راه، همان گردن نهادن به شريعت و آيين الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 30 - 3

3 - توجّه به آيات فراوان الهى ، مقتضى روى آوردن به دين خدااست .

و من ءايـته . .. فأقم وجهك للدين حنيفًا

احتمال دارد «فا» در «فأقم» تفريع بر آياتى باشد كه در صدد اثبات يك تايى خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 21 - 10،11

10 - تأثير سازنده اخلاص و نداشتن چشم داشت مادى ، در تبليغ دين و گرايش دادن مردم به دين دارى

اتّبعوا من لايسئلكم أجراً

11 - تأثير سازنده آگاهى و پيمودن راه دين ، در تبليغات دينى و گرايش دادن مردم به دين دارى

اتّبعوا من لايسئلكم أجراً و هم مهتدون

مقصود از جمله «و هم مهتدون» (آنان ره يافته اند) اين است كه پيامبران، راه دين را شناخته و آن را پيموده اند و طبيعى است كسانى كه راه دين را پيموده باشند، در تبليغ دين موفق تر خواهند بود و مردم نيز دعوت آنان را بهتر خواهند پذيرفت.

154- عوامل گرايش به عمل صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 23 - 9

9 - بهره گيرى قرآن از تمايلات طبيعى انسان ها ، در گرايش دادن آنان به ايمان و عمل صالح

إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا . .. و لباسهم فيها حرير

155- عوامل گرايش به كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 13

13- توجه به فرجام مؤمنان و كافران ، نقشى تعيين كننده در گرايش انسان به ايمان يا كفر دارد .

فمن شاء فليؤمن و من شاء فليكفر إنّا أعتدنا للظـلمين نارًا

156- عوامل گرايشهاى ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 137 - 6

6 ـ عقايد شرك آلود و جاهلانه موجب گرايش انسان به اعمال ناشايست و خلاف فطرت و وجدان است.

و كذلك زين . .. قتل أولدهم شركاؤهم

157- عوامل مؤثر در گرايشها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 99 - 3

3 ـ محيط اجتماعى ، در عين تأثير گذاشتن بر خصلت هاى روحى و گرايش هاى عقيدتى انسان ، از وى سلب اختيار و انتخاب نمى كند .

الأعراب أشد كفراً و نفاقاً . .. و من الأعراب من يؤمن باللّه

تصريح به وجود مؤمنان راستين در ميان اعراب باديه نشين به دنبال بيان خصلت كفر ورزى و نفاق شديد آنان، مى تواند إشعار به مطلب فوق داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 7

7 - شناخت ها و كردار انسان ، سرمايه و دستاورد او و مؤثر در گرايش ها و ضعف و قوّت فهم او است .

ما كانوا يكسبون

تعبير «يكسبون» ـ كه ناظر به تكذيب اعتدا و گناه كافران است ـ بيانگر اين است كه انديشه ها و كردار، سرمايه اى است كه آن را به دست آورده اند; گرچه براى آنان چيزى جز زيان دربرندارد.

158- كيفر اخروى گرايش به ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 75 - 5

5- كمترين تمايل به كافران از سوى رهبران دينى ، گناهى نابخشودنى و داراى كيفرى مضاعف در دنيا و آخرت

لقد كدتّ تركن إليهم شيئًا قليلاً. إذًا لأذقنـك ضعف الحيوة و ضعف الممات

159- كيفر دنيوى گرايش به ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 75 - 5

5- كمترين تمايل به كافران از سوى رهبران دينى ، گناهى نابخشودنى و داراى كيفرى مضاعف در دنيا و آخرت

لقد كدتّ تركن إليهم شيئًا قليلاً. إذًا لأذقنـك ضعف الحيوة و ضعف الممات

160- گرايش به آب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 72 - 4

4 ـ تمايل طبيعى و غريزى انسان به بوستان ، آب ، خانه هاى دلپذير و جاودانگى ، وسيله اى در جهت گرايش دادن وى به ارزش هاى معنوى

وعد اللّه المؤمنين و المؤمنت جنت تجرى

با توجه به اينكه خداوند، همين گرايشهاى طبيعى را وسيله هدايت انسانها و سوق دادن آنان به كسب ارزشها قرار داده است، برداشت فوق به دست مى آيد.

161- گرايش به آبادانى زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 15

15ـ خداوند ، توان و استعدادِ آباد كردن زمين را به آدميان عطا كرده و ايشان را به سوى آبادانى گرايش داده است .

واستعمركم فيها

استعمره فيه، يعنى: «جعله يعمره; وى را آبادكننده آن قرار داد» (لسان العرب). بر اين اساس «استعمركم فيها» چنين معنا مى شود: خداوند شما را اين گونه قرار داده و آفريده است كه زمين را آباد سازيد; يعنى، توان آبادسازى زمين را به شما عطا كرده و نياز به آن را در شما ايجاد كرده است تا همواره به سمت آبادسازى زمين در حركت باشيد.

162- گرايش به آرامش روانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 48 - 9

9 ـ گرايش فطرى انسان به تحصيل امنيت خاطر و آسايش روان

فمن ءامن و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون

تكيه بر دستاورد امنيت خاطر در رسالت پيامبران، گوياى ريشه دار بودن چنين خواسته اى در آدميان است.

163- گرايش به ارزشها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 95 - 13

13- انسان ، مجذوب ارزش هاى برتر است .

إنما عند الله هو خير لكم إن كنتم تعلمون

برداشت فوق، به خاطر اين است كه خداوند با نماياندن ارزشهاى برتر، انسان را به سوى ارزشهاى واقعى راهنمايى كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 16 - 12

12- ترغيب و تشويق هماره بندگان از سوى خداوند ، براى گرايش به ارزش ها

وعد الصدق الذى كانوا يوعدون

عبارت «كانوا يوعدون»، استمرار وعده هاى الهى را مى رساند. كه اين وعده ها در نهايت براى انگيزش و ترغيب بندگان، به كسب ارزش ها است.

164- گرايش به امكانات مادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 72 - 4

4 ـ تمايل طبيعى و غريزى انسان به بوستان ، آب ، خانه هاى دلپذير و جاودانگى ، وسيله اى در جهت گرايش دادن وى به ارزش هاى معنوى

وعد اللّه المؤمنين و المؤمنت جنت تجرى

با توجه به اينكه خداوند، همين گرايشهاى طبيعى را وسيله هدايت انسانها و سوق دادن آنان به كسب ارزشها قرار داده است، برداشت فوق به دست مى آيد.

165- گرايش به امنيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 48 - 9

9 ـ گرايش فطرى انسان به تحصيل امنيت خاطر و آسايش روان

فمن ءامن و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون

تكيه بر دستاورد امنيت خاطر در رسالت پيامبران، گوياى ريشه دار بودن چنين خواسته اى در آدميان است.

166- گرايش به توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 41 - 1

1 ـ گرايش همه انسانها، حتى مشركان، در سختيها و شدايد به خداى يگانه

بل إياه تدعون

167- گرايش به جاودانگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 72 - 4

4 ـ تمايل طبيعى و غريزى انسان به بوستان ، آب ، خانه هاى دلپذير و جاودانگى ، وسيله اى در جهت گرايش دادن وى به ارزش هاى معنوى

وعد اللّه المؤمنين و المؤمنت جنت تجرى

با توجه به اينكه خداوند، همين گرايشهاى طبيعى را وسيله هدايت انسانها و سوق دادن آنان به كسب ارزشها قرار داده است، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 89 - 5

5 ـ بهره گيرى از گرايش انسان به زيبايى و جاودانگى ، در جهت هدايت وى به ايمان و جهاد ، امرى است شايسته و بايسته .

جهدوا بأمولهم . .. أعد اللّه لهم جنت تجرى من تحتها الأنهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 3 - 4

4- بهره گيرى قرآن از گرايش هاى انسان ( گرايش به ابديت ) در ترغيب به ارزش هاى معنوى ، بهره مى گيرد .

يبشّر المؤمنين الذين يعملون الصـلحـت أنّ لهم أجرًا حسنًا . مكثين فيه أبدًا

روشن است كه تمايل به جاودانگى، در نهاد انسان ها وجود دارد و قرآن مجيد، از همين علاقه ها، براى سوق دادن آدمى به سوى ارزش ها، بهره بردارى كرده است.

168- گرايش به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 40 - 9

9 ـ اگر مشركان از صداقت بهره مند باشند، بر گرايش خويش به هنگام سختيها، به خداى يگانه اقرار مى كنند.

قل أرءيتكم . .. أغير اللّه تدعون إن كنتم صدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 63 - 7

7 ـ گرايش به خداوند با فطرت آدمى عجين است.

قل من ينجيكم . .. تدعونه تضرعا و خفية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 28 - 2

2ـ مسلمانان صدراسلام از جمله كسانى اند كه پيش از هدايت شدن به خدا گرايش داشته و از او گريزان نبودند .

و يهدى إليه من أناب. الذين ءامنوا و تطمئن قلوبهم بذكر الله

«الذين ءامنوا» عطف بيان براى «من أناب» و تبيين كننده آن با ارائه مصداق است ; يعنى ، كسانى كه ايمان آورده اند، همانانند كه به سوى خدا انابه مى كردند ، از اين رو مشيّت الهى بر هدايت آنان تعلق گرفت.

169- گرايش به خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 43 - 9

9 ـ انسان داراى گرايش فطرى به سوى نيكيها و زيباييهاست.

و زين لهم الشيطن ما كانوا يعملون

حركت انسان به دنبال شيطان، پس از زينت و زيبا جلوه دادن اعمال، بيانگر اين نكته است كه آدمى زيباييها را مى طلبد و خواهان حركت به دنبال آن است. از اين روست كه شيطان همان زشتيها را زيبا جلوه مى دهد و آدمى را مى فريبد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 11 - 1،2

1- انسان ، شرّ و بدى را چونان خير و خوبى ، طالب و خواستار است .

و يدع الإنسـن بالشرّ دعاءه بالخير

مراد از «دعا» مطلق درخواست است اعم از اينكه به لفظ دعا باشد و يا به غير آن.

2- خيرطلبى در انسان ، اصيل و در پى شرّ بودنش ، تبعى و غير اصيل است .

و يدع الإنسـن بالشرّ دعاءه بالخير

برداشت فوق از تشبيه شرخواهى انسان به طالب خير بودنش استفاده گرديده است; يعنى، همان طور كه انسان همواره و به طور طبيعى و اصيل طالب خير است، به دنبال شر هم خواهد رفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 29

29 ـ وجود زمينه هاى گرايش به خير و شر در انسان از آغاز آفرينش

قال لاقتلنك . .. انما يتقبل اللّه من المتقين

با توجه به اينكه هابيل و قابيل هر دو فرزندان آدم بودند، لكن راههاى متضادى را برگزيدند، معلوم مى شود گرايشهاى درونى انسانها متفاوت است.

170- گرايش به دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 30 - 2،3،4

2 - رويكرد تمام عيار به دين خدا و مشغول نكردن خود به مشركان هواپرستى كه بر گمراهى خود پا مى فشارند ، لازم است .

بل اتّبع الذين ظلموا . .. فأقم وجهك للدين

«فا» در «فأقم» فصيحه و نتيجه گيرى از جمله محذوف است; يعنى : «حال كه روشن شد كه مشركان، به دليل هواپرستى شان، به خدا شرك مىورزند و هدايت ناپذيرند، تو، به آنان توجه نكن و تنها، به دين خدا متوجه باش. ».

3 - توجّه به آيات فراوان الهى ، مقتضى روى آوردن به دين خدااست .

و من ءايـته . .. فأقم وجهك للدين حنيفًا

احتمال دارد «فا» در «فأقم» تفريع بر آياتى باشد كه در صدد اثبات يك تايى خداوند است.

4 - لزوم توجّه همه جانبه و به دور از هرگونه انحراف و كجى به دين خداوند

فأقم وجهك للدين حنيفًا

بنابراين احتمال كه «حنيفاً» حال براى ضمير فاعلى «أقم» باشد، نكته بالا استفاده مى شود لازم به ذكر است كه «حنف» مصدر «حنيف» به معناى «پرهيز از هرگونه تمايل به انحراف» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 43 - 6

6 - لزوم توجّه تمام عيار به دين حق ، با عبرت گيرى از فرجامِ بدكرداران گذشته

فانظروا كيف كان عـقبة الذين من قبل . .. فأقم وجهك للدين

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه «فاء» در «فأقم» تفريع بر آيه پيش باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 83 - 3

3 ـ گرايش به دين ، امرى فطرى است . *

افغير دين اللّه يبغون

«بغى» به معناى طلب است. و فعل مضارع «يبغون» دلالت بر طلب و خواست مستمرّ دارد. بنابراين آيه شريفه فرض كرده كه مردمان همواره در پى دين هستند.

171- گرايش به رحمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 1 - 3

3 - انسان ، مجذوب رحمت است .

الرحمـن

با توجه به اين كه خداوند در مقام جلب توجه انسان ها رحمت خود را به آنان يادآور شده است، استفاده مى شود كه انسان بيش از هر چيز، مفتون لطف و رحمت است.

172- گرايش به زنان پليد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 26 - 9

9 - گرايش و همسويى زنان و مردان خبيث ( بدكردار و ناپاك ) به همديگر و مردان و زنان نيك و پاكدامن به يكديگر

الخبيثـت للخبيثين . .. و الطيّبون للطّيبـت

برخى از مفسران برآنند كه آيه شريفه، در صدد بيان يك واقعيت خارجى در جامعه است، نه حكم شرعى; به اين معنا كه زنان و مردان خبيث و آلوده به همديگر و زنان و مردان پاكدامن به يكديگر گرايش و تمايل دارند و نهايتاً به همديگر مى پيوندند.

173- گرايش به زنان عفيف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 26 - 9

9 - گرايش و همسويى زنان و مردان خبيث ( بدكردار و ناپاك ) به همديگر و مردان و زنان نيك و پاكدامن به يكديگر

الخبيثـت للخبيثين . .. و الطيّبون للطّيبـت

برخى از مفسران برآنند كه آيه شريفه، در صدد بيان يك واقعيت خارجى در جامعه است، نه حكم شرعى; به اين معنا كه زنان و مردان خبيث و آلوده به همديگر و زنان و مردان پاكدامن به يكديگر گرايش و تمايل دارند و نهايتاً به همديگر مى پيوندند.

174- گرايش به زهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 51 - 8

8 - گرايش باطنى پيامبران به ترك دنيا و پرهيز از لذت هاى آن

يـأيّها الرسل كلوا من الطّيّبـت

اين كه خدا، به پيامبران توصيه مى كند كه از غذاهاى لذيذ استفاده كنيد، نشان مى دهد كه در بين آن بزرگواران، نوعى گرايش به ترك دنيا و اجتناب از لذات آن وجود داشته است; كه ممكن بود در صورت نبود اين توصيه الهى، به نوعى رهبانيت كشيده شوند.

175- گرايش به زيبايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 43 - 9

9 ـ انسان داراى گرايش فطرى به سوى نيكيها و زيباييهاست.

و زين لهم الشيطن ما كانوا يعملون

حركت انسان به دنبال شيطان، پس از زينت و زيبا جلوه دادن اعمال، بيانگر اين نكته است كه آدمى زيباييها را مى طلبد و خواهان حركت به دنبال آن است. از اين روست كه شيطان همان زشتيها را زيبا جلوه مى دهد و آدمى را مى فريبد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 122 - 10

10 ـ زيبا پنداشتن اعمال و افكار از مهمترين عوامل انگيزش آدمى است.

كذلك زين للكفرين ما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 89 - 5

5 ـ بهره گيرى از گرايش انسان به زيبايى و جاودانگى ، در جهت هدايت وى به ايمان و جهاد ، امرى است شايسته و بايسته .

جهدوا بأمولهم . .. أعد اللّه لهم جنت تجرى من تحتها الأنهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 13

13ـ گرايش انسان به زيباييها

بل زيّن للذين كفروا مكرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 39 - 8

8- گرايش به زيبايى ها ، از جمله گرايش هاى انسانهاست .

لأزيننّ لهم

از اينكه ابليس، از طريق تزيين اعمال به گمراهى انسانها مى پردازد، به دست مى آيد كه انسانها به زيبايى و زينت علاقه مند هستند و اين علاقه مندى باعث و انگيزه آنها در رفتارشان مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 6 - 2

2- انسان ، موجودى زيباپسند است .

و لكم فيها جمال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 14 - 6

6- گرايش انسان ها به زيبايى و تزيين با زيورآلات

تستخرجوا منه حلية تلبسونها

فعل مضارع «تلبسونها» حكايت از واقعيت خارجى مى كند و آن استفاده از زيورآلات است. از طرفى، تزيين جزء نيازهاى ضرورى انسان نيست و در عين حال در كنار آن نيازها ذكر شده است و اين حكايت از حقيقت ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 63 - 5

5- گرايش و تمايل انسان به زيبايى و گريز از زشتى

فزيّن لهم الشيطـن أعمـلهم

از اينكه شيطان اعمال زشت مردم را تزيين كرد و آنان را به وسيله همان عمل گمراه ساخت، نشان دهنده نكته فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 7 - 13

13- گرايش به زيبايى ها ، در سرشت انسان نهفته است .

جعلنا ما على الأرض زينة لها لنبلوهم

آفرينش زيبايى ها به منظور آزمايش انسان، در صورتى معنا خواهد داشت كه گرايش به زيبايى در وجود انسان نهفته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 12

12 - انسان ها ، طبعاً ، به زيبايى و خوبى گرايش دارند .

و زيّن لهم الشيطـن أعمـلهم

اين كه شيطان، كارهاى ناروا را خوب جلوه مى دهد، تا مردم را از راه خدا باز دارد، حكايت از اين حقيقت مى كند كه مردم، به زيبايى و خوبى گرايش دارند و شيطان از اين گرايش، استفاده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 25 - 6

6 - گرايش درونى انسان به زيبايى ها

فزيّنوا لهم . .. و حقّ عليهم القول

از اين كه اعمال ناشايست انسان ها را برايشان خوب و نيك جلوه مى دادند، مى توان استفاده كرد كه طبيعت انسان از بدى گريزان است و به خوبى تمايل دارد.

176- گرايش به زيورآلات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 14 - 6

6- گرايش انسان ها به زيبايى و تزيين با زيورآلات

تستخرجوا منه حلية تلبسونها

فعل مضارع «تلبسونها» حكايت از واقعيت خارجى مى كند و آن استفاده از زيورآلات است. از طرفى، تزيين جزء نيازهاى ضرورى انسان نيست و در عين حال در كنار آن نيازها ذكر شده است و اين حكايت از حقيقت ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 12 - 7

7 - گرايش انسان ها به زيبايى و تزيين با زيورآلات

و تستخرجون حلية تلبسونها

آيه شريفه در صدد گزارش از يك واقعيت خارجى است و آن استفاده مدام انسان ها از زيورآلات دريايى است. اين كار حكايت از تمايل و گرايشى است كه در درون انسان ها وجود دارد.

177- گرايش به شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 64 - 5

5 ـ آدمى پس از نجات از شدايد، على رغم پيمان عدم شرك و سپاسگزارى از خداوند، پيمان شكنى مى كند و مجدداً شرك مىورزد.

لئن أنجنا . .. قل الله ينجيكم ... ثم أنتم تشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 11

11 ـ گرايش به شرك پس از توحيد (ارتداد)، حركتى ضد تكاملى و ارتجاعى است.

أندعوا من دون الله . .. و نرد على أعقابنا بعد إذ هدينا الله

معناى جمله «نرد على . .. » صرفاً به معناى بازگشت به گذشته تاريخى نيست بلكه حكايت از بازگشت به جهل و عقب ماندگى فكرى نيز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 9

9ـ گرايش انسان ها به كفر و شرك ، نه دلالت بر خروج آنان از سيطره خدا دارد و نه بيانگر ولايت غير خدا بر آنان است .

أُولـئك لم يكونوا معجزين فى الأرض . .. ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون

خداوند، با بيان ريشه كفرورزى كافران (ماكانوا . ..)، پس از اعلام ولايت خدا بر آنان، به اين حقيقت اشاره مى كند كه: مخالفت كافران با برنامه هاى الهى به خاطر خروج آنان از حاكميت خدا و سلطه غير او بر ايشان نيست; بلكه به دليل ناتوانى آنان از درك معارف الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 36 - 9

9ـ گروه هايى از يهود و نصارا داراى گرايشهايى شرك آلود بودند .

و من الأحزاب من ينكر بعضه قل إنما أُمرت أن أعبد الله و لا أُشرك به

چون جمله «قل إنما اُمرت . ..» ـ كه حاكى از توحيد و يكتاپرستى است ـ در پاسخ گروه هايى از يهود و نصارا قرار گرفته است ، معلوم مى شود اين گروه ها به پرستش غير خدا و شرك در عبادت روى آورده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 17

17 ـ گرايش نصارا به كفر و شرك ، نشانه بى ثمرى و كارساز نبودن انتساب ظاهرى به اديان الهى

إنّ الذين هادوا و الصبئون و النصرى . .. لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح

در آيه 69 بيان شد كه مجرد انتساب به اديان الهى در سعادت آدمى كارساز نيست و اين آيه به منزله دليل و برهانى بر آن

حقيقت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 1،7

1 ـ شعيب ( ع ) در پاسخ اشراف كفرپيشه مدين ، گرايش به آيين شرك را افترا بر خداوند دانست .

قد افترينا على اللّه كذبا إن عدنا فى ملتكم

7 ـ شعيب ( ع ) بازگشت خود و همگامانش را به آيين شرك تنها در صورت تعلق مشيت الهى ، ممكن دانست .

و ما يكون لنا أن نعود فيها إلا أن يشاء اللّه ربنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 140 - 6

6 ـ گرايش به شرك ، ناسپاسى به نعمت هاى خداوند است .

قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً و هو فضلكم على العلمين

178- گرايش به شرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 11 - 1،2

1- انسان ، شرّ و بدى را چونان خير و خوبى ، طالب و خواستار است .

و يدع الإنسـن بالشرّ دعاءه بالخير

مراد از «دعا» مطلق درخواست است اعم از اينكه به لفظ دعا باشد و يا به غير آن.

2- خيرطلبى در انسان ، اصيل و در پى شرّ بودنش ، تبعى و غير اصيل است .

و يدع الإنسـن بالشرّ دعاءه بالخير

برداشت فوق از تشبيه شرخواهى انسان به طالب خير بودنش استفاده گرديده است; يعنى، همان طور كه انسان همواره و به طور طبيعى و اصيل طالب خير است، به دنبال شر هم خواهد رفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 27 - 29

29 ـ وجود زمينه هاى گرايش به خير و شر در انسان از آغاز آفرينش

قال لاقتلنك . .. انما يتقبل اللّه من المتقين

با توجه به اينكه هابيل و قابيل هر دو فرزندان آدم بودند، لكن راههاى متضادى را برگزيدند، معلوم مى شود گرايشهاى درونى انسانها متفاوت است.

179- گرايش به صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 79 - 8

8 ـ اعتقاد به توحيد و روى دل و جان به خداى يگانه كردن، مقتضاى گرايش به حق و راه مستقيم است.

وجهت وجهى للذى . .. حنيفا و ما أنا من المشركين

راغب در معناى حنيف مى گويد: «حنف» تمايل به استقامت و دورى از گمراهى است. و چون «حنيفا» در آيه شريفه وصف براى فاعل «وجهت» است، تعليلى براى مضمون «وجهت ... » محسوب مى شود.

180- گرايش به طبيعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 72 - 4

4 ـ تمايل طبيعى و غريزى انسان به بوستان ، آب ، خانه هاى دلپذير و جاودانگى ، وسيله اى در جهت گرايش دادن وى به ارزش هاى معنوى

وعد اللّه المؤمنين و المؤمنت جنت تجرى

با توجه به اينكه خداوند، همين گرايشهاى طبيعى را وسيله هدايت انسانها و سوق دادن آنان به كسب ارزشها قرار داده است، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 12 - 6

6 - بهره گيرى قرآن از تمايلات طبيعى و غريزى انسان به آب ، بوستان و خانه هاى دلپذير ، در جهت گرايش دادن وى به ارزش هاى معنوى است .

تؤمنون باللّه و رسوله . .. و يدخلكم جنّـت... و مسـكن طيّبة

از اين كه خداوند، گرايش هاى طبيعى انسان ها را وسيله هدايت آنان و سوق دادن آنها به كسب ارزش ها قرار داده است، براداشت بالا استفاده مى شود.

181- گرايش به ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 14

14ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قول الله عزوجل : « ولاتركنوا إلى الذين ظلموا . . . » قال : هو الرجل يأتى السلطان فيحب بقائه إلى أن يدخل يده إلى كيسه فيعطيه ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خدا كه فرموده: «و لاتركنوا إلى الذين ظلموا . ..» روايت شده است: ركون به ظالم اين است كه شخص نزد سلطان [ظالم ]برود و دوست بدارد كه او زنده بماند تا دست در كيسه اش كند و چيزى به او بدهد».

182- گرايش به عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 50 - 9

9ـ انسان از ديرباز ، برخوردار از روحيه پرستش و گرايش به معبود

اعبدوا الله ما لكم من إلـه غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 9

9ـ انسان ، از ديرباز برخوردار از روحيه پرستش و گرايش به معبود

ما لكم من إلـه غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 10

10ـ انسان ، از ديرباز برخوردار از روحيه پرستش معبود و گرايش به آن بود .

اعبدوا الله ما لكم من إلـه غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 59 - 7

7 ـ انسان ها از ديرباز برخوردار از روحيه گرايش به معبود و پرستش آن

يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 65 - 8

8 ـ انسان از ديرباز برخوردار از روحيه پرستش بود .

يقوم اعبدوا اللّه ما لكم من إله غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 73 - 8

8 ـ انسان ها از ديرباز برخوردار از روحيه پرستش بودند .

قال يقوم اعبدوا اللّه

183- گرايش به عقيده حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 26 - 3

3- عقيده حق ، دلپذير و مطابق طبع آدمى بوده و عقيده باطل منفور است .

مثلاً كلمة طيّبة كشجرة طيّبة . .. و مثل كلمة خبيثة كشجرة خبيثة

«طيب» درلغت به چيزى معنا شده است كه مطابق طبع و ميل آدمى مى باشد و «خبث» چيزى است كه مورد كراهت و نفرت مى باشد. برداشت فوق، با توجه به معناى ياد شده، بنابر احتمالى است كه مراد از «كلمه طيبه» عقيده حق و «كلمه خبيث» عقيده باطل باشد.

184- گرايش به فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 85 - 5

5 ـ مال و فرزند ، دو عنصر پرجاذبه در زندگى دنيوى

أمولهم و أولدهم

با توجه به اينكه خداوند از ميان امكانات مادى تنها به دو مورد مال و اولاد اشاره كرده، برداشت فوق به دست مى آيد.

185- گرايش به فسق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 5 - 3،5

3 - منشأ انكار معاد ، تمايل انسان به فسق و فجور است ; نه وجود شبهه اى علمى .

أيحسب الإنسـن ألّن نجمع عظامه . .. بل يريد ألإنسـن ليفجر أمامه

5 - گرايش به فسق و فجور ، از تمايلات طبيعى انسان ها است .

بل يريد الإنسـن ليفجر أمامه

186- گرايش به قدرت برتر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 116 - 8

8 ـ گرايش طبيعى انسان ها به قدرتى فراتر و نيرومند ، براى اتكا به او

و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لانصير

اينكه خداوند فرموده است: «براى شما جز او يار و سرپرستى نيست»، مبتنى بر وجود خصلت يارطلبى و استمداد و اتكا به مبدأ قدرت در انسانها مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 22 - 8

8 - انسان ها ، داراى گرايشى درونى به قدرتى برتر جهت انتخاب ولىّ و ياورند .

و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لانصير

نفى مطلق غيرخدا براى ولايت و ياورى، مبتنى بر وجود خصلت يارطلبى و اتكا به ولىّ برتر است.

187- گرايش به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 74 - 10

10- « قال الرضا ( ع ) : ممّا نزل بإياك أعنى و اسمعى يا جارة خاطب الله عزّوجلّ بذلك نبيه و أراد به أُمّته قوله : . . . « و لولا أن ثبتناك لقد كدتّ تركن إليهم شيئاً قليلاً » . . . ;

امام رضا(ع) فرمود: از جمله آياتى كه بر سبك و روش [مثال معروف عرب]«إيّاك أعنى و اسمعى يا جارة» نازل گرديد و آن هم بدين معنا كه خداوند ـ عزّوجلّ ـ به پيامبر(صلی الله علیه و آله) خطاب مى كند ولى مقصود و مراد امت اوست; اين آيه شريفه است: «و لولا أن ثبّتناك لقد كدتّ تركن إليهم شيئاًقليلاً». ..».

188- گرايش به كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 9

9ـ گرايش انسان ها به كفر و شرك ، نه دلالت بر خروج آنان از سيطره خدا دارد و نه بيانگر ولايت غير خدا بر آنان است .

أُولـئك لم يكونوا معجزين فى الأرض . .. ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون

خداوند، با بيان ريشه كفرورزى كافران (ماكانوا . ..)، پس از اعلام ولايت خدا بر آنان، به اين حقيقت اشاره مى كند كه: مخالفت كافران با برنامه هاى الهى به خاطر خروج آنان از حاكميت خدا و سلطه غير او بر ايشان نيست; بلكه به دليل ناتوانى آنان از درك معارف الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 3

3ـ گرايش هاى شرك آلود و انكار حقانيت قرآن ، نشانه ناشنوايى ضمير و كورى دل است .

مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ والبصير والسميع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 106 - 1

1- ميل و گرايش به كفر پس از پذيرش ايمان ( ارتداد ) ، موجب خشم شديد الهى است

من كفر بالله من بعد إيمـنه . .. فعليهم غضب من الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 17

17 ـ گرايش نصارا به كفر و شرك ، نشانه بى ثمرى و كارساز نبودن انتساب ظاهرى به اديان الهى

إنّ الذين هادوا و الصبئون و النصرى . .. لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح

در آيه 69 بيان شد كه مجرد انتساب به اديان الهى در سعادت آدمى كارساز نيست و اين آيه به منزله دليل و برهانى بر آن حقيقت است.

189- گرايش به مال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 85 - 5

5 ـ مال و فرزند ، دو عنصر پرجاذبه در زندگى دنيوى

أمولهم و أولدهم

با توجه به اينكه خداوند از ميان امكانات مادى تنها به دو مورد مال و اولاد اشاره كرده، برداشت فوق به دست مى آيد.

190- گرايش به مردان پليد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 26 - 9

9 - گرايش و همسويى زنان و مردان خبيث ( بدكردار و ناپاك ) به همديگر و مردان و زنان نيك و پاكدامن به يكديگر

الخبيثـت للخبيثين . .. و الطيّبون للطّيبـت

برخى از مفسران برآنند كه آيه شريفه، در صدد بيان يك واقعيت خارجى در جامعه است، نه حكم شرعى; به اين معنا كه زنان و مردان خبيث و آلوده به همديگر و زنان و مردان پاكدامن به يكديگر گرايش و تمايل دارند و نهايتاً به همديگر مى پيوندند.

191- گرايش به مردان عفيف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 26 - 9

9 - گرايش و همسويى زنان و مردان خبيث ( بدكردار و ناپاك ) به همديگر و مردان و زنان نيك و پاكدامن به يكديگر

الخبيثـت للخبيثين . .. و الطيّبون للطّيبـت

برخى از مفسران برآنند كه آيه شريفه، در صدد بيان يك واقعيت خارجى در جامعه است، نه حكم شرعى; به اين معنا كه زنان و مردان خبيث و آلوده به همديگر و زنان و مردان پاكدامن به يكديگر گرايش و تمايل دارند و نهايتاً به همديگر مى پيوندند.

192- گرايش به مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 74 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) از ترفند هاى لغزش آفرين مشركان و كمترين تمايل به آنان ، در پرتو ثبات قدم اعطا شده به او از جانب

خداوند ، در امان بود .

و لولا أن ثبّتنك لقد كدتّ تركن إليهم شيئًا قليلاً

193- گرايش به معبود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 50 - 9

9ـ انسان از ديرباز ، برخوردار از روحيه پرستش و گرايش به معبود

اعبدوا الله ما لكم من إلـه غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 9

9ـ انسان ، از ديرباز برخوردار از روحيه پرستش و گرايش به معبود

ما لكم من إلـه غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 10

10ـ انسان ، از ديرباز برخوردار از روحيه پرستش معبود و گرايش به آن بود .

اعبدوا الله ما لكم من إلـه غيره

194- گرايش به موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 63 - 1

1 - برخى از فرعونيان در پى سخنان موسى ( ع ) ، به آن حضرت گرايش پيداكرده ، و موجب بروز تنش در ميان فرعونيان گرديدند .

فتنـزعوا . .. قالوا إن هذن لسحرن

فاعل «قالوا» به قرينه «فأجمعوا كيدكم» (در آيه بعد) گروهى از فرعونيان بودند كه با گروهى ديگر از خودشان به گفت وگو پرداختند. آيه قبل نيز به اين معنا تصريح دارد كه در ميان فرعونيان مشاجره اى پديد آمد. اين مشاجره در باره موسى(ع) بوده و فاعل «قالوا» سعى در توجيه گروه دوم داشته است.

195- گرايشها به باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 - 31

31 ـ كج انديشى و گرايش قلب به باطل ، مانع از ژرفنگرى در علم *

فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ . .. و الراسخون فى العلم

از مقابله دو گروه (كج انديشان و راسخان در علم)، استفاده شده است.

196- گرايشها در پيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 4

4 - انسان ، در هر مرحله اى از مراحل زندگى دنيوى ( كودكى ، نوجوانى ، جوانى ، ميان سالى و پيرى ) ، داراى روحيه و گرايشى متفاوت با مرحله قبل و مرحله بعد است .

اعلموا أنّما الحيوة الدنيا لعب . .. و تكاثر فى الأمول و الأولـد

برداشت ياد شده در صورتى به دست مى آيد كه هر يك از خصلت هاى پنجگانه ياد شده در آيه شريفه، به ترتيب بيانگر يكى از مراحل زندگى انسان باشد.

197- گرايشها در جوانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 4

4 - انسان ، در هر مرحله اى از مراحل زندگى دنيوى ( كودكى ، نوجوانى ، جوانى ، ميان سالى و پيرى ) ، داراى روحيه و گرايشى متفاوت با مرحله قبل و مرحله بعد است .

اعلموا أنّما الحيوة الدنيا لعب . .. و تكاثر فى الأمول و الأولـد

برداشت ياد شده در صورتى به دست مى آيد كه هر يك از خصلت هاى پنجگانه ياد شده در آيه شريفه، به ترتيب بيانگر يكى از مراحل زندگى انسان باشد.

198- گرايشها در كودكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 4

4 - انسان ، در هر مرحله اى از مراحل زندگى دنيوى ( كودكى ، نوجوانى ، جوانى ، ميان سالى و پيرى ) ، داراى روحيه و گرايشى متفاوت با مرحله قبل و مرحله بعد است .

اعلموا أنّما الحيوة الدنيا لعب . .. و تكاثر فى الأمول و الأولـد

برداشت ياد شده در صورتى به دست مى آيد كه هر يك از خصلت هاى پنجگانه ياد شده در آيه شريفه، به ترتيب بيانگر يكى از مراحل زندگى انسان باشد.

199- گرايشها در ميان سالى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 4

4 - انسان ، در هر مرحله اى از مراحل زندگى دنيوى ( كودكى ، نوجوانى ، جوانى ، ميان سالى و پيرى ) ، داراى روحيه و گرايشى متفاوت با مرحله قبل و مرحله بعد است .

اعلموا أنّما الحيوة الدنيا لعب . .. و تكاثر فى الأمول و الأولـد

برداشت ياد شده در صورتى به دست مى آيد كه هر يك از خصلت هاى پنجگانه ياد شده در آيه شريفه، به ترتيب بيانگر يكى از مراحل زندگى انسان باشد.

200- گرايشها در نوجوانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 4

4 - انسان ، در هر مرحله اى از مراحل زندگى دنيوى ( كودكى ، نوجوانى ، جوانى ، ميان سالى و پيرى ) ، داراى روحيه و گرايشى متفاوت با مرحله قبل و مرحله بعد است .

اعلموا أنّما الحيوة الدنيا لعب . .. و تكاثر فى الأمول و الأولـد

برداشت ياد شده در صورتى به دست مى آيد كه هر يك از خصلت هاى پنجگانه ياد شده در آيه شريفه، به ترتيب بيانگر يكى از مراحل زندگى انسان باشد.

201- گرايشهاى پسنديده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 68 - 3

3 ـ گرايش به حق ( حنيف بودن ) و تسليم خدا بودن ، حقيقت پيروى از حضرت ابراهيم ( ع ) و انبيا

و لكن كان حنيفاً مسلماً و ما كان من المشركين. انّ اولى الناس بابرهيم لَلّذين اتّ

202- گرايشهاى فطرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 83 - 3

3 ـ گرايش به دين ، امرى فطرى است . *

افغير دين اللّه يبغون

«بغى» به معناى طلب است. و فعل مضارع «يبغون» دلالت بر طلب و خواست مستمرّ دارد. بنابراين آيه شريفه فرض كرده كه مردمان همواره در پى دين هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 95 - 9

9 ـ گرايش به توحيد امرى فطرى و معقول، و شرك پندارى دور از حقيقت و موجب شگفتى است.

ذلكم الله فأنى تؤفكون

در مفردات راغب آمده است كه «افك» به معناى دروغ و نيز هر چيزى است كه در غير مجرا و مسير صحيح خود قرار گرفته باشد. جمله «فأنى تؤفكون» در عين استفهام همراه با تعجب، بر انحراف و دروغ بودن شرك و در نتيجه بر حقانيت و راستى توحيد اشاره دارد.

203- گرايشهاى مادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 14 - 5،10

5 ـ شيفتگى مردم نسبت به زن ، فرزندان ذكور ، سيم و زر و مَركب هاى نامدار

زيّن للنّاس حبّ الشّهوات من النّساء و البنين و القناطير المقنطرة من الذّهب و الف

10 ـ امكانات مادى ، و تمايل به آنها ، فقط وسيله اى براى گذران زندگانى دنياست و هدف آفرينش نيست .

زيّن للنّاس ذلك متاع الحيوة الدّنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 15 - 2،8

2 ـ تقواپيشگان ، فريفته تمايلات شهوانى و مادى نيستند .

زيّن . .. ذلك متاع الحيوة الدّنيا ... للّذين اتقوا عند ربهم

8 ـ پرهيز از شيفتگى به تمايلات نفسانى ، عامل دستيابى به بهشت جاودان و رضوان الهى

للّذين اتقوا عند ربّهم

به قرينه آيه قبل مى توان مفعول «اتّقوا» را موارد ذكر شده در آن آيه دانست. موارد ياد شده عبارت است از حب و شيفتگى به شهوات و ... . گفتنى است معناى لغوى «اتقوا»، پرهيز و دورى است.

204- گرايشهاى متضاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 141 - 8

8 ـ رشد ايمان در جامعه ، موجب نفى حضور كفر است .

و ليمحّص اللّه الّذين امنوا و يمحق الكافرين

نياوردن «لام تعليل» در «يمحق»، اشاره به اين معنا دارد كه نابودى كافران پس از خالص شدن مؤمنان صورت مى گيرد. يعنى به هر اندازه كه مؤمنان از عيب و نقص خالص شوند، به همان مقدار از شوكت كافران كاسته خواهد شد تا به نابودى كشانده شوند.

205- گرايشهاى نكوهيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 14 - 1،5،7،14

1 ـ توجه و علاقه به ماديّات ، زمينه محروميّت از پندگيرى و بينش صحيح

انّ فى ذلك لعبرة لاولى الابصار. زيّن للنّاس حبّ الشّهوات

برداشت فوق از ارتباط آيه مورد بحث با آيه قبل استفاده شده است; گويا «زيّن» بيان مى كند كه چرا همه انسانها اهل بصيرت نيستند.

5 ـ شيفتگى مردم نسبت به زن ، فرزندان ذكور ، سيم و زر و مَركب هاى نامدار

زيّن للنّاس حبّ الشّهوات من النّساء و البنين و القناطير المقنطرة من الذّهب و الف

7 ـ هشدار الهى در مورد جاذبه هاى موهومِ امور مادى و دنيوى

زيّن للنّاس حبّ الشّهوات . .. متاع الحيوة الدّنيا

14 ـ تضعيف انگيزه هاى مادّى و تقويت انگيزه هاى معنوى ، از روش هاى قرآن براى تربيت انسان

زيّن للنّاس . .. و اللّه عنده حسن المئاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 142 - 3

3 ـ ضرورت پرهيز از بنا نهادن بينش ها و موضع گيرى ها ، بر اوهام و پندار هاى باطل

ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة و لمّا يعلم اللّه

206- گناه گرايش به ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 1

1ـ تمايل به ستمگران و اتكاى بر آنان ، حرام و گناهى بزرگ است .

و لاتركنوا إلى الذين ظلموا

«الركون إلى شىء»; يعنى ، گرايش پيدا كردن به چيزى و اعتماد كردن بر آن.

207- ممانعت از گرايش به دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 16 - 5

5 - كافران به آيين و برنامه هاى الهى ، درصدد بازداشتن مردم از گرايش به دين و عمل به آن هستند . *

فاعبدنى . .. فلايصدّنك عنها من لايؤمن بها

مرجع ضمير «عنها» و «بها» ممكن است تمامى تعاليم و رهنمودهاى آموخته شده به موسى(ع) در وادى طوى (توحيد،

لزوم عبادت و نماز، معاد و كيفر و پاداش الهى) باشد.

208- ممنوعيت گرايش به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 74 - 9

9- كمترين تمايل و كوچك ترين اتكا به كافران ، ممنوع است .

و لولا أن ثبّتنك لقد كدتّ تركن إليهم شيئًا قليلاً

از اينكه خداوند مى فرمايد: «اگر ما ثبات قدم به تو نداده بوديم، نزديك بود كه تو اندكى به آنان تمايل و اتكا بكنى» استفاده مى شود كه تمايل به كافران ممنوع است.

209- موانع گرايش به اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 75 - 4

4 - قساوت و سخت دلى بنى اسرائيل و جامعه يهود ، از ميان برنده زمينه هاى ايمان و گرايش به اسلام در آنان

ثم قست قلوبكم . .. أفتطمعون أن يؤمنوا لكم

حرف «فاء» در «أفتطمعون» قطع اميد از ايمان آوردن بنى اسرائيل را نتيجه قساوت قلب ايشان - كه در آيه قبل مطرح شد - مى شمرد; يعنى، با پيدايش قساوت در قلب بنى اسرائيل، جاى اميدى به ايمان آوردن آنان نيست.

210- موانع گرايش به توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 15

15ـ خودفريبى مشركان و آراسته ديدن پندار شرك ، آنان را از گرايش به توحيد باز داشت .

و صدّوا عن السبيل

«صدّ» (مصدر صدّوا) به معناى بازگرداندن است. به نظر مى رسد فاعل محذوف از «صدّوا» مكر و حيله كه مايه شركورزى مشركان شده است، باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 71 - 7

7 ـ آلودگى قوم عاد به پليدى و گرفتارى ايشان به خشم خدا ، مانع آنان از تصديق رسالت هود و گرايش به توحيد و يكتاپرستى

قال قد وقع عليكم من ربكم رجس و غضب

برداشت فــوق بر اساس اين احتمال است كه جمله «قد وقع . .. » به منزله دليلى باشد بر كفرورزى قوم عاد، نه نتيجه اى

براى انكار توحيد و رسالت. يعنى هود با اين جمله اشاره به ريشه عنادورزى آنان دارد.

211- موانع گرايش به كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 107 - 5

5- توجه به آخرت و ارزش دادن به آن ، مانع روى گردانى از ايمان و گرايش به كفر و ارتداد

ذلك بأنهم استحبّوا الحيوة الدنيا على الأخرة

جمله «ذلك بأنهم . ..» در صدد معرفى مرتد و انگيزه ارتداد اوست و او كسى است كه زندگى دنيا را بر آخرت ترجيح داده، در حالى كه اگر آخرت را در نظر مى داشت و براى آن ارزش لازم قائل بود، دست از ايمان برنداشته و مرتد نمى شد.

212- نقش گرايشها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 3 - 7

7- استفاده از گرايش ها و عواطف خويشاوندى براى هدايت مردم ، از روش هاى هدايتى قرآن

ألاّتتخذوا من دونى وكيلاً. ذرّية من حملنا مع نوح

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «ذرّية من حملنا. ..» از سخنان قرآن باشد نه آموزه هاى تورات.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 12 - 6

6 - بهره گيرى قرآن از تمايلات طبيعى و غريزى انسان به آب ، بوستان و خانه هاى دلپذير ، در جهت گرايش دادن وى به ارزش هاى معنوى است .

تؤمنون باللّه و رسوله . .. و يدخلكم جنّـت... و مسـكن طيّبة

از اين كه خداوند، گرايش هاى طبيعى انسان ها را وسيله هدايت آنان و سوق دادن آنها به كسب ارزش ها قرار داده است، براداشت بالا استفاده مى شود.

213- نهى از گرايش به ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 113 - 5

5ـ مسلمانان نبايد در پايدارى بر دين و پيشبرد اهداف آن بر ستمگران ، اتكا كنند و از آنان يارى طلبند .

فاستقم كما أُمرت و من تاب معك . .. و لاتركنوا إلى الذين ظلموا

نهى از تمايل به ستمگران و اتكاى بر آنان ، پس از امر به استقامت در راه دين ، توجه دادن مؤمنان است به اين كه مبادا براى رسيدن به اين مقصود (استقامت در راه دين و پيشبرد اهداف آن) بر ستمگران تكيه كنند و از آنان يارى بخواهند.

4- گرسنگي

1- آثار گرسنگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 112 - 15

15- فقر و گرسنگى مردم ، زمينه ساز ناامنى اجتماعى است . *

فكفرت بأنعم الله فأذقها الله لباس الجوع و الخوف

از اينكه خداوند در كيفر كفران نعمت، ابتدا فقر و گرسنگى و سپس ترس و ناامنى را مطرح ساخته است، مى توان به دست آورد كه فقر و گرسنگى زمينه ناامنى اجتماعى، همچون دزدى و . .. را فراهم مى آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 44 - 5

5 - گرسنگى و محروميت از مواد غذايىِ لازم ، از نشانه هاى مسكين بودن

و لم نك نطعم المسكين

2- ابتلا به گرسنگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 155 - 2،4

2 - خداوند با مبتلا ساختن اهل ايمان به ترس و گرسنگى ، آنان را مى آزمايد .

و لنبلونكم بشىء من الخوف و الجوع

4 - مبتلا شدن به پيكار با دشمنان و پيامد هاى آن ( ترس ، گرسنگى ، زيان هاى مالى و جانى و كم محصولى ) از مشكلات راه ايمان است .

لاتقولوا لمن يقتل . .. و لنبلونكم بشىء من الخوف

بيان كردن آزمون با ترس، گرسنگى و . .. پس از مطرح كردن جهاد و كشته شدن در راه خدا، گوياى اين است كه: مقصود از «الخوف و ...» ترسها و گرسنگيهايى است كه از مبتلا شدن به دشمنان دين به وجود مى آيد; يعنى، ايمان به رسالت مستلزم پيكار با دشمنان دين است و پيامد پيكار ترس، گرسنگى و ... مى باشد.

3- اهتمام به رفع گرسنگى جامعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 34 - 6

6 - اهتمام شديد اسلام ، به رفع گرسنگى در جامعه و تغذيه بينوايان

إنّه كان لايؤمن باللّه العظيم . و لايحضّ على طعام المسكين

از اين كه تكليف تغذيه بينوايان و گرسنگان، در رديف ايمان به خدا و به عنوان عامل عذاب الهى قرار گرفته است; مى توان به حقيقت ياد شده پى برد.

4- اهميت مشكلات گرسنگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 8 - 5

5 - توجه و اهتمام ويژه اسلام ، به مشكل گرسنگى و نياز غذايى جامعه

و يطعمون الطعام على حبّه مسكينًا و يتيمًا و أسيرًا

از تصريح به اطعام و رفع نيازهاى غذايى نيازمندان جامعه ـ به جاى تأمين عموم نيازهاى نيازمندان ـ مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

5- بلاى گرسنگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 112 - 8

8- گرسنگى و ناامنى ، از بلا هاى مهم اجتماعى است .

قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. فأذقها الله لباس الجوع و الخوف

6- جاودانگى گرسنگى جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 7 - 3

3 - خوردن گياه « ضريع » ، دوزخيان را از گرسنگى نجات نخواهد داد .

و لايغنى من جوع

7- زمينه رفع گرسنگى از جامعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 18 - 3

3 - ريشه كن ساختن گرسنگى در جامعه ، نيازمند همكارى مردمى و تلاش همگانى است .

و لاتحـضّون على طعام المسكين

8- شدت گرسنگى جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 7 - 1

1 - دوزخيان ، همواره ضعيف و لاغر مانده و در شدت گرسنگى به سر خواهند برد .

لايسمن و لايغنى من جوع

كلمه «جوع»، نكره است و چون كلام منفى است، بر عموم دلالت دارد. بنابراين هر گونه گرسنگى كه به تصور مى آيد، درباره دوزخيان مصداق خواهد داشت.

9- عوامل رفع گرسنگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 5

5 - مصرف طعام ، بايد به منظور از بين بردن گرسنگى و به دست آوردن توان عبادت باشد .

فليعبدوا . .. الذى أطعمهم من جوع

«من جوع»، بيانگر آن است كه هدف از طعام، زوال گرسنگى است; نه آن كه خوردن، همواره مطلوب باشد. «فليعبدوا» بيانگر هدف بودن عبادت براى طعامى است كه از خداوند به انسان مى رسد.

10- عوامل گرسنگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 112 - 9،16

9- ابداع روش هاى جديد براى گناه و استمرار آن و نيز ناسپاسى در برابر خدا ، عامل پيدايش فقر ، گرسنگى و ناامنى اجتماعى

فكفرت بأنعم الله . .. بما كانوا يصنعون

برداشت فوق، با توجه به واژه «يصنعون» كه دربردارنده معناى ابداع و ايجاد مسبوق به عدم است، استفاده گرديد.

16- دستيابى جامعه به امنيت ، رشد و رفاه اقتصادى و يا ابتلاى آن به فقر ، گرسنگى ، ناامنى و ترس ، در گرو اعمال افراد آن جامعه است .

و ضرب الله مثلاً قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. فكفرت بأنعم الله فأذقها الله لباس

11- عوامل گرسنگى در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 112 - 14

14- روى آورى فقر ، گرسنگى و ناامنى به شهر مكه پس از آبادانى آن ، در نتيجه كفران نعمت هاى الهى

ضرب الله مثلاً قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. فأذقها الله لباس الجوع و الخوف بما ك

برداشت فوق ـ چنان چه عده اى از مفسّران گفته اند ـ بنابراين احتمال است كه مورد مثال آيه، قحطى شهر مكه باشد.

12- فلسفه رفع گرسنگى اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 15

15 - رفع گرسنگى و ناامنى از ساكنان مكه ، در راستاى اعتلا و شكوفايى كعبه و از جلوه هاى ربوبيت خداوند است .

ربّ هـذا البيت . الذى أطعمهم من جوع و ءامنهم من خوف

«الذى»، وصف «ربّ» و بيانگر جلوه هاى آن است.

13- گرسنگى اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 19 - 15

15- اصحاب كهف ، پس از بيدار شدن از خواب طولانى خويش ، احساس گرسنگى كردند .

فابعثوا أحدكم بورقكم . .. أزكى طعامًا

14- گرسنگى جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 66 - 3

3 - دوزخيان ستمگر ، در حال گرسنگى شديد به سر خواهند برد .

فمالئون منها البطون

پر كردن شكم از خوراكى هاى بسيار ناگوار، نشانه شدت گرسنگى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 6 - 1،3

1 - دوزخيان ، گرفتار گرسنگى و نيازمند غذا خواهند شد .

ليس لهم طعام

3 - بى غذايى و تن در دادن دوزخيان به خوردن خار بى ارزش و صدمه زننده ، از شكنجه ها و عذاب هاى جهنّم است .

ليس لهم طعام إلاّ من ضريع

15- گرسنگى خضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 77 - 3

3- موسى و خضر ( ع ) با احساس گرسنگى ، از مردم شهر ، تقاضاى طعام و خوراكى كردند .

استطعما أهلها

به قرينه «يضيّفوهما» مراد از استطعام، تهيه طعام براى ادامه سفر نبوده است، بلكه موسى و خضر(ع)، در همان هنگام، گرسنه بوده اند.

16- گرسنگى در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 52 - 3

3 - اهل دوزخ ( اصحاب شمال ) ، براى رفع گرسنگى ناچار به تغذيه از درخت زقوم خواهند بود .

لأكلون من شجر من زقّوم

آوردن «لام» تأكيد، بيانگر آن است كه تغديه اهل دوزخ از «زقّوم» ترديدناپذير است; زيرا آنان براى رفع گرسنگى چاره اى جز آن ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 53 - 1

1 - دوزخيان از فرط گرسنگى به پر كردن شكم خود از ميوه « زقّوم » مى پردازند .

فمالـون منها البطون

17- گرسنگى قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 1

1 - خداوند ، قريش را از گرسنگى رهانيد و مواد غذايى آنان را تأمين كرد .

الذى أطعمهم من جوع

حرف «من» يا تعليلى است و يا بدلى; يعنى، به دليل گرسنگى يا به جاى آن. در هر دو صورت، بيانگر وجود زمينه گرسنگى در قريش است; به گونه اى كه اگر خداوند آنان را اطعام نمى كرد، راهى ديگر نداشتند.

18- گرسنگى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 62 - 2

2- موسى ( ع ) در پى گذر كردن و پشت سر گذاشتن مجمع البحرين ، گرسنگى و خستگى شديدى را در خود و همسفرش احساس كرد .

ءاتنا غداءنا لقد لقينا من سفرنا هـذا نصبًا

«نصب» به معناى «رنج و سختى» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 77 - 3

3- موسى و خضر ( ع ) با احساس گرسنگى ، از مردم شهر ، تقاضاى طعام و خوراكى كردند .

استطعما أهلها

به قرينه «يضيّفوهما» مراد از استطعام، تهيه طعام براى ادامه سفر نبوده است، بلكه موسى و خضر(ع)، در همان هنگام، گرسنه بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 24 - 6،7

6 - كمك رسانى موسى ( ع ) به دختران شعيب ، على رغم خستگى و گرسنگى شديد وى

ثمّ تولّى إلى الظلّ فقال ربّ إنّى لما أنزلت إلىّ من خير فقير

7 - اظهار گرسنگى و نياز در پيشگاه خداوند از سوى موسى ( ع ) و درخواست كمك از ساحت او

فقال ربّ إنّى لما أنزلت إلىّ من خير فقير

19- گرسنگى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 155 - 6

6 - پيشه ساختن صبر و برپايى نماز ، دو وسيله كارساز براى تحمل ترس ها ، گرسنگى ها ، زيان هاى مالى و جانى و كمبود هاى به وجود آمده براى سالكان راه ايمان

يأيها الذين ءامنوا استعينوا بالصبر والصلوة . .. و لنبلونكم بشىء من الخوف ... و ا

20- گرسنگى يوشع(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 62 - 2

2- موسى ( ع ) در پى گذر كردن و پشت سر گذاشتن مجمع البحرين ، گرسنگى و خستگى شديدى را در خود و همسفرش احساس كرد .

ءاتنا غداءنا لقد لقينا من سفرنا هـذا نصبًا

«نصب» به معناى «رنج و سختى» است.

21- منشأ گرسنگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 78 - 16

16 ـ خداوند ، منشأ تمام نعمت ها ( مانند سلامتى ، امنيت و گشايش روزى ) و تمام بلا ها ( از قبيل بيمارى ، ترس و گرسنگى )

و ان تصبهم حسنةٌ يقولوا هذه من عند اللّه و ان تصبهم سيّئة يقولوا هذه من عندك قل

از ائمه معصومين (ع) در معناى حسنات و سيئات در آيه فوق روايت شده است: . .. الصحة و السلامة و الامن و السعة فى الرزق و قد سمّاها اللّه حسنات ... يعنى بالسيّئة هاهنا المرض و الخوف و الجوع ... .


تفسير قمى، ج 1، ص 144 ; نورالثقلين، ج 1، ص 519، ح 416.

22- نجات از گرسنگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 1

1 - خداوند ، قريش را از گرسنگى رهانيد و مواد غذايى آنان را تأمين كرد .

الذى أطعمهم من جوع

حرف «من» يا تعليلى است و يا بدلى; يعنى، به دليل گرسنگى يا به جاى آن. در هر دو صورت، بيانگر وجود زمينه گرسنگى در قريش است; به گونه اى كه اگر خداوند آنان را اطعام نمى كرد، راهى ديگر نداشتند.

5- گرما

1- ابتلاى بنى اسرائيل به گرما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 1

1 - قوم موسى پس از نجات از سلطه فرعونيان و گذر از دريا ، در بيابان ها به گرماى سوزان خورشيد گرفتار شدند .

و ظللنا عليكم الغمام

«تظليل» مصدر «ظللنا» - كه به معناى سايه قرار دادن مى باشد - گوياى اين است كه: قوم موسى پس از گذشتن از دريا، در جايى كه سقف و داراى سايه بانى باشد سكونت نكردند و لذا كلمه «بيابانها» در برداشت آورده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 16،17

16 ـ قوم موسى پس از عبور از دريا به گرماى سوزان خورشيد گرفتار شدند .

و ظلّلنا عليهم الغمم

17 ـ خداوند با سايه گستر ساختن ابر ها بر قوم موسى آنان را از تابش سوزان خورشيد رهايى بخشيد .

و ظلّلنا عليهم الغمم

«غمامه» به معناى ابر و جمع آن غمام است. (لسان العرب). برخى از اهل لغت برآنند كه غمام به معناى ابر سفيد است. «تظليل» (مصدر ظلّلنا) به معناى سايه قرار دادن است.

2- ابزار گرما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 5 - 3

3- گرم شدن آدمى به وسيله پشم ، كرك و موى دام ها از جمله فوايد آنهاست .

و الأنعـم خلقها لكم فيها دفءٌ

«دفىء» اسم براى وسيله و چيزى است كه آدمى به وسيله آن گرم شده و از سرما محفوظ مى ماند.

3- غزوه تبوك در گرما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 10

10 ـ وقوع جنگ تبوك در شدت گرما

لاتنفروا فى الحر

4- گرما در بهشت آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 119 - 1

1 - آدم ( ع ) در بهشت خويش ، از تشنگى و تحمل تابش آفتاب در امان و مصون بود .

و إنّك لاتظمؤا فيها و لاتضحى

«لاتضحى»; يعنى، روبه روى خورشيد قرار نمى گيرى و حرارت آن به تو نمى رسد (لسان العرب). اين وصف با توجه به معناى لغوى «جنّة» ـ كه بستان پوشيده از درخت است ـ به وجود سايه فراوان در سراى آدم(ع) اشاره دارد.

5- گرما در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 35 - 4

4 - فضاى محشر ، سخت داغ ، دودآلود و نفس گير

يرسل عليكما شواظ من نار و نحاس

6- منابع گرما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 13 - 1

1 - خداوند خورشيد را چراغ فروزان و منبع نور و حرارت قرار داده است .

و جعلنا سراجًا وهّاجًا

«وَهَج» (ريشه «وهّاج»)، به معناى آتش و روشنايى آن است. (مقاييس اللغة)

7- نجات بنى اسرائيل از گرما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 17

17 ـ خداوند با سايه گستر ساختن ابر ها بر قوم موسى آنان را از تابش سوزان خورشيد رهايى بخشيد .

و ظلّلنا عليهم الغمم

«غمامه» به معناى ابر و جمع آن غمام است. (لسان العرب). برخى از اهل لغت برآنند كه غمام به معناى ابر سفيد است. «تظليل» (مصدر ظلّلنا) به معناى سايه قرار دادن است.

6- گروهها

1- بطلان گروه هاى مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 32 - 7

7 - كلّيه گروه هايى كه اعتقادشان براساس شرك است ، بر باطل اند .

و لاتكونوا من المشركين . من الذين فرّقوا دينهم

«من الذين فرّقوا دينهم» بدل از «المشركين» است و به خاطر توجه دادن به اين حقيقت آمده است كه اگر چه مشركان، عقيده واحدى ندارند و گروه هاى عقيدتى مختلفى اند، اما همه، مشرك اند و بايد از قرار گرفتن در صف هر كدام از آنها پرهيز شود.

2- تمايز گروه ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 14 - 3

3 - صفوف مؤمنان ، در روز قيامت ، از صف كافران جدا مى شود .

و يوم تقوم الساعة يومئذ يتفرّقون

در صورتى كه مرجع ضمير «يتفرّقون» واژه «الخلق» ـ در آيه يازده ـ باشد و به قرينه دو آيه بعد ـ كه درباره وضعيت مؤمنان و كافران است ـ نكته ياد شده قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 43 - 12

12 - روز قيامت ، روز تفكيك شدن كامل انسان هاى مؤمن از انسان هاى كافر است .

يومئذ يصّدّعون

احتمال دارد مراد از تفكيك شدن و جدايى در روز قيامت، تفكيك صفوف اهل بهشت از صفوف كسانى كه اهل جهنم اند باشد. آيه بعد، مؤيد اين برداشت است

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 44 - 8

8 - در قيامت ، صفوف كافران و مؤمنان ، از هم جدا مى شود .

يومئذ يصّدّعون . من كفر فعليه كفره و من عمل صـلحًا ... يمهدون

3- گروه ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 56 - 5

5 - رو در رويى گروه هاى مختلف انسان ها ، در روز قيامت ، امرى ممكن است .

و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون . .. و قال الذين أوتوا العلم و الإيمـن لقد لبثتم

گروه هاى اجتماعى

4- {گروه هاى اجتماعى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 200 - 4،5،8

4 ـ مذمّت آن گروه از مردم كه پس از انجام مناسك حج ، تنها خواهان بهره هاى دنيوى از پروردگار خويشند .

فمن الناس من يقول ربّنا اتنا فى الدنيا

5 ـ دنياطلبان ، زيبايى ها را تنها در امكانات و بهره هاى دنيوى مى پندارند .

فمن الناس من يقول ربنا اتنا فى الدنيا

از اينكه در هنگام خواسته هايشان قيد «حَسَنه» را ذكر نكرده اند، چنين برمى آيد كه هر چه را در دنياست، زيبا مى پنداشتند.

8 ـ برخى مردم ، تنها دنيا را از پروردگارشان خواهانند .

و من الناس من يقول ربنا اتنا فى الدنيا

چون گروهى كه در آيه بعد مطرح است، خواهان دنيا و نيز آخرتند، به قرينه مقابله، اين گروه تنها طالب دنيايند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 201 - 1

1 ـ تمجيد آن دسته از مردم كه پس از انجام مناسك حج ، خواهان نيكو هاى دنيا و آخرت و نجات از آتش هستند .

و منهم من يقول ربنا اتنا فى الدنيا حسنة و فى الاخرة حسنة و قنا عذاب النّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 204 - 5

5 ـ منافقان رياكار و متظاهرند .

و من الناس من يعجبك قوله فى الحيوة الدنيا . .. و هو الدّ الخصام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 207 - 1،4،8،10

1 ـ برخى از مردم ، رضايت خداوند را با فدا كردن جان خويش مى خرند .

و من الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات اللّه

4 ـ در برابر كسانى كه حرث و نسل را فداى مصلحت خود مى كنند ، برخى ، جان خود را در برابر حفظ ارزش هاى الهى فدا مى كنند .

ليفسد الحرث و النسل . .. و من الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات اللّه

8 ـ وجود مؤمنان ايثارگر در جامعه براى مبارزه با فساد ، از نشانه هاى رأفت خداوند به بندگان

و اذا تولى سعى فى الأرض . .. و من الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات اللّه ... و ال

10 ـ تفاوت عميق ميان انسان ها و تقسيم بندى آنها بر مبناى جهانبينى ، عقيده ، عمل و اخلاق

و من الناس من يقول . .. ربّنا اتنا ... من يعجبك ... من يشرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 210 - 2،6،12

2 ـ برخى از مردم تا هنگامى كه عذاب الهى نازل نشود ، تسليم نمى شوند و ايمان نمى آورند .

هل ينظرون الا ان ياتيهم اللّه فى ظلل من الغمام

6 ـ برخى از مردم براى تسليم شدن در برابر خداوند ، منتظر آمدن خداوند و ملائكه هستند .

هل ينظرون الاّ ان يأتيهم اللّه فى ظلل من الغمام و الملئكة و قضى الأمر

بنابراينكه جمله «هل ينظرون»، تهديد به عذاب نباشد; بلكه بيان يك واقعيّت ـ كه همان توقّع نابجاى مردم است ـ باشد.

12 ـ توقّعات نابجاى برخى از مردم ( ديدن خدا و ملائكه )

هل ينظرون الا أن يأتيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 57 - 9

9 ـ ايمان و كفر ، ملاك تقسيم بندى جوامع انسانى از نظر قرآن

فاما الذين كفروا . .. و اما الذين امنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 66 - 3،5

3 ـ تنها گروهى اندك از مردم ، پذيراى حكم خودكشى و ترك خانه و كاشانه در صورت فرمان الهى به آن

و لو انّا كتبنا عليهم ان اقتلوا انفسكم . .. ما فعلوه الّا قليل منهم

5 ـ رويگردانى مردم ـ جز گروهى اندك ـ از توبه در صورت مشروط بودن آن به خودكشى و يا ترك خانه و كاشانه

و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاؤك فاستغفروا اللّه . .. و لو انّا كتبنا ... ما فعلو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 83 - 16،18

16 ـ تنها عده قليلى از مردم تحت تأثير شايعات و اخبار گمراه كننده قرار نمى گيرند .

اذاغوا به . .. لو لا فضل اللّه عليكم و رحمته لاتبعتم الشيطان الّا قليلا

18 ـ تنها گروهى اندك از مردمان براى رهايى از پيروى شيطان نياز به هدايت هاى ويژه و دايمى ندارند .

لو لا فضل اللّه عليكم و رحمته لاتبعتم الشيطان الّا قليلا

در برداشت فوق مستثنى منه، ضمير در «اتبعهم» گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 70 - 1،2

1 ـ برخى مردم بازى و سرگرميهاى دنيا را به عنوان دين خود برگزيده اند.

و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا

2 ـ گروهى از مردم نابخردانه دين خدا را بازيچه و سرگرمى براى خود قرار داده اند.

و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا

مراد از «دينهم» مى تواند آيين الهى باشد كه براى آنان نازل گشته، ولى آنان به جاى تمسك آن را بازيچه خويش قرار داده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 146 - 4،6،9

4 ـ گروهى از انسان ها هيچ نشانه اى را كه براى اثبات حقانيت دين به آنان ارائه شود ، تصديق نمى كنند و بدان ايمان نمى آورند .

و إن يروا كل ءاية لا يؤمنوا بها

6 ـ گروهى از انسان ها هر چند راه رشد و هدايت را پيش روى خويش ببينند ، آن را راه و رسم زندگانى خويش قرار نمى دهند .

و إن يروا سبيل الرشد لا يتخذوه سبيلا

9 ـ گروهى از انسان ها با برخورد به راه هاى ضلالت آن را روش خويش قرار داده و در پى آن سلوك خواهند كرد .

و إن يروا سبيل الغى يتخذوه سبيلا

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «و إن يروا سبيل الغى . .. » عطف بر «يتكبرون» و صله چهارمى براى «الذين» باشد. در اين صورت جمله مذكور اشاره به گروهى ديگر دارد كه خداوند آنان را از درك آيات خويش بازمى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 45 - 9

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 18 - 7

7 - برخلاف همه پديده هاى جهان هستى ، مردم دو دسته اند : بسيارى از آنان معتقد به توحيد ربوبى و اهل خضوع و انقياد در برابر خدا و بسيارى ديگر منكر توحيد ربوبى و ديگر پرست هستند .

ألم تر أنّ اللّه يسجد . .. و كثير من الناس و كثير حقّ عليه العذاب

جمله «حقّ عليه العذاب» كنايه از شرك و ديگرپرستى و روى گردانى از خضوع در برابر خدا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 51 - 2

2 - انسان ها در برابر انذار ها و اخطار هاى پيامبران دو دسته اند : مؤمن و ياكافر

يـأيّها الناس إنّما أنا لكم نذير مبين . فالذين ءامنوا ... و الذين سعوا فى ءايـتن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 6 - 1،10

1 - برخى از مردم ، به دنبال فراگيرى سخنان بيهوده و داستان هاى بى اساس اند .

و من الناس من يشترى لهو الحديث

«لهو» در لغت، به معناى هر چيزى است كه انسان را از مقصدش باز دارد. عبارت «لهوالحديث» اضافه صفت به موصوف خودش است و به معناى «سخن و كلام و يا افسانه هاى بيهوده» است.

10 - گروهى از مردم ، در برخورد با آيات قرآن كريم ، آن را مى پذيرند و گروهى ديگر ، از آن روى گردانده و به سخنان بيهوده روى مى آورند .

تلك ءايـت الكتـب . .. هدًى ... للمحسنين ... و من الناس من يشترى لهو الحديث

آيه، عطف معنوى به آيات پيش و يا عطف قصه به قصه است و گويا، در صدد بيان اين نكته است كه مردم، در برخورد با قرآن، دو دسته اند: گروهى از آنان محسنان اند كه هدايت پذيرند و گروهى ديگر، از آن گريزانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 32 - 12

12 - گروهى از مردم ، در برابر نعمت نجات از بلا ها و خطر هاى مرگ آفرين ، ناسپاس اند .

فلمّا نجّيهم إلى البرّ فمنهم مقتصد و ما يجحد بأيـتنا إلاّ . ..كفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 73 - 1

1 - مردم ، در برابر امانت الهى ، به سه گروهِ منافق و مشرك و مؤمن صف بندى شدند .

إنّا عرضنا الأمانة . .. ليعذّب اللّه المنـفقين و المنـفقـت و المشركين و المشركـت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 32 - 5

5 - وجود گروهى مستكبر در جوامع بشرى كه گروه ديگر را به استضعاف مى كشانند .

قال الذين استكبروا للذين استضعفوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 4

4 - وجود گروهى مستكبر در جوامع بشرى كه گروه ديگر را به استضعاف درمى آورند .

و قال الذين استضعفوا للذين استكبروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 5 - 1

1 - دسته اى از مردم ، انفاقگر و اهل جود و تقوايند .

فأمّا من أعطى و اتّقى

مراد از «إعطاء» ـ به قرينه مقابله با «بخل» (در آيات بعد) ـ انفاق مال و جود و كرم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 8 - 1

1 - دسته اى از مردم ، از صرف اموال خود در موارد لازم ، بخل ورزيده و همواره درصدد ثروت اندوزى و غنى ساختن خويش اند .

و أمّا من بخل و استغنى

«بخل»; يعنى، دور نگه داشتن اندوخته ها، از مصارفى كه منع آنها از آن شايسته نيست (مفردات).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 9 - 1

1 - گروهى از مردم ، پاداش هاى موعود خداوند را دروغ پنداشته و وعده هاى الهى را تكذيب مى كنند .

و كذّب بالحسنى

5- اختلاف گروه هاى اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 4

4 ـ تقسيم شدن مردم به فرقه هاى مختلف و درگيرى و جنگ بين آنان، از انواع عذاب الهى بر مردم است.

أو يلبسكم شيعا و يذيق بعضكم بأس بعض

«شيع»، جمع «شيعه»، به معنى گروهها و فرقه هاست و «بأس» نيز به معنى جنگ و يا شدت جنگ است. (لسان العرب). جمله «و يذيق ...» عطف تفسير و يا عطف سبب بر مسبب است، يعنى نتيجه گروه گروه شدن جنگ و درگيرى است.

6- امتحان گروه هاى اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 53 - 1

1 ـ خداوند گروهها و قشرهاى گوناگون جامعه را به وسيله يكديگر مى آزمايد.

و كذلك فتنا بعضهم ببعض

7- گروه هاى اجتماعى در مدينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 60 - 16

16 - در مدينه عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) گروه هاى مختلف فكرى و عقيدتى زندگى مى كردند .

نساء المؤمنين . .. لئن لم ينته المنـفقون

8- گروه هاى اجتماعى دوران عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 65 - 3

3 - وجود گروه ها و احزاب مختلف اجتماعى و قومى در جامعه عصر عيسى ( ع )

فاختلف الأحزاب من بينهم

جمله «فاختلف الأحزاب» گوياى اين نكته است كه مردمان در عصر عيسى(ع)، به گروه ها و احزاب مختلفى تقسيم شده بودند كه بعد از بعثت آن حضرت، گرفتار اختلافاتى نوين شدند.

9- گروه هاى اجتماعى صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 1

1 - وجود برخى از عناصر مذبذب و هرهرى مذهب در جمع مسلمانان صدراسلام

و من الناس من يعبد اللّه على حرف فإن أصابه خير اطمأنّ به و إن أصابته فتنة انقلب

«حرف» به معناى طرف و كنار است. «على حرف» متعلق به عامل مقدر و حال از ضمير مستتر در «يعبد» است.;يعنى، «و من الناس من يعبد اللّه حال كونه على طرف من الدين». آيه فوق، خبر از عناصرى از اهل شرك مى دهد كه همراه با اضطراب، تشويش، دودلى و ترديد وارد جبهه توحيد و يكتاپرستى (اسلام) مى شدند. آنان مانند كسى هستند كه در كنار معركه چشم به راه مى نشيند; اگر ديد جنگجويان دارند پيروز مى شوند، وارد معركه مى شوند; اما اگر احساس كرد كه آنها شكست مى خورند، فرار مى كند. عناصر فوق نيز اگر به مال و منالى دست مى يافتند، شادمان مى شدند و پا بر جا مى ماندند; اما اگر اتفاقاً مواجه با ناملايمات و سختى ها مى شدند، از جبهه توحيدى روى بر مى تافتند و به آيين سابقشان (شرك) باز مى گشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 10 - 1

1 - در ميان مؤمنان صدراسلام ، افرادى با ايمان سست وجود داشتند .

و من الناس من يقول ءامنّا باللّه فإذا أوذى فى اللّه جعل فتنة الناس كعذاب اللّه

10- گروه هاى اجتماعى و رهبران دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 120 - 24

24 - رهبران دينى در خطر پيروى از تمايلات نفسانى گروه هاى مختلف اجتماعى

و لئن اتبعت أهواءهم . .. مالك من اللّه من ولىّ و لانصير

گروه بندى

11- آثار گروه بندى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 5

5 ـ گروه گروه شدن، زمينه درگيرى و خونريزى و نشانه عذاب الهى است.

أو يلبسكم شيعا و يذيق بعضكم بأس بعض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 32 - 11

11 - گروه بندى و حزب گرايى ، پيش درامدى بر اختلاف مذهبى است .

فرّقوا دينهم . .. كلّ حزب بما لديهم فرحون

احتمال دارد «كلُّ حزب . ..» به منزله تعليل براى «فرّقوا دينهم» باشد; يعنى، آنان، دين خود را تجزيه كردند و يا در دين خود، اختلاف كردند، براى اين كه هر گروهى آنچه را كه خود دارد، آن را مى پسندد.

12- گروه بندى هاى اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 32 - 5

5 - اختلاف دينى ، از عوامل دسته بندى و گروه بندى هاى اجتماعى است .

فرّقوا دينهم و كانوا شيعًا

احتمال دارد ذكر «و كانوا شيعاً» پس از «فرّقوا» به خاطر توجه به اين واقعيت است كه: اختلاف دينى، گروه بندى اجتماعى را به دنبال دارد.

13- ناپسندى گروه بندى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 32 - 6

6 - اختلاف در دين و ايجاد دسته بندى ، امرى نكوهيده و مذموم است .

بل اتّبع الذين ظلموا أهواءهم . .. و لاتكونوا من ... الذين فرّقوا دينهم و كانوا ش

7- گريه

1- آثار گريه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 16 - 3

3ـ گريه و ناله ، نمى تواند دليل صداقت و حقانيت باشد .

و جاءو أباهم عشاءً يبكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 84 - 11

11ـ حزن شديد و گريه فراوان ، باعث سفيد گشتن سياهى چشم و نابينايى مى شود .

وابيضت عيناه من الحزن

2- احكام گريه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 16 - 4

4ـ جواز گريستن بر فقدان برادر و كشته شدن او

جاءو أباهم عشاءً يبكون

هر چند گفتار و افعال برادران يوسف نمى تواند دليلى بر احكام شرعى باشد ، ولى از آن جا كه اين عمل (گريه بر فقد برادر) در نزد يعقوب پيامبر انجام گرفته ، معلوم مى شود او آن عمل را نكوهيده و حرام نمى دانست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 84 - 9

9ـ جواز گريستن و اشك ريختن و غم و اندوه جانكاه خوردن در فراق عزيزان

و قال يـأسفى على يوسف وابيضت عيناه من الحزن

3- اهميت گريه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 43 - 4

4 - خنده و گريه ، از بارزترين نمود ها و ويژگى هاى طبيعت انسان

و أنّه هو أضحك و أبكى

از اختصاص به ذكر يافتن خنده و گريه در ميان ساير افعال انسان، مطلب بالا استفاده مى شود.

4- عوامل گريه پسنديده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 82 - 7

7 ـ توجه به شدت حرارت آتش دوزخ ، عامل خشنودى اندك انسان و گريه طولانى وى در دنيا و بيم او بر فرجام خويش

قل نار جهنم أشد حراً . .. فليضحكوا قليلا و ليبكوا كثيراً

5- عوامل گريه مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 60 - 3

3 - مؤمنان راستين ، دور از سرمستى ، و گريان و اندوهناك در برابر انذار هاى الهى

و تضحكون و لاتبكون

از توبيخ كافران به خاطر سرمستى و سرخوشى، استفاده مى شود كه مؤمنان ـ بر خلاف ايشان ـ از خوف انذارهاى الهى، گريان و از سرمستى ها به دوراند.

6- فضيلت گريه در سجده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 20

20- سجده و گريه در حال سجود ، حالتى مطلوب و داراى فضيلت است .

إذا تتلى عليهم . .. خرّوا سجّدًا و بكيًّا

«بكيّاً» جمع است و مانند «سجّداً» حال مقدّره است; يعنى افراد ياد شده با شنيدن آيات الهى، خود را براى سجود و گريه به زمين مى افكنند.

7- كثرت گريه شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 26

26ـ « عن أبى عبدالله ( ع ) : لم يبعث الله عزوجل من العرب إلاّ خمسة أنبياء : هوداً و صالحاً و اسماعيل و شعيباً و محمداً خاتم النبيين (صلی الله علیه و آله) و كان شعيب بكاء ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: خداى عزوجل از عرب جز پنج نفر كسى را مبعوث نكرد: هود، صالح، اسماعيل، شعيب و محمد(صلی الله علیه و آله) خاتم پيامبران و شعيب زياد گريه كننده بود».

8- گريه ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولـئك . .. إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

9- گريه اخروى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 82 - 1،3

1 ـ خوشحالى و خنده منافقان متخلف از جهاد ، اندك و زودگذر در مقايسه با عذاب ها و گريه هاى اخروى آنان

فليضحكوا قليلا و ليبكوا كثيراً

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «فليضحكوا» در مورد دنيا و «و ليبكوا» در مورد آخرت باشد.

3 ـ گريه هاى طولانى منافقان در آتش سوزان دوزخ

قل نار جهنم أشد . .. و ليبكوا كثيراً

برداشت فوق با توجه به اين است كه «فليضحكوا قليلا و ليبكوا كثيراً» متفرع بر «قل نار جهنم أشد حراً» در آيه قبل باشد.

10- گريه ادريس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولـئك . .. إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

11- گريه ارزشمند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 109 - 4

4- گريستن به هنگام شنيدن آيات قرآن ، امرى ارزشمند است .

إذا يتلى عليهم . .. و يخرّون للأذقان يبكون

12- گريه اسحاق(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولـئك . .. إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

13- گريه اسماعيل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولـئك . .. إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

14- گريه انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 15

15- پيامبران و هدايت يافتگان برگزيده ، به هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتند و مى گريند .

من النبيّن . .. و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و

15- گريه بر قتل برادر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 16 - 4

4ـ جواز گريستن بر فقدان برادر و كشته شدن او

جاءو أباهم عشاءً يبكون

هر چند گفتار و افعال برادران يوسف نمى تواند دليلى بر احكام شرعى باشد ، ولى از آن جا كه اين عمل (گريه بر فقد برادر) در نزد يعقوب پيامبر انجام گرفته ، معلوم مى شود او آن عمل را نكوهيده و حرام نمى دانست.

16- گريه برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 16 - 1

1ـ فرزندان يعقوب ، پس از ر ها ساختن يوسف ( ع ) در چاه ، گريان نزد پدر آمدند .

و جاءو أباهم عشاءً يبكون


علل الشرايع، ص47، ح1، ب 41; نورالثقلين، ج2، ص413، ح17.

17- گريه برگزيدگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 15،19

15- پيامبران و هدايت يافتگان برگزيده ، به هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتند و مى گريند .

من النبيّن . .. و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و

19- گريه در حال سجده و خضوع در مقابل آيات الهى ، از آثار نعمت هدايت و برگزيدگى در پيشگاه خداوند است .

و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

18- گريه جايز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 16 - 4

4ـ جواز گريستن بر فقدان برادر و كشته شدن او

جاءو أباهم عشاءً يبكون

هر چند گفتار و افعال برادران يوسف نمى تواند دليلى بر احكام شرعى باشد ، ولى از آن جا كه اين عمل (گريه بر فقد برادر) در نزد يعقوب پيامبر انجام گرفته ، معلوم مى شود او آن عمل را نكوهيده و حرام نمى دانست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 84 - 9

9ـ جواز گريستن و اشك ريختن و غم و اندوه جانكاه خوردن در فراق عزيزان

و قال يـأسفى على يوسف وابيضت عيناه من الحزن

19- گريه در سجده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 19

19- گريه در حال سجده و خضوع در مقابل آيات الهى ، از آثار نعمت هدايت و برگزيدگى در پيشگاه خداوند است .

و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

20- گريه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 43 - 5

5 - قيامت ، روز خنده و گريه خلايق *

ثمّ يجزيه الجزاء الأوفى . .. و أنّه هو أضحك و أبكى

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه اين آيه ـ به قرينه آيات پيشين ـ در ارتباط با قيامت باشد.

21- گريه زكريا(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولـئك . .. إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

22- گريه طولانى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 82 - 3

3 ـ گريه هاى طولانى منافقان در آتش سوزان دوزخ

قل نار جهنم أشد . .. و ليبكوا كثيراً

برداشت فوق با توجه به اين است كه «فليضحكوا قليلا و ليبكوا كثيراً» متفرع بر «قل نار جهنم أشد حراً» در آيه قبل باشد.

23- گريه علما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 109 - 3،5

3- خضوع عالمان و آگاهان به معارف آسمانى در برابر قرآن ، همراه با سرشك ديدگان

إن الذين أُوتوا العلم من قبله إذا يتلى عليهم . .. و يخرّون للأذقان يبكون و يزيده

5- تأثير قرآن بر روح و روان عالمان آشنا به معارف آسمانى ، در حدى است كه از ديدگان آنها اشك جارى مى شود .

إذا يتلى عليهم . .. يبكون

24- گريه علماى مسيحيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 83 - 3

3 ـ گريه گروهى از كشيشان و راهبان عصر پيامبر بر اثر شنيدن قرآن

منهم قسيسين و رهباناً . .. ما أنزل إلى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع

بنابر اينكه ضمير در «سمعوا» به «قسيسين» و «رهبان» برگردانده شود.

25- گريه عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولـئك . .. إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

26- گريه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 61 - 3

3 - ترنم كافران به ترانه ها ، به جاى گريستن بر فرجام شوم خويش *

و تضحكون و لاتبكون . و أنتم سـمدون

بنا به گفته برخى از مفسران در معناى «سامد»، تغنّى و آوازه خوانى نيز نهفته است.

27- گريه كشيشان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 83 - 3

3 ـ گريه گروهى از كشيشان و راهبان عصر پيامبر بر اثر شنيدن قرآن

منهم قسيسين و رهباناً . .. ما أنزل إلى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع

بنابر اينكه ضمير در «سمعوا» به «قسيسين» و «رهبان» برگردانده شود.

28- گريه محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 5 - 6

6 - « عن على بن الحسين ( ع ) قال : كان رجلٌ موسِرٌ على عهد النبىّ (صلی الله علیه و آله) فى دار [ له ] حديقة و له جار له صِبْيَةٌ فكان يتساقط الرُطب عن النخلة فيَشُدُّون صِبْيانُه يأكلون فيأتى الموسر فيُخرِج الرطب من جوف أفواه الصِبْية فشكى الرجل ذلك إلى النبىّ (صلی الله علیه و آله) فأقبل وحده إلى الرجل فقال : بِعْنى حديقتك هـذه بحديقة فى الجنّة فقال له الموسر : لا أبيعك عاجلاً بآجل فبكى النبىّ (صلی الله علیه و آله) و رجع نحو المسجد فلقيه أميرالمؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) فقال له : يا رسول اللّه مايبكيك ؟ لا أبكى اللّه عينيك فأخبره خبر الرجل الضعيف و الحديقة فأقبل أميرالمؤمنين حتّى استخرجه من منزله و قال له ، بِعْنى دارك قال الموسر : بحائطك الحِسْىِ فصفق على يده و دارَ إلى الضعيف فقال له : دُرْ إلى دارك فقد ملكك ها اللّه ربّ العالمين و أقبل أميرالمؤمنين ( ع ) و نزل جبرائيل على النبىّ (صلی الله علیه و آله) فقال له : يامحمد إقرء « و الّيل إذا يغشى و النهار إذا تجلّى و ما خلق الذكر و الاُنثى » إلى آخر السورة فقام النبىّ (صلی الله علیه و آله) فقبّل بين عينيه ثمّ قال : بأبى أنت قد أنزل اللّه فيك هـذه السورة كاملة ;

از امام سجاد(ع) روايت شده كه شخص ثروتمندى در زمان پيامبر(صلی الله علیه و آله) در خانه اى ساكن بود كه [در آن خانه ]باغى بود و براى او همسايه اى بود كه چند كودك خرد سال داشت و هر زمان كه خرماى رسيده از درخت مى افتاد، كودكان مى دويدند كه آن خرما را بخورند. آن مرد ثروتمند مى آمد و خرما را از داخل دهان آن كودكان بيرون مى آورد. آن مرد نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) شكايت كرد. حضرت به تنهايى نزد صاحب خانه رفت و فرمود: باغ خود را در ازاى باغى در بهشت به من بفروش. آن مرد گفت: نقد را به نسيه نمى فروشم. پيغمبر گريست و به طرف مسجد بازگشت پس اميرالمؤمنين على(ع) حضرت را ملاقات كرد و گفت: اى رسول خدا! چه چيز تو را به گريه انداخته است؟ خداوند چشمان تو را گريان نسازد. حضرت داستان آن مرد ضعيف و باغ را به او خبر داد و اميرالمؤمنين(ع) نزد آن مرد رفت و او را از منزل خواست و گفت: خانه ات را به من بفروش. او گفت: مى فروشم در ازاى بستانت كه هموار و آبگير است. على(ع) دست خود را[ به علامت قبول بيع] بر دست او زد و به سوى آن مرد ضعيف رفت و فرمود: به خانه خود برگرد، پروردگار عالميان آن خانه را به ملك تو درآورد. اميرالمؤمنين برگشت و جبرئيل بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل شد و به او گفت: اى محمد! بخوان «و الّيل إذا يغشى...». پيامبر(صلی الله علیه و آله) برخاست و پيشانى حضرت على(ع) را بوسيد و فرمود: پدرم فداى تو! خداوند اين سوره را كامل درباره تو نازل فرمود».

29- گريه مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام

شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولـئك . .. إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

30- گريه مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 83 - 2

2 ـ جوشيدن اشك شوق از ديدگان گروهى از مسيحيان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) با شنيدن آيات قرآن

و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول ترى اعينهم تفيض من الدمع

كلمه «دمع» مى تواند به معناى اشك، باشد در اين صورت تفيض يعنى لبريز مى شود. بنابراين جمله «تفيض من الدمع» به اين معناست كه چشمانشان از اشك لبريز شد.

31- گريه مشمولان نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 18،19

18- خضوع و خشوع و سجده و گريه به هنگام استماع آيات الهى ، نشانه برخوردارى از نعمت ويژه خداوند است .

أُولـئك الذين أنعم اللّه عليهم . .. إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و ب

«إذا تتلى» خبر اول و يا خبر بعد از خبر براى «أُولئك» است; يعنى آنان اين چنين هستند كه هنگام استماع آيات به سجده افتاده و گريه مى كنند.

19- گريه در حال سجده و خضوع در مقابل آيات الهى ، از آثار نعمت هدايت و برگزيدگى در پيشگاه خداوند است .

و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

32- گريه معذوران غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 92 - 7

7 ـ اندوه و گريه شديد مؤمنان تهيدست ، به خاطر ناتوانى از شركت در جنگ تبوك و محروم شدن از فيض جهاد

و أعينهم تفيض من الدمع حزناً

33- گريه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولـئك . .. إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

34- گريه مهتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 15،19

15- پيامبران و هدايت يافتگان برگزيده ، به هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتند و مى گريند .

من النبيّن . .. و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و

19- گريه در حال سجده و خضوع در مقابل آيات الهى ، از آثار نعمت هدايت و برگزيدگى در پيشگاه خداوند است .

و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

35- گريه و صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 84 - 10

10ـ گريه و اندوه ، با بردبارى و شكيبايى منافاتى ندارد .

فصبر جميل . .. و قال يـأسفى على يوسف وابيضت عيناه من الحزن

36- گريه هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولـئك . .. إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

37- گريه هنگام استماع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 18

18- خضوع و خشوع و سجده و گريه به هنگام استماع آيات الهى ، نشانه برخوردارى از نعمت ويژه خداوند است .

أُولـئك الذين أنعم اللّه عليهم . .. إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و ب

«إذا تتلى» خبر اول و يا خبر بعد از خبر براى «أُولئك» است; يعنى آنان اين چنين هستند كه هنگام استماع آيات به سجده افتاده و گريه مى كنند.

38- گريه هنگام استماع قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 109 - 4،5

4- گريستن به هنگام شنيدن آيات قرآن ، امرى ارزشمند است .

إذا يتلى عليهم . .. و يخرّون للأذقان يبكون

5- تأثير قرآن بر روح و روان عالمان آشنا به معارف آسمانى ، در حدى است كه از ديدگان آنها اشك جارى مى شود .

إذا يتلى عليهم . .. يبكون

39- گريه يحيى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولـئك . .. إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

40- گريه يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 84 - 7

7ـ گريه فراوان يعقوب ( ع ) در فراق يوسف ( ع ) *

وابيضت عيناه من الحزن

حرف «من» در «من الحزن» تعليليه است و حاكى از اين است كه حزن عامل نابينايى يعقوب(ع) بود ; ولى از آن جا كه اثر بارز حزن در چشمان يعقوب(ع) ظاهر گشت نه در ديگر حواس او، معلوم مى شود كه اندوه يعقوب(ع) مايه گريستن فراوان او گشته و گريه فراوانش چشمان او را بى فروغ ساخته بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولـئك . .. إذا تتلى عليهم ءايـت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

41- منشأ گريه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 43 - 2

2 - بازگشت تمامى افعال انسان ـ حتى خنده و گريه او ـ به خداوند ، نمودى از تدبير مطلقه الهى

و أنّ إلى ربّك المنتهى . و أنّه هو أضحك و أبكى

از ارتباط اين آيه با آيه قبل، مطلب بالا استفاده مى شود.

42- نبوت و گريه بر فراق محبوبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 84 - 8

8ـ گريستن و اندوهگين شدن در فراق عزيزان و تأسف خوردن بر دورى آنان ، با مقام نبوت ناسازگار نيست .

قال يـأسفى على يوسف وابيضت عيناه من الحزن

8- گزينش

1- شرايط گزينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 5

5 ـ عدالت در نويسندگى ، شرط گزينش نويسنده براى ثبت اسناد دين و مطالبات

و ليكتب بينكم كاتب بالعدل

بنابراينكه كلمه «بالعدل» قيدى براى نويسنده سند باشد.

2- شرايط گزينش كارگزاران حكومت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 54 - 11

11ـ واگذار كننده منصب ، بايد توانمندى و امانت دارىِ منصب پذير را احراز كند .

قال الملك ائتونى به أستخلصه لنفسى . .. مكين أمين

3- عوامل گزينش انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 144 - 7

7 ـ لياقت و شايستگى برخى انسان ها ، موجب گزينش آنان به رسالت و پيامبرى از سوى خدا

قال يموسى إنى اصطفيتك على الناس برسلتى

4- گزينش انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 90 - 10

10 - خداوند ، بر اساس مشيت خويش ، پيامبران را به پيامبرى بر مى گزيند و انتخاب مى كند .

أن ينزل اللّه من فضله على من يشاء من عباده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 34 - 5

5 ـ شناسايى شايستگى انبيا و انتخاب آنان بر اساس شنوايى و آگاهى همه جانبه خداوند

انّ اللّه اصطفى . .. و اللّه سميع عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 36 - 20

20 ـ پيامبران ، از بين زن ها برگزيده نمى شوند .

و ليس الذّكر كالاُنثى

امام صادق (ع): . .. «فلمّا وضعتها قالت ربّ انّى وضعتها انثى ... و ليس الذّكر كالاُنثى»، اى لا يكون البنت رسولاً.


كافى، ج 1، ص 535، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 334، ح 119.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 73 - 17

17 ـ برگزيدن پيامبران از سوى خداوند ، بر مبناى علم اوست .

قل انّ الفضل بيد اللّه يؤتيه من يشاء و اللّه واسع عليم

بنابراينكه مراد از فضل الهى، چنانچه قبلا توضيح داده شد، نبوت و برگزيدن پيامبران باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 9 - 6

6 ـ خداوند پيامبران خويش را از ميان مردان برمى گزيند.

و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا

گزينش كلمه «رجلا» به جاى «بشراً» مى تواند گواهى بر نكته مذكور در براشت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 87 - 5

5 ـ گزينش و هدايت انبيا از جانب خداوند است.

و اجتبينهم و هدينهم إلى صرط مستقيم

5- گزينش رهبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 3

3 ـ سرپرست و رهبر هر جامعه ، بايد از ميان خود آنان گزينش شود .

و بعثنا منهم اثنى عشر نقيباً

6- ملاك گزينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 247 -

3،5،6،8،9،10،11،12،14

3 ـ شگفتى سردمداران بنى اسرائيل ، از برگزيدگى طالوت به دليل سرشناس نبودن و نداشتن ثروت

قالوا انى يكون له الملك . .. و لم يؤت سعة من المال

ظاهراً اعتراض كنندگان، همان پيشنهاددهندگان بودند كه خداوند از قول آنان مى فرمايد: «قال الملأ . .. نحن احق». بنابراين اعتراض آنان به دو جهت بوده است: يكى نبودن طالوت از طبقه ملأ و اشراف كه مى گفتند: «نحن احق». و دوّم نداشتن مال و ثروت كه با «و لم يؤت سعة من المال» به آن اشاره شده است.

5 ـ سرشناسى و از طبقه اشراف و بزرگان بودن و داشتن ثروت فراوان ، شرط زمامدارى ، در پندار بزرگان بنى اسرائيل

و نحن احق بالملك منه و لم يؤت سعةً من المال

ظاهراً جمله «نحن احق . .. » سخن ملأاست; گويا آنان بدين جهت خود را براى زمامدارى سزاوارتر مى دانستند.

6 ـ سرشناسى و از اشراف بودن ، مهمترين ملاك براى زمامدارى ، در ديدگاه ملأ بنى اسرائيل *

و نحن احقّ بالملك منه و لم يؤت سعة من المال

اشراف بنى اسرائيل در مقام بيان ملاك زمامدارى، در ابتدا مسأله سرشناسى و ملأ بودن را مطرح نمودند و سپس مسأله ثروت را.

8 ـ تقدم برگزيدگان الهى بر ديگران ، در حكومت و زمامدارى

نحن احقّ بالملك منه . .. قال ان اللّه اصطفيه عليكم

9 ـ طالوت ، نسبت به ديگران ، از توانايى جسمى و علمى ( كاردانىِ ) بيشترى برخوردار بود .

و زاده بسطة فى العلم و الجسم

چون جمله «و زاده . .. » بيان حكمت انتخاب طالوت از ميان بنى اسرائيل و علّت تقدّم وى بر ديگران است، پس او در اين دو صفت برتر از ديگران بوده است; بنابراين «زاده ...» بيانگر توانايى جسمى و علمى بيشتر او در مقايسه با ديگران است.

10 ـ گستردگى بيشتر توانايى هاى علمى ( اعلميت ) و جسمى ، ملاك برترى انسان در زمامدارى جامعه

و زادهُ بسطةً فى العلم و الجسم

11 ـ گستردگى توانايى هاى علمى و جسمى طالوت ، ملاك برگزيدگى وى از جانب خداوند براى زمامدارى

ان اللّه اصطفيه عليكم و زاده بسطة فى العلم و الجسم

12 ـ سرشناسى و ثروت ، ملاك گزينش زمامداران نيست .

و لم يؤت سعة من المال . .. و زاده بسطة فى العلم و الجسم

14 ـ اهميّت بيشتر توانايى هاى فكرى و علمى ( كاردانى ) ، بر توانايى هاى جسمى در انتخاب زمامدار *

و زاده بسطة فى العلم و الجسم

در بيان ملاك، توانايى علمى «فى العلم» مقدم شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 249 - 9،10،12،13

9 ـ اعلام طالوت به لشكريان ، در مورد عدم انتساب آنان به وى و جدايى آنان از او ، در صورتى كه از نهر بياشامند .

فمن شرب منه فليس منّى

10 ـ اعلام طالوت به لشكريان ، در مورد انتساب آنان به وى ، اگر از نوشيدن آب نهر چشم پوشند .

و من لم يطعمه فانّه منّى

12 ـ طالوت با آزمايش الهى ، برخى سپاهيان خود را تصفيه نمود و از لشكر طرد كرد .

فمن شرب منه فليس منّى

13 ـ آزمايش افراد و طرد نيرو هاى غير كارآمد ، وظيفه مدير توانا

ان اللّه مبتليكم بنهر فمن شرب منه فليس منى

طالوت نيروهايش را آزمايش نمود و سپس آنان را كه از آزمايش موفق بيرون نيامدند، طرد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 251 - 14

14 ـ اعطاى مسؤوليت به فرد ، بايد پس از احراز صلاحيّت وى باشد .

و قتل داود جالوت و اتيه اللّه الملك

پس از اينكه لياقت داود (در كشتن جالوت) روشن شد، خداوند به او ملك عطا نمود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 95 - 6

6 ـ جهاد با مال و جان ، بايد معيارى در واگذارى مقام ها و منصب ها به افراد باشد .

فضّل اللّه المجاهدون باموالهم و انفسهم على القاعدين درجة

با توجه به اينكه هر كس را خدا برترى دهد، جامعه اسلامى نيز بايد براى او برترى قائل بشود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 125 - 10

10 ـ پرهيز ابراهيم ( ع ) از انحراف و گرايش به باطل ، دليل گزينش وى به دوستى خداوند

ملة إبرهيم حنيفاً و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا

بنابراين كه وصف «حنيفاً» زمينه چينى باشد براى «و اتخذ اللّه . ..» ; يعنى چون ابراهيم پيراسته از كجى و انحراف بود، خداوند او را به دوستى خويش برگزيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 75 - 4

4 - لزوم ملاك قرار دادن لياقت و صلاحيت افراد در اعطاى مناصب و مسؤوليت هاى اجتماعى به آنان

اللّه يصطفى من الملئكة رسولاً و من الناس

7- ملاك گزينش انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 124 - 6،7

6 ـ انتخاب رسول از سوى خداوند بر اساس علم كامل او به شايستگى رسولان انجام مى گيرد.

الله أعلم حيث يجعل رسالته

7 ـ صلاحيت و شايستگى، اساس دستيابى انبيا به مقام رسالت است.

الله أعلم حيث يجعل رسالته

8- ملاكهاى گزينش انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 89 - 7

7 ـ نيكوكارى، صلاح پيشگى و راه يافتن به صراط مستقيم، از ملاكهاى گزينش انبيا

كذلك نجزى المحسنين . .. كل من الصلحين ... هدينه إلى صرط مستقيم ... ءاتينهم الكتب

9- منشأ گزينش انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 68 - 4،5،6

4 - انتخاب پيامبر ، در قلمرو و اختيار خداوند است .

و ربّك يخلق ما يشاء و يختار

جمله «يختار» مى تواند اشاره به برگزيدن پيامبران از ميان خلق باشد.

5 - بشر ، فاقد صلاحيت گزينش پيامبر و تشريع قانون براى مردم

و ربّك . .. يختار ما كان لهم الخيرة

«خيرة» به معناى «تخيّر» (اختيار كردن) است; مانند «طيرة» كه به معناى «تطيّر» مى باشد.

6 - گزينش پيامبر و تبيين وظايف خلق ، از شؤون ربوبيت خداوند است .

و ربّك يخلق ما يشاء و يختار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 15 - 7

7 - گزينش پيامبران براى دريافت وحى ، وابسته به مشيت خداوند و از شؤون اختصاصى او است .

يلقى الروح من أمره على من يشاء

9- گستاخى

1- گستاخى ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 12 - 8

8 ـ ابليس موجودى متكبّر، نژاد پرست و گستاخ در برابر خداوند

قال أنا خير منه خلقتنى من نار و خلقته من طين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 16 - 4

4 ـ ابليس عنصرى ناسپاس و گستاخ در برابر خداوند

قال فبما أغويتنى

استجابت درخواست ابليس از سوى خداوند اقتضا مى كرد كه وى در برابر اين نعمت الهى سپاسگزار باشد. ولى او تمردى ديگر كرد و مصمم شد تا راه مستقيم الهى را بر بندگان خدا سد كند و اين حكايت از گستاخى و ناسپاسى وى دارد.

2- گستاخى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 10

10 ـ قوم موسى ( ع ) ، مردمى گستاخ و بى پروا در برابر خداوند

قال رجلان من الذين يخافون

«من الذين يخافون» مى تواند اشاره به اين باشد كه قوم موسى(ع) به جهت نترسيدن از خداوند، فرمان موسى(ع) را اطاعت نكردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 24 - 8

8 ـ بنى اسرائيل ، گستاخانه خواهان رهسپارى موسى ( ع ) و خدايش به نبرد با زورگويان سرزمين مقدس

قالوا . .. فاذهب انت و ربك فقتلا

3- گستاخى شقاوتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 6

6 - شقاوتمندان ، در برابر خداوند و پيام هاى قرآن ، گستاخ و بى پروايند .

سيذّكّر من يخشى . و يتجنّبها الأشقى

4- گستاخى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 17 - 1

1 - فرعون زمان موسى ( ع ) ، مردى طغيان گر و فرو رفته در پليدى ها و گستاخ در برابر خداوند

إلى فرعون إنّه طغى

«طغيان»; يعنى، از حد گذراندن (مصباح) و مراد از «طغيان فرعون» ـ به قرينه «تزكّى» و «فتخشى» در آيات بعد ـ ناپاكى فرعون و بى باكى او، در برابر خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 19 - 9

9 - فرعون ، به ربوبيت خداوند ، بى اعتقاد و در برابر خواسته هاى او گستاخ بود .

و أهديك إلى ربّك فتخشى

• فرعون، به ربوبيت خداوند، بى اعتقاد و در برابر خواسته هاى او گستاخ بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 21 - 3

3 - فرعون ، طغيان گرى بس گمراه و بى پروا

طغى . .. و أهديك ... فتخشى ... فكذّب

تكذيب معجزه موسى(ع)، نشانه عمق محروميت فرعون از هدايت و خشيت است.

5- گستاخى قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 70 - 7

7- موقعيت حضرت لوط ( ع ) در ميان قومش ضعيف بود و آنان نسبت به او گستاخ بودند .

قالوا أو لم ننهك عن العـلمين

از اينكه قوم لوط آن حضرت را از تماس با ديگران نهى كردند و در موردى كه او از اين نهى تخلف ورزيد، مورد عتاب و

اعتراض قرار گرفت، مى توان برداشت فوق را به دست آورد.

6- موانع گستاخى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 52 - 6

6- ظهور حقايق در رستاخيز ، وادارنده انسان به ستايش خدا و بازدارنده او از گستاخى

يوم يدعوكم فتستجيبون بحمده

جمله «تستجيبون بحمده» مى رساند كه اين پاسخ گويى، همراه با زور و اكراه نيست; بلكه ممكن است به خاطر مشاهده حقايقى باشد كه انسان را به ستايش خدا وامى دارد.

10- گمراهان

1- گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 7 - 1

1 - تقسيم انسان ها به ثابت قدمان بر هدايت و مغضوبين درگاه خدا و گمراهان ، از طبقه بندى هاى مردم در قرآن

صرط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم و لاالضآلّين

مراد از «نعمت» در «انعمت عليهم» به قرينه فرازهاى قبل و بعد، نعمت هدايت است، نه نعمتهاى مادى. علاوه بر اينكه همه موجودات، حتى كافران، از اين نعمتها برخوردار هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 175 - 1،5

1 - دين فروشان و كتمان كنندگان احكام و معارف كتاب هاى آسمانى ، ضلالت پيشه و به دور از هدايتند .

أولئك الذين اشتروا الضللة بالهدى

5 - عالمان اهل كتاب با كتمان حقايق كتاب هاى آسمانى ، گمراه شدند و عذاب الهى را براى خويش كسب كردند .

أولئك الذين اشتروا الضللة بالهدى و العذاب بالمغفرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 258 - 8

8 ـ نمرود ، نمونه اى از منحرفان راه رشد ، محرومان از ولايت الهى ، روندگان از نور به ظلمت و جاودان در آتش

قد تبيّن الرّشد . .. اللّه ولىّ الّذين ... الم تر الى الّذى حاجّ ابرهيم

خداوند پس از بيان ايمان و كفر (ولايت «اللّه» و «طاغوت» در آيات پيشين) براى نشان دادن نمونه خارجى، داستان ابراهيم (ع) و نمرود را بيان كرده كه ابراهيم (ع) نمونه اى از ايمان و نمرود، نمونه اى از كفر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 - 16،19،48

16 ـ منحرفين ، به منظور تأويل محكمات ، متشابهات را دنبال مى كنند .

فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ فيتَّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء تأويله

بنابراينكه ضمير در «تأويله» ارجاع به «ام الكتاب» شود كه عبارت است از آيات محكم.

19 ـ منحرفان و كج انديشان توان تأويل آيات قرآن را ندارند .

فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ فيتَّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء تأويله

در معناى فوق، ضمير «تأويله» ارجاع به قرآن شده است.

48 ـ خروج كنندگان بر حاكم اسلامى ، كج انديشانى كه دنبال كننده آيات متشابه هستند .

فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ

رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) درباره آيه فوق فرمود: هم الخوارج.


الدر المنثور، ج 2، ص 148.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 69 - 5

5 ـ آن گروه از اهل كتاب كه براى گمراه ساختن مسلمانان مى كوشيدند ، در واقع خويش را گمراه تر ساخته اند ; بى آنكه خود بفهمند .

ودّت . .. لو يضلّونكم و ما يضلّون الاّ انفسهم و ما يشعرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 90 - 5

5 ـ مرتدانى كه بر كفر اصرار ورزند ، گمراهان واقعى هستند .

اولئك هم الضّالّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 13

13 ـ انسان هاى گمراه و در بند آرزو ها ، فرمانبرانى گوش به فرمان شيطان

و لاضلنهم و لامنينهم و لامرنهم فليبتكن . .. فليغيرن

با توجه به ترتيب ذكر شده در آيه، معلوم مى شود كه انسان پس از ضلالت و دلبستگى به آمال و آرزوهاى توخالى، مطيع خوبى براى شيطان مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 167 - 1

1 ـ كافران بازدارنده از راه خدا ، منحرفانى سخت گمراه

إنّ الذين كفروا و صدوا عن سبيل اللّه قد ضلوا ضللا بعيداً

عطف جمله «صدوا . ..» بر جمله «كفروا» بدون تكرار «الذين» دلالت بر اين دارد كه مجموع دو صفت كفر و بازدارى از راه خدا، ضلالت بعيد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 15،16

15 ـ يهود و نصارا ، مردمى گمراه و ستمگر

إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين

از مصاديق مورد نظر براى «الظلمين» ـ به قرينه صدر آيه ـ ، يهود و نصارا هستند.

16 ـ مسلمانانِ پذيراى ولايت يهود و نصارا ، گمراه و از زمره ستمگرانند .

و من يتولهم منكم فانه منهم إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 60 - 18،19

18 ـ طاغوت پرستان ، مسخ شدگان و گرفتاران به لعنت و غضب الهى ، گمراهترين مردمان از راه راست

من لعنه اللّه . .. و عبد الطغوت أولئك شر مكاناً و اضل عن سواء السبيل

19 ـ پيشينيان اهل كتاب ـ بر اثر گرفتارى به لعنت و غضب خدا و در آمدن به شكل ميمون و خوك و پرستش طاغوت ـ ، داراى بدترين جايگاه و منزلت در پيشگاه خداوند

من لعنه اللّه . .. أولئك شر مكاناً و اضل عن سواء السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 77 - 18

18 ـ گروهى از يهوديان و مسيحيان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هواپرستان گمراه و ناشر عقايد افراطى و غلوآميز در ميان همكيشان خود

و لاتتبعوا اهواء قوم . .. و اضلوا كثيراً و ضلوا عن سواء السبيل

كلمه «ضلوا» در دو بخش از آيه مى تواند اشاره به دو طايفه از گمراهان داشته باشد، طائفه اى پيش از بعثت كه جمله «قد ضلوا من قبل» بيانگر آن است و طائفه اى معاصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه جمله «ضلوا عن سواء السبيل» حاكى از آنان مى باشد. گفتنى است كه آوردن قيد «من قبل» در يك بخش و نيامدن آن در بخش بعد، گوياى اين تفسير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 5

5 ـ كسانى كه نتوانند از جنبندگان و شكل زندگى آنها به توانمندى خداوند پى ببرند، مانند كر و لالهايى فرو رفته در تاريكى هستند.

و ما من دابة فى الأرض . .. إلى ربهم يحشرون. و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظ

مقتضاى ارتباط بين آيه مورد بحث با آيه قبل مى تواند اين مضمون باشد كه همين آيات موجود در طبيعت براى هدايت كافى است و كسانى كه نتوانند از همين آيات توانمندى خداوند را (إن اللّه قادر على ان ينزل) دريابند، كر و لالهايى ظلمت زده هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 16،17

16 ـ مؤمنان به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بينا و راه يافته و تكذيب كنندگان او كور و گمراه هستند.

فمن ءامن . .. والذين كذبوا ... قل هل يستوى الأعمى و البصير

چون موضوع آيات اثبات رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مى توان گفت مراد از «البصير» مؤمنان به آن حضرت و مراد از «الأعمى» تكذيب كنندگان آن حضرت هستند.

17 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بينا و راه يافته، و مشركان، كور و گمراه هستند. *

فمن ءامن . .. والذين كذبوا ... قل هل يستوى الأعمى و البصير

ظاهراً مراد از «البصير»، پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مراد از «الأعمى»، مشركان هستند. و چون موضوع آيه، ايمان به پيامبر است، گويا آيه در صدد بيان فلسفه لزوم ايمان به آن حضرت است. يعنى از آنجا كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بصير است، ديگران بايد از او تبعيت كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 117 - 1

1 ـ تنها خداوند آگاهترين فرد به گمراهان و هدايت يافتگان است.

إن ربك هو أعلم . .. بالمهتدين

ضمير «هو»، كه بين اسم و خبر «إن» قرار گرفته، ضمير فصل است و نقش آن در جمله حصر و تأكيد مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 159 - 13

13 ـ إن رسول الله(صلی الله علیه و آله) قال: . .. «إن الذين فرقوا دينهم و كانوا شيعا»، هم اصحاب البدع و اصحاب الأهواء و اصحاب الضلالة من هذه الأمة ... .

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) پس از تلاوت آيه «إن الذين فرقوا . .. » فرمود: آنان همان بدعتگذاران و هواپرستان و گمراهان از اين امت هستند ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 146 - 9

9 ـ گروهى از انسان ها با برخورد به راه هاى ضلالت آن را روش خويش قرار داده و در پى آن سلوك خواهند كرد .

و إن يروا سبيل الغى يتخذوه سبيلا

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «و إن يروا سبيل الغى . .. » عطف بر «يتكبرون» و صله چهارمى براى «الذين» باشد. در اين صورت جمله مذكور اشاره به گروهى ديگر دارد كه خداوند آنان را از درك آيات خويش بازمى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 27

27 ـ مسؤولان جوامع دينى در صورت بى تقاوت بودن نسبت به رسوخ انحراف ضلالت در جامعه خويش ، همسنگ منحرفان محسوب مى شوند .

و لاتجعلنى مع القوم الظلمين

جمله «و لا تجعلنى . .. » مى رساند كه موسى(ع) پيش از آنكه اثبات شود هارون با عوامل فساد مبارزه كرده و در اين مسير از هيچ تلاشى دريغ نكرده است، او را همسنگ منحرفان به حساب مى آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 15

15 ـ گروهى از انسان ها با شكست در آزمون هاى الهى به گمراهى كشانده مى شوند و گروهى با موفقيت به هدايت بايسته مى رسند .

إن هى إلا فتنتك تضل بها من تشاء و تهدى من تشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 175 - 6،8

6 ـ بلعم باعورا پس از دور شدن از معارف الهى به دام شيطان گرفتار و از گمراهان شد .

فأتبعه الشيطن فكان من الغاوين

«غوايه»، مصدر «غاوين» به معناى گمراه شدن است.

8 ـ پيروى از شيطان موجب قرار گرفتن آدمى در زمره گمراهان مى شود .

فأتبعه الشيطن فكان من الغاوين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 178 - 3،4

3 ـ گمراه واقعى كسى است كه خداوند او را گمراه كند .

و من يضلل فأولئك هم الخسرون

جمله «فأولئك . ..» جانشين جواب شرط است و جواب شرط به قرينه صدر آيه، «فهو الضالّ» است.

4 ـ تصديق كنندگان آيات الهى ، هدايت يافتگان ، و تكذيب كنندگان آيات الهى ، ضلالت پيشگانند .

الذين كذبوا بايتنا . .. من يهد اللّه فهو المهتدى و من يضلل

با توجه به آيه قبل معلوم مى شود مصداق مورد نظر براى ضلالت، تكذيب آيات خداوند است و مصاق هدايت، تصديق آيات و ايمان به آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 115 - 4،6

4 ـ اضلال ، از كيفر هاى الهى براى بى تقوايان

ما كان اللّه ليضل . .. حتى يبين لهم ما يتقون

6 ـ صدور خلاف از انسان ، قبل از دستيابى وى به شناخت رهنمود هاى الهى ، مايه محكوميت او به گمراهى نيست .

ما كان اللّه ليضل . .. حتى يبين لهم ما يتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 5،6

5- كافران ، در نهايت گمراهى هستند .

للكـفرين . .. أُولـئك فى ضلـل بعيد

6- ترجيح دهندگان دنيا بر آخرت و سد كنندگان راه خدا و كج جلوه دهندگان آن در نهايت گمراهى هستند .

الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة و يصدّون عن سبيل الله و يبغونها عوجًا أُ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 36 - 5

5- بسيارى از مردم در عصر حضرت ابراهيم ( ع ) ، گمراه و بت پرست بودند .

و اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام . ربّ إنّهنّ أضللن كثيرًا من الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 42 - 8

8- پيروان ابليس ، مردمانى گمراهند .

إلاّ من اتبعك من الغاوين

«من الغاوين» حال است براى ضمير فاعلى «اتبع» و «الغاوين» از مصدر «غىّ» (عقيده فاسد) به كسانى گفته مى شود كه داراى عقيده فاسد باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 55 - 9

9- محرومان از هدايت الهى ، مردمى گمراه و گرفتار گناه اند .

إذ جاءهم الهدى و يستغفروا ربّهم

اين كه مى فرمايد: «چرا مردمان، با آمدن هدايت، استغفار نمى كنند؟»، نشان مى دهد كه قبل از آمدن هدايت، خواه ناخواه، گرفتار انحراف و گناه بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 38 - 7

7- كافران از زمره ستم كاران و گمراهان اند .

فويل للذين كفروا . .. لـكن الظـلمون اليوم فى ضلـل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 11

11 ـ مشركان ، در نهايت گمراهى و ضلالت

من أضلّ سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 15

15 - شرك پيشگان ، غرق در گمراهى اند .

و من هو فى ضلـل

تعبير «فى ضلال» با به كارگيرى «فى»، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 29 - 7

7 - مشركان ، مردمانى هواپرست ، گمراه و محروم از هدايت خداوند

بل اتّبع الذين ظلموا أهواءهم . .. فمن يهدى من أضلّ اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 21 - 8

8 - مؤمنان نيك كردار ، بهره مند از رحمت و هدايت الهى در دنيا و گناه پيشگان محروم از آنند .

و هدًى و رحمة لقوم يوقنون . .. أن نجعلهم كالذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت

منظور از تفاوت مؤمنان صالح با گناه پيشگان در دنيا ـ به قرينه آيه قبل ـ ممكن است تمايزشان در بهرهورى از رحمت و هدايت الهى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 22

22 - دنياطلبان ، انسان هايى فريب خورده اند .

و ما الحيوة الدنيا إلاّ متـع الغرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 26 - 9

9 - تاريخ بشر در طول بعثت پيامبران ، شاهد هدايت پذيرى دسته اى و بيراهه رفتن دسته اى ديگر بوده است .

و لقد أرسلنا نوحًا . .. فمنهم مهتد و كثير منهم فـسقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 16 - 3

3 - منافقان ، عناصرى منحرف از راه خدا و آيين او

فصدّوا عن سبيل اللّه

«صدّ» (مصدر «صدّوا») دو گونه استعمال مى شود: لازم و متعدى. «صدّ» در صورت اول به معناى اعراض كردن و ميل و انحراف است. برداشت ياد شده بر پايه اين معنا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 6 - 9

9 - منافقان ، عناصرى فاسق و منحرف

إنّ اللّه لايهدى القوم الفـسقين

2- آثار اخروى عقيده گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 97 - 7

7- تأثير عقيده و عمل گمراهان حق ناپذير ، در قواى ادراكى و حسى ( چشم ، گوش و زبان ) آنان به هنگام حشر در قيامت

و نحشرهم يوم القيـمة على وجوههم عميًا و بكمًا و صمًّا

3- آثار اخروى عمل گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 97 - 7

7- تأثير عقيده و عمل گمراهان حق ناپذير ، در قواى ادراكى و حسى ( چشم ، گوش و زبان ) آنان به هنگام حشر در قيامت

و نحشرهم يوم القيـمة على وجوههم عميًا و بكمًا و صمًّا

4- آثار عذاب گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 18

18- گمراهان ، هنگام نزول عذاب دنيوى و يا لحظه فرا رسيدن مرگ ، ضعف و ناتوانى ياران خود را خواهند ديد .

فسيعلمون من هو . .. أضعف جندًا

5- آثار عمل گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 105 - 18

18 ـ اعمال و رفتار هر يك از گمراهان و هدايت يافتگان داراى بازتاب و سزايى مناسب در قيامت

فينبئكم بما كنتم تعملون

هدف از جمله «فينبئكم بما . ..» ترغيب مردمان به هدايت و پذيرش تعاليم قرآن و تهديد كفرپيشگان و منحرفان به عذاب است و چون مجرد آگاه سازى به اعمال و كردار براى تهديد و ترغيب كافى نيست بنابراين جمله «فينبئكم» كنايه از پاداش دهى و به كيفررسانى خواهد بود.

6- آثار كفر گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 98 - 1

1- عذاب هاى اخروى گمراهان ، نتيجه عملكرد كفرآميز خود آنان در قبال آيات الهى است .

و من يضلل . .. و نحشرهم يوم القيـمة ... ذلك جزاؤهم بأنهم كفروا بأيـتنا

7- آثار مرگ گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 10،18

10- عذاب الهى در دنيا و يا فرا رسيدن مرگ و قيامت ، پايان مهلت خداوند به گمراهان

حتّى إذا رأوا ما يوعدون إمّا العذاب و إمّا الساعة

«الساعة» در اغلب موارد استعمال در قرآن، به معناى «قيامت» است; ولى در اين آيه چون سخن از پايان مهلت است و پايان مهلت نيز همان مرگ است، مراد از «الساعة» قيامت با تمام مقدمات آن خواهد بود.

18- گمراهان ، هنگام نزول عذاب دنيوى و يا لحظه فرا رسيدن مرگ ، ضعف و ناتوانى ياران خود را خواهند ديد .

فسيعلمون من هو . .. أضعف جندًا

8- آثار همنشينى با گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 57 - 3

3 - رهايى انسان از جبر محيط اجتماعى و نيز از پيامد هاى سوء معاشرت با افراد فاسد و منحرف جامعه ، در سايه ايمان به خدا و لطف و عنايت او ، امرى ممكن است .

و لولا نعمة ربّى لكنت من المحضرين

9- آثار يأس از حق پذيرى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 89 - 3

3 - سعى در هدايت گمراهان ، پس از يأس از حق پذيرى آنان ، لازم نيست .

إنّ هـؤلاء قوم لايؤمنون . فاصفح عنهم

10- آرزوى اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 1

1 - انسان گمراه و غفلت زده ، در روز قيامت گرفتار حسرت و آرزومند عدم همنشينى با عناصر شيطانى گمراه كننده

حتّى إذا جاءنا قال يـليت بينى و بينك بعد المشرقين

11- آرزوى عدم همنشينى با گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 1

1 - انسان گمراه و غفلت زده ، در روز قيامت گرفتار حسرت و آرزومند عدم همنشينى با عناصر شيطانى گمراه كننده

حتّى إذا جاءنا قال يـليت بينى و بينك بعد المشرقين

12- آرزوى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 41 - 1

1 - گمراهان و مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در آرزوى فقدان و رحلت آن حضرت

فإمّا نذهبنّ بك

آيه شريفه گويا درصدد پاسخ گويى به نكته اى مقدر است; يعنى، كافران و منكران در آرزوى فقدان پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند; با اين گمان كه با درگذشت آن حضرت، آنان قادر به پيشبرد اهداف خويش خواهند بود.

13- آشاميدنيهاى اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 93 - 1

1 - آب داغ و جوشان ، نوشيدنى تكذيب گران گمراه در جهان آخرت

و أمّا إن كان من المكذّبين الضالّين . فنزل من حميم

«حميم»، به معناى آبى است كه به شدت گرم باشد.

14- آگاهى اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 15

15 ـ گمراهان پيرو شيطانها در قيامت بر كفرورزى خويش در دنيا آگاهى مى يابند. *

و شهدوا على أنفسهم أنهم كانوا كفرين

«شاهد» عالمى است كه آنچه را دريافته بيان مى كند. (لسان العرب). لذا اگر «شهدوا» به معناى شهادت دادن باشد، لازمه آن آگاهى فرد است.

15- اتمام حجت با گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 34 - 12

12ـ اغواى گمراهان پس از اتمام حجت بر آنان و عنادورزى ايشان ، پرتوى از ربوبيت خداوند است .

إن كان الله يريد أن يغويكم هو ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 29 - 6

6- كيفر گمراهان قبل از اتمام حجت ايشان ، ظلم و دور از ساحت خداوند *

و قد قدّمت إليكم بالوعيد . .. و ما أنا بظلّـم للعبيد

برداشت بالا بدان احتمال است كه دو بخش اين آيه، متفرع بر «قد قدّمت. ..» باشد; يعنى، چون قبلاً اتمام حجت بر ايشان شده است، نه حكم تغيير خواهد كرد و نه اجراى حكم ظلم تلقى خواهد شد; زيرا ظلم آن جا است كه عقاب، بدون حجت باشد.

16- اتمام حجت بر گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 129 - 3

3 ـ لزوم اتكاى مبلغان الهى بر خداوند و نگران نبودن بر حق ناپذيرى گمراهان ، پس از اتمام حجت بر آنان

فإن تولوا فقل حسبى اللّه . .. عليه توكلت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 30 - 2

2 - لزوم ارشاد و هدايت گمراهان ، تا مرحله اتمام حجت و احتمال اثر است .

فأعرض عنهم

«فاء» در «فأعرض» ممكن است فصيحه باشد; يعنى، حال كه روشن شد كه آنان تا آخرين لحظات، ايمان نخواهند آورد و در لحظه آخر هم ايمانشان سودى ندارد، به حال خود رهايشان كن و ديگر ادامه نده!

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 83 - 2

2 - جواز وانهادن گمراهان به خود ، پس از اتمام حجت بر آنان و حق ناپذيرى ايشان

فذرهم

«فاء» در «فذرهم»، مى رساند كه پس از اتمام حجت ادامه تبليغ ضرورى نيست.

17- اتمام حجت به گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 17 - 9

9 - نزول عذاب بر جوامع ضلالت پيشه ، پس از اتمام حجت الهى بر آنان

فهدينـهم فاستحبّوا العمى . .. فأخذتهم صـعقة العذاب

18- اجبار اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 40 - 10

10 - اختيار كنندگان راه كج و گمراهى ، فاقد اختيار و عزت در قيامت

أفمن يلقى فى النار خير

مجهول آمدن «يلقى» اشعار به آن دارد كه گروه ياد شده، فاقد اختيار و اراده بوده و همچون شىء بى ارزش به درون آتش افكنده خواهند شد.

19- اجتناب از تعجيل در عذاب گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 1

1- مهلت دهى خداوند ، به ماندگان در وادى گمراهى و عدم تعجيل در عذاب آنها

قل من كان فى الضلـلة فليمدد له الرحمن مدًّا

«ليمدد» فعل امر از «مدّ» است و «مدّ له»; يعنى، او را رها ساخت و به وى مهلت داد (لسان العرب). گفتنى است كه اين معنا، مصداق معناى اصلى «مدّ» است كه كشاندن چيزى در ناحيه طول آن مى باشد. در آيه مورد بحث مقصود، مهلت خداوند به كافران و پايان ندادن كار آنها با عذاب است.

20- اجتناب از عذاب دنيوى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 16

16- تأخير يافتن زمان عذاب برخى از گمراهان تا آخرت و ترك عذاب آنان در دنيا ، مهلت خداوند به آنان است .

فليمدد له الرحمن مدًّا حتّى إذا رأوا ما يوعدون إمّا العذاب و إمّا الساعة

21- استمداد از گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 51 - 8،11

8- به كارگيرى نيرو هاى ناصالح ، ناسازگار با ولايت دل سوزانه و بر حق است .

و ما كنت متّخذ المضلّين عضدًا

11- استفاده از نيرو هاى گمراه و گمراه كننده در مديريت ها و مراكز تصميم گيرى جامعه ، امرى ناروا و شيوه اى غيرالهى است .

و ما كنت متّخذ المضلّين عضدًا

22- اصلاح گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 89 - 6

6 ـ باز گذاشتن راه توبه و اصلاح براى منحرفان ، روشى براى هدايت آنان

و اللّه لا يهدى القوم الظالمين . .. الا الذين تابوا من بعد ذلك و اصلحوا

23- اطاعت از گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 77 - 8

8 ـ پيروى اهل كتاب از پيشينيان گمراه و هواپرست خويش ، منشأ غلو و گزافه بستن آنان به دين

ياهل الكتب لاتغلوا . .. و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا من قبل

بنابر اينكه مخاطبان «يا اهل الكتب» نصارا و يهود در عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشند، به نظر مى رسد مراد از «قوم قد ضلوا من قبل» پيشينيانى از خود اهل كتاب باشد و مصداق مورد نظر در ضلالت آن قوم، غلو و تجاوزشان در طرح مسائل دينى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 104 - 18

18 ـ ناپسندى تقليد و پيروى از جاهلان و گمراهان امرى وجدانى و روشن

او لو كان ءاباؤهم لايعلمون شيئاً و لايهتدون

استفهام در «او لو كان . ..» براى تقرير است و حكايت از آن دارد كه ناپسندى تقليد از جاهلان امرى است كه وجدان هر انسانى بدان اعتراف دارد.

24- اعتراض اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 4

4 ـ نازل نشدن قرآن موجب اعتراض گمراهان و مشركان در قيامت به سبب نداشتن كتاب آسمانى و دور ماندن از هدايتهاى الهى

أو تقولوا لو أنا أنزل علينا الكتب لكنا أهدى منهم

25- اعتراض به گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 37 - 4

4- اعتراض به صاحبان انديشه انحرافى و بحث و گفتوگو در جهت اصلاح آن ، شيوه اى پسنديده و مطلوب نزد خداوند است .

و ما أظنّ الساعة قائمة و لئن رُددتُّ . .. أكفرت بالذى خلقك

26- اعراض از گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 83 - 2

2 - جواز وانهادن گمراهان به خود ، پس از اتمام حجت بر آنان و حق ناپذيرى ايشان

فذرهم

«فاء» در «فذرهم»، مى رساند كه پس از اتمام حجت ادامه تبليغ ضرورى نيست.

27- اعراض گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 83 - 8

8- اعراض از خدا در حال رفاه ، و به پوچى و يأس رسيدن در ناگوارى ها ، بيمارى محرومان از هدايت قرآن است .

و ننزّل . .. شفاء و رحمة للمؤمنين و لايزيد الظـلمين إلاّ خسارًا . و إذا أنعمنا ع

28- اقرار اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 18

18 ـ اعتراف گمراهان در قيامت به تبعيت از خواهشهاى نفسانى خويش تا آخرين لحظه عمر

ربنا استمتع بعضنا ببعض و بلغنا أجلنا الذى أجلت لنا

جمله «و بلغنا»، پس از «ربنا استمتع . .. »، بيان استمرار بهره گيرى گمراهان از تمتعات دنيا تا لحظه رسيدن اجل است. بنابراين عمر آنها در اين منظور صرف شده است.

29- اكثريت گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 62 - 1

1 - گروه بسيارى از انسان ها به دست شيطان گمراه شدند .

ألم أعهد إليكم يـبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطـن . .. و لقد أضلّ منكم جبلاًّ كثيرًا

«جبلّ» اسم جمع و مشتق از «جبل» (خلق) است و به معناى گروهى از مردم مى باشد.

30- اندوه بر گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 49 - 16،30

16 ـ توجه به حاكميت اراده خداوند بر هدايت و ضلالت مردمان ، از ميان برنده هر گونه حزن و اندوه بر گمراهى آنان

فان تولوا فاعلم انما يريداللّه ان يصيبهم ببعض ذنوبهم

از اهداف آگاه ساختن پيامبر(صلی الله علیه و آله) (فاعلم . ..) به اينكه حتى گمراه ساختن مردمان نيز برخاسته از اراده الهى است، بازدارى وى از تأسف و اندوه بر گمراهى آنان است.

30 ـ توجه رهبران دينى به پليدى و ناپاكى گروه بسيارى از مردم ، مانع حزن و اندوه آنان بر سرپيچى برخى از مردم از دين و احكام آن

فان تولوا . .. و إن كثيراً من الناس لفسقون

چنانچه هدف از جمله «فاعلم . ..»، بازدارى زايد پيامبر(صلی الله علیه و آله) از حزن و اندوه باشد، مى توان جمله «ان كثيراً» را بيانگر علت آن دانست ; يعنى اى پيامبر(صلی الله علیه و آله) بسيارى از مردم فاسقند و خداوند هدايت آنان را اراده نكرده است. بنابراين بر رويگردانى آنان از دين و احكام آن محزون مباش.

31- انذار گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 7

7 ـ قرآن ، كتاب مژده و بشارت براى ره يافتگان مؤمن و هشدار و انذار براى گم گشتگان غافل است .

تلك ءايت الكتب . .. أن أنذر الناس و بشّر الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 92 - 8،10

8 - انذارگرى و هشداردهى ، موضع پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر گمراهان حق ناپذير

و من ضلّ فقل إنّما أنا من المنذرين

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به تداوم بخشيدن انذارگرى خود نسبت به گمراهان و دست برنداشتن از تبليغ

و من ضلّ فقل إنّما أنا من المنذرين

تعبير «فقل إنّما. ..» مى رساند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مرحله نخست، با تلاوت آيات در مقام هدايت توده ها است و در صورت مخالفت عده اى، وظيفه او پايان يافته نيست; بلكه او در موضع انذارگرى هم چنان بايد باقى بماند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 29 - 1

1ـ هشدار ها و انذار هاى الهى به گمراهان ، جدى و غير قابل تغيير

و قد قدّمت إليكم بالوعيد . ما يبدّل القول لدىّ

برداشت بالا با توجه به اين نكته است كه مراد از «القول» ـ به قرينه آيه قبل ـ وعيدهاى الهى باشد كه مبناى حكم و قضاوت خداوند در دادگاه قيامت است.

32- اهداف گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 - 39

39 ـ گسترش كفر ، هدف كج انديشان از تمسك به آيات متشابه و دنبال كردن آن

فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ فيتّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة

امام صادق(ع): المراد بالفتنة هاهنا الكفر.


مجمع البيان، ج 2، ص 700 ; نورالثقلين، ج 1، ص 313، ح 17.

33- اهميت اميد به گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 6

6 - لزوم اميدوار ساختن منحرفان و خطاكاران ، به رحمت و مغفرت الهى

إنّما فتنتم به و إنّ ربّكم الرحمـن

34- اهميت مبارزه با گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 21

21 ـ مسؤولان جوامع دينى بايد نسبت به عقايد دينى مردم حساس بوده و در طريق مبارزه با منحرفان و عوامل انحراف كوتاهى نكنند .

قال ابن أم إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى

35- اهميت هدايت گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 92 - 11

11 - لزوم ساكت ننشستن در قبال گمراهان جامعه

و من ضلّ فقل إنّما أنا من المنذرين

گرچه مخاطب اين آيه در مرحله نخست، شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; اما با توجه به اين كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) اسوه خلق مى باشد، تكليف ياد شده متوجه همه مؤمنان و رسالت داران هدايت و انذار مردم نيز هست.

36- بى ارزشى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 18 - 10

10- سگ اصحاب كهف ، بر جامعه مشرك و گمراه ، شرافت داشت .

و كلبهم بـسط ذراعيه بالوصيد

ياد كردن از سگ اصحاب كهف و تصوير حالت اش، بلكه برشمردن آن در جمع اصحاب كهف، در آيات بعد (رابعهم كلبهم. ..)، تعريضى است به آنان كه اصحاب كهف را يارى نكردند و با آنان همگام نشده و به پاى سگ آنان نيز نرسيدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 93 - 2

2 - تكذيب گران گمراه ، عناصرى بى ارزش و فاقد حرمت و احترام در آخرت

و أمّا إن كان من المكذّبين الضالّين . فنزل من حميم

واژه «نزل» به چيزى گفته مى شود كه صاحب خانه براى ميهمان مى آورد و از او پذيرايى مى كند و معمولاً بهترين خوردنى و آشاميدنى است كه صاحب خانه در اختيار دارد. به كار گيرى اين واژه (نزل) براى آشاميدنى دوزخيان، تعبيرى استهزاآميز بوده و بيانگر مطلب ياد شده است.

37- بى پناهى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 44 - 10

10 - هنگامه عذاب ، لحظه ظهور و بروز بى پناهى گمراهان ستم پيشه است .

فما له من ولىّ من بعده و ترى الظـلمين لمّا رأوا العذاب يقولون هل إلى مردّ من سبي

38- بى تأثيرى پشيمانى اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 39 - 1

1 - اظهار پشيمانى و چاره جويى گمراهان در قيامت ، دستاوردى براى آنان نخواهد داشت .

و لن ينفعكم اليوم إذ ظلمتم

برداشت ياد شده بر اين پايه استوار است كه فاعل «لن ينفع»، گفتار سابق كافران باشد. آنان در قيامت آرزو مى كنند كه ميان آنها و شياطين فاصله افتد; ولى اين آرزو سودى نخواهد بخشيد.

39- بى ياورى اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 92 - 3

3 - ناتوانى معبود هاى مشركان از نجات گمراهان ، از دوزخ و دفاع از آنان در برابر عذاب

و برّزت الجحيم للغاوين . و قيل لهم أين ما كنتم تعبدون

پرسش از مكان معبودها ـ به قرينه آيه قبل كه سخن از رخ نمودن دوزخ براى گمراهان است ـ پرسش از موقعيت آنها براى نجات گمراهان از دوزخ و هرگونه دفاع از آنان است.

40- بى ياورى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 37 - 8،9

8- گمراهان ، از هرگونه يار و مددكارى محرومند .

فإن الله لايهدى من يضلّ و ما لهم من نـصرين

9- محرومان از هدايت خداوند ، مردمانى بى ياورند .

فإن الله لايهدى من يضلّ و ما لهم من نـصرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 97 - 4

4- آنان كه گمراهى شان از سوى خدا تثبيت شود ، غير قابل هدايت و فاقد هرگونه سرپرست و ياورند .

و من يضلل فلن تجد لهم أولياء من دونه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 17 - 4

4- غار اصحاب كهف ، داراى فضايى وسيع بوده است .

و هم فى فجوة منه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 44 - 1

1 - كسانى كه خداوند ، آنان را گمراه كند ، از هرگونه سرپرست و ياور محروم اند .

و من يضلل اللّه فما له من ولىّ من بعده

41- بيان فرجام گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 45 - 5

5- ذكر فرجام شوم گمراهان در كنار فرجام سعادتمندانه تقواپيشگان ، از روش هاى هدايتى قرآن *

الغاوين . و إن جهنّم لموعدهم أجمعين ...إن المتقين فى جنّـت و عيون

42- بينش گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 156 - 5

5 ـ مشركان و گمراهان مكه، در صورت نازل نشدن قرآن، خويشتن را در قيامت معذور مى دانستند و دورى از رحمت خدا را بى عدالتى مى شمردند.

أن تقولوا إنما أنزل الكتب على طائفتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 7

7 - قيامت ، عرصه رنگ باختن پندار هاى دروغين گمراهان و فريب خوردگان

و يحسبون أنّهم مهتدون . حتّى إذا جاءنا

43- پايان مهلت گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 10

10- عذاب الهى در دنيا و يا فرا رسيدن مرگ و قيامت ، پايان مهلت خداوند به گمراهان

حتّى إذا رأوا ما يوعدون إمّا العذاب و إمّا الساعة

«الساعة» در اغلب موارد استعمال در قرآن، به معناى «قيامت» است; ولى در اين آيه چون سخن از پايان مهلت است و پايان مهلت نيز همان مرگ است، مراد از «الساعة» قيامت با تمام مقدمات آن خواهد بود.

44- پيروى از گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 47 - 6

6 - پيروى كوركورانه از مستكبران و منحرفان ، موجب گرفتارى به آتش دوزخ است .

و إذ يتحاجّون فى النار فيقول الضعفـؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا

45- تشخيص گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 117 - 2

2 ـ شناخت عميق و گسترده راه هدايت و ضلالت و راهيان آن با راهنمايى خداوند ميسر است.

إن ربك هو أعلم من يضل

46- تقليد از گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 10

10 - پيروى از بى خردان و هدايت نيافتگان و تقليد از آنان ، امرى ناروا و نكوهيده است .

أو لو كان ءاباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون

47- تنبه گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 17

17- گمراهان ، به هنگام عذاب الهى و يا مرگ ، به تيره بختى و موقعيت بد خويش آگاه خواهند شد .

فسيعلمون من هو شرّ مكانًا

به نظر مى رسد عبارت «شرّ مكاناً» در برابر «خير مقاماً» و عبارت «أضعف جنداً» در برابر «أحسن نديّاً» ( در دو آيه قبل) باشد; يعنى، همان كسانى كه خود را داراى موقعيت برتر و امكانات و نفرات بيشتر مى دانستند، با رسيدن عذاب و مرگ، خود را در نقطه مقابل آن مى يابند.

48- توبه گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 89 - 6

6 ـ باز گذاشتن راه توبه و اصلاح براى منحرفان ، روشى براى هدايت آنان

و اللّه لا يهدى القوم الظالمين . .. الا الذين تابوا من بعد ذلك و اصلحوا

49- جهل گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 30 - 11

11 ـ بى خبرى گمراهان از ضلالت خويش، نابود كننده زمينه هاى هدايت در آنان

فريقا حق عليهم الضللة إنهم اتخذوا . .. و يحسبون أنهم مهتدون

50- حتميت عذاب گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 11 - 15

15ـ هيچ كس و هيچ چيز حتى فرشتگان محافظ نمى تواند گمراهان و گنه كاران را در برابر گزندى كه خداوند براى آنان تقدير كرده ، يارى رساند و آنان را مصون دارد .

و ما لهم من دونه من وال

جمله «فلامردّ له» مى رساند كه تقدير الهى بر گزندرسانى بازگشتنى نيست و جمله «و ما لهم . ..» بيانگر آن است كه پس از آمدن ، هيچ كس نمى تواند مشمولان آن را يارى دهد و ايشان را نجات بخشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 39 - 10

10 - همدمى منحرفان با شياطين در دوزخ ، تأثيرى در تخفيف عذاب و يا آرامش آنان نخواهد داشت .

لن ينفعكم اليوم إذ ظلمتم أنّكم فى العذاب مشتركون

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه عبارت «أنّكم فى. ..» فاعل «لن ينفع» باشد.

51- حتميت كيفر گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 33 - 2

2 - محيط ناسالم و نظام اجتماعى فاسد ، موجب تبرئه انسان گمراه و مردم فاسد از مجازات الهى نمى شود .

فإنّهم يومئذ فى العذاب مشتركون

اشتراك مردم گمراه با رهبران گمراه كننده ـ كه معمولاً نظام اجتماعى مردم را نيز در دست دارند ـ در مجازات الهى، مى تواند گوياى حقيقت بالا باشد.

52- حسرت اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 1

1 - انسان گمراه و غفلت زده ، در روز قيامت گرفتار حسرت و آرزومند عدم همنشينى با عناصر شيطانى گمراه كننده

حتّى إذا جاءنا قال يـليت بينى و بينك بعد المشرقين

53- حشر اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 2

2 ـ گمراهان براى حسابرسى و جزاى عملكردشان در روز قيامت برانگيخته خواهند شد.

و من يرد أن يضله . .. و يوم يحشرهم جميعا يمعشر الجن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 97 - 6،7

6- گمراهان ، در قيامت به صورت خزندگانى فاقد هرگونه شنوايى ، بينايى و نطق محشور خواهند شد .

و من يضلل . .. و نحشرهم يوم القيـمة على وجوههم عميًا و بكمًا و صمًّا

7- تأثير عقيده و عمل گمراهان حق ناپذير ، در قواى ادراكى و حسى ( چشم ، گوش و زبان ) آنان به هنگام حشر در قيامت

و نحشرهم يوم القيـمة على وجوههم عميًا و بكمًا و صمًّا

54- حشر گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 97 - 12

12- « عن ابراهيم بن عمر رفعه إلى أحدهما فى قول الله : « و نحشرهم يوم القيامة على وجوههم » قال : على جباههم ;

در مرفوعه ابراهيم بن عمر از امام باقر(ع) يا امام صادق(ع) درباره سخن خدا «و نحشرهم يوم القيامة على وجوههم» روايت شده است كه فرمود: آنان را در حالى كه بر پيشانيهايشان افتادند [محشور مى كنيم]».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 125 - 1

1 - روى گردانان از هدايت و ياد خدا ، در قيامت نابينا برانگيخته خواهند شد .

قال ربّ لم حشرتنى أعمى

55- حق ناپذيرى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 34 - 3

3ـ گمراهى ضلالت پيشگان از سوى خدا ، سزا و كيفر لجاجت و حق ناپذيرى ايشان است .

يـنوح قد جـدلتنا . .. فأتنا بما تعدنا ... إن كان الله يريد أن يغويكم

وقوع جمله «إن كان الله» پس از بيان لجاجتها و حق ناپذيريهاى كفرپيشگان (قد جادلتنا . ..) ، حاكى است كه اراده خداوند بر اغواى آنان ، به خاطر عناد و لجاجتشان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 83 - 2

2 - جواز وانهادن گمراهان به خود ، پس از اتمام حجت بر آنان و حق ناپذيرى ايشان

فذرهم

«فاء» در «فذرهم»، مى رساند كه پس از اتمام حجت ادامه تبليغ ضرورى نيست.

56- حمايت گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 224 - 2

2 - ويژگى شاعران خيال پرداز ، هوادارى گمراهان و فاسدان از آنان است .

و الشعراء يتّبعهم الغاون

57- خطر عذاب دنيوى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 13

13- گمراهان ، همواره در خطر گرفتارى به عذاب هاى الهى در دنيا

فليمدد له الرحمن مدًّا حتّى إذا رأوا ما يوعدون إمّا العذاب و إمّا الساعة

ترديد در «إمّا العذاب و إمّا الساعة» و نكره آوردن «مدّاً» و مبهم گذاشتن مقدار مهلت، اين نتيجه را مى دهد كه هر يك از گمراهان، بايد هر لحظه منتظر عذاب دنيوى و پايان مهلت در باره خود باشند.

58- دشمنى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 34 - 12

12ـ اغواى گمراهان پس از اتمام حجت بر آنان و عنادورزى ايشان ، پرتوى از ربوبيت خداوند است .

إن كان الله يريد أن يغويكم هو ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 96 - 1

1 - مشاجره و دشمنى ، گمراهان ( مشركان ) با يكديگر در دوزخ

قالوا و هم فيها يختصمون

ضمير فاعلى در «قالوا» و نيز ضمير «هم»، به «غاوون» بازمى گردد. جمله «و هم فيها يختصمون» حال از ضمير در «قالوا» و «اختصام» (مصدر «يختصمون») به معناى جدال و ستيزه كردن است; يعنى، شرك پيشگان گمراه، در حالى كه در دوزخ باهم ستيزه مى كنند، به معبودهايشان خواهند گفت.

59- دعوت از گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 67 - 11

11 - دعوت گمراهان به راه هدايت و صراط مستقيم ، وظيفه الهى تمامى ره يافتگان به آن

و ادع إلى ربّك إنّك لعلى هدًى مستقيم

جمله «إنّك لعلى هدًى مستقيم» تعليل براى «و ادع إلى ربّك» است; يعنى، چون تو برطريق هدايت و در صراط مستقيم هستى، آن گمراهان شرك پيشه را به سوى پروردگارت دعوت كن، تا شايد از ضلالت و گمراهى نجات يابند و به راه تو باز گردند.

60- ذلت اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 97 - 8

8- ذلت و به خاك در افتادن چهره گمراهان در قيامت

و نحشرهم يوم القيـمة على وجوههم عميًا و بكمًا و صمًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 40 - 10

10 - اختيار كنندگان راه كج و گمراهى ، فاقد اختيار و عزت در قيامت

أفمن يلقى فى النار خير

مجهول آمدن «يلقى» اشعار به آن دارد كه گروه ياد شده، فاقد اختيار و اراده بوده و همچون شىء بى ارزش به درون آتش افكنده خواهند شد.

61- رحمت بر گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 6

6ـ رحمت خدا حتى كافران و گمراهان را نيز فرا مى گيرد .

فليمدد له الرحمن مدًّا

62- رسوايى اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 87 - 2

2 - روز رستاخيز ، روز رسوايى و شرمسارى شرك پيشگان گمراه

إنّه كان من الضالّين . و لاتخزنى يوم يبعثون

63- روزى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 19 - 5

5 - برخوردارى گمراهان از روزى خداوند ، نمود لطف او به بندگان خويش است ; نه نشانه استحقاق آنان

لفى ضلـل بعيد . اللّه لطيف بعباده يرزق من يشاء

64- روش برخورد با گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 5

5 - لزوم تصفيه جامعه از عناصر گمراه كننده و قطع رابطه متقابل آنان و مردم

قال فاذهب . .. لامساس

65- روش مبارزه با گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 27 - 3

3 - كلام ، ابزار پيامبران براى مبارزه با منحرفان و سركشان بوده است .

واحلل عقدة من لسانى

66- روش هدايت گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 37 - 4

4- اعتراض به صاحبان انديشه انحرافى و بحث و گفتوگو در جهت اصلاح آن ، شيوه اى پسنديده و مطلوب نزد خداوند است .

و ما أظنّ الساعة قائمة و لئن رُددتُّ . .. أكفرت بالذى خلقك

67- رؤيت گمراهان در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 11

11 - عرضه گمراهان و ستمكاران بر دوزخ ، در برابر ديد اهل ايمان و قابل مشاهده براى آنان

و تريـهم يعرضون عليها . .. و قال الذين ءامنوا إنّ الخـسرين

68- زمينه هدايت گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 76 - 1

1 - بلا ها و گرفتارى هاى دنيوى ، بر اساس مشيت خدا و در جهت تنبه و هدايت غافلان و منحرفان

و لقد أخذنـهم بالعذاب فما استكانوا لربّهم

«أخذ» (مصدر «أخذنا») به معناى گرفتن ( گرفتار ساختن)است. «إستكانة» (مصدر «استكانوا») به معناى فروتنى و «تضرع» (مصدر «يتضرعون») به معناى ناليدن و زارى كردن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 41 - 2

2 - وجود پيامبر در جامعه ، مهلتى به گمراهان براى حق شنوى و مايه تأخير انتقام الهى از ايشان

فإمّا نذهبنّ بك فإنّا منهم منتقمون

69- زيان به گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 11 - 14،15

14ـ بازگشتى براى تقدير الهى بر آسيب ديدن گمراهان و تبه كاران نيست .

و إذا أراد الله بقوم سوءًا فلامردّ له

مراد از «قوم» در آيه شريفه به مناسبت حكم و موضوع ، قوم گنه كار مى باشد. «مردّ» مصدر ميمى و به معناى بازگرداندن است.

15ـ هيچ كس و هيچ چيز حتى فرشتگان محافظ نمى تواند گمراهان و گنه كاران را در برابر گزندى كه خداوند براى آنان تقدير كرده ، يارى رساند و آنان را مصون دارد .

و ما لهم من دونه من وال

جمله «فلامردّ له» مى رساند كه تقدير الهى بر گزندرسانى بازگشتنى نيست و جمله «و ما لهم . ..» بيانگر آن است كه پس از آمدن ، هيچ كس نمى تواند مشمولان آن را يارى دهد و ايشان را نجات بخشد.

70- زيانكارى اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 12

12 - قيامت ، روز ظهور خسران و زيان كارى عميق ستم پيشگان و گمراهان

إنّ الخـسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيـمة

71- زيانكارى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 178 - 5

5 ـ گمراه شدگان به دست خدا ، زيانكار و تباه كننده سرمايه عمر خويشند .

من يضلل فأولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 108 - 9

9 ـ ضرر و زيان گمراهى ، تنها متوجه خودِ گمراهان است .

و من ضل فإنما يضل عليها

72- سرزنش اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 1

1 ـ گمراهان جن و انس در قيامت به صورت جمعى موردبازخواست و توبيخ قرار خواهند گرفت.

يمعشر الجن و الإنس ألم يأتكم رسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 9

9 - گمراهان ستمكار ، در روز قيامت ، مورد سرزنش اهل ايمان خواهند بود .

و قال الذين ءامنوا إنّ الخـسرين الذين خسروا أنفسهم

73- سرزنش گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 61 - 4

4 - كسانى كه از عبادت خدا سرباز زده و از صراط مستقيم منحرف شوند ، مورد سرزنش خدا قرار دارند .

ألم أعهد إليكم يـبنى ءادم . .. و أن اعبدونى هـذا صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 62 - 4

4 - كسانى كه بر اثر عدم تعقل و خردورزى به دست شيطان گمراه شدند ، مورد سرزنش خدا قرار دارند .

و لقد أضلّ منكم جبلاًّ كثيرًا أفلم تكونوا تعقلون

برداشت ياد شده از استفهام انكارى در جمله «أفلم تكونوا تعقلون» ـ كه در مقام سرزنش است ـ به دست مى آيد.

74- سرنوشت خانواده گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 14

14 - تأثير منفى و زيانبار گمراهان و ستمكاران ، بر سرنوشت خود و خانواده خويش

خسروا أنفسهم و أهليهم

75- سرنوشت گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 14

14 - تأثير منفى و زيانبار گمراهان و ستمكاران ، بر سرنوشت خود و خانواده خويش

خسروا أنفسهم و أهليهم

76- شخصيت گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 20 - 1

1 - برابر نبودن انسان گمراه و فرورفته در تاريكى و سرگردانى ، با انسان راه يافته و حقيقت شناس

و لا الظلمـت و لا النور

77- شرايط هدايت گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 37 - 3،4

3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) بدون خواست خداوند ، قادر به هدايت كردن گمراهان نيست .

إن تحرص على هدهم فإن الله لايهدى من يضلّ

جواب «إن» شرطيه «لاتقدر» محذوف است به قرينه اينكه «فا» در «فإن الله لايهدى من يضلّ» براى تعليل است; يعنى، اگر تو حرص و ولع هم بر هدايت آنان داشته باشى، نخواهى توانست; زيرا خداوند گمراه شدگان به دست خود را هدايت نخواهد كرد.

4- تلاش انبيا و هدايتگران ، به تنهايى براى هدايت گمراهان كافى نيست .

إن تحرص على هدهم فإن الله لايهدى من يضلّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 89 - 3

3 - سعى در هدايت گمراهان ، پس از يأس از حق پذيرى آنان ، لازم نيست .

إنّ هـؤلاء قوم لايؤمنون . فاصفح عنهم

78- شقاوت گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 17

17- گمراهان ، به هنگام عذاب الهى و يا مرگ ، به تيره بختى و موقعيت بد خويش آگاه خواهند شد .

فسيعلمون من هو شرّ مكانًا

به نظر مى رسد عبارت «شرّ مكاناً» در برابر «خير مقاماً» و عبارت «أضعف جنداً» در برابر «أحسن نديّاً» ( در دو آيه قبل) باشد; يعنى، همان كسانى كه خود را داراى موقعيت برتر و امكانات و نفرات بيشتر مى دانستند، با رسيدن عذاب و مرگ، خود را در نقطه مقابل آن مى يابند.

79- ضعف ياوران گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 18

18- گمراهان ، هنگام نزول عذاب دنيوى و يا لحظه فرا رسيدن مرگ ، ضعف و ناتوانى ياران خود را خواهند ديد .

فسيعلمون من هو . .. أضعف جندًا

80- طرد گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 5

5 - لزوم تصفيه جامعه از عناصر گمراه كننده و قطع رابطه متقابل آنان و مردم

قال فاذهب . .. لامساس

81- ظلم گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 129 - 3،4

3 ـ گمراه كنندگان و گمراه شوندگان هر دو ظالمند.

و كذلك نولى بعض الظلمين بعضا

مراد از «بعض» گمراه كنندگان و مراد از «بعضا» گمراه شوندگانند كه هر دو متصف به ظلم شده اند. گفتنى است تنوين «بعضا» عوض مضاف اليه است، يعنى: «نولى بعض الظالمين بعضهم».

4 ـ جنيان اغواگر و آدميان اغواشده، هر دو از ظالمانند.

يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس . .. و كذلك نولى بعض الظلمين بعضها

82- عبرت از فرجام گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 103 - 2

2 - مطالعه در فرجام شوم گمراهان شرك پيشه در جهان آخرت ، در بردارنده درسى بزرگ براى مردمان

يوم لاينفع مال و لابنون . .. إنّ فى ذلك لأية

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره به مضمون آيات پيشين نيز داشته باشد. گفتنى است كه آيات قبل در زمينه فرجام شوم گمراهان و مشركان بود.

83- عبرت از گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 62 - 6

6 - لزوم تعقل و خردورزى در وسوسه هاى گمراه كننده شيطان و درس آموزى از سرنوشت شوم قربانيان فريب وى

و لقد أضلّ منكم جبلاًّ كثيرًا أفلم تكونوا تعقلون

84- عجز از هدايت گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 13

13 - ناتوانى همگان از هدايت گمراه شده الهى

و من يضلل اللّه فما له من هاد

85- عجز گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 17

17- گمراهان ، به هنگام عذاب الهى و يا مرگ ، به تيره بختى و موقعيت بد خويش آگاه خواهند شد .

فسيعلمون من هو شرّ مكانًا

به نظر مى رسد عبارت «شرّ مكاناً» در برابر «خير مقاماً» و عبارت «أضعف جنداً» در برابر «أحسن نديّاً» ( در دو آيه قبل) باشد; يعنى، همان كسانى كه خود را داراى موقعيت برتر و امكانات و نفرات بيشتر مى دانستند، با رسيدن عذاب و مرگ، خود را در نقطه مقابل آن مى يابند.

86- عدم تعقل گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 62 - 4

4 - كسانى كه بر اثر عدم تعقل و خردورزى به دست شيطان گمراه شدند ، مورد سرزنش خدا قرار دارند .

و لقد أضلّ منكم جبلاًّ كثيرًا أفلم تكونوا تعقلون

برداشت ياد شده از استفهام انكارى در جمله «أفلم تكونوا تعقلون» ـ كه در مقام سرزنش است ـ به دست مى آيد.

87- عذاب اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 175 - 9

9 - ضلالت پيشگان و گنهكاران به عذاب طاقت فرساى قيامت گرفتار خواهند شد .

أولئك الذين اشتروا الضللة بالهدى . .. فما أصبر هم على النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 9،12،16

9- خداوند ، برخى از گمراهان را به عذاب دنيوى مبتلا مى سازد و عده اى را به عذاب اخروى گرفتار خواهد ساخت .

حتّى إذا رأوا ما يوعدون إمّا العذاب و إمّا الساعة

مراد از «العذاب» به قرينه «الساعة» عذاب دنيوى است.

12ـ گمراهان بار ها از جانب خداوند به عذاب در دنيا و يا در قيامت تهديد شده اند .

حتّى إذا رأوا ما يوعدون إمّا العذاب و إمّا الساعة

فعل مضارع «يوعدون» بر استمرار دلالت دارد.

16- تأخير يافتن زمان عذاب برخى از گمراهان تا آخرت و ترك عذاب آنان در دنيا ، مهلت خداوند به آنان است .

فليمدد له الرحمن مدًّا حتّى إذا رأوا ما يوعدون إمّا العذاب و إمّا الساعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 39 - 8

8 - گمراه كنندگان و گمراه شدگان ، شريك يكديگر در عذاب اخروى

أنّكم فى العذاب مشتركون

88- عذاب دنيوى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 17 - 11

11 - جوامع گمراه و گنه كار ، در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى اند .

فاستحبّوا العمى على الهدى فأخذتهم صـعقة العذاب الهون بما كانوا يكسبون

89- عذاب گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 34 - 1

1ـ كافران ، مشركان ، گمراهان و آنان كه پيامبران را به مسخره مى گيرند ، به عذاب هاى سخت دنيوى و اخروى گرفتار خواهند شد .

لهم عذاب فى الحيوة الدنيا و لعذاب الأخرة أشق

مراد از ضمير در «لهم» ـ به قرينه آيه 31 و 32 ـ كافران، مشركان ، استهزاگران و گمراهان مى باشد.

90- عذابدنيوى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 9،10،12

9- خداوند ، برخى از گمراهان را به عذاب دنيوى مبتلا مى سازد و عده اى را به عذاب اخروى گرفتار خواهد ساخت .

حتّى إذا رأوا ما يوعدون إمّا العذاب و إمّا الساعة

مراد از «العذاب» به قرينه «الساعة» عذاب دنيوى است.

10- عذاب الهى در دنيا و يا فرا رسيدن مرگ و قيامت ، پايان مهلت خداوند به گمراهان

حتّى إذا رأوا ما يوعدون إمّا العذاب و إمّا الساعة

«الساعة» در اغلب موارد استعمال در قرآن، به معناى «قيامت» است; ولى در اين آيه چون سخن از پايان مهلت است و پايان مهلت نيز همان مرگ است، مراد از «الساعة» قيامت با تمام مقدمات آن خواهد بود.

12ـ گمراهان بار ها از جانب خداوند به عذاب در دنيا و يا در قيامت تهديد شده اند .

حتّى إذا رأوا ما يوعدون إمّا العذاب و إمّا الساعة

فعل مضارع «يوعدون» بر استمرار دلالت دارد.

91- عذابهاى اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 9

9 - مشاهده شياطين در قيامت و همنشينى با آنان ، خود نوعى عذاب براى گمراهان است .

قال يـليت بينى و بينك بعد المشرقين

92- عذر گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 156 - 2

2 ـ هدايت نايافتگان در صورت آگاهى از وجود قرآن، هيچ عذرى در پيشگاه خدا نخواهند داشت.

هذا كتب أنزل نه . .. أن تقولوا إنما أنزل الكتب على طائفتين

93- عقيده گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 77 - 10

10 ـ عقايد ناروا و غلوآميز اهل كتاب برخاسته از افكار باطل گمراهانى مشرك در گذشته تاريخ

قل ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم . .. و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا

بدان احتمال كه خطاب در «يا اهل الكتب» متوجه تمام يهود و نصارا باشد نه خصوص آنانكه در عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند. بر

اين مبنا مراد از «قوم قد ضلوا» پيشينيان اهل كتاب نخواهند بود بلكه مقصود، پيروان مذاهب شرك مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 105 - 11

11 ـ اهل ايمان بر رفتار و كردار نارواى گمراهان و عقايد ناصواب ايشان مؤاخذه نخواهند شد .

يايها الذين ءامنوا . .. لايضركم من ضل إذا اهتديتم إلى اللّه مرجعكم جميعاً

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «لايضركم . ..» در ارتباط با عذابهاى الهى مطرح باشد بر اين مبنا جمله «عليكم انفسكم لايضركم ...» يعنى مراقب ايمان خويش باشيد، شما بر بى ايمانى كافران و اعمالشان مؤاخذه نخواهيد شد و بدين سبب ضررى از ناحيه آنان متوجه شما نمى شود.

94- علايق گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 225 - 4

4 - گمراهان ، دوستدارِ مطالب سست ، بى بنياد و خيال انگيز

و الشعراء يتّبعهم الغاون . ألم تر أنّهم فى كلّ واد يهيمون

از ارتباط دو آيه استفاده مى شود كه گمراهان، در پى شاعرانى بى اصالت و وهم گرا هستند.

95- علم به گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 18

18- خداوند ، نسبت به گمراهان و هدايت يافتگان ، برترين آگاهى را دارد .

إن ربّك هو أعلم بمن ضلّ عن سبيله و هو أعلم بالمهتدين

96- علم خدا به گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 30 - 6

6 - هدايت يافتگان و گمراهان ، تحت احاطه علمى كامل خداوند

إنّ ربّك هو أعلم بمن ضلّ عن سبيله و هو أعلم بمن اهتدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 7 - 1

1 - آگاهى همه جانبه و برتر خداوند ، از انسان هاى گمراه و كافر

إنّ ربّك هو أعلم بمن ضلّ عن سبيله

97- عمل گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 105 - 11

11 ـ اهل ايمان بر رفتار و كردار نارواى گمراهان و عقايد ناصواب ايشان مؤاخذه نخواهند شد .

يايها الذين ءامنوا . .. لايضركم من ضل إذا اهتديتم إلى اللّه مرجعكم جميعاً

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «لايضركم . ..» در ارتباط با عذابهاى الهى مطرح باشد بر اين مبنا جمله «عليكم انفسكم لايضركم ...» يعنى مراقب ايمان خويش باشيد، شما بر بى ايمانى كافران و اعمالشان مؤاخذه نخواهيد شد و بدين سبب ضررى از ناحيه آنان متوجه شما نمى شود.

98- عوامل تنبه گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 18

18- گمراهان ، هنگام نزول عذاب دنيوى و يا لحظه فرا رسيدن مرگ ، ضعف و ناتوانى ياران خود را خواهند ديد .

فسيعلمون من هو . .. أضعف جندًا

99- عوامل تهديد گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 93 - 14

14 - نظارت بىوقفه و فراگير خداوند نسبت به كردار بندگان ، تهديدى براى گمراهان و مايه دلگرمى هدايت يافتگان است .

فمن اهتدى . .. و من ضلّ ... و ما ربّك بغـفل عمّا تعملون

با توجه به آيات پيشين كه در آن سخن از هدايت يافتگان و گمراهان به ميان آمده است، تأكيد بر غافل نبودن خدا از عملكرد مردمان، دلگرم كننده هدايت يافتگان از يكسو و مايه تشويش خاطر گمراهان از سوى ديگر است.

100- عوامل حق پذيرى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 97 - 2

2 - آتش دوزخ ، تنها عامل تسليم گمراهان لجوج در برابر حق

قالوا و هم فيها يختصمون . تاللّه إن كنّا لفى ضلـل مبين

برداشت ياد شده از آن جا است كه اعتراف حق ستيزان، تنها در جهان آخرت و آن هم در داخل دوزخ صورت مى گيرد.

101- عيسى(ع) و گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 118 - 8

8 ـ عطوفت عيسى ( ع ) ، نسبت به همه مردمان حتى به گمراهان امت خويش *

ان تعذبهم فانهم عبادك و إن تغفر لهم فانك انت العزيز الحكيم

102- فرجام اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 103 - 2

2 - مطالعه در فرجام شوم گمراهان شرك پيشه در جهان آخرت ، در بردارنده درسى بزرگ براى مردمان

يوم لاينفع مال و لابنون . .. إنّ فى ذلك لأية

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره به مضمون آيات پيشين نيز داشته باشد. گفتنى است كه آيات قبل در زمينه فرجام شوم گمراهان و مشركان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 94 - 1

1 - چشيدن عذاب آتش دوزخ ، فرجام نهايى تكذيب گران گمراه

و أمّا إن كان من المكذّبين الضالّين . .. و تصلية جحيم

«صَلْى» (مبدأ اشتقاق «تصلية») در معانى چشيدن، بريان شدن و افتادن به كار مى رود. بنابراين «تصلية جحيم» مى تواند به معناى چشيدن آتش دوزخ، بريان شدن به وسيله آن و يا افتادن در آن باشد. برداشت بالا ناظر به معناى اول «تصلية» است.

103- فرجام گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 121 - 1

1 ـ دوزخ ، جايگاه و فرجام گمراهان و فريب خوردگان از شيطان

أولئك ماويهم جهنم و لايجدون عنها محيصاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 97 - 10

10- مأوا و جايگاه گمراهان حق ناپذير ، دوزخ است .

مأوهم جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 94 - 2

2 - دوزخ ، فرجام مشترك گمراهان و معبودهايشان

فكبكبوا فيها هم و الغاون

104- فلسفه مهلت به گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 7

7- هدف از مهلت به گمراهان و ترك عذاب دنيوى آنان ، افزايش ضلالت آنها است .

من كان فى الضلـلة فليمدد له الرحمن مدًّا

تقابل اين آيه با آيه بعد ـ كه در باره هدايت يافتگان است ـ گوياى برداشت ياد شده است. در آن آيه آمده كه «هدايت افزايش مى يابد» و در اين آيه آمده است كه «به گمراهان مهلت مى دهيم». قرينه بودن هر آيه براى ديگرى، نتيجه مى دهد كه به هر دو فرقه فرصت داده مى شود تا هدايت راه يافتگان و ضلالت گمراهان افزايش يابد. اين گونه بيان را «فن احتباك» مى نامند.

105- قانونمندى عذاب گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 17 - 9

9 - نزول عذاب بر جوامع ضلالت پيشه ، پس از اتمام حجت الهى بر آنان

فهدينـهم فاستحبّوا العمى . .. فأخذتهم صـعقة العذاب

106- قرآن و گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 7

7 ـ قرآن ، كتاب مژده و بشارت براى ره يافتگان مؤمن و هشدار و انذار براى گم گشتگان غافل است .

تلك ءايت الكتب . .. أن أنذر الناس و بشّر الذين ءامنوا

107- قطع رابطه با گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 5

5 - لزوم تصفيه جامعه از عناصر گمراه كننده و قطع رابطه متقابل آنان و مردم

قال فاذهب . .. لامساس

108- قلب گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 125 - 17

17 ـ عن أبى جعفر(ع): إن القلب ينقلب من لدن موضعه إلى حنجرته ما لم يصب الحق فاذا اصاب الحق قرّ . .. و قرء هذه الآية «فمن يرد الله أن يهديه يشرح صدره للاسلام ... ».

از امام باقر(ع) روايت شده است: قلب انسان تا حق را نيافته است، آنچنان مضطرب است كه گويى از جاى خود كنده شده و به حنجره رسيده، پس آنگاه كه حق را يافت آرامش مى يابد. سپس آن حضرت آيه «فمن يرد الله ... » را تلاوت كرد ... .

109- قواى ادراكى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 97 - 7

7- تأثير عقيده و عمل گمراهان حق ناپذير ، در قواى ادراكى و حسى ( چشم ، گوش و زبان ) آنان به هنگام حشر در قيامت

و نحشرهم يوم القيـمة على وجوههم عميًا و بكمًا و صمًّا

110- قياس گمراهان با مهتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 20 - 1

1 - برابر نبودن انسان گمراه و فرورفته در تاريكى و سرگردانى ، با انسان راه يافته و حقيقت شناس

و لا الظلمـت و لا النور

111- قياس مهتدين با گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 61 - 1

1 - مقايسه انسان هدايت شده ( هر چند بى بهره از موهبت هاى دنيوى ) با انسان هدايت ناپذير ( اما برخوردار از متاع مادى

) قياسى نسنجيده و باطل در بينش الهى

أفمن وعدنـه وعدًا حسنًا . .. كمن متّعنـه

آيه بالا ادامه آيات پيشين و مربوط به كسانى است كه به دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) پاسخ مثبت داده و به هدايت الهى دست يافتند و نيز در رابطه با كسانى است كه از پذيرش دعوت آن حضرت سر باز زدند و به بهانه هاى مختلف از پيروى هدايت هاى الهى امتناع ورزيدند.

112- كرى اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 97 - 6

6- گمراهان ، در قيامت به صورت خزندگانى فاقد هرگونه شنوايى ، بينايى و نطق محشور خواهند شد .

و من يضلل . .. و نحشرهم يوم القيـمة على وجوههم عميًا و بكمًا و صمًّا

113- كوردلى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 81 - 1

1 - برخى از گمراهان ، گرفتار كوردلى و فاقد زمينه هدايت

و ما أنت بهـدى العمى عن ضلـلتهم

114- كورى اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 97 - 6

6- گمراهان ، در قيامت به صورت خزندگانى فاقد هرگونه شنوايى ، بينايى و نطق محشور خواهند شد .

و من يضلل . .. و نحشرهم يوم القيـمة على وجوههم عميًا و بكمًا و صمًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 124 - 5

5 - روى گردانان از هدايت الهى و ياد او ، در صحنه قيامت ، نابينا محشور خواهند شد .

و من أعرض عن ذكرى . .. و نحشره يوم القيـمة أعمى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 125 - 1

1 - روى گردانان از هدايت و ياد خدا ، در قيامت نابينا برانگيخته خواهند شد .

قال ربّ لم حشرتنى أعمى

115- كيفر گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 19 - 9

9 - خداوند ، قادر به مجازات گمراهان و منكران رستاخيز و لطف او به خلق مانع از سلب روزى آنان در دنيا است .

لفى ضلـل بعيد . اللّه لطيف بعباده يرزق من يشاء و هو القوىّ العزيز

با توجه به معناى «لطيف» ـ كه حكايت از رحمت و لطف دارد ـ برداشت ياد شده به دست مى آيد.

116- كيفيت ورود گمراهان به جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 44 - 2

2- براى ورود هر دسته از گمراهان به جهنّم ، درى مخصوص وجود دارد .

من الغاوين . و إن جهنّم لموعدهم ... لها سبعة أبوب لكلّ باب منهم جزء مقسوم

117- گرايشهاى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 19

19 ـ فعليت يافتن توانهاى گمراهان در راستاى گرايشهاى نفسانى

و بلغنا أجلنا الذى أجلت لنا

«اجل» به معنى پايان وقت و فرصت است. جمله «و بلغنا اجلنا ... » ممكن است كنايه از مرتبه و درجه باشد. بر اين اساس معنى «و بلغنا اجلنا ... » يعنى به آن مرتبه و جايگاهى رسيديم كه براى ما مقدر كردى.

118- گفتگو باگمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 37 - 4

4- اعتراض به صاحبان انديشه انحرافى و بحث و گفتوگو در جهت اصلاح آن ، شيوه اى پسنديده و مطلوب نزد خداوند است .

و ما أظنّ الساعة قائمة و لئن رُددتُّ . .. أكفرت بالذى خلقك

119- گمراهان اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 77 - 9

9 ـ غاليان هواپرست و گمراه از اهل كتاب ، گمراه كننده بسيارى از مردم

و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا من قبل و اضلوا كثيراً

در برداشت فوق «كثيراً» مفعول به براى «ضلوا» گرفته شده است ; يعنى «اضلوا كثيراً من الناس».

120- گمراهان ثروتمند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 61 - 1

1 - مقايسه انسان هدايت شده ( هر چند بى بهره از موهبت هاى دنيوى ) با انسان هدايت ناپذير ( اما برخوردار از متاع مادى ) قياسى نسنجيده و باطل در بينش الهى

أفمن وعدنـه وعدًا حسنًا . .. كمن متّعنـه

آيه بالا ادامه آيات پيشين و مربوط به كسانى است كه به دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) پاسخ مثبت داده و به هدايت الهى دست يافتند و نيز در رابطه با كسانى است كه از پذيرش دعوت آن حضرت سر باز زدند و به بهانه هاى مختلف از پيروى هدايت هاى الهى امتناع ورزيدند.

121- گمراهان در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 72 - 3

3- گمراهان و راه نايافتگان دنيا ، در آخرت در گمراهى افزون ترى فرو مى روند .

و من كان فى هـذه أعمى فهو فى الأخرة أعمى و أضلّ سبيلاً

122- گمراهان در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 121 - 1،6

1 ـ دوزخ ، جايگاه و فرجام گمراهان و فريب خوردگان از شيطان

أولئك ماويهم جهنم و لايجدون عنها محيصاً

6 ـ ورود گمراهان و فريب خوردگانِ از شيطان به جهنم ، حتمى است .

و ما يعدهم الشيطن الا غروراً. أولئك ماويهم جهنم و لايجدون عنها محيصاً

بنابر اينكه جمله «لايجدون . ..» بيان و تأكيد حقيقتى باشد كه جمله «ماويهم جهنم» آن را افاده مى كند. يعنى آنان كه داراى صفات ذكر شده هستند، راهى جز ورود به جهنم ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 44 - 3

3- جهنّم ، داراى هفت دركه ( طبقات زيرين ) است و هر گروهى از گمراهان در دركه مخصوص و طبقه مشخصى جاى دارند .

لها سبعة أبوب لكلّ باب منهم جزء مقسوم

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مقصود از «أبواب» معناى كنايى آن باشد; زيرا هر درى، نوعاً به سوى مكانى خاص گشوده مى شود و به جايى مستقل منتهى خواهد شد و مؤيد اين معنا، عبارت بعدى است كه هر بابى، براى گروهى از گمراهان تعيين شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 97 - 10

10- مأوا و جايگاه گمراهان حق ناپذير ، دوزخ است .

مأوهم جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 91 - 1،5

1 - قيامت روز نمودار شدن دوزخ براى گمراهان

و برّزت الجحيم للغاوين

5 - دوزخ ، جايگاه گمراهان

و برّزت الجحيم للغاوين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 95 - 1

1 - افكنده شدن همه سپاهيان ابليس در دوزخ ، به همراه گمراهان مشرك و معبود هاى باطلشان

فكبكبوا فيها . .. و جنود إبليس أجمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 96 - 1

1 - مشاجره و دشمنى ، گمراهان ( مشركان ) با يكديگر در دوزخ

قالوا و هم فيها يختصمون

ضمير فاعلى در «قالوا» و نيز ضمير «هم»، به «غاوون» بازمى گردد. جمله «و هم فيها يختصمون» حال از ضمير در «قالوا» و «اختصام» (مصدر «يختصمون») به معناى جدال و ستيزه كردن است; يعنى، شرك پيشگان گمراه، در حالى كه در دوزخ باهم ستيزه مى كنند، به معبودهايشان خواهند گفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 97 - 2

2 - آتش دوزخ ، تنها عامل تسليم گمراهان لجوج در برابر حق

قالوا و هم فيها يختصمون . تاللّه إن كنّا لفى ضلـل مبين

برداشت ياد شده از آن جا است كه اعتراف حق ستيزان، تنها در جهان آخرت و آن هم در داخل دوزخ صورت مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 46 - 2

2 - جاودانگى ظالمان و گمراهان ، در دوزخ ، نتيجه محروميت آنان از ولايت خدا و تكيه بر ولايت غير او است .

إنّ الظـلمين فى عذاب مقيم . و ما كان لهم من أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 94 - 1

1 - چشيدن عذاب آتش دوزخ ، فرجام نهايى تكذيب گران گمراه

و أمّا إن كان من المكذّبين الضالّين . .. و تصلية جحيم

«صَلْى» (مبدأ اشتقاق «تصلية») در معانى چشيدن، بريان شدن و افتادن به كار مى رود. بنابراين «تصلية جحيم» مى تواند به معناى چشيدن آتش دوزخ، بريان شدن به وسيله آن و يا افتادن در آن باشد. برداشت بالا ناظر به معناى اول «تصلية» است.

123- گمراهان در دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 72 - 3

3- گمراهان و راه نايافتگان دنيا ، در آخرت در گمراهى افزون ترى فرو مى روند .

و من كان فى هـذه أعمى فهو فى الأخرة أعمى و أضلّ سبيلاً

124- گمراهان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 18

18 ـ اعتراف گمراهان در قيامت به تبعيت از خواهشهاى نفسانى خويش تا آخرين لحظه عمر

ربنا استمتع بعضنا ببعض و بلغنا أجلنا الذى أجلت لنا

جمله «و بلغنا»، پس از «ربنا استمتع . .. »، بيان استمرار بهره گيرى گمراهان از تمتعات دنيا تا لحظه رسيدن اجل است. بنابراين عمر آنها در اين منظور صرف شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 15

15 ـ گمراهان پيرو شيطانها در قيامت بر كفرورزى خويش در دنيا آگاهى مى يابند. *

و شهدوا على أنفسهم أنهم كانوا كفرين

«شاهد» عالمى است كه آنچه را دريافته بيان مى كند. (لسان العرب). لذا اگر «شهدوا» به معناى شهادت دادن باشد، لازمه آن آگاهى فرد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 30 - 1

1 ـ حضور انسانها در قيامت، مانند آفرينش نخستينشان، در دو گروه هدايت يافته و گمراه گشته

فريقا هدى

جمله «فريقا هدى . ..» حال براى فاعل «بدأكم» و بيانگر وجه مشابهت مطرح شده در جمله «كما بدأكم تعودون» است و حاصل معنى چنين مى شود: خداوند شما را آفريد در حالى كه شايستگان هدايت را هدايت كرد و مستحقان گمراهى را به گمراهى كشاند و به همين صورت (دو جناح بودن) به سوى او باز خواهيد گشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 97 - 8

8- ذلت و به خاك در افتادن چهره گمراهان در قيامت

و نحشرهم يوم القيـمة على وجوههم عميًا و بكمًا و صمًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 16

16 - مستضعفان گمراه شده از سوى مستكبران ، با مشاهده عذاب در قيامت ، از كرده خود پشيمان خواهند شد .

و قال الذين استضعفوا . .. و أسرّوا الندامة لمّا رأوا العذاب

بنابراين كه ضمير فاعلى «أسرّوا» به «استضعفوا»برگردد، نكته ياد شده قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 9،12

9 - گمراهان ستمكار ، در روز قيامت ، مورد سرزنش اهل ايمان خواهند بود .

و قال الذين ءامنوا إنّ الخـسرين الذين خسروا أنفسهم

12 - قيامت ، روز ظهور خسران و زيان كارى عميق ستم پيشگان و گمراهان

إنّ الخـسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيـمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 2،3،4،7

2 - حضور انسان هاى گمراه و عوامل شيطانى گمراه كننده آنان ، در قيامت و در محضر خداوند

حتّى إذا جاءنا

3 - رويارويى گمراهان و عوامل شيطانى گمراه كننده آنان ، در قيامت

قال يـليت بينى و بينك بعد

تعبير «بينى و بينك» خطاب رو در رو را مى رساند.

4 - اظهار نفرت گمراهان ، از شياطين و وسوسه گران خويش ، در صحنه قيامت و هنگام حضور در پيشگاه خداوند

حتّى إذا جاءنا قال يـليت بينى و بينك بعد المشرقين فبئس القرين

7 - قيامت ، عرصه رنگ باختن پندار هاى دروغين گمراهان و فريب خوردگان

و يحسبون أنّهم مهتدون . حتّى إذا جاءنا

125- گمراهان در محضر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 2

2 - حضور انسان هاى گمراه و عوامل شيطانى گمراه كننده آنان ، در قيامت و در محضر خداوند

حتّى إذا جاءنا

126- گمراهان مكه و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 156 - 5

5 ـ مشركان و گمراهان مكه، در صورت نازل نشدن قرآن، خويشتن را در قيامت معذور مى دانستند و دورى از رحمت خدا را بى عدالتى مى شمردند.

أن تقولوا إنما أنزل الكتب على طائفتين

127- گمراهان و شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 3

3 - رويارويى گمراهان و عوامل شيطانى گمراه كننده آنان ، در قيامت

قال يـليت بينى و بينك بعد

تعبير «بينى و بينك» خطاب رو در رو را مى رساند.

128- گمراهان و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 58 - 4

4 - كج انديشانِ از حق بازداشته شده ، از هيچ مثل و بيان روشنِ قرآن ، بهره اى نمى برند .

كذلك كانوا يؤفكون . .. و لقد ضربنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

129- گمراهان هدايت ناپذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 36 - 6

6 ـ برخى مردم در مرحله اى از گمراهى قرار مى گيرند كه ديگر اميدى به هدايت آنان نيست.

إنما يستجيب الذين يسمعون و الموتى يبعثهم اللّه

در اين آيه گويا مردم به دو بخش تقسيم شده اند: يك دسته به دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) پاسخ مثبت مى دهند و دسته اى ديگر به تعبير آيه «الموتى» هستند. و همان گونه كه اميد به زنده شدن مرده در اين جهان واهى است، نمى توان به هدايت اين گونه افراد اميدى داشت.

130- گمراهان هنگام عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 44 - 10

10 - هنگامه عذاب ، لحظه ظهور و بروز بى پناهى گمراهان ستم پيشه است .

فما له من ولىّ من بعده و ترى الظـلمين لمّا رأوا العذاب يقولون هل إلى مردّ من سبي

131- گمراهى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 113 - 8

8 ـ كسانى كه در صدد گمراه ساختن و به اشتباه انداختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودند ، تنها خود را به گمراهى و اشتباه افكندند .

لهمت طائفة منهم ان يضلوك و ما يضلون الا أنفسهم و ما يضرونك من شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 30 - 2،11

2 ـ هدايتيابى هدايت يافتگان و گمراهى گمراه پيشگان، به دست خدا و در اختيار اوست.

فريقا هدى و فريقا حق عليهم الضللة

كلمه «فريقا» در «فريقا حق . ..» مفعول به براى عاملى محذوف است، و جمله «حق عليهم الضلالة» دلالت مى كند بر اين كه آن عامل محذوف فعل «أضل» مى باشد.

11 ـ بى خبرى گمراهان از ضلالت خويش، نابود كننده زمينه هاى هدايت در آنان

فريقا حق عليهم الضللة إنهم اتخذوا . .. و يحسبون أنهم مهتدون

132- گناه گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 18

18- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) قال : أيّما داع دعى إلى ضلالة فاتبع كان عليه مثل أوزار من اتبعه من غير أن ينقص من أوزارهم شىء . . . ;

از پيغمبر(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: هر دعوت كننده اى كه مردم را به گمراهى بخواند و از او پيروى شود، همانند بار سنگين گناهان كسانى كه او را پيروى كرده اند بر دوش دعوت كننده است; بى آنكه چيزى از گناهان پيروان او كاسته شود. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 13 - 4

4 - آنانى كه براى گمراهى ديگران تلاش مى كنند ، در گناه گمراه شدگان سهيم اند .

و قال الذين كفروا . .. اتّبعوا سبيلنا ... و ليحملنّ أثقالهم و أثقالاً مع أثقالهم

133- لالى اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 97 - 6

6- گمراهان ، در قيامت به صورت خزندگانى فاقد هرگونه شنوايى ، بينايى و نطق محشور خواهند شد .

و من يضلل . .. و نحشرهم يوم القيـمة على وجوههم عميًا و بكمًا و صمًّا

134- لجاجت گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 34 - 3

3ـ گمراهى ضلالت پيشگان از سوى خدا ، سزا و كيفر لجاجت و حق ناپذيرى ايشان است .

يـنوح قد جـدلتنا . .. فأتنا بما تعدنا ... إن كان الله يريد أن يغويكم

وقوع جمله «إن كان الله» پس از بيان لجاجتها و حق ناپذيريهاى كفرپيشگان (قد جادلتنا . ..) ، حاكى است كه اراده خداوند بر اغواى آنان ، به خاطر عناد و لجاجتشان بوده است.

135- مبلغان و حق ناپذيرى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 129 - 3

3 ـ لزوم اتكاى مبلغان الهى بر خداوند و نگران نبودن بر حق ناپذيرى گمراهان ، پس از اتمام حجت بر آنان

فإن تولوا فقل حسبى اللّه . .. عليه توكلت

136- محبت به گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 12

12 - ابراز محبت و اظهار عطوفت با گمراهان ، از شيوه هاى پسنديده در هدايت آنان است .

يـقوم إنّما فتنتم به و إنّ ربّكم الرحمـن

137- محروميت اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 156 - 3

3 ـ گمراهان، در قيامت از رحمت خدا محروم خواهند بود.

فاتبعوه و اتقوا لعلكم ترحمون. أن تقولوا إنما أنزل الكتب على طائفتين

138- محروميت گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 108 - 14

14 ـ انسان هاى گمراه و محروم از هدايت هاى ويژه الهى ، خود موجب از ميان بردن شايستگى خويش براى دستيابى به هدايت الهى .

و اللّه لايهدى القوم الفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 146 - 10

10 ـ خداوند انسانهايى را كه با برخورد به راه ضلالت آن را روش زندگانى خويش قرار مى دهند ، از درك معارف و آيات خويش محروم مى سازد .

سأصرف عن ءايتى الذين . .. و إن يروا سبيل الغى يتخذوه سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 37 - 8

8- گمراهان ، از هرگونه يار و مددكارى محرومند .

فإن الله لايهدى من يضلّ و ما لهم من نـصرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 58 - 4

4 - كج انديشانِ از حق بازداشته شده ، از هيچ مثل و بيان روشنِ قرآن ، بهره اى نمى برند .

كذلك كانوا يؤفكون . .. و لقد ضربنا للناس فى هـذا القرءان من كلّ مثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 23 - 18

18 - گمراه شده الهى ، براى هميشه از هدايت محروم است .

و من يضلل اللّه فما له من هاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 12

12 - گمراه شده الهى ، براى هميشه از هدايت محروم است .

و من يضلل اللّه فما له من هاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 33 - 5،6

5 - گمراه شده الهى ، براى هميشه محروم از هدايت خواهد بود .

و من يضلل اللّه فما له من هاد

6 - هيچ كس ، توانايى هدايت كردن گمراه شدگان الهى را ندارد .

و من يضلل اللّه فما له من هاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 44 - 1

1 - كسانى كه خداوند ، آنان را گمراه كند ، از هرگونه سرپرست و ياور محروم اند .

و من يضلل اللّه فما له من ولىّ من بعده

139- محمد(صلی الله علیه و آله) و گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 150 - 8

8 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله) از پيروى تمايلات منحرفان بايد بر حذر باشد.

و لا تتبع أهواء الذين كذبوا بأيتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 3

3- بيان سنت « استدراج » و « امهال » خداوند در باره فرورفتگان در ورطه گمراهى ، وظيفه اى كه بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

قل من كان فى الضلـلة

فعل «كان» ـ كه براى دلالت بر استمرار است ـ حكايت از عمق ضلالت و ديرينه بودن آن دارد.

140- مراد از گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 77 - 14

14 ـ عن أبى جعفر(ع) فى قوله إبراهيم صلوات الله عليه «لئن لم يهدنى ربى لأكونن من القوم الضالين»: اى ناس للميثاق.

از امام باقر(ع) درباره «لئن لم يهدنى . .. من القوم الضالين» روايت شده است: (مراد از «القوم الضالين» در آيه فوق)، فراموش كنندگان ميثاق الهى هستند.

141- مرگ گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 10

10- عذاب الهى در دنيا و يا فرا رسيدن مرگ و قيامت ، پايان مهلت خداوند به گمراهان

حتّى إذا رأوا ما يوعدون إمّا العذاب و إمّا الساعة

«الساعة» در اغلب موارد استعمال در قرآن، به معناى «قيامت» است; ولى در اين آيه چون سخن از پايان مهلت است و پايان مهلت نيز همان مرگ است، مراد از «الساعة» قيامت با تمام مقدمات آن خواهد بود.

142- مشاجره گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 96 - 1

1 - مشاجره و دشمنى ، گمراهان ( مشركان ) با يكديگر در دوزخ

قالوا و هم فيها يختصمون

ضمير فاعلى در «قالوا» و نيز ضمير «هم»، به «غاوون» بازمى گردد. جمله «و هم فيها يختصمون» حال از ضمير در «قالوا» و «اختصام» (مصدر «يختصمون») به معناى جدال و ستيزه كردن است; يعنى، شرك پيشگان گمراه، در حالى كه در دوزخ باهم ستيزه مى كنند، به معبودهايشان خواهند گفت.

143- ممنوعيت اطاعت از گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 8 - 2

2 - اطاعت از عناصر گمراه و اجابت خواسته هاى آنان ، ممنوع است .

إنّ ربّك هو أعلم بمن ضلّ عن سبيله . .. فلاتطع المكذّبين

مطلب ياد شده، از تفريع «فلاتطع» بر «إنّ ربّك هو أعلم بمن ضلّ عن سبيله» استفاده مى شود.

144- موانع اطاعت از گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 122 - 7

7 ـ توجه دادن مؤمنان به حيات معنوى خود و برخوردارى از نور الهى، بازدارنده آنان از اطاعت مشركان و گمراهان

و إن أطعتموهم إنكم لمشركون. أو من كان ميتا فأحيينه و جعلنا له نورا يمشى به فى ال

تمثيل مذكور براى بر حذر داشتن مسلمانان از اطاعت مشركان است.

145- موانع اندوه بر گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 17

17 - توجه و ايمان به آگاهى همه جانبه خداوند بر احوال و رفتار كافران و گمراهان ، بازدارنده آدمى از حسرت و اندوه شديد نسبت به آنان

فلاتذهب نفسك عليهم حسرت إنّ اللّه عليم بما يصنعون

جمله «إنّ اللّه عليم. ..» تعليل براى جمله «فلاتذهب نفسك عليهم حسرات» است; يعنى، از آن جايى كه خداوند بر احوال كافران آگاه است، پس به حال آنان حسرت مخور. اين معنا گوياى دو مطلب است: 1ـ چون خدا بر احوال كافران آگاه است و آنان تحت نظر او قرار دارند، پس بايد آنهارا به خدا واگذاشت و بيش از اين بر آنان اندوه نخورد. 2ـ اين سخن نوعى دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

146- موانع سلب امكانات مادى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 19 - 10

10 - خداوند ، قادر به مجازات گمراهان و سلب بهرهورى هاى دنيوى ايشان است ; ولى ريزنگرى ها و مشيت او در تدبير جهان مانع از اين اقدام است .

لفى ضلـل بعيد . .. لطيف ... يرزق من يشاء و هو القوىّ

ارتباط اين آيه با آيه قبل، نشان مى دهد كه آيه شريفه درصدد پاسخ گويى به يك پرسش نهفته است و آن اين كه:

اگرمنكران معاد و گمراهان، برباطل اند پس چرا خداوند روزى خود رااز آنان دريغ نمى دارد؟! خداوند در پاسخ سه موضوع مهم را مطرح فرموده است: «لطيف بودن»، «مشيت» و «قدرت شكست ناپذير او».

147- موانع كيفر گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 19 - 10

10 - خداوند ، قادر به مجازات گمراهان و سلب بهرهورى هاى دنيوى ايشان است ; ولى ريزنگرى ها و مشيت او در تدبير جهان مانع از اين اقدام است .

لفى ضلـل بعيد . .. لطيف ... يرزق من يشاء و هو القوىّ

ارتباط اين آيه با آيه قبل، نشان مى دهد كه آيه شريفه درصدد پاسخ گويى به يك پرسش نهفته است و آن اين كه: اگرمنكران معاد و گمراهان، برباطل اند پس چرا خداوند روزى خود رااز آنان دريغ نمى دارد؟! خداوند در پاسخ سه موضوع مهم را مطرح فرموده است: «لطيف بودن»، «مشيت» و «قدرت شكست ناپذير او».

148- موانع نجات اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 46 - 5

5 - راه نجات از عذاب جهنم ، بر روى ستمكاران و گمراه شدگان از سوى خدا ، مسدود است .

و من يضلل اللّه فما له من سبيل

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه آيه شريفه، ناظر به وضعيت گمراه شدگان در قيامت باشد.

149- موجبات عذاب اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 98 - 1

1- عذاب هاى اخروى گمراهان ، نتيجه عملكرد كفرآميز خود آنان در قبال آيات الهى است .

و من يضلل . .. و نحشرهم يوم القيـمة ... ذلك جزاؤهم بأنهم كفروا بأيـتنا

150- مؤاخذه اخروى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 2

2 ـ گمراهان براى حسابرسى و جزاى عملكردشان در روز قيامت برانگيخته خواهند شد.

و من يرد أن يضله . .. و يوم يحشرهم جميعا يمعشر الجن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 1

1 ـ گمراهان جن و انس در قيامت به صورت جمعى موردبازخواست و توبيخ قرار خواهند گرفت.

يمعشر الجن و الإنس ألم يأتكم رسل

151- مؤمنان و گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 105 - 11

11 ـ اهل ايمان بر رفتار و كردار نارواى گمراهان و عقايد ناصواب ايشان مؤاخذه نخواهند شد .

يايها الذين ءامنوا . .. لايضركم من ضل إذا اهتديتم إلى اللّه مرجعكم جميعاً

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «لايضركم . ..» در ارتباط با عذابهاى الهى مطرح باشد بر اين مبنا جمله «عليكم انفسكم لايضركم ...» يعنى مراقب ايمان خويش باشيد، شما بر بى ايمانى كافران و اعمالشان مؤاخذه نخواهيد شد و بدين سبب ضررى از ناحيه آنان متوجه شما نمى شود.

152- مهلت به گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 15 - 7

7 - مهلت دادن به منافقان ، گمراهان و طغيانگران از سنت هاى الهى است .

و يمدّهم فى طغينهم يعمهون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: «مدّ» (مصدر يمدّ) به معناى مهلت دادن باشد. در لسان العرب آمده است: «مده فى غيه يعنى، امهله (او را مهلت داد).»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 1،2،4،15،16

1- مهلت دهى خداوند ، به ماندگان در وادى گمراهى و عدم تعجيل در عذاب آنها

قل من كان فى الضلـلة فليمدد له الرحمن مدًّا

«ليمدد» فعل امر از «مدّ» است و «مدّ له»; يعنى، او را رها ساخت و به وى مهلت داد (لسان العرب). گفتنى است كه اين معنا، مصداق معناى اصلى «مدّ» است كه كشاندن چيزى در ناحيه طول آن مى باشد. در آيه مورد بحث مقصود، مهلت خداوند به كافران و پايان ندادن كار آنها با عذاب است.

2- مهلت به گمراهان و كافران ، سنت خداوند است .

من كان فى الضلـلة فليمدد له الرحمن مدًّا

به كارگيرى فعل امر (فليمدد) در مورد مهلت دهى به كافران، از حتمى بودن اين امهال و سنت بودن آن حكايت مى كند;

چرا كه خداوند آن را به صورت الزام بر خود بيان فرموده است.

4- مهلت خداوند به كافران و گمراهان ، جلوه اى از رحمت گسترده او است .

فليمدد له الرحمن مدًّا

«رحمان»; يعنى، داراى رحمت گسترده و فراگير.

15- تأخير عذاب دنيوى از زمان استحقاق آن ، مهلت خداوند به گمراهان است .

من كان فى الضلـلة فليمدد . .. حتّى إذا رأوا ما يوعدون إمّا العذاب

16- تأخير يافتن زمان عذاب برخى از گمراهان تا آخرت و ترك عذاب آنان در دنيا ، مهلت خداوند به آنان است .

فليمدد له الرحمن مدًّا حتّى إذا رأوا ما يوعدون إمّا العذاب و إمّا الساعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 41 - 2

2 - وجود پيامبر در جامعه ، مهلتى به گمراهان براى حق شنوى و مايه تأخير انتقام الهى از ايشان

فإمّا نذهبنّ بك فإنّا منهم منتقمون

153- مهلت به گمراهان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 129 - 7

7 - مهلت خداوند به كافران و گمراهان عصر بعثت ، مرتبط با عنايت ويژه او نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

ربّك

اضافه شدن نام مقدس «ربّ» به ضميرى كه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مى تواند به نقش عنايت خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در تأخير عذاب و مهلت به كافران اشاره داشته باشد; چنان كه در سوره اى ديگر فرموده است: «و ما كان اللّه ليعذّبهم و أنت فيهم».

154- نفرت گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 4

4 - اظهار نفرت گمراهان ، از شياطين و وسوسه گران خويش ، در صحنه قيامت و هنگام حضور در پيشگاه خداوند

حتّى إذا جاءنا قال يـليت بينى و بينك بعد المشرقين فبئس القرين

155- نقش گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 50 - 5

5 - منشأ گمراهى ، خودِ گمراهان اند و منشأ هدايت ، خداوند است .

قل إن ضللت فإنّما أضلّ على نفسى و إن اهتديت فبما يوحى إلىّ ربّى

برداشت ياد شده به اين خاطر است كه عامل گمراهى به خود انسان نسبت داده شده; ولى عامل هدايت، خداوند معرفى گرديده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 14

14 - تأثير منفى و زيانبار گمراهان و ستمكاران ، بر سرنوشت خود و خانواده خويش

خسروا أنفسهم و أهليهم

156- نگرانى از فرجام گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 21 - 20

20- مردان الهى ، از اعماق وجود ، نگران بدفرجامى توده ها و انسان هاى گمراه

و اذكر أخا عاد . .. إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم

با توجه به تعبير «أخا عاد»، از «إنّى أخاف . ..» استفاده مى شود كه نگرانى هود(ع) ريشه در عواطف وى داشته است.

157- ورود گمراهان در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 11

11 - عرضه گمراهان و ستمكاران بر دوزخ ، در برابر ديد اهل ايمان و قابل مشاهده براى آنان

و تريـهم يعرضون عليها . .. و قال الذين ءامنوا إنّ الخـسرين

158- وقت عذاب گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 16

16- تأخير يافتن زمان عذاب برخى از گمراهان تا آخرت و ترك عذاب آنان در دنيا ، مهلت خداوند به آنان است .

فليمدد له الرحمن مدًّا حتّى إذا رأوا ما يوعدون إمّا العذاب و إمّا الساعة

159- هارون(ع) و گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 151 - 1

1 ـ موسى ( ع ) پس از مشاجره خويش با هارون و پى بردن به ناتوانى او در برابر منحرفان ، رو به درگاه خدا آورد و به مناجات با او پرداخت .

قال رب اغفر لى و لأخى

160- هارون(ع) و گمراهان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 22

22 ـ هارون با بيان موضع خويش در برابر منحرفان بنى اسرائيل از موسى ( ع ) خواست تا با مؤاخذه وى دشمنان دين را شاد نسازد .

و كادوا يقتلوننى فلا تشمت بى الأعداء

«ال» در «الأعداء» براى جنس است و مراد از آن، به قرينه «القوم الظلمين»، دشمنان دين و توحيد، يعنى همان گوساله پرستان، است. «اشمات» (مصدر «لا تشمت») به معناى خشنود ساختن و «باء» در «بى» سببيه است. بنابراين «لا تشمت بى الأعداء» يعنى دشمنان دين را با مؤاخذه من شاد نكن.

161- هدايت گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 88 - 13،19

13 ـ ناتوانى مردم از هدايت گمراه كنندگان به دست خداوند

و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا

19 ـ كسى را كه خداوند گمراه كند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) نيز راهى براى هدايت او نخواهد داشت .

و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 143 - 4

4 ـ كسى را كه خداوند گمراه كند ، هيچكس ، حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، راهى براى هدايت او نخواهد يافت .

و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا

ظاهراً مراد از «سبيل» ـ به قرينه «اضلال» ـ، راه هدايت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 32

32 ـ گمراه نبودن انسان هدايت يافته ، به منزله كشتن وى و هدايت انسان گمراه ، به منزله زنده كردنش مى باشد .

من قتل نفساً . .. فكانما قتل الناس جميعاً و من احياها فكانما احيا الناس جميعاً

امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: من اخرجها من ضلال الى هدى فكانما احياها و من اخرجها من هدى الى ضلال فقد قتلها.


كافى، ج 2، ص 210، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 619، ح 153.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 41 - 30

30 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناتوان از هدايت گمراهانى كه خداوند ضلالت آنان را حتمى ساخته است .

و من يرد اللّه فتنته فلن تملك له من اللّه شيئاً

در برداشت فوق، «فتنه» به معناى گمراه ساختن گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 81 - 4

4 - علاقه و سعى فراوان پيامبر (صلی الله علیه و آله) در هدايت گمراهان

و ما أنت بهـدى العمى عن ضلـلتهم

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اگر تلاش فراوان پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبود دليلى نداشت كه خداوند براى آرامش بخشيدن به او يادآور شود كه آنان مردگانى كور و كرند و تلاش او براى آنان سودى ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 30 - 2

2 - لزوم ارشاد و هدايت گمراهان ، تا مرحله اتمام حجت و احتمال اثر است .

فأعرض عنهم

«فاء» در «فأعرض» ممكن است فصيحه باشد; يعنى، حال كه روشن شد كه آنان تا آخرين لحظات، ايمان نخواهند آورد و در لحظه آخر هم ايمانشان سودى ندارد، به حال خود رهايشان كن و ديگر ادامه نده!

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 19 - 4

4 - علاقه شديد و كوشش فراوان پيامبر به هدايت و نجات مردمان گمراه از عذاب و بدبختى

أفأنت تنقذ من فى النار

از آهنگ آيه شريفه، استفاده مى شود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) تلاشى فراوان براى هدايت مردم كافر و لجوج مكه داشتند. اين آيه درصدد بيان اين حقيقت به آن حضرت است كه اين كافران مردمى حق گريزاند و بيش از اين خود را به رنج و سختى مينداز.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 30 - 8

8 - مكلف نبودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هدايت گمراهان حق ناپذير ، نمودى از ربوبيت خداوند در حق آن حضرت

فأعرض عن من تولّى . .. إنّ ربّك هو أعلم بمن ضلّ عن سبيله

ذكر «ربّك» پس از تعيين محدوده تبليغ براى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مى تواند ناظر به مطلب بالا باشد.

162- هدايت ناپذيرى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 34 - 4

4ـ تعاليم و نصيحت هاى پيامبران ، در كسانى كه خداوند خواهان گمراهى ايشان باشد ، بى تأثير است .

و لاينفعكم نصحى . .. إن كان الله يريد أن يغويكم

«إن كان الله . ..» به منزله تعليل براى «لاينفعكم نصحى» است; يعنى ، چون خداوند گمراهى شما را خواسته است ، نصيحت من در شما تأثيرى ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 17

17ـ كسى را كه خدا گمراهش كند ، هيچ كس نمى تواند او را هدايت كند .

و من يضلل الله فما له من هاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 37 - 2،6

2- خداوند ، كسانى را كه به گمراهى بكشاند ، هدايت نخواهد كرد .

فإن الله لايهدى من يضلّ

6- كسانى كه محكوم به گمراهى اند ، هرگز هدايت نخواهند شد .

و منهم من حقّت عليه الضلـلة . .. فإن الله لايهدى من يضلّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 17

17- دل و انديشه برخى از انسان ها ، حتى در برابر هدايت گرى شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله) نفوذناپذير است .

و إن تدعهم إلى الهدى فلن يهتدوا إذًا أبدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 81 - 1،2

1 - برخى از گمراهان ، گرفتار كوردلى و فاقد زمينه هدايت

و ما أنت بهـدى العمى عن ضلـلتهم

2 - بى تأثير بودن قوى ترين هدايتگران و نيرومندترين هدايت ها ، در گمراهان كوردل

و ما أنت بهـدى العمى عن ضلـلتهم

از آن جايى كه فردى چون پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ كه قوى ترين هدايتگر ـ و كتابى چون قرآن ـ كه دربردارنده نيرومندترين پيام هدايت است ـ در كوردلانى كه زمينه بينش را از دست داده اند، بى تأثيرند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 46 - 8

8 - راه هدايت ، براى كسانى كه خداوند ايشان را در اثر عملكردشان گمراه نموده بسته است .

و من يضلل اللّه فما له من سبيل

برداشت ياد شده بر اين پايه است كه آيه شريفه مربوط به وضعيت گمراه شدگان در دنيا باشد.

163- همنشينان گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 39 - 10

10 - همدمى منحرفان با شياطين در دوزخ ، تأثيرى در تخفيف عذاب و يا آرامش آنان نخواهد داشت .

لن ينفعكم اليوم إذ ظلمتم أنّكم فى العذاب مشتركون

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه عبارت «أنّكم فى. ..» فاعل «لن ينفع» باشد.

164- هواپرستى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 18

18 ـ اعتراف گمراهان در قيامت به تبعيت از خواهشهاى نفسانى خويش تا آخرين لحظه عمر

ربنا استمتع بعضنا ببعض و بلغنا أجلنا الذى أجلت لنا

جمله «و بلغنا»، پس از «ربنا استمتع . .. »، بيان استمرار بهره گيرى گمراهان از تمتعات دنيا تا لحظه رسيدن اجل است. بنابراين عمر آنها در اين منظور صرف شده است.

165- يأس گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 56 - 1

1- در پى توصيه ملائكه به ابراهيم ( ع ) براى اجتناب از يأس ، او تنها گمراهان را مأيوس از رحمت خداوند خواند .

فلاتكن من القـنطين . قال و من يقنط من رحمة ربّه إلاّ الضالّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 83 - 8

8- اعراض از خدا در حال رفاه ، و به پوچى و يأس رسيدن در ناگوارى ها ، بيمارى محرومان از هدايت قرآن است .

و ننزّل . .. شفاء و رحمة للمؤمنين و لايزيد الظـلمين إلاّ خسارًا . و إذا أنعمنا ع

گمراهان مكه

166- گمراهان مكه و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 156 - 5

5 ـ مشركان و گمراهان مكه، در صورت نازل نشدن قرآن، خويشتن را در قيامت معذور مى دانستند و دورى از رحمت خدا را بى عدالتى مى شمردند.

أن تقولوا إنما أنزل الكتب على طائفتين

167- گمراهگران

آثار يأس از هدايت گمراهگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 24 - 8

8 - نفرين بر ظالمان و گمراه كنندگان جامعه ـ پس از نااميدى از هدايت آنان ـ كارى پسنديده و روا

و لاتزد الظـلمين إلاّ ضلـلاً

168- ازدياد گمراهى گمراهگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 24 - 5

5 - افزودن گمراهى ، از عذاب هاى الهى براى ظالمان و گمراه كنندگان جامعه

و قد أضلّوا كثيرًا و لاتزد الظـلمين إلاّ ضلـلاً

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه پيامبران براى هدايت مردمان مبعوث شدند و افزودن گمراهى گمراه كنندگان، جنبه مجازاتى دارد نه ابتدايى.

169- انتقام از گمراهگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 29 - 1

1 - كافران در قيامت ، خواهان شناسايى عاملان گمراهى خويش به منظور انتقام جويى از آنان

و قال الذين كفروا ربّنا أرنا الذين أضلاّنا . .. نجعلهما تحت أقدامنا

170- پشيمانى اخروى گمراهگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 12

12 - مستكبران گمراهگر در قيامت ، با ديدن عذاب الهى ، از كار خود پشيمان شده و آن را پنهان خواهند كرد .

و قال الذين استضعفوا للذين استكبروا بل مكر الّيل و النهار إذ تأمروننا أن نكفر با

برداشت ياد شده بنابراين اساس است كه مرجع ضمير فاعلى «أسرّوا»، «استكبروا» باشد.

171- تجاوزگرى گمراهگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 119 - 16

16 ـ بدعتگذاران در دين و گمراه كنندگان مردم، تجاوزگرند.

و ما لكم ألا تأكلوا . .. و إن كثيرا ... إن ربك هو أعلم بالمعتدين

172- توطئه گمراهگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 137 - 10

10 ـ تزيين اعمال زشت، از ترفندهاى گمراهگران براى به هلاكت افكندن مردم و به اشتباه انداختن آنها در دين

و كذلك زين . .. ليردوهم و ليلبسوا عليهم دينهم

173- درخواست ازدياد گمراهى گمراهگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 24 - 3

3 - درخواست نوح ( ع ) از درگاه الهى ، مبنى بر افزودن گمراهى ظالمان و گمراه كنندگان جامعه

و لاتزد الظـلمين إلاّ ضلـلاً

174- زمينه نفرين بر گمراهگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 24 - 8

8 - نفرين بر ظالمان و گمراه كنندگان جامعه ـ پس از نااميدى از هدايت آنان ـ كارى پسنديده و روا

و لاتزد الظـلمين إلاّ ضلـلاً

175- ظلم گمراهگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 129 - 3

3 ـ گمراه كنندگان و گمراه شوندگان هر دو ظالمند.

و كذلك نولى بعض الظلمين بعضا

مراد از «بعض» گمراه كنندگان و مراد از «بعضا» گمراه شوندگانند كه هر دو متصف به ظلم شده اند. گفتنى است تنوين «بعضا» عوض مضاف اليه است، يعنى: «نولى بعض الظالمين بعضهم».

176- عذاب اخروى گمراهگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 39 - 8

8 - گمراه كنندگان و گمراه شدگان ، شريك يكديگر در عذاب اخروى

أنّكم فى العذاب مشتركون

177- عذاب گمراهگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 24 - 5

5 - افزودن گمراهى ، از عذاب هاى الهى براى ظالمان و گمراه كنندگان جامعه

و قد أضلّوا كثيرًا و لاتزد الظـلمين إلاّ ضلـلاً

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه پيامبران براى هدايت مردمان مبعوث شدند و افزودن گمراهى گمراه كنندگان، جنبه مجازاتى دارد نه ابتدايى.

178- گمراهگران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 12

12 - مستكبران گمراهگر در قيامت ، با ديدن عذاب الهى ، از كار خود پشيمان شده و آن را پنهان خواهند كرد .

و قال الذين استضعفوا للذين استكبروا بل مكر الّيل و النهار إذ تأمروننا أن نكفر با

برداشت ياد شده بنابراين اساس است كه مرجع ضمير فاعلى «أسرّوا»، «استكبروا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 2

2 - حضور انسان هاى گمراه و عوامل شيطانى گمراه كننده آنان ، در قيامت و در محضر خداوند

حتّى إذا جاءنا

179- گمراهگران در محضر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 2

2 - حضور انسان هاى گمراه و عوامل شيطانى گمراه كننده آنان ، در قيامت و در محضر خداوند

حتّى إذا جاءنا

180- گمراهگران هنگام عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 12

12 - مستكبران گمراهگر در قيامت ، با ديدن عذاب الهى ، از كار خود پشيمان شده و آن را پنهان خواهند كرد .

و قال الذين استضعفوا للذين استكبروا بل مكر الّيل و النهار إذ تأمروننا أن نكفر با

برداشت ياد شده بنابراين اساس است كه مرجع ضمير فاعلى «أسرّوا»، «استكبروا» باشد.

181- نفرت از گمراهگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 29 - 6

6 - اظهار تنفر و انزجار شديد كافران ، از عاملان گمراهى خويش در قيامت

قال الذين كفروا . .. نجعلهما تحت أقدامنا

182- نفرين بر گمراهگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 24 - 7

7 - ظالمان و گمراه كنندگان جامعه ، مستحق نفرين اند .

و لاتزد الظـلمين إلاّ ضلـلاً

183- نقش گمراهگران قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 27 - 8

8 - نگرانى و احساس خطر نوح ( ع ) ، درباره به خطر افتادن ايمان مؤمنان و نسل هاى آينده جامعه ، از سوى كافران حق ناپذير و گمراه گر قوم خود

إنّك إن تذرهم يضلّوا عبادك و لايلدوا إلاّ فاجرًا كفّارًا

184- نگرانى اخروى گمراهگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 13

13 - مستكبران گمراهگر در قيامت ، نگران فضاحت و بى حيثيتى خود هستند .

و قال الذين استضعفوا . .. و أسرّوا الندامة لمّا رأوا العذاب

احتمال دارد پنهان كردن پشيمانى، به خاطر احساس فضاحتى باشد كه در قيامت براى مستكبران رخ مى دهد; يعنى، كار خطايى را كه اكنون از آن پشيمان شده اند، رو نمى كنند تا كسى از آنان عيب جويى نكند.

گمراهگرى

185- آثار گمراهگرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 27 - 12

12 - گمراه كردن مردم ، از موجبات نزول عذاب الهى در دنيا

ربّ لاتذر على الأرض من الكـفرين . .. إن تذرهم يضلّوا عبادك و لايلدوا إلاّ فاجرًا

186- آثار گمراهگرى قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 27 - 2

2 - حفظ ديانت بندگان خدا و صيانت آنان از گمراهى ، فلسفه نفرين و درخواست نوح ( ع ) از خداوند ، براى نابودى كامل قوم گمراه گر خود

لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا . إنّك إن تذرهم يضلّوا عبادك

187- آثار گمراهگرى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 163 - 1

1 - گمراه گرى مشركان و معبودهايشان ، تنها در كسانى مؤثر خواهد بود كه راه دوزخ را برگزينند .

ما أنتم عليه بفـتنين . إلاّ من هو صال الجحيم

«صال» اسم فاعل و به معناى «لازم» است (اصل آن «صالى» مى باشد); يعنى، كسى كه ملازم و هم راه دوزخ است و دست از اين راه دوزخى برنمى دارد. گفتنى است: صيغه اسم فاعل هرگاه درمورد موجود عاقل به كار رود، به مفهوم انجام كارى از روى اختيار و انتخاب است.

188- حقيقت گمراهگرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 24 - 6

6 - گمراه كردن مردم ، ظلم است .

و قد أضلّوا كثيرًا و لاتزد الظـلمين إلاّ ضلـلاً

برداشت ياد شده، از تعبير «ظالمان» درباره «گمراه گران» استفاده مى شود.

189- عجز از گمراهگرى مهتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 37 - 2

2 - ناتوانى همگان ، از گمراه كردن هدايت يافته الهى

و من يهد اللّه فما له من مضلّ

190- گمراهگرى ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 29 - 9

9 - ( فى المجمع ) « و قال الذين كفروا فى النار أرنا الذين أضلاّنا من الجن و الإنس » يعنون إبليس الأبالسة و قابيل بن آدم أوّل من أبدع المعصية . روى ذلك عن على ( ع ) ;

در مجمع البيان راجع به قول خداوند كه مى فرمايد: «و قال الذين كفروا فى النار أرنا الذين . ..» آمده است كه: مقصود آنان رئيس أبليس ها و قابيل فرزند آدم است كه گناه و نافرمانى را پايه گذارى نمود و اين مطلب از على(ع) روايت شده است.».

191- گمراهگرى ثروتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 24 - 1

1 - صاحبان زر و زور با نيرنگ هاى بزرگ خود ، تعداد بسيارى از مردم را گمراه كردند .

و قد أضلّوا كثيرًا

192- گمراهگرى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 5 - 11

11 - خداوند ، دل هاى بنى اسرائيل را بر اثر انحراف آنان از حق ، منحرف كرد .

فلمّا زاغوا أزاغ اللّه قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 16

16 - ازدياد شك و ترديد نسبت به حقانيت قرآن ، بر اثر يادآورى بعضى از حقايق الهى ، جلوه اى از گمراه شدن كافران و بيماردلان از سوى خداوند

كذلك يضلّ اللّه من يشاء و يهدى من يشاء

193- گمراهگرى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 62 - 1،3،4

1 - گروه بسيارى از انسان ها به دست شيطان گمراه شدند .

ألم أعهد إليكم يـبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطـن . .. و لقد أضلّ منكم جبلاًّ كثيرًا

«جبلّ» اسم جمع و مشتق از «جبل» (خلق) است و به معناى گروهى از مردم مى باشد.

3 - هشدار خداوند به فرزندان آدم ، درباره وسوسه هاى گمراه كننده شيطان

ألم أعهد إليكم يـبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطـن . .. و لقد أضلّ منكم جبلاًّ كثيرًا

4 - كسانى كه بر اثر عدم تعقل و خردورزى به دست شيطان گمراه شدند ، مورد سرزنش خدا قرار دارند .

و لقد أضلّ منكم جبلاًّ كثيرًا أفلم تكونوا تعقلون

برداشت ياد شده از استفهام انكارى در جمله «أفلم تكونوا تعقلون» ـ كه در مقام سرزنش است ـ به دست مى آيد.

194- گمراهگرى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 54 - 1

1 - فرعون با تبليغات گمراه كننده ، مردم مصر را تحميق كرده ، به اطاعت از خويش واداشته بود .

و نادى فرعون فى قومه . .. فاستخفّ قومه

«استخفّ» در آيه شريفه، به معناى سبك مغز ساختن است.

195- گمراهگرى قابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 29 - 9

9 - ( فى المجمع ) « و قال الذين كفروا فى النار أرنا الذين أضلاّنا من الجن و الإنس » يعنون إبليس الأبالسة و قابيل بن آدم أوّل من أبدع المعصية . روى ذلك عن على ( ع ) ;

در مجمع البيان راجع به قول خداوند كه مى فرمايد: «و قال الذين كفروا فى النار أرنا الذين . ..» آمده است كه: مقصود آنان رئيس أبليس ها و قابيل فرزند آدم است كه گناه و نافرمانى را پايه گذارى نمود و اين مطلب از على(ع) روايت شده است.».

196- گمراهگرى قدرتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 24 - 1

1 - صاحبان زر و زور با نيرنگ هاى بزرگ خود ، تعداد بسيارى از مردم را گمراه كردند .

و قد أضلّوا كثيرًا

197- گمراهگرى قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 27 - 1،4

1 - تلاش مستمر قوم كافر و گمراه گر نوح ، براى گمراه كردن مؤمنان و بندگان خدا

إنّك إن تذرهم يضلّوا عبادك

4 - در صورت تداوم حيات قوم كافر و گمراه گر نوح ، تمامى فرزندان و نسل بعدى آنان ، به كفر ، نافرمانى خدا و تبه كارى روى مى آوردند .

و لايلدوا إلاّ فاجرًا كفّارًا

«فاجر» به افراد نافرمان، معصيت كار و زناكار گفته مى شود. در اين آيه دو معناى اول و دوم مراد است.

198- گمراهگرى مستكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 17

17 - مستكبران ، عاملى براى انحراف مردم از دين الهى و مانع ايمان آنان ، از ديدگاه مستضعفان

يقول الذين استضعفوا للذين استكبروا لولا أنتم لكنّا مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 1

1 - مستضعفان در قيامت ، بى گناه دانستن مستكبران را در گمراه كردن ديگران ، مردود شمرده و آنان را عامل اصلى آن معرفى خواهند كرد .

بل كنتم مجرمين . و قال الذين استضعفوا للذين استكبروا بل مكر الّيل و النهار إذ تأ

199- گمراهگرى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 162 - 1

1 - مشركان و معبودهايشان ، از فريب دادن و گمراه كردن مردم و جلوگيرى از پيشرفت دين خدا ( توحيد و يگانه پرستى ) ناتوان اند .

ما أنتم عليه بفـتنين

«فاتن» (اسم فاعل و مفرد «فاتنين») به معناى كسى است كه مى فريبد و به گمراهى فرا مى خواند. گفتنى است طبق نظر بيشتر مفسران ضمير «عليه» به «اللّه» برمى گردد و مقصود از آن راه خدا و دين او (اسلام) مى باشد.

200- گمراهگرى معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 162 - 1

1 - مشركان و معبودهايشان ، از فريب دادن و گمراه كردن مردم و جلوگيرى از پيشرفت دين خدا ( توحيد و يگانه پرستى ) ناتوان اند .

ما أنتم عليه بفـتنين

«فاتن» (اسم فاعل و مفرد «فاتنين») به معناى كسى است كه مى فريبد و به گمراهى فرا مى خواند. گفتنى است طبق نظر بيشتر مفسران ضمير «عليه» به «اللّه» برمى گردد و مقصود از آن راه خدا و دين او (اسلام) مى باشد.

201- گمراهگرى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 2 - 7

7 - هدف منافقان از تمسك به سوگند هاى دروغ ، اغفال كردن مردم و بازداشتن آنان از راه خداوند

اتّخذوا أيمـنهم جنّة فصدّوا عن سبيل اللّه

202- يأس از گمراهگرى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 37 - 5

5 - خداوند ، مشركان و كافران صدر اسلام را از گمراه كردن مؤمنان هدايت يافته ، مأيوس ساخت .

و من يهد اللّه فما له من مضلّ

يادآورى گمراه نشدن هدايت يافتگان (مؤمنان)، مى تواند به منظور مأيوس ساختن كافران و مشركان در تبليغات و تلاش هايشان عليه اسلام و مسلمين باشد.

گمراهى

203- {گمراهى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 256 - 5

5 ـ روشنىِ راه رشد و هدايت ، از مسير كفر و ضلالت

قد تبيّن الرّشد من الغىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 8 - 10

10 ـ قلب در اصطلاح قرآن ، جايگاه هدايت و گمراهى است .

فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ . .. ربّنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 98 - 3

3 ـ لزوم اعتراض ، در برابر كجروى هاى كافران و اهل كتاب

قل يا اهل الكتب لم تكفرون بايات اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 101 - 1

1 ـ گمراهى و كفر ( ارتداد ) مؤمنان ، على رغم تلاوت آيات الهى بر آنان و حضور پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميانشان ، مايه شگفتى است .

و كيف تكفرون و انتم تتلى عليكم ايات اللّه و فيكم رسوله

مراد از استفهام، تعجّب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 32 - 6

6 ـ وراى حق و حقيقت جز گمراهى و ضلالت نيست .

فماذا بعد الحق إلا الضلل

204- آثار اجتناب از رهبران گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 17 - 6

6 - سعادت و نيك بختى انسان در عرصه دنيا و آخرت ، در گرو اجتناب از عبادت طاغوت و اطاعت سردمداران ضلالت و توبه و روى كرد به خداوند است .

و الذين اجتنبوا الطـغوت . .. لهم البشرى

مقصود از بشارت در آيه شريفه، بشارت به بهشت و سعادت بشرى است.

205- آثار اطاعت از رهبران گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 17 - 3،8

3 - عبادت طاغوت و اطاعت از سردمداران گمراهى ، شرك است .

و الذين اجتنبوا الطـغوت أن يعبدوها

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه آيه شريفه در توصيف مؤمنانى است كه در برابر مشركان قرار داشته و در عقيده مخالف آنان مى باشند.

8 - عبادت طاغوت و اطاعت از سران ضلالت ، مانع توبه و باريافتن به درگاه الهى است .

و الذين اجتنبوا الطـغوت أن يعبدوها و أنابوا إلى اللّه

206- آثار انتخاب گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 23 - 10

10 - انتخاب آزادانه راه انحراف ، منتهى به گمراهى و كج روىِ اجتناب ناپذير

أفرءيت من اتّخذ إلـهه هويه و أضلّه اللّه على علم

207- آثار ايجاد گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 144 - 10

10 ـ گمراه ساختن مردم ناآگاه با جعل احكام دروغين، از بزرگترين ستمهاست.

فمن أظلم . .. ليضل الناس بغير علم

208- آثار زمينه سازى گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 14

14 ـ امتهاى مشرك و گمراه به خاطر فراهم سازى زمينه هاى ضلالت براى نسلهاى بعد، در قيامت مورد لعن و نفرين آنان قرار مى گيرند.

لعنت أختها . .. قالت أخريهم لأوليهم ربنا هؤلاء أضلونا

چنانچه مخاطب «ادخلوا» به قرينه آيه 35 همه بنى آدم باشد، مراد از «أمم قد خلت . ..» انسانها و جنيان مشركى خواهد بود كه پيش از نسل بنى آدم مى زيسته اند. و اگر مخاطب آن انسانهايى باشد كه پس از نزول قرآن به وجود آمده و مى آيند، مقصود از «أمم» امتهاى مشرك و كافرى از نسل بنى آدم است كه پس از امت مشرك پيشين به صحنه زندگى مى آيند. برداشت فوق مبتنى بر احتمال دوم است. گفتنى است كه بر اين فرض مراد از «امت أولى» نسل قبل و مراد از «امت أخرى» نسل بعدى مى باشد.

209- آثار فردى گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 11

11 - ضرر و زيان گمراهى ، تنها متوجه خود گمراهان است .

و من ضلّ فإنّما يضلّ عليها

210- آثار گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 211 - 8

8 ـ انحراف ، پس از آمدن آيات الهى ، موجب كيفر سخت خداوند

و من يبدل نعمة اللّه . .. فان اللّه شديد العقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 - 11،12،16،19

11 ـ افراد منحرف ( كج انديش ) ، دنبال كننده آيات متشابه ، به منظور ايجاد فتنه

فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ فيتَّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة

12 ـ قلب هاى منحرف ، منشأ فساد و فتنه هستند .

فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ فيتَّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة

16 ـ منحرفين ، به منظور تأويل محكمات ، متشابهات را دنبال مى كنند .

فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ فيتَّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء تأويله

بنابراينكه ضمير در «تأويله» ارجاع به «ام الكتاب» شود كه عبارت است از آيات محكم.

19 ـ منحرفان و كج انديشان توان تأويل آيات قرآن را ندارند .

فامّا الّذين فى قلوبهم زيغ فيتَّبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء تأويله

در معناى فوق، ضمير «تأويله» ارجاع به قرآن شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 2

2 ـ كفر و گمراهى بنى اسرائيل به علت نقض پيمان هاى الهى

فمن كفر بعد ذلك منكم فقد ضل . .. فبما نقضهم ميثقهم لعنهم

به مقتضاى آيه قبل (و لقد اخذ اللّه . .. فمن كفر بعد ذلك منكم فقد ضل سواء السبيل)، نقض ميثاق الهى، كفر و گمراهى است. و آيه مورد بحث، بنى اسرائيل را نقض كننده پيمان الهى معرفى مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 77 - 19

19 ـ اضلال و به گمراهى كشاندن جوامع ، پيامد گمراهى و هواپرستى و در پى دارنده محروميت از هدايت به اسلام

و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا . .. و اضلوا كثيراً و ضلوا عن سواء السبيل

تكرار «ضلوا» مى تواند اشاره به مراحل ضلالت هواپرستان گمراه داشته باشد كه در اين صورت فاعل در هر سه فعل «قد ضلوا» و «اضلوا» و «ضلوا» يك طايفه خواهد بود. بنابراين «لاتتبعوا ...» يعنى متابعت نكنيد از هواپرستانى گمراه كه ديگران را به گمراهى كشاندند و در نتيجه از هدايت به سواء السبيل (اسلام) باز ماندند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 2

2 ـ درك نكردن و غوطهور بودن در تاريكى جهل و گمراهى، ريشه تكذيب آيات الهى است.

و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظلمت

«صم و بكم» (كرى و لالى)، علاوه بر بيان حقيقت حال تكذيب كنندگان، اشاره به ريشه تكذيب آيات نيز مى تواند باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 146 - 18

18 ـ خداوند به قوم موسى هشدار داد كه در صورت ادامه مخالفت با راه رشد و تعالى و پيمودن راه ضلالت ، ايشان را از درك معارف تورات محروم خواهد ساخت .

و أمر قومك يأخذوا بأحسنها . .. إن يروا كل ءاية لايؤمنوا بها ... سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 43 - 3

3- پيروى از ابليس و گمراه شدن ، از عامل هاى گرفتار شدن به جهنّم

إلاّ من اتبعك . .. و إن جهنّم لموعدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 106 - 4

4 - شقاوت و گمراهى ، عامل روى آوردن سران و اشراف مرفّه ، به تكذيب آيات الهى

ألم تكن ءايـتى . .. تكذّبون . قالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا و كنّا قومًا ضالّين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 97 - 3

3 - عوامل انحراف و حق ناپذيرى ، سبب مخفى بودن روشن ترين حقايق ( يگانگى خدا ) بر گمراهان در دنيا

تاللّه إن كنّا لفى ضلـل مبين

با اين كه پوچى شرك و يگانگى خدا، امرى روشن است; مشركان، تنها پس از گرفتار شدن به آتش دوزخ، وضوح آن را درمى يابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 50 - 4

4 - گمراهى هر كس ، مربوط به خود او است ، نه ديگران .

إن ضللت فإنّما أضلّ على نفسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 18 - 9

9 - ترديدافكندن درباور هاى دينى ، نتيجه گمراهى عميق انسان

ألا إنّ الذين يمارون

با توجه به معناى «يمارون» (مجادله اى كه در آن شك و ترديد باشد) برداشت بالا به دست مى آيد. (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 9 - 3

3- مخالفت با پيام اصول وحى ، ريشه در انحرافات روحى و روانى فرد دارد ; نه پيچيدگى و ابهام مفاهيم آن .

بل هم فى شكّ يلعبون

«شك» و «لعب» ـ آن هم شكى كه دستمايه بازى و سرگرمى و بحث و لجاج قرار گيرد ـ از موانع رسيدن به حق و اقرار به آن مى باشد و ويژگى چنين شكى، بيمارى روحى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 5 - 10

10 - استكبار و انحراف ، مانع از پذيرش نصيحت و خيرخواهى

و إذا قيل لهم . .. و رأيتهم يصدّون و هم مستكبرون

211- آثار گمراهى اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 5 - 11

11 - اهل كتاب ، دين خود را با تعاليم غير الهى ، آميختند و خود به انحراف كشيده شدند .

و ما تفرّق الذين أُوتوا الكتـب . .. و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه مخلصين له الد

اوامر الهى براى اهل كتاب، بيش از امورى بوده كه اين آيه از آنها ياد كرده است. بنابراين اكتفا به آنها، تعريض به اهل كتاب خواهد بود كه خود را با آن امور، بيگانه ساخته بودند.

212- آثار گمراهى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 86 - 1

1 - موسى ( ع ) در پى آگاه شدن از گمراهى بنى اسرائيل همراه با خشم و اندوهى شديد ، به نزد آنان بازگشت .

و أضلّهم السامرىّ . فرجع موسى إلى قومه غضبـن أسفًا

با توجه به آيات ديگر قرآن در اين زمينه و نيز قرينه هاى موجود در همين آيات، چنين برمى آيد كه گمراه شدن بنى اسرائيل به دست سامرى در ميقات چهل روزه موسى(ع)، اتفاق افتاده بود و رجوع موسى(ع) به قوم خود نيز پس از پايان ميقات بوده است. «غضبان» ـ چنان كه برخى از اهل لغت گفته اند ـ به شخصى گفته مى شود كه غضب شديدى داشته باشد و «أسف» به فرد خشمگينى گفته مى شود كه بر چيزى افسوس مى خورد (لسان العرب).

213- آثار گمراهى دشمنان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 48 - 4

4- گمراهى مشركان مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مكه ، به حدى بود كه آنان زمينه هدايت را از دست داده بودند .

فضلّوا فلايستطيعون سبيلاً

«فلايستطيعون» تفريع بر «ضلّوا» است و مراد از آن، بسته شدن تمامى راههاى هدايت براى آنان است.

214- آثار گمراهى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 32 - 5

5 - پيشوايان شرك در عرصه قيامت ، گمراهى خود را ، عامل انحراف ديگران معرفى خواهند كرد .

فأغوينـكم إنّا كنّا غـوين

برداشت ياد شده به خاطر تعليل بودنِ جمله «إنّا كنّا غاوين» براى جمله پيشين (فأغويناكم) است.

215- آثار گمراهى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 83 - 8

8- گرفتارى كافران به وسوسه ها و تحريكات شيطانى ، نمودى از « استدراج » و رهاشدن آنان در كفر و گمراهى است .

الرحمن مدًّا . .. ألم تر أنّا أرسلنا الشيـطين

اين آيه با آيه «من كان فى الضلالة فليمدد له الرحمن مدّاً» ـ كه بيانگر سنت «امهال» بود ـ در ارتباط است و بيانگر نمونه و گواه ديگرى بر جريان سنت «فليمدد. .. مدّاً» است كه همان «امهال» و «استدراج» مى باشد.

216- آثار گمراهى مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 86 - 2

2 - ارتداد مردم و گمراه شدن آنان پس از هدايت ، مقوله اى سزاوار به خشم آمدن و فرو رفتن در حزن و اندوه

و أضلّهم السامرىّ . فرجع موسى إلى قومه غضبـن أسفًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 33 - 3

3 - مردم گمراه و فاسد ، در پيدايش نظام اجتماعى فاسد و ظاهر شدن رهبران گمراه گر و انحراف ساز در جامعه ، مؤثر بوده و داراى نقش اند .

فإنّهم يومئذ فى العذاب مشتركون

مشترك بودن عذاب مردم اغوا شده با رهبران اغواگر خود، مى رساند كه اغوا شدن مردم، هرچند به وسيله رهبران آنان است; ولى آنان نيز در اين گمراهى نقش داشته و مؤثر بوده اند. گفتنى است كه نقش آنان مى تواند در رابطه با پيدايش نظام فاسد و ظهور رهبران گمراه كننده در جامعه باشد.

217- آثار گمراهى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 66 - 4

4 - سردرگمى و درماندگى مشركان در قيامت ، بازتاب گمراهى و هدايت ناپذيرى آنان در دنيا است .

ماذا أجبتم المرسلين فعميت عليهم الأنباء يومئذ

تفريع «عميت عليهم. ..» بر آيه پيش، نشانگر آن است كه نوع موضع گيرى در برابر دعوت پيامبران، داراى بازتابى مناسب با آن در قيامت است. بر اين اساس، برگزيدن گمراهى و سر باز زدن از پذيرش راهنمايى هاى پيامبران، به صورت گمراهى و سردرگمى در قيامت انعكاس مى يابد.

218- آثار گمراهى مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 48 - 4

4- گمراهى مشركان مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مكه ، به حدى بود كه آنان زمينه هدايت را از دست داده بودند .

فضلّوا فلايستطيعون سبيلاً

«فلايستطيعون» تفريع بر «ضلّوا» است و مراد از آن، بسته شدن تمامى راههاى هدايت براى آنان است.

219- ابزار گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 28 - 11

11ـ حيله و مكر ، از ابزار هاى زنان براى ايجاد فساد و انحراف

إنه من كيدكنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 30 - 7

7- ايجاد انحراف در دين ، از شيوه ها و ابزار هاى دنياپرستان و صاحبان زر و زور براى نيل به هدف هاى مادى خود

و أحلّوا قومهم . .. و جعلوا لله أندادًا ... قل تمتّعوا

220- اجتناب از رهبران گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 17 - 2،7

2 - لزوم اجتناب از عبادت طاغوت و اطاعت از سردمداران ضلالت

و الذين اجتنبوا الطـغوت أن يعبدوها

7 - اجتناب از عبادت طاغوت و اطاعت از سران ضلالت ، شرط توبه و رويكرد به خداوند است .

و الذين اجتنبوا الطـغوت أن يعبدوها و أنابوا إلى اللّه

تقدم طرح مسأله اجتناب از طاغوت، بر موضوع توبه و رويكرد به خداوند، مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.

221- اجتناب از گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 105 - 19

19 ـ باور به قيامت و بازگشت به خدا و حسابرسى كردار ها زمينه ساز مراقبت بر ايمان و پرهيز از عوامل گمراهى

عليكم انفسكم . .. فينبئكم بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 2

2 ـ پرهيز از گمراه گشتن بر اثر وسوسه هاى شيطان، توصيه و هشدار خداوند به انسانها

يبنى ءادم لا يفتننكم الشيطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 2 - 9

9- استوارى و دور بودن از انحراف و كجى ، شرطى لازم براى هدايت گرى است .

لم يجعل له عوجًا قيّمًا لينذر . .. و يبشّر

222- اختيار در گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 53 - 9

9 - انسان ، داراى اختيار تكوينى در پذيرش هدايت و ضلالت

لعلكم تهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 103 - 30

30 ـ اختيار و آزادى انسان ، در پذيرش هدايت و عدم پذيرش آن

لعلكم تهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 35 - 11

11 ـ انسان در انتخاب راه هدايت و ظلالت آزاد است.

فإن استطعت أن تبتغى . .. و لو شاء اللّه لجمعهم على الهدى

از اينكه خداوند مى فرمايد اگر هر گونه معجزه بيايد ايمان نمى آورند و اگر خداوند مى خواست مى توانست هدايت كند،

معلوم مى شود كه انسان در انتخاب راه آزاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 149 - 5،9

5 ـ انسان در انتخاب مسير هدايت يا ضلالت مختار است.

قل فلله الحجة البلغة فلو شاء لهديكم أجمعين

9 ـ سنت و مشيت خداوند بر هدايت و ضلالت جبرى آدميان قرار نگرفته است.

فلو شاء لهديكم أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 15 - 3

3- انسان در انتخاب راه هدايت يا گمراهى مختار است .

من اهتدى فإنما يهتدى لنفسه و من ضلّ فإنما يضلّ عليها

223- ادعاى گمراهى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 47 - 8

8 - كافرانِ صدراسلام ، عقيده به روزى رسانى خدا براى انسان ها را باطل دانسته و مؤمنان را در گمراهى محض مى پنداشتند .

قال الذين كفروا للذين ءامنوا أنطعم من لو يشاء اللّه أطعمه إن أنتم إلاّ فى ضلـل م

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه جمله «إن أنتم إلاّ فى ضلال مبين» دنباله گفتار كافران باشد.

224- ازدياد گمراهى ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 24 - 5

5 - افزودن گمراهى ، از عذاب هاى الهى براى ظالمان و گمراه كنندگان جامعه

و قد أضلّوا كثيرًا و لاتزد الظـلمين إلاّ ضلـلاً

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه پيامبران براى هدايت مردمان مبعوث شدند و افزودن گمراهى گمراه كنندگان، جنبه مجازاتى دارد نه ابتدايى.

225- ازدياد گمراهى گمراهگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 24 - 5

5 - افزودن گمراهى ، از عذاب هاى الهى براى ظالمان و گمراه كنندگان جامعه

و قد أضلّوا كثيرًا و لاتزد الظـلمين إلاّ ضلـلاً

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه پيامبران براى هدايت مردمان مبعوث شدند و افزودن گمراهى گمراه كنندگان، جنبه مجازاتى دارد نه ابتدايى.

226- ازدياد گمراهى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 84 - 3

3- تأثير فزون تر وسوسه هاى شيطانى در مشركان و افزايش گمراهى آنان بر اثر مهلت هاى الهى ، دليل شتاب نورزيدن خداوند در عذاب آنان

فلاتعجل عليهم

«لاتعجل» به وسيله «فاء» بر آيات پيشين (نظير «فليمدد له الرحمن مدّاً» و «تؤزّهم أزّاً») تفريع شده است; يعنى، حال كه تأخير عذاب مايه افزايش گمراهى مشركان و فزونى فريب هاى شيطانى است، چه ضرورتى در تعجيل عذاب است؟ جمله «إنّما . ..» نيز كه تعليل براى «فلاتعجل عليهم» است، همين نكته را تأكيد مى كند; زيرا بر انبوه تر شدن مدارك عذاب مشركان دلالت دارد.

227- استمرار گمراهى حق ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 37 - 7

7 - پايدار ماندن هدايت مؤمنان و استمرار گمراهى كافران حق گريز ، جلوه عزتمندى و مجازات الهى است .

و من يضلل اللّه فما له من هاد . و من يهد اللّه فما له من مضلّ أليس اللّه بعزيز ذ

يادآورى دو صفت عزت و مجازات دهى خداوند، پس از ذكر پايدار ماندن هدايت مؤمنان و استمرار يافتن گمراهى كافران حق گريز به وسيله خداوند، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.

228- استمرار گمراهى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 37 - 7

7 - پايدار ماندن هدايت مؤمنان و استمرار گمراهى كافران حق گريز ، جلوه عزتمندى و مجازات الهى است .

و من يضلل اللّه فما له من هاد . و من يهد اللّه فما له من مضلّ أليس اللّه بعزيز ذ

يادآورى دو صفت عزت و مجازات دهى خداوند، پس از ذكر پايدار ماندن هدايت مؤمنان و استمرار يافتن گمراهى كافران حق گريز به وسيله خداوند، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.

229- اصرار بر گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 202 - 6

6 ـ پافشارى مشركان و بى تقوايان پيرو شيطان به گمراهى خويش

ثم لايقصرون

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير در «لايقصرون» به مشركان و بى تقوايان برگردانده شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 14 - 11

11 - استمرار و اصرار ملت ها بر انحراف و حق ستيزى ، عامل مجازات آنان از سوى خداوند

ليجزى قومًا بما كانوا يكسبون

تعبير «كانوا يكسبون» استمرار را مى رساند و برداشت بالا در صورتى استفاده مى شود كه «قوماً» نظر به كافران و منكران «أيّام اللّه» داشته باشد.

230- اصرار مشركان بر گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 30 - 2

2 - رويكرد تمام عيار به دين خدا و مشغول نكردن خود به مشركان هواپرستى كه بر گمراهى خود پا مى فشارند ، لازم است .

بل اتّبع الذين ظلموا . .. فأقم وجهك للدين

«فا» در «فأقم» فصيحه و نتيجه گيرى از جمله محذوف است; يعنى : «حال كه روشن شد كه مشركان، به دليل هواپرستى شان، به خدا شرك مىورزند و هدايت ناپذيرند، تو، به آنان توجه نكن و تنها، به دين خدا متوجه باش. ».

231- اضلال مردم گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 119 - 13

13 ـ كسانى كه با انديشه هاى مبتنى بر تمايلاتِ خود ديگران را به گمراهى مى كشانند، مردمى نادان هستند.

و إن كثيرا ليضلون بأهوائهم بغير علم

232- اطاعت از رهبران گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 60 - 8

8 ـ گروهى از اهل كتاب ، مطيع و فرمانبردار سران كفر و ضلالت

و عبد الطغوت

233- اقرار ابليس به گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 16 - 6

6 ـ ابليس خود معترف به گمراهى و گمراه گرى خويش

فبما أغويتنى لأقعدن لهم صرطك المستقيم

234- اقرار به گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 3

3 ـ بنى اسرائيل پس از اذعان به گمراهى خويش ، به اين حقيقت رسيدند كه نجاتشان از فرجام شوم گوساله پرستى در گرو شمول رحمت خدا و مغفرت اوست .

قالوا لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 39 - 3

3- ابليس ، معترف به گمراهى خود بود .

قال ربّ بما أغويتنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 106 - 3

3 - اعتراف دوزخيان به استيلاى شقاوت و گمراهى ، بر سراسر زندگى دنيوى آنان

قالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا و كنّا قومًا ضالّين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 97 - 1

1 - سوگند به خدا و اعتراف حسرت بار دوزخيان در ميان شراره هاى آتش ، به گمراهى آشكار خويش در دنيا

تاللّه إن كنّا لفى ضلـل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 67 - 2

2 - اعتراف كافران ، در قيامت به گمراه شدن خود از سوى بزرگان شان

إنّا أطعنا سادتنا . .. فأضلّونا السبيلا

235- اقرار به گمراهى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 18

18 ـ اعتراف گمراهان در قيامت به تبعيت از خواهشهاى نفسانى خويش تا آخرين لحظه عمر

ربنا استمتع بعضنا ببعض و بلغنا أجلنا الذى أجلت لنا

جمله «و بلغنا»، پس از «ربنا استمتع . .. »، بيان استمرار بهره گيرى گمراهان از تمتعات دنيا تا لحظه رسيدن اجل است. بنابراين عمر آنها در اين منظور صرف شده است.

236- اقسام گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 17 - 8

8 ـ گمراهى داراى شعبه ها و چهره هايى گوناگون است .

و تركهم فى ظلمت لايبصرون

برداشت فوق با توجه به جمع بودن «ظلمات» (تاريكيها و گمراهيها) استفاده شده است.

237- التذاذ از گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 15،16

15 ـ جنيان از اغواى آدميان بهره و لذت مى برند.

و قال أولياؤهم من الإنس ربنا استمتع بعضنا ببعض

16 ـ انسانها از گمراه شدن توسط جنيان لذت و بهره مى برند.

و قال أولياؤهم من الإنس ربنا استمتع بعضنا ببعض

238- انتخاب گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 30 - 9

9 ـ انسانها بر انتخاب راه هدايت و يا گمراهى توانا هستند.

حق عليهم الضللة إنهم اتخذوا الشيطين أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 17 - 12

12 - انسان ، داراى اختيار و آزادى در انتخاب هدايت و گمراهى و تعيين سرنوشت خويش

فاستحبّوا العمى . .. فأخذتهم ... بما كانوا يكسبون

239- اندوه بر گمراهى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 13،14

13 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر حسرت و اندوه نداشتن بر گمراهى كافران

فلاتذهب نفسك عليهم حسرت

14 - حسرت و اندوه شديد و همه جانبه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بر انحراف و گمراهى مردم كافر

فلاتذهب نفسك عليهم حسرت

آمدن «حسرات» به صورت جمع به جاى «حسرت»، بر كثرت و چند جانبه بودن آن دلالت مى كند.

240- انذار از گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 34 - 17

17 - هشدار مؤمن آل فرعون به مردم مصر ، از دچار شدن به گمراهى ابدى بر اثر پافشارى بر مخالفت با دعوت موسى ( ع ) و ترديد در حقانيت آن

كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب

241- اهميت مبارزه با عوامل گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 46 - 3

3 - جهت گيرى مبارزه با گمراهى و فساد ، نخست بايد متوجه كانون هاى اصلى آن باشد .

و لقد أرسلنا موسى بـايـتنا إلى فرعون و ملإيه

از اين كه موسى(ع)، فرعون و درباريان وى را مخاطب اوليه خويش قرار داد، مطلب بالا استفاده مى شود.

242- بدترين گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 12 - 5

5 - شرك و بت پرستى ، بدترين و عميق ترين نوع گمراهى

ذلك هو الضلـل البعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 50 - 6

6 - دشمنى بى دليل با دين خدا و كتاب هاى آسمانى ، بدترين نوع گمراهى

و من أضلّ ممّن اتّبع هويه

مصداق مورد نظر در آيه، هواپرستانى اند كه با قرآن و تورات به مبارزه برخاسته و بدون دليل آنها را به سحر متهم ساختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 52 - 4

4 - كفر به قرآن ، بدترين درجه ضلالت و گمراهى است .

قل أرءيتم إن كان من عند اللّه ثمّ كفرتم به من أضلّ ممّن هو فى شقاق بعيد

243- بطلان گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 75 - 2

2 ـ مشاهده ملكوت، عيان ديدن بطلان و ضلالت شرك و لمس توحيد در جهان هستى است.

إنى أريك و قومك فى ضلل مبين. و كذلك نرى إبرهيم ملكوت السموت

244- بى منطقى گمراهى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 61 - 7

7 - منكران آيات خدا و كافران به خدا ، تحت تأثير عوامل بيرونى و منفعلانه ، از خدا و آيات او ، روى گرداندند و نه با منطق و برهان

و لئن سألتهم من خلق . .. و سخّر ... ليقولنّ اللّه فأنّى يؤفكون

مجهول آورده شدن فعل «يؤفكون» دلالت بر اين مى كند كه مشركان و منكران آيات خدا و مؤمنان به باطل، تحت تأثير القائات بيرونى، چنين روى كردى را پيدا كرده اند.

245- بى منطقى گمراهى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 61 - 6

6 - با وجود اعتقاد مشركان به اين كه خالق عالم و رام كننده خورشيد و ماه ، خدا است ، بازداشته شدنشان از حق ، قابل توجيه و منطقى نيست .

و لئن سألتهم من خلق . .. و سخّر ... ليقولنّ اللّه فأنّى يؤفكون

جمله «فأنّى يؤفكون» جواب شرط مقدر است و«أنّى» معادل «كيف» استفهاميه و براى تعجب است.

246- پيش بينى گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 86 - 12

12 - پيش بينى لغزش گاه ها و زمينه هاى گمراهى و هشدار نسبت به آن ، از مسؤوليت هاى پيامبران و پيشوايان دينى است .

فأخلفتم موعدى

247- تبرئه از گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 61 - 1،3،4

1 ـ نوح با پاسخى رأفت آميز به قوم خود ، خويشتن را از هر گونه گمراهى مبرا دانست .

قال يقوم ليس بى ضللة

مخاطب قرار دادن مردم با «يا قوم» (اى مردم من) دلالت بر اظهار مهربانى نوح نسبت به قوم خود دارد. نكره بودن كلمه «ضللة» پس از نفى دلالت بر عموم دارد. بنابراين «ليس بى ضللة» يعنى حتى اندكى گمراهى در من نيست.

3 ـ نوح ( ع ) با اعلان دريافت سخنان خويش از خداوند ، خود را پيراسته از هر گونه گمراهى خواند .

ليس بى ضللة و لكنى رسول من رب العلمين

4 ـ نوح ( ع ) و ديگر رسولان الهى ، داراى عصمت و مبرا از هر گونه گمراهى

ليس بى ضللة و لكنى رسول من رب العلمين

جمله «لكنى رسول . .. » به منزله تعليلى است براى تبرئه نوح از هر گونه گمراهى. بنابراين جمله «ليس بى ضللة» به همراه «و لكنى ... » علاوه بر عصمت نوح، دلالت بر عصمت تمامى رسولان الهى دارد.

248- تبيين فرجام گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 50 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار ابلاغ روشن فرجام گمراهى و بيان منشأ هدايت

قل إن ضللت فإنّما أضلّ على نفسى و إن اهتديت فبما يوحى إلىّ ربّى

249- تبيين گمراهى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 94 - 8

8 - هارون ( ع ) ، براى اداى توضيح در باره علل نحوه برخورد خود با گوساله پرستان ، از موسى ( ع ) تقاضاى فرصت كرد .

لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى إنّى خشيت

250- تحقيق در گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 22

22 ـ لزوم ريشه يابى و تحليل زمينه هاى گريز از حق و گرايش به عقايد شرك آلود و انحرافى

انظر كيف نبين لهم الايت ثم انظر انى يؤفكون

كلمه «انى» گاه به معناى «من اين» بكار مى رود، بنابراين جمله «ثم انظر . ..» مى تواند فرمان به تأمل و انديشه در منشأ انحراف بنى اسرائيل باشد.

251- تداوم گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 202 - 3

3 ـ شيطان پس از گمراه ساختن بى تقوايان آنان را در ر ها نمى كند و همچنان در منجلاب گمراهى نگه مى دارد .

ثم لايقصرون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير در «لايقصرون» به شيطان بازگردانده شود. «اقصار» (مصدر يقصرون) به معناى دست برداشتن است.

252- تزيين گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 17 - 11

11 ـ شكرگزاران، رهپويان صراط مستقيم الهى هستند.

لأقعدن لهم صرطك المستقيم . .. لاتجد أكثرهم شكرين

253- تعدد راه گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 20 - 4

4 - راه حق و هدايت ، يكى است و راه باطل و گمراهى متعدد و گوناگون .

و لا الظلمـت و لا النور

جمع آوردن «ظلمات» و مفردآوردن «نور»، گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 9 - 13

13 - راه خداوند ، واحد و يگانه و راه كفر و ضلالت ، متعدد و گوناگون است .

ليخرجكم من الظلمـت إلى النور

برداشت ياد شده، از استعمال «ظلمات» به صورت جمع و «نور» به صورت مفرد به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 11 - 8

8 - راه خدا ، واحد و يگانه و راه كفر و ضلالت ، متعدد و گوناگون است .

من الظلمـت إلى النور

مطلب ياد شده، با توجه به كاربرد «ظلمات» به صورت جمع و واژه «نور» به صورت مفرد به دست مى آيد.

254- تعدد راههاى گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 16 - 11

11 ـ تعدد راه هاى گمراهى و باطل ، و يكتايى راه هدايت و حق

و يخرجهم من الظلمت إلى النور

برداشت فوق با توجه به جمع بودن «ظلمات» و مفرد بودن «نور» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 1 - 6

6 ـ تعدد تاريكيها و گمراهيها و وحدت نور و هدايت در جهان آفرينش

و جعل الظلمت و النور

جمع آوردن «ظلمات» در برابر «نور» به صورت مفرد مى تواند اشاره به تعدد راههاى گمراهى و يگانه بودن راه مستقيم هدايت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 122 - 9

9 ـ كفر و گمراهى داراى رشته ها و صورتهاى مختلف و گوناگون است.

و جعلنا له نورا . .. مثله فى الظلمت

جمع آوردن «ظلمات» ممكن است جهت عنايت به اين نكته باشد كه گمراهى داراى يك شعبه نيست بلكه انواع و اقسام مختلفى و متعددى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 9 - 3

3- راه هاى انحرافى و بيراهه هاى بسيارى ، فراروى انسان ها وجود دارد .

و على الله قصد السبيل و منها جائر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 43 - 10

10 - خدافراموشان ، گرفتار بيراهه ها و راه هاى پرپيچ و خم در زندگى معنوى و اعتقادى خويش

و من يعش عن ذكر الرحمـن . .. إنّك على صرط مستقيم

آيات پيشين، در ارتباط با اعراض كنندگان از ياد خدا بود و جمله «إنّك على صراط مستقيم» تعريضى است به آنان كه شما از راه مستقيم به دوريد.

255- تنوع گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 10،12

10- راه خدا ، واحد و يگانه و راه كفر و ضلالت ، متعدد و گوناگون است .

لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور

برداشت فوق با توجه به استعمال «ظلمات» به صورت جمع و «نور» به صورت مفرد استفاده مى شود.

12- مردم در عصر بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در انواع ظلمت ها بسر مى بردند .

لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور

256- تهمت گمراهى به انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 9 - 6

6 - پيامبران ، متهم به گمراهى شديد از سوى كافران محكوم به دوزخ

إن أنتم إلاّ فى ضلـل كبير

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه جمله «إن أنتم. ..» دنباله اعتراف هاى كافران باشد. گفتنى است كه صفت «كبير» (براى «ضلال») اشاره به شدّت و نهايت گمراهى است.

257- تهمت گمراهى به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 2 - 4

4 - اتهام گمراهى و جهل به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى مشركان

ما ضلّ صاحبكم و ما غوى

آيه شريفه در رد اين ديدگاه مشركان است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را متهم به گمراهى و جهل مى كردند.

258- تهمت گمراهى به مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 32 - 1

1 - گنه پيشگان كافر ، با مشاهده مؤمنان به نكوهش آشكار ايشان پرداخته ، آنان را ره گم كرده قلمداد مى كنند .

و إذا رأوهم قالوا إنّ هـؤلاء لضالّون

جمله «إذا رأوهم. ..»، بيانگر برخورد علنى كافران با مؤمنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 34 - 7،8

7 - قيامت ، روز ظهور حقايق و برملا شدن خطاى كافران در گمراه دانستن مؤمنان

قالوا إنّ هـؤلاء لضالّون . .. فاليوم الذين ءامنوا من الكفّار يضحكون

8 - تمسخر مؤمنان ، با ريشخند ، چشمك ، لطيفه سازى و گمراه دانستن آنان ، گناه و از نشانه هاى كفر است .

إنّ الذين أجرموا . .. يضحكون ... يتغامزون ... فـكهين ... من الكفّار

259- حتميت گمراهى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 4

4 ـ گمراهىِ گريز ناپذير سران كفر و شرك ، پيامد برخورد هاى عناد آلود و بهانه جويانه آنان با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إن هـذا إلاّ إفك. .. و قالوا مالِ هـذا الرسول ... إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

«فاء» در «فضلّوا» براى سببيت و در «فلايستطيعون» تفسيريه است; يعنى، برخوردهاى عناد آلود كافران با پيامبر(صلی الله علیه و آله)

سبب گمراهى آنان بود و اين گمراهى، موجب نيافتن راهى براى گريز از آن گرديد.

260- حتميت گمراهى رهبران كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 4

4 ـ گمراهىِ گريز ناپذير سران كفر و شرك ، پيامد برخورد هاى عناد آلود و بهانه جويانه آنان با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إن هـذا إلاّ إفك. .. و قالوا مالِ هـذا الرسول ... إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

«فاء» در «فضلّوا» براى سببيت و در «فلايستطيعون» تفسيريه است; يعنى، برخوردهاى عناد آلود كافران با پيامبر(صلی الله علیه و آله) سبب گمراهى آنان بود و اين گمراهى، موجب نيافتن راهى براى گريز از آن گرديد.

261- حقيقت گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 9 - 6

6- تنها راه صحيح هدايت ، از ناحيه خداوند ايجاد شده و مسير هاى ضلالت ، همه بيراهه است .

و على الله قصد السبيل و منها جائر

از اينكه خداوند «قصد السبيل» را به خود نسبت داده و راه منحرف را به خود نسبت نداده است و با توجه به اينكه خداوند خالق همه چيز است، معلوم مى شود كه راه منحرف چيزى نيست جز نپيمودن راه حق.

262- خريد گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 44 - 5،6

5 ـ عالمان اهل كتاب ، خريدار گمراهى در قبال از دست دادن هدايت

الم تر . .. يشترون الضلالة

6 ـ سوداى هدايت با گمراهى از سوى عالمان دين ، امرى بس شگفت و نكوهيده

الم تر . .. يشترون الضلالة

استفهام در «الم تر»، به انگيزه تعجيب و شگفتى است.

263- خطر گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 8 - 3

3 ـ خطر انحراف پس از هدايت ، براى همگان ( حتى راسخين در علم )

و الرّاسخون فى العلم يقولون . .. ربّنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 105 - 4،5

4 ـ مسلمانان در صورت بى توجهى به احكام الهى در خطر گمراهى و گرايش هاى كفرآميز

عليكم انفسكم لايضركم من ضل

5 ـ انسان همواره بر سر دو راهى هدايت و گمراهى

عليكم انفسكم لايضركم من ضل إذا اهتديتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 175 - 7

7 ـ انسان ها ، حتى عالمان هدايت يافته ، در خطر پيروى از شيطان و گام نهادن در مسير گمراهى هستند .

فانسلخ منها فأتبعه الشيطن فكان من الغاوين

264- خطر گمراهى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 39 - 10

10- انسان ها ، در معرض اغواگرى ابليسند

لأغوينّهم أجمعين

265- خطر گمراهى مهتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 7 - 4،5

4 - گروهى از هدايت يافتگان ، بر طريق هدايت ثابت قدم نماندند و در زمره غضب شدگان و يا گمراهان قرار گرفتند .

صرط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم و لاالضآلّين

برداشت فوق بر اين اساس است كه «غير المغضوب» صفت احترازى براى «الذين انعمت» باشد. بر اين مبنا نعمت داده شدگان يعنى، هدايت يافتگان سه گروه مى شوند: 1ـ راه يافتگانى كه دست از هدايت شسته و از «مغضوبين» مى شوند. 2ـ هدايت يافتگانى كه در بين راه گمراه شده و از «ضالين» مى گردند. 3ـ هدايت پيشگانى كه تا آخر بر صراط مستقيم پايدار مى مانند.

5 - هدايت يافتگان نيز در خطر قرار گرفتن در زمره غضب شدگان و يا گمراهان هستند .

صرط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم و لاالضآلّين

266- درخواست ازدياد گمراهى ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 24 - 3

3 - درخواست نوح ( ع ) از درگاه الهى ، مبنى بر افزودن گمراهى ظالمان و گمراه كنندگان جامعه

و لاتزد الظـلمين إلاّ ضلـلاً

267- درخواست ازدياد گمراهى گمراهگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 24 - 3

3 - درخواست نوح ( ع ) از درگاه الهى ، مبنى بر افزودن گمراهى ظالمان و گمراه كنندگان جامعه

و لاتزد الظـلمين إلاّ ضلـلاً

268- ذكر گمراهى انسانها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 7 - 4

4 - توجّه به آفرينش نيكوى انسان ها و سقوط و انحراف برخى از آنان ، دستاويزى براى تكذيب دين و كيفر هاى اخروى ، باقى نمى گذارد .

فما يكذّبك بعد بالدين

حرف «فاء» در «فما يكذّبك» و نيز كلمه «بعد»، اين آيه را بر آيات پيشين، تفريع كرده است; يعنى، آيا وجود كسانى كه در «أحسن تقويم» بوده و خود را به «أسفل سافلين» سقوط داده اند; دليل ضرورت دين براى پيشگيرى از آن سقوط و ضرورت روز جزا، براى كيفر آن منحرفان نيست؟!

269- ذلت اخروى رهبران گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 29 - 8

8 - كفرپيشگان ، در قيامت خواستار ذلت و خوارى بيشتر و عذاب شديدتر براى رهبران اغواگر خويش خواهندبود .

نجعلهما تحت أقدامنا ليكونا من الأسفلين

270- راه گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 117 - 2

2 ـ شناخت عميق و گسترده راه هدايت و ضلالت و راهيان آن با راهنمايى خداوند ميسر است.

إن ربك هو أعلم من يضل

271- روش برخورد رهبران گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 12

12 - بهره گيرى از شخصيت هاى محبوب جامعه و وابسته نشان دادن افكار و رفتار خويش به آنان ، از ترفند هاى رهبران ضلالت است .

فقالوا هـذا . .. إلـه موسى فنسى

272- روش گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 12 - 10

10 - فريب دادن با تمسك به دروغ و پذيرش مسؤوليت خطا ، از راه هاى ايجاد انحراف دينى است .

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا و لنحمل خطـيـكم . .. إنّهم لكـذبون

273- روش مبارزه با گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 46 - 3

3 - جهت گيرى مبارزه با گمراهى و فساد ، نخست بايد متوجه كانون هاى اصلى آن باشد .

و لقد أرسلنا موسى بـايـتنا إلى فرعون و ملإيه

از اين كه موسى(ع)، فرعون و درباريان وى را مخاطب اوليه خويش قرار داد، مطلب بالا استفاده مى شود.

274- روش نجات از گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 21

21- بيان تاريخ انبيا و سرگذشت اقوامشان ، از روش هاى هدايتى تربيتى قرآن براى نجات مردم از ظلمت ها و بردن آنان به سوى نور

أخرج قومك من الظلمـت إلى النور . .. ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد

275- رهبران گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 24 - 9

9 - عناصر قدرتمند و مرفّه ، سردمداران انحراف و كفر در جوامع كافر و شرك پيشه

قال مترفوها . .. قالوا إنّا بما أرسلتم به كـفرون

از اين كه در جوامع شرك پيشه، تنها سخن مرفهان ذكر گرديده ـ با آن كه انديشه شرك مختص آنان نبوده است ـ مى توان استفاده كرد كه آنان، نقش اصلى را در تعيين گرايش هاى جامعه داشته اند.

276- رهبران گمراهى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 11

11 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرموده اند : « اذا كان يوم القيامة . . . يأتى النداء من عنداللّه عز و جل ، ألا من تعلق بامام فى دار الدنيا فليتبعه الى حيث يذهب فحينئذ يتبرء الذين اتبعوا من الذين اتبعوا و رأوا العذاب و تقطعت بهم الاسباب . . . ;

وقتى قيامت بر پا شود . .. ندايى از نزد خداوند عز و جل مى آيد كه هر كس در دنيا دلبستگى به پيشوايى داشته بايد هر جا پيشواى او مى رود او به دنبالش برود. و در اين هنگام است كه بيزارى مى جويند رهبران گمراه از پيروان گمراه خود و عذاب خدا را مشاهده مى كنند و دستشان از همه جا كوتاه مى شود ... ».

277- ريشه يابى عوامل گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 95 - 3

3 - لزوم تحقيق در باره انحرافات فكرى و عقيدتى مردم و شناخت علل و زمينه هاى آن

قال فما خطبك يـسـمرىّ

مسلّم است كه عمل سامرى، كارى انحرافى، محكوم و مخالف با زيربناى اعتقادى موسى(ع) بوده است; ولى در عين حال آن حضرت با سؤال از كار او، در صدد يافتن انگيزه ها و زمينه هاى آن بود تا با كشف آن، راه را براى ريشه كن ساختن انحرافات هموار سازد.

278- زمينه اجتناب از گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 2 - 8

8- انسان ها ، نيازمند انذار و تبشير ، براى پايدارى بر ارزش ها و پرهيز از انحرافات اند .

لم يجعل له عوجًا قيّمًا لينذر بأسًا شديدًا. .. و يبشّر

خداوند قرآن را به عنوان تضمين كننده قِوام جامعه بشرى با دو ويژگى «انذار و تبشير» معرفى كرده است و اين مى رساند كه قوامْ بخشى، در پرتوِ اين دو عامل ميسّر است.

279- زمينه ازدياد گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 7

7- هدف از مهلت به گمراهان و ترك عذاب دنيوى آنان ، افزايش ضلالت آنها است .

من كان فى الضلـلة فليمدد له الرحمن مدًّا

تقابل اين آيه با آيه بعد ـ كه در باره هدايت يافتگان است ـ گوياى برداشت ياد شده است. در آن آيه آمده كه «هدايت افزايش مى يابد» و در اين آيه آمده است كه «به گمراهان مهلت مى دهيم». قرينه بودن هر آيه براى ديگرى، نتيجه مى دهد كه به هر دو فرقه فرصت داده مى شود تا هدايت راه يافتگان و ضلالت گمراهان افزايش يابد. اين گونه بيان را «فن احتباك» مى نامند.

280- زمينه گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 26 - 12،13

12 - فسق و تبهكارى آدمى ، مايه اراده خداوند بر گمراه سازى اوست .

و ما يضل به إلا الفسقين

«باء» در «به» سببيه و يا استعانت است. فاعل «يضل» ضميرى است كه به «اللّه» بر مى گردد و مفعولش «الفاسقين» مى باشد.

13 - اراده خداوند بر هدايت انسان ها و يا گمراه كردنشان ، مشروط به زمينه هايى است كه آدمى خود فراهم كننده آنهاست .

يضل به كثيراً و يهدى به كثيراً و ما يضل به إلا الفسقين

جمله «و ما يضلّ . ..; خداوند تنها فاسقان را به وسيله مثلهايى از قرآن گمراه مى سازد» بيانگر اين حقيقت است كه گمراه سازى خداوند گزاف نبوده، بلكه ريشه در عملكرد اختيارى خود انسان دارد. در حقيقت اين گمراهى پيامد فسق آدمى و كيفر تبهكارى خود اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 7

7 - تأثير آداب و رسوم اقوام در هدايت و يا گمراهى نسل هاى آنان

قالوا بل نتبع ما ألفينا عليه ءاباءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 206 - 4

4 ـ سرسختى ، تكبّر و غرور ، مانع اصلاح و نصيحت پذيرى

اخذته العزّة بالاثم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 2

2 ـ زينت زندگانى دنيا در نظر كافران ، واقعيّت آن را پوشانده است .

زين للذين كفروا الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 216 - 19

19 ـ انسان بدون هدايت الهى ، در تشخيص مصالح و مفاسد خويش دچار اشتباه مى شود .

كتب عليكم القتال و هو كره لكم . .. و انتم لا تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 221 - 15،24

15 ـ ازدواج با مشرك ، زمينه ساز انحراف و دخول در جهنّم است .

و لا تنكحوا . .. اولئك يدعون الى النار

24 ـ لزوم پرهيز از معاشرتهايى كه خطر كفر و انحراف دارد و مايه درآمدن به جهنّم است .

و لا تنكحوا . .. و لا تنكحوا ... اولئك يدعون الى النار

با توجّه به عموميّت تعليل: اولئك يدعون الى النار، و شمول آن نسبت به موارد غير ازدواج.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 257 - 9

9 ـ كفر ، زمينه ساز سرپرستى و حاكميّت طاغوت و انحراف از نور به ظلمتها

و الّذين كفروا اولياؤهم الطّاغوت يخرجونهم من النّور الى الظّلمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 14 - 1،8

1 ـ توجه و علاقه به ماديّات ، زمينه محروميّت از پندگيرى و بينش صحيح

انّ فى ذلك لعبرة لاولى الابصار. زيّن للنّاس حبّ الشّهوات

برداشت فوق از ارتباط آيه مورد بحث با آيه قبل استفاده شده است; گويا «زيّن» بيان مى كند كه چرا همه انسانها اهل بصيرت نيستند.

8 ـ نقش عمده تمايلات جنسى ، در فريفته شدن مردمان

زيّن للنّاس حبّ الشّهوات من النّساء

از تقديم «النساء» بر ساير امور ذكر شده در آيه، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 27

27 ـ پندار هاى جاهلانه نسبت به خداوند ، منشأ ترديد در حقّانيّت اسلام و وعده هاى خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)

يظنّون باللّه غير الحقّ . .. يقولون لو كان لنا من الامر شىء ما قتلنا ههنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 44 - 4

4 ـ اطلاع ناقص از تعاليم الهى ، زمينه گمراهى

الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتب يشترون الضلالة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 47 - 23

23 ـ ايمان نياوردن اهل كتاب به قرآن ، زمينه گمراهى و عدم رستگارى ابدى آنان

من قبل ان نطمس وجوهاً فنردّها على ادبارها

امام باقر (ع) در معنى آيه فوق فرمود: نطمسها عن الهدى فنردّها على ادبارها فى ضلالتها ذمّاً لها بانّها لا تفلح ابداً.


مجمع البيان، ج 3، ص 86 ; نورالثقلين، ج 1، ص 487، ح 280.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 83 - 13،14

13 ـ انتشار اخبار امنيّتى در جامعه ، زمينه گمراهى انبوه مردم و پيروى آنان از شيطان

و اذا جاءهم . .. اذاعوا به ... لاتبعتم الشيطان الّا قليلا

14 ـ شايعات و اخبار گمراه كننده ، تأثيرگذار در اقشار وسيعى از جامعه و زمينه ساز گمراهى آنان

اذاعوا به . .. لو لا فضل اللّه عليكم و رحمته لاتبعتم الشيطان الّا قليلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 2

2 ـ سوگند و عزم راسخ شيطان بر سر گرم كردن مردم به آرزو هاى پوچ

و لامنينهم

«امنين» از مصدر «تمنية» به معناى القاى آرزوهاى موهوم و خيالى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 7

7 ـ تكذيب آيات الهى زمينه تعلق مشيت الهى به گمراه كردن انسان

و الذين كذبوا بأيتنا . .. من يشإاللّه يضللّه

طرح مشيت الهى پس از سخن از تكذيب آيات و آثار آن، بيانگر زمينه هاى تعلق مشيت الهى به گمراه كردن برخى از آدميان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 125 - 6،11

6 ـ ضيق صدر و قرار گرفتن صدر در تنگناى شديد (روحيه حق ناپذيرى) زمينه گمراهى انسان است.

و من يرد أن يضله يجعل صدره ضيقا حرجا

حرج به معناى تنگناى شديد است. در مجمع البيان آمده است: «الحرج أضيق الضيق».

11 ـ ضيق صدر، زمينه و قرين گمراهى انسان است.

و من يرد أن يضله يجعل صدره ضيقا حرجا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 146 - 15

15 ـ تكبر و خودبزرگ بينى مانع گرايش به ايمان و انتخاب راه كمال و زمينه تمايل به گمراهى است .

الذين يتكبرون . .. و إن يروا كل ءاية ... و إن يروا سبيل الغى يتخذوه سبيلا

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه جمله هاى «و إن يروا كل ءاية . .. » و «إن يروا سبيل الرشد ... » و «إن يروا سبيل الغى ... » بيانگر حالات و صفات متكبران در زمين باشد، نه اينكه ـ چنانچه در برداشتهاى پيش گذشت ـ قسيم متكبران گرفته شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 178 - 9

9 ـ دنيادوستى و هواپرستى ، زمينه ساز گمراهى و زيانكارى است .

و لكنه أخلد إلى الأرض . .. و من يضلل فأولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 115 - 5

5 ـ مخالفت آگاهانه با رهنمود هاى الهى ، زمينه سلب هدايت خداوند و گمراه شدن انسان

ما كان اللّه ليضل . .. حتى يبين لهم ما يتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 34 - 3

3ـ گمراهى ضلالت پيشگان از سوى خدا ، سزا و كيفر لجاجت و حق ناپذيرى ايشان است .

يـنوح قد جـدلتنا . .. فأتنا بما تعدنا ... إن كان الله يريد أن يغويكم

وقوع جمله «إن كان الله» پس از بيان لجاجتها و حق ناپذيريهاى كفرپيشگان (قد جادلتنا . ..) ، حاكى است كه اراده خداوند بر اغواى آنان ، به خاطر عناد و لجاجتشان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 27 - 7

7ـ گرايش نداشتن آدمى به خدا ، زمينه ساز مشيّت الهى به گمراه ساختن او و هدايت نكردنش به توحيد و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إن الله يضل من يشاء و يهدى إليه من أناب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 20

20ـ انسان داراى نقشى بسزا در گمراهى و هدايت خويش

بل زيّن للذين كفروا مكرهم . .. و من يضلل الله فما له من هاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 8

8- انسان ها ، بدون تعاليم دين و آموزه هاى قرآن ، گرفتار انواع ظلمت ها گمراهيهايند .

لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور

خداوند، هدف از نزول كتاب خويش را بيرون آوردن مردم از ظلمتها معرفى مى كند و براى ظلمتها نيز هيچ گونه قيدى نياورده است كه مشخص كند مراد از آنها چيست و اين، حكايت از آن دارد كه بدون تعاليم دين، زندگى انسانها در ظلمت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 10

10- كسانى كه قرآن را اسطوره مى خواندند ، با استفاده از جهل مردم ، آنان را به قرآن بدبين كرده و گمراهشان مى ساختند .

قالوا أسـطر الأولين . ليحملوا ... و من أوزار الذين يضلّونهم بغير علم

اين برداشت بر اين اساس است كه «بغير علم» حال براى ضمير مفعولى «يضلّونهم» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 17 - 18

18- ناديده گرفتن آيات الهى ، زمينه ساز گمراهى انسان است .

ذلك من ءايـت اللّه . .. و من يضلل فلن تجد له وليًّا مرشدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 35 - 10

10- غرور و استكبار ، زمينه ساز انحراف در بينش و از موانع شناخت است .

أنا أكثر منك مالاً . .. قال ما أظنّ أن تبيد هذه أبدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 123 - 15

15 - انسان ، داراى اختيار در انتخاب راه هدايت و يا گمراهى

فإمّا يأتينّكم منّى هدًى فمن اتبع هداى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 213 - 3

3 - ابتلاى به شرك ، خطرى جدى در مسير عقيده و عمل انسان

فلاتدع مع اللّه إِلـهًا ءاخر

نهى الهى ـ آن هم در ظاهر خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ نشانگر آن است كه اصولاً انسان در معرض چنين خطرى قرار دارد; زيرا وقتى آن حضرت مورد هشدار قرار گيرد، تكليف ديگران روشن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 25 - 5

5 - بازماندن از انديشه و تعقل در مظاهر هستى و پديدآورنده آن ، انحراف از مسير فطرت و هدايت

فصدّهم عن السبيل . .. ألاّيسجدوا للّه الذى يخرج الخبء

توصيف «اللّه» به «الذى يخرج الخبء» دربردارنده برهان و استدلال است; يعنى، به حكم عقل تنها آن كسى كه در همه هستى اثر مى گذارد و آن را از كتم عدم پديد مى آورد، سزاوار پرستش است. اين برهان، همان راه صحيح فطرى است كه شيطان آن را سد كرده تا مردم به جاى روى آوردن به علت و پديدآورنده هستى، پديده ها و مظاهر هستى را بپرستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 20

20 - دارندگان روحيه استكبارى ، جمعى از مردم را تضعيف كرده و تابع خود مى كنند .

يقول الذين استضعفوا للذين استكبروا لولا أنتم لكنّا مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 5 - 4

4 - دنيا ، زمينه فريب و لغزشگاه انسان

فلاتغرنّكم الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 62 - 5

5 - پيروى از شيطان و گمراه شدن به دست او ، نتيجه و پى آمد عدم تعقل و خردورزى است .

ألم أعهد إليكم يـبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطـن . .. و لقد أضلّ منكم جبلاًّ كثيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 32 - 3

3 - روح طغيان گرى و حق ناپذيرى ، زمينه ساز تأثيرپذيرى از فريب اغواگران و كژى منحرف كنندگان

بل كنتم قومًا طـغين . .. فأغوينـكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 72 - 5

5 - انسان ها ، بدون تعاليم پيامبران ، از راه درست هدايت دور شده و با انواع خطر ها و آفت هاى گريزناپذير رو به رو خواهند شد .

و لقد ضلّ قبلهم أكثر الأوّلين . و لقد أرسلنا فيهم منذرين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه انذار و اخطار مردم از سوى منذران الهى، حاكى از اين حقيقت است كه بر سر راه انسان ها، خطرهايى وجود دارد كه به وسيله پيامبران الهى شناخته مى شود. و اگر انسان ها به اين اخطارها توجه نكنند، با آنها رو به رو خواهند شد. گفتنى است معناى لغوى «انذار» (اعلام به امرى خطرناك و شايسته برحذر بودن)، مؤيد همين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 113 - 8

8 - تأثير نسب و پيوند خويشاوندى در سرنوشت فرزندان و در هدايت و گمراهى آنان ، امرى مطلق ، قطعى و جبرى نيست .

و من ذرّيّتهما محسن و ظالم لنفسه مبين

دو گروه شدن نسل ابراهيم و اسحاق(عليهماالسلام) گوياى اين حقيقت است كه تأثير نسب و خويشاوندى، در سرنوشت انسان و در هدايت و گمراهى فرزندان، مطلق و جبرى نيست; بلكه فرزندان از هر خانواده اى ممكن است خوب و يا بد باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 125 - 12

12 - بى تقوايى ، زمينه ساز انحراف از مسير حق و افتادن در دام آيين شرك و بت پرستى

إذ قال لقومه ألاتتّقون . أتدعون بعلاً و تذرون أحسن الخـلقين

برداشت ياد شده به دليل اين نكته است كه الياس(ع)، پيش از سرزنش قوم خود به جهت گرويدن آنان به آيين شرك، آنان را به دليل بى تقوايى سرزنش كرده است و اين مطلب مى رساند كه بى تقوايى، زمينه ساز گرايش به آيين هاى باطل (همچون بت پرستى) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 13

13 - انسان ، موجودى آزاد و مختار و مسؤول هدايت و گمراهى خويش

فمن اهتدى فلنفسه و من ضلّ فإنّما يضلّ عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 13

13 - فراهم كردن زمينه هاى گمراهى خود و خانواده خويش ، مايه خسران و سرزنش در صحنه قيامت

و قال الذين ءامنوا إنّ الخـسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 23 - 11

11 - حركت براساس هوا ها ، با وجود شناخت حق ، زمينه ساز تثبيت گمراهى در انسان

من اتّخذ إلـهه هويه و أضلّه اللّه على علم

برداشت بالا بدان احتمال است كه بيان «أضلّه اللّه» ـ پس از «اتّخذ إلـهه هواه» ـ به عنوان نتيجه و بازتاب باشد; يعنى، چون آنان هوس خويش را به خدايى گرفتند، خداوند نيز آنان را به گونه اى گمراه ساخت كه با وجود بهره مندى از تمام ابزار ادراكاتى، طرفى نبستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 33 - 3

3 - تمسّك به رحمانيت خدا و كنار نهادن خشيت ، زمينه ساز انحراف و فروهشتن وظايف *

من خشى الرحمـن بالغيب

از ارتباط «أوّاب حفيظ» و «خشى» و وصف «الرحمان» مطلب بالا احتمال مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 16 - 17

17 - مسلمانان بى تفاوت ، در خطر خارج شدن از جاده حق و عدالت در صورت استمرار يافتن بى تفاوتى آنان نسبت به تذكّرات و رهنمود هاى قرآن

و لايكونوا كالذين . .. فطال عليهم الأمد ... و كثير منهم فـسقون

در آيه شريفه، قساوت قلب و خروج از عدل و انصاف (حقّ)، از پيامدهاى بى تفاوتى مستمر و دائمى يهود و نصارا نسبت به رهنمودهاى كتاب هاى آسمانيشان برشمرده است. برحذر داشتن مسلمانان از پيش گرفتن شيوه اهل كتاب، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 3 - 3

3 - عواطف خانوادگى و خويشاوندى ، از زمينه هاى انحراف و تمايل به دشمنان خداوند

تسرّون إليهم بالمودّة . .. لن تنفعكم أرحامكم و لا أولـدكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 8 - 7

7 - زندگى انسان ها ـ بدون تعاليم دين ـ در معرض انواع خطر ها و آسيب هاى نابود كننده و علاج ناپذير

ألم يأتكم نذير

انذار و اخطار پبامبران، بيانگر وجود خطرها و آسيب هاى بسيارى است كه اگر انسان ها به تعاليم دين بى اعتنايى كنند، دچار آنها خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 24 - 10

10 - ضعف روح صبر و شكيبايى ، از موجبات عدول از مواضع دينى و تسليم و سازش در برابر خواسته هاى گناه پيشگان و

بيگانگان كافر

فاصبر لحكم ربّك و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا

از توصيف شدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به صبر و شكيبايى در امر رسالت ـ پيش از دريافت هشدار نسبت به اطاعت از گروه هاى گناه كار و ناسپاس ـ مطلب ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 6 - 3

3 - خلقت ويژه انسان و برخوردارى او از دانش و هنر نويسندگى ، دور ماندن او را از هر گونه انحراف تضمين نمى كند .

خلق الإنسـن . .. علّم بالقلم ... كلاّ

حرف «كلاّ» مانع پيدايش پندارى است كه ممكن است با شنيدن آيات پيشين كه درباره آفرينش انسان و علم او بود، براى مخاطب به وجود آيد و انسان را از خطر هر انحرافى دور بداند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 5 - 5

5 - تكرار وسوسه ، فراهم سازنده زمينه تأثير آنها در انسان است .

الذى يوسوس

فعل مضارع «يوسوس» ـ به قرينه سياق آيه كه بيانگر ويژگى هاى وسوسه گران است ـ بر استمرار دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 6 - 10

10 - انسان ، همواره در خطر وسوسه هاى شيطان است .

من الجنّة

«شيطان» ـ چنانچه در برخى از سوره هاى ديگر آمده است ـ از جنس جن است.

281- زمينه گمراهى ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 39 - 4

4- ابليس گمراه شدن خود را ، نتيجه فرمان خداوند به سجده بر آدم ( ع ) مى دانست .

فسجد الملئكة كلّهم . .. إلاّ إبليس أبى ... قال فاخرج منها فإنك رجيم ... قال ربّ

در اينكه مقصود ابليس از اغوا شدنش توسط خداوند چيست؟ چند نظريه وجود دارد: يكى از آنها اين است كه چون خداوند، ابليس را با فرمان سجده بر آدم(ع) مورد آزمايش قرار داد، او در اين امتحان مردود شد و اين مردود شدن نيز موجب لعن و طرد وى شد; لذا همين طرد و لعن ـ در نظر ابليس ـ نوعى گمراهى تلقى گرديد.

282- زمينه گمراهى امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 85 - 7

7 - امت هاى پيامبران ، در معرض آزمون و فتنه در غيبت رهبران خود هستند .

فإنّا قد فتنّا قومك من بعدك

خبر از آزموده شدن بنى اسرائيل در غياب موسى(ع)، هشدار و تذكرى براى همه امت ها است; تا در غيبت پيشوايان خود (مرگ و يا عدم حضور آنان)، مراقبت كافى به عمل آورند تا از فتنه ها سربلند بيرون آيند.

283- زمينه گمراهى بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 27 - 1،3

1 - تلاش مستمر قوم كافر و گمراه گر نوح ، براى گمراه كردن مؤمنان و بندگان خدا

إنّك إن تذرهم يضلّوا عبادك

3 - تداوم حيات قوم كافر و گمراه گر نوح ، موجب گمراهى بندگان خدا و مؤمنان مى شد .

إنّك إن تذرهم يضلّوا عبادك

284- زمينه گمراهى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 85 - 9

9 - اعتراض خداوند به موسى ( ع ) در مورد جدا شدن او از مردم و پيشى گرفتن بر آنان ، به جهت بروز انحراف در آنان ، در غياب وى بوده است .

و ما أعجلك . .. فإنّا قد فتنّا قومك من بعدك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 86 - 6

6 - بنى اسرائيل با بى توجهى به وعده خداوند ( اعطاى تورات ) ، زمينه گمراهى خويش را فراهم آوردند .

و أضلّهم السامرىّ . .. ألم يعدكم ربّكم وعدًا حسنًا

285- زمينه گمراهى بيماردلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 53 - 1

1 - حكمت آزاد گذاشته شدن شيطان از سوى خداوند ، براى القاى شبهات پيرامون آيات الهى ، اين بود كه افراد بيمار دل و

قسى القلب گمراه شوند و گرفتار دام فتنه هاى شيطان گردند .

و ما أرسلنا من قبلك . .. ألقى الشيطـن فى أُمنيّته ... ليجعل ... و القاسية قلوبهم

«فتنة» براى بيان چند معنا به كار مى رود: يكى از معانى آن ـ كه در آيه فوق به همان معنا به كار رفته است ـ اضلال و گمراه كردن است. بنابراين معناى جمله فوق چنين مى شود: «تا خدا آنچه را كه شيطان القا مى كند، براى كسانى كه در دل هايشان بيمارى است و نيز براى كسانى كه سنگدل اند، مايه گمراهى قرار دهد». گفتنى است كه از آيهء پيش دو مطلب استفاده مى شود: 1ـ خداوند اجازه مى داد تا شيطان درآيات وحى ـ كه توسط پيامبران تلاوت مى شد ـ القاى شبهه كند. 2ـ خداوند شبه هاى شيطان را محو مى كرد و از چهره آياتش مى زدود. آيه مورد، بحث تعليل براى مطلب اول است; يعنى، خداوند بدان جهت اذن مى داد كه شيطان در تلاوت آيات شبهه آفرينى كند تا آنها را مايه ضلالت و گمراهى بيماردلان و سنگ دلان قرار دهد.

286- زمينه گمراهى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 11

11- جنيان ، همانند آدميان ، گرفتار گمراهى و گناه و نيازمند هدايت گران و بيم دهندگان

ولّوا إلى قومهم منذرين

«منذرين»، در جايى معنا دارد كه گناه و انحرافى وجود داشته و يا زمينه آن فراهم باشد.

287- زمينه گمراهى جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 163 - 1

1 - گمراه گرى مشركان و معبودهايشان ، تنها در كسانى مؤثر خواهد بود كه راه دوزخ را برگزينند .

ما أنتم عليه بفـتنين . إلاّ من هو صال الجحيم

«صال» اسم فاعل و به معناى «لازم» است (اصل آن «صالى» مى باشد); يعنى، كسى كه ملازم و هم راه دوزخ است و دست از اين راه دوزخى برنمى دارد. گفتنى است: صيغه اسم فاعل هرگاه درمورد موجود عاقل به كار رود، به مفهوم انجام كارى از روى اختيار و انتخاب است.

288- زمينه گمراهى حق ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 163 - 2

2 - آيين شرك و بت پرستى ، تنها در انسان هاى بدطينت و حق گريز زمينه تأثير و نفوذ دارد .

ما أنتم عليه بفـتنين . إلاّ من هو صال الجحيم

289- زمينه گمراهى رهبران دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 15 - 10

10 - سازش با هواپرستان و تمايلات نامشروع آنان ، موجب انحراف رهبران دينى

فادع و استقم كما أمرت و لاتتّبع أهواءهم

استقامت (مصدر «استقم») به معناى ادامه حركت در راه راست است و تقابل «استقم» با «لاتتّبع أهوائهم» مطلب بالا را مى رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 24 - 9

9 - خطر نفوذ و تأثيرگذارى گروه هاى گناه پيشه و ناسپاس ، در رهبران جامعه ايمانى

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا

290- زمينه گمراهى سختدلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 53 - 1

1 - حكمت آزاد گذاشته شدن شيطان از سوى خداوند ، براى القاى شبهات پيرامون آيات الهى ، اين بود كه افراد بيمار دل و قسى القلب گمراه شوند و گرفتار دام فتنه هاى شيطان گردند .

و ما أرسلنا من قبلك . .. ألقى الشيطـن فى أُمنيّته ... ليجعل ... و القاسية قلوبهم

«فتنة» براى بيان چند معنا به كار مى رود: يكى از معانى آن ـ كه در آيه فوق به همان معنا به كار رفته است ـ اضلال و گمراه كردن است. بنابراين معناى جمله فوق چنين مى شود: «تا خدا آنچه را كه شيطان القا مى كند، براى كسانى كه در دل هايشان بيمارى است و نيز براى كسانى كه سنگدل اند، مايه گمراهى قرار دهد». گفتنى است كه از آيهء پيش دو مطلب استفاده مى شود: 1ـ خداوند اجازه مى داد تا شيطان درآيات وحى ـ كه توسط پيامبران تلاوت مى شد ـ القاى شبهه كند. 2ـ خداوند شبه هاى شيطان را محو مى كرد و از چهره آياتش مى زدود. آيه مورد، بحث تعليل براى مطلب اول است; يعنى، خداوند بدان جهت اذن مى داد كه شيطان در تلاوت آيات شبهه آفرينى كند تا آنها را مايه ضلالت و گمراهى بيماردلان و سنگ دلان قرار دهد.

291- زمينه گمراهى فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 18 - 7

7 ـ برخوردارى خانواده از رفاه بسيار ، زمينه ساز انحراف عقيدتى ـ رفتارى فرزندان

و لـكن متّعتهم و ءاباءهم حتّى نسوا الذكر

292- زمينه گمراهى فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 54 - 10

10 - فسق ديرينه جامعه فرعونى ، زمينه ساز تأثيرپذيرى آنان از تبليغات غلط و گمراه كننده

إنّهم كانوا قومًا فـسقين

«إنّهم» جنبه تعليل براى قسمت اول آيه شريفه دارد.

293- زمينه گمراهى قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 22 - 1،2

1 - استفاده صاحبان زر و زور از مكر و نيرنگى بس بزرگ ، عليه دعوت نوح ( ع ) و در جهت گمراه كردن مردم

من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا . و مكروا مكرًا كبّارًا

2 - قدرت صاحبان زر و زور در عصر نوح ( ع ) ، در خدمت مكر و حيله گرى عليه دين الهى و در جهت گمراه كردن مردم قرار داشت .

و مكروا مكرًا كبّارًا

294- زمينه گمراهى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 32 - 2

2 - روح طغيان گرى و حق ناپذيرى مشركان ، زمينه ساز تأثيرپذيرى آنان از اغواگرى سردمداران شرك

بل كنتم قومًا طـغين . .. فأغوينـكم

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «فأغويناكم» مى تواند متفرع بر جمله «بل كنتم قوما طاغين» باشد; يعنى، چون شما مردم سركشى بوديد، پس ما توانستيم به اغواى شما بپردازيم.

295- زمينه گمراهى مؤمنان قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 27 - 3

3 - تداوم حيات قوم كافر و گمراه گر نوح ، موجب گمراهى بندگان خدا و مؤمنان مى شد .

إنّك إن تذرهم يضلّوا عبادك

296- زمينه گمراهى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 79 - 10

10 - عالمان تحريفگر و بدعتگذار يهود ، زمينه سازان گمراهى مردم خويش

ثم يقولون هذا من عند اللّه ليشتروا به ثمناً قليلا

297- زمينه نجات از گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 15

15- ربوبيت الهى ، مقتضى بيرون آوردن بندگان خويش از گمراهى كفر ، و هدايت آنان به نور ايمان

لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور بإذن ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 7

7- استفاده از رخداد هاى مهم تاريخى ، روشى براى تربيت مردم و ابزارى جهت نجات آنان از ظلمتها

أخرج قومك من الظلمـت إلى النور . .. ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد

298- زمينه هاى گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 122 - 13

13 ـ افتادن بندگان به ورطه انحراف ، در صورت قطع ولايت و حمايت الهى از آنان

اذ همّت . .. و اللّه وليّهما

جمله «اللّه وليّهما»، بيانگر علت انصراف مسلمانان از تصميم بر مخالفت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است. بنابراين قطع ولايت، موجب گرفتار شدن آدمى به انحراف و مخالفت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 149 - 9

9 ـ شكست مسلمانان در پيكار احد ، زمينه ساز رواج تبليغات گمراه كننده كافران و منافقان

يا ايّها الّذين امنوا ان تطيعوا الّذين كفروا يردّوكم

در شأن نزول آيه آمده است كه منافقان پس از شكست نبرد احد، مسلمانان را به بازگشت و پذيرش آيين مشركان ترغيب مى كردند. (مجمع البيان، ذيل آيه).

299- زيان گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 16 - 6

6 - زيان واقعى انسان ، در ضلالت و از دست دادن هدايت است .

اشتروا الضللة بالهدى فما ربحت تجرتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 108 - 9

9 ـ ضرر و زيان گمراهى ، تنها متوجه خودِ گمراهان است .

و من ضل فإنما يضل عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 15 - 1،2

1- نفع هدايت و ضررِ گمراهى هر كسى متوجه خود اوست .

من اهتدى فإنما يهتدى لنفسه و من ضلّ فإنما يضلّ عليها

2- هدايت ، دربردارنده سود و منافع و گمراهى در پى دارنده زيان و ضرر

من اهتدى فإنما يهتدى لنفسه و من ضلّ فإنما يضلّ عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 50 - 3

3 - گمراهى ، داراى ضرر و خسارت براى خود گمراه است .

قل إن ضللت فإنّما أضلّ على نفسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 11

11 - ضرر و زيان گمراهى ، تنها متوجه خود گمراهان است .

و من ضلّ فإنّما يضلّ عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 18 - 11

11- هدر دادن امكانات زندگى در مسير كفر و گمراهى ، زيان و زمينه ساز عذاب الهى است .

أُولـئك الذين حقّ عليهم القول . .. إنّهم كانوا خـسرين

تعبير «إنّ» در صورتى كه عليت را برساند، نشان مى دهد كه نفس همين خسران، باعث شده تا عده اى گرفتار عذاب حتمى شوند.

300- شدت گمراهى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 40 - 5

5 - كافران ، چنان در ظلمت و گمراهى فرو رفته اند كه حتى ملموس ترين حقايق الهى را درك نمى كنند .

والذين كفروا أعمـلهم . .. أو كظلمـت فى بحر لجّىّ يغشيه موج من فوقه موج من فوقه س

نديدن دست خويش ـ با آن كه دست از ملموس ترين چيز براى انسان است ـ (إذا أخرج يده لم يكد يرها) حكايت از حقيقت ياد شده دارد.

301- شرايط نجات از گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 14

14- خارج ساختن مردم از ظلمت كفر و گمراهى و رهنمونى آنان به نور ايمان ، حتى از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، منوط به اذن و مشيت خداوند است .

لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور بإذن ربّهم

302- شگفتى گمراهى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 4 - 15

15 - كجروى هاى منافقان و مواضع آنان در برابر اسلام و مسلمانان ، بس شگفت آور و تأمل برانگيز است .

أنّى يؤفكون

استفهام در «أنّى»، براى بيان تعجب است.

303- ظلم گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 82 - 11

11 ـ عنه فى قوله: «و لم يلبسوا ايمانهم بظلم» قال: الضلال فما فوقه.

از امام صادق(ع) روايت شده كه مراد از «ظلم»، در آيه فوق گمراهى و بالاتر از آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 85 - 5

5 - انحرافات عقيدتى و عملى انسان ، مصداق ظلم و ستم

أكذّبتم بـايـتى . .. أمّاذا كنتم تعملون . و وقع القول عليهم بما ظلموا

از اين كه خداوند تنها علت عذاب كافران را، ظلم آنان معرفى كرده است، استفاده مى شود كه آنچه در آيه قبل به عنوان تكذيب گرى و نيز اعمال نادرست مطرح شده، داخل در عنوان ظلم است.

304- ظلمت گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 18 - 5

5 - منافقان ر ها شده در ظلمتِ گمراهى ها ، راه نجاتى ندارند و به ايمان راستين باز نخواهند گشت .

صم بكم عمى فهم لايرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 3

3 ـ درك نكردن و غوطهور شدن در تاريكيهاى جهل و گمراهى، پيامد تكذيب آيات الهى است.

و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظلمت من يشإاللّه يضللّه

كرى و لالى تكذيب كنندگان، كنايه از درك نكردن و سردرگمى آنان است. محتمل است اين حالت كيفرى از جانب خداوند براى آنان باشد; چنانچه جمله «من يشإاللّه» شاهد بر آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 9 - 8

8 - « ضلالت و گمراهى » ، ظلمت و تاريكى و « هدايت و رهيابى » ، نور و روشنايى است .

ليخرجكم من الظلمـت إلى النور

استعاره آوردن «ظلمت» براى ضلالت و «نور» براى هدايت بيانگر مطلب ياد شده است.

305- عبرت از گمراهى هواپرستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 23 - 18

18 - لزوم عبرت آموزى مردمان از گمراهى هواپرستان

أفرءيت من اتّخذ إلـهه هويه . .. أفلاتذكّرون

«أفلاتذكّرون» مى تواند به مجموع آيه نظر داشته باشد.

306- عذاب اخروى رهبران گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 29 - 8

8 - كفرپيشگان ، در قيامت خواستار ذلت و خوارى بيشتر و عذاب شديدتر براى رهبران اغواگر خويش خواهندبود .

نجعلهما تحت أقدامنا ليكونا من الأسفلين

307- عذاب رهبران گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 68 - 1

1 - درخواست كافرانِ پيرو در قيامت ، از خداوند براى دو برابر كردن عذاب رهبران گمراهگرشان .

يوم تقلّب وجوههم . .. و قالوا ربّنا إنّا أطعنا سادتنا ... ربّنا ءاتهم ضعفين من ا

308- عذر بر گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 52 - 7

7 ـ انسان ها با نزول قرآن و دريافت آن هيچ عذر و توجيهى براى گرايش به كفر ، به فراموشى سپردن قيامت ، فريب خوردن به حيات دنيا و انكار آيات الهى ندارند .

الذين اتخذوا دينهم لهواً و لعباً . .. و لقد جئنهم بكتب

آيه مورد بحث در پى بيان گرفتارى كافران به آتش دوزخ و بيان عامل دوزخى شدن آنان، اشاره به اتمام حجت الهى براى همگان دارد. يعنى با نزول قرآن و معارف آن بهانه اى براى روى آورى به عقايد و اعمالى كه در آيه قبل علل گرفتارى به دوزخ معرفى شده، وجود ندارد.

309- عذر در گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 211 - 13

13 ـ پس از نزول آيات و اتمام حجّت ، عذرى براى تمرّد نيست .

كم اتيناهم من اية بيّنة . .. و من يبدّل نعمة اللّه من بعد ما جاءته

310- عوامل ازدياد گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 27 - 8

8- افزايش گمراهى ، كيفر و پيامد ستم پيشگى است .

و يضلّ الله الظـلمين

311- عوامل تثبيت گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 30 - 5

5 ـ پذيرش سرپرستى شياطين بجاى خدا، عامل تثبيت گمراهى و دور ماندن از هدايت الهى

فريقا حق عليهم الضللة إنهم اتخذوا الشيطين أولياء من دون الله

312- عوامل گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 175 - 5

5 - عالمان اهل كتاب با كتمان حقايق كتاب هاى آسمانى ، گمراه شدند و عذاب الهى را براى خويش كسب كردند .

أولئك الذين اشتروا الضللة بالهدى و العذاب بالمغفرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 176 - 6

6 - حق ستيزى موجب گمراهى ، محروميت از لطف و مغفرت خدا و گرفتار شدن به آتش دوزخ مى باشد .

لايكلمهم اللّه يوم القيمة . .. ذلك بأن اللّه نزل الكتب بالحق

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره به عقوبتهاى مطرح شده در آيات قبل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 198 - 15

15 ـ انسان ، بدون هدايت الهى در گمراهى است .

و ان كنتم من قبله لمن الضالين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 206 - 10

10 ـ نفاق ، فساد در زمين و نصيحت ناپذيرى در برابر دعوت به تقوا ، گناه و موجب عذاب جهنّم

و من الناس من يعجبك . .. فحسبه جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 208 - 9،14

9 ـ فريبكارى و وسوسه شيطان ، از راه هاى گوناگون و تدريجى است .

و لا تتبعوا خطوات الشيطان

كلمه «خطوات» كه به معنى «گامها» است ; بيانگر راههاى متعدّد شيطان براى فريبكارى است. و چون گامها هميشه يكى پس از ديگرى برداشته مى شود، حكايت از تدريجى بودن آن مى كند.

14 ـ نغمه هايى كه باعث تفرقه و اختلاف ميان مسلمين شود ، نغمه هايى شيطانى است .

يا ايها الذين امنوا ادخلوا فى السلم كافة و لا تتبعوا خطوات الشيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 209 - 3

3 ـ متابعت از شيطان ، لغزش و انحراف است .

و لا تتبعوا خطوات الشيطان . .. فان زللتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 4

4 ـ دلبستگى به جلوه هاى مادى دنيا ، از عوامل تحريف آيات الهى و تبديل نعمت هاى او

و من يبدل . .. زين للذين كفروا

جلمه «زيّن . ..»، بيان علّت براى «و من يبدّل ...» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 34

34 ـ مسؤوليّت خطير علما و نقش مؤثّر آنان در هدايت و گمراهى جامعه

و ما اختلف فيه الاّ الذين اوتوه . .. بغياً بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 257 - 12

12 ـ عدم پذيرش ولايت الهى ، منجر به انحراف آدمى و پذيرش ولايت طاغوتيان

اللّه ولىّ الّذين امنوا . .. و الّذين كفروا اولياؤهم الطّاغوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 268 - 4،5

4 ـ شيطان ، ترغيب كننده آدميان به زشتيها

و يأمركم بالفحشاء

5 ـ خوددارى از انفاق ، زمينه گرايش جامعه به زشتيها

الشيطان يعدكم الفقر و يأمركم بالفحشاء

گويا جمله «يأمركم بالفحشاء»، توضيح و تفسير جمله «يعدكم الفقر» است. يعنى شما را از انفاق بازمى دارد و در نتيجه، شما را به فحشا مى كشاند. (از يك سو صفت بخل را در انسان رشد مى دهد و از سوى ديگر عده اى در فقر و فلاكت خواهند ماند كه نتيجه اى جز خيانت و جنايت در جامعه نخواهد داشت.)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 275 - 3،7

3 ـ رباخوارى ، موجب انحراف و نابسامانى نظام اقتصادى جامعه مى گردد .

الّذين يأكلون الرّبوا لا يَقُومونَ الاّ كما يقوم الّذى يتخبّطه الشّيطان

7 ـ پندار نادرست رباخواران ، از همانندى بيع با ربا ، دليل رباخوارى آنان

الّذين يأكلون الرّبوا . .. ذلك بانّهم قالوا انّما البيع مثل الرّبوا

بنابراينكه «ذلك» اشاره به «اكل ربا» باشد كه از «يأكلون الرّبوا» به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 50

50 ـ جبران نكردن خسارتهايى كه بر كاتب و شاهد از ناحيه كتابت و شهادت وارد مى شود ، موجب فسق و انحراف از حق

و لا يضارّ كاتب و لا شهيد و ان تفعلوا فانّه فسوق بكم

بر مبناى مجهول بودن «لا يضارّ»، مقصود از «ضرر»، ضررهاى ناشى از «كتابت» است. يعنى اگر ضررى متوجه كاتب و شاهد گرديد و خسارتهاى ايشان را جبران ننموديد، از حق منحرف شده ايد و فاسق گشته ايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 8 - 12

12 ـ هدايت و انحراف انسان ، بسته به خواست خداوند است .

ربّنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا

در آيه فوق، انحراف قلب و هدايت انسان به خداوند اسناد داده شده است. پس انحراف قلب و هدايت انسان به خواست و مشيّت اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 14 - 9

9 ـ گرايش هاى طبيعى انسان ، مورد سوء استفاده عوامل گمراه كننده

زيّن للنّاس حبّ الشّهوات

بنابراينكه فاعل محذوف از «زيّن»، شيطان باشد، كه او يكى از عوامل گمراهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 24 - 1،3،4

1 ـ پايبندى به خرافات ، عقايد بى اساس و احساس امنيّت واهى ، عامل رويگردانى اهل كتاب از اسلام

ثمّ يتولّى فريق . .. ذلك بانّهم قالوا لن تمسّنا النار

3 ـ احساس مصونيّت از خلود در آتش دوزخ ، عامل فريب و گمراهى اهل كتاب

ثمّ يتولّى فريق . .. ذلك بانّهم قالوا لن تمسّنا النار ... و غرّهم

4 ـ باور هاى دروغين و خرافى ، مايه فريب و گمراهى

قالوا لن تمسّنا النار . .. غرّهم فى دينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 55 - 10

10 ـ تأثير آلودگى هاى محيط كفر در انسان

و مطهّرك من الذين كفروا

نجات از ميان كافران كه به كلمه «تطهير» تعبير شده، مستلزم اين است كه آلودگى جامعه مؤثّر بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 69 - 6،8

6 ـ تلاش براى گمراه كردن ديگران ، افزودن بر گمراهى خود است .

ودّت . .. لو يضلّونكم و ما يضلّون الاّ انفسهم

8 ـ كسانى كه در جهت گمراه نمودن ديگرانند ، از افزودن بر گمراهى خود بى خبرند .

و ما يضلّون الاّ انفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 70 - 2

2 ـ انكار و پوشاندن آيات الهى توسط اهل كتاب ، وسيله اى براى گمراه كردن ديگران

ودّت طائفة من اهل الكتاب لو يضلّونكم . .. لم تكفرون بايات اللّه

كفر، در لغت ـ چه همراه باء باشد و يا نباشد ـ به معناى انكار و پوشاندن است (القاموس المحيط. )

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 71 - 2

2 ـ علماى اهل كتاب با درآميختن حق به باطل و كتمان حق ، مردم را گمراه مى ساختند .

ودّت طائفة من اهل الكتاب لو يضلّونكم . .. يا اهل الكتاب لم تلبسون الحق بالباطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 78 - 7،10

7 ـ تلاش برخى اهل كتاب ( عالمان آنان ) ، براى انحراف مسلمانان ، با قلمداد كردن نوشته هاى خود به عنوان تورات و انجيل

و انّ منهم لفريقاً . .. لتحسبوه من الكتاب

از ظاهر «لتحسبوه» كه بايد خطاب به مؤمنان و مسلمانان باشد استفاده شده است.

10 ـ نقش تحريف كتب آسمانى و عالمان تحريفگر در انحراف جوامع

و انّ منهم لفريقاً . .. و يقولون على اللّه الكذب و هم يعلمون

از ذكر تحريف و بيان كيفيّت آن و لحن تند آيه نسبت به علماى اهل كتاب برمى آيد كه اين عمل در گمراه كردن مردم سهم بسزايى داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 99 - 6،8

6 ـ منحرف نشان دادن راه خدا براى بازداشتن مؤمنان از آن ، خواسته اهل كتاب

لم تصدّون عن سبيل اللّه من امن تبغونها عوجاً

جمله «تبغونها عوجاً»، يعنى شما اهل كتاب خواهان كج نشان دادن راه خدا هستيد.

8 ـ انحراف عالمان و رهبران دينى ، موجب انحراف مردم و تحريف حقايق

يا اهل الكتاب لم تصدّون عن سبيل اللّه . .. تبغونها عوجاً و انتم شهداء

ظاهراً مراد از اهل كتاب به دليل «انتم شهداء» عالمان اهل كتاب هستند و مراد از «من امن» مردمان عادى; بنابراين عالمان اهل كتاب از عوامل انحراف مردم و تحريف حقايق معرفى شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 119 - 2

2 ـ غفلت اهل ايمان نسبت به توطئه هاى كافران ، موجب فريب خوردنشان و در نهايت محبت به آنان

يا ايها الذين امنوا . ..ها انتم اولاء تحبّونهم ... و اذا خلوا عضّوا عليكم الأَنا

مستفاد از ارتباط آيه مورد بحث و آيه سابق.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 144 - 8

8 ـ خطر واپسگرايى مردم صدر اسلام از مسير رهبرى ، پس از رحلت يا شهادت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ما محمّد الّا رسول . .. افاين مات او قتل انقلبتم على اعقابكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 14،37

14 ـ خودگزينى و دنياطلبى ، منحرف كننده بينش توحيدى آدمى و عقايد دينى اوست .

و طائفة قد اهمّتهم انفسهم يظنّون باللّه غير الحقّ ظنّ الجاهليّة

بنابر اينكه «يظنّون باللّه . .. » نتيجه «قد اهمّتهم» باشد، نه بيان علت آن.

37 ـ انحراف در رفتار و كردار آدمى ، ناشى از انحراف در گرايش هاى درونى و انگيزه هاى او

و ليبتلى اللّه ما فى صدوركم و ليمحّص ما فى قلوبكم

چون رفتار خارجى و اعمال ظاهرى (فرار از جنگ، اظهار ترديد در حقانيّت اسلام و . .. ) در اين آيات نشانه تشخيص درون سينه ها معرّفى شده، معلوم مى گردد كه رفتار و كردار آدمى نتيجه افكار اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 155 - 6

6 ـ پاره اى از گناهان ، زمينه ساز نفوذ شيطان در انسان و گمراهى او

انّما استزلّهم الشّيطان ببعض ما كسبوا

بنابر اينكه مراد از «ما كسبوا»، خصوص گناهان باشد، نه تمامى اعمال. بنابراين برخى از گناهان، زمينه نفوذ شيطان را فراهم مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 187 - 5

5 ـ گمراهى و ايمان نياوردن گروهى از مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناشى از كتمان حقايق از سوى عالمان اهل كتاب

و اذ اخذ اللّه . .. و لا تكتمونه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 27 - 4،5،10

4 ـ تلاش شهوترانان براى انحراف جوامع دينى از حدود و مقررات الهى در روابط جنسى

و يريد الّذين يتّبعون الشّهوات ان تميلوا ميلاً عظيماً

5 ـ تلاش هواپرستان براى انحراف جوامع دينى از محدوده احكام و قوانين الهى

و لا تنكحوا . .. حرّمت ... و يريد الّذين يتّبعون الشّهوات ان تميلوا ميلاً عظيماً

10 ـ تجاوز از حدود و مقررت الهى در ازدواج و روابط جنسى ، انحرافى بزرگ

حرّمت . .. و يريد الّذين يتّبعون الشّهوات ان تميلوا ميلاً عظيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 44 - 8،9،11،12

8 ـ تصميم عالمان اهل كتاب بر گمراه ساختن مسلمانان

و يريدون ان تضلوا السبيل

9 ـ تصميم عالمان يهود بر گمراه كردن مسلمانان

و يريدون ان تضلوا السبيل

11 ـ سوء استفاده علماى يهود و دانشمندان اهل كتاب از علم و مقام خويش براى گمراهى مسلمانان

الم تر الى الذين . .. ان تضلوا السبيل

12 ـ لزوم هشيارى جامعه ايمانى در مقابل تلاش براى گمراه ساختن مسلمانان

الم تر الى الذين . .. ان تضلوا السبيل

هدف از بيان تصميم عالمان يهود، هشيار ساختن مسلمانان نسبت به تلاش پيگير آن عالمان براى گمراه ساختن جامعه ايمانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 46 - 3

3 ـ تحريف و تفسير ناصواب گفته ها ، از روش هاى عالمان يهود براى گمراه ساختن مسلمانان

و يريدون ان تضلوا السبيل . .. من الذين هادوا يحرّفون الكلم

هدف از تحريف و تفسير ناصواب سخنان از سوى عالمان يهود، به دليل «ان تضلوا»، گمراه ساختن مسلمانان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 60 - 16،18

16 ـ شيطان ، همواره در صدد گمراه كردن مردم است .

و يريد الشّيطان ان يضلّهم ضلالا بعيداً

18 ـ سقوط به ژرفناى گمراهى ، پيامد پذيرش دادگاه هاى طاغوتى

يريدون ان يتحاكموا . .. و يريد الشّيطان ان يضلّهم ضلالا بعيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 88 - 7،10،12

7 ـ اعمال نارواى منافقان ، عامل برگشت آنان به كفر و ضلالت

و اللّه اركسهم بما كسبوا

با توجه به جمله «بما كفروا» در آيه بعد، از مصاديق «اركاس» (وارونه شدن)، گرايش آنان به كفر است.

10 ـ اضلال آدميان از سوى خداوند ، پيامد و كيفر اعمال نارواى خود آنان است .

و اللّه اركسهم بما كسبوا اتريدون ان تهدوا من اضلّ اللّه

12 ـ خداوند ، گمراه كننده منافقان

فما لكم فى المنافقين . .. اتريدون ان تهدوا من اضلّ اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 113 - 3

3 ـ تلاش گروهى از خائنان براى به اشتباه انداختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قضاوت

هانتم هؤلاء جدلتم عنهم فى الحيوة الدنيا . .. لهمت طائفة منهم ان يضلوك

اگر چه ظاهر جمله شرطيه «لولا . .. لهمت»، نفى تلاش است، ولى مراد از آن نفى تأثير تلاش مى باشد. يعنى تلاش آنان براى لغزاندن پيامبر(صلی الله علیه و آله)، هيچگونه اثرى نداشت و گويا اصلا تلاشى در اين جهت نكردند، اين معنا با آيات قبل تأييد مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 115 - 12

12 ـ ر ها شدن در ورطه ولايت و حكومت گمراهان ، پيامد مخالفت با رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

و من يشاقق الرسول . .. و يتبع غير سبيل المؤمنين نوله ما تولى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 118 - 2،7

2 ـ عزم راسخ شيطان بر گمراه ساختن و فريب دادن مردم

و قال لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً

لام قسم و نون تأكيد در فعل «لاتخذن»، حكايت از تصميم قاطع شيطان بر گمراه كردن مردم دارد.

7 ـ هشدار خداوند به مردم در مورد اغواگرى شيطان و خطر منحرف شدن توسط او

و قال لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 1،6،11،24

1 ـ سوگند و عزم راسخ شيطان بر گمراه كردن مردم

و لاضلنهم

لام قسم و نون تأكيد در فعل «لاضلنهم»، دلالت بر تصميم قطعى شيطان دارد.

6 ـ گمراه ساختن ، اسير آرزو ها نمودن و تحت فرمان گرفتن ، هدف شيطان از گزينش گروهى از مردم

و قال لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً. و لاضلنهم و لامنينهم و لامرنهم

11 ـ شيطان ، عامل انحراف انسان از فطرت خويش

و لامرنهم فليغيرن خلق اللّه

24 ـ شيطان ، برانگيزنده مردمان به تحريف دين خدا

لامرنهم فليغيرن خلق اللّه

امام باقر(ع) در مورد «خلق اللّه» در آيه فوق فرمود: دين اللّه.


تفسير عياشى، ج 1، ص 276، ح 276; تفسير برهان، ج 1، ص 416، ح 4.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 120 - 1

1 ـ وعده هاى دروغين و ايجاد آرزو هاى موهوم ، از روش هاى شيطان براى گمراه ساختن مردم

و لاضلنهم . .. يعدهم و يمنيهم و ما يعدهم الشيطن الا غروراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 143 - 9،10

9 ـ ضلالت و گمراهى هر انسان ، نتيجه عمل خود وى و نيز بر اساس و برنامه و سنت خداوند است .

مذبذبين بين ذلك . .. و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا

10 ـ پذيرش دوستى و سرپرستى كفار ، خيانت در جنگ ، خدعه با خدا ، سستى در عبادت ، رياكارى و كم به ياد خدا بودن ، موجب گمراهى و محروميت دايمى از هدايت الهى است .

و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا

از مصاديق مورد نظر براى (من يضلل)، كسانى هستند كه در آيات قبل (از 138 تا 143) خصلتهاى آنان بر شمرده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 176 - 19

19 ـ ناديده گرفتن مسايل اقتصادى و حقوقى دين ( ارث و . . . ) مايه گمراهى و ضلالت

يستفتونك قل اللّه يفتيكم . .. يبين اللّه لكم ان تضلوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 41 - 33

33 ـ تعلق اراده الهى به عذاب و ضلالت آدمى ، پيامد كفرورزى ، تحريفگرى ، دروغپردازى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيروى از تحريفگران دين

الذين يسرعون فى الكفر . .. و من يرد اللّه فتنته فلن تملك له من اللّه شيئاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 55 - 17

17 ـ محبت و دوستى و انتخاب ولى و سرپرست ، داراى نقشى اساسى و كارآمد در هدايت و گمراهى

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا

با توجه به اينكه آيه مورد بحث، ناظر به آيات پيشين است و در آن آيات پذيرش ولايت يهود و نصارا، مايه محروميت از هدايت الهى دانسته شده بود، معلوم مى شود پذيرش ولايت خدا، پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان واجد شرايط، مايه هدايت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 77 - 9،15،19

9 ـ غاليان هواپرست و گمراه از اهل كتاب ، گمراه كننده بسيارى از مردم

و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا من قبل و اضلوا كثيراً

در برداشت فوق «كثيراً» مفعول به براى «ضلوا» گرفته شده است ; يعنى «اضلوا كثيراً من الناس».

15 ـ پى ريزى عقايد دينى بر پايه هواپرستى و تمايلات نفسانى ، موجب گمراهى و گمراه سازى ديگران

و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا من قبل و اضلوا كثيراً

19 ـ اضلال و به گمراهى كشاندن جوامع ، پيامد گمراهى و هواپرستى و در پى دارنده محروميت از هدايت به اسلام

و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا . .. و اضلوا كثيراً و ضلوا عن سواء السبيل

تكرار «ضلوا» مى تواند اشاره به مراحل ضلالت هواپرستان گمراه داشته باشد كه در اين صورت فاعل در هر سه فعل «قد ضلوا» و «اضلوا» و «ضلوا» يك طايفه خواهد بود. بنابراين «لاتتبعوا ...» يعنى متابعت نكنيد از هواپرستانى گمراه كه ديگران را به گمراهى كشاندند و در نتيجه از هدايت به سواء السبيل (اسلام) باز ماندند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 105 - 3،4

3 ـ منحرفان در كمين براى گمراه سازى اهل ايمان

لايضركم من ضل إذا اهتديتم

4 ـ مسلمانان در صورت بى توجهى به احكام الهى در خطر گمراهى و گرايش هاى كفرآميز

عليكم انفسكم لايضركم من ضل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 3

3 ـ درك نكردن و غوطهور شدن در تاريكيهاى جهل و گمراهى، پيامد تكذيب آيات الهى است.

و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظلمت من يشإاللّه يضللّه

كرى و لالى تكذيب كنندگان، كنايه از درك نكردن و سردرگمى آنان است. محتمل است اين حالت كيفرى از جانب خداوند براى آنان باشد; چنانچه جمله «من يشإاللّه» شاهد بر آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 56 - 6

6 ـ پيروى از هواها و تمايلات نفسانى مشركان، موجب ضلالت و محروم ماندن از هدايت مى شود.

قل لا أتبع أهواءكم قد ضللت إذاً و ما أنا من المهتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 77 - 10

10 ـ انسان بدون هدايت پروردگار در گمراهى خواهد ماند.

لئن لم يهدنى ربى لأكونن من القوم الضالين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 79 - 10

10 ـ اعتقاد به توحيد، نتيجه حقگرايى، و شرك، گمراهى و مولود گريز از راه مستقيم است.

وجهت وجهى . .. حنيفا و ما أنا من المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 24

24 ـ روى عن أبى جعفر(ع) فى معنى قوله: «يوحى بعضهم إلى بعض» إن الشياطين يلقى بعضهم بعضا فيلقى اليه ما يغوى به الخلق . .. .

از امام باقر(ع) درباره «يوحى بعضهم . ..» روايت شده است: بعضى از شياطين با بعض ديگر ملاقات و آنچه باعث گمراه كردن مردم است، به آنان مى آموزند ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 116 - 6،8

6 ـ تكيه بر گمان در مسائل اصولى و زيربنايى موجب گمراهى مى شود.

يضلوك عن سبيل الله إن يتبعون إلا الظن

8 ـ گمراهى، پيامد پيروى از اكثر مردم است.

و إن تطع أكثر من فى الأرض يضلوك عن سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 119 - 12،13،14

12 ـ بسيارى از مردم با هواى نفس خود نادانسته موجب گمراهى ديگران مى شوند.

و إن كثيرا ليضلون بأهوائهم بغير علم

«با» در «بأهوائهم» سببيه است، ولى در «بغير علم» معنى الصاق دارد.

13 ـ كسانى كه با انديشه هاى مبتنى بر تمايلاتِ خود ديگران را به گمراهى مى كشانند، مردمى نادان هستند.

و إن كثيرا ليضلون بأهوائهم بغير علم

14 ـ جهل و هواى نفس از عوامل اصلى گمراهى است.

و إن كثيرا ليضلون بأهوائهم بغير علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 125 - 18

18 ـ عن أبى عبدالله(ع) قال: إن الله عز و جل إذا أراد بعبد خيرا نكت فى قلبه نكتة من نور و فتح مسامع قلبه و كل به ملكا يسدده و إذا أراد بعبد سوءا نكت فى قلبه نكتة سوداء و سد مسامع قلبه و وكل به شيطانا يضله ثم تلا هذه الآية: «فمن يرد الله أن يهديه يشرح صدره للاسلام و من يرد أن يضله يجعل صدره ضيقا حرجا».

امام صادق(ع) فرمود: هر گاه خداوند عز و جل براى بنده اى خيرى بخواهد، در دلش نقطه اى از نور ايجاد مى كند و گوشهاى دلش را بازمى گرداند و فرشته اى بر او مى گمارد كه وى را در كارهايش استوار نمايد. و آنگاه كه خدا براى بنده اى بدى بخواهد، در دلش نقطه اى سياه ايجاد كرده و گوشهاى دلش را مى بندد و شيطانى را بر او مى گمارد تا گمراهش كند، سپس امام صادق(ع) آيه «فمن يرد الله ... » را تلاوت فرمود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 13،16

13 ـ جنيان اغواگر و انسانهاى پيرو آنها براى انحراف و گمراهى از يكديگر بهره مى برند.

و قال أولياؤهم من الإنس ربنا استمتع بعضنا ببعض

«استمتع» به معناى طلب تمتع و بهره جويى است و مراد از «بعض»، برخى از جنيان و انسانها هستند، چون بناى سخن نيز سؤال از روابط متقابل اين دو گروه در دنياست.

16 ـ انسانها از گمراه شدن توسط جنيان لذت و بهره مى برند.

و قال أولياؤهم من الإنس ربنا استمتع بعضنا ببعض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 129 - 2

2 ـ انسانهايى ظالم در صدد گمراه كردن و منحرف ساختن انسانهاى ديگرند.

يمعشر الجن قد استكثرتم . .. و كذلك نولى بعض الظلمين بعضا

در آيه پيشين سخن از اغواگرى جنيان در مورد آدميان بود. مقتضاى تشبيه «كذلك» شباهت روابط متقابل آدميان و جنيان با روابط ميان ظالمان است. يعنى همان گونه كه جنيان به اغواى مردم مى پردازند، ظالمان نيز در صدد اغواى ظالمان ديگرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 144 - 9،11

9 ـ جعل احكام و انتساب آنها به خداوند موجب گمراه شدن مردم ناآگاه مى شود.

افترى على الله كذبا ليضل الناس بغير علم

«بغير علم» مى تواند حال يا وصف براى يكى از سه مورد باشد: «افترى»، «ليضل» و «الناس». برداشت فوق بر اساس احتمال سوم است. لذا معنى جمله چنين مى شود: تا گمراه كند مردم را در حالى كه آنان جاهل هستند.

11 ـ افترازنندگان به خدا و جعل كنندگان احكام دروغين، ندانسته توده هاى مردم را به گمراهى مى افكنند.

افترى على الله كذبا ليضل الناس بغير علم

«ل» در «ليضل» مى تواند لام عاقبت باشد، و چنانچه «بغير علم» نيز حال براى فاعل «ليضل» باشد، نتيجه آن معنا و برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 16 - 1،2

1 ـ گمراه ساختن مردم، هدف ابليس از مهلت خواهى و درخواست عمر طولانى

أنظرنى . .. لأقعدن لهم صرطك المستقيم

2 ـ ابليس به تلافى گمراه شدن خويش، با كمين كردن در صراط مستقيم، بر گمراه كردن مردم مصمم شد.

فبما أغويتنى لأقعدن لهم صرطك المستقيم

كلمه «باء» در «فبما أغويتنى» سببيه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 17 - 1،2،11

1 ـ انسان از هر سو (مقابل، پشت سر، راست و چپ) مورد هجوم توطئه هاى ابليس است.

ثم لأتينهم من بين أيديهم و من خلفهم و عن أيمنهم و عن شمائلهم

2 ـ ابليس داراى شيوه ها و روشهاى مختلف در منحرف ساختن انسان

ثم لأتينهم من بين أيديهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه جهات ياد شده (مقابل و . ..) كنايه از شيوه هاى مختلف باشد.

11 ـ شكرگزاران، رهپويان صراط مستقيم الهى هستند.

لأقعدن لهم صرطك المستقيم . .. لاتجد أكثرهم شكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 21 - 3،4

3 ـ سوگند دروغ، شيوه اى شيطانى در فريب دادن ديگران

و قاسمهما إنى لكما لمن النصحين

4 ـ سوء استفاده شيطان از خصيصه كمال طلبى و منفعت جويى انسان براى گمراه سازى ايشان

و قاسمهما إنى لكما لمن النصحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 2

2 ـ پرهيز از گمراه گشتن بر اثر وسوسه هاى شيطان، توصيه و هشدار خداوند به انسانها

يبنى ءادم لا يفتننكم الشيطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 146 - 14

14 ـ تكذيب آيات الهى و تغافل از آن ، موجب نپذيرفتن راه رشد و تعالى و مايه چنگ زدن به راه هاى ضلالت است .

و إن يروا سبيل الرشد لا يتخذوه . .. ذلك بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 175 - 8،10،11

8 ـ پيروى از شيطان موجب قرار گرفتن آدمى در زمره گمراهان مى شود .

فأتبعه الشيطن فكان من الغاوين

10 ـ شيطان در كمين انسان ها براى كشاندن آنان به مسلك گمراهان

فانسلخ منها فأتبعه الشيطن

عطف جمله «أتبعه . .. » بر «فانسلخ منها» به وسيله «فاء» دلالت بر اين دارد كه بين دور شدن بلعم باعورا از آيات الهى و تعقيب شدن از سوى شيطان فاصله اى نبوده است. و اين حكايت از در كمين بودن شيطان براى اغواگرى انسانها دارد.

11 ـ شيطان از عوامل گمراهى است .

فأتبعه الشيطن فكان من الغاوين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 200 - 1

1 ـ شيطان با وسوسه هاى خود همواره در صدد واداشتن انسان ها به تخلف از فرمان هاى خداوند است .

و إما ينزغنك من الشيطن نزغ

«نزغه» يعنى او را اندكى تحريك كرد و «نزغ» به كلامى گفته مى شود كه مايه تحريك شود. (لسان العرب). «من الشيطان» حال براى «نزغ» مى باشد. و مراد از «نزغ شيطان» وسوسه اوست، بنابراين «اما ينزغنك ... »، يعنى اگر وسوسه اى از سوى شيطان تو را تحريك كرد. گفتنى است با توجه به آيه قبل، مراد از تحريك، ترغيب كردن به مخالفت با دستورهاى خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 202 - 2،3

2 ـ شياطين ، بى تقوايان را به گمراهى مى كشانند و آنان را در ضلالت فرو مى برند .

و إخونهم يمدونهم فى الغى

ضمير فاعلى در «يمدونهم» به شياطين برمى گردد و ضمير مفعولى به «اخوان»، يعنى «و اخوان الشياطين يمدهم الشياطين فى الغى». «مد» (مصدر يمدون) به معناى كشيدن است و آوردن «فى» به جاى «إلى» براى رساندن اين معناست كه شيطان بى تقوايان را به عمق گمراهى مى برد.

3 ـ شيطان پس از گمراه ساختن بى تقوايان آنان را در ر ها نمى كند و همچنان در منجلاب گمراهى نگه مى دارد .

ثم لايقصرون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير در «لايقصرون» به شيطان بازگردانده شود. «اقصار» (مصدر يقصرون) به معناى دست برداشتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 88 - 8

8 ـ ثروت و زينت هاى فراوان دنيوى در دست طاغوت و طاغوتيان ، از عوامل گمراهى مردم است .

ربنا إنك ءاتيت فرعون و ملأه زينة و أمولا . .. ليضلوا عن سبيلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 97 - 7

7ـ رهبران ناصالح و گمراه ، از عوامل ضلالت و گمراهى امت ها مى باشند .

فاتبعوا أمر فرعون و ما أمر فرعون برشيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 39 - 6

6- ابليس ، از طريق تزيين اعمال ناپسند و خوب جلوه دادن آنها ، مردم را به گمراهى مى كشاند .

قال ربّ بما أغويتنى لأزيننّ لهم فى الأرض و لأغوينّهم أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 59 - 3،6

3- ضايع كردن نماز و پيروى از شهوات ، موجب گمراهى و گرفتارى به عذاب است .

أضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت فسوف يلقون غيًّا

«غىّ» به معناى گمراهى است. گفتنى است كه در جمله «يلقون غيّاً» ـ به قرينه آيه بعد ( ... يدخلون الجنّة) ـ مضافى در تقدير است; يعنى، «يلقون جزاء غيّهم; آنان سزاى گمراهى خود را ـ كه جهنم و عذاب آن است ـ خواهند چشيد».

6- ضايع كردن نماز و پيروى از شهوات ، ريشه اصلى انحرافات پس از رحلت پيامبران

فخلف من بعدهم خلف أضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 83 - 3

3- شياطين ، موجوداتى وسوسه گر و تحريك كننده در جهت گمراهى مردم

أرسلنا الشيـطين على الكـفرين تؤزّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 79 - 2

2 - رهبران و حاكمان جوامع ، داراى نقشى بسيار مؤثر در گمراهى و يا هدايت مردم

و أضلّ فرعون قومه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 100 - 3

3 - اعراض كنندگان از قرآن و تذكار هاى آن ، در دنيا گرفتار انحراف و گناه مى شوند .

ءاتينـك من لدنّا ذكرًا . من أعرض عنه فإنّه يحمل ... وزرًا

جمله «فإنّه يحمل. ..» ممكن است حاكى از گرفتارى اعراض كنندگان از قرآن به گناهانى ديگر باشد; يعنى، آنان بر اثر اين روى گردانى، در دنيا به دام گناه گرفتار مى شوند و در قيامت زيربار آن بوده و آن را حمل خواهند كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 11

11 - دروغ ، ابزار شيطان براى فريفتن انسان ها

هل أدّلك على شجرة الخلد و ملك لايبلى . .. فبدت لهما سوءتهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 123 - 17

17 - سرپيچى از هدايت هاى الهى ، عامل گمراهى انسان و گرفتارآمدن او به رنج و سختى است .

فمن اتبع هداى فلايضلّ و لايشقى

«شقاوت» به معناى سختى و دشوارى است (قاموس) و به قرينه آيه بعد، مراد تنگناها و فشارهاى زندگى مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 53 - 6

6- تعصب بر عقايد نياكان و پيروى غيرآگاهانه از اجداد ، عامل انحراف و گمراهى انسان ها است .

ما هـذه التماثيل . .. قالوا وجدنا ءاباءنا لها عـبدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 4 - 4

4- ضلالت و گمراهى ، پيامد قطعى قرار گرفتن در قلمرو ولايت شيطان و پيروى از او

من تولاّه فإنّه يضلّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 31 - 7

7 - كفر ورزى و پرستش غير خدا ، سقوط از اوج هدايت ، نور و روشنايى ، به حضيض ضلالت ، ظلمت و تاريكى است .

و من يشرك باللّه . .. أو تهوى به الريح فى مكان سحيق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 52 - 8

8 - رهبانيت و زهدورزى هاى بى جا ، ارتكاب اعمال ناشايست و شرك ورزى در عبادت ، انحراف از طريقه پيامبران

يـأيّها الرسل كلوا من الطّيّبـت . .. و إنّ هـذه أُمّتكم أُمّة وحدة و أنا ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 74 - 4

4 - ابتلا به كجى ها و ضد ارزش ها ، نتيجه حتمى و جدا نشدنى عدم باور به آخرت و روز جزا

و إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة عن الصرط لنـكبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 115 - 3

3 - بينش غلط نسبت به هدف آفرينش ( بازگشت به سوى خدا ) ، ريشه انحرافات بشر و عامل دوزخى شدن وى

قالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا . .. أفحسبتم أنّما ... لاترجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 5

5 ـ برخورد عناد آلود و بهانه جويانه با تعاليم آسمانى ، در پى دارنده گمراهى هدايت ناپذير و مانع دستيابى به حق

انظر كيف ضربوا لك الأمثـل فضلّوا فلايستطيعون سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 29 - 7

7 ـ شيطان ، عامل جدا شدن آدمى از راه انبيا ، دوستى با افراد ناباب و گمراهى

يـليتنى اتّخذت مع الرسول سبيلاً . يـويلتى ليتنى لم أتّخذ فلانًا خليلاً. لقد أضلّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 95 - 3،4

3 - نقش ابليس و سپاهيانش ، در گمراهى و شركورزى آدميان

فكبكبوا فيها هم و الغاون . و جنود إبليس أجمعون

به دوزخ افكنده شدن ابليس و سپاهيانش به همراه مشركان و معبودهايشان، بيانگر مطلب ياد شده است.

4 - ابليس ، به تنهايى توانا بر فريب و گمراهى انسان ها نيست .

و جنود إبليس أجمعون

وجود سپاهيان بسيار براى ابليس ـ كه بر گمراه ساختن انسان هاسوگند ياد كرده ـ گواه مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 99 - 1،2،4

1 - شِكوه دوزخيان از نقش اصلى پيشوايان مجرم خويش در گمراهى آنان

و ما أضلّنا إلاّ المجرمون

2 - دوستى مجرمان ، عامل گمراهى انسان ها

و ما أضلّنا إلاّ المجرمون

4 - « عن أبى جعفر ( ع ) . . . و قوله « و ما أضلّنا إلاّ المجرمون » يعنى المشركين الذين اقتدوا بهم هـؤلاء فاتبعوهم على شركهم و هم قوم محمد (صلی الله علیه و آله) ليس فيهم من اليهود و النصارى أحد . . . و قولهم « و ما أضلّنا إلاّ المجرمون » إذ دعونا إلى سبيلهم . . . ;

از امام باقر(ع) در باره سخن خداوند «و ما أضلّنا إلاّ المجرمون» روايت شده كه فرمود: اين مجرمان همان مشركانى بودند كه گمراهان به آنها اقتدا كردند و در شركشان از آنان پيروى نمودند و آنان گروهى از امّت محمد(صلی الله علیه و آله) بودند و در بين آنان احدى از يهود و نصارا نبود . ..و سخن آنان «و ما أضلّنا إلاّالمجرمون» بدين معنا است كه آن گاه كه آنان ما را به راه خودشان دعوت كردند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 222 - 5

5 - دروغ ، مادر گناهان و زاينده انحراف ها

أفّاك أثيم

اختصاص به ذكر يافتن «إفك» از ميان ساير گناهان و اصل قرار گرفتن براى «إثم» (تقدم آن بر إثم) مى تواند مطلب ياد شده را افاده كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 5

5 - شعر در پرتو ايمان ، به دور از گمراهى و گمراه گرى است .

و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. إلاّ الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 24 - 6،8

6 - نقش مهم شيطان در سد كردن طريق فطرت و منحرف ساختن مردم از خداوند يكتا

و زيّن لهم الشيطـن أعمـلهم فصدّهم عن السبيل

8 - شيطان ، عامل گمراهى انسان ها و محروميت آنان از هدايت

و زيّن لهم الشيطـن أعمـلهم فصدّهم عن السبيل فهم لايهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 15 - 13

13 - شيطان ، دشمن انسان و عامل گمراهى وى

إنّه عدوٌّ مضلّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 39 - 4

4 - سركشى و استكبار ، بى عدالتى و انحراف از حق است .

و استكبر هو و جنوده فى الأرض بغير الحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 11

11 - انسان ، نيازمند به هدايت الهى است و در صورت بهره نجستن از آن گمراه مى شود .

قل ربّى أعلم من جاء بالهدى و من هو فى ضلـل مبين

برداشت ياد شده با توجه به اين مطلب است كه گمراهى بشر در برابر هدايت ارائه شده از سوى خداوند قرار گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 29 - 8،9

8 - پافشارى بر عقيده شرك آلود ، اضلال الهى را در پى دارد .

اتّبع الذين ظلموا أهواءهم . .. فمن يهدى من أضلّ اللّه

تعبير از «أشركوا» به «ظلموا» براى بيان اين نكته است كه آنان، با وجود دلايل زياد و روشن براى اثبات وحدانيت خداوند، باز بر عقيده خويش پاى فشردند و در نتيجه، به جايى رسيدند كه به اضلال كيفرى خداوند گرفتار آمدند.

9 - تبعيت جاهلانه از هواى نفس ، درپى دارنده محروميت از هدايت الهى و عامل غوطهور شدن در گمراهى است .

بل اتّبع الذين ظلموا أهواءهم بغير علم فمن يهدى من أضلّ اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 6 - 8

8 - غنا و نغمه هاى مفسده انگيز ، ابزار كافران براى گمراه كردن مردم از راه خدا است .

و من الناس من يشترى لهو الحديث ليضلّ عن سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 21 - 9

9 - آداب و رسوم اقوام ، در هدايت و يا گمراهى نسل ها آنان ، تأثيرى قابل توجّه دارد .

و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتّبع ما وجدنا عليه ءاباءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 67 - 1،3

1 - كافران ، در حال سوختن در آتش جهنم ، اعلام مى كنند كه مطيع بزرگان و رؤساى گمراه سازشان بودند .

إنّ اللّه لعن الكـفرين . .. يوم تقلّب ... و قالوا ربّنا إنّا أطعنا سادتنا ... فأ

3 - پيروى بى چون و چرا ( و بى منطق ) از بزرگان ، راهزن خِرد دينى است .

ربّنا إنّا أطعنا سادتنا و كبراءنا فأضلّونا السبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 8 - 10

10 - ايمان نياوردن به آخرت ، كيفر دارد و انسان را در وادى بس بى راهه قرار مى دهد .

الذين لايؤمنون بالأخرة فى العذاب و الضلـل البعيد

آوردن موصول به جاى اسم ظاهر (الكافرون) دلالت مى كند كه ايمان نياوردن، علت گرفتارى در عذاب و واقع شدن در گمراهى دور و دراز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 20 - 2

2 - ايمان چون نور ، مايه هدايت و روشنايى و كفر ، همچون ظلمت ، مايه گمراهى و تاريك بينى

و لا الظلمـت و لا النور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 62 - 2

2 - شيطان ، از عوامل گمراهى انسان ها

و لقد أضلّ منكم جبلاًّ كثيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 30 - 6

6 - مشركان فريب خورده و پيشوايان شان در قيامت ، يكديگر را به دست داشتن در گمراهى و انحراف از مسير حق ، متهم خواهند كرد .

و أقبل بعضهم على بعض يتساءلون . قالوا إنّكم كنتم تأتوننا ... قالوا ... و ما كان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 32 - 6

6 - نقش مؤثر پيشوايان گمراه در گمراهى توده ها و هم فكر و هم سان ساختن مردم با افكار و عقايد خويش

فأغوينـكم إنّا كنّا غـوين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 26 - 16

16 - هواپرستى ، موجب گمراهى و دورى از راه خدا است .

و لاتتّبع الهوى فيضلّك عن سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 8 - 17

17 - آيين شرك ، آيينى راه زن و گمراه كننده

و جعل للّه أندادًا ليضلّ عن سبيله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 14

14 - پذيرش قرآن و عمل به راهنمايى هاى آن هدايت است و رد و انكار آن گمراهى و ضلالت .

فمن اهتدى فلنفسه و من ضلّ فإنّما يضلّ عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 34 - 13،16

13 - پافشارى در مخالفت با دين و ترديد در حقانيت آن ـ باوجود مشاهده دلايل روشن ـ موجب گمراهى ابدى است .

كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب

مقصود از «مسرف» در اين آيه، كسى است كه در مخالفت با حق، پافشارى و اصرار فراوان دارد.

16 - گمراه شدن انسان از سوى خداوند ، نتيجه و پيامد كردار خود او است .

كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب

از اين كه خداوند از ميان انسان ها، كسانى را گمراه مى سازد كه دست به اسراف مى زنند و پيوسته در حق ترديد روا مى دارند، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 3

3 - جدال بدون دليل و برهان در آيات الهى ( دين ) ، موجب گمراهى و محروميت ابدى از هدايت الهى است .

كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب . الذين يجـدلون فى ءايـت اللّه بغير سلطـن أتيـه

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين ديدگاه است كه «الذين يجادلون . ..» بدل براى «من» در آيه پيش باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 39 - 8

8 - تصوير نادرست از زندگى دنيايى و اخروى ، منشأ اصلى انحراف ها ، خودكامگى ها و حق ستيزى ها است .

يـقوم . .. و إنّ الأخرة هى دار القرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 14 - 19

19 - نقش عملكرد جوامع ، در هدايت و گمراهى نسل آينده

و ما تفرقوا . .. إنّ الذين أورثوا الكتـب من بعدهم لفى شك منه مريب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 44 - 3،9

3 - هدايت و ضلالت الهى نسبت به انسان ، نتيجه اعمال خود او است .

إنّما السبيل على الذين يظلمون الناس و يبغون فى الأرض . .. و من يضلل اللّه

9 - ستم و تجاوز به حقوق مردم ، موجب محروميت از هدايت و افتادن در گرداب گمراهى

و من يضلل اللّه . .. و ترى الظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 23 - 7

7 - تقليد كوركورانه و تعصبات قومى ، از عوامل مهم گمراهى و انحرافات اعتقادى در طول تاريخ

و كذلك ما أرسلنا . .. و إنّا على ءاثـرهم مقتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 36 - 8

8 - گمراهى انسان و تسلط شيطان بر وى ، نتيجه عملكرد تباه كننده خود او است .

و من يعش . .. نقيّض له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 54 - 2،8

2 - تأثير حاكمان ، در هدايت و گمراهى مردمان

و نادى فرعون . .. فاستخفّ قومه

8 - نقش اساسى و مؤثر تبليغات در هدايت و گمراهى انسان ها

و نادى فرعون فى قومه . .. فاستخفّ قومه فأطاعوه

از اين كه فرعون توانست با تبليغات خويش، قوم خود را به اطاعت وادارد، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 62 - 3

3 - پيروى از شيطان ، عامل انحراف و بازماندن از صراط مستقيم

و اتّبعون هـذا صرط مستقيم . و لايصدّنّكم الشيطـن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 86 - 6

6 - دلبستگى بيهوده به شفاعت غيرخدا ، از عوامل گمراهى است .

و لايملك . .. الشفـعة إلاّ من شهد بالحقّ

خداوند، براى بازداشتن مشركان از گمراهى، به آنان يادآور شده است كه معبودهاى دروغين آنها هرگز قدرت شفاعت ندارند. پس از ايشان قطع اميد كنند و به حق روى آورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 5 - 1

1- عبادت گران غير خدا و حاجت طلبان از درگاه غير او ، گمراه ترين وسرگشته ترين انسان ها

و من أضلّ ممّن يدعوا من دون اللّه من لايستجيب له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 2 - 16

16- گناه ، مايه تيرگى قلب و رخت بستن صلاح از فكر و انديشه انسان *

كفّر عنهم سيّئاتهم و أصلح بالهم

ميان سيّئات و عدم صلاح قلب، مى تواند رابطه علّى و سببى باشد. از تقدم سيّئات استفاده مى شود كه عامل فساد فكر و انديشه، گناهان است و با زدايش گناهان، انديشه صلاح مى يابد. اين احتمال مبتنى است بر اين كه «بال» به معناى قلب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 14 - 12

12- انسان ، بدون برخوردارى از هدايت پروردگار ، گرفتار انحراف در بينش و گرايش خويش

أفمن كان على بيّنة من ربّه كمن زيّن له سوء عمله

از مقابله «من كان . ..» با «من زيّن...»، استفاده مى شود كه انسان ها به دو گروه عمده تقسيم مى شوند: 1ـ كسانى كه برخوردار از دلايل الهى و هدايت وحى اند; 2ـ گروهى كه در قبال دسته اول قرار دارند و در نهايت به انحراف در بينش (زيّن له سوء عمله) و انحراف در گرايش (و اتّبعوا أهوائهم) كشيده شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 25 - 8

8- وسوسه ، تزيين و القاى آرمان هاى دروغين ، ابزار شيطان در منحرف ساختن انسان ها

إنّ الذين ارتدّوا . .. الشيطـن سوّل لهم و أملى لهم

مفهوم «أملى» ممكن است به معناى ايجاد آمال و آرزو باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 24 - 1،2

1 - صاحبان زر و زور با نيرنگ هاى بزرگ خود ، تعداد بسيارى از مردم را گمراه كردند .

و قد أضلّوا كثيرًا

2 - شرك و بت پرستى و دورى از رهنمود هاى پيامبران الهى ، گمراهى است .

و قالوا لاتذرنّ ءالهتكم . .. و قد أضلّوا كثيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 37 - 2

2 - پيشرفت و تكامل معنوى يا سقوط و انحطاط انسان ، در دست خود او است .

لمن شاء منكم أن يتقدّم أو يتأخّر

313- عوامل گمراهى ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 39 - 5

5- اغواى ابليس از سوى خداوند ، كيفر تمرّد وى از فرمان الهى بود .

ربّ بما أغويتنى

بى ترديد، گمراه شدن ابليس از جانب خداوند، پس از سرپيچى او از سجده بر آدم(ع) بود و اين مى رساند كه اين گمراهى، جنبه كيفرى داشته است.

314- عوامل گمراهى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 5 - 17

17ـ شيطان ، مترصد زمينه هاى مساعد براى نفوذ در انسان و منحرف ساختن او

لاتقصص رءياك . .. فيكيدوا ... إن الشيطـن للإنسـن عدو مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 39 - 1

1- ابليس ، گمراه شدن خود از سوى خداوند را ، عامل زيبا نماياندن زشتى ها و به گمراهى كشاندن همه انسان ها معرفى

كرد .

قال ربّ بما أغويتنى لأزيننّ لهم فى الأرض و لأغوينّهم أجمعين

«با» در «بما» باى سببيه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 4

4 - مستكبران ، دشمن سعادت و خوشبختى مردم و خواستار ضلالت و گمراهى آنان

و من الناس من يجـدل . ..ليضلّ عن سبيل اللّه

جمله «ليضل عن سبيل اللّه» به تقدير «ليضل الناس عن سبيل اللّه» است; يعنى، جدال اين گروه نادان و استكبارپيشه با توحيد و يكتاپرستى و جلوگيرى از گرايش مردم به آن، نه بدان جهت است كه آنان خواستار سعادت مردم اند; بلكه بدان منظور است كه مردم را از راه خدا - كه راه خوشبختى است - بازدارند و آنان را به ضلالت و گمراهى سوق دهند.

315- عوامل گمراهى بلعم باعورا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 12

12 ـ دنياخواهى و هواپرستى بلعم باعورا موجب فاصله گرفتن او از آيات الهى و تكذيب آنها شد .

فانسلخ منها . .. و لكنه أخلد إلى الأرض

جمله «و لكنه أخلد . .. » مى تواند بيانگر علت «فانسلخ منها» باشد. يعنى دنياخواهى و هواپرستى بلعم باعورا باعث شد كه از آيات الهى فاصله گيرد.

316- عوامل گمراهى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 85 - 4

4 - سامرى ، موجب گمراهى بنى اسرائيل در غياب موسى ( ع ) شد .

و أضلّهم السامرىّ

«سامرىّ» نام شخصى است كه از قوم بنى اسرائيل بود و موجب گمراهى آنان گرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 88 - 5

5 - شنيده شدن صداى گوساله از تنديسِ دست ساز سامرى ، مايه فريفتگى بنى اسرائيل و باور به معبود بودن آن شد .

له خوار

ذكر هر يك از اوصاف گوساله، نشانگر دخالت آن در گرايش بنى اسرائيل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 92 - 3

3 - موسى ( ع ) ، برادرش هارون را در انحراف بنى اسرائيل و گرايش آنان به گوساله پرستى ، مقصر دانست .

قال يـهـرون ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا

«ما منعك. ..» استفهام انكارى است و گوياى اعتراض موسى(ع) به هارون است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 93 - 4

4 - هارون ( ع ) ، متهم به مخالفت با فرمان هاى موسى ( ع ) با سكوت و بى تفاوتى در برابر انحراف بنى اسرائيل

ما منعك . .. أفعصيت أمرى

«أفعصيت. ..» خطاب موسى(ع) به هارون(ع) است. ظاهر آيه چنين دلالت دارد كه عصيان هارون از دستورات موسى(ع)، لااقل به عنوان اتهام از جانب موسى(ع) مطرح بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 94 - 3

3 - هارون ( ع ) ، داراى مسؤوليت در قبال گمراه شدن بنى اسرائيل و گوساله پرستى آنان ، از ديدگاه موسى ( ع )

يـهـرون ما منعك . .. لاتأخذ بلحيتى و لابرأسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 95 - 2

2 - پرسش از انگيزه و هدف سامرى در ساختن گوساله زرّين و گمراه ساختن مردم ، از موارد بازخواست موسى ( ع ) از سامرى

فما خطبك يـسـمرىّ

«خطب» ـ نزد برخى لغت دانان ـ به معناى «سبب الأمر» است (لسان العرب). زمخشرى آن را به معناى «طلب» دانسته است. در نتيجه «ماخطبك»; يعنى، سبب كار تو يا مطلوب و خواسته تو چه بوده است؟ معانى «شأن» و «أمر» نيز از جمله معانى ذكر شده براى اين كلمه است (قاموس).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 96 - 6

6 - ارتداد سامرى ، سبب انحراف بنى اسرائيل بود .

فنبذتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 46 - 5

5 - نقش جدى درباريان و اطرافيان فرعون ، در انحراف و گمراهى مردمان

و لقد أرسلنا موسى بـايـتنا إلى فرعون و ملإيه

از اين كه «ملأ» در برنامه تبليغى موسى(ع) هم طراز فرعون قرار گرفته اند، نقش اساسى آنان در انحراف مردم به دست مى آيد.

317- عوامل گمراهى جامعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 39 - 4

4 - نقش مهم رهبرى كفر ، در گمراهى و انحراف اركان جامعه

فتولّى بركنه

در صورتى كه مراد از «ركن»، اركان جامعه بوده و «باء» براى تعديه باشد، از منتسب شدن انحراف اركان جامعه، به شخص فرعون، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

318- عوامل گمراهى جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 3

3- پس از اتمام حسابرسى اعمال اهل جهنّم ، شيطان آنان را سرزنش مى كند و گمراهى آنان را معلول انديشه و عمل خود آنان معرفى خواهد كرد .

و قال الشيطـن لمّا قضى الأمر إنّ الله وعدكم وعد الحق و وعدتكم

مفسّران، از جمله احتمالاتى كه براى «قضى الأمر» برشمرده اند اين است كه وقتى به حسابهاى اهل قيامت رسيدگى شد، شيطان به اهل جهنّم چنين خطابى خواهد كرد.

319- عوامل گمراهى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 4

4 ـ گمراهىِ گريز ناپذير سران كفر و شرك ، پيامد برخورد هاى عناد آلود و بهانه جويانه آنان با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إن هـذا إلاّ إفك. .. و قالوا مالِ هـذا الرسول ... إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

«فاء» در «فضلّوا» براى سببيت و در «فلايستطيعون» تفسيريه است; يعنى، برخوردهاى عناد آلود كافران با پيامبر(صلی الله علیه و آله) سبب گمراهى آنان بود و اين گمراهى، موجب نيافتن راهى براى گريز از آن گرديد.

320- عوامل گمراهى رهبران كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 4

4 ـ گمراهىِ گريز ناپذير سران كفر و شرك ، پيامد برخورد هاى عناد آلود و بهانه جويانه آنان با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إن هـذا إلاّ إفك. .. و قالوا مالِ هـذا الرسول ... إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

«فاء» در «فضلّوا» براى سببيت و در «فلايستطيعون» تفسيريه است; يعنى، برخوردهاى عناد آلود كافران با پيامبر(صلی الله علیه و آله) سبب گمراهى آنان بود و اين گمراهى، موجب نيافتن راهى براى گريز از آن گرديد.

321- عوامل گمراهى رهبران مستكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 2

2- رهبران مستكبر و پيروانشان ، سرانجام در قيامت شيطان را مسبب اصلى گمراهى خويش قلمداد مى كنند .

فقال الضعفـؤا للذين استكبروا . .. قالوا ... و قال الشيطـن لمّا قضى الأمر إنّ الل

ذكر سخنان شيطان در قيامت خطاب به گمراهان، پس از ذكر جريان مستكبران و پيروانشان، احتمال دارد از اين جهت باشد كه آنان گمراهى خويش را به شيطان نسبت مى دهند و او درصدد پاسخ گويى برمى آيد.

322- عوامل گمراهى ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 29 - 1

1 ـ ظالمان در روز رستاخيز ، دوستان ناباب را عامل گمراهى خود خواهند شمرد .

و يوم يعضّ الظالم على يديه يقول يـليتنى اتّخذت مع الرسول . .. لم أتّخذ فلانًا خل

323- عوامل گمراهى فاسقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 26 - 11

11 - تنها فاسقان به سبب وجود مثلهايى در قرآن ، به گمراهى كشانده مى شوند .

و ما يضل به إلا الفسقين

324- عوامل گمراهى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 37 - 13

13 - زيبا جلوه گر شدن رفتار زشت فرعون در ديدگان خود او ، سبب انحراف وى از راه اصلى هدايت و سعادت ( ارائه شده از سوى موسى ( ع ) ) گشت .

كذلك زيّن لفرعون سوء عمله و صدّ عن السبيل

جمله «و صُدّ عن السبيل» به منزله نتيجه براى جمله پيش است; يعنى، رفتار زشت فرعون در ديدگان او زيبا جلوه كرد و همين سبب شد كه او راه اصلى هدايت را پيدا نكند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 39 - 5

5 - اقتدار حكومت فرعون ، اغواگر او و بازدارنده وى از پذيرش پيام روشن موسى ( ع )

فتولّى بركنه

در صورتى كه «باء» براى بيان سببيت يا استعانت و «ركن» كنايه از اركان اقتدار حكومت فرعونى باشد، استفاده مى شود كه فرعون به اتكاى همين نيروها، به مبارزه با موسى(ع) پرداخت و از پذيرش دعوت او سر بر تافت.

325- عوامل گمراهى فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 79 - 1

1 - فرعون ، نقش اساسى و تعيين كننده اى در گمراهى مردم خود داشت .

و أضلّ فرعون قومه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 33 - 7

7 - هشدار مؤمن آل فرعون به فرعونيان ، درباره اين كه قتل موسى ( ع ) موجب گمراهى ابدى و علاج ناپذير آنان خواهد شد .

أتقتلون رجلاً . .. و من يضلل اللّه فما له من هاد

برداشت يادشده به خاطر اين نكته است كه هشدار مؤمن آل فرعون نسبت به گمراه شدن آنان در مورد قتل موسى(ع) انجام پذيرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 39 - 7

7 - دنياطلبى فرعونيان و تصوير نادرست آنها از زندگى دنيايى و اخروى ، سبب انحراف و خودكامگى آنان شد .

يـقوم . .. و إنّ الأخرة هى دار القرار

با توجه به يادآورى حقيقت زندگى در دنيا و آخرت از سوى مؤمن آل فرعون براى فرعونيان، برداشت بالا به دست مى آيد.

326- عوامل گمراهى قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 21 - 8

8 - صاحبان زر و زور ، عامل اصلى گمراهى و كفر قوم نوح بودند .

و اتّبعوا من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا

327- عوامل گمراهى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 11

11 ـ زندگى دنيا عامل فريب خوردن كافران در نپذيرفتن آيات و پند نگرفتن از انذار انبيا

و غرتهم الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 37 - 5

5 ـ جا به جايى ماه هاى حرام ، عاملى در جهت گمراهى كافران

إنما النسىء . .. يضل به الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 48 - 3

3- مخالفت و عنادورزى كافران با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با تمثيل و توصيف هاى ناروا ، در پى دارنده گمراهى علاج ناپذير براى آنان

كيف ضربوا لك الأمثال فضلّوا فلايستطيعون سبيلاً

برداشت فوق بنابراين است كه مراد از «سبيلاً» راه هدايت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 74 - 1

1 - بى اعتقادى به جهان آخرت ، مهم ترين عامل انحراف و كجروى كافران

و إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة عن الصرط لنـكبون

«نكوب» (مصدر «ناكبون») به معناى منحرف شدن است; يعنى، كسانى كه به آخرت ايمان ندارند، قطعاً از راه راست، سخت منحرف اند. گفتنى است كه بيان ايمان به آخرت و اختصاص به ذكر يافتن آن، از ميان مسائل گوناگون اعتقادى، بيانگر مطلب فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 29 - 1

1 - كافران در قيامت ، خواهان شناسايى عاملان گمراهى خويش به منظور انتقام جويى از آنان

و قال الذين كفروا ربّنا أرنا الذين أضلاّنا . .. نجعلهما تحت أقدامنا

328- عوامل گمراهى كافران پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 2

2- رهبران مستكبر و پيروانشان ، سرانجام در قيامت شيطان را مسبب اصلى گمراهى خويش قلمداد مى كنند .

فقال الضعفـؤا للذين استكبروا . .. قالوا ... و قال الشيطـن لمّا قضى الأمر إنّ الل

ذكر سخنان شيطان در قيامت خطاب به گمراهان، پس از ذكر جريان مستكبران و پيروانشان، احتمال دارد از اين جهت باشد كه آنان گمراهى خويش را به شيطان نسبت مى دهند و او درصدد پاسخ گويى برمى آيد.

329- عوامل گمراهى مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 7

7 - سران و بزرگان گمراه ، داراى نقشى بسزا در گمراهى مردم

إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا

330- عوامل گمراهى مردم دوران ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 36 - 1

1- از ديدگاه حضرت ابراهيم ( ع ) ، بت ها و بت پرستان عامل گمراهى بسيارى از مردم در عصر او بودند .

اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام . ربّ إنّهنّ أضللن كثيرًا من الناس

331- عوامل گمراهى مستضعفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 17

17 - مستكبران ، عاملى براى انحراف مردم از دين الهى و مانع ايمان آنان ، از ديدگاه مستضعفان

يقول الذين استضعفوا للذين استكبروا لولا أنتم لكنّا مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 32 - 1،3،4

1 - مستكبران در قيامت ، در رد نظر مستضعفان ، خود آنان را مردمانى مجرم معرّفى خواهند كرد .

و قال الذين استكبروا للذين استضعفوا أنحن صددنـكم عن الهدى . .. بل كنتم مجرمين

3 - مستكبران ، در قيامت ، خود را مانع حق پذيرى مستضعفان در دنيا نخواهند دانست .

قال الذين استكبروا للذين استضعفوا أنحن صددنـكم عن الهدى بعد إذ جاءكم

4 - مستضعفان گمراه و مؤاخذه شده در قيامت ، در دنيا از هدايت برخوردار بودند ; لكن آن را نپذيرفته اند .

قال الذين استكبروا للذين استضعفوا أنحن صددنـكم عن الهدى بعد إذ جاءكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 1

1 - مستضعفان در قيامت ، بى گناه دانستن مستكبران را در گمراه كردن ديگران ، مردود شمرده و آنان را عامل اصلى آن معرفى خواهند كرد .

بل كنتم مجرمين . و قال الذين استضعفوا للذين استكبروا بل مكر الّيل و النهار إذ تأ

332- عوامل گمراهى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 86 - 5

5- تلاش مشركان در قيامت براى دخيل شمردن معبود هاى دروغينشان در گمراهى خويش *

و إذا رءا الذين أشركوا شركاءهم قالوا ربّنا هـؤلاء شركاؤنا الذين كنّا ندعوا من دو

برداشت فوق، بر اين احتمال استوار است كه غرض مشركان از نماياندن معبودهاى دروغين خويش، كاستن از بار گناه خويش و نهاندن آن بر دوش معبودها باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 17 - 2

2 ـ خداوند به روز رستاخيز ، خواستار پاسخ گويى معبود هاى مشركان در باره علت گمراهى مشركان و نقش آنان در اين گمراهى

ويوم يحشرهم و ما يعبدون من دون اللّه فيقول ءأنتم أضللتم عبادى هولاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 18 - 4،5،6،10،11

4 ـ معبود هاى مشركان در قيامت ، خود را از داشتن هر گونه نقشى در گمراهى مشركان ، تبرئه كرده و آن را تكذيب خواهند كرد .

ءأنتم أضللتم عبادى . .. قالوا سبحـنك ما كان ينبغى لنا أن نتّخذ من دونك من أولياء

5 ـ اظهار شگفتى و اعلام انزجار معبو هاى مشركان در قيامت ، از معبود قرار گرفتن خودشان از سوى مشركان و يا نقش داشتن آنان در گمراهى ديگران

فيقول ءأنتم أضللتم عبادى هولاء . .. قالوا سبحـنك

جمله «سبحانك» و يا «سبحان اللّه» در دو مورد به كار مى رود: 1ـ آن گاه كه سخن شگفت آورى شنيده شود و شنونده بخواهد اظهار شگفتى كند. 2ـ آن گاه كه سخنى بسيار زشت و ناروايى شنيده شود و شنونده بخواهد از آن اعلان برائت و اظهار انزجار كند و واكنش منفى از خود نشان دهد (برگرفته از لسان العرب).

6 ـ معبود هاى مشركان در پاسخ به سؤال خداوند در قيامت ، عامل انحراف و گمراهى مشركان را ، برخوردارى آنان و پدرانشان از رفاه بسيار و از ياد بردن خدا خواهند دانست .

و لـكن متّعتهم و ءاباءهم حتّى نسوا الذكر

«لـكن» ـ كه در استدراك به كار مى رود ـ در آيه شريفه براى رد اين اتهام است كه معبودها در گمراهى مشركان مؤثر بودند و نيز براى بيان علت هاى واقعى اين انحراف است كه در اين آيه، به دو عامل اشاره شده است: 1ـ رفاه (كه موجب فراموشى خدا است) (متّعتهم. ..الذكر). 2- رفتار هلاكت بار آنان ( و كانوا قوماً بوراً).

10 ـ معبود هاى مشركان در روز رستاخيز ، عامل انحراف مشركان را ، كردار و رفتار هلاكت بار خود آنان معرفى خواهند كرد .

و لـكن . .. و كانوا قومًا بورًا

«بور» يا جمع «بائر» (به معناى هالك) و يا مصدر (به معناى هلاك) است. در صورت دوم، صفت بودن آن براى «قوماً»، از باب مبالغه خواهد بود.

11 ـ گمراهان ( مشركان و . . . ) ، خود عامل اصلى گمراهى خويش اند .

أم هم ضلّوا السبيل . .. و لـكن متّعتهم و ءاباءهم حتّى نسوا الذكر و كانوا قومًا ب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 19 - 2

2 ـ ادعاى مشركان در باره نقش داشتن معبودهايشان در گمراهى آنان ، مورد تكذيب همان معبود ها در قيامت

فقد كذّبوكم بما تقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 63 - 15

15 - نينديشيدن مشركان در آيات و دلايل وحدانيت خداوند ، باعث انحراف آنان از حق است .

ليقولنّ اللّه فأنّى يؤفكون . .. و لئن سألتهم من نزّل من السماء ماء فأحيا به الأر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 28 - 1،2،3،4

1 - تلاش مشركان فريب خورده براى تبرئه خويش از هرگونه نقش داشتن در امر گمراهى خود

قالوا إنّكم كنتم تأتوننا

2 - مشركان فريب خورده ، پيشوايان خود را مسؤول گمراهى خويش در قيامت معرفى خواهند كرد .

قالوا إنّكم كنتم تأتوننا

3 - پيشوايان شرك با تظاهر به خيرخواهى ، عامل اصلى فريب خوردن و دور شدن از مسير خير و حق در ديدگاه مشركانِ گمراه شده

قالوا إنّكم كنتم تأتوننا عن اليمين

«يمين» مى تواند مشتق از «يمن» (خير و بركت) باشد. بر اين اساس، معناى آيه چنين مى شود: شما از سر خيرخواهى به سراغ ما مى آمديد. اما متعدى شدن فعل «تأتوننا» به «عن» ـ كه براى مجاوزت است ـ موجب مى شود كه اين كلمه متضمن معناى «تصددننا» ـ كه متناسب با معناى مجاوزت است ـ باشد. بر اين اساس، پيام اصلى آيه چنين خواهد بود: شما بوديد كه در ظاهر از سر خيرخواهى به سراغ ما آمده و ما را از مسير حق و خير گمراه مى كرديد.

4 - مشركان گمراه شده ، در قيامت اعمال قدرت سران شرك را عامل گمراهى و فريب خود معرّفى خواهند كرد .

قالوا إنّكم كنتم تأتوننا عن اليمين

برداشت ياد شده براساس اين ديدگاه است كه «يمين» (جهت راست) كنايه از قدرت و قوت باشد; زيرا معمولا سمت راست

قوى تر است. ازاين رو بيشتر مردم كارهاى مهم و سنگين را با دست راست انجام مى دهند. گفتنى است كه دو آيه بعد (و ما كان لنا عليكم من سلطان) و نيز آمدن واژه «يمين» به اين معنا در آيه 93 همين سوره (فراغ عليهم ضربا باليمين) مؤيد مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 29 - 1،2

1 - پيشوايان شرك ، در روز رستاخيز در برابر اتهام داشتن نقش در فريب و گمراهى مشركان ، به دفاع برخاسته و به تبرئه خود خواهند پرداخت .

قالوا إنّكم كنتم تأتوننا . .. قالوا بل لم تكونوا مؤمنين

2 - پيشوايان شرك ، در گفت و گو با مشركان فريب خورده در روز رستاخيز ، سوء اختيار خود آنان را عامل گمراهى شان معرفى خواهند كرد .

قالوا بل لم تكونوا مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 30 - 1،2،3

1 - پيشوايان شرك در قيامت ، هرگونه اعمال زور و سلطه از ناحيه خود را براى به گمراهى كشاندن مشركان ، مردود خواهند دانست .

و ما كان لنا عليكم من سلطـن

2 - پيشوايان شرك ، عامل اصلى گمراهى مشركان را ، روح طغيان و حق ناپذيرى خود آنان معرفى خواهند كرد .

بل كنتم قومًا طـغين

3 - سران شرك در قيامت ، بدون اجبار به نقش خود در گمراهى مشركان اقرار خواهند كرد .

و ما كان لنا عليكم من سلطـن بل كنتم قومًا طـغين

برداشت ياد شده از آن جا است كه پيشوايان شرك، در پاسخ به اتهامِ داشتن نقش در گمراهى مشركان، تنها به اجبار نكردن بر گمراهى اكتفا كرده و اصل نقش داشتن خود را نفى نخواهند كرد. پذيرش دست داشتن در گمراهى مشركان در دو آيه بعد (فأغويناكم إنا كنا غاوين)، مؤيد اين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 31 - 3

3 - پذيرش مقصر بودن و داشتن نقش در گمراهى مشركان ، از سوى پيشوايان شرك در عرصه قيامت

فحقّ علينا قول ربّنا إنّا لذائقون

اين كه پيشوايانِ شرك، خود را در استحقاق عذاب الهى شريك مى دانند، حاكى از پذيرش نوعى از مسؤوليت در گمراهى مشركان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 32 - 1،5

1 - اعتراف سران شرك به دست داشتن خود در گمراهى توده هاى مشرك

فأغوينـكم

5 - پيشوايان شرك در عرصه قيامت ، گمراهى خود را ، عامل انحراف ديگران معرفى خواهند كرد .

فأغوينـكم إنّا كنّا غـوين

برداشت ياد شده به خاطر تعليل بودنِ جمله «إنّا كنّا غاوين» براى جمله پيشين (فأغويناكم) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 27 - 7

7ـ شيطان ، مدعى طغيان گرى مشركان ، در نتيجه گمراهى عميق خودشان و نه اغواگرى هاى او

قال قرينه ربّنا ما أطغيته و لـكن كان فى ضلـل بعيد

333- عوامل گمراهى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 16 - 5

5 - آگاه نبودن اهل نفاق به سود و زيان واقعى خويش ، عامل اختيار كردن ضلالت و از دست دادن هدايت

أولئك الذين اشتروا الضللة . .. و ما كانوا مهتدين

جمله «ما كانوا مهتدين» عطف بر جمله «اشتروا الضلالة بالهدى» است و به منزله علت براى آن مى باشد; يعنى: چون به سود و زيان واقعى خويش راه نيافتند، به چنين تجارتى دست زدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 2 - 4

4 - انحرافات منافقان ، نتيجه سوگند هاى دروغ آنان

اتّخذوا أيمـنهم جنّة فصدّوا عن سبيل اللّه

مطلب ياد شده از تفريع «فصدّوا. ..» بر «اتّخذوا...» به دست مى آيد.

334- عوامل مصونيت از گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 12

12 ـ لزوم هشيارى در برابر جلوه هاى فريبنده دنيا براى مصون ماندن از گمراهى

و غرتهم الحيوة الدنيا

335- فرجام گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 23 - 10

10 - انتخاب آزادانه راه انحراف ، منتهى به گمراهى و كج روىِ اجتناب ناپذير

أفرءيت من اتّخذ إلـهه هويه و أضلّه اللّه على علم

336- فضايل معرضان از رهبران گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 17 - 5

5 - كسانى كه از عبادت طاغوت و اطاعت سردمداران ضلالت ، پرهيز كرده و به خدا روى آورند و توبه كنند ، شايسته بشارت الهى اند .

و الذين اجتنبوا الطـغوت أن يعبدوها و أنابوا إلى اللّه لهم البشرى

337- قانونمندى گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 88 - 14،17

14 ـ هدايت و ضلالت ، داراى نظامى قانونمند

و اللّه اركسهم بما كسبوا اتريدون ان تهدوا من اضلّ اللّه و من يضلل اللّه فلن تجد

17 ـ اميد برخى از مؤمنان صدر اسلام به هدايت منافقان ، برخاسته از عدم شناخت سنن الهى در هدايت و گمراهى

فما لكم فى المنافقين . .. اتريدون ان تهدوا من اضلّ اللّه و من يضلل اللّه فلن تجد

338- قرآن و گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 68 - 12

12 ـ تأثير منفى قرآن در برخى مردمان ، برخاسته از كفرورزى و طغيانگرى آنان

و ليزيدن كثيراً منهم ما أنزل إليك من ربك طغيناً و كفراً

339- كيفر اخروى رهبران گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 7

7 - پيشوايان گمراهى ، با مجازات دنيوى از مجازات اخروى معاف نخواهند شد .

فى الحيوة . .. لامساس و إنّ لك موعدًا لن تخلفه

340- كيفر دنيوى رهبران گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 7

7 - پيشوايان گمراهى ، با مجازات دنيوى از مجازات اخروى معاف نخواهند شد .

فى الحيوة . .. لامساس و إنّ لك موعدًا لن تخلفه

341- كيفر گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 60 - 20

20 ـ عقوبت سنگينتر ، بازتاب ضلالت افزونتر

قل هل انبئكم بشرّ من ذلك مثوبة . .. اضل عن سواء السبيل

342- گمراهى آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 74 - 1

1 ـ پدر ابراهيم، آزر و قوم او مردمى بت پرست و گمراه بودند.

و إذ قال إبرهيم لأبيه ءازر أتتخذ أصناما

343- گمراهى آشكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 14

14 - شركورزى ، گمراهى آشكار و بى نياز به دليل

و من هو فى ضلـل مبين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه روى سخن در اين بخش از آيات، با اهل شرك مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 11 - 8،13

8 - مشركان ، به دليل عبادت معبودانى عاجز از هرگونه آفرينندگى ، در گمراهى آشكارند .

ماذا خلق الذين من دونه بل الظـلمون فى ضلـل مبين

13 - همه ظالمان ، در گمراهى آشكارند .

بل الظـلمون فى ضلـل مبين

«الظالمون»، جمع و داراى الف و لام است و در جاى خود گفته شده كه اين گونه جمع ها، عموميت را مى رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 36 - 6

6 - تمرّد از فرمان خدا و پيامرش ، گمراهى آشكارى را در پى دارد .

و من يعص اللّه و رسوله فقد ضلّ ضلـلاً مبينًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 24 - 1،2

1 - مؤمن انطاكيه به مردم اعلان كرد : شرك و پرستش غيرخدا ، گمراهى آشكارى است .

ءأتّخذ من دونه ءالهة . .. إنّى إذًا لفى ضلـل مبين

«إذاً» در آيه شريفه براى جواب و جزاى مقدر است و تقدير آن چنين مى باشد: «إن اتّخذت من دون اللّه ءالهة أكن فى ضلال مبين»; يعنى، اگر من به جز خدا معبود ديگرى برگيرم، در گمراهى آشكارى به سر خواهم برد.

2 - شرك و پرستش غيرخدا ، گمراهى آشكارى است .

إنّى إذًا لفى ضلـل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 22 - 16،17

16 - كسانى كه قلبشان دچار قساوت بوده و دلشان سخت مى باشد ، در گمراهى شديد و آشكارى به سر مى برند .

فويل للقـسية قلوبهم من ذكر اللّه أُولـئك فى ضلـل مبين

آشكار بودن ضلالت سنگدلان، مى تواند به خاطر شديد و بسيار بودن آن باشد; به گونه اى كه اين حقيقت براى همگان محرز و انكارناپذير است.

17 - قساوت قلب و خدا فراموشى ، نشانه گمراهى سخت و آشكار

فويل للقـسية قلوبهم من ذكر اللّه أُولـئك فى ضلـل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 40 - 7

7 - ازدست دادن استعداد هدايت پذيرى ، آشكارترين نوع ضلالت و گمراهى است .

أفأنت تسمع الصمّ أو تهدى العمى و من كان فى ضلـل مبين

جمله «و من كان. ..» گويا به منزله عطف تفسيرى براى قسمت قبل است; يعنى، شخصى كه حق را نشنود و راه هدايت را نبيند، در گمراهى آشكار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 2 - 9

9 - مردم جزيرة العرب پيش از بعثت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، در گمراهى آشكارى به سر مى بردند .

و إن كانوا من قبل لفى ضلـل مبين

«إن» در «و إن كانوا» مخفف از مثقله است; يعنى، «و إنّهم كانوا من قبل لفى ضلال مبين»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 5 - 8

8 - انحراف منافقان ، آشكار براى هر بيننده اى

و رأيتهم يصدّون

خطاب در «رأيتهم» عام است و اختصاص به بيننده اى خاص ندارد.

344- گمراهى آشكار كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 29 - 7

7 - كافران لجوج و تكذيب گر ، در گمراهى آشكار قرار دارند .

فستعلمون من هو فى ضلـل مبين

345- گمراهى ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 16 - 2

2 ـ ابليس به تلافى گمراه شدن خويش، با كمين كردن در صراط مستقيم، بر گمراه كردن مردم مصمم شد.

فبما أغويتنى لأقعدن لهم صرطك المستقيم

كلمه «باء» در «فبما أغويتنى» سببيه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 39 - 1،3

1- ابليس ، گمراه شدن خود از سوى خداوند را ، عامل زيبا نماياندن زشتى ها و به گمراهى كشاندن همه انسان ها معرفى كرد .

قال ربّ بما أغويتنى لأزيننّ لهم فى الأرض و لأغوينّهم أجمعين

«با» در «بما» باى سببيه است.

3- ابليس ، معترف به گمراهى خود بود .

قال ربّ بما أغويتنى

346- گمراهى اجداد قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 54 - 1

1- قوم ابراهيم و نياكان آنان ، در گمراهى آشكار قرار داشتند .

قال لقد كنتم أنتم و ءاباؤكم فى ضلـل مبين

347- گمراهى اخروى ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 27 - 18

18- « عن أبى عبدالله جعفربن محمد ( ع ) قال : . . . ان الله تبارك و تعالى يضلّ الظالمين يوم القيامة عن دار كرامته . . . كما قال عزّوحلّ : « و يضلّ الله الظالمين و يفعل الله ما يشاء » . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: همانا خداوند ـ تبارك و تعالى ـ ستمگران را در روز قيامت از سراى كرامت خويش گمراه مى كند . .. چنان چه مى فرمايد: «يضلّ الله الظالمين...» ...».

348- گمراهى اخروى فاسقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 109 - 8

8 ـ گمراهى و سرگردانى فاسقان در قيامت *

و اللّه لايهدى القوم الفسقين. يوم يجمع اللّه الرسل

برداشت فوق بر اين اساس است كه «يوم» ظرف براى «لايهدى . ..» در آيه قبل باشد.

349- گمراهى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 66 - 1

1 - توانايى خداوند بر عذاب كافران ، به گونه اى كه آنان با از بين رفتن چشم ها و نورديدگانشان ، راه معمول خود را پيدا نكرده و از پيمودن راه درست محروم خواهند شد .

و لو نشاء لطمسنا على أعينهم فاستبقوا الصرط فأنّى يبصرون

«طمس» (مصدر «طمسنا») به معناى از بين بردن آثار و شواهد چيزى است و مقصود از «لطمسنا على أعينهم» از بين بردن كامل عضو چشم و يا نور و بينايى آن مى باشد. مراد از «الصراط» نيز راه معمول و متداولى است كه افراد آن را طى مى كنند.

350- گمراهى اخروى كوردلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 72 - 1

1- كوردلان در دنيا ، در آخرت نيز نابينا و راه گم كردگانند .

و من كان فى هـذه أعمى فهو فى الأخرة أعمى و أضلّ سبيلاً

351- گمراهى از حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 22

22 ـ لزوم ريشه يابى و تحليل زمينه هاى گريز از حق و گرايش به عقايد شرك آلود و انحرافى

انظر كيف نبين لهم الايت ثم انظر انى يؤفكون

كلمه «انى» گاه به معناى «من اين» بكار مى رود، بنابراين جمله «ثم انظر . ..» مى تواند فرمان به تأمل و انديشه در منشأ انحراف بنى اسرائيل باشد.

352- گمراهى از دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 3 - 9

9 - پيمودن راه دين ، شكر نعمت خداوند و انحراف از آن ، ناسپاسى او است .

إنّا هدينـه السبيل إمّا شاكرًا و إمّا كفورًا

353- گمراهى از سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 26 - 16

16 - هواپرستى ، موجب گمراهى و دورى از راه خدا است .

و لاتتّبع الهوى فيضلّك عن سبيل اللّه

354- گمراهى از صراط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 16 - 2

2 ـ ابليس به تلافى گمراه شدن خويش، با كمين كردن در صراط مستقيم، بر گمراه كردن مردم مصمم شد.

فبما أغويتنى لأقعدن لهم صرطك المستقيم

كلمه «باء» در «فبما أغويتنى» سببيه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 44 - 5

5- پرستش شيطان ، انحراف از راه راست و متعادل است .

فاتّبعنى أهدك صرطًا سويًّا . .. لاتعبد الشيطـن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 67 - 8

8 - شرك و بت پرستى ، گمراهى و انحراف از صراط مستقيم است .

فلاينـزعنّك فى الأمر و ادع إلى ربّك إنّك لعلى هدًى مستقيم

355- گمراهى اشراف قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 34 - 2

2ـ نوح ( ع ) ، پس از تلاش هاى ناموفق خويش ، اين احتمال را موجه دانست كه خداوند خواسته تا اشراف و سران قومش ، به ورطه ضلالت و گمراهى سقوط كنند .

و لاينفعكم نصحى . .. إن كان الله يريد أن يغويكم

«إن» در «إن كان الله . ..» شرطيه است و جمله «لاينفعكم ...» به منزله جواب براى آن مى باشد. گرچه اين احتمال نيز كه مخففه از مثقّله باشد بعيد به نظر نمى رسد. بر اين اساس جمله «إن كان الله» بيانگر آن است كه نوح(ع) به ايمان نياوردن قومش اطمينان پيدا كرده بود. قابل ذكر است كه نيامدن «لام» در خبر «إن» مخففه، به خاطر مشتبه نشدن آن با «إن» نافيه است.

356- گمراهى اصحاب الجنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 26 - 4

4 - باغداران يمنى ، به هنگام مشاهده باغ ويران شده خويش ، بى درنگ به اشتباه خود پى برده و از كار محروم ساختن مستمندان پشيمان گشتند و خود را مردمى گمراه يافتند .

فلمّا رأوها قالوا إنّا لضالّون

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه مقصود از «ضالّون» گمراهى اصطلاحى (گمراهى از راه حق و حقيقت) باشد. گفتنى است كلمه «لمّا» در اصطلاح بيانگر اقتران جواب به شرط و افاده كننده فور و بداهت است.

357- گمراهى اصحاب شمال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 92 - 3

3 - تكذيب و گمراهى ، دو ويژگى اصلى اصحاب الشمال

و أمّا إن كان من المكذّبين الضالّين

برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه در توصيف اصحاب الشمال به جاى ذكر همين عنوان، وصف «المكذّبين الضالين» آمده است.

358- گمراهى اعراض از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 40 - 5

5 - روى گردانى از ياد خدا ، ضلالت و گمراهى آشكار است .

و من يعش عن ذكر الرحمـن . .. و من كان فى ضلـل مبين

از ارتباط آيه فوق با جمله «و من يعش عن ذكر الرحمان» (در آيات پيشين) مطلب بالا استفاده مى شود.

359- گمراهى اكثريت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 116 - 3،5

3 ـ اغلب مردم زمين، گمراه و تابع گمانهاى نادرست در عقايد خود هستند.

و إن تطع أكثر من فى الأرض يضلوك عن سبيل الله

5 ـ كمى رهپويان راه خدا نبايد موجب تزلزل رهپويان در برابر اكثريت مردم گمراه گردد.

و إن تطع أكثر من فى الأرض يضلوك

360- گمراهى اكثريّت انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 62 - 7،12

7- سوگند ابليس براى به دست گرفتن زمام امور و منحرف ساختن فرزندان آدم ( ع ) - جزاندكى از آنان - در صورت مهلت خداوند به وى تا روز قيامت

لئن أخّرتن إلى يوم القيـمة لأحتنكنّ ذريّته إلاّ قليلاً

12- ابليس ، على رغم سوگند و تصميم قطعى بر گمراه كردن ذريه آدم ( ع ) ، بر ناتوانى خويش از تسلط بر گروه اندكى از آنان اعتراف كرد .

لأحتنكنّ ذريّته إلاّ قليلاً

361- گمراهى امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 36 - 6

6- برخى از امت ها با اعزام انبيا به سوى آنان ، هدايت يافتند و برخى ديگر بر گمراهى خود باقى ماندند .

فمنهم من هدى الله و منهم من حقّت عليه الضلـلة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 85 - 8

8 - امداد هاى الهى براى امت ها در برهه هاى خاص ، به معناى معاف شدن آنان از آزمون ها و فتنه ها در مراحل بعد نيست .

قد أنجينـكم . .. فإنّا قد فتنّا قومك من بعدك

362- گمراهى امت هاى ظالم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 131 - 7

7 ـ مشيت الهى به شقاوت و ضلالت امتهاى ستمگر پس از اتمام حجت بر ايشان تعلق مى گيرد.

و من يرد أن يضله . .. يجعل الله الرجس ... ذلك أن لم يكن ربك مهلك القرى بظلم

مراد از هلاكت در آيه، شقاوت و ضلالتى است كه در آيات قبل از آن سخن به ميان آمده بود.

363- گمراهى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 40 - 3

3- همه انسان ها ، حتى بندگان خالص خدا ، در معرض فريب و آراسته نمودن زشتى ها توسط ابليس

لأغوينّهم أجمعين . إلاّ عبادك منهم المخلصين

جمله «إلاّ عبادك منهم المخلصين» استثنا از جمله «لأغوينّهم أجمعين» است نه جمله «لأزيننّ لهم . ..» ;يعنى، ابليس از گمراهى بندگان خالص خدا ناتوان است، ولى به سراغ همه مى رود و درصدد وسوسه همگان برمى آيد. گفتنى است آيه 200 سوره «اعراف» ـكه درباره وسوسه گرى شيطان براى پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) است ـ مؤيد همين حقيقت است (و إما ينزغنّك من الشيطان نزغ فاستعذ بالله).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 82 - 3

3 - گمراه كردن همه انسان ها ، هدف و فلسفه مهلت خواهى ابليس از خداوند بود .

قال ربّ فأنظرنى إلى يوم يبعثون . قال فإنّك من المنظرين ... قال فبعزّتك لأغوينّهم

از اين كه ابليس، پس از مهلت خواهى از خداوند و پذيرش اين خواسته از سوى او، اعلام كرد كه بر گمراه كردن مردم مصمم گشته است; مى توان به دست آورد كه هدف اصلى او از اين درخواست، همان گمراه سازى بنى آدم بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 21 - 2

2 - هدايت شدن يا گمراه گشتن مردمان ، خارج از قلمرو توانايى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل إنّى لا أملك لكم ضرًّا و لا رشدًا

«ضرّ» در مقابل «نفع» و «رشد» در مقابل «غىّ» است و در اين آيه، هر يك از آن دو واژه ـ به لحاظ معنا ـ مى تواند قرينه براى ديگرى باشد; يعنى، «ضرّ» قرينه باشد كه مقصود از «رشد»، ضلالت است و «ضرّ» قرينه بر اين باشد كه مراد از «رشد»، نفع است.

364- گمراهى اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 24 - 3

3 - مردم انطاكيه ، در گمراهى آشكارى بسر مى بردند .

إنّى إذًا لفى ضلـل مبين

365- گمراهى اهل بابل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 77 - 12

12 ـ اهل بابل به سبب پندار ربوبيت براى اجرام آسمانى و پرستش بتها، گمراه بودند.

أتتخذ أصناما . .. كوكبا ... القمر ... القوم الضالين

به گفته بسيارى از مفسران، احتجاج ابراهيم(ع) با مشركان در سرزمين بابل روى داده است.

366- گمراهى اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 24 - 3

3 ـ احساس مصونيّت از خلود در آتش دوزخ ، عامل فريب و گمراهى اهل كتاب

ثمّ يتولّى فريق . .. ذلك بانّهم قالوا لن تمسّنا النار ... و غرّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 83 - 1

1 ـ انحراف اهل كتاب از دين خدا ( ايمان به پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و يارى آن حضرت )

افغير دين اللّه يبغون

با توجه به آيات قبل كه درباره اهل كتاب بوده است; اين آيه اشاره به آنان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 98 - 3

3 ـ لزوم اعتراض ، در برابر كجروى هاى كافران و اهل كتاب

قل يا اهل الكتب لم تكفرون بايات اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 167 - 2

2 ـ اهل كتاب به دليل كفرشان به قرآن و انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بازدارى مردمان از پيوستن به اسلام ، منحرفانى سخت گمراه

إنّ الذين كفروا و صدوا عن سبيل اللّه قد ضلوا ضللا بعيداً

از مصاديق مورد نظر براى «الذين كفروا . ..» به قرينه آيات پيشين (153 به بعد) آن گروه از اهل كتاب هستند كه رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را نپذيرفتند و قرآن را وحى الهى ندانستند ; و مراد از «سبيل اللّه» به دليل آيات گذشته دين اسلام است.

367- گمراهى با علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 209 - 5

5 ـ لغزش ، پس از علم ، پذيرفتنى نيست .

و لا تتبعوا . .. فان زللتم من بعد ما جاءتكم البينات

368- گمراهى بت پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 74 - 12

12 ـ بت پرستى گمراهى آشكار است.

إنى أريك و قومك فى ضلل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 75 - 3

3 ـ ابراهيم(ع) به دليل مشاهده ملكوت آسمانها و زمين بت پرستى را گمراهى آشكارى مى ديد.

إنى أريك و قومك فى ضلل مبين. و كذلك نرى إبرهيم

جمله «و كذلك نرى» احتمالا در صدد بيان سبب و زمينه گفته هاى ابراهيم(ع) در آيه قبل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 32 - 4

4 ـ شرك ( اعتقاد به ربوبيت غير خدا ) آيينى باطل و بت پرستى ضلالت و گمراهى است .

فذلكم اللّه ربكم الحق فماذا بعد الحق إلا الضلل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 12 - 5

5 - شرك و بت پرستى ، بدترين و عميق ترين نوع گمراهى

ذلك هو الضلـل البعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 67 - 8

8 - شرك و بت پرستى ، گمراهى و انحراف از صراط مستقيم است .

فلاينـزعنّك فى الأمر و ادع إلى ربّك إنّك لعلى هدًى مستقيم

369- گمراهى بدعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 21 - 8

8 - دنيامدارى ، شرك ، بدعت در دين ، ظلم و سياه كارى است .

أم لهم شركـؤا . .. و إنّ الظـلمين لهم عذاب أليم

370- گمراهى بدنماياندين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 6

6- ترجيح دهندگان دنيا بر آخرت و سد كنندگان راه خدا و كج جلوه دهندگان آن در نهايت گمراهى هستند .

الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة و يصدّون عن سبيل الله و يبغونها عوجًا أُ

371- گمراهى بلعم باعورا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 175 - 6

6 ـ بلعم باعورا پس از دور شدن از معارف الهى به دام شيطان گرفتار و از گمراهان شد .

فأتبعه الشيطن فكان من الغاوين

«غوايه»، مصدر «غاوين» به معناى گمراه شدن است.

372- گمراهى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 211 - 1

1 ـ تخلّف و انحراف بنى اسرائيل ، على رغم ارائه آيات روشن و معجزات الهى به آنان

كم اتيناهم من اية بيّنة و من يبدل نعمة اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 2

2 ـ كفر و گمراهى بنى اسرائيل به علت نقض پيمان هاى الهى

فمن كفر بعد ذلك منكم فقد ضل . .. فبما نقضهم ميثقهم لعنهم

به مقتضاى آيه قبل (و لقد اخذ اللّه . .. فمن كفر بعد ذلك منكم فقد ضل سواء السبيل)، نقض ميثاق الهى، كفر و گمراهى است. و آيه مورد بحث، بنى اسرائيل را نقض كننده پيمان الهى معرفى مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 2

2 ـ بنى اسرائيل پس از آگاهى به گمراهى خويش ، از گوساله پرستى توبه كردند و به گناه خويش معترف شدند .

قالوا لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 4

4- قوم موسى در انواع ظلمت ها گرفتار بودند .

أن أخرج قومك من الظلمـت إلى النور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 85 - 2

2 - موسى ( ع ) در ميقات و از طريق وحى ، بر امتحان شدن بنى اسرائيل در غياب او و گمراه شدن آنان آگاهى يافت .

و عجلت إليك . .. فإنّا قد فتنّا قومك من بعدك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 86 - 7

7 - بنى اسرائيل ، بدون اين كه در تحقق وعده خداوند ( اعطاى تورات ) به آنان تأخيرى شده باشد ، به گمراهى تن در دادند .

ألم يعدكم ربّكم . .. أفطال عليكم العهد

استفهام در «أفطال» انكارى است. و «عهد» به معناى زمان است. (قاموس) و مراد زمان تحقق وعده اى است كه «ألم يعدكم» بر آن دلالت داشت، و ممكن است مراد از «عهد» زمان دورى موسى(ع) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 1

1 - انحراف و گوساله پرستى بنى اسرائيل در زمان غيبت موسى ( ع ) ، على رغم هشدار هاى هارون ( ع ) صورت گرفته بود .

و لقد قال لهم هرون من قبل

«من قبل»; يعنى، پيش از بازگشت موسى(ع) از ميقات.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 49 - 5

5 - بنى اسرائيل در عصر فرعون ، گرفتار انحراف در عقيده و عمل و نيازمند هدايت از سوى خدا

و لقد ءاتينا موسى الكتـب لعلّهم يهتدون

«هم» در «لعلّهم» كنايه از بنى اسرائيل است و ارجاع آن به فرعون و طايفه او، درست نيست; زيرا نزول تورات، بعد از هلاكت آنها بود.

373- گمراهى بى تقوايان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 202 - 2،3،6

2 ـ شياطين ، بى تقوايان را به گمراهى مى كشانند و آنان را در ضلالت فرو مى برند .

و إخونهم يمدونهم فى الغى

ضمير فاعلى در «يمدونهم» به شياطين برمى گردد و ضمير مفعولى به «اخوان»، يعنى «و اخوان الشياطين يمدهم الشياطين فى الغى». «مد» (مصدر يمدون) به معناى كشيدن است و آوردن «فى» به جاى «إلى» براى رساندن اين معناست كه شيطان بى تقوايان را به عمق گمراهى مى برد.

3 ـ شيطان پس از گمراه ساختن بى تقوايان آنان را در ر ها نمى كند و همچنان در منجلاب گمراهى نگه مى دارد .

ثم لايقصرون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير در «لايقصرون» به شيطان بازگردانده شود. «اقصار» (مصدر يقصرون) به معناى دست برداشتن است.

6 ـ پافشارى مشركان و بى تقوايان پيرو شيطان به گمراهى خويش

ثم لايقصرون

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير در «لايقصرون» به مشركان و بى تقوايان برگردانده شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 115 - 4

4 ـ اضلال ، از كيفر هاى الهى براى بى تقوايان

ما كان اللّه ليضل . .. حتى يبين لهم ما يتقون

374- گمراهى پيروان ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 42 - 8

8- پيروان ابليس ، مردمانى گمراهند .

إلاّ من اتبعك من الغاوين

«من الغاوين» حال است براى ضمير فاعلى «اتبع» و «الغاوين» از مصدر «غىّ» (عقيده فاسد) به كسانى گفته مى شود كه داراى عقيده فاسد باشند.

375- گمراهى پيروان شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 30 - 10

10 ـ پذيرندگان ولايت شياطين، بى خبر از گمراهى خويش و در پندار برخوردارى از توفيق هدايت هستند.

و يحسبون أنهم مهتدون

376- گمراهى پيروان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 7

7- شيطان در قيامت به پيروان گمراه خويش اعلام خواهد كرد كه وى هيچ سلطه اى بر آنها ندارد و صرفاً آنان به دعوت او پاسخ مثبت داده اند .

و قال الشيطـن . .. و ما كان لى عليكم من سلطـن إلاّ أن دعوتكم فاستجبتم لى

377- گمراهى جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 106 - 3

3 - اعتراف دوزخيان به استيلاى شقاوت و گمراهى ، بر سراسر زندگى دنيوى آنان

قالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا و كنّا قومًا ضالّين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 107 - 6

6 - « و فى الحديث أنّ أهل النار إذا دخلوها . . . « فقالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا و كنّا قومًا ضالّين ، ربّنا أخرجنا منها فإن عدنا فإنّا ظالمون » فيقفون أربعين سنة ـ ذلّ الهوان لايجابون . . . ، ثم يجيبهم اللّه جلّ جلاله « اخسئوا فيها و لاتكلّمون » قال : فعند ذالك ييأسون من كلّ فرج و راحة و يغلق أبواب جهنّم عليهم . . . ;

در حديث آمده است كه جهنميان آن گاه كه وارد آتش مى شوند [مى گويند:]. ..«فقالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا و كنّا قومًا ضالّين...» پس چهل سال با ذلت و خوارى توقف مى كنند، در حالى كه پاسخ داده نمى شوند... سپس خداوند ـ جلّ جلاله ـ جواب آنان را چنين مى دهد: «اخسئوا فيها و لاتكلّمون». امام(ع) فرمود: در اين هنگام است كه آنان از هر گونه گشايش و راحتى، مأيوس مى گردند و درب هاى جهنم به روى آنها بسته مى شود...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 34 - 4

4 ـ كسانى كه در قيامت به روافتان به سوى جهنم سوق داده مى شوند ، داراى شوم ترين جايگاه و بى راهه ترين مسيراند .

الذين يحشرون على وجوههم إلى جهنّم أُولـئك شرّ مكانًا و أضلّ سبيلاً

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «الذين» مبتدا و «أُولئك» خبر آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 97 - 1

1 - سوگند به خدا و اعتراف حسرت بار دوزخيان در ميان شراره هاى آتش ، به گمراهى آشكار خويش در دنيا

تاللّه إن كنّا لفى ضلـل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 28 - 5

5ـ انحراف و كفر انسان هاى دوزخى ، ناشى از سوء اختيار خود آنان است ; نه معلول عوامل جبرى .

و قد قدّمت إليكم بالوعيد

تعبير «قد قدّمت إليكم بالوعيد» بدان معنا است كه بر گمراهان، قبلاً اتمام حجت شده است و ديگر مجالى براى جدال و تخاصم نيست. لازمه اتمام حجت و مجرم بودن فرد، اين است كه او مجبور نبوده و به سوء اختيار خود، عليه حجت الهى اقدام كرده است.

378- گمراهى حق ستيزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 176 - 6

6 - حق ستيزى موجب گمراهى ، محروميت از لطف و مغفرت خدا و گرفتار شدن به آتش دوزخ مى باشد .

لايكلمهم اللّه يوم القيمة . .. ذلك بأن اللّه نزل الكتب بالحق

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره به عقوبتهاى مطرح شده در آيات قبل باشد.

379- گمراهى حق ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 126 - 2

2 ـ گمراه كردن حقگريزان با ضيق صدر و هدايت حقپويان با شرح صدر، صراط مستقيم پروردگار و سنت استوار اوست.

فمن يرد الله ان يهديه . .. هذا صرط ربك مستقيما

ظاهراً مشاراليه «هذا» مفاد آيه قبل است كه به منزله نتيجه اى بر آيات گذشته بود. بنابراين «هذا» اشاره به شرح صدر و ضيق صدر و ... است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 52 - 12

12 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) نيز ، توانِ بيرون آوردن افراد حق گريز را از گمراهى ، ندارد .

فإنّك لاتسمع الموتى و لاتسمع الصمّ الدعاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 53 - 4

4 - كافران حق ناپذير ، در گمراهى و ضلالت ، غوطهورند .

و ما أنت بهـد العمى عن ضلـلتهم

380- گمراهى در جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 164 - 12،13،15

12 ـ گمراهى آشكار مردم ، پيش از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين

13 ـ هواپرستى و رواج ضدارزش ها ، جهل و محروميّت از تعاليم دين ، از جلوه هاى گمراهى مردم ، پيش از ظهور پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين

15 ـ يادآورى وضعيّت نابهنجار ( گمراهى آشكار ) مردم پيش از بعثت ، برانگيزنده توجّه و قدردانى از نعمت بزرگ رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لقد منّ اللّه . .. و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين

جمله «ان كانوا . .. » به منزله دليل است براى بزرگى نعمتِ رسالت. يعنى روشن است كه پيش از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چه منجلابى از گمراهى و ضلالت فرو رفته بوديد و اين پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم قرآنى بود كه شما را هدايت كرد.

381- گمراهى در گرايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 37

37 ـ انحراف در رفتار و كردار آدمى ، ناشى از انحراف در گرايش هاى درونى و انگيزه هاى او

و ليبتلى اللّه ما فى صدوركم و ليمحّص ما فى قلوبكم

چون رفتار خارجى و اعمال ظاهرى (فرار از جنگ، اظهار ترديد در حقانيّت اسلام و . .. ) در اين آيات نشانه تشخيص درون سينه ها معرّفى شده، معلوم مى گردد كه رفتار و كردار آدمى نتيجه افكار اوست.

382- گمراهى دشمنان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 34 - 3

3 ـ كافران معاند با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قيامت ، داراى شوم ترين جايگاه و بى راهه ترين مسير خواهند بود .

الذين . .. أُولـئك شرّ مكانًا و أضلّ سبيلاً

383- گمراهى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 6

6- ترجيح دهندگان دنيا بر آخرت و سد كنندگان راه خدا و كج جلوه دهندگان آن در نهايت گمراهى هستند .

الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة و يصدّون عن سبيل الله و يبغونها عوجًا أُ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 22

22 - دنياطلبان ، انسان هايى فريب خورده اند .

و ما الحيوة الدنيا إلاّ متـع الغرور

384- گمراهى دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 21 - 8

8 - دنيامدارى ، شرك ، بدعت در دين ، ظلم و سياه كارى است .

أم لهم شركـؤا . .. و إنّ الظـلمين لهم عذاب أليم

385- گمراهى دين فروشان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 175 - 1

1 - دين فروشان و كتمان كنندگان احكام و معارف كتاب هاى آسمانى ، ضلالت پيشه و به دور از هدايتند .

أولئك الذين اشتروا الضللة بالهدى

386- گمراهى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 32 - 4

4 - اعتراف سردمداران شرك در عرصه قيامت به گمراهى خود

إنّا كنّا غـوين

387- گمراهى رهبران مستكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 16

16- رهبران مستكبر ، در قيامت ، به گمراهى خود اعتراف خواهند كرد .

لو هديـنا الله لهدينـكم

388- گمراهى رهبران مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 166 - 5

5 - قيامت ، روز آگاهى مشركان تابع و دنباله رو از گمراهى پيشوايان و بزرگان خويش

إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا

389- گمراهى سنگدلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 22 - 16

16 - كسانى كه قلبشان دچار قساوت بوده و دلشان سخت مى باشد ، در گمراهى شديد و آشكارى به سر مى برند .

فويل للقـسية قلوبهم من ذكر اللّه أُولـئك فى ضلـل مبين

آشكار بودن ضلالت سنگدلان، مى تواند به خاطر شديد و بسيار بودن آن باشد; به گونه اى كه اين حقيقت براى همگان محرز و انكارناپذير است.

390- گمراهى شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 16

16ـ توحيد و يكتاپرستى ، آيينى بدون كمترين انحراف و كجى ، و شرك پندارى منحرف و نادرست است .

أمر ألاّتعبدوا إلاّ إياه ذلك الدين القيم

«قيّم» به معناى مستقيم و بدون انحراف و كجى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 12 - 5

5 - شرك و بت پرستى ، بدترين و عميق ترين نوع گمراهى

ذلك هو الضلـل البعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 67 - 8

8 - شرك و بت پرستى ، گمراهى و انحراف از صراط مستقيم است .

فلاينـزعنّك فى الأمر و ادع إلى ربّك إنّك لعلى هدًى مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 64 - 8

8 - شركورزى ، ضلالت و گمراهى است .

لو أنّهم كانوا يهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 14

14 - شركورزى ، گمراهى آشكار و بى نياز به دليل

و من هو فى ضلـل مبين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه روى سخن در اين بخش از آيات، با اهل شرك مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 17 - 5

5 - شركورزى و پرستش غير خدا ، گمراهى و كورى است .

فاستحبّوا العمى على الهدى

مصداق بارز براى ضلالت و كوردلى قوم ثمود ـ به قرينه «ألاّ تعبدوا إلاّ اللّه» در آيه 14 ـ شرك و پرستش غير خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 21 - 8

8 - دنيامدارى ، شرك ، بدعت در دين ، ظلم و سياه كارى است .

أم لهم شركـؤا . .. و إنّ الظـلمين لهم عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 87 - 3

3 - توحيد ، امرى فطرى و شرك انحراف از فطرت انسانى است .

و لئن سألتهم من خلقهم ليقولنّ اللّه فأنّى يؤفكون

در صورتى كه آيه شريفه را مستقل از قبل بدانيم و ضمير «هم» به مطلق بشر بازگردد، استفاده مى شود كه توحيد در فطرى بودن انسان نهفته است.

391- گمراهى طاغوت پرستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 60 - 18،19

18 ـ طاغوت پرستان ، مسخ شدگان و گرفتاران به لعنت و غضب الهى ، گمراهترين مردمان از راه راست

من لعنه اللّه . .. و عبد الطغوت أولئك شر مكاناً و اضل عن سواء السبيل

19 ـ پيشينيان اهل كتاب ـ بر اثر گرفتارى به لعنت و غضب خدا و در آمدن به شكل ميمون و خوك و پرستش طاغوت ـ ، داراى بدترين جايگاه و منزلت در پيشگاه خداوند

من لعنه اللّه . .. أولئك شر مكاناً و اضل عن سواء السبيل

392- گمراهى ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 24 - 7

7ـ مشاهده برهان الهى ( درك حقايقى نظير ربوبيت خدا ، دريافت زشتىِ گناه ، باور به عدم رستگارى ظالمان و گنه كاران و . . . ) عامل عصمت پيامبران است .

و همّ بها لولا أن رءا برهـن ربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 27 - 7

7- خداوند ، ستمگران را به گمراهى مى كشاند .

و يضلّ الله الظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 11 - 13

13 - همه ظالمان ، در گمراهى آشكارند .

بل الظـلمون فى ضلـل مبين

«الظالمون»، جمع و داراى الف و لام است و در جاى خود گفته شده كه اين گونه جمع ها، عموميت را مى رساند.

393- گمراهى عبادت غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 17 - 5

5 ـ پرستيدن غير خدا ، گمراهى است .

ءأنتم أضللتم عبادى هـؤلاء أم هم ضلّوا السبيل

394- گمراهى علماى اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 175 - 5

5 - عالمان اهل كتاب با كتمان حقايق كتاب هاى آسمانى ، گمراه شدند و عذاب الهى را براى خويش كسب كردند .

أولئك الذين اشتروا الضللة بالهدى و العذاب بالمغفرة

395- گمراهى غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 43 - 10

10 - خدافراموشان ، گرفتار بيراهه ها و راه هاى پرپيچ و خم در زندگى معنوى و اعتقادى خويش

و من يعش عن ذكر الرحمـن . .. إنّك على صرط مستقيم

آيات پيشين، در ارتباط با اعراض كنندگان از ياد خدا بود و جمله «إنّك على صراط مستقيم» تعريضى است به آنان كه شما از راه مستقيم به دوريد.

396- گمراهى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 21 - 3

3 - فرعون ، طغيان گرى بس گمراه و بى پروا

طغى . .. و أهديك ... فتخشى ... فكذّب

تكذيب معجزه موسى(ع)، نشانه عمق محروميت فرعون از هدايت و خشيت است.

397- گمراهى فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 22 - 4

4- جامعه فرعونى ، جرم پيشه و غوطهور در گناه و انحراف

أنّ هـؤلاء قوم مجرمون

398- گمراهى فقيهان دنياطلب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 224 - 5

5 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ الشعرا يتّبعهم الغاوون » قال : . . .هم قوم تفقهوا لغير الدين فضلّوا و أضلوا ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ «الشعراء يتّبعهم الغاوون» روايت شده كه فرمود: . ..آنان گروهى هستند كه فقه را براى غير دين آموخته اند; هم خود گمراه گشته اند و هم ديگران را گمراه كرده اند».

399- گمراهى فقيهان سطحى نگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 224 - 7

7 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) [ فى قوله ] « و الشعراء يتّبعهم الغاوون » قال هم قوم تعلّموا و تفقّهوا بغير علم فضلّوا و أضلوا ;

از امام صادق(ع) [درباره قول خدا] «و الشعراء يتّبعهم الغاوون» روايت شده كه فرمود: آنان گروهى اند كه علم و فقه را [به طور سطحى] آموخته اند، بدون اين كه دانش و بصيرت لازم را داشته باشند. پس خود گمراه شده و ديگران را هم گمراه كرده اند».

400- گمراهى قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 74 - 1

1 ـ پدر ابراهيم، آزر و قوم او مردمى بت پرست و گمراه بودند.

و إذ قال إبرهيم لأبيه ءازر أتتخذ أصناما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 54 - 1

1- قوم ابراهيم و نياكان آنان ، در گمراهى آشكار قرار داشتند .

قال لقد كنتم أنتم و ءاباؤكم فى ضلـل مبين

401- گمراهى قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 13،14

13 - قوم عاد و ثمود ، قبل از گمراه شدن ، مردمى آگاه و بصير بودند .

و زيّن لهم الشيطـن أعمـلهم . .. و كانوا مستبصرين

14 - قوم عاد و ثمود ، پس از انحراف و از دست دادن بصيرت ، مرتكب اعمال زشت مى شدند . و آن را خوب مى دانستند .

و زيّن لهم الشيطـن أعمـلهم . .. و كانوا مستبصرين

402- گمراهى قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 13،14

13 - قوم عاد و ثمود ، قبل از گمراه شدن ، مردمى آگاه و بصير بودند .

و زيّن لهم الشيطـن أعمـلهم . .. و كانوا مستبصرين

14 - قوم عاد و ثمود ، پس از انحراف و از دست دادن بصيرت ، مرتكب اعمال زشت مى شدند . و آن را خوب مى دانستند .

و زيّن لهم الشيطـن أعمـلهم . .. و كانوا مستبصرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 21 - 6

6- قوم عاد ( ساكنان سرزمين احقاف ) ، گرفتار انحراف و گناه

إذ أنذر قومه بالأحقاف

انذار در جايى صورت مى گيرد كه انحرافى وجود داشته باشد; چنان كه از ادامه آيه، گرفتارى آنان به شرك استفاده مى شود. «أحقاف» سرزمينى در جنوب جزيرة العرب بوده است.

403- گمراهى قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 26 - 2

2 - نااميدى كامل نوح ( ع ) از ايمان آوردن قومش و نجات آنان از گمراهى شرك و بت پرستى

و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا

404- گمراهى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 264 - 12

12 ـ كافران ، بى بهره از هدايت الهى

و اللّه لا يهدى القوم الكافرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 98 - 3

3 ـ لزوم اعتراض ، در برابر كجروى هاى كافران و اهل كتاب

قل يا اهل الكتب لم تكفرون بايات اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 136 - 8

8 ـ كافرانِ به خدا ، ملائكه ، كتب آسمانى ، پيامبران الهى و روز قيامت ، در گمراهى ژرف

و من يكفر باللّه و ملئكته و كتبه و رسله و اليوم الأخر فقد ضل ضللا بعيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 167 - 1

1 ـ كافران بازدارنده از راه خدا ، منحرفانى سخت گمراه

إنّ الذين كفروا و صدوا عن سبيل اللّه قد ضلوا ضللا بعيداً

عطف جمله «صدوا . ..» بر جمله «كفروا» بدون تكرار «الذين» دلالت بر اين دارد كه مجموع دو صفت كفر و بازدارى از راه خدا، ضلالت بعيد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 67 - 14

14 ـ كافران همواره محروم از هدايت الهى

إنّ اللّه لايهدى القوم الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 122 - 4،11

4 ـ كافران گمراهگر، در چنان ظلماتى اسيرند كه اميدى به رهايى آنان نيست.

كمن مثله فى الظلمت ليس بخارج منها

11 ـ كافران، از آن رو كه در ظلمت و گمراهى هستند، كردار زشت خويش را زيبا مى پندارند.

كمن مثله فى الظلمت . .. كذلك زين للكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 2 - 7

7- كافرانِ به قرآن و كافرانى كه تصميم به ماندن در ظلمت ها گرفته اند ، فرجامى بس ناگوار دارند و در عذابى سخت گرفتار خواهند شد .

و ويل للكـفرين من عذاب شديد

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از كافران در اين آيه، به قرينهء آيه قبل، كسانى هستند كه كتاب خدا را نپذيرفتند و از ظلمتها خارج نشدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 5

5- كافران ، در نهايت گمراهى هستند .

للكـفرين . .. أُولـئك فى ضلـل بعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 55 - 9

9- محرومان از هدايت الهى ، مردمى گمراه و گرفتار گناه اند .

إذ جاءهم الهدى و يستغفروا ربّهم

اين كه مى فرمايد: «چرا مردمان، با آمدن هدايت، استغفار نمى كنند؟»، نشان مى دهد كه قبل از آمدن هدايت، خواه ناخواه، گرفتار انحراف و گناه بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 38 - 5

5- كسانى كه با فرزند خواندن عيسى ( ع ) براى خدا ، به تعاليم توحيدى او كفر ورزيدند ، در گمراهى آشكارى قرار دارند .

لـكن الظـلمون اليوم فى ضلـل مبين

الف و لام در «اليوم» مى تواند براى عهد حضورى باشد ; يعنى «امروز» در اين صورت، مراد از آن، ايام زندگى در دنيا است. مراد از ظالمان ـ به قرينه آيه قبل ـ كسانى هستند كه به سخن عيسى(ع) كفر ورزيده و در باره او، راه افراط و يا تفريط پيمودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 83 - 9

9- تحريك كافران از سوى شياطين و گمراهى فزون تر آنان ، نشانه اى روشن از سودمند نبودن معبود ها و ضديتشان با

پرستشگران خويش

و يكونون عليهم ضدًّا . ألم تر أنّا أرسلنا الشيـطين

استفهام در «ألم تر» براى استشهاد و تأييد محتواى آيه قبل است و دلالت بر واضح بودن شاهد دارد به گونه اى كه نديدن و توجه نكردن به آن تعجب دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 34 - 3

3 ـ كافران معاند با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قيامت ، داراى شوم ترين جايگاه و بى راهه ترين مسير خواهند بود .

الذين . .. أُولـئك شرّ مكانًا و أضلّ سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 53 - 4

4 - كافران حق ناپذير ، در گمراهى و ضلالت ، غوطهورند .

و ما أنت بهـد العمى عن ضلـلتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 20 - 17

17- كافران ، گرفتار انحراف در عقيده و عمل

تستكبرون فى الأرض . .. تفسقون

بنابراين كه مراد از «تستكبرون» حق ناپذيرى و انكار پيام وحى باشد; تعبير «تستكبرون» دلالت بر انحراف فكرى دارد. و انحراف عملى كافران از «ممّا كنتم تفسقون» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 14 - 7،8

7- انسان كافر ، گرفتار انحراف در ارزش گذارى اعمال

كمن زيّن له سوء عمله

8- بعضى از افعال ، داراى حسن و قبح ذاتى و كافران گرفتار انحراف در تشخيص آن *

زيّن له سوء عمله

در آيه شريفه ميان بينش فرد كافر و ارزش واقعى اعمال، تفكيك شده است; يعنى، در متن واقع عمل او حقيقتاً بد است; ولى كافر آن را زيبا مى بيند و اين مى نماياند كه واقعيت هر عمل، بدون داورى انسان ها، داراى ارزشى مستقل و اصيل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 9 - 7

7 - كافران تكذيب كننده دين ، در گمراهى عميق بسر مى برند .

إن أنتم إلاّ فى ضلـل كبير

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه جمله «إن أنتم. ..» از سخنان نگهبانان دوزخ باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 20 - 5

5 - كافران و مشركان ، غوطهور در غرور و فريب خوردگى

إن الكـفرون إلاّ فى غرور

405- گمراهى كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 51 - 1

1 - كافران صدراسلام ، مردمى گمراه و ره نيافته

ثمّ إنّكم أيّها الضالّون المكذّبون

خطاب در آيه شريفه، متوجه كافران صدراسلام است.

406- گمراهى كتمان كنندگان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 9 - 12

12 ـ خداوند حق پوشان و مغالطه كاران در رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را در گمراهى رها مى كند.

و للبسنا عليهم ما يلبسون

407- گمراهى كتمان كنندگان كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 175 - 1

1 - دين فروشان و كتمان كنندگان احكام و معارف كتاب هاى آسمانى ، ضلالت پيشه و به دور از هدايتند .

أولئك الذين اشتروا الضللة بالهدى

408- گمراهى كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 9

9- كفر ، ظلمت و راه خدا ، نور است .

لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور

به قرينه آيات بعد، كه درباره كافران و سدّ كنندگان راه خداست، مراد از «ظلمات»، كفر و مراد از «نور»، راه خداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 34 - 5

5 ـ راه كفر و ستيزه جويى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم قرآن ، بى راهه ترين راه ها است .

الذين كفروا . .. أُولـئك شرّ مكانًا و أضلّ سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 22 - 1

1 - كفر و بى ايمانى ، راهى است لغزنده ، پرپيچ و خم و بى مقصدى روشن

أفمن يمشى مكبًّا على وجهه أهدى

آيه شريفه، ضرب المثلى براى انسان هاى كافر و مؤمن است. عبارت «مكبّاً على وجهه» (پى در پى به رو افتاده)، اشاره به لغزنده بودن راه كفر است و به قرينه «سويّاً» فهميده مى شود كه كافر، راه درست و مقصد خود را نمى شناسد و به قرينه «صراط مستقيم»، استفاده مى شود كه راه كفر، پرپيچ و خم و ناهموار است.

409- گمراهى گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 113 - 8

8 ـ كسانى كه در صدد گمراه ساختن و به اشتباه انداختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودند ، تنها خود را به گمراهى و اشتباه افكندند .

لهمت طائفة منهم ان يضلوك و ما يضلون الا أنفسهم و ما يضرونك من شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 30 - 2،11

2 ـ هدايتيابى هدايت يافتگان و گمراهى گمراه پيشگان، به دست خدا و در اختيار اوست.

فريقا هدى و فريقا حق عليهم الضللة

كلمه «فريقا» در «فريقا حق . ..» مفعول به براى عاملى محذوف است، و جمله «حق عليهم الضلالة» دلالت مى كند بر اين كه آن عامل محذوف فعل «أضل» مى باشد.

11 ـ بى خبرى گمراهان از ضلالت خويش، نابود كننده زمينه هاى هدايت در آنان

فريقا حق عليهم الضللة إنهم اتخذوا . .. و يحسبون أنهم مهتدون

410- گمراهى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 24 - 7

7ـ مشاهده برهان الهى ( درك حقايقى نظير ربوبيت خدا ، دريافت زشتىِ گناه ، باور به عدم رستگارى ظالمان و گنه كاران و . . . ) عامل عصمت پيامبران است .

و همّ بها لولا أن رءا برهـن ربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 21 - 8

8 - مؤمنان نيك كردار ، بهره مند از رحمت و هدايت الهى در دنيا و گناه پيشگان محروم از آنند .

و هدًى و رحمة لقوم يوقنون . .. أن نجعلهم كالذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت

منظور از تفاوت مؤمنان صالح با گناه پيشگان در دنيا ـ به قرينه آيه قبل ـ ممكن است تمايزشان در بهرهورى از رحمت و هدايت الهى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 47 - 5

5 - مجرمان ، گمراهان از راه حق در دنيا و مبتلا به شعله هاى آتش در قيامت *

إنّ المجرمين فى ضلـل و سعر

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «فى ضلال»، نظر به گمراهى دنيوى و «سعر» نظر به عذاب اخروى داشته باشد.

411- گمراهى مانعان سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 6

6- ترجيح دهندگان دنيا بر آخرت و سد كنندگان راه خدا و كج جلوه دهندگان آن در نهايت گمراهى هستند .

الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة و يصدّون عن سبيل الله و يبغونها عوجًا أُ

412- گمراهى مبارزه با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 34 - 5

5 ـ راه كفر و ستيزه جويى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم قرآن ، بى راهه ترين راه ها است .

الذين كفروا . .. أُولـئك شرّ مكانًا و أضلّ سبيلاً

413- گمراهى مبارزه با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 34 - 5

5 ـ راه كفر و ستيزه جويى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم قرآن ، بى راهه ترين راه ها است .

الذين كفروا . .. أُولـئك شرّ مكانًا و أضلّ سبيلاً

414- گمراهى محرومان از بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 43 - 3

3 ـ هيچ كس حتى پيامبران بر هدايت كردن مردمى كه بصيرت دل را از دست داده اند ، توانايى ندارد .

أفأنت تهدى العمى و لو كانوا لا يبصرون

415- گمراهى مدعيان هدايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 37 - 6

6 - احساس هدايت يافتگى در اوج گمراهى ، نتيجه سلطه طولانى و همواره شياطين بر خداگريزان است .

و إنّهم ليصدّونهم . .. و يحسبون أنّهم مهتدون

از فعل مضارع «يصدّون» ـ كه دال بر استمرار است ـ و نيز ارتباط «ليصدّونهم. ..» با «يحسبون...»، مطلب بالا استفاده مى شود.

416- گمراهى مردم جزيرة العرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 9 - 12

12 - مردم جزيرة العرب ، گرفتار انواع ضلالت ها پيش از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نزول قرآن

هو الذى ينزّل . .. ليخرجكم من الظلمـت

417- گمراهى مردم دوران ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 36 - 5

5- بسيارى از مردم در عصر حضرت ابراهيم ( ع ) ، گمراه و بت پرست بودند .

و اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام . ربّ إنّهنّ أضللن كثيرًا من الناس

418- گمراهى مردم صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 12

12- مردم در عصر بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در انواع ظلمت ها بسر مى بردند .

لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور

419- گمراهى مردم صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 12

12- مردم در عصر بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در انواع ظلمت ها بسر مى بردند .

لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور

420- گمراهى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 2 - 9

9 - مردم جزيرة العرب پيش از بعثت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، در گمراهى آشكارى به سر مى بردند .

و إن كانوا من قبل لفى ضلـل مبين

«إن» در «و إن كانوا» مخفف از مثقله است; يعنى، «و إنّهم كانوا من قبل لفى ضلال مبين»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 11 - 10

10 - مردم ، پيش از بعثت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، در انواع ظلمت ها به سر مى برند .

ليخرج الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت من الظلمـت إلى النور

421- گمراهى مرفهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 106 - 4

4 - شقاوت و گمراهى ، عامل روى آوردن سران و اشراف مرفّه ، به تكذيب آيات الهى

ألم تكن ءايـتى . .. تكذّبون . قالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا و كنّا قومًا ضالّين

422- گمراهى مسخ شدگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 60 - 18،19

18 ـ طاغوت پرستان ، مسخ شدگان و گرفتاران به لعنت و غضب الهى ، گمراهترين مردمان از راه راست

من لعنه اللّه . .. و عبد الطغوت أولئك شر مكاناً و اضل عن سواء السبيل

19 ـ پيشينيان اهل كتاب ـ بر اثر گرفتارى به لعنت و غضب خدا و در آمدن به شكل ميمون و خوك و پرستش طاغوت ـ ، داراى بدترين جايگاه و منزلت در پيشگاه خداوند

من لعنه اللّه . .. أولئك شر مكاناً و اضل عن سواء السبيل

423- گمراهى مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 67 - 8

8 ـ يهود و نصارا ، منحرف از حق ، عصيانگر در برابر خدا و مشرك

و لكن كان حنيفاً مسلماً و ما كان من المشركين

بنابراينكه جمله «و لكن كان . .. »، تعريضى به يهوديان و نصارا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 15

15 ـ يهود و نصارا ، مردمى گمراه و ستمگر

إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين

از مصاديق مورد نظر براى «الظلمين» ـ به قرينه صدر آيه ـ ، يهود و نصارا هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 50 - 11

11 - رهبانيت ، بدعت پيروان عيسى و انحراف از سيره آن حضرت بود .

و ءاوينـهما إلى ربوة ذات قرار و معين

اين كه مكان زندگى عيسى و مادرش، همراه با امكانات و وسايل آسايش و در سرزمين خوش آب و هوا بود، مى تواند اشاره به اين مطلب باشد كه زندگى رهبانى پيروان آن حضرت، انحراف از سيره او و بدعت در دين او بود.

424- گمراهى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 116 - 10

10 ـ مشرك به خدا ، در پست ترين مراحل گمراهى و ضلالت

و من يشرك باللّه فقد ضل ضللا بعيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 17

17 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بينا و راه يافته، و مشركان، كور و گمراه هستند. *

فمن ءامن . .. والذين كذبوا ... قل هل يستوى الأعمى و البصير

ظاهراً مراد از «البصير»، پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مراد از «الأعمى»، مشركان هستند. و چون موضوع آيه، ايمان به پيامبر است، گويا آيه در صدد بيان فلسفه لزوم ايمان به آن حضرت است. يعنى از آنجا كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) بصير است، ديگران بايد از او تبعيت كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 137 - 13

13 ـ گمراه شدن مشركان و به هلاكت افكندن آنان از سوى شريكان موهوم خداوند (جنيان و بتها) در قلمرو مشيّت الهى است.

و لو شاء الله ما فعلوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 202 - 6

6 ـ پافشارى مشركان و بى تقوايان پيرو شيطان به گمراهى خويش

ثم لايقصرون

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير در «لايقصرون» به مشركان و بى تقوايان برگردانده شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 38 - 5

5- كسانى كه با فرزند خواندن عيسى ( ع ) براى خدا ، به تعاليم توحيدى او كفر ورزيدند ، در گمراهى آشكارى قرار دارند .

لـكن الظـلمون اليوم فى ضلـل مبين

الف و لام در «اليوم» مى تواند براى عهد حضورى باشد ; يعنى «امروز» در اين صورت، مراد از آن، ايام زندگى در دنيا است. مراد از ظالمان ـ به قرينه آيه قبل ـ كسانى هستند كه به سخن عيسى(ع) كفر ورزيده و در باره او، راه افراط و يا تفريط پيمودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 54 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور وانهادن شرك پيشگان متعصب در غرقاب جهل و گمراهى شان

فذرهم فى غمرتهم حتّى حين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 11

11 ـ مشركان ، در نهايت گمراهى و ضلالت

من أضلّ سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 9

9 - در ديدگاه مشركان ، گمراهى توأم با امنيت و آسايش ، برتر از هدايت همراه با ناامنى و اضطراب است .

و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 15

15 - شرك پيشگان ، غرق در گمراهى اند .

و من هو فى ضلـل

تعبير «فى ضلال» با به كارگيرى «فى»، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 29 - 7،15

7 - مشركان ، مردمانى هواپرست ، گمراه و محروم از هدايت خداوند

بل اتّبع الذين ظلموا أهواءهم . .. فمن يهدى من أضلّ اللّه

15 - هيچ كس ، نمى تواند مشركان هواپرست را از اضلال الهى نجات بدهد .

فمن يهدى من أضلّ اللّه و ما لهم من نـصرين

مراد از «ناصرين» به قرينه سياق و فراز قبلى، مى تواند «نجات دهنده» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 11 - 8

8 - مشركان ، به دليل عبادت معبودانى عاجز از هرگونه آفرينندگى ، در گمراهى آشكارند .

ماذا خلق الذين من دونه بل الظـلمون فى ضلـل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 67 - 1

1 - مشركان ، خدا را آن گونه كه شايسته او است ، نشناخته و ارج ننهادند .

و ما قدروا اللّه حقّ قدره

بيشتر مفسران و اهل ادب جمله «و ما قدروا اللّه. ..» را به معناى «ما عرفوا اللّه» و «ما عظموا اللّه» معنا كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 92 - 5

5 - « محمدبن سالم عن أبى جعفر ( ع ) إنّ اللّه تبارك و تعالى يقول . . . « و أمّا إن كان من المكذّبين الضالّين . . . » فهـؤلاء مشركون . . . ;

محمدبن سالم از امام باقر(ع) روايت كرده است: . ..خداى تبارك و تعالى مى فرمايد: ...«و أمّا إن كان من المكذّبين الضالّين»... و آنان مشركان مى باشند...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 20 - 5

5 - كافران و مشركان ، غوطهور در غرور و فريب خوردگى

إن الكـفرون إلاّ فى غرور

425- گمراهى مشركان دوران جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 140 - 10،11

10 ـ مشركان عصر جاهلى مردمى گمراه و به دور از هدايت بودند.

قد ضلوا و ما كانوا مهتدين

11 ـ مشركان عصر جاهلى در گذشته نيز از آبشخور هدايت بهره مند نبودند.

قد ضلوا و ما كانوا مهتدين

426- گمراهى مشمولان لعن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 60 - 18

18 ـ طاغوت پرستان ، مسخ شدگان و گرفتاران به لعنت و غضب الهى ، گمراهترين مردمان از راه راست

من لعنه اللّه . .. و عبد الطغوت أولئك شر مكاناً و اضل عن سواء السبيل

427- گمراهى معرضان از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 37 - 5

5 - خداگريزان ، بر اثر نادانى و گمراهى ، خود را هدايت يافته و راه جسته مى پندارند .

و يحسبون أنّهم مهتدون

428- گمراهى معرضان از دعوت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 32 - 6

6- روى گردانان از مبلغان الهى و دعوت حق ، گرفتار گمراهى آشكار

و من لايجب داعى اللّه . .. أُولـئك فى ضلـل مبين

429- گمراهى معرضان ازقرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 100 - 3

3 - اعراض كنندگان از قرآن و تذكار هاى آن ، در دنيا گرفتار انحراف و گناه مى شوند .

ءاتينـك من لدنّا ذكرًا . من أعرض عنه فإنّه يحمل ... وزرًا

جمله «فإنّه يحمل. ..» ممكن است حاكى از گرفتارى اعراض كنندگان از قرآن به گناهانى ديگر باشد; يعنى، آنان بر اثر اين روى گردانى، در دنيا به دام گناه گرفتار مى شوند و در قيامت زيربار آن بوده و آن را حمل خواهند كرد.

430- گمراهى مغالطه گران در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 91 - 29

29 ـ لجاجت پيشگان مغلطه افكن در دين را بايد به حال گمراهى خود رها نمود.

إذ قالوا ما أنزل الله . .. قل الله ثم ذرهم فى خوضهم يلعبون

431- گمراهى مغضوبان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 60 - 18

18 ـ طاغوت پرستان ، مسخ شدگان و گرفتاران به لعنت و غضب الهى ، گمراهترين مردمان از راه راست

من لعنه اللّه . .. و عبد الطغوت أولئك شر مكاناً و اضل عن سواء السبيل

432- گمراهى مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 92 - 4

4 - تكذيب گران ، عناصرى گرفتار ضلالت و گمراهى

و أمّا إن كان من المكذّبين الضالّين

433- گمراهى مكذبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 8 - 9

9 - كسانى كه به عالم آخرت ايمان نمى آورند ، در گمراهى ژرف اند .

الذين لايؤمنون بالأخرة فى العذاب و الضلـل البعيد

434- گمراهى مكذبان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 9 - 7

7 - كافران تكذيب كننده دين ، در گمراهى عميق بسر مى برند .

إن أنتم إلاّ فى ضلـل كبير

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه جمله «إن أنتم. ..» از سخنان نگهبانان دوزخ باشد.

435- گمراهى مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 186 - 7

7 ـ كفرپيشگان منكر قرآن ، مردمى متحير و سرگردان در وادى گمراهى و طغيانگرى

و يذرهم فى طغينهم يعمهون

در برداشت فوق «فى طغيانهم» متعلق به «يعمهون» گرفته شده است، «عَمَهْ» (مصدر «يعمهون») به معناى تحير و سرگردانى است.

436- گمراهى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 8

8 - ناسپاسى در برابر لطف و رحمت الهى و سوء استفاده از آن ، نمودى از انحراف و گمراهى منكران قيامت

و إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و لو رحمنـهم ... فى طغيـنهم يعمهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 18 - 12

12 - پى بردن به حقانيت رستاخيز ، داراى راه علمى است و منكران آن گرفتار گمراهى اند .

و يعلمون أنّها الحقّ ألا إنّ الذين يمارون فى الساعة لفى ضلـل بعيد

437- گمراهى مكذّبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 16

16 ـ مؤمنان به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بينا و راه يافته و تكذيب كنندگان او كور و گمراه هستند.

فمن ءامن . .. والذين كذبوا ... قل هل يستوى الأعمى و البصير

چون موضوع آيات اثبات رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مى توان گفت مراد از «البصير» مؤمنان به آن حضرت و مراد از «الأعمى» تكذيب كنندگان آن حضرت هستند.

438- گمراهى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 51 - 4

4 - تكذيب گران معاد ، عناصرى گمراه

ثمّ إنّكم أيّها الضالّون المكذّبون

439- گمراهى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 15 - 3

3 - منافقان ، مردمانى متحير و سرگردان در وادى گمراهى و طغيانگرى

يمدّهم فى طغينهم يعمهون

«عَمَه» (مصدر «يعمهون») به معناى تحير و سرگردانى است. «يعمهون» حال براى «هم» در «يمدّهم» مى باشد. «فى طغيانهم» علاوه بر تعلقش به «يمدّهم» متعلق به «يعمهون» نيز مى تواند باشد. بنابراين جمله چنين معنا مى شود: خداوند بر طغيانگرى منافقان، در حالى كه در گمراهى و طغيان سرگردانند مى افزايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 16 - 1،3

1 - منافقان ، خريداران گمراهى در برابر از دست دادن هدايت هستند .

أولئك الذين اشتروا الضللة بالهدى

3 - تجارت منافقان ( خريد ضلالت در قبال هدايت ) ، تجارتى فاقد هرگونه سود و منفعت

فما ربحت تجرتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 17 - 9،10

9 ـ هيچ اميدى به راهيابى و هدايت منافقان پس از سلب شدن نور ايمان از آنان ، وجود ندارد .

و تركهم فى ظلمت لايبصرون

جمله «تركهم فى ظلمات» بيان مى كند كه: ظلمتها منافقان را احاطه كرده و در نتيجه راه به جايى نمى برند و جمله «لايبصرون» (آنها نمى بينند)، حاكى از آن است كه ابزار ديدن و هدايت شدن در آنان نابود شده است; يعنى علاوه بر اينكه موانع هدايت براى آنان ايجاد شده مقتضى هدايت نيز از آنان سلب گشته است.

10 ـ ر ها كردن منافقان در ظلمت و گمراهى پس از روشنايى گذرا ، استهزاى خداوند نسبت به آنهاست .

اللّه يستهزئ بهم . .. فلمّا أضاءت ما حوله ذهب اللّه بنورهم

جمله «فلمّا أضاءت ما حوله . ..» مى تواند توضيحى در قالب مثل براى «اللّه يستهزئ بهم و يمدّهم ...» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 18 - 1،5

1 - منافق ر ها شده در ظلمت و گمراهى بسان شخص كر و لال و نابيناست .

تركهم فى ظلمت لايبصرون. صم بكم عمى

صم، بكم و عمى به ترتيب: جمع أصم (كر)، أبكم (لال) و أعمى (كور) است. كلمات ياد شده خبر براى مبتداى محذوف، يعنى ضمير «هم» است كه به توصيف شدگان در آيه قبل (منافقان رها شده در ظلمت) بر مى گردد.

5 - منافقان ر ها شده در ظلمتِ گمراهى ها ، راه نجاتى ندارند و به ايمان راستين باز نخواهند گشت .

صم بكم عمى فهم لايرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 88 - 8،12

8 ـ طرد و اضلال منافقان از سوى خدا ، دليل لزوم طرد آنان از سوى تمامى مؤمنان است .

فما لكم فى المنافقين فئتين و اللّه اركسهم بما كسبوا

جمله «و اللّه اركسهم بما كسبوا»، حاليه است ; يعنى در حالى كه خداوند آنها را وارونه و طرد كرده، چرا از آنان طرفدارى مى كنيد.

12 ـ خداوند ، گمراه كننده منافقان

فما لكم فى المنافقين . .. اتريدون ان تهدوا من اضلّ اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 143 - 8

8 ـ گمراهى منافقان و محروميتشان از هدايت و ايمان واقعى ، قانون و برنامه خداوند است .

مذبذبين بين ذلك . .. و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 16 - 3

3 - منافقان ، عناصرى منحرف از راه خدا و آيين او

فصدّوا عن سبيل اللّه

«صدّ» (مصدر «صدّوا») دو گونه استعمال مى شود: لازم و متعدى. «صدّ» در صورت اول به معناى اعراض كردن و ميل و

انحراف است. برداشت ياد شده بر پايه اين معنا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 2 - 3

3 - منافقان ، عناصرى منحرف از راه خدا و آيين او

فصدّوا عن سبيل اللّه

«صدّ» (مصدر «صدّوا») دو گونه استعمال مى شود: لازم و متعدى. «صدّ» در صورت اوّل به معناى اعراض كردن و منحرف شدن است. برداشت ياد شده بر پايه همين استعمال است: بنابراين «فصدّوا...»; يعنى، «فمالوا عن سبيل اللّه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 4 - 14

14 - منافقان ، سخت در انحراف و كج روى

أنّى يؤفكون

«أنّى يؤفكون»; يعنى، چگونه از حق، اين چنين بازگردانده مى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 5 - 7

7 - منافقان ، عناصرى منحرف و باطل گرا

و رأيتهم يصدّون

«صدّ» (مصدر «يصدّون») بر دو معنا اطلاق مى شود: الف) ميل و انحراف، ب) منع و بازداشتن. در آيه شريفه، ظاهراً معناى اول اراده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 6 - 9

9 - منافقان ، عناصرى فاسق و منحرف

إنّ اللّه لايهدى القوم الفـسقين

440- گمراهى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 101 - 1

1 ـ گمراهى و كفر ( ارتداد ) مؤمنان ، على رغم تلاوت آيات الهى بر آنان و حضور پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميانشان ، مايه شگفتى است .

و كيف تكفرون و انتم تتلى عليكم ايات اللّه و فيكم رسوله

مراد از استفهام، تعجّب است.

441- گمراهى نمرود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 258 - 8

8 ـ نمرود ، نمونه اى از منحرفان راه رشد ، محرومان از ولايت الهى ، روندگان از نور به ظلمت و جاودان در آتش

قد تبيّن الرّشد . .. اللّه ولىّ الّذين ... الم تر الى الّذى حاجّ ابرهيم

خداوند پس از بيان ايمان و كفر (ولايت «اللّه» و «طاغوت» در آيات پيشين) براى نشان دادن نمونه خارجى، داستان ابراهيم (ع) و نمرود را بيان كرده كه ابراهيم (ع) نمونه اى از ايمان و نمرود، نمونه اى از كفر است.

442- گمراهى نياكان اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 60 - 19

19 ـ پيشينيان اهل كتاب ـ بر اثر گرفتارى به لعنت و غضب خدا و در آمدن به شكل ميمون و خوك و پرستش طاغوت ـ ، داراى بدترين جايگاه و منزلت در پيشگاه خداوند

من لعنه اللّه . .. أولئك شر مكاناً و اضل عن سواء السبيل

443- گمراهى نياكان كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 71 - 1

1 - بيشتر پدران و اجداد كافران و مشركانِ صدر اسلام ، همچون خودشان در گمراهى به سر مى بردند .

و لقد ضلّ قبلهم أكثر الأوّلين

444- گمراهى نياكان مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 71 - 1

1 - بيشتر پدران و اجداد كافران و مشركانِ صدر اسلام ، همچون خودشان در گمراهى به سر مى بردند .

و لقد ضلّ قبلهم أكثر الأوّلين

445- گمراهى هدايت ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 27 - 8

8ـ آنان كه زمينه هدايت ندارند ، با ارائه معجزات نيز هدايت نمى شوند و به توحيد و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) نمى گروند .

لولا أُنزل عليه ءاية من ربه قل إن الله يضل من يشاء

خداوند در پاسخ كسانى كه هدايت يافتن خويش را منوط به آمدن معجزه كرده اند، مى فرمايد: امر هدايت و ضلالت به دست خداست. اين پاسخ در جواب ادعاى مذكور گوياى اين حقيقت است كه معجزات نمى توانند موجب هدايت كسى باشند ; بلكه مشيّت الهى است كه آن را رقم مى زند.

446- گمراهى هواپرستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 27 - 6

6 ـ هشدار خداوند به مؤمنان در مورد نفوذ آراء و انديشه هاى انحرافى هواپرستان

و يريد الّذين يتّبعون الشّهوات ان تميلوا ميلاً عظيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 50 - 4

4 - هواپرستان ، گمراه ترين مردمان

و من أضلّ ممّن اتّبع هويه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 23 - 7

7 - گمراهى هواپرستان و محروميت آنان از هدايت الهى ، به رغم برخوردارى آنان از علم و آگاهى

و أضلّه اللّه على علم

مراد از «على علم» ممكن است علم هواپرستان باشد.

447- گمراهى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 67 - 8

8 ـ يهود و نصارا ، منحرف از حق ، عصيانگر در برابر خدا و مشرك

و لكن كان حنيفاً مسلماً و ما كان من المشركين

بنابراينكه جمله «و لكن كان . .. »، تعريضى به يهوديان و نصارا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 46 - 24

24 ـ يهوديان ، جز اندكى از آنان ، هرگز به راه خير و قوام روى نخواهند آورد .

لكان خيراً لهم و اقوم و لكن لعنهم اللّه بكفرهم فلا يؤمنون الّا قليلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 15

15 ـ يهود و نصارا ، مردمى گمراه و ستمگر

إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين

از مصاديق مورد نظر براى «الظلمين» ـ به قرينه صدر آيه ـ ، يهود و نصارا هستند.

448- مبارزه با گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 10

10- ترويج دين و مبارزه با گمراهى ، از لوازم ايمان و پذيرش قرآن

يستمعون القرءان . .. فلمّا قضى ولّوا إلى قومهم منذرين

عبارت «فلمّا قضى ولّوا. .. منذرين» مى رساند كه پس از فهم پيام وحى و قبول آن، نوبت اقدام براى هدايت خلق است.

449- محمد(صلی الله علیه و آله) و گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 50 - 2،6

2 - پندار مشركان درباره گمراهى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل إن ضللت فإنّما أضلّ على نفسى

سفارش خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر اعلام موضع روشن درباره اين كه به فرض گمراهى او، ضررش عايد خود آن حضرت مى شود; احتمال دارد براى رفع توهم و يا اتهامى (نكته ياد شده) باشد.

6 - گمراه شدن پيامبر ـ بر فرض تحقق آن ـ مثل گمراهى ساير گمراهان است ; اما هدايت شدنش از ناحيه خداوند است .

إن ضللت فإنّما أضلّ على نفسى و إن اهتديت فبما يوحى إلىّ ربّى

احتمال دارد مراد از «إن ضللت. .. و إن اهتديت...» اين باشد كه همه گمراهى ها، منشأ انسانى دارند و در اين نكته پيامبر و غير پيامبر تفاوتى ندارند; اما هدايت جنبه الهى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 2 - 1،2،5،6

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبرّا از گمراهى و عقايد باطل

ما ضلّ صاحبكم و ما غوى

«ضلال» (مصدر «ضلّ») به معناى منحرف شدن از راهى است كه انسان را به مقصود مى رساند و «غىّ» (مصدر «غوى»)

بر نادانى اى اطلاق مى شود كه برخاسته از رأى فاسد و عقيده باطل باشد.

2 - شهادت خداوند بر گمراه نبودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مبرّا بودن آن حضرت از جهل و رأى فاسد

و النجم . .. ما ضلّ صاحبكم و ما غوى

5 - حضور هميشگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان مردم ، گواه روشنى براى آنان بر مبرّا بودن ساحت آن حضرت از گمراهى و فسادرأى

ما ضلّ صاحبكم و ما غوى

آوردن وصف «صاحب» (همدم، همنشين) براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و اضافه آن به «كم»، پيامدار اين معنا است كه رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) هميشه با شما بوده و اين حضور خود گواهى است بر پاكى و درستى آن حضرت در طول عمرشان.

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ستاره اى هدايتگر ، بدون كمترين انحراف و گمراهى

و النجم . .. ما ضلّ صاحبكم و ما غوى

از ارتباط مقسم به با مقسم عليه (يعنى از ارتباط «و النجم» با «ما ضلّ») استفاده مى شود كه اگر ستارگان به اراده الهى راهنماى بشر در كره خاك اند و كسى را گمراه نمى سازند پيامبر الهى نيز به اراده خدا هدايتگرى است قويم و بى كمترين خطا.

450- مراتب گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 27 - 10

10 ـ تجاوز از حدود و مقررت الهى در ازدواج و روابط جنسى ، انحرافى بزرگ

حرّمت . .. و يريد الّذين يتّبعون الشّهوات ان تميلوا ميلاً عظيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 60 - 19

19 ـ گمراهى و ضلالت ، داراى مراتب است .

ان يضلّهم ضلالا بعيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 116 - 10،11

10 ـ مشرك به خدا ، در پست ترين مراحل گمراهى و ضلالت

و من يشرك باللّه فقد ضل ضللا بعيداً

11 ـ ضلالت و گمراهى ، داراى مراتب

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء و من يشرك باللّه فقد ضل ضللا بعيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 136 - 11

11 ـ گمراهى و ضلالت ، داراى مراتب و شدت و ضعف

و من يكفر باللّه . .. فقد ضل ضللا بعيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 167 - 1،2،3،7

1 ـ كافران بازدارنده از راه خدا ، منحرفانى سخت گمراه

إنّ الذين كفروا و صدوا عن سبيل اللّه قد ضلوا ضللا بعيداً

عطف جمله «صدوا . ..» بر جمله «كفروا» بدون تكرار «الذين» دلالت بر اين دارد كه مجموع دو صفت كفر و بازدارى از راه خدا، ضلالت بعيد است.

2 ـ اهل كتاب به دليل كفرشان به قرآن و انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بازدارى مردمان از پيوستن به اسلام ، منحرفانى سخت گمراه

إنّ الذين كفروا و صدوا عن سبيل اللّه قد ضلوا ضللا بعيداً

از مصاديق مورد نظر براى «الذين كفروا . ..» به قرينه آيات پيشين (153 به بعد) آن گروه از اهل كتاب هستند كه رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را نپذيرفتند و قرآن را وحى الهى ندانستند ; و مراد از «سبيل اللّه» به دليل آيات گذشته دين اسلام است.

3 ـ انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و كفر به قرآن و بازداشتن ديگران از راه خدا ، گمراهى عميق است .

إنّ الذين كفروا و صدوا عن سبيل اللّه قد ضلوا ضللا بعيداً

متعلق «كفروا» ـ به قرينه آيات قبل ـ قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

7 ـ گمراهى ، داراى مراتب است .

قد ضلوا ضللا بعيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 36 - 6

6 ـ برخى مردم در مرحله اى از گمراهى قرار مى گيرند كه ديگر اميدى به هدايت آنان نيست.

إنما يستجيب الذين يسمعون و الموتى يبعثهم اللّه

در اين آيه گويا مردم به دو بخش تقسيم شده اند: يك دسته به دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) پاسخ مثبت مى دهند و دسته اى ديگر به تعبير آيه «الموتى» هستند. و همان گونه كه اميد به زنده شدن مرده در اين جهان واهى است، نمى توان به هدايت اين گونه افراد اميدى داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 5،6،11

5- كافران ، در نهايت گمراهى هستند .

للكـفرين . .. أُولـئك فى ضلـل بعيد

6- ترجيح دهندگان دنيا بر آخرت و سد كنندگان راه خدا و كج جلوه دهندگان آن در نهايت گمراهى هستند .

الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة و يصدّون عن سبيل الله و يبغونها عوجًا أُ

11- گمراهى داراى مراتب و درجات است .

أُولـئك فى ضلـل بعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 18 - 12

12- گمراهى داراى مراتب است .

الضلـل البعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 72 - 3

3- گمراهان و راه نايافتگان دنيا ، در آخرت در گمراهى افزون ترى فرو مى روند .

و من كان فى هـذه أعمى فهو فى الأخرة أعمى و أضلّ سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 12 - 5

5 - شرك و بت پرستى ، بدترين و عميق ترين نوع گمراهى

ذلك هو الضلـل البعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 40 - 4

4 - گمراهى ، داراى مراتب گوناگون است .

أو كظلمـت فى بحر لجّىّ يغشيه موج من فوقه موج من فوقه سحاب ظلمـت بعضها فوق بعض

جمع آمدن «ظلمات» ـ كه مقصود از آن در اين آيه ضلالت ها و گمراهى ها است ـ بيانگر تنوع و كثرت راه ضلالت و گمراهى است و جمله «ظلمات بعضها فوق بعض» (تاريكى هايى برفراز يكديگر) حكايت از مراتب و شدت و ضعف آن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 8 - 9

9 - كسانى كه به عالم آخرت ايمان نمى آورند ، در گمراهى ژرف اند .

الذين لايؤمنون بالأخرة فى العذاب و الضلـل البعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 52 - 4

4 - كفر به قرآن ، بدترين درجه ضلالت و گمراهى است .

قل أرءيتم إن كان من عند اللّه ثمّ كفرتم به من أضلّ ممّن هو فى شقاق بعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 18 - 11

11 - ضلالت و گمراهى ، داراى مراتب است .

لفى ضلـل بعيد

واژه «بعيد» مى تواند ناظر به مطلب بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 40 - 7

7 - ازدست دادن استعداد هدايت پذيرى ، آشكارترين نوع ضلالت و گمراهى است .

أفأنت تسمع الصمّ أو تهدى العمى و من كان فى ضلـل مبين

جمله «و من كان. ..» گويا به منزله عطف تفسيرى براى قسمت قبل است; يعنى، شخصى كه حق را نشنود و راه هدايت را نبيند، در گمراهى آشكار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 9 - 7

7 - كافران تكذيب كننده دين ، در گمراهى عميق بسر مى برند .

إن أنتم إلاّ فى ضلـل كبير

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه جمله «إن أنتم. ..» از سخنان نگهبانان دوزخ باشد.

451- مسؤول گمراهى كافران پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 17

17- رهبران مستكبر ، در قيامت ، در پى معرفى شدن به عنوان مسؤول گمراهى پيروان ، گمراهى خود و آنان را به خداوند نسبت خواهند داد .

فقال الضعفـؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا . .. قالوا لو هديـنا الله لهدين

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از هدايت در آيه هدايت در برابر گمراهى است و نه احتمال ديگر كه به معناى راهنمايى براى نجات از عذاب باشد.

452- مسؤول گمراهى مستكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 18

18- مستكبران ، در قيامت ، گمراهى خود را جبرى و معلول خواست خداوند معرفى مى كنند .

قالوا لو هديـنا الله لهدينـكم

«لو» حرف شرط امتناعى است و مقدم قضيه را ممتنع مى كند. بنابراين مفهوم عبارت چنين مى شود اگر خداوند ما را هدايت مى كرد و محال است كه چنين بكند.

453- مشركان و گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 42 - 6

6 ـ دست شستن از گرايش هاى شرك آلود و روى كردن به تعاليم پيامبران ( همچون يگانه پرستى ) و عقيده به قيامت ، در ديدگاه اهل شرك ، گمراهى و انحراف است .

إن كاد ليضلّنا عن ءالهتنا

454- مشيت خدا در گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 4 - 13،14

13- مشيت خداوند در هدايت و گمراهى مردم ، تخلف ناپذير است .

فيضلّ الله من يشاء و يهدى من يشاء و هو العزيز

«عزيز» به معناى غلبه كننده شكست ناپذير است و به تناسب صدر و ذيل آيه استفاده مى شود كه مشيت خداوند، قطعى است.

14- فرستادن پيامبران براى تبيين تعاليم الهى به زبان مردم و در سطح فكر آنان ، برخاسته از عزت و حكمت خداوند است .

و ما أرسلنا من رسول إلاّ بلسان قومه ليبيّن . .. و هو العزيز الحكيم

455- ملاك تشخيص گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 33 - 2

2 - تنها فرستادگان الهى ، براى مراقبت از ايمان مردم و تشخيص هدايت و ضلالت آنان ، شايسته اند .

و ما أُرسلوا عليهم حـفظين

مجهول بودن فعل «اُرسلوا»، گوياى آن است كه تنها كسانى مى توانند مراقب مردم باشند كه رسالتى برعهده آنان نهاده شده باشد. سياق كلام نشان مى دهد كه ارسال، بايد از جانب خداوند باشد.

456- ملاكهاى گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 32 - 5

5 ـ حق ، مدار هدايت و باطل ، مدار ضلالت است .

فماذا بعد الحق إلا الضلل

جمله «فما بعد الحق . ..» داراى حذف و ايجاز است و تقدير آن چنين مى باشد: «فماذا بعد الحق الذى هو الهدى إلا الباطل الذى هو الضلال».

457- ممانعت از گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 92 - 5

5 - مسؤولان جوامع دينى ، بايد در برابر انحراف عقايد مردم حساس بوده و از خود واكنش نشان دهند .

يـهـرون ما منعك

458- ممانعت از گمراهى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 92 - 2،6

2 - جلوگيرى از انحراف و گمراهى بنى اسرائيل ، از وظايف هارون در غياب موسى ( ع )

يـهـرون ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا

6 - جلوگيرى از انحراف و گمراهى بنى اسرائيل ، از وظايف هارون در غياب موسى ( ع )

يـهـرون ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا

459- ممانعت از گمراهى مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 93 - 1

1 - پيامبران و جانشينانشان ، مسؤول جلوگيرى از انحراف و گمراه شدن مردم در حد توان هستند .

ما منعك إذ رأيتهم ضلّوا . ألاّتتّبعن

مراد از تبعيت هارون از موسى(ع) ـ كه «ما منعك. .. ألاّتتّبعن» گوياى آن است ـ اين است كه هارون مى بايست در غياب موسى مانند او عمل مى كرد و با انحراف مردم برخورد شديد مى نمود و يا اين كه بايد رهنمودها و سفارش هاى موسى(ع) (اصلح و لاتتّبع سبيل المفسدين، اعراف/ 142) را، به كار مى بست برخى گفته اند: مراد اين است كه هارون مى بايست با مؤمنان باقى مانده به سوى موسى(ع) حركت مى كرد.

460- منشأ گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 26 - 15

15 - هدايت انسان ها و نيز گمراهى آنها به دست خدا و در اختيار اوست .

يضل به كثيراً و يهدى به كثيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 77 - 11

11 ـ ضلالت هاى فراوان و ريشه دار بشر ، ميراث عقايد و افكار هواپرستان تاريخ

و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا من قبل و اضلوا كثيراً

بدان احتمال كه «كثيراً» صفت مفعول مطلق محذوف باشد ; يعنى (اضلوا اضلالا كثيراً).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 6،7

6 ـ هدايت و ضلالت در گرو مشيت خداوند است.

من يشإاللّه يضللّه و من يشأ يجعله على صرط مستقيم

7 ـ تكذيب آيات الهى زمينه تعلق مشيت الهى به گمراه كردن انسان

و الذين كذبوا بأيتنا . .. من يشإاللّه يضللّه

طرح مشيت الهى پس از سخن از تكذيب آيات و آثار آن، بيانگر زمينه هاى تعلق مشيت الهى به گمراه كردن برخى از آدميان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 125 - 8

8 ـ هدايت و گمراهى انسان تحت اراده خداوند است.

فمن يرد الله أن يهديه . .. و من يرد أن يضله يجعل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 126 - 4

4 ـ هدايت و گمراهى از شؤون ربوبيت خداوند است.

و هذا صرط ربك مستقيما

ذكر نام مبارك «رب» پس از اشاره به هدايتگرى (أن يهديه) و اضلال الهى (يضله) بيانگر ارتباط اين نام و تجلى آن با گمراهى و هدايت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 8

8 ـ هدايت و ضلالت مردم ، خارج از اختيار خداوند و مشيت او نيست .

إلا أن يشاء اللّه ربنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 178 - 1

1 ـ هدايت مردم و گمراه گشتن آنان در اختيار خداوند و به دست اوست .

من يهد اللّه فهو المهتدى و من يضلل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 186 - 1،2

1 ـ هدايت و ضلالت مردم در اختيار خدا و به دست اوست .

من يضلل اللّه فلا هادى له

2 ـ كسانى را كه خداوند به ضلالت كشاند ، هيچكس و هيچ چيز قادر بر هدايت آنان نيست .

من يضلل اللّه فلا هادى له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 34 - 7

7ـ هدايت يابى انسان ها و گمراه شدن آنان ، از خواست و اراده خداوند خارج نيست .

و لاينفعكم نصحى . .. إن كان الله يريد أن يغويكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 27 - 4،5

4ـ هدايت انسان ها و گمراهى آنان ، به دست خدا و منوط به مشيّت اوست .

قل إن الله يضل من يشاء و يهدى إليه من أناب

قيدها و خصوصيات هر يك از دو فعل «يضل» و «يهدى» قرينه بر وجود آنها براى ديگرى است. بنابراين مفاد جمله فوق چنين مى شود: «إن الله يضل عنه من يشاء و يشاء اضلال من لم ينب و يهدى إليه من يشاء و يشاء هداية من أناب ; خداوند گمراه مى كند از خويشتن كسى را كه بخواهد و گمراهى كسى را مى خواهد كه به درگاه او انابه نمى كند و گرايش به او ندارد. و هدايت مى كند به خود كسى را كه بخواهد و هدايت كسى را مى خواهد كه به درگاه او انابه كند و به او گرايش داشته باشد».

5ـ انسان خود در هدايت و گمراهى خويش نقشى بسزا دارد .

إن الله يضل من يشاء و يهدى إليه من أناب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 18

18ـ هدايت و ضلالت آدميان به دست خدا و در اختيار اوست .

و من يضلل الله فما له من هاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 4 - 10،11

10- انبيا فقط عهده دار ابلاغ و تبيين تعاليم الهى براى مردمند و هدايت و گمراهى مردم به دست خداوند است .

و ما أرسلنا من رسول . .. ليبيّن لهم فيضلّ الله من يشاء و يهدى من يشاء

11- خداوند ، عزيز ( شكست ناپذير ) و حكيم ( كاردان ) است .

و هو العزيز الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 36 - 8

8- گمراه شدن گمراهان ، به دست خود آنهاست .

و منهم من حقّت عليه الضلـلة

از آن جايى كه خداوند در مقام بيان منشأ هدايت و گمراهى، تنها هدايت را به خود اسناد داده است، مى توان برداشت فوق را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 37 - 5

5- زمام امر هدايت و گمراهى ، به دست خداوند است .

إن تحرص على هدهم فإن الله لايهدى من يضلّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 93 - 4،8

4- راهيابى گروهى به هدايت و نيز گمراهى گروهى ديگر ، مبتنى بر مشيت الهى است .

يضلّ من يشاء و يهدى من يشاء

8- هدايت و گمراهى انسان ها توسط خداوند ، تابع خواست و انتخاب خود آنان است .

يضلّ من يشاء و يهدى من يشاء

برداشت فوق، بنابراين احتمال است كه فاعل «يشاء»، ضميرى باشد كه به «من» برگردد و با فاعل «يضلّ» متحد نباشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 97 - 3

3- هدايت و گمراهى انسان به دست خداوند است .

من يهد الله فهو المهتد و من يضلل فلن تجد لهم أولياء من دونه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 17 - 15

15- هدايت يافتن و گمراه شدن آدمى ، به اراده خداوند است .

من يهد اللّه فهو المهتد و من يضلل فلن تجد له وليًّا مرشدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 16 - 6

6 - هدايت يا گمراهى مردم ، در گرو اراده و خواست خداوند است .

و أنّ اللّه يهدى من يريد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 4 - 2

2 - بى اعتقادى به جهان آخرت ، منشأ انحراف ها و موجب حيرت و سرگردانى

إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة . .. فهم يعمهون

«عَمَه» (مصدر «يعمهون») به معناى تحير و سرگردانى است. عبارت «فهم يعمهون» متفرع بر مطلب قبل است; يعنى، اين

دسته از مردمان در نتيجه بى اعتقادى به جهان آخرت و مغرور شدن به اعمال خود، بى هدف و سرگردان اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 92 - 9

9 - گمراهى هر فرد ، از ناحيه خود وى و نتايج شوم آن نيز گريبانگير خود او است .

و من ضلّ فقل إنّما أنا من المنذرين

از اين كه فعل «ضلّ» به خود فرد نسبت داده شده و انذار هم مربوط به او است، مطلب ياد شده به دست مى آيد. گفتنى است كه اصولاً انذار در زمينه اى صورت مى گيرد كه نتايجى شوم در پى داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 29 - 10

10 - هدايت و گمراهى ، به دست خداوند است .

فمن يهدى من أضلّ اللّه

«مَنْ» استفهام انكارى است و هادى بودن هر كس و چيزى جز خداوند را نفى مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 50 - 5

5 - منشأ گمراهى ، خودِ گمراهان اند و منشأ هدايت ، خداوند است .

قل إن ضللت فإنّما أضلّ على نفسى و إن اهتديت فبما يوحى إلىّ ربّى

برداشت ياد شده به اين خاطر است كه عامل گمراهى به خود انسان نسبت داده شده; ولى عامل هدايت، خداوند معرفى گرديده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 10

10 - هدايت و گمراهى انسان ، به دست خدا و منوط به مشيت او است .

فإنّ اللّه يضلّ من يشاء و يهدى من يشاء

گمراهى و هدايت در اين آيه، ابتدايى نيست; بلكه از باب كيفر و پاداش است; يعنى، چون كافران با اختيار خود و از سر لجاجت، راه گمراهى را برگزيدند; خداوند هم با ازدياد گمراهى شان، آنان را كيفر مى دهد (چنان كه در مورد مؤمنان عكس آن صادق است)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 37 - 3

3 - هدايت و ضلالت به دست خدا است .

و من يضلل اللّه فما له من هاد . و من يهد اللّه فما له من مضلّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 74 - 5

5 - هدايت و گمراهى ، در دست خداوند است .

كذلك يضلّ اللّه الكـفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 29 - 9

9 - ( فى المجمع ) « و قال الذين كفروا فى النار أرنا الذين أضلاّنا من الجن و الإنس » يعنون إبليس الأبالسة و قابيل بن آدم أوّل من أبدع المعصية . روى ذلك عن على ( ع ) ;

در مجمع البيان راجع به قول خداوند كه مى فرمايد: «و قال الذين كفروا فى النار أرنا الذين . ..» آمده است كه: مقصود آنان رئيس أبليس ها و قابيل فرزند آدم است كه گناه و نافرمانى را پايه گذارى نمود و اين مطلب از على(ع) روايت شده است.».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 44 - 2

2 - هدايت و گمراهى انسان ، به دست خداوند است .

و من يضلل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 46 - 6

6 - هدايت و ضلالت انسان ، به دست خدا است .

و من يضلل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 23 - 17

17 - هدايت و ضلالت ، به دست خداوند است .

و أضلّه اللّه على علم . .. فمن يهديه من بعد اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 28 - 5

5ـ انحراف و كفر انسان هاى دوزخى ، ناشى از سوء اختيار خود آنان است ; نه معلول عوامل جبرى .

و قد قدّمت إليكم بالوعيد

تعبير «قد قدّمت إليكم بالوعيد» بدان معنا است كه بر گمراهان، قبلاً اتمام حجت شده است و ديگر مجالى براى جدال و تخاصم نيست. لازمه اتمام حجت و مجرم بودن فرد، اين است كه او مجبور نبوده و به سوء اختيار خود، عليه حجت الهى اقدام كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 3 - 5

5 - هواى نفس ، منشأ اصلى سخنان باطل و القاى مفاهيم گمراه كننده

و ما ينطق عن الهوى

از اين كه «الهوى» به خصوص نفى گشته و عوامل ديگر ياد نشده است، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 21 - 4

4 - سود و زيان و هدايت شدن و يا گمراه گشتن انسان ها ، تنها به دست خداوند است .

قل انّى لا أملك لكم ضرًّا و لا رشدًا

آيه بعد ـ كه در آن از ناتوانى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر خداوند مطرح شده است ـ قرينه است بر اين كه اعلام مالك نبودن پيامبر(صلی الله علیه و آله) نسبت به سود و زيان و هدايت شدن و گمراه گشتن انسان ها، بيانگر انحصار اين مالكيت براى خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 15،18

15 - هدايت و گمراهى انسان ، به دست خداوند و منوط به مشيّت او است .

كذلك يضلّ اللّه من يشاء و يهدى من يشاء

ضلالت و هدايت، در آيه شريفه، ابتدايى نيست; بلكه از باب كيفر و پاداش است; يعنى، چون كافران و بيماردلان با اختيار خود و از سر لجاجت، راه گمراهى را برگزيدند; خداوند نيز با ازدياد گمراهى شان، به آنان كيفر مى دهد; چنان كه در مورد مؤمنان، عكس آن صادق است.

18 - انسان ، بهوجودآورنده زمينه هاى گمراهى يا هدايت خويش از سوى خداوند

كذلك يضلّ اللّه من يشاء و يهدى من يشاء

461- منشأ گمراهى ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 16 - 7

7 ـ ابليس، گمراهى خويش را از ناحيه خداوند مى پنداشت.

فبما أغويتنى لأقعدن لهم صرطك المستقيم

462- منشأ گمراهى بيماردلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 16

16 - ازدياد شك و ترديد نسبت به حقانيت قرآن ، بر اثر يادآورى بعضى از حقايق الهى ، جلوه اى از گمراه شدن كافران و بيماردلان از سوى خداوند

كذلك يضلّ اللّه من يشاء و يهدى من يشاء

463- منشأ گمراهى ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 27 - 14

14- ثابت قدم كردن مؤمنان و افزايش گمراهى ستم پيشگان از سوى خداوند ، بسته به مشيت اوست .

يثبّت الله الذين ءامنوا . .. و يفعل الله ما يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 44 - 13

13 - اضلال خداوند ، شامل حال ظالمان و ستمكاران است .

و من يضلل اللّه . .. و ترى الظـلمين

«الظالمين» هم بر «من يضلل اللّه» منطبق شده و هم بر «الذين يظلمون الناس» در آيه قبل. از مجموع استفاده مى شود كه «إضلال» در حق ظالمان صورت مى گيرد.

464- منشأ گمراهى قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 17 - 4

4 - انتخاب گمراهى از سوى قوم ثمود ، با وجود روشن شدن راه هدايت براى آنان

و أمّا ثمود فهدينـهم فاستحبّوا العمى على الهدى

«استحباب» (مصدر «فاستحبّوا») به معناى دوست داشتن است و آن گاه كه با «على» متعدى شود به معناى انتخاب و برگزيدن خواهد بود.

465- منشأ گمراهى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 40 - 9

9 - فرو رفتن كفرپيشگان در ظلالت و سردرگمى گريز ناپذير ، برخاسته از محروميت آنان از نور هدايت الهى است .

و الذين كفروا أعمـلهم . .. كظلمـت فى بحر لجّىّ ... من فوقه سحاب ظلمـت بعضها فوق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 61 - 7

7 - منكران آيات خدا و كافران به خدا ، تحت تأثير عوامل بيرونى و منفعلانه ، از خدا و آيات او ، روى گرداندند و نه با منطق و برهان

و لئن سألتهم من خلق . .. و سخّر ... ليقولنّ اللّه فأنّى يؤفكون

مجهول آورده شدن فعل «يؤفكون» دلالت بر اين مى كند كه مشركان و منكران آيات خدا و مؤمنان به باطل، تحت تأثير القائات بيرونى، چنين روى كردى را پيدا كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 16

16 - ازدياد شك و ترديد نسبت به حقانيت قرآن ، بر اثر يادآورى بعضى از حقايق الهى ، جلوه اى از گمراه شدن كافران و بيماردلان از سوى خداوند

كذلك يضلّ اللّه من يشاء و يهدى من يشاء

466- منشأ گمراهى مردم مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 7 - 5

5 - شرك در عبادت و الوهيت ، بنياد و اساس انحراف مردم عصر بعثت

أنّما إلـهكم إلـه وحد . .. و ويل للمشركين . الذين لايؤتون الزكوة

467- منشأ گمراهى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 33 - 16

16ـ خداوند گمراه كننده مشركان است .

و من يضلل الله فما له من هاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 17 - 3

3 ـ خداوند ، به روز رستاخيز ، خواهان توضيح و پاسخ گويى معبود هاى باطل در باره نقش خود مشركان در گمراهى خويش

فيقول ءأنتم أضللتم عبادى هولاء أم هم ضلّوا السبيل

468- منشأ گمراهى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 61 - 7

7 - منكران آيات خدا و كافران به خدا ، تحت تأثير عوامل بيرونى و منفعلانه ، از خدا و آيات او ، روى گرداندند و نه با منطق و برهان

و لئن سألتهم من خلق . .. و سخّر ... ليقولنّ اللّه فأنّى يؤفكون

مجهول آورده شدن فعل «يؤفكون» دلالت بر اين مى كند كه مشركان و منكران آيات خدا و مؤمنان به باطل، تحت تأثير القائات بيرونى، چنين روى كردى را پيدا كرده اند.

469- منشأ گمراهى هواپرستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 23 - 9

9 - اضلال الهى نسبت به هواپرستان ، داراى ملاك علمى و نه بى دليل و برهان *

و أضلّه اللّه على علم

بنابراين كه منظور از «علم» در آيه شريفه علم الهى باشد; تذكر به «على علم» در حقيقت عالمانه بودن و فلسفه داشتن افعال الهى، از جمله اضلال هواپرستان را مى رساند.

470- منشأ مصونيت از گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 2 - 5

5 - لطف و عنايت خداوند ، سبب مصونيت انسان از جنون و هرگونه انديشه نادرست و دور از عقل و خرد

ما أنت بنعمة ربّك بمجنون

471- منشأ نجات از گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 57 - 2

2 - توفيق نجات از پيامد هاى هلاكت بار معاشرت با افراد فاسد و منحرف ، نعمت و لطف الهى است .

و لولا نعمة ربّى لكنت من المحضرين

472- موارد گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 48،49

48 ـ زيان رساندن به گواه و نويسنده مبادلات ، فسق و انحراف از حقّ است .

و لا يضارّ كاتب و لا شهيد و ان تفعلوا فانّه فسوق بكم

بر مبناى مجهول بودن «لا يضار»

49 ـ خيانت نويسنده و گواه مبادلات ، فسق و انحراف از حق است .

و لا يضارّ كاتب و لا شهيد و ان تفعلوا فانّه فسوق بكم

بر مبناى معلوم بودن «لا يضار»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 143 - 6

6 ـ تحير و سرگردانى ميان كفر و ايمان ، گمراهى است .

مذبذبين . .. و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 167 - 3

3 ـ انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و كفر به قرآن و بازداشتن ديگران از راه خدا ، گمراهى عميق است .

إنّ الذين كفروا و صدوا عن سبيل اللّه قد ضلوا ضللا بعيداً

متعلق «كفروا» ـ به قرينه آيات قبل ـ قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 30،31،32

30 ـ كفر ( شكستن پيمان خدا ، ترك نماز و . . . ) پس از دريافت وعده بهشت و آمرزش گناهان ، ضلالت و انحراف است .

لاكفرن عنكم سياتكم . .. فمن كفر بعد ذلك منكم فقد ضل سواء السبيل

بنابر اينكه مشاراليه «ذلك»، جمله «لاكفرن . .. و لادخلنكم» باشد.

31 ـ انكار هر يك از رسولان الهى و ترك يارى آنان ، بر پا نداشتن نماز ، نپرداختن زكات و خوددارى از انفاق ، كفر و ضلالت است .

لئن اقمتم الصلوة . .. فمن كفر

32 ـ شكستن پيمان هاى الهى ، كفر و گمراهى است .

و لقد اخذ اللّه ميثق . .. فمن كفر بعد ذلك منكم فقد ضل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 77 - 17

17 ـ غلو در دين ، ضلالت و انحراف از حد اعتدال و راه ميانه است .

لاتغلوا فى دينكم غير الحق و لاتتبعوا اهواء قوم . .. و ضلوا عن سواء السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 56 - 7

7 ـ شرك و پرستش هر معبودى جز خداوند، گمراهى است.

إنى نهيت أن أعبد الذين . .. قد ضللت إذاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 74 - 12

12 ـ بت پرستى گمراهى آشكار است.

إنى أريك و قومك فى ضلل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 77 - 11

11 ـ پندار ربوبيت براى غير خداوند، گمراهى است.

لئن لم يهدنى ربى لأكونن من القوم الضالين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 45 - 9

9 ـ تكذيب و انكار معاد ، ضلالت و گمراهى ; و ايمان و اعتراف به آن ، هدايت است .

قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه و ما كانوا مهتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 108 - 11

11 ـ پذيرش قرآن و عمل به راهنمايى هاى آن هدايت ، و ردّ و انكار آن گمراهى و ضلالت است .

قد جاءكم الحق من ربكم فمن اهتدى فإنما يهتدى لنفسه و من ضل فإنما يضل عليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 16

16- تحميل بدترين شكنجه ها ، سر بريدن پسران و زنده نگه داشتن زنان از سوى فرعونيان ، آزمايشى بزرگ از جانب خداوند براى بنى اسرائيل

يسومونكم سوء العذاب . .. و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مشاراليه «ذلكم» شكنجه هاى فرعونيان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 18 - 11

11- كفر به ربوبيت خداوند ، گمراهى است و از صراط مستقيم فاصله بسيارى دارد .

الذين كفروا بربّهم . .. ذلك هو الضلـل البعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 36 - 6

6- شرك و بت پرستى ، مظهر گمراهى و انحراف از مسير حق و حقيقت است .

و اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام . ربّ إنّهنّ أضللن كثيرًا من الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 38 - 6

6- گمان فرزندى عيسى ( ع ) براى خداوند ، پندارى ظالمانه و ضلالتى آشكار است .

ما كان للّه أن يتّخذ من ولد . .. لـكن الظـلمون اليوم فى ضلـل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 54 - 3

3- بت پرستى و شرك ، ضلالت و گمراهى آشكار است .

ما هـذه التماثيل . .. أنتم و ءاباؤكم فى ضلـل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 7

7 - پيمودن هر راهى به جز راه خدا ، گمراهى است .

ليضلّ عن سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 97 - 4

4 - « عن أميرالمؤمنين ( ع ) . . . ان من شبّه ربّنا الجليل . . . لم يعقد غيب ضميره على معرفته و لم يشاهد قلبه اليقين بأنّه لاندّ له و كأنّه لم يسمع بتبرّى التابعين من المتبوعين و هم يقولون « تاللّه إن كنّا لفى ضلال مبين . إذ نسوّيكم بربّ العالمين » فمن ساوى ربّنا بشىء فقد عدل به و العادل به كافر بما تنزّلت به محكمات آياته ;

از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده است: . .. همانا كسى كه پروردگار بزرگ ما را به [چيزى] تشبيه كند ... ضمير باطن خود را بر شناخت او معتقد نساخته و قلب او به اين كه خدا نظير ندارد به يقين نرسيده است و گويا نشنيده كه پيروى كنندگان، از پيشوايان (معبودهاى) خود تبرّى مى جويند و مى گويند: به خدا سوگند! حقاً ما در گمراهى آشكار بوديم; زيرا شما را با پروردگار عالميان برابر مى دانستيم. پس كسى كه خدا را با چيزى مساوى بداند، براى او نظير قرار داده است و كسى كه براى خدا نظير قرار دهد، به مفاد آيات محكمات خدا، كافر شده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 98 - 1

1 - غير خدا را همتاى او شمردن ، گمراهيى بس آشكار است .

إن كنّا لفى ضلـل مبين . إذ نسوّيكم بربّ العـلمين

خطاب در «نسوّيكم» متوجه معبودهاى اهل شرك است. «تسوية» (مصدر «نسوّى») به معناى برابر كردن و همتا قرار دادن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 11 - 11

11 - چشم بستن بر مظاهر يك تايى خدا در هستى ، ظلم و گمراهى آشكار است .

هـذا خلق اللّه . .. بل الظـلمون فى ضلـل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 36 - 6

6 - تمرّد از فرمان خدا و پيامرش ، گمراهى آشكارى را در پى دارد .

و من يعص اللّه و رسوله فقد ضلّ ضلـلاً مبينًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 24 - 1،2

1 - مؤمن انطاكيه به مردم اعلان كرد : شرك و پرستش غيرخدا ، گمراهى آشكارى است .

ءأتّخذ من دونه ءالهة . .. إنّى إذًا لفى ضلـل مبين

«إذاً» در آيه شريفه براى جواب و جزاى مقدر است و تقدير آن چنين مى باشد: «إن اتّخذت من دون اللّه ءالهة أكن فى ضلال مبين»; يعنى، اگر من به جز خدا معبود ديگرى برگيرم، در گمراهى آشكارى به سر خواهم برد.

2 - شرك و پرستش غيرخدا ، گمراهى آشكارى است .

إنّى إذًا لفى ضلـل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 29 - 3

3 - كفر ، ضلالت و گمراهى است .

و قال الذين كفروا . .. الذين أضلاّنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 52 - 7،8

7 - بى اعتنايى به ضرورت ها و احتياط هاى عقلى ، كج روى و لجاجت است .

قل أرءيتم إن كان من عند اللّه ثمّ كفرتم به من أضلّ

از آن جا كه بى اعتنايى به احتمال نزول قرآن از سوى خداوند، موجب گمراهى دانسته شده است; استفاده مى شود كه براى پرهيز از گمراهى به عنوان ضرر، بايد به احتمال منتهى به آن اعتنا كرد.

8 - نزول قرآن از جانب خداوند ، احتمالى شايان توجه و بى اعتنايى به آن كج روى از فطرت و منش انسانى است .

قل أرءيتم إن كان من عند اللّه ثمّ كفرتم به من أضلّ ممّن هو فى شقاق بعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 24 - 7،8

7 - پيروى از بشرى معمولى و فاقد موقعيت اجتماعى ، گمراهى و جنون در نظر قوم ثمود

إنّا إذًا لفى ضلـل و سعر

واژه «إذًا» ضلالت و جنون را مترتب بر تبعيت از «بشراً منّا واحداً» ساخته است. گفتنى است در صورتى كه «واحداً» اشاره به تنهايى و بى ياورى صالح(ع) داشته باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

8 - پذيرش ادعاى نبوت از يك انسان ، گمراهى و جنون در نظر قوم ثمود

فقالوا أبشرًا منّا وحدًا نتّبعه إنّا إذًا لفى ضلـل و سعر

در صورتى كه «أبشراً منّا واحداً» در مقام نفى شايستگى بشر براى نبوت باشد، از ارتباط «إذًا لفى. ..» با جمله قبلى مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 20

20 - داشتن روابط سرّى و دوستانه با دشمنان دين ، رفتن به بيراهه و حركتى بى فرجام است .

و من يفعله منكم فقد ضلّ سواء السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 26 - 2،3

2 - بى اعتمادى به قرآن ، با وجود مصونيت آن در مراحل نزول ، دريافت و ابلاغ و اعتماد به غير آن ، انتخاب بيراهه است .

فأين تذهبون

مفاد استفهام (كجا مى رويد؟) در آيه شريفه اين است كه جز اين راه، راه ديگرى وجود ندارد. گفتنى است كه در اين گونه پرسش ها نوعى «تعجيز» نهفته است. حرف «فاء» اين مفاد را بر اوصاف قرآن ـ كه آيات پيشين بيانگر آن بود ـ تفريع كرده است.

3 - تصور وحى نبودن قرآن و تراوش آن از مغزى مجنون و يا شيطانى مطرود و پندار بخلورزى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در بيان حقايق ، كژانديشى و گم كردن راه حقيقت است .

فأين تذهبون

ممكن است استفهام در آيه شريفه، ناظر به توهّماتى باشد كه مخالفان درباره قرآن و شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) داشتند. در اين صورت پرسش آيه اين است كه: فكر شما به كجا مى رود و چه مى پنداريد؟! قرآن غير آنچه گفته شد، نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 7 - 4

4 - بى خبرى از هدايت هاى الهى ، گمراهى است .

و وجدك ضالاًّ فهدى

ضلالت و هدايت، داراى مراتب است و عدم آگاهى پيامبر(صلی الله علیه و آله) پيش از بعثت، به معارفى كه پس از بعثت بر آن حضرت نازل شد، در آيه شريفه نوعى ضلالت قلمداد شده است كه با بعثت، به هدايت تبديل شد.

473- موانع گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 98 - 8

8 ـ توجّه به نظارت و آگاهى خداوند بر اعمال انسان ، عامل بازدارنده از كفر به آيات خداوند

و اللّه شهيد على ما تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 119 - 21

21 ـ توجه به دانايى خدا به تمامى اسرار دل ها ، زمينه ساز پرهيز آدمى از انحرافات

يا ايها الذين امنوا . .. ها انتم اولاء ... انّ اللّه عليم بذات الصدور

جمله «ان اللّه . .. » علاوه بر بيان اين حقيقت كه خداوند به نهان دلها آگاه است، به اين هدف ايراد شده كه انسانها با توجه

به اين حقيقت از انحرافات بپرهيزند; چرا كه تمام افكار و اعمالشان در محضر و ديد خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 9

9 ـ ارزيابى صحيح و عاقبت انديشى ، زمينه جلوگيرى از انحراف

و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 198 - 7

7 ـ توجّه به بهشت جاودانه ، موجب گرايش به تقوا و فريفته نشدن در برابر بهره هاى اندك دنيا

متاع قليل . .. لكن الّذين اتّقوا ربّهم لهم جنّات ... خالدين فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 3 - 11

11 ـ اكتفا به يك همسر يا بهره گيرى از كنيزان ، بهترين و نزديكترين راه براى منحرف نشدن از عدالت در مورد زنان

فواحدة او ما ملكت ايمانكم ذلك ادنى الّا تعولوا

«ذلك»، اشاره به «واحدة او ما ملكت ايمانكم» است. و «الّا تعولوا»، از ماده «عول» به معنى كجروى و ستم مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 83 - 15

15 ـ فضل و رحمت الهى ، مانع از تأثير اخبار و شايعات گمراه كننده در ميان مسلمانان

لو لا فضل اللّه عليكم و رحمته لاتبعتم الشيطان الّا قليلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 113 - 14

14 ـ دانايى به حقيقت اعمال و واقعيت گناه ، بازدانده آدمى از خطا و گناه *

و لولا فضل اللّه عليك و رحمته لهمت طائفة . .. و علمك ما لم تكن تعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 176 - 17

17 ـ خداوند ، بيانگر احكام خويش به منظور جلوگيرى از گمراهى مردم

يبين اللّه لكم ان تضلوا

در جمله «ان تضلوا» حرف «لا» مقدر است ; يعنى «لان لاتضلوا».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 16 - 9

9 ـ قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، خارج كننده انسان ها از تاريكى و گمراهى به نور و هدايت با اذن خداوند

و يخرجهم من الظلمت إلى النور باذنه

در برداشت فوق «باذنه» متعلق به «يخرجهم» گرفته شده است. بر اين مبنا ضمير در «يخرجهم» بايد به «نور» و «كتاب» برگردانده شود، نه به «اللّه»، چون معنا ندارد كه خدا با اذن خودش كارى انجام دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 18

18 - لزوم اطاعت و پيروى از اوامر و رهنمود هاى پيامبران الهى ، جهت مصون ماندن در فتنه ها

إنّما فتنتم به . .. فاتّبعونى و أطيعوا أمرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 123 - 16

16 - پيروى از هدايت الهى ، مانع گمراهى و بدبختى است .

فمن اتبع هداى فلايضلّ و لايشقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 40 - 18

18 - ياد قيامت ، مؤثر در تصحيح رفتار و بازداشتن انسان از انحراف

أفمن يلقى فى النار خير أم من يأتى ءامنًا يوم القيـمة . .. إنّه بما تعملون بصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 52 - 13

13 - پيروى از دستورات وحى و رهنمود هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هيچگاه به خسران و گمراهى انسان نخواهد انجاميد .

و إنّك لتهدى إلى صرط مستقيم

از تأكيد خداوند بر نقش هدايت گرى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، اين نكته استفاده مى شود كه تعاليم وحى هيچ گاه به خسران و گمراهى انسان منتهى نخواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 54 - 5

5 - تعقل و انديشه ، مانع از تأثير تبليغات سوء و گمراه كننده در انسان

فاستخفّ قومه فأطاعوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 27 - 4

4- توجه به عمر محدود دنيا و گرفتارى هاى لحظه مرگ ، بازدارنده انسان از گناه و انحراف

فكيف إذا توفّتهم الملـئكة

تعبير «فكيف. ..» در مقام بازداشتن منافقان و منحرفان از بى ايمانى و نفاق است بدين منظور اولاً مرگ را به رخ آنان كشيده تا بدانند زندگى دنيا ديرى نمى پايد. ثانياً كيفر و عقاب را به ياد آنان آورده تا بدانند حق ستيزى، فرجامى سخت و دشوار

دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 3 - 8

8 - توجه به نظارت خداوند بر رفتار انسان ، مانع گرايش وى به انحراف

لاتتّخذوا عدوّى و عدوّكم أولياء . .. و اللّه بما تعملون بصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 11 - 6

6 - انسان ها ، بدون تعاليم دين و آموزه هاى قرآن ، گرفتار انواع ظلمت ها و گمراهى هايند .

ليخرج الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت من الظلمـت إلى النور

تأكيد خداوند بر اين مطلب كه قرآن، رهايى بخش انسان ها از ظلمت ها و هدايت به نور است; مى رساند كه بدون تمسك به اين كتاب، امكان رهايى براى بشر نخواهد بود; زيرا اگر راه ديگرى ممكن بود خداوند آن را به بشر ارائه مى كرد.

474- موسى(ع) و گمراهى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 2

2 ـ موسى ( ع ) به هنگان بازگشت به سوى بنى اسرائيل از گمراه شدن قومش خشمگين و بسيار اندوهناك بود .

و لما رجع موسى إلى قومه غضبن أسفاً

«أسِف» به كسى گفته مى شود كه بسيار اندوهناك باشد. (برگرفته از لسان العرب).

475- نجات از گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 16 - 19

19 ـ دستيابى اهل كتاب به راه هاى سلامت و رهايى آنان از گمراهى ها و قرار گرفتن آنان در صراط مستقيم ، در گرو ايمان به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ياهل الكتب قد جاءكم رسولنا . .. يهديهم إلى صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 1 - 5،6

5- هدف از نزول قرآن ، خارج ساختن مردم از ظلمت ها و رهنمونى آنان به نور است .

كتـب أنزلنـه إليك لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور

6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار هدايت مردم به سوى نور و خارج كردن آنان از ظلمت ها ( گمراهى ها ) ، با تعاليم قرآن كريم

أنزلنـه إليك لتخرج الناس من الظلمـت إلى النور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 3،8،9

3- موسى ( ع ) ، وظيفه دار هدايت مردم خويش به سوى نور و خارج كردن آنان از ظلمت ها ، با آيات و معجزات الهى .

و لقد أرسلنا موسى بأيـتنا أن أخرج قومك من الظلمـت إلى النور

8- حضرت موسى ( ع ) ، داراى هدفى مشترك با پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) در نجات مردم از ظلمت ها و هدايت آنان به سوى نور

كتـب أنزلنـه إليك لتخرج الناس من الظلمـت . .. لقد أرسلنا موسى بأيـتنا أن أخرج قو

9- تورات ، حاوى تعاليمى براى نجات مردم از ظلمت ها و رهنمونى آنان به سوى نور بود .

و لقد أرسلنا موسى بأيـتنا أن أخرج قومك من الظلمـت إلى النور

مصداق بارز «آياتنا»، كه در آيه آمده است، همان تورات است كه كتاب آسمانى حضرت موسى(ع) بود. از اينكه خداوند رسالت موسى(ع) را در بيرون بردن مردم از ظلمتها با اعطاى تورات به او بيان مى كند برداشت مى شود كه تورات حاوى چنين تعاليمى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 52 - 12

12 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) نيز ، توانِ بيرون آوردن افراد حق گريز را از گمراهى ، ندارد .

فإنّك لاتسمع الموتى و لاتسمع الصمّ الدعاء

476- نشانه هاى گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 186 - 3

3 ـ انكار قرآن و پيام هاى آن نشانه گمراه گشتن انسان به دست خداوند است .

فبأى حديث بعده يؤمنون. من يضلل اللّه فلا هادى له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 56 - 2

2- يأس از رحمت خداوند ، نشانه گمراهى است .

و من يقنط من رحمة ربّه إلاّ الضالّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 8

8- كفرورزى به آيات الهى ، فريفتگى به جاه و مقام و دل بستن به هم فكران در برابر مؤمنان ، از نمود هاى كامل گمراهى

قل من كان فى الضلـلة

جمله «من كان فى الضلالة . ..» پاسخى است به گفته كافران كه هنگام شنيدن آيات خدا، به مؤمنان مى گفتند: «أىّ الفريقين خير ...». در اين آيه كافرانِ به آيات الهى، اهل ضلالت معرفى شده اند و در آيه بعد مؤمنان به آيات الهى، اهل

هدايت قلمداد شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 54 - 1

1 - شرك و بت پرستى در كنار كعبه ( خانه توحيد ) ، نمونه اى بارز از اقدام انسان ها براى تغيير آيين پيامبران و انحراف از طريقه آنان

فتقطّعوا أمرهم بينهم . .. فذرهم فى غمرتهم

«وَذْر» (مصدر «ذرهم») به معناى ترك كردن و وا نهادن است. ضمير «هم» ـ به قرينه مقام ـ كنايه از مردم مكّه و پيرامون آن است; كه سيره يكتاپرستى حضرت ابراهيم(ع) را تغيير دادند و به شرك ورزى روى آوردند و بر آن پافشارى كردند «غمرة» به معناى غرقاب است و در اين جا استعاره از ورطه جهل و گمراهى مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 8

8 - ناسپاسى در برابر لطف و رحمت الهى و سوء استفاده از آن ، نمودى از انحراف و گمراهى منكران قيامت

و إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و لو رحمنـهم ... فى طغيـنهم يعمهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 25،26

25 - كفر و ارتداد ، پس از ديدن حاكميت دين و دين داران و امنيت و آرامش زير سايه آن ، نشان فسق و تبه كارى و خروج از راه حق و صواب است .

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم . .. ليستخلفنّهم ... و ليمكّننّ لهم دينهم ... يعبدون

در اين كه مقصود از «كفر» در آيه شريفه چيست؟ ميان مفسران دو ديدگاه وجود دارد: 1ـ مقصود ارتداد است; يعنى، چنانچه هر كس پس از ديدن حاكميت و امنيت زير سايه دين و نيز اتمام حجت الهى، مجدداً راه كفر را بپيمايد، او حقيقتاً فاسق و تبه كار است. 2- مراد كفران نعمت است; يعنى، آن كس كه نعمت حاكميت و امنيت تحت لواى دين را مشاهده كند و در عين حال به جاى شكرگزارى، راه ناسپاسى را بپيمايد، او حقيقتاً فاسق و تبه كار است. برداشت ياد شده، بنابر ديدگاه نخست است.

26 - كفران و ناسپاسى نعمت حاكميت دين داران و امنيت در پناه دين ، نشان فسق و تبه كارى و خروج از راه حق و صواب است .

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم . .. ليستخلفنّهم ... و ليمكّننّ لهم دينهم ... يعبدون

«فسق» به معناى عصيان و ترك فرمان هاى الهى و خروج از راه حق است (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 12

12 - عجب و خودپسندى ، جلوه گمراهى

أفمن زيّن له سوء عمله فرءاه حسنًا فإنّ اللّه يضلّ من يشاء و يهدى من يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 22 - 17

17 - قساوت قلب و خدا فراموشى ، نشانه گمراهى سخت و آشكار

فويل للقـسية قلوبهم من ذكر اللّه أُولـئك فى ضلـل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 18 - 8

8 - تشكيك در برپايى قيامت ، نشانگر گمراهى عميق انسان

ألا إنّ الذين يمارون فى الساعة لفى ضلـل بعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 40 - 7

7 - ازدست دادن استعداد هدايت پذيرى ، آشكارترين نوع ضلالت و گمراهى است .

أفأنت تسمع الصمّ أو تهدى العمى و من كان فى ضلـل مبين

جمله «و من كان. ..» گويا به منزله عطف تفسيرى براى قسمت قبل است; يعنى، شخصى كه حق را نشنود و راه هدايت را نبيند، در گمراهى آشكار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 30 - 9

9 - خداگريزى و دنيامحورى ، بارزترين نمود انحراف و گمراهى

تولّى عن ذكرنا و لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا . .. هو أعلم بمن ضلّ عن سبيله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 47 - 3

3 - مبتلا ساختن خويش به عذاب هاى سخت قيامت ، نشانه گمراهى و جنون است ، نه پيروى از راه حق پيامبران

فقالوا أبشرًا . .. نتّبعه إنّا إذًا لفى ضلـل و سعر ... إنّ المجرمين فى ضلـل و سع

برداشت ياد شده در صورتى است كه «سعر» به معناى جنون و آيه «إنّ المجرمين. ..» در مقام پاسخ به سخن كافران باشد كه مدعى بودند پيروى از خط پيامبر(صلی الله علیه و آله) و پيام وحى جنون و گمراهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 20 - 6

6 - اعتقاد به وجود نيرويى توانمند و پيروز در برابر اراده و قدرت خداوند در عالم ، نشانه غرور و فريب خوردگى است .

أمّن هـذا الذى هو جند لكم ينصركم من دون الرحمـن إن الكـفرون إلاّ فى غرور

477- نشانه هاى گمراهى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 124 - 11

11 - زندگانى پر دردسر در دنيا و محشور شدن با چشمانى نابينا در قيامت ، ازجلوه هاى گمراهى و شقاوت آدمى است .

فمن اتبع هداى فلايضلّ و لايشقى . و من أعرض عن ذكرى فإنّ له معيشة ضنكًا و نحشره ي

برداشت ياد شده، لازمه تقابل بين گروه هدايت يافتگان و غافلان است كه مجموع دو آيه، بيانگر آن است.

478- نشانه هاى گمراهى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 98 - 3

3ـ حركت فرعونيان به سوى دوزخ به رهبرى و پيشاهنگى فرعون ، نمود برنامه هاى ناصواب او در دنياست .

و ما أمر فرعون برشيد. يقدم قومه يوم القيـمة فأوردهم النار

جمله «يقدم قومه . ..» بيانگر فرجام پيروى از فرعون است و به منزله تفسيرى براى «و ما أمر فرعون برشيد» مى باشد.

479- نشانه هاى گمراهى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 11

11 - خودپسندى و زيبا ديدن رفتار زشت خويش ، جلوه گمراهى كافران

أفمن زيّن له سوء عمله . .. فإنّ اللّه يضلّ من يشاء و يهدى من يشاء

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «فإنّ اللّه يضلّ. ..» در مقام تعليل براى «أفمن زيّن...» است; يعنى، از آن جايى كه آنان رفتار زشت خود را زيبا مى ديدند و به خود پسندى گرفتار آمدند; خداوند هر كسى را كه بخواهد ـ مانند اين دسته ـ گمراه خواهد ساخت.

480- نشانه هاى گمراهى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 49 - 2

2- ترديد و ناباورى مشركان به معاد ، نمونه بارزى از گمراهى آنان است .

فضلّوا . .. و قالوا أءذا كنّا ... أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا

481- نقش عوامل گمراهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 85 - 10

10 - عوامل گمراهى ، وسيله هاى آزمون مردم از سوى خداوند بوده و مقهور قدرت او هستند .

فتنّا . .. و أضلّهم السامرىّ

گمراه گرى سامرى با آن كه به شخص او استناد داده شده است; مصداق آزمون الهى قرار گرفته، حاكى از اين است كه خداوند بر كار او تسلط دارد و وى را به خواست خويش، آزاد گذاشته است.

482- نگرانى از گمراهى آزر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 86 - 2

2 - نگرانى ابراهيم ( ع ) از گمراهى ديرينه پدر خود

و اغفر لأبى إنّه كان من الضالّين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه دعاى ابراهيم(ع) در زمان حيات پدرش بوده باشد. بر اين اساس به كارگيرى «كان» در جمله «إنّه كان من الضالّين» بيانگر گمراهى ديرينه پدرش است.

483- نگرانى از گمراهى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 68 - 3

3 - موسى ( ع ) از القاى شبهه و احتمال گمراهى مردم به واسطه سِحر ساحران نگران بود .

قلنا لاتخف إنّك أنت الاعلى

جمله «إنّك أنت الاعلى» تعليل براى «لاتخف» است و دلالت مى كند كه موسى(ع) از اين نگران بود كه معجزه او با سحر ساحران مشتبه گردد و مردم به حقانيت او پى نبرند. خداوند با بيان برترى قطعى او، زمينه هراسش را از بين برد.

484- وضوح گمراهى منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 5 - 8

8 - انحراف منافقان ، آشكار براى هر بيننده اى

و رأيتهم يصدّون

خطاب در «رأيتهم» عام است و اختصاص به بيننده اى خاص ندارد.

485- هارون(ع) و گمراهى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 150 - 9،10،14

9 ـ موسى ( ع ) ، برادرش هارون را در انحراف بنى اسرائيل و گرايش آنان به گوساله پرستى مقصر شناخت .

و أخذ برأس أخيه يجره إليه

10 ـ موسى ( ع ) به خاطر مقصر شناختن هارون در انحراف بنى اسرائيل ، با گرفتن مو هاى سر او و كشيدنش به سوى خود ، در صدد مؤاخذه وى برآمد .

أخذ برأس أخيه يجره إليه

مفسران در معناى جمله «أخذ برأس أخيه» گفته اند كه موسى موهاى هارون را گرفت. گويا تفسير «راس» به موهاى سر به دليل جمله بعد (يجره إليه، او را به سوى خود مى كشيد) باشد. زيرا اگر موسى سر هارون را گرفته بود، طبعاً هارون با او فاصله اى نداشت تا او را به سوى خود بكشد.

14 ـ هارون با تحريك عواطف موسى ( ع ) در صدد تسكين غضب او و مطمئن ساختنش بر انجام وظايف و مسؤوليت هاى خويش در برابر منحرفان بنى اسرائيل برآمد .

قال ابن أم إن القوم استضعفونى و كادوا يقتلوننى

به نظر مى رسد هارون با انتخاب «اى فرزند مادرم» در خطاب به موسى، در صدد تحريك عواطف وى به سوى خود بوده است.

486- يأس از گمراهى آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 62 - 15

15- شيطان ، ناتوان و نااميد از به دام افكندن آدم ( ع ) و گمراه ساختن او

لأحتنكنّ ذريّته إلاّ قليلاً

تأكيد ابليس بر گمراه ساختن ذريه آدم(ع) و به ميان نياوردن نامى از خود او، مى تواند مشعر به مطلب فوق باشد.

گمشدگان

487- منشأ هدايت گمشدگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 22 - 6

6 - راهنمايى گمشدگان ، مقتضاى ربوبيت و پروردگارى خداوند

قال عسى ربّى أن يهدينى سواء السبيل