ghaemiyeh.com
سرشناسه:خدامیان آرانی، مهدی، ۱۳۵۳ -
Khuddamiyan Arani, Mehdi
عنوان و نام پدیدآور:دعای مادرم [کتاب]: شرح ادعیه حضرت فاطمه علیهاالسلام/ مهدی خدامیانآرانی.
مشخصات نشر:قم : بهار دلها، ۱۳۹۶.
مشخصات ظاهری:۱۵۲ص.؛ ۱۴/۵×۲۱/۵ سم.
فروست:مجموعه آثار؛ ۷۳.
شابک:۶۵۰۰۰ ریال: 978-600-8449-83-6
وضعیت فهرست نویسی:فاپا
یادداشت:کتاب حاضر در سالهای مختلف توسط ناشرین متفاوت منتشر شده است.
یادداشت:چاپ پنجم.
یادداشت:کتابنامه: ص. [۱۴۹] - ۱۵۲.
موضوع:فاطمه زهرا (س)، ۸؟ قبل از هجرت - ۱۱ق. -- دعا
موضوع:Fatimah Zahra, The Saint -- Prayer
موضوع:دعاها
موضوع:Prayers
رده بندی کنگره:BP۲۷/۲/خ۳۴۳د۷ ۱۳۹۶
رده بندی دیویی:۲۹۷/۹۷۳
شماره کتابشناسی ملی:۴۷۸۵۰۱۲
دعای مادرم [کتاب]: شرح ادعیه حضرت فاطمه علیهاالسلام
مهدی خدامیانآرانی
سخن اوّل··· 9
دعای بعد از نماز ظهر··· 15
دعای بعد از نماز عصر··· 35
دعای بعد از نماز مغرب··· 57
دعای بعد از نماز عشاء··· 77
دعای بعد از نماز صبح··· 91
دعای حاجت··· 113
متن عربی ادعیه··· 117
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
خدا را شکر که ما فاطمه علیهاالسلام را بسیار دوست داریم، سالروز ولادتش، جشن میگیریم، در ایّام شهادتش، لباس سیاه به تن میکنیم و بر مصیبتهای او، اشک میریزیم. از مظلومیّت او برای ما سخنها گفتهاند و چقدر به جاست که با یادآوری ستمهایی که به او شد، راه خود را از دشمنان او جدا کنیم.
بر این باورم که دشمنان برنامهریزی کردهاند تا ما کمتر با اندیشههای فاطمه علیهاالسلام آشنا شویم و برای همین است که ما از گوهرهای ارزشمندی که در سخنان اوست، کمتر اطلاع داریم. به راستی جامعه چقدر با دعاهای آن حضرت (که بعد از نمازهای روزانه میخواند)، آشنایی دارد؟ این دعاها، گنجینهای بزرگ از معارف آسمانی است، هرکس میخواهد در عرفان حقیقی به جایی برسد، باید از این دعاها بهره بگیرد، افسوس که جوانان ما، مناجاتهای افرادی که از خطا به دور نیستند را حفظ هستند و
آنها را به خوبی میشناسند، ولی با مناجاتها و راز و نیازهایی که حضرت فاطمه علیهاالسلام با خدا داشتهاند، بیگانهاند. این جلوهای از مظلومیّت جانسوز دختر پیامبر است! خدا به من توفیق داد تا این دعاها را به وسیله این کتاب منتشر کنم، روش من این بود که دعاهای روزانه را به چند قسمت تقسیم نمودم و هر قسمت را ابتدا ترجمه نمودم و سپس به شرح قسمتهای مهم آن پرداختم، در پایان کتاب هم متن عربی دعاها را آوردهام.
امیدوارم که حضرت فاطمه علیهاالسلام این تلاش را قبول کند و اگر در روز قیامت پاداشی به من بدهد، آن را تقدیم همه کسانی میکنم که در نشر این کتاب، گام برمیدارند، باشد که از این راه، این دعاهای مادرم فاطمه علیهاالسلاماز غربت بیرون بیاید.
ان شاء اللّه
مهدی خُدّامیان آرانی
مهرماه 1395 هجری شمسی
هر وقت گرفتار میشوم و همه درها به رویم بسته میشود، نماز استغاثه به حضرت فاطمه علیهاالسلام را میخوانم، میدانم که آن بانوی مهربان، پیش خدا خیلی آبرو دارد، توسّل به کسی که عصاره همه خوبیهاست، رهگشای من بوده است.
من باور دارم که خدا دوست دارد که با توسّل به آن بانو به در خانهاش رو کنم، پس وضو میگیرم، رو به قبله میایستم دو رکعت نماز میخوانم، بعد از نماز سر به سجده میگذارم، به آن بانوی مهربانیها توسّل میجویم و بارها میگویم: «یا فاطمه».
از جوانی هر وقت، گرفتاری داشتم اینگونه عمل میکردم، وقتی میخواستم ازدواج کنم، وقتی که خانهای برای سکونت میخواستم و نداشتم... من با توسّل به حضرت فاطمه علیهاالسلام بیشتر حاجتهای خود را از خدا
گرفتهام.
زندگیام سر و سامان گرفته بود، ولی گمشدهای داشتم، دنیای من خوب بود ولی آرامش را گم کرده بودم. روزی از روزها با خود فکر کردم که چرا من گرفتار دنیا شدهام، احساس کردم که دنیا دل مرا ربوده است و من اسیر آب و گل شدهام.
در خلوت خود بیشتر فکر کردم، گویا من خودم را گم کرده بودم... من خیلی ضرر کردم، میتوانستم رشد کنم، تا ملکوت خدا پر بکشم، ولی دل به چه بسته بودم؟ به دنیایی که به هیچکس وفا نکرده است، عاشق بیوفاترین چیزها شدم.
من دچار غفلت شده بودم، از پوچیها و بیخبریها، وامانده شده بودم. از رنگهایی که بوی آسمان نمیدهند، دلگیر بودم، از حرفهایی که نتیجهای جز گمراهی ندارد، خسته شده بودم.
به کجا باید فرار میکردم؟ از چه کس و چه چیزی باید فرار میکردم؟ از دوستانی که به زنجیر دنیا در آمدهاند؛ از هیاهوها؛ از مسابقه دنیاخواهی... .
کجاست آن چشمه آرامش؟ چه کسی به من بیپناه، پناه میداد؟ من چه باید میکردم؟ مدّتی که فکر کردم، به این نتیجه رسیدم: «باید برای این گرفتاری خود، نماز استغاثه به حضرت فاطمه علیهاالسلام را بخوانم!». برخاستم، وضو ساختم و به
نماز ایستادم... .(1)* * * باید درِ خانه خدا بروی و با او آشتی کنی و درد خویش را به او بگویی! اگر تو با او رفیق بودی، کارت به اینجا نمیرسید که اینگونه درمانده شوی.
چرا تو در تشنگی میسوزی در حالی که آب در چند قدمی توست. چرا روح خود را این همه رنج میدهی در حالی که چشمهسار آرامش در کنار توست؟ در هیاهوی بیپایان زمان به کجا میروی؟ صداهای پر از فریب، تو را به چه دعوت میکند؟ قدری فکر کن، کجا میروی؟ بدان تمام آنچه تو دل به آنها بستهای، هیچ میباشند، برای چه دنبال هیچها میدوی، پایان این گامهای شتابان تو، واقعاً کجاست؟ باید به سوی خدای خود رو کنی، همان خدایی که همه ما را آفرید و هزاران نعمت به ما داد. تو که میدانی مرگ حق است، به قیامت باور داری، پس چرا قیامت را از یاد بردهای؟ جمعی از دوستان تو، پیش از تو از این دنیا رفتند، آنان اکنون همآغوش خاک شدهاند، به آنان فکر کن، به زودی تو هم همانند آنان دستت از این دنیا کوتاه میشود. لحظهای اندیشه کن! نکند
1) . دو رکعت نماز خواندم و بعد از پایان نماز، سر به سجده گذاشتم و صد مرتبه گفتم: «یافاطمةُ»، سپس طرف راست صورت خود را به زمین گذاشتم و صد مرتبه گفتم: «یافاطمةُ» سپس طرف چپ صورت را به زمین گذاشتم صد بار گفتم: «یافاطمةُ»، سپس سر به سجده گذاشتم و صد و ده بار گفتم: «یافاطمةُ» و بعد از آن دعا کردم و با خدا راز و نیاز نمودم. مکارم الاخلاق ص 330.
روزی چشم بگشایی و کار از کار گذشته باشد و فرصت تو به پایان رسیده باشد! مبادا دیر شود و تو آن قدر در غفلت بمانی که تنها توشهات، حسرت و پشیمانی باشد! برخیز و تا فرصت داری با خدای مهربان خویش نجوا کن! فقر و بیچارگی خود را به او عرضه کن که بسی مهربان است و بخشنده! با خدای خویش سخن بگو! به او بگو که چقدر نیازمند او هستی! درِ خانه او بنشین و گدایی کن! * * * بانوی من! من نمیدانم با خدای خود چگونه سخن بگویم، گرفتار غفلت شدهام.
محبّت دنیا، دلم را سیاه کرده است. شما در اوج پاکی و طهارت هستی، خدا به شما مقام عصمت داده است، امّا من در سیاهیها، غوطهور شدهام! جهل و نادانی بیچارهام کرده است، اگر من میدانستم و در وادی معرفت بودم که کارم به اینجا نمی رسید! * * * در سجده بودم، به پهنای صورت اشک ریخته بودم، و چنین زمزمه میکردم: «یا فاطمه!»، میدانستم توسّل به بانوی مهربانی، حتماً گرهگشا است.
سر از سجده برداشتم، بوی باران میآمد، پنجره مرا به سوی خود فرا میخواند، برخاستم، زیر باران رفتم، من چقدر دوست دارم زیر باران خیس
شوم و مهربانی خدا را حس کنم.
به داخل اتاق آمدم، کنار بخاری ایستادم، نگاهم به قفسه کتاب خیره ماند، ناخودآگاه به سمت جلد 83 کتاب «بحار الانوار» رفتم، آن را برداشتم، کتاب را گشودم و چنین دیدم: «این دعاها را حضرت فاطمه علیهاالسلام بعد از نمازهای خود میخواند».
دقّت کردم، دیدم در آنجا پنج دعا نوشته شده است، آن حضرت برای هر کدام از نمازهای ظهر، عصر، مغرب، عشا و صبح، دعای جداگانهای داشتهاند.
مقداری از آن دعاها را خواندم، روح سرگشته من، آرام و آرامتر شد، من به اقیانوسی از آرامش رسیده بودم! چه معانی بلندی در این کلمات نهفته بود، به راستی که این دعاها، قطعهای از آسمان بود که آن را در روی زمین یافته بودم، من گمشده خویش را در این دعاها پیدا کرده بودم.
هر سطری از آن را که میخواندم، بیشتر تعجّب میکردم، بیش از سی سال بود که در حوزه علمیّه بودم و در این مدّت به تحصیل، تدریس و تألیف پرداخته بودم، پس چرا این دعاها را تا به حال نشنیده بودم؟ چرا از این گوهرهای ارزشمند بیخبر بودم؟ * * * باید قلم در دست گیرم و از این دعاها بنویسم، این نوشتن در واقع باید برای دل خودم باشد، برای کمال و رشد خودم باید بنویسم، باید عهد کنم که این دعاها را از یاد نبرم، باید مسیر زندگی خود را بر اساس این دعاها
ترسیم کنم.
اگر حضرت فاطمه علیهاالسلام را دوست دارم، باید تمام تلاش خود را به کار گیرم تا پیامهای مهمی را که آن حضرت در این دعاها بیان کردهاند به جامعه برسانم. پیامهای آسمانی آن حضرت را باید از غربت بیرون آورم.
این درد بزرگی است که جامعه ما از این پیامها بیخبر مانده است! چرا جوانان ما با افکار بلند حضرت فاطمه علیهاالسلامبیگانهاند؟ چرا مناجاتهای افرادی که از خطا به دور نیستند را میشناسند و آن را حفظ میکنند، امّا این دعاهای حضرت فاطمه علیهاالسلام را یکبار هم نخواندهاند؟ چرا راه دوری میروم؟ چرا دنبال متهم میگردم! من خودم نیز متهّم هستم! من بر خطای خود اعتراف میکنم و میخواهم جبران گذشتهها را بنمایم، شکر خدا هنوز فرصت دارم، پس قلم را در دست میگیرم و این راه را آغاز میکنم.
اگر خدا به من توفیق دهد و این کتاب را به پایان ببرم، وظیفه خود را انجام دادهام، من ابزاری به غیر از قلم ندارم، آن وقت نوبت دوستان من است که این راه را ادامه بدهند و با تلاش آنان، کاری خواهیم کرد کارستان!
خدایا! تو را تسبیح میکنم، تو آن خدایی هستی که پاک و منزّه هستی! تو خدای یکتا هستی و هیچ همتایی نداری، تو هیچ کدام از ویژگیها و صفات مخلوقات خود را نداری.
من نباید تو را به چیزی تشبیه کنم و همه صفات و ویژگیهایی را که در بین مخلوقات میبینم، باید از تو دور بدانم.
وقتی من به تو فکر میکنم، اوّل باید از عمق وجودم اعتراف کنم که تو بالاتر از هر چیزی هستی که به ذهن من میآید.
اگر برای تو جسم فرض کنم، اگر برای تو، مکان و زمان فرض کنم، این خدایی است که من در ذهن خود ساختهام. تو خدای یگانهای، تو بودی که زمان و مکان را آفریدی، تو بالاتر از آن هستی که به زمان یا مکان وصف
شوی. همه ویژگیهایی که من در آفریدهها میبینم، برای تو عیب و نقص حساب میشود، تو از هر عیب و نقصی پاک و منزّه هستی! تو به هیچ کس ظلم نمیکنی. جاهل نیستی، ناتوان نیستی، هرگز از بین نمیروی!(1)تو از هر عیبی به دور هستی، صاحب عزت و شکوه هستی، تو همیشه بر جهان، قدرت داری، همهکاره این جهان تو هستی! خدایا! من تو را حمد و ستایش میکنم، تو بودی که به من نعمت علم و آگاهی دادی، تو توفیقم دادی تا کارهای نیک انجام دهم، دل مرا مشتاق خود قرار دادی. از تو ممنونم که مرا تسلیم قرآن قرار دادی تا دستورات تو را که در آن کتاب آسمانی آمده است، اطاعت کنم، ممنون تو هستم که مرا به دین خود هدایت کردی و نور ایمان را در دل من قرار دادی و مرا از کفر و شرک نجات دادی! اکنون که در حق من لطف کردهای و این خوبیها را به من دادهای، من به لطف تو محتاجترم، پس لطف خودت را در حق من کامل کن! من از تو میخواهم که مناجات کسانی که زیاد توبه میکنند را به من عطا کنی تا من هم همانند آنان از گناهانم توبه کنم، آنان چگونه به درگاه تو رو میکنند، اشک میریزند، با چه سخنانی تو را راضی میکنند، به من توفیق بده همانند آنان به درگاه تو زاری کنم و مثل آنان از تو عذرخواهی کنم، توبهکنندگان واقعی بعد از توبه به عمل رو میآورند و گذشته خود را جبران میکنند، به من هم توفیق جبران گذشته را عنایت کن! خدایا! کسانی که در راه تو تلاش میکنند به نجات و رستگاری میرسند،
1) . الکافی ج 1 ص 118، التوحید للصدوق ص 312.
مرا هم مانند آنان به نجات و رستگاری برسان و ثواب آنان را به من عطا کن! خدایا! مؤنان به وعدههای تو باور دارند و فقط به تو توکّل میکنند، از تو میخواهم کاری کنی که همانند آنان وعدههای تو را باور کنم و به تو توکّل کنم، آری، هر کس که به تو توکّل کند او را یاری میکنی.
خدایا! از تو راحتی در هنگام مرگ و آرامش در هنگام حسابرسی روز قیامت را میخواهم! عدّه زیادی از مرگ میترسند، آنان مرگ را پایان خود میدانند، ولی من از تو میخواهم مرا منتظر مرگ قرار بدهی! وقتی یکی از عزیزان من به سفر برود، من چشم انتظار آمدن او هستم، هر لحظه با خود میگویم: او کی از سفر باز میگردد؟ خدایا! تو کاری کن که این گونه، چشم انتظار مرگ باشم.
لحظهای درنگ میکنم و به این جمله فکر مینمایم:
«وَاجعَل الْمُوتَ خَیرَ غائِبٍ اَنتَظِرَهُ».
«خدایا! از تو میخواهم مرا منتظر مرگ قرار بدهی آنگونه که در انتظار آمدن بهترین عزیزانم هستم»! به راستی فاطمه علیهاالسلام دنیا و مرگ را چگونه میبیند؟ من که مثل بقیّه مردم در جستجوی دنیای بیشتر هستم، فکر میکنم با ثروت بیشتر به آرامش میرسم، امّا زهی خیال باطل! دنیا به هیچ کس آرامش نداده است، دنیا
(این عروسِ هزار داماد) دلها را میفریبد و به هیچ کس وفا نمیکند، وقتی به آن میرسم، از من جدا میشود، و مرا رها میکند و با دلی پر از حسرت، تنها میمانم! حضرت فاطمه علیهاالسلام میخواهد من اهل معرفت شوم، خودم و دنیا را بشناسم، اگر بفهمم مسافری هستم که باید به وطن خود بازگردم، دیگر اسیر دنیا نمیشوم.
کدام وطن؟ وطن من کجاست؟ باید بدانم که خدا روح مرا ابتدا در عالم مَلَکوت آفرید، سپس روح مرا به این دنیایِ خاکی آورد، عالم ملکوت بسیار بالاتر و برتر از این دنیای خاکی است، این دنیای خاکی پستترین جایگاه است، ولی چرا خدا، روح انسان را در این جسم مادی قرار داد؟ چرا انسان را به این دنیای خاکی آورد؟ علّت این کار خدا چه بود؟ خدا روح انسانها را در ملکوت آفرید، روح در آنجا قدرتی عجیب و استعدادی شگرف داشت، خدا میدانست که اگر روح انسانها در ملکوت بماند، دچار غرور میگردد و این غرور سبب میشود تا انسانها از کمال و سعادت فاصله بگیرند.
در عالم مَلَکوت، هیچ محدودیّتی وجود نداشت، هر چه روح انسان میخواست برای او آماده بود، آن دنیا، دنیایِ برتر بود و زمینه سختیها و بلاها در آنجا وجود نداشت.
خدا انسان را به این دنیایِ مادی آورد، دنیایی که در آن، انسان با
محدودیّتها و مشکلات روبرو میشود، در این دنیا زمینه پختگی انسان فراهم میشود.
در این دنیا، انسان به گرسنگی، تشنگی، فقر و بیماری مبتلا میشود، این سختیها، درمان غرور روح انسان است. انسانی که در دنیای ملکوت، پادشاهی میکرد، در این دنیا برای سیر کردن شکم خویش، باید کار کند، زحمت بکشد و... همه اینها باعث میشود تا غرور او درمان شود. اینگونه بود که روح انسان اسیر این دنیای خاکی شد. این برنامهای است که خدا برای سعادت روح انسان قرار داده است. این راز بزرگ زندگی دنیا است.
وقتی به این شناخت برسم، دیگر میفهمم که برای راحتی و آسایش به این دنیا نیامدهام، من به اینجا آمدهام تا دردم درمان شود و بار دیگر به ملکوت بازگردم.(1)وقتی دانستم که روح من از جنس ملکوت است، درد جدایی از عالم ملکوت را حس میکنم، میفهمم از اصل خویش دور افتادهام، آن وقت در انتظار مرگ مینشینم و مرگ را زیبا میبینم، زیرا این مرگ است که مرا به وطن اصلیام باز میگرداند، دل من از همه این دنیای خاکی بالاتر و بزرگتر است، من اینجایی نیستم، وقتی آسمانی بشوم، آرام میشوم.
1) . علل الشرایع ج 1 ص 15، بحار الأنوار ج 58 ص 133.
خدایا! وقتی مرگ من فرا میرسد، وقتی که میخواهم از این دنیا بروم، آن ساعتی که دیگر هیچچیز به من نفعی نمیرساند، رحمت خودت را روزیام کن و رضایت خود را به من ارزانی دار! خدایا! قبل از آن که جانم را بگیری، بشارتی از بزرگواری خودت به من برسان، من منتظر آن مژدهای هستم که فقط تو بر آن توانایی و قلب مرا آرام میکند و جانم را خشنود میسازد و چهرهام را نورانی میکند.
مگر آن مژده تو چه میکند؟ به من در آن لحظه آرامش میدهد و هر کس که مرا میبیند به حالم غبطه میخورد، سختی جان دادن را بر من آسان میکند و مرا از خیر و برکت مرگ بهرهمند میسازد.
خدایا! وقتی که جانم گرفته شد، پس روح مرا همراه و همدم ارواح پاک
قرار بده، مرا با بندگان خوبت همراه کن و اعمال مرا قبول کن! خدایا! وقتی تنهای تنها در قبر قرار گیرم امیدم به رحمت توست، آن هنگام که در قبر توانایی هیچ کاری را نداشته باشم و مردم مرا به حال خود رها کرده باشند، نیاز به بزرگواری تو دارم.
لحظهای به فکر فرو میروم:
«وَ بُشْرَی مِنْ کَرَامَتِکَ قَبْلَ اَنْ تَتَوَفَّی نَفْسِی».
«خدایا! قبل از آن که جانم را بگیری، بشارتی از بزرگواری خودت به من برسان».
فاطمه از کدام بشارت سخن میگوید؟ آیات آخر سوره فجر را به یاد میآورم:
«یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ...».
خدا در لحظه جان دادن مؤن به او چنین میگوید: «ای روحِ آرامیافته و مطمئن! در حالیکه تو از لطف من خشنودی، من هم از تو خشنودم، به سوی ثواب و پاداشی که برای تو آماده کردهام، باز آی! به جمع بندگان خوب من در آی! و به بهشت من داخل شو!».
چقدر این سخن آرامشبخش و زیباست! لطف و صفا و آرامش از این سخن میبارد، خدا از بندهاش دعوت میکند تا به بهشتی که نهرهای آب از زیر درختان آن، جاری است وارد شود، خدا بهشت و دیدارش را برای او
آماده کرده است و از او راضی و خشنود است و این بالاترین نعمت است، مؤن نیز از لطف و کرم خدا، غرق خوشحالی است، چه لذّتی از این بالاتر و بهتر! اکنون ماجرای «سُدَیر» را نقل میکنم: او یکی از یاران امام صادق علیهالسلامبود، روزی نزد آن حضرت رفت و چنین گفت:
-- آقای من! آیا مؤمن، مرگ را بد میداند؟ -- ای سُدیر! به خدا قسم مؤمن مرگ را بسیار دوست دارد.
-- آقای من! چگونه میشود که مؤمن از مرگ نمیهراسد؟ در آن لحظه چه اتّفاقی روی میدهد؟ -- ای سدیر ! خدا فرمان میدهد تا یکی از فرشتگان از طرف خدا پیامی را به مؤمن برسانند. پیام خدا همان آیات آخر سوره فجر است: «ای روح آرامیافته ! به سوی ثواب و پاداشی که برای تو آماده کردهام، باز آی !...».
-- آیا مؤمن این صدا را میشنود؟ -- آری. خدا از مؤمن دعوت میکند تا در بهشت وارد شود و همنشین خوبان شود، اینجاست که مؤمن، مرگ را در کام خود شیرین مییابد و عاشق مرگ میشود.(1)آن روز سُدیر به فکر فرو رفت، او دانست که وقتی آن بشارت به گوش مؤن برسد، دیگر هیچچیز بهتر و لذّتبخشتر از جان دادن نیست!
1) . الکافی ج 3 ص 178، بحار الأنوار ج 6 ص 196.
خدایا! مرا با نور ایمان در زندگی دنیا و آخرت ثابتقدم گردان، مرا به حال خود رها نکن که به تو ایمان دارم. تو ستمکاران را به حال خود رها میکنی و بر هر کاری توانا هستی! خدایا! از تو میخواهم وقتی قیامت برپا شود و برای حسابرسی سر از قبر بردارم، آن روز را بر من مبارک گردانی، همان روزی که تو فرمان میدهی و اسرافیل در صور خود میدمد و همه زنده میشوند و ترس و هراس، آنان را فرا میگیرد، پس رحمتت را بر من ارزانی دار! در روز قیامت، تاریکی همه جا را فرا میگیرد، پس نوری از رحمت خود به من عطا کن تا مسیر مرا روشن سازد و باعث آرامش من شود و مرا به بهشت تو رهنمون سازد.
خدایا! مرا در بالاترین مرتبه بهشت جای بده و مرا همنشین محمّد صلیاللهعلیهوآله که
(بنده و فرستاده توست) قرار بده! مرا با کسانی که نعمتت را بر آنان ارزانی نمودهای همنشین ساز، آنان همان پیامبران، صدّیقان و شهدا و نیکوکاران هستند و به راستی که بهترین دوستانند! خدایا! بر محمّد که آخرین پیامبران توست، درود و صلوات بفرست، بر همه پیامبران و همه فرشتگان درود بفرست، خدایا! بر خاندان پاک محمّد و امامان هدایتگر درود بفرست که تو پروردگار جهانیان هستی! خدایا! تو ما را به وسیله محمّد صلیاللهعلیهوآله هدایت کردی، به خاطر او بر ما مهربانی کردی، تو ما را با او گرامی داشتی و برتری دادی و شرافت بخشیدی و یاری کردی و از هلاکت نجات دادی، پس از تو میخواهم که بر او درود و صلوات بفرستی! خدایا! از تو میخواهم تا مقام پیامبر را بالاتر ببری، نور او را کاملتر کنی، پیروان دین او را زیادتر گردانی و بر شکوه دین او بیفزایی و نعمت خود را بر او بیشتر گردانی تا آنجا که او خشنود گردد، برترین مقام در بهشت به او عطا کنی و «مقام شایسته» که همان مقام شفاعت است را به او عنایت کنی! خدایا! ما را از پیروان راه پیامبر قرار بده، در روز قیامت، از حوض کوثر او سیراب گردان و در گروه او محشور کن! خدایا! ما را بر دین او بمیران! به ما توفیق بده تا به دستورات او عمل کنیم و در این راه شک نکنیم.
تو کسی هستی که درِ خانهات را به روی کسانی که تو را میخوانند، باز گذاشتهای! ای خدایی که هر کسی که به تو امید دارد، یاری میکنی! ای
کسی که گناهان بندگانت را میپوشانی! تو دلی را که غمگین و افسرده شده است شفا میدهی و آن را شاد میکنی! از تو میخواهم که در روز قیامت، آبروی مرا به خاطر گناهانم، نریزی و در آن روز، مهربانی خودت را از من دریغ مکن! ای کسی که امید و آرزوی هر درمانده و بیچارهای هستی! ای کسی که میتوانی گناهان و خطاهای مرا به لطف خودت جبران کنی، از تو میخواهم خطاهای مرا ببخشی! قلب مرا از سیاهیهای گناهان پاک کنی! خدایا! از تو میخواهم به من آمادگی نیکو برای بلاها عطا کنی که تو از همه بزرگوارتر هستی و آرزومندان را به آرزویشان میرسانی! * * *
با خودم میگویم چرا فاطمه علیهاالسلام این خواسته را از خدا دارد:
«وَارزُقْنی حُسْنَ الاِستِعدادِ لِنُزولِ الْبَلایا».
«به من آمادگی نیکو برای بلاها عطا کن!».
من که از بلاها میترسم، چقدر من با این تفکّر بیگانهام؟ من ادّعا میکنم پیرو فاطمه علیهاالسلامهستم، امّا چقدر با اندیشههای او، فاصله دارم؟ من کجا ایستادهام؟ چگونه زندگی میکنم؟ حس شرمندگی مرا فرا گرفته است! وقت آن است که چشمهایم را بشویم، طور دیگر نگاه کنم، من به این دنیا آمدهام تا به سوی کمال بروم، دل انسان از همه جهان هستی بزرگتر است، امّا این دل، شیفته دنیا میشود، من به این دنیا آمدهام تا حرکت کنم،
من مسافر هستم، دنیا منزل و مقصد من نیست، باید چند روزی در اینجا بمانم، توشهای برگیرم و بروم.
با کسی که عاشق دنیا شده است، چه باید کرد؟ چگونه باید او را از خماری دنیاطلبی نجات داد؟ جواب این سؤال یک کلمه بیشتر نیست:
«بلا».
بلا، همچون تازیانهای است که بر روح انسان میخورد و او را از خواب غفلت بیدار میکند، خدا از روی مهربانی، بتهای انسان را میشکند، لیلیها را از او میگیرد تا انسان به راه بیفتد، حرکت خود را فراموش نکند، این بلاها و رنجها، برای بیدار کردن انسان است! انسان آمده است که برود، نیامده است که در این دنیا بماند، بلا که از راه میرسد، دل انسان از دنیا جدا میشود، شتاب رفتن میگیرد.
وقتی پدری فرزندش را دوست دارد با دقّت برنامه واکسن زدن کودکش را پیگیری میکند، او حواسش را جمع میکند، مبادا وقت واکسن زدن کودکش بگذرد. واکسن درد دارد، امّا پدر خودش کودکش را به درمانگاه میبرد تا به او واکسن بزنند.
کودک وقتی این رفتار پدر را میبیند، گریه میکند، انتظار ندارد که پدر با او اینگونه رفتار کند. او پیش خود میگوید: «پس مهربانی پدرم کجا رفت». وقتی کودک بزرگ شد میفهمد که آن واکسن زدن، نشانه مهربانی پدر بود.
خدا میداند که دل من اسیر دنیا میشود، من برای خود بت میسازم و
مشغول آن میشوم، خدا بلایی را میفرستد تا من بیدار شوم و من ناراحت میشوم و صبر خود را از دست میدهم و میگویم: «پس مهربانی خدا کجاست؟».
هنگام بلا به خدا اعتراض میکنم، در حالیکه خدا به خاطر این که مرا دوست داشت به بلا مبتلایم کرد، من خیال میکردم به این دنیا آمدهام تا در آسایش زندگی کنم و در رفاه باشم، دنیا مرا به خود مشغول کرده بود. وقتی من دلباخته دنیا شدم چگونه باید درمان شوم؟ من چگونه باید به راه برگردم؟ من اسیر دنیا شده بودم، پول، ریاست، قدرت و شهرت دنیا، آرزوی من شده بود. این عشق به خاک و خاکیها، بیماری من بود.
خدا مرا دوست داشت، ناگهان کاخ آرزوهایم را خراب کرد و بلا را برایم فرستاد و ناله من بلند شد که مهربانی خدا کجاست؟ من در فکر ساختن این دنیا بودم و خدا در فکر ساختنِ من! او بزم مرا به هم زد و بت آرزویم را شکست، شاید من برخیزم و بیدار شوم. او با دستهای مهربانش، آرزوهای مرا خراب کرد تا آباد شوم، او بتهای مرا شکست تا من بزرگ شوم.
وقتی بلا فرا میرسد، گاه من این بلا را نشانه خشم و ستم خدا میدانم و اینجاست که دیگر هیچ انسی با خدا نخواهم داشت، گاه من آن بلا را نشانه مهربانی او میدانم و بلا را تازیانه راه مییابم، اینجاست که به زندگی به گونهای دیگر مینگرم، با خدا انس میگیرم و از کار او خشنودم، میدانم او
با بلا مرا از خطر بزرگی نجات داد، او مرا از عشق به دنیا جدا نمود و مرا متوجّه راه نمود، من به اینجا آمدهام که توشه برگیرم، نیامدهام که بت بسازم و به آن دلخوش گردم، دیر یا زود، مرگ من فرا میرسد، فرصت من محدود است، من باید از خواب غفلت و خماری عشق دنیا بیدار میشدم، این بلا بود که مرا هشیار کرد و مستی دنیا را از من گرفت.
به راستی من در این دنیا به دنبال چه هستم؟ خوشی و راحتی.
من به این دنیا آمدهام تا پخته شوم، بلا و سختی ببینم و از عیبها و نقصها پاک شوم، من مسافری هستم، آمدهام بروم، هیچ چیز در دنیا ثابت نمیماند، بهار میآید و میرود، پاییز هم میآید و میرود، بنایِ دنیا بر اساس تغییر است، من هم در حرکت هستم، اینها با خوشی و راحتی نمیسازد.
وقتی من خودم را شناختم، راهم را شناختم، به استعداد خود ایمان آوردم، سختیها و بلاها را هدیهای میدانم که مرا از خودم و از دنیایِ خودم جدا میکند و نقصها و عیبهای مرا به من نشان میدهد، هر بلایی که سراغم میآید، ضعفی را برایم آشکار میکند و زمینه رهایی از اسارتها و دلبستگیها میگردد و مرغ روح مرا آزاد میکند.
اینگونه است که انسان در بلاها فقط صبر نمیکند، بلکه به مرحلهای بالاتر میرود، او شکرگزار میگردد، در اوج بلاها، زبان به شکر خدا باز میکند، زیرا او بلا را نعمت میبیند، چه چیز بهتر از نعمت رهایی!
خدایا! تو مولای من هستی، تو بودی که به من توفیق دادی و اجازه دادی با تو سخن بگویم، پس دعایم را مستجاب کن و با رحمت خود مرا از آتش عذابت نجات بده و در بهشت ساکن گردان! خدایا! کمکم کن تا به «عُروةُ الوُثقی» که همان ریسمان محکم توست چنگ بزنم، از تو میخواهم عاقبت مرا ختم به خیر کنی و تا زمانی که زندهام مرا از فتنهها حفظ کنی، ای خدایی که همه خوبیها از توست، عزت و شکوه از آن توست، به من لطف کن تا هرگز کاری نکنم که دشمنان و حسودان، مرا شماتت کنند، خدایا! اجازه نده که حاکمان کینهتوز و شیطان بر من مسلّط شوند، من به رحمت تو امید دارم ای کسی که از همه مهربانتر هستی!
باور دارم که هر تغییری در این جهان با اجازه توست، هر قدرتی که میبینم از تو قدرت گرفته است، تو خدای بلند مرتبه هستی، از تو میخواهم تا بر محمّد و آل محمّد، سلام و درود فراوان بفرستی! * * *
فاطمه علیهاالسلام در این دعا از خدا چنین میخواهد:
«وَ اجْعَلْنِی مُسْتَمْسِکاً بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقی».
«خدایا! کمکم کن تا به «عُروةُ الوُثقی» که همان ریسمان محکم توست چنگ بزنم».
در واقع آن حضرت به آیه 256 سوره بقره اشاره میکند:
«فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَی...».
«هر کس به طاغوت کافر شود و به تو ایمان آورد، به دستاویزی استوار که گسستنی نیست، چنگ زده است».
پیام این آیه برای من چیست؟ فاطمه علیهاالسلام میخواهد چه درسی در اینجا به من بدهد؟ طاغوت، هر کس یا هرچیزی است که باعث گمراهی انسانها میشود، شیطان، بُتها، ستمگران و رهبران دروغین همه اینها طاغوت هستند و من اوّل باید دل از آنان برکنم، باید از آنها جدا شوم، تا بتوانم به خدا برسم، این تنها راه رسیدن به خداست، باید از طاغوت بیزاری بجویم.
اگر در درّهای عمیق و هولناک گرفتار شوم و بخواهم نجات پیدا کنم، باید
به دستاویز محکمی چنگ بزنم، دستاویزی که هرگز گسسته نشود، باید طناب محکمی پیدا کنم.
اگر این طناب محکم نباشد ممکن است مرا تا مقداری از قعر درّه بالا آورد، امّا در میانه راه پاره شود و به درّه سقوط کنم.
عشق به این دنیا و جلوههای آن، همانند درّهای عمیق است، اگر من بخواهم از قعر این درّه به قلّه سعادت و رستگاری برسم، باید از هرچه مرا از یاد خدا غافل میکند، جدا شوم و به خدا ایمان بیاورم.
اگر قلب خود را از محبّت طاغوتهای زمان خود خالی کنم و ایمان آورم، خدا نجاتم میدهد. بدون کمک خدا نمیتوانم نجات پیدا کنم، نیاز به سرپرستی دارم که مرا راهنمایی کند.
حجت خدا در هر زمانی، همان «عروة الوثقی» است، ریسمان محکم خدا که هر کس به آن چنگ زند، نجات پیدا میکند. امروز اگر ایمان واقعی داشته باشم و پیرو مهدی علیهالسلام باشم خدا مرا یاری میکند و از تاریکیها به سوی نور میبرد، لحظه به لحظه مرا از ناامیدی و اضطراب به سوی امید و آرامش میبرد، نور ایمان در قلب من زیاد و زیادتر میشود.(1)از طرف دیگر، کسانی که به خدا ایمان ندارند و از طاغوتها پیروی میکنند، لحظه به لحظه از آرامش دور میشوند، شیطان و رهبران گمراه، آنان را به سوی تاریکیها میبرند. کسی که پیرو طاغوتها شد، سرانجام گرفتار عذاب دوزخ خواهد شد، عذابی که هرگز پایانی ندارد.
1) . مناقب آل ابی طالب ج 2 ص 278، بحار الأنوار ج 35 ص 396 تفسیر العیّاشی ج 1 ص 139.
خدایا! تو را تسبیح میگویم، تو آن خدایی هستی که پاک و منزّه هستی! از همه نقصها به دوری! تو دانایی! جهل و نادانی در وجود تو راه ندارد، به آنچه در دلهای بندگانت میگذرد، آگاهی داری، تو از گناهان بندگان باخبری، هیچ چیز در آسمان و زمین بر تو پوشیده نیست.
من تو را حمد و ستایش میکنم، ممنون تو هستم که به من توفیق دادی نعمتهایت را شکر کنم و مرا از کفران نعمتها دور کردی، تو بودی که معرفت خودت را به من دادی و من به خاطر آن، خوبیهای تو را انکار نکردم، همه خیرها و برکتها از توست، تو سرچشمه خیرها و برکتها هستی! تو انسانها را آفریدی، راه رستگاری را به آنان نشان دادی، حق بر همه
آشکار شد، اگر به بندگانت مهربانی کنی، از جود و بخشش توست، اگر آنان را مجازات کنی به خاطر گناهان خود آنان است، تو خدایی هستی که هرگز به کسی ظلم نمیکنی! تو را ستایش میکنم که بلندمرتبه هستی و قدرت و پادشاهی تو بر جهان، پایدار است، تو همهکاره جهان هستی و پایههای قدرت تو استوار است و هرگز سست نمیشود، تو بخشنده و مهربانی! به بندگان خودت نعمتهای فراوان میدهی! حمد و ستایش مخصوص توست، تو آن خدایی هستی که هیچکس نمیتواند حقیقت تو را درک کند، چشمها نمیتوانند تو را ببینند، زبانها از وصف تو ناتوانند، با قدرت خیال هم نمیتوان تو را به تصوّر کشید زیرا قدرت و پادشاهی تو بالاتر و برتر از هر قدرتی است.
این سخن فاطمه علیهاالسلام درس خداشناسی به من میدهد:
«فَلَمْ تُدْرِکْهُ الْاَبْصَارُ».
«خدا را نمیتوان با چشم دید».
به راستی من چگونه خدایی را که نمیبینم، پرستش کنم؟ نمیشود من برای خدایی نماز بخوانم که او را نمیبینم! خدای من بالاتر و والاتر از این است که با چشم دیده شود، خدا از دیدهها پنهان است، هیچکس نمیتواند او را ببیند و حقیقت او را بفهمد. اگر خدا را میشد با چشم دید، دیگر او خدا نبود، بلکه یک آفریده بود. عدّهای،
بتهایی را به جای خدا قرار دادهاند، بت فقط، یک قطعه سنگی که تراشیده شده باشد، نیست! گاه صورت زیبا، خانه گرانقیمت، پست و مقام، شهرت... بت میشود، دیدهام که گاهی ثروت، نقشِ خدا را در زندگی بعضیها بازی میکند، خدایِ قلب آنها را میتوان با چشم دید، ولی «اللّه» را هرگز نمیتوان با چشم دید! هر مخلوقی یک روزی نابود میشود، دیر یا زودش فرقی نمیکند، آن کس که شیفته «لیلی» شده است، آیا پنجاه سال دیگر دوست دارد به صورت لیلی نگاه کند؟ یا اینکه صورت او پر از چین و چروک شده است، صد سال دیگر چه؟ از آن لیلی، فقط مشتی استخوان باقی مانده است! صورتی که «مجنون» دلباخته آن شده بود، اسکلتی شده است که همه از آن میترسند! وقتی دل انسان دلباخته چیزی میشود که پایان دارد، در آغاز، انسان خیلی خوشحال است، از این دلبستگی لذّت میبرد، آن چیز، بتِ او میشود و همه فضای قلب او را پر میکند، امّا وقتی آن بت از بین میرود، دل آدمی هم از بین میرود! وقتی من با چشم خود میبینم که بت من نابود میشود، خودم هم نابود میشوم، آن روز میفهمم باید دلباخته کسی میشدم که هرگز پایانی نداشته باشد.
آری! بتهایی را که میتوان دید، نابودشدنی است. من باید خدایی را بپرستم که با چشم دیده نمیشود، باید افتخار کنم که فقط خدای پنهان را میپرستم، خدایی که هرگز دیده نمیشود، زیرا او هرگز نابود نمیشود، او همیشه بوده و خواهد بود.
«لَمْ یَتَوَهَّمْهُ اعْتِبَارٌ».
«خدا را نمیتوان با خیال تصوّر کرد».
آری، آن خدایی که فاطمه علیهاالسلام آن را میپرستد، خدایی است که نمیتوان با عقل بشری، او را درک کرد، شاید من در ذهن خود تصوّری از خدا داشته باشم، ولی خدا غیر از آن چیزی است که در ذهن من است! خدا به هیچچیز شبیه نیست، من نباید در ذهن خود، خدا را به چیزی تشبیه کنم، عقل بشر نمیتواند به ذات خدا پیببرد. هر تصوّری را که از حقیقت خدا در ذهن خود ساختهام، حقیقتِ خدا، غیر از آن است! خدا چیزی است که حدّ و اندازهای ندارد و نمیتوان با عقل آن را درک نمود.(1)خدا بالاتر و والاتر از این است که به تصوّر ذهن انسان در آید. من فقط میتوانم او را با صفاتی که خودش در قرآن گفته است، بشناسم، من میدانم که خدا بخشنده و مهربان است، شنونده و بیناست، از همه چیز باخبر است، همیشه بوده و خواهد بود، پایان ندارد همانگونه که آغاز نداشته است... .
من این صفات خدا را در قرآن میخوانم و نسبت به خدای خود شناخت پیدا میکنم، همه اینها که گفتم صفات خداست، امّا ذات خدا چگونه است؟ این را هرگز نمیتوانم بفهمم، هر چه که در ذهن خودم برای ذات خدا تصوّر کنم، باید بدانم که خدا غیر از آن است!
1) . الکافی ج 1 ص 82، التوحید ص 106.
خدایا! تو از حال و روز من، باخبری، سخنم را میشنوی، میدانی چه حاجتی دارم، راز دل مرا میدانی، من نیازمند تو هستم، حاجت خود را از تو میخواهم، به تو التماس میکنم، من فقیر و نیازمند درگاه تو هستم، بندهای خطاکارم و تو خدای بخشنده و مهربان هستی! خدایا! من غیر از تو، خدایی نمیشناسم که از او بخواهم گناهم را ببخشد، تو از عذاب کردن من، بینیاز هستی و من به مهربانی تو نیازمندم! من به تو نیازمندم و تو از من بینیازی! تو بر من قدرت داری و من در مقابل تو ناتوانم! من تو را به فقری که به تو دارم و به بینیازی که تو به من داری، میخوانم، من تو را به قدرتی که به من داری و ناتوانی که من دارم میخوانم، پس دعایم را اجابت کن و رحمت خود را بر من نازل کن!
خدایا! آنچه از سختیها مرا به هراس آورده است، تو آن را برایم آسان کن، هر کاری که من در انجامش ناتوانم، به من قدرت انجامش را عطا کن، مرا بر دشمنانم پیروز گردان، ای خدایی که از همه مهربانتر هستی! نگرانی و غصّههایم را بر طرف کن و سختیها را برایم آسان نما! خدایا! از تو میخواهم تا خودبینی، ریا، تکبّر، ظلمکردن، حسد، ضعف، شک، سستی، بیماری، شکست در برابر دشمن، مکر، نیرنگ را از من دور کنی، خدایا! بلایی را (که در دین من باشد) از من دور کن و فساد را از گوش و چشم و تمام اندامم دور کن و مرا به آنچه دوست میداری و تو را خشنود میسازد موفّق بدار! خدایا، بر محمّد و آل محمّد درود بفرست و گناهان مرا ببخش، و عیبهای مرا از دیگران بپوشان، ترس مرا ایمنی ببخش و مصیبتهای مرا جبران فرما! فقر مرا به بینیازی تبدیل کن، لغزشهای مرا ببخش، کارهای مرا سر و سامان بده، همه امور زندگی مرا کفایت فرما! * * *
اکنون به این جمله فکر میکنم:
«فَاَسْاَلُکَ بِفَقْرِی اِلَیْکَ».
«خدایا! من تو را به فقری که به تو دارم میخوانم».
چقدر این جمله زیباست، وقتی انسان فقیر و بیچاره میشود، در نگاه دیگران، پست جلوه میکند، امّا فقر در درگاه خدا به انسان آبرو میدهد و
انسان را عزیز میکند، هر کس بیشتر این نیاز را درک کند، پیش خدا آبروی بیشتری دارد.
تا قبل از اینکه با این دعا آشنا شوم، خیال میکردم که اگر بخواهم خدا جواب مرا بدهد، باید کارهای خوب خود را به درگاه خدا ببرم، مثلاً بگویم: خدایا! من فلان کار خوب را انجام دادهام، از فلان بیچاره دستگیری کردهام، پس به خاطر آن دعایم را مستجاب کن! ولی امروز فهمیدم که من باید فقر خود و بیچارگی خود را به درگاه خدا ببرم، باید از خدا بخواهم که به خاطر فقرم و بیچارگیام به من رحم کند.
فاطمه علیهاالسلام به ما یاد میدهد وقتی میخواهیم به در خانه خدا برویم، به نماز، روزه و اعمال خوب خود تکیه نکنیم، این اعمالی که من انجام دادهام، خیال میکنم قبول شده است، ولی من چه میدانم، اگر عملی با ریا همراه باشد، خدا آن عمل را دشمن میدارد، اگر عمل من بدون ریا باشد، چه بسا من دچار خودبینی بشوم و آن عمل را تباه کنم.
آری، همه کارهای خوب من در خطر است، ولی فقر و بیچارگی من در چه خطری است؟ این جزئی از هویّت من است، من در مقابل خدا، هیچ هستم، سراسر فقر و نداری هستم.
من همیشه خیال میکردم که فقر، بیچارگی و نداری است، امّا امروز فهمیدم که فقر در درگاه خدا، یک سرمایه است! فاطمه علیهاالسلام به من اینگونه یاد میدهد که بهترین سرمایهام را (که همان نیازمندی من به خداست) به درگاه خدا ببرم.
خدایا! کارهایم را به تو واگذار کردهام، خود را در پناه تو قرار دادهام، به خود ستم کردهام، برای همین خودم را به تو سپردهام، از گناهانم میترسم، به لطف تو امید دارم، تو آن خدایی هستی که هیچکس را ناامید نمیکنی.
تو را به حق ابراهیم، موسی، عیسی علیهمالسلام میخوانم، تو را به حق محمّد صلیاللهعلیهوآله که برگزیده توست میخوانم که از من روی برنگردان، بزرگواری کن و توبه مرا بپذیر، به اشک چشم من نگاه کن، به خاطر این اشکها به من رحم کن و خطای مرا ببخش و مغفرت خودت را به من عطا کن ای که از همه بر من مهربانتری! خدایا! از کسی که بر من ستم روا میدارد انتقام بگیر، در مقابله با دشمنم،
مرا یاری کن! خدایا! مصیبت مرا در دینم قرار مده، و دنیا را مهمترین هدف من و نهایت علم من قرار نده! خدایا! دینم را که مهمترین سرمایهام است را اصلاح کن! دنیایم را که راه به دست آوردن معاشم است، اصلاح کن! آخرتم را که سرانجامم به سوی آن است، اصلاح کن! زندگی مرا راهی برای دست آوردن همه خوبیها قرار بده! مرگم را راه راحتی از سختیها قرار بده! تو آن خدایی هستی که بخشیدن و عفو را دوست داری، پس مرا ببخش و عفو کن! مرا تا آن زمان زنده بدار که میدانی زنده ماندنم، برایم خیر و برکت دارد، مرگ مرا زمانی برسان که میدانی مرگ برایم نیکو و شایسته است.
از تو میخواهم کاری کنی که در آشکار و نهان از تو خشیت و ترس داشته باشم! کاری کن که در غضب و خوشحالی از انصاف و عدالت خارج نشوم.
خدایا! در فقر و بینیازی به من میانهروی در هزینهها را عطا کن! از تو نعمت همیشگی و شادمانی که هرگز به غم تبدیل نشود میخواهم.
خدایا! کاری کن تا به آن چه تو برایم تقدیر کردهای، راضی باشم! از تو میخواهم لذّت دیدار خودت را به من ارزانی داری و مرا در کارهایم هدایت کنی، از شرّ نفسم به تو پناه میبرم! * * *
«اَسْاَلُکَ الرِّضَا بَعْدَ الْقَضَاءِ».
«خدایا! کاری کن تا به آن چه تو برایم تقدیر کردهای، راضی باشم!».
به راستی «تقدیر» چیست؟ خدا برای انسانها، برنامهریزی میکند، به این برنامه «تقدیر» میگویند. تقدیر، همان سرنوشت هر انسان است که به آن «قضا و قَدَر» هم گفته میشود.
این سخن پیامبر است: «هر کس به تقدیر خدا ایمان نداشته باشد، خدا در روز قیامت به او نظر رحمت نمیکند».(1)به راستی، این سرنوشت (قضا و قَدَر) چیست؟ اگر خدا به ما اختیار داده است و در انجام کارهای خود، اختیار داریم، پس دیگر سرنوشت (قضا و قَدَر) چه معنایی دارد؟ اگر خدا زندگی ما را برنامهریزی میکند، دیگر اختیار ما چه معنایی دارد؟ یکی از یاران امام صادق علیهالسلام درباره قضا و قَدَر از ایشان سؤال کرد، امام به او فرمود:
-- آیا میخواهی سرنوشت یا قضا و قَدَر را در چند جمله برایت بیان کنم؟ -- آری. مولای من ! -- وقتی روز قیامت فرا رسد و خدا مردم را برای حسابرسی جمع کند، از قضا و قَدَر یا سرنوشتِ آنها سؤال نمیکند، بلکه از اعمال آنان سؤال
1) . الخصال ص 203، بحار الأنوار ج ص 87، وسائل الشیعة ج 25 ص 335.
میکند.
من باید در این جمله فکر کنم. منظور از این سخن چیست؟ خدا در روز قیامت هنگام حسابرسی از من سؤال میکند: «چرا دروغ گفتی؟ چرا تهمت زدی؟ چرا به دیگران ظلم کردی؟».
این سوالات درستی است، زیرا خدا از کارهایی سؤال میکند که من انجام دادهام، امّا خدا هرگز در روز قیامت به من نمیگوید: «چرا مریض شدی؟ چرا عمر تو کوتاه بود؟ چرا در ایران به دنیا آمدی؟»، زیرا اینها چیزهایی است که به سرنوشت (قضا و قَدَر) برمیگردد.
روشن است که منظور از مرگ و بیماری در اینجا، چیزی است که من خودم باعث آن نبودهام. اگر من خودم باعث بیماری یا مرگ خودم بشوم، این دیگر تقدیر نیست، بلکه عمل خود من است. (کسی که خودکشی میکند، خودش چنین اراده کرده است).
اکنون دانستم که زندگی من دو محدوده جداگانه دارد:
در این محدوده همه کردارها و رفتارهای من جای میگیرد (نماز خواندن، کمک به دیگران، روزه گرفتن، دروغ گفتن، غیبت کردن و...).
محدوده دوم: محدوده قضا و قَدَر.
در این محدوده سرنوشت من جای میگیرد (مدّت عمر من، بیماری و سلامتی من، بلاها، سختیها و...).
خدا در روز قیامت فقط و فقط درباره محدوده اوّل از من سؤال میکند، زیرا من مسؤول کردار و رفتار خود هستم. خدا هرگز عمل مرا برنامهریزی و تقدیر نمیکند، این خود من هستم که با اختیار خود، عمل و کردار خود را شکل میدهم.
ولی خدا به حکمت خویش، روزیِ عدّهای را کم و روزیِ عدّهای را زیاد میکند، عدّهای در بیماری و سختی هستند و عدّهای هم در سلامتی. عدّهای در جوانی از دنیا میروند و عدّهای دیگر در پیری، اینها از قضا و قَدَر است.(1)حضرت فاطمه علیهاالسلام به ما یاد میدهد که به تقدیر خدا راضی و خشنود باشیم و بدانیم خدا به حکمت خویش، جز خوبی برای ما تقدیر نمیکند. کسی که با اندیشه فاطمه علیهاالسلام آشنا است دیگر امور زندگی خود و دیگران را به «شانس» نسبت نمیدهد، نمیگوید: «دوستم چه شانس خوبی دارد»، «من چقدر بدشانس هستم»، او این امور را تقدیر خدایی میبیند که جز خوبی برای بندگانش نمیخواهد.
1) . الإرشاد ج 2 ص 204، تفسیر نور الثقلین ج 3 ص 420.
خدایا! من با گناه بر خود ستم کردهام، از تو میخواهم گناهانم را ببخشی که کسی غیر از تو گناهان را نمیبخشد! خدایا! قبل از آنکه بلا به سراغم بیاید، عافیت به من ارزانی دار، اگر بلایی بر من نازل شد، صبر بر آن را به من بده، از تو میخواهم مرگ من، سفر به سوی مهربانی تو باشد.
خدایا! تو و همه فرشتگان و هر کس در آسمانها و زمین است را به گواهی میگیرم که جز تو خدایی نیست. تو شریک و همتایی نداری! شهادت میدهم که محمّد صلیاللهعلیهوآله بنده و فرستاده توست.
خدایا! من از تو حاجتهای خود را میخواهم و به درگاه تو گدایی میکنم که حمد و ستایش، مخصوص توست و معبودی جز تو وجود ندارد، تو
آسمانها و زمین را آفریدی، تو قبل از وجود هر موجودی، بودهای و همه چیز را تو خلق کردی و بعد از آنکه همه موجودات از بین میروند، تو باقی خواهی بود.
خدایا! چشم امیدم به سوی رحمت توست، دست خود را به سوی کرم تو دراز کردهام، مرا ناامید مکن در حالی که به تو امید دارم! خدایا! من از تو طلب بخشش میکنم، مرا عذاب نکن در حالی که من از تو میخواهم مرا ببخشی! گناهانم را ببخش، چرا که تو به همه چیز من، آگاهی، مرا عذاب مکن چرا که تو بر من قدرت داری! من تو را به رحمت و مهربانیات سوگند میدهم و از تو میخواهم مرا ببخشی، ای که از همه کس بر من مهربانتری! * * *
«فَاعْفُ عَنِّی ... فَاغْفِرْ لِی».
حضرت فاطمه علیهاالسلام از خدا «عفو» و «مغفرت» را میطلبد، در زبان فارسی ما این دو واژه را «بخشیدن» معنا میکنیم، ولی میان آنها، تفاوتی وجود دارد که با یک مثال، آن را بیان میکنم:
فرزندی هنگام بازی با توپ، شیشه خانه را میشکند، او میترسد و فرار میکند. بعد از مدّتی، او پشیمان میشود و به خانه برمیگردد و از پدرش عذرخواهی میکند، پدر او را میبخشد، امّا با شیشه شکسته چه باید کرد؟ فرزند از پدر میخواهد تا اثر اشتباه او را برطرف کند. پدر از دوستش
میخواهد تا پنجره خانه را شیشه کند، بعد از مدّتی همه چیز درست میشود.
با بازگشت فرزند به خانه و پشیمانی او، پدر او را «عفو» میکند، ولی وقتی پدر آن شیشه را درست کرد، «مغفرت» معنا پیدا میکند.(1)خدا به ما فرمان داده است تا نافرمانی او را نکنیم، افسوس که ما فریب شیطان را خوردیم و گناه کردیم، وقتی ما پشیمان میشویم، از خدا میخواهیم ما را ببخشد و «عفو» کند، ولی وقتی از او میخواهیم تا آثار گناه ما را از بین ببرد، از خدا «مغفرت» خواستهایم.
«اَسْاَلُکَ خَشْیَتَکَ فِی الْغَیْبِ وَ الشَّهَادَةِ».
«خدایا! کاری کن که در آشکار و نهان از تو خشیت داشته باشم».
بعضیها «خشیت» را «ترس» معنا میکنند، در حالی که «خشیت از خدا» به معنای «ترس از خدا» نیست، آری، واژه «خوف» به معنای «ترس» است، «خوف از خدا» یعنی «ترس از خدا».
نکته مهم این است، بین «خوف از خدا» و «خشیت از خدا» تفاوت وجود دارد.
بگذار اینگونه برایت بگویم: شخصی به جنگل میرود، ناگهان صدای شیری به گوش میرسد. ترس وجود او را فرا میگیرد و فرار میکند، زیرا خطری او را تهدید میکند. اینجا «خوف» معنا پیدا میکند.
1) . معجم مقاییس اللغة ج 4 ص 56، التحقیق فی کلمات القرآن ج 8 ص 183، النهایة فی غریب الحدیث ج 3 ص 373، لسان العرب ج 5 ص 25.
ولی شخصی که در جاده رانندگی میکند، از پلیس راه نمیترسد، او مواظب است تا تخلّف نکند، زیرا اگر پلیس متوجّه تخلّف او شود او را جریمه میکند، راننده وقتی پلیس را میبیند بیشتر دقّت میکند، در واقع او از سرانجام کار خودش میترسد که نکند جریمه شود.
در زبان عربی، هنگامی که آن شخص از شیر ترسید از واژه «خوف» استفاده میکنند ولی برای آن حالتی که راننده در مقابل پلیسراه دارد، واژه «خشیت» را به کار میبرند.(1)پس «خشیت» به معنای «خوف» نیست. حضرت فاطمه علیهاالسلام در این دعا «خشیت از خدا» را میخواهد. قرآن میگوید هر کس علم داشته باشد از خدا خشیت دارد. یعنی مواظب است گناه نکند و از مسیر حق خارج نشود. او میداند که اگر گناه بکند خودش گرفتار میشود. یک انسان معمولی ممکن است از خدا بترسد؛ امّا کسی که عالم و دانشمند است میداند خدا ترس ندارد و فقط اوست که به مقام «خشیت» میرسد، حضرت فاطمه علیهاالسلام در این دعا از خدا این مقام را میخواهد.
1) . مفردات غریب القرآن ص 149، تاج العروس ج 1 ص 87.
ای خدایی که رحمت تو، وسیع است و درود تو، بهترین درود است از تو میخواهم بر محمّد صلیاللهعلیهوآله بهترین درود را بفرستی که او بهترین بنده توست، تو ما را به دست او از نادانی نجات دادی و به ساحل هدایت رساندی، پس توفیقمان بده تا از او پیروی کنیم و رستگار شویم.
پروردگارا! حمد و ستایش، مخصوص توست، تو سرچشمه همه خوبیها هستی! من تو را ستایش میکنم به اندازه آسمانها و زمین و آنچه در میان آسمانها و زمین است، تو را ستایش میکنم به اندازه آنچه آفریدهای از عرش و بهشت و... .
تو را ستایش میکنم به اندازه ذرّات آب و خاک! به اندازه آنچه دیده
میشود و آنچه دیده نمیشود! خدایا درود و برکت و رحمت و نعمت خودت را بر محمّد و خاندان پاکش نازل کن همانگونه که درود و برکت و رحمت خود را بر ابراهیم و خاندان او عطا کردی که تو بزرگواری! خدایا! بالاترین مقام در بهشت را به محمّد صلیاللهعلیهوآله ارزانی دار و در روز قیامت، بهترین پاداش را به او عطا کن تا او را بر همگان برتری داده باشی! خدایا! بر محمّد و خاندان او درود بفرست، بر همه فرشتگان و پیامبرانت درود بفرست! سلام بر جبرئیل و میکائیل و اسرافیل! سلام بر فرشتگان که نظام هستی را به اذن تو، مدیریت میکنند و جلوه قدرت تو هستند.
سلام بر آن فرشتگان که به درگاه تو نزدیکتر از بقیّه هستند! سلام بر فرشتگانی که اعمال انسانها را ثبت میکنند! سلام بر فرشتگان بلندمرتبه! سلام بر پدر و مادرمان، آدم و حوّا! سلام بر همه پیامبران! سلام بر صدّیقان، شهدا و نیکوکاران! تو را حمد و ستایش میکنم، باور دارم که هر تغییری در این جهان با اجازه توست، هر قدرتی که میبینم از تو قدرت گرفته است، تو خدای بلند مرتبه هستی! تو برای یاری من، کفایت میکنی و من بر تو توکّل میکنم، از تو
میخواهم تا بر محمّد و آل محمّد، سلام و درود فراوان بفرستی!
«سَلَامٌ عَلَی جَبْرَئِیلَ وَ مِیکَائِیلَ وَ اِسْرَافِیلَ...».
«سلام بر جبرئیل و میکائیل و اسرافیل! سلام بر فرشتگان! سلام بر همه پیامبران..».
در اینجا حضرت فاطمه علیهاالسلام به من یاد میدهد که وقتی با خدا سخن گفتم و حاجت خود را از او خواستم به همه پیامبران، فرشتگان و بندگان خوب خدا، سلام کنم، در واقع من با این کار به جلوه خوبیها احترام میگذارم و وقتی بر کسانی که نزد خدا عزیز و بزرگوار هستند، سلام میکنم، آنان نیز جواب این سلام را میدهند، هر چند من جواب آنان را نمیشنوم، این جواب آنان باعث میشود تا خیر و رحمت را به سوی خود جذب کنم.
تو را حمد و ستایش میکنم، تو سرچشمه همه خوبیها هستی، خدایا! ما هرگز نمیتوانیم از عهده ستایش تو برآییم، ما نمیتوانیم نعمتهای تو را بشماریم، ما هر چقدر هم تو را عبادت کنیم باز هم نمیتوانیم حق تو را ادا نماییم! خدایی جز تو نیست، تو قبل از خلقت موجودات بودهای، تو بعد از نابودی آنان، خواهی بود، تو همیشگی و جاویدان هستی! تو ظاهر و باطن هستی، تو زنده میکنی و میمیرانی! تو بزرگتر از آن هستی که کسی بتواند تو را وصف کند، همه خوبیها از آنِ توست. هرگز نابود نمیشوی! تو را ستایش میکنم که دانشمندان نمیتوانند به علم تو برسند و جاهلان
نمیتوانند با کارهای خود، حلم را از تو بگیرند و مدحکنندگان نمیتوانند به شایستگی، تو را مدح کنند، همه از وصف تو ناتوانند و کسی نمیتواند به کمالات تو دست پیدا کند.
تو را ستایش میکنم ای خدایی که در آسمان و زمین، قدرت فراوان داری! ای که عظمت و بزرگی داری! ای که شکوه و زیبایی داری! ای که قدرتت بیانتهاست! ای که مهربان هستی و به عدالت حکم میکنی! تو جهان را آفریدی، بلندمرتبه هستی، صاحب حکمتی! بینیاز از همه کس هستی! حلم داری و دانایی! تو بر بندگانت نعمت فراوان دادی، همه ویژگیهای تو زیباست، مالک دنیا و آخرت، بهشت و جهنّم هستی!...
تو را ستایش میکنم که رازهای پنهان را میدانی، بر آنچه در دلها میگذرد، آگاه هستی، هیچکس نمیتواند از دست قدرت تو فرار کند، تو بر همه چیز توانایی! تو را ستایش میکنم که با قدرت تو، آسمانها پابرجاست و زمین آرام است، ابرها در حرکتند! تو برتر از همهای، ای خدایی که تعداد قطرات باران و برگهای درختان را میدانی، تو در روز قیامت مردگان را زنده میکنی.
خدایا! من بنده تو هستم، در این دنیا، غریب هستم و نیازمندم و به تو پناه آوردهام، پس با من چگونه رفتار میکنی؟ من به درگاه تو آمدهام تا از من راضی شوی، تو حال و روز مرا میدانی، پس بر من رحم کن، دعایم را مستجاب کن و مرا ناامید مکن!
روزها در گذر است، سالها میگذرد، گردش روزها و سالها، همه چیز را به نابودی میکشاند، امّا تو همیشه بودهای و خواهی بود و هرگز دگرگون نمیشوی... .
لحظهای درنگ میکنم، به این جمله میاندیشم:
«یَا مُحْصِیَ قَطْرِ الْمَطَرِ وَ وَرَقِ الشَّجَرِ».
«ای خدایی که تعداد قطرات باران، برگهای درختان را میدانی».
این سخن، چه پیامی برای من دارد؟ عدّهای که خود را «فیلسوف» خواندهاند بر این باور هستند که خدا علم به جزئیات این دنیا ندارد، یعنی خدا نمیداند که یک درختی که در منزل من است، چند برگ دارد، خدا نمیداند که امشب روی پشتبام منزل من، چند قطره باران باریده است.
آنان میگویند علم خدا به صورت کلی است! خدا فقط میداند که درختان، برگ دارند و باران میبارد، آنان که چنین باوری دارند خود را در اوج قله معرفت خدا هم میدانند و خیال میکنند با علم فلسفه میتوانند به خدا نزدیکتر شوند. وقتی من این سخن حضرت فاطمه علیهاالسلام را میخوانم میفهمم که آن باور غلط است، فاطمه علیهاالسلام اینگونه خدا را صدا میزند: «ای خدایی که تعداد قطرات باران، برگهای درختان را میدانی!». خدا به همه جزئیات این دنیا علم و آگاهی دارد.
اکنون نگاهی به این دنیای بزرگ میکنم، هر روز چیزهای جدیدی میبینم، دانههایی که جوانه میزند، برگ درختی که روییده میشود و یا از درخت جدا میشود، قطرات بارانی که میبارد، نسیمی که میوزد، موجی که از سوی دریا به ساحل میرسد، صدای پرندهای که به گوش میرسد... .
همه اینها را به چشم خود میبینم و میدانم که خدا از همه اینها باخبر است، هیچچیز از خدا پنهان نیست، او به همه ذرّات دنیا آگاهی دارد.
خدایا! من از سختی روز قیامت به تو پناه میبرم، میدانم که روز قیامت برای گناهکاران بسیار سخت خواهد بود، از تو میخواهم آن روز را بر من آسان گردانی! آن روز، گرمای خورشید بیداد میکند، پس مرا در سایه رحمت خودت قرار بده! خدایا! گناهانم ببخش و از خطایم درگذر! بلاها را از من دور گردان، دین مرا از خطر گمراهی نجات بده! من تو را میخوانم و اطمیمنان دارم که تو جواب مرا میدهی، میدانم که سخن مرا میشنوی، از تو میخواهم که امید مرا ناامید نکنی. من نیاز به رضایت تو دارم، من محتاج بخشش تو هستم، من تو را صدا میزنم و از رحمت تو ناامید نمیشوم.
خدایا! مرا در حالی که به تو ایمان دارم بمیران و مرا در گروه نیکوکاران محشور کن، مرا به خودم وامگذار... .
به حالم در لحظه مرگ رحم کن! به تنهایی من در قبر رحم کن! به غربت من در روز قیامت رحم کن! به فقر و نیازمندیام در هنگام حسابرسی رحم کن! من از آتش جهنم به تو پناه میبرم، پس پناهم بده... .
آقای من! ای که در حق من نیکی کردی و با من مهربان بودی، به اشک چشمم رحم کن و دیدار روی خودت را روزیام کن و مرگ مرا مایه راحتیام قرار بده... .
فاطمه علیهاالسلام از خدا چنین میخواهد:
«وَ النَّظَرَ اِلَی وَجْهِکَ فَارْزُقْنِی».
«دیدار چهره خودت را روزیام کن».
به راستی منظور از «وَجهُ اللّه» چه میباشد؟ واژه «وجه» به معنای «چهره» میباشد، مگر خدا، جسم است؟ مگر خدا مانند انسان است که چهره داشته باشد که من در آرزوی دیدن چهره خدا باشم؟ در اینجا ماجرایی از «اباصلت هروی» را نقل میکنم، او یکی از یاران امامرضا علیهالسلام بود. او اهل حدیث بود و زیاد مطالعه میکرد، هر وقت سؤلی به ذهنش میرسید از امامرضا علیهالسلام سؤل میکرد.
یک روز او به امام گفت:
-- آقای من! حدیثی را شنیدهام و دوست دارم شما نظر خود را در مورد آن بفرمایید.
-- ای اباصلت! حدیث خودت را بگو! -- مولای من! شنیدهام وقتی روز قیامت فرا برسد، افراد با ایمان وارد بهشت میشوند، آنها وقتی در منزل و جایگاه خود قرار میگیرند، خدای خود را زیارت میکنند. آیا چنین سخنی درست است؟ آیا مؤنان در بهشت خدا را میبینند؟ آیا میتوان خدا را در بهشت با چشم دید؟ -- ای اباصلت! خداوند پیامبرش، محمّد صلیاللهعلیهوآله را بر همه فرشتگان و بر همه بندگان خود برتری داده است و اطاعت از محمّد صلیاللهعلیهوآله را اطاعت از خودش معرّفی کرده است. همچنین او دیدار محمّد صلیاللهعلیهوآله را به منزله دیدار خودش قرار داده است. آیا این سخن را شنیدهای که پیامبر فرمود: «هر کس مرا زیارت کند، همانند این است که خدا را زیارت کرده است». در بهشت، مؤنان در جای خود هستند، آنها بعضی وقتها اجازه دارند تا به جایگاه پیامبر نگاه کنند و آن حضرت را ببینند. این دیدار پیامبر برای مؤنان، همانند دیدار خداوند است».
وقتی اباصلت این سخن را شنید به فکر فرو رفت، آری، خدا جسم نیست تا بتوان او را دید، امّا خدا، دیدار پیامبر را همانند دیدار خودش قرار داده است تا هر کس که میخواهد خدا را ببیند، پیامبر را ببیند. پیامبر، بنده خداست، او بندگی خدا را به جایی رسانده است که از همه فرشتگان و
پیامبران سبقت گرفته است، مقام او از همه بالاتر و والاتر است، برای همین است هر کس او را ببیند، همانند این است که خدا را دیده است.
جواب امام برای اباصلت، خیلی جالب بود، برای همین فرصت را غنیمت شمرد و سؤل دیگری پرسید:
-- آقای من! در حدیث دیگری شنیدهام که ثواب لا إله إلاّ اللّه این است که انسان میتواند به چهره خدا نگاه کند. نظر شما در مورد این حدیث چیست؟ -- ای اباصلت! بدان که خدا چهره و صورت ندارد، هر کس بگوید که خدا مانند انسانها چهره و صورت دارد، کافر شده است.
-- پس منظور از این حدیث چیست؟ -- خدا پیامبران و نمایندگان خود را به عنوان چهره خود (وجه اللّه) معرّفی کرده است. یعنی هر کس دین خدا و معرفت و شناخت او را میخواهد، باید نزد پیامبران و نمایندگان خدا برود، فقط آنها هستند که میتوانند معرفت و شناخت واقعی را برای مردم بیان کنند. آنانی که لا إله إلاّ اللّه بگویند در روز قیامت میتوانند با پیامبران و نمایندگان خدا همراه باشند و آنان را ببینند و این ثواب بزرگی برای اهل ایمان است. هیچ چشمی نه در دنیا و نه در آخرت نمیتواند خدا را ببیند، با این حال، خدا دوستان خود را به عنوان «چهره خود» معرّفی کرده است.(1)بار دیگر اباصلت به فکر فرو رفت، او فهمید که «وجه اللّه: چهره خدا»، لقب «حجت خدا» است. حجت خدا در هر زمانی، وجه خداست.
وقتی من به دیدار بزرگی میروم، با کمال احترام روبروی چهره آن شخص
1) . الأمالی للصدوق ص 545، التوحید للصدوق ص 178، عیون أخبار الرضا ج 2 ص 105، وسائل الشیعة ج 14 ص 325، الاحتجاج ج 2 ص 189، جامع أحادیث الشیعة ج 12 ص 233، تفسیر نور الثقلین ج 5 ص 60.
میایستم و سلام میکنم، هیچ وقت نمیروم به چهره او پشت کنم و سلام بنمایم.
در این زمان، حضرت مهدی علیهالسلام حجّت خداست، خدا او را به عنوان چهره خود معرّفی کرده است، خدا میخواهد به بندگان خود بگوید که اگر با من کاری دارید باید ولایت مهدی علیهالسلام را قبول داشته باشید و به او عشق بورزید، نمیشود کسی مهدی علیهالسلام را فراموش کند و دم از عشق به خدا بزند؟ خدا این را قبول ندارد، خدا میخواهد به همه مردم بگوید اگر میخواهند به او نزدیک شوند باید علی علیهالسلام و فرزندان او را دوست بدارند.
هر کس که لا إله إلاّ اللّه را بگوید، در روز قیامت میتواند پیامبران و امامان معصوم علیهمالسلام را ببیند، اگر کسی اعتقاد به خدای یگانه داشته باشد روز قیامت میتواند پیامبر و حضرت علی و امام حسن و امام حسین و دیگر امامان علیهمالسلام را ببیند و با آنان همنشین باشد و از شفاعت آنها بهرهمند شود.
«اَسْاَلُکَ لَذَّةَ النَّظَرِ اِلَی وَجْهِکَ».
«بار خدایا! از تو لذّتِ نظر به چهره خودت را میخواهم».
من چقدر به این دعا نیاز دارم، این جمله چقدر دید مرا به زندگی تغییر میدهد، من لذّت را در زندگی مادی جستجو میکردم، امّا اکنون آموختم که بالاترین لذّت، لذّت دیدار چهره خدا است، آنان که اهل معرفت هستند
وقتی به کربلا یا مشهد میروند، لذّتی را در روح خود احساس میکنند که اهلدنیا هرگز آن را نچشیدهاند.
آنان که باتقوا شدند و عشق امامزمان در دل آنان نشست به دیدار او میرسند، آنان چهره مولای خود را میبینند و به وصال او میرسند، خوشا به حال آنان که حقیقت عشق را دریافتند.
افسوس که من گرفتار غفلت شدم، حجت خدا را از یاد بردم، به لذّتهای پست دنیا مشغول شدم و اصلاً درکی از لذّت دیدار چهره خدا نداشتم! کاش به این باور میرسیدم که زندگی بدون او، مرگ است و مرگ بدون معرفت او، مرگ جاهلیّت است. به یاد دارم که چقدر برای حاجتهای دنیای خودم، دعا کردم و اشک ریختم، امّا یک بار چنین خواستهای نداشتم! یک بار به دیدار حجّت خدا فکر نکردم! ولی هنوز دیر نشده است، باید بارها این دعا را بخوانم:
«اَسْاَلُکَ لَذَّةَ النَّظَرِ اِلَی وَجْهِکَ».
باید دل را به عشق امامزمان پیوند بزنم و از غیر او دوری کنم، باید زندگیام، رنگ او را داشته باشد. کسی که عاشق میشود وقتی نام معشوقش را میشنود، ناخودآگاه قلبش از شوق به تپش میافتد، این نشانه عشق است، کاش من هم وقتی نام او را میشنیدم، اینگونه قلبم به تپش میافتاد و همه وجودم، شوق دیدار او میشد. کاش ضربان قلبم، ندای «یا مهدی» میگفت... .
خدایا! من از گناهان خود به سوی تو فرار میکنم، پس مرا بپذیر! من از عدالت تو به بخشش تو پناه میبرم، پس مرا دریاب! من از عذاب تو به مهربانی تو پناهنده میشوم، پس بر من مهربانی کن! من به وسیله دین اسلام به تو نزدیک میشوم، پس مرا به خود نزدیک گردان و مرا از ترس روز قیامت ایمن دار و در سایه عرش خودت، جایم بده و مرا به سلامت از دنیا نجات بده، مرا از تاریکیها به سوی نور ببر و در روز قیامت، رویم را درخشان کن، مرا در آن روز شرمسار مکن! خدایا! در سختیها و بلاها به من صبر بده! تو بودی که یوسف علیهالسلام را از بدی و گناه دور ساختی، پس مرا هم از گناه دور ساز! آن بلایی را که من طاقت آن را ندارم بر من نازل نکن! مرا به سوی بهشت رهنمون ساز و از
قرآن بهرهمندم بگردان! مرا در ایمان به خودت، ثابتقدم گردان و از شرّ شیطان نجاتم بده! با قدرت خودت، مرا از گناه دور بگردان! مرا از آتش جهنم نجات بده و در بهشت خود جای بده! دیدار خودت را نصیبم کن، مرا با پیامبرت، محمّد صلیاللهعلیهوآله محشور نما و از شیطانها و دوستان آنان نجات بده! * * *
به این سخن فاطمه علیهاالسلام باید دقّت کنم:
«صَرَفْتَ عَنْ یُوسُفَ السُّوءَ والفحشاء».
«خدایا! تو یوسف را از بدی و گناه پلیدی دور ساختی!».
وقتی ماجرای یوسف علیهالسلام را میخوانم میبینم که یوسف علیهالسلام چندین سال در گوشه زندان افتاد، او در زندان سختیهای فراوان کشید، تا انسان زندان را تجربه نکند، نمیتواند زجرهای یک زندانی را درک کند، آنان که این زجر را کشیدهاند میدانند که زندان، چیز بدی است.
در این دعا، فاطمه علیهاالسلام میگوید که خدا بدی را از یوسف علیهالسلام دور کرد، در حالی که یوسف علیهالسلام در زندان افتاد، پس معلوم میشود که فاطمه علیهاالسلام زندان رفتن یوسف علیهالسلام را بد نمیداند.
آری، خدا بدی را از یوسف دور کرد، زمانی که زلیخا و دیگر زنان از یوسف میخواستند گناه کند، یوسف از خدا خواست تا او را یاری کند، این خدا بود که از یوسف گناه زنا را دور کرد.
یوسف علیهالسلام به زندان رفت، سختی کشید، ولی این سختیها، بد نبود، چون در راه بندگی خدا بود، خوبی بود، ظاهر آن، بلا و مصیبت بود، امّا در حقیقت همین زندان بود که او را از گناه نجات داد.
این سخن درس بزرگی برای من دارد، من باید از خدا بخواهم «بدیها» را از من دور کند، باید از او بخواهم که در مسیر بندگی او باشم، حال اگر در این مسیر به بلا و سختی گرفتار شدم، آن را زیبا ببینم، سختیها باعث رشد و کمال من میشوند.
خدایا! دشمنان و کسانی که به من کینه دارند، اگر قصد آزار مرا نمودند تو شجاعان آنان را ضعیف کن، لشکریانشان را متفرق نما، سلاحهایشان را از کار بینداز! بادهای تند و طوفانهای سخت را بر آنان مسلّط نما و ما را بر نابودی آنان یاری کن! خدایا! بر محمّد و خاندان او، درود فرست... .
سلام بر تو ای رسول خدا! سلام بر تو ای امین خدا! سلام بر تو ای محمّد! سلام و رحمت خدا بر تو باد! خدایا! من باور دارم که محمّد صلیاللهعلیهوآله با مؤنان، مهربان و رئوف است، پس از
تو میخواهم بهترینها را به او عطا کنی! خدایا! دعای مرا اجابت کن که تو بهترین کسی هستی که از او حاجت میطلبند، ای پروردگار جهانیان! * * *
فاطمه علیهاالسلام از خدای خویش چنین میخواهد:
«فَجَبِّنْ شَجِیعَهُمْ، فُضَّ جَمْعَهُمْ...».
«خدایا! شجاعان لشکر دشمن را ضعیف کن، لشکر آنان را متفرق نما... ما را بر نابودی آنان یاری کن».
عدّهای که دم از عرفان میزنند، سخن دیگری میگویند، آنان به من میگویند که وقتی انسان به اوج عرفان رسید همه انسانها را دوست میدارد و با هیچکس دشمنی نمیکند. محییالدین عربی (که عدّهای او را استاد عرفان میدانند) به جایی رسیده بود که هم به علی علیهالسلام و هم به معاویه، عُمر و ابوبکر، عشق میورزید.(1)ولی مکتب فاطمه علیهاالسلام چیز دیگر میگوید، او در حقّ دشمنان حق و حقیقت نفرین میکند، او به من میآموزد که با دشمنان باید دشمنی کرد. حضرت علی علیهالسلام هم در قنوت نماز خود، دشمنان را لعنت میکرد، همه امامان معصوم علیهمالسلام نیز اینگونه بودند و دشمنان حقّ و حقیقت را با زبان لعنت میکردند تا شیعیان راه را گم نکنند. شیعیان واقعی هم در طول تاریخ اینگونه بودهاند.
1) . کتاب فتوحات مکیّه لمحیی الدین عربی ج 2 ص 6.
-- محکمترین دستاویز چیست؟ -- آقای ما! نماز محکمترین دستاویز است.
-- نماز فضیلت زیادی دارد ولی پاسخ سؤل من، نماز نیست.
-- زکات.
-- زکات فضیلت زیادی دارد، ولی محکمترین دستاویز نیست.
-- روزه و حجّ و جهاد در راه خدا.
-- همه اینها فضیلت و ثواب زیادی دارند، امّا محکمترین دستاویز چیز دیگری است.
-- آقای ما! هیچکس جز شما جواب این سؤل را نمیداند.
-- بدانید که محکمترین دستاویز ایمان، دوستی و دشمنی به خاطر خداست. اگر شما دوستان خدا را دوست بدارید و از دشمنان خدا بیزاری بجویید به محکمترین دستاویز ایمان چنگ زدهاید.(1)* * * پس از رحلت پیامبر، مردم با ابوبکر بیعت کردند، حوادث دردناکی برای عزیزان پیامبر پیش آمد، چند ماه گذشت. فاطمه علیهاالسلام در بستر بیماری افتاد، ابوبکر و عمر تصمیم گرفتند به عیادت فاطمه علیهاالسلام بروند. آنان به علی علیهالسلام خبر دادند و قرار شد نزد فاطمه علیهاالسلام بروند.
ابوبکر و عُمَر وارد خانه فاطمه علیهاالسلام شدند . سلام کردند و نشستند،
1) . المحاسن ج 1 ص 165، الکافی ج 2 ص 126، معانی الاخبار ص 398، وسائل الشیعة ج 16 ص 168.
فاطمه علیهاالسلامجواب آنان را نداد و روی خود را برگرداند .(1)عُمَر نگاهی به ابوبکر کرد و از او خواست تا سخن خود را آغاز کند .
ابوبکر چنین گفت: «ای دختر پیامبر! آیا میشود ما را ببخشی ؟».(2)فاطمه علیهاالسلام همانطور که روی خود را به دیوار کرده بود، چنین گفت:
-- آیا شما از پیامبر شنیدید که فرمود: «فاطمه، پاره تن من است و من از او هستم ، هر کس او را آزار دهد مرا آزار داده است و هر کس مرا آزار دهد خدا را آزرده است؟» -- آری ، ای دختر پیامبر ! ما این حدیث را از پیامبر شنیدیم .
-- شکر خدا که شما به این سخن اعتراف کردید .
فاطمه علیهاالسلام دستان خود را به سوی آسمان گرفت و روی خود را به سوی آسمان کرد و از سوز دل چنین فرمود: «بارخدایا ! تو شاهد باش ، این دو نفر مرا آزار دادند و من از آنها راضی نیستم ».(3)سپس رو به آنها کرد و فرمود: «به خدا قسم ! هرگز از شما راضی نمیشوم ، من منتظر هستم تا به دیدار پدرم بروم و شکایت شما را به او کنم ».(4)* * * من برای زندگی در این دنیا دو راه بیشتر ندارم، یا باید به حزب خدا بپیوندم یا به حزب شیطان. وقتی من از دشمنان حق بیزاری میجویم، از شیطان و حزب او و دوستانش بیزار شدهام.
حقیقت دین چیزی جز تولّی و تبرّی نیست.
1) . بحار الأنوار ج 29 ص 157.
2) . بحار الأنوار ج 29 ص 32 وراجع: عمدة القاری ج 15 ص 20 ، کنز العمّال ج 5 ص 605 ، سیر أعلام النبلاء ج 2 ص 121 ، تاریخ الإسلام للذهبی ج 3 ص 47 ، البدایة والنهایة ج 5 ص 310.
3) . کتاب سلیم بن قیس ص 391 ، بحار الأنوار ج 28 ص 303، علل الشرائع ج 1 ص 187 ، بحار الأنوار ج 43 ص 203 .
4) . کتاب سلیم بن قیس ص 391 ، بحار الأنوار ج 28 ص 303 و ج 43 ص 199.
تولّی یعنی با دوستان خدا دوست بودن! تبرّی یعنی با دشمنان خدا دشمن بودن! دین یعنی این که من دوستان خدا را دوست بدارم و دشمنان خدا را هم دشمن بدارم! تبرّی، یعنی بیرنگی تمام جاذبهها و جلوههای شیطانی در زندگی من! تبرّی، یعنی بریدن از همه پلیدیها و پیوستن به همه خوبیها!
خدایا! تو را تسبیح میکنم، تو آن خدایی هستی که پاک و منزّه هستی! از همه عیبها به دوری! همه چیز در مقابل تو، فروتن و ذلیل است، تو بر همه چیز قدرت داری، قدرت تو بیانتهاست.
تو را ستایش میکنم، کسی که تو را یاد کند تو او را فراموش نمیکنی، هر کس تو را بخواند تو او را ناامید نمیکنی، هر کس بر تو توکّل کند، تو او را کفایت میکنی.
تو را ستایش میکنم که آسمانها را برافراشتی، زمین را آفریدی، دریاها، کوهها، حیوانات و درختان و چشمههای آب را آفریدی! ابرها را به گردش درآوردی و نعمتهای فراوان به بندگان خود دادی، فقط من نیستم که تو را ستایش میکنم، همه موجودات تو را ستایش میکنند... .
تو آن خدایی هستی که گناهان بندگانت را میبخشی، توبه آنان را قبول میکنی، عیبهای آنان را میپوشانی، دعای آنان را مستجاب میکنی، مردگان را زنده میکنی... .
این توفیقی از طرف توست که من تو را ستایش میکنم، پس باید به خاطر این که توفیق ستایش خودت را به من دادی، تو را شکر کنم.
من به خاطر این که تو را یاد میکنم و شکر نعمتهای تو را میکنم، تو را سپاس میگویم.
به خاطر این که در بلاها صبر میکنم، نماز میخوانم، روزه میگیرم، بندگی تو را میکنم، تو را ستایش میگویم.
به خاطر همه نعمتها، راحتیها، سختیها، مصیبتها، فقر و ثروتمندیام تو را ستایش میکنم، من در هر حالی که هستم تو را ستایش میکنم! * * *
من خدا را به خاطر نعمتها، ستایش میکردم ولی در اینجا از فاطمه علیهاالسلام درس دیگری آموختم، این سخن چه معرفت عمیقی دارد:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی... شِدَّةٍ وَ رَخَاءٍ وَ مُصِیبَةٍ وَ بَلَاءٍ وَ عُسْرٍ وَ یُسْرٍ...».
«ستایش خدا را به خاطر هر راحتی و سختی و مصیبت و فقر و ثروتمندی...».
من چقدر با این نگاه بیگانه بودم، باید چه کنم که این سخنان را با عمق وجودم بگویم، باید به چه سطحی از معرفت برسم؟ وقتی باور کنم که به
این دنیا آمدهام تا رشد کنم و به کمال برسم، این سخنان فاطمه علیهاالسلام را عین حقیقت مییابم.
خدایی که مرا آفریده است برای کمال بیشتر، مرا به این دنیا آورده است، او برای من برنامه دارد، من باید به برنامه او راضی و خشنود باشم، از یأس و ناامیدی و نفرت سخن نگویم، باید در سختیها هم به رضای او، راضی باشم و با او انس بگیرم و او را دوست داشته باشم.
من باید نگاه خود را به زندگی عوض کنم، باید بدانم برای چه به اینجا آمدهام، اگر به جواب این سؤال رسیده باشم، زندگی را زیبا میبینم، در اوج سختیها و بلا نیز خدا را شکر میگویم و از زیبایی دم میزنم.
چه کسی بهتر از حسین علیهالسلام توانست سخن فاطمه علیهاالسلام را تحقق بخشد؟ من باید راز کربلا را بیابم! افسوس که برای حسین علیهالسلام گریستم، امّا ندانستم راه حسین علیهالسلام چه بود و او مرا به کدامین زندگی فرا خواند... .
عصر عاشورا بود و حسین علیهالسلام در میدان ایستاد، جگر او از تشنگی میسوخت، همه یاران و عزیزانش شهید شده بودند و اکنون او آماده شهادت بود، او به قلب لشکر هجوم برد... ساعتی بعد، باران تیر و سنگ و نیزه باریدن گرفت، تیرها بر بدنش نشست.
سنگی به پیشانی او اصابت کرد و خون از پیشانی او جاری شد و سپس تیری بر قلب او نشست.
صدای او در دشت کربلا پیچید: «من به رضای خدا راضی هستم».(1)حسین علیهالسلام در اوج قلّه بلا ایستاد و اینگونه فریاد عشق برآورد.
1) . المناقب لابن شهر آشوب ج 4 ص 111؛ بحار الأنوار ج 45 ص 55.
اکنون میخواهم از زینب علیهاالسلام سخن بگویم، من زینب را چگونه شناختهام؟ وقتی حوادث روز دوازدهم محرّم سال 61 هجری را میخوانم، میبینم که او را اسیر کردند و به شهر کوفه بردند. ابنزیاد فرماندار کوفه بود و از پیروزی خود سرمست شده بود، او رو به زینب علیهاالسلام کرد و گفت: «ای زینب! دیدی که چگونه برادرت کشته شد. دیدی که چگونه همه عزیزانت کشته شدند».
ابنزیاد منتظر بود تا صدای گریه و شیون زینب بلند شود، امّا زینب علیهاالسلامفریاد برآورد: «من در کربلا جز زیبایی ندیدم».(1)تاریخ برای همیشه، مات و مبهوت این جمله زینب است. زینب معمّای بزرگ تاریخ است، او در اوج قلّه بلا ایستاد و جز زیبایی ندید! و چقدر او در میان دوستانش غریب مانده است، دوستانش او را با گریه و ناله میشناسند، امّا زینب علیهاالسلام در آن روز، خود را مظهر زیبابینی، معرّفی کرد.
من باید از حسین و زینب علیهماالسلام درس بگیرم، آنان در دامن مادری همچون فاطمه علیهاالسلام تربیت شده بودند و به این معرفت و شناخت رسیده بودند، باید پیرو آنان باشم... .
1) . بحار الأنوار، ج 45، ص 115.
خدایا! به تو پناهنده میشوم، مرا پناه بده! از تو یاری میخواهم مرا یاری نما! از تو کمک میخواهم، به فریادم برس! تو را میخوانم پس جواب مرا بده! از تو میخواهم گناهانم ببخشی، پس مرا ببخش! از تو هدایت میخواهم پس هدایتم کن! بر تو توکّل میکنم پس کفایتم کن.
خدایا! مرا در پناه خودت قرار بده تا از هر طرف در امنیت باشم و آزاری از کسی به من نرسد، حسد حسودان و ظلم ستمکاران و نیرنگ مکّاران را از من دور کن! من از شرّ و بدی همه موجودات به تو پناه میبرم مرا از شرّ آنان دور بگردان! خدایا! تو را به حق آن اسم اعظم تو که از مردم پوشیده است تو را میخوانم تا گناهانم ببخشی، همان اسمی که آسمانها و زمین به آن استوار
شده است و تاریکیها با آن روشن شده است، به همان اسم که مردهها، به برکت آن اسم تو زنده میشوند، به حق آن اسم، همه گناهان مرا ببخش و به من یقین و علم و فهم عطا کن تا قرآن را به پا دارم و حلال تو را حلال بدانم و از حرام تو دوری کنم و دستورات تو را انجام دهم و سنّت پیامبر تو را زنده کنم.
خدایا! مرا با نیکوکاران محشور کن، مرا در گروه نیکوکاران قرار بده، من دوست دارم که پرونده اعمال من با زیباترین عمل بسته شود، پس وقتی که مرگ من نزدیک میشود، توفیقم بده که بهترین کار در زندگیام را آن وقت انجام بدهم.
خدایا! وقتی که مرگ من فرا رسید، از تو میخواهم در بهشت جایگاهی به من بدهی که همه به من حسرت ببرند و به مقام من، غبطه بخورند.
من تو را ستایش کردم، پس ستایش مرا بپذیر، من به گناهانم اعتراف کردم، پس به من رحم کن، من تو را صدا زدم پس صدایم را بشنو که تو خدایی هستی که به بیچارگان رحم میکنی و بیپناهان را پناه میدهی و فریادرس مؤنان هستی! * * *
فاطمه علیهاالسلام چنین از خدا میخواهد:
«فَاَسْاَلُکَ ... مَنْزِلًا یَغْبِطُنِی بِهِ الْاَوَّلُونَ وَ الآْخِرُونَ».
«خدایا! در بهشت جایگاهی به من بده که همه به من حسرت ببرند و به
مقام من، غبطه بخورند».
چه پیام مهمی در این سخن است، فاطمه علیهاالسلام به من یاد داد که از گناهانم توبه کنم و از خدا بخواهم خطایم را ببخشد و از او چنین خواستهای را طلب کنم و همّت خود را تا این اندازه بالا ببرم و از خدا مقامی در بهشت را بخواهم که همه انسانها به من حسرت ببرند.
خدا دوست دارد که بندگانش همّت بلند داشته باشند و آرزوهای بزرگ را از او طلب کنند، ماجرای این پیرزن شنیدنی است:
بنیاسرائیل در انتظار بودند که موسی علیهالسلام آنها را از دست فرعون نجات دهد، سرانجام وعده خدا فرا رسید، خدا به موسی علیهالسلام فرمان داد تا بنیاسرائیل را از مصر به سوی فلسطین ببرد.
همه آماده حرکت شدند، موسی علیهالسلام میخواست از تاریکی شب استفاده کند و قبل از آن که سپاه فرعون متوجّه حرکت آنها بشود، از مصر بیرون برود.
اینجا بود که خدا با موسی علیهالسلام چنین گفت: «ای موسی! قبل از این که از مصر بروی، باید قبر یوسف را پیدا کنی و پیکر او را همراه خود ببری و آن را در بیت المقدس دفن کنی».
موسی علیهالسلام رو به یاران خود کرد و گفت: آیا کسی میداند قبر یوسف کجاست؟ هیچ کس جواب نداد، بار دیگر او سخن خود را تکرار کرد، یکی پاسخ داد:
مادربزرگ پیری دارم، گمانم او میداند که قبر یوسف کجاست.
موسی علیهالسلام نزد آن پیرزن رفت و گفت:
-- مادر! آیا تو میدانی قبر یوسف کجاست؟ -- آری! میدانم.
-- خوب. آن قبر را نشان ما بده تا ما هر چه زودتر حرکت کنیم.
-- ای موسی! اگر قبر یوسف را میخواهی باید هر چه من میگویم قبول کنی.
موسی علیهالسلام به فکر فرو رفت، او نمیدانست آن پیرزن چه خواهد خواست، او نگران بود مبادا آن پیرزن چیزی بخواهد که او نتواند آن را انجام بدهد، ولی خدا از راز دل همه بندگان آگاه است، به موسی علیهالسلام چنین گفت: «ای موسی! شرط او را قبول کن».
موسی علیهالسلام رو به پیرزن کرد و گفت:
-- مادر! باشد، هر چه بگویی قبول میکنم، بگو بدانم چه میخواهی؟ -- میخواهم که مقام من در بهشت، همچون مقام تو باشد و من همدرجه تو باشم.
موسی علیهالسلام از همّت والای این پیرزن تعجّب کرد و سپس به آن پیرزن قول داد که در روز قیامت، همدرجه او باشد.(1)آری، آن روز همه فهمیدند که چرا خدا به موسی علیهالسلام گفت که سخن آن پیرزن را قبول کند، خدا همّت بالای او را دوست داشت، هر کس جای او بود، جوانی و ثروت دنیا را میخواست، امّا او چیزی را خواست که هیچکس به آن فکر نمیکرد.
فاطمه علیهاالسلام در این دعا این درس را به من میدهد که همّت خود را بالا ببرم
1) .الکافی ج 8 ص 155 وسائل الشیعة ج 3 ص 163، الجواهر السنیة ص 46، جامع أحادیث الشیعة ج 3 ص 395، تفسیر نور الثقلین ج 2 ص 474.
و از خدا حاجتی به این بزرگی بخواهم: ««خدایا! در بهشت جایگاهی به من بده که همه به من حسرت ببرند و به مقام من، غبطه بخورند».
این حاجت در فکر من بزرگ است، ولی برای خدا هرگز این حاجت بزرگ نیست، آرزوی من هر چقدر بزرگ هم باشد، برای خدا بسیار کوچک است.
از تو میخواهم بر محمّد که فرستاده توست و چراغ فروزان هدایت است و بر همه فرشتگان و پیامبران، درود بفرستی! از تو میخواهم بهترین درودها و سلامها را بر محمّد بفرستی که او فرستاده تو و امین بر وحی توست، از تو میخواهم تا درجه او را بالا و بالاتر ببری... .
خدایا! من دین، جان و تمام نعمتهایی را که به من دادهای به خودت میسپارم، پس مرا در حفظ و حراست قرار ده! هر کس به تو پناه آورد، عزیز و سربلند شد، خدایی جز تو نیست، بر این باور هستم تو در سختی و آسایش، برایم کافی هستی!
خدایا! ما بر تو توکّل نمودیم و به درگاه تو رو آوردهایم و میدانیم که در روز قیامت تو ما را زنده میکنی و همه برای حسابرسی به پیشگاه تو میآییم.
بارخدایا! ما را از دست کافران نجات بده! کاری کن که آنان نتوانند ما را شکنجه و اذیّت و آزار کنند، گناهان ما را ببخش که تو توانا هستی و همه کارهای تو از روی حکمت است.
خدایا! عذاب جهنّم را از ما دور کن، چرا که عذاب آن جاودان است، و به راستی که آنجا بد جایگاهی است.
خدایا! میان ما و مردمی که به ما ستم میکنند به حقّ داوری کن که تو بهترین داوران هستی! خدایا! ما به تو ایمان آوردیم، پس گناهان ما را ببخش، از بدیهای ما چشم بپوش و ما را در شمار نیکوکاران بمیران.
خدایا! پیامبران به ما وعده ثواب و پاداش دادهاند، این وعدههای آنان از طرف تو بود، اکنون از تو میخواهیم تا در روز قیامت، ما را به آن وعدهها برسانی و در آن روز، ما را خوار نگردانی، بیگمان تو در وعده خود، تخلّف نمیکنی! خدایا! اگر فرمان تو را فراموش کردیم، یا اشتباهی کردیم، ما را ببخش، تکالیف سخت را بر دوشمان قرار نده، چیزی را بر ما واجب نکن که ما طاقت آن را نداشته باشیم! گناهان ما را ببخش و رحمتت را بر ما نازل کن و
ما را بر کافران پیروز بگردان.
خدایا به ما در دنیا و آخرت، نیکی و خوبی عطا فرما، و به رحمت خود ما را از عذاب آتش حفظ کن! از تو میخواهم بر آقای ما، محمّد صلیاللهعلیهوآله (که فرستاده توست) و خاندان او درود بفرستی که سلام بیپایان بر آنان باد!
خدایا! روز تازهای آغاز شده است، تو را شاهد میگیرم که خدایی جز تو نیست و هر چیزی غیر از تو عبادت شود، باطل است، من میدانم که وقتی تو را شاهد گرفتهام، دیگر مرا کفایت میکند، من همه فرشتگان، پیامبران، مؤنان و آفریدههای تو را نیز بر این باور خود، شاهد میگیرم، تو برتر و بالاتر از آن هستی که کسی بتواند بزرگی تو را وصف کند، هیچکس نمیتواند نهایت بزرگی تو را درک کند! ای خدایی که بالاتر از ستایشهای ما هستی، ای خدایی که بزرگی تو بالاتر از سخن ماست، از تو میخواهم بر محمّد و خاندان او درود بفرستی و با من آنگونه رفتار کنی که شایسته مقام توست که تو همواره گناهکاران را میبخشی!
خدایی جز تو نیست، تو از همه بدیها به دور هستی، همه خوبیها از آنِ توست، تو را ستایش میکنم، از گناهانم توبه میکنم و از تو میخواهم مرا ببخشی، در جهان هر چه تو بخواهی، همان واقع میشود، هیچ قدرتی جز قدرت تو نیست، تو جاودانه هستی، همیشه بودهای و تا ابد خواهی بود، پادشاهی جهان در دست توست، تو خدایی هستی که زنده میکنی و میمیرانی، تو هرگز نمیمیری! کلید همه خیرها به دست توست و تو بر هر کاری توانا هستی! تو از همه بدیها به دوری! همه خوبیها از آنِ توست، خدایی جز تو نیست. تو بزرگتر از آن هستی که به وصف درآیی! خدایا! گناه مرا ببخش که من به سوی تو، توبه میکنم، در جهان هر چه تو بخواهی، همان واقع میشود، هیچ قدرتی جز قدرت تو نیست.
تو حلم فراوان داری و بزرگواری! مهربان و بخشندهای! فرمانروای جهانی! از هر عیبی و نقصی، پاک میباشی! تو حق آشکاری! من تو را به عدد همه آفریدههایت ستایش میکنم، تو را بینهایت حمد میکنم... .
به این سخن فاطمه علیهاالسلام فکر میکنم:
«... انْ تَهْتَدِیَ الْقُلُوبُ لِکُلِّ عَظَمَتِهِ».
«هیچکس نمیتواند نهایت بزرگی خدا را درک کند».
این حقیقت مهمی است که من باید به آن توجّه کنم، هیچکس نمیتواند
به حقیقت خدا پی ببرد، برای همین است که خدا را در زبان عربی به نام «اللّه» میخوانند. «اللّه» از ریشه «اَلِهَ» است، وقتی یک نفر در بیابانی، راه را گم کند، متحیّر و سرگردان شود و نداند چه کند، در زبان عربی میگویند: «اَلِهَ الرَّجُلُ»، یعنی آن مرد متحیّر شد. یک نظر این است که نام خدا را از این ریشه گرفتهاند.
وقتی میخواهم در مورد حقیقت خدا فکر کنم، چیزی جز تحیّر نصیب من نمیشود، هیچکس نمیتواند ذات خدا را درک کند، خدا را نمیتوان با چشمها دید و با خیال تصوّر کرد، او هیچکدام از صفات مخلوقات را ندارد، او غیب است، برای همین هر کس که بخواهد ذات او را بشناسد، چیزی جز تحیّر نصیب او نمیشود.(1)امامباقر علیهالسلام به ما دستور داده است که از فکر کردن در مورد ذات خدا پرهیز کنیم، زیرا هیچگاه عقل بشر به آنجا راه ندارد، آری! ما میتوانیم در مورد آیات و نشانههای خدا هر چقدر میخواهیم سخن بگوییم، برای شناخت صفات خدا باید به قرآن مراجعه کنیم، ببینیم که خدا، خودش را برای ما چگونه معرّفی کرده است.
حضرت فاطمه علیهاالسلام با این سخن خویش به ما میآموزد که همه از درک حقیقت خدا، متحیّر و سرگشتهاند، خدایی که از دیدهها پنهان است، خدایی که عقل بشری نمیتواند ذات او را درک کند.
1) . التوحید للصدوق ص 89، بحار الأنوار ج 3 ص 222، تفسیر مجمع البیان ج 10 ص 486، تفسیر نور الثقلین ج 5 ص 708.
خدایا! بر محمّد و خاندان با برکت او درود بفرست، از تو میخواهم بر جبرئیل، میکائیل، اسرافیل و فرشتگان مقرّب درود بفرستی تا آنجا که از آنان خشنود شوی، خدایا! وقتی از آنان خشنود شدی باز به اندازهای که تو شایستگی آن را داری بر آنان درود بفرست! خدایا! بر «عزرائیل» که فرشته مرگ است و یاران او درود بفرست! بر «رضوان» که فرشته بهشت است و همه یاران او، درود بفرست! بر «مالک» که مأمور جهنم است و یاران او درود بفرست، بر فرشتگانی که اعمال ما را ثبت میکنند، بر فرشتگانی که ما را از بلاها حفظ میکنند، بر همه فرشتگانی که در جهان مأموریّت دارند، درود بفرست، درود تو آنگونه باشد که از آنان خشنود شوی، سپس به اندازهای که تو شایستگی آن را داری باز
هم بر آنان درود بفرست! خدایا! بر پدر و مادر ما، آدم و حوّا، درود بفرست، بر همه پیامبران، صدّیقان، شهیدان و نیکوکاران درود بفرست... .
از تو میخواهم بر محمّد و اهل بیت پاک او، بر یاران برگزیدهاش، بر همسران پاکش، بر ذرّیّه او... درود بفرستی، درود تو آنگونه باشد که از آنان خشنود شوی، سپس به اندازهای که تو شایستگی آن را داری باز هم بر آنان درود بفرست! خدایا! همانگونه که درود، برکت و رحمت خود را بر ابراهیم و خاندان او نثار کردی، پس بر محمّد و آل محمّد نیز درود، برکت و رحمت خود را نثار کن که تو بزرگوار هستی! از تو میخواهم بالاترین مقام در بهشت را به محمّد عطا کنی، آن قدر مقام او را بالا ببری که او خشنود گردد و بعد از خشنودی او، باز هم مقام او را آن طور که تو شایستگی آن را داری بالاتر ببری! خدایا! بر محمّد و خاندان او درود بفرست همان طور که از ما خواستهای بر او درود بفرستیم. از تو میخواهم بینهایت بر محمّد و خاندان او درود بفرستی... به عدد همه مخلوقاتی که تاکنون خلق کردهای، به عدد همه مخلوقاتی که تا روز قیامت خلق خواهی کرد، بر محمّد و آل محمّد درود بفرست... .
خدایا! همه خوبیها از آن توست، تو بر بندگانت منّت مینهی، بر آنان نعمت فراوان میدهی، شکوه و بزرگی از توست، پادشاهی جهان از آنِ
توست، تو قدرت و عظمت داری، بزرگواری و مهربانی و پاکی و بخشش...
همه از توست، خدایی جز تو نیست، تو بزرگتر از آن هستی که به وصف درآیی، ستایش مخصوص توست... .
من تو را ستایش میکنم، کاش من از لحظه اوّل خلقت جهان بودم و از آن روز تا روز قیامت تو را ستایش میکردم، از تو میخواهم ستایش مرا اینگونه قرار بدهی: «ستایشی که از اوّل خلقت آغاز میشد و تا روز قیامت ادامه پیدا میکرد».
من به عدد قطرههای آب اقیانوسها، به عدد برگ درختان، به عدد ستارگان، به عدد قطرههای باران، به عدد همه ذرّات جهان... تو را ستایش میکنم، من بینهایت تو را حمد میکنم و به یگانگی تو اعتراف میکنم و فریاد برمیآورم: «سبحان اللّه و الحمد للّه و لا اله الا اللّه و اللّه اکبر».
تو خدایی نیستی که ما تو را ساخته باشیم! تو همیشه بودهای و خواهی بود، هیچ شریکی نداری و به کمک هیچکس نیاز نداری، تو از همه بینیازی! از آن چه به ذهن ما میگذرد، بالاتری، تو آنگونه هستی که خودت در قرآن بیان کردهای، عقل ما نمیتواند حقیقت تو را درک کند.
«اللهُمَّ صَلِّ علی محمّد و آلِ محمّد».
«خدایا! بر محمّد و آل محمّد درود بفرست».
فاطمه علیهاالسلام در این دعا، چهارده بار این جمله را تکرار میکند و از خدا
میخواهد که بینهایت درود خودش را بر پیامبر و خاندان او نازل کند.
فاطمه علیهاالسلام به من یاد میدهد که در دعاهای خود، صلوات بر محمّد و آل محمّد بفرستم، هیچ ذکر و دعایی همانند صلوات نیست، وقتی میگوییم: «اللهُمَّ صَلِّ علی محمّد و آلِ محمّد»، در واقع از خدا میخواهیم که بر پیامبر و خاندان او درود بفرستد، از خدا میخواهیم دین پیامبر را در جهان گسترش بدهد.
وقتی من صلوات میفرستم از خدا درخواست میکنم که عظمت و شکوه پیامبر و خاندانش بیشتر شود و بر جلال دین اسلام افزوده گردد. این بهترین درخواست است.
وقتی من برای پیامبر و خاندان او، طلب رحمت میکنم و بر آنان صلوات میفرستم، در حقیقت برای خودم هم طلب رحمت کردهام، زیرا خدا آنان را واسطه خیر و رحمت قرار داده است. آنان معدن رحمت خدا هستند، اساس و اصل مهربانی خدا هستند.
در هر کجای دنیا که من مهربانی و عطوفت میبینم باید بدانم که آنان واسطه جاری شدن آن مهربانی هستند. وقتی خدا میخواهد بر بندگان خود مهربانی کند، خیر و برکتی را بر بندگان عطا نماید، آن رحمت را ابتدا بر پیامبر و خاندان پاکش نازل میکند، زیرا خدا آنان را واسطه میان خود و بندگانش قرار داده است.
هیچ کس نمیتواند رحمت خدا را به طور مستقیم دریافت کند مگر اینکه لیاقت و شایستگی خاصّی داشته باشد و خدا این شایستگی را فقط و فقط
به پیامبر و خاندان او داده است، برای همین است که فرشتگان هم بر پیامبر صلوات میفرستند.
لحظهای فکر میکنم، اگر فاطمه علیهاالسلام امروز در میان ما بود، در این دعا، از حضرت مهدی علیهالسلام سخن میگفت، چون در روزگار ما مهدی علیهالسلام، حجّت خدا است.
کسی که دست به دعا برمیدارد امّا از حجّت خدا غافل شده است، خدا دعای او را نمیپذیرد و در حق او مهربانی نمیکند. من باید به این نکته توجّه کنم، نباید راه را گم کنم.
شخصی به کوهستان پناه برده بود، در آنجا خلوت کرده بود، روزها روزه میگرفت و شبها هم دعا میخواند. او هزاران بار خدا را صدا زد تا شاید صدایش را بشنود و حاجتش را روا کند.
چهل روز گذشت، او فکر میکرد که حالا دیگر خدا حاجت او را میدهد.
غروب آن روز هم فرا رسید و او به خواسته خود نرسید! او دیگر طاقت نیاورد، به سوی شهر بازگشت. وقتی دوستانش او را دیدند از علّت ناراحتی او سؤل کردند. او ماجرا را گفت، آنها به او گفتند: خوب
است نزد عیسی علیهالسلام بروی و از او علّت این ماجرا را سؤل کنی.
او نزد عیسی علیهالسلام آمد و جریان خود را تعریف کرد، عیسی علیهالسلام تعجّب کرد که چرا خدا حاجت این بنده خود را نداده است؟ او میخواست راز این کار را بداند.
اینجا بود که خدا به عیسی علیهالسلام چنین گفت:
-- ای عیسی! اگر او تا آخر عمر هم دعا میکرد من دعای او را مستجاب نمیکردم! -- برای چه؟ مگر او چه کرده است؟ -- اگر او میخواست من صدایش را بشنوم باید از دری میآمد که من آن را معرّفی کردهام. من تو را پیامبر و نماینده خود روی زمین قرار دادهام، او به تو اعتقادی ندارد، چگونه میشود که من دعای او را مستجاب کنم در حالی که میدانم در قلب خود، به پیامبری تو هیچ اعتقادی ندارد؟(1)آری! این یک قانون خداست، اگر میخواهم خدا صدایم را بشنوی، باید به حجت خدا اعتقاد داشته باشم. کسی که امامِ زمان خود را نشناسد، بیگانه درگاه خداست، هر چقدر خدا را صدا بزند، جوابش را نمیدهد، او باید «بابُ اللّه» را پیدا کند، باید از دروازه رحمت خدا وارد شود.
1) . الکافی ج 2 ص 400، مستدرک الوسائل ج 1 ص 166.
از تو میخواهم بر محمّد و آل محمّد درود بفرستی و بهترینها را به محمّد که فرستاده توست عطا کنی.
خدایا! خاندان پیامبر را در پناه تو قرار میدهم، خودم، مالم، فرزندانم، خویشانم، همسایگانم را در پناه تو قرار میدهم، کسانی که در حق من دعا کردهاند و به من نیکی کردهاند را در پناه تو قرار میدهم.
همگی اینها را در پناه تو و در پناه نامهای پاک و مبارک تو قرار میدهم، آنان را در پناه قرآن و سوره حمد و همه سورههای آن قرار میدهم، آنان را در پناه تورات، انجیل، زبور، کتاب ابراهیم و موسی و به هر کتابی که بر پیامبرانت نازل کردی، قرار میدهم... .
خدایا! من به تو پناه میبرم از بدی هر انسان بدخواه به تو پناه میبرم از هر چیزی که از آن میترسم، از شرّ جنّها و انسانهایی که به تو ایمان ندارند، از دست شیطان و پادشاهان ستمگر و پیروان آنان به تو پناه میبرم.
به تو پناه میبرم از شرّ غم و اندوه و پشیمانی و بلا! از شرّ هر چه که میخواهد به من بدی برساند، از دست جادوگران و حسودان و بدخواهان به تو پناه میبرم... .
از شرّ هر جنبندهای که تو زمام او را در دست داری، به تو پناه میبرم که تو پناه من هستی و مرا کفایت میکنی و خدایی جز تو نیست و من بر تو توکّل میکنم که تو صاحب قدرت برتر هستی و همه جهان در قدرت توست.
خدایا! به تو پناه میبرم از غم و اندوه و ناتوانی و کسالت و ترس و بخل! به تو پناه میبرم از اینکه دینم را از دست بدهم و دیگران بر من غلبه کنند.
به تو پناه میبرم از عملی که سود نمیرساند و از چشمی که نمیگرید و از قلبی که فروتنی نمیکند و از دعایی که تو آن را اجابت نمیکنی! به تو پناه میبرم از دوستانی که مرا از خطا باز نمیدارند و از جمعی که به سوی گناه میرود و از محبّتی که نتیجهای جز خسران ندارد، پس مرا حفظ کن! خدایا! من از هر چه (که محمّد و فرشتگان و پیامبران و امامان پاک و شهیدان و نیکوکاران و پرهیزکاران از آن به تو پناه بردهاند) به تو پناه میبرم!
از تو میخواهم بر محمّد و آل محمّد درود بفرستی و هر خیری را که آنان از تو خواستهاند به من هم از آن خیر عطا کنی و از هر شرّی که آنان از آن به تو پناه بردهاند، مرا هم از آن شر، پناه بدهی! خدایا! من از تو همه خیرها را میخواهم، (چه آن خیر برای الان باشد و چه برای آینده) (چه به آن خیر، علم داشته باشم یا به آن خیر علم نداشته باشم)، من همه آن خیرها را از تو میخواهم.
خدایا! از وسوسههای شیطان به تو پناه میآورم، خدایا ! از این که شیطان به من نزدیک شود به تو پناه میبرم.
من نام تو را بر زبان جاری میکنم و «بسم اللّه» میگویم که همه بدیها با نام تو دور میشود. (بسم اللّه به اسم اَعظَم تو بسیار نزدیک است)، من به نام تو اینگونه پناه میبرم:
بسم اللّه بر خاندان پیامبرم! بسم اللّه بر خودم! بسم اللّه بر دینم! بسم اللّه بر خاندان و مال و ثروتم! بسم اللّه بر هر آنچه خدا به من عطا کرده است! بسم اللّه بر دوستان و فرزندان و خویشانم! بسم اللّه بر همسایگان و دوستانم! بسم اللّه بر هر کس در حق من دعا کرده است! بسم اللّه بر هر کس که به من نیکویی کرده است!
بسم اللّه بر رزق و روزی من! به نام تو که به برکت اسم تو هیچ چیز نمیتواند ضرر بزند و شری برساند که تو شنوا و بینا هستی! * * *
در این دعا چنین میخوانم:
«أُعِیذُ اَهْلَ بَیْتِ مُحَمَّدٍ وَ نَفْسِی...».
«خاندان پیامبر و خودم و ... را در پناه تو قرار میدهم».
فاطمه علیهاالسلام به من یاد میدهد که قبل هر چیز برای سلامتی اهلبیت علیهمالسلام دعا کنم، امروز من باید قبل از هر چیز برای حضرت مهدی علیهالسلام دعا کنم و از خدا بخواهم تا شرّ دشمنان را از او دور گرداند، این درسی است که من از فاطمه علیهاالسلام فرا گرفتم.
«بِسْمِ اللَّهِ عَلَی اَهْلِی وَ مَالِی بِسْمِ اللَّهِ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ اَعْطَانِی رَبِّی...».
«بسم اللّه بر خودم! بسم اللّه بر دینم! بسم اللّه بر خاندان و مال و ثروتم! بسم اللّه بر هر آنچه خدا به من عطا کرده است...».
از فاطمه علیهاالسلام یاد گرفتم که در برابر بدیها ناامید نشوم و بدانم در مقابل وسوسههای شیطان و بدخواهی دشمنان، راه نجات دارم، راه نجات من این
است که به خدا پناه ببرم.
«بسم اللّه» آنقدر عظمت دارد که میتواند بدیها را از من دور گرداند، چقدر اسماعظم خدا به «بسم اللّه» نزدیک است.
هر کس به خدا پناه ببرد، خدا او را پناه میدهد، مؤمن هرگز تنها نیست، مؤن خدا را دارد و هنگام ترسها و وحشتها به لطف او پناه میآورد، کسی که به خدا پناه ببرد، ناامید نمیشود.
بار خدایا بر محمّد و خاندان پاک او درود بفرست! خدایا! فرج آل محمّد را نزدیک کن (ظهور مهدی علیهالسلام را نزدیک کن)! خدایا! گره از کار من و کار همه مؤنان بگشا! خدایا! بر محمّد و خاندان پاک او درود بفرست و توفیقم بده تا بتوانم آنان را یاری کنم و روزگار دولت و حکومت آنان را درک کنم. خدایا! در دنیا و آخرت مرا با آنان قرار بده و مرا از آنان جدا مکن! خدایا! خودت آنان را از بلاها حفظ نما تا به آنان خیر و خوبی برسد، خدایا! من و همه شیعیان و محبّان و دوستان و همه مؤنان را از بلاها حفظ نما که تو بر هر کاری توانایی!
به نام تو! تو همه ما را آفریدی، سرانجام برای حسابرسی به نزد تو میآییم، فقط تو پیروز هستی و همه ناتوانند، هر چه تو بخواهی، همان میشود، هیچ قدرتی جز قدرت تو نیست، تو برای من کفایت میکنی.
به تو توکّل میکنم، همه امورم را به تو میسپارم، به تو پناه میبرم، تو تکیهگاه من هستی! چون خدایی همچون تو دارم پس به دیگران فخر میفروشم و افتخار میکنم و احساس عزت میکنم! خدایی جز تو نیست، تو همواره زنده و پاینده هستی! جهان در دست باکفایت توست. تو را به عدد ریگهای بیابان و ستارگان و فرشتگان به یگانگی یاد میکنم. خدایی جز تو نیست، تو یگانهای و هیچ شریکی نداری، تو بلندمرتبهای، عظمت تو به درک ما نمیآید.
خدایی جز تو نیست، تو از هر عیبی و نقصی به دور هستی، این من هستم که به خودم ستم کردهام! هر قدرتی که میبینم از تو قدرت گرفته است، تو خدای بلند مرتبه هستی! تو برای یاری من، کفایت میکنی و من بر تو توکّل میکنم، از تو میخواهم تا بر محمّد و خاندان پاک او درود بفرستی! * * *
در این دعا فاطمه علیهاالسلام از خدا چنین میخواهد:
«وَ عَجِّلِ اللَّهُمَّ فَرَجَهُمْ».
«خدا فرج آل محمّد را نزدیک کن! ظهور مهدی علیهالسلام را نزدیک کن».
این ندای فاطمه علیهاالسلام است که در تاریخ پیچیده است، او از همه ما میخواهد تا مهدی علیهالسلام را از یاد نبریم و او را فراموش نکنیم که او حجّت خدا بر ماست. چه دردی از این بالاتر که شیعیان، امام خود را از یاد ببرند و عهد و پیمانی را که با او داشتهاند فراموش کنند.
غیبت امامزمان، یک علّت بیشتر ندارد و آن غفلت شیعیان است، غفلتی که برای خیلیها عادی شده است، خیلیها هفتهها میگذرد و از امام خود یادی نمیکنند، آنان به غیبت امام، عادت کردهاند و به فکر غمها و غصّههای او نیستند و به سرابی دلخوش شدهاند.
خدا مزد رسالت پیامبر را محبّت به اهلبیت علیهمالسلامقرار داده است، کسی که برای ظهور تو دعا میکند به این دستور خدا عمل کرده است.
امامزمان برای شیعیانش این پیام را دادهاند: «ای شیعیان! برای ظهور من زیاد دعا کنید که گشایش شما در ظهور من است».
منتظران واقعی هرگز از چشمانتظاری خسته نمیشوند و دست از دعا برای ظهور امامزمان برنمیدارند، آنان میدانند که گشایش در همه امور، فقط به ظهور او وابسته است.
دعا برای آمدن او، بهترین عبادت است و هیچچیز مانند آن، خدا را خوشحال نمیکند. همه شیعیان باید بدانند که خدا هیچ کاری را به اندازه
دعا برای ظهور امامزمان دوست ندارد، این کار باعث شادی دل پیامبر و حضرت فاطمه علیهاالسلامو امامان معصوم میشود.
این سخن امامکاظم علیهالسلام است: «مهدی از دیدهها پنهان میشود ولی یادش از دلهای مؤنان هرگز فراموش نمیشود».(1)آری، شیعه واقعی در هر زمان و مکان به وظایفی که بر عهده دارد، عمل میکند و همراه آن وظایف تلاش میکند با دعا برای ظهور، یاد امامزمان را زنده نگاه دارد، دعا برای ظهور، دعا برای همه زیباییهاست.
روزی از روزها امامسجّاد علیهالسلام از خانه خود خارج شده بود، به او خبر دادند که خانه امام در آتش سوخته است، امام در پاسخ گفت: «خانه من در آتش نمیسوزد»، بعداً معلوم شد که همه خانههایی که در آن محله بوده است، دچار آتشسوزی شده است ولی آتش به خانه امام سرایت نکرده است.
اینجا بود که امامباقر علیهالسلام علت را از پدرش جویا شد، امامسجاد علیهالسلام در پاسخ چنین گفت: «پسر عزیزم! من دعایی را در اختیار دارم که برای من از دنیا و آنچه در دنیاست، بهتر است، این دعا از رازهای خداست و جبرئیل آن را
1) . کمال الدین ج 2 ص 368
برای پیامبر آورده است. پیامبر آن را به علی و فاطمه علیهماالسلام یاد داد، این دعا به من رسیده است. هر کس صبح این دعا را بخواند، خدا هزار فرشته را مأمور میکند تا او و خاندانش و فرزندانش و مالش را از آتش سوزی، غرق، زیر آوار ماندن و دیگر بلاها حفظ کنند و خدا شرّ شیطان و حاکم ستمگر را از او دور میکند و او را از شرّ هر انسان بدخواه نجات میدهد و او در امن و امان خدا خواهد بود. اگر کسی با ایمان و با اخلاص این دعا را بخواند، خدا ثواب صد صدّیق را به او میدهد و اگر آن روز بمیرد به برکت این دعا، اهلبهشت خواهد بود. این دعا را به خاطر بسپار و آن را فقط به کسانی که به آنان اطمینان داری، یاد بده که هر کس خدا را به این دعا بخواند خدا حاجت او را میدهد».
اینگونه بود که این دعا (که حضرت فاطمه علیهاالسلام بعد از نماز صبح میخواند) به «دعای حریق» شناخته شد، دعایی که به اذن خدا، آتشسوزی و همه بلاها را رفع میکند.
دعاهای حضرت فاطمه علیهاالسلام را که بعد از نمازهای روزانه میخواند، ذکر کردم، در پایان کتاب، دعای مهمی را (که خواندن آن برای روا شدن حاجتها، تأثیر زیادی دارد) مینویسم.
امامحسن علیهالسلام این ماجرا را نقل کرده است: مادرم فاطمه علیهاالسلام برایم چنین گفت: روزی از روزها، پیامبر به دیدار من آمد و به من گفت: «ای فاطمه! آیا میخواهی دعایی به تو یاد بدهم؟ هر کس، خدا را با این دعا بخواند، دعایش به اجابت میرسد و دیگر زهری که دشمن به او میدهد در او اثر نمیکند، جادوی بدخواهان در او اثر نمیکند، شیطان نمیتواند به او آسیبی برساند، و حاجتهای او برآورده میشود».
فاطمه علیهاالسلام در پاسخ گفت: «بله. ای پدر بزرگوارم! به خدا دوست دارم این دعا را از تو بیاموزم، بدان که این دعایی را که تو میگویی از دنیا و آنچه در
دنیاست، بیشتر دوست میدارم».
اینجا بود که پیامبر این دعا را به فاطمه علیهاالسلام یاد دادند، در پایان دعا، پیامبر به دخترش چنین گفتند: «وقتی تو این دعا را خواندی و حاجت خود را طلب کردی و خدا را صدا زدی، خدا در پاسخ به تو چنین میگوید: ای فاطمه! بله! بله!».
اکنون ترجمه این دعا را ذکر میکنم و در قسمت پایانی کتاب، متن عربی آن را به عنوان «دعای حاجت» میآورم.
یا اللّه! ای کسی که هر کس از تو طلب مهربانی کند تو به او مهربانی میکنی، ای پناه کسانی که به تو پناه میآورند، هر کس غم و غصّه به دل داشته باشد و دردش را به تو بگوید تو به او رحم میکنی.
من از درگاه تو گدایی میکنم و میدانم که درگاه تو، بهترین جا برای گدایی کردن است و تو خیلی زود به گدای خویش، پاسخ میدهی! ای کسی که فرشتگان که از جنس نور هستند از عظمت تو در هراسند! تو را میخوانم به حق آن اسمهای تو که فرشتگان تو را به آن میخوانند، آن فرشتگانی که نظام هستی را به اذن تو اداره میکنند و از هراس عذاب، ذکر تو را بر زبان دارند و تو را تسبیح میکنند.
تو را به آن نامهایت میخوانم که جبرئیل و میکائیل و اسرافیل تو را به آن میخوانند، از تو میخواهم دعایم را اجابت کنی و گره از کارم بگشایی و گناهانم را بپوشانی! تو در روز قیامت فرمان میدهی تا اسرافیل در «صور» بدمد و همه مردگان به قدرت تو زنده میشوند و همه برای حسابرسی حاضر میشوند.
به حقّ آن نامی که با آن، استخوانهای پوسیده را زنده میکنی، از تو میخواهم که قلبم را زنده کنی، سینهام را گشاده گردانی تا بر طاقتم افزوده شود، از تو میخواهم امور زندگی مرا اصلاح کنی! ای کسی که جاودانگی را فقط برای خودت قرار دادی و مرگ و زندگی و فنا را برای آفریدههای خود قرار دادی و همه سرانجام نابود میشوند و فقط تو میمانی! ای کسی که هر کاری بخواهی انجام بدهی، فقط دستور آن را میدهی، دستور تو بر همه چیز جاری میشود، انجام هر کاری برای تو آسان است و کافی است فقط اراده کنی.
وقتی ابراهیم علیهالسلام را در آتش انداختند، او تو را به نامی از نامهایت صدا زد و تو او را از آتش نجات دادی، من اکنون تو را به همان نام میخوانم.
وقتی موسی علیهالسلام در کوه طور گرفتار سرما شد و راه را گم کرد، تو را به نامی از نامهایت صدا زد و او را نجات دادی، من تو را به همان نام میخوانم.
وقتی ایّوب به بلاهای فراوان گرفتار شد، تو را به نامی از نامهایت خواند و تو بلاها را از او دور کردی، من تو را به همان نام میخوانم.
خدایا! توبه داوود علیهالسلام را پذیرفتی چون او تو را به آن نام صدا زد.
خدایا! باد را در اختیار سلیمان قرار دادی، جنّها را تسلیم فرمان او کردی، زبان پرندگان را به او یاد دادی، زیرا سلیمان علیهالسلام تو را به آن نام خواند.
وقتی ایّوب به بلاهای فراوان گرفتار شد، تو را به نامی از نامهایت خواند و تو بلاها را از او دور کردی، من تو را به همان نام میخوانم.
یحیی علیهالسلام فرزندی نداشت، به سن پیری رسیده بود، او تو را به آن نام خواند و تو به او فرزندی چون زکریا دادی.
تو عیسی علیهالسلام را بدون آنکه پدر داشته باشد از «روحالقدس» با آن نام خودت خلق کردی.
خدایا! تو را به آن نام میخوانم که عرش و کرسی را با آن نام آفریدی، تو را به آن نام میخوانم که فرشتگانی را که در بالاترین جایگاه عرش تو هستند، آفریدی، تو را به آن نام میخوانم که جنّها و انسانها را با آن نام خلق کردی! تو را با آن نام میخوانم که آفریدهها را با آن نام، خلق کردی، تو هر چه که اراده کنی با آن اسم خلق میکنی، با آن نام، بر هر کاری توانایی داری! خدایا! تو را به حق این اسمهای بزرگ میخوانم که حاجتم را برآوری، و خواستههایم را اجابت فرمایی که تو بزرگواری! * * * ارتباط با نویسنده و ارسال نظر: پیامک به شماره 9 6 5 4 3000 همراه نویسنده 33 94 261 0913 سایت نویسنده: www.Nabnak.ir
سُبْحَانَ ذِی الْعِزِّ الشَّامِخِ الْمُنِیفِ سُبْحَانَ ذِی الْجَلَالِ الْبَاذِخِ الْعَظِیمِ سُبْحَانَ ذِی الْمُلْکِ الْفَاخِرِ الْقَدِیمِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی بِنِعْمَتِهِ بَلَغْتُ مَا بَلَغْتُ مِنَ الْعِلْمِ بِهِ وَ الْعَمَلِ لَهُ وَ الرَّغْبَةِ اِلَیْهِ وَ الطَّاعَةِ لِاَمْرِهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یَجْعَلْنِی جَاحِدَةً لِشَیْءٍ مِنْ کِتَابِهِ وَ لَا مُتَحَیِّرَةً فِی شَیْءٍ مِنْ اَمْرِهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانِی اِلَی دِینِهِ وَ لَمْ یَجْعَلْنِی اَعْبُدُ شَیْئاً غَیْرَهُ.
اللَّهُمَّ اِنِّی اَسْاَلُکَ قَوْلَ التَّوَّابِینَ وَ عَمَلَهُمْ وَ نَجَاةَ الْمُجَاهِدِینَ وَ ثَوَابَهُمْ وَ تَصْدِیقَ الْمُؤمِنِینَ وَ تَوَکُّلَهُمْ وَ الرَّاحَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ الْاَمْنَ عِنْدَ الْحِسَابِ وَ اجْعَلِ الْمَوْتَ خَیْرَ غَائِبٍ اَنْتَظِرُهُ وَ خَیْرَ مَطْلَعٍ یَطْلُعُ عَلَیَّ وَ ارْزُقْنِی عِنْدَ حُضُورِ الْمَوْتِ وَ عِنْدَ نُزُولِهِ وَ فِی غَمَرَاتِهِ وَ حِینَ تَنْزِلُ النَّفْسُ مِنْ بَیْنِ التَّرَاقِی وَ حِینَ تَبْلُغُ الْحُلْقُومَ وَ فِی حَالِ خُرُوجِی مِنَ الدُّنْیَا وَ تِلْکَ السَّاعَةَ الَّتِی لَا اَمْلِکُ لِنَفْسِی فِیهَا ضَرّاً وَ لَا نَفْعاً وَ لَا شِدَّةً وَ لَا رَخَاءً رَوْحاً مِنْ رَحْمَتِکَ وَ حَظّاً مِنْ رِضْوَانِکَ وَ بُشْرَی مِنْ کَرَامَتِکَ قَبْلَ اَنْ تَتَوَفَّی نَفْسِی وَ تَقْبِضَ رُوحِی وَ تُسَلِّطَ مَلَکَ الْمَوْتِ عَلَی
اِخْرَاجِ نَفْسِی بِبُشْرَی مِنْکَ یَا رَبِّ لَیْسَتْ مِنْ اَحَدٍ غَیْرِکَ تُثْلِجُ بِهَا صَدْرِی وَ تَسُرُّ بِهَا نَفْسِی وَ تُقِرُّ بِهَا عَیْنِی وَ یَتَهَلَّلُ بِهَا وَجْهِی وَ یَسْفُرُ بِهَا لَوْنِی وَ یَطْمَئِنُّ بِهَا قَلْبِی وَ یَتَبَاشَرُ بِهَا سَائِرُ جَسَدِی یَغْبِطُنِی بِهَا مَنْ حَضَرَنِی مِنْ خَلْقِکَ وَ مَنْ سَمِعَ بِی مِنْ عِبَادِکَ تُهَوِّنُ عَلَیَّ بِهَا سَکَرَاتِ الْمَوْتِ وَ تُفَرِّجُ عَنِّی بِهَا کُرْبَتَهُ وَ تُخَفِّفُ عَنِّی بِهَا شِدَّتَهُ وَ تَکْشِفُ عَنِّی بِهَا سُقْمَهُ وَ تَذْهَبُ عَنِّی بِهَا هَمَّهُ وَ حَسْرَتَهُ وَ تَعْصِمُنِی بِهَا مِنْ اَسَفِهِ وَ فِتْنَتِهِ وَ تُجِیرُنِی بِهَا مِنْ شَرِّهِ وَ شَرِّ مَا یَحْضُرُ اَهْلُهُ وَ تَرْزُقُنِی بِهَا خَیْرَهُ وَ خَیْرَ مَا یَحْضُرُ عِنْدَهُ وَ خَیْرَ مَا هُوَ کَائِنٌ بَعْدَهُ.
ثُمَّ اِذَا تَوَفَّیْتَ نَفْسِی وَ قَبَضْتَ رُوحِی فَاجْعَلْ رُوحِی فِی الْاَرْوَاحِ الرَّابِحَةِ وَ اجْعَلْ نَفْسِی فِی الْاَنْفُسِ الصَّالِحَةِ وَ اجْعَلْ جَسَدِی فِی الْاَجْسَادِ الْمُطَهَّرَةِ وَ اجْعَلْ عَمَلِی فِی الْاَعْمَالِ الْمُتَقَبَّلَةِ ثُمَّ ارْزُقْنِی فِی خِطَّتِی مِنَ الْاَرْضِ حِصَّتِی وَ مَوْضِعَ جَنْبَیَّ حَیْثُ یُرْفَتُ لَحْمِی وَ یُدْفَنُ عَظْمِی وَ أُتْرَکُ وَحِیداً لَا حِیلَةَ لِی قَدْ لَفَظَتْنِی الْبِلَادُ وَ تَخَلَّی مِنِّی الْعِبَادُ وَ افْتَقَرْتُ اِلَی رَحْمَتِکَ وَ احْتَجْتُ اِلَی صَالِحِ عَمَلِی وَ اَلْقَی مَا مَهَّدْتُ لِنَفْسِی وَ قَدَّمْتُ لآِخِرَتِی وَ عَمِلْتُ فِی اَیَّامِ حَیَاتِی فَوْزاً مِنْ رَحْمَتِکَ وَ ضِیَاءً مِنْ نُورِکَ وَ تَثْبِیتاً مِنْ کَرَامَتِکَ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ فِی الآْخِرَةِ اِنَّکَ تُضِلُّ الظَّالِمِینَ وَ تَفْعَلُ مَا تَشَاءُ.
ثُمَّ بَارِکْ لِی فِی الْبَعْثِ وَ الْحِسَابِ اِذَا انْشَقَّتِ الْاَرْضُ عَنِّی وَ تَخَلَّی الْعِبَادُ مِنِّی وَ غَشِیَتْنِی الصَّیْحَةُ وَ اَفْزَعَتْنِی النَّفْخَةُ وَ نَشَرْتَنِی بَعْدَ الْمَوْتِ وَ بَعَثْتَنِی لِلْحِسَابِ فَابْعَثْ مَعِی یَا رَبِّ نُوراً مِنْ رَحْمَتِکَ یَسْعَی بَیْنَ یَدَیَّ وَ عَنْ یَمِینِی تُؤمِنِّی بِهِ وَ تَرْبِطُ بِهِ عَلَی قَلْبِی وَ تُظْهِرُ بِهِ عُذْرِی وَ تُبَیِّضُ بِهِ وَجْهِی وَ تُصَدِّقُ بِهَا حَدِیثِی وَ تُفْلِجُ بِهِ حُجَّتِی وَ تُبَلِّغُنِی بِهَا الْعُرْوَةَ الْوُثْقَی مِنْ رَحْمَتِکَ وَ تُحِلُّنِی الدَّرَجَةَ الْعُلْیَا
مِنْ جَنَّتِکَ وَ تَرْزُقُنِی بِهِ مُرَافَقَةَ مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ فِی اَعْلَی الْجَنَّةِ دَرَجَةً وَ اَبْلَغِهَا فَضِیلَةً وَ اَبَرِّهَا عَطِیَّةً وَ اَوْفَقِهَا نُفْسَةً مَعَ الَّذِینَ اَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفِیقاً.
اللَّهُمَّ صَلِ عَلَی مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ وَ عَلَی جَمِیعِ الْاَنْبِیَاءِ وَ الْمُرْسَلِینَ وَ عَلَی الْمَلَائِکَةِ اَجْمَعِینَ وَ عَلَی آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ وَ عَلَی اَئِمَّةِ الْهُدَی اَجْمَعِینَ آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ کَمَا هَدَیْتَنَا بِهِ وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ کَمَا رَحِمْتَنَا بِهِ وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ کَمَا عَزَّزْتَنَا بِهِ وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ کَمَا فَضَّلْتَنَا بِهِ وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ کَمَا شَرَّفْتَنَا بِهِ وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ کَمَا بَصَّرْتَنَا بِهِ وَ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ کَمَا اَنْقَذْتَنَا بِهِ مِنْ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ.
اللَّهُمَّ بَیِّضْ وَجْهَهُ وَ اَعْلِ کَعْبَهُ وَ اَفْلِجْ حُجَّتَهُ وَ اَتْمِمْ نُورَهُ وَ ثَقِّلْ مِیزَانَهُ وَ عَظِّمْ بُرْهَانَهُ وَ افْسَحْ لَهُ حَتَّی یَرْضَی وَ بَلِّغْهُ الدَّرَجَةَ وَ الْوَسِیلَةَ مِنَ الْجَنَّةِ وَ ابْعَثْهُ الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ الَّذِی وَعَدْتَهُ وَ اجْعَلْهُ اَفْضَلَ النَّبِیِّینَ وَ الْمُرْسَلِینَ عِنْدَکَ مَنْزِلَةً وَ وَسِیلَةً وَ اقْصُصْ بِنَا اَثَرَهُ وَ اسْقِنَا بِکَأْسِهِ وَ اَوْرِدْنَا حَوْضَهُ وَ احْشُرْنَا فِی زُمْرَتِهِ وَ تَوَفَّنَا عَلَی مِلَّتِهِ وَ اسْلُکْ بِنَا سُبُلَهُ وَ اسْتَعْمِلْنَا بِسُنَّتِهِ غَیْرَ خَزَایَا وَ لَا نَادِمِینَ وَ لَا شَاکِّینَ وَ لَا مُبَدِّلِینَ.
یَا مَنْ بَابُهُ مَفْتُوحٌ لِدَاعِیهِ وَ حِجَابُهُ مَرْفُوعٌ لِرَاجِیهِ یَا سَاتِرَ الْاَمْرِ الْقَبِیحِ وَ مُدَاوِیَ الْقَلْبِ الْجَرِیحِ لَا تَفْضَحْنِی فِی مَشْهَدِ الْقِیَامَةِ بِمُوبِقَاتِ الآْثَامِ وَ لَا تُعْرِضْ بِوَجْهِکَ الْکَرِیمِ عَنِّی مِنْ بَیْنِ الْاَنَامِ یَا غَایَةَ الْمُضْطَرِّ الْفَقِیرِ وَ یَا جَابِرَ الْعَظْمِ الْکَسِیرِ هَبْ لِی مُوبِقَاتِ الْجَرَائِرِ وَ اعْفُ عَنْ فَاضِحَاتِ السَّرَائِرِ وَ اغْسِلْ قَلْبِی مِنْ
وِزْرِ الْخَطَایَا وَ ارْزُقْنِی حُسْنَ الِاسْتِعْدَادِ لِنُزُولِ الْمَنَایَا یَا اَکْرَمَ الْاَکْرَمِینَ وَ مُنْتَهَی أُمْنِیَّةِ السَّائِلِینَ.
اَنْتَ مَوْلَایَ فَتَحْتَ لِی بَابَ الدُّعَاءِ وَ الْاِنَابَةِ فَلَا تُغْلِقْ عَنِّی بَابَ الْقَبُولِ وَ الْاِجَابَةِ وَ نَجِّنِی بِرَحْمَتِکَ مِنَ النَّارِ وَ بَوِّئْنِی غُرُفَاتِ الْجِنَانِ وَ اجْعَلْنِی مُسْتَمْسِکاً بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقی وَ اخْتِمْ لِی بِالسَّعَادَةِ وَ اَحْیِنِی بِالسَّلَامَةِ یَا ذَا الْفَضْلِ وَ الْکَمَالِ وَ الْعِزَّةِ وَ الْجَلَالِ لَا تُشْمِتْ بِی عَدُوّاً وَ لَا حَاسِداً وَ لَا تُسَلِّطْ عَلَیَّ سُلْطَاناً عَنِیداً وَ لَا شَیْطَاناً مَرِیداً بِرَحْمَتِکَ یَا اَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ اِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلِیما.(1)
1) . و من المهمات عقیب الخمس الصلوات ما کانت الزهراء فاطمة سیدة نساء العالمین ع تدعو به فمن ذلک دُعَاؤهَا عَقِیبَ فَرِیضَةِ الظُّهْرِ: فلاح السائل ص 173، بحار الانوار ج 83 ص 66.
سُبْحَانَ مَنْ یَعْلَمُ خَواطِرَ الْقُلُوبِ سُبْحَانَ مَنْ یُحْصِی عَدَدَ الذُّنُوبِ سُبْحَانَ مَنْ لَا یَخْفَی عَلَیْهِ خَافِیَةٌ فِی الْاَرْضِ وَ لَا فِی السَّمَاءِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یَجْعَلْنِی کَافِراً لِاَنْعُمِهِ وَ لَا جَاحِداً لِفَضْلِهِ فَالْخَیْرُ فِیهِ وَ هُوَ اَهْلُهُ.
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی حُجَّتِهِ الْبَالِغَةِ عَلَی جَمِیعِ مَنْ خَلَقَ مِمَّنْ اَطَاعَهُ وَ مِمَّنْ عَصَاهُ فَاِنْ رَحِمَ فَمِنْ مَنِّهِ وَ اِنْ عَاقَبَ فَبِمَا قَدَّمَتْ اَیْدِیهِمْ «وَ مَا اللَّهُ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ».
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ، الْعَلِیِّ الْمَکَانِ، وَ الرَّفِیعِ الْبُنْیَانِ، الشَّدِیدِ الْاَرْکَانِ، الْعَزِیزِ السُّلْطَانِ، الْعَظِیمِ الشَّأْنِ، الْوَاضِحِ الْبُرْهَانِ، الرَّحِیمِ الرَّحْمَنِ الْمُنْعِمِ الْمَنَّانِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی احْتَجَبَ عَنْ کُلِّ مَخْلُوقٍ یَرَاهُ بِحَقِیقَةِ الرُّبُوبِیَّةِ وَ قُدْرَةِ الْوَحْدَانِیَّةِ فَلَمْ تُدْرِکْهُ الْاَبْصَارُ وَ لَمْ تُحِطْ بِهِ الْاَخْبَارُ وَ لَمْ یُعَیِّنْهُ مِقْدَارٌ وَ لَمْ یَتَوَهَّمْهُ اعْتِبَارٌ لِاَنَّهُ الْمَلِکُ الْجَبَّارُ.
اللَّهُمَّ قَدْ تَرَی مَکَانِی وَ تَسْمَعُ کَلَامِی وَ تَطَّلِعُ عَلَی اَمْرِی وَ تَعْلَمُ مَا فِی نَفْسِی وَ لَیْسَ یَخْفَی عَلَیْکَ شَیْءٌ مِنْ اَمْرِی وَ قَدْ سَعَیْتُ اِلَیْکَ فِی طَلِبَتِی وَ طَلَبْتُ اِلَیْکَ فِی حَاجَتِی وَ تَضَرَّعْتُ اِلَیْکَ فِی مَسْاَلَتِی وَ سَاَلْتُکَ لِفَقْرٍ وَ حَاجَةٍ وَ ذِلَّةٍ وَ ضِیقَةٍ وَ
بُؤسٍ وَ مَسْکَنَةٍ وَ اَنْتَ الرَّبُّ الْجَوَادُ بِالْمَغْفِرَةِ تَجِدُ مَنْ تُعَذِّبُ غَیْرِی وَ لَا اَجِدُ مَنْ یَغْفِرُ لِی غَیْرَکَ وَ اَنْتَ غَنِیٌّ عَنْ عَذَابِی وَ اَنَا فَقِیرٌ اِلَی رَحْمَتِکَ فَاَسْاَلُکَ بِفَقْرِی اِلَیْکَ وَ غِنَاکَ عَنِّی وَ بِقُدْرَتِکَ عَلَیَّ وَ قِلَّةِ امْتِنَاعِی مِنْکَ اَنْ تَجْعَلَ دُعَائِی هَذَا دُعَاءً وَافَقَ مِنْکَ اِجَابَةً وَ مَجْلِسِی هَذَا مَجْلِساً وَافَقَ مِنْکَ رَحْمَةً وَ طَلِبَتِی هَذِهِ طَلِبَةً وَافَقَتْ نَجَاحاً وَ مَا خِفْتُ عُسْرَتَهُ مِنَ الْأُمُورِ فَیَسِّرْهُ وَ مَا خِفْتُ عَجْزَهُ مِنَ الْاَشْیَاءِ فَوَسِّعْهُ وَ مَنْ اَرَادَنِی بِسُوءٍ مِنَ الْخَلَائِقِ کُلِّهِمْ فَاغْلِبْهُ آمِینَ یَا اَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ وَ هَوِّنْ عَلَیَّ مَا خَشِیتُ شِدَّتَهُ وَ اکْشِفْ عَنِّی مَا خَشِیتُ کُرْبَتَهُ وَ یَسِّرْ لِی مَا خَشِیتُ عُسْرَتَهُ آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ.
اللَّهُمَّ انْزِعِ الْعُجْبَ وَ الرِّیَاءَ وَ الْکِبْرَ وَ الْبَغْیَ وَ الْحَسَدَ وَ الضَّعْفَ وَ الشَّکَّ وَ الْوَهْنَ وَ الضُّرَّ وَ الْاَسْقَامَ وَ الْخِذْلَانَ وَ الْمَکْرَ وَ الْخَدِیعَةَ وَ الْبَلِیَّةَ وَ الْفَسَادَ مِنْ سَمْعِی وَ بَصَرِی وَ جَمِیعِ جَوَارِحِی وَ خُذْ بِنَاصِیَتِی اِلَی مَا تُحِبُّ وَ تَرْضَی یَا اَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ ذَنْبِی وَ اسْتُرْ عَوْرَتِی وَ آمِنْ رَوْعَتِی وَ اجْبُرْ مُصِیبَتِی وَ اَغْنِ فَقْرِی وَ یَسِّرْ حَاجَتِی وَ اَقِلْنِی عَثْرَتِی وَ اجْمَعْ شَمْلِی وَ اکْفِنِی مَا اَهَمَّنِی وَ مَا غَابَ عَنِّی وَ مَا حَضَرَنِی وَ مَا اَتَخَوَّفُهُ مِنْکَ یَا اَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.
اللَّهُمَّ فَوَّضْتُ اَمْرِی اِلَیْکَ وَ اَلْجَأْتُ ظَهْرِی اِلَیْکَ وَ اَسْلَمْتُ نَفْسِی اِلَیْکَ بِمَا جَنَیْتُ عَلَیْهَا فَرَقاً مِنْکَ وَ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ اَنْتَ الْکَرِیمُ الَّذِی لَا یَقْطَعُ الرَّجَاءَ وَ لَا یُخَیِّبُ الدُّعَاءَ فَاَسْاَلُکَ بِحَقِّ اِبْرَاهِیمَ خَلِیلِکَ وَ مُوسَی کَلِیمِکَ وَ عِیسَی رُوحِکَ وَ مُحَمَّدٍ صَفِیِّکَ وَ نَبِیِّکَ اَلَّا تَصْرِفَ وَجْهَکَ الْکَرِیمَ عَنِّی حَتَّی تَقْبَلَ تَوْبَتِی وَ تَرْحَمَ عَبْرَتِی وَ تَغْفِرَ لِی خَطِیئَتِی یَا اَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ وَ یَا اَحْکَمَ الْحَاکِمِینَ اللَّهُمَّ اجْعَلْ ثَارِی عَلَی مَنْ ظَلَمَنِی وَ انْصُرْنِی عَلَی مَنْ عَادَانِی اللَّهُمَّ لَا تَجْعَلْ
مُصِیبَتِی فِی دِینِی وَ لَا تَجْعَلِ الدُّنْیَا اَکْبَرَ هِمَّتِی وَ لَا مَبْلَغَ عِلْمِی، اِلَهِی اَصْلِحْ لِی دِینِیَ الَّذِی هُوَ عِصْمَةُ اَمْرِی وَ اَصْلِحْ لِی دُنْیَایَ الَّتِی فِیهَا مَعَاشِی وَ اَصْلِحْ لِی آخِرَتِیَ الَّتِی اِلَیْهَا مَعَادِی وَ اجْعَلِ الْحَیَاةَ زِیَادَةً لِی مِنْ کُلِّ خَیْرٍ وَ اجْعَلِ الْمَوْتَ رَاحَةً لِی مِنْ کُلِّ شَرٍّ.
اللَّهُمَّ اِنَّکَ عَفُوٌّ تُحِبُّ الْعَفْوَ فَاعْفُ عَنِّی، اللَّهُمَّ اَحْیِنِی مَا عَلِمْتَ الْحَیَاةَ خَیْراً لِی وَ تَوَفَّنِی اِذَا کَانَتِ الْوَفَاةُ خَیْراً لِی وَ اَسْاَلُکَ خَشْیَتَکَ فِی الْغَیْبِ وَ الشَّهَادَةِ وَ الْعَدْلَ فِی الْغَضَبِ وَ الرِّضَا وَ اَسْاَلُکَ الْقَصْدَ فِی الْفَقْرِ وَ الْغِنَی وَ اَسْاَلُکَ نَعِیماً لَا یَبِیدُ وَ قُرَّةَ عَیْنٍ لَا یَنْقَطِعُ وَ اَسْاَلُکَ الرِّضَا بَعْدَ الْقَضَاءِ وَ اَسْاَلُکَ لَذَّةَ النَّظَرِ اِلَی وَجْهِکَ اللَّهُمَّ اِنِّی اَسْتَهْدِیکَ لِاِرْشَادِ اَمْرِی وَ اَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ نَفْسِی اللَّهُمَّ عَمِلْتُ سُوءً وَ ظَلَمْتُ نَفْسِی فَاغْفِرْ لِی اِنَّهُ لَا یَغْفِرُ الذُّنُوبَ اِلَّا اَنْتَ.
اللَّهُمَّ اِنِّی اَسْاَلُکَ تَعْجِیلَ عَافِیَتِکَ وَ صَبْراً عَلَی بَلِیَّتِکَ وَ خُرُوجاً مِنَ الدُّنْیَا اِلَی رَحْمَتِکَ اللَّهُمَّ اِنِّی أُشْهِدُکَ وَ أُشْهِدُ مَلَائِکَتَکَ وَ حَمَلَةَ عَرْشِکَ وَ أُشْهِدُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَنْ فِی الْاَرْضِ اَنَّکَ اَنْتَ اللَّهُ لَا اِلَهَ اِلَّا اَنْتَ وَحْدَکَ لَا شَرِیکَ لَکَ وَ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُکَ وَ رَسُولُکَ وَ اَسْاَلُکَ بِاَنَّ لَکَ الْحَمْدَ لَا اِلَهَ اِلَّا اَنْتَ بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَ الْاَرْضِ یَا کَائِنُ قَبْلَ اَنْ یَکُونَ شَیْءٌ وَ الْمُکَوِّنُ لِکُلِّ شَیْءٍ وَ الْکَائِنُ بَعْدَ مَا لَا یَکُونُ شَیْءٌ اللَّهُمَّ اِلَی رَحْمَتِکَ رَفَعْتُ بَصَرِی وَ اِلَی جُودِکَ بَسَطْتُ کَفِّی فَلَا تَحْرِمْنِی وَ اَنَا اَسْاَلُکَ وَ لَا تُعَذِّبْنِی وَ اَنَا اَسْتَغْفِرُکَ اللَّهُمَّ فَاغْفِرْ لِی فَاِنَّکَ بِی عَالِمٌ وَ لَا تُعَذِّبْنِی فَاِنَّکَ عَلَیَّ قَادِرٌ بِرَحْمَتِکَ یَا اَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.
اللَّهُمَّ ذَا الرَّحْمَةِ الْوَاسِعَةِ وَ الصَّلَاةِ النَّافِعَةِ الرَّافِعَةِ صَلِّ عَلَی اَکْرَمِ خَلْقِکَ عَلَیْکَ وَ اَحَبِّهِمْ اِلَیْکَ وَ اَوْجَهِهِمْ لَدَیْکَ مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ الْمَخْصُوصِ بِفَضَائِلِ الْوَسَائِلِ اَشْرَفَ وَ اَکْمَلَ وَ اَرْفَعَ وَ اَعْظَمَ وَ اَکْرَمَ مَا صَلَّیْتَ عَلَی مُبَلِّغٍ عَنْکَ مُؤتَمَنٍ
عَلَی وَحْیِکَ اللَّهُمَّ کَمَا سَدَدْتَ بِهِ الْعَمَی وَ فَتَحْتَ بِهِ الْهُدَی فَاجْعَلْ مَنَاهِجَ سُبُلِهِ لَنَا سُنَناً وَ حُجَجَ بُرْهَانِهِ لَنَا سَبَباً نَأْتَمَّ بِهِ اِلَی الْقُدُومِ عَلَیْکَ.
اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ مِلْاَ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ مِلْاَ طِبَاقِهِنَّ وَ مِلْاَ الْاَرَضِینَ السَّبْعِ وَ مَا مِلْاَ بَیْنَهُمَا وَ مِلْاَ عَرْشِ رَبِّنَا الْکَرِیمِ وَ مِیزَانَ رَبِّنَا الْغَفَّارِ وَ مِدَادَ کَلِمَاتِ رَبِّنَا الْقَهَّارِ وَ مِلْاَ الْجَنَّةِ وَ مِلْاَ النَّارِ وَ عَدَدَ الْمَاءِ وَ الثَّرَی وَ عَدَدَ مَا یُرَی وَ مَا لَا یُرَی.
اللَّهُمَّ وَ اجْعَلْ صَلَوَاتِکَ وَ بَرَکَاتِکَ وَ مَنَّکَ وَ مَغْفِرَتَکَ وَ رَحْمَتَکَ وَ رِضْوَانَکَ وَ فَضْلَکَ وَ سَلَامَتَکَ وَ ذِکْرَکَ وَ نُورَکَ وَ شَرَفَکَ وَ نِعْمَتَکَ وَ خِیَرَتَکَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا صَلَّیْتَ وَ بَارَکْتَ وَ تَرَحَّمْتَ عَلَی اِبْرَاهِیمَ وَ آلِ اِبْرَاهِیمَ اِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ اللَّهُمَّ اَعْطِ مُحَمَّداً الْوَسِیلَةَ الْعُظْمَی وَ کَرِیمَ جَزَائِکَ فِی الْعُقْبَی حَتَّی تُشَرِّفَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ یَا اِلَهَ الْهُدَی.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَلَی جَمِیعِ مَلَائِکَتِکَ وَ اَنْبِیَائِکَ وَ رُسُلِکَ سَلَامٌ عَلَی جَبْرَئِیلَ وَ مِیکَائِیلَ وَ اِسْرَافِیلَ وَ حَمَلَةِ الْعَرْشِ وَ مَلَائِکَتِکَ الْمُقَرَّبِینَ وَ الْکِرَامِ الْکَاتِبِینَ وَ الْکَرُوبِیِّینَ وَ سَلَامٌ عَلَی مَلَائِکَتِکَ اَجْمَعِینَ وَ سَلَامٌ عَلَی اَبِینَا آدَمَ وَ عَلَی أُمِّنَا حَوَّاءَ وَ سَلَامٌ عَلَی النَّبِیِّینَ اَجْمَعِینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِینَ وَ سَلَامٌ عَلَی الْمُرْسَلِینَ اَجْمَعِینَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ لَا حَوْلَ وَ قُوَّةَ اِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ وَ حَسْبِیَ اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ کَثِیراً.(1)
1) . وَ مِنَ الْمُهِمَّاتِ الدُّعَاءُ عَقِیبَ الْعَصْرِ بِمَا کَانَتِ الزَّهْرَاءُ فَاطِمَةُ سَیِّدَةُ النِّسَاءِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهَا تَدْعُو بِهِ فِی جُمْلَةِ دُعَائِهَا لِلْخَمْسِ الصَّلَوَاتِ: فلاح السائل ص 202، بحار الانوار ج 83 ص 85.
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَا یَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَا یُحْصِی نَعْمَاءَهُ الْعَادُّونَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَا یُوَدِّی حَقَّهُ الْمُجْتَهِدُونَ وَ لَا اِلَهَ اِلَّا اللَّهُ، الْاَوَّلُ وَ الآْخِرُ وَ لَا اِلَهَ اِلَّا اللَّهُ، الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ لَا اِلَهَ اِلَّا اللَّهُ الْمُحْیِی الْمُمِیتُ وَ اللَّهُ اَکْبَرُ ذُو الطَّوْلِ وَ اللَّهُ اَکْبَرُ ذُو الْبَقَاءِ الدَّائِمِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَا یُدْرِکُ الْعَالِمُونَ عِلْمَهُ وَ لَا یَسْتَخِفُّ الْجَاهِلُونَ حِلْمَهُ وَ لَا یَبْلُغُ الْمَادِحُونَ مِدْحَتَهُ وَ لَا یَصِفُ الْوَاصِفُونَ صِفَتَهُ وَ لَا یُحْسِنُ الْخَلْقُ نَعْتَهُ.
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ ذِی الْمُلْکِ وَ الْمَلَکُوتِ وَ الْعَظَمَةِ وَ الْجَبَرُوتِ وَ الْکِبْرِیَاءِ وَ الْجَلَالِ وَ الْبَهَاءِ وَ الْمَهَابَةِ وَ الْجَمَالِ وَ الْعِزَّةِ وَ الْقُدْرَةِ وَ الْحَوْلِ وَ الْقُوَّةِ وَ الْمِنَّةِ وَ الْغَلَبَةِ وَ الْفَضْلِ وَ الطَّوْلِ وَ الْعَدْلِ وَ الْحَقِّ وَ الْخَلْقِ وَ الْعُلَا وَ الرِّفْعَةِ وَ الْمَجْدِ وَ الْفَضِیلَةِ وَ الْحِکْمَةِ وَ الْغِنَاءِ وَ السَّعَةِ وَ الْبَسْطِ وَ الْقَبْضِ وَ الْحِلْمِ وَ الْعِلْمِ وَ الْحُجَّةِ الْبَالِغَةِ وَ النِّعْمَةِ السَّابِغَةِ وَ الثَّنَاءِ الْحَسَنِ الْجَمِیلِ وَ الآْلَاءِ الْکَرِیمَةِ مَلِکِ الدُّنْیَا وَ الآْخِرَةِ وَ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ مَا فِیهِنَّ تَبَارَکَ اللَّهُ وَ تَعَالَی.
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی عَلِمَ اَسْرَارَ الْغُیُوبِ وَ اطَّلَعَ عَلَی مَا تَجْنِی الْقُلُوبُ فَلَیْسَ عَنْهُ
مَذْهَبٌ وَ لَا مَهْرَبٌ، الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمُتَکَبِّرِ فِی سُلْطَانِهِ الْعَزِیزِ فِی مَکَانِهِ الْمُتَجَبِّرِ فِی مُلْکِهِ الْقَوِیِّ فِی بَطْشِهِ الرَّفِیعِ فَوْقَ عَرْشِهِ الْمُطَّلِعِ عَلَی خَلْقِهِ وَ الْبَالِغِ لِمَا اَرَادَ مِنْ عِلْمِهِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی بِکَلِمَاتِهِ قَامَتِ السَّمَاوَاتُ الشِّدَادُ وَ ثَبَتَتِ الْاَرَضُونَ الْمِهَادُ وَ انْتَصَبَتِ الْجِبَالُ الرَّوَاسِی الْاَوْتَادُ وَ جَرَتِ الرِّیَاحُ اللَّوَاقِحُ وَ سَارَتْ فِی جَوِّ السَّمَاءِ السَّحَابُ وَ وَقَفَتْ عَلَی حُدُودِهَا الْبِحَارُ وَ وَجِلَتِ الْقُلُوبُ عَنْ مَخَافَتِهِ وَ انْقَمَعَتِ الْاَرْبَابُ لِرُبُوبِیَّتِهِ.
تَبَارَکْتَ یَا مُحْصِیَ قَطْرِ الْمَطَرِ وَ وَرَقِ الشَّجَرِ وَ مُحْیِیَ اَجْسَادِ الْمَوْتَی لِلْحَشْرِ سُبْحَانَکَ یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْاِکْرَامِ مَا فَعَلْتَ بِالْغَرِیبِ الْفَقِیرِ اِذَا اَتَاکَ مُسْتَجِیراً مُسْتَغِیثاً مَا فَعَلْتَ بِمَنْ اَنَاخَ بِفِنَائِکَ وَ تَعَرَّضَ لِرِضَاکَ وَ غَدَا اِلَیْکَ فَحَثَا بَیْنَ یَدَیْکَ یَشْکُو اِلَیْکَ مَا لَا یَخْفَی عَلَیْکَ فَلَا یَکُونَنَّ یَا رَبِّ حَظِّی مِنْ دُعَائِی الْحِرْمَانَ وَ لَا نَصِیبِی مِمَّا اَرْجُو مِنْ مَنِّکَ الْخِذْلَانَ یَا مَنْ لَمْ یَزَلْ وَ لَا یَزَالُ وَ لَا یَزُولُ کَمَا لَمْ یَزَلْ قَائِماً عَلی کُلِّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ یَا مَنْ جَعَلَ اَیَّامَ الدُّنْیَا تَزُولُ وَ شُهُورَهَا تَحَوَّلُ وَ سِنِیهَا تَدُورُ وَ اَنْتَ الدَّائِمُ لَا تُبْلِیکَ الْاَزْمَانُ وَ لَا تُغَیِّرُکَ الدُّهُورُ یَا مَنْ کُلُّ یَوْمٍ عِنْدَهُ جَدِیدٌ وَ کُلُّ رِزْقٍ عِنْدَهُ عَتِیدٌ لِلضَّعِیفِ وَ الْقَوِیِّ وَ الشَّدِیدِ قَسَمْتَ الْاَرْزَاقَ بَیْنَ الْخَلَائِقِ فَسَوَّیْتَ بَیْنَ الذَّرَّةِ وَ الْعُصْفُورِ.
اللَّهُمَّ اِذَا ضَاقَ الْمُقَامُ بِالنَّاسِ فَنَعُوذُ بِکَ فِی ضِیقِ الْمُقَامِ اللَّهُمَّ اِذَا طَالَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ عَلَی الْمُجْرِمِینَ فَقَصِّرْ طُولَ ذَلِکَ الْیَوْمِ عَلَیْنَا کَمَا بَیْنَ الصَّلَاةِ اِلَی الصَّلَاةِ اللَّهُمَّ اِذَا دَنَتِ الشَّمْسُ مِنَ الْجَمَاجِمِ فَکَانَ بَیْنَهَا وَ بَیْنَ الْجَمَاجِمِ مِقْدَارُ مِیلٍ وَ زِیدَ فِی حَرِّهَا حَرُّ عَشْرِ سِنِینَ فَاِنَّا نَسْاَلُکَ اَنْ تُظِلَّنَا بِالْغَمَامِ وَ تَنْصِبَ لَنَا الْمَنَابِرَ وَ الْکَرَاسِیَّ نَجْلِسُ عَلَیْهَا وَ النَّاسُ یَنْطَلِقُونَ فِی الْمُقَامِ آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ، اَسْاَلُکَ اللَّهُمَّ بِحَقِّ هَذِهِ الْمَحَامِدِ اِلَّا غَفَرْتَ لِی وَ تَجَاوَزْتَ عَنِّی وَ اَلْبَسْتَنِی الْعَافِیَةَ فِی
بَدَنِی وَ رَزَقْتَنِی السَّلَامَةَ فِی دِینِی فَاِنِّی اَسْاَلُکَ وَ اَنَا وَاثِقٌ بِاِجَابَتِکَ اِیَّایَ فِی مَسْاَلَتِی وَ اَدْعُوکَ وَ اَنَا عَالِمٌ بِاسْتِمَاعِکَ دَعْوَتِی فَاسْتَمِعْ دُعَائِی وَ لَا تَقْطَعْ رَجَائِی وَ لَا تَرُدَّ ثَنَائِی وَ لَا تُخَیِّبْ دُعَائِی.
اَنَا مُحْتَاجٌ اِلَی رِضْوَانِکَ وَ فَقِیرٌ اِلَی غُفْرَانِکَ اَسْاَلُکَ وَ لَا آیِسٌ مِنْ رَحْمَتِکَ وَ اَدْعُوکَ وَ اَنَا غَیْرُ مُحْتَرِزٍ مِنْ سَخَطِکَ رَبِّ فَاسْتَجِبْ لِی وَ امْنُنْ عَلَیَّ بِعَفْوِکَ تَوَفَّنِی مُسْلِماً وَ اَلْحِقْنِی بِالصَّالِحِینَ رَبِّ لَا تَمْنَعْنِی فَضْلَکَ یَا مَنَّانُ وَ لَا تَکِلْنِی اِلَی نَفْسِی مَخْذُولًا یَا حَنَّانُ.
رَبِّ ارْحَمْ عِنْدَ فِرَاقِ الْاَحِبَّةِ صَرْعَتِی وَ عِنْدَ سُکُونِ الْقَبْرِ وَحْدَتِی وَ فِی مَفَازَةِ الْقِیَامَةِ غُرْبَتِی وَ بَیْنَ یَدَیْکَ مَوْقُوفاً لِلْحِسَابِ فَاقَتِی رَبِّ اَسْتَجِیرُکَ مِنَ النَّارِ وَ اَجِرْنِی رَبِّ اَعُوذُ بِکَ مِنَ النَّارِ فَاَعِذْنِی اَفْزَعُ اِلَیْکَ مِنَ النَّارِ فَاَبْعِدْنِی رَبِّ اَسْتَرْحِمُکَ مَکْرُوباً فَارْحَمْنِی رَبِّ اَسْتَغْفِرُکَ لِمَا جَهِلْتُ فَاغْفِرْ لِی قَدْ اَبْرَزَنِی الدُّعَاءُ لِلْحَاجَةِ اِلَیْکَ فَلَا تُؤیِسْنِی یَا کَرِیمُ ذَا الآْلَاءِ وَ الْاِحْسَانِ وَ التَّجَاوُزِ.
یَا سَیِّدِی یَا بَرُّ یَا رَحِیمُ اسْتَجِبْ بَیْنَ الْمُتَضَرِّعِینَ اِلَیْکَ دَعْوَتِی وَ ارْحَمْ بَیْنَ الْمُنْتَحِبِینَ بِالْعَوِیلِ عَبْرَتِی وَ اجْعَلْ فِی لِقَائِکَ یَوْمَ الْخُرُوجِ مِنَ الدُّنْیَا رَاحَتِی وَ اسْتُرْ بَیْنَ الْاَمْوَاتِ یَا عَظِیمَ الرَّجَاءِ عَوْرَتِی وَ اعْطِفْ عَلَیَّ عِنْدَ التَّحَوُّلِ وَحِیداً اِلَی حُفْرَتِی اِنَّکَ اَمَلِی وَ مَوْضِعُ طَلِبَتِی وَ الْعَارِفُ بِمَا أُرِیدُ فِی تَوْجِیهِ مَسْاَلَتِی فَاقْضِ یَا قَاضِیَ الْحَاجَاتِ حَاجَتِی فَاِلَیْکَ الْمُشْتَکَی وَ اَنْتَ الْمُسْتَعَانُ وَ الْمُرْتَجَی.
اَفِرُّ اِلَیْکَ هَارِباً مِنَ الذُّنُوبِ فَاقْبَلْنِی وَ اَلْتَجِئُ مِنْ عَدْلِکَ اِلَی مَغْفِرَتِکَ فَاَدْرِکْنِی وَ اَلْتَاذُ بِعَفْوِکَ مِنْ بَطْشِکَ فَامْنَعْنِی وَ اَسْتَرْوِحُ رَحْمَتَکَ مِنْ عِقَابِکَ فَنَجِّنِی وَ اَطْلُبُ الْقُرْبَةَ مِنْکَ بِالْاِسْلَامِ فَقَرِّبْنِی وَ مِنَ الْفَزَعِ الْاَکْبَرِ فَآمِنِّی وَ فِی ظِلِّ عَرْشِکَ فَظَلِّلْنِی وَ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِکَ فَهَبْ لِی وَ مِنَ الدُّنْیَا سَالِماً فَنَجِّنِی وَ مِنَ الظُّلُمَاتِ
اِلَی النُّورِ فَاَخْرِجْنِی وَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فَبَیِّضْ وَجْهِی وَ حِساباً یَسِیراً فَحَاسِبْنِی وَ بِسَرَائِرِی فَلَا تَفْضَحْنِی وَ عَلَی بَلَائِکَ فَصَبِّرْنِی وَ کَمَا صَرَفْتَ عَنْ یُوسُفَ السُّوءَ وَ الْفَحْشَاءَ فَاصْرِفْهُ عَنِّی وَ مَا لَا طَاقَةَ لِی بِهِ فَلَا تُحَمِّلْنِی وَ اِلَی دَارِ السَّلَامِ فَاهْدِنِی وَ بِالْقُرْآنِ فَانْفَعْنِی وَ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فَثَبِّتْنِی وَ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ فَاحْفَظْنِی وَ بِحَوْلِکَ وَ قُوَّتِکَ وَ جَبَرُوتِکَ فَاعْصِمْنِی وَ بِحِلْمِکَ وَ عِلْمِکَ وَ سَعَةِ رَحْمَتِکَ مِنْ جَهَنَّمَ فَنَجِّنِی وَ جَنَّتَکَ الْفِرْدَوْسَ فَاَسْکِنِّی وَ النَّظَرَ اِلَی وَجْهِکَ فَارْزُقْنِی وَ بِنَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ فَاَلْحِقْنِی وَ مِنَ الشَّیَاطِینِ وَ اَوْلِیَائِهِمْ وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ ذِی شَرٍّ فَاکْفِنِی.
اللَّهُمَّ وَ اَعْدَائِی وَ مَنْ کَادَنِی بِسُوءٍ اِنْ اَتَوْا بَرّاً فَجَبِّنْ شَجِیعَهُمْ فُضَّ جَمْعَهُمْ کَلِّلْ سِلَاحَهُمْ عَرْقِبْ دَوَابَّهُمْ سَلِّطْ عَلَیْهِمُ الْعَوَاصِفَ وَ الْقَوَاصِفَ اَبَداً حَتَّی تُصْلِیَهُمُ النَّارَ اَنْزِلْهُمْ مِنْ صَیَاصِیهِمْ اَمْکِنَّا مِنْ نَوَاصِیهِمْ آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَی آلِ مُحَمَّدٍ صَلَاةً یَشْهَدُ الْاَوَّلُونَ مَعَ الْاَبْرَارِ وَ سَیِّدِ الْمُتَّقِینَ وَ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ وَ قَائِدِ الْخَیْرِ وَ مِفْتَاحِ الرَّحْمَةِ.
اللَّهُمَّ رَبَّ الْبَیْتِ الْحَرَامِ وَ الشَّهْرِ الْحَرَامِ وَ رَبَّ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَ رَبَّ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ وَ رَبَّ الْحِلِّ وَ الْاِحْرَامِ اَبْلِغْ رُوحَ مُحَمَّدٍ مِنَّا التَّحِیَّةَ وَ السَّلَامَ.
السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ سَلَامٌ عَلَیْکَ یَا اَمِینَ اللَّهِ.
سَلَامٌ عَلَیْکَ یَا مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ السَّلَامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ فَهُوَ کَمَا وَصَفْتَهُ بِالْمُؤمِنِینَ رَوُوفٌ رَحِیمٌ اللَّهُمَّ اَعْطِهِ اَفْضَلَ مَا سَاَلَکَ وَ اَفْضَلَ مَا سُئِلْتَ لَهُ وَ اَفْضَلَ مَا هُوَ مَسْئُولٌ لَهُ اِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ.(1)
1) . ومن تعقیب فریضة المغرب ایضا یختص بها مما رُوِیَ عَنْ مَوْلَاتِنَا فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ مِنَ الدُّعَاءِ عَقِیبَ الْخَمْسِ الصَّلَوَاتِ: فلاح السائل ص 283، بحار الانوار ج 83 ص 102.
سُبْحَانَ مَنْ تَوَاضَعَ کُلُّ شَیْءٍ لِعَظَمَتِهِ سُبْحَانَ مَنْ ذَلَّ کُلُّ شَیْءٍ لِعِزَّتِهِ سُبْحَانَ مَنْ خَضَعَ کُلُّ شَیْءٍ لِاَمْرِهِ وَ مُلْکِهِ سُبْحَانَ مَنِ انْقَادَتْ لَهُ الْأُمُورُ بِاَزِمَّتِهَا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَا یَنْسَی مَنْ ذَکَرَهُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَا یُخَیِّبُ مَنْ دَعَاهُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی مَنْ تَوَکَّلَ عَلَیْهِ کَفَاهُ الْحَمْدُ لِلَّهِ سَامِکِ السَّمَاءِ وَ سَاطِحِ الْاَرْضِ وَ حَاصِرِ الْبِحَارِ وَ نَاضِدِ الْجِبَالِ وَ بَارِئِ الْحَیَوَانِ وَ خَالِقِ الشَّجَرِ وَ فَاتِحِ یَنَابِیعِ الْاَرْضِ وَ مُدَبِّرِ الْأُمُورِ وَ مُسَیِّرِ السَّحَابِ وَ مُجْرِی الرِّیحِ وَ الْمَاءِ وَ النَّارِ مِنْ اَغْوَارِ الْاَرْضِ مُتَصَادِعَاتٍ فِی الْهَوَاءِ وَ مُهْبِطِ الْحَرِّ وَ الْبَرْدِ الَّذِی بِنِعْمَتِهِ تَتِمُّ الصَّالِحَاتُ وَ بِشُکْرِهِ تُسْتَوْجَبُ الزِّیَادَاتُ وَ بِاَمْرِهِ قَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ بِعِزَّتِهِ اسْتَقَرَّتِ الرَّاسِیَاتُ وَ سَبَّحَتِ الْوُحُوشُ فِی الْفَلَوَاتِ وَ الطَّیْرُ فِی الْوُکْنَاتِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَفِیعِ الدَّرَجَاتِ مُنْزِلِ الآْیَاتِ وَاسِعِ الْبَرَکَاتِ سَاتِرِ الْعَوْرَاتِ قَابِلِ الْحَسَنَاتِ مُقِیلِ الْعَثَرَاتِ مُنَفِّسِ الْکُرُبَاتِ مُنْزِلِ الْبَرَکَاتِ مُجِیبِ الدَّعَوَاتِ مُحْیِی الْاَمْوَاتِ اِلَهِ مَنْ فِی الْاَرْضِ وَ السَّمَاوَاتِ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی کُلِّ حَمْدٍ وَ ذِکْرٍ وَ شُکْرٍ وَ صَبْرٍ وَ صَلَاةٍ وَ زَکَاةٍ وَ قِیَامٍ وَ عِبَادَةٍ وَ سَعَادَةٍ وَ
بَرَکَةٍ وَ زِیَادَةٍ وَ رَحْمَةٍ وَ نِعْمَةٍ وَ کَرَامَةٍ وَ فَرِیضَةٍ وَ سَرَّاءَ وَ ضَرَّاءَ وَ شِدَّةٍ وَ رَخَاءٍ وَ مُصِیبَةٍ وَ بَلَاءٍ وَ عُسْرٍ وَ یُسْرٍ وَ غَنَاءٍ وَ فَقْرٍ وَ عَلَی کُلِّ حَالٍ وَ فِی کُلِّ اَوَانٍ وَ زَمَانٍ وَ کُلِّ مَثْوًی وَ مُنْقَلَبٍ وَ مَقَامٍ.
اللَّهُمَّ اِنِّی عَائِذٌ بِکَ فَاَعِذْنِی وَ مُسْتَجِیرٌ بِکَ فَاَجِرْنِی وَ مُسْتَعِینٌ بِکَ فَاَعِنِّی وَ مُسْتَغِیثٌ بِکَ فَاَغِثْنِی وَ دَاعِیکَ فَاَجِبْنِی وَ مُسْتَغْفِرُکَ فَاغْفِرْ لِی وَ مُسْتَنْصِرُکَ فَانْصُرْنِی وَ مُسْتَهْدِیکَ فَاهْدِنِی وَ مُسْتَکْفِیکَ فَاکْفِنِی وَ مُلْتَجٍ اِلَیْکَ فآوِنِی وَ مُتَمَسِّکٌ بِحَبْلِکَ فَاعْصِمْنِی وَ مُتَوَکِّلٌ عَلَیْکَ فَاکْفِنِی وَ اجْعَلْنِی فِی عِبَادِکَ وَ جِوَارِکَ وَ حَوْزِکَ وَ کَنَفِکَ وَ حِیَاطَتِکَ وَ حِرَاسَتِکَ وَ کِلَاءَتِکَ وَ حَرَمِکَ وَ اَمْنِکَ وَ تَحْتِ ظِلِّکَ وَ تَحْتِ جَنَاحِکَ وَ اجْعَلْ عَلَیَّ جُنَّةً وَاقِیَةً مِنْکَ وَ اجْعَلْ حِفْظَکَ وَ حِیَاطَتَکَ وَ حِرَاسَتَکَ وَ کِلَاءَتَکَ مِنْ وَرَائِی وَ اَمَامِی وَ عَنْ یَمِینِی وَ عَنْ شِمَالِی وَ مِنْ فَوْقِی وَ مِنْ تَحْتِی وَ حَوَالَیَّ حَتَّی لَا یَصِلَ اَحَدٌ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ اِلَی مَکْرُوهِی وَ اَذَایَ لَا اِلَهَ اِلَّا اَنْتَ الْمَنَّانُ بَدِیعُ السَّماواتِ وَ الْاَرْضِ ذُو الْجَلالِ وَ الْاِکْرامِ.
اللَّهُمَّ اکْفِنِی حَسَدَ الْحَاسِدِینَ وَ بَغْیَ الْبَاغِینَ وَ کَیْدَ الْکَائِدِینَ وَ مَکْرَ الْمَاکِرِینَ وَ حِیلَةَ الْمُحْتَالِینَ وَ غِیلَةَ الْمُغْتَالِینَ وَ غَیْبَةَ الْمُغْتَابِینَ وَ ظُلْمَ الظَّالِمِینَ وَ جَوْرَ الْجَائِرِینَ وَ اعْتِدَاءَ الْمُعْتَدِینَ وَ سَخَطَ الْمُتَسَخِّطِینَ وَ تَسَحُّبَ الْمُتَسَحِّبِینَ وَ صَوْلَةَ الصَّائِلِینَ وَ اقْتِسَارَ الْمُقْتَسِرِینَ وَ غَشْمَ الْغَاشِمِینَ وَ خَبْطَ الْخَابِطِینَ وَ سِعَایَةَ السَّاعِینَ وَ نَمِیمَةَ النَّمَّامِینَ وَ سِحْرَ السَّحَرَةِ وَ الْمَرَدَةِ وَ الشَّیَاطِینِ وَ جَوْرَ السَّلَاطِینِ وَ مَکْرُوهَ الْعَالَمِینَ.
اللَّهُمَّ اِنِّی اَسْاَلُکَ بِاسْمِکَ الْمَخْزُونِ الطَّیِّبِ الطَّاهِرِ الَّذِی قَامَتْ بِهِ السَّمَاوَاتُ وَ الْاَرْضُ وَ اَشْرَقَتْ لَهُ الظُّلَمُ وَ سَبَّحَتْ لَهُ الْمَلَائِکَةُ وَ وَجِلَتْ مِنْهُ الْقُلُوبُ وَ خَضَعَتْ
لَهُ الرِّقَابُ وَ اَحْیَیْتَ بِهِ الْمَوْتَی اَنْ تَغْفِرَ لِی کُلَّ ذَنْبٍ اَذْنَبْتُهُ فِی ظُلَمِ اللَّیْلِ وَ ضَوْءِ النَّهَارِ عَمْداً اَوْ خَطَأً سِرّاً اَوْ عَلَانِیَةً وَ اَنْ تَهَبَ لِی یَقِیناً وَ هَدْیاً وَ نُوراً وَ عِلْماً وَ فَهْماً حَتَّی أُقِیمَ کِتَابَکَ وَ أُحِلَّ حَلَالَکَ وَ أُحَرِّمَ حَرَامَکَ وَ أُوَدِّیَ فَرَائِضَکَ وَ أُقِیمَ سُنَّةَ نَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ اللَّهُمَّ اَلْحِقْنِی بِصَالِحِ مَنْ مَضَی وَ اجْعَلْنِی مِنْ صَالِحِ مَنْ بَقِیَ وَ اخْتِمْ لِی عَمَلِی بِاَحْسَنِهِ اِنَّکَ غَفُورٌ رَحِیمُ.
اللَّهُمَّ اِذَا فَنِیَ عُمُرِی وَ تَصَرَّمَتْ اَیَّامُ حَیَاتِی وَ کَانَ لَا بُدَّ لِی مِنْ لِقَائِکَ فَاَسْاَلُکَ یَا لَطِیفُ اَنْ تُوجِبَ لِی مِنَ الْجَنَّةِ مَنْزِلًا یَغْبِطُنِی بِهِ الْاَوَّلُونَ وَ الآْخِرُونَ اللَّهُمَّ اقْبَلْ مِدْحَتِی وَ الْتِهَافِی وَ ارْحَمْ ضَرَاعَتِی وَ هِتَافِی وَ اِقْرَارِی عَلَی نَفْسِی وَ اعْتِرَافِی فَقَدْ اَسْمَعْتُکَ صَوْتِی فِی الدَّاعِینَ وَ خُشُوعِی فِی الضَّارِعِینَ وَ مِدْحَتِی فِی الْقَائِلِینَ وَ تَسْبِیحِی فِی الْمَادِحِینَ وَ اَنْتَ مُجِیبُ الْمُضْطَرِّینَ وَ مُغِیثُ الْمُسْتَغِیثِینَ وَ غِیَاثُ الْمَلْهُوفِینَ وَ حِرْزُ الْهَارِبِینَ وَ صَرِیخُ الْمُؤمِنِینَ وَ مُقِیلُ الْمُذْنِبِینَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی الْبَشِیرِ النَّذِیرِ وَ السِّرَاجِ الْمُنِیرِ وَ عَلَی جَمِیعِ الْمَلَائِکَةِ وَ النَّبِیِّینَ.
اللَّهُمَّ دَاحِیَ الْمَدْحُوَّاتِ وَ بَارِیَ الْمَسْمُوکَاتِ وَ جَبَّالَ الْقُلُوبِ عَلَی فِطْرَتِهَا شَقِیِّهَا وَ سَعِیدِهَا اجْعَلْ شَرَائِفَ صَلَوَاتِکَ وَ نَوَامِیَ بَرَکَاتِکَ وَ رَوَافِهَ تَحِیَّاتِکَ عَلَی مُحَمَّدٍ عَبْدِکَ وَ رَسُولِکَ وَ اَمِینِکَ عَلَی وَحْیِکَ الْقَائِمِ بِحُجَّتِکَ وَ الذَّابِّ عَنْ حَرَمِکَ وَ الصَّادِعِ بِاَمْرِکَ وَ الْمُشَیِّدِ بِآیَاتِکَ وَ الْمُوفِی لِنَذْرِکَ.
اللَّهُمَّ فَاَعْطِهِ بِکُلِّ فَضِیلَةٍ مِنْ فَضَائِلِهِ وَ مَنْقَبَةٍ مِنْ مَنَاقِبِهِ وَ حَالٍ مِنْ اَحْوَالِهِ وَ مَنْزِلَةٍ مِنْ مَنَازِلِهِ رَاَیْتَ مُحَمَّداً لَکَ فِیهَا نَاصِراً وَ عَلَی مَکْرُوهِ بَلَائِکَ صَابِراً وَ لِمَنْ عَادَاکَ مُعَادِیاً وَ لِمَنْ وَالاکَ مُوَالِیاً وَ عَنْ مَا کَرِهْتَ نَائِیاً وَ اِلَی مَا اَحْبَبْتَ دَاعِیاً فَضَائِلَ مِنْ جَزَائِکَ وَ خَصَائِصَ مِنْ عَطَائِکَ وَ حَبَائِکَ تُسْنِی بِهَا اَمْرَهُ وَ تُعْلِی
بِهَا دَرَجَتَهُ مَعَ الْقُوَّامِ بِقِسْطِکَ وَ الذَّابِّینَ عَنْ حَرَمِکَ حَتَّی لَا یَبْقَی سَنَاءٌ وَ لَا بَهَاءٌ وَ لَا رَحْمَةٌ وَ لَا کَرَامَةٌ اِلَّا خَصَصْتَ مُحَمَّداً بِذَلِکَ وَ آتَیْتَهُ مِنْهُ الذُّرَی وَ بَلَّغْتَهُ الْمَقَامَاتِ الْعُلَی آمِینَ رَبَّ الْعَالَمِینَ.
اللَّهُمَّ اِنِّی اَسْتَوْدِعُکَ دِینِی وَ نَفْسِی وَ جَمِیعَ نِعْمَتِکَ عَلَیَّ وَ اجْعَلْنِی فِی کَنَفِکَ وَ حِفْظِکَ وَ عِزِّکَ وَ مَنْعِکَ عَزَّ جَارُکَ وَ جَلَّ ثَنَاؤکَ وَ تَقَدَّسَتْ اَسْمَاؤکَ وَ لَا اِلَهَ غَیْرُکَ حَسْبِی اَنْتَ فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الشِدَّةِ وَ الرَّخَاءِ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ «رَبَّنا عَلَیْکَ تَوَکَّلْنا وَ اِلَیْکَ اَنَبْنا وَ اِلَیْکَ الْمَصِیرُ»، «رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلَّذِینَ کَفَرُوا وَ اغْفِرْ لَنا رَبَّنا اِنَّکَ اَنْتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ»، «رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ اِنَّ عَذابَها کانَ غَراماً اِنَّها ساءَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقاماً».
«رَبَّنَا افْتَحْ بَیْنَنا وَ بَیْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ اَنْتَ خَیْرُ الْفاتِحِینَ»، «رَبَّنَا اِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ کَفِّرْ عَنَّا سَیِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْاَبْرارِ رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلی رُسُلِکَ وَ لا تُخْزِنا یَوْمَ الْقِیامَةِ اِنَّکَ لا تُخْلِفُ الْمِیعادَ».
«رَبَّنا لا تُؤخِذْنا اِنْ نَسِینا اَوْ اَخْطَأْنا رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَیْنا اِصْراً کَما حَمَلْتَهُ عَلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا اَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرِینَ»، «رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الآْخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا بِرَحْمَتِکَ عَذابَ النَّارِ».
وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ النَّبِیِّ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ سَلَّمَ تَسْلِیماً.(1)
1) . و من المهمات أیضا بعد صلاة العشاء الآخرة الدعاء المختص بهذه الفریضة... مِنْ اَدْعِیَةِ مَوْلَاتِنَا فَاطِمَةَ ع عَقِیبَ الْخَمْسِ الْمَفْرُوضَاتِ: فلاح السائل و نجاح المسائل 251، بحار الانوار ج 83 ص 115.
متن زیر را سه بار میخوانی:
اللَّهُمَّ اِنِّی اَصْبَحْتُ أُشْهِدُکَ وَ کَفَی بِکَ شَهِیداً وَ أُشْهِدُ مَلَائِکَتَکَ وَ حَمَلَةَ عَرْشِکَ وَ سُکَّانَ سَبْعِ سَمَاوَاتِکَ وَ اَرْضِکَ وَ اَنْبِیَاءَکَ وَ رُسُلَکَ وَ وَرَثَةَ اَنْبِیَاءِکَ وَ رُسُلِکَ وَ الصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکَ وَ جَمِیعَ خَلْقِکَ فَاشْهَدْ لِی وَ کَفَی بِکَ شَهِیداً اَنِّی اَشْهَدُ اَنَّکَ اَنْتَ اللَّهُ لَا اِلَهَ اِلَّا اَنْتَ الْمَعْبُودُ وَحْدَکَ لَا شَرِیکَ لَکَ وَ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُکَ وَ رَسُولُکَ وَ اَنَّ کُلَّ مَعْبُودٍ مِمَّا دُونَ عَرْشِکَ اِلَی قَرَارِ اَرْضِکَ السَّابِعَةِ السُّفْلَی بَاطِلٌ مُضْمَحِلٌّ مَا خَلَا وَجْهَکَ الْکَرِیمَ فَاِنَّهُ اَعَزُّ وَ اَکْرَمُ وَ اَجَلُّ وَ اَعْظَمُ مِنْ اَنْ یَصِفَ الْوَاصِفُونَ کُنْهَ جَلَالِهِ اَوْ تَهْتَدِیَ الْقُلُوبُ اِلَی کُنْهِ عَظَمَتِهِ یَا مَنْ فَاقَ مَدْحَ الْمَادِحِینَ فَخْرُ مَدْحِهِ وَ عَدَا وَصْفَ الْوَاصِفِینَ مآثِرُ حَمْدِهِ وَ جَلَّ عَنْ مَقَالَةِ النَّاطِقِینَ تَعْظِیمُ شَأْنِهِ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افْعَلْ بِنَا مَا اَنْتَ اَهْلُهُ یَا اَهْلَ التَّقْوَی وَ اَهْلَ الْمَغْفِرَةِ .
سپس این متن زیر را یازده بار میخوانی:
لَا اِلَهَ اِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ بِحَمْدِهِ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ، ما شاءَ اللَّهُ وَ لا قُوَّةَ اِلَّا بِاللَّهِ هُوَ الْاَوَّلُ وَ الآْخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ یُمِیتُ وَ یُحْیِی وَ هُوَ حَیٌّ لَا یَمُوتُ بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ سپس این متن زیر را یازده بار میخوانی:
سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا اِلَهَ اِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ اَکْبَرُ اَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ اَتُوبُ اِلَیْهِ مَا شَاءَ اللَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ اِلَّا بِاللَّهِ الْحَلِیمِ الْکَرِیمِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْحَقِّ الْمُبِینِ عَدَدَ خَلْقِهِ وَ زِنَةَ عَرْشِهِ وَ مِلْاَ سَمَاوَاتِهِ وَ اَرْضِهِ وَ عَدَدَ مَا جَرَی بِهِ قَلَمُهُ وَ اَحْصَاهُ کِتَابُهُ وَ مِدَادَ کَلِمَاتِهِ وَ رِضَی نَفْسِهِ.
سپس ادامه دعا را یک بار میخوانی:
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ الْمُبَارَکِینَ وَ صَلِّ عَلَی جَبْرَئِیلَ وَ مِیکَائِیلَ وَ اِسْرَافِیلَ وَ حَمَلَةَ عَرْشِکَ اَجْمَعِینَ وَ الْمَلَائِکَةِ الْمُقَرَّبِینَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِمْ جَمِیعاً حَتَّی تُبَلِّ غَهُمُ الرِّضَا وَ تَزِیدَهُمْ بَعْدَ الرِّضَا مِمَّا اَنْتَ اَهْلُهُ یَا اَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ صَلِّ عَلَی مَلَکِ الْمَوْتِ وَ اَعْوَانِهِ وَ صَلِّ عَلَی رِضْوَانَ وَ خَزَنَةِ الْجِنَانِ وَ صَلِّ عَلَی مَالِکٍ وَ خَزَنَةِ النِّیرَانِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِمْ حَتَّی تُبَلِّغَهُمُ الرِّضَا وَ تَزِیدَهُمْ بَعْدَ الرِّضَا مِمَّا اَنْتَ اَهْلُهُ یَا اَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی الْحَفَظَةِ الْکِرَامِ الْکَاتِبِینَ وَ السَّفَرَةِ الْکِرَامِ الْبَرَرَةِ وَ الْحَفَظَةِ لِبَنِی
آدَمَ وَ صَلِّ عَلَی مَلَائِکَةِ الْهَوَاءِ وَ مَلَائِکَةِ السَّمَاوَاتِ الْعُلَی وَ مَلَائِکَةِ الْاَرَضِینَ السُّفْلَی وَ مَلَائِکَةِ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ وَ الْاَرْضِ وَ الْاَقْطَارِ وَ الْبِحَارِ وَ الْاَنْهَارِ وَ الْبَرَارِی وَ الْفَلَوَاتِ وَ الْقِفَارِ وَ الْاَشْجَارِ وَ صَلِّ عَلَی مَلَائِکَتِکَ الَّذِینَ اَغْنَیْتَهُمْ عَنِ الطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ بِتَسْبِیحِکَ وَ تَقْدِیسِکَ وَ عِبَادَتِکَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِمْ حَتَّی تُبَلِّغَهُمُ الرِّضَا وَ تَزِیدَهُمْ بَعْدَ الرِّضَا مِمَّا اَنْتَ اَهْلُهُ یَا اَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ صَلِّ عَلَی اَبِینَا آدَمَ وَ أُمِّنَا حَوَّاءَ وَ مَا وَلَدَا مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِینَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِمْ حَتَّی تُبَلِّغَهُمُ الرِّضَا وَ تَزِیدَهُمْ بَعْدَ الرِّضَا مِمَّا اَنْتَ اَهْلُهُ یَا اَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَیْتِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ وَ عَلَی اَصْحَابِهِ الْمُنْتَجَبِینَ وَ عَلَی اَزْوَاجِهِ الْمُطَهَّرَاتِ وَ عَلَی ذُرِّیَّةِ مُحَمَّدٍ وَ عَلَی کُلِّ نَبِیٍّ بَشَّرَ بِمُحَمَّدٍ وَ عَلَی کُلِّ نَبِیٍّ وَلَدَ مُحَمَّداً وَ عَلَی کُلِّ امْرَاَةٍ صَالِحَةٍ کَفَّلَتْ مُحَمَّداً وَ عَلَی کُلِّ مَلَکٍ هَبَطَ اِلَی مُحَمَّدٍ وَ
عَلَی کُلِّ مَنْ فِی صَلَوَاتِکَ عَلَیْهِ رِضًی لَکَ وَ رِضًی لِنَبِیِّکَ مُحَمَّدٍ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَیْهِمْ حَتَّی تُبَلِّغَهُمُ الرِّضَی وَ تَزِیدَهُمْ بَعْدَ الرِّضَی مِمَّا اَنْتَ اَهْلُهُ یَا اَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بَارِکْ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْحَمْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ کَاَفْضَلِ مَا صَلَّیْتَ وَ بَارَکْتَ وَ تَرَحَّمْتَ عَلَی اِبْرَاهِیمَ وَ آلِ اِبْرَاهِیمَ اِنَّکَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ اللَّهُمَّ اَعْطِ مُحَمَّداً وَ الْفَضْلَ وَ الْفَضِیلَةَ وَ الدَّرَجَةَ الرَّفِیعَةَ وَ اَعْطِهِ حَتَّی یَرْضَی وَ زِدْهُ بَعْدَ الرِّضَی مَا اَنْتَ اَهْلُهُ یَا اَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا اَمَرْتَنَا اَنْ نُصَلِّی عَلَیْهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ کَمَا یَنْبَغِی لَنَا اَنْ نُصَلِّیَ عَلَیْهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ بِعَدَدِ مَنْ صَلَّی عَلَیْهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ بِعَدَدِ مَنْ لَمْ یُصَلِّ عَلَیْهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ بِعَدَدِ کُلِّ حَرْفٍ فِی صَلَاةٍ صُلِّیَتْ عَلَیْهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ بِعَدَدِ کُلِّ شَعْرَةٍ وَ لَفْظَةٍ وَ لَحْظَةٍ وَ نَفَسٍ وَ صِفَةٍ وَ سُکُونٍ وَ حَرَکَةٍ مِمَّنْ صَلَّی عَلَیْهِ وَ مِمَّنْ لَمْ یُصَلِّ عَلَیْهِ وَ بِعَدَدِ سَاعَاتِهِمْ وَ دَقَائِقِهِمْ وَ سُکُونِهِمْ وَ حَرَکَاتِهِمْ وَ حَقَائِقِهِمْ وَ مِیقَاتِهِمْ وَ صِفَاتِهِمْ وَ اَیَّامِهِمْ وَ شُهُورِهِمْ وَ سِنِینِهِمْ وَ اَشْعَارِهِمْ وَ اَبْشَارِهِمْ وَ بِعَدَدِ زِنَةِ ذَرِّ مَا عَمِلُوا اَوْ یَعْمَلُونَ اَوْ بَلَغَهُمْ اَوْ رَاَوْا اَوْ ظَنُّوا اَوْ کَانَ مِنْهُمْ اَوْ یَکُونُ اِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ کَاَضْعَافِ ذَلِکَ اَضْعَافاً مُضَاعَفَةً اِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ یَا اَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ بِعَدَدِ مَا خَلَقْتَ وَ مَا اَنْتَ خَالِقُهُ اِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ صَلَاةً تُرْضِیهِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ بِعَدَدِ مَا ذَرَأْتَ وَ بَرَأْتَ.
اللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ وَ الثَّنَاءُ وَ الشُّکْرُ وَ الْمَنُّ وَ الْفَضْلُ وَ الطَّوْلُ وَ الْخَیْرُ وَ الْحُسْنَی وَ النِّعْمَةُ وَ الْعَظَمَةُ وَ الْجَبَرُوتُ وَ الْمُلْکُ وَ الْمَلَکُوتُ وَ الْقَهْرُ وَ السُّلْطَانُ وَ الْفَخْرُ وَ السُّؤدُدُ وَ الِامْتِنَانُ وَ الْکَرَمُ وَ الْجَلَالُ وَ الْخَیْرُ وَ التَّوْحِیدُ وَ التَّمْجِیدُ وَ التَّحْمِیدُ وَ التَّهْلِیلُ وَ التَّکْبِیرُ وَ التَّقْدِیسُ وَ الرَّحْمَةُ وَ الْمَغْفِرَةُ وَ الْکِبْرِیَاءُ وَ الْعَظَمَةُ وَ لَکَ مَا زَکَا وَ طَابَ وَ طَهُرَ مِنَ الثَّنَاءِ الطَّیِّبِ وَ الْمَدِیحِ الْفَاخِرِ وَ الْقَوْلِ الْحَسَنِ الْجَمِیلِ الَّذِی تَرْضَی بِهِ عَنْ قَائِلِهِ وَ یَرْضَی بِهِ قَائِلُهُ وَ هُوَ رِضًی لَکَ یَتَّصِلُ حَمْدِی بِحَمْدِ اَوَّلِ الْحَامِدِینَ وَ ثَنَائِی بِثَنَاءِ اَوَّلِ الْمُثْنِینَ عَلَی رَبِّ الْعَالَمِینَ مُتَّصِلًا ذَلِکَ بِذَلِکَ وَ تَهْلِیلِی بِتَهْلِیلِ اَوَّلِ الْمُهَلِّلِینَ وَ تَکْبِیرِی بِتَکْبِیرِ اَوَّلِ الْمُکَبِّرِینَ وَ قَوْلِی الْحَسَنُ الْجَمِیلُ بِقَوْلِ اَوَّلِ الْقَائِلِینَ الْمُجْمِلِینَ الْمُثْنِینَ عَلَی رَبِّ الْعَالَمِینَ مُتَّصِلًا ذَلِکَ بِذَلِکَ مِنْ اَوَّلِ الدَّهْرِ اِلَی آخِرِهِ وَ بِعَدَدِ زِنَةِ ذَرِّ السَّمَاوَاتِ وَ الْاَرَضِینَ وَ الرِّمَالِ وَ
التِّلَالِ وَ الْجِبَالِ وَ عَدَدِ جُرَعِ مَاءِ الْبِحَارِ وَ عَدَدِ قَطْرِ الْاَمْطَارِ وَ وَرَقِ الْاَشْجَارِ وَ عَدَدِ النُّجُومِ وَ عَدَدِ الثَّرَی وَ الْحَصَی وَ النَّوَی وَ عَدَدِ زِنَةِ ذَلِکَ کُلِّهِ وَ عَدَدِ زِنَةِ ذَرِّ السَّمَاوَاتِ وَ الْاَرَضِینَ وَ مَا فِیهِنَّ وَ مَا بَیْنَهُنَّ وَ مَا تَحْتَهُنَّ وَ مَا بَیْنَ ذَلِکَ وَ مَا فَوْقَهُنَّ اِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ مِنْ لَدُنِ عَرْشِکَ اِلَی قَرَارِ اَرْضِکَ السَّابِعَةِ السُّفْلَی وَ بِعَدَدِ حُرُوفِ اَلْفَاظِ اَهْلِهِنَّ وَ عَدَدِ رِمَاقِهِمْ وَ اَزْمَانِهِمْ وَ دَقَائِقِهِمْ وَ شَعَائِرِهِمْ وَ سَاعَاتِهِمْ وَ اَیَّامِهِمْ وَ شُهُورِهِمْ وَ سِنِینِهِمْ وَ سُکُونِهِمْ وَ حَرَکَاتِهِمْ وَ اَسْعَارِهِمْ وَ اَبْشَارِهِمْ وَ عَدَدِ زِنَةِ ذَرِّ مَا عَمِلُوا اَوْ یَعْمَلُونَ اَوْ بَلَغَهُمْ اَوْ رَاَوْا اَوْ ظَنُّوا اَوْ فَطَنُوا اَوْ کَانَ مِنْهُمْ اَوْ یَکُونُ اِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ عَدَدِ زِنَةِ ذَرِّ ذَلِکَ وَ اَضْعَافِ ذَلِکَ وَ کَاَضْعَافِ ذَلِکَ اَضْعَافاً مُضَاعَفَةً لَا یَعْلَمُهَا وَ لَا یُحْصِیهَا غَیْرُکَ یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْاِکْرَامِ وَ اَهْلُ ذَلِکَ اَنْتَ وَ مُسْتَحِقُّهُ وَ مُسْتَوْجِبُهُ مِنِّی وَ مِنْ جَمِیعِ خَلْقِکَ یَا بَدِیعَ السَّمَاوَاتِ وَ الْاَرْضِ.
اللَّهُمَّ اِنَّکَ لَسْتَ بِرَبٍّ اسْتَحْدَثْنَاکَ وَ لَا مَعَکَ اِلَهٌ فَیَشْرَکَکَ فِی رُبُوبِیَّتِک وَ لَا مَعَکَ اِلَهٌ اَعَانَکَ عَلَی خَلْقِنَا اَنْتَ رَبُّنَا کَمَا تَقُولُ وَ فَوْقَ مَا یَقُولُ الْقَائِلُونَ اَسْاَلُکَ اَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تُعْطِیَ مُحَمَّداً اَفْضَلَ مَا سَاَلَکَ وَ اَفْضَلَ مَا سُئِلْتَ لَهُ وَ اَفْضَلَ مَا اَنْتَ مَسْئُولٌ لَهُ اِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ أُعِیذُ اَهْلَ بَیْتِ نَبِیِّی مُحَمَّدٍ وَ نَفْسِی وَ ذُرِّیَّتِی وَ مَالِی وَ وُلْدِی وَ دِینِی وَ اَهْلِی وَ قَرَابَاتِی وَ اَهْلَ بَیْتِی وَ کُلَّ ذِی رَحِمٍ لِی دَخَلَ فِی الْاِسْلَامِ اَوْ یَدْخُلُ اِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ حُزَانَتِی وَ خَاصَّتِی وَ مَنْ قَلَّدَنِی دُعَاءً اَوْ اَسْدَی اِلَیَّ یَداً اَوْ رَدَّ عَنِّی غَیْبَةً اَوْ قَالَ فِیَّ خَیْراً اَوِ اتَّخَذْتُ عِنْدَهُ یَداً اَوْ صَنِیعَةً وَ جِیرَانِی وَ اِخْوَانِی مِنَ الْمُؤمِنِینَ وَ الْمُؤمِنَاتِ بِاللَّهِ وَ بِاَسْمَائِهِ التَّامَّةِ الْعَامَّةِ الشَّامِلَةِ الْکَامِلَةِ الطَّاهِرَةِ الْفَاضِلَةِ الْمُبَارَکَةِ
الْمُتَعَالِیَةِ الزَّکِیَّةِ الزَّاکِیَةِ الشَّرِیفَةِ الْمَنِیعَةِ الْکَرِیمَةِ الْعَظِیمَةِ الْمَخْزُونَةِ الْمَکْنُونَةِ الَّتِی لَا یُجَاوِزُهُنَّ بَرٌّ وَ لَا فَاجِرٌ وَ بِأُمِّ الْکِتَابِ وَ خَاتِمَتِهِ وَ مَا بَیْنَهُمَا مِنْ سُورَةٍ شَرِیفَةٍ وَ آیَةٍ مُحْکَمَةٍ وَ شِفَاءٍ وَ رَحْمَةٍ وَ عُوذَةٍ وَ بَرَکَةٍ وَ بِالتَّوْرَاةِ وَ الْاِنْجِیلِ وَ الزَّبُورِ وَ الْفُرْقَانِ وَ صُحُفِ اِبْرَاهِیمَ وَ مُوسَی وَ بِکُلِّ کِتَابٍ اَنْزَلَهُ اللَّهُ وَ بِکُلِّ رَسُولٍ اَرْسَلَهُ اللَّهُ وَ بِکُلِّ حُجَّةٍ اَقَامَهَا اللَّهُ وَ بِکُلِّ بُرْهَانٍ اَظْهَرَهُ اللَّهُ وَ بِکُلِّ نُورٍ اَنَارَهُ اللَّهُ وَ بِکُلِّ آلَاءِ اللَّهِ وَ عَظَمَتِهِ أُعِیذُ.
وَ اَسْتَعِیذُ مِنْ شَرِّ کُلِّ ذِی شَرٍّ وَ مِنْ شَرِّ مَا اَخَافُ وَ اَحْذَرُ وَ مِنْ شَرِّ مَا رَبِّی مِنْهُ اَکْبَرُ وَ مِنْ شَرِّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَ الْعَجَمِ وَ مِنْ شَرِّ فَسَقَةِ الْجِنِّ وَ الْاِنْسِ وَ الشَّیَاطِینِ وَ السَّلَاطِینِ وَ اِبْلِیسَ وَ جُنُودِهِ وَ اَشْیَاعِهِ وَ اَتْبَاعِهِ وَ مِنْ شَرِّ مَا فِی النُّورِ وَ الظُّلْمَةِ وَ مِنْ شَرِّ مَا دَهَمَ اَوْ هَجَمَ اَوْ اَلَمَّ وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ غَمٍّ وَ هَمٍّ وَ آفَةٍ وَ نَدَمٍ وَ نَازِلَةٍ وَ سُقْمٍ وَ مِنْ شَرِّ مَا یَحْدُثُ فِی اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ وَ تَأْتِی بِهِ الْاَقْدَارُ وَ مِنْ شَرِّ مَا فِی النَّارِ وَ مِنْ شَرِّ مَا فِی الْاَرَضِینَ وَ الْاَقْطَارِ وَ الْفَلَوَاتِ وَ الْقِفَارِ وَ الْبِحَارِ وَ الْاَنْهَارِ وَ مِنْ شَرِّ الْفُسَّاقِ وَ الْفُجَّارِ وَ الْکُهَّانِ وَ السُّحَّارِ وَ الْحُسَّادِ وَ الذُّعَّارِ وَ الْاَشْرَارِ وَ مِنْ شَرِّ ما یَلِجُ فِی الْاَرْضِ وَ ما یَخْرُجُ مِنْها وَ ما یَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَ ما یَعْرُجُ فِیها وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ ذِی شَرٍّ وَ مِنْ شَرِّ کُلِّ دَابَّةٍ رَبِّی آخِذٌ بِناصِیَتِها اِنَّ رَبِّی عَلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ «فَاِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِیَ اللَّهُ لا اِلهَ اِلَّا هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ».
وَ اَعُوذُ بِکَ اللَّهُمَّ مِنَ الْهَمِّ وَ الْغَمِّ وَ الْحَزَنِ وَ الْعَجْزِ وَ الْکَسَلِ وَ الْجُبْنِ وَ الْبُخْلِ وَ مِنْ ضَلَعِ الدَّیْنِ وَ غَلَبَةِ الرِّجَالِ وَ مِنْ عَمَلٍ لَا یَنْفَعُ وَ مِنْ عَیْنٍ لَا تَدْمَعُ وَ مِنْ قَلْبٍ لَا یَخْشَعُ وَ مِنْ دُعَاءٍ لَا یُسْمَعُ وَ مِنْ نَصِیحَةٍ لَا تَنْجَعُ وَ مِنْ صَحَابَةٍ لَا تَرْدَعُ وَ مِنْ اِجْتمَاعٍ عَلَی نُکُرٍ وَ تَوَدُّدٍ عَلَی خُسْرٍ اَوْ تؤخُذٍ عَلَی خُبْثٍ وَ مِمَّا اسْتَعَاذَ مِنْهُ
مُحَمَّدٌ وَ مَلَائِکَتُکَ الْمُقَرَّبُونَ وَ الْاَنْبِیَاءُ الْمُرْسَلُونَ وَ الْاَئِمَّةُ الْمُطَهَّرُونَ وَ الشُّهَدَاءُ وَ الصَّالِحُونَ وَ عِبَادُکَ الْمُتَّقُونَ وَ اَسْاَلُکَ اللَّهُمَّ اَنْ تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تُعْطِیَنِی مِنَ الْخَیْرِ مَا سَاَلُوا وَ اَنْ تُعِیذَنِی مِنْ شَرِّ مَا اسْتَعَاذُوا وَ اَسْاَلُکَ اللَّهُمَّ مِنَ الْخَیْرِ کُلِّهِ عَاجِلَهُ وَ آجِلَهُ مَا عَلِمْتُ مِنْهُ وَ مَا لَمْ اَعْلَمْ وَ اَعُوذُ بِکَ رَبِّ مِنْ هَمَزاتِ الشَّیاطِینِ وَ اَعُوذُ بِکَ رَبِّ اَنْ یَحْضُرُونِ.
بِسْمِ اللَّهِ عَلَی اَهْلِ بَیْتِ النَّبِیِّ مُحَمَّدٍ، بِسْمِ اللَّهِ عَلَی اَهْلِی وَ مَالِی بِسْمِ اللَّهِ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ اَعْطَانِی رَبِّی بِسْمِ اللَّهِ عَلَی اَحِبَّتِی وَ وُلْدِی وَ قَرَابَاتِی بِسْمِ اللَّهِ عَلَی جِیرَانِی وَ اِخْوَانِیَ الْمُؤمِنِینَ وَ مَنْ قَلَّدَنِی دُعَاءً اَوِ اتَّخَذَ عِنْدِی صَنِیعَةً اَوْ اَسْدَی اِلَیَّ یَداً مِنَ الْمُؤمِنِینَ وَ الْمُؤمِنَاتِ بِسْمِ اللَّهِ عَلَی مَا رَزَقَنِی رَبِّی وَ یَرْزُقُنِی بِسْمِ اللَّهِ الَّذِی لَا یَضُرُّ مَعَ اسْمِهِ شَیْءٌ فِی الْاَرْضِ وَ لا فِی السَّماءِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ صِلْنِی بِجَمِیعِ مَا سَاَلَکَ عِبَادُکَ الْمُؤمِنُونَ اَنْ تَصِلَهُمْ بِهِ مِنَ الْخَیْرِ وَ اصْرِفْ عَنِّی جَمِیعَ مَا سَاَلَکَ عِبَادُکَ الْمُؤمِنُونَ اَنْ تَصْرِفَهُ عَنْهُمْ مِنَ السُّوءِ وَ الرَّدَی وَ زِدْنِی مِنْ فَضْلِکَ مَا اَنْتَ اَهْلُهُ وَ وَلِیُّهُ یَا اَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَیْتِهِ الطَّیِّبِینَ وَ عَجِّلِ اللَّهُمَّ فَرَجَهُمْ وَ فَرَجِی وَ فَرِّجْ عَنِّی وَ عَنْ کُلِّ مَهْمُومٍ وَ مَغْمُومٍ وَ مَدْیُونٍ مِنَ الْمُؤمِنِینَ وَ الْمُؤمِنَاتِ.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ ارْزُقْنِی نَصْرَهُمْ وَ اَشْهِدْنِی اَیَّامَهُمْ وَ اجْمَعْ بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ فِی الدُّنْیَا وَ الآْخِرَةِ وَ اجْعَلْ مِنْکَ عَلَیْهِمْ وَاقِیَةً حَتَّی لَا تَخْلُصَ اِلَیْهِمْ اِلَّا بِسَبِیلِ خَیْرٍ وَ عَلَیَّ مَعَهُمْ وَ عَلَی شِیعَتِهِمْ وَ مُحِبِّیهِمْ وَ عَلَی اَوْلِیَائِهِمْ وَ
عَلَی جَمِیعِ الْمُؤمِنِینَ وَ الْمُؤمِنَاتِ فَاِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ مِنَ اللَّهِ وَ اِلَی اللَّهِ وَ لَا غَالِبَ اِلَّا اللَّهُ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ اِلَّا بِاللَّهِ حَسْبِیَ اللَّهُ تَوَکَّلْتُ عَلَی اللَّهِ وَ أُفَوِّضُ اَمْرِی اِلَی اللَّهِ وَ اَلْتَجِئُ اِلَی اللَّهِ وَ بِاللَّهِ أُحَاوِلُ وَ أُصَاوِلُ وَ أُکَاثِرُ وَ أُفَاخِرُ وَ اَعْتَزُّ وَ اَعْتَصِمُ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ اِلَیْهِ مَتابِ لَا اِلَهَ اِلَّا اللَّهُ الْحَیُّ الْقَیُّومُ عَدَدَ الثَّرَی وَ النُّجُومِ وَ الْمَلَائِکَةِ الصُّفُوفِ لَا اِلَهَ اِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ الْعَلِیُ الْعَظِیمُ «لا اِلهَ اِلَّا اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ». وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ اِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ.(1)
نکته اول: چرا این دعا، برای بعد نماز صبح است به دلیل این که شیخ طوسی آن را در باب«تعقیبات نماز صبح» آورده است: قال الشیخ الطوسی فی مصباح المتهجد ص 220 فی باب التعقیب المختص لصلاة الفجر:: «ثم تدعو بدعاء الکامل المعروف بدعاء الحریق» و راجع بحار الانوار ج 83 ص 170.
نکته دوم: چرا این دعا را «دعای حریق» مینامند؟ به دلیل کلامی که علامه مجلسی از کتاب «البلد الامین» کفعمی نقل کرده است: «اِنَّمَا سُمِّیَ هَذَا الدُّعَاءُ بِدُعَاءِ الْحَرِیقِ لِمَا رُوِیَ عَنِ الصَّادِقِ قَالَ سَمِعْتُ اَبِی مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ الْبَاقِرَ یَقُولُ کُنْتُ مَعَ اَبِی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع بِقُبَا یَعُودُ شَیْخاً مِنَ الْاَنْصَارِ اِذَا اَتَی اَبِی آتٍ وَ قَالَ لَهُ الْحَقْ دَارَکَ فَقَدِ احْتَرَقَتْ...: بحار الأنوار ج 83 ص 172.
نکته سوم: به چه دلیل این دعا را حضرت فاطمهس میخواندند؟ ادامه کلامی که علامه مجلسی از کفعمی نقل میکند چنین است: «وَ هُوَ سِرٌّ اَتَی بِهِ جَبْرَئِیلُ اِلَی النَّبِیِّ ص فَعَلَّمَهُ عَلِیّاً وَ ابْنَتَهُ فَاطِمَةَ وَ تَوَارَثْنَا نَحْنُ...»: بحار الأنوار ج 83 ص 172. این کلام ظاهر در این است که حضرت فاطمه3 این دعا را از پیامبر آموختهاند و آن را میخواندند.
1) . در اینجا سه نکته ذکر میکنم:
یَا اَعَزَّ مَذْکُورٍ وَ اَقْدَمَهُ قِدَماً فِی الْعِزِّ وَ الْجَبَرُوتِ، یَا اللَّهُ یَا رَحِیمَ کُلِّ مُتَرَحِّمٍ وَ مَفْزَعَ کُلِّ مَلْهُوفٍ یَا رَاحِمَ کُلِّ حَزِینٍ یَشْکُو بَثَّهُ وَ حُزْنَهُ اِلَیْهِ، یَا اللَّهُ یَا خَیْرَ مَنْ طُلِبَ الْمَعْرُوفُ مِنْهُ وَ اَسْرَعَهُ اِعْطَاءً، یَا مَنْ تَخَافُ الْمَلَائِکَةُ الْمُتَوَقِّدَةُ بِالنُّورِ مِنْهُ اَسْاَلُکَ بِالْاَسْمَاءِ الَّتِی یَدْعُوکَ بِهَا حَمَلَةُ عَرْشِکَ وَ یُسَبِّحُونَ بِهَا شَفَقَةً مِنْ خَوْفِ عَذَابِکَ وَ بِالْاَسْمَاءِ الَّتِی یَدْعُوکَ بِهَا جَبْرَئِیلُ وَ مِیکَائِیلُ وَ اِسْرَافِیلُ اِلَّا اَجَبْتَنِی وَ کَشَفْتَ کُرْبَتِی یَا اِلَهِی وَ سَتَرْتَ ذُنُوبِی یَا مَنْ یَأْمُرُ بِالصَّیْحَةِ فِی خَلْقِهِ «فَاِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ محشورون» وَ بِذَلِکَ الِاسْمِ الَّذِی تُحْیِی بِهِ الْعِظَامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ اَنْ تُحْیِیَ قَلْبِی وَ تَشْرَحَ صَدْرِی وَ تُصْلِحَ شَأْنِی یَا مَنْ خَصَّ نَفْسَهُ بِالْبَقَاءِ وَ خَلَقَ لِبَرِیَّتِهِ الْمَوْتَ وَ الْحَیَاةَ، یَا مَنْ فِعْلُهُ قَوْلٌ وَ قَوْلُهُ اَمْرٌ وَ اَمْرُهُ مَاضٍ عَلَی مَا یَشَاءُ.
وَ اَسْاَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذِی دَعَاکَ بِهَا خَلِیلُکَ حِینَ أُلْقِیَ فِی النَّارِ فَاسْتَجَبْتَ لَهُ وَ قُلْتَ یا نارُ کُونِی بَرْداً وَ سَلاماً عَلی اِبْراهِیمَ وَ بِالاسْمِ الَّذِی دَعَا بِهِ مُوسَی مِنْ جَانِبِ الطُّورِ الْاَیْمَنِ فَاسْتَجَبْتَ لَهُ وَ بِالاسْمِ الَّذِی خَلَقْتَ بِهِ عِیسَی مِنْ رُوحِ الْقُدُسِ وَ بِالاسْمِ الَّذِی وَهَبْتَ لِزَکَرِیَّا یَحْیَی وَ بِالاسْمِ الَّذِی کَشَفْتَ بِهِ عَنْ اَیُّوبَ
الضُّرَّ وَ بِالاسْمِ الَّذِی تُبْتَ عَلَی دَاوُدَ وَ سَخَّرْتَ لِسُلَیْمَانَ الرِّیحَ تَجْرِی بِاَمْرِهِ وَ الشَّیَاطِینَ وَ عَلَّمْتَهُ مَنْطِقَ الطَّیْرِ وَ بِالاسْمِ الَّذِی خَلَقْتَ بِهِ الْعَرْشَ وَ بِالاسْمِ الَّذِی خَلَقْتَ بِهِ الْکُرْسِیَّ وَ بِالاسْمِ الَّذِی خَلَقْتَ بِهِ الرُّوحَانِیِّینَ وَ بِالاسْمِ الَّذِی خَلَقْتَ بِهِ الْجِنَّ وَ الْاِنْسَ وَ بِالاسْمِ الَّذِی خَلَقْتَ بِهِ جَمِیعَ الْخَلْقِ وَ جَمِیعَ مَا اَرَدْتَ مِنْ شَیْءٍ وَ بِالاسْمِ الَّذِی قَدَرْتَ بِهِ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ.
اَسْاَلُکَ بِحَقِّ هَذِهِ الْاَسْمَاءِ لَمَّا اَعْطَیْتَنِی سُؤلِی وَ قَضَیْتَ حَوَائِجِی یَا کَرِیمُ.(1)
1) . دلائل الامامة ص 6، بحار الانوار ج 92 ص 404.
تصویر
تصویر
تصویر
1 . الاحتجاج علی أهل اللجاج ، أبو منصور أحمد بن علی الطبرسی (ت 620 ه )، تحقیق: إبراهیم البهادری ومحمّد هادی به، طهران : دار الاُسوة ، الطبعة الاُولی ، 1413 ه .
2 . الإرشاد فی معرفة حجج اللّه علی العباد ، أبو عبد اللّه محمّد بن محمّد بن النعمان العکبری البغدادی المعروف بالشیخ المفید (ت 413 ه )، تحقیق : مؤسّسة آل البیت ، قمّ : مؤسّسة آل البیت ، الطبعة الاُولی ، 1413 ه .
3 . أمالی الصدوق ، أبو جعفر محمّد بن علی بن الحسین بن بابویه القمّی المعروف بالشیخ الصدوق (ت 381 ه ) ، بیروت : مؤسّسة الأعلمی ، الطبعة الخامسة ، 1400 ه .
4 . بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمّة الأطهار ، محمّد بن محمّد تقی المجلسی ( ت 1110 ه ) ، طهران : دار الکتب الإسلامیة ، الطبعة الاُولی ، 1386 ه .
5 . البدایة والنهایة، أبو الفداء إسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقی (ت 774ه)، تحقیق: مکتبة المعارف، بیروت: مکتبة المعارف.
6 . تاج العروس من جواهر القاموس ، محمّد بن محمّد مرتضی الحسینی الزبیدی ( ت 1205 ه ) ، تحقیق : علی الشیری ، 1414 ه ، بیروت : دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع .
7 . تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، محمّد بن أحمد الذهبی (ت 748ه)، تحقیق: عُمَر عبد السلام تدمری، بیروت: دار الکتاب، الطبعة الاُولی، 1409ه.
8 . التحقیق فی کلمات القرآن، العلاّمة حسن المصطفوی (معاصر)، طهران: وزارة الثقافة والإرشاد الإسلامیة، الطبعة
الاُولی، 1416 ه .
9 . تفسیر العیّاشی، أبو النضر محمّد بن مسعود السلمی السمرقندی المعروف بالعیّاشی (ت 320 ه )، تحقیق : السیّد هاشم الرسولی المحلاّتی ، طهران : المکتبة العلمیّة ، الطبعة الاُولی ، 1380 ه .
10 . تفسیر نور الثقلین ، عبد علیّ بن جمعة العروسی الحویزی (ت 1112 ه ) ، تحقیق : السیّد هاشم الرسولی المحلاّتی ، قمّ : مؤسّسة إسماعیلیان ، الطبعة الرابعة، 1412 ه .
11 . التوحید ، أبو جعفر محمّد بن علی بن الحسین بن بابَوَیه القمّی المعروف بالشیخ الصدوق ( ت 381 ه ) ، تحقیق : هاشم الحسینی الطهرانی ، قمّ : مؤسّسة النشر الإسلامی ، الطبعة الاُولی ، 1398 ه .
12 . جامع أحادیث الشیعة ، السیّد البروجردی ( ت 1383 ه ) ، قمّ : المطبعة العلمیة .
13 . الجواهر السنیة فی الأحادیث القدسیة، محمّد بن الحسن بن علی بن الحسین الحرّ العاملی (ت 1104 ه )، قمّ: مکتبة المفید.
14 . الخصال ، أبو جعفر محمّد بن علی بن الحسین بن بابَوَیه القمّی المعروف بالشیخ الصدوق ( ت 381 ه ) ، تحقیق : علی أکبر الغفاری ، قمّ : منشورات جماعة المدرّسین فی الحوزة العلمیة .
15 . دلائل الإمامة، أبو جعفر محمّد بن جریر الطبری الإمامی (ق 5ه)، تحقیق: مؤسّسة البعثة، قمّ: مؤسّسة البعثة.
16 . سیر أعلام النبلاء ، أبو عبد اللّه محمّد بن أحمد الذهبی (ت 748 ه ) ، تحقیق : شُعیب الأرنؤوط ، بیروت : مؤسّسة الرسالة ، الطبعة العاشرة، 1414 ه .
17 . علل الشرائع ، أبو جعفر محمّد بن علی بن الحسین بن بابَوَیه القمّی المعروف بالشیخ الصدوق ( ت 381 ه ) ، تقدیم : السیّد محمّد صادق بحر العلوم ، 1385 ه ، النجف الأشرف : منشورات المکتبة الحیدریة .
18 . عمدة القاری شرح البخاری ، أبو محمّد بدر الدین أحمد العینی الحنفی (ت 855 ه ) ، مصر : دار الطباعة المنیریة .
19 . عیون أخبار الرضا ، أبو جعفر محمّد بن علی بن الحسین بن بابَوَیه القمّی المعروف بالشیخ الصدوق ( ت 381 ه ) ، تحقیق : الشیخ حسین الأعلمی ، 1404 ه ، بیروت : مؤّسة الأعلمی للمطبوعات .
20 . فلاح السائل ، أبو القاسم علی بن موسی الحلّی المعروف بابن طاووس (ت 664 ه ) ، قمّ : مکتب الإعلام الإسلامی .
21 . الکافی ، أبو جعفر ثقة الإسلام محمّد بن یعقوب بن إسحاق الکلینی الرازی ( ت 329 ه ) ، تحقیق : علی أکبر الغفاری ، طهران : دار الکتب الإسلامیة ، الطبعة الثانیة ، 1389 ه .
22 . کتاب سلیم بن قیس، سلیم بن قیس الهلالی العامری (ت حوالی 90ه)، تحقیق: محمّد باقر الأنصاری، قمّ: نشرالهادی، الطبعة الاُولی، 1415ه.
23 . کمال الدین وتمام النعمة، أبو جعفر محمّد بن علی بن الحسین بن بابویه القمّی المعروف بالشیخ الصدوق (ت 381ه)، تحقیق: علی أکبر الغفّاری، قمّ: مؤسّسة النشر الإسلامی، الطبعة الاُولی، 1405ه.
24 . کنز العمّال فی سنن الأقوال والأفعال ، علاء الدین علی المتّقی بن حسام الدین الهندی ( ت 975 ه ) ، ضبط وتفسیر : الشیخ بکری حیّانی ، تصحیح وفهرسة : الشیخ صفوة السقا ، بیروت : مؤّسة الرسالة ، الطبعة الاُولی ، 1397 ه .
25 . لسان العرب ، أبو الفضل جمال الدین محمّد بن مکرم بن منظور المصری (ت 711 ه ) ، بیروت : دار صادر ، الطبعة الاُولی ، 1410 ه .
26 . مجمع البیان فی تفسیر القرآن ، أبو علی الفضل بن الحسن الطبرسی (ت 548 ه .) ، تحقیق: السیّد هاشم الرسولی المحلاّتی والسید فضل اللّه الیزدی الطباطبائی ، بیروت : دار المعرفة ، الطبعة الثانیة ، 1408 ه .
27 . المحاسن ، أبو جعفر أحمد بن محمّد بن خالد البرقی (ت 280 ه ) ، تحقیق : السیّد مهدی الرجائی، قمّ : المجمع العالمی لأهل البیت ، الطبعة الاُولی ، 1413 ه .
28 . مستدرک الوسائل ومستنبط المسائل ، المیرزا حسین النوری ( ت 1320 ه ) ، تحقیق : مؤسّسة آل البیت ، قمّ : مؤّسة آل البیت ، الطبعة الاُولی ، 1408 ه .
29 . مصباح المتهجّد ، أبو جعفر محمّد بن الحسن بن علیّ بن الحسن الطوسی (ت 460 ه ) ، تحقیق : علیّ أصغر
مروارید ، بیروت : مؤسّسة فقه الشیعة ، الطبعة الاُولی ، 1411 ه .
30 . معانی الأخبار ، أبو جعفر محمّد بن علی بن الحسین بن بابَوَیه القمّی المعروف بالشیخ الصدوق ( ت 381 ه ) ، تحقیق : علی أکبر الغفّاری ، 1379 ه ، قمّ : مؤّسة النشر الإسلامی التابعة لجماعة المدرّسین ، الطبعة الاُولی، 1361 ه .
31 . معجم مقاییس اللغة ، أحمد بن فارس الرازی القزوینی ، قمّ : مکتبة الإعلام الإسلامی .
32 . المفردات فی غریب القرآن ، أبو القاسم الحسین بن محمّد الراغب الإصفهانی (ت 502 ه ) ، تحقیق : صفوان عدنان داوودی ، دمشق : دار القلم ، الطبعة الاُولی ، 1412 ه .
33 . مناقب آل أبی طالب (مناقب ابن شهر آشوب ) ، أبو جعفر رشید الدین محمّد بن علی بن شهر آشوب المازندرانی ( ت 588 ه ) ، قمّ : المطبعة العلمیة .
34 . النهایة فی غریب الحدیث والأثر ، أبو السعادات مبارک بن مبارک الجزری المعروف بابن الأثیر (ت 606 ه ) ، تحقیق : طاهر أحمد الزاوی ، قمّ : مؤسّسة إسماعیلیان ، الطبعة الرابعة ، 1367 ش .
35 . وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة ، محمّد بن الحسن الحرّ العاملی ( ت 1104 ه ) ، تحقیق : مؤسّسة آل البیت ، قمّ : مؤّسة آل البیت لإحیاء التراث ، الطبعة الثانیة ، 1414 ه .