علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 81

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 81

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- آثار تحجر مرفهان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 66 - 1

1 - واپس گرايى رفاهمندان كافر و تأثير ناپذيرى در برابر آيات الهى ، عامل محروميت آنان از نصرت خداوند

لاتجئروا اليوم . .. قد كانت ءايـتى ... على أعقـبكم تنكصون

آيه فوق، خطاب به مرفهان گرفتار عذاب و تعليل براى ردّ استغاثه آنها است. فعل هاى «تتلى» و «تنكصون» به دليل همراه شدن با «كانت» و «كنتم»، ماضى استمرارى است. «نكوص» (مصدر «تنكصون») به معناى بازگشت به قهقرا است. بنابراين قيد «على أعقابكم» ـ كه آن نيز به معناى قهقهرا است ـ براى تأكيد معناى «تنكصون» مى باشد.

2- آثار تكبر مرفهان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 67 - 2

2 - كبرورزى مرفهان كفرپيشه ، در برابر آيات الهى ( قرآن ) و تكذيب آن ، عامل محروميت آنان از نصرت خداوند در قيامت

لاتجئروا اليوم . .. قد كانت ءايـتى تتلى عليكم ... تنكصون . مستكبرين به

3- اباحه غنيمت زنان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 50 - 10

10 - به غنيمت گرفتن زنان كافر ، در شرايطى خاص ، مباح است .

إنّا أحللنا لك . .. ما ملكت يمينك ممّا أفاء اللّه عليك

مراد از «ملك يمين» كنيزانى بوده اند كه از دشمن به اسارت درمى آمدند. اين كه خداوند آنان را براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) حلال دانسته، فرع بر جايز بودن اصل آن است.

4- احزاب كافر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 48 - 1،2،3

1 ـ احزاب كفرپيشه و مستكبر داراى علامت و نشانهايى مخصوص به خود در قيامت

و نادى اصحب الاعراف رجالا يعرفونهم بسيمهم

2 ـ اصحاب اعراف در صحنه قيامت ، احزاب كفرپيشه و مستكبر را به وسيله علامتهايشان خواهند شناخت .

يعرفونهم بسيمهم

3 ـ اصحاب اعراف در صحنه قيامت ، احزاب كفرپيشه و مستكبر را مخاطب ساخته و از فاصله اى دور با آنان سخن مى گويند .

و نادى اصحب الاعراف رجالا

5- احكام زنان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 10 - 26

26 - احكام مربوط به زنان مهاجر و زنان كافر ، احكامى الهى و لازم الاجرا است .

ذلكم حكم اللّه يحكم بينكم

مشاراليه «ذلك»، مجموع احكام مطرح شده در آيه شريفه است كه مربوط به زنان مهاجر و كافر مى باشد.

6- احكام كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 6 - 8

8 - كافران ستيزكننده با خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فاقد حق مالكيت نسبت به اموال و دارايى خويش *

و ما أفاء اللّه على رسوله منهم

واژه «أفاء» ـ كه از «فىء» به معناى رجوع گرفته شده ـ نشانگر آن است كه يهوديان محارب، حق مالكيتى نسبت به اموال و دارايى شان ندارند و در حقيقت به مالك اصلى آن، بازگردانيده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 10 - 15

15 - حق مالكيت كافران غير محارب ، محترم و رعايت عدل درباره ايشان ضرورى است .

و ءاتوهم ما أنفقوا

از شأن نزول آيه، استفاده مى شود كه حكم پرداخت مهريه و نيز احترامى كه اسلام براى مالكيت كافران قائل است، مربوط به كافران غير محارب است; چنان كه آيه شريفه مسائل پس از صلح حديبيه را بيان مى كند. بنابراين رعايت اين عدل با آنچه از مفهوم «أن تبرّوهم و تقسطوا...» ـ كه نهى از قسط درباره كافران حربى بود ـ منافات ندارد.

7- ازدواج با كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 78 - 11

11ـ جواز ازدواج زنان مؤمن با مردان كافر در شريعت حضرت لوط ( ع )

هـؤلاء بناتى هنّ أطهر لكم

جمله «فأسر بأهلك . .. إلا امرأتك» حاكى است كه دختران حضرت لوط(ع) از مؤمنان به او بوده اند.

8- اشراف كافر قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 75 - 2،6

2 ـ گروهى از اشراف و بزرگان قوم صالح رسالت وى را پذيرفتند و به وى ايمان آوردند و گروهى ديگر از آنان به وى كافر شدند .

قال الملأ الذين استكبروا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «الذين . .. » وصفى احترازى باشد. يعنى ملأ قوم ثمود در برابر رسالت صالح دو طايفه شدند: مستكبران و غير مستكبران.

6 ـ اشراف كفرپيشه قوم ثمود براى ايجاد ترديد در مؤمنان ، از باور و اطمينان آنان به رسالت صالح پرسش كردند .

قال الملأ . .. أتعلمون أن صلحاً مرسل من ربه

9- اشراف كافر مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 88 - 3،4،8،9

3 ـ اشراف كفرپيشه قوم مدين ، سردمداران مبارزه با شعيب و رسالت هاى وى

قال الملأ الذين استكبروا من قومه لنخرجنك

4 ـ كبرورزى و خودبرتربينى اشراف كفرپيشه مدين ، ريشه مبارزه آنان با شعيب و رسالت هاى او

قال الملأ الذين استكبروا من قومه لنخرجنك

8 ـ اشراف كفرپيشه مدين بازگشت به آيين ملى آن سامان را شرط رهايى شعيب و همگامانش از خطر تبعيد اعلان كردند .

لنخرجنك . .. او لتعودن فى ملتنا

9 ـ اشراف كفرپيشه مدين در تلاشى پيگير براى تحميل آيين خويش بر شعيب و مؤمنان به وى

او لتعودن فى ملتنا

جمله «او لتعودن» مى رساند كه هدف از تصميم قوم مدين بر تبعيد شعيب و همگامانش بازگرداندن آنان به آيين شرك است. بنابراين همه تهديدات به سبب تحميل اين عقيده باطل بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 90 - 1،4،5،7

1 ـ اشراف كفرپيشه مدين در تلاش براى بازداشتن مردم از ايمان به رسالت شعيب و پيروى از فرمان هاى او

و قال الملأ الذين كفروا من قومه لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون

مراد از متابعت در «اتبعتم» مى تواند پيروى از آيين و دستورات شعيب باشد. در اين صورت مخاطبان اين كلمه (اتبعتم) عموم مردم هستند. همچنين مى تواند مراد از آن پيروى از شعيب در خروج از شهر مدين باشد. در اين صورت مؤمنانِ به شعيب مخاطبانِ «اتبعتم» خواهند بود. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

4 ـ گرايش به توحيد و رعايت عدل در خريد و فروش و امور اقتصادى ، مايه خسارت در ديدگاه اشراف كفرپيشه قوم مدين

لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون

برداشت فوق با توجه به آيه 85، كه بيانگر پيامهاى شعيب است، به دست مى آيد.

5 ـ شعيب ( ع ) پس از اعلان پايداريش بر توحيد و رد پيشنهاد اشراف كفرپيشه ( بازگشت به آيين شرك ) ، خروج از ديار مدين را برگزيد .

لئن اتبعتم شعيباً

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «اتبعتم شعيباً»، پيروى از شعيب(ع) در خروج از شهر مدين باشد.

7 ـ اشراف كفرپيشه مدين با تأكيد بر خسارتبار بودن همراهى شعيب ( ع ) ، در تلاش براى بازداشتن مؤمنان از متابعت او و خارج شدن از شهر مدين

و قال الملأ . .. لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون

10- اعراض مرفهان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 72 - 2

2 - روى گردانى كافران و مرفهان از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، على رغم عدم درخواست كمترين مزد از ايشان

أم تسئلهم خرجًا

ضمير «هم» به كافران و رفاپيشگان ـ كه در آيات پيش از آنان ياد شده است ـ باز مى گردد. گفتنى است كه استفهام در جمله فوق، استفهام انكارى است; يعنى، «ما تسئلهم خرجاً». بنابراين «خرجاً» نكره در سياق نفى و مفيد عموم است. در نتيجه معنا چنين مى شود: تو با اين كه از آنان كمترين مزدى درخواست نمى كنى، از تو روى برمى گردانند.

11- اقرار جنيان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 9

9 ـ كافران جن و انس در قيامت با اعتراف به آمدن رسولان الهى، عليه خود شهادت خواهند داد.

ألم يأتكم رسل منكم . .. قالوا شهدنا على أنفسنا

12- امت هاى كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 33 - 8

8 ـ از موانع نزول عذاب استيصال بر امت هاى گنهكار و كافر ، علم خداوند به ايمان آوردن آنان در آينده است .

و ما كان اللّه معذبهم و هم يستغفرون

13- امت هاى كافر پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 95 - 1

1 ـ برخى از امت هاى گذشته حتى پس از پيدايش سختى هاى بيداركننده همچنان بر كفرپيشگى و بى تقوايى خويش اصرار ورزيدند .

لعلهم يضرعون. ثم بدلنا مكان السيئة الحسنة

14- اهتمام به ثروتمندان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 131 - 7

7 - امكان بهره گيرى از ثروت چشمگير كافران ، نبايد توجه رهبران دينى را به توانگران كافر معطوف سازد .

و لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم

نهى خداوند از توجه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به ثروت كافران، ممكن است براى بيان اين نكته باشد كه جهت بهبود زندگى مؤمنان، نبايد به سرمايه هاى كافران چشم داشت و به اين منظور نيز، مسلمان شدن آنان را آرزو كرد.

15- بدكاران كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 28 - 1

1 ـ زشتكاران بى ايمان، پيروى از شيوه پدرانشان را توجيه كننده كردار خويش مى شمردند.

للذين لا يؤمنون. و إذا فعلوا فحشة قالوا وجدنا عليها ءاباءنا

16- بردگى اسيران كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 50 - 14

14 - كافرانى كه به دست مسلمانان اسير مى شوند ، مملوك اند .

و ما ملكت يمينك ممّا أفاء اللّه عليك

17- بى پناهى اخروى مرفهان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 65 - 4

4 - قيامت ، روز بى پناهى و درماندگى كامل مرفهان كفرپيشه

لاتجئروا اليوم إنّكم منّا لاتنصرون

18- بى تقوايى يهود كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 56 - 10

10 ـ بى پروايى يهوديان كفرپيشه از پيمان شكنى هاى مكرر

و هم لايتقون

19- تحقير زنان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مسد - 111 - 4 - 7

7 - جواز تحقير زنانِ كافر و مؤذى و به كار بردن كلمات ناهنجار درباره آنان

حمّالة الحطب

20- تشبيه موضعگيرى مرفهان كافر صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 81 - 1

1 - موضع گيرى كافران رفاه زده عصر بعثت ، در برابر رهنمود هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند موضع گيرى كافران پيشين در برابر رهنمود هاى پيامبرانشان

بل قالوا مثل ما قال الأوّلون

21- تكذيبگرى جن كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 7 - 1

1 - گروهى از جن ، منكر قيامت و رستاخيزاند .

و أنّهم ظنّوا كما ظننتم أن لن يبعث اللّه أحدًا

22- توقعات بيجاى مرفهان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 71 - 6

6 - رفاه زدگان كافر ، متوقع انعطاف پذيرى دين در برابر هوس ها و منافع ناحق آنان

و أكثرهم للحقّ كـرهون . و لو اتبع الحقّ أهواءهم

23- تولّد كافر از مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 95 - 10

10 ـ عن أبى عبدالله(ع): . .. قال الله عز و جل: «يخرج الحى من الميت و مخرج الميت من الحى» فالحى المؤمن الذى تخرج طينته من طينة الكافر و الميت الذى يخرج من الحى هو الكافر الذى يخرج من طينة المؤمن ... .

از امام صادق(ع) درباره آيه «يخرج الحى . .. » روايت شده است: «حى»، مؤمنى است كه از كافر متولد شود. و «ميت» كه از «حى» بيرون مى آيد، كافرى است كه از مؤمن متولد شود ... .

24- تولد مؤمن از كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 95 - 10

10 ـ عن أبى عبدالله(ع): . .. قال الله عز و جل: «يخرج الحى من الميت و مخرج الميت من الحى» فالحى المؤمن الذى تخرج طينته من طينة الكافر و الميت الذى يخرج من الحى هو الكافر الذى يخرج من طينة المؤمن ... .

از امام صادق(ع) درباره آيه «يخرج الحى . .. » روايت شده است: «حى»، مؤمنى است كه از كافر متولد شود. و «ميت» كه از «حى» بيرون مى آيد، كافرى است كه از مؤمن متولد شود ... .

25- ثروتمندان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 36 - 4

4 ـ قيامت ، صحنه بروز كارساز نبودن ثروت دنيا براى زراندوزان بى ايمان

إنّ الذين كفروا لو أنَّ لهم ما فى الارض جميعاً و مثله معه . .. ما تقبل منهم

26- ثروتمندان كافر در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 18 - 3

3 - آتش دوزخ ، كيفر زراندوزان كافر

و جمع فأوعى

27- جامعه كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 1

1 ـ جوامع كفرپيشه همواره مهياى صرف دارايى هاى خويش براى جلوگيرى از گسترش اسلام

إن الذين كفروا ينفقون امولهم ليصدوا

انفاق مال به معناى مصرف كردن دارايى و هزينه كردن آن است و مراد از «ينفقون»، به قرينه «سينفقونها»، كه اخبار از تحقق سرمايه گذارى است، بيان حالت كافران مى باشد. يعنى كافران براى جلوگيرى از انتشار اسلام آماده سرمايه گذارى هستند و از انفاق مال دريغى ندارند.

28- جبران مهريه زنان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 11 - 8

8 - « عن يونس عن أصحابه عن أبى جعفر ( ع ) و أبى عبداللّه ( ع ) قال : قلت : . . . و قد قال اللّه عزّوجلّ فى كتابه « و إن فاتكم شىء من أزواجكم إلى الكفّار فعاقبتم . . . » ما معنى العقوبة هاهنا ؟ قال : إنّ الذى ذهبت إمرأة فعاقب على إمرأة اُخرى غيرها يعنى تزوّجها [ بعقب ] . . . فعلى الإمام أن يعطيه مهر إمرأة الذاهبة ;

از يونس از اصحابش از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) روايت شده كه گفت: به امام(ع) عرض كردم: . .. خداوند عزّوجلّ فرموده است: «و إن فاتكم شىء من أزواجكم إلى الكفّار فعاقبتم» مراد از اين عقوبت در اين جا چيست؟ امام فرمود: مردى كه همسرش از دست او رفته [و به كفّار ملحق شده ]و در پى آن همسر ديگرى اختيار كرده ... برعهده امام است كه مهر زنى را كه رفته به آن مرد بپردازد [و معناى ]«عاقبتم» يعنى پس از رفتن آن زن، همسر ديگرى گرفته باشد».

29- جبران مهريه همسر كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 11 - 2،3

2 - مخارج و مهريه اى كه مرد مؤمن براى همسر كافر خويش ، صرف كرده و اكنون به حكم اسلام از او جدا شده است ، بايد از بيت المال و غنايم جنگى ، به مرد مؤمن پرداخت شود .

و إن فاتكم شىء من أزوجكم إلى الكفّار فعاقبتم

واژه «عاقبتم»، به معناى «اصبتم منهم غنيمة» دانسته شده است.

3 - جبران مخارج مردان مؤمن ، به مقدار اموالى كه براى همسر كافر خود صرف كرده اند ; نه كمتر و نه فزون تر .

و إن فاتكم . .. فـاتوا ... مثل ما أنفقوا

30- جبران نفقه همسر كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 11 - 2

2 - مخارج و مهريه اى كه مرد مؤمن براى همسر كافر خويش ، صرف كرده و اكنون به حكم اسلام از او جدا شده است ، بايد از بيت المال و غنايم جنگى ، به مرد مؤمن پرداخت شود .

و إن فاتكم شىء من أزوجكم إلى الكفّار فعاقبتم

واژه «عاقبتم»، به معناى «اصبتم منهم غنيمة» دانسته شده است.

31- جن كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 25 - 14

14 - جنيان ، مكلف به تكاليف الهى و مستحق كيفر در صورت كفر و حق ستيزى

و حقّ عليهم القول فى أمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس

32- جنيان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 13 - 5

5 - وجود عناصرى كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

در صورتى كه آيه شريفه خطاب به جن و انس باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 32 - 6

6 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 34 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 36 - 5

5 ـ وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 38 - 1

1 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر ، در ميان جن همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 40 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 42 - 1

1 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 45 - 1

1 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 47 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 49 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 51 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 53 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 55 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 57 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 59 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 61 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 63 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 65 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 67 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 69 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيبگر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 71 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 73 - 3

3 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 75 - 4

4 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 77 - 2

2 - وجود عناصر كافر و تكذيب گر در ميان جن ، همانند آدميان

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 14 - 1

1 - دو دسته شدن جن ، پس از نزول قرآن : مسلمان هدايت يافته و كافران ظالم و منحرف از مسير حق

و أنّا لمّا سمعنا الهدى ءامنّا به . .. و أنّا منّا المسلمون و منّا القـسطون

«قَسْط» (مصدر «قاسطون»)، به معناى جور است. (مقاييس اللغة)

33- جنيان كافر در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 119 - 6

6ـ انسانهايى كه به خدا و پيامبرانش كافر شوند و نيز جنيان كفرپيشه ، به آتش دوزخ درخواهند افتاد .

لأملأنّ جهنم من الجنة والناس أجمعين

چون بحث در آيات گذشته درباره فساد و صلاح امتها بود و مصداق بارز و مورد نظر براى صلاح و فساد ـ به قرينه آيات پيشين و نيز آيه 121 ـ توحيد، شرك، ايمان و كفر است، مقصود از «الجنة» و «الناس» كافران و مشركان جنى و انسى است. بر اين اساس كلمه «أجمعين» تأكيد بر عمومى است كه از كلمه «الجنة» و «الناس» فهميده مى شود.

34- جوامع كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 24 - 9

9 - عناصر قدرتمند و مرفّه ، سردمداران انحراف و كفر در جوامع كافر و شرك پيشه

قال مترفوها . .. قالوا إنّا بما أرسلتم به كـفرون

از اين كه در جوامع شرك پيشه، تنها سخن مرفهان ذكر گرديده ـ با آن كه انديشه شرك مختص آنان نبوده است ـ مى توان استفاده كرد كه آنان، نقش اصلى را در تعيين گرايش هاى جامعه داشته اند.

35- حتميت عذاب جن كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 18 - 3

3- گروه هاى بسيارى از كافران جن و انس ، محكوم به عذاب حتمى الهى در گذشته تاريخ

حقّ عليهم القول فى أُمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس

36- حق ناپذيرى اقوام كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 70 - 21

21 ـ نزول عذاب بر امت هاى كافر پيشين ، پس از اصرار و مداومت آنان بر ظلم و حق ناپذيرى

و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

فعل «كانوا» به همراه «يظلمون» افاده استمرار مى كند.

37- حقوق كافر ذمى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 8 - 8

8 - كافران غيرحربى ، برخوردار از حقوق اجتماعى در جامعه اسلامى

لاينهيكم اللّه عن الذين لم يقـتلوكم

38- خويشاوندان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 11

11 ـ اندوهناك شدن بر هلاكت كفرپيشگان لجوج ، حتى در صورت خويش و هموطنى با آنان ، امرى نكوهيده و ناروا

فكيف ءاسى على قوم كفرين

39- خويشاوندان كافر محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 217 - 2

2 - موضع گيرى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قبال كفرورزى و عصيان خويشاوندان ، داراى پى آمد هاى دشوار و نگران كننده

و أنذر عشيرتك . .. فإن عصوك فقل إنّى برىءٌ ... و توكّل على العزيزالرحيم

دستور «توكّل على اللّه» پس از «فقل إنّى برىءٌ ممّا تعملون» بيانگر مطلب ياد شده است.

40- دشمنى اخروى دوستان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 67 - 10

10 - « عن على ( ع ) قال : فى . . . خليلين كافرين . . . أمّا الكافران فتخالاّ بمعصية اللّه و تباذلا عليها و توادّا عليها فمات أحدهما قبل صاحبه فأراه اللّه تبارك و تعالى منزله فى النار فقال يا ربّ فلان خليلى كان يأمرنى بمعصيتك و ينهانى عن طاعتك فثبّته على ما ثبّتنى عليه من المعاصى حتى تُريَه ما أرَيتنى من العذاب فيلتقيان عند اللّه يوم القيامة يقول كلّ واحد منهما لصاحبه جزاك اللّه من خليل شرّاً كنت تأمرنى بمعصية اللّه و تنهانى عن طاعة اللّه قال ثمّ قرأ ( ع ) « الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ إلاّ المتّقين » . . . ;

از امام على(ع) روايت شده كه درباره دو دوست كافر فرمود: . .. اما آن دو كافر، دوستى آنان در نافرمانى خداوند بوده و در اين نافرمانى به يكديگر كمك كرده و دوستى نموده بودند يكى از آنان قبل از دوست ديگرى مرده و جايگاهش را در آتش به او نشان مى دهند; پس مى گويد: پروردگارا! فلانى دوست من بود و مرا به نافرمانى تو دستور مى داد و از طاعت تو نهى مى كرد. پس او را بر همان چيزى ثابت قدم بدار كه مرا بر آن نگه داشت تا به او نشان دهى عذابى راكه به من نشان دادى، پس در روز قيامت همديگر را ملاقات مى كنند و هر يك از آنان به دوست خود مى گويد: خداوند تو را به عنوان «دوست»، جزاى شرّ بدهد! مرا به نافرمانى خدا دستور مى دادى و از اطاعت خدا نهى مى كردى. راوى گويد: حضرت على(ع) سپس آيه «الأخلاّء يومئذ بعضهم لبعض عدوّ إلاّ المتّقين» را تلاوت فرمود...».

41- دوستى با برادر كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 23 - 3

3 ـ ايجاد پيوند موالات و دوستى با خويشاوندان كافر ـ هر چند پدر يا برادر باشند ـ حرام است .

يأيها الذين ءامنوا لا تتخذوا ءاباءكم و إخونكم أولياء إن استحبوا الكفر على الإيمن

42- دوستى با پدر كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 23 - 3

3 ـ ايجاد پيوند موالات و دوستى با خويشاوندان كافر ـ هر چند پدر يا برادر باشند ـ حرام است .

يأيها الذين ءامنوا لا تتخذوا ءاباءكم و إخونكم أولياء إن استحبوا الكفر على الإيمن

43- دوستى با خويشاوندان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 23 - 3

3 ـ ايجاد پيوند موالات و دوستى با خويشاوندان كافر ـ هر چند پدر يا برادر باشند ـ حرام است .

يأيها الذين ءامنوا لا تتخذوا ءاباءكم و إخونكم أولياء إن استحبوا الكفر على الإيمن

44- رابطه با خويشاوندان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 24 - 7

7 ـ نگرانى برخى از مسلمانان صدر اسلام ، از قطع روابط خويشاوندى ، كسادى تجارت و از دست دادن خانه هاى دلپسندشان بر اثر ممنوع شدن از برقرارى روابط با كافران

يأيها الذين ءامنوا لا تتخذوا . .. قل إن كان ءاباؤكم و أبناؤكم

45- رد استغاثه مرفهان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 65 - 1

1 - پاسخ منفى خداوند به فرياد استغاثه مرفهان كفرپيشه ، در روز كيفر

لاتجئروا اليوم إنّكم منّا لاتنصرون

عبارت «لاتجئروا اليوم» در محل نصب و مقول قول محذوف است; يعنى: «قلنا لهم لاتجئروا اليوم . ..; به آنها خواهيم گفت: امروز زارى نكنيد، قطعاً از جانب ما يارى نخواهيد شد».

46- روش برخورد با زنان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مسد - 111 - 4 - 7

7 - جواز تحقير زنانِ كافر و مؤذى و به كار بردن كلمات ناهنجار درباره آنان

حمّالة الحطب

47- سرزنش جنيان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 13 - 3

3 - سرزنش تكذيب گران و كافران جن و انس ، از سوى خداوند به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

استفهام در«فبأىّ» توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 16 - 5

5 - سرزنش تكذيب گران و كافران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر نينديشيدن آنان در اهميت آفرينش خود از خاك و آتش

خلق الإنسـن من صلصـل . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 18 - 3

3 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى ، متجلى در طلوع و غروب خورشيد

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ظاهراً به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 21 - 4

4 - سرزنش تكذيب گران و كافران جن و انس از سوى خدا ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

استفهام در «فبأىّ ءالآء» توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 23 - 4

4 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خدا ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت فراگير الهى

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

استفهام در«فبأىّ ءالآء» توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 25 - 5

5 - سرزنش تكذيب گران و كافران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و«تكذّبان»، ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 28 - 5

5 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 30 - 1

1 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر ناديده گرفتن قدرت و لطف الهى در تأمين نياز هاى خلق

يسـله . .. كلّ يوم هو فى شأن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

خداوند در آيه قبل، فقر ذاتى و نيازمندى موجودات و فياضيت و نياز برآورى خويش را به آدميان يادآور شده و در اين آيه غافلان و كافران را مورد سرزنش قرار داده كه چرا اين حقيقت را در هستى ناديده مى گيرند. تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ظاهراً به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 32 - 1

1 - سرزنش شدن تكذيب گران و كافران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر بى توجهى آنان به موضوع حسابرسى اعمال خلق در قيامت و كيفر و پاداش الهى در آن

سنفرغ لكم أيّه الثقلان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

استفهام در «فبأىّ ءالآء» توبيخى است و تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 34 - 1

1 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، بر بى توجهى آنان نسبت به قدرت مطلق الهى و عجز و ناتوانى خويش

إن استطعتم . .. لاتنفذون إلاّ بسلطـن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل، از استفهام توبيخى در «فبأىّ. ..» مطلب بالا استفاده مى شود. گفتنى است كه تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 36 - 4

4 ـ سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 38 - 2

2 - توبيخ شدن كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر بى اعتنايى به نعمت هاى الهى و غفلت از قدرت قاهر او بر نظام جهان

فإذا انشقّت السّماء . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

عبارت «انشقّت السّماء. ..» نشانگر قدرت قاهر خداوند بر جهان است و از اين كه پس از تذكر قدرت، تكذيب گران را به محاكمه نشانده، مطلب بالا استفاده مى شود. گفتنى است كه تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 40 - 1

1 - سرزنش شدن كافران جن و انس به خاطر تكذيب نعمت هاى خداوند و ناديده گرفتن فرجام گناه كاران

فيومئذ لايسـل عن ذنبه . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 42 - 2

2 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر ناديده انگاشتن فرجام فضاحت بار و ذليلانه مجرمان

يعرف المجرمون . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 45 - 2

2 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر بى توجهى و ناديده انگاشتن نعمت هاى خداوند

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 47 - 3

3 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس به خاطر نينديشيدن به نعمت بهشت ، بيم نداشتن از مقام پروردگار و تكذيب نعمت هاى او

و لمن خاف مقام ربّه جنّتان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

لحن توبيخى آيه شريفه و تقابل تكذيب گران با بيم دارندگان از مقام پروردگار، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 49 - 3

3 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 51 - 3

3 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خدا ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق

فيهما عينان تجريان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 53 - 4

4 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 55 - 4

4 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى

متّكـين على . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 57 - 3

3 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 59 - 3

3 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى او

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 61 - 3

3 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 63 - 3

3 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى و محروم ساختن خويش از آن

و من دونهما جنّتان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 65 - 4

4 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 67 - 4

4 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت

الهى

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 69 - 4

4 - سرزنش شدن كافران و تكذيبگران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 71 - 4

4 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 73 - 4

4 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 75 - 3

3 - توبيخ شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت پروردگار خويش

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 77 - 3

3 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

48- شب نشينيهاى مرفهان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 67 - 4

4 - ياوه سرايى در شب نشين ها ، خصلت رفاه زدگان كافر

سـمرًا تهجرون

49- صفات مرفهان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 67 - 4

4 - ياوه سرايى در شب نشين ها ، خصلت رفاه زدگان كافر

سـمرًا تهجرون

50- ظلم اقوام كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 70 - 21

21 ـ نزول عذاب بر امت هاى كافر پيشين ، پس از اصرار و مداومت آنان بر ظلم و حق ناپذيرى

و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

فعل «كانوا» به همراه «يظلمون» افاده استمرار مى كند.

51- عذاب اقوام كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 70 - 21

21 ـ نزول عذاب بر امت هاى كافر پيشين ، پس از اصرار و مداومت آنان بر ظلم و حق ناپذيرى

و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

فعل «كانوا» به همراه «يظلمون» افاده استمرار مى كند.

52- عذاب پيشينيان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 100 - 1

1 ـ برخى از اقوام پيشين بر اثر كفرپيشگى و ارتكاب گناه به عذاب الهى گرفتار شدند و توان درك معارف دينى از آنان سلب شد .

أو لم يهد للذين يرثون . .. أن لو نشاء أصبنهم بذنوبهم و نطبع على قلوبهم

53- عذاب يهود كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 104 - 14

14 - يهوديانِ كافر به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و استهزا كننده او ، مستحق عذابى دردناك هستند .

و للكفرين عذاب أليم

54- عقيده اقوام كافر پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 101 - 9

9 ـ امت هاى كفرپيشه و تكذيب كننده انبيا در تاريخ گذشته ، اهل ايمان و گرايش به معارف دين نبودند .

فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا من قبل

«ما» در «ما كانوا» براى نفى و «لام» در «ليؤمنوا» لام جحود و تقويت كننده نفى است. بنابراين جمله «فما كانوا» با تأكيد فراوان گرايش امتهاى گذشته را به ايمان نفى مى كند و آنها را اهل باور به دين نمى داند.

55- عوامل محروميت مرفهان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 66 - 1

1 - واپس گرايى رفاهمندان كافر و تأثير ناپذيرى در برابر آيات الهى ، عامل محروميت آنان از نصرت خداوند

لاتجئروا اليوم . .. قد كانت ءايـتى ... على أعقـبكم تنكصون

آيه فوق، خطاب به مرفهان گرفتار عذاب و تعليل براى ردّ استغاثه آنها است. فعل هاى «تتلى» و «تنكصون» به دليل همراه شدن با «كانت» و «كنتم»، ماضى استمرارى است. «نكوص» (مصدر «تنكصون») به معناى بازگشت به قهقرا است. بنابراين قيد «على أعقابكم» ـ كه آن نيز به معناى قهقهرا است ـ براى تأكيد معناى «تنكصون» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 67 - 2

2 - كبرورزى مرفهان كفرپيشه ، در برابر آيات الهى ( قرآن ) و تكذيب آن ، عامل محروميت آنان از نصرت خداوند در قيامت

لاتجئروا اليوم . .. قد كانت ءايـتى تتلى عليكم ... تنكصون . مستكبرين به

56- فهم جامعه كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 65 - 9

9 ـ جوامع كفرپيشه ، جوامعى به دور از درك حقايق دين و معارف الهى

بأنهم قوم لايفقهون

با توجه به اينكه ايمان و كفر تعيين كننده توانايى و ناتوانى دانسته شده، معلوم مى شود مفعول حذف شده از «لايفقهون» همان حقايق و معارف است كه اهل ايمان بدان باور دارند.

57- قياس مؤمن با كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 19 - 2

2 ـ همسنگ قرار دادن كافر و مشرك نيك كردار با مؤمن مجاهد ، عملى ناصواب و شايسته ملامت و توبيخ است .

أجعلتم سقاية الحاجّ و عمارة المسجدالحرام كمن ءامن باللّه و اليوم الأخر و جهد فى

58- كيفر جنيان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 2،4

2 ـ آتش دوزخ جايگاه اجتماع و به هم پيوستن جنيان و آدميان كافر و مشرك است.

قال ادخلوا فى أمم قد خلت من قبلكم من الجن و الإنس فى النار

4 ـ جنيان نيز همانند آدميان، در صورت تكذيب آيات الهى و گرايش به كفر و شرك، در معرض مجازاتهاى الهى هستند.

قال ادخلوا فى أمم قد خلت من قبلكم من الجن و الإنس فى النار

59- كيفر يهود كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 81 - 7

7 - يهوديان ، در صورت انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى هميشه به آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .

أفتطمعون أن يؤمنوا لكم . .. من كسب سيئة ... هم فيها خلدون

60- لعن بر يهود كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 89 - 12

12 - خداوند ، يهوديان كافر به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن را از رحمت خويش به دور و آنان را مورد لعنت قرار داده است .

فلعنة اللّه على الكفرين

61- مرفهان كافر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 65 - 4

4 - قيامت ، روز بى پناهى و درماندگى كامل مرفهان كفرپيشه

لاتجئروا اليوم إنّكم منّا لاتنصرون

62- مرگ جامعه كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 185 - 8

8 ـ خداوند جوامع كفرپيشه را به انديشه در امكان نزديك بودن مرگ و هلاكتشان فراخواند .

أو لم ينظروا فى . .. أن عسى أن يكون قد اقترب أجلهم

63- مستضعفان كافر قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 75 - 4

4 ـ گروهى از مستضعفان قوم ثمود رسالت صالح ( ع ) را تصديق كرده و به وى ايمان آوردند .

للذين استضعفوا لمن ءامن منهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «منهم» به «الذين» در «للذين استضعفوا» برگردد، نه به «قومه». در اين صورت «لمن ءامن» بدل بعض از كل براى «للذين استضعفوا» است و مفاد آن تقسيم مستضعفان به دو طايفه مؤمنان و غير مؤمنان خواهد بود.

64- مسيحيان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 14

14 ـ مسيحيان معتقد به الوهيت مسيح ( ع ) مردمى كافر و مشرك

لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم . .. انه من يشرك باللّه

65- مؤمنان صدر اسلام و باديه نشينان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 97 - 14

14 ـ تذكر خداوند به لزوم غافل نشدن مؤمنان از خطر اعراب كفرپيشه همجوار خويش ، پس از پايان يافتن پيروزمندانه جنگ با دشمنان خارجى ( روميان در جنگ تبوك ) *

الأعراب أشد كفراً و نفاقاً

با توجه به اينكه آيات قبل در مورد بازگشت پيروزمندانه مؤمنان از جنگ تبوك است، احتمال دارد كه اين آيه هشدارى به مؤمنان مجاهد باشد كه پس از آن پيروزى، احساس امنيت نكنند و توجه كنند كه در اطرافشان، باديه نشينان جاهل و متعصب در كفر نيز، خطرى جدى به شمار مى روند.

66- مهريه زنان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 11 - 7

7 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و إن فاتكم شىء من أزواجكم . . . » فلحق بالكفّار من أهل عهدكم فاسألوهم صداق ها و إن لحقن بكم من نسائهم شىء فأعطوهم صداقها ;

از امام باقر(ع) در توضيح قول خدا«وإن فاتكم شىء من أزواجكم. ..» روايت شده: هرگاه [برخى از] زنان شما به كفّارى كه با آنها معاهده داريد ملحق شدند، مهر او را از آنان مطالبه كنيد و اگر زنانى از آن كفار به شما ملحق شدند، مهر او را به آنان بپردازيد».

67- مهريه همسر كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 10 - 23

23 - مرد مؤمن ، داراى حق مطالبه مهر همسرش از كافران ، در صورت پيوستن همسرش به جمع كافران

و سئلوا ما أنفقتم

چنان كه از سياق آيه استفاده مى شود، مؤمن در صورتى مهريه همسر خويش را از كافران طلب مى كند كه همسر وى به جمع آنان پيوسته و در جامعه آنان پذيرفته شده باشد.

68- مهلت به امت هاى كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 5

5ـ مهلت دادن به امت هاى كفرپيشه و تكذيب گر و تأخير در نزول عذاب بر ايشان ، از سنت هاى خداوند است .

حتّى إذا استيئس الرسل و ظنوا أنهم قد كذبوا

از آن جا كه تأخير عذاب براى همه امتها و تكذيب كنندگان تمامى پيامبران بوده ـ زيرا «رسل» جمع و داراى الف و لام مى باشد و شامل همه رسولان است ـ استفاده مى شود كه: مهلت دادن به تكذيب گران و تعجيل نكردن در عذاب آنان، شيوه اى مستمر و از سنتهاى خداوند است.

69- ويژگى جامعه كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 65 - 9

9 ـ جوامع كفرپيشه ، جوامعى به دور از درك حقايق دين و معارف الهى

بأنهم قوم لايفقهون

با توجه به اينكه ايمان و كفر تعيين كننده توانايى و ناتوانى دانسته شده، معلوم مى شود مفعول حذف شده از «لايفقهون» همان حقايق و معارف است كه اهل ايمان بدان باور دارند.

70- هلاكت اقوام كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 70 - 5،7،12،16

5 ـ هلاكت امت هاى كفرپيشه گذشته تاريخ ، از حوادث مهم و اخبار سازنده و پرفايده است .

ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت

«نبأ» به معناى خبر مهم و بسيار سودمند است.

7 ـ هلاكت امت هاى كفرپيشه گذشته تاريخ ، نمودى از قدرت خدا بر كيفر دنيوى منافقان و كافران هر عصر

ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت

12 ـ هلاكت اقوام كافر پيشين ، پس از اتمام حجت رسولان الهى بر آنان بود .

ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم . .. أتتهم رسلهم بالبيّنت

16 ـ هلاكت اقوام كافر ، بازتاب عملكرد خود آنان است نه ظلمى از ناحيه خداوند بر آنها .

فما كان اللّه ليظلمهم و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

71- هلاكت امت هاى كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 19

19 ـ پابرجايى زندگى انسانها در زمين، در عين انقراض امتهاى متمدن كافر

فأهلكنهم بذنوبهم و أنشأنا من بعدهم قرنا ءاخرين

72- يهود كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 90 - 20

20 - يهوديان منكر رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از زمره كافرانند و به عذابى خفت آور گرفتار خواهند شد .

و للكفرين عذاب مهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 43 - 9،10

9 ـ يهوديان اعراض كننده از حكم تورات ، مردمى بى ايمان

ثم يتولون من بعد ذلك و ما أولئك بالمؤمنين

برداشت فوق بر اين مبناست كه «ذلك» اشاره به حكم الهى در تورات باشد. قابل ذكر است كه بر اين مبنا، «يتولون» عطف بر جمله «فيها حكم اللّه» است و «ثم» براى ترتيب در خبر است، نه براى ترتيب حكم.

10 ـ يهوديان اعراض كننده از حكم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، مردمى بى ايمان

ثم يتولون من بعد ذلك و ما أولئك بالمؤمنين

برداشت فوق بر اين مبناست كه «ذلك» اشاره باشد به حكم رسول خدا كه از «يحكمونك» به دست مى آيد. گفتنى است كه بر اين مبنا، «يتولون» عطف بر «يحكمونك» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 59 - 6

6 ـ پندار غلبه بر خدا با كفرورزى و تمرّد از دستورات او و شكستن پيمان هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پندار يهوديان كفرپيشه و انديشه اى ناصواب

و لايحسبن الذين كفروا سبقوا

چنانچه در آيه 56 گذشت، مشهور مفسران برآنند كه مراد از نقض كنندگان پيمان در اين بخش از آيات، يهوديان هستند. بنابراين يهوديان مصداق مورد نظر از «الذين كفروا» هستند.

كافران

73- {كافران}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 6 - 2

2 - منكران قرآن ، به خدا و قيامت ايمان نخواهند آورد .

إن الذين كفروا . .. لايؤمنون

متعلَّق «لايؤمنون» به دليل آيه هشت و نيز آيات قبل، خدا و قيامت است; يعنى: لايؤمنون باللّه و لاباليوم الآخر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 8 - 1

1 - تقسيم انسان ها به : تقواپيشگان ، كافران و منافقان ، از طبقه بندى هاى مردم در قرآن

هدًى للمتقين . .. إن الذين كفروا ... و من الناس من يقول ءامنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 19 - 6

6 - منافقان در زمره كفرپيشگانند .

واللّه محيط بالكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 34 - 10،18،19

10 - ابليس به خاطر خود بزرگ بينى و سرپيچى از فرمان خدا ، از زمره كافران شد .

أبى و استكبر و كان من الكفرين

18 ـ موسى بن بكر واسطى گفت : « سألت أباالحسن موسى ( ع ) عن الكفر و الشرك أيهما أقدم . . . فقال لى : الكفر أقدم و هو الجحود قال لابليس « أبى و استكبر و كان من الكافرين » ;

از امام كاظم(ع) سؤال كردم: كفرقديمى تر است يا شرك؟ امام فرمود: كفر قديمى تر است و آن به معناى انكار است. خداوند درباره ابليس فرمود: نافرمانى و تكبر كرد و از كافران بود».

19 ـ از امام سجاد ( ع ) روايت شده : « . . . فأول ما عصى اللّه بالكبر و هى معصية إبليس حين أبى و استكبر و كان من الكافرين . . . ;

. .. اولين سبب نافرمانى از خدا كبر بوده و اين نافرمانى ابليس بود به هنگامى كه تكبر و نافرمانى كرد و از كافران گشت ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 90 - 20

20 - يهوديان منكر رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از زمره كافرانند و به عذابى خفت آور گرفتار خواهند شد .

و للكفرين عذاب مهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 98 - 6،7،9

6 - دشمنان خدا و پيامبران و فرشتگان ، كافرند .

من كان عدواً للّه . .. فإن اللّه عدو للكفرين

مقتضاى كلام آن بود كه به جاى «الكافرين» ضمير «هم» آورده شود. اين جا به جايى حاوى دونكته است: 1ـ تصريح به اينكه توصيف شدگان كافرند. 2ـ علت دشمنى خدا با آنان، كفر ايشان است. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: كسانى كه با خدا و ... دشمنند خدا دشمن آنهاست; زيرا آنان كافرند.

7 - دشمنان جبرئيل و ميكائيل كافرند .

من كان عدواً للّه . .. و جبريل و ميكل فإن اللّه عدو للكفرين

9 - يهوديان ، به دليل عداوتشان با جبرئيل كافرند و خداوند دشمن آنان است .

من كان عدواً للّه . .. و جبريل و ميكل فإن اللّه عدو للكفرين

از مصداقهاى «الكافرين» - به دليل آيات گذشته - يهوديان هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 99 - 5

5 - تنها فاسقان ( منحرفان ) ، قرآن و دلايل روشن آن را نپذيرفته و بدان كافر مى شوند .

و ما يكفر بها إلا الفسقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 104 - 13

13 - يهوديان عصر بعثت ، مردمى كفرپيشه بودند .

و للكفرين عذاب أليم

از مصداقهاى «الكافرين» به قرينه آيات پيشين، يهوديانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 105 - 1

1 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) و مشركان ، مردمى كفرپيشه اند .

ما يودّ الذين كفروا من اهل الكتب و لاالمشركين

«من» در «من أهل . ..» به دليل عطف «المشركين» بر «اهل الكتاب» بيانيه است. بنابراين «ما يود الذين كفروا ...»; يعنى، آنان كه كافر شدند - مقصود از كافران، اهل كتاب و مشركانند - دوست ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 250 - 5

5 ـ جالوت و سپاهيان وى از زُمره كافران

و لمّا بروزا الجالوت و جنوده . .. و انصرنا على القوم الكافرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 254 - 12

12 ـ كافران ، مصداق كامل ظالمان هستند .

و الكافرون هم الظالمون

مسلّماً تنها كافران ظالم نيستند; بنابراين مراد از حصر در جمله فوق، مى تواند اشاره به مصداقى كامل از ظلم باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 256 - 18،19

18 ـ سُستى و تزلزلِ مبانىِ اعتقادى و رفتارىِ اهل كفر

فمن يكفربالطّاغوت و يؤمن باللّه فقد استمسك بالعروة الوثقى

چون ايمان به خداوند، توصيف به تمسّك به عروة الوثقى شده است، به قرينة مقابله فهميده مى شود كه پيوند كافران با عقايد و رهبران خويش داراى بنيادى سُست و گسستنى است.

19 ـ سُستى و آسيب پذيرى پيوند با كفر و رهبران طغيانگر آن

فمن يكفربالطّاغوت و يؤمن باللّه فقد استمسك بالعروة الوثقى لا انفصام لها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 257 - 8،14،15

8 ـ مؤمنان از ولىِّ واحد ( خداوند ) برخوردار هستند و كافران از اولياى متعدد

اللّه ولىّ الّذين امنوا . .. و الّذين كفروا اولياؤهم الطّاغوت

14 ـ اتحاد اهل ايمان به علّت ولايت واحد الهى و تشتت صفوف اهل كفر ، به لحاظ حاكميّت اولياى متعدد طاغوتى بر آنان

اللّه ولىّ الّذين امنوا . .. و الّذين كفروا اولياؤهم الطّاغوت

چون مؤمنان از يك «ولى» برخوردارند، پس به وحدت مى رسند، و در مقابل، كافران داراى اوليايى متعددند و در نتيجه متشتت خواهند شد.

15 ـ كافران ، اهل آتش و ماندگار در آن براى هميشه

اولئك اصحاب النّار هم فيها خالدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 258 - 21،25

21 ـ عجز و واماندگى كافران و ستمگران ، در استدلال بر ربوبيّت غير خداوند

فبهت الّذى كفر و اللّه لا يهدى القوم الظّالمين

توصيف نمرود به «الّذى كفر» اشاره به علت بهت است ; يعنى نه تنها نمرود در انكار ربوبيّت خداوند وامانده شد; بلكه هر كافرى در مقابل برهان ابراهيم (ع) و متمسكان به قرآن، عاجز مى گردد.

25 ـ پادشاه عصر ابراهيم ( ع ) ( نمرود ) ، حاكمى كافر و ستمگر

فبهت الّذى كفر و اللّه لا يهدى القوم الظّالمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 10 - 8،9،10

8 ـ تنها كافران ، آتشگيره دوزخند .

اولئك هم وقود النار

حصر، از ضمير فصل «هُم» استفاده شده است. و «وقود»، به چيزى گويند كه آتش به وسيله آن شعلهور مى شود.

9 ـ هشدار الهى به كافران در مورد عاقبت بد آنان

انّ الذين كفروا . .. و اولئك هم وقود النار

10 ـ آتش دوزخ ، از درون كافران زبانه مى كشد .

اولئك هم وقود النار

با توجه به معناى لغوى «وقود»: هو الحطب المجعول للوُقود. يعنى وقود، هيزمى است براى روشن كردنِ آتش.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 12 - 4

4 ـ كافران در دنيا ، مغلوب مؤمنان و در آخرت ، مقهور خدا هستند . *

قل للّذين كفروا ستغلبون و تحشرون الى جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 13 - 4،7،12

4 ـ رويارويى مجاهدان در راه خدا و كافران ، در بدر

فئة تقاتل فى سبيل اللّه و اخرى كافرة

7 ـ كافران در جنگ بدر ، نيرو هاى رزمنده مسلمان را دو برابر نيرو هاى خودشان مى ديدند .

يرونهم مثليهم رأىَ العين

بنابراينكه ضمير فاعلى در «يرون» به مشركين برگردد و ضمير مفعولى «هم» به مسلمين و ضمير مجرور «هم» در «مثليهم» به مشركين برگردانده شود.

12 - غلبه مسلمانان در جنگ بدر ، على رغم توان برتر كافران

قد كان لكم اية . .. يرونهم مثليهم

زيرا در صورتى جنگ بدر، آيه و عبرت است كه بر حسب شرايط طبيعى، تحصيل پيروزى براى مسلمانان ميسور نباشد و كافران، توان برترى داشته باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 20 - 10،16

10 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نگران رويگردانى كافران ، از تسليم در برابر خدا ( هدايت )

و ان تولّوا فانّما عليك البلاغ

از منحصر كردن وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به تبليغ پيام الهى چنين برمى آيد كه گويا پيامبر (صلی الله علیه و آله) علاوه بر ابلاغ پيام، خود را موظف مى دانست كه مردم را در برابر خداوند، تسليم كند.

16 ـ كافران نيز همچون مؤمنان ، تحت حاكميّت و نظارت خدا هستند .

و اللّه بصير بالعباد

از كاربرد كلمه عبد بر كافران، حاكميّت استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 21 - 1،2،10،11

1 ـ آنان كه از تسليم در برابر خدا روى گردانند ، كافرند .

و ان تولّوا . .. انّ الّذين يكفرون بايات اللّه

2 ـ كافران به آيات الهى ، مستحق عذابى دردناك

انّ الذين يكفرون بايات اللّه . .. فبشّرهم بعذاب اليم

10 ـ كافران با توجيه و تظاهر به حقّ ، انبياى الهى و عدالتخواهان را به قتل مى رساندند .

انّ الذين يكفرون . .. و يقتلون النّبيّن بغير حق و يقتلون الذين يأمرون بالقسط

تأكيد و تصريح به «بغير حق»، بيانگر توجيه و حق نمايى كافران است.

11 ـ بسيارى از پيامبران و عدالتخواهان ، به دست كافران به قتل رسيدند .

انّ الذين يكفرون . .. و يقتلون النّبيّن بغير حق و يقتلون الذين يأمرون بالقسط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 22 - 9

9 ـ كافران و قاتلان انبيا و عدالتخواهان ، راه نجاتى ندارند .

انّ الذين يكفرون . .. و ما لهم من ناصرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 27 - 12

12 ـ خداوند ، چه بسا مؤمنى را از كافر و كافرى را از مؤمن پديد مى آورد .

و تخرج الحىّ من الميّت و تخرج الميّت من الحىّ

امام صادق (ع): . .. انّ اللّه عز و جل يقول: «يخرج الحىّ من الميّت و يخرج ... » يعنى المؤمن من الكافر و الكافر من المؤمن.


معانى الاخبار، ص 290، ح 10 ; مجمع البيان، ج 2، ص 728.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 52 - 11

11 ـ لزوم تشكّل و جبهه گيرى مؤمنان ، در قبال جبهه كفر

من انصارى الى اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 55 - 8

8 ـ آلودگى كافران بنى اسرائيل و منكران عيسى و جامعه آنان

و مطهّرك من الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 57 - 12

12 ـ كفر ( انكار پيامبر ) ، ظلم است و كافران ، ظالم هستند .

فاما الذين كفروا . .. و اللّه لا يحبّ الظالمين

بنابراينكه جمله «و اللّه لا يحب الظالمين»، تعليل براى كيفر كافران باشد; يعنى چون كافران ظالم هستند، مستحق كيفرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 91 - 1،5،6

1 ـ كسى كه در حال كفر بميرد ، اگر به اندازه تمامى زمين براى رهايى خود طلا فديه دهد ، پذيرفته نخواهد شد .

انّ الذين كفروا . .. و لو افتدى به

5 ـ ايمان ، ارزشى فراتر از سنجش و مقايسه با تمامى ماديات

انّ الذين كفروا . .. فلن يقبل من احدهم مِلءُ الارض ذهباً

6 ـ كافران ، محروم از هر گونه يار و ياور در قيامت

و ما لهم من ناصرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 97 - 25

25 ـ منكر وجوب حج ، كافر است .

و من كفر

امام كاظم (ع) در پاسخ اين سؤال كه آيا اگر كسى حج بجا نيارد كافر است؟ فرمود: لا و لكن من قال ليس هذا هكذا فقد كفر.


كافى، ج 4، ص 265، ح 5 ; تفسير برهان، ج 1، ص 302، ح 1.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 102 - 2

2 ـ پرهيز از اطاعت كافران و بر حذر بودن از نزاع و تفرقه ، نشانه تقواى اهل ايمان

ان تطيعوا فريقاً من الذين اُوتوا الكتاب . .. اتقوا اللّه حق تُقاته

پرهيز از تفرقه و نزاع، از شأن نزول آيه «ان تطيعوا . .. » استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 116 - 10

10 ـ كافران ، مُلازمان آتش دوزخ و جاودان در آن

انّ الّذين كفروا . .. و اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 131 - 4

4 ـ رباخواران ، هر چند مدّعى ايمان باشند ، در حقيقت از زمره كفرپيشگان هستند .

لا تاكلوا الرّبوآ . .. و اتّقوا النّار الّتى اعدّت للكافرين

مقتضاى جمع ميان خطاب «يا ايّها الّذين آمنوا لا تاكلوا الرّبوآ . .. » و تهديد اين گروه از رباخواران به آتش مهيا شده براى كافران، قرار دادن رباخواران مدّعى ايمان است به منزله كافران.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 1،3،19

1 ـ جراحت و آسيب همگون دو جبهه كفر و ايمان در پيكار اُحُد

ان يمسسكم قرح فقد مسّ القوم قرح مثله

3 ـ برابرى آسيب و جراحت هاى وارده به مؤمنان پيكارگر احد ، با آسيب هاى وارد شده به كافران در جنگ بدر

ان يمسسكم قرح فقد مسّ القوم قرح مثله

برخى برآنند كه «ان يمسسكم»، درباره جراحتهاى مسلمانان در جنگ احد است و جمله «فقد مسّ القوم»، اشاره به جراحات مشركان در جنگ بدر دارد.

19 ـ مؤمنان استوار در نبرد اُحُد و ديگر هنگامه هاى پيكار با كافران ، برگزيدگان خداوند براى گواهى بر اعمال مردم

و تلك الايّام . .. و ليعلم اللّه الّذين امنوا و يتّخذ منكم شهداء

ترك لام در «و يتّخذ»، اشاره به اين معنا دارد كه برگزيدن، در پى مشخّص شدن مؤمنان واقعى است. يعنى مؤمنان واقعى

براى گواه بودن برگزيده مى شوند. گفتنى است كه در برداشت فوق، متعلق حذف شده «شهدآء»، اعمال مردم، گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 141 - 1،7

1 ـ شكست و پيروزى مؤمنان در جنگ با كافران ، عاملى براى خالص سازى مؤمنان

و تلك الايّام نداولها . .. و ليمحّص اللّه الّذين امنوا

فعل «يمحّص» از مصدر «تمحيص» به معناى خالص كردن از ناخالصيها و نقصهاست.

7 ـ خداوند ، كوبنده اهل كفر و از بين برنده آنان به صورت تدريجى

و يمحق الكافرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 149 - 2

2 ـ تلاش كفرپيشگان براى واداشتن جامعه ايمانى به پيروى از خويش

ان تطيعوا الّذين كفروا يردّوكم على اعقابكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 10

10 ـ كافران ، مشرك هستند .

سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب بما اشركوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 165 - 2

2 ـ ضربه و مصيبت وارده بر كافران در جنگ بدر ، دو برابر مصيبتى كه بر پيكارگران مؤمن در جنگ احد وارد شد .

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

بسيارى از مفسران گفته اند كه مراد از «اصبتم مثليها» (دو چندان مصيبتى كه ديديد، بر كافران وارد كرديد) مصيبتى است كه مؤمنان در پيكار بدر بر مشركان تحميل كردند. اين برداشت را روايت مذكور در فيش شماره 12 تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 166 - 2

2 ـ كارزار احد ، صحنه رويارويى و درگيرى دو جناح كفر و ايمان

و ما اصابكم يوم التقى الجمعان فباذن اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 167 - 7

7 ـ ضرورت بسيج تمامى نيرو هاى مؤمن و غير مؤمن از سوى رهبرى جامعه دينى براى رويارويى با هجوم كافران

و قيل لهم تعالوا قاتلوا فى سبيل اللّه او ادفعوا

بنابر اينكه دعوت مطرح شده در آيه، يك دعوت موردى و خاص باشد، نه بيانگر اصل وجوب جهاد و دفاع، الزاماً مخاطبان در آيه دو گروه خواهند بود: گروهى كه «للّه» و «فى سبيل اللّه» در صحنه پيكار حاضر مى شوند و گروهى كه براى دفاع از كيان و مليّت خود و . .. نبرد مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 7

7 ـ لشگريان كفر و شرك و دشمنان اسلام ، دوستان شيطانند .

انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم . .. انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

برداشت فوق بر اين اساس است كه «كُم» از «يخوّف اولياءه» حذف شده باشد; يعنى «يخوّفكم اولياءه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 176 - 5،6،7

5 ـ شايعه پراكنانى كه در صدد تضعيف روحيه مجاهدان اسلام هستند ، شتابگران در كفرند . *

و لا يحزنك الّذين يسارعون فى الكفر

به مقتضاى ارتباط بين آيه مورد بحث و آيات قبل، جمله «الّذين يسارعون فى الكفر» مى تواند اشاره به كسانى باشد كه با تبليغات سوء و شايعات ترس آفرين، در صدد بازداشتن مؤمنان از جهاد بودند.

6 ـ هرگز شتابگران در كفر هيچگونه ضررى به خدا نمى رسانند .

انّهم لن يضرّوا اللّه شيئاً

7 ـ آسيب ناپذيرى جبهه حق در برابر شتابگران در كفر

انّهم لن يضرّوا اللّه شيئاً

در برداشت فوق، ضرر زدن به خدا كنايه از ضرر زدن به دين او گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 177 - 1

1 ـ كافران ، هرگز كوچكترين ضررى به خداوند نمى رسانند .

انّ الّذين اشتروا الكفر بالايمان لن يضرّوا اللّه شيئاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 199 - 6

6 ـ گروهى از اهل كتاب على رغم ادعاى ايمان ، نه به خداوند ايمان دارند و نه به كتب آسمانى خويش

انّ من اهل الكتب لمن يؤمن باللّه و ما انزل اليكم و ما انزل اليهم

مفهوم جمله «انّ من اهل الكتاب . .. »، دلالت مى كند كه گروهى از اهل كتاب، على رغم ادعاى ايمان به كتب آسمانى خويش، نه به خدا ايمان دارند و نه به تورات و انجيل.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 37 - 10،11

10 ـ بخلورزى و دعوت ديگران به بخل و پنهان نمودن نعمت هاى خدادادى ، زمينه كفرورزى

الذين يبخلون . .. اعتدنا للكافرين

اطلاق كافر بر بخيل و . .. يا بدين جهت است كه بخيل در حقيقت كافر است، و يا هشدار به اين است كه سرانجام بخلورزى كفر است.

11 ـ كسانى كه به جهت ترك احسان نعمت هاى الهى را پنهان مى سازند ، كافر هستند .

الذين يبخلون . .. ما اتيهم اللّه ... و اعتدنا للكافرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 65 - 1

1 ـ تأكيد و سوگند خداوند بر بى ايمانى كسانى كه حاكميّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در اختلافات نپذيرند .

فلا و ربّك لا يؤمنون حتّى يحكّموك فيما شجر بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 89 - 2

2 ـ مسلمانان بريده از جامعه اسلامى و رويگردان از هجرت ، منافق و كافرند .

فما لكم فى المنافقين . .. كما كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 6

6 ـ استهزا كنندگان آيات الهى ، كافرند .

إذا سمعتم ءايت اللّه يكفر بها و يستهزأ بها

ظاهراً جمله «يستهزأ بها» توضيح و تفسير براى جمله «يكفر بها» است، بازگشت ضمير مفرد در «غيره» به اين دو جمله، دلالت بر وحدت كفر و استهزا دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 144 - 6

6 ـ منافقان در زمره كافرانند *

إنّ المنفقين . .. يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الكفرين

با توجه به آيات قبل و بعد كه درباره منافقان است، مى توان گفت مراد از «الكفرين» همان منافقان هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 156 - 1

1 ـ يهود ، مردمى كفرپيشه

و بكفرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 157 - 2

2 ـ يهود ، مردمى كفرپيشه و طغيانگر عليه عيسى ( ع ) ، على رغم اذعان به رسالت الهى وى

و قولهم إنّا قتلنا المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه

بر اين مبنا كه «رسول اللّه» دنباله سخن يهوديان «انا قتلنا . ..» باشد مى توان گفت اعتراف آنان به رسالت عيسى اعترافى واقعى و حقيقى بوده ولى در عين حال اقرار به كشتن وى داشته و اين حكايت از شدت خباثت آنان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 17 - 2

2 ـ ادعاى الوهيت براى مسيح ( ع ) ، كفر است و مدعيان آن كافرند .

لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 44 - 43

43 ـ آنان كه حكم و داورى خويش را بر پايه مقررات و قوانين الهى بنا نكنند ، كافرند .

و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الكفرون

با توجه به آيات گذشته كه درباره قضاوت بود، معلوم مى شود كه جمله «و من لم يحكم . ..» ناظر به مسأله قضاوت و داورى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 11

11 ـ مؤمنان پذيراى ولايت و سرپرستى يهود و نصارا ، از زمره كافران و خارج از صف مؤمنان راستين

و من يتولهم منكم فانه منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 64 - 13

13 ـ يهوديان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى پيشينه طغيانگرى و كفرورزى

و ليزيدن كثيراً منهم ما أنزل إليك من ربك طغيناً و كفراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 67 - 15

15 ـ منكران و مخالفان پيام ويژه خداوند در « آيه تبليغ » ، مردمانى كافر

بلغ ما أنزل إليك . .. إنّ اللّه لايهدى القوم الكفرين

از مصاديق مورد نظر براى كافران ـ به قرينه صدر آيه ـ كسانى هستند كه آن پيام ويژه را كه به منزله تمامى رسالت الهى است، منكر شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 2،14،15

2 ـ كسانى كه مسيح ( ع ) را خدا مى پندارند ، بدون ترديد كافرند .

لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح

14 ـ مسيحيان معتقد به الوهيت مسيح ( ع ) مردمى كافر و مشرك

لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم . .. انه من يشرك باللّه

15 ـ متعتقدان به الوهيت و ربوبيت غيرخدا ، كافر و مشركند .

لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح ابن مريم . .. انه من يشرك باللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 73 - 2

2 ـ معتقدان به تثليث بدون هيچ ترديد ، مردمى كافرند .

لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه ثالث ثلثة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 86 - 2

2 ـ مشركان و يهوديان ، مردمانى كفر پيشه و تكذيب كننده آيات الهى

و الذين كفروا و كذبوا بايتنا

با توجه به آيات گذشته معلوم مى شود مصداق بارز از «الذين كفروا و كذبوا . ..» مشركان و يهوديان منكر قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 103 - 10

10 ـ اعتقاد به خداوند كافى براى خارج ساختن آدمى از زمره كافران نخواهد بود .

و لكن الذين كفروا يفترون على اللّه الكذب

افترا بر خداوند مستلزم اعتقاد به وجود اوست، و جمله «و لكن الذين كفروا . ..» مى رساند كه بدعتگذاران با اينكه معتقد به خداوند مى باشند، كافر هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 37

37 ـ گروهى از بنى اسرائيل عصر عيسى ( ع ) ، رسالت وى را منكر و در زمره كافران بودند .

فقال الذين كفروا منهم ان هذا الا سحر مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 1 - 7

7 ـ آنان كه براى خداوند همتايى بپندارند، كافرند.

ثم الذين كفروا بربهم يعدلون

در اين برداشت «بربهم» متعلق به يعدلون و «يعدلون» نيز از عدل، به معنى برابر و همسان، گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 70 - 23،25

23 ـ بازيچه قرار دادن دين، كفر است و بازيچه قراردهندگان آن كافرند.

و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا . .. بما كانوا يكفرون

25 ـ كسانى كه بازى و سرگرمى دنيا را دين خود قرار داده اند، كافرند.

و ذر الذين اتخذوا دينهم لعبا و لهوا . .. بما كانوا يكفرون

بنابراين كه «اتخذوا دينهم لعبا»، به معناى «اتخذوا اللعب دينا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 14 - 3

3 ـ مشركان حاضر در كارزار بدر ، مردمى كفرپيشه و مستحق عذاب با آتش دوزخ

و أن للكفرين عذاب النار

از مصاديق مورد نظر براى «للكفرين» مشركان حاضر در كارزار بدر مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 52 - 3،4

3 ـ آل فرعون از مظاهر بارز كافران به آيات الهى

كدأب ءال فرعون . .. كفروا بايت اللّه

4 ـ فرعونيان و امت هاى قبل از ايشان مردمى كفرپيشه و گنهكار

كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم كفروا بايت اللّه فأخذهم اللّه بذنوبهم

ضمير در «كفروا» به «آل فرعون» و «الذين من قبلهم» برمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 30 - 7،8

7 ـ انديشه « فرزند داشتن خدا » انديشه ايست كفرآميز و معتقدان به آن ، كافرند .

يضهئون قول الذين كفروا من قبل

8 ـ يهود و نصارا به دليل فرزند خدا خواندن « عزير » و « مسيح » كافرند .

يضهئون قول الذين كفروا من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 32 - 12

12 ـ يهود و نصارا ، مردمانى كفرپيشه

يريدون أن يطفئوا نور اللّه . .. و يأبى اللّه ... و لو كره الكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 49 - 12

12 ـ منافقان ، گروهى كفرپيشه اند .

و منهم من يقول ائذن لى . .. ألا فى الفتنة سقطوا و إن جهنم لمحيطة بالكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 54 - 2

2 ـ منافقان ، گروهى كفرپيشه و منكر رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ما منعهم أن تقبل منهم نفقتهم إلا أنهم كفروا باللّه و برسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 80 - 6،7

6 ـ منافقان ، كافر به خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ذلك بأنهم كفروا باللّه و رسوله

7 ـ كفر منافقان به خدا و رسول او ، مانع آمرزش آنان

فلن يغفر اللّه لهم ذلك بأنهم كفروا باللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 18 - 18

18 ـ از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « . . . قالت بنو اسماعيل : « هؤلاء شفعائنا عند اللّه » فكفرت و لم تعبد الأصنام ;

فرزندان اسماعيل مى گفتند: بتها شفيعان ما نزد خدا هستند پس كافر شدند ; ولى بت را پرستش نكردند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 86 - 3

3 ـ فرعون و اشراف پيرامون او ، مردمانى كافر بودند .

على خوف من فرعون و ملإيهم . .. و نجنا برحمتك من القوم الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 27 - 10

10ـ طبقه سران و اشراف ملتها ، پيشتاز در كفر و انكار پيامبران الهى هستند .

فقال الملأ الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 40 - 12

12ـ برخى از افراد خانواده نوح ( همسر و فرزندش ) در زمره كافران و تكذيب كنندگان رسالت او بودند . *

و أهلك إلاّ من سبق عليه القول

«ال» در «القول» عهد ذكرى و يا ذهنى است و اشاره به جمله «لاتخاطبنى فى الذين ظلموا إنهم مغرقون/37» دارد. بنابراين «إلاّ من ...»; يعنى، مگر آن كس كه از پيش به خاطر كفر و ظلمش، حكم غرق شدن را براى او مقدر ساخته ايم. مفسران برآنند كه مراد از «من سبق» همسرنوح به نام «واعله» و فرزندش به نام «يام» و يا «كنعان» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 53 - 7

7ـ تأكيد قوم عاد ، بر ايمان نياوردن به هود ( ع ) و تصديق نكردن پيام ها و رسالت هاى او

و ما نحن لك بمؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 58 - 1

1ـ قوم عاد ، رسالت هود ( ع ) را نپذيرفتند و به شرك و كفر اصرار ورزيدند .

فإن تولّوا . .. يستخلف ربى قومًا غيركم ... و لما جاء أمرنا نجّينا هودًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 60 - 5

5ـ قوم عاد ، بر اثر كفر و نافرمانى خدا و پيامبران ، سزاوار هلاكت و دورى از رحمت الهى شدند .

ألا بُعدًا لعاد قوم هود

«بُعداً» (هلاك گشتن يا دور شدن) مفعول مطلق براى فعل محذوف (ليبعد) است: ألا ليبعد قوم عاد بعداً. و از آن جا كه قوم عاد به هلاكت رسيدند و از رحمت او محروم شدند مى توان گفت، مرادْ عذاب در آخرت و دورى از رحمت او در آن سراست و نيز محتمل است «ألا بُعدًا ...» ـ چنان چه زمخشرى گفته ـ بيانگر استحقاق دورى و هلاكت باشد; يعنى، [قوم عاد هلاك گشتند و از رحمت او محروم شدند ]بدانيد آنان مستحق آن كيفر و سزاور چنين عقوبتى بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 37 - 17

17ـ مصريان عصر يوسف ( ع ) ، به خداوند ايمان نداشتند و سراى آخرت را انكار مى كردند .

إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله و هم بالأخرة هم كـفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 35 - 10

10ـ مشركان از زمره كافران و موحدان از زمره تقواپيشگانند .

تلك عقبى الذين اتقوا و عقبى الكـفرين النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 28 - 11

11- « قال هارون لأبى الحسن موسى ( ع ) نحن كفار ؟ قال : لا و لـكنّ كما قال الله : « ألم تر إلى الذين بدّلوا نعمت الله كفراً و أحلّوا قومهم دار البوار » . . . ;

هارون به امام كاظم(ع) گفت [آيا]ما كافريم؟ آن حضرت فرمود: خير بلكه آن گونه [هستيد] كه خدا مى فرمايد: «ألم تر إلى الذين بدّلوا نعمت الله كفراً . ..»...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 16

16- مشركانى كه آيات قرآن را اسطوره مى خوانند ، و نيز كسانى كه عليه دين خدا توطئه مى كنند ، در زمره كافرانند .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم ...

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 83 - 2،3،4

2- بيشتر مشركان صدراسلام ، با وجود آگاهى از نعمت هاى الهى ، راه ناسپاسى پيمودند و كافر شدند .

يعرفون نعمت الله ثمّ ينكرونها و أكثرهم الكـفرون

3- بيشتر مشركان صدراسلام ، علاوه بر انكار عملى نعمت هاى الهى ، به زبان نيز كفر مىورزيدند .

يعرفون نعمت الله ثمّ ينكرونها و أكثرهم الكـفرون

انكار و ناسپاسى نعمتهاى الهى يا با زبان است و يا با عمل. جمله «ثمّ ينكرونها» مى تواند گوياى كفران عملى و جمله «و أكثرهم الكافرون» بيانگر ناسپاسى با زبان باشد.

4- اكثر انكار كنندگان نعمت هاى الهى ، مصداق و مجسمه كامل كفرند .

يعرفون نعمت الله . .. و أكثرهم الكـفرون

برداشت فوق، بنابراين نكته است كه ضمير «هم» به فاعل «يعرفون»باز گردد و الف و لام در «الكافرون» براى استغراق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 8 - 12

12- فسادانگيزان سركش ، كافرند .

لتفسدنّ فى الأرض . .. و إن عدتم عدنا و جعلنا جهنّم للكـفرين حصيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 86 - 7

7- ساحل نشينان غرب سرزمين ذى القرنين ، مردمى كفرپيشه و ستم كار بودند .

قلنا يـذا القرنين إمّا أن تعذّب

تعبير «تعذّب» نشانگر آن است كه آنان مستحق كيفر بوده اند و دليل آن ـ به قرينه آيات بعد ـ ستم گرى و كفر آنان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 37 - 4

4- آنان كه عيسى ( ع ) را فرزند مريم ( س ) ، بنده خدا و پيامبر او نمى دانند ، كافراند .

فاختلف الأحزاب من بينهم فويل للذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 38 - 7

7- كافران از زمره ستم كاران و گمراهان اند .

فويل للذين كفروا . .. لـكن الظـلمون اليوم فى ضلـل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 51 - 2

2 - انسان ها در برابر انذار ها و اخطار هاى پيامبران دو دسته اند : مؤمن و ياكافر

يـأيّها الناس إنّما أنا لكم نذير مبين . فالذين ءامنوا ... و الذين سعوا فى ءايـتن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 47 - 8

8 - كسانى كه از خدا و رسول او ، روى برتابند و از فرمان هايشان سرپيچى كنند ، مؤمن نيستند .

و يقولون ءامنّا باللّه . .. ثمّ يتولّى فريق منهم من بعد ذلك و ما أُولـئك بالمؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 7

7 ـ پرستش غير خدا ، كفر است و مشركان كافراند .

و يعبدون من دون اللّه . .. و كان الكافر على ربّه ظهيرًا

برداشت فوق، از به كار بردن واژه «كافر» بر عبادت كنندگان غير خدا ـ كه همان مشركان اند ـ استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 32 - 10

10 - همسر لوط ، از زمره كافران بود و به او ايمان نياورد .

لننجّينّه و أهله إلاّ امرأته كانت من الغـبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 33 - 16

16 - همسر لوط ( ع ) از زمره كافران بود و به او ايمان نياورد .

إنّا منجّوك . .. إلاّ امرأتك كانت من الغـبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 68 - 9

9 - افترازنندگان به خدا و تكذيب كنندگان حق ، كافرند و جايشان در جهنم است .

و من أظلم ممّن افترى على اللّه . .. أو كذّب بالحقّ... أليس فى جهنّم مثوًى للكـفر

«ال» در «الكافرين» براى عهد بوده و اشاره به همين افرادى دارد كه در آيه، مورد بحث قرار گرفته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 25 - 2

2 - احزاب متّحدِ محاصره كننده مسلمانان در مدينه ، همگى ، كافر بودند .

و ردّ اللّه الذين كفروا

طبق آنچه در آغاز سوره آمد، احزاب گرد آمده براى جنگ با مسلمانان مدينه، از مشركان و منافقان و يهوديان بودند، ولى خداوند از همه آنان، به «الذين كفروا» تعبير كرده است و اين، حكايت از كفر همگى آنان مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 17

17 - مشركان ، مردمانى كافراند .

إذ تأمروننا أن نكفر باللّه و نجعل له أندادًا . .. و إذا تتلى عليهم ءايـتنا ... و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 36 - 1

1 - منكران قرآن ، كافراند .

ثمّ أورثنا الكتـب . .. و الذين كفروا

مقصود از كفر در اين آيه ـ به قرينه آيات پيشين كه درباره قرآن كريم بود ـ انكار قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 12 - 3

3 - شرك ، كفر است و مشركان ، كافراند .

إنّ الذين كفروا . .. ذلكم بأنّه إذا دعى اللّه وحده كفرتم و إن يشرك به تؤمنوا

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه در اين آيات، مشركان با عنوان كافران معرفى شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 25 - 16

16 - فرعون ، هامان و قارون ، از كافران بودند .

إلى فرعون و هـمـن و قـرون فقالوا سـحر كذّاب . .. و ما كيد الكـفرين إلاّ فى ضلـل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 41 - 6

6 - تحريف گران آيات الهى ، كافراند .

إنّ الذين يلحدون فى ءايـتنا . .. إنّ الذين كفروا بالذّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 56 - 8

8 - كافران و روى گردانان از عبادت خداوند ، دور ماندگان از هدف آفرينش و عنايت حق *

و ما خلقت . .. إلاّ ليعبدون

از اين كه هدف الهى از آفرينش انسان، پرستشگرى حق دانسته شده، استفاده مى شود كه كافران از هدف عالى خلقت ـ كه مورد نظر حق بوده ـ دور مانده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 4 - 9

9 - منكران حدود الهى در حكم كافران اند .

و تلك حدود اللّه و للكـفرين عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 8

8 - اهل كتاب ( يهود و نصارا ) ، در صورت توطئه عليه اسلام و مسلمانان ، در زمره كافران اند .

الذين كفروا من أهل الكتـب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 2 - 3

3 - انسان ها از نظر جهان بينى و باور هاى دينى يا كافراند و يا مؤمن .

فمنكم كافر و منكم مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 10 - 1

1 - كسانى كه به كفر و تكذيب آيات الهى بپردازند ، اهل دوزخ اند .

و الذين كفروا و كذّبوا بـايـتنا أُولـئك أصحـب النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 31 - 8

8 - كفر و نپيمودن راه خدا ، ظلم است و كافران ظالم اند .

و الظـلمين أعدّ لهم عذابًاأليمًا

مقصود از «ظالمين» ـ به قرينه آيات گذشته ـ كافرانى هستند كه راه خدا را نمى پيمايند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 17 - 7

7 - كسانى كه خود را از رهنمود هاى خداوند و تذكرات قرآن بى نياز مى پندارند ، كافر و سزاوار سخت ترين كيفرهايند .

قتل الإنسـن ما أكفره

اين آيه و آيات بعد را مى توان با آيات پيشين، مرتبط دانست; در اين صورت حرف «ال» در «الإنسان» عهد ذكرى بوده و اشاره به «من استغنى» در آيات قبل خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 22 - 2

2 - منكران معاد ، كافراند .

لتركبنّ طبقًا عن طبق . .. بل الذين كفروا يكذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 1 - 4

4 - منكران اسلام ـ چه از اهل كتاب باشند و چه مشرك ـ كافراند .

الذين كفروا من أهل الكتـب و المشركين

حرف «من» براى تبيين است و مصداق «الذين كفروا» را، اهل كتاب و مشركان معرفى كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 6 - 4،5

4 - منكران اسلام ـ چه اهل كتاب باشند و چه مشرك ـ كافراند .

إنّ الذين كفروا من أهل الكتـب و المشركين

5 - اهل كتاب و مشركان ، در صورت خوددارى از پذيرش اسلام ، از عبادت خالصانه خداوند محروم مانده و خود را از بركات نماز و زكات دور ساخته اند .

و ما أُمروا إلاّ ليعبدوا اللّه مخلصين له الدين حنفاء و يقيموا الصلوة و يؤتوا الز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 1 - 2

2 - گروهى از كافران در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بى خبر از موضع قاطع آن حضرت در برابر كفر و اميدوار به تنزل او در برابر شرك

قل يـأيّها الكـفرون

ادامه سوره، قرينه است بر اين كه مراد از «الكافرون»، همه كافران نيستند; بلكه تنها آن گروه مخاطب اند كه اميدى به ايمان آنان نمى رفت. سخن گفتن با آنان در اين باره ـ كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) اهل سازش نيست ـ بيانگر آن است كه آنان تسامح و تساهل را براى آن حضرت، امكان پذير مى پنداشتند.

74- آبروريزى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 47 - 11

11- استفاده از تهمت و شخصيت شكنى ، از روش هاى مبارزه كافران با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم او

إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

75- آتش بس با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 192 - 1،2

1 - نبايد با كفرپيشگانى كه از جنگ و فتنه انگيزى دست كشيده اند ، نبرد كرد و آنان را به قتل رساند .

فإن انتهوا فإن اللّه غفور رحيم

متعلق «إنتهوا» به قرينه آيات قبل، جنگيدن و فتنه انگيزى است. جمله «فإن اللّه ...» جانشين جواب شرط مى باشد و تقدير كلام چنين است: فإن انتهوا عن القتال و الفتنة فلا تقاتلوهم و لاتقتلوهم إن اللّه غفور رحيم».

2 - مسلمانان ، بايد آتش بس اعلام شده از سوى كافران را بپذيرند . *

فإن انتهوا فإن اللّه غفور رحيم

76- آثار آخرت گريزى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 10

10 - دنياگرايى و آخرت گريزى گنه پيشگان و كافران ، فلسفه منع شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از پيروى از آنان

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا . .. إنّ هـؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومً

برداشت ياد شده، با توجّه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام تعليل براى منع از اطاعت از گنه پيشگان و كافران (و لاتطع منهم آثماً أو كفوراً) است.

77- آثار اتحاد با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 17 - 7

7 - نفاق و همسويى با كافران ، نمودى از ظلم

فكان عـقبتهما أنّهما فى النار . .. و ذلك جزؤا الظـلمين

چنانكه گفته شد آيه بر منافقان و كافران نيز تطبيق شود.

78- آثار اتمام حجت با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 42 - 2

2 - لزوم ترك بحث و احتجاج با كافران حق ناپذير ، پس از اتمام حجت و ارائه برهان

فذرهم يخوضوا و يلعبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 1 - 3

3 - كافران ، پس از ابلاغ برهان آشكار و رسيدن پيام اسلام به آنان ، به حال خود ر ها خواهند شد .

لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة

قيد «حتّى تأتيهم البيّنة» مفهومى دارد كه برداشت ياد شده، ناظر به آن است.

79- آثار اتمام حجت بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 13

13- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به ترك مناظره و محاجه با كافران ، پس از اتمام حجت بر ايشان *

قل إن افتريته فلا تملكون . .. كفى به شهيدًا بينى و بينكم

برداشت ياد شده براساس اين احتمال است كه تعبير «كفى به شهيدًا» به معناى ترك محاجه باشد; يعنى، پس از اتمام حجت، كار داورى درباره كافران را به خدا واگذار.

80- آثار اجابت خواسته هاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 5

5- در صورت تحقق درخواست كافران براى نزول ملائكه ، تمامى آنان هلاك مى شوند و مهلتى براى ايمان نخواهند داشت .

ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ و ما كانوا إذًا منظرين

انظار مصدر «منظر» به معناى تأخير انداختن است و حصر در آيه، نشان مى دهد كه با آمدن ملائكه، اجل هيچ كدام از كفار به تأخير نخواهد افتاد و به هلاكت خواهند رسيد.

81- آثار اختلاف كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 3 - 2

2 - اختلاف نظر كافران درباره معاد ، دليل نابه جا بودن موضع گيرى استهزاآميز آنان است .

عمّ يتساءلون . .. الذى هم فيه مختلفون

توصيف منكران معاد به كسانى كه با هم اختلاف نظر دارند، اشاره به اين است كه نبايد آنان درباره چيزى كه خود درباره آن آراى گوناگون دارند، موضع انكارآميز برگزينند; بلكه بايد آن را محتمل دانسته و از استهزاى معتقدان به آن دست بردارند.

82- آثار استكبار كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 12

12- روحيه استكبارى ، عامل اصلى مخالفت كافران با قرآن و نه شبهات اصولى و ترديد در ارزش آن

و شهد شـهد . .. فـامن و استكبرتم

تصريح خداوند بر استكبار كافران، على رغم ايمان حق گرايان به قرآن، اشاره به مطلب بالا دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 11 - 2

2- برخورد تحقيرآميز كافران ، با گرايش محرومان به دين ، نمودى از روحيه استكبارى آنان است .

و استكبرتم . .. و قال الذين كفروا للذين ءامنوا لو كان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 25 - 7

7 - پرسش بهانه جويانه كافران ، درباره زمان برپايى قيامت ، ناشى از خوى لجاجت ، استكبارى و حق گريزى آنان بوده است .

بل لجّوا فى عتوّ و نفور . .. و يقولون متى هـذا الوعد إن كنتم صـدقين

83- آثار اسلام كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 46 - 3

3 - كافران ، در صورت پذيرش اسلام ، هيچ غرامتى نمى پرداختند و از اين بابت تحت فشار نبودند .

فهم من مغرم مثقلون

84- آثار اطاعت از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 28 - 3

3- پيروى از فريب ها و زيبانمايى هاى شيطان و اطاعت از كافران ، مايه خشم الهى و عذاب

الشيطـن سوّل لهم . .. سنطيعكم فى بعض الأمر ... ذلك بأنّهم اتّبعواما أسخط اللّه

برداشت بالا بنابراين نكته است كه «اتّبعوا ما أسخط اللّه» به آنچه در آيات پيشين تحت عنوان «الشيطان سوّل لهم» و «قالوا . .. سنطيعكم فى بعض الأمر» آمده است، نظر داشته باشد.

85- آثار افساد كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 88 - 8

8- عذاب اخروى كافران ، بازتاب فسادگرى مستمر خود آنان است .

زدنـهم عذابًا . .. بما كانوا يفسدون

86- آثار امكانات مادى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 4 - 8

8 - مؤمنان مجاهد ، در معرض قرار گرفتن در موضع انفعالى و متأثر شدن در برابر قدرت و مكنت بسيار دشمنان و كافران مخالف

فلايغررك تقلّبهم فى البلـد

برداشت ياد شده از هشدار خداوند، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 33 - 10

10 - واگذارى مزايا ، امكانات و بهرهورى هاى زندگى دنيايى به كافران ، امرى نادرست و زمينه گرايش نسل ها به كفر

و لولا أن يكون الناس أمّة وحدة لجعلنا لمن يكفر

87- آثار انعطاف پذيرى در برابر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 13

13ـ انعطاف پذيرى در برابر كافران و منكران دين ، سست كننده بنيان رحمت و مودّت ميان مؤمنان

أشدّاء على الكفّار رحماء بينهم

اين برداشت، وجه ديگر برداشت قبل است.

88- آثار ايمان به شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 2

2- ايمان به پيروزى راه ايمان و شكست نهايى كافران ، مقتضى صلابت و جديت مؤمنان در نبرد با جبهه كفر

الذين كفروا . .. أضلّ أعمـلهم ... فإذا لقيتم الذين كفروا فضرب الرقاب

فاء در «فإذا لقيتم» مفيد ترتب و نتيجه است; يعنى، اكنون كه دانستيد تلاش كافران بى ثمر خواهد ماند (أضلّ أعمالهم) و فرجام مؤمنان به صلاح خواهد گراييد (أصلح بالهم) پس دلگرم باشيد و با يقين به پيروزى نبرد كنيد (فإذا لقيتم. .. فضرب الرقاب).

89- آثار ايمان كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 12 - 24

24 - عدم زدايش تمامى آثار گناهان كافران ، به صرف روى آوردن آنان به ايمان

يـأيّها النبىّ إذا جاءك . .. فبايعهنّ و استغفر لهنّ اللّه

از اين كه پس از پذيرش بيعت مؤمنان، باز هم خداوند از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواسته است تا براى ايشان استغفار كند; معلوم مى شود كه به صرف ايمان، تمامى آثار گناهان گذشته محو نشده و نياز به استغفار است.

90- آثار باطل گرايى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 22 - 6

6- رسوخ باطل در روح كافران ، مايه به تمسخر گرفتن جدى ترين هشدارها

قالوا . .. فأتنا بما تعدنا إن كنت من الصـدقين

تعبير «لتأفكنا عن آلهتنا»، نشانگر رسوخ بت پرستى و شرك در روح قوم عاد و درخواست عذاب، در حقيقت سخنى از روى استهزا و ناباورى است.

91- آثار بينايى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 38 - 8

8- شنوايى و بينايى كافران در قيامت ، موجب نجات آنان نمى گردد .

أسمع بهم و أبصر يوم يأتوننا لـكن الظـلمون اليوم فى ضلـل مبين

«ال» در «اليوم» چنانچه عهد ذكرى باشد، مراد روز قيامت است كه در «يوم يأتوننا» مطرح شده است و «لـكن» استدراك از توهم نجات است كه جمله «أسمع بهم و أبصر» آن را پديد آورده است.

92- آثار پيروى از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 149 - 1،8

1 ـ ارتداد ، پيامدى براى اطاعت و پيروى از كافران

يا ايّها الّذين امنوا ان تطيعوا الّذين كفروا يردّوكم على اعقابكم

8 ـ از دست دادن ارزش هاى اصيل ايمانى ، از پيامد هاى تبعيّت از كفرپيشگان

ان تطيعوا . ... فتنقلبوا خاسرين

از مصاديق روشن خسارت جامعه ايمانى، از دست دادن ارزشهاى اسلامى و ايمانى است.

93- آثار تأخير عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 46 - 6

6 ـ تأخير افتادن عذاب كافران نه به سود آنان بلكه باعث تشديد عذاب اخروى آنان خواهد شد .

ثم اللّه شهيد على ما يفعلون

همان گونه كه تأخير عذاب باعث نگرانى پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بود، براى كافران نيز ـ به قرينه آيه بعد (يقولون متى هذا الوعد) ـ دستاويز قرار گرفته بود تا به استهزاى مؤمنان بپردازند، از اين رو جمله «ثم اللّه شهيد على ما يفعلون» (خداوند پس از ستاندن جان تو، به دقت تمام اعمال آنان را زير نظر دارد)، چنان كه در برداشت فوق آمده، مى تواند بيانگر حكمت تأخير عذاب باشد.

94- آثار تكبر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 5

5 - كبر و خودبرتربينى ، عامل جدال و ستيزه جويى كافران و مشركان با آيات الهى و پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

إنّ الذين يجـدلون فى ءايـت اللّه . .. إن فى صدورهم إلاّ كبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 48 - 4

4 - كافران مغرور و خودخواه دنيا ، محكوم به ذلت و خوارى در آخرت

أم يقولون نحن جميع منتصر . .. يوم يسحبون فى النار على وجوههم ذوقوا مسّ سقر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 52 - 4

4 - غرور و خودخواهى كافران ، عامل مخالفت آنان با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

بل يريد كلّ امرىء منهم أن يوتى صحفًا منشّرة

95- آثار تكبر كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 82 - 11

11 - مخالفت كافران و مشركان صدر اسلام با پيامبراسلام ، برخاسته از فريفتگى آنان به اقتدار نسبى خويش بود .

كانوا أكثر منهم و أشدّ قوّة و ءاثارًا فى الأرض

نكوهش مخالفان پيامبراسلام، بر عبرت نگرفتن آنان از زوال قدرت ها و تمدن هاى گذشته، مى رساند كه سرپيچى آنان از پذيرش اسلام، برخاسته از دلخوشى آنان به امكانات و اقتدار نسبى خود بوده است.

96- آثار تكذيبگرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 6

6 - مداومت كافران بر تكذيب ، طغيان و گناه ، مايه چركين شدن قلب و مسدود شدن راه هاى شناخت بر آنان است .

بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون

مراد از «ما كانوا يكسبون»، همان امورى است كه آيات پيشين درباره كافران برشمرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 20 - 5

5 - احاطه تكذيب گرى بر انديشه كافران ، موجب احاطه غافلگيرانه عذاب الهى بر آنان است .

فى تكذيب . و اللّه من ورائهم محيط

تعبير «فى تكذيب»، بر احاطه تكذيب گرى بر كافران دلالت دارد و جمله «و اللّه . .. محيط»، كافران را به احاطه خداوند تهديد كرده است; كه حاصل آن بسته بودن راه فرار از عذاب فراگير است.

97- آثار تمايلات كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 71 - 1

1 - تنظيم نظام تشريع و تكوين بر اساس تمايلات و هوس هاى كافران ، مايه تباهى نظام هستى

و لو اتبع الحقّ أهواءهم لفسدت السمـوت و الأرض و من فيهنّ

اين آيه، ادامه آيه پيشين است. در آيه قبل بيان شد كه مخالفت كافران و رفاهمندان با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن، از آن جهت نبود كه آن دو براى آنها ناشناخته بود; بلكه از آن رو بود كه پيام هاى قرآن ـ كه آورنده آن پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد ـ سراسر حق است و حق در ذائقه آنها ناخوشانيد بود. بنابراين آنها در صورتى پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مى پذيرفتند كه سخنانى مطابق هوس هاى آنها مى آورد. در اين آيه نيز مى فرمايد: اما هرگز حق نمى تواند تابع هوس هاى آنها شود; زيرا در آن صورت ـ با توجه به نامحدود و متناقض بودن خواسته ها ـ همه چيز از هم مى پاشيد; نه آسمان باقى مى ماند، نه زمين و نه موجودات ساكن در آنها.

98- آثار توبه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 34 - 2

2- امكان شمول عفو الهى ، نسبت به كافران حق ستيز ، به شرط توبه و پشيمانى قبل از مرگ

إنّ الذين كفروا و . .. ثمّ ماتوا و هم كفّار فلن يغفر اللّه لهم

از مفهوم آيه شريفه، استفاده مى شود كه اگر كافر معاند در حال كفر نميرد و قبل از مرگ توبه كند، مشمول «لن يغفر اللّه» نخواهد بود.

99- آثار توجيه گرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 44 - 2

2 - سطحى نگرى و توجيه گرى كافران ، نسبت به آيات هشداردهنده الهى ، مانع عبرت آموزى آنان است .

و إن يروا كسفًا من السّماء ساقطًا يقولوا سحاب مركوم

از اين كه كافران، با وجود مشاهده نشانه هاى عينى عذاب، آن را پديده اى طبيعى و بى خطر مى انگارند; استفاده مى شود كه حتى نماياندن نمودهاى اعجازى، مايه عبرت آنان نخواهد بود.

100- آثار توطئه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 74 - 7

7- رهبران دينى ، در معرض خطر عقب نشينى از برخى مواضع اصولى خويش ، در برابر كافران

و لولا أن ثبّتنك لقد كدتّ تركن إليهم شيئًا قليلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 42 - 4

4 - مكر و توطئه كافران عليه دين و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شكست پذير و گريبانگير خود آنان

فالذين كفروا هم المكيدون

101- آثار تهديدهاى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 106 - 4

4- برخى از مسلمانان صدراسلام ( مانند عمارياسر ) به خاطر فشار هاى شديد كافران ـ على رغم ايمان باطنى خود ـ الفاظ كفرآميز بر زبان جارى كردند .

من كفر بالله من بعد إيمـنه إلاّ من أُكره و قلبه مطمئنّ بالإيمـن

طبق شأن نزولى كه درباره آيه آمده است، قضيه مربوط به عمارياسر است كه از شدت شكنجه، سخنان كفرآميز بر زبان جارى كرد.

102- آثار ثروت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 131 - 17

17 - ثروت انبوه براى كافران ، عذاب آور و سختى آفرين است .

لنفتنهم فيه

از معانى «فتنة» عذاب و مشقت است (قاموس). لام در «لنفتنهم» لام عاقبة و بيانگر بازتاب پيش بينى نشده ثروت مندى است.

103- آثار ثروت كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 14 - 4

4 - ثروت و جمعيت بسيار كافران در صدر اسلام ، عامل تكذيب دين و مانع آنان از پذيرش ايمان

أن كان ذا مال و بنين

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «أن كان ذا. ..» متعلق به فعل محذوفى (مانند «كذّب») باشد كه جمله شرطيه «إذا تتلى...» ـ در آيه بعد ـ بر آن دلالت دارد. تقدير آن چنين است: «لكونه ذا مال و بنين كذّب بآياتنا...».

104- آثار جهل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 99 - 4

4- بى دقتى و جهل كافران به عظمت آفرينش آسمان ها و زمين ، زمينه ساز انكار حيات دوباره انسان از سوى آنان است .

أو لم يروا أن الله الذى خلق السموت و الأرض قادر على أن يخلق مثلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 39 - 3

3- جهل كفار به سختى و شدت عذاب الهى ، عامل تعجيل آنان براى تحقق عذاب است .

و يقولون متى هـذا الوعد . .. لويعلم الذين كفروا حين لايكفّون عن وجوههم النار ...

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه جواب مقدر «لو» جمله «لمّا استعجلوا العذاب أو قيام الساعة» (در نزول عذاب و يا در برپايى قيامت عجله نمى كردند) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 7 - 9

9 - استبعاد معاد از سوى كافران ، ناشى از ناآگاهى آنان از قدرت مطلقه خداوند است .

خلق السمـوت . .. زعم الذين كفروا أن لن يبعثوا قل بلى و ربّى لتبعثنّ ... و ذلك عل

105- آثار جهل كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 26 - 7

7 - تكذيب رسالت پيامبر اسلام از جانب كافران ، برخاسته از ناآگاهى و غفلت آنان ، از سرنوشت شوم تكذيب كنندگان بود .

فأذاقهم اللّه الخزى . .. لو كانوا يعلمون

106- آثار حق ستيزى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 32 - 1

1- كافران ، با كفر و حق ستيزى و مخالفتشان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناتوان از رسانيدن كمترين زيان به خداوند

إنّ الذين كفروا و . .. لن يضرّوا اللّه شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 5 - 1

1ـ شبهات كافران درباره معاد ، ناشى از روحيه حق ستيزى آنان است ; نه نامعقول بودن آن .

بل كذّبوا بالحقّ لمّا جاءهم

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه مراد از «الحقّ»، حقانيت قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد; يعنى، اينان در همان آغاز نشانه هاى حق را ديدند و به تكذيب آن پرداختند. اين حق ستيزى، بسيارى از حقايق معقول را براى آنان، ناممكن جلوه داده است.

107- آثار حق ناپذيرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 71 - 11

11 - حق ناپذيرى كافران ، تنها مايه محروميت آنان از رهنمود هاى بيدار كننده قرآن

بل أتينـهم بذكرهم . .. معرضون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 8 - 2

2 - رسوخ روحيه حق ناپذيرى در بيشتر كافران ، عامل بى تأثيرى آيات الهى درآنان

و ما كان أكثرهم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 10 - 6

6- به كارگيرى تهديد از سوى خداوند ، پس از ارائه منطق و برهان و تأثيرناپذيرى كافران از آن

فارتقب يوم تأتى السماء بدخان مبين

«فاء» تفريع، تهديد را متفرع بر حق ستيزى كافران و عدم تأثير منطق و برهان بر آنان كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 7 - 6

6- سحر خواندن قرآن ، نتيجه تضاد و بحران درونى كافران ، در انكار حق و مشاهده نفوذ آيات وحى *

قال الذين كفروا للحقّ لمّا جاءهم هـذا سحر مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 11 - 10

10- حق ناپذيرى و هدايت گريزى كافران ، منتهى به دروغ شمردن پيام راستين وحى

و إذ لم يهتدوا به فسيقولون هـذا إفك قديم

«فاء» در «فسيقولون»، بيانگر ترتّب و نتيجه است; يعنى، اتهام آنان به قرآن، نتيجه حق ناپذيرى و هدايت گريزى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 25 - 7

7 - پرسش بهانه جويانه كافران ، درباره زمان برپايى قيامت ، ناشى از خوى لجاجت ، استكبارى و حق گريزى آنان بوده است .

بل لجّوا فى عتوّ و نفور . .. و يقولون متى هـذا الوعد إن كنتم صـدقين

108- آثار حق ناپذيرى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 2 - 3

3 - خوى سركشى و حق ناپذيرى كافران در آغاز بعثت ، مانع پذيرش اسلام از سوى آنان گرديد .

و القرءان ذى الذكر . بل الذين كفروا فى عزّة و شقاق

«بل» در «بل الذين. ..» براى اضراب انتقالى است; بدين معنا كه خداوند پس از آن كه خاصيت بيدارگرى و ذكر بودن قرآن را مطرح فرمود، به پاسخ اين سؤال پرداخت كه: چرا كافران چنين كتاب آگاهى بخش را نپذيرفتند؟ در جواب مى فرمايد: نپذيرفتن آنان به دليل وجود روح سركشى و حق ناپذيرى در آنها است.

109- آثار دروغگويى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 55 - 10

10 - عامل بازداشتن كافران از رويكرد به حق ، دروغ پردازى آنان است .

كذلك كانوا يؤفكون

«كذلك» اشاره به دروغ پردازى و افترا زدن كافران مجرم است; يعنى، همان طور كه در قيامت دروغ مى گويند در دنيا نيز عمل مى كردند. لازم به ذكر است كه ريشه «يؤفكون» «إفك» است و به معناى «هر نوع باز داشته شدن از جهت و موقعيتى است كه شايسته بوده در آن موقعيت باشد» (مفردات راغب). بنابراين، مراد از «يؤفكون»، منصرف شدن از عقيده حق و گرايش يافتن به باطل است.

110- آثار دشمنى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 48 - 3

3- مخالفت و عنادورزى كافران با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با تمثيل و توصيف هاى ناروا ، در پى دارنده گمراهى علاج ناپذير براى آنان

كيف ضربوا لك الأمثال فضلّوا فلايستطيعون سبيلاً

برداشت فوق بنابراين است كه مراد از «سبيلاً» راه هدايت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 50 - 5

5 - مخالفت عمدى و ستيزه جويانه كافران با پيامبران ، موجب دوزخى شدن و محروميت آنان از تخفيف در عذاب الهى

قالوا أَوَ لم تك تأتيكم رسلكم بالبيّنـت قالوا بلى قالوا فادعوا و ما دعـؤا الكـفر

اعتراف كافران دوزخى به اين كه به پيامبران و دلايل روشن آنان دست يافته بودند، نشان مى دهد كه مخالفت آنان با تعاليم آسمانى، از روى عمد و ستيزه جويانه بوده است و همين موجب دوزخى شدن و محروميت آنان از تخفيف در عذاب گرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 12

12- عناد شديد كافران ، زمينه ساز گرايش پيامبر (صلی الله علیه و آله) به درخواست عذاب ، براى آنان

و لاتستعجل لهم

از نهى «لاتستعجل» اگر استفاده نشود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) درخواست عذاب كرده است; مى توان استفاده كرد كه عناد كافران تا بدان جا شديد بوده كه زمينه چنين درخواستى را فراهم مى كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 36 - 4

4 - لجاجت و عناد ، مانع درس آموزى كافران از آفرينش هستى

أم خلقوا السمـوت و الأرض بل لايوقنون

عبارت «بل لايوقنون» بيانگر اين نكته است كه موضع گيرى ناباورانه كافران درباره قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) برخاسته از يقين علمى آنان نيست; بلكه صرفاً از روى ستيزه جويى و لجبازى مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 9

9 - ممنوعيت دوستى و ارتباط با كافران ، منوط به وجود درگيرى و عداوت ميان ايشان و مسلمانان *

لاتتّخذوا عدوّى و عدوّكم أولياء . .. يخرجون الرسول و إيّاكم

برداشت بالا، بدان احتمال است كه تعبير «قد كفروا . .. يخرجون الرسول...» ـ كه فلسفه نهى در «لاتتّخذوا عدوّى» را بيان مى كند ـ در عين حال قلمرو نهى را نيز مشخص سازد.

111- آثار دشنام به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 5

5 ـ دشنام عليه كافران موجب دشمنى و كينه توزى جاهلانه و بدون توجه آنان عليه خداوند مى گردد.

و لاتسبوا الذين . .. فيسبوا الله عدوا بغير علم

112- آثار دنياطلبى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 7 - 11

11- روى گردانى كافران از ارزش هاى نو قرآن ، معلولِ دنياطلبى آنان است .

لم يؤمنوا بهـذا الحديث . .. ما على الأرض زينة لها لنبلوهم

جمله «إنّا جعلنا ما على الأرض زينة لها» مى تواند به عنوان تعليلى براى اِعراض كافران مطرح باشد; يعنى، زيبايى دنيا، باعث شده كه ايشان به آن، دلْ خوش كنند و به قرآن ايمان نياورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 10

10 - دنياگرايى و آخرت گريزى گنه پيشگان و كافران ، فلسفه منع شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از پيروى از آنان

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا . .. إنّ هـؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومً

برداشت ياد شده، با توجّه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام تعليل براى منع از اطاعت از گنه پيشگان و كافران (و لاتطع منهم آثماً أو كفوراً) است.

113- آثار دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 139 - 3

3 ـ پذيرش دوستى و سرپرستى كفار ، در پى دارنده عذابى دردناك

بشّر المنفقين بأنّ لهم عذاباً أليماً. الذين يتّخذون الكفرين أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 143 - 10

10 ـ پذيرش دوستى و سرپرستى كفار ، خيانت در جنگ ، خدعه با خدا ، سستى در عبادت ، رياكارى و كم به ياد خدا بودن ، موجب گمراهى و محروميت دايمى از هدايت الهى است .

و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا

از مصاديق مورد نظر براى (من يضلل)، كسانى هستند كه در آيات قبل (از 138 تا 143) خصلتهاى آنان بر شمرده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 53 - 13

13 ـ برقرارى پيوند هاى دوستى با كافران از سوى اهل ايمان ، تباه كننده اعمال نيك آنان

حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 10،15

10 ـ محروميت مسلمانان از محبت خداوند ، در صورت ايجاد روابط دوستانه با كافران

من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتى اللّه بقوم يحبهم

15 ـ دوستى با كافران ( يهود ، نصارا و . . . ) ، موجب فروتنى در مقابل آنان و گردنفرازى در مقابل اهل ايمان

من يرتد منكم عن دينه . .. اذلة على المؤمنين اعزة على الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 14،17

14 ـ پذيرش ولايت كافران و دوستى با آنان ، موجب غضب خداوند بر بنى اسرائيل

ترى كثيراً منهم يتولون . .. لبئس ما قدمت لهم انفسهم ان سخط اللّه عليهم

17 ـ غضب الهى و عذاب هميشگى ، دستاور پذيرش ولايت كافران و دوستى با آنان

يتولون الذين كفروا لبئس . .. ان سخط اللّه عليهم و فى العذاب هم خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 23 - 5

5 ـ مسلمانانى كه با كفار و دشمنان اسلام پيوند دوستى و موالات مى بندند ، مردمانى ستم پيشه اند .

إن استحبوا الكفر على الإيمن و من يتولهم منكم فأولئك هم الظلمون

114- آثار ذكر دشمنى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 2 - 4

4 - توجه مسلمانان به عمق دشمنى ها و تعارض هاى جبهه كفر با اسلام ، مانع برقرارى روابط دوستانه با آنان

تسرّون إليهم بالمودّة . .. إن يثقفوكم يكونوا لكم أعداء

از بيان دشمنى كافران با مؤمنان ـ در پى خبر دادن از رابطه دوستى باكافران ـ استفاده مى شود كه توجه به اين امر بازدارنده مسلمانان از ارتباط با آنان است.

115- آثار ذكر فرجام كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 13

13- توجه به فرجام مؤمنان و كافران ، نقشى تعيين كننده در گرايش انسان به ايمان يا كفر دارد .

فمن شاء فليؤمن و من شاء فليكفر إنّا أعتدنا للظـلمين نارًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 35 - 2

2- توجه به نافرجامى خط كفر ، مقتضى مصمم بودن مؤمنان در نبرد با كافران بدون هيچ سستى و سازش

فلن يغفر اللّه لهم . فلاتهنوا و تدعوا إلى السلم

«فا» در «فلاتهنوا» ترتّب و تفريع را مى رساند و از ترتّب اين آيه بر مفاد آيه قبل، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 55 - 6

6 - توجه به فرجام بسيار متفاوت مؤمنان و كافران ، زمينه ساز گرايش انسان به ايمان

إنّ المجرمين فى ضلـل و سعر . .. إنّ المتّقين فى جنّـت و نهر . فى مقعد صدق عند مل

116- آثار ذكر كيفر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 5

5- توجه به كيفر حتمى كافران در قيامت ، زمينه ساز صبر و شكيبايى رهبران الهى در برابر عنادورزى هاى مخالفان

يعرض الذين كفروا على النار . .. فاصبر كما صبر أولواالعزم من الرسل

«فاء» در «فاصبر»، تفريع را افاده مى كند و ارتباط اين آيه با آيه قبل، صبر را فرع و نتيجه توجه به عذاب كافران قرار داده است.

117- آثار ذكر هلاكت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 55 - 16

16- توجه به تاريخ هلاكت بار كفرپيشگان و سنت هاى جارى الهى ، زمينه ساز ايمان به رهنمود هاى الهى و پوزش از لغزش ها است .

و ما منع الناس أن يؤمنوا . .. و يستغفروا ربّهم إلاّ أن تأتيهم سنّة الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 27 - 3

3- تذكر به هلاكت اقوامى كافر در اطراف مكه ، هشدارى به مكيان حق ناپذير

و لقد أهلكنا ما حولكم من القرى

مخاطب «كم» مشركان مكه اند.

118- آثار رشد اقتصادى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 77 - 3

3- وضعيت بهتر اقتصادى و معيشتى كافران عصر بعثت ، زمينه ساز گرايش عده اى از مردم به كفر بود .

كفر بأيـتنا و قال لأُتينّ مالاً

بينش مطرح شده در اين آيه، از انديشه اى سرچشمه مى گيرد كه در آيات پيشين با جمله «قال الذين كفروا. .. أىّ الفريقين خير مقاماً» به آن اشاره شده بود.

119- آثار رفاه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 64 - 3

3 - رفاه و برخوردارى كافران ، سبب ساز هلاكت و نگون بختى آنان است ، نه نشان سعادت و نيكبختى .

أيحسبون . .. نسارع لهم فى الخيرت ... حتّى اذا أخذنا مترفيهم بالعذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 33 - 1

1 - گرايش تمامى انسان ها به كفر ، در صورت برخوردارى همه كافران از رفاه و نعمت

و لولا أن يكون الناس أمّة وحدة لجعلنا . .. سقفًا من فضّة

مراد از «اُمّة واحدة» ممكن است كافر شدن تمام انسان ها باشد.

120- آثار سازش با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 26 - 1،2

1- همدلى و سازش نهانى با كافران ، دليل ارتداد بيماردلان منافق

إنّ الذين ارتدّوا . .. ذلك بأنّهم قالوا للذين ... سنطيعكم فى بعض الأمر

برداشت بالا بنابراين نكته است كه «ذلك» اشاره به ارتداد باشد ـ كه از آيه قبل (إنّ الذين ارتدّوا) استفاده مى شود ـ و با توجه به اين كه مراد از «الذين كرهوا. ..» كافران معانداند.

2- سازش با كافران و همكارى با آنان عليه دين ، مايه ارتداد است .

إنّ الذين ارتدّوا . .. ذلك بأنّهم قالوا ... سنطيعكم فى بعض الأمر

121- آثار سخنان باطل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 3

3 - گفتار نارواى كافران عليه دين ، مايه رنج و اذيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فاصبر على ما يقولون

122- آثار سرمستى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 75 - 1

1 - شادمانى ناحق و سر مستى گسترده در جامعه از سوى كافران و مشركان ، سبب گرفتار شدن آنان به انواع عذاب ها در قيامت

ذلكم بما كنتم تفرحون فى الأرض بغير الحقّ و بما كنتم تمرحون

«با» در «بما كنتم» براى سببيت است. «فرح» (مصدر «تفرحون») به معناى سرور و شادمانى است و «مرح» (مصدر «تمرحون») به معناى سرور و شادمانى افراطى و بيش از حد است آن گونه كه سبب غرور و سر مستى مى گردد. گفتنى است در اين برداشت ، مشار اليه «ذلكم» عذاب هاى ياد شده در آيات پيشين، دانسته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 8 - 6

6 - سرخوشى و هواپرستى كافران در دنيا ، درپى دارنده دشوارى هاى ديرپاى قيامت

و اتّبعوا أهواءهم . .. يقول الكـفرون هـذا يوم عسر

«عسر» (صفت مشبهه) دال بر ثبات و دوام وصف است.

123- آثار سطحى نگرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 7 - 7

7 - استهزا و ريشخند كردن مسأله معاد از سوى كافران ، معلول سطحى نگرى آنان به مظاهر با ارزش حيات

أنبـؤا ما كانوا به يستهزءون . أَوَلم يرواإلى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 9 - 1

1 - آگاهى اندك و سطحى كافران از قرآن ، دستمايه آنان براى تمسخر آيات الهى

و إذا علم من ءايـتنا شيـًا اتّخذها هزوًا

كلمه «شيئاً»، اندك و ناچيز بودن اطلاعات كافران را افاده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 44 - 2

2 - سطحى نگرى و توجيه گرى كافران ، نسبت به آيات هشداردهنده الهى ، مانع عبرت آموزى آنان است .

و إن يروا كسفًا من السّماء ساقطًا يقولوا سحاب مركوم

از اين كه كافران، با وجود مشاهده نشانه هاى عينى عذاب، آن را پديده اى طبيعى و بى خطر مى انگارند; استفاده مى شود كه حتى نماياندن نمودهاى اعجازى، مايه عبرت آنان نخواهد بود.

124- آثار سلطه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 6

6 ـ دشمنان اسلام و كافران حق ستيز در صورت تسلط بر مسلمانان هرگز بر پيمان و پيوند دوستى و خويشاوندى پايبند نخواهند بود .

كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة

125- آثار شبهه افكنى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 9 - 3

3 - تأثيرپذيرى مردمان كم عقل و ضعيف الرأى ، از سخنان انكارآميز كافران مكه عليه موضوع رستاخيز و روز جزا

إنّكم لفى قول مختلف . يؤفك عنه من أُفك

ضمير در «عنه» مى تواند به «قول مختلف» بازگردد. در اين صورت «عن» تعليليه بوده و جمله «يؤفك...» صفت براى «قول» مى باشد; يعنى، «يؤفك بسببه...».

126- آثار شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 40 - 3

3 - شكست كافران و مشركان در پيكار با اسلام و مسلمانان ، جلوه عذاب الهى

من يأتيه عذاب يخزيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 6،19

6- اسيركردن نيرو هاى دشمن در ميدان جنگ ، امرى مجاز پس از متلاشى كردن سپاه كفر و زمين گير ساختن آنان

حتّى إذا أثخنتموهم فشدّوا الوثاق

19- امت اسلامى ، موظّف به نبرد بى امان با جبهه كفر تا فرونشاندن شعله هاى شرارت آنان

فشدّوا الوثاق . .. حتّى تضع الحرب أوزارها

خطاب آيه، مى تواند به امت اسلامى در همه زمان ها باشد; يعنى، هرگاه جبهه كفر با اسلام به ستيز برخاست، مسلمانان موظف اند تا مرحله خلع سلاح جبهه كفر به مبارزه ادامه دهند. اين مطلب از ملاك هايى كه آيه به دست داده است (أثخنتموهم ... تضع الحرب) استفاده مى شود.

127- آثار شنوايى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 38 - 8

8- شنوايى و بينايى كافران در قيامت ، موجب نجات آنان نمى گردد .

أسمع بهم و أبصر يوم يأتوننا لـكن الظـلمون اليوم فى ضلـل مبين

«ال» در «اليوم» چنانچه عهد ذكرى باشد، مراد روز قيامت است كه در «يوم يأتوننا» مطرح شده است و «لـكن» استدراك از توهم نجات است كه جمله «أسمع بهم و أبصر» آن را پديد آورده است.

128- آثار طغيانگرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 53 - 2

2 - روحيه طغيان و سركشى ، ريشه اصلى مواضع همگون كافران عليه پيامبران

أتواصوا به بل هم قوم طاغون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 32 - 4

4 - طغيان و سركشى ، عامل اصلى رويارويى كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و آرزوى خاموشى پيام وحى

نتربّص به ريب المنون . .. أم هم قوم طاغون

129- آثار ظلم كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 44 - 3

3 ـ حق ستيزى و هدايت ناپذيرى كافران ، پيامد ظلمى است كه آنان بر خودشان كرده اند .

و منهم من يستمعون إليك . .. و منهم من ينظر إليك ... و لكن الناس أنفسهم يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 16 - 7

7 - عذاب دوزخ ، ستمى از سوى كافران به خويش و نه از جانب خداوند

إنّما تجزون ما كنتم تعملون

130- آثار عبرت ناپذيرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 10 - 1

1- توبيخ كافران از سوى خداوند ، به خاطر عبرت نگرفتن از سرنوشت شوم كافران گذشته تاريخ

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عـقبة الذين من قبلهم

131- آثار عجب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 11

11 - خودپسندى و زيبا ديدن رفتار زشت خويش ، جلوه گمراهى كافران

أفمن زيّن له سوء عمله . .. فإنّ اللّه يضلّ من يشاء و يهدى من يشاء

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «فإنّ اللّه يضلّ. ..» در مقام تعليل براى «أفمن زيّن...» است; يعنى، از آن جايى كه آنان رفتار زشت خود را زيبا مى ديدند و به خود پسندى گرفتار آمدند; خداوند هر كسى را كه بخواهد ـ مانند اين دسته ـ گمراه خواهد ساخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 52 - 4

4 - غرور و خودخواهى كافران ، عامل مخالفت آنان با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

بل يريد كلّ امرىء منهم أن يوتى صحفًا منشّرة

132- آثار عدم تعقل در فرجام كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 10 - 11

11- ناخشنودى از دين و پيام هاى الهى ، معلول نينديشيدن به عاقبت كفر و كافران *

كرهوا ما أنزل اللّه . .. أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا

از ارتباط «أفلم يسيروا» با «كرهوا ماأنزل اللّه»، مى توان استفاده كرد كه اگر كافران عصر بعثت به فرجام شوم پيشينيان كافر مى انديشيدند، اين چنين از پيام هاى دين، گريزان و ناخشنود نبودند.

133- آثار عدم تعقل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 10 - 2

2 - گوش دل نسپردن به سخنان پيامبران و تعقّل نكردن درباره آنها ، عامل دوزخى شدن كافران

و قالوا لو كنّا نسمع أو نعقل ما كنّا فى أصحـب السعير

134- آثار عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 41 - 5

5 - تبديل شدن كافران حق ستيز به موجوداتى بى جان ـ همچون خس و خاشاك ـ در پى نزول عذاب

فجعلنـهم غثاءً

«جعل» (مصدر «جعلنا») در جمله بالا، به معناى گردانيدن و تغيير دادن از صورتى يا حالتى، به صورت يا حالت ديگر است. «غثاء» نيز به خس و خاشاك روى آب گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 64 - 4

4 - فرياد و ضجه رفاهمندان كافر ، به هنگام لمس عذاب الهى

حتّى إذا أخذنا مترفيهم بالعذاب إذا هم يجئرون

ضمير «هم» در جمله «إذا هم يجئرون»، مى تواند به «مترفين» بازگردد. در اين صورت معناى «إذا هم يجئرون» چنين مى شود: «مترفان به هنگام لمس عذاب الهى، فرياد و ضجه سر مى دهند». هم چنين مى تواند به غفلت زدگان كافر بازگردد. در اين صورت معناى جمله فوق چنين مى شود: «كافران (پيروان مترفين) وقتى جلوداران خود را گرفتار عذاب ديدند، فرياد استغاثه سرمى دهند». برداشت فوق، بر پايه احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 47 - 7

7 - كافران و حق ستيزان ، تنها به هنگام گرفتار شدن به عذاب الهى متنبه شده و به ارزش تعاليم پيامبران پى مى برند .

أن تصيبهم مصيبة . .. فيقولوا ربّنا لولا أرسلت إلينا رسولاً

135- آثار عصيان كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 2 - 3

3 - خوى سركشى و حق ناپذيرى كافران در آغاز بعثت ، مانع پذيرش اسلام از سوى آنان گرديد .

و القرءان ذى الذكر . بل الذين كفروا فى عزّة و شقاق

«بل» در «بل الذين. ..» براى اضراب انتقالى است; بدين معنا كه خداوند پس از آن كه خاصيت بيدارگرى و ذكر بودن قرآن را مطرح فرمود، به پاسخ اين سؤال پرداخت كه: چرا كافران چنين كتاب آگاهى بخش را نپذيرفتند؟ در جواب مى فرمايد: نپذيرفتن آنان به دليل وجود روح سركشى و حق ناپذيرى در آنها است.

136- آثار عقيده باطل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 3 - 1

1- ناكامى و پوجى اعمال كافران بازتاب طبيعى باطل گرايى آنان

الذين كفروا . .. أضلّ أعمـلهم ... ذلك بأنّ الذين كفروا اتّبعواالبـطل

«ذالك» اشاره به فرجام پوچ و اعمال بى ثمر كافران است (أضلّ أعمالهم).

137- آثار عمل صالح كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 11

11 - كافران ، در روز رستاخيز به جاى نيل به ثمره اعمال نيك خويش ، با خدا و كيفر او مواجه خواهند شد .

و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة . .. حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا و وجد اللّه ع

138- آثار عمل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 209 - 6

6 - هلاك و عذاب كافران ، نتيجه عملكرد خود ايشان

و ما أهلكنا من قرية . .. و ما كنّا ظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 47 - 6

6 - مصيبت ها و رنج هاى كافران ، پى آمد عملكرد خود آنان

و لولا أن تصيبهم مصيبة بما قدّمت أيديهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 27 - 7

7 - مجازات و عقوبت كفرپيشگان ، بازتاب و تجسم عملكرد بد خود آنان است .

و لنجزينّهم أسوأ الذى كانوا يعملون

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «أسوء الذى. ..» خود جزا و كيفر باشد.

139- آثار عمل ناپسند كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 16 - 6

6 - آتش دوزخ ، تجسّم و عينيت اعمال نارواى خود كافران براى ايشان *

إنّما تجزون ما كنتم تعملون

تعبير «تجزون ما» ـ به جاى «تجزون بما» ـ بيانگر اين معنا است كه خود عمل، جزا واقع مى شود و اين در صورتى است كه عمل ناروا تجسّم پيدا كند.

140- آثار غفلت از هلاكت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 59 - 8

8 - تعجيل كافران در نزول عذاب ، ناشى از بى توجهى آنان به نابودى ياران گذشته خويش

فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب أصحـبهم فلايستعجلون

از «فلايستعجلون» استفاده مى شود كه كافران، ناباورانه تقاضاى عذاب مى كردند و آنها اگر آنان به راستى در سرنوشت ياران گذشته خويش تأمل مى كردند، هرگز چنين ناباورانه مجازات الهى را به استهزا نمى گرفتند.

141- آثار غفلت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 63 - 5

5 - غفلت از نظام ثبت و حسابرسى دقيق اعمال و كيفر و پاداش اخروى ، عامل بيگانگى كافران با اعمال نيك و آلودگى آنان به كردار هاى بد و ناشايست

بل قلوبهم فى غمرة من هـذا . .. هم لها عـملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 59 - 8

8 - تعجيل كافران در نزول عذاب ، ناشى از بى توجهى آنان به نابودى ياران گذشته خويش

فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب أصحـبهم فلايستعجلون

از «فلايستعجلون» استفاده مى شود كه كافران، ناباورانه تقاضاى عذاب مى كردند و آنها اگر آنان به راستى در سرنوشت ياران گذشته خويش تأمل مى كردند، هرگز چنين ناباورانه مجازات الهى را به استهزا نمى گرفتند.

142- آثار غفلت كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 26 - 7

7 - تكذيب رسالت پيامبر اسلام از جانب كافران ، برخاسته از ناآگاهى و غفلت آنان ، از سرنوشت شوم تكذيب كنندگان بود .

فأذاقهم اللّه الخزى . .. لو كانوا يعلمون

143- آثار قاطعيت با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 20

20- صلابت در برابر كافران ، مهرورزى با مؤمنان و استمرار بر عبادت ، زمينه برخوردارى جامعه اسلامى از فضل و رضاى الهى

أشدّاء . .. رحماء ... ركّعًا سجّدًا يبتغون

مى توان گفت: «يبتغون. ..» نتيجه و حاصل سه برنامه مؤمنان (1ـ أشدّاء، 2ـ رحماء، 3ـ ركعّاً سجّداً) است.

144- آثار قبول ولايت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 14

14 ـ پذيرش ولايت كافران و دوستى با آنان ، موجب غضب خداوند بر بنى اسرائيل

ترى كثيراً منهم يتولون . .. لبئس ما قدمت لهم انفسهم ان سخط اللّه عليهم

145- آثار قدرت طلبى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 21 - 11

11 - مخالفت كافران و مشركان صدر اسلام با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخاسته از فريفتگى آنان به اقتدار خويش بود .

كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا فى الأرض فأخذهم اللّه بذنوبهم

نكوهش شدن مخالفان پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) بر عبرت نگرفتن آنان از زوال قدرت ها و تمدن هاى گذشته، بيانگر اين نكته است كه سرپيچى آنان از پذيرش اسلام، برخاسته از دلخوشى آنها به امكانات و اقتدار نسبى خود بوده است.

146- آثار قدرت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 4 - 8

8 - مؤمنان مجاهد ، در معرض قرار گرفتن در موضع انفعالى و متأثر شدن در برابر قدرت و مكنت بسيار دشمنان و كافران مخالف

فلايغررك تقلّبهم فى البلـد

برداشت ياد شده از هشدار خداوند، به دست مى آيد.

147- آثار كثرت كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 14 - 4

4 - ثروت و جمعيت بسيار كافران در صدر اسلام ، عامل تكذيب دين و مانع آنان از پذيرش ايمان

أن كان ذا مال و بنين

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «أن كان ذا. ..» متعلق به فعل محذوفى (مانند «كذّب») باشد كه جمله شرطيه «إذا تتلى...» ـ در آيه بعد ـ بر آن دلالت دارد. تقدير آن چنين است: «لكونه ذا مال و بنين كذّب بآياتنا...».

148- آثار كفر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 33 - 1

1 - ايمان نياوردن كافران صاحب زر و زور ( اصحاب الشمال ) به خداى بزرگ ، سبب عذاب شدن آنان در قيامت

إنّه كان لايؤمن باللّه العظيم

آيه شريفه، در مقام تعليل عذاب كافران داراى زروزور است كه در آيات پيشين از آنان ياد شده است.

149- آثار كوردلى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 66 - 6

6 - كور باطنى ، ريشه ترديد ها و حيرت كافران در مورد قيامت و مسائل آن

بل هم فى شكّ منها بل هم منها عمون

«عمون» نظر به چشم ظاهر ندارد; بلكه عدم بينش و بصيرت كافران را مى رساند كه در نتيجه آن، آنها گرفتار شك و ترديد و حيرت و سرگردانى اند.

150- آثار كيفر اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 35 - 2

2 - تماشاى كيفر هاى كافران در قيامت ، براى مؤمنان لذت بخش است .

على الأرائك ينظرون

151- آثار كيفر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 11 - 2

2 ـ مجازات كفار و منكران قيامت ( از ميان برداشتن ايشان ) منجر به انقراض نسل بشر خواهد شد .

و لو يعجل اللّه للناس الشر . .. لقضى إليهم أجلهم

«ال» در «الناس» ال جنسيه و مفيد استغراق است; يعنى، اگر سنت الهى درباره جوامع بشرى اين بود كه هر انسان كفرپيشه را در دنيا بى درنگ مجازات كند، هر آينه تا كنون زمين از وجود انسان تهى شده و نسل بشر منقرض گشته بود. در حالى كه اين با فلسفه آفرينش انسان (و لكم فى الأرض مستقر و متاع إلى حين. بقره / 36) ناسازگار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 12 - 6

6 - وعده رويارويى قهرآميز و سريع خداوند با كافران و گرفتار ساختن آنان در قبضه قدرت خود ، مايه آرامش و تسلاّى خاطر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

إنّ بطش ربّك لشديد

خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به هنگام بيان مؤاخذه كافران، بيانگر تأثير مثبت اين خبر در روحيه آن حضرت و پيروان ايشان است.

152- آثار گرايش به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 75 - 12

12- تمايل به كافران ، مايه تنها ماندن انسان و محروم شدن از نصرت خداوند

تركن إليهم شيئًا قليلاً. إذًا لأذقنـك ... ثمّ لاتجد لك علينا نصيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 26 - 3

3- تسلط شيطان بر روح منافقان ، معلول گرايش آنان به كافران و اظهار همدلى با ايشان

الشيطـن سوّل لهم . .. ذلك بأنّهم قالوا... سنطيعكم

«ذلك» مى تواند اشاره به تسلّط شيطان باشد كه از آيه قبل (الشيطان سوّل لهم) استفاده مى شود و تعبير «بأنّهم. ..» در مقام تعليل است.

153- آثار گمراهى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 83 - 8

8- گرفتارى كافران به وسوسه ها و تحريكات شيطانى ، نمودى از « استدراج » و رهاشدن آنان در كفر و گمراهى است .

الرحمن مدًّا . .. ألم تر أنّا أرسلنا الشيـطين

اين آيه با آيه «من كان فى الضلالة فليمدد له الرحمن مدّاً» ـ كه بيانگر سنت «امهال» بود ـ در ارتباط است و بيانگر نمونه و گواه ديگرى بر جريان سنت «فليمدد. .. مدّاً» است كه همان «امهال» و «استدراج» مى باشد.

154- آثار گناهكارى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 6

6 - مداومت كافران بر تكذيب ، طغيان و گناه ، مايه چركين شدن قلب و مسدود شدن راه هاى شناخت بر آنان است .

بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون

مراد از «ما كانوا يكسبون»، همان امورى است كه آيات پيشين درباره كافران برشمرده است.

155- آثار لجاجت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 73 - 2

2 - كافران لجوج انذار شده از سوى رسولان الهى ، به سرنوشت شومى دچار شدند .

فانظر كيف كان عـقبة المنذرين

توصيه خداوند به نگريستن در سرنوشت كافرانِ لجوجِ انذار شده از سوى پيامبران، گوياى اين حقيقت است كه سرنوشت آنان، چنان شوم بوده كه مى تواند مايه درس آموزى و شايسته دقت و مطالعه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 33 - 3

3 - لجاجت و پافشارى بر كفر ، ريشه مبارزه كافران عليه قرآن

أم يقولون تقوّله بل لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 36 - 4

4 - لجاجت و عناد ، مانع درس آموزى كافران از آفرينش هستى

أم خلقوا السمـوت و الأرض بل لايوقنون

عبارت «بل لايوقنون» بيانگر اين نكته است كه موضع گيرى ناباورانه كافران درباره قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) برخاسته از يقين علمى آنان نيست; بلكه صرفاً از روى ستيزه جويى و لجبازى مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 25 - 7

7 - پرسش بهانه جويانه كافران ، درباره زمان برپايى قيامت ، ناشى از خوى لجاجت ، استكبارى و حق گريزى آنان بوده است .

بل لجّوا فى عتوّ و نفور . .. و يقولون متى هـذا الوعد إن كنتم صـدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 6

6 - مداومت كافران بر تكذيب ، طغيان و گناه ، مايه چركين شدن قلب و مسدود شدن راه هاى شناخت بر آنان است .

بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون

مراد از «ما كانوا يكسبون»، همان امورى است كه آيات پيشين درباره كافران برشمرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 19 - 4

4 - اصرار كافران بر تكذيب تهديد هاى الهى ، مانع عبرت گيرى آنان از فرجام هلاكت بار پيشينيان

هل أتيك . .. بل الذين كفروا فى تكذيب

156- آثار لجاجت كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 7 - 3

3 - تصميم لجوجانه بيشتر كافران و مشركان صدراسلام بر ايمان نياوردن ، سبب مقرر شدن عذاب الهى بر آنان بود .

لقد حقّ القول على أكثرهم فهم لايؤمنون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين مطلب است كه «فاء» در «فهم لايؤمنون» تعليليه است و جمله براى بيان علتِ مضمونِ جمله «لقد حقّ القول على أكثرهم» مى باشد; يعنى، چون دانسته شد آنان ايمان نمى آورند، عذاب بر آنان مقرر شد.

157- آثار مرگ كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 99 - 1

1 - لحظه مرگ ، لحظه پايان يافتن شرارت ها و حق ستيزى هاى كافران و ستمگران

حتّى إذا جاء أحدهم الموت قال ربّ ارجعون

«حتى» براى بيان غايت شرارت ها و ستمگرى هاى كافران است.

158- آثار مسخ كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 67 - 1

1 - توانايى خداوند بر مسخ كردن كافران ، به گونه اى كه آنان آن چنان زمين گير شوند كه از برخاستن از جاى خود و حركت به پيش و عقب ناتوان شوند .

و لو نشاء لمسخنـهم على مكانتهم فما استطـعوا مضيًّا و لايرجعون

159- آثار مكر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 10 - 14

14 - مكر ها و توطئه هاى سوء كافران ، موجب عذاب شديد آنان است .

و الذين يمكرون السيئات لهم عذاب شديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 42 - 1،4

1 - اتهام هاى كافران ، عليه دين و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ناشى از مكر و حليه آنان

أم تريدون كيدًا

4 - مكر و توطئه كافران عليه دين و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شكست پذير و گريبانگير خود آنان

فالذين كفروا هم المكيدون

160- آثار موضعگيرى عليه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 217 - 2

2 - موضع گيرى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قبال كفرورزى و عصيان خويشاوندان ، داراى پى آمد هاى دشوار و نگران كننده

و أنذر عشيرتك . .. فإن عصوك فقل إنّى برىءٌ ... و توكّل على العزيزالرحيم

دستور «توكّل على اللّه» پس از «فقل إنّى برىءٌ ممّا تعملون» بيانگر مطلب ياد شده است.

161- آثار نعمتهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 33 - 1

1 - گرايش تمامى انسان ها به كفر ، در صورت برخوردارى همه كافران از رفاه و نعمت

و لولا أن يكون الناس أمّة وحدة لجعلنا . .. سقفًا من فضّة

مراد از «اُمّة واحدة» ممكن است كافر شدن تمام انسان ها باشد.

162- آثار ولايت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 139 - 1،3

1 ـ مدعيان ايمان ، در صورت پذيرش سرپرستى و دوستى كافران ، در زمره اهل نفاقند .

بشّر المنفقين بأنّ لهم عذاباً أليماً. الذين يتّخذون الكفرين أولياء

«أولياء» جمع «ولى» مى تواند به معناى دوست و يا سرپرست باشد. گفتنى است كه در برداشت فوق، «الذين»، وصف براى منافقان گرفته شده است.

3 ـ پذيرش دوستى و سرپرستى كفار ، در پى دارنده عذابى دردناك

بشّر المنفقين بأنّ لهم عذاباً أليماً. الذين يتّخذون الكفرين أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 143 - 10

10 ـ پذيرش دوستى و سرپرستى كفار ، خيانت در جنگ ، خدعه با خدا ، سستى در عبادت ، رياكارى و كم به ياد خدا بودن ، موجب گمراهى و محروميت دايمى از هدايت الهى است .

و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا

از مصاديق مورد نظر براى (من يضلل)، كسانى هستند كه در آيات قبل (از 138 تا 143) خصلتهاى آنان بر شمرده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 51 - 11،16

11 ـ مؤمنان پذيراى ولايت و سرپرستى يهود و نصارا ، از زمره كافران و خارج از صف مؤمنان راستين

و من يتولهم منكم فانه منهم

16 ـ مسلمانانِ پذيراى ولايت يهود و نصارا ، گمراه و از زمره ستمگرانند .

و من يتولهم منكم فانه منهم إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 56 - 8

8 ـ ناكامى و شكست ، سرنوشت حتمى پذيرندگان ولايت يهود ، نصارا و ديگر كافران

و من يتول اللّه و رسوله و الذين ءامنوا فان حزب اللّه هم الغلبون

حصر در جمله «فان حزب اللّه . ..» مى تواند ناظر به پندار غلط كسانى باشد كه براى مصون ماندن از شكست احتمالى مسلمانان (نخشى ان تصيبنا دائرة) در صدد ايجاد روابط دوستى و ولايى با كافران بودند.

163- آثار هدايت ناپذيرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 11 - 10

10- حق ناپذيرى و هدايت گريزى كافران ، منتهى به دروغ شمردن پيام راستين وحى

و إذ لم يهتدوا به فسيقولون هـذا إفك قديم

«فاء» در «فسيقولون»، بيانگر ترتّب و نتيجه است; يعنى، اتهام آنان به قرآن، نتيجه حق ناپذيرى و هدايت گريزى آنان است.

164- آثار هلاكت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 36 - 2

2 - فرجام هلاكت بار امت هاى كفرپيشه تاريخ ، به رغم شوكت مندى آنان ، هشدارى به همه ملت هاى حق ستيز

و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أشدّ منهم بطشًا

165- آثار همكارى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 27 - 13

13- ضربات شكنجه بر صورت و پشت منافقان ، بازتاب روى آورى به كافران و اعراض از اهل ايمان *

قالوا . .. سنطيعكم ... يضربون وجوههم و أدبـرهم

ضمير «هم» احتمالاً به منافقانى بازمى گردد كه در آيه قبل، روى آورى پنهانى آنان به كافران مطرح شده است. با توجه به اين نكته، احتمال مى رود كه وجود شكنجه براى آنان از دو سو، از آن جهت باشد كه اولاً رو به كفر كرده و ثانياً پشت به ايمان و مؤمنان كرده اند.

166- آثار همنشينى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 56 - 5،7

5 - تأثير سوء هم نشينى با كافران و بَدان ، تا آستانه هلاكت و سقوط كامل

قال تاللّه إن كدتّ لتردين

7 - رهايى از آثار سوء هم نشينى با كافران و بدكاران و حفظ عقايد دينى با داشتن ارتباط با آنان ، امرى مشكل ولى ممكن است .

قال تاللّه إن كدتّ لتردين

هم نشينى با كافران، انسان را تا آستانه هلاكت مى برد; ولى در عين حال عده اى از مردم خود را از آثار هلاكت بار آن نجات مى هند و در نتيجه تهشتى مى شوند. از اين مطلب مى توان استفاده كرد كه رهايى از مشكل هم نشينى با كافران و بدكاران هر چند مشكل است; ولى محال نيست و امرى ممكن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 57 - 1

1 - بهشتيان ، رهايى خود از پيامد هاى هلاكت بار هم نشينى با كافران دوزخى را ، مديون لطف خدا و به توفيق او مى دانند .

و لولا نعمة ربّى لكنت من المحضرين

167- آثار هواپرستى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 3 - 1

1 - تكذيب آيات الهى و معجزات پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى كافران ، معلول هواپرستى آنان

و كذّبوا و اتّبعوا أهواءهم

آمدن عبارت «و اتّبعوا أهواءهم» ـ پس از «كذّبوا»، اين نكته را مى رساند كه خواهش هاى نفسانى كافران، بازدارنده ايشان از تصديق به آيات و معجزات مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 8 - 6

6 - سرخوشى و هواپرستى كافران در دنيا ، درپى دارنده دشوارى هاى ديرپاى قيامت

و اتّبعوا أهواءهم . .. يقول الكـفرون هـذا يوم عسر

«عسر» (صفت مشبهه) دال بر ثبات و دوام وصف است.

168- آثار هواپرستى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 50 - 3

3 - اتهام بى دليل سحر به قرآن و تورات از سوى كافران صدراسلام ، برخاسته از هواپرستى آنان بود .

قالوا سحران تظـهرا . .. فاعلم أنّما يتّبعون أهواءهم

169- آخرت فروشى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 1

1- كافران ، زندگى دنيوى را محبوب خود دانسته و آن را به جاى حيات اخروى برمى گزينند .

ويل للكـفرين من عذاب شديد . الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة

برداشت فوق بنابراين اساس است كه «الذين يستحبّون الحياة . ..» جمله وصفى براى «للكافرين» باشد.

170- آخرين مهلت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 84 - 9

9- برانگيخته شدن شاهدان در قيامت ، پايان فرصت كافران براى دفاع از خويش است . *

و يوم نبعث من كلّ أُمّة شهيدًا ثمّ لايؤذن للذين كفروا

واژه «ثمّ» كه براى ترتيب است، ممكن است بدين نكته اشاره داشته باشد كه پس از اقامه شهود ـ و نه قبل از آن ـ ديگر كافران رخصت نمى يابند.

171- آرزوهاى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 27 - 1

1 - كافران دوزخى در قيامت ، از زنده شدن مجدد خود به شدت ناخرسند بوده و آرزوى مرگ مى كنند .

يـليتها كانت القاضية

مرجع ضمير «ياليتها» امرى مقدر است كه از سياق آيه شريفه به دست مى آيد(مانند «الموتة»). «قاضية» نيز به معناى «قاطعة» است. بر اين اساس معنا و پيام آيه چنين مى شود: اى كاش مرگ نخستين پايان بخش حياتم مى بود و ديگر بار زنده نمى شدم!

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 15،17

15 - آفريده شدن به صورت خاك و محروميت از شعور و تكليف از آغاز پيدايش ، آرزوى كافران در قيامت

و يقول الكافر يـليتنى كنت تربًا

17 - كافران در قيامت ، حيات اخروى را سرآغاز سختى ها ديده و باقى ماندن به صورت خاك را آرزو خواهند كرد .

يـليتنى كنت تربًا

آرزوى خاك بودن، ممكن است به اين معنا باشد كه كاش دوباره زنده نشده بودم و به همان حالت پس از مرگ ـ كه خاك شده بودم ـ باقى مى ماندم.

172- آرزوهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 1،2

1 - آرزوى كافران و گنه كاران ، هنگام مشاهده عذاب الهى ، به بازگشت دوباره به دنيا

أو تقول حين ترى العذاب لو أنّ لى كرّة

«لو» در آيه شريفه، براى تمنّى است.

2 - احسان ( نيك كردارى و نيكى كردن به ديگران ) ، هدف و فلسفه درخواست كافران از بازگشت دوباره به زندگى دنيايى

لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين

«إحسان» هم شامل نيكى به خود مى باشد و هم نيكى به ديگران (لسان العرب ). اين واژه در آيه شريفه ممكن است به هر دو معنا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 39

39كافران ، آرزومند ضعف و وابستگى امت اسلامى و نگران از قدرت و استقلال آنان

كزرع أخرج . .. ليغيظ بهم الكفّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 30 - 3

3 - كافران ، آرزومند مرگ پيامبر (صلی الله علیه و آله) يا حادثه اى ناگوار كه آن حضرت را زمين گير كرده و از دعوت باز دارد .

أم يقولون . .. نتربّص به ريب المنون

«تربّص» (مصدر «نتربص») به معناى انتظار كشيدن و «ريب» به معناى حادثه است. «منون» در معناى روزگار و مرگ بد، به كار مى رود. بنابراين «ريب المنون» يا به معناى حوادث روزگار است و يا به معناى حادثه مرگ.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 2 - 9

9 - آرزو و هدف نهايى كافران ، به كفر و ارتداد كشاندن مؤمنان است .

ودّوا لو تكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 3

3 - كافران ، در آرزوى نابودى و شكست پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سر مى بردند .

الذين كفروا ليزلقونك بأبصـرهم لمّا سمعوا الذكر

173- آرزوى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 2

2 ـ كافران به هنگام روبرو شدن با آتش دوزخ در آرزوى بازگشت به دنيا، تكذيب نكردن آيات پروردگار و قرار گرفتن در زمره مؤمنان هستند.

فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 2 - 7

7- « عن عبدالله بن عطاء المكى قال : سألت أباجعفر ( ع ) عن قول الله : « ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين » قال : ينادى مناد يوم القيامة يسمع الخلائق : انه لايدخل الجنة إلاّ مسلم ثمَّ يودّ سائر الخلق أنهم كانوا مسلمين ;

عبدالله عطاء مكى گويد:از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «ربمايودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين »سؤال كردم، حضرت فرمود: منادى در روز قيامت به گونه اى كه همه خلايق بشنوند ندا مى كند: همانا داخل بهشت نمى شود مگر مسلمان، آن جاست كه ساير خلق آرزو مى كنند كه اى كاش مسلمان مى بودند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 10 - 1

1 - كافران در روز قيامت ، در آرزوى گريختن از صحنه محشر خواهند بود .

يقول الإنسـن يومئذ أين المفرّ

«مفرّ» (مصدر ميمى از «فرّ») به معناى گريختن و استفهام در «أين المفرّ» براى «تمنّى» است. مقصود از «الإنسان» ـ به قرينه «أيحسب الإنسان...» ـ كافران اند.

174- آرزوى باطل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 5

5- خوردن ، لذت بردن و برخوردار شدن از متاع ها و لذت هاى دنيوى و غوطهور شدن در آرزو هاى واهى ، هدف و مقصد اعلاى كافران است .

ذرهم يأكلوا و يتمتّعوا و يلههم الأمل

175- آرزوى باطل كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 9

9- كافرانِ هدايت ناپذير صدراسلام ، سرگرم آرزو هاى واهى بودند .

ذرهم . .. و يلههم الأمل

176- آرزوى بيجاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 39 - 1

1 - ورود كافران به بهشت ، امرى ناممكن و آرزويى بى جا

أيطمع كلّ امرىء منهم أن يدخل جنّة نعيم . كلاّ

177- آرزوى سلب نعمت از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 40 - 9

9- آرزوى سلب نعمت از كافرانى كه بر مؤمنان فخرفروشى مى كنند ، آرزويى شايسته و مطلوب است .

فعسى ربّى أن . .. يرسل عليها حسبانًا

178- آرزوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 42 - 1

1 ـ نيستى و نابودى ، آرزوى كافران و عصيانگران بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قيامت

يومئذ يودّ الذين كفروا و عصوا الرسول لو تسوّى بهم الارض

«لو» در «لو تسوّى» به معناى ليت (اى كاش) است، و جمله «لو تسوّى . .. » كنايه از هيچ و پوچ شدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 2 - 1،2،3

1- آرزو و علاقه فراوان كافران به مسلمان بودن ، آن گاه كه فرصتِ اسلام آوردن را از دست بدهند .

ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين

مراد از «يودّ» به قرينه فعل ماضى «كانوا» مطلق دوست داشتن نيست، بلكه به معناى تمنا و آرزوست. و «ربما» در آيه به معناى تكثير استعمال شده است.

2- آرزوى عميق كافران به تسليم شدن در برابر قرآن ، به هنگام مواجهه با عذاب الهى يا مرگ

تلك ءايـت الكتـب و قرءان مبين . ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين

محتمل است كه متعلق «كفروا» قرآن باشد كه در آيه قبل آمده است و آرزوى كفار به تسليم بودن، بنابر قاعده، بايد پس از مواجهه با حادثه اى باشد كه رهايى از آن ممكن نيست و آن همانا عذاب مى باشد.

3- آرزوى كافران براى پذيرش اسلام ، بسيار كم است . *

ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «ربما» ـ همان گونه كه رايج است ـ در قلّت و «يودّ» در همان معناى خودش (يحبّ) استعمال شود. آيه بعد (ذرهم يأكلوا و يتمتعوا ...) قرينه و تأييدى است بر برداشت فوق.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 99 - 6،8

6 - ندامت كافران در هنگام مرگ و تمناى آنان از خدا ، براى بازگشت به دنيا

حتّى إذا جاء أحدهم الموت قال ربّ ارجعون

8 - « عن الصادق ( ع ) . . . إذا مات الكافر شيّعه سبعون ألفاً من الزبانية إلى قبره و انّه ليناشد حامليه بصوت يسمعه كلّ شىء إلاّ الثقلان . . . و يقول : « رّب ارجعون لعلّى أعمل صالحاً فيما تركت « فتجيبه الزبانية كلاَّ إنّها كلمة أنت قائلها ;

از امام صادق(ع) روايت شده است : هنگامى كه كافرى مى ميرد، هفتاد هزار فرشته عذاب او را به سوى قبرش مى برند و آن كافر با صداى بلند ـ كه تمام موجودات غير از انس و جن مى شنوند ـ تشييع كنندگان را قسم مى دهد . ..و مى گويد: «ربّ ارجعون لعلّى أعمل صالحاً فيما تركت». پس فرشتگان عذاب به او جواب مى دهند: هرگز! اين كلامى است كه تو گوينده آنى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 100 - 2،3

2 - كافران در هنگام مرگ ، آرزومند يافتن فرصتى دو باره ، براى تدارك فرصت هاى از دست رفته و جبران بدى هاى گذشته خود ، با انجام اعمال نيك

قال ربّ ارجعون . لعلّى أعمل صـلحًا فيما تركت

3 - آرزوى كافران در هنگام مرگ ، براى بازگشت به دنيا و استفاده از امكانات و اموال خود در راه خير *

قال ربّ ارجعون . لعلّى أعمل صـلحًا فيما تركت

برداشت فوق، بدان احتمال است كه مراد از «ما تركت» اموال و امكاناتى باشد كه فرد، پس از مرگ خويش بر جاى مى گذارد; نه فرصت هاى از دست رفته; چنان كه در برداشت پيشين بيان شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 4،7

4 - كافران ، در آرزو و انتظار نتيجه اعمال نيك خويش اند .

و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا

اين برداشت، از تشبيه سراب به دست مى آيد; زيرا همان گونه كه فرد تشنه در انتظار آب به سر مى برد و هر چه تلاش مى كند، جز شبه آب (سراب) چيزى نمى بيند; كافران نيز در انتظار نتيجه اعمال خود به سر مى برند; هر چند به آن نخواهند رسيد.

7 - يأس و نا اميدى كافران از دستيابى به اهداف و آرمان هاى خود

و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه جمله «يحسبه الظمأن. ..لم يجده شيئاً» مربوط به دنيا باشد; يعنى، در همين دنيا است كه كافران همچون تشنگان، به نتيجه اعمال خود و در پى نيل به اهداف خويش اند; ولى به آن دست نخواهند يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 28 - 3

3 - كافران ، در آرزوى مرگ پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و شكست اسلام به سر مى بردند .

قل أرءيتم إن أهلكنى اللّه و من معى

مفسران (صاحب مجمع البيان، تفسير كبير و. ..) نوشته اند: اين آيه و آيات مشابه آن (مانند آيه 30 سوره «طور» و آيه 12 سوره «فتح»)، اشاره به اين حقيقت تاريخى دارد كه كافران و مشركان، پيوسته در آرزوى مرگ پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و در نتيجه شكست كامل اسلام، به سر مى بردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 8 - 9

9 - قدرتمندان كافر ، به چيزى جز كافر شدن مؤمنان ، رضايت نمى دهند .

أصحـب الأُخدود . .. و ما نقموا منهم إلاّ أن يؤمنوا باللّه

179- آزادى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 16 - 2

2- فراهم بودن زمينه هاى حضور آزادانه كافران در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى استماع وحى

و منهم من يستمع إليك حتّى إذا خرجوا من عندك

180- آغاز عذاب اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 13 - 4

4 - خداوند ، عذاب كافران را در جهان آخرت ، آغاز كرده و آن را تكرار خواهد كرد . *

إنّه هو يبدىء و يعيد

به قرينه آيه قبل، مصداق مورد نظر در اين آيه، آغاز و تكرار عذاب كافران است; به اين بيان كه آنچه كافران به آن تهديد شده اند، گرچه از توان جسمى آنان فراتر است; ولى براى خداوند ـ نه در آغاز و نه در تكرار ـ مشكلى ايجاد نخواهد كرد.

181- آگاهى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 39 - 8

8- آگاهى يافتن كافران بر دروغ گويى خويش ، از جمله دلايل احياى مجدد انسان ها در قيامت

بلى وعدًا عليه حقًّا . .. و ليعلم الذين كفروا أنهم كانوا كـذبين

182- آگاهى كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 3

3 ـ آگاهى كافران عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) از سرنوشت امتهاى پيشين

ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن مكنهم فى الأرض

از اينكه مى فرمايد «ألم يروا»، معلوم مى شود تاريخ گذشتگان در دسترس كافران بوده و از آن اطلاع داشته اند.

183- آلودگى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 55 - 8

8 ـ آلودگى كافران بنى اسرائيل و منكران عيسى و جامعه آنان

و مطهّرك من الذين كفروا

184- آمرزش كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 11

11 ـ كفرپيشگان اگر ايمان آورند ، حتى در صورتى كه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) جنگيده باشند ، مشمول رحمت و مغفرت الهى خواهند شد .

إن يعلم اللّه . .. يغفر لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 12

12ـ تعجيل نكردن خداوند در نزول عذاب بر كفرپيشگان ، برخاسته از شمول مغفرت او بر آنان است .

يستعجلونك بالسيئة . .. إن ربك لذو مغفرة للناس على ظلمهم

جمله «يستعجلونك . ..» اشاره به اين معنا دارد كه خداوند در عذاب كردن كفرپيشگان تعجيل نمى كند و به آنان مهلت مى دهد و جمله «إن ربك ...» به منزله دليل و علت اين معناست ; يعنى ، بخشاينده بودن خدا موجب تعجيل نكردن و مهلت دادن اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 12 - 24

24 - عدم زدايش تمامى آثار گناهان كافران ، به صرف روى آوردن آنان به ايمان

يـأيّها النبىّ إذا جاءك . .. فبايعهنّ و استغفر لهنّ اللّه

از اين كه پس از پذيرش بيعت مؤمنان، باز هم خداوند از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواسته است تا براى ايشان استغفار كند; معلوم مى شود كه به صرف ايمان، تمامى آثار گناهان گذشته محو نشده و نياز به استغفار است.

185- آمرزش كافران ذمى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 34 - 3

3- حكم كافرانِ غير معاند ، متمايز از كافران ستيزه جو ، در برخوردارى از عفو الهى

إنّ الذين كفروا و صدّوا . .. فلن يغفر اللّه لهم

بنابراين كه قيد «و صدّوا عن سبيل اللّه» احترازى باشد; مفهوم آيه اين مى شود كه اگر شخص كافر، ستيزه جويى با دين نداشته باشد، محكوم به «لن يغفر اللّه» نخواهد بود.

186- آمرزش كافران متنبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 38 - 9

9 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ رحمت و مغفرت الهى نسبت به كافران تنبّه يافته

قل للذين كفروا إن ينتهوا يغفر لهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه متعلق «إن ينتهوا» كفر باشد يعنى اگر از كفر دست كشيدند . .. .

187- آمرزش كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 192 - 7

7 - آمرزش گناهان كافران محارب ، پس از ايمان آوردن آنان ، پرتوى از مغفرت و رحمت الهى است .

فإن انتهوا فإن اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 11

11 ـ كفرپيشگان اگر ايمان آورند ، حتى در صورتى كه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) جنگيده باشند ، مشمول رحمت و مغفرت الهى خواهند شد .

إن يعلم اللّه . .. يغفر لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 34 - 3

3- حكم كافرانِ غير معاند ، متمايز از كافران ستيزه جو ، در برخوردارى از عفو الهى

إنّ الذين كفروا و صدّوا . .. فلن يغفر اللّه لهم

بنابراين كه قيد «و صدّوا عن سبيل اللّه» احترازى باشد; مفهوم آيه اين مى شود كه اگر شخص كافر، ستيزه جويى با دين نداشته باشد، محكوم به «لن يغفر اللّه» نخواهد بود.

188- آينده كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 13 - 7

7- كافران و عناصر سست ايمان ، داراى آينده اى پر بيم و هراس

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقـموا فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون

از مفهوم آيه شريفه، استفاده مى شود كه دو گروه در معرض بيم و هراس اند: 1ـ كافران، 2ـ آنان كه اظهار ايمان كرده ولى در طريق ايمان استقامت نورزند.

189- ابتلاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 4

4 - ابتلاى كافران مكه به گرفتارى و سختى ، از رخداد هاى دوران پيش از هجرت

و لو رحمنـهم و كشفنا ما بهم من ضرّ

190- ابتلائات كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 95 - 6

6 ـ روى آوردن رفاه و آسايش بر كافران مبتلا به سختى ها و محنت ها ، در پى دارنده تحليلهايى نادرست درباره پيدايش شدايد و اسباب رفاه و آسايش

ثم بدلنا . .. حتى عفوا و قالوا قد مس ءاباءنا الضراء و السراء

191- ابراهيم(ع) و كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 4،20

4 - ابراهيم ( ع ) ، كفرپيشگان مكه را شايسته بهره مند شدن از روزى هاى الهى نمى دانست .

و ارزق . .. من ءامن منهم باللّه و اليوم الأخر

20 - دلجويى خداوند از ابراهيم ( ع ) به خاطر اجابت نكردن دعاى او عليه كافران مكه

و ارزق . .. من ءامن منهم ... قال و من كفر فأمتعه قليلا ثم أضطره إلى عذاب النار

از هدفهاى بيان اندك بودن متاع دنيا و زمان بهره گيرى از آن و نيز بيان فرجام شوم كفرپيشگان پس از رد كردن تقاضاى ابراهيم عليه آنان، دلجويى از ابراهيم است.

192- ابزار عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 55 - 11

11 ـ كثرت مال و اولاد ، مايه رنج و گرفتارى براى بى ايمانان

فلا تعجبك أمولهم و لا أولدهم . .. ليعذبهم بها فى الحيوة الدنيا

193- ابلاغ آيات خدا بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 3 - 4

4 - نگرانى براى كافران ، پس از ابلاغ آيات روشن الهى به آنان موردى ندارد .

تلك ءايـت الكتب المبين . لعلّك بـخع نفسك ألاّيكونوا مؤمنين

194- ابليس از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 34 - 10

10 - ابليس به خاطر خود بزرگ بينى و سرپيچى از فرمان خدا ، از زمره كافران شد .

أبى و استكبر و كان من الكفرين

195- اتحاد با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 52 - 1،4

1 ـ اهل كتاب ( علماى يهود ) مشمول لعن خداوند به جهت حقپوشى و همسويى با كفار عليه مسلمانان

الم تر . .. اولئك الّذين لعنهم اللّه

4 ـ همسويى با كافران عليه مسلمانان ، از موجبات لعن الهى است .

يقولون . .. هؤلاء اهدى من الّذين امنوا سبيلا. اولئك الّذين لعنهم اللّه

196- اتحاد ظاهرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 14 - 11،14

11 - جبهه كفر و نفاق ، به ظاهر مجتمع و متحد ; اما در درون ، آكنده از تشتت و تفرقه

تحسبهم جميعًا و قلوبهم شتّى

14 - اعتماد كافران به استحكامات مادى و همبستگى هاى صورى و ناپايدار ، نشانه بى خردى آنان است .

لايقـتلونكم جميعًا إلاّ فى قرًى محصّنة . .. ذلك بأنّهم قوم لايعقلون

197- اتحاد كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 101 - 11

11 ـ اتحاد و همگونى كافران ، در دشمنى با مسلمانان

ان الكفرين كانوا لكم عدواً مبيناً

خبر «كان» با اينكه طبق قواعد ادبى بايد جمع آورده مى شد، به صورت مفرد (عدواً) آورده شده و اشاره به اين است كه كافران در دشمنى با اسلام، يكپارچه و گويا فردى واحد هستند.

198- اتكاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 14 - 5

5 - اهل كفر و نفاق ، تنها متكى بر موانع و استحكامات فيزيكى و مادى در جنگ و نبرد

لايقـتلونكم جميعًا إلاّ فى قرًى محصّنة أو من وراء جدر

در صورتى كه فاعل در «لايقاتلونكم. ..» كافران و منافقان باشند، به دست مى آيد كه اهل كفر و نفاق، هيچ انگيزه معنوى براى حركت هاى خود ندارند و تنها اطمينان از استحكامات مادى است كه به آنان جرئت مبارزه مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 24 - 5

5 - تكيه غرورآميز كافران دين ستيز ، بر مال و منال و نيروى انسانى خويش

فسيعلمون من أضعف ناصرًا و أقلّ عددًا

199- اتمام حجت با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 94 - 2

2 ـ خداوند در پى ارسال هر يك از پيامبران در شهر ها و آبادانى ها ، كفرپيشگان را به سختى تنگدستى و رنج و اندوه گرفتار ساخت .

و ما أرسلنا فى قرية من نبى إلا أخذنا أهلها بالبأساء و الضراء

با توجه به دو آيه بعد (و لو أن أهل القرى . .. ) معلوم مى شود گرفتار ساختن امتهاى گذشته به بلاها و سختيها در صورتى بوده كه آنان با تبليغ و ارشاد پيامبران خويش ايمان نمى آوردند و همچنان بر كفرورزى پافشارى داشتند. در اين مرحله آنها را گرفتار مى ساخت تا شايد متنبّه شوند. بنابراين جمله «أخذنا أهلها ... » مقيد مى شود به «إذا لم يؤمنوا و لم يتقوا»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 55 - 19

19- نزول عذاب بر كفر پيشگان ، پس از اتمام حجت است .

و ما منع الناس أن يؤمنوا إذ جاءهم الهدى . .. أو يأتيهم العذاب قبلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 48 - 4

4 - هلاكت جوامع كفرپيشه و تكذيب گر تاريخ ، نتيجه عملكرد خود آنها و پس از اتمام حجت الهى بر آنان

ثمّ أرسلنا . .. بأيـتنا و سلطـن مبين ... فكذّبوهما فكانوا من المهلكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 105 - 5

5 - عذاب ابدى دوزخ دامنگير كافران ، پس از اتمام حجت هاى الهى بر آنان

ألم تكن ءايـتى تتلى عليكم فكنتم بها تكذّبون

آيه ياد شده، بيانگر اين حقيقت است كه خداوند، كافران را بى دليل محكوم به عذاب ابدى دوزخ نكرده; بلكه ابتدا با بيان آيات خود، حجت را بر آنان تمام نموده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 32 - 16

16- كيفر الهى در مورد كافران ، پس از اتمام حجت و تبيين حق براى آنان

إنّ الذين كفروا و . .. من بعد ما تبيّن لهم الهدى ... و سيحبط أعمـلهم

در صورتى كه «سيحبط. ..» عنوان كيفر داشته باشد; تعبير «من بعد ما تبيّن...» بيانگر اتمام حجّتى است كه قبل از اعمال مجازات، صورت گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 42 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به واگذارى كافران حق ناپذير ، باطل گرا و بازيگر به حال خود ، پس از اتمام حجت به آنان

فذرهم يخوضوا و يلعبوا

«خوض» (مصدر «يخوضوا») در اصل به معناى حركت در آب است; ولى در مواردى به كار مى رود كه انسان، غوطهور در مسائل باطل و ناپسند مى شود; مانند همين آيه كه كافران، سخنان ناروايى درباره اسلام و پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر زبان مى آوردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 1 - 1،2

1 - كافران ، چه اهل كتاب باشند و چه مشرك ، بدون اتمام حجت ر ها نخواهند شد .

لم يكن الذين كفروا من أهل الكتـب و المشركين منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة

«منفكّ»، به معناى منفصل است. مفاد آيه شريفه، كنار نبودن كافران از قانون فراگير «اتمام حجت» و «آمدن بيّنه» است.

2 - اتمام حجت بر تمام كافران ( يهود ، نصارا ، مجوس و مشركان ) و رساندن برهان آشكار به آنان ، سنتى الهى است .

لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 4 - 9

9 - جدايى كافران اهل كتاب و مشركان از حركت اسلام گرايانه ديگر هم كيشان خود ، پس از اتمام حجت بر آنان بود .

و ما تفرّق الذين أُوتوا الكتـب إلاّ من بعد ما جاءتهم البيّنة

در برداشت ياد شده «الذين اُوتوا الكتاب» همان «الذين كفروا» در آيه اول، دانسته شده است; با اين فرض كه مراد از آنان، كسانى اند كه پس از ظهور اسلام، به آن كافر شدند.

200- اتمام حجت بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 52 - 6

6 ـ خداوند ، كافران و گنهكاران را پس از ارائه آيات خويش و اتمام حجت بر آنان ، مؤاخذه خواهد كرد .

كفروا بايت اللّه فأخذهم اللّه بذنوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 107 - 8

8ـ وجود دلايل روشن بر توحيد و حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مانع هر گونه بهانه اى براى انكار آنها و موجب استحقاق كافران و مشركان به عذاب هاى الهى است .

و ما أكثر الناس . .. بمؤمنين ... و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون. أفأمنو

حرف «فاء» در «أفأمنوا» استحقاق عذاب را بر آيه «ذلك من أنباء الغيب . ..» ـ كه حاوى برهان بر حقانيّت قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و آيه «و كأيّن من آية ...» ـ كه دربردارنده دليل بر توحيد مى باشد ـ مترتّب كرده است ; يعنى، چون اتمام حجت شده، عذر و بهانه اى در كار نيست و كفرپيشگان مستحق عذابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 40 - 13

13ـ خداوند ، كفرپيشگان را پس از اتمام حجت حسابرسى مى كند و به مجازات مى رساند .

فإنما عليك البلـغ و علينا الحساب

وقوع جمله «و علينا الحساب» ـ كه گوياى حسابرسى و مجازات كفرپيشگان است ـ پس از «إنما عليك البلاغ» ـ كه گوياى ابلاغ و اتمام حجت است ـ مى رساند كه خداوند پيش از ابلاغ دين و اتمام حجت ، كافران را مجازات نمى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 3 - 4

4 - نگرانى براى كافران ، پس از ابلاغ آيات روشن الهى به آنان موردى ندارد .

تلك ءايـت الكتب المبين . لعلّك بـخع نفسك ألاّيكونوا مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 206 - 2

2 - كيفر كافران ، به دنبال اتمام حجت هاى مكرر بر آنان

ثمّ جاءهم ما كانوا يوعدون

«كانوا يوعدون» ماضى استمرارى و بيانگر آن است كه خداوند، حجت خويش را بر كافران بارها تمام كرده و مرتباً آنان را به فرجام شوم كفرورزى هشدار داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 209 - 2

2 - كيفر جوامع كفرپيشه ، پس از انذار هاى متعدد و يادآورى مكرر ارزش ها است .

و ما أهلكنا من قرية إلاّ لها منذرون . ذكرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 82 - 7

7 - اقدام خداوند به اتمام حجت بر كافران ، پيش از فرستادن عذاب بر آنان

أخرجنا لهم دابّة من الأرض تكلّمهم

ارائه معجزه به كافران، پيش از هلاك ساختن آنان با «عذاب استيصال»، مى تواند براى اين باشد كه حجت خدا بر آنان تمام شود و آنان هيچ عذرى نداشته باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 47 - 1،2

1 - بستن راه بهانه جويى كافران و حق ستيزان ( به اين كه چرا براى مارسولى نفرستادى ) به هنگام گرفتار شدن به عذاب ، از اهداف رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لولا أن تصيبهم مصيبة بما قدّمت أيديهم فيقولوا ربّنا لولا أرسلت إلينا رسولاً

جواب «لولا» در «لولا أن تصيبهم مصيبة. ..» حذف شده و تقدير آن چنين است: «لولا أن تصيبهم مصيبة ... لمّا أرسلناك إليهم». گفتنى است كه آيه پيش، هدف از بعثت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را تنبّه و بيدارى مردم بيان كرده است. بنابراين آيه ياد شده بيانگر يكى ديگراز هدف هاى رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد.

2 - فرستادن رسولان ، اتمام حجت الهى بر كافران

و لولا أن تصيبهم مصيبة . .. و نكون من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 26 - 2

2 - عذاب شدن كافران تكذيب گر پس از اتمام حجت و ارائه معجزات و دلايل آشكار و كتاب هاى روشنگر بوده است .

كذّب الذين من قبلهم جاءتهم رسلهم بالبيّنـت . .. ثمّ أخذت الذين كفروا فكيف كان نك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 37 - 7

7 - مجازات الهى براى كافران ، پس از اتمام حجت و دادن فرصت مناسب و عمر كافى براى شناخت و پذيرش دين و تعاليم آسمانى خواهد بود .

أوَلم نعمّركم ما يتذكّر فيه من تذكّر و جاءكم النذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 70 - 10

10 - قرآن ، وسيله اتمام حجت بر كافران و تحقق بخش وعده الهى درباره آنان است .

و قرءان مبين . لينذر ... و يحقّ القول على الكـفرين

از عطف جمله «و يحقّ الحقّ . ..» بر جمله «لينذر» ـ كه لام در اين جمله براى تعليل است ـ برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 177 - 3

3 - كافران و مشركان تهديد شده به عذاب الهى ، از پيش انذار و اخطار شده و اتمام حجت شده بودند .

فساء صباح المنذرين

منظور از «منذرين» (اخطار شدگان) كافران و مشركان اند. اين تعبير مى رساند كه آنان از سوى پيامبراسلام و قرآن، انذار و اخطار شده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 59 - 2

2 - با شناخت آيات و نشانه هاى خداوند ، هيچ عذرى از كافران و منكران خداوند پذيرفته نيست .

لو أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين . .. بلى قد جاءتك ءايـتى فكذّبت بها

آيه شريفه، پاسخى است به ادعاى كافران كه مى گفتند: اگر خداوند ما را هدايت مى كرد، ما با تقوا مى شديم و قهراً گرفتار عذاب نمى گشتيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 71 - 22

22 - عذاب كافران ، پس از اتمام حجت الهى بر آنان خواهد بود .

ألم يأتكم رسل منكم يتلون عليكم ءايـت ربّكم . .. قالوا بلى و لـكن حقّت كلمة العذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 6 - 4

4 - عذاب كافران ، پس از اتمام حجت الهى بر آنان خواهد بود .

ما يجـدل فى ءايـت اللّه إلاّ الذين كفروا . .. كذّبت قبلهم قوم نوح ... و كذلك حقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 10 - 6

6 - بغض و دشمنى شديد خداوند نسبت به كافران حق ناپذير ، پس از اتمام حجت و دعوت مكرر آنان به ايمان است .

لمقت اللّه أكبر . .. إذ تدعون إلى الإيمـن فتكفرون

آمدن فعل هاى مضارع «تدعون» و «تكفرون» بر استمرار دلالت دارد; يعنى، شما همواره به ايمان فراخوانده مى شديد; ولى به جاى ايمان آوردن، به طور مستمرّ كفر مىورزيديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 12 - 2

2 - عذاب شدن كافران و مشركان در قيامت ، پس از اتمام حجت و دعوت شدن آنان به ايمان از سوى خداوند

ذلكم بأنّه إذا دعى اللّه وحده كفرتم و إن يشرك به تؤمنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 50 - 6

6 - كيفر الهى كافران دوزخى ، پس از ابلاغ پيام الهى و اتمام حجت از سوى رسولان است .

أَوَلم تك تأتيكم رسلكم بالبيّنـت قالوا بلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 25 - 2

2 - انتقام الهى از كافران ، پس از احتجاج و اتمام حجت بر آنان

و كذلك ما أرسلنا . .. قـل أوَ لو جئتكم ... فانتقمنا منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 29 - 5

5 - مهلت الهى به كافران و مشركان ، براى اتمام حجت بر آنان

بل متّعت هـؤلاء و ءاباءهم حتّى جاءهم الحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 48 - 8

8 - عذاب هاى الهى بر كافران ، پس از اتمام حجت و ارائه آيات به ايشان

و ما نريهم من ءاية . .. و أخذنـهم بالعذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 13 - 7

7- نزول عذاب بر كافران ، پس از اتمام حجت بر ايشان با دلايل روشن

يغشى الناس هـذا عذاب أليم . .. و قد جاءهم رسول مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 59 - 2

2ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به برگزيدن شيوه صبر و انتظار در برابر كافران ، در پى اتمام حجت بر ايشان *

فإنّما يسّرنـه . .. فارتقب

با توجه به شرايط دشوار پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مكه، چه بسا تعبير «فارتقب» بيانگر لزوم صبر و انتظار تا لحظه تغيير شرايط است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 8 - 3

3 - كيفر الهى براى كافران ، پس از اتمام حجت بر ايشان

تتلى عليه . .. فبشّره بعذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 11 - 4

4 - كيفر كافران ، پس از اتمام حجت پروردگار بر ايشان

هـذا هدًى و الذين كفروا بـايـت ربّهم لهم عذاب

از اين كه خداوند پس از بيان هدايتگرى قرآن، عذاب كافران را مطرح مى كند، مطلب ياد شده قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 31 - 4

4 - اتمام حجت الهى بر كافران در دنيا ، با تلاوت مداوم آيات وحى بر آنان

أفلم تكن ءايـتى تتلى عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 18

18- مجازات و نابودى كافران ، پس از ابلاغ پيام حق و اتمام حجت بر آنان است .

بلـغ فهل يهلك إلاّ القوم الفـسقون

با توجه به فاى «فهل» ـ كه مى تواند بيانگر تفريع باشد ـ استفاده مى شود كه بلاغ و اتمام حجت، همواره قبل از مجازات و كيفر كافران صورت گرفته و مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 54 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به اتمام حجت بر كافران ، و نه مجبور ساختن آنان به پذيرش دين

فتولّ عنهم

«فاء» مى رساند كه علت سلب مسؤوليت از پيامبر(صلی الله علیه و آله) اين است كه بر كافران حجت تمام گشته و آنان از سر طغيان كفر مىورزند و نه به خاطر نادانى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 60 - 6

6 - كيفر كافران ، در پى اتمام حجت بر ايشان با هشدار هاى مكرر

فويل للذين كفروا من يومهم الذى يوعدون

تعبير «يوعدون» (با فعل مضارع) بيانگر وعيدهاى مستمر و مكرر است كه قبل از مجازات و كيفر كافران، به ايشان داده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 7 - 3

3 - اتمام حجت خداوند از طريق كتاب هاى آسمانى ، همواركننده راه مجازات كافران *

و كتـب مسطور . .. إنّ عذاب ربّك لوقع

در آيات پيشين سخن از «كتاب مسطور» (تورات يا كتاب هاى آسمانى) به ميان آمده است. ارتباط «إنّ عذاب...» با «كتاب مسطور»، مى تواند بيانگر مطلب بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 45 - 3

3 - وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، اتمام حجت بر كافران لجوج و حق ناپذير است ; و نه پافشارى بر هدايت آنان .

فذكّر . .. فذرهم

در آيات پيشين، پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به تذكر و تبليغ شد; ولى پس از بيان حقايق، فرمان «فذرهم» پايان وظيفه تبليغ را به آن حضرت اعلام مى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 4 - 1،5

1 - اتمام حجت خداوند بر كافران ، با ابلاغ اخبار هشداردهنده و عبرت آميز به آنان

و لقد جاءهم من الأنباء ما فيه مزدجر

«مزدجر» مصدر ميمى و به معناى اتعاظ و پندپذيرى است. «مافيه مزدجر»; يعنى، اخبارى كه براى بيدار شدن و پندآموزى كافى است.

5 - تحقق مجازات هاى الهى بر كافران ، پس از اتمام حجت بر ايشان

و كلّ أمر مستقرّ . و لقد جاءهم من الأنباء ما فيه مزدجر

در صورتى كه تعبير «و كلّ أمر مستقرّ» كنايه از عذاب و كيفر حتمى كافران باشد، در پى آمدن «و لقد جائهم. ..»، توضيحى است بر اين كه كيفر آنان، بدون اتمام حجت صورت نگرفته و نمى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 6 - 2

2 - عذاب و كيفر خداوند درباره كافران ، پس از اتمام حجت و ارائه دلايل روشن بوده است .

تأتيهم رسلهم بالبيّنـت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 9 - 2

2 - كافران دوزخى ، از كسانى اند كه پس از اتمام حجت و از روى عمد ، راه كفر و انكار را در پيش گرفته و به تكذيب دين پرداختند .

قالوا بلى قد جاءنا نذير فكذّبنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 4 - 4

4 ـ برخى از كافران در برابر آيات و معجزات، در عين اتمام حجت خداوند بر آنان، سرسختى نشان داده و لجاجت مىورزند.

و ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين

آمدن آيات و معجزات متعدد، گوياى قطع عذر و اتمام حجت است.

201- اتمام حجت بر كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 135 - 1

1- كافران مكه با انكار آيات الهى ـ پس از اتمام حجت بر ايشان ـ مستحق نابودى و عذاب بودند .

و لو أنّا أهلكنـهم . .. فستعلمون من أصحـب الصرط السوىّ و من اهتدى

202- اتمام حجت به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 83 - 7

7 - احياى مردگان و بازگرداندن آنان به دنيا ، آيتى ديگر براى اتمام حجت با كافران زمين است .

أخرجنا لهم دابّة من الأرض. .. و يوم نحشر من كلّ أُمّة فوجًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 8 - 6

6 - عذاب شدن كافران ، پس از اتمام حجت با آنان است .

و إذا أخذنا من النبيّن ميثـقهم . .. ليسئل ... و أعدّ للكـفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 13 - 9

9 - مشركان و كفرپيشگان ، پس از اتمام حجت بر آنان ، در معرض گرفتار آمدن به عذاب استيصال اند .

فإن أعرضوا فقل أنذرتكم صـعقة مثل صـعقة عاد و ثمود

203- اجابت خواسته هاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 8

8- در صورت تحقق خواسته كافران مكه ، مبنى بر نزول ملائكه ، آنان گرفتار عذابى مرگبار مى شدند .

ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ و ما كانوا إذًا منظرين

يكى از احتمالاتى كه براى آيه داده شده، اين است كه ملائكه، در صورتى كه بخواهند براى كافران نازل شوند، برايشان عذاب به ارمغان خواهند آورد; عذابى كه هيچ كدام از آنان را زنده نخواهد گذاشت.

204- اجبار كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 23 - 4

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به الزام مخالفان بر ايمانـ در صورت بى اعتنايى و كفر ورزيدن آنان ـ مجاز است .

لست عليهم بمصيطر . إلاّ من تولّى و كفر

حرف «إلاّ»، ممكن است براى استثناى حقيقى از ضمير «عليهم» باشد.

205- اجبار كافران به ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 4 - 1

1 - قدرت خداوند ، بر نزول نشانه اى انكارناپذير از آسمان براى ناگزيرساختن كافران به ايمان

إن نشأ ننزّل عليهم من السماء ءاية فظلّت . .. خـضعين

206- اجتناب از اذيت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 48 - 7

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به ترك اذيت و آزار منافقان و كافران بود . *

و دَعْ أذيهم

برداشت بالا، بنابراين اساس است كه اضافه «أذى» به «هم» اضافه مصدر به فاعل اش باشد.

207- اجتناب از اطاعت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 52 - 1

1 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار پرهيز از هرگونه اطاعت و تن دادن به خواسته هاى كافران

فلاتطع الكـفرين

«طاعت»; يعنى، عمل كردن به آنچه كه از انسان خواسته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 1 - 3

3 - دعوت از پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى رعايت تقوا و پرهيز از تبعيت از كافران ، دعوتى خطير بود .

يـأيّها النبىّ اتّق اللّه

منادا، وقتى با «أيّها» آورده مى شود، يا به خاطر از غفلت بيرون آوردن منادا است و يا به خاطر خطير بودن ندا، چون درباره پيامبر(صلی الله علیه و آله) غفلت، صادق نيست، به خصوص با توجه به اين كه از او به «النبىّ» تعبير شده است، پس نكته دوم باعث شده است كه خطاب به پيامبر، با واژه «أيّها» صورت گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 24 - 6

6 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر فرمان نبردن از گناه كاران و ناسپاسان كافر

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا

208- اجتناب از اندوه بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 88 - 9

9- توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر اندوهگين نشدن و خودخورى نكردن براى كافران و مشركان

لاتمدّنّ عينيك . .. و لاتحزن عليهم

209- اجتناب از تعجيل در عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 84 - 2

2- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به شتاب نداشتن براى عذاب كافران لجوج ، توصيه كرده است .

فلاتعجل عليهم

210- اجتناب از توطئه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 20 - 5

5- لزوم پرهيز از هر اقدامى كه مقدمه گرفتار شدن انسان در دام كافران و مشركان گردد .

وليتلطّف و لايشعرنّ بكم أحدًا . إنّهم إن يظهروا عليكم

جمله «إنّهم إن يظهروا. ..» تعليل است براى توصيه هاى اصحاب كهف كه در آيه قبل ذكر شد. آن ها براى پيشْ گيرى از اسارت به دست كافران، به فرستاده خويش توصيه كردند كه نرمش داشته باشد و اسرار را فاش نسازد.

211- اجتناب از حمايت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 86 - 8،9

8 - پرهيز از حمايت و پشتيبانى كافران توصيه أكيد خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فلاتكوننّ ظهيرًا للكـفرين

9 - پرهيز از حمايت و پشتيبانى كافران ، امرى لازم و از اصول راهبردى در مناسبات اجتماعى و بين المللى

فلاتكوننّ ظهيرًا للكـفرين

212- اجتناب از دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 57 - 3

3 ـ ضرورت پرهيز از پذيرش ولايت كافران و روابط دوستانه با آنان

لاتتخذوا . .. الكفار أولياء

«هزواً» به معناى ريشخند زدن و مسخره كردن است.

213- اجتناب از سازش با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 14 - 1،2

1 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نسبت به اجابت خواسته هاى كافران تكذيب گر و سازش و مسامحه با آنان ، به صرف ثروت و نيروى انسانى بسيار آنان

و لاتطع كلّ حلاّف . .. أن كان ذا مال و بنين

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه جمله «أن كان ذا مال . ..» متعلق به «لاتطع» باشد. گفتنى است در آغاز «أن» لام تعليل در تقدير است.

2 - در اختيار گرفتن ثروت و نيروى انسانى كافران حق ناپذير ، نمى تواند مجوز عدول مبلغان و رهبران جامعه اسلامى از مواضع عقيدتى خويش و سازش و مسامحه با آنان باشد .

و لاتطع . ..أن كان ذا مال و بنين

ترديدى نيست كه اجابت خواسته هاى كافران و يا سازش با آنان از سوى رهبران جامعه اسلامى، به جهت طمع شخصى نيست; بلكه براى در اختيار گرفتن ثروت و نيروى انسانى كافران و صرف آنها در جهت مصالح و منافع مسلمين است; ولى چون اين كار به قيمت عدول از مواضع اعتقادى و يا سازش با كافران است، جايز نمى باشد.

214- اجتناب از مقابله با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 14 - 5

5 - رهنمود الهى به مؤمنان ، براى پرهيز از درگيرى با جبهه كفر پيش از استحكام قوا و اقتدار كامل *

قل للذين ءامنوا يغفروا للذين لايرجون أيّام اللّه

با توجه به مكى بودن آيه و شرايط سخت و امكانات محدود مؤمنان در آن مقطع، از آيه شريفه استفاده مى شود كه فرمان شكيبايى و پرهيز از درگيرى، ناظر به شرايط ويژه آن مقطع تاريخى بوده است.

215- اجتناب از ولايت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 57 - 3

3 ـ ضرورت پرهيز از پذيرش ولايت كافران و روابط دوستانه با آنان

لاتتخذوا . .. الكفار أولياء

«هزواً» به معناى ريشخند زدن و مسخره كردن است.

216- اجتناب از همنشينى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 56 - 6

6 - هشدار الهى به اجتناب از هم نشينى با كافران و بدكاران

قال تاللّه إن كدتّ لتردين

نقل ماجراى گفتوگوى بهشتيان با هم نشينان كافر و دوزخى خود و تأثيرى كه هم نشينان بد بر ديگران مى گذارند، در واقع هشدارى است به همه انسان ها كه در انتخاب هم نشين، نهايت دقت را مبذول دارند.

217- احاطه آتش اخروى بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 20 - 1

1 - كافران در آخرت ، گرفتار آتشى مسلّط و فراگيرند ، كه تمام راه هاى گريز از آن بسته خواهد بود .

عليهم نار مؤصدة

«وَصيدَة»; يعنى، غرفه اى كه در كوهستان براى حفاظت از اموال ساخته شود و جمله «اوصدت الباب»; يعنى، درب را بسته و محكم كردم (مفردات راغب). بنابراين «مؤصدة»، به معناى بسته شده و محكم است مانند محفظه اى كه در دل كوه پديد آورند. حرف «على» در «عليهم»، بر سلطه كامل آتش و فراگير بودن آن دلالت دارد.

218- احاطه بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 20 - 1

1 - خداوند ، بر كافران قدرت كامل و سيطره همه جانبه دارد .

و اللّه من ورائهم محيط

219- احاطه جهنم بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 54 - 5

5 - جهنم ، بر كافران ، احاطه كامل دارد .

و إنّ جهنّم لمحيطة بالكـفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 55 - 1

1 - عذاب جهنم ، چنان بر كافران احاطه خواهد داشت كه از بالا و پايين پا ، آنهارا فرا خواهد گرفت .

يوم يغشيـهم العذاب من فوقهم و من تحت أرجلهم

220- احاطه حهنّم بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 8 - 10

10- جهنّم ، زندانى براى كافران است و هيچ راه گريزى از آن وجود ندارد .

و جعلنا جهنّم للكـفرين حصيرًا

«الحصر» در اصل به معناى تنگ گرفتن و حبس كردن آمده و در اين آيه كنايه از زندانى كردن است.

221- احاطه عذاب بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 34 - 7

7- عذاب موعودِ مورد استهزا قرار گرفته ، كافران استهزا كننده را در احاطه خود گرفت .

كذلك فعل الذين من قبلهم . .. و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

«حاق» در لغت به معناى «أحاط» است و مراد از «ما» در «ما كانوا به» عذاب است.

222- احتجاج با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 9

9 - ارجاع دادن قضاوت و داورى به خداوند ، آخرين راه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در محاجه كافران و مشركان بهانه جو

قل ربّى أعلم من جاء بالهدى و من هو فى ضلـل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 1 - 3

3 - خداوند ، تعليم دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تنظيم كننده محتوا و الفاظ گفتوگوى آن حضرت با كافران

قل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 14 - 3

3 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور احتجاج با كافران درباره توحيد ربوبى

قل أغير اللّه أتّخد وليا فاطر السموت و الأرض و هو يطعم و لا يطعم

223- احتجاج عليه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 3

3- گواهى و ايمان بنى اسرائيل و يهود به حقانيت قرآن ، حجتى عليه كافران و مشركان

إن كان من عند اللّه و كفرتم به و شهد شـهد من بنى إسرءيل على مثله

خداوند، ايمان فردى از يهود را ـ كه آگاه به تورات و مفاد آن بود ـ گواهى بر حقانيت قرآن شمرده است و به كافران تذكر داد و به آن احتجاج كرده است.

224- احتضار كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 9،10

9- كافران به هنگام مرگ ، تسليم و منقاد مى شوند .

الكـفرين . الذين تتوفّـهم الملـئكة ... فألقوا السلم

10- كافران ، به هنگام مرگ دچار وحشت و ترس مى شوند .

الكـفرين . الذين تتوفّـهم الملـئكة ... فألقوا السلم

تسليم شدن كافران به هنگام مرگ به قرينه «ما كنا نعمل من سوء» ـ كه در مقام دفاع بيان شده است ـ مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 99 - 4،5،6

4 - روى آورى كافران به خدا ، در آستانه مرگ

حتّى إذا جاء أحدهم الموت قال ربّ ارجعون

5 - قطع اميد كافران از همه عوامل مادى و احساس بى پناهى كامل در هنگام مرگ

حتّى إذا جاء أحدهم الموت قال ربّ ارجعون

6 - ندامت كافران در هنگام مرگ و تمناى آنان از خدا ، براى بازگشت به دنيا

حتّى إذا جاء أحدهم الموت قال ربّ ارجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 100 - 1،2،3،8

1 - اعتراف ضمنى كافران در هنگام مرگ ، به زشتى اعمال گذشته خويش

قال ربّ ارجعون . لعلّى أعمل صـلحًا

2 - كافران در هنگام مرگ ، آرزومند يافتن فرصتى دو باره ، براى تدارك فرصت هاى از دست رفته و جبران بدى هاى گذشته خود ، با انجام اعمال نيك

قال ربّ ارجعون . لعلّى أعمل صـلحًا فيما تركت

3 - آرزوى كافران در هنگام مرگ ، براى بازگشت به دنيا و استفاده از امكانات و اموال خود در راه خير *

قال ربّ ارجعون . لعلّى أعمل صـلحًا فيما تركت

برداشت فوق، بدان احتمال است كه مراد از «ما تركت» اموال و امكاناتى باشد كه فرد، پس از مرگ خويش بر جاى مى گذارد; نه فرصت هاى از دست رفته; چنان كه در برداشت پيشين بيان شد.

8 - تعهد كافران در هنگام مرگ ، بر تدارك بدى هاى گذشته با انجام نيكى ها ، تعهدى بى پشتوانه و غير عملى

قال ربّ ارجعون . .. كلاَّ إنّها كلمة هو قائلها

در برداشت بالا، جمله «إنّها كلمة هو قائلها» تعليل براى ردّ درخواست كافران گرفته شده است; يعنى، ردّ خواسته آنها، بدان جهت است كه آنان بدان، عمل نخواهند كرد; چون اگر آنها اهل عمل بودند، در گذشته انجام مى دادند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 10

10 ـ « عن أبى جعفر ( ع ) إذا أراد اللّه قبض روح الكافر ، قال : يا ملك الموت انطلق أنت و أعوانك إلى عدوّى . . . فاقبض روحه حتّى تكبه فى النار . . . فإذا بلغت الحلقوم ضربت الملائكة وجهه و دبره . . . و ذلك قوله « يوم يرون الملائكة لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجراً محجوراً » . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است: زمانى كه خداوند اراده قبض روح كافر را كند، به ملك الموت امر مى نمايد كه همراه يارانت به سوى دشمن من برويد. .. پس بگير روحش را تا آنكه او را به روى در آتش افكنى ... آن هنگام كه جان او به گلو مى رسد، ملائكه بر صورت و پشت او مى زنند ... و اين سخن خداوند است: «يوم يرون الملائكة لابشرى يومئذ للمجرمين...».

225- احساس امنيت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 99 - 3

3 ـ كفرپيشگان به پندار باطل ، خويشتن را از مكر خدا و كيفر هاى ناگهانى وى ايمن مى شمارند .

أفأمنوا مكر اللّه

226- احساس مصونيت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 43 - 4

4 - كافران در نهاد خويش ، گرفتار خودبينى و احساس امنيت دروغين *

أم لكم براءة فى الزّبر

از پرسش انكار آميز خداوند، چنين استفاده مى شود كه كافران ـ دانسته يا ندانسته ـ امتيازى براى خويش مى پنداشتند تا خود را در گرايش به كفر، محق جلوه دهند.

227- احسان به كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 8 - 3

3 - ممنوعيت احسان ، به كافران دين ستيز و آواره كننده مسلمانان از سرزمينشان

لاينهيكم اللّه عن الذين لم يقـتلوكم فى الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 9 - 6

6 - نيكى و مسالمت با كافران معاند و همدستان آنان ، مصداق واقعى ظلم است .

أن تبرّوهم و تقسطوا إليهم . .. إنّما ينهيكم ... و من يتولـّهم فأُولـئك هم الظـلم

از مجموع دو آيه، استفاده مى شود كه نيكى و قسط، اصولاً در مورد كافران معاند، مفهوم واقعى ندارد و نبايد تحت عنوان عدالت و انسان دوستى، به دشمنان حق روى خوش نشان داد.

228- احكام دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 23 - 1،3

1 ـ حرمت ايجاد پيوند دوستى با كافران و دشمنان دين

يأيها الذين ءامنوا لا تتخذوا . .. أولياء إن استحبوا الكفر على الإيمن

3 ـ ايجاد پيوند موالات و دوستى با خويشاوندان كافر ـ هر چند پدر يا برادر باشند ـ حرام است .

يأيها الذين ءامنوا لا تتخذوا ءاباءكم و إخونكم أولياء إن استحبوا الكفر على الإيمن

229- احكام كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 6 - 8

8 - كافران ستيزكننده با خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فاقد حق مالكيت نسبت به اموال و دارايى خويش *

و ما أفاء اللّه على رسوله منهم

واژه «أفاء» ـ كه از «فىء» به معناى رجوع گرفته شده ـ نشانگر آن است كه يهوديان محارب، حق مالكيتى نسبت به اموال و دارايى شان ندارند و در حقيقت به مالك اصلى آن، بازگردانيده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 10 - 15

15 - حق مالكيت كافران غير محارب ، محترم و رعايت عدل درباره ايشان ضرورى است .

و ءاتوهم ما أنفقوا

از شأن نزول آيه، استفاده مى شود كه حكم پرداخت مهريه و نيز احترامى كه اسلام براى مالكيت كافران قائل است، مربوط به كافران غير محارب است; چنان كه آيه شريفه مسائل پس از صلح حديبيه را بيان مى كند. بنابراين رعايت اين عدل با آنچه از مفهوم «أن تبرّوهم و تقسطوا...» ـ كه نهى از قسط درباره كافران حربى بود ـ منافات ندارد.

230- احكام كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 116 - 6

6 ـ اعتبار و رسميّت مالكيت شخصى براى كفّار

لن تغنى عنهم اموالهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 6

6 ـ تعرض به كفار و سلب امنيت از آنان در اماكن سكونتشان ، جايز نيست .

فأجره حتى يسمع كلم اللّه ثم أبلغه مأمنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 21

21 - زنان مؤمن ، از آشكار كردن زينت هاى خويش و مواضع آنها ( بدن ) بر زنان غير مسلمان منع شده اند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ. .. أو نسائهنّ

اضافه «نساء» به ضمير جمع «هنّ» ـ كه به «مؤمنات» بازمى گردد ـ دلالت مى كند كه مراد از آن، عموم زنان نيست; بلكه مقصود زنان مؤمن مى باشد. بنابراين استثناى «إلاّ... نسائهنّ» شامل زنان غير مسلمان نمى شود.

231- احكام همكارى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 47 - 16

16ـ ارائه برنامه هاى اقتصادى به دولت ها و مردم كافر براى دور ماندنشان از گرسنگى و مصونيت در برابر قحطى ها و دشواريها ، امرى جايز و پسنديده است .

قال تزرعون سبع سنين . .. إلاّ قليلاً مما تأكلون

232- اختلاف باطنى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 14 - 11

11 - جبهه كفر و نفاق ، به ظاهر مجتمع و متحد ; اما در درون ، آكنده از تشتت و تفرقه

تحسبهم جميعًا و قلوبهم شتّى

233- اختلاف طبقاتى در كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 47 - 9

9 - پيدايش دو قشر مستضعف و مستكبر و حاكميت نظام طبقاتى ، از ويژگى هاى جامعه كفر و شرك پيشه

تدعوننى لأكفر باللّه و أشرك به . .. فيقول الضعفـؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم

234- اختلاف كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 41 - 21

21 ـ عالمان يهود با اعزام گروهى از منافقان و يهوديان به حضور پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، جوياى حكم وى درباره قضيه مورد اختلاف در بين يهوديان شدند .

سمعون لقوم ءاخرين لم يأتوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 14 - 9

9 - جبهه كفر و نفاق ، درگير تعارضات سخت و دشوار ميان خويش

بأسهم بينهم شديد تحسبهم جميعًا و قلوبهم شتّى

برداشت بالا، بر پايه اين احتمال است كه ضماير «هم» به كافران و منافقان بازگردد.

235- اختلاف كافران مكه با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 28 - 9

9 - كافران مكه ، در انتظار وقوع روزى براى حل و فصل شدن اختلاف شان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودند . *

و يقولون متى هـذا الفتح

احتمال دارد مراد از «الفتح» فصل و قضا ميان كافران و پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد. در اين صورت، «يوم الفتح»، روزى خواهد بود كه چنين ايده اى، جامه عمل بپوشد.

236- اختلاف محمد(صلی الله علیه و آله) با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 112 - 10

10- شركورزى و انحراف از توحيد ، محور و اساس اختلاف پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مشركان و كافران

قـل ربّ . .. على ماتصفون

237- اختيار كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 12 - 7

7 - در جامعه اسلامى ، كافران در پذيرش اسلام ، آزاد و مختاراند و كسى حق تحميل و اجبار آن را بر آنان ندارد .

فإن تولّيتم فإنّما على رسولنا البلـغ المبين

238- اخلاق كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 2

2 ـ كفرپيشگان مكه با سرمستى و خودنمايى ، از ديار مكه رهسپار منطقه بدر شدند .

و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم بطرا

239- ادراك كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 10

10 - تمام مردم ، حتى كافران ، در اصل آفرينش خويش ، از قدرت درك حقايق و قلبى روشن و فهميده برخورداراند .

بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون

240- ادعاهاى باطل كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 11

11 - قرآن و تورات ، دو جادوى پشتيبان يكديگر ، در ادعاى كافران صدراسلام

قالوا سحران تظـهرا

241- ادعاهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 184 - 2

2 ـ خداوند كفرپيشگان را به تفكر در ادعاى ناصوابشان ( مجنون پنداشتن پيامبر ) فراخواند .

أو لم يتفكروا ما بصاحبهم من جنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 55 - 2

2 - ادعاى كافران در مورد زمان كوتاهى زمان توقف شان در برزخ ، ادعايى نادرست است .

و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة كذلك كانوا يؤفكون

«كذلك» اشاره به خلافِ واقع گويى كافران درباره مدت حضورشان در عالَم برزخ دارد. لازم به ذكر است كه پاسخ صاحبان علم و ايمان به كافران، درباره مدت حضور آنان در برزخ، قرينه صحت برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 32 - 4،7

4 - كافران مستكبر ، مدعى نامفهوم بودن قيامت براى ايشان

قلتم ما ندرى ما الساعة

7 - كافران ، مدعى كافى نبودن دلايل وحى براى اثبات معاد و اعتقاد به آن

و إذا قيل . .. و الساعة لاريب فيها قلتم ما ندرى ما الساعة إن نظنّ إلاّ ظنًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 11 - 4،12،17

4- كافران ، مدعى ارزش گرايى و خيرطلبى

لو كان خيرًا ما سبقونا إليه

12- كافران ، مدعى دروغ بودن قرآن و پيشينه داشتن آن

فسيقولون هـذا إفك قديم

17- انكار حقايق دين از سوى كافران ، در قالب روشن فكرى و ارزش گرايى

و قال الذين كفروا . .. لو كان خيرًا ما سبقونا إليه ... فسيقولون هـذا إفك قديم

كافران با دعوى «لو كان خيراً» خود را ارزش خواه و با اتهام «هـذا إفك قديم» خود را روشن فكر و ضد ارتجاع معرفى مى كنند و با اين ادعاها، بدون تأمّل در حقايق قرآن (إذ لم يهتدوا به) به كفر و انكار مى پردازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 15 - 4

4 - كافران به دروغ ، مدعى قابل درك نبودن حقايق وحى *

أفسحر هـذه أم أنتم لاتبصرون

عبارت «أم أنتم لاتبصرون» در حقيقت تكرار همان سخن كافران است كه در دنيا نسبت به حقايق دين مى گفتند و مدعى بودند كه ما در سخنان وحى حقيقتى نمى يابيم.

242- ادعاهاى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 135 - 12

12- كافران صدراسلام ، مدعى حركت در راه اعتدال و برخوردارى از هدايت بودند .

فستعلمون من أصحـب الصرط السوىّ و من اهتدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 1 - 7

7 - استوار ماندن بر عقيده خويش تا دستيابى به برهانى آشكار برخلاف آن ، ادعاى كافران عصر بعثت ، پيش از ظهور اسلام

لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة

در صورتى كه مراد از انفكاك، دست كشيدن از كفر باشد، احتمال مى رود كه آيه شريفه در صدد نقل ادعاى كافران و توبيخ آنها باشد; يعنى، اين كافران كه مى گفتند: ما تا آمدن بيّنه، از عقايد خويش دست بر نمى داريم، حال كه بيّنه آمده است چرا بر آن عقيده باقى مانده اند؟!

243- ادعاهاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 31 - 2

2 ـ كافران مكه مدعى توان خويش در آوردن آيات و معارفى چون قرآن

قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا مثل هذا

244- ادعاى خداپرستى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 3 - 6

6 - كافران ، خود را در اقدام به خداپرستى ـ در صورت سازش پيامبر (صلی الله علیه و آله) با آنان ـ پيش قدم معرفى كرده و زمان پيوستن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به آنان را ، پس از مرحله پيوستن خود به پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار داده بودند .

لا أعبد ما تعبدون . و لا أنتم عـبدون ما أعبد

در آيه قبل، پيامبر(صلی الله علیه و آله) عبادت آينده خود از معبودهاى مشركان را منتفى دانست; ولى در اين آيه، عبادت كنونى مشركان از خداوند را نفى كرد. مى توان گفت: اختلاف دو تعبير ـ كه از فعلى بودن آيه قبل و اسمى بودن اين آيه استفاده مى شود ـ ناظر به ترتيبى است كه مشركان براى توافق با پيامبر(صلی الله علیه و آله)، پيشنهاد كرده بودند. آنان گفته بودند: يك سال ما بنده خداى تو مى شويم; مشروط به اين كه سال بعد تو خدايان ما را پذيرا باشى.

245- ادعاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 5 - 4،5

4 ـ كافران ، مدعى بودند كه قرآن همان افسانه هاى پيشينيان است كه گروهى در هر صبح و شام و به صورت مخفيانه ، بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ديكته كرده و مى خوانند .

و قالوا أسـطيرالأوّلين اكتتبها فهى تملى عليه بكرة و أصيلاً

مراد از صبح و شام، مى تواند وقت هايى باشد كه مردم در منظر و مراى نيستند و به طور معمول، كسى كه مى خواهد متن مقدسى را بسارد، آن را به صورت پنهانى انجام مى دهد تا كسى خبردار نشود.

5 ـ كافران مدعى بودند كه گروهى با استنتاخ از افسانه هاى پيشينيان و املاى آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را در ساختن قرآن كمك مى كنند .

و أعانه عليه قوم ءاخرون . .. و قالوا أسـطيرالأوّلين اكتتبها فهى تملى عليه بكرة و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 3 - 1

1 - كافران ، مدعى تحقق پيدا نكردن روز قيامت اند .

و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 35 - 2

2 - مشركان كافر به قرآن ، مدعى برتر بودن در اموال و فرزند

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهـذا القرءان . .. و قالوا نحن أكثر أمولاً و أولـدًا

احتمال دارد مرجع ضمير فاعلى «قالوا»، مترفان (در آيه قبل) باشد و احتمال دارد به قرينه سياق، «الذين كفروا» (در آيه 31) باشد. برداشت ياد شده، بنابر احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 38 - 2

2 - ادعاى استهزاآميز كافران ، به بهشتى بودن خود بر فرض برپايى قيامت

أيطمع كلّ امرىء منهم أن يدخل جنّة نعيم

مفسران اظهار داشته اند: كه كافران به هنگام شنيدن سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به استهزا مى گفتند: اگر آنچه پيامبر مى گويد درست باشد; ما زودتر از آنان به بهشت خواهيم رفت و از آنان سزاوارتريم.

246- ادعاى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 7 - 1

1ـ كفرپيشگان عصر بعثت ، مدعىِ نبود معجزه و آيتى بر حقانيّت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يقول الذين كفروا لولا أُنزل عليه ءاية من ربه

247- ادعاى كافران مستكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 49 - 3

3 ـ مستكبران كفرپيشه مدعى برخوردارى خويش از رحمت هاى الهى در آخرت

أهؤلاء الذين أقسمتم لاينالهم اللّه برحمة

زيرا سوگند مستكبران به محروميت مؤمنان از رحمت الهى، از موضع كسى است كه تنها خود را بهره مند از مواهب الهى مى داند.

248- اذيتهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 33 - 3

3 ـ پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) مورد تكذيب و زخم زبان و آزار كافران بود.

قد نعلم إنه ليحزنك الذى يقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 45 - 4

4- كافران ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به هنگام تلاوت آيات قرآن بر مردم ، مورد آزار و اذيت قرار مى دادند و براى آن حضرت ايجاد مزاحمت مى كردند .

و إذا قرأت القرءان

طبق شأن نزولهايى كه وارد شده است (مجمع البيان، ذيل آيه) و نيز ظاهر آيه «جعلنا بينك و بين الذين» جعل حجاب به خاطر اين بود كه كافران نشنوند تا پيامبر(صلی الله علیه و آله) را اذيت نمايند و براى آن حضرت، مزاحمت ايجاد كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 1

1 - كافران ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را با گفته هاى خويش ، مورد آزار و فشار روحى قرار مى دادند .

فاصبر على مايقولون

توصيه خدا به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر صبر در برابر گفته هاى كافران، حكايت از آزردگى آن حضرت در برابر گفته هاى آنان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 112 - 9

9- اتكا و اتكال پيامبر (صلی الله علیه و آله) به پروردگار بخشنده در برابر تهديد ها ، رجزخوانى ها و نسبت هاى نارواى مشركان و كافران حق ستيز

و ربّنا الرحمـن المستعان على ماتصفون

مقصود از توصيف در «ماتصفون»، ممكن است دوچيز باشد: 1ـ تهديدهايى كه مشركان و كافران داشته اند و خود را پيروز و مسلمانان را شكست خورده مى شمردند. 2ـ نسبت هاى ناروايى كه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن مى دادند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 54 - 3

3 - صبر مضاعف اهل ايمان در برابر فشار هاى زياد ايمان سوزان ، در پى دارنده پاداش مضاعف از سوى خداى سبحان است .

أُولـئك يؤتون أجرهم مرّتين بما صبروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 60 - 12

12 - امكان آسيب پذيرى روحى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر تبليغات و اذيت هاى كافران

و لايستخفّنّك الذين لايوقنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 48 - 4،9

4 - كافران و منافقان ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را مورد آزار و اذيت قرار مى دادند .

و دَعْ أذيهم

9 - توكل بر خداوند در مقابل آزار و اذيت هاى كافران و منافقان ، نقشى كارساز دارد .

و دَعْ أذيهم و توكّل على اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 57 - 5

5 - منافقان و كافران آزاردهنده رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، مورد لعن خدايند .

و لاتطع الكـفرين و المنـفقين و دَعْ أذيهم . .. إنّ الذين يؤذون ... و رسوله لعنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 29 - 4

4 - ابرار به دليل ايمانشان در معرض تمسخر گناه پيشگان كافر ، قرار گرفته و آزار مى بينند .

إنّ الذين أجرموا كانوا من الذين ءامنوا يضحكون

مراد از «الذين آمنوا» ـ به قرينه «إنّ الأبرار. ..» در آيات پيشين ـ نيكوكاران است. تغيير عبارت به جهت اشاره به اين است كه آنچه براى گناه كاران خنده دار به نظر مى رسد، ايمان نيكوكاران است. آيات بعد ـ كه بيانگر مقابله به مثل نيكوكاران در قيامت است ـ اشاره دارد كه انگيزه گناه كاران از اين برخورد، آزاررسانى به آنان بوده است.

249- اذيتهاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 96 - 3

3- مسلمانان صدراسلام ( در مكه ) از سوى كافران و مشركان گرفتار فشار هاى روحى و تنگنا هاى روانى بودند .

إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت سيجعل

با توجه به نزول اين آيات در مكّه، جمله «سيجعل . ..» بايد وعده اى نزديك به مسلمانان صدراسلام باشد. اين نويد حكايت از آن دارد كه مسلمانان در زمان نزول آيات، در شرايط سختى از نظر روحى و روانى و مقبوليت اجتماعى قرار داشتند.

250- ارائه آيات خدا به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 27 - 4

4- سنت خداوند بر هلاكت اقوام كافر ، پس از نماياندن آيات گوناگون به آنان

و لقد أهلكنا . .. و صرّفنا الأيـت لعلّهم يرجعون

تذكر به «صرّفنا آيات»، در حقيقت بيانگر اين است كه خداوند تا وقتى كه اتمام حجت نكند و آيات متعدد به كافران ننماياند; ايشان را هلاك نمى كند.

251- ارزشگذارى غلط كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 14 - 7

7- انسان كافر ، گرفتار انحراف در ارزش گذارى اعمال

كمن زيّن له سوء عمله

252- ارزشگذارى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 8

8 ـ برخوردارى از امكانات دنيا ، ملاك سنجش شخصيّت افراد از ديدگاه كافران

زين للذين . .. و يسخرون من الذين امنوا

چون كافران فريفته دنيا هستند، لذا هر كسى كه برخوردار از آن نباشد ـ كه مؤمنان صدر اسلام غالباً تهيدست بودند ـ، به نظرشان حقير مى آيد.

253- ارزيابى اخروى عمل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 105 - 8

8- اَعمال پوچ و نابود شده كافران ، غيرقابل سنجش و اعتبارگذارى در قيامت است .

فلانقيم لهم يوم القيـمة وزنًا

«وزن»، يا مصدر و به معناى سنجش سنگنى و سبكى است ; و يا به معناى مثقال است; يعنى، چيزى كه با آن وزن سنجيده شود» (لسان العرب). اين كه خداوند، در قيامت، براى برخى كه اَعمال شان حبط شده، وزنى برقرار نمى سازد، كنايه از آن است كه به قدرى اَعمال آنان پوچ است كه ارزش سنجيدن ندارد.

254- ارزيابى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 157 - 10

10 ـ بيان مقام والاى آنانكه در راه خدا مى ميرند و يا كشته مى شوند ، نشان دهنده بطلان ارزيابى كفرپيشگان درباره حيات و مرگ

لو كانوا عندنا ما ماتوا و ما قتلوا . .. و لئن قتلتم او متّم لمغفرة من اللّه و رح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 177 - 11

11 ـ ارزيابى نادرست كافران و مرتدان ، در مورد ايمان و كفر

انّ الّذين اشتروا الكفر بالايمان . .. لهم عذاب اليم

چون خريدار معتقد است كه آنچه به دست مى آورد با ارزشتر از چيزى است كه مى پردازد، بنابراين كافر با انتخاب كفر بر ايمان ـ كه به منزله داد و ستد است ـ كفر را ارجمندتر از ايمان مى پندارد; غافل از آنكه عذابى دردناك را متحمّل خواهد شد.

255- ازدحام كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 19 - 4

4 - ازدحام كافران و مشركان در اطراف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى مشاهده عبادت و نماز آن حضرت

كادوا يكونون عليه لبدًا

مفسران و اهل لغت، «لِبَد» را به ازدحام معنا كرده و درباره مرجع ضمير فاعلى «كادوا» و «يكونون» دو نظر ارائه داده اند. برخى آن را مشركان و كافران مكه و برخى ديگر آن را مؤمنان جن دانسته اند كه براى استماع قرآن كريم در اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) ازدحام مى كردند. برداشت ياد شده، مبتنى بر نظر نخست است.

256- ازدواج با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 10 - 9،12،22

9 - زنان مؤمن و مردان كافر بر يكديگر حرام اند .

لا هنّ حلّ لهم و لا هم يحلّون لهنّ

12 - ممنوعيت تن دادن زن مؤمن به همسرى مرد كافر

لا هنّ حلّ لهم و لا هم يحلّون لهنّ

22 - ممنوعيت ازدواج مؤمن با كافر

لا هنّ حلّ لهم . .. و لاتمسكوا بعصم الكوافر

گرچه صريح آيه شريفه، درباره همسرانى است كه قبل از ايمان آوردن به همسرى هم درآمده اند و پس از ايمان يكى از آن دو بايد از هم جدا شوند; ولى از اين حكم به طريق اولى استفاده مى شود كه مرد مؤمن، حق ندارد اقدام به ازدواج با زن كافر كند و زن مؤمن هم نبايد با مرد كافر ازدواج نمايد.

257- ازدياد پليدى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 100 - 5

5 ـ خداوند ، پيوسته بر پليدى كافران و تكذيب كنندگان پيامبران خود مى افزايد .

و يجعل الرجس على الذين لايعقلون

258- ازدياد عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 10 - 19

19 - گناه كافران ، بر عذاب آنان مى افزايد .

إنّ الذين فتنوا . .. فلهم عذاب جهنّم و لهم عذاب الحريق

مصداق «الذين فتنوا» ـ به قرينه مقابله با آيه بعد ـ كافران اند. حرف «فاء» در «فلهم» دلالت مى كند كه اين عقوبت، كيفر شكنجه گرى آنان است. بنابراين كافران، علاوه بر اين كه بر كفر خويش مؤاخذه مى شوند، بر كردار خويش نيز كيفر خواهند شد.

259- اسارت كافران در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 71 - 6

6 ـ كافران جنگ بدر به سبب خيانتهايشان به خدا و دين او ، مغلوب مجاهدان شده و گروهى از آنان به اسارت درآمدند .

فقد خانوا اللّه من قبل فأمكن منهم

امكان (مصدر امكن)، به معناى تسلط بخشيدن است. تفريع جمله «امكن منهم» بر «فقد خانوا» به وسيله حرف «فاء» دلالت مى كند بر اينكه خيانت كافران به دين خدا موجب شد كه خداوند آنان را در سيطره مسلمانان قرار دهد.

260- استحاله ورود كافران به بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 38 - 1

1 - ورود كافران به بهشت ، امرى ناممكن و آرزويى بى جا

أيطمع كلّ امرىء منهم أن يدخل جنّة نعيم

استفهام در «أيطمع» انكارى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 39 - 1

1 - ورود كافران به بهشت ، امرى ناممكن و آرزويى بى جا

أيطمع كلّ امرىء منهم أن يدخل جنّة نعيم . كلاّ

261- استراحتگاه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 52 - 3

3 - وضعيت كافران در قيامت ، آن چنان وخيم و تأسف بار خواهد بود كه عالم قبر و برزخ را براى خود استراحت گاه خواهند دانست .

قالوا يـويلنا من بعثنا من مرقدنا

«مرقد» اسم مكان از «رقاد» (خواب) به معناى خواب گاه است. تعبير كافران از قبرها به خوابگاه، مى تواند به اين جهت باشد كه آنان، وضعيت خود را در قيامت آن چنان سخت مى بينند كه عالم برزخ و قبر را در مقايسه با آن، خوابگاه و محل استراحت خويش مى خوانند.

262- استغاثه اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 37 - 1

1 - فرياد و استغاثه كافران ، براى خروج از دوزخ به منظور تصحيح رفتار خود و انجام اعمال نيك

و هم يصطرخون فيها ربّنا أخرجنا نعمل صـلحًا غير الذى كنّا نعمل

«استراخ» (مصدر «يسترخون») به معناى فرياد شديد است كه غالباً در مورد كمك طلبى به كار مى رود.

263- استغفار كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 74 - 6

6 ـ گستردگى رحمت و آمرزش خداوند ، زمينه پذيرش توبه و استغفار كافران و مشركان

افلا يتوبون . .. و اللّه غفور رحيم

264- استفاده از ثروت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 131 - 7

7 - امكان بهره گيرى از ثروت چشمگير كافران ، نبايد توجه رهبران دينى را به توانگران كافر معطوف سازد .

و لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم

نهى خداوند از توجه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به ثروت كافران، ممكن است براى بيان اين نكته باشد كه جهت بهبود زندگى مؤمنان، نبايد به سرمايه هاى كافران چشم داشت و به اين منظور نيز، مسلمان شدن آنان را آرزو كرد.

265- استقامت در برابر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 3،12

3- خداوند ، خواهان صلابت و استحكام جامعه اسلامى در قبال كافران و جامعه كفر

و الذين معه أشدّاء على الكفّار

لحن آيه شريفه بيان ارزش هاى واقعى مؤمنان و همگامان پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و در حقيقت اخبارى است كه انشاى مؤكد را مى رساند.

12- حفظ صلابت و استحكام در برابر كافران ، نيازمند حاكميت روح رحمت و مودّت ميان مؤمنان

أشدّاء على الكفّار رحماء بينهم

ميان «أشدّاء على الكفّار» و «رحماء بينهم»، نوعى تعامل و تأثير متقابل وجود دارد; يعنى، سستى در هر زمينه، موجب خدشه دار شدن موقعيت مؤمنان در زمينه ديگر مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 71 - 2

2 - لزوم پايدارى حق و حق طلبان ، در برابر هوس ها و تمايلات فساد انگيز كافران

و لو اتبع الحقّ أهواءهم لفسدت السمـوت و الأرض و من فيهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 72 - 2

2 - روى گردانى كافران و مرفهان از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، على رغم عدم درخواست كمترين مزد از ايشان

أم تسئلهم خرجًا

ضمير «هم» به كافران و رفاپيشگان ـ كه در آيات پيش از آنان ياد شده است ـ باز مى گردد. گفتنى است كه استفهام در جمله فوق، استفهام انكارى است; يعنى، «ما تسئلهم خرجاً». بنابراين «خرجاً» نكره در سياق نفى و مفيد عموم است. در نتيجه معنا چنين مى شود: تو با اين كه از آنان كمترين مزدى درخواست نمى كنى، از تو روى برمى گردانند.

266- استقامت دربرابر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 72 - 2

2 - روى گردانى كافران و مرفهان از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، على رغم عدم درخواست كمترين مزد از ايشان

أم تسئلهم خرجًا

ضمير «هم» به كافران و رفاپيشگان ـ كه در آيات پيش از آنان ياد شده است ـ باز مى گردد. گفتنى است كه استفهام در جمله فوق، استفهام انكارى است; يعنى، «ما تسئلهم خرجاً». بنابراين «خرجاً» نكره در سياق نفى و مفيد عموم است. در نتيجه معنا چنين مى شود: تو با اين كه از آنان كمترين مزدى درخواست نمى كنى، از تو روى برمى گردانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 71 - 2

2 - لزوم پايدارى حق و حق طلبان ، در برابر هوس ها و تمايلات فساد انگيز كافران

و لو اتبع الحقّ أهواءهم لفسدت السمـوت و الأرض و من فيهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 3،12

3- خداوند ، خواهان صلابت و استحكام جامعه اسلامى در قبال كافران و جامعه كفر

و الذين معه أشدّاء على الكفّار

لحن آيه شريفه بيان ارزش هاى واقعى مؤمنان و همگامان پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و در حقيقت اخبارى است كه انشاى مؤكد را مى رساند.

12- حفظ صلابت و استحكام در برابر كافران ، نيازمند حاكميت روح رحمت و مودّت ميان مؤمنان

أشدّاء على الكفّار رحماء بينهم

ميان «أشدّاء على الكفّار» و «رحماء بينهم»، نوعى تعامل و تأثير متقابل وجود دارد; يعنى، سستى در هر زمينه، موجب خدشه دار شدن موقعيت مؤمنان در زمينه ديگر مى شود.

267- استقلال فكرى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 12 - 4

4 - كافران مكه ، براى عقيده خود ، هويتى مستقل ، قائل بودند .

اتّبعوا سبيلنا

268- استكبار كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 8 - 6

6 - استكبار كافران و اصرارشان بر كفر ، هنگام تلاوت آيات الهى بر آنان

تتلى عليه ثمّ يصرّ مستكبرًا

بنابراين كه «ثمّ» براى تراخى رتبى باشد ـ نه زمانىـ برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 31 - 1،7،9

1 - كافران در قيامت ، مورد ملامت و سرزنش به خاطر استكبار در برابر آيات الهى

و أمّا الذين كفروا أفلم تكن ءايـتى تتلى عليكم فاستكبرتم

7 - روحيه استكبارى كافران در برابر آيات الهى ، معلول عملكرد و جرايم گذشته خود آنان *

فاستكبرتم و كنتم قومًا مجرمين

براساس اين احتمال كه تعبير «و كنتم. ..» در مقام تعليل گرايش كافران به استكبار باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

9 - سرافكندگى كافران در صحنه قيامت ، پاسخى به روحيه مستكبرانه آنان در دنيا

و ترى كلّ أمّة جاثية . .. أفلم تكن ءايـتى تتلى عليكم فاستكبرتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 32 - 10

10 - موضع كافران در برابر پيامبران و وعده آنان به برپايى قيامت ، موضعى مستكبرانه و استهزاآميز

وإذا قيل . .. و الساعة لاريب فيها قلتم ما ندرى ... و ما نحن بمستيقنين

از سياق آيه، استفاده مى شود كه سخن كافران در «ما ندرى. ..» لحن استهزايى نيز داشته و آيه بعد مؤيد اين معنا است (كانوا به يستهزءون).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 9

9- توبيخ مشركان و كافران از سوى خدا ، به خاطر استكبارشان در برابر قرآن

قل أرءيتم إن كان من عند اللّه و كفرتم به . .. و استكبرتم

269- استكبار كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 57 - 7

7 - كفرپيشگان و تكذيب گران صدراسلام ، مردمانى بودند خودبزرگ بين و استكبار پيشه .

و الذين كفروا و كذّبوا بـَايـتنا . .. عذاب مهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 21 - 3،4

3 - كافران صدراسلام ، مردمى لجوج ، مستكبر و حق گريز

بل لجّوا فى عتوّ و نفور

«عتوُّ» به معناى استكبار و تجاوز از حد است (قاموس المحيط) و مقصود از «نفور»(رميدن) گريز از سخن حق مى باشد.

4 - روح لجاج ، استكبار و حق گريزى ، عامل كفر و تكذيب دين از سوى كافران در صدراسلام

و لقد كذّب الذين من قبلهم . .. بل لجّوا فى عتوّ و نفور

270- استماع قرآن كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 36 - 2

2 - سرزنش خداوند از كافران ، به سبب تجمّع شتاب آلودشان براى استماع قرآن ; به رغم كفرورزى آنان نسبت به آن

فمالِ الذين كفروا قبلك مهطعين

«ما» در «فمالِ»، اسم استفهام و براى توبيخ است.

271- استمداد اخروى كافران پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 8،15

8- كافرانِ پيرو از رهبران مستكبر خويش ، در قيامت درخواست مى كنند كه در صورت امكان ، اندكى از عذاب خدا را از آنان بكاهند .

فقال الضعفـؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب الل

تنوين «شىء» تنوين تنكير و براى كم بودن است.

15- رهبران مستكبر در جواب استمداد پيروانشان در قيامت ، خود را ناتوان دانسته و كمك به آنان را تعليق به محال مى كنند .

فقال الضعفـؤا . .. فهل أنتم مغنون عنّا ... قالوا لو هديـنا الله لهدينـكم

اينكه مستكبران در جواب استمداد پيروان خود در قيامت مى گويند: اگر خداوند ما را هدايت كرده بود ما هم شما را هدايت مى كرديم، در حالى كه خداوند هم چنين كارى را هرگز انجام نداده است، در واقع برآوردن خواسته آنان را تعليق به محال مى كند.

272- استمداد از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 90 - 4

4 ـ جواز دوستى و يارى خواستن از منافقان و كافران پناهنده ، به همپيمانان مسلمانان *

و لا تتخذوا منهم وليّاً و لا نصيرا. الّا الّذين يصلون الى قوم بينكم و بينهم ميثا

در برداشت فوق احتمال داده شده كه «الّا الّذين يصلون . .. » استثنا از حكمى است كه در جمله «و لا تتخذوا منهم وليّاً و لا نصيرا» بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 73 - 2

2 ـ ايجاد رابطه ولايى با كافران و حمايت از ايشان و درخواست حمايت از آنان ، بارور سازنده فتنه و تباهى بزرگ در زمين

و الذين كفروا . .. إلا تفعلوه تكن فتنة

ضمير مفعولى در «لاتفعلوه» به قانونهايى كه در آيه قبل مطرح شد و نيز به دستورى كه از صدر همين آيه به دست مى آيد برمى گردد. در برداشت فوق ضمير به قطع ولايت با كافران، كه از جمله «الذين كفروا ... » استفاده شده، برگردانده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 42 - 4

4ـ جواز استمداد از كافران براى رهايى از مشكلات و تنگنا ها *

اذكرنى عند ربك

ظاهر اين است كه هم بند يوسف(ع) هنگام آزاد شدن از زندان موحد نشده و اظهار ايمان نكرده بود، و گرنه قرآن از آن ياد مى كرد. بنابراين وى به هنگامى كه يوسف(ع) از او تقاضا كرد ، كافر بود.

273- استمداد كافران پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 14

14- رهبران مستكبر در جواب استمداد پيروانشان براى رهايى از عذاب ، به آنان وعده مى دهند كه در صورت نجات يافتن خود ، آنان را هم نجات خواهند داد .

قالوا لو هديـنا الله لهدينـكم

274- استمرار گمراهى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 37 - 7

7 - پايدار ماندن هدايت مؤمنان و استمرار گمراهى كافران حق گريز ، جلوه عزتمندى و مجازات الهى است .

و من يضلل اللّه فما له من هاد . و من يهد اللّه فما له من مضلّ أليس اللّه بعزيز ذ

يادآورى دو صفت عزت و مجازات دهى خداوند، پس از ذكر پايدار ماندن هدايت مؤمنان و استمرار يافتن گمراهى كافران حق گريز به وسيله خداوند، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.

275- استمهال كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 100 - 2

2 - كافران در هنگام مرگ ، آرزومند يافتن فرصتى دو باره ، براى تدارك فرصت هاى از دست رفته و جبران بدى هاى گذشته خود ، با انجام اعمال نيك

قال ربّ ارجعون . لعلّى أعمل صـلحًا فيما تركت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 203 - 1

1 - مهلت خواهى مجرمان كفرپيشه ، پس از مشاهده عذاب الهى

فيأتيهم بغتة . .. فيقولوا هل نحن منظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 45 - 1

1 - مهلت دادن به كافران تكذيب گر و شتاب نكردن در كيفر آنان ، سنت الهى

سنستدرجهم . .. و أُملى لهم

276- استمهال كافران ظالم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 85 - 4

4- كافران ظالم ، پس از مشاهده عذاب الهى و قطعيت كيفر ، خواهان تخفيف و تأخير مجازات خويشند .

فلايخفّف عنهم العذاب و لا هم ينظرون

تذكر الهى به عدم تخفيف عذاب و دادن مهلت به ظالمان، اشاره اى به تخفيف و مهلت خواهى آنان دارد.

277- استهزاگرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 10

10 ـ بذله گويى منافقان و كافران و استهزاى آنان به ارزش هاى الهى ، كار مستمرشان در طول تاريخ

كالذين من قبلكم . .. و خضتم كالذى خاضوا

در «آيه 56» از قول منافقان نقل شده است: «إنما كنا نخوض و نلعب»; خداوند در اين آيه مى فرمايد «خضتم كالذى خاضوا» ; يعنى، روش شما در پيشينيان شما نيز وجود داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 28 - 2

2 - كافران ، اعتقاد مؤمنان به پيروزى نهايى خويش را ، مسخره پنداشتند .

و يقولون متى هـذا الفتح إن كنتم صـدقين

278- استهزاهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 58 - 1،2،3،10

1 ـ استهزاى نماز و بازيچه دانستن آن ، از سوى برخى اهل كتاب و كافران صدر اسلام

و إذا ناديتم إلى الصّلوة اتخذوها هزواً و لعباً

در برداشت فوق ضمير فاعلى «اتخذوها» به «الذين اوتوا الكتب» و «الكفار» ـ در آيه قبل ـ برگردانده شده است.

2 ـ بانگ نماز ( اذان ) ، بانگى مسخره و بازيچه در پندار كافران و گروهى از اهل كتاب

و إذا ناديتم إلى الصّلوة اتخذوها هزواً و لعباً

بدان احتمال كه ضمير مفعولى «اتخذوها» به مصدر (مناداة) مستفاد از «ناديتم» برگردد.

3 ـ مبارزه تبليغاتى كافران و اهل كتاب عليه اسلام ، با استهزاى نماز و اذان و بازيچه خواندن آن

و إذا ناديتم إلى الصّلوة اتخذوها هزواً و لعباً

10 ـ اهل كتاب و ديگر كافران به دليل استهزاى دين اسلام و احكام و شعاير آن ، @مردمى نادان و بى خرد

اتخذوا دينكم هزواً . .. ذلك بانهم قوم لايعقلون

برداشت فوق بر اين مبناست كه «لايعقلون» فعلى لازم باشد، يعنى اهل كتاب و كافران، فاقد عقل و انديشه كافى هستند. اسناد «لايعقلون» به «قوم» كه حاكى از بافت خاص اجتماعى آنهاست، اين معنى را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 8 - 4،9

4ـ كفرپيشگان ، تأخير عذاب را نشانه بى پايه بودن تهديد هاى پيامبر دانسته و آنها را به استهزا مى گيرند .

لـئن أخّرنا . .. ليقولنّ ما يحبسه

استفهام در جمله «ما يحبسه» به قرينه «ماكانوا به يستهزءون» به داعى استهزا و تمسخر ايراد شده است. بنابراين «ليقولنّ ...;»; يعنى ، از سر استهزا و تمسخر مى پرسند: چه چيز مانع نزول آن عذاب و تحقق تهديدها شده است؟

9ـ كفرپيشگان ، عذاب هاى موعود از ناحيه پيامبران را همواره به استهزا و تمسخر مى گيرند .

و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 38 - 6

6ـ سالكان راه خدا و پيروان انبيا ، در معرض تمسخر و استهزاى كافران و دشمنان دين

كلما مرّ عليه ملأمن قومه سخروا منه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 95 - 6

6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به دشمنى ، آزار روحى و تمسخر مشركان و كافران در صورت علنى و آشكارا نمودن دعوت خويش ، نگران بود .

فاصدع بما تؤمر . .. إنا كفينـك المستهزءين

جمله «إنا كفيناك المستهزءين» احتمال دارد پاسخى باشد در برابر نگرانيهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه ممكن بود پس از فرمان آشكار كردن دعوت خود و اعراض از مشركان (فاصدع بما تؤمر . .. و أعرض عن المشركين) بروز كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 97 - 3

3- تبليغات سوء و استهزاى آزار دهنده ، حربه هميشگى مشركان و كافران عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

المستهزءين . .. و لقد نعلم أنك يضيق صدرك بما يقولون

فعل مضارع «يقولون» بر استمرار و هميشگى بودن گفتار و تبليغات مشركان و دشمنان دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 34 - 7،8،15

7- عذاب موعودِ مورد استهزا قرار گرفته ، كافران استهزا كننده را در احاطه خود گرفت .

كذلك فعل الذين من قبلهم . .. و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

«حاق» در لغت به معناى «أحاط» است و مراد از «ما» در «ما كانوا به» عذاب است.

8- كافران ، وعده عذاب را به استهزا مى گرفتند .

و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

مرجع ضمير «به»، «ما» است كه مراد از آن عذاب مى باشد.

15- به استهزا گرفتن وعده عذاب خداوند ، از زشت ترين اعمال كافران

فأصابهم سيئات ما عملوا و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

بى شك استهزاى وعده عذاب خداوند، از جمله كارهاى بد (سيئات) كافران بود; اما ذكر خاص آن پس از عام (سيئات) نشان دهنده اهميت ويژه آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 41 - 4

4- تسلى دادن خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر استهزاى كافران

و لقد استهزئَ برسل من قبلك

خداوند در آيات پيشين، موضوع استهزاى كافران به پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مطرح كرد و در اين آيه، مسخره شدن پيامبران گذشته را يادآور شد. اين يادآورى مى تواند به منظور دلدارى و پشت گرمى به آن حضرت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 83 - 3

3 - وعده معاد ، مورد استهزا و ريشخند كافران در طول تاريخ

بل قالوا مثل ما قال الأوّلون . .. لقد وعدنا ... هـذا من قبل إن هـذا إلاّ أسـطير

با توجه به، به كارگيرى كلمه «هـذا»، كه براى اشاره به نزديك و بيانگر نوعى تحقير نسبت به موضوع بسيار مهمى چون معاد است، برداشت قوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 110 - 7،9

7 - بندگان مؤمن خدا ، همواره در معرض طعن و ريشخند كافران

و كنتم منهم تضحكون

9 - مسلمانان صدراسلام ، همواره مورد ريشخند و مضحكه سران شرك و كفر

فاتّخذتموهم سخريًّا . .. و كنتم منهم تضحكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 6 - 6

6 - واقعيت هاى مهمّ قرآنى مورد استهزاى كافران ، دامنگير آنان در آينده اى نزديك

فسيأتيهم أنبـؤا ما كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 7 - 7

7 - استهزا و ريشخند كردن مسأله معاد از سوى كافران ، معلول سطحى نگرى آنان به مظاهر با ارزش حيات

أنبـؤا ما كانوا به يستهزءون . أَوَلم يرواإلى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 71 - 1

1 - شتابورزى استهزاآميز كافران براى مشاهده عذاب الهى

و يقولون متى هـذا الوعد إن كنتم صـدقين

سياق آيه نشان مى دهد كه درخواست كافران، از روى ناباورى و استهزا بوده است، و پاسخ خداوند به آنان در آيه بعد ـ كه نظر به عذاب دنيوى دارد ـ مى رساند كه مراد از «وعد» وعده الهى به مجازات آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 3 - 4

4 - كافران ، وقوع قيامت را امرى مسخره دانسته و آن را به استهزا مى گرفتند .

و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة

تعبير به نيامدن قيامت (لاتأتينا) يا به جهت اين است كه قيامت از جمله امور زمانى است و يا به جهت به سخره و استهزا گرفتن آن مى باشد. برداشت ياد شده، براساس احتمال دوّم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 30 - 3

3 - تمسخر و استهزا ، از روش هاى مبارزاتى و حربه هاى تبليغى كافران عليه رسولان الهى بود .

يـحسرة على العباد ما يأتيهم من رسول إلاّ كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 56 - 8

8 - تمسخر ، از شيوه هاى مبارزاتى كافران و مشركان با تعاليم آسمانى ( قرآن )

يـحسرتى على ما فرّطت . .. و إن كنت لمن السـخرين

آمدن كلمه «الساخرين» به صورت صفت (در قالب اسم فاعل) گوياى اين نكته است كه به تمسخر گرفتن تعاليم قرآن، به صورت مقطعى و موردى نبود; بلكه دائمى و مكرر بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 7 - 5

5 - مواجهه استهزاآميز كافران با پيامبران در طول تاريخ ، باعث تغيير سنت الهى و سلب هدايت از امت هاى ديگر نمى شود .

أفنضرب عنكم الذكر . .. و كم أرسلنا ... إلاّ كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 32 - 10

10 - موضع كافران در برابر پيامبران و وعده آنان به برپايى قيامت ، موضعى مستكبرانه و استهزاآميز

وإذا قيل . .. و الساعة لاريب فيها قلتم ما ندرى ... و ما نحن بمستيقنين

از سياق آيه، استفاده مى شود كه سخن كافران در «ما ندرى. ..» لحن استهزايى نيز داشته و آيه بعد مؤيد اين معنا است (كانوا به يستهزءون).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 35 - 1،2

1 - استهزاى آيات الهى ، شيوه كافران مستكبر و دنيامحور

فاستكبرتم . .. اتّخذتم ءايـت اللّه هزوًا

از اين كه به جاى «استهزأتم» و يا تعابير مشابه ديگر، گفته شده «اتّخدتم آيات اللّه هزواً»، مى توان به مطلب بالا راه برد.

2 - عذاب اخروى كافران ، معلول استهزاى ايشان نسبت به آيات الهى و فريفتگى آنان به زندگانى دنيا

ذلكم بأنّكم اتّخذتم ءايـت اللّه هزوًا و غرّتكم الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 16 - 3

3- استهزاى كافران نسبت به وحى و سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در پى خارج شدن از محضر آن حضرت

حتّى إذا خرجوا من عندك قالوا . .. ماذا قال ءانفًا

پرسش «ماذا قال آنفاً» از روى توهين و استهزا بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 12 - 1

1 - سؤال تمسخرآميز كافران درباره زمان برپايى روز جزا

يسئلون أيّان يوم الدّين

از آيات قبل و بعد، تمسخرآميز بودن سؤال كافران استفاده مى شود; زيرا آنان اصولاً در مقام فهم حق نبودند و با اين پرسش، مى خواستند راهى ديگر براى انكار معاد و وسيله اى براى تمسخر آن پيدا كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 47 - 2

2 - خبر زنده شدن دوباره انسان در روز رستاخيز ، مورد استهزا و ريشخند كافران

و كانوا يقولون أئذا متنا. .. أءنّا لمبعوثون

برداشت بالا، بدان احتمال است كه استفهام در آيه شريفه، براى استهزا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 25 - 1

1 - پرسش ناباورانه و تمسخرآميز كافران ، از زمان برپايى قيامت

و يقولون متى هـذا الوعد

استفهام در «متى هـذا الوعد» حقيقى نيست; بلكه از باب تهكّم و استهزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 38 - 2

2 - ادعاى استهزاآميز كافران ، به بهشتى بودن خود بر فرض برپايى قيامت

أيطمع كلّ امرىء منهم أن يدخل جنّة نعيم

مفسران اظهار داشته اند: كه كافران به هنگام شنيدن سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به استهزا مى گفتند: اگر آنچه پيامبر مى گويد درست باشد; ما زودتر از آنان به بهشت خواهيم رفت و از آنان سزاوارتريم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 25 - 4

4 - پرسش استهزاآميز كافران حق ناپذير ، از زمان تحقق وعده هاى الهى درباره خويش

أقريب ما توعدون أم يجعل له ربّى أمدًا

آيه شريفه درصدد پاسخ به پرسش كافران درباره تحقق وعده هاى الهى است كه در آيه قبل مطرح شده بود. از اين رو برخى از مفسران نوشته اند كه اين آيه، درباره «نضربن حارث» است كه او و همفكرانش پيوسته مى گفتند: «متى هـذا الوعد إن كنتم صادقين» (10/48).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 6 - 1

1 - پرسش ناباورانه و تمسخرآميز كافران ، از زمان برپايى قيامت

يسئل أيّان يوم القيـمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 29 - 1،4

1 - كافران مجرم ، همواره مؤمنان را تحقير و تمسخر كرده و به باور هاى آنان پوزخند مى زنند .

إنّ الذين أجرموا كانوا من الذين ءامنوا يضحكون

4 - ابرار به دليل ايمانشان در معرض تمسخر گناه پيشگان كافر ، قرار گرفته و آزار مى بينند .

إنّ الذين أجرموا كانوا من الذين ءامنوا يضحكون

مراد از «الذين آمنوا» ـ به قرينه «إنّ الأبرار. ..» در آيات پيشين ـ نيكوكاران است. تغيير عبارت به جهت اشاره به اين است كه آنچه براى گناه كاران خنده دار به نظر مى رسد، ايمان نيكوكاران است. آيات بعد ـ كه بيانگر مقابله به مثل نيكوكاران در قيامت است ـ اشاره دارد كه انگيزه گناه كاران از اين برخورد، آزاررسانى به آنان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 31 - 1،2،3

1 - كافران ، از خاطره هاى ديدار خود با مؤمنان ، طنز ساخته و در جمع خانواده خويش به لطيفه گويى و خنداندن يكديگر مى پردازند .

و إذا انقلبوا إلى أهلهم انقلبوا فكهين

«فَكِه» (صفت مشبّه) به معناى خوش دل و خندان يا به معناى كسى است كه با همراهان خود سخنى گويد كه آنان را بخنداند (قاموس). در برداشت ياد شده، معناى دوم مورد نظر است.

2 - كافرانى كه مؤمنان را مسخره كرده اند ، هنگام مراجعت نزد خانواده خويش ، از پوزخند ها و اشاره هاى طعنه آميز خود ، غرق شادمانى مى شوند .

يضحكون . .. يتغامزون . و إذا انقلبوا إلى أهلهم انقلبوا فكهين

در اين برداشت، «فَكِه» به معناى «مرد خوش دل و خندان» دانسته شده است. تكرار «انقلبوا» در آيه شريفه، براى مجسم ساختن حالت بازگشت كافران به خانه خويش است.

3 - كافران و گنه پيشگان ، حتى در غياب مؤمنان نيز آنان را استهزا كرده و با طعنه و كنايه از ايشان ياد مى كنند .

و إذا انقلبوا إلى أهلهم انقلبوا فكهين

279- استهزاهاى كافران امت هاى پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 32 - 3

3ـ كفرپيشگان امت هاى گذشته پيامبران خويش را به استهزا و تمسخر مى گرفتند .

و لقد استهزىء برسل من قبلك فأمليت للذين كفروا

280- استهزاهاى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 135 - 4

4- تهديد كافران به هلاكت و عذاب از سوى خداوند ، مورد تمسخر و استهزاى كافران صدراسلام

و لو أنّا أهلكنهم بعذاب . .. قل كلّ متربّص

از آن جايى كه آيات پيشين در باره نزول عذاب و علل تأخير و نيز سنت هاى حاكم بر آن بود; به نظر مى رسد جمله «قل كلّ متربّص» پاسخى به استهزاهاى كافران در زمينه وعده عذاب باشد; يعنى، شما آينده اى دشوار براى ما پيش بينى مى كنيد و از آنچه ما براى شما انتظار مى كشيم، هراسى نداريد و آن را هيچ مى انگاريد. باشد زمان بگذرد و تا حقيقت بر همگان معلوم شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 47 - 2،6

2 - كفرپيشگان عصر بعثت ، وعده عذاب را دروغ پنداشته و آن را به ريشخند مى گرفتند .

و يستعجلونك بالعذاب

از اين كه تكذيب گران، از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى خواستند وعده خود را عملى سازد و هر چه زودتر عذاب را بر آنان نازل كند، معلوم

مى شود كه آنان تهديد پيامبر(صلی الله علیه و آله) را تهديدى تو خالى مى انگاشتند و با درخواست تسريع عذاب، آن را به ريشخند مى گرفتند.

6 - ناباورى كافران عصر بعثت به عذاب الهى و به مسخره گرفتن آن ، نمودى از كوردلى ايشان

و لـكن تعمى القلوب التى فى الصدور . و يستعجلونك بالعذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 6 - 3

3 - وعده معاد ، مورد استهزا و ريشخند كافران عصر بعثت

فسيأتيهم أنبـؤا ما كانوا به يستهزءون

موضوع مورد استهزا به قرينه آيه بعد ـ كه استدلال براى امكان معاد است ـ مسأله رستاخيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 7 - 1

1 - استهزاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى كافران ، به خاطر تبليغ آن حضرت از معاد

و قال الذين كفروا

تعبير «رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق» قرينه است بر اين كه استفهام در اين آيه، براى استهزا و تمسخر است و حقيقى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 47 - 4

4 - كافرانِ صدراسلام ، منكر رازقيت خدا براى بشر بودند و عقيده به آن را به مسخره مى گرفتند .

و إذا قيل لهم أنفقوا ممّا رزقكم اللّه قال الذين كفروا للذين ءامنوا أنطعم من لو ي

برداشت ياد شده از آن جا است كه كافران، جمله «من لو شاء اللّه أطعمه» (اگر خدا مى خواست او را مى خورانيد) را از سر استهزا و تمسخر مى گفتند و به آن باور نداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 48 - 2

2 - كافران صدراسلام ، منكر برپايى قيامت بوده و عقيده به آن را مورد استهزا قرار مى دادند .

و يقولون متى هـذا الوعد

استفهام در «متى هـذا الوعد» ـ برابر نظر بيشتر مفسران ـ براى تهكم و استهزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 59 - 7

7 - كافران عصر بعثت ، درخواست كننده عذاب الهى ، از سر استهزا و ناباورى

للذين ظلموا ذنوبًا . .. فلايستعجلون

نهى الهى (فلايستعجلون) مى رساند كه كافران، ناباورانه تقاضاكننده نزول عذاب بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 1 - 4

4 - يكى از عناصر كافر صدراسلام ( نضربن حارث ) ، از سر استهزا خواست عذابى كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) از آن سخن مى گويد ، بر وى نازل شود .

سأل سائل بعذاب واقع

به گفته مفسران سائل در اين آيه، شخصى به نام «نضربن حارث» است. (مجمع البيان و تفاسير ديگر)

281- استهزاهاى كافران قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 91 - 2

2- كفار قريش ، پس از نزول قرآن و ظهور اسلام ، آيات قرآن را به چند دسته تقسيم كرده و هر دسته را با تهمت و افترا و ترفند هاى گوناگون ، به استهزا گرفته و منكر شدند .

المقتسمين. الذين جعلوا القرءان عضين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مقصود از اين آيه و آيه قبل ـ چنان كه در شأن نزولها آمده است ـ كفار قريش باشد كه همگى (حدود 16 نفر) به شكلهاى گوناگون به هلاكت رسيدند.

282- استهزاهاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 1

1- خطاب استهزاگرانه و بى ادبانه كافران مكه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هنگام سخن گفتن با آن حضرت

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر

از اينكه كفار، در مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به جاى خطاب مستقيم با اسم و عنوان، با عنوان موصول و غايب آن حضرت را صدا مى زدند و نيز از اينكه به او نسبتى مى دادند كه خود آن را قبول نداشتند، حاكى از نكته فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 11 - 3

3- خداوند ، تسلى بخش پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر برخورد هاى تمسخرآميز كافران مكه

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر إنك لمجنون . .. و ما يأتيهم من رسول إلاّ كان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 13 - 8

8- خداوند ، تسلّى بخش پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر برخورد هاى تمسخرآميز كافران مكه

و ما يأتيهم من رسول إلاّ كانوا به يستهزءون. كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمن

آيات قبل، درباره برخورد عنادآلود كفار مكه با نبوت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) بود. اينكه در اين آيه ها، برخورد مردمان پيشين با انبياى

الهى را توضيح مى دهد، احتمالاً به جهت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 1،2

1- كافران و مشركان مكه ، به هنگام رو به رو شدن با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را مورد تمسخر و استهزا قرار مى دادند .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

2- تمسخر و استهزا ، تنها شيوه برخورد مشركان و كافران مكه با شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

حرف نفى «إن» و حرف استثنا «إلاّ» پس از آن ـ كه بر قصر دلالت مى كند ـ و نيز آمدن «هزواً» به صورت مصدر، همگى بيانگر استمرار و شدت در كار استهزا و تمسخر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 38 - 4

4- كافران دين ستيز مكه ، وعده ها و تهديد هاى الهى ( عذاب ، كيفراخروى و . . . ) را مورد استهزا و تمسخر قرار مى دادند .

و يقولون متى هـذا الوعد

جمله استفهاميه «و يقولون متى هـذا الوعد» براى تهكّم و استهزا است.

283- استهزاى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 15 - 1

1 - استهزا شدن تكذيب گران در آستانه دوزخ ، به وسيله يادآورى سخنان كفرآلودشان به ايشان

أفسحر هـذا

استفهام در «أفسحر هـذا» براى تهكم و استهزا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 33 - 1

1 - گنه پيشگان كافر ، شايسته قضاوت كردن و اظهار نظر درباره راه مؤمنان ، نيستند .

و ما أرسلوا عليهم حـفظين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 34 - 10

10 - « روى [ عن الإمام الصادق ( ع ) ] أنّه قال : يا ابن جُنْدَب . . . إنّ للّه تبارك و تعالى سُوراً من نور محفوفاً بالزبرجد و الحرير منجّداً بالسندس و الديباج يضرب هـذا السور بين أوليائنا و بين أعدائنا فإذا غلى الدماغ و بلغت القلوب الحناجر و نضجت الأكباد من طول الموقف اُدخل فى هـذا السور أولياء اللّه . . . و أعداء اللّه قد ألجمهم العرق و قطعهم الفَرَقُ و هم ينظرون إلى ما أعدّ اللّه لهم . . . فينظر إليهم أولياء اللّه فيضحكون منهم فذلك قوله عزّوجلّ « . . .فاليوم الذين آمنوا من الكفّار

يضحكون . . . » ;

[از امام صادق(ع)] روايت شده كه فرمود: اى پسر جُنْدب! . .. براى خداوند ـ تبارك و تعالى ـ ديوارى است از نور كه غرق در زبرجد و حرير و مزين به ابريشم هاى سندس و ديبا است و اين ديوار بين دوستان و دشمنان ما قرار دارد. پس زمانى كه مغز سرها به جوش آمد و جان ها به گلو رسيد و جگرها از طولانى شدن توقفگاه قيامت كباب شد، اولياى الهى را به آن طرف ديوار مى برند ... در حالى كه دشمنان خدا را عرق لجام زده است (جريان عرق بر اطراف دهان، مانع سخن گفتن آنان شده است) و ترس، آنان را ساكت كرده است. [آنان] نگاه مى كنند به آنچه[ از عذاب] كه خداوند براى آنها آماده نموده است ... پس اولياى الهى به دشمنان خدا نگاه مى كنند و به آنان مى خندند و اين است سخن خداى عزّوجلّ: فاليوم الذين آمنوا من الكفّار يضحكون».

284- استهزاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 169 - 4

4 ـ كافران ستم پيشه ، مورد استهزاى خداوند *

و لاليهديهم طريقاً. الا طريق جهنم

به كارگيرى واژه هدايت در مورد كشانيدن كافران به سوى جهنم، مى تواند به منظور استهزاى كافران ايراد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 8،11،12

8 ـ تمسخر حق (قرآن) و آيات الهى، شيوه كافران مكه بوده است.

فسوف تأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

مفاد جمله «كانوا به يستهزءون» ماضى استمرارى است و بيانگر تداوم استهزا از سوى كافران عصر نزول اين سوره است.

11 ـ نويد خداوند به ظهور و پيشرفت و پيروزى قريب الوقوع اسلام و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، علم رغم استهزاى كافران صدر اسلام

فسوف تأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

مراد از «يأتيهم أنباؤا ما كانوا»، مى تواند تحقق امورى مانند پيروزى اسلام باشد كه كفار آن را به مسخره گرفته و تكذيب مى كردند.

12 ـ تكذيب آيات الهى با تمسخر و استهزا از شيوه هاى كافران

فقد كذبوا بالحق لمّا جاءهم فسوف تأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 10 - 1،3،4،5،7،8

1 ـ بسيارى از رسولان الهى قبل از پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مورد تمسخر و استهزاى كافران قرار گرفتند.

و لقد استهزىء برسل من قبلك

3 ـ تمسخر و استهزاى پيامبران الهى، شيوه كافران در طول تاريخ بوده است.

و لقد استهزىء برسل من قبلك . .. ما كانوا به يستهزءون

4 ـ استهزاى وعيدها و تهديدهاى پيامبران الهى، از شيوه هاى مبارزه كافران با انبيا در طول تاريخ

و لقد استهزىء برسل من قبلك فحاق بالذين سخروا منهم ما كانوا به

بنابراين كه مقصود از «ما كانوا به يستهزءون»، عذاب موعود الهى باشد كه در محتواى پيامهاى انبيا(ع) ذكر مى شده است.

5 ـ استهزاى كفار نسبت به پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، با درخواست نزول كتاب ملموس و مشاهده فرشتگان

و لو نزلنا عليك كتبا فى قرطاس فلمسوه . .. و لقد استهزىء برسل من قبلك

يادآورى استهزا شدن انبياى گذشته براى تسلى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، پس از بيان بهانه جوييها و توقّعات بيجاى كافران چنين مى نمايد كه همين بهانه جوييها، از مصاديق استهزاگرى كافران در مورد رسولان الهى است.

7 ـ كافرانى كه پيامبران و عذابهاى موعود آنان را استهزا مى كردند، به همان عذابهاى مورد تمسخر خويش گرفتار شدند.

فحاق بالذين سخروا منهم ما كانوا به يستهزءون

بنابراين كه «ما» موصوله بوده و مراد از آن، عذاب الهى باشد كه در ضمن سخنان پيامبران مطرح مى شده و مورد استهزاى كافران قرار مى گرفته است.

8 ـ كافرانى كه به استهزاى انبياى گذشته مى پرداختند، به عذاب و كيفر استهزاى خود گرفتار شدند.

فحاق بالذين سخروا منهم ما كانوا به يستهزءون

بنابراين كه تقدير آيه «جزاء ما كانوا به يستهزءون» باشد. در اين صورت «ما» در (ما كانوا) مصدريه بوده و مرجع ضمير «به»، به قرينه كلمه «رسل» در صدر آيه مى تواند كلمه «رسول» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 1

1 ـ استهزاى كافران حاضر در پيكار بدر از سوى خداوند

إن تستفتحوا فقد جاءكم الفتح و إن تنتهوا فهو خير لكم

جمله «إن تستفتحوا فقد جاءكم الفتح» با توجه به شكست خفتبار مشركان در پيكار بدر، بيانگر نوعى استهزا به مشركان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 8 - 5

5 - كافران حق ناپذير مورد تمسخر و تحقير

فبشّره

ذكر عذاب، تناسبى با كاربرد واژه بشارت ندارد. ازاين رو تعبير به بشارت مى تواند به عنوان سخريه و تحقير باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 9 - 1

1 - آگاهى اندك و سطحى كافران از قرآن ، دستمايه آنان براى تمسخر آيات الهى

و إذا علم من ءايـتنا شيـًا اتّخذها هزوًا

كلمه «شيئاً»، اندك و ناچيز بودن اطلاعات كافران را افاده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 33 - 5

5 - شيوه كافران در انكار معاد ، استهزاگرانه و نه منطقى

كانوا به يستهزءون

شيوه بودن استهزا از «كانوا به يستهزءون» كه بر استمرار دلالت دارد استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 35 - 1

1 - مؤمنان ، در حالى كافران حاضر در صحنه قيامت را مسخره مى كنند كه خود بر تخت هاى تزيين يافته ، لميده و ناظر كيفر كافران اند .

على الأرائك ينظرون

«أريكة» (مفرد «أرائك») به تخت تزيين يافته اى گفته مى شود كه در خيمه يا خانه اى نهاده شده باشد. هم چنين به جايگاه آرميدن و لميدن ـ اعم از تخت، يا تخت عروس و يا تخت خواب ـ اطلاق مى شود (قاموس). متعلق «ينظرون» ـ به قرينه آيات قبل و بعد ـ وضعيت كافران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 36 - 3

3 - كافران در قيامت ، مورد تمسخر خداوند قرار خواهند گرفت . *

هل ثوّب

«ثواب» در مورد خير و شرّ هر دو كاربرد دارد; ولى به خير و خوبى اختصاص بيشترى دارد و در آن فراوان تر استعمال مى شود (نهايه ابن اثير). بنابراين ممكن است گفته شود: تعبير «ثوّب» ـ كه در قرآن تنها در مورد امر ناخوشايند استعمال شده (مفردات) ـ بيانگر آن است كه خداوند، كيفر كافران را از روى تمسخر پاداش ناميده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 24 - 3

3 - كافران و تكذيب گران ، مورد استهزاى خداوند

فبشّرهم

فعل هاى «بَشِرَ» و «فَرِحَ» به يك معنا است (مصباح). بنابراين واژه «بشارت» در مورد تهديد به عذاب، براى استهزا به كار مى رود.

285- استهزاى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 72 - 7

7 - استهزا و ريشخند كفرپيشگان كينه توز صدراسلام از سوى خداوند

قل أفأنبّئكم بشرّ من ذلكم النار

استفهام در «أفأنبّئكم» براى استهزا و ريشخند و «تنبئة» (مصدر «أُنبأ») به معناى خبر دادن است. «ذلكم» نيز به حالت درهم رفتگى چهره مشركان به هنگام شنيدن آيات توحيدى قرآن اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 1 - 2

2 - كافران عصر بعثت ، وعده معاد را ، به تمسخر گرفته و درباره حقايق آن پرسش ها و شبهه هايى بر سر زبان ها مى انداختند .

عمّ يتساءلون

تهديد پرسشگران با جمله «سيعلمون» ـ در آيات بعد ـ اين احتمال را تقويت مى كند كه هدف آنان از پرسش ها، كشف حقيقت نبود; بلكه آنان در پى ايجاد سؤال و شبهه در ذهن ديگران و طعنه و كنايه زدن به وعده معاد بودند.

286- اسرافگرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 19 - 9

9 - كفر و مخالفت با پيامبران ، اسراف است و كافران مسرف اند .

أئن ذكّرتم بل أنتم قوم مسرفون

توصيف مردم بى ايمان و مخالف پيامبران الهى به اسرافگر، گوياى حقيقت ياد شده است.

287- اسلام ستيزى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 107 - 7

7 ـ آسيب رساندن به جامعه اسلامى ، در رأس آرمان ها و اهداف منافقان و كافران

اتخذوا مسجداً ضراراً و كفراً

برداشت فوق با توجه به اين است كه در رأس همه اهداف «ضراراً» مطرح شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 33 - 1

1 ـ كافران ، با استفاده از مثل هاى باطل و ترسيم غير واقعى چهره پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مبارزه عليه اسلام برخاسته بودند .

الذين كفروا . .. و لايأتونك بمثل

«مَثَل» هم به معناى «حجت» و «حديث» (سخنانى در باره اثبات چيزى) و هم به معناى «صفت» (توصيف چيزى) آمده است (قاموس المحيط). مقصود از آن در آيه شريفه، مجموعه سخنانى است كه كافران در توصيف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و به منظور خدشه داركردن چهره منور آن حضرت مى گفتند كه در آيات فوق از آنها ياد شده است. گفتنى است قيد باطل بودن مثل ها، از قرينه مقابله جمله «لايأتونك بمثل» و جمله «إلاّ جئناك بالحقّ» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 8 - 2

2 - هدف كافران از اتهام سحر به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبارزه با اسلام و خاموش كردن نور خدا بود .

فلمّا جاءهم . .. قالوا هـذا سحر ... يريدون ليطفؤا نور اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 18 - 2

2 - مبارزه كافران با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با انديشه شيطانى و سنجيده كارى همراه بود .

إنّه كان لأيـتنا عنيدًا . .. إنّه فكّر و قدّر

288- اسلام كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 11

11 ـ مبارزات گذشته كافران عليه اسلام ، مانع پذيرش آنان در زمره مسلمانان نخواهد شد .

ثم يغلبون و الذين كفروا إلى جهنم يحشرون

289- اصحاب اعراف و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 48 - 2،3،4

2 ـ اصحاب اعراف در صحنه قيامت ، احزاب كفرپيشه و مستكبر را به وسيله علامتهايشان خواهند شناخت .

يعرفونهم بسيمهم

3 ـ اصحاب اعراف در صحنه قيامت ، احزاب كفرپيشه و مستكبر را مخاطب ساخته و از فاصله اى دور با آنان سخن مى گويند .

و نادى اصحب الاعراف رجالا

4 ـ اصحاب اعراف با به رخ كشيدن بى ثمرى امكانات مادى و قدرت هاى دنيوى كافران ، آنان را ناكام خوانده و شماتت مى كنند .

قالوا ما أغنى عنكم جمعكم و ما كنتم تستكبرون

290- اصرار بر كفر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 51 - 1

1 ـ خداوند ، مشركان و كفرپيشگان را به خاطر پافشارى بر كفر و ناباورى به قرآن ، ملامت و سرزنش فرمود .

أثم إذا ما وقع ءامنتم به ءالئن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 39 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سر تهديد و هشدار ، از كفرپيشگان لجوج خواست تا همچنان بر مواضع نادرستشان پافشارى كنند .

قل يـقوم اعملوا على مكانتكم

آهنگ آيه شريفه، آهنگى تهديدآميز و هشدار دهنده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 5 - 4

4 - بيان سرسختى سازش خواهان كافر و باقى ماندن آنان بر مرام خويش تا پايان عمر ، از خبر هاى غيبى قرآن

و لا أنتم عـبدون ما أعبد

291- اصرار بر كفر كافران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 15 - 2

2 - خداوند ، با بيان پافشارى كافران عصر بعثت بر كفر و انكار معاد ، انتظار ايمان آوردن آنان را بى فايده خواند و توطئه گرى آنها را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) گوشزد كرد .

إنّهم يكيدون كيدًا

292- اضطراب اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 27 - 2

2 - ناراحتى و اضطراب شديد كافران و منكران معاد ، در لحظه ديدن عذاب قيامت

فلمّا رأوه زلفة سيئت وجوه الذين كفروا

زشت و كريه شدن كافران، به هنگام مشاهده قيامت، بيانگر ناراحتى و اضطراب شديد آنان در آن هنگام است.

293- اضلال كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 105 - 10

10 ـ جامعه ايمانى وظيفه دار هشيارى در برابر موضعگيرى هاى گمراه كننده كافران

يايها الذين ءامنوا عليكم انفسكم لايضركم من ضل إذا اهتديتم

«لا» در لايضركم مى تواند نافيه باشد بر اين مبنا مراد از جمله «لايضركم . ..» اين است كه چنانچه از ايمان خود مراقبت كنيد از دام گمراهان مى رهيد و مى تواند «لا» ناهيه باشد، يعنى اى مؤمنان مبادا گمراهان شما را از راه بدر برده و ايمان شما را بربايند برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است. گفتنى است كه مراد از «من ضل» به قرينه «ءامنوا» كفرپيشگان

مى باشد.

294- اطاعت از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 150 - 2،5

2 ـ اطاعت از كفرپيشگان ، نشانه پذيرش ولايت و سرپرستى آنان

ان تطيعوا الّذين كفروا . .. بل اللّه موليكم

كلمه «بل» براى اضراب و نفى ولايت غير خداوند است و چون در آيه قبل سخن از ولايت و پذيرش آن نيامده كه با «بل» آن را نفى كند، معلوم مى شود كه همان اطاعت از كافران، در حقيقت پذيرش ولايت آنان است.

5 ـ اطاعت و پيروى جامعه ايمانى از كفرپيشگان ، موجب خروج از ولايت خداوند و محروميّت از يارى او

ان تطيعوا الّذين كفروا . .. بل اللّه موليكم و هو خيرُ النّاصرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 102 - 2

2 ـ پرهيز از اطاعت كافران و بر حذر بودن از نزاع و تفرقه ، نشانه تقواى اهل ايمان

ان تطيعوا فريقاً من الذين اُوتوا الكتاب . .. اتقوا اللّه حق تُقاته

پرهيز از تفرقه و نزاع، از شأن نزول آيه «ان تطيعوا . .. » استفاده شده است.

295- اطاعت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 67 - 1

1 - كافران ، در حال سوختن در آتش جهنم ، اعلام مى كنند كه مطيع بزرگان و رؤساى گمراه سازشان بودند .

إنّ اللّه لعن الكـفرين . .. يوم تقلّب ... و قالوا ربّنا إنّا أطعنا سادتنا ... فأ

296- اطمينان به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 11 - 6

6 - اطمينان بخشى منافقان به كافران ، در پيروى نكردن از پيامبر و مسلمانان بر ضد آنان

الذين نافقوا يقولون . .. و لانطيع فيكم أحدًا أبدًا

297- اطمينان كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 3

3 ـ اطمينان كفار مكه به پيروزى خويش هنگام خروج براى جنگ بدر

و لاتكونوا كالذين خرجوا

298- اعراض از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 1

1 ـ ضرورت پرهيز مؤمنان از همسويى با كافران در پندار و تفكّر ، گفتار و كردار

يا ايّها الّذين امنوا لا تكونوا كالّذين كفروا و قالوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 78 - 5

5 - وانهادن امر كافران حق ستيز به خداوند ، رهنمودى الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لاتكن فى ضيق ممّا يمكرون. .. إنّ ربّك يقضى بينهم بحكمه

با توجه به اين كه آيات اين بخش در ارتباط با هم است، تذكر خداوند به قضاوت نهايى خويش درباره كافران، مى تواند در مقام توضيح و تعليل براى آيه «و لاتكن فى ضيق ممّا يمكرون» باشد. آيات بعد نيز مؤيد همين معنا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 80 - 3

3 - لزوم وانهادن امر كافران به خدا ، پس از احراز تأثيرناپذيرى آنان در قبال حق

فتوكّل على اللّه إنّك على الحقّ المبين . إنّك لاتسمع الموتى ... إذا ولّوا مدبرين

آيه ياد شده، داراى اين پيام است كه: چون آنها مرده اند و سخن در مرده بى تأثير است; پس بيش از اين تلاش مكن و نگران مباش و كار خود را با ايشان به خدا واگذار.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 30 - 1

1 - خداوند ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمان داد تا از كافرانى كه بر كفر ورزيدن مصمم بودند ، اعراض كند .

فأعرض عنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 48 - 6

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در انجام رسالت الهى خويش ، نبايد به سخنان و موضع گيرى هاى كافران و منافقان اعتنا كند .

يـأيّها النبىّ إنّا أرسلنـك شـهدًا و مبشّرًا . .. و لاتطع الكـفرين و المنـفقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 54 - 3

3 - سرزنش نشدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بر روى گردانى از كافران لجوج

فتولّ عنهم فما أنت بملوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 45 - 1

1 - رهنمود الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در وانهادن كفرپيشگان لجوج به خود و اصرار نورزيدن در هدايت آنان

فذرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 48 - 8

8 - وانهادن كافران و تحمل عداوت آنان ، تكليفى الهى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فذرهم . .. و اصبر لحكم ربّك

بنابراين كه «و اصبر» عطف بر «فذرهم» باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 6 - 1

1 - روى گردانى از كافران لجوج و بها ندادن به ايشان ، رهنمود الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فتولّ عنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 42 - 1،2

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به واگذارى كافران حق ناپذير ، باطل گرا و بازيگر به حال خود ، پس از اتمام حجت به آنان

فذرهم يخوضوا و يلعبوا

«خوض» (مصدر «يخوضوا») در اصل به معناى حركت در آب است; ولى در مواردى به كار مى رود كه انسان، غوطهور در مسائل باطل و ناپسند مى شود; مانند همين آيه كه كافران، سخنان ناروايى درباره اسلام و پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر زبان مى آوردند.

2 - لزوم ترك بحث و احتجاج با كافران حق ناپذير ، پس از اتمام حجت و ارائه برهان

فذرهم يخوضوا و يلعبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 1 - 3

3 - كافران ، پس از ابلاغ برهان آشكار و رسيدن پيام اسلام به آنان ، به حال خود ر ها خواهند شد .

لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة

قيد «حتّى تأتيهم البيّنة» مفهومى دارد كه برداشت ياد شده، ناظر به آن است.

299- اعراض كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 105 - 3

3ـ كفرپيشگان ، در آيات و نشانه هاى توحيد تأمل نمى كنند و دلالت آنها را بر توحيد درنمى يابند .

يمرون عليها و هم عنها معرضون

«اعراض» (مصدر معرضون) به معناى روى گرداندن است و روى گرداندن از نشانه هاى توحيد به معناى تأمل نكردن در آنها و درك نكردن دلالتشان بر يكتايى خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 33 - 1

1- كافران حق ناپذير ، هشدار هاى خداوند را ناديده گرفتند .

الكـفرين . .. ظالمى أنفسهم ... هل ينظرون إلاّ أن تأتيهم الملـئكة أو يأتى أمر ربّ

برداشت فوق بر اين نكته ذاست كه مراد از ملائكه در «تأتيهم الملائكة» ملائكه قبض روح، و مراد از «يأتى أمر ربك» آمدن عذاب باشد. طبق اين احتمال جمله «كافران تنها در انتظار آمدن مرگ و يا عذابشان هستند» مشعر به اين معناست كه: آنان به هشدارهاى خداوند وَقْعى ننهاده و پيوسته راه انحرافى خود را پيمودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 82 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قبال روى گردانى كافران از دعوت آن حضرت پس از تبيين آيات الهى بر آنان ، مسؤوليتى نداشت .

فإن تولّوا فإنما عليك البلـغ المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 102 - 4

4- كافران ، از ولايت خدا روى گردان و سرنهاده بر آستان شمارىِ از بندگان اويند .

يتّخذوا عبادى من دونى أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 42 - 4

4- روى گردانى كافران از پروردگار خويش ، على رغم برخوردارى از رحمت مداوم او

قل من يكلؤكم . .. من الرحمـن بل هم عن ذكر ربّهم معرضون

«بل» در آيه شريفه، براى اضراب انتقالى است; يعنى، خداوند پس از بيان نياز بشر به خداى رحمان و ذكر عذاب او، به علت اصلى كفر كافران ( اعراض از ياد پروردگار و بى توجهى به ربوبيت الهى) پرداخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 80 - 8

8 - كفرپيشگان روى گردان از دلايل آشكار ، همچون ناشنوايان روى برتافته از راهنماى خويش

و لاتسمع الصمّ الدعا إذا ولّوا مدبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 61 - 7

7 - منكران آيات خدا و كافران به خدا ، تحت تأثير عوامل بيرونى و منفعلانه ، از خدا و آيات او ، روى گرداندند و نه با منطق و برهان

و لئن سألتهم من خلق . .. و سخّر ... ليقولنّ اللّه فأنّى يؤفكون

مجهول آورده شدن فعل «يؤفكون» دلالت بر اين مى كند كه مشركان و منكران آيات خدا و مؤمنان به باطل، تحت تأثير القائات بيرونى، چنين روى كردى را پيدا كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 3 - 11،13

11- كافران ، روى گردان از انذار ها و هشدار هاى الهى

و الذين كفروا عمّا أُنذروا معرضون

13- كافران ، گريزان از هشدار هاى الهى نسبت به زوال پذيرى دنيا و وجود معاد

و الذين كفروا عمّا أُنذروا معرضون

در اين آيه، پيش از مسأله انذار، موضوع حقانيت هستى و محدود بودن حيات دنيوى مطرح شده است. با توجه به اين مطلب مى توان گفت: يكى از موضوعات مورد انذار، ناپايدارى حيات دنيا و وجود رستاخيز بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 2 - 1

1 - كافران ، روى گردان از تأمل و انديشه در آيات و نشانه هاى الهى

و إن يروا ءاية يعرضوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 10 - 1،2،3

1 - اعتراف كافران دوزخى ، به گوش نسپردن و انديشه نكردن درباره تعاليم دين و پيامبران الهى

و قالوا لو كنّا نسمع أو نعقل

2 - گوش دل نسپردن به سخنان پيامبران و تعقّل نكردن درباره آنها ، عامل دوزخى شدن كافران

و قالوا لو كنّا نسمع أو نعقل ما كنّا فى أصحـب السعير

3 - كافران دوزخى ، از شنيدن سخنان پيامبران و پيام هاى آسمانى امتناع مى كردند .

و قالوا لو كنّا نسمع

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه مقصود از «نسمع» امتناع از شنيدن باشد; چنان كه اين واكنش دستور سران كفر به توده هاى مردم است: «و قال الذين كفروا لاتسمعوا لهـذا القرآن و ألغوا فيه لعلّكم تغلبون» (سوره فصلت (41) آيه 26).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 3

3 - روى گردانى كافران از قرآن ، به دليل ناتوانى آنان از درك مفاهيم آن است و افسانه دانستن آن ، بهانه اى بيش نيست .

قال أسـطير الأوّلين . كلاّ بل ران على قلوبهم

300- اعراض كافران از افساد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 193 - 5،6

5 - لزوم ترك جنگ با كافران ، در صورت دست برداشتن آنان از فتنه انگيزى و ايجاد مزاحمت براى گسترش دين خدا

فإن انتهوا فلا عدون إلا على الظلمين

متعلق «إنتهوا . ..» - به قرينه فرازهاى پيش - فتنه انگيزى و بازدارى از حاكميت يافتن دين الهى است. جواب شرط (فإن انتهوا) محذوف است وجمله «فلاعدوان...» جانشين آن مى باشد; يعنى، پس اگر از فتنه انگيزى دست كشيدند و مانع گسترش و حاكميت دين خدا نشدند، آنان را نكشيد; زيرا تعدى تنها بر ستمكاران رواست.

6 - در صورتى كه كفرپيشگان محارب يا فتنه انگيز از كفرورزى دست بكشند ، نبايد با آنان نبرد كرد .

فإن انتهوا فلا عدون إلا على الظلمين

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه متعلق «انتهوا» كفرورزى باشد.

301- اعراض كافران از كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 193 - 6

6 - در صورتى كه كفرپيشگان محارب يا فتنه انگيز از كفرورزى دست بكشند ، نبايد با آنان نبرد كرد .

فإن انتهوا فلا عدون إلا على الظلمين

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه متعلق «انتهوا» كفرورزى باشد.

302- اعراض كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 46 - 1

1 - كافران صدراسلام از تمامى آيات و نشانه هاى پروردگار ، اعراض كرده و آنها را نپذيرفتند .

و ما تأتيهم من ءاية من ءايـت ربّهم إلاّ كانوا عنها معرضين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 49 - 2

2 - كافران پندناپذير و مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هيچ دليل و عذر قابل قبولى ، براى روى گردانى از دين و پند هاى قرآن نداشتند .

فما لهم عن التذكرة معرضين

از مفاد «فمالهم» (چيست آنان را)، استفاده مى شود كه مقصود، نبودن هيچ دليل و عذرى براى كفر و انكار كافران نسبت به قرآن پندآفرين است.

303- اعلام عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 81 - 4

4ـ خداوند ، پيش از عذاب كردن اقوام كفرپيشه ، جريان امر را به اطلاع پيامبر آن قوم مى رساند .

إنا أُرسلنا إلى قوم لوط . .. و لما جاءت رسلنا لوطًا ... قالوا يـلوط إنا رسل ربك

304- اغواپذيرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 83 - 9

9- تحريك كافران از سوى شياطين و گمراهى فزون تر آنان ، نشانه اى روشن از سودمند نبودن معبود ها و ضديتشان با پرستشگران خويش

و يكونون عليهم ضدًّا . ألم تر أنّا أرسلنا الشيـطين

استفهام در «ألم تر» براى استشهاد و تأييد محتواى آيه قبل است و دلالت بر واضح بودن شاهد دارد به گونه اى كه نديدن و توجه نكردن به آن تعجب دارد.

305- اغواگرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 4 - 5

5 - هشدار خداوند درباره فريب خوردن از تحركات سياسى و اقتصادى كافران و ثروت و مكنت آنان در جامعه

فلايغررك تقلّبهم فى البلـد

برخى از اهل لغت نوشته اند: «تَقلَّبَ فى الأُمور»; يعنى، «تصرّف كيف يشاء» (در هر كارى مطابق خواسته خود دخل و تصرف كرد). مقصود از «تقلّبهم فى البلاد» تحركات سياسى و اقتصادى كافران در شهرها از راه سفرهاى تجارتى (مانند سفرهاى كافران قريش از مكه به شام، يمن و ...) است.

306- اغواگرى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 14 - 11

11 - هشدار خداوند ، به كافران مكه ، درباره تلاش شان براى اغواى مسلمانان

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا. ..و لقد أرسلنا نوحًا إلى قومه ...

بيان قصه طوفان نوح(ع) پس از ذكر برخوردهاى كافران مكه با مسلمانان، احتمال دارد براى هشدار به آنان باشد.

307- افتراهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 103 - 2،4،5،6،7،12

2 ـ كافران عصر جاهلى جعل احكامى را درباره بحيره ، سائبه ، وصيله و حامى به خداوند نسبت مى دادند .

ما جعل اللّه . .. و لكن الذين كفروا يفترون على اللّه الكذب

4 ـ احكام ويژه بحيره ( ماده شترى كه پنجمين حمل مادر خويش باشد ) از بدعت ها و افترا هاى كافران عصر جاهلى بر خداوند .

ما جعل اللّه من بحيرة . .. و لكن الذين كفروا يفترون

لسان العرب معناى مذكور براى بحيره را از برخى لغويين نقل كرده است. در جاهليت گوش چنين شترى را مى شكافتند تا علامت آن باشد كه نبايستى بر آن سوار شوند و از آب و چراگاهها او را منع كنند و نيز هرگز نبايد به كشتن آن اقدام كنند.

5 ـ لزوم آزاد سازى سائبه ( شترى كه ده ماده شتر زاييده باشد ) از انديشه هاى خرافى و افترا هاى كافران عصر جاهلى بر خداوند

ما جعل اللّه من بحيرة و لاسائبة . .. و لكن الذين كفروا يفترون

معناى ذكر شده براى سائبه در قاموس المحيط آمده و حكم آن از نظر مردم جاهلى همانند احكام بحيره بوده است. امام صادق(ع) در توضيح معناى «سائبة» در آيه فوق فرمود: ان اهل الجاهلية كانوا ... اذا ولدت (الناقة) عشراً جعلوها سائبة و لايستحلون ظهرها و لااكلها ... .


معانى الاخبار، ص 148، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 683، ح 410.

6 ـ احكام ويژه وصيله ( گوسفند ماده اى كه همزاد با بره نر باشد ) بدعت و از افترا هاى كافران عصر جاهلى بر خداوند

ما جعل اللّه من . .. و لاوصيلة و لكن الذين كفروا يفترون

در دوره جاهليت اگر گوسفندى دو قلو مى زائيد كه يكى از آن دو نر بود، ذبح آن را تحريم مى كردند و همزاد آن را «وصيلة» مى ناميدند يعنى ماده گوسفندى كه سرنوشت همزادش را به سرنوشت خود گره زد و سبب شد كه بر آستان بتها ذبح نشود. امام صادق(ع) در توضيح معناى «وصيلة» در آيه فوق فرمود: «ان اهل الجاهلية كانوا اذا ولدت الناقة ولدين فى بطن قالوا: وصلت، فلايستحلون ذبحها و لااكلها ... .


معانى الاخبار، ص 148، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 683، ح 410.

7 ـ احكام ويژه حامى ( شتر نرى كه از صلبش ده شتر به وجود آيد ) از بدعت ها و افترا هاى مردم جاهلى بر خداوند

ما جعل اللّه . .. و لاحام و لكن الذين كفروا يفترون

اعراب جاهلى از سوار شدن بر شتر مذكور امتناع مىورزيدند و آن را از هيچ آب و چراگاهى منع نمى كردند.

12 ـ بيشتر كفرپيشگان عصر بعثت احكام رايج درباره بحيره ، سائبه ، وصيله و حام ، را احكامى الهى مى پنداشتند .

ما جعل اللّه من بحيرة . .. يفترون على اللّه الكذب و اكثرهم لايعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 2

2ـ كفرورزى كافران و اعمال ايشان ( افترا بر خداوند ، بازدارى از راه خدا و . . . ) خارج از حاكميت خداوند نيست .

و من أظلم ممن افترى على الله كذبًا . .. أُولئك لم يكونوا معجزين

ماضى بودن معناى جمله «أُولـئك لم يكونوا . ..» (آنان هيچ گاه ازحاكميت خدا خارج نبوده اند) مى رساند كه: گرايش كافران به كفر نيز تحت حاكميت خدا صورت گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 13 - 7

7 - بازخواست كافران ، در قيامت ، به خاطر تلاش همواره آنان در افترا زدن است .

و ليسئلنّ يوم القيـمة عمّا كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 32 - 2

2 - دروغ بستن به خدا و تكذيب قرآن و دين حق ، از خصوصيات كافران است .

فمن أظلم ممّن كذب على اللّه و كذّب بالصدق

مخاطبان آيه شريفه ـ به قرينه ذيل آيه (مثوًى للكافرين) ـ كافران مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 1

1- كافران ، مدعى منتسب نبودن قرآن به مبدأ وحى و انتساب دروغين آن از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به خداوند

أم يقولون افتريـه

308- افتراهاى كافران قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 91 - 2

2- كفار قريش ، پس از نزول قرآن و ظهور اسلام ، آيات قرآن را به چند دسته تقسيم كرده و هر دسته را با تهمت و افترا و ترفند هاى گوناگون ، به استهزا گرفته و منكر شدند .

المقتسمين. الذين جعلوا القرءان عضين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مقصود از اين آيه و آيه قبل ـ چنان كه در شأن نزولها آمده است ـ كفار قريش باشد كه همگى (حدود 16 نفر) به شكلهاى گوناگون به هلاكت رسيدند.

309- افساد كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 191 - 9،11،15

9 - فتنه انگيزى كافران ، مجوز نبرد با ايشان است ، هر چند كه با مسلمانان سر جنگ نداشته باشند .

و قتلوا فى سبيل اللّه يقتلونكم . .. الفتنة أشد من القتل

جمله «والفتنة أشد من القتل»، به اصطلاح اصوليين حاكم بر «الذين يقاتلونكم» است و موجب توسعه در موضوع حكم مطرح شده در آيه قبل مى شود; يعنى، آيه قبل بيان داشت كه با كافران حربى نبرد كنيد و جمله «الفتنة . ..» بيان مى كند كه فتنه انگيزى به منزله جنگ است.

11 - آواره ساختن مسلمانان از ديارشان از مصداق هاى فتنه انگيزى كافران است .

و أخرجوهم من حيث أخرجوكم و الفتنة أشد من القتل

15 - فتنه انگيزى كافران ، مجوز كشتن و نبرد با آنها در مسجد الحرام و نواحى آن نيست .

و الفتنة أشد من القتل و لاتقتلوهم عند المسجدالحرام حتى يقتلوكم

جمله «و الفتنة . ..» بيان مى دارد كه كافران فتنه انگيز همانند كافران محارب هستندو لذا بايد باآنان نبرد كرد. به نظر مى رسد جمله «و لاتقاتلوهم عند المسجد الحرام ...» به منزله استثنا از اين قانون باشد; يعنى، فتنه انگيزى كافران، مجوز جنگ در مسجد الحرام نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 193 - 1

1 - نبرد با كافران ، تا برطرف شدن فتنه هاى آنان ، وظيفه اى ضرورى بر عهده مسلمانان

و قتلوهم حتى لاتكون فتنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 88 - 7

7- عذاب كافران ، به تناسب عملكرد و فساد آنان ، متفاوت است .

زدنـهم عذابًا فوق العذاب بما كانوا يفسدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 28 - 9

9 - كافران ، مفسدان و تبه كاران روى زمين هستند .

كالمفسدين فى الأرض . .. كالفجّار

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام توصيف كسانى است كه در آيه قبل از آنان به «الذين كفروا» (كسانى كه كفر ورزيدند) ياد شده است.

310- افساد كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 12 - 5

5- كافران مكه ، مردمانى مجرم و تبهكار بودند .

ربما يودّ الذين كفروا . .. كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين

311- افشاى انگيزه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 47 - 4

4- خداوند ، با افشاى انگيزه هاى كافران در گوش فرا دادن به سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آنان را مورد تهديد قرار داد .

نحن أعلم . .. و إذ هم نحوى

اعلام اطلاع خداوند از گوش دادن كافران به سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آگاهى از گفت وگوى آنها، براى تهديد و هشدار به آنان است.

312- افشاى توطئه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 103 - 1

1- إخبار و پرده بردارى خداوند از توطئه هاى مخفيانه كافران و مشركان عليه حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

و لقد نعلم أنهم يقولون إنما يعلّمه بشر

313- افشاى خطاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 34 - 7

7 - قيامت ، روز ظهور حقايق و برملا شدن خطاى كافران در گمراه دانستن مؤمنان

قالوا إنّ هـؤلاء لضالّون . .. فاليوم الذين ءامنوا من الكفّار يضحكون

314- افشاى عهدشكنى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 3 - 4

4 - بيان سرسختى سازش خواهان كافر و وفا نكردن آنان به وعده ايمانِ مشروط خويش ، از اخبار غيبى قرآن

و لا أنتم عـبدون ما أعبد

315- افشاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 18 - 14

14ـ « عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) : . . . وأما الكافر فيقرأ ذنوبه على رؤوس الأشهاد ، « هـؤلاء الذين كذبوا على ربّهم ألا لعنة الله على الظالمين » ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: . .. اما كافر پس گناهان او در ملأ عام و در حضور گواهان خوانده مى شود: اينانند كسانى كه به پروردگار خود دروغ بستند. آگاه باشيد لعنت خدا بر ستمكاران باد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 16 - 5

5- افشاى حركت هاى مرموز كافران و منافقان ، از سوى خداوند براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و منهم من يستمع إليك حتّى إذا خرجوا من عندك

خطاب آيه شريفه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و ضمير «منهم» ممكن است به كافران بازگردد كه در آيات پيشين ياد شده اند و نيز ممكن است باتوجه به محتواى آيه ـ كه نوعى حركت نفاق آميز را بيان داشته ـ به منافقان بازگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 5 - 3

3 - تصريح به آمادگى نداشتن مشركان براى پذيرش توحيد در هيچ زمان و تأكيد بر واهى بودن پيشنهاد سازش از سوى آنان ، وظيفه اى الهى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل . .. و لا أنتم عـبدون ما أعبد

آيات آغاز سوره ـ كه تسامح طرفين را در زمان آينده منتفى دانست ـ با مفهوم خود، تكليف زمان حال را نيز روشن كرده است. در اين حال، وضعيت زمان حال به صراحت در اين آيه، بيان شد تا موضع گيرى ها شفاف باشد.

316- افشاى لجاجت كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 3 - 4

4 - بيان سرسختى سازش خواهان كافر و وفا نكردن آنان به وعده ايمانِ مشروط خويش ، از اخبار غيبى قرآن

و لا أنتم عـبدون ما أعبد

317- اقتدار در عذابهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 12 - 2

2 - خداوند ، با سخت گيرى و اقتدار ، كافران را گرفتار خواهد ساخت .

إنّ بطش ربّك لشديد

318- اقرار اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 9

9 ـ كافران جن و انس در قيامت با اعتراف به آمدن رسولان الهى، عليه خود شهادت خواهند داد.

ألم يأتكم رسل منكم . .. قالوا شهدنا على أنفسنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 97 - 11

11- اعتراف كافران در قيامت ، به ظلم و ستم پيشگى خويش در دنيا

بل كنّا ظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 67 - 1،4

1 - كافران ، در حال سوختن در آتش جهنم ، اعلام مى كنند كه مطيع بزرگان و رؤساى گمراه سازشان بودند .

إنّ اللّه لعن الكـفرين . .. يوم تقلّب ... و قالوا ربّنا إنّا أطعنا سادتنا ... فأ

4 - كافران ، در قيامت ، با مشاهده آتش جهنم ، به ربوبيت خداوند اعتراف مى كنند .

يوم تقلّب وجوههم فى النار . .. و قالوا ربّنا

ماضى آوردن عبارت «قالوا ربّنا» در مقابل «يقولون ياليتنا» احتمال دارد كه مربوط به زمانى باشد كه هنوز در عذاب واقع نشده اند و تنها، آن را مشاهده كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 68 - 2

2 - كافرانِ پيرو در قيامت ، به ربوبيت خداوند اعتراف مى كنند .

و قالوا . .. ربّنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 52 - 5،9

5 - كافران در قيامت ، به درستى وعده هاى خداوند رحمان پى برده و به آن اعتراف خواهند كرد .

هـذا ما وعد الرحمـن

9 - كافران در قيامت ، به صراحت و راست گفتارى رسولان الهى پى برده و به آن اعتراف خواهند كرد .

قالوا يـويلنا . .. و صدق المرسلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 11 - 1،6،7

1 - اعتراف كافران در قيامت ، به دو بار مردن و دو بار زنده شدن خود با قدرت الهى

قالوا ربّنا أمتّنا اثنتين و أحييتنا اثنتين

6 - اعتراف كافران لجوج و حق ناپذير در قيامت به ربوبيت خداوند

قالوا ربّنا

7 - اعتراف كافران حق ناپذير در قيامت ، به گناهان خود پس از مشاهده قدرت الهى در آخرت

فاعترفنا بذنوبنا فهل إلى خروج من سبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 34 - 7،8،10

7- عدل الهى در كيفر كافران ، مورد اقرار خود آنان ، در قيامت

أليس هـذا بالحقّ قالوا بلى و ربّنا

«هـذا» اشاره به عذاب كافران است و مصداق بارز «حقّ» در زمينه مجازات، «عدل» است.

8- كافران ، چشنده عذاب الهى در قيامت ، پس از اقرارشان به مجرميت خويش

أليس هـذا بالحقّ قالوا بلى و ربّنا قال فذوقوا العذاب

10- اعتراف و پشيمانى كافران در قيامت ، بى تأثير به حال ايشان

أليس هـذا بالحقّ قالوا بلى و ربّنا قال فذوقوا

كافران با اين كه به حق اقرار مى كنند; باز هم به ايشان حكم مى شود كه: «فذوقوا العذاب». بنابراين اعتراف آنان سودى نمى بخشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 9 - 1،4

1 - اعتراف كافران در دوزخ ، به آمدن پيامبران انذار كننده براى آنان

ألم يأتكم نذير . قالوا بلى قد جاءنا نذير

4 - اعتراف كافران در دوزخ ، به تكذيب عمدى و آگاهانه خويش ، نسبت به پيامبران و اديان الهى

قالوا بلى قد جاءنا نذير فكذّبنا و قلنا ما نزّل اللّه من شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 10 - 1

1 - اعتراف كافران دوزخى ، به گوش نسپردن و انديشه نكردن درباره تعاليم دين و پيامبران الهى

و قالوا لو كنّا نسمع أو نعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 11 - 1

1 - اعتراف كافران در دوزخ به گناه و تقصير خويش درباره دين

فاعترفوا بذنبهم

319- اقرار اخروى كافرانپيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 7

7- كافرانِ پيرو ، در قيامت با اعتراف به پيروى كوركورانه از رهبران خويش ، آنان را مسؤول بدفرجامى خود معرفى خواهند كرد .

فقال الضعفـؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب الل

320- اقرار كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 12 - 3

3 ـ كافران، معترف به مالكيت مطلق خداوند بر جهان هستى

قل لمن ما فى السموت و الأرض قل للّه

جواب خداوند به سؤال مطرح شده و منتظر جواب كافران نماندن، بداهت و مورد اعتراف بودن جواب را مى رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 46 - 2

2- اعتراف و اقرار كافران به ستم كارى خويش پس از گرفتارى به اندك عذاب الهى

و لئن مسّتهم نفحة من عذاب ربّك ليقولنّ يـويلنا إنّا كنّا ظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 100 - 1

1 - اعتراف ضمنى كافران در هنگام مرگ ، به زشتى اعمال گذشته خويش

قال ربّ ارجعون . لعلّى أعمل صـلحًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 7

7 - اعتراف كافران به آسمانى بودن كتاب موسى ( تورات ) ، على رغم انكار آن در نوبتى پيش از اين

قالوا لولا أُوتى مثل ما أُوتى موسى أوَلم يكفروا بما أُوتى موسى من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 67 - 2

2 - اعتراف كافران ، در قيامت به گمراه شدن خود از سوى بزرگان شان

إنّا أطعنا سادتنا . .. فأضلّونا السبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 9

9 - اعتراف كافران و گنه كاران به نقش خود در تعيين سرنوشت خويش

أن تقول نفس يـحسرتى على ما فرّطت . .. و إن كنت لمن السـخرين ... لو أنّ لى كرّة ف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 71 - 10،23

10 - اعتراف كافران در حضور نگهبانان و دربانان دوزخ ، به آمدن پيامبران تلاوت گر آيات خداوند و انذارگران الهى براى هدايت آنان

ألم يأتكم رسل منكم يتلون عليكم ءايـت ربّكم و ينذرونكم لقاء يومكم هـذا

23 - اعتراف كافران به كفر خويش و سزاوار عذاب بودن خود ، در آستانه ورود به دوزخ

قالوا بلى و لـكن حقّت كلمة العذاب على الكـفرين

برداشت ياد شده بر اين اساس مبتنى است كه جمله «لـكن حقـّت كلمة العذاب على الكافرين» ادامه كلام كافران دوزخى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 7 - 5

5- اعتراف ضمنى كافران ، نسبت به اعجاز قرآن و نفوذ عميق آن در دل ها و انديشه ها

قال الذين كفروا للحقّ لمّا جاءهم هـذا سحر مبين

از اين كه كافران، قرآن را سحر مى خواندند، استفاده مى شود كه آنان آثار خارق العاده آن را ديده و چون درصدد ايمان نبوده اند، نام آن را سحر گذاشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 34 - 4،5

4- اقرار گرفتن خداوند از كافران ، هنگام مواجهه آنان با آتش دوزخ ، درباره حقانيت تهديد هاى وحى

و يوم يعرض . .. أليس هـذا بالحقّ

به قرينه صدر آيه «هـذا» اشاره به آتشى است كه كافران در معرض آن قرار گرفته اند.

5- اعتراف كافران به حقانيت وعده هاى الهى ، پس از لمس و مشاهده آن

و يوم يعرض . .. أليس هـذا بالحقّ قالوا بلى و ربّنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 2 - 6

6 - اعتراف ضمنى كافران ، به تأثير شگرف و خارق العاده قرآن و معجزات پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إن يروا ءاية . .. و يقولوا سحر مستمرّ

وصف «سحر مستمرّ» گرچه در مقام تنقيص بيان شده; اما به طور غير مستقيم به تأثير خارق العاده كارها و گفته هاى اعجازى پيامبر(صلی الله علیه و آله) اشاره دارد.

321- اقرار كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 70 - 10

10 - اذعان درونى كافران صدراسلام ، به حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

بل جاءهم بالحقّ و أكثرهم للحقّ كـرهون

عبارت «أكثرهم للحقّ كارهون»; يعنى، بيشتر آنان حقيقت را خوش ندارند. بنابراين انكار رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آسمانى بودن قرآن، نه از آن رو است كه آنان به حقانيت آن دو يقين ندارند; بلكه بدان جهت بود كه آن دو حق است و آنها از حق خوششان نمى آيد.

322- اقسام كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 8 - 7

7 - وجود عناصرى غيرمعاند با مسلمانان ، در ميان كافران عصر پيامبر

لاينهيكم اللّه عن الذين لم يقـتلوكم فى الدين

323- اكثريت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 70 - 8،9

8 - حق ستيزى ، انگيزه اصلى بيشتر كافران منكر قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود ، نه ناشناخته بودن حقانيت آن دو براى آنها .

أم يقولون به جنّة . .. و أكثرهم للحقّ كـرهون

9 - شالوده زندگى بيشتر كافران ، بر پايه باطل و منافع آنان ، ناسازگار با پذيرش حق

حتّى اذا أخذنا مترفيهم . .. و أكثرهم للحقّ كـرهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 8 - 2

2 - رسوخ روحيه حق ناپذيرى در بيشتر كافران ، عامل بى تأثيرى آيات الهى درآنان

و ما كان أكثرهم مؤمنين

324- اكثريت كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 34 - 11

11 ـ اكثر كافران عصر بعثت ، ناآگاه به ضرورت تقوا براى متوليان مسجدالحرام

إن أولياؤه إلا المتقون و لكن أكثرهم لايعلمون

مفعول «لايعلمون» حقايقى است كه آيه مورد بحث بدان پرداخته است ; از جمله ضرورت تقوا براى واليان مسجدالحرام و نيز استحقاق عذاب براى سدكنندگان مسجدالحرام بر روى مؤمنان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 67 - 8

8 - رسوخ روحيه حق ناپذيرى ، در بيشتر كفرپيشگان صدراسلام

و ما كان أكثرهم مؤمنين

گرچه ضمير «هم» در «أكثرهم» به فرعون و قوم وى (قبطيان) بازمى گردد; اما در عين حال تعريض به مشركان صدراسلام نيز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 103 - 5

5 - رسوخ روحيه حق ناپذيرى ، در بيشتر كفرپيشگان صدراسلام

و ما كان أكثرهم مؤمنين

گرچه ضمير «هم» در «أكثرهم» به قوم ابراهيم بازمى گردد; اما در عين حال اين آيه تعريض به مشركان صدراسلام نيز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 71 - 4

4 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان اندك او را در برابر مخالفت اكثريت كافران و مشركان صدر اسلام ، تسلّى خاطر و دلدارى داد .

و لقد ضلّ قبلهم أكثر الأوّلين

مفسران برآنند كه يادآورى گمراهى اكثريت امت هاى گذشته، در شرايطى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و گروندگانِ اندك به آن حضرت در شرايط سخت مكه قرار داشتند و با مخالفت هاى بيشتر كافران و مشركان رو به رو بودند، به منظور دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و گروندگان به ايشان است.

325- اكثريت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 34 - 10

10 ـ اكثر كافران مكه ناآگاه به مستحق بودن عذاب الهى به سبب بازداشتن مؤمنان از مسجدالحرام

و ما لهم ألا يعذبهم اللّه و هم يصدون عن المسجدالحرام . .. و لكن أكثرهم لايعلمون

326- التجاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 12 - 1

1 - روى آورى كافران به درگاه خداوند ، به هنگام گرفتار آمدن در عذاب

ربّنا اكشف عنّا العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 13 - 1

1- اظهار ايمان و التجا به خداوند ، پس از مشاهده عذاب ، اقدامى دير هنگام و بى ثمر براى كافران

أنّى لهم الذكرى

برداشت بالا بنابراين نكته است كه تعبير «أنّى لكم الذكرى»، درصدد بى ثمر خواندن ايمان كافران باشد.

327- القاى ترس در كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 5

5 ـ ايجاد رعب و وحشت در دل هاى كافران ، وعده خداوند به فرشتگان حاضر در كارزار بدر

سألقى فى قلوب الذين كفروا الرعب

328- القاى قرآن در قلب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 12 - 1

1- خداوند ، قرآن كريم را در قلب كافران هدايت ناپذير مكه راه داد و به آنان شناساند .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مرجع ضمير «نسلكه»، «الذكر» و الف و لام «المجرمين» عهد ذكرى باشد كه اشاره به «الذين كفروا» در آيات قبل مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 13 - 2

2- خداوند آيات قرآن را ، على رغم تصميم كافران مكه بر ايمان نياوردن ، در قلب آنان رسوخ داد .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه جمله «لايؤمنون به» جمله حاليه براى «المجرمين» باشد.

329- اماكن امن كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 6

6 ـ تعرض به كفار و سلب امنيت از آنان در اماكن سكونتشان ، جايز نيست .

فأجره حتى يسمع كلم اللّه ثم أبلغه مأمنه

330- امتحان با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 20 - 6

6 ـ خداوند ، مسلمانان صدراسلام را ، به وسيله كارشكنى و دشمنى مشركان و كافران در بوته آزمايش قرار داد .

و جعلنا بعضكم لبعض فتنة أتصبرون

از ديدگاه برخى از مفسران، چون آيه شريفه در مكّه نازل گرديده است و مؤمنان در آن شهر بسيار مورد شكنجه و آزار قرار داشتند و نيز اين آيه در صدد دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان است، مى توان گفت كه مقصود از «بعضكم» مسلمانان اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 25

25- كافران ، وسيله آزمايش مؤمنان

ليبلواْ بعضكم ببعض

مراد از «بعضكم ببعض» گروه مؤمنان، در برابر گروه كافران است كه از صدر آيه استفاده مى شود.

331- امتحان كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 131 - 14

14 - زندگانى شكوفاى كافران ، آزمون الهى براى آنان است .

زهرة الحيوة الدنيا لنفتنهم فيه

«فتنة» در اصل هنگامى گفته مى شود كه طلا و نقره را با آتش بگدازند تا نيكو و نامرغوب آن، تميز داده شود(مصباح) و چون مقصود از آزمايش، تميز خوب از بد است، به آن «فتنة» اطلاق مى گردد. آزمودن كافران، به اين است كه فراوانى نعمت ها، تكليف آنها را سنگين تر مى كند و چون حق نعمت را ادا نمى كنند، بر عذاب آنان افزوده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 111 - 2

2- تأخير مجازات مشركان و كافران ، وسيله فتنه و آزمايش آنان است .

إن أدرى أقريب . .. إن أدرى لعلّه فتنة لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 63 - 2

2 - درخت زقّوم ، وسيله آزمايش كافران و ستم كاران

أم شجرة الزقّوم . إنّا جعلنـها فتنة للظـلمين

آزمايش، يكى از معانى «فتنة» است و برداشت ياد شده مبتنى بر اين معنا است. در تأييد اين مطلب گفتنى است كه مفسران در شأن نزول آيه شريفه نقل كرده اند: ابوجهل هنگامى كه كلمه «زقوم» را با اوصافى كه قرآن براى آن نقل مى كند شنيد، آن را به مسخره گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 4

4 - ذكر تعداد فرشتگان نگهبان دوزخ ( 19 عدد ) ، به منظور آزمايش كافران است .

عليها تسعة عشر . .. و ما جعلنا عدّتهم إلاّ فتنة للذين كفروا

332- امتحان كافران ثروتمند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 17 - 1

1 - اعلام خداوند به كافرانِ برخوردار از ثروت و مكنت ، به آزمودنشان همچون آزمودن باغداران يمنى

إنّا بلونـهم كما بلونا أصحـب الجنّة

مفسران درباره «اصحاب الجنّة» (صاحبان باغ) چنين نوشته اند: اين باغ در حومه «يمن» در اختيار پيرمرد مؤمنى قرار داشت. او به قدر نياز از آن برمى گرفت و بقيه را به مستمندان مى داد. اما هنگامى كه چشم از دنيا پوشيد، فرزندانش گفتند: ما خود به محصول اين باغ سزاوارتريم; چون عيال و فرزندان ما بسيار است و نمى توانيم مانند پدرمان عمل كنيم. آنان سوگند ياد كردند تمام مستمندان را از آن محروم سازند. سرنوشت آنان همان شد كه در اين آيات از آن ياد شده است. (مجمع البيان و نيز برگرفته از الكشاف زمخشرى)

333- امتحان كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 111 - 1

1- آزمايش كافران و مشركان حق ناپذير صدراسلام ، فلسفه به تأخير افتادن عذاب آنان و نامعلوم بودن زمان شكست آنها است .

و إن أدرى لعلّه فتنة لكم

ضمير «لعلّه» به نكته اى برمى گردد كه از دو آيه قبل استفاده مى شود. آن نكته، مسأله تأخير عذاب كافران و مشركان و يا نامعلوم بودن زمان شكست آنان و پيروزى مسلمين است.

334- امداد به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 8

8 ـ كافران و مشركان ، منكر ربوبيت مطلق خدا هستند و همواره در برابر آن ايستاده و در اين راه پشتيبان يكديگراند .

و يعبدون من دون اللّه . .. و كان الكافر على ربّه ظهيرًا

«الف و لام» در كلمه «الكافر» براى استغراق است و اين كلمه شامل تمامى كافران مى شود. «ظهير» (فعيل به معناى فاعل) نيز به معناى معين و پشتيبان است. گفتنى است آمدن فعل «كان» در آغاز مبتدا و خبر، بيانگر استمرار خبر براى مبتدا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 9 - 4

4 - پشتيبانان جبهه مهاجم كفر ، چونان كافران محارب و شريك جرم آنان

إنّما ينهيكم اللّه . .. و ظـهروا على إخرجكم

335- امدادهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 8

8 ـ كافران و مشركان ، منكر ربوبيت مطلق خدا هستند و همواره در برابر آن ايستاده و در اين راه پشتيبان يكديگراند .

و يعبدون من دون اللّه . .. و كان الكافر على ربّه ظهيرًا

«الف و لام» در كلمه «الكافر» براى استغراق است و اين كلمه شامل تمامى كافران مى شود. «ظهير» (فعيل به معناى فاعل) نيز به معناى معين و پشتيبان است. گفتنى است آمدن فعل «كان» در آغاز مبتدا و خبر، بيانگر استمرار خبر براى مبتدا است.

336- امكانات دنيوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 15،16

15 - بهره مند ساختن كافران از متاع دنيا ، از سنت هاى خداوند است .

و من كفر فأمتعه

16 - بهره مندى كافران از مواهب الهى ، موقت و گذراست .

و من كفر فأمتعه قليلا ثم أضطره إلى عذاب النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 196 - 1،2،3

1 ـ كافران صدر اسلام ، برخوردار از شوكت ظاهرى و بهره هاى دنيوى

لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا فى البلاد

2 ـ كافران عصر بعثت ، بهره مند از سود هاى فراوان تجارى و نفوذ سياسى ، بر اثر گشت و گذار در شهر ها و سرزمين هاى مختلف

لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا فى البلاد

3 ـ قدرت و شكوه ظاهرى كافران و برخوردارى آنان از بهره هاى مادى ، امرى فريبنده براى مسلمانان

لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا فى البلاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 197 - 2،3

2 ـ بهره مندى كافران از قدرت و امكانات مادى ، محدود و كوتاه است .

متاع قليل ثمّ ماويهم جهنّم

3 ـ توان و امكانات مادى كافران ، دليلى بر حقّانيّت آنان نيست .

لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا فى البلاد. متاع قليل ثمّ ماويهم جهنّم

تصريح به اندك بودن بهره مندى كافران در دنيا و يادآورى فرجام شوم آنان، اشاره به اين معنا دارد كه شوكت ظاهرى آنان، نه به خاطر تقرّبشان در پيشگاه خداوند است و نه نشانه حقانيّت آنان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 198 - 1،5

1 ـ بى ارزشى بهره ها و قدرت محدود كافران در دنيا ، نسبت به نعمت جاودانه بهشت

متاع قليل ثمّ ماويهم جهنّم . .. لكن الّذين اتّقوا ربّهم لهم جنّات ... خالدين فيه

5 ـ فريفته نشدن در برابر شوكت ظاهرى و قدرت اقتصادى كافران ، از مصاديق تقواپيشگى است . *

لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا . .. لكن الّذين اتّقوا ربّهم

نهى از فريفته شدن و آنگاه بشارت بهشت به تقواپيشگان، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 111 - 3

3- تأخير عذاب و كيفر مشركان و كافران حق ناپذير ، به خاطر بهره بردن ناچيز و موقتى آنان از متاع هاى دنيوى است .

إن أدرى لعلّه . .. متـع إلى حين

337- امكانات كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 10

10 ـ غرور و اعتماد نابجاى كافران عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) به اقتدار و تمكن خويش

ألم يروا كم أهلكنا . .. مكنهم فى الأرض ما لم نمكن لكم

از اينكه مى فرمايد اقوام قدرتمندتر از شما را هلاك كرديم، معلوم مى شود كه اينان به قدرت و مكنت خويش مغرور بودند.

338- امكانات مادى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 48 - 6

6 ـ امكانات مادى و داشتن نيرو هاى انسانى و هوادار ، هرگز موجب نجات كفرپيشگان از گرفتار شدن به عذاب دوزخ نخواهد شد .

ما أغنى عنكم جمعكم و ما كنتم تستكبرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 6،7

6 ـ هر امتى ، چه مؤمن و چه كافر و منافق ، در زندگى دنيوى ، بهره و نصيبى دارد .

وعد اللّه المنفقين . .. كالذين من قبلكم. فاستمتعوا بخلقهم فاستمتعتم بخلقكم

7 ـ كثرت بهرهورى هاى كافران ، به مقتضاى خُلق و خو و تلاش مادى آنان و طبق جريان طبيعى است و نه نشانه رحمت و لطف الهى به آنان *

فاستمتعوا بخلقهم فاستمتعتم بخلقكم

با توجه به اينكه «خلاق»، مى تواند به معناى دستاوردهاى انسان به مقتضاى خلق و خوى خويش باشد، اين برداشت به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 70 - 2

2 ـ برخوردارى مشركان و كافران از رفاه و در اختيار داشتن امكانات دنيوى ، نشان رستگارى آنان نيست .

لا يفلحون. متع فى الدنيا

جمله «متاع فى الدنيا» پاسخ از پرسش مقدر است ; يعنى، بعد از اينكه خداوند درباره مشركان افترازننده فرمود: «آنان رستگار نخواهند بود»، اين سؤال پيدا مى شود كه: پس آن همه رفاه و برخوردارى از امكانات دنيوى در زندگى آنان چه معنايى دارد؟ خداوند پاسخ داد: «متاع فى الدنيا . .. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 48 - 8

8ـ خداوند ، متاع هاى دنيوى را از كافران دريغ نمى كند .

و أمم سنمتعهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 24 - 6

6 - امكانات رفاهىِ نسبىِ كافران ، در دنيا ، از جانب خداوند است .

نمتّعهم قليلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 4 - 6

6 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، درباره تأثيرپذيرى از قدرت و مكنت كافران و تجديد نظركردن در برنامه هاى تبليغى و الهى خويش

فلايغررك تقلّبهم فى البلـد

پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مسلمانان، در حالى به تبليغ دين اسلام مى پرداختند كه كافران در اوج قدرت اقتصادى و سياسى قرار داشتند. بنابر اين هشدار خداوند در آيه شريفه مى تواند گوياى مطلب يادشده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 36 - 11

11 - قدرت و امكانات مادى كافران و سلطه طلبان ، مايه نجات آنان از هلاكت و قهر الهى نخواهد بود .

و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أشدّ منهم بطشًا . .. هل من محيص

339- امكانات مادى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 88 - 4

4- برخى از مردم كافر و مشرك در عصر ظهور اسلام ، از ثروت و امكانات چشمگيرى برخوردار بودند .

لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 131 - 1

1 - برخى از زنان و مردان كافر عصر بعثت ( در مكه ) از امكانات و ثروت چشمگيرى برخوردار بودند .

و لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم

ضمير «منهم» به كافران بازمى گردد كه در آيات پيشين مورد بحث قرار گرفته بودند و از آنجايى كه سوره «طه» در مكه نازل شده است، مراد كفار مكه است. «ازواج» يا به معناى مردان و زنانى است كه تشكيل خانواده داده اند و يا به معناى «اصناف» است. «من» در «منهم» براى تبعيض است.

340- امنيت كافران پناهنده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 7

7 ـ تضمين امنيت كفار محاربى كه به منظور آشنايى با اسلام و معارف آن ، پناهنده شوند و بازگرداندن آنان به مراكز امنشان ـ پس از دريافت معارف ـ لازم است .

و إن أحد من المشركين استجارك . .. ثم أبلغه مأمنه

341- اموال كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 2،4،12

2 ـ فرجام سوء منافقان و كفرپيشگان گذشته تاريخ ـ على رغم برخوردارى آنان از قدرت ، مال و فرزند فزونتر ـ هشدارى است به منافقان هر عصر .

وعد اللّه المنفقين . .. كالذين من قبلكم كانوا أشد منكم قوة و أكثر أمولا

4 ـ اعتماد و اتكاى منافقان و كافران به قدرت ، ثروت و فرزندان بسيار خويش

كانوا أشد منكم قوة و أكثر أمولا و أولداً

12 ـ منافقان و كافران پيشين با همه اتكايى كه بر دستاورد هاى مادى خويش داشتند ، سرانجام همه آنها را فرو نهاده و بى توشه در گذشتند .

كالذين من قبلكم كانوا أشد منكم . .. أولئك حبطت أعملهم فى الدنيا و الأخرة

آيه در مقام تحذير منافقان، سرنوشت پيشينيان را بر آنان مى نماياند كه چگونه با همه قدرت در گذشتند و تلاشهاى دنيويشان بى نتيجه ماند.

342- اموال كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 33 - 6

6 - تهديد شدن كافران صدراسلام ، به نابودى اموال و درايى هاى شان

كذلك العذاب . .. لو كانوا يعلمون

343- اميدوارى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 17

17 ـ اميد كفار و دشمنان اسلام به شكست اسلام ، تا پيش از نزول آيه « اليوم يئس الذين كفروا »

اليوم يئس الذين كفروا من دينكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 44 - 4

4 - چشمداشت خير و بركت از نمود هاى كيفر و عذاب الهى ، نشان جهل عميق كافران *

و إن يروا كسفًا . .. يقولوا سحاب مركوم

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «سحاب مركوم»، اشاره به بُعد خير آفرينى ابرها داشته باشد; يعنى، كورباطنى كافر به حدى است كه پاره هاى عذاب را ابرهاى رحمت مى پندارد.

344- اميدوارى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 7

7 - اميدوارى كافران مكه ، به پيروزى خود بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) از طريق ايجاد هياهو و فضاى ناآرام

و قال الذين كفروا لاتسمعوا . .. و الغوا فيه لعلّكم تغلبون

345- انبيا و شبهات كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 11 - 16

16- عنايت انبيا به دادن پاسخ منطقى و بى ابهام به شبهات و اشكالات كافران و مخالفان خويش

قالوا إنا كفرنا . .. إنا لفى شكّ ممّا تدعوننا ... قالت رسلهم أفى الله شكّ ... قا

346- انبيا و عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 81 - 4

4ـ خداوند ، پيش از عذاب كردن اقوام كفرپيشه ، جريان امر را به اطلاع پيامبر آن قوم مى رساند .

إنا أُرسلنا إلى قوم لوط . .. و لما جاءت رسلنا لوطًا ... قالوا يـلوط إنا رسل ربك

347- انتظار شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 175 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به صبر و انتظار در خصوص شكست كافران معاند و عذاب شدن آنان

فتولّ عنهم . .. و أبصرهم

توصيه به نظاره كردن بر احوال كافران معاند ـ پس از توصيه به بى اعتنايى به آنان (فتولّ عنهم . ..) ـ در حقيقت سفارش به صبر و انتظار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 179 - 3

3 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به صبر و انتظار در خصوص شكست كافران معاند و عذاب شدن آنان

و تولّ عنهم . .. و أبصر

توصيه به نظاره كردن بر احوال كافران معاند، پس از سفارش به بى اعتنايى به آنان (و تولّ عنهم) در حقيقت، توصيه به صبر و انتظار است.

348- انتظار عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 175 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به صبر و انتظار در خصوص شكست كافران معاند و عذاب شدن آنان

فتولّ عنهم . .. و أبصرهم

توصيه به نظاره كردن بر احوال كافران معاند ـ پس از توصيه به بى اعتنايى به آنان (فتولّ عنهم . ..) ـ در حقيقت سفارش به صبر و انتظار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 77 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) با اضطراب و نگرانى چشم به راه نزول عذاب از جانب خداوند بر مشركان و كافران بود .

فإمّا نرينّك بعض الذى نعدهم أو نتوفّينّك فإلينا يرجعون

آيه شريفه، در مقام دلدارى به پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) است و اين، از وجود نوعى نگرانى و ناراحتى در آن حضرت حكايت مى كند.

349- انتظارات كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 29 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به پاسخگويى به كافران و تبيين نادرستى انتظارات نابه جاى آنان بود .

و يقولون متى هـذا الفتح . .. قل يوم الفتح لاينفع الذين كفروا إيمـنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 30 - 4،5

4 - همان گونه كه كافران براى شكست دين منتظرند ، مؤمنان نيز براى نابودى كفر ، بايد منتظر باشند .

و انتظر إنّهم منتظرون

احتمال دارد متعلق انتظار كافران، به قرينه دشمنى آنان با دين، انتظار براى شكست دين خدا باشد.

5 - كافران ، همواره در كمين شكست و اضمحلال جامعه مؤمنان اند .

إنّهم منتظرون

متعلق انتظارِ كافران، به قرينه دشمنى آنان با مؤمنان، مى تواند انتظار شكست مؤمنان باشد.

350- انتظارات كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 135 - 7

7- كافران صدراسلام در انتظار شكست و نابودى اسلام بودند .

قل كلّ متربّص فتربّصوا فستعلمون

351- انتقام از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 25 - 2

2 - انتقام الهى از كافران ، پس از احتجاج و اتمام حجت بر آنان

و كذلك ما أرسلنا . .. قـل أوَ لو جئتكم ... فانتقمنا منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 41 - 7

7 - انتقام از مشركان و كافران ، سنت تخلّف ناپذير الهى است .

فإنّا منهم منتقمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 42 - 1،2

1 - انتقام الهى ، گريبان گير كافران و حق ستيزان ، در حيات و يا پس از رحلت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و من يعش عن ذكر الرحمـن . .. فإمّا نذهبنّ ... أو نرينّك الذى وعدنـهم

2 - حضور رهبران الهى در جوامع ، مانع از تحقق انتقام الهى نسبت به كافران و حق گريزان نخواهد بود .

أو نرينّك الذى وعدنـهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 14 - 6

6 - « أيام اللّه » ، روز هاى ظهور عينى حاكميت و اقتدار خداوند و انتقام از كافران

لايرجون أيّام اللّه ليجزى قومًا

از اضافه «ايّام» به «اللّه»، استفاده مى شود كه روزهاى مورد نظر، ايّام ويژه اى است كه با ساير روزها تفاوت دارد و اراده الهى در آن ظهور و بروز خاصى مى يابد. با توجه به جمله «ليجزى...» ممكن است چنين برداشت شود كه «أيّام اللّه» روزهايى است كه خداوند از كافران انتقام مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 20،21

20- خداوند ، قادر بر انتقام از كافران ، بدون دخالت نيرو هاى بشرى

و لو يشاء اللّه لانتصر منهم

21- كافران ، مستحق انتقام الهى

و لو يشاء اللّه لانتصر منهم

مفاد آيه اين است كه تنها مانع انتقام، مشيت الهى است و گرنه كافران، مستحق انتقام و مجازاتى سخت مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 50 - 5

5 - كافر ، هر لحظه در معرض انتقام الهى و نيازمند بازگشت هر چه سريع تر به سوى خداوند

ففرّوا إلى اللّه

در آيات پيشين انتقام الهى در مورد اقوام كفرپيشه مطرح شده بود. احتمال دارد مخاطب آيه شريفه، كافران باشند كه شديداً در معرض كيفر الهى قرار دارند و نيازمند آن هستند كه در اولين فرصت به سوى خداوند شتاب گيرند.

352- انحراف كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 15 - 8

8- كافرانى كه در برابر بينات و برهان هاى روشن انبيا لجاجت كرده و در مقابل آنان ايستادند ، مردمانى جبّار و منحرف بودند .

و قال الذين كفروا لرسلهم لنخرجنّكم . .. و خاب كلّ جبّار عنيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 55 - 9

9 - كافران ، گرفتار كجروى و كج انديشى مداوم اند .

كذلك كانوا يؤفكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 14 - 5

5 - عدالت خواهى و حق طلبى ، از اوصاف مسلمانان و پيرو قرآن و ظلم و انحراف از مسير حق ، از اوصاف كافران

و أنّا منّا المسلمون و منّا القـسطون

با توجه به معناى«قَسْط» (جور) و نيز تقابل «قاسطون» با «مسلمون»، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

353- انحطاط كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 10

10 ـ كافران با كفر خويش ، حيات و عمر خود را تباه مى سازند .

انّما نملى لهم ليزدادوا اثماً و لهم عذاب مهين

عمر طولانى اگر ثمرى جز افزايش گناه و گرفتار شدن به عذاب الهى نداشته باشد، عمرى تباه و سرمايه اى نابود شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 56 - 2

2 ـ كفرپيشگانى كه بر پيمانشان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) وفادار نماندند از پست ترين جنبندگان هستند .

إن شر الدواب . .. الذين عهدت منهم ثم ينقضون

«الذين عهدت منهم» مى تواند بدل و يا عطف بيان براى «الذين كفروا» در آيه قبل باشد، و نيز مى تواند مبتدا و خبر آن «فاما تثقفنهم . .. » در آيه بعد باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

354- اندوه اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 52 - 1

1 - كافران به وقت زنده شدن و حضور به پيشگاه پروردگار ، به شدت اظهار تأسف و حسرت مى كنند .

إلى ربّهم ينسلون . قالوا يـويلنا

«ياويلنا» (اى واى بر ما) در جايى به كار مى رود كه حادثه اى مصيبت بار و تأسف آور، پديد آمده باشد و از آن اظهار تأسف شود.

355- اندوه بر حق ناپذيرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 127 - 8،10

8- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به خاطر حق ناپذيرى كافران ، بسيار محزون و اندوهگين بود .

و لاتحزن عليهم

10- دلدارى و تسلى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در غم او بر كفرورزى و حق ناپذيرى كافران

و لاتحزن عليهم

356- اندوه بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 68 - 24

24 ـ طغيانگران و كفرپيشگان ، شايسته دلسوزى نيستند .

فلاتأس على القوم الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 88 - 10

10- كافران و مشركان حق ناپذير ، شايسته دلسوزى نيستند .

لاتمدّنّ عينيك . .. و لاتحزن عليهم

حزن و اندوه پيامبر(صلی الله علیه و آله) درباره كافران و مشركان ـ همان گونه كه مفسران گفته اند ـ به خاطر حق ناپذيرى آنان بود. نهى شدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) از اندوه براى آنان، ممكن است از اين جهت باشد كه آنان ارزش چنين اندوهى را ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 6 - 8،9

8- اندوهناك بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر حال كافران ، در پيشگاه خداوند ، حالتى ستوده و فراتر از حدّ انتظار است .

فلعلّك بـخع نفسك على ءاثـرهم إن لم يؤمنوا بهـذا الحديث أسفًا

آيه شريف، گرچه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را از اين كه به سبب اندوه، خود را به هلاكت و مشقّت بيندازد، برحذر داشته است، ولى با عنايتى لطيف، از آن، تقدير كرده است; زيرا، اصل تأسّف خوردن را مذموم ندانسته، بلكه مرحله اى از آن را غير لازم شمرده است.

9ـ تأسف خوردن بر حال كافران و سرنوشت بد آنان ، حالت قابل تحسين است .

فلعلّك بـخع نفسك على ءاثـرهم . .. أسفًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 3 - 1

1 - نگرانى و اندوه شديد پيامبر (صلی الله علیه و آله) به خاطر عدم گرايش كافران به ايمان

لعلّك بـخع نفسك ألاّيكونوا مؤمنين

واژه «لعلّ» در مواردى كه انتظار وقوع امر ناخوشايندى مى رود به معناى اشفاق و بيم داشتن است و «بَخْع» (مصدر «باخع») نيز به معناى تباه ساختن و از بين بردن مى باشد. بنابراين «لعلّك باخع نفسك»; يعنى، بيم آن مى رود كه تو جان خويش را تباه سازى. از اين رو معلوم مى شود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از اين كه كافران ايمان نمى آوردند، چنان اندوهگين مى شد كه ترس آن مى رفت كه جان خويش را از دست بدهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 70 - 1

1 - حزن و اندوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر حال كافران ، على رغم مكر و توطئه آنان عليه آن حضرت

و لاتحزن عليهم و لاتكن فى ضيق ممّا يمكرون

357- اندوه بر گمراهى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 13،14

13 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر حسرت و اندوه نداشتن بر گمراهى كافران

فلاتذهب نفسك عليهم حسرت

14 - حسرت و اندوه شديد و همه جانبه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بر انحراف و گمراهى مردم كافر

فلاتذهب نفسك عليهم حسرت

آمدن «حسرات» به صورت جمع به جاى «حسرت»، بر كثرت و چند جانبه بودن آن دلالت مى كند.

358- اندوه بر هلاكت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 11

11 ـ اندوهناك شدن بر هلاكت كفرپيشگان لجوج ، حتى در صورت خويش و هموطنى با آنان ، امرى نكوهيده و ناروا

فكيف ءاسى على قوم كفرين

359- اندوه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 77 - 6

6 - شكستگى و حزن و اندوه بى پايان ، فرجام نهايى كافران و مستكبران

حتّى إذا فتحنا . .. إذا هم فيه مبلسون

360- انذار كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 6 - 1

1 - انذار هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در منكرانِ قرآن و كافران به آن ، بى تأثير بود .

إن الذين كفروا سواء عليهم ءأنذرتهم أم لم تنذرهم

«انذار» (مصدر انذرت) به معناى خبر دادن و مطلع ساختن از چيزى است كه بايد از آن ترسيد و دورى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 4

4ـ پيامبران ، كفرپيشگان امت خويش را به نزول عذاب هاى الهى هشدار مى دادند .

و ظنوا أنهم قد كذبوا

ضميرهاى جمع در جمله «ظنوا . ..» به «الذين» در آيه قبل برمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 12

12- گرفتار شدن به سرنوشت شوم ، تهديد خداوند به كافرانِ هدايت ناپذير

ذرهم . .. فسوف يعلمون

براشت فوق، بنابراين احتمال است كه مفعولٌ به و متعلق علم در «يعلمون» عاقبت امر و سرنوشت آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 34 - 10

10- كافران منكر حقانيت قرآن ، به عذاب استيصال تهديد شدند .

هل ينظرون إلاّ أن تأتيهم الملـئكة أو يأتى أمر ربّك كذلك فعل الذين من قبلهم . ..

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 10 - 4

4- تهديد كافران به عذاب دوزخ ، بشارتى به مؤمنان است .

و يبشّر المؤمنين . .. و أن الذين لايؤمنون بالأخرة أعتدنا لهم عذابًا أليمًا

جمله «و أن الذين لايؤمنون بالأخرة» عطف بر جمله «أن لهم أجراً كبيراً» است; يعنى، خدا دو بشارت به مؤمنان مى دهد: 1- اجر بزرگ براى آنان، 2- آماده كردن عذاب براى كافران.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 135 - 2

2- بيم دادن كافران از خطر هلاكت با عذابى از جانب خداوند ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لو أنّا أهلكنـهم بعذاب . .. قل كلّ متربّص فتربّصوا فستعلمون

«تربص» به معناى «انتظار» است (مصباح). فرمان «قل» به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بيانگر وظيفه داشتن آن حضرت در ابلاغ اين نكته به كافران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 10،11

10- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مشركان و كافران حق ناپذير را به عذاب الهى تهديد كرد .

إن أدرى أقريب أم بعيد ما توعدون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «ماتوعدون»، عذاب الهى در دنيا و يا آخرت باشد.

11- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پيروزى اسلام را به مشركان و كافران حق ناپذير يادآور شد و شكستشان را به آنان هشدار داد .

و إن أدرى أقريب أم بعيد ماتوعدون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «ماتوعدون» پيروزى اسلام و شكست جبهه شرك و كفر باشد. گفتنى است كه جمله «أنّ الأرض يرثها عبادى الصالحون» در آيه 105 مؤيد همين ديدگاه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 71 - 6

6 - همراهى مؤمنان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) در تبليغ دين و انذار كافران

و يقولون متى هـذا الوعد إن كنتم صـدقين

از اين كه كافران، در درخواست خود مؤمنان را مورد خطاب قرار داده اند، استفاده مى شود كه پيروان پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز در تبليغ دين و دفاع از آن، شركت گسترده داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 9 - 4

4 - هشدار خداوند به كافران به عالم آخرت ، مبنى بر اين كه آنان در احاطه كامل مأموران الهى اند .

الذين لايؤمنون بالأخرة . .. أفلم يروا إلى ما بين أيديهم و ما خلفهم

«فا» در «أفلم يروا» تفريع بر «بل الذين لايؤمنون. ..» است. توجه دادن به اين كه پشت سرشان آسمان و زمين است، كنايه از احاطه مأموران الهى (آسمان ـ زمين) بر آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 23 - 1

1 - مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر مشركان و كافران لجوج و حق ناپذير در صدراسلام ، تنها انذار و هشدار بود .

و ما أنت بمسمع من فى القبور . إن أنت إلاّ نذير

حصر در اين آيه ـ با توجه به آيات پيشين ـ از نوع حصر اضافى و در ارتباط با كافران و مشركان لجوج است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 37 - 10

10 - آمدن نذير و هشدار دهنده از جانب خداوند در دنيا ، براى كافران محكوم به دوزخ

و جاءكم النذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 73 - 1،2،3

1 - نگريستن به فرجام كافرانِ انذار شده از سوى رسولان پيشين ، توصيه خداوند به پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

فانظر كيف كان عـقبة المنذرين

2 - كافران لجوج انذار شده از سوى رسولان الهى ، به سرنوشت شومى دچار شدند .

فانظر كيف كان عـقبة المنذرين

توصيه خداوند به نگريستن در سرنوشت كافرانِ لجوجِ انذار شده از سوى پيامبران، گوياى اين حقيقت است كه سرنوشت آنان، چنان شوم بوده كه مى تواند مايه درس آموزى و شايسته دقت و مطالعه باشد.

3 - لزوم تأمل و انديشه در سرنوشت شوم كافران متعصب و لجوجى كه از سوى پيامبران پيشين انذار شده اند .

و لقد أرسلنا فيهم منذرين . فانظر كيف كان عـقبة المنذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 177 - 3

3 - كافران و مشركان تهديد شده به عذاب الهى ، از پيش انذار و اخطار شده و اتمام حجت شده بودند .

فساء صباح المنذرين

منظور از «منذرين» (اخطار شدگان) كافران و مشركان اند. اين تعبير مى رساند كه آنان از سوى پيامبراسلام و قرآن، انذار و اخطار شده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 3 - 15

15- قرآن ، پيام دار انذار و هشدار به كافران

تنزيل الكتـب . .. و الذين كفروا عمّا أُنذروا معرضون

از ارتباط اين آيه با آيه قبل ـ كه در آن مسأله نزول كتاب مطرح شده ـ استفاده مى شود كه روى گردانى كافران، از انذارهايى است كه در متن «كتاب» صورت گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 2 - 1

1ـ شگفتى بيجاى كافران ، از آمدن فردى از جنس خودشان ، براى انذار ايشان

بل عجبوا أن جاءهم منذر منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 59 - 5

5 - قوت كاستى ناپذير خداوند ، نويدى به مؤمنان و تهديدى براى كافران است .

ذوالقوّة المتين . فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب

تأكيد بر قدرت الهى (ذوالقوّة المتين) از يك سو نويد به عبادت گران و از سوى ديگر تهديد براى ظالمانى است كه در كيفر الهى استعجال دارند و مهلت الهى را به معناى ضعف او مى پندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 25 - 6

6 - همراهى مؤمنان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در تبليغ دين و انذار كافران

إن كنتم صـدقين

از اين كه در درخواست كافران، مؤمنان مورد خطاب قرار گرفته اند، استفاده مى شود كه پيروان پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) نيز در تبليغ دين و دفاع از آن، شركت گسترده اى داشته اند.

361- انذار كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 59 - 6

6- گرفتارى به عذاب هلاكت بار ، هشدار خداوند به گنه كاران و كافران و ستم پيشگان عصر بعثت بود .

و تلك القرى أهلكنـهم لمّا ظلموا و جعلنا لمهلكهم موعدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 74 - 3

3- خداوند ، كافران صدراسلام را به عذاب استيصال تهديد كرد .

و إذا تتلى . .. قال الذين كفروا ... و كم أهلكنا قبلهم من قرن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 84 - 5

5- خداوند ، كافران لجوج عصر بعثت را به عذاب دنيوى در زمانى مناسب هشدار داد .

فلاتعجل عليهم إنّما نعدّ لهم عدًّا

عبارت «إنّما نعدّ لهم عدّاً» حاوى مفهوم تعليل است; يعنى، هدف بالا رفتن ارقام است و روزى، شمارش به نقطه مورد نظر خواهد رسيد و پس از آن، عذاب حتمى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 98 - 5

5- خداوند ، كافران و مشركان متعصب و سرسخت عصر بعثت را به نابودى و عذاب استيصال ، تهديد كرد .

و تنذر به قومًا لدًّا . و كم أهلكنا قبلهم من قرن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 47 - 1

1 - تهديد شدن كافران و تكذيب گران عصر بعثت ، به عذاب استيصال

و إن يكذّبوك . .. و يستعجلونك بالعذاب

«ال» در «العذاب» براى عهد و اشاره به عذابى است كه به مشركان تكذيب گر وعده داده شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 55 - 5

5 - تهديد كفرپيشگان صدراسلام به عذاب استيصال

أو يأتيهم عذاب يوم عقيم

مراد از «عذاب» در جمله فوق عذاب استيصال است. اضافه «عذاب» به «يوم»، اضافه ظرفيه و به تقدير «عذاب فى يوم عقيم» مى باشد. «عقيم» نيز صفت «يوم» و به معناى نازا است. توصيف «يوم» به «عقيم»، بدان جهت است كه روزى كه عذاب استيصال نازل شود، آن روز، آخرين روز زندگى كافران خواهد بود و براى آنان روز ديگرى در پى نخواهد آمد.

362- انذار كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 4 - 3

3- هشدار خداوند به كافران هدايت ناپذير مكه ، مبنى بر اينكه مهلت دادن به آنان به معناى تداوم بخشيدن به زندگيشان نيست ; بلكه همواره در معرض هلاكتند .

ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين. ذرهم ... فسوف يعلمون. و ما أهلكنا من قرية

ذكر اين آيه، پس از تهديد «فسوف يعلمون» احتمالاً براى دفع اشكال مقدر مى باشد و آن اشكال اين است كه: كفار پس از مهلت يافتن با امر «ذرهم يأكلوا . ..» چنين نپندارند كه زندگيشان ادامه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 34 - 13

13- هشدار خداوند به كافران استهزاگر مكه

هل ينظرون إلاّ أن تأتيهم الملـئكة . .. كذلك فعل الذين من قبلهم ... فأصابهم سيئات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 53 - 1

1 - هشدار خداوند به كفار مكه ، مبنى بر پيروزى نزديك مسلمانان بر آنان

سنريهم ءايـتنا فى الأفاق و فى أنفسهم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه مراد از ضمير «هم» ـ به قرينه آيه قبل (ثمّ كفرتم) ـ كفار مكه بوده و مقصود از «آفاق» نواحى زمين و از «أنفس» مردم سرزمين جزيرة العرب باشد. بنابر اين جمله «سنريهم آياتنا فى الآفاق و فى أنفسهم» مى تواند اشاره به پيروزى مسلمانان بر كافران داشته باشد.

363- انصاف با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 10 - 14

14 - رعايت انصاف و حقوق مالى انسان ها ، حتى كافران ، در احكام شريعت

و ءاتوهم ما أنفقوا

364- انفاق كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 117 - 1،3،5،7،10

1 ـ آنچه اهل كفر در اين دنيا انفاق مى كنند ، همچون باد سرد سُوزانى است كه بر زراعت قوم ستمكارِ بر خويش بوزد و آن

را نابود سازد .

مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا . .. فاهلكته

3 ـ تباهى امكانات مادى ، ثمره انفاق هاى كافران

مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا كمثل ريح فيها صرّ اصابت حرث قوم ظلموا انفسهم

5 ـ بى ثمر بودن انفاق هاى اهل كفر ، نمونه اى از كارا نبودن امكانات مادّى ، در بى نياز ساختن آنان از خدا

انّ الذين كفروا لن تغنى عنهم اموالهم . .. من اللّه ... مثل ما ينفقون ... كمثل ري

7 ـ انگيزه كافران در انفاق هاى خويش ، رسيدن به زندگى پَست دنياست . *

مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا

تقييد انفاق به حيات دنيا، مى تواند گوياى انگيزه كافران به انفاق در محدوده حيات دنيا باشد.

10 ـ بى ثمرى انفاق ( اعمال خير ) و دستاورد هاى اهل كفر ، ناشى از عملكرد آنان است و نه از جانب خداوند .

مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا كمثل ريح فيها صرّ اصابت حرث قوم . .. و ما ظلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 1،2،3

1 ـ جوامع كفرپيشه همواره مهياى صرف دارايى هاى خويش براى جلوگيرى از گسترش اسلام

إن الذين كفروا ينفقون امولهم ليصدوا

انفاق مال به معناى مصرف كردن دارايى و هزينه كردن آن است و مراد از «ينفقون»، به قرينه «سينفقونها»، كه اخبار از تحقق سرمايه گذارى است، بيان حالت كافران مى باشد. يعنى كافران براى جلوگيرى از انتشار اسلام آماده سرمايه گذارى هستند و از انفاق مال دريغى ندارند.

2 ـ خداوند مسلمانان را از سرمايه گذارى هاى كلان كافران قريش براى هجوم به مسلمانان و جلوگيرى از گسترش اسلام آگاه ساخت .

فسينفقونها ثم تكون عليهم حسرة ثم يغلبون

جمع مضاف «امولهم» دلالت بر عموم دارد ; يعنى تمامى داراييهايشان و اين اشاره به پرداخت هزينه هاى فراوان است. گفتنى است توجه به سياق آيه مورد بحث و آيات قبل اين سخن مفسران را تأييد مى كند كه آيه شريفه درباره كفار قريش نازل شده است.

3 ـ تلاش كافران و صرف هزينه هاى كلان براى جلوگيرى از گسترش اسلام ، بى اثر است .

ثم تكون عليهم حسرة

365- انقياد كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 9

9- كافران به هنگام مرگ ، تسليم و منقاد مى شوند .

الكـفرين . الذين تتوفّـهم الملـئكة ... فألقوا السلم

366- انگيزه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 47 - 1

1- آگاهى كامل خداوند ، به هدف ها و انگيزه هاى كافران در گوش فرا دادن به كلمات پيامبر (صلی الله علیه و آله)

نحن أعلم بما يستمعون به

«با» در «بما» براى سببيت است. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: ما به غرض و انگيزه اى كه كافران به خاطر آن به سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) گوش فرامى دهند علم داريم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 70 - 8

8 - حق ستيزى ، انگيزه اصلى بيشتر كافران منكر قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود ، نه ناشناخته بودن حقانيت آن دو براى آنها .

أم يقولون به جنّة . .. و أكثرهم للحقّ كـرهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 3

3 - كافران ، با همان انگيزه و ملاكى كه به دشمنى با خدا برخاسته اند ، دشمن مؤمنان و جامعه اسلامى نيز خواهند بود .

عدوّى و عدوّكم

تكرار «عدوّ» و تقدم «عدوّى» بر «عدوّكم»، در حقيقت مؤمنان را متوجه اين موضوع مى كند كه خويش را از دشمنىِ دشمنان خداايمن نپندارند; زيرا آنان با همان انگيزه و ملاك كه دشمن خدايند، دشمن مؤمنان نيز هستند.

367- انگيزه كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 10

10- برخورد منكرانه كافران و مشركان مكه با قرآن ، برخاسته از منطق و عقل نبود ; بلكه انگيزه نفسانى ـ روانى داشت .

و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبـرهم نفورًا

«نفرت» از مقولات نفسانى - روانى است. بنابراين موضع نفرت آلود مشركان با قرآن، برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود.

368- اولاد كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 10 - 11

11 ـ مال و اولاد كافران ، آنان را هرگز از آتش دوزخ و عذاب الهى دور نخواهد ساخت .

لن تغنى عنهم اموالهم و لا اولادهم من اللّه شيئاً

«من اللّه»، يعنى از عذاب الهى، به قرينه «اولئك هم وقود النار».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 116 - 1،2

1 ـ اموال و فرزندان اهل كفر ، نمى تواند آنها را از كيفر خداوند برهاند .

انّ الذين كفروا لن تغنى عنهم اموالهم و لا اولادهم من اللّه شيئاً

«اغنى» هنگامى كه با «عن» متعدى شود، به معناى «دفع» مى آيد. لذا «لن تُغنى»، يعنى نمى رهاند. (روح المعانى).

2 ـ اموال و اولاد ، تنها تكيه گاه به هنگام ذلت و ابتلاى به غضب الهى ، از ديدگاه اهل كفر

ضربت عليهم الذّلّة . .. و باءُو بغضب من اللّه ... انّ الذين كفروا لن تغنى

ظاهراً منظور از «الذين كفروا»، همان جناح اهل كتاب هستند كه در آيات سابق وضعيت آنان بيان شد.

369- اهداف صلح با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 61 - 3

3 ـ مسلمانان نبايد در پذيرش صلح مطرح شده از سوى كافران هدفى جز دستيابى بهزندگى مسالمت آميز با كافران داشته باشند . *

و إن جنحوا للسلم فاجنح لها

برداشت فوق با توجه به توضيح برداشت قبل به دست مى آيد. مقصود اين است كه مسلمانان نبايد صلح را به خاطر تجديد قوا و مانند آن بپذيرند.

370- اهداف كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 107 - 7

7 ـ آسيب رساندن به جامعه اسلامى ، در رأس آرمان ها و اهداف منافقان و كافران

اتخذوا مسجداً ضراراً و كفراً

برداشت فوق با توجه به اين است كه در رأس همه اهداف «ضراراً» مطرح شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 5

5- خوردن ، لذت بردن و برخوردار شدن از متاع ها و لذت هاى دنيوى و غوطهور شدن در آرزو هاى واهى ، هدف و مقصد اعلاى كافران است .

ذرهم يأكلوا و يتمتّعوا و يلههم الأمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 23 - 2

2 - كافران ، تكذيب قرآن را ابزار رسيدن به اهدافى ساخته بودند كه آن را اظهار نمى كردند .

بل الذين كفروا يكذّبون . و اللّه أعلم بما يوعون

از مصاديق «مايوعون»، نيت ها و مقاصدى است كه كافران، تكذيب قرآن را وسيله رسيدن به آن مقاصد كرده بودند.

371- اهل كتاب و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 54 - 2

2 ـ همسويى اهل كتاب ( يهود ) با كافران و تصديق عقايد آنان ، برخاسته از حسادتشان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان

يقولون هؤلاء اهدى من الّذين امنوا سبيلا . .. يحسدون النّاس

جمله «ام يحسدون . .. » بيان علتى براى مسائل عنوان شده در آيه 51 است. و از جمله آنها، قضاوت ظالمانه و همسويى با كافران است. يعنى اين قضاوت و همسويى، ناشى از حسادت يهود مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 57 - 5

5 ـ برخى از اهل كتاب همسو با كافران ، در رويارويى با اسلام

لاتتخذوا الذين . .. من الذين اوتوا الكتب من قبلكم و الكفار أولياء

372- اهميت آگاهى به روحيه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 35 - 12

12 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه دار شناخت دقيق روحيات و ويژگيهاى كافران و چگونگى موضعگيريهاى آنها در برابر هدايت است.

و إن كان كبر . .. فلا تكونن من الجهلين

بيان ويژگى هدايت ناپذيرى برخى كافران و لحن توبيخ گونه آيه نسبت به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بيانگر اين است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، على رغم ميل به هدايت كردن همه مردم، بايد واقعيت هدايت ناپذيرى برخى از كفار را پذيرفته و آن را در برنامه هاى خود در نظر گيرد.

373- اهميت برخورد با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 123 - 7

7 ـ نرمش نشان ندادن به كافران و قطع طمع آنان از تعرض و سلطه بر مؤمنان ، امرى لازم و ضرورى است .

قتلوا الذين يلونكم من الكفار و ليجدوا فيكم غلظة

374- اهميت تذكر به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 5

5 - توجّه دادن كافران به كمبود فرصت ، از راه كار هاى مبارزه قرآن با كفر

إنّا أنذرنـكم عذابًا قريبًا

جمله «يقول الكافر. ..» ـ در ذيل آيه - گوياى آن است كه روى خطاب در «أنذرناكم»، با كافران است.

375- اهميت حقوق كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 10 - 14

14 - رعايت انصاف و حقوق مالى انسان ها ، حتى كافران ، در احكام شريعت

و ءاتوهم ما أنفقوا

376- اهميت رد خواسته هاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 14 - 1

1 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نسبت به اجابت خواسته هاى كافران تكذيب گر و سازش و مسامحه با آنان ، به صرف ثروت و نيروى انسانى بسيار آنان

و لاتطع كلّ حلاّف . .. أن كان ذا مال و بنين

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه جمله «أن كان ذا مال . ..» متعلق به «لاتطع» باشد. گفتنى است در آغاز «أن» لام تعليل در تقدير است.

377- اهميت زمين گيرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 4

4- لزوم كشتن كافران و امان ندادن به آنان ، در ميدان جنگ تا مرحله زمين گيرشدن دشمن

فضرب الرقاب حتّى إذا أثخنتموهم

آيه شريفه در مجموع بيانگر يكى از قوانين كارآمد و حياتى در ميدان جنگ است. خداوند، به رزمندگان مسلمان رهنمود داده است تا قبل از غلبه يافتن بر دشمن و زمين گير ساختن او، اقدام به گرفتن اسير نكنند; بلكه بى درنگ هر دشمنى كه در مقابلشان قرار گرفت، بكشند.

378- اهميت سختگيرى بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 123 - 7

7 ـ نرمش نشان ندادن به كافران و قطع طمع آنان از تعرض و سلطه بر مؤمنان ، امرى لازم و ضرورى است .

قتلوا الذين يلونكم من الكفار و ليجدوا فيكم غلظة

379- اهميت عفو از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 85 - 14

14- گذشت و برخورد كريمانه با دشمنان و كافران در ابتداى نهضت اسلامى و تبليغات دينى ، امرى لازم و بايسته است .

فاصفح الصفح الجميل

نزول آيه فوق ـ كه از گذشت و عفو سخن به ميان آورده است ـ (در نيمه اول بعثت) و از جانب ديگر دستور به برخورد شديد با كافران و دشمنان در مدينه (نيمه دوم بعثت) مى تواند بيانگر مطلب فوق باشد.

380- اهميت قتل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 4

4- لزوم كشتن كافران و امان ندادن به آنان ، در ميدان جنگ تا مرحله زمين گيرشدن دشمن

فضرب الرقاب حتّى إذا أثخنتموهم

آيه شريفه در مجموع بيانگر يكى از قوانين كارآمد و حياتى در ميدان جنگ است. خداوند، به رزمندگان مسلمان رهنمود داده است تا قبل از غلبه يافتن بر دشمن و زمين گير ساختن او، اقدام به گرفتن اسير نكنند; بلكه بى درنگ هر دشمنى كه در مقابلشان قرار گرفت، بكشند.

381- اهميت كيفر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 45 - 7

7 - مصلحت بقاى نسل انسان ها و حيات در زمين ، مهم تر از مصلحت عقوبت دنيايى بندگان گنه كار و كافران

و لو يؤاخذ اللّه الناس بما كسبوا ما ترك على ظهرها من دابّة و لـكن يؤخّرهم إلى أج

382- اهميت مبارزه با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 19

19- امت اسلامى ، موظّف به نبرد بى امان با جبهه كفر تا فرونشاندن شعله هاى شرارت آنان

فشدّوا الوثاق . .. حتّى تضع الحرب أوزارها

خطاب آيه، مى تواند به امت اسلامى در همه زمان ها باشد; يعنى، هرگاه جبهه كفر با اسلام به ستيز برخاست، مسلمانان موظف اند تا مرحله خلع سلاح جبهه كفر به مبارزه ادامه دهند. اين مطلب از ملاك هايى كه آيه به دست داده است (أثخنتموهم ... تضع الحرب) استفاده مى شود.

383- اهميت موضعگيرى عليه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 14 - 9

9 - ناخوشايندى كافران و دگرانديشان ، نبايد مانع اظهار حق در اصول دين و موجب دست برداشتن از مواضع اصولى در نهضت توحيدى شود .

فادعوا اللّه مخلصين له الدين و لو كره الكـفرون

384- اهميت هدايت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 88 - 2

2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار متمركز كردن تمامى توجه خويش به كافران براى هدايت آنان بدون توجه به امكانات فراوان دنيوى آنها

لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم

براى آيه فوق احتمالاتى ذكر شده است و برداشت فوق بر اين احتمال است كه مراد از «لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزواجاً» اين باشد كه: به ذهنت خطور نكند كه چرا كافران دشمن خدا از امكانات دنيوى زيادى برخوردار هستند؟ و با اين فكر خود را به آن امكانات مشغول بكنى و از هدف اصلى باز بمانى; بلكه توجه خود را معطوف به خود آنان كن.

385- اهميت هلاكت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 7

7- لزوم اهتمام رزمندگان مسلمان ، به نابودى سپاه كفر در مرحله نخست و نينديشيدن به ديگر منافع و غنايم *

حتّى إذا أثخنتموهم فشدّوا الوثاق

گرايش به گرفتن اسير، در يك احتمال ناشى از برخى تمايلات منفعت طلبانه و غنيمت جويانه بوده است. از اين جهت خداوند، رزمندگان را از آن منع كرده و به هدف اصلى توجه داده است.

386- اهميت يأس كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 16 - 2

2 - بايد كافران را از طمع در ايمان مردم مأيوس كرد و زمينه هاى موفقيت كافران در فريب مؤمنان را از بين برد .

فلايصدّنك عنها من لايؤمن بها

چنان كه مفسران گفته اند: نهى «لايصدّنك» گرچه ظاهراً متوجه كافران است، ولى در حقيقت نهى از ايجاد سبب است; يعنى تو اى موسى ـ و ديگر مؤمنان ـ نبايد به گونه اى عمل كنيد كه كافران بتوانند شما را از ايمان بازدارند.

387- ايمان اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 29 - 3

3 - ايمان كافران ، در قيامت ، ايمانى بى حاصل و غير سودمند به حال آنان است .

يوم الفتح لاينفع الذين كفروا إيمـنهم

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه مراد از «يوم الفتح» روز قيامت است.

388- ايمان كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 88 - 17

17 ـ ايمان آوردن كافران ، به هنگام رويارويى با عذاب دردناك الهى ، بى ثمر بوده و مورد قبول خداوند واقع نخواهد شد .

و اشدد على قلوبهم فلايؤمنوا حتى يروا العذاب الأليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 13 - 4

4- اظهار ايمان كافران ، در تنگناى عذاب ادعايى دروغين و غير قابل اعتماد

أنّى لهم الذكرى

برداشت بالا بنابراين نكته است كه تعبير «أنّى لهم الذكرى» درصدد نفى اثر نباشد; بلكه در مقام تحليل و تفسير ادعاى ايمان كافران در شرايط عذاب باشد، به اين كه اينان هر چند مدعى ايمان مى شوند; اما آنان كجا و ايمان كجا؟ آنان راهى به سوى ايمان باز نگذاشته اند.

389- ايمان كافران طغيانگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 8

8 ـ اگر مشيت خداوند تعلق گيرد كافران لجاجت پيشه و طغيانگر نيز ايمان خواهند آورد.

ما كانوا ليؤمنوا إلا أن يشاء الله

390- ايمان كافران لجوج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 8

8 ـ اگر مشيت خداوند تعلق گيرد كافران لجاجت پيشه و طغيانگر نيز ايمان خواهند آورد.

ما كانوا ليؤمنوا إلا أن يشاء الله

391- ايمان كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 192 - 4،5،7

4 - ايمان ، از همگان حتى كفرپيشگان محارب پذيرفته است .

فإن انتهوا فإن اللّه غفور رحيم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه متعلق «إنتهوا» كفر و شرك باشد. بنابراين «فإن انتهوا ...»; يعنى، اگر كافران و مشركان دست از كفر و شرك برداشتند و ايمان آوردند. بر اين مبنا جمله «فإن اللّه ...» گوياى دو معناست: 1ـ پذيرش ايمان آنان، 2ـ آمرزش خطاهاى گذشته شان.

5 - در صورتى كه كافران محارب ايمان آورند ، نبايد بر خطا هاى پيشينشان ( كشتن مسلمانان ، فتنه انگيزى و . . . ) مورد مؤاخذه قرار گيرند .

فإن انتهوا فإن اللّه غفور رحيم

7 - آمرزش گناهان كافران محارب ، پس از ايمان آوردن آنان ، پرتوى از مغفرت و رحمت الهى است .

فإن انتهوا فإن اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 11

11 ـ كفرپيشگان اگر ايمان آورند ، حتى در صورتى كه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) جنگيده باشند ، مشمول رحمت و مغفرت الهى خواهند شد .

إن يعلم اللّه . .. يغفر لكم

392- ايمان نسل كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 30

30- وجود مؤمنانى در نسل و صلب كافران مكه ، مانع نزول عذاب الهى بر آنان *

لولا رجال مؤمنون . .. لم تعلموهم ... لو تزيّلوا لعذّبنا الذين كفروا منهم عذابًا

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از مردان و زنان مؤمن در آيه شريفه، فرزندانى باشند كه از كافران مكه تولد خواهند يافت و به ايمان خواهند گرويد. آنچه مؤيد اين احتمال است، تعبير «لم تعلموهم» و نيز «لو تزيّلوا» مى باشد; زيرا «لو»ى امتناعيه، تفكيك ناپذيرى نسل مؤمن از كافران عصر بعثت را مى رساند.

393- ايمان و دوستى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 4

4 ـ ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ناسازگار با گزينش كافران براى دوستى و ولايت

و لو كانوا يؤمنون باللّه و النبى و ما أنزل إليه ما اتخذوهم أولياء

394- ايمان و ولايت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 4

4 ـ ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ناسازگار با گزينش كافران براى دوستى و ولايت

و لو كانوا يؤمنون باللّه و النبى و ما أنزل إليه ما اتخذوهم أولياء

395- بت پرستى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 6 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دعوت برخى كافران را به ترك شرك و بت پرستى ، بى ثمر دانست و آنها را به حال خود ر ها ساخت .

لكم دينكم

396- بدترين عمل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 27 - 5

5 - بدترين عمل كافران ، مبارزه با قرآن و تلاش در جهت محروم ساختن مردم از دستيابى به معارف آن است .

و قال الذين كفروا لاتسمعوا . .. و لنجزينّهم أسوأ الذى كانوا يعملون

397- بدترين كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 8

8 - بنى اسرائيل در صورت كفر به قرآن ، نكوهيده ترين و ناشايسته ترين كافران در پيشگاه خداوند خواهند بود .

و لاتكونوا أول كافر به

برداشت فوق مبتنى بر دو مقدمه روشن است: 1 ـ «أول» بودن در جمله «و لاتكونوا . ..» به اعتبار رتبه و منزلت است، نه به لحاظ زمان; 2 ـ «أول» بودن قيد توضيحى است، نه احترازى. بر اين اساس جمله «و لاتكونوا ...»; يعنى، و به قرآن كافر نشويد كه در اين صورت اولين رتبه كفر از آن شما خواهد بود.

398- بدخواهى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 28 - 3

3 - كافران ، در آرزوى مرگ پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و شكست اسلام به سر مى بردند .

قل أرءيتم إن أهلكنى اللّه و من معى

مفسران (صاحب مجمع البيان، تفسير كبير و. ..) نوشته اند: اين آيه و آيات مشابه آن (مانند آيه 30 سوره «طور» و آيه 12 سوره «فتح»)، اشاره به اين حقيقت تاريخى دارد كه كافران و مشركان، پيوسته در آرزوى مرگ پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و در نتيجه شكست كامل اسلام، به سر مى بردند.

399- بدكارى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 4 - 5

5 - كافران ، مردمى بدكارند .

أم حسب الذين يعملون السيّئات أن يسبقونا

400- برادران كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 11 - 2

2 - منافقان ، برادر كافران و داراى رمز و راز با ايشان

الذين نافقوا يقولون لإخونهم الذين كفروا

401- برترى موحدان بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 5

5ـ مؤمنان و موحدان ، هرگز همسان كافران و مشركان نخواهند بود ، همان طور كه بينايان و شنوايان هم طراز كران و كوران نمى باشند .

هل يستويان مثلاً

402- برترى مؤمنان بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 5

5ـ مؤمنان و موحدان ، هرگز همسان كافران و مشركان نخواهند بود ، همان طور كه بينايان و شنوايان هم طراز كران و كوران نمى باشند .

هل يستويان مثلاً

403- برخورد با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 9

9 ـ عشق به خدا و محبوب وى شدن ، فروتنى در برابر اهل ايمان و سرفرازى در مقابل كافران ، از صفات مؤمنان واقعى

فسوف يأتى اللّه بقوم . .. اعزة على الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 73 - 4

4 ـ لزوم برخورد شديد و بدون ترحم ، با كافران و منافقان حق ستيز

و اغلظ عليهم

404- برخورد كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 3

3 ـ شكست در پيكار احد ، زمينه ساز هجوم تبليغاتى كافران و يا منافقان ، عليه اسلام ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان

يا ايّها الّذين امنوا لا تكونوا كالّذين كفروا و قالوا لاخوانهم . .. ما ماتوا و م

كشته شدن عدّه اى از مسلمانان در جنگ احد باعث شده بود كه كافران و يا منافقان، كه با حضور در صحنه احد مخالف بودند، ماجراى احد و كشته هاى فراوان آن را حربه تبليغاتى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار دهند. آنان مى گفتند اگر نظر ما را مى پذيرفتند و همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) خارج نمى شدند، اين حوادث ناگوار پيش نمى آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 51 - 2

2 - كافران ، در طول تاريخ داراى فرجامى مشابه و خصلت ها و مواضعى همگون

و لقد أهلكنا أشياعكم

«أشياع» جمع «شيعه» است و در اين جا معادل امثال و اشباه به كار رفته است; يعنى، امثال شما در كفر و الحاد.

405- بشارت پيروزى بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 173 - 5

5 - بشارت و دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، در خصوص پيروزى نهايى آنان بر كافران و مشركان

و لقد سبقت كلمتنا لعبادنا المرسلين . .. و إنّ جندنا لهم الغـلبون

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيات شريفه ـ كه در شرايط دوران مكه نازل شده است ـ در صدد دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ايمان آورندگان به آن حضرت و نيز بشارت پيروزى به آنان است.

406- بشارت ذلت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 8 - 3

3- ذلت و ناكامى نهايى كافران ، نويدى به مؤمنان مجاهد

و الذين كفروا فتعسًا لهم و أضلّ أعمـلهم

با توجه به ارتباط آيات ـ كه جهت گيرى اصلى آن، دعوت از مؤمنان به جهاد در راه خدا عليه كافران است ـ از جمله «فتعساً. ..» مطلب بالا استفاده مى شود.

407- بشارت شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 5

5 - نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر دگرگون ساختن وضع مكه و غلبه دادن توحيد و ايمان بر شرك و كفر ( به هنگام بازگرداندن مجدد وى به آن شهر )

لرادّك إلى معاد

«معاد» در آيه، نكره موصوفه است كه صفت آن حذف شده و تقدير آن چنين است: «لرادُّك إلى معاد غير ما هو الآن; ترا به شهرى بازمى گرداند كه وضع آن غير از وضعى باشد كه الآن دارد». بنابراين تعبير ياد شده به بازگشت فاتحانه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مكه و دگرگون شدن اوضاع آن شهر با ورود آن حضرت اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 5 - 1

1 - بشارت به پيروزى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) بر كافران

فستبصر

آيه شريفه، بشارت و تهديد است; بشارت پيروزى پيامبراسلام (فستبصر) و تهديد كافران به شكست و نابودى (و يبصرون).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 16 - 2

2 - پيشگويى قرآن و بشارت خداوند به شكست خفّت بار كافران تكذيب گر

سنسمه على الخرطوم

برخى از مفسران، بر اين عقيده اند كه آيه شريفه درصدد پيشگويى و بشارت به شكست ذلّت بار كافران در جنگ هاى آتى است.

408- بصيرت ناپذيرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 27 - 9

9 - كافران ، از سوى خداوند ، به خاطر بصيرت نيافتن از مشاهده آيات گسترده الهى در زمين ، سرزنش شده اند .

أوَلم يروا أنّا نسوق . .. فنخرج ... تأكل منه... أفلايبصرون

409- بطلان كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 197 - 3

3 ـ توان و امكانات مادى كافران ، دليلى بر حقّانيّت آنان نيست .

لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا فى البلاد. متاع قليل ثمّ ماويهم جهنّم

تصريح به اندك بودن بهره مندى كافران در دنيا و يادآورى فرجام شوم آنان، اشاره به اين معنا دارد كه شوكت ظاهرى آنان، نه به خاطر تقرّبشان در پيشگاه خداوند است و نه نشانه حقانيّت آنان.

410- بغض اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 10 - 2

2 - بغض و دشمنى شديد كافران حق ناپذير با خويشتن در قيامت

من مقتكم أنفسكم

411- بغض كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 10 - 3

3 - بغض و دشمنى خداوند با كافران حق ناپذير ، بيشتر و شديدتر از بغض و دشمنى كافران نسبت به خويشتن است .

لمقت اللّه أكبر من مقتكم أنفسكم

412- بقاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 8 - 7

7 - جهان ، هيچ گاه خالى از كافران نخواهد بود .

و لو شاء اللّه لجعلهم أمّة وحدة

413- بنى اسرائيل و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 9

9 ـ روابط ولايى و دوستى بنى اسرائيل با كافران عامل كفرورزى و گرفتارى آنان به لعنت خدا و پيامبران

لعن الذين كفروا . .. ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

مضمون آيه مورد بحث يعنى پذيرش ولايت مشركان بيان مصداقى ديگر از عصيان و تجاوزگرى بنى اسرائيل است. بنابراين پذيرش ولايت مشركان نيز از عوامل كفرپيشگى و گرفتارى به لعنت الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 2،3

2 ـ روابط ولايى و دوستانه بنى اسرائيل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) با كافران

ما اتخذوهم أولياء

3 ـ بنى اسرائيل در صورت ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن خود را به ولايت و دوستى كافران آلوده نمى ساختند .

و لو كانوا يؤمنون باللّه و النبى و ما أنزل إليه ما اتخذوهم أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 86 - 4

4 ـ بنى اسرائيل ، مايل نبودند در سرزمين كفر و در جوار كافران ، زندگى كنند .

و نجنا برحمتك من القوم الكفرين

414- بنى اسرائيل و نجات از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 86 - 1

1 ـ درخواست مؤمنان قوم موسى از خداوند ، براى نجات از گروه كفرپيشه

ربنا لا تجعلنا فتنة . .. و نجنا برحمتك من القوم الكفرين

415- بهانه جويى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 8 - 1،2

1 ـ مشاهده نزول فرشتگان بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، درخواست نابجا و بهانه جويانه كافران

و قالوا لو لا أنزل عليه ملك و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر

2 ـ گريز كفرپيشگان بهانه جو از ايمان به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، با درخواست معجزاتى غيرعملى

و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر ثم لا ينظرون

حرف «لو» غالباً در مواردى به كار گرفته مى شود كه شرط، امرى غير عملى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 9 - 2،3،10

2 ـ درخواست نزول فرشته به عنوان پيامبر، از بهانه هاى كفرپيشگان

و لو جعلنه ملكا

جمله «و لو جعلناه ملكا . .. »، مى تواند منقطع از آيه قبل بوده و جواب از درخواست ديگر كفار، كه فرستادن فرشته به عنوان پيامبر است، باشد.

3 ـ گريز كفرپيشگان بهانه جو از ايمان به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، با درخواست معجزاتى غيرعملى

و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا

10 ـ بقاى مغالطه كارى و بهانه جوييهاى كافران، حتى در صورت انتخاب پيامبر از ميان فرشتگان

و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا و للبسنا عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 106 - 5

5 ـ بهانه جويى و اتهام كافران نبايد سبب نگرانى و تزلزل مؤمنان گردد.

و ليقولوا درست . .. اتبع ما أوحى اليك

فرمان به اتباع از وحى، پس از اشاره به شبهات كافران، تأكيدى بر لزوم استقامت مؤمنان در برابر شبهات كافران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 2

2- بشر بودن رسولان الهى ، تنها دستاويز عمده براى بهانه جويى هاى مخالفان كافر و مشرك جهت ايمان نياوردن به آنان

و قالوا لن نؤمن لك حتى . .. إلاّ أن قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 51 - 7

7 - تاريخ گذشتگان و تحليل آن ، دست آويز كافران و ناباوران به معارف الهى ، براى رد و انكار ايمان و توحيد

قال فما بال القرون الأُولى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 32 - 1

1 ـ تدريجى نازل شدن قرآن ، بهانه و دستاويز كافران براى مخالفت با آن

و قال الذين كفروا لولا نزّل عليه القرءان جملة وحدة

مجموعه اشياى به هم پيوسته و بدون فاصله از هم را «جمله» گويند. بنابراين «جملة» در آيه شريفه، به معناى «مجتمعاً» (باهم و دسته جمعى) مى باشد (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 33 - 7

7 ـ خداوند ، همواره حامى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر بهانه تراشى ها و سخنان شبهه آلود و باطل كفار و دشمنان

و لايأتونك بمثل إلاّ جئنـك بالحقّ و أحسن تفسيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 68 - 5

5 - تحقق نيافتن قيامت پس از گذشت زمان ها و اعصار طولانى ، دستاويز كافران براى انكار آن

إن هـذا إلاّ أسـطير الأوّلين

طرح پيشينه طولانى عقيده به معاد، ظاهراً تلاشى است از سوى كافران براى بيان اين كه اگر واقعاً وعده رستاخيز حق بود، بايد تاكنون محقق مى شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 3،5،8

3 - كفرپيشگان حق ستيز ، منكر آسمانى بودن قرآن به بهانه عدم نزول دفعى آن

قالوا لولا أُوتى مثل ما أُوتى موسى

مقصود از «ما أُوتى موسى» تورات است كه يكباره نازل شده بود; يعنى، چرا قرآن مانند تورات، يكباره نازل نشده است؟

5 - نزول دفعى قرآن همانند تورات ، شرط پيشنهادى كافران براى قبول رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فلمّا جاءهم الحقّ من عندنا

8 - انكار پيشين تورات از سوى كافران ، نشانه بهانه جويى و عدم صداقت آنان در پيشنهاد خويش

أوَلم يكفروا بما أُوتى موسى من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 55 - 8

8 - كافران ، در قيامت بهانه مى آورند كه در دنيا ، فرصت لازم را براى ايمان آوردن نداشته اند . *

و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه مكانى كه كافران مجرم، از آن سخن مى گويند، دنيا باشد و مرادشان از بيان چنين نكته اى، با ذكر قسم، به قرينه آيه پنجاه و هفت «فيومئذ لاينفع الذين ظلموا معذرتهم» عذرخواهى و يا بهانه تراشى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 44 - 10

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به بيان فوايد و آثار قرآن ، در پاسخ به بهانه جويى هاى كافران

و لو جعلنه . .. ءاْعجمىّ و عربىّ قل هو للذين ءامنوا هدًى و شفاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 6 - 4

4 - بشر بودن پيامبران ، بهانه و دستاويز كافران براى كفر و روى گردانى از تعاليم دين

فقالوا أبشر يهدوننا فكفروا و تولّوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 25 - 2،7

2 - روشن نبودن زمان برپايى قيامت ، دستاويز كافران براى انكار آن

و يقولون متى هـذا الوعد

7 - پرسش بهانه جويانه كافران ، درباره زمان برپايى قيامت ، ناشى از خوى لجاجت ، استكبارى و حق گريزى آنان بوده است .

بل لجّوا فى عتوّ و نفور . .. و يقولون متى هـذا الوعد إن كنتم صـدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 53 - 1

1 - مشروط دانستن ايمان به رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به نازل شدن نامه هاى سرگشاده از سوى خداوند در تأييدِ آن ، بهانه اى از سوى كافران بود .

بل يريد كلّ امرىء منهم . .. كلاّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 5 - 1

1 - انكار و زير سؤال بردن برپايى قيامت ، بهانه كافران براى انجام هرگونه فسق و فجور

أيحسب الإنسـن ألّن نجمع عظامه . .. بل يريد الإنسـن ليفجر أمامه

«فجور» (مصدر «يفجر») به معناى فسق (صحاح اللغة) و لام در «ليفجر» براى تعليل است. «أمام» اسم مكان و در اين آيه مجازاً در زمان مستقبل ـ كه مفيد استمرار است ـ استعمال شده است. بنابراين مفاد آيه چنين مى شود: «بلكه انسان مى خواهد تا راه فسق و فجور، براى هميشه به روى او باز باشد و آن را ادامه دهد و همين سبب انكار معاد از جانب او است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 40 - 4

4 - استبعاد و ترديد در توانايى خداوند ، مشكل و بهانه كافران در پذيرش مسأله معاد و احياى مردگان

أليس ذلك بقـدر على أن يحيى الموتى

طرح مسأله توانايى خداوند بر احياى مردگان به صورت سؤال، نشان دهنده حقيقت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 3

3 - روى گردانى كافران از قرآن ، به دليل ناتوانى آنان از درك مفاهيم آن است و افسانه دانستن آن ، بهانه اى بيش نيست .

قال أسـطير الأوّلين . كلاّ بل ران على قلوبهم

416- بهانه جويى كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 20 - 3

3 ـ كفرپيشگان عصر بعثت ـ على رغم نزول پى در پى آيات و سوره هاى قرآن ـ خواستار نزول معجزه اى ديگر بودند .

و يقولون لو لا أنزل عليه ءاية من ربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 32 - 2

2 ـ دسته جمعى و به يكباره نازل نشدن آيات قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دليل وحى نبودن آن در ديدگاه كافران صدراسلام

و قال الذين كفروا لولا نزّل عليه القرءان جملة وحدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 47 - 2

2 - روزى رسان بودن خداوند براى بشر ، بهانه و دستاويز كافرانِ صدراسلام براى خوددارى از انفاق به مستمندان و گرسنگان

و إذا قيل لهم أنفقوا ممّا رزقكم اللّه قال الذين كفروا للذين ءامنوا أنطعم من لو ي

استفهام در «أنطعم» استفهام انكارى است; يعنى، «لانطعم من لو شاء اللّه لأطعمهم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 48 - 3

3 - مشخص نبودن زمان برپايى قيامت ، دستاويز كافران صدراسلام براى انكار آن

و يقولون متى هـذا الوعد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 4 - 3

3 - انسان بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و برخاستن ايشان از ميان توده هاى مردم ، مانع ايمان آوردن كافران صدراسلام بود .

و عجبوا أن جاءهم منذر منهم و قال الكـفرون هـذا سـحر كذّاب

417- بهانه جويى كافران قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 76 - 4

4 ـ ايمان مستضعفان قوم ثمود بهانه اى براى كفرورزى و استكبار اشراف كفرپيشه آن قوم

قال الذين استكبروا إنا بالذى ءامنتم به كفرون

مجادله كافران با مستضعفان اقتضا مى كرد كه كفرپيشگان در پاسخ مؤمنان بگويند: «إنا به كفرون» و يا «إنا بما ارسل به كفرون»، ولى در پاسخ گفتند ما به آنچه شماها بدان ايمان آورده ايد كافر هستيم. و اين تعبير نشان مى دهد كه از ريشه هاى استكبار آنان در برابر حق، ايمان مستضعفان بوده است. تقديم «بالذى» بر «كفرون»، كه افاده حصر مى كند، اين معنا را تأييد مى كند.

418- بهانه جويى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 4

4- درخواست نزول ملائكه ، جهت اثبات حقانيت ادعاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى كافران مكه ، بهانه اى بيش نبود .

لو ما تأتينا بالملئكة . .. ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ

قيد «إلاّبالحق» مى تواند احترازى باشد; يعنى، نزول فرشتگان تنها در صورت وجود مصلحت و حكمت تحقق پذير است، در حالى كه در تقاضاى كفار چنين مصلحتى نيست. مضافاً به اينكه «إذاً منظرين» نيز دلالت مى كند بر اينكه آنان، حتى پس از آمدن ملائكه هم حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را نمى پذيرفتند.

419- بهره دنيوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 16 - 6

6 - « عن على ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ « و قالوا ربّنا عجلّ لنا قطّنا قبل يوم الحساب » قال : نصيبهم من العذاب ;

از امام على(ع) روايت شده كه درباره سخن خداوند عزّوجلّ «و قالوا ربّنا عجّل لنا قطّنا قبل يوم الحساب» فرمود: [مراد مشركان از كلمه «قطّنا»] نصيب آنها از عذاب بود [كه از روى تمسخر درخواست مى كردند زودتر به آنان برسد]».

420- بى ادبى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 1

1- خطاب استهزاگرانه و بى ادبانه كافران مكه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هنگام سخن گفتن با آن حضرت

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر

از اينكه كفار، در مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به جاى خطاب مستقيم با اسم و عنوان، با عنوان موصول و غايب آن حضرت را صدا مى زدند و نيز از اينكه به او نسبتى مى دادند كه خود آن را قبول نداشتند، حاكى از نكته فوق است.

421- بى ارزشى اظهارنظر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 33 - 3

3 - مؤمنان نبايد درباره ايمان و اعتقادات خود ، براى نقطه نظر هاى كافران ، ارزشى قائل شوند .

و ما أُرسلوا عليهم حـفظين

422- بى ارزشى امكانات دنيوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 15

15- بى ارزشى لذت ها و امكانات دنيوىِ كافران ، در مقايسه با فرجام سخت اخروى آنان

يتمتّعون و يأكلون . .. و النار مثوًى لهم

خداوند، با تقبيح شيوه كافران و يادآورى فرجام شوم آنان، در حقيقت به مؤمنان يادآور شده است كه چشم به زندگى دنيوى كافران ندوزند و لذّت جويى هاى آنان را ارزش نپندارند; زيرا زندگى كافران از نظر ماهيت، حيوانى و از نظر فرجام، دوزخى است.

423- بى ارزشى امكانات مادى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 207 - 2

2 - بى ارزشى بهرهورى هر چند طولانى كافران از دنيا ، در قبال كيفر الهى

إن متّعنـهم سنين . .. ما أغنى عنهم ما كانوا يمتّعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 24 - 1

1 - بهرهورى كافران از منافع دنيا ، محدود و ناچيز است .

و من كفر . .. نمتّعهم قليلاً

«قليلاً» مى تواند صفتِ مفعولِ مطلق محذوف باشد; يعنى، «نمتّعهم تمتيعاً قليلاً»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 8 - 20

20 - اندك و ناپايدار بودن بهرهورى كافران و ناسپاسان ، در سايه كفر و ناشكرى خويش

قل تمتّع بكفرك قليلاً

424- بى ارزشى ايمان كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 13 - 6

6- ستيز كافران با منطق روشن رسولان الهى ، گواه بى اساس بودن ايمان اضطرارى آنان

أنّى لهم الذكرى و قد جاءهم رسول مبين

در صورتى كه «أنّى لهم الذكرى» در صدد بيان پوچى ادعاى ايمان كافران باشد; تعبير «و قد جائهم. ..» بيانگر فلسفه پوچى ادعاى آنان خواهد بود; يعنى، آنان كه منطق روشن رسولان را نپذيرفتند، چگونه با مشاهده عذابى، مى توانند به ايمان راستين رسيده باشند.

425- بى ارزشى ثروت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 14 - 1

1 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نسبت به اجابت خواسته هاى كافران تكذيب گر و سازش و مسامحه با آنان ، به صرف ثروت و نيروى انسانى بسيار آنان

و لاتطع كلّ حلاّف . .. أن كان ذا مال و بنين

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه جمله «أن كان ذا مال . ..» متعلق به «لاتطع» باشد. گفتنى است در آغاز «أن» لام تعليل در تقدير است.

426- بى ارزشى خشنودى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 16

16ـ ترك وظايف الهى به خاطر خوشايند كافران ، مايه خسارت و تباهى است .

فما تزيدوننى غير تخسير

427- بى ارزشى رفاه دنيوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 22 - 20

20 - برخوردارى ها و نعمت هاى بى پايان بهشت ، نشانگر فضل و رحمت خدا است و نه رفاه و خوشى محدود كافران در دنيا .

يرزق من يشاء . .. و من كان يريد حرث الدنيا نؤته منها ... لهم ما يشاءون ... ذلك ه

428- بى ارزشى رفاه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 132 - 9

9 - وجود نماز در خانواده مسلمان ، بهترين جايگزين براى مال و رفاه درخانواده كافران

متّعنا به أزوجًا منهم . .. وأمر أهلك بالصلوة

كلمات «أزواج» و «أهل» در اين آيات، خانواده ها را مدّ نظر قرار داده است و بدين صورت لزوم تمايز خانواده مسلمان از خانواده كافر را بيان مى كند.

429- بى ارزشى عمل صالح كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 19 - 4

4 ـ نيكوترين عملكرد كافر و مشرك ، فاقد كمترين ارزش در بينش الهى است .

أجعلتم سقاية الحاجّ و عمارة المسجدالحرام كمن ءامن باللّه . .. و اللّه لايهدى الق

برداشت فوق به خاطر دو نكته مهم در آيه شريفه است: 1ـ سيراب ساختن حاجيان و آباد كردن مسجدالحرام، بهترين عمل مشركان بود; 2ـ خداوند، همين دسته از مشركان به ظاهر نيكوكار را ستمكار معرفى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 18 - 1،2

1- عمل نيك كافرانِ به ربوبيت خداوند ، چونان خاكسترى است در معرض تندباد در روز طوفانى

مثل الذين كفروا بربّهم أعمـلهم كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف

مراد از «أعمالهم» مى تواند اعمال خير و صالحى باشد كه كافران انجام مى دهند. چه اينكه روشن است عمل زشت و گناه هيچ كس، كافر و مسلمان، ثمرى ندارد تا اينكه حبط گردد و يا به خاكسترِ در معرض باد تشبيه شود.

2- عمل نيك كافران ارزشى ندارد و حبط مى شود .

مثل الذين كفروا بربّهم أعمـلهم كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 32 - 11

11- اعمال به ظاهر نيك كافران دين ستيز ، پوچ و بى ب ها در نزد خداوند

إنّ الذين كفروا و . .. و سيحبط أعمـلهم

مراد از اعمال، كردار به ظاهر نيكى است كه مشركان يا اهل كتاب، انجام داده و مى دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 7 - 15

15 - اعمال نيك شخص كافر به خدا و رسول او ، در پيشگاه پروردگار فاقد ارزش مى باشد .

فالذين ءامنوا منكم و أنفقوا لهم أجر كبير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 19

19 - اعمال نيك كافران و منافقان ، از كمترين ارزش در پيشگاه الهى برخوردار نيست .

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قـتل

430- بى ارزشى عمل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 105 - 8

8- اَعمال پوچ و نابود شده كافران ، غيرقابل سنجش و اعتبارگذارى در قيامت است .

فلانقيم لهم يوم القيـمة وزنًا

«وزن»، يا مصدر و به معناى سنجش سنگنى و سبكى است ; و يا به معناى مثقال است; يعنى، چيزى كه با آن وزن سنجيده شود» (لسان العرب). اين كه خداوند، در قيامت، براى برخى كه اَعمال شان حبط شده، وزنى برقرار نمى سازد، كنايه

از آن است كه به قدرى اَعمال آنان پوچ است كه ارزش سنجيدن ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 2

2 - عمل و رفتار كفرپيشگان ، پوچ و بى ارزش است .

و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا

برداشت ياد شده، از تشبيه سراب به دست آمده است; زيرا سراب، امرى خيالى است كه بر اثر خطاى ديد به ذهن انسان مى آيد; ولى در اصل وجود خارجى ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 9 - 4

4- اعمال كافران ، به دليل نداشتن انگيزه الهى ، فاقد پاداش در نزد خداوند

كرهوا ما أنزل اللّه فأحبط أعمـلهم

از مجموع آيه استفاده مى شود كه خداوند، در مقام بيان فلسفه حبط اعمال نيك كافران است; فلسفه اى كه براى بشر معقول و قابل فهم است و آن اين كه وقتى كافران به انگيزه هاى نفسانى و غير الهى كارى را انجام داده اند، چگونه ممكن است كه در قبال آن از خداوند پاداش دريافت كنند.

431- بى ارزشى قدرت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 5 - 11

11 - اقتدار و شوكت كافران ، ناچيز در برابر اقتدار شكست ناپذير الهى

ربّنا إنّك أنت العزيز الحكيم

جمله «إنّك أنت العزيز» ـ كه بيانگر حصر عزت و اقتدار در خداوند است ـ تعريض به قدرت هاى كفر دارد كه درصدد مفتون و معذّب ساختن مؤمنان اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 14 - 1

1 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نسبت به اجابت خواسته هاى كافران تكذيب گر و سازش و مسامحه با آنان ، به صرف ثروت و نيروى انسانى بسيار آنان

و لاتطع كلّ حلاّف . .. أن كان ذا مال و بنين

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه جمله «أن كان ذا مال . ..» متعلق به «لاتطع» باشد. گفتنى است در آغاز «أن» لام تعليل در تقدير است.

432- بى ارزشى قضاوت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 36 - 2

2 - قضاوت كافران درباره اسلام و مسلمانان ، قضاوتى بى اساس و بدون پايه عقلانى و منطقى است .

ما لكم كيف تحكمون

433- بى ارزشى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 70 - 3

3 - كافران و حق ناپذيران ، عناصرى بى ارزش نزد خداوند

و لاتحزن عليهم

اين كه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) توصيه مى كند كه بر بدبختى كافران غم و اندوه بر خود راه ندهد، نشانگر اين است كه آنان در پيشگاه خدا، از هيچ ارج و ارزشى برخوردار نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 80 - 9

9 - كافر متعصب ، فاقد ارزش ها و ملاك هاى حيات انسانى

إنّك لاتسمع الموتى . .. إذا ولّوا مدبرين

تعبير «إذا ولّوا مدبرين» بيانگر تعصب است و مرده و ناشنوا خواندن آنان، نشانگر فقدان همه ارزش ها و معيارهاى حيات انسانى است.

434- بى ارزشى لذايذ كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 15

15- بى ارزشى لذت ها و امكانات دنيوىِ كافران ، در مقايسه با فرجام سخت اخروى آنان

يتمتّعون و يأكلون . .. و النار مثوًى لهم

خداوند، با تقبيح شيوه كافران و يادآورى فرجام شوم آنان، در حقيقت به مؤمنان يادآور شده است كه چشم به زندگى دنيوى كافران ندوزند و لذّت جويى هاى آنان را ارزش نپندارند; زيرا زندگى كافران از نظر ماهيت، حيوانى و از نظر فرجام، دوزخى است.

435- بى ارزشى مال كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 132 - 9

9 - وجود نماز در خانواده مسلمان ، بهترين جايگزين براى مال و رفاه درخانواده كافران

متّعنا به أزوجًا منهم . .. وأمر أهلك بالصلوة

كلمات «أزواج» و «أهل» در اين آيات، خانواده ها را مدّ نظر قرار داده است و بدين صورت لزوم تمايز خانواده مسلمان از خانواده كافر را بيان مى كند.

436- بى اعتبارى خويشاوندى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 6

6 ـ دشمنان اسلام و كافران حق ستيز در صورت تسلط بر مسلمانان هرگز بر پيمان و پيوند دوستى و خويشاوندى پايبند نخواهند بود .

كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 216 - 2

2 - كفر و عصيان ، عامل بى اعتبارى مسؤوليت خويشاوندى

و أنذر عشيرتك . .. فإن عصوك فقل إنّى برىءٌ ممّا تعملون

437- بى اعتبارى دوستى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 3،6

3 ـ غير قابل اعتماد بودن كافران و مشركان ، در پيمان و پيوند دوستى با مسلمانان

كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة

«إلّ» در لغت به معناى عهد، قسم و قرابت (خويشاوندى) آمده است (قاموس المحيط) ولى در اين آيه ـ به قرينه آمدن واژه «ذمة» كه به معناى عهد است ـ معناى قرابت و خويشاوندى مقصود است.

6 ـ دشمنان اسلام و كافران حق ستيز در صورت تسلط بر مسلمانان هرگز بر پيمان و پيوند دوستى و خويشاوندى پايبند نخواهند بود .

كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة

438- بى اعتبارى عقيده كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 116 - 14

14 ـ عقايد مشركان و كافران متكى بر گمان بى اساس است.

يضلوك عن سبيل الله . .. و إن هم إلا يخرصون

439- بى اعتبارى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 105 - 10

10- كافران ، در قيامت ، فاقد كمترين شخصيت و اعتباراند .

فلانقيم لهم يوم القيـمة وزنًا

تعبير «لهم» نشانِ اين است كه خودِ افراد، بى ارزش و بى مقدارند. تفريع جمله «فلانقيم...» بر حبط عمل، گوياى اين نكته است كه سرچشمه بى ارزشى آنان، پوچى اَعمال شان است.

440- بى اعتبارى معاهده كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 3

3 ـ غير قابل اعتماد بودن كافران و مشركان ، در پيمان و پيوند دوستى با مسلمانان

كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة

«إلّ» در لغت به معناى عهد، قسم و قرابت (خويشاوندى) آمده است (قاموس المحيط) ولى در اين آيه ـ به قرينه آمدن واژه «ذمة» كه به معناى عهد است ـ معناى قرابت و خويشاوندى مقصود است.

441- بى اعتمادى به كافران ظالم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 100 - 11

11 - كافران ستم پيشه و حق ستيز ، غير قابل اعتماداند .

لعلّى أعمل صـلحًا . .. كلاّ إنّها كلمة هو قائلها

442- بى اعتنايى به امكانات مادى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 88 - 1،2

1- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از هرگونه چشم دوختن و مجذوب شدن به امكانات دنيوى كافران برحذر داشت .

لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم

«مدّ» به معناى زياده و طولانى كردن است و هر گاه در رابطه با چشم و نظر به كار رود، به معناى چشم دوختن، خيره شدن و مجذوب شدن است.

2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار متمركز كردن تمامى توجه خويش به كافران براى هدايت آنان بدون توجه به امكانات فراوان دنيوى آنها

لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم

براى آيه فوق احتمالاتى ذكر شده است و برداشت فوق بر اين احتمال است كه مراد از «لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزواجاً» اين باشد كه: به ذهنت خطور نكند كه چرا كافران دشمن خدا از امكانات دنيوى زيادى برخوردار هستند؟ و با اين فكر خود را به آن امكانات مشغول بكنى و از هدف اصلى باز بمانى; بلكه توجه خود را معطوف به خود آنان كن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 131 - 2

2 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از توجه به سرمايه هاى چشمگير كافران و اشتياق بهره گيرى از آن ، برحذر داشت .

و لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم

«مدّالعين» (چشم كشيدن)، برداشتن نگاه از چيزى و متوجه ساختن و كشاندن آن به سوى چيز ديگر است و به قرينه آياتى ديگر (نظير «لاتعد عيناك عنهم» كهف/ 28) مرادِ آيه، معطوف ساختن توجه از تهيدستان به سوى ثروتمندان است. برخى احتمال داده اند كه مراد از كشاندن، ادامه دادن است و آيه ناظر به نگاهِ سير و عميق مى باشد.

443- بى اعتنايى به بهانه جويى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 35 - 7

7 - بى اعتنايى خداوند به بهانه تراشى ها و عذرخواهى هاى كافران ، براى رهايى از عذاب دوزخ

فاليوم لايخرجون منها و لا هم يستعتبون

چنانچه از «استعتاب» (طلب عذرخواهى)، لازمه آن (قبول عذر) اراده شده باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

444- بى اعتنايى به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 13 - 8

8 - بازخواست كافران ، در قيامت ، بازخواستى ناخواسته و همراه با بى اعتنايى است .

و ليسئلنّ يوم القيـمة عمّا كانوا يفترون

مجهول آورده شدن فعل «يُسئلنّ» ـ كه ضمير نايب فاعلى آن، به «كافران» باز مى گردد ـ حكايت از حقيقت ياد شده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 6 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دعوت برخى كافران را به ترك شرك و بت پرستى ، بى ثمر دانست و آنها را به حال خود ر ها ساخت .

لكم دينكم

445- بى اعتنايى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 45 - 1

1 - كافران صدراسلام ، نسبت به هشدار هاى الهى مبنى بر پرهيز از گناه و رفتارى كه موجب مجازات الهى در دنيا ( عذاب استيصال ) و در آخرت مى شود ، بى اعتنايى كرده و گوش فرانمى دادند .

و إذا قيل لهم اتّقوا ما بين أيديكم و ما خلفكم

بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «ما بين أيديكم» (آنچه در پيش روى شما است) گناهانى است كه موجب مجازات هاى الهى در دنيا (همچون غرق شدن) مى شود و مقصود از «ما خلفكم» (آنچه پشت سر شما است) گناهانى است كه بعداً موجب مجازات الهى در آخرت مى گردد. گفتنى است كه تعبير به «پشت سر» از آن رو است كه هنوز نيامده و گويى پشت سر انسان در حركت است. جواب «إذا»، به قرينه ذيل آيه بعد (كانوا عنها معرضين) «أعرضوا» است.

446- بى ايمانى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 60 - 9

9 - كافران ، به تحقق وعده نصرت خداوند ، ناباورند .

إنّ وعد اللّه حقّ و لايستخفّنّك الذين لايوقنون

مراد از «الذين لايوقنون» مى تواند كافرانى باشد كه در آيات پيش از آنان سخن به ميان آمده است. لازم به ذكر است كه متعلق «لايوقنون» مى تواند همين وعده اى باشد كه در آيه آمده است.

447- بى ايمانى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 7 - 4

4 - لجاجت در برابر ايمان و حق گريزى ، زمينه ساز آمدن عذاب الهى است .

لقد حقّ القول على أكثرهم فهم لايؤمنون

448- بى پناهى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 15 - 5

5 - كافران و منافقان ، در قيامت از ياور و پشتيبان محروم خواهند بود .

هى موليكم

«مولى» به معناى ناصر و ياور است و قالب «هى مولاكم» قالب قصر است; يعنى، «ليس لكم ناصر إلاّ النار» (كافران و منافقان به جز آتش ياورى ندارند).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 17 - 5

5 - هيچ پناهگاه و راه گريزى از سختى ها و اندوه هاى روز محشر براى كافران نيست .

فكيف تتّقون إن كفرتم يومًا يجعل الولدن شيبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 11 - 2

2 - در عرصه قيامت ، هيچ ملجأ و پناهگاهى براى كافران نخواهد داشت .

لاوزر

«وزر» به معناى ملجأ و پناهنگاه است.

449- بى پناهى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 116 - 5

5 ـ كافران ، بى پناه و بى دفاع در برابر خواست خداوند

انّ الذين كفروا لن تغنى عنهم . .. من اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 43 - 5

5- بى پناهى همه جانبه كافران دربرابر عذاب الهى و حتمى بودن هلاكت آنان

أم لهم ءالهة تمنعهم من دوننا . .. و لا هم منّا يصحبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 99 - 5

5 - قطع اميد كافران از همه عوامل مادى و احساس بى پناهى كامل در هنگام مرگ

حتّى إذا جاء أحدهم الموت قال ربّ ارجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 67 - 2

2 - كافران و ناباوران به رستاخيز ، در زندگى فاقد تكيه گاه مطمئن بوده و در مواجهه با حوادث ، زود خود را مى بازند و دچار يأس و احساس حرمان مى شوند .

لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون . إنّا لمغرمون . بل نحن محرومون

روى سخن در اين آيات، با كافران و كسانى است كه در برابر مسأله معاد، موضع گيرى ناباورانه دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 24 - 2

2 - كافران لجوج و حق ناپذير ، تنها به هنگام مشاهده نشانه هاى نزول عذاب الهى ، به ناتوانى و بى پناهى خود پى مى برند .

حتّى إذا رأوا ما يوعدون فسيعلمون من أضعف ناصرًا و أقلّ عددًا

450- بى تأثيرى استمداد كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 3 - 5

5 - فرياد استغاثه و كمك خواهى كافران گذشته به هنگام عذاب ، بى نتيجه بود و آنان نجات نيافتند .

فنادوا و لات حين مناص

«مناص» به معناى ملجأ و راه گريز است.

451- بى تأثيرى امكانات مادى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 207 - 1

1 - امكانات مادى كافران ، بى ثمر به حال آنان ، به هنگام فرا رسيدن عذاب موعود

ثمّ جاءهم ما كانوا يوعدون . ما أغنى عنهم ما كانوا يمتّعون

جمله «ما أغنى عنهم. ..» را مى توان دو گونه معنا كرد: الف) آن چيزهايى كه از آن برخوردار مى شدند، به كارشان نمى آيد و عذاب را از آنان دفع نمى كند. ب) برخوردارى ها، لذت ها و خاطرات شيرين گذشته، در قبال عذاب الهى هيچ ارزشى نخواهد داشت.

452- بى تأثيرى تنبه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 18 - 11

11- وقوع رستاخيز ، مايه به خود آمدن كافران ; اما بى ثمر به حال آنان

فأنّى لهم إذا جاءتهم ذكريـهم

تعبير «ذكرى» مى رساند كه قيامت، مايه هشدار و بيدار شدن كافران است; اما اين بيدارى پس از پايان مهلت است و

سودى به حال آنان ندارد (فأنّى لهم).

453- بى تأثيرى توطئه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 13

13 ـ بى تأثير ماندن دسيسه هاى منافقان و كافران طول تاريخ ، در از بين بردن ارزش هاى الهى ، عبرتى است براى دنبال كنندگان راه آنان . *

كالذين من قبلكم . .. أولئك حبطت أعملهم فى الدنيا و الأخرة

با توجه به اينكه منظور از اعمال در «أعمالهم» مى تواند روشهاى خائنانه آنان در قبال اديان الهى باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 9 - 6،7

6- خداوند ، در برابر مخالفت ها و توطئه هاى كافران عليه قرآن ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) اطمينان داد كه خود حفاظت و پاسدارى از آن را عهده دار است .

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر . .. لو ما تأتينا بالملئكة ... إنا نحن نزّلن

7- خداوند ، در برابر توطئه هاى كافران عليه قرآن ، قدرت خويش را در پاسدارى از آن به نمايش گذاشت و عظمت خويش را به رخ آنان كشيد .

إنا نحن نزّلنا الذّكر و إنا له لحـفظون

از اينكه خداوند، براى بيان نزول قرآن از سوى خود، چند ضمير جمع و اسم فاعل جمع مى آورد، مى تواند به منظور نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 70 - 7

7 - اطمينان بخشى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به عدم تأثير و كارايى توطئه هاى كافران عليه رسالت وى

و لاتكن فى ضيق ممّا يمكرون

454- بى تأثيرى تهديدهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 11

11- شديدترين تهديد ها از جانب كافران و مشركان ، ناتوان از خاموش ساختن نور ايمان در قلب هاى مستعد

و لولا رجال مؤمنون . .. لم تعلموهم

محيط مكه با آن كه مسخّر مشركان بود و مؤمنان ناگزير به هجرت شده بودند; ولى خداوند از وجود مردان و زنان مؤمن در آن خبر داده است.

455- بى تأثيرى ثروت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 28 - 1

1 - كارساز نبودن ثروت كافران دوزخى ( اصحاب الشمال ) ، در رهايى آنان از عذاب قيامت

ما أغنى عنّى ماليه

456- بى تأثيرى جوسازى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 8

8 - كافران مكه ، شاهد تأثير ژرف قرآن بر قلب ها و نامطمئن از كارآيى جنجال آفرينى و تدابير خود ، در جلوگيرى از اين تأثيرگذارى

قال الذين كفروا . .. لعلّكم تغلبون

واژه «لعلّ» در موردى به كار مى رود كه نتيجه آن قطعى نيست.

457- بى تأثيرى حق ستيزى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 3 - 5

5 - حق ستيزى كافران ، بى تأثير در برنامه هاى الهى و در سد كردن راه رسالت

و كذّبوا. .. و كلّ أمر مستقرّ

458- بى تأثيرى دعاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 50 - 8

8 - بى اثر بودن دعا ها و درخواست هاى كافران در دوزخ

و ما دعـؤا الكـفرين إلاّ فى ضلـل

«ضلال» (مرادف «ضياع») به معناى تباهى است و مقصود از آن در آيه شريفه، بى ثمر بودن دعاى كافران مى باشد.

459- بى تأثيرى شفاعت از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 19 - 7

7 - آگاهى همه جانبه خداوند بر احوال بندگانش ، دليل بى ثمر بودن حمايت نزديكان و شفاعت براى كافران و مشركان است .

ما للظـلمين من حميم و لا شفيع يطاع . يعلم خائنة الأعين و ما تخفى الصدور

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه جمله «يعلم خائنة الأعين . ..» تعليل براى جمله «ما للظالمين من حميم...» باشد.

460- بى تأثيرى عذرخواهى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 52 - 3

3 - عذرخواهى كافران و مشركان ستيزه جو در قيامت ، پذيرفته نشده و سودى به حال آنان نخواهد داشت .

يوم لاينفع الظـلمين معذرتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 15 - 3

3 - بى نتيجه بودن توجيه و عذرتراشى انسان ها ، نسبت به رفتار خويش در قيامت

و لو ألقى معاذيره

461- بى تأثيرى قدرت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 5

5- جوامع كفرپيشه ، با تمامى امكانات و قوا ، بى دفاع در برابر كيفر الهى

و كأيّن من قرية هى أشدّ قوّة من قريتك الّتى أخرجتك أهلكنـهم فلاناصر لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 29 - 1

1 - كارساز نبودن قدرت كافران دوزخى ( اصحاب الشمال ) ، در رهايى آنان از عذاب قيامت

هلك عنّى سلطـنيه

462- بى تأثيرى معجزه بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 3،5،6،13

3 ـ اگر امور غيبى براى بهانه جويان و منكران آيات الهى محسوس شود، ايمان نمى آورند.

و لو أننا نزّلنا إليهم الملئكة و كلمهم الموتى و حشرنا عليهم كل شىء قبلا ما كانوا

ملائكه، سخن گفتن مردگان، شهادت موجودات جملگى از امور غيبى هستند كه حتى در فرض محسوس شدن آنها، گروهى ايمان نخواهند آورد.

5 ـ اگر تمامى موجودات دسته دسته برانگيخته شوند و بر حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) شهادت دهند، برخى كافران ايمان نمى آورند.

و حشرنا عليهم كل شىء قبلا ما كانوا ليؤمنوا

«قبلا» در اين برداشت جمع «قبيل»، به معنى دسته و صنف گرفته شده است. «و القبيل الجماعة ... من اقوام شتى». (قاموس اللغة).

6 ـ مسخ شدن قلب و ادراك كافران مايه ايمان نياوردن ايشان، حتى با ديدن روشنترين معجزات است.

و نقلب أفئدتهم و أبصرهم . .. و لو أننا نزّلنا ... ما كانوا ليؤمنوا

13 ـ اغلب درخواست كنندگان نزول معجزات از تأثير نداشتن آن بر كافران آگاهى نداشتند.

ما كانوا ليؤمنوا إلا أن يشاء الله و لكن أكثرهم يجهلون

مرجع ضمير در «أكثرهم» مى تواند مؤمنانى باشد كه خواهان نزول آيات و اجابت درخواست مشركان بودند، چنانچه در آيات قبل نيز اين احتمال ياد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 9 - 4

4ـ علم خداوند به بى تأثيرى معجزات درخواستى كفرپيشگان ، دليل اعطا نكردن آنها به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يقول الذين كفروا لولا أُنزل عليه ءاية . .. الله يعلم ما تحمل ... عـلم الغيب و

و نهانها، پس از اشاره به اين كه تقاضاى كافران مبنى بر ارائه معجزه را پاسخ نمى دهد، حاوى اين نكته است كه: خداوند مى داند ارائه معجزات پيشنهادى كافران اثرى در هدايت ايشان ندارد. از اين روست كه به درخواست آنان پاسخ نمى دهد.


تفسيرعياشى، ج2، ص205، ح13; نورالثقلين، ج2، ص485، ح34.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 27 - 9

9ـ بى تأثيرى معجزات خاص و پيشنهادى كفرپيشگان در هدايت آنان ، دليل اهدا نشدن آنها به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لولا أُنزل عليه ءاية من ربه قل إن الله يضل من يشاء و يهدى إليه من أناب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 1،2،3

1ـ نزول قرآنى كه كوه ها را به حركت درآورد ، زمين را قطعه قطعه كند ، مردگان را زنده سازد ، نمى تواند مايه هدايت كسانى شود كه خدا هدايت آنان را نخواهد .

و لو أن قرءانًا سيّرت به الجبال أو قطّعت به الأرض أو كلّم به الموتى

«تسيير» (مصدر سيّرت) به معناى حركت دادن است و «تقطيع» (مصدر قطّعت) به معناى شكافتن عميق يا قطعه قطعه كردن مى باشد و حرف باء در جمله هاى سه گانه فوق به معناى استعانت است. عبارت «بل لله الأمر» و نيز «أن لو يشاء الله لهدى الناس» گوياى اين است كه جواب شرط «لو أنّ

...» جمله اى نظير «لم يهتدوا إن لم يشأ الله» است.

2ـ آنان كه با تلاوت قرآن هدايت نشوند و به سراى آخرت ايمان نياورند ، حتى اگر مردگانى زنده شوند و حقايق آخرت را براى آنان بيان كنند ، هدايت نخواهند يافت .

و لو أن قرءانًا . .. كلّم به الموتى

هر يك از جمله هاى «سيّرت به الجبال» و «قطّعت به الأرض» و «كلّم به الموتى» حكايت از معجزات درخواستى كفرپيشگان دارد كه به مناسبت مى توان گفت: جمله «كلّم به الموتى» حاكى است كه آنان براى باور به آخرت، از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى خواستند تا مردگانى را زنده كند تا از آخرت و دنياى پس از مرگ براى آنان سخن بگويند.

3ـ آنان كه با مشاهده و تلاوت قرآن نازل شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) هدايت نشوند ، با مشاهده هيچ آيت و معجزه اى هدايت نخواهند شد .

و لو أن قرءانًا سيّرت به الجبال . .. بل لله الأمر جميعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 101 - 8

8 ـ معجزات انبيا بى تأثير در كفرپيشگان و تكذيب كنندگان معارف الهى براى ايمان به آن معارف

و لقد جاءتهم رسلهم بالبينت فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا من قبل

463- بى تأثيرى مكر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 42 - 4

4- خداوند ، مكر هاى كفرپيشگان را بى نتيجه مى سازد .

و قد مكر الذين من قبلهم فلله المكر جميعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 10 - 15

15 - همه مكر ها و توطئه هاى سوء كافران و دين ستيزان ، رو به كسادى و نابودى است .

و الذين يمكرون السيئات . .. و مكر أُولـئك هو يبور

«ال» در «السيّئات» براى جنس و مفيد استغراق و به معناى انواع مكرهاى بد است. «بوار» (مصدر «يبور» هم در معناى هلاكت به كار رفته و هم به معناى كسادى مفرط آمده است (لسان العرب). در هر صورت در اين آيه، كنايه از عدم تأثير و بى نتيجه بودن مكرهاى كافران مى باشد.

464- بى تأثيرى موعظه بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 42 - 5

5- اعراض كافران از شنيدن كلام الهى و درك مفاهيم و معارف قرآنى ، دليل بى توجهى آنان به رحمت گسترده الهى و متأثر نشدن از مواعظ پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل من يكلؤكم . .. من الرحمـن بل هم عن ذكر ربّهم معرضون

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «ذكر» قرآن باشد; زيرا يكى از نام ها و اوصاف قرآن كريم ذكر است.

465- بى عقلى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 21

21 - مؤمنان ، برخوردار از عقل سليم و خردناب و كافران فاقد آن هستند .

إنّما يتذكّر أُولوا الألبـب

اين كه خداوند فرمود: تنها صاحبان خردناب پندپذيراند، اشاره به گروه مؤمنان و كافران دارد; زيرا آيات ياد شده درصدد توصيف اين دو گروه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 21 - 20

20 - مؤمنان ، برخورد از عقل و خرد و كافران فاقد آن

إنّ فى ذلك لذكرى لأُولى الألبـب

برداشت بالا از ارتباط آيه شريفه با آيات گذشته به دست مى آيد; زيرا آيات پيش درباره اوصاف مؤمنان در مقابل كافران بود و در اين آيه نيز يكى ديگر از اوصاف مؤمنان بيان شده است.

466- بى لياقتى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 18 - 5

5 ـ كافران ، مشركان و مسلمانان بى مبالات و ناپايبند به نماز و زكات ، فاقد صلاحيت تعمير و رسيدگى به امور مساجدند .

إنما يعمر مسجد اللّه من ءامن باللّه و اليوم الأخر و أقام الصلوة و ءاتى الزكوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 37 - 20

20ـ مشركان ، كافران به خدا و ناباوران به قيامت ، فاقد صلاحيت براى ارائه برنامه و مقررات براى انسانها

إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون بالله و هم بالأخرة هم كـفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 6 - 8

8 - برخى كافران ناتوان از درك دين پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ارزش آن و نالايق براى استفاده از آن

و لى دين

467- بى مبالاتى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 10 - 7

7 - بى مبالاتى در سوگند ياد كردن و فرومايگى ، از ويژگى هاى كافران تكذيب كننده رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

فلاتطع المكذّبين . .. حلاّف مهين

صفت «حلاّف مهين» و ديگر اوصافى كه در آيات بعد ذكر مى شود، مربوط به كافرانى است كه رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) را تكذيب مى كردند.

468- بى منطقى احساس مصونيت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 9 - 1

1 - كسانى كه خود را از فرجام كفر و كيفر گناه در امان مى پندارند ، دستاويزى براى توجيه كفر و گناه خود ندارند .

ما غرّك . .. كلاّ

حرف «كلاّ» مخاطب را از چيزى منع مى كند كه در جملات پيشين مطرح بوده است. از آن جايى كه آيات قبل، توجيهات و بهانه هاى نادرست كافران و گنه كاران را پوچ قلمداد كرده است، حرف «كلاّ» در اين آيه آنان را از دلگرمى به آن دستاويزها بازمى دارد.

469- بى منطقى ادعاهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 32 - 1

1 - تهمت ها و ادعا هاى كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به دور از عقل و منطق

أم تأمرهم أحلـمهم بهـذا

«أم» در «أم تأمرهم» منقطعه و جمله ـ به تقدير استفهام ـ استفهام انكارى است. «احلام» معادل عقول است; يعنى، «أم تأمرهم عقولهم». مقصود اين است كه ايشان تحت تأثير عقل عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) موضع گيرى نمى كنند; بلكه طغيان و سركشى است كه آنان را به اين كار وامى دارد.

470- بى منطقى استكبار كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 20 - 13

13- خود بزرگ پندارى و برترى جويى كافران ، پوچ و بى اساس

تستكبرون فى الأرض بغير الحقّ

471- بى منطقى تهمتهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 32 - 1

1 - تهمت ها و ادعا هاى كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به دور از عقل و منطق

أم تأمرهم أحلـمهم بهـذا

«أم» در «أم تأمرهم» منقطعه و جمله ـ به تقدير استفهام ـ استفهام انكارى است. «احلام» معادل عقول است; يعنى، «أم تأمرهم عقولهم». مقصود اين است كه ايشان تحت تأثير عقل عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) موضع گيرى نمى كنند; بلكه طغيان و سركشى است كه آنان را به اين كار وامى دارد.

472- بى منطقى عقيده كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 21 - 3،5

3ـ عقايد و باور هاى كفرپيشگان ، بافته هايى است دروغين و بى اساس .

و ضلّ عنهم ما كانوا يفترون

5ـ كافران ، به پوچى و بى اساس بودن بافته هاى دروغين و عقايد واهى خويش ، پى خواهند برد .

و ضلّ عنهم ما كانوا يفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 80 - 4

4- امكانات مادى و مال و فرزند كافران ، آنان را از فقر و تنهايى در قيامت نجات نمى دهد .

و نرثه ما يقول و يأتينا فردًا

473- بى منطقى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 85 - 10

10- كافران و منكران برپايى قيامت ، فاقد توجيه و تفسير صحيح و حق مدارانه براى آفرينش جهانند و يا مردمى پوچ گرا مى

باشند .

و ما خلقنا السموت . .. إلاّ بالحقّ و إن الساعة لأتية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 102 - 3

3- گزينش اوليا و معبودان باطل از سوى كافران ، حركتى بى پايه و متكى بر اوهام است .

أفحسب الذين كفروا أن يتّخذوا عبادى من دونى أولياء

محتمل است «أن يتّخذوا. ..» جانشين دو مفعول براى «حسب» باشد. در اين صورت، معنا چنين مى شود: «آيا كافران گمان مى كنند كه غير مرا ولىّ مى گيرند؟!»; يعنى، آنان، تنها، در اوهام خود غوطهورند و با حقايق فاصله بسيار دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 41 - 3

3- همسانى كافران در طول تاريخ ، در برخورد غير منطقى با رسولان الهى

و لقد استهزئَ برسل من قبلك

برخورد استهزاآميز، بيانگر نداشتن منطق در موضع گيرى ها است و چون پيامبران پيشين و پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) مورد تمسخر كافران قرار گرفته اند; به دست مى آيد كه برخورد كافران همسان بوده و مواضع مشابهى داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 33 - 4

4 ـ سخنان كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم قرآن ، متكى بر تمثيل و تشبيه بود و نه برهان و دليل .

و لايأتونك بمثل إلاّ جئنـك بالحقّ و أحسن تفسيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 84 - 10

10 - تكذيب بى دليل آيات الهى ، شيوه مستمر و عادت هميشگى كافران

أمّاذا كنتم تعملون

تعبير «كنتم تعملون» ماضى استمرارى و بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 4

4 - كفرپيشگان حق ستيز ، ناتوان از برخورد منطقى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

و قال الذين كفروا لاتسمعوا لهـذا القرءان و الغوا فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 9 - 6

6 - گفتار و روش كافران ، با ادراك هاى عقلى و فطرى آنان همساز نيست .

و كم أرسلنا . .. و لئن سألتهم من خلق ... ليقولنّ خلقهنّ العزيز العليم

خداوند در اين آيه مى فرمايد: اگر از مشركان و دين ناباوران سؤال شود كه آفريدگار هستى كيست؟ آنان به دليل عقل يا اعتقاد خود مى گويند: «آفريدگارى عزيز و دانا». در حالى كه اگر آنان به راستى لوازم اين باور را مى فهميدند، جا نداشت كه وحى قرآنى را مورد خدشه قرار دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 33 - 5

5 - شيوه كافران در انكار معاد ، استهزاگرانه و نه منطقى

كانوا به يستهزءون

شيوه بودن استهزا از «كانوا به يستهزءون» كه بر استمرار دلالت دارد استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 14 - 1

1- مؤمنان ، متكى به برهان و عقل و كافران ، دلخوش به پندار و هواى نفس

أفمن كان على بيّنة من ربّه . .. و اتّبعوا أهواءهم

در واژه «بيّنة» شناخت عقلى نهفته است. از مقابله آن با «أهواء»، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 2 - 4

4- دليل كافران ، بر انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دليلى از جنس گمان بود ; نه از مقوله برهان .

بل عجبوا أن جاءهم . .. فقال الكـفرون هـذا شىء عجيب

بنابراين كه «هـذا» اشاره به «منذر منهم» باشد; برداشت بالا به دست مى آيد; يعنى، تنها منطق كافران همين بود كه مى گفتند: انتخاب بشر براى رسالت بعيد مى نمايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 48 - 3

3 - كافران ، براى انكار قيامت فاقد برهان اند و جز استبعاد و شگفت آور بودن برپايى آن ، دليلى ندارند .

أءنّا لمبعوثون . أو ءاباؤنا الأوّلون

برداشت ياد شده از آن جا است كه دو آيه مورد بحث ـ كه درصدد بيان دلايل انكار معاد از سوى كافران است ـ مطلبى از آنان جز استبعاد و شگفتى آنان ياد نكرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 20 - 2

2 - خوددارى كافران از ايمان ، توجيه ناپذير و بدون هرگونه برهان است .

فما لهم لايؤمنون

به قرينه «بل الذين كفروا» (در آيات بعد)، مرجع ضمير در «لهم» كافران اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 21 - 1

1 - پندار دروغ بودن قرآن ، پندارى موهوم و از انديشه هاى باطل كافران است .

فى تكذيب . .. بل هو قرءان مجيد

حرف «بل»، اضراب از قبل است و انديشه تكذيب گرانه كافران را تخطئه مى كند.

474- بى منطقى كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 70 - 7

7 - رفاه زدگان كفرپيشه عصر بعثت ، فاقد كمترين عذر قابل پذيرش در انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

حتّى اذا أخذنا مترفيهم . .. أفلم يدّبّروا القول ... بل جاءهم بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 42 - 3

3 - كافران مخالف پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، گروهى باطل گرا ، بى هدف و سرگرم به بازى هاى زندگى بودند .

فذرهم يخوضوا و يلعبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 49 - 2

2 - كافران پندناپذير و مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هيچ دليل و عذر قابل قبولى ، براى روى گردانى از دين و پند هاى قرآن نداشتند .

فما لهم عن التذكرة معرضين

از مفاد «فمالهم» (چيست آنان را)، استفاده مى شود كه مقصود، نبودن هيچ دليل و عذرى براى كفر و انكار كافران نسبت به قرآن پندآفرين است.

475- بى منطقى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 9

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى ـ روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى ـ نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 10

10- برخورد منكرانه كافران و مشركان مكه با قرآن ، برخاسته از منطق و عقل نبود ; بلكه انگيزه نفسانى ـ روانى داشت .

و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبـرهم نفورًا

«نفرت» از مقولات نفسانى - روانى است. بنابراين موضع نفرت آلود مشركان با قرآن، برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود.

476- بى منطقى گمراهى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 61 - 7

7 - منكران آيات خدا و كافران به خدا ، تحت تأثير عوامل بيرونى و منفعلانه ، از خدا و آيات او ، روى گرداندند و نه با منطق و برهان

و لئن سألتهم من خلق . .. و سخّر ... ليقولنّ اللّه فأنّى يؤفكون

مجهول آورده شدن فعل «يؤفكون» دلالت بر اين مى كند كه مشركان و منكران آيات خدا و مؤمنان به باطل، تحت تأثير القائات بيرونى، چنين روى كردى را پيدا كرده اند.

477- بى ياورى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 22 - 6

6 - كافران تكذيب كننده ، در عالم آخرت ، بى يار و ياورند .

و إن تكذّبوا . .. و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لانصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 65 - 2

2 - كافران در قيامت ، از هرگونه دفاع از خود در برابر محكوميتشان به دوزخ ، ناتوان خواهند بود .

هـذه جهنّم الّتى كنتم توعدون . .. اليوم نختم على أفوههم

مهر خوردن دهان كافران، به قرينه آيه قبل ـ كه سخن از محكوميت آنان به دوزخى شدن بود ـ مى تواند كنايه از ناتوانى آنان در دفاع از خود، در برابر دوزخى شدن خويش باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 33 - 2

2 - در قيامت هيچ عامل نجات دهنده اى براى كافران ، در برابر عذاب و قهر خداوند وجود ندارد .

يوم تولّون مدبرين ما لكم من اللّه من عاصم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 46 - 4

4 - نبودن كمترين ياور و شفيع ، براى كافران در قيامت

و لا هم ينصرون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه «يوم لايغنى. ..» نظر به قيامت داشته باشد. در اين صورت تعبير «و لا هم ينصرون» حكايت از نفى شفيع مى كند.

478- بى ياورى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 80 - 3

3- كافران در صحنه قيامت ، بدون سازوبرگ و تنها و بى كس ، حاضر خواهند شد .

نرثه ما يقول و يأتينا فردًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 39 - 2

2- كافران ، از يارى و نصرت ديگران به هنگام وقوع عذاب محروم خواهند بود .

و لا هم ينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 15 - 5

5 - بى دينان و نااميدان از نصرت الهى ، گرفتار بن بستى گريزناپذير در زندگى

من كان يظنّ أن لن ينصره اللّه. .. فليمدد بسبب الى السماء... هل يذهبنّ كيده ما يغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 207 - 1

1 - امكانات مادى كافران ، بى ثمر به حال آنان ، به هنگام فرا رسيدن عذاب موعود

ثمّ جاءهم ما كانوا يوعدون . ما أغنى عنهم ما كانوا يمتّعون

جمله «ما أغنى عنهم. ..» را مى توان دو گونه معنا كرد: الف) آن چيزهايى كه از آن برخوردار مى شدند، به كارشان نمى آيد و عذاب را از آنان دفع نمى كند. ب) برخوردارى ها، لذت ها و خاطرات شيرين گذشته، در قبال عذاب الهى هيچ ارزشى نخواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 65 - 2

2 - كافران ، در آتش جهنم ، هيچ يار و ياورى نخواهند داشت .

الكـفرين . .. خـلدين فيها أبدًا لايجدون وليًّا و لانصيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 13

13 - كفر و شرك ، ظلم است و كافران و مشركان ، از هرگونه يارى دوست و نزديكان دلسوز خود و شفاعت شفيعان محروم اند .

ما للظـلمين من حميم و لا شفيع يطاع

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين آيات، در سلسله آياتى قرار دارد كه درباره كافران و مشركان سخن مى گويد و مقصود از «ظالمين» آنان مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 5

5- جوامع كفرپيشه ، با تمامى امكانات و قوا ، بى دفاع در برابر كيفر الهى

و كأيّن من قرية هى أشدّ قوّة من قريتك الّتى أخرجتك أهلكنـهم فلاناصر لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 22 - 3،5

3 - كافران منهزم شده در جنگ با مؤمنان ، فاقد كم ترين حامى و پشتيبان

لولّوا الأدبـر ثمّ لايجدون وليًّا و لانصيرًا

5 - كافران ، فاقد هرگونه حامى و ياور در تنگناها

الذين كفروا لولّوا الأدبـر ثمّ لايجدون وليًّا و لا نصيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 46 - 1

1 - كافران لجوج ، بى بهره از تزوير هاى خويش و بى نصيب از يارى هر پشتيبان ، هنگام سر رسيدن وقت مجازاتشان

يوم لايغنى عنهم كيدهم شيئًا و لا هم ينصرون

479- بى ياورى كافران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 14

14 - پيروان عيسى ( ع ) ، مورد تأييد و حمايت الهى در قبال دشمنانشان ( كافران بنى اسرائيل )

فأيّدنا الذين ءامنوا على عدوّهم

480- بى ياورى كافران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 20 - 1

1 - كافران در آخرت ، گرفتار آتشى مسلّط و فراگيرند ، كه تمام راه هاى گريز از آن بسته خواهد بود .

عليهم نار مؤصدة

«وَصيدَة»; يعنى، غرفه اى كه در كوهستان براى حفاظت از اموال ساخته شود و جمله «اوصدت الباب»; يعنى، درب را بسته و محكم كردم (مفردات راغب). بنابراين «مؤصدة»، به معناى بسته شده و محكم است مانند محفظه اى كه در دل كوه پديد آورند. حرف «على» در «عليهم»، بر سلطه كامل آتش و فراگير بودن آن دلالت دارد.

481- بيمار دلى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 53 - 3

3 - جبهه كفر و شرك در طول تاريخ ، متشكل از انسان هايى بيمار دل و قسى القلب

و ما أرسلنا من قبلك من رسول . .. للذين فى قلوبهم مرض و القاسية قلوبهم

482- بينش غلط كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 17 - 6

6- پندار و تصوير نادرست كافران ، از مسأله معاد و چگونگى آن

أن أُخرج و قد خلت القرون من قبلى

تعبير «و قد خلت القرون من قبلى» ـ كه به عنوان علت براى انكار معاد از سوى كافر مطرح شده ـ نشانگر آن است كه معاد در پندار آنان، بازگشت به دنيا در زمانى است كه هنوز نسل هاى بعد در زمين زندگى مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 2 - 5

5 - دلخوشى كافران به پندار غلط خود ، در زودگذرى آثار معجزات پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

و إن يروا ءاية يعرضوا و يقولوا سحر مستمرّ

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «مستمر» از ماده «مرور» (زايل شدن و گذرا بودن)، مشتق شده باشد; چنان كه برخى از مفسران بدان اشاره كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 15 - 1

1 - كافران تكذيب گر ، آيات قرآن و مطالب آن را بى اساس و از افسانه هاى كهن مى پنداشتند .

إذا تتلى عليه ءايـتنا قال أسـطير الأوّلين

483- بينش كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 122 - 11

11 ـ كافران، از آن رو كه در ظلمت و گمراهى هستند، كردار زشت خويش را زيبا مى پندارند.

كمن مثله فى الظلمت . .. كذلك زين للكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 28 - 6

6 ـ كافران زشتكردار عصر جاهلى از سر جهل، انجام كارهاى زشت و ناپسند را اجراى فرمان خدا مى پنداشتند.

و إذا فعلوا فحشة قالوا . .. الله أمرنا بها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 48 - 7

7 ـ كفرپيشگان مستكبر و زراندوز ، ثروت ها و قدرت خويش را موجب مصون ماندن از عذاب هاى الهى مى پندارند .

ما أغنى عنكم جمعكم و ما كنتم تستكبرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 49 - 1

1 ـ كفرپيشگان مستكبر در دنيا سوگند ياد مى كنند كه خداوند مؤمنان را در آخرت مشمول هيچ رحمتى نخواهد كرد .

أهؤلاء الذين أقسمتم لاينالهم اللّه برحمة

كلمه «رحمة» نكره است و چون پس از نفى واقع شده، معناى عموم از آن استفاده مى شود. قابل ذكر است كه مراد كافران از «رحمت»، رحمتهاى اخروى است. يعنى بر فرض اينكه آخرتى باشد، خداوند رحمتش را شامل حال مؤمنان نخواهد كرد. فعل مضارع «لا ينال» و نيز معقول نبودن نفى تمامى رحمتها در دنيا اين معنا را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 37 - 9

9 ـ زيبا جلوه كردن كردار هاى زشت كافران ، در نظر ايشان

زين لهم سوء أعملهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 7 - 12

12ـ كفرپيشگان ، قيامت را امرى گزاف و طرح آن را از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) چون سحر ، نيرنگى روشن قلمداد مى كردند .

إن هـذا إلاّ سحر مبين

«هـذا» به گفتار پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر زنده شدن مردگان و برپايى قيامت اشاره دارد. اطلاق «سحر» بر اين گفتار و ادعا، از باب تشبيه است و وجه شبه آن بطلان و نيرنگ مى باشد; يعنى، اين سخن ظاهرى فريبنده و باطنى پوچ و بى اساس دارد و در بطلان و نيرنگ بازى، همانند سحر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 8 - 4

4ـ كفرپيشگان ، تأخير عذاب را نشانه بى پايه بودن تهديد هاى پيامبر دانسته و آنها را به استهزا مى گيرند .

لـئن أخّرنا . .. ليقولنّ ما يحبسه

استفهام در جمله «ما يحبسه» به قرينه «ماكانوا به يستهزءون» به داعى استهزا و تمسخر ايراد شده است. بنابراين «ليقولنّ ...;»; يعنى ، از سر استهزا و تمسخر مى پرسند: چه چيز مانع نزول آن عذاب و تحقق تهديدها شده است؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 6

6ـ تأخير عذاب كفرپيشگان تكذيب گر ، موجب اطمينان آنان بر دروغ بودن آن مى شد .

و ظنوا أنهم قد كذبوا

«كِذب» به معناى دروغ گفتن است و «كُذبوا» ; يعنى، به آنان دروغ گفته شد. جمله «فنجّى من نشاء» و «لايردّ بأسنا» مى رساند كه از مصاديق آنچه كافران دروغش مى پنداشتند، نزول عذاب بوده است. قابل ذكر است كه حرف «قد» در «قد كذبوا» ـ كه براى تأكيد و تحقيق است ـ مى رساند كه «ظنّوا» به معناى اطمينان پيدا كردند، است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 1

1- كافران ، زندگى دنيوى را محبوب خود دانسته و آن را به جاى حيات اخروى برمى گزينند .

ويل للكـفرين من عذاب شديد . الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة

برداشت فوق بنابراين اساس است كه «الذين يستحبّون الحياة . ..» جمله وصفى براى «للكافرين» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 98 - 3،5

3- كافران ، حيات دوباره انسان را پس از تبديل شدن به خاك و استخوان پراكنده ، بعيد مى شمردند .

و قالوا أءذا كنّا عظـمًا و رفـتًا أءنَّا لمبعوثون

5- مرگ در ديدگاه كافران ، پايان زندگى انسان است .

و قالوا أءذا كنّا عظـمًا و رفـتًا أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 102 - 2

2- كافران ، اولياى برگزيده خود ( معبود هاى باطل ) را به حال خويش سودمند مى پندارند .

أفحسب الذين كفروا أن يتّخذوا عبادى من دونى أولياء

درباره معناى اين آيه، توجيهات ادبى مختلفى ابراز شده است. از جمله اين كه «أن يتّخذوا» مفعول يكم براى «حسب» و مفعول دوم آن «نافعاً» محذوف باشد. برداشت بالا بر اين وجه ادبى مبتنى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 104 - 10

10- كسانى كه غير خدا را معبود و ولىّ خود ساخته اند ، به خطا ، خود را كام روا و نيك كردار مى پندارند .

أن يتّخذوا عبادى من دونى أولياء . .. و هم يحسبون أنّهم يحسنون صنعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 77 - 4

4- در ديدگاه كافران ، دين مانع پيشرفت اقتصادى و نظامى است .

كفر بأيـتنا و قال لأُتينّ مالاً و ولدًا

تلاش براى فراوانى اولاد (در عصر نزول قرآن) برخاسته از نيازهاى امنيتى و اقتصادى بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 38 - 3

3- كافران مكه ، منكر قيامت و عذاب هاى اخروى بودند .

و يقولون متى هـذا الوعد إن كنتم صـدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 35 - 2

2 - تبديل دوباره خاك و استخوان به شكل انسان و دميده شدن حيات در آن ، امرى غير قابل قبول براى اشراف كفر پيشه

أيعدكم . .. أنّكم مخرجون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 37 - 3

3 - دنيا و صحنه آمد و شد نسل ها و آفرينش آنها ، فاقد كمترين هدف و فرجام در بينش اشراف و مرفهان كفرپيشه

نموت و نحيا

مقصود از «نموت و نحيا» (مى ميريم و زنده مى شويم) اين است كه نسلى مى ميرد و نسلى پديد مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 83 - 1،5

1 - معاد ، وعده اى بى اساس و افسانه اى كهن ، در نظر كافران و مشركان

بل قالوا مثل ما قال الأوّلون . .. لقد وعدنا ... إن هـذا إلاّ أسـطير الأوّلين

«اسطورة» (مفرد «أساطير») به معناى افسانه است. بنابراين «أساطيرالأوّلين»; يعنى، افسانه هايى كه پيشينيان ساخته اند.

5 - تحقق نيافتن وعده رستاخيز ، پس از گذشت زمانى دراز ، دليل بى اساس بودن آن در پندار كافران

لقد وعدنا نحن . .. إن هـذا إلاّ أسـطير الأوّلين

مقصود كافران از عبارت «لقد وعدنا. .. من قبل» مى تواند اين باشد كه اگر قيامتى هست تا كنون بايستى تحقق مى يافت. بنابراين عدم تحقق آن تاكنون، دليل بى اساس بودن و واقعيت نداشتن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 84 - 1

1 - زمين و هر آنچه در آن هست ، از آن خدا و متعلق به او است .

قل لمن الأرض و من فيها إن كنتم تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 7 - 1،4،9

1 ـ تناول غذا ، رفت و آمد و داد و ستد در بازار ، ناسازگار با شأن رسالت و پيامبرى از ديدگاه مشركان و كافران

و قال الذين كفروا . .. و قالوا مالِ هـذا الرسول يأكل الطعام و يمشى فى الأسواق

4 ـ در پندار مشركان ، بشر بودن و همچون مردم عادى زيستن ، ناسازگار با رسيدن به مقام نبوت و دريافت وحى از جانب خداوند

مالِ هـذا الرسول يأكل الطعام و يمشى فى الأسواق

برداشت فوق، از اسم استفهام «ما» ـ كه در اين جا براى اظهار تعجب است ـ استفاده مى شود.

9 ـ انجام رسالت الهى ( انذار مردمان ) در ديدگاه مشركان ، تنها در خور شأن فرشتگان بود ، نه در توان انسان .

و قالوا مالِ هـذا الرسول . .. لولا أُنزل إليه ملك

برداشت فوق، از آن جا است كه مشركان به خاطر غذا خوردن و رفت و آمد پيامبر(صلی الله علیه و آله) در بازار، او را شايسته پيامبرى نمى دانستند و خواستار نزول فرشته اى براى هميارى با آن حضرت بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 8 - 4

4 ـ داشتن ثروتى بى نياز كننده از هرگونه داد و ستد با مردم ، و تأمين شدن نياز هاى مادى از سوى خداوند و يا داشتن بوستانى پر ثمر ، نشانه درستى ادعا پيامبرى در ديدگاه كافران

أو يلقى إليه كنز أو تكون له جنّة يأكل منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 43 - 4

4 ـ علم به ارزش ها در نظام كفر ، مقهور عادات و رسوم اجتماعى

و صدّها ما كانت تعبد من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 67 - 3

3 - زنده شدن دوباره نسل هاى گذشته تاريخ با همه قدمت آنها ، غيرقابل پذيرش در نظر كافران

أءذا كنّا تربًا و ءاباؤنا أئنّا لمخرجون

آمدن كلمه «آباؤنا» در ضمن استبعاد كافران، ممكن است بدين جهت باشد كه به نظر آنان زنده شدن نياكان به جهت قدمت زمانى، امرى دشوار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 68 - 4

4 - در پندار كافران ، عقيده به معاد ، باورى ارتجاعى و افسانه اى ساخته و پرداخته پيشينيان است .

و قال الذين كفروا . .. إن هـذا إلاّ أسـطير الأوّلين

«أسطوره» (مفرد «أساطير») معادل افسانه است و آن عبارت از هر حكايت و قصه بى اصل و دروغ است كه به قصد اخلاقى يا سرگرم كردن ساخته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 58 - 13

13 - كافران ، سخنان مؤمنان پيرو پيامبر (صلی الله علیه و آله) را نيز عارى از حقيقت مى دانستند .

و لئن جئتهم بأية ليقولنّ الذين كفروا إن أنتم إلاّ مبطلون

جمع آورده شدن مخاطب كافران (إن أنتم. ..) در خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) احتمال دارد از اين جهت باشد كه آنان، مى خواستند با اين موضع گيرى، مدافع فكرى براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) باقى نگذارند و گفته هاى مؤمنان را نيز پيشاپيش، مخدوش اعلام كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 10 - 3

3 - در نظر كافران ، حقيقت انسان ، در جسم و اجزاى مادى ، خلاصه شده است .

و قالوا أءذا ضللنا فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 28 - 8

8 - كافران ، درباره لحظه وقوع قيامت ، ناباور بودند و آن را محال مى دانستند . *

و يقولون متى هـذا الفتح إن كنتم صـدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 3 - 2،10

2 - كافران ، وعده تحقق روز قيامت را وعده اى نادرست مى دانستند .

و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة

لازمه انكار قيامت از سوى كافران، اين است كه به آنان وعده اى مبنى بر وقوع قيامت داده شده باشد.

10 - سخن گفتن همراه با اداى سوگند ، داراى تأثيرى قابل توجه حتى در ديدگاه كافران

قل بلى و ربّى

اين كه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) دستور مى دهد كه آن حضرت سخن خود را همراه با سوگند به كافران بگويد، به خاطر تأثير زياد آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 7 - 2،3،5

2 - كافران ، به خاطر استبعاد معاد ، منكر آن بودند .

و قال الذين كفروا . .. إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد

از تعبير «رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق. ..» استفاده مى شود كه آنان از طرح مسأله معاد شگفت داشتند و چنين امرى آنان را به انكار معاد واداشته بود.

3 - بازآفرينى انسان ها پس از قطعه قطعه و پراكنده شدن اجزاى بدنشان ، امرى ناشدنى در ديدگاه كافران

و قال الذين كفروا . .. إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد

«مزق» در لغت به معناى پاره پاره شدن و قطعه گرديدن است (العين).

5 - كافران ، به دليل امكان نداشتن بازآفرينى انسان ها ، وقوع قيامت را منكر بودند .

و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة . .. و قال الذين كفروا ... إذا مزّقتم كلّ ممزّ

اين آيه عطف به آيه «و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة. ..» است و به منزله اقامه دليل براى آن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 8 - 4،6

4 - كافران ، بازآفرينى انسان ها را ـ پس از قطعه قطعه شدن ـ از سوى خداوند ، امرى ناشدنى مى دانستند .

هل ندلّكم على رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم . ..أفترى على اللّه

كافران مدعى بودند كه امر بازآفرينى انسان ها در قيامت ـ كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مطرح مى كند ـ افترا به خداوند است. احتمال دارد از اين جهت باشد كه آنان اين امر را حتى براى خدا ناشدنى مى دانستند. ازاين رو مى گفتند اسناد چنين امرى به خدا، دروغ بستن به او است.

6 - كافران ، امكان بازآفرينى انسان ها را پس از قطعه قطعه و پراكنده شدن ، امرى عقلانى نمى دانستند .

و قال الذين كفروا . .. إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد . أفترى على اللّه

اين كه كافران به خاطر اظهار امكان تجديد حيات انسان ها پس از مرگ، به آن حضرت نسبت جنون دادند; به دست مى آيد كه احتمالاً آنان چنين اظهاراتى را اصلاً عاقلانه نمى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 18

18 - قرآن كريم در نگاه كافران ، فراتر از كلام عادى است و تأثيرى در حد سحر دارد .

و قال الذين كفروا للحقّ لمّا جاءهم إن هـذا إلاّ سحر مبين

از سحر دانستن قرآن، استفاده مى شود كه مشركان، قرآن را كلامى فراتر از كلام معمولى و داراى تأثيرى فوق العاده مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 78 - 3،4،5

3 - زنده شدن انسان ها پس از تبديل شدن به استخوان كهنه و پوسيده ، امرى شگفت آور و ناممكن در ديدگاه كافران

قال من يحىِ العظـم و هى رميم

«من» در آيه شريفه براى استفهام انكارى و تعجبى است و «رميم» به معناى كهنه و پوسيده است.

4 - تبديل شدن انسان ها به استخوان كهنه و پوسيده ، دليل و شاهد مثالِ كافران براى دور شمردن برپايى قيامت و زنده شدن مجدد انسان ها

و ضرب لنا مثلاً . .. قال من يحىِ العظـم و هى رميم

برداشت ياد شده با توجه به اين مطلب است كه جمله «قال من يحىِ. ..» استئناف بيانى است; يعنى، بيان براى جمله «ضرب لنا مثلاً» است.

5 - كافران ، خدا را از احياى مجدد انسان ها پس از مرگ ، ناتوان مى دانستند .

و ضرب لنا مثلاً. .. قال من يحىِ العظـم و هى رميم

مقصود از «ضرب لنا مثلاً» (براى ما مثل آورد) مى تواند اين معنا باشد كه: كافران، قدرت خدا را با قدرت ديگران يكى مى دانستند; يعنى، همان گونه كه همه از احياى استخوان كهنه ناتوان اند، او نيز مانند همه ناتوان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 53 - 2

2 - تبديل خاك ها و استخوان هاى مردگان به انسانى كامل ، امرى ناممكن در نظر كافران

يقول . .. أءذا متنا و كنّا ترابًا و عظـمًا أءنّا لمدينون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 4 - 1،2

1 - برخاستن فردى از توده هاى مردم به پيامبرى ، امرى شگفت انگيز در نظر كافران

و عجبوا أن جاءهم منذر منهم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه مقصود از «منهم» اين است كه پيامبر از ميان توده هاى مردم و با ويژگى مردمى باشد. گفتنى است تعبير «من بيننا» در آيه 8 مؤيد همين مطلب است.

2 - انتخاب شدن انسان به پيامبرى ، امرى شگفت آور در نظر كافران

و عجبوا أن جاءهم منذر منهم

برداشت ياد شده براساس اين ديدگاه است كه مقصود از «منهم» از جنس انسان بودن پيامبر باشد; زيرا كافران و مشركان صدراسلام، انسان را شايسته رسيدن به مقام پيامبرى و ارتباط با خداوند نمى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 8 - 1

1 - برگزيده شدن پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) از ميان توده هاى عرب براى پيامبرى ، امرى غيرمنطقى و ناممكن در نظر كافران و مشركان

أءنزل عليه الذكر من بيننا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 27 - 8

8 - آفرينش جهان در نظر كافران ، باطل و بى هدف است .

و ما خلقنا السماء . .. بـطلاً ذلك ظنّ الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 54 - 1

1 - ترديد و شك كافران مكه ، نسبت به برپايى قيامت

ألا إنّهم فى مرية من لقاء ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 35 - 7

7 - افق ديد كافران ، محدود به زندگى كوتاه دنيا است .

لجعلنا لمن يكفر بالرحمـن . .. لمّا متـع الحيوة الدنيا و الأخرة عند ربّك للمتّقين

خداوند در اين آيه، توانايى خويش را بر ايجاد يك زندگى آكنده از تجمل براى كافران، بيان كرده و سپس حضور در جوار ربوبى را مطرح نموده است. از اين مطلب استفاده مى شود كه كافران تنها در محدوده تنگ زندگى دنيا مى انديشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 7 - 1،7

1- حق ناباوران كافر ، آيات الهى را سحر و جادوئى روشن قلمداد مى كردند .

و إذا تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت قال الذين كفروا . .. هـذا سحر

7- اتهام سحر ، سپر دفاعى كافران در برابر آيات روشن وحى

إذا تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت قال الذين كفروا . .. هـذا سحر مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 13

13- مجال زندگى دنيا و عالم برزخ ، درنگى كوتاه در نظر كافران حضور يافته در صحنه قيامت

كأنّهم يوم يرون ما يوعدون لم يلبثوا إلاّ ساعة من نهار

با توجه به اين كه آنچه كافران در قيامت پشت سر خود مى بينند زندگى دنيا و عالم برزخ است; «لم يلبثوا» مى تواند ناظر به هر دو باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 15 - 2

2- خداوند ، توصيف كننده بهشت براى متقين ، در قبال جلوه دنيا در چشم كافران

و الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون . .. زيّن له سوء عمله ... مثل الجنّة الّتى وعد ا

در صورتى كه «مثل» به معناى توصيف باشد، از ارتباط اين آيه با آيات پيشين مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 3 - 1،2،5

1ـ زنده شدن دوباره انسان ، پس از مردن و خاك شدن ، امرى بعيد از نظر كافران

أءذا متنا و كنّا ترابًا ذلك رجع بعيد

2ـ انكار معاد از سوى كافران ، متكى بر استبعاد و نه دليل قطعى

أءذا متنا و كنّا ترابًا ذلك رجع بعيد

5ـ متلاشى شدن اجزاى بدن در خاك ، محور اشكال كافران در مسأله معاد

و كنّا ترابًا ذلك رجع بعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 59 - 4

4 - ناباورى بى جاى كافران نسبت به نزديك شدن لحظه به لحظه قيامت

أزفت الأزفة . .. أفمن هـذا الحديث

در صورتى كه «هـذا» اشاره باشد به آنچه در آيات پيشين درباره نزديكى قيامت و وعده ها و عيدهاى الهى بيان شده است، برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 47 - 3

3 - كافران ، زنده شدن انسان را پس از تبديل شدن وى به خاك و استخوان ، غيرقابل باور مى پنداشتند .

و كانوا يقولون أئذا متنا و كنّا ترابًا و عظمًا أءنّا لمبعوثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 48 - 1،2

1 - احياى مجدد گذشتگان تاريخ ، موضوعى انكارآميزتر در پندار كافران

أو ءاباؤنا الأوّلون

آيه بالا تأكيدى بر آيه پيش است; يعنى، بر فرض بپذيريم كه ما پس از مرگ زنده مى شويم; زنده شدن نياكان ما ـ كه روزگارى دراز از مرگ آنان گذشته است ـ به هيچ وجه باور كردنى نيست.

2 - گذشت زمان بر مردگان ، تأثيرگذار در غير ممكن شدن احياى مجدد آنان در پندار كافران منكر معاد

أءنّا لمبعوثون . أو ءاباؤنا الأوّلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 13 - 8

8 - مرگ ، پايان همه چيز در بينش كافران

كما يئس الكفّار من أصحـب القبور

«من» در آيه شريفه مى تواند براى ابتداى غايت و يا بيانيه باشد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 6 - 5

5 - در بينش كافران ، بشر شايسته مقام پيامبرى ، واسطه ارتباط ميان خدا و خلق و هادى براى انسان ها نيست .

فقالوا أبشر يهدوننا فكفروا و تولّوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 8

8 - كافران ، قرآن را نشانه جنون پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى دانستند .

لمّا سمعوا الذكر و يقولون إنّه لمجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 6 - 2

2 - كافران ، هيچ دليل قاطعى بر نفى قيامت ندارند ، بلكه تنها به گمانه زنى درباره آن مى پردازند .

إنّهم يرونه بعيدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 3 - 1

1 - انكار قيامت ، برخاسته از پندار كافران به ناتوان بودن خداوند بر گردآورى استخوان هاى مردگان و احياى مجدد آنها

أيحسب الإنسـن ألّن نجمع عظامه

مقصود از انسان در اين آيه ـ برابر نظر مفسران و به قرينه مقام ـ انسان كافر است; نه همه انسان ها.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 13 - 4

4 - قرآن ، حتى در ديدگاه كافران ، ظاهرى زيبا و آراسته دارد .

أسـطير الأوّلين

در صورتى نوشته افسانه اى را «اسطوره» مى گويند كه زيبا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 33 - 4

4 - گنه پيشگان كافر ، در برخورد با مؤمنان ، چنان خود را در مقام قيّم و نگهبان مى نشانند كه گويا هدايت آنان را مأموريت خود مى دانند .

و ما أُرسلوا عليهم حـفظين

484- بينش كافران جاهل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 28 - 7

7 ـ در بينش كافران زشتكردار عصر جاهلى، روش پدرانشان مهمتر از امر خداوند بود.

قالوا وجدنا عليها ءاباءنا و الله أمرنا بها

از اينكه زشتكاران در توجيه كردار خويش قبل از استناد به امر خدا به روش پدرانشان تمسك جستند، برداشت فوق استفاده مى شود.

485- بينش كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 8،9

8- كفرورزان عصر بعثت ، برترى وضعيت اقتصادى و اجتماعى خود را نشانه حقانيت عقايد خويش مى دانستند .

أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

پاسخ كافران به دلايل روشن و آيات الهى، صرفاً تكيه بر مظاهر مادى و نظام اجتماعى خود بوده است و اين نشان دهنده تفكر آنان و ارزش هايى است كه در نظر آنها، معيار ارجحيت يك مكتب است.

9- كافران عصر بعثت ، مشكلات اقتصادى ، اجتماعى و سياسى مسلمانان را ، نشانه ناروابودن عقيده و تفكر آنان مى دانستند .

أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 47 - 2

2 - كفرپيشگان عصر بعثت ، وعده عذاب را دروغ پنداشته و آن را به ريشخند مى گرفتند .

و يستعجلونك بالعذاب

از اين كه تكذيب گران، از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى خواستند وعده خود را عملى سازد و هر چه زودتر عذاب را بر آنان نازل كند، معلوم مى شود كه آنان تهديد پيامبر(صلی الله علیه و آله) را تهديدى تو خالى مى انگاشتند و با درخواست تسريع عذاب، آن را به ريشخند مى گرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 32 - 2

2 ـ دسته جمعى و به يكباره نازل نشدن آيات قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دليل وحى نبودن آن در ديدگاه كافران صدراسلام

و قال الذين كفروا لولا نزّل عليه القرءان جملة وحدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 67 - 1

1 - تبديل ذرات خاك به بدن انسانى زنده ، امرى شگفت و باور نكردنى در نظر كافران عصر پيامبر

و قال الذين كفروا أءذا كنّا تربًا . .. أئنّا لمخرجون

كافران مى ديدند كه پيكر مرده انسان در خاك پوسيده و پس از روزگارى تبديل به ذرات خاك مى شود. پذيرش اين مطلب (تبديل دوباره ذرات و عناصر خاكى به بدن انسانى زنده) براى آنان غير قابل باور بود و از آن اظهار شگفتى مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 8 - 1،2

1 - كافران ، اظهارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) را درباره تجديد حيات انسان ها پس از مرگ ، افتراى او بر خدا مى دانستند .

و قال الذين كفروا هل ندلّكم على رجل ينبّئكم . .. أفترى على اللّه كذبًا

2 - كافران ، در اظهار نظرشان درباره پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تبليغ آن حضرت از معاد ، مردد بودند و نظرى ثابت و قطعى نداشتند .

رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد . أفترى على اللّه كذبًا أم ب

«أم» حرف عطف و براى ترديد است; يعنى، طبق نظر كافران پيامبر(صلی الله علیه و آله) يا مى داند كه معاد، شدنى نيست و در عين حال از آن خبر مى دهد ـ كه افترا به خدا است ـ و يا از آن خبر ندارد و سخنى جنون آميز بر زبان جارى مى سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 47 - 8

8 - كافرانِ صدراسلام ، عقيده به روزى رسانى خدا براى انسان ها را باطل دانسته و مؤمنان را در گمراهى محض مى پنداشتند .

قال الذين كفروا للذين ءامنوا أنطعم من لو يشاء اللّه أطعمه إن أنتم إلاّ فى ضلـل م

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه جمله «إن أنتم إلاّ فى ضلال مبين» دنباله گفتار كافران باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 2 - 2

2- از نگاه كافران عصر نزول ، مقام رسالت شايسته موجودى آسمانى و فرابشرى است .

بل عجبوا أن جاءهم منذر منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 51 - 2

2 - تكذيب و انكار معاد ، از سوى كافران صدراسلام

ثمّ إنّكم أيّها الضالّون المكذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 25 - 4

4 - مشركان و كافران صدراسلام ، منكر برپايى قيامت بوده و آن را دروغ مى پنداشتند .

و يقولون متى هـذا الوعد إن كنتم صـدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 24 - 4

4 - قرآن ، كلامى پرجاذبه و اثرگذار ، حتى در نظر كافران حق ناپذير عصر نزول

فقال إن هـذا إلاّ سحر يؤثر

اطلاق «سحر» به قرآن، مى تواند به اين جهت باشد كه همان گونه كه سحر بسيار تأثيرگذار است، قرآن نيز چنين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 25 - 2

2 - اصرار و تأكيد فراوان كافران حق ناپذير و مستكبر صدراسلام ، بر الهى نبودن قرآن و منشأ بشرى داشتن آن

و استكبر . فقال إن هـذا إلاّ سحر يؤثر . إن هـذا إلاّ قول البشر

486- بينش كافران مستكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 49 - 3

3 ـ مستكبران كفرپيشه مدعى برخوردارى خويش از رحمت هاى الهى در آخرت

أهؤلاء الذين أقسمتم لاينالهم اللّه برحمة

زيرا سوگند مستكبران به محروميت مؤمنان از رحمت الهى، از موضع كسى است كه تنها خود را بهره مند از مواهب الهى مى داند.

487- بينش كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 4،5

4- كافران مكه ، نزول وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) را ، ادعايى بيش نمى دانستند .

قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر

ذكر نكردن منشأ نزول ذكر و مجهول آوردن فعل «نُزِّل» و نيز با استهزا بيان كردن آن، مى تواند به منظور ياد شده باشد.

5- نزول وحى از جانب خداوند بر بشر ، امرى غير قابل قبول و به دور از عقل و خرد و در حد ديوانگى در بينش كافران مكه

قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر إنك لمجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 7 - 2،4،6

2- كافران مكه ، دليل صداقت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در ادعاى نزول وحى ، آمدن ملائكه براى تصديق او مى دانستند .

لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

4- كافران مكه ، بر اين باور بودند كه نزول هر نوع پيام آسمانى بر بشر ، بايد همراه با شاهد آسمانى محسوسى باشد . *

قالوا . .. لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

درخواست كافران از پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى آوردن ملائكه جهت تصديق نبوتش، ممكن است از اين رو باشد كه: آنان ارتباط بشر با خداوند را غير ممكن مى دانستند و براى قبول نبوت بشر، خواستار آوردن شاهد آسمانى بودند و ذكر نام ملائكه شايد به عنوان نمونه و يا شناخته شده بودن آنان باشد.

6- كافران و مشركان مكه ، ملائكه را موجوداتى قابل احساس براى همگان مى دانستند .

قالوا . .. لو ما تأتينا بالملئكة

از تعبير «لو ما تأتينابالملئكة» (چرا فرشته اى نمى آورى؟) استفاده مى شود كه آنان، فرشتگان را موجوداتى محسوس و قابل رؤيت مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 7،8،9

7- كافران و مشركان مكه ، نسبت به نام « رحمان » براى خداوند ، بسيار حساس و منكر رحمانيت او بودند .

و هم بذكر الرحمـن هم كـفرون

اختصاص به ذكر يافتن نام «رحمان» از ميان ديگر نام هاى مقدس پروردگار و نيز تكرار «هم»، بيانگر برداشت ياد شده است.

8- كافران مكه ، منكر خداى رحمان بودند .

و هم بذكر الرحمـن هم كـفرون

گفتنى است كه كافران منكر نام رحمان بودند; به اولويت استفاده مى شود كه منكر ذات خداى رحمان نيز بوده اند.

9- آسمانى بودن قرآن ، مورد انكار كافران و مشركان مكه بود .

و هم بذكر الرحمـن هم كـفرون

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «ذكر» قرآن كريم باشد، چنان كه در موارد متعدد در قرآن ـ از جمله آيه دوم همين سوره ـ از قرآن به «ذكر» ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 12 - 4

4 - كافران مكه ، براى عقيده خود ، هويتى مستقل ، قائل بودند .

اتّبعوا سبيلنا

488- بيهودگى تلاش كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 83 - 4

4 - تلاش هاى گسترده و به ظاهر چشمگير كافران در طول زندگى ، امرى عبث و نافرجام

فذرهم يخوضوا و يلعبوا حتّى يلـقوا يومهم الذى يوعدون

آمدن تعبير «يلعبوا» در پى «يخوضوا»، مى رساند كه ژرف كاوى مشركان در زندگى دنيايى، در حقيقت فرو رفتن در عمق پوچى و بيهودگى است و دستاوردهاى آنان ـ هرچند به ظاهر چشمگير باشد ـ در حقيقت جز بازى چيزى نيست.

489- پاسخ به شبهات كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 49 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور بيان حقايق مربوط به قيامت و پاسخ گويى به شبهات القا شده از سوى منكران آن

أءنّا لمبعوثون . .. قل إنّ الأوّلين و الأخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 26 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پاسخ گويى به پرسش ها و شبهه انگيزى هاى كافران و منكران معاد ، در باور هاى دينى مردم و آگاهى دادن به آنان

و يقولون متى هـذا الوعد . .. قل إنّما العلم عند اللّه

490- پاسخ به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 75 - 8

8 ـ مستضعفان مؤمن قوم ثمود با پاسخى قاطع به كفرپيشگان ، ايمان و باور خويش را به صالح و تمامى رسالت هاى وى اعلان كردند .

أتعلمون . .. قالوا إنا بما ارسل به مؤمنون

491- پاسخ شبهات كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 3 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پاسخ گويى به كافران درباره وقوع حتمى قيامت

و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة قل بلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 79 - 2

2 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، مأمور پاسخ گويى به شبهات كافران و منكران معاد با استدلال و برهان

قال من يحىِ العظـم و هى رميم . قل يحييها الذى أنشأها أوّل مرّة

492- پاسخ گويى به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 29 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به پاسخگويى به كافران و تبيين نادرستى انتظارات نابه جاى آنان بود .

و يقولون متى هـذا الفتح . .. قل يوم الفتح لاينفع الذين كفروا إيمـنهم

493- پاسخ مكر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 16 - 7

7 - خداوند در مكر و كيفر ، آغازگر نبوده و خدعه هاى او ، پاسخ كردار نارواى كافران است .

إنّهم يكيدون كيدًا . و أكيد كيدًا

494- پايان حق ستيزى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 99 - 1

1 - لحظه مرگ ، لحظه پايان يافتن شرارت ها و حق ستيزى هاى كافران و ستمگران

حتّى إذا جاء أحدهم الموت قال ربّ ارجعون

«حتى» براى بيان غايت شرارت ها و ستمگرى هاى كافران است.

495- پرسش از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 71 - 9

9 - پرسش ملامت آميز نگهبانان و دربانان دوزخ از كافران ، درباره آمدن پيامبران تلاوت كننده آيات الهى و انذارگران

و قال لهم خزنتها ألم يأتكم رسل منكم يتلون عليكم ءايـت ربّكم و ينذرونكم لقاء يومك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 72 - 1

1 - كافران ، پس از توقّفى چند در آستانه در هاى دوزخ براى پاسخ به پرسش هاى دربانان ، به ورود در آن فرمان خواهند يافت .

قال لهم خزنتها ألم يأتكم رسل . .. قالوا بلى ... قيل ادخلوا أبوب جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 28 - 2

2 - طرح پرسش هاى تنبّه بخش و بيداركننده ، شيوه ارائه شده از سوى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در محاجّه با كافران و مشركان

قل أرءيتم إن أهلكنى اللّه و من معى أو رحمنا

496- پرسش درباره كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 54 - 1

1 - بهشتيان ، درباره سرنوشت هم نشينان كافر دنيايى خود ، از ديگر بهشتيان پرسش كرده و از وضعيت آنان كسب اطلاع خواهند كرد .

قال هل أنتم مطّلعون

استفهام «هل» براى عرض و يا امر است كه مفاد آن تقاضا و درخواست مى باشد.

497- پرسش كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 65 - 7

7 - پرسش كافران از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، درباره لحظه برپايى قيامت

قل لايعلم . .. الغيب إلاّ اللّه و ما يشعرون أيّان يبعثون

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه عبارت «قل. ..» در جواب پرسش كسانى باشد كه نسبت به وقوع قيامت شك داشته اند; زيرا ضماير در آيه بعد به اين دسته از كافران بازمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 12 - 1

1 - سؤال تمسخرآميز كافران درباره زمان برپايى روز جزا

يسئلون أيّان يوم الدّين

از آيات قبل و بعد، تمسخرآميز بودن سؤال كافران استفاده مى شود; زيرا آنان اصولاً در مقام فهم حق نبودند و با اين پرسش، مى خواستند راهى ديگر براى انكار معاد و وسيله اى براى تمسخر آن پيدا كنند.

498- پرسش كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 48 - 1

1 - كافران صدراسلام ، از مسلمانان درباره برپايى قيامت سؤال مى كردند .

قال الذين كفروا . .. و يقولون متى هـذا الوعد

بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «وعد»، برپايى قيامت است.

499- پرسشهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 25 - 4

4 - پرسش استهزاآميز كافران حق ناپذير ، از زمان تحقق وعده هاى الهى درباره خويش

أقريب ما توعدون أم يجعل له ربّى أمدًا

آيه شريفه درصدد پاسخ به پرسش كافران درباره تحقق وعده هاى الهى است كه در آيه قبل مطرح شده بود. از اين رو برخى از مفسران نوشته اند كه اين آيه، درباره «نضربن حارث» است كه او و همفكرانش پيوسته مى گفتند: «متى هـذا الوعد إن كنتم صادقين» (10/48).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 11

11 - ذكر تعداد فرشتگان نگهبان دوزخ در قرآن ، مورد پرسش انكارآميز كافران و گروه بيماردل و مغرض قرار گرفت .

و ليقول الذين فى قلوبهم مرض و الكـفرون ماذا أراد اللّه بهـذا مثلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 6 - 1

1 - پرسش ناباورانه و تمسخرآميز كافران ، از زمان برپايى قيامت

يسئل أيّان يوم القيـمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 20 - 1

1 - علاقه و دلبستگى به دنيا ، از علت هاى كفر به قيامت و پرسش هاى انكارآميز كافران درباره معاد

بل يريد الإنسـن ليفجر أمامه . يسئل أيّان يوم القيـمة ... كلاّ بل تحبّون العاجلة

برداشت ياد شده، بر اين اساس استوار است كه آيه شريفه مرتبط با آيه 5 و 6 همين سوره (بل يريد الإنسان ليفجر أمامه . يسئل أيّان يوم القيامة) باشد.

500- پشيمانى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 2

2 ـ كافران به هنگام روبرو شدن با آتش دوزخ در آرزوى بازگشت به دنيا، تكذيب نكردن آيات پروردگار و قرار گرفتن در زمره مؤمنان هستند.

فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 66 - 8

8 - سختى و سوزش آتش جهنم ، كافران را از عملكرد دنيوى شان پشيمان مى كند .

يوم تقلّب وجوههم فى النار يقولون يـليتنا أطعنا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 34 - 10

10- اعتراف و پشيمانى كافران در قيامت ، بى تأثير به حال ايشان

أليس هـذا بالحقّ قالوا بلى و ربّنا قال فذوقوا

كافران با اين كه به حق اقرار مى كنند; باز هم به ايشان حكم مى شود كه: «فذوقوا العذاب». بنابراين اعتراف آنان سودى نمى بخشد.

501- پشيمانى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 42 - 8،11

8 ـ پشيمانى و تأسف شديد كافران در قيامت از كتمان كردن حقايق در دنيا

يومئذ يودّ الذين كفروا و عصوا الرسول . .. و لا يكتمون اللّه حديثاً

بنابر اينكه «لا يكتمون» عطف بر جمله «تسوّى» باشد.

11 ـ شرمسارى و پشيمانى كافران در قيامت ، از كتمان حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و عصوا الرسول . .. و لا يكتمون اللّه حديثاً

مصداق مورد نظر از كتمان حديث در آيه شريفه، به دليل «كفروا و عصوا الرسول»، كتمان حقّانيّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 46 - 1

1- حسرت و ندامت كافران از ستم كارى خويش ، به هنگام احساس و لمس اندكى از عذاب الهى

ولئن مسّتهم نفحة من عذاب ربّك ليقولنّ يـويلنا إنّا كنّا ظـلمين

«نفحة» در لغت به معناى وزيدنى و يا يك وزيدن است كه نوعاً در امور خير به كار مى رود و گاهى هم در امور شرّ استعمال مى شود. از نظر مفسران اين كلمه در آيه شريفه، به سه دليل دلالت تقليل را مى رساند: 1ـ ماده «نفحة» دال بر تقليل است; 2ـ بر وزن و بناء «مرّة» مى باشد; 3ـ به صورت نكره آمده است. گفتنى است كسى واژه «ويل» را مى گويد كه دچار بدبختى و هلاكت شده و از روى تأسف و تحسّر اين لفظ را ادا كرده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 99 - 6

6 - ندامت كافران در هنگام مرگ و تمناى آنان از خدا ، براى بازگشت به دنيا

حتّى إذا جاء أحدهم الموت قال ربّ ارجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 7

7 - ندامت و ذلت حتمى ، فرجام مجرمان كفرپيشه است .

بلقاء ربّهم كـفرون . .. و لو ترى إذ المجرمون ناكسوا رءوسهم عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 10 - 5

5 - پشيمانى و بغض شديد كافران نسبت به خويشتن ، بر اثر رد دعوت به ايمان و كفرورزى آنان است .

مقتكم أنفسكم إذ تدعون إلى الإيمـن فتكفرون

ترديدى نيست كه بغض شديد كافران نسبت به خويشتن در قيامت، ناشى از رد ايمان و كفرشان است. اين بغض نشانه پشيمانى شديد آنان از عمل خود مى باشد.

502- پشيمانى كافران قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 5

5 ـ حسرت و ندامت كافران قريش بر نابودى داراييهايشان ، تنها نتيجه پرداخت هزينه مبارزاتى آنان عليه اسلام

ثم تكون عليهم حسرة ثم يغلبون

چون هدف كافران از سرمايه گذارى اموال جلوگيرى از گسترش اسلام بوده، معلوم مى شود حسرت و ندامت آنان بدان جهت بوده است كه اموالشان از دست رفته و به نتيجه مطلوب نرسيده اند. قابل ذكر است كه جمله «ثم يغلبون» دلالت مى كند كه زمان ندامت آنان در دنياست.

503- پلكان خانه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 33 - 3

3 - خداوند ، توانا بر مرفه ساختن زندگى كافران ، تا جايى كه سقف خانه هاى خود را از نقره بسازند و داراى پلكان هايى باشند كه بر آن بالا بروند .

لجعلنا. .. لبيوتهم سقفًا من فضّة و معارج عليها يظهرون

504- پليدى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 37 - 2

2 ـ كافران ستيزه گر با دين ، پليد هستند و اهل ايمان ، پاك .

ليميز اللّه الخبيث من الطيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 100 - 4

4 ـ كافران و تكذيب كنندگان آيات الهى ، مردمى پليد هستند .

و يجعل الرجس على الذين لايعقلون

505- پناهگاه اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 34 - 6

6 - آتش ، تنها پناهگاه و گريزگاه كافران در قيامت

و مأويكم النار

506- پندار كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 4 - 3،4

3 - پندار كافران در غلبه بر دين خدا ، پندارى خام و باطل است .

أم حسب الذين يعملون السيّئات أن يسبقونا

به قرينه آيات قبل كه در آنها از مدعيان ايمان و پندارشان سخن گفته شده است، مراد از «يعملون السيّئات» مى تواند «كافران» باشد.

4 - پندار كافران براى رهايى از كيفر الهى ، پندارى خام و باطل است .

أم حسب الذين يعملون السيّئات أن يسبقونا

507- پوچى آرزوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 79 - 1

1- آنان كه كفر را وسيله و راهى براى رسيدن به مال و فرزند قرار داده اند ، هيچ تضمينى براى رسيدن به آرزوى خود ندارند .

كلاّ

«كلاّ» حرف ردع است و بر بى پايگى پندارهايى كه قبل از آن مطرح بوده، دلالت دارد.

508- پوچى ادعاهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 38 - 2

2 - ادعا هاى كافران ، بى اساس و فاقد دليل متقن

فليأت مستمعهم بسلطـن مبين

«سلطان»، به معناى حجت و برهان است.

509- پوچى پيشنهاد كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 5 - 3

3 - تصريح به آمادگى نداشتن مشركان براى پذيرش توحيد در هيچ زمان و تأكيد بر واهى بودن پيشنهاد سازش از سوى آنان

، وظيفه اى الهى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل . .. و لا أنتم عـبدون ما أعبد

آيات آغاز سوره ـ كه تسامح طرفين را در زمان آينده منتفى دانست ـ با مفهوم خود، تكليف زمان حال را نيز روشن كرده است. در اين حال، وضعيت زمان حال به صراحت در اين آيه، بيان شد تا موضع گيرى ها شفاف باشد.

510- پوچى تعهد كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 100 - 8

8 - تعهد كافران در هنگام مرگ ، بر تدارك بدى هاى گذشته با انجام نيكى ها ، تعهدى بى پشتوانه و غير عملى

قال ربّ ارجعون . .. كلاَّ إنّها كلمة هو قائلها

در برداشت بالا، جمله «إنّها كلمة هو قائلها» تعليل براى ردّ درخواست كافران گرفته شده است; يعنى، ردّ خواسته آنها، بدان جهت است كه آنان بدان، عمل نخواهند كرد; چون اگر آنها اهل عمل بودند، در گذشته انجام مى دادند.

511- پوچى زندگى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 106 - 2

2- واقعيّت زندگى كافران ، چيزى جز پوچى و بى فرجامى و زيانكارى نيست .

ذلك

«ذلك» ممكن است كه خبر مبتداى محذوف و تأكيد بر محتواى آيات قبل باشد; يعنى، واقعيت اين است و جز اين نيست. (الأمر ذلك و لا غير) و مى تواند مبتدا باشد و «جزاؤهم» خبر آن و «جهنم» عطف بيان براى مبتدا يا خبر. برداشت ياد شده براساس احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 42 - 4

4 - پوچى و بى هدفى در زندگى ، از ويژگى هاى كافران

فذرهم يخوضوا و يلعبوا

512- پوچى زندگىكافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 40 - 2،3

2 - زندگى ( رفتار و اعمال ) كافران ، داراى فرجامى پوچ و در هاله اى از سردرگمى

و الذين كفروا أعمـلهم . .. أو كظلمـت فى بحر لجّىّ يغشيه موج من فوقه موج من فوقه

3 - كافرانى كه در ماديات و اموال دنيا غوطهوراند ، به پوچى در زندگى دچار گشته و در سردرگمى شديد بسر مى برند .

رجال لاتلهيهم تجـرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. و الذين كفروا أعمـلهم ... كظلمـت ف

از مقايسه ميان آيه 37 ـ كه در باره كسانى است كه مال و منال و ماديات آنان را از ياد خدا غافل نمى سازد ـ و آيه شريفه ـ كه درباره وضعيت كافران است ـ به دست مى آيد كه كافران، بر خلاف مؤمنان، در ماديات و علاقه به مال و منال گرفتاراند و از اين رو دچار سردرگمى و تاريكى شديد هستند.

513- پوچى عمل صالح كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 1 - 5

5ـ اعمال به ظاهر نيك كافران دين ستيز ، محكوم به پوچى و بطلان در آخرت *

الذين كفروا و صدّوا عن سبيل اللّه أضلّ أعمـلهم

«أضلّ» ممكن است مربوط به جهان آخرت باشد و مراد از «أعمالهم»، كردار به ظاهر نيك كافران در حيات دنيا باشد كه در آخرت حبط خواهد شد.

514- پوچى عمل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 104 - 7،9

7- كافران ، فريفته و مغرور اَعمال و ساخته هاى پوچ و بى فرجام خويش اند .

و هم يحسبون أنّهم يحسنون صنعًا

«صنع» به معناى مصدرى و به معناى «مصنوع» آمده است و در آيه، هر دو محتمل است. مفاد «يحسنون صنعاً» اين است كه آنان ـ به پندار خود ـ كردار خود را، خوب به سامان مى رسانند.

9- انجام تلاش هاى بى فرجام و دل خوش بودن به آنها ، نشانى از زيانكارى عميق كافران است .

الأخسرين أعمـلاً . الذين ضلّ سعيهم فى الحيوة الدنيا و هم يحسبون أنّهم يحسنون صنع

جمله حاليه «و هم يحسبون . ..» بيانِ علّت «أخسرين» بودن كافران است; زيرا، اين گمان كه انسان، آنچه را انجام داده، از نوع بهترين ها است، سبب مى شود كه هرگز به فكر جبران خسارت خويش برنيايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 12،13

12 - كافران ، به هنگام اطلاع از پوچى اعمالشان در قيامت ، به حقانيت خداوند پى خواهند برد .

و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا و

13 - قيامت ، روز ظهور و بروز حقايقى همانند حقانيت خداوند و پوچى اعمال كافران

و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة . .. حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 40 - 2

2 - زندگى ( رفتار و اعمال ) كافران ، داراى فرجامى پوچ و در هاله اى از سردرگمى

و الذين كفروا أعمـلهم . .. أو كظلمـت فى بحر لجّىّ يغشيه موج من فوقه موج من فوقه

515- پيامبرشناسى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 4

4- مشركان و كافران عصر بعثت داراى ملاك هاى غلط براى شناخت رسولان الهى

قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً

516- پيروزى بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 87 - 9

9 ـ شعيب ( ع ) ، مؤمنان به رسالت خويش را به داورى خداوند و پيروزى بر كافران نويد داد .

فاصبروا حتى يحكم اللّه بيننا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 65 - 3،4،8

3 ـ يك گروه بيست نفرى اهل ايمان بايد بر يك گروه دويست نفرى اهل كفر و لشكر صد نفرى مؤمنان بايد بر لشكر هزار نفرى اهل كفر پيروز شود .

إن يكن منكم عشرون صبرون يغلبوا مائتين و إن يكن منكم مائة يغلبوا ألفا

جمله هاى «يغلبوا مائتين» و «يغلبوا ألفا» خبرى هستند. ولى مراد از آن به دليل «الئن خفف اللّه عنكم» در آيه بعد معنايى دستورى است. زيرا تخفيف در محدوده تكاليف و دستورات مطرح است. بنابراين «يغلبوا ... » يعنى بايد مقاومت كنيد و پيروز شويد.

4 ـ اهل ايمان موظف به پايدارى در برابر لشكريان كفر تا پيروزى بر آنان ; حتى در صورت ده برابر بودن نيروى انسانى كافران

حرض المؤمنين على القتال إن يكن منكم عشرون صبرون يغلبوا مائتين

تغيير نكردن نسبت در دو فراز ياد شده، يعنى بيست در مقابل دويست و صد در مقابل هزار، بيانگر اين است كه ضرورت مقاومت مخصوص بيست و دويست نفر نيست، بلكه تحقق نسبت (يك بر ده) ملاك حكم است.

8 ـ صبر و مقاومت در صحنه كارزار از عوامل مهم پيروزى مؤمنان بر كافران

إن يكن منكم عشرون صبرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 66 - 9

9 ـ لزوم پايدارى صد مؤمن در برابر دويست كافر و هزار مؤمن در برابر دو هزار كافر تا تحقق پيروزى بر آنان

فإن يكن منكم مائة صابرة يغلبوا مائتين و إن يكن منكم ألف يغلبوا الفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 77 - 2

2 - وعده خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر يارى كردن او و پيروز شدن آن حضرت در مبارزه با كافران حق ستيز

فاصبر إنّ وعد اللّه حقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 41 - 10

10 - شكست ناپذيرى قرآن ، در برابر معارضه ها و موضع گيرى هاى خصمانه كافران

إنّ الذين يلحدون . .. إنّ الذين كفروا ... و إنّه لكتـب عزيز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 23 - 3

3 - سنت الهى در پيروز ساختن جبهه ايمان بر سپاه كفر ، داراى نمود هاى عينى در گذشته تاريخ

سنّة اللّه الّتى قد خلت من قبل

517- پيروزى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 7

7 ـ غلبه مؤمنان در جنگ ، فتح و پيروزى حقيقى است و پيروزى هاى كافران ، بهره اى محدود و زودگذر است .

فإن كان لكم فتح من اللّه . .. و إن كان للكفرين نصيب

خداوند از غلبه مؤمنان به فتح و پيروزى تعبير فرموده و براى غلبه كافران از كلمه «نصيب» استفاده كرده تا به اين معنا اشاره كند كه غلبه كافران، فتح و پيروزى نيست. بلكه بهره اى اندك و زودگذر است.

518- پيروى از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 149 - 6،7

6 ـ واپسگرايى ، پيامد پيروى جامعه ايمانى از كفرپيشگان

ان تطيعوا الّذين كفروا يردّوكم على اعقابكم

7 ـ ارتداد و واپسگرايى جامعه ايمانى و پيروى آنان از كفرپيشگان ، حركتى زيانبار و خسارت آفرين

ان تطيعوا الّذين كفروا يردّوكم على اعقابكم فتنقلبوا خاسرين

519- پيروى كافران پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 11

11- رهبران مستكبر و پيروانشان از اجابت كنندگان دعوت شيطانند .

فقال الضعفـؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا . .. و قال الشيطـن لما قضى الأم

برداشت فوق بر اين اساس است كه مخاطب شيطان، به قرينه ذكر اين آيه پس از ذكر ماجراى مستكبران و پيروان آنها در قيامت، مستكبران و پيروانشان باشد.

520- پيشگامى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 4 - 5

5 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « فالسابقات سبقاً » يعنى أرواح المؤمنين تسبق أرواحهم إلى الجنّة . . . و أرواح الكافرين إلى النار ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «فالسابقات سبقاً» روايت شده است، مراد ارواح مؤمنان است كه به سوى بهشت [بر يكديگر ]سبقت مى گيرند. .. و [نيز ]ارواح كافران كه به سوى آتش [سبقت مى گيرند]».

521- پيشگويى شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 175 - 4

4 - اخبار خداوند به شكست و عذاب قريب الوقوع كافران و مشركان معاند و مشاهده شدن آن براى آنان

فتولّ عنهم حتّى حين . و أبصرهم فسوف يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 179 - 4

4 - اخبار خداوند به شكست و عذاب قريب الوقوع كافران و مشركان معاند و مشاهده شدن آن براى آنان

و تولّ عنهم حتّى حين . و أبصر فسوف يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 16 - 2

2 - پيشگويى قرآن و بشارت خداوند به شكست خفّت بار كافران تكذيب گر

سنسمه على الخرطوم

برخى از مفسران، بر اين عقيده اند كه آيه شريفه درصدد پيشگويى و بشارت به شكست ذلّت بار كافران در جنگ هاى آتى

است.

522- پيشگويى عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 175 - 4

4 - اخبار خداوند به شكست و عذاب قريب الوقوع كافران و مشركان معاند و مشاهده شدن آن براى آنان

فتولّ عنهم حتّى حين . و أبصرهم فسوف يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 179 - 4

4 - اخبار خداوند به شكست و عذاب قريب الوقوع كافران و مشركان معاند و مشاهده شدن آن براى آنان

و تولّ عنهم حتّى حين . و أبصر فسوف يبصرون

523- پيشنهاد به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 49 - 9

9 - پيشنهاد آوردن كتابى هدايتگرتر از قرآن و تورات ، به كافران حق ستيز از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و به فرمان خداوند

قل فأتوا بكتـب . .. هو أهدى منهما

524- پيشنهاد كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 9

9 - رد پيشنهاد كافران ( نزول دفعى قرآن ) از سوى خداوند ، به خاطر عدم صداقت آنان در خواسته خويش

أوَلم يكفروا بما أُوتى موسى من قبل

مقصود از آيه اين است كه اقتراح كافران، بهانه اى بيش نيست; زيرا اگر راست مى گويند پس چرا به تورات ـ با اين كه به صورت دفعى نازل شده بود ـ پيش از اين كفر ورزيدند.

525- پيشنهاد كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 3 - 1،6

1 - برخى از كافرانِ عصر بعثت ، مدعى آمادگى براى عبادت خداوند ، در صورت اظهار آمادگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى عبادت معبود هاى آنان

و لا أنتم عـبدون ما أعبد

خبر دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) از سر سختى كافران ـ پس از نفى كوتاه آمدن خود ـ بيانگر آن است كه كافران در صورت سازش پيامبر(صلی الله علیه و آله) خود را براى عبادت خداوند آماده مى خواندند.

6 - كافران ، خود را در اقدام به خداپرستى ـ در صورت سازش پيامبر (صلی الله علیه و آله) با آنان ـ پيش قدم معرفى كرده و زمان پيوستن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به آنان را ، پس از مرحله پيوستن خود به پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار داده بودند .

لا أعبد ما تعبدون . و لا أنتم عـبدون ما أعبد

در آيه قبل، پيامبر(صلی الله علیه و آله) عبادت آينده خود از معبودهاى مشركان را منتفى دانست; ولى در اين آيه، عبادت كنونى مشركان از خداوند را نفى كرد. مى توان گفت: اختلاف دو تعبير ـ كه از فعلى بودن آيه قبل و اسمى بودن اين آيه استفاده مى شود ـ ناظر به ترتيبى است كه مشركان براى توافق با پيامبر(صلی الله علیه و آله)، پيشنهاد كرده بودند. آنان گفته بودند: يك سال ما بنده خداى تو مى شويم; مشروط به اين كه سال بعد تو خدايان ما را پذيرا باشى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 5 - 1

1 - برخى از كافران عصر بعثت ، آمادگى خود را براى عبادت خداوند به صورتى مشروط ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) عرضه كردند .

و لا أنتم عـبدون ما أعبد

526- تأثيرپذيرى از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 4 - 5،6

5 - هشدار خداوند درباره فريب خوردن از تحركات سياسى و اقتصادى كافران و ثروت و مكنت آنان در جامعه

فلايغررك تقلّبهم فى البلـد

برخى از اهل لغت نوشته اند: «تَقلَّبَ فى الأُمور»; يعنى، «تصرّف كيف يشاء» (در هر كارى مطابق خواسته خود دخل و تصرف كرد). مقصود از «تقلّبهم فى البلاد» تحركات سياسى و اقتصادى كافران در شهرها از راه سفرهاى تجارتى (مانند سفرهاى كافران قريش از مكه به شام، يمن و ...) است.

6 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، درباره تأثيرپذيرى از قدرت و مكنت كافران و تجديد نظركردن در برنامه هاى تبليغى و الهى خويش

فلايغررك تقلّبهم فى البلـد

پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مسلمانان، در حالى به تبليغ دين اسلام مى پرداختند كه كافران در اوج قدرت اقتصادى و سياسى قرار داشتند. بنابر اين هشدار خداوند در آيه شريفه مى تواند گوياى مطلب يادشده باشد.

527- تأخير در عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 59 - 6

6 ـ تعجيل نشدن در عذاب مشركان و كفار، مرتبط با آگاهى مطلق خداوند بر غيب و شهود جهان و اسرار آفرينش است.

قل لو أن عندى ما تستعجلون . .. و عنده مفاتح الغيب

528- تأخير در مواخذه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 129 - 10

10 - خداوند ، زندگانى دنيا را عرصه مؤاخذه فورى همه كافران قرار نداده است .

و لولا . .. أجل مسمًّى

سنت خداوند ـ كه «لولا كلمة. ..» بر آن دلالت دارد ـ اين نيست كه خداوند هيچ مخالفى را هلاك نكند; بلكه سنّت او اين است كه تمامى آنان را نابود نسازد; زيرا اگر بنا بود هر كافرى نابود گردد، نسل بشر در خطر انقراض قرار مى گرفت و تا «أجل مسمّى» ادامه نمى يافت.

529- تأخير عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 8 - 3

3ـ زمان تأخير و تعويق عذاب كافران ، زمانى اندك است .

و لـئن أخّرنا عنهم العذاب إلى أُمّة معدودة

كلمه «اُمّة» در آيه شريفه ، به معناى وقت و زمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 6

6ـ تأخير عذاب كفرپيشگان تكذيب گر ، موجب اطمينان آنان بر دروغ بودن آن مى شد .

و ظنوا أنهم قد كذبوا

«كِذب» به معناى دروغ گفتن است و «كُذبوا» ; يعنى، به آنان دروغ گفته شد. جمله «فنجّى من نشاء» و «لايردّ بأسنا» مى رساند كه از مصاديق آنچه كافران دروغش مى پنداشتند، نزول عذاب بوده است. قابل ذكر است كه حرف «قد» در «قد كذبوا» ـ كه براى تأكيد و تحقيق است ـ مى رساند كه «ظنّوا» به معناى اطمينان پيدا كردند، است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 2

2 - كافران ، با مطرح ساختن تأخير عذاب و نازل نشدن آن ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در فشار روحى و تبليغاتى قرار مى دادند .

فاصبر على مايقولون

مراد از «مايقولون» ـ به قرينه آيه قبل ـ سخنانى است كه كافران از سر استهزا در رابطه با عدم نزول عذاب و ديگر وعده هاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) ابراز مى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 53 - 9

9 - عذاب تعيين شده براى كافران ، به خاطر اجل معين ، تأخير دارد و لكن تحقق اش قطعى است .

و لولا أجل مسمّى لجاءهم العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 45 - 11

11 - مهلت دادن به كافران و گنه كاران و به تأخير انداختن مجازات آنان ، كارى عالمانه و برخاسته از آگاهى دقيق خداوند به احوال و مصالح بندگان

و لـكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى فإذا جاء أجلهم فإنّ اللّه كان بعباده بصيرًا

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه «فإنّ اللّه كان. ..» در مقام تعليل براى جمله پيش (و لـكن يؤخّرهم...) مى باشد; يعنى، چون خداوند به احوال بندگانش آگاه است; از اين رو مجازات آنان را تا زمان معين به تأخير انداخته است.

530- تأخير كيفر دنيوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 43 - 3

3 - مخالفت هاى كافران با پيام وحى و تأخير كيفر دنيايى آنان ، نبايستى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را در تبلغ دين سست گرداند .

فإمّا نذهبنّ . .. فاستمسك بالذى أُوحى إليك

از تفريع اين آيه بر آيات پيشين ـ كه مسأله اعراض كافران از وحى و كيفر آنان را مطرح كرده بود ـ مطلب ياد شده استفاده مى شود.

531- تباهى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 22 - 1،2،3

1ـ كفرپيشگان ، مردمى تباه شده و زيانكار ، در عرصه دنيا و صحنه آخرت

لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

2ـ تباهى و زيان كارى كفرپيشگان در سراى آخرت ، افزونتر از خسارت و تباهى آنان در دنياست .

لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

«أخسَر» (زيانكارتر) اسم تفضيل است و مى طلبد كه زيان كارى كافران در آخرت، با خسارت ديگرى سنجيده شده باشد. مى توان گفت: آن خسارت، خسارت كافران در دنياست. براين اساس جمله «لاجرم أنّهم ...» دلالت مى كند كه كافران در دنيا و نيز در آخرت، زيانكارند و خسارت اخروى آنان در مقايسه با خسارت دنيوى، زيادتر و سنگين تر است.

3ـ كفرپيشگانى كه بر خدا دروغ مى بندند و مردم را از راه خدا باز مى دارند و قيامت را انكار مى كنند ، در سراى آخرت از

ديگر كافران و گنهكاران ، تباه تر و زيانكارترند .

و من أظلم . .. الذين يصدون ... لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مقياس سنجش و تعيين زيانكار و زيانكارتر مراتب كفر باشد. براين مبنا آيه شريفه دلالت دارد براينكه: همه كافران در آخرت زيانكارند; ولى آنان كه بر خدا دروغ بستند و ... از ديگر كافران و گنهكاران، زيانكارتر مى باشند.

532- تباهى دنيوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 22 - 1،2

1ـ كفرپيشگان ، مردمى تباه شده و زيانكار ، در عرصه دنيا و صحنه آخرت

لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

2ـ تباهى و زيان كارى كفرپيشگان در سراى آخرت ، افزونتر از خسارت و تباهى آنان در دنياست .

لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

«أخسَر» (زيانكارتر) اسم تفضيل است و مى طلبد كه زيان كارى كافران در آخرت، با خسارت ديگرى سنجيده شده باشد. مى توان گفت: آن خسارت، خسارت كافران در دنياست. براين اساس جمله «لاجرم أنّهم ...» دلالت مى كند كه كافران در دنيا و نيز در آخرت، زيانكارند و خسارت اخروى آنان در مقايسه با خسارت دنيوى، زيادتر و سنگين تر است.

533- تباهى عمر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 15 - 3

3 - مشركان و كافران در عرصه قيامت ، سرمايه عمر خود را تباه شده مى بينند و خويش را از حمايت خانواده شان ، محروم مى يابند .

قل إنّ الخـسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيـمة

مقصود از «أنفس» سرمايه هاى عمر و مراد از «أهل» خانواده مى باشد. بر اين اساس خسارت نفس، به معناى تباه ساختن و بهره كافى نگرفتن از سرمايه عمر است. خسارت اهل نيز به معناى از كف دادن حمايت خانواده و بهره نجستن از آنان مى باشد. گفتنى است برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مخاطبان آيه شريفه كافران و مشركان هستند.

534- تباهى عمل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 104 - 2

2- كار و تلاش كافران ، هرچند گوناگون و داراى ظاهرى زيبا و فريبنده باشد ، تباه گشته و در قيامت ، براى آنان سودى نخواهد داشت .

الذين ضلّ سعيهم فى الحيوة الدنيا و هم يحسبون أنّهم يحسنون صنعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 105 - 6

6- حبط اَعمال كافران ، همان ضايع شدن سعى و تلاش دنيوى آنان است .

الذين ضلّ سعيهم فى الحيوة الدنيا . .. فحبطت أعمـلهم

535- تبديل كافران به خاشاك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 41 - 5

5 - تبديل شدن كافران حق ستيز به موجوداتى بى جان ـ همچون خس و خاشاك ـ در پى نزول عذاب

فجعلنـهم غثاءً

«جعل» (مصدر «جعلنا») در جمله بالا، به معناى گردانيدن و تغيير دادن از صورتى يا حالتى، به صورت يا حالت ديگر است. «غثاء» نيز به خس و خاشاك روى آب گفته مى شود.

536- تبرّى از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 11،13

11 ـ شيطان به هنگام شروع جنگ بدر با اعلان بيزارى از كافران ، عهد خويش ( يارى سپاه كفر ) را گسست .

فلما تراءت الفئتان . .. قال إنى برىء منكم

13 ـ مشاهده فرشتگان الهى براى امداد مسلمانان ، دليل عقب نشينى شيطان از كارزار بدر و اعلان بيزارى وى از لشكر كفر

نكص على عقبيه و قال إنى برىء منكم إنى أرى ما لاترون

537- تبليغ كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 2،10

2 - كافران ، با مطرح ساختن تأخير عذاب و نازل نشدن آن ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در فشار روحى و تبليغاتى قرار مى دادند .

فاصبر على مايقولون

مراد از «مايقولون» ـ به قرينه آيه قبل ـ سخنانى است كه كافران از سر استهزا در رابطه با عدم نزول عذاب و ديگر وعده هاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) ابراز مى داشتند.

10 - تسبيح و حمد مداوم پروردگار ، از راه هاى مقابله مؤمنان با تبليغات كافران عليه خدا و دين

فاصبر على ما يقولون و سبّح

538- تبليغ كافران قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 75 - 11

11 ـ تلاش تبليغاتى كفرپيشگان قوم ثمود براى ايجاد شك در رسالت صالح ، تلاشى بى ثمر بود .

قالوا إنا بما ارسل به مؤمنون

539- تبيين فرجام كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 24 - 4

4 - مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تبيين سر انجام نيك مؤمنان و عاقبت شوم كفرپيشگان است .

إنّا أرسلنـك بالحقّ بشيرًا و نذيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 3 - 8

8- ترسيم فرجام كافران و مؤمنان ، از سوى خداوند با بيانى روشن و برهانى

كذلك يضرب اللّه للناس أمثـلهم

«كذلك» اشاره به فلسفه و بيانى است كه خداوند در اين آيه، براى پوچى اعمال كافران و ثمربخشى اعمال مؤمنان، بيان فرموده است.

540- تجاوز كافران قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 77 - 2

2 ـ كافران قوم ثمود با پى كردن ناقه صالح ، فرمان خداوند را سرپيچى كردند و مردمى متجاوز شناخته شدند .

فعقروا الناقة و عتوا عن أمر ربهم

مراد از «أمر ربهم» همان است كه در آيه 73 مطرح شده بود يعنى: زيان نرساندن به ناقه و آزادگذارى آن براى چريدن.

541- تجاوزگرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 12 - 10

10 - تجاوزگرى ، گناه پيشگى و مانع خير شدن ، از خصوصيات كافران تكذيب كننده رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و لاتطع المكذّبين . .. منّاع للخير معتد أثيم

542- تجديد حيات كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 11 - 1

1 - اعتراف كافران در قيامت ، به دو بار مردن و دو بار زنده شدن خود با قدرت الهى

قالوا ربّنا أمتّنا اثنتين و أحييتنا اثنتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 27 - 1

1 - كافران دوزخى در قيامت ، از زنده شدن مجدد خود به شدت ناخرسند بوده و آرزوى مرگ مى كنند .

يـليتها كانت القاضية

مرجع ضمير «ياليتها» امرى مقدر است كه از سياق آيه شريفه به دست مى آيد(مانند «الموتة»). «قاضية» نيز به معناى «قاطعة» است. بر اين اساس معنا و پيام آيه چنين مى شود: اى كاش مرگ نخستين پايان بخش حياتم مى بود و ديگر بار زنده نمى شدم!

543- تجديد مرگ كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 11 - 1

1 - اعتراف كافران در قيامت ، به دو بار مردن و دو بار زنده شدن خود با قدرت الهى

قالوا ربّنا أمتّنا اثنتين و أحييتنا اثنتين

544- تجسم عمل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 33 - 2

2 - تجسّم اعمال زشت كافران ، براى آنان در قيامت

و بدا لهم سيّئات ما عملوا

اضافه «سيّئات» به «ما عملوا» ممكن است اضافه بيانيه باشد. در آن صورت مى توان گفت: آشكار گشتن اعمال به معناى تجسّم آن است.

545- تجمع اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 68 - 8

8- كافران و شياطين ، در اطراف جهنم و در گروه هايى فشرده و متراكم ، احضار خواهند شد .

ثمّ لنحضرنّهم حول جهنّم جثيًّا

«جثىّ» ممكن است از «جثوة» به معناى سنگ و خاك متراكم و مجتمع باشد.

546- تجمع كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 36 - 1،2

1 - تجمّع سريع و شتابزده كافران در اطراف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به هنگام تلاوت وحى براى مردم

فمالِ الذين كفروا قبلك مهطعين

«اهطاع» (مصدر «مهطعين») به معناى گردن كشيدن و به سرعت راه رفتن و نيز به معناى گردن كشيدن براى خبر گرفتن آمده است.

2 - سرزنش خداوند از كافران ، به سبب تجمّع شتاب آلودشان براى استماع قرآن ; به رغم كفرورزى آنان نسبت به آن

فمالِ الذين كفروا قبلك مهطعين

«ما» در «فمالِ»، اسم استفهام و براى توبيخ است.

547- تجمع كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 37 - 1

1 - اجتماع كافران در اطراف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از هر سو و در قالب دسته هاى پراكنده بود .

مهطعين . عن اليمين و عن الشمال عزين

«عزين» (جمع «عزة») به معناى گروه هاى پراكنده است0 و «يمين و شمال» در اين آيه، كنايه از احاطه همه جانبه است.

548- تحجر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 5 - 8

8 - دلبستگى عميق جوامع كفرپيشه و شركورز به انديشه ها و سنت هاى ديرين خويش

و ما يأتيهم من ذكر من الرحمـن محدث . .. معرضين

واژه «محدث» (جديد) مى تواند اشاره به اين داشته باشد كه جديد بودن پيام هاى الهى، در عدم پذيرش جوامع شرك تأثير داشته است و اين مى تواند ناشى از دلبستگى آنان به سنت هاى كهن خويش باشد.

549- تحجر كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 81 - 2

2 - عدم تأثير پيشرفت ها و تمدن بشرى در رشد انديشه كافران ، دست كم تا عصر بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

بل قالوا مثل ما قال الأوّلون

550- تحريفگرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 45 - 2

2 - تحريف عينى ترين حقايق از سوى كافران ، دليل عدم ضرورت ارشاد آنان

و إن يروا . .. يقولوا سحاب مركوم . فذرهم

از ارتباط دو آيه، استفاده مى شود كه چون كافران مصمم بر كفراند، تكليف تبليغ ـ پس از اتمام حجت بر آنان ـ از پيامبر(صلی الله علیه و آله) ساقط است.

551- تحقير اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 64 - 1

1 - فرمان تحقيرآميز خداوند در قيامت به مجرمان و كافران براى رفتن به دوزخ

هـذه جهنّم . .. اصلوها اليوم

امر «اصلوها» براى تحقير و اهانت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 33 - 1

1 - گنه پيشگان كافر ، شايسته قضاوت كردن و اظهار نظر درباره راه مؤمنان ، نيستند .

و ما أرسلوا عليهم حـفظين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 19 - 5

5 - جايگاه مؤمنان در آخرت ، نشانه عزّت و كرامت آنان و جايگاه كافران ، پست و ذلّت آفرين است .

هم أصحـب المشئمة

راست و چپ، كنايه از عظمت و پستى جايگاه است; زيرا در جوامع انسانى، مرسوم است كه سمت راست، نشانه كرامت و

سمت چپ رمز شوم بودن است; وگرنه راست و چپ حقيقى، وابسته به اعتبارات و با در نظر گرفتن مركزيتى خاص است كه در اين آيات، از آن سخنى به ميان نيامده است.

552- تحقير كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 13

13 ـ مؤمنان ، شايسته ارج نهادن و كافران ، سزاوار استخفاف و تحقير

اذلة على المؤمنين اعزة على الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 55 - 3

3 - ملائكه موكّل ، با تهكّم تحقيرآميز ، به كافران ، براى ورود به جهنم ، فرمان مى دهند .

يغشيـهم العذاب . .. و يقول ذوقوا ما كنتم تعملون

ضمير فاعلى «يقول» احتمال دارد به خداوند برگردد و احتمال دارد، منظور ملائكه باشد. برداشت بالا بنابر احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 8 - 5

5 - كافران حق ناپذير مورد تمسخر و تحقير

فبشّره

ذكر عذاب، تناسبى با كاربرد واژه بشارت ندارد. ازاين رو تعبير به بشارت مى تواند به عنوان سخريه و تحقير باشد.

553- تحير كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 40 - 2،4

2- بهت و حيرت كافران ، به هنگام گرفتار شدن به عذاب الهى

بل تأتيهم بغتة فتبهتهم

4- بهت زدگى كافران در برابر عذاب ناگهانى ، بازدارنده آنان از هر گونه اقدام دفاعى است .

بل تأتيهم بغتة فتبهتهم فلايستطعيون ردها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 77 - 5

5 - سرگردانى و رسيدن به بن بست كامل ، فرجام نهايى كافران و مستكبران

حتّى إذا فتحنا . .. إذا هم فيه مبلسون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 40 - 2،3

2 - زندگى ( رفتار و اعمال ) كافران ، داراى فرجامى پوچ و در هاله اى از سردرگمى

و الذين كفروا أعمـلهم . .. أو كظلمـت فى بحر لجّىّ يغشيه موج من فوقه موج من فوقه

3 - كافرانى كه در ماديات و اموال دنيا غوطهوراند ، به پوچى در زندگى دچار گشته و در سردرگمى شديد بسر مى برند .

رجال لاتلهيهم تجـرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. و الذين كفروا أعمـلهم ... كظلمـت ف

از مقايسه ميان آيه 37 ـ كه در باره كسانى است كه مال و منال و ماديات آنان را از ياد خدا غافل نمى سازد ـ و آيه شريفه ـ كه درباره وضعيت كافران است ـ به دست مى آيد كه كافران، بر خلاف مؤمنان، در ماديات و علاقه به مال و منال گرفتاراند و از اين رو دچار سردرگمى و تاريكى شديد هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 15 - 5

5ـ شك در امكان معاد ، در عين مشاهده آفرينش خداوند ، نمودى از گيجى و سردرگمى كافران

فهم فى أمر مريج . .. أفعيينا بالخلق الأوّل بل هم فى لبس من خلق جديد

بيان تناقض گويى كافران در اين آيه، مى تواند در مقام ارائه نمونه اى از سرگردانى كافران باشد كه در آيات پيشين خداوند به آن اشاره فرموده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 52 - 6

6 - آشفتگى و سردرگمى كافران ، در انكار دلايل روشن پيامبران الهى

إلاّ قالوا ساحر أو مجنون

سحر و جنون فاصله بسيارى از يكديگر دارد; زيرا سحر نوعى تبحر و جنون سراسر آشفتگى و اشمئزاز آور است و ميان اين دو سنخيتى نيست . از اين رو سخن كافران، نشانگر اضطراب شديد آنان درموضع گيرى عليه منطق روشن پيامبران است.

554- تختهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 34 - 2

2 - شكوه بخشيدن به زندگى كافران تا جايى كه آنان در خانه هاى مجلل خويش بر تخت هاتكيه زنند در حيطه قدرت و توانايى خداوند

لجعلنا لمن يكفر بالرحمـن . .. و لبيوتهم أبوبًا و سررًا عليها يتّكئون

555- تداوم استهزاهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 34 - 9

9- به تمسخر گرفتن وعده عذاب از سوى كافران ، مستمر بوده است .

و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

556- تداوم توطئه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 24 - 1

1 - دشمنى و كارشكنى دائمى كافران ، نسبت به رسالت پيامبراسلام

حتّى إذا رأوا ما يوعدون

«حتّى» يا متعلق به «يكونون عليه لبداً» است و يا به قرينه مقام، به جمله اى مانند «لايزالون يستضعفون و يستهزئون» تعلق دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 21 - 2

2 - مبارزه كافران با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با انديشه اى مستمر و حساب شده بود .

إنّه فكّر و قدّر . .. ثمّ نظر

557- تداوم توطئه هاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 15 - 1

1 - كافران همواره و به دقت ، در حال توطئه و چاره انديشى براى رويارويى با آيين الهى اند .

إنّهم يكيدون كيدًا

فعل مضارع «يكيدون» ـ به قرينه سياق آيه ـ بر استمرار دلالت دارد و «كيداً» مفعول مطلق و براى تأكيد است. آيات بعد بيانگر آن است كه مراد از ضمير «إنّهم»، كافران و مراد از «كيد» چاره سازى براى مقابله با برنامه هاى خداوند است.

558- تداوم دشمنى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 2 - 2

2 - عداوت جبهه كفر با مسلمانان ، هميشگى و پايان ناپذير

إن يثقفوكم يكونوا لكم أعداء

فعل مضارع «يكونوا» دلالت بر استمرار عداوت مشركان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 24 - 1

1 - دشمنى و كارشكنى دائمى كافران ، نسبت به رسالت پيامبراسلام

حتّى إذا رأوا ما يوعدون

«حتّى» يا متعلق به «يكونون عليه لبداً» است و يا به قرينه مقام، به جمله اى مانند «لايزالون يستضعفون و يستهزئون» تعلق دارد.

559- تداوم سختيهاى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 8 - 6

6 - سرخوشى و هواپرستى كافران در دنيا ، درپى دارنده دشوارى هاى ديرپاى قيامت

و اتّبعوا أهواءهم . .. يقول الكـفرون هـذا يوم عسر

«عسر» (صفت مشبهه) دال بر ثبات و دوام وصف است.

560- تداوم عذاب برزخى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 46 - 5

5 - وجود شكنجه هاى روحى ، به طور مستمر براى كافران در عالم برزخ

النار يعرضون عليها غدوًّا و عشيًّا

عرضه كافران برآتش در هر صبح و شام، نوعى شكنجه روحى براى آنان است.

561- تداوم عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 8 - 6

6ـ عذاب الهى پس از نزول بر كفرپيشگان ، از آنان برداشته نخواهد شد .

ألا يوم يأتيهم ليس مصروفاً عنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 79 - 5

5- خداوند كسانى را كه براى ازدياد مال و فرزند به كفر روآورده اند ، به عذابى مداوم و بىوقفه گرفتار خواهد ساخت .

و نمدّ له من العذاب مدًّا

معناى اصلى «مدّ» كشاندن چيزى در ناحيه طول آن و متصل ساختن اشيا به يكديگر براى طولانى ساختن آن است (تاج العروس). مصداق اين معنا در آيه، استمرار عذاب است و مفاد آن چنين است: «بدون انقطاع، از عذاب براى او پيش مى آوريم

تا همواره در عذاب بماند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 36 - 4،6

4 - از عذاب كافران دوزخى ، هرگز كاسته نشده و به آنان تخفيف داده نمى شود .

لهم نار جهنّم . .. لايخفف عنهم من عذابها

6 - عذاب دائمى و بى تخفيف ، كيفر تمامى كافران حق ناپذير

كذلك نجزى كلّ كفور

«كفور» صيغه مبالغه از ماده «كفر» و يا «كفران» مى باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

562- تداوم مبارزه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 21 - 2

2 - مبارزه كافران با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با انديشه اى مستمر و حساب شده بود .

إنّه فكّر و قدّر . .. ثمّ نظر

563- تداوم مكرهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 127 - 12،13

12- مكر و حيله مداوم كافران ، در قبال دعوت و هدايت گرى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لاتك فى ضيق ممّا يمكرون

13- دلتنگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از مكر و حيله مستمر كافران

و لاتك فى ضيق ممّا يمكرون

564- تدبير كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 46 - 2

2 - مرگ ، لحظه كوتاه شدن دست كافران از تدبير هاى خويش و نقطه هاى اميد

فيه يصعقون . يوم لايغنى عنهم كيدهم شيئًا

در صورتى كه «يومهم الذى. ..» در آيه قبل، نظر به لحظه مرگ داشته باشد، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

565- تذكر به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 209 - 2

2 - كيفر جوامع كفرپيشه ، پس از انذار هاى متعدد و يادآورى مكرر ارزش ها است .

و ما أهلكنا من قرية إلاّ لها منذرون . ذكرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 26 - 2

2 - يادآورى آخرين لحظات زندگى انسان ( هنگام احتضار و حالات تكان دهنده محتضر ) ، از سوى خداوند به كافران و منكران معاد ، براى بيدار كردن آنان از غفلت و مستى

كلاّ إذا بلغت التراقى

566- تذكر شقاوت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 20

20- ذكر فرجام شقاوت بار كافران و عاقبت سعادت آميز تقواپيشگان در كنار يكديگر ، از روش هاى تبليغى قرآن

الكـفرين . الذين تتوفّـهم الملـئكة ظالمى أنفسهم ... فادخلوا أبوب جهنّم ... فلبئس

567- ترحم بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 88 - 10

10- كافران و مشركان حق ناپذير ، شايسته دلسوزى نيستند .

لاتمدّنّ عينيك . .. و لاتحزن عليهم

حزن و اندوه پيامبر(صلی الله علیه و آله) درباره كافران و مشركان ـ همان گونه كه مفسران گفته اند ـ به خاطر حق ناپذيرى آنان بود. نهى شدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) از اندوه براى آنان، ممكن است از اين جهت باشد كه آنان ارزش چنين اندوهى را ندارند.

568- ترس اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 97 - 6

6- قيامت ، حادثه اى وحشت زا و دهشت آفرين براى كافران

و اقترب الوعد الحقّ فإذا هى شـخصة أبصـر الذين كفروا

خيره شدن ديدگان كافران و بهت زدگى آنان، ناشى از حوادث هولناك و دهشت آفرين قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 43 - 1

1 - ظهور و بروز ذلّت و ترس ، در ديدگان كافران و مشركان در عرصه قيامت

خـشعة أبصـرهم

569- ترس كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 1،2،4

1 ـ وعده الهى به القاى رعب و هراس در دل هاى كفرپيشگان

سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب

2 ـ ايجاد رعب و هراس در دل هاى كفرپيشگان ، نمونه اى از نصرت خداوند به پذيرندگان ولايت او

بل اللّه موليكم و هو خير النّاصرين. سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب

جمله «سنلقى . .. »، پس از جمله «و اللّه خير النّاصرين»، بيانگر مصداقى از يارى خداوند است.

4 ـ خداوند با القاى وحشت و دلهره در دل هاى كفرپيشگان تقويت كننده روحيه جامعه ايمانى در رويارويى با آنان

سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 10

10- كافران ، به هنگام مرگ دچار وحشت و ترس مى شوند .

الكـفرين . الذين تتوفّـهم الملـئكة ... فألقوا السلم

تسليم شدن كافران به هنگام مرگ به قرينه «ما كنا نعمل من سوء» ـ كه در مقام دفاع بيان شده است ـ مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 13 - 7

7- كافران و عناصر سست ايمان ، داراى آينده اى پر بيم و هراس

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقـموا فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون

از مفهوم آيه شريفه، استفاده مى شود كه دو گروه در معرض بيم و هراس اند: 1ـ كافران، 2ـ آنان كه اظهار ايمان كرده ولى در طريق ايمان استقامت نورزند.

570- ترس كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 3

3 - وحشت كافران مكه ، از تأثير شگفت قرآن و پيام وحى در شنوندگان

لاتسمعوا لهـذا القرءان و الغوا فيه

571- ترسناكى عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 26 - 3

3 - عذاب شدن كافران تكذيب گر ، بسيار هراس انگيز و شگفت آور بوده است .

ثمّ أخذت الذين كفروا فكيف كان نكير

استفهام در جمله «فكيف كان نكير»، استفهام تعجبى و بيانگر شدت كيفر است.

572- ترشرويى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 24 - 1

1 - كافران ، داراى چهره اى گرفته و عبوس در قيامت

و وجوه يومئذ باسرة

«بسر» (مصدر «باسرة») به معناى گرفتگى چهره است.

573- ترك احتجاج با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 42 - 2

2 - لزوم ترك بحث و احتجاج با كافران حق ناپذير ، پس از اتمام حجت و ارائه برهان

فذرهم يخوضوا و يلعبوا

574- ترك احتجاج با كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به هنگام مواجهه با حق ناپذيرى كافران مكه ، مأمور به ر ها كردن آنان به حال خود و ترك محاجه با آنها شد .

ذرهم يأكلوا و يتمتّعوا

575- ترك انفاق كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 47 - 1،2

1 - كافرانِ برخوردار از ثروت در صدراسلام ، از انفاق به مستمندان و گرسنگان خوددارى مى كردند .

و إذا قيل لهم أنفقوا ممّا رزقكم اللّه قال الذين كفروا للذين ءامنوا أنطعم

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته به دست مى آيد: 1ـ همزه در «أنطعم» براى استفهام انكارى است; 2ـ آيه شريفه در مكه نازل شده و مربوط به كافران صدراسلام است.

2 - روزى رسان بودن خداوند براى بشر ، بهانه و دستاويز كافرانِ صدراسلام براى خوددارى از انفاق به مستمندان و گرسنگان

و إذا قيل لهم أنفقوا ممّا رزقكم اللّه قال الذين كفروا للذين ءامنوا أنطعم من لو ي

استفهام در «أنطعم» استفهام انكارى است; يعنى، «لانطعم من لو شاء اللّه لأطعمهم».

576- ترك جهاد با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 192 - 1،6

1 - نبايد با كفرپيشگانى كه از جنگ و فتنه انگيزى دست كشيده اند ، نبرد كرد و آنان را به قتل رساند .

فإن انتهوا فإن اللّه غفور رحيم

متعلق «إنتهوا» به قرينه آيات قبل، جنگيدن و فتنه انگيزى است. جمله «فإن اللّه ...» جانشين جواب شرط مى باشد و تقدير كلام چنين است: فإن انتهوا عن القتال و الفتنة فلا تقاتلوهم و لاتقتلوهم إن اللّه غفور رحيم».

6 - فرمان خداوند ، مبنى بر ترك جنگ با كافرانى كه دست از جنگ و فتنه برداشته اند ، پرتوى از مغفرت و رحمت اوست .

فإن انتهوا فإن اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 193 - 5،6

5 - لزوم ترك جنگ با كافران ، در صورت دست برداشتن آنان از فتنه انگيزى و ايجاد مزاحمت براى گسترش دين خدا

فإن انتهوا فلا عدون إلا على الظلمين

متعلق «إنتهوا . ..» - به قرينه فرازهاى پيش - فتنه انگيزى و بازدارى از حاكميت يافتن دين الهى است. جواب شرط (فإن انتهوا) محذوف است وجمله «فلاعدوان...» جانشين آن مى باشد; يعنى، پس اگر از فتنه انگيزى دست كشيدند و مانع گسترش و حاكميت دين خدا نشدند، آنان را نكشيد; زيرا تعدى تنها بر ستمكاران رواست.

6 - در صورتى كه كفرپيشگان محارب يا فتنه انگيز از كفرورزى دست بكشند ، نبايد با آنان نبرد كرد .

فإن انتهوا فلا عدون إلا على الظلمين

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه متعلق «انتهوا» كفرورزى باشد.

577- ترك دشمنى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 39 - 8

8 ـ مسلمانان صدر اسلام نگران توطئه هاى پنهانى كافرانى كه مخاصمات را ترك گفته و حاضر به صلح مى شدند .

فإن انتهوا فإن اللّه بما يعملون بصير

جواب شرط «انتهوا» به قرينه «قتلوهم» جمله اى همانند «فلاتقاتلوهم» است ; يعنى اگر كافران دست از فتنه انگيزى برداشتند و راه مسالمت پيش گرفتند با آنان نبرد نكنيد. با توجه به اين معنا معلوم مى شود هدف از بيان آگاهى خداوندبه اعمال اين گروه از كافران، اين است كه مسلمانان را از اين نگرانى برهاند كه شايد صلح جويى آنان دستاويزى براى توطئه و فتنه اى ديگر باشد.

578- ترك دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 7

7 ـ ضرورت پرهيز از دوستى با كافران و مشركان

و لو كانوا يؤمنون باللّه و النبى و ما أنزل إليه ما اتخذوهم أولياء

برداشت فوق بر اين مبناست كه مراد از «النبى» پيامبر بنى اسرائيل باشد نه پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) و در نتيجه مراد از «ما انزل اليه» دستورات دينى بنى اسرائيل خواهد بود.

579- ترك مبارزه با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 39 - 6

6 ـ لزوم ترك مبارزه با كافران در صورت دست برداشتن از فتنه انگيزى عليه اسلام و ايجاد مزاحمت براى گسترش دين خدا

فإن انتهوا فإن اللّه بما يعملون بصير

متعلق «انتهوا» به قرينه فرازهاى پيشين، فتنه انگيزى و جلوگيرى از حاكميت يافتن دين الهى است.

580- ترك مناظره با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 13

13- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به ترك مناظره و محاجه با كافران ، پس از اتمام حجت بر ايشان *

قل إن افتريته فلا تملكون . .. كفى به شهيدًا بينى و بينكم

برداشت ياد شده براساس اين احتمال است كه تعبير «كفى به شهيدًا» به معناى ترك محاجه باشد; يعنى، پس از اتمام حجت، كار داورى درباره كافران را به خدا واگذار.

581- تزلزل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 38 - 3

3- مؤمن ، داراى ثبات و استقرار در عقيده ، ولى كافر ، اسير در چنگال هاى شكّ و ترديد و بى ثبات است .

ما أظنّ . .. و ما أظنّ ... لـكنّاْ هو اللّه ربّى

سخنان سمبل كفر و دنياپرستى، در آيه، همواره، ترديد را با خود همراه دارد، لذا در نقل سخن او، دو بار واژه «ظنّ» و يك بار نيز «لئن» به كار گرفته شده، ولى مردِ سمبل ايمان، با قاطعيّت عقيده خود را بيان كرده و راه عملى خود را مطرح ساخته است.

582- تزيين عمل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 2،5،7

2 ـ شيطان رفتار هاى ناشايست كافران مكه را در نظرشان زيبا جلوه داد .

و إذ زين لهم الشيطن أعملهم

5 ـ لشكركشى براى رويارويى با اهل ايمان ، عملى پسنديده در نظر شيطان زده كفرپيشگان مكه

إذ زين لهم الشيطن أعملهم

از مصاديق مورد نظر براى كلمه «أعملهم»، به قرينه آيات قبل و فرازهاى بعد، لشكركشى كافران مكه براى حضور در جنگ بدر است.

7 ـ سرمستى ، رياكارى و بازداشتن مردم از راه خدا ، رفتارى نيكو در نظر شيطان زده كافران عصر بعثت *

إذ زين لهم الشيطن أعملهم

از مصاديق «أعملهم» به قرينه آيه قبل، سرمستى و رياكارى . .. است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 37 - 9،11

9 ـ زيبا جلوه كردن كردار هاى زشت كافران ، در نظر ايشان

زين لهم سوء أعملهم

11 ـ « نسىء » ، ( جا به جا كردن ماه هاى حلال و حرام ) ، از اعمال زشت عرب هاى جاهلى و كارى پسنديده و زيبا در ديدگاه آنان

إنما النسىء زيادة فى الكفر . .. زين لهم سوء أعملهم

583- تشابه به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 8

8 ـ سكوت و سازشكارى مؤمن در قبال اهانت به مقدسات و آيات الهى ، موجب همانندى وى با كافران و منافقان است .

فلاتقعدوا معهم . .. إنّكم إذاً مثلهم إنّ اللّه جامع المنفقين و الكفرين فى جهنم

584- تشابه فرجام كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 10 - 12

12- كيفر الهى براى كافران ، داراى گونه هاى بسيار با نتايجى ويرانگر و مشابه *

دمّر اللّه عليهم و للكـفرين أمثـلها

جمع آمدن واژه «أمثالها» مى رساند كه مجازات ملت هاى كفر پيشه، هر چند در نابودى و ويرانگرى همگون است; اما در شكل متفاوت است.

585- تشبيه اسلام ستيزى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 8 - 5

5 - تلاش هاى گسترده كافران عليه اسلام ، به مثابه پفى ناچيز در مقابل نورى عظيم و درخشان

يريدون ليطفؤا نور اللّه بأفوههم

586- تشبيه به موضعگيرى كافران پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 81 - 1

1 - موضع گيرى كافران رفاه زده عصر بعثت ، در برابر رهنمود هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند موضع گيرى كافران پيشين در برابر رهنمود هاى پيامبرانشان

بل قالوا مثل ما قال الأوّلون

587- تشبيه عمل صالح كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 18 - 1

1- عمل نيك كافرانِ به ربوبيت خداوند ، چونان خاكسترى است در معرض تندباد در روز طوفانى

مثل الذين كفروا بربّهم أعمـلهم كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف

مراد از «أعمالهم» مى تواند اعمال خير و صالحى باشد كه كافران انجام مى دهند. چه اينكه روشن است عمل زشت و گناه هيچ كس، كافر و مسلمان، ثمرى ندارد تا اينكه حبط گردد و يا به خاكسترِ در معرض باد تشبيه شود.

588- تشبيه عمل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 1،3

1 - اعمال و رفتار كفرپيشگان ، همانند سرابى است در كوير كه تشنه به پندار آب به سراغ آن مى رود و چيزى به دست نمى آورد .

و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا

3 - اعمال و رفتار كفرپيشگان ، چون سراب فريبنده است .

و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 40 - 1

1 - اعمال كافران ، به مثابه تاريكى شديد در درياى ژرفناك با امواجى متلاطم و پوشيده از ابر است كه كمترين روزنه اى در آن نيست .

و الذين كفروا أعمـلهم . .. كظلمـت فى بحر لجّىّ يغشيه موج من فوقه موج من فوقه سحا

589- تشبيه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 171 - 1

1 - مَثَل كفرپيشگان ، مَثَل حيوانى است كه از درك شنيده ها ناتوان است .

و مثل الذين كفروا كمثل الذى ينعق بما لايسمع

«نعق» (مصدر ينعق) به معناى: نهيب چوپان بر گوسفندان و امر و نهى اوست و مراد از «ما لايسمع» گوسفند و مانند آن مى باشد. به گفته مفسران در آيه شريفه، كافران لجوج به گوسفندان و دعوت كنندگان به معارف دين به چوپان تشبيه شده اند. بر اين مبنا بخشى از مشبه ذكر نشده و تقدير كلام چنين است: مثل الذين كفروا و الذى يدعوهم الى الأيمان كمثل الذى ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 80 - 7،8

7 - كافران حق ناپذير ، چونان مردگانى ناشنوا و غيرقابل تفهيم

إنّك لاتسمع الموتى

8 - كفرپيشگان روى گردان از دلايل آشكار ، همچون ناشنوايان روى برتافته از راهنماى خويش

و لاتسمع الصمّ الدعا إذا ولّوا مدبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 22 - 7

7 - كافران لجوج ، مانند مردگان در قبر ها ، از شنيدن سخن حق ناتوان بوده و هيچ راهى براى هدايتشان نيست .

و ما أنت بمسمع من فى القبور

در اين آيه كافران لجوج و حق ناپذير صدراسلام درمكه، به مردگان در قبرها تشبيه شده اند كه هيچ راهى براى هدايتشان نيست و آنان نيز هيچ زمينه اى براى پذيرش ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 8 - 1

1 - مردمى كه ايمان نياورند و محكوم به عذاب الهى گردند ، مانند كسانى اند كه در گردنشان تا چانه ها ، غل و زنجير قرار داشته و سرهايشان به طرف بالا مانده باشد .

إنّا جعلنا فى أعنـقهم أغلـلاً فهى إلى الأذقان فهم مقمحون

«ذقن» (مفرد «أذقان») به معناى چانه و «قمح» (ريشه «مقمحون») به معناى بلند كردن سر است. گفتنى است آيه شريفه در مقام تمثيل و تشبيهِ حالِ كافران و مشركانِ لجوجى است كه نمى خواستند هرگز ايمان بياورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 9 - 1

1 - مردمى كه ايمان نياورند و محكوم به عذاب الهى گردند ، مانند كسانى اند كه سدّى بلند در پيش رو و پشت سرشان نهاده شده و بر ديدگانشان پرده اى افكنده شده كه هيچ چيز نبينند .

و جعلنا من بين أيديهم سدًّا

تنكير «سدّاً» براى تعظيم است و به قرينه «فأغشيناهم»، مقصود از آن، سدّى بلند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 70 - 7

7 - مؤمنان ، انسان هاى زنده دل و برخوردار از حيات واقعى و معقول ، و كافران ( چونان مردگان ) محروم از آن

لينذر من كان حيًّا و يحقّ القول على الكـفرين

برداشت ياد شده از ارتباط ميان صدر و ذيل آيه شريفه; يعنى، به قرينه مقابله ميان انسان هاى زنده و كافران، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 7

7- لذّت جويى و شكمبارگى حيوان گونه كافران ، تنها بهره آنان از زندگى دنيايى

الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأنعـم و النار مثوًى لهم

از مقابله دو بخش آيه ـ كه براى مؤمنان پايان خوش بهشت را يادآور شده ـ استفاده مى شود كه كافران، هرگز از آن نعمت

هاى اخروى بهره نخواهند برد; بلكه تنها شهوت رانى و استفاده حيوان گونه از امكانات دنيا، نصيب آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 50 - 1

1 - كافران لجوج و پندناپذير ، همچون گورخران رميده اند .

كأنّهم حمر مستنفرة

«حمار» (مفرد «حمر») به معناى خر اهلى يا وحشى است (الصحاح); ولى مفسران آن را در آيه شريفه، از نوع وحشى دانسته اند كه در فارسى از آن به گورخر تعبير مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 51 - 1

1 - روى گردانى كافران ، از شنودن كلام بيداربخش و پندآموز قرآن ، همچون فرار گورخران از شير ژيان ، بسيار شديد بود .

فرّت من قسورة

«قسورة» اسم جامد و به معناى شير است و گاهى اسم جمع و در معناى شكارچيان تيرانداز استعمال مى شود. (الصحاح)

590- تشجيع كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 4،9

4 ـ شيطان با توصيف كافران بدر به شكست ناپذيران ، آنان را عليه مسلمانان تشجيع كرد .

و قال لا غالب لكم اليوم من الناس

9 ـ شيطان با تأكيد بر يارى بى دريغ خويش از لشكريان كافر بدر ، آنان را به رويارويى با مسلمانان ترغيب كرد .

إنى جار لكم

كلمه «جار» معانى متعددى دارد ; از جمله ياور، همسانه، هم قسم، شريك و . .. (لسان العرب). به نظر مى رسد ياور نسبت به ديگر معانى مناسبتر باشد.

591- تشخيص خيانت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 58 - 4

4 ـ بررسى و تشخيص شواهد و نشانه هاى خيانتكارى كافران ، وظيفه اى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران جامعه اسلامى

و إما تخافن من قوم خيانة

592- تشويق كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 27 - 5

5 ـ ايجاد انگيزه و اميد از جانب خداوند در مؤمنان خطاكار و نيز كافران ، براى توبه و بازگشت به حق

ثم يتوب اللّه . .. و اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 29 - 6

6 - خداوند ، كافران را به بازگشتن از كفر ، پيش از پايان يافتن مهلت شان ، تشويق كرده است .

قل يوم الفتح لاينفع الذين كفروا إيمـنهم و لا هم ينظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 11 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور توجه دادن كافران و مشركان بر آفرينش انسان و جهان و ترغيب آنان به تأمل و تفكر درباره آنها

فاستفتهم أهم أشدّ خلقًا أم من خلقنا

استفتا و پرسش در آيه شريفه، براى ترغيب به تفكر و تأمل است; نه براى پرسش و استفتاى حقيقى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 25 - 4

4 - خداوند ، تشويق كننده كافران و مشركان به ر ها كردن شرك و بازگشت به توحيد و يكتاپرستى

و هو الذى يقبل التوبة عن عباده

با توجه به آيات پيشين، مى توان گفت كه جمله «و هوالذى يقبل التوبة» دعوتى است از سوى خدا به عموم كافران و مشركان مبنى بر دست برداشتن از عبادت غيرخدا و بازگشتن به يكتاپرستى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 17

17- ترغيب كافران از سوى خداوند ، براى روى آورى به توبه و بازگشت به سوى او

أم يقولون افتريـه . .. و هو الغفور الرحيم

تذكر خداوند به غفران و رحمت بى كران خويش، در حقيقت فراخوانى و دعوت مردم و حتى كافران، به توبه و استغفار است.

593- تشويق كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 62 - 5

5 - ترغيب كافران صدراسلام از سوى خداوند به توجه و تأمل در نشأه نخستين ( جهان فعلى ) ، براى هموار شدن راه پذيرش مسأله معاد

و لقد علمتم النشأة الأُولى فلولا تذكّرون

واژه «لولا» در «لولا تذكّرون»، براى تحضيض و ترغيب مى باشد.

594- تضرع اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 67 - 6

6 - كافران ، با مشاهده عذاب الهى ، در قيامت ، به درگاه خداوند ، اظهار تضرّع مى كنند .

و قالوا ربّنا

اقرار به ربوبيت خداوند با واژه «ربّنا» براى اظهار تضرّع است. لازم به ذكر است كه اين گفته، به قرينه ماضى آورده شدن «قالوا» در كنار «يقولون» احتمال دارد مربوط به زمانى باشد كه كافران، هنوز وارد آتش نشده اند و تنها، آن را مشاهده مى كنند.

595- تضعيف حاكميت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 41 - 1،8

1ـ خداوند پى در پى از حاكميت كفرپيشگان بر زمين مى كاست و بر سرزمين هاى اسلامى و حاكميت آن مى افزود .

أولم يروا أنَّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها

مفسّران در تفسير آيه فوق چند نظر ابراز كرده اند. برخى گفته اند: مراد از «الأرض» مطلق زمين است و مقصود از كاستن از نواحى آن، ميراندن و هلاك كردن اهل زمين در اطراف و نواحى گوناگون آن مى باشد. و برخى گفته اند: مراد از «الأرض» سرزمينهاى تحت نفوذ كفر است و منظور از كاستن نواحى آن، كوتاه كردن سيطره كفرپيشگان از آن است كه طبعاً به حاكميت اسلام بر آن جا مى انجامد.

8ـ از ميان رفتن كفرپيشگان و كوتاه شدن سيطره آنان از زمين ، از فرمان هاى خداوند است كه نقض نخواهد شد و تحقق خواهد يافت .

أولم يروا أنَّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها والله يحكم لامعقّب لحكمه

596- تعاون كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 73 - 1

1 ـ كافران سزاوار حمايت از يكديگر ، نه شايسته حمايت كردن از مؤمنان و يا برخوردار شدن از حمايت ايشان

و الذين كفروا بعضهم أولياء بعض

مقصود از ولايت كافران نسبت به يكديگر و پشتيبانى آنان از همديگر، به قرينه فراز بعد (إلا تفعلوه . .. ) نفى ولايت بين مؤمنان و كافران است. بنابراين جمله «إن الذين كفروا ... » به اين معنى است كه مسلمانان نبايد عقد ولايى با كافران داشته

باشند ; نه آنان را حمايت كنند و نه از ايشان حمايت جويند.

597- تعجب اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 52 - 4

4 - كافران در قيامت ، از زنده شدن و بيرون آمدن شان از قبر ها ، بسيار شگفت زده خواهند شد .

قالوا يـويلنا من بعثنا من مرقدنا

برداشت ياد شده از آن جا است كه استفهام (من) در آيه شريفه، براى تعجب استعمال شده است.

598- تعجب كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 67 - 1

1 - تبديل ذرات خاك به بدن انسانى زنده ، امرى شگفت و باور نكردنى در نظر كافران عصر پيامبر

و قال الذين كفروا أءذا كنّا تربًا . .. أئنّا لمخرجون

كافران مى ديدند كه پيكر مرده انسان در خاك پوسيده و پس از روزگارى تبديل به ذرات خاك مى شود. پذيرش اين مطلب (تبديل دوباره ذرات و عناصر خاكى به بدن انسانى زنده) براى آنان غير قابل باور بود و از آن اظهار شگفتى مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 8 - 3

3 - اظهار تعجب كافران از اظهارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره تحقق قطعى معاد

ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد . أفترى على اللّه

همزه «أفترى» براى استفهام تعجيبى است و حكايت از اظهار شگفتى كافران از اظهار نظر پيامبر(صلی الله علیه و آله) درباره معاد مى كند.

599- تعجيل در ايمان كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 7

7- رهنمود الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى شكيبا بودن و عجله نورزيدن در گرايش كافران به ايمان يا مجازات ايشان از سوى خداوند

فاصبر . .. و لاتستعجل لهم

600- تعجيل در عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 84 - 1

1- پافشارى مشركان بر شرك خود ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را آماده درخواست عذابى سريع براى آنان كرده بود .

فلاتعجل عليهم إنّما نعدّ لهم عدًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 7

7- رهنمود الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى شكيبا بودن و عجله نورزيدن در گرايش كافران به ايمان يا مجازات ايشان از سوى خداوند

فاصبر . .. و لاتستعجل لهم

601- تعصب كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 11

602- تعقل در فرجام كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 15 - 2

2 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار فراخوانى مردمان به انديشه و مقايسه ميان فرجام كافران و تقواپيشگان

قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون

603- تغنى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 61 - 3

3 - ترنم كافران به ترانه ها ، به جاى گريستن بر فرجام شوم خويش *

و تضحكون و لاتبكون . و أنتم سـمدون

بنا به گفته برخى از مفسران در معناى «سامد»، تغنّى و آوازه خوانى نيز نهفته است.

604- تغيير فرجام كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 72 - 5

5 - باز بودن راه توبه براى كافران و امكان تغيير سرنوشت آنان و رفع عذاب از آنها

قل عسى أن يكون ردف لكم بعض الذى تستعجلون

واژه «عسى» ـ كه براى ترجى و به معناى شايد است ـ مى رساند كه عذاب تقدير شده، قضاى حتمى الهى نيست و امكان دارد كه در نتيجه تحول فكرى و عملى (ايمان) كافران، اين برنامه تغيير كند.

605- تفاخر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 33 - 1

1 - تبختر و به خودباليدن ، از نشانه هاى كفر و از اوصاف كافران است .

ثمّ ذهب إلى أهله يتمطّى

مفسّران واژه «يتمطّى» را به معناى «تبختر» دانسته اند; زيرا اين واژه يا از ماده «مط»(كشيدن پاها و گام ها) است و يا از ماده «مطا»(پشت). در هر دو صورت، مقصود تبختر و فخرفروشى است.

606- تفاوت جرم كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 83 - 11

11 - همه كافران در جرم و كيفر ، يكسان نيستند .

نحشر من كلّ أُمّة فوجًا ممّن يكذّب بـايـتنا

از اين كه از ميان تكذيب گران هر امت، تنهاگروهى در اين مرحله به منظور محاكمه و مجازات، جدا و محشور مى شوند; مى توان استفاده كرد كه اين گروه ها داراى گناهى سنگين تر و كيفرى متناسب با آن هستند.

607- تفاوت كيفر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 83 - 11

11 - همه كافران در جرم و كيفر ، يكسان نيستند .

نحشر من كلّ أُمّة فوجًا ممّن يكذّب بـايـتنا

از اين كه از ميان تكذيب گران هر امت، تنهاگروهى در اين مرحله به منظور محاكمه و مجازات، جدا و محشور مى شوند; مى توان استفاده كرد كه اين گروه ها داراى گناهى سنگين تر و كيفرى متناسب با آن هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 10 - 12

12- كيفر الهى براى كافران ، داراى گونه هاى بسيار با نتايجى ويرانگر و مشابه *

دمّر اللّه عليهم و للكـفرين أمثـلها

جمع آمدن واژه «أمثالها» مى رساند كه مجازات ملت هاى كفر پيشه، هر چند در نابودى و ويرانگرى همگون است; اما در شكل متفاوت است.

608- تفاوت مؤمنان با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 22 - 10

10 - وجود اختلاف اساسى انسان مؤمن حق پذير و نرم دل با كافر حق ناپذير و سنگدل ، از نظر شخصيت و سرنوشت

أفمن شرح اللّه صدره للإسلـم فهو على نور من ربّه فويل للقـسية قلوبهم

«من» در آيه شريفه، اسم موصول و مبتدا است و خبر آن ـ به قرينه جمله بعدى (فويل للقاسية قلوبهم. ..) ـ جمله اى محذوف مى باشد. تقدير كلام چنين است: «أفمن شرح اللّه صدره للإسلام ... كمن قسا قلبه». بنابراين مى توان گفت: آيه شريفه درصدد مقايسه ميان شخصيت دو انسان مؤمن و كافر و سرنوشت آنان در آينده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 24 - 3

3 - وجود اختلاف اساسى ميان دو انسان مؤمن خداترس و كافر خداگريز ، از نظر شخصيت و سرنوشت

فويل للقـسية قلوبهم من ذكر اللّه . .. أفمن يتّقى بوجهه سوء العذاب يوم القيـمة

«من» در آيه شريفه، اسم موصول بوده و مبتدا و خبر آن، جمله اى محذوف است و تقدير كلام چنين مى باشد: «أفمن يتـّقى بوجهه سوء العذاب. .. كمن آمن منه». بنابراين مى توان گفت آيه شريفه درصدد مقايسه ميان شخصيت دو انسان مؤمن و كافر وسرنوشت آنان در آينده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 10

10 - وجود اختلاف هاى اساسى ، ميان دو انسان مؤمن و كافر از نظر سرنوشت

ضرب اللّه مثلاً رجلاً . .. و رجلاً سلمًا لرجل هل يستويان مثلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 22 - 3

3 - برابر انگاشتن مؤمن و كافر در پيشگاه خداوند ، پندارى مغاير با هدفمندى و حقانيت نظام جهان

أم حسب الذين اجترحوا . .. و خلق اللّه السمـوت و الأرض بالحقّ

خداوند، هدفمندى و حقانيت نظام جهان را به دنبال طرح عدم تساوى صالح و ناصالح در پيشگاه داورى حق، ياد كرده و از يك مقوله و معنا دانسته است. بر اين اساس آيه شريفه را مى توان تفسير و تعليلى براى آنچه كه در آيه قبل بيان شده،

دانست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 55 - 6

6 - توجه به فرجام بسيار متفاوت مؤمنان و كافران ، زمينه ساز گرايش انسان به ايمان

إنّ المجرمين فى ضلـل و سعر . .. إنّ المتّقين فى جنّـت و نهر . فى مقعد صدق عند مل

609- تفاوت مؤمنان و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 53 - 5

5 ـ مؤمنان و كافران ، داراى روحيات و عملكرد متمايز و جدا از يكديگر على رغم زندگى مشترك آنان در يك جامعه

و هو الذى مرج البحرين هـذا عذب فرات و هـذا ملح أُجاج . .. و حجرًا محجورًا

برداشت ياد شده، بر اين اساس استوار است كه تشبيه و تمثيل به كار رفته در آيه شريفه، ناظر به افراد يك جامعه باشد كه برخى مؤمن اند و برخى ديگر كافر; ولى در عين حال اين دو گروه، از نظر روحيات و رفتار، از هم جدا و متمايزاند.

610- تفهيم اتهام به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 25

25 - تفهيم اتهام و تبيين جرايم كافران براى ايشان ، قبل از اِعمال مجازات درباره آنان

فلننبّئنّ الذين كفروا بما عملوا و لنذيقنّهم من عذاب غليظ

از اين كه خداوند، مجازات كافران را پس از اطلاع آنان نسبت به گناهان شان ذكر فرموده، مطلب بالا قابل برداشت است.

611- تقدير عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 3 - 1

1 - نزول عذاب بر كافران و بازداشتن آن به تقدير و فرمان خداوند است .

بعذاب واقع . للكـفرين ... من اللّه

612- تقليد كافران پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 7

7- كافرانِ پيرو ، در قيامت با اعتراف به پيروى كوركورانه از رهبران خويش ، آنان را مسؤول بدفرجامى خود معرفى خواهند كرد .

فقال الضعفـؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب الل

613- تكبر بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 12،27،30

12 ـ ضرورت تواضع و افتادگى در برابر مؤمنان و صلابت و سرافرازى در برابر كافران

اذلة على المؤمنين اعزة على الكفرين

27 ـ تواضع در برابر اهل ايمان ، سرافرازى در قبال كافران ، جهاد در راه خدا و بى اعتنايى به ملامت دشمنان ، مايه جلب محبت الهى

يحبهم و يحبونه اذلة على المؤمنين . .. و لايخافون لومة لائم

به نظر مى رسد صفات ياد شده پس از «يحبهم و يحبونه» در ارتباط با «يحبهم» بيانگر علت است ; يعنى چون داراى اين صفات هستند، خداوند آنها را دوست دارد.

30 ـ حالت فروتنى در برابر مؤمنان و سرفرازى در قبال كافران ، عطيه و فضلى خداداى است .

اذلة على المؤمنين اعزة على الكفرين . .. ذلك فضل اللّه

614- تكبر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 102 - 27

27 ـ كافران ، مردمى مغرور و متكبر *

إنّ اللّه اعد للكفرين عذاباً مهيناً

توصيف «عذاب» به «مهين» (خوار كننده)، اشاره به غرور و تكبر كافران دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 7

7 ـ خداوند ، كفرپيشگان را به سبب رفتار ناپسندشان ( سرمستى ها ، رياكارى ها ، بازدارى مردم از راه خدا ) ، مجازات خواهد كرد .

و لاتكونوا كالذين . .. و اللّه بمايعملون محيط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 104 - 7

7- كافران ، فريفته و مغرور اَعمال و ساخته هاى پوچ و بى فرجام خويش اند .

و هم يحسبون أنّهم يحسنون صنعًا

«صنع» به معناى مصدرى و به معناى «مصنوع» آمده است و در آيه، هر دو محتمل است. مفاد «يحسنون صنعاً» اين است كه آنان ـ به پندار خود ـ كردار خود را، خوب به سامان مى رسانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 72 - 5

5 - كافران ، گروهى خود بزرگ بين و متكبراند .

حقّت كلمة العذاب على الكفرين . .. فبئس مثوًى المتكبّرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 61 - 1

1 - كافران ، گرفتار غفلت ، تكبر و سرمستى

و أنتم سـمدون

«سُمود» در معانى «سهو» (غافل سازنده انسان از كارهاى مهم و سرنوشت ساز) و بالا گرفتن سر از روى خودبزرگ بينى و غرور به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 43 - 4

4 - كافران در نهاد خويش ، گرفتار خودبينى و احساس امنيت دروغين *

أم لكم براءة فى الزّبر

از پرسش انكار آميز خداوند، چنين استفاده مى شود كه كافران ـ دانسته يا ندانسته ـ امتيازى براى خويش مى پنداشتند تا خود را در گرايش به كفر، محق جلوه دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 20 - 5

5 - كافران و مشركان ، غوطهور در غرور و فريب خوردگى

إن الكـفرون إلاّ فى غرور

615- تكبر كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 10

10 ـ غرور و اعتماد نابجاى كافران عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) به اقتدار و تمكن خويش

ألم يروا كم أهلكنا . .. مكنهم فى الأرض ما لم نمكن لكم

از اينكه مى فرمايد اقوام قدرتمندتر از شما را هلاك كرديم، معلوم مى شود كه اينان به قدرت و مكنت خويش مغرور بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 44 - 8

8 - مخالفت مشركان و كافران با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخاسته از فريفتگى آنان به اقتدار نسبى خويش بود .

أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا . .. و كانوا أشدّ منهم قوّة

يادآورى اين نكته كه اقوام نابود شده پيشين، نيرومندتر از قوم عرب بودند، مى تواند حاكى از حقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 2 - 2

2 - سركشى ، تكبر ، ستيزه جويى و حق ناپذيرى ، از اوصاف كافران صدراسلام

بل الذين كفروا فى عزّة و شقاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 3 - 6

6 - كافران ، خود را در اقدام به خداپرستى ـ در صورت سازش پيامبر (صلی الله علیه و آله) با آنان ـ پيش قدم معرفى كرده و زمان پيوستن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به آنان را ، پس از مرحله پيوستن خود به پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار داده بودند .

لا أعبد ما تعبدون . و لا أنتم عـبدون ما أعبد

در آيه قبل، پيامبر(صلی الله علیه و آله) عبادت آينده خود از معبودهاى مشركان را منتفى دانست; ولى در اين آيه، عبادت كنونى مشركان از خداوند را نفى كرد. مى توان گفت: اختلاف دو تعبير ـ كه از فعلى بودن آيه قبل و اسمى بودن اين آيه استفاده مى شود ـ ناظر به ترتيبى است كه مشركان براى توافق با پيامبر(صلی الله علیه و آله)، پيشنهاد كرده بودند. آنان گفته بودند: يك سال ما بنده خداى تو مى شويم; مشروط به اين كه سال بعد تو خدايان ما را پذيرا باشى.

616- تكبر كافران ظالم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 29 - 12

12- كافران ظالم به نفس خويش ، متكبرند .

الكـفرين . الذين تتوفّـهم الملـئكة ظالمى أنفسهم ... فلبئس مثوى المتكبّرين

617- تكبر كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 2

2 ـ كفرپيشگان مكه با سرمستى و خودنمايى ، از ديار مكه رهسپار منطقه بدر شدند .

و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم بطرا

618- تكذيبگرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 26 - 10

10 - پيامبر اسلام ، مورد تسلى و دلدارى خداوند ، در برابر تكذيب كافران و مشركان

و لعذاب الأخرة أكبر لو كانوا يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 14 - 4

4 - انكار معاد ، عمده ترين محور مخالفت كافران با پيام دين

هـذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون

از سرزنش شدن كافران، به خاطر تكذيب دوزخ و حقيقت قيامت، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 2 - 1

1 - انكار قيامت از سوى كافران ، تنها محدود به زندگى دنيا است و نه هنگام تحقق يافتن آن .

ليس لوقعتها كاذبة

«كاذبة» صفت براى موصوف محذوف است و تقدير آن «نفس كاذبة» مى باشد. «لام» در «لوقعتها» به معناى «عند» است; يعنى، وقتى قيامت واقع شود، هيچ كس نمى تواند به دروغ بگويد: «قيامت واقع شدنى نيست».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 10 - 4

4 - كافران تكذيب گر آيات الهى ، به صورت دائمى و جاودانه در دوزخ جاى دارند .

و الذين كفروا . .. أصحـب النار خـلدين فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 9 - 4

4 - اعتراف كافران در دوزخ ، به تكذيب عمدى و آگاهانه خويش ، نسبت به پيامبران و اديان الهى

قالوا بلى قد جاءنا نذير فكذّبنا و قلنا ما نزّل اللّه من شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 50 - 1

1 - كافران در روز قيامت ، پشيمان از مواضع انكارآميز گذشته خويش در برابر قرآن

و إنّه لحسرة على الكـفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 11 - 2

2 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر تكذيب ها و بدگويى هاى كافران

و ذرنى و المكذّبين

آيه شريفه ضمن آن كه براى تهديد كافران تكذيب گر است; دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 3 - 1

1 - انكار قيامت ، برخاسته از پندار كافران به ناتوان بودن خداوند بر گردآورى استخوان هاى مردگان و احياى مجدد آنها

أيحسب الإنسـن ألّن نجمع عظامه

مقصود از انسان در اين آيه ـ برابر نظر مفسران و به قرينه مقام ـ انسان كافر است; نه همه انسان ها.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 22 - 1

1 - كافران ، به مجرد شنيدن آيات قرآن ، آن را تكذيب كرده و معارف آن را دروغ مى پنداشتند .

بل الذين كفروا يكذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 23 - 5

5 - تكذيب قرآن از سوى كافران ، ظاهرى بوده و به دروغ بودن آن باور نداشتند .

و اللّه أعلم بما يوعون

تقابل اين آيه با آيه قبل، بيانگر آن است كه گرچه كافران به زبان قرآن را تكذيب مى كردند; ولى خداوند بهتر مى داند كه در درون آنان از تكذيب قرآن خبرى نبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 19 - 2،4

2 - كفرپيشگان ، بر تكذيب وعده ها و تهديد هاى الهى ، اصرار ورزيده و از فرجام پيشينيان عبرت نمى گيرند .

بل الذين كفروا فى تكذيب

حرف «فى»، ظرفيه و بيانگر غوطهور بودن كافران در تكذيب است. متعلق تكذيب به قرينه «بل هو قرآن مجيد» ـ در آيات بعد ـ قرآن است كه وعده ها و تهديدهايى كه در آيات قبل آمده بود، بخشى از آن است.

4 - اصرار كافران بر تكذيب تهديد هاى الهى ، مانع عبرت گيرى آنان از فرجام هلاكت بار پيشينيان

هل أتيك . .. بل الذين كفروا فى تكذيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 22 - 3

3 - تكذيب قرآن از سوى كافران ، هر چند بر آن اصرار ورزند ، به حقيقت قرآن آسيبى نمى رساند و از مجد و عظمت آن نمى كاهد .

بل الذين كفروا فى تكذيب . .. بل هو قرءان مجيد . فى لوح محفوظ

619- تكذيبگرى كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 25 - 3

3 - اندوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به خاطر تكذيب شدنش از سوى كافران و مشركان لجوج صدراسلام

و إن يكذّبوك فقد كذّب الذين من قبلهم جاءتهم رسلهم

از آهنگ آيه شريفه، به دست مى آيد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به خاطر تكذيب شدنش اندهگين بود. از اين رو برخى از مفسران جواب شرط (إن يكذّبوك) را محذوف دانسته اند; يعنى، «إن يكذّبوك فلاتحزن و اصبر إذ قد كذّب الذين من قبلهم»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 9 - 2

2 - تكذيب پيامبران از سوى امت هاى حق ستيز ، داراى ديرينه در تاريخ ; و نه پديده اى نو و مخصوص كافران عصربعثت

كذّبت قبلهم قوم نوح

620- تكذيبگرى كافران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 15 - 2

2 - خداوند ، با بيان پافشارى كافران عصر بعثت بر كفر و انكار معاد ، انتظار ايمان آوردن آنان را بى فايده خواند و توطئه گرى آنها را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) گوشزد كرد .

إنّهم يكيدون كيدًا

621- تكذيبگرى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 18 - 1،5

1 - كافران مكه ، رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را تكذيب مى كردند .

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا . .. و إن تكذّبوا فقد كذّب

بنابراين كه مخاطَب آيه ـ طبق سياق ـ كافران مكه باشند، نكته ياد شده، به دست مى آيد.

5 - هشدار خداوند ، به كافران مكه ، به جهت تكذيب كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إن تكذّبوا فقد كذّب أمم من قبلكم

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه جواب شرط «إن تكذّبوا» محذوف بوده و چيزى از قبيل «فاستعدوا للعذاب» باشد; يعنى، اگر تكذيب مى كنيد، آماده عذاب باشيد!

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 19 - 3

3 - كافران مكه ، منكر تحقق معاد بودند .

أَوَلم يروا كيف يبدئ اللّه الخلق ثمّ يعيده

آيه بعد، قرينه است بر اين كه اين آيه، در صدد اثبات تحقق معاد است. دعوت از كافران براى ژرف نگرى در قدرت خدا، نشان از انكار معاد از سوى آنان دارد.

622- تكرار عذاب اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 13 - 4

4 - خداوند ، عذاب كافران را در جهان آخرت ، آغاز كرده و آن را تكرار خواهد كرد . *

إنّه هو يبدىء و يعيد

به قرينه آيه قبل، مصداق مورد نظر در اين آيه، آغاز و تكرار عذاب كافران است; به اين بيان كه آنچه كافران به آن تهديد شده اند، گرچه از توان جسمى آنان فراتر است; ولى براى خداوند ـ نه در آغاز و نه در تكرار ـ مشكلى ايجاد نخواهد كرد.

623- تكلم خدا با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 30 - 2

2 ـ گفتگوى مستقيم خداوند با كافران در قيامت

قال اليس هذا بالحق قالوا بلى و ربنا

624- تكليف كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 123 - 8

8 ـ كافران ، همچون مؤمنان ، مكلف به فروع و در قبال آن مسؤول و معاقبند . *

من يعمل سوءاً يجز به

از مصاديق مورد نظر براى «من يعمل . ..» اهل كتاب هستند. بنابراين اگر آنها مرتكب گناه شوند، همچون مسلمانان عقوبت خواهند شد و اين معنا بيانگر مكلف بودن اهل كتاب بر احكام فرعى اسلام است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 69 - 5

5 ـ مشركان و كافران همچون مؤمنان ، مكلف به فروع دين اند .

يضـعف له العذاب يوم القيـمة

دو چندان شدن مجازات مشركان و كافران در صورت ارتكاب بزه كارى، مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 39 - 4

4 - مشركان و كافران ، مخاطبان شريعت و مكلف به فروع دين اند . *

و ما تجزون إلاّ ما كنتم تعملون

تأكيد خداوند بر مجازات كافران و مشركان متناسب با رفتارشان، گوياى اين حقيقت است كه آنان نيز همچون مؤمنان و معتقدان به اصول دين، مخاطبان شريعت و مكلف به فروع دين هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 43 - 6

6 - مكلف بودن كافران به فروع دين و انجام فرائض ( همچون نماز )

يدعون إلى السجود و هم سـلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 34 - 3

3 - كافران ، مكلّف به احكام و فروع دين اند .

و لايحضّ على طعام المسكين

برداشت ياد شده، با توجه به دو نكته به دست مى آيد: 1ـ مورد آيه شريفه درباره كافران است; 2ـ طعام مسكين، از احكام فروع دين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 44 - 6

6 - كافران ، به فروع دين و احكام شريعت ـ همچون اصول دين ـ مكلف اند .

قالوا لم نك من المصلّين . و لم نك نطعم المسكين

برداشت ياد شده، به اين سبب است كه اگر كافران به فروع دين مكلف نبودند، ترك نماز و اطعام مساكين را در رديف تكذيب روز قيامت، از عوامل دوزخى شدن خود برنمى شمردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 31 - 5

5 - كافران ، نسبت به فروع دين ـ همچون اصول دين ـ مكلف اند .

فلاصدّق و لاصلّى

برداشت ياد شده، به اين سبب است كه اگر كافران به فروع دين مكلف نباشند، ترك نماز به عنوان نشانه آنان شمرده نمى شد و فردى مثل ابوجهل، به جهت آن ملامت نمى گرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 21 - 8

8 - كافران ، بر ترك فروع دين نيز توبيخ مى شوند .

فما لهم . .. لايسجدون

مراد از سجود در آيه ممكن است معناى اصطلاحى آن و به خاك افتادن هنگام شنيدن آيات قرآن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 3 - 5

5 - اهل كتاب و مشركان ، ملزم به ترك كفرِ خويش ، پس از ابلاغ معارف استوار و قوام بخش قرآن به آنان

لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة ... فيها كتب قيّمة

625- تلاش اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 24 - 2

2 - تلاش مذبوحانه و بى ثمر كافران و مشركان دوزخى ، در جهت دفع عذاب الهى از خود

أفمن يتّقى بوجهه سوء العذاب يوم القيـمة

626- تلاش براى ذلت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 12

12 - جبهه ايمان ، وظيفه دار تلاش بى امان براى به ذلت كشاندن جبهه كفر

و من الناس من يجـدل . .. له فى الدنيا خزى

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه جمله «له فى الدنيا خزى» مى تواند انشا در قالب اِخبار باشد.

627- تلاش دنيوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 105 - 9

9- كافران ، به رغم كار و تلاش در دنيا ، در روز قيامت و ملاقات پروردگار ، تهيدست و بى توشه اند .

الذين كفروا . .. فحبطت أعمـلهم فلانقيم لهم يوم القيـمة وزنًا

628- تلاش كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 12 - 1

1 - اغواگران كافر ، براى مرتد ساختن مسلمانان ، در تلاش بودند .

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا و لنحمل خطـيـكم

برعهده گرفتن بار خطاى مسلمانان، از سوى كافران، با بيان فعل امر (لنحمل خطاياكم) هنگام دعوت از آنان براى تبعيت از خط و راه كافران، حكايت از نوعى برخورد اغواگرانه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 5

5 - تلاش جبهه كفر و باطل ، براى محروم ساختن انسان ها از شنيدن كلام حق

و قال الذين كفروا لاتسمعوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 33 - 2

2 - تلاش كافران ، براى بشرى جلوه دادن قرآن و نفى اعجاز از آن

أم يقولون تقوّله

629- تلاش كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 4

4- تمامى همّ و تلاش كافرانِ هدايت ناپذير صدراسلام ، خوردن و بهرهورى از تمتعات و لذت هاى مادى بود .

ذرهم يأكلوا و يتمتّعوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 4 - 6

6 - كافران ، براى بازداشتن مردم از توحيد ، تلاش مى كردند .

أم حسب الذين يعملون السيّئات أن يسبقونا

بنابراين كه مراد از «سبقت از خدا»، پشت سرگذاشتن دين خدا باشد، منظور اين خواهد بود كه كافران، در صدد بوده اند كه اجازه ندهند تا دين توحيدى، در ميان مردم، رواج پيدا كند.

630- تلاش كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 5،6

5 ـ كفرپيشگان مكه در عصر بعثت ، همواره در تلاش براى بازداشتن مردم از پيوستن به راه خدا

و يصدون عن سبيل اللّه

6 ـ خروج كافران مكه به سوى بدر ، در راستاى تلاششان براى بازدارى مردم از راه خدا

و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم . .. و يصدون عن سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 12 - 3

3 - كافران مكه ، به هنگام دعوت از مسلمانان به بازگشت از اسلام ، به آنان اعلام كردند كه در صورت مرتد شدن ، گناهان شان را برعهده خواهند گرفت .

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا و لنحمل خطـيـكم

امر «لنحمل» دلالت بر تعهد كافران در قبول گناه ارتداد مسلمانان مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 13 - 2

2 - تلاش كافران مكه براى مرتد ساختن مسلمانان ، گناه سنگينى است .

و قال الذين كفروا . .. اتّبعوا سبيلنا ... و ليحملنّ أثقالهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 6

6 - كافران مكه ، در تلاش براى غلبه بر قرآن و پيام وحى

و قال الذين كفروا لاتسمعوا . .. لعلّكم تغلبون

631- تلاوت قرآن بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 45 - 1

1- خداوند ، به هنگام قراءت قرآن توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ميان آن حضرت و كافران ، حجابى نامرئى قرار داد .

و إذا قرأت القرءان . .. حجابًا مستورًا

برداشت فوق، مبتنى بر معناى مستور ـ به همان صيغه مفعولى يعنى پوشيده شده ـ است و در آيه به تناسب موضوع، مراد پوشيده شدن از حواس بينندگان (كافران) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 15 - 4

4 - تلاوت آيات قرآن بر كافران تكذيب گر و انكار عمدى آن از سوى آنان

إذا تتلى عليه ءايتنا قال أسـطير الأوّلين

632- تلاوت قرآن بر كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 21 - 11

11 - تلاوت كنندگان قرآن در عصر بعثت ، غير مؤمنان را نيز با آيات آن آشنا ساخته ، براى آنها قرآن مى خواندند .

و إذا قرىء عليهم القرءان لايسجدون

633- تناقض گويى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 8 - 1

1 - كافران ، در انكار پيامبر و قرآن ، گرفتار آشفته گويى و تناقض بودند .

إنّكم لفى قول مختلف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 29 - 8

8 - تناقض آشكار ، در موضع گيرى كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فما أنت بنعمت ربّك بكاهن و لامجنون

با توجه به اين كه «كهانت» خود شيوه اى پيچيده و در اختيار تعدادى از افراد بوده و با جنون هرگز جمع نمى شود; متهم گشتن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به كهانت و جنون، نشانگر سردرگمى كافران و تناقض گويى آشكار آنان است.

634- تناقض گويى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 8 - 3

3 - تناقض گويى كافران مكه ، در انكار معاد و كيفر كردار

إنّكم لفى قول مختلف

با توجه به اين كه آيات پيشين در مورد معاد و جزاى كردار و آيات بعد در زمينه روز جزا است، ممكن است «قول مختلف» نظر به همين موضوع (معاد) داشته باشد.

635- تنبه اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 42 - 11

11ـ كفرپيشگان ـ در قيامت و يا پس از مرگشان - درخواهند يافت كه فرجام نيك از آنِ پيامبران و پيروان ايشان است .

و سيعلم الكُفّـر لمن عقبى الدار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 12

12 - كافران ، به هنگام اطلاع از پوچى اعمالشان در قيامت ، به حقانيت خداوند پى خواهند برد .

و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 8 - 4

4 - پى بردن كافران به دشوارى شرايط و فرجام خويش ، از نخستين لحظه هاى رستاخيز

يقول الكـفرون هـذا يوم عسر

636- تنبه اخروى كافران پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 4

4- كافرانِ پيرو به هنگام حضور در پيشگاه خداوند در قيامت پيشاپيش درمى يابند كه گرفتار عذاب الهى خواهند شد .

و برزوا لله جميعًا فقال الضعفـؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغن

ذكر «فقال الضعفـؤا للذين استكبروا» براى درخواست كمك ضعفا ـ پس از آنكه حضور همه مردم را در قيامت اعلام كرد و هنوز سخنى از عذاب گفته نشده است ـ حكايت از اين مى كند كه آنان گرفتار شدن خود را به عذاب از قبل خواهند فهميد.

637- تنبه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 99 - 4

4 - روى آورى كافران به خدا ، در آستانه مرگ

حتّى إذا جاء أحدهم الموت قال ربّ ارجعون

638- تنفر كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 5

5- بهره كفرپيشگان مكه از آيه هاى بيدارگر قرآن ، تنها تنفر و فرار از آنها بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

639- تنگدستى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 94 - 2

2 ـ خداوند در پى ارسال هر يك از پيامبران در شهر ها و آبادانى ها ، كفرپيشگان را به سختى تنگدستى و رنج و اندوه گرفتار ساخت .

و ما أرسلنا فى قرية من نبى إلا أخذنا أهلها بالبأساء و الضراء

با توجه به دو آيه بعد (و لو أن أهل القرى . .. ) معلوم مى شود گرفتار ساختن امتهاى گذشته به بلاها و سختيها در صورتى بوده كه آنان با تبليغ و ارشاد پيامبران خويش ايمان نمى آوردند و همچنان بر كفرورزى پافشارى داشتند. در اين مرحله آنها را گرفتار مى ساخت تا شايد متنبّه شوند. بنابراين جمله «أخذنا أهلها ... » مقيد مى شود به «إذا لم يؤمنوا و لم يتقوا»

640- تنهاى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 80 - 3،4

3- كافران در صحنه قيامت ، بدون سازوبرگ و تنها و بى كس ، حاضر خواهند شد .

نرثه ما يقول و يأتينا فردًا

4- امكانات مادى و مال و فرزند كافران ، آنان را از فقر و تنهايى در قيامت نجات نمى دهد .

و نرثه ما يقول و يأتينا فردًا

641- تواضع بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 14،15

14 ـ ايمان ، ناسازگار با فروتنى در برابر كافران

يأيها الذين ءامنوا من يرتد . .. اعزة على الكفرين

15 ـ دوستى با كافران ( يهود ، نصارا و . . . ) ، موجب فروتنى در مقابل آنان و گردنفرازى در مقابل اهل ايمان

من يرتد منكم عن دينه . .. اذلة على المؤمنين اعزة على الكفرين

642- توبه اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 7 - 3

3 - توبه كافران در قيامت پذيرفته نمى شود .

لاتعتذروا اليوم

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه اعتذار كافران، در حقيقت براى اظهار پشيمانى و توبه است كه پذيرفتنى نيست.

643- توبه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 18 - 3،8

3 ـ عدم پذيرش توبه ( ايمان ) كافر ، در آستانه مرگ

و ليست التّوبة للّذين . .. و لا الّذين يموتون و هُم كفّار

در برداشت فوق «يموتون»، به قرينه «حتّى اذا حضر»، به معناى اشراف بر مرگ گرفته شده است.

8 ـ توبه گناهكاران و ايمان آوردن كافران تا قبل از يقين به مرگ ، پذيرفته است .

انّما التّوبة على اللّه للّذين يعملون السّوء بجهالة ثم يتوبون من قريب . .. و ليس

مفهوم جمله «حتّى اذا حضر» در برداشت فوق، بيان و توضيح «من قريب» گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 74 - 6

6 ـ گستردگى رحمت و آمرزش خداوند ، زمينه پذيرش توبه و استغفار كافران و مشركان

افلا يتوبون . .. و اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 27 - 3

3 ـ اعلام خداوند به باز بودن راه توبه براى كافران باقى مانده از جنگ حنين

و ذلك جزاء الكفرين. ثم يتوب اللّه من بعد ذلك على من يشاء

برداشت فوق بر اين اساس است كه «من» در «على من يشاء» نظر به كافران مذكور در آيه قبل نيز داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 72 - 5

5 - باز بودن راه توبه براى كافران و امكان تغيير سرنوشت آنان و رفع عذاب از آنها

قل عسى أن يكون ردف لكم بعض الذى تستعجلون

واژه «عسى» ـ كه براى ترجى و به معناى شايد است ـ مى رساند كه عذاب تقدير شده، قضاى حتمى الهى نيست و امكان دارد كه در نتيجه تحول فكرى و عملى (ايمان) كافران، اين برنامه تغيير كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 18 - 9

9- وقوع ناگهانى قيامت ، مجال هر گونه بازنگرى و توبه را براى كافران لجوج از ميان مى برد .

فقد جاء أشراطها فأنّى لهم إذا جاءتهم ذكريـهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 14 - 10

10 - نويد خداوند به باز بودن راه توبه و بازگشت براى انسان ها ، حتى كافران

فإنّا أعتدنا للكـفرين سعيرًا . .. و كان اللّه غفورًا رحيمًا

بيان غفران و رحمت الهى ـ در پى تهديد شدن كافران به شعله هاى برافروخته ـ مى رساند كه خداوند، راه توبه را به آنان نشان داده و ايشان را به بازگشت تشويق كرده است.

644- توصيه به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 95 - 2

2 - ايمان آوردن به معاد و دست برداشتن از انكار و تكذيب آن ، توصيه أكيد الهى به همه كافران و تكذيب گران

و أمّا إن كان من المكذّبين . .. إنّ هـذا لهو حقّ اليقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 8 - 2

2 - توصيه خداوند به كافران و منكران قيامت به ايمان به خدا ، پيامبر اسلام و قرآن

فـامنوا باللّه و رسوله و النور الذى أنزلنا

بيشتر مفسّران مقصود از «نور» در اين آيه را قرآن كريم مى دانند.

645- توطئه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 217 - 24

24 ـ هشدار خداوند به مسلمانان ، با افشاى نيّات و اهداف كفار نسبت به مسلمانان

و لا يزالون يقاتلونكم حتى يردّوكم عن دينكم ان استطاعوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 54 - 3،4

3 ـ مكر و مقابله خداوند با مكر و حيله كافران توطئه گر عليه عيسى ( ع )

و مكروا و مكر اللّه

4 ـ توانايى و چيرگى خداوند در مكر با كافران

و مكروا و مكر اللّه و اللّه خير الماكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 55 - 2

2 ـ بشارت خداوند به عيسى ( ع ) بر نجات آن حضرت از مكر كافران

فلمّا احسّ عيسى منهم الكفر . .. و مكروا و مكر اللّه ... اذ قال اللّه يا عيسى انّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 118 - 17،18

17 ـ ضرورت بررسى گفتار و منويّات درونى بيگانگان ( كافران ) ، براى شناسايى توطئه هاى آنان عليه جامعه اسلامى

لا تتخدوا بطانة من دونكم لا يألونكم خبالا ودّوا ما عنتّم قد بدت البغضاء من افواه

18 ـ دشمنى ، توطئه گرى و بدخواهى بيگانگان ( كافران ) ، از دلايل ضرورت پرهيز جامعه اسلامى از ايجاد روابط صميمانه با آنان

لا تتّخذوا . .. لا يألونكم خبالا ... و ما تخفى صدورهم اكبر

جمله «لا يألونكم . .. »، بيان علت براى «لا تتخذوا ...» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 119 - 2

2 ـ غفلت اهل ايمان نسبت به توطئه هاى كافران ، موجب فريب خوردنشان و در نهايت محبت به آنان

يا ايها الذين امنوا . ..ها انتم اولاء تحبّونهم ... و اذا خلوا عضّوا عليكم الأَنا

مستفاد از ارتباط آيه مورد بحث و آيه سابق.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 149 - 2،3

2 ـ تلاش كفرپيشگان براى واداشتن جامعه ايمانى به پيروى از خويش

ان تطيعوا الّذين كفروا يردّوكم على اعقابكم

3 ـ هشدار هاى خداوند به جامعه ايمانى نسبت به توطئه ها و دسيسه هاى كفرپيشگان

يا ايّها الّذين امنوا ان تطيعوا الّذين كفروا يردّوكم على اعقابكم فتنقلبوا خاسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 9

9 ـ بى اعتنايى اهل ايمان به توطئه هاى تبليغاتى كفرپيشگان ، ايجادكننده حسرت در دل هاى ايشان

لا تكونوا كالّذين كفروا . .. ليجعل اللّه ذلك حسرة فى قلوبهم

بنابر اينكه «ليجعل» متعلق به «لا تكونوا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 176 - 4

4 ـ نگرانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از آسيب يافتن دين خدا به واسطه تلاش هاى كفرآميز

و لا يحزنك الّذين يسارعون فى الكفر

از اينكه خداوند در مقام دلدارى مى فرمايد: انّهم لن يضروا اللّه شيئاً (آنان با كفرشان به خدا ضررى نمى رسانند)، معلوم مى شود كه سبب ناراحتى پيامبر (صلی الله علیه و آله)، احتمال آسيب رسانى كافران به دين خدا بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 101 - 6

6 ـ مسلمانان صدر اسلام ، در معرض فتنه و آسيب از سوى كافران به هنگام سفر

و إذا ضربتم فى الارض . .. ان خفتم ان يفتنكم الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 102 - 16،19

16 ـ در كمين بودن كافران براى ضربه زدن به مسلمانان ، دليل ضرورت آمادگى نظامى و تداركاتى ، براى دفع هجوم آنان

ودالذين كفروا لو تغفلون عن اسلحتكم و امتعتكم فيميلون عليكم ميلة واحدة

19 ـ كافران در انديشه تهاجمى يكباره به مسلمين در شرايط مناسب

ودالذين كفروا لو تغفلون عن اسلحتكم و امتعتكم فيميلون عليكم ميلة واحدة

كلمه «ميل» هنگامى كه به «على» متعدى شود، به معناى هجوم بردن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 30 - 4،7

4 ـ كافران همواره در حال برنامه ريزى و توطئه عليه اسلام و بنياد هاى دين

إذ يمكر بك . .. و يمكرون

جمله «إذ يمكر . .. » گزارشى از مكرهاى گذشته كافران دارد و جمله «يمكرون» خبر از توطئه گريهاى آينده آنان مى دهد. بيان اين خبر با فعل مضارع حاكى از استمرار اين توطئه گريهاست.

7 ـ خداوند برهم زننده برنامه ها و توطئه هاى كافران عليه دين

و يمكرون و يمكر اللّه و اللّه خير المكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 39 - 8

8 ـ مسلمانان صدر اسلام نگران توطئه هاى پنهانى كافرانى كه مخاصمات را ترك گفته و حاضر به صلح مى شدند .

فإن انتهوا فإن اللّه بما يعملون بصير

جواب شرط «انتهوا» به قرينه «قتلوهم» جمله اى همانند «فلاتقاتلوهم» است ; يعنى اگر كافران دست از فتنه انگيزى برداشتند و راه مسالمت پيش گرفتند با آنان نبرد نكنيد. با توجه به اين معنا معلوم مى شود هدف از بيان آگاهى خداوندبه اعمال اين گروه از كافران، اين است كه مسلمانان را از اين نگرانى برهاند كه شايد صلح جويى آنان دستاويزى براى توطئه و فتنه اى ديگر باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 5

5 ـ موفقيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در خروج از مكه و خلاصى از توطئه كافران ، مرهون نصرت خاص خداوند بود .

نصره اللّه إذ أخرجه الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 47 - 5،9،10

5- كافران ، مخفيانه اقدام به استماع آيه هاى قرآن نموده و يكديگر را بر اين كار ملامت مى كردند .

نحن أعلم بما يستمعون به . .. و إذ هم نحوى

احتمال دارد مراد از «إذ هم نجوى» - همان گونه كه در برخى شأن نزولها آمده است ـ كافرانى باشد كه مخفيانه، اقدام به استماع سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى كردند و با مشاهده يكديگر به صورت نجوا، به ملامت يكديگر مى پرداختند.

9- كافران از طريق اعلام سحرشدگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صدد ايجاد بدبينى در پيروان ، نسبت به آن حضرت بودند .

إذ يقول الظـلمون إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مخاطب «إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحوراً» مؤمنين باشد و كافران با تهمت «مسحور» به پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ كه بر شخص خارج شده از حد اعتدال بر اثر سحرزدگى اطلاق مى شود ـ مى خواستند در آنان نسبت به آن حضرت، بدبينى ايجاد كنند.

10- كافران ، همواره در صدد ايجاد بدبينى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در بين خود بودند تا به وسيله آن ، كسى به آن حضرت تمايل پيدا نكند .

إذ يقول الظـلمون إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

نكته ياد شده بر اين اساس كه مخاطب فعل «تتّبعون» كافران باشد كه به همديگر مى گفته اند و آوردن فعل مضارع «يقول» براى بيان تلاش همواره آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 74 - 5

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در انجام رسالت خويش ، با شديدترين و سنگين ترين ترفند ها و توطئه ها از سوى كافران و مشركان رو به رو شد .

و لولا أن ثبّتنك لقد كدتّ تركن إليهم

از اينكه شخصيت بزرگى چون پيامبر(صلی الله علیه و آله) نزديك بود در برخى مواضع خويش، به سازش كشيده شود و نيز يادآورى اين نكته كه اگر خدا به كمك او نمى آمد، چنين حادثه اى رخ مى نمود، حكايت از حقيقت ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 4 - 5

5 - هشدار خداوند درباره فريب خوردن از تحركات سياسى و اقتصادى كافران و ثروت و مكنت آنان در جامعه

فلايغررك تقلّبهم فى البلـد

برخى از اهل لغت نوشته اند: «تَقلَّبَ فى الأُمور»; يعنى، «تصرّف كيف يشاء» (در هر كارى مطابق خواسته خود دخل و تصرف كرد). مقصود از «تقلّبهم فى البلاد» تحركات سياسى و اقتصادى كافران در شهرها از راه سفرهاى تجارتى (مانند سفرهاى كافران قريش از مكه به شام، يمن و ...) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 10

10 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر پناه بردن به او ، در برابر كارشكنى ها و دشمنى هاى كافران و مشركان

إنّ الذين يجـدلون فى ءايـت اللّه . .. فاستعذ باللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 1 - 2

2ـ جامعه مؤمنان ، برخوردار از حمايت ويژه خداوند در برابر توطئه ها و ترفند هاى كافران

الذين كفروا و صدّوا عن سبيل اللّه أضلّ أعمـلهم

از اين كه خداوند، تلاش هاى كافران و توطئه هاى آنان را نسبت به مؤمنان خنثى مى كند; مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 2 - 17

17- دلجويى و حمايت خداوند از مؤمنان ، در برابر توطئه هاى كافران دين ستيز

الذين كفروا . .. أضلّ أعمـلهم . و الذين ءامنوا ... كفّر عنهم سيّئاتهم و أصلح بال

از مجموع آيه شريفه، استفاده مى شود كه خداوند، در كنار تهديد و توبيخ كافران دين ستيز، در اين آيه به دلجويى و حمايت از مؤمنان راستين پرداخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 16 - 4،5

4- حضور كافران ، در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، حضورى صورى با اهدافى توطئه آميز *

و منهم من يستمع . .. قالوا للذين أوتوا العلم ماذا قال ءانفًا

خداوند در اين آيه، حالت پرسشگرى كافران (ماذا قال آنفاً) را مورد سرزنش و توبيخ قرار داده است. اين توبيخ، از آن جهت بوده است كه در پرسش آنان، نوعى توطئه و سعى در سست كردن ايمان ديگران، نهفته بود.

5- افشاى حركت هاى مرموز كافران و منافقان ، از سوى خداوند براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و منهم من يستمع إليك حتّى إذا خرجوا من عندك

خطاب آيه شريفه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و ضمير «منهم» ممكن است به كافران بازگردد كه در آيات پيشين ياد شده اند و نيز ممكن است باتوجه به محتواى آيه ـ كه نوعى حركت نفاق آميز را بيان داشته ـ به منافقان بازگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 7 - 5

5 - دلجويى خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قبال هجوم كافران و تكذيب گران

إنّ عذاب ربّك لوقع

از اين كه پس از تأكيدهاى فراوان، خداوند روى سخن را به پيامبر(صلی الله علیه و آله) متوجه ساخته و به آن حضرت اطمينان مى دهد كه عذاب كافران قطعى است; مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 18 - 2

2 - مبارزه كافران با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با انديشه شيطانى و سنجيده كارى همراه بود .

إنّه كان لأيـتنا عنيدًا . .. إنّه فكّر و قدّر

646- توطئه كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 39 - 7

7 ـ خداوند با بيان نظارت خويش بر اعمال كافرانِ دست كشيده از مبارزه عليه اسلام ، مسلمانان صدر اسلام را از غافلگير شدن در توطئه هاى آنان ايمنى بخشيد .

فإن انتهوا فإن اللّه بما يعملون بصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 110 - 5

5- كافران لجوج و مشركان حق ناپذير ، داراى توطئه ها و نقشه هاى نهانى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فإن تولّوا . .. و يعلم ماتكتمون

ذكر «ماتكتمون» (آن چه را پوشيده مى داريد) مى تواند اشاره به توطئه هاى مخفيانه كافران و مشركان داشته باشد.

647- توطئه كافران مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 4

4 ـ كافران قوم شعيب در تلاش مستمر براى بد جلوه دادن راه خدا

و تصدون عن سبيل اللّه من ءامن به و تبغونها عوجاً

648- توطئه كافران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 15 - 2

2 - خداوند ، با بيان پافشارى كافران عصر بعثت بر كفر و انكار معاد ، انتظار ايمان آوردن آنان را بى فايده خواند و توطئه گرى آنها را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) گوشزد كرد .

إنّهم يكيدون كيدًا

649- توطئه كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 30 - 2،3

2 ـ توطئه گرى هاى كافران مكه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نجات وى از آن توطئه ها با برنامه هاى الهى ، امرى شايسته و بايسته به ياد داشتن

إذ يمكر بك الذين كفروا . .. و اللّه خير المكرين

«إذ يمكر . .. » عطف بر «إذ أنتم قليل ... » در آيه 26 است.

3 ـ محبوس ساختن يا كشتن و يا تبعيد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از جمله توطئه هاى كافران مكه عليه آن حضرت

ليثبتوك او يقتلوك او يخرجوك و يمكرون

جمله «و يمكرون» بيانگر اين است كه كافران علاوه بر تصميم داشتن به قتل پيامبر(صلی الله علیه و آله) و . .. برنامه هاى ديگرى نيز عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در نظر داشته اند. لذا در برداشت فوق از آن به «از جمله» تعبير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 2

2 ـ نابحق جلوه دادن قرآن با درخواست عذاب از درگاه خدا ، از حيله هاى كافران مكه در مبارزه با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يمكرون . .. و إذ قالوا اللّهم ... فأمطر علينا حجارة من السماء

برخى در توجيه عذاب خواهى كافران (فامطر علينا . .. ) چنين گفته اند كه آنان براى فريب ديگران و يا اقناع خويش اين نفرين را در حق خود روا داشتند تا با اجابت نشدن آن، خويشتن را در انكار قرآن و حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) محق بشمارند. آيه قبل كه سخن از مكر كافران داشت، مى تواند تأييدى براى اين نظريه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 19

19 ـ رهايى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از توطئه كافران مكه و اعتلاى كلمة اللّه ، جلوه عزّت ( شكست ناپذيرى ) و حكمت خدا

فقد نصره اللّه إذ أخرجه . .. كلمة اللّه هى العليا و اللّه عزيز حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 16

16 ـ اتهام سحر و افسونگرى ، از حربه هاى تبليغاتى كفرپيشگان مكه عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قال الكفرون إن هذا لسحر مبين

650- توطئه هاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 110 - 1

1- خداوند ، به گفتار آشكار و توطئه ها و اسرار مشركان و كافران حق ستيز آگاه است .

إنّه يعلم الجهر من القول و يعلم ماتكتمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 13 - 3،5

3 - آگاهى خداوند از تمامى توطئه هاى نهان و آشكار كافران

و أسرّوا قولكم أو اجهروا به إنّه عليم

5 - آگاهى كامل خداوند به راز دل ها و ضمير آدميان ، دليل احاطه كامل او بر تمامى گفته ها و توطئه هاى نهان و آشكار كافران است .

و أسرّوا قولكم أو اجهروا به إنّه عليم بذات الصدور

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّه عليم. ..»، در مقام تعليل براى عبارت «و أسرّوا قولكم أو اجهروا» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 15 - 3،4

3 - بى تأثير ساختن هشدار هاى قرآن درباره معاد ، محور نيرنگ هاى كافران

إنّه لقول فصل . .. إنّهم يكيدون كيدًا

به قرينه آيات پيشين، مصداق بارز كيد و مكر كافران، توطئه براى جدى نگرفتن هشدارهاى قرآن به معاد است.

4 - جدى نگرفتن هشدار هاى قرآن به معاد و شوخى قلمداد كردن آن ، دسيسه كافران در مقابله با آيين الهى

و ما هو بالهزل . إنّهم يكيدون كيدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 16 - 1

1 - خداوند ، در برابر نيرنگ ها و توطئه هاى كافران ، ترفند ها و نقشه هايى پيچيده به كار مى گيرد .

و أكيد كيدًا

«كيد»; يعنى، احتيال (چاره جستن) كه دو نوع مذموم و ممدوح دارد; هر چند كه استعمال آن در مورد مذموم بيشتر است (مفردات راغب). «كيداً» مفعول مطلق است و بر پيچيدگى نقشه هاى خداوند دلالت دارد.

651- توطئه هاى كافران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 17 - 7

7 - وجود شرايط مساعد براى اقدام سريع پيامبر (صلی الله علیه و آله) به رويارويى با توطئه هاى كافران ، در عصر بعثت

فمهّل الكـفرين

فرمان مهلت دادن، در صورتى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) داده مى شود كه شرايط براى انجام عملى شتابزده عليه كافران فراهم باشد.

652- توقعات بيجاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 7 - 5

5 ـ نزول فرشته اى براى همراهى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) جهت انذار مردمان ، انتظار بى جاى كافران

و قالوا . .. لولا أُنزل إليه ملك فيكون معه نذيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 9 - 8

8- درخواست هاى كافران از پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، انتظارهايى فراتر از محدوده رسالت و مأموريت آن حضرت

قل ما كنت بدعًا من الرسل و ما أدرى ما يفعل بى و لا بكم

از لحن پاسخ موجود در آيه شريفه، مى توان نوع درخواست ها و انتظارهاى كافران را شناخت. آنها براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) ويژگى هايى را ياد مى كردند كه رسولان پيشين واجد آن ويژگى نبودند. قرآن در پاسخ آنان مى گويد: پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) فردى است چون ساير رسولان و انتظارهايى كه كافران از او دارند، از دايره رسالت بيرون است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 54 - 1

1 - درخواست نزول نامه سرگشاده از سوى خداوند ، در تأييد رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بر درستى قرآن ، درخواستى نابجا و نشانه بهانه جويى كافران

بل يريد كلّ امرىء منهم أن يوتى صحفًا منشّرة . .. كلاّ إنّه تذكرة

كلمه «كلاّ»، تأكيد مطلبى است كه در آيه پيش (كلاّ بل لايخافون. ..) بيان شده است; يعنى، قرآن كريم تذكره است و اگر بنا بود كه كافران به سبب آن متذكر شوند، نزول قرآن به همين صورت براى پندآموزى آنان كافى بود. پس درخواست كافران مبنى بر نامه اختصاصى از جانبِ خداوند، بهانه اى بيش از سوى آنان نيست.

653- تهديد به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 122 - 5

5ـ ابلاغ تهديد هاى خداوند به كفرپيشگان و رساندن بشارت هاى او به مؤمنان ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و قل . .. وانتظروا إنا منتظرون

654- تهديد كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 5 - 7

7 ـ علم فراگير خداوند و شكست ناپذيرى او ، پشتوانه تهديد كفار به عذاب شديد

انّ الّذين كفروا لهم عذاب شديد و اللّه عزيز . .. انّ اللّه لا يخفى عليه شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 19 - 15

15 ـ تهديد خداوند نسبت به كافران ، براى بازدارى آنان از كفر

و من يكفر بايات اللّه فانّ اللّه سريع الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 20 - 15

15 ـ تهديد كافران از جانب خداوند

و ان تولّوا . .. و اللّه بصير بالعباد

ذكر جمله «و اللّه بصير بالعباد»، كه بيانگر آگاهى همه جانبه خداوند نسبت به بندگان است، در پى جمله «و ان تولّوا . .. »، تهديدى است براى آنان كه از حق اعراض مى كنند. (كافران)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 21 - 4،18

4 ـ تهديد كافران از سوى خداوند ، نسبت به قتل پيامبران و مردمان عدالتخواه

انّ الذين يكفرون . .. و يقتلون النّبيّن ... فبشّرهم بعذاب اليم

18 ـ رضايت كفار عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به كشتار انبيا توسط گذشتگان ، علّت تهديد آنان به عذاب الهى *

و يقتلون النّبيّن . .. فبشّرهم بعذاب اليم

تهديد بازماندگان قاتلان انبيا به عذاب در صورتى صحيح است كه آنان به اعمال گذشتگان خويش راضى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 12

12 ـ تهديد كافران به عذابى خواركننده از سوى خداوند

و لهم عذاب مهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 133 - 6

6 ـ تهديد بى تقوايان كفرپيشه به هلاكت و نابودى ، از سوى خداوند

ان اتقوا اللّه و إن تكفروا . .. ان يشأ يذهبكم ايها الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 6

6 ـ كافران شكست خورده در جنگ بدر ، مورد تهديد خداوند به چشيدن دوباره طعم شكست در صورت بازگشت به جنگ

و إن تعودوا نعد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 38 - 3

3 ـ گرفتار شدن به سرنوشت شوم پيشينيان ، تهديد الهى نسبت به كافران ستيزه گر عليه اسلام

و إن يعودوا فقد مضت سنت الأولين

جواب شرط «إن يعودوا . .. » حذف شده و جمله «فقد مضت ... » جانشين آن مى باشد و تقدير كلام چنين است: «و إن يعودوا فانتقمنا منهم كما انتقمنا من الأولين ... .»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 8 - 1

1ـ كافران به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قيامت ، مستحق عذاب دنيوى اندو به آن تهديد شده اند .

و لـئن أخّرنا عنهم العذاب

جمله «ما يحبسه» (چه چيز مانع نزول آن عذاب است؟) مى رساند كه مراد از «العذاب» عذاب دنيوى است و نيز حكايت از اين دارد كه كفرپيشگان ، به آن عذاب تهديد شده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 83 - 6

6ـ خداوند ، مشركان و كافران به پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به كيفر هاى دنيوى و فرو ريختن سنگ هاى عذاب تهديد كرد .

و ما هى من الظـلمين ببعيد

واقع شدن جمله «و ما هى . ..» پس از مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) (عند ربك) مى تواند قرينه بر اين باشد كه: از مصداقهاى مورد نظر براى «الظالمين» مشركان و كافران عصر بعثت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 41 - 4

4ـ خداوند كفرپيشگان و منكران رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به هلاك ساختن آنان و از ميان بردنشان تهديد كرد .

أولم يروا أنَّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 47 - 4

4- خداوند ، با افشاى انگيزه هاى كافران در گوش فرا دادن به سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آنان را مورد تهديد قرار داد .

نحن أعلم . .. و إذ هم نحوى

اعلام اطلاع خداوند از گوش دادن كافران به سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آگاهى از گفت وگوى آنها، براى تهديد و هشدار به آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 4

4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مشركان و كافران لجوج و حق ناپذير را به جنگ و جهاد تهديد كرد .

فإن تولّوا فقل ءاذنتكم على سواء

برداشت ياد شده بر اساس يكى از احتمالاتى است كه ميان مفسران در باره اين آيه مطرح است و آن اين كه جمله «آذنتكم على سواء» تهديد به جنگ و هشدار به جهاد است. مانند آيه «فانبذ إليهم على سواء» (انفال (8) آيه 58).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 13

13 - تهديد ظالمان و كفرپيشگان از سوى خدا به كيفرى حتمى و نه چندان دور

و سيعلم الذين ظلموا أىّ منقلب ينقلبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 54 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) كافران منكر آيات الهى را ، تهديد به عذاب كرده بود .

يستعجلونك بالعذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 26 - 4

4 - كفرپيشگان تكذيب گر ، مورد تهديد خداوند و در معرض عذاب الهى

ثمّ أخذت الذين كفروا فكيف كان نكير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 27 - 11

11 - تهديد كافران به آتش دوزخ از سوى خداوند

فويل للذين كفروا من النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 88 - 3

3 - كافران و مشركان ، به عذاب و شكست تهديد شدند .

و لتعلمنّ نبأه بعد حين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 37 - 8

8 - دلدارى خداوند به مؤمنان و تهديد كافران و مشركان حق گريز به انتقام و شكست

أليس اللّه بعزيز ذى انتقام

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه ذيل آيه شريفه ـ كه از عزت و انتقام خداوند سخن گفته ـ داراى لحن تهديدآميز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 39 - 1،2

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سر تهديد و هشدار ، از كفرپيشگان لجوج خواست تا همچنان بر مواضع نادرستشان پافشارى كنند .

قل يـقوم اعملوا على مكانتكم

آهنگ آيه شريفه، آهنگى تهديدآميز و هشدار دهنده است.

2 - هشدار و تهديد ، از وظايف پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) در برخورد با كافران لجوج و حق ناپذير

قل يـقوم اعملوا على مكانتكم إنّى عـمل فسوف تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 40 - 2،4

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) كافران و مشركان معاند را به مقابله فرا خواند و به شكست ذلت بار ( چون شكست روز بدر ) تهديد كرد .

من يأتيه عذاب يخزيه

بيشتر مفسران بر اين ديدگاه اند كه مقصود از عذاب خواركننده در دنيا، شكست كافران و مشركان معاند در جنگ ها (همچون جنگ بدر) است.

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) كافران و مشركان معاند را به عذاب فراگير و دائمى دوزخ تهديد كرد .

و يحلّ عليه عذاب مقيم

«على» براى استيلا و تمكن است و مى رساند كه عذاب الهى دشمنان رسول خدا، فراگير و گسترده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 70 - 4

4 - تهديد كافران لجوج و ستيزه جو ، به عذاب الهى

الذين كذّبوا بالكتـب . .. فسوف يعلمون

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «فسوف يعلمون» ـ به قرينه آيه بعد (إذ الأغلال فى أعناقهم . ..) ـ در مقام تهديد مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 77 - 4

4 - خداوند ، مشركان و كافران حق ستيز را كراراً به عذاب استيصال تهديد كرده است .

فإمّا نرينّك بعض الذى نعدهم

فعل مضارع «نعد» دلالت بر استمرار مى كند. اين كلمه مشتق از «وعد» است و «وعد» هم در خير استعمال مى شود و هم در شر. چون در اين جا ضمير به مشركان و كافران بر مى گردد، براى شر و تهديد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 35 - 1

1 - تهديد كافران مجادله گر در آيات الهى از سوى خداوند

و يعلم الذين يجـدلون فى ءايـتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 10 - 1

1- تهديد شدن كافران سست انديش و بيهوده گرا ، به فرجامى سخت و جانكاه

فارتقب يوم تأتى السماء بدخان مبين

تعبير «بدخان مبين»، مى تواند حكايت از عذاب دنيوى و نيز سختى هاى صحنه قيامت داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 8 - 4

4 - تهديد مستكبران كفرپيشه از سوى خداوند ، به عذابى سخت و بدفرجام

فبشّره بعذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 17 - 5

5 - تهديد شدن كافران لجوج و حق گريز ، به نزول عذاب الهى

فستعلمون كيف نذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 18 - 3

3 - تهديد شدن كافران تكذيب گر ، به نزول عذاب الهى همچون اقوام و ملل پيشين

و لقد كذّب الذين من قبلهم فكيف كان نكير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 29 - 8

8 - تهديد شدن كافران لجوج و تكذيب گر ، به عذاب از سوى خداوند

فستعلمون من هو فى ضلـل مبين

برداشت بالا، به سبب اين نكته است كه تعبير «فستعلمون» (پس به زودى خواهيد دانست)، داراى لحن تهديدآميز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 5 - 2

2 - تهديد خداوند به شكست كافران ، در جنگ با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان

و يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 7 - 5

5 - بشارت خداوند به پيروزى و سعادتمندى مؤمنان و تهديد او نسبت به شكست و بدبختى كافران

إنّ ربّك هو أعلم بمن ضلّ عن سبيله و هو أعلم بالمهتدين

بنابر گفته مفسران، اين آيه متضمن وعد و وعيد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 16 - 1

1 - كافران تكذيب گر ، از سوى خداوند به عذاب خفت بار تهديد شدند .

سنسمه على الخرطوم

«وَسْم» (از ريشه «نسمه») به معناى داغ نهادن است و «خرطوم» در اصل به معناى بينى فيل مى باشد. تعبير «بر بينى او داغ خواهيم زد»، كنايه از اين است كه او را به شدت ذليل خواهيم كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 41 - 2

2 - تهديد خداوند ، به هلاكت كافران حق ناپذير

على أن نبدّل خيرًا منهم و ما نحن بمسبوقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 42 - 7

7 - تهديد شدن كافران حق ناپذير و باطل گرا ، به كيفر الهى در قيامت

فذرهم . .. حتّى يلـقوا يومهم الذى يوعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 19 - 3

3 - خداوند ، تهديد كننده كافران و تكذيب كنندگان قرآن به سرنوشتى همچون فرجام فرعونيان و قوم ثمود

هل أتيك . .. فرعون و ثمود . بل الذين كفروا فى تكذيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 20 - 7

7 - خداوند ، تهديدكننده كافران و تكذيب كنندگان قرآن ، به سرنوشتى همچون فرجام فرعونيان و قوم ثمود

هل أتيك حديث الجنود . .. و اللّه من ورائهم محيط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 6 - 8

8 - سوگند خداوند به سپيده دم ، شب هاى ده گانه ، جفت ، تاق و گذشت شب ، براى تأكيد بر دارا بودن توان اجراى تهديدات خويش و نابود ساختن كافران

و الفجر . .. ألم تر كيف فعل ربّك بعاد

ممكن است مراد از سوگندها، تأكيد بر قدرت خداوند بر نابود ساختن مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد; در اين صورت جواب قسم محذوف خواهد بود. گفتنى است كه جواب قسم در احتمال ديگر، آيه چهاردهم اين سوره است كه مراقبت شديد خداوند را مطرح كرده است.

655- تهديد كافران بهانه جو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 96 - 4

4- مشركان و كافران حق ناپذير و بهانه جو ، مورد تهديد خداوند

قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً. قل كفى بالله شهيدًا بينى و بينكم

تذكر خداوند به گواه و ناظر بودن ميان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مشركان حق ناپذير، مى تواند به منظور تهديد آنان باشد.

656- تهديد كافران حق ستيز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 38 - 7

7 ـ خداوند ، كافران عصر بعثت را در صورت از سرگيرى شرارت ها به سركوبى و نابودى تهديد كرد .

و إن يعودوا فقد مضت سنت الأولين

657- تهديد كافران حق ناپذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 96 - 4

4- مشركان و كافران حق ناپذير و بهانه جو ، مورد تهديد خداوند

قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً. قل كفى بالله شهيدًا بينى و بينكم

تذكر خداوند به گواه و ناظر بودن ميان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مشركان حق ناپذير، مى تواند به منظور تهديد آنان باشد.

658- تهديد كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 13

13 ـ تهديد مشركان كفرپيشه صدر اسلام به عذاب دردناك جهنم

بشر الذين كفروا بعذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 102 - 5

5ـ خداوند ، مشركان و كفرپيشگان عصر بعثت را به عذاب هاى شديد دنيوى تهديد كرد .

و كذلك أخذ ربك إذا أخذ القرى و هى ظـلمة إن أخذه أليم شديد

برداشت فوق، از مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) در «كذلك أخذ ربك» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 15

15ـ شكستو نابودى كفرپيشگان و پيروزى اهل ايمان ، از تهديد هاى خداوند به كافران و از وعده هاى او به مؤمنان عصر بعثت

حتى يأتى وعد الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 177 - 1

1 - مشركان و كافران صدراسلام ، به نزول عذاب فراگير و غافل گيرانه تهديد شدند .

فإذا نزل بساحتهم فساء صباح المنذرين

«ساحت» به فضاى باز اطراف محله مى گويند و در آيه شريفه، كنايه از شمول و فراگيرى عذاب الهى بر همه افراد است. نزول عذاب در بامداد (صباح) استعاره تمثيليه است كه عذاب الهى، به دشمنى تشبيه شده است كه در شب حركت مى كند و صبح گاهان غافل گيرانه يورش مى برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 51 - 4

4 - تهديد شدن كافران صدراسلام به هلاكت و نابودى ، از سوى خداوند

و لقد أهلكنا أشياعكم فهل من مدّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 17 - 2

2 - تهديد خداوند به دچار كردن كافران تكذيب گر صدراسلام ، به سرنوشت شوم و هلاكت بار باغداران يمنى

إنّا بلونـهم كما بلونا أصحـب الجنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 33 - 6

6 - تهديد شدن كافران صدراسلام ، به نابودى اموال و درايى هاى شان

كذلك العذاب . .. لو كانوا يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 28 - 3

3 - تهديد شدن گنه پيشگان و كافران دنياگرا در صدر اسلام ، به هلاكت و جايگزين شدن مردمى ديگر ، از سوى خداوند

وإذا شئنا بدّلنا أمثـلهم تبديلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 12 - 3

3 - كافران عصر بعثت ، مورد تهديد شديد خداوند به مقابله اى سريع و برخوردى سخت با آنان

إنّ بطش ربّك لشديد

لسان العرب از ابن سيده نقل مى كند كه «بطش» به معناى هجوم سريع است.

659- تهديد كافران ظالم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 14 - 3

3- تهديد شدن كافران ظالم به مرگ از سوى خداوند ، در پى تهديد شدن انبياى الهى از سوى آنان به اخراج از سرزمين مسكونى خويش

و قال الذين كفروا . .. لنخرجنّكم من أرضنا ... فأوحى إليهم ربّهم لنهلكنّ الظـلمين

660- تهديد كافران لجوج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 18

18ـ خداوند كفرپيشگانى كه على رغم مشاهده آيات خدا ، ربوبيت او را منكر شوند ، به عذاب شديد و مكرى سخت تهديد كرده است .

و هم يجـدلون فى الله و هو شديد المحال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 40 - 1

1 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، كافران و مشركان لجوج را به عذابى خواركننده در دنيا هشدار داد .

فسوف تعلمون . من يأتيه عذاب يخزيه

مفسران بر اين عقيده اند كه مقصود از عذاب خواركننده، به قرينه ذيل آيه ـ كه از عذاب دائمى (اخروى) سخن مى گويد ـ عذاب دنيايى است.

661- تهديد كافران مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 13

13 ـ شعيب ، كافران قوم خويش را به گرفتار آمدن به فرجامى همانند سرنوشت فسادگران پيشين تهديد كرد .

و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 87 - 8

8 ـ شعيب ( ع ) ، كافران قوم خويش را به داورى خدا و گرفتارسازى آنان به عقوبت هاى الهى در دنيا تهديد كرد .

و طائفة لم يؤمنوا فاصبروا حتى يحكم اللّه بيننا

با توجه به ذيل آيه 89 (ربنا افتح . .. ) معلوم مى شود مقصود شعيب از داورى خداوند، تحقق امرى است كه نابودى كافران در دنيا و در نتيجه پيروزى اهل ايمان را در پى خواهد داشت. چنانچه مخاطب در «فاصبروا» خصوص كافران باشد، اين معنا از وضوح بيشترى برخوردار خواهد بود.

662- تهديد كافران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 17 - 6

6 - خداوند ، كافران عصر بعثت را به عذابى نزديك تهديد كرد .

فمهّل . .. رويدًا

دادن مهلت كوتاه به منزله تهديد به عذاب، پس از انقضاى مهلت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 6 - 7

7 - خداوند ، تهديدكننده كافران عصر بعثت به سرنوشتى نظير فرجام قوم عاد

ألم تر كيف فعل ربّك بعاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 9 - 6

6 - خداوند ، تهديدكننده كافران عصر بعثت ، به فرجامى نظير هلاكت قوم ثمود

ألم تر كيف فعل ربّك . .. و ثمود الذين جابوا الصخر بالواد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 10 - 4

4 - خداوند ، تهديدكننده كافران عصر بعثت ، به گرفتار ساختن آنان در عقوبتى نظير فرجام قوم فرعون

ألم تر . .. و فرعون ذى الأوتاد

663- تهديد كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 27

27- كافران مكه ، مورد تهديد خداوند به عذابى دردناك

لو تزيّلوا لعذّبنا الذين كفروا منهم عذابًا أليمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 31 - 2

2 - تهديد كافران مكّه از سوى خداوند ، به وقوع حوادثى ناگوار و مرگ آفرين براى ايشان در آينده

قل تربّصوا فإنّى معكم من المتربّصين

664- تهديدهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 14 - 3

3- تهديد شدن كافران ظالم به مرگ از سوى خداوند ، در پى تهديد شدن انبياى الهى از سوى آنان به اخراج از سرزمين مسكونى خويش

و قال الذين كفروا . .. لنخرجنّكم من أرضنا ... فأوحى إليهم ربّهم لنهلكنّ الظـلمين

665- تهديدهاى كافران مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 2

2 ـ كافران قوم شعيب بر سر هر كوى و برزن مؤمنان به خدا را مورد تهديد قرار مى دادند و آنان را از سلوك راه خدا بازمى داشتند .

و لا تقعدوا بكل صرط توعدون و تصدون عن سبيل اللّه من ءامن به

«ايعاد» مصدر «توعدون» به معناى تهديد كردن و به شكنجه و أمثال آن ترساندن است. «من ءامن» مربوط به فعل «توعدون» و «تصدون» است و به اصطلاح اهل ادب مفعولى است «متنازع فيه». گفتنى است كه در برداشت فوق ضمير در «به» به «اللّه» برگردانده شده است.

666- تهمتهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 105 - 3

3 ـ فراگيرى قرآن از ديگران، اتهام كافران به پيامبر(صلی الله علیه و آله)

و ليقولوا درست

لام در «ليقولوا» به معنى عاقبت است. يعنى نهايت سخن منكران در برابر تصريف آيات آن است كه مى گفتند پيامبر(صلی الله علیه و آله) قرآن را از ديگران آموخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 106 - 5

5 ـ بهانه جويى و اتهام كافران نبايد سبب نگرانى و تزلزل مؤمنان گردد.

و ليقولوا درست . .. اتبع ما أوحى اليك

فرمان به اتباع از وحى، پس از اشاره به شبهات كافران، تأكيدى بر لزوم استقامت مؤمنان در برابر شبهات كافران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 7 - 12

12ـ كفرپيشگان ، قيامت را امرى گزاف و طرح آن را از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) چون سحر ، نيرنگى روشن قلمداد مى كردند .

إن هـذا إلاّ سحر مبين

«هـذا» به گفتار پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر زنده شدن مردگان و برپايى قيامت اشاره دارد. اطلاق «سحر» بر اين گفتار و ادعا، از باب تشبيه است و وجه شبه آن بطلان و نيرنگ مى باشد; يعنى، اين سخن ظاهرى فريبنده و باطنى پوچ و بى اساس دارد و در بطلان و نيرنگ بازى، همانند سحر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 103 - 2،3

2- كافران و مشركان ، قرآن را در ميان مردم خود ، آموزه هاى فرد عجمى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) معرفى مى كردند .

و لقد نعلم أنهم يقولون إنما يعلّمه بشر . .. أعجمىّ

عجمى دانستن قرآن، از پاسخ خداوند كه فرمود: «لسان الذى يلحدون إليه أعجمىّ . ..» به دست مى آيد.

3- آموختن قرآن از بشر ، يكى از تهمت هاى كافران و مشركان به پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) بود .

و لقد نعلم أنهم يقولون إنما يعلّمه بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 47 - 9،11

9- كافران از طريق اعلام سحرشدگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صدد ايجاد بدبينى در پيروان ، نسبت به آن حضرت بودند .

إذ يقول الظـلمون إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مخاطب «إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحوراً» مؤمنين باشد و كافران با تهمت «مسحور» به پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ كه بر شخص خارج شده از حد اعتدال بر اثر سحرزدگى اطلاق مى شود ـ مى خواستند در آنان نسبت به آن حضرت، بدبينى ايجاد كنند.

11- استفاده از تهمت و شخصيت شكنى ، از روش هاى مبارزه كافران با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم او

إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 48 - 5

5- كافران ، على رغم به كار بردن شگرد ها و اتهام هاى مختلف براى جلوگيرى از گسترش پيام پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هرگز موفق به آن نشدند .

انظر كيف ضربوا لك الأمثال فضلّوا فلايستطيعون سبيلاً

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه مقصود از «ناتوانى كافران از راه يابى» نيافتن چاره و راهى براى مسدود كردن پيام آن حضرت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 70 - 1،2،3

1 - جنون ، يكى از نسبت هاى نارواى كافران و رفاه زدگان به ساحت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

أم يقولون به جنّة

«به جنّة»;يعنى، «او گرفتار نوعى جنون است و اين اتهام ديگرى بود كه از سوى كافران و مترفان، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) زده مى شد.

2 - شخصيت ، منش و گويش خردمندانه پيامبر (صلی الله علیه و آله) گواهى روشن بر مبرا بودن آن حضرت از اتهام كافران ( جنون )

أم لم يعرفوا رسولهم . .. أم يقولون به جنّة

3 - توبيخ كافران از سوى خداوند ، به خاطر نسبت دادن جنون به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، على رغم آشنايى كاملشان با شخصيت خردمند آن حضرت

أم لم يعرفوا رسولهم . .. أم يقولون به جنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 90 - 6

6 - افسانه خواندن قرآن از سوى كافران ، دروغى ناروا به ساحت آن

إن هـذا إلاّ أسـطير الأوّلين . .. و إنّهم لكـذبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 4 - 1،2،3،6

1 ـ كافران ، منكر نزول وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودند و قرآن را دروغ و ساخته و پرداخته او مى دانستند .

و قال الذين كفروا إن هـذا إلاّ إفك افتريه

2 ـ كافران ، مدعى مدد رسانى جمعى از مردم غير مسلمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ساختن و پرداختن قرآن

و قال الذين كفروا إن هـذا إلاّ إفك افتريه و أعانه عليه قوم ءاخرون

طبق نظر مفسران، مقصود از «قوم آخرون» مردم غير مسلمان همچون يهود است.

3 ـ تهمت و افترا ، ابزار و شيوه هاى مبارزه كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

و قال الذين كفروا إن هـذا إلاّ إفك افتريه و أعانه عليه قوم ءاخرون

6 ـ تهمت و افترا زدن كافران به گناهى كه تنها خود مرتكب آن بودند ، از شيوه هاى آنان در مبارزه ، عليه پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و قال الذين كفروا إن هـذا إلاّ إفك افتريه . .. فقد جاءو ظلمًا و زورًا

برداشت ياد شده از آن جا استفاده مى شود كه كافران، پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) را متهم به دروغ گويى مى كردند; در حالى كه خود، دروغ پرداز بودند و به دروغ و به ناحق، قرآن را ساخته و پرداخته آن حضرت مى شمردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 5 - 1،2،4،5

1 ـ كافران ، مدعى بودند كه قرآن ، افسانه هاى مكتوب پيشينيان است كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) از روى آنها نسخه بردارى كرده و به آنها سامان بخشيده است .

و قالوا أسـطيرالأوّلين اكتتبها

2 ـ كفرپيشگان بر اين داعيه بودند كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى ساختن قرآن ، از برخى از اشخاص درخواست استنساخ از اسطوره هاى پيشينيان را كرده است .

و قالوا أسـطيرالأوّلين اكتتبها

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه فعل «اكتتبها» در معناى حقيقى خود (نوشتن و نسخه بردارى پيامبراسلام) استعمال نشده باشد; زيرا به گواه تاريخ پيامبر(صلی الله علیه و آله) آشنا به نوشتن نبوده است. بنابراين مقصود از آن، درخواست نوشتن از ديگران است; چنان كه نوشته هاى بزرگان را ديگران مى نويسند، ولى به آنان نسبت مى دهند.

4 ـ كافران ، مدعى بودند كه قرآن همان افسانه هاى پيشينيان است كه گروهى در هر صبح و شام و به صورت مخفيانه ، بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ديكته كرده و مى خوانند .

و قالوا أسـطيرالأوّلين اكتتبها فهى تملى عليه بكرة و أصيلاً

مراد از صبح و شام، مى تواند وقت هايى باشد كه مردم در منظر و مراى نيستند و به طور معمول، كسى كه مى خواهد متن مقدسى را بسارد، آن را به صورت پنهانى انجام مى دهد تا كسى خبردار نشود.

5 ـ كافران مدعى بودند كه گروهى با استنتاخ از افسانه هاى پيشينيان و املاى آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را در ساختن قرآن كمك مى كنند .

و أعانه عليه قوم ءاخرون . .. و قالوا أسـطيرالأوّلين اكتتبها فهى تملى عليه بكرة و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 8 - 6،10

6 ـ سحر زدگى ، اتهام ظالمانه مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قال الظـلمون إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

10 ـ پيروان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در پندار و بيان نكوهشگر و طعن آلود مشركان ، مردمانى نادان و دنباله رو فردى سحر زده

و قالوا . .. إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

از لحن آيه شريفه، استفاده مى شود كه كافران، اين سخن را از سر نكوهش و طعن مى گفتند و چون پيروى از فردى سحرزده، امرى غير منطقى است، در حقيقت پيروان آن حضرت را، مردمانى نادان مى پنداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 68 - 7

7 - كافران فرو رفته در خرافات و شرك ، متهم كننده پيام انبيا به خرافه و افسانه

و قال الذين كفروا . .. إن هـذا إلاّ أسـطير الأوّلين

با توجه به اين كه وعده معاد و رستاخيز همواره از سوى پيامبران الهى مطرح مى شده است، مى توان گفت كه واژه «أوّلين» اشاره به آن بزرگواران دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 58 - 11

11 - اتهام ياوه سرايى ، حربه كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان بود .

ليقولنّ الذين كفروا إن أنتم إلاّ مبطلون

باطل، در اصل، به معناى «بى ثبات و بى ريشه» است. گاهى، درباره كسى به كار برده مى شود كه مطلبى عارى از حقيقت بگويد (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 36 - 1

1 - اتهام جنون و شاعر بودن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شيوه مشركان و كافران در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يقولون أئنّا لتاركوا ءالهتنا لشاعر مجنون

آمدن فعل «يقولون» به صيغه مضارع، حكايت از استمرار اين سخن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 4 - 6

6 - كافران ، پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) را ساحر و بسيار دروغگو مى دانستند .

و قال الكـفرون هـذا سـحر كذّاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 7 - 7

7- اتهام سحر ، سپر دفاعى كافران در برابر آيات روشن وحى

إذا تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت قال الذين كفروا . .. هـذا سحر مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 3

3- نسبت افترا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از شيوه هاى كافران در مبارزه با آن حضرت

قال الذين كفروا . .. هـذا سحر مبين . أم يقولون افتريـه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 52 - 1،3،4،5

1 - تكذيب و اتهام ، شيوه هميشگى اقوام و جوامعِ كفرپيشه و شرك آلود در برابر فرستادگان الهى

كذلك ما أتى الذين من قبلهم من رسول إلاّ قالوا ساحر أو مجنون

3 - دلجويى خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر حق ستيزى و اتهام هاى نارواى كافران

كذلك ما أتى . .. إلاّ قالوا ساحر أو مجنون

4 - اتهام سحر و جنون ، موضع هميشگى كافران در برابر رسولان الهى

ما أتى الذين . .. إلاّ قالوا ساحر أو مجنون

5 - اتهام سحر يا جنون ، از سوى كافران به پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

كذلك ما أتى . .. إلاّ قالوا ساحر أو مجنون

ضمير «من قبلهم» به كافران عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) بازمى گردد; يعنى، اگر اينان تو را به سحر و جنون متهم مى كنند، مطلب تازه اى نيست ; زيرا پيشينيان نيز، همين شيوه را داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 29 - 1،7

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به ادامه دادن هشدار ها و تذكر هاى خويش ، بدون نگرانى از اتهام هاى كافران

فذكّر

از ذيل آيه شريفه استفاده مى شود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، نبايست به اتهام هاى مشركان بينديشد; بلكه وظيفه آن حضرت ادامه دادن به تبليغ خويش است.

7 - اتهام كهانت و جنون به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از سوى كافران

فما أنت بنعمت ربّك بكاهن و لامجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 30 - 1

1 - نسبت دادن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به شعر و شاعرى از جمله اتهام هاى مكرر كافران

أم يقولون شاعر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 33 - 1

1 - اتهام كافران به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در ابداع قرآن از نزد خود و نسبت دادن آن به خداوند

أم يقولون تقوّله

«تقوّل»; يعنى، به دروغ چيزى را به كسى نسبت دادن (المصباح المنير). مقصود كافران اين است كه قرآن، كلام خداوند نيست و پيامبر(صلی الله علیه و آله) به دروغ آن را به او نسبت مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 2 - 3

3 - اتهام سحر و جادوگرى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از سوى كافران با مشاهده هر معجزه

و إن يروا ءاية يعرضوا و يقولوا سحر مستمرّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 9 - 6

6 - پيامبران ، متهم به گمراهى شديد از سوى كافران محكوم به دوزخ

إن أنتم إلاّ فى ضلـل كبير

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه جمله «إن أنتم. ..» دنباله اعتراف هاى كافران باشد. گفتنى است كه صفت «كبير» (براى «ضلال») اشاره به شدّت و نهايت گمراهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 6 - 4

4 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر تهمت ها و افترا هاى كافران مخالف

فستبصر و يبصرون . بأييّكم المفتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 15 - 1،2

1 - كافران تكذيب گر ، آيات قرآن و مطالب آن را بى اساس و از افسانه هاى كهن مى پنداشتند .

إذا تتلى عليه ءايـتنا قال أسـطير الأوّلين

2 - معرفى قرآن به عنوان افسانه كهن ، از ترفند هاى هميشگى كافران تكذيب گر

إذا تتلى عليه ءايـتنا قال أسـطير الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 5،8

5 - اتهام جنون به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به هنگام شنيدن قرآن از سوى كافران

لمّا سمعوا الذكر و يقولون إنّه لمجنون

8 - كافران ، قرآن را نشانه جنون پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى دانستند .

لمّا سمعوا الذكر و يقولون إنّه لمجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 41 - 4

4 - اتهام شعر به قرآن و شاعرى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از سوى كافران و مشركان در آغاز رسالت

و ما هو بقول شاعر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 42 - 4

4 - اتهام كهانت به قرآن و كاهنى به پپامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، از سوى كافران و مشركان

و لا بقول كاهن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 3

3 - روى گردانى كافران از قرآن ، به دليل ناتوانى آنان از درك مفاهيم آن است و افسانه دانستن آن ، بهانه اى بيش نيست .

قال أسـطير الأوّلين . كلاّ بل ران على قلوبهم

667- تهمتهاى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 10،11

10 - موضع گيرى خصمانه كافران صدراسلام عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و موسى ( ع ) و متهم ساختن آنان به ساحرى

قالوا سحران تظـهرا

11 - قرآن و تورات ، دو جادوى پشتيبان يكديگر ، در ادعاى كافران صدراسلام

قالوا سحران تظـهرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 8 - 1،7

1 - كافران ، اظهارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) را درباره تجديد حيات انسان ها پس از مرگ ، افتراى او بر خدا مى دانستند .

و قال الذين كفروا هل ندلّكم على رجل ينبّئكم . .. أفترى على اللّه كذبًا

7 - دفاع خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به خاطر اتهامى كه كافران به آن حضرت نسبت داده بودند .

أفترى على اللّه كذبًا أم به جنّة بل

«بل» براى اضراب و رد ترديدى است كه كافران درباره حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) مطرح كردند; يعنى، آنچه كافران مى گويند، هيچ كدام درست نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 48 - 5

5 - كافران صدراسلام ، مؤمنان را دروغگو دانسته و عقيده آنان به برپايى قيامت را بى اساس مى پنداشتند .

و يقولون متى هـذا الوعد إن كنتم صـدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 4 - 7

668- تهمتهاى كافران قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 91 - 2

2- كفار قريش ، پس از نزول قرآن و ظهور اسلام ، آيات قرآن را به چند دسته تقسيم كرده و هر دسته را با تهمت و افترا و ترفند هاى گوناگون ، به استهزا گرفته و منكر شدند .

المقتسمين. الذين جعلوا القرءان عضين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مقصود از اين آيه و آيه قبل ـ چنان كه در شأن نزولها آمده است ـ كفار قريش باشد كه همگى (حدود 16 نفر) به شكلهاى گوناگون به هلاكت رسيدند.

669- تهمتهاى كافران قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 66 - 2

2 ـ اشراف كفرپيشه قوم هود ، وى را به سفاهت و دروغگويى متهم كردند .

قال الملأ الذين كفروا . .. انا لنريك فى سفاهة و إنا لنظنك من الكذبين

670- تهمتهاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 16

16 ـ اتهام سحر و افسونگرى ، از حربه هاى تبليغاتى كفرپيشگان مكه عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قال الكفرون إن هذا لسحر مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 3

3- كافران مكه ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به خاطر ادعاى نزول وحى بر خود ، فردى مجنون و ديوانه مى دانستند .

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر إنك لمجنون

شواهد تاريخى گواهند كه قبل از ادعاى نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) آنان چنين تهمتى را به آن حضرت نسبت نمى دادند، پس اين تهمت به خاطر نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 15 - 5

5- كافران مكه ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را متهم به سحر مى كردند .

بل نحن قوم مسحورون

در آيه فوق، هر چند به «سحر كننده» تصريح نشده، ولى تناسب حكم و موضوع و نيز آيه هاى ديگرى كه به اين موضوع تصريح كرده است، مقصود پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 38 - 5

5- كافران دين ستيز مكه ، پيامبراسلام و مؤمنان را در باره وعده هاى الهى دروغگو مى پنداشتند .

و يقولون متى هـذا الوعد إن كنتم صـدقين

671- ثبت عمل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 26 - 3

3 - حساب و نتيجه اعمال كافران دوزخى ، در نامه اعمالشان درج شده و روشن است .

و لم أدر ما حسابيه

672- ثروت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 14

14- ثروت ، مكنت ، خوش نمايى و آراستگى زندگى كافران ، استدراج است .

هم أحسن أثـثًا و رءيًا . .. فليمدد له الرحمن مدًّا حتّى إذا رأوا ما يوعدون

«استدراج»; يعنى، كسى را آهسته آهسته و به آرامى نزديك چيزى بردن (لسان العرب) در اين آيه «مدّاً» ـ كه مفعول مطلق است ـ بيان نوعى خاصى از امهال است كه مقصود از آن به قرينه «حتّى إذا. ..»، نزديك ساختن كافران به عذاب موعود الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 4 - 5

5 - هشدار خداوند درباره فريب خوردن از تحركات سياسى و اقتصادى كافران و ثروت و مكنت آنان در جامعه

فلايغررك تقلّبهم فى البلـد

برخى از اهل لغت نوشته اند: «تَقلَّبَ فى الأُمور»; يعنى، «تصرّف كيف يشاء» (در هر كارى مطابق خواسته خود دخل و تصرف كرد). مقصود از «تقلّبهم فى البلاد» تحركات سياسى و اقتصادى كافران در شهرها از راه سفرهاى تجارتى (مانند سفرهاى كافران قريش از مكه به شام، يمن و ...) است.

673- ثروت كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 14 - 3

3 - كافران تكذيب گر ، در صدراسلام از قشر ثروتمند و پرفرزند و نفرات بودند .

أن كان ذا مال و بنين

674- ثروتمندى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 10

10 ـ فقر مؤمنان صدر اسلام ، و تمركز ثروت ها در جبهه كفر *

زين للذين كفروا . .. و يسخرون ... و اللّه يرزق

تزين دنيا نزد كافران، تمسخر مؤمنان توسّط آنان، وعده الهى به برترى مؤمنان در قيامت و برخوردارى آنان از نعمتهاى بى حساب، دلايل استناد اين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 28 - 3

3 - كافران دوزخى ( اصحاب الشمال ) ، از قشر ثروتمند و مرفّه جامعه اند .

ما أغنى عنّى ماليه

يادآورى اين مطلب كه ثروت و اموال، ما را نجات نداد; مى رساند كه اين گروه از قشر مرفه و ثروتمند جامعه اند. در آيه 45 سوره «واقعه» از آنان به عنوان «مترفان» (نازپروردگان و برخورداران) ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 29 - 3

3 - كافران دوزخى ( اصحاب الشمال ) ، از قشر قدرتمندان و توانگران جامعه اند .

هلك عنّى سلطـنيه

675- ثروتمندى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 88 - 4

4- برخى از مردم كافر و مشرك در عصر ظهور اسلام ، از ثروت و امكانات چشمگيرى برخوردار بودند .

لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 47 - 1

1 - كافرانِ برخوردار از ثروت در صدراسلام ، از انفاق به مستمندان و گرسنگان خوددارى مى كردند .

و إذا قيل لهم أنفقوا ممّا رزقكم اللّه قال الذين كفروا للذين ءامنوا أنطعم

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته به دست مى آيد: 1ـ همزه در «أنطعم» براى استفهام انكارى است; 2ـ آيه شريفه در مكه نازل شده و مربوط به كافران صدراسلام است.

676- جامعه اسلامى و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 149 - 2

2 ـ تلاش كفرپيشگان براى واداشتن جامعه ايمانى به پيروى از خويش

ان تطيعوا الّذين كفروا يردّوكم على اعقابكم

677- جاودانگى عذاب اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 40 - 8

8- خلود كافران در عذاب اخروى

و لا هم ينظرون

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مراد از «لا هم ينظرون» نفى تعلق رحمت و عنايت خداوند به كافران باشد. لازمه چنين نفى مطلقى، رهايى نيافتن كافران از عذاب و جاودانگى آنان در آتش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 20 - 2

2 - عذاب كافران ، هميشگى و فناناپذير است .

عليهم نار مؤصدة

بسته بودنِ در، كنايه از استمرار عذاب است.

678- جاودانگى عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 16 - 3

3 - كفرپيشه گان مكذّبان آيات الهى ، همواره در عذاب خواهند ماند .

و أمّا الذين كفروا . .. فى العذاب محضرون

«محضرون» ـ اسم مفعول «إحضار» ـ به چيزى گفته مى شود كه همواره حاضر باشد. چنين نكته اى، مستلزم اين است كه افراد ياد شده، هيچ گاه از عذاب غايب نباشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 28 - 10

10 - جاودانگى عذاب كافران ، متناسب با نوع عملكرد آنان است .

لهم فيها دار الخلد جزاء بما كانوا بأيـتنا يجحدون

«باء» در «بما كانوا» براى مقابله است; يعنى، جاودانگى كافران در دوزخ، در برابر شيوه مستمر آنان در عناد و لجاجت با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيات الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 10 - 4

4 - كافران تكذيب گر آيات الهى ، به صورت دائمى و جاودانه در دوزخ جاى دارند .

و الذين كفروا . .. أصحـب النار خـلدين فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 6 - 6

6 - عذاب جهنم براى كافران ، جاودانه و پايان ناپذير است .

فى نار جهنّم خـلدين فيها

679- جاودانگى كافران در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 74 - 8

8 - عذاب دوزخ جاودان است و كافران در آن مخلد خواهد بود .

لايموت فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 35 - 5

5 - محكوميت ابدى كافران مستكبر به عذاب هميشگى دوزخ ، نتيجه حق ستيزى ودنيا محورى آنان

اتّخذتم ءايـت اللّه هزوًا و غرّتكم الحيوة الدنيا فاليوم لايخرجون منها

680- جرم كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 8 - 5

5 ـ شرك و كفر ، جرم است و مشركان و كافران ، مجرم هستند .

و لو كره المجرمون

از مصاديق مورد نظر براى «المجرمون» مشركان مكه هستند مكه از آنان در آيه قبل به كافران تعبير كرد. بنابراين مجرم بر كافر و مشرك اطلاق شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 84 - 5

5 - تكذيب آيات الهى ، جرم مشترك همه كافران در طول تاريخ

و يوم نحشر من كلّ أُمّة فوجًا. .. حتّى إذا جاءو قال أكذّبتم بـايـتى

با اين كه گروه هاى حاضر در دادگاه، هر كدام از امتى خاص و متفاوت است; ولى همه آنها به خاطر يك جرم (تكذيب آيات الهى) محاكمه مى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 34 - 2

2 - سردمداران شرك و كفر و توده هاى كافر و مشرك ، در پيشگاه عدل الهى مجرم اند .

إنّا كذلك نفعل بالمجرمين

مقصود از «مجرمين» دو گروه پيشوايان شرك و توده هاى مشرك اند كه در آيات پيشين از آنان سخن به ميان آمد.

681- جنگ با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 10

10 ـ جنگ با دوستان شيطان ( كافران و طاغوت ها ) مصداق بارز نبرد در راه خدا

الّذين امنوا يقاتلون فى سبيل اللّه . .. فقاتلوا اولياء الشّيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 2،3،11

2 ـ برخى از مسلمانان صدر اسلام خواستار نبرد با كفّار ، قبل از تشريع جهاد و مبارزه مسلّحانه

الم تر الى الّذين قيل لهم كفّوا ايديكم . .. فلمّا كتب عليهم القتال

از جمله «فلمّا كتب» به دست مى آيد كه مراد از «كفّوا»، خوددارى از نبرد و جنگ مسلحانه است.

3 ـ برخى از مسلمانان صدر اسلام خواهان نبرد با كافران ، پيش از فراهم آمدن زمينه هاى آن

الم تر الى الّذين قيل لهم كفّوا ايديكم

جمله «فلما كتب . .. »، چنانچه گذشت، مى تواند به معناى تشريع جهاد باشد، و مى تواند به معنى فراهم آمدن زمينه جهاد و پيش آمدن شرايط آن باشد ; يعنى آنگاه كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) مسلمانان را به سوى جهاد فراخواند ... .

11 ـ لزوم خودسازى ، پيش از نبرد با كفّار

و اقيموا الصلوة و اتوا الزكوة فلمّا كتب عليهم القتال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 90 - 12

12 ـ هشدار و تهديد خداوند به مسلمانان ، در مورد تعرض به كافران و منافقانى كه پيكار با آنان ممنوع شده است .

و لو شاء اللّه لسلّطهم عليكم فلقاتلوكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 10

10 ـ رؤياى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( اندك ديدن نفرات سپاه كفر ) عامل وحدت كلمه مسلمانان در ضرورت پيكار با سپاه كفر و حضور رشيدانه آنان در جنگ بدر

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا و لو أريكهم كثيرا لفشلتم و لتنزعتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 218 - 10

10 ـ آمرزش گناه مجاهدانى از صدر اسلام كه در ماه حرام با كفار جنگيدند . ( عبداللّه بن جحش و همراهان او )

ان الذين امنوا و الذين هاجروا

به دليل شأن نزول، از مصاديق اولى آيه، عبداللّه بن جحش و ياران او هستند كه پس از هجرت از مدينه به سوى نخله، با دشمن درگير شدند و آنان را كشتند و يا اسير كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 62 - 8

8 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى نبايد صلح طلبيهايى را كه قرين نيرنگ است بپذيرند و به سبب آن از نبرد با كافران بازايستند .

و إن يريدوا أن يخدعوك فإن حسبك اللّه

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «و ان يريدوا . .. » فرض ديگرى در مقابل «إن جنحوا» باشد، نه توضيح و تكميل آن. يعنى صلح به دو منظور پيشنهاد مى شود: گاهى به سبب صلح واقعى و زندگانى مسالمت آميز با مسلمانان و گاهى به منظور حيله گرى و تجديد قوا. آيه قبل (إن جنحوا ... ) بيانگر احكام و دستورات فرض اول و آيه دوم (و إن يريدوا) بيانگر احكام و دستورات فرض دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 11 - 4

4 ـ جنگيدن با كفار محارب ، پس از گرويدن آنان به اسلام ، ممنوع است .

فإن تابوا . .. فإخونكم فى الدين

جمله «فإخونكم فى الدين» اشاره به اين معنا دارد كه: كفار محارب با گرويدن به اسلام، برادران دينى مسلمانان محسوب شده و از آن پس، جنگيدن با آنان حرام است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 11

11 ـ نابودى عوامل اصلى كفر و شرك ، هدف عمده و اساسى پيكار اسلام با كافران و مشركان

فقتلوا أئمة الكفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 123 - 6

6 ـ لزوم به كارگيرى شدت و خشم ، در جنگ با دشمنان كفرپيشه

قتلوا الذين يلونكم من الكفار و ليجدوا فيكم غلظة

682- جنگ با كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 57 - 4

4 ـ متلاشى ساختن جبهه كافران محارب و پراكنده ساختن آنان ، تكليفى بر عهده اهل ايمان

فإما تثقفنهم فى الحرب فشردبهم

683- جنگ با كافران معاهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 12 - 6،10

6 ـ لغو اعتبار پيمان عدم تعرض و اعلان جنگ به معاهدان كافر ، در صورت شكسته شدن پيمان از سوى آنان ، بلامانع است .

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم . .. فقتلوا

10 ـ طعن و توهين به اسلام از سوى كفار معاهد ، لغو اعتبار پيمان صلح و اعلان نبرد با آن را ، مجاز مى كند .

و إن نكثوا أيمنهم من بعد عهدهم و طعنوا فى دينكم فقتلوا

684- جنگ كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 3

3 ـ جنگ هاى كافران ، در راه طاغوت است .

و الّذين كفروا يقاتلون فى سبيل الطّاغوت

685- جنگهاى قبيله اى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 14 - 10

10 - كافران ، در نبرد هاى قومى و قبيله اى خود جنگاور و سخت كوش ; ولى در برابر جبهه حق ، ضعيف و ناتوان

بأسهم بينهم شديد . .. و قلوبهم شتّى

برداشت ياد شده در صورتى است كه واژه «بأسهم» اشاره به جنگ هايى باشد كه در ميان قبايل خود كافران آن روزگار متداول بوده است.

686- جنون كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 6 - 2

2 - كافران ، مستحق نام جنون هستند .

و يبصرون . بأييّكم المفتون

687- جوسازى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 3

3 ـ شكست در پيكار احد ، زمينه ساز هجوم تبليغاتى كافران و يا منافقان ، عليه اسلام ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان

يا ايّها الّذين امنوا لا تكونوا كالّذين كفروا و قالوا لاخوانهم . .. ما ماتوا و م

كشته شدن عدّه اى از مسلمانان در جنگ احد باعث شده بود كه كافران و يا منافقان، كه با حضور در صحنه احد مخالف بودند، ماجراى احد و كشته هاى فراوان آن را حربه تبليغاتى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار دهند. آنان مى گفتند اگر نظر ما را مى پذيرفتند و همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) خارج نمى شدند، اين حوادث ناگوار پيش نمى آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 7 - 3

3ـ تبليغات سوء كفرپيشگان و جوسازى هاى آنان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لولا أُنزل عليه ءاية من ربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 47 - 9،10

9- كافران از طريق اعلام سحرشدگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صدد ايجاد بدبينى در پيروان ، نسبت به آن حضرت بودند .

إذ يقول الظـلمون إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مخاطب «إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحوراً» مؤمنين باشد و كافران با تهمت «مسحور» به پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ كه بر شخص خارج شده از حد اعتدال بر اثر سحرزدگى اطلاق مى شود ـ مى خواستند در آنان نسبت به آن حضرت، بدبينى ايجاد كنند.

10- كافران ، همواره در صدد ايجاد بدبينى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در بين خود بودند تا به وسيله آن ، كسى به آن حضرت تمايل پيدا نكند .

إذ يقول الظـلمون إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

نكته ياد شده بر اين اساس كه مخاطب فعل «تتّبعون» كافران باشد كه به همديگر مى گفته اند و آوردن فعل مضارع «يقول» براى بيان تلاش همواره آنان است.

688- جوسازى كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 27 - 3

3ـ تبليغات سوء كفرپيشگان عصر بعثت و جوسازى هاى آنان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يقول الذين كفروا لولا أُنزل عليه ءاية من ربه

689- جوسازى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 7

7 - اميدوارى كافران مكه ، به پيروزى خود بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) از طريق ايجاد هياهو و فضاى ناآرام

و قال الذين كفروا لاتسمعوا . .. و الغوا فيه لعلّكم تغلبون

690- جهاد با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 66 - 9

9 ـ لزوم پايدارى صد مؤمن در برابر دويست كافر و هزار مؤمن در برابر دو هزار كافر تا تحقق پيروزى بر آنان

فإن يكن منكم مائة صابرة يغلبوا مائتين و إن يكن منكم ألف يغلبوا الفين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 4

4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مشركان و كافران لجوج و حق ناپذير را به جنگ و جهاد تهديد كرد .

فإن تولّوا فقل ءاذنتكم على سواء

برداشت ياد شده بر اساس يكى از احتمالاتى است كه ميان مفسران در باره اين آيه مطرح است و آن اين كه جمله «آذنتكم على سواء» تهديد به جنگ و هشدار به جهاد است. مانند آيه «فانبذ إليهم على سواء» (انفال (8) آيه 58).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 1،4،22،24،30

1- لزوم پيكارى بى امان با كافران ستيزه جوى در ميدان هاى جنگ

فإذا لقيتم الذين كفروا فضرب الرقاب

4- لزوم كشتن كافران و امان ندادن به آنان ، در ميدان جنگ تا مرحله زمين گيرشدن دشمن

فضرب الرقاب حتّى إذا أثخنتموهم

آيه شريفه در مجموع بيانگر يكى از قوانين كارآمد و حياتى در ميدان جنگ است. خداوند، به رزمندگان مسلمان رهنمود داده است تا قبل از غلبه يافتن بر دشمن و زمين گير ساختن او، اقدام به گرفتن اسير نكنند; بلكه بى درنگ هر دشمنى كه در مقابلشان قرار گرفت، بكشند.

22- فرمان خداوند به جهاد ، در عين قدرت او بر نابودسازى كافران ، به منظور آزمايش آدميان

و لو يشاء اللّه لانتصر منهم و لـكن ليبلواْ بعضكم ببعض

24- عدم تعلق مشيّت الهى بر نابودسازى كافران ، بدون تلاش و جهاد مؤمنان

و لو يشاء اللّه لانتصر منهم و لـكن ليبلواْ

«لو» براى امتناع است; يعنى، اگر خداوند بخواهد كه كافران بدون حضور در جبهه نبرد نابود شوند، مى تواند آنان را نابود كند; اما او چنين نخواسته است.

30- جنگ با كافران محارب ، حركت در مسير خداوند است .

و الذين قتلوا فى سبيل اللّه

آنچه در صدر آيه شريفه مطرح شده است مبارزه بى امان با كافران در جبهه هاى نبرد است و خداوند، چنين مبارزه اى را «سبيل اللّه» ناميده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 7 - 2

2- جهاد و مبارزه با كافران محارب ، يارى خداوند است .

فإذا لقيتم الذين كفروا فضرب الرقاب . .. إن تنصروا اللّه ينصركم

باتوجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين، استفاده مى شود كه «يارى دادن به خدا» بر «جنگ عليه كافران محارب» منطبق شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 190 - 1

1 - وجوب نبرد با كافران ، در صورتى كه با مسلمانان سرجنگ داشته باشند .

و قتلوا فى سبيل اللّه الذين يقتلونكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 191 - 9

9 - فتنه انگيزى كافران ، مجوز نبرد با ايشان است ، هر چند كه با مسلمانان سر جنگ نداشته باشند .

و قتلوا فى سبيل اللّه يقتلونكم . .. الفتنة أشد من القتل

جمله «والفتنة أشد من القتل»، به اصطلاح اصوليين حاكم بر «الذين يقاتلونكم» است و موجب توسعه در موضوع حكم مطرح شده در آيه قبل مى شود; يعنى، آيه قبل بيان داشت كه با كافران حربى نبرد كنيد و جمله «الفتنة . ..» بيان مى كند كه فتنه انگيزى به منزله جنگ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 193 - 1،3

1 - نبرد با كافران ، تا برطرف شدن فتنه هاى آنان ، وظيفه اى ضرورى بر عهده مسلمانان

و قتلوهم حتى لاتكون فتنة

3 - نبرد با كافران ، تا حاكميت يافتن دين خدا در پهنه گيتى ، فرمان خداوند به اهل ايمان

و قتلوهم حتى لاتكون فتنة و يكون الدين للّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 167 - 7

7 ـ ضرورت بسيج تمامى نيرو هاى مؤمن و غير مؤمن از سوى رهبرى جامعه دينى براى رويارويى با هجوم كافران

و قيل لهم تعالوا قاتلوا فى سبيل اللّه او ادفعوا

بنابر اينكه دعوت مطرح شده در آيه، يك دعوت موردى و خاص باشد، نه بيانگر اصل وجوب جهاد و دفاع، الزاماً مخاطبان در آيه دو گروه خواهند بود: گروهى كه «للّه» و «فى سبيل اللّه» در صحنه پيكار حاضر مى شوند و گروهى كه براى دفاع از كيان و مليّت خود و . .. نبرد مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 11

11 ـ خداوند حامى و ياور مؤمنان در رويارويى آنان با كافران

و لن تغنى عنكم . .. و أن اللّه مع المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 24 - 7

7 ـ جهاد و مبارزه با كافران حق ناپذير ، مايه حيات واقعى جامعه ايمانى

يأيها الذين ءامنوا استجيبوا للّه و للرسول

از مصاديق مورد نظر براى «ما يحييكم»، به دليل وقوع آيه مورد بحث در سياق آيات جنگ و مبارزه، فراخوانى اهل ايمان به نبرد با دشمنان دين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 39 - 4

4 ـ نبرد با كافران تا حاكميت يافتن دين خدا در جهان ، فرمان خداوند به اهل ايمان

و قتلوهم حتى . .. يكون الدين كله للّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 40 - 1

1 ـ اهل ايمان بايد با باور به يارى خداوند و سرپرستى او ، به جهاد با كافران فتنه انگيز بپردازند .

و إن تولوا فاعلموا أن اللّه موليكم نعم المولى و نعم النصير

متعلق «تولوا» دست برداشتن از فتنه انگيزى است ; يعنى «إن تولوا عن الانتهاء فلم يتركوا الفتنة». و جواب شرط، به قرينه آيه قبل، جمله اى همانند «فقاتلوهم» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 65 - 1،2،3،4

1 ـ اهل ايمان موظف به پيكار با كفرپيشگان

يأيها النبى حرض المؤمنين على القتال

از «من الذين كفروا» در ذيل آيه بدست مى آيد كه مراد از «القتال» پيكار با كافران است.

2 ـ تشويق و تحريك اهل ايمان براى پيكار با كافران ، وظيفه اى الهى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يأيها النبى حرض المؤمنين على القتال

3 ـ يك گروه بيست نفرى اهل ايمان بايد بر يك گروه دويست نفرى اهل كفر و لشكر صد نفرى مؤمنان بايد بر لشكر هزار نفرى اهل كفر پيروز شود .

إن يكن منكم عشرون صبرون يغلبوا مائتين و إن يكن منكم مائة يغلبوا ألفا

جمله هاى «يغلبوا مائتين» و «يغلبوا ألفا» خبرى هستند. ولى مراد از آن به دليل «الئن خفف اللّه عنكم» در آيه بعد معنايى دستورى است. زيرا تخفيف در محدوده تكاليف و دستورات مطرح است. بنابراين «يغلبوا ... » يعنى بايد مقاومت كنيد و پيروز شويد.

4 ـ اهل ايمان موظف به پايدارى در برابر لشكريان كفر تا پيروزى بر آنان ; حتى در صورت ده برابر بودن نيروى انسانى كافران

حرض المؤمنين على القتال إن يكن منكم عشرون صبرون يغلبوا مائتين

تغيير نكردن نسبت در دو فراز ياد شده، يعنى بيست در مقابل دويست و صد در مقابل هزار، بيانگر اين است كه ضرورت مقاومت مخصوص بيست و دويست نفر نيست، بلكه تحقق نسبت (يك بر ده) ملاك حكم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 - 12

12 ـ وجود درگيرى بين مؤمنان غير مهاجر با كافران ، به خاطر دين و ديندارى ، تنها موردى است كه مهاجران و انصار موظف به يارى غير مهاجران هستند .

و إن استنصروكم فى الدين فعليكم النصر

قيد «فى الدين» بيانگر اين است كه اگر كافران به انگيزه مبارزه با اسلام و ديندارى غير مهاجران به آنان هجوم بردند، بايد ساير مسلمانان از آنان حمايت كنند و اگر درگيرى بدين انگيزه نباشد، حمايت از آنان ضرورت ندارد. قابل ذكر است كه «ال» در «النصر» جانشين مضاف إليه است ; يعنى «فعليكم نصرهم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 73 - 1،2،3،7

1 ـ نبرد بى امان با كافران و منافقان ، و سخت گيرى و عدم ترحم به آنان ، فرمان خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يأيها النبى جهد الكفار و المنفقين و اغلظ عليهم

2 ـ لزوم جهاد با كافران و منافقان و عدم مماشات با آنان

جهد الكفار . .. و اغلظ عليهم

3 ـ تصميم به جهاد با كافران و منافقان ، در محدوده مسؤوليت هاى رهبر جامعه اسلامى

يأيها النبى جهد الكفار

به كارگيرى خطاب «يا أيها النبى» به جاى «يا أيها الذين آمنوا» بيانگر اين است كه: تصميم گيرى درباره جنگ با كفار و منافقان، از وظايف رهبر جامعه ايمانى است.

7 ـ « عن ابى جعفر ( ع ) قال : « جاهد الكفار و المنفقين » بالزام الفرائض ;

از امام باقر (ع) [در توضيح سخن خدا كه فرمود : ]«با كفار و منافقان مجاهده كن» روايت شده: مقصود الزام آنان به انجام فرايض است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 123 - 1،10

1 ـ فرمان الهى به مؤمنان در اسلام مبنى بر مبارزه و پيكار با جوامع كفرپيشه همجوار خويش

يأيها الذين ءامنوا قتلوا الذين يلونكم من الكفار

10 ـ جهاد با كافران و نرمش نداشتن در برابر آنان از جلوه هاى تقوا

قتلوا . .. و ليجدوا فيكم غلظة و اعلموا أن اللّه مع المتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 9 - 1،3

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به جهاد با كافران و منافقان فرمان يافت .

يـأيّها النبىّ جـهد الكفّار و المنـفقين

3 - جهاد با كافران و منافقان و هرگونه برخورد شديد و سختگيرانه با آنان ، بايد زير نظر رهبر جامعه اسلامى انجام گيرد .

يـأيّها النبىّ جـهد الكفّار و المنـفقين و اغلظ عليهم

مخاطب قرار گرفتن شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در جهاد سختگيرانه با كافران و منافقان، مى تواند اشاره به نكته ياد شده باشد. افراط و تفريطى كه نوعاً در چنين موضوعى از سوى مردم سرمى زند، تأييد كننده همين مطلب است.

691- جهاد با كافران اشغالگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 191 - 6

6 - ضرورت نبرد با كافرانى كه سرزمين هاى اسلامى را به تصرف خويش در آورده اند .

و اقتلوهم . .. و أخرجوهم من حيث أخرجوكم

692- جهان بينى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 12

12 ـ تضادّ و دوگانگى بينش اهل ايمان و كفرپيشگان ، در تفسير عوامل حيات و مرگ

و قالوا . .. ما ماتوا و ما قتلوا ... و اللّه يحيى و يميت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 12

12 ـ برخى مشركان و كافران عنود، با نقش مشيت الهى در تأثير اسباب آشنا بودند.

ما كانوا ليؤمنوا إلا أن يشاء الله و لكن أكثرهم يجهلون

693- جهانبينى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 95 - 8،10

8 ـ تحليل سختى هاى بيداركننده و هدفدار به حوادثى برخاسته از عوامل طبيعى و بدون هدف ، تحليل نادرست منكران رسالت پس از رسيدن به رفاه و آسايش

قالوا قد مس ءاباءنا الضراء و السراء

10 ـ كفرپيشگانى كه با بى هدف خواندن سختى هاى بيداركننده از تمامى عوامل هدايت بى بهره ماندند ، با عذابى غافليگرانه از جانب خدا نابود شدند .

فأخذنهم بغتة و هم لا يشعرون

694- جهل اكثريت كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 57 - 6

6 - بيشتر كافران و مشركان ستيزه جو و مجادله گر در صدر اسلام ، مردمى غافل و بى خبر از معارف الهى ( چون توحيد و معاد ) بودند .

و لـكنّ أكثر الناس لايعلمون

ممكن است مقصود از «الناس» در آيه شريفه، مردم عصر نزول قرآن (چون اهل مكه) باشد. برداشت يادشده بر اين احتمال مبتنى است.

695- جهل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 3

3 ـ ناتوانى كافران از درك سود و زيان و سرنوشت شوم خويش

و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم انّما نملى لهم ليزدادوا اثما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 58 - 10

10 ـ اهل كتاب و ديگر كافران به دليل استهزاى دين اسلام و احكام و شعاير آن ، @مردمى نادان و بى خرد

اتخذوا دينكم هزواً . .. ذلك بانهم قوم لايعقلون

برداشت فوق بر اين مبناست كه «لايعقلون» فعلى لازم باشد، يعنى اهل كتاب و كافران، فاقد عقل و انديشه كافى هستند. اسناد «لايعقلون» به «قوم» كه حاكى از بافت خاص اجتماعى آنهاست، اين معنى را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 8 - 6

6 ـ ناآگاهى كافران از عواقب هلاكتبار درخواست نزول آشكار ملائكه

و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر ثم لا ينظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 33 - 10

10 ـ انكار آيات الهى نشأت گرفته از روح سركش و ستمگر كافران است، نه جهل و ناآگاهى آنان

فإنهم لا يكذبكونك و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون

«جحد» به انكارى كه بر خلاف اعتقاد قلبى باشد گفته مى شود. محتمل است ستمكار شمردن منكران در آيه به جهت مخالفت آگاهانه آنان با پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 34 - 11

11 ـ اكثر كافران عصر بعثت ، ناآگاه به ضرورت تقوا براى متوليان مسجدالحرام

إن أولياؤه إلا المتقون و لكن أكثرهم لايعلمون

مفعول «لايعلمون» حقايقى است كه آيه مورد بحث بدان پرداخته است ; از جمله ضرورت تقوا براى واليان مسجدالحرام و نيز استحقاق عذاب براى سدكنندگان مسجدالحرام بر روى مؤمنان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 39 - 10

10- بى اطلاعى كافران در دنيا ، از دروغ گويى خويش درباره رستاخيز

و أقسموا بالله . .. لايبعث الله من يموت بلى وعدًا عليه ... و ليعلم الذين كفروا أ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 79 - 10

10- خداوند ، مدعيان دستيابى به مال و فرزند با كفرورزى را ، در عذاب كفر و جهل خودشان نگاه مى دارد .

و نمدّ له من العذاب مدًّا

محتمل است مراد از «العذاب» عذاب گمراهى و كفرى باشد كه كافر در آن گرفتار است. جمله «فليمدد له الرحمان مدّاً» در آيات پيشين نيز ـ كه تداوم ضلالت گمراهان را بيان كرده ـ از همين مقوله است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 39 - 4

4- كافران ، در دنيا هرگز به سختى و شدت آتش دوزخ و به بى ياورى خود در قيامت پى نخواهند برد .

لو يعلم الذين كفروا حين لايكفّون عن وجوههم النار . .. و لا هم ينصرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «حين» مفعولٌ به براى «يعلم» باشد. در اين صورت پيام آيه چنين مى شود: كاش آنان كه كافر شدند، مى دانستند ـ و نمى دانند ـ زمانى را كه نمى توانند آتش را از چهره ها و... باز بدارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 63 - 3

3 - قلب هاى كافران ، پوشيده در حجاب غفلت و ناآگاهى

بل قلوبهم فى غمرة من هـذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 71 - 12

12 - كافران حق ستيز ، فاقد بينش و درك لازم نسبت به مصالح و منافع خويش

بل أتينـهم بذكرهم فهم عن ذكرهم معرضون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 66 - 1

1 - دانش و معرفت درباره آخرت ، خارج از محدوده توان كافران

بل ادّرك علمهم فى الأخرة

«تدارُك» (مصدر «إدارك») عبارت است از پيوستن اجزاى شىء به آن شىء به گونه اى كه از آن اجزا، چيزى باقى نمانده باشد. «ادّارك علمهم فى الأخرة»; يعنى، آنها (كافران) دانششان مصروف جاى ديگرى شده و چيزى از آن باقى نمانده است تا بتوانند آن را درباره آخرت به كار برند. بنابراين آنان نه مجال آن را دارند كه با دلايل علمى، آخرت را رد كنند و نه مجال

آن را دارند كه با برهان هاى يقينى آن را اثبات كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 56 - 12،13

12 - كافران ، از حقيقت روز قيامت و برانگيختگى مردگان در آن ، همواره ، در جهل و بى اطلاعى اند .

يقسم المجرمون . .. فهـذا يوم البعث و لـكنّكم كنتم لاتعلمون

13 - كافران ، از وقوع قيامت بى اطلاع اند و براى حضور در آن ، آماده نيستند .

و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة . .. و لـكنّكم كنتم لاتعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 59 - 6

6 - كافران مجرم ، مردمانى جاهل و نادان به حقايق اند .

المجرمون. .. الذين كفروا... الذين لايعلمون

«لايعلمون» مى تواند صفت ديگرى علاوه بر «المجرمون» براى «الذين كفروا» باشد كه درباره آنان و موضع گيرى هايشان در اين آيات، بحث شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 6 - 4

4 - كافران ، افرادى فاقد علم و دانش اند .

قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة . .. و يرى الذين أُوتوا العلم الذى أُنزل إليك

به قرينه مقابله با آيه «الذين سَعَوْ» ـ كه كافران بودند ـ ذكر «أُوتوا العلم» نشان مى دهد كه آنان فاقد چنين صفتى اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 6 - 2

2 - آگاه نبودن از زمان برپايى قيامت ، بهانه كافران براى انكار آن

يسئل أيّان يوم القيـمة

696- جهل كافران پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 19

19 ـ سران شرك و كفر و پيروانشان، بى خبر از مضاعف بودن عذاب خويش

لكل ضعف و لكن لاتعلمون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه سران شرك نيز، همچون پيروان آنان، مخاطب «لاتعلمون» باشند.

697- جهل كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 63 - 1

1 - كافران و مشركان صدراسلام ، آيات الهى را از سر لجاج و ستيزه جويى ، انكار مى كردند ; نه از روى جهل و ناآشنايى به آن .

كذلك يؤفك الذين كانوا بأيـت اللّه يجحدون

«جحد» (مصدر «يجحدون») به معناى انكار چيز معلوم و روشن است. آيه شريفه به منزله تعليل براى مضمون آيه قبل است كه در آن، از انكار آيات الهى و دور شدن از عبادت خداوند، اظهار شگفتى شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 1 - 2

2 - گروهى از كافران در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بى خبر از موضع قاطع آن حضرت در برابر كفر و اميدوار به تنزل او در برابر شرك

قل يـأيّها الكـفرون

ادامه سوره، قرينه است بر اين كه مراد از «الكافرون»، همه كافران نيستند; بلكه تنها آن گروه مخاطب اند كه اميدى به ايمان آنان نمى رفت. سخن گفتن با آنان در اين باره ـ كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) اهل سازش نيست ـ بيانگر آن است كه آنان تسامح و تساهل را براى آن حضرت، امكان پذير مى پنداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 3 - 7

7 - كافران ، از معبود پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شناخت نادرست و تصورى در حد معبود هاى خويش داشتند .

ما تعبدون . .. ما أعبد

كلمه «ما» در معنايى اعم از عاقل و غير عاقل به كار مى رود، به كار نبردن كلمه «من» ـ كه تصريح به عاقل بودن است ـ به جهت بيان اين نكته است كه مشركان، معبود پيامبر(صلی الله علیه و آله) را در سطح معبودان خويش مى پنداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 5 - 7

7 - كافرانِ عصر بعثت ، از خداوند شناختى ناقص و در حد شناخت خدايان خويش داشتند .

و لا أنتم عـبدون ما أعبد

كلمه «ما»، بيانگر برداشت ياد شده است.

698- جهل كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 6 - 6

6 - جهل ، عامل رويكرد كافران مكه به خريد داستان هاى بى اساس بود .

و من الناس من يشترى لهو الحديث . .. بغير علم

«بغير علم» متعلق به فعل «يشترى» است.

699- چرخش صورت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 66 - 1

1 - در روز بى يار و ياورى كافران ، صورت هاى آنان ، در آتش از اين رو به آن رو ، چرخانده مى شود ، تا خوب بسوزد .

لايجدون وليًّا . .. يوم تقلّب وجوههم فى النار

بنابراين كه «يوم» ظرف براى «لايجدون»باشد، نكته ياد شده به دست مى آيد.

700- چشمهاى كافران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 44 - 1

1 - كافران حق ناپذير ، با چشمانى فروافتاده و فروتنانه در محكمه عدل الهى حاضر مى شوند .

خـشة أبصارهم

701- حبط عمل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 57 - 3

3 ـ در قيامت ، كافران از اعمال صالح خويش ، بهره اى نمى برند .

و اما الذين امنوا و عملوا الصالحات فيوفيهم اجورهم

چون پاداش الهى مشروط به توأم بودن ايمان و عمل صالح است، بنابراين عمل صالح بدون ايمان، پاداش الهى را در پى نخواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 17 - 8

8 ـ كفر به خدا ، مايه حبط و بى ارزشى و فاسد شدن اعمال نيك كافران است .

ما كان للمشركين أن يعمروا مسجد اللّه شهدين على أنفسهم بالكفر أولئك حبطت أعملهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 11،13

11 ـ حبط و سقوط ارزش و بى ثمر بودن اعمال كافران و منافقان ، در دنيا و آخرت

وعد اللّه المنقين . .. أولئك حبطت أعملهم فى الدنيا و الأخرة

13 ـ بى تأثير ماندن دسيسه هاى منافقان و كافران طول تاريخ ، در از بين بردن ارزش هاى الهى ، عبرتى است براى دنبال كنندگان راه آنان . *

كالذين من قبلكم . .. أولئك حبطت أعملهم فى الدنيا و الأخرة

با توجه به اينكه منظور از اعمال در «أعمالهم» مى تواند روشهاى خائنانه آنان در قبال اديان الهى باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 18 - 2،8

2- عمل نيك كافران ارزشى ندارد و حبط مى شود .

مثل الذين كفروا بربّهم أعمـلهم كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف

8- كافران ، در آخرت قادر به بهره بردارى از اعمال نيك خويش نخواهند بود و از آن محروم خواهند شد .

أعمـلهم كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف لايقدرون ممّا كسبوا على شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 19 - 13

13- آفرينش آسمان ها و زمين ( عالم آفرينش ) ، دليل قدرتمندى خداوند بر تحقق وعده عذاب كافران و حبط عمل نيكشان

من ورائه جهنّم . .. مثل الذين كفروا بربّهم أعمـلهم كرماد اشتدّت به الريح ... ألم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 105 - 6،9

6- حبط اَعمال كافران ، همان ضايع شدن سعى و تلاش دنيوى آنان است .

الذين ضلّ سعيهم فى الحيوة الدنيا . .. فحبطت أعمـلهم

9- كافران ، به رغم كار و تلاش در دنيا ، در روز قيامت و ملاقات پروردگار ، تهيدست و بى توشه اند .

الذين كفروا . .. فحبطت أعمـلهم فلانقيم لهم يوم القيـمة وزنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 106 - 4

4- استهزاى آيات و پيامبران الهى ، شيوه كافران و عامل دوزخى شدن و حبط عمل آنان است .

جزاؤهم جهنّم بما كفروا واتخذوا ءايـتى و رسلى هزوًا

«هزواً» و «هزءاً» به يك معنا است و مصدرى است كه حمل آن بر «آيات» و «رسل» براى مبالغه است. راغب، آن را «شوخى ناآشكار» و ديگران، آن را «تمسخر» معنا كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 5

5 - اعمال نيك كافران ، حبط شده و براى آنان ثمره اخروى نخواهد داشت .

و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا

اگر سراب گونه بودن اعمال كافران، در رابطه با قيامت باشد، قهراً مى تواند اشاره به حبط اعمالشان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 19 - 25

25 - حبط عمل صالح غير مؤمنان ، بر خداوند ، آسان است .

فأحبط اللّه أعمـلهم و كان ذلك على اللّه يسيرًا

در صورتى كه مشاراليه «ذلك» اِحباط باشد، نكته ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 8 - 2

2- فرجام نهايى كافران ، به رو افتادن در خاكِ مذلت و از دست دادن تلاش ها است .

و الذين كفروا فتعسًا لهم و أضلّ أعمـلهم

بنابراين كه جمله «فتعساً لهم» خبريه باشد و با توجه به اين كه «تعس» به معناى به رو در افتادن است ـ كه حاكى از نهايت ذلت است ـ مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 9 - 1

1- ناخشنودى كافران از پيام وحى ، باعث حبط اعمال آنان و گرفتار آمدنشان به نفرين الهى

فتعساً لهم و أضلّ أعمـلهم . ذلك بأنّهم كرهوا ما أنزل اللّه

بنابراين كه «ذالك» اشاره به «فتعساً لهم و أضلّ أعمالهم» باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

702- حتميت انحطاط كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 44 - 8

8 - كافران تكذيب گر ، ناتوان از رهانيدن خود از سقوط و مبارزه با عوامل آن

سنستدرجهم من حيث لايعلمون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه چون عوامل و زمينه هاى سقوط، براى كافران ناشناخته و غافل گيرانه است; قهراً رهايى از آن نيز براى آنان ناممكن خواهد بود.

703- حتميت اندوه اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 17 - 5

5 - هيچ پناهگاه و راه گريزى از سختى ها و اندوه هاى روز محشر براى كافران نيست .

فكيف تتّقون إن كفرتم يومًا يجعل الولدن شيبًا

704- حتميت شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 1 - 1

1ـ تلاش هاى كافران ، در منحرف ساختن جامعه بشرى از راه خدا ، محكوم به شكست حتمى و نهايى است .

الذين كفروا و صدّوا عن سبيل اللّه أضلّ أعمـلهم

«أعمالهم» نظر به تلاش هاى كفرآميز و انحراف انگيز كافران دارد كه از واژه «صدّوا» استفاده مى شود. شكست حتمى و نهايى از آن جهت برداشت مى شود كه گوينده «أضلّ» خداوند است و اگر كافران در ظاهر پيشرفت هايى هم داشته باشند، در نهايت محكوم به شكست اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 3 - 6

6 - تأكيد خداوند ، بر پيروزى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ناكامى كافران تكذيب گر

و كذّبوا . .. و كلّ أمر مستقرّ

بيان كلى خداوند در تحقق و استقرار برنامه هاى از پيش تعيين شده، در حقيقت نويدى به مؤمنان و تهديدى به كافران است كه رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) سرانجام تثبيت خواهد شد و تكذيب گران كارى از پيش نخواهند برد.

705- حتميت عجز كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 57 - 2

2 - ناتوانى كافران در به شكست كشاندن جبهه حق و نيروى الهى ، جاى هيچ گونه شك و ترديدى ندارد .

لاتحسبنّ الذين كفروا معجزين فى الأرض

تعبير «لاتحسبنّ» (گمان مبر) ـ با آن كه گمان امرى غير اختيارى است و چيزى نيست كه به پرهيز از آن توصيه شود ـ مى رساند كه جاى چنين گمانى نيست و نبايد كسى به خود ترديد راه دهد.

706- حتميت عذاب اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 54 - 7

7 - كافران ، اگر به خاطر اجل تعيين شده در دنيا ، گرفتار عذاب نشوند ، عذاب اخروى شان قطعى است .

و يستعجلونك بالعذاب و لولا أجل مسمّى لجاءهم العذاب . .. يستعجلونك بالعذاب و إنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 71 - 19

19 - عذاب شدن كافران در قيامت ، امرى قطعى و سنت تغييرناپذير الهى است .

و لـكن حقّت كلمة العذاب على الكـفرين

«حَقَّ» به معناى «ثَبَتَ» و «وَجَبَ» (ثابت و واجب شد) است و «كلمة» در آيه شريفه به معناى وعده و يا فرمان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 6 - 1

1 - عذاب شدن كافران در قيامت ، امرى قطعى و سنت تغييرناپذير الهى

و كذلك حقّت كلمت ربّك على الذين كفروا

«حق»; يعنى، «ثَبَتَ» و «وَجَبَ» (ثابت و واجب شد) است. و مراد از كلمه در «كلمة ربّك» وعده فرمان عذاب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 11 - 9،10

9 - در قيامت هيچ راه و روزنه نجات از عذاب الهى ، براى كافران نخواهد بود .

فهل إلى خروج من سبيل

تنكير «خروج» و «سبيل» براى نوعيت است; يعنى، كافران از تمامى راه هاى خروج و وسايل رهايى محروم اند.

10 - يأس و نااميدى شديد كافران حق ناپذير ، از نجات خويش از عذاب الهى

فهل إلى خروج من سبيل

مفسران بر اين باوراند كه چنين سخنى، از زبان كسانى صادر مى شود كه يأس و نااميدى بر وجود آنان چيره شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 33 - 2،3

2 - در قيامت هيچ عامل نجات دهنده اى براى كافران ، در برابر عذاب و قهر خداوند وجود ندارد .

يوم تولّون مدبرين ما لكم من اللّه من عاصم

3 - عذاب الهى كافران در قيامت ، قطعى و گريزناپذير است .

ما لكم من اللّه من عاصم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 23

23 - كافران ، در قيامت گرفتار عذابى حتمى و جانكاه

و لنذيقنّهم من عذاب غليظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 35 - 7

7 - بى اعتنايى خداوند به بهانه تراشى ها و عذرخواهى هاى كافران ، براى رهايى از عذاب دوزخ

فاليوم لايخرجون منها و لا هم يستعتبون

چنانچه از «استعتاب» (طلب عذرخواهى)، لازمه آن (قبول عذر) اراده شده باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 3 - 6

6 - كافران مهلت يافته در دنيا ، ناگزير از چشيدن عذاب آتش ، در آخرت اند .

و لولا أن . .. لعذّبهم فى الدنيا و لهم فى الأخرة عذاب النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 2 - 4

4 - عذاب كافران در قيامت ، امرى قطعى و غيرقابل دفع از سوى كسى

بعذاب واقع . للكفرين ليس له دافع

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه مراد از عذاب در آيه شريفه، عذاب اخروى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 13

13 - كافران در قيامت با مشاهده كردار خويش ، عذاب خود را حتمى خواهند دانست .

عذابًا قريبًا يوم ينظر المرء ما قدّمت يداه و يقول الكافر يـليتنى كنت تربًا

از آن جايى كه كافران با نگاه به اعمال خويش، آرزوى خاك بودن مى كنند; مى توان پى برد كه آنان، گرفتارى به عذاب را بر خود قطعى ديده اند.

707- حتميت عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 48 - 9

9 - در قيامت ، راه نجاتى براى كافران به قرآن وجود نخواهد داشت .

ءامنوا بما أنزلت . .. واتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس

هدف از توصيف قيامت به اينكه: فديه و عوضى گرفته نمى شود و . ..، مأيوس كردن مستحقان عذاب است از اينكه مبادا راه نجاتى براى خود - جز ايمان و ... - توهم كرده و به اعتبار آن دلخوش باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 5

5 ـ هيچ چيز ، حتى برترين قدرت هاى نظامى ، اقتصادى و نيروى انسانى ، مانع تحقق يافتن عذاب الهى براى كافران و منافقان نيست .

وعد اللّه المنفقين . .. و لهم عذاب مقيم. كالذين من قبلكم كانوا أشد منكم قوة و أك

نيروى نظامى از «قوة»، اقتصادى از «أموالا» و انسانى از «أولاداً» برداشت شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 8 - 5،8

5ـ كفرپيشگان ، در زمانى نه چندان دور به عذاب الهى گرفتار خواهند شد .

إلى أُمّة معدودة . .. ألا يوم يأتيهم ليس مصروفاً عنهم

ضمير فاعلى در «يأتيهم» به عذاب برمى گردد و «يوم» ظرف براى «مصروفاً» است.

8ـ كفرپيشگان ، در صورت مواجه شدن با عذاب هاى الهى ، از نجات دادن خويش ناتوان خواهند بود .

و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

جمله «ليس مصروفاً عنهم» بيان مى دارد كه عذاب از كفرپيشگان بازگردانده نمى شود و جمله «حاق بهم . ..» به اين نكته اشاره مى كند كه آنان نيز نمى توانند از عذاب بگريزند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 33 - 8

8ـ كفرپيشگان نه مى توانند از نزول عذاب الهى جلوگيرى كنند و نه قادرند از گرفتارشدن به آن ، خود را رهايى بخشند .

إنما يأتيكم به الله . .. و ما أنتم بمعجزين

إعجاز (مصدر معجزين) به معناى فرار كردن و از دسترس خارج شدن است. بنابراين «ما أنتم بمعجزين»; يعنى ، [پس از نزول عـذاب] نمى توانيد فرار كنيد و خود را از عذاب برهانـيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 107 - 4،5

4ـ مشركان و كافران ، نمى توانند از عذاب هاى الهى بگريزند و خويشتن را از آن مصون دارند .

أن تأتيهم غـشية من عذاب الله

توصيف عذاب الهى به فراگيرنده ، اشاره به اين حقيقت دارد كه نمى توان از آن فرار كرد و خويشتن را از رنج آن رهانيد.

5ـ احساس امنيت كافران و مشركان از عذاب هاى الهى در دنيا و فرا رسيدن عذاب هاى اخروى ، امرى شگفت و نابجاست .

أفأمنوا أن تأتيهم غـشية من عذاب الله أو تأتيهم الساعة

همزه استفهام در «أفأمنوا» مى تواند انكار توبيخى باشد و محتمل است براى بيان تعجب ايراد شده باشد ; يعنى، جاى شگفتى است كه از ناحيه خداوند احساس امنيت مى كنند و حال آن كه على رغم وجود برهان بر توحيد و حقانيت رسالت، از پذيرش توحيد و رسالت سرباز مى زنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 2 - 5

5- بى ترديد كافران ، داراى فرجامى ناگوارند و به عذابى شديد و طاقت فرسا ، گرفتار خواهند شد .

و ويل للكـفرين من عذاب شديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 58 - 3

3- گرفتارى به عذاب استيصال پيش از فرا رسيدن قيامت ، سرنوشت محتوم همه اقوام و جوامع كافر و مشرك حق ستيز است .

و إن من قرية إلاّ نحن مهلكوها قبل يوم القيـمة

اينكه آيه مى فرمايد: همه جوامع بشرى قبل از قيامت يا هلاك مى شوند و يا دچار عذاب مى شوند احتمال دارد كه مراد از «مهلكوها» هلاكت انسانهاى معمولى و مراد از «معذّبوها» عذاب كافران و مشركان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 43 - 5

5- بى پناهى همه جانبه كافران دربرابر عذاب الهى و حتمى بودن هلاكت آنان

أم لهم ءالهة تمنعهم من دوننا . .. و لا هم منّا يصحبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 206 - 1

1 - عذاب و كيفر كافران جرم پيشه ، وعده اى حتمى و تخلف ناپذير است ; هر چند پس از تأخير و مهلتى محدود باشد .

أفرءيت إن متّعنـهم سنين . ثمّ جاءهم ما كانوا يوعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 53 - 9،10

9 - عذاب تعيين شده براى كافران ، به خاطر اجل معين ، تأخير دارد و لكن تحقق اش قطعى است .

و لولا أجل مسمّى لجاءهم العذاب

10 - عذاب كافران در موعد مقرر ، به صورت ناگهانى ، آنان را فراخواهد گرفت .

و ليأتينّهم بغتة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 54 - 6

6 - عذابِ كافران منكر آيات خدا ، در جهنم قطعى است .

يستعجلونك بالعذاب و إنّ جهنّم لمحيطة بالكـفرين

جمله اسميه "إنّ جهنّم" و تأكيد "إنّ" بر حتميت عذاب، دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 70 - 9

9 - تحقق وعده خداوند مبنى بر عذاب كافران ، حتمى است .

و يحقّ القول على الكـفرين

مقصود از «قول» ـ طبق نظر مفسران ـ وعده خداوند به عذاب كافران است; مثل آيه شريفه «لـكن حقّت كلمة العذاب على الكافرين»، (زمر، آيه 71).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 34 - 3

3 - اشتراك عذاب و كيفر رهبران شرك و كفر و توده هاى مشرك و كافر ، وعده حتمى خداوند

إنّا كذلك نفعل بالمجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 38 - 1

1 - چشيدن عذاب دردناك ، وعده حتمى خداوند به كافران و مشركان مستكبر

إذا قيل لهم لا إلـه إلاّ اللّه يستكبرون . .. إنّكم لذائقوا العذاب الأليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 3 - 6

6 - فرار و نجات از عذاب الهى ، براى كافران ممكن نيست .

فنادوا و لات حين مناص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 15 - 4

4 - با قطعى شدن عذاب استيصال بر كافران ، هيچ مهلتى براى گريز آنان نخواهد بود .

ما لها من فواق

در زبان عرب به مدت زمانى كه دوشنده شير ـ در فاصله ميان دو بار دوشيدن ـ به بچه شتر مهلت مى دهد تا شير بنوشد، «فواق» گفته مى شود و مقصود از آن، مدت كوتاه و زودگذر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 24 - 2

2 - تلاش مذبوحانه و بى ثمر كافران و مشركان دوزخى ، در جهت دفع عذاب الهى از خود

أفمن يتّقى بوجهه سوء العذاب يوم القيـمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 71 - 20

20 - عذاب الهى ، سرنوشت محتوم كافران

و لـكن حقّت كلمة العذاب على الكـفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 12 - 8

8 - حكم خداوند به عذاب مشركان و كافران حق ناپذير ، قطعى و قابل نقض و تغيير نيست .

فالحكم للّه العلىّ الكبير

آمدن دو صفت «علىّ» و «كبير» براى خداوند (پس از ذكر حكم الهى درباره كافران و مشركان) مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 50 - 9

9 - راه نجات از عذاب جهنم ، به روى تمامى كافران ستيزه جو بسته است .

و ما دعـؤا الكـفرين إلاّ فى ضلـل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 77 - 6

6 - مشركان و كافران حق ستيز ، چون از بازگشت به سوى خدا و گرفتار شدن به عذاب جهنم راه فرارى ندارند ، مهلت دادن خداوند به آنان نگران كننده نيست .

فإمّا نرينّك بعض الذى نعدهم أو نتوفّينّك فإلينا يرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 35 - 3

3 - كافران متعصب و لجاجت پيشه ، هيچ گونه راه فرار و گريزى از عذاب الهى ندارند .

و يعلم الذين يجـدلون فى ءايـتنا ما لهم من محيص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 18 - 1،3

1- كافران گستاخ در برابر خداوند و پدر و مادر ، محكوم به عذاب حتمى الهى

و الذى قال لولديه أُفّ . .. ما هـذا إلاّ أسـطير الأوّلين . أُولـئك الذين حقّ علي

مشاراليه «اُولـئك» كسى است كه به پدر و مادر «اُفّ» گفته و وعده الهى را «أساطير» خوانده است.

3- گروه هاى بسيارى از كافران جن و انس ، محكوم به عذاب حتمى الهى در گذشته تاريخ

حقّ عليهم القول فى أُمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 26

26- كافران ، مستحق عذاب حتمى الهى

لو تزيّلوا لعذّبنا الذين كفروا منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 8 - 1

1 - وجود نداشتن كمترين مانع ، براى كيفر كافران و عذاب كردن آنان از سوى خداوند

عذاب ربّك . .. ما له من دافع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 16 - 1

1 - هيچ انسان كافرى ، از نزول عذاب الهى در امان نيست .

ءأمنتم من فى السماء أن يخسف بكم الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 17 - 1

1 - هيچ انسان كافرى ، از نزول عذاب الهى در امان نيست .

أم أمنتم من فى السماء أن يرسل عليكم حاصبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 28 - 6

6 - هيچ كس و هيچ نيرويى ، توانايى پناه دادن به كافران در برابر عذاب دردناك الهى را ندارد .

فمن يجير الكـفرين من عذاب أليم

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه استفهام در «فمن يجير. ..» انكارى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 28 - 1

1 - كارساز نبودن ثروت كافران دوزخى ( اصحاب الشمال ) ، در رهايى آنان از عذاب قيامت

ما أغنى عنّى ماليه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 29 - 1

1 - كارساز نبودن قدرت كافران دوزخى ( اصحاب الشمال ) ، در رهايى آنان از عذاب قيامت

هلك عنّى سلطـنيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 20 - 4

4 - كافران ، هيچ راه گريزى از عذاب خداوند ندارند .

و اللّه من ورائهم محيط

آيه شريفه، تهديد كافران به بسته بودن راه نجات است، به گونه اى كه اگر تصميم به فرار داشته باشند، خود را در احاطه خداوند خواهند ديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 17 - 2

2 - خداوند ، در صورت درخواست پيامبر (صلی الله علیه و آله) از او ، بى درنگ كافران را عذاب كرده و خواسته آن حضرت را اجابت مى كرد .

فمهّل الكـفرين

چنانچه بر خواسته پيامبر(صلی الله علیه و آله) اثرى مترتب نمى شد، فرمان به مهلت دادن لغو مى نمود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 25 - 2

2 - گريز از عذاب ، براى اعراض كنندگان كافر ، امكان پذير نيست .

فيعذّبه اللّه . .. إنّ إلينا إيابهم

حرف «إنّ» نشان مى دهد كه آيه شريفه در مقام تعليل براى گريزناپذير بودن عذاب كافران است.

708- حتميت عذاب كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 47 - 4

4 - خداوند ، نزول عذاب بر كفرپيشگان عصر بعثت را قطعى و تخلف ناپذير خواند .

و يستعجلونك بالعذاب و لن يخلف اللّه وعده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 2 - 1

1 - عذاب شدن كافران لجوج عصر بعثت ، امرى قطعى از سوى خداوند و غير قابل دفع از سوى كسى

للكـفرين ليس له دافع

«للكافرين» خبر مقدم براى «ليس» و «دافع» اسم آن است. «لام» در «له» براى تقويت و ضمير «له» مفعول مقدم براى «دافع» است; يعنى، «ليس للكافرين دافع يدفع العذاب عنهم»، (براى كافران كسى وجود ندارد كه عذاب موعود را از آنان دفع كند).

709- حتميت عذاب كافرانپيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 9،22

9- تبعيت كوركورانه از رهبران گمراه ، عذرى براى رهايى از عذاب الهى در قيامت نيست .

فقال الضعفـؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا . .. من شىء

درخواست كمك از رهبران گمراه در قيامت براى كاستن از عذاب از سوى كسانى كه تابع محض بوده اند، حكايت از آن دارد كه تبعيت بى چون و چرا موجب نمى شود كه عذاب برداشته شود، بلكه پيروان نيز عذاب خواهند شد.

22- اعلام رهبران مستكبر در قيامت به پيروان خويش مبنى بر قطعى بودن عذاب آنها و نبودن هيچ راه گريزى از آن

قالوا . .. سواء علينا أجزعنا أم صبرنا ما لنا من محيص

710- حتميت فرجام شوم كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 2 - 5

5- بى ترديد كافران ، داراى فرجامى ناگوارند و به عذابى شديد و طاقت فرسا ، گرفتار خواهند شد .

و ويل للكـفرين من عذاب شديد

711- حتميت كيفر اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 45 - 9

9 - عقوبت و مجازات كافران و گنه كاران ، امرى قطعى است كه در عالم پس از مرگ تحقق خواهد يافت .

و لو يؤاخذ اللّه الناس . .. و لـكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 5

5- توجه به كيفر حتمى كافران در قيامت ، زمينه ساز صبر و شكيبايى رهبران الهى در برابر عنادورزى هاى مخالفان

يعرض الذين كفروا على النار . .. فاصبر كما صبر أولواالعزم من الرسل

«فاء» در «فاصبر»، تفريع را افاده مى كند و ارتباط اين آيه با آيه قبل، صبر را فرع و نتيجه توجه به عذاب كافران قرار داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 60 - 5

5 - كافران ، در معرض عذاب دنيوى ، افزون بر كيفر سخت و حتمى آخرت

فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب أصحـبهم . .. فويل للذين كفروا من يومهم الذى يوع

در صورتى كه «يومهم. ..» نظر به روز قيامت و آيه قبل (مثل ذنوب أصحابهم) نظر به كيفرهاى دنيوى داشته باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 16 - 4

4 - حكم مجازات كافران در قيامت ، غيرقابل تغيير و تجديد نظر

فاصبروا أو لاتصبروا سواء عليكم

712- حتميت كيفر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 13

13 - تهديد ظالمان و كفرپيشگان از سوى خدا به كيفرى حتمى و نه چندان دور

و سيعلم الذين ظلموا أىّ منقلب ينقلبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 13 - 5

5 - كافرانى كه براى مرتد ساختن مسلمانان ، تلاش كرده اند ، حتماً ، كيفر خواهند شد .

قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا. ..و ليحملنّ أثقالهم

«لام قسم» و «نون تأكيد» در «ليحملنّ» بر قطعيت، دلالت دارد. لازم به ذكر است كه احتمال دارد حمل گناه، كنايه از كيفر باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 27 - 1

1 - عذاب سخت و دشوار الهى ، كيفرى حتمى براى كافران حق ستيز

فلنذيقنّ الذين كفروا عذابًا شديدًا

لام و نون تأكيد در «لنذيقنّ»، حاكى از حتمى بودن عذاب و كيفر مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 14 - 10

10 - باور مؤمنان به مجازات حتمى كافران از سوى خداوند ، مانع اقدام هاى شتابزده آنان در مقابله با كافران

يغفروا . .. ليجزى قومًا بما كانوا يكسبون

«لام» در «ليجزى» براى تعليل است و فلسفه امر به خويشتن دارى مؤمنان در برابر كافران را بيان مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 59 - 4

4 - كيفر كافران و ستم پيشگان ، سنت تغييرناپذير الهى در طول تاريخ

فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب أصحـبهم

از مجموع آيه شريفه، آيه استفاده مى شود كه مجازات امت هاى گذشته، منحصر به آنان نبوده است; بلكه قانونى كلى است كه شامل تمام ستم پيشگان مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 36 - 2

2 - بى پاسخ نماندن تمسخر هاى كافران و گرفتارى آنان به نتايج كردار خويش ، امرى طرفه و جالب توجّه است .

هل ثوّب الكفّار ما كانوا يفعلون

استفهام در آيه شريفه براى تقرير و تعجيب است; يعنى، كافران چنين حالتى را گمان نداشته و پيش بينى نمى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 12 - 4

4 - هيچ چيز نمى تواند در برابر خداوند ، به هنگام كيفر رساندن كافران ، مانع ايجاد كند .

إنّ بطش ربّك لشديد

واژه «بطش»، در خود معناى زور، قهر و غلبه را دارد و تأكيد آن با كلمه «لشديد»، بر شدّت قهر و غلبه در آن دلالت مى كند. مراد از قاهر و غالب بودن خداوند، بى تأثير بودن موانع در برابر كيفررسانى است.

713- حتميت مرگ كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 70 - 3

3 ـ كافران و مشركان ، از بازگشت به سوى خداوند مفرّى ندارند .

متع فى الدنيا ثم إلينا مرجعهم

714- حتميت هلاكت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 36 - 11

11 - قدرت و امكانات مادى كافران و سلطه طلبان ، مايه نجات آنان از هلاكت و قهر الهى نخواهد بود .

و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أشدّ منهم بطشًا . .. هل من محيص

715- حتيمت عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 6 - 2

2 - عذاب الهى ، سرنوشت محتوم كافران

و كذلك حقّت كلمت ربّك على الذين كفروا

716- حجاب بين محمد(صلی الله علیه و آله) و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 45 - 1،11

1- خداوند ، به هنگام قراءت قرآن توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ميان آن حضرت و كافران ، حجابى نامرئى قرار داد .

و إذا قرأت القرءان . .. حجابًا مستورًا

برداشت فوق، مبتنى بر معناى مستور ـ به همان صيغه مفعولى يعنى پوشيده شده ـ است و در آيه به تناسب موضوع، مراد پوشيده شدن از حواس بينندگان (كافران) است.

11- « دخل . . . هشام بن السائب . . . على أبى عبدالله ( ع ) فقال : . . . أخبرنى عن قول الله « و إذا قرأت القرآن جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجاباً مستوراً » . . . قال : آية فى الكهف و آية فى النحل و آية فى الجاثية و هى : « أفرأيت من اتّخذ إلهه هواه و أضلّه الله على علم و ختم على سمعه و قلبه . . . » و فى النحل : « أُولـئك الذين طبع الله على قلوبهم و سمعهم و أبصارهم و أُولـئك هم الغافلون » و فى الكهف : « و من أظلم ممّن ذكّر بآيات ربّه فأعرض عن ها و نسى ما قدّمت

يداه . . . » ;

هشام بن سائب بر امام صادق(ع) وارد شد، پس به امام گفت: مرا از سخن خدا «و أذا قرأت القرآن جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجاباً مستوراً» خبر ده؟ حضرت فرمود: ـ مقصود از قرآنى كه پيامبر با خواندن آن از چشم كافران مستور و ناپديد مى شود، آيه اى در سوره جاثيه «أفرأيت . ..» و در سوره نحل «أُولـئك الذين ...» و در سوره كهف «و من أظلم ممّن...» است».

717- حجاب چشم كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 101 - 1

1- بارزترين ويژگى كافران ، محجوب بودن آنان از ديدن و درك آيات الهى است .

الذين كانت أعينهم فى غطاء عن ذكرى

مراد از ديدن ذكر خدا، مشاهده و درك آيات و نشانه هايى است كه مايه ياد خداوند هستند (گفتن مسبّب و اراده سبب) و مفاد آيه، اين است كه مشاهده آيات خداوند، كافران را به ياد او نمى افكند، گويا پوششى بر چشم هاى آنان است كه ديدن آن آيات، بر ايشان مقدور نيست.

718- حجاب قلب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 101 - 2

2- محجوب بودن دل از ياد خدا ، از بارزترين خصلت هاى كافران است .

الذين كانت أعينهم فى غطاء عن ذكرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 63 - 3

3 - قلب هاى كافران ، پوشيده در حجاب غفلت و ناآگاهى

بل قلوبهم فى غمرة من هـذا

719- حرمت اطاعت از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 52 - 3

3 ـ اطاعت از كافران و تن دادن به خواسته هاى كفر آميزشان ، حرام است .

فلاتطع الكـفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 8 - 4

4 - اطاعت از كافران تكذيب گر و اجابت خواسته هاى آنان ، ممنوع و حرام است .

فلاتطع المكذّبين

720- حرمت تقويت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 108 - 2

2 ـ حرمت انجام هر گونه عملى كه مايه تأييد كفر و نفاق و تقويت كافران و منافقان محارب و زمينه زيان و تفرقه مؤمنان باشد .

و الذين اتخذوا مسجداً . .. لا تقم فيه أبداً

721- حرمت حكومت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 13

13 ـ حرمت پذيرش ولايت و حكومت كافران

و لن يجعل اللّه للكفرين على المؤمنين سبيلا

بنابر اينكه جمله «لن يجعل . ..»، در مقام انشاء باشد و نه اخبار. يعنى نبايد مؤمنان سلطه كافران را پذيرا باشند.

722- حرمت دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 139 - 5

5 ـ حرمت برقرار ساختن پيوند هاى دوستانه با كافران

الذين يتّخذون الكفرين أولياء من دون المؤمنين

در برداشت فوق، «ولىّ»، به معناى دوستى و مودّت گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 144 - 1

1 ـ حرمت ايجاد روابط دوستى و مودّت با كافران و پذيرش سرپرستى آنان

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الكفرين أولياء من دون المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 23 - 1،3

1 ـ حرمت ايجاد پيوند دوستى با كافران و دشمنان دين

يأيها الذين ءامنوا لا تتخذوا . .. أولياء إن استحبوا الكفر على الإيمن

3 ـ ايجاد پيوند موالات و دوستى با خويشاوندان كافر ـ هر چند پدر يا برادر باشند ـ حرام است .

يأيها الذين ءامنوا لا تتخذوا ءاباءكم و إخونكم أولياء إن استحبوا الكفر على الإيمن

723- حرمت سلب امنيت از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 6

6 ـ تعرض به كفار و سلب امنيت از آنان در اماكن سكونتشان ، جايز نيست .

فأجره حتى يسمع كلم اللّه ثم أبلغه مأمنه

724- حرمت ولايت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 28 - 2،3

2 ـ حرمت و ممنوعيت پذيرش ولايت و سرپرستى كافران ، براى مؤمنان

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء

3 ـ حرمت برگزيدن كافران و مقدّم داشتن آنان بر مؤمنان ، در دوستى و ارتباط و ولايت

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء من دون المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 13

13 ـ حرمت پذيرش ولايت و حكومت كافران

و لن يجعل اللّه للكفرين على المؤمنين سبيلا

بنابر اينكه جمله «لن يجعل . ..»، در مقام انشاء باشد و نه اخبار. يعنى نبايد مؤمنان سلطه كافران را پذيرا باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 144 - 1

1 ـ حرمت ايجاد روابط دوستى و مودّت با كافران و پذيرش سرپرستى آنان

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الكفرين أولياء من دون المؤمنين

725- حس گرايى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 8 - 1،4

1 ـ مشاهده نزول فرشتگان بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، درخواست نابجا و بهانه جويانه كافران

و قالوا لو لا أنزل عليه ملك و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر

4 ـ كفرپيشگان حتى با نزول كتابى ملموس بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، ايمان نمى آورند و خواهان نزول فرشتگان مى شوند.

و لو نزلنا عليك كتبا فى قرطاس فلمسوه بأيديهم لقال . .. و قالوا لو لا أنزل عليه م

بر اساس اين احتمال كه «قالوا» بر جواب «لو» در آيه قبل عطف شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 10 - 5

5 ـ استهزاى كفار نسبت به پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، با درخواست نزول كتاب ملموس و مشاهده فرشتگان

و لو نزلنا عليك كتبا فى قرطاس فلمسوه . .. و لقد استهزىء برسل من قبلك

يادآورى استهزا شدن انبياى گذشته براى تسلى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، پس از بيان بهانه جوييها و توقّعات بيجاى كافران چنين مى نمايد كه همين بهانه جوييها، از مصاديق استهزاگرى كافران در مورد رسولان الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 8 - 3

3 ـ ارائه معجزه اى محسوس و قابل رؤيت ، توقع مشركان از پيامبر (صلی الله علیه و آله) جهت اثبات درستى ادعاى نبوت خويش *

أو يلقى إليه كنز أو تكون له جنّة يأكل منها

درخواست و انتظار فرود آمدن گنجى براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يا داشتن باغ هاى پرثمر ـ كه امرى محسوس و مملوس است ـ مى تواند به اين خاطر باشد كه كافران، به دنبال معجزه اى محسوس و قابل رؤيت از پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 10 - 3

3 - در نظر كافران ، حقيقت انسان ، در جسم و اجزاى مادى ، خلاصه شده است .

و قالوا أءذا ضللنا فى الأرض

726- حس گرايى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 7 - 4

4- كافران مكه ، بر اين باور بودند كه نزول هر نوع پيام آسمانى بر بشر ، بايد همراه با شاهد آسمانى محسوسى باشد . *

قالوا . .. لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

درخواست كافران از پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى آوردن ملائكه جهت تصديق نبوتش، ممكن است از اين رو باشد كه: آنان ارتباط بشر با خداوند را غير ممكن مى دانستند و براى قبول نبوت بشر، خواستار آوردن شاهد آسمانى بودند و ذكر نام ملائكه شايد به

عنوان نمونه و يا شناخته شده بودن آنان باشد.

727- حسابرسى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 93 - 2

2- تمامى رفتار و اعمال كافران و تجزيه كنندگان قرآن ، مورد بازپرسى خداوند در قيامت قرار خواهد گرفت .

المقتسمين . الذين جعلوا القرءان عضين . فوربّك لنسئلنّهم أجمعين . عمّا كانوا يعمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 87 - 9

9- آخرت ، زمان بازگردانده شدن ستم گران و كافران و افراد ناصالح به پيش گاه خداوند و حساب رسى كردار آنها است .

ثمّ يردّ إلى ربّه فيعذّبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 11،14

11 - كافران ، در روز رستاخيز به جاى نيل به ثمره اعمال نيك خويش ، با خدا و كيفر او مواجه خواهند شد .

و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة . .. حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا و وجد اللّه ع

14 - اعمال كافران به روز رستاخيز ، مورد حسابرسى كامل خداوند قرار خواهد گرفت و كيفر آنان بى كم و كاست داده خواهد شد .

و الذين كفروا أعمـلهم كسراب . .. و وجد اللّه عنده فوفّيه حسابه

«توفية» (مصدر «وفّى») به معناى پرداخت و دريافت كامل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 43 - 2

2 - وجود نقطه اى مشخص ، براى محاكمه و حساب رسى كافران در قيامت

كأنّهم إلى نصب يوفضون

728- حسابرسى از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 40 - 13

13ـ خداوند ، كفرپيشگان را پس از اتمام حجت حسابرسى مى كند و به مجازات مى رساند .

فإنما عليك البلـغ و علينا الحساب

وقوع جمله «و علينا الحساب» ـ كه گوياى حسابرسى و مجازات كفرپيشگان است ـ پس از «إنما عليك البلاغ» ـ كه گوياى ابلاغ و اتمام حجت است ـ مى رساند كه خداوند پيش از ابلاغ دين و اتمام حجت ، كافران را مجازات نمى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 92 - 1

1- سوگند مؤكد خداوند به ربوبيت خويش بر بازپرسى تمامى كافران و تجزيه گران دين

فوربّك لنسئلنّهم أجمعين

ضمير جمع غايب «لنسئلنّهم» هم مى تواند به كافرانى برگردد كه در چند آيه قبل از آن سخن به ميان آمد (. ..أزواجاً منهم) و هم مى تواند به «المقتسمين» اشاره داشته باشد. برداشت فوق بنابر هر دو احتمال است.

729- حسابرسى دنيوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 40 - 11

11ـ حسابرسى و مجازات كفرپيشگان و منكران رسالت در دنيا

و علينا الحساب

از آن جا كه مقصود از تهديدهاى اشاره شده در اين آيه عذابهاى دنيوى است ، معلوم مى شود مراد از حساب در جمله «علينا الحساب» نيز حسابرسى در دنياست.

730- حسابرسى عمل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 26 - 3

3 - حساب و نتيجه اعمال كافران دوزخى ، در نامه اعمالشان درج شده و روشن است .

و لم أدر ما حسابيه

731- حسابرسى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 84 - 8

8- خداوند ، پرونده كردار كافران و مشركان را مورد حسابرسى دقيق قرار خواهد داد .

إنّما نعدّ لهم عدًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 71 - 1

1 - كافران پس از حسابرسى اعمالشان ، دسته دسته و گروه گروه به دوزخ رانده خواهند شد .

و وضع الكتـب . .. و وفّيت كلّ نفس ما عملت ... و سيق الذين كفروا إلى جهنّم زمرًا

«زمرة» (مفرد «زمر») به معناى گروه و دسته است كه به دنبال گروه و دسته اى ديگر باشند. بنابراين پيام آيه شريفه اين مى شود كه كافران به چند دسته تقسيم شده; آن گاه دسته دسته به دنبال هم وارد دوزخ خواهند شد.

732- حسرت اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 8

8 ـ كافران با مشاهده مقام و جايگاه مؤمنان در قيامت به آن حسرت مى خورند.

يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 39 - 5

5- حسرت كافران و ستم گران در قيامت ، به خاطر از دست دادن فرصت ها در دنيا

و أنذرهم يوم الحسرة إذ قضى الأمر

«إذ» در «إذ قضى الأمر» بيانگر «يوم الحسرة» است و مراد اين است كه روز حسرت، هنگامى است كه موضوع خاتمه يافته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 97 - 8

8- اظهار حسرت كافران در قيامت ، به خاطر غفلت عميق و پيوسته خويش از روز قيامت

يـويلنا قد كنّا فى غفلة من هـذا

برداشت ياد شده از آمدن «فى» ـ كه براى ظرفيت است ـ استفاده مى شود. بدين صورت كه غفلت، ظرف و انسانِ غافل، مظروف قرار گرفته است و اين حكايت از غوطهور شدن و فرورفتن در عمق غفلت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 66 - 6،11

6 - كافران ، در جهنم بر نيندوختن توشه اى براى آخرت خود ، حسرت مى خورند .

الكـفرين . .. يوم تقلّب وجوههم فى النار يقولون يـليتنا أطعنا اللّه و أطعنا الرسو

11 - كافران ، در حال سوختن در آتش جهنم ، بر عملكرد گذشته خود در دنيا ، حسرت مى خورند .

يوم تقلّب وجوههم فى النار يقولون يـليتنا أطعنا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 52 - 1

1 - كافران به وقت زنده شدن و حضور به پيشگاه پروردگار ، به شدت اظهار تأسف و حسرت مى كنند .

إلى ربّهم ينسلون . قالوا يـويلنا

«ياويلنا» (اى واى بر ما) در جايى به كار مى رود كه حادثه اى مصيبت بار و تأسف آور، پديد آمده باشد و از آن اظهار تأسف

شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 57 - 3

3 - غبطه و حسرت كافران و گنه كاران ، به حال تقواپيشگان در قيامت

أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 6

6 - غبطه و حسرت كافران و گنه كاران به حال محسنان در قيامت

لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين

733- حسرت دنيوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 66 - 2

2 - واكنش كافران دنياگرا در برابر فشار هاى ناگهانى اقتصادى ، واكنشى ذليلانه و حسرت بار است .

لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون . إنّا لمغرمون

734- حسرت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 8

8 ـ انديشه هاى جاهلانه درباره مرگ و حيات ( حاكميّت عوامل مادّى بر اراده خداوند ) ، موجب حسرت كفرپيشگان ، به هنگام قيامت

لو كانوا عندنا ما ماتوا و ما قتلوا ليجعل اللّه ذلك حسرة فى قلوبهم

برخى از مفسّران برآنند كه زمان حسرت مطرح شده در آيه، قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 46 - 1

1- حسرت و ندامت كافران از ستم كارى خويش ، به هنگام احساس و لمس اندكى از عذاب الهى

ولئن مسّتهم نفحة من عذاب ربّك ليقولنّ يـويلنا إنّا كنّا ظـلمين

«نفحة» در لغت به معناى وزيدنى و يا يك وزيدن است كه نوعاً در امور خير به كار مى رود و گاهى هم در امور شرّ استعمال مى شود. از نظر مفسران اين كلمه در آيه شريفه، به سه دليل دلالت تقليل را مى رساند: 1ـ ماده «نفحة» دال بر تقليل است; 2ـ بر وزن و بناء «مرّة» مى باشد; 3ـ به صورت نكره آمده است. گفتنى است كسى واژه «ويل» را مى گويد كه دچار بدبختى و هلاكت شده و از روى تأسف و تحسّر اين لفظ را ادا كرده باشد.

735- حسرت كافران قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 5

5 ـ حسرت و ندامت كافران قريش بر نابودى داراييهايشان ، تنها نتيجه پرداخت هزينه مبارزاتى آنان عليه اسلام

ثم تكون عليهم حسرة ثم يغلبون

چون هدف كافران از سرمايه گذارى اموال جلوگيرى از گسترش اسلام بوده، معلوم مى شود حسرت و ندامت آنان بدان جهت بوده است كه اموالشان از دست رفته و به نتيجه مطلوب نرسيده اند. قابل ذكر است كه جمله «ثم يغلبون» دلالت مى كند كه زمان ندامت آنان در دنياست.

736- حسى گرايى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 71 - 4

4 - اتكاى كافران به حس و تجربه عذاب ، على رغم فرا خوانده شدن به تعقل و تدبر در فرجام شوم مجرمان تاريخ

فانظروا كيف كان عـقبة المجرمين . .. و يقولون متى هـذا الوعد إن كنتم صـدقين

على رغم اين كه خداوند از كافران مكه مى خواهد تا با مطالعه تاريخ و تدبر در فرجام مجرمان گذشته، درس عبرت بگيرند و بينش خود را تصحيح كنند، آنان براى پى بردن به حقانيت وعده الهى، خواهان لمس و شهود عذاب مى شوند و تعيين زمان آن را مى طلبند.

737- حشر اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 2

2- همه كافران به صورت دسته جمعى در پيشگاه خداوند حضور خواهند يافت .

و برزوا لله جميعًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه مرجع ضمير «برزوا» كافرانى باشد كه در آيات قبل از آنان بحث شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 83 - 8،9

8 - وعده الهى به گردآورى كافران هر امت ، براى محاكمه و مجازات در قيامت *

و يوم نحشر من كلّ أُمّة فوجًا ممّن يكذّب بـايـتنا

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «حشر» مورد بحث در آيه مربوط به قيامت باشد.

9 - حشر گروهى از كافران هر امت در قيامت و رانده شدن آنان به سوى جايگاه محاكمه و مجازات *

و يوم نحشر من كلّ أُمّة فوجًا ممّن يكذّب بـايـتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 7 - 1

1 - آثار ذلت و نگرانى ، نمايان در چشم كافران ، به هنگام خروج از قبر ها در رستاخيز

خشّعًا أبصـرهم يخرجون من الأجداث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 6 - 4

4 - تمامى كافران ، در روز رستاخيز برانگيخته خواهند شد .

و للكـفرين عذاب مهين . يوم يبعثهم اللّه جميعًا

738- حشر دنيوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 83 - 1

1 - تعلق اراده الهى بر بازگرداندن دسته اى از كافران هر امت به دنيا ، قبل از قيامت

و يوم نحشر من كلّ أُمّة فوجًا

دلالت آيه بالا بر رجعت از آن جهت است كه مسأله نفخ صور، در آيات بعدى مطرح شده است و اين قرينه اى است بر اين كه مراد از اين حشر، حشر روز قيامت نيست; بلكه حشرى است كه در دنيا صورت مى گيرد و با خروج «دابّة الأرض» ارتباط دارد. علاوه بر اين، در قيامت همه كافران بدون استثنا، محشور مى شوند; ولى حشر در اين آيه، مربوط به دسته اى از كافران هر امت است، اين نيز قرينه ديگرى است بر اين كه مراد از حشر در اين جا، «رجعت» پيش از قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 84 - 1،8

1 - قرار گرفتن كافران در جايگاه محاكمه پس از برانگيختن آنان در روز رجعت

و يوم نحشر. .. حتّى إذا جاءو

8 - قرار داشتن كافران ، تحت نظارت و كنترل شديد از لحظه برانگيخته شدن تا هنگام محاكمه

فهم يوزعون . حتّى إذا جاءو قال أكذّبتم

از ارتباط دو آيه و واژه «حتّى» ـ كه نمايانگر غايت ـ است استفاده مى شود كه كنترل آنان، تا لحظه قرار گرفتن آنها در جايگاه محاكمه ادامه خواهد داشت.

739- حشر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 68 - 9

9- گردآوردن خفّت بار كافران و شياطين در اطراف جهنم ، مرحله اى پس از حشر است .

لنحشرنّهم . .. ثمّ لنحضرنّهم حول جهنّم جثيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 22 - 2

2 - گرد آمدن انسان هاى مشرك و كافر در قيامت ، به وسيله مأموران الهى ( فرشتگان ) انجام مى گيرد .

احشروا الذين ظلموا

بنابر نظر مفسران، فرشتگان، ظالمان را در قيامت احضار و جمع خواهند كرد.

740- حق ستيزى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 44 - 3

3 ـ حق ستيزى و هدايت ناپذيرى كافران ، پيامد ظلمى است كه آنان بر خودشان كرده اند .

و منهم من يستمعون إليك . .. و منهم من ينظر إليك ... و لكن الناس أنفسهم يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 56 - 8

8- خارج كردن حق از صحنه ، با باطل نشان دادن چهره آن ، از شيوه هاى تبليغاتى كفرپيشگان است .

و يجـدل الذين كفروا بالبـطل ليدحضوا به الحقّ

«إدحاض» به معناى «إبطال» و «إزاله» است. «ليدحضوا به الحقّ» يعنى: «كفرپيشگان، با مجادله باطل، سعى در ابطال و ازاله حق دارند.». روشن است كه حق، قابل ابطال نيست، لذا تعبير «خروج از صحنه» و «باطل نمايى» در برداشت به كار رفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 53 - 6

6 - بى دادگران كفرپيشه تاريخ ، مردمانى حق ستيز و غير قابل آشتى با آيات وحى و رسولان الهى

و إنّ الظـلمين لفى شقاق بعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 70 - 8

8 - حق ستيزى ، انگيزه اصلى بيشتر كافران منكر قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود ، نه ناشناخته بودن حقانيت آن دو براى آنها .

أم يقولون به جنّة . .. و أكثرهم للحقّ كـرهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 100 - 10

10 - شرارت و حق ستيزى كافران در دنيا ، گواه حق گريزى آنان پس از بازگشت دوباره به دنيا

قال ربّ ارجعون . .. كلاَّ إنّها كلمة هو قائلها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 78 - 4

4 - دلجويى خدا از پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قبال حق ستيزى هاى كافران

إنّ ربّك يقضى بينهم بحكمه و هو العزيز العليم

آيه فوق در عين اين كه تهديدى براى كافران و حق ستيزان است، مايه دلدارى پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز هست، چه اين كه توجه به مقهوريت حق ستيزان در برابر عزت و اقتدار خداوند، خود آرامشى براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان است كه همواره از آنان در رنج بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 19

19 - دلجويى خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر حق ستيزى و هدايت ناپذيرى كافران و مشركان

و ما أنت عليهم بوكيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 14 - 7

7 - ناباورى كافران به روز هاى تحقق وعده ها و وعيد هاى خداوند ، عامل حق ستيزى آنان *

يغفروا للذين لايرجون أيّام اللّه

از اين كه خداوند از مشركان و حالت روحى شان با عنوان «لايرجون أيّام اللّه» ياد فرموده; استفاده مى شود كه ايمان نداشتن آنان به وعده ها و وعيدهاى خداوند، عامل ستيزه گرى آنان با مؤمنان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 35 - 5

5 - محكوميت ابدى كافران مستكبر به عذاب هميشگى دوزخ ، نتيجه حق ستيزى ودنيا محورى آنان

اتّخذتم ءايـت اللّه هزوًا و غرّتكم الحيوة الدنيا فاليوم لايخرجون منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 52 - 3

3 - دلجويى خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر حق ستيزى و اتهام هاى نارواى كافران

كذلك ما أتى . .. إلاّ قالوا ساحر أو مجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 12 - 3

3 - تلاش كافران ، براى خدشه دار ساختن قرآن ، كارى بازيگرانه و بى فرجام

الذين هم فى خوض يلعبون

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه مراد از «خوض»، نقد و انتقادهايى باشد كه كافران از سر تكذيب نسبت به قرآن انجام مى دهند و اطلاق لعب بر اين عمل از آن جهت باشد كه نتيجه اى، عايد آنان نمى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 40 - 2

2 - توبيخ كافران از سوى خداوند ، به خاطر موضع گيرى عليه دعوت حق و بى چشمداشت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أم تسئلهم أجرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 44 - 1

1 - جبهه كفر ، متكى به جمعيت و اتحاد نيرو هاى خود براى مقابله با حق

أم يقولون نحن جميع منتصر

«جميع» خبر «نحن» است; يعنى، ما جماعتى هستيم كه با حيثيت جمعى خويش پيروزمنديم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 51 - 6

6 - مشركان صدراسلام ، پيشواى كافران گذشته تاريخ در كفر و حق ستيزى *

و لقد أهلكنا أشياعكم

با توجه به اين كه «شيعه» به معناى پيرو است و از نظر زمانى كفار مكه دنباله رو كافران گذشته اند; احتمال مى رود كه اطلاق «أشياع» بر كافران گذشته تاريخ از آن جهت باشد كه مشركان مكه در كفر و حق ستيزى، گوى سبقت را از پيشينيان خود ربوده اند، به گونه اى كه بايد پيشينيان را پيرو آنها به حساب آورد و آنان را پيشواى گذشتگان.

741- حق ستيزى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 63 - 1،2

1 - كافران و مشركان صدراسلام ، آيات الهى را از سر لجاج و ستيزه جويى ، انكار مى كردند ; نه از روى جهل و ناآشنايى به آن .

كذلك يؤفك الذين كانوا بأيـت اللّه يجحدون

«جحد» (مصدر «يجحدون») به معناى انكار چيز معلوم و روشن است. آيه شريفه به منزله تعليل براى مضمون آيه قبل است كه در آن، از انكار آيات الهى و دور شدن از عبادت خداوند، اظهار شگفتى شده بود.

2 - كافران و مشركان صدراسلام ، مردمى لجوج ، ستيزه جو و حق ناپذير

كذلك يؤفك الذين كانوا بأيـت اللّه يجحدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 1

1 - تحريم گوش فرادادن به قرآن ، از سوى كافران عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قال الذين كفروا لاتسمعوا لهـذا القرءان

742- حق ستيزى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 6

6 - كافران مكه ، در تلاش براى غلبه بر قرآن و پيام وحى

و قال الذين كفروا لاتسمعوا . .. لعلّكم تغلبون

743- حق ناپذيرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 110 - 9

9 ـ سرگردانى در طغيان، كيفر و پيامد حق ناپذيرى كافران است.

و نذرهم فى طغينهم يعمهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 14

14- حقْ گريزىِ كافران و منكرانِ الهى ، در حيطه قدرت خدا و وابسته به اراده او است .

إنّا جعلنا على قلوبهم أكنّة

تأكيد خداوند ـ به وسيله «إنّا جعلنا. ..» ـ بر حاكميّت و نقش خود، از آن جهت است كه گمان نرود كفرِ كافران و منكرانِ آيات الهى، از قلمروِ قدرتِ الهى بيرون است و آنان تبديل به قدرتى در برابر خدا شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 42 - 5

5- اعراض كافران از شنيدن كلام الهى و درك مفاهيم و معارف قرآنى ، دليل بى توجهى آنان به رحمت گسترده الهى و متأثر نشدن از مواعظ پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل من يكلؤكم . .. من الرحمـن بل هم عن ذكر ربّهم معرضون

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «ذكر» قرآن باشد; زيرا يكى از نام ها و اوصاف قرآن كريم ذكر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 70 - 9

9 - شالوده زندگى بيشتر كافران ، بر پايه باطل و منافع آنان ، ناسازگار با پذيرش حق

حتّى اذا أخذنا مترفيهم . .. و أكثرهم للحقّ كـرهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 20 - 11

11 ـ دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، در برابر كارشكنى ها و حق ناپذيرى كافران و مشركان

و جعلنا بعضكم لبعض فتنة أتصبرون و كان ربّك بصيرًا

يادآورى خداوند به بصيرت و بينايى خود، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) پس از ياد كردن از مشركان و آزمايش شدن آنان، مى تواندبراى دلجويى از پيامبر(صلی الله علیه و آله)ومؤمنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 23 - 1،3

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از حق ناپذيرى كافران ، اندوهگين بود .

و من كفر فلايحزنك كفره

توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى پرهيز از اندوه درباره كفر كافران، اين نكته را مى رساند كه آن حضرت، در قبال كفر آنان، اندوهناك بوده است.

3 - دلدارى خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در برابر حق ناپذيرى كافران

و من كفر فلايحزنك كفره إلينا مرجعهم

جمله «إلينا مرجعهم. ..» به منزله تهديد است. چنين تهديد و هشدارى، مى تواند به منظور دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) بيان شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 22 - 10

10 - وجود اختلاف اساسى انسان مؤمن حق پذير و نرم دل با كافر حق ناپذير و سنگدل ، از نظر شخصيت و سرنوشت

أفمن شرح اللّه صدره للإسلـم فهو على نور من ربّه فويل للقـسية قلوبهم

«من» در آيه شريفه، اسم موصول و مبتدا است و خبر آن ـ به قرينه جمله بعدى (فويل للقاسية قلوبهم. ..) ـ جمله اى محذوف مى باشد. تقدير كلام چنين است: «أفمن شرح اللّه صدره للإسلام ... كمن قسا قلبه». بنابراين مى توان گفت: آيه شريفه درصدد مقايسه ميان شخصيت دو انسان مؤمن و كافر و سرنوشت آنان در آينده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 4 - 1

1 - تنها كافران حق ناپذير به مجادله و ستيزه جويى با آيات الهى مى پردازند و از پذيرش آن سر باز مى زنند .

مايجـدل فىءايـت اللّه إلاّ الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 10 - 1

1 - اعلام بغض و دشمنى شديد خداوند نسبت به كافران لجوج و حق ناپذير در قيامت

إنّ الذين كفروا ينادون لمقت اللّه أكبر من مقتكم أنفسكم إذ تدعون إلى الإيمـن فتكف

«مقت» به معناى بغض شديد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 10 - 2

2- دلدارى خداوند ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر حق ناپذيرى كافران

فارتقب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 13 - 6

6- ستيز كافران با منطق روشن رسولان الهى ، گواه بى اساس بودن ايمان اضطرارى آنان

أنّى لهم الذكرى و قد جاءهم رسول مبين

در صورتى كه «أنّى لهم الذكرى» در صدد بيان پوچى ادعاى ايمان كافران باشد; تعبير «و قد جائهم. ..» بيانگر فلسفه پوچى ادعاى آنان خواهد بود; يعنى، آنان كه منطق روشن رسولان را نپذيرفتند، چگونه با مشاهده عذابى، مى توانند به ايمان راستين رسيده باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 32 - 16

16- كيفر الهى در مورد كافران ، پس از اتمام حجت و تبيين حق براى آنان

إنّ الذين كفروا و . .. من بعد ما تبيّن لهم الهدى ... و سيحبط أعمـلهم

در صورتى كه «سيحبط. ..» عنوان كيفر داشته باشد; تعبير «من بعد ما تبيّن...» بيانگر اتمام حجّتى است كه قبل از اعمال مجازات، صورت گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 12 - 2

2ـ دلجويى خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر تكذيب ، حق ناپذيرى و عناد كافران

كذّبت قبلهم قوم نوح و أصحـب الرسّ و ثمود

يادآورى روحيه حق ستيز بسيارى از امت ها در طول تاريخ در برابر پيام رسولان الهى، مى تواند از آن جهت باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر تكذيب كافران، احساس نگرانى نداشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 44 - 1،5

1 - ناباورى كفرپيشگان به حقانيت وعده هاى الهى ، حتى با مشاهده نمود هاى عينى عذاب و سقوط سنگى از آسمان بر آنان

و إن يروا كسفًا . .. يقولوا سحاب مركوم

5 - دلايل حسّى نيز همانند برهان هاى عقلى ، بى تأثير در روح حق ستيز كفرپيشگان

و إن يروا كسفًا من السّماء ساقطًا يقولوا سحاب مركوم

سقوط پاره هاى سنگ از آسمان، دليلى حسى است و خداوند مى فرمايد: كافران نه تنها براهين عقلى را بى تأمل رد مى كنند; كه حتى دلايل حسى را نيز با توجيهى، وارونه جلوه مى دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 10 - 4

4 - كافران دوزخى ، مردمى لجوج و حق گريزاند .

و قالوا لو كنّا نسمع أو نعقل ما كنّا فى أصحـب السعير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 17 - 5

5 - تهديد شدن كافران لجوج و حق گريز ، به نزول عذاب الهى

فستعلمون كيف نذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 23 - 9

9 - كافران لجوج و دين گريز ، مردمى ناسپاس بوده و از نعمت شنوايى ، بينايى و تعقّل بهره كافى نبرده اند .

و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة قليلاً ما تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 28 - 7

7 - كافران حق ناپذير و لجوج ، در معرض عذاب الهى قرار دارند .

فمن يجير الكـفرين من عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 14 - 2

2 - در اختيار گرفتن ثروت و نيروى انسانى كافران حق ناپذير ، نمى تواند مجوز عدول مبلغان و رهبران جامعه اسلامى از مواضع عقيدتى خويش و سازش و مسامحه با آنان باشد .

و لاتطع . ..أن كان ذا مال و بنين

ترديدى نيست كه اجابت خواسته هاى كافران و يا سازش با آنان از سوى رهبران جامعه اسلامى، به جهت طمع شخصى نيست; بلكه براى در اختيار گرفتن ثروت و نيروى انسانى كافران و صرف آنها در جهت مصالح و منافع مسلمين است; ولى چون اين كار به قيمت عدول از مواضع اعتقادى و يا سازش با كافران است، جايز نمى باشد.

744- حق ناپذيرى كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 97 - 9

9- مشركان و كافران عصر بعثت ، در برابر حق و دعوت هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مردمى لجوج و سرسخت بودند .

و تنذر به قومًا لدًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 67 - 8

8 - رسوخ روحيه حق ناپذيرى ، در بيشتر كفرپيشگان صدراسلام

و ما كان أكثرهم مؤمنين

گرچه ضمير «هم» در «أكثرهم» به فرعون و قوم وى (قبطيان) بازمى گردد; اما در عين حال تعريض به مشركان صدراسلام نيز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 103 - 5

5 - رسوخ روحيه حق ناپذيرى ، در بيشتر كفرپيشگان صدراسلام

و ما كان أكثرهم مؤمنين

گرچه ضمير «هم» در «أكثرهم» به قوم ابراهيم بازمى گردد; اما در عين حال اين آيه تعريض به مشركان صدراسلام نيز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 46 - 2

2 - كافران صدراسلام ، مردمى لجوج و حق ناپذير بودند .

و ما تأتيهم من ءاية . .. إلاّ كانوا عنها معرضين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 2 - 2

2 - سركشى ، تكبر ، ستيزه جويى و حق ناپذيرى ، از اوصاف كافران صدراسلام

بل الذين كفروا فى عزّة و شقاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 63 - 2

2 - كافران و مشركان صدراسلام ، مردمى لجوج ، ستيزه جو و حق ناپذير

كذلك يؤفك الذين كانوا بأيـت اللّه يجحدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 76 - 5

5 - مشركان و كافران صدراسلام ، مردمى بس لجوج و حق ناپذير

و إنّه لقسم لو تعلمون عظيم

سوگند مؤكد خداوند، پس از استدلال بسيار بر اثبات توحيد و معاد، نشانگر روح لجاجت و حق ناپذيرى كافران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 21 - 3،4

3 - كافران صدراسلام ، مردمى لجوج ، مستكبر و حق گريز

بل لجّوا فى عتوّ و نفور

«عتوُّ» به معناى استكبار و تجاوز از حد است (قاموس المحيط) و مقصود از «نفور»(رميدن) گريز از سخن حق مى باشد.

4 - روح لجاج ، استكبار و حق گريزى ، عامل كفر و تكذيب دين از سوى كافران در صدراسلام

و لقد كذّب الذين من قبلهم . .. بل لجّوا فى عتوّ و نفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 1 - 3

3 - كافران مخالف رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، گروهى لجوج و حق ناپذير

سأل سائل بعذاب واقع

مفسران بر اين عقيده اند كه كافران، اين سخن را از سر لجاجت بر زبان مى آوردند; چنان كه در آيه 32 از سوره «انفال» از آنان چنين ياد شده است: «و إذ قالوا اللّهم إن كان هـذا هو الحقّ من عندك فأمطر علينا حجارة من السماء أو ائتنا بعذاب أليم».

745- حق ناپذيرى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 2

2 ـ حق ناپذيرى و عناد و لجاجت شديد كافران مكه در عصر بعثت، در برابر وحى و معجزات الهى

و لو نزلنا عليك كتبا . .. إن هذا إلا سحر مبين

سوره انعام در مكه نازل شده است و بنابراين طبيعى است كه ناظر به مردم آن سامان، خصوصاً مشركان مكه، باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به هنگام مواجهه با حق ناپذيرى كافران مكه ، مأمور به ر ها كردن آنان به حال خود و ترك محاجه با آنها شد .

ذرهم يأكلوا و يتمتّعوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 14 - 1

1- اگر درى از آسمان به قدرت خداوند گشوده شود كه كافران مكه براى دريافت حقايق به آنجا بروند ، ايمان نخواهند آورد .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به ... و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 15 - 1،2،4

1- كافران هدايت ناپذير مكه ، در صورت مشاهده گشايش درى از آسمان براى بالا رفتن خود و درك حقايق ، آن را نوعى چشم بندى و سحر وانمود خواهند كرد .

و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء فظلّوا فيه يعرجون . لقالوا إنما سكّرت أبصرنا

«سكر» در لغت حالتى را گفته اند كه عارض بر عقل مى شود. بنابراين مراد از ادعاى آنان اين مى شود كه: آنان خود را گرفتار نوعى چشم بندى مى دانستند.

2- كافران مكه ، مردمى حق ناپذير و لجاجت پيشه در برابر آيات الهى

و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء فظلّوا فيه يعرجون . لقالوا إنما سكّرت أبصرنا

4- كافران مكه براى گريز از پذيرفتن حقايق الهى ، آنها را امورى موهوم جلوه مى دادند .

لقالوا إنما سكّرت أبصرنا بل نحن قوم مسحورون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 5

5- بهره كفرپيشگان مكه از آيه هاى بيدارگر قرآن ، تنها تنفر و فرار از آنها بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

746- حق ناشنوايى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 23 - 2

2 ـ حق ناشنوايى كافران و منافقان ، نشانه نبودن استعداد پذيرش معارف الهى در آنان است .

و لو علم اللّه فيهم خيرا لأسمعهم

مراد از خير به قرينه آيه قبل، استعداد پذيرش معارف الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 22 - 7

7 - كافران لجوج ، مانند مردگان در قبر ها ، از شنيدن سخن حق ناتوان بوده و هيچ راهى براى هدايتشان نيست .

و ما أنت بمسمع من فى القبور

در اين آيه كافران لجوج و حق ناپذير صدراسلام درمكه، به مردگان در قبرها تشبيه شده اند كه هيچ راهى براى هدايتشان نيست و آنان نيز هيچ زمينه اى براى پذيرش ندارند.

747- حقارت در برابر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 16

16 ـ تهى بودن دل از محبت خدا ، بى مهرى نسبت به اهل ايمان ، احساس كوچكى در برابر كافران ، از نشانه هاى بيمارى دل و ضعف ايمان

فترى الذين فى قلوبهم مرض . .. اذلة على المؤمنين اعزة على الكفرين

ارتباط آيه مورد بحث با آيات پيش گوياى اين است كه بيماردلان (الذين فى قلوبهم مرض) از مصاديق مرتدان مى باشند و

چون صفات شمرده شده براى مؤمنان واقعى نقطه مقابل مرتدان قرار گرفته ; است معلوم مى شود نبود اين صفات در مدعيان اسلام، نشانه بيماردلى آنان است.

748- حقانيت عذاب دنيوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 78 - 11

11 - حكم خداوند به عذاب كافران در دنيا ، مطابق حق است .

فإذا جاء أمر اللّه قضى بالحقّ

برداشت ياد شده بر اين احتمال است كه مقصود از «أمر اللّه» عذاب دنيوى (استيصال) باشد; چنان كه موارد بسيارى در قرآن به همين معنا آمده است; مانند عذاب طوفان نوح كه از آن چنين ياد شده است: «قال لاعاصم اليوم من أمر اللّه . ..»، (هود، آيه 43).

749- حقانيت عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 41 - 4

4 - عذاب استيصال ، كيفرى بر اساس حق و به دور از كمترين بى عدالتى نسبت به كافران و تكذيب گران

فأخذتهم الصيحة بالحقّ

750- حقوق كافر ذمى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 8 - 8

8 - كافران غيرحربى ، برخوردار از حقوق اجتماعى در جامعه اسلامى

لاينهيكم اللّه عن الذين لم يقـتلوكم

751- حقوق كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 10 - 15،24

15 - حق مالكيت كافران غير محارب ، محترم و رعايت عدل درباره ايشان ضرورى است .

و ءاتوهم ما أنفقوا

از شأن نزول آيه، استفاده مى شود كه حكم پرداخت مهريه و نيز احترامى كه اسلام براى مالكيت كافران قائل است، مربوط به

كافران غير محارب است; چنان كه آيه شريفه مسائل پس از صلح حديبيه را بيان مى كند. بنابراين رعايت اين عدل با آنچه از مفهوم «أن تبرّوهم و تقسطوا...» ـ كه نهى از قسط درباره كافران حربى بود ـ منافات ندارد.

24 - كافران ، داراى حق مطالبه مهريه همسر خود ، در صورت پيوستن همسر ايشان به جمع مؤمنان

و ليسئلوا ما أنفقوا

752- حمايت از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 73 - 1

1 ـ كافران سزاوار حمايت از يكديگر ، نه شايسته حمايت كردن از مؤمنان و يا برخوردار شدن از حمايت ايشان

و الذين كفروا بعضهم أولياء بعض

مقصود از ولايت كافران نسبت به يكديگر و پشتيبانى آنان از همديگر، به قرينه فراز بعد (إلا تفعلوه . .. ) نفى ولايت بين مؤمنان و كافران است. بنابراين جمله «إن الذين كفروا ... » به اين معنى است كه مسلمانان نبايد عقد ولايى با كافران داشته باشند ; نه آنان را حمايت كنند و نه از ايشان حمايت جويند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 9 - 4

4 - پشتيبانان جبهه مهاجم كفر ، چونان كافران محارب و شريك جرم آنان

إنّما ينهيكم اللّه . .. و ظـهروا على إخرجكم

753- حمد اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 52 - 7

7- كفر و ناسپاسى ، محدود به دنياست و در آخرت حتى كافران ، ثناگوى خداوند خواهند بود .

يوم يدعوكم فتستجيبون بحمده

بنابر اينكه مخاطب «يدعوكم» منكران قيامت باشد، استفاده مى شود كه آنان تنها در دنيا مجال كفر و كفران داشتند، ولى در آخرت حمد و ثنا خواهند گفت.

754- حيات كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 17

17 ـ مرگ براى كافران بهتر از زندگى است .

و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم

امام باقر (ع): الموت خير [لـ] . .. الكافر ... لانّ اللّه يقول ... «و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم انّما نملى لهم ليزدادوا اثماً».


تفسير عياشى، ج 1، ص 206، ح 155 ; نورالثقلين، ج 1، ص 413، ح 445.

755- خانواده كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 31 - 1،2

1 - كافران ، از خاطره هاى ديدار خود با مؤمنان ، طنز ساخته و در جمع خانواده خويش به لطيفه گويى و خنداندن يكديگر مى پردازند .

و إذا انقلبوا إلى أهلهم انقلبوا فكهين

«فَكِه» (صفت مشبّه) به معناى خوش دل و خندان يا به معناى كسى است كه با همراهان خود سخنى گويد كه آنان را بخنداند (قاموس). در برداشت ياد شده، معناى دوم مورد نظر است.

2 - كافرانى كه مؤمنان را مسخره كرده اند ، هنگام مراجعت نزد خانواده خويش ، از پوزخند ها و اشاره هاى طعنه آميز خود ، غرق شادمانى مى شوند .

يضحكون . .. يتغامزون . و إذا انقلبوا إلى أهلهم انقلبوا فكهين

در اين برداشت، «فَكِه» به معناى «مرد خوش دل و خندان» دانسته شده است. تكرار «انقلبوا» در آيه شريفه، براى مجسم ساختن حالت بازگشت كافران به خانه خويش است.

756- خباثت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 125 - 15

15 ـ پليدى بر كافران استيلا دارد.

يجعل الله الرجس على الذين لا يؤمنون

757- ختم قلب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 3

3 ـ خداوند افكننده حجابهايى متعدد بر دل، و سنگينى بر گوش گروهى از كافران است.

و جعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 115 - 3

3 ـ نزول معجزات و محدوده آن، وارونه ساختن دل و ديده كافران، و قرار دادن دشمن براى پيامبران، از سنتها و كلمات خداوند و غير قابل تغيير است.

إنما الأيت عند الله . .. و نقلب ... و كذلك جعلنا ... و تمت كلمت ربك

در آيات گذشته چند سنت و قانون الهى ياد شد، از جمله: «نقلب أفئدتهم» و «ما كانوا ليؤمنوا» و «لكل نبى عدوا». لذا اگر مراد از «كلمت»، سنن باشد، همه موارد ذكر شده را مى تواند شامل گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 100 - 6

6 ـ گنهكاران و كفرپيشگان ، در خطر از دست دادن نيروى فهم و درك معارف دينى

أن لو نشاء أصبنهم بذنوبهم و نطبع على قلوبهم

جمله «نطبع على قلوبهم» عطف بر جمله «أصبنهم» است و فعل ماضى «اصبنا» به معناى مضارع مى باشد. قابل ذكر است كه حرف «لو» در اين آيه بيانگر وقوع جزا براى شرط در آينده است، نه گذشته.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 101 - 10

10 ـ خداوند قلب هاى كفرپيشگان و تكذيب كنندگان انبيا را از دريافت حقايق دين و معارف الهى محروم مى سازد .

كذلك يطبع اللّه على قلوب الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 108 - 1

1- خداوند ، قلب و قواى شنوايى و بينايى كافران دنياگرا ( مرتدان ) را ، مهر كرده و از درك حقايق محرومشان ساخته است .

استحبّوا الحيوة الدنيا . .. الكـفرين . أُولـئك الذين طبع الله على قلوبهم ... و أ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 22 - 7

7 - كافران لجوج ، مانند مردگان در قبر ها ، از شنيدن سخن حق ناتوان بوده و هيچ راهى براى هدايتشان نيست .

و ما أنت بمسمع من فى القبور

در اين آيه كافران لجوج و حق ناپذير صدراسلام درمكه، به مردگان در قبرها تشبيه شده اند كه هيچ راهى براى هدايتشان نيست و آنان نيز هيچ زمينه اى براى پذيرش ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 16 - 8

8- عدم درك كافران نسبت به وحى و سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناشى از هواپرستى و تيرگى قلب آنان

قالوا . .. ماذا قال ... أولـئك الذين طبع اللّه على قلوبهم و اتّبعوا أهواءهم

بنابر اين كه تعبير «طبع اللّه على قلوبهم» به عنوان علت «يستمع إليك . .. قالوا ... ماذا قال آنفاً» ياد شده باشد ـ و نه معلول آن ـ برداشت بالا استفاده مى شود.

758- خجلت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 42 - 2،3،11

2 ـ شرمسارى و رسوايى بى اندازه كافران به خدا و منكران معاد در قيامت

ماذا عليهم لو امنوا . .. يومئذ يودّ الذين كفروا ... لو تسوّى بهم الارض

به دليل آيات گذشته، مراد از كفر، كفر به خدا و معاد است.

3 ـ صحنه شهادت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قيامت ، موجب شرم و تأسف بى اندازه كافران

و جئنا بك على هؤلاء شهيداً. يومئذ يودّ الذين كفروا ... لو تسوّى بهم الارض

«يومئذ» متعلق به «شهيداً» است. يعنى آن روز كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر اعمال گواهى دهد.

11 ـ شرمسارى و پشيمانى كافران در قيامت ، از كتمان حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و عصوا الرسول . .. و لا يكتمون اللّه حديثاً

مصداق مورد نظر از كتمان حديث در آيه شريفه، به دليل «كفروا و عصوا الرسول»، كتمان حقّانيّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است.

759- خدا و عمل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 16

16- خداوند ، قطعاً به اعمال كافران آگاه است .

إن الله عليم بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 29 - 2

2- آگاهى خداوند از اعمال زشت كافران ، عامل فرمان او به آنها براى ورود به جهنّم

الكـفرين . .. إن الله عليم بما كنتم تعملون. فادخلوا أبوب جهنّم

«فا» در «فادخلوا» عاطفه است و مسبب را بر سبب (علم خدا) عطف كرده است. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: حال كه خداوند چنين آگاهى از كردار شما دارد، پس وارد جهنم شويد.

760- خداشناسى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 106 - 6

6 - خودشناسى و خداشناسى كافران در تنگناى عذاب جهنم

فى جهنّم خـلدون . .. قالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا... ضالّين

761- خداشناسى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 43 - 7

7ـ كفرپيشگان عصر بعثت به خداوند اعتقاد داشته و شهادت او را پذيرا بودند .

قل كفى بالله شهيدًا بينى و بينكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 3 - 7

7 - كافران ، از معبود پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شناخت نادرست و تصورى در حد معبود هاى خويش داشتند .

ما تعبدون . .. ما أعبد

كلمه «ما» در معنايى اعم از عاقل و غير عاقل به كار مى رود، به كار نبردن كلمه «من» ـ كه تصريح به عاقل بودن است ـ به جهت بيان اين نكته است كه مشركان، معبود پيامبر(صلی الله علیه و آله) را در سطح معبودان خويش مى پنداشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 5 - 7

7 - كافرانِ عصر بعثت ، از خداوند شناختى ناقص و در حد شناخت خدايان خويش داشتند .

و لا أنتم عـبدون ما أعبد

كلمه «ما»، بيانگر برداشت ياد شده است.

762- خداشناسى ناقص كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 22 - 4

4 - شناخت و درك ناقص كافران و مشركان ، از گستره علم الهى

ظننتم أنّ اللّه لايعلم كثيرًا ممّا تعملون

763- خسارت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 176 - 11

11 ـ بازگشت ضرر كفرورزى كافران ، به خود ايشان

انّهم لن يضرّوا اللّه شيئاً يريد اللّه الّا يجعل لهم حظّا فى الاخرة

جمله «يريد اللّه . .. »، دلالت بر جمله اى محذوف دارد: يعنى آنان به خدا ضرر نمى رسانند، بلكه به خود ضرر مى رسانند; و

آن، ضررِ محروميّت از بهره اخروى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 177 - 6

6 ـ بازگشت ضرر انتخاب كفر ، به خود كافران

انّ الّذين اشتروا الكفر . .. لن يضرّوا اللّه شيئاً و لهم عذاب اليم

جمله «و لهم عذاب اليم»، دلالت دارد بر اين كه كافران با كفر خويش به خودشان ضرر مى زنند ; چرا كه به «عذاب اليم» گرفتار مى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 3

3 ـ ناتوانى كافران از درك سود و زيان و سرنوشت شوم خويش

و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم انّما نملى لهم ليزدادوا اثما

764- خشونت با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 86 - 16

16- انتخاب خوش رفتارى در مواجهه با كافران ، بهتر از به كارگيرى شدّت و خشونت است .

و إمّا أن تتّخذ فيهم حسنًا

جمله «تتّخذ فيهم حسناً» در بيان طريقه مقابل عذاب، تلقين كننده اختيار اين شيوه از بين دو نوع برخوردى است كه ذوالقرنين بين آن ها مخيّر بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 18 - 3

3 - سرنوشت هلاكت بار فرعونيان و قوم ثمود ، نمونه اى بارز از برخورد تند و قهرآميز خداوند با كافران است .

إنّ بطش ربّك . .. فرعون و ثمود

765- خطر عذاب دنيوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 74 - 4

4- كافران و روى گردانان از پذيرش آيات قرآن ، در خطر گرفتارى به سرنوشت هلاكت بار پيشينيان و ابتلا به عذاب هاى دنيوى

و إذا تتلى عليهم ءايتنا . .. و كم أهلكنا قبلهم من قرن

766- خطر عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 42 - 1

1- كافران ، در هر لحظه از شب و روز در معرض عذاب الهى اند .

قل من يكلؤكم . .. من الرحمـن

برداشت ياد شده بنابراين است كه مراد از «من الرحمان» «من بأس الرحمان و عذابه» باشد. آيه قبل ـ كه در باره عذاب الهى است ـ شاهد و مؤيد همين نكته است.

767- خطر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 196 - 4

4 ـ رهبران الهى ، حتّى پيامبران ، در معرض خطر تأثير منفى شكوه ظاهرى و قدرت اقتصادى كافران

لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا فى البلاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 102 - 14،15

14 ـ خطر شبيخون كافران ، دليل به همراه داشتن اسلحه به هنگام نماز در ميدان جنگ

و ليأخذوا حذرهم و اسلحتهم ودالذين كفروا لو تغفلون

15 ـ كافران ، در كمين و مترصد فرصت براى حمله و شبيخون به مسلمانان

ودالذين كفروا لو تغفلون عن اسلحتكم و امتعتكم فيميلون عليكم ميلة واحدة

جمله «ودالذين . ..»، بيان يك اصل كلى است و همراه داشتن اسلحه به هنگام نماز براى پيشگيرى، تنها يك مصداق از آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 9 - 7

7 - خطر و زيان منافقان براى جامعه اسلامى ، همانند خطر و زيان كافران است .

جـهد الكفّار و المنـفقين و اغلظ عليهم

768- خطر هلاكت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 74 - 4

4- كافران و روى گردانان از پذيرش آيات قرآن ، در خطر گرفتارى به سرنوشت هلاكت بار پيشينيان و ابتلا به عذاب هاى

دنيوى

و إذا تتلى عليهم ءايتنا . .. و كم أهلكنا قبلهم من قرن

769- خواسته كافران كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 1،2،5

1 ـ كافران مكه از خداوند خواستند چنانچه قرآن حقيقتى از جانب اوست ، آنان را سنگباران كند و يا عذاب دردناك ديگرى بر آنان فروفرستد .

و إذ قالوا . .. فأمطر علينا حجارة

2 ـ نابحق جلوه دادن قرآن با درخواست عذاب از درگاه خدا ، از حيله هاى كافران مكه در مبارزه با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يمكرون . .. و إذ قالوا اللّهم ... فأمطر علينا حجارة من السماء

برخى در توجيه عذاب خواهى كافران (فامطر علينا . .. ) چنين گفته اند كه آنان براى فريب ديگران و يا اقناع خويش اين نفرين را در حق خود روا داشتند تا با اجابت نشدن آن، خويشتن را در انكار قرآن و حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) محق بشمارند. آيه قبل كه سخن از مكر كافران داشت، مى تواند تأييدى براى اين نظريه باشد.

5 ـ كافران مكه معتقد به تأثير دعا به درگاه خدا براى تحقق بخشى به درخواست هاى آنان

اللّهم إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة

770- خواسته هاى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 68 - 1

1 - درخواست كافرانِ پيرو در قيامت ، از خداوند براى دو برابر كردن عذاب رهبران گمراهگرشان .

يوم تقلّب وجوههم . .. و قالوا ربّنا إنّا أطعنا سادتنا ... ربّنا ءاتهم ضعفين من ا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 29 - 1،8،9

1 - كافران در قيامت ، خواهان شناسايى عاملان گمراهى خويش به منظور انتقام جويى از آنان

و قال الذين كفروا ربّنا أرنا الذين أضلاّنا . .. نجعلهما تحت أقدامنا

8 - كفرپيشگان ، در قيامت خواستار ذلت و خوارى بيشتر و عذاب شديدتر براى رهبران اغواگر خويش خواهندبود .

نجعلهما تحت أقدامنا ليكونا من الأسفلين

9 - ( فى المجمع ) « و قال الذين كفروا فى النار أرنا الذين أضلاّنا من الجن و الإنس » يعنون إبليس الأبالسة و قابيل بن آدم أوّل من أبدع المعصية . روى ذلك عن على ( ع ) ;

در مجمع البيان راجع به قول خداوند كه مى فرمايد: «و قال الذين كفروا فى النار أرنا الذين . ..» آمده است كه: مقصود آنان رئيس أبليس ها و قابيل فرزند آدم است كه گناه و نافرمانى را پايه گذارى نمود و اين مطلب از على(ع) روايت شده است.».

771- خواسته هاى اخروى كافران پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 68 - 6

6 - كافران پيرو ، از خداوند ، خواهانِ مورد لعن فراوان قرار دادن رهبران گمراه سازشان ، خواهند بود .

و قالوا . .. ربّنا ... و العنهم لعنًا كبيرًا

«كبير» صفت مفعول مطلق «إلْعَن» است. در آيه، اين واژه به معناى «شدت» و مراد از آن، كثرت و زيادت است.

772- خواسته هاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 8 - 1،4،6

1 ـ مشاهده نزول فرشتگان بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، درخواست نابجا و بهانه جويانه كافران

و قالوا لو لا أنزل عليه ملك و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر

4 ـ كفرپيشگان حتى با نزول كتابى ملموس بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، ايمان نمى آورند و خواهان نزول فرشتگان مى شوند.

و لو نزلنا عليك كتبا فى قرطاس فلمسوه بأيديهم لقال . .. و قالوا لو لا أنزل عليه م

بر اساس اين احتمال كه «قالوا» بر جواب «لو» در آيه قبل عطف شده باشد.

6 ـ ناآگاهى كافران از عواقب هلاكتبار درخواست نزول آشكار ملائكه

و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر ثم لا ينظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 9 - 2

2 ـ درخواست نزول فرشته به عنوان پيامبر، از بهانه هاى كفرپيشگان

و لو جعلنه ملكا

جمله «و لو جعلناه ملكا . .. »، مى تواند منقطع از آيه قبل بوده و جواب از درخواست ديگر كفار، كه فرستادن فرشته به عنوان پيامبر است، باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 10 - 5

5 ـ استهزاى كفار نسبت به پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، با درخواست نزول كتاب ملموس و مشاهده فرشتگان

و لو نزلنا عليك كتبا فى قرطاس فلمسوه . .. و لقد استهزىء برسل من قبلك

يادآورى استهزا شدن انبياى گذشته براى تسلى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، پس از بيان بهانه جوييها و توقّعات بيجاى كافران چنين مى نمايد كه همين بهانه جوييها، از مصاديق استهزاگرى كافران در مورد رسولان الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 84 - 1

1- پافشارى مشركان بر شرك خود ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را آماده درخواست عذابى سريع براى آنان كرده بود .

فلاتعجل عليهم إنّما نعدّ لهم عدًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 8 - 1،2،3

1 ـ فرود آمدن گنجى از آسمان براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) جهت تأمين زندگى او ، انتظار بى جاى مشركان و كافران

و قالوا . .. أو يلقى إليه كنز

انتظار كافران و مشركان به فرود آمدن گنجى براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ به قرينه سخن قبلى آنان كه كار و داد و ستد در بازار را خلاف شأن پيامبرى مى دانستند ـ به منظور تأمين معاش آن حضرت بوده است.

2 ـ داشتن باغى پوشيده از درختان با ثمر براى تأمين نياز هاى غذايى و معيشتى خويش ، توقع بى جاى مشركان در باره پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا. .. أو تكون له جنّة يأكل منها

3 ـ ارائه معجزه اى محسوس و قابل رؤيت ، توقع مشركان از پيامبر (صلی الله علیه و آله) جهت اثبات درستى ادعاى نبوت خويش *

أو يلقى إليه كنز أو تكون له جنّة يأكل منها

درخواست و انتظار فرود آمدن گنجى براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يا داشتن باغ هاى پرثمر ـ كه امرى محسوس و مملوس است ـ مى تواند به اين خاطر باشد كه كافران، به دنبال معجزه اى محسوس و قابل رؤيت از پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 10 - 3

3 ـ خداوند ، تونا بر مهيّا ساختن باغ هايى با نهر هاى روان براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مراتب بهتر از آنچه كه مشركان توقع آن را براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) داشتند .

أو تكون له جنّة يأكل منها . .. تبارك الذى إن شاء جعل لك خيرًا من ذلك جنّـت تجرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 52 - 2

2 ـ كافران ، متوقف كردن دعوت به اسلام و محدود ساختن آن را ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار شدند .

و لو شئنا لبعثنا فى كلّ قرية نذيرًا . فلاتطع الكـفرين

با توجه به معناى لغوى «طاعت» (عمل كردن به آنچه كه از انسان خواسته شده است) مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد; زيرا آنچه كه كافران از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواسته بودند ـ با توجه به آيه قبل كه سخن از جهانى بودن رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) بود و آيه شريفه متفرع بر آن شده (فلاتطع الكافرين) ـ مى تواند توقف و محدود شدن رسالت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 53 - 1،3

1 - كافرانِ منكرِ آيات الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواهانِ تعجيل در عذاب خود بودند .

و يستعجلونك بالعذاب

3 - كافران منكر آيات الهى ، بر عذاب خواهى خود از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مصرّ بودند و بر آن پافشارى مى كردند .

و يستعجلونك بالعذاب

فعل مضارع «يستعجلون» دلالت بر استمرار و پافشارى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 54 - 1،3

1 - كافران منكر آيات الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار تعجيل در عذاب خود بودند .

يستعجلونك بالعذاب

3 - كافران منكر آيات الهى ، بر عذاب خواهى خود از پيامبر (صلی الله علیه و آله) پافشارى مى كردند .

يستعجلونك بالعذاب

فعل مضارع «يستعجلون» بر استمرار و اصرار، دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 14 - 3

3 - كافران ، از روى ناباورى خواستار تعجيل در برپايى قيامت

يسئلون أيّان يوم الدين . .. هـذا الذى كنتم به تستعجلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 59 - 8

8 - تعجيل كافران در نزول عذاب ، ناشى از بى توجهى آنان به نابودى ياران گذشته خويش

فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب أصحـبهم فلايستعجلون

از «فلايستعجلون» استفاده مى شود كه كافران، ناباورانه تقاضاى عذاب مى كردند و آنها اگر آنان به راستى در سرنوشت ياران گذشته خويش تأمل مى كردند، هرگز چنين ناباورانه مجازات الهى را به استهزا نمى گرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 27 - 4

4 - كافران و منكران معاد ، خواستار تحقق سريع وعده برپايى قيامت

و يقولون متى هـذا الوعد . .. و قيل هـذا الذى كنتم به تدّعون

«تدّعون» مى تواند از ماده «دعا» باشد. در اين صورت به معناى «تطلبون» (درخواست مى كرديد) خواهد بود. برداشت ياد شده مبتنى بر اين معنا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 8 - 3

3 - سازش و دست برداشتن از مواضع عقيدتى ، درخواست كافران تكذيب گر از پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

فلاتطع المكذّبين

آيه بعد، قرينه است كه مورد اطاعت، سازش بر سر مواضع عقيدتى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 52 - 5

5 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « بل يريد كلّ امرىء منهم أن يؤتى صحفاً منشّرة » و ذلك أنّهم قالوا : يا محمد قد بلغنا أنّ الرجل من بنى اسرائيل كان يذنب الذنب فيصبح و ذنبه مكتوب عند رأسه و كفّارته ، فنزل جبرئيل على النبىّ (صلی الله علیه و آله) و قال : يسألك قومك سنّة بنى إسرائيل فى الذنوب فإن شاؤوا فعلنا ذلك بهم و أخذناهم بما كنّا نأخذ به بنى إسرائيل . . . ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «بل يريد كلّ امرىء منهم أن يؤتى صحفاً منشّرة» روايت شده كه آنان [به رسول خدا ]گفتند: اى محمد! به ما خبر رسيده كه مردى از بنى اسرائيل، گناهى مرتكب مى شد و از خواب برمى خاست، در حالى كه گناهش در بالاى سرش همراه با كفّاره آن نوشته شده بود. سپس جبرئيل بر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) نازل شد و فرمود: قومت از تو مى خواهند، همان سنّت بنى اسرائيل در مورد گناهان درباره آنان جارى شود، اگر آنان بخواهند ما درباره آنان انجام مى دهيم و آنان را گرفتار مى كنيم; به همان عذابى كه بنى اسرائيل را گرفتار مى كرديم...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 53 - 2

2 - نازل شدن نامه اى سرگشاده از سوى خداوند ، براى يكايك انسان ها در اثبات رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، درخواستى نابجا و غيرمنطقى

بل يريد كلّ امرىء منهم . .. كلاّ

773- خواسته هاى كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 8 - 1

1 ـ مشاهده نزول فرشتگان بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، درخواست نابجا و بهانه جويانه كافران

و قالوا لو لا أنزل عليه ملك و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 20 - 3

3 ـ كفرپيشگان عصر بعثت ـ على رغم نزول پى در پى آيات و سوره هاى قرآن ـ خواستار نزول معجزه اى ديگر بودند .

و يقولون لو لا أنزل عليه ءاية من ربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 7 - 2،7

2ـ كافران هماره خواستار معجزه اى جز قرآن براى باور به حقانيّت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يقول الذين كفروا لولا أُنزل عليه ءاية من ربه

به كارگيرى فعل مضارع (يقول) به جاى فعل ماضى (قال) براى رساندن اين معناست كه كافران سخن مذكور را نه تنها در گذشته مدعى شده اند كه در آينده نيز خواهند گفت و بر آن اصرار خواهند ورزيد.

7ـ ارائه معجزه درخواستى كفرپيشگان خارج از مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

لولا أُنزل عليه ءاية من ربه إنما أنت منذر

جمله «إنما أنت منذر» حاكى از حصر است و حصر در آن اضافى و در قياس با ارائه معجزه است. بنابراين آن جمله حاوى دو معناست: 1ـ تو انذار دهنده اى ; 2ـ ارائه معجزه كار تو نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 27 - 2

2ـ كافران خواستار معجزه اى ـ جز قرآن ـ براى باور به حقانيّت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پذيرش توحيد

و يقول الذين كفروا لولا أُنزل عليه ءاية من ربه

جمله «إن الله يضل من يشاء و يهدى . ..» قرينه بر اين است كه كافران مشاهده معجزه از پيامبر(صلی الله علیه و آله) را براى هدايت شدن و پذيرش رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ كه سرلوحه آن توحيد است ـ مى خواستند ; يعنى، مى گفتند: اگر معجزه اى ارائه كنى، رسالت تو را مى پذيريم و به توحيد مى گرويم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 3

3- مشركان و كفار ، معجزات متعددى را از پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) درخواست كردند .

و ما منعنا . .. إلاّ أن كذّب بها الأوّلون

از اينكه خداوند با صراحت تمام به مشركان مى گويد: «ما هر چه معجزه براى پيشينيان فرستاديم، آنها را تكذيب كردند و اين مانع ارسال معجزه شد» نشان مى دهد كه مشركان صدراسلام، درخواستهاى متعدد و مكررى براى معجزه داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 176 - 1

1 - مشركان و كافران صدراسلام ، خواهان مشاهده عذاب الهى بودند .

أفبعذابنا يستعجلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 59 - 7

7 - كافران عصر بعثت ، درخواست كننده عذاب الهى ، از سر استهزا و ناباورى

للذين ظلموا ذنوبًا . .. فلايستعجلون

نهى الهى (فلايستعجلون) مى رساند كه كافران، ناباورانه تقاضاكننده نزول عذاب بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 1 - 1

1 - گروهى از كافران عصر بعثت ، خواستار شتاب در نزول عذاب الهى در دنيا

سأل سائل بعذاب واقع

به گفته مفسران، سؤال در اين آيه، به معناى طلب و دعا است; ازاين رو بهوسيله «با» متعدى شده است; يعنى، «دعا داع بعذاب واقع».

774- خواسته هاى كافران ظالم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 85 - 4

4- كافران ظالم ، پس از مشاهده عذاب الهى و قطعيت كيفر ، خواهان تخفيف و تأخير مجازات خويشند .

فلايخفّف عنهم العذاب و لا هم ينظرون

تذكر الهى به عدم تخفيف عذاب و دادن مهلت به ظالمان، اشاره اى به تخفيف و مهلت خواهى آنان دارد.

775- خواسته هاى كافران قبل از اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 33 - 6

6- كافران عصر هاى پيش از اسلام ، در انتظار آمدن فرشتگان و يا نزول امر ويژه اى از سوى خداوند جهت تأييد حقانيت كتاب آسمانى خود بودند .

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . .. قد مكر الذين من قبلهم ...

776- خواسته هاى كافران قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 77 - 4

4 ـ كفرپيشگان قوم ثمود پس از كشتن ناقه صالح ، از وى خواستند تا تهديدش ( نزول عذاب دردناك ) را به اجرا گذارد .

قالوا يصلح ائتنا بما تعدنا إن كنت من المرسلين

مراد از «ما تعدنا» عذابى است كه در آيه 73 (فيأخذكم عذاب أليم) بيان شده است.

777- خواسته هاى كافران مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 6

6 ـ شعيب ( ع ) در آخرين پاسخ خويش به خواسته كافران مدين ، بازگشت خود و همگامانش را به آيين شرك امرى ناممكن دانست .

و ما يكون لنا أن نعود فيها إلا أن يشاء اللّه ربنا

جمله «ما يكون لنا . .. » كه حكايت از عدم امكان بازگشت به آيين شرك دارد، هم مى تواند به معناى عدم امكان تكوينى باشد و هم مى تواند مراد از آن عدم امكان تشريعى (ناشايست بودن و جايز نبودن) باشد. برداشت فوق براساس احتمال اول است. گفتنى است كه بر مبناى اول، مشيت الهى (إلا أن يشاء اللّه) مشيت تكوينى است و بر اساس احتمال دوم، مشيت الهى، مشيت تشريعى است.

778- خواسته هاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 7 - 1،3

1- كافران مكه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار آوردن فرشتگان براى تصديق نبوت آن حضرت بودند .

قالوا . .. لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

«لو ما» مانند «هلا» و «لولا» براى تحضيض است.

3- كافران مكه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار آوردن ملائكه به عنوان معجزه بودند .

لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

آوردن ملائكه توسط پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ كه مورد درخواست كفار بود ـ احتمال دارد براى تصديق نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد و احتمال دارد معجزه درخواستى باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 3،4

3- درخواست كافران مكه ، براى آوردن ملائكه توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، درخواستى نابه جا و باطل بود .

لو ما تأتينا بالملئكة . .. ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ

جمله «ما ننزل الملائكة إلاّ بالحق» حصرى و احترازى است و كنايه از اين است كه درخواست كفار نابه جاست.

4- درخواست نزول ملائكه ، جهت اثبات حقانيت ادعاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى كافران مكه ، بهانه اى بيش نبود .

لو ما تأتينا بالملئكة . .. ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ

قيد «إلاّبالحق» مى تواند احترازى باشد; يعنى، نزول فرشتگان تنها در صورت وجود مصلحت و حكمت تحقق پذير است، در حالى كه در تقاضاى كفار چنين مصلحتى نيست. مضافاً به اينكه «إذاً منظرين» نيز دلالت مى كند بر اينكه آنان، حتى پس از آمدن ملائكه هم حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را نمى پذيرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 33 - 2

2- كافران حق ناپذير مكه ، در انتظار معجزه آمدن فرشتگان و يا امر ويژه اى از جانب خداوند براى تأييد حقانيت قرآن بودند

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . .. هل ينظرون إلاّ أن تأتيهم

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه عبارت «تأتيهم الملائكة أو يأتى أمر ربك» (ملائكه براى آنان بيايد و يا امر پروردگارت بيايد) ـ به قرينه آيات سابق كه درباره قرآن كريم بود ـ بر آمدن ملائكه يا امر خداوند جهت تأييد قرآن دلالت داشته باشد.

779- خودشناسى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 106 - 6

6 - خودشناسى و خداشناسى كافران در تنگناى عذاب جهنم

فى جهنّم خـلدون . .. قالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا... ضالّين

780- خوشرفتارى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 83 - 16

16 - معاشرت نيكو با همگان حتى با كافران ، از وظايف اهل ايمان است .

و قولوا للناس حسناً

مراد از «الناس» مى تواند افراد همان ملتى باشد كه مخاطب جمله «قولوا» است و مى تواند مراد از آن افراد ملتهاى ديگر باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 86 - 16

16- انتخاب خوش رفتارى در مواجهه با كافران ، بهتر از به كارگيرى شدّت و خشونت است .

و إمّا أن تتّخذ فيهم حسنًا

جمله «تتّخذ فيهم حسناً» در بيان طريقه مقابل عذاب، تلقين كننده اختيار اين شيوه از بين دو نوع برخوردى است كه ذوالقرنين بين آن ها مخيّر بود.

781- خيال پردازى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 36 - 5

5 - موضع گيرى هاى كافران در قبال قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، متكى به پندار ـ و نه دليل يقينى ـ

أم خلقوا السمـوت و الأرض بل لايوقنون

782- خيانت به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 58 - 9

9 ـ خيانت ، حتى نسبت به كافران ، امرى ناروا و در پى دارنده محروميت از محبت خدا

فانبذ إليهم على سواء إن اللّه لايحب الخائنين

783- خيانت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 58 - 5

5 ـ رهبران جامعه اسلامى بايد به احتمال وقوع خيانت از سوى جوامع كفرپيشه ترتيب اثر داده و نبايد براى تصميمات لازم در انتظار وقوع خيانت باشند .

و إما تخافن من قوم خيانة فانبذ إليهم على سواء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 59 - 3،5

3 ـ كافران هرگز با نقض پيمان و خيانت به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) نخواهند توانست بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيشى گيرند و وى را از ادامه رسالت ناتوان سازند .

و إما تخافن من قوم خيانة . .. و لايحسبن الذين كفروا سبقوا إنهم لايعجزون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مفعول «سبقوا» و «لايعجزون» پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

5 ـ كافران با پيمان شكنى و خيانت هاى خود ، قادر به كسب پيروزى پايدار نخواهند بود .

و إما تخافن من قوم خيانة . .. و لايحسبن الذين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 71 - 6

6 ـ كافران جنگ بدر به سبب خيانتهايشان به خدا و دين او ، مغلوب مجاهدان شده و گروهى از آنان به اسارت درآمدند .

فقد خانوا اللّه من قبل فأمكن منهم

امكان (مصدر امكن)، به معناى تسلط بخشيدن است. تفريع جمله «امكن منهم» بر «فقد خانوا» به وسيله حرف «فاء» دلالت مى كند بر اينكه خيانت كافران به دين خدا موجب شد كه خداوند آنان را در سيطره مسلمانان قرار دهد.

784- خيرگى چشم كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 97 - 4

4- خيرگى و بهت زدگى كافران هنگام برپايى قيامت

و اقترب الوعد الحقّ فإذا هى شـخصة أبصـر الذين كفروا

«شخوص» به معناى دوختن چشم به يك شىء، بدون تحرك است غالباً چنين حالتى براى افراد مبهوت پيش مى آيد.

785- داود(ع) و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 4

4 ـ داود و عيسى ( ع ) ، مأيوس از ايمان كفرپيشگان قوم خويش *

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل على لسان داود و عيسى ابن مريم

طرد ولعن كافران بنى اسرائيل از سوى داود و عيسى(ع) حكايت از يأس و نوميديشان از هدايت يافتن آن گروه دارد.

786- درب خانه هاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 34 - 1

1 - خداوند ، توانا بر مرفه ساختن كافران تا جايى كه خانه هاى خود را مجلل و داراى درب ها و ورودى هاى متعدد بسازند .

لجعلنا لمن يكفر بالرحمـن . .. و لبيوتهم أبوبًا

787- درخواست عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 32 - 7

7ـ توقع نزول عذاب بر كفرپيشگان بدون مهلت دادن به آنان ، توقعى نابجاست .

و لقد استهزىء برسل من قبلك فأمليت للذين كفروا

788- درخواست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 11 - 8

8 - درخواست عاجزانه كافران و مشركان ، از خداوند براى رهايى خود از عذاب

فهل إلى خروج من سبيل

789- دروغ كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 7

7 ـ وعده دروغين برخى كفار مبنى بر اصلاح خويش و تكذيب نكردن آيات الهى در صورت بازگشت به دنيا

فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب . .. و إنهم لكذبون

790- دروغگويى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 19

19- كافران در قيامت ، در دفاع از خود به دروغ گويى خواهند پرداخت .

ما كنّا نعمل من سوء بلى إن الله عليم بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 39 - 8،9،10

8- آگاهى يافتن كافران بر دروغ گويى خويش ، از جمله دلايل احياى مجدد انسان ها در قيامت

بلى وعدًا عليه حقًّا . .. و ليعلم الذين كفروا أنهم كانوا كـذبين

9- دروغ پردازى دائمى كافران درباره معاد

و أقسموا بالله . .. لايبعث الله من يموت بلى وعدًا عليه ... و ليعلم الذين كفروا أ

10- بى اطلاعى كافران در دنيا ، از دروغ گويى خويش درباره رستاخيز

و أقسموا بالله . .. لايبعث الله من يموت بلى وعدًا عليه ... و ليعلم الذين كفروا أ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 90 - 6

6 - افسانه خواندن قرآن از سوى كافران ، دروغى ناروا به ساحت آن

إن هـذا إلاّ أسـطير الأوّلين . .. و إنّهم لكـذبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 9

9 - رد پيشنهاد كافران ( نزول دفعى قرآن ) از سوى خداوند ، به خاطر عدم صداقت آنان در خواسته خويش

أوَلم يكفروا بما أُوتى موسى من قبل

مقصود از آيه اين است كه اقتراح كافران، بهانه اى بيش نيست; زيرا اگر راست مى گويند پس چرا به تورات ـ با اين كه به صورت دفعى نازل شده بود ـ پيش از اين كفر ورزيدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 13 - 9

9 - تمسك كافران به دروغ ، براى مرتد ساختن مسلمانان ، شيوه اى متداول در بين آنان بود .

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا و لنحمل خطـيـكم . .. إنّهم لكـذبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 55 - 11

11 - كافران ، در قيامت ، دروغ پردازى مى كنند .

و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا . .. كذلك كانوا يؤفكون

از جمله معناهاى «إفك»، انصراف از راستى در گفتار به دروغ گويى است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 13 - 4

4- اظهار ايمان كافران ، در تنگناى عذاب ادعايى دروغين و غير قابل اعتماد

أنّى لهم الذكرى

برداشت بالا بنابراين نكته است كه تعبير «أنّى لهم الذكرى» درصدد نفى اثر نباشد; بلكه در مقام تحليل و تفسير ادعاى ايمان كافران در شرايط عذاب باشد، به اين كه اينان هر چند مدعى ايمان مى شوند; اما آنان كجا و ايمان كجا؟ آنان راهى به سوى ايمان باز نگذاشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 15 - 4

4 - كافران به دروغ ، مدعى قابل درك نبودن حقايق وحى *

أفسحر هـذه أم أنتم لاتبصرون

عبارت «أم أنتم لاتبصرون» در حقيقت تكرار همان سخن كافران است كه در دنيا نسبت به حقايق دين مى گفتند و مدعى بودند كه ما در سخنان وحى حقيقتى نمى يابيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 15 - 2

2 - كافران ، خود مى دانند كه عذرتراشى هايشان دورغ است .

و لو ألقى معاذيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 5 - 2

2 - سازش خواهان كافر ، به رغم اظهار آمادگى براى پذيرش مشروط توحيد ، هرگز اهل عبادت خداوند نبودند و حال و آينده آنان ، فرقى نمى كرد .

و لا أنتم عـبدون ما أعبد

اين آيه گرچه با آيه سوم، عبارتى يكسان دارد; ولى در زمان با آن متفاوت است. در آيه سوم ـ به قرينه آيه قبل از آن ـ مراد زمان آينده است; ولى در اين آيه ـ به قرينه آيه قبل از اين ـ مراد زمان حال است.

791- دروغگويى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 3 - 2

2 - كافرانى كه خود را در صورت مماشات پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آماده عبادت خداوند مى خواندند ، هرگز به آن تن نداده و معبود پيامبر (صلی الله علیه و آله) را نمى پرستيدند .

و لا أنتم عـبدون ما أعبد

792- دروغگويى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 12 - 8،9،11

8 - كافران مكه ، براى باز داشتن مسلمانان ، از ايمان شان به دروغ متوسل شدند .

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا و لنحمل خطـيـكم . .. إنّهم لكـذبون

9 - كافران مكه ، مردمى دروغگو بودند .

و قال الذين كفروا . .. إنّهم لكـذبون

11 - برعهده گرفتن خطا و گناه ارتداد مسلمانان ، از سوى كافران مكه ، ادعايى دروغ و خالى از واقعيت بود .

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا و لنحمل خطـيـكم . ..إنّهم لكـذبون

793- دشمنى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 86 - 10

10 - دشمنى با كفرپيشگان حق ستيز و پرهيز از تقويت آنان ، نشانه پيامبرى و لازم جدايى ناپذير آن

و ما كنت ترجوا أن يلقى إليك الكتـب . ..فلاتكوننّ ظهيرًا للكـفرين

برداشت ياد شده با توجه به تفريع «لاتكوننّ. ..» بر صدر آيه به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 10 - 1

1 - اعلام بغض و دشمنى شديد خداوند نسبت به كافران لجوج و حق ناپذير در قيامت

إنّ الذين كفروا ينادون لمقت اللّه أكبر من مقتكم أنفسكم إذ تدعون إلى الإيمـن فتكف

«مقت» به معناى بغض شديد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 11 - 6

6 - اطمينان بخشى منافقان به كافران ، در پيروى نكردن از پيامبر و مسلمانان بر ضد آنان

الذين نافقوا يقولون . .. و لانطيع فيكم أحدًا أبدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 98 - 8

8 - خداوند ، دشمن كافران است .

فإن اللّه عدو للكفرين

794- دشمنى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 217 - 23،26

23 ـ كفّار ، در صورت توان ، همواره با مسلمانان خواهند جنگيد .

و لا يزالون يقاتلونكم حتى يردّوكم عن دينكم ان استطاعوا

بنابراينكه جواب «ان استطاعوا»، محذوف بوده و دليل آن، «لا يزالون يقاتلونكم» باشد.

26 ـ آشتى ناپذيرى كفار و عداوت عميق آنان نسبت به مسلمانان

و لا يزالون يقاتلونكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 286 - 24

24 ـ مواجهه و درگيرى دائمى مؤمنان با كافران

فانصرنا على القوم الكافرين

آيه مورد بحث گوياى افكار و حالات دائمى مؤمنان در طول تاريخ است; در نتيجه آنان خود را هميشه به نحوى درگير با كافران مى بينند و از خداوند يارى مى طلبند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 119 - 3،5

3 ـ انديشه در آيات الهى ( افشاى توطئه و دشمنى كافران ) ، موجب رويگردانى اهل ايمان از محبّت بيگانگان

لا يألونكم خبالا ودّوا ما عنتّم . .. قد بيّنّا لكم الايات ان كنتم تعقلون. ها انت

5 ـ كينه و دشمنى كافران و بيگانگان نسبت به اهل ايمان ، على رغم ابراز محبّت مؤمنان به آنان

ها انتم أولاء تحبونهم و لا يحبّونكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 101 - 10،11،12

10 ـ كافران ، دشمنانى آشكار و هميشگى ، براى مسلمانان

ان الكفرين كانوا لكم عدواً مبيناً

فعل «كانوا» دلالت بر ديرينه بودن دشمنى كافران دارد كه از آن در برداشت فوق به دشمنان هميشگى تعبير شد.

11 ـ اتحاد و همگونى كافران ، در دشمنى با مسلمانان

ان الكفرين كانوا لكم عدواً مبيناً

خبر «كان» با اينكه طبق قواعد ادبى بايد جمع آورده مى شد، به صورت مفرد (عدواً) آورده شده و اشاره به اين است كه كافران در دشمنى با اسلام، يكپارچه و گويا فردى واحد هستند.

12 ـ بهره بردارى كافران از هر فرصت ، براى ضربه زدن به مسلمانان

فليس عليكم جناح ان تقصروا . .. ان الكفرين كانوا لكم عدواً مبيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 102 - 19

19 ـ كافران در انديشه تهاجمى يكباره به مسلمين در شرايط مناسب

ودالذين كفروا لو تغفلون عن اسلحتكم و امتعتكم فيميلون عليكم ميلة واحدة

كلمه «ميل» هنگامى كه به «على» متعدى شود، به معناى هجوم بردن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 57 - 12

12 ـ گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، پذيراى ولايت و دوستى با اهل كتاب و ديگر كافران ، على رغم دشمنى آنان با دين

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الذين . .. أولياء و اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين

لحن مذمت گونه جمله « و اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين» مى رساند كه گروهى از مسلمانان با كافران روابط دوستى بر قرار كرده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 2،3،4

2- كافران ، همواره درصدد جلوگيرى از راه خدا و در پى ممانعت از گسترش تعاليم الهى هستند .

للكـفرين . .. الذين ... و يصدّون عن سبيل الله

3- كافران ، همواره در پى كج جلوه دادن راه و تعاليم الهى هستند .

للكـفرين . .. الذين ... و يصدّون عن سبيل الله و يبغونها عوجًا

4- كافران ، در پى يافتن عيب و نقص در تعاليم الهى و اثبات نادرستى آنها هستند .

للكـفرين . .. و يبغونها عوجًا

عبارت «يبغونها عوجاً» (راه خدا را كج مى خواهند) مى تواند به اين معنا باشد كه كافران، در پى اين بودند كه در تعاليم آسمانى اعوجاج و نقصى بيابند وآن را برملا كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 95 - 6

6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به دشمنى ، آزار روحى و تمسخر مشركان و كافران در صورت علنى و آشكارا نمودن دعوت خويش ، نگران بود .

فاصدع بما تؤمر . .. إنا كفينـك المستهزءين

جمله «إنا كفيناك المستهزءين» احتمال دارد پاسخى باشد در برابر نگرانيهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه ممكن بود پس از فرمان آشكار كردن دعوت خود و اعراض از مشركان (فاصدع بما تؤمر . .. و أعرض عن المشركين) بروز كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 47 - 9،10

9- كافران از طريق اعلام سحرشدگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صدد ايجاد بدبينى در پيروان ، نسبت به آن حضرت بودند .

إذ يقول الظـلمون إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مخاطب «إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحوراً» مؤمنين باشد و كافران با تهمت

«مسحور» به پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ كه بر شخص خارج شده از حد اعتدال بر اثر سحرزدگى اطلاق مى شود ـ مى خواستند در آنان نسبت به آن حضرت، بدبينى ايجاد كنند.

10- كافران ، همواره در صدد ايجاد بدبينى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در بين خود بودند تا به وسيله آن ، كسى به آن حضرت تمايل پيدا نكند .

إذ يقول الظـلمون إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

نكته ياد شده بر اين اساس كه مخاطب فعل «تتّبعون» كافران باشد كه به همديگر مى گفته اند و آوردن فعل مضارع «يقول» براى بيان تلاش همواره آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 16 - 5

5 - كافران به آيين و برنامه هاى الهى ، درصدد بازداشتن مردم از گرايش به دين و عمل به آن هستند . *

فاعبدنى . .. فلايصدّنك عنها من لايؤمن بها

مرجع ضمير «عنها» و «بها» ممكن است تمامى تعاليم و رهنمودهاى آموخته شده به موسى(ع) در وادى طوى (توحيد، لزوم عبادت و نماز، معاد و كيفر و پاداش الهى) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 112 - 3

3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) مواجه با اوج عناد و روى گردانى مشركان و كافران بود .

قـل ربّ احكم بالحقّ

از اين كه رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) ـ با آن كه پيامبرى بسيار مهربان و صبور بود ـ متوسل به دعا عليه مشركان و كافران شده است، برداشت ياد شده قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 12

12 - اگر خداوند حكم جهاد را تشريع نمى كرد ، تمامى معابد و مراكز دينى توسط كافران و دين ستيزان تخريب و منهدم مى شد .

و لولا دفع اللّه . .. لهدّمت صومع ... و مسـجد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 53 - 6

6 - بى دادگران كفرپيشه تاريخ ، مردمانى حق ستيز و غير قابل آشتى با آيات وحى و رسولان الهى

و إنّ الظـلمين لفى شقاق بعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 4 - 3،4،6،7

3 ـ تهمت و افترا ، ابزار و شيوه هاى مبارزه كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

و قال الذين كفروا إن هـذا إلاّ إفك افتريه و أعانه عليه قوم ءاخرون

4 ـ واكنش كافران در برابر قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، رفتارى بس ظالمانه و مزورانه بود .

فقد جاءو ظلمًا و زورًا

6 ـ تهمت و افترا زدن كافران به گناهى كه تنها خود مرتكب آن بودند ، از شيوه هاى آنان در مبارزه ، عليه پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و قال الذين كفروا إن هـذا إلاّ إفك افتريه . .. فقد جاءو ظلمًا و زورًا

برداشت ياد شده از آن جا استفاده مى شود كه كافران، پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) را متهم به دروغ گويى مى كردند; در حالى كه خود، دروغ پرداز بودند و به دروغ و به ناحق، قرآن را ساخته و پرداخته آن حضرت مى شمردند.

7 ـ خداوند ، مدافع حريم شخصيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مقابل برخورد هاى ظالمانه و مزوّرانه كافران

و قال الذين كفروا إن هـذا إلاّ إفك . .. فقد جاءو ظلمًا و زورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 20 - 6،11

6 ـ خداوند ، مسلمانان صدراسلام را ، به وسيله كارشكنى و دشمنى مشركان و كافران در بوته آزمايش قرار داد .

و جعلنا بعضكم لبعض فتنة أتصبرون

از ديدگاه برخى از مفسران، چون آيه شريفه در مكّه نازل گرديده است و مؤمنان در آن شهر بسيار مورد شكنجه و آزار قرار داشتند و نيز اين آيه در صدد دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان است، مى توان گفت كه مقصود از «بعضكم» مسلمانان اند.

11 ـ دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، در برابر كارشكنى ها و حق ناپذيرى كافران و مشركان

و جعلنا بعضكم لبعض فتنة أتصبرون و كان ربّك بصيرًا

يادآورى خداوند به بصيرت و بينايى خود، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) پس از ياد كردن از مشركان و آزمايش شدن آنان، مى تواندبراى دلجويى از پيامبر(صلی الله علیه و آله)ومؤمنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 33 - 1،2

1 ـ كافران ، با استفاده از مثل هاى باطل و ترسيم غير واقعى چهره پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مبارزه عليه اسلام برخاسته بودند .

الذين كفروا . .. و لايأتونك بمثل

«مَثَل» هم به معناى «حجت» و «حديث» (سخنانى در باره اثبات چيزى) و هم به معناى «صفت» (توصيف چيزى) آمده است (قاموس المحيط). مقصود از آن در آيه شريفه، مجموعه سخنانى است كه كافران در توصيف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و به منظور خدشه داركردن چهره منور آن حضرت مى گفتند كه در آيات فوق از آنها ياد شده است. گفتنى است قيد باطل بودن مثل ها، از قرينه مقابله جمله «لايأتونك بمثل» و جمله «إلاّ جئناك بالحقّ» استفاده شده است.

2 ـ خداوند در برابر هر يك از مثل هاى باطل و توصيف هاى غير واقعى كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، سخن حق و موضع درست را به آن حضرت مى آموخت .

و لايأتونك بمثل إلاّ جئنـك بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 56 - 4

4 ـ دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر مخالفت مشركان و كافران و پشتيبانى آنان از يكديگر

و ما أرسلنـك إلاّ مبشّرًا و نذيرًا

آيه شريفه با توجه به آيه قبل ـ كه از مخالفت مشركان و كافران و پشتيبانى آنان از يكديگر عليه دين الهى سخن به ميان آورده است (و كان الكافر على ربّه ظهيراً) - مى تواند به منظور دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) ادا شده باشد; يعنى، اى پيامبر! نگران مخالفت كافران مباش; زيرا تو تنها مسؤول بشارت و انذار به مردم مى باشى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 5 - 6

6 - بناى كافران بر خصومت و موضع گيرى عليه هر پيام جديدالهى ، در طول تاريخ

و ما يأتيهم من ذكر من الرحمـن محدث . .. معرضين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 4 - 4

4 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت ها و دشمنى هاى كافران و مشركان لجوج

و إن يكذّبوك فقد كذّبت رسل من قبلك

يادآورى تكذيب شدن پيامبران گذشته براى رسول اكرم(صلی الله علیه و آله)، مى تواند به منظور دلدارى ايشان و توصيه به صبر و پايدارى به آن حضرت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 18

18 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر دشمنى ها و كارشكنى هاى كافران گمراه

فلاتذهب نفسك عليهم حسرت إنّ اللّه عليم بما يصنعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 175 - 5

5 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت هاى كافران و مشركان معاند

فتولّ عنهم . .. و أبصرهم فسوف يبصرون

از لحن آيه شريفه استفاده مى شود كه خداوند در صدد دلدارى دادن به پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 179 - 5

5 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت هاى كافران و مشركان معاند

و تولّ عنهم . .. و أبصر فسوف يبصرون

از لحن آيه شريفه استفاده مى شود كه خداوند درصدد دلدارى دادن به پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 2 - 1

1 - رو به رو شدن قرآن و پيامبراسلام ، با مخالفت كافران سركش ، متكبر ، ستيزه جو و حق ناپذير

و القرءان ذى الذكر . بل الذين كفروا فى عزّة و شقاق

«عزت» در اصل به معناى رفعت و سرافرازى است; ولى هرگاه احساس عزت برخاسته از عوامل ناصواب (مانند غرور و خودپسندى) باشد، اين واژه در معناى غرور و تكبّر به كار مى رود. در آيه شريفه نيز در همين معنا به كار رفته است. «شقاق» به معناى مخالفت است و مقصود از آن در اين آيه، مخالفت با پيامبراسلام و قرآن است. گفتنى است تنكير «عزت» و «شقاق» دلالت بر شدت آن دو دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 4 - 1

1 - تنها كافران حق ناپذير به مجادله و ستيزه جويى با آيات الهى مى پردازند و از پذيرش آن سر باز مى زنند .

مايجـدل فىءايـت اللّه إلاّ الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 10 - 2،3

2 - بغض و دشمنى شديد كافران حق ناپذير با خويشتن در قيامت

من مقتكم أنفسكم

3 - بغض و دشمنى خداوند با كافران حق ناپذير ، بيشتر و شديدتر از بغض و دشمنى كافران نسبت به خويشتن است .

لمقت اللّه أكبر من مقتكم أنفسكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 51 - 7

7 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ايمان آورندگان به آن حضرت در صدر اسلام ، در برابر مخالفت ها و دشمنى هاى كافران

إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا

يادآورى يارى شدن پيامبران و مؤمنان طرفدار آنان در تاريخ، براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنانى كه در مكه (وقت نزول اين آيات) در اقليت و تحت فشار و شكنجه دشمنان بودند; بيانگر حقيقت ياد شده است. گفتنى است توصيه شدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به صبر و شكيبايى در چهار آيه بعد، تأييدكننده همين مطلب مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 8

8 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان اندك او ، در برابر كارشكنى ها و دشمنى هاى كافران و مشركان

إنّ الذين يجـدلون فى ءايـت اللّه . .. إن فى صدورهم إلاّ كبر ما هم ببـلغيه

از اين آيه و آيات قبل و بعد آن، استفاده مى شود كه خداوند درصدد دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ايمان آورندگان اندك به آن حضرت در مكه مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 13 - 6

6- ستيز كافران با منطق روشن رسولان الهى ، گواه بى اساس بودن ايمان اضطرارى آنان

أنّى لهم الذكرى و قد جاءهم رسول مبين

در صورتى كه «أنّى لهم الذكرى» در صدد بيان پوچى ادعاى ايمان كافران باشد; تعبير «و قد جائهم. ..» بيانگر فلسفه پوچى ادعاى آنان خواهد بود; يعنى، آنان كه منطق روشن رسولان را نپذيرفتند، چگونه با مشاهده عذابى، مى توانند به ايمان راستين رسيده باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 9

9- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در معرض دشمنى عميق كافران و نيازمند دل جويى و رهنمود به صبر از سوى خداوند

فاصبر . .. و لاتستعجل لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 32 - 12

12- حمايت خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قبال عداوتورزى كافران

إنّ الذين كفروا . .. و شاقّوا الرسول ... و سيحبط أعمـلهم

تعبير «و سيحبط أعمالهم»، مى تواند هم به معناى عقيم ساختن توطئه هاى كافران و هم به معناى پوچ ساختن اعمال به ظاهر نيك آنان باشد. در هر دو صورت، از اين موضع گيرى شديد، حمايت خداوند از پيامبر(صلی الله علیه و آله) استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 12 - 2

2ـ دلجويى خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر تكذيب ، حق ناپذيرى و عناد كافران

كذّبت قبلهم قوم نوح و أصحـب الرسّ و ثمود

يادآورى روحيه حق ستيز بسيارى از امت ها در طول تاريخ در برابر پيام رسولان الهى، مى تواند از آن جهت باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر تكذيب كافران، احساس نگرانى نداشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 30 - 3

3 - كافران ، آرزومند مرگ پيامبر (صلی الله علیه و آله) يا حادثه اى ناگوار كه آن حضرت را زمين گير كرده و از دعوت باز دارد .

أم يقولون . .. نتربّص به ريب المنون

«تربّص» (مصدر «نتربص») به معناى انتظار كشيدن و «ريب» به معناى حادثه است. «منون» در معناى روزگار و مرگ بد، به كار مى رود. بنابراين «ريب المنون» يا به معناى حوادث روزگار است و يا به معناى حادثه مرگ.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 32 - 4

4 - طغيان و سركشى ، عامل اصلى رويارويى كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و آرزوى خاموشى پيام وحى

نتربّص به ريب المنون . .. أم هم قوم طاغون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 1،3،7

1 - نگاه كافران به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نگاهى خشم آلود و كينه توزانه بود .

و إن يكاد الذين كفروا ليزلقونك بأبصـرهم

«زَلَق» (مرادف «ذلل») به معناى لغزيدن و سقوط كردن است و عبارت «ليزلقونك بأبصارهم» كنايه از اين است كه كافران، با نگاه خشم گينانه و كينه توزانه، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى نگريستند; مانند آن كه گفته مى شود: فلان كس آن چنان به من نگاه مى كند، كه گويا مى خواهد مرا با نگاهش بخورد و يا بكشد; يعنى، اگر براى او ممكن باشد كه با نگاهش مرا بخورد و يا بكشد، چنين خواهد كرد.

3 - كافران ، در آرزوى نابودى و شكست پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سر مى بردند .

الذين كفروا ليزلقونك بأبصـرهم لمّا سمعوا الذكر

7 - ترور شخصيت ( همچون پيامبر (صلی الله علیه و آله) ) ، از ترفند هاى كافران براى مبارزه با تعاليم اسلام و قرآن

لمّا سمعوا الذكر و يقولون إنّه لمجنون

اين كه كافران، به جاى مبارزه با تعاليم قرآن، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را متهم به جنون كردند; بيانگر اين نكته است كه آنان درصدد بودند با اين كار، به هدف خود (نابودى دين) نائل شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 24 - 3

3 - تهديد شدن كافران حق ناپذير به عذاب الهى ، به سبب دشمنى ها و كارشكنى هاى آنان نسبت به رسالت پيامبراسلام

فسيعلمون من أضعف ناصرًا و أقلّ عددًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 23 - 5

5 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر تكذيب و مخالفت هاى كافران

إنّا نحن نزّلنا عليك القرءان تنزيلاً

بنا به گفته مفسران، اين آيه، درصدد دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; ضمن آن كه توصيه خداوند به صبر و استقامت در آيه بعد، مى تواند در تأييد همين مطلب باشد.

795- دشمنى كافران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 13

13 - رويارويى و دشمنى كافران بنى اسرائيل با پيروان حضرت عيسى ( ع )

فأيّدنا الذين ءامنوا على عدوّهم

796- دشمنى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 72 - 5،6

5 - خشمگين شدن كافران صدراسلام و ظهور آثار كينه و نفرت در چهره آنان ، به هنگام شنيدن آيات قرآن و معارف توحيدى آن

و إذا تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت تعرف فى وجوه الذين كفروا المنكر

6 - بر افروختگى مشركان با شنيدن آيات قرآن و خشم حاصل از آن ، به حدى بود كه آنان را در آستانه حمله و تهاجم به كسانى قرار مى داد كه آيات قرآن را بر آنها تلاوت مى كردند .

يكادون يسطون بالذين يتلون عليهم ءايـتنا

«سَطْو» (مصدر «يسطون») به معناى تهاجم و حمله است; يعنى، چيزى نمانده كه مشركان با كسانى كه آيات ما را بر آنان مى خوانند گلاويز شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 10

10 - موضع گيرى خصمانه كافران صدراسلام عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و موسى ( ع ) و متهم ساختن آنان به ساحرى

قالوا سحران تظـهرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 87 - 1

1 - كفرپيشگان صدراسلام ، در صدد بازداشتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از انجام رسالت خويش بودند .

و لايصدّنّك عن ءايـت اللّه بعد إذ أُنزلت إليك

«صدّ» (مصدر «لايصدّنّك») به معناى بازداشتن است و ضمير فاعل در «لايصدّنّك» به كافران بازمى گردد; يعنى، مبادا كافران تو را از ابلاغ آيات خدا به مردم بازدارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 25 - 4

4 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت ها و دشمنى هاى كافران و مشركان لجوج

و إن يكذّبوك فقد كذّب الذين من قبلهم جاءتهم رسلهم

يادآورى تكذيب پيامبران گذشته براى پيامبراسلام، مى تواند به منظور دلدارى به ايشان و نيز توصيه به صبر و پايدارى به آن حضرت باشد.

797- دشمنى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 2

2 ـ حق ناپذيرى و عناد و لجاجت شديد كافران مكه در عصر بعثت، در برابر وحى و معجزات الهى

و لو نزلنا عليك كتبا . .. إن هذا إلا سحر مبين

سوره انعام در مكه نازل شده است و بنابراين طبيعى است كه ناظر به مردم آن سامان، خصوصاً مشركان مكه، باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 4

4 ـ كافران مكه مردمانى لجوج و داراى عنادى خاص در برابر رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حقانيت قرآن

فأمطر علينا حجارة من السماء أو ائتنا بعذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 28 - 9

9 - انكار و برخورد عنادآميز با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شيوه مستمر كافران مكه

كانوا بأيـتنا يجحدون

فعل «كان» هرگاه بر مضارع داخل شود افاده استمرار مى كند.

798- دشمنى كافران و مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 69 - 6

6 - برخورد و درگيرى جبهه كفر و جبهه ايمان ( خداپرستان و بت پرستان ) جريانى ريشه دار در تاريخ بشر

فيما كنتم فيه تختلفون

به كارگيرى ماضى استمرارى (كنتم تختلفون) بيانگر برداشت فوق است.

799- دشنام به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 4

4 ـ دشنام به كافران و مقدسات آنها، در صورتى كه موجب عكس العمل متقابل آنان گردد، حرام است. *

و لاتسبوا . .. فيسبوا الله عدوا بغير علم

در صورتى كه جمله «فيسبوا . ..» علت نهى باشد، نه حكمت آن، حرمت دشنام به كافران و مقدسات آنها به مواردى محدود است كه عكس العمل متقابل مشركان را در پى داشته باشد.

800- دشنام به مقدسات كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 4

4 ـ دشنام به كافران و مقدسات آنها، در صورتى كه موجب عكس العمل متقابل آنان گردد، حرام است. *

و لاتسبوا . .. فيسبوا الله عدوا بغير علم

در صورتى كه جمله «فيسبوا . ..» علت نهى باشد، نه حكمت آن، حرمت دشنام به كافران و مقدسات آنها به مواردى محدود

است كه عكس العمل متقابل مشركان را در پى داشته باشد.

801- دشنامهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 11 - 2

2 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر تكذيب ها و بدگويى هاى كافران

و ذرنى و المكذّبين

آيه شريفه ضمن آن كه براى تهديد كافران تكذيب گر است; دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز مى باشد.

802- دشنامهاى مرفهان كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 67 - 3

3 - بدگويى و ياوه سرايى كافران مرفه ، عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در محفل هاى شبانه شان

سـمرًا تهجرون

سمر» (مصدر «سامر»); يعنى، گفت وگو و تشكيل محفل شبانه. «سامر» اسم جمع است مانند: «حاج»، «حاضر» و «حامل». «سامراً» حال ديگر براى ضمير فاعل «تنكصون» است. «تهجرون» ـ به تقدير تهجرون به ـ مشتق از «هُجر» (بدگويى) و يا «هَجر» (هزيان و ياوه گويى) است. جمله «تهجرون» (فعل و فاعل) در محل نصب و نعت براى «سامراً» مى باشد; يعنى، «در حالى كه در محافل شبانه، درباره آن بدگويى مى كرديد».

803- دعاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 35 - 3

3 ـ كافران مكه به سبب انجام امورى لغو و بيهوده در پيرامون كعبه به عنوان عبادت و نيايش ، مستحق عذاب الهى بودند .

و ما لهم ألا ليعذبهم اللّه . .. و ما كان صلاتهم عند البيت إلا مكاء و تصدية

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «ما كان صلاتهــم . .. » عطف بر «و هم يصدون ... » باشد.

804- دعاى نجات از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 86 - 1

1 ـ درخواست مؤمنان قوم موسى از خداوند ، براى نجات از گروه كفرپيشه

ربنا لا تجعلنا فتنة . .. و نجنا برحمتك من القوم الكفرين

805- دعوت از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 104 - 1

1 ـ فراخوانى خداوند كفرپيشگان را به پيروى از قرآن و رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

و إذا قيل لهم تعالوا إلى ما أنزل اللّه و إلى الرسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 15 - 4

4 ـ خداوند ، فراخوان كفار و مشركان به توبه ( ترك آيين شرك و پذيرش اسلام )

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم . .. و يتوب اللّه على من يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 68 - 2

2 - فراخوانده شدن كافران به تدبر و انديشه در آيات قرآن و پرهيز از داورى هاى نسنجيده درباره آن

أفلم يدّبّروا القول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 71 - 4

4 - اتكاى كافران به حس و تجربه عذاب ، على رغم فرا خوانده شدن به تعقل و تدبر در فرجام شوم مجرمان تاريخ

فانظروا كيف كان عـقبة المجرمين . .. و يقولون متى هـذا الوعد إن كنتم صـدقين

على رغم اين كه خداوند از كافران مكه مى خواهد تا با مطالعه تاريخ و تدبر در فرجام مجرمان گذشته، درس عبرت بگيرند و بينش خود را تصحيح كنند، آنان براى پى بردن به حقانيت وعده الهى، خواهان لمس و شهود عذاب مى شوند و تعيين زمان آن را مى طلبند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 40 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) كافران و مشركان معاند را به مقابله فرا خواند و به شكست ذلت بار ( چون شكست روز بدر ) تهديد كرد .

من يأتيه عذاب يخزيه

بيشتر مفسران بر اين ديدگاه اند كه مقصود از عذاب خواركننده در دنيا، شكست كافران و مشركان معاند در جنگ ها (همچون جنگ بدر) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 10 - 6

6 - بغض و دشمنى شديد خداوند نسبت به كافران حق ناپذير ، پس از اتمام حجت و دعوت مكرر آنان به ايمان است .

لمقت اللّه أكبر . .. إذ تدعون إلى الإيمـن فتكفرون

آمدن فعل هاى مضارع «تدعون» و «تكفرون» بر استمرار دلالت دارد; يعنى، شما همواره به ايمان فراخوانده مى شديد; ولى به جاى ايمان آوردن، به طور مستمرّ كفر مىورزيديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 12 - 2

2 - عذاب شدن كافران و مشركان در قيامت ، پس از اتمام حجت و دعوت شدن آنان به ايمان از سوى خداوند

ذلكم بأنّه إذا دعى اللّه وحده كفرتم و إن يشرك به تؤمنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 71 - 3

3 - دعوت از كافران و منكران معاد به مطالعه در چوب آتش زنه ، براى پى بردن به قدرت خداوند و توانايى او بر احياى مردگان

أفرءيتم النار التى تورون

با توجه به اين كه روى سخن در اين آيات با منكران معاد است، توجه دادن به مسأله كيفيت افروختن آتش و روشن كردن آن با عمل ساييدن، گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 43 - 3

3 - فراخوانده شدن كافران و مشركان به سجده و خضوع در برابر خداوند در دنيا و امتناع آنان از اين كار

و قد كانوا يدعون إلى السجود و هم سـلمون

806- دعوت از كافران پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 6

6 ـ سران شرك و كفر با دعوت پيروانشان به چشيدن از عذاب مضاعف دوزخ، آنان را سرزنش و ملامت مى كنند.

ربنا هؤلاء أضلونا . .. فذوقوا العذاب بما كنتم تكسبون

«ال» در كلمه «العذاب» عهد ذكرى است و اشاره به همان عذاب مضاعف دارد كه از «لكل ضعف» استفاده مى شود.

807- دعوت از كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 45 - 3

3 - كافران صدراسلام ، به بهره مند شدن از رحمت و لطف خدا در سايه پرهيز از گناهان فراخوانده شدند .

و إذا قيل لهم اتّقوا ما بين أيديكم و ما خلفكم لعلّكم ترحمون

808- دفع تبليغ كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 16 - 5

5 - خنثى ساختن تبليغات مكّارانه كافران در برابر قرآن ، وعده تسلاّبخش خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أكيد كيدًا

روى سخن در اين آيه ـ به قرينه آيه بعد (فمهّل. ..) ـ با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و به منظور اطمينان بخشيدن به آن حضرت است كه در درخواست عقوبت سريع براى كافران شتاب نورزد; زيرا خداوند پاسخ مناسب توطئه آنان را خواهد داد.

809- دفع توطئه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 5

5 ـ جنگ هاى اسلام در صدد دفع شر كافران ، نه تحميل عقيده بر آنان *

إن تنتهوا فهو خير لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 61 - 8

8 ـ توكل بر خدا در پذيرش صلح ، موجب عقيم ماندن اهداف پنهانى كافران از پيشنهاد صلح

فاجنح لها و توكل على اللّه

810- دفع طمع كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 123 - 7

7 ـ نرمش نشان ندادن به كافران و قطع طمع آنان از تعرض و سلطه بر مؤمنان ، امرى لازم و ضرورى است .

قتلوا الذين يلونكم من الكفار و ليجدوا فيكم غلظة

811- دفع مكر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 62 - 3

3 ـ خداوند با حمايت خويش از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جامعه ايمانى ، نيرنگ كافران را بى اثر خواهد كرد .

و إن يريدوا أن يخدوعوك فإن حسبك اللّه

جواب شرط «إن يريدوا . .. » محذوف است و جمله «فان حسبك اللّه» جانشين آن شده است ; يعنى: إن يريدوا أن يخدعوك فاللّه يكفيك شرهم.

812- دفع مكرهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 16 - 5

5 - خنثى ساختن تبليغات مكّارانه كافران در برابر قرآن ، وعده تسلاّبخش خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أكيد كيدًا

روى سخن در اين آيه ـ به قرينه آيه بعد (فمهّل. ..) ـ با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و به منظور اطمينان بخشيدن به آن حضرت است كه در درخواست عقوبت سريع براى كافران شتاب نورزد; زيرا خداوند پاسخ مناسب توطئه آنان را خواهد داد.

813- دفع هجوم كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 22 - 2

2 - مسلمانان ، قادر به دفع هجوم كافران ، در صورت عدم انعقاد صلح حديبيه و ناگزيرى از جنگ *

و لو قـتلكم الذين كفروا لولّوا الأدبـر

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «لوقاتلكم» نظر به گذشته داشته باشد; يعنى، خداوند گرچه فتح مبين (صلح حديبيه) را براى شما رقم زد و در پرتو آن ثمرات زيادى را براى شما به بار آورد; اما اگر اين صلح هم صورت نمى گرفت و كافران به نبرد با شما برمى خاستند، شما با قدرت ايمانى و رهبرى پيامبر(صلی الله علیه و آله) آنان را منهزم مى ساختيد.

814- دلايل بطلان ادعاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 39 - 11

11- بعثت انبيا ، دليلى روشن بر دروغ بودن ادعاى مشركان بر اينكه هدايت و گمراهى جبرى است .

قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء . .. و لقد بعثنا فى كلّ أُم

815- دلايل بى لياقتى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 7

7 - كفر به حق و اصالت وحى ، دليل عدم شايستگى كافران براى دوستى

تلقون إليهم بالمودّة و قد كفروا بما جاءكم من الحقّ

عبارت «و قد كفروا. ..» در حقيقت بيانگر علت نهى (لاتتّخذوا عدوّى) است.

816- دلايل حق ناپذيرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 100 - 10

10 - شرارت و حق ستيزى كافران در دنيا ، گواه حق گريزى آنان پس از بازگشت دوباره به دنيا

قال ربّ ارجعون . .. كلاَّ إنّها كلمة هو قائلها

817- دلايل دروغگويى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 39 - 11

11- بعثت انبيا ، دليلى روشن بر دروغ بودن ادعاى مشركان بر اينكه هدايت و گمراهى جبرى است .

قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء . .. و لقد بعثنا فى كلّ أُم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 8

8 - انكار پيشين تورات از سوى كافران ، نشانه بهانه جويى و عدم صداقت آنان در پيشنهاد خويش

أوَلم يكفروا بما أُوتى موسى من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 34 - 5

5 - ناتوانى كافران از هماوردى با قرآن ، نشانگر بى صداقتى آنان در اتهام هايشان

إن كانوا صـدقين

818- دلايل رد دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 7

7 - كفر به حق و اصالت وحى ، دليل عدم شايستگى كافران براى دوستى

تلقون إليهم بالمودّة و قد كفروا بما جاءكم من الحقّ

عبارت «و قد كفروا. ..» در حقيقت بيانگر علت نهى (لاتتّخذوا عدوّى) است.

819- دلايل سرزنش كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 9

9- توبيخ مشركان و كافران از سوى خدا ، به خاطر استكبارشان در برابر قرآن

قل أرءيتم إن كان من عند اللّه و كفرتم به . .. و استكبرتم

820- دنياپرستى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 1،2

1 ـ آراستگى زندگانى دنيا ، در ديدگاه كافران

زين للذين كفروا الحيوة الدنيا

2 ـ زينت زندگانى دنيا در نظر كافران ، واقعيّت آن را پوشانده است .

زين للذين كفروا الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 10 - 1،2

1 ـ كافران به جاى تكيه بر رحمت الهى ، بر مال و اولاد خويش متّكى هستند .

ربّنا . .. هب لنا من لدنك رحمة ... انّ الذين كفروا لن تغنى عنهم اموالهم و لا اول

2 ـ كافران ، بى نيازى را در مال و اولاد مى جويند ; در حالى كه هرگز آن را نمى يابند .

انّ الذين كفروا لن تغنى عنهم اموالهم و لا اولادهم من اللّه شيئاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 11 - 2

2 ـ فرعونيان ، نمونه بارز كافرانى كه امكانات مادى و انسانيشان ، آنها را از عذاب نرهانيد و از خدا بى نيازشان نكرد .

انّ الذين كفروا . .. كدأب ال فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 117 - 7

7 ـ انگيزه كافران در انفاق هاى خويش ، رسيدن به زندگى پَست دنياست . *

مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا

تقييد انفاق به حيات دنيا، مى تواند گوياى انگيزه كافران به انفاق در محدوده حيات دنيا باشد.

821- دنياطلبى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 4

4 ـ كفرپيشگان ، مردمانى فريفته به زندگانى دنيا

حرمهما على الكفرين. الذين ... غرتهم الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 8

8 ـ غرق شدن منافقان و كافران در باتلاق بهرهورى هاى مادى ، گرايش مستمر آنان در طول تاريخ

فاستمتعوا بخلقهم . ... و خضتم كالذى خاضوا

برداشت فوق بدان احتمال است كه «خوض» (فرو رفتن) به قرينه «استمتعوا» همان بهره ورى از ماديات و فرورفتن در منجلاب آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 7 - 7

7 ـ دلخوش بودن به دنيا و آرامش يافتن به آن و غفلت از آيات الهى ، از اوصاف كافران و امرى مذموم و ناپسند

إن الذين . .. و رضوا بالحيوة الدنيا و اطمأنوا بها ... غفلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 1

1- كافران ، زندگى دنيوى را محبوب خود دانسته و آن را به جاى حيات اخروى برمى گزينند .

ويل للكـفرين من عذاب شديد . الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة

برداشت فوق بنابراين اساس است كه «الذين يستحبّون الحياة . ..» جمله وصفى براى «للكافرين» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 5

5- خوردن ، لذت بردن و برخوردار شدن از متاع ها و لذت هاى دنيوى و غوطهور شدن در آرزو هاى واهى ، هدف و مقصد اعلاى كافران است .

ذرهم يأكلوا و يتمتّعوا و يلههم الأمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 40 - 3

3 - كافرانى كه در ماديات و اموال دنيا غوطهوراند ، به پوچى در زندگى دچار گشته و در سردرگمى شديد بسر مى برند .

رجال لاتلهيهم تجـرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. و الذين كفروا أعمـلهم ... كظلمـت ف

از مقايسه ميان آيه 37 ـ كه در باره كسانى است كه مال و منال و ماديات آنان را از ياد خدا غافل نمى سازد ـ و آيه شريفه ـ

كه درباره وضعيت كافران است ـ به دست مى آيد كه كافران، بر خلاف مؤمنان، در ماديات و علاقه به مال و منال گرفتاراند و از اين رو دچار سردرگمى و تاريكى شديد هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 35 - 7

7 - افق ديد كافران ، محدود به زندگى كوتاه دنيا است .

لجعلنا لمن يكفر بالرحمـن . .. لمّا متـع الحيوة الدنيا و الأخرة عند ربّك للمتّقين

خداوند در اين آيه، توانايى خويش را بر ايجاد يك زندگى آكنده از تجمل براى كافران، بيان كرده و سپس حضور در جوار ربوبى را مطرح نموده است. از اين مطلب استفاده مى شود كه كافران تنها در محدوده تنگ زندگى دنيا مى انديشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 35 - 5

5 - محكوميت ابدى كافران مستكبر به عذاب هميشگى دوزخ ، نتيجه حق ستيزى ودنيا محورى آنان

اتّخذتم ءايـت اللّه هزوًا و غرّتكم الحيوة الدنيا فاليوم لايخرجون منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 20 - 3

3- توبيخ كافران در قيامت ، به خاطر هدر دادن امكانات ارزنده خويش و صرف آن در لذت هاى زودگذر مادى

أذهبتم طيّبـتكم فى حياتكم الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 21 - 2

2 - دلبستگى به دنيا و ر ها كردن آخرت ، از نشانه هاى كافران است .

بل تحبّون العاجلة . و تذرون الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 1

1 - محبت و دلبستگى به دنيا و بى اعتنايى به قيامت و حيات اخروى ، از نشانه هاى كافران و گناه پيشگان است .

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا . .. إنّ هـؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومً

822- دنياطلبى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 4

4- تمامى همّ و تلاش كافرانِ هدايت ناپذير صدراسلام ، خوردن و بهرهورى از تمتعات و لذت هاى مادى بود .

ذرهم يأكلوا و يتمتّعوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 6

6- كافران عصر بعثت ، فريفته وضعيت بهتر اقتصادى و هم نشينان به ظاهر آراسته خويش بودند .

أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

افتخار به محفل، در حقيقت افتخار به حاضران در آن است و مراد از اهل محفل به قرينه «من هو. .. أضعف جنداً» ـ در آيات بعد ـ هم فكران و ياوران كافران است.

823- دوستان كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 73 - 15

15- كافران ، بدعت گذاران در دين را صميمانه دوست دارند .

لتفترى علينا غيره و إذًا لاَتّخذوك خليلاً

824- دوستان كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 9 - 5

5 - برقراركنندگان روابط دوستانه و مسالمت آميز ، با كسانى كه به دين و سرزمين مسلمانان هجوم آورده اند ، ظالمان واقعى هستند .

و من يتولّهم فأُولـئك هم الظـلمون

825- دوستى با امدادگران كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 9 - 3

3 - ممنوعيت دوستى و مسالمت با يارى دهندگان و پشتيبانان عناصر مهاجم به دين و سرزمين مسلمانان

إنّما ينهيكم اللّه عن الذين . .. و ظـهروا على إخرجكم

826- دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 28 - 3،12،14

3 ـ حرمت برگزيدن كافران و مقدّم داشتن آنان بر مؤمنان ، در دوستى و ارتباط و ولايت

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء من دون المؤمنين

12 ـ پذيرش دوستى كافران ، گسستن رابطه با خداوند است .

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. و من يفعل ذلك فليس من اللّه فى شىء

بنابراينكه ولايت به معناى دوستى باشد.

14 ـ جواز برقرارى ارتباط دوستانه با كافران ، در صورت تقيّه ، اضطرار و هراس

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. الاّ ان تتقوا منهم تقية

بنابراينكه ولايت به معناى دوستى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 90 - 4

4 ـ جواز دوستى و يارى خواستن از منافقان و كافران پناهنده ، به همپيمانان مسلمانان *

و لا تتخذوا منهم وليّاً و لا نصيرا. الّا الّذين يصلون الى قوم بينكم و بينهم ميثا

در برداشت فوق احتمال داده شده كه «الّا الّذين يصلون . .. » استثنا از حكمى است كه در جمله «و لا تتخذوا منهم وليّاً و لا نصيرا» بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 139 - 1،7

1 ـ مدعيان ايمان ، در صورت پذيرش سرپرستى و دوستى كافران ، در زمره اهل نفاقند .

بشّر المنفقين بأنّ لهم عذاباً أليماً. الذين يتّخذون الكفرين أولياء

«أولياء» جمع «ولى» مى تواند به معناى دوست و يا سرپرست باشد. گفتنى است كه در برداشت فوق، «الذين»، وصف براى منافقان گرفته شده است.

7 ـ دستيابى به عزت و شكوه ، هدف منافقان در پذيرش ولايت كافران و طرح دوستى با آنان

الذين يتّخذون الكفرين أولياء . .. أيبتغون عندهم العزّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 3

3 ـ گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، پذيراى دوستى و ولايت كفار ، در عين نهى خداوند حتى از همنشينى با آنها

الذين يتّخذون الكفرين أولياء . .. يكفر بها و يستهزأ بها فلاتقعدوا معهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 144 - 3،9،10

3 ـ ايمان به خداوند ، ناسازگار با پذيرش دوستى و سرپرستى كافران

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الكفرين أولياء من دون المؤمنين

9 ـ هشدار و تهديد خداوند به پذيرندگان ولايت كافران و دوستى آنان

لاتتخذوا الكفرين أولياء . .. أتريدون أن تجعلوا اللّه عليكم سلطناً مبيناً

10 ـ پذيرش سرپرستى و دوستى كافران ، جبهه گيرى در مقابل خداوند است .

لاتتخذوا الكفرين أولياء . .. أتريدون أن تجعلوا اللّه عليكم سلطناً مبيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 53 - 17

17 ـ ناكامى و زيانكارى ، فرجام شوم و پذيرش محبت و ولايت كافران

حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 11،32

11 ـ دوستى با كافران ( يهود و نصارا و . . . ) ، ناسازگار با عشق به خداوند

و من يتولهم منكم . .. فسوف يأتى اللّه بقوم يحبهم و يحبونه

با توجه به ارتباط آيه مورد بحث با آيات گذشته، معلوم مى شود كه توصيف مؤمنان واقعى به ويژگيهاى ياد شده براى اشاره به اين حقيقت است كه مدعيان اسلام در صورت گرايش به كافران (من يتولهم منكم) نمى توانند آن ويژگيها ـ و از جمله محبت و عشق به خدا ـ را دارا باشند.

32 ـ بيماردلان سست ايمان و پذيراى ولايت و دوستى كافران ، محروم از فضل خاص خداوند

من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتى اللّه يقوم . .. ذلك فضل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 57 - 12،13

12 ـ گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، پذيراى ولايت و دوستى با اهل كتاب و ديگر كافران ، على رغم دشمنى آنان با دين

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الذين . .. أولياء و اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين

لحن مذمت گونه جمله « و اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين» مى رساند كه گروهى از مسلمانان با كافران روابط دوستى بر قرار كرده بودند.

13 ـ پذيرش ولايت و دوستى كافران و تمسخر كنندگان اسلام ، ناسازگار با ايمان و تقوا

و اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 58 - 5

5 ـ تمسخر برخى اهل كتاب نسبت به نماز و اذان ، دليل تحريم روابط دوستى با آنان

لاتتخذوا الذين . .. و إذا ناديتم إلى الصّلوة اتخذوها هزواً و لعباً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 5،7،8،9،10

5 ـ حرمت دوستى با كافران و پذيرش ولايت آنان

ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا لبئس ما قدمت

7 ـ بنى اسرائيل همكيشان خود را از پذيرش ولايت كافران و دوستى با آنان نهى نمى كردند .

لايتناهون عن منكره فعلوه . .. ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

آيه مورد بحث بيان مصداقى است از «منكر» كه در آيه قبل مطرح شده بود.

8 ـ لزوم نظارت عمومى جامعه ايمانى بر صحنه روابط خارجى و بازداشتن مؤمنان از پذيرش ولايت كافران و پيوند هاى مودت آميز با آنان

كانوا لايتناهون عن منكر . .. ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

9 ـ روابط ولايى و دوستى بنى اسرائيل با كافران عامل كفرورزى و گرفتارى آنان به لعنت خدا و پيامبران

لعن الذين كفروا . .. ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

مضمون آيه مورد بحث يعنى پذيرش ولايت مشركان بيان مصداقى ديگر از عصيان و تجاوزگرى بنى اسرائيل است. بنابراين پذيرش ولايت مشركان نيز از عوامل كفرپيشگى و گرفتارى به لعنت الهى است.

10 ـ عصيان ، تجاوزگرى و ترك نهى از منكر ، زمينه ساز پذيرش ولايت كافران و طرح دوستى با آنان *

ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون . .. كانوا لايتناهون ... يتولون الذين كفروا

بدان احتمال كه مضمون آيه مورد بحث يعنى پذيرش ولايت مشركان، نتيجه اعمال ناپسندى باشد كه در آيات قبل درباره بنى اسرائيل بيان شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 2،11

2 ـ روابط ولايى و دوستانه بنى اسرائيل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) با كافران

ما اتخذوهم أولياء

11 ـ پذيرش ولايت و دوستى با كافران نشانه فسق و خروج از حدود الهى است .

ما اتخذوهم أولياء و لكن كثيراً منهم فسقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 23 - 2،4

2 ـ كفر ، مايه قطع پيوند دوستى ميان مسلمانان و كافران

يأيها الذين ءامنوا لا تتخذوا . .. أولياء إن استحبوا الكفر على الإيمن

4 ـ ايجاد پيوند دوستى و موالات با كفار و دشمنان اسلام ، نشانه وجود روحيه ستم پيشگى است .

إن استحبوا الكفر على الإيمن و من يتولهم منكم فأولئك هم الظلمون

827- دوستى با كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 9 - 1،2،6

1 - ممنوعيت رابطه دوستانه با كافران ، منحصر به كافران تهاجم كننده بر ايمان و سرزمين مسلمانان

إنّما ينهيكم اللّه عن الذين قـتلوكم فى الدين

2 - ممنوعيت رفتار دوستانه و مسالمت جويانه ، با كافران معاند ، صرفاً مقابله به مثل است ; نه [ جهاد ] ابتدايى .

لاينهيكم . .. إنّما ينهيكم اللّه

تأكيد خداوند در نهى از رابطه دوستى با كافران، بر اقدامات عملى آنان عليه مسلمانان، بيانگر مطلب بالا است.

6 - نيكى و مسالمت با كافران معاند و همدستان آنان ، مصداق واقعى ظلم است .

أن تبرّوهم و تقسطوا إليهم . .. إنّما ينهيكم ... و من يتولـّهم فأُولـئك هم الظـلم

از مجموع دو آيه، استفاده مى شود كه نيكى و قسط، اصولاً در مورد كافران معاند، مفهوم واقعى ندارد و نبايد تحت عنوان عدالت و انسان دوستى، به دشمنان حق روى خوش نشان داد.

828- دوستى كافران با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 73 - 11

11- كافران ، در صورت عقب نشينى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مواضع اصولى خويش ( تعاليم وحى شده بر آن حضرت ) قطعاً با او طرح دوستى صميمانه اى مى ريختند .

و إن كادوا ليفتنونك . .. و إذًا لاَتّخذوك خليلاً

829- دين ستيزى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 16 - 5

5 - كافران به آيين و برنامه هاى الهى ، درصدد بازداشتن مردم از گرايش به دين و عمل به آن هستند . *

فاعبدنى . .. فلايصدّنك عنها من لايؤمن بها

مرجع ضمير «عنها» و «بها» ممكن است تمامى تعاليم و رهنمودهاى آموخته شده به موسى(ع) در وادى طوى (توحيد، لزوم عبادت و نماز، معاد و كيفر و پاداش الهى) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 1 - 5

5ـ اعمال به ظاهر نيك كافران دين ستيز ، محكوم به پوچى و بطلان در آخرت *

الذين كفروا و صدّوا عن سبيل اللّه أضلّ أعمـلهم

«أضلّ» ممكن است مربوط به جهان آخرت باشد و مراد از «أعمالهم»، كردار به ظاهر نيك كافران در حيات دنيا باشد كه در آخرت حبط خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 32 - 4

4- اِخبار خداوند از ستيز برخى كافران با دين و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به رغم وضوح حق براى آنان

إنّ الذين كفروا و صدّوا . .. و شاقّوا ... من بعد ما تبيّن لهم الهدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 14 - 4

4 - انكار معاد ، عمده ترين محور مخالفت كافران با پيام دين

هـذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون

از سرزنش شدن كافران، به خاطر تكذيب دوزخ و حقيقت قيامت، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 42 - 2

2 - كافران ، در انديشه ايجاد وقفه در روند گسترش دين ، با طرح مسائل بى اساس عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أم يريدون كيدًا

در آيات پيشين، سخن از اتهام هاى مشركان عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و بررسى علل آن اتهام ها بود. در ادامه اين بررسى، خداوند به انديشه ناسالم و مكرآلود كافران اشاره مى كند كه آنچه آنان مى گويند، ناشى از ابهام شخصيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيست; بلكه دقيقاً ترفندى خائنانه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 23 - 9

9 - كافران لجوج و دين گريز ، مردمى ناسپاس بوده و از نعمت شنوايى ، بينايى و تعقّل بهره كافى نبرده اند .

و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة قليلاً ما تشكرون

830- ديه قتل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 92 - 18

18 ـ لزوم پرداخت خونب ها و نيز آزادسازى يك برده مؤمن در صورت كشتن كافرى از كافران همپيمان *

و ان كان من قوم بينكم و بينهم ميثاق فدية مسلّمة الى اهله و تحرير رقبة مؤمنة

بنابر اينكه مراد از ضمير در «كان»، مقتول باشد ; بدون وصف ايمان. به قرينه فرض سابق كه در آنجا به قيد ايمان تصريح كرد و فرمود: «فان كان ... و هو مؤمن»، ولى در اين فرض «و هو مؤمن» را نياورد.

831- ذكر سرنوشت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 112 - 9

9ـ توجه به داستان پيامبران و سرنوشت اقوام مؤمن و كافر ايشان ، وادار كننده انسان به استقامت وپايدارى بر توحيد و پرستش خدا

فاستقم كما أُمرت

برداشت فوق ، بر اين اساس است كه جمله «فاستقم . ..» بر داستان اقوام گذشته ـ كه در آيات پيشين از آن سخن رفته است ـ تفريع شده باشد.

832- ذكر فرجام اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 34 - 1

1- لزوم توجه انسان ، به سرنوشت شوم كافران در قيامت

و يوم يعرض الذين كفروا على النار

كلمه «يوم»، متعلق به كلمه مقدرى نظير «اُذكر» است و يا عامل آن از استفهام «أليس هـذا بالحقّ» كه به تقدير «يقال لهم» است، به دست مى آيد. برداشت ياد شده ناظر به احتمال اول است.

833- ذكر فرجام شوم كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 13 - 11

11 - توجه دادن مردم به سرنوشت شوم كفرپيشگان گذشته و بيان تاريخ عبرت آموز آنان ، از وظايف مبلغان الهى است .

فإن أعرضوا فقل أنذرتكم صـعقة مثل صـعقة عاد و ثمود

834- ذلت اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 13

13 ـ مهلت يافتن كافران در دنيا ( امهال ) ، زمينه ساز خوارى و ذلّت آنها در آخرت

انّما نملى لهم ليزدادوا اثماً و لهم عذاب مهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 1،3

1 ـ وضعيت هول انگيز و ذلتبار كافران به هنگام روبرو شدن با آتش جهنم و مشاهده آن

و لو ترى إذ وفقوا على النار

3 ـ وضعيت دهشتزا و غير قابل توصيف كافران به هنگام ورود به دوزخ و چشيدن آتش

و لو ترى إذ وفقوا على النار

«وقفوا على النار» مى تواند به معناى ورود به آتش و چشيدن عذاب آن باشد. (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 10

10- برخورداران از علم در روز قيامت ، ذلت كافران را در آن روز ، به آنان اعلام خواهند نمود .

قال الذين أُوتوا العلم إن الخزى اليوم و السوء على الكـفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 2

2- كافرانى كه با حالت ظلم به نفس ( كفر ) از دنيا بروند ، در قيامت گرفتار خوارى و ذلت خواهند شد .

إن الخزى اليوم و السوء على الكـفرين . الذين تتوفّـهم الملـئكة ظالمى أنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 68 - 7،9

7- خداوند ، شياطين و منكران معاد را در قيامت ، خوار و ذليل ، بر زانونشسته و به صورت نيم خيز در اطراف جهنم احضار خواهد كرد .

ثمّ لنحضرنّهم حول جهنّم جثيًّا

«جثيّا» (جمع «جاثى») حال است و «جاثى» به كسى گفته مى شود كه براى مخاصمه و محاكمه بر زانو نشسته است (لسان العرب). احضار منكران معاد و شياطين، در حالى كه بر زانوان خود راه مى روند و يا بر زانو گرداگرد جهنم نشسته اند، براى اهانت و تحقير آنان است. برخى «جثىّ» را جمع «جثوة» دانسته اند كه به معناى انبوه خاك و سنگ است. بر حسب اين معنا مراد احضار هر فرقه و گروه به صورت متراكم است.

9- گردآوردن خفّت بار كافران و شياطين در اطراف جهنم ، مرحله اى پس از حشر است .

لنحشرنّهم . .. ثمّ لنحضرنّهم حول جهنّم جثيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 108 - 2

2 - حقارت و ذلت شديد كافران در دوزخ

قال اخسئوا فيها

«إخسأ» كلمه اى است كه براى دور كردن سگ به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 34 - 2

2 ـ كافران مخالف قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قيامت ، در اوج ذلت و خوارى محشور خواهند شد .

الذين يحشرون على وجوههم إلى جهنّم

محشور شدن كافران، در حالى كه به رو افتاده و به سوى جهنم سوق داده مى شوند، حاكى از برخورد تحقيرآميز با آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 87 - 10

10 - قيامت روز ذلت كافران و پايان بخشيدن به گردن فرازى گردنگشان دنيا

أكذّبتم بـايـتى . .. و كلّ أتوه دخرين

هرچند تعبير «كلّ أتوه» شامل همه مؤمنان و كافران مى شود; اما با توجه به اصل تناسب و ارتباط آيات، مى توان گفت كه نظر عمده، متوجه تكذيب كنندگان آيات الهى است. مبنى بر اين كه آنان گرچه در دنيا ظالمانه كفر ورزيده اند; اما بايد بدانند كه در آخرت، مجال گستاخى براى هيچ يك از آنان نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 14

14 - وضعيت كافران به قرآن در قيامت ، رقّت بار و شگفت آور است .

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهـذا القرءان . .. و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّ

جواب «لو» محذوف است و عبارت مى تواند چيزى همانند و لو ترى . .. لرأيت أمراً عجباً باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 31 - 9

9 - سرافكندگى كافران در صحنه قيامت ، پاسخى به روحيه مستكبرانه آنان در دنيا

و ترى كلّ أمّة جاثية . .. أفلم تكن ءايـتى تتلى عليكم فاستكبرتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 20 - 8،11

8- قيامت ، روز مجازات كافران با عذابى خواركننده و ذلّت بار

فاليوم تجزون عذاب الهون

11- عرضه كافران بر آتش ، همراه با سرزنش و توبيخ ، گوشه اى از عذاب ذلّت بار آنان *

يوم يعرض . .. أذهبتم طيّبـتكم فى الحياتكم الدنيا و استمتعتم بها فاليوم تجزون عذا

برداشت بالا بدان احتمال است كه نفس عرضه كافران بر آتش و توبيخ آنان، خود جزئى از عذاب خفّت بار آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 7 - 1

1 - آثار ذلت و نگرانى ، نمايان در چشم كافران ، به هنگام خروج از قبر ها در رستاخيز

خشّعًا أبصـرهم يخرجون من الأجداث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 3 - 2

2 - كافران و مستكبران ، مردمى زبون و دون پايه و مؤمنان و مستضعفان انسان هايى شريف و صاحب منزلت در روز رستاخيز

إذا وقعت الواقعة . .. خافضة رافعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 8 - 10

10 - كافران ، دچار خذلان و رسوايى در عرصه قيامت

يوم لايخزى اللّه النبىّ و الذين ءامنوا معه

استثنا شدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنانِ همراه او از خذلان روز قيامت، بيانگر آن است كه ديگران (كافران) دچار آن خواهند بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 43 - 1،2

1 - ظهور و بروز ذلّت و ترس ، در ديدگان كافران و مشركان در عرصه قيامت

خـشعة أبصـرهم

2 - ذلّت و خوارى ، تمامى وجود كافران و مشركان را در قيامت فرا مى گيرد .

ترهقهم ذلّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 30 - 4

4 - خفّت و خوارى كافران دوزخى ( صاحبان زر و زور ) در قيامت

خذوه فغلّوه

دستگيرى و به غل و زنجير كشيدن كافران ـ با آن كه هيچ راه گريزى از عذاب الهى ندارد ـ مى تواند حاكى از حقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 44 - 1،2،3

1 - كافران حق ناپذير ، با چشمانى فروافتاده و فروتنانه در محكمه عدل الهى حاضر مى شوند .

خـشة أبصارهم

2 - ذلّت و خوارى ، تمام وجود كافران حق ناپذير را در قيامت فرامى گيرد .

ترهقهم ذلّة

«رهق» (مصدر «ترهق») به معناى پوشاندن به اجبار است (مفردات راغب) و «ترهقهم ذلّة» اشاره به فراگير بودن ذلت دارد كه تمام وجود كافران را مى پوشاند.

3 - زندگى خفّت بار و ذلّت آفرين در آخرت ، وعده هميشگى خداوند به كافران حق ناپذير

ذلك اليوم الذى كانوا يوعدون

آمدن فعل «كانوا» با فعل مضارع «يوعدون»، بر استمرار وعده الهى دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 19 - 5

5 - جايگاه مؤمنان در آخرت ، نشانه عزّت و كرامت آنان و جايگاه كافران ، پست و ذلّت آفرين است .

هم أصحـب المشئمة

راست و چپ، كنايه از عظمت و پستى جايگاه است; زيرا در جوامع انسانى، مرسوم است كه سمت راست، نشانه كرامت و سمت چپ رمز شوم بودن است; وگرنه راست و چپ حقيقى، وابسته به اعتبارات و با در نظر گرفتن مركزيتى خاص است كه در اين آيات، از آن سخنى به ميان نيامده است.

835- ذلت دنيوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 66 - 2

2 - واكنش كافران دنياگرا در برابر فشار هاى ناگهانى اقتصادى ، واكنشى ذليلانه و حسرت بار است .

لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون . إنّا لمغرمون

836- ذلت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 12 - 4

4 ـ كافران در دنيا ، مغلوب مؤمنان و در آخرت ، مقهور خدا هستند . *

قل للّذين كفروا ستغلبون و تحشرون الى جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 116 - 2

2 ـ اموال و اولاد ، تنها تكيه گاه به هنگام ذلت و ابتلاى به غضب الهى ، از ديدگاه اهل كفر

ضربت عليهم الذّلّة . .. و باءُو بغضب من اللّه ... انّ الذين كفروا لن تغنى

ظاهراً منظور از «الذين كفروا»، همان جناح اهل كتاب هستند كه در آيات سابق وضعيت آنان بيان شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 127 - 2،3،4

2 ـ هلاكت و خوارى بزرگان سپاه كفر در جنگ بدر *

و لقد نصركم اللّه ببدر . .. ليقطع طرفاً من الّذين كفروا

برخى از مفسّرين، «طرفاً» رابه معناى اشراف و بزرگان گرفته اند، به استناد اساس اللغة كه گفته است: «من اطراف العرب يعنى من اشرافهم».

3 ـ خداوند ، هلاك كننده و خواركننده كافران

ليقطع طرفاً من الّذين كفروا او يكبتهم

فاعل «ليقطع»، ضميرى است كه به «اللّه» ارجاع مى شود.

4 ـ بازگشت ذليلانه و نااميدانه باقيمانده كافران ، از اهداف نصرت الهى به رزمندگان بدر

و لقد نصركم اللّه ببدر . .. ليقطع ... فينقلبوا خائبين

جمله «فينقلبوا . .. »، عطف بر «ليقطع» است بنابراين بازگشت ذليلانه و نااميدانه كافران، از اهداف پيروزى بدر خواهد بود و به مقتضاى «فاء» تفريع، اين بازگشت، نتيجه هلاكت و اسارت بخشى از كافران بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 12

12 ـ تهديد كافران به عذابى خواركننده از سوى خداوند

و لهم عذاب مهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 11

11 ـ سنت الهى حاكم بر جوامع بشرى ، در جهت غلبه يافتن دين خدا و عزّت مؤمنان ، و شكست كفر و خوارى كفرپيشگان است .

و أن اللّه مخزى الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 18

18ـ « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة » و هى النقمة « أوتحلّ قريباً من دارهم » فتحلّ بقوم غيرهم فيرون ذلك و يسمعون به و الذين حلّت بهم عصاة كفار مثلهم و لايتعظ بعضهم ببعض و لن يزالوا كذلك « حتى يأتى وعد الله » الذى وعد المؤمنين من النصر و يخزى الله الكافرين ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند: «و لايزال . ..» روايت شده است كه: آن [قارعة] عقوبت است و [درباره] «أو تحلّ قريباً من دارهم» [يعنى] عقوبت بر قومى ديگر فرود مى آيد و آنان مى بينند و مى شنوند و آنهايى كه عقوبت بر آنان وارد شده، مانند ايشان گناهكار و كافرند و [ليكن] برخى از برخى ديگر پند نمى گيرند و همواره چنين هستند تا وعده خدا فرا رسد و، حتى يأتى وعد الله، همان وعده اى كه به مؤمنان داده است كه آنان را پيروز كند و خداوند كافران را خوار مى سازد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 15

15- ضعف و زبونى كافران و خدايان آنان در برابر اراده خداوند

أفهم الغـلبون

همزه در «أفَهُمْ» براى استفهام انكارى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 11

11 - نويد عزت و پيروزى به اهل ايمان و شكست و خوارى كافران و مشركان صدراسلام

و من الناس من يجـدل. .. ثانى عطفه... له فى الدنيا خزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 7

7 - ندامت و ذلت حتمى ، فرجام مجرمان كفرپيشه است .

بلقاء ربّهم كـفرون . .. و لو ترى إذ المجرمون ناكسوا رءوسهم عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 177 - 2

2 - كافران و مشركان ، به وقت نزول عذاب الهى بر آنان ، در وضعيت بسيار بد و اسفبارى قرار خواهند گرفت .

فإذا نزل بساحتهم فساء صباح المنذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 8 - 1،2

1- كافران ، مورد نفرين خداوند و گرفتار ذلّت و خوارى

و الذين كفروا فتعسًا لهم

واژه «تعساً» (به معناى لغزيدن و به رو در افتادن) نشانگر ذلّت و خوارى است.

2- فرجام نهايى كافران ، به رو افتادن در خاكِ مذلت و از دست دادن تلاش ها است .

و الذين كفروا فتعسًا لهم و أضلّ أعمـلهم

بنابراين كه جمله «فتعساً لهم» خبريه باشد و با توجه به اين كه «تعس» به معناى به رو در افتادن است ـ كه حاكى از نهايت ذلت است ـ مطلب بالا استفاده مى شود.

837- رابطه با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 100 - 9

9 ـ لزوم پاسدارى مؤمنان ( جامعه ايمانى ) ، از مرز هاى فرهنگى ، در روابط خويش با كافران

يا ايها الذين امنوا ان تطيعوا فريقاً من الذين اوتوا الكتاب يردّوكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 53 - 5

5 ـ وابستگى به بيگانگان كافر ، خصيصه بيماردلان سست ايمان

اقسموا باللّه جهد ايمنهم انهم لمعكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 2

2 ـ روابط ولايى و دوستانه بنى اسرائيل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) با كافران

ما اتخذوهم أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 61 - 3

3 ـ مسلمانان نبايد در پذيرش صلح مطرح شده از سوى كافران هدفى جز دستيابى بهزندگى مسالمت آميز با كافران داشته باشند . *

و إن جنحوا للسلم فاجنح لها

برداشت فوق با توجه به توضيح برداشت قبل به دست مى آيد. مقصود اين است كه مسلمانان نبايد صلح را به خاطر تجديد قوا و مانند آن بپذيرند.

838- رابطه ولايى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 73 - 2

2 ـ ايجاد رابطه ولايى با كافران و حمايت از ايشان و درخواست حمايت از آنان ، بارور سازنده فتنه و تباهى بزرگ در زمين

و الذين كفروا . .. إلا تفعلوه تكن فتنة

ضمير مفعولى در «لاتفعلوه» به قانونهايى كه در آيه قبل مطرح شد و نيز به دستورى كه از صدر همين آيه به دست مى آيد برمى گردد. در برداشت فوق ضمير به قطع ولايت با كافران، كه از جمله «الذين كفروا ... » استفاده شده، برگردانده شده است.

839- رازهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 11 - 2

2 - منافقان ، برادر كافران و داراى رمز و راز با ايشان

الذين نافقوا يقولون لإخونهم الذين كفروا

840- رجعت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 83 - 1،4

1 - تعلق اراده الهى بر بازگرداندن دسته اى از كافران هر امت به دنيا ، قبل از قيامت

و يوم نحشر من كلّ أُمّة فوجًا

دلالت آيه بالا بر رجعت از آن جهت است كه مسأله نفخ صور، در آيات بعدى مطرح شده است و اين قرينه اى است بر اين كه مراد از اين حشر، حشر روز قيامت نيست; بلكه حشرى است كه در دنيا صورت مى گيرد و با خروج «دابّة الأرض» ارتباط دارد. علاوه بر اين، در قيامت همه كافران بدون استثنا، محشور مى شوند; ولى حشر در اين آيه، مربوط به دسته اى از كافران هر امت است، اين نيز قرينه ديگرى است بر اين كه مراد از حشر در اين جا، «رجعت» پيش از قيامت است.

4 - عدم وجود آزادى و اختيار براى كافران در صحنه « رجعت »

فهم يوزعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 84 - 1

1 - قرار گرفتن كافران در جايگاه محاكمه پس از برانگيختن آنان در روز رجعت

و يوم نحشر. .. حتّى إذا جاءو

841- رحمت بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 6

6ـ رحمت خدا حتى كافران و گمراهان را نيز فرا مى گيرد .

فليمدد له الرحمن مدًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 78 - 10

10- رحمت خداوند حتى كافران را نيز فرامى گيرد .

أم اتّخذ عند الرحمن عهدًا

ذكر نام «رحمان» در نفى مدعاى كافران به جهت بيان اين نكته است كه تفضلى خداوند به كافران نيز پرتويى از رحمانيت او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 42 - 4

4- روى گردانى كافران از پروردگار خويش ، على رغم برخوردارى از رحمت مداوم او

قل من يكلؤكم . .. من الرحمـن بل هم عن ذكر ربّهم معرضون

«بل» در آيه شريفه، براى اضراب انتقالى است; يعنى، خداوند پس از بيان نياز بشر به خداى رحمان و ذكر عذاب او، به علت اصلى كفر كافران ( اعراض از ياد پروردگار و بى توجهى به ربوبيت الهى) پرداخته است.

842- رد آرزوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 100 - 7

7 - تمناى كافران بر بازگشت به دنيا ، تمنايى مردود و غير قابل پذيرش

قال ربّ ارجعون . .. كلاَّ

843- رد استمهال كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 40 - 5

5- كافران ، در طول عذاب اخروى ، كمترين مهلت و آسايشى نخواهند داشت .

و لا هم ينظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 109 - 1

1 - يادآورى برخورد هاى مستكبرانه كافران با مؤمنان در دنيا ، در پى نجات خواهى آنان از دوزخ و ردّ آن از سوى خداوند

ربّنا أخرجنا منها . .. قال اخسئوا ... إنّه كان فريق من عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 15 - 4

4 - با قطعى شدن عذاب استيصال بر كافران ، هيچ مهلتى براى گريز آنان نخواهد بود .

ما لها من فواق

در زبان عرب به مدت زمانى كه دوشنده شير ـ در فاصله ميان دو بار دوشيدن ـ به بچه شتر مهلت مى دهد تا شير بنوشد، «فواق» گفته مى شود و مقصود از آن، مدت كوتاه و زودگذر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 35 - 6

6 - كافران حق ستيز ، فاقد هر گونه مجال و فرصت براى عذرخواهى و رضايت طلبى از خداوند ، در روز قيامت

و لا هم يستعتبون

«إستعتاب» (مصدر «يستعتبون») به معناى درخواست عذرخواهى است. و در اين آيه مى تواند كنايه از اين باشد كه به كافران، مجالى براى عذرخواهى و طلب رضايت خداوند، داده نمى شود.

844- رد استهزاهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 3 - 2

2 - اختلاف نظر كافران درباره معاد ، دليل نابه جا بودن موضع گيرى استهزاآميز آنان است .

عمّ يتساءلون . .. الذى هم فيه مختلفون

توصيف منكران معاد به كسانى كه با هم اختلاف نظر دارند، اشاره به اين است كه نبايد آنان درباره چيزى كه خود درباره آن آراى گوناگون دارند، موضع انكارآميز برگزينند; بلكه بايد آن را محتمل دانسته و از استهزاى معتقدان به آن دست بردارند.

845- رد بهانه جويى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 6 - 4

4 - با ارائه شدن وحى و پيام هاى الهى ، هيچ عذر و بهانه اى براى كافران و انسان هاى متخلّف ، در پيشگاه خداوند قابل قبول نيست .

فالملقيـت ذكرًا . عذرًا أو نذرًا

مطلب ياد شده، در واقع پيام اصلى آيه شريفه است.

846- رد پيشنهاد كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 9 - 3

3 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر سازش نكردن با كافران تكذيب گر و نپذيرفتن هرگونه پيشنهاد سازش

فلاتطع المكذّبين . ودّوا لوتدهن فيدهنون

847- رد توبه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 85 - 1

1 - ايمان به خداوند يكتا و توبه و بازگشت از شرك ، از سوى مشركان و كافران محكوم به عذاب استيصال به وقت نزول آن ، مورد پذيرش خداوند قرار نگرفت .

فلمّا رأوا بأسنا قالوا ءامنّا باللّه وحده . .. فلم يك ينفعهم إيمـنهم لمّا رأوا ب

848- رد تهمتهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 6 - 1

1 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ وحى و پاسخ گويى به دروغ پردازى ها و اتهام هاى واهى كافران ، عليه رسالت خويش و قرآن

و قال الذين كفروا إن هـذا . .. قل أنزله الذى يعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 6 - 3

3 - ردّ اتهام كافران از سوى خداوند نسبت به ساختگى بودن قرآن

و إنّك لتلقّى القرءان من لدن حكيم عليم

849- رد عذر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 6 - 4

4 - با ارائه شدن وحى و پيام هاى الهى ، هيچ عذر و بهانه اى براى كافران و انسان هاى متخلّف ، در پيشگاه خداوند قابل

قبول نيست .

فالملقيـت ذكرًا . عذرًا أو نذرًا

مطلب ياد شده، در واقع پيام اصلى آيه شريفه است.

850- رد عذر كافران پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 9

9- تبعيت كوركورانه از رهبران گمراه ، عذرى براى رهايى از عذاب الهى در قيامت نيست .

فقال الضعفـؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا . .. من شىء

درخواست كمك از رهبران گمراه در قيامت براى كاستن از عذاب از سوى كسانى كه تابع محض بوده اند، حكايت از آن دارد كه تبعيت بى چون و چرا موجب نمى شود كه عذاب برداشته شود، بلكه پيروان نيز عذاب خواهند شد.

851- رد فديه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 15 - 2

2 - در قيامت ، از منافقان و كافران فديه پذيرفته نمى شود .

فاليوم لايؤخذ منكم فدية و لا من الذين كفروا

852- رذالت اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 16

16 - كافران در قيامت ، به پستى خود و شرافت خاك بر آنان ، پى خواهند برد .

و يقول الكافر يـليتنى كنت تربًا

853- رذايل اخلاقى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 49 - 1

1 - كافرانِ مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صدراسلام ، مردمى پندناپذير و لجوج بودند .

فما لهم عن التذكرة معرضين

854- رذايل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 2

2ـ كفرورزى كافران و اعمال ايشان ( افترا بر خداوند ، بازدارى از راه خدا و . . . ) خارج از حاكميت خداوند نيست .

و من أظلم ممن افترى على الله كذبًا . .. أُولئك لم يكونوا معجزين

ماضى بودن معناى جمله «أُولـئك لم يكونوا . ..» (آنان هيچ گاه ازحاكميت خدا خارج نبوده اند) مى رساند كه: گرايش كافران به كفر نيز تحت حاكميت خدا صورت گرفته است.

855- رسوايى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 8 - 10

10 - كافران ، دچار خذلان و رسوايى در عرصه قيامت

يوم لايخزى اللّه النبىّ و الذين ءامنوا معه

استثنا شدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنانِ همراه او از خذلان روز قيامت، بيانگر آن است كه ديگران (كافران) دچار آن خواهند بود.

856- رسوايى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 42 - 2

2 ـ شرمسارى و رسوايى بى اندازه كافران به خدا و منكران معاد در قيامت

ماذا عليهم لو امنوا . .. يومئذ يودّ الذين كفروا ... لو تسوّى بهم الارض

به دليل آيات گذشته، مراد از كفر، كفر به خدا و معاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 18 - 1

1 ـ شكست و رسوايى ، فرجام كافران ستيزه گر با خدا و رسول او

ذلكم

«ذلكم» خبر براى مبتدايى محذوف و اشاره به شكست خفتبار مشركان در جنگ بدر دارد ; يعنى «الأمر ذلكم» ; مطلب از اين قرار است كه بيان شد.

857- رفاه دنيوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 24 - 2،3،6

2 - رفاه دنيوى كافران ، در قبال عذاب سخت آخرت ، اندك و ناچيز است .

نمتّعهم قليلاً ثمّ نضطرّهم إلى عذاب غليظ

3 - نعمت هاى كافران در دنيا ، هر چند به ظاهر زياد باشد ، ناچيز است .

و من كفر . .. نمتّعهم قليلاً

«قليلاً» ممكن است نسبى بوده و در رابطه با مجموعه امكانات دنيا و نيز آخرت و همين طور زوال پذير بودنش سنجيده شود. در اين صورت، اين معنا را مى رساند كه كافران، هر چند امكانات زيادى به دست آورند، ناچيز است.

6 - امكانات رفاهىِ نسبىِ كافران ، در دنيا ، از جانب خداوند است .

نمتّعهم قليلاً

858- رفاه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 15،16

15 - بهره مند ساختن كافران از متاع دنيا ، از سنت هاى خداوند است .

و من كفر فأمتعه

16 - بهره مندى كافران از مواهب الهى ، موقت و گذراست .

و من كفر فأمتعه قليلا ثم أضطره إلى عذاب النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 70 - 2

2 ـ برخوردارى مشركان و كافران از رفاه و در اختيار داشتن امكانات دنيوى ، نشان رستگارى آنان نيست .

لا يفلحون. متع فى الدنيا

جمله «متاع فى الدنيا» پاسخ از پرسش مقدر است ; يعنى، بعد از اينكه خداوند درباره مشركان افترازننده فرمود: «آنان رستگار نخواهند بود»، اين سؤال پيدا مى شود كه: پس آن همه رفاه و برخوردارى از امكانات دنيوى در زندگى آنان چه معنايى دارد؟ خداوند پاسخ داد: «متاع فى الدنيا . .. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 33 - 3

3 - خداوند ، توانا بر مرفه ساختن زندگى كافران ، تا جايى كه سقف خانه هاى خود را از نقره بسازند و داراى پلكان هايى باشند كه بر آن بالا بروند .

لجعلنا. .. لبيوتهم سقفًا من فضّة و معارج عليها يظهرون

859- رفاه كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 131 - 4

4 - مسلمانان صدراسلام ، بر اثر مشاهده رفاه كافران ، در خطر توجه به زر و زيور دنيا بودند .

و لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم

اين آيه گرچه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; ولى ممكن است مراد از آن، تربيت مسلمانان باشد و در صورتى كه شخصِ آن حضرت مراد باشد، اين خطر براى ديگر مسلمانان قوى تر خواهد بود.

860- رفتار ناپسند كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 7

7 ـ خداوند ، كفرپيشگان را به سبب رفتار ناپسندشان ( سرمستى ها ، رياكارى ها ، بازدارى مردم از راه خدا ) ، مجازات خواهد كرد .

و لاتكونوا كالذين . .. و اللّه بمايعملون محيط

861- رفتار ناپسند كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 2

2 ـ شيطان رفتار هاى ناشايست كافران مكه را در نظرشان زيبا جلوه داد .

و إذ زين لهم الشيطن أعملهم

862- رفع شك كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 55 - 7

7 - عذاب استيصال ، برطرف كننده هرگونه شك و ريب از دل كفرپيشگان نسبت به آيات الهى

أو يأتيهم عذاب يوم عقيم

863- رفع مشكلات كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 6

6 - سوء استفاده كافران ، از لطف و رحمت الهى در برطرف كردن گرفتارى هاى ايشان

و لو رحمنـهم . .. للجّوا فى طغيـنهم يعمهون

864- رنجهاى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 15 - 5

5 - رنج كافران و منكران هدايت هاى الهى در آخرت ، سرآمد تمام رنج هاى ديگران در دنيا است .

الأشقى

«أشقى»، اسم تفضيل است و در اين كه مراد برترى شقاوت در مقايسه با چه كسى است; گفته هاى چندى ابراز شده است; از جمله اين كه «أشقى» تعبيرى ديگر از «كافر» است. چه آن كه تمام سختى هاى مردم در دنيا (از قبيل فقر و مرض و...) در برابر سختى و شقاوت حاصل از كفر، اندك است.

865- روابط پنهانى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 26 - 5

5- برخى از عناصر سست ايمان صدر اسلام ، داراى روابط پنهانى با كافران

قالوا للذين كرهوا ما نزّل اللّه سنطيعكم فى بعض الأمر

866- روز عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 21 - 21

21- روز فرا رسى عذاب دنيوى مشركان و كافران ، روزى بس شگفت و عظيم

إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم

مراد از «عذاب يوم عظيم» ممكن است عذاب دنيوى باشد.

867- روسياهى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 42 - 1

1 - كسانى در قيامت روسياه و تيره رخسارند كه كفرپيشه و منحرف بوده و بى باكانه در گناه پيش رفته اند .

أولـئك هم الكفرة الفجرة

فعل «فجر»، در مورد كسى گفته مى شود كه سر خود را پايين انداخته و بى مبالات پيش مى رود; «فجور» در اصل به معناى انحراف از حق است و در معناى تاختن به سوى كارهاى غيرمجاز نيز استعمال مى شود. (لسان العرب)

868- روش احتجاج با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 43 - 4

4ـ خداوند ، تعليم دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چگونه استدلال كردن بر رسالت خويش و چگونه احتجاج كردن با كافران

قل كفى بالله شهيدًا بينى و بينكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 28 - 1،2

1 - ارائه شيوه احتجاج با كافران و مشركان ، از سوى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل أرءيتم إن أهلكنى اللّه

2 - طرح پرسش هاى تنبّه بخش و بيداركننده ، شيوه ارائه شده از سوى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در محاجّه با كافران و مشركان

قل أرءيتم إن أهلكنى اللّه و من معى أو رحمنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 30 - 1

1 - ارائه شيوه احتجاج با كافران و مشركان ، از سوى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل أرءيتم إن أصبح ماؤكم غورًا

869- روش برخورد با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 108 - 4

4 ـ دشنام به كافران و مقدسات آنها، در صورتى كه موجب عكس العمل متقابل آنان گردد، حرام است. *

و لاتسبوا . .. فيسبوا الله عدوا بغير علم

در صورتى كه جمله «فيسبوا . ..» علت نهى باشد، نه حكمت آن، حرمت دشنام به كافران و مقدسات آنها به مواردى محدود است كه عكس العمل متقابل مشركان را در پى داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 30 - 18

18ـ خداوند ، تعليم دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چگونه برخورد كردن با كافران و پاسخ گويى به آنان

قل هو ربى . .. و إليه متاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 53 - 2

2- مؤمنان ، موظف به انتخاب بهترين شيوه ها در گفتار و برخوردشان با مشركان و كافران

و قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن

برداشت فوق، مبتنى بر شأن نزولى است كه در آن آمده است: مؤمنان در برابر اهانت و آزارهاى مشركان، تصميم به برخورد شديد گرفتند (مجمع البيان ج،6 ص 5) و خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را موظف فرمود كه به آنان اعلام كند: بهترين گفتار را انتخاب كنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 86 - 16

16- انتخاب خوش رفتارى در مواجهه با كافران ، بهتر از به كارگيرى شدّت و خشونت است .

و إمّا أن تتّخذ فيهم حسنًا

جمله «تتّخذ فيهم حسناً» در بيان طريقه مقابل عذاب، تلقين كننده اختيار اين شيوه از بين دو نوع برخوردى است كه ذوالقرنين بين آن ها مخيّر بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 8

8- شدّت و قاطعيت ياوران پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر كافران

محمّد . .. و الذين معه أشدّاء على الكفّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 8 - 1

1 - اجازه خداوند به مؤمنان ، براى رفتار نيك و عادلانه با كافران غير معاند با دين

لاينهيكم اللّه عن الذين لم يقـتلوكم فى الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 9 - 4

4 - همانندى منافقان با كافران ، از نظر چگونگى برخورد حكومت اسلامى و جامعه ايمانى با آنان

جـهد الكفّار و المنـفقين و اغلظ عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 2 - 1

1 - رد معبود هاى كافران و امتناع از عبادت آنها در تمام عمر خويش ، خط مشى ارائه شده از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در گفتوگو با كافران

لا أعبد ما تعبدون

870- روش برخورد با كافران لجوج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 8

8 - رهنمود خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چگونگى پاسخ به كافران و مشركان لجوج

قل ربّى أعلم من جاء بالهدى و من هو فى ضلـل مبين

871- روش برخورد كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 7

7 ـ تمسخر مؤمنان ، روش دنياپرستان و كافران

زين للذين كفروا الحيوة الدنيا و يسخرون من الذين امنوا

فعل مضارع «يسخرون»، دلالت بر استمرار دارد كه از آن در برداشت فوق، به «روش» تعبير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 217 - 35

35 ـ بزرگ جلوه دادن اعمال خلاف مسلمين توسط كفار ، و ناديده گرفتن اعمال زشت خود

يسئلونك عن الشهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه كبير و صدّ عن سبيل اللّه و كفر به .

برخى برآنند كه سائلين، مشركان مكه بودند تا به اين وسيله خلاف برخى از مسلمين را به رُخ پيامبر (صلی الله علیه و آله) كشند و عليه او تبليغات كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 119 - 1

1 ـ محبّت برخى از مؤمنان نسبت به بيگانگان و اهل كفر ، و دغلبازى اينان با مؤمنان

يا ايها الذين امنوا . ..ها انتم اولاء تحبونهم ... و اذا خلوا عضّوا عليكم الأَنام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 9،12

9 ـ رويگردانى، تكذيب و تمسخر، مراحل مبارزه و رويارويى كافران با آيات الهى و قرآن*

ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين. فقد كذّبوا بالحق ... ما كانوا به ي

12 ـ تكذيب آيات الهى با تمسخر و استهزا از شيوه هاى كافران

فقد كذبوا بالحق لمّا جاءهم فسوف تأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 1

1 ـ در صورت نزول كتابى ملموس از سوى خداوند بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، كفرورزان آن را سحر خواهند دانست.

و لو نزلنا عليك كتبا فى قرطاس فلمسوه بأيديهم لقال الذين كفروا إن هذا إلا سحر مبي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 10 - 3

3 ـ تمسخر و استهزاى پيامبران الهى، شيوه كافران در طول تاريخ بوده است.

و لقد استهزىء برسل من قبلك . .. ما كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 26 - 3

3 ـ افسانه خواندن قرآن و كهنه دانستن مطالب آن، از ترفندهاى كافران براى جلوگيرى از گوش فرادادن مردم به آن

إن هذا إلا أسطير الأولين. و هم ينهون عنه

«اول» به معناى آغاز است، و مراد كافران از اين اتهام كهنه بودن مطالب قرآن مى تواند باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 52 - 1،2

1 ـ روش كافران مكه در برخورد با آيات الهى ، همانند روش فرعونيان و كافران پيش از آنان

كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم

«دأب» به معناى عادت و روش است. و چون آيه به دنبال قضاياى جنگ بدر آمده، معلوم مى شود مشبه كافران مكه هستند و تقدير جمله چنين است: داب هؤلاء الكفره كدأب ءال فرعون. قابل ذكر است مراد از ضمير در «قبلهم» آل فرعون هستند.

2 ـ همگونى روش كافران در طول تاريخ در برخورد با آيات الهى

كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 13 - 1،2

1- اقوام كافر پيشين پس از مواجهه با برهان هاى روشن و دلايل منطقى انبيا و پافشارى آنان بر مواضع خويش ، آنان را تهديد به تبعيد و يا بازگرداندن اجبارى به كفر ( ارتداد ) مى كردند .

و ما لنا ألاّ نتوكّل . .. لنصبرنّ على ما ءاذيتمونا ... و قال الذين كفروا لرسلهم

2- تهديد و توسل به زور ، از ابزار كفار به هنگام درماندگى از پاسخ گويى به براهين منطقى انبيا

جاءتهم رسلهم بالبيّنـت . .. قالوا إنا كفرنا ... و لنصبرنّ ... و على الله فليتوكّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 97 - 3

3- تبليغات سوء و استهزاى آزار دهنده ، حربه هميشگى مشركان و كافران عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

المستهزءين . .. و لقد نعلم أنك يضيق صدرك بما يقولون

فعل مضارع «يقولون» بر استمرار و هميشگى بودن گفتار و تبليغات مشركان و دشمنان دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 47 - 1،3

1- آگاهى كامل خداوند ، به هدف ها و انگيزه هاى كافران در گوش فرا دادن به كلمات پيامبر (صلی الله علیه و آله)

نحن أعلم بما يستمعون به

«با» در «بما» براى سببيت است. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: ما به غرض و انگيزه اى كه كافران به خاطر آن به سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) گوش فرامى دهند علم داريم.

3- كافران ، به منظور خنثى كردن سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نجوا و گفت و گوى سرّى مى پرداختند .

نحن أعلم بما يستمعون به . .. و إذ هم نحوى إذ يقول

«إذ هم نجوى» و إذ يقول الظالمون» بدل «إذ يستمعون إليك» است. با توجه به اين نكته، معناى آيه چنين مى شود: ما آگاهترين هستيم به غرض كافران در گوش فرا دادن به سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ كه تهمت زدن [سحرزدگى] به اوست ـ و آگاه هستيم از نجوا و گفت وگوى آنان. چنين بيانى حكايت از آن دارد كه غرض آنها از گوش دادن، تمهيد و آماده شدن براى خنثى سازى سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 106 - 4

4- استهزاى آيات و پيامبران الهى ، شيوه كافران و عامل دوزخى شدن و حبط عمل آنان است .

جزاؤهم جهنّم بما كفروا واتخذوا ءايـتى و رسلى هزوًا

«هزواً» و «هزءاً» به يك معنا است و مصدرى است كه حمل آن بر «آيات» و «رسل» براى مبالغه است. راغب، آن را «شوخى ناآشكار» و ديگران، آن را «تمسخر» معنا كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 7

7- پاسخ كافران عصر بعثت ، در برابر آيات روشن و دلايل كافى توحيد و اسلام ، بيان وضعيت بهتر اقتصادى و اجتماعى خود نسبت به مؤمنان بود .

قال الذين كفروا للذين ءامنوا . .. أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

لام در «للذين آمنوا» ممكن است براى تبليغ باشد. در اين صورت مؤمنان مخاطب كافران خواهند بود. همچين مى تواند براى تعليل بوده و مراد اين باشد كه كافران، به خاطر مؤمنان و در باره آنان، پرسش يادشده را مطرح كرده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 41 - 3

3- همسانى كافران در طول تاريخ ، در برخورد غير منطقى با رسولان الهى

و لقد استهزئَ برسل من قبلك

برخورد استهزاآميز، بيانگر نداشتن منطق در موضع گيرى ها است و چون پيامبران پيشين و پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) مورد تمسخر كافران قرار گرفته اند; به دست مى آيد كه برخورد كافران همسان بوده و مواضع مشابهى داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 109 - 1

1 - يادآورى برخورد هاى مستكبرانه كافران با مؤمنان در دنيا ، در پى نجات خواهى آنان از دوزخ و ردّ آن از سوى خداوند

ربّنا أخرجنا منها . .. قال اخسئوا ... إنّه كان فريق من عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 8 - 11

11 ـ تحقير و سرزنش ، حربه مشركان براى بازداشتن مردم از پيروى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قالوا . .. إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 11

11 - استفاده كافران از شعر ، در هجو ارزش هاى الهى و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ذكروا اللّه كثيرًا و انتصروا من بعد ما ظلموا

قيدهاى «ذكروا اللّه كثيراً» و «انتصروا من بعد ما ظلموا» مى تواند نشانگر اين باشد كه شاعران جاهلى، ارزش هاى الهى و شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مسلمانان را هجو مى كردند و خداوند ضمن تشويق شاعران مسلمان به تبليغ ارزش هاى الهى (و ذكروا اللّه كثيراً)، مقابله به مثل را نيز براى آنان تجويز كرده است (وانتصروا من بعد ما ظلموا).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 84 - 10

10 - تكذيب بى دليل آيات الهى ، شيوه مستمر و عادت هميشگى كافران

أمّاذا كنتم تعملون

تعبير «كنتم تعملون» ماضى استمرارى و بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 5

5 - نزول دفعى قرآن همانند تورات ، شرط پيشنهادى كافران براى قبول رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فلمّا جاءهم الحقّ من عندنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 48 - 5

5 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) در انجام دادن رسالت خويش ، با رو در رويى كافران و منافقان مواجه بود .

يـأيّها النبىّ إنّا أرسلنـك . .. و دع أذيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 36 - 1

1 - اتهام جنون و شاعر بودن به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شيوه مشركان و كافران در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يقولون أئنّا لتاركوا ءالهتنا لشاعر مجنون

آمدن فعل «يقولون» به صيغه مضارع، حكايت از استمرار اين سخن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 52 - 4

4 - توبيخ و سرزنش به جهت اعتقادات دينى ، از روش هاى كافران در مبارزه با اسلام

يقول أءنّك لمن المصدّقين

فعل مضارع «يقول» ـ كه بر استمرار دلالت دارد ـ گوياى اين حقيقت است كه توبيخ و سرزنش كردن، كار هميشگى كافران در برخورد با مؤمنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 19

19 - باور و رفتار كافران ، براساس ظن و گمان است ; نه يقين و برهان .

و ما أظنّ الساعة قائمة و لئن رجعت إلى ربّى

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه كافران از يك سو برپايى قيامت را مورد ترديد قرار مى دهند و از سوى ديگر فرض وجود قيامت را مطرح مى نمايند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 7 - 6

6 - شناخت تاريخ و آگاهى از موضع گيرى هاى همگون كافران در برابر پيامبران ، مانع نگرانى و دلسردى رهبران دينى است .

و كم أرسلنا . .. إلاّ كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 32 - 10

10 - موضع كافران در برابر پيامبران و وعده آنان به برپايى قيامت ، موضعى مستكبرانه و استهزاآميز

وإذا قيل . .. و الساعة لاريب فيها قلتم ما ندرى ... و ما نحن بمستيقنين

از سياق آيه، استفاده مى شود كه سخن كافران در «ما ندرى. ..» لحن استهزايى نيز داشته و آيه بعد مؤيد اين معنا است (كانوا به يستهزءون).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 33 - 5

5 - شيوه كافران در انكار معاد ، استهزاگرانه و نه منطقى

كانوا به يستهزءون

شيوه بودن استهزا از «كانوا به يستهزءون» كه بر استمرار دلالت دارد استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 35 - 1

1 - استهزاى آيات الهى ، شيوه كافران مستكبر و دنيامحور

فاستكبرتم . .. اتّخذتم ءايـت اللّه هزوًا

از اين كه به جاى «استهزأتم» و يا تعابير مشابه ديگر، گفته شده «اتّخدتم آيات اللّه هزواً»، مى توان به مطلب بالا راه برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 7 - 7

7- اتهام سحر ، سپر دفاعى كافران در برابر آيات روشن وحى

إذا تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت قال الذين كفروا . .. هـذا سحر مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 11 - 2،17

2- برخورد تحقيرآميز كافران ، با گرايش محرومان به دين ، نمودى از روحيه استكبارى آنان است .

و استكبرتم . .. و قال الذين كفروا للذين ءامنوا لو كان

17- انكار حقايق دين از سوى كافران ، در قالب روشن فكرى و ارزش گرايى

و قال الذين كفروا . .. لو كان خيرًا ما سبقونا إليه ... فسيقولون هـذا إفك قديم

كافران با دعوى «لو كان خيراً» خود را ارزش خواه و با اتهام «هـذا إفك قديم» خود را روشن فكر و ضد ارتجاع معرفى مى كنند و با اين ادعاها، بدون تأمّل در حقايق قرآن (إذ لم يهتدوا به) به كفر و انكار مى پردازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 17 - 19

19- پيشينه داشتن انديشه هاى دينى ، زمينه ارتجاعى شمرده شدن آن از سوى كافران *

فيقول ما هـذا إلاّ أسـطير الأوّلين

تعبير «الأولين» نشانگر پرسابقه بودن عقيده به معاد در ميان جوامع است و تعبير «أساطير»، اشاره به ارتجاعى بودن انديشه معاد دارد. قرين آمدن اين دو تعبير، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 16 - 3،4

3- استهزاى كافران نسبت به وحى و سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در پى خارج شدن از محضر آن حضرت

حتّى إذا خرجوا من عندك قالوا . .. ماذا قال ءانفًا

پرسش «ماذا قال آنفاً» از روى توهين و استهزا بوده است.

4- حضور كافران ، در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، حضورى صورى با اهدافى توطئه آميز *

و منهم من يستمع . .. قالوا للذين أوتوا العلم ماذا قال ءانفًا

خداوند در اين آيه، حالت پرسشگرى كافران (ماذا قال آنفاً) را مورد سرزنش و توبيخ قرار داده است. اين توبيخ، از آن جهت بوده است كه در پرسش آنان، نوعى توطئه و سعى در سست كردن ايمان ديگران، نهفته بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 12 - 1

1 - سؤال تمسخرآميز كافران درباره زمان برپايى روز جزا

يسئلون أيّان يوم الدّين

از آيات قبل و بعد، تمسخرآميز بودن سؤال كافران استفاده مى شود; زيرا آنان اصولاً در مقام فهم حق نبودند و با اين پرسش، مى خواستند راهى ديگر براى انكار معاد و وسيله اى براى تمسخر آن پيدا كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 52 - 1،4

1 - تكذيب و اتهام ، شيوه هميشگى اقوام و جوامعِ كفرپيشه و شرك آلود در برابر فرستادگان الهى

كذلك ما أتى الذين من قبلهم من رسول إلاّ قالوا ساحر أو مجنون

4 - اتهام سحر و جنون ، موضع هميشگى كافران در برابر رسولان الهى

ما أتى الذين . .. إلاّ قالوا ساحر أو مجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 42 - 2

2 - كافران ، در انديشه ايجاد وقفه در روند گسترش دين ، با طرح مسائل بى اساس عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أم يريدون كيدًا

در آيات پيشين، سخن از اتهام هاى مشركان عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و بررسى علل آن اتهام ها بود. در ادامه اين بررسى، خداوند به انديشه ناسالم و مكرآلود كافران اشاره مى كند كه آنچه آنان مى گويند، ناشى از ابهام شخصيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيست; بلكه دقيقاً ترفندى خائنانه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 15 - 2

2 - معرفى قرآن به عنوان افسانه كهن ، از ترفند هاى هميشگى كافران تكذيب گر

إذا تتلى عليه ءايـتنا قال أسـطير الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 1،7

1 - نگاه كافران به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نگاهى خشم آلود و كينه توزانه بود .

و إن يكاد الذين كفروا ليزلقونك بأبصـرهم

«زَلَق» (مرادف «ذلل») به معناى لغزيدن و سقوط كردن است و عبارت «ليزلقونك بأبصارهم» كنايه از اين است كه كافران، با نگاه خشم گينانه و كينه توزانه، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى نگريستند; مانند آن كه گفته مى شود: فلان كس آن چنان به من نگاه مى كند، كه گويا مى خواهد مرا با نگاهش بخورد و يا بكشد; يعنى، اگر براى او ممكن باشد كه با نگاهش مرا بخورد و يا بكشد، چنين خواهد كرد.

7 - ترور شخصيت ( همچون پيامبر (صلی الله علیه و آله) ) ، از ترفند هاى كافران براى مبارزه با تعاليم اسلام و قرآن

لمّا سمعوا الذكر و يقولون إنّه لمجنون

اين كه كافران، به جاى مبارزه با تعاليم قرآن، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را متهم به جنون كردند; بيانگر اين نكته است كه آنان درصدد بودند با اين كار، به هدف خود (نابودى دين) نائل شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 33 - 4

4 - گنه پيشگان كافر ، در برخورد با مؤمنان ، چنان خود را در مقام قيّم و نگهبان مى نشانند كه گويا هدايت آنان را مأموريت خود مى دانند .

و ما أُرسلوا عليهم حـفظين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 22 - 1

1 - كافران ، به مجرد شنيدن آيات قرآن ، آن را تكذيب كرده و معارف آن را دروغ مى پنداشتند .

بل الذين كفروا يكذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 23 - 2،5

2 - كافران ، تكذيب قرآن را ابزار رسيدن به اهدافى ساخته بودند كه آن را اظهار نمى كردند .

بل الذين كفروا يكذّبون . و اللّه أعلم بما يوعون

از مصاديق «مايوعون»، نيت ها و مقاصدى است كه كافران، تكذيب قرآن را وسيله رسيدن به آن مقاصد كرده بودند.

5 - تكذيب قرآن از سوى كافران ، ظاهرى بوده و به دروغ بودن آن باور نداشتند .

و اللّه أعلم بما يوعون

تقابل اين آيه با آيه قبل، بيانگر آن است كه گرچه كافران به زبان قرآن را تكذيب مى كردند; ولى خداوند بهتر مى داند كه در درون آنان از تكذيب قرآن خبرى نبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 5 - 3

3 - تصريح به آمادگى نداشتن مشركان براى پذيرش توحيد در هيچ زمان و تأكيد بر واهى بودن پيشنهاد سازش از سوى آنان ، وظيفه اى الهى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل . .. و لا أنتم عـبدون ما أعبد

آيات آغاز سوره ـ كه تسامح طرفين را در زمان آينده منتفى دانست ـ با مفهوم خود، تكليف زمان حال را نيز روشن كرده است. در اين حال، وضعيت زمان حال به صراحت در اين آيه، بيان شد تا موضع گيرى ها شفاف باشد.

872- روش برخورد كافران دوران موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 45 - 4

4 - همگونى برخورد هاى مشركان عصر بعثت با كافران عصر موسى ، در مورد كتاب آسمانى

و لو جعلنـه قرءانًا . .. و لقد ءاتينا ... فاختلف فيه

873- روش برخورد كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 72 - 5

5 - خشمگين شدن كافران صدراسلام و ظهور آثار كينه و نفرت در چهره آنان ، به هنگام شنيدن آيات قرآن و معارف توحيدى آن

و إذا تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت تعرف فى وجوه الذين كفروا المنكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 7 - 4

4 - رفتار كافران با شخصيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخوردى تحقيرآميز و در حد شخصيتى فاقد شهرت و موقعيت

هل ندلّكم على رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق

ذكر نكردن شخصيت حقوقى پيامبر(صلی الله علیه و آله) به عنوان رسول خدا و يا نگفتن نام آن حضرت و آوردن عنوانى نكره، حكايت از موضوع ياد شده دارد.

874- روش برخورد كافران مستكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 49 - 2

2 ـ اهل ايمان ، در دنيا مورد تحقير كفرپيشگان مستكبر هستند .

أهؤلاء الذين أقسمتم لاينالهم اللّه برحمة

875- روش برخورد كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 8

8 ـ تمسخر حق (قرآن) و آيات الهى، شيوه كافران مكه بوده است.

فسوف تأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

مفاد جمله «كانوا به يستهزءون» ماضى استمرارى است و بيانگر تداوم استهزا از سوى كافران عصر نزول اين سوره است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 1

1 ـ روش كافران مكه در برخورد با آيات الهى همسان با روش فرعونيان و كافران پيش از آنها

كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 1،3

1- خطاب استهزاگرانه و بى ادبانه كافران مكه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هنگام سخن گفتن با آن حضرت

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر

از اينكه كفار، در مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به جاى خطاب مستقيم با اسم و عنوان، با عنوان موصول و غايب آن حضرت را صدا مى زدند و نيز از اينكه به او نسبتى مى دادند كه خود آن را قبول نداشتند، حاكى از نكته فوق است.

3- كافران مكه ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به خاطر ادعاى نزول وحى بر خود ، فردى مجنون و ديوانه مى دانستند .

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر إنك لمجنون

شواهد تاريخى گواهند كه قبل از ادعاى نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) آنان چنين تهمتى را به آن حضرت نسبت نمى دادند، پس اين تهمت به خاطر نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 9

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى ـ روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى ـ نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 1،2،5

1- كافران و مشركان مكه ، به هنگام رو به رو شدن با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را مورد تمسخر و استهزا قرار مى دادند .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

2- تمسخر و استهزا ، تنها شيوه برخورد مشركان و كافران مكه با شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

حرف نفى «إن» و حرف استثنا «إلاّ» پس از آن ـ كه بر قصر دلالت مى كند ـ و نيز آمدن «هزواً» به صورت مصدر، همگى بيانگر استمرار و شدت در كار استهزا و تمسخر است.

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مورد تحقير مداوم كافران مكه قرار مى گرفت .

و إذا رءاك . .. أهـذا الذى يذكر ءالهتكم

همزه استفهاميه در «أهـذا. ..» براى تعجب است و اسم اشاره «هـذا» ـ به قرينه استهزا ـ در تحقير استعمال گرديده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 60 - 10،11

10 - كافران مكه ، درصدد تحقير و خوار ساختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودند .

و لايستخفّنّك الذين لايوقنون

دعوت از پيامبر(صلی الله علیه و آله) به صبر در برابر كافران و نيز توصيه به مراقبت از خود كه مبادا كافران آن حضرت را خفيف و خوار كنند، مى تواند بازگو كننده وضعيّت رفتارى كافران درباره پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

11 - كافران مكه ، درصدد بودند تا با تبليغات خود ، در مواضع عقيدتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) سستى ايجاد كنند .

إن أنتم إلاّ مبطلون. .. و لايستخفّنّك الذين لايوقنون

برخى بر اين عقيده اند كه معناى «لايستخفّنّك»، «لاينفز عن دينك» (بيرون نبرند تو را از دين ات) است (لسان العرب). «و لايستخفّنّك الذين لايوقنون» مى تواند بيانِ نوعِ اثرى باشد كه مشركان، با «إن أنتم إلاّ مبطلون» درصدد ايجاد آن بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 28 - 9

9 - انكار و برخورد عنادآميز با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شيوه مستمر كافران مكه

كانوا بأيـتنا يجحدون

فعل «كان» هرگاه بر مضارع داخل شود افاده استمرار مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 11 - 1

1- تلاش كافران مكه ، براى تحقير مؤمنان و بى اهميت جلوه دادن ايمان آنان

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا لو كان خيرًا ما سبقونا إليه

876- روش تبليغ كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 56 - 8

8- خارج كردن حق از صحنه ، با باطل نشان دادن چهره آن ، از شيوه هاى تبليغاتى كفرپيشگان است .

و يجـدل الذين كفروا بالبـطل ليدحضوا به الحقّ

«إدحاض» به معناى «إبطال» و «إزاله» است. «ليدحضوا به الحقّ» يعنى: «كفرپيشگان، با مجادله باطل، سعى در ابطال و ازاله حق دارند.». روشن است كه حق، قابل ابطال نيست، لذا تعبير «خروج از صحنه» و «باطل نمايى» در برداشت به كار رفته است.

877- روش حق ستيزى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 56 - 6

6- جدال و اشكال تراشى ، با به كارگيرى روش هاى باطل و دستاويز هاى دروغين ، از شيوه هاى مبارزه كافران با حق است .

و يجـدل الذين كفروا بالبـطل ليدحضوا به الحقّ

878- روش دشمنى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 2 - 7

7 - توهين و تحقير مسلمانان ، از ابزار كافران در اظهار دشمنى با آنان

يبسطوا إليكم أيديهم و ألسنتهم بالسوء

879- روش دعاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 35 - 1،2

1 ـ سوت كشيدن و كف زدن ، شيوه نيايش كافران مكه در مسجدالحرام و اطراف كعبه

و ما كان صلاتهم عند البيت إلا مكاء و تصدية

2 ـ سوت كشيدن و كف زدن در اطراف كعبه به عنوان عبادت و نيايش از سوى كافران مكه ، دليل عدم شايستگى آنان براى ولايت بر مسجدالحرام

إن أولياؤه إلا المتقون . .. مكاء و تصدية

جمله «ما كان صلاتهم . .. » مى تواند بيان مصداقى براى بى تقوايى متوليان كفرپيشه مسجدالحرام باشد و در نتيجه دليلى براى عدم شايستگى آنان براى ولايت بر مسجدالحرام.

880- روش زندگى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 20 - 4

4- لذّت جويى گسترده از امكانات حيات ، شيوه كافران

أذهبتم طيّبـتكم فى حياتكم الدنيا و استمتعتم بها

881- روش كيفر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 25

25 - تفهيم اتهام و تبيين جرايم كافران براى ايشان ، قبل از اِعمال مجازات درباره آنان

فلننبّئنّ الذين كفروا بما عملوا و لنذيقنّهم من عذاب غليظ

از اين كه خداوند، مجازات كافران را پس از اطلاع آنان نسبت به گناهان شان ذكر فرموده، مطلب بالا قابل برداشت است.

882- روش مبارزه با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 11 - 13

13- اتكا و توكل بر خداوند از رهنمود هاى انبيا براى تقويت جبهه مؤمنان در مقابل ستيزه جويى كافران

و على الله فليتوكّل المؤمنون

اينكه رسولان الهى پس از پاسخ گويى به شبهات مخالفان، اعلام مى كنند كه مؤمنان بايد بر خداوند اتكا داشته باشند، در واقع رهنمودى است از سوى آنان كه در برابر مخالفان و دشمنان بايد به خدا متكى بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 10

10 - تسبيح و حمد مداوم پروردگار ، از راه هاى مقابله مؤمنان با تبليغات كافران عليه خدا و دين

فاصبر على ما يقولون و سبّح

883- روش مبارزه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 114 - 3

3 - ممانعت از ورود مسلمانان به مساجد و تلاش براى تخريب آنها ، از روش هاى مبارزاتى كفرپيشگان عليه اسلام و مسلمين

و من أظلم ممن منع مسجد اللّه أن يذكر فيها اسمه و سعى فى خرابها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 4

4 ـ اتهام سحر، وسيله اى براى مبارزه كافران با رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيات الهى

لقال الذين كفروا إن هذا إلا سحر مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 10 - 4

4 ـ استهزاى وعيدها و تهديدهاى پيامبران الهى، از شيوه هاى مبارزه كافران با انبيا در طول تاريخ

و لقد استهزىء برسل من قبلك فحاق بالذين سخروا منهم ما كانوا به

بنابراين كه مقصود از «ما كانوا به يستهزءون»، عذاب موعود الهى باشد كه در محتواى پيامهاى انبيا(ع) ذكر مى شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 10

10 ـ افسانه خواندن قرآن، از شيوه هاى مبارزه كافران و مشركان با اسلام

حتى إذا جاءوك يجدلونك يقول الذين كفروا إن هذا إلا أسطير الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 47 - 11

11- استفاده از تهمت و شخصيت شكنى ، از روش هاى مبارزه كافران با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم او

إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 4 - 3،6

3 ـ تهمت و افترا ، ابزار و شيوه هاى مبارزه كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

و قال الذين كفروا إن هـذا إلاّ إفك افتريه و أعانه عليه قوم ءاخرون

6 ـ تهمت و افترا زدن كافران به گناهى كه تنها خود مرتكب آن بودند ، از شيوه هاى آنان در مبارزه ، عليه پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و قال الذين كفروا إن هـذا إلاّ إفك افتريه . .. فقد جاءو ظلمًا و زورًا

برداشت ياد شده از آن جا استفاده مى شود كه كافران، پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) را متهم به دروغ گويى مى كردند; در حالى كه خود، دروغ پرداز بودند و به دروغ و به ناحق، قرآن را ساخته و پرداخته آن حضرت مى شمردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 8 - 12

12 ـ تهمت سحر زدگى ، آخرين توجيه و حربه سران كفر و شرك عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قال الظـلمون إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

سران كفر و شرك، به ترتيب چند تهمت و افترا را عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مطرح كردند كه اولين آن، تهمت دروغ گويى به آن حضرت و خدشه در اصالت وحى بود. آخرين آن نيز تهمت سحرزدگى به ايشان بود. در تاريخ آمده است كه گويندگان اين سخن عتبة بن ربيعه، ابوسفيان و ... بوده اند كه از سران شرك و كفر به شمار مى آمدند. بنابراين آنچه در تاريخ آمده، مؤيد ديگرى براى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 33 - 1

1 ـ كافران ، با استفاده از مثل هاى باطل و ترسيم غير واقعى چهره پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مبارزه عليه اسلام برخاسته بودند .

الذين كفروا . .. و لايأتونك بمثل

«مَثَل» هم به معناى «حجت» و «حديث» (سخنانى در باره اثبات چيزى) و هم به معناى «صفت» (توصيف چيزى) آمده است (قاموس المحيط). مقصود از آن در آيه شريفه، مجموعه سخنانى است كه كافران در توصيف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و به منظور خدشه داركردن چهره منور آن حضرت مى گفتند كه در آيات فوق از آنها ياد شده است. گفتنى است قيد باطل بودن مثل ها، از قرينه مقابله جمله «لايأتونك بمثل» و جمله «إلاّ جئناك بالحقّ» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 58 - 11

11 - اتهام ياوه سرايى ، حربه كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان بود .

ليقولنّ الذين كفروا إن أنتم إلاّ مبطلون

باطل، در اصل، به معناى «بى ثبات و بى ريشه» است. گاهى، درباره كسى به كار برده مى شود كه مطلبى عارى از حقيقت بگويد (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 30 - 3

3 - تمسخر و استهزا ، از روش هاى مبارزاتى و حربه هاى تبليغى كافران عليه رسولان الهى بود .

يـحسرة على العباد ما يأتيهم من رسول إلاّ كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 8

8 - ترسانيدن و به هراس افكندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از ضربات دشمنان ، از روش هاى مبارزاتى مشركان و كافران

و يخوّفونك بالذين من دونه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 56 - 8

8 - تمسخر ، از شيوه هاى مبارزاتى كافران و مشركان با تعاليم آسمانى ( قرآن )

يـحسرتى على ما فرّطت . .. و إن كنت لمن السـخرين

آمدن كلمه «الساخرين» به صورت صفت (در قالب اسم فاعل) گوياى اين نكته است كه به تمسخر گرفتن تعاليم قرآن، به صورت مقطعى و موردى نبود; بلكه دائمى و مكرر بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 3

3- نسبت افترا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از شيوه هاى كافران در مبارزه با آن حضرت

قال الذين كفروا . .. هـذا سحر مبين . أم يقولون افتريـه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 2 - 6

6 - استفاده جبهه كفر از تمامى روش هاى عملى و تبليغى ، براى زيان رساندن به مسلمانان

إن يثقفوكم يكونوا لكم أعداء و يبسطوا إليكم أيديهم و ألسنتهم بالسوء

تعبير «أيديهم و ألسنتهم. ..»، بيانگر به كارگيرى تمامى امكانات از سوى كافران است.

884- رؤياى صادق كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 47 - 15

15ـ رؤياى كافران نيز مى تواند بيانگر واقعيت ها بوده و حاوى دستورالعملهايى براى حفظ جامعه از گزند ها باشد .

قال الملك إنى أرى . .. قال تزرعون سبع سنين دأبًا

885- رؤيت شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 175 - 2

2 - قابل درك و مشاهده بودن نشانه هاى شكست و نابودى كافران و مشركان معاند براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أبصرهم

برداشت ياد شده از آن جا است كه توصيه به دقت كردن در وضعيت كافران، مربوط به زمان بعد از شكست و عذاب نيست; بلكه به زمان قبل از آن ارتباط دارد. بنابراين پيش از شكست و يا نزول عذاب، آثار آن براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) قابل رؤيت و درك بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 179 - 2

2 - قابل درك و مشاهده بودن نشانه هاى شكست و نابودى كافران و مشركان معاند براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أبصر

برداشت ياد شده از آن جا است كه توصيه به دقت كردن در وضعيت كافران، مربوط به زمان بعد از شكست و عذاب نيست; بلكه به زمان قبل از آن ارتباط دارد. بنابراين پيش از شكست ويا نزول عذاب، آثار آن براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) قابل مشاهده و درك بود.

886- رؤيت عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 95 - 2

2 - وعده نزول عذاب بر كافران ، در مرآى و منظر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إنّا على أن نريكك ما نعدهم لقـدرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 175 - 2

2 - قابل درك و مشاهده بودن نشانه هاى شكست و نابودى كافران و مشركان معاند براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أبصرهم

برداشت ياد شده از آن جا است كه توصيه به دقت كردن در وضعيت كافران، مربوط به زمان بعد از شكست و عذاب نيست; بلكه به زمان قبل از آن ارتباط دارد. بنابراين پيش از شكست و يا نزول عذاب، آثار آن براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) قابل رؤيت و درك بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 179 - 2

2 - قابل درك و مشاهده بودن نشانه هاى شكست و نابودى كافران و مشركان معاند براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أبصر

برداشت ياد شده از آن جا است كه توصيه به دقت كردن در وضعيت كافران، مربوط به زمان بعد از شكست و عذاب نيست; بلكه به زمان قبل از آن ارتباط دارد. بنابراين پيش از شكست ويا نزول عذاب، آثار آن براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) قابل مشاهده و درك بود.

887- رياكارى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 264 - 5

5 ـ همانندى انفاقِ توأم با منّت و آزار مؤمنان ، با انفاق همراه با رياىِ كافران

يا ايّها الّذين امنوا . .. كالّذى ينفق ماله رئاء النّاس و لا يؤمن باللّه

انفاق مؤمنان آنگاه كه با منّتِ و آزار توأم شود، همانند انفاق كافرانى است كه با ريا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 7

7 ـ خداوند ، كفرپيشگان را به سبب رفتار ناپسندشان ( سرمستى ها ، رياكارى ها ، بازدارى مردم از راه خدا ) ، مجازات خواهد كرد .

و لاتكونوا كالذين . .. و اللّه بمايعملون محيط

888- زخم زبانهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 33 - 3

3 ـ پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) مورد تكذيب و زخم زبان و آزار كافران بود.

قد نعلم إنه ليحزنك الذى يقولون

889- زشتى صورت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 27 - 1

1 - زشت و كريه شدن چهره هاى كافران و منكران معاد ، در لحظه مشاهده عذاب قيامت

فلمّا رأوه زلفة سيئت وجوه الذين كفروا

واژه «سوء» مرادف «قبيح» و «سيئه» مقابل «حسنه» است.

890- زمينه آمرزش كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 34 - 2

2- امكان شمول عفو الهى ، نسبت به كافران حق ستيز ، به شرط توبه و پشيمانى قبل از مرگ

إنّ الذين كفروا و . .. ثمّ ماتوا و هم كفّار فلن يغفر اللّه لهم

از مفهوم آيه شريفه، استفاده مى شود كه اگر كافر معاند در حال كفر نميرد و قبل از مرگ توبه كند، مشمول «لن يغفر اللّه» نخواهد بود.

891- زمينه اتمام حجت با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 3 - 3

3 - وجود معارف استوار و قوام بخش در قرآن ، نشانِ تمام بودن حجت بر كافران با ابلاغ آن از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

حتّى تأتيهم البيّنة . رسول من اللّه ... فيها كتب قيّمة

892- زمينه احساس مصونيت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 9 - 3

3 - چيزى جز دروغ پنداشتن كيفر هاى اخروى ، گنه كاران و كافران را به احساس امنيت از عذاب سوق نداده است .

بل تكذّبون بالدين

مراد از «دين» به قرينه آيات بعد ـ كه در آنها قيامت با عنوان «يوم الدين» ياد شده ـ جزاى اعمال است. حرف «بل» ـ كه براى اضراب است ـ بيانگر آن است كه كافران و گناه كاران، گرچه توجيهاتى نزد خود دارند; ولى محرّك اصلى آنان، چيزى جز دروغ دانستن كيفرهاى آخرت نيست.

893- زمينه تجاوزگرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 126 - 3

3- امكان تعدى كافران به مؤمنان ، در قبال فراخوانده شدن به دين

ادع إلى سبيل ربّك . .. و إن عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به

894- زمينه تشخيص كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 90 - 8

8 ـ ميدان جهاد ، صحنه تمايز مؤمنان راستين از منافقان بى ايمان

و قعد الذين كذبوا اللّه و رسوله

895- زمينه تقدير عذاب كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 7 - 3

3 - تصميم لجوجانه بيشتر كافران و مشركان صدراسلام بر ايمان نياوردن ، سبب مقرر شدن عذاب الهى بر آنان بود .

لقد حقّ القول على أكثرهم فهم لايؤمنون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين مطلب است كه «فاء» در «فهم لايؤمنون» تعليليه است و جمله براى بيان علتِ مضمونِ جمله «لقد حقّ القول على أكثرهم» مى باشد; يعنى، چون دانسته شد آنان ايمان نمى آورند، عذاب بر آنان مقرر شد.

896- زمينه تنبه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 44 - 4

4 - خداوند ، به همه اقوام كافر و تكذيب گر ، فرصت مى داد تا شايد متنبه شوند و دست از مخالفت بردارند .

فأمليت للكـفرين ثمّ أخذتهم

«إملاء» (مصدر «أمليت») از «مَلْو» و به معناى فرصت دادن است; يعنى، آن اقوام تكذيب گر و كافر را فرصت دادم تا به خود بيايند و دست از مخالفت بردارند. آن گاه چون آنان از فرصت داده شده استفاده نكردند و هم چنان بر كفر و تكذيب خود اصرار ورزيدند، آنان را از ميان برداشتم و نابودشان ساختم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 64 - 1

1 - عذاب قهر الهى ، نقطه پايان غفلت زدگى و بى خبرى كافران

بل قلوبهم فى غمرة . .. حتّى إذا أخذنا مترفيهم بالعذاب إذا هم يجئرون

«حتى» ابتدائيه بوده و براى بيان غايت غفلت زدگى كافران و پايان اشتغال آنها به كارهاى ناپسند است. «مترفين» (جمع «مترف») به معناى مرفهان، خوشگذرانان و ناز پروردگان است. «جوار» در اصل به زوزه وحوش (آواى سگ، شغال و گرگ وقتى كه صدمه ببيند) گفته مى شود و در اين جا كنايه از فرياد استغاثه مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 26 - 2

2 - يادآورى آخرين لحظات زندگى انسان ( هنگام احتضار و حالات تكان دهنده محتضر ) ، از سوى خداوند به كافران و

منكران معاد ، براى بيدار كردن آنان از غفلت و مستى

كلاّ إذا بلغت التراقى

897- زمينه جهاد با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 3

3- پيروى كافران از باطل ، مستلزم امان ندادن به آنان ، آن گاه كه به جنگ جبهه ايمان و نبردى روياروى آمده اند .

الذين كفروا اتّبعوا البـطل . .. فإذا لقيتم الذين كفروا فضرب الرقاب

برداشت بالا بنا بر اين نكته است كه «فإذا لقيتم» تفريع بر «الذين كفروا اتّبعوا الباطل» باشد; يعنى، چون كافر بر باطل است، زمانى كه به جنگ تو آمد در كشتن او ترديد نداشته باش.

898- زمينه حبط عمل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 3 - 1

1- ناكامى و پوجى اعمال كافران بازتاب طبيعى باطل گرايى آنان

الذين كفروا . .. أضلّ أعمـلهم ... ذلك بأنّ الذين كفروا اتّبعواالبـطل

«ذالك» اشاره به فرجام پوچ و اعمال بى ثمر كافران است (أضلّ أعمالهم).

899- زمينه حمايت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 87 - 4

4 - كوتاهى در ابلاغ رسالت الهى و عقب نشينى از آرمان هاى دينى ، موجب تقويت جبهه كفر و نوعى پشتيبانى از مواضع كفرپيشگان است .

فلاتكوننّ ظهيرًا للكـفرين . و لايصدّنّك عن ءايـت اللّه

توصيه خداوند به دست برنداشتن از ابلاغ آيات الهى، پس از هشدار از هرگونه پشتيبانى از كافران، مى تواند به اين حقيقت اشاره داشته باشد كه ترك ابلاغ رسالت الهى، نوعى تقويت و پشتيبانى از آنان به شمار مى رود.

900- زمينه دشمنى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 10 - 6

6 - بغض و دشمنى شديد خداوند نسبت به كافران حق ناپذير ، پس از اتمام حجت و دعوت مكرر آنان به ايمان است .

لمقت اللّه أكبر . .. إذ تدعون إلى الإيمـن فتكفرون

آمدن فعل هاى مضارع «تدعون» و «تكفرون» بر استمرار دلالت دارد; يعنى، شما همواره به ايمان فراخوانده مى شديد; ولى به جاى ايمان آوردن، به طور مستمرّ كفر مىورزيديد.

901- زمينه دشمنى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 2

2 - تلاوت آيات قرآن از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، خشم و كينه كافران را به شدت برمى انگيخت .

و إن يكاد الذين كفروا ليزلقونك بأبصـرهم لمّا سمعوا الذكر

902- زمينه دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 11

11 - بى توجهى به عمق عداوت كافران با اسلام و مسلمانان ، زمينه ساز برقرارى روابط دوستانه با آنان

لاتتّخذوا عدوّى و عدوّكم أولياء . .. يخرجون ... أن تؤمنوا باللّه ربّكم

بيان ابعاد مختلف عداوت كافران با مسلمانان، به عنوان دليل ممنوعيت ارتباط دوستانه با آنان، بيانگر مطلب بالا است.

903- زمينه دوستى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 73 - 11،12

11- كافران ، در صورت عقب نشينى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مواضع اصولى خويش ( تعاليم وحى شده بر آن حضرت ) قطعاً با او طرح دوستى صميمانه اى مى ريختند .

و إن كادوا ليفتنونك . .. و إذًا لاَتّخذوك خليلاً

12- كافران و دشمنان اسلام ، تنها در صورت عقب نشينى مسلمانان از برخى مواضع خويش ، راضى به تسالم و دوستى با آنان مى شدند .

و إن كادوا ليفتنونك عن الذى أوحينا إليك . ..و إذًا لاَتّخذوك خليلاً

904- زمينه ذلت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 67 - 2

2 - كافران و ناباوران به رستاخيز ، در زندگى فاقد تكيه گاه مطمئن بوده و در مواجهه با حوادث ، زود خود را مى بازند و دچار يأس و احساس حرمان مى شوند .

لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون . إنّا لمغرمون . بل نحن محرومون

روى سخن در اين آيات، با كافران و كسانى است كه در برابر مسأله معاد، موضع گيرى ناباورانه دارند.

905- زمينه زنگار قلب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 6

6 - مداومت كافران بر تكذيب ، طغيان و گناه ، مايه چركين شدن قلب و مسدود شدن راه هاى شناخت بر آنان است .

بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون

مراد از «ما كانوا يكسبون»، همان امورى است كه آيات پيشين درباره كافران برشمرده است.

906- زمينه سازش با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 24 - 10

10 - ضعف روح صبر و شكيبايى ، از موجبات عدول از مواضع دينى و تسليم و سازش در برابر خواسته هاى گناه پيشگان و بيگانگان كافر

فاصبر لحكم ربّك و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا

از توصيف شدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به صبر و شكيبايى در امر رسالت ـ پيش از دريافت هشدار نسبت به اطاعت از گروه هاى گناه كار و ناسپاس ـ مطلب ياد شده به دست مى آيد.

907- زمينه سازش كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 9 - 2

2 - اعلام آمادگى كافران تكذيب گر ، به سازش كردن و نرمش نشان دادن با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در صورت سازش و نرمش نمودن آن حضرت با آنان

ودّوا لوتدهن فيدهنون

908- زمينه سلطه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 5 - 7

7 - خطا ها و لغزش ها ، زمينه ابتلاى مؤمنان به رنج ها و سلطه كافران است . *

ربّنا لاتجعلنا فتنة . .. و اغفرلنا

ارتباط «واغفر لنا» با «لاتجعلنا فتنة. ..»، ممكن است از اين جهت باشد كه يكى از عوامل «فتنة» (مفتون و معذّب شدن) گناهان است. از اين رو در تكميل دعاى «لاتجعلنا...»، طلب آمرزش شده است.

909- زمينه شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 17

17 ـ نقش مهم هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در فروشكستن صولت و شعار كفر و اعتلا يافتن كلمة اللّه

فقد نصره اللّه إذ أخرجه . .. و جعل كلمة الذين كفروا السفلى و كلمة اللّه هى العلي

910- زمينه عجله كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 38 - 6

6- خوى شتاب زدگى آدمى ، زمينه ساز درخواست كافران مكه براى تحقق وعده هاى الهى ( عذاب ، برپايى قيامت و . . . )

خلق الإنسـن من عجل . .. يقولون متى هـذا الوعد إن كنتم صـدقين

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه جمله «و يقولون متى . ..» عطف بر جمله «سأُوريكم...» باشد و اين دو جمله، با جمله «خلق الإنسان من عجل» ـ كه بيان گر خصلت عمومى انسان ها است ـ مرتبط باشند.

911- زمينه عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 26 - 2

2 - عذاب شدن كافران تكذيب گر پس از اتمام حجت و ارائه معجزات و دلايل آشكار و كتاب هاى روشنگر بوده است .

كذّب الذين من قبلهم جاءتهم رسلهم بالبيّنـت . .. ثمّ أخذت الذين كفروا فكيف كان نك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 6 - 6

6 - ربوبيت الهى ، مقتضى عذاب دادن و كيفر كردن كافران حق ستيز و تكذيب كننده

و كذلك حقّت كلمت ربّك على الذين كفروا أنّهم أصحـب النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 13 - 7

7- نزول عذاب بر كافران ، پس از اتمام حجت بر ايشان با دلايل روشن

يغشى الناس هـذا عذاب أليم . .. و قد جاءهم رسول مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 12

12- عناد شديد كافران ، زمينه ساز گرايش پيامبر (صلی الله علیه و آله) به درخواست عذاب ، براى آنان

و لاتستعجل لهم

از نهى «لاتستعجل» اگر استفاده نشود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) درخواست عذاب كرده است; مى توان استفاده كرد كه عناد كافران تا بدان جا شديد بوده كه زمينه چنين درخواستى را فراهم مى كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 37 - 3

3 - خطر نزول عذاب الهى بر جامعه كفرپيشه ، پس از تهى شدن آن از مؤمنان

فأخرجنا . .. من المؤمنين ... و تركنا فيها ءاية للذين يخافون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 17 - 3

3 - ثروت و مكنت كافران تكذيب گر ، در معرض نابودى با عذاب الهى

إنّا بلونـهم كما بلونا أصحـب الجنّة

912- زمينه عذاب كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 8

8- در صورت تحقق خواسته كافران مكه ، مبنى بر نزول ملائكه ، آنان گرفتار عذابى مرگبار مى شدند .

ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ و ما كانوا إذًا منظرين

يكى از احتمالاتى كه براى آيه داده شده، اين است كه ملائكه، در صورتى كه بخواهند براى كافران نازل شوند، برايشان عذاب به ارمغان خواهند آورد; عذابى كه هيچ كدام از آنان را زنده نخواهد گذاشت.

913- زمينه علم كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 24 - 2

2 - كافران لجوج و حق ناپذير ، تنها به هنگام مشاهده نشانه هاى نزول عذاب الهى ، به ناتوانى و بى پناهى خود پى مى برند .

حتّى إذا رأوا ما يوعدون فسيعلمون من أضعف ناصرًا و أقلّ عددًا

914- زمينه عمل ناپسندكافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 63 - 5

5 - غفلت از نظام ثبت و حسابرسى دقيق اعمال و كيفر و پاداش اخروى ، عامل بيگانگى كافران با اعمال نيك و آلودگى آنان به كردار هاى بد و ناشايست

بل قلوبهم فى غمرة من هـذا . .. هم لها عـملون

915- زمينه غضب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 120 - 13

13 ـ گام نهادن مؤمنان در هر ميدان و زمينه اى كه خشم كافران را به دنبال داشته باشد ، عمل صالح و داراى اجر است .

و لا يطئون موطئاً يغيظ الكفار . .. إلا كتب لهم به عمل صلح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 35،40

35- سرعت گسترش اسلام ، از پيدايش تا استقرار و شكوفايى آن ، مايه شگفتى دين شناسان و خشم كافران

كزرع . .. يعجب الزرّاع ليغيظ بهم الكفّار

40- جامعه مقتدر و اصيل اسلامى ، برانگيزاننده خشم كافران و نه دوستى ايشان

كزرع أخرج شطـه . .. ليغيظ بهم الكفّار

از تعبير «ليغيظ» استفاده مى شود كه كافران، ناگزير در قبال رشد امت اسلامى موضع خصمانه مى گيرند و انتظار دوستى از آنان بى جا و بى مورد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 2

2 - تلاوت آيات قرآن از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، خشم و كينه كافران را به شدت برمى انگيخت .

و إن يكاد الذين كفروا ليزلقونك بأبصـرهم لمّا سمعوا الذكر

916- زمينه غضب كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 72 - 5

5 - خشمگين شدن كافران صدراسلام و ظهور آثار كينه و نفرت در چهره آنان ، به هنگام شنيدن آيات قرآن و معارف توحيدى آن

و إذا تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت تعرف فى وجوه الذين كفروا المنكر

917- زمينه فسق كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 5 - 1

1 - انكار و زير سؤال بردن برپايى قيامت ، بهانه كافران براى انجام هرگونه فسق و فجور

أيحسب الإنسـن ألّن نجمع عظامه . .. بل يريد الإنسـن ليفجر أمامه

«فجور» (مصدر «يفجر») به معناى فسق (صحاح اللغة) و لام در «ليفجر» براى تعليل است. «أمام» اسم مكان و در اين آيه مجازاً در زمان مستقبل ـ كه مفيد استمرار است ـ استعمال شده است. بنابراين مفاد آيه چنين مى شود: «بلكه انسان مى خواهد تا راه فسق و فجور، براى هميشه به روى او باز باشد و آن را ادامه دهد و همين سبب انكار معاد از جانب او است».

918- زمينه كوردلى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 44 - 14

14 - هدايت و شفاى قرآن ، مايه فزونى كوردلى كافران لجوج

و هو عليهم عمىً أُولـئك ينادون من مكان بعيد

919- زمينه كيفر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 6 - 6

6 - ربوبيت الهى ، مقتضى عذاب دادن و كيفر كردن كافران حق ستيز و تكذيب كننده

و كذلك حقّت كلمت ربّك على الذين كفروا أنّهم أصحـب النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 32 - 16

16- كيفر الهى در مورد كافران ، پس از اتمام حجت و تبيين حق براى آنان

إنّ الذين كفروا و . .. من بعد ما تبيّن لهم الهدى ... و سيحبط أعمـلهم

در صورتى كه «سيحبط. ..» عنوان كيفر داشته باشد; تعبير «من بعد ما تبيّن...» بيانگر اتمام حجّتى است كه قبل از اعمال مجازات، صورت گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 7 - 4

4 - ربوبيت الهى ، مقتضى مجازات كافران و حق ستيزان

إنّ عذاب ربّك لوقع

از اضافه «عذاب» به «ربّ»، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 4 - 5

5 - تحقق مجازات هاى الهى بر كافران ، پس از اتمام حجت بر ايشان

و كلّ أمر مستقرّ . و لقد جاءهم من الأنباء ما فيه مزدجر

در صورتى كه تعبير «و كلّ أمر مستقرّ» كنايه از عذاب و كيفر حتمى كافران باشد، در پى آمدن «و لقد جائهم. ..»، توضيحى است بر اين كه كيفر آنان، بدون اتمام حجت صورت نگرفته و نمى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 19 - 4

4 - ربوبيت خداوند ، مقتضى كيفر و مجازات كافران تكذيب گر و ثروتمندان مغرور

فلاتطع المكذّبين . ..أن كان ذا مال و بنين ... فطاف عليها طائف من ربّك

920- زمينه مبارزه با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 35 - 2

2- توجه به نافرجامى خط كفر ، مقتضى مصمم بودن مؤمنان در نبرد با كافران بدون هيچ سستى و سازش

فلن يغفر اللّه لهم . فلاتهنوا و تدعوا إلى السلم

«فا» در «فلاتهنوا» ترتّب و تفريع را مى رساند و از ترتّب اين آيه بر مفاد آيه قبل، مطلب بالا استفاده مى شود.

921- زمينه هدايت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 73 - 3

3 - چشاندن بخشى از كيفر دنيايى به كافران ، نمودى از رحمت الهى و وسيله اى براى هدايت آنان

ردف لكم بعض الذى تستعجلون . و إنّ ربّك لذو فضل على الناس

همان طور كه در آيه پيش گفته شد، مراد از «الذى تستعجلون» مى تواند تنها عذاب دنيوى باشد. بنابراين عبارت «بعض الذى تستعجلون» به معناى گوشه اى از مجازات دنيايى است. با توجه به مطلب ياد شده مى توان گفت كه يادآورى بذل و رحمت الهى بر مردم، پس از بيان «ردف لكم بعض الذى تستعجلون» از آن جهت است كه مشاهده گوشه اى از مجازات

الهى، بيدارگر و هشدار دهنده است; برخلاف نزول تمامى عذاب كه در آن مجالى براى توبه و انابه باقى نمى ماند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 23 - 7

7 - كافران ، با وجود فراهم بودن شرايط براى ر ها ساختن كفر و پرداختن به تكاليف الهى ، از آن سر باز زدند .

لمّا يقض ما أمره

ضمير فاعلى «يقض» به «الإنسان» برمى گردد كه به قرينه «ما أكفره» تنها بر كافران منطبق است.

922- زمينه هلاكت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 27 - 4

4- سنت خداوند بر هلاكت اقوام كافر ، پس از نماياندن آيات گوناگون به آنان

و لقد أهلكنا . .. و صرّفنا الأيـت لعلّهم يرجعون

تذكر به «صرّفنا آيات»، در حقيقت بيانگر اين است كه خداوند تا وقتى كه اتمام حجت نكند و آيات متعدد به كافران ننماياند; ايشان را هلاك نمى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 18

18- مجازات و نابودى كافران ، پس از ابلاغ پيام حق و اتمام حجت بر آنان است .

بلـغ فهل يهلك إلاّ القوم الفـسقون

با توجه به فاى «فهل» ـ كه مى تواند بيانگر تفريع باشد ـ استفاده مى شود كه بلاغ و اتمام حجت، همواره قبل از مجازات و كيفر كافران صورت گرفته و مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 28 - 5

5 - جوامع كفرپيشه و گناه كار ، در معرض نابودى از سوى خداوند

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا . .. إنّ هـؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم ...

923- زمينه هلاكت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 5

5- در صورت تحقق درخواست كافران براى نزول ملائكه ، تمامى آنان هلاك مى شوند و مهلتى براى ايمان نخواهند داشت .

ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ و ما كانوا إذًا منظرين

انظار مصدر «منظر» به معناى تأخير انداختن است و حصر در آيه، نشان مى دهد كه با آمدن ملائكه، اجل هيچ كدام از كفار

به تأخير نخواهد افتاد و به هلاكت خواهند رسيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 8

924- زمينه يأس كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 67 - 2

2 - كافران و ناباوران به رستاخيز ، در زندگى فاقد تكيه گاه مطمئن بوده و در مواجهه با حوادث ، زود خود را مى بازند و دچار يأس و احساس حرمان مى شوند .

لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون . إنّا لمغرمون . بل نحن محرومون

روى سخن در اين آيات، با كافران و كسانى است كه در برابر مسأله معاد، موضع گيرى ناباورانه دارند.

925- زندگى تلخ كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 53 - 4

4 ـ جامعه اسلامى ، برخوردار از زندگى گوارا و شيرين و جامعه شرك و كفر ، گرفتار ناكامى ها و تلخى ها

و هو الذى مرج البحرين هـذا عذب فرات و هـذا ملح أُجاج

برداشت ياد شده، بر اين اساس استوار است كه آيه شريفه، متضمن تثميل باشد; به اين معنا كه ايمان به آب گوارا و شيرين و كفر و شرك به آب شور و تلخ تشبيه شده باشد و مؤمنان و جامعه ايمانى و كافران و جامعه كفر و الحاد به دريا تشبيه شده باشند.

926- زنگار قلب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 6

6 - قلب هاى تيره كافران ، در قيامت نيز از درك حقيقت و شناخت خداوند و جلوه هاى ربوبيت او ، ناتوان خواهند بود . *

إنّهم عن ربّهم يومئذ لمحجوبون

محجوب بودن از «ربّ» ـ چنانچه از ارتباط اين آيه با آيه قبل برمى آيد ـ ممكن است به معناى محجوب ماندن قلب، از هرگونه ارتباط با خداوند باشد. در نتيجه كافران، در قيامت نيز خداوند را نخواهند شناخت و به او ايمان قلبى نمى آورند.

927- زورگويى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 13 - 2

2- تهديد و توسل به زور ، از ابزار كفار به هنگام درماندگى از پاسخ گويى به براهين منطقى انبيا

جاءتهم رسلهم بالبيّنـت . .. قالوا إنا كفرنا ... و لنصبرنّ ... و على الله فليتوكّ

928- زيان اقتصادى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 66 - 2

2 - واكنش كافران دنياگرا در برابر فشار هاى ناگهانى اقتصادى ، واكنشى ذليلانه و حسرت بار است .

لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون . إنّا لمغرمون

929- زيان دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 53 - 17

17 ـ ناكامى و زيانكارى ، فرجام شوم و پذيرش محبت و ولايت كافران

حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين

930- زيان كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 104 - 3

3 ـ آسيب ها و صدمات متقابل مجاهدان و كافران در نبرد احد

ان تكونوا تألمون فانهم يألمون

بنابر آنچه در شأن نزول آيه آمده، مراد از آسيبهاى متقابل، مسائلى است كه در جنگ احد پيش آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 9 - 7

7 - خطر و زيان منافقان براى جامعه اسلامى ، همانند خطر و زيان كافران است .

جـهد الكفّار و المنـفقين و اغلظ عليهم

931- زيانكارى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 22 - 1،2،3

1ـ كفرپيشگان ، مردمى تباه شده و زيانكار ، در عرصه دنيا و صحنه آخرت

لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

2ـ تباهى و زيان كارى كفرپيشگان در سراى آخرت ، افزونتر از خسارت و تباهى آنان در دنياست .

لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

«أخسَر» (زيانكارتر) اسم تفضيل است و مى طلبد كه زيان كارى كافران در آخرت، با خسارت ديگرى سنجيده شده باشد. مى توان گفت: آن خسارت، خسارت كافران در دنياست. براين اساس جمله «لاجرم أنّهم ...» دلالت مى كند كه كافران در دنيا و نيز در آخرت، زيانكارند و خسارت اخروى آنان در مقايسه با خسارت دنيوى، زيادتر و سنگين تر است.

3ـ كفرپيشگانى كه بر خدا دروغ مى بندند و مردم را از راه خدا باز مى دارند و قيامت را انكار مى كنند ، در سراى آخرت از ديگر كافران و گنهكاران ، تباه تر و زيانكارترند .

و من أظلم . .. الذين يصدون ... لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مقياس سنجش و تعيين زيانكار و زيانكارتر مراتب كفر باشد. براين مبنا آيه شريفه دلالت دارد براينكه: همه كافران در آخرت زيانكارند; ولى آنان كه بر خدا دروغ بستند و ... از ديگر كافران و گنهكاران، زيانكارتر مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 109 - 1

1- كافران دنياگراى غافل ( مرتدان ) ، بى ترديد در آخرت ورشكسته و زيانكارند .

استحبّوا الحيوة الدنيا . .. القوم الكـفرين ... هم الغـفلون . لاجرم أنهم فى الأخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 9 - 5

5 - قيامت ، روز ظهور و بروز غبن و خسارت كافران

ذلك يوم التغابن

932- زيانكارى دنيوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 22 - 1،2

1ـ كفرپيشگان ، مردمى تباه شده و زيانكار ، در عرصه دنيا و صحنه آخرت

لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

2ـ تباهى و زيان كارى كفرپيشگان در سراى آخرت ، افزونتر از خسارت و تباهى آنان در دنياست .

لاجرم أنّهم فى الأخرة هم الأخسرون

«أخسَر» (زيانكارتر) اسم تفضيل است و مى طلبد كه زيان كارى كافران در آخرت، با خسارت ديگرى سنجيده شده باشد.

مى توان گفت: آن خسارت، خسارت كافران در دنياست. براين اساس جمله «لاجرم أنّهم ...» دلالت مى كند كه كافران در دنيا و نيز در آخرت، زيانكارند و خسارت اخروى آنان در مقايسه با خسارت دنيوى، زيادتر و سنگين تر است.

933- زيانكارى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 121 - 10

10 - كافران به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) خسارت ديدگان واقعى و تباه كنندگان خويش هستند .

و من يكفر به فأولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 12 - 19

19 ـ كافران به معاد و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) ، زيانكار، تباه كننده خويش و محروم از رحمت الهى

و لقد استهزىء برسل . .. كتب على نفسه الرحمة ... الذين خسروا أنفسهم فهم لا يؤمنون

با توجّه به اينكه رحمت الهى فراگير است، ممكن است زيان كافران به جهت محروم ساختن خود از دريافت رحمت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 37 - 7

7 ـ كافران حق ستيز ، زيانكاران واقعى هستند .

أولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 14

14 ـ منافقان و كافران ، زيانكاران واقعى تاريخند .

وعد اللّه المنفقين . .. أولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 106 - 2

2- واقعيّت زندگى كافران ، چيزى جز پوچى و بى فرجامى و زيانكارى نيست .

ذلك

«ذلك» ممكن است كه خبر مبتداى محذوف و تأكيد بر محتواى آيات قبل باشد; يعنى، واقعيت اين است و جز اين نيست. (الأمر ذلك و لا غير) و مى تواند مبتدا باشد و «جزاؤهم» خبر آن و «جهنم» عطف بيان براى مبتدا يا خبر. برداشت ياد شده براساس احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 52 - 9،10

9 - باطل باوران و كافران به خدا ، قطعاً ، زيان كارند .

و الذين ءامنوا بالبـطل و كفروا باللّه أُولـئك هم الخـسرون

10 - ايمان به باطل و كفر به خدا ، خسارتبار است .

و الذين ءامنوا بالبـطل . .. أُولـئك هم الخـسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 44 - 1،4

1 - كفر ، امرى خسارت بار است و بازتاب خسارت آن ، براى خود كافر است .

من كفر فعليه كفره

«عليه» جار و مجرور و متعلق به «كفره» است. مقدم شدن آن، براى بيان اين نكته است كه پيامدهاى ناگوار كفر، به خود كافران اختصاص دارد.

4 - بازتاب خسارت كفر ، از آنِ كافر ، و پيامد فوايد ايمان و عمل صالح ، فراگير است . *

من كفر فعليه كفره و من عمل صـلحًا فلأنفسهم يمهدون

احتمال دارد اين كه در جواب شرط جمله نخست، ضمير مفرد آورده شده و در جواب شرط جمله دوم، به رغم مفرد بودن اسم شرط، ضمير جمع آورده شده است، اشاره به نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 63 - 4

4 - كافران و منكران آيات الهى ، مردمى زيانكار و خسارت ديده اند .

و الذين كفروا بأيـت اللّه أُولـئك هم الخـسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 85 - 4

4 - آشكار شدن خسارت و زيان كارى مشركان و كافران قدرتمند و حق ناپذير ، به وقت نزول عذاب الهى بر ايشان در دنيا

لمّا رأوا بأسنا . .. و خسر هنالك الكـفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 50 - 3

3 - احساس خسارت و زيانبارى كافران در قيامت ، به سبب بهره نگرفتن از تعاليم قرآن در زندگى

و إنّه لحسرة على الكـفرين

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه «حسرت» به معناى اندوه براى آنچه از دست رفته است، مى باشد (لسان العرب). اين در جايى است كه انسان از آن چيز، بهره لازم نبرده و نسبت به آن احساس خسارت كرده باشد.

934- زيبايى زندگى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 14

14- ثروت ، مكنت ، خوش نمايى و آراستگى زندگى كافران ، استدراج است .

هم أحسن أثـثًا و رءيًا . .. فليمدد له الرحمن مدًّا حتّى إذا رأوا ما يوعدون

«استدراج»; يعنى، كسى را آهسته آهسته و به آرامى نزديك چيزى بردن (لسان العرب) در اين آيه «مدّاً» ـ كه مفعول مطلق است ـ بيان نوعى خاصى از امهال است كه مقصود از آن به قرينه «حتّى إذا. ..»، نزديك ساختن كافران به عذاب موعود الهى است.

935- سازش با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 51 - 12

12 ـ نكوهش اهل كتاب ( علماى يهود ) ، به جهت قضاوت ظالمانه درباره مؤمنان و سازش با كافران

الم تر الى الّذين اوتوا نصيباً من الكتب يؤمنون

جمله «الم تر . .. » داراى لحن مذمت گونه و اعتراض آميز است.

936- سازش كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 36 - 4

4- سرگرمى ها و خوشى هاى پوچ دنيا ، از مهم ترين عوامل سستى در جهاد و تمايل به سازش با كافران

فلاتهنوا . .. إنّما الحيوة الدنيا لعب و لهو

خداوند، پس از نهى مؤمنان نسبت به سستى در جهاد و گرايش به سازش، به آنان لعب و لهو بودن دنيا را يادآورى كرده است. از مطلب استفاده مى شود كه سرگرمى هاى اين دنيا، عاملى مهم در سستى و سازش با كفر است.

937- سختگيرى بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 73 - 1،2،4

1 ـ نبرد بى امان با كافران و منافقان ، و سخت گيرى و عدم ترحم به آنان ، فرمان خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يأيها النبى جهد الكفار و المنفقين و اغلظ عليهم

2 ـ لزوم جهاد با كافران و منافقان و عدم مماشات با آنان

جهد الكفار . .. و اغلظ عليهم

4 ـ لزوم برخورد شديد و بدون ترحم ، با كافران و منافقان حق ستيز

و اغلظ عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 74 - 26

26 ـ لزوم برخورد شديد با مرتد و گوينده كلمات كفرآميز

و إن يتولوا يعذبهم اللّه عذاباً أليماً فى الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 123 - 6،10

6 ـ لزوم به كارگيرى شدت و خشم ، در جنگ با دشمنان كفرپيشه

قتلوا الذين يلونكم من الكفار و ليجدوا فيكم غلظة

10 ـ جهاد با كافران و نرمش نداشتن در برابر آنان از جلوه هاى تقوا

قتلوا . .. و ليجدوا فيكم غلظة و اعلموا أن اللّه مع المتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 9 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در نيمه دوم بعثت و به هنگام استقرار نظام اسلامى در مدينه ، مأمور سختگيرى و برخورد بدون مسامحه و گذشت با كافران و منافقان

جـهد الكفّار و المنـفقين و اغلظ عليهم

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه نزول اين دسته از آيات، در دورانى بوده است كه نيمى از بعثت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) سپرى شده و نظام اجتماعى اسلام در مدينه تشكيل يافته بود.

938- سختگيرى بركافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 12 - 7

7 - گرفتار ساختن كافران به عذاب جهنم و عذاب هاى سوزان تر از آن ، جلوه سخت گرفتن خداوند و هجوم ضربتى او است .

فلهم عذاب جهنّم و لهم عذاب الحريق . .. إنّ بطش ربّك لشديد

حرف «إنّ»، براى بيان علت است و دليل دچار كردن كافران به عذاب را بيان مى كند.

939- سختى استهزاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 34 - 4

4 - استهزا شدن از سوى مؤمنان در قيامت ، براى كافران دشوار و رنج آور خواهد بود .

فاليوم الذين ءامنوا من الكفّار يضحكون

940- سختى حسابرسى عمل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 26 - 2

2 - حسابرسى اعمال در قيامت براى كافران ، از حضور در پيشگاه خداوند دشوارتر است .

ثمّ إنّ علينا حسابهم

حرف «ثمّ»، بر تراخى رتبى دلالت دارد و بيانگر آن است كه مرحله حسابرسى، سخت تر از مرحله رجوع به خداوند است; هر چند هر دو هم زمان باشند.

941- سختى عذاب اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 47 - 4

4 - عذاب اخروى براى كافران و حق ستيزان ، كيفرى گران و سخت مصيبت بار

و لولا أن تصيبهم مصيبة

«مصيبة» به بليه و هر امر مكروه، و ناخوشايند گفته مى شود و تنكير آن براى تفخيم است. بنابراين واژه «مصيبة» در اين آيه به معناى بلاى بزرگ مى باشد و مقصود از آن مى تواند عذاب استيصال باشد و مى تواند عذاب اخروى باشد.

942- سختى عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 27 - 1

1 - عذاب سخت و دشوار الهى ، كيفرى حتمى براى كافران حق ستيز

فلنذيقنّ الذين كفروا عذابًا شديدًا

لام و نون تأكيد در «لنذيقنّ»، حاكى از حتمى بودن عذاب و كيفر مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 12 - 2

2 - خداوند ، با سخت گيرى و اقتدار ، كافران را گرفتار خواهد ساخت .

إنّ بطش ربّك لشديد

943- سختى فرجام كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 15

15- بى ارزشى لذت ها و امكانات دنيوىِ كافران ، در مقايسه با فرجام سخت اخروى آنان

يتمتّعون و يأكلون . .. و النار مثوًى لهم

خداوند، با تقبيح شيوه كافران و يادآورى فرجام شوم آنان، در حقيقت به مؤمنان يادآور شده است كه چشم به زندگى دنيوى كافران ندوزند و لذّت جويى هاى آنان را ارزش نپندارند; زيرا زندگى كافران از نظر ماهيت، حيوانى و از نظر فرجام، دوزخى است.

944- سختى كيفر اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 60 - 3

3 - قيامت ، روزِ سختِ كيفر الهى ، براى كافران ستم پيشه

للذين ظلموا . .. فويل للذين كفروا من يومهم الذى يوعدون

مراد از «يومهم. ..»، مى تواند روز قيامت و يا روز نزول عذاب بر كافران در دنيا باشد. برداشت بالا بر پايه احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 47 - 7

7 - كيفر هاى دنيوى و برزخى كافران ، سبك تر از كيفر اخروى آنان *

و إنّ للذين ظلموا عذابًا دون ذلك

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «دون» به معناى پايين تر و خفيف تر باشد و «دون ذلك» اشاره به عذاب دنيوى يا برزخى داشته باشد.

945- سختيهاى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 26 - 5

5 ـ قيامت ، روزى سخت و ناگوار بر كافران

و كان يومًا على الكـفرين عسيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 8 - 3،4

3 - قيامت ، روزى دشوار براى كافران

يقول الكـفرون هـذا يوم عسر

4 - پى بردن كافران به دشوارى شرايط و فرجام خويش ، از نخستين لحظه هاى رستاخيز

يقول الكـفرون هـذا يوم عسر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 27 - 2

2 - كافران دوزخى در قيامت ، داراى وضعيت و شرايطى بسيار سخت و غير قابل تحمّل

يـليتها كانت القاضية

تقاضاى مرگ ابدى از سوى كسانى كه در دنيا به شدت از آن گريزان بودند، حكايت از اين حقيقت دارد كه وضعيت و شرايط قيامت، آن قدر بر كافران دوزخى سخت و غير قابل تحمل خواهد بود كه مرگ ابدى را بر آن ترجيح مى دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 10 - 1،2

1 - كافران ، به روز رستاخيز در شرايطى بسيار سخت و ناگوار بسر خواهند برد .

يوم عسير . على الكـفرين

2 - لحظه اى آسودگى و راحتى براى كافران ، در قيامت نخواهد بود .

على الكـفرين غير يسير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 11 - 1

1 - در عرصه قيامت ، هيچ راه فرار از نگرانى ها و سختى ها ، براى كافران وجود ندارد .

يقول الإنسـن يومئذ أين المفرّ . كلاّ

946- سخن آشكار كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 110 - 1

1- خداوند ، به گفتار آشكار و توطئه ها و اسرار مشركان و كافران حق ستيز آگاه است .

إنّه يعلم الجهر من القول و يعلم ماتكتمون

947- سخن چينى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 11 - 7

7 - عيب جويى و سخن چينى ، از ويژگى هاى كافران تكذيب كننده رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

فلاتطع المكذّبين . .. همّاز مشّاء بنميم

948- سخن كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 9 - 6

6 - گفتار و روش كافران ، با ادراك هاى عقلى و فطرى آنان همساز نيست .

و كم أرسلنا . .. و لئن سألتهم من خلق ... ليقولنّ خلقهنّ العزيز العليم

خداوند در اين آيه مى فرمايد: اگر از مشركان و دين ناباوران سؤال شود كه آفريدگار هستى كيست؟ آنان به دليل عقل يا اعتقاد خود مى گويند: «آفريدگارى عزيز و دانا». در حالى كه اگر آنان به راستى لوازم اين باور را مى فهميدند، جا نداشت كه وحى قرآنى را مورد خدشه قرار دهند.

949- سخن ناپسند كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 45 - 1

1 - خداوند ، آگاه به گفتار نارواى مشركان و كافران عليه دين

نحن أعلم بما يقولون

950- سرزنش اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 48 - 4

4 ـ اصحاب اعراف با به رخ كشيدن بى ثمرى امكانات مادى و قدرت هاى دنيوى كافران ، آنان را ناكام خوانده و شماتت مى كنند .

قالوا ما أغنى عنكم جمعكم و ما كنتم تستكبرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 73 - 1

1 - سرزنش شدن كافران حق ستيز در قيامت از سوى خداوند

ثمّ قيل لهم أين ما كنتم تشركون

استفهام در «أين ما كنتم. ..» توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 31 - 1

1 - كافران در قيامت ، مورد ملامت و سرزنش به خاطر استكبار در برابر آيات الهى

و أمّا الذين كفروا أفلم تكن ءايـتى تتلى عليكم فاستكبرتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 20 - 2،11

2- سوق داده شدن كافران به سوى دوزخ ، به تدريج و همراه با سرزنش و توبيخ

و يوم يعرض الذين كفروا على النار أذهبتم طيّبـتكم

از اين كه كافران نخست بر آتش عرضه مى شوند و همراه با آن زشت كارى گذشته شان به رخ آنان كشيده مى شود، مطلب بالا استفاده مى شود.

11- عرضه كافران بر آتش ، همراه با سرزنش و توبيخ ، گوشه اى از عذاب ذلّت بار آنان *

يوم يعرض . .. أذهبتم طيّبـتكم فى الحياتكم الدنيا و استمتعتم بها فاليوم تجزون عذا

برداشت بالا بدان احتمال است كه نفس عرضه كافران بر آتش و توبيخ آنان، خود جزئى از عذاب خفّت بار آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 8 - 4

4 - سرزنشِ نگهبانان دوزخ ، شكنجه و عذاب روحى براى كافران دوزخى است .

سألهم خزنتها ألم يأتكم نذير

سرزنش نگهبانان دوزخ از كسانى كه خود در آتش دوزخ مى سوزند و شكنجه مى شوند، مى تواند شكنجه ديگرى براى آنان از جهت روحى باشد.

951- سرزنش حمايت از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 73 - 2

2 ـ ايجاد رابطه ولايى با كافران و حمايت از ايشان و درخواست حمايت از آنان ، بارور سازنده فتنه و تباهى بزرگ در زمين

و الذين كفروا . .. إلا تفعلوه تكن فتنة

ضمير مفعولى در «لاتفعلوه» به قانونهايى كه در آيه قبل مطرح شد و نيز به دستورى كه از صدر همين آيه به دست مى آيد برمى گردد. در برداشت فوق ضمير به قطع ولايت با كافران، كه از جمله «الذين كفروا ... » استفاده شده، برگردانده شده است.

952- سرزنش سازش با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 4

4- هر گونه سازش با خط كفر ، بيگانه با خط و راه پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

محمّد . .. و الذين معه أشدّاء على الكفّار

با استفاده از مفهوم آيه، برداشت بالا به دست مى آيد.

953- سرزنش كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 1

1 ـ توبيخ كافران به آيات الهى به جهت تدبر نكردن در تاريخ و درس نگرفتن از سرنوشت هلاكتبار امتهاى گذشته

ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 3

3 ـ كافران مورد سرزنش خداوند به خاطر باور نكردن حقانيت قرآن جز با آمدن قيامت

هل ينظرون إلا تأويله يوم يأتى تأويله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 185 - 6

6 ـ كفرپيشگان به خاطر تفكر نكردن در جنبه ملكوتى موجودات براى پى بردن به معارف الهى ( تــوحيد ، قيامت و . . . ) سزاوار سرزنش هستند .

أو لم ينظروا فى ملكوت السموت و الأرض و ما خلق اللّه من شىء

استفهام در جمله «أو لم ينظروا . .. » انكار توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 1،5

1ـ حالت مشركان و كافران به قرآن ، همانند انسان كور و كر است .

مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ

5ـ مؤمنان و موحدان ، هرگز همسان كافران و مشركان نخواهند بود ، همان طور كه بينايان و شنوايان هم طراز كران و كوران نمى باشند .

هل يستويان مثلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 72 - 10

10- كافران به خاطر باطل گرايى ، على رغم مشاهده آثار و نعمت هاى الهى در تمام ابعاد زندگى خود ، مورد سرزنش خدايند .

و الله جعل لكم . .. أفبالبـطل يؤمنون و بنعمت الله هم يكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 47 - 5

5- كافران ، مخفيانه اقدام به استماع آيه هاى قرآن نموده و يكديگر را بر اين كار ملامت مى كردند .

نحن أعلم بما يستمعون به . .. و إذ هم نحوى

احتمال دارد مراد از «إذ هم نجوى» - همان گونه كه در برخى شأن نزولها آمده است ـ كافرانى باشد كه مخفيانه، اقدام به استماع سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى كردند و با مشاهده يكديگر به صورت نجوا، به ملامت يكديگر مى پرداختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 102 - 1

1- كافران به جهت پذيرش ولايت غير خدا ، مورد ملامت اويند .

أفحسب الذين كفروا أن يتّخذوا عبادى من دونى أولياء

استفهام در آيه، براى انكار و توبيخ است; يعنى، گزينش غير خدا، به عنوان ولىّ، كارى نادرست و سزاوار توبيخ است. و مراد از «اتخاذ ولىّ» ـ در آيه ـ اطاعت معبودان و انتظار يارى از آن ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 30 - 10

10- « قال أبوجعفر ( ع ) . . . انّ قول اللّه عزّوجلّ « كانتا رتقاً » يقول : كانت السماء رتقاً لاتنزل المطر و كانت الأرض رتقاً لاتنبت الحبّ . . . فتق السماء بالمطر والأرض بنبات الحبّ ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . .. سخن خداى ـ عزّوجلّ ـ «كانتا رتقاً» بيان مى كند كه آسمان بسته بود و باران نمى باريد و زمين بسته بود و گياه نمى رويانيد ... پس خداوند آسمان را با باريدن باران و زمين را با رويانيدن گياه شكافت».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 50 - 5

5- كافران به خاطر انكار قرآن و حق ناشناسى آنان نسبت به آن ، مورد سرزنش خداوند قرار دارند .

أفأنتم له منكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 69 - 4

4 - سرزنش كافران از سوى خداوند ، به خاطر انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، على رغم آگاهى آنان از شخصيت ارزشى و اخلاقى ( صداقت ، امانت و . . . ) آن حضرت

أم لم يعرفوا رسولهم فهم له منكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 70 - 3

3 - توبيخ كافران از سوى خداوند ، به خاطر نسبت دادن جنون به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، على رغم آشنايى كاملشان با شخصيت خردمند آن حضرت

أم لم يعرفوا رسولهم . .. أم يقولون به جنّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 72 - 3

3 - سرزنش كافران از سوى خداوند ، به خاطر انكار پيامبر (صلی الله علیه و آله) بدون هيچ عذر قابل قبولى

أفلم يدّبّروا القول . .. أم تسئلهم خرجًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 115 - 1

1 - توبيخ كافران از سوى خدا ، به خاطر بى فرجام شمردن زندگى دنيوى و انكار حيات اخروى

أفحسبتم أنّما خلقنـكم . .. لاترجعون

استفهام در آيه ياد شده، براى انكار توبيخى است و مراد از ضميرهاى خطاب، كافران و منكران معاد مى باشد. «حِسبان» (مصدر «حسبتم») به معناى پنداشتن و «عبث» به معناى بى هدف است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 7 - 3

3 - سطحى نگرى كافران در مظاهر شگفت انگيز طبيعت و ناديده گرفتن قدرت الهى در آن ، مورد سرزنش خداوند

فقد كذّبوا . .. أَوَلم يرواإلى الأرض كم أنبتنا فيها

استفهام در «أَوَلم يروا. ..» براى توبيخ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 84 - 2

2 - توبيخ كافران از سوى خدا ، به خاطر تكذيب بى دليل نشانه ها و آيات او

حتّى إذا جاءو قال أكذّبتم بـايـتى و لم تحيطوا بها علمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 86 - 1

1 - سرزنش كافران از سوى خداوند ، به خاطر ناديده گرفتن حكمت هاى او در برقرارى نظام شب و روز

ألم يروا أنّا جعلنا الّيل . .. و النهار مبصرًا

استفهام در اين آيه، براى توبيخ و سرزنش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 56 - 9

9 - كافران ، در قيامت ، از سوى مؤمنان عالِم ، سرزنش مى شوند .

و قال الذين أوتوا العلم . .. فهـذا يوم البعث

«فاء» در «فهـذا» فصيحه است و دلالت بر جمله اى مقدر مى كند كه مى تواند چنين باشد: «اگر شما، منكر قيامت بوديد، اين هم قيامت!». «هـذا» در اين بيان ـ طبق گفته مفسران ـ براى توبيخ و سرزنش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 26 - 7

7 - كافران ، از سوى خدا به خاطر عبرت نگرفتن از هلاكت كافران پيشين ، توبيخ شدند .

أوَلم يهد لهم كم أهلكنا من قبلهم من القرون . .. أفلايسمعون

همزه «أفلايسمعون» تقريرى و همراه با توبيخ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 27 - 9

9 - كافران ، از سوى خداوند ، به خاطر بصيرت نيافتن از مشاهده آيات گسترده الهى در زمين ، سرزنش شده اند .

أوَلم يروا أنّا نسوق . .. فنخرج ... تأكل منه... أفلايبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 37 - 8

8 - سرزنش شديد كافران از سوى خداوند در دوزخ ، به خاطر استفاده نكردن از فرصت مناسب عمر براى ايمان و دين دارى

أوَلم نعمّركم ما يتذكّر فيه من تذكّر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 71 - 3

3 - خداوند ، كافران را به جهت انديشه نكردن در جلوه هاى قدرت الهى در طبيعت سرزنش كرده است .

أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعـمًا

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه درباره كافران و درصدد سرزنش آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 77 - 1

1 - خداوند انسان كافر را به دليل انديشه نكردن در چگونگى مبدأ پيدايش خود سرزنش كرده است .

أوَلم ير الإنسـن أنّا خلقنـه من نطفة

برداشت ياد شده از لحن سرزنش آميز آيه شريفه به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 138 - 2

2 - نكوهش كافران ، بر تعقل نكردن در سرنوشت هلاكت بار قوم لوط

ثمّ دمّرنا الأخرين . و إنّكم لتمرّون عليهم ... أفلاتعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 176 - 2

2 - سرزنش شدن مشركان و كافران معاند از سوى خداوند ، به جهت شتاب آنان در نزول عذاب و شكست

أفبعذابنا يستعجلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 71 - 8،9

8 - كافران به هنگام رسيدن به درب هاى دوزخ ، مورد سرزنش نگهبانان و دربانان قرار خواهند گرفت .

و قال لهم خزنتها ألم يأتكم

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه همزه در «ألم يأتكم» براى استفهام توبيخى مى باشد.

9 - پرسش ملامت آميز نگهبانان و دربانان دوزخ از كافران ، درباره آمدن پيامبران تلاوت كننده آيات الهى و انذارگران

و قال لهم خزنتها ألم يأتكم رسل منكم يتلون عليكم ءايـت ربّكم و ينذرونكم لقاء يومك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 10 - 1

1- توبيخ كافران از سوى خداوند ، به خاطر عبرت نگرفتن از سرنوشت شوم كافران گذشته تاريخ

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عـقبة الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 18 - 1

1- توبيخ كافران از سوى خداوند به خاطر عدم گرايش به ايمان ، مگر با فرارسيدن قيامت

فهل ينظرون إلاّ الساعة أن تأتيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 6 - 1

1ـ نكوهش كافران از سوى خداوند ، به خاطر نينديشيدن در عظمت ، زيبايى و اتقان نظام آسمان

أفلم ينظروا إلى السماء فوقهم . .. و ما لها من فروج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 40 - 2

2 - توبيخ كافران از سوى خداوند ، به خاطر موضع گيرى عليه دعوت حق و بى چشمداشت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أم تسئلهم أجرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 13 - 3

3 - سرزنش تكذيب گران و كافران جن و انس ، از سوى خداوند به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

استفهام در«فبأىّ» توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 16 - 5

5 - سرزنش تكذيب گران و كافران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر نينديشيدن آنان در اهميت آفرينش خود از خاك و آتش

خلق الإنسـن من صلصـل . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 18 - 3

3 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى ، متجلى در طلوع و غروب خورشيد

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ظاهراً به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 21 - 4

4 - سرزنش تكذيب گران و كافران جن و انس از سوى خدا ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

استفهام در «فبأىّ ءالآء» توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 23 - 4

4 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خدا ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت فراگير الهى

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

استفهام در«فبأىّ ءالآء» توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 25 - 5

5 - سرزنش تكذيب گران و كافران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و«تكذّبان»، ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 28 - 5

5 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 30 - 1

1 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر ناديده گرفتن قدرت و لطف الهى در تأمين نياز هاى خلق

يسـله . .. كلّ يوم هو فى شأن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

خداوند در آيه قبل، فقر ذاتى و نيازمندى موجودات و فياضيت و نياز برآورى خويش را به آدميان يادآور شده و در اين آيه غافلان و كافران را مورد سرزنش قرار داده كه چرا اين حقيقت را در هستى ناديده مى گيرند. تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ظاهراً به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 32 - 1

1 - سرزنش شدن تكذيب گران و كافران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر بى توجهى آنان به موضوع حسابرسى اعمال خلق در قيامت و كيفر و پاداش الهى در آن

سنفرغ لكم أيّه الثقلان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

استفهام در «فبأىّ ءالآء» توبيخى است و تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 34 - 1

1 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، بر بى توجهى آنان نسبت به قدرت مطلق الهى و عجز و ناتوانى خويش

إن استطعتم . .. لاتنفذون إلاّ بسلطـن . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل، از استفهام توبيخى در «فبأىّ. ..» مطلب بالا استفاده مى شود. گفتنى است كه تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 36 - 4

4 ـ سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 38 - 2

2 - توبيخ شدن كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر بى اعتنايى به نعمت هاى الهى و غفلت از قدرت قاهر او بر نظام جهان

فإذا انشقّت السّماء . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

عبارت «انشقّت السّماء. ..» نشانگر قدرت قاهر خداوند بر جهان است و از اين كه پس از تذكر قدرت، تكذيب گران را به محاكمه نشانده، مطلب بالا استفاده مى شود. گفتنى است كه تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 40 - 1

1 - سرزنش شدن كافران جن و انس به خاطر تكذيب نعمت هاى خداوند و ناديده گرفتن فرجام گناه كاران

فيومئذ لايسـل عن ذنبه . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان» به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 42 - 2

2 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر ناديده انگاشتن فرجام فضاحت بار و ذليلانه مجرمان

يعرف المجرمون . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 45 - 2

2 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس ، به خاطر بى توجهى و ناديده انگاشتن نعمت هاى خداوند

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 47 - 3

3 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس به خاطر نينديشيدن به نعمت بهشت ، بيم نداشتن از مقام پروردگار و تكذيب نعمت هاى او

و لمن خاف مقام ربّه جنّتان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

لحن توبيخى آيه شريفه و تقابل تكذيب گران با بيم دارندگان از مقام پروردگار، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 49 - 3

3 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 51 - 3

3 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خدا ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت حق

فيهما عينان تجريان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 53 - 4

4 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 55 - 4

4 - سرزنش كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى

متّكـين على . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 57 - 3

3 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 59 - 3

3 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى او

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 61 - 3

3 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 63 - 3

3 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت هاى الهى و محروم ساختن خويش از آن

و من دونهما جنّتان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 65 - 4

4 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 67 - 4

4 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت الهى

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 69 - 4

4 - سرزنش شدن كافران و تكذيبگران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 71 - 4

4 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 73 - 4

4 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 75 - 3

3 - توبيخ شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت پروردگار خويش

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 77 - 3

3 - سرزنش شدن كافران و تكذيب گران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر ناديده انگاشتن نعمت ها و جلوه هاى ربوبيت او

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 70 - 4

4 - نكوهش كافران از سوى خداوند ، به خاطر ناسپاسى آنان در برابر نعمت هاى الهى

أفرءيتم الماء . .. فلولا تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 27 - 3

3 - سرزنش شدن كافران و منكران معاد ، به هنگام برپايى قيامت

و قيل هـذا الذى كنتم به تدّعون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه عبارت «و قيل هـذا الذى. ..» به انگيزه توبيخ به كافران گفته شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 36 - 2

2 - سرزنش خداوند از كافران ، به سبب تجمّع شتاب آلودشان براى استماع قرآن ; به رغم كفرورزى آنان نسبت به آن

فمالِ الذين كفروا قبلك مهطعين

«ما» در «فمالِ»، اسم استفهام و براى توبيخ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 17 - 1

1 - كافران ، مورد غضب و نفرين خداوند و مشمول شديدترين توبيخ هاى او هستند .

قتل الإنسـن ما أكفره

فعل ماضى (قتل الإنسان) براى نفرين بكار رفته است. مفاد نفرين هاى خداوند توبيخ و تهديد است; زيرا معناى حقيقى نفرين، درباره او قابل تصور نيست. «ال» در «الإنسان» ـ به قرينه «فلينظر الإنسان...» در آيات بعد ـ براى ماهيت است و جمله «ما أكفره» نشان مى دهد كه در نفرين «قتل الإنسان»، تنها كافران مد نظر مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 6 - 3

3 - خداوند ، با پرخاش به كافران و گنه كاران ، آنان را به خاطر دلگرمى به دستاويز هاى پوچ و بى باكى شگفت آورشان در برابر كفر و گناه ، سرزنش كرده است .

يـأيّها الإنسـن ما غرّك

استفهام در «ما غرّك»، بر توبيخ همراه با تعجب دلالت دارد.

954- سرزنش كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 46 - 1

1 - توبيخ و سرزنش كفرپيشگان و تكذيب كنندگان صدراسلام ، به خاطر عبرت نگرفتن از سرنوشت اقوام هلاك شده پيشين و پند نياموختن از آثار به جا مانده از شهر ها وسرزمين هاى متروك و ويران شده آنها

فكأيّن من قرية أهلكنـها . .. أفلم يسيروا فى الأرض

استفهام در جمله «أ فلم يسيروا فى الأرض» استفهام توبيخى است و «سير» (مصدر «يسيرون») به معناى سياحت و گردش مى باشد. «ال» در «الأرض» عهد حضورى و «أرض» به معناى سرزمين است و ضمير فاعل در «يسيرون» به مشركان حق ستيز و تكذيب گر صدراسلام باز مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 31 - 2

2 - كافران و مشركانِ صدراسلام ، به دليل عبرت نگرفتن از سرنوشت هلاكت بار كافران پيش از خود ، مورد سرزنش خدا قرار گرفتند .

ألم يروا كم أهلكنا قبلهم من القرون

955- سرزنش كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 19 - 1

1 - كافران مكه ، از سوى خداوند ، به خاطر ژرف نگرى نكردن درباره توانايى خدا بر خلق موجودات ، سرزنش شده اند .

أَوَلم يروا كيف يبدئ اللّه الخلق

همزه «أَوَلم يروا» استفهام توبيخى است.

956- سرزنش گرايش به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 4

4 ـ گرايش به خصلت هاى كفرپيشگان ، امرى نكوهيده براى اهل ايمان

و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم

957- سرزنش ولايت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 139 - 9

9 ـ پذيرش ولايت كافران ، هرگز مايه عزت و سربلندى نخواهد شد .

أيبتغون عندهم العزّة فإن العزّة للّه جميعاً

958- سرزنشهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 47 - 5

5- كافران ، مخفيانه اقدام به استماع آيه هاى قرآن نموده و يكديگر را بر اين كار ملامت مى كردند .

نحن أعلم بما يستمعون به . .. و إذ هم نحوى

احتمال دارد مراد از «إذ هم نجوى» - همان گونه كه در برخى شأن نزولها آمده است ـ كافرانى باشد كه مخفيانه، اقدام به استماع سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى كردند و با مشاهده يكديگر به صورت نجوا، به ملامت يكديگر مى پرداختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 8 - 10،11

10 ـ پيروان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در پندار و بيان نكوهشگر و طعن آلود مشركان ، مردمانى نادان و دنباله رو فردى سحر زده

و قالوا . .. إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

از لحن آيه شريفه، استفاده مى شود كه كافران، اين سخن را از سر نكوهش و طعن مى گفتند و چون پيروى از فردى

سحرزده، امرى غير منطقى است، در حقيقت پيروان آن حضرت را، مردمانى نادان مى پنداشتند.

11 ـ تحقير و سرزنش ، حربه مشركان براى بازداشتن مردم از پيروى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قالوا . .. إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 52 - 4

4 - توبيخ و سرزنش به جهت اعتقادات دينى ، از روش هاى كافران در مبارزه با اسلام

يقول أءنّك لمن المصدّقين

فعل مضارع «يقول» ـ كه بر استمرار دلالت دارد ـ گوياى اين حقيقت است كه توبيخ و سرزنش كردن، كار هميشگى كافران در برخورد با مؤمنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 31 - 3

3 - كافران و گنه پيشگان ، حتى در غياب مؤمنان نيز آنان را استهزا كرده و با طعنه و كنايه از ايشان ياد مى كنند .

و إذا انقلبوا إلى أهلهم انقلبوا فكهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 32 - 1

1 - گنه پيشگان كافر ، با مشاهده مؤمنان به نكوهش آشكار ايشان پرداخته ، آنان را ره گم كرده قلمداد مى كنند .

و إذا رأوهم قالوا إنّ هـؤلاء لضالّون

جمله «إذا رأوهم. ..»، بيانگر برخورد علنى كافران با مؤمنان است.

959- سرعت بعث كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 43 - 1

1 - كافران حق ستيز در قيامت ، از گور هاى خود با سرعت بيرون آمده ، به نقطه اى مشخص خواهند رفت .

يوم يخرجون من الأجداث سراعًا كأنّهم إلى نصب يوفضون

«أجداث» (جمع «جدث») به معناى قبرها است.

960- سرعت در كيفر كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 12 - 3

3 - كافران عصر بعثت ، مورد تهديد شديد خداوند به مقابله اى سريع و برخوردى سخت با آنان

إنّ بطش ربّك لشديد

لسان العرب از ابن سيده نقل مى كند كه «بطش» به معناى هجوم سريع است.

961- سركوبى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 13 - 2

2 ـ مخالفت و دشمنى مشركان مكه با خدا و رسول او مايه فرمان الهى به سركوبى و نابودى آنان

ذلك بأنهم شاقوا اللّه و رسوله

962- سرگردانى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 110 - 9

9 ـ سرگردانى در طغيان، كيفر و پيامد حق ناپذيرى كافران است.

و نذرهم فى طغينهم يعمهون

963- سرگردانى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 7

7 - لجاجت و تعصب كوركورانه اشراف كافر مكه و تحير و سرگردانى آنها در طغيان و سركشى ، على رغم مشاهده لطف و رحمت الهى در حق ايشان

و لو رحمنـهم . .. للجّوا فى طغيـنهم يعمهون

964- سرگرمى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 99 - 2

2 ـ فراگيرى عذاب بر كفرپيشگان بى تقوا به هنگام غفلت هاى شبانه و سرگرمى هاى روزانه ، از مكر ها و برنامه هاى پنهانى خداوند با آنان

أن يأتيهم بأسنا بيتا . .. ضحى و هم يلعبون. أفأمنوا مكر اللّه

965- سرگرمى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 9

9- كافرانِ هدايت ناپذير صدراسلام ، سرگرم آرزو هاى واهى بودند .

ذرهم . .. و يلههم الأمل

966- سرمستى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 61 - 1

1 - كافران ، گرفتار غفلت ، تكبر و سرمستى

و أنتم سـمدون

«سُمود» در معانى «سهو» (غافل سازنده انسان از كارهاى مهم و سرنوشت ساز) و بالا گرفتن سر از روى خودبزرگ بينى و غرور به كار مى رود.

967- سرنوشت شوم كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 57 - 6

6 - فرجام و سرنوشت كافران ، فرجام و سرنوشتى بد و ناخوشايند

الذين كفروا . .. مأويهم النار و لبئس المصير

968- سرنوشت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 108 - 2

2 ـ آيات روشنگرِ سرنوشت دو طايفه مؤمنان و كافران ، همراه حق و به دور از شائبه بطلان و انحراف

يوم تسودّ . .. تلك ايات اللّه نتلوها عليك بالحق

بنابراينكه «بالحق»، قيد باشد براى آيات و «باء»، به معناى مصاحبت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 129 - 5،10

5 ـ مالكيّت مطلق خداوند بر هستى ، دليل نداشتن حقّ تصميمگيرى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، در مورد سرنوشت كفّار

ليس لك من الامر شىء او يتوب عليهم . .. و للّه ما فى السّموات و ما فى الارض

10 ـ مالكيّت و حاكميّت خداوند بر سرنوشت مؤمنان و كافران ( پيروزى يا شكست )

ليقطع طرفاً من الّذين كفروا . .. ليس لك من الامر شىء ... و للّه ما فى السّموات و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 20 - 3

3 - برابر و يكسان نبودن مؤمنان و كافران ، از نظر شخصيت و سرنوشت

و لا الظلمـت و لا النور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 21 - 2

2 - برابر و يكسان نبودن مؤمنان با كافران ، از نظر شخصيت و سرنوشت .

و لا الظلّ و لا الحرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 1

1 - وجود اختلاف اساسى ميان دو انسان كافر و مؤمن ، از نظر شخصيت و سرنوشت

أمّن هو قـنت ءاناء الّيل ساجدًا و قائمًا

«من» در آيه شريفه اسم موصول بوده و مبتدا و خبر آن جمله اى محذوف است. تقدير كلام چنين مى شود: «أمـّن هو قانت ءاناء الّيل... كمن هو عاص أو كافر; آياكسى كه شب زنده دار (مؤمن) است، مانند كسى است كه عاصى و يا كافر است». بر اين اساس مى توان گفت: آيه شريفه، درصدد مقايسه ميان شخصيت دو انسان مؤمن و كافر و سرنوشت آنان در آينده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 22 - 10

10 - وجود اختلاف اساسى انسان مؤمن حق پذير و نرم دل با كافر حق ناپذير و سنگدل ، از نظر شخصيت و سرنوشت

أفمن شرح اللّه صدره للإسلـم فهو على نور من ربّه فويل للقـسية قلوبهم

«من» در آيه شريفه، اسم موصول و مبتدا است و خبر آن ـ به قرينه جمله بعدى (فويل للقاسية قلوبهم. ..) ـ جمله اى محذوف مى باشد. تقدير كلام چنين است: «أفمن شرح اللّه صدره للإسلام ... كمن قسا قلبه». بنابراين مى توان گفت: آيه شريفه درصدد مقايسه ميان شخصيت دو انسان مؤمن و كافر و سرنوشت آنان در آينده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 24 - 3

3 - وجود اختلاف اساسى ميان دو انسان مؤمن خداترس و كافر خداگريز ، از نظر شخصيت و سرنوشت

فويل للقـسية قلوبهم من ذكر اللّه . .. أفمن يتّقى بوجهه سوء العذاب يوم القيـمة

«من» در آيه شريفه، اسم موصول بوده و مبتدا و خبر آن، جمله اى محذوف است و تقدير كلام چنين مى باشد: «أفمن يتـّقى بوجهه سوء العذاب. .. كمن آمن منه». بنابراين مى توان گفت آيه شريفه درصدد مقايسه ميان شخصيت دو انسان مؤمن و كافر وسرنوشت آنان در آينده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 10

10 - وجود اختلاف هاى اساسى ، ميان دو انسان مؤمن و كافر از نظر سرنوشت

ضرب اللّه مثلاً رجلاً . .. و رجلاً سلمًا لرجل هل يستويان مثلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 9

9 - اعتراف كافران و گنه كاران به نقش خود در تعيين سرنوشت خويش

أن تقول نفس يـحسرتى على ما فرّطت . .. و إن كنت لمن السـخرين ... لو أنّ لى كرّة ف

969- سرور كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 104 - 9

9- انجام تلاش هاى بى فرجام و دل خوش بودن به آنها ، نشانى از زيانكارى عميق كافران است .

الأخسرين أعمـلاً . الذين ضلّ سعيهم فى الحيوة الدنيا و هم يحسبون أنّهم يحسنون صنع

جمله حاليه «و هم يحسبون . ..» بيانِ علّت «أخسرين» بودن كافران است; زيرا، اين گمان كه انسان، آنچه را انجام داده، از نوع بهترين ها است، سبب مى شود كه هرگز به فكر جبران خسارت خويش برنيايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 31 - 1

1 - كافران ، از خاطره هاى ديدار خود با مؤمنان ، طنز ساخته و در جمع خانواده خويش به لطيفه گويى و خنداندن يكديگر مى پردازند .

و إذا انقلبوا إلى أهلهم انقلبوا فكهين

«فَكِه» (صفت مشبّه) به معناى خوش دل و خندان يا به معناى كسى است كه با همراهان خود سخنى گويد كه آنان را بخنداند (قاموس). در برداشت ياد شده، معناى دوم مورد نظر است.

970- سستى مكر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 18 - 4

4 ـ سنت الهى بر سست كردن حيله كافران است .

ذلكم و أن اللّه موهن كيد الكفرين

«أن اللّه . .. » خبر براى مبتدايى محذوف است ; يعنى «و الأمر أن اللّه ... ».

971- سطح زندگى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 131 - 3

3 - سطح زندگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، با كافران مكه ، تفاوت قابل ملاحظه اى داشت .

و لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم

972- سطحى نگرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 81 - 3

3 - سطحى نگرى و عدم به كارگيرى عقل و انديشه ، وجه مشترك همه كافران و مستكبران تاريخ

بل قالوا مثل ما قال الأوّلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 7 - 3

3 - سطحى نگرى كافران در مظاهر شگفت انگيز طبيعت و ناديده گرفتن قدرت الهى در آن ، مورد سرزنش خداوند

فقد كذّبوا . .. أَوَلم يرواإلى الأرض كم أنبتنا فيها

استفهام در «أَوَلم يروا. ..» براى توبيخ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 11 - 8

8- داورى كافران درباره دين ، براساس ملاك هاى سطحى و نه متكى بر انديشه و دانش

و قال الذين كفروا . .. لو كان خيرًا ما سبقونا إليه

كافران، گرايش و عدم گرايش طبقات خاصى را به ايمان، ملاك اصلى داورى خود قرار دادند; بى آن كه در متن قرآن و پيام دين خردمندانه بينديشند.

973- سفاهت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 50 - 2

2 - كافران لجوج و پندناپذير ، مردمى ابله و نابخرداند .

كأنّهم حمر مستنفرة

مطلب ياد شده، از تشبيه كافران به «گورخران رميده»، استفاده مى شود.

974- سقف نقره اى خانه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 33 - 3

3 - خداوند ، توانا بر مرفه ساختن زندگى كافران ، تا جايى كه سقف خانه هاى خود را از نقره بسازند و داراى پلكان هايى باشند كه بر آن بالا بروند .

لجعلنا. .. لبيوتهم سقفًا من فضّة و معارج عليها يظهرون

975- سلطه طلبى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 2 - 5

5 - تلاش جبهه كفر براى سلطه بر مسلمانان ، از طريق روش هاى دقيق و آميخته با مهارت *

إن يثقفوكم

برداشت ياد شده با توجه به معناى «ثقف» كه در آن، مهارت در انجام كار نهفته است (مفردات راغب).

976- سلطه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 12،14،16،18

12 ـ خداوند كمترين سلطه اى را براى كافران عليه مؤمنان ، تشريع نكرده و رضايت نداده است .

و لن يجعل اللّه للكفرين على المؤمنين سبيلا

كلمه «سبيل» چون نكره است و پس از نفى قرار گرفته است، دلالت بر عموم دارد. يعنى هيچ راه سلطه اى را خداوند براى كافرين قرار نداده است.

14 ـ انعقاد هرگونه پيمان ( سياسى ، نظامى ، اقتصادى و فرهنگى ) ، كه موجب سلطه كافران گردد ، نامشروع و باطل است .

و لن يجعل اللّه للكفرين على المؤمنين سبيلا

16 ـ مؤمنان در صورت رعايت لوازم ايمان ، هرگز تحت سلطه كفار قرار نخواهند گرفت .

و لن يجعل اللّه للكفرين على المؤمنين سبيلا

التفات از خطابِ «بينكم»، به غيبت با آوردن عنوان «المؤمنين» براى اشاره به اين معناست كه اگر مسلمانان لوازم ايمان را رعايت كنند و مؤمن واقعى باشند، هرگز كافران بر آنان سلطه نخواهند يافت.

18 ـ خداوند ، هيچگونه غلبه فكرى و منطقى براى كافران بر انبيا و مؤمنان قرار نداده است .

و لن يجعل اللّه للكفرين على المؤمنين سبيلا

امام رضا(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: لن يجعل اللّه لكافر على مؤمن حجة . .. لن يجعل اللّه لهم على انبيائه(ع) سبيلا من طريق الحجة.


عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 202، ح 5، ب 46; نورالثقلين، ج 1، ص 564، ح 630.

977- سلطه كافران بر مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 8

8 ـ سلطه كافران بر سرزمين مكه و ضعف و قلّت مسلمانان ، به هنگام هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إذ أخرجه الذين كفروا ثانى اثنين

978- سنت كيفر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 59 - 4

4 - كيفر كافران و ستم پيشگان ، سنت تغييرناپذير الهى در طول تاريخ

فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب أصحـبهم

از مجموع آيه شريفه، آيه استفاده مى شود كه مجازات امت هاى گذشته، منحصر به آنان نبوده است; بلكه قانونى كلى است كه شامل تمام ستم پيشگان مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 51 - 5

5 - مجازات كافران و مجرمان ، سنت الهى در هميشه تاريخ

و لقد أهلكنا أشياعكم فهل من مدّكر

تذكر و هشدار، بيانگر اين است كه هلاكت مخصوص گروه خاصى از كافران در بخشى از تاريخ نمى باشد; بلكه سنتى فراگير است.

979- سنگينى گوش كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 3

3 ـ خداوند افكننده حجابهايى متعدد بر دل، و سنگينى بر گوش گروهى از كافران است.

و جعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرا

980- سوءاستفاده كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 6

6 - سوء استفاده كافران ، از لطف و رحمت الهى در برطرف كردن گرفتارى هاى ايشان

و لو رحمنـهم . .. للجّوا فى طغيـنهم يعمهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 30 - 2

2 - شيوايى و جاذبه محسوس پيام وحى ، مورد سوء تعبير كافران

أم يقولون شاعر

كافران، به جاى آن كه موزون بودن و شيوايى سخنان وحى را، طريق هدايت خود قرار دهند، مورد سوء تعبير قرار داده و نوعى شعر قلمداد كرده اند كه ناخودآگاه در اين نقص گيرى به تمجيد نشسته اند.

981- سوختن كافران در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 66 - 11

11 - كافران ، در حال سوختن در آتش جهنم ، بر عملكرد گذشته خود در دنيا ، حسرت مى خورند .

يوم تقلّب وجوههم فى النار يقولون يـليتنا أطعنا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 67 - 1

1 - كافران ، در حال سوختن در آتش جهنم ، اعلام مى كنند كه مطيع بزرگان و رؤساى گمراه سازشان بودند .

إنّ اللّه لعن الكـفرين . .. يوم تقلّب ... و قالوا ربّنا إنّا أطعنا سادتنا ... فأ

982- سوزاندن كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 12 - 7

7 - گرفتار ساختن كافران به عذاب جهنم و عذاب هاى سوزان تر از آن ، جلوه سخت گرفتن خداوند و هجوم ضربتى او است .

فلهم عذاب جهنّم و لهم عذاب الحريق . .. إنّ بطش ربّك لشديد

حرف «إنّ»، براى بيان علت است و دليل دچار كردن كافران به عذاب را بيان مى كند.

983- سوگند كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 30 - 11

11 ـ كافران در قيامت براى اثبات گفته هاى خويش مكرر سوگند مى خورند.

و اللّه ربنا ما كنا مشركين . .. قالوا بلى و ربنا

984- سوگند كافران مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 90 - 3

3 ـ اشراف كفرپيشه مدين با ياد كردن سوگند ، پذيرش رسالت شعيب و پيروى از دستورات او را ، امرى زيان آور معرفى مى كردند .

لئن اتبعتم شعيباً إنكم إذاً لخسرون

985- سوگند كافران مستكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 49 - 1

1 ـ كفرپيشگان مستكبر در دنيا سوگند ياد مى كنند كه خداوند مؤمنان را در آخرت مشمول هيچ رحمتى نخواهد كرد .

أهؤلاء الذين أقسمتم لاينالهم اللّه برحمة

كلمه «رحمة» نكره است و چون پس از نفى واقع شده، معناى عموم از آن استفاده مى شود. قابل ذكر است كه مراد كافران از «رحمت»، رحمتهاى اخروى است. يعنى بر فرض اينكه آخرتى باشد، خداوند رحمتش را شامل حال مؤمنان نخواهد كرد. فعل مضارع «لا ينال» و نيز معقول نبودن نفى تمامى رحمتها در دنيا اين معنا را تأييد مى كند.

986- سهولت هلاكت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 47 - 5

5 - نابودى اقوام كفرپيشه تاريخ ، امرى آسان براى بنيانگذار بناى شگفت و عظيم آسمان

فأخذتهم الصـعقة . .. و السّماء بنينـها بأييْد و إنّا لموسعون

در آيات پيشين سخن از هلاكت اقوام كفرپيشه تاريخ بود و در اين آيه، سخن از قدرت مطلق و بى بديل او است. از ارتباط اين آيات، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 50 - 6

6 - نابود ساختن امت هاى كفرپيشه و مجرم ، امرى آسان و بى مؤونه براى خداوند

و ما أمرنا إلاّ وحدة كلمح بالبصر

با توجه به اين كه در آيات پيشين، سخن از هلاكت جوامع مجرم بود و در آيه بعد نيز همين امر، دنبال شده است; احتمال مى رود كه مراد از «أمرنا»، مجازات و هلاكت كفرپيشگان و يا از مصاديق بارز آن باشد.

987- سيره كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 10

10 ـ بذله گويى منافقان و كافران و استهزاى آنان به ارزش هاى الهى ، كار مستمرشان در طول تاريخ

كالذين من قبلكم . .. و خضتم كالذى خاضوا

در «آيه 56» از قول منافقان نقل شده است: «إنما كنا نخوض و نلعب»; خداوند در اين آيه مى فرمايد «خضتم كالذى خاضوا» ; يعنى، روش شما در پيشينيان شما نيز وجود داشته است.

988- سيماى كافران در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 72 - 9

9 - چهره هاى كفرپيشگان در دوزخ ، بسيار گرفته و درهم كشيده خواهد بود .

قل أفأنبّئكم بشرّ من ذلكم النار

989- شبهه افكنى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 16 - 3

3 - لزوم حراست از دين و آيين الهى در برابر شبهه افكنى ها و فشار هاى كافران

فلايصدّنك عنها من لايؤمن بها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 71 - 5

5 - تلاش كافران براى ايجاد شبهه و ترديد در مؤمنان نسبت به باورهايشان

و يقولون متى هـذا الوعد إن كنتم صـدقين

تعبير «إن كنتم صادقين» به صيغه جمع، نشان مى دهد كه روى سخن كافران با مؤمنان بوده است نه صرفاً پيامبر(صلی الله علیه و آله). بنابراين بيان اين سؤالات، مى تواند به منظور به بن بست كشاندن اهل ايمان طرح شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 9 - 1

1- حمايت خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با ارائه رهنمود به آن حضرت در قبال تشكيك كافران

أم يقولون افتريه . .. قل ما كنت بدعًا من الرسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 42 - 2

2 - كافران ، در انديشه ايجاد وقفه در روند گسترش دين ، با طرح مسائل بى اساس عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أم يريدون كيدًا

در آيات پيشين، سخن از اتهام هاى مشركان عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و بررسى علل آن اتهام ها بود. در ادامه اين بررسى، خداوند به انديشه ناسالم و مكرآلود كافران اشاره مى كند كه آنچه آنان مى گويند، ناشى از ابهام شخصيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيست; بلكه دقيقاً ترفندى خائنانه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 49 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور بيان حقايق مربوط به قيامت و پاسخ گويى به شبهات القا شده از سوى منكران آن

أءنّا لمبعوثون . .. قل إنّ الأوّلين و الأخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 25 - 5

5 - تلاش كافران ، براى ايجاد شبهه و ترديد در باور هاى مؤمنان

و يقولون متى هـذا الوعد إن كنتم صـدقين

تعبير «إن كنتم صادقين» ـ به صيغه جمع ـ نشان مى دهد كه روى سخن كافران، با مؤمنان بوده است; نه صرفاً پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله). بنابراين طرح اين پرسش ها، مى تواند براى به بن بست كشاندن اهل ايمان و ايجاد تهديد در باورهاى آنان صورت گرفته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 1 - 2

2 - كافران عصر بعثت ، وعده معاد را ، به تمسخر گرفته و درباره حقايق آن پرسش ها و شبهه هايى بر سر زبان ها مى انداختند .

عمّ يتساءلون

تهديد پرسشگران با جمله «سيعلمون» ـ در آيات بعد ـ اين احتمال را تقويت مى كند كه هدف آنان از پرسش ها، كشف حقيقت نبود; بلكه آنان در پى ايجاد سؤال و شبهه در ذهن ديگران و طعنه و كنايه زدن به وعده معاد بودند.

990- شخصيت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 55 - 2

2 ـ انسانهايى كه بر اثر كفرورزى زمينه هاى ايمان را در خويش از ميان برده اند ، در پيشگاه خداوند بدترين جنبدگان هستند .

إن شر الدواب عنداللّه الذين كفروا فهم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 20 - 3

3 - برابر و يكسان نبودن مؤمنان و كافران ، از نظر شخصيت و سرنوشت

و لا الظلمـت و لا النور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 21 - 2

2 - برابر و يكسان نبودن مؤمنان با كافران ، از نظر شخصيت و سرنوشت .

و لا الظلّ و لا الحرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 1

1 - وجود اختلاف اساسى ميان دو انسان كافر و مؤمن ، از نظر شخصيت و سرنوشت

أمّن هو قـنت ءاناء الّيل ساجدًا و قائمًا

«من» در آيه شريفه اسم موصول بوده و مبتدا و خبر آن جمله اى محذوف است. تقدير كلام چنين مى شود: «أمـّن هو قانت ءاناء الّيل... كمن هو عاص أو كافر; آياكسى كه شب زنده دار (مؤمن) است، مانند كسى است كه عاصى و يا كافر است». بر اين اساس مى توان گفت: آيه شريفه، درصدد مقايسه ميان شخصيت دو انسان مؤمن و كافر و سرنوشت آنان در آينده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 22 - 10

10 - وجود اختلاف اساسى انسان مؤمن حق پذير و نرم دل با كافر حق ناپذير و سنگدل ، از نظر شخصيت و سرنوشت

أفمن شرح اللّه صدره للإسلـم فهو على نور من ربّه فويل للقـسية قلوبهم

«من» در آيه شريفه، اسم موصول و مبتدا است و خبر آن ـ به قرينه جمله بعدى (فويل للقاسية قلوبهم. ..) ـ جمله اى محذوف مى باشد. تقدير كلام چنين است: «أفمن شرح اللّه صدره للإسلام ... كمن قسا قلبه». بنابراين مى توان گفت: آيه شريفه درصدد مقايسه ميان شخصيت دو انسان مؤمن و كافر و سرنوشت آنان در آينده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 24 - 3

3 - وجود اختلاف اساسى ميان دو انسان مؤمن خداترس و كافر خداگريز ، از نظر شخصيت و سرنوشت

فويل للقـسية قلوبهم من ذكر اللّه . .. أفمن يتّقى بوجهه سوء العذاب يوم القيـمة

«من» در آيه شريفه، اسم موصول بوده و مبتدا و خبر آن، جمله اى محذوف است و تقدير كلام چنين مى باشد: «أفمن يتـّقى بوجهه سوء العذاب. .. كمن آمن منه». بنابراين مى توان گفت آيه شريفه درصدد مقايسه ميان شخصيت دو انسان مؤمن و كافر وسرنوشت آنان در آينده است.

991- شدت اعراض كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 51 - 1

1 - روى گردانى كافران ، از شنودن كلام بيداربخش و پندآموز قرآن ، همچون فرار گورخران از شير ژيان ، بسيار شديد بود .

فرّت من قسورة

«قسورة» اسم جامد و به معناى شير است و گاهى اسم جمع و در معناى شكارچيان تيرانداز استعمال مى شود. (الصحاح)

992- شدت اندوه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 25 - 5

5 - ناراحتى و اندوه شديد كافران دوزخى ، از نامه اعمال و كارنامه خويش در عرصه قيامت

فيقول يـليتنى لم أُوت كتـبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 28 - 4

4 - تأسف و حسرت شديد كافران دوزخى ، از بهره مناسب نبردن از اموال و ثروت خويش و ذخيره نكردن آن براى سعادت اخروى

ما أغنى عنّى ماليه

لحن و سياق اين آيه، مى رساند كه كافران اين سخن را، از روى تأسف و حسرت به زبان مى آورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 29 - 4

4 - تأسف و حسرت شديد كافران دوزخى ، از بهره مناسب نبردن از قدرت و توانمندى خويش و ذخيره نكردن آن براى سعادت اخروى

هلك عنّى سلطـنيه

993- شدت بغض كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 10 - 5

5 - پشيمانى و بغض شديد كافران نسبت به خويشتن ، بر اثر رد دعوت به ايمان و كفرورزى آنان است .

مقتكم أنفسكم إذ تدعون إلى الإيمـن فتكفرون

ترديدى نيست كه بغض شديد كافران نسبت به خويشتن در قيامت، ناشى از رد ايمان و كفرشان است. اين بغض نشانه پشيمانى شديد آنان از عمل خود مى باشد.

994- شدت حسرت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 29 - 4

4 - تأسف و حسرت شديد كافران دوزخى ، از بهره مناسب نبردن از قدرت و توانمندى خويش و ذخيره نكردن آن براى سعادت اخروى

هلك عنّى سلطـنيه

995- شدت عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 17 - 3

3- كافران جبّار ، دچار چنان عذاب هاى مرگبارى در جهنّمند كه هر كدام از آنها به تنهايى براى مرگشان كافى است .

و يأتيه الموت من كلّ مكان

996- شدت عذاب كافران ظالم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 47 - 9

9 - كافران ظالم ، داراى عذابى فزون تر از كافران ديگر *

و إنّ للذين ظلموا عذابًا دون ذلك

برداشت بالا بنابراين نكته است كه «ظالم» بر همه كافران اطلاق نشده باشد; بلكه كافران دو گروه باشد. گروهى كه فقط كفر مىورزند و گروهى كه علاوه بر كفر اقدام هاى ظالمانه و توطئه گرانه عليه دين دارند. اين گروه علاوه بر كيفر كفر، عذاب ديگرى در قبال ظلمشان خواهند ديد.

997- شدت غضب كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 72 - 6

6 - بر افروختگى مشركان با شنيدن آيات قرآن و خشم حاصل از آن ، به حدى بود كه آنان را در آستانه حمله و تهاجم به كسانى قرار مى داد كه آيات قرآن را بر آنها تلاوت مى كردند .

يكادون يسطون بالذين يتلون عليهم ءايـتنا

«سَطْو» (مصدر «يسطون») به معناى تهاجم و حمله است; يعنى، چيزى نمانده كه مشركان با كسانى كه آيات ما را بر آنان مى خوانند گلاويز شوند.

998- شدت قبض روح كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 1 - 6

6 - « فى المجمع بعد قوله تعالى « و النازعات غرقاً » قال : اختلف فى معناها على وجوه أحدها : انه يعنى الملائكة الذين ينزعون أرواح الكفّار عن أبدانهم بالشدّة . . . روى ذلك عن علىّ ( ع ) و قيل هو الموت ينزع النفوس . . . و روى ذلك عن الصادق ( ع ) ;

در مجمع البيان بعد از نقل قول خداى تعالى «والنازعات غرفاً» گفته است: در معناى «النازعات غرقاً» اختلاف به وجود آمده و وجوهى بيان شده است; يكى از آنها اين است كه مقصود فرشتگانى اند كه ارواح كافران را از بدن هاشان بيرون مى كشند . .. اين معنا از امام على(ع) روايت شده است. [و نيز] گفته شده مقصود مرگ است كه جان ها را بيرون مى كشد و اين معنا از امام صادق(ع) روايت شده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 2 - 6

6 - [ فى المجمع ] فى قوله تعالى « و الناشطات نشطاً » إنّ ها الملائكة تنشط أرواح الكفّار بين الجلد و الأظفار حتّى تخرج ها من أجوافهم بالكرب و الغمّ عن على ( عليه السلام ) ;

در مجمع البيان درباره قول خداى تعالى «الناشطات نشطاً» از امام على(ع) نقل شده است: «ناشطات» فرشتگانى اند كه جان هاى كافران را (از ساير اعضا) در ميان پوست و ناخن هايشان جمع مى كنند تا همراه با سختى و غصّه از درون شان بيرون آوردند».

999- شدت كيفر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 12 - 6

6 - وعده رويارويى قهرآميز و سريع خداوند با كافران و گرفتار ساختن آنان در قبضه قدرت خود ، مايه آرامش و تسلاّى خاطر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

إنّ بطش ربّك لشديد

خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به هنگام بيان مؤاخذه كافران، بيانگر تأثير مثبت اين خبر در روحيه آن حضرت و پيروان ايشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 13 - 3

3 - توانمندى خداوند بر ايجاد جهان هستى و اعاده آن ، دليل قدرت او بر مجازات سخت كافران

إنّه هو يبدىء و يعيد

حرف «إنّ» براى تعليل است و مبناى آيه قبل را بيان مى كند.

1000- شدت كيفر كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 12 - 3

3 - كافران عصر بعثت ، مورد تهديد شديد خداوند به مقابله اى سريع و برخوردى سخت با آنان

إنّ بطش ربّك لشديد

لسان العرب از ابن سيده نقل مى كند كه «بطش» به معناى هجوم سريع است.

1001- شدت گمراهى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 40 - 5

5 - كافران ، چنان در ظلمت و گمراهى فرو رفته اند كه حتى ملموس ترين حقايق الهى را درك نمى كنند .

والذين كفروا أعمـلهم . .. أو كظلمـت فى بحر لجّىّ يغشيه موج من فوقه موج من فوقه س

نديدن دست خويش ـ با آن كه دست از ملموس ترين چيز براى انسان است ـ (إذا أخرج يده لم يكد يرها) حكايت از حقيقت ياد شده دارد.

1002- شدت ناخشنودى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 27 - 1

1 - كافران دوزخى در قيامت ، از زنده شدن مجدد خود به شدت ناخرسند بوده و آرزوى مرگ مى كنند .

يـليتها كانت القاضية

مرجع ضمير «ياليتها» امرى مقدر است كه از سياق آيه شريفه به دست مى آيد(مانند «الموتة»). «قاضية» نيز به معناى «قاطعة» است. بر اين اساس معنا و پيام آيه چنين مى شود: اى كاش مرگ نخستين پايان بخش حياتم مى بود و ديگر بار زنده نمى شدم!

1003- شرارت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 100 - 10

10 - شرارت و حق ستيزى كافران در دنيا ، گواه حق گريزى آنان پس از بازگشت دوباره به دنيا

قال ربّ ارجعون . .. كلاَّ إنّها كلمة هو قائلها

1004- شرايط ايمان كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 158 - 6

6 ـ كسانى كه با وجود قرآن ايمان نمى آورند، جز با آمدن فرشتگان به سوى آنان و يا ظهور خداوند و يا تحقق آيات ملجئه، ايمان نخواهند آورد.

هل ينظرون إلا أن تأتيهم الملئكة أو يأتى ربك أو يأتى بعض ءايت ربك

برداشت فوق بر اين اساس است كه امور بيان شده (آمدن فرشتگان و . .. ) پيشنهاد مشركان منكر قرآن نباشد، بلكه بيان حالتى باشد كه انكار قرآن ـ كه آيتى بزرگ است ـ آن را ايجاب مى كند. يعنى اگر به قرآن ايمان نمى آوريد، راهى براى ايمان شما جز تحقق اين امور نيست كه برخى از اينها ناشدنى و برخى از ميان برنده فرصت ايمان كارساز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 7 - 6

6 ـ نزول فرشته اى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى همراهى با او در انذار مردمان ، شرط پذيرش رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و درستى آن از نظر كافران بود .

لولا أُنزل إليه ملك فيكون معه نذيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 5

5 - نزول دفعى قرآن همانند تورات ، شرط پيشنهادى كافران براى قبول رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فلمّا جاءهم الحقّ من عندنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 53 - 1

1 - مشروط دانستن ايمان به رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به نازل شدن نامه هاى سرگشاده از سوى خداوند در تأييدِ آن ، بهانه اى از سوى كافران بود .

بل يريد كلّ امرىء منهم . .. كلاّ

1005- شرايط خداپرستى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 3 - 1

1 - برخى از كافرانِ عصر بعثت ، مدعى آمادگى براى عبادت خداوند ، در صورت اظهار آمادگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى عبادت معبود هاى آنان

و لا أنتم عـبدون ما أعبد

خبر دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) از سر سختى كافران ـ پس از نفى كوتاه آمدن خود ـ بيانگر آن است كه كافران در صورت سازش

پيامبر(صلی الله علیه و آله) خود را براى عبادت خداوند آماده مى خواندند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 5 - 2

2 - سازش خواهان كافر ، به رغم اظهار آمادگى براى پذيرش مشروط توحيد ، هرگز اهل عبادت خداوند نبودند و حال و آينده آنان ، فرقى نمى كرد .

و لا أنتم عـبدون ما أعبد

اين آيه گرچه با آيه سوم، عبارتى يكسان دارد; ولى در زمان با آن متفاوت است. در آيه سوم ـ به قرينه آيه قبل از آن ـ مراد زمان آينده است; ولى در اين آيه ـ به قرينه آيه قبل از اين ـ مراد زمان حال است.

1006- شرايط خداپرستى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 5 - 1

1 - برخى از كافران عصر بعثت ، آمادگى خود را براى عبادت خداوند به صورتى مشروط ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) عرضه كردند .

و لا أنتم عـبدون ما أعبد

1007- شرايط صلح با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 61 - 7

7 ـ توجه به خدا و اتكا به اوامرى لازم به هنگام تصميم گيرى براى صلح و ترك مخاصمه با كافران

و إن جنحوا . .. و توكل على اللّه

1008- شرايط قبول اسلام كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 9

9 ـ اقامه نماز و پرداخت زكات ، شرط پذيرش اسلام مشركان و كافران

فإن تابوا و أقاموا الصلوة و ءاتوا الزكوة فخلّوا سبيلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 11 - 6

6 ـ پذيرش اسلامِ كفار ، مشروط به اقامه نماز و پرداخت زكات است .

فإن تابوا و اقاموا الصلوة و ءاتوا الزكوة فإخونكم فى الدين

1009- شرايط كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 52 - 1

1 - كافران پندناپذير ، ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به آمدن نامه هاى سرگشاده براى يكايكشان ، مشروط دانستند .

بل يريد كلّ امرىء منهم أن يوتى صحفًا منشّرة

1010- شرك كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 6 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دعوت برخى كافران را به ترك شرك و بت پرستى ، بى ثمر دانست و آنها را به حال خود ر ها ساخت .

لكم دينكم

1011- شرك كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 5 - 4

4 - اعتقاد كافران عصر بعثت به معبود هاى بى شمار

أجعل الألهة إلـهًا وحدًا

1012- شعيب(ع) و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 2

2 ـ شعيب ( ع ) با دلسوزى بر كافران مشرف به هلاكت ، از آنان اعراض كرد و شهر مدين را ترك گفت .

فتولى عنهم و قال يقوم

لحن آيه و نيز اضافه كلمه «قوم» به ياء متكلم نشان از تحسّر و دلسوزى شعيب به مردم خويش دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 88 - 5

5ـ برخورد حضرت شعيب ( ع ) با مشركان و كافران ، برخوردى ترحم آميز و مشفقانه بود .

يـقوم أرءيتم

تعبير «يا قوم» (اى مردم من) حكايت از شفقت و مهربانى شعيب(ع) دارد.

1013- شعيب(ع) و كافران مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 6،25

6 ـ شعيب ( ع ) در آخرين پاسخ خويش به خواسته كافران مدين ، بازگشت خود و همگامانش را به آيين شرك امرى ناممكن دانست .

و ما يكون لنا أن نعود فيها إلا أن يشاء اللّه ربنا

جمله «ما يكون لنا . .. » كه حكايت از عدم امكان بازگشت به آيين شرك دارد، هم مى تواند به معناى عدم امكان تكوينى باشد و هم مى تواند مراد از آن عدم امكان تشريعى (ناشايست بودن و جايز نبودن) باشد. برداشت فوق براساس احتمال اول است. گفتنى است كه بر مبناى اول، مشيت الهى (إلا أن يشاء اللّه) مشيت تكوينى است و بر اساس احتمال دوم، مشيت الهى، مشيت تشريعى است.

25 ـ شعيب ( ع ) پس از يأس از ايمان مردم كفرپيشه با دعا به درگاه خداوند از وى خواست تا بين او و كفرپيشگان قضاوت كند .

ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق و أنت خير الفتحين

از معانى كلمه «فتح» داورى كردن و قضاوت نمودن است.

1014- شقاوت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 11

11 ـ مهلت خداوند به كافران ، زمينه ساز دورى آنان از خير و سعادت با ارتكاب اعمال ناروا

و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم انّما نملى لهم ليزدادوا اثما

«اثم»، در لغت به اعمالى گفته مى شود كه آدمى را از خير و سعادت بازمى دارد. (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 168 - 5

5 ـ تمامى راه هاى سعادت به روى كافران ظالم بسته است .

إنّ الذين كفروا و ظلموا . .. و لاليهديهم طريقاً

1015- شقاوتمندى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 7 - 5

5 - بشارت خداوند به پيروزى و سعادتمندى مؤمنان و تهديد او نسبت به شكست و بدبختى كافران

إنّ ربّك هو أعلم بمن ضلّ عن سبيله و هو أعلم بالمهتدين

بنابر گفته مفسران، اين آيه متضمن وعد و وعيد است.

1016- شك كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 38 - 3

3- مؤمن ، داراى ثبات و استقرار در عقيده ، ولى كافر ، اسير در چنگال هاى شكّ و ترديد و بى ثبات است .

ما أظنّ . .. و ما أظنّ ... لـكنّاْ هو اللّه ربّى

سخنان سمبل كفر و دنياپرستى، در آيه، همواره، ترديد را با خود همراه دارد، لذا در نقل سخن او، دو بار واژه «ظنّ» و يك بار نيز «لئن» به كار گرفته شده، ولى مردِ سمبل ايمان، با قاطعيّت عقيده خود را بيان كرده و راه عملى خود را مطرح ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 82 - 1

1 - اظهار ترديد كافران در زنده شدن دوباره انسان ، پس از مرگ

قالوا أءذا متنا . .. أءنّا لمبعوثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 66 - 4

4 - كافران ، گرفتار شك و ترديد درباره آخرت

بل هم فى شكّ منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 10 - 1

1 - كافران در حيات دوباره انسان ، پس از ناپديد شدن اجزاى او در خاك ، تشكيك كردند .

و قالوا أءذا ضللنا فى الأرض أءنّا لفى خلق جديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 53 - 1

1 - اظهار ترديد كردن كافران در زنده شدن انسان ها پس از مرگ ، هنگام رو به رو شدن با مؤمنان

إنّى كان لى قرين . .. أءذا متنا و كنّا ترابًا و عظـمًا أءنّا لمدينون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 9 - 1

1- كافران و منكران وحى ، گرفتار بازى در فضاى شك و ترديد

بل هم فى شكّ

اين آيه در حقيقت پاسخى به اين پرسش است كه: چرا على رغم دلايل روشن بر حقانيت وحى و رسالت پياميران، گروهى به كفر و انكار وحى مى گرايند؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 15 - 5

5ـ شك در امكان معاد ، در عين مشاهده آفرينش خداوند ، نمودى از گيجى و سردرگمى كافران

فهم فى أمر مريج . .. أفعيينا بالخلق الأوّل بل هم فى لبس من خلق جديد

بيان تناقض گويى كافران در اين آيه، مى تواند در مقام ارائه نمونه اى از سرگردانى كافران باشد كه در آيات پيشين خداوند به آن اشاره فرموده است.

1017- شك كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 8 - 2

2 - كافران ، در اظهار نظرشان درباره پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تبليغ آن حضرت از معاد ، مردد بودند و نظرى ثابت و قطعى نداشتند .

رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد . أفترى على اللّه كذبًا أم ب

«أم» حرف عطف و براى ترديد است; يعنى، طبق نظر كافران پيامبر(صلی الله علیه و آله) يا مى داند كه معاد، شدنى نيست و در عين حال از آن خبر مى دهد ـ كه افترا به خدا است ـ و يا از آن خبر ندارد و سخنى جنون آميز بر زبان جارى مى سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 1 - 5

5 - معاد ، مورد شك و ترديد كافران عصر بعثت بود .

عمّ يتساءلون

1018- شك كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 8

8 - كافران مكه ، شاهد تأثير ژرف قرآن بر قلب ها و نامطمئن از كارآيى جنجال آفرينى و تدابير خود ، در جلوگيرى از اين تأثيرگذارى

قال الذين كفروا . .. لعلّكم تغلبون

واژه «لعلّ» در موردى به كار مى رود كه نتيجه آن قطعى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 54 - 1

1 - ترديد و شك كافران مكه ، نسبت به برپايى قيامت

ألا إنّهم فى مرية من لقاء ربّهم

1019- شكايت از كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 30 - 1

1 ـ شكوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به پيشگاه خداوند از مردم عصر خويش ( كافران شهر مكّه ) ، به خاطر متروك و مهجور ساختن قرآن كريم

و قال الرسول يـربّ إنّ قومى اتّخذوا هـذا القرءان مهجورًا

در اين كه شكوائيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در اين دنيا است و يا در آخرت؟ دو نظريه ميان مفسران وجود دارد. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه اول است كه مطابق نظر بيشتر مفسران مى باشد. گفتنى است واژه «مهجور» به معناى متروك ورها شده است.

1020- شكست توطئه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 30 - 5

5 ـ شكست كافران مكه در توطئه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، عبرتى براى همه خائنان به خدا و رسول

لاتخونوا اللّه و الرسول . .. و يمكرون و يمكر اللّه

يادآورى شكست توطئه هاى كافران مكه پس از اشاره به خيانت برخى از مسلمانان براى تفهيم اين حقيقت است كه خائنان به خدا و رسول، هر چند اظهار اسلام كنند، همان گونه كه كافران موفق نشدند، آنان نيز موفق نمى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 3،4،6

3 ـ تلاش كافران و صرف هزينه هاى كلان براى جلوگيرى از گسترش اسلام ، بى اثر است .

ثم تكون عليهم حسرة

4 ـ از دست دادن دارايى ها و بر جاى ماندن حسرت و ندامت ، ثمره تلاش براى مبارزه با اسلام

ثم تكون عليهم حسرة

6 ـ خداوند بى ثمر ماندن تلاش هاى حق ستيزانه كافران قريش را به مسلمانان صدر اسلام بشارت داد .

ثم تكون عليهم حسرة ثم يغلبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 73 - 4

4- تلاش هاى كافران براى ترغيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عقب نشينى و يا عدول از مواضع اصولى خويش ، ناكام ماند و شكست خورد .

و إن كادوا ليفتنونك

تعبير «نزديك بود تو را به فتنه اندازند» حكايت مى كند كه آنان، موفق به اين كار نشدند و شكست خوردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 25 - 15،17

15 - نافرجام ماندن توطئه هاى كافران عليه مؤمنان ، از سنت هاى الهى است .

و ما كيد الكـفرين إلاّ فى ضلـل

17 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، در مورد نافرجام ماندن توطئه هاى كافران عليه جانشان

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه . .. و ما كيد الكـفرين إلاّ فى ضلـل

مفسران بر اين عقيده اند كه آيه شريفه با بيان تاريخ موسى(ع) و مؤمنان به او و نيز فرعونيان، در صدد دلدارى به پيامبر اسلام و مؤمنان است كه وضعيتى مشابه آنان در مكه داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 1 - 1

1ـ تلاش هاى كافران ، در منحرف ساختن جامعه بشرى از راه خدا ، محكوم به شكست حتمى و نهايى است .

الذين كفروا و صدّوا عن سبيل اللّه أضلّ أعمـلهم

«أعمالهم» نظر به تلاش هاى كفرآميز و انحراف انگيز كافران دارد كه از واژه «صدّوا» استفاده مى شود. شكست حتمى و نهايى از آن جهت برداشت مى شود كه گوينده «أضلّ» خداوند است و اگر كافران در ظاهر پيشرفت هايى هم داشته باشند، در نهايت محكوم به شكست اند.

1021- شكست توطئه هاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 32 - 9

9- ترفند ها و توطئه هاى كافران عليه راه خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، محكوم به شكست و بى فرجامى

إنّ الذين كفروا و صدّوا . .. و سيحبط أعمـلهم

به قرينه صدر آيه، مى توان گفت: مراد از «أعمالهم» همان حركت هاى كفرآميز، مانع تراشى در طريق حق و ستيزه جويى با پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. در اين صورت «حبط»، به معناى خنثى سازى و عقيم نمودن تلاش هاى آنان خواهد بود.

1022- شكست دنيوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 46 - 1

1 - شكست دنيوى كافران ، پيش درآمد عذاب اخروى آنان

سيهزم الجمع . .. بل الساعة موعدهم

1023- شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 12 - 1،3،4،5

1 ـ شكست نهايى كافران ، از سنّت هاى الهى

قل للّذين كفروا ستغلبون و تحشرون الى جهنّم

3 ـ پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اعلام كردن شكست نهايى كفار به آنها و حشرشان به سوى جهنّم

قل للّذين كفروا ستغلبون و تحشرون الى جهنّم

4 ـ كافران در دنيا ، مغلوب مؤمنان و در آخرت ، مقهور خدا هستند . *

قل للّذين كفروا ستغلبون و تحشرون الى جهنّم

5 ـ اعلام شكست قريب الوقوع كافران ، از روش هاى قرآن براى تضعيف روحيه دشمن

قل للّذين كفروا ستغلبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 13 - 1

1 ـ جنگ بدر ، شاهد روشن صدق وعده هاى الهى در مورد شكست كافران

قد كان لكم اية فى فئتين التقتا

بنا به گفته مفسّرين، آيه فوق مربوط به جنگ بدر است. گفتنى است كه در شأن نزول آيه، اختلافى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 141 - 6

6 ـ شكست و پيروزى در جنگ ، وسيله اى براى نابودى تدريجى كافران

نداولها بين النّاس . .. و ليمحّص اللّه الّذين امنوا و يمحق الكافرين

«محق»، به معنى نابودى تدريجى است. (مجمع البيان).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 3

3 ـ امداد غيبى خداوند ، در شكست كافران شرك پيشه

و هو خير النّاصرين. سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب بما اشركوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 165 - 2

2 ـ ضربه و مصيبت وارده بر كافران در جنگ بدر ، دو برابر مصيبتى كه بر پيكارگران مؤمن در جنگ احد وارد شد .

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

بسيارى از مفسران گفته اند كه مراد از «اصبتم مثليها» (دو چندان مصيبتى كه ديديد، بر كافران وارد كرديد) مصيبتى است كه مؤمنان در پيكار بدر بر مشركان تحميل كردند. اين برداشت را روايت مذكور در فيش شماره 12 تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 52 - 8

8 ـ بشارت الهى در مورد ناكامى يهود و كافران در مبارزه مشترك عليه مسلمانان

الم تر الى الذين اوتوا الكتب . .. و من يلعن اللّه فلن تجد له نصيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 15

15 ـ پيروزى نهايى مؤمنان بر كافران

و لن يجعل اللّه للكفرين على المؤمنين سبيلا

بنابر اينكه جمله «لن يجعل اللّه» اخبار باشد و نه انشاء. و چون اين جمله پس از فرض غلبه كافران است (و ان كان للكفرين نصيب)، اشاره به اين دارد كه پيروزى نهايى و دايمى از آن مسلمانان خواهد بود ; گرچه ممكن است در مقطعى غلبه با كافران باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 48 - 4

4 ـ اصحاب اعراف با به رخ كشيدن بى ثمرى امكانات مادى و قدرت هاى دنيوى كافران ، آنان را ناكام خوانده و شماتت مى كنند .

قالوا ما أغنى عنكم جمعكم و ما كنتم تستكبرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 10

10 ـ شكست كافران عصر بعثت و حاكميت دين اسلام بر سرزمين آنان ، نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و تمت كلمت ربك

هدف از مخاطب قرار دادن پيامبر (ربك) در بيان پيروزى مستضعفان بنى اسرائيل و نابودى مستكبران، مژده پيروزى اسلام و مسلمانان و نابودى كفر و كفرپيشگان مستكبر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 18 - 1

1 ـ شكست و رسوايى ، فرجام كافران ستيزه گر با خدا و رسول او

ذلكم

«ذلكم» خبر براى مبتدايى محذوف و اشاره به شكست خفتبار مشركان در جنگ بدر دارد ; يعنى «الأمر ذلكم» ; مطلب از اين قرار است كه بيان شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 8

8 ـ شكست نهايى ، سرنوشت محتوم كفرپيشگان ستيزه گر عليه اسلام و راه خدا

ثم يغلبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 12،19

12 ـ شيطان در آغاز جنگ بدر با ديدن امداد هاى الهى به شكست جبهه كفر مطمئن شد .

نكص على عقبيه و قال إنى برىء منكم إنى أرى ما لاترون

19 ـ شكست كافران جنگ بدر نمودى از عقوبت شديد خداوند براى آنان

و اللّه شديد العقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 11

11 ـ سنت الهى حاكم بر جوامع بشرى ، در جهت غلبه يافتن دين خدا و عزّت مؤمنان ، و شكست كفر و خوارى كفرپيشگان است .

و أن اللّه مخزى الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 10

10 ـ هزيمت و شكست ، فرجام شوم و كيفر قطعى براى تمامى كافران و دشمنان ايستاده در برابر دين الهى

و عذّب الذين كفروا و ذلك جزاء الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 10،12

10ـ غلبه ايمان بر كفر و موفقيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در انجام رسالت ، از نويد ها و بشارت هاى خداوند به آن حضرت

فاصبر إن العـقبة للمتقين

بيان پيروزى اهل ايمان و از ميان رفتن كفرپيشگان در شرح داستان نوح(ع) مى رساند كه مصداق مورد نظر براى «العاقبة» (فرجام نيك ) پيروزى ايمان بر كفر است و از آن جا كه خطاب متوجه پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، جمله فوق ناظر به پيروزى اسلام بر كفر و موفقيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) در انجام رسالت مى باشد.

12ـ صبر و تقوا ، دو شرط اساسى براى پيروزى نهايى بر كافران و نايل شدن به فرجامى نيكوست .

فاصبر إن العـقبة للمتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 37 - 7

7- هلاكت و شكست كافران و دين ستيزان و پيروزى مؤمنان ، از آيات الهى است .

سأُوريكم ءايـتى

برداشت ياد شده به خاطر اين است كه از هلاكت كافران و پيروزى مسلمانان به «آيات» تعبير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 11

11- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پيروزى اسلام را به مشركان و كافران حق ناپذير يادآور شد و شكستشان را به آنان هشدار داد .

و إن أدرى أقريب أم بعيد ماتوعدون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «ماتوعدون» پيروزى اسلام و شكست جبهه شرك و كفر باشد. گفتنى است كه جمله «أنّ الأرض يرثها عبادى الصالحون» در آيه 105 مؤيد همين ديدگاه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 11

11 - نويد عزت و پيروزى به اهل ايمان و شكست و خوارى كافران و مشركان صدراسلام

و من الناس من يجـدل. .. ثانى عطفه... له فى الدنيا خزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 88 - 3

3 - كافران و مشركان ، به عذاب و شكست تهديد شدند .

و لتعلمنّ نبأه بعد حين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 41 - 10

10 - شكست ناپذيرى قرآن ، در برابر معارضه ها و موضع گيرى هاى خصمانه كافران

إنّ الذين يلحدون . .. إنّ الذين كفروا ... و إنّه لكتـب عزيز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 12 - 3

3 - تلاش كافران ، براى خدشه دار ساختن قرآن ، كارى بازيگرانه و بى فرجام

الذين هم فى خوض يلعبون

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه مراد از «خوض»، نقد و انتقادهايى باشد كه كافران از سر تكذيب نسبت به قرآن انجام مى دهند و اطلاق لعب بر اين عمل از آن جهت باشد كه نتيجه اى، عايد آنان نمى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 31 - 3

3 - اطمينان بخشى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نسبت به رشد دعوت آن حضرت و به خاموشى گراييدن نداى كفر

قل تربّصوا فإنّى معكم من المتربّصين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 42 - 4

4 - مكر و توطئه كافران عليه دين و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شكست پذير و گريبانگير خود آنان

فالذين كفروا هم المكيدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 17

17 - در جنگ كفر و ايمان ، كفر همواره بازنده است .

فأيّدنا الذين ءامنوا على عدوّهم فأصبحوا ظـهرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 5 - 2

2 - تهديد خداوند به شكست كافران ، در جنگ با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان

و يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 7 - 5

5 - بشارت خداوند به پيروزى و سعادتمندى مؤمنان و تهديد او نسبت به شكست و بدبختى كافران

إنّ ربّك هو أعلم بمن ضلّ عن سبيله و هو أعلم بالمهتدين

بنابر گفته مفسران، اين آيه متضمن وعد و وعيد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 16 - 2

2 - كافران ، هر چند شگرد هاى عميق و دشوارى به كار گيرند ، در برابر مكر هاى علاج ناپذير خداوند ، شكست خواهند خورد .

يكيدون كيدًا . و أكيد كيدًا

بيان مكر خداوند در برابر كيد كافران، در حقيقت بيان ناكامى آنان است.

1024- شكست كافران اطراف مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 16

16ـ شكست و نابودى كفرپيشگان مكه و حوالى آن ، از پيشگويى هاى قرآن

لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة . .. حتى يأتى وعد الله

1025- شكست كافران در غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 9

9 ـ جبهه كفر در كارزار حنين ، در پى فرود آمدن نيرو هاى غيبى و نزول آرامش روحى بر مؤمنان از سوى خداوند ، گرفتار

شكستى سخت و عذاب آور گرديد .

ثم أنزل اللّه سكينته . .. و أنزل جنوداً لم تروها و عذّب الذين كفروا

1026- شكست كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 15

15ـ شكستو نابودى كفرپيشگان و پيروزى اهل ايمان ، از تهديد هاى خداوند به كافران و از وعده هاى او به مؤمنان عصر بعثت

حتى يأتى وعد الله

1027- شكست كافران قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 6،7،10

6 ـ خداوند بى ثمر ماندن تلاش هاى حق ستيزانه كافران قريش را به مسلمانان صدر اسلام بشارت داد .

ثم تكون عليهم حسرة ثم يغلبون

7 ـ خداوند با خبرى غيبى ، شكست كفار قريش را به مسلمانان صدر اسلام بشارت داد .

ثم يغلبون

10 ـ آن گروه از كافران قريش كه پس از شكست همچنان به كفرورزى خويش ادامه دادند ، از دوزخيان هستند .

و الذين كفروا إلى جهنم يحشرون

تكرار «الذين كفروا» پس از «ثم يغلبون» اشاره به اين دارد كه گروهى از كفار قريش پس از شكست و غلبه مسلمانان به كفر باقى خواهند ماند، آنان سزايشان جهنم است و گروهى اسلام را خواهند پذيرفت و اهل نجات خواهند بود.

1028- شكست كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 57 - 4

4 ـ متلاشى ساختن جبهه كافران محارب و پراكنده ساختن آنان ، تكليفى بر عهده اهل ايمان

فإما تثقفنهم فى الحرب فشردبهم

1029- شكست كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 37 - 4

4- كافران مكه ، در آستانه شكست و عذاب دنيوى قرار گرفته بودند .

سأُوريكم ءايـتى

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مراد از «آيات» شكست كفار مكه و عذاب دنيوى آنان باشد. گفتنى است مكى بودن اين آيات، مؤيد برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 16

16ـ شكست و نابودى كفرپيشگان مكه و حوالى آن ، از پيشگويى هاى قرآن

لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة . .. حتى يأتى وعد الله

1030- شكست مكر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 30 - 1

1 ـ خداوند با برنامه هاى خويش ، مكر كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) را نافرجام ساخت .

إذ يمكر . .. و يمكر اللّه و اللّه خير المكرين

1031- شكمبارگى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 7

7- لذّت جويى و شكمبارگى حيوان گونه كافران ، تنها بهره آنان از زندگى دنيايى

الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأنعـم و النار مثوًى لهم

از مقابله دو بخش آيه ـ كه براى مؤمنان پايان خوش بهشت را يادآور شده ـ استفاده مى شود كه كافران، هرگز از آن نعمت هاى اخروى بهره نخواهند برد; بلكه تنها شهوت رانى و استفاده حيوان گونه از امكانات دنيا، نصيب آنان است.

1032- شكنجه هاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 127 - 9

9- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به خاطر شكنجه و آزار مؤمنان توسط كافران ، سخت اندوهگين و متأثر مى شد . *

و لاتحزن عليهم

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مرجع ضمير «عليهم» مؤمنان باشد كه از سوى كافران و مشركان مكه به شدت شكنجه و آزار مى شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 74 - 10

10 - جاودانگى عذاب جهنم و نبود مرگ در آن ، دليل پاينده تر بودن عذاب كافران از شكنجه و آزارى است كه آنان بر مؤمنان روا مى داشتند .

واللّه خير و أبقى . إنّه من يأت ... لايموت فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 11 - 4

4 - مؤمنانى كه زير شكنجه كافران جان دادند و در آتش آنان سوختند ، مالك بوستان هاى بهشت خواهند شد .

إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت لهم جنّـت

ارتباط اين آيه با آيه قبل، بيانگر برداشت ياد شده است.

1033- شكنجه هاى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 10 - 10

10 - برخى از مردان و زنان مؤمن در عصر بعثت ، به جهت ايمان خود ، گرفتار شكنجه كافران شدند .

إنّ الذين فتنوا المؤمنين و المؤمنـت

قيد «ثمّ لم يتوبوا» ـ كه ترغيب به توبه است ـ با شأن نزول هايى كه درباره ارتباط آيه به مؤمنان صدراسلام نقل شده، سازگارتر است; زيرا در مورد گذشتگان ترغيب به توبه وجهى ندارد; هر چند كه اصل موضوع درباره آنان نيز صادق است.

1034- شگفتى بينايى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 38 - 1

1- كافران در قيامت و به هنگام حضور در پيشگاه خداوند ، شنوايى و بينايى اعجاب برانگيزى برخوردار خواهند بود .

أسمع بهم و أبصر يوم يأتوننا

«أسمع بهم» و «أبصر» صيغه هاى تعجب هستند، يعنى چقدر شنوا و بينا هستند!؟.

1035- شگفتى تكذيبگرى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 19 - 6

6 - اصرار كافران مكّه بر تكذيب تهديد هاى الهى ، با وجود آگاهى آنان از هلاكت فرعونيان و ثموديان ، شگفت آورتر از

كفرورزى پيشينيان است .

بل الذين كفروا فى تكذيب

اضراب كه از حرف «بل» استفاده مى شود ممكن است نظر به اين داشته باشد كه تكذيب گرى مردم مكّه در قياس با كفر پيشينيان اعجاب آورتر است; زيرا به رغم ديدن سرنوشت آنها، تهديد را دروغ شمردند.

1036- شگفتى حالات كافران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 14

14 - وضعيت كافران به قرآن در قيامت ، رقّت بار و شگفت آور است .

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهـذا القرءان . .. و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّ

جواب «لو» محذوف است و عبارت مى تواند چيزى همانند و لو ترى . .. لرأيت أمراً عجباً باشد.

1037- شگفتى شنوايى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 38 - 1

1- كافران در قيامت و به هنگام حضور در پيشگاه خداوند ، شنوايى و بينايى اعجاب برانگيزى برخوردار خواهند بود .

أسمع بهم و أبصر يوم يأتوننا

«أسمع بهم» و «أبصر» صيغه هاى تعجب هستند، يعنى چقدر شنوا و بينا هستند!؟.

1038- شگفتى عبرت ناپذيرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 6

6ـ اطلاع كافران از عاقبت شوم كفرپيشگان گذشته و عبرت نگرفتن از آنان ، مايه تعجب و شگفتى و نشانه بى خردى آنان است .

و يستعجلونك بالسيئة قبل الحسنة و قد خلت من قبلهم المثلـت

آيه شريفه در مقام تعجّب و بيان سخافت رأى و خرد كفرپيشگان است و جمله حاليه (و قد خلت . ..) به منزله دليل براى اثبات آن مى باشد. از اين رو بايد آنان از گرفتار شدن امتهاى كفرپيشه گذشته به عقوبتهاى الهى مطلع باشند.

1039- شگفتى عذاب دنيوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 21 - 21

21- روز فرا رسى عذاب دنيوى مشركان و كافران ، روزى بس شگفت و عظيم

إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم

مراد از «عذاب يوم عظيم» ممكن است عذاب دنيوى باشد.

1040- شگفتى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 19 - 5

5 - عبادت و نماز پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت ، امرى شگفت آور و جذاب براى كافران و مشركان

كادوا يكونون عليه لبدًا

1041- شگفتى لجاجت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 17 - 4

4 - پافشارى كافران بر كفر خويش ، شگفت آور و توجيه ناپذير است .

قتل الإنسـن ما أكفره

1042- شيطان و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 4،5،7،9،11،13

4 ـ شيطان با توصيف كافران بدر به شكست ناپذيران ، آنان را عليه مسلمانان تشجيع كرد .

و قال لا غالب لكم اليوم من الناس

5 ـ لشكركشى براى رويارويى با اهل ايمان ، عملى پسنديده در نظر شيطان زده كفرپيشگان مكه

إذ زين لهم الشيطن أعملهم

از مصاديق مورد نظر براى كلمه «أعملهم»، به قرينه آيات قبل و فرازهاى بعد، لشكركشى كافران مكه براى حضور در جنگ بدر است.

7 ـ سرمستى ، رياكارى و بازداشتن مردم از راه خدا ، رفتارى نيكو در نظر شيطان زده كافران عصر بعثت *

إذ زين لهم الشيطن أعملهم

از مصاديق «أعملهم» به قرينه آيه قبل، سرمستى و رياكارى . .. است.

9 ـ شيطان با تأكيد بر يارى بى دريغ خويش از لشكريان كافر بدر ، آنان را به رويارويى با مسلمانان ترغيب كرد .

إنى جار لكم

كلمه «جار» معانى متعددى دارد ; از جمله ياور، همسانه، هم قسم، شريك و . .. (لسان العرب). به نظر مى رسد ياور نسبت

به ديگر معانى مناسبتر باشد.

11 ـ شيطان به هنگام شروع جنگ بدر با اعلان بيزارى از كافران ، عهد خويش ( يارى سپاه كفر ) را گسست .

فلما تراءت الفئتان . .. قال إنى برىء منكم

13 ـ مشاهده فرشتگان الهى براى امداد مسلمانان ، دليل عقب نشينى شيطان از كارزار بدر و اعلان بيزارى وى از لشكر كفر

نكص على عقبيه و قال إنى برىء منكم إنى أرى ما لاترون

1043- شيطان و كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 8

8 ـ تجسم شيطان براى كافران مكه ، قبل از جنگ بدر

و إذ زين لهم الشيطن أعملهم

1044- شيطنت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 18 - 2

2 - مبارزه كافران با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با انديشه شيطانى و سنجيده كارى همراه بود .

إنّه كان لأيـتنا عنيدًا . .. إنّه فكّر و قدّر

1045- شيوه برخورد با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 87 - 7

7 ـ لزوم طرد مرتدان و كافران آگاه از اهل كتاب ، و برخورد شديد با آنان *

اولئك جزاؤهم انّ عليهم لعنة اللّه و الملئكة و النّاس اجمعين

بنابراينكه «ان عليهم لعنة . .. و النّاس اجمعين»، جمله انشائى به صورت خبر باشد. يعنى مردم بايد آنان را طرد كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 98 - 4

4 ـ لزوم برخورد فكرى با انحرافات اعتقادى ، پس از تبيين حقايق

قل يا اهل الكتب لم تكفرون بايات اللّه

با توجه به مجموع آيات قبل كه نخست، خداوند حقايق مختلفى را درباره بنى اسرائيل تبيين و سپس به آنان اعتراض كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 112 - 10

10 ـ اهل ايمان ، موظّف به جلوگيرى از توسعه و رشد اقتصادى اهل كتاب ( يهود ) ، تا مرحله به مسكنت و درماندگى كشانيدن آنان

و ضربت عليهم المسكنة

بنابر اينكه جمله «ضربت . .. »، تشريعى باشد نه اِخبار از امر خارجى.

1046- صالح(ع) و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 63 - 5

5ـ برخورد حضرت صالح ( ع ) با مشركان و كافران ، برخوردى ترحم آميز و مشفقانه بود .

يـقوم أرءيتم

تعبير «يا قوم» (اى مردم من) حكايت از شفقت و ترحم صالح(ع) دارد.

1047- صبر بر اذيتهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 3

3 - صبر در برابر گفته ها و فشار هاى تبليغاتى و روانى كافران ، فرمان و توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فاصبر على مايقولون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 174 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران ايشان ، مأمور به صبر و شكيبايى در برابر آزار ها و كارشكنى هاى مشركان و كافران معاند

فتولّ عنهم حتّى حين

توصيه به اعراض و بى اعتنايى، در شرايطى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت، مورد آزار و شكنجه دشمنان كافر قرار داشتند، در حقيقت توصيه به صبر و شكيبايى بيشتر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 178 - 3

3 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و ياران ايشان ، مأمور به صبر و شكيبايى در برابر آزار ها و كارشكنى هاى مشركان و كافران معاند

و تولّ عنهم حتّى حين

توصيه به اعراض و بى اعتنايى در شرايطى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يارانش مورد آزار و شكنجه دشمنان كافر قرار داشتند، در حقيقت توصيه به صبر و شكيبايى بيشتر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 13 - 12

12- توكل به خداوند و صبر پيشه كردن در برابر آزار و اذيت كافران ، زمينه ساز برخوردارى از حمايت الهى

و على الله فليتوكل المؤمنون . .. و لنصبرنّ على ما ءاذيتمونا ... فأوحى إليهم ربّه

1048- صبر بر اذيتهاى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 59 - 4

4 - توصيه خداوند به مؤمنان و مهاجران صدراسلام ، مبنى بر اينكه در برابر فشار ها و آزار هاى كافران ، بردبار باشند و خويشتن دارى را از دست ندهند .

و الذين هاجروا . .. ثمّ قتلوا ... و إنّ اللّه لعليم حليم

متعلق «عليم» در جمله «و إنّ اللّه لعليم حليم» محذوف است و تقدير آن به قرينه مقام چنين مى باشد: «إنّ اللّه لعليم بما فعل المشركون بالمؤمنين من إخراجهم من ديارهم و قتلهم المهاجرين حليم يمهلهم و لاينتقم منهم إلى حين; خدا به آنچه كه مشركان عليه مؤمنان انجام دادند، آگاه است و چون حليم و بردبار است، به آنان فرصت مى دهد». گفتنى است كه جمله فوق، در واقع توصيه اى است از جانب خداوند به مؤمنان صدراسلام كه فشارهاى كافران آنان را بى حوصله نكند; بلكه همان طور كه خدا حليم و بردبار است، بردبارى كنند و خويشتن دارى را از دست ندهند.

1049- صبر بر استهزاهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 111 - 4،7

4 - مقاومت روحى در برابر استهزا و مضحكه كافران و حق ستيزان و پايبندى بر ارزش هاى دينى و الهى ، از مصداق هاى بارز صبر و شكيبايى

فاتّخذتموهم سخريًّا . .. و كنتم منهم تضحكون . إنّى جزيتهم اليوم بما صبروا

7 - صبر و شكيبايى در برابر آزار هاى روحى كافران ، توصيه خداوند به مؤمنان صدراسلام

فاتّخذتموهم سخريًّا . .. و كنتم منهم تضحكون . إنّى جزيتهم اليوم بما صبروا

ذكر فرجام خوش مؤمنان شكيبا در قيامت و اعلام رستگارى قطعى آنان، نشانگر تشويقى است از سوى خداوند به مؤمنان صدراسلام; كه در برابر آزارهاى كافران مقاومت كنند و بدانند كه خداوند آنان را فراموش نخواهد كرد.

1050- صبر بر دشمنى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 48 - 8

8 - وانهادن كافران و تحمل عداوت آنان ، تكليفى الهى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فذرهم . .. و اصبر لحكم ربّك

بنابراين كه «و اصبر» عطف بر «فذرهم» باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

1051- صبر بر سخنان كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 1

1 - دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند ، به صبر در برابر گفتار نارواى كافران

فاصبر على ما يقولون

1052- صبر در برابر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 59 - 2

2ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به برگزيدن شيوه صبر و انتظار در برابر كافران ، در پى اتمام حجت بر ايشان *

فإنّما يسّرنـه . .. فارتقب

با توجه به شرايط دشوار پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مكه، چه بسا تعبير «فارتقب» بيانگر لزوم صبر و انتظار تا لحظه تغيير شرايط است.

1053- صفات كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 4

4 ـ كفرپيشگان ، مردمانى فريفته به زندگانى دنيا

حرمهما على الكفرين. الذين ... غرتهم الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 4

4 ـ اعتماد و اتكاى منافقان و كافران به قدرت ، ثروت و فرزندان بسيار خويش

كانوا أشد منكم قوة و أكثر أمولا و أولداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 126 - 8

8 ـ درس نگرفتن از آزمون ها و ابتلائات الهى ، از ويژگى هاى منافقان و كافران

ماتوا و هم كفرون. أو لا يرون أنهم يفتنون فى كل عام ... ثم لا يتوبون و لا هم يذّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 7 - 7

7 ـ دلخوش بودن به دنيا و آرامش يافتن به آن و غفلت از آيات الهى ، از اوصاف كافران و امرى مذموم و ناپسند

إن الذين . .. و رضوا بالحيوة الدنيا و اطمأنوا بها ... غفلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 38 - 3

3- مؤمن ، داراى ثبات و استقرار در عقيده ، ولى كافر ، اسير در چنگال هاى شكّ و ترديد و بى ثبات است .

ما أظنّ . .. و ما أظنّ ... لـكنّاْ هو اللّه ربّى

سخنان سمبل كفر و دنياپرستى، در آيه، همواره، ترديد را با خود همراه دارد، لذا در نقل سخن او، دو بار واژه «ظنّ» و يك بار نيز «لئن» به كار گرفته شده، ولى مردِ سمبل ايمان، با قاطعيّت عقيده خود را بيان كرده و راه عملى خود را مطرح ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 46 - 7

7- كافران و انسان هاى لجوج ، از قدرت و عذاب الهى تأثير پذيرفته و متنبّه مى شوند ; نه از منطق و برهان .

و لئن مسّتهم نفحة من عذاب ربّك ليقولنّ يـويلنا إنّا كنّا ظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 63 - 4

4 - كافران ، بيگانه با اعمال خير و آلوده به كار هاى ناشايست

و لهم أعمـل من دون ذلك هم لها عـملون

«ذلك» اشاره دارد به كارهاى نيك مؤمنان (أُولـئك يسارعون فى الخيرات); يعنى، براى كافران، اعمال ديگرى غير از آن اعمال (اعمال نيك) وجود دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 77 - 1

1 - دلبستگى كافران و مستكبران به اسباب و عوامل ظاهرى تا قبل از روبه رو شدن با عذاب دوزخ

حتّى إذا فتحنا عليهم . .. إذا هم فيه مبلسون

«حتّى» غايت براى «ما يتضرّعون» و «فتح» (مصدر «فتحنا») به معناى گشودن است. «إبلاس» (مصدر «مبلسون») نيز براى چند معناى نزديك به هم و متلازم ـ مانند: انكسار، حزن، تحير، يأس و سكوت همراه با اندوه ـ به كار رفته است; يعنى، ... و به درگاه خدا زارى نمى كنند تا وقتى كه درى از عذاب سخت (بسيار دردناك) بر[روى] آنان بگشاييم. به ناگاه ايشان در آن[حال، از هر سبب نجات بخشى ]نوميد خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 52 - 11

11 - نادرست پنداشتن وعده الهى به برپايى قيامت و دروغگو دانستن پيامبران ، كفر و از نشانه هاى كافران است .

الذين كفروا . .. قالوا يـويلنا ... هـذا ما وعد الرحمـن و صدق المرسلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 27 - 9

9 - هواپرستى ، انكار روز قيامت ، باطل و بى هدف شمردن جهان آفرينش ، از اوصاف كافران است .

و لاتتّبع الهوى فيضلّك عن سبيل اللّه . .. بما نسوا يوم الحساب . و ما خلقنا السما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 32 - 2

2 - دروغ بستن به خدا و تكذيب قرآن و دين حق ، از خصوصيات كافران است .

فمن أظلم ممّن كذب على اللّه و كذّب بالصدق

مخاطبان آيه شريفه ـ به قرينه ذيل آيه (مثوًى للكافرين) ـ كافران مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 72 - 5

5 - كافران ، گروهى خود بزرگ بين و متكبراند .

حقّت كلمة العذاب على الكفرين . .. فبئس مثوًى المتكبّرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 51 - 2

2 - كافران ، در طول تاريخ داراى فرجامى مشابه و خصلت ها و مواضعى همگون

و لقد أهلكنا أشياعكم

«أشياع» جمع «شيعه» است و در اين جا معادل امثال و اشباه به كار رفته است; يعنى، امثال شما در كفر و الحاد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 14 - 5

5 - عدالت خواهى و حق طلبى ، از اوصاف مسلمانان و پيرو قرآن و ظلم و انحراف از مسير حق ، از اوصاف كافران

و أنّا منّا المسلمون و منّا القـسطون

با توجه به معناى«قَسْط» (جور) و نيز تقابل «قاسطون» با «مسلمون»، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 21 - 2

2 - دلبستگى به دنيا و ر ها كردن آخرت ، از نشانه هاى كافران است .

بل تحبّون العاجلة . و تذرون الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 31 - 1،2

1 - تصديق نكردن حقايق دين و ترك نماز ، از نشانه هاى كفر و از اوصاف كافران است .

فلاصدّق و لاصلّى

2 - صدقه ندادن و انفاق نكردن ، از نشانه هاى كفر و از اوصاف كافران است .

فلاصدّق

برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال است كه «صدّق» از ماده «صدقه» باشد (نظر زمخشرى و ابى حيان). گفتنى است مفاد برخى از آيات، مانند مفاد همين است; يعنى، ترك انفاق و نماز، از نشانه هاى كافران دانسته شده است; مانند: «ماسلككم فى سقر . قالوا لم نك من المصلّين . و لم نك نطعم المسكين»، (سوره مدثر، آيات 42 ـ 44).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 32 - 1

1 - تكذيب حقايق دين و روى گردانى از پذيرش آنها ، از نشانه هاى كفر و اوصاف كافران

و لـكن كذّب و تولّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 33 - 1

1 - تبختر و به خودباليدن ، از نشانه هاى كفر و از اوصاف كافران است .

ثمّ ذهب إلى أهله يتمطّى

مفسّران واژه «يتمطّى» را به معناى «تبختر» دانسته اند; زيرا اين واژه يا از ماده «مط»(كشيدن پاها و گام ها) است و يا از ماده «مطا»(پشت). در هر دو صورت، مقصود تبختر و فخرفروشى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 1

1 - محبت و دلبستگى به دنيا و بى اعتنايى به قيامت و حيات اخروى ، از نشانه هاى كافران و گناه پيشگان است .

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا . .. إنّ هـؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 23 - 2

2 - كافران ، بى اعتنا به مرگ ، قبر و قيامت خود و بى توجّه به نشانه هاى خدا در خلقت خويش

كلاّ

«كلاّ» مى تواند براى ردع و باز داشتن از توهّمى باشد كه آيات پيشين، زمينه ساز پيدايش آن بود و آن اين كه با وجود زمينه هاى توجّه به خداوند در آفرينش انسان از نطفه تا زمان مرگ و دفن او، ممكن نيست كسى در كفر بماند. «كلاّ» دلالت دارد كه نبايد چنين پنداشت، زيرا افرادى با وجود تمام اين نشانه ها، بر كفر خود اصرار ورزيدند.

1054- صفات كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 57 - 7

7 - كفرپيشگان و تكذيب گران صدراسلام ، مردمانى بودند خودبزرگ بين و استكبار پيشه .

و الذين كفروا و كذّبوا بـَايـتنا . .. عذاب مهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 2 - 2

2 - سركشى ، تكبر ، ستيزه جويى و حق ناپذيرى ، از اوصاف كافران صدراسلام

بل الذين كفروا فى عزّة و شقاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 21 - 3

3 - كافران صدراسلام ، مردمى لجوج ، مستكبر و حق گريز

بل لجّوا فى عتوّ و نفور

«عتوُّ» به معناى استكبار و تجاوز از حد است (قاموس المحيط) و مقصود از «نفور»(رميدن) گريز از سخن حق مى باشد.

1055- صفات كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 15 - 2

2- كافران مكه ، مردمى حق ناپذير و لجاجت پيشه در برابر آيات الهى

و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء فظلّوا فيه يعرجون . لقالوا إنما سكّرت أبصرنا

1056- صلح با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 61 - 1،2،4،5،6

1 ـ جامعه ايمانى بايد در صورت اظهار تمايل كافران به صلح ، آن را بپذيرد و از آن استقبال كند .

و إن جنحوا للسلم فاجنح لها

2 ـ لزوم پذيرش صلح مطرح شده از سوى كافران ، مشروط به احرازِ نبودن فريبكارى در سايه صلح طلبى است .

و إن جنحوا للسلم فاجنح لها

جنوح (مصدر جنحوا) به معناى تمايل داشتن است و با حرف «الى» متعدى مى شود. بنابراين آوردن «لام» پس از آن بيانگر اين است كه در آن كلمه معناى «قصد» تضمين شده است. يعنى: ان جنحوا إلى المسالمة قاصدين لها. (اگر تمايل به صلح دارند و هدفشان دستيابى به زندگى مسالمت آميز است، نه حيله گرى ... .)

4 ـ جامعه ايمانى نبايد به كافرانى كه در پى صلح نيستند طرح صلح دهد .

و إن جنحوا للسلم فاجنح لها

بـــرداشت فوق از مفهوم جمله شرطيه «إن جنحوا . .. » استفاده مى شود.

5 ـ پذيرش صلح و متاركه جنگ در حيطه قدرت و مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبرى است .

و إن جنحوا للسلم فاجنح لها

برداشت فوق با توجه به اينكه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مورد خطاب «فاجنح» قرار گرفته است، استفاده شده است.

6 ـ احتمال نيرنگ زدن كافران در سايه پيشنهاد صلح بدون شواهد و قرائن نبايد مانع پذيرش صلح شود .

و إن جنحوا للسلم فاجنح لها و توكل على اللّه

حرف لام در «للسلم» گوياى اين است كه بايد احراز شود كه كافران در پيشنهاد صلح در صدد حيله گرى نيستند. و هدف از لزوم توكل بر خدا پس از فرمان به پذيرش صلح اين است كه مسلمانان را از ترتيب اثر دادن به احتمال حيله گرى باز دارد. مجموع اين دو فرمان، يعنى از يك سو بايد احراز شود كه كافران در صدد فريبكارى نيستند و از سوى ديگر نبايد به احتمال نيرنگ زدن آنان ترتيب اثر داد، بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 62 - 1

1 ـ احتمال تصميم كافران بر خدعه و نيرنگ در سايه صلح طلبى ، نبايد مانعى جهت پذيرش صلح با آنان شود .

و إن يريدوا أن يخدوعوك فإن حسبك اللّه

برداشت فوق بر اين اساس كه «إن يريدوا . .. » توضيحى باشد براى «فاجنح لها». يعنى اى پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه تو اين است كه صلح پيشنهادى را بپذيرى و اگر كافران قصد نيرنگ داشتند، خداوند تو را از شر آنان حفظ مى كند. بنابراين مبادا بر اثر اين احتمال كه شايد آنان در صدد اغفال مسلمين هستند پيشنهاد صلح را نپذيرى. گفتنى است با توجه به آيه 58 معلوم مى شود اگر قرائن و شواهدى براى اين احتمال (خدعه و نيرنگ) وجود دارد، بايد از پذيرش صلح امتناع كرد.

1057- صلح كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 39 - 8

8 ـ مسلمانان صدر اسلام نگران توطئه هاى پنهانى كافرانى كه مخاصمات را ترك گفته و حاضر به صلح مى شدند .

فإن انتهوا فإن اللّه بما يعملون بصير

جواب شرط «انتهوا» به قرينه «قتلوهم» جمله اى همانند «فلاتقاتلوهم» است ; يعنى اگر كافران دست از فتنه انگيزى برداشتند و راه مسالمت پيش گرفتند با آنان نبرد نكنيد. با توجه به اين معنا معلوم مى شود هدف از بيان آگاهى خداوندبه اعمال اين گروه از كافران، اين است كه مسلمانان را از اين نگرانى برهاند كه شايد صلح جويى آنان دستاويزى براى توطئه و فتنه اى ديگر باشد.

1058- صورت اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 61 - 6

6 - كافران و منكران معاد ، در رستاخيز تغيير شكل يافته و به صورت هايى غير از صورت انسانى محشور خواهند شد . *

على أن نبدّل أمثـلكم

برخى از مفسران، احتمال داده اند كه «أمثال» در آيه شريفه جمع «مَثَل» و به معناى اوصاف است. بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: «ما مرگ را در ميان شما مقدر كرديم; براى اين كه در آينده، اوصاف شما را دگرگون كرده و در شكل و صورتى كه نمى دانيد ايجادتان كنيم». گفتنى است كه روى سخن در اين آيات، با كافران و منكران رستاخيز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 40 - 6

6 - تفاوت چهره مؤمن و كافر در قيامت

وجوه . .. و وجوه

مراد از «وجوه» در اين آيه ـ به قرينه آخرين آيه سوره (أولـئك هم الكفرة الفجرة) ـ چهره كافران است. در نتيجه مراد از «وجوه» در آيات پيشين، چهره مؤمنان خواهد بود.

1059- ضربه به پشت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 50 - 2

2 ـ فرشتگان به هنگام فرارسيدن مرگ كافران ، با كوبيدن بر صورت و پشت آنان ، جانشان را خواهند گرفت .

و لو ترى إذ يتوفى الذين كفروا الملئكة يضربون وجوههم و أدبرهم

1060- ضربه به صورت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 50 - 2

2 ـ فرشتگان به هنگام فرارسيدن مرگ كافران ، با كوبيدن بر صورت و پشت آنان ، جانشان را خواهند گرفت .

و لو ترى إذ يتوفى الذين كفروا الملئكة يضربون وجوههم و أدبرهم

1061- ضعف علمى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 67 - 2

2 ـ كافران ، ناتوان از رد علمى و يقينى معاد و تنها بعيد شمارنده آن

بل ادّرك علمهم فى الأخرة. .. و قال الذين كفروا... أئنّا لمخرجون

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل و بسنده كردن كافران به اظهار شگفتى و ناباورى (به جاى اقامه دليل و برهان) مطلب ياد شده به دست مى آيد.

1062- ضعف كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 15

15 ـ كافران پيكارگر در جبهه طاغوت ، ضعيف و ناتوان

و الذين كفروا يقاتلون فى سبيل الطّاغوت . .. انّ كيد الشّيطان كان ضعيفاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 90 - 8،9

8 ـ بازماندن منافقان و كافران از رويارويى و نبرد با مسلمانان ، برخاسته از مشيّت خداوند

و لو شاء اللّه لسلّطهم عليكم فلقاتلوكم

9 ـ توجّه به نقش اساسى مشيت الهى در تضعيف روحيّه دشمنان ( منافقان و كافران ) ، زمينه پرهيز از غرور و خودبينى

و لو شاء اللّه لسلّطهم عليكم فلقاتلوكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 98 - 3

3 ـ كافران ، ناتوان از مقابله با كيفر هاى الهى

أو أمن أهل القرى أن يأتيهم بأسنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 15

15- ضعف و زبونى كافران و خدايان آنان در برابر اراده خداوند

أفهم الغـلبون

همزه در «أفَهُمْ» براى استفهام انكارى است.

1063- ضعف كافران در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 4

4 ـ ضعف و ناتوانى سپاه كفر در جنگ بدر ، تأويل و تعبير رؤياى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( كم ديدن نفرات دشمن )

إذ يريكهم اللّه فى منامك قليلا

از منابع تاريخى مربوط به جنگ بدر و نيز اينكه هر فرماندهى پيش از اقدام به جنگ همواره در تلاش براى آگاهى به كم و كيف لشكر مقابل است، به دست مى آيد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ديگر مسلمانان از تعداد تقريبى نفرات دشمن آگاه بودند. بنابراين رؤياى پيامبر(صلی الله علیه و آله) حاكى از سستى و ضعف نيروى دشمن بوده است، نه بيانگر تعداد آنان.

1064- ضيق صدر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 125 - 13

13 ـ گرفتار شدن اباكنندگان از ايمان به ضيق صدر، سنت خداوندى است.

و من يرد أن يضله . .. كذلك يجعل الله الرجس على الذين لا يؤمنون

1065- ضيق صدر كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 11

1066- طعام اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 36 - 1

1 - « غسلين » ( خونابه و چرك ) ، تنها غذاى كافران صاحب زر و زور ( اصحاب الشمال ) در قيامت

و لا طعام إلاّ من غسلين

«غسلين» ـ به گفته اهل لغت و مفسران ـ به معناى آبى كه از بدن هاى دوزخيان خارج مى شود و ممكن است مقصود خونابه و چرك باشد.

1067- طعن كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 6

6 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به دلجويى از مؤمنان فقير و ضعيف با ابلاغ سلام و رحمت الهى به آنان در برابر طعنه هاى كافران

أهؤلاء منّ اللّه عليهم من بيننا . .. و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا

در آيه قبل از طعنه هاى كافران به مؤمنان تهيدست اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) سخن به ميان آمده، و در اين آيه از آن مؤمنان با توصيف «الذين يؤمنون . .. » ياد شده است. محور ارتباط بين اين دو آيه مى تواند موضوع جبران تأثر مؤمنان باشد كه در برداشت فوق به آن اشاره شده است.

1068- طغيان كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 110 - 9

9 ـ سرگردانى در طغيان، كيفر و پيامد حق ناپذيرى كافران است.

و نذرهم فى طغينهم يعمهون

1069- طغيان كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 7

7 - لجاجت و تعصب كوركورانه اشراف كافر مكه و تحير و سرگردانى آنها در طغيان و سركشى ، على رغم مشاهده لطف و رحمت الهى در حق ايشان

و لو رحمنـهم . .. للجّوا فى طغيـنهم يعمهون

1070- ظلم كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 117 - 9

9 ـ خداوند به اهل كفر ستمى روا ندارد ، بلكه آنها ، خود بر خويشتن ستم روا مى دارند .

و ما ظلمهم اللّه و لكن انفسهم يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 97 - 8

8 ـ گروهى از مسلمانان در صدر اسلام ، از مكّه هجرت نكردند و همچنان تحت ستم كافران باقى ماندند .

انّ الّذين توفّيهم الملئكة . .. قالوا كنّا مستضعفين فى الارض

ابن عباس گويد: گروهى از اهل مكّه ايمان آوردند، ولى به علت ترس، از هجرت سر باز زدند و اين آيه درباره آنان نازل شد. (روح المعانى، ذيل آيه).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 33 - 10

10 ـ انكار آيات الهى نشأت گرفته از روح سركش و ستمگر كافران است، نه جهل و ناآگاهى آنان

فإنهم لا يكذبكونك و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون

«جحد» به انكارى كه بر خلاف اعتقاد قلبى باشد گفته مى شود. محتمل است ستمكار شمردن منكران در آيه به جهت مخالفت آگاهانه آنان با پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 177 - 2

2 ـ كفرپيشگان با تكذيب آيات الهى همواره بر خويش ستم مى كنند .

و أنفسهم كانوا يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 19 - 8

8 ـ كافران و مشركان ، مردمانى ستم پيشه اند .

و اللّه لايهدى القوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 44 - 8

8ـ كفر ، ستمگرى است و كفر پيشگان ستمگرند .

و قيل بعدًا للقوم الظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 15 - 8

8- كافرانى كه در برابر بينات و برهان هاى روشن انبيا لجاجت كرده و در مقابل آنان ايستادند ، مردمانى جبّار و منحرف بودند .

و قال الذين كفروا لرسلهم لنخرجنّكم . .. و خاب كلّ جبّار عنيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 27 - 9

9- كفر ، ظلم است و كافران ، ظالمند .

يثبّت الله الذين ءامنوا . .. و يضلّ الله الظـلمين

از مقابله «الظالمين» با «الذين آمنوا» استفاده مى شود كه ظالمان همان كافران هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 1

1- كافران ، كسانى اند كه با كفر خود ، به خويش ستم مى كنند .

الكـفرين . الذين تتوفّـهم الملـئكة ظالمى أنفسهم

«الذين» صفت «الكافرين» و «ظالمى» حال براى آن است. مراد از «ظالمى أنفسهم» به قرينه لفظ «الكافرين» ظلم كنندگان به خود با انتخاب كفر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 33 - 8

8- كافران ، با انكار حقانيت كتاب هاى آسمانى ، به خود ستم كردند .

و ما ظلمهم الله و لـكن كانوا أنفسهم يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 85 - 2

2- كافران ، ظالمند .

لايؤذن للذين كفروا . .. و إذا رءا الذين ظلموا العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 82 - 11

11- كافران حق ناپذير ، ظالمند و از موهبت رحمت و شفابخشى قرآن ، تنها خسارت و زيان به ارمغان مى برند .

شفاء و رحمة للمؤمنين و لايزيد الظـلمين إلاّ خسارًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «ظالمين» ـ به قرينه مقابله با «مؤمنين» ـ كافران باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 12

12- كافرانِ به حقايق نازل شده از سوى خداوند ، ظالم ، و سزاوار آتش اند .

الحقّ من ربّكم . .. و من شاء فليكفر إنّا أعتدنا للظـلمين نارًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 8 - 6

6 ـ سحر زدگى ، اتهام ظالمانه مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قال الظـلمون إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 57 - 4

4 - كافران ، مردمانى ظالم و ستم پيشه اند .

و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا . .. فيومئذ لاينفع الذين ظلموا معذرتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 19

19 - مستضعفان و مستكبران كافر ، هر دو ظالم اند .

و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. يقول الذين استضعفوا للذين استكبروا

خداوند، پس از آن كه مشركان را مردمانى ظالم معرفى كرد به بيان تفضيلى مشاجره آنان پرداخت. اين نشان مى دهد كه مشركان ظالم به دو گروه مستضعف و مستكبر تقسيم مى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 59 - 2

2 - كافران و اعراض كنندگان از عبادت خداوند ، ستمكار و ظالم اند .

و ما خلقت . .. إلاّ ليعبدون ... فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيش ـ كه در زمينه هدف آفرينش و عبوديت بندگان به درگاه خداوند بود ـ مطلب بالا استقاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 14 - 5

5 - عدالت خواهى و حق طلبى ، از اوصاف مسلمانان و پيرو قرآن و ظلم و انحراف از مسير حق ، از اوصاف كافران

و أنّا منّا المسلمون و منّا القـسطون

با توجه به معناى«قَسْط» (جور) و نيز تقابل «قاسطون» با «مسلمون»، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

1071- ظلم كافران حق ناپذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 47 - 8

8- كافران حق ناپذير ، مردمانى ظالم و ستم پيشه اند .

الذين لايؤمنون بالأخرة . .. إذ يقول الظـلمون

1072- ظلم كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 39 - 4

4 - مسلمانان صدراسلام ، مورد ستم و تهاجم مستمر و پى درپى دشمنان كافر

أُذن للذين يقـتلون بأنّهم ظلموا

به كارگيرى فعل مضارع (يقاتلون) نشان مى دهد كه مسلمانان صدراسلام، به طور مستمر و پياپى، مورد تهاجم و تجاوز قرار مى گرفتند.

1073- ظلم كافران قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 26 - 3

3 ـ كفار قريش برخوردار از روحيه زورمدارى و سلطه جويى

أنتم قليل مستضعفون . .. تخافون أن يتخطفكم الناس

چون آيه ناظر به حالات مسلمانان تا پيش از هجرت است، مصداق مورد نظر از «الناس»، مشركان مكه و كفار قريش است.

1074- ظلم كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 193 - 7

7 - كافران محارب ، فتنه انگيزان و بازدارندگان از گسترش و حاكميت دين الهى ، ظالم هستند .

فلا عدون إلا على الظلمين

1075- ظلم كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 75 - 9،15

9 ـ گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، تحت سيطره ستم كافران مكه

و ما لكم لا تقاتلون فى سبيل اللّه و المستضعفين . .. يقولون ربّنا اخرجنا من هذه ا

بسيارى از مفسران برآنند كه آيه مورد بحث درباره مسلمانانى است كه تا قبل از فتح مكّه در آنجا بودند و از مهاجرت آنان جلوگيرى مى شد.

15 ـ مسلمانان مستضعف صدر اسلام ، خواستار فرمانده و نيروى انسانى از جانب خداوند براى رهايى از ستم كفرپيشگان مكّه

و اجعل لنا من لدنك وليّاً و اجعل لنا من لدنك نصيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 10

10 ـ فرعونيان ، امت هاى پيش از آنان و كفرپيشگان مكه ، از زمره ظالمان

و كل كانوا ظلمين

1076- ظن كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 19

19 - باور و رفتار كافران ، براساس ظن و گمان است ; نه يقين و برهان .

و ما أظنّ الساعة قائمة و لئن رجعت إلى ربّى

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه كافران از يك سو برپايى قيامت را مورد ترديد قرار مى دهند و از سوى ديگر فرض وجود قيامت را مطرح مى نمايند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 2 - 4

4- دليل كافران ، بر انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دليلى از جنس گمان بود ; نه از مقوله برهان .

بل عجبوا أن جاءهم . .. فقال الكـفرون هـذا شىء عجيب

بنابراين كه «هـذا» اشاره به «منذر منهم» باشد; برداشت بالا به دست مى آيد; يعنى، تنها منطق كافران همين بود كه مى گفتند: انتخاب بشر براى رسالت بعيد مى نمايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 7 - 1،2

1 - گمان كافران ، به برانگيخته نشدن انسان ها در قيامت

زعم الذين كفروا أن لن يبعثوا

2 - اعتقاد كافران به برانگيخته نشدن انسان ها در قيامت ، مبتنى بر گمان است ; نه يقين و علم .

زعم الذين كفروا أن لن يبعثوا

برداشت ياد شده، به اين دليل است كه ماده «زعم»، بيشتر در معناى «ظن» (گمان) و نيز درباره چيزى كه مورد ترديد بوده و اثبات نشده است، به كار مى رود.

1077- ظن كافران قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 66 - 4

4 ـ تكذيب هود از سوى كافران قومش ، مبتنى بر حدس و گمان ، و نه علم و يقين *

إنا لنظنك من الكذبين

1078- عبادت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 35 - 2،3

2 ـ سوت كشيدن و كف زدن در اطراف كعبه به عنوان عبادت و نيايش از سوى كافران مكه ، دليل عدم شايستگى آنان براى ولايت بر مسجدالحرام

إن أولياؤه إلا المتقون . .. مكاء و تصدية

جمله «ما كان صلاتهم . .. » مى تواند بيان مصداقى براى بى تقوايى متوليان كفرپيشه مسجدالحرام باشد و در نتيجه دليلى براى عدم شايستگى آنان براى ولايت بر مسجدالحرام.

3 ـ كافران مكه به سبب انجام امورى لغو و بيهوده در پيرامون كعبه به عنوان عبادت و نيايش ، مستحق عذاب الهى بودند .

و ما لهم ألا ليعذبهم اللّه . .. و ما كان صلاتهم عند البيت إلا مكاء و تصدية

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «ما كان صلاتهــم . .. » عطف بر «و هم يصدون ... » باشد.

1079- عبرت از فرجام شوم كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 10 - 1

1- توبيخ كافران از سوى خداوند ، به خاطر عبرت نگرفتن از سرنوشت شوم كافران گذشته تاريخ

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عـقبة الذين من قبلهم

1080- عبرت از فرجام كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 2

2 ـ فرجام سوء منافقان و كفرپيشگان گذشته تاريخ ـ على رغم برخوردارى آنان از قدرت ، مال و فرزند فزونتر ـ هشدارى است به منافقان هر عصر .

وعد اللّه المنفقين . .. كالذين من قبلكم كانوا أشد منكم قوة و أكثر أمولا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 26 - 5

5 - لزوم عبرت گرفتن از سرنوشت جوامع كفرپيشه تاريخ

ثمّ أخذت الذين كفروا فكيف كان نكير

جمله «فكيف كان نكير» به تقدير «فانظروا كيف كان نكير» است; يعنى، در سرگذشت آنان بنگريد و در عاقبت كارشان مطالعه كنيد كه عذاب خشم الهى چه بر سرشان آورد.

1081- عبرت ناپذيرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 1،4

1 ـ توبيخ كافران به آيات الهى به جهت تدبر نكردن در تاريخ و درس نگرفتن از سرنوشت هلاكتبار امتهاى گذشته

ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن

4 ـ كافران به تحليل صحيح تاريخ نپرداخته و از آن پند نمى گيرند.

ألم يروا كم أهلكنا

استفهام توبيخى «ألم يروا» بيانگر اين است كه تاريخ گذشتگان قابليت پندآموزى و عبرت گرفتن دارد، ولى كافران در پى آن نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 126 - 8

8 ـ درس نگرفتن از آزمون ها و ابتلائات الهى ، از ويژگى هاى منافقان و كافران

ماتوا و هم كفرون. أو لا يرون أنهم يفتنون فى كل عام ... ثم لا يتوبون و لا هم يذّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 18

18ـ « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة » و هى النقمة « أوتحلّ قريباً من دارهم » فتحلّ بقوم غيرهم فيرون ذلك و يسمعون به و الذين حلّت بهم عصاة كفار مثلهم و لايتعظ بعضهم ببعض و لن يزالوا

كذلك « حتى يأتى وعد الله » الذى وعد المؤمنين من النصر و يخزى الله الكافرين ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند: «و لايزال . ..» روايت شده است كه: آن [قارعة] عقوبت است و [درباره] «أو تحلّ قريباً من دارهم» [يعنى] عقوبت بر قومى ديگر فرود مى آيد و آنان مى بينند و مى شنوند و آنهايى كه عقوبت بر آنان وارد شده، مانند ايشان گناهكار و كافرند و [ليكن] برخى از برخى ديگر پند نمى گيرند و همواره چنين هستند تا وعده خدا فرا رسد و، حتى يأتى وعد الله، همان وعده اى كه به مؤمنان داده است كه آنان را پيروز كند و خداوند كافران را خوار مى سازد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 13

13- عبرت نگرفتن كافران از مشاهده مرگ و مير آدميان و انقراض جوامع و تمدن ها

أفلايرون أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 26 - 3،7،13

3 - كافران ، از فرجام امت هاى پيشين ( هلاكت شان ) ، عبرت نگرفتند .

أوَلم يهد لهم كم أهلكنا من قبلهم من القرون

همزه در «أوَلم يهد. ..» انكارى است. بنابراين، معنا چنين مى شود: «آنان، از هلاكت امت هاى پيشين هدايت نگرفتند».

7 - كافران ، از سوى خدا به خاطر عبرت نگرفتن از هلاكت كافران پيشين ، توبيخ شدند .

أوَلم يهد لهم كم أهلكنا من قبلهم من القرون . .. أفلايسمعون

همزه «أفلايسمعون» تقريرى و همراه با توبيخ است.

13 - تاريخ عبرت آموز گذشتگان ، تأثيرى در كفرپيشگان ندارد .

أوَلم يهد لهم . .. أفلايسمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 58 - 6

6 - هوشيارى و پندآموزى مردم ستيزه جو و كافر ، از مواعظ و آيات الهى ، بسيار اندك است .

إنّ الذين يجـدلون فى ءايـت اللّه . .. و ما يستوى الأعمى والبصير ... قليلاً ما تت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 19 - 2،4

2 - كفرپيشگان ، بر تكذيب وعده ها و تهديد هاى الهى ، اصرار ورزيده و از فرجام پيشينيان عبرت نمى گيرند .

بل الذين كفروا فى تكذيب

حرف «فى»، ظرفيه و بيانگر غوطهور بودن كافران در تكذيب است. متعلق تكذيب به قرينه «بل هو قرآن مجيد» ـ در آيات بعد ـ قرآن است كه وعده ها و تهديدهايى كه در آيات قبل آمده بود، بخشى از آن است.

4 - اصرار كافران بر تكذيب تهديد هاى الهى ، مانع عبرت گيرى آنان از فرجام هلاكت بار پيشينيان

هل أتيك . .. بل الذين كفروا فى تكذيب

1082- عبرت ناپذيرى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 46 - 1

1 - توبيخ و سرزنش كفرپيشگان و تكذيب كنندگان صدراسلام ، به خاطر عبرت نگرفتن از سرنوشت اقوام هلاك شده پيشين و پند نياموختن از آثار به جا مانده از شهر ها وسرزمين هاى متروك و ويران شده آنها

فكأيّن من قرية أهلكنـها . .. أفلم يسيروا فى الأرض

استفهام در جمله «أ فلم يسيروا فى الأرض» استفهام توبيخى است و «سير» (مصدر «يسيرون») به معناى سياحت و گردش مى باشد. «ال» در «الأرض» عهد حضورى و «أرض» به معناى سرزمين است و ضمير فاعل در «يسيرون» به مشركان حق ستيز و تكذيب گر صدراسلام باز مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 31 - 2

2 - كافران و مشركانِ صدراسلام ، به دليل عبرت نگرفتن از سرنوشت هلاكت بار كافران پيش از خود ، مورد سرزنش خدا قرار گرفتند .

ألم يروا كم أهلكنا قبلهم من القرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 45 - 2

2 - كافران صدراسلام ، مردمى لجوج و پندناپذير بودند .

و إذا قيل لهم اتّقوا ما بين أيديكم و ما خلفكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 49 - 1

1 - كافرانِ مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صدراسلام ، مردمى پندناپذير و لجوج بودند .

فما لهم عن التذكرة معرضين

1083- عجب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 122 - 13

13 ـ رضايت از عملكرد خويش، از ويژگيهاى كافران است.

كذلك زين للكفرين ما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 24 - 5

5 - تكيه غرورآميز كافران دين ستيز ، بر مال و منال و نيروى انسانى خويش

فسيعلمون من أضعف ناصرًا و أقلّ عددًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 33 - 1

1 - تبختر و به خودباليدن ، از نشانه هاى كفر و از اوصاف كافران است .

ثمّ ذهب إلى أهله يتمطّى

مفسّران واژه «يتمطّى» را به معناى «تبختر» دانسته اند; زيرا اين واژه يا از ماده «مط»(كشيدن پاها و گام ها) است و يا از ماده «مطا»(پشت). در هر دو صورت، مقصود تبختر و فخرفروشى است.

1084- عجب كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 6

6- كافران عصر بعثت ، فريفته وضعيت بهتر اقتصادى و هم نشينان به ظاهر آراسته خويش بودند .

أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

افتخار به محفل، در حقيقت افتخار به حاضران در آن است و مراد از اهل محفل به قرينه «من هو. .. أضعف جنداً» ـ در آيات بعد ـ هم فكران و ياوران كافران است.

1085- عجز اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 14

14- آتش قيامت ، همانند سراپرده اى فراگير ، راه گريز را بر كافران خواهد بست .

نارًا أحاط بهم سرادقها

«سرادق» معرب «سراطاق» و به معناى خيمه و پرده سرا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 39 - 1

1- كافران ، در روز رستاخيز در احاطه آتشى فراگير بوده و از دفع آن از چهره و قفاى خود ناتوان خواهند بود .

لو يعلم الذين كفروا حين لايكفّون عن وجوههم النار و لا عن ظهورهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 40 - 3

3- كافران دوزخى ، از دفع و برگردانيدن عذاب الهى ، كاملاً ناتوان اند .

فلايستطيعون ردّها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 65 - 1،2

1 - در قيامت بر دهان كافران مهر زده شده و آنان از هرگونه سخن گفتن ناتوان خواهند شد .

اليوم نختم على أفوههم

مقصود از مهر خوردن دهان كافران، ناتوان شدن آنان از هر گونه سخن گفتن است.

2 - كافران در قيامت ، از هرگونه دفاع از خود در برابر محكوميتشان به دوزخ ، ناتوان خواهند بود .

هـذه جهنّم الّتى كنتم توعدون . .. اليوم نختم على أفوههم

مهر خوردن دهان كافران، به قرينه آيه قبل ـ كه سخن از محكوميت آنان به دوزخى شدن بود ـ مى تواند كنايه از ناتوانى آنان در دفاع از خود، در برابر دوزخى شدن خويش باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 24 - 2

2 - تلاش مذبوحانه و بى ثمر كافران و مشركان دوزخى ، در جهت دفع عذاب الهى از خود

أفمن يتّقى بوجهه سوء العذاب يوم القيـمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 42 - 3

3 - كافران و مشركان در عرصه قيامت به سجده فرا خوانده مى شوند ; ولى آنان از اين كار ناتوان اند .

و يدعون إلى السجود فلايستطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 15 - 6

6 - قلب هاى تيره كافران ، در قيامت نيز از درك حقيقت و شناخت خداوند و جلوه هاى ربوبيت او ، ناتوان خواهند بود . *

إنّهم عن ربّهم يومئذ لمحجوبون

محجوب بودن از «ربّ» ـ چنانچه از ارتباط اين آيه با آيه قبل برمى آيد ـ ممكن است به معناى محجوب ماندن قلب، از هرگونه ارتباط با خداوند باشد. در نتيجه كافران، در قيامت نيز خداوند را نخواهند شناخت و به او ايمان قلبى نمى آورند.

1086- عجز از پناه به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 28 - 6

6 - هيچ كس و هيچ نيرويى ، توانايى پناه دادن به كافران در برابر عذاب دردناك الهى را ندارد .

فمن يجير الكـفرين من عذاب أليم

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه استفهام در «فمن يجير. ..» انكارى است.

1087- عجز كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 26 - 9

9 - ناتوانى كافران از آوردن همانند براى قرآن ، منشأ اعتراض ها و ايراد هاى آنان به مثل هاى قرآن

فان لم تفعلوا و لن تفعلوا . .. إن اللّه لايستحى أن يضرب مثلا ما ... و أما الذين

بيان اشكال تراشى كافران به برخى تمثيلهاى قرآن - پس از دعوت آنان به تحدى (فأتوا بسورة) و بيان ناتوانى آنان از آوردن همانند براى قرآن (و لن تفعلوا) - اشاره به ريشه بهانه جوييهاى كافران دارد; يعنى، چون نتوانستند براى قرآن همانند بياورند به بهانه گيرى و اشكال تراشى پرداختند (ماذا أراد اللّه بهذا مثلا)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 171 - 3،4،6

3 - كافران به قرآن از حق شنوى ، حق گويى و حق بينى ، ناتوانند .

و مثل الذين كفروا . .. صم بكم عمى

«صم» و «بكم» و «عمى» به ترتيب: جمع أصم (كر) و أبكم (لال) و أعمى (كور) مى باشند. به نظر مى رسد متعلق «كفروا» به قرينه آيه قبل «ما أنزل اللّه» باشد، يعنى: مثل الذين كفروا بما أنزل اللّه.

4 - ناتوانى كفرپيشگان از ديدن و شنيدن حقايق دينى و بازگويى آنها ، ايشان را از درك معارف دين و حقايق قرآن ، محروم كرده است .

صم بكم عمى فهم لايعقلون

مفعول «لايعقلون» معارف الهى و حقايق قرآن (ما أنزل اللّه) است.

6 - كفرپيشگان بر اثر ترك پرسش و جستجو از حقايق و معارف دين ، از درك آنها ناتوان و محرومند .

بكم . .. فهم لايعقلون

تفريع جمله «فهم لايعقلون» بر لال بودن كفرپيشگان مى تواند اشاره به اين باشد كه: از ابزار شناخت حقيقت، جستجوى آن با پرسش و تحقيق است و كفرپيشگان از اين ابزار محرومند; يعنى، در پى يافتن حقيقت نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 120 - 9

9 ـ ناتوانى جبهه كفر در برابر جامعه ايمانى ، آنگاه كه مؤمنان به دستور هاى الهى ( امر به معروف و نهى از منكر ) عمل كنند .

كنتم خير امّة . .. لن يضرّوكم الّا اذًى و إن يقتلوكم يولّوكم الادبار ... ضربت عل

در برداشت فوق، تقوا به معناى عمل به دستورات الهى گرفته شده كه خداوند در آيات پيش به برخى از آنها (امر به معروف، ايمان واقعى و . .. ) اشاره كرده است. يعنى آنگاه كيد دشمنان بى اثر است كه تقوا داشته باشند و به دستورات الهى عمل كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 12

12 ـ ناتوانى كافران از مقابله با قرآن و پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)

حتى إذا جاءوك يجدلونك يقول الذين كفروا إن هذا إلا أسطير الأولين

پناه بردن مشركان به جدل و اتهام، گوياى اين است كه هيچ راه منطقى و صحيحى براى مقابله با قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) وجود نداشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 8،9

8 ـ نيرو هاى شرك و كفر هر چند فراوان باشند ، توان شكست اهل ايمان را ندارند .

و لن تغنى عنكم فئتكم شيئا و لو كثرت

9 ـ توان نيرو هاى شرك و كفر هر چند فراوان باشند ، در برابر خدا پوچ و بى اثرند .

و لن تغنى عنكم فئتكم شيئا و لو كثرت و أن اللّه مع المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 59 - 2،3،4

2 ـ كافران هرگز قادر نخواهند بود خداوند را ناتوان ساخته و مانع تحقق اراده وى شوند .

إنهم لايعجزون

برداشت فوق بر اين اساس است كه مفعول محذوف از «لايعجزون»، اللّه باشد. اعجاز (مصدر يعجزون) به معناى ناتوان ساختن است.

3 ـ كافران هرگز با نقض پيمان و خيانت به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) نخواهند توانست بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيشى گيرند و وى را از ادامه رسالت ناتوان سازند .

و إما تخافن من قوم خيانة . .. و لايحسبن الذين كفروا سبقوا إنهم لايعجزون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مفعول «سبقوا» و «لايعجزون» پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

4 ـ كافران همواره مقهور خداوند هستند .

و لايحسبن الذين كفروا سبقوا إنهم لايعجزون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 66 - 10

10 ـ توان رزمى و نيروى مقاومت هر مسلمان ، حتى پس از گراييدن جامعه ايمانى به ضعف ، بيش از دو چندان هر كافر است .

و علم أن فيكم ضعفا فإن يكن منكم مائة صابرة يغلبوا مائتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 8 - 8

8ـ كفرپيشگان ، در صورت مواجه شدن با عذاب هاى الهى ، از نجات دادن خويش ناتوان خواهند بود .

و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

جمله «ليس مصروفاً عنهم» بيان مى دارد كه عذاب از كفرپيشگان بازگردانده نمى شود و جمله «حاق بهم . ..» به اين نكته اشاره مى كند كه آنان نيز نمى توانند از عذاب بگريزند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 1

1ـ كفرپيشگان در هيچ كجاى زمين ، نمى توانند خود را از سيطره و حاكميت خداوند خارج سازند .

أُولـئك لم يكونوا معجزين فى الأرض

اعجاز (مصدر معجزين) به معناى از دسترس خارج بودن است. بنابراين و با توجه به اينكه مفعول «معجزين» الله است ، جمله «أُولـئك لم يكونوا ...» چنين معنا مى شود: آنان هيچ گاه از دسترس خدا (حاكميتو سلطه او) خارج نبوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 33 - 8

8ـ كفرپيشگان نه مى توانند از نزول عذاب الهى جلوگيرى كنند و نه قادرند از گرفتارشدن به آن ، خود را رهايى بخشند .

إنما يأتيكم به الله . .. و ما أنتم بمعجزين

إعجاز (مصدر معجزين) به معناى فرار كردن و از دسترس خارج شدن است. بنابراين «ما أنتم بمعجزين»; يعنى ، [پس از نزول عـذاب] نمى توانيد فرار كنيد و خود را از عذاب برهانـيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 47 - 6

6- متهم كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سحرشدگى ، نمودى از مستورى قلب كافران و ناتوانى آنان از درك حقايق است .

و جعلنا فى قلوبهم أكنّة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرًا و . .. إذ يقول الظـلمون إن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 40 - 4

4- بهت زدگى كافران در برابر عذاب ناگهانى ، بازدارنده آنان از هر گونه اقدام دفاعى است .

بل تأتيهم بغتة فتبهتهم فلايستطعيون ردها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 57 - 1،3

1 - كافران ، از شكست دادن و به سستى كشاندن نيروى الهى و جبهه حق ـ در هر جاى دنياـ ناتوانند .

لاتحسبنّ الذين كفروا معجزين فى الأرض

در آيه شريفه، متعلق «معجزين» (اين كه كافران چه چيز را به ناتوانى مى كشانند ـ ذكر نشده است; ولى با توجه به اين كه كافران، همواره درصدد تضعيف جبهه حق و دين الهى اند، مقصود از آن نيروى الهى و جيهه حق است. گفتنى است ظرف «فى الأرض» مى رساند كه اين ناتوانى در همه جاى دنيا وجود دارد.

3 - كافران ، از جلوگيرى از تحقق وعده الهى مبنى بر حاكميت فراگيرى اهل ايمان و پيروزى و امنيت آنان در هر جاى دنيا ، ناتوانند .

وعد اللّه الذين ءامنوا . .. ليستخلفنّهم فى الأرض ... لاتحسبنّ الذين كفروا معجزين

برداشت فوق، از ارتباط ميان اين آيه و دو آيه قبل، استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 50 - 6

6 - ذهن و انديشه كافران ، ناتوان از درك مكر خدا و تدبير الهى عليه آنان

و مكرنا مكرًا و هم لايشعرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 66 - 1

1 - دانش و معرفت درباره آخرت ، خارج از محدوده توان كافران

بل ادّرك علمهم فى الأخرة

«تدارُك» (مصدر «إدارك») عبارت است از پيوستن اجزاى شىء به آن شىء به گونه اى كه از آن اجزا، چيزى باقى نمانده باشد. «ادّارك علمهم فى الأخرة»; يعنى، آنها (كافران) دانششان مصروف جاى ديگرى شده و چيزى از آن باقى نمانده است تا بتوانند آن را درباره آخرت به كار برند. بنابراين آنان نه مجال آن را دارند كه با دلايل علمى، آخرت را رد كنند و نه مجال آن را دارند كه با برهان هاى يقينى آن را اثبات كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 78 - 11

11 - ناتوانى كافران از زيان رساندن به خدا و مقهور ساختن او با كفرورزى و حق ستيزى خويش

إنّ ربّك يقضى بينهم بحكمه و هو العزيز العليم

طرح عزت و قاهريت شكست ناپذير الهى، تعريضى است به آنان كه با حق ستيزى به مبارزه با خدا برخاستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 24 - 8

8 - كافران ، هيچ گريزى از حيطه قهر و قدرت خداوند ، ندارند .

نضطرّهم إلى عذاب غليظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 22 - 7

7 - كافران لجوج ، مانند مردگان در قبر ها ، از شنيدن سخن حق ناتوان بوده و هيچ راهى براى هدايتشان نيست .

و ما أنت بمسمع من فى القبور

در اين آيه كافران لجوج و حق ناپذير صدراسلام درمكه، به مردگان در قبرها تشبيه شده اند كه هيچ راهى براى هدايتشان نيست و آنان نيز هيچ زمينه اى براى پذيرش ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 65 - 6

6 - كافران و مجرمان از انكار رفتار و كردار ناپسند خود ناتوان خواهند بود .

تكلّمنا أيديهم و تشهد أرجلهم بما كانوا يكسبون

گواهى دادن دست و پا، مى تواند كنايه از اين نكته باشد كه كافران از هرگونه انكار رفتار زشت خويش ناتوان خواهند بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 67 - 1

1 - توانايى خداوند بر مسخ كردن كافران ، به گونه اى كه آنان آن چنان زمين گير شوند كه از برخاستن از جاى خود و حركت به پيش و عقب ناتوان شوند .

و لو نشاء لمسخنـهم على مكانتهم فما استطـعوا مضيًّا و لايرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 24 - 1

1 - كافران و مشركان دوزخى ، ناتوان از دفاع از خود در برابر عذاب الهى

أفمن يتّقى بوجهه سوء العذاب يوم القيـمة

«إتّقاء» (مصدر «يتّقى») به معناى سپر گرفتن جهت حفظ و دفاع از خود در برابر گزند است. دفاع از خود در برابر عذاب الهى به وسيله صورت ـ در حالى كه اصولاً انسان ها براى دفاع از خود از دست و پا استفاده مى كنند تا گزندى به صورتشان نرسد ـ بيانگر اوج ناتوانى دوزخيان از دفع عذاب از خويش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 44 - 11

11 - عجز كافران ، از درك معارف و مفاهيم بلند قرآن

و الذين لايؤمنون فى ءاذانهم وقر و هو عليهم عمىً

جمله «فى آذانهم وقر» (در گوش هاى كافران سنگينى است) و نيز جمله «هو عليهم عمىً» (كورى كافران نسبت به قرآن است) كنايه از ناتوانى كافران نسبت به درك مفاهيم قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 5

5- جوامع كفرپيشه ، با تمامى امكانات و قوا ، بى دفاع در برابر كيفر الهى

و كأيّن من قرية هى أشدّ قوّة من قريتك الّتى أخرجتك أهلكنـهم فلاناصر لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 32 - 1

1- كافران ، با كفر و حق ستيزى و مخالفتشان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناتوان از رسانيدن كمترين زيان به خداوند

إنّ الذين كفروا و . .. لن يضرّوا اللّه شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 22 - 1

1 - اطمينان بخشى خداوند به مؤمنان ، در ناتوانى كافران از غلبه بر ايشان ، پس از فتح خيبر و صلح حديبيه

و لو قـتلكم الذين كفروا لولّوا الأدبـر

برداشت بالا بر اين اساس است كه «لو قاتلكم. ..» نظر به آينده داشته باشد; يعنى، شما در آينده، همواره پيروز خواهيد بود و هر كه با شما بجنگد، منهزم خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 11

11- شديدترين تهديد ها از جانب كافران و مشركان ، ناتوان از خاموش ساختن نور ايمان در قلب هاى مستعد

و لولا رجال مؤمنون . .. لم تعلموهم

محيط مكه با آن كه مسخّر مشركان بود و مؤمنان ناگزير به هجرت شده بودند; ولى خداوند از وجود مردان و زنان مؤمن در آن خبر داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 30 - 4

4 - كافران ، مأيوس و ناتوان از مقابله با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيشگيرى از دعوت آن حضرت

نتربّص به ريب المنون

پناه بردن كافران به آرزو و دلبستن به حادثه، نشانه يأس آنان از مقابله كارساز با پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 34 - 5

5 - ناتوانى كافران از هماوردى با قرآن ، نشانگر بى صداقتى آنان در اتهام هايشان

إن كانوا صـدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 45 - 2

2 - ناتوانى جبهه كفر با تجهيز تمامى امكانات ، براى غلبه بر اراده خداوند و جبهه ايمان

سيهزم الجمع و يولّون الدّبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 14 - 1،10

1 - اطمينان بخشى خدا به مؤمنان درباره ناتوانى منافقان و كافران از رويارويى مستقيم با آنان

لايقـتلونكم جميعًا إلاّ فى قرًى محصّنة

ضماير فاعل «يقاتلون» به منافقان و كافران (يهود) ـ كه در آيات قبل مورد اشاره قرار گرفته اند ـ باز مى گردد و «جميعاً» نظر به اجتماع اين دو گروه دارد.

10 - كافران ، در نبرد هاى قومى و قبيله اى خود جنگاور و سخت كوش ; ولى در برابر جبهه حق ، ضعيف و ناتوان

بأسهم بينهم شديد . .. و قلوبهم شتّى

برداشت ياد شده در صورتى است كه واژه «بأسهم» اشاره به جنگ هايى باشد كه در ميان قبايل خود كافران آن روزگار متداول بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 44 - 8

8 - كافران تكذيب گر ، ناتوان از رهانيدن خود از سقوط و مبارزه با عوامل آن

سنستدرجهم من حيث لايعلمون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه چون عوامل و زمينه هاى سقوط، براى كافران ناشناخته و غافل گيرانه است; قهراً رهايى از آن نيز براى آنان ناممكن خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 6

6 - كافران ، ناتوان از رويارويى با قرآن و مبارزه با تعاليم آن

لمّا سمعوا الذكر و يقولون إنّه لمجنون

كافران، به هنگام شنيدن آيات قرآن به جاى مبارزه با آن و يا نقد و رد تعاليم آن، به متهم ساختن آورنده آن (پيامبراسلام) روى آوردند. از اين نكته مى توان به مطلب ياد شده پى برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 24 - 2

2 - كافران لجوج و حق ناپذير ، تنها به هنگام مشاهده نشانه هاى نزول عذاب الهى ، به ناتوانى و بى پناهى خود پى مى برند .

حتّى إذا رأوا ما يوعدون فسيعلمون من أضعف ناصرًا و أقلّ عددًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 3

3 - روى گردانى كافران از قرآن ، به دليل ناتوانى آنان از درك مفاهيم آن است و افسانه دانستن آن ، بهانه اى بيش نيست .

قال أسـطير الأوّلين . كلاّ بل ران على قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 6 - 8

8 - برخى كافران ناتوان از درك دين پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ارزش آن و نالايق براى استفاده از آن

و لى دين

1088- عجز كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 3

3- ناتوانى و درماندگى كافران و مشركان مكه ، در مبارزه با اسلام و منطق پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

از اين كه كافران و مشركان، به گونه اى مستمر به استهزاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى پرداختند، برمى آيد كه آنان در توسل به منطق و دليل و برهان ناتوان بودند و هيچ راهى جز اين نداشتند.

1089- عجله كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 71 - 1

1 - شتابورزى استهزاآميز كافران براى مشاهده عذاب الهى

و يقولون متى هـذا الوعد إن كنتم صـدقين

سياق آيه نشان مى دهد كه درخواست كافران، از روى ناباورى و استهزا بوده است، و پاسخ خداوند به آنان در آيه بعد ـ كه نظر به عذاب دنيوى دارد ـ مى رساند كه مراد از «وعد» وعده الهى به مجازات آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 176 - 2

2 - سرزنش شدن مشركان و كافران معاند از سوى خداوند ، به جهت شتاب آنان در نزول عذاب و شكست

أفبعذابنا يستعجلون

1090- عدالت با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 8 - 1،5

1 - اجازه خداوند به مؤمنان ، براى رفتار نيك و عادلانه با كافران غير معاند با دين

لاينهيكم اللّه عن الذين لم يقـتلوكم فى الدين

5 - رفتار نيك و عادلانه ، امرى شايسته در بينش الهى ، حتى نسبت به كافران

لاينهيكم اللّه . .. أن تبرّوهم و تقسطوا إليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 10 - 15

15 - حق مالكيت كافران غير محارب ، محترم و رعايت عدل درباره ايشان ضرورى است .

و ءاتوهم ما أنفقوا

از شأن نزول آيه، استفاده مى شود كه حكم پرداخت مهريه و نيز احترامى كه اسلام براى مالكيت كافران قائل است، مربوط به كافران غير محارب است; چنان كه آيه شريفه مسائل پس از صلح حديبيه را بيان مى كند. بنابراين رعايت اين عدل با آنچه از مفهوم «أن تبرّوهم و تقسطوا...» ـ كه نهى از قسط درباره كافران حربى بود ـ منافات ندارد.

1091- عدم تعقل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 30 - 10

10- « قال أبوجعفر ( ع ) . . . انّ قول اللّه عزّوجلّ « كانتا رتقاً » يقول : كانت السماء رتقاً لاتنزل المطر و كانت الأرض رتقاً لاتنبت الحبّ . . . فتق السماء بالمطر والأرض بنبات الحبّ ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . .. سخن خداى ـ عزّوجلّ ـ «كانتا رتقاً» بيان مى كند كه آسمان بسته بود و باران نمى باريد و زمين بسته بود و گياه نمى رويانيد ... پس خداوند آسمان را با باريدن باران و زمين را با رويانيدن گياه شكافت».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 71 - 3

3 - خداوند ، كافران را به جهت انديشه نكردن در جلوه هاى قدرت الهى در طبيعت سرزنش كرده است .

أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعـمًا

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه درباره كافران و درصدد سرزنش آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 77 - 1

1 - خداوند انسان كافر را به دليل انديشه نكردن در چگونگى مبدأ پيدايش خود سرزنش كرده است .

أوَلم ير الإنسـن أنّا خلقنـه من نطفة

برداشت ياد شده از لحن سرزنش آميز آيه شريفه به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 10 - 1

1 - اعتراف كافران دوزخى ، به گوش نسپردن و انديشه نكردن درباره تعاليم دين و پيامبران الهى

و قالوا لو كنّا نسمع أو نعقل

1092- عدم تفكر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 6 - 1

1ـ نكوهش كافران از سوى خداوند ، به خاطر نينديشيدن در عظمت ، زيبايى و اتقان نظام آسمان

أفلم ينظروا إلى السماء فوقهم . .. و ما لها من فروج

1093- عذاب اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 24 - 11

11 - كفرپيشگان در قيامت با آتشى كه خود برافروخته اند ، عذاب خواهند شد .

فاتقوا النار وقودها الناس و الحجارة أعدّت للكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 123 - 8

8 - در قيامت ، هيچ راه نجاتى براى كافرانِ به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) وجود نخواهد داشت .

أولئك يؤمنون به و من يكفر به . .. و اتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس شيئاً

هدف از توصيف قيامت، به اينكه فديه اى گرفته نمى شود و . ..; مأيوس كردن مستحقان عذاب است از اينكه راه نجاتى - جز ايمان به قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) - براى خويش توهم كرده و به اعتبار آن دل خوش كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 162 - 3،5،8

3 - كفرپيشگانى كه بدون توبه مى ميرند ، براى هميشه به عذاب اخروى گرفتار مى شوند .

خلدين فيها لايخفف عنهم العذاب

5 - عذاب اخروى كفرپيشگان و كتمان كنندگان حقايق ، عذابى تخفيف ناپذير است .

لايخفف عنهم العذاب

8 - عذاب اخروى كفرپيشگان و كتمان كنندگان حقايق دينى ، پس از مرگ آغاز شده و به تأخير نخواهد افتاد .

و لاهم ينظرون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ينظرون» فعل مجهول از باب افعال باشد; يعنى، از مصدر انظار (مهلت دادن) گرفته شده باشد. مراد از مهلت ندادن به قرينه «ماتوا و هم كفار» شروع عذاب پس از مرگ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 161 - 12

12 ـ تحريم طيبات بر تمامى يهود ـ كافر و مؤمن ـ و عذاب قيامت تنها از آن كافران ايشان

حرّمنا عليهم الطيبت . .. و أعتدنا للكفرين منهم عذاباً أليماً

با توجه به جمله «اعتدنا للكفرين منهم» و جمله «حرمنا عليهم الطيبت» كه در يكى كلمه «منهم» آمده و در ديگرى نيامده، معلوم مى شود براى همه يهوديان ـ چه كافر و چه مؤمن ـ طيبات تحريم شده ولى عذاب قيامت، تنها از آن كافران ايشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 36 - 1

1 ـ كفرپيشگان ، گرفتار عذابى دردناك در قيامت

إنّ الذين كفروا . .. لهم عذاب اليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 37 - 7

7 ـ كافران ، گرفتار عذابى پايدار در دوزخ

و لهم عذاب مقيم

«مقيم» به معناى دايم و ثابت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 30 - 10

10 ـ عذاب منكران معاد (كافران) به فرمان مستقيم خداوند در قيامت صورت مى گيرد.

قال فذوقوا العذاب بما كنتم تكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 4 - 13

13 ـ عذاب دردناك و آشاميدنى داغ و جوشان ، كيفر اخروى كفرمداران

و الذين كفروا لهم شراب من حميم و عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 46 - 6

6 ـ تأخير افتادن عذاب كافران نه به سود آنان بلكه باعث تشديد عذاب اخروى آنان خواهد شد .

ثم اللّه شهيد على ما يفعلون

همان گونه كه تأخير عذاب باعث نگرانى پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بود، براى كافران نيز ـ به قرينه آيه بعد (يقولون متى هذا الوعد) ـ دستاويز قرار گرفته بود تا به استهزاى مؤمنان بپردازند، از اين رو جمله «ثم اللّه شهيد على ما يفعلون» (خداوند پس از ستاندن جان تو، به دقت تمام اعمال آنان را زير نظر دارد)، چنان كه در برداشت فوق آمده، مى تواند بيانگر حكمت تأخير عذاب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 70 - 5

5 ـ كافران و مشركان ، در جهان آخرت عذاب شديدى را خواهند چشيد .

الذين يفترون على اللّه الكذب . .. ثم نذيقهم العذاب الشديد بما كانوا يكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 39 - 3

3ـ عذاب هاى اخروى كفرپيشگان ، عذابى دايمى و هميشگى است .

و يحلّ عليه عذاب مقيم

حلول (مصدر يحلّ) به معناى فرود آمدن است و «مقيم» از «أقام بالمكان» (درنگ كرد و ماندگار شد) مى باشد. بنابراين «عذاب مقيم»; يعنى ، عذاب ماندگار و زوال ناپذير.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 44 - 7

7ـ گرفتار شدن كفرپيشگان و ستمكاران به عذاب دنيوى ، موجب رهايى آنان از عذاب اخروى نيست .

فكان من المغرقين . .. و قيل بعدًا للقوم الظـلمين

بيان عذاب اخروى كفرپيشگان ، پس از بيان گرفتارى آنان به عذاب دنيوى ، اشاره به اين نكته دارد كه: نبايد گمان شود اگر كافران به كيفر دنيوى و عذاب استيصال گرفتار شدند ، از عذابهاى اخروى رهايى خواهند يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 24

24ـ عذاب روز قيامت ، عذابى است فراگير همه كافران و گنه كاران .

إنى أخاف عليكم عذاب يوم محيط

كلمه «محيط» (احاطه كننده و فراگير) در ظاهر صفت براى «يوم» است و در حقيقت ، بيانگر وصفى براى عذاب مى باشد; يعنى ، محيط عذابه.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 38 - 4

4- روبه رو شدن با حقايق و درك و لمس آن ، از جمله عذاب هاى كافران در روز قيامت است .

فويل للذين كفروا من مشهد يوم عظيم . أسمع بهم و أبصر يوم يأتوننا

در آيه قبل، دشوارى و سنگينى روز قيامت براى كافران مطرح گرديد. دراين آيه يكى از عوامل آن دشوارى ها مطرح گرديده كه همان درك و فهم حقايق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 40 - 5

5- كافران ، در طول عذاب اخروى ، كمترين مهلت و آسايشى نخواهند داشت .

و لا هم ينظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 72 - 3

3 - تقدير كيفر اخروى براى كافران ، علاوه بر كيفر دنيوى آنان

ردف لكم بعض الذى تستعجلون

همان طور كه گفته شد، قيد «بعض الذى. ..» مى رساند كه عذاب دنيوى تنها بخشى از مجازات هاى الهى است كه در حق كافران اعمال مى شود و آنان بايد در انتظار كيفرهاى اخروى نيز باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 24 - 7

7 - كافران در قيامت ، وادار مى شوند كه در عذابى سخت ، وارد شوند .

نمتّعهم قليلاً ثمّ نضطرّهم إلى عذاب غليظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 21

21 - خداوند ، در قيامت بر گردن كافران غل هايى خواهد زد .

و جعلنا الأغلـل فى أعناق الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 39 - 1

1 - عذاب دردناك مشركان و كافران مستكبر در دوزخ ، تجسم اعمال خود آنان و متناسب با رفتار ايشان است .

لذائقوا العذاب الأليم . و ما تجزون إلاّ ما كنتم تعملون

آيه شريفه، در واقع پاسخ سؤالى است كه از آيه قبل برمى آيد و آن اين كه: چرا عذاب مشركان مستكبر، عذابى دردناك است و آيا اين عذاب عادلانه است؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 12 - 2

2 - عذاب شدن كافران و مشركان در قيامت ، پس از اتمام حجت و دعوت شدن آنان به ايمان از سوى خداوند

ذلكم بأنّه إذا دعى اللّه وحده كفرتم و إن يشرك به تؤمنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 71 - 1،2،3

1 - كافران حق ستيز و ستيزه جو ، در روز قيامت غل به گردن خواهند داشت .

الذين يجـدلون . .. إذ الأغلـل فى أعنـقهم

2 - كافران حق ستيز و ستيزه جو در قيامت ، با زنجير بر روى زمين كشان كشان برده مى شوند .

و السلـسل يسحبون

«سلسلة» (مفرد «سلاسل») به معناى حلقه اى منظم از نظر طول است; يعنى، زنجير. «سحب» (مصدر «يسحبون») به معناى كشاندن چيزى بر سطح زمين است.

3 - كافران حق ستيز و ستيزه جو ، هنگام گرفتار شدن به عذاب الهى ، به عمق بطلان راه خود و پيامد رفتارشان آگاه خواهند شد .

فسوف يعلمون . إذ الأغلـل فى أعنـقهم و السلـسل يسحبون

برداشت ياد شده، از آن جا است كه ظرف «إذ الأغلال . ..» متعلق به «يعلمون» مى باشد. «يسحبون» نيز حال از ضمير «هم» در «فى أعناقهم» است; يعنى، به زودى مى دانند آن گاه كه غل در گردن هايشان باشد و با زنجير كشان كشان برده مى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 72 - 1،2

1 - كافران حق ستيز و ستيزه جو ، در قيامت به آب داغ و پر حرارت افكنده خواهند شد .

يسحبون . فى الحميم

يكى از معانى «حميم»، آب داغ و پر حرارت است.

2 - كافران حق ستيز و ستيزه جو ، در انبوهى از آتش دوزخ سوزانده خواهند شد .

ثمّ فى النار يسجرون

«سجر» در اصل به معناى پر كردن تنور از آتش گيره براى بر افروختن و تقويت آتش آن است. اسناد فعل «يُسجرون» به اشخاص، اسناد مجازى است. مقصود از آن فراگرفتن آتش زياد بر تمامى وجود دوزخيان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 9

9 - عذاب سخت و جانكاه روز قيامت ، فرجام كافران حق ناپذير

و لهم عذاب عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 35 - 2

2 - عذاب اخروى كافران ، معلول استهزاى ايشان نسبت به آيات الهى و فريفتگى آنان به زندگانى دنيا

ذلكم بأنّكم اتّخذتم ءايـت اللّه هزوًا و غرّتكم الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 20 - 11

11- عرضه كافران بر آتش ، همراه با سرزنش و توبيخ ، گوشه اى از عذاب ذلّت بار آنان *

يوم يعرض . .. أذهبتم طيّبـتكم فى الحياتكم الدنيا و استمتعتم بها فاليوم تجزون عذا

برداشت بالا بدان احتمال است كه نفس عرضه كافران بر آتش و توبيخ آنان، خود جزئى از عذاب خفّت بار آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 11

11- وجود كيفر هاى دنيوى براى بسيارى از كافران ، افزون بر عذاب اخروى آنان

و الذين كفروا . .. و النار مثوًى لهم . و كأيّن من قرية ... أهلكنـهم

از ارتباط اين آيه با آيه قبل، استفاده مى شود كه خداوند تمامى كيفر كافران را به آخرت واننهاده و آنان را در دنيا به كلى رها نساخته است; بلكه بسيارى از آنان را به كيفر كفرشان هلاك ساخته و مى سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 45 - 5

5 - فرجام شوم و هلاكت بار ، دركمين كافران [ در دنيا ، هنگام مرگ و يا در آخرت ]

يلـقوا يومهم الذى فيه يصعقون

تعبير «الذى فيه يصعقون» (روزى كه در آن بيهوش خواهند افتاد)، نشان دهنده سختى حال كافران به هنگام واقعه عذاب است. گفتنى است كه مراد از روز عذاب، مى تواند روز عذاب استيصال، يا روز عذاب قيامت و يا هنگام مرگ باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 46 - 1

1 - شكست دنيوى كافران ، پيش درآمد عذاب اخروى آنان

سيهزم الجمع . .. بل الساعة موعدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 5 - 11

11 - كافران ، مستوجب عذاب اخروى اند .

و للكـفرين عذاب مهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 8 - 4

4 - سرزنشِ نگهبانان دوزخ ، شكنجه و عذاب روحى براى كافران دوزخى است .

سألهم خزنتها ألم يأتكم نذير

سرزنش نگهبانان دوزخ از كسانى كه خود در آتش دوزخ مى سوزند و شكنجه مى شوند، مى تواند شكنجه ديگرى براى آنان از جهت روحى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 11 - 2

2 - كيفر و عذاب دوزخ براى كافران ، نتيجه و پيامد كوتاهى و تقصيركارى خود آنان است .

فاعترفوا بذنبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 12 - 7

7 - گرفتار ساختن كافران به عذاب جهنم و عذاب هاى سوزان تر از آن ، جلوه سخت گرفتن خداوند و هجوم ضربتى او است .

فلهم عذاب جهنّم و لهم عذاب الحريق . .. إنّ بطش ربّك لشديد

حرف «إنّ»، براى بيان علت است و دليل دچار كردن كافران به عذاب را بيان مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 20 - 1

1 - كافران در آخرت ، گرفتار آتشى مسلّط و فراگيرند ، كه تمام راه هاى گريز از آن بسته خواهد بود .

عليهم نار مؤصدة

«وَصيدَة»; يعنى، غرفه اى كه در كوهستان براى حفاظت از اموال ساخته شود و جمله «اوصدت الباب»; يعنى، درب را بسته و محكم كردم (مفردات راغب). بنابراين «مؤصدة»، به معناى بسته شده و محكم است مانند محفظه اى كه در دل كوه پديد آورند. حرف «على» در «عليهم»، بر سلطه كامل آتش و فراگير بودن آن دلالت دارد.

1094- عذاب اخروى كافران پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 12

12- عذاب كافرانِ پيرو در قيامت به قدرى شديد است كه آنان را به دريوزگى مى كشاند .

فقال الضعفـؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب الل

1095- عذاب استيصال كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 103 - 1

1 ـ خداوند ، به هنگام نزول عذاب استيصال بر كافران ، رسولان خود و مؤمنان را از مهلكه دور كرده و از آسيب پذيرى نجات مى داد .

فهل ينتظرون إلا مثل أيام الذين خلوا من قبلهم . .. ثم ننجى رسلنا و الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 44 - 5

5 - خداوند ، اقوام تكذيب گر و كفر پيشه تاريخ را پس از اين كه از فرصت داده شده استفاده نكردند و هم چنان بر كفر و انكار خود پاى فشردند ، با عذاب استيصال نابود كرد .

فأمليت للكـفرين ثمّ أخذتهم

«نكير» به معناى انكار (تغيير) است. و مقصود از آن به قرينه آيه بعد، تغيير نعمت به محنت، حيات به مرگ و نابودى و آبادانى به ويرانى است. گفتنى است كه استفهام در جمله «فكيف كان نكير»، استفهام تعجيبى و بيانگر شدت كيفر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 55 - 6

6 - روز وقوع عذاب استيصال ، آخرين روز حيات كافران بوده و رهايى آنان از آن ناممكن است .

أو يأتيهم عذاب يوم عقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 41 - 4

4 - عذاب استيصال ، كيفرى بر اساس حق و به دور از كمترين بى عدالتى نسبت به كافران و تكذيب گران

فأخذتهم الصيحة بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 47 - 5

5 - كفرپيشگان حق ناپذير ، در معرض عذاب استيصال

و لولا أن تصيبهم مصيبة

واژه «مصيبة» در آيه، هم شامل عذاب استيصال مى شود و هم شامل عذاب اخروى، برداشت ياد شده بر پايه احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 15 - 4

4 - با قطعى شدن عذاب استيصال بر كافران ، هيچ مهلتى براى گريز آنان نخواهد بود .

ما لها من فواق

در زبان عرب به مدت زمانى كه دوشنده شير ـ در فاصله ميان دو بار دوشيدن ـ به بچه شتر مهلت مى دهد تا شير بنوشد،

«فواق» گفته مى شود و مقصود از آن، مدت كوتاه و زودگذر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 77 - 4

4 - خداوند ، مشركان و كافران حق ستيز را كراراً به عذاب استيصال تهديد كرده است .

فإمّا نرينّك بعض الذى نعدهم

فعل مضارع «نعد» دلالت بر استمرار مى كند. اين كلمه مشتق از «وعد» است و «وعد» هم در خير استعمال مى شود و هم در شر. چون در اين جا ضمير به مشركان و كافران بر مى گردد، براى شر و تهديد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 13 - 9

9 - مشركان و كفرپيشگان ، پس از اتمام حجت بر آنان ، در معرض گرفتار آمدن به عذاب استيصال اند .

فإن أعرضوا فقل أنذرتكم صـعقة مثل صـعقة عاد و ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 20 - 1

1 - كافران در آخرت ، گرفتار آتشى مسلّط و فراگيرند ، كه تمام راه هاى گريز از آن بسته خواهد بود .

عليهم نار مؤصدة

«وَصيدَة»; يعنى، غرفه اى كه در كوهستان براى حفاظت از اموال ساخته شود و جمله «اوصدت الباب»; يعنى، درب را بسته و محكم كردم (مفردات راغب). بنابراين «مؤصدة»، به معناى بسته شده و محكم است مانند محفظه اى كه در دل كوه پديد آورند. حرف «على» در «عليهم»، بر سلطه كامل آتش و فراگير بودن آن دلالت دارد.

1096- عذاب برزخى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 162 - 8

8 - عذاب اخروى كفرپيشگان و كتمان كنندگان حقايق دينى ، پس از مرگ آغاز شده و به تأخير نخواهد افتاد .

و لاهم ينظرون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ينظرون» فعل مجهول از باب افعال باشد; يعنى، از مصدر انظار (مهلت دادن) گرفته شده باشد. مراد از مهلت ندادن به قرينه «ماتوا و هم كفار» شروع عذاب پس از مرگ است.

1097- عذاب جسمانى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 48 - 3

3 - شكنجه روحى كافران در دوزخ ، علاوه بر شكنجه جسمى آنان

يسحبون . .. ذوقوا مسّ سقر

امر در «ذوقوا» براى تهكم و استهزا است. به استهزا گرفته شدن دوزخيان از سوى مأموران الهى ـ در مقايسه با عذاب جسمى آنان ـ شكنجه روحى خواهد بود.

1098- عذاب حتمى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 48 - 6

6 ـ امكانات مادى و داشتن نيرو هاى انسانى و هوادار ، هرگز موجب نجات كفرپيشگان از گرفتار شدن به عذاب دوزخ نخواهد شد .

ما أغنى عنكم جمعكم و ما كنتم تستكبرون

1099- عذاب دنيوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 91 - 3،4،7

3 ـ كافران قوم شعيب شب هنگام به عذاب گرفتار شدند و صبحگاهش به هلاكت رسيدند . *

فأصبحوا فى دارهم جثمين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «اصبحوا» به معناى «ادخلوا فى الصباح» (داخل در صبح شدند) باشد، نه به معناى «صاروا». بر اين مبنا «فاصبحوا ... » مى رساند كه هلاكت به هنگام صبح اتفاق افتاد و در نتيجه عذاب لرزش پيش از صبح، يعنى درشب، بر كافران قوم شعيب عارض شده است.

4 ـ كفرپيشگان قوم شعيب بر اثر عذاب الهى ، همگان به رو بر زمين افتادند و هلاك شدند .

فأصبحوا فى دارهم جثمين

«جثوم» به معناى به زمين چسبيدن و حركت نكردن است و برخى گفته اند به معناى فرو افتادن شخص است بر سينه خود.

7 ـ نزول عذاب بر كفرپيشگان قوم شعيب ، پاسخ خداوند به درخواست او ( داورى ميان مؤمنان و كافران )

ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق . .. فأخذتهم الرجفة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 4

4ـ كافران به قيامت و آنان كه براى منحرف نشان دادن راه خدا تلاش مى كنند ، در خطر گرفتارشدن به عذاب هاى دنيوى اند .

الذين . .. يبغونها عوجًا و هم بالأخرة هم كـفرون. أُولـئك لم يكونوا معجزين فى الأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 26 - 11

11ـ كفرپيشگان ، در خطر گرفتار شدن به عذابهايى دردناك در دنيا

أن لاتعبدوا إلاّ الله إنى أخاف عليكم عذاب يوم أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 44 - 7

7ـ گرفتار شدن كفرپيشگان و ستمكاران به عذاب دنيوى ، موجب رهايى آنان از عذاب اخروى نيست .

فكان من المغرقين . .. و قيل بعدًا للقوم الظـلمين

بيان عذاب اخروى كفرپيشگان ، پس از بيان گرفتارى آنان به عذاب دنيوى ، اشاره به اين نكته دارد كه: نبايد گمان شود اگر كافران به كيفر دنيوى و عذاب استيصال گرفتار شدند ، از عذابهاى اخروى رهايى خواهند يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 67 - 6

6ـ ستمگران ، مشركان و كفرپيشگان ، در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى ( عذاب استيصال ) هستند .

و أخذ الذين ظلموا الصيحة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 5

5ـ كفرپيشگان امت هاى گذشته به عذاب هاى دنيوى گرفتار شدند .

و قد خلت من قبلهم المثلـت

«مثلات» (جمع مَثُلة) به معناى عقوبتها و عذابهاست. عذابها و عقوبتها بدان اعتبار «مثلات» ـ كه از ماده مِثل (مانند) است ـ گفته مى شود كه آن را مثال قرار مى دهند براى اينكه ديگران از آن عبرت گرفته و از عوامل آن بپرهيزند. از معانى «خلوّ» (مصدر خلت) گذشتن و سپرى شدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 40 - 3

3ـ نزول عذاب هاى دنيوى بر كفرپيشگان و متخلّفان از آيين الهى حتى پس از وفات پيامبر (صلی الله علیه و آله) نيز امرى محتمل و ممكن است .

و إن مَّا نرينّك بعض الذى نعدهم أو نتوفينّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 72 - 1،2،3،6

1 - مأموريت پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى ابلاغ تهديد خداوند به كافران ، مبنى بر نزديك بودن عذاب دنيايى آنان

قل عسى أن يكون ردف لكم بعض الذى تستعجلون

تعبير «ردف لكم» (در پى شما است) كنايه از قريب الوقوع بودن مجازات كافران مى باشد. گفتنى است كه «الذى تستعجلون» هم شامل عذاب دنيوى مى شود و هم عذاب اخروى. بنابراين عبارت «بعض الذى» نشانگر عذاب دنيايى خواهد بود.

2 - عذاب دنيوى ، تنها بخشى از مجازات هاى الهى براى كافران است ، نه همه آن .

ردف لكم بعض الذى تستعجلون

قيد «بعض» مى رساند كه همه وعيدهاى الهى در حق كافران، در اين دنيا اعمال نمى شود; بلكه آنچه در اين جا اعمال مى شود، تنها جزئى از مجازات ها است و بقيه براى جهان آخرت مى ماند.

3 - تقدير كيفر اخروى براى كافران ، علاوه بر كيفر دنيوى آنان

ردف لكم بعض الذى تستعجلون

همان طور كه گفته شد، قيد «بعض الذى. ..» مى رساند كه عذاب دنيوى تنها بخشى از مجازات هاى الهى است كه در حق كافران اعمال مى شود و آنان بايد در انتظار كيفرهاى اخروى نيز باشند.

6 - تهديد كافران به نزديك بودن بخشى از عذاب دنيوى وعده داده شده به آنان

ردف لكم بعض الذى تستعجلون

مراد از «الذى تستعجلون» مى تواند تنها عذاب دنيايى باشد. بنابراين «بعض الذى تستعجلون»; يعنى، بخشى از آن عذاب كه خواستار شتاب آن هستيد، در پى شما است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 66 - 3

3 - عذاب شدن برخى از كافران و عذاب نشدن برخى ديگر در دنيا ، به مشيت خدا بستگى دارد .

و لو نشاء لطمسنا على أعينهم . .. فأنّى يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 85 - 4

4 - آشكار شدن خسارت و زيان كارى مشركان و كافران قدرتمند و حق ناپذير ، به وقت نزول عذاب الهى بر ايشان در دنيا

لمّا رأوا بأسنا . .. و خسر هنالك الكـفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 60 - 5

5 - كافران ، در معرض عذاب دنيوى ، افزون بر كيفر سخت و حتمى آخرت

فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب أصحـبهم . .. فويل للذين كفروا من يومهم الذى يوع

در صورتى كه «يومهم. ..» نظر به روز قيامت و آيه قبل (مثل ذنوب أصحابهم) نظر به كيفرهاى دنيوى داشته باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 45 - 5

5 - فرجام شوم و هلاكت بار ، دركمين كافران [ در دنيا ، هنگام مرگ و يا در آخرت ]

يلـقوا يومهم الذى فيه يصعقون

تعبير «الذى فيه يصعقون» (روزى كه در آن بيهوش خواهند افتاد)، نشان دهنده سختى حال كافران به هنگام واقعه عذاب است. گفتنى است كه مراد از روز عذاب، مى تواند روز عذاب استيصال، يا روز عذاب قيامت و يا هنگام مرگ باشد.

1100- عذاب دنيوى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 37 - 4

4- كافران مكه ، در آستانه شكست و عذاب دنيوى قرار گرفته بودند .

سأُوريكم ءايـتى

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مراد از «آيات» شكست كفار مكه و عذاب دنيوى آنان باشد. گفتنى است مكى بودن اين آيات، مؤيد برداشت ياد شده است.

1101- عذاب ذلت بار كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 98 - 9

9 ـ جامعه هاى كفرپيشه و تكذيب گر ، در معرض عذاب ذلتبار الهى اند .

فلولا كانت قرية ءامنت . .. لها ءامنوا كشفنا عنهم عذاب الخزى

1102- عذاب روحى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 48 - 3

3 - شكنجه روحى كافران در دوزخ ، علاوه بر شكنجه جسمى آنان

يسحبون . .. ذوقوا مسّ سقر

امر در «ذوقوا» براى تهكم و استهزا است. به استهزا گرفته شدن دوزخيان از سوى مأموران الهى ـ در مقايسه با عذاب جسمى آنان ـ شكنجه روحى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 8 - 4

4 - سرزنشِ نگهبانان دوزخ ، شكنجه و عذاب روحى براى كافران دوزخى است .

سألهم خزنتها ألم يأتكم نذير

سرزنش نگهبانان دوزخ از كسانى كه خود در آتش دوزخ مى سوزند و شكنجه مى شوند، مى تواند شكنجه ديگرى براى آنان از جهت روحى باشد.

1103- عذاب قبر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 41 - 9

9 ـ عن رسول الله(صلی الله علیه و آله): يكسى الكافر لوحين من نار و فى قبره فذلك قوله: «لهم من جهنم مهاد و من فوقهم غواش».

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است: دو لوح (زير انداز و روانداز) از آتش بر كافر در قبرش پوشانده مى شود و اين است سخن خداوند: «براى كافران بسترى از آتش جهنم و روى آنان پوششهايى از آن است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 124 - 12

12 - « عن أميرالمؤمن ين ( ع ) : و إنّ المعشية الضنك التى حذر اللّه منها عدوّه عذاب القبر انّه يسلّط على الكافر فى قبره تسعة و تسعين تنّيناً فينهشن لحمه و يكسرن عظمه و يترددن عليه كذلك إلى يوم يبعث ;

از اميرالمؤمن ين(ع) روايت شده: همانا «معيشت ضنك» ـ كه خداوند دشمنان خود را از آن برحذر داشته ـ عذاب قبر است. خدا بر كافر در قبرش 99 مار بزرگ مسلط مى كند كه گوشت او را مى گزند و استخوان وى را مى شكنند و همين طور بر روى او رفت و آمد مى كنند تا روزى كه برانگيخته شود».

1104- عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 7 - 7

7 - كفر پيشگان به عذابى گرفتار خواهند شد .

و لهم عذاب عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 104 - 11

11 - كفر پيشگان به عذابى دردناك گرفتار خواهند شد .

و للكفرين عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 102 - 26

26 ـ خداوند ، عذابى خواركننده براى كافران فراهم كرده است .

إنّ اللّه اعد للكفرين عذاباً مهيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 36 - 2،3

2 ـ كفرپيشگان ، راهى براى نجات از عذاب دوزخ ندارند .

إنّ الذين كفروا . .. و لهم عذاب اليم

جمله «لو ان . ..» كنايه از نبود راه نجات از عذاب دوزخ است.

3 ـ ثروت هاى دنيا ، هر چند دو برابر شود ، و كافران آن را در قبال رهايى از دوزخ بپردازند ، پذيرفتنى نيست .

إنّ الذين كفروا لو أنَّ لهم ما فى الارض جميعاً . .. ما تقبل منهم و لهم عذاب اليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 73 - 10

10 ـ ايمنى از عذاب دردناك در گرو يكتاپرستى و پرهيز از گفتار كفرآميز

و ما من اله الا اله وحد و إن لم ينتهوا عما يقولون . .. عذاب اليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 10 - 7،8

7 ـ كافرانى كه پيامبران و عذابهاى موعود آنان را استهزا مى كردند، به همان عذابهاى مورد تمسخر خويش گرفتار شدند.

فحاق بالذين سخروا منهم ما كانوا به يستهزءون

بنابراين كه «ما» موصوله بوده و مراد از آن، عذاب الهى باشد كه در ضمن سخنان پيامبران مطرح مى شده و مورد استهزاى كافران قرار مى گرفته است.

8 ـ كافرانى كه به استهزاى انبياى گذشته مى پرداختند، به عذاب و كيفر استهزاى خود گرفتار شدند.

فحاق بالذين سخروا منهم ما كانوا به يستهزءون

بنابراين كه تقدير آيه «جزاء ما كانوا به يستهزءون» باشد. در اين صورت «ما» در (ما كانوا) مصدريه بوده و مرجع ضمير «به»، به قرينه كلمه «رسل» در صدر آيه مى تواند كلمه «رسول» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 6

6 ـ خداوند در عين قدرت بر فرستادن انواع عذاب بر مشركان و كافران، به آنان مهلت مى دهد.

قل هو القادر على أن يبعث عليكم

چون در آيات گذشته سخن از نزول عذاب و درخواست مشركان در اين زمينه بود، اين آيه با بيان قدرت خداوند بر عذاب به طور ضمنى دلالت بر مهلت دادن به مشركان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 19

19 ـ سران شرك و كفر و پيروانشان، بى خبر از مضاعف بودن عذاب خويش

لكل ضعف و لكن لاتعلمون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه سران شرك نيز، همچون پيروان آنان، مخاطب «لاتعلمون» باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 3

3 ـ پيروان شرك و كفر براى رهايى از عذاب مضاعف هيچ مزيتى بر سران خويش ندارند.

فما كان لكم علينا من فضل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 99 - 2

2 ـ فراگيرى عذاب بر كفرپيشگان بى تقوا به هنگام غفلت هاى شبانه و سرگرمى هاى روزانه ، از مكر ها و برنامه هاى پنهانى خداوند با آنان

أن يأتيهم بأسنا بيتا . .. ضحى و هم يلعبون. أفأمنوا مكر اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 100 - 5

5 ـ گنهكاران و كفرپيشگان در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى الهى

أن لو نشاء أصبنهم بذنوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 50 - 5،8

5 ـ مرگ كافران كشته شده در جنگ بدر با شكنجه و عذابى سخت از سوى فرشتگان مرگ

إذ يتوفى الذين كفروا الملئكة يضربون وجوههم و أدبرهم

از مصاديق مورد نظر براى «الذين كفروا»، به دليل وقوع آيه مورد بحث در پى آيات مربوط به جنگ بدر، كافرانى هستند كه در آن نبرد به قتل رسيدند.

8 ـ كافران پس از جان كندن پر مشقت به عذاب و آتشى سوزان ( عذاب برزخ ) گرفتار خواهند شد .

و ذوقوا عذاب الحريق

امر به چشيدن عذاب حريق (ذوقوا عذاب الحريق)، دلالت بر وجود بالفعل آن عذاب دارد. و چون اين جمله به هنگام گرفتن جان كافران گفته مى شود، معلوم مى شود كه كافران پس از مردن به عذاب گرفتار خواهند شد و اين همان عذاب برزخى است. گفتنى است «ذوقوا ... » به تقدير «يقولون لهم» سخن ملائكه با كافران به هنگام گرفتن جان آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 51 - 1

1 ـ شكنجه و عذاب كافران به هنگام مرگ و پس از آن نتيجه اعمال خود آنان است ، نه ظلمى از جانب خداوند بر ايشان .

ذوقوا عذاب الحريق. ذلك بما قدمت أيديكم و أن اللّه ليس بظلّم

«ذلك» مى تواند اشاره به خصوص «عذاب الحريق» باشد و مى تواند اشاره به مجموع عذابى باشد كه در آيه قبل بيان شد. قابل ذكر است كه در برداشت فوق «أن اللّه ... » ناظر به اين حقيقت گرفته شده كه عذاب كافران بيش از استحقاق آنان نيست، نه تعليلى براى ضرورت گرفتارسازى ايشان به عذابهاى الهى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 13 - 6

6 ـ عذاب استيصال الهى در كمين جوامع كفرپيشه و بيدادگران مجرم

و لقد أهلكنا . .. لما ظلموا و جاءتهم رسلهم ... كذلك نجزى القوم المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 88 - 20،21

20 ـ عذاب دردناك جهنم ، كيفر كافران است .

فلايؤمنوا حتى يروا العذاب الأليم

ممكن است الف و لام «العذاب» ـ كه براى عهد ذهنى است ـ اشاره به عذاب دنيوى (استيصال) باشد و ممكن است اشاره به عذاب برزخى و يا عذاب اخروى باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال دوم است.

21 ـ كافران در آستانه مرگ ، عذاب دردناك الهى را مشاهده خواهند كرد .

فلايؤمنوا حتى يروا العذاب الأليم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه الف و لام «العذاب» ـ كه براى عهد ذهنى است ـ اشاره به عذاب برزخى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 8 - 7

7ـ عذاب الهى ، كفرپيشگان را احاطه خواهد كرد .

ألا يوم يأتيهم . .. و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

جمله «حاق بهم» عطف بر «ليس مصروفاً» است و به قرينه «يأتيهم» فعل ماضى «حاق» به معناى مضارع «يحيق» (احاطه خواهد كرد) مى باشد. مراد از «ما كانوا ...» عذابهاى الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 33 - 1،2

1ـ نزول عذاب بر كفرپيشگان ، به دست خدا و به مشيت اوست .

إنما يأتيكم به الله

2ـ نازل كردن عذاب بر كفرپيشگان ، در اختيار پيامبران نيست .

فأتنا بما تعدنا . .. قال إنما يأتيكم به الله إن شاء

كفرپيشگان با مخاطب قراردادن نوح(ع) از او خواستند تا تهديدهاى اعلام شده را تحقق بخشد. حضرت نوح(ع) با آوردن كلمه «انما» ـ كه دلالت بر حصر دارد ـ به اين معنا اشاره مى كند كه: آوردن عذاب از شؤون خداوند است و در اختيار بشر نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 48 - 9

9ـ عذاب دردناك ، فرجام و عاقبت كفرپيشگان است .

ثم يمسّهم منا عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 57 - 10،11

10ـ هلاكت كفرپيشگان به عذاب هاى الهى ، هرگز مايه زيان و ضررى براى خداوند نيست .

و يستخلف ربى قومًا غيركم و لاتضرونه شيئًا

در برداشت فوق ، جمله «لاتضرونه» در ارتباط با «يستخلف ربى . ..» معنا شده است; يعنى ، در صورت نابودى شما ، ضررى متوجه خداوند نمى شود.

11ـ نزول عذاب الهى بر كفرپيشگان ، برخاسته از استحقاق آنان است نه آنكه وجودشان موجب ضرر و زيان بر خدا باشد .

و يستخلف ربى قومًا غيركم و لاتضرونه شيئًا

برداشت فوق مبتنى براين است كه جمله «لاتضرونه» حال باشد. براين اساس جمله «يستخلف ... و لاتضرونه» چنين معنا مى شود. در حالى كه ضرر و زيانى را متوجه خدا نمى كنيد شما را عذاب مى كند و اين معنا مى رساند كه موجب عذاب، استحقاق كفرپيشگان است نه اين كه وجودشان مايه ضررى بر خدا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 66 - 10

10ـ كفرپيشگان و مخالفان معارف دين ، در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى الهى اند .

فلما جاء أمرنا نجّينا صـلحًا . .. و من خزى يومئذ إن ربك هو القوىُّ العزيز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 102 - 2،4

2ـ امت هاى ستم پيشه ( جوامع كفرپيشه و مشرك ) در خطر گرفتار شدن به عقوبت هاى الهى و عذاب هاى استيصال هستند .

و كذلك أخذ ربك إذا أخذ القرى و هى ظـلمة

4ـ نزول عذاب بر ستم پيشگان ( كافران و مشركان ) پرتوى از ربوبيت خدا در جهت تدبير امور انسانهاست .

و كذلك أخذ ربك إذا أخذ القرى و هى ظـلمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 103 - 1

1ـ عذاب هاى نازل شده بر امت هاى كفرپيشه و مشرك ، نشانه اى بزرگ بر وجود قيامت و عذاب هاى اخروى است .

إن فى ذلك لأية

«آية» به معناى نشانه است و متعلق آن ـ به قرينه «لمن خاف عذاب الأخرة» - حقانيت قيامت و عذابهاى آن است. نكره آوردن «آية» براى رساندن بزرگى و عظمت آن مى باشد. بنابراين «إن فى ذلك لأية»; يعنى، همانا در آن عذابهاى دنيوى، نشانه بزرگى است بر حقانيت قيامت و عذابهاى آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 107 - 8

8ـ وجود دلايل روشن بر توحيد و حقانيت قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مانع هر گونه بهانه اى براى انكار آنها و موجب استحقاق كافران و مشركان به عذاب هاى الهى است .

و ما أكثر الناس . .. بمؤمنين ... و ما يؤمن أكثرهم بالله إلاّ و هم مشركون. أفأمنو

حرف «فاء» در «أفأمنوا» استحقاق عذاب را بر آيه «ذلك من أنباء الغيب . ..» ـ كه حاوى برهان بر حقانيّت قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و آيه «و كأيّن من آية ...» ـ كه دربردارنده دليل بر توحيد مى باشد ـ مترتّب كرده است ; يعنى، چون اتمام حجت شده، عذر و بهانه اى در كار نيست و كفرپيشگان مستحق عذابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 4

4ـ پيامبران ، كفرپيشگان امت خويش را به نزول عذاب هاى الهى هشدار مى دادند .

و ظنوا أنهم قد كذبوا

ضميرهاى جمع در جمله «ظنوا . ..» به «الذين» در آيه قبل برمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 32 - 9

9ـ نازل كردن عذاب بر استهزاگران انبيا و كافران به رسالت ايشان ، از سنت هاى خداوند است .

ثم أخذتهم فكيف كان عقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 34 - 1

1ـ كافران ، مشركان ، گمراهان و آنان كه پيامبران را به مسخره مى گيرند ، به عذاب هاى سخت دنيوى و اخروى گرفتار خواهند شد .

لهم عذاب فى الحيوة الدنيا و لعذاب الأخرة أشق

مراد از ضمير در «لهم» ـ به قرينه آيه 31 و 32 ـ كافران، مشركان ، استهزاگران و گمراهان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 40 - 4

4ـ تحقّق و عدم تحقّق تهديد هاى ابلاغ شده به كفرپيشگان ، در اختيار پيامبر (صلی الله علیه و آله) نبود .

و إن مَّا نرينّك بعض الذى نعدهم أو نتوفينّك فإنما عليك البلـغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 88 - 1

1- كافران سد كننده راه خدا ، داراى عذابى بس فزون تر از ديگر كافران

الذين كفروا و صدّوا عن سبيل الله زدنـهم عذابًا فوق العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 2 - 3

3- كفرپيشگان ، و گنه كاران ، به عذاب شديد الهى گرفتار خواهند شد .

لينذر بأسًا شديدًا من لدنه

«بأس»، به معناى عذاب و سختى است و به قرينه «يبشّر المؤمنين. ..» ـ در فراز بعد ـ مراد، عذابى است كه كافران و گنه كاران به آن تهديد شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 55 - 19

19- نزول عذاب بر كفر پيشگان ، پس از اتمام حجت است .

و ما منع الناس أن يؤمنوا إذ جاءهم الهدى . .. أو يأتيهم العذاب قبلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 102 - 12

12- اولياى پندارى كافران ( معبودان باطل ) از دفع عذاب الهى از آنان ناتوانند .

أن يتّخذوا عبادى من دونى أولياء إنّا أعتدنا جهنّم للكـفرين نزلاً

همزه استفهام در «أفحسب» گوياى آن است كه گمان ولايت براى معبودان، گمانى خطا است; زيرا، عذاب جهنم مهيا است (إنّا أعتدنا. ..) و از معبودان براى دفع آن كارى ساخته نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 79 - 10

10- خداوند ، مدعيان دستيابى به مال و فرزند با كفرورزى را ، در عذاب كفر و جهل خودشان نگاه مى دارد .

و نمدّ له من العذاب مدًّا

محتمل است مراد از «العذاب» عذاب گمراهى و كفرى باشد كه كافر در آن گرفتار است. جمله «فليمدد له الرحمان مدّاً» در آيات پيشين نيز ـ كه تداوم ضلالت گمراهان را بيان كرده ـ از همين مقوله است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 131 - 17

17 - ثروت انبوه براى كافران ، عذاب آور و سختى آفرين است .

لنفتنهم فيه

از معانى «فتنة» عذاب و مشقت است (قاموس). لام در «لنفتنهم» لام عاقبة و بيانگر بازتاب پيش بينى نشده ثروت مندى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 46 - 5

5- عذاب كافران ، از شؤون ربوبيت الهى است .

و لئن مسّتهم نفحة من عذاب ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 110 - 2

2- كافران و مشركان حق ناپذير ، به عذاب و كيفر الهى تهديد شدند .

إنّه يعلم الجهر من القول و يعلم ماتكتمون

تذكر به اين كه خداوند به سخنان آشكار و توطئه ها و اسرار مشركان و كافران آگاه است، در حقيقت تهديد آنان و هشدارى به كيفر و عذاب شدن آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 27 - 15

15 - نزول عذاب بر كافران ، طبق برنامه و گزينش دقيق قبلى خداوند

إلاّ من سبق عليه القول منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 82 - 7

7 - اقدام خداوند به اتمام حجت بر كافران ، پيش از فرستادن عذاب بر آنان

أخرجنا لهم دابّة من الأرض تكلّمهم

ارائه معجزه به كافران، پيش از هلاك ساختن آنان با «عذاب استيصال»، مى تواند براى اين باشد كه حجت خدا بر آنان تمام شود و آنان هيچ عذرى نداشته باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 85 - 1

1 - نزول عذاب بر كافران تكذيب گر ، پس از پايان يافتن محاكمه آنان

قال أكذّبتم بـايـتى . .. و وقع القول عليهم

در تفسير «وقع القول عليهم» چند نظر ابراز شده است كه از جمله آنها «حلول عذاب» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 53 - 11

11 - عذاب كافران چنان غافل گيرانه خواهد بود كه آنان ، هيچ خبردار نخواهند شد .

و لجاءهم العذاب و ليأتينّهم بغتة و هم لايشعرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 16 - 1

1 - كافران دروغ انگارِ آيات الهى و آخرت ، گرفتار عذابند .

و أمّا الذين كفروا و كذّبوا بأيـتنا و لقاىِ الأخرة فأولـئك فى العذاب محضرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 8 - 5

5 - خداوند ، فراهم آورنده عذابى دردناك براى كفرپيشگان است .

و أعدّ للكـفرين عذابًا أليمًا

«أعدّ» مى تواند عطف بر چيزى مثل «فأثاب» باشد كه «ليسئل» بر آن دلالت مى كند. بنابراين، معنا، چنين مى شود: «ما از انبيا پيمان گرفتيم ... تا براى كافران عذابى دردناك مهيّا شود».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 64 - 2

2 - خداوند ، براى كافران ، آتشى شعلهور فراهم كرده است .

إنّ اللّه . .. و أعدّ لهم سعيرًا

«سعير» از «سعر» و به معناى «شعلهورى آتش» است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 66 - 4

4 - لازم است كه روزى را كه در آن ، كافران با آتش جهنم ، به سختى عذاب و سوزانده مى شوند ، به خاطر داشت .

يوم تقلّب وجوههم فى النار

برداشت بنابراين احتمال است كه نصب «يوم» به جهت مفعولٌ به بودن اش باشد. كه بايد فعل «اُذكر» در تقدير باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 66 - 1،2

1 - توانايى خداوند بر عذاب كافران ، به گونه اى كه آنان با از بين رفتن چشم ها و نورديدگانشان ، راه معمول خود را پيدا نكرده و از پيمودن راه درست محروم خواهند شد .

و لو نشاء لطمسنا على أعينهم فاستبقوا الصرط فأنّى يبصرون

«طمس» (مصدر «طمسنا») به معناى از بين بردن آثار و شواهد چيزى است و مقصود از «لطمسنا على أعينهم» از بين بردن كامل عضو چشم و يا نور و بينايى آن مى باشد. مراد از «الصراط» نيز راه معمول و متداولى است كه افراد آن را طى مى كنند.

2 - عذاب كافران با از بين بردن چشم ها و نورديدگانشان ( به گونه اى كه راه درستى را پيدا نكنند ) جزء مشيت و سنت خدا نيست .

و لو نشاء لطمسنا على أعينهم فاستبقوا الصرط فأنّى يبصرون

از به كار رفتن «لو» ـ كه براى امتناع و امر محالى است ـ برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 67 - 2

2 - عذاب كافران با مسخ و زمين گير شدن شان ، جزء مشيت و سنت خدا نيست .

و لو نشاء لمسخنـهم على مكانتهم فما استطـعوا مضيًّا و لايرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 68 - 6

6 - بازگشت انسان به حالت طفوليت ـ پس از دوران پيرى ـ از نظر قواى جسمى و عقلى ، نشانگر توانايى خداوند بر عذاب كافران و بازگرداندن آنان به روز رستاخيز است .

و لو نشاء لطمسنا على أعينهم . .. و من نعمّره ننكّسه فى الخلق

برداشت ياد شده براين اساس استوار است كه عبارت «من نعمّره . ..» عطف بر «و لو نشاء لطمسنا...» ـ از باب عطف علت بر معلول ـ باشد; يعنى، آيه شريفه درصدد ارئه شاهدى بر توانايى خداوند بر مسخ و زمين گير كردن انسان و بازگرداندن وى به روز رستاخيز براى محاكمه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 3 - 5

5 - فرياد استغاثه و كمك خواهى كافران گذشته به هنگام عذاب ، بى نتيجه بود و آنان نجات نيافتند .

فنادوا و لات حين مناص

«مناص» به معناى ملجأ و راه گريز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 88 - 3

3 - كافران و مشركان ، به عذاب و شكست تهديد شدند .

و لتعلمنّ نبأه بعد حين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 57 - 1

1 - ظهور ارزش تقوا و نقش هدايت الهى ( قرآن ) ، هنگام عذاب و در قيامت براى كافران و گنه كاران

أو تقول لو أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 1

1 - آرزوى كافران و گنه كاران ، هنگام مشاهده عذاب الهى ، به بازگشت دوباره به دنيا

أو تقول حين ترى العذاب لو أنّ لى كرّة

«لو» در آيه شريفه، براى تمنّى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 71 - 22

22 - عذاب كافران ، پس از اتمام حجت الهى بر آنان خواهد بود .

ألم يأتكم رسل منكم يتلون عليكم ءايـت ربّكم . .. قالوا بلى و لـكن حقّت كلمة العذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 11 - 10

10 - يأس و نااميدى شديد كافران حق ناپذير ، از نجات خويش از عذاب الهى

فهل إلى خروج من سبيل

مفسران بر اين باوراند كه چنين سخنى، از زبان كسانى صادر مى شود كه يأس و نااميدى بر وجود آنان چيره شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 26 - 7،9

7 - عذاب سخت و شديد خداوند ، در انتظار كافران است .

و الكـفرون لهم عذاب شديد

9 - محروميت از فضل الهى ، نمودى از عذاب خداوند براى كافران

و يستجيب الذين ءامنوا . .. و يزيدهم من فضله و الكـفرون لهم عذاب شديد

از ارتباط صدر و ذيل آيه، برداشت بالا صورت گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 48 - 8

8 - عذاب هاى الهى بر كافران ، پس از اتمام حجت و ارائه آيات به ايشان

و ما نريهم من ءاية . .. و أخذنـهم بالعذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 16 - 10

10- منافقان ، در زمره كافران و گرفتار عذابى همانند آنان

و منهم من يستمع إليك حتّى إذا خرجوا من عندك قالوا . .. ماذا قال

چنانچه ضمير «منهم» به «من هو خالد . ..» بازگردد و مراد از آن در «من يستمع ...» ـ به قرينه محتواى آيه ـ منافقان باشد، مى توان گفت: منافقان فرجامى همانند كافران خواهند داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 27

27- كافران مكه ، مورد تهديد خداوند به عذابى دردناك

لو تزيّلوا لعذّبنا الذين كفروا منهم عذابًا أليمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 59 - 1

1 - كافران و ستمكاران ، داراى بهره اى عظيم از عذاب الهى ، همانند كافران و ستم پيشگان گذشته تاريخ

فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب أصحـبهم

«ذنوب» در معانى «دلو بزرگ چاه هنگامى كه از آب پر شده باشد» و نيز «نصيب و بهره» به كار مى رود. در آيه شريفه مراد معناى دوم است. گفتنى است كه تعبير «نصيبى عظيم» در برداشت بالا، از نكره آمدن «ذنوباً» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 47 - 9

9 - كافران ظالم ، داراى عذابى فزون تر از كافران ديگر *

و إنّ للذين ظلموا عذابًا دون ذلك

برداشت بالا بنابراين نكته است كه «ظالم» بر همه كافران اطلاق نشده باشد; بلكه كافران دو گروه باشد. گروهى كه فقط كفر مىورزند و گروهى كه علاوه بر كفر اقدام هاى ظالمانه و توطئه گرانه عليه دين دارند. اين گروه علاوه بر كيفر كفر، عذاب ديگرى در قبال ظلمشان خواهند ديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 43 - 1

1 - كافران هر عصر ، در معرض عذاب الهى بدون هيچ امتياز بر پيشينيان خود

أكفّاركم خير من أُولـئكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 6 - 2

2 - عذاب و كيفر خداوند درباره كافران ، پس از اتمام حجت و ارائه دلايل روشن بوده است .

تأتيهم رسلهم بالبيّنـت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 16 - 2

2 - امكان نزول عذاب الهى ، با لرزش زمين و فرو رفتن كافران در درون آن

أن يخسف بكم الأرض فإذا هى تمور

«مور» (مصدر «تمور») به معناى تحرك سريع است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 18 - 3

3 - تهديد شدن كافران تكذيب گر ، به نزول عذاب الهى همچون اقوام و ملل پيشين

و لقد كذّب الذين من قبلهم فكيف كان نكير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 19 - 5

5 - پرواز پرندگان بر فراز زمين ، دليل و نشانه توانايى خداوند بر عذاب و هلاكت كافران

فكيف كان نكير . أولم يروا إلى الطير ... ما يمسكهنّ إلاّ الرحمـن

ذكر پرواز پرندگان به عنوان نشانه قدرت خداى رحمان ـ پس از يادآورى كيفر و عذاب كافران پيشين ـ مى تواند به منظور ارائه نمونه و جلوه اى از قدرت همه جانبه خداوند در جهان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 28 - 7

7 - كافران حق ناپذير و لجوج ، در معرض عذاب الهى قرار دارند .

فمن يجير الكـفرين من عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 30 - 4

4 - كافران لجوج و تكذيب گر ، در معرض عذاب الهى ( همچون خشكسالى )

قل أرءيتم إن أصبح ماؤكم غورًا فمن يأتيكم بماء معين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 30 - 2

2 - فرمان به غل و زنجير كشيدن كافران دوزخى ( صاحبان زر و زور ) در قيامت

فغلّوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 31 - 1

1 - كافران صاحب زر و زور در قيامت ، به وسيله آتش پرحرارت و شعلهور سوازنده خواهند شد .

ثمّ الجحيم صلّوه

«جحيم» (از ماده «جحمه») به معناى آتش شعلهور و پرحرارت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 32 - 1

1 - كافران صاحب زر و زور در دوزخ ، در زنجيرى بلند به طول هفتاد زراع به بند كشيده خواهند شد .

ثمّ فى سلسلة ذرعها سبعون ذراعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 20 - 2

2 - كافران حق ناپذيز و انديشه گر عليه دين ، مستحق شديدترين عقوبت و نابودى اند .

ثمّ قتل كيف قدّر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 4 - 1

1 - مهيا بودن زنجير ها ، غلّ ها و آتش برافروخته براى كافران و ناسپاسان نعمت هدايت از جانب خداوند

إنّا أعتدنا للكـفرين سلـسلاَْ وأغلـلاً و سعيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 24 - 3

3 - جهان آخرت ، عرصه گرفتارى كافران حق گريز به بزرگ ترين عذاب هاى الهى است .

العذاب الأكبر

به قرينه آيه بعد، مراد از «العذاب الأكبر» عذابى است كه كافران در آخرت، به آن گرفتار خواهند شد.

1105- عذاب كافران اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 18 - 3

3- گروه هاى بسيارى از كافران جن و انس ، محكوم به عذاب حتمى الهى در گذشته تاريخ

حقّ عليهم القول فى أُمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس

1106- عذاب كافران به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 2 - 7

7- كافرانِ به قرآن و كافرانى كه تصميم به ماندن در ظلمت ها گرفته اند ، فرجامى بس ناگوار دارند و در عذابى سخت گرفتار خواهند شد .

و ويل للكـفرين من عذاب شديد

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از كافران در اين آيه، به قرينهء آيه قبل، كسانى هستند كه كتاب خدا را نپذيرفتند و از ظلمتها خارج نشدند.

1107- عذاب كافران پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 15

15 ـ كافران و مشركان پيرو، همانند رهبرانشان، داراى عذابى مضاعف از آتش دوزخ

قال لكل ضعف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 4

4- كافرانِ پيرو به هنگام حضور در پيشگاه خداوند در قيامت پيشاپيش درمى يابند كه گرفتار عذاب الهى خواهند شد .

و برزوا لله جميعًا فقال الضعفـؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغن

ذكر «فقال الضعفـؤا للذين استكبروا» براى درخواست كمك ضعفا ـ پس از آنكه حضور همه مردم را در قيامت اعلام كرد و هنوز سخنى از عذاب گفته نشده است ـ حكايت از اين مى كند كه آنان گرفتار شدن خود را به عذاب از قبل خواهند فهميد.

1108- عذاب كافران در غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 9

9 ـ جبهه كفر در كارزار حنين ، در پى فرود آمدن نيرو هاى غيبى و نزول آرامش روحى بر مؤمنان از سوى خداوند ، گرفتار شكستى سخت و عذاب آور گرديد .

ثم أنزل اللّه سكينته . .. و أنزل جنوداً لم تروها و عذّب الذين كفروا

1109- عذاب كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 13

13 ـ تهديد مشركان كفرپيشه صدر اسلام به عذاب دردناك جهنم

بشر الذين كفروا بعذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 14

14- گرفتارآمدن مشركان و كافران حق ناپذير صدراسلام به عذاب ، وعده پيشين الهى به آنان

ماتوعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 176 - 3

3 - خداوند ، به مشركان و كافران صدراسلام وعده عذاب داد .

أفبعذابنا يستعجلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 1 - 2

2 - وعده خداوند ، به عذاب شدن كافرانِ حق ناپذير در عصر بعثت

سأل سائل بعذاب واقع

1110- عذاب كافران ظالم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 17 - 7

7- براى كافران جبّار ، در جهنّم ، فراتر از نوشيدن اجبارى آب چركين و عذاب هاى مختلف مرگبار ، عذابى خشن و غيرقابل تصور نيز وجود دارد .

و من ورائه عذاب غليظ

مرجع ضمير «ورائه» احتمال دارد «عذاب» باشد كه از عبارت قبلى به دست مى آيد. در اين صورت، با توجه به مفهوم بودن و سخت بودن عذابهاى ياد شده، «عذاب غليظ» بايد عذابى بسيار سخت و غير قابل تصور باشد.

1111- عذاب كافران قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 78 - 3،4

3 ـ كافران قوم ثمود بر اثر عذاب الهى به رو بر زمين افتادند و هلاك شدند .

فأصبحوا فى دارهم جثمين

«جثوم» به معناى به زمين چسبيدن و حركت نكردن است و برخى گفته اند به معناى فروافتادن شخص به سينه خود است.

4 ـ كفرپيشگان قوم ثمود شب هنگام به عذاب گرفتار شدند و در صبحگاهش به هلاكت رسيدند . *

فأصبحوا فى دارهم جثمين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «اصبحوا» به معناى «دخلوا فى الصباح» (داخل در صبح شدند) باشد نه به معناى «صاروا» بر اين مبنا «فأصبحوا . .. » مى رساند كه هلاكت در اولين لحظه صبح اتفاق افتاده و در نتيجه عذاب لرزش پيش از صبح يعنى در شب، بر كافران قوم ثمود عارض شده است.

1112- عذاب كافران لجوج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 18

18ـ خداوند كفرپيشگانى كه على رغم مشاهده آيات خدا ، ربوبيت او را منكر شوند ، به عذاب شديد و مكرى سخت تهديد كرده است .

و هم يجـدلون فى الله و هو شديد المحال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 104 - 4

4- عذاب دردناك ، فرجام و كيفر كافرانى است كه از سر لجاج و عناد به آيات الهى ايمان نمى آورند .

إن الذين لايؤمنون بأيـت الله . .. لهم عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 35 - 3

3 - كافران متعصب و لجاجت پيشه ، هيچ گونه راه فرار و گريزى از عذاب الهى ندارند .

و يعلم الذين يجـدلون فى ءايـتنا ما لهم من محيص

1113- عذاب كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 34 - 4

4- كافرانى كه تا آخرين لحظه زندگى در حال عناد و ستيز با دين باشند ، محكوم به عذاب ابدى خواهند بود .

إنّ الذين كفروا و صدّوا . .. فلن يغفر اللّه لهم

لازمه قطعى «لن يغفر اللّه» باقى ماندن هميشگى در عذاب الهى است.

1114- عذاب كافران مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 91 - 7

7 ـ نزول عذاب بر كفرپيشگان قوم شعيب ، پاسخ خداوند به درخواست او ( داورى ميان مؤمنان و كافران )

ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق . .. فأخذتهم الرجفة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 92 - 1

1 ـ عذاب فرود آمده بر تكذيب كنندگان شعيب و كفرپيشگان مدين موجب نابودى آنان و تخريب آثار زندگانى در آن ديار شد .

الذين كذبوا شعيباً كأن لم يغنوا فيها

ضمير در «فيها» به «دار» در آيه قبل برمى گردد و «غنى» مصدر «لم يغنوا» به معناى اقامت كردن و سكونت گزيدن است. بنابراين «كأن لم يغنوا» يعنى گويا قوم شعيب در ديارشان اقامت نكرده بودند. و اين كنايه از نابودى ديار آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 2

2 ـ شعيب ( ع ) با دلسوزى بر كافران مشرف به هلاكت ، از آنان اعراض كرد و شهر مدين را ترك گفت .

فتولى عنهم و قال يقوم

لحن آيه و نيز اضافه كلمه «قوم» به ياء متكلم نشان از تحسّر و دلسوزى شعيب به مردم خويش دارد.

1115- عذاب كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 135 - 1

1- كافران مكه با انكار آيات الهى ـ پس از اتمام حجت بر ايشان ـ مستحق نابودى و عذاب بودند .

و لو أنّا أهلكنـهم . .. فستعلمون من أصحـب الصرط السوىّ و من اهتدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 37 - 5

5- كافران مكه به عذاب و نابودى قريب الوقوع تهديد شدند .

سأُوريكم ءايـتى فلاتستعجلون

مقصود از «آياتى» به قرينه آيات بعد (. ..بل تأتيهم بغتة...) عذاب و هلاكت است.

1116- عذاب كافران يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 161 - 11

11 ـ خداوند براى كافران يهود عذاب دردناك آماده كرده است .

و أعتدنا للكفرين منهم عذاباً أليماً

1117- عذاب مضاعف كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 10

10ـ كفرپيشگانى كه مردم را از پيوستن به راه خدا باز مى دارند ، به عذابى دو چندان گرفتار خواهند شد .

الذين يصدون . .. يضـعف لهم العذاب

1118- عذر اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 7 - 1

1 - اعلام پذيرفته نشدن هيچ عذرى از كافران دوزخى در قيامت

يـأيّها الذين كفروا لاتعتذروا اليوم

1119- عذر غيرمقبول كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 15 - 2

2 - كافران ، خود مى دانند كه عذرتراشى هايشان دورغ است .

و لو ألقى معاذيره

1120- عذرخواهى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 84 - 8

8- رخصت نيافتن كافران براى سخن گفتن و معذرت خواهى به هنگام حضور شاهدان و گواهان امت ها ، در قيامت

و يوم نبعث من كلّ أُمّة شهيدًا ثمّ لايؤذن للذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 57 - 6

6 - در روز قيامت ، حتى براى كافران ، امكان عذرخواهى هست .

فيومئذ لاينفع الذين ظلموا معذرتهم

اين كه فرموده است: «عذرخواهى، سودى ندارد» حكايت مى كند كه عذرخواهى، ممكن است، اگرچه پذيرفته نمى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 52 - 3

3 - عذرخواهى كافران و مشركان ستيزه جو در قيامت ، پذيرفته نشده و سودى به حال آنان نخواهد داشت .

يوم لاينفع الظـلمين معذرتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 15 - 1

1 - كافران در روز قيامت ، براى اعمال ناپسند خود عذر خواهند آورد .

و لو ألقى معاذيره

1121- عذرخواهى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 52 - 2

2 - كافران و مشركان ، با رو به رو شدن با گواهى شاهدان عليه خود ، به عذرخواهى خواهند پرداخت .

و يوم يقوم الأشهـد . يوم لاينفع الظـلمين معذرتهم

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه عبارت «يوم لاينفع . ..» بدل براى «يوم يقوم الأشهاد» مى باشد.

1122- عصيان از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 1 - 4،5،11

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) به تبعيت نكردن از كافران و منافقان ، موظف بود .

يـأيّها النبىّ . .. و لاتطع الكـفرين و المنـفقين

5 - تبعيت نكردن از كافران و منافقان ، نمودى از تقواى الهى است .

اتّق اللّه و لاتطع الكـفرين و المنـفقين

بنابراين احتمال كه عبارت «و لاتطع. ..» ذكر خاص بعد از عام (اتّق اللّه) باشد. نكته ياد شده به دست مى آيد.

11 - فرمان به تبعيت نكردن از كافران و منافقان ، برخاسته از علم گسترده و حكمت خداوندى است .

يـأيّها النبىّ . .. و لاتطع الكـفرين و المنـفقين إنّ اللّه كان عليمًا حكيمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 3 - 2

2 - تبعيت نكردن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از خواسته كافران و منافقان ، درپى دارنده مشكلاتى براى آن حضرت بود .

و لاتطع الكـفرين و المنـفقين . .. و توكّل على اللّه و كفى باللّه وكيلاً

فرمان به توكل، پس از فرمان به تبعيت نكردن از خواسته كافران و منافقان، احتمال دارد به خاطر پيامدها و مشكلاتى باشد

كه در پى آن فرمان، به وجود مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 7 - 10

10 - رعايت تقواى الهى و اطاعت نكردن از كافران و منافقان ، از جمله پيمان هايى است كه خداوند از انبياى خويش گرفته است .

يـأيّها النبىّ اتّق اللّه و لاتطع . .. و إذا أخذنا من النبيّن ميثـقهم

احتمال دارد كه «و إذ أخذنا. ..» عطف جمله به جمله باشد. در اين صورت، معناى آيه چنين است: «آنچه به تو ـ اى پيامبراسلام! ـ فرمان داده شده، پيمانى است كه از سَلَف تو نيز گرفته شده است و آن، همانا تقوا و اطاعت نكردن از كافران و منافقان است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 48 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به خوددارى از اطاعت از كافران و منافقان بود .

و لاتطع الكـفرين و المنـفقين

1123- عصيان كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 4 - 3

3 ـ رويگردانى و تأثيرناپذيرى كافران از هر گونه معجزه الهى

و ما تأتيهم من ءاية من ءايت ربهم إلا كانوا عنها معرضين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 58 - 11

11 ـ دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر مخالفت ها و نافرمانى هاى كافران

و كفى به بذنوب عباده خبيرًا

يادآورى آگاهى همه جانبه خداوند بر گناهان بندگان، مى تواند براى دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد; چنان كه مى تواند تهديدى براى كافران ستيزه جو نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 43 - 3

3 - فراخوانده شدن كافران و مشركان به سجده و خضوع در برابر خداوند در دنيا و امتناع آنان از اين كار

و قد كانوا يدعون إلى السجود و هم سـلمون

1124- عصيان كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 2 - 2

2 - سركشى ، تكبر ، ستيزه جويى و حق ناپذيرى ، از اوصاف كافران صدراسلام

بل الذين كفروا فى عزّة و شقاق

1125- عصيان كافران قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 77 - 2

2 ـ كافران قوم ثمود با پى كردن ناقه صالح ، فرمان خداوند را سرپيچى كردند و مردمى متجاوز شناخته شدند .

فعقروا الناقة و عتوا عن أمر ربهم

مراد از «أمر ربهم» همان است كه در آيه 73 مطرح شده بود يعنى: زيان نرساندن به ناقه و آزادگذارى آن براى چريدن.

1126- عظمت عذاب دنيوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 21 - 21

21- روز فرا رسى عذاب دنيوى مشركان و كافران ، روزى بس شگفت و عظيم

إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم

مراد از «عذاب يوم عظيم» ممكن است عذاب دنيوى باشد.

1127- عفو از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 13 - 31

31 ـ عفو و گذشت ، حتى نسبت به كافران ، احسان و نيكى است .

فاعف عنهم و اصفح إنّ اللّه يحب المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 85 - 11،15

11- پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار عفو كريمانه و گذشت شايسته از كافران و مشركان و ناديده گرفتن اذيت و آزار آنان بود .

فاصفح الصفح الجميل

«صفح» به معناى عفو بدون ملامت كردن و به رخ كشيدن است كه از آن مى توان گذشت كريمانه و بزرگوارانه برداشت كرد.

15- برخورد كريمانه و عفو و اغماض از آزار و اذيت ديگران ـ حتى كافران و دشمنان ـ امرى شايسته و پسنديده است .

فاصفح الصفح الجميل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 86 - 6

6- گذشت و اغماض پيامبر (صلی الله علیه و آله) از دشمنان و كافران ، به خير و صلاح آن حضرت و در راستاى تربيت و كمال اوست .

فاصفح الصفح الجميل . إن ربّك هو الخلّـق العليم

جمله «إن ربك . ..» به منزله تعليل براى «فاصفح ...» است; يعنى، اى پيامبر! گذشت كن; زيرا پروردگار و مربى تو مى داند كه چه كارى به مصلحت و در جهت تربيت و رشد توست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 15 - 5

5 - عفو و گذشت از كافران به هنگام ضرورت ، امرى شايسته و عمل صالح است .

يغفروا للذين لا يرجون . .. من عمل صـلحًا

1128- عقايد كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 10 - 2

2 ـ كافران ، بى نيازى را در مال و اولاد مى جويند ; در حالى كه هرگز آن را نمى يابند .

انّ الذين كفروا لن تغنى عنهم اموالهم و لا اولادهم من اللّه شيئاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 116 - 2

2 ـ اموال و اولاد ، تنها تكيه گاه به هنگام ذلت و ابتلاى به غضب الهى ، از ديدگاه اهل كفر

ضربت عليهم الذّلّة . .. و باءُو بغضب من اللّه ... انّ الذين كفروا لن تغنى

ظاهراً منظور از «الذين كفروا»، همان جناح اهل كتاب هستند كه در آيات سابق وضعيت آنان بيان شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 119 - 7

7 ـ بى اعتقادى كافران ( اهل كتاب ) ، به برخى از كتاب هاى آسمانى

ها انتم اولاء . .. و تؤمنون بالكتب كلّه

ايمان مسلمانان به تمامى كتب، به قرينه مقابله، بيانگر اين است كه اهل كتاب، به تمامى كتب ايمان ندارند.

1129- عقلانيت حبط عمل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 3 - 3

3- گم شدن اعمال كافران در سراب « كفر » و شكوفايى اعمال مؤمنان در وادى « ايمان » ، داراى فلسفه اى معقول و برهانى

الذين كفروا . .. أضلّ أعمـلهم . و الذين ءامنوا... و أصلح بالهم . ذلك بأنّ الذين

«ذالك» در مقام بيان علّت و فلسفه مطلبى است كه در آيات پيشين بيان شده است; يعنى، پوچى اعمال كافران و ثمربخشى اعمال مؤمنان، امرى برهانى است; زيرا كافر ره باطل پيموده و باطل فرجامى ندارد و مؤمن ره حق رفته و ثمربخشى عين حقانيت است.

1130- عقيده باطل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 72 - 10

10- كافران به خاطر باطل گرايى ، على رغم مشاهده آثار و نعمت هاى الهى در تمام ابعاد زندگى خود ، مورد سرزنش خدايند .

و الله جعل لكم . .. أفبالبـطل يؤمنون و بنعمت الله هم يكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 41 - 1

1 - كافران ، محروم از پشتوانه غيبى و گرفتار وهم در انديشه هاى باطل خويش

أم يقولون شاعر نتربص به ريب المنون . .. أم عندهم الغيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 21 - 1

1 - پندار دروغ بودن قرآن ، پندارى موهوم و از انديشه هاى باطل كافران است .

فى تكذيب . .. بل هو قرءان مجيد

حرف «بل»، اضراب از قبل است و انديشه تكذيب گرانه كافران را تخطئه مى كند.

1131- عقيده باطل كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 5 - 4

4 - اعتقاد كافران عصر بعثت به معبود هاى بى شمار

أجعل الألهة إلـهًا وحدًا

1132- عقيده پوچ كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 12

12 ـ منكران قرآن ، در قيامت ، با پى بردن به زيانكارى خويش و واهى بودن افكار و عقايد خود ، از اعمال و رفتار گذشته خويش پشيمان خواهند شد .

نرد فنعمل غير الذى كنا نعمل قد خسروا أنفسهم و ضل عنهم ما كانوا يفترون

جمله «قد خسروا . .. » و «ضل عنهم ... » به منزله تعليلى است براى «نرد فنعمل ... » يعنى آرزوى بازگشت به دنيا و تدارك گذشته ها بدان علت است كه كفرپيشگان خود را زيانكار مى بينند و باورهاى خويش را بر باد رفته مى يابند.

1133- عقيده كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 2،4،5،12

2 ـ پندار كفرپيشگان بر اين كه خانه نشينى و يا پرهيز از حضور در كارزار ، مانع مرگ و كشته شدن است .

يا ايّها الّذين امنوا لا تكونوا كالّذين كفروا و قالوا . .. ما ماتوا و ما قتلوا

4 ـ گمانِ حاكميّت عوامل مادّى بر مقدّرات الهى ، پندارى كفرآميز

لاتكونوا كالّذين كفروا و قالوا لاخوانهم . .. ما ماتوا و ما قتلوا

خداوند با كفرآميز خواندن اين انديشه كه جنگ و مسافرت (عوامل مادّى) تعيين كننده مرگ آدمى است، به مؤمنان تعليم مى دهد كه آن عوامل، تعيين كننده مرگ آدمى، كه از مقدّرات الهى است، نخواهد بود.

5 ـ زنده ماندن ، ولو با توجيه كوتاهى ها و تقصير ها در دفاع از دين ، خواسته كفرپيشگانِ به ظاهر مسلمان

لا تكونوا كالّذين كفروا و قالوا لاخوانهم . .. ما ماتوا و ما قتلوا

2 ـ در برداشت بالا «الّذين كفروا» به قرينه «لاخوانهم» به مسلمانان ضعيف الايمانى كه انديشه كفرآميز دارند، تفسير شده است.

12 ـ تضادّ و دوگانگى بينش اهل ايمان و كفرپيشگان ، در تفسير عوامل حيات و مرگ

و قالوا . .. ما ماتوا و ما قتلوا ... و اللّه يحيى و يميت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 157 - 9،10

9 ـ ارزش والاتر ماندگاى در دنيا و ثروت اندوزى ، بر شهادت و رحمت و آمرزش الهى ، در پندار غلط كفرپيشگان

لو كانوا عندنا ما ماتوا و ما قتلوا . .. لمغفرة من اللّه و رحمة خير ممّا يجمعون

جمله «لو كانوا . .. » شيفتگى كفرپيشگان را نسبت به ماندگارى در دنيا بيان مى كند، و جمله «خير ممّا يجمعون» هدف و يا عاقبت از ماندگارى را توضيح مى دهد. يعنى هدف كفرپيشگان از ماندگارى در دنيا به چنگ آوردن منافع دنيوى و ثروت اندوزى است و آنان اين منافع گذرا را بالاتر از رحمت و آمرزش الهى مى پندارند و لذا بر كشته هاى در راه خدا تأسف مى خورند.

10 ـ بيان مقام والاى آنانكه در راه خدا مى ميرند و يا كشته مى شوند ، نشان دهنده بطلان ارزيابى كفرپيشگان درباره حيات و مرگ

لو كانوا عندنا ما ماتوا و ما قتلوا . .. و لئن قتلتم او متّم لمغفرة من اللّه و رح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 2

2 ـ كافران ، مهلت يافتن در دنيا را ، خير و نيك و به سود خويش مى پندارند .

و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 134 - 1

1 ـ نيل به سعادت دنيا با ترك ايمان و تقوا ، پندار باطل كفرپيشگان بى تقوا

من كان يريد . .. فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة

خداوند پس از سفارش به تقوا و ترك كفر (وصينا . .. ان اتقوا اللّه)، پاره اى از زيانهاى كفرپيشگى و بى تقوايى را برشمرد و با اين آيه به علتى از علل گرايش به كفر و بى تقوايى، يعنى توهم رسيدن به سعادت دنيا، اشاره مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 1 - 14

14 ـ عن أبى ابراهيم قال: . .. «ثم الذين كفروا بربهم يعدلون» قال: يعدلون بين الظلمات و النور و بين الجور و العدل.

امام كاظم(ع) درباره آيه «ثم الذين . .. » فرمود: (كافرانى كه براى خدا انباز مى گيرند)، ظلمت و نور و ظلم و عدل را برابر قرار مى دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 9 - 4

4 ـ كافران، مدعى عدم شايستگى بشر براى احراز مقام رسالت و اختصاص آن به فرشتگان

و لو جعلنه ملكا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 12 - 3

3 ـ كافران، معترف به مالكيت مطلق خداوند بر جهان هستى

قل لمن ما فى السموت و الأرض قل للّه

جواب خداوند به سؤال مطرح شده و منتظر جواب كافران نماندن، بداهت و مورد اعتراف بودن جواب را مى رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 98 - 2

2 ـ كافران به پندارى نابجا ، خود را از گرفتار شدن به عذاب الهى مصون مى شمارند .

أو أمن أهل القرى أن يأتيهم بأسنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 99 - 3

3 ـ كفرپيشگان به پندار باطل ، خويشتن را از مكر خدا و كيفر هاى ناگهانى وى ايمن مى شمارند .

أفأمنوا مكر اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 7

7 ـ موضعگيرى خصمانه كافران و مشركان در قبال پيامبر ، على رغم اعتقادشان به خدا

و إذ قالوا اللّهم إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 122 - 2

2ـ اعمال و عقايد كفرپيشگان ، موجب گرفتار شدن آنان به عذاب هاى الهى است .

و قل . .. اعملوا على مكانتكم ... وانتظروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 10 - 18

18- كافران معتقد بودند كه آدميان توان نيل به مقام رسالت را ندارند .

إن أنتم إلاّ بشر مثلنا

كافران، در پاسخ دعوت انبيا به ايمان، مى گفتند: «إن أنتم إلاّ بشر مثلنا»، و اين جواب، حاكى از آن است كه آنان به اين معتقد بودند كه بشر، نمى تواند پيامبر شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 43 - 6

6- عقيده كافران ، در اعتبار و آبرومندى خدايان دروغينشان در نزد خداوند ، پوچ و بى اساس است .

لايستطيعون نصر أنفسهم و لا هم منّا يصحبون

با توجه به اين كه مخاطبان آيه شريفه مشركان هستند و آنان معبودها و خدايان خود را شفيع براى خود مى پنداشتند; به دست مى آيد كه مقصود اين آيه، بيان بطلان چنين پندارى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 84 - 9

9 - محاكمه شدن كافران به خاطر كردارشان علاوه بر محاكمه آنان به خاطر عقايدشان

أكذّبتم بـايـتى . .. أمّاذا كنتم تعملون

عبارت «أكذّبتم بآياتى» دلالت بر محاكمه عقيدتى و تعبير «أمّاذا كنتم تعملون» دلالت بر محاكمه آنان به خاطر كردارشان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 25 - 1

1 - خالق آسمان ها و زمين ، در بينش كافران نيز خداوند است .

و لئن سألتهم من خلق السموت و الأرض ليقولنّ اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 52 - 1

1 - كافران ، منكر قيامت و زنده شدن انسان ها هستند .

يقول أءنّك لمن المصدّقين

برداشت ياد شده از آن جا است كه گوينده، فرد كافر بوده و استفهام او از باب انكار مى باشد. گفتنى است كه مقصود از تصديق ـ به قرينه آيه بعد كه مربوط به قيامت است ـ تصديق به قيامت و رستاخيز انسان ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 7 - 2

2 - اعتقاد كافران به برانگيخته نشدن انسان ها در قيامت ، مبتنى بر گمان است ; نه يقين و علم .

زعم الذين كفروا أن لن يبعثوا

برداشت ياد شده، به اين دليل است كه ماده «زعم»، بيشتر در معناى «ظن» (گمان) و نيز درباره چيزى كه مورد ترديد بوده و اثبات نشده است، به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 6 - 1

1 - كافران ، برپايى قيامت و عذاب آن را ، امرى بعيد و به دور از حقيقت مى دانند .

إنّهم يرونه بعيدًا

با توجّه به اين كه كافران، منكر معاد بودند، مقصود آنان از «بعيد»، بعيد زمانى نيست; بلكه مقصود دور بودن از دايره امكان است.

1134- عقيده كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 194 - 3

3 - كافران عصر بعثت نيز به حرمت و قداست ماه هاى حرام و ممنوعيت جنگ در آنها معتقد بودند .

الشهر الحرام بالشهر الحرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 43 - 7

7ـ كفرپيشگان عصر بعثت به خداوند اعتقاد داشته و شهادت او را پذيرا بودند .

قل كفى بالله شهيدًا بينى و بينكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 7 - 7

7 ـ مشركان صدراسلام ، معتقد بودند كه تنها فرشتگان مى توانند واسطه ميان خدا و بشر باشند و نه انسان .

قالوا . .. لولا أُنزل إليه ملك فيكون معه نذيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 48 - 2،5

2 - كافران صدراسلام ، منكر برپايى قيامت بوده و عقيده به آن را مورد استهزا قرار مى دادند .

و يقولون متى هـذا الوعد

استفهام در «متى هـذا الوعد» ـ برابر نظر بيشتر مفسران ـ براى تهكم و استهزا است.

5 - كافران صدراسلام ، مؤمنان را دروغگو دانسته و عقيده آنان به برپايى قيامت را بى اساس مى پنداشتند .

و يقولون متى هـذا الوعد إن كنتم صـدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 81 - 7

7 - مشركان و كافران در عصر بعثت ـ على رغم انكار قيامت و تجديد حيات انسان ها ـ به آفرينش آسمان ها و زمين به وسيله خدا و نيز به عظمت اين آفرينش اعتقاد داشتند .

أوَليس الذى خلق السمـوت و الأرض بقـدر على أن يخلق مثلهم

برداشت ياد شده با توجه به اين حقيقت است كه استدلال خداوند بر اثبات معاد، از راه آفرينش نخستين جهان طبيعت، مبتنى بر اين حقيقت است كه كافران، جهان طبيعت را جلوه اى از خالقيت و قدرت خدا بدانند.

1135- عقيده كافران قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 66 - 3

3 ـ انديشه توحيدى و مبرا از شرك ، سفيهانه و نامعقول در نظر كافران قوم هود

قال الملأ الذين كفروا من قومه إنا لنريك فى سفاهة

1136- عقيده كافران مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 87 - 11

11 ـ كافران قوم شعيب ، به خدا و داورى او و يارى رسانيش به حقپويان معتقد بودند .

فاصبروا حتى يحكم اللّه بيننا و هو خير الحكمين

چنانچه خطاب در «فاصبروا» متوجه كافران نيز باشد، دعوت شعيب از آنان به صبر تا داورى خدا، بيانگر اين نكته است كه منكران رسالت او معتقد به خداوند بوده اند. تصريح به «بالذى ارسلت به» پس از «ءامنوا» اين معنا را تأييد مى كند.

1137- عقيده كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 5،6

5 ـ كافران مكه معتقد به تأثير دعا به درگاه خدا براى تحقق بخشى به درخواست هاى آنان

اللّهم إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة

6 ـ كافران مكه معتقد به خدا و معتقد به تأثير او در جهان هستى

و إذ قالوا اللّهم إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة من السماء

1138- علاقه به هدايت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 6 - 6

6 - علاقه شديد برخى از مسلمانان عصر بعثت ، به ارشاد كافران سرشناس مكه و مسلمان ساختن آنان

فأنت له تصدّى

براساس شأن نزول اين آيات، افراد معروفى از قريش (نظير ابوجهل) در مجلسى كه ابن ام مكتوم وارد شد، حضور داشتند و تعبير «من استغنى» در مورد آنان نازل شده است.

1139- علايق كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 5

5 ـ زنده ماندن ، ولو با توجيه كوتاهى ها و تقصير ها در دفاع از دين ، خواسته كفرپيشگانِ به ظاهر مسلمان

لا تكونوا كالّذين كفروا و قالوا لاخوانهم . .. ما ماتوا و ما قتلوا

2 ـ در برداشت بالا «الّذين كفروا» به قرينه «لاخوانهم» به مسلمانان ضعيف الايمانى كه انديشه كفرآميز دارند، تفسير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 2 - 1

1- آرزو و علاقه فراوان كافران به مسلمان بودن ، آن گاه كه فرصتِ اسلام آوردن را از دست بدهند .

ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين

مراد از «يودّ» به قرينه فعل ماضى «كانوا» مطلق دوست داشتن نيست، بلكه به معناى تمنا و آرزوست. و «ربما» در آيه به معناى تكثير استعمال شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 9 - 1

1 - علاقه شديد كافران تكذيب گر ، به سازش كردن و نرمش نشان دادن پيامبر (صلی الله علیه و آله) با آنان و تلاش آنان در اين راستا

ودّوا لو تدهن فيدهنون

«إدهان» (مصدر «تدهن و يدهنون») به معناى مدارا و نرمش نشان دادن است. مقصود از آن در اين آيه، سازش كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مواضع عقيدتى خويش و سستى كردن آن حضرت در برخورد با كافران است. گفتنى است سازش كردن و سستى نمودن پيامبر(صلی الله علیه و آله) در امر رسالت، تنها يك علاقه و تمايل براى كافران نبود; بلكه همراه با تلاش و اقدامات گسترده بوده است.

1140- علم اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 23 - 12،13

12 - مجازات كافران و بدكاران در قيامت ، همراه با آگاه شدن از جرم شان است .

إلينا مرجعهم فننبّئهم بما عملوا

13 - كافران ، از تمامى اَعمال دنيوى خويش ، در قيامت ، از سوى خداوند آگاه مى شوند .

إلينا مرجعهم فننبّئهم بما عملوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 71 - 3

3 - كافران حق ستيز و ستيزه جو ، هنگام گرفتار شدن به عذاب الهى ، به عمق بطلان راه خود و پيامد رفتارشان آگاه خواهند شد .

فسوف يعلمون . إذ الأغلـل فى أعنـقهم و السلـسل يسحبون

برداشت ياد شده، از آن جا است كه ظرف «إذ الأغلال . ..» متعلق به «يعلمون» مى باشد. «يسحبون» نيز حال از ضمير «هم» در «فى أعناقهم» است; يعنى، به زودى مى دانند آن گاه كه غل در گردن هايشان باشد و با زنجير كشان كشان برده مى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 16

16 - آگاهى قطعى كافران به وسيله خداوند ، از مجموعه عملكرد ناشايست خويش در قيامت

فلننبّئنّ الذين كفروا بما عملوا

1141- علم به توطئه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 76 - 7

7 - عقيده به آگاهى خداوند از تمامى رفتار ها و حركت هاى توطئه آميز كافران ، موجب دل گرمى و تسلى خاطر مبلغان اسلام و مدافعان عقيده توحيدى است .

فلايحزنك قولهم إنّا نعلم ما يسرّون و ما يعلنون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّا نعلم. ..» تعليل براى نهى در «فلايحزنك» است; يعنى، چون خداوند بر تمامى رفتارهاى آدميان ـ از جمله كافران ـ آگاه است، پس نبايد در برابر توطئه هاى آنان محزون بود; بلكه بايد با دل گرمى و پشتكار به تبليغ دين پرداخت.

1142- علم خدا به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 7 - 1

1 - آگاهى همه جانبه و برتر خداوند ، از انسان هاى گمراه و كافر

إنّ ربّك هو أعلم بمن ضلّ عن سبيله

1143- علم كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 26 - 2

2 - كافران دوزخى ، پس از دريافت نامه اعمال خود ، از محتوا و حكم نهايى آن درباره خويش آگاه خواهند شد .

و لم أدر ما حسابيه

1144- علم كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 128 - 5

5 - كافران عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از هلاكت بسيارى از امت هاى گذشته آگاه بوده و با آثار باستانى به جاى مانده از آنان آشنا بودند .

أفلم يهد لهم كم أهلكنا . .. يمشون فى مسـكنهم

جمله «يمشون. ..» حال براى «هم» است كه به قرينه سياق آيه، مراد مشركان صدراسلام مى باشد. عبور آنان به ديار عاد، ثمود، لوط و ... ـ كه مفاد جمله «يمشون...» است ـ زمينه ساز آگاهى آنان به حوادث مرگ بار پيشينيان بوده است. توبيخ مستفاد از همزه استفهام نيز، فرع بر آگاهى آنان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 9

9 - كافران عصر بعثت ، از محتواى كتاب هاى آسمانى پيشين آگاه بودند .

أوَلم تأتهم بيّنة ما فى الصحف الأُولى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 68 - 2

2 - كافران عصر بعثت ، مطلع از وجود مسأله اى به عنوان قيامت و معاد در ميان نسل هاى پيشين

لقد وعدنا هـذا نحن و ءاباؤنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 15 - 3

3 - آگاهى كافران صدراسلام ، از وجود اديان الهى در گذشته تاريخ

إذا تتلى عليه ءايـتنا قال أسـطير الأوّلين

از اين كه كافران، قرآن را اسطوره اى از اساطير پيشينيان دانسته اند، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 17 - 6

6 - آشنايى كافران صدراسلام ، با داستان باغداران يمنى

إنّا بلونـهم كما بلونا أصحـب الجنّة إذ أقسموا

تهديد شدن كافران، به دچار شدن به سرنوشت اصحاب الجنّة» ـ به عنوان نمونه عينى از عملى شدن تهديد خداوند ـ بيانگر اين حقيقت است كه آنان، از اين داستان كم و بيش با خبر بودند; و گرنه اين تهديد فايده نمى بخشيد.

1145- علما و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 10

10- برخورداران از علم در روز قيامت ، ذلت كافران را در آن روز ، به آنان اعلام خواهند نمود .

قال الذين أُوتوا العلم إن الخزى اليوم و السوء على الكـفرين

1146- علماى يهود و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 52 - 1،7

1 ـ اهل كتاب ( علماى يهود ) مشمول لعن خداوند به جهت حقپوشى و همسويى با كفار عليه مسلمانان

الم تر . .. اولئك الّذين لعنهم اللّه

7 ـ همسويى اهل كتاب ( علماى يهود ) با كافران و مشركان ، تلاشى براى فراهم آوردن نيرو و ياور عليه مسلمانان *

الم تر الى الّذين . .. و يقولون للّذين كفروا ... فلن تجد له نصيراً

جمله «فلن تجد له نصيراً» پس از بيان همسويى يهود با مشركان، مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه يهوديان به منظور يارى

طلبى عليه مسلمانان، با مشركان همسو شدند.

1147- عمر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 16

16 ـ مهلت يافتن و عمر طولانى كافران ، گوياى عزّت و قرب آنان در نزد خدا نيست .

انّما نملى لهم ليزدادوا اثماً و لهم عذاب مهين

1148- عمل صالح كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 117 - 1،2،5،7،10

1 ـ آنچه اهل كفر در اين دنيا انفاق مى كنند ، همچون باد سرد سُوزانى است كه بر زراعت قوم ستمكارِ بر خويش بوزد و آن را نابود سازد .

مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا . .. فاهلكته

2 ـ كفر ، موجب محروميّت آدمى از ثمره انفاقات ( اعمال خير ) خويش

انّ الّذين كفروا . .. مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا ... فاهلكته

5 ـ بى ثمر بودن انفاق هاى اهل كفر ، نمونه اى از كارا نبودن امكانات مادّى ، در بى نياز ساختن آنان از خدا

انّ الذين كفروا لن تغنى عنهم اموالهم . .. من اللّه ... مثل ما ينفقون ... كمثل ري

7 ـ انگيزه كافران در انفاق هاى خويش ، رسيدن به زندگى پَست دنياست . *

مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا

تقييد انفاق به حيات دنيا، مى تواند گوياى انگيزه كافران به انفاق در محدوده حيات دنيا باشد.

10 ـ بى ثمرى انفاق ( اعمال خير ) و دستاورد هاى اهل كفر ، ناشى از عملكرد آنان است و نه از جانب خداوند .

مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا كمثل ريح فيها صرّ اصابت حرث قوم . .. و ما ظلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 124 - 7

7 ـ كافران ، محروم از ورود به بهشت ، هر چند داراى اعمال صالح باشند .

و من يعمل من الصلحت . .. و هو مؤمن فأولئك يدخلون الجنة

قيد «و هو مؤمن» مى رساند كه ايمان، شرط ثمربخشى اعمال نيك است; بنابراين اعمال نيك، بدون ايمان و در حال كفر، پاداش بهشت ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 19 - 13

13- آفرينش آسمان ها و زمين ( عالم آفرينش ) ، دليل قدرتمندى خداوند بر تحقق وعده عذاب كافران و حبط عمل نيكشان

من ورائه جهنّم . .. مثل الذين كفروا بربّهم أعمـلهم كرماد اشتدّت به الريح ... ألم

1149- عمل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 22 - 1،4،8

1 ـ حَبط و تباهى اعمال كافران و قاتلان پيامبران و عدالتخواهان ، در دنيا و آخرت

انّ الذين يكفرون . .. اولئك الّذين حبطت اعمالهم فى الدنيا و الاخرة

4 ـ اعمال كافران ، قاتلان انبيا و قاتلان عدالتخواهان ، فاقد اعتبار و ارزش اجتماعى *

انّ الذين يكفرون . .. حبطت اعمالهم

به نظر مى رسد حبط عمل در دنيا، به معناى عدم اعتبار آن اعمال و نتايجش باشد.

8 ـ كافران و قاتلان پيامبران و عدالتخواهان ، هيچگونه ياور و شفيعى در برابر اراده خداوند نسبت به حبط اعمال خود ندارند .

انّ الذين يكفرون . .. حبطت اعمالهم ... و ما لهم من ناصرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 108 - 1

1 ـ بيان آثار و نتايج رفتار انسان ها ـ مؤمن و كافر ـ در قيامت ، از آيات حق الهى

يوم تسودّ . .. تلك ايات اللّه نتلوها عليك بالحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 177 - 5

5 ـ قدرت مطلق خداوند و آسيب ناپذيرى وى از عملكرد كافران

انّ الّذين اشتروا الكفر بالايمان لن يضرّوا اللّه شيئاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 122 - 13

13 ـ رضايت از عملكرد خويش، از ويژگيهاى كافران است.

كذلك زين للكفرين ما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 39 - 7

7 ـ خداوند با بيان نظارت خويش بر اعمال كافرانِ دست كشيده از مبارزه عليه اسلام ، مسلمانان صدر اسلام را از غافلگير شدن در توطئه هاى آنان ايمنى بخشيد .

فإن انتهوا فإن اللّه بما يعملون بصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 8

8 ـ خداوند به تمامى جوانب و زواياى اعمال كفرپيشگان آگاه است .

و اللّه بمايعملون محيط

احاطه خداوند به اعمال بندگان به معناى تسلط كامل او بر اعمال ايشان است و از مصاديق اين سلطه و حاكميت، علم و آگاهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 122 - 2

2ـ اعمال و عقايد كفرپيشگان ، موجب گرفتار شدن آنان به عذاب هاى الهى است .

و قل . .. اعملوا على مكانتكم ... وانتظروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 84 - 9

9 - محاكمه شدن كافران به خاطر كردارشان علاوه بر محاكمه آنان به خاطر عقايدشان

أكذّبتم بـايـتى . .. أمّاذا كنتم تعملون

عبارت «أكذّبتم بآياتى» دلالت بر محاكمه عقيدتى و تعبير «أمّاذا كنتم تعملون» دلالت بر محاكمه آنان به خاطر كردارشان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 55 - 4

4 - عذاب فراگير دوزخ ، سزاى اعمال نارواى خود كافران است .

ذوقوا ما كنتم تعملون

برداشت بالا، بنابر تقدير «جزا» به عنوان معناى «ما»ى موصول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 19

19 - باور و رفتار كافران ، براساس ظن و گمان است ; نه يقين و برهان .

و ما أظنّ الساعة قائمة و لئن رجعت إلى ربّى

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه كافران از يك سو برپايى قيامت را مورد ترديد قرار مى دهند و از سوى ديگر فرض وجود قيامت را مطرح مى نمايند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 9 - 6

6 - گفتار و روش كافران ، با ادراك هاى عقلى و فطرى آنان همساز نيست .

و كم أرسلنا . .. و لئن سألتهم من خلق ... ليقولنّ خلقهنّ العزيز العليم

خداوند در اين آيه مى فرمايد: اگر از مشركان و دين ناباوران سؤال شود كه آفريدگار هستى كيست؟ آنان به دليل عقل يا اعتقاد خود مى گويند: «آفريدگارى عزيز و دانا». در حالى كه اگر آنان به راستى لوازم اين باور را مى فهميدند، جا نداشت كه

وحى قرآنى را مورد خدشه قرار دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 34 - 11

11- كيفر كافران در قيامت ، نتيجه عملكرد خود آنان

قال فذوقوا العذاب بما كنتم تكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 6 - 5

5 - خداوند ، در روز قيامت تمامى اعمال كافران را به آنان خبر خواهد داد .

فينبّئهم بما عملوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 20 - 2

2 - كردار و حالت هاى كافران ، در احاطه علمى خداوند است .

و اللّه من ورائهم محيط

1150- عمل ناپسند كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 28 - 6

6 ـ كافران زشتكردار عصر جاهلى از سر جهل، انجام كارهاى زشت و ناپسند را اجراى فرمان خدا مى پنداشتند.

و إذا فعلوا فحشة قالوا . .. الله أمرنا بها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 2

2ـ كفرورزى كافران و اعمال ايشان ( افترا بر خداوند ، بازدارى از راه خدا و . . . ) خارج از حاكميت خداوند نيست .

و من أظلم ممن افترى على الله كذبًا . .. أُولئك لم يكونوا معجزين

ماضى بودن معناى جمله «أُولـئك لم يكونوا . ..» (آنان هيچ گاه ازحاكميت خدا خارج نبوده اند) مى رساند كه: گرايش كافران به كفر نيز تحت حاكميت خدا صورت گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 11،21

11- كافران پس از مرگ ، به كلى منكر اعمال زشت دنيوى خويش مى شوند .

الكـفرين . الذين تتوفّـهم الملـئكة ... ما كنّا نعمل من سوء

21- كافرانى كه با حالت كفر از دنيا مى روند ، همواره در دنيا در مسير نادرست بوده و مرتكب اعمال زشت مى شوند .

ما كنّا نعمل من سوء بلى إن الله عليم بما كنتم تعملون

دو عبارت «ما كنّا نعمل» و «ما كنتم تعملون» دلالت بر ماضى استمرارى دارد. عبارت اول سخن كافران است كه با آن به كلى منكر ارتكاب عمل زشت هستند و عبارت دوم جواب به آنهاست كه بر استمرار عمل زشت آنها دلالت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 34 - 15

15- به استهزا گرفتن وعده عذاب خداوند ، از زشت ترين اعمال كافران

فأصابهم سيئات ما عملوا و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

بى شك استهزاى وعده عذاب خداوند، از جمله كارهاى بد (سيئات) كافران بود; اما ذكر خاص آن پس از عام (سيئات) نشان دهنده اهميت ويژه آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 101 - 11

11- « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله تعالى : « الذين كانت أعينهم فى غطاء عن ذكرى و كانوا لايستطيعون سمعاً » قال : « . . . لم يعبهم بما صنع فى قلوبهم و لـكن عابهم بما صنعوا » ;

از امام صادق(ع) درباره اين سخن خداوند «الذين كانت أعينهم فى غطاء عن ذكرى . ..» روايت شده كه فرمود: ... خداوند، (كافران را) به آنچه كه ذات اقدس او درباره دل ها و قلب هاشان انجام داده، نكوهش نكرده، بلكه به خاطر اَعمال خودشان نكوهش كرده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 63 - 4

4 - كافران ، بيگانه با اعمال خير و آلوده به كار هاى ناشايست

و لهم أعمـل من دون ذلك هم لها عـملون

«ذلك» اشاره دارد به كارهاى نيك مؤمنان (أُولـئك يسارعون فى الخيرات); يعنى، براى كافران، اعمال ديگرى غير از آن اعمال (اعمال نيك) وجود دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 11

11 - خودپسندى و زيبا ديدن رفتار زشت خويش ، جلوه گمراهى كافران

أفمن زيّن له سوء عمله . .. فإنّ اللّه يضلّ من يشاء و يهدى من يشاء

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «فإنّ اللّه يضلّ. ..» در مقام تعليل براى «أفمن زيّن...» است; يعنى، از آن جايى كه آنان رفتار زشت خود را زيبا مى ديدند و به خود پسندى گرفتار آمدند; خداوند هر كسى را كه بخواهد ـ مانند اين دسته ـ گمراه خواهد ساخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 27 - 4

4 - بدترين عملكرد كافران ، مبناى مؤاخذه و مجازات الهى نسبت به آنان است .

و لنجزينّهم أسوأ الذى كانوا يعملون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «أسوء» منصوب به نزع خافض و به تقدير «لنجزينّهم على أسوء الذى كانوا يعملون» باشد; يعنى، ما بى ترديد در مقابل بدترين عملشان كيفر خواهيم داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 16

16 - آگاهى قطعى كافران به وسيله خداوند ، از مجموعه عملكرد ناشايست خويش در قيامت

فلننبّئنّ الذين كفروا بما عملوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 33 - 1

1 - آشكار گشتن زشتى هاى اعمال كافران ، براى آنان در قيامت

و بدا لهم سيّئات ما عملوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 52 - 1

1 - از بين نرفتن كردار كافران ، در طول زمان

و كلّ شىء فعلوه فى الزّبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 15 - 1،3

1 - كافران در روز قيامت ، براى اعمال ناپسند خود عذر خواهند آورد .

و لو ألقى معاذيره

3 - بى نتيجه بودن توجيه و عذرتراشى انسان ها ، نسبت به رفتار خويش در قيامت

و لو ألقى معاذيره

1151- عوامل آوارگى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 1

1 - اراده خداوند ، عامل شكست و آوارگى كافران اهل كتاب ( يهود بنى نضير )

هو الذى أخرج الذين كفروا من أهل الكتـب

به اتفاق مفسران، آيات اين بخش، مربوط به يهود بنى نضير و جريان شكست و آواره شدن آنان از مدينه است.

1152- عوامل اعراض از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 45 - 2

2 - تحريف عينى ترين حقايق از سوى كافران ، دليل عدم ضرورت ارشاد آنان

و إن يروا . .. يقولوا سحاب مركوم . فذرهم

از ارتباط دو آيه، استفاده مى شود كه چون كافران مصمم بر كفراند، تكليف تبليغ ـ پس از اتمام حجت بر آنان ـ از پيامبر(صلی الله علیه و آله) ساقط است.

1153- عوامل انحطاط كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 109 - 8

8 ـ منافقان و كافران ، بناكننده اعمال خويش بر لب پرتگاهى سست و بى بنياد

و الذين اتخذوا مسجداً ضراراً . .. أم من أسّس بنينه على شفا جرف هار

1154- عوامل بهانه جويى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 105 - 5

5 ـ آيات گوناگون قرآن مايه تقويت بينش آگاهان و منجر به بهانه جويى كافران خواهد شد.

و ليقولوا درست و لنبينه لقوم يعلمون

1155- عوامل بى ياورى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 22 - 4

4 - بى پناهى كافران و ضعف ايشان در برابر مؤمنان برخاسته از كفر آنها است . *

و لو قـتلكم الذين كفروا لولّوا الأدبـر ثمّ لايجدون وليًّا و لانصيرًا

بنابراين كه تعبير «كفروا» و وصف كفر، مشعر به عليت باشد; برداشت بالا استفاده مى شود.

1156- عوامل پشيمانى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 50 - 1

1 - كافران در روز قيامت ، پشيمان از مواضع انكارآميز گذشته خويش در برابر قرآن

و إنّه لحسرة على الكـفرين

1157- عوامل تأخير در عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 129 - 3

3 - حاكميت سنت هاى الهى بر كفرپيشگان ، مانع از نابودى سريع آنان با عذاب الهى است .

و لولا كلمة سبقت من ربّك لكان لزامًا

1158- عوامل ترك انفاق كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 47 - 3

3 - كفر كافران ثروتمند ، موجب خوددارى آنان از انفاق به مستمندان مؤمن

قال الذين كفروا للذين ءامنوا أنطعم من لو يشاء اللّه أطعمه

آمدن اسم ظاهر (قال الذين كفروا) به جاى ضمير (قالوا) ـ در حالى كه مقام، اقتضاى آمدن ضمير دارد ـ مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه آنچه سبب خوددارى كافران از انفاق شد، كفر آنان بود.

1159- عوامل تعجب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 4 - 1،2

1 - برخاستن فردى از توده هاى مردم به پيامبرى ، امرى شگفت انگيز در نظر كافران

و عجبوا أن جاءهم منذر منهم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه مقصود از «منهم» اين است كه پيامبر از ميان توده هاى مردم و با ويژگى مردمى باشد. گفتنى است تعبير «من بيننا» در آيه 8 مؤيد همين مطلب است.

2 - انتخاب شدن انسان به پيامبرى ، امرى شگفت آور در نظر كافران

و عجبوا أن جاءهم منذر منهم

برداشت ياد شده براساس اين ديدگاه است كه مقصود از «منهم» از جنس انسان بودن پيامبر باشد; زيرا كافران و مشركان صدراسلام، انسان را شايسته رسيدن به مقام پيامبرى و ارتباط با خداوند نمى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 5 - 1

1 - اثبات معبود يگانه در برابر معبود هاى متعدد ، امرى شگفت آور در نظر كافران

أجعل الألهة إلـهًا وحدًا

همزه «أجعل» از نوع استفهام تعجبى است و «إلـه» (مفرد «آلهة») به معناى معبود است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 2 - 1

1ـ شگفتى بيجاى كافران ، از آمدن فردى از جنس خودشان ، براى انذار ايشان

بل عجبوا أن جاءهم منذر منهم

1160- عوامل تقويت روحيه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 11 - 5

5 - منافقان ، مايه اميد و تقويت روحيه كافران در نبرد با اسلام

الذين نافقوا يقولون لإخونهم . .. لئن أُخرجتم

اظهار همكارى منافقان با كافران، خود نوعى تقويت روحيه كافران است.

1161- عوامل تنبه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 46 - 7

7- كافران و انسان هاى لجوج ، از قدرت و عذاب الهى تأثير پذيرفته و متنبّه مى شوند ; نه از منطق و برهان .

و لئن مسّتهم نفحة من عذاب ربّك ليقولنّ يـويلنا إنّا كنّا ظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 47 - 7

7 - كافران و حق ستيزان ، تنها به هنگام گرفتار شدن به عذاب الهى متنبه شده و به ارزش تعاليم پيامبران پى مى برند .

أن تصيبهم مصيبة . .. فيقولوا ربّنا لولا أرسلت إلينا رسولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 3

3 - برخى از كافران لجوج و گنه كاران سرمست ، تنها به وقت مشاهده عذاب الهى و يقين به نزول آن ، بيدار گشته و در برابر سخن حق ( قرآن ) تسليم شده و از آن پيروى مى كنند .

أو تقول حين ترى العذاب لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 18 - 2،11

2- تنها برپايى ناگهانى قيامت ، به هوش آورنده كافران لجوج هواپرست

اتّبعوا أهواءهم . .. فهل ينظرون إلاّ الساعة أن تأتيهم بغتة

از مضمون آيه شريفه استفاده مى شود كه خداوند، همه دلايل لازم را به كافران نمايانده و حتى نشانه هاى قيامت را نيز براى آنان محقق ساخته است. تنها چيزى كه باقى مانده برپايى خود قيامت است. اما آنان با مشاهده همه دلايل، ايمان نياورده و منتظراند تا آخرين مهلت نيز سپرى شود.

11- وقوع رستاخيز ، مايه به خود آمدن كافران ; اما بى ثمر به حال آنان

فأنّى لهم إذا جاءتهم ذكريـهم

تعبير «ذكرى» مى رساند كه قيامت، مايه هشدار و بيدار شدن كافران است; اما اين بيدارى پس از پايان مهلت است و سودى به حال آنان ندارد (فأنّى لهم).

1162- عوامل ثروتمندى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 5 - 15

15 - « [ عن ] أبى عبداللّه ( ع ) قال : ما كان ولد آدم مؤمن إلاّ فقيراً و لا كافر إلاّ غنيّاً ، حتّى جاء إبراهيم ( ع ) فقال : « ربّنا لاتجعلنا فتنة للذين كفروا » فصيّراللّه فى هـؤلاء أموالاً و حاجة و فى هـؤلاء أموالاً و حاجة ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: هيچ مؤمنى از فرزندان آدم نبود، مگر اين كه فقير بود، و هيچ كافر نبود مگر اين كه غنى بود; تا اين كه زمان ابراهيم(ع) فرا رسيد. آن حضرت به خداوند عرض كرد: «پروردگارا ما را مايه فتنه كافران قرار مده». پس خداوند در كافران هم مال و هم نياز و در مؤمنان نيز هم مال و هم نياز قرار داد».

1163- عوامل حق ناپذيرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 55 - 10

10 - عامل بازداشتن كافران از رويكرد به حق ، دروغ پردازى آنان است .

كذلك كانوا يؤفكون

«كذلك» اشاره به دروغ پردازى و افترا زدن كافران مجرم است; يعنى، همان طور كه در قيامت دروغ مى گويند در دنيا نيز عمل مى كردند. لازم به ذكر است كه ريشه «يؤفكون» «إفك» است و به معناى «هر نوع باز داشته شدن از جهت و موقعيتى است كه شايسته بوده در آن موقعيت باشد» (مفردات راغب). بنابراين، مراد از «يؤفكون»، منصرف شدن از عقيده حق و گرايش يافتن به باطل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 8 - 3

3 - ناباورى كافران نسبت به تحقق مجازات هاى الهى ، عاملى مهم در حق ناپذيرى آنان *

و الطّور . .. إنّ عذاب ... ما له من دافع

تأكيد، معمولاً در مواردى صورت مى گيرد كه مسأله تأكيد شده، مورد انكار يا غفلت باشد.

1164- عوامل دشمنى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 44 - 8

8 - مخالفت مشركان و كافران با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخاسته از فريفتگى آنان به اقتدار نسبى خويش بود .

أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا . .. و كانوا أشدّ منهم قوّة

يادآورى اين نكته كه اقوام نابود شده پيشين، نيرومندتر از قوم عرب بودند، مى تواند حاكى از حقيقت ياد شده باشد.

1165- عوامل ذلت اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 20 - 12

12- ذلّت كافران در قيامت ، نتيجه استكبار و عصيان گرى مداوم آنان در زمين

تجزون عذاب الهون بما كنتم تستكبرون فى الأرض بغير الحقّ و بما كنتم تفسقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 48 - 4

4 - كافران مغرور و خودخواه دنيا ، محكوم به ذلت و خوارى در آخرت

أم يقولون نحن جميع منتصر . .. يوم يسحبون فى النار على وجوههم ذوقوا مسّ سقر

1166- عوامل رنج كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 68 - 12

12 ـ محروميت منافقان و كافران از رحمت الهى ، مايه رنج و عذاب هميشگى آنان

و لعنهم اللّه و لهم عذاب مقيم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «عذاب مقيم» در نتيجه نفرين الهى به دورى آنان از رحمت باشد.

1167- عوامل زيان كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 82 - 11

11- كافران حق ناپذير ، ظالمند و از موهبت رحمت و شفابخشى قرآن ، تنها خسارت و زيان به ارمغان مى برند .

شفاء و رحمة للمؤمنين و لايزيد الظـلمين إلاّ خسارًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «ظالمين» ـ به قرينه مقابله با «مؤمنين» ـ كافران باشند.

1168- عوامل سختيهاى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 8 - 6

6 - سرخوشى و هواپرستى كافران در دنيا ، درپى دارنده دشوارى هاى ديرپاى قيامت

و اتّبعوا أهواءهم . .. يقول الكـفرون هـذا يوم عسر

«عسر» (صفت مشبهه) دال بر ثبات و دوام وصف است.

1169- عوامل سرزنش اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 20 - 3

3- توبيخ كافران در قيامت ، به خاطر هدر دادن امكانات ارزنده خويش و صرف آن در لذت هاى زودگذر مادى

أذهبتم طيّبـتكم فى حياتكم الدنيا

1170- عوامل سرزنش كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 101 - 11

11- « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله تعالى : « الذين كانت أعينهم فى غطاء عن ذكرى و كانوا لايستطيعون سمعاً » قال : « . . . لم يعبهم بما صنع فى قلوبهم و لـكن عابهم بما صنعوا » ;

از امام صادق(ع) درباره اين سخن خداوند «الذين كانت أعينهم فى غطاء عن ذكرى . ..» روايت شده كه فرمود: ... خداوند، (كافران را) به آنچه كه ذات اقدس او درباره دل ها و قلب هاشان انجام داده، نكوهش نكرده، بلكه به خاطر اَعمال خودشان نكوهش كرده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 60 - 1

1 - نكوهش كافران ، به خاطر باورنداشتن به قيامت و جدى نگرفتن تهديد هاى الهى

و تضحكون و لاتبكون

1171- عوامل سرور كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 31 - 2

2 - كافرانى كه مؤمنان را مسخره كرده اند ، هنگام مراجعت نزد خانواده خويش ، از پوزخند ها و اشاره هاى طعنه آميز خود ، غرق شادمانى مى شوند .

يضحكون . .. يتغامزون . و إذا انقلبوا إلى أهلهم انقلبوا فكهين

در اين برداشت، «فَكِه» به معناى «مرد خوش دل و خندان» دانسته شده است. تكرار «انقلبوا» در آيه شريفه، براى مجسم ساختن حالت بازگشت كافران به خانه خويش است.

1172- عوامل شقاوت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 64 - 3

3 - رفاه و برخوردارى كافران ، سبب ساز هلاكت و نگون بختى آنان است ، نه نشان سعادت و نيكبختى .

أيحسبون . .. نسارع لهم فى الخيرت ... حتّى اذا أخذنا مترفيهم بالعذاب

1173- عوامل شك كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 66 - 6

6 - كور باطنى ، ريشه ترديد ها و حيرت كافران در مورد قيامت و مسائل آن

بل هم فى شكّ منها بل هم منها عمون

«عمون» نظر به چشم ظاهر ندارد; بلكه عدم بينش و بصيرت كافران را مى رساند كه در نتيجه آن، آنها گرفتار شك و ترديد و حيرت و سرگردانى اند.

1174- عوامل شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 102 - 25

25 ـ شكست زبونانه كافران ، در گرو كوشش مجاهدان براى فراهم سازى تجهيزات و هوشيارى آنان در برابر هجوم غافلگيرانه دشمن

و ليأخذوا حذرهم . .. و خذوا حذركم إنّ اللّه اعد للكفرين عذاباً مهيناً

جمله «ان اللّه . ..» مى تواند تعليل براى فرمان خداوند به گرفتن اسلحه و حفظ هوشيارى باشد، بر اين مبنا مراد از عذاب مهين، شكست زبوبانه دشمنان خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 6

6 ـ رعب و وحشت كافران در جنگ بدر ، از عوامل شكست آنان در آن جنگ

سألقى فى قلوب الذين كفروا الرعب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 71 - 6

6 ـ كافران جنگ بدر به سبب خيانتهايشان به خدا و دين او ، مغلوب مجاهدان شده و گروهى از آنان به اسارت درآمدند .

فقد خانوا اللّه من قبل فأمكن منهم

امكان (مصدر امكن)، به معناى تسلط بخشيدن است. تفريع جمله «امكن منهم» بر «فقد خانوا» به وسيله حرف «فاء» دلالت مى كند بر اينكه خيانت كافران به دين خدا موجب شد كه خداوند آنان را در سيطره مسلمانان قرار دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 15

15 ـ نصرت هاى خاص الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، عامل فرو شكستن شعار و صولت كافران و اعتلا يافتن كلمة اللّه ( شعار توحيد )

فقد نصره اللّه . .. و جعل كلمة الذين كفروا السفلى و كلمة اللّه هى العليا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 1

1 - اراده خداوند ، عامل شكست و آوارگى كافران اهل كتاب ( يهود بنى نضير )

هو الذى أخرج الذين كفروا من أهل الكتـب

به اتفاق مفسران، آيات اين بخش، مربوط به يهود بنى نضير و جريان شكست و آواره شدن آنان از مدينه است.

1175- عوامل ضعف كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 22 - 4

4 - بى پناهى كافران و ضعف ايشان در برابر مؤمنان برخاسته از كفر آنها است . *

و لو قـتلكم الذين كفروا لولّوا الأدبـر ثمّ لايجدون وليًّا و لانصيرًا

بنابراين كه تعبير «كفروا» و وصف كفر، مشعر به عليت باشد; برداشت بالا استفاده مى شود.

1176- عوامل عجز كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 65 - 11

11 ـ كافران بر اثر فقدان درك معارف الهى و ايمان نداشتن به حقايق دينى ، مردمى ناتوان در پيكار با اهل ايمان

بأنهم قوم لايفقهون

1177- عوامل عجله كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 39 - 3

3- جهل كفار به سختى و شدت عذاب الهى ، عامل تعجيل آنان براى تحقق عذاب است .

و يقولون متى هـذا الوعد . .. لويعلم الذين كفروا حين لايكفّون عن وجوههم النار ...

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه جواب مقدر «لو» جمله «لمّا استعجلوا العذاب أو قيام الساعة» (در نزول عذاب و يا در برپايى قيامت عجله نمى كردند) باشد.

1178- عوامل عذاب اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 36 - 1

1 - عذاب هاى كافران در قيامت ، كيفر مداومت آنان بر كردار زشت خويش در دنيا است .

هل ثوّب الكفّار ما كانوا يفعلون

«ثواب»; يعنى، جزا و «تثويب» به معناى جزا دادن است (قاموس). فعل «كانوا» ـ كه بر مضارع داخل شده است ـ بر استمرار دلالت دارد.

1179- عوامل عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 101 - 4

4ـ گرفتارى كافران ، مشركان و گنه كاران به عذاب هاى الهى ، ستم و كيفرى است كه آنان خود براى خويشتن فراهم مى كنند .

و لـكن ظلموا أنفسهم

چنان چه گذشت، مقصود از «ظلم به نفس» گناهان و نيز آثار و تبعات گناهان مى باشد; برداشت فوق ناظر به دومين لحاظ است. بنابراين «ظلموا أنفسهم...»; يعنى، نزول عذاب بر كافران ـ كه از آثار و تبعات گناهانشان است ـ ستمى بود كه آنان بر خود روا داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 209 - 6

6 - هلاك و عذاب كافران ، نتيجه عملكرد خود ايشان

و ما أهلكنا من قرية . .. و ما كنّا ظـلمين

1180- عوامل غفلت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 20 - 5

5 - احاطه تكذيب گرى بر انديشه كافران ، موجب احاطه غافلگيرانه عذاب الهى بر آنان است .

فى تكذيب . و اللّه من ورائهم محيط

تعبير «فى تكذيب»، بر احاطه تكذيب گرى بر كافران دلالت دارد و جمله «و اللّه . .. محيط»، كافران را به احاطه خداوند تهديد كرده است; كه حاصل آن بسته بودن راه فرار از عذاب فراگير است.

1181- عوامل فرجام شوم كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 11 - 4

4- ذلّت و بدفرجامى كافران ، معلول برخوردار نبودن از ولايت و حمايت خداوند

دمّر اللّه عليهم . .. ذلك ... و أنّ الكـفرين لا مولى لهم

1182- عوامل فقر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 5 - 15

15 - « [ عن ] أبى عبداللّه ( ع ) قال : ما كان ولد آدم مؤمن إلاّ فقيراً و لا كافر إلاّ غنيّاً ، حتّى جاء إبراهيم ( ع ) فقال : « ربّنا لاتجعلنا فتنة للذين كفروا » فصيّراللّه فى هـؤلاء أموالاً و حاجة و فى هـؤلاء أموالاً و حاجة ;

از امام صادق(ع) روايت شده است: هيچ مؤمنى از فرزندان آدم نبود، مگر اين كه فقير بود، و هيچ كافر نبود مگر اين كه غنى بود; تا اين كه زمان ابراهيم(ع) فرا رسيد. آن حضرت به خداوند عرض كرد: «پروردگارا ما را مايه فتنه كافران قرار مده». پس خداوند در كافران هم مال و هم نياز و در مؤمنان نيز هم مال و هم نياز قرار داد».

1183- عوامل گمراهى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 11

11 ـ زندگى دنيا عامل فريب خوردن كافران در نپذيرفتن آيات و پند نگرفتن از انذار انبيا

و غرتهم الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 37 - 5

5 ـ جا به جايى ماه هاى حرام ، عاملى در جهت گمراهى كافران

إنما النسىء . .. يضل به الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 48 - 3

3- مخالفت و عنادورزى كافران با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با تمثيل و توصيف هاى ناروا ، در پى دارنده گمراهى علاج ناپذير براى آنان

كيف ضربوا لك الأمثال فضلّوا فلايستطيعون سبيلاً

برداشت فوق بنابراين است كه مراد از «سبيلاً» راه هدايت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 74 - 1

1 - بى اعتقادى به جهان آخرت ، مهم ترين عامل انحراف و كجروى كافران

و إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة عن الصرط لنـكبون

«نكوب» (مصدر «ناكبون») به معناى منحرف شدن است; يعنى، كسانى كه به آخرت ايمان ندارند، قطعاً از راه راست، سخت منحرف اند. گفتنى است كه بيان ايمان به آخرت و اختصاص به ذكر يافتن آن، از ميان مسائل گوناگون اعتقادى، بيانگر مطلب فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 29 - 1

1 - كافران در قيامت ، خواهان شناسايى عاملان گمراهى خويش به منظور انتقام جويى از آنان

و قال الذين كفروا ربّنا أرنا الذين أضلاّنا . .. نجعلهما تحت أقدامنا

1184- عوامل گمراهى كافران پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 2

2- رهبران مستكبر و پيروانشان ، سرانجام در قيامت شيطان را مسبب اصلى گمراهى خويش قلمداد مى كنند .

فقال الضعفـؤا للذين استكبروا . .. قالوا ... و قال الشيطـن لمّا قضى الأمر إنّ الل

ذكر سخنان شيطان در قيامت خطاب به گمراهان، پس از ذكر جريان مستكبران و پيروانشان، احتمال دارد از اين جهت باشد كه آنان گمراهى خويش را به شيطان نسبت مى دهند و او درصدد پاسخ گويى برمى آيد.

1185- عوامل مبارزه با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 123 - 4

4 ـ ايمان ، مستلزم عمل و مبارزه با كفرپيشگان

يأيها الذين ءامنوا قتلوا الذين يلونكم من الكفار

1186- عوامل محروميت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 45 - 8

8- افتادن حجاب نامرئى بر ديدگان كافران و محروم شدن آنان از شنيدن و درك وحى ، معلول تصميم آنها مبنى بر عدم ايمان به آخرت است .

بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا

تعبير «الذين لايؤمنون بالأخرة» - به صورت جمله وصفيه - و فعل مضارع به جاى «الكافرين» مى تواند به اين معنا باشد كه جعل حجاب از سوى خدا، به خاطر اين خصلت و گزينش از سوى كافران بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 3

3- محروميت از درك صحيح حقايق قرآن ، پيامد حق ناپذيرى و كفرپيشگى كافران

الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 34 - 1

1- مرگ كافران مخالف راه خدا در حال كفر ، مايه محروميت ابدى از عفو و رحمت الهى

إنّ الذين كفروا و . .. فلن يغفر اللّه لهم

مرگ كافران مخالف راه خدا در حال كفر، مايه محروميت ابدى از عفو و رحمت الهى

1187- عوامل مخالفت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 52 - 4

4 - غرور و خودخواهى كافران ، عامل مخالفت آنان با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

بل يريد كلّ امرىء منهم أن يوتى صحفًا منشّرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 53 - 3

3 - بى ايمانى و بى پروايى نسبت به روز جزا ، عامل مخالفت كافران با رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نپذيرفتن تعاليم قرآن

بل لايخافون الأخرة

1188- عوامل مصونيت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 25 - 2

2 - كافران و مكذبان ، در صورت ايمان آوردن و انجام دادن عمل صالح ، گرفتار عذاب نخواهند شد .

فبشّرهم . .. إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت

اين احتمال كه فعل هاى «آمنوا» و «عملوا»، شامل ايمان و عمل در زمان آينده نيز باشد، چندان بعيد نيست; زيرا از طرفى براى آينده قطعى ماضى آورده مى شود و از طرف ديگر در قضيه حقيقى، زمان خاصى مورد نظر نيست.

1189- عوامل مصونيت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 24

24- حضور مؤمنان در محيط زندگى كافران مكه ، باعث نجات موقت كفّار از عذاب الهى

لو تزيّلوا لعذّبنا الذين كفروا منهم

1190- عوامل مهلت به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 17 - 3

3 - وعده خداوند بر مقابله به مثل با مكر كافران ، كافى براى شتاب نورزيدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد درخواست كيفر براى آنان

و أكيد كيدًا . فمهّل

برداشت ياد شده، از حرف «فاء» در «فمهّل» استفاده شده است; يعنى، حال كه از مكر خداوند درباره كافران آگاه شدى، با خاطرى آسوده به كافران فرصت ده; زيرا آنان هر چند در هر فرصت به مكر خود ادامه دهند، ولى مكر آنان مقهور مكر خداوند است.

1191- عوامل ناخشنودى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 8 - 9،10

9 - كافران بنى اسرائيل ، ناخرسند از گسترش اسلام و در تلاش براى نابودى آن

يريدون ليطفؤا نور اللّه . .. و لو كره الكـفرون

با توجه به آيات پيشين، به دست مى آيد كه از مصاديق مورد نظر در «و لو كره الكافرون»، بنى اسرائيل مى باشد.

10 - رشد و شكوفايى اسلام ، امرى گران و ناگوار براى كافران

و اللّه متمّ نوره و لو كره الكـفرون

1192- عوامل هلاكت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 48 - 4

4 - هلاكت جوامع كفرپيشه و تكذيب گر تاريخ ، نتيجه عملكرد خود آنها و پس از اتمام حجت الهى بر آنان

ثمّ أرسلنا . .. بأيـتنا و سلطـن مبين ... فكذّبوهما فكانوا من المهلكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 64 - 3

3 - رفاه و برخوردارى كافران ، سبب ساز هلاكت و نگون بختى آنان است ، نه نشان سعادت و نيكبختى .

أيحسبون . .. نسارع لهم فى الخيرت ... حتّى اذا أخذنا مترفيهم بالعذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 209 - 6

6 - هلاك و عذاب كافران ، نتيجه عملكرد خود ايشان

و ما أهلكنا من قرية . .. و ما كنّا ظـلمين

1193- عوامل يأس كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 2 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأيوس سازنده كافران از پيوستن به آنان در شرك

لا أعبد ما تعبدون

حرف «لا» گرچه براى نفى مستقبل است; ولى مفهوم سخن، شامل زمان حال نيز مى شود.

1194- عومل ذلت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 11 - 4

4- ذلّت و بدفرجامى كافران ، معلول برخوردار نبودن از ولايت و حمايت خداوند

دمّر اللّه عليهم . .. ذلك ... و أنّ الكـفرين لا مولى لهم

1195- عهد باكافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 56 - 8،9

8 ـ رهبران جامعه اسلامى مجاز در پيمان بستن با جوامع كفرپيشه

الذين عهدت منهم ثم ينقضون

9 ـ نقض پيمان هاى گذشته از سوى جوامع كفرپيشه ، مانع جواز معاهده جديد نخواهد شد .

الذين عهدت منهم ثم ينقضون عهدهم فى كل مرة

1196- عهدشكنى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 16 - 10

10 - اظهار ايمان و خداترسى منافقان ، ابزارى در دست آنان براى توجيه پيمان شكنى خود با كافران

كمثل الشيطـن . .. قال إنّى برىء منك إنّى أخاف اللّه ربّ العـلمين

از تشبيه منافقان به شيطان ـ با توجه به ادعاى خداترسى وى ـ مطلب بالا استفاده مى شود.

1197- عهدشكنى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 102 - 7

7 ـ كفرپيشگان ، مردمى فاسق و بى اعتنا به عهد هاى الهى

و ما وجدنا لأكثرهم من عهد و إن وجدنا أكثرهم لفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 56 - 2،9

2 ـ كفرپيشگانى كه بر پيمانشان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) وفادار نماندند از پست ترين جنبندگان هستند .

إن شر الدواب . .. الذين عهدت منهم ثم ينقضون

«الذين عهدت منهم» مى تواند بدل و يا عطف بيان براى «الذين كفروا» در آيه قبل باشد، و نيز مى تواند مبتدا و خبر آن «فاما تثقفنهم . .. » در آيه بعد باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

9 ـ نقض پيمان هاى گذشته از سوى جوامع كفرپيشه ، مانع جواز معاهده جديد نخواهد شد .

الذين عهدت منهم ثم ينقضون عهدهم فى كل مرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 58 - 1

1 ـ مسلمانان موظفند در صورت ظهور نشانه اى حاكى از تصميم كافران بر پيمان شكنى ، معاهدات فيمابين را الغا كنند و آن را بى اعتبار بشمارند .

و إما تخافن من قوم خيانة فانبذ إليهم

مراد از «خيانة» به قرينه سياق پيمان شكنى است و ترس از پيمان شكنى به معناى آشكار شدن شواهد و اماراتى است بر اينكه طرف مقابل نقض پيمان را در سر مى پروراند. «نبذ» به معناى انداختن و مفعول «فانبذ» «عهدهم» است كه به خاطر وضوحش در كلام نيامده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 59 - 1،3،5

1 ـ هيچ حركت و رفتارى ، حتى كفرورزى كافران و پيمان شكنى آنان ، خارج از اراده خداوند نيست .

و لايحسبن الذين كفروا سبقوا إنهم لايعجزون

جمله «لايحسبن . .. » در صدد رفع پندار ناصوابى است كه كفرپيشگان آن را در خيال خويش مى پروراندند كه با توجه به آيات قبل مى توان گفت آن پندار برخاسته از كفرورزى و ستيزه جويى عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و شكستن پيمانهاى او بوده است. آنان بر اين پندار بودند كه اگر دستورات پيامبر(صلی الله علیه و آله) از جانب خدا و خواست اوست، آنان با مخالفتهاى خويش بر خداى محمد(صلی الله علیه و آله) چيره شده اند. جمله «لايحسبن ... » بيان مى دارد كه اين پندار ناصواب است. زيرا هيچ چيز خداوند را ناتوان نمى سازد. مفاد اين جمله با توجه به آنچه گذشت اين است كه هيچ حركت و رفتارى بيرون از اراده و خواست خداوند نيست.

3 ـ كافران هرگز با نقض پيمان و خيانت به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) نخواهند توانست بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيشى گيرند و وى را از ادامه رسالت ناتوان سازند .

و إما تخافن من قوم خيانة . .. و لايحسبن الذين كفروا سبقوا إنهم لايعجزون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مفعول «سبقوا» و «لايعجزون» پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

5 ـ كافران با پيمان شكنى و خيانت هاى خود ، قادر به كسب پيروزى پايدار نخواهند بود .

و إما تخافن من قوم خيانة . .. و لايحسبن الذين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 18

18 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر دشمنى ها و كارشكنى هاى كافران گمراه

فلاتذهب نفسك عليهم حسرت إنّ اللّه عليم بما يصنعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 82 - 4

4 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ايمان آورندگان به آن حضرت در برابر دشمنان و كارشكنى هاى مشركان و كافران

فانظر كيف كان عـقبة المنذرين . .. و لقد نادينا نوح ... ثمّ أغرقنا الأخرين

برداشت ياد شده از آن جا است كه ذكر داستان نوح(ع) و قومش، پس از توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر تأمل و درس آموزى از سرنوشت مردمى است كه اخطارهاى پيامبران را دريافت كردند; ولى به مخالفت با آنها پرداختند. اين توصيه مى

تواند براى دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ايمان آورندگان به آن حضرت باشد كه در شرايط دشوار مكه به سر مى بردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 8

8 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان اندك او ، در برابر كارشكنى ها و دشمنى هاى كافران و مشركان

إنّ الذين يجـدلون فى ءايـت اللّه . .. إن فى صدورهم إلاّ كبر ما هم ببـلغيه

از اين آيه و آيات قبل و بعد آن، استفاده مى شود كه خداوند درصدد دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ايمان آورندگان اندك به آن حضرت در مكه مى باشد.

1198- عيب جويى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 11 - 7

7 - عيب جويى و سخن چينى ، از ويژگى هاى كافران تكذيب كننده رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

فلاتطع المكذّبين . .. همّاز مشّاء بنميم

1199- عيسى(ع) و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 4

4 ـ داود و عيسى ( ع ) ، مأيوس از ايمان كفرپيشگان قوم خويش *

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل على لسان داود و عيسى ابن مريم

طرد ولعن كافران بنى اسرائيل از سوى داود و عيسى(ع) حكايت از يأس و نوميديشان از هدايت يافتن آن گروه دارد.

1200- غافلگيرى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 40 - 1

1- كافران ، در روز رستاخيز به طور ناگهانى با آتش فراگير روبه رو خواهند شد .

لايكفّون عن وجوههم النار . .. بل تأتيهم بغتة

«بغت» به معناى امر ناگهانى و به دور از محاسبه و پيش بينى است.

1201- غافلگيرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 56 - 10

10 - مواجه شدن كافران با برپايى قيامت ، ناگهانى و غافل گيرانه است .

يقسم المجرمون . .. فهـذا يوم البعث

«فاء» در «فهـذا» فصيحه است و حكايت از شرط مقدر مى كند و مفيد معناى مفاجات و ناگهانى بودن است.

1202- غزوه بدر و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 13 - 7

7 ـ كافران در جنگ بدر ، نيرو هاى رزمنده مسلمان را دو برابر نيرو هاى خودشان مى ديدند .

يرونهم مثليهم رأىَ العين

بنابراينكه ضمير فاعلى در «يرون» به مشركين برگردد و ضمير مفعولى «هم» به مسلمين و ضمير مجرور «هم» در «مثليهم» به مشركين برگردانده شود.

1203- غضب بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 123 - 6

6 ـ لزوم به كارگيرى شدت و خشم ، در جنگ با دشمنان كفرپيشه

قتلوا الذين يلونكم من الكفار و ليجدوا فيكم غلظة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 17 - 1

1 - كافران ، مورد غضب و نفرين خداوند و مشمول شديدترين توبيخ هاى او هستند .

قتل الإنسـن ما أكفره

فعل ماضى (قتل الإنسان) براى نفرين بكار رفته است. مفاد نفرين هاى خداوند توبيخ و تهديد است; زيرا معناى حقيقى نفرين، درباره او قابل تصور نيست. «ال» در «الإنسان» ـ به قرينه «فلينظر الإنسان...» در آيات بعد ـ براى ماهيت است و جمله «ما أكفره» نشان مى دهد كه در نفرين «قتل الإنسان»، تنها كافران مد نظر مى باشند.

1204- غضب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 1

1 - نگاه كافران به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نگاهى خشم آلود و كينه توزانه بود .

و إن يكاد الذين كفروا ليزلقونك بأبصـرهم

«زَلَق» (مرادف «ذلل») به معناى لغزيدن و سقوط كردن است و عبارت «ليزلقونك بأبصارهم» كنايه از اين است كه كافران، با نگاه خشم گينانه و كينه توزانه، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى نگريستند; مانند آن كه گفته مى شود: فلان كس آن چنان به من نگاه مى كند، كه گويا مى خواهد مرا با نگاهش بخورد و يا بكشد; يعنى، اگر براى او ممكن باشد كه با نگاهش مرا بخورد و يا بكشد، چنين خواهد كرد.

1205- غفلت از دشمنى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 11

11 - بى توجهى به عمق عداوت كافران با اسلام و مسلمانان ، زمينه ساز برقرارى روابط دوستانه با آنان

لاتتّخذوا عدوّى و عدوّكم أولياء . .. يخرجون ... أن تؤمنوا باللّه ربّكم

بيان ابعاد مختلف عداوت كافران با مسلمانان، به عنوان دليل ممنوعيت ارتباط دوستانه با آنان، بيانگر مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 2 - 3

3 - جامعه اسلامى ، در معرض خطر از ياد بردن عداوت جبهه كفر با ايشان

إن يثقفوكم يكونوا لكم أعداء

تذكر و هشدار الهى در اين آيه، بيانگر مطلب بالا است.

1206- غفلت اكثريت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 47 - 6

6 - كافران ، گرفتار كيفر هاى دنيوى و بيشتر آنان ، غافل از منشأ گرفتارى هاى خويش *

للذين ظلموا عذابًا . .. و لـكنّ أكثرهم لايعلمون

در صورتى كه «عذاباً دون ذلك» نظر به كيفر دنيوى داشته باشد، احتمال مى رود كه «أكثرهم لايعلمون» به اين معنا باشد كه كافران به رغم ابتلا به اين كيفرهاى الهى، معمولاً توجه ندارند كه علت آن، كفر ايشان است.

1207- غفلت اكثريت كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 57 - 6

6 - بيشتر كافران و مشركان ستيزه جو و مجادله گر در صدر اسلام ، مردمى غافل و بى خبر از معارف الهى ( چون توحيد و

معاد ) بودند .

و لـكنّ أكثر الناس لايعلمون

ممكن است مقصود از «الناس» در آيه شريفه، مردم عصر نزول قرآن (چون اهل مكه) باشد. برداشت يادشده بر اين احتمال مبتنى است.

1208- غفلت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 7 - 7

7 ـ دلخوش بودن به دنيا و آرامش يافتن به آن و غفلت از آيات الهى ، از اوصاف كافران و امرى مذموم و ناپسند

إن الذين . .. و رضوا بالحيوة الدنيا و اطمأنوا بها ... غفلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 108 - 7

7- كافران دنياگرا ، غافلان واقعى اند .

استحبّوا الحيوة الدنيا . .. الكـفرين ... و أُولـئك هم الغـفلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 97 - 8

8- اظهار حسرت كافران در قيامت ، به خاطر غفلت عميق و پيوسته خويش از روز قيامت

يـويلنا قد كنّا فى غفلة من هـذا

برداشت ياد شده از آمدن «فى» ـ كه براى ظرفيت است ـ استفاده مى شود. بدين صورت كه غفلت، ظرف و انسانِ غافل، مظروف قرار گرفته است و اين حكايت از غوطهور شدن و فرورفتن در عمق غفلت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 63 - 3

3 - قلب هاى كافران ، پوشيده در حجاب غفلت و ناآگاهى

بل قلوبهم فى غمرة من هـذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 7 - 3

3 - سطحى نگرى كافران در مظاهر شگفت انگيز طبيعت و ناديده گرفتن قدرت الهى در آن ، مورد سرزنش خداوند

فقد كذّبوا . .. أَوَلم يرواإلى الأرض كم أنبتنا فيها

استفهام در «أَوَلم يروا. ..» براى توبيخ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 26 - 8

8 - هلاكت امت هاى كافر پيشين ، در حال غفلت و سرگرمى آنان به دنيا ، بوده است .

أهلكنا . .. يمشون فى مسـكنهم

احتمال دارد كه جمله «يمشون. ..» حال براى مفعول «أهلكنا» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 8

8 - مؤمنان ، برخلاف كافران ، تنها در گرفتارى به ياد خدا نيستند ; بلكه در همه حال ( خوشى و ناخوشى ) رو به خدا مى آورند .

و إذا مسّ الإنسـن ضرّ دعا ربّه . .. أمّن هو قـنت ءاناء الّيل ساجدًا ... و يرجوا

برداشت بالا از ارتباط ميان آيه شريفه با آيه پيش به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 30 - 3

3 - غفلت شديد كافران و مشركان ، از مرگ و حيات پس از آن ( قيامت )

إنّك ميّت و إنّهم ميّتون

ضمير «إنّهم» به مشركان و كافران باز مى گردد. طرح مسأله رحلت آنان ـ كه با تأكيد همراه است (إنّك و إنّهم)ـ و غير قابل انكاربودن اين حقيقت، مى تواند گوياى غفلت شديد مشركان و كافران از مسأله مرگ باشد; گو اين كه آنان منكر حقيقت ياد شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 58 - 5

5 - مؤمنان نيك كردار ، گروهى روشن بين و اهل بصيرت و كافران بدكردار ، گروهى كوردل و غافل اند .

و ما يستوى الأعمى و البصير و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت و لا المسىء

«الأعمى» و «البصير» تمثيلى براى مؤمنان نيك كردار و كافران بد كرداراست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 22 - 1

1 - كفرپيشگان و گنه كاران ، غافل از آگاهى و نظارت اعضا و جوارح بر اعمالشان

و ما كنتم تستترون أن يشهد عليكم سمعكم و لا أبصـركم و لا جلودكم

«أن يشهد» به تقدير «مخافة» (براى ترس) است. بنابراين مفاد «ما كنتم...» اين است كه شما براى ترس از شهادت گوش، چشم و پوستتان خود را مخفى نمى كرديد; زيرا غافل بوديد و نمى دانستيد كه آنها شاهد بر اعمال شما هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 2 - 5

5- چشم پوشى كافران ، از عظمت خدشه ناپذير قرآن و تمسك آنان به بشر بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى انكار رسالت آن حضرت

و القرءان المجيد . بل عجبوا أن جاءهم منذر منهم فقال الكـفرون هـذا شىء عجيب

از ارتباط اين آيه با آيه قبل ـ كه سوگند به ارجمندى قرآن بود ـ مى توان استفاده كرد كه خداوند قبل از هر چيز، عظمت خدشه ناپذير آيات قرآن را به كافران يادآور شده و ايشان را به سبب تمسك به مسائل بى ارزش، ملامت كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 61 - 1

1 - كافران ، گرفتار غفلت ، تكبر و سرمستى

و أنتم سـمدون

«سُمود» در معانى «سهو» (غافل سازنده انسان از كارهاى مهم و سرنوشت ساز) و بالا گرفتن سر از روى خودبزرگ بينى و غرور به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 23 - 2

2 - كافران ، بى اعتنا به مرگ ، قبر و قيامت خود و بى توجّه به نشانه هاى خدا در خلقت خويش

كلاّ

«كلاّ» مى تواند براى ردع و باز داشتن از توهّمى باشد كه آيات پيشين، زمينه ساز پيدايش آن بود و آن اين كه با وجود زمينه هاى توجّه به خداوند در آفرينش انسان از نطفه تا زمان مرگ و دفن او، ممكن نيست كسى در كفر بماند. «كلاّ» دلالت دارد كه نبايد چنين پنداشت، زيرا افرادى با وجود تمام اين نشانه ها، بر كفر خود اصرار ورزيدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 20 - 3

3 - كافران ، از سيطره خداوند بر آنها غافل اند .

و اللّه من ورائهم محيط

«من وراء» (از پشت سر)، كنايه از غافلگيرانه بودن است; همان گونه كه دشمن براى هجوم غافلگيرانه، از پشت سر حمله مى كند.

1209- فرار اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 33 - 1

1 - فرار بى نتيجه كافران ، از كيفر و عذاب قيامت

يوم تولّون مدبرين

1210- فرجام اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 17 - 9

9- كافران جبّار ، مردمى بدفرجام در دنيا و آخرتند .

و خاب كلّ جبّار عنيد . من ورائه جهنّم و يسقى من ماء صديد ... من ورائه عذاب غليظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 49 - 1

1 - كافران و مشركان ، داراى فرجامى شوم در جهان آخرت

قل يـأيّها الناس إنّما أنا لكم نذير

مراد از «الناس» مردم مشرك و بت پرست است. «نذير» به معناى «منذر» مى باشد. و «انذار» (مصدر «منذر») به معناى اخطار كردن و ترسانيدن از عواقب امرى، پيش از فرا رسيدن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 15 - 26

26- تفاوت فرجام اخروى مؤمنان و كافران ، بازتاب تمايز عملكرد دنيوى آن دو

الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت . .. و الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون ... الجنّة ال

در اين جا خداوند نخست به تمايزهاى دنيوى اهل ايمان با كافران پرداخته و سپس تفاوت فرجام اخروى آنان را بيان داشته است. از اين ارتباط موجود در آيات، پيوند تنگاتنگ ميان عملكرد دنيوى هر گروه با فرجامشان استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 60 - 4

4 - آخرت پر شرر كافران ، دستاورد خود ايشان است .

فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا . .. فويل للذين كفروا من يومهم

از انتساب «يوم» به ضميرى كه به كافران بازمى گردد، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 15 - 1،7

1 - منافقان و كافران ، داراى فرجامى يكسان در قيامت

فاليوم لايؤخذ منكم . .. و لا من الذين كفروا

7 - دوزخ ، جايگاه نهايى كافران و منافقان

فاليوم لايؤخذ منكم فدية و لا من الذين كفروا. .. و بئس المصير

«مصير» (معادل «مرجع») و به جايگاهى گفته مى شود كه حركت به آن جا منتهى مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 22 - 5

5 - نامه عمل كافر ، از پشت سر به او داده شده و آتش دوزخ فرجام او خواهد بود .

و أمّا من أوتى كتـبه وراء ظهره . .. و يصلى سعيرًا ... بل الذين كفروا

ارتباط مجموع آيات سوره با يكديگر، اقتضا مى كند كه دو دسته آخر سوره (الذين كفروا) و (الذين آمنوا)، همان دو دسته قبل

باشند كه با عنوان «من اُوتى كتابه بيمينه» و «من اُوتى كتابه وراء ظهره» از آنان ياد شد.

1211- فرجام افساد كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 16

16- بهشت ، پايان رنج و تلاش مؤمنان و دوزخ فرجام لذّت جويى و فساد كافران

الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت جنّـت . .. و الذين كفروا... النارمثوًى لهم

در اين آيات، ميان زندگى، اهداف و فرجام مؤمنان و كافران، مقايسه صورت گرفته است. مؤمنان اهل جهاد و عمل صالح اند و در پى دشوارى هاى آن، از بهشت برخوردار خواهند شد. اما كافران اهل رفاه و لذت جويى اند و در پى آن گرفتار آتش خواهند بود.

1212- فرجام دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 2 - 8

8 - اظهار محبت با جبهه كفر ، به اميد جلب عطوفت آنان ، تلاشى بى فرجام و محكوم به شكست

تسرّون إليهم بالمودّة. .. إن يثقفوكم يكونوا لكم أعداء

1213- فرجام سخت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 10 - 1

1- تهديد شدن كافران سست انديش و بيهوده گرا ، به فرجامى سخت و جانكاه

فارتقب يوم تأتى السماء بدخان مبين

تعبير «بدخان مبين»، مى تواند حكايت از عذاب دنيوى و نيز سختى هاى صحنه قيامت داشته باشد.

1214- فرجام شوم كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 135 - 1

1 ـ هشدار دادن به كافران به پايان ناخوشايندشان از وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله)

قل يقوم اعملوا على مكانتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 48 - 9

9ـ عذاب دردناك ، فرجام و عاقبت كفرپيشگان است .

ثم يمسّهم منا عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 2 - 7

7- كافرانِ به قرآن و كافرانى كه تصميم به ماندن در ظلمت ها گرفته اند ، فرجامى بس ناگوار دارند و در عذابى سخت گرفتار خواهند شد .

و ويل للكـفرين من عذاب شديد

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از كافران در اين آيه، به قرينهء آيه قبل، كسانى هستند كه كتاب خدا را نپذيرفتند و از ظلمتها خارج نشدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 17 - 9

9- كافران جبّار ، مردمى بدفرجام در دنيا و آخرتند .

و خاب كلّ جبّار عنيد . من ورائه جهنّم و يسقى من ماء صديد ... من ورائه عذاب غليظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 12،14

12- گرفتار شدن به سرنوشت شوم ، تهديد خداوند به كافرانِ هدايت ناپذير

ذرهم . .. فسوف يعلمون

براشت فوق، بنابراين احتمال است كه مفعولٌ به و متعلق علم در «يعلمون» عاقبت امر و سرنوشت آنان باشد.

14- اخطار و هشدار به سرنوشت شوم كافرانِ دنياطلب ، روشى براى بازداشتن از كفر و دنياطلبى

ربما يودّ الذين كفروا . .. ذرهم يأكلوا و ... فسوف يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 6 - 4

4- پيامبر (صلی الله علیه و آله) به جهت سرنوشت و پايان بد كافران ، در رنج و تأسّفى عميق بود .

فلعلّك بـخع نفسك على ءاثـرهم إن لم يؤمنوابهـذا الحديث أسفًا

مراد از «آثار» مى تواند عاقبت و نتيجه اى باشد كه بر ايمان نياوردن به قرآن (إن لم يؤمنوا بهذا الحديث) مترتّب مى شود. بر اين اساس «باخع نفسك عن اثرهم» يعنى: اى[پيامبر!] خود را به خاطر آثار ناشايستى كه كفر آنان در پى دارد، در رنج و مشقّتى كشنده، قرار مى دهى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 49 - 1

1 - كافران و مشركان ، داراى فرجامى شوم در جهان آخرت

قل يـأيّها الناس إنّما أنا لكم نذير

مراد از «الناس» مردم مشرك و بت پرست است. «نذير» به معناى «منذر» مى باشد. و «انذار» (مصدر «منذر») به معناى اخطار كردن و ترسانيدن از عواقب امرى، پيش از فرا رسيدن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 72 - 10

10 - آتش دوزخ ، وعده الهى به كافران و سرانجام شوم آنان

النار وعدها اللّه الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 57 - 6

6 - فرجام و سرنوشت كافران ، فرجام و سرنوشتى بد و ناخوشايند

الذين كفروا . .. مأويهم النار و لبئس المصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 34 - 3

3 ـ كافران معاند با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قيامت ، داراى شوم ترين جايگاه و بى راهه ترين مسير خواهند بود .

الذين . .. أُولـئك شرّ مكانًا و أضلّ سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 18 - 2

2 - فرجام ناگوار كافران و عاقبت نيكوى مؤمنان ، علامت برابر نبودن آنان با يكديگر است .

فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم . .. فلاتعلم نفس ما أُخفى لهم ... أفمن كان مؤمنًا كم

«فاء» در «أفمن» تفريع بر آيات سابق است كه در آنها از كافران و مؤمنان و فرجام و عاقبتشان سخن گفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 24 - 4

4 - مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تبيين سر انجام نيك مؤمنان و عاقبت شوم كفرپيشگان است .

إنّا أرسلنـك بالحقّ بشيرًا و نذيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 73 - 2،3

2 - كافران لجوج انذار شده از سوى رسولان الهى ، به سرنوشت شومى دچار شدند .

فانظر كيف كان عـقبة المنذرين

توصيه خداوند به نگريستن در سرنوشت كافرانِ لجوجِ انذار شده از سوى پيامبران، گوياى اين حقيقت است كه سرنوشت آنان، چنان شوم بوده كه مى تواند مايه درس آموزى و شايسته دقت و مطالعه باشد.

3 - لزوم تأمل و انديشه در سرنوشت شوم كافران متعصب و لجوجى كه از سوى پيامبران پيشين انذار شده اند .

و لقد أرسلنا فيهم منذرين . فانظر كيف كان عـقبة المنذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 8 - 4

4 - تهديد مستكبران كفرپيشه از سوى خداوند ، به عذابى سخت و بدفرجام

فبشّره بعذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 59 - 6

6 - فرجام شوم كافران و ستمگران هلاك شده تاريخ ، هشدارى به كفرپيشگان و ظالمان هر عصر

فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب أصحـبهم

آيات پايانى اين سوره، در مقام نتيجه گيرى از آيات گذشته است كه به تفصيل سرنوشت هلاكت بار كافران گذشته تاريخ را بيان داشته است. از اين نكته استفاده مى شود كه تعبير «مثل ذنوب أصحابهم»، در واقع تذكر و هشدارى نهايى به كافران هر عصر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 60 - 1

1 - كفرپيشگان ، داراى سرنوشتى تأسف بار هنگام فرا رسيدن وعده هاى خداوند

فويل للذين كفروا من يومهم الذى يوعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 17 - 6

6 - مقايسه فرجام نيك تقواپيشگان با سرنوشت شوم كافران ، شيوه بهينه هدايت خلق

اصلوها . .. إنّ المتّقين فى جنّـت و نعيم

از اين كه خداوند در هدايت خلق، به ترسيم هر دو فرجام پرداخته است; مطلب بالا برداشت مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 45 - 5

5 - فرجام شوم و هلاكت بار ، دركمين كافران [ در دنيا ، هنگام مرگ و يا در آخرت ]

يلـقوا يومهم الذى فيه يصعقون

تعبير «الذى فيه يصعقون» (روزى كه در آن بيهوش خواهند افتاد)، نشان دهنده سختى حال كافران به هنگام واقعه عذاب است. گفتنى است كه مراد از روز عذاب، مى تواند روز عذاب استيصال، يا روز عذاب قيامت و يا هنگام مرگ باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 61 - 3

3 - ترنم كافران به ترانه ها ، به جاى گريستن بر فرجام شوم خويش *

و تضحكون و لاتبكون . و أنتم سـمدون

بنا به گفته برخى از مفسران در معناى «سامد»، تغنّى و آوازه خوانى نيز نهفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 6 - 4

4 - قيامت ، روز فراخوانى كافران هواپرست به فرجامى بس ناخوشايند براى ايشان

يوم يدع الداع إلى شىء نكر

«نكر» به امر سخت ناخوشايند و مشقت بار گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 8 - 4

4 - پى بردن كافران به دشوارى شرايط و فرجام خويش ، از نخستين لحظه هاى رستاخيز

يقول الكـفرون هـذا يوم عسر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 6 - 3

3 - دوزخ ، جايگاهى ناميمون و سرانجامى شوم براى كافران

و بئس المصير

«مصير»، جايگاهى است كه حركت بدان جا منتهى مى شود.

1215- فرجام شوم كافران پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 10

10- تبعيت بى چون و چرا از رهبران مستكبر ، در پى دارنده بدفرجامى پيروان

فقال الضعفـؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب الل

1216- فرجام كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 24 - 11

11 - كفرپيشگان در قيامت با آتشى كه خود برافروخته اند ، عذاب خواهند شد .

فاتقوا النار وقودها الناس و الحجارة أعدّت للكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 119 - 5

5 - مسؤوليت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، راهنمايى انسان ها و تبيين سرانجام نيك مؤمنان و عاقبت شوم كفرپيشگان است .

إنا أرسلنك بالحق بشيراً و نذيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 10 - 9

9 ـ هشدار الهى به كافران در مورد عاقبت بد آنان

انّ الذين كفروا . .. و اولئك هم وقود النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 11 - 9

9 ـ سرنوشت فرعونيان ، عبرتى براى كافران در سراسر تاريخ

انّ الذين كفروا . .. كدأب ال فرعون ... فاخذهم اللّه

ذكر فرعونيان به عنوان مثال مى رساند كه آنان، عبرت آيندگانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 21 - 7

7 ـ همسانى سرنوشت شوم كافران ، با قاتلان پيامبران و عدالتخواهان

انّ الذين يكفرون . .. فبشّرهم بعذاب اليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 128 - 11

11 ـ عذاب خداوند سرنوشت كافران محارب ، در صورت عدم بازگشت و توبه

ليقطع طرفاً . .. فينقلبوا خائبين ... او يعذّبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 131 - 9

9 ـ رستگارى و عذاب ، دو فرجام متفاوت براى تقواپيشگان و كافران

و اتّقوا اللّه لعلّكم تفلحون. و اتّقوا النّار الّتى اعدّت للكافرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 19،21

19 ـ آتشِ دوزخ ، جايگاه و فرجام شوم كفرپيشگان مشرك

سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرعب . .. و ماويهم النّار و بئس مثوى الظّالمين

21 ـ كافران ، ستم پيشگانى شوم فرجام

سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرعب . .. و بئس مثوى الظّالمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 3

3 ـ ناتوانى كافران از درك سود و زيان و سرنوشت شوم خويش

و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم انّما نملى لهم ليزدادوا اثما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 197 - 4

4 ـ جهنّم ، جايگاه كافران قدرتمند و بهره مند از مواهب مادّى

ثمّ ماويهم جهنّم

«مأوى» به معناى منزل است. (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 16

16 ـ يكسانى سرنوشت شوم كافران و منافقان و شركت كنندگان در مجالس كفر و گناه و استهزا به آيات الهى

انكم اذاً مثلهم إنّ اللّه جامع المنفقين . .. جميعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 68 - 23

23 ـ پرهيز از اندوه و تأسف بر كفرپيشگى كافران و سرنوشت شوم آنان ، توصيه خداوند به پيامبر خويش

فلاتأس على القوم الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 73 - 10

10 ـ ايمنى از عذاب دردناك در گرو يكتاپرستى و پرهيز از گفتار كفرآميز

و ما من اله الا اله وحد و إن لم ينتهوا عما يقولون . .. عذاب اليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 105 - 13

13 ـ بازگشت همه آدميان ـ چه هدايت يافتگان و چه اهل كفر ـ تنها به سوى خداست .

إلى اللّه مرجعكم جميعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 2

2 ـ آتش دوزخ جايگاه اجتماع و به هم پيوستن جنيان و آدميان كافر و مشرك است.

قال ادخلوا فى أمم قد خلت من قبلكم من الجن و الإنس فى النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 92 - 6

6 ـ بيان فرجام شوم كفرپيشگان و تكذيب كنندگان رسولان الهى ، روشى براى مبلغان دين براى شناساندن زيانكاران واقعى

الذين كذبوا شعيباً كانوا هم لخسرين

خداوند با بيان فرجام شوم كفرپيشگان، زيانكاران واقعى را به مردم معرفى كرد. بنابراين از راههاى معرفى كردن زيانكاران واقعى بيان فرجام شوم آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 98 - 4

4 ـ بيان فرجام كفرپيشگان بى تقوا ، از روش هاى قرآن در هدايت مردم به ايمان و تقواست .

و لكن كذبوا فأخذنهم . .. أو أمن أهل القرى أن يأتيهم بأسنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 100 - 3

3 ـ فرجام شوم كفرپيشگان گنهكار تاريخ ، زمينه اى مناسب براى پندگيرى و عبرت آموزى است .

أو لم يهد للذين يرثون . .. أن لو نشاء أصبنهم بذنوبهم

از مصاديق مورد نظر براى «ذنوب»، به قرينه آيات قبل و آيه بعد، كفر و انكار آيات الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 101 - 2

2 ـ خداوند ، تسلى دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) با بيان سرگذشت شوم كفرپيشگان تكذيب كننده انبيا ( ع )

نقص عليك

مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) «عليك» در بيان سرگذشت امتهاى تكذيب كننده گذشته مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 188 - 16

16 ـ انذار مردم و آگاه ساختن آنان از عاقبت شوم كفرپيشگان ، از وظايف اساسى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إن أنا إلا نذير

لام در «لقوم» هم مى تواند «لام» تقويت باشد و هم مى تواند «لام» انتفاع گرفته شود. بر اساس احتمال اول «قوم» مفعول براى «نذير و بشير» خواهد بود و مفاد آيه اين است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مؤمنان را انذار خواهد كرد و به آنان بشارت خواهد داد. و بر اساس دومين احتمال مفعول «نذير و بشير» همه مردم هستند و «لقوم يؤمنون» بيان مى دارد كه تنها مؤمنان از انذارها و بشارتها بهره مند مى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 18 - 1،2

1 ـ شكست و رسوايى ، فرجام كافران ستيزه گر با خدا و رسول او

ذلكم

«ذلكم» خبر براى مبتدايى محذوف و اشاره به شكست خفتبار مشركان در جنگ بدر دارد ; يعنى «الأمر ذلكم» ; مطلب از اين قرار است كه بيان شد.

2 ـ ضرورت توجه اهل ايمان به فرجام شوم كافران ستيزه گر و نقش اصلى خدا در پيروزى هاى مؤمنان

ذلكم

حرف «كم» در «ذلكم» خطاب به اهل ايمان است. يعنى اى اهل ايمان سرنوشت مشركان ستيزه جو همان است كه بيان شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 8

8 ـ شكست نهايى ، سرنوشت محتوم كفرپيشگان ستيزه گر عليه اسلام و راه خدا

ثم يغلبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 10

10 ـ هزيمت و شكست ، فرجام شوم و كيفر قطعى براى تمامى كافران و دشمنان ايستاده در برابر دين الهى

و عذّب الذين كفروا و ذلك جزاء الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 12

12 ـ منافقان و كافران پيشين با همه اتكايى كه بر دستاورد هاى مادى خويش داشتند ، سرانجام همه آنها را فرو نهاده و بى توشه در گذشتند .

كالذين من قبلكم كانوا أشد منكم . .. أولئك حبطت أعملهم فى الدنيا و الأخرة

آيه در مقام تحذير منافقان، سرنوشت پيشينيان را بر آنان مى نماياند كه چگونه با همه قدرت در گذشتند و تلاشهاى دنيويشان بى نتيجه ماند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 70 - 1

1 ـ نكوهش خداوند از منافقان ، به جهت عبرت نگرفتن از سرنوشت شوم كافران گذشته تاريخ

وعداللّه المنفقين . .. ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 73 - 5

5 ـ جهنم ، جايگاه كافران و منافقان و فرجامى سخت و دردناك براى آنان

و مأويهم جهنم و بئس المصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 109 - 10

10 ـ سقوط در آتش دوزخ ، فرجام منافقان كفرپيشه

و الذين اتخذوا مسجداً ضراراً . .. فانهار به فى نار جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 119 - 6

6ـ انسانهايى كه به خدا و پيامبرانش كافر شوند و نيز جنيان كفرپيشه ، به آتش دوزخ درخواهند افتاد .

لأملأنّ جهنم من الجنة والناس أجمعين

چون بحث در آيات گذشته درباره فساد و صلاح امتها بود و مصداق بارز و مورد نظر براى صلاح و فساد ـ به قرينه آيات پيشين و نيز آيه 121 ـ توحيد، شرك، ايمان و كفر است، مقصود از «الجنة» و «الناس» كافران و مشركان جنى و انسى است. بر اين اساس كلمه «أجمعين» تأكيد بر عمومى است كه از كلمه «الجنة» و «الناس» فهميده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 35 - 9

9ـ آتش دوزخ فرجام كافران است .

و عقبى الكـفرين النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 58 - 3

3- گرفتارى به عذاب استيصال پيش از فرا رسيدن قيامت ، سرنوشت محتوم همه اقوام و جوامع كافر و مشرك حق ستيز است .

و إن من قرية إلاّ نحن مهلكوها قبل يوم القيـمة

اينكه آيه مى فرمايد: همه جوامع بشرى قبل از قيامت يا هلاك مى شوند و يا دچار عذاب مى شوند احتمال دارد كه مراد از «مهلكوها» هلاكت انسانهاى معمولى و مراد از «معذّبوها» عذاب كافران و مشركان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 6 - 9

9ـ تأسف خوردن بر حال كافران و سرنوشت بد آنان ، حالت قابل تحسين است .

فلعلّك بـخع نفسك على ءاثـرهم . .. أسفًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 11

11- برخوردارى انسان از حق انتخاب ايمان و كفر ، به معناى بى تفاوتى ايمان و كفر در فرجام اخروى او ، نيست .

فمن شاء فليؤمن و من شاء فليكفر إنّا أعتدنا للظـلمين نارًا

امر در «فليكفر» براى تهديد است و جمله «إنّا أعتدنا. ..» گوياى اين معنا است كه اختيار انسان در انتخاب ايمان يا كفر، بدان معنا نيست كه او، بر انتخاب خويش، مؤاخذه و يا تشويق نخواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 101 - 3

3- دوزخ ، فرجام كافرانى است كه طاقت شنيدن آيات الهى را ندارند .

و عرضنا جهنّم يومئذ للكـفرين . .. و كانوا لايستطيعون سمعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 55 - 6

6 - روز وقوع عذاب استيصال ، آخرين روز حيات كافران بوده و رهايى آنان از آن ناممكن است .

أو يأتيهم عذاب يوم عقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 72 - 11

11 - دوزخ ، بازگشتگاه و سرانجام كافران

و بئس المصير

«مصير» به معناى عاقبت كار و نيز به معناى مرجع و محل بازگشت مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 77 - 5،6

5 - سرگردانى و رسيدن به بن بست كامل ، فرجام نهايى كافران و مستكبران

حتّى إذا فتحنا . .. إذا هم فيه مبلسون

6 - شكستگى و حزن و اندوه بى پايان ، فرجام نهايى كافران و مستكبران

حتّى إذا فتحنا . .. إذا هم فيه مبلسون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 40 - 2

2 - زندگى ( رفتار و اعمال ) كافران ، داراى فرجامى پوچ و در هاله اى از سردرگمى

و الذين كفروا أعمـلهم . .. أو كظلمـت فى بحر لجّىّ يغشيه موج من فوقه موج من فوقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 57 - 5

5 - جايگاه كافران ، آتش است .

الذين كفروا . .. مأويهم النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 53 - 6

6 - خداوند ، توانا بر جدا ساختن سرنوشت مؤمنان واقعى از فرجام كافران محكوم به هلاكت

أنّا دمّرنـهم و قومهم أجمعين . .. و أنجينا الذين ءامنوا و كانوا يتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 82 - 4

4 - پاكسازى نهايى زمين از وجود كافران ، وعده اى حتمى و تخلف ناپذير

و إذا وقع القول عليهم . .. أنّ الناس كانوا بـايـتنا لايوقنون

تعبير «أنّ الناس. ..» دربرگيرنده همه كافران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 87 - 10

10 - قيامت روز ذلت كافران و پايان بخشيدن به گردن فرازى گردنگشان دنيا

أكذّبتم بـايـتى . .. و كلّ أتوه دخرين

هرچند تعبير «كلّ أتوه» شامل همه مؤمنان و كافران مى شود; اما با توجه به اصل تناسب و ارتباط آيات، مى توان گفت كه نظر عمده، متوجه تكذيب كنندگان آيات الهى است. مبنى بر اين كه آنان گرچه در دنيا ظالمانه كفر ورزيده اند; اما بايد بدانند كه در آخرت، مجال گستاخى براى هيچ يك از آنان نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 23 - 10

10 - توجه به بازگشت حتمى كافران به سوى خداوند ، زداينده اندوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

و من كفر فلايحزنك كفره إلينا مرجعهم فننبّئهم بما عملوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 7

7 - ندامت و ذلت حتمى ، فرجام مجرمان كفرپيشه است .

بلقاء ربّهم كـفرون . .. و لو ترى إذ المجرمون ناكسوا رءوسهم عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 71 - 20

20 - عذاب الهى ، سرنوشت محتوم كافران

و لـكن حقّت كلمة العذاب على الكـفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 6 - 2

2 - عذاب الهى ، سرنوشت محتوم كافران

و كذلك حقّت كلمت ربّك على الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 55 - 9

9 - هلاكت و نابودى ، فرجام ملت هاى ذلت پذير و پيرو كفر و ستم

فاستخفّ قومه . .. فأغرقنـهم أجمعين

از اين كه فرعونيان با ضعف و زبونى در برابر دستگاه جبار فرعونى سرانجام به هلاكت رسيدند، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 83 - 7

7 - قيامت ، پايان بازيگرى و بيهوده گرايى هاى كافران حق ستيز

يخوضوا و يلعبوا حتّى يلـقوا يومهم الذى يوعدون

بنابراين كه مراد از «يومهم. ..» روز قيامت باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 1،9

1 - دوزخ ، پايانى خفّت بار براى دروغ پردازى ها ، استهزاگرى ها و گناه پيشگى كافران

ويل لكلّ أفّاك أثيم . .. اتّخذها هزوًا ... عذاب مهين . من ورائهم جهنّم

9 - عذاب سخت و جانكاه روز قيامت ، فرجام كافران حق ناپذير

و لهم عذاب عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 8 - 2

2- فرجام نهايى كافران ، به رو افتادن در خاكِ مذلت و از دست دادن تلاش ها است .

و الذين كفروا فتعسًا لهم و أضلّ أعمـلهم

بنابراين كه جمله «فتعساً لهم» خبريه باشد و با توجه به اين كه «تعس» به معناى به رو در افتادن است ـ كه حاكى از نهايت ذلت است ـ مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 10 - 6

6- نابودى ديار كافران و هلاكت ايشان ، نمودى از ذلت آنان و پوچى فرجامشان *

فتعسًا لهم و أضلّ أعمـلهم . .. دمّر اللّه عليهم

بدان احتمال كه «دمّر اللّه عليهم» تفسير و بيان نمودى از «تعساً لهم» باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 24 - 3

3ـ دوزخ ، فرجام هر كفرپيشه معاند حق ستيز

ألقيا فى جهنّم كلّ كفّار عنيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 40 - 2

2 - ياوران خط كفر ، داراى سرنوشتى مشترك با پيشوايان كافر خويش

فأخذنـه و جنوده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 51 - 2

2 - كافران ، در طول تاريخ داراى فرجامى مشابه و خصلت ها و مواضعى همگون

و لقد أهلكنا أشياعكم

«أشياع» جمع «شيعه» است و در اين جا معادل امثال و اشباه به كار رفته است; يعنى، امثال شما در كفر و الحاد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 17 - 3

3 - كافران و منافقان همراز ايشان ، داراى فرجامى همگون در آتش دوزخ

فكان عقبتهما أنّهما فى النار خـلدَين فيها

از تشبيه كافران و منافقان به شيطان و پيراون او در آيه قبل، برداشت ياد شده از اين آيه استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 5 - 9

9 - تشويق و ترغيب مردم از سوى خداوند ، به مطالعه و تأمل در سرنوشت هلاكت بار جوامع كفرپيشه گذشته

ألم يأتكم نبؤا الذين كفروا من قبل . .. لهم عذاب أليم

استفهام در «ألم يأتكم. ..»، ضمن آن كه براى تقرير مسأله است، براى تشويق و ترغيب نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 9 - 9

9 - جايگاه و سرنوشت منافقان و كافران ، در قيامت يكسان است .

و مأويهم جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 22 - 4

4 - زندگى و سرنوشت كافران و مسلمانان ، هرگز برابر و همسان نيست .

أفمن يمشى مكبًّا على وجهه أهدى أمّن يمشى سويًّا على صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 17 - 2

2 - كشته شدن و مرگ ، سزاوارترين فرجام براى كفرپيشگان

قتل الإنسـن ما أكفره

كفر در «ما أكفره» مطلق است و هر كفرى، حتى ترك عبادت را نيز شامل است. البته به قرينه آيات بعد ـ كه به بيان تدبير خداوند پرداخته و در مقابل منكران اين حقيقت موضع گيرى كرده است ـ بارزترين مصداق مورد نظر از آن، انكار ربوبيت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 6 - 1

1 - كافران به اسلام ـ چه اهل كتاب باشند و چه مشرك ـ به آتش جهنم ، گرفتار خواهند شد .

إنّ الذين كفروا من أهل الكتـب و المشركين فى نار جهنّم

1217- فرجام كافران به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 2 - 7

7- كافرانِ به قرآن و كافرانى كه تصميم به ماندن در ظلمت ها گرفته اند ، فرجامى بس ناگوار دارند و در عذابى سخت گرفتار خواهند شد .

و ويل للكـفرين من عذاب شديد

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از كافران در اين آيه، به قرينهء آيه قبل، كسانى هستند كه كتاب خدا را نپذيرفتند و از ظلمتها خارج نشدند.

1218- فرجام لذت طلبى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 16

16- بهشت ، پايان رنج و تلاش مؤمنان و دوزخ فرجام لذّت جويى و فساد كافران

الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت جنّـت . .. و الذين كفروا... النارمثوًى لهم

در اين آيات، ميان زندگى، اهداف و فرجام مؤمنان و كافران، مقايسه صورت گرفته است. مؤمنان اهل جهاد و عمل صالح اند و در پى دشوارى هاى آن، از بهشت برخوردار خواهند شد. اما كافران اهل رفاه و لذت جويى اند و در پى آن گرفتار آتش خواهند بود.

1219- فرزندان كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 2،4

2 ـ فرجام سوء منافقان و كفرپيشگان گذشته تاريخ ـ على رغم برخوردارى آنان از قدرت ، مال و فرزند فزونتر ـ هشدارى است به منافقان هر عصر .

وعد اللّه المنفقين . .. كالذين من قبلكم كانوا أشد منكم قوة و أكثر أمولا

4 ـ اعتماد و اتكاى منافقان و كافران به قدرت ، ثروت و فرزندان بسيار خويش

كانوا أشد منكم قوة و أكثر أمولا و أولداً

1220- فرصت طلبى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 101 - 12

12 ـ بهره بردارى كافران از هر فرصت ، براى ضربه زدن به مسلمانان

فليس عليكم جناح ان تقصروا . .. ان الكفرين كانوا لكم عدواً مبيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 102 - 15

15 ـ كافران ، در كمين و مترصد فرصت براى حمله و شبيخون به مسلمانان

ودالذين كفروا لو تغفلون عن اسلحتكم و امتعتكم فيميلون عليكم ميلة واحدة

جمله «ودالذين . ..»، بيان يك اصل كلى است و همراه داشتن اسلحه به هنگام نماز براى پيشگيرى، تنها يك مصداق از آن است.

1221- فروروى كافران در زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 16 - 2

2 - امكان نزول عذاب الهى ، با لرزش زمين و فرو رفتن كافران در درون آن

أن يخسف بكم الأرض فإذا هى تمور

«مور» (مصدر «تمور») به معناى تحرك سريع است.

1222- فرومايگى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 10 - 7

7 - بى مبالاتى در سوگند ياد كردن و فرومايگى ، از ويژگى هاى كافران تكذيب كننده رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

فلاتطع المكذّبين . .. حلاّف مهين

صفت «حلاّف مهين» و ديگر اوصافى كه در آيات بعد ذكر مى شود، مربوط به كافرانى است كه رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) را تكذيب مى كردند.

1223- فريبكارى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 119 - 2

2 ـ غفلت اهل ايمان نسبت به توطئه هاى كافران ، موجب فريب خوردنشان و در نهايت محبت به آنان

يا ايها الذين امنوا . ..ها انتم اولاء تحبّونهم ... و اذا خلوا عضّوا عليكم الأَنا

مستفاد از ارتباط آيه مورد بحث و آيه سابق.

1224- فريبندگى عمل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 3

3 - اعمال و رفتار كفرپيشگان ، چون سراب فريبنده است .

و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا

1225- فسق كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 102 - 7

7 ـ كفرپيشگان ، مردمى فاسق و بى اعتنا به عهد هاى الهى

و ما وجدنا لأكثرهم من عهد و إن وجدنا أكثرهم لفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 80 - 8

8 ـ كفر به خدا و رسول او ، فسق و كافران ، مردمانى فاسقند .

ذلك بأنهم كفروا باللّه و رسوله و اللّه لايهدى القوم الفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 18 - 5

5 - كافران ، مردمانى فاسق و تبه كارند .

أفمن كان مؤمنًا كمن كان فاسقًا

به قرينه مقابله «مؤمناً» و «فاسقاً» و به قرينه آيات پيش كه در آنها، مردم به دو دسته كافر و مؤمن تقسيم شده اند، مراد از «فاسقاً» مى تواند كافران باشد. بنابراين، اطلاق «فاسق» بر كافر به خاطر فسق و تبه كارى او است.

1226- فطرت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 9 - 6

6 - گفتار و روش كافران ، با ادراك هاى عقلى و فطرى آنان همساز نيست .

و كم أرسلنا . .. و لئن سألتهم من خلق ... ليقولنّ خلقهنّ العزيز العليم

خداوند در اين آيه مى فرمايد: اگر از مشركان و دين ناباوران سؤال شود كه آفريدگار هستى كيست؟ آنان به دليل عقل يا اعتقاد خود مى گويند: «آفريدگارى عزيز و دانا». در حالى كه اگر آنان به راستى لوازم اين باور را مى فهميدند، جا نداشت كه وحى قرآنى را مورد خدشه قرار دهند.

1227- فعاليت اقتصادى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 4 - 5

5 - هشدار خداوند درباره فريب خوردن از تحركات سياسى و اقتصادى كافران و ثروت و مكنت آنان در جامعه

فلايغررك تقلّبهم فى البلـد

برخى از اهل لغت نوشته اند: «تَقلَّبَ فى الأُمور»; يعنى، «تصرّف كيف يشاء» (در هر كارى مطابق خواسته خود دخل و تصرف كرد). مقصود از «تقلّبهم فى البلاد» تحركات سياسى و اقتصادى كافران در شهرها از راه سفرهاى تجارتى (مانند سفرهاى كافران قريش از مكه به شام، يمن و ...) است.

1228- فعليت عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 9

9- آتش سهم گين و فراگير ، عذاب حاضر و آماده براى كافران ، از جانب خداوند است .

إنّا أعتدنا للظـلمين نارًا

نكره آوردن «ناراً» براى دلالت بر شدّت و عظمت است.

1229- فلسفه

تأخير عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 12

12ـ تعجيل نكردن خداوند در نزول عذاب بر كفرپيشگان ، برخاسته از شمول مغفرت او بر آنان است .

يستعجلونك بالسيئة . .. إن ربك لذو مغفرة للناس على ظلمهم

جمله «يستعجلونك . ..» اشاره به اين معنا دارد كه خداوند در عذاب كردن كفرپيشگان تعجيل نمى كند و به آنان مهلت مى دهد و جمله «إن ربك ...» به منزله دليل و علت اين معناست ; يعنى ، بخشاينده بودن خدا موجب تعجيل نكردن و مهلت دادن اوست.

1230- فلسفه آسايش كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 95 - 3

3 ـ سختى ها و آسايش ها در زندگانى جوامع كفرپيشه داراى هدف و پيامى ويژه و برخاسته از اراده خداوند است .

و ما أرسلنا فى قرية من نبى إلا أخذنا . .. ثم بدلنا مكان السيئة الحسنة

1231- فلسفه ابتلائات كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 94 - 3،6

3 ـ روى آوردن به درگاه خدا و تسليم خاضعانه در برابر او از اهداف گرفتار ساختن جوامع كفرپيشه به بلا ها و سختيها

أخذنا أهلها بالبأساء و الضراء لعلهم يضرعون

6 ـ گرفتار ساختن جوامع كفرپيشه و بى تقوا به سختى ها و محنت ها براى روى آوردن آنان به خداوند از سنت هاى الهى است .

و ما أرسلنا . .. أخذنا أهلها بالبأساء و الضراء لعلهم يضرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 95 - 3

3 ـ سختى ها و آسايش ها در زندگانى جوامع كفرپيشه داراى هدف و پيامى ويژه و برخاسته از اراده خداوند است .

و ما أرسلنا فى قرية من نبى إلا أخذنا . .. ثم بدلنا مكان السيئة الحسنة

1232- فلسفه اسارت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 4

4 ـ جلوگيرى از تسلط مشركان و كافران حق ستيز بر مسلمانان ، فلسفه فرمان الهى مبنى بر كشتن ، اسارت ، محاصره و كمين زدن به آنان

فإذا انسلخ . .. فاقتلوا المشركين ... كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً

1233- فلسفه اعراض از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 10

10 - دنياگرايى و آخرت گريزى گنه پيشگان و كافران ، فلسفه منع شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از پيروى از آنان

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا . .. إنّ هـؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومً

برداشت ياد شده، با توجّه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام تعليل براى منع از اطاعت از گنه پيشگان و كافران (و لاتطع منهم آثماً أو كفوراً) است.

1234- فلسفه اعراض كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 6 - 4

4 - بشر بودن پيامبران ، بهانه و دستاويز كافران براى كفر و روى گردانى از تعاليم دين

فقالوا أبشر يهدوننا فكفروا و تولّوا

1235- فلسفه تأخير عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 111 - 2،3

2- تأخير مجازات مشركان و كافران ، وسيله فتنه و آزمايش آنان است .

إن أدرى أقريب . .. إن أدرى لعلّه فتنة لكم

3- تأخير عذاب و كيفر مشركان و كافران حق ناپذير ، به خاطر بهره بردن ناچيز و موقتى آنان از متاع هاى دنيوى است .

إن أدرى لعلّه . .. متـع إلى حين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 95 - 3

3 - تأخير عذاب كافران ، بر طبق مصلحت خدا است ; نه به علت ناتوانى او

و إنّا على أن نريك ما نعدهم لقـدرون

1236- فلسفه تأخير هلاكت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 129 - 8

8 - مصالح بشر و تدبير امور امت ها از سوى خداوند ، دليل نابود نكردن فورى مخالفان در دنيا است .

كلمة سبقت من ربّك

كلمه «ربّ» گوياى مطلب ياد شده است.

1237- فلسفه تاخير عذاب كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 111 - 1

1- آزمايش كافران و مشركان حق ناپذير صدراسلام ، فلسفه به تأخير افتادن عذاب آنان و نامعلوم بودن زمان شكست آنها است .

و إن أدرى لعلّه فتنة لكم

ضمير «لعلّه» به نكته اى برمى گردد كه از دو آيه قبل استفاده مى شود. آن نكته، مسأله تأخير عذاب كافران و مشركان و يا نامعلوم بودن زمان شكست آنان و پيروزى مسلمين است.

1238- فلسفه تهديد كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 24 - 3

3 - تهديد شدن كافران حق ناپذير به عذاب الهى ، به سبب دشمنى ها و كارشكنى هاى آنان نسبت به رسالت پيامبراسلام

فسيعلمون من أضعف ناصرًا و أقلّ عددًا

1239- فلسفه تهمتهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 8 - 2

2 - هدف كافران از اتهام سحر به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبارزه با اسلام و خاموش كردن نور خدا بود .

فلمّا جاءهم . .. قالوا هـذا سحر ... يريدون ليطفؤا نور اللّه

1240- فلسفه جنگ با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 9

9 ـ هدف و فلسفه اصلى جنگ و مبارزه با كفار و مشركان ، آوردن ايشان به دامن اسلام است و نه نابودى آنان .

فاقتلوا المشركين . .. و إن أحد من المشركين استجارك ... حتى يسمع كلم اللّه ثم أبل

1241- فلسفه حبط عمل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 3 - 3

3- گم شدن اعمال كافران در سراب « كفر » و شكوفايى اعمال مؤمنان در وادى « ايمان » ، داراى فلسفه اى معقول و برهانى

الذين كفروا . .. أضلّ أعمـلهم . و الذين ءامنوا... و أصلح بالهم . ذلك بأنّ الذين

«ذالك» در مقام بيان علّت و فلسفه مطلبى است كه در آيات پيشين بيان شده است; يعنى، پوچى اعمال كافران و ثمربخشى اعمال مؤمنان، امرى برهانى است; زيرا كافر ره باطل پيموده و باطل فرجامى ندارد و مؤمن ره حق رفته و ثمربخشى عين حقانيت است.

1242- فلسفه دشمنى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 6

6 - عقيده به ربوبيت خدا ، علت اصلى تهاجم و خصومت مشركان و كافران عليه مسلمانان در عصر بعثت

إلاّ ان يقولوا ربّنا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 18 - 2

2 - مبارزه كافران با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با انديشه شيطانى و سنجيده كارى همراه بود .

إنّه كان لأيـتنا عنيدًا . .. إنّه فكّر و قدّر

1243- فلسفه ردّ خواسته هاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 6

6- فلسفه عدم تحقق درخواست كافران مكه ، مبنى بر نزول ملائكه ، مهلت دادن به آنان و جلو نينداختن اجلشان است .

ما تسبق من أمة أجلها . .. ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ و ما كانوا إذًا منظرين

1244- فلسفه زندگى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 46 - 2

2 - خورد و خوراك و بهره ناچيز از لذت هاى مادى ، هدف زندگى كافران و منكران قيامت

كلوا و تمتّعوا قليلاً

از اين كه به كافران گفته مى شود: بخوريد و بهره گيريد، مى توان به اين حقيقت دست يافت كه آنان جز همين كار، هدف ديگرى در زندگى ندارند و گرنه به آن فراخوانده مى شدند.

1245- فلسفه سختگيرى بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 12 - 5

5 - سخت گيرى بر كافران ، مقتضاى ربوبيت خداوند و در جهت پيشبرد اهداف رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

ربّك

1246- فلسفه سرزنش كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 51 - 1

1 ـ خداوند ، مشركان و كفرپيشگان را به خاطر پافشارى بر كفر و ناباورى به قرآن ، ملامت و سرزنش فرمود .

أثم إذا ما وقع ءامنتم به ءالئن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 71 - 13

13 - سرزنش كافران ، به خاطر روى گردانى آنان از قرآن

بل أتينـهم بذكرهم فهم عن ذكرهم معرضون

1247- فلسفه فقر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 33 - 11

11 - « قال [ اسحاق بن غالب ] : سمعت أباعبداللّه ( ع ) يقول : فى هـذه الآية : « و لولا أن يكون الناس اُمّة واحدة جعلنا لمن يكفر بالرحمـن لبيوتهم سقفاً من فضـّة و معارج عليها يظهرون » قال : لو فعل لكفر الناس جميعاً ;

اسحاق بن غالب مى گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه درباره آيه «و لولا أن يكون الناس اُمّة واحدة لجعلنا لمن يكفر بالرحمـن لبيوتهم سقفاً من فضّة و معارج عليها يظهرون» فرمود: اگر چنين مى كرد (يعنى اگر خدا به كافران آن قدر ثروت مى داد كه آنان حتى سقف خانه هايشان را از نقره بسازند)، در آن صورت همه مردم به كفر روى مى آوردند».

1248- فلسفه قتل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 4

4 ـ جلوگيرى از تسلط مشركان و كافران حق ستيز بر مسلمانان ، فلسفه فرمان الهى مبنى بر كشتن ، اسارت ، محاصره و

كمين زدن به آنان

فإذا انسلخ . .. فاقتلوا المشركين ... كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً

1249- فلسفه كمين به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 4

4 ـ جلوگيرى از تسلط مشركان و كافران حق ستيز بر مسلمانان ، فلسفه فرمان الهى مبنى بر كشتن ، اسارت ، محاصره و كمين زدن به آنان

فإذا انسلخ . .. فاقتلوا المشركين ... كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً

1250- فلسفه مبارزه با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 10

10 ـ هدف و فلسفه اصلى جنگ و مبارزه با كفار و مشركان ، گرايش دادن آنان به سوى اسلام است نه نابود كردن آنان .

فاقتلوا المشركين . .. فإن تابوا ... فخلّوا سبيلهم

1251- فلسفه مثالهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 48 - 3

3- مخالفت و عنادورزى كافران با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با تمثيل و توصيف هاى ناروا ، در پى دارنده گمراهى علاج ناپذير براى آنان

كيف ضربوا لك الأمثال فضلّوا فلايستطيعون سبيلاً

برداشت فوق بنابراين است كه مراد از «سبيلاً» راه هدايت باشد.

1252- فلسفه محاصره كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 4

4 ـ جلوگيرى از تسلط مشركان و كافران حق ستيز بر مسلمانان ، فلسفه فرمان الهى مبنى بر كشتن ، اسارت ، محاصره و كمين زدن به آنان

فإذا انسلخ . .. فاقتلوا المشركين ... كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً

1253- فلسفه مهلت به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 88 - 2

2- تعجيل نكردن ذوالقرنين در كيفر ظالمان كافر ، مهلتى براى گرايش آنان به ايمان بود . *

أمّا من ظلم فسوف نعذّبه . .. و أمّا من ءامن و عمل صـلحًا فله جزاءً الحسنى

مراد از «من ءامن و. ..» (هركس ايمان بياورد و...) كسانى اند كه از ظلم و كفر، دست برداشته و ايمان آورند، نه آنان كه هنگام ورود ذوالقرنين مؤمن بودند; زيرا، معنا ندارد كه او، بين عذاب و يا رفتار نيك با مؤمنان مخيّر باشد! بنابراين، درنگ ذوالقرنين در عذاب ظالمان (سوف نعذّبه) ايجاد فرصتى براى تغيير رويه آنان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 4

4 - نزول آيات در باره فلسفه مهلت دهى به كافران ، موجب تسلّى خاطر و صبر پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر فشار هاى تبليغاتى كافران

و لولا كلمة سبقت . .. فاصبر على مايقولون

«فاصبر» عطف و تفريع بر آيه قبل است; يعنى، حال كه تأخير عذاب از سر اهمال نيست بلكه امرى قانون مند است، بنابراين تحمل كن. دراين مجموعه، خداوند با بيان فلسفه امهال و سنت هاى حاكم بر تاريخ، زمينه تسلّى خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را فراهم كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 44 - 4

4 - خداوند ، به همه اقوام كافر و تكذيب گر ، فرصت مى داد تا شايد متنبه شوند و دست از مخالفت بردارند .

فأمليت للكـفرين ثمّ أخذتهم

«إملاء» (مصدر «أمليت») از «مَلْو» و به معناى فرصت دادن است; يعنى، آن اقوام تكذيب گر و كافر را فرصت دادم تا به خود بيايند و دست از مخالفت بردارند. آن گاه چون آنان از فرصت داده شده استفاده نكردند و هم چنان بر كفر و تكذيب خود اصرار ورزيدند، آنان را از ميان برداشتم و نابودشان ساختم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 45 - 6،11

6 - بقاى نسل انسان و تداوم حيات زندگان در كره زمين ، فلسفه به تأخير افتادن كيفر گناه كاران و كافران تا قيامت

و لو يؤاخذ اللّه الناس بما كسبوا ما ترك على ظهرها من دابّة و لـكن يؤخّرهم إلى أج

11 - مهلت دادن به كافران و گنه كاران و به تأخير انداختن مجازات آنان ، كارى عالمانه و برخاسته از آگاهى دقيق خداوند به احوال و مصالح بندگان

و لـكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى فإذا جاء أجلهم فإنّ اللّه كان بعباده بصيرًا

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه «فإنّ اللّه كان. ..» در مقام تعليل براى جمله پيش (و لـكن يؤخّرهم...) مى باشد; يعنى، چون خداوند به احوال بندگانش آگاه است; از اين رو مجازات آنان را تا زمان معين به تأخير انداخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 29 - 5

5 - مهلت الهى به كافران و مشركان ، براى اتمام حجت بر آنان

بل متّعت هـؤلاء و ءاباءهم حتّى جاءهم الحقّ

1254- فلسفه مهلت به كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 159 - 5

5 - مهلت خداوند به كافران حق ستيز صدراسلام ، معلول لطف و رحمت او بود ; نه برخاسته از ضعف و ناتوانى .

و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم

يادآورى سرگذشت ثموديان، از يكسو تسلى بخش خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و از سوى ديگر هشدارى به اكثريت مشركان لجوج و مصمم بر كفر است كه اگر بر آنان عذاب نازل نشده، نه از باب ناتوانى خداوند است; بلكه از باب رحمتى است كه او بر مردمان دارد و چون زمينه آن به پايان برسد، قهر الهى گريزناپذير خواهد بود.

1255- فلسفه مهلت به كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 4 - 3

3- هشدار خداوند به كافران هدايت ناپذير مكه ، مبنى بر اينكه مهلت دادن به آنان به معناى تداوم بخشيدن به زندگيشان نيست ; بلكه همواره در معرض هلاكتند .

ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين. ذرهم ... فسوف يعلمون. و ما أهلكنا من قرية

ذكر اين آيه، پس از تهديد «فسوف يعلمون» احتمالاً براى دفع اشكال مقدر مى باشد و آن اشكال اين است كه: كفار پس از مهلت يافتن با امر «ذرهم يأكلوا . ..» چنين نپندارند كه زندگيشان ادامه دارد.

1256- قاطعيت با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 42،47

42- صلابت و استقلال امت اسلامى ، در پرتو نفوذناپذيرى در برابر كافران و انعطاف پذيرى در برابر اهل ايمان و برخوردارى از روح عبوديت *

أشدّاء . .. رحماء ... تريهم ركّعًا سجّدًا ... كزرع أخرج شطـه

چنانچه «كزرع أخرج. ..» بيان ديگرى از «أشدّاء على الكفّار رحماء بينهم تراهم ركّعاً سجّداً» باشد; يعنى، همان كفرستيزى، رحمت بر مؤمنان و روحيه بندگى است كه زمينه صلابت و استقلال جامعه اسلامى را فراهم مى كند.

47- قاطعيت با كافران و رأفت با مؤمنان و ركوع و سجود در برابر خداوند ، نمود هاى آشكار عمل صالح

أشدّاء على الكفّار رحماء بينهم تريهم ركّعًا سجّدًا . .. وعد اللّه الذين ءامنوا و

1257- قانونمندى كيفر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 206 - 2

2 - كيفر كافران ، به دنبال اتمام حجت هاى مكرر بر آنان

ثمّ جاءهم ما كانوا يوعدون

«كانوا يوعدون» ماضى استمرارى و بيانگر آن است كه خداوند، حجت خويش را بر كافران بارها تمام كرده و مرتباً آنان را به فرجام شوم كفرورزى هشدار داده است.

1258- قبض روح كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 50 - 2،3،5

2 ـ فرشتگان به هنگام فرارسيدن مرگ كافران ، با كوبيدن بر صورت و پشت آنان ، جانشان را خواهند گرفت .

و لو ترى إذ يتوفى الذين كفروا الملئكة يضربون وجوههم و أدبرهم

3 ـ تسلى و دلجويى خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان با بيان چگونگى جان كندن كفرپيشگان

و لو ترى إذ يتوفى الذين كفروا الملئكة

با توجه به اينكه خطاب در آيه متوجه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يا هر انسان مؤمنى است، مى توان گفت از اهداف بيان جان كندن كفرپيشگان تسلى خاطر اهل ايمان است. چنانچه «لو» در «لوترى ... » به معناى تمنى باشد، اين معنا وضوح بيشترى خواهد داشت.

5 ـ مرگ كافران كشته شده در جنگ بدر با شكنجه و عذابى سخت از سوى فرشتگان مرگ

إذ يتوفى الذين كفروا الملئكة يضربون وجوههم و أدبرهم

از مصاديق مورد نظر براى «الذين كفروا»، به دليل وقوع آيه مورد بحث در پى آيات مربوط به جنگ بدر، كافرانى هستند كه در آن نبرد به قتل رسيدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 51 - 1

1 ـ شكنجه و عذاب كافران به هنگام مرگ و پس از آن نتيجه اعمال خود آنان است ، نه ظلمى از جانب خداوند بر ايشان .

ذوقوا عذاب الحريق. ذلك بما قدمت أيديكم و أن اللّه ليس بظلّم

«ذلك» مى تواند اشاره به خصوص «عذاب الحريق» باشد و مى تواند اشاره به مجموع عذابى باشد كه در آيه قبل بيان شد. قابل ذكر است كه در برداشت فوق «أن اللّه ... » ناظر به اين حقيقت گرفته شده كه عذاب كافران بيش از استحقاق آنان نيست، نه تعليلى براى ضرورت گرفتارسازى ايشان به عذابهاى الهى.

1259- قبول اسلام كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 15 - 6

6 ـ پذيرش توبه مشركان و كفار و قبول اسلام آنان از سوى خداوند ، برخاسته از علم و حكمت اوست .

و يتوب اللّه على من يشاء و اللّه عليم حكيم

1260- قبول پناهندگى كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 2

2 ـ لزوم پذيرش پناهندگى كفار محاربى كه به منظور آشنايى با معارف اسلام ، درخواست پناهندگى مى كنند .

و إن أحد من المشركين استجارك فأجره حتى يسمع كلم اللّه

1261- قبول توبه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 15 - 6

6 ـ پذيرش توبه مشركان و كفار و قبول اسلام آنان از سوى خداوند ، برخاسته از علم و حكمت اوست .

و يتوب اللّه على من يشاء و اللّه عليم حكيم

1262- قبول سلطه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 144 - 11

11 ـ كيفر الهى ، فرجام شوم دوستى با كافران و پذيرش سلطه آنهاست .

لاتتخذوا الكفرين أولياء . .. ان تجعلوا اللّه عليكم سلطناً مبيناً

حجت آشكار خداوند، حكايت از اين دارد كه مقتضى كيفر و عقاب براى چنين افرادى فراهم است.

1263- قبول ولايت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 144 - 10

10 ـ پذيرش سرپرستى و دوستى كافران ، جبهه گيرى در مقابل خداوند است .

لاتتخذوا الكفرين أولياء . .. أتريدون أن تجعلوا اللّه عليكم سلطناً مبيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 145 - 2

2 ـ مؤمنان ، در صورت پذيرش ولايت كافران ، محكوم به نفاق خواهند بود .

لاتتخذوا الكفرين أولياء . .. إنّ المنفقين فى الدرك الاسفل من النار

ظاهراً جمله «إنّ المنفقين . ..»، بيان علت براى جمله «لاتتخذوا ...» است. بنابراين مراد از «المنفقين»، همان كسانى خواهند بود كه ولايت كافران را پذيرا شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 53 - 17

17 ـ ناكامى و زيانكارى ، فرجام شوم و پذيرش محبت و ولايت كافران

حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 32

32 ـ بيماردلان سست ايمان و پذيراى ولايت و دوستى كافران ، محروم از فضل خاص خداوند

من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتى اللّه يقوم . .. ذلك فضل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 57 - 3،13

3 ـ ضرورت پرهيز از پذيرش ولايت كافران و روابط دوستانه با آنان

لاتتخذوا . .. الكفار أولياء

«هزواً» به معناى ريشخند زدن و مسخره كردن است.

13 ـ پذيرش ولايت و دوستى كافران و تمسخر كنندگان اسلام ، ناسازگار با ايمان و تقوا

و اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 7،8،9،10،16،17

7 ـ بنى اسرائيل همكيشان خود را از پذيرش ولايت كافران و دوستى با آنان نهى نمى كردند .

لايتناهون عن منكره فعلوه . .. ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

آيه مورد بحث بيان مصداقى است از «منكر» كه در آيه قبل مطرح شده بود.

8 ـ لزوم نظارت عمومى جامعه ايمانى بر صحنه روابط خارجى و بازداشتن مؤمنان از پذيرش ولايت كافران و پيوند هاى مودت آميز با آنان

كانوا لايتناهون عن منكر . .. ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

9 ـ روابط ولايى و دوستى بنى اسرائيل با كافران عامل كفرورزى و گرفتارى آنان به لعنت خدا و پيامبران

لعن الذين كفروا . .. ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

مضمون آيه مورد بحث يعنى پذيرش ولايت مشركان بيان مصداقى ديگر از عصيان و تجاوزگرى بنى اسرائيل است. بنابراين پذيرش ولايت مشركان نيز از عوامل كفرپيشگى و گرفتارى به لعنت الهى است.

10 ـ عصيان ، تجاوزگرى و ترك نهى از منكر ، زمينه ساز پذيرش ولايت كافران و طرح دوستى با آنان *

ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون . .. كانوا لايتناهون ... يتولون الذين كفروا

بدان احتمال كه مضمون آيه مورد بحث يعنى پذيرش ولايت مشركان، نتيجه اعمال ناپسندى باشد كه در آيات قبل درباره بنى اسرائيل بيان شد.

16 ـ جاودانگى عذاب بنى اسرائيل به خاطر عصيان گرى ، تجاوزپيشگى ، ترك نهى از منكر ، و پذيرش ولايت كافران

ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون. كانوا لايتناهون ... و فى العذاب هم خلدون

17 ـ غضب الهى و عذاب هميشگى ، دستاور پذيرش ولايت كافران و دوستى با آنان

يتولون الذين كفروا لبئس . .. ان سخط اللّه عليهم و فى العذاب هم خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 11

11 ـ پذيرش ولايت و دوستى با كافران نشانه فسق و خروج از حدود الهى است .

ما اتخذوهم أولياء و لكن كثيراً منهم فسقون

1264- قتل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 90 - 1،6

1 ـ ممنوعيّت تعقيب و كشتن منافقان و كافرانى كه با همپيمانان مسلمين رابطه اى ويژه ( همانند پيمان نظامى ) دارند .

فان تولوا فخذوهم و اقتلوهم . .. الّا الّذين يصلون الى قوم بينكم و بينهم ميثاق

مراد از رابطه ويژه اى كه از «يصلون الى . .. » استفاده مى شود، رابطه اى است كه اگر هر يك از آن دو طايفه مورد تعرض قرار گيرند، طايفه ديگر موظّف به حمايت از آنان شوند ; همانند پيمان نظامى.

6 ـ ممنوعيّت تعقيب و كشتن منافقان و كافرانى كه از نبرد با مسلمانان و اقوام كافر خويش بيزارند و بيطرفى خويش را ابراز مى دارند .

الّا الّذين . .. او جاءوكم حصرت صدورهم ان يقتلوكم او يقاتلوا قومهم

«حصر صدور»، به معناى دلتنگى است كه از آن به بيزارى تعبير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 17 - 2

2 - كشته شدن و مرگ ، سزاوارترين فرجام براى كفرپيشگان

قتل الإنسـن ما أكفره

كفر در «ما أكفره» مطلق است و هر كفرى، حتى ترك عبادت را نيز شامل است. البته به قرينه آيات بعد ـ كه به بيان تدبير خداوند پرداخته و در مقابل منكران اين حقيقت موضع گيرى كرده است ـ بارزترين مصداق مورد نظر از آن، انكار ربوبيت

خداوند است.

1265- قتل كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 191 - 1،2،17

1 - مسلمانان بايد كافران محارب را هر كجا يافتند ، بكشند .

و اقتلوهم حيث ثقفتموهم

ضمير «هم» در جمله فوق به «الذين يقاتلوكم» بر مى گردد و لذا از آنان به كافران محارب تعبير شده است. «ثقف» (مصدر ثقفتم» به معناى يافتن و دسترسى پيدا كردن است.

2 - ضرورت كشتن كافران محارب ، محدود به ميدان جنگ نيست .

و اقتلوهم حيث ثقفتموهم

عبارت «حيث ثقفتموهم» (هر كجا آنان را يافتيد و بر آنان دسترسى داشتيد) گوياى برداشت فوق است.

17 - سزاى كفرپيشگان محارب و فتنه انگيز ، كشتن آنان است .

فاقتلوهم كذلك جزاء الكفرين

«ال» در «الكافرين» عهديه است و اشاره به كافرانى دارد كه سر جنگ با مسلمانان دارند و يا عليه ايشان فتنه انگيزى مى كنند.

1266- قدرت بر تهديد كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 6 - 8

8 - سوگند خداوند به سپيده دم ، شب هاى ده گانه ، جفت ، تاق و گذشت شب ، براى تأكيد بر دارا بودن توان اجراى تهديدات خويش و نابود ساختن كافران

و الفجر . .. ألم تر كيف فعل ربّك بعاد

ممكن است مراد از سوگندها، تأكيد بر قدرت خداوند بر نابود ساختن مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد; در اين صورت جواب قسم محذوف خواهد بود. گفتنى است كه جواب قسم در احتمال ديگر، آيه چهاردهم اين سوره است كه مراقبت شديد خداوند را مطرح كرده است.

1267- قدرت بر هلاكت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 6 - 8

8 - سوگند خداوند به سپيده دم ، شب هاى ده گانه ، جفت ، تاق و گذشت شب ، براى تأكيد بر دارا بودن توان اجراى تهديدات خويش و نابود ساختن كافران

و الفجر . .. ألم تر كيف فعل ربّك بعاد

ممكن است مراد از سوگندها، تأكيد بر قدرت خداوند بر نابود ساختن مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد; در اين صورت جواب قسم محذوف خواهد بود. گفتنى است كه جواب قسم در احتمال ديگر، آيه چهاردهم اين سوره است كه مراقبت شديد خداوند را مطرح كرده است.

1268- قدرت دنيوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 197 - 2

2 ـ بهره مندى كافران از قدرت و امكانات مادى ، محدود و كوتاه است .

متاع قليل ثمّ ماويهم جهنّم

1269- قدرت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 196 - 3،4،5،6

3 ـ قدرت و شكوه ظاهرى كافران و برخوردارى آنان از بهره هاى مادى ، امرى فريبنده براى مسلمانان

لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا فى البلاد

4 ـ رهبران الهى ، حتّى پيامبران ، در معرض خطر تأثير منفى شكوه ظاهرى و قدرت اقتصادى كافران

لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا فى البلاد

5 ـ خطر تأثير منفى قدرت اقتصادى و شكوه ظاهرى كافران ، در روحيه مسلمانان صدر اسلام

لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا

6 ـ شوكت ظاهرى و تلاش و جولان كافران در سرزمين ها ، نبايد موجب فريب و خام شدن مسلمانان گردد .

لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا فى البلاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 198 - 5

5 ـ فريفته نشدن در برابر شوكت ظاهرى و قدرت اقتصادى كافران ، از مصاديق تقواپيشگى است . *

لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا . .. لكن الّذين اتّقوا ربّهم

نهى از فريفته شدن و آنگاه بشارت بهشت به تقواپيشگان، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 139 - 11

11 ـ اعتقاد به عزت و قدرت مطلقه الهى ، مانع گرايش به عزت و اقتدار موهوم كافران

أيبتغون عندهم العزّة فإن العزّة للّه جميعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 48 - 6

6 ـ امكانات مادى و داشتن نيرو هاى انسانى و هوادار ، هرگز موجب نجات كفرپيشگان از گرفتار شدن به عذاب دوزخ نخواهد شد .

ما أغنى عنكم جمعكم و ما كنتم تستكبرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 9

9 ـ توان نيرو هاى شرك و كفر هر چند فراوان باشند ، در برابر خدا پوچ و بى اثرند .

و لن تغنى عنكم فئتكم شيئا و لو كثرت و أن اللّه مع المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 4

4 ـ اعتماد و اتكاى منافقان و كافران به قدرت ، ثروت و فرزندان بسيار خويش

كانوا أشد منكم قوة و أكثر أمولا و أولداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 4 - 6

6 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، درباره تأثيرپذيرى از قدرت و مكنت كافران و تجديد نظركردن در برنامه هاى تبليغى و الهى خويش

فلايغررك تقلّبهم فى البلـد

پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مسلمانان، در حالى به تبليغ دين اسلام مى پرداختند كه كافران در اوج قدرت اقتصادى و سياسى قرار داشتند. بنابر اين هشدار خداوند در آيه شريفه مى تواند گوياى مطلب يادشده باشد.

1270- قدرت كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 10

10 ـ غرور و اعتماد نابجاى كافران عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) به اقتدار و تمكن خويش

ألم يروا كم أهلكنا . .. مكنهم فى الأرض ما لم نمكن لكم

از اينكه مى فرمايد اقوام قدرتمندتر از شما را هلاك كرديم، معلوم مى شود كه اينان به قدرت و مكنت خويش مغرور بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 74 - 2

2- جوامع و تمدن هاى بسيارى در طول تاريخ ، با وجود قدرت و امكانات بسيار و موقعيت برتر نسبت به كافران عصر بعثت ، به هلاكت رسيده و نابود شدند .

و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أحسن أثـًثا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 44 - 8

8 - مخالفت مشركان و كافران با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، برخاسته از فريفتگى آنان به اقتدار نسبى خويش بود .

أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا . .. و كانوا أشدّ منهم قوّة

يادآورى اين نكته كه اقوام نابود شده پيشين، نيرومندتر از قوم عرب بودند، مى تواند حاكى از حقيقت ياد شده باشد.

1271- قدرت كافران مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 88 - 5

5 ـ كافران قوم مدين برخوردار از نيرويى افزون بر مؤمنان آن سامان

لنجرجنك يشعيب و الذين ءامنوا معك من قريتنا

تصميم كافران قوم مدين به اخراج شعيب و همگامانش و ابراز آن با سوگند و تأكيد بسيار، حكايت از برداشت فوق دارد.

1272- قدرتمندى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 29 - 3

3 - كافران دوزخى ( اصحاب الشمال ) ، از قشر قدرتمندان و توانگران جامعه اند .

هلك عنّى سلطـنيه

1273- قرآن و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 31 - 6

6 ـ بى تأثيرى آيات الهى در قلب توطئه گران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

و إذا تتلى عليهم ءايتنا قالوا . .. إن هذا إلا أسطير الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 41 - 10

10 - شكست ناپذيرى قرآن ، در برابر معارضه ها و موضع گيرى هاى خصمانه كافران

إنّ الذين يلحدون . .. إنّ الذين كفروا ... و إنّه لكتـب عزيز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 32 - 1

1 - آموزه هاى قرآن ، بى تأثير در بيماردلان و كافران

و ليقول الذين فى قلوبهم مرض و الكـفرون . .. و ما هى إلاّ ذكرى للبشر . كلاّ

«كلاّ» در اين آيه براى انكار است; انكار تذكار بودن قرآن براى بيماردلان و كافران حق ناپذير.

1274- قساوت قلب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 53 - 3

3 - جبهه كفر و شرك در طول تاريخ ، متشكل از انسان هايى بيمار دل و قسى القلب

و ما أرسلنا من قبلك من رسول . .. للذين فى قلوبهم مرض و القاسية قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 22 - 10،15

10 - وجود اختلاف اساسى انسان مؤمن حق پذير و نرم دل با كافر حق ناپذير و سنگدل ، از نظر شخصيت و سرنوشت

أفمن شرح اللّه صدره للإسلـم فهو على نور من ربّه فويل للقـسية قلوبهم

«من» در آيه شريفه، اسم موصول و مبتدا است و خبر آن ـ به قرينه جمله بعدى (فويل للقاسية قلوبهم. ..) ـ جمله اى محذوف مى باشد. تقدير كلام چنين است: «أفمن شرح اللّه صدره للإسلام ... كمن قسا قلبه». بنابراين مى توان گفت: آيه شريفه درصدد مقايسه ميان شخصيت دو انسان مؤمن و كافر و سرنوشت آنان در آينده است.

15 - كافران اسلام گريز ، دچار سنگدلى و قساوت قلب اند .

فويل للقـسية قلوبهم من ذكر اللّه

1275- قساوت قلب كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 10 - 11

11 - كافران صدراسلام ، مردمى سنگدل بودند كه حتى بر زنان مؤمن نيز رحم نكردند .

فتنوا المؤمنين و المؤمنـت

1276- قضاوت بين كافران و مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 56 - 2،6

2 - قيامت ، روز داورى ميان جبهه كفر و ايمان

يحكم بينهم

6 - ورود اهل ايمان به بهشت پس از پايان داورى خدا ميان آنان و كافران

يحكم بينهم فالذين ءامنوا . .. فى جنّـت النعيم

1277- قضاوت بين محمد(صلی الله علیه و آله) و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 112 - 1

1- درخواست پيامبر (صلی الله علیه و آله) از پروردگار در باره داورى به حق ، بين خود و مشركان و كافران حق ناپذير

قـل ربّ احكم بالحقّ

1278- قضاوت بين مؤمنان و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 30

30 ـ داورى نهايى ميان مؤمنان و كافران ، شايسته خداوند آگاه بر تمامى هستى است .

وسع ربنا كل شىء علماً . .. ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 91 - 7

7 ـ نزول عذاب بر كفرپيشگان قوم شعيب ، پاسخ خداوند به درخواست او ( داورى ميان مؤمنان و كافران )

ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق . .. فأخذتهم الرجفة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 110 - 8

8ـ مصالح جوامع بشرى و تدبير امور انسان ها ، مايه تقدير خداوند بر داورى نكردن او ميان حق گرايان و باطل انديشان ، در عرصه حيات دنياست .

لولا كلمة سبقت من ربك لقضى بينهم

برداشت فوق ، از كلمه «رب» ـ كه به معناى مدبر و مربى است ـ استفاده مى شود; يعنى ، تقدير ياد شده (لولا كلمة سبقت . ..) در راستاى تدبير امور انسانهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 111 - 1

1ـ خداوند در قيامت ، ميان مؤمنان به كتاب هاى آسمانى و انكار كنندگان آن قضاوت خواهد كرد .

و لولا كلمة سبقت . .. و إنّ كلاًّ لما ليوفينّهم ربك أعمـلهم

مراد از «كلاًّ» ـ به قرينه «فاختلف فيه» در آيه قبل ـ مؤمنان به كتابهاى آسمانى و انكار كنندگان آن است و به قرينه «لولا

. .. لقضى بينهم» معلوم مى شود كه خداوند در صحنه قيامت، پيش از پاداش دهى و به كيفررسانى، ميان انسانها داورى خواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 78 - 2

2 - داورى ميان مؤمنان و كافران به قرآن ، وعده حتمى خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إنّه لهدًى و رحمة للمؤمنين . إنّ ربّك يقضى بينهم

در صورتى كه آيه ياد شده مرتبط با آيه قبل ـ كه درباره قرآن است ـ باشد عبارت «يقضى بينهم» به معناى «يقضى بين من آمن بالقرآن و بين من كفر به» خواهد بود. برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است.

1279- قطع رابطه با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 23 - 2

2 ـ كفر ، مايه قطع پيوند دوستى ميان مسلمانان و كافران

يأيها الذين ءامنوا لا تتخذوا . .. أولياء إن استحبوا الكفر على الإيمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 24 - 7

7 ـ نگرانى برخى از مسلمانان صدر اسلام ، از قطع روابط خويشاوندى ، كسادى تجارت و از دست دادن خانه هاى دلپسندشان بر اثر ممنوع شدن از برقرارى روابط با كافران

يأيها الذين ءامنوا لا تتخذوا . .. قل إن كان ءاباؤكم و أبناؤكم

1280- قطع نسل كافران قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 26 - 1

1 - درخواست نوح ( ع ) از درگاه پروردگار مبنى بر نابودى تمامى كافران و مشركان حق ناپذير عصر خود و قطع نسل آنان

و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا

واژه «ديّار»، همواره پس از نفى قرار مى گيرد و شامل همه انسان ها مى شود.

1281- قلب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 38 - 13

13 ـ دل هاى تهى از ايمان به خدا و قيامت ، جايگاه شيطان

لا يؤمنون باللّه و لا باليوم الاخر و من يكن الشيطان له قريناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 5

5 ـ ايجاد رعب و وحشت در دل هاى كافران ، وعده خداوند به فرشتگان حاضر در كارزار بدر

سألقى فى قلوب الذين كفروا الرعب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 31 - 6

6 ـ بى تأثيرى آيات الهى در قلب توطئه گران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

و إذا تتلى عليهم ءايتنا قالوا . .. إن هذا إلا أسطير الأولين

1282- قياس كافران با مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 22 - 4،5

4 - زندگى و سرنوشت كافران و مسلمانان ، هرگز برابر و همسان نيست .

أفمن يمشى مكبًّا على وجهه أهدى أمّن يمشى سويًّا على صرط مستقيم

5 - قابل مقايسه نبودن كافران و مسلمانان ، امرى روشن ، بديهى و به دور از ابهام

أفمن يمشى مكبًّا على وجهه أهدى أمّن يمشى سويًّا على صرط مستقيم

برداشت ياد شده، از استفهام تقريرى در (أفمن . .. أمّن) استفاده مى شود.

1283- قياس كافران با مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 19 - 4

4 - برابر و هم سنگ نبودن كافران با مؤمنان

و ما يستوى الأعمى و البصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 20 - 3

3 - برابر و يكسان نبودن مؤمنان و كافران ، از نظر شخصيت و سرنوشت

و لا الظلمـت و لا النور

1284- قياس متقين با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 17 - 6

6 - مقايسه فرجام نيك تقواپيشگان با سرنوشت شوم كافران ، شيوه بهينه هدايت خلق

اصلوها . .. إنّ المتّقين فى جنّـت و نعيم

از اين كه خداوند در هدايت خلق، به ترسيم هر دو فرجام پرداخته است; مطلب بالا برداشت مى شود.

1285- قياس مؤمنان با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 21 - 2

2 - برابر و يكسان نبودن مؤمنان با كافران ، از نظر شخصيت و سرنوشت .

و لا الظلّ و لا الحرور

1286- كافران اطراف جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 68 - 7،8،9

7- خداوند ، شياطين و منكران معاد را در قيامت ، خوار و ذليل ، بر زانونشسته و به صورت نيم خيز در اطراف جهنم احضار خواهد كرد .

ثمّ لنحضرنّهم حول جهنّم جثيًّا

«جثيّا» (جمع «جاثى») حال است و «جاثى» به كسى گفته مى شود كه براى مخاصمه و محاكمه بر زانو نشسته است (لسان العرب). احضار منكران معاد و شياطين، در حالى كه بر زانوان خود راه مى روند و يا بر زانو گرداگرد جهنم نشسته اند، براى اهانت و تحقير آنان است. برخى «جثىّ» را جمع «جثوة» دانسته اند كه به معناى انبوه خاك و سنگ است. بر حسب اين معنا مراد احضار هر فرقه و گروه به صورت متراكم است.

8- كافران و شياطين ، در اطراف جهنم و در گروه هايى فشرده و متراكم ، احضار خواهند شد .

ثمّ لنحضرنّهم حول جهنّم جثيًّا

«جثىّ» ممكن است از «جثوة» به معناى سنگ و خاك متراكم و مجتمع باشد.

9- گردآوردن خفّت بار كافران و شياطين در اطراف جهنم ، مرحله اى پس از حشر است .

لنحشرنّهم . .. ثمّ لنحضرنّهم حول جهنّم جثيًّا

1287- كافران اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 70 - 13

13 ـ كفرورزى امت هاى هلاك شده پيشين ، با وجود ارائه دلايل روشن به آنان توسط رسولان الهى

أتتهم رسلهم بالبيّنت

1288- كافران امت هاى پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 102 - 4

4 ـ گروهى از امت هاى گذشته پس از آگاهى به احكام و معارف ابراز شده دينى ، آنها را نپذيرفتند و بدان كافر شدند .

قد سألها قوم من قبلكم ثم اصبحوا بها كفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 3

3 ـ وجود منافقان و كافرانى نيرومندتر از منافقان و كافران عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان امت هاى پيشين

كانوا أشد منكم قوة و أكثر أمولا و أولداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 5

5ـ كفرپيشگان امت هاى گذشته به عذاب هاى دنيوى گرفتار شدند .

و قد خلت من قبلهم المثلـت

«مثلات» (جمع مَثُلة) به معناى عقوبتها و عذابهاست. عذابها و عقوبتها بدان اعتبار «مثلات» ـ كه از ماده مِثل (مانند) است ـ گفته مى شود كه آن را مثال قرار مى دهند براى اينكه ديگران از آن عبرت گرفته و از عوامل آن بپرهيزند. از معانى «خلوّ» (مصدر خلت) گذشتن و سپرى شدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 32 - 2

2ـ گروههايى از امت هاى گذشته به رسالت پيامبران خويش كافر شدند .

فأمليت للذين كفروا

1289- كافران انعطاف ناپذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 35 - 7

7 ـ برخى از كفار انعطاف ناپذير و غير قابل هدايتند.

فإن استطعت أن تبتغى . .. فتأتيهم بأية

جواب «إن استطعت» محذوف است. يعنى اگر توانستى در زمين و آسمان هر معجزه اى براى آنان بياورى، بياور، ولى آنان ايمان نمى آورند.

1290- كافران اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 116 - 13

13 ـ آتش جاودانه دوزخ ، فرجام كفر پيشگانِ اهل كتاب

انّ الّذين كفروا . .. و اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون

با توجه به آيات قبل، مراد از «الذين»، كافران اهل كتاب هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 199 - 6

6 ـ گروهى از اهل كتاب على رغم ادعاى ايمان ، نه به خداوند ايمان دارند و نه به كتب آسمانى خويش

انّ من اهل الكتب لمن يؤمن باللّه و ما انزل اليكم و ما انزل اليهم

مفهوم جمله «انّ من اهل الكتاب . .. »، دلالت مى كند كه گروهى از اهل كتاب، على رغم ادعاى ايمان به كتب آسمانى خويش، نه به خدا ايمان دارند و نه به تورات و انجيل.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 47 - 22

22 ـ مسخ و يا لعنت كافرانِ به قرآن از اهل كتاب ، امرى حتمى و قضايى تخلف ناپذير

يا ايها الذين اوتوا الكتب امنوا . .. من قبل ان نطمس وجوهاً ... و كان امر اللّه م

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 55 - 3،4

3 ـ ايمان نياوردن برخى از اهل كتاب ( يهود ) به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اخلالگرى آنان در راه تحقق اسلام

و منهم من صدّ عنه

«صدّ» در برداشت فوق به معناى متعدى آن، يعنى بازداشتن و منع كردن گرفته شده است و لذا از آن به اخلالگرى تعبير شد.

4 ـ ايمان نياوردن برخى از اهل كتاب ( يهود ) به پيامبران آل ابراهيم و اخلالگرى آنان در راه تحقق اهداف ايشان

فقد اتينا ال ابرهيم . .. و منهم من صدّ عنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 168 - 6،7

6 ـ كفرپيشگى و ستمگرى گروهى از اهل كتاب مايه محروميت آنان از مغفرت و هدايت الهى

إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً

مصداق مورد نظر از «الذين كفروا و ظلموا» ـ به دليل آيات گذشته ـ گروهى از اهل كتاب هستند.

7 ـ گروهى از اهل كتاب ، مردمى كفرپيشه و ستمگر

إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً

1291- كافران باديه نشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 99 - 1

1 ـ وجود مؤمنان واقعى به خدا و قيامت در ميان باديه نشينان صدر اسلام ، على رغم كفر و نفاق شديد عده اى ديگر از آنان

الأعراب أشد كفراً و نفاقاً . .. و من الأعراب من يؤمن باللّه و اليوم الأخر

1292- كافران بدعتگذار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 104 - 5

5 ـ كفرپيشگان بدعت گذار ، گرفتار تقليد هاى كوركورانه از سنت هاى جاهلى نياكان خويش اند

قالوا حسبنا ما وجدناعليه ءاباءنا

1293- كافران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 55 - 8

8 ـ آلودگى كافران بنى اسرائيل و منكران عيسى و جامعه آنان

و مطهّرك من الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 1،2،11،14

1 ـ كافران بنى اسرائيل با نفرين داود ( ع ) و عيسى ( ع ) به لعنت و دورى از رحمت خداوند گرفتار شدند .

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل على لسان داود و عيسى

فاعل محذوف از «لعن» داود(ع) و عيسى(ع) مى باشد. بنابراين جمله «لعن ... على لسان داود و عيسى» به اين معناست كه كافران بنى اسرائيل مورد لعنت داود(ع) و عيسى(ع) قرار گرفتند گفتنى است، آنگاه كه لعنت بر زبان انسان جارى شود به معناى درخواست انقطاع از رحمت الهى از لعنت شونده است.

2 ـ داود و عيسى ( ع ) ، پيام آوران لعن و نفرين الهى بر كافران بنى اسرائيل *

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل على لسان داود و عيسى ابن مريم

بدان احتمال كه فاعل محذوف «لعن»، اللّه باشد. گفتنى است كه لعنت خداوند نسبت به كافران بنى اسرائيل بر لسان داود(ع) و عيسى(ع) به معناى ابلاغ لعنت خداوند به واسطه آن پيامبران است.

11 ـ گرفتارى كافران بنى اسرائيل به لعنت داود و عيسى ( ع ) ، برخاسته از عصيان پيشگى و تجاوزگرى آنان

لعن الذين كفروا . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

در برداشت فوق «ذلك» اشاره به «لعنت» گرفته شده است.

14 ـ مورد لعن قرار گرفتن گروهى از بنى اسرائيل از سوى حضرت عيسى ( ع ) ، به دليل كفر آنان پس از نزول مائده آسمانى

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل . .. عيسى ابن مريم

از امام باقر(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: . .. و اما عيسى فلعن الذين انزلت عليهم المائدة ثم كفروا بعد ذلك.


تفسير تبيان، ج 3، ص 609; نورالثقلين، ج 1، ص 661، ح 315.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 39،40

39 ـ كافران بنى اسرائيل معجزات حضرت مسيح ( ع ) را سحر و جادويى روشن قلمداد كردند .

فقال الذين كفروا منهم ان هذا الا سحر مبين

40 ـ كافران بنى اسرائيل پس از مشاهده معجزات عيسى ( ع ) ، وى را ساحرى زبردست معرفى كردند .

فقال الذين كفروا منهم ان هذا الا سحر مبين

در برداشت فوق «هذا» اشاره به مسيح(ع) گرفته شده است، بر اين مبنا اطلاق سحر به آن حضرت از باب مبالغه و حاكى از اين است كه كافران وى را ساحرى زبردست مى پنداشتند به گونه اى كه گويا خود آن حضرت، سحر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 146 - 16

16 ـ گروهى از مردم عصر موسى آيات خدا را دروغ پنداشتند و به آنها بى اعتنا بودند .

ذلك بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 11

11 - بنى اسرائيل ، در پذيرش رسالت عيسى ( ع ) و پيروى از آن حضرت ، دو دسته شدند : دسته اى مؤمن و گروهى كافر .

فـامنت طائفة من بنى إسرءيل و كفرت طائفة

1294- كافران به آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 13 - 4

4- اقوام هدايت ناپذير پيشين ، على رغم دريافت آيات الهى به آنان ، ايمان نياوردند .

لايؤمنون به و قد خلت سنة الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 104 - 4

4- عذاب دردناك ، فرجام و كيفر كافرانى است كه از سر لجاج و عناد به آيات الهى ايمان نمى آورند .

إن الذين لايؤمنون بأيـت الله . .. لهم عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 105 - 2

2- تنها كسانى كه به آيات الهى ايمان ندارند ، به قرآن كريم دروغ و افترا مى بندند .

إنما يفترى الكذب الذين لايؤمنون بأيـت الله

1295- كافران به انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 13،14،16

13- اقوام كافر پس از ملاحظه دلايل روشن انبيا ، آنها را استهزا كردند و كفر خويش را صريحاً به آنان اعلام داشتند .

جاءتهم رسلهم بالبيّنـت فردّوا أيديهم فى أفوههم و قالوا إنا كفرنا بما أُرسلتم به

مرجع ضمير در «أيديهم فى أفواههم» اقوام ياد شده در آيه است و اين عبارت، معناى كنايى دارد و مراد از آن، اين است كه اقوام كافر با دست گذاشتن بر دهان خود و يا با سوت زدن، به استهزاى انبياى خود پرداختند.

14- اقوام كافر در برخورد با دلايل روشن انبيا ، بشدت ناراحت و غضبناك مى شدند و به صراحت موضع كفرآلود خود را اعلام مى كردند .

جاءتهم رسلهم بالبيّنـت فردّوا أيديهم فى أفوههم و قالوا إنا كفرنا بما أُرسلتم به

مراد از «ردّوا أيديهم فى أفواههم» كنايه از غضب و خشم آنهاست كه در آيات ديگر نيز آمده است (غضوا عليكم الأنامل من الغيظ).

16- اقوام كافر ، نه تنها در جواب دعوت انبيا سكوت اختيار كرده و جواب مثبت ندادند بلكه به صراحت كفر خويش را به پيام آنان اعلام داشتند .

جاءتهم رسلهم بالبيّنـت فردّوا أيديهم فى أفوههم و قالوا إنا كفرنا بما أُرسلتم به

طبق نقل روح المعانى (ج 13، ص 194)، از ابوعبيده و اخفش، عبارت «فردّوا أيديهم فى أفواههم» ضرب المثل براى كسى است كه جواب مثبت به درخواست نمى دهد و سكوت اختيار مى كند.

1296- كافران به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 30 - 6

6ـ امتى كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سوى آنان مبعوث شد ، به خداوند رحمان كفر ورزيدند .

و هم يكفرون بالرحمـن

1297- كافران به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 48 - 9

9 - در قيامت ، راه نجاتى براى كافران به قرآن وجود نخواهد داشت .

ءامنوا بما أنزلت . .. واتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس

هدف از توصيف قيامت به اينكه: فديه و عوضى گرفته نمى شود و . ..، مأيوس كردن مستحقان عذاب است از اينكه مبادا راه نجاتى براى خود - جز ايمان و ... - توهم كرده و به اعتبار آن دلخوش باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 185 - 10

10 ـ آنان كه به قرآن و پيام هاى آن ايمان نياورند ، به هيچ سخن هدايت بخش ديگرى ايمان نخواهند آورد .

فبأى حديث بعده يؤمنون

برداشت فوق مبتنى بر دو امر است: ضمير در «بعده» به قرآن برگردد. حرف «با» در «بأىّ» براى الصاق باشد. يعنى اگر به قرآن ايمان نياورند، به كدام سخن ايمان خواهند آورد؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 40 - 5،10

5 ـ مردم روزى زمين همواره نسبت به قرآن دو دسته هستند : مؤمن و كافر .

و منهم من يؤمن به و منهم من لا يؤمن به

10 ـ « عن ابى جعفر ( ع ) فى قوله « و منهم من لا يؤمن به » فهم اعداء محمد (صلی الله علیه و آله) و آل محمد ( ع ) من بعده ;

از امام باقر (ع) روايت شده [از جمله ]كسانى كه به قرآن ايمان نمى آورند» دشمنان محمد و آل محمد هستند كه پس از او مى آيند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 8 - 1

1ـ كافران به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قيامت ، مستحق عذاب دنيوى اندو به آن تهديد شده اند .

و لـئن أخّرنا عنهم العذاب

جمله «ما يحبسه» (چه چيز مانع نزول آن عذاب است؟) مى رساند كه مراد از «العذاب» عذاب دنيوى است و نيز حكايت از اين دارد كه كفرپيشگان ، به آن عذاب تهديد شده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 13،23

13ـ كافران به قرآن از هرگروه و طايفه ( مشركان ، يهوديان ، نصارا و . . . ) به آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .

و من يكفر به من الأحزاب فالنار موعده

«ال» در «الأحزاب» مى تواند عهديه باشد كه در اين صورت اشاره به مشركان ، يهود و نصاراست و مى تواند «ال» در آن براى استغراق باشد كه در اين صورت ، مصداقهاى بارز و موردنظر آن ، گروههاى نامبرده اند.

23ـ اكثر مردم عصر بعثت ، از ايمان آوردن به قرآن امتناع مىورزيدند .

و لـكنّ أكثر الناس لايؤمنون

برداشت فوق ، براين اساس است كه «ال» در «الناس» عهد حضورى و اشاره به مردمى باشد كه در زمان نزول آيات سوره هود ، زندگى مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 13 - 1

1- كافران مجرم مكه ، على رغم دريافت آيات قرآن ، به آن ايمان نياوردند .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به

برداشت فوق، بنابراين است كه جمله «لايؤمنون به» جمله تفسيريه براى «المجرمين» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مسد - 111 - 4 - 12

12 - كافر ماندن همسر ابولهب تا آخر عمر ، از پيشگويى هاى قرآن

سيصلى نارًا . .. و امرأته حمّالة الحطب

1298- كافران به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 8 - 1

1ـ كافران به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قيامت ، مستحق عذاب دنيوى اندو به آن تهديد شده اند .

و لـئن أخّرنا عنهم العذاب

جمله «ما يحبسه» (چه چيز مانع نزول آن عذاب است؟) مى رساند كه مراد از «العذاب» عذاب دنيوى است و نيز حكايت از اين دارد كه كفرپيشگان ، به آن عذاب تهديد شده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 5 - 5

5 - موضع گيرى ناباورانه مشركان صدراسلام ، درباره وعده قيامت

إنّما توعدون لصادق

1299- كافران به لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 83 - 4

4 ـ همسر لوط ، از زمره كافران به وى بود .

فانجينه و أهله إلا امرأته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 81 - 19

19ـ همسر لوط به او ايمان نياورد و به گناهى هم طراز گناهان قوم لوط آلوده بود .

فأسر بأهلك . .. إلاّ امرأتك إنه مصيبها ما أصابهم

همانندى كيفر همسر لوط با كيفر قوم لوط ـ كه جمله «إنه مصيبها ما أصابهم» دلالت بر آن دارد ـ حاكى است كه گناه وى نيز هم طراز گناه آن قوم بوده است. گويا وى به عملكرد آنان راضى بوده و يا به گونه اى - چنانچه در برخى روايات وارده شدهـ ايشان را در گناهشان يارى مى داده است.

كافران به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 8 - 1

1ـ كافران به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قيامت ، مستحق عذاب دنيوى اندو به آن تهديد شده اند .

و لـئن أخّرنا عنهم العذاب

جمله «ما يحبسه» (چه چيز مانع نزول آن عذاب است؟) مى رساند كه مراد از «العذاب» عذاب دنيوى است و نيز حكايت از اين دارد كه كفرپيشگان ، به آن عذاب تهديد شده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 11 - 11

11ـ « عن أبى جعفر ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ « و من الناس من يعبد اللّه على حرف فإن أصابه خير إطمأنّ به و إن أصابته فتنة إنقلب على وجهه خسر الدنيا و الآخرة » قال زرارة : سألت عنها أبا جعفر ( ع ) فقال : هولاء قوم عبدوا اللّه و خلعوا عبادة من يعبد من دون اللّه و شكّوا فى محمد (صلی الله علیه و آله) و ما جاء به فتكلّموا بالإسلام و شهدوا أن لا إلـه إلاّ اللّه و أنّ محمد رسول اللّه و أقرّوا بالقرآن و هم فى ذلك شاكّون فى محمد (صلی الله علیه و آله) و ماجاء به وليسوا شكّاكاً فى اللّه قال اللّه عزّوجلّ : « و من الناس من يعبد اللّه على حرف » يعنى على شكّ فى محمد (صلی الله علیه و آله) و ما جاء به « فإن أصابه خير » يعنى عافية فى نفسه و ماله و ولده « إطمأنّ به » و رضى به « و إن أصابه فتنة » يعنى بلاء فى جسده أو ماله تطير و كره المقام على الإقرار بالنبى (صلی الله علیه و آله) فرجع إلى الوقوف و الشكّ فنصب العداوة للّه و لرسوله و الجحود بالنبى و ما جاء به ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه در پاسخ سؤال زراره از سخن خداوند: «و من الناس من يعبد اللّه على حرف. ..» فرمود: آنان قومى خداپرست بودند كه غير از خدا، معبودى را پرستش نكردند; ولى در باره حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) و آنچه او آورده، شك كردند. پس با زبان، اقرار به اسلام كردند و شهادت به وحدانيت خدا و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) دادند و به قرآن اعتراف كرند; ولى در عين حال آنان درباره محمد(صلی الله علیه و آله) و آنچه او آورده بود، در حال شك بودند; با آن كه در باره خداوند شكى نداشتند. خداوند عزّوجلّ فرمود: «و من الناس من يعبد اللّه على حرف»; يعنى، در باره محمد(صلی الله علیه و آله) و آنچه او آورده بود، شك داشتند: «فإن أصابه خير»; يعنى، عافيت در جان و مال و فرزند و «إطمأنّ به»[يعنى] به آن راضى مى شدند. «و إن أصابته فتنة»; يعنى، بلايى در جان يا مال آنان[ مى رسيد، آن بلا را ]به فال بد مى گرفتند و اقرار به نبوت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) را ناخوشايند مى داشتند. پس حالت توقف و شك پيدا كردند و راه دشمنى با خدا و رسول او و انكار نبوت حضرت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آنچه را بر او نازل شده بود، در پيش گرفتند».

1300- كافران بى طرف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 90 - 6

6 ـ ممنوعيّت تعقيب و كشتن منافقان و كافرانى كه از نبرد با مسلمانان و اقوام كافر خويش بيزارند و بيطرفى خويش را ابراز مى دارند .

الّا الّذين . .. او جاءوكم حصرت صدورهم ان يقتلوكم او يقاتلوا قومهم

«حصر صدور»، به معناى دلتنگى است كه از آن به بيزارى تعبير شده است.

1301- كافران پس از مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 11

11- كافران پس از مرگ ، به كلى منكر اعمال زشت دنيوى خويش مى شوند .

الكـفرين . الذين تتوفّـهم الملـئكة ... ما كنّا نعمل من سوء

1302- كافران پناهنده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 90 - 4

4 ـ جواز دوستى و يارى خواستن از منافقان و كافران پناهنده ، به همپيمانان مسلمانان *

و لا تتخذوا منهم وليّاً و لا نصيرا. الّا الّذين يصلون الى قوم بينكم و بينهم ميثا

در برداشت فوق احتمال داده شده كه «الّا الّذين يصلون . .. » استثنا از حكمى است كه در جمله «و لا تتخذوا منهم وليّاً و لا نصيرا» بيان شده است.

1303- كافران پيرو با رهبران مستكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 6

6- درگيرى لفظى عوام كفار با رهبران مستكبر خود در قيامت

فقال الضعفـؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب الل

1304- كافران پيرو در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 15

15 ـ كافران و مشركان پيرو، همانند رهبرانشان، داراى عذابى مضاعف از آتش دوزخ

قال لكل ضعف

1305- كافران پيرو در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 6،7،8،12

6- درگيرى لفظى عوام كفار با رهبران مستكبر خود در قيامت

فقال الضعفـؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب الل

7- كافرانِ پيرو ، در قيامت با اعتراف به پيروى كوركورانه از رهبران خويش ، آنان را مسؤول بدفرجامى خود معرفى خواهند كرد .

فقال الضعفـؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب الل

8- كافرانِ پيرو از رهبران مستكبر خويش ، در قيامت درخواست مى كنند كه در صورت امكان ، اندكى از عذاب خدا را از آنان بكاهند .

فقال الضعفـؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب الل

تنوين «شىء» تنوين تنكير و براى كم بودن است.

12- عذاب كافرانِ پيرو در قيامت به قدرى شديد است كه آنان را به دريوزگى مى كشاند .

فقال الضعفـؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب الل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 1،2

1- پس از درگيرى لفظى رهبران مستكبر با پيروان خود در قيامت ، آنان با شيطان به منازعه مى پردازند .

فقال الضعفـؤا للذين استكبروا . .. قالوا ... و قال الشيطـن لمّا قضى الأمر

ذكر قصه شيطان و سخنان وى در قيامت با جهنّميان، پس از گفت و گوهاى رهبران مستكبر و پيروانشان، نشان دهنده ادامه ماجراى مستكبران و پيروان آنها با شيطان است.

2- رهبران مستكبر و پيروانشان ، سرانجام در قيامت شيطان را مسبب اصلى گمراهى خويش قلمداد مى كنند .

فقال الضعفـؤا للذين استكبروا . .. قالوا ... و قال الشيطـن لمّا قضى الأمر إنّ الل

ذكر سخنان شيطان در قيامت خطاب به گمراهان، پس از ذكر جريان مستكبران و پيروانشان، احتمال دارد از اين جهت باشد كه آنان گمراهى خويش را به شيطان نسبت مى دهند و او درصدد پاسخ گويى برمى آيد.

1306- كافران پيرو و رهبران مستكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 6

6- درگيرى لفظى عوام كفار با رهبران مستكبر خود در قيامت

فقال الضعفـؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب الل

1307- كافران پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 38 - 4،5

4 ـ خداوند بر اساس سنت خويش ، كافران حق ستيز دوران هاى پيشين را به سزاى اعمالشان رسانيده است .

و إن يعودوا فقد مضت سنت الأولين

5 ـ خداوند ، كافران حق ستيز را به عبرت گرفتن از سرنوشت شوم همسانان گذشته خويش فرامى خواند .

و إن يعودوا فقد مضت سنت الأولين

1308- كافران ثروتمند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 48 - 7

7 ـ كفرپيشگان مستكبر و زراندوز ، ثروت ها و قدرت خويش را موجب مصون ماندن از عذاب هاى الهى مى پندارند .

ما أغنى عنكم جمعكم و ما كنتم تستكبرون

1309- كافران ثروتمند صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 131 - 1

1 - برخى از زنان و مردان كافر عصر بعثت ( در مكه ) از امكانات و ثروت چشمگيرى برخوردار بودند .

و لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم

ضمير «منهم» به كافران بازمى گردد كه در آيات پيشين مورد بحث قرار گرفته بودند و از آنجايى كه سوره «طه» در مكه نازل شده است، مراد كفار مكه است. «ازواج» يا به معناى مردان و زنانى است كه تشكيل خانواده داده اند و يا به معناى «اصناف» است. «من» در «منهم» براى تبعيض است.

1310- كافران جاهل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 28 - 6

6 ـ كافران زشتكردار عصر جاهلى از سر جهل، انجام كارهاى زشت و ناپسند را اجراى فرمان خدا مى پنداشتند.

و إذا فعلوا فحشة قالوا . .. الله أمرنا بها

1311- كافران جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 103 - 2،4،6،7

2 ـ كافران عصر جاهلى جعل احكامى را درباره بحيره ، سائبه ، وصيله و حامى به خداوند نسبت مى دادند .

ما جعل اللّه . .. و لكن الذين كفروا يفترون على اللّه الكذب

4 ـ احكام ويژه بحيره ( ماده شترى كه پنجمين حمل مادر خويش باشد ) از بدعت ها و افترا هاى كافران عصر جاهلى بر خداوند .

ما جعل اللّه من بحيرة . .. و لكن الذين كفروا يفترون

لسان العرب معناى مذكور براى بحيره را از برخى لغويين نقل كرده است. در جاهليت گوش چنين شترى را مى شكافتند تا علامت آن باشد كه نبايستى بر آن سوار شوند و از آب و چراگاهها او را منع كنند و نيز هرگز نبايد به كشتن آن اقدام كنند.

6 ـ احكام ويژه وصيله ( گوسفند ماده اى كه همزاد با بره نر باشد ) بدعت و از افترا هاى كافران عصر جاهلى بر خداوند

ما جعل اللّه من . .. و لاوصيلة و لكن الذين كفروا يفترون

در دوره جاهليت اگر گوسفندى دو قلو مى زائيد كه يكى از آن دو نر بود، ذبح آن را تحريم مى كردند و همزاد آن را «وصيلة» مى ناميدند يعنى ماده گوسفندى كه سرنوشت همزادش را به سرنوشت خود گره زد و سبب شد كه بر آستان بتها ذبح نشود. امام صادق(ع) در توضيح معناى «وصيلة» در آيه فوق فرمود: «ان اهل الجاهلية كانوا اذا ولدت الناقة ولدين فى بطن قالوا: وصلت، فلايستحلون ذبحها و لااكلها ... .


معانى الاخبار، ص 148، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 683، ح 410.

7 ـ احكام ويژه حامى ( شتر نرى كه از صلبش ده شتر به وجود آيد ) از بدعت ها و افترا هاى مردم جاهلى بر خداوند

ما جعل اللّه . .. و لاحام و لكن الذين كفروا يفترون

اعراب جاهلى از سوار شدن بر شتر مذكور امتناع مىورزيدند و آن را از هيچ آب و چراگاهى منع نمى كردند.

1312- كافران حربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 128 - 11،12

11 ـ عذاب خداوند سرنوشت كافران محارب ، در صورت عدم بازگشت و توبه

ليقطع طرفاً . .. فينقلبوا خائبين ... او يعذّبهم

12 ـ سرنوشت كافران محارب بدر ، تنها به دست خداوند بود ، و نه حتّى رسول او

و لقد نصركم اللّه ببدر . .. ليقطع طرفاً ... ليس لك من الامر شىء او يتوب عليهم او

1313- كافران حق ستيز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 37 - 7

7 ـ كافران حق ستيز ، زيانكاران واقعى هستند .

أولئك هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 38 - 1،2،5،8

1 ـ خداوند ، كافران ستيزه گر عصر بعثت را به ترك مبارزه عليه اسلام و مسلمانان فراخواند .

قل للذين كفروا إن ينتهوا يغفر لهم

انتهاء به معناى پذيرش نهى است ; يعنى انجام ندادن كارى بر اثر نهى شدن از آن. بنابراين با توجه به اينكه متعلق «ينتهوا» شرارتهاى كافران عليه مسلمانان است، جمله «ان ينتهوا» دلالت مى كند كه خداوند كافران را از تعرض به مسلمانان نهى كرده است.

2 ـ به كافران ستيزه گر عصر بعثت ابلاغ شد در صورت ترك مخاصمه عليه اسلام ، از خطا هاى گذشته آنها چشمپوشى خواهد شد .

قل للذين كفروا إن ينتهوا يغفر لهم ما قد سلف

درباره متعلق «إن ينتهوا» دو نظر ابراز شده است: يكى كفر و ديگرى اعمالى كه در آيه 36 مطرح شد ; يعنى سرمايه گذاريها و شرارتهاى عليه اسلام. جمله «إن يعودوا» نظر دوم را تقويت مى كند. گفتنى است بر اين مبنا مراد از «يغفر لهم ... » انتقام نگرفتن از شرارتهاى گذشته كافران است.

5 ـ خداوند ، كافران حق ستيز را به عبرت گرفتن از سرنوشت شوم همسانان گذشته خويش فرامى خواند .

و إن يعودوا فقد مضت سنت الأولين

8 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند مأموريت يافت تا سنت الهى را در سركوبى حق ستيزان به كافران عصر خويش ابلاغ كند .

قل للذين كفروا . .. و إن يعودوا فقد مضت سنت الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 6

6 ـ دشمنان اسلام و كافران حق ستيز در صورت تسلط بر مسلمانان هرگز بر پيمان و پيوند دوستى و خويشاوندى پايبند نخواهند بود .

كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة

1314- كافران حق ناپذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 4

4 ـ كافران لجاجت پيشه و حق ناپذير از شيطانهاى انسى هستند.

و لو أننا . .. ما كانوا ليؤمنوا ... و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا شيطين الإنس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 24 - 7

7 ـ جهاد و مبارزه با كافران حق ناپذير ، مايه حيات واقعى جامعه ايمانى

يأيها الذين ءامنوا استجيبوا للّه و للرسول

از مصاديق مورد نظر براى «ما يحييكم»، به دليل وقوع آيه مورد بحث در سياق آيات جنگ و مبارزه، فراخوانى اهل ايمان به نبرد با دشمنان دين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 52 - 3

3 - كافرانِ رويگردان از حق ، با لجاجت و تعصّب خويش در برابر حق ، ظرفيت و صلاحيت حق پذيرى را از دست مى دهند .

يكفرون . .. فإنّك لاتسمع الموتى ... إذا ولّوا مدبرين

1315- كافران خانواده نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 27 - 12

12 - وجود فرد يا افراد كافر ، در ميان خاندان نوح ( ع )

فاسلك فيها . .. إلاّ من سبق عليه القول منهم

1316- كافران در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 12 - 4

4 ـ كافران در دنيا ، مغلوب مؤمنان و در آخرت ، مقهور خدا هستند . *

قل للّذين كفروا ستغلبون و تحشرون الى جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 20 - 7

7- كافران در جهان آخرت ، تهى دست از پاكيزگى ها و ارزش ها

أذهبتم طيّبـتكم فى حياتكم الدنيا و استمتعتم بها

واژه «طيّبات» شامل ارزش هاى پاك و انسانى است كه كافران با لذّت جويى، آنها را فانى كرده و از كف داده اند.

1317- كافران در احاطه خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 19 - 5

5 - كافران از هر سو در حيطه قدرت و سلطنت خداوند هستند .

واللّه محيط بالكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 23 - 9

9 - كافرانِ حق ناپذير ، از حيطه قدرت خدا گريزى ندارند .

و من كفر فلايحزنك كفره إلينا مرجعهم

1318- كافران در برزخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 50 - 7،8

7 ـ كافران كشته شده در جنگ بدر ، به عذاب سوزان برزخى گرفتار هستند .

و ذوقوا عذاب الحريق

8 ـ كافران پس از جان كندن پر مشقت به عذاب و آتشى سوزان ( عذاب برزخ ) گرفتار خواهند شد .

و ذوقوا عذاب الحريق

امر به چشيدن عذاب حريق (ذوقوا عذاب الحريق)، دلالت بر وجود بالفعل آن عذاب دارد. و چون اين جمله به هنگام گرفتن جان كافران گفته مى شود، معلوم مى شود كه كافران پس از مردن به عذاب گرفتار خواهند شد و اين همان عذاب برزخى است. گفتنى است «ذوقوا ... » به تقدير «يقولون لهم» سخن ملائكه با كافران به هنگام گرفتن جان آنان است.

1319- كافران در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 55 - 13

13- تاريخ گذشتگان ، شاهد مردمانى روگردان از ايمان و سرتافته از استغفار بوده است .

إلاّ أن تأتيهم سنّة الأوّلين

«سنة الأولين» ـ كه عذاب را سنتى الهى براى گذشتگان قلمداد كرده است ـ اشاره به ظهور افراد فراوانى در امت هاى پيشين دارد كه مانند كافران و مشركان عصر بعثت عمل كردند و مجازات شدند.

1320- كافران در جامعه اسلامى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 9 - 7

7 - خطر و زيان منافقان براى جامعه اسلامى ، همانند خطر و زيان كافران است .

جـهد الكفّار و المنـفقين و اغلظ عليهم

1321- كافران در جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 4

4 ـ شركت بى ايمان ها و سست باوران در جنگ و جهاد ، جز فساد و فتنه انگيزى و تأثير منفى بر ديگران ، نتيجه اى ندارد .

لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا و لأوضعوا خللكم يبغونكم الفتنة

جمله «يبغونكم الفتنة» حال براى ضمير فاعل «أوضعوا» است; يعنى، اگر منافقان براى جنگ بيرون مى آمدند، مطمئناً در حق شما فتنه جويى مى كردند.

1322- كافران در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 24 - 8

8 - آتش دوزخ ، مهيّا شده براى كفرپيشگان

أعدّت للكفرين

اعداد (مصدر اعدت) به معناى حاضر كردن و مهيّا ساختن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 119 - 9

9 - دوزخ ، فرجام كافران به رسالت پيامبر و سرپيچى كنندگان از احكام اسلام

إنا أرسلنك بالحق . .. و لاتسئل عن أصحب الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 18

18 - آنان كه به خدا و روز قيامت كافر شوند ، راهى جز ورود به آتش دوزخ نخواهند داشت .

و من كفر . .. ثم أضطره إلى عذاب النار

اضطرار; يعنى، مجبور ساختن كسى به انجام كارى. پس «ثم اضطره ...» چنين معنا مى شود: آن گاه كه كافران حيات دنيا را سپرى كردند، آنان را براى ورود به آتش دوزخ مجبور مى كنم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 197 - 4

4 ـ جهنّم ، جايگاه كافران قدرتمند و بهره مند از مواهب مادّى

ثمّ ماويهم جهنّم

«مأوى» به معناى منزل است. (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 56 - 13

13 ـ هيچ نيرويى قادر به جلوگيرى از عذاب كافران در دوزخ نخواهد بود .

سوف نصليهم ناراً . .. انّ اللّه كان عزيزاً حكيماً

تذكر به شكست ناپذيرى خداوند پس از بيان اينكه كافران را به دوزخ خواهد برد، اشاره به اين معنا دارد كه مبادا توهّم شود آنان مى توانند على رغم خواست خداوند بر او غلبه كنند و خود را از آتش برهانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 14،15

14 ـ خداوند ، گردآورنده همه منافقان و كافران ، در جهنم

إنّ اللّه جامع المنفقين و الكفرين فى جهنم جميعاً

15 ـ جهنم ، جايگاه و مجمع تمامى منافقان و كافران

إنّ اللّه جامع المنفقين و الكفرين فى جهنم جميعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 169 - 1،7

1 ـ خداوند در قيامت كافران ظالم را جز به راه جهنم هدايت نخواهد كرد .

و لاليهديهم طريقاً. الا طريق جهنم

در برداشت فوق ظرف و زمان هدايت در جمله «و لاليهديهم . ..» روز قيامت گرفته شده است ; يعنى خداوند در آن روز كافران را تنها به سوى جهنم رهنمون خواهد ساخت.

7 ـ جاودانگى در جهنم ، كيفر كافران ستمگر

إنّ الذين كفروا و ظلموا . .. خلدين فيها ابداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 37 - 4،5

4 ـ نافرجامى تلاش كافران براى رهانيدن خويش از آتش دوزخ

و ما هم بخرجين منها

5 ـ احاطه آتش دوزخ بر تار و پود كافران ، دليل بى ثمر ماندن تلاش آنان براى رهايى از آن

يريدون ان يخرجوا من النار و ما هم بخرجين منها

جمله «و ما هم بخرجين منها» به اين معناست كه كافران با آتش عجين شده اند و هيچگاه از آتش خارج نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 86 - 1

1 ـ دوزخ جايگاه كفرپيشگان و تكذيب كنندگان آيات خداوند

و الذين كفروا و كذبوا بايتنا أولئك اصحب الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 1،2،3

1 ـ وضعيت هول انگيز و ذلتبار كافران به هنگام روبرو شدن با آتش جهنم و مشاهده آن

و لو ترى إذ وفقوا على النار

2 ـ كافران به هنگام روبرو شدن با آتش دوزخ در آرزوى بازگشت به دنيا، تكذيب نكردن آيات پروردگار و قرار گرفتن در زمره مؤمنان هستند.

فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من المؤمنين

3 ـ وضعيت دهشتزا و غير قابل توصيف كافران به هنگام ورود به دوزخ و چشيدن آتش

و لو ترى إذ وفقوا على النار

«وقفوا على النار» مى تواند به معناى ورود به آتش و چشيدن عذاب آن باشد. (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 41 - 10

10 ـ عن النبى(صلی الله علیه و آله) إنه تلا هذه الآية ثم قال: هى طبقات من فوقه و طبقات من تحته لايدرى ما فوقه اكثر او ما تحته، غير أنه ترفعه الطبقات السفلى و تضعه الطبقات العليا و يضيق فيما بينهما . .. .

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه پس از تلاوت آيه «لهم من جهنم . ..» فرمود: جهنم كافران، داراى طبقاتى از بالا و طبقاتى از پايين است كه معلوم نيست آيا طبقات بالا بيشتر است يا طبقات زيرين، ولى طبقات پايين، كافر را بالا مى برد و طبقات بالا او را پايين مى آورد و او بين طبقات بالا و پايين در فشار قرار دارد ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 9،12

9 ـ جهنم ، سزاى كافران حق ستيز

و الذين كفروا إلى جهنم يحشرون

12 ـ كفرپيشگان مكه در قيامت گردآورى و به سوى جهنم رانده خواهند شد .

و الذين كفروا إلى جهنم يحشرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 37 - 1

1 ـ خداوند در پرتو گسيل كافران به سوى دوزخ ، ناپاكان را از پاكان جدا خواهد كرد .

إلى جهنم يحشرون. ليميز اللّه الخبيث من الطيب

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ليميز اللّه» متعلق به «يحشرون» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 49 - 9،10

9 ـ احاطه همه جانبه آتش دوزخ بر كافران

و إن جهنم لمحيطة بالكفرين

10 ـ كافران در همين دنيا ، به گونه اى در احاطه آتش دوزخند .

و إن جهنم لمحيطة بالكفرين

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «احاطه» در «محيطة»، احاطه فعلى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 68 - 1

1 ـ خلود در آتش دوزخ ، وعده خداوند به زنان و مردان منافق و عموم كفرپيشگان

وعد اللّه المنفقين و المنفقت و الكفار نار جهنم خلدين فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 73 - 5

5 ـ جهنم ، جايگاه كافران و منافقان و فرجامى سخت و دردناك براى آنان

و مأويهم جهنم و بئس المصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 88 - 20

20 ـ عذاب دردناك جهنم ، كيفر كافران است .

فلايؤمنوا حتى يروا العذاب الأليم

ممكن است الف و لام «العذاب» ـ كه براى عهد ذهنى است ـ اشاره به عذاب دنيوى (استيصال) باشد و ممكن است اشاره به عذاب برزخى و يا عذاب اخروى باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 16 - 1

1ـ كافران دنياطلب و دلبسته به جلوه هاى آن ، در آخرت بهره اى جز آتش دوزخ نخواهند داشت .

من كان يريد الحيـوة الدنيا و زينتها . .. أُولـئك الذين ليس لهم فى الأخرة إلاّ ال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 13

13ـ كافران به قرآن از هرگروه و طايفه ( مشركان ، يهوديان ، نصارا و . . . ) به آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .

و من يكفر به من الأحزاب فالنار موعده

«ال» در «الأحزاب» مى تواند عهديه باشد كه در اين صورت اشاره به مشركان ، يهود و نصاراست و مى تواند «ال» در آن براى استغراق باشد كه در اين صورت ، مصداقهاى بارز و موردنظر آن ، گروههاى نامبرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 119 - 6

6ـ انسانهايى كه به خدا و پيامبرانش كافر شوند و نيز جنيان كفرپيشه ، به آتش دوزخ درخواهند افتاد .

لأملأنّ جهنم من الجنة والناس أجمعين

چون بحث در آيات گذشته درباره فساد و صلاح امتها بود و مصداق بارز و مورد نظر براى صلاح و فساد ـ به قرينه آيات پيشين و نيز آيه 121 ـ توحيد، شرك، ايمان و كفر است، مقصود از «الجنة» و «الناس» كافران و مشركان جنى و انسى است. بر اين اساس كلمه «أجمعين» تأكيد بر عمومى است كه از كلمه «الجنة» و «الناس» فهميده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 17 - 5،7

5- كافران جبّار گرفتار در جهنّم ، با وجود ابتلا به انواع عذاب هاى مرگبار ، هيچ گاه نمى ميرند و از عذاب رهايى نمى يابند .

يأتيه الموت من كلّ مكان و ما هو بميت

7- براى كافران جبّار ، در جهنّم ، فراتر از نوشيدن اجبارى آب چركين و عذاب هاى مختلف مرگبار ، عذابى خشن و غيرقابل تصور نيز وجود دارد .

و من ورائه عذاب غليظ

مرجع ضمير «ورائه» احتمال دارد «عذاب» باشد كه از عبارت قبلى به دست مى آيد. در اين صورت، با توجه به مفهوم بودن و سخت بودن عذابهاى ياد شده، «عذاب غليظ» بايد عذابى بسيار سخت و غير قابل تصور باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 29 - 6

6- كافران ، همواره در جهنّم خواهند ماند .

فادخلوا أبوب جهنّم خـلدين فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 8 - 10

10- جهنّم ، زندانى براى كافران است و هيچ راه گريزى از آن وجود ندارد .

و جعلنا جهنّم للكـفرين حصيرًا

«الحصر» در اصل به معناى تنگ گرفتن و حبس كردن آمده و در اين آيه كنايه از زندانى كردن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 12،14،15،17،18

12- كافرانِ به حقايق نازل شده از سوى خداوند ، ظالم ، و سزاوار آتش اند .

الحقّ من ربّكم . .. و من شاء فليكفر إنّا أعتدنا للظـلمين نارًا

14- آتش قيامت ، همانند سراپرده اى فراگير ، راه گريز را بر كافران خواهد بست .

نارًا أحاط بهم سرادقها

«سرادق» معرب «سراطاق» و به معناى خيمه و پرده سرا است.

15- كافران در خيمه آتشين دوزخ ، با استغاثه و اظهار تشنگى ، از مأموران عذاب ، يارى مى طلبند .

و إن يستغيثوا يغاثوا بماء

«غوث» يعنى: «يارى كردن» و «غيث» يعنى: «باران». مراد از «استغاثه» مى تواند طلب يارى و يا طلب باران (آب) باشد. پاسخى كه به استغاثه دوزخيان داده مى شود، گوياى آن است كه يارى خواستن دوزخيان، همان آب خواهى آنان است.

17- آب هاى غليظ و گداخته ، بسان گدازه مس ، پاسخى براى استغاثه و آب طلبى كافران در دوزخ است .

و إن يستغيثوا يغاثوا بماء كالمهل

«مهل» به معناى «درده روغن» و نيز «مس گداخته» است (مقاييس اللغة) و نيز به «خونابه اى كه از لاشه مردار بيرون آيد» گفته مى شود. (قاموس) وصف آنان با عبارت «يشوى الوجوه» با معناى «مس گداخته» سازگارتر است.

18- آب هاى دوزخى ، چهره كافران را سوزانده و بريان مى سازد .

يغاثوا بماء كالمهل يشوى الوجوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 101 - 3

3- دوزخ ، فرجام كافرانى است كه طاقت شنيدن آيات الهى را ندارند .

و عرضنا جهنّم يومئذ للكـفرين . .. و كانوا لايستطيعون سمعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 102 - 8،9

8- دوزخ ، منزل گاهى مهيّا شده ، براى كافران است .

إنّا أعتدنا جهنّم للكـفرين نزلاً

«أعتدنا» از ماده «عتد» با «أعددنا» از ماده «عدد» به يك معنا است و در اين كه «آيا يكى اصل ديگرى است يا هر كدام لغت مستقلى است؟»، اختلاف است. كلمه «نزل» در معانى «منزل»، «وسائل پذيرايى» و «مأوى دادن» استعمال شده است. در برداشت ياد شده معناى نخست لحاظ شده است.

9- خداوند ، از كافران حق ناپذير ، به وسيله شراره هاى دوزخ ، پذيرايى مى كند .

إنّا أعتدنا جهنّم للكـفرين نزلاً

كلمه «نُزُل» مى تواند اسم باشد براى چيزى كه به هنگام ورود ميهمان براى پذيرايى او مى آورند. اين نوع سخن، «تهّكم» بوده و براى استهزا به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 74 - 10

10 - جاودانگى عذاب جهنم و نبود مرگ در آن ، دليل پاينده تر بودن عذاب كافران از شكنجه و آزارى است كه آنان بر مؤمنان روا مى داشتند .

واللّه خير و أبقى . إنّه من يأت ... لايموت فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 39 - 1

1- كافران ، در روز رستاخيز در احاطه آتشى فراگير بوده و از دفع آن از چهره و قفاى خود ناتوان خواهند بود .

لو يعلم الذين كفروا حين لايكفّون عن وجوههم النار و لا عن ظهورهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 40 - 3

3- كافران دوزخى ، از دفع و برگردانيدن عذاب الهى ، كاملاً ناتوان اند .

فلايستطيعون ردّها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 98 - 1،3

1- كافران و معبود هاى دروغينشان ، آتش گيره جهنم اند .

إنّكم و ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنّم

«حصب»; يعنى، هر آنچه در آتش افكنند و معناى غالبى آن هيزم است (لسان العرب).

3- آتش جهنم ، فراگير تمامى وجود كافران دوزخى بوده و بدنشان يك جا به آتش تبديل خواهد شد .

إنّكم و ماتعبدون من دون اللّه حصب جهنّم

برداشت ياد شده از هيزم شدن كافران براى دوزخ استفاده مى شود; زيرا هر وقت آتش به هيزمى برسد، تمامى هيزم به آتش تبديل مى شود. بنابراين بدن كافران هم يك جا به آتش تبديل شده و تمامى وجودشان خواهد سوخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 13

13 - آتش سوزان ، كيفر كفرپيشگان و تمام كسانى كه در راستاى منحرف ساختن مردم از راه خدا و دين او تلاش مى كنند .

و من الناس من يجـدل . .. و نذيقه يوم القيـمة عذاب الحريق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 72 - 10،11

10 - آتش دوزخ ، وعده الهى به كافران و سرانجام شوم آنان

النار وعدها اللّه الذين كفروا

11 - دوزخ ، بازگشتگاه و سرانجام كافران

و بئس المصير

«مصير» به معناى عاقبت كار و نيز به معناى مرجع و محل بازگشت مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 105 - 5

5 - عذاب ابدى دوزخ دامنگير كافران ، پس از اتمام حجت هاى الهى بر آنان

ألم تكن ءايـتى تتلى عليكم فكنتم بها تكذّبون

آيه ياد شده، بيانگر اين حقيقت است كه خداوند، كافران را بى دليل محكوم به عذاب ابدى دوزخ نكرده; بلكه ابتدا با بيان آيات خود، حجت را بر آنان تمام نموده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 106 - 6

6 - خودشناسى و خداشناسى كافران در تنگناى عذاب جهنم

فى جهنّم خـلدون . .. قالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا... ضالّين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 108 - 2

2 - حقارت و ذلت شديد كافران در دوزخ

قال اخسئوا فيها

«إخسأ» كلمه اى است كه براى دور كردن سگ به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 57 - 5

5 - جايگاه كافران ، آتش است .

الذين كفروا . .. مأويهم النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 34 - 1

1 ـ كافران معاند با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قيامت به روافتان به سوى جهنم برده شده و به آن افكنده خواهند شد .

الذين كفروا . .. الذين يحشرون على وجوههم إلى جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 54 - 6

6 - عذابِ كافران منكر آيات خدا ، در جهنم قطعى است .

يستعجلونك بالعذاب و إنّ جهنّم لمحيطة بالكـفرين

جمله اسميه "إنّ جهنّم" و تأكيد "إنّ" بر حتميت عذاب، دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 68 - 8

8 - كافران ، جايگاه خاصى در جهنم دارند .

أليس فى جهنّم مثوًى للكـفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 16 - 2

2 - ورود و ماندگارى كافران و تكذيب گران آيات خدا و لقاء اللّه ، به عذاب ، به صورت جبرى است .

و أمّا الذين كفروا . .. فى العذاب محضرون

به صورت مفعولى آورده شدن احضار افراد ياد شده به جهنم و يا حاضر بودن شان در آن، مى تواند اشاره به نكته فوق داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 65 - 1،2

1 - كفرپيشگان ، همواره در آتش جهنم باقى خواهند ماند .

الكـفرين و أعدّ لهم سعيرًا . خـلدين فيها

2 - كافران ، در آتش جهنم ، هيچ يار و ياورى نخواهند داشت .

الكـفرين . .. خـلدين فيها أبدًا لايجدون وليًّا و لانصيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 66 - 1،2،4،6،8،11

1 - در روز بى يار و ياورى كافران ، صورت هاى آنان ، در آتش از اين رو به آن رو ، چرخانده مى شود ، تا خوب بسوزد .

لايجدون وليًّا . .. يوم تقلّب وجوههم فى النار

بنابراين كه «يوم» ظرف براى «لايجدون»باشد، نكته ياد شده به دست مى آيد.

2 - در روز قيامت ، صورت هاى كافران ، در آتش ، بر اثر شدت حرارت ، منقلب شده ، به رنگ هاى گوناگون در مى آيد .

يوم تقلّب وجوههم

احتمال دارد كه «تقلّب» به معناى «از اين رو به آن رو شدن» باشد و احتمال دارد كه به معناى « تحوّل و تغيير حالت كيفى» باشد كه گاهى سياه و گاهى زرد و . .. مى شود. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است.

4 - لازم است كه روزى را كه در آن ، كافران با آتش جهنم ، به سختى عذاب و سوزانده مى شوند ، به خاطر داشت .

يوم تقلّب وجوههم فى النار

برداشت بنابراين احتمال است كه نصب «يوم» به جهت مفعولٌ به بودن اش باشد. كه بايد فعل «اُذكر» در تقدير باشد.

6 - كافران ، در جهنم بر نيندوختن توشه اى براى آخرت خود ، حسرت مى خورند .

الكـفرين . .. يوم تقلّب وجوههم فى النار يقولون يـليتنا أطعنا اللّه و أطعنا الرسو

8 - سختى و سوزش آتش جهنم ، كافران را از عملكرد دنيوى شان پشيمان مى كند .

يوم تقلّب وجوههم فى النار يقولون يـليتنا أطعنا اللّه

11 - كافران ، در حال سوختن در آتش جهنم ، بر عملكرد گذشته خود در دنيا ، حسرت مى خورند .

يوم تقلّب وجوههم فى النار يقولون يـليتنا أطعنا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 36 - 3،4،5

3 - كافران دوزخى ، براى هميشه زنده مانده و نمى ميرند .

لهم نار جهنّم لايقضى عليهم فيموتوا

4 - از عذاب كافران دوزخى ، هرگز كاسته نشده و به آنان تخفيف داده نمى شود .

لهم نار جهنّم . .. لايخفف عنهم من عذابها

5 - محروميت كافران از هرگونه راحتى و آسودگى در دوزخ

لهم نار جهنّم لايقضى عليهم فيموتوا و لايخفف عنهم من عذابها

از اين كه كافران دوزخى، هرگز نمى ميرند تا درد و رنج عذاب را درك نكنند و نيز از عذاب آنان كاسته نمى شود، مى توان مطلب ياد شده را استفاده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 37 - 8،9

8 - سرزنش شديد كافران از سوى خداوند در دوزخ ، به خاطر استفاده نكردن از فرصت مناسب عمر براى ايمان و دين دارى

أوَلم نعمّركم ما يتذكّر فيه من تذكّر

9 - استغاثه و فريادخواهى كافران ، در دوزخ بى نتيجه است .

ربّنا أخرجنا نعمل صـلحًا . .. أوَلم نعمّركم ما يتذكّر فيه من تذكّر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 27 - 10

10 - كافران ، در ناگوارترين وضعيت و محكوم به آتش دوزخ در روز رستاخيز

فويل للذين كفروا من النار

كلمه «ويل» دلالت بر شدت بدى احوال مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 16 - 1،3

1 - مشركان و كافران در دوزخ ، از هر سو در محاصره آتش قرار خواهند داشت .

لهم من فوقهم ظلل من النار و من تحتهم ظلل

مقصود از سايبان هايى از آتش بر فراز كافران و زير آنان، آتش فراگير است كه از هر سو آنها را محاصره كرده است; چنان كه در سوره ديگرى از اين حقيقت به صراحت ياد شده است: «يوم يخشاهم العذاب من فوقهم و من تحت أرجلهم. ..»، (سوره عنكبوت (29) آيه 55).

3 - شدت و فراوانى آتش جهنم ، در اطراف مشركان و كافران

لهم من فوقهم ظلل من النار و من تحتهم ظلل

مقصود از آيه شريفه هر چه باشد، اين نكته را نيز مى رساند كه آتش دوزخ بسيار شديد و زياد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 32 - 9

9 - جهنم ، جايگاه هميشگى كافران

أليس فى جهنّم مثوًى للكـفرين

«مثوًى» اسم مكان از ماده «ثواء» ـ به معناى اقامت توأم با استمرار ـ است; يعنى، جايگاه هميشگى و دائمى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 71 - 1،2،3

1 - كافران پس از حسابرسى اعمالشان ، دسته دسته و گروه گروه به دوزخ رانده خواهند شد .

و وضع الكتـب . .. و وفّيت كلّ نفس ما عملت ... و سيق الذين كفروا إلى جهنّم زمرًا

«زمرة» (مفرد «زمر») به معناى گروه و دسته است كه به دنبال گروه و دسته اى ديگر باشند. بنابراين پيام آيه شريفه اين مى شود كه كافران به چند دسته تقسيم شده; آن گاه دسته دسته به دنبال هم وارد دوزخ خواهند شد.

2 - كفر ، داراى مراتب گوناگون است و كافران ، در دركات مختلف دوزخ جاى دارند .

و سيق الذين كفروا إلى جهنّم زمرًا حتّى إذا جاءوها فتحت أبوبها

تقسيم شدن كافران به چند دسته و گروه و نيز ورود آنان از درب هاى گوناگون جهنم ، مى تواند حاكى از حقيقت ياد شده باشد.

3 - وجود فاصله ميان موقف كافران ، در محشر و دوزخ

و سيق الذين كفروا إلى جهنّم زمرًا

«سوق» (مصدر «سيق») به معناى راندن و تحريك كردن به رفتن است. آمدن اين واژه با حرف «إلى»، نشانگر وجود مسيرى براى سوق دادن و راندن دوزخيان به سوى مقصدى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 72 - 4

4 - كافران ، در دوزخ جاودانه خواهند بود .

خـلدين فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 72 - 1،2،3

1 - كافران حق ستيز و ستيزه جو ، در قيامت به آب داغ و پر حرارت افكنده خواهند شد .

يسحبون . فى الحميم

يكى از معانى «حميم»، آب داغ و پر حرارت است.

2 - كافران حق ستيز و ستيزه جو ، در انبوهى از آتش دوزخ سوزانده خواهند شد .

ثمّ فى النار يسجرون

«سجر» در اصل به معناى پر كردن تنور از آتش گيره براى بر افروختن و تقويت آتش آن است. اسناد فعل «يُسجرون» به اشخاص، اسناد مجازى است. مقصود از آن فراگرفتن آتش زياد بر تمامى وجود دوزخيان مى باشد.

3 - عذاب شدن كافران حق ستيز و ستيزه جو به آتش دوزخ ، پس از كيفر شدنشان با آب داغ و پر حرارت خواهد بود .

فى الحميم ثمّ فى النار يسجرون

برداشت ياد شده از آمدن «ثمّ» كه نوعاً براى تراخى زمانى است، استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 76 - 1،4

1 - كافران حق ناپذير و لجوج ، از درب هاى گوناگون وارد جهنم خواهند شد .

ادخلوا أبوب جهنّم

4 - كافران حق ناپذير و لجوج ، براى هميشه در جهنم خواهند ماند .

ادخلوا أبوب جهنّم خـلدين فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 34 - 6

6 - آتش ، تنها پناهگاه و گريزگاه كافران در قيامت

و مأويكم النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 20 - 1

1- قرار گرفتن كافران ، در معرض آتش دوزخ در قيامت

و يوم يعرض الذين كفروا على النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 34 - 2،3

2- روز قيامت ، روز عرضه شدن كافران بر آتش دوزخ

و يوم يعرض الذين كفروا على النار

3- آتش جهنم ، مهياى پذيرش كافران در رستاخيز *

و يوم يعرض الذين كفروا على النار

از واژه «يعرض»، نوعى تقاضا و آمادگى، از طرف مقابل استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 8

8- آتش دوزخ ، جايگاه كافران لذّت طلب و شكمباره

يتمتّعون و يأكلون . .. و النار مثوًى لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 13 - 5

5 - نقش عوامل الهى ، در مهيّا شدن دوزخ براى كافران *

فإنّا أعتدنا للكـفرين سعيرًا

ضمير متكلم مع الغير، در «إنّا» و «أعتدنا» را مى توان بيانگر نقش عوامل و كارگزاران الهى در تحقّق اراده او دانست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 24 - 3

3ـ دوزخ ، فرجام هر كفرپيشه معاند حق ستيز

ألقيا فى جهنّم كلّ كفّار عنيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 32 - 1

1 - وعده بهشت به متقين ، همپاى تهديد كافران به جهنم

يوم نقول لجهنّم . .. و أُزلفت الجنّة للمتّقين ... هـذا ما توعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 13 - 1

1 - قيامت ، روز گداخته شدن كافران در آتش دوزخ

يوم هم على النار يفتنون

«فتنة» در اصل به عمل گداختن طلا و نقره در آتش براى خالص شدن خوب از بد گفته مى شود. در اين جا مقصود بيان شدت عذاب كافران است و اين كه آنان چونان طلا و نقره در آتش دوزخ گداخته خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 48 - 3

3 - شكنجه روحى كافران در دوزخ ، علاوه بر شكنجه جسمى آنان

يسحبون . .. ذوقوا مسّ سقر

امر در «ذوقوا» براى تهكم و استهزا است. به استهزا گرفته شدن دوزخيان از سوى مأموران الهى ـ در مقايسه با عذاب جسمى آنان ـ شكنجه روحى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 15 - 3،6،7

3 - آتش دوزخ ، اقامتگاه دائمى كافران و منافقان

مأويكم النار

«مأوى» به معناى مسكن مى باشد. جمله اسميه بيانگر دوام و ثبات است.

6 - آتش دوزخ ، تنها ياور كافران و منافقان

هى موليكم

7 - دوزخ ، جايگاه نهايى كافران و منافقان

فاليوم لايؤخذ منكم فدية و لا من الذين كفروا. .. و بئس المصير

«مصير» (معادل «مرجع») و به جايگاهى گفته مى شود كه حركت به آن جا منتهى مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 19 - 11،12

11 - كافران و تكذيب گران آيات الهى ، اهل دوزخ اند .

و الذين كفروا و كذّبوا بـايـتنا أُولـئك أصحـب الجحيم

12 - دوزخ ، جايگاه ابدى كافران و تكذيب گران بوده و آنان هرگز از آن رهايى نخواهند يافت .

أُولـئك أصحـب الجحيم

«صاحب» (مفرد «أصحاب») به معناى يار و ملازم است. بنابراين «أصحاب الجحيم»; يعنى، كسانى كه با دوزخ يار و ملازم بوده و هرگز از آن جدا نخواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 17 - 1،3

1 - شيطان و پيروان كافر او ، داراى فرجامى همگون و هر دو مخلد در آتش

فكان عـقبتهما أنّهما فى النار خـلدَين فيها

3 - كافران و منافقان همراز ايشان ، داراى فرجامى همگون در آتش دوزخ

فكان عقبتهما أنّهما فى النار خـلدَين فيها

از تشبيه كافران و منافقان به شيطان و پيراون او در آيه قبل، برداشت ياد شده از اين آيه استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 7 - 1،4

1 - اعلام پذيرفته نشدن هيچ عذرى از كافران دوزخى در قيامت

يـأيّها الذين كفروا لاتعتذروا اليوم

4 - دوزخى شدن كافران ، جزاى كردار خود آنان است .

إنّما تجزون ما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 9 - 8،9

8 - دوزخ ، جايگاه و مأواى كافران و منافقان است .

و مأويهم جهنّم

9 - جايگاه و سرنوشت منافقان و كافران ، در قيامت يكسان است .

و مأويهم جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 10 - 10

10 - همسران نوح و لوط ، همانند كافران از دوزخيان اند .

و قيل ادخلا النار مع الدخلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 7 - 1

1 - كافران ، از هنگام افكنده شدنشان در دوزخ ، با ناخوشايندترين صدا ها روبه رو خواهد شد .

إذا أُلقوا فيها سمعوا لها شهيقًا

«شهيق»، به معناى زشت ترين و ناخوشايندترين صداها است(لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 8 - 4

4 - سرزنشِ نگهبانان دوزخ ، شكنجه و عذاب روحى براى كافران دوزخى است .

سألهم خزنتها ألم يأتكم نذير

سرزنش نگهبانان دوزخ از كسانى كه خود در آتش دوزخ مى سوزند و شكنجه مى شوند، مى تواند شكنجه ديگرى براى آنان از جهت روحى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 9 - 1،4،6

1 - اعتراف كافران در دوزخ ، به آمدن پيامبران انذار كننده براى آنان

ألم يأتكم نذير . قالوا بلى قد جاءنا نذير

4 - اعتراف كافران در دوزخ ، به تكذيب عمدى و آگاهانه خويش ، نسبت به پيامبران و اديان الهى

قالوا بلى قد جاءنا نذير فكذّبنا و قلنا ما نزّل اللّه من شىء

6 - پيامبران ، متهم به گمراهى شديد از سوى كافران محكوم به دوزخ

إن أنتم إلاّ فى ضلـل كبير

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه جمله «إن أنتم. ..» دنباله اعتراف هاى كافران باشد. گفتنى است كه صفت «كبير» (براى «ضلال») اشاره به شدّت و نهايت گمراهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 10 - 2

2 - گوش دل نسپردن به سخنان پيامبران و تعقّل نكردن درباره آنها ، عامل دوزخى شدن كافران

و قالوا لو كنّا نسمع أو نعقل ما كنّا فى أصحـب السعير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 11 - 1

1 - اعتراف كافران در دوزخ به گناه و تقصير خويش درباره دين

فاعترفوا بذنبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 15 - 1

1 - ظالمان و منحرفان از حق ، هيزم جهنم اند .

و أمّا القـسطون فكانوا لجهنّم حطبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 43 - 4

4 - « عن عقيل الخُزاعىّ ، أنّ أميرالمؤمنين ( ع ) . . . يقول : تعاهَدوا الصّلاةَ و حافظوا عليها و استكثروا منها و تقرَّبوا بها فإنّها كانت على المؤمنين كتاباً موقوتاً و قد علم ذلك الكفّارُ حين سُئِلوا ما سلككم فى سقر ؟ قالوا : لم نك من المصلّين ;

از عقيل خزاعى روايت شده كه اميرالمؤمنين(ع) فرمود: . ..مواظب نماز باشيد و بر آن محافظت نماييد و انجام آن را افزون كنيد و با نماز به [خدا] تقرّب جوييد. چون نماز، وظيفه ثابت و معينى براى مؤمنان است; اين را كافران نيز مى دانند; آن زمان كه از آنان سؤال شود: «چه چيز شما را به دوزخ وارد ساخت»؟ گويند: ما از نمازگزاران نبوديم...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 4 - 4

4 - كافران ، از هر گونه راحتى و آسايش در دوزخ محروم اند .

إنّا أعتدنا للكـفرين سلـسلاَْ و أغلـلاً و سعيرًا

از كيفيت عذاب شدن كافران ناسپاس (غل و زنجير شدن آنان در دوزخ)، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 4 - 5

5 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « فالسابقات سبقاً » يعنى أرواح المؤمنين تسبق أرواحهم إلى الجنّة . . . و أرواح الكافرين إلى النار ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «فالسابقات سبقاً» روايت شده است، مراد ارواح مؤمنان است كه به سوى بهشت [بر يكديگر ]سبقت مى گيرند. .. و [نيز ]ارواح كافران كه به سوى آتش [سبقت مى گيرند]».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 22 - 5

5 - نامه عمل كافر ، از پشت سر به او داده شده و آتش دوزخ فرجام او خواهد بود .

و أمّا من أوتى كتـبه وراء ظهره . .. و يصلى سعيرًا ... بل الذين كفروا

ارتباط مجموع آيات سوره با يكديگر، اقتضا مى كند كه دو دسته آخر سوره (الذين كفروا) و (الذين آمنوا)، همان دو دسته قبل باشند كه با عنوان «من اُوتى كتابه بيمينه» و «من اُوتى كتابه وراء ظهره» از آنان ياد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 6 - 1،6

1 - كافران به اسلام ـ چه اهل كتاب باشند و چه مشرك ـ به آتش جهنم ، گرفتار خواهند شد .

إنّ الذين كفروا من أهل الكتـب و المشركين فى نار جهنّم

6 - عذاب جهنم براى كافران ، جاودانه و پايان ناپذير است .

فى نار جهنّم خـلدين فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 116 - 10

10 ـ كافران ، مُلازمان آتش دوزخ و جاودان در آن

انّ الّذين كفروا . .. و اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون

1323- كافران در حضور محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 16 - 1،2،4

1- حضور برخى از كافران ، در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى استماع وحى و سخنان آن حضرت

و منهم من يستمع إليك

ضمير «منهم» به كافران بازمى گردد كه در آيات پيشين نامشان به ميان آمده است (والذين كفروا يتمتّعون).

2- فراهم بودن زمينه هاى حضور آزادانه كافران در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى استماع وحى

و منهم من يستمع إليك حتّى إذا خرجوا من عندك

4- حضور كافران ، در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، حضورى صورى با اهدافى توطئه آميز *

و منهم من يستمع . .. قالوا للذين أوتوا العلم ماذا قال ءانفًا

خداوند در اين آيه، حالت پرسشگرى كافران (ماذا قال آنفاً) را مورد سرزنش و توبيخ قرار داده است. اين توبيخ، از آن جهت بوده است كه در پرسش آنان، نوعى توطئه و سعى در سست كردن ايمان ديگران، نهفته بود.

1324- كافران در حكومت اسلامى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 9 - 4

4 - همانندى منافقان با كافران ، از نظر چگونگى برخورد حكومت اسلامى و جامعه ايمانى با آنان

جـهد الكفّار و المنـفقين و اغلظ عليهم

1325- كافران در دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 39 - 4

4- كافران ، در دنيا هرگز به سختى و شدت آتش دوزخ و به بى ياورى خود در قيامت پى نخواهند برد .

لو يعلم الذين كفروا حين لايكفّون عن وجوههم النار . .. و لا هم ينصرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «حين» مفعولٌ به براى «يعلم» باشد. در اين صورت پيام آيه چنين مى شود: كاش آنان كه كافر شدند، مى دانستند ـ و نمى دانند ـ زمانى را كه نمى توانند آتش را از چهره ها و... باز بدارند.

1326- كافران در ظلمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 122 - 4،11

4 ـ كافران گمراهگر، در چنان ظلماتى اسيرند كه اميدى به رهايى آنان نيست.

كمن مثله فى الظلمت ليس بخارج منها

11 ـ كافران، از آن رو كه در ظلمت و گمراهى هستند، كردار زشت خويش را زيبا مى پندارند.

كمن مثله فى الظلمت . .. كذلك زين للكفرين

1327- كافران در عالم برزخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 55 - 2

2 - ادعاى كافران در مورد زمان كوتاهى زمان توقف شان در برزخ ، ادعايى نادرست است .

و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة كذلك كانوا يؤفكون

«كذلك» اشاره به خلافِ واقع گويى كافران درباره مدت حضورشان در عالَم برزخ دارد. لازم به ذكر است كه پاسخ صاحبان علم و ايمان به كافران، درباره مدت حضور آنان در برزخ، قرينه صحت برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 56 - 1

1 - برخورداران از علم و ايمان ، در قيامت ، در مقابل اِعلام نظر كافران درباره درنگ كوتاه مدت شان در برزخ ، اظهار مى دارند كه درنگ شان ، از روز مرگ تا برپايى قيامت بوده است .

و يوم تقوم الساعة . .. ما لبثوا غير ساعة ... و قال الذين أوتوا العلم ... لقد لبث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 52 - 3

3 - وضعيت كافران در قيامت ، آن چنان وخيم و تأسف بار خواهد بود كه عالم قبر و برزخ را براى خود استراحت گاه خواهند دانست .

قالوا يـويلنا من بعثنا من مرقدنا

«مرقد» اسم مكان از «رقاد» (خواب) به معناى خواب گاه است. تعبير كافران از قبرها به خوابگاه، مى تواند به اين جهت باشد كه آنان، وضعيت خود را در قيامت آن چنان سخت مى بينند كه عالم برزخ و قبر را در مقايسه با آن، خوابگاه و محل استراحت خويش مى خوانند.

1328- كافران در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 165 - 2

2 ـ ضربه و مصيبت وارده بر كافران در جنگ بدر ، دو برابر مصيبتى كه بر پيكارگران مؤمن در جنگ احد وارد شد .

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

بسيارى از مفسران گفته اند كه مراد از «اصبتم مثليها» (دو چندان مصيبتى كه ديديد، بر كافران وارد كرديد) مصيبتى است كه مؤمنان در پيكار بدر بر مشركان تحميل كردند. اين برداشت را روايت مذكور در فيش شماره 12 تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 1،6

1 ـ استهزاى كافران حاضر در پيكار بدر از سوى خداوند

إن تستفتحوا فقد جاءكم الفتح و إن تنتهوا فهو خير لكم

جمله «إن تستفتحوا فقد جاءكم الفتح» با توجه به شكست خفتبار مشركان در پيكار بدر، بيانگر نوعى استهزا به مشركان است.

6 ـ كافران شكست خورده در جنگ بدر ، مورد تهديد خداوند به چشيدن دوباره طعم شكست در صورت بازگشت به جنگ

و إن تعودوا نعد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 3،8

3 ـ مسلمانان در جنگ بدر در دامنه پست و كافران در دامنه بلند مستقر شدند .

إذ أنتم بالعدوة الدنيا و هم بالعدوة القصوى

8 ـ انتخاب محل استقرار سپاه كفر و ايمان در آستانه جنگ بدر ، حتى با توافق طرفين ممكن نبود .

و لو تواعدتم لاختلفتم فى الميعد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 44 - 1

1 ـ خداوند به هنگام رويارويى و شروع جنگ بدر ، هر يك از دو سپاه ايمان و كفر را در نظر ديگرى اندك نمايان ساخت .

و إذ يريكموهم إذالتقيتم فى أعينكم قليلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 2،3

2 ـ كفرپيشگان مكه با سرمستى و خودنمايى ، از ديار مكه رهسپار منطقه بدر شدند .

و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم بطرا

3 ـ اطمينان كفار مكه به پيروزى خويش هنگام خروج براى جنگ بدر

و لاتكونوا كالذين خرجوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 49 - 5

5 ـ نيروى نظامى مؤمنان در جنگ بدر ، نيرويى بس ضعيف و ناتوان در مقايسه با جبهه كفر

يقول المنفقون . .. غر هؤلاء دينهم و من يتوكل على اللّه

بيان حمايت خداوند از مؤمنان در كارزار بدر با جمله «و من يتوكل . .. » پس از بيان نظريه منافقان و بيماردلان (ضعف قواى نظامى مسلمانان) انديشه آنان را تأييد مى كند. يعنى اظهار نظر منافقان به حسب ديد ظاهرى صحيح است، ولى آنچه مورد غفلت واقع شده، تأثير بسزاى حمايت الهى از مؤمنان متوكل است. يعنى اگر حمايت الهى نباشد، همان است كه منافقان اظهار مى دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 50 - 7

7 ـ كافران كشته شده در جنگ بدر ، به عذاب سوزان برزخى گرفتار هستند .

و ذوقوا عذاب الحريق

1329- كافران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 48 - 9

9 - در قيامت ، راه نجاتى براى كافران به قرآن وجود نخواهد داشت .

ءامنوا بما أنزلت . .. واتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس

هدف از توصيف قيامت به اينكه: فديه و عوضى گرفته نمى شود و . ..، مأيوس كردن مستحقان عذاب است از اينكه مبادا راه نجاتى براى خود - جز ايمان و ... - توهم كرده و به اعتبار آن دلخوش باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 162 - 9

9 - خداوند در قيامت نظر رحمتى بر كفرپيشگان و كتمان كنندگان حقايق دينى ، نخواهد داشت .

و لاهم ينظرون

در برداشت فوق فعل مجهول «ينظرون» از (نظر) به معناى رؤيت گرفته شده است. بر اين مبنا «ولاهم ينظرون»; يعنى، نظر رحمتى به آنان نخواهد شد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 57 - 3

3 ـ در قيامت ، كافران از اعمال صالح خويش ، بهره اى نمى برند .

و اما الذين امنوا و عملوا الصالحات فيوفيهم اجورهم

چون پاداش الهى مشروط به توأم بودن ايمان و عمل صالح است، بنابراين عمل صالح بدون ايمان، پاداش الهى را در پى نخواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 41 - 4

4 ـ رسوايى و وخامت حال بخيلان ، رياكاران و كافران به خدا و قيامت در صحنه قيامت

الذين يبخلون . .. فكيف اذا جئنا من كل امّة بشهيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 42 - 1،2،3،8،11

1 ـ نيستى و نابودى ، آرزوى كافران و عصيانگران بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قيامت

يومئذ يودّ الذين كفروا و عصوا الرسول لو تسوّى بهم الارض

«لو» در «لو تسوّى» به معناى ليت (اى كاش) است، و جمله «لو تسوّى . .. » كنايه از هيچ و پوچ شدن است.

2 ـ شرمسارى و رسوايى بى اندازه كافران به خدا و منكران معاد در قيامت

ماذا عليهم لو امنوا . .. يومئذ يودّ الذين كفروا ... لو تسوّى بهم الارض

به دليل آيات گذشته، مراد از كفر، كفر به خدا و معاد است.

3 ـ صحنه شهادت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قيامت ، موجب شرم و تأسف بى اندازه كافران

و جئنا بك على هؤلاء شهيداً. يومئذ يودّ الذين كفروا ... لو تسوّى بهم الارض

«يومئذ» متعلق به «شهيداً» است. يعنى آن روز كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر اعمال گواهى دهد.

8 ـ پشيمانى و تأسف شديد كافران در قيامت از كتمان كردن حقايق در دنيا

يومئذ يودّ الذين كفروا و عصوا الرسول . .. و لا يكتمون اللّه حديثاً

بنابر اينكه «لا يكتمون» عطف بر جمله «تسوّى» باشد.

11 ـ شرمسارى و پشيمانى كافران در قيامت ، از كتمان حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و عصوا الرسول . .. و لا يكتمون اللّه حديثاً

مصداق مورد نظر از كتمان حديث در آيه شريفه، به دليل «كفروا و عصوا الرسول»، كتمان حقّانيّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 17

17 ـ كافران ، در قيامت هيچ سلطه و يا حجتى عليه مؤمنان نخواهند داشت .

فاللّه يحكم بينكم يوم القيمة و لن يجعل اللّه للكفرين على المؤمنين سبيلا

برخى از مفسران به قرينه «فاللّه يحكم بينكم يوم القيمة»، معتقدند كه نفى هرگونه سلطه از سوى كافران بر مؤمنان، مربوط به روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 169 - 1

1 ـ خداوند در قيامت كافران ظالم را جز به راه جهنم هدايت نخواهد كرد .

و لاليهديهم طريقاً. الا طريق جهنم

در برداشت فوق ظرف و زمان هدايت در جمله «و لاليهديهم . ..» روز قيامت گرفته شده است ; يعنى خداوند در آن روز كافران را تنها به سوى جهنم رهنمون خواهد ساخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 8

8 ـ كافران با مشاهده مقام و جايگاه مؤمنان در قيامت به آن حسرت مى خورند.

يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 7،8

7 ـ وعده دروغين برخى كفار مبنى بر اصلاح خويش و تكذيب نكردن آيات الهى در صورت بازگشت به دنيا

فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب . .. و إنهم لكذبون

8 ـ كافران تكذيب كننده آيات الهى حتى در صورت بازگشت به دنيا ايمان نمى آورند.

فقالوا يليتنا نرد . .. و لو ردوا لعادوا لما نهوا عنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 30 - 11

11 ـ كافران در قيامت براى اثبات گفته هاى خويش مكرر سوگند مى خورند.

و اللّه ربنا ما كنا مشركين . .. قالوا بلى و ربنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 135 - 4

4 ـ كافران در روز قيامت در خواهند يافت كه فرجام نيك از آن مؤمنان است.

فسوف تعلمون من تكون له عقبة الدار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 1

1 ـ خداوند در روز قيامت كافران را فرمان مى دهد تا در آتش درآيند و به جمع دوزخيان بپيوندند.

قال ادخلوا فى أمم . .. فى النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 4

4 ـ پيروان شرك و كفر، در قيامت، خواهند فهميد كه گناهى كمتر از سرانشان بر دوش ندارند.

فما كان لكم علينا من فضل

چون جمله «فما كان . ..» نتيجه پاسخ خداوند است كه فرمود «لكل ضعف و لكن ...» معلوم مى شود هر دو گروه (سران و پيروان) از آن جمله مى فهمند كه به گناهى همسان گرفتار هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 48 - 1،4

1 ـ احزاب كفرپيشه و مستكبر داراى علامت و نشانهايى مخصوص به خود در قيامت

و نادى اصحب الاعراف رجالا يعرفونهم بسيمهم

4 ـ اصحاب اعراف با به رخ كشيدن بى ثمرى امكانات مادى و قدرت هاى دنيوى كافران ، آنان را ناكام خوانده و شماتت مى كنند .

قالوا ما أغنى عنكم جمعكم و ما كنتم تستكبرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 7

7 ـ خداوند در روز قيامت كافران منكر قيامت را به فراموشى خواهد سپرد و اعتنايى به آنان نخواهد كرد .

فاليوم ننسيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 53 - 11،13

11 ـ كافران به قرآن ، در قيامت ، انديشه ها و باور هاى خودبافته و مخالف تعاليم دين را سرابى بر باد رفته خواهند ديد .

ضل عنهم ما كانوا يفترون

13 ـ كافران در قيامت هيچ اثرى از معبودان دروغين خويش نخواهند يافت .

و ضل عنهم ما كانوا يفترون

با توجه به زمان نزول قرآن كه مخالفان اسلام مشركان و بت پرستان بودند و آنان معبودان دروغين خويش را منشأ اثر در سرنوشت انسانها مى پنداشتند، مى توان گفت از مصاديق مورد نظر براى «ما كانوا يفترون» معبودان ساختگى و دروغين كفرپيشگان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 18 - 7

7ـ مشركان و كافران ، در روز قيامت حاضرند در صورت دارا بودن حتى دو برابر ثروت زمين ، آن را براى رهيدن از عذاب فديه دهند .

والذين لم يستجيبوا له لو أن لهم ما فى الأرض جميعًا و مثله معه لافتدوا به

«إفتداء» (مصدر افتدوا) به معناى بخشيدن چيزى است براى رها شدن و خلاصى يافتن از اسارت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 2

2- همه كافران به صورت دسته جمعى در پيشگاه خداوند حضور خواهند يافت .

و برزوا لله جميعًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه مرجع ضمير «برزوا» كافرانى باشد كه در آيات قبل از آنان بحث شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 17

17- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « ليحملوا اوزارهم كاملة يوم القيامة » يعنى ليستكملوا الكفر يوم القيامة « و من اوزار الذين يضلّونهم بغير علم » يعنى كفر الذين يتولّونهم ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه در باره قول خدا «ليحملوا أوزارهم كاملة يوم القيامة» فرمود: مقصود اين است كه كفر خود را در قيامت كامل كنند و درباره «و من اوزار الذين يضلّونهم بغير علم» فرمود: مقصود اين است كه كفر پيروان خويش را [بر دوش بگيرند]. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 27 - 10

10- برخورداران از علم در روز قيامت ، ذلت كافران را در آن روز ، به آنان اعلام خواهند نمود .

قال الذين أُوتوا العلم إن الخزى اليوم و السوء على الكـفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 19

19- كافران در قيامت ، در دفاع از خود به دروغ گويى خواهند پرداخت .

ما كنّا نعمل من سوء بلى إن الله عليم بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 84 - 12

12- كافران در روز قيامت ، هيچ راهى براى جلب رضايت خداوند نمى يابند .

ثمّ لايؤذن للذين كفروا و لا هم يستعتبون

«إستيعاب» (مصدر يستعتبون) به معناى درخواست از بدى كننده براى بازگشت از بدكارى و جلب رضايت كسى كه به او بدى شده است، مى باشد. بنابراين معناى جمله «و لا هم يستعتبون» چنين خواهد بود: از آنان نخواهند كه عذرخواهى كنند و يا كارى كنند كه خدا از ايشان راضى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 87 - 9

9- آخرت ، زمان بازگردانده شدن ستم گران و كافران و افراد ناصالح به پيش گاه خداوند و حساب رسى كردار آنها است .

ثمّ يردّ إلى ربّه فيعذّبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 100 - 1،2

1- خداوند ، جهنم را در صحنه قيامت بر كافران عرضه خواهد كرد .

و عرضنا جهنّم يومئذ للكـفرين عرضًا

2- عرضه جهنم بر كافران در قيامت ، براى آنان صحنه اى دشوار و دهشت زا است .

و عرضنا جهنّم يومئذ للكـفرين عرضًا

«عرضاً» علاوه بر تأكيد سخن ـ به دليل نكره بودن ـ بر عظمت كار نيز دلالت دارد و عظمت عرضه جهنم، به هول انگيز بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 105 - 9

9- كافران ، به رغم كار و تلاش در دنيا ، در روز قيامت و ملاقات پروردگار ، تهيدست و بى توشه اند .

الذين كفروا . .. فحبطت أعمـلهم فلانقيم لهم يوم القيـمة وزنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 38 - 1

1- كافران در قيامت و به هنگام حضور در پيشگاه خداوند ، شنوايى و بينايى اعجاب برانگيزى برخوردار خواهند بود .

أسمع بهم و أبصر يوم يأتوننا

«أسمع بهم» و «أبصر» صيغه هاى تعجب هستند، يعنى چقدر شنوا و بينا هستند!؟.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 39 - 1

1- كافران ، در روز رستاخيز در احاطه آتشى فراگير بوده و از دفع آن از چهره و قفاى خود ناتوان خواهند بود .

لو يعلم الذين كفروا حين لايكفّون عن وجوههم النار و لا عن ظهورهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 40 - 1

1- كافران ، در روز رستاخيز به طور ناگهانى با آتش فراگير روبه رو خواهند شد .

لايكفّون عن وجوههم النار . .. بل تأتيهم بغتة

«بغت» به معناى امر ناگهانى و به دور از محاسبه و پيش بينى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 97 - 4،6،8،11

4- خيرگى و بهت زدگى كافران هنگام برپايى قيامت

و اقترب الوعد الحقّ فإذا هى شـخصة أبصـر الذين كفروا

«شخوص» به معناى دوختن چشم به يك شىء، بدون تحرك است غالباً چنين حالتى براى افراد مبهوت پيش مى آيد.

6- قيامت ، حادثه اى وحشت زا و دهشت آفرين براى كافران

و اقترب الوعد الحقّ فإذا هى شـخصة أبصـر الذين كفروا

خيره شدن ديدگان كافران و بهت زدگى آنان، ناشى از حوادث هولناك و دهشت آفرين قيامت است.

8- اظهار حسرت كافران در قيامت ، به خاطر غفلت عميق و پيوسته خويش از روز قيامت

يـويلنا قد كنّا فى غفلة من هـذا

برداشت ياد شده از آمدن «فى» ـ كه براى ظرفيت است ـ استفاده مى شود. بدين صورت كه غفلت، ظرف و انسانِ غافل، مظروف قرار گرفته است و اين حكايت از غوطهور شدن و فرورفتن در عمق غفلت دارد.

11- اعتراف كافران در قيامت ، به ظلم و ستم پيشگى خويش در دنيا

بل كنّا ظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 11،12

11 - كافران ، در روز رستاخيز به جاى نيل به ثمره اعمال نيك خويش ، با خدا و كيفر او مواجه خواهند شد .

و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة . .. حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا و وجد اللّه ع

12 - كافران ، به هنگام اطلاع از پوچى اعمالشان در قيامت ، به حقانيت خداوند پى خواهند برد .

و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 26 - 5

5 ـ قيامت ، روزى سخت و ناگوار بر كافران

و كان يومًا على الكـفرين عسيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 13 - 1،7،8

1 - كافرانى كه در اغواى مسلمانان فعال بودند ، علاوه بر گناه خود ، گناهان فريب خوردگان شان را نيز در قيامت ، بر دوش خواهند كشيد .

و قال الذين كفروا . .. اتّبعوا سبيلنا ... و ليحملنّ أثقالهم و أثقالاً مع أثقالهم

7 - بازخواست كافران ، در قيامت ، به خاطر تلاش همواره آنان در افترا زدن است .

و ليسئلنّ يوم القيـمة عمّا كانوا يفترون

8 - بازخواست كافران ، در قيامت ، بازخواستى ناخواسته و همراه با بى اعتنايى است .

و ليسئلنّ يوم القيـمة عمّا كانوا يفترون

مجهول آورده شدن فعل «يُسئلنّ» ـ كه ضمير نايب فاعلى آن، به «كافران» باز مى گردد ـ حكايت از حقيقت ياد شده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 14 - 3

3 - صفوف مؤمنان ، در روز قيامت ، از صف كافران جدا مى شود .

و يوم تقوم الساعة يومئذ يتفرّقون

در صورتى كه مرجع ضمير «يتفرّقون» واژه «الخلق» ـ در آيه يازده ـ باشد و به قرينه دو آيه بعد ـ كه درباره وضعيت مؤمنان و كافران است ـ نكته ياد شده قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 43 - 12

12 - روز قيامت ، روز تفكيك شدن كامل انسان هاى مؤمن از انسان هاى كافر است .

يومئذ يصّدّعون

احتمال دارد مراد از تفكيك شدن و جدايى در روز قيامت، تفكيك صفوف اهل بهشت از صفوف كسانى كه اهل جهنم اند باشد. آيه بعد، مؤيد اين برداشت است

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 44 - 2،8

2 - پيامد هاى ناگوار كفر كافران ، در قيامت تنها ، متوجّه خود آنان است .

يومئذ يصّدّعون . من كفر فعليه كفره

8 - در قيامت ، صفوف كافران و مؤمنان ، از هم جدا مى شود .

يومئذ يصّدّعون . من كفر فعليه كفره و من عمل صـلحًا ... يمهدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 55 - 5،8،11

5 - كافران ، زنده شدن خود را در قيامت ، معلول فاصله زياد نداشتن مرگ شان تاروز قيامت مى دانند . *

و يوم . .. يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة

احتمال دارد قسم خوردن كافران بر طولانى نبودن حضورشان در برزخ و نيز جواب صاحبان علم و ايمان به آنان، براى طولانى بودن آن مدت، به خاطر ذكر اين نكته باشد كه كافران، با چنين ادعايى، در پى اثبات اين امر باشند كه بدن شان، هنوز آمادگى حيات داشته است.

8 - كافران ، در قيامت بهانه مى آورند كه در دنيا ، فرصت لازم را براى ايمان آوردن نداشته اند . *

و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه مكانى كه كافران مجرم، از آن سخن مى گويند، دنيا باشد و مرادشان از بيان چنين نكته اى، با ذكر قسم، به قرينه آيه پنجاه و هفت «فيومئذ لاينفع الذين ظلموا معذرتهم» عذرخواهى و يا بهانه تراشى باشد.

11 - كافران ، در قيامت ، دروغ پردازى مى كنند .

و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا . .. كذلك كانوا يؤفكون

از جمله معناهاى «إفك»، انصراف از راستى در گفتار به دروغ گويى است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 56 - 1،9

1 - برخورداران از علم و ايمان ، در قيامت ، در مقابل اِعلام نظر كافران درباره درنگ كوتاه مدت شان در برزخ ، اظهار مى دارند كه درنگ شان ، از روز مرگ تا برپايى قيامت بوده است .

و يوم تقوم الساعة . .. ما لبثوا غير ساعة ... و قال الذين أوتوا العلم ... لقد لبث

9 - كافران ، در قيامت ، از سوى مؤمنان عالِم ، سرزنش مى شوند .

و قال الذين أوتوا العلم . .. فهـذا يوم البعث

«فاء» در «فهـذا» فصيحه است و دلالت بر جمله اى مقدر مى كند كه مى تواند چنين باشد: «اگر شما، منكر قيامت بوديد، اين هم قيامت!». «هـذا» در اين بيان ـ طبق گفته مفسران ـ براى توبيخ و سرزنش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 23 - 12،13

12 - مجازات كافران و بدكاران در قيامت ، همراه با آگاه شدن از جرم شان است .

إلينا مرجعهم فننبّئهم بما عملوا

13 - كافران ، از تمامى اَعمال دنيوى خويش ، در قيامت ، از سوى خداوند آگاه مى شوند .

إلينا مرجعهم فننبّئهم بما عملوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 24 - 7

7 - كافران در قيامت ، وادار مى شوند كه در عذابى سخت ، وارد شوند .

نمتّعهم قليلاً ثمّ نضطرّهم إلى عذاب غليظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 29 - 3،7

3 - ايمان كافران ، در قيامت ، ايمانى بى حاصل و غير سودمند به حال آنان است .

يوم الفتح لاينفع الذين كفروا إيمـنهم

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه مراد از «يوم الفتح» روز قيامت است.

7 - كافران در قيامت ، براى انجام دادن هيچ كارى ، فرصت نخواهند داشت .

يوم الفتح . .. و لا هم ينظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 66 - 1،2

1 - در روز بى يار و ياورى كافران ، صورت هاى آنان ، در آتش از اين رو به آن رو ، چرخانده مى شود ، تا خوب بسوزد .

لايجدون وليًّا . .. يوم تقلّب وجوههم فى النار

بنابراين كه «يوم» ظرف براى «لايجدون»باشد، نكته ياد شده به دست مى آيد.

2 - در روز قيامت ، صورت هاى كافران ، در آتش ، بر اثر شدت حرارت ، منقلب شده ، به رنگ هاى گوناگون در مى آيد .

يوم تقلّب وجوههم

احتمال دارد كه «تقلّب» به معناى «از اين رو به آن رو شدن» باشد و احتمال دارد كه به معناى « تحوّل و تغيير حالت كيفى» باشد كه گاهى سياه و گاهى زرد و . .. مى شود. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 67 - 6

6 - كافران ، با مشاهده عذاب الهى ، در قيامت ، به درگاه خداوند ، اظهار تضرّع مى كنند .

و قالوا ربّنا

اقرار به ربوبيت خداوند با واژه «ربّنا» براى اظهار تضرّع است. لازم به ذكر است كه اين گفته، به قرينه ماضى آورده شدن «قالوا» در كنار «يقولون» احتمال دارد مربوط به زمانى باشد كه كافران، هنوز وارد آتش نشده اند و تنها، آن را مشاهده مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 68 - 2،3

2 - كافرانِ پيرو در قيامت ، به ربوبيت خداوند اعتراف مى كنند .

و قالوا . .. ربّنا

3 - كافران در قيامت ، در مى يابند كه منشأ عذاب ، خداوند است .

ربّنا ءاتهم ضعفين من العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 13

13 - كافران به قرآن ، در قيامت مورد مؤاخذه قرار خواهند گرفت .

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهـذا القرءان . .. و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 33 - 17

17 - اظهار پشيمانى مستكبران و مستضعفان كافر در قيامت ، با مشاهده عذاب

و أسرّوا الندامة لمّا رأوا العذاب

«أسرّ» از لغت هايى است كه معناى متضاد دارد (مفردات راغب) و به معناى آشكار كردن و پنهان كردن است كه آنان پشيمانى خود را اظهار خواهند كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 52 - 2،3،4

2 - وضعيت كافران در روز رستاخيز ، بسيار تأسف بار و حسرت آور خواهد بود .

قالوا يـويلنا

3 - وضعيت كافران در قيامت ، آن چنان وخيم و تأسف بار خواهد بود كه عالم قبر و برزخ را براى خود استراحت گاه خواهند دانست .

قالوا يـويلنا من بعثنا من مرقدنا

«مرقد» اسم مكان از «رقاد» (خواب) به معناى خواب گاه است. تعبير كافران از قبرها به خوابگاه، مى تواند به اين جهت باشد كه آنان، وضعيت خود را در قيامت آن چنان سخت مى بينند كه عالم برزخ و قبر را در مقايسه با آن، خوابگاه و محل استراحت خويش مى خوانند.

4 - كافران در قيامت ، از زنده شدن و بيرون آمدن شان از قبر ها ، بسيار شگفت زده خواهند شد .

قالوا يـويلنا من بعثنا من مرقدنا

برداشت ياد شده از آن جا است كه استفهام (من) در آيه شريفه، براى تعجب استعمال شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 63 - 1

1 - جهنم ، در روز رستاخيز از نزديك به كافران و مجرمان نشان داده خواهد شد .

هـذه جهنّم الّتى كنتم توعدون

«هـذه» ـ كه به شىء نزديك اشاره دارد ـ مى رساند كه جهنم در نزديكى كافران و مجرمان قرار داشته و به آنان نشان داده خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 65 - 1،2

1 - در قيامت بر دهان كافران مهر زده شده و آنان از هرگونه سخن گفتن ناتوان خواهند شد .

اليوم نختم على أفوههم

مقصود از مهر خوردن دهان كافران، ناتوان شدن آنان از هر گونه سخن گفتن است.

2 - كافران در قيامت ، از هرگونه دفاع از خود در برابر محكوميتشان به دوزخ ، ناتوان خواهند بود .

هـذه جهنّم الّتى كنتم توعدون . .. اليوم نختم على أفوههم

مهر خوردن دهان كافران، به قرينه آيه قبل ـ كه سخن از محكوميت آنان به دوزخى شدن بود ـ مى تواند كنايه از ناتوانى آنان در دفاع از خود، در برابر دوزخى شدن خويش باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 27 - 10

10 - كافران ، در ناگوارترين وضعيت و محكوم به آتش دوزخ در روز رستاخيز

فويل للذين كفروا من النار

كلمه «ويل» دلالت بر شدت بدى احوال مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 15 - 3

3 - مشركان و كافران در عرصه قيامت ، سرمايه عمر خود را تباه شده مى بينند و خويش را از حمايت خانواده شان ، محروم مى يابند .

قل إنّ الخـسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيـمة

مقصود از «أنفس» سرمايه هاى عمر و مراد از «أهل» خانواده مى باشد. بر اين اساس خسارت نفس، به معناى تباه ساختن و بهره كافى نگرفتن از سرمايه عمر است. خسارت اهل نيز به معناى از كف دادن حمايت خانواده و بهره نجستن از آنان مى باشد. گفتنى است برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مخاطبان آيه شريفه كافران و مشركان هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 57 - 1،3

1 - ظهور ارزش تقوا و نقش هدايت الهى ( قرآن ) ، هنگام عذاب و در قيامت براى كافران و گنه كاران

أو تقول لو أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين

3 - غبطه و حسرت كافران و گنه كاران ، به حال تقواپيشگان در قيامت

أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 5،6

5 - ظهور ارزش احسان ، براى كافران و گنه كاران در قيامت

لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين

6 - غبطه و حسرت كافران و گنه كاران به حال محسنان در قيامت

لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 71 - 3،19

3 - وجود فاصله ميان موقف كافران ، در محشر و دوزخ

و سيق الذين كفروا إلى جهنّم زمرًا

«سوق» (مصدر «سيق») به معناى راندن و تحريك كردن به رفتن است. آمدن اين واژه با حرف «إلى»، نشانگر وجود مسيرى براى سوق دادن و راندن دوزخيان به سوى مقصدى است.

19 - عذاب شدن كافران در قيامت ، امرى قطعى و سنت تغييرناپذير الهى است .

و لـكن حقّت كلمة العذاب على الكـفرين

«حَقَّ» به معناى «ثَبَتَ» و «وَجَبَ» (ثابت و واجب شد) است و «كلمة» در آيه شريفه به معناى وعده و يا فرمان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 6 - 1

1 - عذاب شدن كافران در قيامت ، امرى قطعى و سنت تغييرناپذير الهى

و كذلك حقّت كلمت ربّك على الذين كفروا

«حق»; يعنى، «ثَبَتَ» و «وَجَبَ» (ثابت و واجب شد) است. و مراد از كلمه در «كلمة ربّك» وعده فرمان عذاب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 52 - 3

3 - عذرخواهى كافران و مشركان ستيزه جو در قيامت ، پذيرفته نشده و سودى به حال آنان نخواهد داشت .

يوم لاينفع الظـلمين معذرتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 71 - 1،2،3

1 - كافران حق ستيز و ستيزه جو ، در روز قيامت غل به گردن خواهند داشت .

الذين يجـدلون . .. إذ الأغلـل فى أعنـقهم

2 - كافران حق ستيز و ستيزه جو در قيامت ، با زنجير بر روى زمين كشان كشان برده مى شوند .

و السلـسل يسحبون

«سلسلة» (مفرد «سلاسل») به معناى حلقه اى منظم از نظر طول است; يعنى، زنجير. «سحب» (مصدر «يسحبون») به معناى كشاندن چيزى بر سطح زمين است.

3 - كافران حق ستيز و ستيزه جو ، هنگام گرفتار شدن به عذاب الهى ، به عمق بطلان راه خود و پيامد رفتارشان آگاه خواهند شد .

فسوف يعلمون . إذ الأغلـل فى أعنـقهم و السلـسل يسحبون

برداشت ياد شده، از آن جا است كه ظرف «إذ الأغلال . ..» متعلق به «يعلمون» مى باشد. «يسحبون» نيز حال از ضمير «هم» در «فى أعناقهم» است; يعنى، به زودى مى دانند آن گاه كه غل در گردن هايشان باشد و با زنجير كشان كشان برده مى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 72 - 1

1 - كافران حق ستيز و ستيزه جو ، در قيامت به آب داغ و پر حرارت افكنده خواهند شد .

يسحبون . فى الحميم

يكى از معانى «حميم»، آب داغ و پر حرارت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 29 - 2

2 - كشف و ظهور ربوبيت بى همتاى الهى در قيامت ، براى كافران

و قال الذين كفروا ربّنا

از اقرار كافران به ربوبيت الهى (ربّنا)، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 16

16 - آگاهى قطعى كافران به وسيله خداوند ، از مجموعه عملكرد ناشايست خويش در قيامت

فلننبّئنّ الذين كفروا بما عملوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 4

4 - امكانات مادى كافران مستكبر ، فاقد كمترين كارايى و گره گشايى براى ايشان در روز جزا

و لايغنى عنهم ما كسبوا شيـًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 33 - 1،2

1 - آشكار گشتن زشتى هاى اعمال كافران ، براى آنان در قيامت

و بدا لهم سيّئات ما عملوا

2 - تجسّم اعمال زشت كافران ، براى آنان در قيامت

و بدا لهم سيّئات ما عملوا

اضافه «سيّئات» به «ما عملوا» ممكن است اضافه بيانيه باشد. در آن صورت مى توان گفت: آشكار گشتن اعمال به معناى تجسّم آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 34 - 2،3،6

2 - كافران ، محروم از كمترين لطف و عنايت خداوند در قيامت

و قيل اليوم ننسيكم

3 - محروميت كافران در قيامت از لطف و توجه حق ، نتيجه بى توجهى آنان به معاد است .

و قيل اليوم ننسيكم كما نسيتم لقاء يومكم هـذا

برداشت بالا، بر اين مبنا است كه «كما» در «كما نسيتم» براى تعليل باشد.

6 - آتش ، تنها پناهگاه و گريزگاه كافران در قيامت

و مأويكم النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 34 - 2،3،8

2- روز قيامت ، روز عرضه شدن كافران بر آتش دوزخ

و يوم يعرض الذين كفروا على النار

3- آتش جهنم ، مهياى پذيرش كافران در رستاخيز *

و يوم يعرض الذين كفروا على النار

از واژه «يعرض»، نوعى تقاضا و آمادگى، از طرف مقابل استفاده مى شود.

8- كافران ، چشنده عذاب الهى در قيامت ، پس از اقرارشان به مجرميت خويش

أليس هـذا بالحقّ قالوا بلى و ربّنا قال فذوقوا العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 13

13- مجال زندگى دنيا و عالم برزخ ، درنگى كوتاه در نظر كافران حضور يافته در صحنه قيامت

كأنّهم يوم يرون ما يوعدون لم يلبثوا إلاّ ساعة من نهار

با توجه به اين كه آنچه كافران در قيامت پشت سر خود مى بينند زندگى دنيا و عالم برزخ است; «لم يلبثوا» مى تواند ناظر به هر دو باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 1 - 5

5ـ اعمال به ظاهر نيك كافران دين ستيز ، محكوم به پوچى و بطلان در آخرت *

الذين كفروا و صدّوا عن سبيل اللّه أضلّ أعمـلهم

«أضلّ» ممكن است مربوط به جهان آخرت باشد و مراد از «أعمالهم»، كردار به ظاهر نيك كافران در حيات دنيا باشد كه در آخرت حبط خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 20 - 4

4ـ قيامت ، روز تحقّق هشدار ها و انذار هاى الهى براى كافران و حق ستيزان

و نفخ فى الصور ذلك يوم الوعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 23 - 5

5ـ شيطان مسلّط بر فرد كافر ، همراه با او تا لحظه حضور در دادگاه قيامت *

و قال قرينه هـذا ما لدىّ عتيد

برداشت بالا بنابر اين نكته است كه مراد از «قرين» در اين آيه «شيطان» باشد كه بر منكران معاد تسلّط دارد و آنان را ـ آن گونه كه مى خواهد ـ منحرف ساخته و تا دادگاه قيامت وى را همراهى مى كند و در آن جا به مخاصمه با او برمى خيزد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 27 - 6

6ـ تلاش كافران در قيامت ، براى افكندن جرم خود برعهده ديگران ( شيطان )

قال قرينه ربّنا ما أطغيته

از اين كه قرين مشركان و كافران (شيطان) در مقام نفى مسؤوليت از خويش بر آمده، استفاده مى شود كه قبلاً اين اتّهام، از سوى مشركان بر وى وارد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 13 - 1

1 - قيامت ، روز گداخته شدن كافران در آتش دوزخ

يوم هم على النار يفتنون

«فتنة» در اصل به عمل گداختن طلا و نقره در آتش براى خالص شدن خوب از بد گفته مى شود. در اين جا مقصود بيان

شدت عذاب كافران است و اين كه آنان چونان طلا و نقره در آتش دوزخ گداخته خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 46 - 4

4 - نبودن كمترين ياور و شفيع ، براى كافران در قيامت

و لا هم ينصرون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه «يوم لايغنى. ..» نظر به قيامت داشته باشد. در اين صورت تعبير «و لا هم ينصرون» حكايت از نفى شفيع مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 6 - 4

4 - قيامت ، روز فراخوانى كافران هواپرست به فرجامى بس ناخوشايند براى ايشان

يوم يدع الداع إلى شىء نكر

«نكر» به امر سخت ناخوشايند و مشقت بار گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 7 - 1

1 - آثار ذلت و نگرانى ، نمايان در چشم كافران ، به هنگام خروج از قبر ها در رستاخيز

خشّعًا أبصـرهم يخرجون من الأجداث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 8 - 3

3 - قيامت ، روزى دشوار براى كافران

يقول الكـفرون هـذا يوم عسر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 46 - 3

3 - قيامت ، قرارگاه اصلى براى مؤاخذه و مجازات كافران

سيهزم الجمع . .. و الساعة أدهى و أمرّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 3 - 2

2 - كافران و مستكبران ، مردمى زبون و دون پايه و مؤمنان و مستضعفان انسان هايى شريف و صاحب منزلت در روز رستاخيز

إذا وقعت الواقعة . .. خافضة رافعة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 6 - 5

5 - خداوند ، در روز قيامت تمامى اعمال كافران را به آنان خبر خواهد داد .

فينبّئهم بما عملوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 9 - 5

5 - قيامت ، روز ظهور و بروز غبن و خسارت كافران

ذلك يوم التغابن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 7 - 3

3 - توبه كافران در قيامت پذيرفته نمى شود .

لاتعتذروا اليوم

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه اعتذار كافران، در حقيقت براى اظهار پشيمانى و توبه است كه پذيرفتنى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 27 - 2،3

2 - ناراحتى و اضطراب شديد كافران و منكران معاد ، در لحظه ديدن عذاب قيامت

فلمّا رأوه زلفة سيئت وجوه الذين كفروا

زشت و كريه شدن كافران، به هنگام مشاهده قيامت، بيانگر ناراحتى و اضطراب شديد آنان در آن هنگام است.

3 - سرزنش شدن كافران و منكران معاد ، به هنگام برپايى قيامت

و قيل هـذا الذى كنتم به تدّعون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه عبارت «و قيل هـذا الذى. ..» به انگيزه توبيخ به كافران گفته شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 42 - 3

3 - كافران و مشركان در عرصه قيامت به سجده فرا خوانده مى شوند ; ولى آنان از اين كار ناتوان اند .

و يدعون إلى السجود فلايستطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 43 - 1،2

1 - ظهور و بروز ذلّت و ترس ، در ديدگان كافران و مشركان در عرصه قيامت

خـشعة أبصـرهم

2 - ذلّت و خوارى ، تمامى وجود كافران و مشركان را در قيامت فرا مى گيرد .

ترهقهم ذلّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 25 - 2،4،5

2 - نامه اعمال كافران دوزخى در قيامت ، به دست چپ آنان داده مى شود .

و أمّا من أُوتى كتـبه بشماله

از اوصاف ياد شده براى اين گروه در آيات بعدى، استفاده مى شود كه آنان كافران دوزخى و از همان گروهى اند كه در آيه 41 سوره «واقعه» از آنان به «أصحاب الشمال» ياد شده است.

4 - كافران دوزخى ، از عرضه شدن نامه اعمالشان اظهار ناخورسندى مى كنند .

فيقول يـليتنى لم أُوت كتـبيه

5 - ناراحتى و اندوه شديد كافران دوزخى ، از نامه اعمال و كارنامه خويش در عرصه قيامت

فيقول يـليتنى لم أُوت كتـبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 26 - 1،2،3

1 - كافران دوزخى ، از آگاه شدنشان نسبت به حساب و محتواى پرونده اعمال خود اظهار ناخرسندى مى كنند .

فيقول يـليتنى . .. و لم أدر ما حسابيه

2 - كافران دوزخى ، پس از دريافت نامه اعمال خود ، از محتوا و حكم نهايى آن درباره خويش آگاه خواهند شد .

و لم أدر ما حسابيه

3 - حساب و نتيجه اعمال كافران دوزخى ، در نامه اعمالشان درج شده و روشن است .

و لم أدر ما حسابيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 27 - 1،2

1 - كافران دوزخى در قيامت ، از زنده شدن مجدد خود به شدت ناخرسند بوده و آرزوى مرگ مى كنند .

يـليتها كانت القاضية

مرجع ضمير «ياليتها» امرى مقدر است كه از سياق آيه شريفه به دست مى آيد(مانند «الموتة»). «قاضية» نيز به معناى «قاطعة» است. بر اين اساس معنا و پيام آيه چنين مى شود: اى كاش مرگ نخستين پايان بخش حياتم مى بود و ديگر بار زنده نمى شدم!

2 - كافران دوزخى در قيامت ، داراى وضعيت و شرايطى بسيار سخت و غير قابل تحمّل

يـليتها كانت القاضية

تقاضاى مرگ ابدى از سوى كسانى كه در دنيا به شدت از آن گريزان بودند، حكايت از اين حقيقت دارد كه وضعيت و شرايط قيامت، آن قدر بر كافران دوزخى سخت و غير قابل تحمل خواهد بود كه مرگ ابدى را بر آن ترجيح مى دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 28 - 4

4 - تأسف و حسرت شديد كافران دوزخى ، از بهره مناسب نبردن از اموال و ثروت خويش و ذخيره نكردن آن براى سعادت اخروى

ما أغنى عنّى ماليه

لحن و سياق اين آيه، مى رساند كه كافران اين سخن را، از روى تأسف و حسرت به زبان مى آورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 29 - 4

4 - تأسف و حسرت شديد كافران دوزخى ، از بهره مناسب نبردن از قدرت و توانمندى خويش و ذخيره نكردن آن براى سعادت اخروى

هلك عنّى سلطـنيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 30 - 1،2،4

1 - فرمان دستگيرى كافران دوزخى ( صاحبان زر و زور ) در قيامت

ما أغنى عنّى ماليه . .. خذوه

2 - فرمان به غل و زنجير كشيدن كافران دوزخى ( صاحبان زر و زور ) در قيامت

فغلّوه

4 - خفّت و خوارى كافران دوزخى ( صاحبان زر و زور ) در قيامت

خذوه فغلّوه

دستگيرى و به غل و زنجير كشيدن كافران ـ با آن كه هيچ راه گريزى از عذاب الهى ندارد ـ مى تواند حاكى از حقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 31 - 1

1 - كافران صاحب زر و زور در قيامت ، به وسيله آتش پرحرارت و شعلهور سوازنده خواهند شد .

ثمّ الجحيم صلّوه

«جحيم» (از ماده «جحمه») به معناى آتش شعلهور و پرحرارت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 32 - 1

1 - كافران صاحب زر و زور در دوزخ ، در زنجيرى بلند به طول هفتاد زراع به بند كشيده خواهند شد .

ثمّ فى سلسلة ذرعها سبعون ذراعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 35 - 1

1 - كافران صاحب زر و زور ( اصحاب الشمال ) ، محروم از حمايت نزديكان و دوستانِ دلسوز در قيامت

فليس له اليوم هـهنا حميم

«حميم» به فردى مى گويند كه به انسان نزديك و دلسوز باشد. از مصاديق بارز آن خويشاوندان و دوستان صميمى و دلسوز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 50 - 1،3

1 - كافران در روز قيامت ، پشيمان از مواضع انكارآميز گذشته خويش در برابر قرآن

و إنّه لحسرة على الكـفرين

3 - احساس خسارت و زيانبارى كافران در قيامت ، به سبب بهره نگرفتن از تعاليم قرآن در زندگى

و إنّه لحسرة على الكـفرين

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه «حسرت» به معناى اندوه براى آنچه از دست رفته است، مى باشد (لسان العرب). اين در جايى است كه انسان از آن چيز، بهره لازم نبرده و نسبت به آن احساس خسارت كرده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 17 - 5

5 - هيچ پناهگاه و راه گريزى از سختى ها و اندوه هاى روز محشر براى كافران نيست .

فكيف تتّقون إن كفرتم يومًا يجعل الولدن شيبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 10 - 1،2

1 - كافران ، به روز رستاخيز در شرايطى بسيار سخت و ناگوار بسر خواهند برد .

يوم عسير . على الكـفرين

2 - لحظه اى آسودگى و راحتى براى كافران ، در قيامت نخواهد بود .

على الكـفرين غير يسير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 10 - 1،2

1 - كافران در روز قيامت ، در آرزوى گريختن از صحنه محشر خواهند بود .

يقول الإنسـن يومئذ أين المفرّ

«مفرّ» (مصدر ميمى از «فرّ») به معناى گريختن و استفهام در «أين المفرّ» براى «تمنّى» است. مقصود از «الإنسان» ـ به قرينه «أيحسب الإنسان...» ـ كافران اند.

2 - قيامت ، روزى بس ناگوار و هولناك براى كافران

يقول الإنسـن يومئذ أين المفرّ

فرار كافران، نشانه وجود صحنه هاى هولناك و شرايط دشوار در عرصه قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 11 - 1،2

1 - در عرصه قيامت ، هيچ راه فرار از نگرانى ها و سختى ها ، براى كافران وجود ندارد .

يقول الإنسـن يومئذ أين المفرّ . كلاّ

2 - در عرصه قيامت ، هيچ ملجأ و پناهگاهى براى كافران نخواهد داشت .

لاوزر

«وزر» به معناى ملجأ و پناهنگاه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 15 - 1،3

1 - كافران در روز قيامت ، براى اعمال ناپسند خود عذر خواهند آورد .

و لو ألقى معاذيره

3 - بى نتيجه بودن توجيه و عذرتراشى انسان ها ، نسبت به رفتار خويش در قيامت

و لو ألقى معاذيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 24 - 1

1 - كافران ، داراى چهره اى گرفته و عبوس در قيامت

و وجوه يومئذ باسرة

«بسر» (مصدر «باسرة») به معناى گرفتگى چهره است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 25 - 1،2

1 - علم و باور كافران به هنگام زنده شدنشان در قيامت ، به روبه رو شدن با مصيبتى بزرگ و كمرشكن

تظنّ أن يفعل بها فاقرة

«فاقرة» به معناى مصيبت بزرگ و كمرشكن است (العين). «ظنّ» به معناى گمان راجح است و گاهى نيز به جاى علم و يقين به كار مى رود. در اين آيه ـ مطابق نظر بيشتر مفسران ـ معناى اخير مراد است.

2 - كافران در قيامت ، دچار مصيبتى بزرگ و كمرشكن

تظنّ أن يفعل بها فاقرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 6

6 - گناه پيشگان و كافران ، در قيامت با سختى ها و مشكلات سنگين و طاقت فرسا روبه رو خواهند شد .

و يذرون وراءهم يومًا ثقيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 5 - 3

3 - با وقوع معاد در آينده اى نزديك ، حقايق براى كافران كشف شده و اختلاف آنان درباره حوادث پس از مرگ ، برطرف خواهد شد .

الذى هم فيه مختلون . .. ثمّ كلاّ سيعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 13،16،17

13 - كافران در قيامت با مشاهده كردار خويش ، عذاب خود را حتمى خواهند دانست .

عذابًا قريبًا يوم ينظر المرء ما قدّمت يداه و يقول الكافر يـليتنى كنت تربًا

از آن جايى كه كافران با نگاه به اعمال خويش، آرزوى خاك بودن مى كنند; مى توان پى برد كه آنان، گرفتارى به عذاب را بر خود قطعى ديده اند.

16 - كافران در قيامت ، به پستى خود و شرافت خاك بر آنان ، پى خواهند برد .

و يقول الكافر يـليتنى كنت تربًا

17 - كافران در قيامت ، حيات اخروى را سرآغاز سختى ها ديده و باقى ماندن به صورت خاك را آرزو خواهند كرد .

يـليتنى كنت تربًا

آرزوى خاك بودن، ممكن است به اين معنا باشد كه كاش دوباره زنده نشده بودم و به همان حالت پس از مرگ ـ كه خاك شده بودم ـ باقى مى ماندم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 40 - 6

6 - تفاوت چهره مؤمن و كافر در قيامت

وجوه . .. و وجوه

مراد از «وجوه» در اين آيه ـ به قرينه آخرين آيه سوره (أولـئك هم الكفرة الفجرة) ـ چهره كافران است. در نتيجه مراد از «وجوه» در آيات پيشين، چهره مؤمنان خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 42 - 1

1 - كسانى در قيامت روسياه و تيره رخسارند كه كفرپيشه و منحرف بوده و بى باكانه در گناه پيش رفته اند .

أولـئك هم الكفرة الفجرة

فعل «فجر»، در مورد كسى گفته مى شود كه سر خود را پايين انداخته و بى مبالات پيش مى رود; «فجور» در اصل به معناى انحراف از حق است و در معناى تاختن به سوى كارهاى غيرمجاز نيز استعمال مى شود. (لسان العرب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 34 - 2،4،9

2 - مؤمنان در قيامت ، همسان برخوردى كه در دنيا از كافران ديده اند ، با آنان رفتار خواهند كرد .

إنّ الذين أجرموا كانوا من الذين ءامنوا يضحكون . .. فاليوم الذين ءامنوا من الكفّا

4 - استهزا شدن از سوى مؤمنان در قيامت ، براى كافران دشوار و رنج آور خواهد بود .

فاليوم الذين ءامنوا من الكفّار يضحكون

9 - در قيامت ، مؤمنان و كافران از حال هم آگاه شده ، رفتار يكديگر را مشاهده خواهند كرد .

فاليوم الذين ءامنوا من الكفّار يضحكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 35 - 1

1 - مؤمنان ، در حالى كافران حاضر در صحنه قيامت را مسخره مى كنند كه خود بر تخت هاى تزيين يافته ، لميده و ناظر

كيفر كافران اند .

على الأرائك ينظرون

«أريكة» (مفرد «أرائك») به تخت تزيين يافته اى گفته مى شود كه در خيمه يا خانه اى نهاده شده باشد. هم چنين به جايگاه آرميدن و لميدن ـ اعم از تخت، يا تخت عروس و يا تخت خواب ـ اطلاق مى شود (قاموس). متعلق «ينظرون» ـ به قرينه آيات قبل و بعد ـ وضعيت كافران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 36 - 1،2،3

1 - عذاب هاى كافران در قيامت ، كيفر مداومت آنان بر كردار زشت خويش در دنيا است .

هل ثوّب الكفّار ما كانوا يفعلون

«ثواب»; يعنى، جزا و «تثويب» به معناى جزا دادن است (قاموس). فعل «كانوا» ـ كه بر مضارع داخل شده است ـ بر استمرار دلالت دارد.

2 - بى پاسخ نماندن تمسخر هاى كافران و گرفتارى آنان به نتايج كردار خويش ، امرى طرفه و جالب توجّه است .

هل ثوّب الكفّار ما كانوا يفعلون

استفهام در آيه شريفه براى تقرير و تعجيب است; يعنى، كافران چنين حالتى را گمان نداشته و پيش بينى نمى كردند.

3 - كافران در قيامت ، مورد تمسخر خداوند قرار خواهند گرفت . *

هل ثوّب

«ثواب» در مورد خير و شرّ هر دو كاربرد دارد; ولى به خير و خوبى اختصاص بيشترى دارد و در آن فراوان تر استعمال مى شود (نهايه ابن اثير). بنابراين ممكن است گفته شود: تعبير «ثوّب» ـ كه در قرآن تنها در مورد امر ناخوشايند استعمال شده (مفردات) ـ بيانگر آن است كه خداوند، كيفر كافران را از روى تمسخر پاداش ناميده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 26 - 2

2 - حسابرسى اعمال در قيامت براى كافران ، از حضور در پيشگاه خداوند دشوارتر است .

ثمّ إنّ علينا حسابهم

حرف «ثمّ»، بر تراخى رتبى دلالت دارد و بيانگر آن است كه مرحله حسابرسى، سخت تر از مرحله رجوع به خداوند است; هر چند هر دو هم زمان باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 19 - 4،5

4 - كافران در آخرت ، نامه عمل خويش را با دست چپ ، دريافت خواهند كرد .

هم أصحـب المشئمة

«سمت چپ و راست» در قيامت، ممكن است به معناى حقيقى آن نباشد تا از وجود جايگاهى حكايت كند كه داراى سمت چپ و راست است; بلكه كنايه از مطلبى باشد كه در آيات ديگر قرآن، با صراحت آمده است. بدين صورت كه برخى نامه عمل خود را با دست راست و برخى با دست چپ دريافت مى كنند; در نتيجه دسته اول به «اصحاب اليمين» و «اصحاب الميمنة» نام گذارى شده و دسته دوم «اصحاب الشمال» و «اصحاب المشأمة»نام گرفته اند.

5 - جايگاه مؤمنان در آخرت ، نشانه عزّت و كرامت آنان و جايگاه كافران ، پست و ذلّت آفرين است .

هم أصحـب المشئمة

راست و چپ، كنايه از عظمت و پستى جايگاه است; زيرا در جوامع انسانى، مرسوم است كه سمت راست، نشانه كرامت و سمت چپ رمز شوم بودن است; وگرنه راست و چپ حقيقى، وابسته به اعتبارات و با در نظر گرفتن مركزيتى خاص است كه در اين آيات، از آن سخنى به ميان نيامده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 12،13،15،17

12 ـ جايگاه بلند مؤمنان تقوا پيشه نسبت به كافران ، در روز قيامت

و الذين اتقوا فوقهم يوم القيمة

13 ـ قيامت ، روز ظهور برترى تقواپيشگان بر كافران و روز ظهور ارزش هاى حقيقى

و الذين اتقوا فوقهم يوم القيمة

چون برترى مؤمنان تقواپيشه در دنيا نيز حتمى است ; بنابراين «يوم القيمة»، ظرف ظهور اين برترى خواهد بود.

15 ـ جايگاه پست دنياپرستان و كافران در آخرت

و الذين اتقوا فوقهم يوم القيمة

17 ـ وعده الهى به مؤمنان نسبت به برترى آنان در قيامت ، عامل تسلّى و مقاومت آنان در برابر استهزاى كافران

و الذين اتقوا فوقهم يوم القيمة

به نظر مى رسد جمله «و الذين اتّقوا . ..»، پس از عنوان كردن تمسخر تقواپيشگان از سوى كافران، به منظور تسلّى آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 91 - 1،5،6

1 ـ كسى كه در حال كفر بميرد ، اگر به اندازه تمامى زمين براى رهايى خود طلا فديه دهد ، پذيرفته نخواهد شد .

انّ الذين كفروا . .. و لو افتدى به

5 ـ ايمان ، ارزشى فراتر از سنجش و مقايسه با تمامى ماديات

انّ الذين كفروا . .. فلن يقبل من احدهم مِلءُ الارض ذهباً

6 ـ كافران ، محروم از هر گونه يار و ياور در قيامت

و ما لهم من ناصرين

1330- كافران در محضر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 2

2- همه كافران به صورت دسته جمعى در پيشگاه خداوند حضور خواهند يافت .

و برزوا لله جميعًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه مرجع ضمير «برزوا» كافرانى باشد كه در آيات قبل از آنان بحث شده است.

1331- كافران در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 8

8 - شهر مكه ، حتى براى كافران نيز بايد جايگاهى امن باشد .

رب اجعل هذا بلداً ءامناً و ارزق . .. من ءامن منهم باللّه و اليوم الأخر

از اينكه ابراهيم(ع) دومين دعاى خويش; يعنى، اعطاى ثمرات را به مؤمنان اختصاص داد، ولى امنيت شهر مكه را به طور مطلق آورد، مى توان به اين نتيجه رسيد كه: آن حضرت امنيت مكه را براى همگان حتى براى كافران خواسته بود.

1332- كافران دنياطلب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 16 - 1

1ـ كافران دنياطلب و دلبسته به جلوه هاى آن ، در آخرت بهره اى جز آتش دوزخ نخواهند داشت .

من كان يريد الحيـوة الدنيا و زينتها . .. أُولـئك الذين ليس لهم فى الأخرة إلاّ ال

1333- كافران دوران آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 34 - 13

13 - وجود كافرانى غير از ابليس ، در زمان تمردش از فرمان خدا *

و كان من الكفرين

1334- كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 6 - 5

5 - برخى از مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مرحله اى از كفر بودند كه انذار هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آنان تأثيرى نمى بخشيد .

إن الذين كفروا سواء عليهم ءأنذرتهم أم لم تنذرهم لايؤمنون

برخى برآنند كه مراد از «الذين كفروا» گروهى از كفرپيشگان مكه است; يعنى آيه شريفه بيان يك قضيه خارجيه است و حكايت از آن ندارد كه در كافر زمينه ايمان نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 196 - 1،2

1 ـ كافران صدر اسلام ، برخوردار از شوكت ظاهرى و بهره هاى دنيوى

لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا فى البلاد

2 ـ كافران عصر بعثت ، بهره مند از سود هاى فراوان تجارى و نفوذ سياسى ، بر اثر گشت و گذار در شهر ها و سرزمين هاى مختلف

لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا فى البلاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 103 - 12،13

12 ـ بيشتر كفرپيشگان عصر بعثت احكام رايج درباره بحيره ، سائبه ، وصيله و حام ، را احكامى الهى مى پنداشتند .

ما جعل اللّه من بحيرة . .. يفترون على اللّه الكذب و اكثرهم لايعقلون

13 ـ تنها اندكى از كفرپيشگان عصر بعثت ـ على رغم طرفدارى از احكام رايج درباره بحيره ، سائبه ، وصيله و حامى ـ آگاه به بدعت بودن آن احكام و نبود آنها در اديان الهى

و لكن الذين كفروا يفترون على اللّه الكذب و اكثرهم لايعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 104 - 19

19 ـ كافران عصر بعثت ، وارثان مردمى نادان و گمراه

قالوا حسبنا . .. او لو كان ءاباؤهم لايعلمون شيئاً و لايهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 4 - 1

1 ـ رويگردانى از هر آيت خداوند، شيوه كافران عصر بعثت

و ما تأتيهم من ءاية من ءايت ربهم إلا كانوا عنها معرضين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 11

11 ـ نويد خداوند به ظهور و پيشرفت و پيروزى قريب الوقوع اسلام و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، علم رغم استهزاى كافران صدر اسلام

فسوف تأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

مراد از «يأتيهم أنباؤا ما كانوا»، مى تواند تحقق امورى مانند پيروزى اسلام باشد كه كفار آن را به مسخره گرفته و تكذيب مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 8 - 2،4

2 ـ گريز كفرپيشگان بهانه جو از ايمان به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، با درخواست معجزاتى غيرعملى

و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر ثم لا ينظرون

حرف «لو» غالباً در مواردى به كار گرفته مى شود كه شرط، امرى غير عملى باشد.

4 ـ كفرپيشگان حتى با نزول كتابى ملموس بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، ايمان نمى آورند و خواهان نزول فرشتگان مى شوند.

و لو نزلنا عليك كتبا فى قرطاس فلمسوه بأيديهم لقال . .. و قالوا لو لا أنزل عليه م

بر اساس اين احتمال كه «قالوا» بر جواب «لو» در آيه قبل عطف شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 9 - 3

3 ـ گريز كفرپيشگان بهانه جو از ايمان به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، با درخواست معجزاتى غيرعملى

و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 10 - 5

5 ـ استهزاى كفار نسبت به پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، با درخواست نزول كتاب ملموس و مشاهده فرشتگان

و لو نزلنا عليك كتبا فى قرطاس فلمسوه . .. و لقد استهزىء برسل من قبلك

يادآورى استهزا شدن انبياى گذشته براى تسلى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، پس از بيان بهانه جوييها و توقّعات بيجاى كافران چنين مى نمايد كه همين بهانه جوييها، از مصاديق استهزاگرى كافران در مورد رسولان الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 184 - 1

1 ـ كفرپيشگان عصر بعثت ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به سبب دعوت به توحيد و معاد ، فردى مجنون مى پنداشتند .

أو لم يتفكروا ما بصاحبهم من جنة

«جنة» به معناى ديوانگى است. به دليل آيات بعد كه مسأله قيامت و توحيد مطرح شده است، مى توان گفت اين دو مسأله در بين معارف الهى بيشترين نقش را در متهم كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به جنون داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 38 - 1،2،7،8

1 ـ خداوند ، كافران ستيزه گر عصر بعثت را به ترك مبارزه عليه اسلام و مسلمانان فراخواند .

قل للذين كفروا إن ينتهوا يغفر لهم

انتهاء به معناى پذيرش نهى است ; يعنى انجام ندادن كارى بر اثر نهى شدن از آن. بنابراين با توجه به اينكه متعلق «ينتهوا» شرارتهاى كافران عليه مسلمانان است، جمله «ان ينتهوا» دلالت مى كند كه خداوند كافران را از تعرض به مسلمانان نهى كرده است.

2 ـ به كافران ستيزه گر عصر بعثت ابلاغ شد در صورت ترك مخاصمه عليه اسلام ، از خطا هاى گذشته آنها چشمپوشى خواهد شد .

قل للذين كفروا إن ينتهوا يغفر لهم ما قد سلف

درباره متعلق «إن ينتهوا» دو نظر ابراز شده است: يكى كفر و ديگرى اعمالى كه در آيه 36 مطرح شد ; يعنى سرمايه گذاريها و شرارتهاى عليه اسلام. جمله «إن يعودوا» نظر دوم را تقويت مى كند. گفتنى است بر اين مبنا مراد از «يغفر لهم ... » انتقام نگرفتن از شرارتهاى گذشته كافران است.

7 ـ خداوند ، كافران عصر بعثت را در صورت از سرگيرى شرارت ها به سركوبى و نابودى تهديد كرد .

و إن يعودوا فقد مضت سنت الأولين

8 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند مأموريت يافت تا سنت الهى را در سركوبى حق ستيزان به كافران عصر خويش ابلاغ كند .

قل للذين كفروا . .. و إن يعودوا فقد مضت سنت الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 5

5 ـ كفرپيشگان مكه در عصر بعثت ، همواره در تلاش براى بازداشتن مردم از پيوستن به راه خدا

و يصدون عن سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 69 - 3

3 ـ وجود منافقان و كافرانى نيرومندتر از منافقان و كافران عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان امت هاى پيشين

كانوا أشد منكم قوة و أكثر أمولا و أولداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 1

1 - تحريم گوش فرادادن به قرآن ، از سوى كافران عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قال الذين كفروا لاتسمعوا لهـذا القرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 8 - 7

7 - وجود عناصرى غيرمعاند با مسلمانان ، در ميان كافران عصر پيامبر

لاينهيكم اللّه عن الذين لم يقـتلوكم فى الدين

1335- كافران صدر اسلام و توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 27 - 2

2ـ كافران خواستار معجزه اى ـ جز قرآن ـ براى باور به حقانيّت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پذيرش توحيد

و يقول الذين كفروا لولا أُنزل عليه ءاية من ربه

جمله «إن الله يضل من يشاء و يهدى . ..» قرينه بر اين است كه كافران مشاهده معجزه از پيامبر(صلی الله علیه و آله) را براى هدايت شدن و پذيرش رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ كه سرلوحه آن توحيد است ـ مى خواستند ; يعنى، مى گفتند: اگر معجزه اى ارائه كنى، رسالت تو را مى پذيريم و به توحيد مى گرويم.

1336- كافران صدر اسلام و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 26 - 1،2

1 ـ كافران صدر اسلام، مردم را از گوش فرادادن به قرآن نهى مى كردند.

و هم ينهون عنه

2 ـ پرهيز كافران مكه در صدر اسلام از گوش فرادادن به قرآن و سخنان آسمانى پيامبر(صلی الله علیه و آله)

و ينئون عنه

«نَأَىَ» به معنى دور شدن است و «ينئون عنه» يعنى مشركان از قرآن و وحى دورى مى گزينند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 105 - 4

4 ـ مشركان و كافران عصر بعثت، به والايى آيات قرآنى و محتواى بلند آن اعتراف داشتند.

و ليقولوا درست

زيرا اگر آيات در نظر مشركان كم اهميت بود، براى رد آيات به كم اهميتى آن اشاره مى كردند و نه به فراگيرى آن از ديگران.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 5 - 6

6 ـ كافران ، در عصر بعثت منكر هر گونه نوآورى در قرآن بودند .

و قالوا أسـطيرالأوّلين اكتتبها فهى تملى عليه بكرة و أصيلاً

اين كه كافران، قرآن را افسانه هاى پيشينيان مى شمردند، حاكى از آن است كه آنان نه تنها منكر اصالت قرآن بودند; بلكه آن را فاقد هر گونه نوآورى نيز مى دانستند.

1337- كافران صدر اسلام و كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 9

9 - كافران عصر بعثت ، از محتواى كتاب هاى آسمانى پيشين آگاه بودند .

أوَلم تأتهم بيّنة ما فى الصحف الأُولى

1338- كافران صدر اسلام و گواهى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 43 - 7

7ـ كفرپيشگان عصر بعثت به خداوند اعتقاد داشته و شهادت او را پذيرا بودند .

قل كفى بالله شهيدًا بينى و بينكم

1339- كافران صدر اسلام و محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 7 - 1،2،3

1ـ كفرپيشگان عصر بعثت ، مدعىِ نبود معجزه و آيتى بر حقانيّت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يقول الذين كفروا لولا أُنزل عليه ءاية من ربه

2ـ كافران هماره خواستار معجزه اى جز قرآن براى باور به حقانيّت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يقول الذين كفروا لولا أُنزل عليه ءاية من ربه

به كارگيرى فعل مضارع (يقول) به جاى فعل ماضى (قال) براى رساندن اين معناست كه كافران سخن مذكور را نه تنها در گذشته مدعى شده اند كه در آينده نيز خواهند گفت و بر آن اصرار خواهند ورزيد.

3ـ تبليغات سوء كفرپيشگان و جوسازى هاى آنان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لولا أُنزل عليه ءاية من ربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 27 - 1،2،3

1ـ كفرپيشگان عصر بعثت ، مدعى نبود معجزه و آيتى بر حقانيّت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يقول الذين كفروا لولا أُنزل عليه ءاية من ربه

2ـ كافران خواستار معجزه اى ـ جز قرآن ـ براى باور به حقانيّت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پذيرش توحيد

و يقول الذين كفروا لولا أُنزل عليه ءاية من ربه

جمله «إن الله يضل من يشاء و يهدى . ..» قرينه بر اين است كه كافران مشاهده معجزه از پيامبر(صلی الله علیه و آله) را براى هدايت شدن و پذيرش رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ كه سرلوحه آن توحيد است ـ مى خواستند ; يعنى، مى گفتند: اگر معجزه اى ارائه كنى، رسالت تو را مى پذيريم و به توحيد مى گرويم.

3ـ تبليغات سوء كفرپيشگان عصر بعثت و جوسازى هاى آنان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يقول الذين كفروا لولا أُنزل عليه ءاية من ربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 43 - 2

2ـ كفرپيشگان عصر بعثت ، رسالت الهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) را انكار مى كردند .

و يقول الذين كفروا لست مرسلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 69 - 1

1 - انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى كافران و رفاه زدگان

أم لم يعرفوا رسولهم فهم له منكرون

همان طورى كه در ذيل آيه قبل آمده، اين بخش از آيات، در ردّ اتهاماتى است از سوى كافران نسبت به قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) وارد مى شد.

خداوند با ارائه دلايل گوناگون، همه آنها را بى اساس خوانده و تهمت زنندگان را سخت مورد سرزنش قرار داده است. آيه فوق نيز، ظاهراً مربوط به تكذيب پيامبر(صلی الله علیه و آله) و نسبت دروغ گويى به ساحت آن حضرت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 8 - 3

3 - اظهار تعجب كافران از اظهارات پيامبر (صلی الله علیه و آله) درباره تحقق قطعى معاد

ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد . أفترى على اللّه

همزه «أفترى» براى استفهام تعجيبى است و حكايت از اظهار شگفتى كافران از اظهار نظر پيامبر(صلی الله علیه و آله) درباره معاد مى كند.

1340- كافران صدر اسلام و مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 114 - 1

1 - كفر پيشگان عصر بعثت ، مسلمانان را از حضور در مساجد باز مى داشتند و در صدد تخريب آنها بودند .

و من أظلم ممن منع مسجد اللّه . .. و سعى فى خرابها

فعل «منع» نيازمند دو مفعول است: يك مفعول آن «مساجد اللّه» است و مفعول ديگر «المسلمين» مى باشد كه به خاطر وضوحش بيان نشده است; يعنى: «منع المسلمين مساجد اللّه» ماضى آوردن فعل «منع» حكايت از آن دارد كه: ممانعت از ورود مسلمانان به مساجد تحقق يافته بوده; يعنى، آيه شريفه ضمن بيان ناروا بودن ممانعت از ورود به مساجد، اشاره دارد به قضاياى بازدارى از ورود مسلمانان صدر اسلام، به مسجد الحرام و . ..

1341- كافران صدر اسلام و معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 7 - 1

1ـ كفرپيشگان عصر بعثت ، مدعىِ نبود معجزه و آيتى بر حقانيّت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يقول الذين كفروا لولا أُنزل عليه ءاية من ربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 27 - 2

2ـ كافران خواستار معجزه اى ـ جز قرآن ـ براى باور به حقانيّت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پذيرش توحيد

و يقول الذين كفروا لولا أُنزل عليه ءاية من ربه

جمله «إن الله يضل من يشاء و يهدى . ..» قرينه بر اين است كه كافران مشاهده معجزه از پيامبر(صلی الله علیه و آله) را براى هدايت شدن و پذيرش رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ كه سرلوحه آن توحيد است ـ مى خواستند ; يعنى، مى گفتند: اگر معجزه اى ارائه كنى، رسالت تو را مى پذيريم و به توحيد مى گرويم.

1342- كافران صدر اسلام هنگام تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 72 - 5،6

5 - خشمگين شدن كافران صدراسلام و ظهور آثار كينه و نفرت در چهره آنان ، به هنگام شنيدن آيات قرآن و معارف توحيدى آن

و إذا تتلى عليهم ءايـتنا بيّنـت تعرف فى وجوه الذين كفروا المنكر

6 - بر افروختگى مشركان با شنيدن آيات قرآن و خشم حاصل از آن ، به حدى بود كه آنان را در آستانه حمله و تهاجم به كسانى قرار مى داد كه آيات قرآن را بر آنها تلاوت مى كردند .

يكادون يسطون بالذين يتلون عليهم ءايـتنا

«سَطْو» (مصدر «يسطون») به معناى تهاجم و حمله است; يعنى، چيزى نمانده كه مشركان با كسانى كه آيات ما را بر آنان مى خوانند گلاويز شوند.

1343- كافران ظالم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 168 - 1،5

1 ـ كفرپيشگان ستمگر ، محروم از آمرزش و هدايت الهى

إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً

تكرار نشدن «الذين» در جمله «و ظلموا» دلالت مى كند كه مجموع دو صفت «كفر» و «ظلم» موجب محروميت از آمرزش و هدايت الهى است.

5 ـ تمامى راه هاى سعادت به روى كافران ظالم بسته است .

إنّ الذين كفروا و ظلموا . .. و لاليهديهم طريقاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 169 - 3،4،7

3 ـ خداوند ، راهنماى كافران ستم پيشه به كفرپيشگى و انجام اعمال ناروا

إنّ الذين كفروا و ظلموا . .. و لاليهديهم طريقاً. الا طريق جهنم

4 ـ كافران ستم پيشه ، مورد استهزاى خداوند *

و لاليهديهم طريقاً. الا طريق جهنم

به كارگيرى واژه هدايت در مورد كشانيدن كافران به سوى جهنم، مى تواند به منظور استهزاى كافران ايراد شده باشد.

7 ـ جاودانگى در جهنم ، كيفر كافران ستمگر

إنّ الذين كفروا و ظلموا . .. خلدين فيها ابداً

1344- كافران غاصب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 34 - 4

4 ـ كفرپيشگان مكه به ناحق خويشتن را سرپرست مسجدالحرام مى پنداشته و غاصبانه بر آن تسلط داشتند .

و هم يصدون عن المسجدالحرام و ما كانوا أولياؤه

1345- كافران غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 27 - 3

3 ـ اعلام خداوند به باز بودن راه توبه براى كافران باقى مانده از جنگ حنين

و ذلك جزاء الكفرين. ثم يتوب اللّه من بعد ذلك على من يشاء

برداشت فوق بر اين اساس است كه «من» در «على من يشاء» نظر به كافران مذكور در آيه قبل نيز داشته باشد.

1346- كافران قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 170 - 5

5 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « و إن كانوا ليقولون . لو أنّ عندنا ذكراً من الأوّلين . لكنّا عباد اللّه المخلصين » فهم كفّار قريش كانوا يقولون : قاتل اللّه اليهود و النصارى كيف كذبوا أنبياءهم ! أما و اللّه لو كان عندنا ذكراً من الأوّلين لكنّا عباد اللّه المخلصين يقول اللّه : « فكفروا به » حين جاءهم محمّد (صلی الله علیه و آله) . . . ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «و إن كانوا ليقولون لو أنّ عندنا ذكراً من الأوّلين لكنّا عباد اللّه المخلصين» روايت شده كه فرمود: آنان كفار قريش بودند كه مى گفتند: نفرين بر يهود و نصارا! چگونه پيامبران خود را تكذيب كردند. به خدا قسم! اگر يكى از كتاب هاى آسمانى پيشينيان نزد ما بود، به آنها ايمان مى آورديم و از بندگان خالص خدا مى شديم; اما هنگامى كه حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) بر آنان مبعوث شد به آن حضرت كفر ورزيدند».

1347- كافران قريش و اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 2،5

2 ـ خداوند مسلمانان را از سرمايه گذارى هاى كلان كافران قريش براى هجوم به مسلمانان و جلوگيرى از گسترش اسلام آگاه ساخت .

فسينفقونها ثم تكون عليهم حسرة ثم يغلبون

جمع مضاف «امولهم» دلالت بر عموم دارد ; يعنى تمامى داراييهايشان و اين اشاره به پرداخت هزينه هاى فراوان است. گفتنى است توجه به سياق آيه مورد بحث و آيات قبل اين سخن مفسران را تأييد مى كند كه آيه شريفه درباره كفار قريش نازل شده است.

5 ـ حسرت و ندامت كافران قريش بر نابودى داراييهايشان ، تنها نتيجه پرداخت هزينه مبارزاتى آنان عليه اسلام

ثم تكون عليهم حسرة ثم يغلبون

چون هدف كافران از سرمايه گذارى اموال جلوگيرى از گسترش اسلام بوده، معلوم مى شود حسرت و ندامت آنان بدان جهت

بوده است كه اموالشان از دست رفته و به نتيجه مطلوب نرسيده اند. قابل ذكر است كه جمله «ثم يغلبون» دلالت مى كند كه زمان ندامت آنان در دنياست.

1348- كافران قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 75 - 9

9 ـ مستعضعفان مؤمن قوم ثمود ، در پاسخ مستكبران ، كفر خويش به معبودان دروغين را اعلان كردند .

قالوا إنا بما ارسل به مؤمنون

حصر اضافى كه از تقديم «بما ارسل» بر «مؤمنون» به دست مى آيد، بيانگر اين است كه مستضعفان، علاوه بر اعلان ايمان به صالح و رسالتهاى وى، بيزارى خويش را از معبودان دروغين نيز بيان داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 77 - 1

1 ـ كافران قوم ثمود ناقه صالح را پى كردند و آن را هلاك ساختند .

فعقروا الناقة و عتوا عن أمر ربهم

«عقر» به معناى مجروح ساختن است و آنگاه كه گفته شود «عقر الفرس و البعير»، يعنى پاى آن را قطع كرد. (برگرفته از لسان العرب) و در مجمع البيان آمده «عَقْر» به جراحتى گفته مى شود كه مايه هلاكت گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 79 - 7

7 ـ اشراف كفرپيشه قوم ثمود ، بيزار از خيرخواهان و نصيحت گران

نصحت لكم و لكن لاتحبون النصحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 45 - 9

9 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « . . .فإذا هم فريقان يختصمون » يقول : مصدّق و مكذّب . . . ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خدا «. ..فإذا هم فريقان يختصمون» روايت شده كه آن دو گروه يكى تصديق كننده رسالت صالح بود و ديگرى تكذيب كننده آن».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 53 - 4

4 - وجود مؤمنانى با تقوا در ميان ثموديان ، على رغم وجود فساد و كفر فراگير در جامعه

يقوم لم تستعجلون بالسيّئة . .. دمّرنـهم و قومهم أجمعين ... و أنجينا الذين ءامنوا

1349- كافران قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 66 - 1

1 ـ گروهى از اشراف قوم هود به وى ايمان آوردند و گروهى ديگر با انكار رسالت او در برابرش جبهه گيرى كردند .

قال الملأ الذين كفروا من قومه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 57 - 5

5ـ نابودى كفرپيشگان قوم عاد و جايگزينى اقوامى ديگر به جاى آنها ، هشدار هود ( ع ) به آنان

فإن تولّوا . .. و يستخلف ربى قومًا غيركم

«إستخلاف» به معناى جانشين ساختن و جايگزين كردن است و اين معنا در آيه شريفه ، مستلزم نابود كردن قوم عاد مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 58 - 9

9ـ كفر پيشگان قوم عاد ، علاوه بر عذاب دنيوى به عذاب آخرت نيز گرفتار خواهند شد .

و نجّينـهم من عذاب غليظ

برداشت فوق ، براساس اين احتمال است كه مراد از «عذاب» در جمله «و نجّيناهم من عذاب»، عذاب اخروى باشد.

1350- كافران قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 27 - 1

1ـ اشراف و سران قوم نوح ، پيامبرى آن حضرت را انكار كرده و به توحيد و برپايى قيامت كافر شدند .

فقال الملأ الذين كفروا من قومه

متعلق «كفروا» به قرينه آيه قبل توحيد ، نبوت نوح و برپايى قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 29 - 18

18ـ اشراف و سران كفرپيشه قوم نوح ، ناآگاه به مقام بلند مؤمنان و پيروان آن حضرت

و لـكنى أريكم قومًا تجهلون

به قرينه «إنهم ملاقوا ربهم» مى توان گفت كه: مفعول «تجهلون» مقام والا و ارجمند مؤمنان به نوح(ع) است. براين اساس «أراكم ...»; يعنى ، مى دانم كه شما به مقام والاى مؤمنان (لقاى آنان با خدا) آگاهى نداريد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 36 - 1

1ـ گروهى از قوم نوح ، به او ايمان آوردند و گروهى همچنان بر كفر و انكار رسالتش اصرار مىورزيدند .

أنه لن يؤمن من قومك إلاّ من قد ءامن

1351- كافران لجوج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 4

4 ـ كافران لجاجت پيشه و حق ناپذير از شيطانهاى انسى هستند.

و لو أننا . .. ما كانوا ليؤمنوا ... و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا شيطين الإنس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 93 - 11

11 ـ اندوهناك شدن بر هلاكت كفرپيشگان لجوج ، حتى در صورت خويش و هموطنى با آنان ، امرى نكوهيده و ناروا

فكيف ءاسى على قوم كفرين

1352- كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 9 - 4

4 - پشتيبانان جبهه مهاجم كفر ، چونان كافران محارب و شريك جرم آنان

إنّما ينهيكم اللّه . .. و ظـهروا على إخرجكم

1353- كافران محارب پناهنده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 7

7 ـ تضمين امنيت كفار محاربى كه به منظور آشنايى با اسلام و معارف آن ، پناهنده شوند و بازگرداندن آنان به مراكز امنشان ـ پس از دريافت معارف ـ لازم است .

و إن أحد من المشركين استجارك . .. ثم أبلغه مأمنه

1354- كافران مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 87 - 1

1 ـ گروهى از مردم مدين به رسالت شعيب ( ع ) ايمان آوردند و گروهى ديگر از پذيرش آن سر باز زدند .

و إن كان طائفة منكم ءامنوا بالذى أرسلت به و طائفة لم يؤمنوا فاصبروا

«إن كان طائفة . .. » به دليل آيه قبل از مواردى است كه در آن «إن» شرطيه در مورد تحقق شرط به كار رفته است ; مانند «ان كنت ابنى فلا تفعل كذا». بنابراين «إن كان طائفة منكم ... فاصبروا» يعنى چنانچه گروهى از شما ايمان آورديد پس صبر پيشه سازيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 88 - 1

1 ـ گروهى از اشراف قوم شعيب ( ع ) از سر تكبر و خودبرتربينى به وى و رسالتهايش كافر شدند .

قال الملأ الذين استكبروا من قومه

برداشت فوق بر اين اساس است كه «الذين استكبروا» قيدى احترازى باشد. بر اين مبنا اشراف به دو طايفه مستكبران و غير مستكبران تقسيم مى شوند. قابل ذكر است كه مراد از استكبار، كفرورزى است كه براى تبيين علت كفر به جاى «كفروا»، «استكبروا» استعمال شده است.

1355- كافران مدين و شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 88 - 9

9 ـ اشراف كفرپيشه مدين در تلاشى پيگير براى تحميل آيين خويش بر شعيب و مؤمنان به وى

او لتعودن فى ملتنا

جمله «او لتعودن» مى رساند كه هدف از تصميم قوم مدين بر تبعيد شعيب و همگامانش بازگرداندن آنان به آيين شرك است. بنابراين همه تهديدات به سبب تحميل اين عقيده باطل بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 91 - 2

2 ـ كافران قوم شعيب پس از تمام شدن حجت الهى بر آنان و اصرارشان به كفرورزى و مبارزه با شعيب و مؤمنان به وى ، به هلاكت رسيدند .

قال الملأ . .. فأخذتهم الرجفة

كلمه «فا» در «فأخذتهم» نزول عذاب را بر قضاياى بيان شده در آيات قبل مرتبط مى سازد و از آن قضاياست، كفرورزى مردم مدين، مبارزه آنان با شعيب و در آخر دعاى شعيب كه خواهان داورى خداوند شد.

1356- كافران مدين و مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 2

2 ـ كافران قوم شعيب بر سر هر كوى و برزن مؤمنان به خدا را مورد تهديد قرار مى دادند و آنان را از سلوك راه خدا بازمى

داشتند .

و لا تقعدوا بكل صرط توعدون و تصدون عن سبيل اللّه من ءامن به

«ايعاد» مصدر «توعدون» به معناى تهديد كردن و به شكنجه و أمثال آن ترساندن است. «من ءامن» مربوط به فعل «توعدون» و «تصدون» است و به اصطلاح اهل ادب مفعولى است «متنازع فيه». گفتنى است كه در برداشت فوق ضمير در «به» به «اللّه» برگردانده شده است.

1357- كافران مستكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 48 - 7

7 ـ كفرپيشگان مستكبر و زراندوز ، ثروت ها و قدرت خويش را موجب مصون ماندن از عذاب هاى الهى مى پندارند .

ما أغنى عنكم جمعكم و ما كنتم تستكبرون

1358- كافران مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 3

3 ـ امداد غيبى خداوند ، در شكست كافران شرك پيشه

و هو خير النّاصرين. سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب بما اشركوا

1359- كافران معاهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 92 - 18

18 ـ لزوم پرداخت خونب ها و نيز آزادسازى يك برده مؤمن در صورت كشتن كافرى از كافران همپيمان *

و ان كان من قوم بينكم و بينهم ميثاق فدية مسلّمة الى اهله و تحرير رقبة مؤمنة

بنابر اينكه مراد از ضمير در «كان»، مقتول باشد ; بدون وصف ايمان. به قرينه فرض سابق كه در آنجا به قيد ايمان تصريح كرد و فرمود: «فان كان ... و هو مؤمن»، ولى در اين فرض «و هو مؤمن» را نياورد.

1360- كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 217 - 16

16 ـ اقدام برخى از مسلمين ( عبداللّه بن جحش و همراهان او ) به جنگ با كفارِ مكه در ماه حرام

يسئلونك عن الشهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه كبير

در شأن نزول آيه آمده كه عبداللّه بن جحش و همراهان او در ماه رجب به گروهى از كفار كه داراى مال التجاره بودند، حمله بردند و آنان را كشته و يا اسير كردند. (مجمع البيان و ديگر تفاسير.)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 27

27 ـ حاكميّت و تسلّط كافران بر سرزمين مكّه و مسلمانان آن ديار ، در صدر اسلام

فالّذين . .. اخرجوا من ديارهم و اوذوا فى سبيلى ... و قتلوا

1361- كافران مكه در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 6

6 ـ خروج كافران مكه به سوى بدر ، در راستاى تلاششان براى بازدارى مردم از راه خدا

و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم . .. و يصدون عن سبيل اللّه

1362- كافران مكه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 12

12 ـ كفرپيشگان مكه در قيامت گردآورى و به سوى جهنم رانده خواهند شد .

و الذين كفروا إلى جهنم يحشرون

1363- كافران مكه و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 8

8 ـ تمسخر حق (قرآن) و آيات الهى، شيوه كافران مكه بوده است.

فسوف تأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

مفاد جمله «كانوا به يستهزءون» ماضى استمرارى است و بيانگر تداوم استهزا از سوى كافران عصر نزول اين سوره است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 52 - 1

1 ـ روش كافران مكه در برخورد با آيات الهى ، همانند روش فرعونيان و كافران پيش از آنان

كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم

«دأب» به معناى عادت و روش است. و چون آيه به دنبال قضاياى جنگ بدر آمده، معلوم مى شود مشبه كافران مكه هستند و تقدير جمله چنين است: داب هؤلاء الكفره كدأب ءال فرعون. قابل ذكر است مراد از ضمير در «قبلهم» آل فرعون هستند.

1364- كافران مكه و اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 33 - 7

7 ـ پيشگويى قرآن از گرايش كافران مكه به اسلام و پذيرش توحيد

و ما كان اللّه معذبهم و هم يستغفرون

1365- كافران مكه و حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 8

8 ـ تمسخر حق (قرآن) و آيات الهى، شيوه كافران مكه بوده است.

فسوف تأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

مفاد جمله «كانوا به يستهزءون» ماضى استمرارى است و بيانگر تداوم استهزا از سوى كافران عصر نزول اين سوره است.

1366- كافران مكه و خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 6

6 ـ كافران مكه معتقد به خدا و معتقد به تأثير او در جهان هستى

و إذ قالوا اللّهم إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة من السماء

1367- كافران مكه و دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 5

5 ـ كافران مكه معتقد به تأثير دعا به درگاه خدا براى تحقق بخشى به درخواست هاى آنان

اللّهم إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة

1368- كافران مكه و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 1،8

1 ـ كافران مكه در پى نزول قرآن به عنوان معجزه، بدون درنگ به تكذيب آن پرداختند.

فقد كذّبوا بالحق لمّا جاءهم

جمله ظرفيه «لمّا جاءهم» به اين نكته اشاره دارد كه تكذيب كافران به مجرد آمدن حق صورت گرفته است.

8 ـ تمسخر حق (قرآن) و آيات الهى، شيوه كافران مكه بوده است.

فسوف تأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

مفاد جمله «كانوا به يستهزءون» ماضى استمرارى است و بيانگر تداوم استهزا از سوى كافران عصر نزول اين سوره است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 31 - 1،2،4

1 ـ تمسك كافران مكه به حيله براى مقابله با آنان

و يمكرون . .. و إذا تتلى عليهم ءايتنا قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا

جمله «إذا تتلى . .. » مى تواند بيان مصداقى از «يمكرون» در آيه قبل باشد.

2 ـ كافران مكه مدعى توان خويش در آوردن آيات و معارفى چون قرآن

قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا مثل هذا

4 ـ كافران مكه معارف قرآن را نوشتار ها و سخنان بى اساس مردمان نخستين قلمداد مى كردند .

إن هذا إلا أسطير الأولين

«اساطير» به معناى نوشتارهاى بى اساس است و «الأولين» به معناى انسانهاى نخستين. گفتنى است كه «اساطير الأولين» مى تواند به اين معنا باشد كه اين اسطوره ها در باره انسانهاى اوليه است و مى تواند به اين معنا باشد كه اينها اسطوره هايى است ساخته و پرداخته انسانهاى نخستين.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 1،2،4

1 ـ كافران مكه از خداوند خواستند چنانچه قرآن حقيقتى از جانب اوست ، آنان را سنگباران كند و يا عذاب دردناك ديگرى بر آنان فروفرستد .

و إذ قالوا . .. فأمطر علينا حجارة

2 ـ نابحق جلوه دادن قرآن با درخواست عذاب از درگاه خدا ، از حيله هاى كافران مكه در مبارزه با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يمكرون . .. و إذ قالوا اللّهم ... فأمطر علينا حجارة من السماء

برخى در توجيه عذاب خواهى كافران (فامطر علينا . .. ) چنين گفته اند كه آنان براى فريب ديگران و يا اقناع خويش اين نفرين را در حق خود روا داشتند تا با اجابت نشدن آن، خويشتن را در انكار قرآن و حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) محق بشمارند. آيه قبل كه سخن از مكر كافران داشت، مى تواند تأييدى براى اين نظريه باشد.

4 ـ كافران مكه مردمانى لجوج و داراى عنادى خاص در برابر رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حقانيت قرآن

فأمطر علينا حجارة من السماء أو ائتنا بعذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 33 - 6،7

6 ـ گرايش كافران مكه به قرآن در آينده دوران بعثت ، دليل گرفتار نشدن آنان به عذاب استيصال ، نه حقانيت ايشان در انكار قرآن

و ما كان اللّه معذبهم و هم يستغفرون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «و هم يستغفرون» حال مقدر باشد. يعنى خداوند اكنون (زمان انكار قرآن) كافران مكه را عذاب نمى كند، در حالى كه در آينده توبه خواهند كرد. گفتنى است كه استغفار و توبه كافر به ايمان آوردن اوست.

7 ـ پيشگويى قرآن از گرايش كافران مكه به اسلام و پذيرش توحيد

و ما كان اللّه معذبهم و هم يستغفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 2

2- « ذكر بودن قرآن » ، وصفى كه كافران مكه با آن آشنا بودند .

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 13 - 2

2- خداوند آيات قرآن را ، على رغم تصميم كافران مكه بر ايمان نياوردن ، در قلب آنان رسوخ داد .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه جمله «لايؤمنون به» جمله حاليه براى «المجرمين» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 5،9

5- بهره كفرپيشگان مكه از آيه هاى بيدارگر قرآن ، تنها تنفر و فرار از آنها بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى ـ روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى ـ نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 8

8 - كافران مكه ، شاهد تأثير ژرف قرآن بر قلب ها و نامطمئن از كارآيى جنجال آفرينى و تدابير خود ، در جلوگيرى از اين تأثيرگذارى

قال الذين كفروا . .. لعلّكم تغلبون

واژه «لعلّ» در موردى به كار مى رود كه نتيجه آن قطعى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 28 - 6

6 - آشكار بودن حقانيت قرآن ، براى كافران مكه

كانوا بأيـتنا يجحدون

واژه «جحد» در مواردى به كار مى رود كه حقانيت چيزى معلوم باشد و در عين حال مورد انكار قرار گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 41 - 7

7 - مخالفت مستمر كافران مكه ، نسبت به آيات قرآن

إنّ الذين كفروا بالذّكر لمّا جاءهم

برداشت ياد شده با توجه به معناى «لمّا» است كه در مورد استمرار زمان به كار مى رود.

1369- كافران مكه و كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 35 - 3

3 ـ كافران مكه به سبب انجام امورى لغو و بيهوده در پيرامون كعبه به عنوان عبادت و نيايش ، مستحق عذاب الهى بودند .

و ما لهم ألا ليعذبهم اللّه . .. و ما كان صلاتهم عند البيت إلا مكاء و تصدية

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «ما كان صلاتهــم . .. » عطف بر «و هم يصدون ... » باشد.

1370- كافران مكه و گناه ارتداد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 12 - 6

6 - كافران مكه ، به رغم اعلام صريح ، هرگز اندكى از گناه ارتداد مسلمانان را ، برعهده نمى گرفتند .

و قال الذين كفروا . .. و لنحمل خطـيـكم و ما هم بحـملين من خطـيـهم من شىء

در «و ما هم بحاملين. ..» دو احتمال وجود دارد: يكى، به قرينه اعلام دروغ بودن ادعاى برعهده گيرى گناه ارتداد، اين است كه آنان، حاضر به قبول گناه نيستند. ديگر اين كه چنين امرى، شدنى نيست. برداشت بالا، بنابراحتمال نخست است.

1371- كافران مكه و محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 30 - 3،5

3 ـ محبوس ساختن يا كشتن و يا تبعيد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از جمله توطئه هاى كافران مكه عليه آن حضرت

ليثبتوك او يقتلوك او يخرجوك و يمكرون

جمله «و يمكرون» بيانگر اين است كه كافران علاوه بر تصميم داشتن به قتل پيامبر(صلی الله علیه و آله) و . .. برنامه هاى ديگرى نيز عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در نظر داشته اند. لذا در برداشت فوق از آن به «از جمله» تعبير شده است.

5 ـ شكست كافران مكه در توطئه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، عبرتى براى همه خائنان به خدا و رسول

لاتخونوا اللّه و الرسول . .. و يمكرون و يمكر اللّه

يادآورى شكست توطئه هاى كافران مكه پس از اشاره به خيانت برخى از مسلمانان براى تفهيم اين حقيقت است كه خائنان به خدا و رسول، هر چند اظهار اسلام كنند، همان گونه كه كافران موفق نشدند، آنان نيز موفق نمى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 4

4 ـ كافران مكه مردمانى لجوج و داراى عنادى خاص در برابر رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حقانيت قرآن

فأمطر علينا حجارة من السماء أو ائتنا بعذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 3،5

3 ـ خروج پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مكه و اقدام آن حضرت به هجرت ، امرى ناخواسته و تحت فشار كافران بود .

إذ أخرجه الذين كفروا

بديهى است كه خروج پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مكه، به اراده خود آن حضرت صورت گرفت ولى از آن جهت كه تحت فشار و جوّ ارعاب بود، خداوند اخراج را به كافران نسبت داده است.

5 ـ موفقيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در خروج از مكه و خلاصى از توطئه كافران ، مرهون نصرت خاص خداوند بود .

نصره اللّه إذ أخرجه الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 1،3

1- خطاب استهزاگرانه و بى ادبانه كافران مكه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هنگام سخن گفتن با آن حضرت

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر

از اينكه كفار، در مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به جاى خطاب مستقيم با اسم و عنوان، با عنوان موصول و غايب آن حضرت را صدا مى زدند و نيز از اينكه به او نسبتى مى دادند كه خود آن را قبول نداشتند، حاكى از نكته فوق است.

3- كافران مكه ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به خاطر ادعاى نزول وحى بر خود ، فردى مجنون و ديوانه مى دانستند .

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر إنك لمجنون

شواهد تاريخى گواهند كه قبل از ادعاى نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) آنان چنين تهمتى را به آن حضرت نسبت نمى دادند، پس اين تهمت به خاطر نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 7 - 3

3- كافران مكه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار آوردن ملائكه به عنوان معجزه بودند .

لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

آوردن ملائكه توسط پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ كه مورد درخواست كفار بود ـ احتمال دارد براى تصديق نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد و احتمال دارد معجزه درخواستى باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 4

4- درخواست نزول ملائكه ، جهت اثبات حقانيت ادعاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى كافران مكه ، بهانه اى بيش نبود .

لو ما تأتينا بالملئكة . .. ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ

قيد «إلاّبالحق» مى تواند احترازى باشد; يعنى، نزول فرشتگان تنها در صورت وجود مصلحت و حكمت تحقق پذير است، در حالى كه در تقاضاى كفار چنين مصلحتى نيست. مضافاً به اينكه «إذاً منظرين» نيز دلالت مى كند بر اينكه آنان، حتى پس از آمدن ملائكه هم حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را نمى پذيرفتند.

1372- كافران مكه و معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 2

2 ـ حق ناپذيرى و عناد و لجاجت شديد كافران مكه در عصر بعثت، در برابر وحى و معجزات الهى

و لو نزلنا عليك كتبا . .. إن هذا إلا سحر مبين

سوره انعام در مكه نازل شده است و بنابراين طبيعى است كه ناظر به مردم آن سامان، خصوصاً مشركان مكه، باشد.

1373- كافران مكه و ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 7 - 5،6

5- ملائكه ، به عنوان موجودات آسمانى شناخته شده براى كافران مكه

قالوا . .. لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

6- كافران و مشركان مكه ، ملائكه را موجوداتى قابل احساس براى همگان مى دانستند .

قالوا . .. لو ما تأتينا بالملئكة

از تعبير «لو ما تأتينابالملئكة» (چرا فرشته اى نمى آورى؟) استفاده مى شود كه آنان، فرشتگان را موجوداتى محسوس و قابل رؤيت مى دانستند.

1374- كافران مكه و نبوت بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 5

5- نزول وحى از جانب خداوند بر بشر ، امرى غير قابل قبول و به دور از عقل و خرد و در حد ديوانگى در بينش كافران مكه

قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر إنك لمجنون

1375- كافران مكه و وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 2

2 ـ حق ناپذيرى و عناد و لجاجت شديد كافران مكه در عصر بعثت، در برابر وحى و معجزات الهى

و لو نزلنا عليك كتبا . .. إن هذا إلا سحر مبين

سوره انعام در مكه نازل شده است و بنابراين طبيعى است كه ناظر به مردم آن سامان، خصوصاً مشركان مكه، باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 4

4- كافران مكه ، نزول وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) را ، ادعايى بيش نمى دانستند .

قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر

ذكر نكردن منشأ نزول ذكر و مجهول آوردن فعل «نُزِّل» و نيز با استهزا بيان كردن آن، مى تواند به منظور ياد شده باشد.

1376- كافران منسى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 7،8

7 ـ خداوند در روز قيامت كافران منكر قيامت را به فراموشى خواهد سپرد و اعتنايى به آنان نخواهد كرد .

فاليوم ننسيهم

8 ـ بى اعتنايى خداوند به كافران و به فراموشى سپردن آنان در آخرت ، سزاى غفلت آنان از قيامت و انكار آيات الهى است .

فاليوم ننسيهم كما نسوا لقاء يومهم هذا و ما كانوا بايتنا يجحدون

حرف «كاف» در «كما نسوا» تعليليه است و «ما» مصدريه ; يعنى «لنسيانهم». همچنين «ما» در «ما كانوا» مصدريه است و عطف بر «ما نسوا»، يعنى: لكونهم باياتنا يجحدون.

1377- كافران ناقض معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 6

6 ـ دشمنان اسلام و كافران حق ستيز در صورت تسلط بر مسلمانان هرگز بر پيمان و پيوند دوستى و خويشاوندى پايبند نخواهند بود .

كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً و لاذمة

1378- كافران نسل نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 48 - 7

7ـ خداوند ، نوح ( ع ) را به پديدآمدن جامعه ها و امتهايى كفرپيشه از نسل او و همراهانش آگاه ساخت .

و أمم سنمتعهم ثم يمسّهم منا عذاب أليم

كلمه «أمم» مبتدا و خبر آن محذوف مى باشد; يعنى: ممن معك أمم سنمتعهم. جمله «يمسهم ...» حكايت از آن دارد كه مقصود از «أمم» در اين بخش از آيه ، امتهاى كافر هستند.

1379- كافران و آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 66 - 1،4

1 - دانش و معرفت درباره آخرت ، خارج از محدوده توان كافران

بل ادّرك علمهم فى الأخرة

«تدارُك» (مصدر «إدارك») عبارت است از پيوستن اجزاى شىء به آن شىء به گونه اى كه از آن اجزا، چيزى باقى نمانده باشد. «ادّارك علمهم فى الأخرة»; يعنى، آنها (كافران) دانششان مصروف جاى ديگرى شده و چيزى از آن باقى نمانده است تا بتوانند آن را درباره آخرت به كار برند. بنابراين آنان نه مجال آن را دارند كه با دلايل علمى، آخرت را رد كنند و نه مجال آن را دارند كه با برهان هاى يقينى آن را اثبات كنند.

4 - كافران ، گرفتار شك و ترديد درباره آخرت

بل هم فى شكّ منها

1380- كافران و آسايش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 95 - 7

7 ـ منكران رسالت انبيا با استناد به وجود سختى ها و آسايش ها در تاريخ نياكان خويش ، دشوارى هاى بيداركننده زندگى خود را پديده اى عادى و خالى از هر گونه هدف و پيام مى پنداشتند .

ثم بدلنا . .. قالوا قد مس ءاباءنا الضراء و السراء

1381- كافران و آيات آفاقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 32 - 5

5- كافران ، از آيات آسمانى خداوند اعراض كرده و روى گردان اند .

و هم عن ءايـتها معرضون

1382- كافران و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 4 - 1،4

1 ـ رويگردانى از هر آيت خداوند، شيوه كافران عصر بعثت

و ما تأتيهم من ءاية من ءايت ربهم إلا كانوا عنها معرضين

4 ـ برخى از كافران در برابر آيات و معجزات، در عين اتمام حجت خداوند بر آنان، سرسختى نشان داده و لجاجت مىورزند.

و ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين

آمدن آيات و معجزات متعدد، گوياى قطع عذر و اتمام حجت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 9

9 ـ رويگردانى، تكذيب و تمسخر، مراحل مبارزه و رويارويى كافران با آيات الهى و قرآن*

ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين. فقد كذّبوا بالحق ... ما كانوا به ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 4

4 ـ اتهام سحر، وسيله اى براى مبارزه كافران با رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيات الهى

لقال الذين كفروا إن هذا إلا سحر مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 5

5 ـ تكذيب قرآن و آيات الهى از سوى برخى كفار، با وجود علم و آگاهى بر حقانيت آن

إن هذا إلا أسطير الأولين . .. بل بدالهم ما كانوا يخفون

چون در آيات قبل سخن از تكذيب قرآن و آيات الهى بود، مراد از «ما كانوا يخفون» مى تواند موارد مذكور باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 33 - 5،12

5 ـ انكار آيات الهى هدف اصلى كافران از تكذيب پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)

فإنهم لا يكذبكونك و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون

12 ـ خداوند تسلّى دهنده پيامبر(صلی الله علیه و آله) با بيان اينكه هدف تكذيب كفار آيات الهى است، نه شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله)

فإنهم لا يكذبكونك و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 52 - 2

2 ـ همگونى روش كافران در طول تاريخ در برخورد با آيات الهى

كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 11

11ـ كفرپيشگان ، مشركان و آنان كه به خدا دروغ مى بندند ، از شنيدن و ديدن آيات الهى ناتوانند .

و من أظلم ممن افترى . .. أُولـئك ... ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 7

7- پاسخ كافران عصر بعثت ، در برابر آيات روشن و دلايل كافى توحيد و اسلام ، بيان وضعيت بهتر اقتصادى و اجتماعى خود نسبت به مؤمنان بود .

قال الذين كفروا للذين ءامنوا . .. أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

لام در «للذين آمنوا» ممكن است براى تبليغ باشد. در اين صورت مؤمنان مخاطب كافران خواهند بود. همچين مى تواند براى تعليل بوده و مراد اين باشد كه كافران، به خاطر مؤمنان و در باره آنان، پرسش يادشده را مطرح كرده بودند.

1383- كافران و ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 27

27- « قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : إذا جمع الله الأولين و الأخرين و قضى بينهم و فرغ من القضاء . . . الكافرون . . . يأتون إبليس فيقولون : . . . قم أنت فاشفع لنا فإنك أنت أضللتنا فيقوم إبليس . . . و يقول عند ذلك : « إن الله وعدكم وعد الحق و وعدتكم فاخلفتكم . . . » ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: آن گاه كه خداوند اولين و آخرين انسانها را جمع كرد و ميان آنان حكم نمود و از حكم كردن فارغ شد . .. كافران ... نزد ابليس آيند و گويند:... تو برخيز و براى ما شفاعت كن; پس همانا تنها تو ما را گمراه كردى. پس ابليس مى ايستد ... و در اين هنگام مى گويد: «إن الله وعدكم وعد الحق و وعدتكم فاخلفتكم...».

1384- كافران و احسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 2

2 - احسان ( نيك كردارى و نيكى كردن به ديگران ) ، هدف و فلسفه درخواست كافران از بازگشت دوباره به زندگى دنيايى

لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين

«إحسان» هم شامل نيكى به خود مى باشد و هم نيكى به ديگران (لسان العرب ). اين واژه در آيه شريفه ممكن است به هر

دو معنا باشد.

1385- كافران و احياى مردگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 82 - 2

2 - تبديل دوباره استخوان هاى پوسيده مردگان به انسانى كامل ، امرى ناممكن در نظر كافران

قالوا أءذا متنا . .. أءنّا لمبعوثون

1386- كافران و ارزشها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 11

11 - استفاده كافران از شعر ، در هجو ارزش هاى الهى و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ذكروا اللّه كثيرًا و انتصروا من بعد ما ظلموا

قيدهاى «ذكروا اللّه كثيراً» و «انتصروا من بعد ما ظلموا» مى تواند نشانگر اين باشد كه شاعران جاهلى، ارزش هاى الهى و شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مسلمانان را هجو مى كردند و خداوند ضمن تشويق شاعران مسلمان به تبليغ ارزش هاى الهى (و ذكروا اللّه كثيراً)، مقابله به مثل را نيز براى آنان تجويز كرده است (وانتصروا من بعد ما ظلموا).

1387- كافران و استماع قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 47 - 5

5- كافران ، مخفيانه اقدام به استماع آيه هاى قرآن نموده و يكديگر را بر اين كار ملامت مى كردند .

نحن أعلم بما يستمعون به . .. و إذ هم نحوى

احتمال دارد مراد از «إذ هم نجوى» - همان گونه كه در برخى شأن نزولها آمده است ـ كافرانى باشد كه مخفيانه، اقدام به استماع سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى كردند و با مشاهده يكديگر به صورت نجوا، به ملامت يكديگر مى پرداختند.

1388- كافران و اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 16،17

16 ـ كافران تا آخرين سال هاى حيات پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از شكست دادن اسلام نااميد شده بودند .

اليوم يئس الذين كفروا من دينكم

چون تمام وقايعى كه آيه شريفه، مى تواند ناظر به آنها باشد ـ با توجه به شأن نزولها ـ در آخرين سالهاى عمر شريف پيامبر(صلی الله علیه و آله) اتفاق افتاده است.

17 ـ اميد كفار و دشمنان اسلام به شكست اسلام ، تا پيش از نزول آيه « اليوم يئس الذين كفروا »

اليوم يئس الذين كفروا من دينكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 57 - 5

5 ـ برخى از اهل كتاب همسو با كافران ، در رويارويى با اسلام

لاتتخذوا الذين . .. من الذين اوتوا الكتب من قبلكم و الكفار أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 58 - 3

3 ـ مبارزه تبليغاتى كافران و اهل كتاب عليه اسلام ، با استهزاى نماز و اذان و بازيچه خواندن آن

و إذا ناديتم إلى الصّلوة اتخذوها هزواً و لعباً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 30 - 4

4 ـ كافران همواره در حال برنامه ريزى و توطئه عليه اسلام و بنياد هاى دين

إذ يمكر بك . .. و يمكرون

جمله «إذ يمكر . .. » گزارشى از مكرهاى گذشته كافران دارد و جمله «يمكرون» خبر از توطئه گريهاى آينده آنان مى دهد. بيان اين خبر با فعل مضارع حاكى از استمرار اين توطئه گريهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 1،3،8،11

1 ـ جوامع كفرپيشه همواره مهياى صرف دارايى هاى خويش براى جلوگيرى از گسترش اسلام

إن الذين كفروا ينفقون امولهم ليصدوا

انفاق مال به معناى مصرف كردن دارايى و هزينه كردن آن است و مراد از «ينفقون»، به قرينه «سينفقونها»، كه اخبار از تحقق سرمايه گذارى است، بيان حالت كافران مى باشد. يعنى كافران براى جلوگيرى از انتشار اسلام آماده سرمايه گذارى هستند و از انفاق مال دريغى ندارند.

3 ـ تلاش كافران و صرف هزينه هاى كلان براى جلوگيرى از گسترش اسلام ، بى اثر است .

ثم تكون عليهم حسرة

8 ـ شكست نهايى ، سرنوشت محتوم كفرپيشگان ستيزه گر عليه اسلام و راه خدا

ثم يغلبون

11 ـ مبارزات گذشته كافران عليه اسلام ، مانع پذيرش آنان در زمره مسلمانان نخواهد شد .

ثم يغلبون و الذين كفروا إلى جهنم يحشرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 38 - 1

1 ـ خداوند ، كافران ستيزه گر عصر بعثت را به ترك مبارزه عليه اسلام و مسلمانان فراخواند .

قل للذين كفروا إن ينتهوا يغفر لهم

انتهاء به معناى پذيرش نهى است ; يعنى انجام ندادن كارى بر اثر نهى شدن از آن. بنابراين با توجه به اينكه متعلق «ينتهوا» شرارتهاى كافران عليه مسلمانان است، جمله «ان ينتهوا» دلالت مى كند كه خداوند كافران را از تعرض به مسلمانان نهى كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 39 - 6،7

6 ـ لزوم ترك مبارزه با كافران در صورت دست برداشتن از فتنه انگيزى عليه اسلام و ايجاد مزاحمت براى گسترش دين خدا

فإن انتهوا فإن اللّه بما يعملون بصير

متعلق «انتهوا» به قرينه فرازهاى پيشين، فتنه انگيزى و جلوگيرى از حاكميت يافتن دين الهى است.

7 ـ خداوند با بيان نظارت خويش بر اعمال كافرانِ دست كشيده از مبارزه عليه اسلام ، مسلمانان صدر اسلام را از غافلگير شدن در توطئه هاى آنان ايمنى بخشيد .

فإن انتهوا فإن اللّه بما يعملون بصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 8

8ـ مؤمنان عصر بعثت ، خواهان ظهور معجزه اى براى گرايش پيدا كردن كافران به اسلام و قرآن بودند .

أفلم ياْيئس الذين ءامنوا أن لو يشاء الله لهدى الناس جميعًا

اعتراض خداوند به مؤمنان با جمله «أفلم ياْيئس الذين ءامنوا» و بيان اين حقيقت كه امر هدايت و ضلالت به دست خداوند است نه وابسته به ارائه معجزه، مى رساند كه مؤمنان خواهان آن بودند كه معجزات درخواستى كافران تحقق يابد، شايد كه آنان هدايت شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 2 - 1،3

1- آرزو و علاقه فراوان كافران به مسلمان بودن ، آن گاه كه فرصتِ اسلام آوردن را از دست بدهند .

ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين

مراد از «يودّ» به قرينه فعل ماضى «كانوا» مطلق دوست داشتن نيست، بلكه به معناى تمنا و آرزوست. و «ربما» در آيه به معناى تكثير استعمال شده است.

3- آرزوى كافران براى پذيرش اسلام ، بسيار كم است . *

ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «ربما» ـ همان گونه كه رايج است ـ در قلّت و «يودّ» در همان معناى خودش (يحبّ) استعمال شود. آيه بعد (ذرهم يأكلوا و يتمتعوا ...) قرينه و تأييدى است بر برداشت فوق.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 7

7- پاسخ كافران عصر بعثت ، در برابر آيات روشن و دلايل كافى توحيد و اسلام ، بيان وضعيت بهتر اقتصادى و اجتماعى خود نسبت به مؤمنان بود .

قال الذين كفروا للذين ءامنوا . .. أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

لام در «للذين آمنوا» ممكن است براى تبليغ باشد. در اين صورت مؤمنان مخاطب كافران خواهند بود. همچين مى تواند براى تعليل بوده و مراد اين باشد كه كافران، به خاطر مؤمنان و در باره آنان، پرسش يادشده را مطرح كرده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 36 - 2

2 - قضاوت كافران درباره اسلام و مسلمانان ، قضاوتى بى اساس و بدون پايه عقلانى و منطقى است .

ما لكم كيف تحكمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 6 - 2

2 - كافرانى كه در ادعا ، آماده سازش بودند ، زمينه پذيرش دين پيامبر (صلی الله علیه و آله) را نداشتند .

و لى دين

1389- كافران و انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 10 - 1،2،3،4

1 ـ بسيارى از رسولان الهى قبل از پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مورد تمسخر و استهزاى كافران قرار گرفتند.

و لقد استهزىء برسل من قبلك

2 ـ درگيرى و مبارزه كافران با پيامبران الهى در طول تاريخ جريان داشته است.

و لقد استهزىء برسل من قبلك

3 ـ تمسخر و استهزاى پيامبران الهى، شيوه كافران در طول تاريخ بوده است.

و لقد استهزىء برسل من قبلك . .. ما كانوا به يستهزءون

4 ـ استهزاى وعيدها و تهديدهاى پيامبران الهى، از شيوه هاى مبارزه كافران با انبيا در طول تاريخ

و لقد استهزىء برسل من قبلك فحاق بالذين سخروا منهم ما كانوا به

بنابراين كه مقصود از «ما كانوا به يستهزءون»، عذاب موعود الهى باشد كه در محتواى پيامهاى انبيا(ع) ذكر مى شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 11 - 4

4 ـ گستردگى دعوت انبيا و مخالفت كافران با آنها، در پهنه زمين

قل سيروا فى الأرض ثم انظروا

«الأرض»، به معناى تمامى زمين است كه به عنوان عرصه سير و مطالعه آثار گذشتگان معرفى شده است لذا چنين برمى آيد كه پيامبران در تمامى زمين حضور داشته و مكذّبان نيز بهمين صورت در زمين پراكنده بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 41 - 3

3- همسانى كافران در طول تاريخ ، در برخورد غير منطقى با رسولان الهى

و لقد استهزئَ برسل من قبلك

برخورد استهزاآميز، بيانگر نداشتن منطق در موضع گيرى ها است و چون پيامبران پيشين و پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) مورد تمسخر كافران قرار گرفته اند; به دست مى آيد كه برخورد كافران همسان بوده و مواضع مشابهى داشته اند.

1390- كافران و اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 28 - 6

6 ـ كافران زشتكردار عصر جاهلى از سر جهل، انجام كارهاى زشت و ناپسند را اجراى فرمان خدا مى پنداشتند.

و إذا فعلوا فحشة قالوا . .. الله أمرنا بها

1391- كافران و ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 134 - 1

1 ـ نيل به سعادت دنيا با ترك ايمان و تقوا ، پندار باطل كفرپيشگان بى تقوا

من كان يريد . .. فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة

خداوند پس از سفارش به تقوا و ترك كفر (وصينا . .. ان اتقوا اللّه)، پاره اى از زيانهاى كفرپيشگى و بى تقوايى را برشمرد و با اين آيه به علتى از علل گرايش به كفر و بى تقوايى، يعنى توهم رسيدن به سعادت دنيا، اشاره مى كند.

1392- كافران و ايمان به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 2

2ـ آنان كه با تلاوت قرآن هدايت نشوند و به سراى آخرت ايمان نياورند ، حتى اگر مردگانى زنده شوند و حقايق آخرت را براى آنان بيان كنند ، هدايت نخواهند يافت .

و لو أن قرءانًا . .. كلّم به الموتى

هر يك از جمله هاى «سيّرت به الجبال» و «قطّعت به الأرض» و «كلّم به الموتى» حكايت از معجزات درخواستى كفرپيشگان دارد كه به مناسبت مى توان گفت: جمله «كلّم به الموتى» حاكى است كه آنان براى باور به آخرت، از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى خواستند تا مردگانى را زنده كند تا از آخرت و دنياى پس از مرگ براى آنان سخن بگويند.

1393- كافران و بازگشت به دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 7،8

7 ـ وعده دروغين برخى كفار مبنى بر اصلاح خويش و تكذيب نكردن آيات الهى در صورت بازگشت به دنيا

فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب . .. و إنهم لكذبون

8 ـ كافران تكذيب كننده آيات الهى حتى در صورت بازگشت به دنيا ايمان نمى آورند.

فقالوا يليتنا نرد . .. و لو ردوا لعادوا لما نهوا عنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 29 - 3

3 ـ برخى كافران، حتى در صورت بازگشت به دنيا، زندگى را منحصر به دنيا دانسته و قيامت را انكار مى كنند.

و لو ردوا لعادوا . .. و قالوا إن هى إلا حياتنا الدنيا

جمله «و قالوا» مى تواند عطف بر جمله «لعادوا» باشد. يعنى اگر به دنيا بازگردند، به همان روش باطل خودروى آورده و باز هم معاد را انكار مى كنند.

1394- كافران و بدعتگذاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 73 - 15

15- كافران ، بدعت گذاران در دين را صميمانه دوست دارند .

لتفترى علينا غيره و إذًا لاَتّخذوك خليلاً

1395- كافران و تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 10

10- تاريخ ، پيامدار درس هاى عبرت براى جوامع كفرپيشه

و كأيّن من قرية . .. أهلكنـهم فلاناصر لهم

1396- كافران و تحليل تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 4

4 ـ كافران به تحليل صحيح تاريخ نپرداخته و از آن پند نمى گيرند.

ألم يروا كم أهلكنا

استفهام توبيخى «ألم يروا» بيانگر اين است كه تاريخ گذشتگان قابليت پندآموزى و عبرت گرفتن دارد، ولى كافران در پى آن نيستند.

1397- كافران و ترويج غنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 6 - 5،8

5 - كافران مكه براى بازداشتن مردم از گوش فرا دادن به آيات قرآن و سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) كنيزان آوازه خوان را مى خريدند و مردم را به آواز مشغول مى كردند .

و من الناس من يشترى لهو الحديث ليضلّ عن سبيل اللّه

منظور از «لهوالحديث» طبق برخى از شأن نزول ها، غنا است كه به وسيله كنيزانى خوانده مى شد. لازم به گفتن است كه طبق اين معنا «اشتراء» حقيقى است.

8 - غنا و نغمه هاى مفسده انگيز ، ابزار كافران براى گمراه كردن مردم از راه خدا است .

و من الناس من يشترى لهو الحديث ليضلّ عن سبيل اللّه

1398- كافران و ترويج لهو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 6 - 2

2 - برخى از كافران عصر پيامبر ، به منظور دور ساختن مردم از هدايت قرآنى ، داستان هاى بيهوده را فرامى گرفتند و ترويج مى دادند .

و من الناس من يشترى لهو الحديث ليضلّ عن سبيل اللّه

درباره اين كه «مراد از «من الناس» در اين آيه و نيز «خريد حديث لهو» چيست؟»، مفسران گفته اند، بعضى از كافرانِ مكه، به كشورهايى مانند ايران مسافرت مى كردند و كتاب هاى افسانه مى خريدند و يا مى آموختند و آنها را به مكه منتقل مى كردند و به منظور مبارزه با قرآن، رواج مى دادند. لازم به ذكر است كه مراد از «سبيل اللّه» در اين آيه، به قرينه آيات آغاز سوره، مى تواند قرآن باشد.

1399- كافران و تقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 134 - 1

1 ـ نيل به سعادت دنيا با ترك ايمان و تقوا ، پندار باطل كفرپيشگان بى تقوا

من كان يريد . .. فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة

خداوند پس از سفارش به تقوا و ترك كفر (وصينا . .. ان اتقوا اللّه)، پاره اى از زيانهاى كفرپيشگى و بى تقوايى را برشمرد و با اين آيه به علتى از علل گرايش به كفر و بى تقوايى، يعنى توهم رسيدن به سعادت دنيا، اشاره مى كند.

1400- كافران و تكذيب عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 11

11- كافران پس از مرگ ، به كلى منكر اعمال زشت دنيوى خويش مى شوند .

الكـفرين . الذين تتوفّـهم الملـئكة ... ما كنّا نعمل من سوء

1401- كافران و توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 7

7- پاسخ كافران عصر بعثت ، در برابر آيات روشن و دلايل كافى توحيد و اسلام ، بيان وضعيت بهتر اقتصادى و اجتماعى خود نسبت به مؤمنان بود .

قال الذين كفروا للذين ءامنوا . .. أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

لام در «للذين آمنوا» ممكن است براى تبليغ باشد. در اين صورت مؤمنان مخاطب كافران خواهند بود. همچين مى تواند براى تعليل بوده و مراد اين باشد كه كافران، به خاطر مؤمنان و در باره آنان، پرسش يادشده را مطرح كرده بودند.

1402- كافران و ثروت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 28 - 4

4 - تأسف و حسرت شديد كافران دوزخى ، از بهره مناسب نبردن از اموال و ثروت خويش و ذخيره نكردن آن براى سعادت اخروى

ما أغنى عنّى ماليه

لحن و سياق اين آيه، مى رساند كه كافران اين سخن را، از روى تأسف و حسرت به زبان مى آورند.

1403- كافران و جلب رضايت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 84 - 12

12- كافران در روز قيامت ، هيچ راهى براى جلب رضايت خداوند نمى يابند .

ثمّ لايؤذن للذين كفروا و لا هم يستعتبون

«إستيعاب» (مصدر يستعتبون) به معناى درخواست از بدى كننده براى بازگشت از بدكارى و جلب رضايت كسى كه به او بدى شده است، مى باشد. بنابراين معناى جمله «و لا هم يستعتبون» چنين خواهد بود: از آنان نخواهند كه عذرخواهى كنند و يا كارى كنند كه خدا از ايشان راضى شود.

1404- كافران و حشر انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 7 - 1،2

1 - گمان كافران ، به برانگيخته نشدن انسان ها در قيامت

زعم الذين كفروا أن لن يبعثوا

2 - اعتقاد كافران به برانگيخته نشدن انسان ها در قيامت ، مبتنى بر گمان است ; نه يقين و علم .

زعم الذين كفروا أن لن يبعثوا

برداشت ياد شده، به اين دليل است كه ماده «زعم»، بيشتر در معناى «ظن» (گمان) و نيز درباره چيزى كه مورد ترديد بوده و اثبات نشده است، به كار مى رود.

1405- كافران و حق بينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 171 - 3

3 - كافران به قرآن از حق شنوى ، حق گويى و حق بينى ، ناتوانند .

و مثل الذين كفروا . .. صم بكم عمى

«صم» و «بكم» و «عمى» به ترتيب: جمع أصم (كر) و أبكم (لال) و أعمى (كور) مى باشند. به نظر مى رسد متعلق «كفروا» به قرينه آيه قبل «ما أنزل اللّه» باشد، يعنى: مثل الذين كفروا بما أنزل اللّه.

1406- كافران و حق شنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 171 - 3

3 - كافران به قرآن از حق شنوى ، حق گويى و حق بينى ، ناتوانند .

و مثل الذين كفروا . .. صم بكم عمى

«صم» و «بكم» و «عمى» به ترتيب: جمع أصم (كر) و أبكم (لال) و أعمى (كور) مى باشند. به نظر مى رسد متعلق «كفروا» به قرينه آيه قبل «ما أنزل اللّه» باشد، يعنى: مثل الذين كفروا بما أنزل اللّه.

1407- كافران و حق گويى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 171 - 3

3 - كافران به قرآن از حق شنوى ، حق گويى و حق بينى ، ناتوانند .

و مثل الذين كفروا . .. صم بكم عمى

«صم» و «بكم» و «عمى» به ترتيب: جمع أصم (كر) و أبكم (لال) و أعمى (كور) مى باشند. به نظر مى رسد متعلق «كفروا» به قرينه آيه قبل «ما أنزل اللّه» باشد، يعنى: مثل الذين كفروا بما أنزل اللّه.

1408- كافران و حقانيت اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 11

11- اِخبار خداوند به آشكار شدن حقانيت اسلام ، براى كافران صدراسلام در آينده

ربما يودّ الذين كفروا . .. فسوف يعلمون

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مفعول و متعلق علم در «يعلمون» حقانيت اسلام باشد كه مورد انكار آنان بود.

1409- كافران و حوادث طبيعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 67 - 2

2 - كافران و ناباوران به رستاخيز ، در زندگى فاقد تكيه گاه مطمئن بوده و در مواجهه با حوادث ، زود خود را مى بازند و دچار يأس و احساس حرمان مى شوند .

لو نشاء . .. فظلتم تفكّهون . إنّا لمغرمون . بل نحن محرومون

روى سخن در اين آيات، با كافران و كسانى است كه در برابر مسأله معاد، موضع گيرى ناباورانه دارند.

1410- كافران و درخواست معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 20 - 3

3 ـ كفرپيشگان عصر بعثت ـ على رغم نزول پى در پى آيات و سوره هاى قرآن ـ خواستار نزول معجزه اى ديگر بودند .

و يقولون لو لا أنزل عليه ءاية من ربه

1411- كافران و دعوت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 171 - 2

2 - كفرپيشگان از دعوت پيامبران جز فرياد و سر و صدا ، چيز ديگرى در نمى يابند .

و مثل الذين كفروا كمثل الذى ينعق بما لايسمع إلا دعاءً و نداءً

بر اساس توضيح برداشت قبل، معناى جمله «مثل الذين كفروا . .. إلا دعاءً و نداءً» چنين مى شود: مَثَل كافران در ارتباط با دعوت كنندگان به ايمان مَثَل گوسفندان و چوپان آنهاست; همان گونه كه گوسفندان از سخن و امر و نهى چوپان چيزى جز فرياد نمى فهمند، كافران نيز از دعوت پيامبران حقيقتى را درك نمى كنند.

1412- كافران و دعوت به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 58 - 12

12 - كافران مجرم ، تنها ، منكر رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) نبودند ، بلكه هر دعوت كننده به خدا را ، ياوه سرا مى دانستند .

ليقولنّ الذين كفروا إن أنتم إلاّ مبطلون

با اين كه خداوند، آورنده معجزه را، تنها پيامبر(صلی الله علیه و آله) معرفى فرموده است (لئن جئتهم) اما آنان در جواب، جمعى را مخاطب قرار مى دهند (إن أنتم. ..) اين حقيقت را حكايت مى كند كه آنان، هر دعوت كننده اى را داراى چنان وصفى مى پندارند.

1413- كافران و دعوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 171 - 9

9 - از امام باقر ( ع ) درباره آيه فوق روايت شده : « مثل الذين كفروا فى دعائك إياهم أى مثل الداعى لهم إلى الإيمان كمثل الناعق فى دعائه المنعوق به من البهائم التى لاتفهم و إنما تسمع الصوت فكما ان الأنعام لايحصل ل ها من دعاء الراعى إلا السماع دون تفهم المعنى فكذلك الكفار لايحصل لهم من دعائك إياهم إلى الإيمان إلا السماع دون تفهم المعنى ;

مثل تو اى رسول ما در دعوت اين كافران، به سان چوپانى است كه گوسفندان را فرا مى خواند و آن گوسفندان نمى فهمند او چه مى گويد و تنها صدايى مى شنوند. پس همان طور كه گوسفندان از فرياد چوپان غير از صدا، معنايى نمى فهمند، كافران نيز از دعوت تو آنها را به ايمان غير از شنيدن صدا هيچ معنايى نمى فهمند».

1414- كافران و دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 1

1 ـ تبديل دين خدا به مجموعه اى از امور واهى و بازدارنده از سعادت و كمال ، ويژگى كفرپيشگان

حرمهما على الكفرين. الذين اتخذوا دينهم لهواً و لعباً

الف: مراد از «دينهم» دين الهى است و اضافه آن به مردم اشاره به اين حقيقت دارد كه منفعت برنامه هاى دينى و قوانين شريعتهاى الهى به خود انسانها مى رسد. ب: «اتخذوا» از افعال تصيير است. يعنى: بدلوا دين اللّه لهوا و لعبا. و تبديل دين خدا به لهو و لعب به اين است كه پيرايه هايى را بر دين ببندند تا دين مجموعه اى از لهو و لعب جلوه كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 37 - 2

2 ـ كافران ستيزه گر با دين ، پليد هستند و اهل ايمان ، پاك .

ليميز اللّه الخبيث من الطيب

1415- كافران و ربوبيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 55 - 8

8 ـ كافران و مشركان ، منكر ربوبيت مطلق خدا هستند و همواره در برابر آن ايستاده و در اين راه پشتيبان يكديگراند .

و يعبدون من دون اللّه . .. و كان الكافر على ربّه ظهيرًا

«الف و لام» در كلمه «الكافر» براى استغراق است و اين كلمه شامل تمامى كافران مى شود. «ظهير» (فعيل به معناى فاعل) نيز به معناى معين و پشتيبان است. گفتنى است آمدن فعل «كان» در آغاز مبتدا و خبر، بيانگر استمرار خبر براى مبتدا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 29 - 2

2 - كشف و ظهور ربوبيت بى همتاى الهى در قيامت ، براى كافران

و قال الذين كفروا ربّنا

از اقرار كافران به ربوبيت الهى (ربّنا)، مطلب بالا استفاده مى شود.

1416- كافران و رسالت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 58 - 12

12 - كافران مجرم ، تنها ، منكر رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) نبودند ، بلكه هر دعوت كننده به خدا را ، ياوه سرا مى دانستند .

ليقولنّ الذين كفروا إن أنتم إلاّ مبطلون

با اين كه خداوند، آورنده معجزه را، تنها پيامبر(صلی الله علیه و آله) معرفى فرموده است (لئن جئتهم) اما آنان در جواب، جمعى را مخاطب قرار مى دهند (إن أنتم. ..) اين حقيقت را حكايت مى كند كه آنان، هر دعوت كننده اى را داراى چنان وصفى مى پندارند.

1417- كافران و رؤيت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 10

10 ـ « عن أبى جعفر ( ع ) إذا أراد اللّه قبض روح الكافر ، قال : يا ملك الموت انطلق أنت و أعوانك إلى عدوّى . . . فاقبض روحه حتّى تكبه فى النار . . . فإذا بلغت الحلقوم ضربت الملائكة وجهه و دبره . . . و ذلك قوله « يوم يرون الملائكة لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجراً محجوراً » . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است: زمانى كه خداوند اراده قبض روح كافر را كند، به ملك الموت امر مى نمايد كه همراه يارانت به سوى دشمن من برويد. .. پس بگير روحش را تا آنكه او را به روى در آتش افكنى ... آن هنگام كه جان او به گلو مى رسد، ملائكه بر صورت و پشت او مى زنند ... و اين سخن خداوند است: «يوم يرون الملائكة لابشرى يومئذ للمجرمين...».

1418- كافران و زينتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 32 - 9

9 ـ جواز استفاده مؤمن و كافر از زيباييها و روزيهاى پاكيزه خدا در دنيا

قل هى للذين ءامنوا فى الحيوة الدنيا خالصة يوم القيمة

كلمه «خالصة» حال است براى «هى» و «يوم القيامة» متعلق به آن مى باشد. ذكر نشدن اين كلمه در مورد «الحياة الدنيا» حاكى از انحصارى نبودن مواهب دنيا براى مؤمنان است. يعنى: قل هى للذين آمنوا و لغير هم فى الحياة الدنيا و لهم خالصة يوم القيامة.

1419- كافران و سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 95 - 7

7 ـ منكران رسالت انبيا با استناد به وجود سختى ها و آسايش ها در تاريخ نياكان خويش ، دشوارى هاى بيداركننده زندگى خود را پديده اى عادى و خالى از هر گونه هدف و پيام مى پنداشتند .

ثم بدلنا . .. قالوا قد مس ءاباءنا الضراء و السراء

1420- كافران و سخنان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 47 - 1،3،4

1- آگاهى كامل خداوند ، به هدف ها و انگيزه هاى كافران در گوش فرا دادن به كلمات پيامبر (صلی الله علیه و آله)

نحن أعلم بما يستمعون به

«با» در «بما» براى سببيت است. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: ما به غرض و انگيزه اى كه كافران به خاطر آن به

سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) گوش فرامى دهند علم داريم.

3- كافران ، به منظور خنثى كردن سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نجوا و گفت و گوى سرّى مى پرداختند .

نحن أعلم بما يستمعون به . .. و إذ هم نحوى إذ يقول

«إذ هم نجوى» و إذ يقول الظالمون» بدل «إذ يستمعون إليك» است. با توجه به اين نكته، معناى آيه چنين مى شود: ما آگاهترين هستيم به غرض كافران در گوش فرا دادن به سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ كه تهمت زدن [سحرزدگى] به اوست ـ و آگاه هستيم از نجوا و گفت وگوى آنان. چنين بيانى حكايت از آن دارد كه غرض آنها از گوش دادن، تمهيد و آماده شدن براى خنثى سازى سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده است.

4- خداوند ، با افشاى انگيزه هاى كافران در گوش فرا دادن به سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آنان را مورد تهديد قرار داد .

نحن أعلم . .. و إذ هم نحوى

اعلام اطلاع خداوند از گوش دادن كافران به سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آگاهى از گفت وگوى آنها، براى تهديد و هشدار به آنان است.

1421- كافران و سنّت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 104 - 6

6 ـ پايبندى كفرپيشگان به افكار و آراء گذشتگان خويش مانع پذيرش تعاليم قرآن و رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

و إذا قيل لهم تعالوا . .. قالوا حسبنا ما وجدناعليه ءاباءنا

1422- كافران و شعر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 11

11 - استفاده كافران از شعر ، در هجو ارزش هاى الهى و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ذكروا اللّه كثيرًا و انتصروا من بعد ما ظلموا

قيدهاى «ذكروا اللّه كثيراً» و «انتصروا من بعد ما ظلموا» مى تواند نشانگر اين باشد كه شاعران جاهلى، ارزش هاى الهى و شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مسلمانان را هجو مى كردند و خداوند ضمن تشويق شاعران مسلمان به تبليغ ارزش هاى الهى (و ذكروا اللّه كثيراً)، مقابله به مثل را نيز براى آنان تجويز كرده است (وانتصروا من بعد ما ظلموا).

1423- كافران و شكست مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 30 - 5

5 - كافران ، همواره در كمين شكست و اضمحلال جامعه مؤمنان اند .

إنّهم منتظرون

متعلق انتظارِ كافران، به قرينه دشمنى آنان با مؤمنان، مى تواند انتظار شكست مؤمنان باشد.

1424- كافران و شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 16

16 ـ كافران و منكران آيات الهى تحت نفوذ و ولايت شياطين هستند.

ذلك من ءايت الله . .. إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لا يؤمنون

جمله «ذلك من آيات الله» در آيه قبل مى تواند بيانگر متعلق «لا يؤمنون» باشد.

1425- كافران و صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 2

2 ـ حضور طيف خاصى از مؤمنان نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله)، براى برخى كافران ناخوشايند بود.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم

سبب نزول نقل شده در ذيل اين آيه و نيز لحن آن، گواه چگونگى تركيب ياران پيامبر(صلی الله علیه و آله) و فقر آنان و نيز نداشتن موقعيت اقتصادى و شؤون اجتماعى است. و همين امر موجب اعتراض و واكنشهايى از سوى كافران ثروتمند و قدرتمند مى گشته است.

1426- كافران و طاغوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 9

9 ـ طاغوت ها ، شيطانند و كافران ، ياوران آنها

و الّذين كفروا يقاتلون فى سبيل الطّاغوت فقاتلوا اولياء الشّيطان

بدان احتمال كه مراد از شيطان همان طاغوت باشد ; در اين صورت مقصود از اولياء شيطان ـ به دليل فاى تفريع ـ كافران خواهد بود.

1427- كافران و طيبات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 32 - 9

9 ـ جواز استفاده مؤمن و كافر از زيباييها و روزيهاى پاكيزه خدا در دنيا

قل هى للذين ءامنوا فى الحيوة الدنيا خالصة يوم القيمة

كلمه «خالصة» حال است براى «هى» و «يوم القيامة» متعلق به آن مى باشد. ذكر نشدن اين كلمه در مورد «الحياة الدنيا» حاكى از انحصارى نبودن مواهب دنيا براى مؤمنان است. يعنى: قل هى للذين آمنوا و لغير هم فى الحياة الدنيا و لهم خالصة يوم القيامة.

1428- كافران و ظلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 1 - 14

14 ـ عن أبى ابراهيم قال: . .. «ثم الذين كفروا بربهم يعدلون» قال: يعدلون بين الظلمات و النور و بين الجور و العدل.

امام كاظم(ع) درباره آيه «ثم الذين . .. » فرمود: (كافرانى كه براى خدا انباز مى گيرند)، ظلمت و نور و ظلم و عدل را برابر قرار مى دهند.

1429- كافران و ظلمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 1 - 14

14 ـ عن أبى ابراهيم قال: . .. «ثم الذين كفروا بربهم يعدلون» قال: يعدلون بين الظلمات و النور و بين الجور و العدل.

امام كاظم(ع) درباره آيه «ثم الذين . .. » فرمود: (كافرانى كه براى خدا انباز مى گيرند)، ظلمت و نور و ظلم و عدل را برابر قرار مى دهند.

1430- كافران و عبادت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 19 - 4

4 - ازدحام كافران و مشركان در اطراف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى مشاهده عبادت و نماز آن حضرت

كادوا يكونون عليه لبدًا

مفسران و اهل لغت، «لِبَد» را به ازدحام معنا كرده و درباره مرجع ضمير فاعلى «كادوا» و «يكونون» دو نظر ارائه داده اند. برخى آن را مشركان و كافران مكه و برخى ديگر آن را مؤمنان جن دانسته اند كه براى استماع قرآن كريم در اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) ازدحام مى كردند. برداشت ياد شده، مبتنى بر نظر نخست است.

1431- كافران و عدالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 1 - 14

14 ـ عن أبى ابراهيم قال: . .. «ثم الذين كفروا بربهم يعدلون» قال: يعدلون بين الظلمات و النور و بين الجور و العدل.

امام كاظم(ع) درباره آيه «ثم الذين . .. » فرمود: (كافرانى كه براى خدا انباز مى گيرند)، ظلمت و نور و ظلم و عدل را برابر قرار مى دهند.

1432- كافران و عذاب دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 37 - 14

14ـ كفرپيشگان و ستمگران ، در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى اند .

و لاتخـطبنى فى الذين ظلموا إنهم مغرقون

1433- كافران و عقيده باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 21 - 5

5ـ كافران ، به پوچى و بى اساس بودن بافته هاى دروغين و عقايد واهى خويش ، پى خواهند برد .

و ضلّ عنهم ما كانوا يفترون

1434- كافران و فروع دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 43 - 6

6 - مكلف بودن كافران به فروع دين و انجام فرائض ( همچون نماز )

يدعون إلى السجود و هم سـلمون

1435- كافران و فصاحت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 103 - 9

9- فصاحت عالى قرآن و بيان روشن آن ، مورد قبول همگان حتى كافران و مشركان

و هـذا لسان عربىّ مبين

استدلال خداوند در ردّ ادعاى كافران، مبتنى است بر آنكه فصاحت قرآن مورد قبول آنها باشد.

1436- كافران و فهم دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 171 - 4،6

4 - ناتوانى كفرپيشگان از ديدن و شنيدن حقايق دينى و بازگويى آنها ، ايشان را از درك معارف دين و حقايق قرآن ، محروم كرده است .

صم بكم عمى فهم لايعقلون

مفعول «لايعقلون» معارف الهى و حقايق قرآن (ما أنزل اللّه) است.

6 - كفرپيشگان بر اثر ترك پرسش و جستجو از حقايق و معارف دين ، از درك آنها ناتوان و محرومند .

بكم . .. فهم لايعقلون

تفريع جمله «فهم لايعقلون» بر لال بودن كفرپيشگان مى تواند اشاره به اين باشد كه: از ابزار شناخت حقيقت، جستجوى آن با پرسش و تحقيق است و كفرپيشگان از اين ابزار محرومند; يعنى، در پى يافتن حقيقت نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 65 - 9

9 ـ جوامع كفرپيشه ، جوامعى به دور از درك حقايق دين و معارف الهى

بأنهم قوم لايفقهون

با توجه به اينكه ايمان و كفر تعيين كننده توانايى و ناتوانى دانسته شده، معلوم مى شود مفعول حذف شده از «لايفقهون» همان حقايق و معارف است كه اهل ايمان بدان باور دارند.

1437- كافران و قدرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 29 - 4

4 - تأسف و حسرت شديد كافران دوزخى ، از بهره مناسب نبردن از قدرت و توانمندى خويش و ذخيره نكردن آن براى سعادت اخروى

هلك عنّى سلطـنيه

1438- كافران و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 104 - 6

6 ـ پايبندى كفرپيشگان به افكار و آراء گذشتگان خويش مانع پذيرش تعاليم قرآن و رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

و إذا قيل لهم تعالوا . .. قالوا حسبنا ما وجدناعليه ءاباءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 9

9 ـ رويگردانى، تكذيب و تمسخر، مراحل مبارزه و رويارويى كافران با آيات الهى و قرآن*

ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين. فقد كذّبوا بالحق ... ما كانوا به ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 10،12

10 ـ افسانه خواندن قرآن، از شيوه هاى مبارزه كافران و مشركان با اسلام

حتى إذا جاءوك يجدلونك يقول الذين كفروا إن هذا إلا أسطير الأولين

12 ـ ناتوانى كافران از مقابله با قرآن و پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)

حتى إذا جاءوك يجدلونك يقول الذين كفروا إن هذا إلا أسطير الأولين

پناه بردن مشركان به جدل و اتهام، گوياى اين است كه هيچ راه منطقى و صحيحى براى مقابله با قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) وجود نداشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 26 - 3،4،7

3 ـ افسانه خواندن قرآن و كهنه دانستن مطالب آن، از ترفندهاى كافران براى جلوگيرى از گوش فرادادن مردم به آن

إن هذا إلا أسطير الأولين. و هم ينهون عنه

«اول» به معناى آغاز است، و مراد كافران از اين اتهام كهنه بودن مطالب قرآن مى تواند باشد.

4 ـ كافران با پرهيز از گوش فرا دادن به قرآن و جلوگيرى مردم از آن، ناخودآگاه خود را به هلاكت مى افكنند.

و إن يهلكون إلا أنفسهم و ما يشعرون

7 ـ ترفندهاى كافران براى مبارزه با قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بى ثمر و موجب هلاكت خود آن ها مى شود.

و هم ينهون عنه و ينئون عنه و إن يهلكون إلا أنفسهم

صدر آيه بيان مبارزه كافران با اسلام و قرآن است. لذا جمله «إن يهلكون» مى تواند ناظر به اين نكته باشد كه سرانجام اين مبارزه شكست و هلاكت خود آنان است، نه قرآن و اسلام.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 5

5 ـ تكذيب قرآن و آيات الهى از سوى برخى كفار، با وجود علم و آگاهى بر حقانيت آن

إن هذا إلا أسطير الأولين . .. بل بدالهم ما كانوا يخفون

چون در آيات قبل سخن از تكذيب قرآن و آيات الهى بود، مراد از «ما كانوا يخفون» مى تواند موارد مذكور باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 105 - 5

5 ـ آيات گوناگون قرآن مايه تقويت بينش آگاهان و منجر به بهانه جويى كافران خواهد شد.

و ليقولوا درست و لنبينه لقوم يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 204 - 4،5

4 ـ خداوند كافران را به گوش فرادادن به آواى قرآن فراخواند .

هذا بصائر من ربكم . .. إذا قرى القرءان فاستمعوا له

برداشت فوق مبتنى بر اين است كـــه خطاب در «فاستمعوا . .. » شامل كافران نيز باشد.

5 ـ گوش سپارى كافران به آواى قرآن ، زمينه ساز دستيابى آنان به هدايت و رحمت الهى خواهد شد .

و إذا قرى القرءان فاستمعوا له و أنصتوا لعلكم ترحمون

چنانچه خطاب در آيه شامل كافران باشد، مصداق مورد نظر از رحمت در «ترحمون» هدايت خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 31 - 3،5

3 ـ اظهار آگاهى كافران از محتواى قرآن و غير مهم جلوه دادن آن ، از حيله هاى آنان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يمكرون . .. قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا مثل هذا إن هذا إلا أسطير

جمله «ان هذا . .. » دلالت مى كند بر اينكه مقصود از «مثل هذا» همانندى در محتواى قرآن بوده است.

5 ـ معرفى قرآن به عنوان افسانه هاى كهن و دروغين از ترفند هاى كافران براى مقابله با قرآن

قالوا . .. إن هذا إلا أسطير الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 8

8ـ مؤمنان عصر بعثت ، خواهان ظهور معجزه اى براى گرايش پيدا كردن كافران به اسلام و قرآن بودند .

أفلم ياْيئس الذين ءامنوا أن لو يشاء الله لهدى الناس جميعًا

اعتراض خداوند به مؤمنان با جمله «أفلم ياْيئس الذين ءامنوا» و بيان اين حقيقت كه امر هدايت و ضلالت به دست خداوند است نه وابسته به ارائه معجزه، مى رساند كه مؤمنان خواهان آن بودند كه معجزات درخواستى كافران تحقق يابد، شايد كه آنان هدايت شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 2 - 2

2- آرزوى عميق كافران به تسليم شدن در برابر قرآن ، به هنگام مواجهه با عذاب الهى يا مرگ

تلك ءايـت الكتـب و قرءان مبين . ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين

محتمل است كه متعلق «كفروا» قرآن باشد كه در آيه قبل آمده است و آرزوى كفار به تسليم بودن، بنابر قاعده، بايد پس از مواجهه با حادثه اى باشد كه رهايى از آن ممكن نيست و آن همانا عذاب مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 4 - 1

1 ـ كافران ، منكر نزول وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودند و قرآن را دروغ و ساخته و پرداخته او مى دانستند .

و قال الذين كفروا إن هـذا إلاّ إفك افتريه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 18

18 - قرآن كريم در نگاه كافران ، فراتر از كلام عادى است و تأثيرى در حد سحر دارد .

و قال الذين كفروا للحقّ لمّا جاءهم إن هـذا إلاّ سحر مبين

از سحر دانستن قرآن، استفاده مى شود كه مشركان، قرآن را كلامى فراتر از كلام معمولى و داراى تأثيرى فوق العاده مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 4

4 - كفرپيشگان حق ستيز ، ناتوان از برخورد منطقى با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

و قال الذين كفروا لاتسمعوا لهـذا القرءان و الغوا فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 12

12- روحيه استكبارى ، عامل اصلى مخالفت كافران با قرآن و نه شبهات اصولى و ترديد در ارزش آن

و شهد شـهد . .. فـامن و استكبرتم

تصريح خداوند بر استكبار كافران، على رغم ايمان حق گرايان به قرآن، اشاره به مطلب بالا دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 2 - 6

6 - اعتراف ضمنى كافران ، به تأثير شگرف و خارق العاده قرآن و معجزات پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إن يروا ءاية . .. و يقولوا سحر مستمرّ

وصف «سحر مستمرّ» گرچه در مقام تنقيص بيان شده; اما به طور غير مستقيم به تأثير خارق العاده كارها و گفته هاى اعجازى پيامبر(صلی الله علیه و آله) اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 36 - 3

3 - قرآن و كلام الهى ، داراى جاذبه بسيار ; حتى براى كافران لجوج و حق ناپذير

فمالِ الذين كفروا قبلك مهطعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 3

3 - روى گردانى كافران از قرآن ، به دليل ناتوانى آنان از درك مفاهيم آن است و افسانه دانستن آن ، بهانه اى بيش نيست .

قال أسـطير الأوّلين . كلاّ بل ران على قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 23 - 5

5 - تكذيب قرآن از سوى كافران ، ظاهرى بوده و به دروغ بودن آن باور نداشتند .

و اللّه أعلم بما يوعون

تقابل اين آيه با آيه قبل، بيانگر آن است كه گرچه كافران به زبان قرآن را تكذيب مى كردند; ولى خداوند بهتر مى داند كه در درون آنان از تكذيب قرآن خبرى نبود.

1439- كافران و قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 7 - 12

12ـ كفرپيشگان ، قيامت را امرى گزاف و طرح آن را از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) چون سحر ، نيرنگى روشن قلمداد مى كردند .

إن هـذا إلاّ سحر مبين

«هـذا» به گفتار پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر زنده شدن مردگان و برپايى قيامت اشاره دارد. اطلاق «سحر» بر اين گفتار و ادعا، از باب تشبيه است و وجه شبه آن بطلان و نيرنگ مى باشد; يعنى، اين سخن ظاهرى فريبنده و باطنى پوچ و بى اساس دارد و در بطلان و نيرنگ بازى، همانند سحر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 28 - 7

7 - كافران ، در پى تحقق قابل مشاهده قيامت بودند .

و يقولون متى هـذا الفتح

«فتح» مى تواند به معناى «فصل» باشد. در اين صورت، به قرينه آيه بيست و پنج و آيه بعد، مراد از «هـذا الفتح» مى تواند قيامت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 32 - 4

4 - كافران مستكبر ، مدعى نامفهوم بودن قيامت براى ايشان

قلتم ما ندرى ما الساعة

1440- كافران و كتاب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 1

1 ـ در صورت نزول كتابى ملموس از سوى خداوند بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، كفرورزان آن را سحر خواهند دانست.

و لو نزلنا عليك كتبا فى قرطاس فلمسوه بأيديهم لقال الذين كفروا إن هذا إلا سحر مبي

1441- كافران و كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 33 - 4

4- كافران دوران هاى قبل از اسلام در برخورد با كتاب آسمانى خويش ، مثل كافران صدراسلام عمل مى كردند .

هل ينظرون إلاّ أن تأتيهم الملـئكة أو يأتى أمر ربّك كذلك فعل الذين من قبلهم

1442- كافران و كتمان حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 42 - 8،11

8 ـ پشيمانى و تأسف شديد كافران در قيامت از كتمان كردن حقايق در دنيا

يومئذ يودّ الذين كفروا و عصوا الرسول . .. و لا يكتمون اللّه حديثاً

بنابر اينكه «لا يكتمون» عطف بر جمله «تسوّى» باشد.

11 ـ شرمسارى و پشيمانى كافران در قيامت ، از كتمان حقانيت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و عصوا الرسول . .. و لا يكتمون اللّه حديثاً

مصداق مورد نظر از كتمان حديث در آيه شريفه، به دليل «كفروا و عصوا الرسول»، كتمان حقّانيّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 9 - 11

11 ـ كافران به رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، حق پوش و مغالطه كارند.

و للبسنا عليهم ما يلبسون

«يلبسون»، فعل مضارع و بيانگر استمرار تلبيس كافران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 12 - 5

5 ـ خوددارى كافران از اعتراف به مالكيت مطلق خداوند، على رغم آگاهى بدان

قل لمن ما فى السموت و الأرض قل للّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 5

5 ـ تكذيب قرآن و آيات الهى از سوى برخى كفار، با وجود علم و آگاهى بر حقانيت آن

إن هذا إلا أسطير الأولين . .. بل بدالهم ما كانوا يخفون

چون در آيات قبل سخن از تكذيب قرآن و آيات الهى بود، مراد از «ما كانوا يخفون» مى تواند موارد مذكور باشد.

1443- كافران و گواهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 52 - 2

2 - كافران و مشركان ، با رو به رو شدن با گواهى شاهدان عليه خود ، به عذرخواهى خواهند پرداخت .

و يوم يقوم الأشهـد . يوم لاينفع الظـلمين معذرتهم

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه عبارت «يوم لاينفع . ..» بدل براى «يوم يقوم الأشهاد» مى باشد.

1444- كافران و مالكيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 12 - 3،5

3 ـ كافران، معترف به مالكيت مطلق خداوند بر جهان هستى

قل لمن ما فى السموت و الأرض قل للّه

جواب خداوند به سؤال مطرح شده و منتظر جواب كافران نماندن، بداهت و مورد اعتراف بودن جواب را مى رساند.

5 ـ خوددارى كافران از اعتراف به مالكيت مطلق خداوند، على رغم آگاهى بدان

قل لمن ما فى السموت و الأرض قل للّه

1445- كافران و ماههاى حرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 37 - 12

12 ـ « عن رسول اللّه فى قوله تعالى « يحلونه عاماً و يحرمونه عاماً » كانوا يحرّمون المحرم عاماً و يستحلون صفر و يحرّمون صفر عاماً و يستحلّون المحرّم . . . ;

از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره آيه فوق روايت شده است: [كافران] يك سال، محرم را ماه حرام و صفر را حلال و يك سال، صفر را ماه حرام و محرم را حلال مى شمردند».

1446- كافران و مثالهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 26 - 8

8 - كافران ، تمثيل به پشه و مانند آن را امرى ناروا ، نامعقول و به دور از شأن خداوند مى پنداشتند .

و أما الذين كفروا فيقولون ماذا أراد اللّه بهذا مثلا

با توجه به اينكه كفرپيشگان قرآن را نپذيرفته بودند معلوم مى شود: جمله «ماذا أراد اللّه . ..; خداوند چه هدفى را از اين مثلها تعقيب مى كند» بدين معنا نيست كه آنان باور داشتند كه اين مثلها از جانب خداوند است و در توجيه آنها درمانده بودند; بلكه مقصود آنان اين بود كه چون آن گونه مثلها ناپسند، بى هدف و نامعقول است، نمى تواند نازل شده از جانب

خداوند باشد.

1447- كافران و محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 4

4 ـ اتهام سحر، وسيله اى براى مبارزه كافران با رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيات الهى

لقال الذين كفروا إن هذا إلا سحر مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 9 - 3

3 ـ گريز كفرپيشگان بهانه جو از ايمان به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، با درخواست معجزاتى غيرعملى

و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 10 - 5

5 ـ استهزاى كفار نسبت به پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، با درخواست نزول كتاب ملموس و مشاهده فرشتگان

و لو نزلنا عليك كتبا فى قرطاس فلمسوه . .. و لقد استهزىء برسل من قبلك

يادآورى استهزا شدن انبياى گذشته براى تسلى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، پس از بيان بهانه جوييها و توقّعات بيجاى كافران چنين مى نمايد كه همين بهانه جوييها، از مصاديق استهزاگرى كافران در مورد رسولان الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 12

12 ـ ناتوانى كافران از مقابله با قرآن و پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)

حتى إذا جاءوك يجدلونك يقول الذين كفروا إن هذا إلا أسطير الأولين

پناه بردن مشركان به جدل و اتهام، گوياى اين است كه هيچ راه منطقى و صحيحى براى مقابله با قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) وجود نداشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 26 - 2،7

2 ـ پرهيز كافران مكه در صدر اسلام از گوش فرادادن به قرآن و سخنان آسمانى پيامبر(صلی الله علیه و آله)

و ينئون عنه

«نَأَىَ» به معنى دور شدن است و «ينئون عنه» يعنى مشركان از قرآن و وحى دورى مى گزينند.

7 ـ ترفندهاى كافران براى مبارزه با قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بى ثمر و موجب هلاكت خود آن ها مى شود.

و هم ينهون عنه و ينئون عنه و إن يهلكون إلا أنفسهم

صدر آيه بيان مبارزه كافران با اسلام و قرآن است. لذا جمله «إن يهلكون» مى تواند ناظر به اين نكته باشد كه سرانجام اين

مبارزه شكست و هلاكت خود آنان است، نه قرآن و اسلام.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 33 - 3،5،9

3 ـ پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) مورد تكذيب و زخم زبان و آزار كافران بود.

قد نعلم إنه ليحزنك الذى يقولون

5 ـ انكار آيات الهى هدف اصلى كافران از تكذيب پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)

فإنهم لا يكذبكونك و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون

9 ـ لجاجت كفار و مقابله آنها به پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در عين آگاهى از حقانيت آن حضرت

فإنهم لا يكذبكونك و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 184 - 1،2

1 ـ كفرپيشگان عصر بعثت ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به سبب دعوت به توحيد و معاد ، فردى مجنون مى پنداشتند .

أو لم يتفكروا ما بصاحبهم من جنة

«جنة» به معناى ديوانگى است. به دليل آيات بعد كه مسأله قيامت و توحيد مطرح شده است، مى توان گفت اين دو مسأله در بين معارف الهى بيشترين نقش را در متهم كردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به جنون داشته است.

2 ـ خداوند كفرپيشگان را به تفكر در ادعاى ناصوابشان ( مجنون پنداشتن پيامبر ) فراخواند .

أو لم يتفكروا ما بصاحبهم من جنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 30 - 1،2

1 ـ خداوند با برنامه هاى خويش ، مكر كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) را نافرجام ساخت .

إذ يمكر . .. و يمكر اللّه و اللّه خير المكرين

2 ـ توطئه گرى هاى كافران مكه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نجات وى از آن توطئه ها با برنامه هاى الهى ، امرى شايسته و بايسته به ياد داشتن

إذ يمكر بك الذين كفروا . .. و اللّه خير المكرين

«إذ يمكر . .. » عطف بر «إذ أنتم قليل ... » در آيه 26 است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 7

7 ـ موضعگيرى خصمانه كافران و مشركان در قبال پيامبر ، على رغم اعتقادشان به خدا

و إذ قالوا اللّهم إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 59 - 3

3 ـ كافران هرگز با نقض پيمان و خيانت به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) نخواهند توانست بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيشى گيرند و وى را از

ادامه رسالت ناتوان سازند .

و إما تخافن من قوم خيانة . .. و لايحسبن الذين كفروا سبقوا إنهم لايعجزون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مفعول «سبقوا» و «لايعجزون» پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 8 - 4

4ـ كفرپيشگان ، تأخير عذاب را نشانه بى پايه بودن تهديد هاى پيامبر دانسته و آنها را به استهزا مى گيرند .

لـئن أخّرنا . .. ليقولنّ ما يحبسه

استفهام در جمله «ما يحبسه» به قرينه «ماكانوا به يستهزءون» به داعى استهزا و تمسخر ايراد شده است. بنابراين «ليقولنّ ...;»; يعنى ، از سر استهزا و تمسخر مى پرسند: چه چيز مانع نزول آن عذاب و تحقق تهديدها شده است؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 12

12ـ كفرورزى مردم عصر بعثت و مخالفتشان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، عامل روى آوردن مصيبت هاى سخت و كوبنده بر آنان

و لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة أو تحلّ قريبًا من دارهم

برداشت فوق با توجه به حرف «باء» در «بما صنعوا» ـ كه به معناى سببيت است ـ استفاده مى شود. مراد از «ما صنعوا» به قرينه آيات گذشته ، انكار قرآن، مخالفت با رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مانند آن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 4 - 1

1 ـ كافران ، منكر نزول وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودند و قرآن را دروغ و ساخته و پرداخته او مى دانستند .

و قال الذين كفروا إن هـذا إلاّ إفك افتريه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 11

11 - استفاده كافران از شعر ، در هجو ارزش هاى الهى و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ذكروا اللّه كثيرًا و انتصروا من بعد ما ظلموا

قيدهاى «ذكروا اللّه كثيراً» و «انتصروا من بعد ما ظلموا» مى تواند نشانگر اين باشد كه شاعران جاهلى، ارزش هاى الهى و شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مسلمانان را هجو مى كردند و خداوند ضمن تشويق شاعران مسلمان به تبليغ ارزش هاى الهى (و ذكروا اللّه كثيراً)، مقابله به مثل را نيز براى آنان تجويز كرده است (وانتصروا من بعد ما ظلموا).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 60 - 1،7،12

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) به صبر در برابر تبليغات سوء كافران ، موظف بود .

فاصبر إنّ وعد اللّه حقّ

متعلق صبر، محذوف است كه به قرينه «و لئن جئتهم بأية ليقولنّ الذين كفروا. ..» مى تواند بر خوردهاى ايذايى و تبليغاتى سوء كافران باشد.

7 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را براى حفظ اقتدار روحى خويش و راه ندادن هيچ گونه اضطرابى به خود ، در برابر تبليغات كافران ، فرمان داده است .

إن أنتم إلاّ مبطلون. .. فاصبر... و لايستخفّنّك الذين لايوقنون

12 - امكان آسيب پذيرى روحى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر تبليغات و اذيت هاى كافران

و لايستخفّنّك الذين لايوقنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 1 - 6

6 - كافران و منافقان ، در صدد بودند تا پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از اهداف خود باز دارند و كارى كنند تا آن حضرت ، خواسته هايشان را قبول كند .

و لاتطع الكـفرين و المنـفقين

دستور صريح به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر اطاعت نكردن از كافران و منافقان و تأكيد بر آن در آيه بعد، اين نكته را مى رساند كه گروه هاى ياد شده، در صدد بودند تا نظر آن حضرت را به سوى خود جلب كنند. لازم به ذكر است كه قضيه اى كه درباره سبب نزول آيه وارد شده، برداشت بالا را تقويت مى كند. سبب نزول آيه، اين است كه سران مشركان از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواستند تا او شفيع بودن بت ها را بپذيرد و اعلام كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 4 - 2

2 - دفاع خداوند ، از شخصيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مقابل نارواگويى هاى كافران

ما جعل اللّه لرجل من قلبين فى جوفه

اين آيه در سياق آيات مربوط به پيامبر(صلی الله علیه و آله) قرار دارد و مى تواند با آن آيات، ربط معنوى داشته باشد. در شأن نزول آيه آورده شده است كه كسى مدّعىِ داشتن دو قلب بود و با آن، خود را از پيامبر(صلی الله علیه و آله) برتر مى دانست. خداوند، با نفى سخن او برترى ديگران را از پيامبر(صلی الله علیه و آله) نفى و از آن حضرت دفاع كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 37 - 1

1 - اجتماع كافران در اطراف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از هر سو و در قالب دسته هاى پراكنده بود .

مهطعين . عن اليمين و عن الشمال عزين

«عزين» (جمع «عزة») به معناى گروه هاى پراكنده است0 و «يمين و شمال» در اين آيه، كنايه از احاطه همه جانبه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 24 - 8

8 - تلاش گناه پيشگان و ناسپاسان كافر ، براى نفوذ و تأثيرگذارى در پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فاصبر . .. و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا

هشدار خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مبنى بر اطاعت نكردن از گناه پيشگان و ناسپاسان و فرمان به صبر و شكيبايى در امر رسالت، مى رساند كه اين گروه ها، درصدد تأثيرگذارى بر اراده پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند.

1448- كافران و مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 98 - 5

5- مرگ در ديدگاه كافران ، پايان زندگى انسان است .

و قالوا أءذا كنّا عظـمًا و رفـتًا أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 11 - 8

8 - مرگ ، بر خلاف تصور كافران نابودى نيست ، بلكه رخدادى هدف دار و به منظور حضور انسان ها در پيشگاه پروردگار است .

و قالوا أءذا ضللنا فى الأرض . .. قل يتوفّيكم ملك ... ثمّ إلى ربّكم ترجعون

1449- كافران و مسجدالحرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 217 - 15

15 ـ تنها پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، داراى صلاحيّت و اهليّت براى مسجدالحرام هستند ; نه مشركان و كفار *

و اخراج اهله منه اكبر عنداللّه

با توجّه به اينكه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان را اهل مسجدالحرام شمرده است; شايد كنايه از اهليّت آنان براى مسجدالحرام و نا اهلى كفار براى آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 34 - 4

4 ـ كفرپيشگان مكه به ناحق خويشتن را سرپرست مسجدالحرام مى پنداشته و غاصبانه بر آن تسلط داشتند .

و هم يصدون عن المسجدالحرام و ما كانوا أولياؤه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 35 - 1

1 ـ سوت كشيدن و كف زدن ، شيوه نيايش كافران مكه در مسجدالحرام و اطراف كعبه

و ما كان صلاتهم عند البيت إلا مكاء و تصدية

1450- كافران و مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 105 - 2

2 - كفرپيشگان ( يهود ، نصارا و مشركان ) ناخشنود از نزول كمترين خير ، بر مسلمانان

ما يودّ الذين كفروا . .. أن ينزل عليكم من خير

نكره آوردن «خير» به همراه «من» زايده در آيه، حكايت از آن دارد كه: مشركان كمترين خيرى را براى مسلمانان نمى پسنديدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 72 - 5

5 ـ اظهار ايمان دروغين و داخل شدن در صفوف مسلمانان براى متزلزل ساختن آنان ، از حيله هاى دشمنان دين

و قالت طائفة . .. لعلّهم يرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 51 - 13

13 ـ ايمان حُييى بن اخطب و كعب اشرف به جبت و طاغوت ، و گفتار نارواى آنان نسبت به مسلمانان

الم تر الى الّذين اوتوا نصيباً من الكتب يؤمنون بالجبت و الطّاغوت و يقولون

ابن عباس مى گويد: اين آيه درباره حييى بن اخطب و كعب اشرف نازل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 75 - 9

9 ـ گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، تحت سيطره ستم كافران مكه

و ما لكم لا تقاتلون فى سبيل اللّه و المستضعفين . .. يقولون ربّنا اخرجنا من هذه ا

بسيارى از مفسران برآنند كه آيه مورد بحث درباره مسلمانانى است كه تا قبل از فتح مكّه در آنجا بودند و از مهاجرت آنان جلوگيرى مى شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 101 - 6

6 ـ مسلمانان صدر اسلام ، در معرض فتنه و آسيب از سوى كافران به هنگام سفر

و إذا ضربتم فى الارض . .. ان خفتم ان يفتنكم الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 102 - 19

19 ـ كافران در انديشه تهاجمى يكباره به مسلمين در شرايط مناسب

ودالذين كفروا لو تغفلون عن اسلحتكم و امتعتكم فيميلون عليكم ميلة واحدة

كلمه «ميل» هنگامى كه به «على» متعدى شود، به معناى هجوم بردن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 38 - 1

1 ـ خداوند ، كافران ستيزه گر عصر بعثت را به ترك مبارزه عليه اسلام و مسلمانان فراخواند .

قل للذين كفروا إن ينتهوا يغفر لهم

انتهاء به معناى پذيرش نهى است ; يعنى انجام ندادن كارى بر اثر نهى شدن از آن. بنابراين با توجه به اينكه متعلق «ينتهوا» شرارتهاى كافران عليه مسلمانان است، جمله «ان ينتهوا» دلالت مى كند كه خداوند كافران را از تعرض به مسلمانان نهى كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 73 - 13

13- هيچ گاه ميان كافران و مسلمانان ، با حفظ مواضع اصولى تسالم كامل و دوستى حقيقى برقرار نخواهد شد .

و إن كادوا ليفتنونك عن الذى أوحينا إليك . .. و إذًا لاَتّخذوك خليلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 36 - 2

2 - قضاوت كافران درباره اسلام و مسلمانان ، قضاوتى بى اساس و بدون پايه عقلانى و منطقى است .

ما لكم كيف تحكمون

1451- كافران و مشيّت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 12

12 ـ برخى مشركان و كافران عنود، با نقش مشيت الهى در تأثير اسباب آشنا بودند.

ما كانوا ليؤمنوا إلا أن يشاء الله و لكن أكثرهم يجهلون

1452- كافران و معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 39 - 9،10

9- دروغ پردازى دائمى كافران درباره معاد

و أقسموا بالله . .. لايبعث الله من يموت بلى وعدًا عليه ... و ليعلم الذين كفروا أ

10- بى اطلاعى كافران در دنيا ، از دروغ گويى خويش درباره رستاخيز

و أقسموا بالله . .. لايبعث الله من يموت بلى وعدًا عليه ... و ليعلم الذين كفروا أ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 10 - 1،5،6،7،9

1 - كافران در حيات دوباره انسان ، پس از ناپديد شدن اجزاى او در خاك ، تشكيك كردند .

و قالوا أءذا ضللنا فى الأرض أءنّا لفى خلق جديد

5 - از نظر كافران ، پيوستن اجزاى پراكنده بدن مردگان ، در قيامت ، امرى مستبعد است .

و قالوا أءذا ضللنا فى الأرض أءنّا لفى خلق جديد

«ضللنا» دو معنا دارد: يكى دفن شدن در قبر و ديگرى، تبديل به خاك شدن به گونه اى كه از ديگر اجزاى خاك نتوان تميز داد. طبق معناى دوم، اجزاى بدن انسان از هم جدا شده و در ميان خاك ها پراكنده خواهد شد. بازآفرينى چنين حالتى، براى كافران، مستبعد بوده است.

6 - كافران ، در انكار معاد ، تنها متكى بر استبعادند .

أءنّا لفى خلق جديد

7 - انكار لقاى پروردگار و نفى هرگونه مسؤوليت از انسان ، انگيزه اصلى كافران در محال شمردن معاد است .

و قالوا أءذا . .. بل هم بلقاء ربّهم كـفرون

9 - كافران ، نه تنها در معاد ترديد دارند بلكه منكر صريح آن اند .

و قالوا أءذا ضللنا فى الأرض أءنّا لفى خلق جديد بل هم بلقاء ربّهم كـفرون

احتمال دارد كه «بل هم بلقاء ربّهم كافرون» ترقى از «أءذا ضللنا. ..» به جزم در نفى معاد باشد. لازم به ذكر است كه مراد از «لقاء ربّ» در صورتى كه معادل با معاد باشد، نكته ياد شده را مى رساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 32 - 7

7 - كافران ، مدعى كافى نبودن دلايل وحى براى اثبات معاد و اعتقاد به آن

و إذا قيل . .. و الساعة لاريب فيها قلتم ما ندرى ما الساعة إن نظنّ إلاّ ظنًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 17 - 6

6- پندار و تصوير نادرست كافران ، از مسأله معاد و چگونگى آن

أن أُخرج و قد خلت القرون من قبلى

تعبير «و قد خلت القرون من قبلى» ـ كه به عنوان علت براى انكار معاد از سوى كافر مطرح شده ـ نشانگر آن است كه معاد در پندار آنان، بازگشت به دنيا در زمانى است كه هنوز نسل هاى بعد در زمين زندگى مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 14 - 4

4 - انكار معاد ، عمده ترين محور مخالفت كافران با پيام دين

هـذه النار الّتى كنتم بها تكذّبون

از سرزنش شدن كافران، به خاطر تكذيب دوزخ و حقيقت قيامت، مطلب بالا استفاده مى شود.

1453- كافران و معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 102 - 2

2- كافران ، اولياى برگزيده خود ( معبود هاى باطل ) را به حال خويش سودمند مى پندارند .

أفحسب الذين كفروا أن يتّخذوا عبادى من دونى أولياء

درباره معناى اين آيه، توجيهات ادبى مختلفى ابراز شده است. از جمله اين كه «أن يتّخذوا» مفعول يكم براى «حسب» و مفعول دوم آن «نافعاً» محذوف باشد. برداشت بالا بر اين وجه ادبى مبتنى است.

1454- كافران و معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 4 - 3،4

3 ـ رويگردانى و تأثيرناپذيرى كافران از هر گونه معجزه الهى

و ما تأتيهم من ءاية من ءايت ربهم إلا كانوا عنها معرضين

4 ـ برخى از كافران در برابر آيات و معجزات، در عين اتمام حجت خداوند بر آنان، سرسختى نشان داده و لجاجت مىورزند.

و ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين

آمدن آيات و معجزات متعدد، گوياى قطع عذر و اتمام حجت است.

1455- كافران و معجزه محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 58 - 8

8 - در صورت اقامه معجزه اى هر چند عظيم ، از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) كافران ، آن را باطل تلقّى مى كردند .

و لئن جئتهم بأية ليقولنّ الذين كفروا إن أنتم إلاّ مبطلون

از اين كه در ابتدا فرموده است: «در قرآن از هرگونه مثلى زده ايم» و سپس مى فرمايد: «اگر آيه اى بياورى» مى تواند قرينه باشد بر اين كه مراد از از «آيه» معجزه است و نه آيه قرآن.

1456- كافران و مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 18

18 ـ خداوند ، هيچگونه غلبه فكرى و منطقى براى كافران بر انبيا و مؤمنان قرار نداده است .

و لن يجعل اللّه للكفرين على المؤمنين سبيلا

امام رضا(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: لن يجعل اللّه لكافر على مؤمن حجة . .. لن يجعل اللّه لهم على انبيائه(ع) سبيلا من طريق الحجة.


عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 202، ح 5، ب 46; نورالثقلين، ج 1، ص 564، ح 630.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 49 - 1،2

1 ـ كفرپيشگان مستكبر در دنيا سوگند ياد مى كنند كه خداوند مؤمنان را در آخرت مشمول هيچ رحمتى نخواهد كرد .

أهؤلاء الذين أقسمتم لاينالهم اللّه برحمة

كلمه «رحمة» نكره است و چون پس از نفى واقع شده، معناى عموم از آن استفاده مى شود. قابل ذكر است كه مراد كافران از «رحمت»، رحمتهاى اخروى است. يعنى بر فرض اينكه آخرتى باشد، خداوند رحمتش را شامل حال مؤمنان نخواهد كرد. فعل مضارع «لا ينال» و نيز معقول نبودن نفى تمامى رحمتها در دنيا اين معنا را تأييد مى كند.

2 ـ اهل ايمان ، در دنيا مورد تحقير كفرپيشگان مستكبر هستند .

أهؤلاء الذين أقسمتم لاينالهم اللّه برحمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 87 - 3

3 ـ مؤمنان به رسالت انبيا در معرض مشكل آفرينى كفرپيشگان و موظف به صبر و استقامت

إن كان طائفة منكم ءامنوا بالذى أرسلت به . .. فاصبروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 5

5 ـ لشكركشى براى رويارويى با اهل ايمان ، عملى پسنديده در نظر شيطان زده كفرپيشگان مكه

إذ زين لهم الشيطن أعملهم

از مصاديق مورد نظر براى كلمه «أعملهم»، به قرينه آيات قبل و فرازهاى بعد، لشكركشى كافران مكه براى حضور در جنگ بدر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 73 - 1

1 ـ كافران سزاوار حمايت از يكديگر ، نه شايسته حمايت كردن از مؤمنان و يا برخوردار شدن از حمايت ايشان

و الذين كفروا بعضهم أولياء بعض

مقصود از ولايت كافران نسبت به يكديگر و پشتيبانى آنان از همديگر، به قرينه فراز بعد (إلا تفعلوه . .. ) نفى ولايت بين مؤمنان و كافران است. بنابراين جمله «إن الذين كفروا ... » به اين معنى است كه مسلمانان نبايد عقد ولايى با كافران داشته باشند ; نه آنان را حمايت كنند و نه از ايشان حمايت جويند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 109 - 1

1 - يادآورى برخورد هاى مستكبرانه كافران با مؤمنان در دنيا ، در پى نجات خواهى آنان از دوزخ و ردّ آن از سوى خداوند

ربّنا أخرجنا منها . .. قال اخسئوا ... إنّه كان فريق من عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 28 - 3

3 - كافران ، به صداقت و راستگويى مؤمنان ، باور نداشتند .

و يقولون متى هـذا الفتح إن كنتم صـدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 53 - 1

1 - اظهار ترديد كردن كافران در زنده شدن انسان ها پس از مرگ ، هنگام رو به رو شدن با مؤمنان

إنّى كان لى قرين . .. أءذا متنا و كنّا ترابًا و عظـمًا أءنّا لمدينون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 22 - 1،3

1 - اطمينان بخشى خداوند به مؤمنان ، در ناتوانى كافران از غلبه بر ايشان ، پس از فتح خيبر و صلح حديبيه

و لو قـتلكم الذين كفروا لولّوا الأدبـر

برداشت بالا بر اين اساس است كه «لو قاتلكم. ..» نظر به آينده داشته باشد; يعنى، شما در آينده، همواره پيروز خواهيد بود و هر كه با شما بجنگد، منهزم خواهد شد.

3 - كافران منهزم شده در جنگ با مؤمنان ، فاقد كم ترين حامى و پشتيبان

لولّوا الأدبـر ثمّ لايجدون وليًّا و لانصيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 31 - 1

1 - كافران ، از خاطره هاى ديدار خود با مؤمنان ، طنز ساخته و در جمع خانواده خويش به لطيفه گويى و خنداندن يكديگر مى پردازند .

و إذا انقلبوا إلى أهلهم انقلبوا فكهين

«فَكِه» (صفت مشبّه) به معناى خوش دل و خندان يا به معناى كسى است كه با همراهان خود سخنى گويد كه آنان را بخنداند (قاموس). در برداشت ياد شده، معناى دوم مورد نظر است.

1457- كافران و نبوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 8 - 4

4 ـ داشتن ثروتى بى نياز كننده از هرگونه داد و ستد با مردم ، و تأمين شدن نياز هاى مادى از سوى خداوند و يا داشتن بوستانى پر ثمر ، نشانه درستى ادعا پيامبرى در ديدگاه كافران

أو يلقى إليه كنز أو تكون له جنّة يأكل منها

1458- كافران و نبوت بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 9 - 4

4 ـ كافران، مدعى عدم شايستگى بشر براى احراز مقام رسالت و اختصاص آن به فرشتگان

و لو جعلنه ملكا

1459- كافران و نبوت محمّد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 9 - 11

11 ـ كافران به رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، حق پوش و مغالطه كارند.

و للبسنا عليهم ما يلبسون

«يلبسون»، فعل مضارع و بيانگر استمرار تلبيس كافران است.

1460- كافران و نبوت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 9 - 4

4 ـ كافران، مدعى عدم شايستگى بشر براى احراز مقام رسالت و اختصاص آن به فرشتگان

و لو جعلنه ملكا

1461- كافران و نزول وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 1

1 ـ در صورت نزول كتابى ملموس از سوى خداوند بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)، كفرورزان آن را سحر خواهند دانست.

و لو نزلنا عليك كتبا فى قرطاس فلمسوه بأيديهم لقال الذين كفروا إن هذا إلا سحر مبي

1462- كافران و نعمتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 53 - 6

6 ـ فرعونيان و كفرپيشگان قبل از آنان در ابتداى تشكلشان امتهايى شايسته براى بهره مند شدن از نعمت هاى الهى بودند .

فأخذهم اللّه بذنوبهم . .. ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا ... حتى يغيروا ما بأنفسهم

از نكاتى كه مى توان از ارتباط اين آيه و آيه قبل به دست آورد اين است كه فرعونيان و امتهاى پيش از آنها در ابتداى تشكلشان امتهاى كافر و منكر آيات الهى نبودند و اين حالت پس از گذشت زمان بر آنان عارض شد.

1463- كافران و نعمتهاى دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 88 - 4

4 ـ كفر ، مانع برخوردارى كافران از نعمت هاى فراوان الهى ، در دنيا نيست .

ربنا إنك ءاتيت فرعون و ملأه زينة و أمولا فى الحيوة الدنيا

1464- كافران و نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 43 - 6

6 - مكلف بودن كافران به فروع دين و انجام فرائض ( همچون نماز )

يدعون إلى السجود و هم سـلمون

1465- كافران و نماز محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 19 - 4

4 - ازدحام كافران و مشركان در اطراف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى مشاهده عبادت و نماز آن حضرت

كادوا يكونون عليه لبدًا

مفسران و اهل لغت، «لِبَد» را به ازدحام معنا كرده و درباره مرجع ضمير فاعلى «كادوا» و «يكونون» دو نظر ارائه داده اند. برخى آن را مشركان و كافران مكه و برخى ديگر آن را مؤمنان جن دانسته اند كه براى استماع قرآن كريم در اطراف پيامبر(صلی الله علیه و آله) ازدحام مى كردند. برداشت ياد شده، مبتنى بر نظر نخست است.

1466- كافران و نور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 1 - 14

14 ـ عن أبى ابراهيم قال: . .. «ثم الذين كفروا بربهم يعدلون» قال: يعدلون بين الظلمات و النور و بين الجور و العدل.

امام كاظم(ع) درباره آيه «ثم الذين . .. » فرمود: (كافرانى كه براى خدا انباز مى گيرند)، ظلمت و نور و ظلم و عدل را برابر قرار مى دهند.

1467- كافران و وعده اصلاح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 7

7 ـ وعده دروغين برخى كفار مبنى بر اصلاح خويش و تكذيب نكردن آيات الهى در صورت بازگشت به دنيا

فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب . .. و إنهم لكذبون

1468- كافران و وعده هاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 41 - 2

2ـ توجه به گسترش اسلام و توسعه روزافزون آن ، دليلى فراروى كفرپيشگان بر تحقّق وعده هاى الهى ( نابودى شرك و پيروزى توحيد ) به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أولم يروا أنَّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها

جمله «أولم يروا . ..» به منزله دليلى است بر پديدار شدن و تحقق يافتن تهديدهاى الهى به مشركان و وعده هاى الهى به اهل ايمان.

1469- كافران هدايت پذيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 6 - 5،6

5 - برخى از مردم عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مرحله اى از كفر بودند كه انذار هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آنان تأثيرى نمى بخشيد .

إن الذين كفروا سواء عليهم ءأنذرتهم أم لم تنذرهم لايؤمنون

برخى برآنند كه مراد از «الذين كفروا» گروهى از كفرپيشگان مكه است; يعنى آيه شريفه بيان يك قضيه خارجيه است و حكايت از آن ندارد كه در كافر زمينه ايمان نيست.

6 - برخى از كافران به مرحله اى از كفر مى رسند كه زمينه ايمان در آنان نابود مى شود .

إن الذين كفروا سواء عليهم ءأنذرتهم أم لم تنذرهم لايؤمنون

1470- كافران هدايت ناپذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 35 - 7

7 ـ برخى از كفار انعطاف ناپذير و غير قابل هدايتند.

فإن استطعت أن تبتغى . .. فتأتيهم بأية

جواب «إن استطعت» محذوف است. يعنى اگر توانستى در زمين و آسمان هر معجزه اى براى آنان بياورى، بياور، ولى آنان ايمان نمى آورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 5

5 ـ اگر تمامى موجودات دسته دسته برانگيخته شوند و بر حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) شهادت دهند، برخى كافران ايمان نمى آورند.

و حشرنا عليهم كل شىء قبلا ما كانوا ليؤمنوا

«قبلا» در اين برداشت جمع «قبيل»، به معنى دسته و صنف گرفته شده است. «و القبيل الجماعة ... من اقوام شتى». (قاموس اللغة).

1471- كافران هنگام استماع قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 5

5 - اتهام جنون به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به هنگام شنيدن قرآن از سوى كافران

لمّا سمعوا الذكر و يقولون إنّه لمجنون

1472- كافران هنگام تلاوت آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 8 - 6

6 - استكبار كافران و اصرارشان بر كفر ، هنگام تلاوت آيات الهى بر آنان

تتلى عليه ثمّ يصرّ مستكبرًا

بنابراين كه «ثمّ» براى تراخى رتبى باشد ـ نه زمانىـ برداشت بالا استفاده مى شود.

1473- كافران هنگام سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 8

8 - مؤمنان ، برخلاف كافران ، تنها در گرفتارى به ياد خدا نيستند ; بلكه در همه حال ( خوشى و ناخوشى ) رو به خدا مى آورند .

و إذا مسّ الإنسـن ضرّ دعا ربّه . .. أمّن هو قـنت ءاناء الّيل ساجدًا ... و يرجوا

برداشت بالا از ارتباط ميان آيه شريفه با آيه پيش به دست مى آيد.

1474- كافران هنگام عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 8 - 8

8ـ كفرپيشگان ، در صورت مواجه شدن با عذاب هاى الهى ، از نجات دادن خويش ناتوان خواهند بود .

و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

جمله «ليس مصروفاً عنهم» بيان مى دارد كه عذاب از كفرپيشگان بازگردانده نمى شود و جمله «حاق بهم . ..» به اين نكته اشاره مى كند كه آنان نيز نمى توانند از عذاب بگريزند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 2 - 2

2- آرزوى عميق كافران به تسليم شدن در برابر قرآن ، به هنگام مواجهه با عذاب الهى يا مرگ

تلك ءايـت الكتـب و قرءان مبين . ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين

محتمل است كه متعلق «كفروا» قرآن باشد كه در آيه قبل آمده است و آرزوى كفار به تسليم بودن، بنابر قاعده، بايد پس از مواجهه با حادثه اى باشد كه رهايى از آن ممكن نيست و آن همانا عذاب مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 85 - 4

4- كافران ظالم ، پس از مشاهده عذاب الهى و قطعيت كيفر ، خواهان تخفيف و تأخير مجازات خويشند .

فلايخفّف عنهم العذاب و لا هم ينظرون

تذكر الهى به عدم تخفيف عذاب و دادن مهلت به ظالمان، اشاره اى به تخفيف و مهلت خواهى آنان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 39 - 2

2- كافران ، از يارى و نصرت ديگران به هنگام وقوع عذاب محروم خواهند بود .

و لا هم ينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 40 - 2،5

2- بهت و حيرت كافران ، به هنگام گرفتار شدن به عذاب الهى

بل تأتيهم بغتة فتبهتهم

5- كافران ، در طول عذاب اخروى ، كمترين مهلت و آسايشى نخواهند داشت .

و لا هم ينظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 46 - 1،2

1- حسرت و ندامت كافران از ستم كارى خويش ، به هنگام احساس و لمس اندكى از عذاب الهى

ولئن مسّتهم نفحة من عذاب ربّك ليقولنّ يـويلنا إنّا كنّا ظـلمين

«نفحة» در لغت به معناى وزيدنى و يا يك وزيدن است كه نوعاً در امور خير به كار مى رود و گاهى هم در امور شرّ استعمال مى شود. از نظر مفسران اين كلمه در آيه شريفه، به سه دليل دلالت تقليل را مى رساند: 1ـ ماده «نفحة» دال بر تقليل است; 2ـ بر وزن و بناء «مرّة» مى باشد; 3ـ به صورت نكره آمده است. گفتنى است كسى واژه «ويل» را مى گويد كه دچار بدبختى و هلاكت شده و از روى تأسف و تحسّر اين لفظ را ادا كرده باشد.

2- اعتراف و اقرار كافران به ستم كارى خويش پس از گرفتارى به اندك عذاب الهى

و لئن مسّتهم نفحة من عذاب ربّك ليقولنّ يـويلنا إنّا كنّا ظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 203 - 1

1 - مهلت خواهى مجرمان كفرپيشه ، پس از مشاهده عذاب الهى

فيأتيهم بغتة . .. فيقولوا هل نحن منظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 207 - 1

1 - امكانات مادى كافران ، بى ثمر به حال آنان ، به هنگام فرا رسيدن عذاب موعود

ثمّ جاءهم ما كانوا يوعدون . ما أغنى عنهم ما كانوا يمتّعون

جمله «ما أغنى عنهم. ..» را مى توان دو گونه معنا كرد: الف) آن چيزهايى كه از آن برخوردار مى شدند، به كارشان نمى آيد و عذاب را از آنان دفع نمى كند. ب) برخوردارى ها، لذت ها و خاطرات شيرين گذشته، در قبال عذاب الهى هيچ ارزشى نخواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 29 - 8

8 - كافران ، در لحظه نزول حتمى عذاب استيصال ، اندك مهلتى نخواهند يافت .

يوم الفتح . .. و لا هم ينظرون

بنابراين احتمال كه مراد از «يوم الفتح»، روز نزول عذاب استيصال بر كافران باشد، نكته ياد شده قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 177 - 2

2 - كافران و مشركان ، به وقت نزول عذاب الهى بر آنان ، در وضعيت بسيار بد و اسفبارى قرار خواهند گرفت .

فإذا نزل بساحتهم فساء صباح المنذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 3

3 - برخى از كافران لجوج و گنه كاران سرمست ، تنها به وقت مشاهده عذاب الهى و يقين به نزول آن ، بيدار گشته و در برابر سخن حق ( قرآن ) تسليم شده و از آن پيروى مى كنند .

أو تقول حين ترى العذاب لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 12 - 1،2

1 - روى آورى كافران به درگاه خداوند ، به هنگام گرفتار آمدن در عذاب

ربّنا اكشف عنّا العذاب

2- اظهار ايمان و اقرار به ربوبيت خداوند از سوى كافران ، در تنگنا هاى ابتلا و عذاب

ربّنا اكشف عنّا العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 13 - 1

1- اظهار ايمان و التجا به خداوند ، پس از مشاهده عذاب ، اقدامى دير هنگام و بى ثمر براى كافران

أنّى لهم الذكرى

برداشت بالا بنابراين نكته است كه تعبير «أنّى لكم الذكرى»، درصدد بى ثمر خواندن ايمان كافران باشد.

1475- كافران هنگام عذاب استيصال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 51 - 2

2 ـ كفرپيشگان و حق ستيزان ، به هنگام وقوع عذاب استيصال ، دست از كفر كشيده ، ايمان خواهند آورد .

أثم إذا ما وقع ءامنتم به ءالئن

1476- كافران هنگام مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 88 - 21

21 ـ كافران در آستانه مرگ ، عذاب دردناك الهى را مشاهده خواهند كرد .

فلايؤمنوا حتى يروا العذاب الأليم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه الف و لام «العذاب» ـ كه براى عهد ذهنى است ـ اشاره به عذاب برزخى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 27 - 17

17- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : إن المؤمن إذا أُخرج من بيته شيّعته الملائكة إلى قبره . . . و إن كان كافراً خرجت الملائكة تشيّعه إلى قبره تلعنونه . . . ثمّ يدخل عليه ملكا القبر . . . فيقولان له : من ربّك ؟ فيتلجلج و يقول : قد سمعت الناس يقولون فيقولان له : لادريت و يقولان له : ما دينك ؟ فيتلجلج فيقولان له : لادريت و يقولان له : من نبّيك ؟ فيقول : قد سمعت الناس يقولون فيقولان له لادريت و يسأل عن إمام زمانه . . . و هو قول الله عزّوجلّ : « . . . و يضلّ الله الظالمين و يفعل الله ما يشاء » ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: آن گاه كه [جنازه] مؤمن را از منزلش بيرون مى برند، ملائكه او را تا قبرش

تشييع مى كنند . .. و اگر كافر باشد فرشتگان او را تا قبرش تشييع و لعنت مى كنند ... سپس دو فرشته قبر، بر او وارد مى شوند ... پس به او مى گويند: پروردگارت كيست؟ پس او [در پاسخ] مردد مى شود و مى گويد: شنيده ام مردم [اين گونه] مى گويند. پس به او مى گويند: [آيا] ندانستى؟ به او مى گويند دينت چيست؟ باز مردد مى شود و آنان به او مى گويند: [آيا] ندانستى؟ پس به او مى گويند: پيامبر تو كيست؟ پس پاسخ مى دهد: شنيده ام كه [اين گونه] مردم مى گويند. پس به او مى گويند [آيا ]ندانستى؟ و از او درباره امام زمانش سؤال مى كنند: ... و اين سخن خداوند عزّوحلّ است: ... يضلّ الله الظالمين و يفعل الله ما يشاء».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 2 - 2

2- آرزوى عميق كافران به تسليم شدن در برابر قرآن ، به هنگام مواجهه با عذاب الهى يا مرگ

تلك ءايـت الكتـب و قرءان مبين . ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين

محتمل است كه متعلق «كفروا» قرآن باشد كه در آيه قبل آمده است و آرزوى كفار به تسليم بودن، بنابر قاعده، بايد پس از مواجهه با حادثه اى باشد كه رهايى از آن ممكن نيست و آن همانا عذاب مى باشد.

1477- كافران هنگام ورود به جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 71 - 4،5،8،23

4 - باز شدن درب هاى دوزخ ، هنگام نزديك شدن كافران به آن

حتّى إذا جاءوها فتحت أبوبها

5 - درب هاى دوزخ ، پيش از آمدن كافران بسته است .

حتّى إذا جاءوها فتحت أبوبها

8 - كافران به هنگام رسيدن به درب هاى دوزخ ، مورد سرزنش نگهبانان و دربانان قرار خواهند گرفت .

و قال لهم خزنتها ألم يأتكم

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه همزه در «ألم يأتكم» براى استفهام توبيخى مى باشد.

23 - اعتراف كافران به كفر خويش و سزاوار عذاب بودن خود ، در آستانه ورود به دوزخ

قالوا بلى و لـكن حقّت كلمة العذاب على الكـفرين

برداشت ياد شده بر اين اساس مبتنى است كه جمله «لـكن حقـّت كلمة العذاب على الكافرين» ادامه كلام كافران دوزخى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 72 - 1،2

1 - كافران ، پس از توقّفى چند در آستانه در هاى دوزخ براى پاسخ به پرسش هاى دربانان ، به ورود در آن فرمان خواهند يافت .

قال لهم خزنتها ألم يأتكم رسل . .. قالوا بلى ... قيل ادخلوا أبوب جهنّم

2 - ورود كافران به دوزخ ، از درب هاى گوناگون خواهد بود .

قيل ادخلوا أبوب جهنّم

1478- كافران هنگام ورود در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 34 - 4

4- اقرار گرفتن خداوند از كافران ، هنگام مواجهه آنان با آتش دوزخ ، درباره حقانيت تهديد هاى وحى

و يوم يعرض . .. أليس هـذا بالحقّ

به قرينه صدر آيه «هـذا» اشاره به آتشى است كه كافران در معرض آن قرار گرفته اند.

1479- كافران يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 55 - 3،4

3 ـ ايمان نياوردن برخى از اهل كتاب ( يهود ) به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اخلالگرى آنان در راه تحقق اسلام

و منهم من صدّ عنه

«صدّ» در برداشت فوق به معناى متعدى آن، يعنى بازداشتن و منع كردن گرفته شده است و لذا از آن به اخلالگرى تعبير شد.

4 ـ ايمان نياوردن برخى از اهل كتاب ( يهود ) به پيامبران آل ابراهيم و اخلالگرى آنان در راه تحقق اهداف ايشان

فقد اتينا ال ابرهيم . .. و منهم من صدّ عنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 161 - 12

12 ـ تحريم طيبات بر تمامى يهود ـ كافر و مؤمن ـ و عذاب قيامت تنها از آن كافران ايشان

حرّمنا عليهم الطيبت . .. و أعتدنا للكفرين منهم عذاباً أليماً

با توجه به جمله «اعتدنا للكفرين منهم» و جمله «حرمنا عليهم الطيبت» كه در يكى كلمه «منهم» آمده و در ديگرى نيامده، معلوم مى شود براى همه يهوديان ـ چه كافر و چه مؤمن ـ طيبات تحريم شده ولى عذاب قيامت، تنها از آن كافران ايشان است.

1480- كثرت اموال كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 35 - 2

2 - مشركان كافر به قرآن ، مدعى برتر بودن در اموال و فرزند

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهـذا القرءان . .. و قالوا نحن أكثر أمولاً و أولـدًا

احتمال دارد مرجع ضمير فاعلى «قالوا»، مترفان (در آيه قبل) باشد و احتمال دارد به قرينه سياق، «الذين كفروا» (در آيه 31) باشد. برداشت ياد شده، بنابر احتمال دوم است.

1481- كثرت جمعيت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 44 - 1

1 - جبهه كفر ، متكى به جمعيت و اتحاد نيرو هاى خود براى مقابله با حق

أم يقولون نحن جميع منتصر

«جميع» خبر «نحن» است; يعنى، ما جماعتى هستيم كه با حيثيت جمعى خويش پيروزمنديم.

1482- كثرت فرزند كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 35 - 2

2 - مشركان كافر به قرآن ، مدعى برتر بودن در اموال و فرزند

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهـذا القرءان . .. و قالوا نحن أكثر أمولاً و أولـدًا

احتمال دارد مرجع ضمير فاعلى «قالوا»، مترفان (در آيه قبل) باشد و احتمال دارد به قرينه سياق، «الذين كفروا» (در آيه 31) باشد. برداشت ياد شده، بنابر احتمال دوم است.

1483- كثرت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 8

8 ـ نيرو هاى شرك و كفر هر چند فراوان باشند ، توان شكست اهل ايمان را ندارند .

و لن تغنى عنكم فئتكم شيئا و لو كثرت

1484- كثرت كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 14 - 3

3 - كافران تكذيب گر ، در صدراسلام از قشر ثروتمند و پرفرزند و نفرات بودند .

أن كان ذا مال و بنين

1485- كج انديشى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 55 - 9

9 - كافران ، گرفتار كجروى و كج انديشى مداوم اند .

كذلك كانوا يؤفكون

1486- كرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 171 - 4

4 - ناتوانى كفرپيشگان از ديدن و شنيدن حقايق دينى و بازگويى آنها ، ايشان را از درك معارف دين و حقايق قرآن ، محروم كرده است .

صم بكم عمى فهم لايعقلون

مفعول «لايعقلون» معارف الهى و حقايق قرآن (ما أنزل اللّه) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 11

11ـ كفرپيشگان ، مشركان و آنان كه به خدا دروغ مى بندند ، از شنيدن و ديدن آيات الهى ناتوانند .

و من أظلم ممن افترى . .. أُولـئك ... ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون

1487- كفر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 176 - 13

13 ـ كفرورزى كافران ، بيرون از اراده الهى نيست .

و لا يحزنك الّذين يسارعون فى الكفر انّهم لن يضرّوا اللّه شيئاً يريد اللّه الّا ي

جمله «يريد اللّه . .. »، بيان دليلى است براى «لن يضرّوا اللّه»; يعنى شتاب كافران در كفر خويش، ضررى به خداوند نمى زند و كفر آنان، نشانه چيره شدن بر خداوند و اراده او نيست; زيرا خداوند با اراده خود آنان را به راهى انداخته كه نتيجه آن محروميّت از بهره هاى آخرت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 131 - 14

14 ـ مالكيت انحصارى خداوند بر تمامى هستى و غناى وى ، دليل مصونيت او از هرگونه خسارت و آسيب از كفر كافران

و إن تكفروا فان للّه . .. و كان اللّه غنياً حميداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 155 - 16

16 ـ ناتوانى از درك معارف دين در نتيجه لجاج و كفر ، كافران را نزد خدا معذور نمى سازد .

بل طبع اللّه عليها بكفرهم

چنانچه مقصود از جمله «قلوبنا غلف» اين معنا باشد كه يهوديان واقعاً از درك تعاليم پيامبر اسلام و يا ديگر انبيا عاجز بودند و بر اين اساس خود را معذور مى پنداشتند، جمله «بل طبع اللّه» بيانگر اين نكته است كه ناتوانى يهود از درك سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) نمى تواند عذرى در پيشگاه خداوند محسوب شود چون كفرورزى آنان عامل چنين وضعيتى براى آنان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 8

8 ـ كافران تكذيب كننده آيات الهى حتى در صورت بازگشت به دنيا ايمان نمى آورند.

فقالوا يليتنا نرد . .. و لو ردوا لعادوا لما نهوا عنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 59 - 1

1 ـ هيچ حركت و رفتارى ، حتى كفرورزى كافران و پيمان شكنى آنان ، خارج از اراده خداوند نيست .

و لايحسبن الذين كفروا سبقوا إنهم لايعجزون

جمله «لايحسبن . .. » در صدد رفع پندار ناصوابى است كه كفرپيشگان آن را در خيال خويش مى پروراندند كه با توجه به آيات قبل مى توان گفت آن پندار برخاسته از كفرورزى و ستيزه جويى عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و شكستن پيمانهاى او بوده است. آنان بر اين پندار بودند كه اگر دستورات پيامبر(صلی الله علیه و آله) از جانب خدا و خواست اوست، آنان با مخالفتهاى خويش بر خداى محمد(صلی الله علیه و آله) چيره شده اند. جمله «لايحسبن ... » بيان مى دارد كه اين پندار ناصواب است. زيرا هيچ چيز خداوند را ناتوان نمى سازد. مفاد اين جمله با توجه به آنچه گذشت اين است كه هيچ حركت و رفتارى بيرون از اراده و خواست خداوند نيست.

1488- كفر كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 5

5 - ربوبيت خداوند بر انسان ها مورد انكار كافران عصر بعثت قرار داشت .

من ربّه

چنانچه كافران به ربوبيت خداوند معترف بودند، مى گفتند: «ربّنا».

1489- كفر كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 13 - 1

1- كافران مجرم مكه ، على رغم دريافت آيات قرآن ، به آن ايمان نياوردند .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به

برداشت فوق، بنابراين است كه جمله «لايؤمنون به» جمله تفسيريه براى «المجرمين» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 14 - 1

1- اگر درى از آسمان به قدرت خداوند گشوده شود كه كافران مكه براى دريافت حقايق به آنجا بروند ، ايمان نخواهند آورد .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به ... و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 15 - 1

1- كافران هدايت ناپذير مكه ، در صورت مشاهده گشايش درى از آسمان براى بالا رفتن خود و درك حقايق ، آن را نوعى چشم بندى و سحر وانمود خواهند كرد .

و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء فظلّوا فيه يعرجون . لقالوا إنما سكّرت أبصرنا

«سكر» در لغت حالتى را گفته اند كه عارض بر عقل مى شود. بنابراين مراد از ادعاى آنان اين مى شود كه: آنان خود را گرفتار نوعى چشم بندى مى دانستند.

1490- كفران كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 5

5 - ناسپاسى و هدايت ناپذيرى كافران ، حتى با رفع گرفتارى ها و نزول رحمت الهى

و لو رحمنـهم . .. للجّوا فى طغيـنهم يعمهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 36 - 8

8 - كفر ، ناسپاسى شديد است و كافران ، مردمى بس ناسپاس اند .

و الذين كفروا لهم نار جهنّم . .. كذلك نجزى كلّ كفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 70 - 4

4 - نكوهش كافران از سوى خداوند ، به خاطر ناسپاسى آنان در برابر نعمت هاى الهى

أفرءيتم الماء . .. فلولا تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 23 - 7

7 - استفاده بهينه نكردن كافران تكذيب گر از نعمت شنوايى ، بينايى و تعقّل

و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة قليلاً ما تشكرون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه شكر نكردن انسان ها در برابر نعمت ها، به معناى استفاده صحيح نكردن از آنها است.

1491- كفران نعمت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 23 - 9

9 - كافران لجوج و دين گريز ، مردمى ناسپاس بوده و از نعمت شنوايى ، بينايى و تعقّل بهره كافى نبرده اند .

و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة قليلاً ما تشكرون

1492- كوبيدن انگشت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 8،9

8 ـ ملائكه مأمور در هم كوبيدن سر هاى كافران بدر و از كار انداختن پنجه هاى آنان بودند .

فاضربوا فوق الأعناق و اضربوا منهم كل بنان

«ال» در «الأعناق» جانشين مضاف إليه (الكافرين) است و مراد از «فوق الأعناق» سرهاى كافران است. بنابراين جمله «فاضربوا ... » يعنى سرهاى كافران را مورد ضربات خويش قرار دهيد. قابل ذكر است كه مخاطب در اين جمله، همان گونه كه سياق آيه بر آن دلالت دارد، فرشتگان هستند.

9 ـ خداوند ، مجاهدان بدر را به در هم كوبيدن سر هاى كافران و از كار انداختن پنجه هاى آنان ، تهييج كرد .

فاضربوا فوق الأعناق و اضربوا منهم كل بنان

برداشت فوق بر اين اساس است كه خطاب در جمله «فاضربوا . .. » متوجه مجاهدان باشد. جمله «و ما جعله اللّه إلا بشرى» در آيه دهم، كه مسؤوليت فرشتگان را تنها بشارت دهى اعلام كرد، مى تواند مؤيد اين احتمال باشد.

1493- كوبيدن سر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 8،9

8 ـ ملائكه مأمور در هم كوبيدن سر هاى كافران بدر و از كار انداختن پنجه هاى آنان بودند .

فاضربوا فوق الأعناق و اضربوا منهم كل بنان

«ال» در «الأعناق» جانشين مضاف إليه (الكافرين) است و مراد از «فوق الأعناق» سرهاى كافران است. بنابراين جمله «فاضربوا ... » يعنى سرهاى كافران را مورد ضربات خويش قرار دهيد. قابل ذكر است كه مخاطب در اين جمله، همان گونه كه سياق آيه بر آن دلالت دارد، فرشتگان هستند.

9 ـ خداوند ، مجاهدان بدر را به در هم كوبيدن سر هاى كافران و از كار انداختن پنجه هاى آنان ، تهييج كرد .

فاضربوا فوق الأعناق و اضربوا منهم كل بنان

برداشت فوق بر اين اساس است كه خطاب در جمله «فاضربوا . .. » متوجه مجاهدان باشد. جمله «و ما جعله اللّه إلا بشرى» در آيه دهم، كه مسؤوليت فرشتگان را تنها بشارت دهى اعلام كرد، مى تواند مؤيد اين احتمال باشد.

1494- كوردلى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 115 - 3

3 ـ نزول معجزات و محدوده آن، وارونه ساختن دل و ديده كافران، و قرار دادن دشمن براى پيامبران، از سنتها و كلمات خداوند و غير قابل تغيير است.

إنما الأيت عند الله . .. و نقلب ... و كذلك جعلنا ... و تمت كلمت ربك

در آيات گذشته چند سنت و قانون الهى ياد شد، از جمله: «نقلب أفئدتهم» و «ما كانوا ليؤمنوا» و «لكل نبى عدوا». لذا اگر مراد از «كلمت»، سنن باشد، همه موارد ذكر شده را مى تواند شامل گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 101 - 1

1- بارزترين ويژگى كافران ، محجوب بودن آنان از ديدن و درك آيات الهى است .

الذين كانت أعينهم فى غطاء عن ذكرى

مراد از ديدن ذكر خدا، مشاهده و درك آيات و نشانه هايى است كه مايه ياد خداوند هستند (گفتن مسبّب و اراده سبب) و مفاد آيه، اين است كه مشاهده آيات خداوند، كافران را به ياد او نمى افكند، گويا پوششى بر چشم هاى آنان است كه ديدن آن آيات، بر ايشان مقدور نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 46 - 11

11 - كافران و تكذيب كنندگان پيامبران ، نابينايان واقعى و محروم از بينايى دل

أفلم يسيروا فى الأرض . .. و لـكن تعمى القلوب التى فى الصدور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 19 - 3

3 - كافران ، مردمى كوردل و تاريك بين و مؤمنان ، انسان هايى روشن ضمير و اهل بصيرت

و ما يستوى الأعمى و البصير

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، درصدد بيان تمثيل براى وضعيت مؤمنان و كافران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 70 - 7

7 - مؤمنان ، انسان هاى زنده دل و برخوردار از حيات واقعى و معقول ، و كافران ( چونان مردگان ) محروم از آن

لينذر من كان حيًّا و يحقّ القول على الكـفرين

برداشت ياد شده از ارتباط ميان صدر و ذيل آيه شريفه; يعنى، به قرينه مقابله ميان انسان هاى زنده و كافران، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 58 - 5

5 - مؤمنان نيك كردار ، گروهى روشن بين و اهل بصيرت و كافران بدكردار ، گروهى كوردل و غافل اند .

و ما يستوى الأعمى و البصير و الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت و لا المسىء

«الأعمى» و «البصير» تمثيلى براى مؤمنان نيك كردار و كافران بد كرداراست.

1495- كوردلى كافران حق ناپذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 53 - 2

2 - كافران حق ناپذير ، انسان هايى كوردل اند .

إذا ولّوا . .. و ما أنت بهـد العمى عن ضلـلتهم

1496- كورى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 171 - 1،2،4

1 - مَثَل كفرپيشگان ، مَثَل حيوانى است كه از درك شنيده ها ناتوان است .

و مثل الذين كفروا كمثل الذى ينعق بما لايسمع

«نعق» (مصدر ينعق) به معناى: نهيب چوپان بر گوسفندان و امر و نهى اوست و مراد از «ما لايسمع» گوسفند و مانند آن مى باشد. به گفته مفسران در آيه شريفه، كافران لجوج به گوسفندان و دعوت كنندگان به معارف دين به چوپان تشبيه شده اند. بر اين مبنا بخشى از مشبه ذكر نشده و تقدير كلام چنين است: مثل الذين كفروا و الذى يدعوهم الى الأيمان كمثل الذى ... .

2 - كفرپيشگان از دعوت پيامبران جز فرياد و سر و صدا ، چيز ديگرى در نمى يابند .

و مثل الذين كفروا كمثل الذى ينعق بما لايسمع إلا دعاءً و نداءً

بر اساس توضيح برداشت قبل، معناى جمله «مثل الذين كفروا . .. إلا دعاءً و نداءً» چنين مى شود: مَثَل كافران در ارتباط با دعوت كنندگان به ايمان مَثَل گوسفندان و چوپان آنهاست; همان گونه كه گوسفندان از سخن و امر و نهى چوپان چيزى جز فرياد نمى فهمند، كافران نيز از دعوت پيامبران حقيقتى را درك نمى كنند.

4 - ناتوانى كفرپيشگان از ديدن و شنيدن حقايق دينى و بازگويى آنها ، ايشان را از درك معارف دين و حقايق قرآن ، محروم كرده است .

صم بكم عمى فهم لايعقلون

مفعول «لايعقلون» معارف الهى و حقايق قرآن (ما أنزل اللّه) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 104 - 10

10 ـ ايمان به آيات الهى بينايى و كفر به آن كورى است.

قد جاءكم بصائر من ربكم فمن أبصر فلنفسه و من عمى فعليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 11

11ـ كفرپيشگان ، مشركان و آنان كه به خدا دروغ مى بندند ، از شنيدن و ديدن آيات الهى ناتوانند .

و من أظلم ممن افترى . .. أُولـئك ... ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 45 - 8

8- افتادن حجاب نامرئى بر ديدگان كافران و محروم شدن آنان از شنيدن و درك وحى ، معلول تصميم آنها مبنى بر عدم ايمان به آخرت است .

بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا

تعبير «الذين لايؤمنون بالأخرة» - به صورت جمله وصفيه - و فعل مضارع به جاى «الكافرين» مى تواند به اين معنا باشد كه جعل حجاب از سوى خدا، به خاطر اين خصلت و گزينش از سوى كافران بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 9

9 - مؤمنان ، مردمى واقع بين ، خودشناس و بصير و كافران ، مردمى خود ناشناس و فاقد بصيرت

الذين كفروا لهم عذاب شديد و الذين ءامنوا. .. أفمن زيّن له سوء عمله فرءاه حسنًا

برداشت ياد شده براساس اين احتمال است كه آيه شريفه تصوير كننده چهره مؤمنان و كافران باشد كه در آيه قبل از آنان سخن گفته شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 66 - 1،2

1 - توانايى خداوند بر عذاب كافران ، به گونه اى كه آنان با از بين رفتن چشم ها و نورديدگانشان ، راه معمول خود را پيدا نكرده و از پيمودن راه درست محروم خواهند شد .

و لو نشاء لطمسنا على أعينهم فاستبقوا الصرط فأنّى يبصرون

«طمس» (مصدر «طمسنا») به معناى از بين بردن آثار و شواهد چيزى است و مقصود از «لطمسنا على أعينهم» از بين بردن كامل عضو چشم و يا نور و بينايى آن مى باشد. مراد از «الصراط» نيز راه معمول و متداولى است كه افراد آن را طى مى كنند.

2 - عذاب كافران با از بين بردن چشم ها و نورديدگانشان ( به گونه اى كه راه درستى را پيدا نكنند ) جزء مشيت و سنت خدا نيست .

و لو نشاء لطمسنا على أعينهم فاستبقوا الصرط فأنّى يبصرون

از به كار رفتن «لو» ـ كه براى امتناع و امر محالى است ـ برداشت ياد شده به دست مى آيد.

1497- كورى كافران حق ناپذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 9 - 4

4 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « و جعلنا من بين أيديهم سدّاً و من خلفهم سدّاً فأغشيناهم » يقول : فأعميناهم « فهم لايبصرون » الهدى . . . ;

از امام باقر(ع) درباره قول خدا «. ..فأغشيناهم» روايت شده: كه خدا مى فرمايد: آنان را كور كرديم، پس نور هدايت را نمى بينند...».

1498- كيفر اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 56 - 1،12،13،14

1 ـ آتش سوزانِ جهنّم ، كيفر كافرانِ به آيات الهى

انّ الذين كفروا باياتنا سوف نُصليهم ناراً

12 ـ وارد ساختن كافران به آتش و عذاب آنان در دوزخ ، بر اساس حكمت خداوند

انّ الذين كفروا باياتنا سوف نصليهم ناراً . .. انّ اللّه كان عزيزاً حكيماً

تذكّر به حكمت خداوند پس از بيان عذاب كافران، اشاره به حكيمانه بودن چنين عملى است.

13 ـ هيچ نيرويى قادر به جلوگيرى از عذاب كافران در دوزخ نخواهد بود .

سوف نصليهم ناراً . .. انّ اللّه كان عزيزاً حكيماً

تذكر به شكست ناپذيرى خداوند پس از بيان اينكه كافران را به دوزخ خواهد برد، اشاره به اين معنا دارد كه مبادا توهّم شود آنان مى توانند على رغم خواست خداوند بر او غلبه كنند و خود را از آتش برهانند.

14 ـ عزت و حكمت الهى ، مقتضى عذاب مستمر دوزخيان كفرپيشه *

انّ الذين كفروا . .. انّ اللّه كان عزيزاً حكيماً

بنابر اينكه جمله «انّ اللّه . .. »، بيان علتى براى «سوف نصليهم ناراً» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 7

7 ـ عذاب اخروى پيروان شرك و كفر، سزاى اعمالشان در دنياست.

فذوقوا العذاب بما كنتم تكسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 68 - 4

4 ـ همسانى منافقان و كافران ، در استحقاق كيفر شديد و مستمر خداوند در قيامت

وعد اللّه المنفقين و المنفقت و الكفار نار جهنم خلدين فيها هى حسبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 70 - 9

9 ـ كيفر دنيوى و اخروى كافران و منافقان ، از سنت هاى ثابت الهى

أولئك حبطت أعملهم فى الدنيا و الأخرة . .. ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 4 - 13

13 ـ عذاب دردناك و آشاميدنى داغ و جوشان ، كيفر اخروى كفرمداران

و الذين كفروا لهم شراب من حميم و عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 2

2- كافرانى كه با حالت ظلم به نفس ( كفر ) از دنيا بروند ، در قيامت گرفتار خوارى و ذلت خواهند شد .

إن الخزى اليوم و السوء على الكـفرين . الذين تتوفّـهم الملـئكة ظالمى أنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 74 - 10

10 - جاودانگى عذاب جهنم و نبود مرگ در آن ، دليل پاينده تر بودن عذاب كافران از شكنجه و آزارى است كه آنان بر مؤمنان روا مى داشتند .

واللّه خير و أبقى . إنّه من يأت ... لايموت فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 15

15 - قيامت ، روز مجازات و كيفر كفرپيشگان و حق ستيزان

و نذيقه يوم القيـمة عذاب الحريق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 11

11 - كافران ، در روز رستاخيز به جاى نيل به ثمره اعمال نيك خويش ، با خدا و كيفر او مواجه خواهند شد .

و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة . .. حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا و وجد اللّه ع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 83 - 8،9

8 - وعده الهى به گردآورى كافران هر امت ، براى محاكمه و مجازات در قيامت *

و يوم نحشر من كلّ أُمّة فوجًا ممّن يكذّب بـايـتنا

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «حشر» مورد بحث در آيه مربوط به قيامت باشد.

9 - حشر گروهى از كافران هر امت در قيامت و رانده شدن آنان به سوى جايگاه محاكمه و مجازات *

و يوم نحشر من كلّ أُمّة فوجًا ممّن يكذّب بـايـتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 23 - 12

12 - مجازات كافران و بدكاران در قيامت ، همراه با آگاه شدن از جرم شان است .

إلينا مرجعهم فننبّئهم بما عملوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 24 - 2

2 - رفاه دنيوى كافران ، در قبال عذاب سخت آخرت ، اندك و ناچيز است .

نمتّعهم قليلاً ثمّ نضطرّهم إلى عذاب غليظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 22 - 4

4 - همانندى و يك سانى مجازات و كيفر زنان و مردان مشرك و كافر در قيامت

احشروا الذين ظلموا و أزوجهم

برداشت ياد شده از آن جا است كه اختصاص به ذكر يافتن «ازواج» (همسران)، مى تواند براى از بين بردن اين توهم باشد كه زنان مشرك و كافر از كيفر الهى معاف اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 33 - 1

1 - مشترك بودن رهبران شرك و كفر اغواگر با توده هاى مشرك و كافر اغوا شده در كيفر و عذاب دوزخ

فإنّهم يومئذ فى العذاب مشتركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 40 - 10

10 - خداوند با كافران بدكردار در قيامت ، بر مبناى عدل و با مؤمنان نيك كردار براساس فضل و لطف خويش برخورد خواهد كرد .

من عمل سيّئة فلايجزى إلاّ مثلها و من عمل صـلحًا . .. و هو مؤمن ... يرزقون فيها ب

برداشت ياد شده از آن جا است كه مجازات گناه كاران، تنها به ميزان گناه آنان است; ولى پاداش مؤمنان نيك كردار، بى شمار و افزون بر استحقاق آنان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 72 - 3

3 - عذاب شدن كافران حق ستيز و ستيزه جو به آتش دوزخ ، پس از كيفر شدنشان با آب داغ و پر حرارت خواهد بود .

فى الحميم ثمّ فى النار يسجرون

برداشت ياد شده از آمدن «ثمّ» كه نوعاً براى تراخى زمانى است، استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 20 - 8

8- قيامت ، روز مجازات كافران با عذابى خواركننده و ذلّت بار

فاليوم تجزون عذاب الهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 21 - 22

22- روز قيامت و كيفر دهى كافران ، روزى بس بزرگ و توصيف ناپذير *

إنّى أخاف عليكم عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 34 - 11

11- كيفر كافران در قيامت ، نتيجه عملكرد خود آنان

قال فذوقوا العذاب بما كنتم تكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 29 - 5

5ـ كيفر هاى اخروى نتيجه قهرى عملكرد خود كافران ، و نه ظلمى از سوى خدا بر ايشان

قدّمت إليكم بالوعيد . .. و ما أنا بظلّـم للعبيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 41 - 1

1 - رهنمود خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در اميد بستن به قيامت براى جزاى كافران لجوج

فاصبر . .. و استمع يوم يناد المناد

آيات پيشين در زمينه مواجهه نارواى كافران با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و لزوم شكيبايى آن حضرت در برابر آنان بود. اكنون در اين آيه، خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى فرمايد: گوش به زنگ منادى حق براى رستاخيز باش; كنايه از اين كه آن روز كافران، مجازات واقعى خود را خواهند ديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 47 - 7

7 - كيفر هاى دنيوى و برزخى كافران ، سبك تر از كيفر اخروى آنان *

و إنّ للذين ظلموا عذابًا دون ذلك

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «دون» به معناى پايين تر و خفيف تر باشد و «دون ذلك» اشاره به عذاب دنيوى يا

برزخى داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 46 - 3

3 - قيامت ، قرارگاه اصلى براى مؤاخذه و مجازات كافران

سيهزم الجمع . .. و الساعة أدهى و أمرّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 11 - 2

2 - كيفر و عذاب دوزخ براى كافران ، نتيجه و پيامد كوتاهى و تقصيركارى خود آنان است .

فاعترفوا بذنبهم

1499- كيفر استهزاهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 1

1 - دوزخ ، پايانى خفّت بار براى دروغ پردازى ها ، استهزاگرى ها و گناه پيشگى كافران

ويل لكلّ أفّاك أثيم . .. اتّخذها هزوًا ... عذاب مهين . من ورائهم جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 36 - 2

2 - بى پاسخ نماندن تمسخر هاى كافران و گرفتارى آنان به نتايج كردار خويش ، امرى طرفه و جالب توجّه است .

هل ثوّب الكفّار ما كانوا يفعلون

استفهام در آيه شريفه براى تقرير و تعجيب است; يعنى، كافران چنين حالتى را گمان نداشته و پيش بينى نمى كردند.

1500- كيفر برزخى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 46 - 3

3 - وجود كيفر براى كافران ، پيش از برپايى قيامت و در عالم برزخ

النار يعرضون عليها غدوًّا و عشيًّا

1501- كيفر دروغگويى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 1

1 - دوزخ ، پايانى خفّت بار براى دروغ پردازى ها ، استهزاگرى ها و گناه پيشگى كافران

ويل لكلّ أفّاك أثيم . .. اتّخذها هزوًا ... عذاب مهين . من ورائهم جهنّم

1502- كيفر دنيوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 13 - 2

2 ـ مخالفت و دشمنى مشركان مكه با خدا و رسول او مايه فرمان الهى به سركوبى و نابودى آنان

ذلك بأنهم شاقوا اللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 19

19 ـ شكست كافران جنگ بدر نمودى از عقوبت شديد خداوند براى آنان

و اللّه شديد العقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 70 - 7،9

7 ـ هلاكت امت هاى كفرپيشه گذشته تاريخ ، نمودى از قدرت خدا بر كيفر دنيوى منافقان و كافران هر عصر

ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت

9 ـ كيفر دنيوى و اخروى كافران و منافقان ، از سنت هاى ثابت الهى

أولئك حبطت أعملهم فى الدنيا و الأخرة . .. ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 40 - 11

11ـ حسابرسى و مجازات كفرپيشگان و منكران رسالت در دنيا

و علينا الحساب

از آن جا كه مقصود از تهديدهاى اشاره شده در اين آيه عذابهاى دنيوى است ، معلوم مى شود مراد از حساب در جمله «علينا الحساب» نيز حسابرسى در دنياست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 73 - 3

3 - چشاندن بخشى از كيفر دنيايى به كافران ، نمودى از رحمت الهى و وسيله اى براى هدايت آنان

ردف لكم بعض الذى تستعجلون . و إنّ ربّك لذو فضل على الناس

همان طور كه در آيه پيش گفته شد، مراد از «الذى تستعجلون» مى تواند تنها عذاب دنيوى باشد. بنابراين عبارت «بعض الذى تستعجلون» به معناى گوشه اى از مجازات دنيايى است. با توجه به مطلب ياد شده مى توان گفت كه يادآورى بذل و

رحمت الهى بر مردم، پس از بيان «ردف لكم بعض الذى تستعجلون» از آن جهت است كه مشاهده گوشه اى از مجازات الهى، بيدارگر و هشدار دهنده است; برخلاف نزول تمامى عذاب كه در آن مجالى براى توبه و انابه باقى نمى ماند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 13 - 11

11- وجود كيفر هاى دنيوى براى بسيارى از كافران ، افزون بر عذاب اخروى آنان

و الذين كفروا . .. و النار مثوًى لهم . و كأيّن من قرية ... أهلكنـهم

از ارتباط اين آيه با آيه قبل، استفاده مى شود كه خداوند تمامى كيفر كافران را به آخرت واننهاده و آنان را در دنيا به كلى رها نساخته است; بلكه بسيارى از آنان را به كيفر كفرشان هلاك ساخته و مى سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 47 - 6،7

6 - كافران ، گرفتار كيفر هاى دنيوى و بيشتر آنان ، غافل از منشأ گرفتارى هاى خويش *

للذين ظلموا عذابًا . .. و لـكنّ أكثرهم لايعلمون

در صورتى كه «عذاباً دون ذلك» نظر به كيفر دنيوى داشته باشد، احتمال مى رود كه «أكثرهم لايعلمون» به اين معنا باشد كه كافران به رغم ابتلا به اين كيفرهاى الهى، معمولاً توجه ندارند كه علت آن، كفر ايشان است.

7 - كيفر هاى دنيوى و برزخى كافران ، سبك تر از كيفر اخروى آنان *

و إنّ للذين ظلموا عذابًا دون ذلك

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «دون» به معناى پايين تر و خفيف تر باشد و «دون ذلك» اشاره به عذاب دنيوى يا برزخى داشته باشد.

1503- كيفر دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 144 - 11

11 ـ كيفر الهى ، فرجام شوم دوستى با كافران و پذيرش سلطه آنهاست .

لاتتخذوا الكفرين أولياء . .. ان تجعلوا اللّه عليكم سلطناً مبيناً

حجت آشكار خداوند، حكايت از اين دارد كه مقتضى كيفر و عقاب براى چنين افرادى فراهم است.

1504- كيفر سخت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 15 - 4

4 - مؤاخذه سخت كافران و چشم پوشى از خطاى مؤمنان ، برخاسته از سلطه خداوند بر تمام هستى است .

إنّ بطش ربّك . .. و هو الغفور الودود . ذوالعرش

1505- كيفر عمل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 51 - 1

1 ـ شكنجه و عذاب كافران به هنگام مرگ و پس از آن نتيجه اعمال خود آنان است ، نه ظلمى از جانب خداوند بر ايشان .

ذوقوا عذاب الحريق. ذلك بما قدمت أيديكم و أن اللّه ليس بظلّم

«ذلك» مى تواند اشاره به خصوص «عذاب الحريق» باشد و مى تواند اشاره به مجموع عذابى باشد كه در آيه قبل بيان شد. قابل ذكر است كه در برداشت فوق «أن اللّه ... » ناظر به اين حقيقت گرفته شده كه عذاب كافران بيش از استحقاق آنان نيست، نه تعليلى براى ضرورت گرفتارسازى ايشان به عذابهاى الهى.

1506- كيفر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 18

18 - آنان كه به خدا و روز قيامت كافر شوند ، راهى جز ورود به آتش دوزخ نخواهند داشت .

و من كفر . .. ثم أضطره إلى عذاب النار

اضطرار; يعنى، مجبور ساختن كسى به انجام كارى. پس «ثم اضطره ...» چنين معنا مى شود: آن گاه كه كافران حيات دنيا را سپرى كردند، آنان را براى ورود به آتش دوزخ مجبور مى كنم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 4 - 10،16

10 ـ عذاب شديد كافران پس از اتمام حجت بر آنان از طريق كتب آسمانى

نزّل عليك الكتاب . .. انّ الّذين كفروا بايات اللّه لهم عذاب شديد

16 ـ ابتلاى كافران به عذاب شديد ، انتقام الهى از آنان و نمايانگر شكست ناپذيرى خداوند است .

انّ الّذين كفروا . .. لهم عذاب شديد و اللّه عزيز ذوانتقام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 11 - 5

5 ـ مجازات كافران و تكذيب كنندگان آيات الهى ، از سنّت هاى خداوند است .

كدأب ال فرعون و الذين من قبلهم كذّبوا باياتنا فاخذهم اللّه بذنوبهم

خداوند همه كافران را در همه عصرها، تهديد به عذاب كرده و از اين، عموميّت سنت الهى در مورد كافران، استنباط مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 15 - 19

19 ـ بصيرت خداوند به بندگان ، تضمين كننده پاداش متّقين و كيفر كافران

قل للّذين كفروا . .. للّذين اتقوا عند ربّهم ... و اللّه بصير بالعباد

اگر آگاهى همه جانبه خداوند نباشد، كيفرها و پاداشها، تضمين نمى شود. از اين رو خداوند پس از بيان كيفر و پاداش، آگاهى خود را به احوال بندگان، متذكّر مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 19 - 14

14 ـ كفر و انكار آگاهانه آيات الهى ، كيفر سريع خداوند را در پى دارد .

و من يكفر بايات اللّه فانّ اللّه سريع الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 54 - 10

10 ـ مكر خداوند با كافران ، مجازات نمودن آنان به سبب مكرشان است .

و مكروا و مكر اللّه

امام رضا(ع) درباره آيه فوق فرمود: انّ اللّه تبارك و تعالى . .. لا يمكر ... و لكنّه عزّ و جل يجازيهم ... جزاء المكر.


عيون اخبارالرضا (ع)، ج 1، ص 126، ح 19، ب 11 ; معانى الاخبار، ص 13، ح 3.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 56 - 1،5

1 ـ كافران ( يهوديان ) ، مشمول عذاب سخت خداوند در دنيا و آخرت

فاما الذين كفروا فاعذّبهم عذاباً شديداً فى الدنيا و الاخرة

5 ـ كافران ( يهوديان ) ، هيچ يار و ياورى در برابر عذاب الهى در دنيا و آخرت ندارند .

فاّما الذين كفروا . .. و ما لهم من ناصرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 88 - 3

3 ـ خداوند بدون مهلت و تأخير ، مرتدّان و كافران يهود و نصارا را عذاب مى كند .

لا يخفّف عنهم العذاب و لا هم ينظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 91 - 4

4 ـ كسانى كه در حال كفر بميرند ، مستحقّ عذابى دردناك هستند .

اولئك لهم عذاب اليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 108 - 5،8

5 ـ عذاب سيه رويان ( اهل كفر ) و استغراق سفيدرويان در رحمت الهى ، از آيات بحق خداوند

فذوقوا العذاب بما كنتم تكفرون . .. ففى رحمة اللّه ... تلك ايات اللّه

بنابراينكه مشاراليه «تلك»، مطالب مذكور در دو آيه قبل باشد.

8 ـ عذاب سيه رويان ( كافران ) ، ناشى از اعمال ناپسند ( تفرقه و پراكندگى و كفر ) خود آنان است و نه از ناحيه خداوند

فاما الذين اسودّت وجوههم . .. و ما اللّه يريد ظلماً للعالمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 116 - 1،13

1 ـ اموال و فرزندان اهل كفر ، نمى تواند آنها را از كيفر خداوند برهاند .

انّ الذين كفروا لن تغنى عنهم اموالهم و لا اولادهم من اللّه شيئاً

«اغنى» هنگامى كه با «عن» متعدى شود، به معناى «دفع» مى آيد. لذا «لن تُغنى»، يعنى نمى رهاند. (روح المعانى).

13 ـ آتش جاودانه دوزخ ، فرجام كفر پيشگانِ اهل كتاب

انّ الّذين كفروا . .. و اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون

با توجه به آيات قبل، مراد از «الذين»، كافران اهل كتاب هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 119 - 23

23 ـ كافران كينه توز و منافقان حيله گر شايسته نابودى

قل موتوا بغيظكم انّ اللّه عليم بذات الصدور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 131 - 3،5،6،8

3 ـ آتش دوزخ ، در انتظار كافران و رباخواران ، و آماده براى آنان

لا تاكلوا الرّبوآ . .. و اتّقوا النّار الّتى اعدّت للكافرين

5 ـ آتش دوزخ ، هم اكنون حاضر و آماده براى كافران

و اتّقوا النّار الّتى اعدّت للكافرين

كلمه «اعدّت» (مهيّا شده)، به صيغه ماضى، دلالت بر وجود بالفعل چنين آتشى دارد.

6 ـ آتش دوزخ ، در اصل براى كافران مهيّا شده است .

و اتّقوا النّار الّتى اعدّت للكافرين

بنابر اينكه «الّتى»، وصفِ توضيحى باشد نه احترازى.

8 ـ همگونى عذاب رباخواران با عذاب كافران

لا تاكلوا الرّبوآ . .. و اتّقوا النّار الّتى اعدّت للكافرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 19

19 ـ آتشِ دوزخ ، جايگاه و فرجام شوم كفرپيشگان مشرك

سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرعب . .. و ماويهم النّار و بئس مثوى الظّالمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 176 - 16

16 ـ عذاب بزرگ اخروى در انتظار شتابگران در كفر است .

الّذين يسارعون فى الكفر . .. و لهم عذاب عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 18 - 5،6

5 ـ خداوند براى گناهكارانى كه توبه را تا آستانه مرگ تأخير انداخته و كسانى كه كافر بميرند ، عذاب دردناكى آماده كرده است .

و ليست التّوبة للّذين . .. و لا الّذين يموتون و هُم كفّار اولئك اعتدنا لهم عذابا

6 ـ خداوند براى كسانى كه تا لحظه مرگ بر كفر خويش باقى مانده و آنگاه ايمان آورند ، عذابى دردناك آماده كرده است .

و ليست التّوبة . .. و لا الّذين يموتون و هُم كفّار اولئك اعتدنا لهم عذاباً اليما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 55 - 6

6 ـ آتش سوزان جهنم ، كيفر آتش افروزان و اخلالگران عليه پيامبران

و كفى بجهنّم سعيراً

«سعير»، به معناى آتش برافروخته و سوزان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 14

14 ـ خداوند ، گردآورنده همه منافقان و كافران ، در جهنم

إنّ اللّه جامع المنفقين و الكفرين فى جهنم جميعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 151 - 3،4

3 ـ كيفر خوار كننده الهى ، در انتظار كافران به خدا و پيامبران اوست .

و أعتدنا للكفرين عذاباً مهيناً

4 ـ جهنم و عذاب الهى ، هم اكنون براى كافران آماده و مهياست .

و أعتدنا للكفرين عذاباً مهيناً

چنانچه مراد از «عذاباً مهيناً» عذاب دوزخ باشد، فعل «اعتدنا»، به صيغه ماضى حكايت از وجود هم اكنون دوزخ دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 169 - 7

7 ـ جاودانگى در جهنم ، كيفر كافران ستمگر

إنّ الذين كفروا و ظلموا . .. خلدين فيها ابداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 10 - 1

1 ـ كافران و تكذيب كنندگان آيات الهى ، اصحاب دوزخ هستند .

و الذين كفروا و كذبوا . .. أولئك اصحب الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 2

2 ـ آتش دوزخ جايگاه اجتماع و به هم پيوستن جنيان و آدميان كافر و مشرك است.

قال ادخلوا فى أمم قد خلت من قبلكم من الجن و الإنس فى النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 99 - 3

3 ـ كفرپيشگان به پندار باطل ، خويشتن را از مكر خدا و كيفر هاى ناگهانى وى ايمن مى شمارند .

أفأمنوا مكر اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 100 - 2

2 ـ ابتلاى كفرپيشگان تاريخ به كيفر هاى الهى ، بيانگر توانايى خداوند به گرفتارسازى گنهكاران موجود به عقوبت گناهانشان است .

أو لم يهد للذين يرثون . .. أن لو نشاء أصبنهم بذنوبهم

فاعل «يهد» ضميرى است كه به داستان و سرنوشت اقوام پيشين برمى گردد و «أن لو نشاء . .. » مفعول آن مى باشد. قابل ذكر است كه «الذين يرثون» نيز مفعول به واسطه «يهد» است. و چون «يهد» به حرف لام متعدى شده، معناى تبيين در آن تضمين شده است. بنابراين جمله «او لم يهد ... » يعنى آيا سرگذشت پيشينيان براى وارثانشان اين حقيقت را روشن نكرده است كه اگر مشيت ما اقتضا كند آنان را به سبب گناهانشان عقوبت مى كنيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 183 - 1

1 ـ سنت خداوند بر امهال كفرپيشگانِ تكذيب كننده و تأخير در هلاكت و عذاب ايشان است .

و أملى لهم إن كيدى متين

املاء (مصدر اُملى از ماده ملاوة) به معناى مهلت دادن و تأخير انداختن است. به مناسبت اينكه حقيقت بيان شده (مهلت دادن و تأخير انداختن) درباره تكذيب كنندگان آيات الهى است، معلوم مى شود مراد از تأخير، تأخير در عذاب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 14 - 2

2 ـ آتش دوزخ كيفر تمامى كافران

و أن للكفرين عذاب النار

«ال» در «الكافرين» براى استغراق و شمول است. گفتنى است در وجه تركيبى «أن للكفرين ... » نظرهاى مختلفى ايراد شده است. بهترين وجه آن تقدير گرفتن فعلى همانند «اعلموا» است. يعنى «و اعلموا أن للكفرين عذاب النار».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 9

9 ـ جهنم ، سزاى كافران حق ستيز

و الذين كفروا إلى جهنم يحشرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 7

7 ـ خداوند ، كفرپيشگان را به سبب رفتار ناپسندشان ( سرمستى ها ، رياكارى ها ، بازدارى مردم از راه خدا ) ، مجازات خواهد كرد .

و لاتكونوا كالذين . .. و اللّه بمايعملون محيط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 52 - 5،6،10،11

5 ـ خداوند فرعونيان و همه كافران پيش از آنان را به سبب گناهانشان به كيفرى شديد گرفتار ساخت .

فأخذهم اللّه بذنوبهم إن اللّه قوى شديد العقاب

6 ـ خداوند ، كافران و گنهكاران را پس از ارائه آيات خويش و اتمام حجت بر آنان ، مؤاخذه خواهد كرد .

كفروا بايت اللّه فأخذهم اللّه بذنوبهم

10 ـ گرفتارى فرعونيان و كافران پيش از آنها به كيفر هاى شديد الهى ، نمودى از توانمندى خداوند است .

فأخذهم اللّه بذنوبهم إن اللّه قوى شديد العقاب

11 ـ توجه به سنت الهى در مجازات كافران و گناهكاران ، زمينه ساز پرهيز از كفرورزى و ارتكاب گناه

كدأب ءال فرعون . .. إن اللّه قوى شديد العقاب

هدف از بيان مؤاخذه كافران و گنهكاران هشدارى است به انسانها تا با توجه به آن در مسير ايمان و ترك گناه قرار گيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 53 - 14

14 ـ كيفر خداوند براى كافران ، متكى بر شنوايى و علم گسترده اوست .

و أن اللّه سميع عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 10

10 ـ هزيمت و شكست ، فرجام شوم و كيفر قطعى براى تمامى كافران و دشمنان ايستاده در برابر دين الهى

و عذّب الذين كفروا و ذلك جزاء الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 68 - 7،8،12

7 ـ عذاب جاودان جهنم ، مجازاتى بس سنگين و كافى براى منافقان و كافران

نار جهنم خلدين فيها هى حسبهم

8 ـ عذاب جاودان جهنم تنها مجازات كافى براى منافقان و كافران و برابر با گناه كفر و نفاق آنان

وعد اللّه المنفقين . .. و الكفار نار جهنم خلدين فيها هى حسبهم

12 ـ محروميت منافقان و كافران از رحمت الهى ، مايه رنج و عذاب هميشگى آنان

و لعنهم اللّه و لهم عذاب مقيم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «عذاب مقيم» در نتيجه نفرين الهى به دورى آنان از رحمت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 4 - 10

10 ـ دستيابى مؤمنان به پاداش و ايمان و اعمال شايسته خويش و گرفتارى كافران به كيفر كفر و بزهكارى خود ، فلسفه اساسى معاد و برپايى رستاخيز است .

ثم يعيده ليجزى الذين ءامنوا . .. و الذين كفروا لهم شراب من حميم و عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 11 - 3،6

3 ـ مجازات كفرپيشگان و منكران قيامت ( از ميان برداشتنشان ) ناسازگار با فلسفه آفرينش انسان

و لو يعجل اللّه للناس الشر . .. لقضى إليهم أجلهم

6 ـ كفرمداران و شرك پيشگان ، مستحق عذاب و كيفر الهى در دنيا

و لو يعجل اللّه للناس الشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 88 - 20

20 ـ عذاب دردناك جهنم ، كيفر كافران است .

فلايؤمنوا حتى يروا العذاب الأليم

ممكن است الف و لام «العذاب» ـ كه براى عهد ذهنى است ـ اشاره به عذاب دنيوى (استيصال) باشد و ممكن است اشاره به عذاب برزخى و يا عذاب اخروى باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 102 - 2

2ـ امت هاى ستم پيشه ( جوامع كفرپيشه و مشرك ) در خطر گرفتار شدن به عقوبت هاى الهى و عذاب هاى استيصال هستند .

و كذلك أخذ ربك إذا أخذ القرى و هى ظـلمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 18

18ـ « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة » و هى النقمة « أوتحلّ قريباً من دارهم » فتحلّ بقوم غيرهم فيرون ذلك و يسمعون به و الذين حلّت بهم عصاة كفار مثلهم و لايتعظ بعضهم ببعض و لن يزالوا

كذلك « حتى يأتى وعد الله » الذى وعد المؤمنين من النصر و يخزى الله الكافرين ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند: «و لايزال . ..» روايت شده است كه: آن [قارعة] عقوبت است و [درباره] «أو تحلّ قريباً من دارهم» [يعنى] عقوبت بر قومى ديگر فرود مى آيد و آنان مى بينند و مى شنوند و آنهايى كه عقوبت بر آنان وارد شده، مانند ايشان گناهكار و كافرند و [ليكن] برخى از برخى ديگر پند نمى گيرند و همواره چنين هستند تا وعده خدا فرا رسد و، حتى يأتى وعد الله، همان وعده اى كه به مؤمنان داده است كه آنان را پيروز كند و خداوند كافران را خوار مى سازد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 32 - 5

5ـ خداوند پس از مدت ها و گذشت زمانهايى ، كفرپيشگان و استهزاگران انبيا را به عقوبت هاى خويش گرفتار مى ساخت .

فأمليت . .. ثم أخذتهم فكيف كان عقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 40 - 13

13ـ خداوند ، كفرپيشگان را پس از اتمام حجت حسابرسى مى كند و به مجازات مى رساند .

فإنما عليك البلـغ و علينا الحساب

وقوع جمله «و علينا الحساب» ـ كه گوياى حسابرسى و مجازات كفرپيشگان است ـ پس از «إنما عليك البلاغ» ـ كه گوياى ابلاغ و اتمام حجت است ـ مى رساند كه خداوند پيش از ابلاغ دين و اتمام حجت ، كافران را مجازات نمى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 102 - 9

9- خداوند ، از كافران حق ناپذير ، به وسيله شراره هاى دوزخ ، پذيرايى مى كند .

إنّا أعتدنا جهنّم للكـفرين نزلاً

كلمه «نُزُل» مى تواند اسم باشد براى چيزى كه به هنگام ورود ميهمان براى پذيرايى او مى آورند. اين نوع سخن، «تهّكم» بوده و براى استهزا به كار مى رود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 110 - 2

2- كافران و مشركان حق ناپذير ، به عذاب و كيفر الهى تهديد شدند .

إنّه يعلم الجهر من القول و يعلم ماتكتمون

تذكر به اين كه خداوند به سخنان آشكار و توطئه ها و اسرار مشركان و كافران آگاه است، در حقيقت تهديد آنان و هشدارى به كيفر و عذاب شدن آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 13

13 - آتش سوزان ، كيفر كفرپيشگان و تمام كسانى كه در راستاى منحرف ساختن مردم از راه خدا و دين او تلاش مى كنند .

و من الناس من يجـدل . .. و نذيقه يوم القيـمة عذاب الحريق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 30 - 4

4 - سرگذشت قوم نوح ، داراى نشانه هايى روشن بر قدرت الهى در كيفر كافران و نصرت مؤمنان

قال ربّ انصرنى . .. إنّ فى ذلك لأيـت

با توجه به ظهور قدرت خدا در طوفان نوح و غرق شدن كافران و مشركان و نيز ظهور نصرت الهى نسبت به حضرت نوح(ع) و همراهان او، عبارت «إنّ فى ذلك لآيات»، مى تواند بيانگر برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 117 - 7

7 - ربوبيت خدا ، مقتضى حسابرسى اعمال و كيفر كافران

فإنّما حسابه عند ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 207 - 2

2 - بى ارزشى بهرهورى هر چند طولانى كافران از دنيا ، در قبال كيفر الهى

إن متّعنـهم سنين . .. ما أغنى عنهم ما كانوا يمتّعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 84 - 3

3 - تكذيب نشانه هاى خدا ، اصلى ترين موضوع دادگاه كيفرى كافران

حتّى إذا جاءو قال أكذّبتم بـايـتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 4 - 8

8 - كافران ، به كيفر الهى ، مجازات خواهند شد .

أم حسب الذين يعملون السيّئات أن يسبقونا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 55 - 4

4 - عذاب فراگير دوزخ ، سزاى اعمال نارواى خود كافران است .

ذوقوا ما كنتم تعملون

برداشت بالا، بنابر تقدير «جزا» به عنوان معناى «ما»ى موصول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 24 - 5

5 - خداوند ، كافران حق ناپذير را ، به سرعت مجازات نمى كند و به آنها مدتى مهلت مى دهد .

نمتّعهم قليلاً ثمّ نضطرّهم

احتمال دارد «قليلاً» صفت براى مفعول به «نمتّع » باشد كه «زماناً» است. بنابراين، مفاد آيه چنين مى شود: «به آنان، مدت كوتاهى مهلت مى دهيم و سپس آنان را روانه عذاب جهنم مى كنيم.».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 8 - 1،6،10

1 - فلسفه پيمان گرفتن خداوند از پيامبران ، پاداش دادن به مؤمنان و كيفر دادن به كافران است .

و إذا أخذنا من النبيّن ميثـقهم . .. ليسئل الصـدقين عن صدقهم ... و أعدّ للكـفرين

«لام» در «ليسئل. ..» لامِ تعليل يا لام غايت است. مراد از «الصادقين» به قرينه مقابله با «الكافرين» مؤمنان اند. لازم به ذكر است كه برداشت بالا، ـ علاوه بر نكته ياد شده ـ مبتنى بر اين است كه مرجع ضمير در «صدقهم» واژه «الصادقين» باشد و علت پرسش از صداقت مؤمنان، پاداش دادن به آنها است.

6 - عذاب شدن كافران ، پس از اتمام حجت با آنان است .

و إذا أخذنا من النبيّن ميثـقهم . .. ليسئل ... و أعدّ للكـفرين

10 - عذاب كافران ، بدون پرسش و پاسخ و مؤاخذه خواهد بود .

ليسئل الصـدقين . .. و أعدّ للكـفرين عذابًا أليمًا

تغيير اسلوب كلام از «ليسئل. ..» به «أعدّ...» مى تواند به منظور افاده اين نكته باشد كه عذاب كافران، آماده شده است و جاى چون و چرا ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 17 - 10

10 - خداوند ، جز كافران را مجازات نمى كند .

و هل نجـزى إلاّ الكفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 7 - 1

1 - كافران ، سزاوار عذابى سخت و طاقت فرسا

الذين كفروا لهم عذاب شديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 36 - 2،6

2 - كافران ، محكوم به دوزخ اند .

و الذين كفروا لهم نار جهنّم

6 - عذاب دائمى و بى تخفيف ، كيفر تمامى كافران حق ناپذير

كذلك نجزى كلّ كفور

«كفور» صيغه مبالغه از ماده «كفر» و يا «كفران» مى باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 37 - 7

7 - مجازات الهى براى كافران ، پس از اتمام حجت و دادن فرصت مناسب و عمر كافى براى شناخت و پذيرش دين و تعاليم آسمانى خواهد بود .

أوَلم نعمّركم ما يتذكّر فيه من تذكّر و جاءكم النذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 39 - 10

10 - كيفر كافران ، از شؤون مقام ربوبى است .

و لايزيد الكـفرين كفرهم عند ربّهم إلاّ مقتًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 25 - 2

2 - گرفتارى كافران و دشمنان دين خدا ، در دام افراد وسوسه كننده و اغواگر ، كيفر الهى براى آنان است .

و قيّضنا لهم قرناء فزيّنوا لهم

از اين كه خداوند تعيين هم نشين اغواگر را براى كافران به خود نسبت داده (قيّضنا)، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 27 - 7

7 - مجازات و عقوبت كفرپيشگان ، بازتاب و تجسم عملكرد بد خود آنان است .

و لنجزينّهم أسوأ الذى كانوا يعملون

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «أسوء الذى. ..» خود جزا و كيفر باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 43 - 11

11 - حق گرايان برخوردار از مغفرت الهى ، و ملحدان و حق ناپذيران رويارو با مجازات دردناك او

مايقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل . .. إنّ ربّك لذو مغفرة

در آيات پيشين، قرآن پيامى حق معرفى شده است كه ملحدان با ايجاد شبهه در آن سعى مى كردند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مورد انكار قرار دهند. اكنون در اين آيه خداوند به غفران و عقاب خود اشاره كرده كه غفران منطبق بر حق گرايان و عقاب درباره ملحدان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 11 - 3

3- تهديد مشركان حق ستيز مكه ، از سوى خداوند به عذابى دنيوى و تيره كننده زندگى

فارتقب يوم تأتى السماء بدخان مبين

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «دخان مبين»، كنايه از تيره روزى و عذاب دنيوى باشد، چه اين كه برخى از مفسران اين آيه را پاسخى به دعاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) دانسته اند كه از خداوند خواست تا براى بيدار شدن مشركان، آنان را به قحطى اى همچون دوران يوسف مبتلا كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 11 - 3

3- دود هاى متراكم قيامت ، شكنجه آور ، دردآفرين و در بر گيرنده تمامى كفرپيشگان

يغشى الناس هـذا عذاب أليم

ممكن است اين آيات در مورد عذاب اخروى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 8 - 3

3 - كيفر الهى براى كافران ، پس از اتمام حجت بر ايشان

تتلى عليه . .. فبشّره بعذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 11 - 4

4 - كيفر كافران ، پس از اتمام حجت پروردگار بر ايشان

هـذا هدًى و الذين كفروا بـايـت ربّهم لهم عذاب

از اين كه خداوند پس از بيان هدايتگرى قرآن، عذاب كافران را مطرح مى كند، مطلب ياد شده قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 20 - 16

16- كيفر الهى در حق كافران ، معلول عملكرد منفى خود آنان و به دور از شائبه ظلم

و هم لايظلمون . .. تجزون عذاب الهون بما كنتم تستكبرون ... و بما كنتم تفسقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 34 - 7

7- عدل الهى در كيفر كافران ، مورد اقرار خود آنان ، در قيامت

أليس هـذا بالحقّ قالوا بلى و ربّنا

«هـذا» اشاره به عذاب كافران است و مصداق بارز «حقّ» در زمينه مجازات، «عدل» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 13 - 4

4 - آتش دوزخ ، هم اكنون موجود و مهيا براى كافران *

فإنّا أعتدنا للكـفرين سعيرًا

ماضى آمدن فعل «أعتدنا»، ممكن است ناظر به معناى حقيقى آن (زمان گذشته) باشد; نه اين كه مضارع محقق الوقوع را بيان كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 14 - 2

2 - حاكميت مطلق خداوند بر هستى ، پشتوانه تحقق اراده او بر كيفر كافران

فإنّا أعتدنا للكـفرين سعيرًا . و للّه ملك السمـوت و الأرض

تذكر به حاكميت مطلق خداوند بر هستى ـ در پى تهديد كافران به عذاب ـ بيانگر مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 59 - 9

9 - مجازات الهى در حق كافران ، در پى مهلت ها و داراى زمان و برنامه اى خاص

فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا . .. فلايستعجلون

تعبير «فلايستعجلون» مى رساند كه خداوند در مجازات كافران عجله ندارد; بلكه براساس مصلحت به ايشان مهلت داده و طبق برنامه و زمانى خاص آن را به اجرا درمى آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 60 - 6

6 - كيفر كافران ، در پى اتمام حجت بر ايشان با هشدار هاى مكرر

فويل للذين كفروا من يومهم الذى يوعدون

تعبير «يوعدون» (با فعل مضارع) بيانگر وعيدهاى مستمر و مكرر است كه قبل از مجازات و كيفر كافران، به ايشان داده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 45 - 4

4 - سنت الهى ، بر عدم تعجيل ، در كيفر كافران

فذرهم حتّى يلـقوا يومهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 46 - 1،2

1 - كافران لجوج ، بى بهره از تزوير هاى خويش و بى نصيب از يارى هر پشتيبان ، هنگام سر رسيدن وقت مجازاتشان

يوم لايغنى عنهم كيدهم شيئًا و لا هم ينصرون

2 - مرگ ، لحظه كوتاه شدن دست كافران از تدبير هاى خويش و نقطه هاى اميد

فيه يصعقون . يوم لايغنى عنهم كيدهم شيئًا

در صورتى كه «يومهم الذى. ..» در آيه قبل، نظر به لحظه مرگ داشته باشد، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 4 - 11

11 - عذاب دردناك الهى ، كيفر كافران است .

و للكـفرين عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 6 - 2

2 - عذاب و كيفر خداوند درباره كافران ، پس از اتمام حجت و ارائه دلايل روشن بوده است .

تأتيهم رسلهم بالبيّنـت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 7 - 4

4 - دوزخى شدن كافران ، جزاى كردار خود آنان است .

إنّما تجزون ما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 18 - 3

3 - آتش دوزخ ، كيفر زراندوزان كافر

و جمع فأوعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 16 - 6،7

6 - كافرانى كه در برابر حاكميت قرآن و تأثير هشدار هاى آن ، خدعه كنند ، به كيفرى غافلگيرانه و غير قابل پيش بينى گرفتار خواهند شد .

إنّه لقول فصل . .. يكيدون ... و أكيد كيدًا

«حيله»; يعنى، آنچه به صورت مخفيانه، مايه رسيدن به حالت مورد نظر گردد. و «كيد» نوعى احتيال است. (مفردات راغب)

7 - خداوند در مكر و كيفر ، آغازگر نبوده و خدعه هاى او ، پاسخ كردار نارواى كافران است .

إنّهم يكيدون كيدًا . و أكيد كيدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 14 - 10

10 - « روى عن على ( ع ) انّه قال : معناه [ أى قوله تعالى : إنّ ربّك لبالمرصاد ] إنّ ربّك قادر على أن يجزى أهل المعاصى جزاءهم ;

از على(ع) روايت شده كه فرمود: معناى آيه اين است كه پروردگارت، توانايى دارد كه گنه كاران را كيفر بدهد».

1507- كيفر كافران امت هاى پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 32 - 11

11ـ عقوبت هاى نازل شده بر كفرپيشگان و استهزاگران امت هاى گذشته ، دليلى فراروى كافران بر تخلف ناپذيرى تهديد ها و وعيد هاى الهى

إن الله لايخلف الميعاد. و لقد استهزىء برسل من قبلك ... ثم أخذتهم

آيه مورد بحث به لحاظ «ثم أخذتهم . ..» دليلى است براى «حتى يأتى وعد الله إن الله لايخلف الميعاد».

1508- كيفر كافران به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 83 - 6

6ـ خداوند ، مشركان و كافران به پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به كيفر هاى دنيوى و فرو ريختن سنگ هاى عذاب تهديد كرد .

و ما هى من الظـلمين ببعيد

واقع شدن جمله «و ما هى . ..» پس از مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) (عند ربك) مى تواند قرينه بر اين باشد كه: از مصداقهاى مورد نظر براى «الظالمين» مشركان و كافران عصر بعثت است.

1509- كيفر كافران حق ستيز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 38 - 3،4،6

3 ـ گرفتار شدن به سرنوشت شوم پيشينيان ، تهديد الهى نسبت به كافران ستيزه گر عليه اسلام

و إن يعودوا فقد مضت سنت الأولين

جواب شرط «إن يعودوا . .. » حذف شده و جمله «فقد مضت ... » جانشين آن مى باشد و تقدير كلام چنين است: «و إن يعودوا فانتقمنا منهم كما انتقمنا من الأولين ... .»

4 ـ خداوند بر اساس سنت خويش ، كافران حق ستيز دوران هاى پيشين را به سزاى اعمالشان رسانيده است .

و إن يعودوا فقد مضت سنت الأولين

6 ـ مجازات و سركوبى كافران حق ستيز ، سنتى الهى

و إن يعودوا فقد مضت سنت الأولين

1510- كيفر كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 58 - 10

10- نظام كيفرى خداوند براى مجازات كافرانِ عصر بعثت ، نظامى مشخَّص و داراى مَوعِد و زمانى تخلّف ناپذير بود .

بل لهم موعد لن يجدوا من دونه موئلاً

به قرينه آيه بعد، مراد مؤاخذه در «لو يؤاخذهم» مؤاخذه در دنيا است. و جمله «بل لهم موعد» ظهور در فعليّت آن وعده دارد كه در مورد كافران عصر بعثت صادق است.

1511- كيفر كافران قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 10

10 ـ آن گروه از كافران قريش كه پس از شكست همچنان به كفرورزى خويش ادامه دادند ، از دوزخيان هستند .

و الذين كفروا إلى جهنم يحشرون

تكرار «الذين كفروا» پس از «ثم يغلبون» اشاره به اين دارد كه گروهى از كفار قريش پس از شكست و غلبه مسلمانان به كفر باقى خواهند ماند، آنان سزايشان جهنم است و گروهى اسلام را خواهند پذيرفت و اهل نجات خواهند بود.

1512- كيفر كافران لجوج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 104 - 4

4- عذاب دردناك ، فرجام و كيفر كافرانى است كه از سر لجاج و عناد به آيات الهى ايمان نمى آورند .

إن الذين لايؤمنون بأيـت الله . .. لهم عذاب أليم

1513- كيفر كافران متكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 41 - 6

6- فرو رفتن آب ها و منابع آبى ، از جمله كيفر هاى الهى براى كافرانى است كه به خود بنازند و بر ديگران تفاخر كنند .

أو يصبح ماؤها غورًا فلن تستطيع له طلبًا

«يصبح» عطف بر «فتصبح» و تفريع ديگرى بر «يرسل عليها حسباناً» است. قيد «من السماء» در مورد عذابى كه آب ها را در زمين فرو ببرد، ناظر به الهى بودن عذاب است، نه نزول آن از آسمان.

1514- كيفر كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 191 - 17

17 - سزاى كفرپيشگان محارب و فتنه انگيز ، كشتن آنان است .

فاقتلوهم كذلك جزاء الكفرين

«ال» در «الكافرين» عهديه است و اشاره به كافرانى دارد كه سر جنگ با مسلمانان دارند و يا عليه ايشان فتنه انگيزى مى كنند.

1515- كيفر گناهكارى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 1

1 - دوزخ ، پايانى خفّت بار براى دروغ پردازى ها ، استهزاگرى ها و گناه پيشگى كافران

ويل لكلّ أفّاك أثيم . .. اتّخذها هزوًا ... عذاب مهين . من ورائهم جهنّم

1516- كيفيت القاى كافران در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 24 - 1

1ـ دو فرشته موكّل بر كافران معاند ، مأمور افكندن آنان به دوزخ

ألقيا فى جهنّم كلّ كفّار عنيد

دو فرشته اى كه مخاطب «ألقيا» قرار مى گيرند; يا «رقيب» و «عتيد»ند كه در دنيا همراه انسان بودند و يا «سائق» و «شهيد»اند كه در صحنه قيامت آدمى را همراهى خواهند كرد.

1517- كيفيت حشر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 68 - 7

7- خداوند ، شياطين و منكران معاد را در قيامت ، خوار و ذليل ، بر زانونشسته و به صورت نيم خيز در اطراف جهنم احضار خواهد كرد .

ثمّ لنحضرنّهم حول جهنّم جثيًّا

«جثيّا» (جمع «جاثى») حال است و «جاثى» به كسى گفته مى شود كه براى مخاصمه و محاكمه بر زانو نشسته است (لسان العرب). احضار منكران معاد و شياطين، در حالى كه بر زانوان خود راه مى روند و يا بر زانو گرداگرد جهنم نشسته اند، براى اهانت و تحقير آنان است. برخى «جثىّ» را جمع «جثوة» دانسته اند كه به معناى انبوه خاك و سنگ است. بر حسب اين معنا مراد احضار هر فرقه و گروه به صورت متراكم است.

1518- كيفيت ورود كافران به جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 8 - 2

2 - كافران ، فوج فوج و دسته دسته به دوزخ افكنده خواهند شد .

كلّما أُلقى فيها فوج سألهم خزنتها

1519- كيفيت ورود كافران در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 20 - 2،11

2- سوق داده شدن كافران به سوى دوزخ ، به تدريج و همراه با سرزنش و توبيخ

و يوم يعرض الذين كفروا على النار أذهبتم طيّبـتكم

از اين كه كافران نخست بر آتش عرضه مى شوند و همراه با آن زشت كارى گذشته شان به رخ آنان كشيده مى شود، مطلب بالا استفاده مى شود.

11- عرضه كافران بر آتش ، همراه با سرزنش و توبيخ ، گوشه اى از عذاب ذلّت بار آنان *

يوم يعرض . .. أذهبتم طيّبـتكم فى الحياتكم الدنيا و استمتعتم بها فاليوم تجزون عذا

برداشت بالا بدان احتمال است كه نفس عرضه كافران بر آتش و توبيخ آنان، خود جزئى از عذاب خفّت بار آنان باشد.

1520- كينه توزى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 119 - 23

23 ـ كافران كينه توز و منافقان حيله گر شايسته نابودى

قل موتوا بغيظكم انّ اللّه عليم بذات الصدور

1521- گرايش به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 74 - 10

10- « قال الرضا ( ع ) : ممّا نزل بإياك أعنى و اسمعى يا جارة خاطب الله عزّوجلّ بذلك نبيه و أراد به أُمّته قوله : . . . « و لولا أن ثبتناك لقد كدتّ تركن إليهم شيئاً قليلاً » . . . ;

امام رضا(ع) فرمود: از جمله آياتى كه بر سبك و روش [مثال معروف عرب]«إيّاك أعنى و اسمعى يا جارة» نازل گرديد و آن هم بدين معنا كه خداوند ـ عزّوجلّ ـ به پيامبر(صلی الله علیه و آله) خطاب مى كند ولى مقصود و مراد امت اوست; اين آيه شريفه است: «و لولا أن ثبّتناك لقد كدتّ تركن إليهم شيئاًقليلاً». ..».

1522- گرفتارى كافران در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 123 - 8

8 - در قيامت ، هيچ راه نجاتى براى كافرانِ به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) وجود نخواهد داشت .

أولئك يؤمنون به و من يكفر به . .. و اتقوا يوماً لاتجزى نفس عن نفس شيئاً

هدف از توصيف قيامت، به اينكه فديه اى گرفته نمى شود و . ..; مأيوس كردن مستحقان عذاب است از اينكه راه نجاتى - جز

ايمان به قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) - براى خويش توهم كرده و به اعتبار آن دل خوش كنند.

1523- گريه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 61 - 3

3 - ترنم كافران به ترانه ها ، به جاى گريستن بر فرجام شوم خويش *

و تضحكون و لاتبكون . و أنتم سـمدون

بنا به گفته برخى از مفسران در معناى «سامد»، تغنّى و آوازه خوانى نيز نهفته است.

1524- گفتگوى كافران با همسران محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 55 - 3

3 - همسران پيامبر ، مجاز نيستند كه با زن هاى كافر ، بدون پوشش و حجاب به گفتوگو بپردازند .

و إذا سألتموهنّ متـعًا فسئلوهنّ من وراء حجاب . .. لاجناح عليهنّ فى ءابائهنّ ...

1525- گمراهى آشكار كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 29 - 7

7 - كافران لجوج و تكذيب گر ، در گمراهى آشكار قرار دارند .

فستعلمون من هو فى ضلـل مبين

1526- گمراهى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 66 - 1

1 - توانايى خداوند بر عذاب كافران ، به گونه اى كه آنان با از بين رفتن چشم ها و نورديدگانشان ، راه معمول خود را پيدا نكرده و از پيمودن راه درست محروم خواهند شد .

و لو نشاء لطمسنا على أعينهم فاستبقوا الصرط فأنّى يبصرون

«طمس» (مصدر «طمسنا») به معناى از بين بردن آثار و شواهد چيزى است و مقصود از «لطمسنا على أعينهم» از بين بردن كامل عضو چشم و يا نور و بينايى آن مى باشد. مراد از «الصراط» نيز راه معمول و متداولى است كه افراد آن را طى مى كنند.

1527- گمراهى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 264 - 12

12 ـ كافران ، بى بهره از هدايت الهى

و اللّه لا يهدى القوم الكافرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 98 - 3

3 ـ لزوم اعتراض ، در برابر كجروى هاى كافران و اهل كتاب

قل يا اهل الكتب لم تكفرون بايات اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 136 - 8

8 ـ كافرانِ به خدا ، ملائكه ، كتب آسمانى ، پيامبران الهى و روز قيامت ، در گمراهى ژرف

و من يكفر باللّه و ملئكته و كتبه و رسله و اليوم الأخر فقد ضل ضللا بعيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 167 - 1

1 ـ كافران بازدارنده از راه خدا ، منحرفانى سخت گمراه

إنّ الذين كفروا و صدوا عن سبيل اللّه قد ضلوا ضللا بعيداً

عطف جمله «صدوا . ..» بر جمله «كفروا» بدون تكرار «الذين» دلالت بر اين دارد كه مجموع دو صفت كفر و بازدارى از راه خدا، ضلالت بعيد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 67 - 14

14 ـ كافران همواره محروم از هدايت الهى

إنّ اللّه لايهدى القوم الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 122 - 4،11

4 ـ كافران گمراهگر، در چنان ظلماتى اسيرند كه اميدى به رهايى آنان نيست.

كمن مثله فى الظلمت ليس بخارج منها

11 ـ كافران، از آن رو كه در ظلمت و گمراهى هستند، كردار زشت خويش را زيبا مى پندارند.

كمن مثله فى الظلمت . .. كذلك زين للكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 2 - 7

7- كافرانِ به قرآن و كافرانى كه تصميم به ماندن در ظلمت ها گرفته اند ، فرجامى بس ناگوار دارند و در عذابى سخت گرفتار خواهند شد .

و ويل للكـفرين من عذاب شديد

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از كافران در اين آيه، به قرينهء آيه قبل، كسانى هستند كه كتاب خدا را نپذيرفتند و از ظلمتها خارج نشدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 5

5- كافران ، در نهايت گمراهى هستند .

للكـفرين . .. أُولـئك فى ضلـل بعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 55 - 9

9- محرومان از هدايت الهى ، مردمى گمراه و گرفتار گناه اند .

إذ جاءهم الهدى و يستغفروا ربّهم

اين كه مى فرمايد: «چرا مردمان، با آمدن هدايت، استغفار نمى كنند؟»، نشان مى دهد كه قبل از آمدن هدايت، خواه ناخواه، گرفتار انحراف و گناه بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 38 - 5

5- كسانى كه با فرزند خواندن عيسى ( ع ) براى خدا ، به تعاليم توحيدى او كفر ورزيدند ، در گمراهى آشكارى قرار دارند .

لـكن الظـلمون اليوم فى ضلـل مبين

الف و لام در «اليوم» مى تواند براى عهد حضورى باشد ; يعنى «امروز» در اين صورت، مراد از آن، ايام زندگى در دنيا است. مراد از ظالمان ـ به قرينه آيه قبل ـ كسانى هستند كه به سخن عيسى(ع) كفر ورزيده و در باره او، راه افراط و يا تفريط پيمودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 83 - 9

9- تحريك كافران از سوى شياطين و گمراهى فزون تر آنان ، نشانه اى روشن از سودمند نبودن معبود ها و ضديتشان با پرستشگران خويش

و يكونون عليهم ضدًّا . ألم تر أنّا أرسلنا الشيـطين

استفهام در «ألم تر» براى استشهاد و تأييد محتواى آيه قبل است و دلالت بر واضح بودن شاهد دارد به گونه اى كه نديدن و توجه نكردن به آن تعجب دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 34 - 3

3 ـ كافران معاند با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قيامت ، داراى شوم ترين جايگاه و بى راهه ترين مسير خواهند بود .

الذين . .. أُولـئك شرّ مكانًا و أضلّ سبيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 53 - 4

4 - كافران حق ناپذير ، در گمراهى و ضلالت ، غوطهورند .

و ما أنت بهـد العمى عن ضلـلتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 20 - 17

17- كافران ، گرفتار انحراف در عقيده و عمل

تستكبرون فى الأرض . .. تفسقون

بنابراين كه مراد از «تستكبرون» حق ناپذيرى و انكار پيام وحى باشد; تعبير «تستكبرون» دلالت بر انحراف فكرى دارد. و انحراف عملى كافران از «ممّا كنتم تفسقون» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 14 - 7،8

7- انسان كافر ، گرفتار انحراف در ارزش گذارى اعمال

كمن زيّن له سوء عمله

8- بعضى از افعال ، داراى حسن و قبح ذاتى و كافران گرفتار انحراف در تشخيص آن *

زيّن له سوء عمله

در آيه شريفه ميان بينش فرد كافر و ارزش واقعى اعمال، تفكيك شده است; يعنى، در متن واقع عمل او حقيقتاً بد است; ولى كافر آن را زيبا مى بيند و اين مى نماياند كه واقعيت هر عمل، بدون داورى انسان ها، داراى ارزشى مستقل و اصيل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 9 - 7

7 - كافران تكذيب كننده دين ، در گمراهى عميق بسر مى برند .

إن أنتم إلاّ فى ضلـل كبير

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه جمله «إن أنتم. ..» از سخنان نگهبانان دوزخ باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 20 - 5

5 - كافران و مشركان ، غوطهور در غرور و فريب خوردگى

إن الكـفرون إلاّ فى غرور

1528- گمراهى كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 51 - 1

1 - كافران صدراسلام ، مردمى گمراه و ره نيافته

ثمّ إنّكم أيّها الضالّون المكذّبون

خطاب در آيه شريفه، متوجه كافران صدراسلام است.

1529- گمراهى نياكان كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 71 - 1

1 - بيشتر پدران و اجداد كافران و مشركانِ صدر اسلام ، همچون خودشان در گمراهى به سر مى بردند .

و لقد ضلّ قبلهم أكثر الأوّلين

1530- گناه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 5

5 ـ مهلت دادن خداوند به كافران ، تنها به جهت افزايش يافتن گناه آنان است .

انّما نملى لهم ليزدادوا اثماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 52 - 5،7

5 ـ خداوند فرعونيان و همه كافران پيش از آنان را به سبب گناهانشان به كيفرى شديد گرفتار ساخت .

فأخذهم اللّه بذنوبهم إن اللّه قوى شديد العقاب

7 ـ انكار آيات الهى ، بارزترين گناه فرعونيان و كافران قبل از آنها

كفروا بايت اللّه فأخذهم اللّه بذنوبهم

مراد از «ذنوبهم» گناهانى است كه كفر به آيات، بخشى از آن گناهان است، و گرنه به جاى «بذنوبهم» مى فرمود «بكفرهم». بنابراين ذكر بخصوص انكار آيات دلالت بر اين دارد كه انكار آيات از بارزترين گناهان آنان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 4 - 6

6 ـ تهمت و افترا زدن كافران به گناهى كه تنها خود مرتكب آن بودند ، از شيوه هاى آنان در مبارزه ، عليه پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و قال الذين كفروا إن هـذا إلاّ إفك افتريه . .. فقد جاءو ظلمًا و زورًا

برداشت ياد شده از آن جا استفاده مى شود كه كافران، پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) را متهم به دروغ گويى مى كردند; در حالى كه خود، دروغ پرداز بودند و به دروغ و به ناحق، قرآن را ساخته و پرداخته آن حضرت مى شمردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 13 - 1

1 - كافرانى كه در اغواى مسلمانان فعال بودند ، علاوه بر گناه خود ، گناهان فريب خوردگان شان را نيز در قيامت ، بر دوش خواهند كشيد .

و قال الذين كفروا . .. اتّبعوا سبيلنا ... و ليحملنّ أثقالهم و أثقالاً مع أثقالهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 23 - 12

12 - مجازات كافران و بدكاران در قيامت ، همراه با آگاه شدن از جرم شان است .

إلينا مرجعهم فننبّئهم بما عملوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 12 - 10

10 - تجاوزگرى ، گناه پيشگى و مانع خير شدن ، از خصوصيات كافران تكذيب كننده رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و لاتطع المكذّبين . .. منّاع للخير معتد أثيم

1531- گناه كافران پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 4

4 ـ پيروان شرك و كفر، در قيامت، خواهند فهميد كه گناهى كمتر از سرانشان بر دوش ندارند.

فما كان لكم علينا من فضل

چون جمله «فما كان . ..» نتيجه پاسخ خداوند است كه فرمود «لكل ضعف و لكن ...» معلوم مى شود هر دو گروه (سران و پيروان) از آن جمله مى فهمند كه به گناهى همسان گرفتار هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 25 - 17

17- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « ليحملوا اوزارهم كاملة يوم القيامة » يعنى ليستكملوا الكفر يوم القيامة « و من اوزار الذين يضلّونهم بغير علم » يعنى كفر الذين يتولّونهم ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه در باره قول خدا «ليحملوا أوزارهم كاملة يوم القيامة» فرمود: مقصود اين است كه كفر خود را در قيامت كامل كنند و درباره «و من اوزار الذين يضلّونهم بغير علم» فرمود: مقصود اين است كه كفر پيروان خويش را [بر دوش بگيرند]. ..».

1532- گناه كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 11 - 2

2 ـ انكار و تكذيب معاد ، بزرگ ترين جرم و گناه كافران و مشركان صدراسلام

قال الذين كفروا إن هـذا إلاّ إفك افتريه . .. قالوا مالِ هـذا الرسول ... بل كذّبو

برداشت ياد شده، به خاطر دو نكته است: 1ـ «بل» براى اضراب انتقالى است. 2ـ وعده عذاب دوزخ به كافران و مشركان به خاطر تكذيب قيامت بود; نه دروغ پردازى و بهانه جويى هاى آنان.

1533- گناه كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 13 - 2

2 - تلاش كافران مكه براى مرتد ساختن مسلمانان ، گناه سنگينى است .

و قال الذين كفروا . .. اتّبعوا سبيلنا ... و ليحملنّ أثقالهم

1534- گناهكارى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 31 - 7

7 - روحيه استكبارى كافران در برابر آيات الهى ، معلول عملكرد و جرايم گذشته خود آنان *

فاستكبرتم و كنتم قومًا مجرمين

براساس اين احتمال كه تعبير «و كنتم. ..» در مقام تعليل گرايش كافران به استكبار باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 29 - 3

3 - كفرورزى ، جرم ( گناه ) است و كافران به گناه آلوده اند . *

إنّ الذين أجرموا

مجرم خواندن كافران، يا به لحاظ گناه بودن كفر است و يا اين كه گناهان ديگرى نيز در بين كافران رواج دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 10 - 19

19 - گناه كافران ، بر عذاب آنان مى افزايد .

إنّ الذين فتنوا . .. فلهم عذاب جهنّم و لهم عذاب الحريق

مصداق «الذين فتنوا» ـ به قرينه مقابله با آيه بعد ـ كافران اند. حرف «فاء» در «فلهم» دلالت مى كند كه اين عقوبت، كيفر شكنجه گرى آنان است. بنابراين كافران، علاوه بر اين كه بر كفر خويش مؤاخذه مى شوند، بر كردار خويش نيز كيفر خواهند شد.

1535- گواه آسمانى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 43 - 3

3 - هشدار خداوند به كافران ، نسبت به نداشتن گواه آسمانى بر آزادى مطلق از مسؤوليت و مؤاخذه

أم لكم براءة فى الزّبر

1536- گواهان اغواپذيرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 83 - 2

2- فرستاده شدن شياطين براى تحريك و وسوسه كافران از ديد پيامبر (صلی الله علیه و آله) مخفى نسيت .

ألم تر أنّا أرسلنا الشيـطين

1537- گواهى اخروى عليه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 37 - 7

7- صحنه هاى شهادت عليه كافران در قيامت ، منظره هايى دشوار و هلاكت آفرين خواهد بود .

فويل للذين كفروا من مشهد يوم عظيم

«مشهد» ممكن است اسم مكان به معناى محل شهادت باشد. حرف «مِنْ» دلالت دارد كه همان مكان شهادت منشأ «ويل» براى كافران است، بنابراين بايد گفت صحنه هاى شهادت عليه آنها، مرگ آفرين و عذاب ساز است، به گونه اى كه اگر در قيامت مرگ كسى امكان پذير بود، آنان جز هلاكت و ويل سرنوشتى نداشتند.

1538- لالى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 65 - 1

1 - در قيامت بر دهان كافران مهر زده شده و آنان از هرگونه سخن گفتن ناتوان خواهند شد .

اليوم نختم على أفوههم

مقصود از مهر خوردن دهان كافران، ناتوان شدن آنان از هر گونه سخن گفتن است.

1539- لالى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 171 - 4

4 - ناتوانى كفرپيشگان از ديدن و شنيدن حقايق دينى و بازگويى آنها ، ايشان را از درك معارف دين و حقايق قرآن ، محروم كرده است .

صم بكم عمى فهم لايعقلون

مفعول «لايعقلون» معارف الهى و حقايق قرآن (ما أنزل اللّه) است.

1540- لجاجت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 155 - 16

16 ـ ناتوانى از درك معارف دين در نتيجه لجاج و كفر ، كافران را نزد خدا معذور نمى سازد .

بل طبع اللّه عليها بكفرهم

چنانچه مقصود از جمله «قلوبنا غلف» اين معنا باشد كه يهوديان واقعاً از درك تعاليم پيامبر اسلام و يا ديگر انبيا عاجز بودند و بر اين اساس خود را معذور مى پنداشتند، جمله «بل طبع اللّه» بيانگر اين نكته است كه ناتوانى يهود از درك سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) نمى تواند عذرى در پيشگاه خداوند محسوب شود چون كفرورزى آنان عامل چنين وضعيتى براى آنان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 4 - 4

4 ـ برخى از كافران در برابر آيات و معجزات، در عين اتمام حجت خداوند بر آنان، سرسختى نشان داده و لجاجت مىورزند.

و ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين

آمدن آيات و معجزات متعدد، گوياى قطع عذر و اتمام حجت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 33 - 9

9 ـ لجاجت كفار و مقابله آنها به پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در عين آگاهى از حقانيت آن حضرت

فإنهم لا يكذبكونك و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 121 - 1

1ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سر تهديد و هشدار از كفرپيشگان لجوج خواست تا همچنان بر مواضع ناصوابشان پافشارى كنند .

و قل للذين لايؤمنون اعملوا على مكانتكم إنا عـملون

«اعملوا» امرى است كه به داعى تهديد و هشدار ايراد شده است و «مكانة» به معناى توان و قدرت و نيز به معناى مكان و جهت آمده است. بر اساس معناى نخست «اعملوا ...»; يعنى، هر اندازه توان داريد عمل كنيد و كوتاهى نكنيد و بر اساس دومين معنا; يعنى، بر همان جهت و موضعى كه اتخاذ كرده ايد عمل كنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 15

15ـ كفرپيشگان على رغم مشاهده نشانه هاى ربوبيت خدا بر سراسر جهان ، با موحدان درباره خداوند و ربوبيت او به جدال و جرّ و بحث مى پردازند .

هو الذى يريكم البرق . .. و هم يجـدلون فى الله

جمله حاليه «و هم يجادلون فى الله» قيد براى همه جمله هايى است كه در آيات پيشين آمده است ; يعنى، با آنكه آثار وجودى خدا و ربوبيت او نمايان است و اوست كه برق، رعد، ابر و صاعقه را پديد مى آورد و همه امور را تحقق مى بخشد، آنان درباره وى به جرّوبحث مى پردازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 15 - 8

8- كافرانى كه در برابر بينات و برهان هاى روشن انبيا لجاجت كرده و در مقابل آنان ايستادند ، مردمانى جبّار و منحرف بودند .

و قال الذين كفروا لرسلهم لنخرجنّكم . .. و خاب كلّ جبّار عنيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 72 - 10

10- كافران به خاطر باطل گرايى ، على رغم مشاهده آثار و نعمت هاى الهى در تمام ابعاد زندگى خود ، مورد سرزنش خدايند .

و الله جعل لكم . .. أفبالبـطل يؤمنون و بنعمت الله هم يكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 6 - 5

5- خداوند ، پيامبران را به جهت كفرورزى و لجاجت كفرپيشگان ، مؤاخذه نخواهد كرد .

فلعلّك بـخع نفسك على ءاثـرهم إن لم يؤمنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 5

5 - ناسپاسى و هدايت ناپذيرى كافران ، حتى با رفع گرفتارى ها و نزول رحمت الهى

و لو رحمنـهم . .. للجّوا فى طغيـنهم يعمهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 3 - 5

5 - دلدارى خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد سرسختى كافران

لعلّك بـخع نفسك ألاّيكونوا مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 73 - 3

3 - لزوم تأمل و انديشه در سرنوشت شوم كافران متعصب و لجوجى كه از سوى پيامبران پيشين انذار شده اند .

و لقد أرسلنا فيهم منذرين . فانظر كيف كان عـقبة المنذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 10 - 1

1 - اعلام بغض و دشمنى شديد خداوند نسبت به كافران لجوج و حق ناپذير در قيامت

إنّ الذين كفروا ينادون لمقت اللّه أكبر من مقتكم أنفسكم إذ تدعون إلى الإيمـن فتكف

«مقت» به معناى بغض شديد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 44 - 14،15

14 - هدايت و شفاى قرآن ، مايه فزونى كوردلى كافران لجوج

و هو عليهم عمىً أُولـئك ينادون من مكان بعيد

15 - پيام روشن قرآن ، دور از شنود و فهم كافران لجوج

أُولـئك ينادون من مكان بعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 8 - 6

6 - استكبار كافران و اصرارشان بر كفر ، هنگام تلاوت آيات الهى بر آنان

تتلى عليه ثمّ يصرّ مستكبرًا

بنابراين كه «ثمّ» براى تراخى رتبى باشد ـ نه زمانىـ برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 18 - 2

2- تنها برپايى ناگهانى قيامت ، به هوش آورنده كافران لجوج هواپرست

اتّبعوا أهواءهم . .. فهل ينظرون إلاّ الساعة أن تأتيهم بغتة

از مضمون آيه شريفه استفاده مى شود كه خداوند، همه دلايل لازم را به كافران نمايانده و حتى نشانه هاى قيامت را نيز براى آنان محقق ساخته است. تنها چيزى كه باقى مانده برپايى خود قيامت است. اما آنان با مشاهده همه دلايل، ايمان نياورده و منتظراند تا آخرين مهلت نيز سپرى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 32 - 4

4- اِخبار خداوند از ستيز برخى كافران با دين و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به رغم وضوح حق براى آنان

إنّ الذين كفروا و صدّوا . .. و شاقّوا ... من بعد ما تبيّن لهم الهدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 44 - 1

1 - ناباورى كفرپيشگان به حقانيت وعده هاى الهى ، حتى با مشاهده نمود هاى عينى عذاب و سقوط سنگى از آسمان بر آنان

و إن يروا كسفًا . .. يقولوا سحاب مركوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 47 - 5

5 - برخى از كافران ، مصرّ بر كفر خويش ، به رغم آگاهى كامل از نتايج شوم آن

و لـكنّ أكثرهم لايعلمون

مفهوم «أكثرهم» اين است كه اقليتى آگاه و معاند وجود دارند كه به رغم آگاهى داشتن، گام در مسير كفر مى نهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 2 - 2

2 - روى گردانى كافران ، از پذيرش رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) به رغم مشاهده معجزه « شق القمر »

و انشقّ القمر . .. و إن يروا ءاية يعرضوا

از اطلاق «آية» بر «شق القمر»، استفاده مى شود كه «شق القمر» از معجزات پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده كه بر حقانيت رسالت خويش اقامه كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 10 - 4

4 - كافران دوزخى ، مردمى لجوج و حق گريزاند .

و قالوا لو كنّا نسمع أو نعقل ما كنّا فى أصحـب السعير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 17 - 5

5 - تهديد شدن كافران لجوج و حق گريز ، به نزول عذاب الهى

فستعلمون كيف نذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 23 - 9

9 - كافران لجوج و دين گريز ، مردمى ناسپاس بوده و از نعمت شنوايى ، بينايى و تعقّل بهره كافى نبرده اند .

و جعل لكم السمع و الأبصـر و الأفئدة قليلاً ما تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 28 - 7

7 - كافران حق ناپذير و لجوج ، در معرض عذاب الهى قرار دارند .

فمن يجير الكـفرين من عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 29 - 7،8

7 - كافران لجوج و تكذيب گر ، در گمراهى آشكار قرار دارند .

فستعلمون من هو فى ضلـل مبين

8 - تهديد شدن كافران لجوج و تكذيب گر ، به عذاب از سوى خداوند

فستعلمون من هو فى ضلـل مبين

برداشت بالا، به سبب اين نكته است كه تعبير «فستعلمون» (پس به زودى خواهيد دانست)، داراى لحن تهديدآميز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 30 - 4

4 - كافران لجوج و تكذيب گر ، در معرض عذاب الهى ( همچون خشكسالى )

قل أرءيتم إن أصبح ماؤكم غورًا فمن يأتيكم بماء معين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 23 - 7

7 - كافران ، با وجود فراهم بودن شرايط براى ر ها ساختن كفر و پرداختن به تكاليف الهى ، از آن سر باز زدند .

لمّا يقض ما أمره

ضمير فاعلى «يقض» به «الإنسان» برمى گردد كه به قرينه «ما أكفره» تنها بر كافران منطبق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 20 - 3

3 - گروهى از مردم با وجود هشدار هاى قرآن ، همچنان بر بى ايمانى خود باقى اند و ربوبيت و بصيرت الهى را انكار كرده و معاد و حسابرسى اعمال را نمى پذيرند .

إنّ ربّه كان به بصيرًا . .. فما لهم لايؤمنون

متعلق «لايؤمنون»، ممكن است معارفى باشد كه در آيات پيشين بيان شد; از قبيل: ربوبيت و بصيرت الهى، نامه هاى اعمال، محاسبه و . .. .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 19 - 2

2 - كفرپيشگان ، بر تكذيب وعده ها و تهديد هاى الهى ، اصرار ورزيده و از فرجام پيشينيان عبرت نمى گيرند .

بل الذين كفروا فى تكذيب

حرف «فى»، ظرفيه و بيانگر غوطهور بودن كافران در تكذيب است. متعلق تكذيب به قرينه «بل هو قرآن مجيد» ـ در آيات بعد ـ قرآن است كه وعده ها و تهديدهايى كه در آيات قبل آمده بود، بخشى از آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 22 - 3

3 - تكذيب قرآن از سوى كافران ، هر چند بر آن اصرار ورزند ، به حقيقت قرآن آسيبى نمى رساند و از مجد و عظمت آن نمى كاهد .

بل الذين كفروا فى تكذيب . .. بل هو قرءان مجيد . فى لوح محفوظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 3 - 8

8 - سرسختى مخالفان توحيد در مواضع خويش ، نبايد پايدارى اهل توحيد را متزلزل سازد .

و لا أنتم عـبدون ما أعبد

پايدارى اهل توحيد، از مضارع بودن «أعبد» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 5 - 4

4 - بيان سرسختى سازش خواهان كافر و باقى ماندن آنان بر مرام خويش تا پايان عمر ، از خبر هاى غيبى قرآن

و لا أنتم عـبدون ما أعبد

1541- لجاجت كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 97 - 9

9- مشركان و كافران عصر بعثت ، در برابر حق و دعوت هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مردمى لجوج و سرسخت بودند .

و تنذر به قومًا لدًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 3

3- كافران عصر بعثت ، على رغم روشن بودن اعجاز قرآن و هماهنگى آن با ديگر كتاب هاى آسمانى ، آن را ناديده گرفتند و معجزه بودن آن را انكار مى كردند .

لولا يأتينا بــَاية من ربّه أوَلم تأتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 4 - 3

3 - اندوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به خاطر تكذيب شدنش از سوى كافران و مشركان لجوج در صدراسلام

و إن يكذّبوك فقد كذّبت رسل من قبلك

از آهنگ آيه شريفه استفاده مى شود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به خاطر تكذيب شدنش اندوهگين بود. ازاين رو برخى از مفسران جواب

شرط «إن يكذّبوك» را محذوف و چنين دانسته اند: «إن يكذّبوك فلاتحزن و اصبر اذ قد كذّب رسل من قبلك».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 45 - 2

2 - كافران صدراسلام ، مردمى لجوج و پندناپذير بودند .

و إذا قيل لهم اتّقوا ما بين أيديكم و ما خلفكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 46 - 2

2 - كافران صدراسلام ، مردمى لجوج و حق ناپذير بودند .

و ما تأتيهم من ءاية . .. إلاّ كانوا عنها معرضين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 63 - 1،2

1 - كافران و مشركان صدراسلام ، آيات الهى را از سر لجاج و ستيزه جويى ، انكار مى كردند ; نه از روى جهل و ناآشنايى به آن .

كذلك يؤفك الذين كانوا بأيـت اللّه يجحدون

«جحد» (مصدر «يجحدون») به معناى انكار چيز معلوم و روشن است. آيه شريفه به منزله تعليل براى مضمون آيه قبل است كه در آن، از انكار آيات الهى و دور شدن از عبادت خداوند، اظهار شگفتى شده بود.

2 - كافران و مشركان صدراسلام ، مردمى لجوج ، ستيزه جو و حق ناپذير

كذلك يؤفك الذين كانوا بأيـت اللّه يجحدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 76 - 5

5 - مشركان و كافران صدراسلام ، مردمى بس لجوج و حق ناپذير

و إنّه لقسم لو تعلمون عظيم

سوگند مؤكد خداوند، پس از استدلال بسيار بر اثبات توحيد و معاد، نشانگر روح لجاجت و حق ناپذيرى كافران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 21 - 3،4

3 - كافران صدراسلام ، مردمى لجوج ، مستكبر و حق گريز

بل لجّوا فى عتوّ و نفور

«عتوُّ» به معناى استكبار و تجاوز از حد است (قاموس المحيط) و مقصود از «نفور»(رميدن) گريز از سخن حق مى باشد.

4 - روح لجاج ، استكبار و حق گريزى ، عامل كفر و تكذيب دين از سوى كافران در صدراسلام

و لقد كذّب الذين من قبلهم . .. بل لجّوا فى عتوّ و نفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 1 - 3

3 - كافران مخالف رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، گروهى لجوج و حق ناپذير

سأل سائل بعذاب واقع

مفسران بر اين عقيده اند كه كافران، اين سخن را از سر لجاجت بر زبان مى آوردند; چنان كه در آيه 32 از سوره «انفال» از آنان چنين ياد شده است: «و إذ قالوا اللّهم إن كان هـذا هو الحقّ من عندك فأمطر علينا حجارة من السماء أو ائتنا بعذاب أليم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 2 - 1

1 - عذاب شدن كافران لجوج عصر بعثت ، امرى قطعى از سوى خداوند و غير قابل دفع از سوى كسى

للكـفرين ليس له دافع

«للكافرين» خبر مقدم براى «ليس» و «دافع» اسم آن است. «لام» در «له» براى تقويت و ضمير «له» مفعول مقدم براى «دافع» است; يعنى، «ليس للكافرين دافع يدفع العذاب عنهم»، (براى كافران كسى وجود ندارد كه عذاب موعود را از آنان دفع كند).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 25 - 2

2 - اصرار و تأكيد فراوان كافران حق ناپذير و مستكبر صدراسلام ، بر الهى نبودن قرآن و منشأ بشرى داشتن آن

و استكبر . فقال إن هـذا إلاّ سحر يؤثر . إن هـذا إلاّ قول البشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 49 - 1

1 - كافرانِ مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صدراسلام ، مردمى پندناپذير و لجوج بودند .

فما لهم عن التذكرة معرضين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 3 - 2

2 - كافرانى كه خود را در صورت مماشات پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آماده عبادت خداوند مى خواندند ، هرگز به آن تن نداده و معبود پيامبر (صلی الله علیه و آله) را نمى پرستيدند .

و لا أنتم عـبدون ما أعبد

1542- لجاجت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 2

2 ـ حق ناپذيرى و عناد و لجاجت شديد كافران مكه در عصر بعثت، در برابر وحى و معجزات الهى

و لو نزلنا عليك كتبا . .. إن هذا إلا سحر مبين

سوره انعام در مكه نازل شده است و بنابراين طبيعى است كه ناظر به مردم آن سامان، خصوصاً مشركان مكه، باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 4

4 ـ كافران مكه مردمانى لجوج و داراى عنادى خاص در برابر رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حقانيت قرآن

فأمطر علينا حجارة من السماء أو ائتنا بعذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 13 - 1

1- كافران مجرم مكه ، على رغم دريافت آيات قرآن ، به آن ايمان نياوردند .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به

برداشت فوق، بنابراين است كه جمله «لايؤمنون به» جمله تفسيريه براى «المجرمين» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 14 - 1

1- اگر درى از آسمان به قدرت خداوند گشوده شود كه كافران مكه براى دريافت حقايق به آنجا بروند ، ايمان نخواهند آورد .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به ... و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 15 - 1،2

1- كافران هدايت ناپذير مكه ، در صورت مشاهده گشايش درى از آسمان براى بالا رفتن خود و درك حقايق ، آن را نوعى چشم بندى و سحر وانمود خواهند كرد .

و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء فظلّوا فيه يعرجون . لقالوا إنما سكّرت أبصرنا

«سكر» در لغت حالتى را گفته اند كه عارض بر عقل مى شود. بنابراين مراد از ادعاى آنان اين مى شود كه: آنان خود را گرفتار نوعى چشم بندى مى دانستند.

2- كافران مكه ، مردمى حق ناپذير و لجاجت پيشه در برابر آيات الهى

و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء فظلّوا فيه يعرجون . لقالوا إنما سكّرت أبصرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 7

7 - لجاجت و تعصب كوركورانه اشراف كافر مكه و تحير و سرگردانى آنها در طغيان و سركشى ، على رغم مشاهده لطف و رحمت الهى در حق ايشان

و لو رحمنـهم . .. للجّوا فى طغيـنهم يعمهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 1

1 - كافران مكه اعلام كردند كه به هيچ رو به قرآن و كتاب هاى پيشينِ آسمانى ايمان نمى آورند .

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهـذا القرءان و لا بالذى بين يديه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 19 - 6

6 - اصرار كافران مكّه بر تكذيب تهديد هاى الهى ، با وجود آگاهى آنان از هلاكت فرعونيان و ثموديان ، شگفت آورتر از كفرورزى پيشينيان است .

بل الذين كفروا فى تكذيب

اضراب كه از حرف «بل» استفاده مى شود ممكن است نظر به اين داشته باشد كه تكذيب گرى مردم مكّه در قياس با كفر پيشينيان اعجاب آورتر است; زيرا به رغم ديدن سرنوشت آنها، تهديد را دروغ شمردند.

1543- لذايذ دنيوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 20 - 3

3- توبيخ كافران در قيامت ، به خاطر هدر دادن امكانات ارزنده خويش و صرف آن در لذت هاى زودگذر مادى

أذهبتم طيّبـتكم فى حياتكم الدنيا

1544- لذايذ مادى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 5

5- خوردن ، لذت بردن و برخوردار شدن از متاع ها و لذت هاى دنيوى و غوطهور شدن در آرزو هاى واهى ، هدف و مقصد اعلاى كافران است .

ذرهم يأكلوا و يتمتّعوا و يلههم الأمل

1545- لذايذ مادى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 4

4- تمامى همّ و تلاش كافرانِ هدايت ناپذير صدراسلام ، خوردن و بهرهورى از تمتعات و لذت هاى مادى بود .

ذرهم يأكلوا و يتمتّعوا

1546- لذت طلبى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 20 - 4

4- لذّت جويى گسترده از امكانات حيات ، شيوه كافران

أذهبتم طيّبـتكم فى حياتكم الدنيا و استمتعتم بها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 7،8

7- لذّت جويى و شكمبارگى حيوان گونه كافران ، تنها بهره آنان از زندگى دنيايى

الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأنعـم و النار مثوًى لهم

از مقابله دو بخش آيه ـ كه براى مؤمنان پايان خوش بهشت را يادآور شده ـ استفاده مى شود كه كافران، هرگز از آن نعمت هاى اخروى بهره نخواهند برد; بلكه تنها شهوت رانى و استفاده حيوان گونه از امكانات دنيا، نصيب آنان است.

8- آتش دوزخ ، جايگاه كافران لذّت طلب و شكمباره

يتمتّعون و يأكلون . .. و النار مثوًى لهم

1547- لذت گرايى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 46 - 2

2 - خورد و خوراك و بهره ناچيز از لذت هاى مادى ، هدف زندگى كافران و منكران قيامت

كلوا و تمتّعوا قليلاً

از اين كه به كافران گفته مى شود: بخوريد و بهره گيريد، مى توان به اين حقيقت دست يافت كه آنان جز همين كار، هدف ديگرى در زندگى ندارند و گرنه به آن فراخوانده مى شدند.

1548- لطيفه گويى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 31 - 1

1 - كافران ، از خاطره هاى ديدار خود با مؤمنان ، طنز ساخته و در جمع خانواده خويش به لطيفه گويى و خنداندن يكديگر مى پردازند .

و إذا انقلبوا إلى أهلهم انقلبوا فكهين

«فَكِه» (صفت مشبّه) به معناى خوش دل و خندان يا به معناى كسى است كه با همراهان خود سخنى گويد كه آنان را بخنداند (قاموس). در برداشت ياد شده، معناى دوم مورد نظر است.

1549- لعن اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 19 - 3

3ـ كسانى كه دين و معارف الهى را نپذيرند و مردم را از پذيرش آن بازدارند ، در آخرت از رحمت خدا محروم و به لعنت او گرفتار خواهند شد .

ألا لعنة الله على الظـلمين. الذين يصدون عن سبيل الله

1550- لعن بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 161 - 3

3 - فرشتگان و تمامى مردم در قيامت ، كفرپيشگانى را كه در حال كفر مرده اند ، لعنت كرده و خواستار دورى رحمت الهى از آنان خواهند شد .

أولئك عليهم لعنة اللّه و الملئكة و الناس أجمعين

لعنت مردم به معناى: نفرين و درخواست دورى لعنت شونده از رحمت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 162 - 1

1 - كسانى كه كافر بميرند ، براى هميشه به لعنت خدا گرفتار خواهند بود .

أولئك عليهم لعنة اللّه . .. خلدين فيها

ظاهر اين است كه ضمير «فيها» به «لعنة اللّه . ..» (در آيه قبل) بازگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 47 - 21،22

21 ـ مسخ كافرانِ به قرآن و يا گرفتارى آنان به لعنت ، سنت الهى

من قبل ان نطمس وجوهاً . .. او نلعنهم ... و كان امر اللّه مفعولا

22 ـ مسخ و يا لعنت كافرانِ به قرآن از اهل كتاب ، امرى حتمى و قضايى تخلف ناپذير

يا ايها الذين اوتوا الكتب امنوا . .. من قبل ان نطمس وجوهاً ... و كان امر اللّه م

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 78 - 5

5 ـ كافران مستحق لعن و نفرين و دورى از رحمت خداوند

لعن الذين كفروا من بنى اسرءيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 68 - 10،11

10 ـ منافقان و كافران ، مورد لعن و نفرين خداوند و محروم ابدى از رحمت او

المنفقين . .. و الكفار ... لعنهم اللّه

11 ـ جواز لعن و نفرين بر منافقان و كافران

المنفقين . .. و الكفار ... لعنهم اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 18 - 14

14ـ « عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) : . . . وأما الكافر فيقرأ ذنوبه على رؤوس الأشهاد ، « هـؤلاء الذين كذبوا على ربّهم ألا لعنة الله على الظالمين » ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: . .. اما كافر پس گناهان او در ملأ عام و در حضور گواهان خوانده مى شود: اينانند كسانى كه به پروردگار خود دروغ بستند. آگاه باشيد لعنت خدا بر ستمكاران باد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 44 - 9

9 - جوامع كفرپيشه و بى ايمان ، مورد لعن و نفرين خداوند

فبعدًا لقوم لايؤمنون

كلمه «بُعداً» منصوب است به عنوان مفعول مطلق برا فعل محذوف; يعنى، «بعدوا بُعداً». گفتنى است كه «بُعداً» از مصادرهايى است كه همواره بجاى فعل مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 57 - 5

5 - منافقان و كافران آزاردهنده رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، مورد لعن خدايند .

و لاتطع الكـفرين و المنـفقين و دَعْ أذيهم . .. إنّ الذين يؤذون ... و رسوله لعنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 64 - 1،4

1 - همه كافران ، قطعاً مورد لعن خداوندند .

إنّ اللّه لعن الكـفرين

«ال» در «الكافرين» مى تواند براى استغراق باشد. بنابراين، همه كافران را شامل مى شود.

4 - لعن بر كافر ، جايز و روا است .

إنّ اللّه لعن الكـفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 19 - 4

4 - جواز نفرين و دعا ، عليه كافران حق ناپذير و دين ستيز

فقتل كيف قدّر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 20 - 4

4 - جواز نفرين و دعا ، عليه كافران حق ناپذير و دين ستيز

ثمّ قتل كيف قدّر

1551- لعن بر كافران حق ناپذير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 89 - 13،14

13 - كافران عنود و حق ناپذير ، مورد لعنت خداوند هستند .

فلعنة اللّه على الكفرين

14 - جواز لعنت و نفرين بر آنانى كه از سر عناد و لجاجت ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن كافر مى شوند .

فلعنة اللّه على الكفرين

1552- لغزش كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 55 - 9

9- محرومان از هدايت الهى ، مردمى گمراه و گرفتار گناه اند .

إذ جاءهم الهدى و يستغفروا ربّهم

اين كه مى فرمايد: «چرا مردمان، با آمدن هدايت، استغفار نمى كنند؟»، نشان مى دهد كه قبل از آمدن هدايت، خواه ناخواه، گرفتار انحراف و گناه بوده اند.

1553- ماديگرايى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 35 - 7

7 - افق ديد كافران ، محدود به زندگى كوتاه دنيا است .

لجعلنا لمن يكفر بالرحمـن . .. لمّا متـع الحيوة الدنيا و الأخرة عند ربّك للمتّقين

خداوند در اين آيه، توانايى خويش را بر ايجاد يك زندگى آكنده از تجمل براى كافران، بيان كرده و سپس حضور در جوار ربوبى را مطرح نموده است. از اين مطلب استفاده مى شود كه كافران تنها در محدوده تنگ زندگى دنيا مى انديشند.

1554- مال كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 10 - 11

11 ـ مال و اولاد كافران ، آنان را هرگز از آتش دوزخ و عذاب الهى دور نخواهد ساخت .

لن تغنى عنهم اموالهم و لا اولادهم من اللّه شيئاً

«من اللّه»، يعنى از عذاب الهى، به قرينه «اولئك هم وقود النار».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 116 - 1،2

1 ـ اموال و فرزندان اهل كفر ، نمى تواند آنها را از كيفر خداوند برهاند .

انّ الذين كفروا لن تغنى عنهم اموالهم و لا اولادهم من اللّه شيئاً

«اغنى» هنگامى كه با «عن» متعدى شود، به معناى «دفع» مى آيد. لذا «لن تُغنى»، يعنى نمى رهاند. (روح المعانى).

2 ـ اموال و اولاد ، تنها تكيه گاه به هنگام ذلت و ابتلاى به غضب الهى ، از ديدگاه اهل كفر

ضربت عليهم الذّلّة . .. و باءُو بغضب من اللّه ... انّ الذين كفروا لن تغنى

ظاهراً منظور از «الذين كفروا»، همان جناح اهل كتاب هستند كه در آيات سابق وضعيت آنان بيان شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 78 - 11

11- مال و اولاد كافران نيز ، عطاى الهى است .

أم اتّخذ عند الرحمن عهدًا

1555- مالكيت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 6 - 8

8 - كافران ستيزكننده با خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فاقد حق مالكيت نسبت به اموال و دارايى خويش *

و ما أفاء اللّه على رسوله منهم

واژه «أفاء» ـ كه از «فىء» به معناى رجوع گرفته شده ـ نشانگر آن است كه يهوديان محارب، حق مالكيتى نسبت به اموال و دارايى شان ندارند و در حقيقت به مالك اصلى آن، بازگردانيده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 10 - 15

15 - حق مالكيت كافران غير محارب ، محترم و رعايت عدل درباره ايشان ضرورى است .

و ءاتوهم ما أنفقوا

از شأن نزول آيه، استفاده مى شود كه حكم پرداخت مهريه و نيز احترامى كه اسلام براى مالكيت كافران قائل است، مربوط به كافران غير محارب است; چنان كه آيه شريفه مسائل پس از صلح حديبيه را بيان مى كند. بنابراين رعايت اين عدل با آنچه از

مفهوم «أن تبرّوهم و تقسطوا...» ـ كه نهى از قسط درباره كافران حربى بود ـ منافات ندارد.

1556- مبارزه با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 286 - 25،26

25 ـ اظهار نيازمندى مؤمنان به نصرت الهى در نبرد با كافران ، از ويژگى هاى آنان

فانصرنا على القوم الكافرين

26 ـ نصرت و يارى مؤمنان در رويارويى با كافران ، از شؤون ولايت الهى بر مؤمنان

انت مولينا فانصرنا على القوم الكافرين

تفريع جمله «فانصرنا» بر «انت مولينا» بيانگر آن است كه ولايت الهى بر مؤمنان، مقتضى يارى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 6

6 ـ وجوب نبرد با ياوران شيطان ( كافران و طاغوت ها )

و الّذين كفروا يقاتلون فى سبيل الطّاغوت فقاتلوا اولياء الشّيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 11

11 ـ لزوم مبارزه منفى با استهزاگران آيات الهى و كفرورزان به آن

إذا سمعتم ءايت اللّه يكفر بها و يستهزأ بها فلاتقعدوا معهم حتّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 22

22 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به مقابله مناسب با تهاجم تبليغاتى كافران است.

قل أندعوا . .. قل إن هدى الله هو الهدى

«قل» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. تكرار آن در آيه بيان اهميت اين مفاهيم در برابر القائات و انديشه هايى است كه كافران آن را مطرح مى ساختند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 87 - 2

2 ـ شعيب ( ع ) ، دعوتگر مؤمنان قوم خويش به صبر در برابر كفرپيشگان

إن كان طائفة منكم ءامنوا بالذى أرسلت به . .. فاصبروا

در اينكه مخاطب «فاصبروا» چه كسانى هستند سه احتمال وجود دارد: خصوص مؤمنان، خصوص كافران، هر دو طايفه. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است. در اين صورت متعلق صبر، آزارها و اذيتهاى كافران است. يعنى: فاصبروا على ما يصيبكم من الكفار. (اى اهل ايمان در برابر آزار كافران صبر كنيد و بر ديندارى خويش استقامت ورزيد.)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 30 - 6

6 ـ خداوند ، برترين برنامه ريز در مقابله با مكر كافران

و اللّه خير المكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 38 - 8

8 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند مأموريت يافت تا سنت الهى را در سركوبى حق ستيزان به كافران عصر خويش ابلاغ كند .

قل للذين كفروا . .. و إن يعودوا فقد مضت سنت الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 39 - 1،4

1 ـ نبرد با كافران تا بركنده شدن فتنه هاى آنان ، وظيفه اى ضرورى بر عهده اهل ايمان

و قتلوهم حتى لاتكون فتنة

4 ـ نبرد با كافران تا حاكميت يافتن دين خدا در جهان ، فرمان خداوند به اهل ايمان

و قتلوهم حتى . .. يكون الدين كله للّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 157 - 6

6 - برخورد و مبارزه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن با مخالفان دعوت الهى ( كافران و مشركان ) ، متكى بر منطق و استدلال بود .

فأتوا بكتـبكم إن كنتم صـدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 2

2 - توجّه به قاهر بودن خدا ، مقتضى اطمينان به غلبه حق و پايدارى در برابر هجوم كافران عليه دين

فاصبر على ما يقولون

«فاء» در «فاصبر» لزوم صبر را متفرع بر مطالب آيات پيشين كرده است. در آن آيات، از قدرت الهى بر نابودى كافران و نيز اعاده آنان در قيامت براى حساب رسى، سخن به ميان آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 31 - 1

1 - رهنمود خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مقابله عليه تبليغات كافران

أم يقولون . .. قل تربّصوا

1557- مبارزه با كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 193 - 8

8 - تنها بايد با ظالمان ( كافران محارب و فتنه انگيزان و مانعان از گسترش و حاكميت دين ) مبارزه كرد .

فلا عدون إلا على الظلمين

1558- مبارزه با هواپرستى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 71 - 2

2 - لزوم پايدارى حق و حق طلبان ، در برابر هوس ها و تمايلات فساد انگيز كافران

و لو اتبع الحقّ أهواءهم لفسدت السمـوت و الأرض و من فيهنّ

1559- مبارزه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 33 - 9،11

9 ـ لجاجت كفار و مقابله آنها به پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در عين آگاهى از حقانيت آن حضرت

فإنهم لا يكذبكونك و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون

11 ـ ستيز كافران با پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مقابله با مقام الوهيت خداوند است.

قد نعلم إنه ليحزنك . .. و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون

1560- مبارزه كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 3

3- ناتوانى و درماندگى كافران و مشركان مكه ، در مبارزه با اسلام و منطق پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

از اين كه كافران و مشركان، به گونه اى مستمر به استهزاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى پرداختند، برمى آيد كه آنان در توسل به منطق و دليل و برهان ناتوان بودند و هيچ راهى جز اين نداشتند.

1561- مبانى عقيده كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 116 - 14

14 ـ عقايد مشركان و كافران متكى بر گمان بى اساس است.

يضلوك عن سبيل الله . .. و إن هم إلا يخرصون

1562- مبانى قضاوت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 4 - 11

11 - قضاوت كافران درباره غلبه شان بر دين خدا ، مبتنى بر وهم و خيال وقضاوت ناشايست بود .

أم حسب الذين يعملون السيّئات أن يسبقونا ساء ما يحكمون

1563- مبدأ كيفر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 45 - 6

6 - لحظه مرگ ، لحظه آغاز مجازات كافران

فذرهم حتّى يلـقوا يومهم الذى فيه يصعقون

در صورتى كه «يومهم. ..» به معناى لحظه مرگ باشد; معناى آيه چنين مى شود: رهايى و آزادى كافران در زندگى دنيوى است و مرگ، پايانى بر اين رهايى مى باشد.

1564- مبغوضيت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 10 - 1،6

1 - اعلام بغض و دشمنى شديد خداوند نسبت به كافران لجوج و حق ناپذير در قيامت

إنّ الذين كفروا ينادون لمقت اللّه أكبر من مقتكم أنفسكم إذ تدعون إلى الإيمـن فتكف

«مقت» به معناى بغض شديد است.

6 - بغض و دشمنى شديد خداوند نسبت به كافران حق ناپذير ، پس از اتمام حجت و دعوت مكرر آنان به ايمان است .

لمقت اللّه أكبر . .. إذ تدعون إلى الإيمـن فتكفرون

آمدن فعل هاى مضارع «تدعون» و «تكفرون» بر استمرار دلالت دارد; يعنى، شما همواره به ايمان فراخوانده مى شديد; ولى به جاى ايمان آوردن، به طور مستمرّ كفر مىورزيديد.

مثالهاى باطل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 33 - 1،2،3،4

1 ـ كافران ، با استفاده از مثل هاى باطل و ترسيم غير واقعى چهره پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مبارزه عليه اسلام برخاسته بودند .

الذين كفروا . .. و لايأتونك بمثل

«مَثَل» هم به معناى «حجت» و «حديث» (سخنانى در باره اثبات چيزى) و هم به معناى «صفت» (توصيف چيزى) آمده است (قاموس المحيط). مقصود از آن در آيه شريفه، مجموعه سخنانى است كه كافران در توصيف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و به منظور خدشه داركردن چهره منور آن حضرت مى گفتند كه در آيات فوق از آنها ياد شده است. گفتنى است قيد باطل بودن مثل ها، از قرينه مقابله جمله «لايأتونك بمثل» و جمله «إلاّ جئناك بالحقّ» استفاده شده است.

2 ـ خداوند در برابر هر يك از مثل هاى باطل و توصيف هاى غير واقعى كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، سخن حق و موضع درست را به آن حضرت مى آموخت .

و لايأتونك بمثل إلاّ جئنـك بالحقّ

3 ـ خداوند ، در برابر مثل هاى باطل و توصيف هاى غير واقعى كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بهترين راه كشف حقيقت و تفسير جريان حق و باطل را به آن حضرت ارائه مى كرد .

و لايأتونك بمثل إلاّ جئنـك بالحقّ و أحسن تفسيرًا

4 ـ سخنان كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم قرآن ، متكى بر تمثيل و تشبيه بود و نه برهان و دليل .

و لايأتونك بمثل إلاّ جئنـك بالحقّ و أحسن تفسيرًا

1565- مثل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 1

1ـ حالت مشركان و كافران به قرآن ، همانند انسان كور و كر است .

مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ

1566- مجادله اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 31 - 3

3 - نزاع و مجادله دو گروه حق و باطل و مؤمن و كافر ، به پيشگاه پروردگار در قيامت

ثمّ إنّكم يوم القيـمة عند ربّكم تختصمون

1567- مجادله با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 125 - 7

7- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به مجادله و مناظره با كافران و مشركان با بهترين نوع و روش

و جـدلهم بالتى هى أحسن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 31 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مشركان و كافران به پيشگاه خداوند در قيامت ، به جدال و نزاع و دفاع از مواضع خويش خواهند پرداخت .

ثمّ إنّكم يوم القيـمة عند ربّكم تختصمون

«اختصام» (مصدر «يختصمون») به معناى جدال و نزاع دو فرد يا دو گروه است كه هر يك مى كوشد، سخن ديگرى را ابطال كند. گفتنى است در اين كه مقصود از دو گروه متخاصم كيانند، ميان مفسران چند ديدگاه وجود دارد كه بهترين آنها دو نظريه است: 1ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله) با كافران و مشركان; 2ـ دو گروه حق و باطل از هر ملت و امتى.

1568- مجادله كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 15

15ـ كفرپيشگان على رغم مشاهده نشانه هاى ربوبيت خدا بر سراسر جهان ، با موحدان درباره خداوند و ربوبيت او به جدال و جرّ و بحث مى پردازند .

هو الذى يريكم البرق . .. و هم يجـدلون فى الله

جمله حاليه «و هم يجادلون فى الله» قيد براى همه جمله هايى است كه در آيات پيشين آمده است ; يعنى، با آنكه آثار وجودى خدا و ربوبيت او نمايان است و اوست كه برق، رعد، ابر و صاعقه را پديد مى آورد و همه امور را تحقق مى بخشد، آنان درباره وى به جرّوبحث مى پردازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 56 - 6

6- جدال و اشكال تراشى ، با به كارگيرى روش هاى باطل و دستاويز هاى دروغين ، از شيوه هاى مبارزه كافران با حق است .

و يجـدل الذين كفروا بالبـطل ليدحضوا به الحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 4 - 1

1 - تنها كافران حق ناپذير به مجادله و ستيزه جويى با آيات الهى مى پردازند و از پذيرش آن سر باز مى زنند .

مايجـدل فىءايـت اللّه إلاّ الذين كفروا

1569- مجادله كافران قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 76 - 1

1 ـ مجادله كفرپيشگان مستكبر قوم ثمود با مستضعفان مؤمن به صالح

استضعفوا لمن . .. مؤمنون. قال الذين استكبروا إنا بالذى ءامنتم به كفرون

1570- مجازات كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 11 - 6

6 ـ كفرمداران و شرك پيشگان ، مستحق عذاب و كيفر الهى در دنيا

و لو يعجل اللّه للناس الشر

1571- مجازات كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 191 - 1،2،17

1 - مسلمانان بايد كافران محارب را هر كجا يافتند ، بكشند .

و اقتلوهم حيث ثقفتموهم

ضمير «هم» در جمله فوق به «الذين يقاتلوكم» بر مى گردد و لذا از آنان به كافران محارب تعبير شده است. «ثقف» (مصدر ثقفتم» به معناى يافتن و دسترسى پيدا كردن است.

2 - ضرورت كشتن كافران محارب ، محدود به ميدان جنگ نيست .

و اقتلوهم حيث ثقفتموهم

عبارت «حيث ثقفتموهم» (هر كجا آنان را يافتيد و بر آنان دسترسى داشتيد) گوياى برداشت فوق است.

17 - سزاى كفرپيشگان محارب و فتنه انگيز ، كشتن آنان است .

فاقتلوهم كذلك جزاء الكفرين

«ال» در «الكافرين» عهديه است و اشاره به كافرانى دارد كه سر جنگ با مسلمانان دارند و يا عليه ايشان فتنه انگيزى مى كنند.

1572- مجاهدان و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 13 - 4

4 ـ رويارويى مجاهدان در راه خدا و كافران ، در بدر

فئة تقاتل فى سبيل اللّه و اخرى كافرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 8،28

8 ـ خداوند نويد بخش ظهور مجاهدانى نستوه ، محبوب خدا و دوستدار وى ، متواضع در برابر مؤمنان و سرافراز بر كافران

فسوف يأتى اللّه بقوم . .. و لايخافون لومة لائم

28 ـ دلباختگان خداوند ، فروتن در برابر مؤمنان ، سرفراز در قبال كافران و مجاهدانى بى پروا از ملامت دشمنان دين

يحبونه اذلة على المؤمنين . .. يجهدون فى سبيل اللّه و لايخافون لومة لائم

1573- مجرميت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 55 - 3

3 - كافران ، مردمانى مجرم اند .

و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة

«ال» در «المجرمون» ممكن است عهد باشد و به قرينه آيه بعد ـ كه در آن، از جواب مؤمنان سخن گفته شده است ـ و نيز آيات سابق ـ كه درباره كافران بود ـ مراد از آن، كافران باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 11 - 5

5 - كافران و مشركان ، از مجرمان اند .

يودّ المجرم

1574- محاكمه اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 30 - 8

8 ـ مؤاخذه كافران به توحيد، نبوت و معاد در مواقف قيامت

و يوم نحشر هم جمعياً . .. و لو ترى إذ وقفوا على ربهم قال أليس هذا بالحق

«أين شركاؤكم» (در آيه 22) مؤاخذه درباره توحيد، «لاتكذب بآيات ربنا» (در آيه 27) مؤاخذه درباره نبوت، «أليس هذا بالحق» (در آيه 30) مؤاخذه درباره قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 83 - 8،9

8 - وعده الهى به گردآورى كافران هر امت ، براى محاكمه و مجازات در قيامت *

و يوم نحشر من كلّ أُمّة فوجًا ممّن يكذّب بـايـتنا

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «حشر» مورد بحث در آيه مربوط به قيامت باشد.

9 - حشر گروهى از كافران هر امت در قيامت و رانده شدن آنان به سوى جايگاه محاكمه و مجازات *

و يوم نحشر من كلّ أُمّة فوجًا ممّن يكذّب بـايـتنا

1575- محاكمه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 84 - 1،3،4،8،9

1 - قرار گرفتن كافران در جايگاه محاكمه پس از برانگيختن آنان در روز رجعت

و يوم نحشر. .. حتّى إذا جاءو

3 - تكذيب نشانه هاى خدا ، اصلى ترين موضوع دادگاه كيفرى كافران

حتّى إذا جاءو قال أكذّبتم بـايـتى

4 - خدا ، حاكم و داور دادگاه كيفرى كافران

قال أكذّبتم بـايـتى

8 - قرار داشتن كافران ، تحت نظارت و كنترل شديد از لحظه برانگيخته شدن تا هنگام محاكمه

فهم يوزعون . حتّى إذا جاءو قال أكذّبتم

از ارتباط دو آيه و واژه «حتّى» ـ كه نمايانگر غايت ـ است استفاده مى شود كه كنترل آنان، تا لحظه قرار گرفتن آنها در جايگاه محاكمه ادامه خواهد داشت.

9 - محاكمه شدن كافران به خاطر كردارشان علاوه بر محاكمه آنان به خاطر عقايدشان

أكذّبتم بـايـتى . .. أمّاذا كنتم تعملون

عبارت «أكذّبتم بآياتى» دلالت بر محاكمه عقيدتى و تعبير «أمّاذا كنتم تعملون» دلالت بر محاكمه آنان به خاطر كردارشان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 85 - 1

1 - نزول عذاب بر كافران تكذيب گر ، پس از پايان يافتن محاكمه آنان

قال أكذّبتم بـايـتى . .. و وقع القول عليهم

در تفسير «وقع القول عليهم» چند نظر ابراز شده است كه از جمله آنها «حلول عذاب» است.

1576- محدوده مهلت به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 32 - 10

10- مهلت الهى به كافران ستيزه جوى ، مهلتى محدود و زودگذر

إنّ الذين كفروا و . .. سيحبط أعمـلهم

در صورتى كه حبط عمل به معناى خنثى سازى توطئه ها باشد; سين در «سيحبط» زودرسى اين وعده را افاده مى كند.

1577- محروميت اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 162 - 9

9 - خداوند در قيامت نظر رحمتى بر كفرپيشگان و كتمان كنندگان حقايق دينى ، نخواهد داشت .

و لاهم ينظرون

در برداشت فوق فعل مجهول «ينظرون» از (نظر) به معناى رؤيت گرفته شده است. بر اين مبنا «ولاهم ينظرون»; يعنى، نظر رحمتى به آنان نخواهد شد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 32 - 14

14 ـ كافران در قيامت از زينتهاى خدادادى و روزيهاى پاكيزه محروم خواهند بود.

قل هى للذين ءامنوا . .. خالصة يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 19 - 3

3ـ كسانى كه دين و معارف الهى را نپذيرند و مردم را از پذيرش آن بازدارند ، در آخرت از رحمت خدا محروم و به لعنت او گرفتار خواهند شد .

ألا لعنة الله على الظـلمين. الذين يصدون عن سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 18 - 8

8- كافران ، در آخرت قادر به بهره بردارى از اعمال نيك خويش نخواهند بود و از آن محروم خواهند شد .

أعمـلهم كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف لايقدرون ممّا كسبوا على شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 111 - 12

12 - در قيامت ، تنها مجرمانى ناكام و محروم خواهند بود كه بهره اى از ايمان و عمل صالح ندارند .

من حمل ظلمًا

جمله «و من يعمل من الصالحات. ..» در آيه بعد، مى تواند قرينه براين باشد كه «من حمل ظلماً» مطلق نيست; بلكه تنها كسانى مورد نظر هستند كه نه مؤمنان د و نه نيكوكار.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 40 - 6

6- كافران دوزخى ، از هر گونه لطف و رحمت خداوند محروم اند .

و لا هم ينظرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «ينظرون» فعل مضارع مجهول از ثلاثى مجرد و از ماده «نظرة» باشد كه به معناى رحمت است (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 26 - 7

7 ـ كافران در قيامت ، محروم از رحمت خداوند

الملك . .. للرحمـن و كان يومًا على الكـفرين عسيرًا

يادآورى سختى قيامت براى كافران، با آن كه پيش از آن رحمانيت خداوند مطرح گرديده است، گوياى حقيقت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 20 - 7

7 - مشركان و كافران ، محروم از بهشت و موهبت هاى آن

لـكن الذين اتّقوا ربّهم لهم غرف

لام اختصاص در «لهم» بيانگر اين حقيقت است: كافران و مشركان ـ كه در قطب مقابل مؤمنان قرار دارند ـ از نعمت هاى بهشتى محروم اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 34 - 2

2 - كافران ، محروم از كمترين لطف و عنايت خداوند در قيامت

و قيل اليوم ننسيكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 20 - 7

7- كافران در جهان آخرت ، تهى دست از پاكيزگى ها و ارزش ها

أذهبتم طيّبـتكم فى حياتكم الدنيا و استمتعتم بها

واژه «طيّبات» شامل ارزش هاى پاك و انسانى است كه كافران با لذّت جويى، آنها را فانى كرده و از كف داده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 46 - 4

4 - نبودن كمترين ياور و شفيع ، براى كافران در قيامت

و لا هم ينصرون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه «يوم لايغنى. ..» نظر به قيامت داشته باشد. در اين صورت تعبير «و لا هم ينصرون» حكايت از نفى شفيع مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 4 - 4

4 - كافران ، از هر گونه راحتى و آسايش در دوزخ محروم اند .

إنّا أعتدنا للكـفرين سلـسلاَْ و أغلـلاً و سعيرًا

از كيفيت عذاب شدن كافران ناسپاس (غل و زنجير شدن آنان در دوزخ)، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

1578- محروميت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 32 - 6،7

6 ـ رويگردانان از اطاعت خدا و رسول ، كافر و محروم از محبّت خدايند .

قل اطيعوا اللّه و الرسول فان تولّوا فانّ اللّه لا يحب الكافرين

7 ـ كافران ، محروم از محبّت خداوند

فان تولّوا فان اللّه لا يحب الكافرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 176 - 9،14،15

9 ـ اراده الهى مبنى بر محروميّت حتمى شتابگران در كفر از بهره هاى اخروى

يريد اللّه الّا يجعل لهم حظّا فى الاخرة

14 ـ اراده الهى بر محروم سازى كفرپيشگان از بهره هاى دنيوى نيست . *

يريد اللّه الّا يجعل لهم حظّا فى الاخرة

مفهوم كلمه «فى الآخرة»، گوياى آن است كه اراده الهى بر محروم ساختن كافران از مواهب آخرت است، نه بهره هاى دنيوى.

15 ـ مهلت دادن خداوند به شتابگران در كفر ، براى محروم ساختن آنان از بهره هاى اخروى است ( سنّت استدراج ) .

يريد اللّه الّا يجعل لهم حظّا فى الاخرة و لهم عذاب عظيم

جمله «يريد اللّه . .. »، مى تواند جواب اين سؤال باشد كه چرا با تلاش برخى از مردم در گسترش كفر، خداوند به آنان مهلت مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 124 - 7

7 ـ كافران ، محروم از ورود به بهشت ، هر چند داراى اعمال صالح باشند .

و من يعمل من الصلحت . .. و هو مؤمن فأولئك يدخلون الجنة

قيد «و هو مؤمن» مى رساند كه ايمان، شرط ثمربخشى اعمال نيك است; بنابراين اعمال نيك، بدون ايمان و در حال كفر، پاداش بهشت ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 168 - 1

1 ـ كفرپيشگان ستمگر ، محروم از آمرزش و هدايت الهى

إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً

تكرار نشدن «الذين» در جمله «و ظلموا» دلالت مى كند كه مجموع دو صفت «كفر» و «ظلم» موجب محروميت از آمرزش و هدايت الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 175 - 13

13 ـ كافران به خدا ، قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) محروم از رحمت و فضل و هدايت خاص خداوند

فاما الذين ءامنوا باللّه و اعتصموا به . .. صرطاً مستقيماً

معادل «اما»ى تفصيليه حذف شده و جمله موجود «فاما الذين ءامنوا . ..» بيانگر آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 12 - 19

19 ـ كافران به معاد و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) ، زيانكار، تباه كننده خويش و محروم از رحمت الهى

و لقد استهزىء برسل . .. كتب على نفسه الرحمة ... الذين خسروا أنفسهم فهم لا يؤمنون

با توجّه به اينكه رحمت الهى فراگير است، ممكن است زيان كافران به جهت محروم ساختن خود از دريافت رحمت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 37 - 10

10 ـ كافران ، محروم از هدايت الهى

و اللّه لايهدى القوم الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 68 - 10،12

10 ـ منافقان و كافران ، مورد لعن و نفرين خداوند و محروم ابدى از رحمت او

المنفقين . .. و الكفار ... لعنهم اللّه

12 ـ محروميت منافقان و كافران از رحمت الهى ، مايه رنج و عذاب هميشگى آنان

و لعنهم اللّه و لهم عذاب مقيم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «عذاب مقيم» در نتيجه نفرين الهى به دورى آنان از رحمت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 80 - 5

5 ـ كافران به خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، محروم از آمرزش الهى .

فلن يغفر اللّه لهم ذلك بأنهم كفروا باللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 88 - 4

4 ـ كفر ، مانع برخوردارى كافران از نعمت هاى فراوان الهى ، در دنيا نيست .

ربنا إنك ءاتيت فرعون و ملأه زينة و أمولا فى الحيوة الدنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 104 - 1

1- كسانى كه بر كفر اصرار ورزيده و از سر لجاجت حق را نمى پذيرند ، محروم از هدايت الهى اند .

إن الذين لايؤمنون بأيـت الله لايهديهم الله

فعل مضارع «لايؤمنون» دلالت بر استمرار دارد و با توجه به اينكه قرآن به زبان روشن و فصيح نازل گرديده است، ولى در عين حال كافران به آن ايمان نياورده اند، مى تواند لجاجت و روح حق ناپذيرى آنان را برساند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 107 - 7

7- كافران دنياپرست ، محروم از هدايت الهى اند .

استحبّوا الحيوة الدنيا على الأخرة و أن الله لايهدى القوم الكـفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 71 - 11

11 - حق ناپذيرى كافران ، تنها مايه محروميت آنان از رهنمود هاى بيدار كننده قرآن

بل أتينـهم بذكرهم . .. معرضون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 117 - 12

12 - كافران و منكران وحدانيت خدا ، محروم از فلاح و رستگارى

إنّه لايفلح الكـفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 40 - 7،9

7 - كافران ، به دليل بى بهره بودن از نور الهى ، محروم از هر گونه هدايت اند .

و الذين كفروا أعمـلهم . .. كظلمـت فى بحر لجّىّ ... إذا أخرج يده لم يكد يرها و من

9 - فرو رفتن كفرپيشگان در ظلالت و سردرگمى گريز ناپذير ، برخاسته از محروميت آنان از نور هدايت الهى است .

و الذين كفروا أعمـلهم . .. كظلمـت فى بحر لجّىّ ... من فوقه سحاب ظلمـت بعضها فوق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 23 - 4

4 - كافرانِ به آيات خدا و معاد ، حظّى از رحمت خداوند ، نخواهند داشت .

و الذين كفروا بأيـت اللّه و لقائه أولـئك يئسوا من رحمتى

«يئسوا من رحمتى» مى تواند جمله خبرى باشد و مى تواند كنايه از قضاى الهى مبنى بر مشمول رحمت قرار نگرفتن افراد ياد شده باشد. برداشت بالا بنابر احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 45 - 6

6 - كافران ، از مهر و محبت خداوند ، محروم اند .

إنّه لايحبّ الكـفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 53 - 1

1 - كافران حق ناپذير ، از حيات معنوى و امتيازات بشرى ، محروم اند .

و ما أنت بهـد العمى عن ضلـلتهم

در آيه، كسانى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز توان خارج كردن آنها را، از گمراهى ندارد، به كوران تشبيه شده اند و مراد از آنها كافران اند. تشبيه كافران به كوران، استعاره مصرحه است و «هادى»، استعاره كنايى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 8 - 2

2 - كافران و مشركان لجوج و حق ناپذير ، محروم از فهم صحيح حقايق الهى

إنّا جعلنا فى أعنـقهم أغلـلاً. .. فهم مقمحون

از تشبيه كافران لجوج و حق ناپذير به انسان هايى كه چون اسيران، غل و زنجير بر گردن دارند و سرهايشان بالا مانده و از ديدن اطراف خويش محروم اند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 9 - 2

2 - مشركان و كافرانِ لجوج و حق ناپذير ، محروم از شناخت صحيح حقايق الهى و فاقد بصيرت و بينايى

فأغشينـهم فهم لايبصرون

«إغشاء» (مصدر «أغشينا») به معناى قرار دادن پرده بر چيزى است كه آن را بپوشاند. در جمله «فأغشيناهم» نيز مضافى در تقدير است; يعنى، «فأغشينا أبصارهم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 70 - 7

7 - مؤمنان ، انسان هاى زنده دل و برخوردار از حيات واقعى و معقول ، و كافران ( چونان مردگان ) محروم از آن

لينذر من كان حيًّا و يحقّ القول على الكـفرين

برداشت ياد شده از ارتباط ميان صدر و ذيل آيه شريفه; يعنى، به قرينه مقابله ميان انسان هاى زنده و كافران، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 18 - 13

13 - كفر و شرك ، ظلم است و كافران و مشركان ، از هرگونه يارى دوست و نزديكان دلسوز خود و شفاعت شفيعان محروم اند .

ما للظـلمين من حميم و لا شفيع يطاع

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين آيات، در سلسله آياتى قرار دارد كه درباره كافران و مشركان سخن مى

گويد و مقصود از «ظالمين» آنان مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 31 - 3

3 - كافران ، محروم از رحمت خداوند و رستگارى در قيامت

فيدخلهم ربّهم فى رحمته . .. وأمّا الذين كفروا أفلم تكن ءايـتى تتلى عليكم

از تقابل وضع كافران با مؤمنان در اين آيه و آيه پيشين، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 34 - 3

3 - محروميت كافران در قيامت از لطف و توجه حق ، نتيجه بى توجهى آنان به معاد است .

و قيل اليوم ننسيكم كما نسيتم لقاء يومكم هـذا

برداشت بالا، بر اين مبنا است كه «كما» در «كما نسيتم» براى تعليل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 11 - 4

4- ذلّت و بدفرجامى كافران ، معلول برخوردار نبودن از ولايت و حمايت خداوند

دمّر اللّه عليهم . .. ذلك ... و أنّ الكـفرين لا مولى لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 41 - 1

1 - كافران ، محروم از پشتوانه غيبى و گرفتار وهم در انديشه هاى باطل خويش

أم يقولون شاعر نتربص به ريب المنون . .. أم عندهم الغيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 11 - 3

3 - كافران دوزخى ، مورد نفرين خدا و محروم از رحمت و لطف او هستند .

فسحقًا لأصحـب السعير

«سحق» به معناى «بُعد» است و در اين آيه، به جاى لعن و نفرين به كار رفته است و مراد از آن، دورى از رحمت و لطف الهى مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 35 - 1

1 - كافران صاحب زر و زور ( اصحاب الشمال ) ، محروم از حمايت نزديكان و دوستانِ دلسوز در قيامت

فليس له اليوم هـهنا حميم

«حميم» به فردى مى گويند كه به انسان نزديك و دلسوز باشد. از مصاديق بارز آن خويشاوندان و دوستان صميمى و دلسوز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 17 - 5

5 - كافران ، از حالت شكيبايى ، مهرورزى و عطوفت ، محروم بوده و از توصيه يكديگر به آن خصلت ها خاموش اند .

الذين ءامنوا و تواصوا بالصبر و تواصوا بالمرحمة

اين آيه تعريض به كافرانى دارد كه در آيات آغاز و پايان سوره، از آنان سخن به ميان آمده است.

1579- محروميت كافران از نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 4

4 - ابراهيم ( ع ) ، كفرپيشگان مكه را شايسته بهره مند شدن از روزى هاى الهى نمى دانست .

و ارزق . .. من ءامن منهم باللّه و اليوم الأخر

1580- محروميت كافران از هدايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 95 - 10

10 ـ كفرپيشگانى كه با بى هدف خواندن سختى هاى بيداركننده از تمامى عوامل هدايت بى بهره ماندند ، با عذابى غافليگرانه از جانب خدا نابود شدند .

فأخذنهم بغتة و هم لا يشعرون

1581- محروميت كافران دنياطلب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 108 - 3

3- محروميت كافران دنياگرا ( مرتدان ) از درك حقايق معنوى ، همان محروميت از هدايت الهى است .

لايهدى القوم الكـفرين . أُولـئك الذين طبع الله على قلوبهم

جمله «أُولـئك الذين طبع الله . ..» بيانگر جمله «و أن الله لايهدى القوم الكافرين» است; يعنى، چگونگى و راه محروميت كافران از هدايت الهى را تفسير و معنا مى كند.

1582- محروميت كافران ظالم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 168 - 3،8

3 ـ كافران ستم پيشه و مانعان راه خدا ، موفق به ايمان و توبه نخواهند شد .

إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم

بديهى است كه كفرپيشگان در هر مرتبه اى از كفر باشند چنانچه اهل ايمان گردند سزاوار آمرزش و هدايت الهى هستند ; بنابراين مراد از جمله «لم يكن . ..» اين است كه آنان موفق به ايمان نخواهند شد و در نتيجه آنان را نخواهد آمرزيد.

8 ـ محروميت كافران ستمگر از مغفرت و هدايت ، از سنت هاى الهى

إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً

1583- محروميت كافران لجوج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 35 - 6

6 - كافران معاند و لجوج ، محروم از عفو و رحمت الهى

و يعف عن كثير . و يعلم الذين يجـدلون فى ءايـتنا ما لهم من محيص

اين كه پس از مسأله عفو گناهان، اين نكته مطرح شده كه كافران معاند راه فرارى از عذاب ندارند; مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه آنان مورد عفو و مغفرت الهى قرار نمى گيرند.

1584- محروميت كافران معاند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 35 - 6

6 - كافران معاند و لجوج ، محروم از عفو و رحمت الهى

و يعف عن كثير . و يعلم الذين يجـدلون فى ءايـتنا ما لهم من محيص

اين كه پس از مسأله عفو گناهان، اين نكته مطرح شده كه كافران معاند راه فرارى از عذاب ندارند; مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه آنان مورد عفو و مغفرت الهى قرار نمى گيرند.

1585- محروميت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 5

5 - ابراهيم ( ع ) از خداوند خواست تا كافران مكه را از روزى هاى خويش بهره مند نسازد .

و ارزق . .. من ءامن منهم باللّه و اليوم الأخر

«من ءامن» به عنوان بدل براى «أهله» بيانگر مقصود ابراهيم(ع) از كلمه «أهله» است. آن حضرت با آوردن «من ءامن» اشاره به اين معنا دارد كه: خواهان اعطاى ثمرات به كافران مكه نيست.

1586- محكوميت اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 84 - 10

10- محكوميت كافران در محكمه قيامت ، با شهادت شاهدان همراه است .

و يوم نبعث من كلّ أُمّة شهيدًا ثمّ لايؤذن للذين كفروا

1587- محمد(صلی الله علیه و آله) و اذيتهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 48 - 2،8

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف بود كه به آزار و اذيت هاى كافران و منافقان ، اعتنايى نكند .

و دَعْ أذيهم

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر آزار و اذيت منافقان و كافران ، بايد به خدا توكل كند .

و دَعْ أذيهم و توكّل على اللّه

1588- محمد(صلی الله علیه و آله) و امكانات مادى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 88 - 1

1- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از هرگونه چشم دوختن و مجذوب شدن به امكانات دنيوى كافران برحذر داشت .

لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم

«مدّ» به معناى زياده و طولانى كردن است و هر گاه در رابطه با چشم و نظر به كار رود، به معناى چشم دوختن، خيره شدن و مجذوب شدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 131 - 2

2 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از توجه به سرمايه هاى چشمگير كافران و اشتياق بهره گيرى از آن ، برحذر داشت .

و لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم

«مدّالعين» (چشم كشيدن)، برداشتن نگاه از چيزى و متوجه ساختن و كشاندن آن به سوى چيز ديگر است و به قرينه آياتى ديگر (نظير «لاتعد عيناك عنهم» كهف/ 28) مرادِ آيه، معطوف ساختن توجه از تهيدستان به سوى ثروتمندان است. برخى احتمال داده اند كه مراد از كشاندن، ادامه دادن است و آيه ناظر به نگاهِ سير و عميق مى باشد.

1589- محمد(صلی الله علیه و آله) و عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 95 - 2

2 - وعده نزول عذاب بر كافران ، در مرآى و منظر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إنّا على أن نريكك ما نعدهم لقـدرون

1590- محمد(صلی الله علیه و آله) و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 20 - 10

10 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نگران رويگردانى كافران ، از تسليم در برابر خدا ( هدايت )

و ان تولّوا فانّما عليك البلاغ

از منحصر كردن وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به تبليغ پيام الهى چنين برمى آيد كه گويا پيامبر (صلی الله علیه و آله) علاوه بر ابلاغ پيام، خود را موظف مى دانست كه مردم را در برابر خداوند، تسليم كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 42 - 3

3 ـ صحنه شهادت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قيامت ، موجب شرم و تأسف بى اندازه كافران

و جئنا بك على هؤلاء شهيداً. يومئذ يودّ الذين كفروا ... لو تسوّى بهم الارض

«يومئذ» متعلق به «شهيداً» است. يعنى آن روز كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر اعمال گواهى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 80 - 7

7 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) مسؤوليّتى در برابر كفرورزى كافران و رويگردانى انسان ها از وى ندارد .

و من تولّى فما ارسلناك عليهم حفيظاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 68 - 23

23 ـ پرهيز از اندوه و تأسف بر كفرپيشگى كافران و سرنوشت شوم آنان ، توصيه خداوند به پيامبر خويش

فلاتأس على القوم الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 14 - 3

3 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور احتجاج با كافران درباره توحيد ربوبى

قل أغير اللّه أتّخد وليا فاطر السموت و الأرض و هو يطعم و لا يطعم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 33 - 9،11

9 ـ لجاجت كفار و مقابله آنها به پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در عين آگاهى از حقانيت آن حضرت

فإنهم لا يكذبكونك و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون

11 ـ ستيز كافران با پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مقابله با مقام الوهيت خداوند است.

قد نعلم إنه ليحزنك . .. و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 35 - 12

12 ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه دار شناخت دقيق روحيات و ويژگيهاى كافران و چگونگى موضعگيريهاى آنها در برابر هدايت است.

و إن كان كبر . .. فلا تكونن من الجهلين

بيان ويژگى هدايت ناپذيرى برخى كافران و لحن توبيخ گونه آيه نسبت به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بيانگر اين است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، على رغم ميل به هدايت كردن همه مردم، بايد واقعيت هدايت ناپذيرى برخى از كفار را پذيرفته و آن را در برنامه هاى خود در نظر گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 184 - 7

7 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) به گونه اى صريح و آشكار خطر تكذيب آيات را براى كفرپيشگان بيان مى كرد .

إن هو إلا نذير مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 38 - 8

8 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند مأموريت يافت تا سنت الهى را در سركوبى حق ستيزان به كافران عصر خويش ابلاغ كند .

قل للذين كفروا . .. و إن يعودوا فقد مضت سنت الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 73 - 1

1 ـ نبرد بى امان با كافران و منافقان ، و سخت گيرى و عدم ترحم به آنان ، فرمان خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يأيها النبى جهد الكفار و المنفقين و اغلظ عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 109 - 8

8 ـ خداوند ، حاكم و داور اختلافات و نزاع هاى ميان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مردم كفرپيشه بود .

و اصبر حتى يحكم اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 121 - 1،2،4

1ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سر تهديد و هشدار از كفرپيشگان لجوج خواست تا همچنان بر مواضع ناصوابشان پافشارى كنند .

و قل للذين لايؤمنون اعملوا على مكانتكم إنا عـملون

«اعملوا» امرى است كه به داعى تهديد و هشدار ايراد شده است و «مكانة» به معناى توان و قدرت و نيز به معناى مكان و جهت آمده است. بر اساس معناى نخست «اعملوا ...»; يعنى، هر اندازه توان داريد عمل كنيد و كوتاهى نكنيد و بر اساس دومين معنا; يعنى، بر همان جهت و موضعى كه اتخاذ كرده ايد عمل كنيد.

2ـ پيامبران ، در صورت نااميدى از ايمان آوردن كفرپيشگان ، وظيفه اى از جهت تبليغ رسالت ، برعهده نداشتند .

و قل للذين لايؤمنون اعملوا على مكانتكم إنا عـملون

4ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) از ناحيه خداوند مأمور بود تا پايدارى خود و مؤمنان و ايستادگى بر مواضعشان را به كافران تأكيد كند .

و قل للذين لا يؤمنون . .. إنا عـملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 122 - 5

5ـ ابلاغ تهديد هاى خداوند به كفرپيشگان و رساندن بشارت هاى او به مؤمنان ، وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و قل . .. وانتظروا إنا منتظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 30 - 18

18ـ خداوند ، تعليم دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چگونه برخورد كردن با كافران و پاسخ گويى به آنان

قل هو ربى . .. و إليه متاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 57 - 4

4 ـ دلسوزى بسيار پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به كافران و مشركان و اهتمام آن حضرت براى هدايت و تربيت آنان

قل ما أسئلكم عليه من أجر إلاّ من شاء أن يتّخذ إلى ربّه سبيلاً

قرار گرفتن هدايت مردم به عنوان اجر پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ در حالى كه هدايت شدن مردم از سنخ اجر نيست، علاوه بر اين كه مستثنى بايد از سنخ مستثنى منه باشد ـ مى تواند گوياى دو نكته باشد: 1ـدلسوزى و اهتمام بسيار پيامبر(صلی الله علیه و آله) نسبت به هدايت مردم. 2- خلوص و نداشتن هيچ چشمداشت مادى در رسالت خود. در حقيقت چنين جمله اى، مانند سخن آن پدرى است كه براى حفظ جان فرزندش، تلاش بسيار دارد و به فرزندش مى گويد: «من در قبال تلاشم، هيچ مزدى از تو نمى خواهم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 23 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از حق ناپذيرى كافران ، اندوهگين بود .

و من كفر فلايحزنك كفره

توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى پرهيز از اندوه درباره كفر كافران، اين نكته را مى رساند كه آن حضرت، در قبال كفر آنان، اندوهناك بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 3 - 2

2 - تبعيت نكردن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از خواسته كافران و منافقان ، درپى دارنده مشكلاتى براى آن حضرت بود .

و لاتطع الكـفرين و المنـفقين . .. و توكّل على اللّه و كفى باللّه وكيلاً

فرمان به توكل، پس از فرمان به تبعيت نكردن از خواسته كافران و منافقان، احتمال دارد به خاطر پيامدها و مشكلاتى باشد كه در پى آن فرمان، به وجود مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 13

13 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر حسرت و اندوه نداشتن بر گمراهى كافران

فلاتذهب نفسك عليهم حسرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 9 - 1

1- حمايت خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با ارائه رهنمود به آن حضرت در قبال تشكيك كافران

أم يقولون افتريه . .. قل ما كنت بدعًا من الرسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 12 - 6

6 - اجبار مردمانِ كافر به پذيرش دين و ايمان ، بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله) نبود .

فإن تولّيتم فإنّما على رسولنا البلـغ المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 46 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هيچ اجر و پاداشى از كافران در قبال رسالت خويش درخواست نكرد .

أم تسئلهم أجرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 17 - 3

3 - وعده خداوند بر مقابله به مثل با مكر كافران ، كافى براى شتاب نورزيدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد درخواست كيفر براى آنان

و أكيد كيدًا . فمهّل

برداشت ياد شده، از حرف «فاء» در «فمهّل» استفاده شده است; يعنى، حال كه از مكر خداوند درباره كافران آگاه شدى، با خاطرى آسوده به كافران فرصت ده; زيرا آنان هر چند در هر فرصت به مكر خود ادامه دهند، ولى مكر آنان مقهور مكر خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 23 - 1،4

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پس از عمل به وظيفه ارشاد همگان ، در خصوص تداوم بخشيدن به ارشاد اعراض كنندگان كافر ، تكليفى ندارد .

فذكّر . .. إلاّ من تولّى و كفر

فعل «تولّى»، بيانگر اين نكته است كه تذكّرات پيامبر(صلی الله علیه و آله) به روى گردانان رسيده است و آنان پندها را نپذيرفته، از آن اعراض كرده اند. بنابراين تذكّر دادن در مرحله اول، عمومى است و به همه مردم بايد ابلاغ گردد; ولى پس از تولّى و اعراض گروهى از آنان، پيامبر(صلی الله علیه و آله) درباره تكرار تذكّر و ارشاد آن گروه، تكليفى ندارد.

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به الزام مخالفان بر ايمانـ در صورت بى اعتنايى و كفر ورزيدن آنان ـ مجاز است .

لست عليهم بمصيطر . إلاّ من تولّى و كفر

حرف «إلاّ»، ممكن است براى استثناى حقيقى از ضمير «عليهم» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 2 - 1

1 - رد معبود هاى كافران و امتناع از عبادت آنها در تمام عمر خويش ، خط مشى ارائه شده از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در گفتوگو با كافران

لا أعبد ما تعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 6 - 6

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) پس از نااميدى از ايمان كافران ، از آنان خواست براى پايبندى او به دين خود ، مشكل آفرين نباشند .

و لى دين

1591- محمد(صلی الله علیه و آله) و كافران لجوج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 122 - 1

1ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) به كافران لجوج هشدار داد كه آينده اى ناخوشايند ( هلاكت در دنيا و عذاب در آخرت ) در پيش خواهند داشت .

وانتظروا

با توجه به آيات گذشته كه سخن از عذاب دنيوى و اخروى اقوام كفرپيشه داشت ، مى توان گفت: مراد از «انتظروا» هشدار كافران به عذابهاى دنيوى و اخروى است.

1592- محمد(صلی الله علیه و آله) و كافران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 17 - 7

7 - وجود شرايط مساعد براى اقدام سريع پيامبر (صلی الله علیه و آله) به رويارويى با توطئه هاى كافران ، در عصر بعثت

فمهّل الكـفرين

فرمان مهلت دادن، در صورتى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) داده مى شود كه شرايط براى انجام عملى شتابزده عليه كافران فراهم باشد.

1593- محمد(صلی الله علیه و آله) و لعن كافران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 17 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور فرصت دادن به كافران عصر بعثت و پرهيز از نفرين و درخواست عذاب سريع براى آنان

فمهّل الكـفرين أمهلهم رويدًا

«مَهِّل» و «أمهِل» به يك معنا است; گرچه برخى گفته اند: «مَهِّل» فرمان به مهلت لحظه به لحظه و تدريجى است و «أمهل» فرمان به يك مهلت. تكرار فرمان با دو لفظ متفاوت ـ به گونه اى كه دو فرمان مستقل به نظر آيد ـ تأكيد بيشترى به همراه دارد. كلمه «رويداً» ممكن است، تصغير «رَوْد» (مهلت دادن) باشد; يعنى، مهلت كوتاه و نيز مى تواند اسم فعل و به معناى «أمهل» باشد كه براى سومين بار فرمان مهلت را تكرار كرده است.

1594- محمد(صلی الله علیه و آله) و مقابله با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 48 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه داشت كه از مقابله به مثل و درگيرى با منافقان و كافران بپرهيزد .

و دَعْ أذيهم

احتمال دارد كه «دَعْ» به معناى «بى اعتنايى» باشد و احتمال دارد كه به معناى «درگير نشدن و مقابله نكردن» باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است.

1595- محمد(صلی الله علیه و آله) و هدايت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 2

2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى هدايت كافران ، تلاش وسيعى داشت .

ذرهم يأكلوا و يتمتّعوا

اينكه خداوند، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) دستور مى دهد كه «آنان را به حال خود رها كن» حكايت از آن دارد كه آن حضرت، تلاش گسترده و وسيعى براى نجات آنان از كفر انجام داده بود.

1596- مخالفت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 31 - 8

8 - تسلّى و دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت هاى مشركان و كافران

إنّهم ميّتون . ثمّ إنّكم يوم القيـمة عند ربّكم تختصمون

يادآورى مردن كافران و مشركان و احضار شدن آنان به پيشگاه خداوند و نزاع و مجادله پيامبر(صلی الله علیه و آله) با آنان، در واقع نوعى دلدارى و تسلّى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 77 - 1،3

1 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به صبر در برابر مخالفت هاى كافران حق ناپذير و تداوم رسالت خويش فرا خواند .

فاصبر

3 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر مخالفت هاى كافران حق ستيز و لجوج

فاصبر إنّ وعد اللّه حقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 10 - 12

12- روحيه استكبارى ، عامل اصلى مخالفت كافران با قرآن و نه شبهات اصولى و ترديد در ارزش آن

و شهد شـهد . .. فـامن و استكبرتم

تصريح خداوند بر استكبار كافران، على رغم ايمان حق گرايان به قرآن، اشاره به مطلب بالا دارد.

1597- مدارا با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 68 - 6

6 - اظهار رفق و مدارات با كفران ستيزه جو ، توصيه خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إن جـدلوك فقل اللّه أعلم بما تعملون

جمله «اللّه أعلم بما تعملون»، تهديدى است همراه با اظهار نرمى و مدارات.

1598- مدبر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 48 - 10

10ـ تدبير امور انسان هاى مؤمن و كافر ، تحولات جوامع بشرى و سرنوشت آنها ، به دست خدا و در اختيار اوست .

اهبط بسلـم منا . .. و أمم سنمتعهم ثم يمسّهم منا عذاب أليم

1599- مراتب اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 19 - 2

2- وجود تفاوت درجات ، در بهشت براى مؤمنان و در دوزخ براى كافران *

و لكلّ درجـت ممّا عملوا

برداشت بالا بنابراين است كه «لكلّ» به معناى هر يك از مؤمنان و هر يك از كافران باشد كه در آيات پيشين به عنوان «مسلم» و «منكر معاد» از آنان ياد شد.

1600- مراتب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 19 - 1

1- هر يك از مؤمنان و كافران ، داراى درجات و مراتب مختلف ، متناسب با عملكرد خود

و لكلّ درجـت ممّا عملوا

«لكلّ» ممكن است نظر به دو دسته داشته باشد: 1ـ مؤمنان نيك كردار، 2ـ كافران منكر معاد و ممكن است ناظر به هر مؤمن در مقايسه با ديگر مؤمنان و هر كافر در مقايسه با ديگر كافران باشد. براشت ياد شده بر اساس احتمال نخست است.

1601- مربى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 10 - 10

10 - كافران نيز تحت تدبير ربوبيت خداوندند .

بل هم بلقاء ربّهم كـفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 23 - 6

6ـ كافر ، دست پرورده شيطان *

و قال قرينه هـذا ما لدىّ عتيد

برداشت ياد شده در صورتى است كه «قرين» به معناى شيطان باشد; چه اين كه در آيات بعد «قرين» اشاره به «شيطان» دارد. واژه «عتيد» مى رساند كه منكران معاد، دست آموز و دست پرورده شيطان اند.

1602- مرگ كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 17

17 ـ مرگ براى كافران بهتر از زندگى است .

و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم

امام باقر (ع): الموت خير [لـ] . .. الكافر ... لانّ اللّه يقول ... «و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم انّما نملى لهم ليزدادوا اثماً».


تفسير عياشى، ج 1، ص 206، ح 155 ; نورالثقلين، ج 1، ص 413، ح 445.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 50 - 8

8 ـ كافران پس از جان كندن پر مشقت به عذاب و آتشى سوزان ( عذاب برزخ ) گرفتار خواهند شد .

و ذوقوا عذاب الحريق

امر به چشيدن عذاب حريق (ذوقوا عذاب الحريق)، دلالت بر وجود بالفعل آن عذاب دارد. و چون اين جمله به هنگام گرفتن جان كافران گفته مى شود، معلوم مى شود كه كافران پس از مردن به عذاب گرفتار خواهند شد و اين همان عذاب برزخى است. گفتنى است «ذوقوا ... » به تقدير «يقولون لهم» سخن ملائكه با كافران به هنگام گرفتن جان آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 9،10

9- كافران به هنگام مرگ ، تسليم و منقاد مى شوند .

الكـفرين . الذين تتوفّـهم الملـئكة ... فألقوا السلم

10- كافران ، به هنگام مرگ دچار وحشت و ترس مى شوند .

الكـفرين . الذين تتوفّـهم الملـئكة ... فألقوا السلم

تسليم شدن كافران به هنگام مرگ به قرينه «ما كنا نعمل من سوء» ـ كه در مقام دفاع بيان شده است ـ مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 99 - 8

8 - « عن الصادق ( ع ) . . . إذا مات الكافر شيّعه سبعون ألفاً من الزبانية إلى قبره و انّه ليناشد حامليه بصوت يسمعه كلّ شىء إلاّ الثقلان . . . و يقول : « رّب ارجعون لعلّى أعمل صالحاً فيما تركت « فتجيبه الزبانية كلاَّ إنّها كلمة أنت قائلها ;

از امام صادق(ع) روايت شده است : هنگامى كه كافرى مى ميرد، هفتاد هزار فرشته عذاب او را به سوى قبرش مى برند و آن كافر با صداى بلند ـ كه تمام موجودات غير از انس و جن مى شنوند ـ تشييع كنندگان را قسم مى دهد . ..و مى گويد: «ربّ ارجعون لعلّى أعمل صالحاً فيما تركت». پس فرشتگان عذاب به او جواب مى دهند: هرگز! اين كلامى است كه تو گوينده آنى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 34 - 1

1- مرگ كافران مخالف راه خدا در حال كفر ، مايه محروميت ابدى از عفو و رحمت الهى

إنّ الذين كفروا و . .. فلن يغفر اللّه لهم

مرگ كافران مخالف راه خدا در حال كفر، مايه محروميت ابدى از عفو و رحمت الهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 45 - 5،6

5 - فرجام شوم و هلاكت بار ، دركمين كافران [ در دنيا ، هنگام مرگ و يا در آخرت ]

يلـقوا يومهم الذى فيه يصعقون

تعبير «الذى فيه يصعقون» (روزى كه در آن بيهوش خواهند افتاد)، نشان دهنده سختى حال كافران به هنگام واقعه عذاب است. گفتنى است كه مراد از روز عذاب، مى تواند روز عذاب استيصال، يا روز عذاب قيامت و يا هنگام مرگ باشد.

6 - لحظه مرگ ، لحظه آغاز مجازات كافران

فذرهم حتّى يلـقوا يومهم الذى فيه يصعقون

در صورتى كه «يومهم. ..» به معناى لحظه مرگ باشد; معناى آيه چنين مى شود: رهايى و آزادى كافران در زندگى دنيوى است و مرگ، پايانى بر اين رهايى مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 46 - 2

2 - مرگ ، لحظه كوتاه شدن دست كافران از تدبير هاى خويش و نقطه هاى اميد

فيه يصعقون . يوم لايغنى عنهم كيدهم شيئًا

در صورتى كه «يومهم الذى. ..» در آيه قبل، نظر به لحظه مرگ داشته باشد، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 17 - 2

2 - كشته شدن و مرگ ، سزاوارترين فرجام براى كفرپيشگان

قتل الإنسـن ما أكفره

كفر در «ما أكفره» مطلق است و هر كفرى، حتى ترك عبادت را نيز شامل است. البته به قرينه آيات بعد ـ كه به بيان تدبير خداوند پرداخته و در مقابل منكران اين حقيقت موضع گيرى كرده است ـ بارزترين مصداق مورد نظر از آن، انكار ربوبيت خداوند است.

1603- مرگ كافران در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 50 - 5

5 ـ مرگ كافران كشته شده در جنگ بدر با شكنجه و عذابى سخت از سوى فرشتگان مرگ

إذ يتوفى الذين كفروا الملئكة يضربون وجوههم و أدبرهم

از مصاديق مورد نظر براى «الذين كفروا»، به دليل وقوع آيه مورد بحث در پى آيات مربوط به جنگ بدر، كافرانى هستند كه در آن نبرد به قتل رسيدند.

1604- مستكبران و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 49 - 7

7 ـ زندگانى مؤمنان نيك كردار در دنيا ، همراه با ايجاد ناامنى از سوى مستكبران و اندوهبار از سرزنش آنان *

أهؤلاء الذين أقسمتم لاينالهم اللّه برحمة ادخلوا الجنة لا خوف عليكم

مطرح ساختن تحقير مؤمنان از سوى كافران و سپس بيان دو موهبت از ميان تمامى مواهب بهشتى اشاره به اين دارد كه اولاً زندگانى مؤمنان در دنيا آميخته به ناامنى و حزن است و ثانياً اين حزن عمدتاً از سوى كافران مستكبر ايجاد مى شده است.

1605- مسخ قلب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 6

6 ـ مسخ شدن قلب و ادراك كافران مايه ايمان نياوردن ايشان، حتى با ديدن روشنترين معجزات است.

و نقلب أفئدتهم و أبصرهم . .. و لو أننا نزّلنا ... ما كانوا ليؤمنوا

1606- مسخ كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 47 - 21،22

21 ـ مسخ كافرانِ به قرآن و يا گرفتارى آنان به لعنت ، سنت الهى

من قبل ان نطمس وجوهاً . .. او نلعنهم ... و كان امر اللّه مفعولا

22 ـ مسخ و يا لعنت كافرانِ به قرآن از اهل كتاب ، امرى حتمى و قضايى تخلف ناپذير

يا ايها الذين اوتوا الكتب امنوا . .. من قبل ان نطمس وجوهاً ... و كان امر اللّه م

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 67 - 2

2 - عذاب كافران با مسخ و زمين گير شدن شان ، جزء مشيت و سنت خدا نيست .

و لو نشاء لمسخنـهم على مكانتهم فما استطـعوا مضيًّا و لايرجعون

1607- مسلمانان و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 28 -

1،2،3،8،11،12،13،14،15

1 ـ با اعتقاد به قدرت مطلقه الهى ، مجالى براى پذيرش ولايت كافران از سوى مؤمنان نمى باشد .

قل اللّهم مالك الملك . .. لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء

گويا آيه مورد بحث، نتيجه اعتقاد به مضمون آيه «قل اللّهم . .. » است.

2 ـ حرمت و ممنوعيت پذيرش ولايت و سرپرستى كافران ، براى مؤمنان

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء

3 ـ حرمت برگزيدن كافران و مقدّم داشتن آنان بر مؤمنان ، در دوستى و ارتباط و ولايت

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء من دون المؤمنين

8 ـ كسى كه ولايت كافران را بپذيرد ، خداوند او را به خود وامى گذارد .

و من يفعل ذلك فليس من اللّه فى شىء

11 ـ حاكميّت و سرپرستى كافران بر امور مؤمنان ، زمينه انحطاط و بى ارزشى مؤمنان در پيشگاه خدا

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اوليا ء . .. و من يفعل ذلك فليس من اللّه فى شىء

خروج از ولايت خدا، مستلزم انحطاط است.

12 ـ پذيرش دوستى كافران ، گسستن رابطه با خداوند است .

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. و من يفعل ذلك فليس من اللّه فى شىء

بنابراينكه ولايت به معناى دوستى باشد.

13 ـ پذيرش سرپرستى كافران ، جز در اضطرار و تقيّه ، جايز نيست .

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. الاّ ان تتقوا منهم تقية

بنابراينكه ولايت به معناى سرپرستى باشد.

14 ـ جواز برقرارى ارتباط دوستانه با كافران ، در صورت تقيّه ، اضطرار و هراس

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. الاّ ان تتقوا منهم تقية

بنابراينكه ولايت به معناى دوستى باشد.

15 ـ تحذير و هشدار مؤكد خداوند ، نسبت به مؤمنانى كه پذيراى ولايت و سرپرستى كافران شده اند .

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. و يحذّركم اللّه نفسه و الى اللّه المصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 118 - 2

2 ـ ضرورت حفاظت اطلاعات و اسرار جامعه اسلامى ، از بيگانگان ( كافران ، منافقان و . . . )

يا ايها الذين امنوا لا تتخذوا بطانة من دونكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 2

2 ـ مجاهدان جنگ بدر ، نمونه اى از مسلمانان صبور و تقواپيشه كه خداوند با يارى خويش ، مانع زيان رسانى كافران به آنان گرديد .

ان تصبروا و تتقوا لا يضرّكم كيدهم . .. و لقد نصركم اللّه ببدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 217 - 20،21،23،24،25،35

20 ـ نبرد هميشگى كفار با مسلمانان ، براى اينكه اگر بتوانند آنان را از اسلام برگردانند .

و لا يزالون يقاتلونكم حتى يردّوكم عن دينكم ان استطاعوا

بنابراينكه جواب شرط «ان استطاعوا»، محذوف و «حتى يردّوكم»، دليل جواب باشد.

21 ـ لزوم هُشيارى مسلمانان در برابر كفار

و لا يزالون يقاتلونكم حتى يردّوكم عن دينكم ان استطاعوا

23 ـ كفّار ، در صورت توان ، همواره با مسلمانان خواهند جنگيد .

و لا يزالون يقاتلونكم حتى يردّوكم عن دينكم ان استطاعوا

بنابراينكه جواب «ان استطاعوا»، محذوف بوده و دليل آن، «لا يزالون يقاتلونكم» باشد.

24 ـ هشدار خداوند به مسلمانان ، با افشاى نيّات و اهداف كفار نسبت به مسلمانان

و لا يزالون يقاتلونكم حتى يردّوكم عن دينكم ان استطاعوا

25 ـ كفر به خداوند و جلوگيرى از راه او و مسجدالحرام و بيرون راندن اهل آن ، از مصاديق فتنه

و صدّ عن سبيل اللّه و كفر به و المسجدالحرام و اخراج اهله منه اكبر عنداللّه و الف

35 ـ بزرگ جلوه دادن اعمال خلاف مسلمين توسط كفار ، و ناديده گرفتن اعمال زشت خود

يسئلونك عن الشهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه كبير و صدّ عن سبيل اللّه و كفر به .

برخى برآنند كه سائلين، مشركان مكه بودند تا به اين وسيله خلاف برخى از مسلمين را به رُخ پيامبر (صلی الله علیه و آله) كشند و عليه او تبليغات كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 13 - 12

12 - غلبه مسلمانان در جنگ بدر ، على رغم توان برتر كافران

قد كان لكم اية . .. يرونهم مثليهم

زيرا در صورتى جنگ بدر، آيه و عبرت است كه بر حسب شرايط طبيعى، تحصيل پيروزى براى مسلمانان ميسور نباشد و كافران، توان برترى داشته باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 1

1 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مكّه ، مسلمانان را از درگيرى مسلّحانه با كافران بازمى داشت .

الم تر الى الّذين قيل لهم كفّوا ايديكم

بنابر آنچه در شأن نزول آمده، نهى از مبارزه مسلّحانه در مكّه و قبل از هجرت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 90 - 8

8 ـ بازماندن منافقان و كافران از رويارويى و نبرد با مسلمانان ، برخاسته از مشيّت خداوند

و لو شاء اللّه لسلّطهم عليكم فلقاتلوكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 102 - 16

16 ـ در كمين بودن كافران براى ضربه زدن به مسلمانان ، دليل ضرورت آمادگى نظامى و تداركاتى ، براى دفع هجوم آنان

ودالذين كفروا لو تغفلون عن اسلحتكم و امتعتكم فيميلون عليكم ميلة واحدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 3

3 ـ گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، پذيراى دوستى و ولايت كفار ، در عين نهى خداوند حتى از همنشينى با آنها

الذين يتّخذون الكفرين أولياء . .. يكفر بها و يستهزأ بها فلاتقعدوا معهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 57 - 12

12 ـ گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، پذيراى ولايت و دوستى با اهل كتاب و ديگر كافران ، على رغم دشمنى آنان با دين

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الذين . .. أولياء و اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين

لحن مذمت گونه جمله « و اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين» مى رساند كه گروهى از مسلمانان با كافران روابط دوستى بر قرار كرده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 61 - 3

3 ـ مسلمانان نبايد در پذيرش صلح مطرح شده از سوى كافران هدفى جز دستيابى بهزندگى مسالمت آميز با كافران داشته باشند . *

و إن جنحوا للسلم فاجنح لها

برداشت فوق با توجه به توضيح برداشت قبل به دست مى آيد. مقصود اين است كه مسلمانان نبايد صلح را به خاطر تجديد قوا و مانند آن بپذيرند.

1608- مسؤول گمراهى كافران پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 17

17- رهبران مستكبر ، در قيامت ، در پى معرفى شدن به عنوان مسؤول گمراهى پيروان ، گمراهى خود و آنان را به خداوند نسبت خواهند داد .

فقال الضعفـؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا . .. قالوا لو هديـنا الله لهدين

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از هدايت در آيه هدايت در برابر گمراهى است و نه احتمال ديگر كه به معناى راهنمايى براى نجات از عذاب باشد.

1609- مسؤوليت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 123 - 8

8 ـ كافران ، همچون مؤمنان ، مكلف به فروع و در قبال آن مسؤول و معاقبند . *

من يعمل سوءاً يجز به

از مصاديق مورد نظر براى «من يعمل . ..» اهل كتاب هستند. بنابراين اگر آنها مرتكب گناه شوند، همچون مسلمانان عقوبت خواهند شد و اين معنا بيانگر مكلف بودن اهل كتاب بر احكام فرعى اسلام است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 184 - 2

2 ـ خداوند كفرپيشگان را به تفكر در ادعاى ناصوابشان ( مجنون پنداشتن پيامبر ) فراخواند .

أو لم يتفكروا ما بصاحبهم من جنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 204 - 4

4 ـ خداوند كافران را به گوش فرادادن به آواى قرآن فراخواند .

هذا بصائر من ربكم . .. إذا قرى القرءان فاستمعوا له

برداشت فوق مبتنى بر اين است كـــه خطاب در «فاستمعوا . .. » شامل كافران نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 43 - 3

3 - هشدار خداوند به كافران ، نسبت به نداشتن گواه آسمانى بر آزادى مطلق از مسؤوليت و مؤاخذه

أم لكم براءة فى الزّبر

1610- مشاجره كافران پيرو و شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 1

1- پس از درگيرى لفظى رهبران مستكبر با پيروان خود در قيامت ، آنان با شيطان به منازعه مى پردازند .

فقال الضعفـؤا للذين استكبروا . .. قالوا ... و قال الشيطـن لمّا قضى الأمر

ذكر قصه شيطان و سخنان وى در قيامت با جهنّميان، پس از گفت و گوهاى رهبران مستكبر و پيروانشان، نشان دهنده ادامه ماجراى مستكبران و پيروان آنها با شيطان است.

1611- مشاوره كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 5

5- كاران در عصر بعثت ، براى تصميم در باره امور خود ، مجلس مشورتى داشتند .

و أحسن نديًّا

براى «ندى» (ريشه اشتقاقى «ندى») چندين معنا ذكر شده است، از قبيل: جود و بخشش، باران، گياه، برآوردن آواز، مجالست و. .. (لسان العرب). آنچه از اين معانى متناسب با آيه و قرائن ديگر است، آن است كه «ندىّ» به معناى مجلس و مكان گفت وگو و از «ندى» به معناى مجالست مشتق شده باشد; زيرا افتخار به موارد ديگر در برابر مسلمانان ـ كه نوعاً تهيدست و بدون قدرت بودند ـ چندان مناسب به نظر نمى رسد.

1612- مشكلات اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 100 - 2

2- عرضه جهنم بر كافران در قيامت ، براى آنان صحنه اى دشوار و دهشت زا است .

و عرضنا جهنّم يومئذ للكـفرين عرضًا

«عرضاً» علاوه بر تأكيد سخن ـ به دليل نكره بودن ـ بر عظمت كار نيز دلالت دارد و عظمت عرضه جهنم، به هول انگيز بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 27 - 6

6 - گناه پيشگان و كافران ، در قيامت با سختى ها و مشكلات سنگين و طاقت فرسا روبه رو خواهند شد .

و يذرون وراءهم يومًا ثقيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 17

17 - كافران در قيامت ، حيات اخروى را سرآغاز سختى ها ديده و باقى ماندن به صورت خاك را آرزو خواهند كرد .

يـليتنى كنت تربًا

آرزوى خاك بودن، ممكن است به اين معنا باشد كه كاش دوباره زنده نشده بودم و به همان حالت پس از مرگ ـ كه خاك شده بودم ـ باقى مى ماندم.

1613- مشكلات كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 94 - 2

2 ـ خداوند در پى ارسال هر يك از پيامبران در شهر ها و آبادانى ها ، كفرپيشگان را به سختى تنگدستى و رنج و اندوه گرفتار

ساخت .

و ما أرسلنا فى قرية من نبى إلا أخذنا أهلها بالبأساء و الضراء

با توجه به دو آيه بعد (و لو أن أهل القرى . .. ) معلوم مى شود گرفتار ساختن امتهاى گذشته به بلاها و سختيها در صورتى بوده كه آنان با تبليغ و ارشاد پيامبران خويش ايمان نمى آوردند و همچنان بر كفرورزى پافشارى داشتند. در اين مرحله آنها را گرفتار مى ساخت تا شايد متنبّه شوند. بنابراين جمله «أخذنا أهلها ... » مقيد مى شود به «إذا لم يؤمنوا و لم يتقوا»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 15 - 5

5 - بى دينان و نااميدان از نصرت الهى ، گرفتار بن بستى گريزناپذير در زندگى

من كان يظنّ أن لن ينصره اللّه. .. فليمدد بسبب الى السماء... هل يذهبنّ كيده ما يغ

1614- مشكلات كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 4

4 - ابتلاى كافران مكه به گرفتارى و سختى ، از رخداد هاى دوران پيش از هجرت

و لو رحمنـهم و كشفنا ما بهم من ضرّ

1615- مصايب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 47 - 4

4 - عذاب اخروى براى كافران و حق ستيزان ، كيفرى گران و سخت مصيبت بار

و لولا أن تصيبهم مصيبة

«مصيبة» به بليه و هر امر مكروه، و ناخوشايند گفته مى شود و تنكير آن براى تفخيم است. بنابراين واژه «مصيبة» در اين آيه به معناى بلاى بزرگ مى باشد و مقصود از آن مى تواند عذاب استيصال باشد و مى تواند عذاب اخروى باشد.

1616- مصايب كافران اطراف مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 11

11ـ كفرپيشگان مكه و حوالى آن در عصر بعثت به مصيبتهايى سخت و كوبنده گرفتار بودند .

و لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة أو تحلّ قريبًا من دارهم

«قرع» به معناى زدن و كوبيدن چيزى به چيزى ديگر است و «قارعة» به معناى كوبنده مى باشد. اين كلمه صفت براى موصوفى محذوف مانند «مصيبة» است. ضمير در «تحلّ» نيز به «قارعة» باز مى گردد و سياق جمله «لايزال ...» حكايت

از قضيه خارجيه دارد. بنابراين «الذين كفروا» اشاره به كافرانى خاص دارد كه بنابر گفته مفسران، مقصود كافران مكّه هستند و بر اين اساس مراد از «دار» مكّه و مقصود از «قريبًا من دارهم» حوالى آن است.

1617- مصايب كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 11

11ـ كفرپيشگان مكه و حوالى آن در عصر بعثت به مصيبتهايى سخت و كوبنده گرفتار بودند .

و لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة أو تحلّ قريبًا من دارهم

«قرع» به معناى زدن و كوبيدن چيزى به چيزى ديگر است و «قارعة» به معناى كوبنده مى باشد. اين كلمه صفت براى موصوفى محذوف مانند «مصيبة» است. ضمير در «تحلّ» نيز به «قارعة» باز مى گردد و سياق جمله «لايزال ...» حكايت از قضيه خارجيه دارد. بنابراين «الذين كفروا» اشاره به كافرانى خاص دارد كه بنابر گفته مفسران، مقصود كافران مكّه هستند و بر اين اساس مراد از «دار» مكّه و مقصود از «قريبًا من دارهم» حوالى آن است.

1618- مصايب كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 11

11ـ كفرپيشگان مكه و حوالى آن در عصر بعثت به مصيبتهايى سخت و كوبنده گرفتار بودند .

و لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة أو تحلّ قريبًا من دارهم

«قرع» به معناى زدن و كوبيدن چيزى به چيزى ديگر است و «قارعة» به معناى كوبنده مى باشد. اين كلمه صفت براى موصوفى محذوف مانند «مصيبة» است. ضمير در «تحلّ» نيز به «قارعة» باز مى گردد و سياق جمله «لايزال ...» حكايت از قضيه خارجيه دارد. بنابراين «الذين كفروا» اشاره به كافرانى خاص دارد كه بنابر گفته مفسران، مقصود كافران مكّه هستند و بر اين اساس مراد از «دار» مكّه و مقصود از «قريبًا من دارهم» حوالى آن است.

1619- مصونيت از اذيتهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 5 - 1

1 - التجاى ابراهيم ( ع ) و همراهانش به خدا ، براى قرار نگرفتن تحت سلطه و شكنجه كافران

ربّنا لاتجعلنا فتنة للذين كفروا

«فتنة» در اصل به معناى آزمايش است. از آن جا كه تسلط كافران بر مؤمنان نوعى آزمايش آنان به شمار مى آيد، «فتنة» در آيه بالا كنايه از تحت سلطه و شكنجه قرار گرفتن خواهد بود.

1620- مصونيت از سلطه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 5 - 1

1 - التجاى ابراهيم ( ع ) و همراهانش به خدا ، براى قرار نگرفتن تحت سلطه و شكنجه كافران

ربّنا لاتجعلنا فتنة للذين كفروا

«فتنة» در اصل به معناى آزمايش است. از آن جا كه تسلط كافران بر مؤمنان نوعى آزمايش آنان به شمار مى آيد، «فتنة» در آيه بالا كنايه از تحت سلطه و شكنجه قرار گرفتن خواهد بود.

1621- مصونيت از سوءاستفاده كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 5 - 4

4 - التجاى ابراهيم ( ع ) و همراهانش به خداوند ، از اين كه وسيله اى براى سوءاستفاده كافران قرار گيرند . *

ربّنا لاتجعلنا فتنة للذين كفروا

در صورتى كه «فتنة» به معناى «آزمون و بلا» باشد، مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه ابراهيم(ع)، از خداوند خواست تا مورد سوء استفاده كافران و در راستاى منافع آنان قرار نگيرد.

1622- مصيبت اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 25 - 1،2

1 - علم و باور كافران به هنگام زنده شدنشان در قيامت ، به روبه رو شدن با مصيبتى بزرگ و كمرشكن

تظنّ أن يفعل بها فاقرة

«فاقرة» به معناى مصيبت بزرگ و كمرشكن است (العين). «ظنّ» به معناى گمان راجح است و گاهى نيز به جاى علم و يقين به كار مى رود. در اين آيه ـ مطابق نظر بيشتر مفسران ـ معناى اخير مراد است.

2 - كافران در قيامت ، دچار مصيبتى بزرگ و كمرشكن

تظنّ أن يفعل بها فاقرة

1623- مطالعه فرجام كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 73 - 1،3

1 - نگريستن به فرجام كافرانِ انذار شده از سوى رسولان پيشين ، توصيه خداوند به پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

فانظر كيف كان عـقبة المنذرين

3 - لزوم تأمل و انديشه در سرنوشت شوم كافران متعصب و لجوجى كه از سوى پيامبران پيشين انذار شده اند .

و لقد أرسلنا فيهم منذرين . فانظر كيف كان عـقبة المنذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 175 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور به نظاره و دقت در سرانجام شوم و احوال مشركان و كافران معاند

و أبصرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 179 - 1

1 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) مأمور به نظاره و دقت در سرانجام شوم و احوال مشركان و كافران معاند

و أبصر

مفعول فعل «أبصر» ـ به قرينه آيه مشابه (175) ـ ضمير «هم» است.

1624- معاد كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 55 - 5

5 - كافران ، زنده شدن خود را در قيامت ، معلول فاصله زياد نداشتن مرگ شان تاروز قيامت مى دانند . *

و يوم . .. يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة

احتمال دارد قسم خوردن كافران بر طولانى نبودن حضورشان در برزخ و نيز جواب صاحبان علم و ايمان به آنان، براى طولانى بودن آن مدت، به خاطر ذكر اين نكته باشد كه كافران، با چنين ادعايى، در پى اثبات اين امر باشند كه بدن شان، هنوز آمادگى حيات داشته است.

1625- معاشرت با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 10

10 ـ جواز معاشرت و مجالست با كافران ، آنگاه كه آيات الهى را استهزا نكنند و سخنانشان كفر به آيات الهى نباشد .

فلاتقعدوا معهم حتّى يخوضوا فى حديث غيره

مفهوم جمله «حتى يخوضوا . ..»، جواز معاشرت با شرط ذكر شده است.

1626- معاهدات با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 90 - 5

5 ـ جواز معاهده و پيمان همكارى و ترك مخاصمه با غير مسلمانان

الّا الّذين يصلون الى قوم بينكم و بينهم ميثاق

1627- معاهده با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 14

14 ـ انعقاد هرگونه پيمان ( سياسى ، نظامى ، اقتصادى و فرهنگى ) ، كه موجب سلطه كافران گردد ، نامشروع و باطل است .

و لن يجعل اللّه للكفرين على المؤمنين سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 58 - 3

3 ـ تصميم بر الغا و اعلان بى اعتبارى معاهدات امضا شده با كافران ، در اختيار پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران جامعه اسلامى است .

فانبذ إليهم على سواء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 - 14،15،16،17،18

14 ـ كافرانى كه با مسلمانان پيمان عدم تعرض دارند ، هر چند به انگيزه مبارزه با اسلام به غير مهاجران هجوم برند ، مهاجران و انصار موظف به يارى آنان نيستند .

فعليكم النصر إلا على قوم بينكم و بينهم ميثق

مراد از ميثاق به قرينه مقام، پيمان عدم تعرض و متاركه جنگ است.

15 ـ مسلمانان نبايد حتى به خاطر دفاع از مؤمنانى كه مورد هجوم كافران قرار گرفتند پيمان خويش را با آن كافران ناديده انگارند و آن را نقض كنند .

فعليكم النصر إلا على قوم بينكم و بينهم ميثق

16 ـ مسلمانان عصر بعثت با گروههايى از كافران پيمان عدم تعرض داشته و به آن وفادار بودند .

إلا على قوم بينكم و بينهم ميثق

17 ـ اهميت ويژه پايبندى به پيمان ، حتى در صورت كافر بودن طرف مقابل

فعليكم النصر إلا على قوم بينكم و بينهم ميثق

هر چند مراد از «ميثق» در آيه شريفه پيمان متاركه جنگ است، ولى روشن است كه پيمان متاركه جنگ خصوصيتى ندارد. بنابراين مى توان آيه شريفه را در همه پيمانهاى مجاز، سارى و جارى دانست.

18 ـ پيمان بستن با كافران ( پيمان عدم تعرض و . . . ) امرى جايز و پايبندى به آن واجب است .

إلا على قوم بينكم و بينهم ميثق

1628- مغالطه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 9 - 10،11

10 ـ بقاى مغالطه كارى و بهانه جوييهاى كافران، حتى در صورت انتخاب پيامبر از ميان فرشتگان

و لو جعلنه ملكا لجعلنه رجلا و للبسنا عليهم

11 ـ كافران به رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، حق پوش و مغالطه كارند.

و للبسنا عليهم ما يلبسون

«يلبسون»، فعل مضارع و بيانگر استمرار تلبيس كافران است.

1629- مغضوبيت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 90 - 18

18 - آنان كه على رغم اطمينان به حقانيت قرآن بدان كافر شوند ، به خشم و غضب خدا گرفتار خواهند شد .

أن يكفروا بما أنزل اللّه . .. فباء و بغضب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 3 - 8

8 - كافران ، مردمانى ناخوشايند خداوند

قال الذين كفروا . .. قل

از اين كه خداوند، خود به جواب مستقيم به كافران اقدام نكرده و به پيامبر(صلی الله علیه و آله) دستور داده است تا آن حضرت جواب بگويد، به دست مى آيد كه خداوند خوش ندارد با آنان سخن بگويد.

1630- مقابله به مثل با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 12

12 - تشويق شاعران مسلمان از سوى خداوند به مقابله به مثل كردن با شاعران كفرپيشه هجوگو

و انتصروا من بعد ما ظلموا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 9 - 2

2 - ممنوعيت رفتار دوستانه و مسالمت جويانه ، با كافران معاند ، صرفاً مقابله به مثل است ; نه [ جهاد ] ابتدايى .

لاينهيكم . .. إنّما ينهيكم اللّه

تأكيد خداوند در نهى از رابطه دوستى با كافران، بر اقدامات عملى آنان عليه مسلمانان، بيانگر مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 34 - 2

2 - مؤمنان در قيامت ، همسان برخوردى كه در دنيا از كافران ديده اند ، با آنان رفتار خواهند كرد .

إنّ الذين أجرموا كانوا من الذين ءامنوا يضحكون . .. فاليوم الذين ءامنوا من الكفّا

1631- مقام كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 16

16 ـ مهلت يافتن و عمر طولانى كافران ، گوياى عزّت و قرب آنان در نزد خدا نيست .

انّما نملى لهم ليزدادوا اثماً و لهم عذاب مهين

1632- مقايسه كافران با مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 15 - 25

25- مقايسه راه و فرجام مؤمنان با كافران ، زمينه ساز گرايش انسان ها به ايمان

مثل الجنّة الّتى وعد المتّقون فيها أنهـر . .. كمن هو خـلد فى النار و سقوا ماء حم

خداوند، مقايسه فرجام مؤمنان و كافران را در استخدام هدايت بشر قرار داده است.

1633- مقهوريت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 10 - 8

8- كافران ، با تمامى امكانات خويش ، در نهايت مغلوب قدرت قاهر خداوند

دمّر اللّه عليهم

واژه «دمّر» در صورت تعدّى با «على»، بيانگر شدت ويرانى و تخريب و نمايانگر نهايت قدرت و غلبه خداوند است.

1634- مكارى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 70 - 4

4 - مكر و توطئه گسترده و مستمر كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لاتكن فى ضيق ممّا يمكرون

به كارگيرى فعل مضارع (يمكرون)، بيانگر استمرار مكر و حيله كافران عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد.

1635- مكر با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 17 - 5

5 - مهلت دادن به كافران ، نمونه اى از مكر خداوند با آنان است .

و أكيد كيدًا . فمهّل الكـفرين

1636- مكر خدا با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 16 - 1

1 - خداوند ، در برابر نيرنگ ها و توطئه هاى كافران ، ترفند ها و نقشه هايى پيچيده به كار مى گيرد .

و أكيد كيدًا

«كيد»; يعنى، احتيال (چاره جستن) كه دو نوع مذموم و ممدوح دارد; هر چند كه استعمال آن در مورد مذموم بيشتر است (مفردات راغب). «كيداً» مفعول مطلق است و بر پيچيدگى نقشه هاى خداوند دلالت دارد.

1637- مكر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 54 - 10

10 ـ مكر خداوند با كافران ، مجازات نمودن آنان به سبب مكرشان است .

و مكروا و مكر اللّه

امام رضا(ع) درباره آيه فوق فرمود: انّ اللّه تبارك و تعالى . .. لا يمكر ... و لكنّه عزّ و جل يجازيهم ... جزاء المكر.


عيون اخبارالرضا (ع)، ج 1، ص 126، ح 19، ب 11 ; معانى الاخبار، ص 13، ح 3.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 55 - 1،15

1 ـ توفّى ( نجات ) ، عروج ، تطهير حضرت عيسى ( ع ) و غلبه پيروان آن حضرت بر دشمنان ، مكر خداوند در برابر مكر كافران

و مكروا و مكر اللّه . .. اذ قال اللّه يا عيسى انّى متوفّيك ... فوق الذين كفروا

بنابراينكه «اذ»، متعلّق به «مكر اللّه» باشد، يعنى مكر خداوند هنگام بوده كه عيسى را بسوى خويش عروج داد و . .. .

15 ـ دلجويى خداوند از حضرت عيسى ( ع ) ، در برابر نگرانى آن حضرت از مكر كافران

فلمّا احسّ عيسى . .. قال ... انى متوفّيك و رافعك ... و جاعل الّذين اتبعوك فوق ال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 30 - 6

6 ـ خداوند ، برترين برنامه ريز در مقابله با مكر كافران

و اللّه خير المكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 31 - 3،5

3 ـ اظهار آگاهى كافران از محتواى قرآن و غير مهم جلوه دادن آن ، از حيله هاى آنان عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يمكرون . .. قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا مثل هذا إن هذا إلا أسطير

جمله «ان هذا . .. » دلالت مى كند بر اينكه مقصود از «مثل هذا» همانندى در محتواى قرآن بوده است.

5 ـ معرفى قرآن به عنوان افسانه هاى كهن و دروغين از ترفند هاى كافران براى مقابله با قرآن

قالوا . .. إن هذا إلا أسطير الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 61 - 6

6 ـ احتمال نيرنگ زدن كافران در سايه پيشنهاد صلح بدون شواهد و قرائن نبايد مانع پذيرش صلح شود .

و إن جنحوا للسلم فاجنح لها و توكل على اللّه

حرف لام در «للسلم» گوياى اين است كه بايد احراز شود كه كافران در پيشنهاد صلح در صدد حيله گرى نيستند. و هدف از لزوم توكل بر خدا پس از فرمان به پذيرش صلح اين است كه مسلمانان را از ترتيب اثر دادن به احتمال حيله گرى باز دارد. مجموع اين دو فرمان، يعنى از يك سو بايد احراز شود كه كافران در صدد فريبكارى نيستند و از سوى ديگر نبايد به احتمال نيرنگ زدن آنان ترتيب اثر داد، بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 62 - 1،2،7

1 ـ احتمال تصميم كافران بر خدعه و نيرنگ در سايه صلح طلبى ، نبايد مانعى جهت پذيرش صلح با آنان شود .

و إن يريدوا أن يخدوعوك فإن حسبك اللّه

برداشت فوق بر اين اساس كه «إن يريدوا . .. » توضيحى باشد براى «فاجنح لها». يعنى اى پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه تو اين است كه صلح پيشنهادى را بپذيرى و اگر كافران قصد نيرنگ داشتند، خداوند تو را از شر آنان حفظ مى كند. بنابراين مبادا بر اثر اين احتمال كه شايد آنان در صدد اغفال مسلمين هستند پيشنهاد صلح را نپذيرى. گفتنى است با توجه به آيه 58 معلوم مى شود اگر قرائن و شواهدى براى اين احتمال (خدعه و نيرنگ) وجود دارد، بايد از پذيرش صلح امتناع كرد.

2 ـ خداوند ، پشتيبانى كافى براى يارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از نيرنگ كافران

فإن حسبك اللّه

7 ـ خداوند با بيان پيشينه امدادهايش از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وى را به حمايت خويش در برابر كافران نيرنگباز مطمئن ساخت .

فإن حسبك اللّه هو الذى أيدك بنصره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 70 - 1

1 - حزن و اندوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر حال كافران ، على رغم مكر و توطئه آنان عليه آن حضرت

و لاتحزن عليهم و لاتكن فى ضيق ممّا يمكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 46 - 1

1 - كافران لجوج ، بى بهره از تزوير هاى خويش و بى نصيب از يارى هر پشتيبان ، هنگام سر رسيدن وقت مجازاتشان

يوم لايغنى عنهم كيدهم شيئًا و لا هم ينصرون

1638- مكر كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 31 - 1

1 ـ تمسك كافران مكه به حيله براى مقابله با آنان

و يمكرون . .. و إذا تتلى عليهم ءايتنا قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا

جمله «إذا تتلى . .. » مى تواند بيان مصداقى از «يمكرون» در آيه قبل باشد.

1639- مكرهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 16 - 1،4

1 - خداوند ، در برابر نيرنگ ها و توطئه هاى كافران ، ترفند ها و نقشه هايى پيچيده به كار مى گيرد .

و أكيد كيدًا

«كيد»; يعنى، احتيال (چاره جستن) كه دو نوع مذموم و ممدوح دارد; هر چند كه استعمال آن در مورد مذموم بيشتر است (مفردات راغب). «كيداً» مفعول مطلق است و بر پيچيدگى نقشه هاى خداوند دلالت دارد.

4 - خداوند خود ، مدافع قرآن در برابر تبليغات مكّارانه كافران است .

إنّه لقول فصل . .. يكيدون كيدًا . و أكيد كيدًا

1640- ملاك قضاوت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 11 - 8

8- داورى كافران درباره دين ، براساس ملاك هاى سطحى و نه متكى بر انديشه و دانش

و قال الذين كفروا . .. لو كان خيرًا ما سبقونا إليه

كافران، گرايش و عدم گرايش طبقات خاصى را به ايمان، ملاك اصلى داورى خود قرار دادند; بى آن كه در متن قرآن و پيام دين خردمندانه بينديشند.

1641- ملاك قطع رابطه با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 8 - 2

2 - ملاك ممنوعيت رابطه نيك با كافران ، ستيز و جنگ آنان با دين و دينداران است ; نه صرف كافر بودن ايشان .

لاينهيكم اللّه عن الذين لم يقـتلوكم فى الدين و لم يخرجوكم من ديـركم

1642- ملاك كيفر اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 14

14 - كيفر هاى كافران در آخرت ، بر پايه كردار آنان در دنيا است .

ما قدّمت يداه و يقول الكافر يـليتنى كنت تربًا

1643- ملاك كيفر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 27 - 4

4 - بدترين عملكرد كافران ، مبناى مؤاخذه و مجازات الهى نسبت به آنان است .

و لنجزينّهم أسوأ الذى كانوا يعملون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «أسوء» منصوب به نزع خافض و به تقدير «لنجزينّهم على أسوء الذى كانوا يعملون» باشد; يعنى، ما بى ترديد در مقابل بدترين عملشان كيفر خواهيم داد.

1644- ملاكهاى غلط كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 4

4- مشركان و كافران عصر بعثت داراى ملاك هاى غلط براى شناخت رسولان الهى

قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً

1645- ملائكه و مرگ كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 50 - 6

6 ـ فرشتگان مرگ انسان هاى مؤمن و كافر را از يكديگر تمييز مى دهند و به كفر و ايمانشان آگاهند . *

و لو ترى إذ يتوفى الذين كفروا الملئكة يضربون وجوههم و أدبرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 50 - 2

1646- ممانعت از اذيتهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 48 - 15

15 - وعده خداوند ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى جلوگيرى از آزار و اذيت كافران و منافقان به آن حضرت

و دَعْ أذيهم و توكّل على اللّه و كفى باللّه وكيلاً

1647- ممانعت از سلطه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 4

4 ـ جلوگيرى از تسلط مشركان و كافران حق ستيز بر مسلمانان ، فلسفه فرمان الهى مبنى بر كشتن ، اسارت ، محاصره و كمين زدن به آنان

فإذا انسلخ . .. فاقتلوا المشركين ... كيف و إن يظهروا عليكم لايرقبوا فيكم إلّاً

1648- ممانعت از مكر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 16 - 2

2 - بايد كافران را از طمع در ايمان مردم مأيوس كرد و زمينه هاى موفقيت كافران در فريب مؤمنان را از بين برد .

فلايصدّنك عنها من لايؤمن بها

چنان كه مفسران گفته اند: نهى «لايصدّنك» گرچه ظاهراً متوجه كافران است، ولى در حقيقت نهى از ايجاد سبب است; يعنى تو اى موسى ـ و ديگر مؤمنان ـ نبايد به گونه اى عمل كنيد كه كافران بتوانند شما را از ايمان بازدارند.

1649- ممنوعيت اطاعت از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 24 - 7

7 - ممنوعيت اطاعت از گناه پيشگان و ناسپاسان كافر

و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا

1650- ممنوعيت دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 5،9

5 - ممنوعيت پيوند دوستانه اهل ايمان ، با كافران و منكران دين و پيامبر

تلقون إليهم بالمودّة و قد كفروا بما جاءكم من الحقّ

9 - ممنوعيت دوستى و ارتباط با كافران ، منوط به وجود درگيرى و عداوت ميان ايشان و مسلمانان *

لاتتّخذوا عدوّى و عدوّكم أولياء . .. يخرجون الرسول و إيّاكم

برداشت بالا، بدان احتمال است كه تعبير «قد كفروا . .. يخرجون الرسول...» ـ كه فلسفه نهى در «لاتتّخذوا عدوّى» را بيان مى كند ـ در عين حال قلمرو نهى را نيز مشخص سازد.

1651- ممنوعيت سازش با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 9 - 3،4

3 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر سازش نكردن با كافران تكذيب گر و نپذيرفتن هرگونه پيشنهاد سازش

فلاتطع المكذّبين . ودّوا لوتدهن فيدهنون

4 - سازش و نرمش نشان دادن با كافران ، بر سر مسائل عقيدتى و مواضع اصولى ، ممنوع است .

فلاتطع المكذّبين . ودّوا لوتدهن فيدهنون

1652- ممنوعيت گرايش به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 74 - 9

9- كمترين تمايل و كوچك ترين اتكا به كافران ، ممنوع است .

و لولا أن ثبّتنك لقد كدتّ تركن إليهم شيئًا قليلاً

از اينكه خداوند مى فرمايد: «اگر ما ثبات قدم به تو نداده بوديم، نزديك بود كه تو اندكى به آنان تمايل و اتكا بكنى» استفاده مى شود كه تمايل به كافران ممنوع است.

1653- منازعه اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 31 - 3

3 - نزاع و مجادله دو گروه حق و باطل و مؤمن و كافر ، به پيشگاه پروردگار در قيامت

ثمّ إنّكم يوم القيـمة عند ربّكم تختصمون

1654- منازعه با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 31 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مشركان و كافران به پيشگاه خداوند در قيامت ، به جدال و نزاع و دفاع از مواضع خويش خواهند پرداخت .

ثمّ إنّكم يوم القيـمة عند ربّكم تختصمون

«اختصام» (مصدر «يختصمون») به معناى جدال و نزاع دو فرد يا دو گروه است كه هر يك مى كوشد، سخن ديگرى را ابطال كند. گفتنى است در اين كه مقصود از دو گروه متخاصم كيانند، ميان مفسران چند ديدگاه وجود دارد كه بهترين آنها دو نظريه است: 1ـ پيامبر(صلی الله علیه و آله) با كافران و مشركان; 2ـ دو گروه حق و باطل از هر ملت و امتى.

1655- منازعه كافران پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 1

1 ـ سران كفر و شرك و پيروانشان پس از ورود به جهنم به مجادله و كشمكش خواهند پرداخت.

قالت أخريهم لأوليهم . .. و قالت أليهم لأخريهم فما كان

1656- منافقان و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 139 - 7

7 ـ دستيابى به عزت و شكوه ، هدف منافقان در پذيرش ولايت كافران و طرح دوستى با آنان

الذين يتّخذون الكفرين أولياء . .. أيبتغون عندهم العزّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 1،8

1 ـ منافقان به هنگام پيروزى مسلمانان ، خود را ياور آنان و به گاه غلبه كافران ، خود را طرفدار و عامل پيروزى ايشان جلوه مى دهند .

الذين يتربّصون بكم . .. قالوا ألم نستحوذ عليكم

«الذين يتربّصون»، بدل براى «الذين يتخذون» است و توضيح دهنده ويژگيهاى منافقان.

8 ـ منافقان ، خائنِ به جبهه اسلام و مؤمنان و خوش خدمت به كافرانند .

قالوا ألم نستحوذ عليكم و نمنعكم من المؤمنين

«استحوذ» به معناى غلبه و استيلا است و مراد از جمله «و ان كان للكافرين . .. الم نستحوذ» ـ با توجه به سياق آيه ـ اين است كه منافقان پس از پيروزى كافران به آنان مى گويند: در هنگامه جنگ ما بر شما استيلا داشتيم ولى شما را نكشتيم، بر اين اساس جمله «نمنعكم من المؤمنين» به اين معنا خواهد بود كه بين شما و اهل ايمان حائل شديم و نگذاشتيم آنان نيز به شما دسترسى پيدا كنند، تا پيروزى براى شما حاصل شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 16 - 10

10 - اظهار ايمان و خداترسى منافقان ، ابزارى در دست آنان براى توجيه پيمان شكنى خود با كافران

كمثل الشيطـن . .. قال إنّى برىء منك إنّى أخاف اللّه ربّ العـلمين

از تشبيه منافقان به شيطان ـ با توجه به ادعاى خداترسى وى ـ مطلب بالا استفاده مى شود.

1657- منشأ آمرزش كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 14 - 5

5 -اراده و مشيت خداوند ، در غفران يا كيفر كافران بى هيچ گونه معارضى ، تحقق مى پذيرد .

و للّه ملك السمـوت و الأرض يغفر لمن يشاء و يعذّب من يشاء

از ارتباط «للّه ملك. ..» با «يغفر لمن...» استفاده مى شود كه مشيّت الهى معارض ندارد.

1658- منشأ استهزاهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 58 - 11

11 ـ ترك انديشه در احكام و شعاير دين اسلام ، ريشه استهزاى كافران نسبت به آن

اتخذوها هزواً و لعباً ذلك بانهم قوم لايعقلون

در برداشت فوق «لايعقلون»، فعلى متعدى گرفته شده و مفعول آن محذوف فرض شده است. يعنى لايعقلون الدين و الصلوة و ... .

1659- منشأ استهزاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 22 - 6

6- رسوخ باطل در روح كافران ، مايه به تمسخر گرفتن جدى ترين هشدارها

قالوا . .. فأتنا بما تعدنا إن كنت من الصـدقين

تعبير «لتأفكنا عن آلهتنا»، نشانگر رسوخ بت پرستى و شرك در روح قوم عاد و درخواست عذاب، در حقيقت سخنى از روى استهزا و ناباورى است.

1660- منشأ اعراض كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 50 - 4

4 - روى گردانى كافران از كلام بيداربخش و پندآموز قرآن ، ناشى از نابخردى و كوته فكرى آنان بود .

فما لهم عن التذكرة معرضين . كأنّهم حمر مستنفرة

1661- منشأ امكانات مادى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 34 - 1،2

1 - خداوند ، توانا بر مرفه ساختن كافران تا جايى كه خانه هاى خود را مجلل و داراى درب ها و ورودى هاى متعدد بسازند .

لجعلنا لمن يكفر بالرحمـن . .. و لبيوتهم أبوبًا

2 - شكوه بخشيدن به زندگى كافران تا جايى كه آنان در خانه هاى مجلل خويش بر تخت هاتكيه زنند در حيطه قدرت و توانايى خداوند

لجعلنا لمن يكفر بالرحمـن . .. و لبيوتهم أبوبًا و سررًا عليها يتّكئون

1662- منشأ بهانه جويى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 6 - 2

2 - آگاه نبودن از زمان برپايى قيامت ، بهانه كافران براى انكار آن

يسئل أيّان يوم القيـمة

1663- منشأ بى نيازى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 33 - 2

2 - خداوند ، به منظور جلوگيرى از گرايش عمومى انسان ها به كفر ، زندگى تمامى كافران را سرشار از امكانات رفاهى و تجملى نساخت ; بلكه فقر و غنا را نيز در ميان ايشان تقسيم كرد .

و لولا أن يكون الناس أمّة وحدة لجعلنا . .. سقفًا من فضّة

1664- منشأ تأخير عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 73 - 2

2 - تأخير عذاب كافران و اعطاى مهلت به آنان ، ناشى از فضل و رحمت الهى

و يقولون متى هـذا الوعد . .. و إنّ ربّك لذو فضل على الناس

اين آيه در ادامه آيات قبل و بيانگر حكمت تأخير انداخته شدن عذاب كافران و اعطاى مهلت به آنان است.

1665- منشأ ترس كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 16

16 - ايجاد وحشت در قلب كافران ، از ابزار الهى در حمايت از جهادگران مسلمان

هو الذى أخرج . .. و قذف فى قلوبهم الرعب

از اين كه خداوند، پس از بيان شكست يهود ـ به رغم برخوردارى آنان از تجهيزات و استحكامات ـ موضوع ايجاد وحشت را مطرح كرده است; مطلب ياد شده استفاده مى شود.

1666- منشأ تكذيبگرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 6 - 2

2 - آگاه نبودن از زمان برپايى قيامت ، بهانه كافران براى انكار آن

يسئل أيّان يوم القيـمة

1667- منشأ تهمتهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 7 - 6

6- سحر خواندن قرآن ، نتيجه تضاد و بحران درونى كافران ، در انكار حق و مشاهده نفوذ آيات وحى *

قال الذين كفروا للحقّ لمّا جاءهم هـذا سحر مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 42 - 1

1 - اتهام هاى كافران ، عليه دين و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ناشى از مكر و حليه آنان

أم تريدون كيدًا

1668- منشأ تهمتهاى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 50 - 3

3 - اتهام بى دليل سحر به قرآن و تورات از سوى كافران صدراسلام ، برخاسته از هواپرستى آنان بود .

قالوا سحران تظـهرا . .. فاعلم أنّما يتّبعون أهواءهم

1669- منشأ دشمنى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 53 - 2

2 - روحيه طغيان و سركشى ، ريشه اصلى مواضع همگون كافران عليه پيامبران

أتواصوا به بل هم قوم طاغون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 33 - 3

3 - لجاجت و پافشارى بر كفر ، ريشه مبارزه كافران عليه قرآن

أم يقولون تقوّله بل لايؤمنون

1670- منشأ دشمنى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 82 - 11

11 - مخالفت كافران و مشركان صدر اسلام با پيامبراسلام ، برخاسته از فريفتگى آنان به اقتدار نسبى خويش بود .

كانوا أكثر منهم و أشدّ قوّة و ءاثارًا فى الأرض

نكوهش مخالفان پيامبراسلام، بر عبرت نگرفتن آنان از زوال قدرت ها و تمدن هاى گذشته، مى رساند كه سرپيچى آنان از

پذيرش اسلام، برخاسته از دلخوشى آنان به امكانات و اقتدار نسبى خود بوده است.

1671- منشأ رنجهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 47 - 6

6 - مصيبت ها و رنج هاى كافران ، پى آمد عملكرد خود آنان

و لولا أن تصيبهم مصيبة بما قدّمت أيديهم

1672- منشأ شبهات كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 5 - 1

1ـ شبهات كافران درباره معاد ، ناشى از روحيه حق ستيزى آنان است ; نه نامعقول بودن آن .

بل كذّبوا بالحقّ لمّا جاءهم

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه مراد از «الحقّ»، حقانيت قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد; يعنى، اينان در همان آغاز نشانه هاى حق را ديدند و به تكذيب آن پرداختند. اين حق ستيزى، بسيارى از حقايق معقول را براى آنان، ناممكن جلوه داده است.

1673- منشأ شك كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 82 - 4

4 - سطحى نگرى و غفلت از قدرت بى انت هاى خداوند ، منشأ ترديد و استبعاد كافران نسبت به مسأله رستاخيز

و هو الذى ذرأكم فى الأرض و إليه تحشرون. و هو الذى يحى و يميت... أفلاتعقلون ...قا

1674- منشأ شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 7

7 - خداوند ، كافران حاكم پيش از اسلام را ، شكست داد و پيامبران و مؤمنان نيكوكار را ، پيروز كرده و جايگزين آنان در سطح زمين قرار داد .

وعد اللّه الذين ءامنوا . .. كما استخلف الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 74 - 8

8 - علم خداوند به توطئه هاى كافران ، مايه ناكامى آنان در دستيابى به اهدافشان

و لاتكن فى ضيق ممّا يمكرون . .. و إنّ ربّك ليعلم ما تكنّ صدورهم و ما يعلنون

طرح علم خدا به اسرار نهانى و كارهاى آشكار توطئه گران عليه دين و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، اشاره به اين نكته دارد كه آنان در هر حال در منظر خدا هستند و نمى توانند چيزى را از او مخفى كرده و به اهداف شان برسند. اين بيان، مى تواند تعليلى باشد بر آنچه كه قبلاً در ضمن «و لاتكن فى ضيق ممّا يمكرون» آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 6 - 10

10 - پيروزى رسولان الهى بر كافران ، به اراده و مشيت خداوند است .

و لـكنّ اللّه يسلّط رسله على من يشاء

1675- منشأ شكست كافران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 15

15 - غلبه يافتن پيروان حضرت عيسى ( ع ) بر كافران بنى اسرائيل ، در نتيجه تأييدات و امداد هاى الهى

فأيّدنا الذين ءامنوا . .. فأصبحوا ظـهرين

1676- منشأ شكست كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 6

6 - خداوند ، كافران و مشركان ستيزه جوى صدر اسلام را از دست يافتن به هدف خود ( رياست و سرورى بر مردم ) مأيوس ساخت .

إنّ الذين يجـدلون فى ءايـت اللّه . .. إن فى صدورهم إلاّ كبر ما هم ببـلغيه

اين فرموده خداوند كه: «در دل كافران كبر و خودبرتر بينى وجود دارد; ولى به آن نمى رسند»; كنايه از اين است كه آنان نمى توانند با رياست و سرورى بر مردم، ـ كه آرزوى آنها است ـ كبر و خودبرتر بينى خود را تحقق بخشند.

1677- منشأ ظلم به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 33 - 10

10- ظلمى كه به كافران از ناحيه ايستادگى در برابر كتاب هاى آسمانى شده است ، از ناحيه خداوند نبوده و از سوى خود

آنان بوده است .

و ما ظلمهم الله و لـكن كانوا أنفسهم يظلمون

1678- منشأ عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 2

2 ـ يادآور شدن قدرت اختصاصى خداوند بر فرستادن انواع عذاب بر مشركان و كافران، از وظايف تبليغى پيامبر(صلی الله علیه و آله)

قل هو القادر على أن يبعث عليكم عذابا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 77 - 4

4 - عذاب كافران در دوزخ ، به اراده خدا و تحت فرمان او است .

حتّى إذا فتحنا عليهم بابًا ذا عذاب شديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 57 - 2

2 - تقدير عذاب براى كافران و نيز نجات مؤمنان ، متكى به اراده الهى است .

فأنجينـه و أهله إلاّ امرأته قدّرنـها من الغـبرين

برداشت ياد شده با توجه به انتساب فعل «أنجينا» و «قدّرنا» به خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 3 - 1

1 - نزول عذاب بر كافران و بازداشتن آن به تقدير و فرمان خداوند است .

بعذاب واقع . للكـفرين ... من اللّه

1679- منشأ عذاب كافران پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 6 - 1

1 - انكار معجزات و دلايل روشن پيامبران و روى گردانى از تعاليم آنان ، عامل گرفتارى كافران پيشين به سرنوشت شوم و عذاب دردناكِ الهى

الذين كفروا . .. لهم عذاب أليم . ذلك بأنّه كانت تأتيهم رسلهم بالبيّنـت ... فكفرو

«بيّنه» (مفرد «بيّنات») به معناى دليل و حجت است; ولى در قرآن بر معجزه پيامبران الهى نيز اطلاق شده است.

1680- منشأ فرجام شوم كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 60 - 4

4 - آخرت پر شرر كافران ، دستاورد خود ايشان است .

فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا . .. فويل للذين كفروا من يومهم

از انتساب «يوم» به ضميرى كه به كافران بازمى گردد، مطلب بالا استفاده مى شود.

1681- منشأ فرجام شوم كافران پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 21 - 7

7- كافرانِ پيرو ، در قيامت با اعتراف به پيروى كوركورانه از رهبران خويش ، آنان را مسؤول بدفرجامى خود معرفى خواهند كرد .

فقال الضعفـؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب الل

1682- منشأ فرجام شوم كافران پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 6 - 1

1 - انكار معجزات و دلايل روشن پيامبران و روى گردانى از تعاليم آنان ، عامل گرفتارى كافران پيشين به سرنوشت شوم و عذاب دردناكِ الهى

الذين كفروا . .. لهم عذاب أليم . ذلك بأنّه كانت تأتيهم رسلهم بالبيّنـت ... فكفرو

«بيّنه» (مفرد «بيّنات») به معناى دليل و حجت است; ولى در قرآن بر معجزه پيامبران الهى نيز اطلاق شده است.

1683- منشأ فقر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 33 - 2

2 - خداوند ، به منظور جلوگيرى از گرايش عمومى انسان ها به كفر ، زندگى تمامى كافران را سرشار از امكانات رفاهى و تجملى نساخت ; بلكه فقر و غنا را نيز در ميان ايشان تقسيم كرد .

و لولا أن يكون الناس أمّة وحدة لجعلنا . .. سقفًا من فضّة

1684- منشأ قبول خواسته هاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 188 - 5

5 - اجابت درخواست هاى كافران از سوى پيامبران ، منوط به اذن الهى

فأسقط علينا كسفًا . .. قال ربّى أعلم بما تعملون

برداشت ياد شده از آن جا است كه شعيب(ع)، پاسخ گويى به درخواست مردم «ايكه» را، به خدا و علم او محول كرد.

1685- منشأ كيفر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 18

18 - خداوند ، پاداش عمل مؤمنان را بر اساس تفضل خويش و كيفر كافران را بر پايه عدل مى دهد .

رجال . .. ليجزيهم اللّه أحسن ما عملوا و يزيدهم من فضله ... و الذين كفروا ... فوف

برداشت ياد شده، از مقايسه ميان دو گونه برخورد خداوند با مؤمنان و كافران به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 188 - 3

3 - كيفر كافران و نوع ، زمان و مقدار آن در اختيار خداوند است ; نه به اقتراح كافران .

فأسقط علينا كسفًا . .. قال ربّى أعلم بما تعملون

تعبير «ربّى أعلم. ..» در پاسخ درخواست كافران، در بر دارنده اين معنااست كه چون خداوند از هر كس به اعمال بندگان داناتر است; پس تنها او است كه نوع، زمان و مقدار كيفر آنان را تعيين مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 9 - 7

7 - عزت و حكمت الهى ، مقتضى كيفر كافران و پاداش مؤمنان است .

فبشّره بعذاب أليم . .. لهم جنـّـت النعيم ... و هو العزيز الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 14 - 5

5 -اراده و مشيت خداوند ، در غفران يا كيفر كافران بى هيچ گونه معارضى ، تحقق مى پذيرد .

و للّه ملك السمـوت و الأرض يغفر لمن يشاء و يعذّب من يشاء

از ارتباط «للّه ملك. ..» با «يغفر لمن...» استفاده مى شود كه مشيّت الهى معارض ندارد.

1686- منشأ گمراهى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 40 - 9

9 - فرو رفتن كفرپيشگان در ظلالت و سردرگمى گريز ناپذير ، برخاسته از محروميت آنان از نور هدايت الهى است .

و الذين كفروا أعمـلهم . .. كظلمـت فى بحر لجّىّ ... من فوقه سحاب ظلمـت بعضها فوق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 61 - 7

7 - منكران آيات خدا و كافران به خدا ، تحت تأثير عوامل بيرونى و منفعلانه ، از خدا و آيات او ، روى گرداندند و نه با منطق و برهان

و لئن سألتهم من خلق . .. و سخّر ... ليقولنّ اللّه فأنّى يؤفكون

مجهول آورده شدن فعل «يؤفكون» دلالت بر اين مى كند كه مشركان و منكران آيات خدا و مؤمنان به باطل، تحت تأثير القائات بيرونى، چنين روى كردى را پيدا كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 16

16 - ازدياد شك و ترديد نسبت به حقانيت قرآن ، بر اثر يادآورى بعضى از حقايق الهى ، جلوه اى از گمراه شدن كافران و بيماردلان از سوى خداوند

كذلك يضلّ اللّه من يشاء و يهدى من يشاء

1687- منشأ مبارزه كافران مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 88 - 4

4 ـ كبرورزى و خودبرتربينى اشراف كفرپيشه مدين ، ريشه مبارزه آنان با شعيب و رسالت هاى او

قال الملأ الذين استكبروا من قومه لنخرجنك

1688- منشأ مجادله كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 21 - 3

3 - اساسِ جدالِ كافران درباره خدا ، برخاسته از تقليد و تعصّب خويشاوندى آنان بود .

يجـدل فى اللّه . .. قالوا بل نتّبع ما وجدنا عليه ءاباءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 5

5 - كبر و خودبرتربينى ، عامل جدال و ستيزه جويى كافران و مشركان با آيات الهى و پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

إنّ الذين يجـدلون فى ءايـت اللّه . .. إن فى صدورهم إلاّ كبر

1689- منشأ مخالفت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 13

13 - مخالفت برخى از كافران با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناشى از بيماردلى و غرضورزى آنان بود .

و ليقول الذين فى قلوبهم مرض . .. ماذا أراد اللّه بهـذا مثلاً

1690- منشأ مصايب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 47 - 6

6 - مصيبت ها و رنج هاى كافران ، پى آمد عملكرد خود آنان

و لولا أن تصيبهم مصيبة بما قدّمت أيديهم

1691- منشأ مهلت به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 9 - 6

6 - مهلت يافتن كافران در دنيا ، ناشى از رحمت خدا است و نه معلول عجز او از مكافات .

فسيأتيهم أنبـؤا ما كانوا به يستهزءون . .. و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم

تأكيد بر شكست ناپذيرى و رحمت خدا، پس از تهديد كافران به عذاب اخروى (فسيأتيهم أنباؤا ما كانوا به يستهزءون) مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه تأخير عذاب كافران در دنيا، به خاطر ناتوانى خدا نيست; بلكه رحمت و مهر او سبب شده است تا آنان را مهلت دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 140 - 5

5 - مهلت دادن خدا به كافران و حق ستيزان ، معلول رحمت و لطف او است ; نه از روى ضعف و ناتوانى .

و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم

يادكرد سرگذشت قوم عاد از يكسو تسلى بخش خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) و از سوى ديگر هشدارى است به مشركان مكه كه اگر بر آنان عذاب نازل نشده، از باب ناتوانى حق تعالى نيست; بلكه از باب رحمتى است كه او بر مردمان دارد و چون زمينه آن به پايان رسد، عزت و قهر الهى گريزناپذير خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 191 - 4

4 - مهلت خداوند به كافران حق ستيز صدراسلام و تأخير در مجازات آنان ، معلول رحمت او است ; نه برخاسته از ضعف و ناتوانى .

و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم

يادكرد سرگذشت شعيب(ع) و مردم ايكه، از يكسو تسلى بخش خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد و از سوى ديگر هشدارى به شرك پيشگان حق ستيز مكه است كه اگر بر آنان عذاب نازل نشده، نه از باب ناتوانى خداوند است; بلكه از باب رحمتى است كه او بر مردمان دارد و چون زمينه آن به پايان برسد، قهر الهى گريزناپذير خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 73 - 2

2 - تأخير عذاب كافران و اعطاى مهلت به آنان ، ناشى از فضل و رحمت الهى

و يقولون متى هـذا الوعد . .. و إنّ ربّك لذو فضل على الناس

اين آيه در ادامه آيات قبل و بيانگر حكمت تأخير انداخته شدن عذاب كافران و اعطاى مهلت به آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 3 - 7

7 - مهلت يافتن كافران در دنيا ، معلول حكمت و مصلحت سنجى خداوند است ; نه عجز و ناتوانى او .

و هو العزيز الحكيم . .. و لولا أن كتب اللّه عليهم الجلاء لعذّبهم فى الدنيا

1692- منشأ مهلت به كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 68 - 5

5 - مهلت خداوند به كافران حق ستيز صدراسلام ، به خاطر رحمت و لطف او بود ; نه برخاسته از ضعف و ناتوانى .

و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم

يادكرد سرگذشت موسى و فرعون تسلّى بخش خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) و نيز هشدارى است به كافران مكه كه نازل نشدن عذاب بر آنان، نه از باب ناتوانى حق تعالى است; بلكه از باب رحمتى است كه بر مردمان دارد و چون زمينه آن به پايان برسد، عزّت و قهر الهى گريزناپذير خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 104 - 5

5 - مهلت خداوند به كافران حق ستيز صدراسلام ، ناشى از رحمت و لطف او بود ; نه برخاسته از ضعف و ناتوانى وى .

و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم

يادكرد سرگذشت حضرت ابراهيم(ع) و فرجام اخروى مشركان، هشدارى است به شرك پيشگان صدراسلام كه اگر بر آنان عذاب نازل نمى شود، نه از ناتوانى حق تعالى است; بلكه از باب رحمت او بر مردمان است و چون زمينه آن به پايان برسد، عزّت و قهر الهى گريز ناپذير خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 122 - 5

5 - مهلت خداوند به كافران حق ستيز صدراسلام ، معلول رحمت و لطف وى بود ; نه برخاسته از ضعف و ناتوانى او .

و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم

يادكرد سرگذشت قوم نوح، از يكسو تسلى خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) و از سوى ديگر هشدارى بود به مشركان كه اگر بر آنان عذاب نازل نشده; نه از باب ناتوانى حق تعالى است; بلكه از باب رحمتى است كه بر مردمان دارد و چون زمينه آن به پايان رسد، عزت و قهر الهى گريزناپذير خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 175 - 4

4 - مهلت خدا به كافران و حق ستيزان صدراسلام و تأخير در مجازات آنان ، معلول رحمت او بود ; نه برخاسته از ناتوانى .

و ما كان أكثرهم مؤمنين . و إنّ ربّك لهو العزيز الرحيم

ياد آورى سرگذشت قوم لوط، از يك سو تسلّى بخش خاطر پيامبر(صلی الله علیه و آله) است و از سوى ديگر هشدارى به شرك پيشگان صدر اسلام است كه اگر بر آنان عذاب نشده، نه از باب ناتوانى خداوند است; بلكه از باب رحمتى است كه او بر مردمان دارد و چون زمينه آن به پايان برسد، قهر الهى گريزناپذير خواهد بود.

1693- منشأ يأس كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 37 - 5

5 - خداوند ، مشركان و كافران صدر اسلام را از گمراه كردن مؤمنان هدايت يافته ، مأيوس ساخت .

و من يهد اللّه فما له من مضلّ

يادآورى گمراه نشدن هدايت يافتگان (مؤمنان)، مى تواند به منظور مأيوس ساختن كافران و مشركان در تبليغات و تلاش هايشان عليه اسلام و مسلمين باشد.

1694- موانع اسلام پذيرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 6 - 2

2 - كافرانى كه در ادعا ، آماده سازش بودند ، زمينه پذيرش دين پيامبر (صلی الله علیه و آله) را نداشتند .

و لى دين

1695- موانع اسلام كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 2 - 3

3 - خوى سركشى و حق ناپذيرى كافران در آغاز بعثت ، مانع پذيرش اسلام از سوى آنان گرديد .

و القرءان ذى الذكر . بل الذين كفروا فى عزّة و شقاق

«بل» در «بل الذين. ..» براى اضراب انتقالى است; بدين معنا كه خداوند پس از آن كه خاصيت بيدارگرى و ذكر بودن قرآن را مطرح فرمود، به پاسخ اين سؤال پرداخت كه: چرا كافران چنين كتاب آگاهى بخش را نپذيرفتند؟ در جواب مى فرمايد: نپذيرفتن آنان به دليل وجود روح سركشى و حق ناپذيرى در آنها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 4 - 3

3 - انسان بودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و برخاستن ايشان از ميان توده هاى مردم ، مانع ايمان آوردن كافران صدراسلام بود .

و عجبوا أن جاءهم منذر منهم و قال الكـفرون هـذا سـحر كذّاب

1696- موانع اندوه بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 17

17 - توجه و ايمان به آگاهى همه جانبه خداوند بر احوال و رفتار كافران و گمراهان ، بازدارنده آدمى از حسرت و اندوه شديد نسبت به آنان

فلاتذهب نفسك عليهم حسرت إنّ اللّه عليم بما يصنعون

جمله «إنّ اللّه عليم. ..» تعليل براى جمله «فلاتذهب نفسك عليهم حسرات» است; يعنى، از آن جايى كه خداوند بر احوال كافران آگاه است، پس به حال آنان حسرت مخور. اين معنا گوياى دو مطلب است: 1ـ چون خدا بر احوال كافران آگاه است و آنان تحت نظر او قرار دارند، پس بايد آنهارا به خدا واگذاشت و بيش از اين بر آنان اندوه نخورد. 2ـ اين سخن نوعى دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

1697- موانع ايمان كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 24 - 11

11 - پيروى از سنت هاى جاهلى ، عامل اصلى ايمان نياوردن كافران و موضع گيرى در برابر پيامبران

إنّا وجدنا ءاباءنا على أمّة . .. قالوا إنّا بما أرسلتم به كـفرون

1698- موانع ايمان كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 14 - 4

4 - ثروت و جمعيت بسيار كافران در صدر اسلام ، عامل تكذيب دين و مانع آنان از پذيرش ايمان

أن كان ذا مال و بنين

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «أن كان ذا. ..» متعلق به فعل محذوفى (مانند «كذّب») باشد كه جمله شرطيه «إذا تتلى...» ـ در آيه بعد ـ بر آن دلالت دارد. تقدير آن چنين است: «لكونه ذا مال و بنين كذّب بآياتنا...».

1699- موانع تعجيل در عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 58 - 4

4- غفران و رحمت گسترده الهى ، مانع مؤاخذه و مجازات سريع كافران هدايت ناپذير است .

و ربّك الغفور ذوالرحمة لو يؤاخذهم بما كسبوا لعجّل لهم العذاب

مرجع ضمير «هم» در «يؤاخذهم» واژه «مَن ذُكِّرَ. ..» در آيه قبل است; يعنى، آنان كه از آيات الهى، اِعراض كرده و به مهلكه هدايت ناپذيرى درافتادند.

1700- موانع تعجيل در مبارزه با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 14 - 10

10 - باور مؤمنان به مجازات حتمى كافران از سوى خداوند ، مانع اقدام هاى شتابزده آنان در مقابله با كافران

يغفروا . .. ليجزى قومًا بما كانوا يكسبون

«لام» در «ليجزى» براى تعليل است و فلسفه امر به خويشتن دارى مؤمنان در برابر كافران را بيان مى كند.

1701- موانع توطئه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 14 - 6

6 - ابّهت و هيمنه مسلمانان ( پس از غزوه بنى نضير ) ، مانع از اقدام جبهه كفر و نفاق به نبردى روياروى با آنان

لأنتم أشدّ رهبة فى صدورهم . .. لايقـتلونكم جميعًا إلاّفى قرًى محصّنة

1702- موانع دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 3

3 ـ بنى اسرائيل در صورت ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن خود را به ولايت و دوستى كافران آلوده نمى ساختند .

و لو كانوا يؤمنون باللّه و النبى و ما أنزل إليه ما اتخذوهم أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 2 - 4

4 - توجه مسلمانان به عمق دشمنى ها و تعارض هاى جبهه كفر با اسلام ، مانع برقرارى روابط دوستانه با آنان

تسرّون إليهم بالمودّة . .. إن يثقفوكم يكونوا لكم أعداء

از بيان دشمنى كافران با مؤمنان ـ در پى خبر دادن از رابطه دوستى باكافران ـ استفاده مى شود كه توجه به اين امر بازدارنده مسلمانان از ارتباط با آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 13 - 2

2 - ايمان راستين ، ناسازگار با دوستى نسبت به كافران و خداستيزان

يـأيّها الذين ءامنوا لاتتولّوا

از آن جا كه خطاب متوجه مؤمنان است; استفاده مى شود كه وصف ايمان، در حكم (دوستى نكردن) نقش دارد.

1703- موانع دوستى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 73 - 13

13- هيچ گاه ميان كافران و مسلمانان ، با حفظ مواضع اصولى تسالم كامل و دوستى حقيقى برقرار نخواهد شد .

و إن كادوا ليفتنونك عن الذى أوحينا إليك . .. و إذًا لاَتّخذوك خليلاً

1704- موانع رابطه با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 19

19 - توجه به آگاهى خدا از آشكار و نهان ، بازدارنده مؤمنان از ارتباط سرّى با كافران

تسرّون . .. و أنا أعلم بما أخفيتم

1705- موانع سلطه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 5 - 10

10 - اقتدار الهى ، پشتوانه استجابت دعاى مؤمنان در مصون ماندن از سلطه كافران

ربّنا لاتجعلنا فتنة . .. إنّك أنت العزيز الحكيم

1706- موانع عبرت پذيرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 36 - 4

4 - لجاجت و عناد ، مانع درس آموزى كافران از آفرينش هستى

أم خلقوا السمـوت و الأرض بل لايوقنون

عبارت «بل لايوقنون» بيانگر اين نكته است كه موضع گيرى ناباورانه كافران درباره قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) برخاسته از يقين علمى آنان نيست; بلكه صرفاً از روى ستيزه جويى و لجبازى مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 44 - 2

2 - سطحى نگرى و توجيه گرى كافران ، نسبت به آيات هشداردهنده الهى ، مانع عبرت آموزى آنان است .

و إن يروا كسفًا من السّماء ساقطًا يقولوا سحاب مركوم

از اين كه كافران، با وجود مشاهده نشانه هاى عينى عذاب، آن را پديده اى طبيعى و بى خطر مى انگارند; استفاده مى شود كه حتى نماياندن نمودهاى اعجازى، مايه عبرت آنان نخواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 19 - 4

4 - اصرار كافران بر تكذيب تهديد هاى الهى ، مانع عبرت گيرى آنان از فرجام هلاكت بار پيشينيان

هل أتيك . .. بل الذين كفروا فى تكذيب

1707- موانع عذاب كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 30

30- وجود مؤمنانى در نسل و صلب كافران مكه ، مانع نزول عذاب الهى بر آنان *

لولا رجال مؤمنون . .. لم تعلموهم ... لو تزيّلوا لعذّبنا الذين كفروا منهم عذابًا

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از مردان و زنان مؤمن در آيه شريفه، فرزندانى باشند كه از كافران مكه تولد خواهند يافت و به ايمان خواهند گرويد. آنچه مؤيد اين احتمال است، تعبير «لم تعلموهم» و نيز «لو تزيّلوا» مى باشد; زيرا «لو»ى امتناعيه، تفكيك ناپذيرى نسل مؤمن از كافران عصر بعثت را مى رساند.

1708- موانع قبول عذر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 12 - 1

1 - كفر و گرايش به شرك ، سبب پذيرفته نشدن عذرخواهى و درخواست كافران و مشركان براى رهايى خويش از عذاب الهى

ذلكم بأنّه إذا دعى اللّه وحده كفرتم و إن يشرك به تؤمنوا

«ذلكم» اشاره به مطلب گذشته (عذاب شدن) دارد; يعنى، «ذلكم الذى أنتم فيه من العذاب». گفتنى است كه «باء» در «بأنّه» براى سببيت مى باشد.

1709- موانع كيفر دنيوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 45 - 8

8 - سنت امهال ، مانع از كيفر دنيوى كافران است .

و لولا كلمة سبقت من ربّك لقضى بينهم

1710- موانع هدايت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 55 - 10

10 - عامل بازداشتن كافران از رويكرد به حق ، دروغ پردازى آنان است .

كذلك كانوا يؤفكون

«كذلك» اشاره به دروغ پردازى و افترا زدن كافران مجرم است; يعنى، همان طور كه در قيامت دروغ مى گويند در دنيا نيز عمل مى كردند. لازم به ذكر است كه ريشه «يؤفكون» «إفك» است و به معناى «هر نوع باز داشته شدن از جهت و موقعيتى است كه شايسته بوده در آن موقعيت باشد» (مفردات راغب). بنابراين، مراد از «يؤفكون»، منصرف شدن از عقيده حق و گرايش يافتن به باطل است.

1711- موجبات عذاب اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 88 - 8

8- عذاب اخروى كافران ، بازتاب فسادگرى مستمر خود آنان است .

زدنـهم عذابًا . .. بما كانوا يفسدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 75 - 1

1 - شادمانى ناحق و سر مستى گسترده در جامعه از سوى كافران و مشركان ، سبب گرفتار شدن آنان به انواع عذاب ها در

قيامت

ذلكم بما كنتم تفرحون فى الأرض بغير الحقّ و بما كنتم تمرحون

«با» در «بما كنتم» براى سببيت است. «فرح» (مصدر «تفرحون») به معناى سرور و شادمانى است و «مرح» (مصدر «تمرحون») به معناى سرور و شادمانى افراطى و بيش از حد است آن گونه كه سبب غرور و سر مستى مى گردد. گفتنى است در اين برداشت ، مشار اليه «ذلكم» عذاب هاى ياد شده در آيات پيشين، دانسته شده است.

1712- موجبات عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 95 - 10

10 ـ كفرپيشگانى كه با بى هدف خواندن سختى هاى بيداركننده از تمامى عوامل هدايت بى بهره ماندند ، با عذابى غافليگرانه از جانب خدا نابود شدند .

فأخذنهم بغتة و هم لا يشعرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 96 - 10

10 ـ جوامع كفرپيشه گذشته بر اثر تكذيب انبيا و مداومت بر اعمال ناپسند به عذاب الهى مبتلا شدند و به هلاكت رسيدند .

و لكن كذبوا فأخذنهم بما كانوا يكسبون

مراد از «ما كانوا يكسبون» گناهانى است كه تكذيب انبيا از جمله آنهاست، نه اينكه مراد از آن فقط تكذيب انبيا باشد و گر نه جمله به اين گونه بيان مى شد: و لكن كذبوا فأخذنهم بما كانوا يكذبون.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 10 - 14

14 - مكر ها و توطئه هاى سوء كافران ، موجب عذاب شديد آنان است .

و الذين يمكرون السيئات لهم عذاب شديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 28

28- نبرد پيروزمندانه مؤمنان عليه كفر ، عذاب دردناك الهى براى كافران

و لولا رجال مؤمنون . .. لو تزيّلوا لعذّبنا الذين كفروا منهم

در اين آيه «لعذّبنا»، مقابل صلح حديبيه قرار گرفته است. از تقابل صلح و عذاب، دانسته مى شود كه مصداق بارز عذاب الهى براى كافران، دردى است كه از شمشير مؤمنان در ميدان نبرد خواهند چشيد.

1713- موجبات غضب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 120 - 14

14 ـ حركت مؤمنان به سوى جنگ تبوك ، برانگيزنده خشم كافران بود .

و لا يطئون موطئاً يغيظ الكفار

با توجه به اينكه اين بخش از آيات در مورد جنگ تبوك است، برداشت فوق استفاده مى شود.

1714- موجبات هلاكت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 8 - 3

3 ـ هلاكت فورى كافران و پايان مهلت آنان، در صورت نزول محسوس فرشتگان به عنوان معجزه بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)

و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر ثم لا ينظرون

1715- موحدان و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 4

4 ـ خداوند خواهان استقلال و سلطه ناپذيرى پيروان اديان الهى در برابر كافران

ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا

1716- موضعگيرى ظالمانه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 4 - 4

4 ـ واكنش كافران در برابر قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، رفتارى بس ظالمانه و مزورانه بود .

فقد جاءو ظلمًا و زورًا

1717- موضعگيرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 105 - 10

10 ـ جامعه ايمانى وظيفه دار هشيارى در برابر موضعگيرى هاى گمراه كننده كافران

يايها الذين ءامنوا عليكم انفسكم لايضركم من ضل إذا اهتديتم

«لا» در لايضركم مى تواند نافيه باشد بر اين مبنا مراد از جمله «لايضركم . ..» اين است كه چنانچه از ايمان خود مراقبت كنيد از دام گمراهان مى رهيد و مى تواند «لا» ناهيه باشد، يعنى اى مؤمنان مبادا گمراهان شما را از راه بدر برده و ايمان

شما را بربايند برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است. گفتنى است كه مراد از «من ضل» به قرينه «ءامنوا» كفرپيشگان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 7

7 ـ موضعگيرى خصمانه كافران و مشركان در قبال پيامبر ، على رغم اعتقادشان به خدا

و إذ قالوا اللّهم إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 53 - 1

1 - موضع گيرى همگون كافران عليه پيامبران در طول تاريخ ، تداعى گر تبانى آنان بر مواضع يكسان و از شگفتى هاى تاريخ است .

أتواصوا به

«تواصى» (مصدر «تواصوا») به معناى سفارش كردن برخى به بعضى ديگر است و استفهام در «أتواصوا به» براى تعجب است. در آيه شريفه، از موضع گيرى يكسان كافران تاريخ در برابر رسولان الهى ـ از آن جهت كه گويا آنان همديگر را بر اين امر توصيه و سفارش كرده بودند ـ اظهار تعجب شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 29 - 8

8 - تناقض آشكار ، در موضع گيرى كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فما أنت بنعمت ربّك بكاهن و لامجنون

با توجه به اين كه «كهانت» خود شيوه اى پيچيده و در اختيار تعدادى از افراد بوده و با جنون هرگز جمع نمى شود; متهم گشتن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به كهانت و جنون، نشانگر سردرگمى كافران و تناقض گويى آشكار آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 36 - 5

5 - موضع گيرى هاى كافران در قبال قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، متكى به پندار ـ و نه دليل يقينى ـ

أم خلقوا السمـوت و الأرض بل لايوقنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 40 - 2

2 - توبيخ كافران از سوى خداوند ، به خاطر موضع گيرى عليه دعوت حق و بى چشمداشت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أم تسئلهم أجرًا

1718- موضعگيريهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 5 - 6

6 - بناى كافران بر خصومت و موضع گيرى عليه هر پيام جديدالهى ، در طول تاريخ

و ما يأتيهم من ذكر من الرحمـن محدث . .. معرضين

1719- موعظه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 69 - 9

9 ـ قال أبو جعفر(ع): لما نزلت «فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظالمين» قال المسلمون: كيف نصنع إن كان كلما استهزء المشركون بالقرآن قمنا و تركناهم فلاندخل إذا المسجد الحرام و لانطوف بالبيت الحرام فأنزل الله تعالى «و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء» و أمرهم بتذكيرهم و تبصيرهم ما استطاعوا.

امام باقر(ع) فرمود: چون آيه «فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظالمين» نازل شد، مسلمانان گفتند: حال كه هرگاه مشركان، قرآن را مسخره كنند، بايد برخيزيم و از آنان دورى كنيم، در نتيجه هيچگاه نبايد وارد مسجدالحرام شده و طواف خانه خدا را بجا آوريم، پس چه كنيم؟ در اين هنگام خداوند آيه «و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى» را نازل كرد و در آن به مسلمانان دستور داد كه، كافران را متذكر نموده و در حد توان، آنان را با موعظه بيدار كنند.

1720- موقعيت اجتماعى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 7

7- پاسخ كافران عصر بعثت ، در برابر آيات روشن و دلايل كافى توحيد و اسلام ، بيان وضعيت بهتر اقتصادى و اجتماعى خود نسبت به مؤمنان بود .

قال الذين كفروا للذين ءامنوا . .. أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

لام در «للذين آمنوا» ممكن است براى تبليغ باشد. در اين صورت مؤمنان مخاطب كافران خواهند بود. همچين مى تواند براى تعليل بوده و مراد اين باشد كه كافران، به خاطر مؤمنان و در باره آنان، پرسش يادشده را مطرح كرده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 9 - 5

5 - جايگاه اجتماعى منافقان در نظام اسلامى و جامعه ايمانى ، همانند جايگاه كافران است .

جـهد الكفّار و المنـفقين و اغلظ عليهم

1721- موقعيت اجتماعى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 8

8- كفرورزان عصر بعثت ، برترى وضعيت اقتصادى و اجتماعى خود را نشانه حقانيت عقايد خويش مى دانستند .

أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

پاسخ كافران به دلايل روشن و آيات الهى، صرفاً تكيه بر مظاهر مادى و نظام اجتماعى خود بوده است و اين نشان دهنده تفكر آنان و ارزش هايى است كه در نظر آنها، معيار ارجحيت يك مكتب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 74 - 1

1- وجود جامعه هايى چند در تاريخ كه از نظر امكانات زندگى و موقعيت اقتصادى و اجتماعى ، از كافران عصر بعثت برتر بوده اند .

و كم . .. من قرن هم أحسن أثـثًا ورءيًا

«قرن» به معناى جامعه و مردمى است كه اهل يك زمان و نزديك به يكديگر باشند و با هم زيست كنند (مفردات راغب). «أثاثاً» به معناى لوازم زندگى است و وصف «أحسن أثاثاً» نشانه پيشرفت اقتصادى و بهبود آن است. «رءْيا» اسمى است كه مرادف «منظر» و «مرأى» (نما و منظره) مى باشد (لسان العرب). بنابراين «أحسن رءياً» ;يعنى، خوش نماتر. اين نيز كنايه از بهينه بودن وضعيت اجتماعى و جذاب بودن آن است.

1722- موقعيت اجتماعى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 4

4- در آغاز بعثت ، كافران مكه از وضعيت اقتصادى و اجتماعى بهترى نسبت به مسلمانان برخوردار بودند .

أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

«مقام» اسم مكان و مشتق شده از قيام است كه در معناى مجازى موقعيت اجتماعى به كار رفته است و «خير مقاماً» كنايه از بهتر بودن وضعيت اقتصادى مى باشد. «ندى» به معناى جليس و مجلس است (مفردات راغب). افتخار كافران به بهتر بودن مجلس و هم نشينان خويش، كنايه از بهتربودن وضعيت سياسى و نظام اجتماعى آنان است.

1723- موقعيت اقتصادى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 7

7- پاسخ كافران عصر بعثت ، در برابر آيات روشن و دلايل كافى توحيد و اسلام ، بيان وضعيت بهتر اقتصادى و اجتماعى خود نسبت به مؤمنان بود .

قال الذين كفروا للذين ءامنوا . .. أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

لام در «للذين آمنوا» ممكن است براى تبليغ باشد. در اين صورت مؤمنان مخاطب كافران خواهند بود. همچين مى تواند

براى تعليل بوده و مراد اين باشد كه كافران، به خاطر مؤمنان و در باره آنان، پرسش يادشده را مطرح كرده بودند.

1724- موقعيت اقتصادى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 8

8- كفرورزان عصر بعثت ، برترى وضعيت اقتصادى و اجتماعى خود را نشانه حقانيت عقايد خويش مى دانستند .

أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

پاسخ كافران به دلايل روشن و آيات الهى، صرفاً تكيه بر مظاهر مادى و نظام اجتماعى خود بوده است و اين نشان دهنده تفكر آنان و ارزش هايى است كه در نظر آنها، معيار ارجحيت يك مكتب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 74 - 1،2

1- وجود جامعه هايى چند در تاريخ كه از نظر امكانات زندگى و موقعيت اقتصادى و اجتماعى ، از كافران عصر بعثت برتر بوده اند .

و كم . .. من قرن هم أحسن أثـثًا ورءيًا

«قرن» به معناى جامعه و مردمى است كه اهل يك زمان و نزديك به يكديگر باشند و با هم زيست كنند (مفردات راغب). «أثاثاً» به معناى لوازم زندگى است و وصف «أحسن أثاثاً» نشانه پيشرفت اقتصادى و بهبود آن است. «رءْيا» اسمى است كه مرادف «منظر» و «مرأى» (نما و منظره) مى باشد (لسان العرب). بنابراين «أحسن رءياً» ;يعنى، خوش نماتر. اين نيز كنايه از بهينه بودن وضعيت اجتماعى و جذاب بودن آن است.

2- جوامع و تمدن هاى بسيارى در طول تاريخ ، با وجود قدرت و امكانات بسيار و موقعيت برتر نسبت به كافران عصر بعثت ، به هلاكت رسيده و نابود شدند .

و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أحسن أثـًثا

1725- موقعيت اقتصادى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 4

4- در آغاز بعثت ، كافران مكه از وضعيت اقتصادى و اجتماعى بهترى نسبت به مسلمانان برخوردار بودند .

أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

«مقام» اسم مكان و مشتق شده از قيام است كه در معناى مجازى موقعيت اجتماعى به كار رفته است و «خير مقاماً» كنايه از بهتر بودن وضعيت اقتصادى مى باشد. «ندى» به معناى جليس و مجلس است (مفردات راغب). افتخار كافران به بهتر بودن مجلس و هم نشينان خويش، كنايه از بهتربودن وضعيت سياسى و نظام اجتماعى آنان است.

1726- مؤاخذه اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 13 - 6،7،8

6 - كافران كوشا براى اغواى مسلمانان ، در قيامت ، مؤاخذه خواهند شد .

و قال الذين كفروا . .. اتّبعوا سبيلنا ... و ليسئلنّ يوم القيـمة

7 - بازخواست كافران ، در قيامت ، به خاطر تلاش همواره آنان در افترا زدن است .

و ليسئلنّ يوم القيـمة عمّا كانوا يفترون

8 - بازخواست كافران ، در قيامت ، بازخواستى ناخواسته و همراه با بى اعتنايى است .

و ليسئلنّ يوم القيـمة عمّا كانوا يفترون

مجهول آورده شدن فعل «يُسئلنّ» ـ كه ضمير نايب فاعلى آن، به «كافران» باز مى گردد ـ حكايت از حقيقت ياد شده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 13،15

13 - كافران به قرآن ، در قيامت مورد مؤاخذه قرار خواهند گرفت .

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهـذا القرءان . .. و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّ

15 - ربوبيت الهى ، مقتضى مؤاخذه كافرانِ به قرآن

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهـذا القرءان . .. و لو ترى إذ الظـلمون موقوفون عند رب

1727- مؤاخذه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 4

4 ـ مؤاخذه كفار به جرم مبارزه با اسلام ، پيش از ارائه معارف الهى قرآن به آنان و تمام شدن حجت بر ايشان ، ممنوع است .

و خذوهم و احصروهم . .. و إن أحد من المشركين استجارك فأجره حتى يسمع كلم اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 8 - 1

1 - مؤاخذه هلاكت بار ملت هاى كفرپيشه و مقتدر پيشين از سوى خداوند

فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 43 - 3

3 - هشدار خداوند به كافران ، نسبت به نداشتن گواه آسمانى بر آزادى مطلق از مسؤوليت و مؤاخذه

أم لكم براءة فى الزّبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 21 - 8

8 - كافران ، بر ترك فروع دين نيز توبيخ مى شوند .

فما لهم . .. لايسجدون

مراد از سجود در آيه ممكن است معناى اصطلاحى آن و به خاك افتادن هنگام شنيدن آيات قرآن باشد.

1728- مؤاخذه كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 192 - 5

5 - در صورتى كه كافران محارب ايمان آورند ، نبايد بر خطا هاى پيشينشان ( كشتن مسلمانان ، فتنه انگيزى و . . . ) مورد مؤاخذه قرار گيرند .

فإن انتهوا فإن اللّه غفور رحيم

1729- مؤمنان و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 286 - 24،25،26

24 ـ مواجهه و درگيرى دائمى مؤمنان با كافران

فانصرنا على القوم الكافرين

آيه مورد بحث گوياى افكار و حالات دائمى مؤمنان در طول تاريخ است; در نتيجه آنان خود را هميشه به نحوى درگير با كافران مى بينند و از خداوند يارى مى طلبند.

25 ـ اظهار نيازمندى مؤمنان به نصرت الهى در نبرد با كافران ، از ويژگى هاى آنان

فانصرنا على القوم الكافرين

26 ـ نصرت و يارى مؤمنان در رويارويى با كافران ، از شؤون ولايت الهى بر مؤمنان

انت مولينا فانصرنا على القوم الكافرين

تفريع جمله «فانصرنا» بر «انت مولينا» بيانگر آن است كه ولايت الهى بر مؤمنان، مقتضى يارى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 12 - 4

4 ـ كافران در دنيا ، مغلوب مؤمنان و در آخرت ، مقهور خدا هستند . *

قل للّذين كفروا ستغلبون و تحشرون الى جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 15،16

15 ـ پيروزى نهايى مؤمنان بر كافران

و لن يجعل اللّه للكفرين على المؤمنين سبيلا

بنابر اينكه جمله «لن يجعل اللّه» اخبار باشد و نه انشاء. و چون اين جمله پس از فرض غلبه كافران است (و ان كان للكفرين نصيب)، اشاره به اين دارد كه پيروزى نهايى و دايمى از آن مسلمانان خواهد بود ; گرچه ممكن است در مقطعى غلبه با كافران باشد.

16 ـ مؤمنان در صورت رعايت لوازم ايمان ، هرگز تحت سلطه كفار قرار نخواهند گرفت .

و لن يجعل اللّه للكفرين على المؤمنين سبيلا

التفات از خطابِ «بينكم»، به غيبت با آوردن عنوان «المؤمنين» براى اشاره به اين معناست كه اگر مسلمانان لوازم ايمان را رعايت كنند و مؤمن واقعى باشند، هرگز كافران بر آنان سلطه نخواهند يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 144 - 8

8 ـ مؤمنان با پذيرش ولايت كافران ، حجت روشن خداوند را عليه خويش فراهم مى كنند .

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا . .. أتريدون أن تجعلوا اللّه عليكم سلطناً مبيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 53 - 13

13 ـ برقرارى پيوند هاى دوستى با كافران از سوى اهل ايمان ، تباه كننده اعمال نيك آنان

حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 24

24 ـ مؤمنان واقعى هرگز به خاطر ملامت دشمنان ، از عشق به خدا دست بردار نيستند و از فروتنى در قبال مؤمنان و سرافرازى در برابر كافران ، باز نمى مانند .

يحبهم و يحبونه . .. و لايخافون لومة لائم

بنابر اينكه جمله «و لايخافون . ..» در ارتباط با تمامى صفاتى باشد كه در فرازهاى پيشين بر شمرده شده نه خصوص «يجهدون».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 66 - 3

3 ـ لزوم پايدارى هر مؤمن در ميدان نبرد با دو كافر ، نسخ كننده حكم پيشين ( لزوم پايدارى هر مؤمن در برابر ده كافر )

ان يكن منكم عشرون . .. الئن خفف اللّه عنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 72 - 12

12 ـ وجود درگيرى بين مؤمنان غير مهاجر با كافران ، به خاطر دين و ديندارى ، تنها موردى است كه مهاجران و انصار موظف به يارى غير مهاجران هستند .

و إن استنصروكم فى الدين فعليكم النصر

قيد «فى الدين» بيانگر اين است كه اگر كافران به انگيزه مبارزه با اسلام و ديندارى غير مهاجران به آنان هجوم بردند، بايد ساير مسلمانان از آنان حمايت كنند و اگر درگيرى بدين انگيزه نباشد، حمايت از آنان ضرورت ندارد. قابل ذكر است كه «ال» در «النصر» جانشين مضاف إليه است ; يعنى «فعليكم نصرهم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 123 - 8

8 ـ مؤمنان پرهيزكار ، مورد حمايت و امداد الهى در جهاد با كافران

قتلوا الذين يلونكم من الكفار . .. أن اللّه مع المتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 56 - 9

9 - كافران ، در قيامت ، از سوى مؤمنان عالِم ، سرزنش مى شوند .

و قال الذين أوتوا العلم . .. فهـذا يوم البعث

«فاء» در «فهـذا» فصيحه است و دلالت بر جمله اى مقدر مى كند كه مى تواند چنين باشد: «اگر شما، منكر قيامت بوديد، اين هم قيامت!». «هـذا» در اين بيان ـ طبق گفته مفسران ـ براى توبيخ و سرزنش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 28 - 4،5

4 - مؤمنان ، پيروزى نهايى بر كافران را ، به آنان گفته بودند .

و يقولون متى هـذا الفتح إن كنتم صـدقين

5 - وعده وقوع حتمى قيامت ، از سوى مؤمنان به كافران داده شده بود .

و يقولون متى هـذا الفتح إن كنتم صـدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 22 - 2

2 - مسلمانان ، قادر به دفع هجوم كافران ، در صورت عدم انعقاد صلح حديبيه و ناگزيرى از جنگ *

و لو قـتلكم الذين كفروا لولّوا الأدبـر

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «لوقاتلكم» نظر به گذشته داشته باشد; يعنى، خداوند گرچه فتح مبين (صلح حديبيه) را براى شما رقم زد و در پرتو آن ثمرات زيادى را براى شما به بار آورد; اما اگر اين صلح هم صورت نمى گرفت و كافران به نبرد با شما برمى خاستند، شما با قدرت ايمانى و رهبرى پيامبر(صلی الله علیه و آله) آنان را منهزم مى ساختيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 33 - 3

3 - مؤمنان نبايد درباره ايمان و اعتقادات خود ، براى نقطه نظر هاى كافران ، ارزشى قائل شوند .

و ما أُرسلوا عليهم حـفظين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 34 - 2

2 - مؤمنان در قيامت ، همسان برخوردى كه در دنيا از كافران ديده اند ، با آنان رفتار خواهند كرد .

إنّ الذين أجرموا كانوا من الذين ءامنوا يضحكون . .. فاليوم الذين ءامنوا من الكفّا

1730- مهلت به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 1،2،5،11،13،16

1 ـ هشدار خداوند به كافران ، بر اينكه مهلت يافتن آنان به سودشان نيست .

و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم

«املاء» از ماده «ملو»، به معناى مهلت دادن است و مراد از آن، تأخير در عذاب كافران با طولانى شدن مدت عمر و بهره گيريشان از مواهب دنياست.

2 ـ كافران ، مهلت يافتن در دنيا را ، خير و نيك و به سود خويش مى پندارند .

و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم

5 ـ مهلت دادن خداوند به كافران ، تنها به جهت افزايش يافتن گناه آنان است .

انّما نملى لهم ليزدادوا اثماً

11 ـ مهلت خداوند به كافران ، زمينه ساز دورى آنان از خير و سعادت با ارتكاب اعمال ناروا

و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم انّما نملى لهم ليزدادوا اثما

«اثم»، در لغت به اعمالى گفته مى شود كه آدمى را از خير و سعادت بازمى دارد. (مفردات راغب).

13 ـ مهلت يافتن كافران در دنيا ( امهال ) ، زمينه ساز خوارى و ذلّت آنها در آخرت

انّما نملى لهم ليزدادوا اثماً و لهم عذاب مهين

16 ـ مهلت يافتن و عمر طولانى كافران ، گوياى عزّت و قرب آنان در نزد خدا نيست .

انّما نملى لهم ليزدادوا اثماً و لهم عذاب مهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 133 - 3

3 ـ مهلت دهى خداوند به كافران ، ناشى از مشيت وى و نه ناتوانى و عجز او

ان يشأ يذهبكم . .. و كان اللّه على ذلك قديراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 8 - 3،5

3 ـ هلاكت فورى كافران و پايان مهلت آنان، در صورت نزول محسوس فرشتگان به عنوان معجزه بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)

و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر ثم لا ينظرون

5 ـ پايان يافتن مهلت كافران در صورت نزول محسوس فرشتگان به عنوان معجزه بر پيامبر(صلی الله علیه و آله)

و لو أنزلنا ملكا لقضى الأمر ثم لا ينظرون

قطع مهلت كافران با نزول محسوس فرشته كه مفاد جمله «لقضى الأمر» و «ثم لاينظرون» است، بر اين نكته دلالت دارد كه

تا قبل از نزول چنين آياتى، كفار از مهلت الهى برخوردارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 6

6 ـ خداوند در عين قدرت بر فرستادن انواع عذاب بر مشركان و كافران، به آنان مهلت مى دهد.

قل هو القادر على أن يبعث عليكم

چون در آيات گذشته سخن از نزول عذاب و درخواست مشركان در اين زمينه بود، اين آيه با بيان قدرت خداوند بر عذاب به طور ضمنى دلالت بر مهلت دادن به مشركان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 133 - 11

11 ـ بى نيازى و رحمت خداوند موجب امهال به جوامع كفر و ستم پيشه و نابود ساختن آنان است.

و ربك الغنى ذو الرحمة إن يشأ يذهبكم و يستخلف من بعدكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 183 - 1،5

1 ـ سنت خداوند بر امهال كفرپيشگانِ تكذيب كننده و تأخير در هلاكت و عذاب ايشان است .

و أملى لهم إن كيدى متين

املاء (مصدر اُملى از ماده ملاوة) به معناى مهلت دادن و تأخير انداختن است. به مناسبت اينكه حقيقت بيان شده (مهلت دادن و تأخير انداختن) درباره تكذيب كنندگان آيات الهى است، معلوم مى شود مراد از تأخير، تأخير در عذاب است.

5 ـ امهال خداوند به كفرپيشگان تكذيب كننده ، زمينه ساز افزايش عذاب آنان است .

و أملى لهم إن كيدى متين

چون امهال به عنوان «كيد» مطرح شده است، معلوم مى شود مهلت دادن در اينجا براى افزون شدن عذاب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 11 - 1

1 ـ امهال كفرمداران و منكران قيامت ( تأخير انداختن مجازات آنان به جهان آخرت ) سنتى الهى است .

و لو يعجل اللّه للناس الشر . .. فنذر الذين لايرجون لقاءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 46 - 3

3 ـ مشركان ، كافران و دين ستيزان ، چون از بازگشت به سوى خدا و گرفتار شدن به عذاب جهنم مفرّى ندارند ، مهلت دادن خداوند به آنان نبايد نگران كننده باشد .

و إما نرينك بعض الذى نعدهم أو نتوفينك فإلينا مرجعهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 32 - 4،5،6

4ـ خداوند كفرپيشگان و استهزا كنندگان پيامبران را مهلت مى داد و فوراً آنان را عذاب نمى كرد .

فأمليت للذين كفروا

املاء (مصدر أمليت) به معناى مهلت دادن ، به تأخير انداختن و طولانى كردن عمر است.

5ـ خداوند پس از مدت ها و گذشت زمانهايى ، كفرپيشگان و استهزاگران انبيا را به عقوبت هاى خويش گرفتار مى ساخت .

فأمليت . .. ثم أخذتهم فكيف كان عقاب

6ـ تأخير عذاب كفرپيشگان از سنت هاى خداوند است .

و لقد استهزىء برسل من قبلك فأمليت للذين كفروا

چون تأخير عذاب براى همه كفرپيشگان بوده ، از آن «سنّت الهى بودن» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 2،4

2- مهلت به گمراهان و كافران ، سنت خداوند است .

من كان فى الضلـلة فليمدد له الرحمن مدًّا

به كارگيرى فعل امر (فليمدد) در مورد مهلت دهى به كافران، از حتمى بودن اين امهال و سنت بودن آن حكايت مى كند; چرا كه خداوند آن را به صورت الزام بر خود بيان فرموده است.

4- مهلت خداوند به كافران و گمراهان ، جلوه اى از رحمت گسترده او است .

فليمدد له الرحمن مدًّا

«رحمان»; يعنى، داراى رحمت گسترده و فراگير.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 83 - 8

8- گرفتارى كافران به وسوسه ها و تحريكات شيطانى ، نمودى از « استدراج » و رهاشدن آنان در كفر و گمراهى است .

الرحمن مدًّا . .. ألم تر أنّا أرسلنا الشيـطين

اين آيه با آيه «من كان فى الضلالة فليمدد له الرحمن مدّاً» ـ كه بيانگر سنت «امهال» بود ـ در ارتباط است و بيانگر نمونه و گواه ديگرى بر جريان سنت «فليمدد. .. مدّاً» است كه همان «امهال» و «استدراج» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 129 - 10

10 - خداوند ، زندگانى دنيا را عرصه مؤاخذه فورى همه كافران قرار نداده است .

و لولا . .. أجل مسمًّى

سنت خداوند ـ كه «لولا كلمة. ..» بر آن دلالت دارد ـ اين نيست كه خداوند هيچ مخالفى را هلاك نكند; بلكه سنّت او اين است كه تمامى آنان را نابود نسازد; زيرا اگر بنا بود هر كافرى نابود گردد، نسل بشر در خطر انقراض قرار مى گرفت و تا «أجل مسمّى» ادامه نمى يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 44 - 8

8 - مهلت دادن به كافران حق ستيز و سپس هلاك ساختن آنها ، سنت الهى در طول تاريخ

فقد كذّبت قبلهم . .. فأمليت للكـفرين ثمّ أخذتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 82 - 9

9 - ارائه معجزه اى سترگ ، اعطاى فرصتى از سوى خداوند به كافران براى گرايش به ايمان

و إذا وقع القول عليهم أخرجنا لهم دابّة من الأرض تكلّمهم

ارائه معجزه به يك معنا اعطاى فرصت به كافران است تا آن دسته اى كه زمينه ايمان آوردن دارند، از اين فرصت استفاده كرده و ايمان آورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 34 - 9

9 - مشركان ، به رغم كفران نعمت هاى الهى ، از آن نعمت ها ، برخوردار مى شوند و مهلت زندگى مى يابند .

فتمتّعوا فسوف تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 24 - 5

5 - خداوند ، كافران حق ناپذير را ، به سرعت مجازات نمى كند و به آنها مدتى مهلت مى دهد .

نمتّعهم قليلاً ثمّ نضطرّهم

احتمال دارد «قليلاً» صفت براى مفعول به «نمتّع » باشد كه «زماناً» است. بنابراين، مفاد آيه چنين مى شود: «به آنان، مدت كوتاهى مهلت مى دهيم و سپس آنان را روانه عذاب جهنم مى كنيم.».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 77 - 6

6 - مشركان و كافران حق ستيز ، چون از بازگشت به سوى خدا و گرفتار شدن به عذاب جهنم راه فرارى ندارند ، مهلت دادن خداوند به آنان نگران كننده نيست .

فإمّا نرينّك بعض الذى نعدهم أو نتوفّينّك فإلينا يرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 45 - 7،8

7 - مهلت دادن به كافران در دنيا ، از سنت هاى الهى است .

و لولا كلمة سبقت من ربّك لقضى بينهم

8 - سنت امهال ، مانع از كيفر دنيوى كافران است .

و لولا كلمة سبقت من ربّك لقضى بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 14 - 14

14 - سنت امهال به كافران ، جلوه اى از ربوبيت الهى است .

و لولا كلمة سبقت من ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 16 - 2

2- انتقام اصلى خداوند از كفر پيشگان ، موكول به روز قيامت

يوم نبطش البطشة الكبرى إنّا منتقمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 15

15- مهلت خداوند به كافران ، ناشى از غفران و رحمت او است ; نه جهل و ناتوانى او .

فلا تملكون . .. هو أعلم ... و هو الغفور الرحيم

تعبير «و هو الغفور الرحيم» در پى تهديد كافران، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد. بدين معنا كه خداوند، قادر است كافران را كيفر دهد; اما آن را به تأخير انداخته، تا مگر بنده اى استغفار نموده و رو به سوى حق آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 59 - 9

9 - مجازات الهى در حق كافران ، در پى مهلت ها و داراى زمان و برنامه اى خاص

فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا . .. فلايستعجلون

تعبير «فلايستعجلون» مى رساند كه خداوند در مجازات كافران عجله ندارد; بلكه براساس مصلحت به ايشان مهلت داده و طبق برنامه و زمانى خاص آن را به اجرا درمى آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 45 - 4

4 - سنت الهى ، بر عدم تعجيل ، در كيفر كافران

فذرهم حتّى يلـقوا يومهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 3 - 6

6 - كافران مهلت يافته در دنيا ، ناگزير از چشيدن عذاب آتش ، در آخرت اند .

و لولا أن . .. لعذّبهم فى الدنيا و لهم فى الأخرة عذاب النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 48 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور صبر و شكيبايى در مدت مهلت يافتن كافران تكذيب گر و به تأخير افتادن نصرت و پيروزى مسلمانان بر آنان

و أُملى لهم . .. فاصبر لحكم ربّك

به گفته مفسران، آيه شريفه اشاره به مسأله مهلت يافتن مشركان است كه در آيه پيش ذكر شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 17 - 4،5

4 - خداوند در كيفر كافران ، شتاب نمىورزد و به آنان مهلت مى دهد .

و أكيد كيدًا . فمهّل الكـفرين

5 - مهلت دادن به كافران ، نمونه اى از مكر خداوند با آنان است .

و أكيد كيدًا . فمهّل الكـفرين

1731- مهلت به كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 129 - 7

7 - مهلت خداوند به كافران و گمراهان عصر بعثت ، مرتبط با عنايت ويژه او نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

ربّك

اضافه شدن نام مقدس «ربّ» به ضميرى كه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مى تواند به نقش عنايت خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در تأخير عذاب و مهلت به كافران اشاره داشته باشد; چنان كه در سوره اى ديگر فرموده است: «و ما كان اللّه ليعذّبهم و أنت فيهم».

1732- مهلت به كافران مقارن بعثت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 17 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور فرصت دادن به كافران عصر بعثت و پرهيز از نفرين و درخواست عذاب سريع براى آنان

فمهّل الكـفرين أمهلهم رويدًا

«مَهِّل» و «أمهِل» به يك معنا است; گرچه برخى گفته اند: «مَهِّل» فرمان به مهلت لحظه به لحظه و تدريجى است و «أمهل» فرمان به يك مهلت. تكرار فرمان با دو لفظ متفاوت ـ به گونه اى كه دو فرمان مستقل به نظر آيد ـ تأكيد بيشترى به همراه دارد. كلمه «رويداً» ممكن است، تصغير «رَوْد» (مهلت دادن) باشد; يعنى، مهلت كوتاه و نيز مى تواند اسم فعل و به معناى «أمهل» باشد كه براى سومين بار فرمان مهلت را تكرار كرده است.

1733- مهلت به كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 6

6- فلسفه عدم تحقق درخواست كافران مكه ، مبنى بر نزول ملائكه ، مهلت دادن به آنان و جلو نينداختن اجلشان است .

ما تسبق من أمة أجلها . .. ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ و ما كانوا إذًا منظرين

1734- مهلت دنيوى به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 40 - 7

7- كافران ، برخوردار از مهلت الهى در دنيا و نه در آخرت

و لا هم ينظرون

تذكر خداوند به كافران نسبت به نداشتن مهلت در آخرت، اشعار به وجود مهلت براى آنان در دنيا دارد و در واقع آنان را تشويق به بهره گيرى از اين مهلت دنيوى مى كند.

1735- نابودى ثروت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 17 - 3

3 - ثروت و مكنت كافران تكذيب گر ، در معرض نابودى با عذاب الهى

إنّا بلونـهم كما بلونا أصحـب الجنّة

1736- نابودى مال كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 4،5

4 ـ از دست دادن دارايى ها و بر جاى ماندن حسرت و ندامت ، ثمره تلاش براى مبارزه با اسلام

ثم تكون عليهم حسرة

5 ـ حسرت و ندامت كافران قريش بر نابودى داراييهايشان ، تنها نتيجه پرداخت هزينه مبارزاتى آنان عليه اسلام

ثم تكون عليهم حسرة ثم يغلبون

چون هدف كافران از سرمايه گذارى اموال جلوگيرى از گسترش اسلام بوده، معلوم مى شود حسرت و ندامت آنان بدان جهت بوده است كه اموالشان از دست رفته و به نتيجه مطلوب نرسيده اند. قابل ذكر است كه جمله «ثم يغلبون» دلالت مى كند كه زمان ندامت آنان در دنياست.

1737- ناپاكى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 41 - 38

38 ـ پافشارى در كفر ، مانع تعلق اراده الهى به پاك نمودن قلب كافران از آلودگى و ناپاكى

الذين يسرعون فى الكفر . .. أولئك الذين لم يرد اللّه ان يطهر قلوبهم

1738- ناپايدارى امكانات كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 8 - 20

20 - اندك و ناپايدار بودن بهرهورى كافران و ناسپاسان ، در سايه كفر و ناشكرى خويش

قل تمتّع بكفرك قليلاً

1739- ناپايدارى سرور دنيوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 13 - 3

3 - شادى هاى دنيايى كافران ، شايسته دل بستگى نبوده و پايدار نخواهد ماند .

إنّه كان فى أهله مسرورًا

1740- ناپسندى زندگى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 86 - 5

5 ـ زندگى در جوار كافران ، امرى نامطلوب و هجرت از بلاد كفر ، امرى پسنديده است .

و نجنا برحمتك من القوم الكفرين

1741- ناپسندى نگرانى بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 3 - 4

4 - نگرانى براى كافران ، پس از ابلاغ آيات روشن الهى به آنان موردى ندارد .

تلك ءايـت الكتب المبين . لعلّك بـخع نفسك ألاّيكونوا مؤمنين

1742- ناخشنودى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 105 - 2،8

2 - كفرپيشگان ( يهود ، نصارا و مشركان ) ناخشنود از نزول كمترين خير ، بر مسلمانان

ما يودّ الذين كفروا . .. أن ينزل عليكم من خير

نكره آوردن «خير» به همراه «من» زايده در آيه، حكايت از آن دارد كه: مشركان كمترين خيرى را براى مسلمانان نمى پسنديدند.

8 - ناخشنودى كفرپيشگان از نايل شدن مؤمنان به خير و بركت ، بازدارنده رحمت الهى بر اهل ايمان نخواهد شد .

ما يودّ الذين كفروا . .. أن ينزل عليكم من خير و اللّه يختص برحمته من يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 14 - 7،8،9

7 - لزوم يكتاپرستى و دورى از شرك در عبادت و نيايش ، در عين ناخوشايندى كافران و مشركان از اين عمل

فادعوا اللّه مخلصين له الدين و لو كره الكـفرون

8 - كافران و مشركان از عبادت خالصانه خداوند و يكتاپرستى ، ناخوشنود بوده و آن را بر نمى تابند .

فادعوا اللّه مخلصين له الدين و لو كره الكـفرون

9 - ناخوشايندى كافران و دگرانديشان ، نبايد مانع اظهار حق در اصول دين و موجب دست برداشتن از مواضع اصولى در نهضت توحيدى شود .

فادعوا اللّه مخلصين له الدين و لو كره الكـفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 9 - 1،2

1- ناخشنودى كافران از پيام وحى ، باعث حبط اعمال آنان و گرفتار آمدنشان به نفرين الهى

فتعساً لهم و أضلّ أعمـلهم . ذلك بأنّهم كرهوا ما أنزل اللّه

بنابراين كه «ذالك» اشاره به «فتعساً لهم و أضلّ أعمالهم» باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

2- كافران ، هواپرستانى ، ناخشنود از پيام هاى خداوند

و الذين كفروا . .. بأنّهم كرهوا ما أنزل اللّه

تعبير «كرهوا»، مى رساند كه كافران نه اين كه حقيقت دين را نفهميده و انكار مى كنند بلكه پس از فهم پيام دين، براساس تمايلات و گرايش هاى درونى، پذيرش پيام وحى بر آنان دشوار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 25 - 4

4 - كافران دوزخى ، از عرضه شدن نامه اعمالشان اظهار ناخورسندى مى كنند .

فيقول يـليتنى لم أُوت كتـبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 26 - 1

1 - كافران دوزخى ، از آگاه شدنشان نسبت به حساب و محتواى پرونده اعمال خود اظهار ناخرسندى مى كنند .

فيقول يـليتنى . .. و لم أدر ما حسابيه

1743- ناخشنودى كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 52 - 2

2 ـ حضور طيف خاصى از مؤمنان نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله)، براى برخى كافران ناخوشايند بود.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم

سبب نزول نقل شده در ذيل اين آيه و نيز لحن آن، گواه چگونگى تركيب ياران پيامبر(صلی الله علیه و آله) و فقر آنان و نيز نداشتن موقعيت اقتصادى و شؤون اجتماعى است. و همين امر موجب اعتراض و واكنشهايى از سوى كافران ثروتمند و قدرتمند مى گشته است.

1744- نافرجامى تلاش كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 83 - 4

4 - تلاش هاى گسترده و به ظاهر چشمگير كافران در طول زندگى ، امرى عبث و نافرجام

فذرهم يخوضوا و يلعبوا حتّى يلـقوا يومهم الذى يوعدون

آمدن تعبير «يلعبوا» در پى «يخوضوا»، مى رساند كه ژرف كاوى مشركان در زندگى دنيايى، در حقيقت فرو رفتن در عمق پوچى و بيهودگى است و دستاوردهاى آنان ـ هرچند به ظاهر چشمگير باشد ـ در حقيقت جز بازى چيزى نيست.

1745- نافهمى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 171 - 9

9 - از امام باقر ( ع ) درباره آيه فوق روايت شده : « مثل الذين كفروا فى دعائك إياهم أى مثل الداعى لهم إلى الإيمان كمثل الناعق فى دعائه المنعوق به من البهائم التى لاتفهم و إنما تسمع الصوت فكما ان الأنعام لايحصل ل ها من دعاء الراعى إلا السماع دون تفهم المعنى فكذلك الكفار لايحصل لهم من دعائك إياهم إلى الإيمان إلا السماع دون تفهم المعنى ;

مثل تو اى رسول ما در دعوت اين كافران، به سان چوپانى است كه گوسفندان را فرا مى خواند و آن گوسفندان نمى فهمند او چه مى گويد و تنها صدايى مى شنوند. پس همان طور كه گوسفندان از فرياد چوپان غير از صدا، معنايى نمى فهمند، كافران نيز از دعوت تو آنها را به ايمان غير از شنيدن صدا هيچ معنايى نمى فهمند».

1746- ناكامى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 48 - 5

5- كافران ، على رغم به كار بردن شگرد ها و اتهام هاى مختلف براى جلوگيرى از گسترش پيام پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هرگز موفق به آن نشدند .

انظر كيف ضربوا لك الأمثال فضلّوا فلايستطيعون سبيلاً

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه مقصود از «ناتوانى كافران از راه يابى» نيافتن چاره و راهى براى مسدود كردن پيام آن حضرت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 7

7 - يأس و نا اميدى كافران از دستيابى به اهداف و آرمان هاى خود

و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه جمله «يحسبه الظمأن. ..لم يجده شيئاً» مربوط به دنيا باشد; يعنى، در همين دنيا است كه كافران همچون تشنگان، به نتيجه اعمال خود و در پى نيل به اهداف خويش اند; ولى به آن دست نخواهند يافت.

1747- ناكامى مبارزه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 26 - 7

7 ـ ترفندهاى كافران براى مبارزه با قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بى ثمر و موجب هلاكت خود آن ها مى شود.

و هم ينهون عنه و ينئون عنه و إن يهلكون إلا أنفسهم

صدر آيه بيان مبارزه كافران با اسلام و قرآن است. لذا جمله «إن يهلكون» مى تواند ناظر به اين نكته باشد كه سرانجام اين مبارزه شكست و هلاكت خود آنان است، نه قرآن و اسلام.

1748- نامه عمل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 84 - 8

8- خداوند ، پرونده كردار كافران و مشركان را مورد حسابرسى دقيق قرار خواهد داد .

إنّما نعدّ لهم عدًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 25 - 2،4،5

2 - نامه اعمال كافران دوزخى در قيامت ، به دست چپ آنان داده مى شود .

و أمّا من أُوتى كتـبه بشماله

از اوصاف ياد شده براى اين گروه در آيات بعدى، استفاده مى شود كه آنان كافران دوزخى و از همان گروهى اند كه در آيه 41 سوره «واقعه» از آنان به «أصحاب الشمال» ياد شده است.

4 - كافران دوزخى ، از عرضه شدن نامه اعمالشان اظهار ناخورسندى مى كنند .

فيقول يـليتنى لم أُوت كتـبيه

5 - ناراحتى و اندوه شديد كافران دوزخى ، از نامه اعمال و كارنامه خويش در عرصه قيامت

فيقول يـليتنى لم أُوت كتـبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 26 - 1

1 - كافران دوزخى ، از آگاه شدنشان نسبت به حساب و محتواى پرونده اعمال خود اظهار ناخرسندى مى كنند .

فيقول يـليتنى . .. و لم أدر ما حسابيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 22 - 5

5 - نامه عمل كافر ، از پشت سر به او داده شده و آتش دوزخ فرجام او خواهد بود .

و أمّا من أوتى كتـبه وراء ظهره . .. و يصلى سعيرًا ... بل الذين كفروا

ارتباط مجموع آيات سوره با يكديگر، اقتضا مى كند كه دو دسته آخر سوره (الذين كفروا) و (الذين آمنوا)، همان دو دسته قبل باشند كه با عنوان «من اُوتى كتابه بيمينه» و «من اُوتى كتابه وراء ظهره» از آنان ياد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 19 - 4

4 - كافران در آخرت ، نامه عمل خويش را با دست چپ ، دريافت خواهند كرد .

هم أصحـب المشئمة

«سمت چپ و راست» در قيامت، ممكن است به معناى حقيقى آن نباشد تا از وجود جايگاهى حكايت كند كه داراى سمت چپ و راست است; بلكه كنايه از مطلبى باشد كه در آيات ديگر قرآن، با صراحت آمده است. بدين صورت كه برخى نامه عمل خود را با دست راست و برخى با دست چپ دريافت مى كنند; در نتيجه دسته اول به «اصحاب اليمين» و «اصحاب الميمنة» نام گذارى شده و دسته دوم «اصحاب الشمال» و «اصحاب المشأمة»نام گرفته اند.

1749- نجات از توطئه كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 10

10 ـ اعتماد و اطمينان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نصرت الهى نسبت به او و فرد همراهش ( ابوبكر ) در خلاصى از توطئه كافران مكه

لاتحزن إن اللّه معنا

1750- نجات از مكر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 16 - 4

4 - رهايى پيامبران از فريب ها و وسوسه هاى كافران ، در پرتو تذكرات و رهنمود هاى خداوند است .

فلايصدّنك عنها من لايؤمن بها

1751- نجات كافران از عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 51 - 3

3 ـ گرفتار نشدن كفرپيشگان به عذاب الهى ، ستمى است از جانب خدا بر بندگان مؤمن

ذلك بما قدمت أيديكم و أن اللّه ليس بظلّم للعبيد

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «أن اللّه . .. » عطف بر «ما قدمت» و بيانگر علتى ديگر براى گرفتار سازى كافران به عذاب حريق باشد. بر اين اساس مفهوم آيه چنين مى شود: اگر خدا كفرپيشگان را عذاب نكند ستم كرده است. و چون عذاب نكردن آنان ستمى به خود آنان محسوب نمى شود، بايد گفت اين ستم نسبت به بندگان مؤمن است.

1752- نجات كافران پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 39 - 3

3 ـ پيروان شرك و كفر براى رهايى از عذاب مضاعف هيچ مزيتى بر سران خويش ندارند.

فما كان لكم علينا من فضل

1753- نجواى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 47 - 2،3

2- خداوند ، از نجوا ها و سخنان سرّى كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) آگاه است .

نحن أعلم . .. و إذ هم نحوى

.

3- كافران ، به منظور خنثى كردن سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نجوا و گفت و گوى سرّى مى پرداختند .

نحن أعلم بما يستمعون به . .. و إذ هم نحوى إذ يقول

«إذ هم نجوى» و إذ يقول الظالمون» بدل «إذ يستمعون إليك» است. با توجه به اين نكته، معناى آيه چنين مى شود: ما آگاهترين هستيم به غرض كافران در گوش فرا دادن به سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ كه تهمت زدن [سحرزدگى] به اوست ـ و آگاه هستيم از نجوا و گفت وگوى آنان. چنين بيانى حكايت از آن دارد كه غرض آنها از گوش دادن، تمهيد و آماده شدن براى خنثى سازى سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده است.

1754- نزديكى عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 72 - 1،6

1 - مأموريت پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى ابلاغ تهديد خداوند به كافران ، مبنى بر نزديك بودن عذاب دنيايى آنان

قل عسى أن يكون ردف لكم بعض الذى تستعجلون

تعبير «ردف لكم» (در پى شما است) كنايه از قريب الوقوع بودن مجازات كافران مى باشد. گفتنى است كه «الذى تستعجلون» هم شامل عذاب دنيوى مى شود و هم عذاب اخروى. بنابراين عبارت «بعض الذى» نشانگر عذاب دنيايى خواهد بود.

6 - تهديد كافران به نزديك بودن بخشى از عذاب دنيوى وعده داده شده به آنان

ردف لكم بعض الذى تستعجلون

مراد از «الذى تستعجلون» مى تواند تنها عذاب دنيايى باشد. بنابراين «بعض الذى تستعجلون»; يعنى، بخشى از آن عذاب كه خواستار شتاب آن هستيد، در پى شما است.

1755- نزديكى كيفر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 90 - 10

10 ـ عذاب كيفر كافران و متخلفان از جنگ ، عذابى است قريب الوقوع و نه چندان دور .

سيصيب الذين كفروا منهم عذاب أليم

به كارگيرى حرف «سين» به جاى «سوف» مى تواند بيانگر برداشت فوق باشد.

1756- نزول عذاب بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 58 - 2

2 ـ نزول عذاب بر كافران و مشركان در اختيار پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيست.

قل لو أن عندى ما تستعجلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 29 - 8

8 - كافران ، در لحظه نزول حتمى عذاب استيصال ، اندك مهلتى نخواهند يافت .

يوم الفتح . .. و لا هم ينظرون

بنابراين احتمال كه مراد از «يوم الفتح»، روز نزول عذاب استيصال بر كافران باشد، نكته ياد شده قابل استفاده است.

1757- نشانه هاى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 48 - 1،2

1 ـ احزاب كفرپيشه و مستكبر داراى علامت و نشانهايى مخصوص به خود در قيامت

و نادى اصحب الاعراف رجالا يعرفونهم بسيمهم

2 ـ اصحاب اعراف در صحنه قيامت ، احزاب كفرپيشه و مستكبر را به وسيله علامتهايشان خواهند شناخت .

يعرفونهم بسيمهم

1758- نشانه هاى بهانه جويى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 54 - 1

1 - درخواست نزول نامه سرگشاده از سوى خداوند ، در تأييد رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بر درستى قرآن ، درخواستى نابجا و نشانه بهانه جويى كافران

بل يريد كلّ امرىء منهم أن يوتى صحفًا منشّرة . .. كلاّ إنّه تذكرة

كلمه «كلاّ»، تأكيد مطلبى است كه در آيه پيش (كلاّ بل لايخافون. ..) بيان شده است; يعنى، قرآن كريم تذكره است و اگر بنا بود كه كافران به سبب آن متذكر شوند، نزول قرآن به همين صورت براى پندآموزى آنان كافى بود. پس درخواست كافران مبنى بر نامه اختصاصى از جانبِ خداوند، بهانه اى بيش از سوى آنان نيست.

1759- نشانه هاى بى تأثيرى مكر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 42 - 5

5ـ نابودى كفرپيشگان توطئه گر در طول تاريخ ، نشانه بى اثر بودن مكر آنان در برابر برنامه هاى الهى است .

أولم يروا أنّا نأتى الأرض ننقصها . .. و قد مكر الذين من قبلهم فلله المكر جميعًا

1760- نشانه هاى بى عقلى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 6

6ـ اطلاع كافران از عاقبت شوم كفرپيشگان گذشته و عبرت نگرفتن از آنان ، مايه تعجب و شگفتى و نشانه بى خردى آنان است .

و يستعجلونك بالسيئة قبل الحسنة و قد خلت من قبلهم المثلـت

آيه شريفه در مقام تعجّب و بيان سخافت رأى و خرد كفرپيشگان است و جمله حاليه (و قد خلت . ..) به منزله دليل براى اثبات آن مى باشد. از اين رو بايد آنان از گرفتار شدن امتهاى كفرپيشه گذشته به عقوبتهاى الهى مطلع باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 50 - 4

4 - روى گردانى كافران از كلام بيداربخش و پندآموز قرآن ، ناشى از نابخردى و كوته فكرى آنان بود .

فما لهم عن التذكرة معرضين . كأنّهم حمر مستنفرة

1761- نشانه هاى بى منطقى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 14 - 14

14 - اعتماد كافران به استحكامات مادى و همبستگى هاى صورى و ناپايدار ، نشانه بى خردى آنان است .

لايقـتلونكم جميعًا إلاّ فى قرًى محصّنة . .. ذلك بأنّهم قوم لايعقلون

1762- نشانه هاى بى ياورى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 11 - 6

6- هلاكت جوامع كفرپيشه در گذشته تاريخ ، نشانى آشكار از بى ياورى كافران در قبال كيفر خداوند

دمّر اللّه عليهم . .. و أنّ الكـفرين لا مولى لهم

از ارتباط «دمّر اللّه عليهم. ..» با «مولى لهم»، مطلب بالا استفاده مى شود.

1763- نشانه هاى بيمارى قلب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 13

13 - مخالفت برخى از كافران با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناشى از بيماردلى و غرضورزى آنان بود .

و ليقول الذين فى قلوبهم مرض . .. ماذا أراد اللّه بهـذا مثلاً

1764- نشانه هاى جهل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 44 - 4

4 - چشمداشت خير و بركت از نمود هاى كيفر و عذاب الهى ، نشان جهل عميق كافران *

و إن يروا كسفًا . .. يقولوا سحاب مركوم

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «سحاب مركوم»، اشاره به بُعد خير آفرينى ابرها داشته باشد; يعنى، كورباطنى كافر به حدى است كه پاره هاى عذاب را ابرهاى رحمت مى پندارد.

1765- نشانه هاى ختم قلب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 47 - 6

6- متهم كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سحرشدگى ، نمودى از مستورى قلب كافران و ناتوانى آنان از درك حقايق است .

و جعلنا فى قلوبهم أكنّة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرًا و . .. إذ يقول الظـلمون إن

1766- نشانه هاى ذلت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 10 - 6

6- نابودى ديار كافران و هلاكت ايشان ، نمودى از ذلت آنان و پوچى فرجامشان *

فتعسًا لهم و أضلّ أعمـلهم . .. دمّر اللّه عليهم

بدان احتمال كه «دمّر اللّه عليهم» تفسير و بيان نمودى از «تعساً لهم» باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.

1767- نشانه هاى زيانكارى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 104 - 9

9- انجام تلاش هاى بى فرجام و دل خوش بودن به آنها ، نشانى از زيانكارى عميق كافران است .

الأخسرين أعمـلاً . الذين ضلّ سعيهم فى الحيوة الدنيا و هم يحسبون أنّهم يحسنون صنع

جمله حاليه «و هم يحسبون . ..» بيانِ علّت «أخسرين» بودن كافران است; زيرا، اين گمان كه انسان، آنچه را انجام داده، از نوع بهترين ها است، سبب مى شود كه هرگز به فكر جبران خسارت خويش برنيايد.

1768- نشانه هاى سفاهت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 50 - 4

4 - روى گردانى كافران از كلام بيداربخش و پندآموز قرآن ، ناشى از نابخردى و كوته فكرى آنان بود .

فما لهم عن التذكرة معرضين . كأنّهم حمر مستنفرة

1769- نشانه هاى شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 11

11ـ پيروزى نوح ( ع ) و يارانش بر مخالفان ، نشان و دليلى بر غلبه نهايى تقواپيشگان مقاوم و صبور ، بر كفرپيشگان است .

تلك من أنباء الغيب . .. فاصبر إن العـقبة للمتقين

1770- نشانه هاى عجز كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 18 - 4

4 - فرجام فرعونيان و قوم ثمود ، نشانگر حاكميت اراده خداوند و ناتوانى سپاه كفر از رويارويى با او است .

فعّال لما يريد . .. فرعون و ثمود

1771- نشانه هاى كوردلى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 102 - 7

7- روى گردانى از ولايت الهى و تمسك به ولايت غير خدايى ، نمودى از كوردلى كافران است .

كانت أعينهم فى غطاء . .. أفحسب الذين كفروا أن يتّخذوا

ارتباط محتوايى اين آيه با آيات قبل، خصوصاً با توجه به «فاء» در «أفحسب» چنين مى نمايد كه برگزيدن اوليا از سوى كافران، از نتايج كورى و كرى و فقدان شناخت آنان است.

1772- نشانه هاى كوردلى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 47 - 6

6 - ناباورى كافران عصر بعثت به عذاب الهى و به مسخره گرفتن آن ، نمودى از كوردلى ايشان

و لـكن تعمى القلوب التى فى الصدور . و يستعجلونك بالعذاب

1773- نشانه هاى گمراهى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 11

11 - خودپسندى و زيبا ديدن رفتار زشت خويش ، جلوه گمراهى كافران

أفمن زيّن له سوء عمله . .. فإنّ اللّه يضلّ من يشاء و يهدى من يشاء

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «فإنّ اللّه يضلّ. ..» در مقام تعليل براى «أفمن زيّن...» است; يعنى، از آن جايى كه آنان رفتار زشت خود را زيبا مى ديدند و به خود پسندى گرفتار آمدند; خداوند هر كسى را كه بخواهد ـ مانند اين دسته ـ گمراه خواهد ساخت.

1774- نظارت بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 84 - 8

8 - قرار داشتن كافران ، تحت نظارت و كنترل شديد از لحظه برانگيخته شدن تا هنگام محاكمه

فهم يوزعون . حتّى إذا جاءو قال أكذّبتم

از ارتباط دو آيه و واژه «حتّى» ـ كه نمايانگر غايت ـ است استفاده مى شود كه كنترل آنان، تا لحظه قرار گرفتن آنها در جايگاه محاكمه ادامه خواهد داشت.

1775- نظارت بر كيفر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 35 - 1

1 - مؤمنان ، در حالى كافران حاضر در صحنه قيامت را مسخره مى كنند كه خود بر تخت هاى تزيين يافته ، لميده و ناظر كيفر كافران اند .

على الأرائك ينظرون

«أريكة» (مفرد «أرائك») به تخت تزيين يافته اى گفته مى شود كه در خيمه يا خانه اى نهاده شده باشد. هم چنين به جايگاه آرميدن و لميدن ـ اعم از تخت، يا تخت عروس و يا تخت خواب ـ اطلاق مى شود (قاموس). متعلق «ينظرون» ـ به قرينه آيات قبل و بعد ـ وضعيت كافران است.

1776- نعمت هلاكت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 55 - 4

4 - نابودى ملت هاى كافر و ستم پيشه ، خود نعمتى الهى بر ساير انسان ها *

و أنّه أهلك . .. فبأىّ ءالاء ربّك تتمارى

در صورتى كه «آلاء» نظر به هلاكت قوم عاد، ثمود و. .. داشته و بر اين امور عنوان «آلاء» منطبق شده باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

1777- نعمتهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 14

14 - دعاى حضرت ابراهيم ( ع ) ( محروميت كافران مكه از نعمت هاى الهى ) ، مستجاب نشد .

قال و من كفر فأمتعه قليلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 24 - 3

3 - نعمت هاى كافران در دنيا ، هر چند به ظاهر زياد باشد ، ناچيز است .

و من كفر . .. نمتّعهم قليلاً

«قليلاً» ممكن است نسبى بوده و در رابطه با مجموعه امكانات دنيا و نيز آخرت و همين طور زوال پذير بودنش سنجيده شود. در اين صورت، اين معنا را مى رساند كه كافران، هر چند امكانات زيادى به دست آورند، ناچيز است.

1778- نعمتهاى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 8 - 5

5 - كافران ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به خاطر اظهار امكان بازآفرينى انسان ها در قيامت ، متهم به جنون مى كردند .

و قال الذين كفروا هل ندلّكم على رجل . .. أم به جنّة

1779- نفاق كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 23 - 2،5

2 - كافران ، تكذيب قرآن را ابزار رسيدن به اهدافى ساخته بودند كه آن را اظهار نمى كردند .

بل الذين كفروا يكذّبون . و اللّه أعلم بما يوعون

از مصاديق «مايوعون»، نيت ها و مقاصدى است كه كافران، تكذيب قرآن را وسيله رسيدن به آن مقاصد كرده بودند.

5 - تكذيب قرآن از سوى كافران ، ظاهرى بوده و به دروغ بودن آن باور نداشتند .

و اللّه أعلم بما يوعون

تقابل اين آيه با آيه قبل، بيانگر آن است كه گرچه كافران به زبان قرآن را تكذيب مى كردند; ولى خداوند بهتر مى داند كه در درون آنان از تكذيب قرآن خبرى نبود.

1780- نفرت اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 29 - 6

6 - اظهار تنفر و انزجار شديد كافران ، از عاملان گمراهى خويش در قيامت

قال الذين كفروا . .. نجعلهما تحت أقدامنا

1781- نفرين بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 8 - 1

1- كافران ، مورد نفرين خداوند و گرفتار ذلّت و خوارى

و الذين كفروا فتعسًا لهم

واژه «تعساً» (به معناى لغزيدن و به رو در افتادن) نشانگر ذلّت و خوارى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 9 - 1

1- ناخشنودى كافران از پيام وحى ، باعث حبط اعمال آنان و گرفتار آمدنشان به نفرين الهى

فتعساً لهم و أضلّ أعمـلهم . ذلك بأنّهم كرهوا ما أنزل اللّه

بنابراين كه «ذالك» اشاره به «فتعساً لهم و أضلّ أعمالهم» باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 10 - 1

1 - كافران حق ستيز و ياوه سرا ، مورد نفرين خداوند

قتل الخرّصون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 26 - 1،3،4

1 - درخواست نوح ( ع ) از درگاه پروردگار مبنى بر نابودى تمامى كافران و مشركان حق ناپذير عصر خود و قطع نسل آنان

و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا

واژه «ديّار»، همواره پس از نفى قرار مى گيرد و شامل همه انسان ها مى شود.

3 - كافران و بت پرستان حق ناپذير ، مستحق نفرين و نابودى اند .

و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا

4 - نفرين عليه كافران و بت پرستان حق ناپذير ـ پس از نااميدى از هدايت آنان ـ امرى پسنديده و روا

و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 28 - 17

17 - مؤمنان نمى توانند در برابر جامعه خويش بى تفاوت باشند ; بلكه بايد براى دوستان و همكيشان خود ، خيرخواه و نسبت به كافران و دشمنانِ اصلاح ناپذير ، آرزوى نابودى كنند .

ربّ اغفر لى . .. و للمؤمنين و المؤمنـت و لاتزد الظـلمين إلاّ تبارًا

برداشت ياد شده، از دعاى خير نوح(ع) براى مؤمنان و نفرين عليه كافران و دشمنان دعوتش، استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 17 - 1

1 - كافران ، مورد غضب و نفرين خداوند و مشمول شديدترين توبيخ هاى او هستند .

قتل الإنسـن ما أكفره

فعل ماضى (قتل الإنسان) براى نفرين بكار رفته است. مفاد نفرين هاى خداوند توبيخ و تهديد است; زيرا معناى حقيقى نفرين، درباره او قابل تصور نيست. «ال» در «الإنسان» ـ به قرينه «فلينظر الإنسان...» در آيات بعد ـ براى ماهيت است و جمله «ما أكفره» نشان مى دهد كه در نفرين «قتل الإنسان»، تنها كافران مد نظر مى باشند.

1782- نقش استحكامات كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 14 - 5

5 - اهل كفر و نفاق ، تنها متكى بر موانع و استحكامات فيزيكى و مادى در جنگ و نبرد

لايقـتلونكم جميعًا إلاّ فى قرًى محصّنة أو من وراء جدر

در صورتى كه فاعل در «لايقاتلونكم. ..» كافران و منافقان باشند، به دست مى آيد كه اهل كفر و نفاق، هيچ انگيزه معنوى براى حركت هاى خود ندارند و تنها اطمينان از استحكامات مادى است كه به آنان جرئت مبارزه مى دهد.

1783- نقش ثروت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 14 - 2

2 - در اختيار گرفتن ثروت و نيروى انسانى كافران حق ناپذير ، نمى تواند مجوز عدول مبلغان و رهبران جامعه اسلامى از مواضع عقيدتى خويش و سازش و مسامحه با آنان باشد .

و لاتطع . ..أن كان ذا مال و بنين

ترديدى نيست كه اجابت خواسته هاى كافران و يا سازش با آنان از سوى رهبران جامعه اسلامى، به جهت طمع شخصى نيست; بلكه براى در اختيار گرفتن ثروت و نيروى انسانى كافران و صرف آنها در جهت مصالح و منافع مسلمين است; ولى چون اين كار به قيمت عدول از مواضع اعتقادى و يا سازش با كافران است، جايز نمى باشد.

1784- نقش فرزندان كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 78 - 11

11- مال و اولاد كافران نيز ، عطاى الهى است .

أم اتّخذ عند الرحمن عهدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 80 - 4

4- امكانات مادى و مال و فرزند كافران ، آنان را از فقر و تنهايى در قيامت نجات نمى دهد .

و نرثه ما يقول و يأتينا فردًا

1785- نقش كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 188 - 3

3 - كيفر كافران و نوع ، زمان و مقدار آن در اختيار خداوند است ; نه به اقتراح كافران .

فأسقط علينا كسفًا . .. قال ربّى أعلم بما تعملون

تعبير «ربّى أعلم. ..» در پاسخ درخواست كافران، در بر دارنده اين معنااست كه چون خداوند از هر كس به اعمال بندگان داناتر است; پس تنها او است كه نوع، زمان و مقدار كيفر آنان را تعيين مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 6 - 9

9 - كافران و دنياطلبان ، از حزب شيطان اند .

فلاتغرنّكم الحيوة الدنيا . .. إنّ الشيطـن لكم عدوّ ... إنّما يدعوا حزبه

برداشت ياد شده به اين خاطر است كه آيه پيش، از فريفته شدن به دنيا برحذر داشته و آيه مورد بحث فريفته شدگان به دنيا را حزب شيطان خوانده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 60 - 4

4 - آخرت پر شرر كافران ، دستاورد خود ايشان است .

فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا . .. فويل للذين كفروا من يومهم

از انتساب «يوم» به ضميرى كه به كافران بازمى گردد، مطلب بالا استفاده مى شود.

1786- نقش كافران قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 27 - 8

8 - نگرانى و احساس خطر نوح ( ع ) ، درباره به خطر افتادن ايمان مؤمنان و نسل هاى آينده جامعه ، از سوى كافران حق ناپذير و گمراه گر قوم خود

إنّك إن تذرهم يضلّوا عبادك و لايلدوا إلاّ فاجرًا كفّارًا

1787- نقش كثرت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 14 - 2

2 - در اختيار گرفتن ثروت و نيروى انسانى كافران حق ناپذير ، نمى تواند مجوز عدول مبلغان و رهبران جامعه اسلامى از مواضع عقيدتى خويش و سازش و مسامحه با آنان باشد .

و لاتطع . ..أن كان ذا مال و بنين

ترديدى نيست كه اجابت خواسته هاى كافران و يا سازش با آنان از سوى رهبران جامعه اسلامى، به جهت طمع شخصى نيست; بلكه براى در اختيار گرفتن ثروت و نيروى انسانى كافران و صرف آنها در جهت مصالح و منافع مسلمين است; ولى چون اين كار به قيمت عدول از مواضع اعتقادى و يا سازش با كافران است، جايز نمى باشد.

1788- نقش مخالفت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 43 - 3

3 - مخالفت هاى كافران با پيام وحى و تأخير كيفر دنيايى آنان ، نبايستى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را در تبلغ دين سست گرداند .

فإمّا نذهبنّ . .. فاستمسك بالذى أُوحى إليك

از تفريع اين آيه بر آيات پيشين ـ كه مسأله اعراض كافران از وحى و كيفر آنان را مطرح كرده بود ـ مطلب ياد شده استفاده مى شود.

1789- نگاه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 1

1 - نگاه كافران به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نگاهى خشم آلود و كينه توزانه بود .

و إن يكاد الذين كفروا ليزلقونك بأبصـرهم

«زَلَق» (مرادف «ذلل») به معناى لغزيدن و سقوط كردن است و عبارت «ليزلقونك بأبصارهم» كنايه از اين است كه كافران،

با نگاه خشم گينانه و كينه توزانه، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى نگريستند; مانند آن كه گفته مى شود: فلان كس آن چنان به من نگاه مى كند، كه گويا مى خواهد مرا با نگاهش بخورد و يا بكشد; يعنى، اگر براى او ممكن باشد كه با نگاهش مرا بخورد و يا بكشد، چنين خواهد كرد.

1790- نگرانى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 13

13- كافران پس از مرگ ، به حقايقى دست مى يابند و از اعمال گذشته خود نگران مى شوند .

الكـفرين . الذين تتوفّـهم الملـئكة ظالمى أنفسهم ... ما كنّا نعمل من سوء

از اينكه كافران پس از مرگ، بى آنكه حرفى زده شود، به دفاع از خود مى پردازند و منكر كارهاى زشت خود مى شوند، به دست مى آيد كه آنان به چيزهايى از جمله به وضعيت بد خود و اينكه كردارشان باعث گرفتار شدن آنان به عذاب مى شود، دست مى يابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 7 - 1

1 - آثار ذلت و نگرانى ، نمايان در چشم كافران ، به هنگام خروج از قبر ها در رستاخيز

خشّعًا أبصـرهم يخرجون من الأجداث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 11 - 1

1 - در عرصه قيامت ، هيچ راه فرار از نگرانى ها و سختى ها ، براى كافران وجود ندارد .

يقول الإنسـن يومئذ أين المفرّ . كلاّ

1791- نگرانى از فرجام شوم كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 26 - 12

12ـ نوح ( ع ) ، پيامبرى دلسوز براى مردم و نگران آينده اى ناگوار براى مشركان و كافران قوم خويش بود .

إنى أخاف عليكم

1792- نگرانى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 39

39كافران ، آرزومند ضعف و وابستگى امت اسلامى و نگران از قدرت و استقلال آنان

كزرع أخرج . .. ليغيظ بهم الكفّار

1793- نوح(ع) و نجات كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 40 - 13

13ـ خداوند ، نوح ( ع ) را از سوار كردن كفرپيشگان خانواده اش بر كشتى نجات ، منع كرد .

احمل فيها . .. أهلك إلاّ من سبق عليه القول

1794- نهى از دوستى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 1 - 8

8 - نهى خداوند از دوستى اهل ايمان با كافران كه باعث خروج ناخواسته پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از سرزمينشان ( مكه ) شده بودند .

لاتتّخذوا . .. يخرجون الرسول و إيّاكم أن تؤمنوا باللّه

1795- نهى از شفاعت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 37 - 11

11ـ خداوند ، نوح ( ع ) را از شفاعت درباره كفرپيشگان و درخواست رهايى آنان از عذاب ، برحذر داشت .

و لاتخـطبنى فى الذين ظلموا إنهم مغرقون

مراد از «لاتخاطبنى . ..» (درباره ستمگران با من سخن مگو) به دليل جمله بعد (زيرا غرق شدن براى آنان حتمى است) درخواست برطرف شدن عذاب و نجات از طوفان آب است.

1796- نيات كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 23 - 19

19 - هشدار خداوند به كافران ، درباره نيات ناشايست آنان در انتخاب و پافشارى بر كفر

قالوا بل نتّبع ما وجدنا عليه ءاباءنا . .. إنّ اللّه عليم بذات الصدور

«عليم بذات الصدور» در حقيقت، مى تواند هشدارى باشد به آنان كه حقايقى را در درون دل خود مخفى مى دارند، ولى در

ظاهر، با تعابيرى مانند «نتّبع ما وجدنا. ..» آن را توجيه مى كنند.

1797- ورود كافران به جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 1

1 ـ خداوند در روز قيامت كافران را فرمان مى دهد تا در آتش درآيند و به جمع دوزخيان بپيوندند.

قال ادخلوا فى أمم . .. فى النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 29 - 1،2،3

1- فرمان خداوند به كافران ، براى وارد شدن به جهنّم پس از مرگ آنان

الكـفرين . الذين تتوفّـهم الملـئكة ... فادخلوا أبوب جهنّم

«فا» در «فادخلوا» عاطفه است و مسبب را بر سبب (توفى) عطف داده است.

2- آگاهى خداوند از اعمال زشت كافران ، عامل فرمان او به آنها براى ورود به جهنّم

الكـفرين . .. إن الله عليم بما كنتم تعملون. فادخلوا أبوب جهنّم

«فا» در «فادخلوا» عاطفه است و مسبب را بر سبب (علم خدا) عطف كرده است. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: حال كه خداوند چنين آگاهى از كردار شما دارد، پس وارد جهنم شويد.

3- كافران ، از در هاى مختلفى وارد جهنّم مى شوند .

الكـفرين . .. فادخلوا أبوب جهنّم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 64 - 1

1 - فرمان تحقيرآميز خداوند در قيامت به مجرمان و كافران براى رفتن به دوزخ

هـذه جهنّم . .. اصلوها اليوم

امر «اصلوها» براى تحقير و اهانت است.

1798- ورود كافران به مسجد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 114 - 14،15،16

14 - كفرپيشگان ، حق حضور در مساجد را ندارند .

أولئك ما كان لهم أن يدخلوها

15 - كفرپيشگان ، در صورت حضور در مساجد ، مجرم اند و بايد به دست مسلمانان عقوبت شوند .

أولئك ما كان لهم أن يدخلوها إلا خائفين

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «إلا خائفين» استثنا از عدم ورود به مساجد باشد، نه از عدم جواز ورود. بر اين مبنا،

جمله «ما كان لهم ...» بيانگر اين معناست كه: كافران حق ندارند به مساجد وارد شوند و در صورت تخلف، بايد عقوبت شوند; زيرا ترس كافران از ورود به مساجد، در صورتى است كه بدانند ورودشان در پى دارنده مجازات است.

16 - كفرپيشگانى كه در سيطره حكومت اسلامى به سر مى برند ، حق ورود به مساجد دارند .

أولئك ما كان لهم أن يدخلوها إلا خائفين

برداشت فوق، بر اين اساس است كه «إلا خائفين» استثنا از عدم جواز ورود باشد; يعنى، كافران نبايد داخل مسجد شوند، مگر آن گاه كه از مسلمانان هراسان باشند و در آن صورت ورودشان به مساجد جايز است. اين معنا شامل كفرپيشگانى مى شود كه در سيطره حكومت اسلامى به سر مى برند.

1799- وسوسه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 83 - 1

1- كافران ، گرفتار در دام تحريكات و وسوسه هاى شياطين

أرسلنا الشيـطين على الكـفرين تؤزّهم

«أزّ» به معناى تهييج و برانگيختن است و «تؤزّهم»; يعنى، شياطين، كافران را به سوى گمراهى و انحراف بيشتر سوق داده و تحريك مى كنند.

1800- وعده به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 63 - 2،3

2 - جهنم ، وعده الهى به مجرمان و كافران است .

هـذه جهنّم الّتى كنتم توعدون

3 - به دوزخ رفتن كافران و مجرمان ، وعده اى كه پيوسته به آنان در دنيا ابلاغ شده است .

هـذه جهنّم الّتى كنتم توعدون

آمدن فعل مضارع ـ به ويژه با فعل «كنتم» ـ نشانگر استمرار و پيوستگى اين وعده الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 24 - 4

4 - عذاب اخروى و شكست دنيوى ، وعده الهى به كافران حق ناپذير

حتّى إذا رأوا ما يوعدون فسيعلمون من أضعف ناصرًا و أقلّ عددًا

1801- وعده خدا به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 25 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نسبت به دور و نزديك بودن تحقق وعده هاى الهى به كافران آگاه نبود .

قل إن أدرى أقريب ما توعدون أم يجعل له ربّى أمدًا

«أمَد» در اصل به معناى غايب و منتهاى شىء است و در اين آيه مقصود از آن ـ به قرينه «قريب» ـ مدت طولانى است.

1802- وعده شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 4

4 - شكست كافران و پايان داده شدن به سلطه آنان و پيروزى مؤمنان داراى عمل صالح ، با در دست گرفتن اداره سرنوشت بشر در زمين ، وعده أكيد خداوند

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصـلحـت ليستخلفنّهم فى الأرض

1803- وعده شكست كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 38 - 1

1- هلاكت و شكست كافران مكه و پيروزى مؤمنان ، وعده الهى

سأُوريكم ءايـتى . .. و يقولون متى هـذا الوعد

برداشت يادشده مبتنى براين است كه مقصود از «وعد» دراين آيه، غلبه مؤمنان و شكست كافران باشد.

1804- وعده عذاب به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 19 - 13

13- آفرينش آسمان ها و زمين ( عالم آفرينش ) ، دليل قدرتمندى خداوند بر تحقق وعده عذاب كافران و حبط عمل نيكشان

من ورائه جهنّم . .. مثل الذين كفروا بربّهم أعمـلهم كرماد اشتدّت به الريح ... ألم

1805- وعده عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 82 - 5

5 - آينده بشر ، شاهد نزول عذاب قهر الهى بر كافران

و إذا وقع القول عليهم

مفسران، كلمه «القول» را كنايه از عذاب گرفته اند.

1806- وعده كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 7

7 ـ وعده دروغين برخى كفار مبنى بر اصلاح خويش و تكذيب نكردن آيات الهى در صورت بازگشت به دنيا

فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب . .. و إنهم لكذبون

1807- وعده كيفر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 12 - 6

6 - وعده رويارويى قهرآميز و سريع خداوند با كافران و گرفتار ساختن آنان در قبضه قدرت خود ، مايه آرامش و تسلاّى خاطر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

إنّ بطش ربّك لشديد

خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به هنگام بيان مؤاخذه كافران، بيانگر تأثير مثبت اين خبر در روحيه آن حضرت و پيروان ايشان است.

1808- وعده مقابله به مثل به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 17 - 3

3 - وعده خداوند بر مقابله به مثل با مكر كافران ، كافى براى شتاب نورزيدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد درخواست كيفر براى آنان

و أكيد كيدًا . فمهّل

برداشت ياد شده، از حرف «فاء» در «فمهّل» استفاده شده است; يعنى، حال كه از مكر خداوند درباره كافران آگاه شدى، با خاطرى آسوده به كافران فرصت ده; زيرا آنان هر چند در هر فرصت به مكر خود ادامه دهند، ولى مكر آنان مقهور مكر خداوند است.

1809- وعده هلاكت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 3

3 - خداوند ، شكست و هلاكت كافران و مشركان حاكم و جايگزين آنان شدن را ، به مؤمنان نيكوكار صدراسلام ، وعده كرده

است .

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصـلحـت ليستخلفنّهم فى الأرض

1810- وعده هلاكت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 38 - 1

1- هلاكت و شكست كافران مكه و پيروزى مؤمنان ، وعده الهى

سأُوريكم ءايـتى . .. و يقولون متى هـذا الوعد

برداشت يادشده مبتنى براين است كه مقصود از «وعد» دراين آيه، غلبه مؤمنان و شكست كافران باشد.

1811- وعيد به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 40 - 12

12ـ عذاب هاى وعده داده شده به كفرپيشگان ، قانونمند و داراى حساب و كتاب تعيين شده و مشخص

و عنده أمّ الكتـب . .. و علينا الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 32 - 1

1 - وعده بهشت به متقين ، همپاى تهديد كافران به جهنم

يوم نقول لجهنّم . .. و أُزلفت الجنّة للمتّقين ... هـذا ما توعدون

1812- وقت انتقام از كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 16 - 2

2- انتقام اصلى خداوند از كفر پيشگان ، موكول به روز قيامت

يوم نبطش البطشة الكبرى إنّا منتقمون

1813- وقت ايمان كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 18 - 1

1- توبيخ كافران از سوى خداوند به خاطر عدم گرايش به ايمان ، مگر با فرارسيدن قيامت

فهل ينظرون إلاّ الساعة أن تأتيهم

1814- وقت شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 26 - 2

2 - زمان نزول عذاب ، شكست كافران و برپايى قيامت ، از امور غيبى و تنها در اختيار خداوند است .

حتّى اذا اوا ما يوعدون. ..اقريب ما توعدون... علم الغيب

تعريف «الغيب» براى استغراق است; يعنى، تمامى امور و حقايق غيبى و «عالم الغيب» خبر براى مبتداى محذوف (هو) است. تعريف مسند و مسنداليه، مفيد قصر مى باشد; يعنى، تنها خداوند عالم به امور غيبى است. گفتنى است از مصاديق مورد نظر در امور غيبى ـ به قرينه آيات پيشين ـ مسأله برپايى قيامت، شكست كافران و نزول عذاب بر آنان است.

1815- وقت شكست كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 111 - 1

1- آزمايش كافران و مشركان حق ناپذير صدراسلام ، فلسفه به تأخير افتادن عذاب آنان و نامعلوم بودن زمان شكست آنها است .

و إن أدرى لعلّه فتنة لكم

ضمير «لعلّه» به نكته اى برمى گردد كه از دو آيه قبل استفاده مى شود. آن نكته، مسأله تأخير عذاب كافران و مشركان و يا نامعلوم بودن زمان شكست آنان و پيروزى مسلمين است.

1816- وقت عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 12،13

12- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آگاه نبودن خود از زمان دقيق وقوع عذاب الهى بر مشركان و كافران لجوج و پيروزى قطعى مسلمانان بر آنان را به مردم اعلام كرد .

و إن أدرى أقريب أم بعيد ماتوعدون

«إن» در «إن أدرى» نافيه است.

13- محدوديت علم پيامبر (صلی الله علیه و آله) نسبت به زمان وقوع عذاب بر مشركان و كافران حق ناپذير و زمان دقيق پيروزى قطعى مسلمانان بر آنان

إن أدرى أقريب أم بعيد ماتوعدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 53 - 5،10

5 - عذاب هاى تعيين شده از سوى خداوند براى كافران ، داراى اجل و وقت معينى است .

و لولا أجل مسمّى لجاءهم العذاب

10 - عذاب كافران در موعد مقرر ، به صورت ناگهانى ، آنان را فراخواهد گرفت .

و ليأتينّهم بغتة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 54 - 7

7 - كافران ، اگر به خاطر اجل تعيين شده در دنيا ، گرفتار عذاب نشوند ، عذاب اخروى شان قطعى است .

و يستعجلونك بالعذاب و لولا أجل مسمّى لجاءهم العذاب . .. يستعجلونك بالعذاب و إنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 26 - 2

2 - زمان نزول عذاب ، شكست كافران و برپايى قيامت ، از امور غيبى و تنها در اختيار خداوند است .

حتّى اذا اوا ما يوعدون. ..اقريب ما توعدون... علم الغيب

تعريف «الغيب» براى استغراق است; يعنى، تمامى امور و حقايق غيبى و «عالم الغيب» خبر براى مبتداى محذوف (هو) است. تعريف مسند و مسنداليه، مفيد قصر مى باشد; يعنى، تنها خداوند عالم به امور غيبى است. گفتنى است از مصاديق مورد نظر در امور غيبى ـ به قرينه آيات پيشين ـ مسأله برپايى قيامت، شكست كافران و نزول عذاب بر آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 27 - 3

3 - امكان آگاهى رسولان الهى از زمان برپايى قيامت و نزول عذاب بر كافران ، به وسيله وحى و الهام خداوند

قل إن أدرى أقريب ما توعدون . .. إلاّ من ارتضى من رسول

1817- ولايت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 28 -

1،8،9،11،13،15،16،19

1 ـ با اعتقاد به قدرت مطلقه الهى ، مجالى براى پذيرش ولايت كافران از سوى مؤمنان نمى باشد .

قل اللّهم مالك الملك . .. لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء

گويا آيه مورد بحث، نتيجه اعتقاد به مضمون آيه «قل اللّهم . .. » است.

8 ـ كسى كه ولايت كافران را بپذيرد ، خداوند او را به خود وامى گذارد .

و من يفعل ذلك فليس من اللّه فى شىء

9 ـ متضاد بودن پذيرش ولايت خداوند با پذيرش ولايت كفار

و من يفعل ذلك فليس من اللّه فى شىء

11 ـ حاكميّت و سرپرستى كافران بر امور مؤمنان ، زمينه انحطاط و بى ارزشى مؤمنان در پيشگاه خدا

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اوليا ء . .. و من يفعل ذلك فليس من اللّه فى شىء

خروج از ولايت خدا، مستلزم انحطاط است.

13 ـ پذيرش سرپرستى كافران ، جز در اضطرار و تقيّه ، جايز نيست .

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. الاّ ان تتقوا منهم تقية

بنابراينكه ولايت به معناى سرپرستى باشد.

15 ـ تحذير و هشدار مؤكد خداوند ، نسبت به مؤمنانى كه پذيراى ولايت و سرپرستى كافران شده اند .

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. و يحذّركم اللّه نفسه و الى اللّه المصير

16 ـ ترس از خداوند ، موجب پرهيز از پذيرش ولايت كافران

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. و يحذّركم الله نفسه

19 ـ توجه انسان به بازگشت به خدا و اعتقاد به آن ، عامل مقاومت در برابر ولايت كافران

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. و الى اللّه المصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 29 - 6،13

6 ـ روابط پنهانى با كافران و برگزيدن ولايت آنان ، از حيطه علم الهى خارج نيست .

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين . .. قل ان تخفوا ما فى صدوركم ... يعلمه اللّه

13 ـ تهديد خداوند نسبت به كسانى كه ولايت كافران را بدون تقيه بپذيرند .

لا يتّخذ . .. قل ان تخفوا ... يعلمه اللّه ... و اللّه على كل شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 150 - 2،3،4،7

2 ـ اطاعت از كفرپيشگان ، نشانه پذيرش ولايت و سرپرستى آنان

ان تطيعوا الّذين كفروا . .. بل اللّه موليكم

كلمه «بل» براى اضراب و نفى ولايت غير خداوند است و چون در آيه قبل سخن از ولايت و پذيرش آن نيامده كه با «بل» آن را نفى كند، معلوم مى شود كه همان اطاعت از كافران، در حقيقت پذيرش ولايت آنان است.

3 ـ ناشايستگى كافران براى ولايت و سرپرستى و يارى جامعه ايمانى

ان تطيعوا الّذين كفروا . .. بل اللّه موليكم و هو خير النّاصرين

4 ـ ضرورت پرهيز جامعه ايمانى از پذيرش ولايت كفرپيشگان و يارى جويى از آنان

ان تطيعوا الّذين كفروا . .. بل اللّه موليكم و هو خير النّاصرين

از جمله «بل اللّه موليكم»، انحصار ولايت به خداوند استفاده مى شود و مفهوم آن برحذرداشتن مسلمانان از پذيرش ولايت غير خداوند است كه از مصاديق مورد نظر به قرينه آيه قبل، ولايت و سرپرستى كافران است.

7 ـ پذيرش ولايت الهى و عقيده به خدا به عنوان بهترين ياور ، مانع اطاعت از كافران و پذيرش ولايت آنان

ان تطيعوا الّذين . .. بل اللّه موليكم و هو خير النّاصرين

چون معمولا اطاعت آدمى از كسى براى جلب يارى اوست، قرآن با بيان اينكه خداوند تنها سرپرست و بهترين ياور است به مؤمنان مى فهماند كه با يارى خداوند هيچ نيازى به يارى كافران نخواهيد داشت تا مجبور شويد از آنان تبعيّت كنيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 139 - 4،7

4 ـ عدم جواز پذيرش ولايت و سرپرستى كفار

الذين يتّخذون الكفرين أولياء من دون المؤمنين

در برداشت فوق، «ولىّ»، به معناى سرپرست گرفته شده است.

7 ـ دستيابى به عزت و شكوه ، هدف منافقان در پذيرش ولايت كافران و طرح دوستى با آنان

الذين يتّخذون الكفرين أولياء . .. أيبتغون عندهم العزّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 3

3 ـ گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، پذيراى دوستى و ولايت كفار ، در عين نهى خداوند حتى از همنشينى با آنها

الذين يتّخذون الكفرين أولياء . .. يكفر بها و يستهزأ بها فلاتقعدوا معهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 144 - 2،3،8،9

2 ـ كافران ، فاقد صلاحيت سرپرستى و حق ولايت بر مؤمنان

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الكفرين أولياء

3 ـ ايمان به خداوند ، ناسازگار با پذيرش دوستى و سرپرستى كافران

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا الكفرين أولياء من دون المؤمنين

8 ـ مؤمنان با پذيرش ولايت كافران ، حجت روشن خداوند را عليه خويش فراهم مى كنند .

يأيها الذين ءامنوا لاتتخذوا . .. أتريدون أن تجعلوا اللّه عليكم سلطناً مبيناً

9 ـ هشدار و تهديد خداوند به پذيرندگان ولايت كافران و دوستى آنان

لاتتخذوا الكفرين أولياء . .. أتريدون أن تجعلوا اللّه عليكم سلطناً مبيناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 55 - 10

10 ـ ناسازگارى پذيرش ولايت خدا با پذيرش ولايت يهوديان ، نصارا و ديگر كافران

و من يتولهم منكم فانه منهم . .. انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 80 - 5

5 ـ حرمت دوستى با كافران و پذيرش ولايت آنان

ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا لبئس ما قدمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 81 - 5

5 ـ ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و كتب آسمانى راه رسيدن به استقلال و رهايى از يوغ بندگى كافران

و لو كانوا يؤمنون . .. ما اتخذوهم أولياء

برداشت فوق بر اين مبناست كه ولى به معناى سرپرست باشد.

1818- ويژگى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 5

5 ـ تقويت طاغوت ، از ويژگى هاى كافران

و الّذين كفروا يقاتلون فى سبيل الطّاغوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 122 - 13

13 ـ رضايت از عملكرد خويش، از ويژگيهاى كافران است.

كذلك زين للكفرين ما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 1

1 ـ تبديل دين خدا به مجموعه اى از امور واهى و بازدارنده از سعادت و كمال ، ويژگى كفرپيشگان

حرمهما على الكفرين. الذين اتخذوا دينهم لهواً و لعباً

الف: مراد از «دينهم» دين الهى است و اضافه آن به مردم اشاره به اين حقيقت دارد كه منفعت برنامه هاى دينى و قوانين شريعتهاى الهى به خود انسانها مى رسد. ب: «اتخذوا» از افعال تصيير است. يعنى: بدلوا دين اللّه لهوا و لعبا. و تبديل دين خدا به لهو و لعب به اين است كه پيرايه هايى را بر دين ببندند تا دين مجموعه اى از لهو و لعب جلوه كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 185 - 6

6 ـ كفرپيشگان به خاطر تفكر نكردن در جنبه ملكوتى موجودات براى پى بردن به معارف الهى ( تــوحيد ، قيامت و . . . ) سزاوار سرزنش هستند .

أو لم ينظروا فى ملكوت السموت و الأرض و ما خلق اللّه من شىء

استفهام در جمله «أو لم ينظروا . .. » انكار توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 3 - 2،3

2- كافران ، همواره درصدد جلوگيرى از راه خدا و در پى ممانعت از گسترش تعاليم الهى هستند .

للكـفرين . .. الذين ... و يصدّون عن سبيل الله

3- كافران ، همواره در پى كج جلوه دادن راه و تعاليم الهى هستند .

للكـفرين . .. الذين ... و يصدّون عن سبيل الله و يبغونها عوجًا

ويژگيهاى استهزاهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 30 - 1

1 - گناه پيشگان كافر ، با چشمك زدن و اشاره به يكديگر ، هنگام عبور بر مؤمنان نيكوكار ، به عيب جويى از آنان مى پردازند .

و إذا مرّوا بهم يتغامزون

«غمز»; يعنى، عيب جويى از ديگران با پلك زدن و اشاره دست (مفردات راغب). ضمير «مرّوا» به مجرمان برمى گردد. برخى احتمال داده اند كه ضمير به مؤمنان برگردد و مراد اين باشد كه هنگام عبور مؤمنان بر كافران، آنان با چشمك زدن و علامت دادن به يكديگر به عيب جويى از مؤمنان مى پردازند.

1819- ويژگيهاى بعث كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 43 - 1

1 - كافران حق ستيز در قيامت ، از گور هاى خود با سرعت بيرون آمده ، به نقطه اى مشخص خواهند رفت .

يوم يخرجون من الأجداث سراعًا كأنّهم إلى نصب يوفضون

«أجداث» (جمع «جدث») به معناى قبرها است.

1820- ويژگيهاى حشر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 34 - 2

2 ـ كافران مخالف قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قيامت ، در اوج ذلت و خوارى محشور خواهند شد .

الذين يحشرون على وجوههم إلى جهنّم

محشور شدن كافران، در حالى كه به رو افتاده و به سوى جهنم سوق داده مى شوند، حاكى از برخورد تحقيرآميز با آنان است.

1821- ويژگيهاى قبض روح كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 2 - 6

6 - [ فى المجمع ] فى قوله تعالى « و الناشطات نشطاً » إنّ ها الملائكة تنشط أرواح الكفّار بين الجلد و الأظفار حتّى تخرج ها من أجوافهم بالكرب و الغمّ عن على ( عليه السلام ) ;

در مجمع البيان درباره قول خداى تعالى «الناشطات نشطاً» از امام على(ع) نقل شده است: «ناشطات» فرشتگانى اند كه

جان هاى كافران را (از ساير اعضا) در ميان پوست و ناخن هايشان جمع مى كنند تا همراه با سختى و غصّه از درون شان بيرون آوردند».

1822- ويژگيهاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 171 - 1،2،3،4،6

1 - مَثَل كفرپيشگان ، مَثَل حيوانى است كه از درك شنيده ها ناتوان است .

و مثل الذين كفروا كمثل الذى ينعق بما لايسمع

«نعق» (مصدر ينعق) به معناى: نهيب چوپان بر گوسفندان و امر و نهى اوست و مراد از «ما لايسمع» گوسفند و مانند آن مى باشد. به گفته مفسران در آيه شريفه، كافران لجوج به گوسفندان و دعوت كنندگان به معارف دين به چوپان تشبيه شده اند. بر اين مبنا بخشى از مشبه ذكر نشده و تقدير كلام چنين است: مثل الذين كفروا و الذى يدعوهم الى الأيمان كمثل الذى ... .

2 - كفرپيشگان از دعوت پيامبران جز فرياد و سر و صدا ، چيز ديگرى در نمى يابند .

و مثل الذين كفروا كمثل الذى ينعق بما لايسمع إلا دعاءً و نداءً

بر اساس توضيح برداشت قبل، معناى جمله «مثل الذين كفروا . .. إلا دعاءً و نداءً» چنين مى شود: مَثَل كافران در ارتباط با دعوت كنندگان به ايمان مَثَل گوسفندان و چوپان آنهاست; همان گونه كه گوسفندان از سخن و امر و نهى چوپان چيزى جز فرياد نمى فهمند، كافران نيز از دعوت پيامبران حقيقتى را درك نمى كنند.

3 - كافران به قرآن از حق شنوى ، حق گويى و حق بينى ، ناتوانند .

و مثل الذين كفروا . .. صم بكم عمى

«صم» و «بكم» و «عمى» به ترتيب: جمع أصم (كر) و أبكم (لال) و أعمى (كور) مى باشند. به نظر مى رسد متعلق «كفروا» به قرينه آيه قبل «ما أنزل اللّه» باشد، يعنى: مثل الذين كفروا بما أنزل اللّه.

4 - ناتوانى كفرپيشگان از ديدن و شنيدن حقايق دينى و بازگويى آنها ، ايشان را از درك معارف دين و حقايق قرآن ، محروم كرده است .

صم بكم عمى فهم لايعقلون

مفعول «لايعقلون» معارف الهى و حقايق قرآن (ما أنزل اللّه) است.

6 - كفرپيشگان بر اثر ترك پرسش و جستجو از حقايق و معارف دين ، از درك آنها ناتوان و محرومند .

بكم . .. فهم لايعقلون

تفريع جمله «فهم لايعقلون» بر لال بودن كفرپيشگان مى تواند اشاره به اين باشد كه: از ابزار شناخت حقيقت، جستجوى آن با پرسش و تحقيق است و كفرپيشگان از اين ابزار محرومند; يعنى، در پى يافتن حقيقت نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 8 - 9

9ـ كفرپيشگان ، عذاب هاى موعود از ناحيه پيامبران را همواره به استهزا و تمسخر مى گيرند .

و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 87 - 11

11ـ تنها كفرپيشگان به يارى خدا اميد ندارند و از رحمت او مأيوسند .

لاياْيئس من روح الله إلاّ القوم الكـفرون

مراد از «كافرون» در آيه شريفه ، منكران قدرت خدا و رحمت آفرينى او و آگاهيش به نياز بندگان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 105 - 3

3ـ كفرپيشگان ، در آيات و نشانه هاى توحيد تأمل نمى كنند و دلالت آنها را بر توحيد درنمى يابند .

يمرون عليها و هم عنها معرضون

«اعراض» (مصدر معرضون) به معناى روى گرداندن است و روى گرداندن از نشانه هاى توحيد به معناى تأمل نكردن در آنها و درك نكردن دلالتشان بر يكتايى خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 1

1- كافران ، كسانى اند كه با كفر خود ، به خويش ستم مى كنند .

الكـفرين . الذين تتوفّـهم الملـئكة ظالمى أنفسهم

«الذين» صفت «الكافرين» و «ظالمى» حال براى آن است. مراد از «ظالمى أنفسهم» به قرينه لفظ «الكافرين» ظلم كنندگان به خود با انتخاب كفر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 101 - 1،2

1- بارزترين ويژگى كافران ، محجوب بودن آنان از ديدن و درك آيات الهى است .

الذين كانت أعينهم فى غطاء عن ذكرى

مراد از ديدن ذكر خدا، مشاهده و درك آيات و نشانه هايى است كه مايه ياد خداوند هستند (گفتن مسبّب و اراده سبب) و مفاد آيه، اين است كه مشاهده آيات خداوند، كافران را به ياد او نمى افكند، گويا پوششى بر چشم هاى آنان است كه ديدن آن آيات، بر ايشان مقدور نيست.

2- محجوب بودن دل از ياد خدا ، از بارزترين خصلت هاى كافران است .

الذين كانت أعينهم فى غطاء عن ذكرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 10 - 7

7 - بى مبالاتى در سوگند ياد كردن و فرومايگى ، از ويژگى هاى كافران تكذيب كننده رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

فلاتطع المكذّبين . .. حلاّف مهين

صفت «حلاّف مهين» و ديگر اوصافى كه در آيات بعد ذكر مى شود، مربوط به كافرانى است كه رسالت پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) را تكذيب مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 11 - 7

7 - عيب جويى و سخن چينى ، از ويژگى هاى كافران تكذيب كننده رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

فلاتطع المكذّبين . .. همّاز مشّاء بنميم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 12 - 10

10 - تجاوزگرى ، گناه پيشگى و مانع خير شدن ، از خصوصيات كافران تكذيب كننده رسالت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و لاتطع المكذّبين . .. منّاع للخير معتد أثيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 42 - 4

4 - پوچى و بى هدفى در زندگى ، از ويژگى هاى كافران

فذرهم يخوضوا و يلعبوا

1823- ويژگيهاى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 14 - 3

3 - كافران تكذيب گر ، در صدراسلام از قشر ثروتمند و پرفرزند و نفرات بودند .

أن كان ذا مال و بنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 49 - 1

1 - كافرانِ مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صدراسلام ، مردمى پندناپذير و لجوج بودند .

فما لهم عن التذكرة معرضين

1824- هدايت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 20 - 10

10 ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نگران رويگردانى كافران ، از تسليم در برابر خدا ( هدايت )

و ان تولّوا فانّما عليك البلاغ

از منحصر كردن وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به تبليغ پيام الهى چنين برمى آيد كه گويا پيامبر (صلی الله علیه و آله) علاوه بر ابلاغ پيام، خود را موظف مى دانست كه مردم را در برابر خداوند، تسليم كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 88 - 11

11- دلسوزى شديد و خودخورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى هدايت كافران و مشركان

لاتمدّنّ عينيك . .. و لاتحزن عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 37 - 5

5- هم نشينى و مصاحبت با كافران به منظور بحث ارشادى و هدايت آنان ، بلامانع است .

قال له صاحبه وهو يحاوره أكفرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 39 - 6

6- محبت پروردگار به هدايت آدميان ، حتى كافران

لو يعلم الذين كفروا . .. و لا هم ينصرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «لو» براى تمنّى باشد و جواب «لو» ـ به قرينه آيه قبل (و يقولون متى هـذا الوعد)ـ «فلايقولون متى هـذا الوعد» خواهد بود ;يعنى، اى كاش مى دانستند كه زمان عذاب و كيفيت آن چگونه است كه در اين صورت هرگز نمى گفتند چرا عذاب الهى نمى آيد. گفتنى است كه در هر آرزويى، علاقه مندى نهفته است و آرزوى خداوند به دانستن كافران، براى هدايت آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 53 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در هدايت كافران ، بسيار جدى بود .

و ما أنت بهـد العمى عن ضلـلتهم

جمله اسمى «ما أنت بهاد العمى» (كار تو، هدايت كافران حق ناپذير نيست) حاكى از اين است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى هدايت كافران، تلاش فراوانى داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 23 - 14

14 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هدايت كافران ، علاقه مند بود .

و من كفر فلايحزنك كفره إلينا مرجعهم

فراز «إلينا مرجعهم» پس از توصيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به اجتناب از اندوه به خاطر كفر كافران، براى تسلى دادن به آن حضرت است. چنين فرمانى، گوياى آن است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) علاقه شديدى به هدايت آنان داشته و به خاطر آن اندوهگين هم مى شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 54 - 1

1 - سلب مسؤوليت از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در مورد تبليغ و هدايت كافران طغيانگر

بل هم قوم طاغون . فتولّ عنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 10 - 5

5 - تقويت ايمان مؤمنان ، داراى اهميتى افزون تر از پافشارى بر هدايت معاندان و كافران پندناپذير

فأنت له تصدّى . .. فأنت عنه تلهّى

از مجموع اين بخش از آيات، استفاده مى شود كه اصرار بر ارشاد كافران، گرچه كارى پسنديده است; ولى هرگاه در تعارض با تقويت ايمان مسلمانى قرار گيرد، بايد آن را رها كرد.

1825- هدايت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 6 - 5

5 - عثمان بن عفان ، از حاضران مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ماجراى ابن ام مكتوم و ارشاد كننده كافران مكه در عصر بعثت *

أمّا من استغنى . فأنت له تصدّى

در شأن نزول آيه شريفه از تفسير قمى نقل شده كه فرد مورد نظر از ضمير خطاب در «أنت له تصدّى»، عثمان بوده است. او در صدد مسلمان ساختن حاضران مجلس ـ كه از چهره هاى برجسته قريش بودند ـ برآمده بود.

1826- هدايت ناپذيرى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 6

6 ـ مسخ شدن قلب و ادراك كافران مايه ايمان نياوردن ايشان، حتى با ديدن روشنترين معجزات است.

و نقلب أفئدتهم و أبصرهم . .. و لو أننا نزّلنا ... ما كانوا ليؤمنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 44 - 3

3 ـ حق ستيزى و هدايت ناپذيرى كافران ، پيامد ظلمى است كه آنان بر خودشان كرده اند .

و منهم من يستمعون إليك . .. و منهم من ينظر إليك ... و لكن الناس أنفسهم يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 1،2،3

1ـ نزول قرآنى كه كوه ها را به حركت درآورد ، زمين را قطعه قطعه كند ، مردگان را زنده سازد ، نمى تواند مايه هدايت كسانى شود كه خدا هدايت آنان را نخواهد .

و لو أن قرءانًا سيّرت به الجبال أو قطّعت به الأرض أو كلّم به الموتى

«تسيير» (مصدر سيّرت) به معناى حركت دادن است و «تقطيع» (مصدر قطّعت) به معناى شكافتن عميق يا قطعه قطعه كردن مى باشد و حرف باء در جمله هاى سه گانه فوق به معناى استعانت است. عبارت «بل لله الأمر» و نيز «أن لو يشاء الله

لهدى الناس» گوياى اين است كه جواب شرط «لو أنّ ...» جمله اى نظير «لم يهتدوا إن لم يشأ الله» است.

2ـ آنان كه با تلاوت قرآن هدايت نشوند و به سراى آخرت ايمان نياورند ، حتى اگر مردگانى زنده شوند و حقايق آخرت را براى آنان بيان كنند ، هدايت نخواهند يافت .

و لو أن قرءانًا . .. كلّم به الموتى

هر يك از جمله هاى «سيّرت به الجبال» و «قطّعت به الأرض» و «كلّم به الموتى» حكايت از معجزات درخواستى كفرپيشگان دارد كه به مناسبت مى توان گفت: جمله «كلّم به الموتى» حاكى است كه آنان براى باور به آخرت، از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى خواستند تا مردگانى را زنده كند تا از آخرت و دنياى پس از مرگ براى آنان سخن بگويند.

3ـ آنان كه با مشاهده و تلاوت قرآن نازل شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) هدايت نشوند ، با مشاهده هيچ آيت و معجزه اى هدايت نخواهند شد .

و لو أن قرءانًا سيّرت به الجبال . .. بل لله الأمر جميعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 5

5 - ناسپاسى و هدايت ناپذيرى كافران ، حتى با رفع گرفتارى ها و نزول رحمت الهى

و لو رحمنـهم . .. للجّوا فى طغيـنهم يعمهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 40 - 7

7 - كافران ، به دليل بى بهره بودن از نور الهى ، محروم از هر گونه هدايت اند .

و الذين كفروا أعمـلهم . .. كظلمـت فى بحر لجّىّ ... إذا أخرج يده لم يكد يرها و من

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 80 - 8

8 - كفرپيشگان روى گردان از دلايل آشكار ، همچون ناشنوايان روى برتافته از راهنماى خويش

و لاتسمع الصمّ الدعا إذا ولّوا مدبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 52 - 8

8 - عامل هدايت ناپذيرى كافران ، خود آنان اند .

يكفرون . فإنّك لاتسمع الموتى ... إذا ولّوا مدبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 53 - 5

5 - بيرون آوردن كافران حق گريز ـ به هر نحو ممكن ـ از گمراهى ، نه كار پيامبر است و نه در توان او است .

و ما أنت بهـد العمى عن ضلـلتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 23 - 7

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مسؤول هدايت ناپذيرى كافران نيست .

و من كفر فلايحزنك كفره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 22 - 7

7 - كافران لجوج ، مانند مردگان در قبر ها ، از شنيدن سخن حق ناتوان بوده و هيچ راهى براى هدايتشان نيست .

و ما أنت بمسمع من فى القبور

در اين آيه كافران لجوج و حق ناپذير صدراسلام درمكه، به مردگان در قبرها تشبيه شده اند كه هيچ راهى براى هدايتشان نيست و آنان نيز هيچ زمينه اى براى پذيرش ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 41 - 19

19 - دلجويى خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر حق ستيزى و هدايت ناپذيرى كافران و مشركان

و ما أنت عليهم بوكيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 46 - 15

15 - يأس پيامبر (صلی الله علیه و آله) از هدايت مشركان و كافران ، در نيمه نخست رسالت ( دوره مكه )

أنت تحكم بين عبادك فى ما كانوا فيه يختلفون

درخواست داورى خداوند ـ كه به معناى دخالت خداوند با شكست مشركان در دنيا و يا كيفر دادن در آخرت است ـ مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

1827- هدايت ناپذيرى كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 27 - 9

9ـ بى تأثيرى معجزات خاص و پيشنهادى كفرپيشگان در هدايت آنان ، دليل اهدا نشدن آنها به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لولا أُنزل عليه ءاية من ربه قل إن الله يضل من يشاء و يهدى إليه من أناب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 135 - 3

3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از هدايت يافتن گروهى از كفرپيشگان عصر بعثت مأيوس بود .

قل كلّ متربّص فتربّصوا فستعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 22 - 8

8 - كارساز نبودن تبليغ و هدايت گرى هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برخى از كافران و مشركان صدراسلام

و ما أنت بمسمع من فى القبور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 7 - 4

4 - لجاجت در برابر ايمان و حق گريزى ، زمينه ساز آمدن عذاب الهى است .

لقد حقّ القول على أكثرهم فهم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 14

14 - هدايت كردن مشركان و كافران در صدر اسلام ( نيمه نخست رسالت ) ، عملى مشكل و نااميدانه بود .

و من يضلل اللّه فما له من هاد

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين آيه در مكه نازل گرديده بود و در آن زمان مشركان دست از مواضع شرك آلود خود برنمى داشتند. ازاين رو آيه شريفه درصدد بيان اين حقيقت است كه ايمان آوردن آنان، بسيار مشكل و مأيوسانه است و پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبايد بيش از اين، غم آنها را بخورد و خود را به زحمت بياندازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 19 - 1

1 - وعده ها و تهديد هاى الهى براى كافران عصر بعثت ، ثمربخش و كارساز نبود .

بل الذين كفروا

حرف «بل» اضراب از ما قبل است; يعنى، تهديدهاى پيش براى كافران بى تأثير است. عنوان «الذين كفروا»، ممكن است عنوان مشير و ناظر به مصاديق خارجى آن باشد كه كافران مكه بودند و نيز مى تواند به تمام كافران در طول تاريخ نظر داشته باشد. برداشت ياد شده، براساس احتمال اول است.

1828- هدايت ناپذيرى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 76 - 6

6 - عدم تنبه كافران مكه ، از بلا هاى هشدار دهنده الهى ( مثل قحطى و خشكسالى )

و لقد أخذنـهم بالعذاب فما استكانوا لربّهم و ما يتضرّعون

1829- هشدار به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 1

1 ـ هشدار خداوند به كافران ، بر اينكه مهلت يافتن آنان به سودشان نيست .

و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم

«املاء» از ماده «ملو»، به معناى مهلت دادن است و مراد از آن، تأخير در عذاب كافران با طولانى شدن مدت عمر و بهره گيريشان از مواهب دنياست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 170 - 13

13 ـ كافران به رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) مورد تهديد خداوند

و إن تكفروا فان للّه ما فى السموت و الارض

جمله «فان للّه . ..» كه بيانگر سلطنت خداوند بر هستى است مى تواند به منظور تهديد منكران رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) ايراد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 133 - 12

12 ـ خطر انقراض و نابودى نسل يك جامعه، هشدار خداوند به جوامع كافر ستم پيشه

إن يشأ يذهبكم . .. كما أنشأكم من ذرية قوم ءاخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 135 - 1

1 ـ هشدار دادن به كافران به پايان ناخوشايندشان از وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله)

قل يقوم اعملوا على مكانتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 3

3 ـ پيروزى مؤمنان در جنگ بدر حجتى بر حقانيت اهل ايمان و هشدار و عبرتى براى كافران

إن تستفتحوا فقد جاءكم الفتح

مراد از «الفتح» پيروزى اهل ايمان در جنگ بدر است. و جمله «فقد جاءكم الفتح» پاسخ همان تمناى مشركان است كه خواهان پيروزى حاميان دين حق بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 110 - 2

2- كافران و مشركان حق ناپذير ، به عذاب و كيفر الهى تهديد شدند .

إنّه يعلم الجهر من القول و يعلم ماتكتمون

تذكر به اين كه خداوند به سخنان آشكار و توطئه ها و اسرار مشركان و كافران آگاه است، در حقيقت تهديد آنان و هشدارى به كيفر و عذاب شدن آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 67 - 6

6 - انتقام الهى از فرعونيان ، هشدارى جدّى به همه كفرپيشگان حق ستيز است .

إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين

با توجه به لحن تهديد آميز اين آيه و بيان اين كه علت انتقام گرفتن خداوند از فرعونيان، اين بود كه بيشتر آنان از پذيرفتن ايمان امتناع ورزيدند، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 190 - 6

6 - انتقام الهى از مردم « ايكه » ، هشدارى جدى به همه كفرپيشگان و حق ستيزان است .

و ما كان أكثرهم مؤمنين

با توجه به لحن تهديدآميز اين آيه و بيان اين كه علت انتقام گرفتن خداوند از مردم ايكه، اين بود كه بيشتر آنان از پذيرش حق سرباز زدند; برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 23 - 19

19 - هشدار خداوند به كافران ، درباره نيات ناشايست آنان در انتخاب و پافشارى بر كفر

قالوا بل نتّبع ما وجدنا عليه ءاباءنا . .. إنّ اللّه عليم بذات الصدور

«عليم بذات الصدور» در حقيقت، مى تواند هشدارى باشد به آنان كه حقايقى را در درون دل خود مخفى مى دارند، ولى در ظاهر، با تعابيرى مانند «نتّبع ما وجدنا. ..» آن را توجيه مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 15 - 12

12 - معاد ، نويدى به مؤمنان صالح و هشدارى به كافران بدكردار

من عمل صـلحًا فلنفسه و من أساء فعليها ثمّ إلى ربّكم ترجعون

پيام آيه شريفه، نويد به نيكوكاران و هشدار به بدكاران است. تعبير «ثمّ إلى ربّكم...» نيز ـ كه اشاره به معاد دارد ـ در راستاى همين معنا آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 19 - 13

13- عدل الهى ، در محاسبه اعمال ، بشارتى به مؤمنان و هشدارى به كافران

و لكلّ درجـت ممّا عملوا . .. و هم لايظلمون

«لكلّ» مى تواند اشاره به هر گروه از مؤمن و كافر داشته باشد. براين اساس تعبير «هم لايظلمون» براى مؤمنان نيك كردار، نويدى است كه اعمالشان ضايع نخواهد شد و براى منكران معاد، هشدارى است كه ستمهايشان بى پاسخ نخواهد ماند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 10 - 9

9- هشدار خداوند به كافران ، نسبت به استمرار اراده او بر نابودى ملت هاى كفرپيشه

دمّر اللّه عليهم و للكـفرين أمثـلها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 34 - 8

8- هشدار خداوند به كافران دين ستيز ، نسبت به از دست دادن فرصت توبه

إنّ الذين كفروا و صدّوا عن سبيل اللّه ثمّ ماتوا و هم كفّار فلن يغفر اللّه لهم

لحن آيه شريفه از يك سو تهديد و از سوى ديگر دربردارنده هشدار به كافران است كه كار خويش را به جايى نرسانند كه راه توبه بر رويشان بسته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 20 - 4

4ـ قيامت ، روز تحقّق هشدار ها و انذار هاى الهى براى كافران و حق ستيزان

و نفخ فى الصور ذلك يوم الوعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 30 - 3

3 - گنجايش و سيرى ناپذيرى دوزخ ، تهديدى براى كافران با همه انبوهى و كثرت آنان

يوم نقول لجهنّم هل امتلأت و تقول هل من مزيد

از اين كه خداوند، اشتهاى سيرى ناپذير دوزخ را تذكر داده است; استفاده مى شود كه نبايد كافران، كثرت وانبوهى خويش را مانعى در راه اجراى احكام و كيفرهاى الهى بدانند; بلكه جهنم بيش از آنچه آنان تصور كنند، گنجايش و پذيرش دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 59 - 6

6 - فرجام شوم كافران و ستمگران هلاك شده تاريخ ، هشدارى به كفرپيشگان و ظالمان هر عصر

فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب أصحـبهم

آيات پايانى اين سوره، در مقام نتيجه گيرى از آيات گذشته است كه به تفصيل سرنوشت هلاكت بار كافران گذشته تاريخ را بيان داشته است. از اين نكته استفاده مى شود كه تعبير «مثل ذنوب أصحابهم»، در واقع تذكر و هشدارى نهايى به كافران هر عصر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 60 - 6

6 - كيفر كافران ، در پى اتمام حجت بر ايشان با هشدار هاى مكرر

فويل للذين كفروا من يومهم الذى يوعدون

تعبير «يوعدون» (با فعل مضارع) بيانگر وعيدهاى مستمر و مكرر است كه قبل از مجازات و كيفر كافران، به ايشان داده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 29 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به ادامه دادن هشدار ها و تذكر هاى خويش ، بدون نگرانى از اتهام هاى كافران

فذكّر

از ذيل آيه شريفه استفاده مى شود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، نبايست به اتهام هاى مشركان بينديشد; بلكه وظيفه آن حضرت ادامه دادن به تبليغ خويش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 43 - 3

3 - هشدار خداوند به كافران ، نسبت به نداشتن گواه آسمانى بر آزادى مطلق از مسؤوليت و مؤاخذه

أم لكم براءة فى الزّبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 51 - 1

1 - نابودى كافران گذشته تاريخ ، هشدارى جدّى به هم انديشان و همگنان آنها در هر عصر

و لقد أهلكنا أشياعكم فهل من مدّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 16 - 11

11 - هشدار الهى به كافران ، در دل نبستن به وعده منافقان

كمثل الشيطـن إذ قال . .. إنّى أخاف اللّه ربّ العـلمين

آيه شريفه از يك سو نويدى است به مؤمنان كه منافقان به همكارى با كافران وفا نخواهند كرد. و از سوى ديگر تشبيه منافقان به شيطان در بى وفايى به تعهدات خويش، هشدارى است به كافران كه با ريسمان منافقان به چاه نروند.

1830- هشدار به كافران لجوج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 122 - 1

1ـ پيامبر (صلی الله علیه و آله) به كافران لجوج هشدار داد كه آينده اى ناخوشايند ( هلاكت در دنيا و عذاب در آخرت ) در پيش خواهند داشت .

وانتظروا

با توجه به آيات گذشته كه سخن از عذاب دنيوى و اخروى اقوام كفرپيشه داشت ، مى توان گفت: مراد از «انتظروا» هشدار كافران به عذابهاى دنيوى و اخروى است.

1831- هشدار به كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 37 - 5

5- كافران مكه به عذاب و نابودى قريب الوقوع تهديد شدند .

سأُوريكم ءايـتى فلاتستعجلون

مقصود از «آياتى» به قرينه آيات بعد (. ..بل تأتيهم بغتة...) عذاب و هلاكت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 14 - 11

11 - هشدار خداوند ، به كافران مكه ، درباره تلاش شان براى اغواى مسلمانان

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا. ..و لقد أرسلنا نوحًا إلى قومه ...

بيان قصه طوفان نوح(ع) پس از ذكر برخوردهاى كافران مكه با مسلمانان، احتمال دارد براى هشدار به آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 18 - 5

5 - هشدار خداوند ، به كافران مكه ، به جهت تكذيب كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إن تكذّبوا فقد كذّب أمم من قبلكم

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه جواب شرط «إن تكذّبوا» محذوف بوده و چيزى از قبيل «فاستعدوا للعذاب» باشد; يعنى، اگر تكذيب مى كنيد، آماده عذاب باشيد!

1832- هلاكت دنيوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 5،6

5 ـ خداوند ، فرعونيان و كافران پيش از آنان را به سبب تكذيب آيات الهى و ارتكاب گناهان به هلاكت رساند .

فأهلكنهم بذنوبهم

6 ـ هلاكت كافران در جنگ بدر كيفرى از سوى خداوند به سبب تكذيب آيات الهى و انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

كدأب ءال فرعون . .. فأهلكنهم بذنوبهم

1833- هلاكت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 127 - 2،3

2 ـ هلاكت و خوارى بزرگان سپاه كفر در جنگ بدر *

و لقد نصركم اللّه ببدر . .. ليقطع طرفاً من الّذين كفروا

برخى از مفسّرين، «طرفاً» رابه معناى اشراف و بزرگان گرفته اند، به استناد اساس اللغة كه گفته است: «من اطراف العرب يعنى من اشرافهم».

3 ـ خداوند ، هلاك كننده و خواركننده كافران

ليقطع طرفاً من الّذين كفروا او يكبتهم

فاعل «ليقطع»، ضميرى است كه به «اللّه» ارجاع مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 133 - 2،6

2 ـ قدرت خداوند بر نابودى كافران و گنهكاران و جايگزينى مؤمنانى تقواپيشه به جاى ايشان

ان اتقوا اللّه . .. ان يشأ يذهبكم ايها الناس و يأت باخرين

6 ـ تهديد بى تقوايان كفرپيشه به هلاكت و نابودى ، از سوى خداوند

ان اتقوا اللّه و إن تكفروا . .. ان يشأ يذهبكم ايها الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 133 - 8

8 ـ اگر خداوند بخواهد مردم ستمگر و كافر را نابود مى كند و نسلهاى ديگرى را جانشين آنان مى سازد.

إن يشأ يذهبكم و يستخلف من بعدكم ما يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 72 - 8

8 ـ خداوند علاوه بر تكذيب كنندگان آيات الهى از قوم عاد ، غير مؤمنان ايشان را نيز به هلاكت رساند .

قطعنا دابر الذين كذبوا بايتنا و ما كانوا مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 7،8

7 ـ تعلق اراده الهى به تحقق يافتن حق و ريشه كن شدن كافران

و يريد اللّه أن يحق الحق بكلمته و يقطع دابر الكفرين

«دابر» به معناى آخرت است و از بين بردن آخر هر چيز به معناى نابودسازى كامل آن چيز است.

8 ـ پياده شدن حق و ريشه كن شدن بنيان كافران ، هدف از فرمان خداوند به نبرد با مشركان مكه در بدر

و يريد اللّه أن يحق الحق بكلمته و يقطع دابر الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 8 - 3

3 ـ تضمين تحقق حق و محو باطل در پرتو ريشه كن شدن كافران است .

و يقطع دابر الكفرين. ليحق الحق و يبطل البطل

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ليحق الحق» متعلق به «يقطع . .. » در آيه قبل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 57 - 10

10ـ هلاكت كفرپيشگان به عذاب هاى الهى ، هرگز مايه زيان و ضررى براى خداوند نيست .

و يستخلف ربى قومًا غيركم و لاتضرونه شيئًا

در برداشت فوق ، جمله «لاتضرونه» در ارتباط با «يستخلف ربى . ..» معنا شده است; يعنى ، در صورت نابودى شما ، ضررى متوجه خداوند نمى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 41 - 8

8ـ از ميان رفتن كفرپيشگان و كوتاه شدن سيطره آنان از زمين ، از فرمان هاى خداوند است كه نقض نخواهد شد و تحقق خواهد يافت .

أولم يروا أنَّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها والله يحكم لامعقّب لحكمه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 42 - 5،6

5ـ نابودى كفرپيشگان توطئه گر در طول تاريخ ، نشانه بى اثر بودن مكر آنان در برابر برنامه هاى الهى است .

أولم يروا أنّا نأتى الأرض ننقصها . .. و قد مكر الذين من قبلهم فلله المكر جميعًا

6ـ نابودى كفرپيشگان توطئه گر ، دليل اقتدار خدا بر طرح نقشه ها و برنامه هاى پنهانى

أولم يروا . .. و قد مكر الذين من قبلهم فلله المكر جميعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 14 - 3

3- تهديد شدن كافران ظالم به مرگ از سوى خداوند ، در پى تهديد شدن انبياى الهى از سوى آنان به اخراج از سرزمين مسكونى خويش

و قال الذين كفروا . .. لنخرجنّكم من أرضنا ... فأوحى إليهم ربّهم لنهلكنّ الظـلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 55 - 14

14- خداوند براساس سنت خويش ، كافران دوران هاى پيشين را كه از ايمان و استغفار روگردان بودند ، به هلاكت رساند .

إلاّ أن تأتيهم سنّة الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 37 - 6،7

6- نابودى كافرانِ دين ستيز و پيروزى مسلمانان ، قانونمند و داراى وقتِ مناسب است .

خلق الإنسـن من عجل سأُوريكم ءايـتى فلاتستعجلون

برداشت ياد شده از ارتباط ميان اين آيه و آيه قبل استفاده شده است; بدين ترتيب كه مؤمنان با مشاهده برخورد گستاخانه مشركان با پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بى صبرانه منتظر تحقق وعده الهى، مبنى بر هلاكت دشمنان و پيروزى مسلمانان بودند. و خداوند آنان را به صبر و شتاب نكردن فراخوانده است. گفتنى است برداشت فوق بر اساس اين است كه مخاطبان جمله «سأوريكم... فلاتستعجلون» مسلمانان باشند.

7- هلاكت و شكست كافران و دين ستيزان و پيروزى مؤمنان ، از آيات الهى است .

سأُوريكم ءايـتى

برداشت ياد شده به خاطر اين است كه از هلاكت كافران و پيروزى مسلمانان به «آيات» تعبير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 44 - 5،8

5 - خداوند ، اقوام تكذيب گر و كفر پيشه تاريخ را پس از اين كه از فرصت داده شده استفاده نكردند و هم چنان بر كفر و انكار خود پاى فشردند ، با عذاب استيصال نابود كرد .

فأمليت للكـفرين ثمّ أخذتهم

«نكير» به معناى انكار (تغيير) است. و مقصود از آن به قرينه آيه بعد، تغيير نعمت به محنت، حيات به مرگ و نابودى و آبادانى به ويرانى است. گفتنى است كه استفهام در جمله «فكيف كان نكير»، استفهام تعجيبى و بيانگر شدت كيفر است.

8 - مهلت دادن به كافران حق ستيز و سپس هلاك ساختن آنها ، سنت الهى در طول تاريخ

فقد كذّبت قبلهم . .. فأمليت للكـفرين ثمّ أخذتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 41 - 5

5 - تبديل شدن كافران حق ستيز به موجوداتى بى جان ـ همچون خس و خاشاك ـ در پى نزول عذاب

فجعلنـهم غثاءً

«جعل» (مصدر «جعلنا») در جمله بالا، به معناى گردانيدن و تغيير دادن از صورتى يا حالتى، به صورت يا حالت ديگر است. «غثاء» نيز به خس و خاشاك روى آب گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 44 - 10

10 - افول تمدن ها و هلاكت جوامع كفرپيشه ، نمودى است از خشم و نفرين الهى در حق آنان

فأتبعنا بعضهم بعضًا. .. فبعدًا لقوم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 82 - 4

4 - پاكسازى نهايى زمين از وجود كافران ، وعده اى حتمى و تخلف ناپذير

و إذا وقع القول عليهم . .. أنّ الناس كانوا بـايـتنا لايوقنون

تعبير «أنّ الناس. ..» دربرگيرنده همه كافران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 8 - 1

1 - مؤاخذه هلاكت بار ملت هاى كفرپيشه و مقتدر پيشين از سوى خداوند

فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 55 - 9

9 - هلاكت و نابودى ، فرجام ملت هاى ذلت پذير و پيرو كفر و ستم

فاستخفّ قومه . .. فأغرقنـهم أجمعين

از اين كه فرعونيان با ضعف و زبونى در برابر دستگاه جبار فرعونى سرانجام به هلاكت رسيدند، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 10 - 6،9

6- نابودى ديار كافران و هلاكت ايشان ، نمودى از ذلت آنان و پوچى فرجامشان *

فتعسًا لهم و أضلّ أعمـلهم . .. دمّر اللّه عليهم

بدان احتمال كه «دمّر اللّه عليهم» تفسير و بيان نمودى از «تعساً لهم» باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.

9- هشدار خداوند به كافران ، نسبت به استمرار اراده او بر نابودى ملت هاى كفرپيشه

دمّر اللّه عليهم و للكـفرين أمثـلها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 11 - 6

6- هلاكت جوامع كفرپيشه در گذشته تاريخ ، نشانى آشكار از بى ياورى كافران در قبال كيفر خداوند

دمّر اللّه عليهم . .. و أنّ الكـفرين لا مولى لهم

از ارتباط «دمّر اللّه عليهم. ..» با «مولى لهم»، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 38 - 4

4 - آفريدگار جهان ، قادر بر نابود ساختن كافران و منكران معاد *

و كم أهلكنا . .. و لقد خلقنا السمـوت و الأرض

بنابراين كه تذكر به خالقيت خداوند، در ادامه آيات تهديدى (كم أهلكنا قبلهم من قرن) باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 5 - 9

9 - تشويق و ترغيب مردم از سوى خداوند ، به مطالعه و تأمل در سرنوشت هلاكت بار جوامع كفرپيشه گذشته

ألم يأتكم نبؤا الذين كفروا من قبل . .. لهم عذاب أليم

استفهام در «ألم يأتكم. ..»، ضمن آن كه براى تقرير مسأله است، براى تشويق و ترغيب نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 7 - 1

1 - كافران ، از هنگام افكنده شدنشان در دوزخ ، با ناخوشايندترين صدا ها روبه رو خواهد شد .

إذا أُلقوا فيها سمعوا لها شهيقًا

«شهيق»، به معناى زشت ترين و ناخوشايندترين صداها است(لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 19 - 5

5 - پرواز پرندگان بر فراز زمين ، دليل و نشانه توانايى خداوند بر عذاب و هلاكت كافران

فكيف كان نكير . أولم يروا إلى الطير ... ما يمسكهنّ إلاّ الرحمـن

ذكر پرواز پرندگان به عنوان نشانه قدرت خداى رحمان ـ پس از يادآورى كيفر و عذاب كافران پيشين ـ مى تواند به منظور ارائه نمونه و جلوه اى از قدرت همه جانبه خداوند در جهان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 41 - 1

1 - توانايى خداوند بر نابودى امت ها ( همچون كافران ) و جايگزين كردن امت هاى برتر و بهتر از آنها ( همچون مؤمنان )

فلاأُقسم . .. إنّا لقـدرون . على أن نبدّل خيرًا منهم

درباره زمان تبديل و مقصود از آن در اين آيه، دو احتمال وجود دارد: 1ـ نابودى كافران و جايگزين كردن مردم خوب و مؤمن به جاى آنان در دنيا; 2ـ تبديل كافران و ديگر انسان ها به انسان هاى برتر و مناسب حيات اخروى در قيامت. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 26 - 1،3

1 - درخواست نوح ( ع ) از درگاه پروردگار مبنى بر نابودى تمامى كافران و مشركان حق ناپذير عصر خود و قطع نسل آنان

و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا

واژه «ديّار»، همواره پس از نفى قرار مى گيرد و شامل همه انسان ها مى شود.

3 - كافران و بت پرستان حق ناپذير ، مستحق نفرين و نابودى اند .

و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 19 - 2

2 - كافران حق ناپذير و انديشه گر عليه دين ، مستحق هلاكت و نابودى اند .

إنّه فكّر و قدّر . فقتل كيف قدّر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 20 - 2

2 - كافران حق ناپذيز و انديشه گر عليه دين ، مستحق شديدترين عقوبت و نابودى اند .

ثمّ قتل كيف قدّر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 28 - 4

4 - توانايى خداوند بر آفرينش انسان ، نشانه توانايى او بر نابود كردن امت هاى گنه پيشه و كافر و جايگزين كردن ديگران

نحن خلقنـهم . .. وإذا شئنا بدّلنا أمثـلهم تبديلاً

برداشت ياد شده، از ياد آورى آفرينش انسان از سوى خداوند ـ پيش از تذكر به هلاكت امت هاى كافر و جايگزين كردن ديگران ـ استفاده مى شود.

1834- هلاكت كافران اطراف مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 16

16ـ شكست و نابودى كفرپيشگان مكه و حوالى آن ، از پيشگويى هاى قرآن

لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة . .. حتى يأتى وعد الله

1835- هلاكت كافران پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 11

11 ـ هلاكت فرعونيان و امت هاى كافر پيشين ، نمودى از زوال نعمت ها در نتيجه ظلم و گناه

ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا . .. و كل كانوا ظلمين

1836- هلاكت كافران در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 6

6 ـ هلاكت كافران در جنگ بدر كيفرى از سوى خداوند به سبب تكذيب آيات الهى و انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

كدأب ءال فرعون . .. فأهلكنهم بذنوبهم

1837- هلاكت كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 15

15ـ شكستو نابودى كفرپيشگان و پيروزى اهل ايمان ، از تهديد هاى خداوند به كافران و از وعده هاى او به مؤمنان عصر بعثت

حتى يأتى وعد الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 17 - 2

2 - هشدار خداوند به مشركان و كافران لجوج صدراسلام ، مبنى بر به نابودى كامل آنان و جايگزين كردن مردمى ديگر به جاى آنها

إن يشاء يذهبكم . .. ما ذلك على اللّه بعزيز

1838- هلاكت كافران قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 78 - 1،3،4،5

1 ـ كفرپيشگان قوم ثمود با گرفتار شدن به لرزشى شديد به هلاكت رسيدند .

فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين

«رجفة» به معناى اضطراب و لرزش است و به قرينه «فأصبحوا . .. » معلوم مى شود آن لرزش بسيار شديد بوده است. قابل ذكر است كه «فأخذتهم الرجفة» (لرزش آنان را فراگرفت) مى تواند به اين معنى باشد كه لرزشى شديد بر اندام آنان مستولى شد و نيز مى تواند به اين معنى باشد كه زمين لرزه و زلزله اى شديد آنان را فراگرفت.

3 ـ كافران قوم ثمود بر اثر عذاب الهى به رو بر زمين افتادند و هلاك شدند .

فأصبحوا فى دارهم جثمين

«جثوم» به معناى به زمين چسبيدن و حركت نكردن است و برخى گفته اند به معناى فروافتادن شخص به سينه خود است.

4 ـ كفرپيشگان قوم ثمود شب هنگام به عذاب گرفتار شدند و در صبحگاهش به هلاكت رسيدند . *

فأصبحوا فى دارهم جثمين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «اصبحوا» به معناى «دخلوا فى الصباح» (داخل در صبح شدند) باشد نه به معناى «صاروا» بر اين مبنا «فأصبحوا . .. » مى رساند كه هلاكت در اولين لحظه صبح اتفاق افتاده و در نتيجه عذاب لرزش پيش از صبح يعنى در شب، بر كافران قوم ثمود عارض شده است.

5 ـ كافران قوم ثمود پس از تمام شدن حجت بر آنان و اصرارشان بر كفرورزى و از ميان بردن ناقه صالح به هلاكت رسيدند .

قال الملأ الذين استكبروا . .. فأخذتهم الرجفة

كلمه «فاء» در «فأخذتهم» نزول عذاب را بر حقايق بيان شده در آيات قبل مرتبط مى سازد كه از آنهاست كفرورزى قوم صالح، پى كردن ناقه و . .. .

1839- هلاكت كافران مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 91 - 1،2،3،4،6

1 ـ كفرپيشگان قوم شعيب با گرفتار شدن به لرزشى شديد به هلاكت رسيدند .

فأخذتهم الرجفة فأصبحوا فى دارهم جثمين

«رجفة» به معناى اضطراب و لرزش است و به قرينه «فاصبحوا . .. » معلوم مى شود كه آن لرزش بسيار شديد بوده است. قابل ذكر است كه «فأخذتهم الرجفة»، (لرزش آنان را فراگرفت) هم مى تواند به اين معنى باشد كه لرزشى شديد به اندام آنان مستولى شد و هم مى تواند به اين معنى باشد كه زمين لرزه شديد آنان را فراگرفت.

2 ـ كافران قوم شعيب پس از تمام شدن حجت الهى بر آنان و اصرارشان به كفرورزى و مبارزه با شعيب و مؤمنان به وى ، به

هلاكت رسيدند .

قال الملأ . .. فأخذتهم الرجفة

كلمه «فا» در «فأخذتهم» نزول عذاب را بر قضاياى بيان شده در آيات قبل مرتبط مى سازد و از آن قضاياست، كفرورزى مردم مدين، مبارزه آنان با شعيب و در آخر دعاى شعيب كه خواهان داورى خداوند شد.

3 ـ كافران قوم شعيب شب هنگام به عذاب گرفتار شدند و صبحگاهش به هلاكت رسيدند . *

فأصبحوا فى دارهم جثمين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «اصبحوا» به معناى «ادخلوا فى الصباح» (داخل در صبح شدند) باشد، نه به معناى «صاروا». بر اين مبنا «فاصبحوا ... » مى رساند كه هلاكت به هنگام صبح اتفاق افتاد و در نتيجه عذاب لرزش پيش از صبح، يعنى درشب، بر كافران قوم شعيب عارض شده است.

4 ـ كفرپيشگان قوم شعيب بر اثر عذاب الهى ، همگان به رو بر زمين افتادند و هلاك شدند .

فأصبحوا فى دارهم جثمين

«جثوم» به معناى به زمين چسبيدن و حركت نكردن است و برخى گفته اند به معناى فرو افتادن شخص است بر سينه خود.

6 ـ هلاكت كافران قوم شعيب و نجات مؤمنان آن قوم ، داورى به حق خداوند در ميان آنان

ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق . .. فأخذتهم الرجفة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 92 - 1

1 ـ عذاب فرود آمده بر تكذيب كنندگان شعيب و كفرپيشگان مدين موجب نابودى آنان و تخريب آثار زندگانى در آن ديار شد .

الذين كذبوا شعيباً كأن لم يغنوا فيها

ضمير در «فيها» به «دار» در آيه قبل برمى گردد و «غنى» مصدر «لم يغنوا» به معناى اقامت كردن و سكونت گزيدن است. بنابراين «كأن لم يغنوا» يعنى گويا قوم شعيب در ديارشان اقامت نكرده بودند. و اين كنايه از نابودى ديار آنان است.

1840- هلاكت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 135 - 1

1- كافران مكه با انكار آيات الهى ـ پس از اتمام حجت بر ايشان ـ مستحق نابودى و عذاب بودند .

و لو أنّا أهلكنـهم . .. فستعلمون من أصحـب الصرط السوىّ و من اهتدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 37 - 5

5- كافران مكه به عذاب و نابودى قريب الوقوع تهديد شدند .

سأُوريكم ءايـتى فلاتستعجلون

مقصود از «آياتى» به قرينه آيات بعد (. ..بل تأتيهم بغتة...) عذاب و هلاكت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 31 - 2

2 - تهديد كافران مكّه از سوى خداوند ، به وقوع حوادثى ناگوار و مرگ آفرين براى ايشان در آينده

قل تربّصوا فإنّى معكم من المتربّصين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 16

16ـ شكست و نابودى كفرپيشگان مكه و حوالى آن ، از پيشگويى هاى قرآن

لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة . .. حتى يأتى وعد الله

1841- همانندى منافقان با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 9 - 4،5،7،9

4 - همانندى منافقان با كافران ، از نظر چگونگى برخورد حكومت اسلامى و جامعه ايمانى با آنان

جـهد الكفّار و المنـفقين و اغلظ عليهم

5 - جايگاه اجتماعى منافقان در نظام اسلامى و جامعه ايمانى ، همانند جايگاه كافران است .

جـهد الكفّار و المنـفقين و اغلظ عليهم

7 - خطر و زيان منافقان براى جامعه اسلامى ، همانند خطر و زيان كافران است .

جـهد الكفّار و المنـفقين و اغلظ عليهم

9 - جايگاه و سرنوشت منافقان و كافران ، در قيامت يكسان است .

و مأويهم جهنّم

1842- هماهنگى برخورد كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 1

1 ـ روش كافران مكه در برخورد با آيات الهى همسان با روش فرعونيان و كافران پيش از آنها

كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم

1843- هماهنگى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 52 - 2

2 ـ همگونى روش كافران در طول تاريخ در برخورد با آيات الهى

كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 9

9- مشركان و كافران طول تاريخ ، داراى جبهه اى واحد و انگيزه و عملكردى همگون در برخورد با آيات الهى و معجزه هاى انبيا

و ما منعنا أن نرسل بالأيـت إلاّ أن كذّب بها الأوّلون

تعبير «الأوّلون» نشان مى دهد كه مشركان دوره هاى بعد، دنباله رو اسلاف خويشند و سرايت دادن حكم پيشينيان به نسلهاى بعدى، بيانگر انگيزه و عملكرد واحد آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 41 - 3

3- همسانى كافران در طول تاريخ ، در برخورد غير منطقى با رسولان الهى

و لقد استهزئَ برسل من قبلك

برخورد استهزاآميز، بيانگر نداشتن منطق در موضع گيرى ها است و چون پيامبران پيشين و پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) مورد تمسخر كافران قرار گرفته اند; به دست مى آيد كه برخورد كافران همسان بوده و مواضع مشابهى داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 81 - 1،3

1 - موضع گيرى كافران رفاه زده عصر بعثت ، در برابر رهنمود هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند موضع گيرى كافران پيشين در برابر رهنمود هاى پيامبرانشان

بل قالوا مثل ما قال الأوّلون

3 - سطحى نگرى و عدم به كارگيرى عقل و انديشه ، وجه مشترك همه كافران و مستكبران تاريخ

بل قالوا مثل ما قال الأوّلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 10 - 2

2 - همگونى خط رسولان و نيز موضع گيرى كافران عليه ايشان

لعلّك بـخع نفسك ألاّيكونوا مؤمنين . .. وإذ نادى ربّك موسى أن ائت القوم الظـلمين

پرداختن قرآن به سرگذشت موسى و فرعونيان پس از بيان موضع گيرى انكارآميز كافران عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، رساننده اين حقيقت است كه در موضوع ياد شده حادثه اى تازه نيست; بلكه داراى پيشينه تاريخى است و يك نمونه آن رويارويى موسى و فرعونيان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 84 - 5

5 - تكذيب آيات الهى ، جرم مشترك همه كافران در طول تاريخ

و يوم نحشر من كلّ أُمّة فوجًا. .. حتّى إذا جاءو قال أكذّبتم بـايـتى

با اين كه گروه هاى حاضر در دادگاه، هر كدام از امتى خاص و متفاوت است; ولى همه آنها به خاطر يك جرم (تكذيب آيات الهى) محاكمه مى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 5 - 4

4 - جبهه كفر ، در طول تاريخ جبهه اى همسو و متحد در برابر اديان و پيامبران الهى

كذّبت قبلهم قوم نوح و الأحزاب من بعدهم

به كار رفتن عنوان «احزاب» درباره اقوام كافر، مى تواند گوياى مطلب يادشده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 7 - 6

6 - شناخت تاريخ و آگاهى از موضع گيرى هاى همگون كافران در برابر پيامبران ، مانع نگرانى و دلسردى رهبران دينى است .

و كم أرسلنا . .. إلاّ كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 52 - 4

4 - اتهام سحر و جنون ، موضع هميشگى كافران در برابر رسولان الهى

ما أتى الذين . .. إلاّ قالوا ساحر أو مجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 53 - 1،2

1 - موضع گيرى همگون كافران عليه پيامبران در طول تاريخ ، تداعى گر تبانى آنان بر مواضع يكسان و از شگفتى هاى تاريخ است .

أتواصوا به

«تواصى» (مصدر «تواصوا») به معناى سفارش كردن برخى به بعضى ديگر است و استفهام در «أتواصوا به» براى تعجب است. در آيه شريفه، از موضع گيرى يكسان كافران تاريخ در برابر رسولان الهى ـ از آن جهت كه گويا آنان همديگر را بر اين امر توصيه و سفارش كرده بودند ـ اظهار تعجب شده است.

2 - روحيه طغيان و سركشى ، ريشه اصلى مواضع همگون كافران عليه پيامبران

أتواصوا به بل هم قوم طاغون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 43 - 2

2 - مشركان عصر پيامبر ، در پليدى و استحقاق عذاب ، همچون كافران هلاك شده پيشين ( قوم هاى عاد ، ثمود ، لوط و فرعونيان )

أكفّاركم خير من أُولـئكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 51 - 2

2 - كافران ، در طول تاريخ داراى فرجامى مشابه و خصلت ها و مواضعى همگون

و لقد أهلكنا أشياعكم

«أشياع» جمع «شيعه» است و در اين جا معادل امثال و اشباه به كار رفته است; يعنى، امثال شما در كفر و الحاد.

1844- همدم اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 23 - 5

5ـ شيطان مسلّط بر فرد كافر ، همراه با او تا لحظه حضور در دادگاه قيامت *

و قال قرينه هـذا ما لدىّ عتيد

برداشت بالا بنابر اين نكته است كه مراد از «قرين» در اين آيه «شيطان» باشد كه بر منكران معاد تسلّط دارد و آنان را ـ آن گونه كه مى خواهد ـ منحرف ساخته و تا دادگاه قيامت وى را همراهى مى كند و در آن جا به مخاصمه با او برمى خيزد.

1845- همدم كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 27 - 1

1ـ هر كافر و مشرك ، داراى قرين و همراهى از شياطين

قال قرينه

«قرين» در اين آيه، به قرينه محتواى «ما أطغيته» و نيز «قدّمت إليكم بالوعيد» در آيه بعد، قرينى است شيطانى و گمراه گر.

1846- همكارى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 90 - 5

5 ـ جواز معاهده و پيمان همكارى و ترك مخاصمه با غير مسلمانان

الّا الّذين يصلون الى قوم بينكم و بينهم ميثاق

1847- همنشينان كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 6

6- كافران عصر بعثت ، فريفته وضعيت بهتر اقتصادى و هم نشينان به ظاهر آراسته خويش بودند .

أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

افتخار به محفل، در حقيقت افتخار به حاضران در آن است و مراد از اهل محفل به قرينه «من هو. .. أضعف جنداً» ـ در آيات بعد ـ هم فكران و ياوران كافران است.

1848- همنشينى با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 3،10،12

3 ـ گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، پذيراى دوستى و ولايت كفار ، در عين نهى خداوند حتى از همنشينى با آنها

الذين يتّخذون الكفرين أولياء . .. يكفر بها و يستهزأ بها فلاتقعدوا معهم

10 ـ جواز معاشرت و مجالست با كافران ، آنگاه كه آيات الهى را استهزا نكنند و سخنانشان كفر به آيات الهى نباشد .

فلاتقعدوا معهم حتّى يخوضوا فى حديث غيره

مفهوم جمله «حتى يخوضوا . ..»، جواز معاشرت با شرط ذكر شده است.

12 ـ شركت كنندگان در مجالس كفر و استهزاى به آيات الهى ، همسانِ با كافرانِ استهزاگر

يكفر بها . .. فلاتقعدوا معهم حتّى يخوضوا فى حديث غيره إنّكم إذاً مثلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 37 - 5

5- هم نشينى و مصاحبت با كافران به منظور بحث ارشادى و هدايت آنان ، بلامانع است .

قال له صاحبه وهو يحاوره أكفرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 53 - 6

6 - جواز ملازمت و همنشينى با كافران ، با حفظ معتقدات دينى خود *

إنّى كان لى قرين . يقول ... أءذا متنا ... لمدينون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 69 - 6،7

6 ـ همنشينى با كافران و مشركانى كه به استهزا و مغالطه در قرآن و اسلام نپردازند، حرام نيست. *

و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء

در اين آيه فاعل «يتقون» كافران، و مرجع ضمير «حسابهم» خوض كنندگان فرض شده است; يعنى حساب كافرانى كه از خوض پرهيز مى كنند، از حساب خوض كنندگان جدا و همنشينى با آنان بى اشكال است.

7 ـ مسلمانان در همنشينى با كافران و مشركان بى طرف بايد با تذكر آنان را از مغلطه و استهزاى در اسلام و قرآن بر حذر دارند. *

و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى لعلهم يتقون

1849- هواپرستى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 27 - 9

9 - هواپرستى ، انكار روز قيامت ، باطل و بى هدف شمردن جهان آفرينش ، از اوصاف كافران است .

و لاتتّبع الهوى فيضلّك عن سبيل اللّه . .. بما نسوا يوم الحساب . و ما خلقنا السما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 9 - 2

2- كافران ، هواپرستانى ، ناخشنود از پيام هاى خداوند

و الذين كفروا . .. بأنّهم كرهوا ما أنزل اللّه

تعبير «كرهوا»، مى رساند كه كافران نه اين كه حقيقت دين را نفهميده و انكار مى كنند بلكه پس از فهم پيام دين، براساس تمايلات و گرايش هاى درونى، پذيرش پيام وحى بر آنان دشوار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 14 - 1

1- مؤمنان ، متكى به برهان و عقل و كافران ، دلخوش به پندار و هواى نفس

أفمن كان على بيّنة من ربّه . .. و اتّبعوا أهواءهم

در واژه «بيّنة» شناخت عقلى نهفته است. از مقابله آن با «أهواء»، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 16 - 8

8- عدم درك كافران نسبت به وحى و سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناشى از هواپرستى و تيرگى قلب آنان

قالوا . .. ماذا قال ... أولـئك الذين طبع اللّه على قلوبهم و اتّبعوا أهواءهم

بنابر اين كه تعبير «طبع اللّه على قلوبهم» به عنوان علت «يستمع إليك . .. قالوا ... ماذا قال آنفاً» ياد شده باشد ـ و نه معلول آن ـ برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 18 - 2

2- تنها برپايى ناگهانى قيامت ، به هوش آورنده كافران لجوج هواپرست

اتّبعوا أهواءهم . .. فهل ينظرون إلاّ الساعة أن تأتيهم بغتة

از مضمون آيه شريفه استفاده مى شود كه خداوند، همه دلايل لازم را به كافران نمايانده و حتى نشانه هاى قيامت را نيز براى آنان محقق ساخته است. تنها چيزى كه باقى مانده برپايى خود قيامت است. اما آنان با مشاهده همه دلايل، ايمان نياورده و منتظراند تا آخرين مهلت نيز سپرى شود.

1850- هواپرستى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 9

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى ـ روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى ـ نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 10

10- برخورد منكرانه كافران و مشركان مكه با قرآن ، برخاسته از منطق و عقل نبود ; بلكه انگيزه نفسانى ـ روانى داشت .

و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبـرهم نفورًا

«نفرت» از مقولات نفسانى - روانى است. بنابراين موضع نفرت آلود مشركان با قرآن، برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود.

1851- يأس از ايمان كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 121 - 2

2ـ پيامبران ، در صورت نااميدى از ايمان آوردن كفرپيشگان ، وظيفه اى از جهت تبليغ رسالت ، برعهده نداشتند .

و قل للذين لايؤمنون اعملوا على مكانتكم إنا عـملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 110 - 9

9ـ نااميدى پيامبران از هدايت يافتن مردم ، شرط نزول عذاب الهى بر امت هاى آنان بود .

حتّى إذا استيئس الرسل . .. جاءهم نصرنا فنجى من نشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 55 - 2

2 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر اين كه از كفرپيشگان حق ستيز قطع اميد كند و به ايمان آوردن آنان دل نبندد .

حتّى تأتيهم الساعة بغتة

اخبار خداوند به اين كه مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله)، هرگز به قرآن ايمان نخواهند آورد، مى تواند متضمن توصيه اى باشد به

پيامبر(صلی الله علیه و آله) مبنى بر اين كه آنان را در كفر بى ايمانى شان رها كند و اميدى به گرويدن آنان به اسلام و قرآن نداشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 39 - 3

3 - نااميدى و يأس پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) از ايمان آوردن كفرپيشگان در نيمه نخست رسالت

قل يـقوم اعملوا على مكانتكم إنّى عـمل فسوف تعلمون

از لحن آيه شريفه استفاده مى شود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از ايمان آوردن مردم مكه نااميد بود. ازاين رو آنان را به خودشان وانهاده و به آنان فرمود: هر چه از دستتان برمى آيد، انجام دهيد و بر مواضع نادرست خود باقى بمانيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 6 - 3،6

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در گفتوگو با كافران ، نااميدى خود را از ايمان آنان ابراز كرد و آنها را از مشرك شدن خويش ، مأيوس ساخت .

لكم دينكم و لى دين

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) پس از نااميدى از ايمان كافران ، از آنان خواست براى پايبندى او به دين خود ، مشكل آفرين نباشند .

و لى دين

1852- يأس از هدايت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 23 - 11

11- هجرت از سرزمين كفر ، پس از نااميدى از هدايت كافران و ناتوانى از ايفاى وظايف ، امرى ضرورى و بايسته

و إن لم تؤمنوا لى فاعتزلون . .. فأسر بعبادى

تكليف هجرت، پس از شكوه موسى(ع) از فراگيرى جرم و نفوذناپذيرى فرعونيان در برابر حق و ادامه تعرض هاى آنان نسبت به بنى اسرائيل، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 26 - 4

4 - نفرين عليه كافران و بت پرستان حق ناپذير ـ پس از نااميدى از هدايت آنان ـ امرى پسنديده و روا

و قال نوح ربّ لاتذر على الأرض من الكـفرين ديّارًا

1853- يأس كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 87 - 11

11ـ تنها كفرپيشگان به يارى خدا اميد ندارند و از رحمت او مأيوسند .

لاياْيئس من روح الله إلاّ القوم الكـفرون

مراد از «كافرون» در آيه شريفه ، منكران قدرت خدا و رحمت آفرينى او و آگاهيش به نياز بندگان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 77 - 2

2 - يأس كافران از نجات و رهايى ، پس از قرار گرفتن در تنگناى عذاب جهنم

عذاب شديد إذا هم فيه مبلسون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 99 - 5

5 - قطع اميد كافران از همه عوامل مادى و احساس بى پناهى كامل در هنگام مرگ

حتّى إذا جاء أحدهم الموت قال ربّ ارجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 7

7 - يأس و نا اميدى كافران از دستيابى به اهداف و آرمان هاى خود

و الذين كفروا أعمـلهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه جمله «يحسبه الظمأن. ..لم يجده شيئاً» مربوط به دنيا باشد; يعنى، در همين دنيا است كه كافران همچون تشنگان، به نتيجه اعمال خود و در پى نيل به اهداف خويش اند; ولى به آن دست نخواهند يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 11 - 10

10 - يأس و نااميدى شديد كافران حق ناپذير ، از نجات خويش از عذاب الهى

فهل إلى خروج من سبيل

مفسران بر اين باوراند كه چنين سخنى، از زبان كسانى صادر مى شود كه يأس و نااميدى بر وجود آنان چيره شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 30 - 4

4 - كافران ، مأيوس و ناتوان از مقابله با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيشگيرى از دعوت آن حضرت

نتربّص به ريب المنون

پناه بردن كافران به آرزو و دلبستن به حادثه، نشانه يأس آنان از مقابله كارساز با پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 46 - 2

2 - مرگ ، لحظه كوتاه شدن دست كافران از تدبير هاى خويش و نقطه هاى اميد

فيه يصعقون . يوم لايغنى عنهم كيدهم شيئًا

در صورتى كه «يومهم الذى. ..» در آيه قبل، نظر به لحظه مرگ داشته باشد، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 6 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در گفتوگو با كافران ، نااميدى خود را از ايمان آنان ابراز كرد و آنها را از مشرك شدن خويش ، مأيوس ساخت .

لكم دينكم و لى دين

1854- ياور اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 15 - 6

6 - آتش دوزخ ، تنها ياور كافران و منافقان

هى موليكم

1855- يقين كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 25 - 1

1 - علم و باور كافران به هنگام زنده شدنشان در قيامت ، به روبه رو شدن با مصيبتى بزرگ و كمرشكن

تظنّ أن يفعل بها فاقرة

«فاقرة» به معناى مصيبت بزرگ و كمرشكن است (العين). «ظنّ» به معناى گمان راجح است و گاهى نيز به جاى علم و يقين به كار مى رود. در اين آيه ـ مطابق نظر بيشتر مفسران ـ معناى اخير مراد است.

1856- يهود و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 54 - 2

2 ـ همسويى اهل كتاب ( يهود ) با كافران و تصديق عقايد آنان ، برخاسته از حسادتشان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان

يقولون هؤلاء اهدى من الّذين امنوا سبيلا . .. يحسدون النّاس

جمله «ام يحسدون . .. » بيان علتى براى مسائل عنوان شده در آيه 51 است. و از جمله آنها، قضاوت ظالمانه و همسويى با كافران است. يعنى اين قضاوت و همسويى، ناشى از حسادت يهود مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 82 - 4

4 ـ ايجاد پيوند دوستانه يهود با كافران براى تشكيل جبهه اى متحد و نيرومند عليه مسلمانان

ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا . .. لتجدن اشد الناس عدوة للذين ءامنوا

بيان عداوت يهوديان و مشركان با اهل ايمان پس از بيان برقرارى دوستى يهود و اهل شرك مى رساند كه اين رابطه دوستى در جهت دشمنى با مسلمانان است.

كافران مكه

1857- {كافران مكه}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 34 - 1،3،4

1 ـ كفرپيشگان مكه ، مؤمنان را از ورود به مسجدالحرام بازمى داشتند .

و ما لهم ألا يعذبهم اللّه و هم يصدون عن المسجدالحرام

در برداشت فوق مفعول «يصدون»، به مناسبت حكم و موضوع، المؤمنين گرفته شده است.

3 ـ كافران مكه به دليل بازداشتن اهل ايمان از ورود به مسجدالحرام ، مستوجب عذاب ( كشته شدن ، اسير گشتن و . . . ) بودند .

و ما لهم ألا يعذبهم اللّه و هم يصدون عن المسجدالحرام

با توجه به آيه قبل كه عذاب استيصال را براى مردم مكه با شرايط ذكر شده منتفى دانست، معلوم مى شود مراد از عذاب در اين آيه به دليل وقوع آن در بين آيات نبرد، شكست كافران و كشته و اسير شدن آنان است.

4 ـ كفرپيشگان مكه به ناحق خويشتن را سرپرست مسجدالحرام مى پنداشته و غاصبانه بر آن تسلط داشتند .

و هم يصدون عن المسجدالحرام و ما كانوا أولياؤه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 15

15 ـ مردم مكه در واكنش به دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) دو دسته بودند : مؤمن و كافر .

أن أنذر الناس و بشّر الذين ءامنوا . .. قال الكفرون

1858- آثار اجابت خواسته هاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 5

5- در صورت تحقق درخواست كافران براى نزول ملائكه ، تمامى آنان هلاك مى شوند و مهلتى براى ايمان نخواهند داشت .

ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ و ما كانوا إذًا منظرين

انظار مصدر «منظر» به معناى تأخير انداختن است و حصر در آيه، نشان مى دهد كه با آمدن ملائكه، اجل هيچ كدام از كفار به تأخير نخواهد افتاد و به هلاكت خواهند رسيد.

1859- آثار شبهه افكنى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 9 - 3

3 - تأثيرپذيرى مردمان كم عقل و ضعيف الرأى ، از سخنان انكارآميز كافران مكه عليه موضوع رستاخيز و روز جزا

إنّكم لفى قول مختلف . يؤفك عنه من أُفك

ضمير در «عنه» مى تواند به «قول مختلف» بازگردد. در اين صورت «عن» تعليليه بوده و جمله «يؤفك...» صفت براى «قول» مى باشد; يعنى، «يؤفك بسببه...».

1860- ابتلاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 4

4 - ابتلاى كافران مكه به گرفتارى و سختى ، از رخداد هاى دوران پيش از هجرت

و لو رحمنـهم و كشفنا ما بهم من ضرّ

1861- ابراهيم(ع) و كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 4،20

4 - ابراهيم ( ع ) ، كفرپيشگان مكه را شايسته بهره مند شدن از روزى هاى الهى نمى دانست .

و ارزق . .. من ءامن منهم باللّه و اليوم الأخر

20 - دلجويى خداوند از ابراهيم ( ع ) به خاطر اجابت نكردن دعاى او عليه كافران مكه

و ارزق . .. من ءامن منهم ... قال و من كفر فأمتعه قليلا ثم أضطره إلى عذاب النار

از هدفهاى بيان اندك بودن متاع دنيا و زمان بهره گيرى از آن و نيز بيان فرجام شوم كفرپيشگان پس از رد كردن تقاضاى ابراهيم عليه آنان، دلجويى از ابراهيم است.

1862- اتمام حجت بر كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 135 - 1

1- كافران مكه با انكار آيات الهى ـ پس از اتمام حجت بر ايشان ـ مستحق نابودى و عذاب بودند .

و لو أنّا أهلكنـهم . .. فستعلمون من أصحـب الصرط السوىّ و من اهتدى

1863- اجابت خواسته هاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 8

8- در صورت تحقق خواسته كافران مكه ، مبنى بر نزول ملائكه ، آنان گرفتار عذابى مرگبار مى شدند .

ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ و ما كانوا إذًا منظرين

يكى از احتمالاتى كه براى آيه داده شده، اين است كه ملائكه، در صورتى كه بخواهند براى كافران نازل شوند، برايشان عذاب به ارمغان خواهند آورد; عذابى كه هيچ كدام از آنان را زنده نخواهد گذاشت.

1864- اختلاف كافران مكه با محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 28 - 9

9 - كافران مكه ، در انتظار وقوع روزى براى حل و فصل شدن اختلاف شان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودند . *

و يقولون متى هـذا الفتح

احتمال دارد مراد از «الفتح» فصل و قضا ميان كافران و پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد. در اين صورت، «يوم الفتح»، روزى خواهد بود كه چنين ايده اى، جامه عمل بپوشد.

1865- اخلاق كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 2

2 ـ كفرپيشگان مكه با سرمستى و خودنمايى ، از ديار مكه رهسپار منطقه بدر شدند .

و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم بطرا

1866- ادعاهاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 31 - 2

2 ـ كافران مكه مدعى توان خويش در آوردن آيات و معارفى چون قرآن

قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا مثل هذا

1867- اذيتهاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 96 - 3

3- مسلمانان صدراسلام ( در مكه ) از سوى كافران و مشركان گرفتار فشار هاى روحى و تنگنا هاى روانى بودند .

إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصـلحـت سيجعل

با توجه به نزول اين آيات در مكّه، جمله «سيجعل . ..» بايد وعده اى نزديك به مسلمانان صدراسلام باشد. اين نويد حكايت از آن دارد كه مسلمانان در زمان نزول آيات، در شرايط سختى از نظر روحى و روانى و مقبوليت اجتماعى قرار داشتند.

1868- استقلال فكرى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 12 - 4

4 - كافران مكه ، براى عقيده خود ، هويتى مستقل ، قائل بودند .

اتّبعوا سبيلنا

1869- استهزاهاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 1

1- خطاب استهزاگرانه و بى ادبانه كافران مكه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هنگام سخن گفتن با آن حضرت

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر

از اينكه كفار، در مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به جاى خطاب مستقيم با اسم و عنوان، با عنوان موصول و غايب آن حضرت را صدا مى زدند و نيز از اينكه به او نسبتى مى دادند كه خود آن را قبول نداشتند، حاكى از نكته فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 11 - 3

3- خداوند ، تسلى بخش پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر برخورد هاى تمسخرآميز كافران مكه

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر إنك لمجنون . .. و ما يأتيهم من رسول إلاّ كان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 13 - 8

8- خداوند ، تسلّى بخش پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر برخورد هاى تمسخرآميز كافران مكه

و ما يأتيهم من رسول إلاّ كانوا به يستهزءون. كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمن

آيات قبل، درباره برخورد عنادآلود كفار مكه با نبوت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) بود. اينكه در اين آيه ها، برخورد مردمان پيشين با انبياى الهى را توضيح مى دهد، احتمالاً به جهت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 1،2

1- كافران و مشركان مكه ، به هنگام رو به رو شدن با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را مورد تمسخر و استهزا قرار مى دادند .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

2- تمسخر و استهزا ، تنها شيوه برخورد مشركان و كافران مكه با شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

حرف نفى «إن» و حرف استثنا «إلاّ» پس از آن ـ كه بر قصر دلالت مى كند ـ و نيز آمدن «هزواً» به صورت مصدر، همگى بيانگر استمرار و شدت در كار استهزا و تمسخر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 38 - 4

4- كافران دين ستيز مكه ، وعده ها و تهديد هاى الهى ( عذاب ، كيفراخروى و . . . ) را مورد استهزا و تمسخر قرار مى دادند .

و يقولون متى هـذا الوعد

جمله استفهاميه «و يقولون متى هـذا الوعد» براى تهكّم و استهزا است.

1870- اطمينان كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 3

3 ـ اطمينان كفار مكه به پيروزى خويش هنگام خروج براى جنگ بدر

و لاتكونوا كالذين خرجوا

1871- اغواگرى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 14 - 11

11 - هشدار خداوند ، به كافران مكه ، درباره تلاش شان براى اغواى مسلمانان

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا. ..و لقد أرسلنا نوحًا إلى قومه ...

بيان قصه طوفان نوح(ع) پس از ذكر برخوردهاى كافران مكه با مسلمانان، احتمال دارد براى هشدار به آنان باشد.

1872- افساد كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 12 - 5

5- كافران مكه ، مردمانى مجرم و تبهكار بودند .

ربما يودّ الذين كفروا . .. كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين

1873- اكثريت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 34 - 10

10 ـ اكثر كافران مكه ناآگاه به مستحق بودن عذاب الهى به سبب بازداشتن مؤمنان از مسجدالحرام

و ما لهم ألا يعذبهم اللّه و هم يصدون عن المسجدالحرام . .. و لكن أكثرهم لايعلمون

1874- اميدوارى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 7

7 - اميدوارى كافران مكه ، به پيروزى خود بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) از طريق ايجاد هياهو و فضاى ناآرام

و قال الذين كفروا لاتسمعوا . .. و الغوا فيه لعلّكم تغلبون

1875- انذار كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 4 - 3

3- هشدار خداوند به كافران هدايت ناپذير مكه ، مبنى بر اينكه مهلت دادن به آنان به معناى تداوم بخشيدن به زندگيشان نيست ; بلكه همواره در معرض هلاكتند .

ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين. ذرهم ... فسوف يعلمون. و ما أهلكنا من قرية

ذكر اين آيه، پس از تهديد «فسوف يعلمون» احتمالاً براى دفع اشكال مقدر مى باشد و آن اشكال اين است كه: كفار پس از مهلت يافتن با امر «ذرهم يأكلوا . ..» چنين نپندارند كه زندگيشان ادامه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 34 - 13

13- هشدار خداوند به كافران استهزاگر مكه

هل ينظرون إلاّ أن تأتيهم الملـئكة . .. كذلك فعل الذين من قبلهم ... فأصابهم سيئات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 53 - 1

1 - هشدار خداوند به كفار مكه ، مبنى بر پيروزى نزديك مسلمانان بر آنان

سنريهم ءايـتنا فى الأفاق و فى أنفسهم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه مراد از ضمير «هم» ـ به قرينه آيه قبل (ثمّ كفرتم) ـ كفار مكه بوده و مقصود از «آفاق» نواحى زمين و از «أنفس» مردم سرزمين جزيرة العرب باشد. بنابر اين جمله «سنريهم آياتنا فى الآفاق و فى

أنفسهم» مى تواند اشاره به پيروزى مسلمانان بر كافران داشته باشد.

1876- انگيزه كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 10

10- برخورد منكرانه كافران و مشركان مكه با قرآن ، برخاسته از منطق و عقل نبود ; بلكه انگيزه نفسانى ـ روانى داشت .

و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبـرهم نفورًا

«نفرت» از مقولات نفسانى - روانى است. بنابراين موضع نفرت آلود مشركان با قرآن، برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود.

1877- ايمان نسل كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 30

30- وجود مؤمنانى در نسل و صلب كافران مكه ، مانع نزول عذاب الهى بر آنان *

لولا رجال مؤمنون . .. لم تعلموهم ... لو تزيّلوا لعذّبنا الذين كفروا منهم عذابًا

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از مردان و زنان مؤمن در آيه شريفه، فرزندانى باشند كه از كافران مكه تولد خواهند يافت و به ايمان خواهند گرويد. آنچه مؤيد اين احتمال است، تعبير «لم تعلموهم» و نيز «لو تزيّلوا» مى باشد; زيرا «لو»ى امتناعيه، تفكيك ناپذيرى نسل مؤمن از كافران عصر بعثت را مى رساند.

1878- بهانه جويى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 4

4- درخواست نزول ملائكه ، جهت اثبات حقانيت ادعاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى كافران مكه ، بهانه اى بيش نبود .

لو ما تأتينا بالملئكة . .. ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ

قيد «إلاّبالحق» مى تواند احترازى باشد; يعنى، نزول فرشتگان تنها در صورت وجود مصلحت و حكمت تحقق پذير است، در حالى كه در تقاضاى كفار چنين مصلحتى نيست. مضافاً به اينكه «إذاً منظرين» نيز دلالت مى كند بر اينكه آنان، حتى پس از آمدن ملائكه هم حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را نمى پذيرفتند.

1879- بى ادبى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 1

1- خطاب استهزاگرانه و بى ادبانه كافران مكه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هنگام سخن گفتن با آن حضرت

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر

از اينكه كفار، در مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به جاى خطاب مستقيم با اسم و عنوان، با عنوان موصول و غايب آن حضرت را صدا مى زدند و نيز از اينكه به او نسبتى مى دادند كه خود آن را قبول نداشتند، حاكى از نكته فوق است.

1880- بى تأثيرى جوسازى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 8

8 - كافران مكه ، شاهد تأثير ژرف قرآن بر قلب ها و نامطمئن از كارآيى جنجال آفرينى و تدابير خود ، در جلوگيرى از اين تأثيرگذارى

قال الذين كفروا . .. لعلّكم تغلبون

واژه «لعلّ» در موردى به كار مى رود كه نتيجه آن قطعى نيست.

1881- بى منطقى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 9

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى ـ روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى ـ نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 10

10- برخورد منكرانه كافران و مشركان مكه با قرآن ، برخاسته از منطق و عقل نبود ; بلكه انگيزه نفسانى ـ روانى داشت .

و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبـرهم نفورًا

«نفرت» از مقولات نفسانى - روانى است. بنابراين موضع نفرت آلود مشركان با قرآن، برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود.

1882- بينش كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 4،5

4- كافران مكه ، نزول وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) را ، ادعايى بيش نمى دانستند .

قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر

ذكر نكردن منشأ نزول ذكر و مجهول آوردن فعل «نُزِّل» و نيز با استهزا بيان كردن آن، مى تواند به منظور ياد شده باشد.

5- نزول وحى از جانب خداوند بر بشر ، امرى غير قابل قبول و به دور از عقل و خرد و در حد ديوانگى در بينش كافران مكه

قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر إنك لمجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 7 - 2،4،6

2- كافران مكه ، دليل صداقت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را در ادعاى نزول وحى ، آمدن ملائكه براى تصديق او مى دانستند .

لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

4- كافران مكه ، بر اين باور بودند كه نزول هر نوع پيام آسمانى بر بشر ، بايد همراه با شاهد آسمانى محسوسى باشد . *

قالوا . .. لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

درخواست كافران از پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى آوردن ملائكه جهت تصديق نبوتش، ممكن است از اين رو باشد كه: آنان ارتباط بشر با خداوند را غير ممكن مى دانستند و براى قبول نبوت بشر، خواستار آوردن شاهد آسمانى بودند و ذكر نام ملائكه شايد به عنوان نمونه و يا شناخته شده بودن آنان باشد.

6- كافران و مشركان مكه ، ملائكه را موجوداتى قابل احساس براى همگان مى دانستند .

قالوا . .. لو ما تأتينا بالملئكة

از تعبير «لو ما تأتينابالملئكة» (چرا فرشته اى نمى آورى؟) استفاده مى شود كه آنان، فرشتگان را موجوداتى محسوس و قابل رؤيت مى دانستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 7،8،9

7- كافران و مشركان مكه ، نسبت به نام « رحمان » براى خداوند ، بسيار حساس و منكر رحمانيت او بودند .

و هم بذكر الرحمـن هم كـفرون

اختصاص به ذكر يافتن نام «رحمان» از ميان ديگر نام هاى مقدس پروردگار و نيز تكرار «هم»، بيانگر برداشت ياد شده است.

8- كافران مكه ، منكر خداى رحمان بودند .

و هم بذكر الرحمـن هم كـفرون

گفتنى است كه كافران منكر نام رحمان بودند; به اولويت استفاده مى شود كه منكر ذات خداى رحمان نيز بوده اند.

9- آسمانى بودن قرآن ، مورد انكار كافران و مشركان مكه بود .

و هم بذكر الرحمـن هم كـفرون

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «ذكر» قرآن كريم باشد، چنان كه در موارد متعدد در قرآن ـ از جمله آيه دوم همين سوره ـ از قرآن به «ذكر» ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 12 - 4

4 - كافران مكه ، براى عقيده خود ، هويتى مستقل ، قائل بودند .

اتّبعوا سبيلنا

1883- ترس كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 3

3 - وحشت كافران مكه ، از تأثير شگفت قرآن و پيام وحى در شنوندگان

لاتسمعوا لهـذا القرءان و الغوا فيه

1884- ترك احتجاج با كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به هنگام مواجهه با حق ناپذيرى كافران مكه ، مأمور به ر ها كردن آنان به حال خود و ترك محاجه با آنها شد .

ذرهم يأكلوا و يتمتّعوا

1885- تعصب كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 11

1886- تكبر كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 2

2 ـ كفرپيشگان مكه با سرمستى و خودنمايى ، از ديار مكه رهسپار منطقه بدر شدند .

و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم بطرا

1887- تكذيبگرى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 18 - 1،5

1 - كافران مكه ، رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را تكذيب مى كردند .

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا . .. و إن تكذّبوا فقد كذّب

بنابراين كه مخاطَب آيه ـ طبق سياق ـ كافران مكه باشند، نكته ياد شده، به دست مى آيد.

5 - هشدار خداوند ، به كافران مكه ، به جهت تكذيب كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إن تكذّبوا فقد كذّب أمم من قبلكم

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه جواب شرط «إن تكذّبوا» محذوف بوده و چيزى از قبيل «فاستعدوا للعذاب» باشد; يعنى، اگر تكذيب مى كنيد، آماده عذاب باشيد!

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 19 - 3

3 - كافران مكه ، منكر تحقق معاد بودند .

أَوَلم يروا كيف يبدئ اللّه الخلق ثمّ يعيده

آيه بعد، قرينه است بر اين كه اين آيه، در صدد اثبات تحقق معاد است. دعوت از كافران براى ژرف نگرى در قدرت خدا، نشان از انكار معاد از سوى آنان دارد.

1888- تلاش كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 5،6

5 ـ كفرپيشگان مكه در عصر بعثت ، همواره در تلاش براى بازداشتن مردم از پيوستن به راه خدا

و يصدون عن سبيل اللّه

6 ـ خروج كافران مكه به سوى بدر ، در راستاى تلاششان براى بازدارى مردم از راه خدا

و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم . .. و يصدون عن سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 12 - 3

3 - كافران مكه ، به هنگام دعوت از مسلمانان به بازگشت از اسلام ، به آنان اعلام كردند كه در صورت مرتد شدن ، گناهان شان را برعهده خواهند گرفت .

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا و لنحمل خطـيـكم

امر «لنحمل» دلالت بر تعهد كافران در قبول گناه ارتداد مسلمانان مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 13 - 2

2 - تلاش كافران مكه براى مرتد ساختن مسلمانان ، گناه سنگينى است .

و قال الذين كفروا . .. اتّبعوا سبيلنا ... و ليحملنّ أثقالهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 6

6 - كافران مكه ، در تلاش براى غلبه بر قرآن و پيام وحى

و قال الذين كفروا لاتسمعوا . .. لعلّكم تغلبون

1889- تناقض گويى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 8 - 3

3 - تناقض گويى كافران مكه ، در انكار معاد و كيفر كردار

إنّكم لفى قول مختلف

با توجه به اين كه آيات پيشين در مورد معاد و جزاى كردار و آيات بعد در زمينه روز جزا است، ممكن است «قول مختلف» نظر به همين موضوع (معاد) داشته باشد.

1890- تنفر كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 5

5- بهره كفرپيشگان مكه از آيه هاى بيدارگر قرآن ، تنها تنفر و فرار از آنها بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

1891- توطئه كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 30 - 2،3

2 ـ توطئه گرى هاى كافران مكه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نجات وى از آن توطئه ها با برنامه هاى الهى ، امرى شايسته و بايسته به ياد داشتن

إذ يمكر بك الذين كفروا . .. و اللّه خير المكرين

«إذ يمكر . .. » عطف بر «إذ أنتم قليل ... » در آيه 26 است.

3 ـ محبوس ساختن يا كشتن و يا تبعيد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از جمله توطئه هاى كافران مكه عليه آن حضرت

ليثبتوك او يقتلوك او يخرجوك و يمكرون

جمله «و يمكرون» بيانگر اين است كه كافران علاوه بر تصميم داشتن به قتل پيامبر(صلی الله علیه و آله) و . .. برنامه هاى ديگرى نيز عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در نظر داشته اند. لذا در برداشت فوق از آن به «از جمله» تعبير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 2

2 ـ نابحق جلوه دادن قرآن با درخواست عذاب از درگاه خدا ، از حيله هاى كافران مكه در مبارزه با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يمكرون . .. و إذ قالوا اللّهم ... فأمطر علينا حجارة من السماء

برخى در توجيه عذاب خواهى كافران (فامطر علينا . .. ) چنين گفته اند كه آنان براى فريب ديگران و يا اقناع خويش اين نفرين را در حق خود روا داشتند تا با اجابت نشدن آن، خويشتن را در انكار قرآن و حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) محق بشمارند. آيه قبل كه سخن از مكر كافران داشت، مى تواند تأييدى براى اين نظريه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 19

19 ـ رهايى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از توطئه كافران مكه و اعتلاى كلمة اللّه ، جلوه عزّت ( شكست ناپذيرى ) و حكمت خدا

فقد نصره اللّه إذ أخرجه . .. كلمة اللّه هى العليا و اللّه عزيز حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 16

16 ـ اتهام سحر و افسونگرى ، از حربه هاى تبليغاتى كفرپيشگان مكه عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قال الكفرون إن هذا لسحر مبين

1892- تهديد كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 27

27- كافران مكه ، مورد تهديد خداوند به عذابى دردناك

لو تزيّلوا لعذّبنا الذين كفروا منهم عذابًا أليمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 31 - 2

2 - تهديد كافران مكّه از سوى خداوند ، به وقوع حوادثى ناگوار و مرگ آفرين براى ايشان در آينده

قل تربّصوا فإنّى معكم من المتربّصين

1893- تهمتهاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 16

16 ـ اتهام سحر و افسونگرى ، از حربه هاى تبليغاتى كفرپيشگان مكه عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قال الكفرون إن هذا لسحر مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 3

3- كافران مكه ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به خاطر ادعاى نزول وحى بر خود ، فردى مجنون و ديوانه مى دانستند .

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر إنك لمجنون

شواهد تاريخى گواهند كه قبل از ادعاى نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) آنان چنين تهمتى را به آن حضرت نسبت نمى دادند، پس اين تهمت به خاطر نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 15 - 5

5- كافران مكه ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را متهم به سحر مى كردند .

بل نحن قوم مسحورون

در آيه فوق، هر چند به «سحر كننده» تصريح نشده، ولى تناسب حكم و موضوع و نيز آيه هاى ديگرى كه به اين موضوع تصريح كرده است، مقصود پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 38 - 5

5- كافران دين ستيز مكه ، پيامبراسلام و مؤمنان را در باره وعده هاى الهى دروغگو مى پنداشتند .

و يقولون متى هـذا الوعد إن كنتم صـدقين

1894- جوسازى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 7

7 - اميدوارى كافران مكه ، به پيروزى خود بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) از طريق ايجاد هياهو و فضاى ناآرام

و قال الذين كفروا لاتسمعوا . .. و الغوا فيه لعلّكم تغلبون

1895- جهل كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 6 - 6

6 - جهل ، عامل رويكرد كافران مكه به خريد داستان هاى بى اساس بود .

و من الناس من يشترى لهو الحديث . .. بغير علم

«بغير علم» متعلق به فعل «يشترى» است.

حس گرايى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 7 - 4

4- كافران مكه ، بر اين باور بودند كه نزول هر نوع پيام آسمانى بر بشر ، بايد همراه با شاهد آسمانى محسوسى باشد . *

قالوا . .. لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

درخواست كافران از پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى آوردن ملائكه جهت تصديق نبوتش، ممكن است از اين رو باشد كه: آنان ارتباط بشر با خداوند را غير ممكن مى دانستند و براى قبول نبوت بشر، خواستار آوردن شاهد آسمانى بودند و ذكر نام ملائكه شايد به عنوان نمونه و يا شناخته شده بودن آنان باشد.

1896- حق ستيزى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 6

6 - كافران مكه ، در تلاش براى غلبه بر قرآن و پيام وحى

و قال الذين كفروا لاتسمعوا . .. لعلّكم تغلبون

1897- حق ناپذيرى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 2

2 ـ حق ناپذيرى و عناد و لجاجت شديد كافران مكه در عصر بعثت، در برابر وحى و معجزات الهى

و لو نزلنا عليك كتبا . .. إن هذا إلا سحر مبين

سوره انعام در مكه نازل شده است و بنابراين طبيعى است كه ناظر به مردم آن سامان، خصوصاً مشركان مكه، باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 3 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به هنگام مواجهه با حق ناپذيرى كافران مكه ، مأمور به ر ها كردن آنان به حال خود و ترك محاجه با آنها شد .

ذرهم يأكلوا و يتمتّعوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 14 - 1

1- اگر درى از آسمان به قدرت خداوند گشوده شود كه كافران مكه براى دريافت حقايق به آنجا بروند ، ايمان نخواهند آورد .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به ... و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 15 - 1،2،4

1- كافران هدايت ناپذير مكه ، در صورت مشاهده گشايش درى از آسمان براى بالا رفتن خود و درك حقايق ، آن را نوعى چشم بندى و سحر وانمود خواهند كرد .

و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء فظلّوا فيه يعرجون . لقالوا إنما سكّرت أبصرنا

«سكر» در لغت حالتى را گفته اند كه عارض بر عقل مى شود. بنابراين مراد از ادعاى آنان اين مى شود كه: آنان خود را گرفتار نوعى چشم بندى مى دانستند.

2- كافران مكه ، مردمى حق ناپذير و لجاجت پيشه در برابر آيات الهى

و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء فظلّوا فيه يعرجون . لقالوا إنما سكّرت أبصرنا

4- كافران مكه براى گريز از پذيرفتن حقايق الهى ، آنها را امورى موهوم جلوه مى دادند .

لقالوا إنما سكّرت أبصرنا بل نحن قوم مسحورون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 5

5- بهره كفرپيشگان مكه از آيه هاى بيدارگر قرآن ، تنها تنفر و فرار از آنها بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

1898- خواسته كافران كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 1،2،5

1 ـ كافران مكه از خداوند خواستند چنانچه قرآن حقيقتى از جانب اوست ، آنان را سنگباران كند و يا عذاب دردناك ديگرى بر آنان فروفرستد .

و إذ قالوا . .. فأمطر علينا حجارة

2 ـ نابحق جلوه دادن قرآن با درخواست عذاب از درگاه خدا ، از حيله هاى كافران مكه در مبارزه با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يمكرون . .. و إذ قالوا اللّهم ... فأمطر علينا حجارة من السماء

برخى در توجيه عذاب خواهى كافران (فامطر علينا . .. ) چنين گفته اند كه آنان براى فريب ديگران و يا اقناع خويش اين نفرين را در حق خود روا داشتند تا با اجابت نشدن آن، خويشتن را در انكار قرآن و حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) محق بشمارند. آيه قبل كه سخن از مكر كافران داشت، مى تواند تأييدى براى اين نظريه باشد.

5 ـ كافران مكه معتقد به تأثير دعا به درگاه خدا براى تحقق بخشى به درخواست هاى آنان

اللّهم إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة

1899- خواسته هاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 7 - 1،3

1- كافران مكه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار آوردن فرشتگان براى تصديق نبوت آن حضرت بودند .

قالوا . .. لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

«لو ما» مانند «هلا» و «لولا» براى تحضيض است.

3- كافران مكه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار آوردن ملائكه به عنوان معجزه بودند .

لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

آوردن ملائكه توسط پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ كه مورد درخواست كفار بود ـ احتمال دارد براى تصديق نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد و احتمال دارد معجزه درخواستى باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 3،4

3- درخواست كافران مكه ، براى آوردن ملائكه توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، درخواستى نابه جا و باطل بود .

لو ما تأتينا بالملئكة . .. ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ

جمله «ما ننزل الملائكة إلاّ بالحق» حصرى و احترازى است و كنايه از اين است كه درخواست كفار نابه جاست.

4- درخواست نزول ملائكه ، جهت اثبات حقانيت ادعاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى كافران مكه ، بهانه اى بيش نبود .

لو ما تأتينا بالملئكة . .. ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ

قيد «إلاّبالحق» مى تواند احترازى باشد; يعنى، نزول فرشتگان تنها در صورت وجود مصلحت و حكمت تحقق پذير است، در حالى كه در تقاضاى كفار چنين مصلحتى نيست. مضافاً به اينكه «إذاً منظرين» نيز دلالت مى كند بر اينكه آنان، حتى پس از آمدن ملائكه هم حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را نمى پذيرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 33 - 2

2- كافران حق ناپذير مكه ، در انتظار معجزه آمدن فرشتگان و يا امر ويژه اى از جانب خداوند براى تأييد حقانيت قرآن بودند

و إذا قيل لهم ماذا أنزل ربّكم قالوا أسـطر الأولين . .. هل ينظرون إلاّ أن تأتيهم

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه عبارت «تأتيهم الملائكة أو يأتى أمر ربك» (ملائكه براى آنان بيايد و يا امر پروردگارت بيايد) ـ به قرينه آيات سابق كه درباره قرآن كريم بود ـ بر آمدن ملائكه يا امر خداوند جهت تأييد قرآن دلالت داشته باشد.

1900- دروغگويى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 12 - 8،9،11

8 - كافران مكه ، براى باز داشتن مسلمانان ، از ايمان شان به دروغ متوسل شدند .

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا و لنحمل خطـيـكم . .. إنّهم لكـذبون

9 - كافران مكه ، مردمى دروغگو بودند .

و قال الذين كفروا . .. إنّهم لكـذبون

11 - برعهده گرفتن خطا و گناه ارتداد مسلمانان ، از سوى كافران مكه ، ادعايى دروغ و خالى از واقعيت بود .

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا و لنحمل خطـيـكم . ..إنّهم لكـذبون

1901- دشمنى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 2

2 ـ حق ناپذيرى و عناد و لجاجت شديد كافران مكه در عصر بعثت، در برابر وحى و معجزات الهى

و لو نزلنا عليك كتبا . .. إن هذا إلا سحر مبين

سوره انعام در مكه نازل شده است و بنابراين طبيعى است كه ناظر به مردم آن سامان، خصوصاً مشركان مكه، باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 4

4 ـ كافران مكه مردمانى لجوج و داراى عنادى خاص در برابر رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حقانيت قرآن

فأمطر علينا حجارة من السماء أو ائتنا بعذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 28 - 9

9 - انكار و برخورد عنادآميز با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شيوه مستمر كافران مكه

كانوا بأيـتنا يجحدون

فعل «كان» هرگاه بر مضارع داخل شود افاده استمرار مى كند.

1902- دعاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 35 - 3

3 ـ كافران مكه به سبب انجام امورى لغو و بيهوده در پيرامون كعبه به عنوان عبادت و نيايش ، مستحق عذاب الهى بودند .

و ما لهم ألا ليعذبهم اللّه . .. و ما كان صلاتهم عند البيت إلا مكاء و تصدية

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «ما كان صلاتهــم . .. » عطف بر «و هم يصدون ... » باشد.

1903- رفتار ناپسند كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 2

2 ـ شيطان رفتار هاى ناشايست كافران مكه را در نظرشان زيبا جلوه داد .

و إذ زين لهم الشيطن أعملهم

1904- روش برخورد كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 8

8 ـ تمسخر حق (قرآن) و آيات الهى، شيوه كافران مكه بوده است.

فسوف تأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

مفاد جمله «كانوا به يستهزءون» ماضى استمرارى است و بيانگر تداوم استهزا از سوى كافران عصر نزول اين سوره است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 1

1 ـ روش كافران مكه در برخورد با آيات الهى همسان با روش فرعونيان و كافران پيش از آنها

كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 1،3

1- خطاب استهزاگرانه و بى ادبانه كافران مكه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هنگام سخن گفتن با آن حضرت

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر

از اينكه كفار، در مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به جاى خطاب مستقيم با اسم و عنوان، با عنوان موصول و غايب آن حضرت را صدا مى زدند و نيز از اينكه به او نسبتى مى دادند كه خود آن را قبول نداشتند، حاكى از نكته فوق است.

3- كافران مكه ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به خاطر ادعاى نزول وحى بر خود ، فردى مجنون و ديوانه مى دانستند .

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر إنك لمجنون

شواهد تاريخى گواهند كه قبل از ادعاى نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) آنان چنين تهمتى را به آن حضرت نسبت نمى دادند، پس اين تهمت به خاطر نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 9

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى ـ روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى ـ نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 1،2،5

1- كافران و مشركان مكه ، به هنگام رو به رو شدن با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را مورد تمسخر و استهزا قرار مى دادند .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

2- تمسخر و استهزا ، تنها شيوه برخورد مشركان و كافران مكه با شخص پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

حرف نفى «إن» و حرف استثنا «إلاّ» پس از آن ـ كه بر قصر دلالت مى كند ـ و نيز آمدن «هزواً» به صورت مصدر، همگى بيانگر استمرار و شدت در كار استهزا و تمسخر است.

5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مورد تحقير مداوم كافران مكه قرار مى گرفت .

و إذا رءاك . .. أهـذا الذى يذكر ءالهتكم

همزه استفهاميه در «أهـذا. ..» براى تعجب است و اسم اشاره «هـذا» ـ به قرينه استهزا ـ در تحقير استعمال گرديده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 60 - 10،11

10 - كافران مكه ، درصدد تحقير و خوار ساختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) بودند .

و لايستخفّنّك الذين لايوقنون

دعوت از پيامبر(صلی الله علیه و آله) به صبر در برابر كافران و نيز توصيه به مراقبت از خود كه مبادا كافران آن حضرت را خفيف و خوار كنند، مى تواند بازگو كننده وضعيّت رفتارى كافران درباره پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

11 - كافران مكه ، درصدد بودند تا با تبليغات خود ، در مواضع عقيدتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) سستى ايجاد كنند .

إن أنتم إلاّ مبطلون. .. و لايستخفّنّك الذين لايوقنون

برخى بر اين عقيده اند كه معناى «لايستخفّنّك»، «لاينفز عن دينك» (بيرون نبرند تو را از دين ات) است (لسان العرب). «و لايستخفّنّك الذين لايوقنون» مى تواند بيانِ نوعِ اثرى باشد كه مشركان، با «إن أنتم إلاّ مبطلون» درصدد ايجاد آن بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 28 - 9

9 - انكار و برخورد عنادآميز با قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شيوه مستمر كافران مكه

كانوا بأيـتنا يجحدون

فعل «كان» هرگاه بر مضارع داخل شود افاده استمرار مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 11 - 1

1- تلاش كافران مكه ، براى تحقير مؤمنان و بى اهميت جلوه دادن ايمان آنان

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا لو كان خيرًا ما سبقونا إليه

1905- زمينه عجله كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 38 - 6

6- خوى شتاب زدگى آدمى ، زمينه ساز درخواست كافران مكه براى تحقق وعده هاى الهى ( عذاب ، برپايى قيامت و . . . )

خلق الإنسـن من عجل . .. يقولون متى هـذا الوعد إن كنتم صـدقين

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه جمله «و يقولون متى . ..» عطف بر جمله «سأُوريكم...» باشد و اين دو جمله، با جمله «خلق الإنسان من عجل» ـ كه بيان گر خصلت عمومى انسان ها است ـ مرتبط باشند.

1906- زمينه عذاب كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 8

8- در صورت تحقق خواسته كافران مكه ، مبنى بر نزول ملائكه ، آنان گرفتار عذابى مرگبار مى شدند .

ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ و ما كانوا إذًا منظرين

يكى از احتمالاتى كه براى آيه داده شده، اين است كه ملائكه، در صورتى كه بخواهند براى كافران نازل شوند، برايشان عذاب به ارمغان خواهند آورد; عذابى كه هيچ كدام از آنان را زنده نخواهد گذاشت.

1907- زمينه هلاكت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 5

5- در صورت تحقق درخواست كافران براى نزول ملائكه ، تمامى آنان هلاك مى شوند و مهلتى براى ايمان نخواهند داشت .

ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ و ما كانوا إذًا منظرين

انظار مصدر «منظر» به معناى تأخير انداختن است و حصر در آيه، نشان مى دهد كه با آمدن ملائكه، اجل هيچ كدام از كفار به تأخير نخواهد افتاد و به هلاكت خواهند رسيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 8

1908- سرزنش كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 19 - 1

1 - كافران مكه ، از سوى خداوند ، به خاطر ژرف نگرى نكردن درباره توانايى خدا بر خلق موجودات ، سرزنش شده اند .

أَوَلم يروا كيف يبدئ اللّه الخلق

همزه «أَوَلم يروا» استفهام توبيخى است.

1909- سرگردانى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 7

7 - لجاجت و تعصب كوركورانه اشراف كافر مكه و تحير و سرگردانى آنها در طغيان و سركشى ، على رغم مشاهده لطف و رحمت الهى در حق ايشان

و لو رحمنـهم . .. للجّوا فى طغيـنهم يعمهون

1910- سطح زندگى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 131 - 3

3 - سطح زندگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، با كافران مكه ، تفاوت قابل ملاحظه اى داشت .

و لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم

1911- شك كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 8

8 - كافران مكه ، شاهد تأثير ژرف قرآن بر قلب ها و نامطمئن از كارآيى جنجال آفرينى و تدابير خود ، در جلوگيرى از اين تأثيرگذارى

قال الذين كفروا . .. لعلّكم تغلبون

واژه «لعلّ» در موردى به كار مى رود كه نتيجه آن قطعى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 54 - 1

1 - ترديد و شك كافران مكه ، نسبت به برپايى قيامت

ألا إنّهم فى مرية من لقاء ربّهم

1912- شكايت از كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 30 - 1

1 ـ شكوه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به پيشگاه خداوند از مردم عصر خويش ( كافران شهر مكّه ) ، به خاطر متروك و مهجور ساختن قرآن

كريم

و قال الرسول يـربّ إنّ قومى اتّخذوا هـذا القرءان مهجورًا

در اين كه شكوائيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در اين دنيا است و يا در آخرت؟ دو نظريه ميان مفسران وجود دارد. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه اول است كه مطابق نظر بيشتر مفسران مى باشد. گفتنى است واژه «مهجور» به معناى متروك ورها شده است.

1913- شكست كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 37 - 4

4- كافران مكه ، در آستانه شكست و عذاب دنيوى قرار گرفته بودند .

سأُوريكم ءايـتى

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مراد از «آيات» شكست كفار مكه و عذاب دنيوى آنان باشد. گفتنى است مكى بودن اين آيات، مؤيد برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 16

16ـ شكست و نابودى كفرپيشگان مكه و حوالى آن ، از پيشگويى هاى قرآن

لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة . .. حتى يأتى وعد الله

1914- شگفتى تكذيبگرى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 19 - 6

6 - اصرار كافران مكّه بر تكذيب تهديد هاى الهى ، با وجود آگاهى آنان از هلاكت فرعونيان و ثموديان ، شگفت آورتر از كفرورزى پيشينيان است .

بل الذين كفروا فى تكذيب

اضراب كه از حرف «بل» استفاده مى شود ممكن است نظر به اين داشته باشد كه تكذيب گرى مردم مكّه در قياس با كفر پيشينيان اعجاب آورتر است; زيرا به رغم ديدن سرنوشت آنها، تهديد را دروغ شمردند.

1915- شيطان و كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 8

8 ـ تجسم شيطان براى كافران مكه ، قبل از جنگ بدر

و إذ زين لهم الشيطن أعملهم

1916- صفات كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 15 - 2

2- كافران مكه ، مردمى حق ناپذير و لجاجت پيشه در برابر آيات الهى

و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء فظلّوا فيه يعرجون . لقالوا إنما سكّرت أبصرنا

1917- ضيق صدر كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 11

1918- طغيان كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 7

7 - لجاجت و تعصب كوركورانه اشراف كافر مكه و تحير و سرگردانى آنها در طغيان و سركشى ، على رغم مشاهده لطف و رحمت الهى در حق ايشان

و لو رحمنـهم . .. للجّوا فى طغيـنهم يعمهون

1919- ظلم كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 10

10 ـ فرعونيان ، امت هاى پيش از آنان و كفرپيشگان مكه ، از زمره ظالمان

و كل كانوا ظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 75 - 9،15

9 ـ گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، تحت سيطره ستم كافران مكه

و ما لكم لا تقاتلون فى سبيل اللّه و المستضعفين . .. يقولون ربّنا اخرجنا من هذه ا

بسيارى از مفسران برآنند كه آيه مورد بحث درباره مسلمانانى است كه تا قبل از فتح مكّه در آنجا بودند و از مهاجرت آنان جلوگيرى مى شد.

15 ـ مسلمانان مستضعف صدر اسلام ، خواستار فرمانده و نيروى انسانى از جانب خداوند براى رهايى از ستم كفرپيشگان مكّه

و اجعل لنا من لدنك وليّاً و اجعل لنا من لدنك نصيراً

1920- عبادت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 35 - 2،3

2 ـ سوت كشيدن و كف زدن در اطراف كعبه به عنوان عبادت و نيايش از سوى كافران مكه ، دليل عدم شايستگى آنان براى ولايت بر مسجدالحرام

إن أولياؤه إلا المتقون . .. مكاء و تصدية

جمله «ما كان صلاتهم . .. » مى تواند بيان مصداقى براى بى تقوايى متوليان كفرپيشه مسجدالحرام باشد و در نتيجه دليلى براى عدم شايستگى آنان براى ولايت بر مسجدالحرام.

3 ـ كافران مكه به سبب انجام امورى لغو و بيهوده در پيرامون كعبه به عنوان عبادت و نيايش ، مستحق عذاب الهى بودند .

و ما لهم ألا ليعذبهم اللّه . .. و ما كان صلاتهم عند البيت إلا مكاء و تصدية

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «ما كان صلاتهــم . .. » عطف بر «و هم يصدون ... » باشد.

1921- عجز كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 3

3- ناتوانى و درماندگى كافران و مشركان مكه ، در مبارزه با اسلام و منطق پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

از اين كه كافران و مشركان، به گونه اى مستمر به استهزاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى پرداختند، برمى آيد كه آنان در توسل به منطق و دليل و برهان ناتوان بودند و هيچ راهى جز اين نداشتند.

1922- عذاب دنيوى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 37 - 4

4- كافران مكه ، در آستانه شكست و عذاب دنيوى قرار گرفته بودند .

سأُوريكم ءايـتى

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مراد از «آيات» شكست كفار مكه و عذاب دنيوى آنان باشد. گفتنى است مكى بودن اين آيات، مؤيد برداشت ياد شده است.

1923- عذاب كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 135 - 1

1- كافران مكه با انكار آيات الهى ـ پس از اتمام حجت بر ايشان ـ مستحق نابودى و عذاب بودند .

و لو أنّا أهلكنـهم . .. فستعلمون من أصحـب الصرط السوىّ و من اهتدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 37 - 5

5- كافران مكه به عذاب و نابودى قريب الوقوع تهديد شدند .

سأُوريكم ءايـتى فلاتستعجلون

مقصود از «آياتى» به قرينه آيات بعد (. ..بل تأتيهم بغتة...) عذاب و هلاكت است.

1924- عقيده كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 5،6

5 ـ كافران مكه معتقد به تأثير دعا به درگاه خدا براى تحقق بخشى به درخواست هاى آنان

اللّهم إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة

6 ـ كافران مكه معتقد به خدا و معتقد به تأثير او در جهان هستى

و إذ قالوا اللّهم إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة من السماء

1925- علاقه به هدايت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 6 - 6

6 - علاقه شديد برخى از مسلمانان عصر بعثت ، به ارشاد كافران سرشناس مكه و مسلمان ساختن آنان

فأنت له تصدّى

براساس شأن نزول اين آيات، افراد معروفى از قريش (نظير ابوجهل) در مجلسى كه ابن ام مكتوم وارد شد، حضور داشتند و تعبير «من استغنى» در مورد آنان نازل شده است.

1926- عوامل مصونيت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 24

24- حضور مؤمنان در محيط زندگى كافران مكه ، باعث نجات موقت كفّار از عذاب الهى

لو تزيّلوا لعذّبنا الذين كفروا منهم

1927- فلسفه ردّ خواسته هاى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 6

6- فلسفه عدم تحقق درخواست كافران مكه ، مبنى بر نزول ملائكه ، مهلت دادن به آنان و جلو نينداختن اجلشان است .

ما تسبق من أمة أجلها . .. ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ و ما كانوا إذًا منظرين

1928- فلسفه مهلت به كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 4 - 3

3- هشدار خداوند به كافران هدايت ناپذير مكه ، مبنى بر اينكه مهلت دادن به آنان به معناى تداوم بخشيدن به زندگيشان نيست ; بلكه همواره در معرض هلاكتند .

ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين. ذرهم ... فسوف يعلمون. و ما أهلكنا من قرية

ذكر اين آيه، پس از تهديد «فسوف يعلمون» احتمالاً براى دفع اشكال مقدر مى باشد و آن اشكال اين است كه: كفار پس از مهلت يافتن با امر «ذرهم يأكلوا . ..» چنين نپندارند كه زندگيشان ادامه دارد.

1929- كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 217 - 16

16 ـ اقدام برخى از مسلمين ( عبداللّه بن جحش و همراهان او ) به جنگ با كفارِ مكه در ماه حرام

يسئلونك عن الشهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه كبير

در شأن نزول آيه آمده كه عبداللّه بن جحش و همراهان او در ماه رجب به گروهى از كفار كه داراى مال التجاره بودند، حمله بردند و آنان را كشته و يا اسير كردند. (مجمع البيان و ديگر تفاسير.)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 27

27 ـ حاكميّت و تسلّط كافران بر سرزمين مكّه و مسلمانان آن ديار ، در صدر اسلام

فالّذين . .. اخرجوا من ديارهم و اوذوا فى سبيلى ... و قتلوا

1930- كافران مكه در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 47 - 6

6 ـ خروج كافران مكه به سوى بدر ، در راستاى تلاششان براى بازدارى مردم از راه خدا

و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم . .. و يصدون عن سبيل اللّه

1931- كافران مكه در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 12

12 ـ كفرپيشگان مكه در قيامت گردآورى و به سوى جهنم رانده خواهند شد .

و الذين كفروا إلى جهنم يحشرون

1932- كافران مكه و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 8

8 ـ تمسخر حق (قرآن) و آيات الهى، شيوه كافران مكه بوده است.

فسوف تأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

مفاد جمله «كانوا به يستهزءون» ماضى استمرارى است و بيانگر تداوم استهزا از سوى كافران عصر نزول اين سوره است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 52 - 1

1 ـ روش كافران مكه در برخورد با آيات الهى ، همانند روش فرعونيان و كافران پيش از آنان

كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم

«دأب» به معناى عادت و روش است. و چون آيه به دنبال قضاياى جنگ بدر آمده، معلوم مى شود مشبه كافران مكه هستند و تقدير جمله چنين است: داب هؤلاء الكفره كدأب ءال فرعون. قابل ذكر است مراد از ضمير در «قبلهم» آل فرعون هستند.

1933- كافران مكه و اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 33 - 7

7 ـ پيشگويى قرآن از گرايش كافران مكه به اسلام و پذيرش توحيد

و ما كان اللّه معذبهم و هم يستغفرون

1934- كافران مكه و حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 8

8 ـ تمسخر حق (قرآن) و آيات الهى، شيوه كافران مكه بوده است.

فسوف تأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

مفاد جمله «كانوا به يستهزءون» ماضى استمرارى است و بيانگر تداوم استهزا از سوى كافران عصر نزول اين سوره است.

1935- كافران مكه و خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 6

6 ـ كافران مكه معتقد به خدا و معتقد به تأثير او در جهان هستى

و إذ قالوا اللّهم إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة من السماء

1936- كافران مكه و دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 5

5 ـ كافران مكه معتقد به تأثير دعا به درگاه خدا براى تحقق بخشى به درخواست هاى آنان

اللّهم إن كان هذا هو الحق من عندك فأمطر علينا حجارة

1937- كافران مكه و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 1،8

1 ـ كافران مكه در پى نزول قرآن به عنوان معجزه، بدون درنگ به تكذيب آن پرداختند.

فقد كذّبوا بالحق لمّا جاءهم

جمله ظرفيه «لمّا جاءهم» به اين نكته اشاره دارد كه تكذيب كافران به مجرد آمدن حق صورت گرفته است.

8 ـ تمسخر حق (قرآن) و آيات الهى، شيوه كافران مكه بوده است.

فسوف تأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

مفاد جمله «كانوا به يستهزءون» ماضى استمرارى است و بيانگر تداوم استهزا از سوى كافران عصر نزول اين سوره است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 31 - 1،2،4

1 ـ تمسك كافران مكه به حيله براى مقابله با آنان

و يمكرون . .. و إذا تتلى عليهم ءايتنا قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا

جمله «إذا تتلى . .. » مى تواند بيان مصداقى از «يمكرون» در آيه قبل باشد.

2 ـ كافران مكه مدعى توان خويش در آوردن آيات و معارفى چون قرآن

قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا مثل هذا

4 ـ كافران مكه معارف قرآن را نوشتار ها و سخنان بى اساس مردمان نخستين قلمداد مى كردند .

إن هذا إلا أسطير الأولين

«اساطير» به معناى نوشتارهاى بى اساس است و «الأولين» به معناى انسانهاى نخستين. گفتنى است كه «اساطير الأولين» مى تواند به اين معنا باشد كه اين اسطوره ها در باره انسانهاى اوليه است و مى تواند به اين معنا باشد كه اينها اسطوره هايى است ساخته و پرداخته انسانهاى نخستين.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 1،2،4

1 ـ كافران مكه از خداوند خواستند چنانچه قرآن حقيقتى از جانب اوست ، آنان را سنگباران كند و يا عذاب دردناك ديگرى بر آنان فروفرستد .

و إذ قالوا . .. فأمطر علينا حجارة

2 ـ نابحق جلوه دادن قرآن با درخواست عذاب از درگاه خدا ، از حيله هاى كافران مكه در مبارزه با قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و يمكرون . .. و إذ قالوا اللّهم ... فأمطر علينا حجارة من السماء

برخى در توجيه عذاب خواهى كافران (فامطر علينا . .. ) چنين گفته اند كه آنان براى فريب ديگران و يا اقناع خويش اين نفرين را در حق خود روا داشتند تا با اجابت نشدن آن، خويشتن را در انكار قرآن و حقانيت رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) محق بشمارند. آيه قبل كه سخن از مكر كافران داشت، مى تواند تأييدى براى اين نظريه باشد.

4 ـ كافران مكه مردمانى لجوج و داراى عنادى خاص در برابر رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حقانيت قرآن

فأمطر علينا حجارة من السماء أو ائتنا بعذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 33 - 6،7

6 ـ گرايش كافران مكه به قرآن در آينده دوران بعثت ، دليل گرفتار نشدن آنان به عذاب استيصال ، نه حقانيت ايشان در انكار قرآن

و ما كان اللّه معذبهم و هم يستغفرون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «و هم يستغفرون» حال مقدر باشد. يعنى خداوند اكنون (زمان انكار قرآن) كافران مكه را عذاب نمى كند، در حالى كه در آينده توبه خواهند كرد. گفتنى است كه استغفار و توبه كافر به ايمان آوردن اوست.

7 ـ پيشگويى قرآن از گرايش كافران مكه به اسلام و پذيرش توحيد

و ما كان اللّه معذبهم و هم يستغفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 2

2- « ذكر بودن قرآن » ، وصفى كه كافران مكه با آن آشنا بودند .

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 13 - 2

2- خداوند آيات قرآن را ، على رغم تصميم كافران مكه بر ايمان نياوردن ، در قلب آنان رسوخ داد .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه جمله «لايؤمنون به» جمله حاليه براى «المجرمين» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 5،9

5- بهره كفرپيشگان مكه از آيه هاى بيدارگر قرآن ، تنها تنفر و فرار از آنها بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى ـ روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى ـ نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 8

8 - كافران مكه ، شاهد تأثير ژرف قرآن بر قلب ها و نامطمئن از كارآيى جنجال آفرينى و تدابير خود ، در جلوگيرى از اين تأثيرگذارى

قال الذين كفروا . .. لعلّكم تغلبون

واژه «لعلّ» در موردى به كار مى رود كه نتيجه آن قطعى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 28 - 6

6 - آشكار بودن حقانيت قرآن ، براى كافران مكه

كانوا بأيـتنا يجحدون

واژه «جحد» در مواردى به كار مى رود كه حقانيت چيزى معلوم باشد و در عين حال مورد انكار قرار گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 41 - 7

7 - مخالفت مستمر كافران مكه ، نسبت به آيات قرآن

إنّ الذين كفروا بالذّكر لمّا جاءهم

برداشت ياد شده با توجه به معناى «لمّا» است كه در مورد استمرار زمان به كار مى رود.

1938- كافران مكه و كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 35 - 3

3 ـ كافران مكه به سبب انجام امورى لغو و بيهوده در پيرامون كعبه به عنوان عبادت و نيايش ، مستحق عذاب الهى بودند .

و ما لهم ألا ليعذبهم اللّه . .. و ما كان صلاتهم عند البيت إلا مكاء و تصدية

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «ما كان صلاتهــم . .. » عطف بر «و هم يصدون ... » باشد.

1939- كافران مكه و گناه ارتداد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 12 - 6

6 - كافران مكه ، به رغم اعلام صريح ، هرگز اندكى از گناه ارتداد مسلمانان را ، برعهده نمى گرفتند .

و قال الذين كفروا . .. و لنحمل خطـيـكم و ما هم بحـملين من خطـيـهم من شىء

در «و ما هم بحاملين. ..» دو احتمال وجود دارد: يكى، به قرينه اعلام دروغ بودن ادعاى برعهده گيرى گناه ارتداد، اين است كه آنان، حاضر به قبول گناه نيستند. ديگر اين كه چنين امرى، شدنى نيست. برداشت بالا، بنابراحتمال نخست است.

1940- كافران مكه و محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 30 - 3،5

3 ـ محبوس ساختن يا كشتن و يا تبعيد پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از جمله توطئه هاى كافران مكه عليه آن حضرت

ليثبتوك او يقتلوك او يخرجوك و يمكرون

جمله «و يمكرون» بيانگر اين است كه كافران علاوه بر تصميم داشتن به قتل پيامبر(صلی الله علیه و آله) و . .. برنامه هاى ديگرى نيز عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در نظر داشته اند. لذا در برداشت فوق از آن به «از جمله» تعبير شده است.

5 ـ شكست كافران مكه در توطئه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، عبرتى براى همه خائنان به خدا و رسول

لاتخونوا اللّه و الرسول . .. و يمكرون و يمكر اللّه

يادآورى شكست توطئه هاى كافران مكه پس از اشاره به خيانت برخى از مسلمانان براى تفهيم اين حقيقت است كه خائنان به خدا و رسول، هر چند اظهار اسلام كنند، همان گونه كه كافران موفق نشدند، آنان نيز موفق نمى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 4

4 ـ كافران مكه مردمانى لجوج و داراى عنادى خاص در برابر رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حقانيت قرآن

فأمطر علينا حجارة من السماء أو ائتنا بعذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 3،5

3 ـ خروج پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مكه و اقدام آن حضرت به هجرت ، امرى ناخواسته و تحت فشار كافران بود .

إذ أخرجه الذين كفروا

بديهى است كه خروج پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مكه، به اراده خود آن حضرت صورت گرفت ولى از آن جهت كه تحت فشار و جوّ ارعاب بود، خداوند اخراج را به كافران نسبت داده است.

5 ـ موفقيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در خروج از مكه و خلاصى از توطئه كافران ، مرهون نصرت خاص خداوند بود .

نصره اللّه إذ أخرجه الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 1،3

1- خطاب استهزاگرانه و بى ادبانه كافران مكه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به هنگام سخن گفتن با آن حضرت

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر

از اينكه كفار، در مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به جاى خطاب مستقيم با اسم و عنوان، با عنوان موصول و غايب آن حضرت را صدا مى زدند و نيز از اينكه به او نسبتى مى دادند كه خود آن را قبول نداشتند، حاكى از نكته فوق است.

3- كافران مكه ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به خاطر ادعاى نزول وحى بر خود ، فردى مجنون و ديوانه مى دانستند .

و قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر إنك لمجنون

شواهد تاريخى گواهند كه قبل از ادعاى نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) آنان چنين تهمتى را به آن حضرت نسبت نمى دادند، پس اين تهمت به خاطر نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 7 - 3

3- كافران مكه ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار آوردن ملائكه به عنوان معجزه بودند .

لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

آوردن ملائكه توسط پيامبر(صلی الله علیه و آله) ـ كه مورد درخواست كفار بود ـ احتمال دارد براى تصديق نبوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد و احتمال دارد معجزه درخواستى باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 4

4- درخواست نزول ملائكه ، جهت اثبات حقانيت ادعاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى كافران مكه ، بهانه اى بيش نبود .

لو ما تأتينا بالملئكة . .. ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ

قيد «إلاّبالحق» مى تواند احترازى باشد; يعنى، نزول فرشتگان تنها در صورت وجود مصلحت و حكمت تحقق پذير است، در حالى كه در تقاضاى كفار چنين مصلحتى نيست. مضافاً به اينكه «إذاً منظرين» نيز دلالت مى كند بر اينكه آنان، حتى پس از آمدن ملائكه هم حقانيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را نمى پذيرفتند.

1941- كافران مكه و معجزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 2

2 ـ حق ناپذيرى و عناد و لجاجت شديد كافران مكه در عصر بعثت، در برابر وحى و معجزات الهى

و لو نزلنا عليك كتبا . .. إن هذا إلا سحر مبين

سوره انعام در مكه نازل شده است و بنابراين طبيعى است كه ناظر به مردم آن سامان، خصوصاً مشركان مكه، باشد.

1942- كافران مكه و ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 7 - 5،6

5- ملائكه ، به عنوان موجودات آسمانى شناخته شده براى كافران مكه

قالوا . .. لو ما تأتينا بالملئكة إن كنت من الصدقين

6- كافران و مشركان مكه ، ملائكه را موجوداتى قابل احساس براى همگان مى دانستند .

قالوا . .. لو ما تأتينا بالملئكة

از تعبير «لو ما تأتينابالملئكة» (چرا فرشته اى نمى آورى؟) استفاده مى شود كه آنان، فرشتگان را موجوداتى محسوس و قابل رؤيت مى دانستند.

1943- كافران مكه و نبوت بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 5

5- نزول وحى از جانب خداوند بر بشر ، امرى غير قابل قبول و به دور از عقل و خرد و در حد ديوانگى در بينش كافران مكه

قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر إنك لمجنون

1944- كافران مكه و وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 2

2 ـ حق ناپذيرى و عناد و لجاجت شديد كافران مكه در عصر بعثت، در برابر وحى و معجزات الهى

و لو نزلنا عليك كتبا . .. إن هذا إلا سحر مبين

سوره انعام در مكه نازل شده است و بنابراين طبيعى است كه ناظر به مردم آن سامان، خصوصاً مشركان مكه، باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 6 - 4

4- كافران مكه ، نزول وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) را ، ادعايى بيش نمى دانستند .

قالوا يأيها الذى نزّل عليه الذّكر

ذكر نكردن منشأ نزول ذكر و مجهول آوردن فعل «نُزِّل» و نيز با استهزا بيان كردن آن، مى تواند به منظور ياد شده باشد.

1945- كفر كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 13 - 1

1- كافران مجرم مكه ، على رغم دريافت آيات قرآن ، به آن ايمان نياوردند .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به

برداشت فوق، بنابراين است كه جمله «لايؤمنون به» جمله تفسيريه براى «المجرمين» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 14 - 1

1- اگر درى از آسمان به قدرت خداوند گشوده شود كه كافران مكه براى دريافت حقايق به آنجا بروند ، ايمان نخواهند آورد .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به ... و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 15 - 1

1- كافران هدايت ناپذير مكه ، در صورت مشاهده گشايش درى از آسمان براى بالا رفتن خود و درك حقايق ، آن را نوعى چشم بندى و سحر وانمود خواهند كرد .

و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء فظلّوا فيه يعرجون . لقالوا إنما سكّرت أبصرنا

«سكر» در لغت حالتى را گفته اند كه عارض بر عقل مى شود. بنابراين مراد از ادعاى آنان اين مى شود كه: آنان خود را گرفتار نوعى چشم بندى مى دانستند.

1946- گناه كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 13 - 2

2 - تلاش كافران مكه براى مرتد ساختن مسلمانان ، گناه سنگينى است .

و قال الذين كفروا . .. اتّبعوا سبيلنا ... و ليحملنّ أثقالهم

1947- لجاجت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 2

2 ـ حق ناپذيرى و عناد و لجاجت شديد كافران مكه در عصر بعثت، در برابر وحى و معجزات الهى

و لو نزلنا عليك كتبا . .. إن هذا إلا سحر مبين

سوره انعام در مكه نازل شده است و بنابراين طبيعى است كه ناظر به مردم آن سامان، خصوصاً مشركان مكه، باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 32 - 4

4 ـ كافران مكه مردمانى لجوج و داراى عنادى خاص در برابر رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حقانيت قرآن

فأمطر علينا حجارة من السماء أو ائتنا بعذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 13 - 1

1- كافران مجرم مكه ، على رغم دريافت آيات قرآن ، به آن ايمان نياوردند .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به

برداشت فوق، بنابراين است كه جمله «لايؤمنون به» جمله تفسيريه براى «المجرمين» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 14 - 1

1- اگر درى از آسمان به قدرت خداوند گشوده شود كه كافران مكه براى دريافت حقايق به آنجا بروند ، ايمان نخواهند آورد .

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به ... و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 15 - 1،2

1- كافران هدايت ناپذير مكه ، در صورت مشاهده گشايش درى از آسمان براى بالا رفتن خود و درك حقايق ، آن را نوعى چشم بندى و سحر وانمود خواهند كرد .

و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء فظلّوا فيه يعرجون . لقالوا إنما سكّرت أبصرنا

«سكر» در لغت حالتى را گفته اند كه عارض بر عقل مى شود. بنابراين مراد از ادعاى آنان اين مى شود كه: آنان خود را گرفتار نوعى چشم بندى مى دانستند.

2- كافران مكه ، مردمى حق ناپذير و لجاجت پيشه در برابر آيات الهى

و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء فظلّوا فيه يعرجون . لقالوا إنما سكّرت أبصرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 7

7 - لجاجت و تعصب كوركورانه اشراف كافر مكه و تحير و سرگردانى آنها در طغيان و سركشى ، على رغم مشاهده لطف و رحمت الهى در حق ايشان

و لو رحمنـهم . .. للجّوا فى طغيـنهم يعمهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 31 - 1

1 - كافران مكه اعلام كردند كه به هيچ رو به قرآن و كتاب هاى پيشينِ آسمانى ايمان نمى آورند .

و قال الذين كفروا لن نؤمن بهـذا القرءان و لا بالذى بين يديه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 19 - 6

6 - اصرار كافران مكّه بر تكذيب تهديد هاى الهى ، با وجود آگاهى آنان از هلاكت فرعونيان و ثموديان ، شگفت آورتر از كفرورزى پيشينيان است .

بل الذين كفروا فى تكذيب

اضراب كه از حرف «بل» استفاده مى شود ممكن است نظر به اين داشته باشد كه تكذيب گرى مردم مكّه در قياس با كفر پيشينيان اعجاب آورتر است; زيرا به رغم ديدن سرنوشت آنها، تهديد را دروغ شمردند.

1948- مبارزه كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 3

3- ناتوانى و درماندگى كافران و مشركان مكه ، در مبارزه با اسلام و منطق پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذا رءاك الذين كفروا إن يتّخذونك إلاّهزوًا

از اين كه كافران و مشركان، به گونه اى مستمر به استهزاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى پرداختند، برمى آيد كه آنان در توسل به منطق و دليل و برهان ناتوان بودند و هيچ راهى جز اين نداشتند.

1949- محروميت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 5

5 - ابراهيم ( ع ) از خداوند خواست تا كافران مكه را از روزى هاى خويش بهره مند نسازد .

و ارزق . .. من ءامن منهم باللّه و اليوم الأخر

«من ءامن» به عنوان بدل براى «أهله» بيانگر مقصود ابراهيم(ع) از كلمه «أهله» است. آن حضرت با آوردن «من ءامن» اشاره به اين معنا دارد كه: خواهان اعطاى ثمرات به كافران مكه نيست.

1950- مشكلات كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 4

4 - ابتلاى كافران مكه به گرفتارى و سختى ، از رخداد هاى دوران پيش از هجرت

و لو رحمنـهم و كشفنا ما بهم من ضرّ

1951- مصايب كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 11

11ـ كفرپيشگان مكه و حوالى آن در عصر بعثت به مصيبتهايى سخت و كوبنده گرفتار بودند .

و لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة أو تحلّ قريبًا من دارهم

«قرع» به معناى زدن و كوبيدن چيزى به چيزى ديگر است و «قارعة» به معناى كوبنده مى باشد. اين كلمه صفت براى موصوفى محذوف مانند «مصيبة» است. ضمير در «تحلّ» نيز به «قارعة» باز مى گردد و سياق جمله «لايزال ...» حكايت از قضيه خارجيه دارد. بنابراين «الذين كفروا» اشاره به كافرانى خاص دارد كه بنابر گفته مفسران، مقصود كافران مكّه هستند و بر اين اساس مراد از «دار» مكّه و مقصود از «قريبًا من دارهم» حوالى آن است.

1952- مكر كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 31 - 1

1 ـ تمسك كافران مكه به حيله براى مقابله با آنان

و يمكرون . .. و إذا تتلى عليهم ءايتنا قالوا قد سمعنا لو نشاء لقلنا

جمله «إذا تتلى . .. » مى تواند بيان مصداقى از «يمكرون» در آيه قبل باشد.

1953- موانع عذاب كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 30

30- وجود مؤمنانى در نسل و صلب كافران مكه ، مانع نزول عذاب الهى بر آنان *

لولا رجال مؤمنون . .. لم تعلموهم ... لو تزيّلوا لعذّبنا الذين كفروا منهم عذابًا

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از مردان و زنان مؤمن در آيه شريفه، فرزندانى باشند كه از كافران مكه تولد خواهند يافت و به ايمان خواهند گرويد. آنچه مؤيد اين احتمال است، تعبير «لم تعلموهم» و نيز «لو تزيّلوا» مى باشد; زيرا «لو»ى امتناعيه، تفكيك ناپذيرى نسل مؤمن از كافران عصر بعثت را مى رساند.

1954- موقعيت اجتماعى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 4

4- در آغاز بعثت ، كافران مكه از وضعيت اقتصادى و اجتماعى بهترى نسبت به مسلمانان برخوردار بودند .

أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

«مقام» اسم مكان و مشتق شده از قيام است كه در معناى مجازى موقعيت اجتماعى به كار رفته است و «خير مقاماً» كنايه از بهتر بودن وضعيت اقتصادى مى باشد. «ندى» به معناى جليس و مجلس است (مفردات راغب). افتخار كافران به بهتر بودن مجلس و هم نشينان خويش، كنايه از بهتربودن وضعيت سياسى و نظام اجتماعى آنان است.

1955- موقعيت اقتصادى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 4

4- در آغاز بعثت ، كافران مكه از وضعيت اقتصادى و اجتماعى بهترى نسبت به مسلمانان برخوردار بودند .

أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

«مقام» اسم مكان و مشتق شده از قيام است كه در معناى مجازى موقعيت اجتماعى به كار رفته است و «خير مقاماً» كنايه از بهتر بودن وضعيت اقتصادى مى باشد. «ندى» به معناى جليس و مجلس است (مفردات راغب). افتخار كافران به بهتر بودن مجلس و هم نشينان خويش، كنايه از بهتربودن وضعيت سياسى و نظام اجتماعى آنان است.

1956- مهلت به كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 8 - 6

6- فلسفه عدم تحقق درخواست كافران مكه ، مبنى بر نزول ملائكه ، مهلت دادن به آنان و جلو نينداختن اجلشان است .

ما تسبق من أمة أجلها . .. ما ننزّل الملئكة إلاّ بالحقّ و ما كانوا إذًا منظرين

1957- نجات از توطئه كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 10

10 ـ اعتماد و اطمينان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نصرت الهى نسبت به او و فرد همراهش ( ابوبكر ) در خلاصى از توطئه كافران مكه

لاتحزن إن اللّه معنا

1958- وعده شكست كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 38 - 1

1- هلاكت و شكست كافران مكه و پيروزى مؤمنان ، وعده الهى

سأُوريكم ءايـتى . .. و يقولون متى هـذا الوعد

برداشت يادشده مبتنى براين است كه مقصود از «وعد» دراين آيه، غلبه مؤمنان و شكست كافران باشد.

1959- وعده هلاكت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 38 - 1

1- هلاكت و شكست كافران مكه و پيروزى مؤمنان ، وعده الهى

سأُوريكم ءايـتى . .. و يقولون متى هـذا الوعد

برداشت يادشده مبتنى براين است كه مقصود از «وعد» دراين آيه، غلبه مؤمنان و شكست كافران باشد.

1960- هدايت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 6 - 5

5 - عثمان بن عفان ، از حاضران مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ماجراى ابن ام مكتوم و ارشاد كننده كافران مكه در عصر بعثت *

أمّا من استغنى . فأنت له تصدّى

در شأن نزول آيه شريفه از تفسير قمى نقل شده كه فرد مورد نظر از ضمير خطاب در «أنت له تصدّى»، عثمان بوده است. او در صدد مسلمان ساختن حاضران مجلس ـ كه از چهره هاى برجسته قريش بودند ـ برآمده بود.

1961- هدايت ناپذيرى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 76 - 6

6 - عدم تنبه كافران مكه ، از بلا هاى هشدار دهنده الهى ( مثل قحطى و خشكسالى )

و لقد أخذنـهم بالعذاب فما استكانوا لربّهم و ما يتضرّعون

1962- هشدار به كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 37 - 5

5- كافران مكه به عذاب و نابودى قريب الوقوع تهديد شدند .

سأُوريكم ءايـتى فلاتستعجلون

مقصود از «آياتى» به قرينه آيات بعد (. ..بل تأتيهم بغتة...) عذاب و هلاكت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 14 - 11

11 - هشدار خداوند ، به كافران مكه ، درباره تلاش شان براى اغواى مسلمانان

و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا. ..و لقد أرسلنا نوحًا إلى قومه ...

بيان قصه طوفان نوح(ع) پس از ذكر برخوردهاى كافران مكه با مسلمانان، احتمال دارد براى هشدار به آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 18 - 5

5 - هشدار خداوند ، به كافران مكه ، به جهت تكذيب كردن پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إن تكذّبوا فقد كذّب أمم من قبلكم

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه جواب شرط «إن تكذّبوا» محذوف بوده و چيزى از قبيل «فاستعدوا للعذاب» باشد; يعنى، اگر تكذيب مى كنيد، آماده عذاب باشيد!

1963- هلاكت كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 135 - 1

1- كافران مكه با انكار آيات الهى ـ پس از اتمام حجت بر ايشان ـ مستحق نابودى و عذاب بودند .

و لو أنّا أهلكنـهم . .. فستعلمون من أصحـب الصرط السوىّ و من اهتدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 37 - 5

5- كافران مكه به عذاب و نابودى قريب الوقوع تهديد شدند .

سأُوريكم ءايـتى فلاتستعجلون

مقصود از «آياتى» به قرينه آيات بعد (. ..بل تأتيهم بغتة...) عذاب و هلاكت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 31 - 2

2 - تهديد كافران مكّه از سوى خداوند ، به وقوع حوادثى ناگوار و مرگ آفرين براى ايشان در آينده

قل تربّصوا فإنّى معكم من المتربّصين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 16

16ـ شكست و نابودى كفرپيشگان مكه و حوالى آن ، از پيشگويى هاى قرآن

لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة . .. حتى يأتى وعد الله

1964- هواپرستى كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 9

9- برخورد كافران و مشركان مكه با قرآن ، اساس علمى و عقلانى نداشت ; بلكه برخاسته از انگيزه هاى نفسانى ـ روانى آنان بود .

و لقد صرّفنا فى هـذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

خداوند، حاصل تبيين تنوع و گوناگونى آيات خويش را براى مشركان، نفرت آنان معرفى مى كند و اين، نشان مى دهد كه آنان، به جاى برخورد منطقى با آيات الهى، برخورد روانى ـ نفسانى داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 10

10- برخورد منكرانه كافران و مشركان مكه با قرآن ، برخاسته از منطق و عقل نبود ; بلكه انگيزه نفسانى ـ روانى داشت .

و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا على أدبـرهم نفورًا

«نفرت» از مقولات نفسانى - روانى است. بنابراين موضع نفرت آلود مشركان با قرآن، برخاسته از انگيزه هاى نفسانى - روانى آنان بود.