ghaemiyeh.com
نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 65
تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش
ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 35 - 13
13 - هشدار خداوند به آدم ( ع ) و حوا به اين كه در صورت تناول از شجره ممنوعه ، از ستمكاران خواهند شد .
و لاتقربا هذه الشجرة فتكونا من الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 51 - 14
14 - ستمكارى ، عادت و رويه بنى اسرائيل
و أنتم ظلمون
برداشت فوق، بر اين اساس است كه: جمله «و أنتم ظالمون» جمله اى معترضه باشد نه حاليه; يعنى، شما مردمى ستم پيشه هستيد و گوساله پرستى نمودى از آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 92 - 9
9 - يهود ، مردمى ستم پيشه و ظالمند .
و أنتم ظلمون
جمله «و أنتم ظالمون» (و شما ستمكار بوديد) را مى توان جمله اى معترضه دانست. بر اين مبنا جمله مذكور بيانگر آن است كه: يهود نه تنها در مورد گوساله پرستى ستمكارى كردند، بلكه عادت و رويه آنها ستمگرى بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 95 - 7،8
7 - يهود ، مردمى ستم پيشه اند .
و اللّه عليم بالظلمين
از مصداقهاى «الظالمين» - به قرينه صدر آيه و آيات پيشين - يهوديان مى باشد.
8 - گنهكاران ، ستمكارند .
بما قدمت أيديهم و اللّه عليم بالظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 16،19
16 - خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) هشدار داد كه در صورت پيروى از آراى يهود و نصارا ، از زمره ستمگران خواهد شد .
لئن اتبعت اهواءهم . .. إنك إذاً لمن الظلمين
19 - پيشوايان دين اسلام در صورت سازش كردن با پيروان ديگر اديان بر سر مسائل دينى ، از زمره ستگرانند .
و لئن اتبعت اهواءهم . .. إنك إذاً لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 165 - 17
17 - كسانى كه براى خداوند مثل و مانندى بپندارند ، از ظالمانند .
و لو يرى الذين ظلموا
مقصود از «الذين ظلموا» مشركان مى باشد. تعبير كردن از مشركان به «الذين ظلموا» براى رساندن اين حقيقت است كه شرك ورزى، ظلم و تعدى به حق خداوند، (ضرورت يكتا دانستن او) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 193 - 7
7 - كافران محارب ، فتنه انگيزان و بازدارندگان از گسترش و حاكميت دين الهى ، ظالم هستند .
فلا عدون إلا على الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 229 - 23
23 - ستمكاران ، فقط كسانى هستند كه از حدود الهى تعدّى كنند .
و من يتعد حدود اللّه فاولئك هم الظالمون
ضَمير فَصل «هُم» گوياى حَصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 246 - 23
23 - دانايى گسترده خداوند به ستمگران
و اللّه عليم بالظّالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 254 - 12
12 - كافران ، مصداق كامل ظالمان هستند .
و الكافرون هم الظالمون
مسلّماً تنها كافران ظالم نيستند; بنابراين مراد از حصر در جمله فوق، مى تواند اشاره به مصداقى كامل از ظلم باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 258 - 21،24
21 - عجز و واماندگى كافران و ستمگران ، در استدلال بر ربوبيّت غير خداوند
فبهت الّذى كفر و اللّه لا يهدى القوم الظّالمين
توصيف نمرود به «الّذى كفر» اشاره به علت بهت است ; يعنى نه تنها نمرود در انكار ربوبيّت خداوند وامانده شد; بلكه هر كافرى در مقابل برهان ابراهيم (ع) و متمسكان به قرآن، عاجز مى گردد.
24 - ظالمان ، محروم از هدايت الهى
و اللّه لا يهدى القوم الظّالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 270 - 5
5 - ستمگران ، محروم از هر گونه ياور
يا ايّها الّذين امنوا لا تبطلوا صدقاتكم بالمنّ و الاذى . .. و لا تيمّموا الخبيث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 57 - 12،14
12 - كفر ( انكار پيامبر ) ، ظلم است و كافران ، ظالم هستند .
فاما الذين كفروا . .. و اللّه لا يحبّ الظالمين
بنابراينكه جمله «و اللّه لا يحب الظالمين»، تعليل براى كيفر كافران باشد; يعنى چون كافران ظالم هستند، مستحق كيفرند.
14 - مؤمنانى كه داراى اعمال صالح نباشند ظالم هستند . *
لذا گروه ياد شده در زمره ظالمين قرار مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 94 - 3
3 - يهوديان ، بدعتگذار و دروغپردازانى سخت ستمگر
قل فاتوا بالتورية . .. فمن افترى ... فاولئك هم الظالمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 128 - 13
13 - رويارويى و نبرد با اهل ايمان ، ظلم است و محاربانِ با اهل ايمان ، ظالم هستند .
ليقطع طرفاً من الّذين كفروا . .. فانّهم ظالمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 148 - 14
14 - خداوند ، آگاه به ستمگران و ستمديدگان و آگاه به دادخواهى مظلومان است .
لايحب اللّه . .. إلاّ من ظلم و كان اللّه سميعاً عليماً
متعلق علم، مى تواند مطالبى باشد كه در آيه مطرح شده است، همانند ظالم، مظلوم و مقدار ستمى كه شده و . .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 160 - 1،3،10
1 - ظلم يهود ، موجب حرام گشتن برخى از نعمت هاى پاكيزه و حلال بر آنان
فبظلم من الذين هادوا حرّمنا عليهم طيبت أحلت لهم
3 - ظلم يهود ، موجب محروميت آنان از برخى نعمت هاى پاكيزه *
فبظلم من الذين هادوا حرّمنا عليهم طيبت أحلت لهم
بدان احتمال كه مراد از تحريم، تحريم تكوينى باشد ; بنابراين «حرمنا . ..» به اين معنا است كه خداوند يهود را از دستيابى به برخى طيبات محروم ساخت.
10 - يهود ، ظالمانى منحرف و بسيار اغواگر
فبظلم من الذين هادوا حرمنا . .. و بصدّهم عن سبيل اللّه كثيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 169 - 7
7 - جاودانگى در جهنم ، كيفر كافران ستمگر
إنّ الذين كفروا و ظلموا . .. خلدين فيها ابداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 45 - 16،23
16 - كسانى كه بر مبناى مقررات و قوانين الهى حكم نكنند ، ستمكارند .
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الظلمون
23 - ستم پيشگى برخى از عالمان و سران يهود عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به دليل خوددارى آنان از قضاوت بر اساس تورات
فأولئك هم الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 51 - 15،16
15 - يهود و نصارا ، مردمى گمراه و ستمگر
إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين
از مصاديق مورد نظر براى «الظلمين» - به قرينه صدر آيه - ، يهود و نصارا هستند.
16 - مسلمانانِ پذيراى ولايت يهود و نصارا ، گمراه و از زمره ستمگرانند .
و من يتولهم منكم فانه منهم إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 52 - 8
8 - بيماردلان سست ايمان ، از زمره ستمگران
إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين. فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 107 - 9
9 - شاهدان جايگزين در امر وصيت بايد در خاتمه سوگند خويش تأكيد كنند كه در صورت خيانت در شهادت از ستمكاران محسوب مى شوند .
فيقسمان باللّه إنّا اذاً لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 21 - 1،2،8
1 - افترازنندگان به خداوند، ظالمترين مردم هستند.
و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا
2 - تكذيب كنندگان آيات خداوند، ستمگرترين مردم هستند.
و من أظلم ممن . .. أو كذب بايته
8 - علماى اهل كتاب، تكذيب كنندگان آيات الهى و ستمگرانى محروم از سعادت و رستگارى
الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه . .. و من أظلم ... إنه لايفلح الظلمون
مراد از ضمير در «آتيناهم» به قرينه حكم و موضوع، عالمان اهل كتاب مى تواند باشد كه دريافت كنندگان كتب آسمانى هستند، نه مردم معمولى از يهود و نصارا.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 52 - 20،21،23
20 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) نبايد با طرد مؤمنان مستمند و فقير از اطراف خويش، خود را در جرگه ظالمان قرار دهد.
فتطردهم فتكون من الظلمين
21 - رهبران و مبلغان دينى در صورت طرد مؤمنان مستمند و ضعيف از اطراف خويش، ستمكارند.
فتطردهم فتكون من الظلمين
23 - كسانى كه از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواهان طرد مؤمنان مستمند و ضعيف بودند، ستمگرند.
فتطردهم فتكون من الظلمين
در صورتى كه ال در «الظالمين» عهد باشد، گزينش عنوان ستمگر براى مذكورين در آيه (درخواست كنندگان طرد) تصريح به ستمگر بودن آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 68 - 17
17 - مغالطه گران و ياوه گويان و جدل كنندگان در مورد قرآن و آيات الهى ستمكارند.
الذين يخوضون فى ءايتنا . .. مع القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 2،4،5
2 - ظالمترين مردم كسانى هستند كه به دروغ چيزى را به خداوند نسبت دهند و به او افترا زنند.
و من أظلم ممن افترى على الله كذبا
4 - يهوديان به سبب ادعاى نازل نشدن وحى بر هيچيك از بشر ظالمترين مردم هستند.
إذ قالوا ما أنزل الله على بشر من شىء . .. و من أظلم ممن افترى على
5 - مدعيان دروغى نزول وحى بر خود (متنبيان) ظالمترين مردمانند.
و من أظلم . .. أو قال أوحى إلىّ و لم يوح إليه شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 129 - 3،4
3 - گمراه كنندگان و گمراه شوندگان هر دو ظالمند.
و كذلك نولى بعض الظلمين بعضا
مراد از «بعض» گمراه كنندگان و مراد از «بعضا» گمراه شوندگانند كه هر دو متصف به ظلم شده اند. گفتنى است تنوين «بعضا» عوض مضاف اليه است، يعنى: «نولى بعض الظالمين بعضهم».
4 - جنيان اغواگر و آدميان اغواشده، هر دو از ظالمانند.
يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس . .. و كذلك نولى بعض الظلمين بعضها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 135 - 12
12 - خداوند كسانى را كه با كفرورزى، خويش را در زمره ستمكاران قرار داده اند، رستگار نمى سازد.
إنه لايفلح الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 144 - 13
13 - كسانى كه با افترا به خداوند احكام دروغين جعل مى كنند، ستمگر و محروم از هدايت خداوندند.
إن الله لا يهدى القوم الظلمين
«ال» در «القوم» عهد است و با توجه به آيات قبل مراد از «قوم» همان كسانى هستند كه با افترا به خداوند موجبات گمراهى مردم را فراهم مى سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 145 - 25
25 - عن أبى عبدالله(ع) فى قوله: «فمن اضطر غير باغ و لاعاد» قال: الباغى الظالم و العادى الغاصب.
از امام صادق(ع) درباره آيه «فمن اضطر غير باغ و لاعاد» روايت شده است: مراد از «باغى»، ستمگر و مراد از «عادى»، غاصب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 5 - 2
2 - جوامع بى اعتنا به قوانين دين و اعراض كنندگان از ولايت خداوند، از ظالمان هستند.
اتبعوا . .. قالوا إنا كنا ظلمين
ظالم خواندن اقوام هلاك شده پيشين پس از فرمان به تبعيت از قوانين دين و بر حذر داشتن مردم از پذيرش ولايت غير خدا، بيانگر آن است كه پذيرش ولايت غير خدا و پيروى نكردن از قوانين دين، ظلم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 19 - 5
5 - هشدار خداوند به آدم و حوا كه در صورت خوردن از شجره نهى شده از ستمكاران خواهند بود.
و لا تقربا هذه الشجرة فتكونا من الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 37 - 1
1 - افترازنندگان بر خدا و تكذيب كنندگان آيات الهى، ستمكارترين مردمند.
فمن أظلم ممن افترى على الله كذبا أو كذب بأيته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 41 - 5،6
5 - مجرمان از ستمكاران هستند.
كذلك نجزى الظلمين
6 - آنان كه آيات الهى را دروغ بشمارند و از سر تكبّر آنها را انكار كنند، از ستم پيشگانند.
إن الذين كذبوا . .. كذلك نجزى الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 45 - 1،2،3،4،6
1 - اعراض كنندگان از راه خدا ( دين و معارف الهى ) از زمره ستمكارانند .
أن لعنة اللّه على الظالمين. الذين يصدون عن سبيل اللّه
«صدّ» مصدر «يصدّون» مى تواند به معناى اعراض كردن باشد و مى تواند به معناى مانع شدن و باز داشتن به كار رود. در صورت اول «يصدّون» فعلى لازم است و در صورت دوم فعلى است متعدى. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
2 - كسانى كه مردم را از پيوستن به راه خدا باز دارند ، ستمكارند .
أن لعنة اللّه على الظالمين. الذين يصدون عن سبيل اللّه
برداشت فوق بر اين اساس است كه «يصدون» از «صدّ» به معناى بازداشتن باشد. قابل ذكر است كه بر اين مبنا كلمه اى همانند «الناس» مفعول آن خواهد بود كه به خاطر وضوحش در كلام نيامده است.
3 - آنانكه در پى كج و ناهنجار جلوه دادن راه خدا هستند ، از گروه ظالمانند .
أن لعنة اللّه على الظالمين. الذين ... يبغونها عوجاً
بغى به معناى خواستن و جستجو كردن است. «ها» در «يبغونها» به تقدير لام مى باشد و عوجا (كجى و انحراف)، مفعول به است بنابراين «الذين يبغونها عوجاً» يعنى: آنانكه در جستجوى كجى براى دين الهى هستند حال يا در لابلاى معارف دينى در جستجوى مواردى هستند كه آنها را نكاتى انحرافى بنمايانند و يا اينكه با تحريف حقايق دين، آنها را به مسائلى انحرافى تبديل مى كنند. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
4 - آنانكه در پى ناهنجار كردن و منحرف ساختن راه خدايند ، از زمره ستمكارانند و در قيامت مورد لعنت خدا قرار خواهند گرفت .
أن لعنة اللّه على الظالمين. الذين ... يبغونها عوجاً
برداشت فوق بر اساس دومين مصداقى است كه در توضيح برداشت قبل براى پى جويى اعوجاج در دين بيان شده است.
6 - منكران قيامت از زمره ستمكارانند و در قيامت از رحمت خدا محروم خواهند بود .
أن لعنة اللّه على الظالمين. الذين ... و هم بالأخرة كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 148 - 11
11 - بنى اسرائيلِ زمان موسى بر اثر ارتداد و گرايش به گوساله پرستى از ستمكاران شدند .
اتخذوه و كانوا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 150 - 28
28 - شرك ، ظلم است و مشركان مردمى ظالم هستند .
و لاتجعلنى مع القوم الظلمين
مراد از «الظلمين» همان مشركان و گوساله پرستان هستند. بنابراين هدف از آوردن كلمه «الظلمين» به جاى «المشركين» ظالم خواندن مشركان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 160 - 30
30 - ناسپاسى قوم موسى و تمرد ايشان از فرمان هاى خدا ، ستمى بود كه آنان بر خود روا داشتند .
و قطّعنهم . .. و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 6
6 - يهوديان متخلف از حكم روز شنبه ( حرمت تلاش براى كسب مال و صيد ماهى ) مردمانى فاسق و ظالم در پيشگاه خداوند
و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس بما كانوا يفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 177 - 2
2 - كفرپيشگان با تكذيب آيات الهى همواره بر خويش ستم مى كنند .
و أنفسهم كانوا يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 26 - 3
3 - كفار قريش برخوردار از روحيه زورمدارى و سلطه جويى
أنتم قليل مستضعفون . .. تخافون أن يتخطفكم الناس
چون آيه ناظر به حالات مسلمانان تا پيش از هجرت است، مصداق مورد نظر از «الناس»، مشركان مكه و كفار قريش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 54 - 8،10
8 - تكذيب كنندگان آيات و نشانه هاى خداوند ظالم هستند .
كذبوا بايت ربهم . .. و كل كانوا ظلمين
10 - فرعونيان ، امت هاى پيش از آنان و كفرپيشگان مكه ، از زمره ظالمان
و كل كانوا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 19 - 8
8 - كافران و مشركان ، مردمانى ستم پيشه اند .
و اللّه لايهدى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 23 - 5
5 - مسلمانانى كه با كفار و دشمنان اسلام پيوند دوستى و موالات مى بندند ، مردمانى ستم پيشه اند .
إن استحبوا الكفر على الإيمن و من يتولهم منكم فأولئك هم الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 47 - 11
11 - متخلفان جنگ تبوك ، مردمى ستم پيشه
لو خرجوا . .. و اللّه عليم بالظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 109 - 13،15
13 - منافقان ، زيان زننده به جامعه اسلامى ، مروج كفر ، تفرقه افكن ميان مؤمنان ، ظالم و دوزخى اند .
اتخذوا مسجداً ضراراً و كفراً و تفريقاً . .. و إرصاداً ... فانهار به فى نار جهنم
15 - بناكنندگان مسجد ضرار ، از ظالمان و سقوط كنندگان در آتش دوزخند .
و الذين اتخذوا مسجداً ضراراً . .. فانهار به فى نار جهنم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 52 - 2،3
2 - مردمى كه با عذاب استيصال نابود مى شوند ، مردمى ظالم و ستم پيشه بوده و در عذاب جاودان اخروى ، معذّب خواهند بود .
أثم إذا ما وقع . .. ثم قيل للذين ظلموا ذوقوا عذاب الخلد
3 - مشركان تكذيب كننده پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، مردمى ظالم و ستم پيشه اند .
أثم إذا ما وقع ءامنتم به . .. ثم قيل للذين ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 85 - 4
4 - فرعون و اشراف اطراف او ، مردمى ددمنش و ستم پيشه بودند .
ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 106 - 7
7 - كسانى كه غير خداوند را نيايش و عبادت كنند ، ظالم هستند .
و لاتدع من دون اللّه . .. فإنك إذاً من الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 19 - 1،2،4،6،7
1- كسانى كه مردم را از پيوستن به راه خدا ( دين و معارف الهى ) بازدارند ، از زمره ستمكارانند .
ألا لعنة الله على الظلمين. الذين يصدون عن سبيل الله
فعل «يصدون» به معناى باز مى دارند و نيز به معناى اعراض مى كنند، آمده است. برداشت فوق براساس معناى اول است.
2- اعراض كنندگان از راه خدا ، از ستمكارانند .
ألا لعنة الله على الظلمين. الذين يصدون عن سبيل الله
4- آنان كه در پى ناهنجار نشان دادن راه خدا هستند ، ستمكارند .
ألا لعنة الله على الظلمين. الذين ... يبغونها عوجًا
«يبغونها عوجاً»; يعنى ، در جست و جوى انحراف براى راه خدا هستند. جست و جوى انحراف براى راه خدا ، گاهى به ايجاد انحراف در آن است و گاهى منحرف جلوه دادن آن مى باشد. برداشت ياد شده ناظر به دومين شيوه است.
6- كسانى كه درپى منحرف ساختن دين و معارف الهى هستند ، ستمكارند و در آخرت به لعنت خدا گرفتار خواهند شد .
ألا لعنة الله على الظلمين. الذين ... يبغونها عوجًا
7- منكران آخرت از ستمكارانند و در قيامت از رحمت خداوند ، محروم خواهند بود .
ألا لعنة الله على الظلمين. الذين ... هم بالأخرة هم كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 31 - 15
15- ظلم و ستم سران و اشراف قوم نوح به محرومان و مستضعفان آن قوم
لاأقول للذين تزدرى أعينكم . .. إنى إذًا لمن الظلمين
جمله «إنى إذًا لمن الظالمين» تعريضى است به سران و اشراف قوم نوح كه شما با اين پندار - كه محرومان شايسته خير نيستند - در حق آنان ستم مى كنيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 44 - 8
8- كفر ، ستمگرى است و كفر پيشگان ستمگرند .
و قيل بعدًا للقوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 67 - 2
2- قوم ثمود ، مردمانى ستمكار بودند .
و أخذ الذين ظلموا الصيحة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 83 - 4
4- قوم لوط ، به خاطر آلوده بودن به عمل شنيع لواط ، در پيشگاه خداوند مردمى ستمكار محسوب مى شدند .
و ما هى من الظلمين ببعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 94 - 8
8- قوم شعيب ، مردمانى ستمكار بودند .
و أخذت الذين ظلموا الصيحة
مقصود از «الذين ظلموا» قوم شعيب است كه به شركورزى ، انكار رسالت شعيب(ع) و كم فروشى و بى عدالتى در داد و ستد اصرار مىورزيدند. تعبير كردن از آنان به ستمكاران ، گوياى برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 101 - 3،5
3- شركورزى ، انكار پيامبران و ارتكاب گناه ، ستمهايى است كه مشركان ، كافران و گنه كاران در حقِ خود روا مى دارند .
و لكن ظلموا أنفسهم
مقصود از ظلم به نفس - كه جمله «ظلموا أنفسهم» گوياى آن است - هم گناهان و هم آثار و تبعات آن مى باشد. برداشت فوق ناظر به لِحاظ نخست است.
5- اقوام هلاك شده گذشته : قوم نوح ، عاديان ، ثموديان ، قوم شعيب و لوط و فرعونيان ، با شركورزى و انكارِ رسالت پيامبران ، بر خويش ستم كردند .
و ما ظلمنهم و لكن ظلموا أنفسهم
مراد از ضمير «هم» و مانند آن در آيه مورد بحث ، اقوامى است كه سرگذشت آنان در سوره هود بيان شده است; يعنى: قوم نوح ، عادو . ...
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 6 - 10
10- نقش تعيين كننده خداوند در تحولات تاريخ بشرى و نجات مردمان از ظلم و ستم
إذ أنجكم من ءال فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 13 - 10
10- اقوام كافرى كه با تعاليم انبيا به مخالفت برخاستند ، مردمانى ستمگر بودند .
و قال الذين كفروا لرسلهم لنخرجنّكم . .. فأوحى إليهم ... لنهلكنّ الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 15 - 8
8- كافرانى كه در برابر بينات و برهان هاى روشن انبيا لجاجت كرده و در مقابل آنان ايستادند ، مردمانى جبّار و منحرف بودند .
و قال الذين كفروا لرسلهم لنخرجنّكم . .. و خاب كلّ جبّار عنيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 27 - 9
9- كفر ، ظلم است و كافران ، ظالمند .
يثبّت الله الذين ءامنوا . .. و يضلّ الله الظلمين
از مقابله «الظالمين» با «الذين آمنوا» استفاده مى شود كه ظالمان همان كافران هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 78 - 1
1- مردم « ايكه » ( قوم شعيب ) مردمى ستم پيشه بودند .
و إن كان أصحب الأيكة لظلمين
نوع مفسران بر آنند كه مقصود از «ايكه» همان قوم شعيب هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 28 - 1
1- كافران ، كسانى اند كه با كفر خود ، به خويش ستم مى كنند .
الكفرين . الذين تتوفّ-هم الملئكة ظالمى أنفسهم
«الذين» صفت «الكافرين» و «ظالمى» حال براى آن است. مراد از «ظالمى أنفسهم» به قرينه لفظ «الكافرين» ظلم كنندگان به خود با انتخاب كفر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 33 - 8
8- كافران ، با انكار حقانيت كتاب هاى آسمانى ، به خود ستم كردند .
و ما ظلمهم الله و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 85 - 2
2- كافران ، ظالمند .
لايؤذن للذين كفروا . .. و إذا رءا الذين ظلموا العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 47 - 7،8
7- نسبت دهندگان سحرزدگى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مردمانى ستمكارند .
إذ يقول الظلمون إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا
8- كافران حق ناپذير ، مردمانى ظالم و ستم پيشه اند .
الذين لايؤمنون بالأخرة . .. إذ يقول الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 82 - 11
11- كافران حق ناپذير ، ظالمند و از موهبت رحمت و شفابخشى قرآن ، تنها خسارت و زيان به ارمغان مى برند .
شفاء و رحمة للمؤمنين و لايزيد الظلمين إلاّ خسارًا
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «ظالمين» - به قرينه مقابله با «مؤمنين» - كافران باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 15 - 11،12
11- افترا بر خداوند ، گناهى بزرگ است و افترازنندگان به او ، ستم كارترين مردمان اند .
فمن أظلم ممّن افترى على اللّه كذبًا
12- شرك ، گناهى بزرگ است و مشركان ، ظالم ترين مردمان اند .
اتّخذوا من دونه ءالهة . .. فمن أظلم ممّن افترى على اللّه كذبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 20 - 7
7- حكومت ، در زمان زندگى اصحاب كهف ، حكومتى مستبد و ظالم بود .
إنّهم إن يظهروا عليكم يرجموكم أو يعيدوكم فى ملّتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 29 - 12
12- كافرانِ به حقايق نازل شده از سوى خداوند ، ظالم ، و سزاوار آتش اند .
الحقّ من ربّكم . .. و من شاء فليكفر إنّا أعتدنا للظلمين نارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 50 - 29
29- پيروان شيطان و گزينش كنندگان ولايت او ، ظالم اند .
بئس للظلمين بدلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 86 - 7
7- ساحل نشينان غرب سرزمين ذى القرنين ، مردمى كفرپيشه و ستم كار بودند .
قلنا يذا القرنين إمّا أن تعذّب
تعبير «تعذّب» نشانگر آن است كه آنان مستحق كيفر بوده اند و دليل آن - به قرينه آيات بعد - ستم گرى و كفر آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 4
4- مردم بى ايمان و فاقد عمل صالح ، در بينش ذوالقرنين ، مردمى ظالم بودند .
قال أمّا من ظلم . .. و أمّا من ءامن و عمل صلحًا فله جزاءً الحسنى
مقابله بين دو گروه «من ظلم» و «من ءامن. ..» حكايت از آن دارد كه ترك ايمان و عمل صالح ظلم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 38 - 7
7- كافران از زمره ستم كاران و گمراهان اند .
فويل للذين كفروا . .. لكن الظلمون اليوم فى ضلل مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 72 - 7
7- منكران معاد ، در زمره ستم كاراند .
و يقول الإنسن . .. و نذر الظلمين فيها جثيًّا
از منكران معاد به عنوان «ظالم» ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 11 - 5
5- ظلم ، اسراف است و جوامع ستمگر ، مصداق بارز مسرفان تاريخ اند .
و أهلكنا المسرفين . .. و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة
خداوند در دو آيه قبل، دشمنان پيامبران را به مسرفان توصيف كرد (و أهلكنا المسرفين) و در اين آيه بسيارى از اقوامى را كه به خاطر دشمنى با دين الهى، نابود شده اند، به ظالمان توصيف فرمود. از ارتباط اين دو آيه، مى توان فهميد كه ظالمان همان مسرفان اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 14 - 4
4- رفاه زدگان و خوشگذرانان جوامع ، ظالم و ستمگراند .
قرية كانت ظالمة . .. ما أُترفتم فيه ... إنّا كنّا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 29 - 6
6- ادعاى الوهيت ظلم است و مدعيان خدايى ، ظالم اند .
و من يقل منهم إنّى إله . .. كذلك نجزى الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 53 - 4
4 - بيمار دلان و افراد سنگ دل ، مردمانى ظالم و بى دادگر
للذين فى قلوبهم مرض و القاسية قلوبهم و إنّ الظلمين لفى شقاق بعيد
مراد از «ستمگران» افراد بيمار دل و قسى القلب است و «شقاق» به معناى مخالفت و ستيزه جويى مى باشد. «بعيد» صفت «شقاق» و به معناى دور و دراز است; يعنى، اين گروه ستمگر، در ستيزجويى دور و درازى با حق هستند; مقصود اين كه فاصله ميان آنها و حق، چنان زياد است كه نبايد هيچ گونه اميدى به دست برداشتن آنها از مخالفت و ستيزه جويى با آن داشت. در واقع، اين توصيه اى است به پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه از آنها قطع اميد كند و به ايمان آوردن آنان دل نبندد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 94 - 3
3 - مشركان عصر بعثت ، مردمى ظالم و ستمگر
ربّ فلاتجعلنى فى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 50 - 8
8 - بى گمان منافقان ، ظالم و ستمگراند .
بل أُولئك هم الظلمون
معرفه آمدن مبتدا و خبر، همراه با ضمير فصل (هم) و آمدن مبتدا در قالب اسم اشاره (أُولئك)، همگى بر تأكيدى بر اين مطلب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 8 - 8،9
8 - مشركان ، مردمانى ستمگر
و قال الذين كفروا . .. و قال الظلمون إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا
9 - هرگونه اتهام ناروا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( همچون سحر زدگى و . . . ) ظلم است و اتهام زنندگان ظالم اند .
و قال الظلمون إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 37 - 7
7 - تكذيب آيات و رسولان الهى ، ظلم است و تكذيب كنندگان ، مردمانى ظالم اند .
الذين كذّبوا بأيتنا . .. كذّبوا الرسل ... و أعتدنا للظلمين عذابًا أليمًا
مراد از «الظالمين» در آيه همان تكذيب كنندگان آيات و انبيا هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 38 - 2
2 - قوم عاد ، ثمود و اصحاب رسّ ، مردمانى ظالم و ستمگر و گرفتار عذاب دردناك الهى در قيامت
و أعتدنا للظلمين عذابًا أليمًا . و عادًا و ثمودا و أصحب الرّسّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 10 - 4
4 - فرعونيان ، مردمى ستمگر و ظالم
أن ائت القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 21 - 6
6 - فرعون و دار و دسته اش ، عناصرى بيدادگر و ستم پيشه
ربّ نجّنى من القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 25 - 11
11 - فرعون و دارودسته وى ، مردمى ظالم و بيدادگر بودند .
نجوت من القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 37 - 8
8 - فرعونيان ، گروهى بيدادگر و ظالم بودند .
و قال موسى . .. إنّه لايفلح الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 50 - 7
7 - دشمنان دين خدا و كتاب هاى آسمانى ، عناصرى هواپرست و ظالم
و من أضلّ ممّن اتّبع هويه . .. إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 31 - 8
8 - قوم لوط ، مردمى ظالم و ستم پيشه بودند .
إنّ أهلها كانوا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 49 - 9
9 - مشركان مكه ، مردمى ستم پيشه و منكر آيات الهى بودند .
ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون . .. و ما يجحد بأيتنا إلاّ الظلمون
«ال» در «الظالمون» عهد بوده و اشاره به «الكافرون» در آيه چهل و هفت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 29 - 2
2 - مشركان ، مردمانى ظالم و ستم گرند و شرك ، از موارد ستم است .
بل اتّبع الذين ظلموا أهواءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 57 - 4
4 - كافران ، مردمانى ظالم و ستم پيشه اند .
و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا . .. فيومئذ لاينفع الذين ظلموا معذرتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 11 - 12
12 - مشركان ، مردمانى ظالم اند .
فأرونى ماذا خلق الذين من دونه بل الظلمون
«ال» در «الظالمون» مى تواند عهد و اشاره به مشركان باشد كه مخاطب خداوند در آيه اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 31 - 8،12،19
8 - مشركان ، مردمانى ظالم اند .
و قال الذين كفروا لن نؤمن . .. و لو ترى إذ الظلمون
12 - كافران به قرآن ، مردمانى ظالم اند .
و قال الذين كفروا لن نؤمن بهذا القرءان . .. و لو ترى إذ الظلمون
19 - مستضعفان و مستكبران كافر ، هر دو ظالم اند .
و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. يقول الذين استضعفوا للذين استكبروا
خداوند، پس از آن كه مشركان را مردمانى ظالم معرفى كرد به بيان تفضيلى مشاجره آنان پرداخت. اين نشان مى دهد كه مشركان ظالم به دو گروه مستضعف و مستكبر تقسيم مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 42 - 5
5 - مشركان ، مردمانى ظالم اند .
و يوم يحشرهم . .. أهؤلاء إيّاكم كانوا يعبدون ... نقول للذين ظلموا
به قرينه سياق، مراد از «الذين ظلموا» همان كسانى اند كه غير خدا را مى پرستيده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 37 - 15
15 - كفر و نپذيرفتن دعوت پيامبران ، ظلم است و كافران ظالم اند .
و الذين كفروا لهم نار جهنّم . .. فما للظلمين من نصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 40 - 11
11 - شرك ، ظلم است و مشركان ، ظالم اند .
بل إن يعد الظلمون بعضهم بعضًا إلاّ غرورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 22 - 3
3 - شرك و تكذيب معاد ظلم است و مشركان و تكذيب گران معاد ، ظالم اند .
هذا يوم الفصل الذى كنتم به تكذّبون . احشروا الذين ظلموا
برداشت ياد شده از ستم پيشه خواندن مشركان و تكذيب كنندگان معاد، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 63 - 3
3 - انكار قيامت ، ظلم است و منكران قيامت ظالم اند .
أءنّك لمن المصدّقين . .. إنّا جعلنها فتنة للظلمين
آيه شريفه در سلسله آيات مربوط به منكران قيامت قرار دارد كه آنان را به رنج و عذاب تهديد مى كند. تعبير كردن از آنها به خصوصيت ستم كار بودن، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 47 - 6
6 - منكران قيامت ، از زمره ستمگران اند .
الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و لو أنّ للذين ظلموا
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند، از منكران قيامت تعبير به ظالم كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 5
5 - مرفهان و برخورداران ناسپاس جامعه ، از ستمگران اند .
و الذين ظلموا من هؤلاء
«و الذين ظلموا من هؤلاء»، هر چند اشاره به مرفهان ناسپاس در آغاز، بعثت دارد; ولى آيه شريفه بيانگر حكمى عامى و فراتر از مورد خاص نزول مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 8 - 11
11 - سرپيچى كنندگان از پيام وحى و روى گردانان از ياد قيامت ، ظالم و ستمگرند .
و كذلك أوحينا . .. و تنذر يوم الجمع ... و الظلمون ما لهم من ولىّ و لانصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 45 - 1
1 - ستم پيشگان متجاوز به حقوق مردم ، عرضه شونده به دوزخ و نزديك شونده به آن بدون هيچ اختيار
و تريهم يعرضون عليها خشعين من الذلّ ينظرون من طرف خفىّ
تعبير «يعرضون عليها» به صيغه مجهول، ناگزيرى و بى اختيارى ظالمان در عرصه قيامت را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 65 - 8
8 - تفرقه گرايان در دين و راه انبيا ، انسان هايى ستمگر و مستحق عذاب اخروى
إنّ اللّه هو ربّى و ربّكم . .. فاختلف الأحزاب من بينهم فويل للذين ظلموا من عذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 11 - 21
21 - توبه نكردن از استهزا ، طعن و نسبت دادن القاب زشت به مؤمنان ، باعث ورود حتمى فرد در زمره ظالمان
لايسخر قوم من قوم . .. و من لم يتب فأولئك هم الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 59 - 2
2 - كافران و اعراض كنندگان از عبادت خداوند ، ستمكار و ظالم اند .
و ما خلقت . .. إلاّ ليعبدون ... فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا
با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيش - كه در زمينه هدف آفرينش و عبوديت بندگان به درگاه خداوند بود - مطلب بالا استقاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 9 - 5
5 - برقراركنندگان روابط دوستانه و مسالمت آميز ، با كسانى كه به دين و سرزمين مسلمانان هجوم آورده اند ، ظالمان واقعى هستند .
و من يتولّهم فأُولئك هم الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 5 - 9
9 - قوم يهود ، گروهى ظالم و محروم از هدايت خداوند
الذين كذّبوا بايت اللّه و اللّه لايهدى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 7 - 2
2 - يهوديان ، مردمى ظالم و ستمگراند .
و لايتمنّونه . .. و اللّه عليم بالظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 11 - 12
12 - قبطيان و كارگزاران فرعون ، مردمى ستمگر بودند .
و نجّنى من القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 31 - 8
8 - كفر و نپيمودن راه خدا ، ظلم است و كافران ظالم اند .
و الظلمين أعدّ لهم عذابًاأليمًا
مقصود از «ظالمين» - به قرينه آيات گذشته - كافرانى هستند كه راه خدا را نمى پيمايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 55 - 2
2 - پيروى از جباران و ستم پيشگان ، درپى دارنده خشم و عذاب الهى است .
فأطاعوا . .. فلمّا ءاسفونا انتقمنا منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 113 - 2
2- تمايل به ستمگران و اتكاى بر آنان ، موجب گرفتار شدن به آتش دوزخ است .
و لاتركنوا إلى الذين ظلموا فتمسكم النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 45 - 9
9- آثار به جا مانده از ستمگران گذشته ، عبرت انگيز و درس آموز است .
و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم . .. و ضربنا لكم الأمثال
در برداشت فوق «مساكن» در جمله «و سكنتم فى مساكن الذين ظلموا أنفسهم . ..» كنايه از آثار به جا مانده گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 59 - 17
17- انكار ربوبيت خدا ، مخالفت با پيامبران و برنامه هاى آنان و پيروى از ستمگران و سركشان ، درپى دارنده عذاب سهمگين قيامت
و نجّينهم من عذاب غليظ. و تلك عاد جحدوا ... واتبعوا أمر كل جبار عنيد
آيه مورد بحث ، بيانگر گناهانى است كه قوم عاد را به عذاب دنيوى و اخروى گرفتار ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 19 - 6
6 - پيروى از تمايلات جاهلانه ظالمان ، به معناى پذيرش ولايت و رهبرى آنان است .
و لاتتّبع أهواء . .. و إنّ الظلمين بعضهم أولياء بعض
با توجه به اين كه «إنّ الظالمين بعضهم أولياء. ..» تعليل براى نهى «لاتتبع» است، مفاد آيه شريفه چنين خواهد بود: اگر پيامبر يا موحد ديگرى، در برابر خواسته يا خواسته هاى هواپرستان جاهل تسليم شود، در حقيقت رهبرى و ولايت آن هواپرستان ظالم را پذيرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 24 - 8
8 - نفرين بر ظالمان و گمراه كنندگان جامعه - پس از نااميدى از هدايت آنان - كارى پسنديده و روا
و لاتزد الظلمين إلاّ ضللاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 43 - 2
2- ستمگران بر اثر وحشت روز قيامت ، از حركت پلك هاى چشم ناتوان و دلشان تهى از تدبير و چاره جويى خواهد بود .
يعمل الظلمون . .. لايرتدّ إليهم طرفهم و أفئدتهم هوآء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 4
4 - آثار ترس و دلهره ، آشكار در چهره ستمكاران و منكران معاد ، در قيامت
ترى الظلمين مشفقين
واژه «ترى» اشعار به مطلب ياد شده دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 115 - 7
7- پايدارى بر دين ، پرهيز از طغيان گرى ، تكيه نكردن بر ستمگران و اقامه نماز ، نيكوكارى و درپى دارنده اجر و پاداش الهى است .
فاستقم . .. و لاتركنوا ... أقم الصلوة ... فإن الله لايضيع أجر المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 41 - 5
5 - هلاكت دنيوى و آتش دوزخ ، پى آمد حكومت هاى مستكبر ، ستمگر و فاسد ( چونان فرعونيان )
إنّهم كانوا قومًا فسقين . .. إنّه لايفلح الظلمون ... و استكبر هو ... و جعلنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 85 - 7
7 - باز ايستادن ظالمان تكذيب گر از نطق و سخن ، با مشاهده نزول عذاب الهى بر آنان
و وقع القول عليهم . .. فهم لاينطقون
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مراد از «وقع القول. ..» حلول عذاب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 7
7 - عذاب دردناك و سخت ستمكاران در قيامت ، بازتاب عملكرد خود آنان است .
و إنّ الظلمين لهم عذاب أليم . ترى الظلمين مشفقين ممّا كسبوا و هو واقع بهم
چنانچه كه مراد از «ما» در «ما كسبوا» عمل باشد و ضمير «هو» به آن بازگردد، از ارتباط دو آيه ، مى توان استفاده كرد كه «عذاب أليم» چيزى جز عملكرد انسان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 61 - 7
7- در صورت تصميم خداوند بر عقوبت و مؤاخذه دنيوى ظالمان ، همه انسان ها به هلاكت مى رسيدند و نسلشان منقرض مى شد . *
و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم ما ترك عليها من دابّة
احتمال دارد به قرينه «الناس» و «بظلمهم» و نيز تناسب كيفر با گناه گناهكار، مراد از «دابّة» انسانها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 113 - 2،15
2- تمايل به ستمگران و اتكاى بر آنان ، موجب گرفتار شدن به آتش دوزخ است .
و لاتركنوا إلى الذين ظلموا فتمسكم النار
15- « عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) : . . . من مدح سلطاناً جائراً و تخفّف و تضعضع له طمعاً فيه كان قرينه إلى النار . . . قال الله عزوجل : « و لاتركنوا إلى الذين ظلموا فتمسكم النار . . . ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است: . .. كسى كه سلطان ستمگرى را به خاطر طمع داشتن به او، ستايش كند و در برابر او كوچكى و تواضع نمايد در آتش همنشين او گردد ... خداوند عزوجل فرمود: و لاتركنوا ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 99 - 1
1 - لحظه مرگ ، لحظه پايان يافتن شرارت ها و حق ستيزى هاى كافران و ستمگران
حتّى إذا جاء أحدهم الموت قال ربّ ارجعون
«حتى» براى بيان غايت شرارت ها و ستمگرى هاى كافران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 61 - 7
7- در صورت تصميم خداوند بر عقوبت و مؤاخذه دنيوى ظالمان ، همه انسان ها به هلاكت مى رسيدند و نسلشان منقرض مى شد . *
و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم ما ترك عليها من دابّة
احتمال دارد به قرينه «الناس» و «بظلمهم» و نيز تناسب كيفر با گناه گناهكار، مراد از «دابّة» انسانها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 94 - 5
5 - حضور در جمع ظالمان ، دربردارنده خطر شمول عذاب آنها بر انسان
ربّ فلاتجعلنى فى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 6 - 10
10- گناه كاران و ستم پيشگان نبايد از مغفرت الهى نااميد شده و خويشتن را سزاوار آمرزش ندانند .
إن ربك لذو مغفرة للناس على ظلمهم
«على» در «على ظلمهم» به معناى «مع» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 227 - 8
8 - هنر شعر ، از ابزار كارآمد مبارزه با ظلم و ستمگران و حمايت از مظلومان
و انتصروا من بعد ما ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 45 - 14
14- اتمام حجت خداوند پيش از فرستادن عذاب بر ستمگران
يوم يأتيهم العذاب . .. و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم و تبيّن لكم كيف فعلنا
اينكه خداوند فرمود: ما چگونگى برخورد خود با ستمگران را براى شمابيان كرديم (تبين لكم كيف فعلنا بهم)، مى تواند بيانگر اتمام حجت خداوند براى همه ستمگران پيش از عذاب باشد، به ويژه اينكه خداوند اين سخن را در پاسخ مهلت خواهى آنان مى فرمايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 45 - 1
1 - ستم پيشگان متجاوز به حقوق مردم ، عرضه شونده به دوزخ و نزديك شونده به آن بدون هيچ اختيار
و تريهم يعرضون عليها خشعين من الذلّ ينظرون من طرف خفىّ
تعبير «يعرضون عليها» به صيغه مجهول، ناگزيرى و بى اختيارى ظالمان در عرصه قيامت را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 41 - 7
7 - پرهيز از پيوستن به ستمكاران و گرفتار شدن به كيفر آنان، هشدار خداوند به تمامى انسانها
و كذلك نجزى الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 12،18
12 - مجازات اخروى ستمكاران بزرگ از نخستين لحظات احتضار و مرگ آغاز خواهد شد.
و لو ترى إذ الظلمون فى غمرت الموت
18 - جان كندن ستمگران، همراه با تمسخر ملائكه قبض روح نسبت به آنان و بيان عجز آنان براى رهايى از مرگ است.
أخرجوا أنفسكم اليوم تجزون عذاب الهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 104 - 3
3- دستيابى انسان ها به زندگى آرام و امن و به دور از سلطه جبّاران ، امرى بس مهم و ارزشمند
فأغرقنه و من معه . .. اسكنوا الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 24 - 5
5 - افزودن گمراهى ، از عذاب هاى الهى براى ظالمان و گمراه كنندگان جامعه
و قد أضلّوا كثيرًا و لاتزد الظلمين إلاّ ضللاً
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه پيامبران براى هدايت مردمان مبعوث شدند و افزودن گمراهى گمراه كنندگان، جنبه مجازاتى دارد نه ابتدايى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 47 - 1
1 - ستمگران در قيامت ، براى رهايى خود از عذاب سخت الهى ، حاضراند دو چندان ثروت ها و دارايى هاى زمين را فدا كنند .
و لو أنّ للذين ظلموا ما فى الأرض جميعًا و مثله معه لاَفتدوا به من سوء العذاب يوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 113 - 5
5- مسلمانان نبايد در پايدارى بر دين و پيشبرد اهداف آن بر ستمگران ، اتكا كنند و از آنان يارى طلبند .
فاستقم كما أُمرت و من تاب معك . .. و لاتركنوا إلى الذين ظلموا
نهى از تمايل به ستمگران و اتكاى بر آنان ، پس از امر به استقامت در راه دين ، توجه دادن مؤمنان است به اين كه مبادا براى رسيدن به اين مقصود (استقامت در راه دين و پيشبرد اهداف آن) بر ستمگران تكيه كنند و از آنان يارى بخواهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 44 - 8،10
8- سرزنش شدن ستمگران از جانب خداوند ، هنگام مهلت خواهى آنان در وقت نزول عذاب استيصال
يوم يأتيهم العذاب فيقول الذين ظلموا . .. أو لم تكونوا أقسمتم من قبل ما لكم من زو
10- ستمگران در مهلت خواهى خويش از خداوند ، به هنگام مشاهده عذاب الهى ، براى پذيرش اسلام و پيروى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) راستگو نيستند .
يوم يأتيهم العذاب فيقول الذين ظلموا ربّنا أخّرنا . .. أو لم تكونوا أقسمتم من قبل
از پاسخ خداوند به مهلت خواهى ستمگران كه فرمود: شما على رغم وجود آيات و دلايل روشن، بر زوال ناپذيرى خود تأكيد داشتيد، به دست مى آيد كه اگر خداوند به آنان مهلت دهد باز هم به راه باطل خود ادامه خواهند داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 48 - 7
7 - عذاب قيامت ، همواره مورد انكار و استهزاى مشركان و ستمگران است .
و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون
طبق نظر مفسران آنچه مورد استهزا قرار مى گرفت، قيامت و عذاب آن روز بود. گفتنى است آمدن فعل «كانوا» و كاربرد «يستهزءون» به صورت فعل مضارع، دلالت بر استمرار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 18
18 - جان كندن ستمگران، همراه با تمسخر ملائكه قبض روح نسبت به آنان و بيان عجز آنان براى رهايى از مرگ است.
أخرجوا أنفسكم اليوم تجزون عذاب الهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 1
1- فرار نكردن و بازگشتن به زندگى مرفّه ، سخن استهزا آميز خداوند با مترفان ستمگر ، به هنگام نزول عذاب استيصال بر آنان
لاتركضوا وارجعوا إلى ما أُترفتم فيه
«الترف» به معناى تنعّم و برخوردارى از نعمت و «الترفه» به معناى خود نعمت است. و «مترف» نيز به كسى گويند كه از نعمت فراوان و رفاه بسيار برخوردار باشد، به گونه اى كه او را مغرور سازد (لسان العرب) و يا آن چنان در ناز و نعمت باشد كه كسى جلوگير او نباشد و هر چه دلش خواست آزادنه انجام دهد (قاموس المحيط). گفتنى است نهى و امر در جمله «لاتركضوا» و «إرجعوا...» براى طلب حقيقى نيست; بلكه مجاز و از باب تهكّم و استهزا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 39 - 12
12 - خداوند ، ترغيب كننده ستمكاران و گنهكاران به توبه و اصلاح خويش ( خودسازى )
فمن تاب . .. فإنّ اللّه يتوب عليه إنّ اللّه غفور رحيم
توجه دادن ستمكاران به مغفرت، رحمت و توبه پذيرى خداوند مى تواند به منظور ترغيب آنان به توبه و اصلاح باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 45 - 7
7 - نگاه ترس آلود و مضطرب ستمكاران به جهنم ، در كناره آتش دوزخ
ينظرون من طرف خفىّ
نگاه زير چشمى به جهنم ، كنايه از ترس و وحشت است .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 27 - 10
10- ستم پيشگان ، بى بهره از ثبات آرامش و فاقد اصول ثابت و سخن استوار در زندگى دنيا و آخرتند .
يثبّت الله الذين ءامنوا بالقول الثابت فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة و يضلّ الله ا
از مقايسه صدر و ذيل آيه و مقابله ظالمان با مؤمنان مطلب فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 12 - 3
3- وحشت و اضطراب شديد و ناگهانى جوامع ستمگر ، هنگام ظهور علايم و نشانه هاى عذاب الهى
فلمّا أحسّوا . .. إذا هم منها يركضون
مطلب ياد شده از «إذا»ى فجائيه - كه دلالت بر امر ناگهانى و به دور از انتظار مى كند - استفاده شده است; زيرا فرار ناگهانى دليل بر وجود نوعى اضطراب و وحشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 30 - 7
7- ايجاد انحراف در دين ، از شيوه ها و ابزار هاى دنياپرستان و صاحبان زر و زور براى نيل به هدف هاى مادى خود
و أحلّوا قومهم . .. و جعلوا لله أندادًا ... قل تمتّعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 113 - 6
6- تكيه بر ستمگران براى گسترش توحيد و دين ، طغيان و خروج از حد و مرز تعيين شده است .
فاستقم كما أُمرت . .. لاتطغوا ... و لاتركنوا إلى الذين ظلموا
عبارت «و لاتركنوا . ..» مى تواند بيانگر مصداقى از «لاتطغوا» باشد و تفسيرى براى «كما اُمرت» تلقى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 14 - 8
8 - ظلم و جاه طلبى ، فسادگرى است .
ظلمًا و علوًّا . فانظر كيف كان عقبة المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 148 - 5،6
5 - مظلوم ، مجاز به دشنام دادن ظالم و افشاگرى عليه اوست .
لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم
6 - مظلوم ، مجاز به هتك حرمت ظالم و آشكار ساختن خصلت هاى ظالمانه وى ، براى مردم
لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم
مناسبت حكم و موضوع اقتضا مى كند كه گفته شود مراد از اظهار عيوب ظالم گفتارى است كه مظلوم به وسيله آن ستمگرىِ ظالم را نسبت به خودش بيان كند، بنابراين مظلوم حق ندارد بديهاى ظالم را كه هيچ رابطه اى با وى ندارد، افشا كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 72 - 9
9- دوزخ ، گذرگاهى براى تقواپيشگان و اقامت گاهى براى ستم كاران است .
ثمّ ننجّى الذين اتقوا و نذر الظلمين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 5 - 1،7
1 - ستم پيشگان، به هنگام مواجه شدن با عذابهاى دنيوى (عذاب استيصال)، معترف به ظلمهاى گذشته خويش شدند
فما كان دعويهم . .. إنا كنا ظلمين
7 - اعتراف ظالمان به ظلم خويش پس از آمدن عذاب الهى بى ثمر است.
كم من قرية أهلكنها . .. قالوا إنا كنا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 92 - 8
8- عقوبت و سرزنش كسانى كه در حق آدمى ستم كرده اند پس از اعترافشان به گناه و توبه از آن ، به دور از شأن نيكوكاران است .
لاتثريب عليكم اليوم
«اليوم» ظرف و متعلق به «تثريب» است و مراد از آن زمانى است كه برادران يوسف به خطاى خويش اعتراف نموده و از گناه خود توبه كردند (و إن كنّا لخاطئين).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 14 - 1
1- رفاه زدگان جوامع ستم پيشه ، به ظلم و ستم خويش پس از احساس عذاب الهى اعتراف مى كنند .
فلمّا أحسّوا بأسنا . .. قالوا يويلنا إنّا كنّا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 85 - 7
7 - از امام باقر و امام صادق - عليهما السلام - روايت شده است كه درباره سخن خداوند : « ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظالمين » فرمود : لا تسلطهم علينا فتفتنهم بنا ;
پروردگارا! گروه ستمگران را بر ما مسلط مكن كه ما را وسيله آزمايش آنان قرار دهى».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 63 - 2
2 - درخت زقّوم ، وسيله آزمايش كافران و ستم كاران
أم شجرة الزقّوم . إنّا جعلنها فتنة للظلمين
آزمايش، يكى از معانى «فتنة» است و برداشت ياد شده مبتنى بر اين معنا است. در تأييد اين مطلب گفتنى است كه مفسران در شأن نزول آيه شريفه نقل كرده اند: ابوجهل هنگامى كه كلمه «زقوم» را با اوصافى كه قرآن براى آن نقل مى كند شنيد، آن را به مسخره گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 6 - 1
1 - به رخ كشيدن انفاق اموالى انبوه و مباهات به آن ، ورد زبان قلدر مآبان گردنكش
يقول أهلكت مالاً لبدًا
«يقول» مضارعى است كه استمرار را مى رساند. فاعل آن كسى است كه در آيه قبل، به «فريفته قدرت خويش» توصيف شده است. «لبداً»; يعنى، انباشته (مفردات راغب). مفاد آيه شريفه اين است كه گوينده اين سخن، اهل انفاق بوده است; ولى به دليل تفاخر يا رياكارى و يا اتلاف ناميدن انفاق، مورد مذمت قرار گرفته است و يا اين كه او به دروغ، ادعاى انفاق مى كند. آيه بعد نيز با اين احتمال ها سازگار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 37 - 14
14 - ستمگران ، شايسته ترحم و يارى شدن نيستند .
فما للظلمين من نصير
آيه بالا هرچند درباره روز قيامت است; ولى مى توان از آن اين مطلب را استنباط كرد كه يارى نشدن ظالمان در قيامت، به خاطر عدم شايستگى آنان است و اين عدم لياقت، در دنيا نيز صادق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 19 - 4
4 - ياورى ظالمان نسبت به يكديگر ، منحصر به دنيا و بى ثمر در آخرت *
و إنّ الظلمين بعضهم أولياء بعض
در صورتى كه تعبير «من اللّه» داراى مضاف محذوف و تقدير آن «من عذاب اللّه» باشد; مى توان استفاده كرد، «لن يغنوا»
نظر به آخرت و كيفر و پاداش الهى دارد و «بعضهم أولياء بعض» نظر به هميارى هاى دنيوى و مادى ظالمان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 50 - 12
12 - انتقام از ستمگران در حضور ستمديدگان ، امرى است شايسته و نيكو
و أغرقنا ءال فرعون و أنتم تنظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 47 - 10
10- انتقام از ستمگران و سركوبى آنان با استفاده از قدرت و توانايى ها ، امرى روا و پسنديده است .
و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا . .. فلاتحسبنّ الله مخلف وعده رسله إن الله عزيز ذو
برداشت فوق از عمل خداوند و خورد او با حق ستيزان استفاده مى شود; زيرا يكى از اوصاف خداوند، «منتقم» (انتقام گيرنده) است. ترديدى نيست كه انتقام خداوند براى دفاع از حق و حق باوران است، نه براى شخص خود. بنابراين از عمل خدا مى توان آموخت كه انتقام براى حق عملى است نيكو.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 48 - 1،8
1- انتقام خداوند از ستمگران و عذاب كردن آنان در روزى است كه اين آسمان و زمين ، به آسمان و زمين ديگرى تبديل شوند .
و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم . .. إن الله عزيز ذو انتقام . يوم تبدّل الأر
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «يوم تبدل . ..» ظرف براى انتقام باشد.
8- قيامت ، روز احضار ستمگران و انتقام خداوند از آنان
و أنذر الناس . .. الذين ظلموا ... إن الله عزيز ذو انتقام . يوم تبدّل الأرض ... و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 61 - 1
1 - توانايى خداوند بر جا به جا كردن شب و روز ، دليلى است گويا براى توانايى او بر يارى رساندن به ستمديدگان در انتقام گرفتن آنان از ستمگران .
ذلك بأنّ اللّه يولج الّيل فى النهار . .. و أنّ اللّه سميع بصير
در آيه پيش، خداوند به آن مسلمانى كه مورد ستم و تجاوز مشركان قرار گرفته بود، وعده قطعى داد كه او را يارى خواهد كرد تا انتقامش را از متجاوزان بازستاند در اين آيه، براى اين كه كسى در توانايى خدا بر تحقق بخشيدن به وعدهايش و در حمايت و پشتيبانى از ستم ديدگان ترديدى نكند، گوشه اى از قدرت نهايت خود را بيان كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 22 - 7
7 - انتقام خداوند از مجرمان ، پى آمد ظلم آنان به آيات الهى است .
و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه ثمّ أعرض عنها إنّا من المجرمين منتقمون
«إنّا من المجرمين. ..» به منزله تعليل براى عذاب تكذيب كنندگان آيات خدا و اعراض كنندگان از آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 41 - 1
1 - انتقام گرفتن از متجاوزان و ستمگران ، حق مشروع و مسلّم انسان هاى ستمديده است .
و لمن انتصر بعد ظلمه فأولئك ما عليهم من سبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 12 - 13
13- قرآن ، بيم دهنده به ستمكاران و بشارت دهنده به نيك كرداران
لينذر الذين ظلموا و بشرى للمحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 42 - 1
1- هشدار خداوند به ستمگران درباره سرنوشت شوم ستم پيشگى
و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 59 - 6
6- گرفتارى به عذاب هلاكت بار ، هشدار خداوند به گنه كاران و كافران و ستم پيشگان عصر بعثت بود .
و تلك القرى أهلكنهم لمّا ظلموا و جعلنا لمهلكهم موعدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 45 - 19
19 - نابود ساختن ستمكاران از زمين، كارى در خود ستايش
فقطع دابر القوم الذين ظلموا و الحمد للّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 114 - 11
11- لزوم پايدارى بر دين ، پرهيز از طغيان و سركشى و تمايل نداشتن و تكيه نكردن بر ستمگران ، از مواعظ و پند هاى مهم خداوند است .
فاستقم كما أُمرت . .. و لاتطغوا ... و لاتركنوا إلى الذين ظلموا... ذلك ذكرى للذكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 104 - 3
3- دستيابى انسان ها به زندگى آرام و امن و به دور از سلطه جبّاران ، امرى بس مهم و ارزشمند
فأغرقنه و من معه . .. اسكنوا الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 87 - 4
4- ذوالقرنين ، به ايمان آوردن ظالمان ساحل دريا و دست برداشتن آنان از ظلم و فساد ، اميدوار بود و در مجازات آنان شتابى نداشت .
قال أمّا من ظلم فسوف نعذّبه
حرف «سوف» براى آينده است و فعل هاى شرط («آمن» و «عمل») در آيه بعد، قرينه اين است كه ذى القرنين، به احتمال ايمان آوردن ظالمان، در مجازات آنان تعجيل نكرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 83 - 7
7- جوامع ستمگر ، در معرض گرفتار شدن به كيفر هاى دنيوى و در خطر هدف قرار گرفتن سنگ هاى عذاب
و ما هى من الظلمين ببعيد
«هى» مى تواند به قريه يا قريه هايى كه از سياق كلام برمى آيد، باز گردد و مى تواند به «حجارة» در آيه قبل ارجاع شود. معناى جمله «و ما هى ...» بنابر احتمال دوم چنين است: آن سنگهاى كذايى دور از ستمگران نيست; يعنى، ستمگران در معرض چنين عذابهايى اند و آن گونه سنگها براى آنان مهياست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 135 - 9
9 - فرجام نيك از آن پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان است. و ظالمان محروم از آن مى باشند.
فسوف تعلمون من تكون له عقبة الدار إنه لايفلح الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 148 - 6،8،15
6 - مظلوم ، مجاز به هتك حرمت ظالم و آشكار ساختن خصلت هاى ظالمانه وى ، براى مردم
لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم
مناسبت حكم و موضوع اقتضا مى كند كه گفته شود مراد از اظهار عيوب ظالم گفتارى است كه مظلوم به وسيله آن ستمگرىِ ظالم را نسبت به خودش بيان كند، بنابراين مظلوم حق ندارد بديهاى ظالم را كه هيچ رابطه اى با وى ندارد، افشا كند.
8 - تبليغ و بدگويى آشكار ، از روش هاى مجاز براى مبارزه عليه ظلم و ظالم است .
لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم
15 - توجه به علم و آگاهى خداوند ، مانع سوء استفاده انسان ، از خصلت هاى الهى به مظلومان در بدگويى ظالمان
لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم و كان اللّه سميعاً عليماً
جمله «كان اللّه . ..»، مى تواند هشدارى به مظلومان باشد كه مبادا از حكم الهى سوء استفاده كنند و در بدگويى و غيبت ظالم از حد تجاوز نمايند و يا هشدار به كسانى باشد كه مظلوم نيستند و به بهانه اين كه مظلومند، عليه بى گناهى افشاگرى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 9
9 - تنها ستم پيشگان پس از تعيين مسجدالحرام به عنوان قبله ، دست از بهانه جويى برنداشته و به دشمنى خويش عليه مسلمانان ادامه مى دادند .
لئلا يكون للناس عليكم حجة إلا الذين ظلموا منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 72 - 22
22 - ستمكاران هيچ ياورى براى نجات از آتش دوزخ ندارند .
و ما للظلمين من انصار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 45 - 7
7 - قطع هر گونه امداد الهى به ظالمانِ تكذيب كننده آيات الهى*
فقطع دابر
«دابر» به معنى پشت و عقب است و از معانى محتمل كنايى در آيه قطع هر گونه امداد و فيض الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 44 - 10
10 - هنگامه عذاب ، لحظه ظهور و بروز بى پناهى گمراهان ستم پيشه است .
فما له من ولىّ من بعده و ترى الظلمين لمّا رأوا العذاب يقولون هل إلى مردّ من سبي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 52 - 1
1 - عذرخواهى ستمگران در قيامت ، بى نتيجه بوده و سودى به حال آنان نخواهد داشت .
يوم لاينفع الظلمين معذرتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 46 - 5،6
5- ستمگران پيشين براى نجات خويش از عذاب استيصال به انواع گوناگون مكر و چاره انديشى متوسل شدند ; ولى از آنها هيچ نتيجه اى نگرفتند .
و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم . .. و قد مكروا مك
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «و قد مكروا مكرهم . ..» حال براى ضمير «بهم» باشد; يعنى، با اينكه آنان به انواع حيله ها و چاره انديشيها براى نجات از عذاب متوسل مى شدند گرفتار آن شدند.
6- مكر ها و چاره انديشى هاى ستمگران ، هر چند گسترده و كوه شكن باشد ، در برابر نيروى حق بى ثمر و ناموفق خواهد بود .
و قد مكروا مكرهم و عند الله مكرهم و إن كان مكرهم لتزول منه الجبال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 47 - 6
6- خنثى و بى نتيجه كردن مكر و ترفند هاى ستمگران ، وعده خداوند به رسولان خويش
و قد مكروا مكرهم و عند الله مكرهم و إن كان مكرهم لتزول منه الجبال . فلاتحسبنّ ال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 59 - 9
9- هلاكت جوامع ، نتيجه تداوم يافتن ستم پيشگى آنان و سود نبردن از مُهلت ها است .
تلك القرى أهلكنهم لمّا ظلموا و جعلنا لمهلكهم موعدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 113 - 11
11- ستمكاران ، شايسته ولايت و سرپرستى نيستند .
و لاتركنوا إلى الذين ظلموا . .. و ما لكم من دون الله من أولياء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 37 - 13
13 - ستمگران در قيامت ، محروم از هرگونه نصرت و يارى
فما للظلمين من نصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 18 - 9
9 - محروميت ستمكاران در قيامت ، از يارى دوست و نزديكان دلسوز و شفاعت شفيعان
ما للظلمين من حميم و لا شفيع يطاع
«حميم» در لغت به معناى دوست (العين) و به «القريب المشفق» (نزديك دلسوز) معنا شده است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 8 - 10
10 - ستم پيشگان ، محروم از هرگونه ولىّ و ياورى در قيامت
و الظلمون ما لهم من ولىّ و لانصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 46 - 1
1 - ستمگران ، فاقد هرگونه ياور و پشتيبان براى نجات از عذاب الهى
ألا إنّ الظلمين فى عذاب مقيم . و ما كان لهم من أولياء ينصرونهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 19 - 4
4 - ياورى ظالمان نسبت به يكديگر ، منحصر به دنيا و بى ثمر در آخرت *
و إنّ الظلمين بعضهم أولياء بعض
در صورتى كه تعبير «من اللّه» داراى مضاف محذوف و تقدير آن «من عذاب اللّه» باشد; مى توان استفاده كرد، «لن يغنوا» نظر به آخرت و كيفر و پاداش الهى دارد و «بعضهم أولياء بعض» نظر به هميارى هاى دنيوى و مادى ظالمان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 18 - 11،14
11 - محروميت ستمگران به هنگام دشوارى مرگ از هرگونه يارى دوست و نزديكان دلسوز خود و شفاعت شفيعان
ما للظلمين من حميم و لا شفيع يطاع
14 - « عن موسى بن جعفر ( ع ) . . . ما من مؤمن يرتكب ذنباً إلاّ ساء ذلك و ندم عليه . . . فإن لم يندم على ذنب يرتكبه فليس بمؤمن و لم تجب له الشفاعة و كان ظالماً و اللّه تعالى يقول : « ما للظالمين من حميم و لا شفيع يطاع » ;
از امام كاظم(ع) روايت شده است: . ..هيچ مؤمنى نيست كه پس از ارتكاب گناه ناراحت و پشيمان نشود... و اگر بر گناه خود پشيمان نشود، مؤمن نيست و شفاعت براى او نخواهد بود و او ظالم است. خداوند تعالى مى فرمايد: ماللظالمين من حميم و لاشفيع يطاع ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 45 - 15
15- بيان سرگذشت ستم پيشگان كيفر شده و نيز داستان هاى مثال زدنى و درس آموز ، در قلمرو موضوعات قرآن
و سكنتم فى مسكن الذين . .. و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم و ضربنا لكم الأمثال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 44 - 9
9- سوگند ستمگران در دنيا بر پايدارى و زوال ناپذيرى قدرت خويش
الذين ظلموا . .. أو لم تكونوا أقسمتم من قبل ما لكم من زوال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 16 - 5
5- مرفهان ستمگر ، جهان را بازيچه و بى هدف مى پندارند .
قرية كانت ظالمة . .. وارجعوا إلى ما أُترفتم فيه ... و ما خلقنا السماء والأرض و م
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 48 - 4
4 - ستمگران اعمال و رفتار هاى بد و زشت خود را در دنيا ، زيبا و خوب پنداشته و يا از بدى و زشتى آنها غافل اند .
و بدا لهم سيّئات ما كسبوا
ظاهر شدن اعمال زشت ستمگران در نظر آنان، ممكن است به خاطر اين باشد كه آنها را خوب و زيبا مى دانستند و يا از بدى و زشتى چنين رفتارى، كاملاً غافل بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 99 - 1
1 - لحظه مرگ ، لحظه پايان يافتن شرارت ها و حق ستيزى هاى كافران و ستمگران
حتّى إذا جاء أحدهم الموت قال ربّ ارجعون
«حتى» براى بيان غايت شرارت ها و ستمگرى هاى كافران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 27 - 1،3،4
1 - ستم گران در قيامت ، از عملكرد خويش به شدت پشيمان خواهند بود .
و يوم يعضّ الظالم على يديه
جمله «يعضّ الظالم على يديه; ستم كار دو دست خويش به دندان گزد» از كنايات است و به قرينه سياق آيه، اين جمله
كنايه از پشيمانى و ندامت مى باشد. گفتنى است تعديه فعل «يعضّ» به وسيله «على» - با آن كه خود از افعال متعدى است - براى تأكيد مضمون آن فعل است; يعنى، پشيمانى آنان بسيار شديد خواهد بود.
3 - ستم گران ، در روز رستاخيز ، از نپيمودن راه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و دورى از روش او ، به شدت پشيمان و متأسف خواهند بود .
الظالم . .. يقول يليتنى اتّخذت مع الرسول سبيلاً
4 - نپيمودن راه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و دورى از روش او ، مايه تأسف و ندامت در قيامت
يقول يليتنى اتّخذت مع الرسول سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 28 - 1
1 - اظهار تأسف و ناراحتى شديد ستم گران در قيامت ، از دوستى با افراد ناباب در دنيا
الظالم . .. يويلتى ليتنى لم أتّخذ فلانًا خليلاً
«خليل» به معناى صديق و دوست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 33 - 10
10 - ستمگران با ديدن عذاب الهى در قيامت ، از انتخاب عقيده كفرآلود ، پشيمان شده و آن را مخفى خواهند كرد .
و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. و أسرّوا الندامة لمّا رأوا العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 44 - 11
11 - عجز و پشيمانى ستمكاران در قيامت ، آشكار و نمايان است .
و ترى الظلمين . .. يقولون
از واژه هاى «ترى» و «يقولون»، استفاده مى شود كه ظالمان ندامت و آرزوى بازگشت را پنهان نمى دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 45 - 4
4 - پشيمانى ستمكاران در صحنه قيامت و پس از مشاهده عذاب ، بى تأثير به حال آنان
يقولون هل إلى مردّ من سبيل . و تريهم يعرضون عليها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 54 - 14
14 - « عن حماد بن عيسى عمن رواه عن ابى عبداللّه ( ع ) قال : سئل عن قول اللّه : « و اسروا الندامة . . . » قال : قيل له : و ما ينفعهم اسرار الندامة و هم فى العذاب ؟ قال : كرهوا شماتة الأعداء ;
حماد بن عيسى از شخصى روايت مى كند كه از امام صادق (ع) درباره سخن خدا كه مى فرمايد: «پشيمانى خود را در دل
نهان مى كنند . ..» سؤال شد: پنهان كردن پشيمانى براى آنان چه سودى دارد، در حالى كه در عذاب هستند؟ فرمود: سرزنش دشمنان را ناخوش دارند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 15 - 1
1- مرفهانِ ستمگر در تأسف و پشيمانى ، از زمان احساس عذاب تا هنگامه هلاكت و نابودى
فما زالت تلك دعويهم حتّى جعلنهم حصيدًا خمدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 44 - 6
6 - ستمكاران ، خواهان بازگشت به دنيا و جبران گناهان گذشته خود به هنگام مشاهده عذاب
و ترى الظلمين لمّا رأوا العذاب يقولون هل إلى مردّ من سبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 16 - 5
5- مرفهان ستمگر ، جهان را بازيچه و بى هدف مى پندارند .
قرية كانت ظالمة . .. وارجعوا إلى ما أُترفتم فيه ... و ما خلقنا السماء والأرض و م
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 23 - 16
16 - پيروزى حتمى بنى اسرائيل بر جباران ، در صورت يورش بر آنان از دروازه سرزمين مقدس
ادخلوا عليهم الباب فاذا دخلتموه فانكم غلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 140 - 24
24 - پيروزى ظالمين در پيكار با مؤمنان ، دليل محبوبيّت آنها نزد خداوند نيست .
و لاتهنوا . .. و ليعلم اللّه الّذين امنوا ... و اللّه لايحبّ الظّالمين
بنابر اينكه مراد از ظالمان، همان پيروزمندان جنگ احد باشد، خداوند به مؤمنان يادآور مى شود كه پيروزى مشركان، حاكى از محبّت الهى به ايشان نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 47 - 4
4- تأخير عذاب ستمگران به معناى تخلف وعده الهى به رسولان خويش نيست .
و قد مكروا مكرهم و عند الله مكرهم . .. فلاتحسبنّ الله مخلف وعده رسله
جمله «فلاتحسبنّ الله . ..» مى تواند پاسخ به اين سؤال مقدر باشد كه: چرا برخى از ستمگران هنوز دچار عذاب استيصال نشده اند، پس وعده خدا ممكن است تخلف پيدا كند؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 61 - 9،13
9- عفو موقت و تأخير در مؤاخذه و عقوبت ظالمان ، به معناى ر ها كردن هميشگى آنان نيست .
و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم ما ترك عليها من دابّة و لكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى
13- تعيين اجل مقرر براى انسان ها و تصميم به مؤاخذه و عقوبت كردن ظالمان و يا تأخير آن ، به دست خداوند است .
و لو يؤاخذ الله الناس . .. و لكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 40 - 3
3 - انتقام جويى ، كينه توزى و تجاوز از حد در مسير مجازات ستمگر ، ممنوع و نامشروع است .
و جزؤا سيّئة سيّئة مثلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 45 - 5
5 - ذلت و خوارى ظالمان در قيامت ، پيامد خوى تجاوزگرى و توسعه طلبى آنان است .
إنّما السبيل على الذين يظلمون . .. و تريهم يعرضون عليها خشعين من الذلّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 24 - 11
11 - ظالمان ، مورد سرزنش و تحقير در قيامت
و قيل للظلمين ذوقوا ما كنتم تكسبون
تعبير «بچشيد. ..» براى سرزنش و تحقير مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 42 - 6
6- خيره شدن چشمان ستمگران و مبهوت ماندن آنان از شدت ترس در روز قيامت
و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون إنما يؤخّرهم ليوم تشخص فيه الأبصر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 43 - 1،3
1- ستمگران ، در قيامت ، شتابان و با ترس و ذلت سر برافراشته و چشم دوخته ، محشور خواهند شد .
و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون . .. مهطعين مقنعى رءوسهم
«اهطاع» به معناى حركت سريع همراه با ترس است و «اقناع» به معناى سر برافراشتن و خيره شدن چشم به چيزى با حالت ذلت و خوارى است (لسان العرب).
3- شدت وحشت و اضطراب و بهت زدگى غير قابل توصيف ستمگران در قيامت
يعمل الظلمون . .. مهطعين مقنعى رءوسهم لايرتدّ إليهم طرفهم و أفئدتهم هوآء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 1
1 - ستم پيشگان ، هراسناك از عملكرد خويش در صحنه قيامت
ترى الظلمين مشفقين ممّا كسبوا و هو واقع بهم
به قرينه ذيل اين آيه - كه در مورد قيامت است - به دست مى آيد كه صدر آيه ترسيم كننده صحنه اى از قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 45 - 3،7
3 - خشوع و فروتنى ظالمان در قيامت ، خشوعى ذليلانه و از سر ترس و هراس
و تريهم . .. خشعين من الذلّ ينظرون من طرف خفىّ
7 - نگاه ترس آلود و مضطرب ستمكاران به جهنم ، در كناره آتش دوزخ
ينظرون من طرف خفىّ
نگاه زير چشمى به جهنم ، كنايه از ترس و وحشت است .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 63 - 13
13 - ترك نهى از منكر در برابر ستمگران ، از سوى علماى اهل كتاب ، به انگيزه حفظ منافع شخصى - تأمين شده از ناحيه آن ستمگران - و يا ترس از تهديداتشان
لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار
از امام حسين(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: . .. و انما عاب اللّه ذلك عليهم لانهم كانوا يرون من الظلمة الذين بين اظهرهم المنكر و الفساد فلاينهونهم عن ذلك رغبة فيما كانوا ينالون منهم و رهبة مما يحذرون ... .
تحف العقول، ص 137; بحارالانوار، ج 100، ص 79، ح 37.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 54 - 3
3 - ترس و وحشت ستمگران ، به هنگام نزول عذاب قيامت ، تا درجه اى است كه اگر از هر يك از آنان به اندازه تمام آنچه در زمين است براى رهاييشان درخواست شود ، اگر مى داشتند ، بى درنگ نثار مى كردند .
و لو أن لكل نفس ظلمت ما فى الأرض لافتدت به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 12 - 3
3- وحشت و اضطراب شديد و ناگهانى جوامع ستمگر ، هنگام ظهور علايم و نشانه هاى عذاب الهى
فلمّا أحسّوا . .. إذا هم منها يركضون
مطلب ياد شده از «إذا»ى فجائيه - كه دلالت بر امر ناگهانى و به دور از انتظار مى كند - استفاده شده است; زيرا فرار ناگهانى دليل بر وجود نوعى اضطراب و وحشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 7 - 3
3 - ظالمان ، در هراس از مرگ و گريزان از آن
و لايتمنّونه . .. و اللّه عليم بالظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 115 - 3
3- پايدارى بر دين ، پرهيز از طغيان گرى و تمايل نداشتن و تكيه نكردن بر ستمگران ، امورى نيازمند به صبرپيشگى
فاستقم كما أُمرت . .. و لاتركنوا إلى الذين ظلموا ... واصبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 27 - 10
10- ستم پيشگان ، بى بهره از ثبات آرامش و فاقد اصول ثابت و سخن استوار در زندگى دنيا و آخرتند .
يثبّت الله الذين ءامنوا بالقول الثابت فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة و يضلّ الله ا
از مقايسه صدر و ذيل آيه و مقابله ظالمان با مؤمنان مطلب فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 45 - 2،
2- ستمگران عصر بعثت در رفتار و كردار ، چنان ستمگران اقوام پيشين بودند .
و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 6 - 1
1 - به رخ كشيدن انفاق اموالى انبوه و مباهات به آن ، ورد زبان قلدر مآبان گردنكش
يقول أهلكت مالاً لبدًا
«يقول» مضارعى است كه استمرار را مى رساند. فاعل آن كسى است كه در آيه قبل، به «فريفته قدرت خويش» توصيف شده است. «لبداً»; يعنى، انباشته (مفردات راغب). مفاد آيه شريفه اين است كه گوينده اين سخن، اهل انفاق بوده است; ولى به دليل تفاخر يا رياكارى و يا اتلاف ناميدن انفاق، مورد مذمت قرار گرفته است و يا اين كه او به دروغ، ادعاى انفاق مى كند. آيه بعد نيز با اين احتمال ها سازگار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 69 - 1،2،3
1 - تقليد از پدران و اجداد در عقايد دينى باطل و مبانى فكرى غلط ، از ويژگى هاى دوزخيان ستمگر
إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّين
مفسران برآنند كه در اين جا ظاهر آيه شريفه (كافران پداران شان را گمراه يافتند) مراد نيست; بلكه اين خداوند است كه آنان را گمراه خوانده است و كافران تنها پدران خود را بر آيينى يافتند و بى تأمل و انديشه از آنان تقليد كردند. مفاد اين آيه، مانند مفاد آيه 23 سوره زخرف است كه مى فرمايد: «إنّا وجدنا ءاباءنا على امّة و إنّا على ءاثارهم مقتدون».
2 - تقليد دوزخيان ستمگر از پدران خود در عقايد دينى و مبانى فكرى ، تقليدى كوركورانه بود .
إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّين
3 - تقليد كوركورانه دوزخيان ستمگر در عقايد دينى و مبانى فكرى از پدران خود ، موجب دوزخى شدن آنان گرديد .
ثمّ إنّ مرجعهم لإلى الجحيم . إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّين
برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «إنهم ألفوا. ..» تعليل براى جملات پيشين (عذاب شدن و دوزخى گشتن كافران) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 70 - 1
1 - دوزخيان ستمگر ، بدون تعقّل و بى اختيار از رفتار و كردار پدران خود ، تقليد كرده و پيروى مى كردند .
فهم على ءاثرهم يهرعون
مقصود از «آثار» رفتار و كردار و «اهراع» (ماده «يهرعون») به معناى با سرعت دويدن است. اين كنايه از بى تأمل اقدام كردن و بى اختيار عمل كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 54 - 7
7 - تسليم كوركورانه در برابر قدرت هاى ستم پيشه ، نشانه خفت و سبك مغزى انسان است .
فاستخفّ قومه فأطاعوه
از تفريع «فأطاعوه» بر «فاستخفّ»، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 49 - 8
8 - آيات الهى را ، جز ظالمان ، انكار نمى كنند .
و ما يجحد بأيتنا إلاّ الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 46 - 5
5- ستمگران پيشين براى نجات خويش از عذاب استيصال به انواع گوناگون مكر و چاره انديشى متوسل شدند ; ولى از آنها هيچ نتيجه اى نگرفتند .
و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم . .. و قد مكروا مك
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «و قد مكروا مكرهم . ..» حال براى ضمير «بهم» باشد; يعنى، با اينكه آنان به انواع حيله ها و چاره انديشيها براى نجات از عذاب متوسل مى شدند گرفتار آن شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 39 - 3،12
3 - اصلاح ، شرط پذيرش توبه ستمكار و بازگشت رحمت الهى به او
فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح فإنّ اللّه يتوب عليه
12 - خداوند ، ترغيب كننده ستمكاران و گنهكاران به توبه و اصلاح خويش ( خودسازى )
فمن تاب . .. فإنّ اللّه يتوب عليه إنّ اللّه غفور رحيم
توجه دادن ستمكاران به مغفرت، رحمت و توبه پذيرى خداوند مى تواند به منظور ترغيب آنان به توبه و اصلاح باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 92 - 8
8- عقوبت و سرزنش كسانى كه در حق آدمى ستم كرده اند پس از اعترافشان به گناه و توبه از آن ، به دور از شأن نيكوكاران است .
لاتثريب عليكم اليوم
«اليوم» ظرف و متعلق به «تثريب» است و مراد از آن زمانى است كه برادران يوسف به خطاى خويش اعتراف نموده و از گناه خود توبه كردند (و إن كنّا لخاطئين).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 3 - 6،7
6- مشركانِ ستم پيشه ، داراى حركت هاى جمعى و متشكل عليه دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و أسرّوا النجوى الذين ظلموا
«أسرّوا» (از مصدر «اسرار»); يعنى، پنهان مى داشتند و «نجوى» به معناى گفتوگوهاى پنهانى و مفعول براى «أسرّوا» است. بنابراين نجواكردن، دليل بر حركت جمعى و متشكل است و پنهان داشتن آن بيانگر سعى و تلاش بر دور ماندن اين حركت از انظار ديگران (مسلمانان) است.
7- توطئه چينى گروهى خاص از مشركان ستم پيشه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و دعوت او
و أسرّوا النجوى الذين ظلموا
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه «الذين ظلموا» قيد احترازى باشد; يعنى، آن دسته از مشركانى كه ستم پيشه اند و خوى تجاوزگرى دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 6 - 5
5 - هشدار خداوند به ظالمان پندناپذير و تهديد آنان به عذابهاى دوزخ
إنا كنا ظلمين. فلنسئلن الذين أرسل إليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 11 - 3
3- تهديد شدن جوامع ستمگر و مشركان ، به هلاكت و نابودى از سوى خداوند
و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 227 - 13
13 - تهديد ظالمان و كفرپيشگان از سوى خدا به كيفرى حتمى و نه چندان دور
و سيعلم الذين ظلموا أىّ منقلب ينقلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 87 - 1،8
1- ذوالقرنين ، از كيفر ساحل نشينان غرب ، چشم پوشى كرد و تنها كسانى را كه بر ستم كارى خود باقى بمانند ، به مجازات تهديد كرد .
قال أمّا من ظلم فسوف نعذّبه
8- ذوالقرنين ، ظالمان ساحل دريا را علاوه بر تهديد به مجازات و كيفر هاى خويش ، از عذاب سخت آخرت ، بيم داد .
قال أمّا من ظلم فسوف نعذّبه ثمّ يردّ إلى ربّه فيعذّبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 133 - 8
8 - اگر خداوند بخواهد مردم ستمگر و كافر را نابود مى كند و نسلهاى ديگرى را جانشين آنان مى سازد.
إن يشأ يذهبكم و يستخلف من بعدكم ما يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 21 - 10
10 - هشدار موسى ( ع ) به زيانكارى قوم خويش در صورت فرار و عقب نشينى به هنگام رويارويى با جباران سرزمين مقدس
و لاترتدوا على ادباركم فتنقلبوا خسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 22 - 1،2
1 - تأكيد بنى اسرائيل بر كناره گيرى از نبرد با زورگويان سرزمين مقدس ، على رغم فرمان موسى ( ع )
قالوا يموسى ان فيها قوماً جبارين و إنّا لن ندخلها
2 - هراس قوم موسى ( بنى اسرائيل ) از برخورد و رويارويى با زورگويان قدرتمند حاكم بر سرزمين مقدس
قالوا يموسى ان فيها قوماً جبارين و إنّا لن ندخلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 23 - 3
3 - ياران موسى ( ع ) و وفاداران به او براى نبرد با زورگويان سرزمين مقدس ، جمعى اندك و ناچيز
ان فيها قوماً جبارين . .. قال رجلان من الذين يخافون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 39 - 3
3 - پيكار با دشمن مهاجم و ستم پيشه ، حق مشروع ستمديدگان
أُذن للذين يقتلون بأنّهم ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 40 - 3
3 - جنگ و پيكار آوارگان با زورگويانى كه آنان را به جرم ايمان و خداخواهى از سرزمين شان بيرون كردند ، حقى است مشروع كه خدا به آنان داده بود .
أُذن للذين يقتلون . .. الذين أُخرجوا من ديرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 25 - 14
14 - لزوم جهاد و پيكار بى امان با دشمنان دين و عدالت
و أنزلنا معهم الكتب و الميزان . .. و أنزلنا الحديد
واژه «حديد» در آيه شريفه مجازاً در معناى جهاد و قتال به كار رفته است; يعنى، ما فرمان قتال با دشمنان را، به همراه پيامبران نازل كرديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 47 - 4
4 - بيشتر ظالمان ، بى خبر از كيفر هاى دنيوى و اخروى خويش
و لكنّ أكثرهم لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 41 - 13
13- ظالمان ، از ارزش و اجرت هجرت در راه خدا بى خبرند .
من بعد ما ظلموا . .. لو كانوا يعلمون
برداشت فوق بنابراين احتمال است كه مرجع ضمير «يعلمون» فاعل محذوف فعل «ظلموا» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 129 - 6
6 - حاكميت يافتن ستمگران بر مردم ستم پيشه از سنتهاى خداوند در جوامع انسانى است.
و كذلك نولى بعض الظلمين بعضا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 129 - 6
6 - حاكميت يافتن ستمگران بر مردم ستم پيشه از سنتهاى خداوند در جوامع انسانى است.
و كذلك نولى بعض الظلمين بعضا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 18 - 13
13- « عن محمدبن مسلم قال : سمعت أباجعفر ( ع ) يقول : . . . ان ائمة الجور و أتباعهم لمعزولون عن دين الله قد ضلّوا و اضلّوا ، فأعمالهم التى يعملونها « كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف . . . » ;
محمدبن مسلم گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: پيشوانان ستمگر و پيروان آنان، از دين خدا جدا شده اند. همانا گمراه گشته و گمراه كننده اند. پس اعمالى را كه انجام مى دهند [همان گونه است كه خداوند فرموده]: كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 18 - 13
13- « عن محمدبن مسلم قال : سمعت أباجعفر ( ع ) يقول : . . . ان ائمة الجور و أتباعهم لمعزولون عن دين الله قد ضلّوا و اضلّوا ، فأعمالهم التى يعملونها « كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف . . . » ;
محمدبن مسلم گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: پيشوانان ستمگر و پيروان آنان، از دين خدا جدا شده اند. همانا گمراه گشته و گمراه كننده اند. پس اعمالى را كه انجام مى دهند [همان گونه است كه خداوند فرموده]: كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 24 - 6
6 - ستمگران ، گرفتار عذاب سخت و گريزناپذير در قيامت
و قيل للظلمين ذوقوا ما كنتم تكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 85 - 1
1- ظالمان پس از قطعى شدن عذابشان ، محروم از كمترين تخفيف و مهلت
و إذا رءا الذين ظلموا العذاب فلايخفّف عنهم
مقصود از رؤيت در آيه شريفه ديدن با چشم نيست; بلكه معناى كنايى آن مقصود است; يعنى، قطعى شدن عذاب.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 2
2- كيفر و عذاب جوامع ستمگر و مترف ، گريزناپذير است و فرار از آن نتيجه اى ندارد .
لاتركضوا وارجعوا إلى ما أُترفتم فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 24 - 7
7 - عذاب سخت و گريزناپذير ستمگران ، نتيجه رفتار و كردار خود آنان است .
و قيل للظلمين ذوقوا ما كنتم تكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 47 - 3
3 - كيفر عذاب سخت براى ستمگران در قيامت ، قطعى و غيرقابل گريز است .
و لو أنّ للذين ظلموا ما فى الأرض . .. لاَفتدوا به من سوء العذاب يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 46 - 1
1 - ستمگران ، فاقد هرگونه ياور و پشتيبان براى نجات از عذاب الهى
ألا إنّ الظلمين فى عذاب مقيم . و ما كان لهم من أولياء ينصرونهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 61 - 11
11- عقوبت و مؤاخذه انسان هاى ظالم ، در وقت و موعد مقرر انجام مى شود .
و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم . .. و لكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 59 - 8
8- نظام كيفرى خدا براى مجازات دنيوى امّت هاى ستم پيشه ، نظامى زمان بندى شده و داراى موعدى تخلّف ناپذير است .
و جعلنا لمهلكهم موعدًا
«مهلك» مصدر ميمى و «موعد» اسم زمان است; يعنى، براى هلاكت ظالمان، زمانى معيَّن در نظر گرفته شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 19 - 4
4 - چشيدن عذاب بزرگ الهى ، كيفر حتمى ستم كاران
و من يظلم منكم نذقه عذابًا كبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 227 - 13
13 - تهديد ظالمان و كفرپيشگان از سوى خدا به كيفرى حتمى و نه چندان دور
و سيعلم الذين ظلموا أىّ منقلب ينقلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 59 - 4
4 - كيفر كافران و ستم پيشگان ، سنت تغييرناپذير الهى در طول تاريخ
فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب أصحبهم
از مجموع آيه شريفه، آيه استفاده مى شود كه مجازات امت هاى گذشته، منحصر به آنان نبوده است; بلكه قانونى كلى است كه شامل تمام ستم پيشگان مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 13 - 7
7- در پى تهديد شدن انبيا از سوى كفار ، خداوند به پيامبران وحى كرد كه قطعاً ستمگران را هلاك خواهد كرد .
قالوا . .. لنخرجنّكم ... فأوحى إليهم ربّهم لنهلكنّ الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 56 - 3
3 - نابودى قدرت هاى جبار ، با تمامى اقتدار و شكوه ، سنت حتمى الهى است .
فجعلنهم سلفًا و مثلاً للأخرين
معرفى كردن سرنوشت فرعونيان به عنوان عبرتى براى آيندگان، نشانگر آن است كه چنين سرنوشتى، در انتظار همه جباران تاريخ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 113 - 1
1- تمايل به ستمگران و اتكاى بر آنان ، حرام و گناهى بزرگ است .
و لاتركنوا إلى الذين ظلموا
«الركون إلى شىء»; يعنى ، گرايش پيدا كردن به چيزى و اعتماد كردن بر آن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 113 - 1
1- تمايل به ستمگران و اتكاى بر آنان ، حرام و گناهى بزرگ است .
و لاتركنوا إلى الذين ظلموا
«الركون إلى شىء»; يعنى ، گرايش پيدا كردن به چيزى و اعتماد كردن بر آن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 87 - 9
9- آخرت ، زمان بازگردانده شدن ستم گران و كافران و افراد ناصالح به پيش گاه خداوند و حساب رسى كردار آنها است .
ثمّ يردّ إلى ربّه فيعذّبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 39 - 5
5- حسرت كافران و ستم گران در قيامت ، به خاطر از دست دادن فرصت ها در دنيا
و أنذرهم يوم الحسرة إذ قضى الأمر
«إذ» در «إذ قضى الأمر» بيانگر «يوم الحسرة» است و مراد اين است كه روز حسرت، هنگامى است كه موضوع خاتمه يافته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 14 - 2
2- مرفهان ستمگر ، با مشاهده عذاب الهى در حسرت و ندامت فرو مى روند .
فلمّا أحسّوا بأسنا . .. قالوا يويلنا إنّا كنّا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 22 - 3
3 - خداوند گردآورنده تمامى ستمگران (اهل كتاب و مشركان) در قيامت
إنه لايفلح الظلمون . .. و يوم نحشرهم جميعا
چون در آيات گذشته سخن از مشركان و اهل كتاب به ميان آمده بود، در برداشت اين دو گروه به عنوان مصاديقى بارز از ظالمان مشخص شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 43 - 1
1- ستمگران ، در قيامت ، شتابان و با ترس و ذلت سر برافراشته و چشم دوخته ، محشور خواهند شد .
و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون . .. مهطعين مقنعى رءوسهم
«اهطاع» به معناى حركت سريع همراه با ترس است و «اقناع» به معناى سر برافراشتن و خيره شدن چشم به چيزى با حالت ذلت و خوارى است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 48 - 8
8- قيامت ، روز احضار ستمگران و انتقام خداوند از آنان
و أنذر الناس . .. الذين ظلموا ... إن الله عزيز ذو انتقام . يوم تبدّل الأرض ... و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 22 - 1
1 - گرد آمدن مشركان ستم پيشه و هم فكران و معبود هاى آنان ، در عرصه قيامت به فرمان خداوند
احشروا الذين ظلموا و أزوجهم و ما كانوا يعبدون
«ازواج» مى تواند به معناى «اقران» (هم نشينان و هم فكران) باشد و نيز مى تواند جمع «زوج» (به معناى همسر) باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 53 - 6
6 - بى دادگران كفرپيشه تاريخ ، مردمانى حق ستيز و غير قابل آشتى با آيات وحى و رسولان الهى
و إنّ الظلمين لفى شقاق بعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 78 - 2
2 - حق گريزى و تنفر از پيام حق ، ويژگى بارز بيشتر مجرمان ستم پيشه
و لكنّ أكثركم للحقّ كرهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 15 - 2
2 - ظالمان و منحرفان از حق ، مردمى حقير و فاقد ارزش هاى انسانى در پيشگاه خداوند
و أمّا القسطون فكانوا لجهنّم حطبًا
«حطب»، به معناى چوب خشك و هيزم است. تشبيه ظالمان و منحرفان از حق به آن، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 42 - 2،3
2- غافل پنداشتن خداوند از عملكرد ستمگران ، پندارى باطل است .
و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون
3- ستمگران در كمند خداوندند و رفتارشان تحت نظر دقيق اوست .
و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 45 - 2،3
2 - گردن فرازان ستمگر ، خاشع و سرافكنده در صحنه قيامت
و تريهم . .. خشعين من الذلّ
3 - خشوع و فروتنى ظالمان در قيامت ، خشوعى ذليلانه و از سر ترس و هراس
و تريهم . .. خشعين من الذلّ ينظرون من طرف خفىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 59 - 14
14 - جوامع ستم پيشه در معرض عذاب قهر الهى
و ما كنّا مهلكى القرى إلاّ و أهلها ظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 44 - 6
6 - ستمكاران ، خواهان بازگشت به دنيا و جبران گناهان گذشته خود به هنگام مشاهده عذاب
و ترى الظلمين لمّا رأوا العذاب يقولون هل إلى مردّ من سبيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 4
4- غوطهورى در زندگى مادى و خوش گذرانى ، شيوه زندگى در جوامع ستمگر
قرية كانت ظالمة . .. وارجعوا إلى ما أُترفتم فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 43 - 1،2،3
1- ستمگران ، در قيامت ، شتابان و با ترس و ذلت سر برافراشته و چشم دوخته ، محشور خواهند شد .
و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون . .. مهطعين مقنعى رءوسهم
«اهطاع» به معناى حركت سريع همراه با ترس است و «اقناع» به معناى سر برافراشتن و خيره شدن چشم به چيزى با حالت ذلت و خوارى است (لسان العرب).
2- ستمگران بر اثر وحشت روز قيامت ، از حركت پلك هاى چشم ناتوان و دلشان تهى از تدبير و چاره جويى خواهد بود .
يعمل الظلمون . .. لايرتدّ إليهم طرفهم و أفئدتهم هوآء
3- شدت وحشت و اضطراب و بهت زدگى غير قابل توصيف ستمگران در قيامت
يعمل الظلمون . .. مهطعين مقنعى رءوسهم لايرتدّ إليهم طرفهم و أفئدتهم هوآء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 24 - 3
3 - درخواست نوح ( ع ) از درگاه الهى ، مبنى بر افزودن گمراهى ظالمان و گمراه كنندگان جامعه
و لاتزد الظلمين إلاّ ضللاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 44 - 10
10- ستمگران در مهلت خواهى خويش از خداوند ، به هنگام مشاهده عذاب الهى ، براى پذيرش اسلام و پيروى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) راستگو نيستند .
يوم يأتيهم العذاب فيقول الذين ظلموا ربّنا أخّرنا . .. أو لم تكونوا أقسمتم من قبل
از پاسخ خداوند به مهلت خواهى ستمگران كه فرمود: شما على رغم وجود آيات و دلايل روشن، بر زوال ناپذيرى خود تأكيد داشتيد، به دست مى آيد كه اگر خداوند به آنان مهلت دهد باز هم به راه باطل خود ادامه خواهند داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 60 - 5
5 - خداوند ، حامى و پشتيبان ستمديدگان و دشمن ستمگران و متجاوزان است .
و من عاقب بمثل ما عوقب به ثمّ بغى عليه لينصرنّه اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 9
9 - تنها ستم پيشگان پس از تعيين مسجدالحرام به عنوان قبله ، دست از بهانه جويى برنداشته و به دشمنى خويش عليه مسلمانان ادامه مى دادند .
لئلا يكون للناس عليكم حجة إلا الذين ظلموا منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 53 - 6
6 - بى دادگران كفرپيشه تاريخ ، مردمانى حق ستيز و غير قابل آشتى با آيات وحى و رسولان الهى
و إنّ الظلمين لفى شقاق بعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 52 - 6
6 - ستمگران ، طيف مخالف پيامبران و مؤمنان در طول تاريخ
إنّا لننصر رسلنا . .. فى الحيوة الدنيا و يوم يقوم الأشهد . يوم لاينفع الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 10
10- ستمگران و مترفان جوامع پيشين ، در خط مقدم مبارزه و مخالفت با رسولان الهى
و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة . .. ارجعوا إلى ما أُترفتم فيه و مسكنكم لعلّكم تس
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه و دو آيه قبلى در توصيف كسانى است كه به خاطر مخالفت با پيامبران به عذاب الهى گرفتار شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 85 - 7
7 - از امام باقر و امام صادق - عليهما السلام - روايت شده است كه درباره سخن خداوند : « ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظالمين » فرمود : لا تسلطهم علينا فتفتنهم بنا ;
پروردگارا! گروه ستمگران را بر ما مسلط مكن كه ما را وسيله آزمايش آنان قرار دهى».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 4
4- غوطهورى در زندگى مادى و خوش گذرانى ، شيوه زندگى در جوامع ستمگر
قرية كانت ظالمة . .. وارجعوا إلى ما أُترفتم فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 29 - 1
1 - ظالمان در روز رستاخيز ، دوستان ناباب را عامل گمراهى خود خواهند شمرد .
و يوم يعضّ الظالم على يديه يقول يليتنى اتّخذت مع الرسول . .. لم أتّخذ فلانًا خل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 80 - 20
20 - غضب خدا و عذاب هميشگى ، پيامد دوستى بسيارى از بنى اسرائيل با پادشاهان ستمگر و زيبا جلوه دادن هوا هاى نفسانى آنان ، به اميد دستيابى به بهره هاى دنيايى آنان
ترى كثيراً منهم يتولون الذين كفروا . .. و فى العذاب هم خلدون
از امام باقر(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: يتولون الملوك الجبارين و يزيّنون لهم اهوائهم ليصيبوا من دنياهم.
تفسير تبيان، ج 3، ص 611; نورالثقلين، ج 1، ص 661، ح 315.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 19 - 10
10 - تقواپيشگان ، مبرّا از ظلم و دوستى با ظالمان
و إنّ الظلمين بعضهم أولياء بعض و اللّه ولىّ المتّقين
از اين كه «المتقين» در مقابل «الظالمين» قرار گرفته، مطلب ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 27 - 2
2 - وضعيت تأسف بار ظالمان در قيامت و واكنش آنان در آن روز ، شايان ياد و يادآورى
و يوم يعضّ الظالم على يديه
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «يوم» متعلق به فعلى محذوف مانند «اذكر» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 22 - 6
6 - بازخواست ذلتبار مشركان و ستمگران در روز قيامت، نشانگر محروميت آنها از سعادت و رستگارى است.
إنه لايفلح الظلمون. و يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشركواأين شركاؤكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 43 - 1
1- ستمگران ، در قيامت ، شتابان و با ترس و ذلت سر برافراشته و چشم دوخته ، محشور خواهند شد .
و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون . .. مهطعين مقنعى رءوسهم
«اهطاع» به معناى حركت سريع همراه با ترس است و «اقناع» به معناى سر برافراشتن و خيره شدن چشم به چيزى با حالت ذلت و خوارى است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 72 - 4
4- ستم كاران در حضيض ذلت و زبونى ، گرفتار دوزخ خواهند شد .
و نذر الظلمين فيها جثيًّا
كاربرد فعل «نذر» در مواردى است كه چيزى را به جهت بى اهميتى و فرومايگى آن رها كنند. اين مفهوم و نيز حالت نيم خيزبودن ظالمان، جملگى حكايت از ذلت، زبونى و سرگردانى آنان در دوزخ دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 45 - 2،3،5
2 - گردن فرازان ستمگر ، خاشع و سرافكنده در صحنه قيامت
و تريهم . .. خشعين من الذلّ
3 - خشوع و فروتنى ظالمان در قيامت ، خشوعى ذليلانه و از سر ترس و هراس
و تريهم . .. خشعين من الذلّ ينظرون من طرف خفىّ
5 - ذلت و خوارى ظالمان در قيامت ، پيامد خوى تجاوزگرى و توسعه طلبى آنان است .
إنّما السبيل على الذين يظلمون . .. و تريهم يعرضون عليها خشعين من الذلّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 87 - 1،4
1- ذوالقرنين ، از كيفر ساحل نشينان غرب ، چشم پوشى كرد و تنها كسانى را كه بر ستم كارى خود باقى بمانند ، به مجازات تهديد كرد .
قال أمّا من ظلم فسوف نعذّبه
4- ذوالقرنين ، به ايمان آوردن ظالمان ساحل دريا و دست برداشتن آنان از ظلم و فساد ، اميدوار بود و در مجازات آنان شتابى نداشت .
قال أمّا من ظلم فسوف نعذّبه
حرف «سوف» براى آينده است و فعل هاى شرط («آمن» و «عمل») در آيه بعد، قرينه اين است كه ذى القرنين، به احتمال ايمان آوردن ظالمان، در مجازات آنان تعجيل نكرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 44 - 11
11- توبه و پشيمانى ستمگران هنگام قطعى شدن عذاب دنيوى آنان ، بى ثمر و غير قابل قبول است .
يوم يأتيهم العذاب فيقول الذين ظلموا ربّنا أخّرنا . .. أو لم تكونوا أقسمتم من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 52 - 10
10 - پذيرفته نشدن عذر ستمگران ، دورى آنان از رحمت خداوند و جاى گرفتن در سرايى بد ، مظهر نصرت الهى به پيامبران و مؤمنان در قيامت
إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا . .. يوم يقوم الأشهد . يوم لاينفع الظلمين معذر
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، بيانگر چگونگى نصرت الهى در قيامت از رسولان و مؤمنان است كه در آيه پيش (يوم يقوم الأشهد) به آن اشاره شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 37 - 14
14 - ستمگران ، شايسته ترحم و يارى شدن نيستند .
فما للظلمين من نصير
آيه بالا هرچند درباره روز قيامت است; ولى مى توان از آن اين مطلب را استنباط كرد كه يارى نشدن ظالمان در قيامت، به خاطر عدم شايستگى آنان است و اين عدم لياقت، در دنيا نيز صادق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 45 - 11
11- وحدت مواضع ، روش و راه و رسم زندگى ستم پيشگان در طول تاريخ
و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم . .. و ضربنا لكم الأمثال
ممكن است مقصود از مسكن و سكونت در جمله «و سكنتم فى مساكن الذين ظلموا . ..» منزل و محل سكونت ستمگران گذشته نباشد; بلكه مراد همپايى و هم عقيده شدن با آنان و كنايه از پذيرش راه و رسم زندگى آنها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 4
4- غوطهورى در زندگى مادى و خوش گذرانى ، شيوه زندگى در جوامع ستمگر
قرية كانت ظالمة . .. وارجعوا إلى ما أُترفتم فيه
روش كيفر ظالمان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 40 - 3
3 - انتقام جويى ، كينه توزى و تجاوز از حد در مسير مجازات ستمگر ، ممنوع و نامشروع است .
و جزؤا سيّئة سيّئة مثلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 148 - 8
8 - تبليغ و بدگويى آشكار ، از روش هاى مجاز براى مبارزه عليه ظلم و ظالم است .
لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 45 - 11
11 - عرضه گمراهان و ستمكاران بر دوزخ ، در برابر ديد اهل ايمان و قابل مشاهده براى آنان
و تريهم يعرضون عليها . .. و قال الذين ءامنوا إنّ الخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 124 - 27
27 - امام رضا ( ع ) ] در ضمن حديثى [ فرمودند : . . . « قال اللّه تبارك و تعالى « لاينال عهدى الظالمين » فابطلت هذه الاية إمامة كل ظالم إلى يوم القيامة و صارت فى الصفوة . . . ;
خداوند مى فرمايد: «لاينال عهدى الظالمين» و اين آيه امامت هر ستمگرى را تا قيامت مردود دانسته و امامت را در ]انسانهاى [ پاك و برگزيده قرار داد . ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 92 - 16
16- گذشت ستم ديدگان از ستم پيشگان ، زمينه ساز شمول مغفرت الهى بر ستمكاران است .
لاتثريب عليكم اليوم يغفر الله لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 59 - 14
14- نپذيرفتن ربوبيت خداوند و مخالفت با پيامبران و برنامه هاى ايشان ، زمينه ساز نظام استبدادى و حاكميت ستمگران *
و تلك عاد جحدوا بأيت ربهم . .. واتبعوا أمر كل جبار عنيد
برداشت فوق ، براساس اين احتمال است كه ترتيب ذكرى جمله «اتبعوا . ..» بر جمله هاى سابق ، حاكى از ترتب خارجى آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 85 - 3
3 - قوم موسى پس از اتكال بر خدا ، دست به نيايش برداشته و از درگاه او خواستند تا ضعف و ناتوانى را - كه تشويق كننده ظالمان به ستمگرى است - از ميان آنان بردارد .
فقالوا على اللّه توكلنا ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمين
همان گونه كه مال، اولاد و دنيا - به خاطر داشتن جاذبه - فتنه است و آدميان را مفتون خود مى كند، ضعف و ناتوانى مردم
نيز براى زورگويان فتنه است و آنان را بر تجاوز به آنان، ترغيب مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 94 - 5
5 - حضور در جمع ظالمان ، دربردارنده خطر شمول عذاب آنها بر انسان
ربّ فلاتجعلنى فى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 24 - 8
8 - نفرين بر ظالمان و گمراه كنندگان جامعه - پس از نااميدى از هدايت آنان - كارى پسنديده و روا
و لاتزد الظلمين إلاّ ضللاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 129 - 9
9 - قرار گرفتن در پرتوى ولايت خداوند و يا ولايت ظالمان، در ارتباط با عملكرد انسان است.
و هو وليهم بما كانوا يعملون . .. نولى بعض الظلمين بعضا بما كانوا يكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 27 - 10
10- ستم پيشگان ، بى بهره از ثبات آرامش و فاقد اصول ثابت و سخن استوار در زندگى دنيا و آخرتند .
يثبّت الله الذين ءامنوا بالقول الثابت فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة و يضلّ الله ا
از مقايسه صدر و ذيل آيه و مقابله ظالمان با مؤمنان مطلب فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 27 - 10
10- ستم پيشگان ، بى بهره از ثبات آرامش و فاقد اصول ثابت و سخن استوار در زندگى دنيا و آخرتند .
يثبّت الله الذين ءامنوا بالقول الثابت فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة و يضلّ الله ا
از مقايسه صدر و ذيل آيه و مقابله ظالمان با مؤمنان مطلب فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 15 - 5
5- هر جبّار منحرفى دچار خسارت دنيوى است .
و خاب كلّ جبّار عنيد
«خاب» در لغت به معناى «خسر» و «عنيد» به معناى عدول كننده از درستى آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 45 - 12
12 - قيامت ، روز ظهور خسران و زيان كارى عميق ستم پيشگان و گمراهان
إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 8
8- برخورد شديد با ظالمان متجاوز و نرمش در برابر مؤمنان صالح ، روشى نيكو در نظام حكومتى و شيوه برگزيده ذوالقرنين در حكومت خويش بود .
أمّا من ظلم فسوف نعذّبه . .. و أمّا من ءامن و عمل صلحًا
ذوالقرنين، پس از شنيدن وحى الهى كه در برخورد با ساحل نشينان غرب، دو راه پيش روى او قرار داد: يكى تعذيب، و ديگرى روش نيكو، شقّ دوم را انتخاب كرد و آن را چنين ترسيم كرد كه ظالمان را عقوبت و مؤمنان را پاداش نيك خواهد داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 47 - 2
2 - عذاب ستمگران در قيامت ، بسيار سخت و غير قابل تحمل براى آنان
و لو أنّ للذين ظلموا ما فى الأرض . .. لاَفتدوا به من سوء العذاب يوم القيمة
فدا كردن دو برابر ثروت هاى موجود در كره زمين براى نجات خود از عذاب الهى، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 60 - 3
3 - قيامت ، روزِ سختِ كيفر الهى ، براى كافران ستم پيشه
للذين ظلموا . .. فويل للذين كفروا من يومهم الذى يوعدون
مراد از «يومهم. ..»، مى تواند روز قيامت و يا روز نزول عذاب بر كافران در دنيا باشد. برداشت بالا بر پايه احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 18 - 11
11 - محروميت ستمگران به هنگام دشوارى مرگ از هرگونه يارى دوست و نزديكان دلسوز خود و شفاعت شفيعان
ما للظلمين من حميم و لا شفيع يطاع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 57 - 5
5 - ظالمان ، در روز قيامت ، راهى براى رهايى از وضعيّت رقّت بار و مذمت آلود خويش ندارند .
الذين ظلموا. .. و لاهم يستعتبون
«إستعتاب» - مصدر «يستعتبون» - به معناى اين است كه از شخص خاطى، خواسته شود كه وى از خطايش بازگردد (مفردات راغب) و نيز به معناى طلب رضايت آمده است (المنجد).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 24 - 11
11 - ظالمان ، مورد سرزنش و تحقير در قيامت
و قيل للظلمين ذوقوا ما كنتم تكسبون
تعبير «بچشيد. ..» براى سرزنش و تحقير مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 45 - 9
9 - گمراهان ستمكار ، در روز قيامت ، مورد سرزنش اهل ايمان خواهند بود .
و قال الذين ءامنوا إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 92 - 8
8- عقوبت و سرزنش كسانى كه در حق آدمى ستم كرده اند پس از اعترافشان به گناه و توبه از آن ، به دور از شأن نيكوكاران است .
لاتثريب عليكم اليوم
«اليوم» ظرف و متعلق به «تثريب» است و مراد از آن زمانى است كه برادران يوسف به خطاى خويش اعتراف نموده و از گناه خود توبه كردند (و إن كنّا لخاطئين).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 44 - 8
8- سرزنش شدن ستمگران از جانب خداوند ، هنگام مهلت خواهى آنان در وقت نزول عذاب استيصال
يوم يأتيهم العذاب فيقول الذين ظلموا . .. أو لم تكونوا أقسمتم من قبل ما لكم من زو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 45 - 1
1- سرزنش خداوند از ستمگرانى كه از كيفر ستم پيشگان پيش از خود و مثل هاى الهى ، پند نگرفتند و درس نياموختند .
و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم و ضربنا لكم الأمثا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 113 - 18
18- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) قال : . . . و قال لقمان لإبنه : يا بنىّ . . . إن كنت صالحاً فابعد من الأشرار و السفهاء ، فربما أصابهم الله بعذاب فيصيبك معهم ، فقد أفصح الله سبحانه و تعالى بقوله : . . . و . . . و قال سبحانه : « و لاتركنوا إلى الذين ظلموا فتمسكم النار » . . . ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: . .. لقمان به فرزندش گفت: اى پسرك من! ... اگر انسان شايسته اى هستى از اشرار و سبك مغزان دورى كن، چه بسا خداوند بر آنان عذابى بفرستد و تو را هم با آنان فرا گيرد ... خداوند در گفتار خود به
روشنى فرموده: ... و ...«و لاتركنوا إلى الذين ...»...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 47 - 10
10- انتقام از ستمگران و سركوبى آنان با استفاده از قدرت و توانايى ها ، امرى روا و پسنديده است .
و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا . .. فلاتحسبنّ الله مخلف وعده رسله إن الله عزيز ذو
برداشت فوق از عمل خداوند و خورد او با حق ستيزان استفاده مى شود; زيرا يكى از اوصاف خداوند، «منتقم» (انتقام گيرنده) است. ترديدى نيست كه انتقام خداوند براى دفاع از حق و حق باوران است، نه براى شخص خود. بنابراين از عمل خدا مى توان آموخت كه انتقام براى حق عملى است نيكو.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 44 - 12
12 - تجاوزگران به حقوق مردم ، حيران و سرگردان در صحنه قيامت
يظلمون الناس و يبغون فى الأرض بغير الحقّ . .. و ترى الظلمين لمّا رأوا العذاب يق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 45 - 14
14 - تأثير منفى و زيانبار گمراهان و ستمكاران ، بر سرنوشت خود و خانواده خويش
خسروا أنفسهم و أهليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 45 - 14
14 - تأثير منفى و زيانبار گمراهان و ستمكاران ، بر سرنوشت خود و خانواده خويش
خسروا أنفسهم و أهليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 23 - 7
7 - كاميابى خودكامگان و بيدادگران ، محدود به زندگى زودگذر دنيوى است .
إذا هم يبغون فى الأرض بغير الحق . .. متع الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 129 - 1
1 - خداوند، همان گونه كه شيطانهاى جن را بر آدميان مسلط مى كند، برخى از ظالمان را بر برخى ديگر مسلط مى سازد.
يمعشر الجن قد استكثرتم . .. و كذلك نولى بعض الظلمين بعضا
«كذلك» تشبيه تسلط ظالمان بر ظالمان به سلطه جنيان بر آدميان است. يعنى همان گونه كه جنيان را بر آدميان مسلط مى سازيم، مردم ظالم را بر گروه ظالم ديگر ولايت مى دهيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 59 - 4
4 - كيفر كافران و ستم پيشگان ، سنت تغييرناپذير الهى در طول تاريخ
فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب أصحبهم
از مجموع آيه شريفه، آيه استفاده مى شود كه مجازات امت هاى گذشته، منحصر به آنان نبوده است; بلكه قانونى كلى است كه شامل تمام ستم پيشگان مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 44 - 9
9- سوگند ستمگران در دنيا بر پايدارى و زوال ناپذيرى قدرت خويش
الذين ظلموا . .. أو لم تكونوا أقسمتم من قبل ما لكم من زوال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 17 - 3
3- كافران جبّار ، دچار چنان عذاب هاى مرگبارى در جهنّمند كه هر كدام از آنها به تنهايى براى مرگشان كافى است .
و يأتيه الموت من كلّ مكان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 42 - 7
7- تأخير كيفر ستمگران از سوى خداوند تا روز قيامت ، جهت تشديد مجازات آنان است .
و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون إنما يؤخّرهم ليوم تشخص فيه الأبصر
از اينكه خداوند متعال كيفر ستمگران را تا روزى سخت و هولناك به تأخير انداخت، حكايت از شدت مجازات آنان دارد; چون اگر آن مجازات در دنيا اتفاق مى افتاد به اين مقدار سخت نبود. بنابراين، تأخير كيفر ظالمان به نفع آنان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 92 - 15
15- گذشت مظلوم از ظالم كافى در آمرزش او نيست و به مغفرت و رحمت الهى نيز منوط است .
لاتثريب عليكم اليوم يغفر الله لكم و هو أرحم الرحمين
از اينكه يوسف(ع) پس از گذشتن از حق خويش و بخشودن برادرانش از خداوند مى خواهد گناه آنان را بيامرزد ، مى توان برداشت فوق را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 75 - 14
14 - نيروى انسانى و فرماندهى ، دو شرط اساسى براى مبارزه با ستمگران
اخرجنا من هذه القرية الظّالم اهلها و اجعل لنا من لدنك وليّاً و اجعل لنا من لدنك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 45 - 3
3 - خشوع و فروتنى ظالمان در قيامت ، خشوعى ذليلانه و از سر ترس و هراس
و تريهم . .. خشعين من الذلّ ينظرون من طرف خفىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 45 - 6
6 - ستمكاران در قيامت ، تاب مشاهده مستقيم آتش دوزخ را ندارند .
ينظرون من طرف خفىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 168 - 6،7
6 - كفرپيشگى و ستمگرى گروهى از اهل كتاب مايه محروميت آنان از مغفرت و هدايت الهى
إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً
مصداق مورد نظر از «الذين كفروا و ظلموا» - به دليل آيات گذشته - گروهى از اهل كتاب هستند.
7 - گروهى از اهل كتاب ، مردمى كفرپيشه و ستمگر
إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 59 - 1،12
1 - گروهى از قوم موسى پيش از ورودشان به بيت المقدس ، ستمكار و آلوده به گناه بودند .
فبدل الذين ظلموا قولا غير الذى قيل لهم
12 - از امام باقر ( ع ) روايت شده : « . . . « و اما الذين ظلموا » فزعموا حنطة حمراء فبدلوا . . . ;
. .. اما كسانى كه ستم كردند لفظ «حطة» را از روى غرض به «حنطة حمراء» (گندم قرمز) تبديل كردند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 59 - 5
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 162 - 1
1 - گروهى از قوم موسى داراى پيشينه اى آلوده به گناه و ستم ، پيش از ورودشان به بيت المقدس
فبدل الذين ظلموا . .. بما كانوا يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 4 - 7
7 - « عن سعد بن عبداللّه انّ النبى (صلی الله علیه و آله) سئل عن قوله « إنّ الذين ينادونك من وراء الحجرات أكثرهم لايعقلون » قال : هم الجفاة من بنى تميم ;
از سعدبن عبداللّه روايت شده كه از رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) درباره قول خدا «إنّ الذين ينادونك من وراء الحجرات أكثرهم لايعقلون» سؤال شد، فرمود: آنان جفاكاران از بنى تميم مى باشند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 5 - 1
1 - ستم پيشگان، به هنگام مواجه شدن با عذابهاى دنيوى (عذاب استيصال)، معترف به ظلمهاى گذشته خويش شدند
فما كان دعويهم . .. إنا كنا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 23 - 9
9 - زيان بيدادگرى و خودكامگى ، گريبانگير خودكامگان و بيدادگران در جهان پس از مرگ
إنما بغيكم على أنفسكم . .. ثم إلينا مرجعكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 39 - 10
10 - تاريخ بشر ، شاهد مخالفت و رويارويى بيدادگران با رسولان الهى
كذلك كذب الذين من قبلهم فانظر كيف كان عقبة الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 192 - 3،7
3 - خداوند ، گرفتاركننده ستمكاران به آتش دوزخ و خواركننده آنان
انّك من تدخل النّار فقد اخزيته و ما للظّالمين من انصار
7 - گرفتاران به آتش دوزخ ، داراى پيشينه ستمكارى در دنيا
ربّنا انّك من تدخل النّار فقد اخزيته و ما للظّالمين من انصار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 30 - 8
8 - وارد نمودن تجاوزكاران و ستمگران به دوزخ و بريان كردن آنان ، كارى آسان براى خداوند
و من يفعل ذلك عدواناً و ظلماً . .. و كان ذلك على اللّه يسيراً
«صلى» از مصدر «صَلْى»، و به معناى بريان كردن است. (القاموس المحيط).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 72 - 22
22 - ستمكاران هيچ ياورى براى نجات از آتش دوزخ ندارند .
و ما للظلمين من انصار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 113 - 3
3- ستم پيشگان ، به آتش دوزخ درخواهند افتاد .
فتمسكم النار
جمله «فتمسكم النار» بيان مى كند كه اتكاى بر ستمگران، درپى دارنده آتش است. اين معنا مى رساند كه خود ستمگران نيز به آتش درخواهند افتاد. تعبير «فتمسكم» مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه: ستمگران آتش هستند و با اعتماد و تكيه به آنان، آتش با شما تماس پيدا خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 16 - 1،2
1- جبّاران منحرف ، علاوه بر هلاكت دنيوى ، در آخرت نيز گرفتار جهنّم مى شوند .
و خاب كلّ جبّار عنيد . من ورائه جهنّم
2- به جبّاران منحرف ، در جهنّم ، آبى چركين و متعفن نوشانده مى شود .
من ورائه جهنّم و يسقى من ماء صديد
«صديد» به معناى چركى است كه بين گوشت و پوست به وجود مى آيد. اين واژه در نوشيدنيهاى جهنّميان استعمال مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 17 - 1،2،5،7
1- جبّاران منحرف ، آب چركين جهنّم را جرعه جرعه با كراهت تمام خواهند نوشيد .
يسقى من ماء صديد. يتجرّعه و لايكاد يسيغه
«إساغة» به معناى ريختن شراب در حلق است. بنابراين مراد از «لايكاد يسيغه» اين است كه آنان نمى خواهند به چنين نوشيدنى نزديك شوند.
2- تشنگى شديد جبّاران منحرف در جهنّم به حدى است كه على رغم كراهت و بى ميلى شديد ، از آب چركين خواهند نوشيد .
يسقى من ماء صديد . يتجرّعه و لايكاد يسيغه
5- كافران جبّار گرفتار در جهنّم ، با وجود ابتلا به انواع عذاب هاى مرگبار ، هيچ گاه نمى ميرند و از عذاب رهايى نمى يابند .
يأتيه الموت من كلّ مكان و ما هو بميت
7- براى كافران جبّار ، در جهنّم ، فراتر از نوشيدن اجبارى آب چركين و عذاب هاى مختلف مرگبار ، عذابى خشن و غيرقابل تصور نيز وجود دارد .
و من ورائه عذاب غليظ
مرجع ضمير «ورائه» احتمال دارد «عذاب» باشد كه از عبارت قبلى به دست مى آيد. در اين صورت، با توجه به مفهوم بودن و سخت بودن عذابهاى ياد شده، «عذاب غليظ» بايد عذابى بسيار سخت و غير قابل تصور باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 29 - 10
10- دوزخ ، از هم اكنون براى ظالمان آماده و مهيا است . *
إنّا أعتدنا للظلمين نارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 72 - 4
4- ستم كاران در حضيض ذلت و زبونى ، گرفتار دوزخ خواهند شد .
و نذر الظلمين فيها جثيًّا
كاربرد فعل «نذر» در مواردى است كه چيزى را به جهت بى اهميتى و فرومايگى آن رها كنند. اين مفهوم و نيز حالت نيم خيزبودن ظالمان، جملگى حكايت از ذلت، زبونى و سرگردانى آنان در دوزخ دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 29 - 7
7- جهنم ، كيفر تمامى ستمگران است .
نجزيه جهنّم كذلك نجزى الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 42 - 4
4 - عذاب شدن ظالمان با آتش در روز قيامت ، به فرمان خداوند
نقول . .. ذوقوا عذاب النار الّتى كنتم بها تكذبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 66 - 1،2،3،4
1 - درخت زقّوم ، غذا و خوراك دوزخيان ستمگر است .
شجرة الزقّوم . .. للظلمين ... فإنّهم لأكلون منها
2 - دوزخيان ستمگر ، شكم هاى خود را از درخت زقّوم پرخواهند كرد .
فمالئون منها البطون
3 - دوزخيان ستمگر ، در حال گرسنگى شديد به سر خواهند برد .
فمالئون منها البطون
پر كردن شكم از خوراكى هاى بسيار ناگوار، نشانه شدت گرسنگى است.
4 - خورد و خوراك دوزخيان ستمگر ، خود وسيله عذاب آنان است .
فإنّهم لأكلون منها فمالئون منها البطون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 67 - 1،2
1 - آميزه اى از آب داغ ، نوشيدنى دوزخيان ستمگر پس از خوردن غذاى زقّوم
ثمّ إنّ لهم عليها لشوبًا من حميم
«شوب» مصدر سماعى از فعل «شابه» (آن را مخلوط كرد) است كه گاهى بر اسم مفعول (مشوب) اطلاق مى شود (مثل «خلق» و «مخلوق»). در آيه شريفه نيز به همين معنا آمده است. «حميم» به معناى آب پرحرارت است.
2 - دوزخيان ستمگر ، بر اثر خوردن غذاى « زقّوم » به تشنگى شديد دچار خواهند گشت .
شجرة الزقّوم . .. فمالئون منها البطون . ثمّ إنّ لهم عليها لشوبًا من حميم
برداشت ياد شده از تعبير «عليها» (به معناى «بعدها»)، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 32 - 10
10 - جهنم ، جايگاه هميشگى ستمكارترين انسان ها است .
فمن أظلم ممّن كذب على اللّه . .. أليس فى جهنّم مثوًى للكفرين
«ال» در «الكافرين» براى جنس و مفيد استغراق است كه شامل همه افراد كافران مى شود; ولى مى توان گفت مصداق بارز و اصلى كفرپيشگان، همان افرادى است كه در صدر آيه از آنان به ستمكارترين انسان ها ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 52 - 8
8 - ستمگران ، داراى سرايى بد ( دوزخ ) در قيامت
و لهم سوء الدار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 8 - 12
12 - دوزخ ، سرنوشت نهايى ستم پيشگان
فريق فى السعير . .. و الظلمون ما لهم من ولىّ و لانصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 45 - 6،7،20
6 - ستمكاران در قيامت ، تاب مشاهده مستقيم آتش دوزخ را ندارند .
ينظرون من طرف خفىّ
7 - نگاه ترس آلود و مضطرب ستمكاران به جهنم ، در كناره آتش دوزخ
ينظرون من طرف خفىّ
نگاه زير چشمى به جهنم ، كنايه از ترس و وحشت است .
20 - ستم پيشگان ، در عذاب جاودان جهنم ، خواهند ماند .
ألا إنّ الظلمين فى عذاب مقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 46 - 2
2 - جاودانگى ظالمان و گمراهان ، در دوزخ ، نتيجه محروميت آنان از ولايت خدا و تكيه بر ولايت غير او است .
إنّ الظلمين فى عذاب مقيم . و ما كان لهم من أولياء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 17 - 5
5 - خلود در آتش ، جزاى ستمكاران و ظالمان
أنّهما فى النار خلدَين فيها و ذلك جزؤا الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 8
8- برخورد شديد با ظالمان متجاوز و نرمش در برابر مؤمنان صالح ، روشى نيكو در نظام حكومتى و شيوه برگزيده ذوالقرنين در حكومت خويش بود .
أمّا من ظلم فسوف نعذّبه . .. و أمّا من ءامن و عمل صلحًا
ذوالقرنين، پس از شنيدن وحى الهى كه در برخورد با ساحل نشينان غرب، دو راه پيش روى او قرار داد: يكى تعذيب، و ديگرى روش نيكو، شقّ دوم را انتخاب كرد و آن را چنين ترسيم كرد كه ظالمان را عقوبت و مؤمنان را پاداش نيك خواهد داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 25
25 - ظالمان و مستكبران در برزخ به عذاب گرفتار خواهند بود.
و لو ترى إذ الظلمون . .. اليوم تجزون عذاب الهون بما كنتم ... عن ءايته تستكبرون
ظاهراً مراد از «اليوم» زمان پس از مرگ و قبل از قيامت است كه برزخ نام دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 192 - 6،10
6 - ستمكاران محروم از هر گونه ياور در قيامت
و ما للظّالمين من انصار
«انصار»، جمع ناصر (به معناى ياور) است و «مِنْ» زايده، تأكيد بر نبودن ياور در آن روز است.
10 - محروميّت ستمگران در قيامت از يارى امامانى كه آنها را يارى كنند .
و ما للظّالمين من انصار
امام باقر (ع) در تفسير آيه فوق فرمود: ما لهم من ائمّة يسمّونهم باسمائهم.
تفسير عياشى، ج 1، ص 211، ح 175 ; تفسير برهان، ج 1، ص 333، ح 8.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 22 - 3
3 - خداوند گردآورنده تمامى ستمگران (اهل كتاب و مشركان) در قيامت
إنه لايفلح الظلمون . .. و يوم نحشرهم جميعا
چون در آيات گذشته سخن از مشركان و اهل كتاب به ميان آمده بود، در برداشت اين دو گروه به عنوان مصاديقى بارز از ظالمان مشخص شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 134 - 2
2 - احضار ظالمان در قيامت و بازخواست و كيفر ايشان از وعده هاى تخلف ناپذير خداوند
و ينذرونكم لقاء يومكم هذا . .. إن ما توعدون لأت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 44 - 7
7 - ندا دهنده اى در قيامت مأمور اعلام گرفتارى ظالمان به لعنت خداوند است .
فاذن مؤذن بينهم أن لعنة اللّه على الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 45 - 4
4 - آنانكه در پى ناهنجار كردن و منحرف ساختن راه خدايند ، از زمره ستمكارانند و در قيامت مورد لعنت خدا قرار خواهند گرفت .
أن لعنة اللّه على الظالمين. الذين ... يبغونها عوجاً
برداشت فوق بر اساس دومين مصداقى است كه در توضيح برداشت قبل براى پى جويى اعوجاج در دين بيان شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 27 - 18
18- « عن أبى عبدالله جعفربن محمد ( ع ) قال : . . . ان الله تبارك و تعالى يضلّ الظالمين يوم القيامة عن دار كرامته . . . كما قال عزّوحلّ : « و يضلّ الله الظالمين و يفعل الله ما يشاء » . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: همانا خداوند - تبارك و تعالى - ستمگران را در روز قيامت از سراى كرامت خويش گمراه مى كند . .. چنان چه مى فرمايد: «يضلّ الله الظالمين...» ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 42 - 6،7
6- خيره شدن چشمان ستمگران و مبهوت ماندن آنان از شدت ترس در روز قيامت
و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون إنما يؤخّرهم ليوم تشخص فيه الأبصر
7- تأخير كيفر ستمگران از سوى خداوند تا روز قيامت ، جهت تشديد مجازات آنان است .
و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون إنما يؤخّرهم ليوم تشخص فيه الأبصر
از اينكه خداوند متعال كيفر ستمگران را تا روزى سخت و هولناك به تأخير انداخت، حكايت از شدت مجازات آنان دارد; چون اگر آن مجازات در دنيا اتفاق مى افتاد به اين مقدار سخت نبود. بنابراين، تأخير كيفر ظالمان به نفع آنان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 43 - 1،2،3
1- ستمگران ، در قيامت ، شتابان و با ترس و ذلت سر برافراشته و چشم دوخته ، محشور خواهند شد .
و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون . .. مهطعين مقنعى رءوسهم
«اهطاع» به معناى حركت سريع همراه با ترس است و «اقناع» به معناى سر برافراشتن و خيره شدن چشم به چيزى با حالت ذلت و خوارى است (لسان العرب).
2- ستمگران بر اثر وحشت روز قيامت ، از حركت پلك هاى چشم ناتوان و دلشان تهى از تدبير و چاره جويى خواهد بود .
يعمل الظلمون . .. لايرتدّ إليهم طرفهم و أفئدتهم هوآء
3- شدت وحشت و اضطراب و بهت زدگى غير قابل توصيف ستمگران در قيامت
يعمل الظلمون . .. مهطعين مقنعى رءوسهم لايرتدّ إليهم طرفهم و أفئدتهم هوآء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 44 - 4
4- ظالمان به وقت مشاهده عذاب در قيامت خواستار مهلتى كوتاه براى بازگشت به دنيا جهت پاسخ گويى به دعوت خداوند و
پيروى از رسولان الهى مى شوند . *
يوم يأتيهم العذاب فيقول الذين ظلموا ربّنا أخّرنا إلى أجل قريب نجب دعوتك و نتّبع
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مقصود از «يوم يأتيهم العذاب» روز قيامت باشد، نه عذاب استيصال.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 48 - 8
8- قيامت ، روز احضار ستمگران و انتقام خداوند از آنان
و أنذر الناس . .. الذين ظلموا ... إن الله عزيز ذو انتقام . يوم تبدّل الأرض ... و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 28 - 12
12- كسانى كه با ارتكاب اعمال زشت در دنيا به خود ستم كرده اند ، در قيامت منكر آن اعمال مى شوند .
الذين تتوفّ-هم الملئكة ظالمى أنفسهم . .. ما كنّا نعمل من سوء
برداشت فوق، بنابراين احتمال است كه مراد از «ظالمى أنفسهم» - به قرينه «ما كنّا نعمل من سوء» (ما مرتكب عمل زشت نمى شديم) - اعمال ناپسند و زشتى باشد كه مرتكبان آنها، آن را از خود نفى مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 87 - 9
9- آخرت ، زمان بازگردانده شدن ستم گران و كافران و افراد ناصالح به پيش گاه خداوند و حساب رسى كردار آنها است .
ثمّ يردّ إلى ربّه فيعذّبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 27 - 1،2
1 - ستم گران در قيامت ، از عملكرد خويش به شدت پشيمان خواهند بود .
و يوم يعضّ الظالم على يديه
جمله «يعضّ الظالم على يديه; ستم كار دو دست خويش به دندان گزد» از كنايات است و به قرينه سياق آيه، اين جمله كنايه از پشيمانى و ندامت مى باشد. گفتنى است تعديه فعل «يعضّ» به وسيله «على» - با آن كه خود از افعال متعدى است - براى تأكيد مضمون آن فعل است; يعنى، پشيمانى آنان بسيار شديد خواهد بود.
2 - وضعيت تأسف بار ظالمان در قيامت و واكنش آنان در آن روز ، شايان ياد و يادآورى
و يوم يعضّ الظالم على يديه
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «يوم» متعلق به فعلى محذوف مانند «اذكر» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 57 - 2،5
2 - عذرخواهى ستم پيشگان ، در روز قيامت ، سودى ندارد .
فيومئذ لاينفع الذين ظلموا معذرتهم
5 - ظالمان ، در روز قيامت ، راهى براى رهايى از وضعيّت رقّت بار و مذمت آلود خويش ندارند .
الذين ظلموا. .. و لاهم يستعتبون
«إستعتاب» - مصدر «يستعتبون» - به معناى اين است كه از شخص خاطى، خواسته شود كه وى از خطايش بازگردد (مفردات راغب) و نيز به معناى طلب رضايت آمده است (المنجد).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 31 - 10
10 - مؤاخذه شدن ظالمان در پيشگاه پروردگار در قيامت
و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم يرجع بعضهم إلى بعض القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 33 - 10
10 - ستمگران با ديدن عذاب الهى در قيامت ، از انتخاب عقيده كفرآلود ، پشيمان شده و آن را مخفى خواهند كرد .
و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. و أسرّوا الندامة لمّا رأوا العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 37 - 13
13 - ستمگران در قيامت ، محروم از هرگونه نصرت و يارى
فما للظلمين من نصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 23 - 1
1 - فرمان خداوند در قيامت ، مبنى بر راندن مشركان ستم پيشه و هم فكران و معبود هاى آنان به راه دوزخ
احشروا الذين . .. يعبدون . من دون اللّه فاهدوهم إلى صرط الجحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 47 - 1،2،3،7
1 - ستمگران در قيامت ، براى رهايى خود از عذاب سخت الهى ، حاضراند دو چندان ثروت ها و دارايى هاى زمين را فدا كنند .
و لو أنّ للذين ظلموا ما فى الأرض جميعًا و مثله معه لاَفتدوا به من سوء العذاب يوم
2 - عذاب ستمگران در قيامت ، بسيار سخت و غير قابل تحمل براى آنان
و لو أنّ للذين ظلموا ما فى الأرض . .. لاَفتدوا به من سوء العذاب يوم القيمة
فدا كردن دو برابر ثروت هاى موجود در كره زمين براى نجات خود از عذاب الهى، بيانگر مطلب ياد شده است.
3 - كيفر عذاب سخت براى ستمگران در قيامت ، قطعى و غيرقابل گريز است .
و لو أنّ للذين ظلموا ما فى الأرض . .. لاَفتدوا به من سوء العذاب يوم القيمة
7 - عذاب مشركان و ستمگران در قيامت ، بسيار بزرگ و فراتر از تصورشان است .
و بدا لهم من اللّه ما لم يكونوا يحتسبون
«إحتساب» (مصدر «يحتسبون») مبالغه در حساب و به معناى «ظن» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 48 - 2
2 - عذاب سخت و فوق تصور ستمگران در قيامت ، بازتاب كردار و رفتار خود آنان است .
و بدا لهم سيّئات ما كسبوا
آمدن ماده «كسب» به جاى ماده «فعل»، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 18 - 9
9 - محروميت ستمكاران در قيامت ، از يارى دوست و نزديكان دلسوز و شفاعت شفيعان
ما للظلمين من حميم و لا شفيع يطاع
«حميم» در لغت به معناى دوست (العين) و به «القريب المشفق» (نزديك دلسوز) معنا شده است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 52 - 1
1 - عذرخواهى ستمگران در قيامت ، بى نتيجه بوده و سودى به حال آنان نخواهد داشت .
يوم لاينفع الظلمين معذرتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 8 - 16
16 - نابود شدن دوستى ها و پيوند هاى ظالمان با يكديگر در قيامت
و الظلمون ما لهم من ولىّ و لانصير
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «ولىّ» و «نصير»، دوست و ياور دنيايى ظالمان باشد كه در آخرت آن دوستى ها و يارى ها وجود نخواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 1
1 - ستم پيشگان ، هراسناك از عملكرد خويش در صحنه قيامت
ترى الظلمين مشفقين ممّا كسبوا و هو واقع بهم
به قرينه ذيل اين آيه - كه در مورد قيامت است - به دست مى آيد كه صدر آيه ترسيم كننده صحنه اى از قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 44 - 11
11 - عجز و پشيمانى ستمكاران در قيامت ، آشكار و نمايان است .
و ترى الظلمين . .. يقولون
از واژه هاى «ترى» و «يقولون»، استفاده مى شود كه ظالمان ندامت و آرزوى بازگشت را پنهان نمى دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 45 - 2،3،4،5،9،12،23
2 - گردن فرازان ستمگر ، خاشع و سرافكنده در صحنه قيامت
و تريهم . .. خشعين من الذلّ
3 - خشوع و فروتنى ظالمان در قيامت ، خشوعى ذليلانه و از سر ترس و هراس
و تريهم . .. خشعين من الذلّ ينظرون من طرف خفىّ
4 - پشيمانى ستمكاران در صحنه قيامت و پس از مشاهده عذاب ، بى تأثير به حال آنان
يقولون هل إلى مردّ من سبيل . و تريهم يعرضون عليها
5 - ذلت و خوارى ظالمان در قيامت ، پيامد خوى تجاوزگرى و توسعه طلبى آنان است .
إنّما السبيل على الذين يظلمون . .. و تريهم يعرضون عليها خشعين من الذلّ
9 - گمراهان ستمكار ، در روز قيامت ، مورد سرزنش اهل ايمان خواهند بود .
و قال الذين ءامنوا إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم
12 - قيامت ، روز ظهور خسران و زيان كارى عميق ستم پيشگان و گمراهان
إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة
23 - سرنوشت شوم ستمگران در قيامت ، هشدارى براى متجاوزان به حقوق مردم است .
ألا إنّ الظلمين فى عذاب مقيم
كلمه «ألا» - كه براى هشدار است - رساننده مطلب بالا مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 65 - 4،5
4 - قيامت ، روزى بس سخت و دشوار براى ستمگران
من عذاب يوم أليم
بنابراين كه «أليم» صفت «يوم» باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.
5 - ستم پيشگان ، گرفتار عذابى دردناك در قيامت
فويل للذين ظلموا من عذاب يوم أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 31 - 10
10 - مؤاخذه شدن ظالمان در پيشگاه پروردگار در قيامت
و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم يرجع بعضهم إلى بعض القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 22 - 2،3
2 - هراس قوم موسى ( بنى اسرائيل ) از برخورد و رويارويى با زورگويان قدرتمند حاكم بر سرزمين مقدس
قالوا يموسى ان فيها قوماً جبارين و إنّا لن ندخلها
3 - خروج جباران از سرزمين مقدس ، شرط اعلام شده از سوى قوم موسى ( ع ) براى ورود به آن سرزمين
و إنّا لن ندخلها حتّى يخرجوا منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 24 - 4،8
4 - خروج جباران از سرزمين مقدس ، شرط اعلام شده از سوى بنى اسرائيل براى ورود به آن سرزمين
إنّا لن ندخلها ابداً ما داموا فيها
8 - بنى اسرائيل ، گستاخانه خواهان رهسپارى موسى ( ع ) و خدايش به نبرد با زورگويان سرزمين مقدس
قالوا . .. فاذهب انت و ربك فقتلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 45 - 2
2- ستمگران عصر بعثت در رفتار و كردار ، چنان ستمگران اقوام پيشين بودند .
و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 129 - 2
2 - انسانهايى ظالم در صدد گمراه كردن و منحرف ساختن انسانهاى ديگرند.
يمعشر الجن قد استكثرتم . .. و كذلك نولى بعض الظلمين بعضا
در آيه پيشين سخن از اغواگرى جنيان در مورد آدميان بود. مقتضاى تشبيه «كذلك» شباهت روابط متقابل آدميان و جنيان با روابط ميان ظالمان است. يعنى همان گونه كه جنيان به اغواى مردم مى پردازند، ظالمان نيز در صدد اغواى ظالمان ديگرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 113 - 2
2 - از نسل ابراهيم و اسحاق ( عليهماالسلام ) ، برخى نيكوكار و برخى ظالم به خويشتن گشتند .
و من ذرّيّتهما محسن و ظالم لنفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 113 - 2
2 - از نسل ابراهيم و اسحاق ( عليهماالسلام ) ، برخى نيكوكار و برخى ظالم به خويشتن گشتند .
و من ذرّيّتهما محسن و ظالم لنفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 33 - 6
6 - ستمكاران آيات الهى را انكار مى كنند.
و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 41 - 13
13- ظالمان ، از ارزش و اجرت هجرت در راه خدا بى خبرند .
من بعد ما ظلموا . .. لو كانوا يعلمون
برداشت فوق بنابراين احتمال است كه مرجع ضمير «يعلمون» فاعل محذوف فعل «ظلموا» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 39 - 10
10 - تاريخ بشر ، شاهد مخالفت و رويارويى بيدادگران با رسولان الهى
كذلك كذب الذين من قبلهم فانظر كيف كان عقبة الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 113 - 7
7- ستمگران هرگز اهل ايمان را در رسيدن به هدف هاى توحيدى شان يارى نخواهند كرد .
و لاتركنوا إلى الذين ظلموا . .. ما لكم من دون الله من أولياء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 37 - 14
14- كفرپيشگان و ستمگران ، در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى اند .
و لاتخطبنى فى الذين ظلموا إنهم مغرقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 165 - 14
14 - ظالمان از قدرت خداوند غافلند .
و لو يرى الذين ظلموا . .. أن القوة للّه جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 21 - 13
13 - ستمگران از مقابله با خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله) طرفى نبسته و به اهداف خويش نخواهند رسيد.
قل أى شىء أكبر شهدة . .. الذين ءاتينهم الكتب ... إنه لايفلح الظلمون
مستفاد از ربط بين آيات و اطلاق ظالم بر مشركين و اهل كتاب كه در صدد مقابله با خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده اند. و از «لايفلح الظالمون» فهميده مى شود كه آنها به دنبال اهدافى بوده اند كه موفق نشده و نخواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 113 - 7
7- ستمگران هرگز اهل ايمان را در رسيدن به هدف هاى توحيدى شان يارى نخواهند كرد .
و لاتركنوا إلى الذين ظلموا . .. ما لكم من دون الله من أولياء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 113 - 11
11- ستمكاران ، شايسته ولايت و سرپرستى نيستند .
و لاتركنوا إلى الذين ظلموا . .. و ما لكم من دون الله من أولياء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 44 - 8،10،11
8- سرزنش شدن ستمگران از جانب خداوند ، هنگام مهلت خواهى آنان در وقت نزول عذاب استيصال
يوم يأتيهم العذاب فيقول الذين ظلموا . .. أو لم تكونوا أقسمتم من قبل ما لكم من زو
10- ستمگران در مهلت خواهى خويش از خداوند ، به هنگام مشاهده عذاب الهى ، براى پذيرش اسلام و پيروى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) راستگو نيستند .
يوم يأتيهم العذاب فيقول الذين ظلموا ربّنا أخّرنا . .. أو لم تكونوا أقسمتم من قبل
از پاسخ خداوند به مهلت خواهى ستمگران كه فرمود: شما على رغم وجود آيات و دلايل روشن، بر زوال ناپذيرى خود تأكيد داشتيد، به دست مى آيد كه اگر خداوند به آنان مهلت دهد باز هم به راه باطل خود ادامه خواهند داد.
11- توبه و پشيمانى ستمگران هنگام قطعى شدن عذاب دنيوى آنان ، بى ثمر و غير قابل قبول است .
يوم يأتيهم العذاب فيقول الذين ظلموا ربّنا أخّرنا . .. أو لم تكونوا أقسمتم من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 85 - 4
4- كافران ظالم ، پس از مشاهده عذاب الهى و قطعيت كيفر ، خواهان تخفيف و تأخير مجازات خويشند .
فلايخفّف عنهم العذاب و لا هم ينظرون
تذكر الهى به عدم تخفيف عذاب و دادن مهلت به ظالمان، اشاره اى به تخفيف و مهلت خواهى آنان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 12 - 1،3
1- اقوام و جوامع ستمگر ، هنگام احساس نزول عذاب الهى مى گريختند .
فلمّا أحسّوا بأسنا إذا هم منها يركضون
«ركض» (مصدر «يركضون») در اصل به معناى «پا به زمين زدن» است و آن گاه كه به فردى نسبت داده شود به معناى فرار و حركت سريع خواهد بود.
3- وحشت و اضطراب شديد و ناگهانى جوامع ستمگر ، هنگام ظهور علايم و نشانه هاى عذاب الهى
فلمّا أحسّوا . .. إذا هم منها يركضون
مطلب ياد شده از «إذا»ى فجائيه - كه دلالت بر امر ناگهانى و به دور از انتظار مى كند - استفاده شده است; زيرا فرار ناگهانى
دليل بر وجود نوعى اضطراب و وحشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 3
3- مترفان ستمگر هنگام نزول عذاب ، دارايى ها و خانه هاى خود را ر ها نموده و از شهر و ديار خود مى گريزند .
وارجعوا إلى ما أُترفتم فيه و مسكنكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 14 - 1،2
1- رفاه زدگان جوامع ستم پيشه ، به ظلم و ستم خويش پس از احساس عذاب الهى اعتراف مى كنند .
فلمّا أحسّوا بأسنا . .. قالوا يويلنا إنّا كنّا ظلمين
2- مرفهان ستمگر ، با مشاهده عذاب الهى در حسرت و ندامت فرو مى روند .
فلمّا أحسّوا بأسنا . .. قالوا يويلنا إنّا كنّا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 15 - 1
1- مرفهانِ ستمگر در تأسف و پشيمانى ، از زمان احساس عذاب تا هنگامه هلاكت و نابودى
فما زالت تلك دعويهم حتّى جعلنهم حصيدًا خمدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 33 - 10
10 - ستمگران با ديدن عذاب الهى در قيامت ، از انتخاب عقيده كفرآلود ، پشيمان شده و آن را مخفى خواهند كرد .
و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. و أسرّوا الندامة لمّا رأوا العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 44 - 6،10
6 - ستمكاران ، خواهان بازگشت به دنيا و جبران گناهان گذشته خود به هنگام مشاهده عذاب
و ترى الظلمين لمّا رأوا العذاب يقولون هل إلى مردّ من سبيل
10 - هنگامه عذاب ، لحظه ظهور و بروز بى پناهى گمراهان ستم پيشه است .
فما له من ولىّ من بعده و ترى الظلمين لمّا رأوا العذاب يقولون هل إلى مردّ من سبي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 44 - 3
3- مهلت خواهى ستمگران به هنگام مشاهده عذاب استيصال ، جهت پاسخ گويى به دعوت خداوند و پيروى از رسولان الهى
يوم يأتيهم العذاب فيقول الذين ظلموا ربّنا أخّرنا إلى أجل قريب نجب دعوتك و نتّبع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 114 - 4،5
4 - كسانى كه مردم را از حضور در مساجد ، به انگيزه ياد نشدن نام خدا ، بازدارند ، ستمكارترين مردمند .
و من أظلم ممن منع مسجد اللّه أن يذكر فيها اسمه
5 - كسانى كه در پى تخريب مساجد برآيند از ستمكارترين مردمند .
و من أظلم ممن . .. سعى فى خرابها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 140 - 7،9
7 - ظالمترين مردم كسى است كه حقايق دينى و معارف الهى را كتمان كرده و از ارائه آنها به ديگران خوددارى كند .
و من أظلم ممن كتم شهدة عنده من اللّه
«من اللّه» همانند «عنده» صفت براى «شهادة» است. بنابراين «شهادة عنده من اللّه»; يعنى، شهادتى كه در نزد اوست از ناحيه خدا دريافت كرده است. مقصود از شهادت كه از ناحيه خدا در اختيار انسان مى باشد، حقايق دينى و معارف الهى است.
9 - يهود و نصارا به خاطر كتمان حقايقى درباره ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) و نوادگان يعقوب ، از ظالمترين مردم هستند .
أم تقولون إن إبراهيم . .. و من أظلم ممن كتم شهدة عنده من اللّه
از مصداقهاى مورد نظر براى «شهادة من اللّه» به قرينه صدر آيه، حقايقى است درباره ابراهيم(ع) و ساير پيامبران ياد شده در آيه.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 157 - 10،11،12
10 - تكذيب كنندگان قرآن ستمكارترين مردمند.
فمن أظلم ممن كذب بأيت الله
11 - كسانى كه از قرآن رويگردان باشند، ستمكارترين مردمند.
فمن أظلم ممن . .. صدف عنها
«صدف» (مصدر صدف) به معناى اعراض كردن و منصرف ساختن آمده است. (برگرفته از قاموس المحيط). برداشت فوق بر اساس معناى اول است.
12 - كسانى كه ديگران را از ايمان به قرآن و آيات الهى باز دارند، ستمكارترين مردمند.
فمن أظلم ممن . .. صدف عنها
در برداشت فوق «صدف» فعلى متعدى (به معناى منصرف ساخت) گرفته شده است. گفتنى است بر اين مبنا مفعول آن كلمه اى مانند «الناس» است كه به سبب وضوحش در جمله ذكر نشده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 15 - 11،12
11- افترا بر خداوند ، گناهى بزرگ است و افترازنندگان به او ، ستم كارترين مردمان اند .
فمن أظلم ممّن افترى على اللّه كذبًا
12- شرك ، گناهى بزرگ است و مشركان ، ظالم ترين مردمان اند .
اتّخذوا من دونه ءالهة . .. فمن أظلم ممّن افترى على اللّه كذبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 68 - 1
1 - ظالم ترين افراد ، كسانى اند كه به خداوند دروغ ببندند .
و من أظلم ممّن افترى على اللّه كذبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 22 - 2
2 - ظالم ترين مردم ، كسانى اند كه پس از توجه به آيات خدا ، از آن روى بگردانند .
و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه ثمّ أعرض عنها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 7 - 3،7
3 - افترا زنندگان به خداوند ، از ستمكارترين مردمان اند .
و من أظلم ممّن افترى على اللّه الكذب
7 - كسانى كه از پذيرش دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) خوددارى ورزيده و آن حضرت را با داشتن معجزات و دلايل روشن ، به سحر و ساحرى متهم كردند ، افترازنندگان به خدا و از ستمكارترين مردم اند .
فلمّا جاءهم بالبيّنت . .. و من أظلم ممّن افترى على اللّه الكذب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 19 - 7
7- پيروى از تمايلات ظالم ، خود ستمگرى است .
و لاتتّبع أهواء . .. و إنّ الظلمين بعضهم أولياء بعض
با توجه به اين كه تعبير «ظالم» در اين آيه، منطبق بر كسى است كه خواهش جاهلانه عناصر غير الهى را پذيرفته است، ظالم بودن پيروى كننده و پيروى شونده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 29 - 7
7- تغيير حكم و تخفيف كيفر بايسته ظالمان ، ظلمى به ديگران و دور از ساحت خدا *
ما يبدّل القول لدىّ و ما أنا بظلّ-م للعبيد
برداشت بالا بدان احتمال است كه «و ما أنا بظلاّم. ..» تعليل «ما يبدّل...» باشد; يعنى، چون تبديل حكم و تخفيف مجازات به حق مجرمان، موجب ظلم به بندگان صالح و ستمديده مى شود، در نظام الهى - چون ظلمى نيست - تبديل قول هم نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 29 - 7
7- تغيير حكم و تخفيف كيفر بايسته ظالمان ، ظلمى به ديگران و دور از ساحت خدا *
ما يبدّل القول لدىّ و ما أنا بظلّ-م للعبيد
برداشت بالا بدان احتمال است كه «و ما أنا بظلاّم. ..» تعليل «ما يبدّل...» باشد; يعنى، چون تبديل حكم و تخفيف مجازات به حق مجرمان، موجب ظلم به بندگان صالح و ستمديده مى شود، در نظام الهى - چون ظلمى نيست - تبديل قول هم نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 45 - 23
23 - سرنوشت شوم ستمگران در قيامت ، هشدارى براى متجاوزان به حقوق مردم است .
ألا إنّ الظلمين فى عذاب مقيم
كلمه «ألا» - كه براى هشدار است - رساننده مطلب بالا مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 45 - 9
9- آثار به جا مانده از ستمگران گذشته ، عبرت انگيز و درس آموز است .
و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم . .. و ضربنا لكم الأمثال
در برداشت فوق «مساكن» در جمله «و سكنتم فى مساكن الذين ظلموا أنفسهم . ..» كنايه از آثار به جا مانده گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 39 - 13
13 - مطالعه در سرگذشت بيدادگران تاريخ و فرجام شوم آنان ، امرى ضرورى و مايه عبرت است .
فانظر كيف كان عقبة الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 83 - 9
9- خداوند ، انسان ها را به مطالعه آثار گذشتگان و عبرت گيرى از فرجام شوم ستم كاران ، فرا خوانده است .
و ما هى من الظلمين ببعيد
بر اساس اينكه مراد از ضمير «هى» آباديهاى قوم لوط باشد ، هدف از جمله «ما هى . ..» ترغيب انسانها به گذر كردن بر ديار قوم لوط و ديدن آثار عذاب الهى است; تا بدين وسيله عبرت گيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 45 - 3
3- سرگذشت ستمگران هلاك شده و كيفر ديده پيشين ، عبرت انگيز و درس آموز است .
و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم و ضربنا لكم الأمثا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 45 - 1
1- سرزنش خداوند از ستمگرانى كه از كيفر ستم پيشگان پيش از خود و مثل هاى الهى ، پند نگرفتند و درس نياموختند .
و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم و ضربنا لكم الأمثا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 13
13 - صحنه جان كندن ظالمان بزرگ، عبرت آموز و تماشايى است.
و لو ترى إذ الظلمون فى غمرت الموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 6 - 1
1 - به رخ كشيدن انفاق اموالى انبوه و مباهات به آن ، ورد زبان قلدر مآبان گردنكش
يقول أهلكت مالاً لبدًا
«يقول» مضارعى است كه استمرار را مى رساند. فاعل آن كسى است كه در آيه قبل، به «فريفته قدرت خويش» توصيف شده است. «لبداً»; يعنى، انباشته (مفردات راغب). مفاد آيه شريفه اين است كه گوينده اين سخن، اهل انفاق بوده است; ولى به دليل تفاخر يا رياكارى و يا اتلاف ناميدن انفاق، مورد مذمت قرار گرفته است و يا اين كه او به دروغ، ادعاى انفاق مى كند. آيه بعد نيز با اين احتمال ها سازگار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 43 - 2
2- ستمگران بر اثر وحشت روز قيامت ، از حركت پلك هاى چشم ناتوان و دلشان تهى از تدبير و چاره جويى خواهد بود .
يعمل الظلمون . .. لايرتدّ إليهم طرفهم و أفئدتهم هوآء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 44 - 11
11 - عجز و پشيمانى ستمكاران در قيامت ، آشكار و نمايان است .
و ترى الظلمين . .. يقولون
از واژه هاى «ترى» و «يقولون»، استفاده مى شود كه ظالمان ندامت و آرزوى بازگشت را پنهان نمى دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 17،18
17 - ظالمان نمى توانند خود را از مهلكه مردن و عذاب خواركننده پس از آن رهايى بخشند.
و الملئكة باسطوا أيديهم أخرجوا أنفسكم اليوم تجزون عذاب الهون
جمله «أخرجوا انفسكم» خطاب ملائكه به ظالمان است، كه اگر مى توانيد خود را از اين مهلكه نجات بخشيد. اين سخن ملائكه از سر استهزا و بيان عجز ظالمان است.
18 - جان كندن ستمگران، همراه با تمسخر ملائكه قبض روح نسبت به آنان و بيان عجز آنان براى رهايى از مرگ است.
أخرجوا أنفسكم اليوم تجزون عذاب الهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 43 - 1
1- ستمگران ، در قيامت ، شتابان و با ترس و ذلت سر برافراشته و چشم دوخته ، محشور خواهند شد .
و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون . .. مهطعين مقنعى رءوسهم
«اهطاع» به معناى حركت سريع همراه با ترس است و «اقناع» به معناى سر برافراشتن و خيره شدن چشم به چيزى با حالت ذلت و خوارى است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 40 - 4
4 - لزوم رعايت عدالت ، حتى در انتقام گرفتن از متجاوزان ستمگر
إذا أصابهم البغى هم ينتصرون . و جزؤا سيّئة سيّئة مثلها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 165 - 15
15 - ستمگران در قيامت به عذابى شديد گرفتار خواهند شد .
و لو يرى الذين ظلموا . .. و أن اللّه شديد العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 17
17 - ظالمان نمى توانند خود را از مهلكه مردن و عذاب خواركننده پس از آن رهايى بخشند.
و الملئكة باسطوا أيديهم أخرجوا أنفسكم اليوم تجزون عذاب الهون
جمله «أخرجوا انفسكم» خطاب ملائكه به ظالمان است، كه اگر مى توانيد خود را از اين مهلكه نجات بخشيد. اين سخن ملائكه از سر استهزا و بيان عجز ظالمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 6 - 6
6 - ستمگران و اعراض كنندگان از قوانين دين، علاوه بر عذابهاى دنيوى به عذابهاى آخرت نيز گرفتار خواهند شد.
و كم من قرية أهلكنها . .. إنا كنا ظلمين. فلنسئلن الذين أرسل إليهم
هدف از بيان بازجويى در قيامت، تهديد ظالمان به عذابهاى اخروى است،و كلمه «فاء» در «فلنسئلن» بيانگر آن است كه عذابهاى دنيا پايان مجازات آنان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 52 - 1
1 - جاودانه و هميشگى بودن عذاب ظالمان ، در جهان آخرت به آنان اعلام خواهد شد .
ثم قيل للذين ظلموا ذوقوا عذاب الخلد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 54 - 3،12
3 - ترس و وحشت ستمگران ، به هنگام نزول عذاب قيامت ، تا درجه اى است كه اگر از هر يك از آنان به اندازه تمام آنچه در زمين است براى رهاييشان درخواست شود ، اگر مى داشتند ، بى درنگ نثار مى كردند .
و لو أن لكل نفس ظلمت ما فى الأرض لافتدت به
12 - عذاب ستمگران ، مجازاتى بر پايه قسط بوده و بر آنان ستمى روا نمى شود .
و لو أن لكل نفس ظلمت . .. و أسروا الندامة لما رأوا العذاب و قضى بينهم بالقسط و ه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 44 - 7
7- گرفتار شدن كفرپيشگان و ستمكاران به عذاب دنيوى ، موجب رهايى آنان از عذاب اخروى نيست .
فكان من المغرقين . .. و قيل بعدًا للقوم الظلمين
بيان عذاب اخروى كفرپيشگان ، پس از بيان گرفتارى آنان به عذاب دنيوى ، اشاره به اين نكته دارد كه: نبايد گمان شود اگر كافران به كيفر دنيوى و عذاب استيصال گرفتار شدند ، از عذابهاى اخروى رهايى خواهند يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 44 - 4
4- ظالمان به وقت مشاهده عذاب در قيامت خواستار مهلتى كوتاه براى بازگشت به دنيا جهت پاسخ گويى به دعوت خداوند و پيروى از رسولان الهى مى شوند . *
يوم يأتيهم العذاب فيقول الذين ظلموا ربّنا أخّرنا إلى أجل قريب نجب دعوتك و نتّبع
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مقصود از «يوم يأتيهم العذاب» روز قيامت باشد، نه عذاب استيصال.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 87 - 5،10،14
5- ستم كاران ، در قيامت ، به عذابى سخت گرفتار خواهند شد .
فيعذّبه عذابًا نكرًا
10- ذوالقرنين عذاب اخروى ظالمان را ، از كيفر دنيوى آنان ، شديدتر و سنگين تر دانست .
قال . ..ثمّ يردّ إلى ربّه فيعذّبه عذابًا نكرًا
«نكر» به معناى «منكَر» صفت مشبهه و توصيفِ عذاب جهنم است; يعنى، عذاب آخرت، بسيار ناگوار و ميزان دشوارى آن ناشناخته است.
14- « عن أميرالمؤمنين ( ع ) : . . . « أمّا من ظلم » و لم يؤمن بربّه « فسوف نعذّبه » فى الدنيا بعذاب الدنيا « ثمّ يردّ إلى ربّه » فى مرجعه « فيعذّبه عذاباً نكراً » ;
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده كه (مقصود آيه اين است) «اما كسى كه ستم كرده» و به پروردگارش ايمان نياورده است «به زودى» در دنيا، به عذاب دنيوى «او را عذاب خواهيم كرد، سپس در معاد خويش به سوى پروردگارش بازگشت داده مى شود و خدا، او را به عذابى سخت گرفتار خواهد كرد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 48 - 7
7 - عذاب اخروى در پى هلاكت و عذاب دنيوى ، در انتظار ستمگران است .
و كأيّن من قرية . .. و إلىّ المصير
جمله «إلىّ المصير» مى تواند تهديد به عذاب اخروى در پى عذاب دنيوى (ثمّ أخذتها) ظالمان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 66 - 4
4 - خورد و خوراك دوزخيان ستمگر ، خود وسيله عذاب آنان است .
فإنّهم لأكلون منها فمالئون منها البطون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 47 - 1،2،3،5،7
1 - ستمگران در قيامت ، براى رهايى خود از عذاب سخت الهى ، حاضراند دو چندان ثروت ها و دارايى هاى زمين را فدا كنند .
و لو أنّ للذين ظلموا ما فى الأرض جميعًا و مثله معه لاَفتدوا به من سوء العذاب يوم
2 - عذاب ستمگران در قيامت ، بسيار سخت و غير قابل تحمل براى آنان
و لو أنّ للذين ظلموا ما فى الأرض . .. لاَفتدوا به من سوء العذاب يوم القيمة
فدا كردن دو برابر ثروت هاى موجود در كره زمين براى نجات خود از عذاب الهى، بيانگر مطلب ياد شده است.
3 - كيفر عذاب سخت براى ستمگران در قيامت ، قطعى و غيرقابل گريز است .
و لو أنّ للذين ظلموا ما فى الأرض . .. لاَفتدوا به من سوء العذاب يوم القيمة
5 - پى بردن مشركان و ظالمان به بى ارزشى دنيا ، هنگام روبه رو شدن با عذاب قيامت
و لو أنّ للذين ظلموا ما فى الأرض . .. لاَفتدوا به من سوء العذاب يوم القيمة
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه مشركان و ستمگران، بيشتر براى تقويت دنياى خود از آخرت روى گردان هستند و در صورت مشاهده عذاب الهى حاضر مى شوند تمامى دنيا را فداى نجات خود كنند.
7 - عذاب مشركان و ستمگران در قيامت ، بسيار بزرگ و فراتر از تصورشان است .
و بدا لهم من اللّه ما لم يكونوا يحتسبون
«إحتساب» (مصدر «يحتسبون») مبالغه در حساب و به معناى «ظن» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 48 - 8
8 - عذاب قيامت ، تمامى وجود ستمگران را فرا خواهد گرفت .
و حاق بهم ما كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 21 - 9
9 - ظالمان و سيه كاران ، مستحق عذاب دردناك آخرت اند .
و إنّ الظلمين لهم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 22 - 7
7 - عذاب دردناك و سخت ستمكاران در قيامت ، بازتاب عملكرد خود آنان است .
و إنّ الظلمين لهم عذاب أليم . ترى الظلمين مشفقين ممّا كسبوا و هو واقع بهم
چنانچه كه مراد از «ما» در «ما كسبوا» عمل باشد و ضمير «هو» به آن بازگردد، از ارتباط دو آيه ، مى توان استفاده كرد كه «عذاب أليم» چيزى جز عملكرد انسان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 46 - 1
1 - ستمگران ، فاقد هرگونه ياور و پشتيبان براى نجات از عذاب الهى
ألا إنّ الظلمين فى عذاب مقيم . و ما كان لهم من أولياء ينصرونهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 65 - 5
5 - ستم پيشگان ، گرفتار عذابى دردناك در قيامت
فويل للذين ظلموا من عذاب يوم أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 47 - 1
1 - ظالمان ، گرفتار عذاب دنيوى و برزخ ، علاوه بر عذاب هاى اخروى
يلقوا يومهم . .. و إنّ للذين ظلموا عذابًا دون ذلك
در صورتى كه «يومهم. ..» در دو آيه پيش، نظر به روز قيامت داشته باشد، «ذلك» در اين آيه اشاره به عذاب اخروى خواهد بود و «دون ذلك» (به غير آن عذاب) نظر به عذاب دنيا يا برزخ خواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 31 - 5
5 - ظالمان در قيامت ، گرفتار عذاب دردناك الهى اند .
و الظلمين أعدّ لهم عذابًا أليمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 13 - 6
6 - عذاب استيصال الهى در كمين جوامع كفرپيشه و بيدادگران مجرم
و لقد أهلكنا . .. لما ظلموا و جاءتهم رسلهم ... كذلك نجزى القوم المجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 52 - 2
2 - مردمى كه با عذاب استيصال نابود مى شوند ، مردمى ظالم و ستم پيشه بوده و در عذاب جاودان اخروى ، معذّب خواهند بود .
أثم إذا ما وقع . .. ثم قيل للذين ظلموا ذوقوا عذاب الخلد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 94 - 10
10- ستمگران ، مشركان و آنان كه در مبادلات كم فروشى كرده و عدل و انصاف را رعايت نكنند ، در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى ( عذاب استيصال ) هستند .
و أخذت الذين ظلموا الصيحة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 47 - 1
1 - ظالمان ، گرفتار عذاب دنيوى و برزخ ، علاوه بر عذاب هاى اخروى
يلقوا يومهم . .. و إنّ للذين ظلموا عذابًا دون ذلك
در صورتى كه «يومهم. ..» در دو آيه پيش، نظر به روز قيامت داشته باشد، «ذلك» در اين آيه اشاره به عذاب اخروى خواهد بود و «دون ذلك» (به غير آن عذاب) نظر به عذاب دنيا يا برزخ خواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 55 - 4
4 - پيروان ستمگران ، همانند آنان مستحق عذاب الهى اند .
فلمّا ءاسفونا انتقمنا منهم فأغرقنهم أجمعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 12 - 4
4- عذاب نازل بر جوامع ستمگر ، تدريجى بود .
فلمّا أحسّوا . .. يركضون
باتوجه به اين كه در آيه شريفه، از فرار عذاب شوندگان حكايت شده است، به دست مى آيد كه بين آغاز احساس عذاب و نابودى آنان - كه در سه آيه بعد از آن ياد مى شود - فاصله اى وجود داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 6 - 6
6 - ستمگران و اعراض كنندگان از قوانين دين، علاوه بر عذابهاى دنيوى به عذابهاى آخرت نيز گرفتار خواهند شد.
و كم من قرية أهلكنها . .. إنا كنا ظلمين. فلنسئلن الذين أرسل إليهم
هدف از بيان بازجويى در قيامت، تهديد ظالمان به عذابهاى اخروى است،و كلمه «فاء» در «فلنسئلن» بيانگر آن است كه عذابهاى دنيا پايان مجازات آنان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 162 - 6
6 - گنهكاران و ستم پيشگان در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى هستند .
فأرسلنا عليهم رجزاً من السماء بما كانوا يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 44 - 7
7- گرفتار شدن كفرپيشگان و ستمكاران به عذاب دنيوى ، موجب رهايى آنان از عذاب اخروى نيست .
فكان من المغرقين . .. و قيل بعدًا للقوم الظلمين
بيان عذاب اخروى كفرپيشگان ، پس از بيان گرفتارى آنان به عذاب دنيوى ، اشاره به اين نكته دارد كه: نبايد گمان شود اگر كافران به كيفر دنيوى و عذاب استيصال گرفتار شدند ، از عذابهاى اخروى رهايى خواهند يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 67 - 6
6- ستمگران ، مشركان و كفرپيشگان ، در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى ( عذاب استيصال ) هستند .
و أخذ الذين ظلموا الصيحة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 94 - 10
10- ستمگران ، مشركان و آنان كه در مبادلات كم فروشى كرده و عدل و انصاف را رعايت نكنند ، در خطر گرفتار شدن به عذاب هاى دنيوى ( عذاب استيصال ) هستند .
و أخذت الذين ظلموا الصيحة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 46 - 1
1- هلاكت و عذاب دنيوى ستم پيشگان تاريخ از سوى خداوند ، على رغم مكر و چاره انديشى هاى فراوان و قدرتمندانه آنان
و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا . .. و قد مكروا مكرهم ... و إن كان مكرهم لتزول منه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 87 - 10،14
10- ذوالقرنين عذاب اخروى ظالمان را ، از كيفر دنيوى آنان ، شديدتر و سنگين تر دانست .
قال . ..ثمّ يردّ إلى ربّه فيعذّبه عذابًا نكرًا
«نكر» به معناى «منكَر» صفت مشبهه و توصيفِ عذاب جهنم است; يعنى، عذاب آخرت، بسيار ناگوار و ميزان دشوارى آن ناشناخته است.
14- « عن أميرالمؤمنين ( ع ) : . . . « أمّا من ظلم » و لم يؤمن بربّه « فسوف نعذّبه » فى الدنيا بعذاب الدنيا « ثمّ يردّ إلى ربّه » فى مرجعه « فيعذّبه عذاباً نكراً » ;
از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده كه (مقصود آيه اين است) «اما كسى كه ستم كرده» و به پروردگارش ايمان نياورده است «به زودى» در دنيا، به عذاب دنيوى «او را عذاب خواهيم كرد، سپس در معاد خويش به سوى پروردگارش بازگشت داده مى شود و خدا، او را به عذابى سخت گرفتار خواهد كرد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 47 - 1
1 - ظالمان ، گرفتار عذاب دنيوى و برزخ ، علاوه بر عذاب هاى اخروى
يلقوا يومهم . .. و إنّ للذين ظلموا عذابًا دون ذلك
در صورتى كه «يومهم. ..» در دو آيه پيش، نظر به روز قيامت داشته باشد، «ذلك» در اين آيه اشاره به عذاب اخروى خواهد بود و «دون ذلك» (به غير آن عذاب) نظر به عذاب دنيا يا برزخ خواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 30 - 9
9 - عذاب ستمگران و تجاوزكاران ، در راستاى رحمت الهى *
انّ اللّه كان بكم رحيماً. و من يفعل ذلك عدواناً و ظلماً فسوف نُصليه ناراً
عذاب ستمگران پس از بيان رحمت مطلق الهى، اشاره به اين است كه عذابهاى الهى، جلوه اى از رحمت او بر انسانهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 5 - 7
7 - اعتراف ظالمان به ظلم خويش پس از آمدن عذاب الهى بى ثمر است.
كم من قرية أهلكنها . .. قالوا إنا كنا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 54 - 9
9 - ستم پيشگان و تكذيب كنندگان آيات الهى ، در خطر هلاكت و نابودى با عذاب هاى الهى
كذبوا بايت ربهم . .. و كل كانوا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 54 - 7،12
7 - ظالمان و ستم پيشگان ، سزاوار عذابند .
و لو أن لكل نفس ظلمت ما فى الأرض لافتدت به
جمله «ظلمت» در «لكل نفس ظلمت» مشعر به عليت ظلم و بيانگر استحقاق ظالمان نسبت به عذاب است.
12 - عذاب ستمگران ، مجازاتى بر پايه قسط بوده و بر آنان ستمى روا نمى شود .
و لو أن لكل نفس ظلمت . .. و أسروا الندامة لما رأوا العذاب و قضى بينهم بالقسط و ه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 102 - 2،4
2- امت هاى ستم پيشه ( جوامع كفرپيشه و مشرك ) در خطر گرفتار شدن به عقوبت هاى الهى و عذاب هاى استيصال هستند .
و كذلك أخذ ربك إذا أخذ القرى و هى ظلمة
4- نزول عذاب بر ستم پيشگان ( كافران و مشركان ) پرتوى از ربوبيت خدا در جهت تدبير امور انسانهاست .
و كذلك أخذ ربك إذا أخذ القرى و هى ظلمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 6 - 15
15- گنه كاران و ستم پيشگان كه مشمول مغفرت الهى نشوند ، به عذاب هاى سهمگين الهى گرفتار خواهند شد .
إن ربك لذو مغفرة . .. و إن ربك لشديد العقاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 16 - 2
2- به جبّاران منحرف ، در جهنّم ، آبى چركين و متعفن نوشانده مى شود .
من ورائه جهنّم و يسقى من ماء صديد
«صديد» به معناى چركى است كه بين گوشت و پوست به وجود مى آيد. اين واژه در نوشيدنيهاى جهنّميان استعمال مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 22 - 21
21- ستمگران قطعاً در عذابى سخت و بس دردناك گرفتار خواهند شد .
إن الظلمين لهم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 45 - 14
14- اتمام حجت خداوند پيش از فرستادن عذاب بر ستمگران
يوم يأتيهم العذاب . .. و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم و تبيّن لكم كيف فعلنا
اينكه خداوند فرمود: ما چگونگى برخورد خود با ستمگران را براى شمابيان كرديم (تبين لكم كيف فعلنا بهم)، مى تواند بيانگر اتمام حجت خداوند براى همه ستمگران پيش از عذاب باشد، به ويژه اينكه خداوند اين سخن را در پاسخ مهلت خواهى آنان مى فرمايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 47 - 9
9- قدرت شكست ناپذير خدا و صاحب انتقام بودن او ، دليل تخلف ناپذيرى وعده هايش در يارى رسولان و عذاب كردن ستمگران
فلاتحسبنّ الله مخلف وعده رسله إن الله عزيز ذو انتقام
جمله «إن الله عزيز ذو انتقام» به منزله تعليل براى بخش اول آيه (فلاتحسبنّ . ..) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 48 - 1
1- انتقام خداوند از ستمگران و عذاب كردن آنان در روزى است كه اين آسمان و زمين ، به آسمان و زمين ديگرى تبديل شوند .
و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم . .. إن الله عزيز ذو انتقام . يوم تبدّل الأر
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «يوم تبدل . ..» ظرف براى انتقام باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 93 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور التجا به خداوند براى ايمن ماندن از عذاب دامنگير ظالمان
قل ربّ إمّا ترينّى ما يوعدون
«إمّا» مركب از «إن» شرطيه و «ماى» زايده و «ما» در «ما يوعدون» كنايه از عذاب است. جواب شرط نيز در آيه بعد آمده است: «ربّ فلاتجعلنى فى القوم الظالمين; پروردگارا! پس مرا در جمع ظالمان قرار مده».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 94 - 4
4 - عذاب الهى ، دامنگير ظالمان و ستمگران
قل ربّ إمّا ترينّى ما يوعدون . ربّ فلاتجعلنى فى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 37 - 6
6 - خداوند ، براى ستم گران عذابى دردناك مهيّا ساخته است .
و أعتدنا للظلمين عذابًا أليمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 42 - 5
5 - ستم پيشگان و متجاوزان ، مستحق عذابى سخت و دردناك اند .
الذين يظلمون الناس . .. أولئك لهم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 44 - 7
7 - مشاهده عذاب ، خود نوعى عذاب براى ستمكاران است .
و ترى الظلمين لمّا رأوا العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 55 - 4
4 - پيروان ستمگران ، همانند آنان مستحق عذاب الهى اند .
فلمّا ءاسفونا انتقمنا منهم فأغرقنهم أجمعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 59 - 1
1 - كافران و ستمكاران ، داراى بهره اى عظيم از عذاب الهى ، همانند كافران و ستم پيشگان گذشته تاريخ
فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب أصحبهم
«ذنوب» در معانى «دلو بزرگ چاه هنگامى كه از آب پر شده باشد» و نيز «نصيب و بهره» به كار مى رود. در آيه شريفه مراد معناى دوم است. گفتنى است كه تعبير «نصيبى عظيم» در برداشت بالا، از نكره آمدن «ذنوباً» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 24 - 5
5 - افزودن گمراهى ، از عذاب هاى الهى براى ظالمان و گمراه كنندگان جامعه
و قد أضلّوا كثيرًا و لاتزد الظلمين إلاّ ضللاً
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه پيامبران براى هدايت مردمان مبعوث شدند و افزودن گمراهى گمراه كنندگان، جنبه مجازاتى دارد نه ابتدايى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 31 - 10
10 - رحمت و لطف خداوند به مؤمنان و كيفر و عذاب ظالمان از سوى او ، براساس علم و حكمت او است .
إنّ اللّه كان عليمًا حكيمًا . يدخل من يشاء فى رحمته و الظلمين أعدّ لهم عذابًا أ
برداشت ياد شده، بر اين فرض مبتنى است كه جمله «يدخل من يشاء. ..»، خبر براى «إنّ» در «إنّ اللّه» و جمله «كان اللّه عليماً حكيماً»، معترضه و يا حال باشد. بر اين اساس توصيف خداوند به علم و حكمت، اشاره به اين دارد كه كار خدا (رحمت يا عذاب)، مبتنى بر علم و حكمت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 57 - 2
2 - عذرخواهى ستم پيشگان ، در روز قيامت ، سودى ندارد .
فيومئذ لاينفع الذين ظلموا معذرتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 52 - 1
1 - عذرخواهى ستمگران در قيامت ، بى نتيجه بوده و سودى به حال آنان نخواهد داشت .
يوم لاينفع الظلمين معذرتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 14 - 2
2- خداوند از جبهه مظلومانِ حق طلب در برابر سركشى ظالمان حق ستيز ، دفاع و حمايت مى كند .
و قال الذين كفروا . .. لنخرجنّكم من أرضنا... فأوحى إليهم ربّهم لنهلكنّ الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 92 - 16
16- گذشت ستم ديدگان از ستم پيشگان ، زمينه ساز شمول مغفرت الهى بر ستمكاران است .
لاتثريب عليكم اليوم يغفر الله لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 33 - 10
10 - ستمگران با ديدن عذاب الهى در قيامت ، از انتخاب عقيده كفرآلود ، پشيمان شده و آن را مخفى خواهند كرد .
و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. و أسرّوا الندامة لمّا رأوا العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 95 - 9
9 - خداوند ، آگاه به ستمكارى ستمگران است .
و اللّه عليم بالظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 7 - 7
7 - خداوند ، به اعمال ستمگران كاملاً آگاه است .
و اللّه عليم بالظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 28 - 12
12- كسانى كه با ارتكاب اعمال زشت در دنيا به خود ستم كرده اند ، در قيامت منكر آن اعمال مى شوند .
الذين تتوفّ-هم الملئكة ظالمى أنفسهم . .. ما كنّا نعمل من سوء
برداشت فوق، بنابراين احتمال است كه مراد از «ظالمى أنفسهم» - به قرينه «ما كنّا نعمل من سوء» (ما مرتكب عمل زشت نمى شديم) - اعمال ناپسند و زشتى باشد كه مرتكبان آنها، آن را از خود نفى مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 48 - 1،4
1 - ظهور و بروز تمامى اعمال و دستاورد هاى بد و زشت ستمگران در قيامت
و بدا لهم سيّئات ما كسبوا
4 - ستمگران اعمال و رفتار هاى بد و زشت خود را در دنيا ، زيبا و خوب پنداشته و يا از بدى و زشتى آنها غافل اند .
و بدا لهم سيّئات ما كسبوا
ظاهر شدن اعمال زشت ستمگران در نظر آنان، ممكن است به خاطر اين باشد كه آنها را خوب و زيبا مى دانستند و يا از بدى و زشتى چنين رفتارى، كاملاً غافل بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 45 - 2
2 - ظلم، موجب نابودى ملتهاى ظالم و تمدن آنها
فقطع دابر القوم الذين ظلموا
در آيه شريفه مى شد به جاى «الذين ظلموا» از ضمير استفاده شود، ولى توصيف آن قوم هلاك شده به «كسانى كه ظلم كردند»، سبب و زمينه نابودى و عذاب آنان را بيان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 44 - 8
8 - تنها مشاهده عذاب ، عامل اظهار پشيمانى ظالمان است .
و ترى الظلمين لمّا رأوا العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 129 - 7
7 - حاكميت و ولايت يافتن ظالمان معلول كردار ظالمانه مردم جامعه است.
و كذلك نولى بعض الظلمين بعضا بما كانوا يكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 82 - 10
10- ظالمان نه تنها از رحمت و شفاى قرآن بهره اى نمى گيرند ; بلكه تنها ، مايه خسران و زيان آنان مى شود .
و لايزيد الظلمين إلاّ خسارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 45 - 16
16 - ستمكاران ، عامل خسران و بدبختى خود و محروميت از خانواده خويش
إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «خسروا. .. أهليهم» به معناى از دست دادن خانواده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 45 - 16
16 - ستمكاران ، عامل خسران و بدبختى خود و محروميت از خانواده خويش
إنّ الخسرين الذين خسروا أنفسهم و أهليهم يوم القيمة
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «خسروا. .. أهليهم» به معناى از دست دادن خانواده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 48 - 2
2 - عذاب سخت و فوق تصور ستمگران در قيامت ، بازتاب كردار و رفتار خود آنان است .
و بدا لهم سيّئات ما كسبوا
آمدن ماده «كسب» به جاى ماده «فعل»، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 129 - 5
5 - ظلم انسانها عامل تسلط حكومتهاى ظالمانه بر آنان مى گردد.
و كذلك نولى بعض الظلمين بعضا
تعليق حكم بر وصف اشعار به عليت دارد. در آيه شريفه تعليق حكم «نولى» بر وصف «الظالمين» اشاره به نقش و تأثير وصف ظلم در جريان يافتن فعل دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 63 - 1
1 - درخت زقّوم ، مايه رنج و عذاب كافران و ستم گران از جانب خداوند
أم شجرة الزقّوم . إنّا جعلنها فتنة للظلمين
يكى از معانى «فتنة»، رنج و عذاب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 29 - 1
1 - ظالمان در روز رستاخيز ، دوستان ناباب را عامل گمراهى خود خواهند شمرد .
و يوم يعضّ الظالم على يديه يقول يليتنى اتّخذت مع الرسول . .. لم أتّخذ فلانًا خل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 87 - 12
12 - ايمان و اقامه نماز ، در رهايى از فتنه گرى ستمگران ، نقشى بسزا دارد .
و نجنا برحمتك من القوم الكفرين . .. و أقيموا الصلوة و بشّر المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 129 - 7
7 - حاكميت و ولايت يافتن ظالمان معلول كردار ظالمانه مردم جامعه است.
و كذلك نولى بعض الظلمين بعضا بما كانوا يكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 47 - 8
8 - بلا هاى دنيوى ، هشدارى به ظالمان ; ولى بيشتر ايشان بى خبر از پيام هشدارى آن *
و إنّ للذين ظلموا عذابًا دون ذلك و لكنّ أكثرهم لايعلمون
در صورتى كه «دون ذلك» به معناى عذاب هاى خفيف دنيوى در قبال عذاب سنگين آخرت باشد، ممكن است سبكى اين عذاب ها براى مجال دادن به ظالمان براى انابه باشد; ولى افسوس كه بيشتر ستمگران اين درس ها را نمى آموزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 165 - 14
14 - ظالمان از قدرت خداوند غافلند .
و لو يرى الذين ظلموا . .. أن القوة للّه جميعاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 48 - 4
4 - ستمگران اعمال و رفتار هاى بد و زشت خود را در دنيا ، زيبا و خوب پنداشته و يا از بدى و زشتى آنها غافل اند .
و بدا لهم سيّئات ما كسبوا
ظاهر شدن اعمال زشت ستمگران در نظر آنان، ممكن است به خاطر اين باشد كه آنها را خوب و زيبا مى دانستند و يا از بدى و زشتى چنين رفتارى، كاملاً غافل بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 12 - 1
1- اقوام و جوامع ستمگر ، هنگام احساس نزول عذاب الهى مى گريختند .
فلمّا أحسّوا بأسنا إذا هم منها يركضون
«ركض» (مصدر «يركضون») در اصل به معناى «پا به زمين زدن» است و آن گاه كه به فردى نسبت داده شود به معناى فرار و حركت سريع خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 3
3- مترفان ستمگر هنگام نزول عذاب ، دارايى ها و خانه هاى خود را ر ها نموده و از شهر و ديار خود مى گريزند .
وارجعوا إلى ما أُترفتم فيه و مسكنكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 17 - 9
9- كافران جبّار ، مردمى بدفرجام در دنيا و آخرتند .
و خاب كلّ جبّار عنيد . من ورائه جهنّم و يسقى من ماء صديد ... من ورائه عذاب غليظ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 8 - 12
12 - دوزخ ، سرنوشت نهايى ستم پيشگان
فريق فى السعير . .. و الظلمون ما لهم من ولىّ و لانصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 7 - 6
6 - فرجام بد اخروى در انتظار ستمگران
و اللّه عليم بالظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 9
9- تأييد ، همراهى و تقويت عناصر فاسد و حاكميت هاى ظالم ، داراى فرجامى هلاكت بار و مشترك با آنها
فأغرقنه و من معه جميعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 17 - 9
9- كافران جبّار ، مردمى بدفرجام در دنيا و آخرتند .
و خاب كلّ جبّار عنيد . من ورائه جهنّم و يسقى من ماء صديد ... من ورائه عذاب غليظ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 11 - 4،5
4 - هشدار موسى ( ع ) به خاندان فرعون نسبت به فرجام شوم ستم كارى ، مأموريتى از سوى خداوند
أن ائت . .. قوم فرعون ألايتّقون
عبارت «ألايتّقون» مقول براى قول محذوف است; يعنى،«فقل لهم ألايتّقون». گفتنى است كه مفعول «يتّقون» در اين آيه حذف شده و تقدير آن به قرينه آيه قبل چنين است: «ألايتّقون عاقبة ظلمهم».
5 - ظلم و ستم كارى داراى پيامدى شوم و نكبت بار
أن ائت القوم الظلمين . قوم فرعون ألايتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 52 - 8،10
8 - ستمگران ، داراى سرايى بد ( دوزخ ) در قيامت
و لهم سوء الدار
10 - پذيرفته نشدن عذر ستمگران ، دورى آنان از رحمت خداوند و جاى گرفتن در سرايى بد ، مظهر نصرت الهى به پيامبران و مؤمنان در قيامت
إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا . .. يوم يقوم الأشهد . يوم لاينفع الظلمين معذر
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، بيانگر چگونگى نصرت الهى در قيامت از رسولان و مؤمنان است كه در آيه پيش (يوم يقوم الأشهد) به آن اشاره شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 45 - 23
23 - سرنوشت شوم ستمگران در قيامت ، هشدارى براى متجاوزان به حقوق مردم است .
ألا إنّ الظلمين فى عذاب مقيم
كلمه «ألا» - كه براى هشدار است - رساننده مطلب بالا مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 59 - 6
6 - فرجام شوم كافران و ستمگران هلاك شده تاريخ ، هشدارى به كفرپيشگان و ظالمان هر عصر
فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب أصحبهم
آيات پايانى اين سوره، در مقام نتيجه گيرى از آيات گذشته است كه به تفصيل سرنوشت هلاكت بار كافران گذشته تاريخ را بيان داشته است. از اين نكته استفاده مى شود كه تعبير «مثل ذنوب أصحابهم»، در واقع تذكر و هشدارى نهايى به كافران هر عصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 7 - 6
6 - فرجام بد اخروى در انتظار ستمگران
و اللّه عليم بالظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 151 - 20،21
20 - آتش دوزخ ، جايگاه و فرجام شوم ستم پيشگان
و ماويهم النّار و بئس مثوى الظّالمين
21 - كافران ، ستم پيشگانى شوم فرجام
سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرعب . .. و بئس مثوى الظّالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 10 - 7
7 - آتشى سوزان و برافروخته ، فرجام پايمال كنندگان اموال يتيمان
انّ الّذين ياكلون اموال اليتامى ظلماً . .. و سيصلون سعيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 45 - 8
8 - فرجام شوم امتهاى ظالم گذشته، هشدارى الهى به تمامى امتهاست.
فقطع دابر القوم الذين ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 113 - 3
3- ستم پيشگان ، به آتش دوزخ درخواهند افتاد .
فتمسكم النار
جمله «فتمسكم النار» بيان مى كند كه اتكاى بر ستمگران، درپى دارنده آتش است. اين معنا مى رساند كه خود ستمگران نيز به آتش درخواهند افتاد. تعبير «فتمسكم» مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه: ستمگران آتش هستند و با اعتماد و تكيه به آنان، آتش با شما تماس پيدا خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 28 - 12
12 - گرفتار شدن به خشم و قهر الهى ، فرجام كار ستم پيشگان
فقل الحمد للّه الذى نجّ-نا من القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 55 - 9
9 - هلاكت و نابودى ، فرجام ملت هاى ذلت پذير و پيرو كفر و ستم
فاستخفّ قومه . .. فأغرقنهم أجمعين
از اين كه فرعونيان با ضعف و زبونى در برابر دستگاه جبار فرعونى سرانجام به هلاكت رسيدند، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 44 - 3،4
3- مهلت خواهى ستمگران به هنگام مشاهده عذاب استيصال ، جهت پاسخ گويى به دعوت خداوند و پيروى از رسولان الهى
يوم يأتيهم العذاب فيقول الذين ظلموا ربّنا أخّرنا إلى أجل قريب نجب دعوتك و نتّبع
4- ظالمان به وقت مشاهده عذاب در قيامت خواستار مهلتى كوتاه براى بازگشت به دنيا جهت پاسخ گويى به دعوت خداوند و پيروى از رسولان الهى مى شوند . *
يوم يأتيهم العذاب فيقول الذين ظلموا ربّنا أخّرنا إلى أجل قريب نجب دعوتك و نتّبع
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مقصود از «يوم يأتيهم العذاب» روز قيامت باشد، نه عذاب استيصال.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 42 - 7
7- تأخير كيفر ستمگران از سوى خداوند تا روز قيامت ، جهت تشديد مجازات آنان است .
و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون إنما يؤخّرهم ليوم تشخص فيه الأبصر
از اينكه خداوند متعال كيفر ستمگران را تا روزى سخت و هولناك به تأخير انداخت، حكايت از شدت مجازات آنان دارد; چون اگر آن مجازات در دنيا اتفاق مى افتاد به اين مقدار سخت نبود. بنابراين، تأخير كيفر ظالمان به نفع آنان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 61 - 12
12- اجل مقرر داشتن انسان هاى ظالم ، دليل به تعويق افتادن مؤاخذه و عقوبت آنان
و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم . .. و لكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 61 - 3،12
3- در صورت مورد مؤاخذه دنيوى قرار گرفتن ظالمان از سوى خداوند ، هيچ جنبنده اى بر روى زمين باقى نخواهد ماند .
و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم ما ترك عليها من دابّة
12- اجل مقرر داشتن انسان هاى ظالم ، دليل به تعويق افتادن مؤاخذه و عقوبت آنان
و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم . .. و لكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 2
2- تعجيل نكردن ذوالقرنين در كيفر ظالمان كافر ، مهلتى براى گرايش آنان به ايمان بود . *
أمّا من ظلم فسوف نعذّبه . .. و أمّا من ءامن و عمل صلحًا فله جزاءً الحسنى
مراد از «من ءامن و. ..» (هركس ايمان بياورد و...) كسانى اند كه از ظلم و كفر، دست برداشته و ايمان آورند، نه آنان كه هنگام ورود ذوالقرنين مؤمن بودند; زيرا، معنا ندارد كه او، بين عذاب و يا رفتار نيك با مؤمنان مخيّر باشد! بنابراين، درنگ ذوالقرنين در عذاب ظالمان (سوف نعذّبه) ايجاد فرصتى براى تغيير رويه آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 16 - 3
3- بعثت پيامبران و هلاكت جوامع ستمگر و دين ستيز ، براساس هدف دارى نظام هستى است .
و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة . .. و ما خلقنا السماء والأرض و ما بينهما لعبين
يادآورى هدفمندى جهان - پس از ذكر هلاكت اقوام ستمگر - مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه وقتى جهان هدفمند بود، هلاكت اقوام ستم پيشه نيز جزئى از هدف دارى و بازيچه نبودن هستى خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 13،15،16
13 - صحنه جان كندن ظالمان بزرگ، عبرت آموز و تماشايى است.
و لو ترى إذ الظلمون فى غمرت الموت
15 - ملائكه، جان ستمكاران را با قدرت و شدتى تمام مى گيرند.
و لو ترى إذ الظلمون فى غمرت الموت و الملئكة باسطوا أيديهم
جمله «باسطوا أيديهم» ممكن است كنايه از قدرت و شدتى باشد كه ملائكه به هنگام قبض روح ستمكاران به كار مى گيرند.
16 - ملائكه قابض ارواح داراى دستانى هستند كه به هنگام گرفتن جان ظالمان آنها را مى گشايند.
إذ الظلمون فى غمرت الموت و الملئكة باسطوا أيديهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 39 - 10
10 - پذيرش توبه ستمكاران ، جلوه اى از غفران و رحمت الهى
فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح فإنّ اللّه يتوب عليه إنّ اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 19 - 6
6 - پيروى از تمايلات جاهلانه ظالمان ، به معناى پذيرش ولايت و رهبرى آنان است .
و لاتتّبع أهواء . .. و إنّ الظلمين بعضهم أولياء بعض
با توجه به اين كه «إنّ الظالمين بعضهم أولياء. ..» تعليل براى نهى «لاتتبع» است، مفاد آيه شريفه چنين خواهد بود: اگر پيامبر يا موحد ديگرى، در برابر خواسته يا خواسته هاى هواپرستان جاهل تسليم شود، در حقيقت رهبرى و ولايت آن هواپرستان ظالم را پذيرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 44 - 9
9- سوگند ستمگران در دنيا بر پايدارى و زوال ناپذيرى قدرت خويش
الذين ظلموا . .. أو لم تكونوا أقسمتم من قبل ما لكم من زوال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 46 - 1،4،6
1- هلاكت و عذاب دنيوى ستم پيشگان تاريخ از سوى خداوند ، على رغم مكر و چاره انديشى هاى فراوان و قدرتمندانه آنان
و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا . .. و قد مكروا مكرهم ... و إن كان مكرهم لتزول منه
4- تسلى و دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر ترفند ها و مكر هاى گوناگون و كوه شكن ستم پيشگان جامعه
و قد مكروا مكرهم و عند الله مكرهم و إن كان مكرهم لتزول منه الجبال
6- مكر ها و چاره انديشى هاى ستمگران ، هر چند گسترده و كوه شكن باشد ، در برابر نيروى حق بى ثمر و ناموفق خواهد بود .
و قد مكروا مكرهم و عند الله مكرهم و إن كان مكرهم لتزول منه الجبال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 54 - 11
11 - قضاوت و داورى خداوند درباره ستمگران ، قضاوتى است بر پايه قسط و عدل .
و لو أن لكل نفس ظلمت . .. و أسروا الندامة لما رأوا العذاب و قضى بينهم بالقسط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 12
12 - مجازات اخروى ستمكاران بزرگ از نخستين لحظات احتضار و مرگ آغاز خواهد شد.
و لو ترى إذ الظلمون فى غمرت الموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 42 - 8
8- كيفر ستمگران در قيامت بسيار شديد و هولناك است .
و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون إنما يؤخّرهم ليوم تشخص فيه الأبصر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 87 - 7،11
7- ذوالقرنين ، به معاد و وجود كيفر سخت اخروى براى ظالمان ، معتقد بود .
قال أمّا من ظلم فسوف نعذّبه ثمّ يردّ إلى ربّه فيعذّبه عذابًا نكرًا
11- كيفر اخروى ستم كاران ، جلوه اى از ربوبيّت الهى است .
يردّ إلى ربّه فيعذّبه عذابًا نكرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 47 - 4
4 - بيشتر ظالمان ، بى خبر از كيفر هاى دنيوى و اخروى خويش
و لكنّ أكثرهم لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 75 - 5
5- كمترين تمايل به كافران از سوى رهبران دينى ، گناهى نابخشودنى و داراى كيفرى مضاعف در دنيا و آخرت
لقد كدتّ تركن إليهم شيئًا قليلاً. إذًا لأذقنك ضعف الحيوة و ضعف الممات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 7
7- كيفر الهى به هنگام نزول ، فراگير همه ظالمان و همراهان و ياوران آنان است .
فأغرقنه و من معه جميعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 83 - 7
7- جوامع ستمگر ، در معرض گرفتار شدن به كيفر هاى دنيوى و در خطر هدف قرار گرفتن سنگ هاى عذاب
و ما هى من الظلمين ببعيد
«هى» مى تواند به قريه يا قريه هايى كه از سياق كلام برمى آيد، باز گردد و مى تواند به «حجارة» در آيه قبل ارجاع شود. معناى جمله «و ما هى ...» بنابر احتمال دوم چنين است: آن سنگهاى كذايى دور از ستمگران نيست; يعنى، ستمگران در معرض چنين عذابهايى اند و آن گونه سنگها براى آنان مهياست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 61 - 14
14- مصلحت بقاى حيات در زمين ، مهمتر از مصلحت عقوبت دنيوى ظالمان
و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم ما ترك عليها من دابّة و لكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 25 - 14
14 - انحراف از حق و تجاوز به حقوق ديگران در محيط مسجد الحرام ، گناهى است بس بزرگ و كج روان و ستم كاران بايد در انتظار كيفر سخت دنيوى باشند .
و من يرد فيه بإلحاد بظلم نذقه من عذاب أليم
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مقصود از «عذاب أليم» كيفر دنيوى نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 47 - 4
4 - بيشتر ظالمان ، بى خبر از كيفر هاى دنيوى و اخروى خويش
و لكنّ أكثرهم لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 75 - 5
5- كمترين تمايل به كافران از سوى رهبران دينى ، گناهى نابخشودنى و داراى كيفرى مضاعف در دنيا و آخرت
لقد كدتّ تركن إليهم شيئًا قليلاً. إذًا لأذقنك ضعف الحيوة و ضعف الممات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 17
17 - ظالمان نمى توانند خود را از مهلكه مردن و عذاب خواركننده پس از آن رهايى بخشند.
و الملئكة باسطوا أيديهم أخرجوا أنفسكم اليوم تجزون عذاب الهون
جمله «أخرجوا انفسكم» خطاب ملائكه به ظالمان است، كه اگر مى توانيد خود را از اين مهلكه نجات بخشيد. اين سخن ملائكه از سر استهزا و بيان عجز ظالمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 95 - 11
11 - خداوند ، ستمكاران را به سزاى اعمالشان خواهد رساند .
و اللّه عليم بالظلمين
هدف از بيان آگاهى خداوند به ستمكاران، تهديد آنان به عذاب مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 151 - 20
20 - آتش دوزخ ، جايگاه و فرجام شوم ستم پيشگان
و ماويهم النّار و بئس مثوى الظّالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 182 - 12
12 - مجازات نكردن ستمگران ، ظلم بر ستمديدگان است .
ذوقوا عذاب الحريق . .. ذلك بما قدّمت ايديكم و انّ اللّه ليس بظلاّم للعبيد
برداشت فوق مبتنى است بر احتمال اوّل (عطف «انّ اللّه . .. » بر «ما قدّمت»)، است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 10 - 7
7 - آتشى سوزان و برافروخته ، فرجام پايمال كنندگان اموال يتيمان
انّ الّذين ياكلون اموال اليتامى ظلماً . .. و سيصلون سعيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 29 - 11
11 - آتش همواره دوزخ ، جزاى ستمگران و كيفرى مناسب براى آنان
فتكون من اصحب النار و ذلك جزؤا الظلمين
«جزاء» در لغت به معنى كيفر و پاداشى است كه كافى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 134 - 2
2 - احضار ظالمان در قيامت و بازخواست و كيفر ايشان از وعده هاى تخلف ناپذير خداوند
و ينذرونكم لقاء يومكم هذا . .. إن ما توعدون لأت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 41 - 4
4 - گرفتار شدن ستمكاران به آتش دوزخ، سنت خداوند در كيفر آنان
و كذلك نجزى الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 54 - 13
13 - در نظام جزايى خداوند ، حتى به ستمگران هم ظلم نخواهد شد .
و لو أن لكل نفس ظلمت . .. قضى بينهم بالقسط و هم لايظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 18 - 6
6- كيفر و مجازات ستمگران ، پرتوى از ربوبيت خداوند است .
أُولئك يعرضون على ربهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 83 - 3
3- كيفر ستم كاران و گنه پيشگان ، مقتضاى ربوبيت خداوند و در جهت تدبير امور انسانهاست .
مسوّمة عند ربك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 102 - 2
2- امت هاى ستم پيشه ( جوامع كفرپيشه و مشرك ) در خطر گرفتار شدن به عقوبت هاى الهى و عذاب هاى استيصال هستند .
و كذلك أخذ ربك إذا أخذ القرى و هى ظلمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 92 - 8
8- عقوبت و سرزنش كسانى كه در حق آدمى ستم كرده اند پس از اعترافشان به گناه و توبه از آن ، به دور از شأن نيكوكاران است .
لاتثريب عليكم اليوم
«اليوم» ظرف و متعلق به «تثريب» است و مراد از آن زمانى است كه برادران يوسف به خطاى خويش اعتراف نموده و از
گناه خود توبه كردند (و إن كنّا لخاطئين).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 42 - 5
5- تأخير كيفر اصلى ظالمان به روز قيامت ، از سنت هاى خداوند است .
و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون إنما يؤخّرهم ليوم تشخص فيه الأبصر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 61 - 2
2- مورد عقوبت قرار گرفتن انسان هاى ظالم ، نتيجه عمل خود آنان است .
و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 7،8
7- كيفر الهى به هنگام نزول ، فراگير همه ظالمان و همراهان و ياوران آنان است .
فأغرقنه و من معه جميعًا
8- خداوند ، ستمگران و شريكان آنان را در ستم ، همسان كيفر مى دهد .
فأغرقنه و من معه جميعًا
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مراد از «و من معه» ياران و شريكان فرعون در ستم باشند نه صرفاً همراهان وى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 29 - 7
7- جهنم ، كيفر تمامى ستمگران است .
نجزيه جهنّم كذلك نجزى الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 11 - 1
1 - تنها ظالمان و گنه كاران در معرض خطر كيفر و عقاب الهى
إنّى لايخاف لدىّ المرسلون . إلاّمن ظلم ثمّ بدّل حسنَا
از مفهوم «لايخاف لدىّ المرسلون» استفاده مى شود كه غير از رسولان، هيچ شخص ديگرى از عقاب الهى در امان نيست. عبارت «إلاّ من ظلم...» استثنا از اين مفاد است; يعنى، همه ظالمان در معرض خطر قرار دارند، مگر كسانى كه ستم كردند ولى آن را با انجام خوبى ها جبران نمودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 42 - 1
1 - ستم پيشگان و تجاوزگران به حقوق مردم ، سزاوار پيگرد ، مؤاخذه و مجازات مى باشند .
إنّما السبيل على الذين يظلمون الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 17 - 5
5 - خلود در آتش ، جزاى ستمكاران و ظالمان
أنّهما فى النار خلدَين فيها و ذلك جزؤا الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 31 - 10
10 - رحمت و لطف خداوند به مؤمنان و كيفر و عذاب ظالمان از سوى او ، براساس علم و حكمت او است .
إنّ اللّه كان عليمًا حكيمًا . يدخل من يشاء فى رحمته و الظلمين أعدّ لهم عذابًا أ
برداشت ياد شده، بر اين فرض مبتنى است كه جمله «يدخل من يشاء. ..»، خبر براى «إنّ» در «إنّ اللّه» و جمله «كان اللّه عليماً حكيماً»، معترضه و يا حال باشد. بر اين اساس توصيف خداوند به علم و حكمت، اشاره به اين دارد كه كار خدا (رحمت يا عذاب)، مبتنى بر علم و حكمت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 87 - 4
4- ذوالقرنين ، به ايمان آوردن ظالمان ساحل دريا و دست برداشتن آنان از ظلم و فساد ، اميدوار بود و در مجازات آنان شتابى نداشت .
قال أمّا من ظلم فسوف نعذّبه
حرف «سوف» براى آينده است و فعل هاى شرط («آمن» و «عمل») در آيه بعد، قرينه اين است كه ذى القرنين، به احتمال ايمان آوردن ظالمان، در مجازات آنان تعجيل نكرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 8
8- خداوند ، ستمگران و شريكان آنان را در ستم ، همسان كيفر مى دهد .
فأغرقنه و من معه جميعًا
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مراد از «و من معه» ياران و شريكان فرعون در ستم باشند نه صرفاً همراهان وى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 7،9
7- كيفر الهى به هنگام نزول ، فراگير همه ظالمان و همراهان و ياوران آنان است .
فأغرقنه و من معه جميعًا
9- تأييد ، همراهى و تقويت عناصر فاسد و حاكميت هاى ظالم ، داراى فرجامى هلاكت بار و مشترك با آنها
فأغرقنه و من معه جميعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 72 - 3
3- خداوند ، ستم پيشگان را در جهنم ، به صورت زانو بر زمين زده ، ر ها خواهد ساخت .
و نذر الظلمين فيها جثيًّا
«جثىّ»; يعنى، بر زانونشستگان، اين گونه نشستن، نمودى از دلهره و حقارت و ناتوانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 113 - 14
14- « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قول الله عزوجل : « ولاتركنوا إلى الذين ظلموا . . . » قال : هو الرجل يأتى السلطان فيحب بقائه إلى أن يدخل يده إلى كيسه فيعطيه ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خدا كه فرموده: «و لاتركنوا إلى الذين ظلموا . ..» روايت شده است: ركون به ظالم اين است كه شخص نزد سلطان [ظالم ]برود و دوست بدارد كه او زنده بماند تا دست در كيسه اش كند و چيزى به او بدهد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 27 - 18
18- « عن أبى عبدالله جعفربن محمد ( ع ) قال : . . . ان الله تبارك و تعالى يضلّ الظالمين يوم القيامة عن دار كرامته . . . كما قال عزّوحلّ : « و يضلّ الله الظالمين و يفعل الله ما يشاء » . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: همانا خداوند - تبارك و تعالى - ستمگران را در روز قيامت از سراى كرامت خويش گمراه مى كند . .. چنان چه مى فرمايد: «يضلّ الله الظالمين...» ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 24 - 7
7- مشاهده برهان الهى ( درك حقايقى نظير ربوبيت خدا ، دريافت زشتىِ گناه ، باور به عدم رستگارى ظالمان و گنه كاران و . . . ) عامل عصمت پيامبران است .
و همّ بها لولا أن رءا برهن ربه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 27 - 7
7- خداوند ، ستمگران را به گمراهى مى كشاند .
و يضلّ الله الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 11 - 13
13 - همه ظالمان ، در گمراهى آشكارند .
بل الظلمون فى ضلل مبين
«الظالمون»، جمع و داراى الف و لام است و در جاى خود گفته شده كه اين گونه جمع ها، عموميت را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 113 - 1
1- تمايل به ستمگران و اتكاى بر آنان ، حرام و گناهى بزرگ است .
و لاتركنوا إلى الذين ظلموا
«الركون إلى شىء»; يعنى ، گرايش پيدا كردن به چيزى و اعتماد كردن بر آن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 18 - 12
12- گواهان اعمال در قيامت ، دورى ستمگران از رحمت الهى را به همگان اعلام مى كنند .
ألا لعنة الله على الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 18 - 7
7- در قيامت ، گواهانى متعدد بر ستمگرى ستمكاران و دروغ بافى افترازنندگان به خدا ، شهادت خواهند داد .
و يقول الأشهد هؤلاء الذين كذبوا على ربهم
«أشهاد» جمع شاهد و به معناى گواهان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 76 - 13
13- انسان فاقد روحيه عدالت خواهى ، انسانى گنگ و بى ارزش در بينش الهى *
أحدهما أبكم . .. و من يأمر بالعدل
از تقابل «يأمر بالعدل» با «أبكم» مطلب فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 85 - 7
7 - باز ايستادن ظالمان تكذيب گر از نطق و سخن ، با مشاهده نزول عذاب الهى بر آنان
و وقع القول عليهم . .. فهم لاينطقون
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مراد از «وقع القول. ..» حلول عذاب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 18 - 10
10- ستمگران در قيامت ، از رحمت خداوند محروم و به لعنت او گرفتار خواهند شد .
ألا لعنة الله على الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 44 - 7
7 - ندا دهنده اى در قيامت مأمور اعلام گرفتارى ظالمان به لعنت خداوند است .
فاذن مؤذن بينهم أن لعنة اللّه على الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 18 - 14
14- « عن رسول الله (صلی الله علیه و آله) : . . . وأما الكافر فيقرأ ذنوبه على رؤوس الأشهاد ، « هؤلاء الذين كذبوا على ربّهم ألا لعنة الله على الظالمين » ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: . .. اما كافر پس گناهان او در ملأ عام و در حضور گواهان خوانده مى شود: اينانند كسانى كه به پروردگار خود دروغ بستند. آگاه باشيد لعنت خدا بر ستمكاران باد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 41 - 6
6 - ستم كاران ، مورد لعن و نفرين خداوند
فبعدًا للقوم الظلمين
نصب «بُعداً» به عنوان مفعول مطلق براى فعل محذوف مى باشد; يعنى، «بعدوا بُعداً». گفتنى است كه «بُعداً» از جمله مصدرهايى است كه همواره به جاى فعل مى آيد; يعنى، دور باد[از رحمت خدا] گروه ستم كاران!
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 52 - 7
7 - ستمگران ، گروهى مطرود و محروم از رحمت خداوند در قيامت
و لهم اللعنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 23 - 11،14،24
11 - گستاخى و بى پروايى قوم موسى ( ع ) در برابر خداوند ، زمينه سرپيچى آنان از فرمان موسى ( ع ) ( ورود به سرزمين مقدس و مبارزه با جباران )
إنّا لن ندخلها . .. قال رجلان من الذين يخافون انعم اللّه عليهما ادخلوا
14 - تاختن بر جباران سرزمين مقدس و گشودن دروازه آن ، طرح پيشنهادى يوشع و كالب براى فتح بى درنگ آن سرزمين
قال رجلان . .. ادخلوا عليهم الباب فاذا دخلتموه فانكم غلبون
24 - تبليغات ياوران خداترس موسى ( ع ) ( يوشع و كالب ) به هدف برانگيختن و بسيج بنى اسرائيل براى هجوم به سرزمين مقدس و نبرد با زورگويان
قال رجلان . .. ان كنتم مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 24 - 1،3،13
1 - اصرار و تأكيد بنى اسرائيل بر كناره گيرى از پيكار با زورگويان سرزمين مقدس ، على رغم فرمان موسى ( ع )
قالوا يموسى إنّا لن ندخلها ابداً
3 - بى اعتنايى قوم موسى ( ع ) به فراخوانى يوشع و كالب براى يارى موسى ( ع ) در مبارزه با جباران
ادخلوا عليهم الباب . .. قالوا يموسى إنّا لن ندخلها
بنى اسرائيل پس از شنيدن سخنان يوشع و كالب، حضرت موسى(ع) را مخاطب قرار دادند تا بى اعتنايى و بى توجهى خود را به دعوت آن دو نفر اعلام كرده باشند.
13 - اصرار بنى اسرائيل بر كناره گيرى از نبرد با جباران و جاخوش كردن در كاشانه خويش
إنّا ههنا قعدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 25 - 1،2،3
1 - عذر خواستن موسى ( ع ) در پيشگاه پروردگار ، از ناتوانى خويش در بسيج بنى اسرائيل براى مبارزه با جباران
قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى
2 - نااميدى موسى ( ع ) از حركت بنى اسرائيل و مبارزه با جباران براى ورود به سرزمين مقدس
قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى
3 - شكايت موسى ( ع ) به پيشگاه پروردگار ، از تمرد بنى اسرائيل در مبارزه با جباران
قال رب انى لااملك الا نفسى و اخى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 21 - 13
13 - ستمگران از مقابله با خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله) طرفى نبسته و به اهداف خويش نخواهند رسيد.
قل أى شىء أكبر شهدة . .. الذين ءاتينهم الكتب ... إنه لايفلح الظلمون
مستفاد از ربط بين آيات و اطلاق ظالم بر مشركين و اهل كتاب كه در صدد مقابله با خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده اند. و از «لايفلح الظالمون» فهميده مى شود كه آنها به دنبال اهدافى بوده اند كه موفق نشده و نخواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 19 - 11
11 - متقين ، نفوذناپذير و مصون در برابر تمايلات هواپرستانه ستمكاران
و لاتتّبع أهواء . .. و إنّ الظلمين ... و اللّه ولىّ المتّقين
يادكرد وصف «تقوا» براى كسانى كه در پرتو ولايت حق قرار دارند و با اطاعت از خدا، از آمال جاهلانه و ظالمانه تبعيت نمى كنند، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 46 - 5
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، وظيفه ندارند كه با ظالمان اهل كتاب ، به جدال أحسن بپردازند .
و لاتجدلوا أهل الكتب إلاّ بالتى هى أحسن إلاّ الذين ظلموا منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 22 - 6
6 - بازخواست ذلتبار مشركان و ستمگران در روز قيامت، نشانگر محروميت آنها از سعادت و رستگارى است.
إنه لايفلح الظلمون. و يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشركواأين شركاؤكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 18 - 10،12
10- ستمگران در قيامت ، از رحمت خداوند محروم و به لعنت او گرفتار خواهند شد .
ألا لعنة الله على الظلمين
12- گواهان اعمال در قيامت ، دورى ستمگران از رحمت الهى را به همگان اعلام مى كنند .
ألا لعنة الله على الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 111 - 11
11 - ستم گران ( در قيامت ) از اذن خداوند براى شفاعت شدن و شفاعت كردن ، محروم خواهند بود .
يومئذ لاتنفع الشفعة . .. و قد خاب من حمل ظلمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 37 - 13
13 - ستمگران در قيامت ، محروم از هرگونه نصرت و يارى
فما للظلمين من نصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 18 - 9
9 - محروميت ستمكاران در قيامت ، از يارى دوست و نزديكان دلسوز و شفاعت شفيعان
ما للظلمين من حميم و لا شفيع يطاع
«حميم» در لغت به معناى دوست (العين) و به «القريب المشفق» (نزديك دلسوز) معنا شده است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 8 - 10
10 - ستم پيشگان ، محروم از هرگونه ولىّ و ياورى در قيامت
و الظلمون ما لهم من ولىّ و لانصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 44 - 6
6- دورى از رحمت خدا در سراى آخرت ، امرى تقدير شده براى كفرپيشگان و ستمگران قوم نوح
فكان من المغرقين . .. و قيل بعدًا للقوم الظلمين
«بُعداً» مفعول مطلق براى فعل محذوف (ليبعد) مى باشد و جمله در اصل چنين بوده: و قيل ليبعد بُعداً القوم الظالمون; يعنى، و گفته شد كه ستمگران قوم نوح بايد از رحمت خدا دور باشند و از آن جا كه آنان در دنيا عذاب شدند، معلوم مى شود مراد از جمله «و قيل . ..» دورى از رحمت خدا در آخرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 57 - 11
11 - ظالمان ، محروم از محبّت و پاداش هاى خداوند
و اما الذين امنوا . .. فيوفّيهم اجورهم و اللّه لا يحبّ الظالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 140 - 20،21
20 - ظالمين ، محروم از محبّت الهى
و اللّه لا يحبّ الظالمين
21 - بى ايمانى و سستى در رويارويى با دشمنان دين ، ظلم است .
و لاتهنوا . .. و ليعلم اللّه الّذين امنوا ... و اللّه لايحبّ الظّالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 192 - 6،10
6 - ستمكاران محروم از هر گونه ياور در قيامت
و ما للظّالمين من انصار
«انصار»، جمع ناصر (به معناى ياور) است و «مِنْ» زايده، تأكيد بر نبودن ياور در آن روز است.
10 - محروميّت ستمگران در قيامت از يارى امامانى كه آنها را يارى كنند .
و ما للظّالمين من انصار
امام باقر (ع) در تفسير آيه فوق فرمود: ما لهم من ائمّة يسمّونهم باسمائهم.
تفسير عياشى، ج 1، ص 211، ح 175 ; تفسير برهان، ج 1، ص 333، ح 8.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 51 - 14
14 - ستمكاران ، محروم از هدايت الهى
إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 52 - 9
9 - گرايش بى حد و مرز گروهى از مسلمانان بيمار دل به سوى يهود و نصارا ، دليلى روشن براى محروميت ستمگران از هدايت الهى
إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين. فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم
تفريع جمله «فترى» بر جمله «ان اللّه . ..»، مى رساند كه گرايش عميق بيماردلان، بيان مصداقى براى جمله «ان اللّه لايهدى ...» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 21 - 12
12 - ستمگران، از سعادت و رستگارى محروم هستند.
إنه لايفلح الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 145 - 22
22 - ستمگران و متجاوزان، محروم از رحمت و مغفرت الهى
فمن اضطر غير باغ و لاعاد فإن ربك غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 44 - 6
6 - ظالمان از رحمت خداوند دور هستند .
أن لعنة اللّه على الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 19 - 9
9 - ستم پيشگان ، از هدايت الهى محرومند .
و اللّه لايهدى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 109 - 12
12 - ظالمان ، محروم از هدايت الهى
و اللّه لا يهدى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 23 - 27
27- ستمگران ، هرگز رستگار و موفق نخواهند شد .
إنه لايفلح الظلمون
ضمير در «إنه» ضمير شأن است و دلالت بر تأكيد مفاد جمله دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 27 - 10
10- ستم پيشگان ، بى بهره از ثبات آرامش و فاقد اصول ثابت و سخن استوار در زندگى دنيا و آخرتند .
يثبّت الله الذين ءامنوا بالقول الثابت فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة و يضلّ الله ا
از مقايسه صدر و ذيل آيه و مقابله ظالمان با مؤمنان مطلب فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 37 - 9
9 - ظالمان و بيدادگران ، از فلاح و رستگارى بى بهره اند .
إنّه لايفلح الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 50 - 9
9 - هواپرستان و ظالمان ، محروم از هدايت خداوند
و من أضلّ ممّن اتّبع هويه . .. إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 18 - 11،14
11 - محروميت ستمگران به هنگام دشوارى مرگ از هرگونه يارى دوست و نزديكان دلسوز خود و شفاعت شفيعان
ما للظلمين من حميم و لا شفيع يطاع
14 - « عن موسى بن جعفر ( ع ) . . . ما من مؤمن يرتكب ذنباً إلاّ ساء ذلك و ندم عليه . . . فإن لم يندم على ذنب يرتكبه فليس بمؤمن و لم تجب له الشفاعة و كان ظالماً و اللّه تعالى يقول : « ما للظالمين من حميم و لا شفيع يطاع » ;
از امام كاظم(ع) روايت شده است: . ..هيچ مؤمنى نيست كه پس از ارتكاب گناه ناراحت و پشيمان نشود... و اگر بر گناه خود پشيمان نشود، مؤمن نيست و شفاعت براى او نخواهد بود و او ظالم است. خداوند تعالى مى فرمايد: ماللظالمين من حميم و
لاشفيع يطاع ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 52 - 10
10 - پذيرفته نشدن عذر ستمگران ، دورى آنان از رحمت خداوند و جاى گرفتن در سرايى بد ، مظهر نصرت الهى به پيامبران و مؤمنان در قيامت
إنّا لننصر رسلنا و الذين ءامنوا . .. يوم يقوم الأشهد . يوم لاينفع الظلمين معذر
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، بيانگر چگونگى نصرت الهى در قيامت از رسولان و مؤمنان است كه در آيه پيش (يوم يقوم الأشهد) به آن اشاره شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 40 - 10،11
10 - ظالمان و متجاوزان ، محروم از محبت الهى
إنّه لايحبّ الظلمين
11 - مجريان احكام الهى ، در صورت زياده روى از حد عدالت و مقابله به مثل ، خود ستمگر و محروم از محبت خدا خواهند بود .
جزؤا سيّئة سيّئة مثلها . .. إنّه لايحبّ الظلمين
ممكن است «إنّه لايحبّ الظالمين» ناظر به قانون مقابله به مثل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 10 - 13
13- ستمكاران ، محروم از هدايت الهى
إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 7 - 9
9 - ظالمان ، از هدايت الهى محروم اند .
و اللّه لايهدى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 5 - 8
8 - ظالمان ، از هدايت الهى محروم اند .
و اللّه لايهدى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 31 - 6
6 - ظالمان ، از رحمت الهى محروم اند .
و الظلمين أعدّ لهم عذابًا أليمًا
برداشت ياد شده، به قرينه مقابله «الظالمين. ..» با «يدخل من يشاء فى رحمته» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 144 - 12
12 - ظلم زمينه و موجب محروميت ظالمان از هدايتهاى خداوند است.
فمن أظلم . .. إن الله لا يهدى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 11 - 8
8 - ظالمان و گنه كارانِ غافل از جبران بدى هاى خويش ، از بخشش و رحمت خداوند محروم اند .
إلاّمن ظلم ثمّ بدّل حسنا بعد سوء فإنّى غفور رحيم
از اين كه خداوند، تنها به توبه كنندگان و جبران كنندگان بدى هاى خويش، نويد غفران و رحمت داده است، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 42 - 9
9- دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر ستم ظالمان
و لاتحسبنّ الله غفلاً . .. إنما يؤخّرهم ليوم تشخص فيه الأبصر
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مخاطب در آيه پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 95 - 4
4 - دلدارى خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قبال ستيزه جويى هاى ظالمان
ربّ فلاتجعلنى فى القوم الظلمين . و إنّا على أن نريك ... لقدرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 12،18
12 - مجازات اخروى ستمكاران بزرگ از نخستين لحظات احتضار و مرگ آغاز خواهد شد.
و لو ترى إذ الظلمون فى غمرت الموت
18 - جان كندن ستمگران، همراه با تمسخر ملائكه قبض روح نسبت به آنان و بيان عجز آنان براى رهايى از مرگ است.
أخرجوا أنفسكم اليوم تجزون عذاب الهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 113 - 5
5- مسلمانان نبايد در پايدارى بر دين و پيشبرد اهداف آن بر ستمگران ، اتكا كنند و از آنان يارى طلبند .
فاستقم كما أُمرت و من تاب معك . .. و لاتركنوا إلى الذين ظلموا
نهى از تمايل به ستمگران و اتكاى بر آنان ، پس از امر به استقامت در راه دين ، توجه دادن مؤمنان است به اين كه مبادا براى رسيدن به اين مقصود (استقامت در راه دين و پيشبرد اهداف آن) بر ستمگران تكيه كنند و از آنان يارى بخواهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 39 - 13
13 - مطالعه در سرگذشت بيدادگران تاريخ و فرجام شوم آنان ، امرى ضرورى و مايه عبرت است .
فانظر كيف كان عقبة الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 46 - 3
3 - مطالعه در سرگذشت جوامع بى دادگر و كفرپيشه تاريخ و مشاهده شهر ها و سرزمين هاى ويران شده آنها ( شهرهايى كه با عذاب قهر الهى زيرورو شدند ) بسترى مناسب براى عبرت گرفتن و زمينه اى كارساز براى بيدارى دل ها
أفلم يسيروا فى الأرض فتكون . ..و لكن تعمى القلوب التى فى الصدور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 83 - 9
9- خداوند ، انسان ها را به مطالعه آثار گذشتگان و عبرت گيرى از فرجام شوم ستم كاران ، فرا خوانده است .
و ما هى من الظلمين ببعيد
بر اساس اينكه مراد از ضمير «هى» آباديهاى قوم لوط باشد ، هدف از جمله «ما هى . ..» ترغيب انسانها به گذر كردن بر ديار قوم لوط و ديدن آثار عذاب الهى است; تا بدين وسيله عبرت گيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 46 - 2
2 - سياحت در زمين براى مشاهده شهر هاى ويران شده و مطالعه در سرنوشت و فرجام شوم ستمگران تاريخ ، توصيه خداوند به گردنكشان و حق ستيزان
أفلم يسيروا فى الأرض فتكون لهم قلوب يعقلون بها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 28 - 12
12 - گرفتار شدن به خشم و قهر الهى ، فرجام كار ستم پيشگان
فقل الحمد للّه الذى نجّ-نا من القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 11
11- اراده خداوند ، حاكم بر اراده فرعونيان و جبّاران تاريخ است .
فأراد أن يستفزّهم من الأرض فأغرقنه و من معه جميعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 46 - 2
2- خداوند به تمامى ترفند ها و مكر هاى ستمگران آگاهى كامل دارد .
و قد مكروا مكرهم و عند الله مكرهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 47 - 7
7- تسلى و دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر مكر ها و ترفند هاى دشمنان ستمگر
و قد مكروا مكرهم و عند الله مكرهم . .. فلاتحسبنّ الله مخلف وعده رسله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 42 - 4
4 - عذاب شدن ظالمان با آتش در روز قيامت ، به فرمان خداوند
نقول . .. ذوقوا عذاب النار الّتى كنتم بها تكذبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 61 - 13
13- تعيين اجل مقرر براى انسان ها و تصميم به مؤاخذه و عقوبت كردن ظالمان و يا تأخير آن ، به دست خداوند است .
و لو يؤاخذ الله الناس . .. و لكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 59 - 3
3 - نقش خود ظالمان در ابتلا به كيفر و نقمت ، به جاى بهرهورى از روزى و نعمت خداوند
إنّ اللّه هو الرزّاق . .. فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا
از اين كه «ظلم» به خود افراد نسبت داده شده و كيفر به عنوان پيامد كار خودشان، مطرح گشته است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 27 - 14
14- ثابت قدم كردن مؤمنان و افزايش گمراهى ستم پيشگان از سوى خداوند ، بسته به مشيت اوست .
يثبّت الله الذين ءامنوا . .. و يفعل الله ما يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 44 - 13
13 - اضلال خداوند ، شامل حال ظالمان و ستمكاران است .
و من يضلل اللّه . .. و ترى الظلمين
«الظالمين» هم بر «من يضلل اللّه» منطبق شده و هم بر «الذين يظلمون الناس» در آيه قبل. از مجموع استفاده مى شود كه «إضلال» در حق ظالمان صورت مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 58 - 3
3 - خداوند ، پديدآورنده زمينه زوال و نابودى ظالمان به وسيله افكار و تصميم گيرى هاى خود آنان
فأخرجنهم من جنّ-ت . .. و كنوز و مقام كريم
تصميم فرعونيان مبنى بر تعقيب بنى اسرائيل، در ظاهر طرح و برنامه خود آنان بود; اما از آن جا كه خداوند زمينه هاى چنين تصميم هلاكت بارى را پديد آورده بود، خروج فرعونيان را فعل خود قلمداد كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 59 - 15
15- پذيرش ربوبيت خدا و پيروى از برنامه هاى پيامبران ، مانع از حاكميت و سلطه ستمگران و سركشان *
و تلك عاد جحدوا بأيت ربهم . .. واتبعوا أمر كل جبار عنيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 46 - 5
5 - راه نجات از عذاب جهنم ، بر روى ستمكاران و گمراه شدگان از سوى خدا ، مسدود است .
و من يضلل اللّه فما له من سبيل
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه آيه شريفه، ناظر به وضعيت گمراه شدگان در قيامت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 8
8- موقعيت ممتاز اجتماعى و اقتصادى مرفهان جوامع ستمگر
ارجعوا . .. لعلّكم تسلون
در اين كه سؤال در «تسئلون» چيست و سؤال كنندگان چه كسانى اند، ميان مفسران چند ديدگاه وجود دارد. از جمله آنها اين است كه سؤال كنندگان مردم هستند و مراد از سؤال، مشورت در مسائل اجتماعى و كمك و درخواست در مسائل اقتصادى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 8
8- موقعيت ممتاز اجتماعى و اقتصادى مرفهان جوامع ستمگر
ارجعوا . .. لعلّكم تسلون
در اين كه سؤال در «تسئلون» چيست و سؤال كنندگان چه كسانى اند، ميان مفسران چند ديدگاه وجود دارد. از جمله آنها اين است كه سؤال كنندگان مردم هستند و مراد از سؤال، مشورت در مسائل اجتماعى و كمك و درخواست در مسائل اقتصادى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 134 - 2
2 - احضار ظالمان در قيامت و بازخواست و كيفر ايشان از وعده هاى تخلف ناپذير خداوند
و ينذرونكم لقاء يومكم هذا . .. إن ما توعدون لأت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 31 - 10
10 - مؤاخذه شدن ظالمان در پيشگاه پروردگار در قيامت
و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم يرجع بعضهم إلى بعض القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 11
11- مرفهان ستمگر ، در قبال تنعّم و بهره مندى از نعمت هاى الهى ، مورد مؤاخذه و سؤال قرار خواهند گرفت .
ارجعوا إلى ما أُترفتم فيه و مسكنكم لعلّكم تسلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 42 - 1
1 - ستم پيشگان و تجاوزگران به حقوق مردم ، سزاوار پيگرد ، مؤاخذه و مجازات مى باشند .
إنّما السبيل على الذين يظلمون الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 20 - 4
4 - روشنگرى هاى قرآن ، بى نياز كننده مؤمنان از طرح ها و ايده هاى جاهلانه و هواپرستانه ظالمان
و لاتتّبع أهواء الذين لايعلمون . .. هذا بصائر للناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 133 - 11
11 - بى نيازى و رحمت خداوند موجب امهال به جوامع كفر و ستم پيشه و نابود ساختن آنان است.
و ربك الغنى ذو الرحمة إن يشأ يذهبكم و يستخلف من بعدكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 42 - 5
5- تأخير كيفر اصلى ظالمان به روز قيامت ، از سنت هاى خداوند است .
و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون إنما يؤخّرهم ليوم تشخص فيه الأبصر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 61 - 1،9،14
1- خداوند ، به انسان هاى ظالم مهلت مى دهد و آنها را در قبال كار خلافشان بلافاصله به هلاكت نمى رساند .
و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم ما ترك عليها من دابّة و لكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى
مراد از «ظلم» با توجه به معناى آن - كه قرار دادن اشياء در غير جايگاه مناسب خود است - هر عمل خطا و ناشايستى مى باشد.
9- عفو موقت و تأخير در مؤاخذه و عقوبت ظالمان ، به معناى ر ها كردن هميشگى آنان نيست .
و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم ما ترك عليها من دابّة و لكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى
14- مصلحت بقاى حيات در زمين ، مهمتر از مصلحت عقوبت دنيوى ظالمان
و لو يؤاخذ الله الناس بظلمهم ما ترك عليها من دابّة و لكن يؤخّرهم إلى أجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 21 - 13
13 - ستمگران از مقابله با خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله) طرفى نبسته و به اهداف خويش نخواهند رسيد.
قل أى شىء أكبر شهدة . .. الذين ءاتينهم الكتب ... إنه لايفلح الظلمون
مستفاد از ربط بين آيات و اطلاق ظالم بر مشركين و اهل كتاب كه در صدد مقابله با خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده اند. و از «لايفلح الظالمون» فهميده مى شود كه آنها به دنبال اهدافى بوده اند كه موفق نشده و نخواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 85 - 6
6 - مقام ربوبيت خداوند ، سزاوار درخواست يارى از او ، براى رهايى از چنگال ستمگران است .
ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 14 - 5
5- رهايى از چنگال ظالمان با هلاك شدنشان و سكونت در جاى آنان ، تنها براى كسانى ميسّر است كه از مقام و وعيد خداوند بترسند .
لنهلكنّ الظلمين . و لنسكننّكم الأرض من بعدهم ذلك لمن خاف مقامى و خاف وعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 28 - 4
4 - نجات نوح ( ع ) و خاندان و همراهان او از شر ستمگران ، به اراده خداوند
فقل الحمد للّه الذى نجّ-نا من القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 83 - 10
10- « عن أبى جعفر ( ع ) : . . . قال الله عزوجل لمحمد (صلی الله علیه و آله) : « و ما هى من الظالمين ببعيد » من ظالمى أمتك إن عملوا ما عمل قوم لوط . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده است: . .. خداوند به حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) فرمود: آن سنگها از ظالمان به دور نيست; يعنى ، ظالمان امت تو اگر عمل قوم لوط را انجام دادند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 6 - 8
8- روز نجات بنى اسرائيل از نظام ظالمانه فرعونيان ، از « ايام الله » است .
و ذكّرهم بأيّ-م الله . .. و إذ قال موسى لقومه اذكروا نعمة الله عليكم إذ أنجكم م
كلمه «اذكروا» در اين آيه مى تواند از مصداقهاى تذكر به «أيام الله» باشد كه موسى(ع) مأمور به ابلاغ آن بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 80 - 12
12 - نجات از چنگال دشمن ستمگر و نابودى او ، اعطاى مكتب و برنامه زندگى و تأمين ارزاق ، از بزرگ ترين نعمت هاى الهى است .
أنجينكم . .. وعدنكم ... نزّلنا عليكم المنّ والسلوى
امتنان به بنى اسرائيل در قالب سه نوع نعمت در آيه بيان شده است: نجات، اعطاى برنامه زندگى در طور (تورات) و تأمين رزق آنان. از اين رو معلوم مى شود كه اين سه امر، از نعمت هاى بزرگ الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 55 - 4
4 - نابودى ملت هاى كافر و ستم پيشه ، خود نعمتى الهى بر ساير انسان ها *
و أنّه أهلك . .. فبأىّ ءالاء ربّك تتمارى
در صورتى كه «آلاء» نظر به هلاكت قوم عاد، ثمود و. .. داشته و بر اين امور عنوان «آلاء» منطبق شده باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 45 - 6
6 - ريشه كن شدن نسل ظالمان، نفرينى الهى بر آنان است.
فقطع دابر القوم الذين ظلموا
اگر جمله «فقطع دابر» انشايى باشد، نفرينى است در حق ظالمان در تمامى تاريخ.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 24 - 7
7 - ظالمان و گمراه كنندگان جامعه ، مستحق نفرين اند .
و لاتزد الظلمين إلاّ ضللاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 13،15
13 - درخواست نوح ( ع ) از درگاه الهى ، مبنى بر افزودن هلاكت و بدبختى ستمگران حق ناپذير
و لاتزد الظلمين إلاّ تبارًا
«تبار»، به معناى هلاكت و نابودى است.
15 - ظالمان حق ناپذير ، مستحق نفرين و نابودى اند .
و لاتزد الظلمين إلاّ تبارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 39 - 3
3 - عناصر مستكبر و سركش ، فاقد صلاحيت رهبرى بر مردم اند .
و استكبر هو و جنوده فى الأرض بغير الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 6
6- مترفان و ستمگران جامعه ، عامل نابودى تمدن ها و هلاكت افراد جامعه
و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة . .. ارجعوا إلى ما أُترفتم فيه
مخاطبان اين آيات، گروه خاصى از مردم اند; زيرا خداوند در توصيف آنان دو صفت ستمگرى و تنعّم را مطرح ساخته است و اين دو صفت نوعاً در قشر خاصى از جامعه وجود دارد و بيشتر مردم نه ظالم اند و نه مترف.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 45 - 14
14 - تأثير منفى و زيانبار گمراهان و ستمكاران ، بر سرنوشت خود و خانواده خويش
خسروا أنفسهم و أهليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 59 - 3
3 - نقش خود ظالمان در ابتلا به كيفر و نقمت ، به جاى بهرهورى از روزى و نعمت خداوند
إنّ اللّه هو الرزّاق . .. فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا
از اين كه «ظلم» به خود افراد نسبت داده شده و كيفر به عنوان پيامد كار خودشان، مطرح گشته است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 113 - 5
5- مسلمانان نبايد در پايدارى بر دين و پيشبرد اهداف آن بر ستمگران ، اتكا كنند و از آنان يارى طلبند .
فاستقم كما أُمرت و من تاب معك . .. و لاتركنوا إلى الذين ظلموا
نهى از تمايل به ستمگران و اتكاى بر آنان ، پس از امر به استقامت در راه دين ، توجه دادن مؤمنان است به اين كه مبادا براى رسيدن به اين مقصود (استقامت در راه دين و پيشبرد اهداف آن) بر ستمگران تكيه كنند و از آنان يارى بخواهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 16
16 - خداوند ، نوح ( ع ) را از وساطت براى نجات ظالمان از عذاب طوفان ، نهى كرد .
و لاتخطبنى فى الذين ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 113 - 5
5- مسلمانان نبايد در پايدارى بر دين و پيشبرد اهداف آن بر ستمگران ، اتكا كنند و از آنان يارى طلبند .
فاستقم كما أُمرت و من تاب معك . .. و لاتركنوا إلى الذين ظلموا
نهى از تمايل به ستمگران و اتكاى بر آنان ، پس از امر به استقامت در راه دين ، توجه دادن مؤمنان است به اين كه مبادا براى رسيدن به اين مقصود (استقامت در راه دين و پيشبرد اهداف آن) بر ستمگران تكيه كنند و از آنان يارى بخواهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 45 - 1،11
1 - ستم پيشگان متجاوز به حقوق مردم ، عرضه شونده به دوزخ و نزديك شونده به آن بدون هيچ اختيار
و تريهم يعرضون عليها خشعين من الذلّ ينظرون من طرف خفىّ
تعبير «يعرضون عليها» به صيغه مجهول، ناگزيرى و بى اختيارى ظالمان در عرصه قيامت را مى رساند.
11 - عرضه گمراهان و ستمكاران بر دوزخ ، در برابر ديد اهل ايمان و قابل مشاهده براى آنان
و تريهم يعرضون عليها . .. و قال الذين ءامنوا إنّ الخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 36 - 5
5 - فزون خواهى قدرت ها ، نامحدود به قلمرو آنان و منتهى به سلطه گرى بر ساير جوامع
هم أشدّ منهم بطشًا فنقّبوا فى البلد
«فاء» در «فنقّبوا» براى نتيجه است; يعنى، قدرت، منتهى به نفوذ و تجاوز به ديگران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 47 - 2
2- عذاب و هلاكت ستم پيشگان و پيروزى رسولان ، وعده خداوند به آنان
و أنذر الناس يوم يأتيهم العذاب فيقول الذين ظلموا . .. و قد مكروا مكرهم ... فلاتح
برداشت فوق از ارتباط اين آيه با آيات قبل، كه درباره عذاب ستمگران بود، استفاده مى شود. گفتنى است «فاء» تفريع در «فلاتحسبنّ» مؤيد اين ارتباط است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 19 - 4
4 - ياورى ظالمان نسبت به يكديگر ، منحصر به دنيا و بى ثمر در آخرت *
و إنّ الظلمين بعضهم أولياء بعض
در صورتى كه تعبير «من اللّه» داراى مضاف محذوف و تقدير آن «من عذاب اللّه» باشد; مى توان استفاده كرد، «لن يغنوا» نظر به آخرت و كيفر و پاداش الهى دارد و «بعضهم أولياء بعض» نظر به هميارى هاى دنيوى و مادى ظالمان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 19 - 5
5 - ظالمان ، دوست و ياور كسانى كه همچون خودشان ، ظالم و سيه كاراند .
و إنّ الظلمين بعضهم أولياء بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 66 - 4
4 - ستم پيشگان و دين ستيزان ، غفلت زدگان از ياد قيامت اند .
فويل للذين ظلموا . .. هل ينظرون إلاّ الساعة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 38
38 - هشدار خداوند به مردان ستمكار و متجاوز به حقوق همسران خويش
فلا تبغوا عليهنّ سبيلاً انّ اللّه كان عليّاً كبيراً
جمله «انّ اللّه . .. » در مقام تهديد شوهران ستمكار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 47 - 2
2 - ظالمان در معرض نابودى با عذاب الهى هستند.
إن أتيكم عذاب اللّه بغتة أو جهرة هل يهلك إلا القوم الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 58 - 8
8 - خداوند داناترين كس در مورد شناخت ستمگران است.
و الله أعلم بالظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 133 - 12
12 - خطر انقراض و نابودى نسل يك جامعه، هشدار خداوند به جوامع كافر ستم پيشه
إن يشأ يذهبكم . .. كما أنشأكم من ذرية قوم ءاخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 6 - 5
5 - هشدار خداوند به ظالمان پندناپذير و تهديد آنان به عذابهاى دوزخ
إنا كنا ظلمين. فلنسئلن الذين أرسل إليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 66 - 1
1 - هشدار الهى به ستم پيشگان غافل ، از وقوع ناگهانى قيامت
هل ينظرون إلاّ الساعة أن تأتيهم بغتة و هم لايشعرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 59 - 6
6 - فرجام شوم كافران و ستمگران هلاك شده تاريخ ، هشدارى به كفرپيشگان و ظالمان هر عصر
فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب أصحبهم
آيات پايانى اين سوره، در مقام نتيجه گيرى از آيات گذشته است كه به تفصيل سرنوشت هلاكت بار كافران گذشته تاريخ را بيان داشته است. از اين نكته استفاده مى شود كه تعبير «مثل ذنوب أصحابهم»، در واقع تذكر و هشدارى نهايى به كافران هر عصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 47 - 8
8 - بلا هاى دنيوى ، هشدارى به ظالمان ; ولى بيشتر ايشان بى خبر از پيام هشدارى آن *
و إنّ للذين ظلموا عذابًا دون ذلك و لكنّ أكثرهم لايعلمون
در صورتى كه «دون ذلك» به معناى عذاب هاى خفيف دنيوى در قبال عذاب سنگين آخرت باشد، ممكن است سبكى اين عذاب ها براى مجال دادن به ظالمان براى انابه باشد; ولى افسوس كه بيشتر ستمگران اين درس ها را نمى آموزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 54 - 9
9 - ستم پيشگان و تكذيب كنندگان آيات الهى ، در خطر هلاكت و نابودى با عذاب هاى الهى
كذبوا بايت ربهم . .. و كل كانوا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 47 - 2،4
2 - ظالمان در معرض نابودى با عذاب الهى هستند.
إن أتيكم عذاب اللّه بغتة أو جهرة هل يهلك إلا القوم الظلمون
4 - هلاكت با عذاب الهى تنها دامنگير اقوام ستمگر مى شود.
هل يهلك إلا القوم الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 17
17 - ظالمان نمى توانند خود را از مهلكه مردن و عذاب خواركننده پس از آن رهايى بخشند.
و الملئكة باسطوا أيديهم أخرجوا أنفسكم اليوم تجزون عذاب الهون
جمله «أخرجوا انفسكم» خطاب ملائكه به ظالمان است، كه اگر مى توانيد خود را از اين مهلكه نجات بخشيد. اين سخن ملائكه از سر استهزا و بيان عجز ظالمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 133 - 8،14
8 - اگر خداوند بخواهد مردم ستمگر و كافر را نابود مى كند و نسلهاى ديگرى را جانشين آنان مى سازد.
إن يشأ يذهبكم و يستخلف من بعدكم ما يشاء
14 - پديد آوردن نسلها و جوامع موجود به جاى اقوام پيشين، نشان قدرت الهى بر نابود ساختن جوامع ستم پيشه
إن يشأ يذهبكم . .. كما أنشأكم من ذرية قوم ءاخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 137 - 7
7 - نابودى ستمگران و حاكميت مستضعفان از سنت هاى خداوند است .
و أورثنا القوم الذين كانوا يستضعفون . .. و تمت كلمت ربك الحسنى
خداوند به جاى كلمه كوتاهى مانند بنى اسرائيل پس از «أورثنا»، وصف آنان، يعنى «القوم الذين . .. »، را مى آورد تا به اين نكته اشاره كند كه حمايت خداوند مخصوص بنى اسرائيل نبوده، بلكه سنت خدا بر اين است كه مستضعفان را بر مستكبران پيروزى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 13 - 8،14
8- حمايت از انبيا ، با هلاكت مخالفان ستمگر آنان ، مقتضاى ربوبيت خداوند
فأوحى إليهم ربّهم لنهلكنّ الظلمين
14- هلاكت و سقوط ستمگران از سنت هاى خداوند
لنهلكنّ الظلمين
آوردن «لنهلكنّ الظالمين» با قيدهاى تأكيدى لام و نون و فعل مضارع، كه دلالت بر استمرار مى كند، مى تواند براى بيان سنّت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 14 - 5
5- رهايى از چنگال ظالمان با هلاك شدنشان و سكونت در جاى آنان ، تنها براى كسانى ميسّر است كه از مقام و وعيد خداوند بترسند .
لنهلكنّ الظلمين . و لنسكننّكم الأرض من بعدهم ذلك لمن خاف مقامى و خاف وعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 16 - 1
1- جبّاران منحرف ، علاوه بر هلاكت دنيوى ، در آخرت نيز گرفتار جهنّم مى شوند .
و خاب كلّ جبّار عنيد . من ورائه جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 46 - 1
1- هلاكت و عذاب دنيوى ستم پيشگان تاريخ از سوى خداوند ، على رغم مكر و چاره انديشى هاى فراوان و قدرتمندانه آنان
و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا . .. و قد مكروا مكرهم ... و إن كان مكرهم لتزول منه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 47 - 2
2- عذاب و هلاكت ستم پيشگان و پيروزى رسولان ، وعده خداوند به آنان
و أنذر الناس يوم يأتيهم العذاب فيقول الذين ظلموا . .. و قد مكروا مكرهم ... فلاتح
برداشت فوق از ارتباط اين آيه با آيات قبل، كه درباره عذاب ستمگران بود، استفاده مى شود. گفتنى است «فاء» تفريع در «فلاتحسبنّ» مؤيد اين ارتباط است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 11 - 7
7- خداوند ، پس از نابود كردن اقوام ستمگر ، مردم ديگرى را از نو پديدآورد و جايگزين آنان ساخت .
و أنشأنا بعدها قومًا ءاخرين
«إنشاء» (مصدر «أنشأنا») به معناى ايجاد و پديد آوردن شىء جان دار و تربيت آن است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 12 - 2
2- ظهور علايم و نشانه هاى عذاب ، قبل از هلاكت و نابودى جوامع ستمگر
فلمّا أحسّوا بأسنا
برداشت ياد شده مبتنى براين نكته است كه مقصود از احساس عذاب، مشاهده علايم و نشانه هاى عذاب باشد. فرار عذاب شوندگان دراين هنگام، مؤيد همين مطلب است; زيرا اگر خودِ عذاب احساس مى شد، فرصت و راهى براى فرار وجود نمى داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 18 - 8
8- هلاكت و نابودى جوامع ستمگرگذشته ، نمونه اى از پيروزى حق بر باطل
و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة. .. بل نقذف بالحقّ على البطل فيدمغه فإذا هو زاهق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 45 - 1
1 - هلاكت و نابودى بسيارى از جوامع ستم پيشه در طول تاريخ با عذاب خداوند
فكأيّن من قرية أهلكنها و هى ظالمة
جمله «أهلكناها» به تقدير «أهلكنا أهلها» مى باشد. «خَواء» (مصدر «خاوية») به معناى سقوط كردن و فرو ريختن و «عرش» مفرد («عروش») به معناى سقف است. «شَيد» (مصدر «مشيد») نيز براى دو معنا به كار مى رود: ساختمان سفيد را گچ كارى كردن و بنايى را بلند و برافراشته ساختن. بنابراين «قصرمشيد» مى تواند به معناى كوشك برافراشته و بلند و يا به معناى كاخ سفيد و گچ كارى شده باشد; يعنى، كم نيستند شهرها و سرزمين هايى كه مردمشان را به خاطر ظلم و بى دادگرى، نابود كرديم و اكنون ديوارهاى خانه هايشان روى سقف فرو ريخته و چاه هاى متروك و كاخ هاى سفيد برافراشته، كه بى صاحب مانده است. گفتنى است كه آيه ياد شده متضمن توصيه به مشركان صدراسلام است كه در فرجام كار جوامع پيشين بنگرند و ببيند كه قهر الهى بر سر آنها و شهرهايشان چه آورده است و از آن عبرت بگيرند و دست از مخالفت با پيامبر(صلی الله علیه و آله) بردارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 48 - 7
7 - عذاب اخروى در پى هلاكت و عذاب دنيوى ، در انتظار ستمگران است .
و كأيّن من قرية . .. و إلىّ المصير
جمله «إلىّ المصير» مى تواند تهديد به عذاب اخروى در پى عذاب دنيوى (ثمّ أخذتها) ظالمان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 55 - 9
9 - هلاكت و نابودى ، فرجام ملت هاى ذلت پذير و پيرو كفر و ستم
فاستخفّ قومه . .. فأغرقنهم أجمعين
از اين كه فرعونيان با ضعف و زبونى در برابر دستگاه جبار فرعونى سرانجام به هلاكت رسيدند، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 15
15 - ظالمان حق ناپذير ، مستحق نفرين و نابودى اند .
و لاتزد الظلمين إلاّ تبارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 19 - 11
11 - متقين ، نفوذناپذير و مصون در برابر تمايلات هواپرستانه ستمكاران
و لاتتّبع أهواء . .. و إنّ الظلمين ... و اللّه ولىّ المتّقين
يادكرد وصف «تقوا» براى كسانى كه در پرتو ولايت حق قرار دارند و با اطاعت از خدا، از آمال جاهلانه و ظالمانه تبعيت نمى كنند، بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 86 - 7
7 - پرهيز از هرگونه تكلف و ظاهرسازى در زندگى ، از ويژگى هاى پيامبران
و ما أنا من المتكلّفين
تعبير پيامبر(صلی الله علیه و آله) به اين كه او از زمره «متكلفان» نيست، مى رساند كه اصولاً پيامبران اهل تكلف نبودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 86 - 10
10 - نداشتن چشمداشت مادى از مردم در امر رسالت و بى تكلف و تصنع بودن پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، نشانه حقانيت آن حضرت است .
قل ما أسئلكم عليه من أجر و ما أنا من المتكلّفين
از آيه بعد كه قرآن را تنها مايه ذكر براى جهانيان معرفى مى كند (إن هو إلاّ ذكر للعالمين)، استفاده مى شود كه آيه مورد بحث - با طرح مسأله نداشتن چشم داشت مادى و بى تكلف بودن پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) - درصدد اثبات رسالت و راستى آن حضرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 86 - 9
9 - تكلف و ظاهرسازى ، عملى ناپسند و مذموم
و ما أنا من المتكلّفين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 86 - 8
8 - دعوت مردم به دين ، بايد بدون تكلف و ظاهرسازى باشد .
و ما أنا من المتكلّفين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 86 - 6
6 - اجتناب پيامبر (صلی الله علیه و آله) از تكلف و ظاهرسازى در مسير رسالت خويش
و ما أنا من المتكلّفين
«تكليف» (ريشه «متكلّفين») به معناى تصنع و ظاهرسازى و تعهد به انجام كارى است كه شخص شايستگى انجام آن را ندارد.
ظاهربينى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 41 - 8
8 - ظاهر نگرى و سست انديشى ، مايه دلخوشى انسان به مظاهر زندگى دنيوى و بى توجهى به جهاد و مصالح نهفته در آن
و جهدوا بأمولكم و أنفسكم فى سبيل اللّه ذلكم خير لكم إن كنتم تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 27 - 11
11- اشراف قوم نوح ، ايمان توده هاى مستضعف را ايمانى سطحى و برخاسته از خوش باورى و عدم تفكر مى شمردند .
ما نريك اتبعك إلاّ الذين هم أراذلنا بادى الرّأى
«بادى» از «بدوّ» و به معناى ظاهر است. «ظاهر الرأى»; يعنى، ديد سطحى و انديشه خالى از تفكر و تأمل. «بادى الرأى» مى تواند ظرف براى «اتبعك» باشد. براين اساس معناى جمله «مانريك ...» چنين است: مى بينيم كه أراذل از تو پيروى كرده اند و پيروى آنان سطحى و بدون تأمل در درستى و نادرستى ادعاى تو بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 86 - 6
6 - بازگشت به كفر ( ارتداد ) پس از ايمان آگاهانه ، ظلم است .
كيف يهدى اللّه قوماً كفروا بعد ايمانهم . .. و اللّه لا يهدى القوم الظالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 94 - 2
2 - افترا و دروغ بستن آگاهانه به خداوند ( بدعت ) ، ظلمى است بزرگ .
فمن افترى . .. فاولئك هم الظالمون
ضمير فَصل، دلالت بر بزرگى ظلم مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 108 - 7،9
7 - خداوند ، مُنزّه از اراده هر گونه ظلم نسبت به موجودات
و ما اللّه يريد ظلماً للعالمين
9 - دستورات الهى به دور از هر گونه شائبه ظلم و بى عدالتى نسبت به بندگان است .
و اعتصموا بحبل اللّه . .. تلك ايات اللّه نتلوها عليك بالحق و ما اللّه يريد ظلماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 109 - 4،10
4- مالكيّت انحصارى خداوند نسبت به تمام هستى ، دليل نفى اراده ظلم و ستم از ساحت اوست .
و ما اللّه يريد ظلماً للعالمين. و للّه ما فى السموات و ما فى الارض
10 - بازگشت همه امور هستى به خداوند ، دليل نفى اراده ظلم و ستم از ساحت اوست .
و ما اللّه يريد ظلماً للعالمين . .. و الى اللّه ترجع الامور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 112 - 16
16 - كفر ، جنايت و تجاوز ، سيره دائمى اهل كتاب ( يهود )
ذلك بانّهم كانوا يكفرون بئايت اللّه و يقتلون . .. و كانوا يعتدون
فعل مضارع پس از فعل ماضى از ماده «كَوْنْ» دلالت بر استمرار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 117 - 9
9 - خداوند به اهل كفر ستمى روا ندارد ، بلكه آنها ، خود بر خويشتن ستم روا مى دارند .
و ما ظلمهم اللّه و لكن انفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 182 - 6،7،8،10
6 - نفى ظلم از جانب خدا نسبت به بندگان خويش
و انّ اللّه ليس بظلاّم للعبيد
7 - عدالت خداوند و دورى ساحت وى از ظلم ، مقتضى مجازات بخيلان و قاتلان انبيا
و لا يحسبنّ الّذين يبخلون . .. ذوقوا عذاب الحريق ... و انّ اللّه ليس بظلاّم للعب
جمله «و اَنّ اللّه . .. » عطف بر «ما قدّمت» مى باشد. بنابراين دليل ديگرى براى گرفتار شدن بخيلان و قاتلان انبيا به دوزخ است. يعنى عدالت خداوند اقتضا مى كند كه ستمگران را عذاب كند، ورنه به ستمديده ظلم شده است.
8 - عذاب دوزخيان ، هرگز ستمى از سوى خداوند بر آنها نيست .
ذوقوا عذاب الحريق . .. و انّ اللّه ليس بظلاّم للعبيد
بنابر اينكه «انّ اللّه . .. »، خبر براى مبتدايى محذوف باشد (الأمر و الشّأن انّ اللّه ليس ... )، بر اين مبنا، مراد از ستم نكردن خداوند - به قرينه «ذلك بما قدّمت ايديكم» - اين است كه خداوند در كيفر دادن ستم نمى كند.
10 - خداوند ، هرگز بندگانش را بدون ارتكاب گناه مجازات نمى كند .
ذلك بما قدّمت ايديكم و انّ اللّه ليس بظلاّم للعبيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 192 - 7
7 - گرفتاران به آتش دوزخ ، داراى پيشينه ستمكارى در دنيا
ربّنا انّك من تدخل النّار فقد اخزيته و ما للظّالمين من انصار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 25 - 1،2
1 - آثار شوم برخى از گناهان و ظلم ها تنها دامنگير گناهكار و ظالم ، و برخى داراى آثارى فراگير بر گنهكار و بى گناه
و اتقوا فتنة لاتصيبن
2 - برخى از گناهان و ستمكارى ها در جامعه ايمانى مايه گرفتار شدن همگان ( مرتكبان گناه و غير آنها ، يعنى ظالم و غير
ظالم ) به عذاب هاى الهى است .
و اتقوا فتنة لاتصيبن الذين ظلموا منكم خاصة
«لا» در «لاتصيبن» نافيه و «خاصة» حال براى «الذين» است. جمله «لاتصيبن الذين ... » تبيين و توضيحى است براى «فتنة». و مراد از اتقاء فتنة، پرهيز از عامل آن مى باشد كه به قرينه «ظلموا»، ستمكارى است. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: اى اهل ايمان از گناهانى كه موجب فتنه اى عظيم مى شود بپرهيزيد ; آن گونه فتنه اى كه نه تنها دامنگير گناهكار مى شود، بلكه همگان را در شعله هاى خود خواهد سوزانيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 66 - 5
5- فراگيرى جرم و جنايت در جامعه ، موجب انحطاط و زوال آن خواهد شد .
إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . .. أن دابر هؤلاء مقطوع مصبحين
از اينكه ملائكه عذاب قوم لوط به آن حضرت اعلام مى كنند كه: «أن دابرهؤلاء مقطوع» (نسل آن قوم قطع مى شود) و نمى گويند: نسل گنهكاران قطع مى شود و نيز در آيه بعد كار «آمدن» به همه اهل شهر نسبت داده شده (و جاء أهل المدينة)، حاكى است كه همه مردم شهر قوم لوط آلوده به گناه بوده اند. تعبير «مجرم» از آنان و نجات خانواده لوط(ع) از عذاب به جز همسر او نيز مؤيد برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 94 - 7
7 - ظلم و فساد در ميان اقشار جامعه ، داراى تأثير در سرنوشت همگان
ربّ فلاتجعلنى فى القوم الظلمين
از اين كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از خدا مى خواهد كه به هنگام نزول عذاب بر ظالمان، در جمع آنان نباشد، رساننده به اين حقيقت است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، با اين كه هرگز ظالم نبوده است، اما ممكن بود با قرار داشتن در ميان جامعه ظالم، از عذاب آنان چيزى دامنگير آن حضرت نيز بشود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 52 - 3
3 - ظلم و گناه ، بنيان برافكن جوامع بشرى
يقوم لم تستعجلون بالسيّئة قبل الحسنة. .. فتلك بيوتهم خاوية بما ظلموا
ثموديان، به صورت جامعه اى متشكل بودند كه در نتيجه ظلم و گناه خود به گونه دسته جمعى و فراگير هلاك شدند و اين نشان مى دهد كه هر جامعه اى كه معصيت و ستم در آن رواج پيدا كند، در معرض خطر نابودى قرار مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 82 - 7
7 - كمال ايمان و درجات آن، وابسته به ميزان پالايش آن از شرك و ظلم است.
الذين ءامنوا و لم يلبسوا إيمنهم بظلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 112 - 3
3 - بى ايمانى و كناره گيرى از اعمال صالح ، ظلمى است كه در قيامت گريبان گير انسان خواهد شد .
و قد خاب من حمل ظلمًا . و من يعمل من الصلحت و هو مؤمن
ظاهر تقابل بين اين آيه و آيه قبل، اين است كه موضوع اين آيه، دسته مقابل ظالمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 31 - 11
11 - ظلم ، درپى دارنده مؤاخذه در قيامت
و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم
وضع اسم ظاهر «الظالمون» به جاى ضمير، مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه ظلم باعث مؤاخذه شدن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 72 - 11
11- تقوا ، موجب نجات از جهنم و پايدارى بر ظلم ، موجب بقاى در آن
ثمّ ننجّى الذين اتقوا و نذر الظلمين فيها
«اتقوا» فعل و نشان دهنده حدوث است; ولى «ظالمين» اسم و دال كننده بر ثبوت است بنابرگفته برخى از مفسران، اين تفاوت به جهت بيان رحمت گسترده الهى است كه اگر كسى فعل تقوا به او منتسب گردد، نجات مى يابد; ولى تا كسى به وصف ظلم متصف نگردد و عنوان «ظالم» بر او صدق نكند، در دوزخ ماندگار نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 21،22
21 - نزول عذاب بر امت هاى كافر پيشين ، پس از اصرار و مداومت آنان بر ظلم و حق ناپذيرى
و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
فعل «كانوا» به همراه «يظلمون» افاده استمرار مى كند.
22 - اصرار بر ظلم و گناه ، عامل نزول عذاب الهى
و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 88 - 3
3- نقش تهليل و تسبيح خدا و اقرار به ظلم به خويشتن ، در استجابت دعا و رهايى از غم ها
فنادى فى الظلمت أن لاإله إلاّأنت سبحنك إنّى كنت من الظلمين . فاستجبنا له و ن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 59 - 9
9- هلاكت جوامع ، نتيجه تداوم يافتن ستم پيشگى آنان و سود نبردن از مُهلت ها است .
تلك القرى أهلكنهم لمّا ظلموا و جعلنا لمهلكهم موعدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 66 - 5
5- فراگيرى جرم و جنايت در جامعه ، موجب انحطاط و زوال آن خواهد شد .
إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . .. أن دابر هؤلاء مقطوع مصبحين
از اينكه ملائكه عذاب قوم لوط به آن حضرت اعلام مى كنند كه: «أن دابرهؤلاء مقطوع» (نسل آن قوم قطع مى شود) و نمى گويند: نسل گنهكاران قطع مى شود و نيز در آيه بعد كار «آمدن» به همه اهل شهر نسبت داده شده (و جاء أهل المدينة)، حاكى است كه همه مردم شهر قوم لوط آلوده به گناه بوده اند. تعبير «مجرم» از آنان و نجات خانواده لوط(ع) از عذاب به جز همسر او نيز مؤيد برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 59 - 4
4 - ستمگرى ، زمينه ساز تمرد از دستورات خداوند است .
فبدل الذين ظلموا قولا غير الذى قيل لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 61 - 32
32 - عصيان و تجاوز گرى بنى اسرائيل ، ريشه گرايش آنان به كفر و جرئتشان بر كشتن پيامبران بود .
يكفرون بأيت اللّه . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون
مشاراليه «ذلك» در «ذلك بما عصوا» كفر به آيات خدا و كشتن پيامبران است. قابل ذكر است كه برخى از مفسران، ذلك در «ذلك بما عصوا» را اشاره به «ذلت و ...» دانسته اند و در نتيجه عصيان و تجاوز را نيز علت «ذلت و ...» شمرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 213 - 28
28 - سركشى و ظلم ( بَغى ) عالمان دين ، مانع تحقق اهداف انبيا ( اتحاد مردم بر اساس دين حقّ )
و ما اختلف فيه الا الذين اوتوه من بعد ما جاءتهم البيّنات بغياً بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 231 - 8
8 - ظلم به ديگران ، ظلم به خويشتن است .
و لا تمسكوهنّ ضراراً لتعتدوا و من يفعل ذلك فقد ظلم نفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 258 - 27
27 - كفر و ستمگرى ، مانع پذيرش حقّ و خضوع در برابر دلايل روشن آن
فبهت الّذى كفر و اللّه لا يهدى القوم الظّالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 270 - 5
5 - ستمگران ، محروم از هر گونه ياور
يا ايّها الّذين امنوا لا تبطلوا صدقاتكم بالمنّ و الاذى . .. و لا تيمّموا الخبيث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 57 - 11
11 - ظالمان ، محروم از محبّت و پاداش هاى خداوند
و اما الذين امنوا . .. فيوفّيهم اجورهم و اللّه لا يحبّ الظالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 86 - 5
5 - ظلم ، موجب محروميّت از هدايت خداوند
و اللّه لا يهدى القوم الظالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 112 - 17،18
17 - عصيان اهل كتاب ( يهود ) و تجاوز مداومشان ، باعث كفرشان به آيات الهى و كشتن پيامبران
ذلك بانّهم كانوا يكفرون بئايت اللّه . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون
بنابر اينكه مشاراليه «ذلك بما عصوا»، كفر به آيات الهى و كشتن پيامبران باشد.
18 - گناه ، عصيان ، تعدّى و تجاوز مداوم ، موجب كفر به آيات الهى
بانّهم كانوا يكفرون بئايت اللّه و يقتلون الانبياء بغير حقّ ذلك بما عصوا و كانوا
بنابر اينكه مشاراليه «ذلك» در «ذلك بما عصوا»، كفر به آيات الهى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 128 - 15،16
15 - ظلم ، موجب گرفتار شدن به عذاب الهى
او يعذّبهم فانّهم ظالمون
16 - عذاب خداوند به بندگان ، نتيجه عمل خود آنان
او يعذّبهم فانّهم ظالمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 147 - 5
5 - گناه و تجاوز از حدّ ، موجب فاصله گرفتن مجاهدان راه خدا ، از پيروزى *
و ما كان قولهم الّا ان قالوا ربّنا اغفرلنا ذنوبنا . .. و انصرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 192 - 8
8 - ستمكارى ، موجب ورود آدمى به آتش دوزخ و بى ياورى وى در قيامت
ربّنا انّك من تدخل النّار فقد اخزيته و ما للظّالمين من انصار
مراد از كلمه «للظّالمين» همان دوزخيان هستند. بنابراين به كارگيرى اسم ظاهر به جاى ضميرِ «ما لهم» براى رساندن اين معناست كه ستمكارى علّت شده كه خداوند آنان را به آتش كشاند و از يارى ياوران محروم باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 153 - 10
10 - ظلم ، موجب گرفتار شدن به كيفر الهى در دنياست .
فأخذتهم الصعقة بظلمهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 160 - 1،3،4،11
1 - ظلم يهود ، موجب حرام گشتن برخى از نعمت هاى پاكيزه و حلال بر آنان
فبظلم من الذين هادوا حرّمنا عليهم طيبت أحلت لهم
3 - ظلم يهود ، موجب محروميت آنان از برخى نعمت هاى پاكيزه *
فبظلم من الذين هادوا حرّمنا عليهم طيبت أحلت لهم
بدان احتمال كه مراد از تحريم، تحريم تكوينى باشد ; بنابراين «حرمنا . ..» به اين معنا است كه خداوند يهود را از دستيابى به برخى طيبات محروم ساخت.
4 - ظلم ، زمينه ساز محروميت انسان از مواهب خدادادى *
فبظلم من الذين هادوا حرّمنا عليهم طيبت أحلت لهم
برداشت فوق را فرمايش امام صادق(ع) تأييد مى كند كه فرمود: من زرع حنطة فى ارض فلم يزك زرعه او خرج زرعه كثير الشعير فبظلم عمله . .. او بظلم لمزارعيه و اكرته لان اللّه عزوجل يقول: فبظلم من الذين هادوا حرمنا عليهم طيبت ... .
كافى، ج 5، ص 306، ح 9; نورالثقلين، ج 1، ص 572، ح 665.
11 - ظلم و جلوگيرى از راه خدا ، موجب عقوبت و كيفر الهى
فبظلم من الذين هادوا حرّمنا عليهم طيبت . .. و بصدّهم عن سبيل اللّه كثيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 161 - 18
18 - ظلم ، جلوگيرى از راه خدا ، رباخوارى و به ناحق خوردن مال مردم ، موجب گرايش آدمى به كفر
فبظلم من الذين هادوا حرمنا . .. و أعتدنا للكفرين منهم عذاباً أليماً
مراد از «للكفرين منهم» همان يهوديانى هستند كه مرتكب گناهان ذكر شده در اين آيه و آيه قبل بودند، بنابراين صفات ياد شده كفر است و يا موجب كفر خواهد شد. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 168 - 6
6 - كفرپيشگى و ستمگرى گروهى از اهل كتاب مايه محروميت آنان از مغفرت و هدايت الهى
إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً
مصداق مورد نظر از «الذين كفروا و ظلموا» - به دليل آيات گذشته - گروهى از اهل كتاب هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 169 - 5
5 - كفر و ظلم گروهى از اهل كتاب ، موجب خلود آنها در جهنم
إنّ الذين كفروا و ظلموا . .. و لاليهديهم طريقاً. الا طريق جهنم خلدين فيها
با توجه به آيات قبل مصداق مورد نظر از آيه كافران اهل كتاب مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 21 - 4،12
4 - ظلم، معيارى اساسى در سنجش رتبه گناهان و درجه بندى آنها
و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته
12 - ستمگران، از سعادت و رستگارى محروم هستند.
إنه لايفلح الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 33 - 10
10 - انكار آيات الهى نشأت گرفته از روح سركش و ستمگر كافران است، نه جهل و ناآگاهى آنان
فإنهم لا يكذبكونك و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون
«جحد» به انكارى كه بر خلاف اعتقاد قلبى باشد گفته مى شود. محتمل است ستمكار شمردن منكران در آيه به جهت مخالفت آگاهانه آنان با پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 45 - 2
2 - ظلم، موجب نابودى ملتهاى ظالم و تمدن آنها
فقطع دابر القوم الذين ظلموا
در آيه شريفه مى شد به جاى «الذين ظلموا» از ضمير استفاده شود، ولى توصيف آن قوم هلاك شده به «كسانى كه ظلم كردند»، سبب و زمينه نابودى و عذاب آنان را بيان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 47 - 5
5 - ظلم موجب نابودى و هلاكت اقوام است.
هل يهلك إلا القوم الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 82 - 2
2 - ظلم موجب كاهش مرتبه و ارزش ايمان مى شود.
الذين ءامنوا و لم يلبسوا إيمنهم بظلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 8
8 - ظلم، معيار سنجش ميزان زشتى گناهان و داراى مراتب است.
و من أظلم ممن افترى على الله كذبا
گزينش واژه «أظلم» به جاى «أذنب» و «أعصى» و مانند آن مى تواند بدان جهت باشد كه اولا ظلم بودن افترا را گوشزد كند و ثانياً به ريشه گناه بودن افترا اشاره نمايد. بنابراين ظلم معيارى براى شناخت گناه و مرتبه آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 129 - 5،7
5 - ظلم انسانها عامل تسلط حكومتهاى ظالمانه بر آنان مى گردد.
و كذلك نولى بعض الظلمين بعضا
تعليق حكم بر وصف اشعار به عليت دارد. در آيه شريفه تعليق حكم «نولى» بر وصف «الظالمين» اشاره به نقش و تأثير
وصف ظلم در جريان يافتن فعل دارد.
7 - حاكميت و ولايت يافتن ظالمان معلول كردار ظالمانه مردم جامعه است.
و كذلك نولى بعض الظلمين بعضا بما كانوا يكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 144 - 12
12 - ظلم زمينه و موجب محروميت ظالمان از هدايتهاى خداوند است.
فمن أظلم . .. إن الله لا يهدى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 7
7 - فسق و ستمگرىِ يهوديان ايله ، مايه نزول عذاب الهى بر آنان شد .
أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس بما كانوا يفسقون
«ما» در «بما كانوا» مصدريه و «باء» سببيه است - يعنى: أخذناهم بسبب فسقهم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 54 - 11
11 - هلاكت فرعونيان و امت هاى كافر پيشين ، نمودى از زوال نعمت ها در نتيجه ظلم و گناه
ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا . .. و كل كانوا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 13 - 2،4
2 - ستم پيشگى اقوام پيشين و ايستادگى در برابر پيامبران ، عامل گرفتار شدن آنان به عذاب استيصال الهى
و لقد أهلكنا القرون من قبلكم لما ظلموا و جاءتهم رسلهم بالبينت و ما كانوا ليؤمنوا
4 - تاريخ بشر ، شاهد بعثت پيامبران در پى گسترش ظلم و بى عدالتى
لما ظلموا و جاءتهم رسلهم بالبينت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 39 - 12
12 - ظلم و بيدادگرى ، زمينه ساز انكار قيامت و تكذيب دين و پيامبران
بل كذبوا بما لم يحيطوا بعلمه . .. فانظر كيف كان عقبة الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 52 - 5
5 - ابتلاى ستم پيشگان به عذاب ابدى در قيامت ، تنها نتيجه ستم مستمر خود آنان است .
ثم قيل للذين ظلموا ذوقوا عذاب الخلد هل تجزون إلا بما كنتم تكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 59 - 17
17- انكار ربوبيت خدا ، مخالفت با پيامبران و برنامه هاى آنان و پيروى از ستمگران و سركشان ، درپى دارنده عذاب سهمگين قيامت
و نجّينهم من عذاب غليظ. و تلك عاد جحدوا ... واتبعوا أمر كل جبار عنيد
آيه مورد بحث ، بيانگر گناهانى است كه قوم عاد را به عذاب دنيوى و اخروى گرفتار ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 84 - 23
23- پرستش غير خدا ، شرك در عبادت و ظلم و اجحاف در مبادلات ، درپى دارنده عذاب قيامت است .
اعبدوا الله . .. و لاتنقصوا المكيال ...إنى أخاف عليكم عذاب يوم محيط
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 102 - 3
3- عذاب هاى الهى آن گاه بر شهر ها و آبادى ها فرو مى ريزد كه عموم افرادش ستم پيشه بوده و آثار كفر و شرك در همه جا مشهود باشد .
و كذلك أخذ ربك إذا أخذ القرى و هى ظلمة
نسبت دادن ظلم به آباديها (و هى ظالمة) نسبتى مجازى است و هدف از آن رساندن اين معناست كه: همه و يا اكثر قريب به اتفاق اهل آن آباديها ، ستمكار بودند; به گونه اى كه گويا ستم كارى در هر كوى و برزن نمايان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 6 - 9
9- ظلم و ستم كارى مردم ، مانع رحمت گسترى خداوند نخواهد شد .
إن ربك لذو مغفرة للناس على ظلمهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 11 - 22
22- « عن على بن الحسين ( ع ) يقول : الذنوب التى تغير النعم ، البغى على الناس و الزوال عن العادة فى الخير ، و اصطناع المعروف ، و كفران النعم ، و ترك الشكر . قال الله عزوجل : « إن الله لايغيّر ما بقوم حتى يغيّروا ما بأنفسهم » . . . ;
از امام زين العابدين(ع) روايت شده است كه مى فرمود: گناهانى كه موجب تغيير نعمتها مى شوند عبارتند از: ستمگرى بر مردم، دورى از عادت به كار خير و از انتخاب كردار نيك، كفران نعمتها و ترك شكرگزارى. خداوند عزوجل فرموده: إن الله لايغيّر ما بقوم حتى يغيّروا ما بأنفسهم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 22 - 23
23- ستمگرى در پى دارنده عذابى بس دردناك
إن الظلمين لهم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 27 - 8
8- افزايش گمراهى ، كيفر و پيامد ستم پيشگى است .
و يضلّ الله الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 34 - 12
12- روحيه ستم پيشگى و ناسپاسى انسان ، فلسفه دريغ نمودن خداوند از برآوردن تمامى درخواست ها و تقاضا هاى او
و ءاتيكم من كلّ ما سألتموه . .. إنّ الإنسن لظلوم كفّار
برداشت فوق بر اين اساس است كه «من» در «من كلّ» براى تبعيض و مقصود از سؤال درخواست زبانى باشد و نيز جمله «إن الإنسان لظلوم كفّار» تعليل براى جملات پيشين باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 44 - 7
7- ظلم ، گناهى نابخشودنى و در پى دارنده عذاب الهى در دنيا
و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون . .. و أنذر الناس يوم يأتيهم العذاب في
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 45 - 6
6- ستم پيشگى موجب هلاكت و كيفر الهى در دنياست .
و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم . .. و ضربنا لكم الأمثال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 79 - 3
3- رواج فحشا ( لواط و همجنس بازى ) و ظلم و بيدادگرى ، زمينه ساز انتقام الهى است .
و إن كان أصحب الأيكة لظلمين . فانتقمنا منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 85 - 3
3- ظلم ، گناهى بزرگ و نابخشودنى و عامل اصلى ابتلاى انسان به عذاب اخروى است .
و إذا رءا الذين ظلموا العذاب
برداشت فوق به خاطر اين نكته است كه با آنكه آيه در صدد بيان وضعيت كافران در قيامت است، ولى از آنان به ظالمان توصيف كرده است و وصف مشعر به عليت است. گفتنى است وعده عذاب اخروى، بيانگر بزرگى و نابخشودنى بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 118 - 8
8- نقش عملكرد ظالمانه و دائمى خود انسان ها ، در ابتلا به دشواريها
و ما ظلمنهم و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
فعل مضارع «يظلمون» به ضميمه فعل «كانوا» - كه براى تأكيد مضمون «يظلمون» آمده است - دلالت بر استمرار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 119 - 11
11- ظلم و گناه ، مانع از برخوردارى انسان از غفران و رحمت گسترده خدا
كانوا أنفسهم يظلمون . .. ثمّ تابوا ... إن ربّك من بعدها لغفور رحيم
تعبير و قيد «من بعدها» مى رساند كه قبل از توبه واقعى، انسان نمى تواند از بخشش و رحمت الهى با همه گستردگى آن سود جويد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 99 - 12
12- ستم پيشگى ، زمينه ساز كفر و انكار آيات الهى است .
فأبى الظلمون إلاّ كفورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 59 - 2،3،4
2- ستم گرى و كفر برخى از جوامع پيشين ، مايه هلاكت آنان با عذاب ويران كننده الهى است .
أهلكنهم لمّا ظلموا
مراد از ظلم در «ظلموا» - به قرينه آيات قبل - اِعراض از آيات خدا است.
3- كفر و ستم ، باعث سقوط و هلاك ملتّ ها است .
و تلك القرى أهلكنهم لمّا ظلموا
4- نابود ساختن جوامع ، در نتيجه گناه و ستم شان ، سنّت ديرينه الهى در كيفر ظالمان است .
و تلك القرى أهلكنهم لمّا ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 72 - 5،8
5- ترك تقوا ، ظلم است و ظلم نشانه بى تقوايى .
ثمّ ننجّى الذين اتقوا و نذر الظلمين
در اين آيه، مردم به دودسته تقسم شده اند: متقى يا ظالم. براين اساس شخص بى تقوا از ظالمان است و ظلم نيز نشانه بى تقوايى خواهد بود.
8- ظلم ، موجب استحقاق دوزخ است .
و نذر الظلمين فيها جثيًّا
تكيه بر عنوان «ظلم» براى باقى ماندگان در دوزخ، از نقش ظلم در استحقاق آن كيفر حكايت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 111 - 8
8 - ظلم ، موجب زيان كارى و محروميت انسان ، در قيامت خواهد شد .
و قد خاب من حمل ظلمًا
«خيبة»; يعنى، از كف دادن مطلوب (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 11 - 1،2،5
1- خداوند ، بسيارى از شهر ها و آبادى ها را به خاطر ستم مردمانشان به شدت در هم شكست و نابود كرد .
و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة
«قَصْم» (مصدر «قصمنا») به معناى شكستن شديد شىء است، به گونه اى كه به اجزا و قطعات پراكنده تبديل شود (لسان العرب). مقصود از آن در اين آيه، نابودى و هلاكت است.
2- ظلم و ستم ، عامل انحطاط و انهدام كامل جوامع و تمدن ها است .
و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة
توصيف «قرية» (مردم شهرها) به «ظالمة» (ستمكار) بيانگر نقش ظلم در نابودى و انهدام است.
5- ظلم ، اسراف است و جوامع ستمگر ، مصداق بارز مسرفان تاريخ اند .
و أهلكنا المسرفين . .. و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة
خداوند در دو آيه قبل، دشمنان پيامبران را به مسرفان توصيف كرد (و أهلكنا المسرفين) و در اين آيه بسيارى از اقوامى را كه به خاطر دشمنى با دين الهى، نابود شده اند، به ظالمان توصيف فرمود. از ارتباط اين دو آيه، مى توان فهميد كه ظالمان همان مسرفان اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 14 - 5
5- ظلم مستمر ، عامل نابودى و نزول عذاب الهى
فلمّا أحسّوا بأسنا . .. قالوا يويلنا إنّا كنّا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 97 - 9،10
9- ستم پيشگى ، عامل اصلى دورى از حق ، گرايش به كفر و بدبختى در جهان آخرت است .
يويلنا قد كنّا فى غفلة من هذا بل كنّا ظلمين
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «بل» در «بل كنّا. ..» اضراب ابطالى باشد; يعنى، حقيقت اين نيست كه در آغاز گفتيم كه ما در غفلت به سر مى برديم; بلكه حقيقت اين است كه ما از ظالمان و ستم پيشگان بوديم.
10- ظلم و غفلت در دنيا ، موجب حسرت و ندامت انسان در قيامت
يويلنا قد كنّا فى غفلة من هذا بل كنّا ظلمين
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه «بل» در «بل كنّا. ..» براى اضراب انتقالى باشد; يعنى، سخنان كافران در قيامت دو چيز است: 1- اعتراف به غافل بودن خود; 2- اعتراف به ستمگربودن خويش.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 41 - 7
7 - ظلم و بيدادگرى ، مايه دور شدن از رحمت خدا و گرفتار شدن به خشم و غضب او
فبعدًا للقوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 37 - 9
9 - ظلم ، درپى دارنده هلاكت دنيوى و عذاب دردناك اخروى
و أعتدنا للظلمين عذابًا أليمًا
مقصود از «ظالمين» همان تكذيب كنندگان آيات الهى و انبيا هستند. بنابراين آمدن آن به صورت اسم ظاهر، براى بيان اين نكته است كه علت هلاكت دنيوى و عذاب اخروى آنان ظلم خود آنها بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 85 - 4
4 - ظلم و گناه خود انسان ، مايه ابتلاى وى به عذاب الهى
و وقع القول عليهم بما ظلموا
«با» در «بما ظلموا» براى سببيت و نشانگر آن است كه سبب اصلى محكوميت كافران به عذاب الهى، ظلم و ستم خود آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 40 - 6
6 - ظلم و بيدادگرى ، پى آمدى شوم و سرنوشتى هلاكت بار در دنيا
فأخذنه و جنوده فنبذنهم فى اليمّ فانظر كيف كان عقبة الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 59 - 13،14
13 - ظلم و بيدادگرى ، عامل نابودى جوامع پيشين با عذاب استيصال
و ما كنّا مهلكى القرى إلاّ و أهلها ظلمون
14 - جوامع ستم پيشه در معرض عذاب قهر الهى
و ما كنّا مهلكى القرى إلاّ و أهلها ظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 10
10 - طغيان ، سرمستى ، فسادانگيزى ، فخرفروشى و خودنمايى ، از عوامل هلاكت و نابودى
إنّ قرون . .. فبغى ... لاتفرح ... و لاتبغ الفساد ... فخرج على قومه فى زينته ...
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند پس از برشمردن تعدادى از اوصاف ناپسند قارون، مسأله نابودى وى را مطرح فرمود. اين نكته مى رساند كه اوصاف ياد شده در نابودى وى مؤثر بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 31 - 10
10 - ظلم قوم لوط با لواط و راهزنى و ارتكاب علنى گناه ، در پى دارنده هلاكت و عذاب براى آنان
أئنّكم لتأتون الرجال و . .. إنّا مهلكوا أهل هذه القرية إنّ أهلها كانوا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 9
9 - ظلم و جهل آدمى ، سبب شد كه امانت الهى را بپذيرد .
الأمانة . .. و حملها الإنسن إنّه كان ظلومًا جهولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 24 - 7،10
7 - عذاب سخت و گريزناپذير ستمگران ، نتيجه رفتار و كردار خود آنان است .
و قيل للظلمين ذوقوا ما كنتم تكسبون
10 - ظلم ، موجب عذاب سخت الهى
و قيل للظلمين ذوقوا ما كنتم تكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 48 - 5
5 - ظلم ، منشأ بدى ها و سرچشمه زشت كارى ها
و لو أنّ للذين ظلموا . .. و بدا لهم سيّئات ما كسبوا
توصيف بدكاران و زشت كاران به صفت ستمگران (للذين ظلموا)، بيانگر حقيقت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 18 - 12
12 - ظلم ، موجب محروميت از يارى دوست و نزديكان دلسوز و شفاعت شفيعان در هنگام مرگ و روز قيامت
ما للظلمين من حميم و لا شفيع يطاع
از ياد شدن كافران و مشركان با عنوان ظالمان، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 52 - 9
9 - ستم پيشگى ، موجب پذيرفته نشدن عذر آدمى از گناه ، محروميت از رحمت خدا و جاى گرفتن در سراى بد
يوم لاينفع الظلمين معذرتهم و لهم اللعنة و لهم سوء الدار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 8 - 17
17 - ظلم و ستم پيشگى ، انسان را از رحمت الهى و ورود به بهشت ، محروم مى سازد .
فريق فى الجنّة و فريق فى السعير . .. و لكن يدخل من يشاء فى رحمته و الظلمون ما
از مقابله دو گروه (فريق فى الجنّة و فريق فى السعير) استفاده مى شود كه ستم پيشگان محروم از بهشت و رحمت الهى اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 44 - 9
9 - ستم و تجاوز به حقوق مردم ، موجب محروميت از هدايت و افتادن در گرداب گمراهى
و من يضلل اللّه . .. و ترى الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 76 - 4
4 - گناه پيشگى و ظلم مستمر ، باعث دوزخى شدن انسان
إنّ المجرمين فى عذاب جهنّم . .. و لكن كانوا هم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 77 - 11
11 - خلود و جاودانگى در جهنم ، نتيجه ظلم و ستم پيشگى است .
كانوا هم الظلمين . .. إنّكم مكثون
با توجه به واژه «ماكثون» و ارتباط اين آيه با آيات قبل، استفاده مى شود كه خلود، نتيجه ظلم مجرمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 47 - 3
3 - ظلم ، در پى دارنده عذاب و كيفر الهى
و إنّ للذين ظلموا عذابًا
وصف «ظلموا» مشعر به عليت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 52 - 3
3 - ظلم و طغيان ، از عوامل هلاكت ملت ها و اقوام
و أنّه أهلك . .. و قوم نوح ... هم أظلم و أطغى
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه عبارت «إنّهم كانوا هم أظلم و أطغى» در مقام تعليل براى «أهلك» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 45 - 2
2 - گذراندن زندگى دنيا همراه با بى پروايى ، سرمست شدن به ثروت و مكنت و بى رحمى و آدم كشى ، درپى دارنده قطعى عذاب هولناك دوزخ
فى سموم و حميم . .. إنّهم كانوا قبل ذلك مترفين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 7 - 10
10 - ظلم ، موجب محروميت آدمى از هدايت الهى است .
و اللّه لايهدى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 7 - 5
5 - دستاورد زشت و ظلم و ستم يهوديان ، سبب ترس و هراس آنان از مرگ
و لايتمنّونه أبدًا بما قدّمت أيديهم و اللّه عليم بالظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 32 - 6
6 - ظلم و طغيان و نپرداختن سهم بينوايان از اموال خويش ، سبب زوال نعمت ها و توبه و اميد به خداوند ، زمينه ساز بازگشت آنها است .
أن لايدخلنّها اليوم عليكم مسكين . .. إنّا كنّا ظلمين ... إنّا كنّا طغين . عسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 15 - 3
3 - ظلم و انحراف از مسير حق ، از موجبات دوزخى شدن
و أمّا القسطون فكانوا لجهنّم حطبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 31 - 7
7 - ظلم ، موجب محروميت از رحمت خداوند و گرفتار آمدن به عذاب دردناك الهى است .
يدخل من يشاء فى رحمته و الظلمين أعدّ لهم عذابًا أليمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 131 - 5،6
5 - ارتكاب ظلم و گناه در عين آگاهى، موجب هلاكت جامعه مى شود.
ذلك أن لم يكن ربك مهلك القرى بظلم و أهلها غفلون
جمله «و أهلها غافلون»، يعنى خداوند جامعه ستمكارى را كه اهل آن از تعاليم انبيا غافل بوده اند و پيام آنان را دريافت نكرده باشند، هلاك نمى كند.
6 - ستمگرى آگاهانه جوامع بشرى، نقشى تعيين كننده در تحولات تاريخى دارد.
ذلك أن لم يكن ربك مهلك القرى بظلم و أهلها غفلون
نابودى جوامع بزرگترين نمونه تحولات تاريخى است. خداوند در اين آيه ظلم آگاهانه را موجب اين تحول مى داند. لذا بين اين دو پديده رابطه اى تنگاتنگ برقرار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 129 - 7
7 - حاكميت و ولايت يافتن ظالمان معلول كردار ظالمانه مردم جامعه است.
و كذلك نولى بعض الظلمين بعضا بما كانوا يكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 131 - 6
6 - ستمگرى آگاهانه جوامع بشرى، نقشى تعيين كننده در تحولات تاريخى دارد.
ذلك أن لم يكن ربك مهلك القرى بظلم و أهلها غفلون
نابودى جوامع بزرگترين نمونه تحولات تاريخى است. خداوند در اين آيه ظلم آگاهانه را موجب اين تحول مى داند. لذا بين اين دو پديده رابطه اى تنگاتنگ برقرار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 79 - 2
2- آلودگى قوم لوط به فحشا و انحراف جنسى ( لواط و همجنس بازى ) و ظلم و بيدادگرى مردم « ايكه » ، موجب انتقام الهى از آنان شد .
إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . إلاّ ءال لوط ... و إن كان أصحب الأيكة لظلمين . فا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 45 - 2
2 - ظلم و بى دادگرى جوامع پيشين ، سبب گرفتار شدن آنان به خشم خداوند و هلاكت و نابوديشان با عذاب او
و إن يكذّبوك فقد كذّبت قبلهم. .. فكأيّن من قرية أهلكنها و هى ظالمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 5 - 3
3 - ستمگرى امتهاى پيشين، عامل نابودى آنان با كيفرهاى دنيوى (عذاب استيصال) شد.
كم من قرية أهلكنها . .. قالوا إنا كنا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 45 - 5
5- هلاكت و عذاب اقوام و جوامع پيشين از سوى خداوند ، بر اثر ستم پيشگى آنها
و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم و ضربنا لكم الأمثا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 59 - 9
9- هلاكت جوامع ، نتيجه تداوم يافتن ستم پيشگى آنان و سود نبردن از مُهلت ها است .
تلك القرى أهلكنهم لمّا ظلموا و جعلنا لمهلكهم موعدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 59 - 2
2- ستم گرى و كفر برخى از جوامع پيشين ، مايه هلاكت آنان با عذاب ويران كننده الهى است .
أهلكنهم لمّا ظلموا
مراد از ظلم در «ظلموا» - به قرينه آيات قبل - اِعراض از آيات خدا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 48 - 2
2 - ظلم و بى دادگرى ، عامل اصلى هلاكت جوامع پيشين و باعث گرفتار شدن آنها به عذاب خشم الهى ( استيصال )
و كأيّن من قرية أمليت لها و هى ظالمة ثمّ أخذتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 89 - 11
11- ذلت و مسكنت برادران يوسف در برابر وى ، نتيجه و پيامد ستم هاى آنان به او بود .
تصدق علينا . .. هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه
از اينكه يوسف(ع) در پاسخ اظهارات ذلت آميز برادرانش يادآور ستمهاى آنان به وى مى شود ، مى توان دريافت كه يوسف(ع)
درصدد است به اين نكته اشاره كند كه ذلت امروز برادرانش در مقابل وى ، نتيجه ستم ديروز آنان در حق اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 22 - 7
7 - انتقام خداوند از مجرمان ، پى آمد ظلم آنان به آيات الهى است .
و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه ثمّ أعرض عنها إنّا من المجرمين منتقمون
«إنّا من المجرمين. ..» به منزله تعليل براى عذاب تكذيب كنندگان آيات خدا و اعراض كنندگان از آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 4
4- غرق شدن فرعون و تمامى همراهانش به اراده خداوند ، در پى تصميم ظالمانه وى عليه موسى ( ع ) و بنى اسرائيل
فأراد . .. فأغرقنه و من معه جميعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 44 - 3
3 - حق ستيزى و هدايت ناپذيرى كافران ، پيامد ظلمى است كه آنان بر خودشان كرده اند .
و منهم من يستمعون إليك . .. و منهم من ينظر إليك ... و لكن الناس أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 45 - 7
7- ظلم به نفس در پى دارنده هلاكت و كيفر الهى در دنيا
و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم . .. و ضربنا لكم الأمثال
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه: مقصود از «ظلموا أنفسهم» ظلم به نفس باشد نه ظلم به ديگران چنان كه از ظاهر آن به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 88 - 5،9
5- ظلم به خويش ، داراى پى آمد هاى اندوه بار و رهايى از آن نيازمند امداد الهى است .
إنّى كنت من الظلمين . فاستجبنا له و نجّينه من الغمّ
9- ظلم به نفس ، موجب گرفتارى انسان به غم و اندوه است .
فظنّ أن لن نقدر عليه . .. إنّى كنت من الظلمين ... و نجّينه من الغمّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 9 - 24
24 - عذاب و كيفر جوامع تكذيب كننده ، نتيجه ظلم و ستم آنان به خودشان بود .
فما كان اللّه ليظلمهم و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 19 - 9
9 - سباييان با ظلم به خويش ، باعث از هم فروپاشى كامل خود شدند .
و ظلموا أنفسهم فجعلنهم أحاديث و مزّقنهم كلّ ممزّق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 113 - 4
4 - ظلم به خويشتن ، نشانه كفر و مصداق بارز بى دينى است .
و من ذرّيّتهما محسن و ظالم لنفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 39 - 4
4 - ظلم آدمى بر خويشتن ، مايه ابتلاى او به عذاب اخروى و نبود راه رهايى براى وى
و لن ينفعكم اليوم إذ ظلمتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 76 - 1
1 - جاودانگى مجرمان در دوزخ ، نتيجه ظلم آنان به خودشان
و ما ظلمنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 4
4- غرق شدن فرعون و تمامى همراهانش به اراده خداوند ، در پى تصميم ظالمانه وى عليه موسى ( ع ) و بنى اسرائيل
فأراد . .. فأغرقنه و من معه جميعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 131 - 4
4 - خداوند مردم جامعه اى را كه از روى غفلت و ناآگاهى ستم كنند، به عذاب دنيوى نابود نمى كند.
ذلك أن لم يكن ربك مهلك القرى بظلم و أهلها غفلون
براى جار و مجرور «بظلم» متعلقهاى مختلفى مى توان در نظر گرفت، از آن جمله اينكه متعلق به «مهلك» باشد. يعنى: «مهلك القرى بسبب ظلم». برداشت فوق بر اين اساس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 4
4- غرق شدن فرعون و تمامى همراهانش به اراده خداوند ، در پى تصميم ظالمانه وى عليه موسى ( ع ) و بنى اسرائيل
فأراد . .. فأغرقنه و من معه جميعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 4
4- غرق شدن فرعون و تمامى همراهانش به اراده خداوند ، در پى تصميم ظالمانه وى عليه موسى ( ع ) و بنى اسرائيل
فأراد . .. فأغرقنه و من معه جميعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 58 - 2
2 - زوال نعمت هاى گسترده فرعونيان ، در نتيجه پافشارى آنان بر ظلم و استكبار
أن أسر بعبادى إنّكم متّبعون . .. فأخرجنهم من جنّ-ت و عيون . و كنوز و مقام كريم
تفريع «فأخرجناهم. ..» بر مطالب پيشين بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 14 - 3
3 - روحيه ستمگرى و جاه طلبى فرعونيان ، عامل موضع گيرى آنان در برابر آيات الهى
و جحدوا بها. .. ظلمًا و علوًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 40 - 7
7 - فرجام تلخ فرعونيان ، پى آمد ظلم و بيدادگرى آنان بود .
فانظر كيف كان عقبة الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 2
2 - هلاكت قارون ، بازتاب طغيان و رفتار ظالمانه وى با مردم خويش بود .
إنّ قرون كان من قوم موسى فبغى عليهم . .. فخسفنا به و بداره الأرض
برداشت ياد شده با توجه به تفريع «فخسفنا» بر «فبغى عليهم» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 67 - 3
3- ستمكارى قوم ثمود ، موجب گرفتارى آنان به عذاب الهى شد .
و أخذ الذين ظلموا الصيحة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 41 - 8
8 - بيدادگرى جامعه پس از نوح ، عامل نابود شدن آنان با عذاب قهر الهى
فبعدًا للقوم الظلمين
به كارگيرى اسم ظاهر (القوم الظالمين) به جاى ضمير (لهم) بيانگر اين نكته است كه جامعه پس از نوح، به جهت آن كه مردمى ستم كار بودند، گرفتار عذاب الهى شده و از بين رفتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 52 - 2
2 - هلاكت قوم ثمود ، بازتاب ظلم و حق ستيزى خود آنان
فتلك بيوتهم خاوية بما ظلموا
قيد «بما ظلموا» بيان علت هلاكت قوم ثمود است; يعنى، آنان بدان سبب كه ستم كردند. .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 19 - 9
9 - سباييان با ظلم به خويش ، باعث از هم فروپاشى كامل خود شدند .
و ظلموا أنفسهم فجعلنهم أحاديث و مزّقنهم كلّ ممزّق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 41 - 8
8 - بيدادگرى جامعه پس از نوح ، عامل نابود شدن آنان با عذاب قهر الهى
فبعدًا للقوم الظلمين
به كارگيرى اسم ظاهر (القوم الظالمين) به جاى ضمير (لهم) بيانگر اين نكته است كه جامعه پس از نوح، به جهت آن كه مردمى ستم كار بودند، گرفتار عذاب الهى شده و از بين رفتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 53 - 3
3 - ظلم و طغيان ، عامل نابودى شهر هاى قوم لوط
إنّهم كانوا هم أظلم و أطغى . و المؤتفكة أهوى
از اين كه در آيه قبل، قوم نوح «أظلم» و «أطغى» معرفى شده اند، اصل ظلم و طغيان براى اقوام ديگرى كه در اين بخش آمده اند، ثابت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 44 - 3
3 - حق ستيزى و هدايت ناپذيرى كافران ، پيامد ظلمى است كه آنان بر خودشان كرده اند .
و منهم من يستمعون إليك . .. و منهم من ينظر إليك ... و لكن الناس أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 16 - 7
7 - عذاب دوزخ ، ستمى از سوى كافران به خويش و نه از جانب خداوند
إنّما تجزون ما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 118 - 4
4- تحريم برخى از حلال ها بر يهود ، كيفر و بازتاب عملكرد ظالمانه خود آنان بود نه برخاسته از ستم الهى .
و على الذين هادوا حرّمنا . .. و ما ظلمنهم و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 25 - 1
1 - آثار شوم برخى از گناهان و ظلم ها تنها دامنگير گناهكار و ظالم ، و برخى داراى آثارى فراگير بر گنهكار و بى گناه
و اتقوا فتنة لاتصيبن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 33 - 8
8- رهايى از ستم و دستيابى امت ها به پيروزى ، مقدمه آزمون آنان از سوى خداوند
و لقد نجّينا بنى إسرءيل . .. ما فيه بلؤا مبين
از ترتب آزمايش بر آزادى بنى اسرائيل، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 124 - 19
19 - ابراهيم ( ع ) ، از هرگونه ستمكارى مبرا و منزه بود .
إنى جاعلك للناس إماماً . .. قال لاينال عهدى الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 59 - 7
7- حضرت ابراهيم ( ع ) به خاطر شكستن بت ها ، در پندار قومش ظالم و ستمگر بود .
قالوا من فعل هذا بالهتنا إنّه لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 64 - 4
4- بت پرستان قوم ابراهيم ، به ظلم خويش و تبرئه ابراهيم ( ع ) از آن اعتراف كردند .
فقالوا إنّكم أنتم الظلمون
ضمير منفصل «أنتم» تأكيد براى «كم» است و جمله «إنّكم أنتم. ..» دلالت بر حصر دارد. اين حصر از نوع حصر اضافى است; يعنى، منحصراً شما ظالم هستيد نه حضرت ابراهيم(ع).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 227 - 8
8 - هنر شعر ، از ابزار كارآمد مبارزه با ظلم و ستمگران و حمايت از مظلومان
و انتصروا من بعد ما ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 82 - 5،6
5 - جامعه ايمانى به دور از هر گونه شرك و ظلم، از خشم و عذاب خداوند در امان است.
فأى الفريقين أحق بالأمن . .. الذين ءامنوا ... أولئك لهم الأمن
چون در آيه قبل از موحدان و مشركان به عنوان دو گروه ياد شده و در اين آيه نيز از موحدان با صيغه ها و ضماير جمع ياد شده، چنين برمى آيد كه امنيت از آن جامعه با هويت جمعى آن است، گر چه آحاد نيز مشمول آن باشند.
6 - دستاورد ايمان افراد جامعه به دور از هر گونه ظلم و شرك، امنيت است. *
الذين ءامنوا و لم يلبسوا . .. أولئك لهم الأمن
گر چه «ظلم» در اين آيه، به قرينه آيات گذشته، به شرك تفسير شده، ولى منافاتى با عموميت مفاد «ظلم» و «الامن» ندارد. بنابراين جامعه ايمانى در صورت دورى از ظلم به امنيت همه جانبه خواهد رسيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 10
10- اهتمام اسلام به سالم سازى روابط اجتماعى انسان ها و تحكيم بخشيدن به آن و پاك سازى جامعه از فحشا ، بزهكارى ، ستم و سركشى
إن الله يأمر بالعدل و الإحسن و . .. و ينهى عن الفحشاء و المنكر و البغى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 32 - 7
7- لزوم پرهيز از زورگويى ، سلطه گرى و آنچه موجب تيره بختى است .
و لم يجعلنى جبّارًا شقيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 13 - 13
13 - اجتناب از هر عمل و عقيده ظالمانه ، امرى لازم است .
لاتشرك باللّه إنّ الشرك لظلم عظيم
تعليلِ نهى از شرك به ظالمانه بودن آن، حكايت دارد كه ظلم، چيزى است كه بايد اجتناب شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 12 - 15
15- هدف اساسى قرآن ، دور داشتن انسان ها از ظلم و تباهى و ترغيب آنان به نيكى و احسان
لينذر الذين ظلموا و بشرى للمحسنين
«لام» در «لينذر» غايت و هدف را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 6
6 - تنها ، مؤمنان نيكوكار از ظلم در حق شريكان و معاشرين خود پرهيز مى كنند .
و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى بعضهم على بعض إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 79 - 8،9
8- استعاذه يوسف ( ع ) به خداوند از روا داشتن ظلم و ستم
قال معاذ الله . .. إنا إذًا لظلمون
9- لزوم پناه بردن به خداوند ، براى دور ماندن از گناه و ستمگرى
قال معاذ الله . .. إنا إذًا لظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 110 - 3
3 - توبه و استغفار از ستم و تجاوز به خود و يا ديگران ، موجب آمرزش است .
و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً
برخى از مفسران بر آنند كه مراد از «سوءاً»، تجاوز و تعدى به ديگران است و مراد از «يظلم نفسه» ستم نمودن به خويشتن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 206 - 2،3،8،9،11،12
2 - تكبّر ، غرور و سرسختى ، در قبال دعوت به تقوا ، از نشانه هاى حاكمان ناصالح و مفسد
و اذا تولّى سعى . .. و اذا قيل له اتق اللّه اخذته العزة بالاثم
در صورتى كه «تولى»، به معناى پذيرش حكومت باشد.
3 - سرسختى ، غرور و تكبّر برخاسته از گناه ، مانع نصيحت پذيرى حاكمان مفسد
و اذا قيل له اتق اللّه اخذته العزة بالاثم
بنابراينكه «بالاثم»، متعلق به «العزّة» باشد.
8 - حاكمان مُفسد ، در حِصار سرسختى ، تكبّر و غرور برخاسته از گناه خويش هستند .
و اذا تولّى . .. اخذته العزة بالاثم
بنابراينكه «تولى»، به معناى پذيرش حكومت باشد و «باء» در «بالاثم»، سببيّه و متعلّق به «العزّة» باشد.
9 - حاكمان مفسد در برابر دعوت به تقوا ، به خاطر سرسختى ، تكبر و غرور ، آلوده به گناه مى شوند .
اخذته العزة بالاثم
بنابراينكه «باء» سببيه در «بالإثم»، متعلق به «اخذته» باشد.
11 - هيچ كيفرى جز عذاب جهنّم ، نمى تواند حاكمان مفسد ، سرسخت ، متكبّر و مغرور را رام كند .
و اذا تولى سعى . .. فحسبه جهنم
12 - جهنّم ، كيفر حاكمان مفسد ، سرسخت و حق ناپذير
و اذا تولى سعى . .. فحسبه جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 5 - 1،7
1 - ستم پيشگان، به هنگام مواجه شدن با عذابهاى دنيوى (عذاب استيصال)، معترف به ظلمهاى گذشته خويش شدند
فما كان دعويهم . .. إنا كنا ظلمين
7 - اعتراف ظالمان به ظلم خويش پس از آمدن عذاب الهى بى ثمر است.
كم من قرية أهلكنها . .. قالوا إنا كنا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 14 - 1
1- رفاه زدگان جوامع ستم پيشه ، به ظلم و ستم خويش پس از احساس عذاب الهى اعتراف مى كنند .
فلمّا أحسّوا بأسنا . .. قالوا يويلنا إنّا كنّا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 15 - 2
2- ايمان آوردن و اعتراف به ظلم و گناه ، پس از ديدن علايم و نشانه هاى عذاب الهى ، بى ثمر است .
إنّا كنّا ظلمين . فمازالت تلك دعويهم حتّى جعلنهم حصيدًا
اين كه خداوند فرمود: «گناه كاران از وقت مشاهده عذاب تا وقت هلاكت دائماً اعتراف به ظلم خويش مى كردند»، نشان مى دهد كه اعتراف به گناه در وقت مشاهده عذاب، مؤثر نيست و توبه بايد پيش از ديدن آن انجام گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 46 - 2
2- اعتراف و اقرار كافران به ستم كارى خويش پس از گرفتارى به اندك عذاب الهى
و لئن مسّتهم نفحة من عذاب ربّك ليقولنّ يويلنا إنّا كنّا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 64 - 4
4- بت پرستان قوم ابراهيم ، به ظلم خويش و تبرئه ابراهيم ( ع ) از آن اعتراف كردند .
فقالوا إنّكم أنتم الظلمون
ضمير منفصل «أنتم» تأكيد براى «كم» است و جمله «إنّكم أنتم. ..» دلالت بر حصر دارد. اين حصر از نوع حصر اضافى است; يعنى، منحصراً شما ظالم هستيد نه حضرت ابراهيم(ع).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 87 - 17
17- خضوع يونس ( ع ) به درگاه الهى و اعتراف وى به ظلم و نادرستى رفتار عجولانه خود
فنادى . .. إنّى كنت من الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 97 - 11
11- اعتراف كافران در قيامت ، به ظلم و ستم پيشگى خويش در دنيا
بل كنّا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 29 - 4
4 - اعتراف باغداران يمنى ، به ستمكار بودن خويش بر اثر بخل ورزى و محروم ساختن بينوايان
إنّا كنّا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 117 - 9
9 - خداوند به اهل كفر ستمى روا ندارد ، بلكه آنها ، خود بر خويشتن ستم روا مى دارند .
و ما ظلمهم اللّه و لكن انفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 124 - 17،18
17 - پيراسته بودن از ظلم و ستمكارى ، از شرايط دستيابى به مقام امامت و پيشوايى مردم
قال لاينال عهدى الظلمين
18 - ستمكاران ، شايسته و سزاوار امامت و رهبرى نيستند .
لاينال عهدى الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 11 - 6
6 - رسولان الهى ، مبرّا از ظلم و گناه
إنّى لايخاف لدىّ المرسلون . إلاّمن ظلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 42 - 3
3 - ظلم و تجاوز به حقوق مردم - حتى انسان هاى غير مؤمن - امرى ناشايست و سزاوار پيگرد و انتقام است .
إنّما السبيل على الذين يظلمون الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 12 - 17
17- انذار هاى الهى ، متوجه كمترين گناه و ظلم و بشارت هاى او مخصوص پايداران بر طريق ارزش ها *
لينذر الذين ظلموا و بشرى للمحسنين
خداوند، براى انذارْ صرف ظلم را كافى شمرده است; زيرا با يك ظلم عنوان «الذين ظلموا» صدق مى كند. ولى در زمينه بشارت، واژه «محسنين» را به كار برده است و اين عنوان بر كسانى صدق مى كند كه متخلق به ارزش ها باشند. آيه بعد (ثمّ استقاموا) مؤيد اين معنا است).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 82 - 8
8 - مؤمنانى كه ايمان خويش را به هيچگونه شرك و ظلمى نياميزند، برخوردار از هدايت كاملند.
الذين ءامنوا و لم يلبسوا . .. أولئك لهم الأمن و هم مهتدون
در آيه شريفه، مؤمنانى كه ايمانشان خالى از هر گونه ظلم باشد، هدايت يافته شمرده شده اند. با توجه به اينكه مؤمن در هر مرتبه اى كه باشد، از هدايتى نسبى برخوردار است، به نظر مى رسد مراد از «هم مهتدون» هدايت كامل اين گروه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 79 - 11
11- ضرورت پرهيز حاكمان از ظلم و ستم
قال معاذ الله . .. إنا إذًا لظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 72 - 10
10- لزوم كسب تقوا و پرهيز از ظلم
ثمّ ننجّى الذين اتقوا و نذر الظلمين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 111 - 10
10 - لزوم پرهيز از هرگونه ظلم و ستم در حق خود و يا ديگران
و قد خاب من حمل ظلمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 16
16- رعايت عدالت ، احسان ، اداى حق خويشاوندان و دورى از فحشا ، اعمال زشت و ستم ، از موعظه هاى خداوند به انسان است .
إن الله يأمر بالعدل . .. و ينهى عن الفحشاء ... يعظكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 9 - 11
11 - خداوند ، خواهان رعايت عدل و انصاف و از بين بردن ظلم در همه زمينه ها
فأصلحوا بينهما بالعدل و أقسطوا إنّ اللّه يحبّ المقسطين
تعبير «و أقسطوا. ..» پس از «بالعدل»، يا تأكيد بر لزوم رعايت عدالت و يا فرمان به از بين بردن ظلم است. در صورت دوم «اقساط» از ريشه «قَسط» (ظلم و جور) و در معناى ازاله جور و ستم به كار رفته است. بيانگر مطلب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 9
9- پرداختن حكومت هاى الهى به مبارزه با ظلم و نيز تلاش براى سبك بار ساختن مقررات اجتماعى مؤمنان ، امرى لازم است .
قال أمّا من ظلم فسوف نعذّبه . .. و أمّا من ءامن ... سنقول له من أمرنا يسرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 10 - 7
7 - مبارزه با ظلم و احياى عدالت ، داراى اولويت نخست در مبارزه اجتماعى و در رأس مسائلى كه رهبران الهى بايد به آن بپردازند .
و إذ نادى ربّك موسى أن ائت القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 21 - 3،5،9،10
3 - افتراى به خداوند و تكذيب آيات الهى، بزرگترين ظلم است.
و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته
5 - كتمان حقانيت پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، مصداق بارز تكذيب آيات الهى و از بزرگترين ظلمهاست.
الذين ءاتينهم الكتب . .. و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته
در آيه قبل سخن از تكذيب پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود و اين آيه در مقام هشدار به تكذيب كنندگان آن حضرت است. چرا كه وى مصداقى روشن براى آيات الهى است.
9 - بدعت در دين، از بزرگترين ظلمها و مانع سعادت و رستگارى است.
و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته إنه لايفلح الظلمون
10 - شرك به خدا، بزرگترين ظلم و مانع سعادت و رستگارى است.
و إننى برىء مما تشركون . .. و من أظلم ممن افترى ... إنه لايفلح الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 1،6
1 - افترا به خداوند بالاترين ظلم و از بزرگترين گناهان است.
و من أظلم ممن افترى على الله كذبا
6 - ادعاى آوردن همانندى براى وحى و كتب آسمانى از بالاترين ظلمهاست.
و من أظلم . .. و من قال سأنزل مثل ما أنزل الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 144 - 7،10
7 - تحريمهاى بى دليل، افترا به خدا و از بزرگترين ستمهاست.
قل ءالذكرين حرم . .. فمن أظلم ممن افترى على الله كذبا
10 - گمراه ساختن مردم ناآگاه با جعل احكام دروغين، از بزرگترين ستمهاست.
فمن أظلم . .. ليضل الناس بغير علم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 37 - 2،22
2 - بدعت در دين الهى، همانند تكذيب آيات خداوند، بزرگترين ستم است.
فمن أظلم ممن افترى على الله كذبا أو كذب بأيته
22 - كفر و شرك از بزرگترين ستمهاست.
فمن أظلم ممن افترى على الله كذبا أو كذب . .. أنهم كانوا كفرين
جمله «أين ما كنتم . ..» كه بيان شرك مشركان است، توضيح مصداقى براى «فمن أظلم ...» مى باشد. بنابراين شرك از ستمهاى بزرگ است و چون مشركان در ذيل آيه كافر ناميده شده اند، كفر نيز از ستمهاى بزرگ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 18 - 1
1- دروغ بستن به خداوند ، بزرگترين ظلم است .
و من أظلم ممن افترى على الله كذبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 15 - 10
10- افترا بستن بر خداوند ، بزرگ ترين ظلم ها است .
فمن أظلم ممّن افترى على اللّه كذبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 1،5
1- روى گردانى از آيات پروردگار پس از تذكّر يافتن و آگاهى به آن ، بزرگ ترين ظلم است .
و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه فأعرض عنها
«ذكر» يعنى، شناختى كه در حافظه حاضر باشد (برگرفته شده از مفردات راغب).
5- از ياد بردن اَعمال و دستاورد هاى ناروا و به فراموشى سپردن گناهان گذشته خود ، بزرگ ترين ستم انسان بر خويش است .
و يجدل . .. و من أظلم ... و نسى ما قدّمت يداه
«نسى ما قدّمت يداه» يعنى: «فراموش كرد كردار پيشين خود را. ». مقصود از «ما» - به قرينه آيه قبل - جدال به باطل در برابر حق و استهزاى آيات الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 68 - 2،4،6
2 - تكذيب حق ، بزرگ ترين ظلم ها است .
و من أظلم ممّن . .. أو كذّب بالحقّ
4 - شرك به خدا ، بزرگ ترين ظلم است .
هم يشركون . .. ممّن افترى على اللّه كذبًا
6 - تكذيب قرآن ، بزرگ ترين ظلم است .
و من أظلم ممّن . .. أو كذّب بالحقّ لمّا جاءه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 32 - 1،3،4
1 - دروغ بستن به خدا و تكذيب قرآن و دين حق ، بزرگ ترين نوع ظلم است .
فمن أظلم ممّن كذب على اللّه و كذّب بالصدق
مقصود از «صدق» قرآن و دين حق مى باشد.
3 - دروغ پنداشتن و رد كردن سخن حق ( قرآن ) ، بدون تأمل و انديشه و در آغاز دريافت آن ، بزرگ ترين ظلم است .
فمن أظلم ممّن كذب على اللّه و كذّب بالصدق إذ جاءه
«إذ» براى ظرف زمان ماضى است و گوياى آن است كه انكار و تكذيب قرآن، مقارن و همزمان با آمدن اين كتاب بود و هيچ فاصله اى ميان دريافت قرآن و تكذيب آن وجود نداشت. اين حقيقت مى رساند كه تكذيب كافران، بدون تأمل و تفكر و با شتاب بود.
4 - شرك ، افترا و دروغ بستن به خداوند ، بزرگ ترين ظلم به شمار مى رود .
فمن أظلم ممّن كذب على اللّه و كذّب بالصدق
يكى از مصاديق مورد نظر دروغ بستن به خدا - با توجه به اين كه آيه شريفه در رديف آيات مربوط به مشركان قرار دارد و نيز اين سوره از سوره هاى مكى است و مردم مكه بيشتر مشرك بودند - شريك قائل شدن براى خداوند يكتا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 7 - 1
1 - افترا و نسبت دروغ به خدا بستن ، بالاترين ظلم و بدترين گناه است .
و من أظلم ممّن افترى على اللّه الكذب
تقبيح افترا بر خداوند با تعبير «أظلم» (صيغه اسم تفضيل)، نشان از بزرگى گناه آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 87 - 10
10 - خداوند به موسى ( ع ) فرمان داد تا رهايى بنى اسرائيل از چنگال فرعون را به آنان بشارت دهد .
و نجنا برحمتك من القوم الكفرين . .. و بشّر المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 46 - 1
1- حسرت و ندامت كافران از ستم كارى خويش ، به هنگام احساس و لمس اندكى از عذاب الهى
ولئن مسّتهم نفحة من عذاب ربّك ليقولنّ يويلنا إنّا كنّا ظلمين
«نفحة» در لغت به معناى وزيدنى و يا يك وزيدن است كه نوعاً در امور خير به كار مى رود و گاهى هم در امور شرّ استعمال مى شود. از نظر مفسران اين كلمه در آيه شريفه، به سه دليل دلالت تقليل را مى رساند: 1- ماده «نفحة» دال بر تقليل است; 2- بر وزن و بناء «مرّة» مى باشد; 3- به صورت نكره آمده است. گفتنى است كسى واژه «ويل» را مى گويد كه دچار بدبختى و هلاكت شده و از روى تأسف و تحسّر اين لفظ را ادا كرده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 45 - 12
12- ظلم ، داراى پيشينه در تاريخ انسان
و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم . .. و ضربنا لكم الأمثال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 4
4 - رواج ستم و تجاوز به حق ، در ميان بسيارى از شريكان در عصر داوود ( ع )
و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى بعضهم على بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 33 - 1
1 - خداوند كردارهاى زشت و شنيع و رفتارهاى نكوهيده و ستمگرى را تحريم كرده است.
قل إنما حرم ربى الفوحش ما ظهر منها و ما بطن و الإثم و البغى بغير الحق
«فواحش» جمع فاحشة و به معناى كارهاى شنيع (همانند زنا، لواط و . .. ) است و «إثم» به كردارهاى نكوهيده (همانند ميگسارى و ... ) گفته مى شود. (برگرفته از مجمع البيان).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 206 - 2،8،9،11
2 - تكبّر ، غرور و سرسختى ، در قبال دعوت به تقوا ، از نشانه هاى حاكمان ناصالح و مفسد
و اذا تولّى سعى . .. و اذا قيل له اتق اللّه اخذته العزة بالاثم
در صورتى كه «تولى»، به معناى پذيرش حكومت باشد.
8 - حاكمان مُفسد ، در حِصار سرسختى ، تكبّر و غرور برخاسته از گناه خويش هستند .
و اذا تولّى . .. اخذته العزة بالاثم
بنابراينكه «تولى»، به معناى پذيرش حكومت باشد و «باء» در «بالاثم»، سببيّه و متعلّق به «العزّة» باشد.
9 - حاكمان مفسد در برابر دعوت به تقوا ، به خاطر سرسختى ، تكبر و غرور ، آلوده به گناه مى شوند .
اخذته العزة بالاثم
بنابراينكه «باء» سببيه در «بالإثم»، متعلق به «اخذته» باشد.
11 - هيچ كيفرى جز عذاب جهنّم ، نمى تواند حاكمان مفسد ، سرسخت ، متكبّر و مغرور را رام كند .
و اذا تولى سعى . .. فحسبه جهنم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 19
19- بيزارى از فحشا ، زشتى و ستم ، نهفته در نهاد آدميان
و ينهى عن . .. لعلّكم تذكّرون
«تذكّر» ياد آوردن چيزى است كه قبلاً انسان به نوعى از آن آگاه بوده و يا بدان تمايل داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 110 - 3
3 - توبه و استغفار از ستم و تجاوز به خود و يا ديگران ، موجب آمرزش است .
و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً
برخى از مفسران بر آنند كه مراد از «سوءاً»، تجاوز و تعدى به ديگران است و مراد از «يظلم نفسه» ستم نمودن به خويشتن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 19 - 6
6 - متهم شدن موسى ( ع ) از سوى مرد اسرائيلى به داشتن انگيزه هاى جبارانه و روحيه ظلم و تجاوزگرى
إن تريد إلاّ أن تكون جبّارًا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 79 - 11
11- ضرورت پرهيز حاكمان از ظلم و ستم
قال معاذ الله . .. إنا إذًا لظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 29 - 19
19 - حرمت تصرف در اموال به دست آمده از راه ربا ، قمار ، كم فروشى و ظلم
لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل
امام باقر(ع) در مورد «بالباطل» در آيه فوق فرمود: بالرّبا و القمار و البخس و الظلم.
تفسير تبيان، ج 3، ص 178 ; مجمع البيان، ج 3، ص 59 ; تفسير برهان، ج 1، ص 363، ح 10 ; نورالثقلين، ج 1، ص 472، ح 198.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 8 - 9
9 - بى عدالتى حتى در مورد دشمنان ، ناپسند و حرام است .
و لايجر منكم شنئان قوم على الا تعدلوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 33 - 7
7 - انجام اعمال زشت، رفتارهاى نكوهيده، ستمگرى و افترا بر خداوند، از محرمات الهى در تمامى اديان گذشته است.
قل إنما حرم
فعل ماضى «حرم» مى تواند اشاره به برداشت فوق داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 16 - 4
4- ستمگرى و مخالفت با پيامبران ، حركتى بر ضدّ نظام قانون مند هستى است .
و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة . .. و ما خلقنا السماء والأرض و ما بينهما لعبين
تذكر خداوند به بيهوده نبودن آفرينش جهان - پس از يادآورى نابودى ستمگران- مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه آفرينش قانون مندِ هستى، اقتضا دارد كه انسان، راه حق را بپيمايد و ظلم نكند و ستمگرى، جهتى بر ضدّ حركت هدفمند جهان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 108 - 7،9
7 - خداوند ، مُنزّه از اراده هر گونه ظلم نسبت به موجودات
و ما اللّه يريد ظلماً للعالمين
9 - دستورات الهى به دور از هر گونه شائبه ظلم و بى عدالتى نسبت به بندگان است .
و اعتصموا بحبل اللّه . .. تلك ايات اللّه نتلوها عليك بالحق و ما اللّه يريد ظلماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 109 - 4،10
4- مالكيّت انحصارى خداوند نسبت به تمام هستى ، دليل نفى اراده ظلم و ستم از ساحت اوست .
و ما اللّه يريد ظلماً للعالمين. و للّه ما فى السموات و ما فى الارض
10 - بازگشت همه امور هستى به خداوند ، دليل نفى اراده ظلم و ستم از ساحت اوست .
و ما اللّه يريد ظلماً للعالمين . .. و الى اللّه ترجع الامور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 40 - 1،4،5
1 - خداوند ، حتى اندكى ستم به كسى روا نمى دارد .
انّ اللّه لا يظلم مثقال ذرّة
«مثقال» به معناى «وزن» است و «ذرّة» به معناى مورچه كوچك و يا غبار معلق در هوا.
4 - كيفر بخيلان و رياكاران ( عذاب ، محروميت از محبت خداوند ، همراهى با شيطان ) ، بازتاب عمل خود آنان است ، نه ستمى از جانب خداوند .
انّ اللّه لا يحبّ . .. الذين يبخلون ... و الذين ينفقون اموالهم رئاء النّاس ... و
جمله «انّ اللّه . .. » مى تواند پاسخى باشد براى اين سؤال كه چرا خداوند مردم را به عذاب و ... مبتلا مى كند. خداوند مى فرمايد اين عذابها ناشى از ستم او نيست، بلكه دستاورد خود بخيلان است.
5 - مجازات هاى الهى ، عادلانه و به دور از هر گونه ظلم
انّ اللّه لا يظلم مثقال ذرّة و ان تك حسنة يضاعفها
جمله «و ان تك حسنة» عطف بر جمله اى مقدر است ; يعنى «ان تك سيئةً فلا يجزى الا مثلها و ان تك حسنة . .. ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 49 - 10،12،14،15
10 - خداوند ، ذره اى ستم به كسى روا نمى دارد .
و لا يظلمون فتيلا
12 - خداوند ، در اعطاى رشد و كمال لايق به انسان ها ، هيچ ستمى نمى كند .
بل اللّه يزكّى من يشاء و لا يظلمون فتيلا
14 - شهادت خدا بر ناپاكى يهوديان كفرپيشه ، هرگز ستمى به آنها نيست .
الم تر . .. بل اللّه يزكّى من يشاء و لا يظلمون فتيلا
15 - خداوند در اعطا نكردن كمال و پاك ننمودن يهوديان كفرپيشه ، هرگز ستمى به آنها نكرده است .
الم تر . .. بل اللّه يزكّى من يشاء و لا يظلمون فتيلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 77 - 33،35
33 - خداوند ، ذرّه اى ستم بر بندگان روانمى دارد .
و لا تظلمون فتيلا
«فتيل» به نخ بسيار باريك گفته مى شود، و اشياى بسيار حقير را به آن تشبيه مى كنند.
35 - نظام جزا و پاداش الهى ، به دور از هر گونه ستم
فلمّا كتب عليهم القتال . .. و لا تظلمون فتيلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 124 - 8
8 - در نظام جزا و پاداش الهى كمترين ستمى راه ندارد .
من يعمل سوءاً يجز به . .. فأولئك يدخلون الجنة و لايظلمون نقيراً
«نقير» به فرو رفته گى در هسته خرما گفته مى شود و كنايه از چيز اندك و حقير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 131 - 1
1 - خداوند هيچگاه از سر ظلم جامعه اى را نابود و مردمى را مجازات نكرده و نخواهد كرد.
ذلك أن لم يكن ربك مهلك القرى بظلم و أهلها غفلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 51 - 1،2،3،5،6،7
1 - شكنجه و عذاب كافران به هنگام مرگ و پس از آن نتيجه اعمال خود آنان است ، نه ظلمى از جانب خداوند بر ايشان .
ذوقوا عذاب الحريق. ذلك بما قدمت أيديكم و أن اللّه ليس بظلّم
«ذلك» مى تواند اشاره به خصوص «عذاب الحريق» باشد و مى تواند اشاره به مجموع عذابى باشد كه در آيه قبل بيان شد. قابل ذكر است كه در برداشت فوق «أن اللّه ... » ناظر به اين حقيقت گرفته شده كه عذاب كافران بيش از استحقاق آنان نيست، نه تعليلى براى ضرورت گرفتارسازى ايشان به عذابهاى الهى.
2 - كيفر الهى در مورد گنهكاران ، عادلانه و به دور از هر گونه ظلم
ذلك بما قدمت أيديكم و أن اللّه ليس بظلّم للعبيد
3 - گرفتار نشدن كفرپيشگان به عذاب الهى ، ستمى است از جانب خدا بر بندگان مؤمن
ذلك بما قدمت أيديكم و أن اللّه ليس بظلّم للعبيد
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «أن اللّه . .. » عطف بر «ما قدمت» و بيانگر علتى ديگر براى گرفتار سازى كافران به عذاب حريق باشد. بر اين اساس مفهوم آيه چنين مى شود: اگر خدا كفرپيشگان را عذاب نكند ستم كرده است. و چون عذاب نكردن آنان ستمى به خود آنان محسوب نمى شود، بايد گفت اين ستم نسبت به بندگان مؤمن است.
5 - خداوند منزه از اعمال كمترين ظلم به بندگان خويش
و أن اللّه ليس بظلّم للعبيد
با توجه به اينكه «أن اللّه . .. » در مقام استدلال بر اين حقيقت است كه گرفتارى كافران به عذاب حريق ستمى به آنها نيست، بايد مراد از ظلام نبودن خدا، نفى كمترين ظلم از ساحت قدس وى باشد، و گر نه استدلال تمامى نيست. و بسيار ستمگر نبودن، نمى تواند دليل باشد بر اينكه آتش سوزان ستمى بر گرفتاران به آن نيست.
6 - كمترين ستم از جانب خدا ، ستمى بزرگ است و وى منزه از آن مى باشد .
و أن اللّه ليس بظلّم للعبيد
با توجه به اينكه مراد از ظلام نبودن خدا، نفى كمترين ظلم از جانب اوست، به كارگيرى صيغه مبالغه مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه حتى كوچكترين ستم از ناحيه خدا ستمى بزرگ محسوب مى شود.
7 - ستم خداوند بر يك فرد ملازم با ستم بر همگان است .
و أن اللّه ليس بظلّم للعبيد
به كارگيرى كلمه اى همانند «لاحد» به جاى «للعبيد» مى توانست وافى به معناى مقصود باشد. بنابراين آوردن «للعبيد» (همه بندگان) مى تواند اشاره به اين باشد كه اگر خدا به احدى ستم كند به همگان ستم كرده و خدا منزه از آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 60 - 17
17 - خداوند هرگز در پاداش دادن به بندگان خويش ستم روانمى دارد .
و أنتم لاتظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 16،17،20
16 - هلاكت اقوام كافر ، بازتاب عملكرد خود آنان است نه ظلمى از ناحيه خداوند بر آنها .
فما كان اللّه ليظلمهم و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
17 - كيفر انسان ها ، قبل از تبيين حق و باطل براى آنان ، ظلم و دور از ساحت قدس خداست .
أتتهم رسلهم بالبيّنت فما كان اللّه ليظلمهم
نفى ظلم از خدا و متفرع شدن آن بر وجود بينات، بيانگر اين نكته است كه: درصورت ارائه نشدن دلايل روشن، به هلاكت رساندن انسانها ظلم مى باشد.
20 - ظلم در نظام كيفرى خداوند راه ندارد .
فما كان اللّه ليظلمهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 44 - 1،6
1 - خداوند ، بر هيچ كس كمترين ظلمى روا نمى دارد .
إن اللّه لايظلم الناس شيئاً
6 - از امام هادى ( ع ) روايت شده است : « . . . من زعم ان اللّه عزوجل أجبر العباد على المعاصى و عاقبهم على ها . . . فقد ظلّم اللّه فى حكمه و كذّبه و رد عليه قوله : . . . « إن اللّه لايظلم الناس شيئاً » . . . ;
. .. هر كس گمان كند كه خداى عزوجل، بندگان را بر ارتكاب گناهان مجبور ساخته و در عين حال آنان را كيفر مى كند، به خدا در حكمش اسناد ظلم داده و قول او را كه فرموده: «خدا به مردم هيچ ظلمى نمى كند» رد نموده و خدا را تكذيب كرده است ... ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 54 - 13
13 - در نظام جزايى خداوند ، حتى به ستمگران هم ظلم نخواهد شد .
و لو أن لكل نفس ظلمت . .. قضى بينهم بالقسط و هم لايظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 101 - 1
1- خداوند ، بر بندگانش ستم نمى كند .
و ما ظلمنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 117 - 1،5
1- خداوند ، هيچ گاه ظالمانه و بدون دليل جوامع بشرى را به عذاب هاى دنيوى گرفتار نساخته و نخواهد ساخت .
و ما كان ربك ليهلك القرى بظلم
حرف «باء» در «بظلم» براى ملابست است. براين اساس جمله «ما كان ...» چنين معنا مى شود: هرگز خداوند مردم آباديها را از سر ظلم به هلاكت نمى رساند. نسبت دادن هلاكت به آباديها، گوياى اين نكته است كه مراد از هلاكت، هلاكت دنيوى و عذاب استيصال است.
5- ستم به انسان ها و به هلاكت رساندن جوامع درستكار ، ناسازگار با مقام ربوبيت خدا و مدبر بودن اوست .
و ما كان ربك ليهلك القرى بظلم و أهلها مصلحون
برداشت فوق از «رب» - كه به معناى مدبر و مربى است - استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 118 - 4،7
4- تحريم برخى از حلال ها بر يهود ، كيفر و بازتاب عملكرد ظالمانه خود آنان بود نه برخاسته از ستم الهى .
و على الذين هادوا حرّمنا . .. و ما ظلمنهم و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
7- خداوند در تكاليف دينى ، از بى عدالتى و ظلم به بندگان مبرّاست .
و على الذين هادوا حرّمنا . .. و ما ظلمنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 49 - 16،17
16- خداوند ، در قيامت ، به هيچ كس ، ظلمى روا نخواهد داشت .
و لايظلم ربّك أحدًا
17- حضور نفس اَعمال انسان در قيامت ، پشتوانه اجراى عدالت و نفى كمترين ظلم از ساحت خداوند است .
و وجدوا ما عملوا حاضرًا و لايظلم ربّك أحدًا
بيان حضور اعمال و تجسّم آن، علاوه بر ثبت و ضبط در نامه اَعمال، جملگى تأكيدى بر دقيق بودن اَحكام صادره بر قيامت و عادلانه بودن عقوبت هاى است و گوياى اين است كه اَسناد و مدارك كافى و غير قابل انكارى در قيامت عرضه خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 11،12
11- خداوند ، ذره اى ستم بر بندگان روا نمى دارد .
و لايظلمون شيئًا
12- نظام جزا و پاداش الهى ، به دور از هرگونه ستم
و لايظلمون شيئًا
«شيئاً» مى تواند كنايه از «ظلماً» و حاكى از اين باشد كه هيچ ظلمى در قيامت صورت نخواهدپذيرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 112 - 4
4 - خداوند در مؤاخذه بندگان ، هرگز از حق تجاوز نمى كند .
فلايخاف ظلمًا و لاهضمًا
در باره فرق «ظلم» و «هضم» احتمالاتى داده شده است; از جمله اين كه ظلم; يعنى، بيش از حق مطالبه كردن و هضم; يعنى، از حق كم گذاشتن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 47 - 5
5- حسابرسى خداوند در قيامت به گونه اى است كه به هيچ كس اندكى ظلم نمى شود .
و نضع الموزين . .. فلاتظلم نفس شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 10 - 3،5
3 - كيفر هاى الهى در آخرت ، برپايه عدل و بدون كمترين ظلمى در حق كيفر شوندگان
أنّ اللّه ليس بظلّ-م للعبيد
5 - خدا ، پروردگارى عادل و مبرّا از ستم كردن به بندگان خود
و أنّ اللّه ليس بظلّ-م للعبيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 62 - 6
6 - نظام حسابرسى خداوند ، مبرا از كمترين ظلم به آدميان
و لدينا كتب . .. و هم لايظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 50 - 9
9 - خدا و رسول او ، در داورى و حكمشان به احدى ، حتى منافقان ، ستم روا نمى دارند .
أم يخافون أن يحيف اللّه عليهم و رسوله بل أُولئك هم الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 209 - 4،7
4 - ساحت خداوندى ، مبرا از كمترين ظلم به بندگان
و ما كنّا ظلمين
7 - مؤاخذه بندگان ، قبل از بيان و اتمام حجت بر ايشان ، ظلم و دور از ساحت خداوند است .
و ما أهلكنا من قرية . .. ذكرى و ما كنّا ظلمين
مفاد مطلب ياد شده، همان «قبح عقاب بلابيان» است كه از آيه مورد بحث استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 40 - 15
15 - آنچه خداوند با اقوام عاد و ثمود و نيز با قارون و فرعون و هامان كرد ، ظلم خدا به آنان نبود .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. و ما كان اللّه ليظلمهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 9 - 23،25،26
23 - ساحت قدس الهى ، به دور از هرگونه ظلم و ستم است .
فما كان اللّه ليظلمهم
25 - عذاب شدن جوامع تكذيب كننده ، ستمى از ناحيه خداوند بر آنان نبود .
و جاءتهم رسلهم بالبيّنت فما كان اللّه ليظلمهم
26 - نظام جزايى الهى ، از هرگونه ظلم و ستم ، دور است .
فما كان اللّه ليظلمهم و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 54 - 2
2 - كيفر و پاداش الهى در قيامت ، عادلانه بوده و ذره اى به كسى ستم نخواهد شد .
فاليوم لاتظلم نفس شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 17 - 5
5 - در نظام كيفر و پاداش الهى در قيامت ، به كسى كمترين ستمى نخواهد شد .
لا ظلم اليوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 31 - 10
10 - خداوند ، هيچ ظلمى براى بندگانش نخواسته و در حق آنان روا نداشته است .
و مااللّه يريد ظلمًا للعباد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 46 - 4،7
4 - پروردگار ، پيراسته از هر گونه ظلم و ستمى نسبت به بندگان خويش
و ما ربّك بظلّ-م للعبيد
7 - « عن إبراهيم بن أبى محمود قال : سألت أباالحسن الرضا ( ع ) . . . هل يكلف ( اللّه ) عباده ما لايطيقون فقال : كيف ذالك ؟ و هو يقول : « و ما ربّك بظلاّم للعبيد . . . ;
ابراهيم بن ابى محمود مى گويد: از امام رضا(ع) سؤال كردم. .. آيا خدا بندگانش را به چيزى كه قدرت بر آن ندارند تكليف مى كند؟ فرمود: چگونه چنين كارى را مى كند در حالى كه فرموده: «و ما ربّك بظلاّم للعبيد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 76 - 2
2 - خداوند ، منزّه از ظلم به انسان ها
و ما ظلمنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 29 - 4،5،6،7
4- خداوند ، منزّه از كم ترين ظلم و اعمال كيفر هاى ناروا ، بر بندگان
و ما أنا بظلّ-م للعبيد
5- كيفر هاى اخروى نتيجه قهرى عملكرد خود كافران ، و نه ظلمى از سوى خدا بر ايشان
قدّمت إليكم بالوعيد . .. و ما أنا بظلّ-م للعبيد
6- كيفر گمراهان قبل از اتمام حجت ايشان ، ظلم و دور از ساحت خداوند *
و قد قدّمت إليكم بالوعيد . .. و ما أنا بظلّ-م للعبيد
برداشت بالا بدان احتمال است كه دو بخش اين آيه، متفرع بر «قد قدّمت. ..» باشد; يعنى، چون قبلاً اتمام حجت بر ايشان شده است، نه حكم تغيير خواهد كرد و نه اجراى حكم ظلم تلقى خواهد شد; زيرا ظلم آن جا است كه عقاب، بدون حجت باشد.
7- تغيير حكم و تخفيف كيفر بايسته ظالمان ، ظلمى به ديگران و دور از ساحت خدا *
ما يبدّل القول لدىّ و ما أنا بظلّ-م للعبيد
برداشت بالا بدان احتمال است كه «و ما أنا بظلاّم. ..» تعليل «ما يبدّل...» باشد; يعنى، چون تبديل حكم و تخفيف مجازات به حق مجرمان، موجب ظلم به بندگان صالح و ستمديده مى شود، در نظام الهى - چون ظلمى نيست - تبديل قول هم نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 16 - 7
7 - عذاب دوزخ ، ستمى از سوى كافران به خويش و نه از جانب خداوند
إنّما تجزون ما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 23 - 4،7
4 - فرمانروايى خداوند بر هستى ، آكنده از پاكى و تقدس و به دور از كمترين ظلم و كاستى است .
الملك القدّوس
وصف «القدوس»، در پى «الملك»، مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه فرمانروايى خداوند، از هر گونه آلودگى، ناپاكى، ظلم و كاستى مبرّا است.
7 - خداوندگار جهان و فرمانرواى مطلق هستى ، منزّه از هرگونه ستم و زيان رسانى به خلق
هو اللّه . .. الملك ... السلم
وصف «السلام»، بيانگر ارتباط خدا با خلق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 76 - 5
5 - نوح ( ع ) ، نجات خود و خاندانش را از دست ستم و اذيت و آزار قوم خود ، از خداوند خواستار شده بود .
و لقد نادينا نوح . .. و نجّينه و أهله من الكرب العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 75 - 10،15
10 - دعاى مسلمانان مظلوم و مستضعف مكّه به درگاه پروردگار براى رهايى از ستم حاكم بر آنان
و المستضعفين . .. الّذين يقولون ربّنا اخرجنا من هذه القرية الظّالم اهلها
15 - مسلمانان مستضعف صدر اسلام ، خواستار فرمانده و نيروى انسانى از جانب خداوند براى رهايى از ستم كفرپيشگان مكّه
و اجعل لنا من لدنك وليّاً و اجعل لنا من لدنك نصيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 41 - 9
9- هجرت از جوامع ستم پيشه ، از راه هاى گريز از ستم و زمينه ساز پيروزى
و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 129 - 3
3 - رفع بيدادگرى فرعون از بنى اسرائيل ، انتظار آنان از بعثت موسى ( ع )
قالوا أوذينا من قبل أن تأتينا و من بعد ما جئتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 16 - 2
2 - لزوم متوجه ساختن پيكان مبارزه به سمت كانون هاى اصلى فساد و ستم در جامعه .
أن ائت القوم الظلمين . .. فأتيا فرعون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه موسى و هارون(ع) در مرحله نخست، موظف شدند براى مبارزه با ستم، به سراغ فرعون بروند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 20 - 4
4- انسان بى اتكا به پروردگار ، ناتوان از مبارزه با ظلم و كفر
و إنّى عذت بربّى و ربّكم
موسى(ع) با اين كه در سير دعوت به توحيد و رهايى بندگان براى رفع استثمار و ترويج توحيد، از «سلطان مبين» برخوردار بود; با اين حال خويش را در برابر هجوم دشمنان نيازمند به حمايت و امداد پروردگار مى ديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 124 - 17،18
17 - پيراسته بودن از ظلم و ستمكارى ، از شرايط دستيابى به مقام امامت و پيشوايى مردم
قال لاينال عهدى الظلمين
18 - ستمكاران ، شايسته و سزاوار امامت و رهبرى نيستند .
لاينال عهدى الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 25 - 6
6 - توجه به شدت عقاب الهى ، زمينه ساز پرهيز از گناهان و ستمگريها
و اتقوا فتنة . .. و اعلموا أن اللّه شديد العقاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 52 - 10
10 - سلامت دل و ايمان راسخ ، زمينه پرهيز از ستمگرى و عصيان و موجب برخوردارى از هدايت خاص الهى
إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين. فترى الذين فى قلوبهم مرض يسرعون فيهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 75 - 16
16 - بدعتگذارى ، وسيله اى براى توجيه ستم و نقض تعهّدات اجتماعى
و منهم من ان تأمنه بدينار لا يؤدّه اليك . .. و يقولون على اللّه الكذب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 2 - 31
31 - خشم و كينه ، زمينه تجاوز و ستم به ديگران
و لايجرمنكم شنئان قوم . .. ان تعتدوا
بنابر اينكه «قوم» مفعول براى «شنئان» باشد و فاعل آن (كم) حذف شده باشد يعنى خشم و كينه شما نسبت به طائفه اى نبايد باعث تجاوز و تعدى به آنان شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 45 - 5
5 - رفاه فراوان، زمينه ظلم است. *
فتحنا عليهم أبوب كل شىء . .. فقطع دابر القوم الذين ظلموا
توصيف تكذيب كنندگان آيات الهى به «الذين ظلموا» پس از بيان گشوده شدن درهاى نعمت بر آنان (فتحنا عليهم) اشاره به اين نكته مى تواند باشد كه گشايش و آسايش زمينه ظلم آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 85 - 10
10- جوامع مرفّه ، در خطر انحرافات اقتصادى و گسترش دادن ظلم و ستم در پهنه گيتى
إنى أريكم بخير . .. أوفوا المكيال ... و لاتعثوا فى الأرض مفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 16
16- رفاه و دلبستگى به لذّت هاى دنيا ، زمينه ساز ستمگرى و گرايش به جرم و گناه است .
واتبع الذين ظلموا ما أُترفوا فيه و كانوا مجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 11
11- رعايت نكردن عدالت در جامعه ، خوددارى از احسان و قطع رابطه با خويشاوندان ، زمينه ساز رواج فحشا ، بزهكارى ، ستم و سركشى در جامعه است . *
إن الله يأمر بالعدل و الإحسن و إيتاىءِ ذى القربى و ينهى عن الفحشاء و المنكر و ا
برداشت فوق، از مقابله عدل و . .. با فحشا و ... استفاده گرديد; يعنى، اگر عدل و ... در جامعه باشد، زمينه رواج فحشا و ... از بين مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 48 - 10
10 - انكار قيامت و مؤاخذه انسان ها در آن روز ، از زمينه هاى ستم كارى و بدكردارى
الذين لايؤمنون بالأخرة . .. للذين ظلموا ... و بدا لهم سيّئات ما كسبوا و حاق بهم
برداشت ياد شده از آن جا است كه خداوند، منكران روز قيامت و كيفر آن را، ستمكار (ظلموا) و بدكردار (سيئات ماكسبوا) معرفى كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 9 - 5
5 - مبادلات اقتصادى ، از لغزش گاه هاى مهم و زمينه ساز ابتلاى انسان به بى عدالتى
ألاّتطغوا فى الميزان . و أقيموا الوزن بالقسط و لاتخسروا الميزان
تذكرهاى مكرر خداوند، مى نماياند كه آدمى از اين ناحيه در معرض لغزش جدى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 9 - 7
7 - هشدار خداوند به امكان تحقق ظلم ، در پرتو عنوان هاى جذاب نيكى و مسالمت ميان ملت ها
أن تبرّوهم و تقسطوا إليهم . .. و من يتولّهم فأُولئك هم الظلمون
از اين آيه و آيه قبل، استفاده مى شود كه قسط و نيكى به معاندان حق، خود ظلم واقعى است و نبايد تحت تأثير جذابيت ظاهرى اين عناوين قرار گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 16
16 - تجاوز از حدود الهى و مرز هاى دينى ، ظلم به نفس است .
و من يتعدّ حدود اللّه فقد ظلم نفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 9 - 3
3 - يتيمان ، در معرض مجبور شدن به اجراى دستور هاى ديگران و نيازمند امداد و حمايت در برابر تجاوزگران
فأمّا اليتيم فلاتقهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 87 - 12
12- آزادى بى قيد و شرط مالكان در تصرف اموال خويش ، زمينه ساز رعايت نكردن قسط و عدالت در مبادلات است .
أوفوا المكيال و الميزان بالقسط . .. أو أن نفعل فى أمولنا مانشؤا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 85 - 3
3 - قوم موسى پس از اتكال بر خدا ، دست به نيايش برداشته و از درگاه او خواستند تا ضعف و ناتوانى را - كه تشويق كننده ظالمان به ستمگرى است - از ميان آنان بردارد .
فقالوا على اللّه توكلنا ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمين
همان گونه كه مال، اولاد و دنيا - به خاطر داشتن جاذبه - فتنه است و آدميان را مفتون خود مى كند، ضعف و ناتوانى مردم نيز براى زورگويان فتنه است و آنان را بر تجاوز به آنان، ترغيب مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 87 - 9
9 - ايمان و اقامه نماز ، زمينه ساز نجات بنى اسرائيل از سلطه فرعون بود .
ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمين. و نجنا برحمتك ... و أقيموا الصلوة و بشّر المؤ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 47 - 8
8 - شرك و ظلم ، گناهى بس بزرگ و پيام دار عذابى سخت و فوق تصور بشر
و بدا لهم من اللّه ما لم يكونوا يحتسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 13 - 11
11 - « و روى أنّه سُئِلَ النبىُّ (صلی الله علیه و آله) عن « العتلّ الزنيم » فقال : هو الشديدُ الخُلق ، الشحيح ، الأكول ، الشروب ، الواجد للطّعام و الشّراب ، الظلوم للنّاس ، الرحيب الجوف ;
روايت شده كه از پيامبر(صلی الله علیه و آله) درباره معناى «عتلّ زنيم» سؤال شد فرمود: او تندخو، بخيل، پرخور و پرنوش است; همواره داراى خوراكى و نوشيدنى است بسيار به مردم ستم مى كند و شكم بزرگ است (به آسانى شكمش از غذا پر نمى شود)».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 111 - 7
7 - هرگونه ظلم و ستم در دنيا ، در روز قيامت بارى گران بر دوش ظالمان خواهد بود .
من حمل ظلمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 10
10 - انسان هاى مؤمن ، نيك كردار و پرهيز كننده از ظلم به ديگران ، بسيار اندك اند .
و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى . .. إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و قليل ما
تنكير «قليل» و اضافه شدن «ما»ى مبهمه، بر مبالغه در قلت دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 137 - 12
12 - صبر و مقاومت بنى اسرائيل زمان موسى در برابر ستمگرى هاى فرعون ، موجب تحقق وعده الهى بر پيروزى آنان و نابودى دشمنانشان
و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل بما صبروا
حرف «باء» در «بما صبروا» سببيه است و «ما»، مصدريه. يعنى: «تمت ... بسبب صبرهم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 128 - 1
1 - موسى ( ع ) پس از تصميم فرعون به سركوبى بنى اسرائيل ، مردمش را به استعانت از خدا و صبر و مقاومت در برابر آزار هاى فرعونيان فراخواند .
قال موسى لقومه استعينوا باللّه و اصبروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 42 - 1
1- مسلمانان مهاجر از ستم مشركان مكه ، مردمانى صبور بودند كه در برابر ستم ظالمان شكيبايى پيشه كردند .
و الذين هاجروا فى الله . .. الذين صبروا
«الذين» عطف بيان براى «الذين» در آيه سابق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 23 - 2
2 - خطا و لغزش آدم و حوا ستمى بود كه آنان بر خويشتن روا داشتند.
قالا ربنا ظلنا أنفسنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 6 - 10
10- نقش تعيين كننده خداوند در تحولات تاريخ بشرى و نجات مردمان از ظلم و ستم
إذ أنجكم من ءال فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 11 - 23
23 - هر حركت منفى و تهديدكننده اخوت اجتماعى مؤمنان ، ظلم و ستم كارى است . *
إنّما المؤمنون إخوة . .. و من لم يتب فأولئك هم الظلمون
برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه اطلاق گناه و ظلم بر استهزا و. ..، نه صرفاً به لحاظ احترام فردى مؤمن نباشد; بلكه به لحاظ خدشه دار شدن اخوت ايمانى جامعه نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 65 - 8
8 - تفرقه گرايان در دين و راه انبيا ، انسان هايى ستمگر و مستحق عذاب اخروى
إنّ اللّه هو ربّى و ربّكم . .. فاختلف الأحزاب من بينهم فويل للذين ظلموا من عذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 40 - 2
2 - اخراج نارواى مردم از موطن و سرزمين خويش ، از آشكارترين ظلم ها
بأنّهم ظلموا . .. الذين أُخرجوا من ديرهم
با توجه به اين كه از ميان تمام اذيت و آزارهاى مسلمانان صدراسلام، آوارگى آنان اختصاص به ذكر شده، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 29 - 6
6- ادعاى الوهيت ظلم است و مدعيان خدايى ، ظالم اند .
و من يقل منهم إنّى إله . .. كذلك نجزى الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 92 - 10
10 - ارتداد قوم موسى و گرايش آنان به گوساله پرستى ، از جمله ستم هاى آنان
ثم أتخذتم العجل من بعده و أنتم ظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 86 - 6
6 - بازگشت به كفر ( ارتداد ) پس از ايمان آگاهانه ، ظلم است .
كيف يهدى اللّه قوماً كفروا بعد ايمانهم . .. و اللّه لا يهدى القوم الظالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 10 - 14
14- استكبار در برابر قرآن ، ظلم و مايه محروميت از هدايت الهى
و استكبرتم إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين
از منطبق شدن عنوان ظالم بر «مستكبر»، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 46 - 6
6- كفر ، شرك و استهزاى پيامبران ، ظلم و ستمى آشكار است .
يويلنا إنّا كنّا ظلمين
اعتراف مشركان و كافران استهزاگر به ستم كار بودن خود، حكايت از اين دارد كه كفر و شرك و استهزاى پيامبران، ظلم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 85 - 4
4 - فرعون و اشراف اطراف او ، مردمى ددمنش و ستم پيشه بودند .
ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 31 - 15
15- ظلم و ستم سران و اشراف قوم نوح به محرومان و مستضعفان آن قوم
لاأقول للذين تزدرى أعينكم . .. إنى إذًا لمن الظلمين
جمله «إنى إذًا لمن الظالمين» تعريضى است به سران و اشراف قوم نوح كه شما با اين پندار - كه محرومان شايسته خير نيستند - در حق آنان ستم مى كنيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 29 - 4
4 - اعتراف باغداران يمنى ، به ستمكار بودن خويش بر اثر بخل ورزى و محروم ساختن بينوايان
إنّا كنّا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 78 - 1
1- مردم « ايكه » ( قوم شعيب ) مردمى ستم پيشه بودند .
و إن كان أصحب الأيكة لظلمين
نوع مفسران بر آنند كه مقصود از «ايكه» همان قوم شعيب هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 38 - 2
2 - قوم عاد ، ثمود و اصحاب رسّ ، مردمانى ظالم و ستمگر و گرفتار عذاب دردناك الهى در قيامت
و أعتدنا للظلمين عذابًا أليمًا . و عادًا و ثمودا و أصحب الرّسّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 45 - 1
1 - اصحاب شمال ، مجموعه اى از انسان هاى بى پروا ، متنعمان سرمست و جباران ( انسان هاى بى رحم و آدم كش )
إنّهم كانوا قبل ذلك مترفين
«مترف» (مفرد «مترفين») در معانى زير به كار مى رود: الف) انسان يله و رهايى كه بدون هيچ مانعى هرچه دلش بخواهد انجام مى دهد (بى پروا); ب) كسى كه تنعم و رفاه او را سرمست كرده باشد; ج) جبار و ستمگر (قاموس المحيط).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 1
1- روى گردانى از آيات پروردگار پس از تذكّر يافتن و آگاهى به آن ، بزرگ ترين ظلم است .
و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه فأعرض عنها
«ذكر» يعنى، شناختى كه در حافظه حاضر باشد (برگرفته شده از مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 86 - 3
3 - مشاهده آيات مختلف خداوند و ناديده گرفتن آنها ، ظلمى غيرقابل بخشش
و وقع القول عليهم بما ظلموا . .. ألم يروا ... إنّ فى ذلك لأيت
آيه ياد شده مى تواند تفسير و توضيحى باشد بر آنچه در آيه پيش به عنوان «ظلم» مطرح شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 112 - 3
3 - بى ايمانى و كناره گيرى از اعمال صالح ، ظلمى است كه در قيامت گريبان گير انسان خواهد شد .
و قد خاب من حمل ظلمًا . و من يعمل من الصلحت و هو مؤمن
ظاهر تقابل بين اين آيه و آيه قبل، اين است كه موضوع اين آيه، دسته مقابل ظالمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 78 - 5
5 - حق گريزى ، ظلم و ستم آدمى به خويشتن است .
و لكن كانوا هم الظلمين . .. و لكنّ أكثركم للحقّ كرهون
از ارتباط آيات مى توان استفاده كرد كه ظلم و ستم مجرمان، چيزى جز حق گريزى آنان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 39 - 3
3 - خدافراموشى و روى گرداندن از ياد او ، ظلم و ستم آدمى بر خويشتن است .
و من يعش عن ذكر الرحمن . .. إذ ظلمتم
از ارتباط آيه شريفه با جمله «و من يعش عن ذكر الرحمان. ..» استفاده مى شود كه اعراض از ياد خدا، ظلم بر خويشتن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 112 - 3
3 - بى ايمانى و كناره گيرى از اعمال صالح ، ظلمى است كه در قيامت گريبان گير انسان خواهد شد .
و قد خاب من حمل ظلمًا . و من يعمل من الصلحت و هو مؤمن
ظاهر تقابل بين اين آيه و آيه قبل، اين است كه موضوع اين آيه، دسته مقابل ظالمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 111 - 9
9 - اعراض از قرآن ، ظلم است .
و قد خاب من حمل ظلمًا
مراد از ظلم به قرينه آيات پيشين، روى گردانى از قرآن است كه از آن به «وزر» تعبير شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 39 - 6
6 - كفر به قرآن و روى گردانى از آن ، ظلم و گناهى غيرقابل بخشش است .
و من يعش عن ذكر الرحمن . .. و لن ينفعكم اليوم إذ ظلمتم أنّكم فى العذاب مشتركون
برداشت ياد شده بر اين مبنا است كه مراد از «ذكر الرحمان» قرآن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 31 - 17
17- سخن نابحق گفتن درباره مردم و نالايق شمردن آنان بدون هيچ دليل و برهان ، ظلم به آنان است .
لا أقول . .. الله أعلم بما فى أنفسهم إنى إذًا لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 21 - 1،3
1 - افترازنندگان به خداوند، ظالمترين مردم هستند.
و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا
3 - افتراى به خداوند و تكذيب آيات الهى، بزرگترين ظلم است.
و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 1
1 - افترا به خداوند بالاترين ظلم و از بزرگترين گناهان است.
و من أظلم ممن افترى على الله كذبا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 37 - 1
1 - افترازنندگان بر خدا و تكذيب كنندگان آيات الهى، ستمكارترين مردمند.
فمن أظلم ممن افترى على الله كذبا أو كذب بأيته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 17 - 1
1 - افترا بستن به خدا ( چيزى را به دروغ به خدا نسبت دادن ) بدترين نوع بيدادگرى است .
فمن أظلم ممن افترى على اللّه كذباً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 18 - 1
1- دروغ بستن به خداوند ، بزرگترين ظلم است .
و من أظلم ممن افترى على الله كذبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 61 - 5
5- نسبت دادن امور ناروا به خداوند و كشتن دختران ، عملى ظالمانه است .
كنتم تفترون . و يجعلون لله البنت سبحنه ... أم يدسّه فى التراب ... و لو يؤاخذ ا
به قرينه سياق آيات - كه درباره مشركان و عقايد باطل آنها درباره خداوند بود - ممكن است مراد از «الناس» مشركان باشد و «ال» در «الناس» عهد ذكرى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 68 - 1
1 - ظالم ترين افراد ، كسانى اند كه به خداوند دروغ ببندند .
و من أظلم ممّن افترى على اللّه كذبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 32 - 1،4
1 - دروغ بستن به خدا و تكذيب قرآن و دين حق ، بزرگ ترين نوع ظلم است .
فمن أظلم ممّن كذب على اللّه و كذّب بالصدق
مقصود از «صدق» قرآن و دين حق مى باشد.
4 - شرك ، افترا و دروغ بستن به خداوند ، بزرگ ترين ظلم به شمار مى رود .
فمن أظلم ممّن كذب على اللّه و كذّب بالصدق
يكى از مصاديق مورد نظر دروغ بستن به خدا - با توجه به اين كه آيه شريفه در رديف آيات مربوط به مشركان قرار دارد و نيز اين سوره از سوره هاى مكى است و مردم مكه بيشتر مشرك بودند - شريك قائل شدن براى خداوند يكتا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 7 - 1
1 - افترا و نسبت دروغ به خدا بستن ، بالاترين ظلم و بدترين گناه است .
و من أظلم ممّن افترى على اللّه الكذب
تقبيح افترا بر خداوند با تعبير «أظلم» (صيغه اسم تفضيل)، نشان از بزرگى گناه آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 17 - 2
2 - تكذيب قرآن و ساختگى خواندن آن - على رغم اعتقاد به الهى بودنش - اوج بيدادگرى است .
فمن أظلم ممن . .. أو كذّب بأيته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 40 - 12
12 - ستمديده اى كه در گرفتن انتقام افراط كند ، خود ستمگر است .
جزؤا سيّئة . .. إنّه لايحبّ الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 13 - 2
2 - ستم پيشگى اقوام پيشين و ايستادگى در برابر پيامبران ، عامل گرفتار شدن آنان به عذاب استيصال الهى
و لقد أهلكنا القرون من قبلكم لما ظلموا و جاءتهم رسلهم بالبينت و ما كانوا ليؤمنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 21
21 - نزول عذاب بر امت هاى كافر پيشين ، پس از اصرار و مداومت آنان بر ظلم و حق ناپذيرى
و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
فعل «كانوا» به همراه «يظلمون» افاده استمرار مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 102 - 3
3- عذاب هاى الهى آن گاه بر شهر ها و آبادى ها فرو مى ريزد كه عموم افرادش ستم پيشه بوده و آثار كفر و شرك در همه جا مشهود باشد .
و كذلك أخذ ربك إذا أخذ القرى و هى ظلمة
نسبت دادن ظلم به آباديها (و هى ظالمة) نسبتى مجازى است و هدف از آن رساندن اين معناست كه: همه و يا اكثر قريب به اتفاق اهل آن آباديها ، ستمكار بودند; به گونه اى كه گويا ستم كارى در هر كوى و برزن نمايان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 54 - 10
10 - فرعونيان ، امت هاى پيش از آنان و كفرپيشگان مكه ، از زمره ظالمان
و كل كانوا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 13
13- منع از پاداش اخروى ، هرچند اندكى از آن ، ظلم است .
و لايظلمون شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 34 - 13،14،18
13- انسان در برابر نعمت هاى بيكران الهى ، بسيار ستم پيشه و ناسپاس است .
و إن تعدّوا نعمت الله لاتحصوها إنّ الإنسن لظلوم كفّار
«ظلوم» و «كفّار» صيغه مبالغه است و بر كثرت و فراوانى معناى خود دلالت دارد.
14- انسان به خويشتن ستمكار و در برابر نعمت و احسان ، بسيار ناسپاس است .
و إن تعدّوا نعمت الله لاتحصوها إنّ الإنسن لظلوم كفّار
مقصود از «ظلوم» بودن انسان، به قرينه بيان نعمتها و داده هاى الهى به وى، ظلم به خويشتن است.
18- سرشت انسان با نوعى از ظلم به خويشتن و ناسپاسى عجين است .
إنّ الإنسن لظلوم كفّار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 8
8 - انسان ، موجودى ظلم پيشه و بس نادان است .
و حملها الإنسن إنّه كان ظلومًا جهولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 112 - 16
16 - كفر ، جنايت و تجاوز ، سيره دائمى اهل كتاب ( يهود )
ذلك بانّهم كانوا يكفرون بئايت اللّه و يقتلون . .. و كانوا يعتدون
فعل مضارع پس از فعل ماضى از ماده «كَوْنْ» دلالت بر استمرار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 169 - 5
5 - كفر و ظلم گروهى از اهل كتاب ، موجب خلود آنها در جهنم
إنّ الذين كفروا و ظلموا . .. و لاليهديهم طريقاً. الا طريق جهنم خلدين فيها
با توجه به آيات قبل مصداق مورد نظر از آيه كافران اهل كتاب مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 62 - 10
10 - نكوهش شديد خداوند از اهل كتاب ، بخاطر آلودگى آنان به گناه ، ستمگرى و حرام خوارى
يسرعون فى الاثم و العدون و اكلهم السحت لبئس ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 94 - 8
8- قوم شعيب ، مردمانى ستمكار بودند .
و أخذت الذين ظلموا الصيحة
مقصود از «الذين ظلموا» قوم شعيب است كه به شركورزى ، انكار رسالت شعيب(ع) و كم فروشى و بى عدالتى در داد و ستد اصرار مىورزيدند. تعبير كردن از آنان به ستمكاران ، گوياى برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 101 - 5
5- اقوام هلاك شده گذشته : قوم نوح ، عاديان ، ثموديان ، قوم شعيب و لوط و فرعونيان ، با شركورزى و انكارِ رسالت پيامبران ، بر خويش ستم كردند .
و ما ظلمنهم و لكن ظلموا أنفسهم
مراد از ضمير «هم» و مانند آن در آيه مورد بحث ، اقوامى است كه سرگذشت آنان در سوره هود بيان شده است; يعنى: قوم نوح ، عادو . ...
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 109 - 15
15 - بناكنندگان مسجد ضرار ، از ظالمان و سقوط كنندگان در آتش دوزخند .
و الذين اتخذوا مسجداً ضراراً . .. فانهار به فى نار جهنم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 64 - 5
5- بت پرستى و شرك ، از ديد فطرت انسانى ، ظلم و ستم است .
فرجعوا إلى أنفسهم فقالوا إنّكم أنتم الظلمون
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «أنفسهم» به خود آمدن و ضمير و وجدان آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 71 - 8
8 - شرك و بت پرستى ظلم است .
و يعبدون من دون اللّه . .. و ما للظلمين من نصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 14
14 - شرك ، بت پرستى و گمراه گرى ، ظلم است .
و لاتزد الظلمين إلاّ تبارًا
مطلب ياد شده، از تعبير «ظالمان» درباره بت پرستان و گمراه كنندگان به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 21 - 9
9 - بدعت در دين، از بزرگترين ظلمها و مانع سعادت و رستگارى است.
و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته إنه لايفلح الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 144 - 10
10 - گمراه ساختن مردم ناآگاه با جعل احكام دروغين، از بزرگترين ستمهاست.
فمن أظلم . .. ليضل الناس بغير علم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 37 - 2
2 - بدعت در دين الهى، همانند تكذيب آيات خداوند، بزرگترين ستم است.
فمن أظلم ممن افترى على الله كذبا أو كذب بأيته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 162 - 8
8 - بدعت و تحريف حقايق دينى ظلم است .
فبدل الذين ظلموا منهم قولا غير الذى قيل لهم فأرسلنا . .. بما كانوا يظلمون
از مصاديق «ما كانوا يظلمون» تبديل و تحريف سخنى است كه خداوند به بنى اسرائيل آموخت تا به هنگام ورود به بيت المقدس آن را به زبان جارى كنند (قولوا حطة). خداوند آن تبديل و تحريف را ظلم شمرده است. بنابراين تحريف و تبديل سخنان الهى كه همان حقايق دينى است، از مصاديق ظلم مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 21 - 8
8 - دنيامدارى ، شرك ، بدعت در دين ، ظلم و سياه كارى است .
أم لهم شركؤا . .. و إنّ الظلمين لهم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 94 - 2
2 - افترا و دروغ بستن آگاهانه به خداوند ( بدعت ) ، ظلمى است بزرگ .
فمن افترى . .. فاولئك هم الظالمون
ضمير فَصل، دلالت بر بزرگى ظلم مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 144 - 13
13 - كسانى كه با افترا به خداوند احكام دروغين جعل مى كنند، ستمگر و محروم از هدايت خداوندند.
إن الله لا يهدى القوم الظلمين
«ال» در «القوم» عهد است و با توجه به آيات قبل مراد از «قوم» همان كسانى هستند كه با افترا به خداوند موجبات گمراهى مردم را فراهم مى سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 19 - 4
4- آنان كه در پى ناهنجار نشان دادن راه خدا هستند ، ستمكارند .
ألا لعنة الله على الظلمين. الذين ... يبغونها عوجًا
«يبغونها عوجاً»; يعنى ، در جست و جوى انحراف براى راه خدا هستند. جست و جوى انحراف براى راه خدا ، گاهى به ايجاد انحراف در آن است و گاهى منحرف جلوه دادن آن مى باشد. برداشت ياد شده ناظر به دومين شيوه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 90 - 3
3 - فرعون و سپاهيانش ، از سرِ ستم و كينه توزى ، بنى اسرائيل را تعقيب كردند .
فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 98 - 1
1- يعقوب ( ع ) از ستم فرزندانش در حق خويش درگذشت و آنان را بخشود .
قال سوف أستغفر لكم ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 51 - 6
6 - كمترين ستم از جانب خدا ، ستمى بزرگ است و وى منزه از آن مى باشد .
و أن اللّه ليس بظلّم للعبيد
با توجه به اينكه مراد از ظلام نبودن خدا، نفى كمترين ظلم از جانب اوست، به كارگيرى صيغه مبالغه مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه حتى كوچكترين ستم از ناحيه خدا ستمى بزرگ محسوب مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 13 - 10
10 - شرك ، ظلمى بس بزرگ است .
إنّ الشرك لظلم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 51 - 14،15
14 - ستمكارى ، عادت و رويه بنى اسرائيل
و أنتم ظلمون
برداشت فوق، بر اين اساس است كه: جمله «و أنتم ظالمون» جمله اى معترضه باشد نه حاليه; يعنى، شما مردمى ستم پيشه هستيد و گوساله پرستى نمودى از آن مى باشد.
15 - گوساله پرستى بنى اسرائيل از جمله ستمكارى هاى آنان بود .
ثم اتخذتم العجل من بعده و أنتم ظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 54 - 1،2
1 - قوم موسى با گوساله پرستى ، بر خويشتن ستم كرده و مستحق كيفر شدند .
يقوم إنكم ظلمتم أنفسكم باتخاذكم العجل
2 - موسى ( ع ) با بيان ستمكارى قومش ، به آنان فرمان داد تا روى به درگاه خدا آورده ، توبه كنند .
و إذ قال موسى لقومه . .. فتوبوا إلى بارئكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 57 - 12،17
12 - قوم موسى با بهره گيرى حرام از « منّ » و « سلوى » مرتكب گناه شده ، بر خود ستم كردند . *
كلوا من طيبت ما رزقنكم و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
جمله «و لكن كانوا . ..» دلالت بر آن دارد كه قوم موسى مرتكب حرام خوارى شدند. به نظر مى رسد از مصداقهاى حرام خوارى آنان - به قرينه وقوع جمله مذكور پس از بيان نزول منّ و سلوى - بهره گيرى حرام از منّ و سلوى، همانند تجاوز به سهم ديگران باشد.
17 - ناسپاسى قوم موسى و تمردشان از فرمان هاى خدا ، ستمى بود كه آنان بر خودشان روا داشتند .
و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 92 - 10
10 - ارتداد قوم موسى و گرايش آنان به گوساله پرستى ، از جمله ستم هاى آنان
ثم أتخذتم العجل من بعده و أنتم ظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 160 - 13
13 - گوشت شتر ، گاو و گوسفند ، طيبات حرام شده بر بنى اسرائيل از سوى خداوند بخاطر ظلم آنان
فبظلم من الذين هادوا حرّمنا عليهم طيبت أحلت لهم
امام صادق(ع) درباره «طيبت» در آيه فوق فرمود: . .. يعنى لحوم الابل و البقر و الغنم ... .
كافى، ج 5، ص 306، ح 9; نورالثقلين، ج 1، ص 572، ح 665.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 148 - 11
11 - بنى اسرائيلِ زمان موسى بر اثر ارتداد و گرايش به گوساله پرستى از ستمكاران شدند .
اتخذوه و كانوا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 160 - 30
30 - ناسپاسى قوم موسى و تمرد ايشان از فرمان هاى خدا ، ستمى بود كه آنان بر خود روا داشتند .
و قطّعنهم . .. و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 59 - 14
14- تكذيب معجزات و آيات الهى ، ظلم به آنهاست .
كذّب بها الأوّلون . .. فظلموا بها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 117 - 4
4- نزول عذاب بر امت هاى درستكار ، ظلم به آنهاست .
و ما كان ربك ليهلك القرى بظلم و أهلها مصلحون
كلمه «مصلح» هم به معناى اصلاح كننده خويش و هم به معناى اصلاح كننده ديگران است. برداشت فوق ، ناظر به معناى اول مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 40 - 20
20 - ظلم به بندگان ، جزء سنّت هاى خداوند نيست .
و ما كان اللّه ليظلمهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 137 - 1
1 - بنى اسرائيل در مدت زمانى طولانى تحت سيطره فرعونيان به ضعف و ناتوانى كشانه شده بودند .
و أورثنا القوم الذين كانوا يستضعفون
استعمال فعل مضارع همراه «كان» و أمثال آن دلالت بر استمرار آن فعل در گذشته دارد. بنابراين «كانوا يستضعفون» مى رساند كه استضعاف بنى اسرائيل به دست فرعونيان داراى سابقه طولانى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 47 - 2
2 - بنى اسرائيل در زمان بعثت موسى ( ع ) ، ساكن مصر و گرفتار ستم و آزار فرعونيان بودند .
فأرسل معنا بنى إسرءيل و لاتعذّبهم
نهى شدن فرعون از عذاب و شكنجه بنى اسرائيل، بيانگر رنج و سختى آنان در مصر آن زمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 22 - 1
1 - انتقاد صريح موسى ( ع ) از فرعون به خاطر به بردگى كشاندن بنى اسرائيل
و تلك نعمة . .. أن عبّدتّ بنى إسرءيل
جمله «و تلك نعمة. ..» استفهامى و به تقدير «أوَتلك...» است. «أن عبّدتّ» مى تواند عطف بيان براى اسم اشاره «تلك» و يا منصوب به نزع خافض (لام تعليل) و به تقدير «لأن عبّدتّ» باشد. «تعبيد» (مصدر «عبّدتّ») به معناى برده و بنده [خود] ساختن است; يعنى، آيا اين كه فرزندان اسرائيل را بنده خود ساخته اى، اين نعمتى است كه منّت آن را بر من مى نهى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 76 - 3
3 - رفتار ظالمانه و تجاوزكارانه قارون عليه بنى اسرائيل ، على رغم پيوند نژادى وى با آنان
إنّ قرون كان من قوم موسى فبغى عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 89 - 5
5- يوسف ( ع ) جهل و نادانى برادرانش را منشأ ستم آنان به وى و بنيامين دانست .
هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه إذ أنتم جهلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 129 - 1
1 - قوم موسى مورد ستم نظام فرعونى قبل از بعثت وى و پس از آن
قالوا أوذينا من قبل أن تأتينا و من بعد ما جئتنا
مراد از اتيان و مجىء «تأتينا» و «جئتنا» بعثت موسى(ع) به پيامبرى است و بيان آن به دو تعبير مى تواند به جهت تفنن در عبارت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 28 - 11
11 - نوح ( ع ) و يارانش ، گرفتار ظلم و بيدادگرى قوم خويش
فقل الحمد للّه الذى نجّ-نا من القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 36 - 9
9 - شكستن حرمت ماه هاى حرام ( پرداختن به جنگ در آن ) ، ظلم به خويش و جامعه بشرى است .
فلا تظلموا فيهن أنفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 11 - 2
2 - تلاش دشمنان اسلام براى تجاوز به حريم جامعه اسلامى در صدر اسلام
اذ همّ قوم ان يبسطوا اليكم ايديهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 14 - 17
17- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله عزّوجلّ : « لن ندعوا من دونه إلهاً لقد قلنا إذاً شططاً » يعنى : جوراً على اللّه إنْ قلنا إنّ له شريكاً ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خدا «لن ندعوا من دونه إلهاً لقد قلنا إذاً شططاً» روايت شده: مقصود آيه، اين است كه اگر بگوييم براى او شريكى هست، ستم بر خدا است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 15 - 10
10- افترا بستن بر خداوند ، بزرگ ترين ظلم ها است .
فمن أظلم ممّن افترى على اللّه كذبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 54 - 1،3
1 - قوم موسى با گوساله پرستى ، بر خويشتن ستم كرده و مستحق كيفر شدند .
يقوم إنكم ظلمتم أنفسكم باتخاذكم العجل
3 - آدمى ، با شرك ورزى و پرستش غير خدا به خود ستم مى كند .
إنكم ظلمتم أنفسكم باتخاذكم العجل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 57 - 12،17،19
12 - قوم موسى با بهره گيرى حرام از « منّ » و « سلوى » مرتكب گناه شده ، بر خود ستم كردند . *
كلوا من طيبت ما رزقنكم و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
جمله «و لكن كانوا . ..» دلالت بر آن دارد كه قوم موسى مرتكب حرام خوارى شدند. به نظر مى رسد از مصداقهاى حرام خوارى آنان - به قرينه وقوع جمله مذكور پس از بيان نزول منّ و سلوى - بهره گيرى حرام از منّ و سلوى، همانند تجاوز به سهم ديگران باشد.
17 - ناسپاسى قوم موسى و تمردشان از فرمان هاى خدا ، ستمى بود كه آنان بر خودشان روا داشتند .
و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
19 - تخلف از فرمان هاى خدا و ناسپاسى در برابر نعمت هاى او ، ظلمى است از ناحيه انسان به خويشتن
و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 92 - 10
10 - ارتداد قوم موسى و گرايش آنان به گوساله پرستى ، از جمله ستم هاى آنان
ثم أتخذتم العجل من بعده و أنتم ظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 23 - 2،3
2 - خطا و لغزش آدم و حوا ستمى بود كه آنان بر خويشتن روا داشتند.
قالا ربنا ظلنا أنفسنا
3 - گناه و عصيان، ظلمى است از ناحيه انسان به خويشتن.
قالا ربنا ظلنا أنفسنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 160 - 30،31
30 - ناسپاسى قوم موسى و تمرد ايشان از فرمان هاى خدا ، ستمى بود كه آنان بر خود روا داشتند .
و قطّعنهم . .. و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
31 - تخلف از فرمان خدا و ناسپاسى در برابر نعمت هاى او ، ظلمى است از ناحيه انسان به خويشتن
و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 177 - 2،5
2 - كفرپيشگان با تكذيب آيات الهى همواره بر خويش ستم مى كنند .
و أنفسهم كانوا يظلمون
5 - كسانى كه با تكذيب آيات الهى بر خود ستم مى كنند ، حالتى شوم و ناهنجار دارند .
ساء مثلا القوم الذين . .. أنفسهم كانوا يظلمون
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «أنفسهم كانوا يظلمون» عطف بر «كذبوا بأيتنا» باشد ; يعنى: «ساء مثلا القوم الذين أنفسهم كانوا يظلمون». قابل ذكر است كه در برداشتهاى گذش--ته جم---له «أنفسهم كانوا يظلمون» عطف بر جمله «ساء مثلا ... » گرفته شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 36 - 9
9 - شكستن حرمت ماه هاى حرام ( پرداختن به جنگ در آن ) ، ظلم به خويش و جامعه بشرى است .
فلا تظلموا فيهن أنفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 18
18 - كفرورزى و انكار دلايل روشن انبيا ، ظلم انسان به خويش و پيامد آن دامنگير خود اوست .
أتتهم رسلهم بالبيّنت فما كان اللّه ليظلمهم و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 23 - 13
13 - از زيد بن اسلم نقل شده كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود : « لا يؤخر اللّه عقوبة البغى فان اللّه قال : « إنما بغيكم على أنفسكم » ;
خداوند، كيفر ستم را به تأخير نمى اندازد ; زيرا خدا فرمود: همانا ستم شما بر خود شماست».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 101 - 3،4،5
3- شركورزى ، انكار پيامبران و ارتكاب گناه ، ستمهايى است كه مشركان ، كافران و گنه كاران در حقِ خود روا مى دارند .
و لكن ظلموا أنفسهم
مقصود از ظلم به نفس - كه جمله «ظلموا أنفسهم» گوياى آن است - هم گناهان و هم آثار و تبعات آن مى باشد. برداشت فوق ناظر به لِحاظ نخست است.
4- گرفتارى كافران ، مشركان و گنه كاران به عذاب هاى الهى ، ستم و كيفرى است كه آنان خود براى خويشتن فراهم مى كنند .
و لكن ظلموا أنفسهم
چنان چه گذشت، مقصود از «ظلم به نفس» گناهان و نيز آثار و تبعات گناهان مى باشد; برداشت فوق ناظر به دومين لحاظ است. بنابراين «ظلموا أنفسهم...»; يعنى، نزول عذاب بر كافران - كه از آثار و تبعات گناهانشان است - ستمى بود كه آنان بر خود روا داشتند.
5- اقوام هلاك شده گذشته : قوم نوح ، عاديان ، ثموديان ، قوم شعيب و لوط و فرعونيان ، با شركورزى و انكارِ رسالت پيامبران ، بر خويش ستم كردند .
و ما ظلمنهم و لكن ظلموا أنفسهم
مراد از ضمير «هم» و مانند آن در آيه مورد بحث ، اقوامى است كه سرگذشت آنان در سوره هود بيان شده است; يعنى: قوم نوح ، عادو . ...
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 34 - 14،17،18
14- انسان به خويشتن ستمكار و در برابر نعمت و احسان ، بسيار ناسپاس است .
و إن تعدّوا نعمت الله لاتحصوها إنّ الإنسن لظلوم كفّار
مقصود از «ظلوم» بودن انسان، به قرينه بيان نعمتها و داده هاى الهى به وى، ظلم به خويشتن است.
17- كفران و ناسپاسى نعمت هاى الهى ، ظلم به خويشتن است .
و إن تعدّوا نعمت الله لاتحصوها إنّ الإنسن لظلوم كفّار
18- سرشت انسان با نوعى از ظلم به خويشتن و ناسپاسى عجين است .
إنّ الإنسن لظلوم كفّار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 28 - 1،2،3،4،12
1- كافران ، كسانى اند كه با كفر خود ، به خويش ستم مى كنند .
الكفرين . الذين تتوفّ-هم الملئكة ظالمى أنفسهم
«الذين» صفت «الكافرين» و «ظالمى» حال براى آن است. مراد از «ظالمى أنفسهم» به قرينه لفظ «الكافرين» ظلم كنندگان به خود با انتخاب كفر است.
2- كافرانى كه با حالت ظلم به نفس ( كفر ) از دنيا بروند ، در قيامت گرفتار خوارى و ذلت خواهند شد .
إن الخزى اليوم و السوء على الكفرين . الذين تتوفّ-هم الملئكة ظالمى أنفسهم
3- كفر ، ظلم به نفس است .
الكفرين . الذين ... ظالمى أنفسهم
4- شرك ، ظلم به نفس است .
و يقول أين شركاءى . .. الكفرين . الذين تتوفّ-هم الملئكة ظالمى أنفسهم
12- كسانى كه با ارتكاب اعمال زشت در دنيا به خود ستم كرده اند ، در قيامت منكر آن اعمال مى شوند .
الذين تتوفّ-هم الملئكة ظالمى أنفسهم . .. ما كنّا نعمل من سوء
برداشت فوق، بنابراين احتمال است كه مراد از «ظالمى أنفسهم» - به قرينه «ما كنّا نعمل من سوء» (ما مرتكب عمل زشت نمى شديم) - اعمال ناپسند و زشتى باشد كه مرتكبان آنها، آن را از خود نفى مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 29 - 12
12- كافران ظالم به نفس خويش ، متكبرند .
الكفرين . الذين تتوفّ-هم الملئكة ظالمى أنفسهم ... فلبئس مثوى المتكبّرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 32 - 4
4- تقواپيشگان ، به هنگام قبض روح از هرگونه ظلم به نفس به دورند .
المتّقين . .. الذين تتوفّ-هم الملئكة طيّبين
به قرينه مقابله با آيه «الكافرين . الذين تتوفّيهم الملائكة ظالمى أنفسهم» احتمال دارد مراد از طيب (پاكى) به دور بودن از ظلم به نفس باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 33 - 8،9،10
8- كافران ، با انكار حقانيت كتاب هاى آسمانى ، به خود ستم كردند .
و ما ظلمهم الله و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
9- كفر به وحى و كتاب هاى آسمانى ، ظلم به خويش است .
هل ينظرون إلاّ أن تأتيهم الملئكة أو يأتى أمر ربّك كذلك فعل الذين من قبلهم و ما
10- ظلمى كه به كافران از ناحيه ايستادگى در برابر كتاب هاى آسمانى شده است ، از ناحيه خداوند نبوده و از سوى خود آنان بوده است .
و ما ظلمهم الله و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 34 - 12
12- ارتكاب اعمال زشت و به استهزا گرفتن وعده عذاب الهى ، ظلم به نفس است .
و ما ظلمهم الله و لكن كانوا أنفسهم يظلمون . فأصابهم سيئات ما عملوا و حاق بهم ما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 119 - 3
3- هر نوع عمل زشت و ناشايست ، ظلم به خويشتن است .
و لكن كانوا أنفسهم يظلمون . .. للذين عملوا السوء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 35 - 2،3
2- خودبرتربينى و تحقير ديگران ، ظلم بر خويشتن است .
أنا أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا . .. و دخل جنّته و هو ظالم لنفسه
3- فريفتگى به جلوه هاى مادّى دنيا ، ستم انسان بر خويش است .
أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا . .. و هو ظالم لنفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 5
5- از ياد بردن اَعمال و دستاورد هاى ناروا و به فراموشى سپردن گناهان گذشته خود ، بزرگ ترين ستم انسان بر خويش است .
و يجدل . .. و من أظلم ... و نسى ما قدّمت يداه
«نسى ما قدّمت يداه» يعنى: «فراموش كرد كردار پيشين خود را. ». مقصود از «ما» - به قرينه آيه قبل - جدال به باطل در برابر حق و استهزاى آيات الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 87 - 18
18- در ديدگاه يونس ( ع ) ، خروج از ميان قوم خود بدون اذن الهى ، ظلمى به خويش بود .
إذ ذهب مغضبًا . .. إنّى كنت من الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 88 - 3
3- نقش تهليل و تسبيح خدا و اقرار به ظلم به خويشتن ، در استجابت دعا و رهايى از غم ها
فنادى فى الظلمت أن لاإله إلاّأنت سبحنك إنّى كنت من الظلمين . فاستجبنا له و ن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 25 - 17
17 - « عن75 أبى الصباح الكنانى قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ : و من يرد فيه بالحاد بظلم نذقه من عذاب أليم » فقال : كلّ ظلم يظلمه الرجل نفسه بمكّة من سرقه أو ظلم أحد أو شىء من الظلم فإنّى أراه ألحاداً ;
ابى الصباح كنانى گفت: از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ «و من يرد فيه بالحاد بظلم نذقه من عذاب أليم» سؤال كردم فرمود: هر ظلمى كه شخص در مكّه بر خويش كند; خواه دزدى باشد، يا ستم به ديگرى و يا هرگونه ستمى، من آن را الحاد و انحراف مى بينم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 44 - 11
11 - شرك و پيمودن راه باطل ، ستم بر خويش است .
وجدتها و قومها يسجدون للشمس . .. قالت ربّ إنّى ظلمت نفسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 16 - 1،3
1 - قتل مرد قبطى ، ظلم موسى ( ع ) به خود و باعث به خطر افتادن جان او از سوى فرعونيان
فوكزه موسى فقضى عليه . .. قال ربّ إنّى ظلمت نفسى
موسى(ع) در پيشگاه پروردگار اعتراف كرد كه مرتكب خطاى بزرگى شده و با كشتن مرد قبطى، در معرض خطرى جدى قرار
گرفته است.
3 - ارتكاب هر عمل خطا و ناپسند ، ظلم به خويشتن است .
قال ربّ إنّى ظلمت نفسى فاغفرلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 40 - 14،16،19
14 - هلاكت قوم عاد و ثمود و قارون و هامان و فرعون با عذاب هاى الهى ، نتيجه ظلمى بود كه خود ، در حق خود ، روا داشتند .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. و ما كان اللّه ليظلمهم ولكن كانوا أنفسهم يظلمون
16 - آلوده شدن به گناه ، ستم به خويش است .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. ولكن كانوا أنفسهم يظلمون
19 - اقوام عاد و ثمود و نيز قارون و فرعون و هامان ، با آلودگى مداومِ به گناه ، همواره به خود ، ستم روا داشتند .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. ولكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 9 - 22،28
22 - انجام دادن عملى كه منجر به گرفتار شدن در عذاب الهى شود ، ستم بر خويش است .
و جاءتهم رسلهم بالبيّنت فما كان اللّه ليظلمهم و لكن كانواأنفسهم يظلمون
28 - انكار و تكذيب پيامبران و دلايل شان ، ستم به خويشتن است .
و جاءتهم رسلهم بالبيّنت . .. كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 19 - 3،4
3 - سباييان ، نعمت امنيت راه ها و نزديكى منزل گاه هاى سفر را كفران نموده و به خويش ستم روا داشتند .
فقالوا ربّنا بعد بين أسفارنا و ظلموا أنفسهم
4 - برنتابيدن وفور نعمت و امنيت و آسايش ، ستم بر خويش است .
و جعلنا بينهم و بين القرى التى بركنا فيها قرًى ظهرة . ..سيروا فيها ... ءامنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 32 - 10
10 - تمسّك به قرآن و پيروى از رهنمود هاى آن ، به خير و صلاح جامعه و ترك آن ظلم به خويشتن است .
ثمّ أورثنا الكتب . .. فمنهم ظالم لنفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 37 - 16
16 - بهره نبردن از عمر و فرصت هاى مناسب ، در جهت دين دارى و در سايه تعاليم آسمانى ، ظلم به خويشتن است .
و الذين كفروا . .. أوَلم نعمّركم ما يتذكّر فيه من تذكّر و جاءكم النذير فذوقوا فم
برداشت ياد شده به اين خاطر است كه خداوند كسانى را كه به قرآن و كتاب هاى آسمانى ايمان نياورده اند و از انذار پيامبران پند نگرفته و به دعوت آنان پاسخ مثبت نداده اند، با عنوان ظالم ياد كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 113 - 2،5
2 - از نسل ابراهيم و اسحاق ( عليهماالسلام ) ، برخى نيكوكار و برخى ظالم به خويشتن گشتند .
و من ذرّيّتهما محسن و ظالم لنفسه
5 - كفر و شرك ، ظلم به خويشتن است .
و من ذرّيّتهما محسن و ظالم لنفسه
تعبير «ظالم به نفس» درباره كافران و مشركان، رساننده مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 9
9 - ناتوانى انسان ها در دنيا ، از دفع عذاب الهى و پيامد هاى هلاكت بار ستم خويش
و الذين ظلموا من هؤلاء سيصيبهم سيّئات ماكسبوا و ما هم بمعجزين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 53 - 5
5 - گناه ، جنايتى عليه خود و تعدى به جان خويشتن است .
قل يعبادى الذين أسرفوا على أنفسهم
برداشت بالا از تعبير «أنفسهم» به همراه «على» به دست مى آيد. از اين رو بسيارى از مفسران عبارت «أسرفوا على أنفسهم» را به «جنوا عليها» معناكردند (روح المعانى آلوسى و الكشاف زمخشرى).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 9 - 3
3 - اعتقاد انسان به ولايت غيرخدا ، ظلم و ستم بر خويشتن
و الظلمون ما لهم من ولىّ و لانصير . أم اتّخذوا من دونه أولياء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 39 - 3
3 - خدافراموشى و روى گرداندن از ياد او ، ظلم و ستم آدمى بر خويشتن است .
و من يعش عن ذكر الرحمن . .. إذ ظلمتم
از ارتباط آيه شريفه با جمله «و من يعش عن ذكر الرحمان. ..» استفاده مى شود كه اعراض از ياد خدا، ظلم بر خويشتن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 65 - 7
7 - نافرمانى در برابر دعوت پيامبران و روى آورى به شرك ، ظلم آدمى به خويشتن
فاتّقوا اللّه و أطيعون . .. فاعبدوه ... فويل للذين ظلموا من عذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 16 - 7
7 - عذاب دوزخ ، ستمى از سوى كافران به خويش و نه از جانب خداوند
إنّما تجزون ما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 1 - 18
18 - رعايت نكردن احكام و حدود الهى درباره طلاق از سوى همسران ، ظلم به نفس و زيان رساندن به خويشتن است .
فطلّقوهنّ لعدّتهنّ . .. و من يتعدّ حدود اللّه فقد ظلم نفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 29 - 4،5
4 - اعتراف باغداران يمنى ، به ستمكار بودن خويش بر اثر بخل ورزى و محروم ساختن بينوايان
إنّا كنّا ظلمين
5 - نپرداختن سهم بينوايان از امولال خود ، ظلم به خويشتن است .
إنّا كنّا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 110 - 5
5 - گناه ، ستم بر خويشتن است .
و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 8 - 9
9 - بى عدالتى حتى در مورد دشمنان ، ناپسند و حرام است .
و لايجر منكم شنئان قوم على الا تعدلوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 39
39 - توجه به علوّ و عظمت خداوند ، زمينه پرهيز مردان از ستم بر همسران خويش
فلا تبغوا . .. انّ اللّه كان عليّاً كبيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 10 - 11
11 - كافران صدراسلام ، مردمى سنگدل بودند كه حتى بر زنان مؤمن نيز رحم نكردند .
فتنوا المؤمنين و المؤمنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 4
4 - رواج ستم و تجاوز به حق ، در ميان بسيارى از شريكان در عصر داوود ( ع )
و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى بعضهم على بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 117 - 5
5- ستم به انسان ها و به هلاكت رساندن جوامع درستكار ، ناسازگار با مقام ربوبيت خدا و مدبر بودن اوست .
و ما كان ربك ليهلك القرى بظلم و أهلها مصلحون
برداشت فوق از «رب» - كه به معناى مدبر و مربى است - استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 31 - 15
15- ظلم و ستم سران و اشراف قوم نوح به محرومان و مستضعفان آن قوم
لاأقول للذين تزدرى أعينكم . .. إنى إذًا لمن الظلمين
جمله «إنى إذًا لمن الظالمين» تعريضى است به سران و اشراف قوم نوح كه شما با اين پندار - كه محرومان شايسته خير نيستند - در حق آنان ستم مى كنيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 3 - 4
4- برپايى جلسات سرّى و گفتوگو هاى مشورتى ، از سوى مشركان ستمگر عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و أسرّوا النجوى الذين ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 13 - 2
2- دلجويى خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قبال ستم مشركان و ناگزيرى آن حضرت به ترك سرزمين خويش
و كأيّن من قرية هى أشدّ قوّة من قريتك الّتى أخرجتك أهلكنهم
يادآورى خداوند به فرجام هلاكت بار مشركان، در حقيقت مرهمى بر آلام پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ستم مشركان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 33 - 19
19 - گرفتن مال مردم به زور ، همراه با زدن آنان - در كشور اسلامى ، - محاربه با خدا و رسول است .
انما جزؤا الذين يحاربون اللّه
از امام صادق(ع) درباره كسانى كه در كشور اسلامى با زدن مردم به غارت اموالشان بپردازند، روايت شده: هولاء من اهل هذه الاية «انما جزؤا الذين . .. »
كافى، ج 7، ص 245، ح 2; تفسير برهان، ج 1، ص 465، ح 3.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 41 - 3
3- مسلمانان در مكه ، مورد ظلم و ستم مشركان بودند .
و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 39 - 4
4 - مسلمانان صدراسلام ، مورد ستم و تهاجم مستمر و پى درپى دشمنان كافر
أُذن للذين يقتلون بأنّهم ظلموا
به كارگيرى فعل مضارع (يقاتلون) نشان مى دهد كه مسلمانان صدراسلام، به طور مستمر و پياپى، مورد تهاجم و تجاوز قرار مى گرفتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 8 - 7
7 - ناگزيرى مسلمانان به ترك اموال و خانه هاى خويش و اقدام به هجرت و رهايى از ستم مشركان
أُخرجوا من ديرهم و أمولهم
از ماده «إخراج» و نيز مجهول آمدن فعل «أُخرجوا»، اضطرار و ناگزيرى استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 182 - 12
12 - مجازات نكردن ستمگران ، ظلم بر ستمديدگان است .
ذوقوا عذاب الحريق . .. ذلك بما قدّمت ايديكم و انّ اللّه ليس بظلاّم للعبيد
برداشت فوق مبتنى است بر احتمال اوّل (عطف «انّ اللّه . .. » بر «ما قدّمت»)، است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 51 - 3
3 - گرفتار نشدن كفرپيشگان به عذاب الهى ، ستمى است از جانب خدا بر بندگان مؤمن
ذلك بما قدمت أيديكم و أن اللّه ليس بظلّم للعبيد
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «أن اللّه . .. » عطف بر «ما قدمت» و بيانگر علتى ديگر براى گرفتار سازى كافران به عذاب حريق باشد. بر اين اساس مفهوم آيه چنين مى شود: اگر خدا كفرپيشگان را عذاب نكند ستم كرده است. و چون عذاب نكردن آنان ستمى به خود آنان محسوب نمى شود، بايد گفت اين ستم نسبت به بندگان مؤمن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 231 - 6،7،8
6 - رجوع مرد به زن مُطلّقه با قصد آزار ، ظلم به خويشتن است .
و لا تمسكوهنّ ضراراً لتعتدوا و من يفعل ذلك فقد ظلم نفسه
7 - تعدّى از حدود الهى ، ظلم به خويشتن است .
لتعتدوا و من يفعل ذلك فقد ظلم نفسه
8 - ظلم به ديگران ، ظلم به خويشتن است .
و لا تمسكوهنّ ضراراً لتعتدوا و من يفعل ذلك فقد ظلم نفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 254 - 17
17 - محروميّت از بهره هاى اخروى ، تاوان ستمى است كه ترك كنندگان انفاق ، خود بر خويشتن روا داشته اند .
انفقوا ممّا رزقناكم من قبل . .. و الكافرون هم الظّالمون
خداوند با بيان اينكه در قيامت تجارتى نيست، در واقع به ترك كنندگان انفاق هشدار مى دهد كه از مواهب آخرت بى نصيبند كه در نتيجه بر خود ستم كرده و به مقتضاى حصر در جمله «و الكافرون . .. »، اين ستمكارى را از ناحيه خود آنان شمرده است، نه از ناحيه خداوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 117 - 6،8،9
6 - كفر آدمى ، ظلم به خويشتن
انّ الذين كفروا حرث قوم ظلموا انفسهم . .. و ما ظلمهم اللّه و لكن انفسهم يظلمون
8 - انگيزه قرار دادن دنيا در انفاق ، ستمى است بر خويشتن . *
مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا كمثل ريح فيها صرّ اصابت حرث قوم ظلموا انفسهم
9 - خداوند به اهل كفر ستمى روا ندارد ، بلكه آنها ، خود بر خويشتن ستم روا مى دارند .
و ما ظلمهم اللّه و لكن انفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 64 - 6،7
6 - مراجعه به طاغوت و دادگاه هاى ناصالح براى داورى ، ستم به خويشتن است .
يريدون ان يتحاكموا . .. و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم
7 - سرپيچى از فرامين پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، گناه ، نفاق و ستم بر خويشتن است .
و ما ارسلنا من رسول الّا ليطاع باذن اللّه و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم
مراد از ظلم در «اذ ظلموا» به قرينه «ليطاع»، مخالفت با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است و با توجّه به آيات قبل كه اعراض كنندگان از رسول (صلی الله علیه و آله) را منافق شمرده، مى توان گفت هر گونه مخالفتى با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و اعراض از او، نوعى نفاق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 97 - 5،14
5 - ماندن در سيطره مشركان و كافران و ترك هجرت ، ظلم به نفس است .
انّ الّذين توفّيهم الملئكة ظالمى انفسهم قالوا فيم كنتم قالوا كنّا مستضعفين فى ال
بنابر اينكه توبيخ ملائكه بر اصل هجرت نكردن باشد، نه اينكه ترك هجرت باعث عمل نكردن به تكاليف الهى مى شده است.
14 - عمل نكردن به تكاليف الهى ، ستم به خويشتن است .
انّ الّذين توفّيهم الملئكة ظالمى انفسهم . .. قالوا الم تكن ارض اللّه واسعة فتهاج
بنابر اينكه توبيخ ملائكه از ترك كنندگان هجرت، براى اين باشد كه چرا با ماندن در محيط كفر تكاليف الهى را ترك كرده ايد، نه اينكه سرزنش آنان به جهت خصوص ترك هجرت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 98 - 10
10 - ناآگاهى از معارف دينى با وجود امكان يادگيرى آن ، گناه و ستم بر خويشتن است .
ظالمى انفسهم . .. قالوا الم تكن ارض اللّه واسعة فتهاجروا فيها .. الّا المستضعفين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 28 - 11
11 - نوح ( ع ) و يارانش ، گرفتار ظلم و بيدادگرى قوم خويش
فقل الحمد للّه الذى نجّ-نا من القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 89 - 5،11
5- يوسف ( ع ) جهل و نادانى برادرانش را منشأ ستم آنان به وى و بنيامين دانست .
هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه إذ أنتم جهلون
11- ذلت و مسكنت برادران يوسف در برابر وى ، نتيجه و پيامد ستم هاى آنان به او بود .
تصدق علينا . .. هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه
از اينكه يوسف(ع) در پاسخ اظهارات ذلت آميز برادرانش يادآور ستمهاى آنان به وى مى شود ، مى توان دريافت كه يوسف(ع) درصدد است به اين نكته اشاره كند كه ذلت امروز برادرانش در مقابل وى ، نتيجه ستم ديروز آنان در حق اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 23 - 29
29- ارتكاب زنا و شكستن حريم عفاف ، ستم كارى است .
قال معاذ الله . .. إنه لايفلح الظلمون
مفاد «معاذ الله» اين است كه ارتكاب فحشا گناه است و مفهوم «إنه ربى . ..» اين است كه ارتكاب گناه و فحشا، ناسپاسى در
برابر خدا و قدرناشناسى اوست. از آن رو كه «إنه لايفلح الظالمون» تعليل براى اين مفاهيم است، معلوم مى شود ارتكاب فحشا و نيز ناسپاسى خدا با ارتكاب گناه، از مصداقهاى ظلم مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 53 - 4
4 - بيمار دلان و افراد سنگ دل ، مردمانى ظالم و بى دادگر
للذين فى قلوبهم مرض و القاسية قلوبهم و إنّ الظلمين لفى شقاق بعيد
مراد از «ستمگران» افراد بيمار دل و قسى القلب است و «شقاق» به معناى مخالفت و ستيزه جويى مى باشد. «بعيد» صفت «شقاق» و به معناى دور و دراز است; يعنى، اين گروه ستمگر، در ستيزجويى دور و درازى با حق هستند; مقصود اين كه فاصله ميان آنها و حق، چنان زياد است كه نبايد هيچ گونه اميدى به دست برداشتن آنها از مخالفت و ستيزه جويى با آن داشت. در واقع، اين توصيه اى است به پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه از آنها قطع اميد كند و به ايمان آوردن آنان دل نبندد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 79 - 7،8
7- در زمان وقوع داستان موسى و خضر ( ع ) ، حكومتى ستم گر و غاصب وجود داشته است .
و كان وراءهم ملك يأخذ كلّ سفينة غصبًا
«وراء» به هر مكان مستور و پوشيده اى گر چه روبه رو باشد، اطلاق مى گردد. (قاموس) بنابراين، سلطان غاصب، يا پشت سر مساكين و در تعقيب كشتى داران بوده است و يا در پيش روى آنان بوده آن ها در مسير خود با او برخورد مى كردند.
8- مقارن با وقوع داستان موسى و خضر ( ع ) ، پادشاهى ، كلّيه كشتى هاى سالم را در آن منطقه ، مصادره مى كرد .
و كان وراءهم ملك يأخذ كلّ سفينة غصبًا
مراد از «كلّ سفينة» - به قرينه «أن أعيبها» «كلّ سفينة صالحة» بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 50 - 29
29- پيروان شيطان و گزينش كنندگان ولايت او ، ظالم اند .
بئس للظلمين بدلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 22 - 24
24- اطاعت از شيطان عملى ظالمانه است .
بما أشركتمون من قبل إن الظلمين لهم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 19 - 7
7- پيروى از تمايلات ظالم ، خود ستمگرى است .
و لاتتّبع أهواء . .. و إنّ الظلمين بعضهم أولياء بعض
با توجه به اين كه تعبير «ظالم» در اين آيه، منطبق بر كسى است كه خواهش جاهلانه عناصر غير الهى را پذيرفته است، ظالم بودن پيروى كننده و پيروى شونده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 227 - 14
14 - ترويج باطل و مبارزه با دين در قالب شعر ، ظلم بوده و داراى عقوبتى سخت است .
و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. و سيعلم الذين ظلموا أىّ منقلب ينقلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 30 - 3
3 - تصرف نامشروع و باطل در اموال ديگران ، تجاوز و ظلم است .
و لا تقتلوا انفسكم . .. و من يفعل ذلك عدواناً و ظلماً
بنابر اينكه «عدواناً و ظلماً» قيد توضيحى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 59 - 6
6 - تغيير و تبديل اوامر خداوند ، ظلم و در پى دارنده عذاب الهى است .
فأنزلنا على الذين ظلموا رجزاً من السماء
مراد از «الذين ظلموا» در جمله فوق، كسانى هستند كه به جاى گفتن «حطة» (خدايا! آمرزش گناهان را از تو خواهانيم) سخنى ديگر بر زبان جارى ساختند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 162 - 8
8 - بدعت و تحريف حقايق دينى ظلم است .
فبدل الذين ظلموا منهم قولا غير الذى قيل لهم فأرسلنا . .. بما كانوا يظلمون
از مصاديق «ما كانوا يظلمون» تبديل و تحريف سخنى است كه خداوند به بنى اسرائيل آموخت تا به هنگام ورود به بيت المقدس آن را به زبان جارى كنند (قولوا حطة). خداوند آن تبديل و تحريف را ظلم شمرده است. بنابراين تحريف و تبديل سخنان الهى كه همان حقايق دينى است، از مصاديق ظلم مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 114 - 5
5 - كسانى كه در پى تخريب مساجد برآيند از ستمكارترين مردمند .
و من أظلم ممن . .. سعى فى خرابها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 29 - 7
7- تغيير حكم و تخفيف كيفر بايسته ظالمان ، ظلمى به ديگران و دور از ساحت خدا *
ما يبدّل القول لدىّ و ما أنا بظلّ-م للعبيد
برداشت بالا بدان احتمال است كه «و ما أنا بظلاّم. ..» تعليل «ما يبدّل...» باشد; يعنى، چون تبديل حكم و تخفيف مجازات به حق مجرمان، موجب ظلم به بندگان صالح و ستمديده مى شود، در نظام الهى - چون ظلمى نيست - تبديل قول هم نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 94 - 9
9- شركورزى ، انكار رسالت پيامبران و رعايت نكردن عدل و انصاف در مبادلات ، ستمگرى است .
و أخذت الذين ظلموا الصيحة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 45 - 4
4 - سنگدلى و تضرع نكردن به درگاه خداوند، حتى در دشواريها، ظلم است.
فلولا . .. تضرعوا و لكن قست قلوبهم ... فقطع دابر القوم الذين ظلموا
در آيه شريفه هدف از آمدن سختيها را تضرع و روى آوردن به خدا دانسته، و به دنبال آن گروهى را معرفى كرده كه حتى در شدت و سختى منفعل نمى شوند، و سرانجام از اين گروه با عنوان «ظالمان» ياد كرده است، بنابراين سنگدلى و تضرع نكردن آنان ظلم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 97 - 5
5 - ماندن در سيطره مشركان و كافران و ترك هجرت ، ظلم به نفس است .
انّ الّذين توفّيهم الملئكة ظالمى انفسهم قالوا فيم كنتم قالوا كنّا مستضعفين فى ال
بنابر اينكه توبيخ ملائكه بر اصل هجرت نكردن باشد، نه اينكه ترك هجرت باعث عمل نكردن به تكاليف الهى مى شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 2
2 - افزون طلبى و تصاحب مال ديگران ، ظلم است .
قال لقد ظلمك بسؤال نعجتك إلى نعاجه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 21 - 2،3
2 - تكذيب كنندگان آيات خداوند، ستمگرترين مردم هستند.
و من أظلم ممن . .. أو كذب بايته
3 - افتراى به خداوند و تكذيب آيات الهى، بزرگترين ظلم است.
و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 37 - 2
2 - بدعت در دين الهى، همانند تكذيب آيات خداوند، بزرگترين ستم است.
فمن أظلم ممن افترى على الله كذبا أو كذب بأيته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 177 - 2
2 - كفرپيشگان با تكذيب آيات الهى همواره بر خويش ستم مى كنند .
و أنفسهم كانوا يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 37 - 7
7 - تكذيب آيات و رسولان الهى ، ظلم است و تكذيب كنندگان ، مردمانى ظالم اند .
الذين كذّبوا بأيتنا . .. كذّبوا الرسل ... و أعتدنا للظلمين عذابًا أليمًا
مراد از «الظالمين» در آيه همان تكذيب كنندگان آيات و انبيا هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 85 - 3
3 - تكذيب آيات الهى بدون ارائه دليل علمى ، ظلمى نابخشودنى و غيرقابل اعتذار
أكذّبتم بايتى و لم تحيطوا بها علمًا . .. و وقع القول عليهم بما ظلموا
برداشت ياد شده با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 5 - 7
7 - تكذيب آيات الهى ، ظلم است .
الذين كذّبوا بايت اللّه و اللّه لايهدى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 18
18 - كفرورزى و انكار دلايل روشن انبيا ، ظلم انسان به خويش و پيامد آن دامنگير خود اوست .
أتتهم رسلهم بالبيّنت فما كان اللّه ليظلمهم و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 37 - 13
13- پرستش غير خدا ، انكار رسالت پيامبران و مخالفت با پيام هاى آنان ظلم است .
و لاتخطبنى فى الذين ظلموا
مقصود از «الذين ظلموا» همان مشركان و منكران رسالت نوح هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 67 - 5
5- شركورزى و انكار رسالت پيامبران ، ستمگرى است .
و أخذ الذين ظلموا الصيحة
مقصود از «الذين ظلموا» مشركان و انكاركنندگان رسالت صالحند. تعبير كردن از آنان به ستمكاران ، اشاره اى است به برداشت فوق.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 94 - 9
9- شركورزى ، انكار رسالت پيامبران و رعايت نكردن عدل و انصاف در مبادلات ، ستمگرى است .
و أخذت الذين ظلموا الصيحة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 101 - 3
3- شركورزى ، انكار پيامبران و ارتكاب گناه ، ستمهايى است كه مشركان ، كافران و گنه كاران در حقِ خود روا مى دارند .
و لكن ظلموا أنفسهم
مقصود از ظلم به نفس - كه جمله «ظلموا أنفسهم» گوياى آن است - هم گناهان و هم آثار و تبعات آن مى باشد. برداشت فوق ناظر به لِحاظ نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 17
17 - شرك ، حق ناپذيرى و تكذيب پيامبران ، ظلمى است هلاكت بار .
فقال الملؤا الذين كفروا . .. و لاتخطبنى فى الذين ظلموا إنّهم مغرقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 37 - 7
7 - تكذيب آيات و رسولان الهى ، ظلم است و تكذيب كنندگان ، مردمانى ظالم اند .
الذين كذّبوا بأيتنا . .. كذّبوا الرسل ... و أعتدنا للظلمين عذابًا أليمًا
مراد از «الظالمين» در آيه همان تكذيب كنندگان آيات و انبيا هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 37 - 15
15 - كفر و نپذيرفتن دعوت پيامبران ، ظلم است و كافران ظالم اند .
و الذين كفروا لهم نار جهنّم . .. فما للظلمين من نصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 68 - 2
2 - تكذيب حق ، بزرگ ترين ظلم ها است .
و من أظلم ممّن . .. أو كذّب بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 32 - 3
3 - دروغ پنداشتن و رد كردن سخن حق ( قرآن ) ، بدون تأمل و انديشه و در آغاز دريافت آن ، بزرگ ترين ظلم است .
فمن أظلم ممّن كذب على اللّه و كذّب بالصدق إذ جاءه
«إذ» براى ظرف زمان ماضى است و گوياى آن است كه انكار و تكذيب قرآن، مقارن و همزمان با آمدن اين كتاب بود و هيچ فاصله اى ميان دريافت قرآن و تكذيب آن وجود نداشت. اين حقيقت مى رساند كه تكذيب كافران، بدون تأمل و تفكر و با شتاب بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 32 - 1
1 - دروغ بستن به خدا و تكذيب قرآن و دين حق ، بزرگ ترين نوع ظلم است .
فمن أظلم ممّن كذب على اللّه و كذّب بالصدق
مقصود از «صدق» قرآن و دين حق مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 47 - 2
2 - شركورزيدن به خدا و انكار دين و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ظلم است .
و إنّ للذين ظلموا عذابًا
برداشت ياد شده از آن جا است كه عنوان «ظلموا» در آيه شريفه، بر منكران پيامبر و مشركان اطلاق شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 99 - 10
10- انكار معاد و ناديده گرفتن قدرت عظيم الهى در آفرينش جهان ، عملى ظالمانه است .
أو لم يروا . .. فأبى الظلمون إلاّ كفورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 17 - 2
2 - تكذيب قرآن و ساختگى خواندن آن - على رغم اعتقاد به الهى بودنش - اوج بيدادگرى است .
فمن أظلم ممن . .. أو كذّب بأيته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 52 - 4
4 - تكذيب و انكار قرآن ، ظلم و موجب مخلد شدن مكذبان و منكران در عذاب اخروى است .
أثم إذا ما وقع ءامنتم به . .. ثم قيل للذين ظلموا ذوقوا عذاب الخلد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 68 - 6
6 - تكذيب قرآن ، بزرگ ترين ظلم است .
و من أظلم ممّن . .. أو كذّب بالحقّ لمّا جاءه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 32 - 1
1 - دروغ بستن به خدا و تكذيب قرآن و دين حق ، بزرگ ترين نوع ظلم است .
فمن أظلم ممّن كذب على اللّه و كذّب بالصدق
مقصود از «صدق» قرآن و دين حق مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 45 - 6
6 - منكران قيامت از زمره ستمكارانند و در قيامت از رحمت خدا محروم خواهند بود .
أن لعنة اللّه على الظالمين. الذين ... و هم بالأخرة كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 63 - 3
3 - انكار قيامت ، ظلم است و منكران قيامت ظالم اند .
أءنّك لمن المصدّقين . .. إنّا جعلنها فتنة للظلمين
آيه شريفه در سلسله آيات مربوط به منكران قيامت قرار دارد كه آنان را به رنج و عذاب تهديد مى كند. تعبير كردن از آنها به خصوصيت ستم كار بودن، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 3 - 17
17- تكذيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نسبت هاى ناروا ( جادوگرى و . . . ) به او ظلم است .
و أسرّوا النجوى الذين ظلموا هل هذا إلاّبشر. .. أفتأتون السحر و أنتم تبصرون
جمله «هل هذا إلاّ بشر. .. أفتأتون السحر...» بدل براى «النجوى» است; يعنى، محتواى نجواى ستمگران اين بود كه نسبت سحر به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى دادند. با توصيف اين افراد به «ظالمان»، نشانگر اين است كه نسبت ناروا به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مصداق بارز ظلم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 47 - 2
2 - شركورزيدن به خدا و انكار دين و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ظلم است .
و إنّ للذين ظلموا عذابًا
برداشت ياد شده از آن جا است كه عنوان «ظلموا» در آيه شريفه، بر منكران پيامبر و مشركان اطلاق شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 99 - 10
10- انكار معاد و ناديده گرفتن قدرت عظيم الهى در آفرينش جهان ، عملى ظالمانه است .
أو لم يروا . .. فأبى الظلمون إلاّ كفورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 22 - 3
3 - شرك و تكذيب معاد ظلم است و مشركان و تكذيب گران معاد ، ظالم اند .
هذا يوم الفصل الذى كنتم به تكذّبون . احشروا الذين ظلموا
برداشت ياد شده از ستم پيشه خواندن مشركان و تكذيب كنندگان معاد، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 47 - 7
7- نسبت دهندگان سحرزدگى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مردمانى ستمكارند .
إذ يقول الظلمون إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 8 - 9
9 - هرگونه اتهام ناروا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( همچون سحر زدگى و . . . ) ظلم است و اتهام زنندگان ظالم اند .
و قال الظلمون إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 249 - 19
19 - جالوت ، زمامدار ستمگر عصر بنى اسرائيل پس از حضرت موسى ( ع )
لا طاقة لنا اليوم بجالوت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 129 - 4
4 - جنيان اغواگر و آدميان اغواشده، هر دو از ظالمانند.
يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس . .. و كذلك نولى بعض الظلمين بعضها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 192 - 7
7 - گرفتاران به آتش دوزخ ، داراى پيشينه ستمكارى در دنيا
ربّنا انّك من تدخل النّار فقد اخزيته و ما للظّالمين من انصار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 47 - 10
10 - ستمگرى ، ويژگى مشترك همه دوزخيان است .
إذا صرفت ابصرهم تلقاء اصحب النار قالوا ربنا لاتجعلنا مع القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 23 - 4
4 - ظلم ، مهم ترين مشخصه دوزخيان
احشروا الذين ظلموا. .. فاهدوهم إلى صرط الجحيم
توصيف مشركان دوزخى به ستم پيشگان، مى تواند گوياى مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 49 - 2
2- زورمدارى ، برترى جويى و اشرافى گرى در دنيا ، از ويژگى هاى عمده گنه كاران دوزخى
ذق إنّك أنت العزيز الكريم
تحقير، تمسخر و توبيخ شدن دوزخيان، با تعابير «العزيز» و «الكريم»، اشعار به اين نكته دارد كه تحقيرشوندگان، از جمله كسانى اند كه در دنيا براى خويش عزت و جايگاهى رفيع قائل بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 82 - 11
11- كافران حق ناپذير ، ظالمند و از موهبت رحمت و شفابخشى قرآن ، تنها خسارت و زيان به ارمغان مى برند .
شفاء و رحمة للمؤمنين و لايزيد الظلمين إلاّ خسارًا
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «ظالمين» - به قرينه مقابله با «مؤمنين» - كافران باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 99 - 11
11- تنها شيوه حق ناپذيران ستم پيشه در برخورد با آيات الهى ، انكار آنهاست .
فأبى الظلمون إلاّ كفورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 17
17 - شرك ، حق ناپذيرى و تكذيب پيامبران ، ظلمى است هلاكت بار .
فقال الملؤا الذين كفروا . .. و لاتخطبنى فى الذين ظلموا إنّهم مغرقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 50 - 10
10 - انكار بدون دليل حق ، ظلم و برخاسته از هواپرستى
فلمّا جاءهم الحقّ . .. قالوا سحران تظهرا ... إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 23 - 2
2 - خطا و لغزش آدم و حوا ستمى بود كه آنان بر خويشتن روا داشتند.
قالا ربنا ظلنا أنفسنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 30 - 6
6 - خودكشى ، تجاوز و ستمگرى است و موجب گرفتارى به عذاب دوزخ . *
و لا تقتلوا انفسكم . .. و من يفعل ذلك ... فسوف نُصليه ناراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 14 - 4
4- رفاه زدگان و خوشگذرانان جوامع ، ظالم و ستمگراند .
قرية كانت ظالمة . .. ما أُترفتم فيه ... إنّا كنّا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 61 - 5
5- نسبت دادن امور ناروا به خداوند و كشتن دختران ، عملى ظالمانه است .
كنتم تفترون . و يجعلون لله البنت سبحنه ... أم يدسّه فى التراب ... و لو يؤاخذ ا
به قرينه سياق آيات - كه درباره مشركان و عقايد باطل آنها درباره خداوند بود - ممكن است مراد از «الناس» مشركان باشد و «ال» در «الناس» عهد ذكرى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 33 - 8
8 - شيوع كردار زشت، رفتار نكوهيده، ستمگرى، شرك و افترا بر خدا در ميان مردم جاهلى
قل من حرم زينة الله . .. إنما حرم ربى الفوحش ... و أن تقولوا على الله ما لا تعلم
مراد از حصر در جمله «انما حرم . .. » مى تواند حصر حقيقى باشد. يعنى اساس محرمات الهى منحصر در آن پنج امر ذكر شده است و ديگر محرمات به اين امور بازمى گردند. و نيز مى تواند مراد از آن، حصر قلب، كه از اقسام حصر اضافى است،باشد. اين گونه حصر نظارت بر اعتقاد و روش مخاطب دارد و به هدف رد پندار و روش او و اثبات عكس آن ايراد مى شود. يعنى زينتها و روزيهايى كه شما تحريم كرده ايد و از آن پرهيز داريد، حلال است و فواحش و ... حرام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 4
4 - رواج ستم و تجاوز به حق ، در ميان بسيارى از شريكان در عصر داوود ( ع )
و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى بعضهم على بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 58 - 7،17
7 - يهود ، خائن به امانت ها و داورانى ستمگر
يقولون . .. هؤلاء اهدى من الذين امنوا ... اذا حكمتم بين النّاس ان تحكموا بالعدل
جمله «ان تحكموا بالعدل» مى تواند اشاره باشد به حكومت و قضاوت ناعادلانه يهود درباره مؤمنان ; آنگاه كه راه مشركان را به صواب نزديكتر معرفى كردند.
17 - هشدار خداوند به خيانتكاران در امانت و ستمگران در قضاوت
انّ اللّه . .. انّ اللّه كان سميعاً بصيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 59 - 9
9- تعرض به بت ها ، ظلمى بزرگ و گناهى نابخشودنى در پندار قوم بت پرست ابراهيم
قالوا من فعل هذا بالهتنا إنّه لمن الظلمين
ظالم و ستم پيشه به كسى گويند كه بارها به ستم دست بزند. بنابراين توصيف ابراهيم به ستمكار بودن از جانب بت پرستان - در حالى كه او تنها يك بار به بت ها تعرض كرده بود - گوياى اين نكته است كه تعرض به بت ها در نظر بت پرستان ظلمى بزرگ محسوب مى شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 161 - 12
12 - در قيامت به حق هيچ كس ظلمى نخواهد شد .
و هم لا يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 281 - 9
9 - در قيامت به كسى ستم نمى شود . ( نه از ثواب او كاسته و نه بر عقاب او افزوده مى گردد . )
توفّى كل نفس ما كسبت و هم لا يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 39 - 2
2 - دزدى ، گناه و ستمكارى است .
فمن تاب من بعد ظلمه
مراد از «ظلم» به قرينه آيه قبل، همان دزدى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 75 - 3
3- سرقت ، نمونه اى بارز از ستم كارى است .
من وجد فى رحله فهو جزؤه كذلك نجزى الظلمين
مراد از «ظالمين» خصوص سرقت كنندگان مى باشد; زيرا بديهى است كه هر نوع ستمى كيفر ياد شده را نداشت. نام بردن از سارق به «ظالم» اشاره به اين معنا دارد كه سرقت ، نمونه اى بارز از ظلم و ستمگرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 13 - 10
10- اقوام كافرى كه با تعاليم انبيا به مخالفت برخاستند ، مردمانى ستمگر بودند .
و قال الذين كفروا لرسلهم لنخرجنّكم . .. فأوحى إليهم ... لنهلكنّ الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 13 - 10
10- اقوام كافرى كه با تعاليم انبيا به مخالفت برخاستند ، مردمانى ستمگر بودند .
و قال الذين كفروا لرسلهم لنخرجنّكم . .. فأوحى إليهم ... لنهلكنّ الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 50 - 7
7 - دشمنان دين خدا و كتاب هاى آسمانى ، عناصرى هواپرست و ظالم
و من أضلّ ممّن اتّبع هويه . .. إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 50 - 7
7 - دشمنان دين خدا و كتاب هاى آسمانى ، عناصرى هواپرست و ظالم
و من أضلّ ممّن اتّبع هويه . .. إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 21 - 8
8 - دنيامدارى ، شرك ، بدعت در دين ، ظلم و سياه كارى است .
أم لهم شركؤا . .. و إنّ الظلمين لهم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 227 - 14
14 - ترويج باطل و مبارزه با دين در قالب شعر ، ظلم بوده و داراى عقوبتى سخت است .
و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. و سيعلم الذين ظلموا أىّ منقلب ينقلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 31 - 9
9 - لواط و راهزنى و ارتكاب علنى گناه ، عملى ظالمانه است .
أئنّكم لتأتون الرجال . .. إنّا مهلكوا أهل هذه القرية إنّ أهلها كانوا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 279 - 10
10 - رباخوارى ، ستمگرى است .
و ان تبتم فلكم رؤس اموالكم لا تظلمون
مفهوم جمله «فلكم رؤس اموالكم لا تظلمون» (آنگاه كه فقط اصل سرمايه را بگيريد، ستمكار نيستيد) اين است كه در صورت گرفتن ربا، ستمكار هستيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 23 - 29
29- ارتكاب زنا و شكستن حريم عفاف ، ستم كارى است .
قال معاذ الله . .. إنه لايفلح الظلمون
مفاد «معاذ الله» اين است كه ارتكاب فحشا گناه است و مفهوم «إنه ربى . ..» اين است كه ارتكاب گناه و فحشا، ناسپاسى در برابر خدا و قدرناشناسى اوست. از آن رو كه «إنه لايفلح الظالمون» تعليل براى اين مفاهيم است، معلوم مى شود ارتكاب فحشا و نيز ناسپاسى خدا با ارتكاب گناه، از مصداقهاى ظلم مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 19
19 - پيشوايان دين اسلام در صورت سازش كردن با پيروان ديگر اديان بر سر مسائل دينى ، از زمره ستگرانند .
و لئن اتبعت اهواءهم . .. إنك إذاً لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 47 - 10
10 - مبارزه پيامبران و اديان توحيدى با نظام طبقاتى و پديده استضعاف و استكبار در جامعه
و يقوم ما لى أدعوكم إلى النجوة . .. فيقول الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 3 - 8
8- اسلام ، آيين ظلم ستيز و تعاليم قرآن در جهت زدودن ظلم و سيه كارى از چهره جامعه است .
ما يأتيهم من ذكر من ربّهم محدث إلاّاستمعوه و هم يلعبون. .. و أسرّوا النجوى الذين
توطئه و مخالفت گروه ستم پيشه با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن، بيانگر اين نكته است كه اسلام در جهت زدودن ظلم از جامعه و قطع منافع ظالمانه طبقه استثمارگر است; وگرنه چه دليلى داشت كه تنها اين قشر به مخالفت با اسلام برخيزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 13 - 3
3 - نجات ستمديدگان از بيدادگرى بيدادگران ، هدف خداوند از بعثت پيامبران در طول تاريخ
لما ظلموا و جاءتهم رسلهم بالبينت
ذكر جمله «جاءتهم رسلهم» بعد از «لما ظلموا» حكايت از اين حقيقت دارد كه بعثت پيامبران در پى گسترش ظلم و بيدادگرى و به منظور رهايى مظلومان از شرّ ظالمان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 39 - 11
11 - بعثت پيامبران الهى ، در راستاى نجات مظلومان از ستم بيدادگران
كذلك كذب الذين من قبلهم فانظر كيف كان عقبة الظلمين
رويارويى بيدادگران با رسولان الهى در طول تاريخ، بيانگر برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 14 - 4
4 - پيام و رسالت پيامبران الهى ، ناسازگار با روحيه ظلم و جاه طلبى
و جحدوا بها و استيقنتها أنفسهم ظلمًا و علوًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 47 - 10
10 - مبارزه پيامبران و اديان توحيدى با نظام طبقاتى و پديده استضعاف و استكبار در جامعه
و يقوم ما لى أدعوكم إلى النجوة . .. فيقول الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 79 - 12
12- اولياى خاص الهى ، درصدد ناكام ساختن حاكمان غاصب و حفظ حقوق محرومان بوده اند .
فأردت أن أعيبها و كان وراءهم ملك يأخذ كلّ سفينة غصبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 9
9- پرداختن حكومت هاى الهى به مبارزه با ظلم و نيز تلاش براى سبك بار ساختن مقررات اجتماعى مؤمنان ، امرى لازم است .
قال أمّا من ظلم فسوف نعذّبه . .. و أمّا من ءامن ... سنقول له من أمرنا يسرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 87 - 6
6- حاكميّت ذوالقرنين ، در جهت ظلم زدايى و كفرستيزى بود .
قال أمّا من ظلم فسوف نعذّبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 95 - 7
7- ذوالقرنين ، داراى روحيه توحيدى و انسان دوستى و ستيز با متجاوزان بود .
ما مكّنّى فيه ربّى خير فأعينونى بقوّة
ذوالقرنين، در عين پيشنهاد مردم براى دريافت كارمزد براى ساختن سدّ، از پذيرفتن آن امتناع كرده و با امكانات و قدرت خدادادى، در حمايت از آسيب پذيران، به ساختن سدّ مى پردازد. اين برخورد، بشان دهنده روحيات ذوالقرنين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 3 - 8
8- اسلام ، آيين ظلم ستيز و تعاليم قرآن در جهت زدودن ظلم و سيه كارى از چهره جامعه است .
ما يأتيهم من ذكر من ربّهم محدث إلاّاستمعوه و هم يلعبون. .. و أسرّوا النجوى الذين
توطئه و مخالفت گروه ستم پيشه با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن، بيانگر اين نكته است كه اسلام در جهت زدودن ظلم از جامعه و قطع منافع ظالمانه طبقه استثمارگر است; وگرنه چه دليلى داشت كه تنها اين قشر به مخالفت با اسلام برخيزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 71 - 10
10 - قرآن ، كتابى يادآور و بيدارگر
بل أتينهم بذكرهم فهم عن ذكرهم معرضون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 12 - 15
15- هدف اساسى قرآن ، دور داشتن انسان ها از ظلم و تباهى و ترغيب آنان به نيكى و احسان
لينذر الذين ظلموا و بشرى للمحسنين
«لام» در «لينذر» غايت و هدف را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 10 - 5
5 - مبارزه باظلم و ظالمان و ايجاد عدالت اجتماعى ، در رأس وظايف موسى ( ع ) قرار داشت .
و إذ نادى . .. أن ائت القوم الظلمين
تعبير «أن ائت القوم الظالمين» به جاى «ائت فرعون و قومه» نشان مى دهد كه هدف الهى از رسالت موسى، مبارزه با ظلم و بى عدالتى است كه جامعه فرعونى گرفتار آن شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 32 - 9
9 - مبارزه با فسق و تجاوز ، هدف اساسى موسى ( ع ) در رويارويى با فرعون و دارودسته وى
إلى فرعون و ملإيْه إنّهم كانوا قومًا فسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 24 - 5،10
5 - مبارزه با عوامل و سردمداران كفر و فساد و اصلاح نظام اجتماعى حاكم ، سرلوحه رسالت موسى ( ع ) و مرحله نخستين نهضت او
لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هم-ن و قرون
10 - رسالت موسى ، داراى محتوايى ضد استكبارى و مخالف منافع صاحبان زر و زور
ولقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و هم-ن و قرون فقالوا سحر كذّاب
اعزام موسى(ع) از سوى خداوند به سوى مستكبران و صاحبان زر و زور (مانند فرعون، هامان و قارون) و مخالفت شديد آنان با آن حضرت حاكى از مطلب يادشده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 39 - 1،2،5
1 - مؤمنان ، اهل ايستادگى و مقاومت در برابر ظلم و تجاوز
للذين ءامنوا . .. و الذين إذا أصابهم البغى هم ينتصرون
«إنتصار» (مصدر «ينتصرون») مى تواند به معناى ايستادگى در برابر ظالم و زير بار ظلم او نرفتن باشد: «انتصر الرجل إذا امتنع من ظالمه»،(لسان العرب).
2 - مؤمنان ، داراى عزم دينى و حضور مؤثر اجتماعى و هميارى نسبت به يكديگر در قبال متجاوزان
و الذين إذا أصابهم البغى هم ينتصرون
برخى از مفسران «إنتصار» را به معناى «تناصر» (تعاون و هميارى) گرفته اند; يعنى، مؤمنان راستين آنانند كه هر گاه مورد ستم و تجاوز قرار گيرند - براى دفع آن - به يارى هم برمى خيزند.
5 - سكوت و بى تفاوتى در برابر ظلم و ستم ، دور از ساحت اهل ايمان
و الذين إذا أصابهم البغى هم ينتصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 59 - 10
10- تعاليم هود ( ع ) ، ناسازگار با منافع سران جبار و سركش قوم عاد
و اتبعوا أمر كل جبار عنيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 53 - 4
4 - بيمار دلان و افراد سنگ دل ، مردمانى ظالم و بى دادگر
للذين فى قلوبهم مرض و القاسية قلوبهم و إنّ الظلمين لفى شقاق بعيد
مراد از «ستمگران» افراد بيمار دل و قسى القلب است و «شقاق» به معناى مخالفت و ستيزه جويى مى باشد. «بعيد» صفت «شقاق» و به معناى دور و دراز است; يعنى، اين گروه ستمگر، در ستيزجويى دور و درازى با حق هستند; مقصود اين كه فاصله ميان آنها و حق، چنان زياد است كه نبايد هيچ گونه اميدى به دست برداشتن آنها از مخالفت و ستيزه جويى با آن داشت. در واقع، اين توصيه اى است به پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه از آنها قطع اميد كند و به ايمان آوردن آنان دل نبندد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 40 - 17
17 - سلب حيات انسان ها ، بدون دليل و حجت ، عمل ظالمانه اى است .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. و ما كان اللّه ليظلمهم و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 54 - 3
3 - آدمى ، با شرك ورزى و پرستش غير خدا به خود ستم مى كند .
إنكم ظلمتم أنفسكم باتخاذكم العجل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 165 - 17
17 - كسانى كه براى خداوند مثل و مانندى بپندارند ، از ظالمانند .
و لو يرى الذين ظلموا
مقصود از «الذين ظلموا» مشركان مى باشد. تعبير كردن از مشركان به «الذين ظلموا» براى رساندن اين حقيقت است كه شرك ورزى، ظلم و تعدى به حق خداوند، (ضرورت يكتا دانستن او) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 72 - 23
23 - كفر و شرك ، ستمكارى است .
انه من يشرك باللّه . .. و ما للظلمين من انصار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 47 - 6
6 - شرك و تسليم نشدن در برابر آيات روشن قرآن، ظلم است.
انظر كيف نصرف الأيت ثم هم يصدفون . .. هل يهلك إلا القوم الظلمون
مخاطب فعل «أرءيتم» همان كسانى هستند كه از آيات الهى اعراض كردند كه از آنان به عنوان ظالم ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 82 - 3،9
3 - شرك، به هر صورت و در هر مرحله كه باشد، ظلم است.
و لم يلبسوا إيمنهم بظلم
آيات پيشين جملگى در مورد توحيد و ابطال شرك بود. اين آيه به منزله جمع بندى و نتيجه اى در پى آن مجموعه است. لذا مراد از «ظلم» در اين آيه، به قرينه آيات گذشته، شرك است.
9 - عن أبى عبدالله(ع) (فى حديث فى قوله تعالى «بظلم») قال: هو الشرك . .. .
از امام صادق(ع) ضمن حديثى آمده است: مراد از «ظلم»، در «و لم يلبسوا ايمانهم بظلم» شرك است . .. .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 37 - 22
22 - كفر و شرك از بزرگترين ستمهاست.
فمن أظلم ممن افترى على الله كذبا أو كذب . .. أنهم كانوا كفرين
جمله «أين ما كنتم . ..» كه بيان شرك مشركان است، توضيح مصداقى براى «فمن أظلم ...» مى باشد. بنابراين شرك از ستمهاى بزرگ است و چون مشركان در ذيل آيه كافر ناميده شده اند، كفر نيز از ستمهاى بزرگ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 150 - 28
28 - شرك ، ظلم است و مشركان مردمى ظالم هستند .
و لاتجعلنى مع القوم الظلمين
مراد از «الظلمين» همان مشركان و گوساله پرستان هستند. بنابراين هدف از آوردن كلمه «الظلمين» به جاى «المشركين» ظالم خواندن مشركان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 67 - 5
5- شركورزى و انكار رسالت پيامبران ، ستمگرى است .
و أخذ الذين ظلموا الصيحة
مقصود از «الذين ظلموا» مشركان و انكاركنندگان رسالت صالحند. تعبير كردن از آنان به ستمكاران ، اشاره اى است به برداشت فوق.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 94 - 9
9- شركورزى ، انكار رسالت پيامبران و رعايت نكردن عدل و انصاف در مبادلات ، ستمگرى است .
و أخذت الذين ظلموا الصيحة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 101 - 3
3- شركورزى ، انكار پيامبران و ارتكاب گناه ، ستمهايى است كه مشركان ، كافران و گنه كاران در حقِ خود روا مى دارند .
و لكن ظلموا أنفسهم
مقصود از ظلم به نفس - كه جمله «ظلموا أنفسهم» گوياى آن است - هم گناهان و هم آثار و تبعات آن مى باشد. برداشت فوق ناظر به لِحاظ نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 113 - 4
4- شرك و پرستش غير خدا ، ظلم و درپى دارنده آتش دوزخ است .
و لاتركنوا إلى الذين ظلموا فتمسكم النار
از مصداقهاى مورد نظر براى ظلم - به قرينه آيات پيشين - شركورزى و پرستش غيرخداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 14 - 17
17- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله عزّوجلّ : « لن ندعوا من دونه إلهاً لقد قلنا إذاً شططاً » يعنى : جوراً على اللّه إنْ قلنا إنّ له شريكاً ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خدا «لن ندعوا من دونه إلهاً لقد قلنا إذاً شططاً» روايت شده: مقصود آيه، اين است كه اگر بگوييم براى او شريكى هست، ستم بر خدا است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 46 - 6
6- كفر ، شرك و استهزاى پيامبران ، ظلم و ستمى آشكار است .
يويلنا إنّا كنّا ظلمين
اعتراف مشركان و كافران استهزاگر به ستم كار بودن خود، حكايت از اين دارد كه كفر و شرك و استهزاى پيامبران، ظلم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 64 - 5
5- بت پرستى و شرك ، از ديد فطرت انسانى ، ظلم و ستم است .
فرجعوا إلى أنفسهم فقالوا إنّكم أنتم الظلمون
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «أنفسهم» به خود آمدن و ضمير و وجدان آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 71 - 8
8 - شرك و بت پرستى ظلم است .
و يعبدون من دون اللّه . .. و ما للظلمين من نصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 17
17 - شرك ، حق ناپذيرى و تكذيب پيامبران ، ظلمى است هلاكت بار .
فقال الملؤا الذين كفروا . .. و لاتخطبنى فى الذين ظلموا إنّهم مغرقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 19 - 5
5 - كفر و شرك ، ظلم است .
و من يظلم منكم نذقه عذابًا كبيرًا
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه مخاطب «من يظلم منكم» كافران و مشركان اند كه خداوند آنان را ستم كار دانسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 68 - 4
4 - شرك به خدا ، بزرگ ترين ظلم است .
هم يشركون . .. ممّن افترى على اللّه كذبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 29 - 2
2 - مشركان ، مردمانى ظالم و ستم گرند و شرك ، از موارد ستم است .
بل اتّبع الذين ظلموا أهواءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 13 - 10،12
10 - شرك ، ظلمى بس بزرگ است .
إنّ الشرك لظلم عظيم
12 - ظالمانه بودن شرك ، دليل لزوم اجتناب از آن است .
لاتشرك باللّه إنّ الشرك لظلم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 40 - 11
11 - شرك ، ظلم است و مشركان ، ظالم اند .
بل إن يعد الظلمون بعضهم بعضًا إلاّ غرورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 24 - 9
9 - كفر و شرك ، ظلم است .
و قيل للظلمين ذوقوا ما كنتم تكسبون
مقصود از «ظالمان»، كافران و مشركان است. توصيف آنان با صفت ظلم، بيانگر اين حقيقت است كه كفر و شرك ظلم است و همين ظلم، موجب دوزخى شدن آنان مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 32 - 4
4 - شرك ، افترا و دروغ بستن به خداوند ، بزرگ ترين ظلم به شمار مى رود .
فمن أظلم ممّن كذب على اللّه و كذّب بالصدق
يكى از مصاديق مورد نظر دروغ بستن به خدا - با توجه به اين كه آيه شريفه در رديف آيات مربوط به مشركان قرار دارد و نيز اين سوره از سوره هاى مكى است و مردم مكه بيشتر مشرك بودند - شريك قائل شدن براى خداوند يكتا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 18 - 13
13 - كفر و شرك ، ظلم است و كافران و مشركان ، از هرگونه يارى دوست و نزديكان دلسوز خود و شفاعت شفيعان محروم اند .
ما للظلمين من حميم و لا شفيع يطاع
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين آيات، در سلسله آياتى قرار دارد كه درباره كافران و مشركان سخن مى گويد و مقصود از «ظالمين» آنان مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 52 - 5
5 - كفر و شرك ، ستمى غيرقابل بخشش و عذرناپذير در پيشگاه خداوند
يوم لاينفع الظلمين معذرتهم
مقصود از «الظالمين» - به قرينه آيات گذشته - كافران و مشركان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 21 - 8
8 - دنيامدارى ، شرك ، بدعت در دين ، ظلم و سياه كارى است .
أم لهم شركؤا . .. و إنّ الظلمين لهم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 47 - 2
2 - شركورزيدن به خدا و انكار دين و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ظلم است .
و إنّ للذين ظلموا عذابًا
برداشت ياد شده از آن جا است كه عنوان «ظلموا» در آيه شريفه، بر منكران پيامبر و مشركان اطلاق شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 14
14 - شرك ، بت پرستى و گمراه گرى ، ظلم است .
و لاتزد الظلمين إلاّ تبارًا
مطلب ياد شده، از تعبير «ظالمان» درباره بت پرستان و گمراه كنندگان به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 51 - 16
16 - پرستش غير خداوند ، ظلم است .
ثم اتخذتم العجل من بعده و أنتم ظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 92 - 11
11 - پرستش غير خدا ظلم است .
ثم أتخذتم العجل . .. و أنتم ظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 148 - 12
12 - پرستش غير خدا و گرايش هاى شرك آلود ، ستمكارى است .
اتخذوه و كانوا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 106 - 7
7 - كسانى كه غير خداوند را نيايش و عبادت كنند ، ظالم هستند .
و لاتدع من دون اللّه . .. فإنك إذاً من الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 37 - 13
13- پرستش غير خدا ، انكار رسالت پيامبران و مخالفت با پيام هاى آنان ظلم است .
و لاتخطبنى فى الذين ظلموا
مقصود از «الذين ظلموا» همان مشركان و منكران رسالت نوح هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 227 - 14
14 - ترويج باطل و مبارزه با دين در قالب شعر ، ظلم بوده و داراى عقوبتى سخت است .
و الشعراء يتّبعهم الغاون . .. و سيعلم الذين ظلموا أىّ منقلب ينقلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 161 - 18
18 - ظلم ، جلوگيرى از راه خدا ، رباخوارى و به ناحق خوردن مال مردم ، موجب گرايش آدمى به كفر
فبظلم من الذين هادوا حرمنا . .. و أعتدنا للكفرين منهم عذاباً أليماً
مراد از «للكفرين منهم» همان يهوديانى هستند كه مرتكب گناهان ذكر شده در اين آيه و آيه قبل بودند، بنابراين صفات ياد شده كفر است و يا موجب كفر خواهد شد. برداشت فوق بر اساس احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 168 - 4
4 - بازداشتن مردم از پيوستن به راه خدا ظلم است .
إنّ الذين كفروا و صدوا عن سبيل اللّه . .. إنّ الذين كفروا و ظلموا
مراد از ظلم - به قرينه آيه قبل - بازداشتن ديگران از راه خداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 60 - 17
17 - مراجعه به طاغوت ها براى داورى ، ايمان به آنان و تأييد ظلم و تجاوزگرى آنان است .
يريدون ان يتحاكموا الى الطّاغوت و قد امروا ان يكفروا به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 37 - 13
13- پرستش غير خدا ، انكار رسالت پيامبران و مخالفت با پيام هاى آنان ظلم است .
و لاتخطبنى فى الذين ظلموا
مقصود از «الذين ظلموا» همان مشركان و منكران رسالت نوح هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 113 - 4
4- شرك و پرستش غير خدا ، ظلم و درپى دارنده آتش دوزخ است .
و لاتركنوا إلى الذين ظلموا فتمسكم النار
از مصداقهاى مورد نظر براى ظلم - به قرينه آيات پيشين - شركورزى و پرستش غيرخداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 59 - 10
10 - تمرد از فرمان هاى الهى ظلم است .
فبدل الذين ظلموا قولا غير الذى قيل لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 23 - 3
3 - گناه و عصيان، ظلمى است از ناحيه انسان به خويشتن.
قالا ربنا ظلنا أنفسنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 162 - 7
7 - تمرد از فرمان هاى الهى ظلم است .
فبدل الذين ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 29 - 7
7- تغيير حكم و تخفيف كيفر بايسته ظالمان ، ظلمى به ديگران و دور از ساحت خدا *
ما يبدّل القول لدىّ و ما أنا بظلّ-م للعبيد
برداشت بالا بدان احتمال است كه «و ما أنا بظلاّم. ..» تعليل «ما يبدّل...» باشد; يعنى، چون تبديل حكم و تخفيف مجازات به حق مجرمان، موجب ظلم به بندگان صالح و ستمديده مى شود، در نظام الهى - چون ظلمى نيست - تبديل قول هم نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 213 - 28
28 - سركشى و ظلم ( بَغى ) عالمان دين ، مانع تحقق اهداف انبيا ( اتحاد مردم بر اساس دين حقّ )
و ما اختلف فيه الا الذين اوتوه من بعد ما جاءتهم البيّنات بغياً بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 21 - 8
8 - علماى اهل كتاب، تكذيب كنندگان آيات الهى و ستمگرانى محروم از سعادت و رستگارى
الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه . .. و من أظلم ... إنه لايفلح الظلمون
مراد از ضمير در «آتيناهم» به قرينه حكم و موضوع، عالمان اهل كتاب مى تواند باشد كه دريافت كنندگان كتب آسمانى هستند، نه مردم معمولى از يهود و نصارا.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 51 - 10
10 - داورى ظالمانه علماى يهود نسبت به مسلمانان
الم تر الى الّذين . .. و يقولون للّذين كفروا هؤلاء اهدى من الّذين امنوا سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 45 - 23
23 - ستم پيشگى برخى از عالمان و سران يهود عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به دليل خوددارى آنان از قضاوت بر اساس تورات
فأولئك هم الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 119 - 3
3- هر نوع عمل زشت و ناشايست ، ظلم به خويشتن است .
و لكن كانوا أنفسهم يظلمون . .. للذين عملوا السوء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 30 - 3
3 - تصرف نامشروع و باطل در اموال ديگران ، تجاوز و ظلم است .
و لا تقتلوا انفسكم . .. و من يفعل ذلك عدواناً و ظلماً
بنابر اينكه «عدواناً و ظلماً» قيد توضيحى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 2
2 - افزون طلبى و تصاحب مال ديگران ، ظلم است .
قال لقد ظلمك بسؤال نعجتك إلى نعاجه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 39 - 3
3 - خدافراموشى و روى گرداندن از ياد او ، ظلم و ستم آدمى بر خويشتن است .
و من يعش عن ذكر الرحمن . .. إذ ظلمتم
از ارتباط آيه شريفه با جمله «و من يعش عن ذكر الرحمان. ..» استفاده مى شود كه اعراض از ياد خدا، ظلم بر خويشتن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 6
6 - ناسپاسى و ناديده گرفتن نقش خداوند در برخوردارى از نعمت ها ، ظلم است .
و الذين ظلموا من هؤلاء
توصيف مرفهان ناسپاس به ستمگران، حاكى از مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 129 - 1،2
1 - قوم موسى مورد ستم نظام فرعونى قبل از بعثت وى و پس از آن
قالوا أوذينا من قبل أن تأتينا و من بعد ما جئتنا
مراد از اتيان و مجىء «تأتينا» و «جئتنا» بعثت موسى(ع) به پيامبرى است و بيان آن به دو تعبير مى تواند به جهت تفنن در عبارت باشد.
2 - موسى ( ع ) مورد انتقام قوم خويش به سبب استمرار بيدادگرى فرعون پس از بعثت وى
قالوا أوذينا من قبل أن تأتينا و من بعد ما جئتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 137 - 12
12 - صبر و مقاومت بنى اسرائيل زمان موسى در برابر ستمگرى هاى فرعون ، موجب تحقق وعده الهى بر پيروزى آنان و نابودى دشمنانشان
و تمت كلمت ربك الحسنى على بنى إسرءيل بما صبروا
حرف «باء» در «بما صبروا» سببيه است و «ما»، مصدريه. يعنى: «تمت ... بسبب صبرهم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 85 - 4
4 - فرعون و اشراف اطراف او ، مردمى ددمنش و ستم پيشه بودند .
ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 90 - 3
3 - فرعون و سپاهيانش ، از سرِ ستم و كينه توزى ، بنى اسرائيل را تعقيب كردند .
فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 6 - 16
16- تحميل بدترين شكنجه ها ، سر بريدن پسران و زنده نگه داشتن زنان از سوى فرعونيان ، آزمايشى بزرگ از جانب خداوند براى بنى اسرائيل
يسومونكم سوء العذاب . .. و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مشاراليه «ذلكم» شكنجه هاى فرعونيان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 39 - 3
3 - بنى اسرائيل در حكومت فرعون ، زندگى سختى داشتند و جان پسران آنها در خطر بود .
أن اقذفيه فى التابوت فاقذفيه فى اليمّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 71 - 23
23 - اتهام ، توجيهى براى خشونت و كيفر هاى ظالمانه ، در رژيم فرعون
ءامنتم . .. إنّه لكبيركم ... فلأقطّعنّ ... أشدّ عذابًا و أبقى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 11 - 2
2 - خويشاوندان فرعون ، چونان خود وى اشخاصى ستم پيشه و بيدادگر
أن ائت القوم الظلمين . قوم فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 4 - 9،11
9 - اقدام فرعون به كشتار وسيع و بى رحمانه پسران بنى اسرائيل
يستضعف طائفة منهم يذبّح أبناءهم
به كارگيرى فعل مضارع باب تفعيل (يذبّح)، بيانگر وسعت و گستردگى كشتار است.
11 - زنده نگه داشتن دختران بنى اسرائيل على رغم كشتن پسران آنان ، اقدام بى رحمانه ديگر فرعون عليه آن قوم
يذبّح أبناءهم و يستحيى نساءهم
«نساء» مقابل «رجال» و به معناى زنان است و قرار گرفتن آن در مقابل «أبناء» (پسران)، نشان مى دهد كه مقصود از آن در اين جا «بنات» (دختران) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 21 - 6
6 - فرعون و دار و دسته اش ، عناصرى بيدادگر و ستم پيشه
ربّ نجّنى من القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 25 - 11
11 - فرعون و دارودسته وى ، مردمى ظالم و بيدادگر بودند .
نجوت من القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 32 - 9
9 - مبارزه با فسق و تجاوز ، هدف اساسى موسى ( ع ) در رويارويى با فرعون و دارودسته وى
إلى فرعون و ملإيْه إنّهم كانوا قومًا فسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 39 - 1
1 - فرعون ، حاكمى مستكبر و سركش
و استكبر هو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 40 - 14،19
14 - هلاكت قوم عاد و ثمود و قارون و هامان و فرعون با عذاب هاى الهى ، نتيجه ظلمى بود كه خود ، در حق خود ، روا داشتند .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. و ما كان اللّه ليظلمهم ولكن كانوا أنفسهم يظلمون
19 - اقوام عاد و ثمود و نيز قارون و فرعون و هامان ، با آلودگى مداومِ به گناه ، همواره به خود ، ستم روا داشتند .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. ولكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 137 - 1
1 - بنى اسرائيل در مدت زمانى طولانى تحت سيطره فرعونيان به ضعف و ناتوانى كشانه شده بودند .
و أورثنا القوم الذين كانوا يستضعفون
استعمال فعل مضارع همراه «كان» و أمثال آن دلالت بر استمرار آن فعل در گذشته دارد. بنابراين «كانوا يستضعفون» مى رساند كه استضعاف بنى اسرائيل به دست فرعونيان داراى سابقه طولانى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 141 - 6
6 - فرعونيان ، پسران بنى اسرائيل را مى كشتند و زنانشان را زنده باقى مى گذاشتند .
يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم
«تقتيل» (مصدر يقتلون) به معناى كثرت كشتار است و «استحياء» به معناى باقى گذاردن بر زندگانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 54 - 10
10 - فرعونيان ، امت هاى پيش از آنان و كفرپيشگان مكه ، از زمره ظالمان
و كل كانوا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 90 - 3
3 - فرعون و سپاهيانش ، از سرِ ستم و كينه توزى ، بنى اسرائيل را تعقيب كردند .
فأتبعهم فرعون و جنوده بغياً و عدواً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 101 - 5
5- اقوام هلاك شده گذشته : قوم نوح ، عاديان ، ثموديان ، قوم شعيب و لوط و فرعونيان ، با شركورزى و انكارِ رسالت پيامبران ، بر خويش ستم كردند .
و ما ظلمنهم و لكن ظلموا أنفسهم
مراد از ضمير «هم» و مانند آن در آيه مورد بحث ، اقوامى است كه سرگذشت آنان در سوره هود بيان شده است; يعنى: قوم نوح ، عادو . ...
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 6 - 10،12
10- نقش تعيين كننده خداوند در تحولات تاريخ بشرى و نجات مردمان از ظلم و ستم
إذ أنجكم من ءال فرعون
12- فرعونيان ، پسران قوم موسى ( بنى اسرائيل ) را به طور گسترده سر مى بريدند و زنان آنان را زنده نگه مى داشتند .
و يذبّحون أبناءكم و يستحيون نساءكم
كاربرد فعل «يذبّحون» از باب تفعيل، كه به معناى تكثير هم آمده است، احتمالاً بيانگر منظور فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 47 - 2
2 - بنى اسرائيل در زمان بعثت موسى ( ع ) ، ساكن مصر و گرفتار ستم و آزار فرعونيان بودند .
فأرسل معنا بنى إسرءيل و لاتعذّبهم
نهى شدن فرعون از عذاب و شكنجه بنى اسرائيل، بيانگر رنج و سختى آنان در مصر آن زمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 10 - 4
4 - فرعونيان ، مردمى ستمگر و ظالم
أن ائت القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 11 - 2
2 - خويشاوندان فرعون ، چونان خود وى اشخاصى ستم پيشه و بيدادگر
أن ائت القوم الظلمين . قوم فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 21 - 6
6 - فرعون و دار و دسته اش ، عناصرى بيدادگر و ستم پيشه
ربّ نجّنى من القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 25 - 11
11 - فرعون و دارودسته وى ، مردمى ظالم و بيدادگر بودند .
نجوت من القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 32 - 9
9 - مبارزه با فسق و تجاوز ، هدف اساسى موسى ( ع ) در رويارويى با فرعون و دارودسته وى
إلى فرعون و ملإيْه إنّهم كانوا قومًا فسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 37 - 8
8 - فرعونيان ، گروهى بيدادگر و ظالم بودند .
و قال موسى . .. إنّه لايفلح الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 11 - 12
12 - قبطيان و كارگزاران فرعون ، مردمى ستمگر بودند .
و نجّنى من القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 32 - 5
5 - جنايت و برادركشى قابيل ، موجب سختگيرى خداوند در مجازات قتل بر بنى اسرائيل
فقتله . .. من اجل ذلك كتبنا على بنى اسرءيل انه من قتل نفساً بغير نفس
«ذلك» اشاره است به داستان هابيل و قابيل.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 76 - 3
3 - رفتار ظالمانه و تجاوزكارانه قارون عليه بنى اسرائيل ، على رغم پيوند نژادى وى با آنان
إنّ قرون كان من قوم موسى فبغى عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 78 - 12
12 - قارون ، فرد قدرتمند و زورمدار جامعه خويش بود .
من هو أشدّ منه قوّة و أكثر جمعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 40 - 14،19
14 - هلاكت قوم عاد و ثمود و قارون و هامان و فرعون با عذاب هاى الهى ، نتيجه ظلمى بود كه خود ، در حق خود ، روا داشتند .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. و ما كان اللّه ليظلمهم ولكن كانوا أنفسهم يظلمون
19 - اقوام عاد و ثمود و نيز قارون و فرعون و هامان ، با آلودگى مداومِ به گناه ، همواره به خود ، ستم روا داشتند .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. ولكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 30 - 4
4 - آدمكشى ، تجاوز و ظلم است .
و لا تقتلوا انفسكم . .. و من يفعل ذلك عدواناً و ظلماً
برخى برآنند كه «عدواناً» و «ظلماً»، قيد توضيحى است و اشاره به علت عقوبت دارد. يعنى چون آدمكشى و انتحار، تجاوز و ظلم است، موجب عقوبت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 29 - 12
12 - قتل و برادر كشى ، ظلم و موجب ورود به آتش دوزخ
قال لاقتلنك قال . .. و ذلك جزؤا الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 39 - 2
2 - تهاجم بى دليل به انسان ها و كشتار آنها ، ظلم است .
أُذن للذين يقتلون بأنّهم ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 45 - 4
4 - سنگدلى و تضرع نكردن به درگاه خداوند، حتى در دشواريها، ظلم است.
فلولا . .. تضرعوا و لكن قست قلوبهم ... فقطع دابر القوم الذين ظلموا
در آيه شريفه هدف از آمدن سختيها را تضرع و روى آوردن به خدا دانسته، و به دنبال آن گروهى را معرفى كرده كه حتى در شدت و سختى منفعل نمى شوند، و سرانجام از اين گروه با عنوان «ظالمان» ياد كرده است، بنابراين سنگدلى و تضرع نكردن آنان ظلم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 67 - 2،4
2- قوم ثمود ، مردمانى ستمكار بودند .
و أخذ الذين ظلموا الصيحة
4- كشتن ناقه صالح ، از ستمگرى هاى قوم ثمود بود .
و أخذ الذين ظلموا الصيحة
از آن جا كه كشتن ناقه صالح نيز در نزول عذاب دخيل بود ، معلوم مى شود ظلم در «الذين ظلموا» اشاره به كشتن ناقه نيز دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 101 - 5
5- اقوام هلاك شده گذشته : قوم نوح ، عاديان ، ثموديان ، قوم شعيب و لوط و فرعونيان ، با شركورزى و انكارِ رسالت پيامبران ، بر خويش ستم كردند .
و ما ظلمنهم و لكن ظلموا أنفسهم
مراد از ضمير «هم» و مانند آن در آيه مورد بحث ، اقوامى است كه سرگذشت آنان در سوره هود بيان شده است; يعنى: قوم نوح ، عادو . ...
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 59 - 13
13- قوم ثمود ، نسبت به معجزه الهى ( ناقه ) عكس العمل ناروا داشته و با آن ظالمانه برخورد كردند .
و ءاتينا ثمود الناقة مبصرة فظلموا بها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 38 - 2
2 - قوم عاد ، ثمود و اصحاب رسّ ، مردمانى ظالم و ستمگر و گرفتار عذاب دردناك الهى در قيامت
و أعتدنا للظلمين عذابًا أليمًا . و عادًا و ثمودا و أصحب الرّسّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 40 - 19
19 - اقوام عاد و ثمود و نيز قارون و فرعون و هامان ، با آلودگى مداومِ به گناه ، همواره به خود ، ستم روا داشتند .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. ولكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 51 - 3
3 - قوم ثمود ، مردمى ستم كار و طغيانگر
و أنّه أهلك . .. و ثموداْ ... و قوم نوح ... هم أظلم و أطغى
از اين كه در آيه بعد، قوم نوح «أظلم» و «أطغى» معرفى شده اند، اصل ظلم و طغيان براى قوم ثمود ثابت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 52 - 4
4 - عاد و ثمود و قوم نوح ، داراى ظلم و طغيانى فزون تر از ديگر اقوام نابود شده تاريخ
إنّهم كانوا هم أظلم و أطغى
بنابراين كه ضمير «هم» به قوم عاد و ثمود و نوح بازگردد، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 19 - 3
3 - سباييان ، نعمت امنيت راه ها و نزديكى منزل گاه هاى سفر را كفران نموده و به خويش ستم روا داشتند .
فقالوا ربّنا بعد بين أسفارنا و ظلموا أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 20 - 9
9 - ابليس ، عامل كفران مردم سبأ و برانگيزنده آنان به ظلم به نفس
و لقد صدّق عليهم إبليس ظنّه فاتّبعوه إلاّ فريقًا من المؤمنين
در عبارت «صدّق عليهم. .. ظنّه» ايجاز به حذف وجود دارد; براى اين كه صدق ظن، فرع بر دعوت و جواب مثبت دادن مردم
است. بنابراين، معلوم مى شود كه ابليس از آنان خواسته و آنان نيز او را اجابت نموده و نعمت هاى خدا را كفران كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 101 - 5
5- اقوام هلاك شده گذشته : قوم نوح ، عاديان ، ثموديان ، قوم شعيب و لوط و فرعونيان ، با شركورزى و انكارِ رسالت پيامبران ، بر خويش ستم كردند .
و ما ظلمنهم و لكن ظلموا أنفسهم
مراد از ضمير «هم» و مانند آن در آيه مورد بحث ، اقوامى است كه سرگذشت آنان در سوره هود بيان شده است; يعنى: قوم نوح ، عادو . ...
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 38 - 2
2 - قوم عاد ، ثمود و اصحاب رسّ ، مردمانى ظالم و ستمگر و گرفتار عذاب دردناك الهى در قيامت
و أعتدنا للظلمين عذابًا أليمًا . و عادًا و ثمودا و أصحب الرّسّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 130 - 2،3
2 - قوانين و مجازات هاى رايج در ميان قوم عاد ، ظالمانه و خارج از اعتدال بود .
و إذا بطشتم بطشتم جبّارين
3 - نكوهش قوم عاد از سوى هود ( ع ) ، به خاطر خشونت و زورگويى آنان
و إذا بطشتم بطشتم جبّارين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 40 - 19
19 - اقوام عاد و ثمود و نيز قارون و فرعون و هامان ، با آلودگى مداومِ به گناه ، همواره به خود ، ستم روا داشتند .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. ولكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 50 - 3
3 - قوم عاد ، مردمى ستم كار و طغيانگر
عادًا الأُولى . .. و قوم نوح ... هم أظلم و أطغى
از اين كه در آيات بعد، قوم نوح «أظلم» و «أطغى» معرفى شده اند، اصل ظلم و طغيان براى قوم عاد ثابت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 52 - 4
4 - عاد و ثمود و قوم نوح ، داراى ظلم و طغيانى فزون تر از ديگر اقوام نابود شده تاريخ
إنّهم كانوا هم أظلم و أطغى
بنابراين كه ضمير «هم» به قوم عاد و ثمود و نوح بازگردد، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 83 - 4
4- قوم لوط ، به خاطر آلوده بودن به عمل شنيع لواط ، در پيشگاه خداوند مردمى ستمكار محسوب مى شدند .
و ما هى من الظلمين ببعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 101 - 5
5- اقوام هلاك شده گذشته : قوم نوح ، عاديان ، ثموديان ، قوم شعيب و لوط و فرعونيان ، با شركورزى و انكارِ رسالت پيامبران ، بر خويش ستم كردند .
و ما ظلمنهم و لكن ظلموا أنفسهم
مراد از ضمير «هم» و مانند آن در آيه مورد بحث ، اقوامى است كه سرگذشت آنان در سوره هود بيان شده است; يعنى: قوم نوح ، عادو . ...
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 31 - 8،10
8 - قوم لوط ، مردمى ظالم و ستم پيشه بودند .
إنّ أهلها كانوا ظلمين
10 - ظلم قوم لوط با لواط و راهزنى و ارتكاب علنى گناه ، در پى دارنده هلاكت و عذاب براى آنان
أئنّكم لتأتون الرجال و . .. إنّا مهلكوا أهل هذه القرية إنّ أهلها كانوا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 101 - 5
5- اقوام هلاك شده گذشته : قوم نوح ، عاديان ، ثموديان ، قوم شعيب و لوط و فرعونيان ، با شركورزى و انكارِ رسالت پيامبران ، بر خويش ستم كردند .
و ما ظلمنهم و لكن ظلموا أنفسهم
مراد از ضمير «هم» و مانند آن در آيه مورد بحث ، اقوامى است كه سرگذشت آنان در سوره هود بيان شده است; يعنى: قوم نوح ، عادو . ...
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 28 - 10،11،13
10 - قوم نوح ، مردمى ظالم و ستم پيشه بودند .
فقل الحمد للّه الذى نجّ-نا من القوم الظلمين
11 - نوح ( ع ) و يارانش ، گرفتار ظلم و بيدادگرى قوم خويش
فقل الحمد للّه الذى نجّ-نا من القوم الظلمين
13 - شدت خشم الهى ، نسبت به قوم ستم پيشه نوح
و لاتخطبنى فى الذين ظلموا . .. فإذا استويت ... فقل الحمد للّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 118 - 4
4 - شِكوه نوح ( ع ) به درگاه خدا از ستم قوم خويش ، پس از اتمام حجت و به بن بست رسيدن همه راه هاى تبليغى بود .
إن أنا إلاّ نذير مبين . .. إنّ قومى كذّبون ... فافتح بينى و بينهم فتحًا و نجّنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 52 - 4
4 - عاد و ثمود و قوم نوح ، داراى ظلم و طغيانى فزون تر از ديگر اقوام نابود شده تاريخ
إنّهم كانوا هم أظلم و أطغى
بنابراين كه ضمير «هم» به قوم عاد و ثمود و نوح بازگردد، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 11 - 12
12 - قبطيان و كارگزاران فرعون ، مردمى ستمگر بودند .
و نجّنى من القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 117 - 9
9 - خداوند به اهل كفر ستمى روا ندارد ، بلكه آنها ، خود بر خويشتن ستم روا مى دارند .
و ما ظلمهم اللّه و لكن انفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 97 - 8
8 - گروهى از مسلمانان در صدر اسلام ، از مكّه هجرت نكردند و همچنان تحت ستم كافران باقى ماندند .
انّ الّذين توفّيهم الملئكة . .. قالوا كنّا مستضعفين فى الارض
ابن عباس گويد: گروهى از اهل مكّه ايمان آوردند، ولى به علت ترس، از هجرت سر باز زدند و اين آيه درباره آنان نازل شد. (روح المعانى، ذيل آيه).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 33 - 10
10 - انكار آيات الهى نشأت گرفته از روح سركش و ستمگر كافران است، نه جهل و ناآگاهى آنان
فإنهم لا يكذبكونك و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون
«جحد» به انكارى كه بر خلاف اعتقاد قلبى باشد گفته مى شود. محتمل است ستمكار شمردن منكران در آيه به جهت مخالفت آگاهانه آنان با پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 177 - 2
2 - كفرپيشگان با تكذيب آيات الهى همواره بر خويش ستم مى كنند .
و أنفسهم كانوا يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 19 - 8
8 - كافران و مشركان ، مردمانى ستم پيشه اند .
و اللّه لايهدى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 44 - 8
8- كفر ، ستمگرى است و كفر پيشگان ستمگرند .
و قيل بعدًا للقوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 15 - 8
8- كافرانى كه در برابر بينات و برهان هاى روشن انبيا لجاجت كرده و در مقابل آنان ايستادند ، مردمانى جبّار و منحرف بودند .
و قال الذين كفروا لرسلهم لنخرجنّكم . .. و خاب كلّ جبّار عنيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 27 - 9
9- كفر ، ظلم است و كافران ، ظالمند .
يثبّت الله الذين ءامنوا . .. و يضلّ الله الظلمين
از مقابله «الظالمين» با «الذين آمنوا» استفاده مى شود كه ظالمان همان كافران هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 28 - 1
1- كافران ، كسانى اند كه با كفر خود ، به خويش ستم مى كنند .
الكفرين . الذين تتوفّ-هم الملئكة ظالمى أنفسهم
«الذين» صفت «الكافرين» و «ظالمى» حال براى آن است. مراد از «ظالمى أنفسهم» به قرينه لفظ «الكافرين» ظلم كنندگان به خود با انتخاب كفر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 33 - 8
8- كافران ، با انكار حقانيت كتاب هاى آسمانى ، به خود ستم كردند .
و ما ظلمهم الله و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 85 - 2
2- كافران ، ظالمند .
لايؤذن للذين كفروا . .. و إذا رءا الذين ظلموا العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 82 - 11
11- كافران حق ناپذير ، ظالمند و از موهبت رحمت و شفابخشى قرآن ، تنها خسارت و زيان به ارمغان مى برند .
شفاء و رحمة للمؤمنين و لايزيد الظلمين إلاّ خسارًا
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «ظالمين» - به قرينه مقابله با «مؤمنين» - كافران باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 29 - 12
12- كافرانِ به حقايق نازل شده از سوى خداوند ، ظالم ، و سزاوار آتش اند .
الحقّ من ربّكم . .. و من شاء فليكفر إنّا أعتدنا للظلمين نارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 8 - 6
6 - سحر زدگى ، اتهام ظالمانه مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و قال الظلمون إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 57 - 4
4 - كافران ، مردمانى ظالم و ستم پيشه اند .
و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا . .. فيومئذ لاينفع الذين ظلموا معذرتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 31 - 19
19 - مستضعفان و مستكبران كافر ، هر دو ظالم اند .
و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. يقول الذين استضعفوا للذين استكبروا
خداوند، پس از آن كه مشركان را مردمانى ظالم معرفى كرد به بيان تفضيلى مشاجره آنان پرداخت. اين نشان مى دهد كه مشركان ظالم به دو گروه مستضعف و مستكبر تقسيم مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 59 - 2
2 - كافران و اعراض كنندگان از عبادت خداوند ، ستمكار و ظالم اند .
و ما خلقت . .. إلاّ ليعبدون ... فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا
با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيش - كه در زمينه هدف آفرينش و عبوديت بندگان به درگاه خداوند بود - مطلب بالا استقاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 14 - 5
5 - عدالت خواهى و حق طلبى ، از اوصاف مسلمانان و پيرو قرآن و ظلم و انحراف از مسير حق ، از اوصاف كافران
و أنّا منّا المسلمون و منّا القسطون
با توجه به معناى«قَسْط» (جور) و نيز تقابل «قاسطون» با «مسلمون»، مطلب ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 47 - 8
8- كافران حق ناپذير ، مردمانى ظالم و ستم پيشه اند .
الذين لايؤمنون بالأخرة . .. إذ يقول الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 39 - 4
4 - مسلمانان صدراسلام ، مورد ستم و تهاجم مستمر و پى درپى دشمنان كافر
أُذن للذين يقتلون بأنّهم ظلموا
به كارگيرى فعل مضارع (يقاتلون) نشان مى دهد كه مسلمانان صدراسلام، به طور مستمر و پياپى، مورد تهاجم و تجاوز قرار مى گرفتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 26 - 3
3 - كفار قريش برخوردار از روحيه زورمدارى و سلطه جويى
أنتم قليل مستضعفون . .. تخافون أن يتخطفكم الناس
چون آيه ناظر به حالات مسلمانان تا پيش از هجرت است، مصداق مورد نظر از «الناس»، مشركان مكه و كفار قريش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 193 - 7
7 - كافران محارب ، فتنه انگيزان و بازدارندگان از گسترش و حاكميت دين الهى ، ظالم هستند .
فلا عدون إلا على الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 75 - 9،15
9 - گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، تحت سيطره ستم كافران مكه
و ما لكم لا تقاتلون فى سبيل اللّه و المستضعفين . .. يقولون ربّنا اخرجنا من هذه ا
بسيارى از مفسران برآنند كه آيه مورد بحث درباره مسلمانانى است كه تا قبل از فتح مكّه در آنجا بودند و از مهاجرت آنان جلوگيرى مى شد.
15 - مسلمانان مستضعف صدر اسلام ، خواستار فرمانده و نيروى انسانى از جانب خداوند براى رهايى از ستم كفرپيشگان مكّه
و اجعل لنا من لدنك وليّاً و اجعل لنا من لدنك نصيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 54 - 10
10 - فرعونيان ، امت هاى پيش از آنان و كفرپيشگان مكه ، از زمره ظالمان
و كل كانوا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 140 - 7
7 - ظالمترين مردم كسى است كه حقايق دينى و معارف الهى را كتمان كرده و از ارائه آنها به ديگران خوددارى كند .
و من أظلم ممن كتم شهدة عنده من اللّه
«من اللّه» همانند «عنده» صفت براى «شهادة» است. بنابراين «شهادة عنده من اللّه»; يعنى، شهادتى كه در نزد اوست از ناحيه خدا دريافت كرده است. مقصود از شهادت كه از ناحيه خدا در اختيار انسان مى باشد، حقايق دينى و معارف الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 21 - 5
5 - كتمان حقانيت پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، مصداق بارز تكذيب آيات الهى و از بزرگترين ظلمهاست.
الذين ءاتينهم الكتب . .. و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته
در آيه قبل سخن از تكذيب پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود و اين آيه در مقام هشدار به تكذيب كنندگان آن حضرت است. چرا كه وى مصداقى روشن براى آيات الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 27 - 9
9- كفر ، ظلم است و كافران ، ظالمند .
يثبّت الله الذين ءامنوا . .. و يضلّ الله الظلمين
از مقابله «الظالمين» با «الذين آمنوا» استفاده مى شود كه ظالمان همان كافران هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 72 - 23
23 - كفر و شرك ، ستمكارى است .
انه من يشرك باللّه . .. و ما للظلمين من انصار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 37 - 22
22 - كفر و شرك از بزرگترين ستمهاست.
فمن أظلم ممن افترى على الله كذبا أو كذب . .. أنهم كانوا كفرين
جمله «أين ما كنتم . ..» كه بيان شرك مشركان است، توضيح مصداقى براى «فمن أظلم ...» مى باشد. بنابراين شرك از ستمهاى بزرگ است و چون مشركان در ذيل آيه كافر ناميده شده اند، كفر نيز از ستمهاى بزرگ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 18
18 - كفرورزى و انكار دلايل روشن انبيا ، ظلم انسان به خويش و پيامد آن دامنگير خود اوست .
أتتهم رسلهم بالبيّنت فما كان اللّه ليظلمهم و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 46 - 6
6- كفر ، شرك و استهزاى پيامبران ، ظلم و ستمى آشكار است .
يويلنا إنّا كنّا ظلمين
اعتراف مشركان و كافران استهزاگر به ستم كار بودن خود، حكايت از اين دارد كه كفر و شرك و استهزاى پيامبران، ظلم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 19 - 5
5 - كفر و شرك ، ظلم است .
و من يظلم منكم نذقه عذابًا كبيرًا
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه مخاطب «من يظلم منكم» كافران و مشركان اند كه خداوند آنان را ستم كار دانسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 37 - 15
15 - كفر و نپذيرفتن دعوت پيامبران ، ظلم است و كافران ظالم اند .
و الذين كفروا لهم نار جهنّم . .. فما للظلمين من نصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 24 - 9
9 - كفر و شرك ، ظلم است .
و قيل للظلمين ذوقوا ما كنتم تكسبون
مقصود از «ظالمان»، كافران و مشركان است. توصيف آنان با صفت ظلم، بيانگر اين حقيقت است كه كفر و شرك ظلم است و همين ظلم، موجب دوزخى شدن آنان مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 18 - 13
13 - كفر و شرك ، ظلم است و كافران و مشركان ، از هرگونه يارى دوست و نزديكان دلسوز خود و شفاعت شفيعان محروم اند .
ما للظلمين من حميم و لا شفيع يطاع
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه اين آيات، در سلسله آياتى قرار دارد كه درباره كافران و مشركان سخن مى
گويد و مقصود از «ظالمين» آنان مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 52 - 5
5 - كفر و شرك ، ستمى غيرقابل بخشش و عذرناپذير در پيشگاه خداوند
يوم لاينفع الظلمين معذرتهم
مقصود از «الظالمين» - به قرينه آيات گذشته - كافران و مشركان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 60 - 2
2 - كفر به خداوند و روى گردانى از عبادت او ، ظلمى بدفرجام
ليعبدون . .. فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا ... فويل للذين كفروا من يومهم
برداشت بالا از آن جا است كه در اين آيه و آيه قبل، كفر و ظلم هم سنخ شناخته شده و در قبال «ليعبدون» مطرح گشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 31 - 8
8 - كفر و نپيمودن راه خدا ، ظلم است و كافران ظالم اند .
و الظلمين أعدّ لهم عذابًاأليمًا
مقصود از «ظالمين» - به قرينه آيات گذشته - كافرانى هستند كه راه خدا را نمى پيمايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 39 - 6
6 - كفر به قرآن و روى گردانى از آن ، ظلم و گناهى غيرقابل بخشش است .
و من يعش عن ذكر الرحمن . .. و لن ينفعكم اليوم إذ ظلمتم أنّكم فى العذاب مشتركون
برداشت ياد شده بر اين مبنا است كه مراد از «ذكر الرحمان» قرآن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 5
5 - مرفهان و برخورداران ناسپاس جامعه ، از ستمگران اند .
و الذين ظلموا من هؤلاء
«و الذين ظلموا من هؤلاء»، هر چند اشاره به مرفهان ناسپاس در آغاز، بعثت دارد; ولى آيه شريفه بيانگر حكمى عامى و
فراتر از مورد خاص نزول مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 23 - 30
30- ناديده گرفتن نعمت هاى الهى و ناسپاسى خدا ، با ارتكاب گناه ، ظلم است .
إنه ربى أحسن مثواى إنه لايفلح الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 6
6 - ناسپاسى و ناديده گرفتن نقش خداوند در برخوردارى از نعمت ها ، ظلم است .
و الذين ظلموا من هؤلاء
توصيف مرفهان ناسپاس به ستمگران، حاكى از مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 17
17 - كيفر انسان ها ، قبل از تبيين حق و باطل براى آنان ، ظلم و دور از ساحت قدس خداست .
أتتهم رسلهم بالبيّنت فما كان اللّه ليظلمهم
نفى ظلم از خدا و متفرع شدن آن بر وجود بينات، بيانگر اين نكته است كه: درصورت ارائه نشدن دلايل روشن، به هلاكت رساندن انسانها ظلم مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 209 - 7
7 - مؤاخذه بندگان ، قبل از بيان و اتمام حجت بر ايشان ، ظلم و دور از ساحت خداوند است .
و ما أهلكنا من قرية . .. ذكرى و ما كنّا ظلمين
مفاد مطلب ياد شده، همان «قبح عقاب بلابيان» است كه از آيه مورد بحث استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 79 - 12
12- مجازات بى گناهان به جاى مجرمان ، گناه و از مصاديق ظلم است .
قال معاذ الله . .. إنا إذًا لظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 129 - 3،4
3 - گمراه كنندگان و گمراه شوندگان هر دو ظالمند.
و كذلك نولى بعض الظلمين بعضا
مراد از «بعض» گمراه كنندگان و مراد از «بعضا» گمراه شوندگانند كه هر دو متصف به ظلم شده اند. گفتنى است تنوين «بعضا» عوض مضاف اليه است، يعنى: «نولى بعض الظالمين بعضهم».
4 - جنيان اغواگر و آدميان اغواشده، هر دو از ظالمانند.
يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس . .. و كذلك نولى بعض الظلمين بعضها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 129 - 3
3 - گمراه كنندگان و گمراه شوندگان هر دو ظالمند.
و كذلك نولى بعض الظلمين بعضا
مراد از «بعض» گمراه كنندگان و مراد از «بعضا» گمراه شوندگانند كه هر دو متصف به ظلم شده اند. گفتنى است تنوين «بعضا» عوض مضاف اليه است، يعنى: «نولى بعض الظالمين بعضهم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 82 - 11
11 - عنه فى قوله: «و لم يلبسوا ايمانهم بظلم» قال: الضلال فما فوقه.
از امام صادق(ع) روايت شده كه مراد از «ظلم»، در آيه فوق گمراهى و بالاتر از آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 85 - 5
5 - انحرافات عقيدتى و عملى انسان ، مصداق ظلم و ستم
أكذّبتم بايتى . .. أمّاذا كنتم تعملون . و وقع القول عليهم بما ظلموا
از اين كه خداوند تنها علت عذاب كافران را، ظلم آنان معرفى كرده است، استفاده مى شود كه آنچه در آيه قبل به عنوان تكذيب گرى و نيز اعمال نادرست مطرح شده، داخل در عنوان ظلم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 20
20 - ارتكاب گناه پس از آگاهى به آن ظلم است .
و لئن اتبعت اهواءهم من بعد جاءك من العلم إنك إذاً لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 110 - 5
5 - گناه ، ستم بر خويشتن است .
و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 23 - 3
3 - گناه و عصيان، ظلمى است از ناحيه انسان به خويشتن.
قالا ربنا ظلنا أنفسنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 101 - 3
3- شركورزى ، انكار پيامبران و ارتكاب گناه ، ستمهايى است كه مشركان ، كافران و گنه كاران در حقِ خود روا مى دارند .
و لكن ظلموا أنفسهم
مقصود از ظلم به نفس - كه جمله «ظلموا أنفسهم» گوياى آن است - هم گناهان و هم آثار و تبعات آن مى باشد. برداشت فوق ناظر به لِحاظ نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 23 - 30
30- ناديده گرفتن نعمت هاى الهى و ناسپاسى خدا ، با ارتكاب گناه ، ظلم است .
إنه ربى أحسن مثواى إنه لايفلح الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 57 - 3
3 - جرم و گناه ، عملى ظالمانه است .
يقسم المجرمون . .. فيومئذ لاينفع الذين ظلموا معذرتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 31 - 9
9 - لواط و راهزنى و ارتكاب علنى گناه ، عملى ظالمانه است .
أئنّكم لتأتون الرجال . .. إنّا مهلكوا أهل هذه القرية إنّ أهلها كانوا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 95 - 8
8 - گنهكاران ، ستمكارند .
بما قدمت أيديهم و اللّه عليم بالظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 49 - 2
2- زورمدارى ، برترى جويى و اشرافى گرى در دنيا ، از ويژگى هاى عمده گنه كاران دوزخى
ذق إنّك أنت العزيز الكريم
تحقير، تمسخر و توبيخ شدن دوزخيان، با تعابير «العزيز» و «الكريم»، اشعار به اين نكته دارد كه تحقيرشوندگان، از جمله كسانى اند كه در دنيا براى خويش عزت و جايگاهى رفيع قائل بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 148 - 11
11 - بنى اسرائيلِ زمان موسى بر اثر ارتداد و گرايش به گوساله پرستى از ستمكاران شدند .
اتخذوه و كانوا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 83 - 8
8- همجنس بازى ، ظلم است و جوامع مبتلا به آن ، در معرض عذاب هاى دنيوى اند .
و ما هى من الظلمين ببعيد
مصداق مورد نظر براى «الظالمين» به قرينه آيات گذشته ، همجنس بازان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 31 - 9
9 - لواط و راهزنى و ارتكاب علنى گناه ، عملى ظالمانه است .
أئنّكم لتأتون الرجال . .. إنّا مهلكوا أهل هذه القرية إنّ أهلها كانوا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 19 - 1
1- كسانى كه مردم را از پيوستن به راه خدا ( دين و معارف الهى ) بازدارند ، از زمره ستمكارانند .
ألا لعنة الله على الظلمين. الذين يصدون عن سبيل الله
فعل «يصدون» به معناى باز مى دارند و نيز به معناى اعراض مى كنند، آمده است. برداشت فوق براساس معناى اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 19 - 1
1- كسانى كه مردم را از پيوستن به راه خدا ( دين و معارف الهى ) بازدارند ، از زمره ستمكارانند .
ألا لعنة الله على الظلمين. الذين يصدون عن سبيل الله
فعل «يصدون» به معناى باز مى دارند و نيز به معناى اعراض مى كنند، آمده است. برداشت فوق براساس معناى اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 47 - 11
11 - متخلفان جنگ تبوك ، مردمى ستم پيشه
لو خرجوا . .. و اللّه عليم بالظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 41 - 5
5 - مجرمان از ستمكاران هستند.
كذلك نجزى الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 53 - 5
5 - مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صدراسلام ، مردمانى بودند بيمار دل ، قسى القلب و ستم پيشه .
ليجعل ما يلقى الشيطن . .. و إنّ الظلمين لفى شقاق بعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 37 - 13
13- پرستش غير خدا ، انكار رسالت پيامبران و مخالفت با پيام هاى آنان ظلم است .
و لاتخطبنى فى الذين ظلموا
مقصود از «الذين ظلموا» همان مشركان و منكران رسالت نوح هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 86 - 7
7- ساحل نشينان غرب سرزمين ذى القرنين ، مردمى كفرپيشه و ستم كار بودند .
قلنا يذا القرنين إمّا أن تعذّب
تعبير «تعذّب» نشانگر آن است كه آنان مستحق كيفر بوده اند و دليل آن - به قرينه آيات بعد - ستم گرى و كفر آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 14 - 4
4- رفاه زدگان و خوشگذرانان جوامع ، ظالم و ستمگراند .
قرية كانت ظالمة . .. ما أُترفتم فيه ... إنّا كنّا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 31 - 19
19 - مستضعفان و مستكبران كافر ، هر دو ظالم اند .
و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. يقول الذين استضعفوا للذين استكبروا
خداوند، پس از آن كه مشركان را مردمانى ظالم معرفى كرد به بيان تفضيلى مشاجره آنان پرداخت. اين نشان مى دهد كه مشركان ظالم به دو گروه مستضعف و مستكبر تقسيم مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 31 - 19
19 - مستضعفان و مستكبران كافر ، هر دو ظالم اند .
و لو ترى إذ الظلمون موقوفون عند ربّهم . .. يقول الذين استضعفوا للذين استكبروا
خداوند، پس از آن كه مشركان را مردمانى ظالم معرفى كرد به بيان تفضيلى مشاجره آنان پرداخت. اين نشان مى دهد كه مشركان ظالم به دو گروه مستضعف و مستكبر تقسيم مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 140 - 9
9 - يهود و نصارا به خاطر كتمان حقايقى درباره ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) و نوادگان يعقوب ، از ظالمترين مردم هستند .
أم تقولون إن إبراهيم . .. و من أظلم ممن كتم شهدة عنده من اللّه
از مصداقهاى مورد نظر براى «شهادة من اللّه» به قرينه صدر آيه، حقايقى است درباره ابراهيم(ع) و ساير پيامبران ياد شده در آيه.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 51 - 15
15 - يهود و نصارا ، مردمى گمراه و ستمگر
إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين
از مصاديق مورد نظر براى «الظلمين» - به قرينه صدر آيه - ، يهود و نصارا هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 58 - 9
9 - مشركان و منكران رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) ستمگرند.
و الله أعلم بالظلمين
چون آيات گذشته در مقام احتجاج با مشركان است، مصداق مورد نظر از ستمگران، آنان هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 19 - 8
8 - كافران و مشركان ، مردمانى ستم پيشه اند .
و اللّه لايهدى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 52 - 3
3 - مشركان تكذيب كننده پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، مردمى ظالم و ستم پيشه اند .
أثم إذا ما وقع ءامنتم به . .. ثم قيل للذين ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 15 - 12
12- شرك ، گناهى بزرگ است و مشركان ، ظالم ترين مردمان اند .
اتّخذوا من دونه ءالهة . .. فمن أظلم ممّن افترى على اللّه كذبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 8 - 8
8 - مشركان ، مردمانى ستمگر
و قال الذين كفروا . .. و قال الظلمون إن تتّبعون إلاّ رجلاً مسحورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 11 - 12
12 - مشركان ، مردمانى ظالم اند .
فأرونى ماذا خلق الذين من دونه بل الظلمون
«ال» در «الظالمون» مى تواند عهد و اشاره به مشركان باشد كه مخاطب خداوند در آيه اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 31 - 8
8 - مشركان ، مردمانى ظالم اند .
و قال الذين كفروا لن نؤمن . .. و لو ترى إذ الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 42 - 5
5 - مشركان ، مردمانى ظالم اند .
و يوم يحشرهم . .. أهؤلاء إيّاكم كانوا يعبدون ... نقول للذين ظلموا
به قرينه سياق، مراد از «الذين ظلموا» همان كسانى اند كه غير خدا را مى پرستيده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 40 - 11
11 - شرك ، ظلم است و مشركان ، ظالم اند .
بل إن يعد الظلمون بعضهم بعضًا إلاّ غرورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 22 - 3
3 - شرك و تكذيب معاد ظلم است و مشركان و تكذيب گران معاد ، ظالم اند .
هذا يوم الفصل الذى كنتم به تكذّبون . احشروا الذين ظلموا
برداشت ياد شده از ستم پيشه خواندن مشركان و تكذيب كنندگان معاد، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 94 - 3
3 - مشركان عصر بعثت ، مردمى ظالم و ستمگر
ربّ فلاتجعلنى فى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 8 - 7
7 - ناگزيرى مسلمانان به ترك اموال و خانه هاى خويش و اقدام به هجرت و رهايى از ستم مشركان
أُخرجوا من ديرهم و أمولهم
از ماده «إخراج» و نيز مجهول آمدن فعل «أُخرجوا»، اضطرار و ناگزيرى استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 41 - 2،3
2- عده اى از مسلمانان صدراسلام براى رهايى از ظلم و ستم مشركان مكه ، از آن شهر هجرت كردند .
و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا
به دليل اينكه سوره نحل در مكه نازل شده است، احتمال دارد مراد از «الذين هاجروا» مسلمانانى باشد كه از مكه هجرت كرده و به حبشه يا مدينه رفتند.
3- مسلمانان در مكه ، مورد ظلم و ستم مشركان بودند .
و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 59 - 15
15 - مشركان مكه ، مردمانى ستم پيشه
و ما كنّا مهلكى القرى إلاّ و أهلها ظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 49 - 9
9 - مشركان مكه ، مردمى ستم پيشه و منكر آيات الهى بودند .
ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون . .. و ما يجحد بأيتنا إلاّ الظلمون
«ال» در «الظالمون» عهد بوده و اشاره به «الكافرون» در آيه چهل و هفت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 13 - 2
2- دلجويى خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قبال ستم مشركان و ناگزيرى آن حضرت به ترك سرزمين خويش
و كأيّن من قرية هى أشدّ قوّة من قريتك الّتى أخرجتك أهلكنهم
يادآورى خداوند به فرجام هلاكت بار مشركان، در حقيقت مرهمى بر آلام پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ستم مشركان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 15 - 11
11- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) قال : كلّ جبّار عنيد من أبى أن يقول : لا إله إلاّ الله ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: [مراد از ]گردنكش كينه توز، كسى است كه از گفتن «لا إله إلاّ الله» دريغ داشته باشد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 19 - 2
2- اعراض كنندگان از راه خدا ، از ستمكارانند .
ألا لعنة الله على الظلمين. الذين يصدون عن سبيل الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 59 - 2
2 - كافران و اعراض كنندگان از عبادت خداوند ، ستمكار و ظالم اند .
و ما خلقت . .. إلاّ ليعبدون ... فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا
با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيش - كه در زمينه هدف آفرينش و عبوديت بندگان به درگاه خداوند بود - مطلب بالا استقاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 157 - 11
11 - كسانى كه از قرآن رويگردان باشند، ستمكارترين مردمند.
فمن أظلم ممن . .. صدف عنها
«صدف» (مصدر صدف) به معناى اعراض كردن و منصرف ساختن آمده است. (برگرفته از قاموس المحيط). برداشت فوق بر اساس معناى اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 68 - 17
17 - مغالطه گران و ياوه گويان و جدل كنندگان در مورد قرآن و آيات الهى ستمكارند.
الذين يخوضون فى ءايتنا . .. مع القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 68 - 17
17 - مغالطه گران و ياوه گويان و جدل كنندگان در مورد قرآن و آيات الهى ستمكارند.
الذين يخوضون فى ءايتنا . .. مع القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 15 - 11
11- افترا بر خداوند ، گناهى بزرگ است و افترازنندگان به او ، ستم كارترين مردمان اند .
فمن أظلم ممّن افترى على اللّه كذبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 2
2 - ظالمترين مردم كسانى هستند كه به دروغ چيزى را به خداوند نسبت دهند و به او افترا زنند.
و من أظلم ممن افترى على الله كذبا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 144 - 13
13 - كسانى كه با افترا به خداوند احكام دروغين جعل مى كنند، ستمگر و محروم از هدايت خداوندند.
إن الله لا يهدى القوم الظلمين
«ال» در «القوم» عهد است و با توجه به آيات قبل مراد از «قوم» همان كسانى هستند كه با افترا به خداوند موجبات گمراهى مردم را فراهم مى سازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 193 - 7
7 - كافران محارب ، فتنه انگيزان و بازدارندگان از گسترش و حاكميت دين الهى ، ظالم هستند .
فلا عدون إلا على الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 19 - 7
7- منكران آخرت از ستمكارانند و در قيامت از رحمت خداوند ، محروم خواهند بود .
ألا لعنة الله على الظلمين. الذين ... هم بالأخرة هم كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 37 - 1
1 - افترازنندگان بر خدا و تكذيب كنندگان آيات الهى، ستمكارترين مردمند.
فمن أظلم ممن افترى على الله كذبا أو كذب بأيته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 177 - 2،5
2 - كفرپيشگان با تكذيب آيات الهى همواره بر خويش ستم مى كنند .
و أنفسهم كانوا يظلمون
5 - كسانى كه با تكذيب آيات الهى بر خود ستم مى كنند ، حالتى شوم و ناهنجار دارند .
ساء مثلا القوم الذين . .. أنفسهم كانوا يظلمون
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «أنفسهم كانوا يظلمون» عطف بر «كذبوا بأيتنا» باشد ; يعنى: «ساء مثلا القوم الذين أنفسهم كانوا يظلمون». قابل ذكر است كه در برداشتهاى گذش--ته جم---له «أنفسهم كانوا يظلمون» عطف بر جمله «ساء مثلا ... » گرفته شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 157 - 10
10 - تكذيب كنندگان قرآن ستمكارترين مردمند.
فمن أظلم ممن كذب بأيت الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 52 - 3
3 - مشركان تكذيب كننده پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، مردمى ظالم و ستم پيشه اند .
أثم إذا ما وقع ءامنتم به . .. ثم قيل للذين ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 31 - 12
12 - كافران به قرآن ، مردمانى ظالم اند .
و قال الذين كفروا لن نؤمن بهذا القرءان . .. و لو ترى إذ الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 47 - 6
6 - منكران قيامت ، از زمره ستمگران اند .
الذين لايؤمنون بالأخرة . .. و لو أنّ للذين ظلموا
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند، از منكران قيامت تعبير به ظالم كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 58 - 9
9 - مشركان و منكران رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) ستمگرند.
و الله أعلم بالظلمين
چون آيات گذشته در مقام احتجاج با مشركان است، مصداق مورد نظر از ستمگران، آنان هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 52 - 3
3 - مشركان تكذيب كننده پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن ، مردمى ظالم و ستم پيشه اند .
أثم إذا ما وقع ءامنتم به . .. ثم قيل للذين ظلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 72 - 7
7- منكران معاد ، در زمره ستم كاراند .
و يقول الإنسن . .. و نذر الظلمين فيها جثيًّا
از منكران معاد به عنوان «ظالم» ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 22 - 3
3 - شرك و تكذيب معاد ظلم است و مشركان و تكذيب گران معاد ، ظالم اند .
هذا يوم الفصل الذى كنتم به تكذّبون . احشروا الذين ظلموا
برداشت ياد شده از ستم پيشه خواندن مشركان و تكذيب كنندگان معاد، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 50 - 8
8 - بى گمان منافقان ، ظالم و ستمگراند .
بل أُولئك هم الظلمون
معرفه آمدن مبتدا و خبر، همراه با ضمير فصل (هم) و آمدن مبتدا در قالب اسم اشاره (أُولئك)، همگى بر تأكيدى بر اين مطلب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 19 - 6
6- كسانى كه درپى منحرف ساختن دين و معارف الهى هستند ، ستمكارند و در آخرت به لعنت خدا گرفتار خواهند شد .
ألا لعنة الله على الظلمين. الذين ... يبغونها عوجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 258 - 25
25 - پادشاه عصر ابراهيم ( ع ) ( نمرود ) ، حاكمى كافر و ستمگر
فبهت الّذى كفر و اللّه لا يهدى القوم الظّالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 40 - 14،19
14 - هلاكت قوم عاد و ثمود و قارون و هامان و فرعون با عذاب هاى الهى ، نتيجه ظلمى بود كه خود ، در حق خود ، روا داشتند .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. و ما كان اللّه ليظلمهم ولكن كانوا أنفسهم يظلمون
19 - اقوام عاد و ثمود و نيز قارون و فرعون و هامان ، با آلودگى مداومِ به گناه ، همواره به خود ، ستم روا داشتند .
فكلاًّ أخذنا بذنبه . .. ولكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 83 - 8
8- همجنس بازى ، ظلم است و جوامع مبتلا به آن ، در معرض عذاب هاى دنيوى اند .
و ما هى من الظلمين ببعيد
مصداق مورد نظر براى «الظالمين» به قرينه آيات گذشته ، همجنس بازان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 51 - 7
7 - ستم خداوند بر يك فرد ملازم با ستم بر همگان است .
و أن اللّه ليس بظلّم للعبيد
به كارگيرى كلمه اى همانند «لاحد» به جاى «للعبيد» مى توانست وافى به معناى مقصود باشد. بنابراين آوردن «للعبيد» (همه بندگان) مى تواند اشاره به اين باشد كه اگر خدا به احدى ستم كند به همگان ستم كرده و خدا منزه از آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 50 - 8
8 - هواپرستى ، ظلم و موجب محروميت از هدايت خداوند
إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين
ظلم يونس(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 87 - 17،18،21
17- خضوع يونس ( ع ) به درگاه الهى و اعتراف وى به ظلم و نادرستى رفتار عجولانه خود
فنادى . .. إنّى كنت من الظلمين
18- در ديدگاه يونس ( ع ) ، خروج از ميان قوم خود بدون اذن الهى ، ظلمى به خويش بود .
إذ ذهب مغضبًا . .. إنّى كنت من الظلمين
21- « قال المأمون للرضا ( ع ) فأخبرنى عن قول اللّه عزّوجلّ : « و ذاالنون إذ ذهب مغاضباً فظنّ أن لن نقدر عليه » فقال الرضا ( ع ) : ذاك يونس بن متى ( ع ) ذهب مغاضباً لقومه « فظنّ » بمعنى إستيقن « أن لن نقدر عليه » أى لن نضيق عليه رزقه . . . « فنادى فى الظلمات » أى ظلمة الليل و ظلمة البحر و ظلمة بطن الحوت : « أن لا إله إلاّ أنت سبحانك إنّى كنت من الظالمين » بتركى مثل هذه العبادة التى قد فرغتنى ل ها فى بطن الحوت ;
در روايت آمده است كه] مأمون به امام رضا(ع) گفت: مرا خبر ده از سخن خداى عزّوجلّ «و ذاالنون إذ ذهب مغاضباً فظنّ أن
لن نقدر عليه» امام فرمود: او يونس بن متى بود، كه در حالى كه بر قوم خود غضبناك بود، از ميان آنان برفت. «ظنّ» در كلام خدا به معناى «إستيقن» و «لن نقدر عليه» به معناى «لن نضيق عليه رزقه» ... مى باشد. «فنادى فى الظلمات»; يعنى، در ميان سه تاريكى (تاريكى شب، تاريكى دريا و تاريكى شكم ماهى) ندا كرد: «...سبحانك إنّى كنت من الظالمين»; يعنى، ... من از ستم كارانم; زيرا مثل چنين عبادتى را - كه اكنون مرا براى آن در شكم ماهى فارغ گردانيده اى - در گذشته ترك كرده بودم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 92 - 9
9 - يهود ، مردمى ستم پيشه و ظالمند .
و أنتم ظلمون
جمله «و أنتم ظالمون» (و شما ستمكار بوديد) را مى توان جمله اى معترضه دانست. بر اين مبنا جمله مذكور بيانگر آن است كه: يهود نه تنها در مورد گوساله پرستى ستمكارى كردند، بلكه عادت و رويه آنها ستمگرى بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 95 - 7
7 - يهود ، مردمى ستم پيشه اند .
و اللّه عليم بالظلمين
از مصداقهاى «الظالمين» - به قرينه صدر آيه و آيات پيشين - يهوديان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 140 - 9
9 - يهود و نصارا به خاطر كتمان حقايقى درباره ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) و نوادگان يعقوب ، از ظالمترين مردم هستند .
أم تقولون إن إبراهيم . .. و من أظلم ممن كتم شهدة عنده من اللّه
از مصداقهاى مورد نظر براى «شهادة من اللّه» به قرينه صدر آيه، حقايقى است درباره ابراهيم(ع) و ساير پيامبران ياد شده در آيه.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 57 - 10
10 - كافران به عيسى ( ع ) ( يهوديان ) ، ظالم و محروم از محبّت خداوند هستند .
فاما الذين كفروا . .. و اللّه لا يحبّ الظالمين
از مصاديق مورد نظر از كلمه «الظالمين»، به قرينه آيات قبل، يهوديانى هستند كه به حضرت عيسى (ع) ايمان نياوردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 112 - 16
16 - كفر ، جنايت و تجاوز ، سيره دائمى اهل كتاب ( يهود )
ذلك بانّهم كانوا يكفرون بئايت اللّه و يقتلون . .. و كانوا يعتدون
فعل مضارع پس از فعل ماضى از ماده «كَوْنْ» دلالت بر استمرار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 160 - 1،3،10
1 - ظلم يهود ، موجب حرام گشتن برخى از نعمت هاى پاكيزه و حلال بر آنان
فبظلم من الذين هادوا حرّمنا عليهم طيبت أحلت لهم
3 - ظلم يهود ، موجب محروميت آنان از برخى نعمت هاى پاكيزه *
فبظلم من الذين هادوا حرّمنا عليهم طيبت أحلت لهم
بدان احتمال كه مراد از تحريم، تحريم تكوينى باشد ; بنابراين «حرمنا . ..» به اين معنا است كه خداوند يهود را از دستيابى به برخى طيبات محروم ساخت.
10 - يهود ، ظالمانى منحرف و بسيار اغواگر
فبظلم من الذين هادوا حرمنا . .. و بصدّهم عن سبيل اللّه كثيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 51 - 15
15 - يهود و نصارا ، مردمى گمراه و ستمگر
إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين
از مصاديق مورد نظر براى «الظلمين» - به قرينه صدر آيه - ، يهود و نصارا هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 4
4 - يهوديان به سبب ادعاى نازل نشدن وحى بر هيچيك از بشر ظالمترين مردم هستند.
إذ قالوا ما أنزل الله على بشر من شىء . .. و من أظلم ممن افترى على
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 5 - 9
9 - قوم يهود ، گروهى ظالم و محروم از هدايت خداوند
الذين كذّبوا بايت اللّه و اللّه لايهدى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 7 - 2،5
2 - يهوديان ، مردمى ظالم و ستمگراند .
و لايتمنّونه . .. و اللّه عليم بالظلمين
5 - دستاورد زشت و ظلم و ستم يهوديان ، سبب ترس و هراس آنان از مرگ
و لايتمنّونه أبدًا بما قدّمت أيديهم و اللّه عليم بالظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 7
7 - فسق و ستمگرىِ يهوديان ايله ، مايه نزول عذاب الهى بر آنان شد .
أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس بما كانوا يفسقون
«ما» در «بما كانوا» مصدريه و «باء» سببيه است - يعنى: أخذناهم بسبب فسقهم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 161 - 21
21 - ظلم ، جلوگيرى از راه خدا ، به ناحق خوردن مال مردم ، موجب عقوبت هاى دنيوى و عذاب اخروى
فبظلم من الذين هادوا حرمنا . .. و أعتدنا للكفرين منهم عذاباً أليماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 44 - 7
7- ظلم ، گناهى نابخشودنى و در پى دارنده عذاب الهى در دنيا
و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون . .. و أنذر الناس يوم يأتيهم العذاب في
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 109 - 3
3 - نيازمندى و كمبود ، انگيزه اى براى ستم و تعدّى
و ما اللّه يريد ظلماً للعالمين. و للّه ما فى السموات و ما فى الارض
جمله «و للّه ما فى السموات . .. »، در مقام تعليل براى ظلم نكردن خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 182 - 12،13،14
12 - مجازات نكردن ستمگران ، ظلم بر ستمديدگان است .
ذوقوا عذاب الحريق . .. ذلك بما قدّمت ايديكم و انّ اللّه ليس بظلاّم للعبيد
برداشت فوق مبتنى است بر احتمال اوّل (عطف «انّ اللّه . .. » بر «ما قدّمت»)، است.
13 - مجازات بى گناهان ، ظلمى بزرگ است .
و انّ اللّه ليس بظلاّم للعبيد
برداشت فوق مبتنى است بر احتمال دوّم (تقدير مبتدا براى «انّ اللّه . .. »)، است.
14 - مجازات افزون بر گناه ، ظلمى بزرگ است .
و انّ اللّه ليس بظلاّم للعبيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 45 - 16
16 - كسانى كه بر مبناى مقررات و قوانين الهى حكم نكنند ، ستمكارند .
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 133 - 7
7 - نيازمندى و قساوت دو عامل گرايش به ظلم و رعايت نكردن عدل است.
لكل درجت مما عملوا . .. و ربك الغنى ذو الرحمة
ذكر دو صفت غنا و رحمت، پس از بيان عدم ظلم خداوند در پاداش بندگان، بيانگر اين است كه ظلم برخاسته از نياز و يا شقاوت و قساوت است كه در مورد خدا اين دو منتفى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 4 - 5
5 - ستمگرى ، باطل گرايى و دروغ پردازى ، از نتايج و اثرات كفر به خدا و انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و قال الذين كفروا إن هذا إلاّ إفك . .. فقد جاءو ظلمًا و زورًا
«زور» به معناى سخن باطل و دروغ است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 29 - 5
5 - نپرداختن سهم بينوايان از امولال خود ، ظلم به خويشتن است .
إنّا كنّا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 20 - 9
9 - ابليس ، عامل كفران مردم سبأ و برانگيزنده آنان به ظلم به نفس
و لقد صدّق عليهم إبليس ظنّه فاتّبعوه إلاّ فريقًا من المؤمنين
در عبارت «صدّق عليهم. .. ظنّه» ايجاز به حذف وجود دارد; براى اين كه صدق ظن، فرع بر دعوت و جواب مثبت دادن مردم
است. بنابراين، معلوم مى شود كه ابليس از آنان خواسته و آنان نيز او را اجابت نموده و نعمت هاى خدا را كفران كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 76 - 6
6 - گام نهادن آدمى در وادى كفر ، شرك و گناه ، در حقيقت ظلم آدمى به خويشتن است .
إنّ المجرمين . .. و ما ظلمنهم و لكن كانوا هم الظلمين
به كار رفتن واژه «ظالم» به جاى «مجرم»، حاكى از آن است كه جرم و گناه بيان شده در آيات پيشين، همان ظلم و ستم آدمى به خويش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 11 - 3
3 - غفلت از ياد خدا و احساس ايمنى از كيفر او ، عامل رواج يافتن ظلم و ستم بر مردم در خاندان فرعون
أن ائت القوم الظلمين . قوم فرعون ألايتّقون
از مجموع دو آيه استفاده مى شود كه تقوا (بيم داشتن از خشم خدا و كيفر كردار) مانع ظلم و تباهى است و خاندان فرعون به دليل بى بهره بودن از عنصر تقوا، گرفتار ظلم و تباهى گشته بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 41 - 7
7- گريز از ستم ظالمان ، امرى شايسته و مورد تشويق
و الذين هاجروا فى الله من بعد ما ظلموا لنبوّئنّهم فى الدنيا حسنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 107 - 5
5 - گرفتار شدن در تنگناى عذاب دوزخ ، فرجام ظلم و تجاوز
ربّنا أخرجنا منها فإن عدنا فإنّا ظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 42 - 1
1- هشدار خداوند به ستمگران درباره سرنوشت شوم ستم پيشگى
و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 79 - 10
10- يوسف ( ع ) و كارگزارانش به هنگام اقتدار و حكومت در مصر ، از هر گونه ظلم و ستم اجتناب مى كردند .
قال معاذ الله ان . .. إنا إذًا لظلمون
مقصود يوسف از ضميرهاى متكلم مع الغير «نا» و «نحن» در حقايقى كه مطرح كرد (أن نأخذ . .. إنا إذًا لظالمون) خود او و كارگزارانش مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 1 - 14
14 - عن أبى ابراهيم قال: . .. «ثم الذين كفروا بربهم يعدلون» قال: يعدلون بين الظلمات و النور و بين الجور و العدل.
امام كاظم(ع) درباره آيه «ثم الذين . .. » فرمود: (كافرانى كه براى خدا انباز مى گيرند)، ظلمت و نور و ظلم و عدل را برابر قرار مى دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 83 - 9
9 - فرعون ، در شكنجه و آزار ديگران ، حد و مرزى نمى شناخت .
فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه على خوف من فرعون و ملإيهم أن يفتنهم . .. و انّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 161 - 21
21 - ظلم ، جلوگيرى از راه خدا ، به ناحق خوردن مال مردم ، موجب عقوبت هاى دنيوى و عذاب اخروى
فبظلم من الذين هادوا حرمنا . .. و أعتدنا للكفرين منهم عذاباً أليماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 40 - 6
6 - ظلم و بيدادگرى ، پى آمدى شوم و سرنوشتى هلاكت بار در دنيا
فأخذنه و جنوده فنبذنهم فى اليمّ فانظر كيف كان عقبة الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 206 - 11،12
11 - هيچ كيفرى جز عذاب جهنّم ، نمى تواند حاكمان مفسد ، سرسخت ، متكبّر و مغرور را رام كند .
و اذا تولى سعى . .. فحسبه جهنم
12 - جهنّم ، كيفر حاكمان مفسد ، سرسخت و حق ناپذير
و اذا تولى سعى . .. فحسبه جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 95 - 11
11 - خداوند ، ستمكاران را به سزاى اعمالشان خواهد رساند .
و اللّه عليم بالظلمين
هدف از بيان آگاهى خداوند به ستمكاران، تهديد آنان به عذاب مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 30 - 1،2
1 - قتل و آدمكشى از سر ظلم و تجاوز ، موجب گرفتارى به عذاب دوزخ
و لا تقتلوا انفسكم . .. و من يفعل ذلك عدواناً و ظلماً فسوف نُصليه ناراً
در برداشت فوق «ذلك» اشاره به «قتل نفس» گرفته شده است.
2 - تصرف به ناحق در اموال ديگران از سر ظلم و تجاوز ، موجب گرفتارى به آتش دوزخ
و لا تقتلوا انفسكم . .. و من يفعل ذلك عدواناً و ظلماً فسوف نُصليه ناراً
بنابر اينكه «ذلك» اشاره به «لا تاكلوا» و يا مجموع «لا تاكلوا . .. و لا تقتلوا» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 33 - 21
21 - حاكم اسلامى ، وظيفه دار برگزيدن يكى از مجازات هاى چهارگانه محارب ، با رعايت تناسب بين مجازات و جنايت وى
انما جزؤا الذين يحاربون اللّه . .. او ينفوا من الارض
از امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از معناى آيه فوق روايت شده: ذلك الى الامام يفعل به ما يشاء، قلت: فمفوض ذلك اليه؟ قال: لا، و لكن نحو الجناية.
كافى، ج 7، ص 246، ح 5; نورالثقلين، ج 1، ص 622، ح 164.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 6 - 6
6 - ستمگران و اعراض كنندگان از قوانين دين، علاوه بر عذابهاى دنيوى به عذابهاى آخرت نيز گرفتار خواهند شد.
و كم من قرية أهلكنها . .. إنا كنا ظلمين. فلنسئلن الذين أرسل إليهم
هدف از بيان بازجويى در قيامت، تهديد ظالمان به عذابهاى اخروى است،و كلمه «فاء» در «فلنسئلن» بيانگر آن است كه عذابهاى دنيا پايان مجازات آنان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 9
9 - ترك نهى از منكر و سكوت در برابر منحرفان و فسق و ستمگرى ، داراى كيفرى شديد است .
أنجينا الذين ينهون عن السوء و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 22 - 23
23- ستمگرى در پى دارنده عذابى بس دردناك
إن الظلمين لهم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 27 - 8
8- افزايش گمراهى ، كيفر و پيامد ستم پيشگى است .
و يضلّ الله الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 43 - 4
4- ظلم ، گناهى بزرگ و نابخشودنى و موجب كيفر سخت الهى در قيامت است .
يعمل الظلمون . .. ليوم تشخص فيه الأبصر . مهطعين مقنعى رءوسهم لايرتدّ إليهم طرف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 47 - 8
8 - شرك و ظلم ، گناهى بس بزرگ و پيام دار عذابى سخت و فوق تصور بشر
و بدا لهم من اللّه ما لم يكونوا يحتسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 51 - 9
9 - ناتوانى انسان ها در دنيا ، از دفع عذاب الهى و پيامد هاى هلاكت بار ستم خويش
و الذين ظلموا من هؤلاء سيصيبهم سيّئات ماكسبوا و ما هم بمعجزين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 42 - 3
3 - ظلم و تجاوز به حقوق مردم - حتى انسان هاى غير مؤمن - امرى ناشايست و سزاوار پيگرد و انتقام است .
إنّما السبيل على الذين يظلمون الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 45 - 22
22 - ظلم و ستمگرى ، موجب جاودانگى انسان در آتش دوزخ است .
ألا إنّ الظلمين فى عذاب مقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 131 - 9
9 - خداوند، ستم و گناهى را كه از سر غفلت و ناآگاهى باشد، كيفر نمى دهد.
أن لم يكن ربك مهلك القرى بظلم و أهلها غفلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 43 - 4
4- ظلم ، گناهى بزرگ و نابخشودنى و موجب كيفر سخت الهى در قيامت است .
يعمل الظلمون . .. ليوم تشخص فيه الأبصر . مهطعين مقنعى رءوسهم لايرتدّ إليهم طرف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 44 - 7
7- ظلم ، گناهى نابخشودنى و در پى دارنده عذاب الهى در دنيا
و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون . .. و أنذر الناس يوم يأتيهم العذاب في
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 79 - 4
4- ظلم و بيدادگرى ، گناهى بزرگ و در پى دارنده عذاب الهى است .
و إن كان أصحب الأيكة لظلمين . فانتقمنا منهم
انتقام خداوند از «اصحاب ايكه» به خاطر ظلم آنها، بيانگر اين نكته است كه ظلم و بيدادگرى گناهى نيست كه قابل عفو و آمرزش باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 85 - 3
3- ظلم ، گناهى بزرگ و نابخشودنى و عامل اصلى ابتلاى انسان به عذاب اخروى است .
و إذا رءا الذين ظلموا العذاب
برداشت فوق به خاطر اين نكته است كه با آنكه آيه در صدد بيان وضعيت كافران در قيامت است، ولى از آنان به ظالمان توصيف كرده است و وصف مشعر به عليت است. گفتنى است وعده عذاب اخروى، بيانگر بزرگى و نابخشودنى بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 47 - 8
8 - شرك و ظلم ، گناهى بس بزرگ و پيام دار عذابى سخت و فوق تصور بشر
و بدا لهم من اللّه ما لم يكونوا يحتسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 52 - 4
4 - ستم پيشگى ، گناهى نابخشودنى و عذرناپذير در قيامت
يوم لاينفع الظلمين معذرتهم
آمدن كلمه «الظالمين» به صورت وصفى، بيانگر اين نكته است كه مقصود از آن، فردى نيست كه در زندگى اندكى ستم كرده باشد; بلكه كسى است كه چنان به اين گناه آلوده شده كه به آن شهرت يافته و عادت كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 98 - 5
5- ستم به پيامبران گناهى قابل آمرزش
سوف أستغفر لكم ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 25 - 17
17 - « عن75 أبى الصباح الكنانى قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ : و من يرد فيه بالحاد بظلم نذقه من عذاب أليم » فقال : كلّ ظلم يظلمه الرجل نفسه بمكّة من سرقه أو ظلم أحد أو شىء من الظلم فإنّى أراه ألحاداً ;
ابى الصباح كنانى گفت: از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ «و من يرد فيه بالحاد بظلم نذقه من عذاب أليم» سؤال كردم فرمود: هر ظلمى كه شخص در مكّه بر خويش كند; خواه دزدى باشد، يا ستم به ديگرى و يا هرگونه ستمى، من آن را الحاد و انحراف مى بينم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 80 - 9
9- فرزند بزرگ يعقوب با يادآور شدن ظلم و ستم برادرانش به يوسف ، بازگشت به نزد پدر را بدون همراه داشتن بنيامين ناروا شمرد .
ألم تعلموا . .. من قبل ما فرّطتم فى يوسف
«ما» در «ما فرّطتم» مصدريه است و عبارت «من قبل ما فرّطتم . ..» عطف بر «أنّ أباكم ...» مى باشد ; يعنى: «ألم تعلموا تفريطكم فى يوسف من قبل». تفريط به معناى كوتاهى كردن و رها كردن چيزى تا نابود شدن آن است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 207 - 13
13 - لزوم مبارزه تا سر حدّ جان دادن ، با فساد و حاكمان فاسد
و من الناس من يعجبك . .. و اذا تولى سعى فى الأرض ... و من الناس من يشرى نفسه
از اينكه پس از بيان خصلتهاى حاكمان مُفسد، بى درنگ ستايش از كسانى شده است كه جان خويش را در راه خدا مى دهند، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 19 - 10
10 - تقواپيشگان ، مبرّا از ظلم و دوستى با ظالمان
و إنّ الظلمين بعضهم أولياء بعض و اللّه ولىّ المتّقين
از اين كه «المتقين» در مقابل «الظالمين» قرار گرفته، مطلب ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 140 - 7
7 - ظالمترين مردم كسى است كه حقايق دينى و معارف الهى را كتمان كرده و از ارائه آنها به ديگران خوددارى كند .
و من أظلم ممن كتم شهدة عنده من اللّه
«من اللّه» همانند «عنده» صفت براى «شهادة» است. بنابراين «شهادة عنده من اللّه»; يعنى، شهادتى كه در نزد اوست از ناحيه خدا دريافت كرده است. مقصود از شهادت كه از ناحيه خدا در اختيار انسان مى باشد، حقايق دينى و معارف الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 182 - 13،14
13 - مجازات بى گناهان ، ظلمى بزرگ است .
و انّ اللّه ليس بظلاّم للعبيد
برداشت فوق مبتنى است بر احتمال دوّم (تقدير مبتدا براى «انّ اللّه . .. »)، است.
14 - مجازات افزون بر گناه ، ظلمى بزرگ است .
و انّ اللّه ليس بظلاّم للعبيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 21 - 1،2،3،5،9،10
1 - افترازنندگان به خداوند، ظالمترين مردم هستند.
و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا
2 - تكذيب كنندگان آيات خداوند، ستمگرترين مردم هستند.
و من أظلم ممن . .. أو كذب بايته
3 - افتراى به خداوند و تكذيب آيات الهى، بزرگترين ظلم است.
و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته
5 - كتمان حقانيت پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، مصداق بارز تكذيب آيات الهى و از بزرگترين ظلمهاست.
الذين ءاتينهم الكتب . .. و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته
در آيه قبل سخن از تكذيب پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود و اين آيه در مقام هشدار به تكذيب كنندگان آن حضرت است. چرا كه وى مصداقى روشن براى آيات الهى است.
9 - بدعت در دين، از بزرگترين ظلمها و مانع سعادت و رستگارى است.
و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته إنه لايفلح الظلمون
10 - شرك به خدا، بزرگترين ظلم و مانع سعادت و رستگارى است.
و إننى برىء مما تشركون . .. و من أظلم ممن افترى ... إنه لايفلح الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 1،8
1 - افترا به خداوند بالاترين ظلم و از بزرگترين گناهان است.
و من أظلم ممن افترى على الله كذبا
8 - ظلم، معيار سنجش ميزان زشتى گناهان و داراى مراتب است.
و من أظلم ممن افترى على الله كذبا
گزينش واژه «أظلم» به جاى «أذنب» و «أعصى» و مانند آن مى تواند بدان جهت باشد كه اولا ظلم بودن افترا را گوشزد كند و ثانياً به ريشه گناه بودن افترا اشاره نمايد. بنابراين ظلم معيارى براى شناخت گناه و مرتبه آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 37 - 2
2 - بدعت در دين الهى، همانند تكذيب آيات خداوند، بزرگترين ستم است.
فمن أظلم ممن افترى على الله كذبا أو كذب بأيته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 17 - 1،2،3
1 - افترا بستن به خدا ( چيزى را به دروغ به خدا نسبت دادن ) بدترين نوع بيدادگرى است .
فمن أظلم ممن افترى على اللّه كذباً
2 - تكذيب قرآن و ساختگى خواندن آن - على رغم اعتقاد به الهى بودنش - اوج بيدادگرى است .
فمن أظلم ممن . .. أو كذّب بأيته
3 - ظلم و بيدادگرى ، داراى مراتب است .
فمن أظلم ممن افترى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 18 - 1،3
1- دروغ بستن به خداوند ، بزرگترين ظلم است .
و من أظلم ممن افترى على الله كذبًا
3- ستمگرى داراى مراتب
و من أظلم ممن افترى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 1
1- روى گردانى از آيات پروردگار پس از تذكّر يافتن و آگاهى به آن ، بزرگ ترين ظلم است .
و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه فأعرض عنها
«ذكر» يعنى، شناختى كه در حافظه حاضر باشد (برگرفته شده از مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 32 - 1،3،4،8
1 - دروغ بستن به خدا و تكذيب قرآن و دين حق ، بزرگ ترين نوع ظلم است .
فمن أظلم ممّن كذب على اللّه و كذّب بالصدق
مقصود از «صدق» قرآن و دين حق مى باشد.
3 - دروغ پنداشتن و رد كردن سخن حق ( قرآن ) ، بدون تأمل و انديشه و در آغاز دريافت آن ، بزرگ ترين ظلم است .
فمن أظلم ممّن كذب على اللّه و كذّب بالصدق إذ جاءه
«إذ» براى ظرف زمان ماضى است و گوياى آن است كه انكار و تكذيب قرآن، مقارن و همزمان با آمدن اين كتاب بود و هيچ فاصله اى ميان دريافت قرآن و تكذيب آن وجود نداشت. اين حقيقت مى رساند كه تكذيب كافران، بدون تأمل و تفكر و با شتاب بود.
4 - شرك ، افترا و دروغ بستن به خداوند ، بزرگ ترين ظلم به شمار مى رود .
فمن أظلم ممّن كذب على اللّه و كذّب بالصدق
يكى از مصاديق مورد نظر دروغ بستن به خدا - با توجه به اين كه آيه شريفه در رديف آيات مربوط به مشركان قرار دارد و نيز اين سوره از سوره هاى مكى است و مردم مكه بيشتر مشرك بودند - شريك قائل شدن براى خداوند يكتا است.
8 - ظلم ، داراى مراتب گوناگون است .
فمن أظلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 52 - 4
4 - عاد و ثمود و قوم نوح ، داراى ظلم و طغيانى فزون تر از ديگر اقوام نابود شده تاريخ
إنّهم كانوا هم أظلم و أطغى
بنابراين كه ضمير «هم» به قوم عاد و ثمود و نوح بازگردد، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 7 - 1،4
1 - افترا و نسبت دروغ به خدا بستن ، بالاترين ظلم و بدترين گناه است .
و من أظلم ممّن افترى على اللّه الكذب
تقبيح افترا بر خداوند با تعبير «أظلم» (صيغه اسم تفضيل)، نشان از بزرگى گناه آن دارد.
4 - ظلم ، داراى درجات و مراتب شدت و ضعف
و من أظلم ممّن افترى على اللّه الكذب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 85 - 10
10- جوامع مرفّه ، در خطر انحرافات اقتصادى و گسترش دادن ظلم و ستم در پهنه گيتى
إنى أريكم بخير . .. أوفوا المكيال ... و لاتعثوا فى الأرض مفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 60 - 20
20 - بازداشتن دشمنان از هجوم به جامعه ايمانى و ستمكارى آنان ، از منافع جهاد و تأمين هزينه ادوات آن است . *
و ما تنفقوا . .. و أنتم لاتظلمون
برخى برآنند كه «يوف إليكم» و «أنتم لاتظلمون» بيانگر ثمرات توان نظامى جامعه در دنياست. يعنى اگر هزينه جهاد را تأمين كنيد و بنيه نظامى جامعه اسلامى را به حدى برسانيد كه دشمنان وحشت كنند، در نتيجه به شما هجوم نخواهند آورد تا ضررهايى را بر شما تحميل نمايند. و اگر چنين كرديد بر شما مسلط نخواهند شد تا بتوانند ستمى بر شما روا بدارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 6 - 8
8- خداوند ، بخشاينده گناهان و ستم كارى هاى مردم است .
و إن ربك لذو مغفرة للناس على ظلمهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 3
3- بزرگ ترين ظلم ها و جنايت ها در تاريخ بشر ، داراى ريشه در انكار آيات الهى و غفلت از كيفر اَعمال است . *
و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه فأعرض عنها و نسى ما قدّمت يداه
برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه منظور از ظلم در «من أظلم» صرفاً، ظلم به نفس نباشد، بلكه علاوه بر آن، شامل ظلم به غير نيز بشود و جمله «نسى ما قدمت يداه» كنايه از عدم اعتقاد به كيفر كردار و بقاى عمل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 135 - 22
22 - خودخواهى ، وابستگى فاميلى و ملاحظه فقر و غناى افراد ، ريشه بسيارى از بى عدالتى ها و شهادت هاى نابحق و تهديدى براى عدالت اجتماعى است .
كونوا . .. شهداء للّه و لو على أنفسكم او الولدين و الاقربين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 44 - 2
2 - هر ستمى كه به انسان مى رسد ، از ناحيه خود اوست .
و لكن الناس أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 89 - 7
7- ارتكاب گناهان و ستمكاريها ، برخاسته و نشأت گرفته از جهل است .
هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه إذ أنتم جهلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 39 - 5
5 - بى ايمانى به جهان آخرت ، ريشه سركشى و بى عدالتى انسان ها است .
و استكبر هو . .. و ظنّوا أنّهم إلينا لايرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 89 - 5
5- يوسف ( ع ) جهل و نادانى برادرانش را منشأ ستم آنان به وى و بنيامين دانست .
هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه إذ أنتم جهلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 33 - 10
10- ظلمى كه به كافران از ناحيه ايستادگى در برابر كتاب هاى آسمانى شده است ، از ناحيه خداوند نبوده و از سوى خود آنان بوده است .
و ما ظلمهم الله و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 6 - 11
11- تحميل بدترين شكنجه ها و آزار بر قوم موسى ( بنى اسرائيل ) ، شيوه مستمر فرعونيان
يسومونكم سوء العذاب
«يسومون» از «سوم»، به معناى تحميل شكنجه و عذاب، است و فعل مضارع آوردن آن، مى تواند اشاره به تداوم آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 35 - 13،19
13 - هشدار خداوند به آدم ( ع ) و حوا به اين كه در صورت تناول از شجره ممنوعه ، از ستمكاران خواهند شد .
و لاتقربا هذه الشجرة فتكونا من الظلمين
19 - سرپيچى از فرامين خدا ، ظلم است .
و لاتقربا هذه الشجرة فتكونا من الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 51 - 15،16
15 - گوساله پرستى بنى اسرائيل از جمله ستمكارى هاى آنان بود .
ثم اتخذتم العجل من بعده و أنتم ظلمون
16 - پرستش غير خداوند ، ظلم است .
ثم اتخذتم العجل من بعده و أنتم ظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 54 - 1،3
1 - قوم موسى با گوساله پرستى ، بر خويشتن ستم كرده و مستحق كيفر شدند .
يقوم إنكم ظلمتم أنفسكم باتخاذكم العجل
3 - آدمى ، با شرك ورزى و پرستش غير خدا به خود ستم مى كند .
إنكم ظلمتم أنفسكم باتخاذكم العجل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 59 - 6،10
6 - تغيير و تبديل اوامر خداوند ، ظلم و در پى دارنده عذاب الهى است .
فأنزلنا على الذين ظلموا رجزاً من السماء
مراد از «الذين ظلموا» در جمله فوق، كسانى هستند كه به جاى گفتن «حطة» (خدايا! آمرزش گناهان را از تو خواهانيم) سخنى ديگر بر زبان جارى ساختند.
10 - تمرد از فرمان هاى الهى ظلم است .
فبدل الذين ظلموا قولا غير الذى قيل لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 92 - 10،11
10 - ارتداد قوم موسى و گرايش آنان به گوساله پرستى ، از جمله ستم هاى آنان
ثم أتخذتم العجل من بعده و أنتم ظلمون
11 - پرستش غير خدا ظلم است .
ثم أتخذتم العجل . .. و أنتم ظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 114 - 4
4 - كسانى كه مردم را از حضور در مساجد ، به انگيزه ياد نشدن نام خدا ، بازدارند ، ستمكارترين مردمند .
و من أظلم ممن منع مسجد اللّه أن يذكر فيها اسمه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 140 - 12
12 - اداى شهادت واجب و كتمان آن ظلم است .
و من أظلم ممن كتم شهدة عنده من اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 17،20
17 - پيروى از آرا و قوانين مبتنى بر هوا هاى نفسانى - با وجود قوانين الهى - ظلم است .
لئن اتبعت اهواءهم من بعد جاءك من العلم إنك إذاً لمن الظلمين
20 - ارتكاب گناه پس از آگاهى به آن ظلم است .
و لئن اتبعت اهواءهم من بعد جاءك من العلم إنك إذاً لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 229 - 22
22 - تجاوز از حدود و احكام الهى ، ظلم است .
و من يتعدّ حدود اللّه فاولئك هم الظالمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 231 - 5
5 - رجوع مرد به زن به قصد آزار و اذيّت ، تعدّى به حدود الهى و ظلم است .
تلك حدود اللّه فلا تعتدوها و من يتعد حدود اللّه فاولئك هم الظالمون . .. و لا تمس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 246 - 22
22 - نافرمانى از دستور خداوند به پيكار عليه تجاوز و اسارت ، ستمگرى است .
فلما كتب عليهم . .. و اللّه عليم بالظّالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 254 - 13
13 - خوددارى از انفاق ، كفران نعمت و ستمگرى است .
انفقوا ممّا رزقناكم . .. و الكافرون هم الظالمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 258 - 26
26 - كفر همراه با عناد و ايستادگى در برابر حق ، ستمگرى است .
فبهت الّذى كفر و اللّه لا يهدى القوم الظّالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 270 - 6
6 - ترك انفاق و يا انفاق را به ريا و منّت و آزار آلودن و نيز انفاق كردن از خبايث و عمل نكردن به نذر ، ستمگرى است .
لا تبطلوا صدقاتكم بالمنّ و الاذى . .. انفقوا من طيّبات ... و ما للظالمين من انصا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 279 - 10،11
10 - رباخوارى ، ستمگرى است .
و ان تبتم فلكم رؤس اموالكم لا تظلمون
مفهوم جمله «فلكم رؤس اموالكم لا تظلمون» (آنگاه كه فقط اصل سرمايه را بگيريد، ستمكار نيستيد) اين است كه در صورت گرفتن ربا، ستمكار هستيد.
11 - باز پس ندادن اصل سرمايه رباخوارانى كه توبه كردند ، ستمى بر آنان است .
فلكم رؤس اموالكم لا تَظلمون و لا تُظلمون
ولى اگر اصل سرمايه هم به شما باز پس داده نشود، مورد ستم واقع شده ايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 57 - 10،12،15
10 - كافران به عيسى ( ع ) ( يهوديان ) ، ظالم و محروم از محبّت خداوند هستند .
فاما الذين كفروا . .. و اللّه لا يحبّ الظالمين
از مصاديق مورد نظر از كلمه «الظالمين»، به قرينه آيات قبل، يهوديانى هستند كه به حضرت عيسى (ع) ايمان نياوردند.
12 - كفر ( انكار پيامبر ) ، ظلم است و كافران ، ظالم هستند .
فاما الذين كفروا . .. و اللّه لا يحبّ الظالمين
بنابراينكه جمله «و اللّه لا يحب الظالمين»، تعليل براى كيفر كافران باشد; يعنى چون كافران ظالم هستند، مستحق كيفرند.
15 - ندادن اجر كامل در برابر عمل ، ظلم است .
و اللّه لا يحبّ الظالمين
بنابراينكه جمله «و اللّه لا يحب الظالمين»، تعليل براى جمله «فيوفّيهم اجورهم» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 128 - 13
13 - رويارويى و نبرد با اهل ايمان ، ظلم است و محاربانِ با اهل ايمان ، ظالم هستند .
ليقطع طرفاً من الّذين كفروا . .. فانّهم ظالمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 140 - 21
21 - بى ايمانى و سستى در رويارويى با دشمنان دين ، ظلم است .
و لاتهنوا . .. و ليعلم اللّه الّذين امنوا ... و اللّه لايحبّ الظّالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 10 - 9
9 - تصرف سرپرست يتيم در مال وى ، به انگيزه شخصى و با قصد عدم پرداخت آن ، ظلم است .
انّ الّذين ياكلون اموال اليتامى ظلماً
امام كاظم (ع) در پاسخ سؤال از تصرف در مال يتيم فرمود: . .. لا ينبغى له ان يأكل الّا القصد ... فان كان من نيّته ان لا يردّه عليهم فهو بالمنزل الذى قال اللّه عزّ و جل: «انّ الّذين ياكلون اموال اليتامى ظلماً».
كافى، ج 5، ص 128، ح 3 ; نورالثقلين، ج 1، ص 450، ح 90.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 30 - 3،4،6
3 - تصرف نامشروع و باطل در اموال ديگران ، تجاوز و ظلم است .
و لا تقتلوا انفسكم . .. و من يفعل ذلك عدواناً و ظلماً
بنابر اينكه «عدواناً و ظلماً» قيد توضيحى باشد.
4 - آدمكشى ، تجاوز و ظلم است .
و لا تقتلوا انفسكم . .. و من يفعل ذلك عدواناً و ظلماً
برخى برآنند كه «عدواناً» و «ظلماً»، قيد توضيحى است و اشاره به علت عقوبت دارد. يعنى چون آدمكشى و انتحار، تجاوز و ظلم است، موجب عقوبت مى شود.
6 - خودكشى ، تجاوز و ستمگرى است و موجب گرفتارى به عذاب دوزخ . *
و لا تقتلوا انفسكم . .. و من يفعل ذلك ... فسوف نُصليه ناراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 64 - 6
6 - مراجعه به طاغوت و دادگاه هاى ناصالح براى داورى ، ستم به خويشتن است .
يريدون ان يتحاكموا . .. و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 124 - 9
9 - كاستن از اجر و مزد كار ديگران ، حتى به كمترين مقدار ستم است .
و من يعمل من الصلحت . .. يدخلون الجنة و لايظلمون نقيراً
خداوند، كاستن از پاداش را هر چند بسيار اندك باشد، ظلم دانسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 148 - 16
16 - پذيرايى ناشايسته از مهمان دعوت شده ، ظلم و بازگويى آن توسط مهمان ، جايز است .
لايحب اللّه الجهر بالسوء من القول إلاّ من ظلم
امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: من اضاف قوماً فاساء ضيافتهم فهم ممن ظلم فلاجناح عليهم فيما قالوا فيه.
تفسير عياشى، ج 1، ص 283، ح 296; تفسير برهان، ج 1، ص 425، ح 1.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 153 - 5،11
5 - درخواست ديدن خداوند از سوى يهود ، درخواستى ظالمانه و موجب گرفتار شدن آنان به صاعقه
فقالوا أرنا اللّه جهرة فأخذتهم الصعقة بظلمهم
11 - نگرش مادى در مورد خداوند و بهانه جويى در مقابل پيامبران ، از مصاديق بارز ظلم و موجب گرفتارى به عذاب الهى است .
يسئلك أهل الكتب . .. فأخذتهم الصعقة بظلمهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 168 - 4
4 - بازداشتن مردم از پيوستن به راه خدا ظلم است .
إنّ الذين كفروا و صدوا عن سبيل اللّه . .. إنّ الذين كفروا و ظلموا
مراد از ظلم - به قرينه آيه قبل - بازداشتن ديگران از راه خداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 29 - 12
12 - قتل و برادر كشى ، ظلم و موجب ورود به آتش دوزخ
قال لاقتلنك قال . .. و ذلك جزؤا الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 45 - 19،20،22،23
19 - خوددارى از قضاوت بر اساس احكام الهى ، ظلم است . *
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الظلمون
20 - خوددارى از قانونگذارى بر پايه مقررات الهى ، ظلم است . *
و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الظلمون
22 - بى اعتنايى به قانون قصاص ، ستمگرى است .
و كتبنا عليهم فيها . .. و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الظلمون
23 - ستم پيشگى برخى از عالمان و سران يهود عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به دليل خوددارى آنان از قضاوت بر اساس تورات
فأولئك هم الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 51 - 17
17 - دوستى با يهود و نصارا و پذيرش ولايت آنان ، ظلم و موجب محروميت از هدايت الهى
و من يتولهم منكم فانه منهم إنّ اللّه لايهدى القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 72 - 23،24
23 - كفر و شرك ، ستمكارى است .
انه من يشرك باللّه . .. و ما للظلمين من انصار
24 - باور به الوهيت مسيح ( ع ) ظلم است .
إنّ اللّه هو المسيح . .. و ما للظلمين من انصار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 107 - 10
10 - شهادت به ناحق و قسم دروغ ، تجاوز به حقوق ديگران و ستمكارى در حق ايشان است .
و ما اعتدينا إنّا اذاً لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 21 - 3،5،9،10
3 - افتراى به خداوند و تكذيب آيات الهى، بزرگترين ظلم است.
و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته
5 - كتمان حقانيت پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، مصداق بارز تكذيب آيات الهى و از بزرگترين ظلمهاست.
الذين ءاتينهم الكتب . .. و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته
در آيه قبل سخن از تكذيب پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود و اين آيه در مقام هشدار به تكذيب كنندگان آن حضرت است. چرا كه وى مصداقى روشن براى آيات الهى است.
9 - بدعت در دين، از بزرگترين ظلمها و مانع سعادت و رستگارى است.
و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته إنه لايفلح الظلمون
10 - شرك به خدا، بزرگترين ظلم و مانع سعادت و رستگارى است.
و إننى برىء مما تشركون . .. و من أظلم ممن افترى ... إنه لايفلح الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 33 - 7،8
7 - انكار آيات الهى، ستم است.
فإنهم لا يكذبكونك و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون
ممكن است ستمكار خواندن منكران به اين اعتبار باشد كه آنان با انكار خويش در زمره ستمگران قرار گرفتند، نه اينكه ستم مسبوق بر انكار باشد.
8 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، آيت الهى و تكذيب رسالت وى انكار آيات خداوند و ستم است.
فإنهم لا يكذبكونك و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 45 - 3،4
3 - بى توجهى به هشدارهاى الهى ظلم است.
فلما نسوا ما ذكروا به . .. فقطع دابر القوم الذين ظلموا
4 - سنگدلى و تضرع نكردن به درگاه خداوند، حتى در دشواريها، ظلم است.
فلولا . .. تضرعوا و لكن قست قلوبهم ... فقطع دابر القوم الذين ظلموا
در آيه شريفه هدف از آمدن سختيها را تضرع و روى آوردن به خدا دانسته، و به دنبال آن گروهى را معرفى كرده كه حتى در شدت و سختى منفعل نمى شوند، و سرانجام از اين گروه با عنوان «ظالمان» ياد كرده است، بنابراين سنگدلى و تضرع نكردن آنان ظلم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 47 - 6
6 - شرك و تسليم نشدن در برابر آيات روشن قرآن، ظلم است.
انظر كيف نصرف الأيت ثم هم يصدفون . .. هل يهلك إلا القوم الظلمون
مخاطب فعل «أرءيتم» همان كسانى هستند كه از آيات الهى اعراض كردند كه از آنان به عنوان ظالم ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 52 - 20،21،22،24
20 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) نبايد با طرد مؤمنان مستمند و فقير از اطراف خويش، خود را در جرگه ظالمان قرار دهد.
فتطردهم فتكون من الظلمين
21 - رهبران و مبلغان دينى در صورت طرد مؤمنان مستمند و ضعيف از اطراف خويش، ستمكارند.
فتطردهم فتكون من الظلمين
22 - طرد كردن مؤمنان به سبب نداشتن پايگاه اجتماعى، ستمگرى است.
فتطردهم فتكون من الظلمين
24 - تبعيض در روابط اجتماعى بر مبناى ارزشگذارى غلط، ستمگرى است.
فتطردهم فتكون من الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 68 - 17
17 - مغالطه گران و ياوه گويان و جدل كنندگان در مورد قرآن و آيات الهى ستمكارند.
الذين يخوضون فى ءايتنا . .. مع القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 82 - 3،9،10،11
3 - شرك، به هر صورت و در هر مرحله كه باشد، ظلم است.
و لم يلبسوا إيمنهم بظلم
آيات پيشين جملگى در مورد توحيد و ابطال شرك بود. اين آيه به منزله جمع بندى و نتيجه اى در پى آن مجموعه است. لذا مراد از «ظلم» در اين آيه، به قرينه آيات گذشته، شرك است.
9 - عن أبى عبدالله(ع) (فى حديث فى قوله تعالى «بظلم») قال: هو الشرك . .. .
از امام صادق(ع) ضمن حديثى آمده است: مراد از «ظلم»، در «و لم يلبسوا ايمانهم بظلم» شرك است . .. .
10 - عن أبى بصير قال: سألت أبا عبدالله(ع) عن قول الله عز و جل: «الذين امنوا و لم يلبسوا ايمانهم بظلم» قال: بشك.
ابو بصير گويد: از امام صادق(ع) درباره «الذين آمنوا . .. » پرسيدم فرمود: مراد از «ظلم»، در آيه شك است. (مقصود از «شك» مذكور در روايت، شك غير اختيارى كه مقدمه رسيدن به حق مى باشد، نيست. بلكه مى تواند مراد، شك حاصل از رفتن در پى شبهه با مقدمات اختيارى و يا تشكيك در حق باشد.)
11 - عنه فى قوله: «و لم يلبسوا ايمانهم بظلم» قال: الضلال فما فوقه.
از امام صادق(ع) روايت شده كه مراد از «ظلم»، در آيه فوق گمراهى و بالاتر از آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 1
1 - افترا به خداوند بالاترين ظلم و از بزرگترين گناهان است.
و من أظلم ممن افترى على الله كذبا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 135 - 11
11 - كفر و مخالفت با راه انبيا، ظلم و مانع رستگارى است.
اعملوا على مكانتكم . .. إنه لايفلح الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 144 - 10
10 - گمراه ساختن مردم ناآگاه با جعل احكام دروغين، از بزرگترين ستمهاست.
فمن أظلم . .. ليضل الناس بغير علم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 157 - 10،11،12
10 - تكذيب كنندگان قرآن ستمكارترين مردمند.
فمن أظلم ممن كذب بأيت الله
11 - كسانى كه از قرآن رويگردان باشند، ستمكارترين مردمند.
فمن أظلم ممن . .. صدف عنها
«صدف» (مصدر صدف) به معناى اعراض كردن و منصرف ساختن آمده است. (برگرفته از قاموس المحيط). برداشت فوق بر اساس معناى اول است.
12 - كسانى كه ديگران را از ايمان به قرآن و آيات الهى باز دارند، ستمكارترين مردمند.
فمن أظلم ممن . .. صدف عنها
در برداشت فوق «صدف» فعلى متعدى (به معناى منصرف ساخت) گرفته شده است. گفتنى است بر اين مبنا مفعول آن كلمه اى مانند «الناس» است كه به سبب وضوحش در جمله ذكر نشده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 5 - 2
2 - جوامع بى اعتنا به قوانين دين و اعراض كنندگان از ولايت خداوند، از ظالمان هستند.
اتبعوا . .. قالوا إنا كنا ظلمين
ظالم خواندن اقوام هلاك شده پيشين پس از فرمان به تبعيت از قوانين دين و بر حذر داشتن مردم از پذيرش ولايت غير خدا، بيانگر آن است كه پذيرش ولايت غير خدا و پيروى نكردن از قوانين دين، ظلم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 37 - 2،22
2 - بدعت در دين الهى، همانند تكذيب آيات خداوند، بزرگترين ستم است.
فمن أظلم ممن افترى على الله كذبا أو كذب بأيته
22 - كفر و شرك از بزرگترين ستمهاست.
فمن أظلم ممن افترى على الله كذبا أو كذب . .. أنهم كانوا كفرين
جمله «أين ما كنتم . ..» كه بيان شرك مشركان است، توضيح مصداقى براى «فمن أظلم ...» مى باشد. بنابراين شرك از ستمهاى بزرگ است و چون مشركان در ذيل آيه كافر ناميده شده اند، كفر نيز از ستمهاى بزرگ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 45 - 2،6
2 - كسانى كه مردم را از پيوستن به راه خدا باز دارند ، ستمكارند .
أن لعنة اللّه على الظالمين. الذين يصدون عن سبيل اللّه
برداشت فوق بر اين اساس است كه «يصدون» از «صدّ» به معناى بازداشتن باشد. قابل ذكر است كه بر اين مبنا كلمه اى همانند «الناس» مفعول آن خواهد بود كه به خاطر وضوحش در كلام نيامده است.
6 - منكران قيامت از زمره ستمكارانند و در قيامت از رحمت خدا محروم خواهند بود .
أن لعنة اللّه على الظالمين. الذين ... و هم بالأخرة كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 103 - 9
9 - ناديده گرفتن آيات الهى و تكذيب آنها ، ظلم است .
فظلموا بها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 148 - 12
12 - پرستش غير خدا و گرايش هاى شرك آلود ، ستمكارى است .
اتخذوه و كانوا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 150 - 28
28 - شرك ، ظلم است و مشركان مردمى ظالم هستند .
و لاتجعلنى مع القوم الظلمين
مراد از «الظلمين» همان مشركان و گوساله پرستان هستند. بنابراين هدف از آوردن كلمه «الظلمين» به جاى «المشركين» ظالم خواندن مشركان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 160 - 31
31 - تخلف از فرمان خدا و ناسپاسى در برابر نعمت هاى او ، ظلمى است از ناحيه انسان به خويشتن
و لكن كانوا أنفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 162 - 7،8
7 - تمرد از فرمان هاى الهى ظلم است .
فبدل الذين ظلموا
8 - بدعت و تحريف حقايق دينى ظلم است .
فبدل الذين ظلموا منهم قولا غير الذى قيل لهم فأرسلنا . .. بما كانوا يظلمون
از مصاديق «ما كانوا يظلمون» تبديل و تحريف سخنى است كه خداوند به بنى اسرائيل آموخت تا به هنگام ورود به بيت المقدس آن را به زبان جارى كنند (قولوا حطة). خداوند آن تبديل و تحريف را ظلم شمرده است. بنابراين تحريف و تبديل سخنان الهى كه همان حقايق دينى است، از مصاديق ظلم مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 165 - 8
8 - تخلف از احكام الهى و مداومت بر آن ، فسق و ظلم و در پى دارنده كيفر شديد الهى است .
و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس بما كانوا يفسقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 60 - 18،19
18 - كاستى در پاداش انفاق ها و ناديده گرفتن انفاق هاى ناچيز ، ستمكارى است .
و ما تنفقوا من شىء فى سبيل اللّه يوف إليكم و أنتم لاتظلمون
19 - پرداخت مزد كار ها به كمتر از مقدار استحقاق ، ستمكارى است .
يوف إليكم و أنتم لاتظلمون
«توفية» مصدر «يوف» به معناى پرداخت كامل و تمام است و جمله «أنتم لاتظلمون» حال براى ضمير در «إليكم» است. مفهوم اين دو جمله همان است كه در برداشت فوق آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 36 - 9
9 - شكستن حرمت ماه هاى حرام ( پرداختن به جنگ در آن ) ، ظلم به خويش و جامعه بشرى است .
فلا تظلموا فيهن أنفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 109 - 14
14 - قرار دادن پايگاه و امكانات در اختيار دشمن خدا و دين ، ظلم و موجب سقوط در آتش است .
و إرصاداً لمن حارب اللّه . .. فانهار به فى نار جهنم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 52 - 4
4 - تكذيب و انكار قرآن ، ظلم و موجب مخلد شدن مكذبان و منكران در عذاب اخروى است .
أثم إذا ما وقع ءامنتم به . .. ثم قيل للذين ظلموا ذوقوا عذاب الخلد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 54 - 5
5 - پافشارى بر شرك ، تكذيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) و انكار قرآن ، ظلم بوده و در پى دارنده عذاب است .
و إن كذبوك . .. أثم إذا ما وقع ءامنتم به ... و لو أن لكل نفس ظلمت ما فى الأرض لا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 31 - 17
17- سخن نابحق گفتن درباره مردم و نالايق شمردن آنان بدون هيچ دليل و برهان ، ظلم به آنان است .
لا أقول . .. الله أعلم بما فى أنفسهم إنى إذًا لمن الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 37 - 13
13- پرستش غير خدا ، انكار رسالت پيامبران و مخالفت با پيام هاى آنان ظلم است .
و لاتخطبنى فى الذين ظلموا
مقصود از «الذين ظلموا» همان مشركان و منكران رسالت نوح هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 44 - 8
8- كفر ، ستمگرى است و كفر پيشگان ستمگرند .
و قيل بعدًا للقوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 67 - 4،5
4- كشتن ناقه صالح ، از ستمگرى هاى قوم ثمود بود .
و أخذ الذين ظلموا الصيحة
از آن جا كه كشتن ناقه صالح نيز در نزول عذاب دخيل بود ، معلوم مى شود ظلم در «الذين ظلموا» اشاره به كشتن ناقه نيز دارد.
5- شركورزى و انكار رسالت پيامبران ، ستمگرى است .
و أخذ الذين ظلموا الصيحة
مقصود از «الذين ظلموا» مشركان و انكاركنندگان رسالت صالحند. تعبير كردن از آنان به ستمكاران ، اشاره اى است به برداشت فوق.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 83 - 4،8
4- قوم لوط ، به خاطر آلوده بودن به عمل شنيع لواط ، در پيشگاه خداوند مردمى ستمكار محسوب مى شدند .
و ما هى من الظلمين ببعيد
8- همجنس بازى ، ظلم است و جوامع مبتلا به آن ، در معرض عذاب هاى دنيوى اند .
و ما هى من الظلمين ببعيد
مصداق مورد نظر براى «الظالمين» به قرينه آيات گذشته ، همجنس بازان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 94 - 9
9- شركورزى ، انكار رسالت پيامبران و رعايت نكردن عدل و انصاف در مبادلات ، ستمگرى است .
و أخذت الذين ظلموا الصيحة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 101 - 3
3- شركورزى ، انكار پيامبران و ارتكاب گناه ، ستمهايى است كه مشركان ، كافران و گنه كاران در حقِ خود روا مى دارند .
و لكن ظلموا أنفسهم
مقصود از ظلم به نفس - كه جمله «ظلموا أنفسهم» گوياى آن است - هم گناهان و هم آثار و تبعات آن مى باشد. برداشت
فوق ناظر به لِحاظ نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 113 - 4
4- شرك و پرستش غير خدا ، ظلم و درپى دارنده آتش دوزخ است .
و لاتركنوا إلى الذين ظلموا فتمسكم النار
از مصداقهاى مورد نظر براى ظلم - به قرينه آيات پيشين - شركورزى و پرستش غيرخداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 117 - 4
4- نزول عذاب بر امت هاى درستكار ، ظلم به آنهاست .
و ما كان ربك ليهلك القرى بظلم و أهلها مصلحون
كلمه «مصلح» هم به معناى اصلاح كننده خويش و هم به معناى اصلاح كننده ديگران است. برداشت فوق ، ناظر به معناى اول مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 23 - 28،29،30
28- يوسف ( ع ) ، تسليم شدن در برابر تمناى نامشروع زليخا را ، مصداقى از ستم كارى مى دانست .
إنه لايفلح الظلمون
29- ارتكاب زنا و شكستن حريم عفاف ، ستم كارى است .
قال معاذ الله . .. إنه لايفلح الظلمون
مفاد «معاذ الله» اين است كه ارتكاب فحشا گناه است و مفهوم «إنه ربى . ..» اين است كه ارتكاب گناه و فحشا، ناسپاسى در برابر خدا و قدرناشناسى اوست. از آن رو كه «إنه لايفلح الظالمون» تعليل براى اين مفاهيم است، معلوم مى شود ارتكاب فحشا و نيز ناسپاسى خدا با ارتكاب گناه، از مصداقهاى ظلم مى باشد.
30- ناديده گرفتن نعمت هاى الهى و ناسپاسى خدا ، با ارتكاب گناه ، ظلم است .
إنه ربى أحسن مثواى إنه لايفلح الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 75 - 3
3- سرقت ، نمونه اى بارز از ستم كارى است .
من وجد فى رحله فهو جزؤه كذلك نجزى الظلمين
مراد از «ظالمين» خصوص سرقت كنندگان مى باشد; زيرا بديهى است كه هر نوع ستمى كيفر ياد شده را نداشت. نام بردن از سارق به «ظالم» اشاره به اين معنا دارد كه سرقت ، نمونه اى بارز از ظلم و ستمگرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 79 - 12
12- مجازات بى گناهان به جاى مجرمان ، گناه و از مصاديق ظلم است .
قال معاذ الله . .. إنا إذًا لظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 6 - 11
11- انكار معاد ، انكار ربوبيت خدا و استهزاى عذاب هاى موعود الهى ، از مصاديق ظلم است .
و إن ربك لذو مغفرة للناس على ظلمهم
از مصداقهاى مورد نظر براى «ظلمهم» به قرينه «يستعجلونك» - كه گوياى استهزاست - و به قرينه آيه قبل - كه درباره انكار معاد و ربوبيت خدا بود - مواردى است كه در برداشت ذكر شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 13 - 11
11- كفر به تعاليم انبيا و ستيزه جويى با آنان ، ظلم است .
و قال الذين كفروا لرسلهم لنخرجنّكم . .. فأوحى إليهم ربّهم لنهلكنّ الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 22 - 24
24- اطاعت از شيطان عملى ظالمانه است .
بما أشركتمون من قبل إن الظلمين لهم عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 27 - 9
9- كفر ، ظلم است و كافران ، ظالمند .
يثبّت الله الذين ءامنوا . .. و يضلّ الله الظلمين
از مقابله «الظالمين» با «الذين آمنوا» استفاده مى شود كه ظالمان همان كافران هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 61 - 5
5- نسبت دادن امور ناروا به خداوند و كشتن دختران ، عملى ظالمانه است .
كنتم تفترون . و يجعلون لله البنت سبحنه ... أم يدسّه فى التراب ... و لو يؤاخذ ا
به قرينه سياق آيات - كه درباره مشركان و عقايد باطل آنها درباره خداوند بود - ممكن است مراد از «الناس» مشركان باشد و «ال» در «الناس» عهد ذكرى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 113 - 8
8- تكذيب رسولان و رهبران الهى ، ظلم بوده و موجب عذاب و مشكلات دنيوى است .
رسول منهم فكذّبوه فأخذهم العذاب و هم ظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 99 - 10
10- انكار معاد و ناديده گرفتن قدرت عظيم الهى در آفرينش جهان ، عملى ظالمانه است .
أو لم يروا . .. فأبى الظلمون إلاّ كفورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 50 - 28
28- گزينش ولايت شيطان به جاى ولايت خدا ، انتخابى ظالمانه و زشت است .
أفتتّخذونه . .. بئس للظلمين بدلاً
مخصوص به «ذم» در فعل «بئس» ابليس است. و «بدلاً» تميز براى آن، لذا معناى جمله، چنين مى شود كه: «شيطان، بدجايگزينى است (به جاى خداوند) براى ظالمان».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 2
2- نينديشيدن در آيات الهى ( قرآن ) و گذر كردن از آن بدون تأمل و انديشه ، ستم كارى است .
و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه فأعرض عنها
عطف «أعرض» به وسيله حرف «فاء» گوياى آن است كه برخى، بدون تأمل و درنگ، پس از گوشزدشدن آيات الهى به آنان، از آن رومى گردانند و همين، موجب ورود آنان به زمره ستم كاران مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 59 - 5
5- اِعراض از آيات الهى و نشنيده انگاشتن آن و غفلت از گناهان گذشته خويش ، ستم ، و موجب سقوط و نابودى امّت ها است .
و من أظلم . .. و تلك القرى أهلكنهم لمّا ظلموا
مراد از ظلم در «لم ا ظلموا» - به دليل ارتباط اين آيه با آيات قبل - همان امورى است كه در آيه پنجاه و هفت بيان شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 87 - 2
2- گريز از ايمان و عمل صالح ، ظلم است .
قال أمّا من ظلم
مراد از ظلم در اين آيه - به قرينه آيه بعد كه مؤمنان داراى عمل صالح را در برابر ستم گران قرار داده است - بى ايمانى و ترك كردار نيك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 4
4- مردم بى ايمان و فاقد عمل صالح ، در بينش ذوالقرنين ، مردمى ظالم بودند .
قال أمّا من ظلم . .. و أمّا من ءامن و عمل صلحًا فله جزاءً الحسنى
مقابله بين دو گروه «من ظلم» و «من ءامن. ..» حكايت از آن دارد كه ترك ايمان و عمل صالح ظلم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 38 - 6
6- گمان فرزندى عيسى ( ع ) براى خداوند ، پندارى ظالمانه و ضلالتى آشكار است .
ما كان للّه أن يتّخذ من ولد . .. لكن الظلمون اليوم فى ضلل مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 39 - 9
9- باور نداشتن قيامت و غفلت از حسرت باربودن آن ستم گرى است .
لكن الظلمون . .. هم فى غفلة و هم لايؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 72 - 5،6
5- ترك تقوا ، ظلم است و ظلم نشانه بى تقوايى .
ثمّ ننجّى الذين اتقوا و نذر الظلمين
در اين آيه، مردم به دودسته تقسم شده اند: متقى يا ظالم. براين اساس شخص بى تقوا از ظالمان است و ظلم نيز نشانه بى تقوايى خواهد بود.
6- استكبار و گردن فرازى در برابر حقايق و معارف الهى ، ظلم است .
على الرحمن عتيًّا . .. و نذر الظلمين فيها
در آيات پيشين سخن از احضار مستكبران و تعيين اولويت هاى آنان براى ورود به جهنم بود. مقتضاى ارتباط اين آيه با آيات گذشته، آن است كه از جمله ظالمان مطرح شده در اين آيه، مستكبران و عصيان گران هستند كه آيات قبل در باره آنان سخن گفته بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 3 - 5،17
5- برخورد ناشايست با وحى و بازى با آن ، از مصداق هاى ظلم و ستم
و هم يلعبون . لاهية قلوبهم ... الذين ظلموا
17- تكذيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) و نسبت هاى ناروا ( جادوگرى و . . . ) به او ظلم است .
و أسرّوا النجوى الذين ظلموا هل هذا إلاّبشر. .. أفتأتون السحر و أنتم تبصرون
جمله «هل هذا إلاّ بشر. .. أفتأتون السحر...» بدل براى «النجوى» است; يعنى، محتواى نجواى ستمگران اين بود كه نسبت سحر به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى دادند. با توصيف اين افراد به «ظالمان»، نشانگر اين است كه نسبت ناروا به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مصداق بارز ظلم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 11 - 4
4- مخالفت و مبارزه با قرآن و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، مصداق آشكار ظلم و ستم است .
لقد أنزلنا إليكم. .. و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة
خداوند، پس از بيان نزول قرآن و فراخواندن مردم به تعقل در آن و نيز طرح نابودى بسيارى از اقوام گذشته به خاطر ظلمشان، مخالفان اسلام و قرآن را به عذاب و نابودى تهديد كرد و اين مى رساند كه مخالفت با اسلام و قرآن، مصداق روشن ظلم و موجب نابودى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 29 - 6
6- ادعاى الوهيت ظلم است و مدعيان خدايى ، ظالم اند .
و من يقل منهم إنّى إله . .. كذلك نجزى الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 46 - 6
6- كفر ، شرك و استهزاى پيامبران ، ظلم و ستمى آشكار است .
يويلنا إنّا كنّا ظلمين
اعتراف مشركان و كافران استهزاگر به ستم كار بودن خود، حكايت از اين دارد كه كفر و شرك و استهزاى پيامبران، ظلم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 64 - 5
5- بت پرستى و شرك ، از ديد فطرت انسانى ، ظلم و ستم است .
فرجعوا إلى أنفسهم فقالوا إنّكم أنتم الظلمون
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «أنفسهم» به خود آمدن و ضمير و وجدان آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 97 - 12
12- كفر و سرپيچى از عبوديت حق ، مصداق بارز ظلم است .
أبصر الذين كفروا . .. بل كنّا ظلمين
توصيف كردن كافران به ظالم بودن خود به جاى كافر بودن، بيانگر يكى بودن اين دو وصف است و هر كافرى در حقيقت ظالم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 27 - 5
5 - نپيمودن راه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و دورى از روش آن حضرت ، ظلم است .
الظالم . .. يقول يليتنى اتّخذت مع الرسول سبيلاً
برداشت فوق، از آن جا است كه افرادى كه راه پيامبر(صلی الله علیه و آله) را نپيمودند، ظالم معرفى شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 11 - 5
5 - ارتكاب گناه ، ظلم و درپى دارنده كيفر الهى
لايخاف لدىّ المرسلون . إلاّمن ظلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 52 - 7
7 - توطئه عليه خط رسالت و رهبران الهى ، بارزترين نمود ظلم
قالوا تقاسموا باللّه لنبيّتنّه و أهله . .. فتلك بيوتهم خاوية بما ظلموا
با توجه به ارتباط آيه مورد بحث با آيات پيشين و اين كه در آيات گذشته، تصميم گروه هاى نُه گانه فسادگر مبنى بر ترور صالح پيامبر(ع) و خانواده اش، به عنوان مهم ترين فسادگرى مطرح شده، قيد «بما ظلموا» بيانگر آن است كه توطئه، بارزترين و مهم ترين مصداق ظلم نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 31 - 9
9 - لواط و راهزنى و ارتكاب علنى گناه ، عملى ظالمانه است .
أئنّكم لتأتون الرجال . .. إنّا مهلكوا أهل هذه القرية إنّ أهلها كانوا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 57 - 3
3 - جرم و گناه ، عملى ظالمانه است .
يقسم المجرمون . .. فيومئذ لاينفع الذين ظلموا معذرتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 11 - 10،11
10 - اعتقاد به شرك ، ظلم و سيه كارى است .
ماذا خلق الذين من دونه بل الظلمون فى ضلل
11 - چشم بستن بر مظاهر يك تايى خدا در هستى ، ظلم و گمراهى آشكار است .
هذا خلق اللّه . .. بل الظلمون فى ضلل مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 13 - 10
10 - شرك ، ظلمى بس بزرگ است .
إنّ الشرك لظلم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 70 - 6
6 - ندادن جزاى كامل عمل ، ظلم است .
و هم لايظلمون . و وفّيت كلّ نفس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 17 - 8
8 - تأخير در داورى و كيفر و پاداش ، كارى ظالمانه و به دور از عدالت است .
لا ظلم اليوم إنّ اللّه سريع الحساب
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّ اللّه سريع الحساب» در مقام تعليل براى «لاظلم اليوم» مى باشد; يعنى، در محكمه عدل الهى به كسى ستم نمى شود; چون خداوند با سرعت به حساب بندگانش رسيدگى خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 17 - 6
6 - كفرورزى و دعوت به آن ، از مصاديق ظلم
قال للإنسن اكفر فلمّا كفر . .. فكان عقبتهما أنّهما فى النار خلدَين فيها و ذلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 9 - 6
6 - نيكى و مسالمت با كافران معاند و همدستان آنان ، مصداق واقعى ظلم است .
أن تبرّوهم و تقسطوا إليهم . .. إنّما ينهيكم ... و من يتول-ّهم فأُولئك هم الظلم
از مجموع دو آيه، استفاده مى شود كه نيكى و قسط، اصولاً در مورد كافران معاند، مفهوم واقعى ندارد و نبايد تحت عنوان عدالت و انسان دوستى، به دشمنان حق روى خوش نشان داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 24 - 6
6 - گمراه كردن مردم ، ظلم است .
و قد أضلّوا كثيرًا و لاتزد الظلمين إلاّ ضللاً
برداشت ياد شده، از تعبير «ظالمان» درباره «گمراه گران» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 14
14 - شرك ، بت پرستى و گمراه گرى ، ظلم است .
و لاتزد الظلمين إلاّ تبارًا
مطلب ياد شده، از تعبير «ظالمان» درباره بت پرستان و گمراه كنندگان به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 14 - 4
4 - تسليم نشدن در برابر تعاليم قرآن ، ظلم و انحراف از مسير حق است .
و أنّا منّا المسلمون و منّا القسطون
با توجه به مقابله «قاسطون» با «مسلمون» مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 45 - 8
8- كفر و تكذيب رسولان الهى ، ظلم به نفس مى باشد و پيامد آن متوجه خود انسان است .
نجب دعوتك و نتّبع الرسل . .. و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 246 - 25
25 - توجه به دانايى گسترده خداوند ، زمينه پرهيز آدمى از ظلم و سرپيچى نسبت به فرمان هاى الهى
و اللّه عليم بالظّالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 21 - 5
5 - تحريك عواطف انسانى از روش هاى قرآن براى جلوگيرى از ظلم و گناه
اثماً مبيناً. و كيف تأخذونه و قد افضى بعضكم الى بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 39
39 - توجه به علوّ و عظمت خداوند ، زمينه پرهيز مردان از ستم بر همسران خويش
فلا تبغوا . .. انّ اللّه كان عليّاً كبيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 28 - 10
10 - خداترسى ، جلوگير آدمى از جنايت و آدمكشى
ما إنّا بباسط يدى إليك لاقتلك انى اخاف اللّه رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 29 - 13
13 - خوف از خداوند و يا معاد ، مانع ظلم و گناه و گرفتار آمدن به عذاب دوزخ
انى اخاف اللّه رب العلمين. انى اريد ان تبوا باثمى ... فتكون من اصحب النار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 42 - 4
4- توجه به آگاهى همه جانبه خداوند از اعمال و رفتار ستم پيشگان و كيفر شدنشان در روز قيامت ، بازدارنده آدمى از ستم و تعدى
و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون إنما يؤخّرهم ليوم تشخص فيه الأبصر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 38 - 8
8 - آگاهى و ايمان به علم همه جانبه خداوند ، به تمامى حقايق عالم و راز هاى دل آدم ، بازدارنده انسان از حق گريزى و ستم كارى
إنّ اللّه علم غيب السموت . .. عليم بذات الصدور
يادآورى علم همه جانبه خداوند در اين آيه - پس از نقل سرگذشت ستم كاران دوزخى و كافران حق ناپذير در آيات پيشين - مى تواند حاكى از مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 22 - 7
7 - قضاوت به حق و عادلانه ، مانع ستم و تجاوز به حقوق ديگران است .
فاحكم بيننا بالحقّ و لاتشطط
تقدم توصيه به داورى عادلانه و به حق، بر توصيه به پرهيز از افراط و ستم روا داشتن در امر قضاوت، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 19 - 5
5 - آگاهى و اعتقاد به احاطه علمى خداوند بر وجود انسان ها ، بازدارنده آنان از هرگونه گناه و ستم
و ما للظلمين من حميم . .. يعلم خائنة الأعين و ما تخفى الصدور
ذكر شدن آگاهى همه جانبه خداوند از احوال انسان ها - پس از يادكردن از ستمكاران - مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 25 - 7
7 - ناسازگارى دين الهى ، با ظلم و بى عدالتى
و أنزلنا معهم الكتب و الميزان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 34 - 5
5 - تقواپيشگى ، مانع از ظلم و طغيان و متقين مبرّا از آن
إنّا كنّا ظلمين . .. طغين ... إنّ للمتّقين
مطلب ياد شده، از مقابله متقين با «اصحاب الجنّة» - كه به ظلم و طغيان آلوده شده بودند - استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 7،8
7 - تنها تعداد اندكى از شريكان و معاشرين ، به خاطر ايمان و نيك كردارى ، در حق يكديگر ستم نمى كنند .
إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و قليل ما هم
8 - ايمان و عمل صالح ، مانع از تجاوز به حقوق ديگران و ستم در حق شريكان
و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى . .. إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 11 - 2
2 - توبه و انجام عمل صالح ، از ميان برنده آثار سوء ظلم و گناه
إلاّمن ظلم ثمّ بدّل حسنَا بعد سوء
«تبديل» (مصدر «بدّل») به معناى جايگزين كردن است. جايگزينى وقتى تحقق مى يابد كه يكى برود و ديگرى جاى آن را بگيرد. گفتنى است كه مراد از «ظلم» در آيه شريفه، مطلق معصيت است و مراد از «حُسن» هم مى تواند توبه باشد و هم عمل صالح; يعنى، «لكن آنان كه با ارتكاب گناه مرتكب ظلم شدند ولى بعداً توبه [يا عمل صالح] را جايگزين آن نمودند بدانند كه من غفور و رحيم هستم و آنان را مى بخشم و مورد رحمت خويش قرار مى دهم. بنابراين آنان نيز بعد از اين از چيزى نترسند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 16 - 1
1 - قتل مرد قبطى ، ظلم موسى ( ع ) به خود و باعث به خطر افتادن جان او از سوى فرعونيان
فوكزه موسى فقضى عليه . .. قال ربّ إنّى ظلمت نفسى
موسى(ع) در پيشگاه پروردگار اعتراف كرد كه مرتكب خطاى بزرگى شده و با كشتن مرد قبطى، در معرض خطرى جدى قرار گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 10
10 - انسان هاى مؤمن ، نيك كردار و پرهيز كننده از ظلم به ديگران ، بسيار اندك اند .
و إنّ كثيرًا من الخلطاء ليبغى . .. إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و قليل ما
تنكير «قليل» و اضافه شدن «ما»ى مبهمه، بر مبالغه در قلت دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 40 - 2
2 - ظلم و ستم به ديگران ، به هر اندازه كه باشد ، نارواست .
انّ اللّه لا يظلم مثقال ذرّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 12
12- ستم و تعدى به حقوق ديگران ، داراى قبحى فزون تر در مقايسه با ساير زشتيها
و ينهى عن الفحشاء و المنكر و البغى
برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه «بغى» - كه خود از منكرات است - اختصاص به ذكر يافته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 10 - 6
6 - ستم به ديگران ، كارى است بسيار زشت و ناروا .
و أنّ اللّه ليس بظلّ-م للعبيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 68 - 5
5 - كار ظالمانه ، امرى قبيح و نكوهيده است .
و من أظلم ممّن افترى على اللّه كذبًا
طرح ظلم بودن افترا به خدا، بى آن كه سخنى از قبح آن به ميان آيد، خود، دلالت بر قبح آن در نزد مردم مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 42 - 3،4
3 - ظلم و تجاوز به حقوق مردم - حتى انسان هاى غير مؤمن - امرى ناشايست و سزاوار پيگرد و انتقام است .
إنّما السبيل على الذين يظلمون الناس
4 - ظلم و تجاوز در تمامى اشكال آن ، ناروا و توجيه ناپذير است .
يظلمون الناس و يبغون فى الأرض بغير الحقّ
تعبير به «بغير الحقّ»، تأكيدى بر ناروايى هرگونه تعدى و تجاوز به حقوق مردمان است كه راه را بر هرگونه احتمال حقانيت
و بايستگى در تجاوز مسدود مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 28 - 6
6 - حضور مؤمنان در بين كافران و ظالمان ، بلايى سخت و رهايى از آن لطفى بزرگ و الهى
فقل الحمد للّه الذى نجّ-نا من القوم الظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 17 - 1
1 - رهانيدن بنى اسرائيل از سلطه و ستم فرعونى ، در رأس اهداف موسى ( ع ) و هارون ( ع ) قرار داشت .
أن ائت القوم الظلمين . .. فأتيا فرعون فقولا... أن أرسل معنا بنى إسرءيل
مقصود از «إرسال» (فرستادن) در اين جا آزاد كردن و رها ساختن بنى اسرائيل است. بنابراين از آيه ياد شده استفاده مى شود كه اساسى ترين مأموريت موسى(ع) اين بود كه بنى اسرائيل را از سرزمين فرعونيان خارج كند و آنان را از بند اسارت و بردگى مصريان آزاد سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 23 - 4
4 - ايجاد پيوند دوستى و موالات با كفار و دشمنان اسلام ، نشانه وجود روحيه ستم پيشگى است .
إن استحبوا الكفر على الإيمن و من يتولهم منكم فأولئك هم الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 47 - 13
13 - اخلالگرى و فتنه انگيزى در سپاه اسلام ، نشانه ستم پيشگى است .
لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا . .. يبغونكم الفتنة و اللّه عليم بالظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 37 - 7
7 - رد دعوت پيامبران ، نشانه روحيه ظلم و بيدادگرى است .
ربّى أعلم بمن جاء بالهدى . .. إنّه لايفلح الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 17 - 7
7 - نفاق و همسويى با كافران ، نمودى از ظلم
فكان عقبتهما أنّهما فى النار . .. و ذلك جزؤا الظلمين
چنانكه گفته شد آيه بر منافقان و كافران نيز تطبيق شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 34 - 5
5- گرفتار شدن به كيفر عمل خويش ، نمود و مظهر ظلم به نفس است .
و لكن كانوا أنفسهم يظلمون . فأصابهم سيئات ما عملوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 78 - 5
5 - حق گريزى ، ظلم و ستم آدمى به خويشتن است .
و لكن كانوا هم الظلمين . .. و لكنّ أكثركم للحقّ كرهون
از ارتباط آيات مى توان استفاده كرد كه ظلم و ستم مجرمان، چيزى جز حق گريزى آنان نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 6 - 20
20- آزمايش هاى خداوند از بندگان داراى مراتب است .
و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 160 - 5
5 - در قيامت به گنهكاران ستم نخواهد شد.
و هم لا يظلمون
ذيل آيه قبل (ثم ينبئهم . .. ) بيانگر اين است كه ظرف پاداش و جزاى مطرح شده در اين آيه روز قيامت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 8،9
8- خداوند از ارتكاب فحشا و اعمال ناپسند و ستم و سركشى نهى كرده است .
و ينهى عن الفحشاء و المنكر و البغى
9- نهى از ارتكاب فحشا و زشتى و ستم ، از مهم ترين تحذير هاى قرآن و نواهى خداوند است .
و نزّلنا عليك الكتب . .. إن الله ... ينهى عن الفحشاء و المنكر و البغى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 13 - 11
11 - قبيح بودن ظلم ، امرى شناخته شده براى افراد بشر است .
إنّ الشرك لظلم عظيم
از اين كه گفته شده: «از شرك به خاطر ظالمانه بودن اش، بايد پرهيز كرد. » و قبيح بودن شرك را، به خاطر ظلم بودن آن معرفى كرده، استفاده مى شود كه قبح و زشتى ظلم، امرى شناخته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 64 - 10
10- زشتى و ناپسندى ظلم ، براى همه انسان ها قابل درك و مورد پذيرش است .
فقالوا إنّكم أنتم الظلمون
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه قوم ابراهيم، على رغم عدم اعتقاد به شريعتى خاص از شرايع الهى، قبح ظلم را اصلى مفروض مى دانستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 79 - 8،10
8- استعاذه يوسف ( ع ) به خداوند از روا داشتن ظلم و ستم
قال معاذ الله . .. إنا إذًا لظلمون
10- يوسف ( ع ) و كارگزارانش به هنگام اقتدار و حكومت در مصر ، از هر گونه ظلم و ستم اجتناب مى كردند .
قال معاذ الله ان . .. إنا إذًا لظلمون
مقصود يوسف از ضميرهاى متكلم مع الغير «نا» و «نحن» در حقايقى كه مطرح كرد (أن نأخذ . .. إنا إذًا لظالمون) خود او و كارگزارانش مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 92 - 1
1- يوسف ( ع ) ستم هاى برادرانش را در حق خويش ناديده گرفت و آنان را بخشود .
قال لاتثريب عليكم
روا نداشتن سرزنش برادران كه جمله «لاتثريب . ..» گوياى آن است ، مى رساند كه يوسف(ع) آنان را مورد عفو خويش قرار داد.
ظلم به نفس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 135 - 1،3
1 - ياد خدا و طلب آمرزش ( توبه ) شيوه پارسايان ، در صورت ارتكاب كارى ناشايست ( زنا يا مطلق گناه كبيره ) و يا ستم بر خويش
اعدّت للمتّقين . .. و الّذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذكروا اللّه فاستغفر
برخى گفته اند مراد از «فاحشة»، زنا و مقصود از ظلم در اين آيه، ساير گناهان - چه صغيره و چه كبيره - است. برخى ديگر گفته اند كه مراد از «فاحشة»، گناهان كبيره و مقصود از ظلم، گناهان صغيره است.
3 - گناه ، ستم بر خويشتن است .
او ظلموا انفسهم . .. فاستغفروا لذنوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 136 - 2
2 - آنان كه پشيمان از كرده هاى ناشايست و ستم بر خويش هستند و اصرارى بر گناهان ندارند ، بهره مند از آمرزش الهى و بهشت جاودانه خواهند بود .
و الّذين اذا فعلوا . .. اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم و جنّات ... خالدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 144 - 15
15 - پشت كردن به خط رسالت انبيا و بازگشت از اسلام به كفر ، زيان رساندن به خويشتن است .
و ما محمّد الّا رسول . .. و من ينقلب على عقبيه فلن يضرّ اللّه شيئا
كفر و ارتداد، قطعا دربردارنده زيان است و به حكم «فلن يضرّ اللّه»، اين زيان، متوجه خداوند سبحان نخواهد شد ; بنابراين الزاماً دامنگير فرد و جامعه مرتد و كافر خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 231 - 6،7،8
6 - رجوع مرد به زن مُطلّقه با قصد آزار ، ظلم به خويشتن است .
و لا تمسكوهنّ ضراراً لتعتدوا و من يفعل ذلك فقد ظلم نفسه
7 - تعدّى از حدود الهى ، ظلم به خويشتن است .
لتعتدوا و من يفعل ذلك فقد ظلم نفسه
8 - ظلم به ديگران ، ظلم به خويشتن است .
و لا تمسكوهنّ ضراراً لتعتدوا و من يفعل ذلك فقد ظلم نفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 254 - 17
17 - محروميّت از بهره هاى اخروى ، تاوان ستمى است كه ترك كنندگان انفاق ، خود بر خويشتن روا داشته اند .
انفقوا ممّا رزقناكم من قبل . .. و الكافرون هم الظّالمون
خداوند با بيان اينكه در قيامت تجارتى نيست، در واقع به ترك كنندگان انفاق هشدار مى دهد كه از مواهب آخرت بى نصيبند كه در نتيجه بر خود ستم كرده و به مقتضاى حصر در جمله «و الكافرون . .. »، اين ستمكارى را از ناحيه خود آنان شمرده است، نه از ناحيه خداوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 117 - 6،8،9
6 - كفر آدمى ، ظلم به خويشتن
انّ الذين كفروا حرث قوم ظلموا انفسهم . .. و ما ظلمهم اللّه و لكن انفسهم يظلمون
8 - انگيزه قرار دادن دنيا در انفاق ، ستمى است بر خويشتن . *
مثل ما ينفقون فى هذه الحيوة الدنيا كمثل ريح فيها صرّ اصابت حرث قوم ظلموا انفسهم
9 - خداوند به اهل كفر ستمى روا ندارد ، بلكه آنها ، خود بر خويشتن ستم روا مى دارند .
و ما ظلمهم اللّه و لكن انفسهم يظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 64 - 6،7
6 - مراجعه به طاغوت و دادگاه هاى ناصالح براى داورى ، ستم به خويشتن است .
يريدون ان يتحاكموا . .. و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم
7 - سرپيچى از فرامين پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، گناه ، نفاق و ستم بر خويشتن است .
و ما ارسلنا من رسول الّا ليطاع باذن اللّه و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم
مراد از ظلم در «اذ ظلموا» به قرينه «ليطاع»، مخالفت با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است و با توجّه به آيات قبل كه اعراض كنندگان از رسول (صلی الله علیه و آله) را منافق شمرده، مى توان گفت هر گونه مخالفتى با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و اعراض از او، نوعى نفاق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 97 - 5،14
5 - ماندن در سيطره مشركان و كافران و ترك هجرت ، ظلم به نفس است .
انّ الّذين توفّيهم الملئكة ظالمى انفسهم قالوا فيم كنتم قالوا كنّا مستضعفين فى ال
بنابر اينكه توبيخ ملائكه بر اصل هجرت نكردن باشد، نه اينكه ترك هجرت باعث عمل نكردن به تكاليف الهى مى شده است.
14 - عمل نكردن به تكاليف الهى ، ستم به خويشتن است .
انّ الّذين توفّيهم الملئكة ظالمى انفسهم . .. قالوا الم تكن ارض اللّه واسعة فتهاج
بنابر اينكه توبيخ ملائكه از ترك كنندگان هجرت، براى اين باشد كه چرا با ماندن در محيط كفر تكاليف الهى را ترك كرده ايد، نه اينكه سرزنش آنان به جهت خصوص ترك هجرت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 98 - 10
10 - ناآگاهى از معارف دينى با وجود امكان يادگيرى آن ، گناه و ستم بر خويشتن است .
ظالمى انفسهم . .. قالوا الم تكن ارض اللّه واسعة فتهاجروا فيها .. الّا المستضعفين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 39 - 2
2 - درك نكردن و غوطهور بودن در تاريكى جهل و گمراهى، ريشه تكذيب آيات الهى است.
و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظلمت
«صم و بكم» (كرى و لالى)، علاوه بر بيان حقيقت حال تكذيب كنندگان، اشاره به ريشه تكذيب آيات نيز مى تواند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 43 - 2،6
2 - اعطاى رحمت ويژه خداوند به مؤمنان ، به منظور بيرون بردن آنان از ظلمت هاو رساندن شان به نور است .
هو الذى يصلّى عليكم . .. ليخرجكم من الظلمت إلى النور
6 - دعا و تحيت ملائكه بر مؤمنان ، زمينه ساز بيرون بردن آنان از ظلمت ها به نور است .
هو الذى يصلّى عليكم و ملئكته ليخرجكم من الظلمت إلى النور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 39 - 5
5 - كسانى كه نتوانند از جنبندگان و شكل زندگى آنها به توانمندى خداوند پى ببرند، مانند كر و لالهايى فرو رفته در تاريكى هستند.
و ما من دابة فى الأرض . .. إلى ربهم يحشرون. و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظ
مقتضاى ارتباط بين آيه مورد بحث با آيه قبل مى تواند اين مضمون باشد كه همين آيات موجود در طبيعت براى هدايت كافى است و كسانى كه نتوانند از همين آيات توانمندى خداوند را (إن اللّه قادر على ان ينزل) دريابند، كر و لالهايى ظلمت زده هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 1 - 8،12
8- انسان ها ، بدون تعاليم دين و آموزه هاى قرآن ، گرفتار انواع ظلمت ها گمراهيهايند .
لتخرج الناس من الظلمت إلى النور
خداوند، هدف از نزول كتاب خويش را بيرون آوردن مردم از ظلمتها معرفى مى كند و براى ظلمتها نيز هيچ گونه قيدى نياورده است كه مشخص كند مراد از آنها چيست و اين، حكايت از آن دارد كه بدون تعاليم دين، زندگى انسانها در ظلمت است.
12- مردم در عصر بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در انواع ظلمت ها بسر مى بردند .
لتخرج الناس من الظلمت إلى النور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 16 - 10
10 - خداوند ، خارج كننده انسان ها از ظلمت و تاريكى به نور و هدايت
يخرجهم من الظلمت إلى النور
بنابر اينكه ضمير فاعلى در «يخرجهم» به «اللّه» برگردانده شود. بر اين مبنا «باذنه» به معناى «بعلمه» خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 11 - 4،5،11،12
4 - هدف از نزول قرآن ، بيرون آوردن مردم از ظلمت ها و رهنمونى آنان به نور و روشنايى ها است .
ليخرج الذين ءامنوا و عملوا الصلحت من الظلمت إلى النور
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار هدايت مردم به سوى نور و خارج كردن آنان از ظلمت ها ( گمراهى ها ) در پرتو تعاليم قرآن كريم
ليخرج الذين ءامنوا و عملوا الصلحت من الظلمت إلى النور
11 - سنت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همگام و همتراز قرآن ، در نجات مردم از ظلمت ها و هدايت آنان به سوى نور
ليخرج الذين ءامنوا و عملوا الصلحت من الظلمت إلى النور
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه خارج ساختن مردم از ظلمت كفر و هدايت آنان به نور ايمان، هدفى دائمى است. از سوى ديگر پيامبر(صلی الله علیه و آله) همچون ساير انسان ها، از دنيا خواهد رفت. بنابراين تنها سنت آن حضرت، مى تواند همواره چنين نقشى را ايفا كند.
12 - ايمان و عمل صالح ، نشانه رهايى از ظلمت ها و هدايت به نور است .
و من يؤمن باللّه و يعمل صلحًا يدخله جنّ-ت
ذكر پاداش بهشت براى مؤمنان نيكوكار - پس از طرح مسأله ظلمت كفر و نور ايمان - مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 5 - 5
5 - پيدايش مستمر روز و شب و نور و ظلمت ، از نشانه هاى قدرت مطلق و ربوبيت يگانه خداوند است .
يكوّر الّيل على النهار و يكوّر النهار على الّيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 18 - 1،4،5
1 - منافق ر ها شده در ظلمت و گمراهى بسان شخص كر و لال و نابيناست .
تركهم فى ظلمت لايبصرون. صم بكم عمى
صم، بكم و عمى به ترتيب: جمع أصم (كر)، أبكم (لال) و أعمى (كور) است. كلمات ياد شده خبر براى مبتداى محذوف، يعنى ضمير «هم» است كه به توصيف شدگان در آيه قبل (منافقان رها شده در ظلمت) بر مى گردد.
4 - عجز و ناتوانى از شنيدن ، ديدن و گفتن حقايق ، ظلمتهايى است كه منافقان در آن گرفتارند .
تركهم فى ظلمت لايبصرون. صم بكم عمى
آيه مورد بحث مى تواند تفسيرى براى كلمه «ظلمات» و جمله «لايبصرون» در آيه قبل باشد.
5 - منافقان ر ها شده در ظلمتِ گمراهى ها ، راه نجاتى ندارند و به ايمان راستين باز نخواهند گشت .
صم بكم عمى فهم لايرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 1 - 8
8- انسان ها ، بدون تعاليم دين و آموزه هاى قرآن ، گرفتار انواع ظلمت ها گمراهيهايند .
لتخرج الناس من الظلمت إلى النور
خداوند، هدف از نزول كتاب خويش را بيرون آوردن مردم از ظلمتها معرفى مى كند و براى ظلمتها نيز هيچ گونه قيدى نياورده است كه مشخص كند مراد از آنها چيست و اين، حكايت از آن دارد كه بدون تعاليم دين، زندگى انسانها در ظلمت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 39 - 3
3 - درك نكردن و غوطهور شدن در تاريكيهاى جهل و گمراهى، پيامد تكذيب آيات الهى است.
و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظلمت من يشإاللّه يضللّه
كرى و لالى تكذيب كنندگان، كنايه از درك نكردن و سردرگمى آنان است. محتمل است اين حالت كيفرى از جانب خداوند براى آنان باشد; چنانچه جمله «من يشإاللّه» شاهد بر آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 39 - 13
13 - عن أبى جعفر(ع) فى قوله: «الذين كذبوا باياتنا صم و بكم» يقول: «صم» عن الهدى و «بكم» لايتكلمون بخير «فى الظلمات» يعنى ظلمات الكفر . .. .
از امام باقر(ع) درباره آيه «الذين كذبوا باياتنا . ..» روايت شده است: تكذيب كنندگان آيات الهى «كرانند» از (شنيدن آيات) هدايت، «لالند» از سخن خير گفتن، «در تاريكيها قرار دارند» يعنى تاريكيهاى كفر ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 122 - 3
3 - ايمان، حيات است و مولد نور و كفر، مرگ است و تاريكى.
أو من كان ميتا فأحيينه . .. كمن مثله فى الظلمت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 1 - 9
9- كفر ، ظلمت و راه خدا ، نور است .
لتخرج الناس من الظلمت إلى النور
به قرينه آيات بعد، كه درباره كافران و سدّ كنندگان راه خداست، مراد از «ظلمات»، كفر و مراد از «نور»، راه خداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 5 - 5
5- كفر ، ظلمت و راه خدا ، نور است .
أخرج قومك من الظلمت إلى النور
از آن جايى كه هدف پيامبران و از جمله موسى(ع) هدايت مردم بوده است; احتمالاً، مراد از خارج كردن مردم از ظلمت، نجات از كفر و بردن آنان به سوى نور، هدايت آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 20 - 2
2 - ايمان چون نور ، مايه هدايت و روشنايى و كفر ، همچون ظلمت ، مايه گمراهى و تاريك بينى
و لا الظلمت و لا النور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 11 - 7
7 - كفر ، ظلمت و راه خدا ، نور است .
من الظلمت إلى النور
از اين قرينه كه مقصود از نور قرآن و راه خدا است; استفاده مى شود كه مراد از ظلمات، راه هاى كفر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 18 - 5
5 - منافقان ر ها شده در ظلمتِ گمراهى ها ، راه نجاتى ندارند و به ايمان راستين باز نخواهند گشت .
صم بكم عمى فهم لايرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 39 - 3
3 - درك نكردن و غوطهور شدن در تاريكيهاى جهل و گمراهى، پيامد تكذيب آيات الهى است.
و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظلمت من يشإاللّه يضللّه
كرى و لالى تكذيب كنندگان، كنايه از درك نكردن و سردرگمى آنان است. محتمل است اين حالت كيفرى از جانب خداوند براى آنان باشد; چنانچه جمله «من يشإاللّه» شاهد بر آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 9 - 8
8 - « ضلالت و گمراهى » ، ظلمت و تاريكى و « هدايت و رهيابى » ، نور و روشنايى است .
ليخرجكم من الظلمت إلى النور
استعاره آوردن «ظلمت» براى ضلالت و «نور» براى هدايت بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 17
17- خداوند ، حقيقتى بصير و پرفروغ است و معبود هاى اهل شرك كور و تاريكند .
قل هل يستوى الأعمى والبصير أم هل تستوى الظلمت والنور
برداشت فوق بر اين مبناست كه «أعمى» و «ظلمات» اوصاف معبودهاى اهل شرك و «بصير» و «نور» وصف خداوند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 39 - 1
1 - تكذيب كنندگان آيات الهى (قرآن)، كرها و لالهايى فرو رفته در ظلمتها هستند.
و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظلمت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 39 - 1
1 - تكذيب كنندگان آيات الهى (قرآن)، كرها و لالهايى فرو رفته در ظلمتها هستند.
و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظلمت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 39 - 3
3 - درك نكردن و غوطهور شدن در تاريكيهاى جهل و گمراهى، پيامد تكذيب آيات الهى است.
و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظلمت من يشإاللّه يضللّه
كرى و لالى تكذيب كنندگان، كنايه از درك نكردن و سردرگمى آنان است. محتمل است اين حالت كيفرى از جانب خداوند براى آنان باشد; چنانچه جمله «من يشإاللّه» شاهد بر آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 16
16- پذيرش ولايت و ربوبيت غير خدا ، فرو رفتن در تاريكيهاست و پذيرش ولايت و ربوبيت خدا ، راهيابى به نور است .
قل من رب السموت . .. أم هل تستوى الظلمت والنور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 122 - 4،11
4 - كافران گمراهگر، در چنان ظلماتى اسيرند كه اميدى به رهايى آنان نيست.
كمن مثله فى الظلمت ليس بخارج منها
11 - كافران، از آن رو كه در ظلمت و گمراهى هستند، كردار زشت خويش را زيبا مى پندارند.
كمن مثله فى الظلمت . .. كذلك زين للكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 1 - 14
14 - عن أبى ابراهيم قال: . .. «ثم الذين كفروا بربهم يعدلون» قال: يعدلون بين الظلمات و النور و بين الجور و العدل.
امام كاظم(ع) درباره آيه «ثم الذين . .. » فرمود: (كافرانى كه براى خدا انباز مى گيرند)، ظلمت و نور و ظلم و عدل را برابر قرار مى دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 17 - 7
7 - خداوند ، با محروم ساختن منافقان از نور ايمان ، آنان را به ظلمتهايى شديد گرفتار مى سازد .
ذهب اللّه بنورهم و تركهم فى ظلمت لايبصرون
نكره بودن «ظلمات» حاكى از شدت ظلمت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 17 - 7،10
7 - خداوند ، با محروم ساختن منافقان از نور ايمان ، آنان را به ظلمتهايى شديد گرفتار مى سازد .
ذهب اللّه بنورهم و تركهم فى ظلمت لايبصرون
نكره بودن «ظلمات» حاكى از شدت ظلمت است.
10 - ر ها كردن منافقان در ظلمت و گمراهى پس از روشنايى گذرا ، استهزاى خداوند نسبت به آنهاست .
اللّه يستهزئ بهم . .. فلمّا أضاءت ما حوله ذهب اللّه بنورهم
جمله «فلمّا أضاءت ما حوله . ..» مى تواند توضيحى در قالب مثل براى «اللّه يستهزئ بهم و يمدّهم ...» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 18 - 4،5
4 - عجز و ناتوانى از شنيدن ، ديدن و گفتن حقايق ، ظلمتهايى است كه منافقان در آن گرفتارند .
تركهم فى ظلمت لايبصرون. صم بكم عمى
آيه مورد بحث مى تواند تفسيرى براى كلمه «ظلمات» و جمله «لايبصرون» در آيه قبل باشد.
5 - منافقان ر ها شده در ظلمتِ گمراهى ها ، راه نجاتى ندارند و به ايمان راستين باز نخواهند گشت .
صم بكم عمى فهم لايرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 1 - 9
9- كفر ، ظلمت و راه خدا ، نور است .
لتخرج الناس من الظلمت إلى النور
به قرينه آيات بعد، كه درباره كافران و سدّ كنندگان راه خداست، مراد از «ظلمات»، كفر و مراد از «نور»، راه خداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 122 - 12
12 - زيبا پنداشتن اعمال، مانع رشد و خروج انسان از تاريكى است.
ليس بخارج منها كذلك زين للكفرين ما كانوا يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 63 - 1
1 - خداوند، نجاتبخش گرفتاران در تاريكيها و تنگناهاى هول انگيز خشكى و درياست.
قل من ينجيكم من ظلمت البر و البحر تدعونه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 1 - 5،6
5- هدف از نزول قرآن ، خارج ساختن مردم از ظلمت ها و رهنمونى آنان به نور است .
كتب أنزلنه إليك لتخرج الناس من الظلمت إلى النور
6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار هدايت مردم به سوى نور و خارج كردن آنان از ظلمت ها ( گمراهى ها ) ، با تعاليم قرآن كريم
أنزلنه إليك لتخرج الناس من الظلمت إلى النور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 257 - 3،4،6،7،9،11
3 - خداوند ، هدايتگر اهل ايمان ، از تاريكى ها به سوى نور
اللّه ولىّ الّذين امنوا يخرجهم من الظّلمات الى النّور
4 - هدايت مؤمنان از تاريكى ها به نور ، پرتويى از ولايت الهى بر آنان
اللّه ولىّ الّذين امنوا يخرجهم من الظّلمات الى النّور
جمله «يخرجهم . .. » پس از طرح ولايت الهى نسبت به مؤمنان، به منزله بيان و يا ارائه نمونه اى است از ولايت خداوندى.
6 - ايمان به خداوند ، زمينه ساز راهيابى انسان به نور
اللّه ولّى الّذين امنوا يخرجهم من الظّلمات الى النّور
7 - انسان ، همواره بر سر دوراهى نور و ظلمت
يخرجهم من الظّلمات الى النّور . .. يخرجونهم من النّور الى الظّلمات
9 - كفر ، زمينه ساز سرپرستى و حاكميّت طاغوت و انحراف از نور به ظلمتها
و الّذين كفروا اولياؤهم الطّاغوت يخرجونهم من النّور الى الظّلمات
11 - حاكميّت طاغوت ، منحرف كننده جامعه ، به سوى ظلمت ها و تباهيها
اولياؤهم الطّاغوت يخرجونهم من النّور الى الظّلمات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 16 - 9
9 - قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، خارج كننده انسان ها از تاريكى و گمراهى به نور و هدايت با اذن خداوند
و يخرجهم من الظلمت إلى النور باذنه
در برداشت فوق «باذنه» متعلق به «يخرجهم» گرفته شده است. بر اين مبنا ضمير در «يخرجهم» بايد به «نور» و «كتاب» برگردانده شود، نه به «اللّه»، چون معنا ندارد كه خدا با اذن خودش كارى انجام دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 116 - 6
6 - تكيه بر گمان در مسائل اصولى و زيربنايى موجب گمراهى مى شود.
يضلوك عن سبيل الله إن يتبعون إلا الظن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 9،11،14
9 - رواج بدگمانى در جامعه مؤمنان ، تهديدى براى اخوت ايمانى آنان
إنّما المؤمنون إخوة . .. يأيّها الذين ءامنوا اجتنبوا كثيرًا من الظنّ
با توجه به ارتباط اين آيه با آيه «إنّما المؤمنون إخوة»، برداشت ياد شده قابل استفاده است.
11- بدگمانى به مؤمنان ، زمينه كشيده شدن انسان به تجسّس و كنجكاوى هاى ممنوع
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا
14 - بدگمانى و تجسّس ، زمينه كشيده شدن انسان به غيبت
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا
بنابراين كه ترتيب لفظى بخش هاى آيه، بيانگر ترتيب حقيقى و رتبى آنها باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 20 - 7
7 - حدس و گمان ، سرچشمه اصلى باور هاى خرافى و جاهلانه
إن هم إلاّ يخرصون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 80 - 2
2 - شرك و حق ستيزى ، امرى مبتنى بر حدس و گمان و فاقد دلايل مستند
أم يحسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 4،7
4 - بعضى از گمان ها ، قرار دهنده انسان در معرض گناه و عكس العمل ناشايست
إنّ بعض الظنّ إثم
7 - مترتب شدن گناه بر بعضى از گمان ها ، مقتضى اجتناب هر چه بيشتر انسان از بدگمانى به مؤمنان
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ إنّ بعض الظنّ إثم
با توجه به اين كه «إنّ بعض الظنّ. ..» در مقام تعليل براى «اجتنبوا...» است، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 103 - 3
3- آدمى حتى با احتمال وجود سراى آخرت ، از عذاب هاى استيصال عبرت مى گيرد و دلالت آنها را بر وجود سراى آخرت مى پذيرد .
إن فى ذلك لأية لمن خاف عذاب الأخرة
برداشت فوق ، از كلمه «خاف» - كه در آيه فوق متضمن معناى احتمال دادن است - استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 4 - 3
3 - اعتقاد به معاد ، حتى در حد گمان ، بازدارنده انسان از خيانت در سنجش كالاى ديگران
ألا يظنّ أُولئك أنّهم مبعوثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 23 - 7
7 - تكيه بر گمان و پندار ، در زمينه مسائل اعتقادى ، مايه زيان و خسران آدمى
و ذلكم ظنّكم . .. فأصبحتم من الخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 24 - 4
4 - تكيه بر پندار و گمان هاى ناروا درباره خداوند ، درپى دارنده فرجامى شوم در آخرت
ذلكم ظنّكم . .. فالنار مثوًى لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 23 - 6
6 - گمان هاى بى جا و ناروا نسبت به خداوند ، عامل هلاكت و خسران آدمى
ذلكم ظنّكم . .. بربّكم أرديكم فأصبحتم من الخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 22 - 10
10 - گمان و حدس تنها تكيه گاه مشركان در پذيرش شريك براى خداوند
أين شركاؤكم الذين كنتم تزعمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 2،7
2 - لزوم حاكميت روح خوشبينى ، در زندگى اجتماعى مؤمنان و پرهيز از بدگمانى و شك
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ
7 - مترتب شدن گناه بر بعضى از گمان ها ، مقتضى اجتناب هر چه بيشتر انسان از بدگمانى به مؤمنان
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ إنّ بعض الظنّ إثم
با توجه به اين كه «إنّ بعض الظنّ. ..» در مقام تعليل براى «اجتنبوا...» است، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 157 - 12
12 - ضرورت پرهيز از گفتار ها و ادعا هاى مبتنى بر ظن و گمان *
ما لهم به من علم الا اتباع الظن
جمله «ان الذين . .. الا اتباع الظن» داراى لحنى است مذمت آميز نسبت به كسانى كه باورهايشان مبنى بر ظن و گمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 116 - 9،10،11
9 - قرآن راهنماى كامل و تمام براى مصون ماندن از انحراف در عقايد و افكار و اسير شدن در دام گمان
و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا . .. و إن تطع أكثر من فى الأرض يضلوك عن سبيل الله
10 - جواز پيروى از كسانى كه آراى آنها عالمانه و به دور از گمان است.
و إن تطع أكثر من فى الأرض . .. إن يتبعون إلا الظن
چون جمله «إن يتبعون . .. » بيان فلسفه ممنوعيت اطاعت از اكثر مردم است، در موردى كه چنين فلسفه اى موجود نباشد، حكم ممنوعيت نيز وجود نخواهد داشت. به عبارت ديگر چون حكم منصوص العلة است، در موردى كه آن علت تحقق نيابد حكم نيز به كار نمى آيد.
11 - خداوندِ شنوا و دانا شايسته پيروى است، نه اكثريت تابع گمانهاى واهى
و هو السميع العليم. و إن تطع أكثر من فى الأرض ... إن يتبعون إلا الظن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 36 - 3،4،5
3 - پيروى از ظن و گمان امرى است نكوهيده و ممنوع .
و ما يتبع أكثرهم إلا ظناً
4 - ظن و گمان از رساندن انسان به حقايق ، ناتوان و بى اعتبار است .
إن الظن لايغنى من الحق شيئاً
5 - ظن و گمان ، در ارائه حق ، هرگز نمى تواند جانشين علم و يقين شود .
إن الظن لايغنى من الحق شيئاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 6
6 - كافى نبودن گمان ، براى متهم ساختن انسان مؤمن و داورى عليه او
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ إنّ بعض الظنّ إثم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 66 - 4
4 - تكذيب هود از سوى كافران قومش ، مبتنى بر حدس و گمان ، و نه علم و يقين *
إنا لنظنك من الكذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 10 - 4
4 - لزوم مبتنى ساختن مبانى عقيدتى ، بر بنيان علم و يقين و پرهيز از اتكا به گمان
قتل الخرّصون
معناى لغوى «خَرْص» اتكا به گمان است. از اين كه تكيه بر گمان مورد نكوهش واقع شده استفاده مى شود كه ضد آن (اتكا بر علم) ضرورى و بايسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 2
2 - لزوم حاكميت روح خوشبينى ، در زندگى اجتماعى مؤمنان و پرهيز از بدگمانى و شك
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 148 - 16
16 - گمان در حيطه مسائل عقيدتى و بنيادى فاقد ارزش و اعتبار است.
إن تتبعون إلا الظن و إن أنتم إلا تخرصون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 23 - 8
8 - ظن و گمان در زمينه مسائل بنيادى و اعتقادى ، فاقد ارزش و اعتبار
ذلكم ظنّكم . .. بربّكم أرديكم فأصبحتم من الخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 20 - 8
8 - ظن و گمان در حوزه مسائل اعتقادى ، بى ارزش و بدون اعتبار است .
ما لهم بذلك من علم إن هم إلاّ يخرصون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 24 - 11
11 - پيروى از گمان و پندار ، فاقد اعتبار و ارزش در زمينه اصول اعتقادى و معارف بنيادين
و ما لهم بذلك من علم إن هم إلاّ يظنّون
لحن آيه شريفه توبيخى است و خداوند مشركان طبيعت گرا و منكر معاد را به خاطر پيروى از گمان، نكوهش كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 28 - 5
5 - كارايى نداشتن حدس و گمان ، براى دستيابى انسان به حق و حقيقت
و إنّ الظنّ لايغنى من الحقّ شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 157 - 13
13 - بى اعتبارى ظن و گمان در وقايع تاريخى
ما لهم به من علم الا اتباع الظن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 116 - 12،13
12 - آرا و عقايد اكثريت مردم به جهت مبتنى بودن آن بر گمان فاقد اعتبار است.
إن يتبعون إلا الظن و إن هم إلا يخرصون
13 - گمان در عقايد و الهيات، فاقد اعتبار است.
إن يتبعون إلا الظن و إن هم إلا يخرصون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 36 - 4،5
4 - ظن و گمان از رساندن انسان به حقايق ، ناتوان و بى اعتبار است .
إن الظن لايغنى من الحق شيئاً
5 - ظن و گمان ، در ارائه حق ، هرگز نمى تواند جانشين علم و يقين شود .
إن الظن لايغنى من الحق شيئاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 6
6 - كافى نبودن گمان ، براى متهم ساختن انسان مؤمن و داورى عليه او
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ إنّ بعض الظنّ إثم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 23 - 12
12 - مشركان ، گرفتار هواپرستى و پيروى از حدس و گمان ، به رغم تجلى انوار هدايت الهى در حق ايشان
إن يتّبعون إلاّ الظنّ و ما تهوى الأنفس و لقد جاءهم من ربّهم الهدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 27 - 5
5 - پيروى از هوا و گمان و آرزوپردازى هاى بى حاصل ، از ويژگى هاى ناباوران به آخرت
إن هى إلاّ أسماء سمّيتموها . .. إن يتّبعون إلاّ الظنّ و ما تهوى الأنفس ... أم لل
ارتباط آيات، نشانگر اين است كه منكران آخرت، از ويژگى هاى ياد شده برخوردارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 28 - 1،3
1 - اظهارات مشركان در مورد فرشتگان ، بى بهره از واقعيت و متكى بر حدس و گمان
ليسمّون الملئكة . .. و ما لهم به من علم إن يتّبعون إلاّ الظنّ
3 - پندارگريى و گمان محورى ، شالوده هويت مشركان بى باور به آخرت
إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة . .. إن يتّبعون إلاّ الظنّ
با توجه به حصر در «إن يتّبعون إلاّ الظنّ»، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 116 - 3
3 - اغلب مردم زمين، گمراه و تابع گمانهاى نادرست در عقايد خود هستند.
و إن تطع أكثر من فى الأرض يضلوك عن سبيل الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 20 - 1،3
1 - ابليس ، گمان خود را درباره گمراه كردن انسان ها ، درباره قوم سبأ محقق شده يافت .
و لقد صدّق عليهم إبليس ظنّه
در اين كه مرجع ضمير «عليهم» آيا همه انسان ها هستند و يا قوم سبأ - كه در آيات پيش از آنها سخن به ميان آمده است - دو احتمال وجود دارد. برداشت ياد شده بنا بر احتمال دوم است. لازم به ذكر است كه مراد از ظن ابليس - چنان كه مفسران نيز گفته اند - تصميمى است كه وى در اغواى مردم داشت و آن را اعلام كرده بود.
3 - با پيروى مردم از ابليس ، او گمان و حدسش را درباره اغواى مردم تحقق يافته ديد .
و لقد صدّق عليهم إبليس ظنّه فاتّبعوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 21،24
21 - بدگمانى ، تجسّس و غيبت نسبت به مؤمنان ، بى تقوايى ، گناه و نيازمند توبه است .
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا ... و اتّقوا اللّه
24 - بدگمانى ، تجسّس و غيبت نسبت به مؤمنان ، قابل جبران با توبه به درگاه خداوند *
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا ... إنّ اللّه توّا
با توجه به اين كه در آيه شريفه، از مؤمنان خواسته شده تا به جبران خطاها اقدام كنند و به توبه روآورند. (إنّ اللّه توّاب رحيم)، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 12 - 8
8 - جامعه اسلامى ، وظيفه دار رعايت حسن ظن نسبت به يكديگر
لولا إذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنت بأنفسهم خيرًا و قالوا هذا إفك مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 23 - 13
13 - نكوهش مضاعف هواپرستى و پيروى از حدس و گمان ، در شرايط وضوح و تجلى حقيقت
إن يتّبعون . .. و لقد جاءهم من ربّهم الهدى
ضميمه شدن ذيل آيه شريفه، مى تواند بيانگر اين باشد كه هواپرستى و متابعت مشركان از حدس و گمان در شرايط وضوح حقيقت، داراى زشتى فزون ترى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 36 - 3
3 - پيروى از ظن و گمان امرى است نكوهيده و ممنوع .
و ما يتبع أكثرهم إلا ظناً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 66 - 11
11 - پيروى از ظن و تخمين در امور اعتقادى ، مذموم و ممنوع است .
إن يتبعون إلا الظن و إن هم إلا يخرصون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 12 - 1
1 - خداوند ، مسلمانان را به خاطر بدگمانى به همسر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و موضع گيرى ترديدآميز نسبت به شايعه « افك » و رد نكردن صريح آن ، مورد سرزنش قرار داد .
إنّ الذين جاءو بالإفك . .. لولا إذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنت بأنفسهم خيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 9 - 18
18- ترديد قوم نوح ، عاد و ثمود به دعوت انبياى خويش ، توأم با بدبينى بود .
إنا لفى شكّ ممّا تدعوننا إليه مريب
ذكر «مريب» پس از «شكّ» اگر چه براى تأكيد آن است، اما بين آن دو تفاوتى وجود دارد و آن اين است كه: در «ريب» شك توأم با بدبينى است (فروق اللغوية).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 6 - 9
9 - رخداد صلح حديبيه ، پاسخى قاطع به بدگمانى منافقان و مشركان درباره موفقيت هاى اسلام *
إنّا فتحنا لك فتحًا مبينًا . ليغفر لك ... و يعذّب المنفقين و ... الظانّين باللّ
چنانچه «و يعذّب. ..» عطف بر «ليغفر لك...» باشد; آيه شريفه مى تواند بيانگراين مطلب باشد كه منافقان و مشركان، به سرنوشت اسلام بدگمان بودند و مى پنداشتند كه خداوند از مؤمنان حمايت نخواهد كرد; ولى صلح پيروزمند حديبيه، نادرستى پندار آنان را اثبات كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 20 - 2
2 - تصميم ابليس بر اغواى مردم ، براساس علم و آگاهى نبود و صرفاً مبتنى بر گمان و حدس بود .
و لقد صدّق عليهم إبليس ظنّه
تعبير «راست يافت ابليس گمانش را. ..» نشانگر اين است كه در بدو امر، چنين تصديقى براى او وجود نداشت و صرفاً حدس و گمان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 82 - 3
3- فرزندان يعقوب ، بر اين گمان بودند كه پدرشان داستان سرقت بنيامين را تصديق نخواهد كرد .
وسئل القرية . .. والعير التى أقبلنا فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 46 - 5
5 - گمان به لقاى خدا و بازگشت به او ، در ايجاد روحيه خشوع و فروتنى كافى است .
الذين يظنون أنهم ملقوا ربهم و أنهم إليه رجعون
به كارگيرى «يظنون» (گمان دارند) در مسأله رجوع به خداوند - كه هر مسلمانى بايد اعتقاد جزمى به آن داشته باشد - اشاره به اين دارد كه: حتى گمان به قيامت و رجوع به خداوند نيز در زايل ساختن خود بزرگ بينى تأثير بسزايى داشته و مايه فروتنى خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 71 - 3
3 - اعتماد بنى اسرائيل بر حدس و گمان در بينش ها و انديشه هاى دينى
و حسبوا الا تكون فتنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 78 - 9
9 - حدس و گمان در شناخت محتواى كتاب هاى آسمانى ، طريقى است نادرست و بى اعتبار .
لايعلمون الكتب إلا امانى و إن هم إلا يظنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 78 - 7،13
7 - پذيرش خيالات واهى به جاى محتواى كتاب آسمانى و پايه قرار دادن حدس و گمان در تفكرات و معتقدات دينى ، از دلايل نابجا بودن انتظار ايمان از عوام يهود
أفتطمعون أن يؤمنوا لكم . .. و منهم أميون ... إن هم إلا يظنون
13 - بازداشتن مردم از حدس و گمان در رسيدن به حقايق دينى ، شرطى لازم براى ايجاد زمينه ايمان در آنان
أفتطمعون أن يؤمنوا لكم . .. إن هم إلا يظنون
جمله «إن هم إلا يظنون» همانند جمله قبل، در صدد بيان علل و ريشه هاى ايمان نياوردن يهود است. بنابراين رساى به اين نكته است كه تا مردم به حدس و گمان براى رسيدن به حقايق دينى اكتفا مى كنند، انتظار ايمان از آنان نابجاست و بر داعيان است كه آنان را از اين روش باز دارند تا زمينه ايمان واقعى در آنان فراهم شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 148 - 16،17
16 - گمان در حيطه مسائل عقيدتى و بنيادى فاقد ارزش و اعتبار است.
إن تتبعون إلا الظن و إن أنتم إلا تخرصون
17 - سخن و ادعاهاى مشركان در مورد مشيت الهى و نتيجه گيرى جبر از آن، جز گمان و دروغپردازى نيست.
سيقول الذين أشركوا . .. إن تتبعون إلا الظن و إن أنتم إلا تخرصون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 66 - 11
11 - پيروى از ظن و تخمين در امور اعتقادى ، مذموم و ممنوع است .
إن يتبعون إلا الظن و إن هم إلا يخرصون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 23 - 6،8
6 - گمان هاى بى جا و ناروا نسبت به خداوند ، عامل هلاكت و خسران آدمى
ذلكم ظنّكم . .. بربّكم أرديكم فأصبحتم من الخسرين
8 - ظن و گمان در زمينه مسائل بنيادى و اعتقادى ، فاقد ارزش و اعتبار
ذلكم ظنّكم . .. بربّكم أرديكم فأصبحتم من الخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 20 - 8
8 - ظن و گمان در حوزه مسائل اعتقادى ، بى ارزش و بدون اعتبار است .
ما لهم بذلك من علم إن هم إلاّ يخرصون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 24 - 11
11 - پيروى از گمان و پندار ، فاقد اعتبار و ارزش در زمينه اصول اعتقادى و معارف بنيادين
و ما لهم بذلك من علم إن هم إلاّ يظنّون
لحن آيه شريفه توبيخى است و خداوند مشركان طبيعت گرا و منكر معاد را به خاطر پيروى از گمان، نكوهش كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 136 - 11
11 - داورى و سخن گفتن درباره خداوند، آنگاه كه مبتنى بر حدس و گمان باشد، كارى نكوهيده است.
و جعلوالله . .. ساء ما يحكمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 6
6 - كافى نبودن گمان ، براى متهم ساختن انسان مؤمن و داورى عليه او
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ إنّ بعض الظنّ إثم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 60 - 1
1- ابراهيم ( ع ) در نظر قوم خود ، مظنون به شكستن بت ها بود .
قالوا سمعنا فتًى يذكرهم يقال له إبرهيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 50 - 19
19 - باور و رفتار كافران ، براساس ظن و گمان است ; نه يقين و برهان .
و ما أظنّ الساعة قائمة و لئن رجعت إلى ربّى
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه كافران از يك سو برپايى قيامت را مورد ترديد قرار مى دهند و از سوى ديگر فرض وجود قيامت را مطرح مى نمايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 2 - 4
4- دليل كافران ، بر انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، دليلى از جنس گمان بود ; نه از مقوله برهان .
بل عجبوا أن جاءهم . .. فقال الكفرون هذا شىء عجيب
بنابراين كه «هذا» اشاره به «منذر منهم» باشد; برداشت بالا به دست مى آيد; يعنى، تنها منطق كافران همين بود كه مى گفتند: انتخاب بشر براى رسالت بعيد مى نمايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 7 - 1،2
1 - گمان كافران ، به برانگيخته نشدن انسان ها در قيامت
زعم الذين كفروا أن لن يبعثوا
2 - اعتقاد كافران به برانگيخته نشدن انسان ها در قيامت ، مبتنى بر گمان است ; نه يقين و علم .
زعم الذين كفروا أن لن يبعثوا
برداشت ياد شده، به اين دليل است كه ماده «زعم»، بيشتر در معناى «ظن» (گمان) و نيز درباره چيزى كه مورد ترديد بوده و اثبات نشده است، به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 66 - 4
4 - تكذيب هود از سوى كافران قومش ، مبتنى بر حدس و گمان ، و نه علم و يقين *
إنا لنظنك من الكذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 7 - 3،4
3 - انكار قيامت از سوى جن و انس ، مبتنى بر ظن و گمان است ; نه علم و يقين .
و أنّهم ظنّوا كما ظننتم أن لن يبعث اللّه أحدًا
از به كار رفتن ماده «ظن» در اين آيه و آيات مشابه، در مورد نفى و انكار قيامت، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
4 - هيچ كس در انكار قيامت ، علم و يقين ندارد .
و أنّهم ظنّوا كما ظننتم أن لن يبعث اللّه أحدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 12 - 9
9 - ظن و گمان منافقان و بيماردلان مدينه ، در غزوه احزاب ، اين بود كه وعده خدا و پيامبرش ، جز فريب نيست .
و تظنّون باللّه الظنونا . .. و إذ يقول المنفقون ... ما وعدنا اللّه و رسوله إلاّ
«و إذ يقول» مى تواند تفسير «الظنونا» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 87 - 5،6،22
5- گمان يونس ( ع ) در سخت نگرفتن خداوند بر وى ، نسبت به ترك قوم خويش
إذ ذهب مغضبًا فظنّ أن لن نقدر عليه
يكى از معناهاى «قدر»، سخت گرفتن و تنگ گرفتن(ضيق) است (مفردات راغب). برداشت ياد شده مبتنى بر اين معنا است.
6- گمان يونس ( ع ) به مجازات نشدن او از جانب خداوند ، در زمينه بيرون آمدنش از ميان قوم خود و هجرت به سرزمينى ديگر
فظنّ أن لن نقدر عليه
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه «قدر» به معناى «قضا» و «حكم» باشد. گفتنى است كه ذيل آيه (إنّى كنت من الظالمين) مؤيد همين برداشت است.
22 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و ذاالنون إذ ذهب مغاضباً » يقول : من أعمال قومه « فظنّ أن لن نقدر عليه » يقول : ظنّ أن لن يعاقب بما صنع ;
از امام باقر(ع) در باره قول خدا «و ذاالنون إذ ذهب مغاضباً» روايت شده كه: غضب يونس(ع) از اعمال قومش بود [و در معناى] «فظنّ أن لن نقدر عليه» فرمود: يونس(ع) گمان كرد كه او در برابر آن چه انجام داده مجازات نمى شود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 5،21
5 - بعضى از گمان ها ، حتى در صورت منتهى نشدن به عمل ، گناه به شمار مى آيد . *
إنّ بعض الظنّ إثم
حصول گمان در ذهن انسان، معمولاً در اختيار وى نيست. بر اين اساس مفسران نهى از ظن را، نهى از عمل بر طبق ظن دانسته اند كه امرى اختيارى است. با اين حال احتمال مى رود كه در آيه شريفه چيزى مقدر نباشد و واقعاً بعضى از گمان هاى بد - حتى با منتهى نشدن به عمل - گناه به شمار آيد.
21 - بدگمانى ، تجسّس و غيبت نسبت به مؤمنان ، بى تقوايى ، گناه و نيازمند توبه است .
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا ... و اتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 66 - 11
11 - پيروى از ظن و تخمين در امور اعتقادى ، مذموم و ممنوع است .
إن يتبعون إلا الظن و إن هم إلا يخرصون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 3
3 - جواز تكيه كردن بر گمان ، در بعضى از موارد
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ
مفهوم «كثيراً» اين است كه در همه جا، تكيه كردن بر گمان ممنوع نيست، زيرا چه بسا موارد مهمى كه ناديده گرفتن گمان، موجب وارد شدن صدمه فراوان به فرد يا جامعه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 12 - 5
5 - شايعات و پخش خبر هاى دروغ ، از ميان برنده اعتماد متقابل و حسن ظن افراد جامعه نسبت به يكديگر
لولا إذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنت بأنفسهم خيرًا و قالوا هذا إفك مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 20
20 - تقواى الهى ، مستلزم پرهيز از بدگمانى و تجسّس و غيبت نسبت به مؤمنان
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم ... و اتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 1
1 - بسيارى از بدگمانى هاى مؤمنان نسبت به يكديگر ، نادرست و مورد نهى الهى است .
يأيّها الذين ءامنوا اجتنبوا كثيرًا من الظنّ
واژه «الظنّ» مطلق گمان هاى نيك و بد را شامل مى شود; اما نهى «اجتنبوا» مى رساند كه مراد از آن بدگمانى نسبت به مؤمنان است; زيرا اين بدگمانى ها در بيشتر مواقع نادرست مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 3 - 3
3 - ظهاركننده ، در صورت رجوع از آن ، بايد كفّاره بدهد .
و الذين يظهرون . .. ثمّ يعودون ... فتحرير رقبة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 4 - 6،9،13
6 - ظِهار ، هيچ گاه ، همسر مرد را ، در مقام مادر او ، قرار نخواهد داد .
و ما جعل أزوجكم الّ--ى تظهرون منهنّ أمّهتكم
9 - در عصر جاهليت ، مردان ، با ظِهار همسر خود ، او را در رديف مادر خود قرار داده و با او ، ترك مراوده مى كردند .
و ما جعل أزوجكم الّ--ى تظهرون منهنّ أمّهتكم
اين كه خداوند فرموده است، ظِهار، همسر را در منزلت مادر قرار نمى دهد، به دست مى آيد كه مردان، با ظِهارِ همسر، مى خواسته اند با آنان ترك مراوده كنند; چون، بر اين باور بودند كه خلوت با مادر قطعاً، امر نادرستى است.
13 - ظِهار همسر ، تنها سخنى بيش نيست و در واقعيت تأثير ندارد .
و ما جعل أزوجكم الّ--ى تظهرون منهنّ أمّهتكم . .. ذلكم قولكم بأفوهكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 3 - 4
4 - كفّاره ظهار ، بايد پيش از تماس و آميزش با زن داده شود .
فتحرير رقبة من قبل أن يتماسّا
«تماس» در تعبير قرآن، كنايه از آميزش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 4 - 4
4 - ظهاركننده ، روزه ظهار را بايد پيش از تماس و آميزش با زنش بگيرد .
فصيام شهرين متتابعين من قبل أن يتماسّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 4 - 13
13 - ظِهار همسر ، تنها سخنى بيش نيست و در واقعيت تأثير ندارد .
و ما جعل أزوجكم الّ--ى تظهرون منهنّ أمّهتكم . .. ذلكم قولكم بأفوهكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 2 - 1،2،6،7
1 - زنانى كه ظهار مى شوند ، براى شوهرانشان حكم مادر را پيدا نمى كنند .
الذين يظهرون منكم من نسائهم ما هن أُمّهتهم
2 - « ظهار » ، در شريعت اسلام طلاق نيست .
الذين يظهرون منكم . .. ما هنّ أُمّهتهم
6 - ظهار ( انشاى صيغه اى كه در آن زن در حكم مادر قرار داده مى شود ) ، سخنى باطل و نكوهيده است .
و إنّهم ليقولون منكرًا من القول و زورًا
7 - ظهار كردن زن ، حرام و گناه است .
و إنّهم ليقولون منكرًا من القول و زورًا و إنّ اللّه لعفوّ غفور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 3 - 1،2،3،4،11
1 - ظهار ، سبب گسستن پيوند زناشويى نمى شود .
و الذين يظهرون . .. فتحرير رقبة
از اين كه ظهاركننده، مى تواند آن را نقض كرده و رجوع كند - با اين شرط كه قبل از آميزش با زن كفّاره بدهد - معلوم مى شود كه ظهار، باعث از هم گسيخته شدن پيوند زن و شوهرى نمى شود.
2 - كسى كه زنش را ظهار كرده ، مى تواند در صورت پشيمان شدن ، آن را نقض كرده و رجوع كند .
و الذين يظهرون من نسائهم ثمّ يعودون
«عود» (مصدر «يعودون») به معناى رجوع و بازگشتن است. بازگشت ظهاركننده به آنچه گفته، بدين معنا است كه ظهاركننده، گفته خود را نقض كند و از آنچه گفته پشيمان شود و براى ادامه زناشويى با همسر خود، به او رجوع نمايد.
3 - ظهاركننده ، در صورت رجوع از آن ، بايد كفّاره بدهد .
و الذين يظهرون . .. ثمّ يعودون ... فتحرير رقبة
4 - كفّاره ظهار ، بايد پيش از تماس و آميزش با زن داده شود .
فتحرير رقبة من قبل أن يتماسّا
«تماس» در تعبير قرآن، كنايه از آميزش است.
11 - « عن زرارة قال : سألت أباجعفر ( ع ) عن الظهار فقال : هو من كلّ ذى محرم اُمّ أو اُخت أو عمّة أو خالة . . . يقول الرجل لإمرئته و هى طاهر من غير جماع : أنت علىّ حرام مثل ظهر اُمّى أو اُختى ;
زراره گويد: از امام باقر(ع) درباره ظهار سؤال كردم، فرمود: [در اجراى صيغه ظهار با تشبيه زن] به هر كدام از محارم: مادر، خواهر، عمه و يا خاله [ظهار واقع مى شود. به اين گونه كه] مرد در حالى كه همسرش از حيض پاك است و در آن پاكى جماعى صورت نگرفته، مى گويد: تو بر من حرام باشى مانند مادر يا خواهرم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 4 - 1،4
1 - ظهاركننده ، در صورتى كه آزاد كردن بنده برايش مقدور نباشد ، بايد دو ماه روزه بگيرد .
فمن لم يجد فصيام شهرين
4 - ظهاركننده ، روزه ظهار را بايد پيش از تماس و آميزش با زنش بگيرد .
فصيام شهرين متتابعين من قبل أن يتماسّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 4 - 8
8 - ظِهار ، از بدعت هاى عصر جاهلى بود و منشأ الهى نداشت .
و ما جعل أزوجكم الّ--ى تظهرون منهنّ أمّهتكم. .. ذلكم قولكم بأفوهكم
اين كه خداوند ظِهار را از خود نفى كرده، حاكى است كه چنين امرى، از بدعت هاى دوران جاهليت بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 2 - 3،6
3 - ابراز ناخرسندى از سوى يك زن ، سبب شد خداوند ، رسم جاهلى ظهار را - كه تا آن زمان در ميان مسلمانان رواج داشت - ملغا اعلام كند .
قد سمع اللّه قول الّتى . .. الذين يظهرون منكم ... ما هنّ أُمّهتهم
6 - ظهار ( انشاى صيغه اى كه در آن زن در حكم مادر قرار داده مى شود ) ، سخنى باطل و نكوهيده است .
و إنّهم ليقولون منكرًا من القول و زورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 4 - 13
13 - رعايت نكردن حدود الهى در ظهار ، درپى دارنده عذاب دردناك الهى است .
و تلك حدود اللّه و للكفرين عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 4 - 6
6 - ادا كردن كفّاره ظهار ، نشانه ايمان راستين ظهاركننده به خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
ذلك لتؤمنوا باللّه و رسوله
«ذلك» اشاره به حكم ظهار و تعيين كفّاره آن است; يعنى، اين حكم بدان علت وضع شده تا شما به خدا و رسول او ايمان بياوريد. بنابراين كسى كه خود را به دادن كفّاره پايبند مى كند، بدين معنا است كه وى به خدا و رسول او ايمان راستين دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 3 - 10
10 - تخلف كنندگان از كفّاره ظهار ، مورد تهديد خداوند به كيفر و مجازات
فتحرير رقبة . .. و اللّه بما تعملون خبير
جمله «و اللّه بما تعملون. ..» پيامدار اين حقيقت است كه ظهاركننده، بايد بداند كه در صورت تخلف و فرار از دادن كفّاره ظهار، خداوند به عمل او آگاهى داشته و سزاى وى را خواهد داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 4 - 10
10 - انكار حكم ظهار و تجاوز به حدود آن ، در حكم كفر است .
و تلك حدود اللّه و للكفرين عذاب أليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 2 - 2
2 - « ظهار » ، در شريعت اسلام طلاق نيست .
الذين يظهرون منكم . .. ما هنّ أُمّهتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 3 - 2
2 - كسى كه زنش را ظهار كرده ، مى تواند در صورت پشيمان شدن ، آن را نقض كرده و رجوع كند .
و الذين يظهرون من نسائهم ثمّ يعودون
«عود» (مصدر «يعودون») به معناى رجوع و بازگشتن است. بازگشت ظهاركننده به آنچه گفته، بدين معنا است كه ظهاركننده، گفته خود را نقض كند و از آنچه گفته پشيمان شود و براى ادامه زناشويى با همسر خود، به او رجوع نمايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 3 - 11
11 - « عن زرارة قال : سألت أباجعفر ( ع ) عن الظهار فقال : هو من كلّ ذى محرم اُمّ أو اُخت أو عمّة أو خالة . . . يقول الرجل لإمرئته و هى طاهر من غير جماع : أنت علىّ حرام مثل ظهر اُمّى أو اُختى ;
زراره گويد: از امام باقر(ع) درباره ظهار سؤال كردم، فرمود: [در اجراى صيغه ظهار با تشبيه زن] به هر كدام از محارم: مادر، خواهر، عمه و يا خاله [ظهار واقع مى شود. به اين گونه كه] مرد در حالى كه همسرش از حيض پاك است و در آن پاكى جماعى صورت نگرفته، مى گويد: تو بر من حرام باشى مانند مادر يا خواهرم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 4 - 7،8،9
7 - در جاهليت ، ظِهار همسر از سوى شوهر ، امرى رايج بوده است .
و ما جعل أزوجكم الّ--ى تظهرون منهنّ أمّهتكم
از كاربرد فعل مضارع «تظاهرون» - كه دلالت بر استمرار دارد - استفاده مى شود كه ظِهار، امر متداولى بوده است.
8 - ظِهار ، از بدعت هاى عصر جاهلى بود و منشأ الهى نداشت .
و ما جعل أزوجكم الّ--ى تظهرون منهنّ أمّهتكم. .. ذلكم قولكم بأفوهكم
اين كه خداوند ظِهار را از خود نفى كرده، حاكى است كه چنين امرى، از بدعت هاى دوران جاهليت بوده است.
9 - در عصر جاهليت ، مردان ، با ظِهار همسر خود ، او را در رديف مادر خود قرار داده و با او ، ترك مراوده مى كردند .
و ما جعل أزوجكم الّ--ى تظهرون منهنّ أمّهتكم
اين كه خداوند فرموده است، ظِهار، همسر را در منزلت مادر قرار نمى دهد، به دست مى آيد كه مردان، با ظِهارِ همسر، مى خواسته اند با آنان ترك مراوده كنند; چون، بر اين باور بودند كه خلوت با مادر قطعاً، امر نادرستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 2 - 3،4
3 - ابراز ناخرسندى از سوى يك زن ، سبب شد خداوند ، رسم جاهلى ظهار را - كه تا آن زمان در ميان مسلمانان رواج داشت - ملغا اعلام كند .
قد سمع اللّه قول الّتى . .. الذين يظهرون منكم ... ما هنّ أُمّهتهم
4 - در طلاق از نوع ظهار ، پندار مردم جزيرة العرب اين بود كه زن ظهار شده ، براى شوهرش حكم مادر را پيدا كرده و حرام مؤبّد مى شود .
الذين يظهرون منكم من نسائهم ما هنّ أُمّهتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 3 - 7
7 - آزاد كردن بنده ، وظيفه اى مهم بر عهده ظهاركننده است و او نبايد آن را سرسرى گرفته و به آن بى توجهى كند .
فتحرير رقبة . .. ذلكم توعظون به
توصيه خداوند به آزاد كردن بنده - پس از اين كه در «فتحرير رقبة» فرمان آن را داده است - شايد بدان منظور است كه ظهاركننده مى تواند آن را جدى نگيرد و احياناً با بى توجهى از كنار آن بگذرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 1 - 1،2،3،5،9
1 - خداوند ، خواسته زنى را كه شوهرش او را ظهار كرده بود ، استجابت كرد .
قد سمع اللّه قول الّتى تجدلك فى زوجها
«ظهار» نوعى طلاق بود كه از عرب جاهلى باقى مانده و تا قبل از نزول اين بخش از آيات، در ميان مسلمانان نيز به آن عمل مى شد. در اين نوع از طلاق، هر گاه شوهر به زنش مى گفت: «أنت علىّ كظهر اُمّى» زن حكم مادرش را پيدا مى كرد و بر او حرام مؤبّد مى شد. آيه شريفه درباره زنى بود كه شوهرش او را ظهار كرد. آن زن كه نمى خواست از شوهرش جدا شود، براى حل مشكل خود به محضر پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) آمد و درخواست كرد كه براى او چاره انديشى كند. خداوند با ملغى كردن اين رسم جاهلى، خواسته زن را اجابت فرمود. بنابراين «قد سمع اللّه» به معناى «قد استجاب اللّه» مى باشد و اين كنايه اى رايج است.
2 - زن ظهار شده ، مايل نبود از شوهرش جدا شده و كانون خانواده اش متلاشى گردد .
قد سمع اللّه قول الّتى تجدلك فى زوجها
3 - زن ظهار شده ، براى يافتن راه چاره به محضر رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) رسيد و با آن حضرت درباره شوهرش گفتوگو كرد .
قد سمع اللّه قول الّتى تجدلك فى زوجها
5 - زن ظهار شده ، در حضور رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) از حادثه اى كه برايش پيش آمده بود به خداوند شكايت برده ، خواستار حل مشكل خويش شده بود .
تجدلك فى زوجها و تشتكى إلى اللّه
9 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : إنّ امرأة من المسلمات أتت النبىّ (صلی الله علیه و آله) فقالت : يا رسول اللّه إنّ فلاناً زوجى . . . أشكوه إليك فقال : فيم تشكينه قالت : إنّه قال أنت علىّ حرام كظهر اُمّى . . . فسمع اللّه تبارك و تعالى مجادلتها لرسول اللّه فى ما شكت إليه و أنزل اللّه فى ذلك قرآناً « . . .قد سمع اللّه قول الّتى تجادلك فى زوجها . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده است: زنى از زنان مسلمين نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمد و عرض كرد: اى رسول خدا! فلانى همسر من است. .. شكايت او را براى تو آورده ام. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: در چه چيز از او شكايت دارى؟ گفت: [مرا با «ظهار» بر خود حرام كرده] و گفته است: «أنت علىّ حرام كظهر أمّى» ...پس خداى تبارك و تعالى مجادله او را درباره همسرش با رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنيد و در اين باره آيه اى نازل فرمود (قد سمع اللّه قول الّتى تجادلك فى زوجها)».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 3 - 3،4،5،6
3 - ظهاركننده ، در صورت رجوع از آن ، بايد كفّاره بدهد .
و الذين يظهرون . .. ثمّ يعودون ... فتحرير رقبة
4 - كفّاره ظهار ، بايد پيش از تماس و آميزش با زن داده شود .
فتحرير رقبة من قبل أن يتماسّا
«تماس» در تعبير قرآن، كنايه از آميزش است.
5 - كفّاره ظهار ، ابتدا آزاد كردن يك بنده است .
فتحرير رقبة من قبل أن يتماسّا
6 - آزاد كردن بنده ، سفارش خداوند به ظهاركننده
ذلكم توعظون به
مشاراليه «ذلكم»، «فتحرير رقبة» مى باشد و ضمير «به» به «ذلكم» بازمى گردد. «وعظ» (مصدر «توعظون») به معناى توصيه به اطاعت است (مصباح المنير).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 4 - 1،3،4،5،8
1 - ظهاركننده ، در صورتى كه آزاد كردن بنده برايش مقدور نباشد ، بايد دو ماه روزه بگيرد .
فمن لم يجد فصيام شهرين
3 - دو ماه روزه اى كه به عنوان كفّاره ظهار گرفته مى شود ، بايد پى درپى باشد .
فمن لم يجد فصيام شهرين متتابعين
4 - ظهاركننده ، روزه ظهار را بايد پيش از تماس و آميزش با زنش بگيرد .
فصيام شهرين متتابعين من قبل أن يتماسّا
5 - در صورتى كه گرفتن روزه براى ظهاركننده مقدور نباشد ، بايد شصت مسكين را اطعام كند .
فمن لم يستطع فإطعام ستّين مسكينًا
8 - كفّاره هاى تعيين شده براى ظهار ، حدود الهى بوده و رعايت آنها بر همگان لازم است .
و تلك حدود اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 2 - 7
7 - ظهار كردن زن ، حرام و گناه است .
و إنّهم ليقولون منكرًا من القول و زورًا و إنّ اللّه لعفوّ غفور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 4 - 8
8 - ظِهار ، از بدعت هاى عصر جاهلى بود و منشأ الهى نداشت .
و ما جعل أزوجكم الّ--ى تظهرون منهنّ أمّهتكم. .. ذلكم قولكم بأفوهكم
اين كه خداوند ظِهار را از خود نفى كرده، حاكى است كه چنين امرى، از بدعت هاى دوران جاهليت بوده است.
ظهاركنندگان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 2 - 8
8 - اعلام عفو و آمرزش از سوى خداوند نسبت به كسانى كه تا قبل از تحريم ظهار ، مرتكب آن شدند .
الذين يظهرون منكم . .. و إنّ اللّه لعفوّ غفور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 3 - 7
7 - آزاد كردن بنده ، وظيفه اى مهم بر عهده ظهاركننده است و او نبايد آن را سرسرى گرفته و به آن بى توجهى كند .
فتحرير رقبة . .. ذلكم توعظون به
توصيه خداوند به آزاد كردن بنده - پس از اين كه در «فتحرير رقبة» فرمان آن را داده است - شايد بدان منظور است كه ظهاركننده مى تواند آن را جدى نگيرد و احياناً با بى توجهى از كنار آن بگذرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 133 - 10
10 - يعقوب ، ابراهيم ، اسماعيل و اسحق ( ع ) موحدانى پرستشگر خداى يكتا
نعبد إلهك و إله ءابائك إبرهيم و إسمعيل و إسحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 134 - 1
1 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب و فرزندان آنان ، امتى پرستشگر خدا و تسليم در برابر او
تلك أمة قد خلت
مشاراليه «تلك» پيامبران ياد شده در آيه قبل و فرزندانشان است. به كارگيرى «تلك» براى اشاره به مذكر به لحاظ خبر (أمة) مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 138 - 3
3 - اهل ايمان ، پرستش كنندگان خداوند هستند .
و نحن له عبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 5 - 6
6- خداوند ، قادر به شنيدن و اجابت همه دعا ها و نياز هاى عبادت گران خود
من أضلّ ممّن يدعوا من دون اللّه من لايستجيب له إلى يوم القيمة
از مفهوم آيه شريفه، استفاده مى شود كه اگر غير خدا نمى تواند نيازهاى گسترده خلق را برآورده كند; اما خداوند قادر به اجابت هر دعا در هر زمينه و در هر زمان مى باشد، چرا كه او نه از دعايى غافل است و نه از اجابت آن عاجز.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 84 - 15
15- ايوب ( ع ) ، در زمره عابدان و الگويى آموزنده براى آنان
و ذكرى للعبدين
نماد بودن ماجراى ايوب(ع) براى عابدان، در صورتى است كه آن حضرت خود در زمره ايشان باشد و رحمت خدا نسبت به وى تذكرى براى ديگر عابدان گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 84 - 15
15- ايوب ( ع ) ، در زمره عابدان و الگويى آموزنده براى آنان
و ذكرى للعبدين
نماد بودن ماجراى ايوب(ع) براى عابدان، در صورتى است كه آن حضرت خود در زمره ايشان باشد و رحمت خدا نسبت به وى تذكرى براى ديگر عابدان گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 84 - 17
17- پرستشگران خدا ، از تذكرات و بيدارباش هاى او بهره منداند .
ذكرى للعبدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 62 - 5
5 - اهل سجده و عبادت به درگاه خداوند ، مبرا از سرمستى ، غرور و لهو
و تضحكون و لاتبكون . و أنتم سمدون . فاسجدوا للّه واعبدوا
از اين كه در آيات پايانى سوره، سرمستى و لغوگرايى، قطب مخالف سجده و عبادت معرفى شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 62 - 6
6 - اهل عبادت براى خداوند ، برخوردار از حمايت هاى او در مراحل هولناك قيامت
ليس لها من دون اللّه كاشفة . .. فاسجدوا للّه و اعبدوا
چنانچه «كاشفة» در آيات پيشين، به معناى گشاينده سختى ها باشد، از ارتباط اين آيه با «ليس لها. ..» مى توان به مطلب بالا پى برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 172 - 9
9 - حضور تماى انسان ها - مستكبران و عبادت كنندگان - به پيشگاه خداوند در قيامت
لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه . .. و يستكبر فسيحشرهم إليه جميعاً
كلمه «اما» در آيه بعد تفصيل و توضيح «فسيحشرهم . ..» مى باشد. بنابراين ضمير «هم» شامل هر دو گروه عبادت كنندگان و كسانى كه از عبادت خدا استنكاف دارند مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 62 - 5
5 - اهل سجده و عبادت به درگاه خداوند ، مبرا از سرمستى ، غرور و لهو
و تضحكون و لاتبكون . و أنتم سمدون . فاسجدوا للّه واعبدوا
از اين كه در آيات پايانى سوره، سرمستى و لغوگرايى، قطب مخالف سجده و عبادت معرفى شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 62 - 5
5 - اهل سجده و عبادت به درگاه خداوند ، مبرا از سرمستى ، غرور و لهو
و تضحكون و لاتبكون . و أنتم سمدون . فاسجدوا للّه واعبدوا
از اين كه در آيات پايانى سوره، سرمستى و لغوگرايى، قطب مخالف سجده و عبادت معرفى شده است، مطلب بالا استفاده مى
شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 62 - 5
5 - اهل سجده و عبادت به درگاه خداوند ، مبرا از سرمستى ، غرور و لهو
و تضحكون و لاتبكون . و أنتم سمدون . فاسجدوا للّه واعبدوا
از اين كه در آيات پايانى سوره، سرمستى و لغوگرايى، قطب مخالف سجده و عبادت معرفى شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 84 - 17
17- پرستشگران خدا ، از تذكرات و بيدارباش هاى او بهره منداند .
ذكرى للعبدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 84 - 14
14- استجابت دعاى ايوب ( ع ) و برطرف نمودن رنج و گرفتارى از آن حضرت ، مايه تذكر و بيدارى خداپرستان
فاستجبنا له . .. و ءاتينه ... رحمة من عندنا و ذكرى للعبدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 84 - 14
14- استجابت دعاى ايوب ( ع ) و برطرف نمودن رنج و گرفتارى از آن حضرت ، مايه تذكر و بيدارى خداپرستان
فاستجبنا له . .. و ءاتينه ... رحمة من عندنا و ذكرى للعبدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 106 - 1
1- معارف قرآن ، براى هدايت و سعادت قوم عبادتگر خدا ، كافى و بسنده است .
إنّ فى هذا لبلغًا لقوم عبدين
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «هذا» اشاره به قرآن و مجموعه مطالب اين سوره باشد. و «بلاغ» به معناى كفايت باشد (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 106 - 1
1- معارف قرآن ، براى هدايت و سعادت قوم عبادتگر خدا ، كافى و بسنده است .
إنّ فى هذا لبلغًا لقوم عبدين
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «هذا» اشاره به قرآن و مجموعه مطالب اين سوره باشد. و «بلاغ» به معناى كفايت باشد (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 62 - 5
5 - اهل سجده و عبادت به درگاه خداوند ، مبرا از سرمستى ، غرور و لهو
و تضحكون و لاتبكون . و أنتم سمدون . فاسجدوا للّه واعبدوا
از اين كه در آيات پايانى سوره، سرمستى و لغوگرايى، قطب مخالف سجده و عبادت معرفى شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 112 - 21
21 - از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود : « التائبون » من الذنوب « العابدون » الذين لا يعبدون إلا اللّه و الا يشركون به شيئاً « الحامدون » الذين يحمدون اللّه على كل حال فى الشدة و الرخاء « السائحون » و هم الصائمون « الراكعون الساجدون » الذين يواظبون على الصلوات الخمس الحافظون ل ها المحافظون على ها بركوع ها و سجود ها و فى الخشوع فى ها و فى اوقات ها . . . ;
«تائبان» توبه كنندگان از گناه[اند] و «عابدان» كسانى هستند كه غير خدا را عبادت نمى كنند و چيزى را شريك او نمى
گيرند. «حامدان» آنانند كه در هر حال - چه سختى و چه در راحتى - خدا را ستايش مى كنند و «سائحان» روزه دارانند. «راكعان» و «ساجدان» كسانى هستند كه مواظب نمازهاى پنجگانه باشند. ركوع، سجود و خشوع را در نمازها رعايت مى كنند و محافظ وقتهاى نماز هستند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 28 - 3
3- كسانى كه به خاطر پرداختن به امر مهمى چون عبادت ، از كمك به نيازمندان اعراض مى كنند ، بايد با بيانى نرم و دلپذير با آنان سخن گفته و عذرخواهى كنند .
و إما تعرضنّ عنهم ابتغاء رحمة من ربّك ترجوها فقل لهم قولاً ميسورًا
برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از طلب رحمت پروردگار، عبادت به درگاه او باشد. در اين صورت، معناى آيه چنين مى شود: اگر از اعانه به نيازمندان به خاطر عبادت خوددارى مى كنى، پس از آنها عذرخواهى نموده و به آنان پاسخى مناسب بده.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 125 - 20
20 - طواف كنندگان ، عبادت كنندگان و نمازگزاران در خانه خدا ، داراى مقامى ارجمند در پيشگاه خداوند
أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود
از اينكه پيامبرانى بزرگ، همچون ابراهيم و اسماعيل(ع) مأمور به تطهير خانه خدا براى طواف كنندگان و . .. بودند، ارجمندى طواف كنندگان و ... در پيشگاه خدا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 84 - 19
19- همه انسان ها ، حتى عبادت پيشگان ، نيازمند تذكر و يادآورى اند .
ذكرى للعبدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 159 - 1
1 - گروهى اندك از قوم موسى ، مردمى هدايتگر و عدالت پيشه بودند .
و من قوم موسى امة يهدون بالحق و به يعدلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 8 - 4
4 - خداوند ، دوستدار عدالت پيشگان
إنّ اللّه يحبّ المقسطين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 159 - 5
5 - عدالت پيشگان قوم موسى همواره حق را ميزان قضاوت هاى خويش قرار داده و بر اساس آن داورى مى كردند .
و به يعدلون
«به» متعلق به «يعدلون» و «باء» در آن براى استعانت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 8 - 4
4 - خداوند ، دوستدار عدالت پيشگان
إنّ اللّه يحبّ المقسطين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 3 - 4
4 - عاص بن وائل ، دشمن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و فاقد نيكنامى بود .
إنّ شانئك هو الأبتر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 3 - 4،7
4 - عاص بن وائل ، دشمن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و فاقد نيكنامى بود .
إنّ شانئك هو الأبتر
7 - « تكلّم أبومحمد الحسن بن على ( ع ) فقال : قال العاص بن وائل : إنّ محمداً رجل أبتر لا ولد له فلو قد مات انقطع ذكره ، فأنزل اللّه تبارك و تعالى « إنّ شانئك هو الأبتر » ;
امام حسن(ع) [در مجلس مباحثه با معاويه و ياران او ]سخن گفت و فرمود: عاص بنوائل گفت: محمد(صلی الله علیه و آله) مردى ابتر است كه براى او فرزندى نيست و اگر بميرد [نام و] ياد او تمام مى شود. پس خداى تبارك و تعالى [خطاب به رسول خدا اين آيه را] نازل فرمود: إنّ شانئك هو الأبتر».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 3 - 7
7 - « تكلّم أبومحمد الحسن بن على ( ع ) فقال : قال العاص بن وائل : إنّ محمداً رجل أبتر لا ولد له فلو قد مات انقطع ذكره ، فأنزل اللّه تبارك و تعالى « إنّ شانئك هو الأبتر » ;
امام حسن(ع) [در مجلس مباحثه با معاويه و ياران او ]سخن گفت و فرمود: عاص بنوائل گفت: محمد(صلی الله علیه و آله) مردى ابتر است كه براى او فرزندى نيست و اگر بميرد [نام و] ياد او تمام مى شود. پس خداى تبارك و تعالى [خطاب به رسول خدا اين آيه را]
نازل فرمود: إنّ شانئك هو الأبتر».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 3 - 7
7 - « تكلّم أبومحمد الحسن بن على ( ع ) فقال : قال العاص بن وائل : إنّ محمداً رجل أبتر لا ولد له فلو قد مات انقطع ذكره ، فأنزل اللّه تبارك و تعالى « إنّ شانئك هو الأبتر » ;
امام حسن(ع) [در مجلس مباحثه با معاويه و ياران او ]سخن گفت و فرمود: عاص بنوائل گفت: محمد(صلی الله علیه و آله) مردى ابتر است كه براى او فرزندى نيست و اگر بميرد [نام و] ياد او تمام مى شود. پس خداى تبارك و تعالى [خطاب به رسول خدا اين آيه را] نازل فرمود: إنّ شانئك هو الأبتر».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 86 - 8،9
8 - تمكن و ثروت ، زمينه عافيت طلبى منافقان و گريز آنان از جهاد
استئذنك أولوا الطول منهم
9 - ثروت فراوان ، زمينه گرايش انسان به عافيت طلبى و موجب تن دادن به ذلت و خوارى و ترك فريضه جهاد
و إذا أنزلت سورة . . و جهدوا مع رسوله استئذنك أولوا الطول منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 86 - 8
8 - تمكن و ثروت ، زمينه عافيت طلبى منافقان و گريز آنان از جهاد
استئذنك أولوا الطول منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 8 - 7
7 - توجه به فرجام امور ، در تصحيح عقيده و كردار ، نقش چشمگيرى دارد .
فبشّره بعذاب أليم . .. لهم جن-ّ-ت النعيم
ياد آورى سرانجام بد معرضان از آيات خدا و نيز يادآورى پايان خوش مؤمنان، به منظور تنبّه دادن به انسان ها است، لذا مى توان برداشت بالا را داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 3 - 7
7 - عاقبت انديشى ، مانع برترنمايى و تفاخر است .
كلاّ سوف تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 4 - 5
5 - عاقبت انديشى ، مانع برترى نمايى و تفاخر است .
ثمّ كلاّ سوف تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 55 - 19
19 - لزوم توجه به فرجام و عاقبت امور ، در ارزش گذارى آنها
فلا تعجبك أمولهم . .. و تزهق أنفسهم و هم كفرون
از اين كه خداوند در تبيين علت نهى (لا تعجبك . .. )، به فرجام و عاقبت منافقان اشاره كرده است، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 23 - 12
12- بيان عاقبت نيك مؤمنان داراى عمل صالح و فرجام شوم پيروان شيطان ، روشى است براى ايجاد انگيزش آدميان به عاقبت انديشى .
و برزوا لله جميعًا فقال الضعفؤا للذين استكبروا . .. فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 193 - 19
19 - ترغيب مؤمنان از سوى خداوند به دعا و طلب آمرزش و همراهى با ابرار و حسن عاقبت
ربّنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا و توفّنا مع الابرار
ستايش خردمندان به ويژگيهاى ياد شده، به اين منظور است كه مؤمنان هم، خواستار موارد ياد شده باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 126 - 13
13 - استقامت در راه خدا و دستيابى به حسن عاقبت ، نيازمند امداد هاى خداوند است .
ربنا أفرغ علينا صبراً و توفنا مسلمين
عاقبت انديشى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 3 - 7
7 - عاقبت انديشى ، مانع برترنمايى و تفاخر است .
كلاّ سوف تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 4 - 5
5 - عاقبت انديشى ، مانع برترى نمايى و تفاخر است .
ثمّ كلاّ سوف تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 8 - 7
7 - توجه به فرجام امور ، در تصحيح عقيده و كردار ، نقش چشمگيرى دارد .
فبشّره بعذاب أليم . .. لهم جن-ّ-ت النعيم
ياد آورى سرانجام بد معرضان از آيات خدا و نيز يادآورى پايان خوش مؤمنان، به منظور تنبّه دادن به انسان ها است، لذا مى توان برداشت بالا را داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 55 - 19
19 - لزوم توجه به فرجام و عاقبت امور ، در ارزش گذارى آنها
فلا تعجبك أمولهم . .. و تزهق أنفسهم و هم كفرون
از اين كه خداوند در تبيين علت نهى (لا تعجبك . .. )، به فرجام و عاقبت منافقان اشاره كرده است، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 23 - 12
12- بيان عاقبت نيك مؤمنان داراى عمل صالح و فرجام شوم پيروان شيطان ، روشى است براى ايجاد انگيزش آدميان به عاقبت انديشى .
و برزوا لله جميعًا فقال الضعفؤا للذين استكبروا . .. فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 197 - 17،20
17 - دعوت خداوند از خردمندان ( اولى الالباب ) به رعايت تقوا
واتقون يا اولى الالباب
20 - حج گزاران ، از خردمندان هستند .
الحج اشهر معلومت . .. فمن فرض ... يا اولى الالباب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 7 - 34،36
34 - جز خردمندان ، كسى قدرت درك ويژگى هاى آيات محكم و متشابه را ندارد .
و ما يذّكّر الاّ اولوا الالباب
ظاهراً مراد از متعلّق «ما يذّكّر»، مطالب عنوان شده در همين آيه باشد.
36 - راسخين در علم ، خردمندانند .
و الراسخون فى العلم . .. و ما يذّكّر الاّ اولوا الالباب
اگر تسليم شدن در برابر حق، خاص راسخين باشد و درك لزوم تسليم شدن در برابر حق، خاص اولوا الالباب باشد; الزاماً اين دو عنوان منحصر به يك گروه مى شود و در نتيجه راسخين، همان خردمندانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 190 - 10،11
10 - صاحبان خرد ناب ، تنها دريابندگان نشانه هاى الهى در آفرينش
انّ فى خلق السّموات . .. لايات لاولى الالباب
آيات الهى در آفرينش وجود دارد، چه صاحب خردى باشد و يا نباشد. بنابراين «لاولى الالباب»، ناظر به بهره مندى از آن آيات است. يعنى تنها خردمندان به نشانه بودن آنها پى مى برند و ديگران از آن محرومند.
11 - پى بردن از آفرينش به قدرت مطلق خداوند و يكتايى او در فرمانروايى بر هستى ، دليل بهره مند بودن آدمى از خرد ناب
انّ فى خلق السّموات . .. لايات لاولى الالباب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 191 - 15،25،31،33
15 - پى بردن و اقرار خردمندان به هدفدارى آفرينش ، پس از انديشه در آن
لاولى الالباب . .. يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً
ظاهراً «ربّنا ما خلقت . .. » بيان نتيجه تفكّر آنان مى باشد.
25 - خردمندان ، خداوند را از هر كاستى مبرّا و منزّه مى دانند .
لايات لاولى الالباب. الّذين ... سبحانك
31 - اعتقاد به معاد و درخواست رهايى از آتش دوزخ ، نشانه خردمندى
لايات لاولى الالباب . .. فقنا عذاب النّار
33 - اعتقاد به هدفدارى آفرينش ، دليل نگرانى خردمندان از سرنوشت خود در قيامت است .
ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك فقنا عذاب النّار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 194 - 17
17 - توأم بودن بيم و اميد ( خوف و رجا ) در خردمندان مؤمن
ربّنا و اتنا ما وعدتنا على رسلك و لا تخزنا يوم القيمة
چون از يك سو به وعده هاى الهى دل بسته اند و از سوى ديگر نگران فرجام خويش در قيامت هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 70 - 7
7 - مؤمنان ، انسان هاى زنده دل و برخوردار از حيات واقعى و معقول ، و كافران ( چونان مردگان ) محروم از آن
لينذر من كان حيًّا و يحقّ القول على الكفرين
برداشت ياد شده از ارتباط ميان صدر و ذيل آيه شريفه; يعنى، به قرينه مقابله ميان انسان هاى زنده و كافران، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 195 - 4
4 - خردمندان مؤمن ، مشمول مغفرت الهى هستند .
ربّنا فاغفرلنا . .. فاستجاب لهم ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 5 - 1
1 - عاقلان با سوگند هاى خداوند به فجر ، شب هاى ده گانه ، شفع ، وتر و گذشت شب ، به صحت گفته او اطمينان يافته و آن را تصديق مى كنند .
هل فى ذلك قسم لذى حجر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 193 - 16
16 - اعتراف خردمندان به گناه و تقصير ، در پيشگاه خداوند
ربّنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 85 - 1
1 - اعتراف به مالكيت خدا بر زمين و موجودات روى آن ، امرى ناگريز براى هر انسانِ اهل دانش و خرد
قل لمن الأرض . .. إن كنتم تعلمون . سيقولون للّه قل أفلاتذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 87 - 1
1 - اعتراف به حاكميت و ربوبيت يگانه خدا بر جهان هستى ، امرى غير قابل گريز براى هر انسان دانشور و خردورز
إن كنتم تعلمون. .. قل من ربّ السموت السبع... سيقولون للّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 89 - 1
1 - اعتراف به حاكميت و فرمان روايى خداوند بر سراسر هستى ، امرى غير قابل گريز براى اهل دانش و خرد
قل من بيده . .. إن كنتم تعلمون . سيقولون للّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 32 - 2
2 - اهل عقل و انديشه ، تسليم در مقابل پيام وحى ; و نه در ضديت با آن
أم تأمرهم أحلمهم بهذا
استفهام انكارى، مى رساند كه خردمندان واقعى، هرگز مردم را به ستيزه با پيام وحى دعوت نمى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 191 - 26
26 - پى بردن خردمندان و اعتراف آنان به كمال مطلق پروردگارا ، پس از انديشه در آفرينش
الّذين . .. يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ... سبحانك
تسبيح به معناى پاك دانستن از هر عيب و نقصى است و لازمه نبود عيب و نقص براى خداوند، وجود تمام كمالات براى اوست و خردمندان با تفكّر در آفرينش به چنين اعتقادى رسيده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 193 - 1،2
1 - ايمان خردمندان به پروردگار ، در پى شنيدن نداى منادى ايمان
لاولى الالباب . .. ربّنا انّنا سمعنا منادياً ينادى للايمان ان امنوا بربّكم فامنّ
2 - خردمندان ، معتقد به عظمت قرآن و مقام والاى رسول اكرم (صلی الله علیه و آله)
سمعنا منادياً ينادى
مراد از «منادياً» رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و يا قرآن مجيد است. و نكره آوردن آن اشاره به تفخيم و عظمت آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 194 - 8،9
8 - اعتقاد خردمندان ، به توحيد ربوبى
ربّنا و اتنا ما وعدتنا على رسلك و لا تخزنا يوم القيمة
چون خردمندان تمامى افعال (خلقت، وارد ساختن ستمگران به دوزخ، ارسال رسولان و ميراندن انسانها و . .. ) را پرتوى از ربوبيّت خداوند مى دانند.
9 - خردمندان ، مؤمن به خداوند ، رسالت تمامى انبيا و برپايى قيامت
ربّنا و اتنا ما وعدتنا على رسلك و لا تخزنا يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 9 - 2
2 - انسان هاى عاقل و خردمند ، پذيراى حقانيت وعده هاى خداوند و تحقق روز جزا
يؤفك عنه من أُفك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 5 - 1
1 - عاقلان با سوگند هاى خداوند به فجر ، شب هاى ده گانه ، شفع ، وتر و گذشت شب ، به صحت گفته او اطمينان يافته و آن را تصديق مى كنند .
هل فى ذلك قسم لذى حجر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 194 - 11،20،22
11 - نويد الهى به سرافرازى خردمندان مؤمن و پيروزى آنان بر دشمنان دين
ربّنا و اتنا ما وعدتنا على رسلك و لا تخزنا يوم القيمة
«يوم القيمة»، ظرف براى «لا تخزنا» است. بنابراين مراد از «ما وعدتنا»، نويدهاى دنيوى خواهد بود كه از مصاديق روشن آن به قرينه «لا تخزنا»، خوار نگشتن در دنياست ; و اين نويد براى مؤمنان تنها با پيروزى بر دشمنان دين تحقق مى يابد.
20 - ايمان ، زمينه تحقق نويد هاى الهى به خردمندان و رهايى از خوارى و خذلان اخروى
فامنّا ربّنا . .. ربّنا و اتنا ما وعدتنا على رسلك و لا تخزنا يوم القيمة
با توجّه به اينكه «اتنا» عطف است بر «اغفر لنا»، در جمله «فامنّا ربّنا فاغفرلنا»، معلوم مى شود كه خردمندان انتظار برآورده شدن دعا و خواست خويش را، بر ايمانشان به ربوبيّت خداوند مترتب ساختند.
22 - خوار نگشتن و رسوا نشدن در قيامت ، با ارزشترين نويد الهى به خردمندان مؤمن
اتنا ما وعدتنا . .. فلا تخزنا ... انّك لا تخلف الميعاد
جمله «انّك . . » پس از جمله «و لا تخزنا»، دلالت مى كند كه عدم خوارى، از وعده هاى الهى به خردمندان مؤمن است. بنابراين عطف «لا تخزنا» بر «اتنا ما وعدتنا»، عطف خاص بر عام است و دلالت بر اهميّت برتر معطوف (لا تخزنا) دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 195 - 6
6 - تضمين تحقق وعده هاى الهى به خردمندان مؤمن و تضمين رهايى آنان از خوارى در قيامت
ربّنا اتنا ما وعدتنا على رسلك و لا تخزنا يوم القيمة . .. فاستجاب لهم ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 194 - 2،3
2 - خداوند ، نويددهنده پاداش به خردمندان مؤمن
ربّنا و اتنا ما وعدتنا على رسلك
3 - پيامبران ، واسطه خداوند در نويد پاداش به خردمندان
اتنا ما وعدتنا على رسلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 194 - 11
11 - نويد الهى به سرافرازى خردمندان مؤمن و پيروزى آنان بر دشمنان دين
ربّنا و اتنا ما وعدتنا على رسلك و لا تخزنا يوم القيمة
«يوم القيمة»، ظرف براى «لا تخزنا» است. بنابراين مراد از «ما وعدتنا»، نويدهاى دنيوى خواهد بود كه از مصاديق روشن آن به قرينه «لا تخزنا»، خوار نگشتن در دنياست ; و اين نويد براى مؤمنان تنها با پيروزى بر دشمنان دين تحقق مى يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 194 - 14
14 - هراس خردمندان مؤمن از خوارى و خذلان در روز قيامت
و لا تخزنا يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 170 - 18
18 - تقليد و پيروى از هدايت يافتگان و انديشمندان ، ناروا نيست .
أو لو كان ءاباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون
جمله «أو لو كان . ..» گوياى اين است كه: مجرد تقليد مورد رد و انكار قرار نگرفته است; بلكه آن تقليدى مذمت شده كه تقليد شونده خود اهل فهم و خرد نبوده و هدايت يافته نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 4 - 9
9- تنها صاحبان عقل و فهم بر دريافت ربوبيت خدا و يكتايى او در تدبير هستى توانايند .
إن فى ذلك لأيت لقوم يعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 9 - 2
2 - انسان هاى عاقل و خردمند ، پذيراى حقانيت وعده هاى خداوند و تحقق روز جزا
يؤفك عنه من أُفك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 4 - 9
9- تنها صاحبان عقل و فهم بر دريافت ربوبيت خدا و يكتايى او در تدبير هستى توانايند .
إن فى ذلك لأيت لقوم يعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 5 - 1،2،7
1 - رفت و آمد پى درپى شب و روز و تفاوت تدريجى ساعات آن دو ، نشانه وجود خداوند نزد اهل انديشه و تفكّر
و اختلف الّيل و النهار و . .. ءايت لقوم يعقلون
«اختلاف. ..» ممكن است ناظر به آمد و شد روز و شب باشد. علاوه بر آن تغيير ساعات روز و شب در طى فصول سال را نيز افاده مى كند. در برداشت بالا هر دو نكته مورد نظر است.
2 - ريزش باران از سمت آسمان و تأمين روزى خلق و حيات زمين در پرتو آن ، آيتى خداوندى براى خردورزان
و ما أنزل اللّه من السماء . .. ءايت
7 - نقش سازنده حركت باد ها در شرايط زيستى زمين ، نشانه اى از خداوند براى اهل انديشه
و تصريف الريح ءايت لقوم يعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 191 - 22
22 - خضوع و كرنش خردمندان براى خداوند ، در پى تفكّر در آفرينش و پى بردن به هدفدارى آن
ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك
اعتراف خردمندان به مالكيّت خداوند نسبت به آنان با كلمه «ربّنا» كه به معناى مالك و مدبّر آمده، دلالت بر خشوع و خضوع ايشان در برابر خداوند دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 193 - 17
17 - خردمندان ، خواستار همراهى و همگامى با ابرار تا به هنگام مرگ
و توفّنا مع الابرار
«مع الابرار» حال براى «نا»، در «توفّنا» است. يعنى ما را بميران، در حالى كه همراه و همگام با ابرار باشيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 191 - 28
28 - دعاى خردمندان براى رهايى از عذاب دوزخ
لاولى الالباب . .. فقنا عذاب النّار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 192 - 5
5 - خردمندان ، خواستار كرامت انسانى و گريزان از خذلان و خوارى
لاولى الالباب . .. ربّنا انّك من تدخل النّار فقد اخزيته
خردمندان از آن جهت خواهان دورى از آتشند كه ورود در آتش را حاكى از خوارى و خفّت خويش در پيشگاه خداوند مى دانند و اين معنا كاشف از كرامتخواهى آنان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 193 - 9
9 - آمرزش گناهان و پوشاندن بدى ها ، تقاضاى خردمندان از پيشگاه پروردگار
ربّنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 194 - 1،12،13
1 - بهره مندى از پاداش هاى موعود الهى ، خواسته خردمندان از پروردگار خويش
لاولى الالباب . .. ربّنا و اتنا ما وعدتنا على رسلك
12 - خردمندان ، خواستار عزّت و سرافرازى از خداوند در دنيا و آخرت
ربّنا و اتنا ما وعدتنا على رسلك و لا تخزنا يوم القيمة
13 - دور ماندن از خوارى و خذلان در روز قيامت ، خواسته و دعاى خردمندان به پيشگاه خداوند
و لا تخزنا يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 195 - 1
1 - اجابت سريع دعاى خردمندان مؤمن از سوى پروردگارشان
لاولى الالباب . .. ربّنا ... فاستجاب لهم ربّهم
برداشت فوق بر اين مبناست كه مفعول «استجاب» در تقدير باشد ; يعنى «فاستجاب دعائهم» ; و حرف «فاء» در «فاستجاب»، دلالت بر نبودن فاصله بين دعاى خردمندان و استجابت آن از سوى خداوند دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 100 - 18
18 - فلاح و رستگارى صاحبان خرد ، تنها در پرتو ، تقوا ميسر است .
فاتقوا اللّه ياولى الالبب لعلكم تفلحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 16 - 6
6- خردمندان روى آورده به خدا ، با روحيه شكر ، توبه و تسليم ، در زمره بهشتيان
و بلغ أربعين سنة قال ربّ أوزعنى . .. إنّى تبت ... نتجاوز عن سيّئاتهم فى أصحب ال
مرجع ضمير «سيّئاتهم» كسانى است كه به سن رشد و كمال رسيده و به نيايش پرداخته و بر توبه و تسليم خويش تأكيد مىورزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 128 - 10
10 - تنها ، خردمندان از مطالعه در آثار باستانى به جاى مانده از گذشتگان ، بهره برده و عبرت مى گيرند .
كم أهلكنا قبلهم . .. إنّ فى ذلك لأيت لأُولى النهى
آيه و نشانه بودن آيات، اختصاصى به وجود عبرت گيرنده ندارد; بلكه صفتى است ثابت. بنابراين اختصاص يافتن آن به «أُولى النهى» ناظر به موفقيت خردمندان در بهره بردن از آيات است; يعنى، گرچه آيات و نشانه ها موجودات است، ولى بى خردان از آن بهره اى نمى برند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 67 - 8
8- در فرآورده هاى خرما و انگور براى خردورزان ، آيت و نشانه اى از قدرت و ربوبيت خداوند است .
و من ثمرت النخيل و الأعنب تتّخذون منه سكرًا و رزقًا حسنًا إن فى ذلك لأية لقوم ي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 35 - 4
4 - بقاياى شهر ويران شده قوم لوط براى خردمندان ، آيه الهى است .
و لقد تركنا منها ءاية . .. لقوم يعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 54 - 7
7 - تنها بهره مندان از خرد ، توان درك آيات ربوبيت الهى و بهره بردن ازآن را دارند .
إنّ فى ذلك لأيت لأُولى النهى
به خاطر اين كه عقل از پليدى ها نهى مى كند، آن را «نهيه» مى گويند و جمع آن «نهى» است. لام در «لأُولى النهى» براى اختصاص است و مراد اين است كه هر چند آيات و نشانه ها براى همه انسان ها است; ولى تنها خردمندان مى توانند آن را درك كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 5 - 1،2
1 - عاقلان با سوگند هاى خداوند به فجر ، شب هاى ده گانه ، شفع ، وتر و گذشت شب ، به صحت گفته او اطمينان يافته و آن را تصديق مى كنند .
هل فى ذلك قسم لذى حجر
2 - سوگند به سپيده دم ، شب هاى ده گانه ، هر جفت و تاق و گذشت شب ، سوگندى شايسته و بجا در ديدگاه هر شخص عاقل
هل فى ذلك قسم لذى حجر
استفهام در «هل فى ذلك. ..»، تقريرى است و مراد تثبيت اين نكته است كه قسم هاى ياد شده، فرد عاقل را اقناع مى كند; به گونه اى كه او نيز در تأكيد كلام خود، چنين سوگندهايى به كار مى برد.
عاقلان و قصه ايوب(ع)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 43 - 11
11 - بازگشت و دو چندان شدن خانواده ايوب ( ع ) ، مايه تذكر و بيدارى صاحبان خرد ناب
و وهبنا له أهله . .. رحمة منّا و ذكرى لأُولى الألبب
«لُب» به معناى عقل خالص و خرد ناب است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 28 - 21
21 - خردورزان ، تنها گروه بهره مند از تمثيلات و تشبيهات قرآنى اند .
ضرب لكم مثلاً . .. كذلك نفصّل الأيت لقوم يعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 86 - 2
2 - نياز جهان آفرينش به مدير و مدبر ، امرى روشن براى هر انسان دانشور و خردمند
إن كنتم تعلمون . .. قل من ربّ السموت السبع و ربّ العرش العظيم
روشن است كه سؤال «من ربّ السماوات السبع. ..» (پروردگار آسمان هاى هفتگانه و... كيست؟) زمانى قابل طرح است كه اصل نياز آنها به مدير و مدبر، قبلاً براى انسان حل شده باشد. و چون درك اين مسأله، براى اهل دانش و خرد - كه در آيه پيشين به آن تصريح شده است - امر پيچيده اى نيست به عنوان اصل مسلم تلقى شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 269 - 5
5 - تنها صاحبان خرد ، پندپذير از حكمت هاى خداوند هستند .
و ما يذّكّر الاّ اولوا الالباب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 194 - 6
6 - توجّه و شيفتگى مؤمنان خردمند ، در دعا و مناجات نسبت به ربوبيّت خداوند
ربّنا ما خلقت هذا باطلا . .. ربّنا و اتنا
تكرار كلمه «ربّنا» از سوى خردمندان، نشانگر توجه خاص آنان به خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 37 - 2
2 - فرجام هلاكت بار قدرت هاى حق ستيز تاريخ ، مايه تذكر خردمندان و مردمان حق شنو
إنّ فى ذلك لذكرى لمن كان له قلب أو ألقى السمع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 266 - 12
12 - مقام بلندِ متفكّران و ارزش والاى تفكّر
يبيّن اللّه لكم الايات لعلّكم تتفكّرون
چون تفكّر، به عنوان هدف تبيين آيات الهى بيان شده است، ارزش آن و نيز مقام بلند متفكران به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 269 - 6
6 - اهميّت خرد و ارزش صاحبان خرد
و ما يذّكّر الاّ اولوا الالباب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 195 - 3،5
3 - خردمندان مؤمن ، مورد لطف و عنايت پروردگار هستند .
فاستجاب لهم ربّهم
اجابت سريع دعاى خردمندان مؤمن و نيز اضافه تشريفيّه در «ربّهم» (پروردگارشان)، دلالت بر عنايت و لطف خاصّ خداوند به آنان دارد.
5 - همراهى و همگامى خردمندان مؤمن با ابرار تا به هنگام مرگ ، تضمين شده از سوى خداوند
و توفّنا مع الابرار . .. فاستجاب لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 100 - 8،10،11
8 - تنها خردمندان ، دانا به نابرابرى پاك و ناپاك و واقف به ارزش برتر پاكيهايند گرچه اندك باشد .
لايستوى الخبيث و الطيب . .. فاتقوا اللّه ياولى الالبب
توجه خطاب به صاحبان خرد با اينكه همگان وظيفه دار رعايت تقوا با گرايش به پاكيها و پرهيز از ناپاكيها هستند، مى تواند اشاره به اين باشد كه شناخت پاكى از ناپاكى و درك ارزش برتر پاكيها هر چند از نظر مقدار اندك باشد، تنها از عهده صاحبان عقل و خرد ناب ساخته است.
10 - تنها خردمندان زمينه دار دورى جستن از ناپاكى ها و گرايش به پاكيها
لايستوى الخبيث و الطيب . .. فاتقوا اللّه ياولى الالبب
11 - تنها صاحبان عقل و خرد از زمينه رعايت تقوا برخوردارند .
فاتقوا اللّه ياولى الالبب
على رغم اينكه همه انسانها وظيفه دار رعايت تقوا هستند خداوند صاحبان خرد را مخاطب قرار داد تا به اين نكته اشاره فرمايد كه تنها اهل خرد و انديشه زمينه رعايت تقوا و پرهيز از خبيثها و گرايش به پاكيها را دارا هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 4 - 9
9- تنها صاحبان عقل و فهم بر دريافت ربوبيت خدا و يكتايى او در تدبير هستى توانايند .
إن فى ذلك لأيت لقوم يعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 54 - 7
7 - تنها بهره مندان از خرد ، توان درك آيات ربوبيت الهى و بهره بردن ازآن را دارند .
إنّ فى ذلك لأيت لأُولى النهى
به خاطر اين كه عقل از پليدى ها نهى مى كند، آن را «نهيه» مى گويند و جمع آن «نهى» است. لام در «لأُولى النهى» براى اختصاص است و مراد اين است كه هر چند آيات و نشانه ها براى همه انسان ها است; ولى تنها خردمندان مى توانند آن را درك كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 70 - 11
11 - « و فى المجمع و يجوز أن يكون المراد بمن كان حيّاً ، عاقلاً و روى ذلك عن على ( ع ) . . . ;
در مجمع البيان آمده است: و ممكن است مراد از «من كان حيّاً» صاحب خرد باشد و همين مطلب از حضرت على(ع) روايت شده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 16 - 8
8- انسان هاى خردمند و روى آورده به خدا ، با روحيه شكر و توبه و تسليم ، داراى ارج و منزلت
و بلغ أربعين سنة قال ربّ أوزعنى أن أشكر . .. إنّى تبت إليك و إنّى من المسلمين .
«بلغ أربعين» اشاره به رسيدن به سن خردمندى است و «اُولئك» بيانگر نوعى تعظيم و ارجمندى است كه با تعابير «نتقبّل» و «نتجاوز» و «فى أصحاب الجنّة» تأكيد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 32 - 2
2 - اهل عقل و انديشه ، تسليم در مقابل پيام وحى ; و نه در ضديت با آن
أم تأمرهم أحلمهم بهذا
استفهام انكارى، مى رساند كه خردمندان واقعى، هرگز مردم را به ستيزه با پيام وحى دعوت نمى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 54 - 7
7 - تنها بهره مندان از خرد ، توان درك آيات ربوبيت الهى و بهره بردن ازآن را دارند .
إنّ فى ذلك لأيت لأُولى النهى
به خاطر اين كه عقل از پليدى ها نهى مى كند، آن را «نهيه» مى گويند و جمع آن «نهى» است. لام در «لأُولى النهى» براى اختصاص است و مراد اين است كه هر چند آيات و نشانه ها براى همه انسان ها است; ولى تنها خردمندان مى توانند آن را درك كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 5 - 3
3 - عظمت سپيده دم ، شب هاى ده گانه ، جفت ، تاق و گذشت شب ، قابل درك براى بهره مندان از اندكى عقل
هل فى ذلك قسم لذى حجر
تقليل، از نكره بودن «حجر» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 4 - 9
9- تنها صاحبان عقل و فهم بر دريافت ربوبيت خدا و يكتايى او در تدبير هستى توانايند .
إن فى ذلك لأيت لقوم يعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 5 - 4
4 - قرآن در رهنمود هاى خود ، خردمندان را مخاطب قرار داده است .
لذى حجر
«حجر» به معناى «منع» است (قاموس). از آن جهت به عقل «حجر» گفته مى شود كه انسان را از خواسته هاى نفس باز مى دارد. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 191 - 1،6
1 - آنان كه همواره و در هر حال به ياد خدا بوده و در آفرينش آسمان ها و زمين مى انديشند ، داراى خرد ناب هستند .
لايات لاولى الالباب. الّذين يذكرون اللّه قياماً و قعوداً و على جنوبهم و يتفكّرون
فعل مضارع «يذكرون»، دلالت بر استمرار و دوام ذكر دارد و «قيام»، جمع قائم (ايستاده) و «قعود»، جمع قاعد (نشسته) و «جنوب»، جمع جنب (پهلو)، كنايه از تمامى حالات آدمى است. چون غالباً آدمى از اين سه حالت خارج نيست.
6 - همواره به ياد خداوند بودن و انديشيدن در آفرينش آسمان ها و زمين ، دو صفت برجسته خردمندان
لاولى الالباب. الّذين يذكرون اللّه قياماً و قعوداً و على جنوبهم و يتفكّرون فى خل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 192 - 4
4 - خردمندان ، رنج دورى از رحمت خداوند و خوارى از سوى او را سخت تر از آتش دوزخ مى دانند .
لاولى الالباب . .. ربّنا انّك من تدخل النّار فقد اخزيته
جمله شرطيه «من تدخل النّار فقد اخزيته»، علّت براى جمله «فقنا عذاب النّار» است، و بيانگر اين معناست كه آنچه به نظر «اولى الالباب» دردآور است و قابل تحمّل نيست، خوارى و خذلان دوزخيان به دست خداوند است ; نه سوختن در آتش جهنّم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 84 - 4
4 - درك ماهيت تعلق و نياز زمين و موجودات روى آن به خداوند ، تنها در توان اهل دانش و خرد است .
قل لمن الأرض و من فيها إن كنتم تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 88 - 4
4 - درك حاكميت و سيطره همه جانبه خدا بر سراسر هستى ، در صلاحيت اشخاص دانشور و خردمند
قل من بيده ملكوت كلّ شىء . .. إن كنتم تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 15 - 28
28- انسان خردمند ، در انديشه داشتن نسلى صالح
و بلغ أربعين سنة قال ربّ . .. و أصلح لى فى ذرّيّتى
آنچه خداوند در اين آيه شريفه، از ناحيه انسان راه يافته به سن خردمندى (چهل سالگى) اظهار داشته; در حقيقت ارزش هايى است كه هر خردمندى مى بايست بدان ها روى آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 52 - 6
6 - جبرئيل ، موجودى از عالم امر *
أوحينا إليك روحًا من أمرنا
قيد «من أمرنا» مى تواند براى بيان اين نكته باشد كه «روح»، آفريده اى از عالم بالا و فرشته اى از عالم امر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 17 - 2
2 - معجزات پيامبران ، نشأت يافته از عالم امر *
و ءاتينهم بيّنت من الأمر
ممكن است «بيّنات» به معناى معجزات و «من» نشويه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 170 - 11،16،18
11 - شهيدان در عالم برزخ ، شاهد مقامات خويش و ديگر مجاهدان راه خدا
فرحين . .. و يستبشرون بالّذين لم يلحقوا بهم من خلفهم الّا خوف عليهم و لا هم يحزن
چون آيه در مقام رد پندار كسانى است كه شهيدان را مرده مى پندارند، خداوند با ذكر آيات مورد بحث مى خواهد حالات و پاداشهاى شهيدان را پس از شهادت بيان كند، نه مقامات و پاداش آنان را در قيامت.
16 - عالم پس از مرگ ( برزخ ) ، جايگاه ترس و اندوه براى برخى از انسانها
و يستبشرون بالّذين لم يلحقوا بهم من خلفهم الّا خوف عليهم و لا هم يحزنون
اگر در عالم برزخ براى هيچ كس، هيچ حزن و اندوهى نبود، سرور و شادمانى شهيدان بر اينكه نه خود و نه ديگر همرزمانشان كه با شهادت به آنان ملحق مى شوند، حزن و اندوهى ندارند، بى مورد خواهد بود.
18 - وجود شادمانى ، ترس و اندوه ( حالات روحى ) براى انسان در عالم برزخ
فرحين بما اتيهم اللّه من فضله . .. الّا خوف عليهم و لا هم يحزنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 171 - 2
2 - وجود شادمانى ( حالات روحى ) براى انسان در عالم برزخ
يستبشرون بنعمة من اللّه و فضل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 185 - 5
5 - دريافت برخى از پاداش ها و جزاى اعمال در غير قيامت ( دنيا و برزخ ) *
و انّما توفّون اجوركم يوم القيمة
كلمه «انّما»، دريافت كامل پاداش و جزا را منحصر به روز قيامت مى كند، لذا مفهوم آن، دريافت برخى از جزا و پاداش در غير روز قيامت است و مراد از غير قيامت، مى تواند دنيا و يا برزخ و يا هر دو باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 16 - 3
3 - وجود فاصله ميان مرگ تا رستاخيز انسان
ثمّ إنّكم يوم القيمة تبعثون
به كارگيرى «ثمّ» در آيه فوق - كه براى تراخى و فاصله زمانى است - بيانگر اين برداشت مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 46 - 2
2 - سوختن خاندان فرعون در آتش ، هر صبح و شام پيش از قيامت و در عالم برزخ
النار يعرضون عليها غدوًّا و عشيًّا
همان گونه كه بسيارى از مفسران گفته اند، مقصود از عرضه آتش، مى تواند افكندن در آتش باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 11 - 3
3 - وجود عالم برزخ ( عالم پس از دنيا و پيش از برپايى قيامت ) و زنده شدن و مردن انسان ها در آن عالم *
قالوا ربّنا أمتّنا اثنتين و أحييتنا اثنتين
در اين كه مقصود از دو مردن و دو زنده شدن چيست؟ ميان مفسران چند ديدگاه وجود دارد: مهم ترين آنها، دو نظريه است: 1- زنده شدن در عالم برزخ و قيامت و مردن در دنيا و عالم برزخ; 2- مرگ در آغاز تكوين انسان، پيش از دميده شدن روح در وجود وى و مردن در پايان عمر و زنده شدن با دميدن روح در انسان و زنده شدن در قيامت. اين حقيقت در سوره «بقره» چنين ياد شده است: «و كنتم أمواتاً فأحياكم ثمّ يميتكم ثمّ يحييكم ثمّ إليه ترجعون». برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 112 - 3
3 - پرسش خداوند از دوزخيان ، پيرامون درنگ آنان در عالم برزخ
قل كم لبثتم فى الأرض عدد سنين
با توجه به پاسخ سؤال ياد شده در آيه بعد «لبثنا يومًا أو بعض يوم. ..، يك روز يا پاره اى از يك روز» مى توان گفت كه مراد، درنگ آنها در عالم برزخ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 46 - 1،2
1 - فاصله ولادت تا قيامت - در ديدگاه اهل محشر - فاصله اى ناچيز و همسان با عصر يك روز و يا وقت چاشت آن
كأنّهم . .. لم يلبثوا إلاّ عشيّة أو ضحها
مراد از «لَبْث» در «لم يلبثوا»، درنگى است كه در دنيا و برزخ رخ مى دهد. اين زمان گرچه زياد باشد، در مقايسه با آنچه انسان پس از حشر با آن مواجه خواهد شد، اندك است. براى «عشيّة» معانى متفاوتى ذكر شده است; از قبيل: «ظهر تا غروب»، «آخر روز» و «ظهر تا صبح فردا» (مصباح). «ضحى»; يعنى، گسترش نور خورشيد و پهناور شدن روز (مفردات راغب). اضافه «ضحى» به «عشيّة»، براى بيان اين نكته است كه مقدار صبح يا عصر از يك روز مراد است.
2 - فاصله قيامت و دنيا - هرچند طولانى باشد - در برابر عظمت حوادث قيامت ناچيز و بسان گذشت نيمروز از عمر دنيا است .
كأنّهم . .. لم يلبثوا إلاّ عشيّة أو ضحيها
مفاد «يرونها» ممكن است در ناچيز ديدن دوران گذشته، دخيل باشد; يعنى، ديدن قيامت و رخدادهاى آن، اين ذهنيت را در انسان ايجاد مى كند كه فاصله طولانى دنيا و برزخ، در نظر او اندك آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 169 - 8
8 - تفاوت زندگى و حيات شهدا با ديگر انسان ها ، در عالم پس از مرگ ( برزخ )
بل احيآء عند ربّهم يرزقون
چون از نظر قرآن ديگر مردگان نيز از حيات برزخى برخوردارند، مطرح كردن حيات ويژه براى شهيدان، حكايت از تفاوت اين دو حيات دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 154 - 7
7 - وجود عالم برزخ و حيات برزخى ، از حقايق هستى است .
و لاتقولوا لمن يقتل فى سبيل اللّه أموت بل أحياء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 170 - 5،7،8
5 - زندگى برتر و بهتر شهدا در عالم برزخ ، نسبت به زندگى آنان در دنيا
فرحين بما اتيهم اللّه من فضله و يستبشرون
شادمانى شهيدان و نيز آرزوى رسيدن ديگر همرزمانشان به تفضل الهى، حاكى از برترى زندگى اخروى و برزخى آنان نسبت به زندگى دنياست.
7 - وجود حيات برزخى ، پس از مرگ تا قيامت *
بل احيآء عند ربهم يرزقون. فرحين بما اتيهم اللّه من فضله و يستبشرون
8 - زندگى جمعى شهيدان در عالم برزخ *
و يستبشرون بالّذين لم يلحقوا بهم
جمله «لم يلحقوا بهم»، دلالت بر اين دارد كه همرزمان شهيدان پس از شهادت به آنان ملحق مى شوند. بنابراين شهيدان به صورت متفرق زندگى نمى كنند، بلكه شهيدان سراسر تاريخ به يكديگر مى پيوندند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 11 - 3
3 - وجود عالم برزخ ( عالم پس از دنيا و پيش از برپايى قيامت ) و زنده شدن و مردن انسان ها در آن عالم *
قالوا ربّنا أمتّنا اثنتين و أحييتنا اثنتين
در اين كه مقصود از دو مردن و دو زنده شدن چيست؟ ميان مفسران چند ديدگاه وجود دارد: مهم ترين آنها، دو نظريه است: 1- زنده شدن در عالم برزخ و قيامت و مردن در دنيا و عالم برزخ; 2- مرگ در آغاز تكوين انسان، پيش از دميده شدن روح در وجود وى و مردن در پايان عمر و زنده شدن با دميدن روح در انسان و زنده شدن در قيامت. اين حقيقت در سوره «بقره» چنين ياد شده است: «و كنتم أمواتاً فأحياكم ثمّ يميتكم ثمّ يحييكم ثمّ إليه ترجعون». برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 46 - 4
4 - وجود حيات برزخى ( زندگى ميان دنيا و قيامت ) براى انسان ها
النار يعرضون عليها غدوًّا و عشيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 169 - 6،8،11
6 - برخوردارى شهيدان از حياتى ويژه در عالم پس از مرگ ( برزخ )
بل احيآء عند ربّهم يرزقون
نكره بودن كلمه «احيآء» اشاره به اين معنا دارد كه حيات شهيدان حياتى است كه براى انسانها در دنيا ناشناخته است. بنابراين حياتى ويژه خواهد بود.
8 - تفاوت زندگى و حيات شهدا با ديگر انسان ها ، در عالم پس از مرگ ( برزخ )
بل احيآء عند ربّهم يرزقون
چون از نظر قرآن ديگر مردگان نيز از حيات برزخى برخوردارند، مطرح كردن حيات ويژه براى شهيدان، حكايت از تفاوت اين دو حيات دارد.
11 - وجود رابطه ميان حيات و رزق ، حتّى در عالم برزخ
بل احيآء عند ربّهم يرزقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 169 - 11
11 - وجود رابطه ميان حيات و رزق ، حتّى در عالم برزخ
بل احيآء عند ربّهم يرزقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 100 - 12
12 - ورود انسان ها ، پس از مرگ به عالم برزخ
و من ورائهم برزخ إلى يوم يبعثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 167 - 12
12 - خداوند براى عذاب يهوديان متمرد ، نيروهايى را در برزخ بر آنان مسلط كرده است .
ليبعثن عليهم إلى يوم القيمة من يسومهم سوء العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 25
25 - ظالمان و مستكبران در برزخ به عذاب گرفتار خواهند بود.
و لو ترى إذ الظلمون . .. اليوم تجزون عذاب الهون بما كنتم ... عن ءايته تستكبرون
ظاهراً مراد از «اليوم» زمان پس از مرگ و قبل از قيامت است كه برزخ نام دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 26 - 10
10 - آگاهى از احوال انسان هاى موجود در برزخ براى مردم دنيا ، ميسر و ممكن نخواهد بود .
يليت قومى يعلمون
برداشت ياد شده از به كار رفتن «ليت» در كلام - كه براى آرزوى برآورده نشدنى و غيرممكن مى باشد - به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 56 - 1
1 - برخورداران از علم و ايمان ، در قيامت ، در مقابل اِعلام نظر كافران درباره درنگ كوتاه مدت شان در برزخ ، اظهار مى دارند كه درنگ شان ، از روز مرگ تا برپايى قيامت بوده است .
و يوم تقوم الساعة . .. ما لبثوا غير ساعة ... و قال الذين أوتوا العلم ... لقد لبث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 55 - 2
2 - ادعاى كافران در مورد زمان كوتاهى زمان توقف شان در برزخ ، ادعايى نادرست است .
و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة كذلك كانوا يؤفكون
«كذلك» اشاره به خلافِ واقع گويى كافران درباره مدت حضورشان در عالَم برزخ دارد. لازم به ذكر است كه پاسخ صاحبان علم و ايمان به كافران، درباره مدت حضور آنان در برزخ، قرينه صحت برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 56 - 1
1 - برخورداران از علم و ايمان ، در قيامت ، در مقابل اِعلام نظر كافران درباره درنگ كوتاه مدت شان در برزخ ، اظهار مى دارند كه درنگ شان ، از روز مرگ تا برپايى قيامت بوده است .
و يوم تقوم الساعة . .. ما لبثوا غير ساعة ... و قال الذين أوتوا العلم ... لقد لبث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 52 - 3
3 - وضعيت كافران در قيامت ، آن چنان وخيم و تأسف بار خواهد بود كه عالم قبر و برزخ را براى خود استراحت گاه خواهند دانست .
قالوا يويلنا من بعثنا من مرقدنا
«مرقد» اسم مكان از «رقاد» (خواب) به معناى خواب گاه است. تعبير كافران از قبرها به خوابگاه، مى تواند به اين جهت باشد كه آنان، وضعيت خود را در قيامت آن چنان سخت مى بينند كه عالم برزخ و قبر را در مقايسه با آن، خوابگاه و محل استراحت خويش مى خوانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 103 - 4
4 - فاصله مرگ تا روز قيامت ، فاصله اى اندك و ناچيز در ديدگاه حاضران صحنه قيامت
يتخفتون بينهم إن لبثتم إلاّعشرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 104 - 9
9 - دوران برزخ ، در برابر عظمت و سختى هاى قيامت ، بسيار اندك و ناچيز است .
إذ يقول أمثلهم طريقة إن لبثتم إلاّيومًا
كوتاه جلوه كردن فاصله مرگ تا قيامت، ظاهراً محصول نوعى مقايسه بين قيامت و برزخ است. منشأ اين قضاوت ممكن است مشاهده سختى هاى قيامت و يا توجه به خلود و جاودانگى آن باشد. توصيف گوينده «إن لبثتم إلاّ يوماً» به اين كه او به حق نزديك تر است، گوياى تأكيد قرآن بر اصل كوتاه بودن زمان برزخ است; زيرا بين فاصله يك روز و فاصله ده روز، اولى را به حقيقت نزديك تر دانسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 35 - 13
13- مجال زندگى دنيا و عالم برزخ ، درنگى كوتاه در نظر كافران حضور يافته در صحنه قيامت
كأنّهم يوم يرون ما يوعدون لم يلبثوا إلاّ ساعة من نهار
با توجه به اين كه آنچه كافران در قيامت پشت سر خود مى بينند زندگى دنيا و عالم برزخ است; «لم يلبثوا» مى تواند ناظر به هر دو باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 46 - 1
1 - فاصله ولادت تا قيامت - در ديدگاه اهل محشر - فاصله اى ناچيز و همسان با عصر يك روز و يا وقت چاشت آن
كأنّهم . .. لم يلبثوا إلاّ عشيّة أو ضحها
مراد از «لَبْث» در «لم يلبثوا»، درنگى است كه در دنيا و برزخ رخ مى دهد. اين زمان گرچه زياد باشد، در مقايسه با آنچه انسان پس از حشر با آن مواجه خواهد شد، اندك است. براى «عشيّة» معانى متفاوتى ذكر شده است; از قبيل: «ظهر تا غروب»، «آخر روز» و «ظهر تا صبح فردا» (مصباح). «ضحى»; يعنى، گسترش نور خورشيد و پهناور شدن روز (مفردات راغب). اضافه «ضحى» به «عشيّة»، براى بيان اين نكته است كه مقدار صبح يا عصر از يك روز مراد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكاثر - 102 - 2 - 2
2 - درنگ مردگان در قبر ها ، زمانى اندك و گذرا است .
حتّى زرتم المقابر
تعبير «زرتم»، بيانگر آن است كه بقاى مردگان در قبرها، زيارت و ديدارى بيش نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 55 - 1
1 - مجرمان ، در قيامت ، بر اندك بودن مدت درنگ شان در برزخ ، سوگند ياد مى كنند .
و يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون ما لبثوا غير ساعة
از اين كه مكان درنگ و اقامت مجرمان، كجا مى تواند باشد، مفسران احتمال هاى گوناگونى را ذكر كرده اند. از جمله آنها، عالَم قبر و برزخ است. لازم به ذكر است كه آيه پيش كه مراحل عمر انسان ها را تا دوران پيرى ذكر كرد و بعد فرمود «يخلق ما يشاء» كه با توجه به آيه پنجاه، مى تواند درباره معاد و قيامت باشد، قرينه است بر اين كه مكان افراد ياد شده، جايى است كه پس از مرگ، در آن قرار مى گيرند و آن، عالَم برزخ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 58 - 5
5 - اظهارات مجرمان ، در قيامت درباره كم بودن مدّت حضورشان در برزخ و پاسخ صاحبان علم و ايمان به آنان ، بيانى تمثيلى از رخداد هاى قيامت است .
يوم تقوم الساعة يقسم المجرمون . .. و قال الذين أوتوا العلم و الإيمن ... و لقد ض
ذكر اين آيه، پس از بيان حادثه اى از حوادث قيامت - كه مربوط به مجرمان و برخورد صاحبان علم و ايمان با آنان بود - مى تواند اشاره به اين حقيقت داشته باشد كه چنين گفت و گوهايى، نمونه و بيان تمثيلى از آن حوادث است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 56 - 4
4 - مدت زمان اقامت انسان ها در برزخ ، امرى مقدر و تعيين شده در كتاب الهى ( لوح محفوظ ) است .
لقد لبثتم فى كتب اللّه إلى يوم البعث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 52 - 8
8- دوران برزخ براى انسان ها ، پس از گام نهادن در صحنه قيامت ، كوتاه جلوه مى كند .
يوم يدعوكم . .. و تظنّون إن لبثتم إلاّ قليلاً
اين برداشت بنابراين احتمال است كه مراد از «إن لبثتم» درنگ در برزخ باشد; چنانكه مفسّران نيز گفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 103 - 2،3
2 - برآورد مدت زمان درنگ در برزخ ، از جمله گفتوگو هاى پنهانى سرپيچى كنندگان از قرآن با يكديگر ، در صحنه قيامت
يتخفتون بينهم إن لبثتم
سؤال مجرمان در باره مدت درنگ خود - به قرينه اختلاف فاحش عمر آنان در دنيا - سؤال از مدت سپرى شده پس از مرگ است.
3 - گروهى از مجرمان و روى گردانان از قرآن در قيامت ، مدت زمان درنگ خود را در برزخ ، ده روز تخمين مى زنند .
إن لبثتم إلاّعشرًا
«لبث» به معناى توقف و درنگ است و مراد از «عشراً» - به قرينه «يوماً» در آيه بعد - ده روز مى باشد. اين كلمه گرچه فقط براى مؤنث (مثل ليالى) به كار مى رود; ولى هنگام حذف تميز براى مذكر (مانند أيّام) نيز استعمال دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 104 - 3،4،5
3 - خداوند ، از همه كس به مدت زمان درنگ آدميان در برزخ ، آگاه تر است .
نحن أعلم بما يقولون
مراد از «ما يقولون» براساس يكى از دو معناى محتمل آن، موضوعى است كه محور گفت وگوى مجرمان در قيامت خواهد بود.
4 - درست انديش ترين مجرمان در قيامت ، مدت زمان درنگ در برزخ را براى همگان ، يك روز تخمين مى زند .
إذ يقول أمثلهم طريقة إن لبثتم إلاّيومًا
«أمثلهم طريقة» به كسى گفته مى شود كه منصف ترين افراد و شبيه ترين آنان به حق مداران باشد و آنچه را مى گويد، از روى اطمينان بيشترى بگويد (قاموس).
5 - تخمين مدت كوتاه برزخ به يك روز و بيشتر ، برآوردى نادرست و دور از حقيقت است .
نحن أعلم . .. إذ يقول ... إلاّيومًا
«إذ» ظرف براى «أعلم» است و مراد از آن، اين است كه خداوند در هنگامى كه حتى درست انديش ترين مجرمان نظر خود را مى گويد، از تمامى آنان به حقيقت داناتر است; كنايه از اين كه هيچ يك از آنان، حقيقت را نگفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 56 - 1
1 - برخورداران از علم و ايمان ، در قيامت ، در مقابل اِعلام نظر كافران درباره درنگ كوتاه مدت شان در برزخ ، اظهار مى دارند كه درنگ شان ، از روز مرگ تا برپايى قيامت بوده است .
و يوم تقوم الساعة . .. ما لبثوا غير ساعة ... و قال الذين أوتوا العلم ... لقد لبث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 11 - 3
3 - وجود عالم برزخ ( عالم پس از دنيا و پيش از برپايى قيامت ) و زنده شدن و مردن انسان ها در آن عالم *
قالوا ربّنا أمتّنا اثنتين و أحييتنا اثنتين
در اين كه مقصود از دو مردن و دو زنده شدن چيست؟ ميان مفسران چند ديدگاه وجود دارد: مهم ترين آنها، دو نظريه است: 1- زنده شدن در عالم برزخ و قيامت و مردن در دنيا و عالم برزخ; 2- مرگ در آغاز تكوين انسان، پيش از دميده شدن روح در وجود وى و مردن در پايان عمر و زنده شدن با دميدن روح در انسان و زنده شدن در قيامت. اين حقيقت در سوره «بقره» چنين ياد شده است: «و كنتم أمواتاً فأحياكم ثمّ يميتكم ثمّ يحييكم ثمّ إليه ترجعون». برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 93 - 25
25 - ظالمان و مستكبران در برزخ به عذاب گرفتار خواهند بود.
و لو ترى إذ الظلمون . .. اليوم تجزون عذاب الهون بما كنتم ... عن ءايته تستكبرون
ظاهراً مراد از «اليوم» زمان پس از مرگ و قبل از قيامت است كه برزخ نام دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 48 - 7
7 - آشكار نشدن حقيقت توحيد براى مشركان در عالم برزخ *
و يوم . .. و ظنّوا ما لهم من محيص
برداشت ياد شده بدين احتمال است كه روشن شدن حقيقت توحيد براى مشركان در روز قيامت، اشعار به اين دارد كه حتى پس از مرگ و در برزخ نيز حقايق براى آنان روشن نمى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 113 - 6
6 - وجود فرشتگان حسابگر براى شمارش مدت زندگى انسان در دنيا و يا در عالم برزخ
فسئل العادّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 56 - 1
1 - برخورداران از علم و ايمان ، در قيامت ، در مقابل اِعلام نظر كافران درباره درنگ كوتاه مدت شان در برزخ ، اظهار مى دارند كه درنگ شان ، از روز مرگ تا برپايى قيامت بوده است .
و يوم تقوم الساعة . .. ما لبثوا غير ساعة ... و قال الذين أوتوا العلم ... لقد لبث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 100 - 13
13 - برزخ ، مرحله اى ميان حيات دنيوى و رستاخيز
و من ورائهم برزخ إلى يوم يبعثون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 26 - 10
10 - آگاهى از احوال انسان هاى موجود در برزخ براى مردم دنيا ، ميسر و ممكن نخواهد بود .
يليت قومى يعلمون
برداشت ياد شده از به كار رفتن «ليت» در كلام - كه براى آرزوى برآورده نشدنى و غيرممكن مى باشد - به دست مى آيد.
اصحاب شمال در عالم ذر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 83 - 15
15 - تسليم و اعتراف اصحاب يمين به ربوبيّت الهى از روى رغبت ; و اعتراف اصحاب شمال با كراهت ، در عالم ذرّ
و له اسلم من فى السّموات و الارض طوعاً و كرهاً
قال اصحاب اليمين بلى طوعاً و قال اصحاب الشّمال بلى كرهاً . .. فذلك قوله تعالى «و له اسلم من فى السّموات و الارض طوعاً و كرهاً».
علل الشرايع، ص 425، ح 6، ب 161 ; تفسير برهان، ج 1، ص 295، ح 1.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 83 - 15
15 - تسليم و اعتراف اصحاب يمين به ربوبيّت الهى از روى رغبت ; و اعتراف اصحاب شمال با كراهت ، در عالم ذرّ
و له اسلم من فى السّموات و الارض طوعاً و كرهاً
قال اصحاب اليمين بلى طوعاً و قال اصحاب الشّمال بلى كرهاً . .. فذلك قوله تعالى «و له اسلم من فى السّموات و الارض طوعاً و كرهاً».
علل الشرايع، ص 425، ح 6، ب 161 ; تفسير برهان، ج 1، ص 295، ح 1.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 173 - 2،3
2 - در صورت نبود نشئه شهود و اقرار براى فرزندان ، آنان در انتخاب عقيده ، جز تبعيت و تقليد از پدران ، راهى نداشتند .
و أشهدهم على أنفسهم . .. أو تقولوا إنما أشرك ءاباؤنا من قبل
3 - در صورتى كه واقعه اشهاد و اقرار به ربوبيت خدا تحقق نمى يافت ، آدميان در حيات دنيا به ربوبيت و وحدانيت خدا آگاه نمى شدند .
و أشهدهم على أنفسهم . .. أو تقولوا إنما أشرك ءاباؤنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 47 - 19
19 - اعتراف پيشين تمامى آدميان به توحيد ; قبل از پيدايش در صحنه گيتى *
قالوا ءاذنّ-ك ما منّا من شهيد
از اين كه مشركان در قيامت مى گويند كه ما قبلاً به توحيد گواهى داده ايم - با آن كه در دنيا مشرك بوده اند - مى توان برداشت نمود كه آنان قبل از پيدايش در دنيا (عالم ذر) بدان گواهى داده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 172 - 3،4،6،7،9
3 - هر يك از انسان ها پس از خلقتشان در حيات دنيا ، داراى دو نشئه وجودى هستند : نشئه شهود ارتباط خويش با خداوند و نشئه غيبت و محجوب بودن از خدا
و إذ أخذ ربك . .. و أشهدهم على أنفسهم
عطف «أشهدهم» بر «أخذ ربك» دلالت مى كند كه مسأله اشهاد و اقرار در همين حيات دنيوى انسان انجام گرفته است. يعنى هر يك از انسانهاى موجود بالعيان ربوبيت خداوند را مشاهده كرده اند. و اين در حالى است كه عموم انسانها چنين شهود و علم حضورى را نسبت به پروردگار خويش ندارند. لذا مى توان گفت انسان داراى دو جنبه است: جنبه اى كه شاهد ربوبيت خدا بوده و جنبه اى كه چنين شهودى براى او نيست.
4 - هر انسانى در نشئه شهود به گونه اى محسوس ربوبيت و وحدانيت خداوند را دريافته است .
و أشهدهم على أنفسهم ألست بربكم قالوا بلى
6 - اعتراف انسان به ربوبيت خدا در نشئه شهود
ألست بربكم قالوا بلى
7- آگاهى انسان در نشئه حجاب به ربوبيت خداوند ، برخاسته از آگاهى او در نشئه شهود است .
أشهدهم على أنفسهم . .. أن تقولوا يوم القيمة إنا كنا هذا غفلين
«أن تقولوا . .. » به تقدير «لام» و «لا»ى نافيه است. يعنى «لأن لا تقولوا» (ما مسأله اشهاد را عملى كرديم تا روز قيامت نگوييد از ربوبيت خدا غافل بوديم.) اين تعليل مى رساند كه اگر مسأله اشهاد نبود، حجت بر انسانها تمام نبود و خداوند آنها را به خاطر غفلت از ربوبيتش مؤاخذه نمى كرد. از لوازم اين معنا آن است كه آگاهى بالفعل انسانها نسبت به خدا به خاطر مسأله اشهاد مى باشد.
9 - غفلت آدمى از ربوبيت خدا در نشئه حجاب و حيات دنيوى ، با سابقه نشئه شهود ، عذرى غير قابل پذيرش
أشهدهم على أنفسهم . .. أن تقولوا يوم القيمة إنا كنا هذا غفلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 173 - 1،2،3
1 - وجود نشئه شهود و آگاه شدن آدمى به ربوبيت و وحدانيت خدا در آن نشئه ، از ميان برنده هر گونه عذر و بهانه اى براى روى آورى به شرك
و أشهدهم على أنفسهم . .. أو تقولوا إنما أشرك ءاباؤنا
2 - در صورت نبود نشئه شهود و اقرار براى فرزندان ، آنان در انتخاب عقيده ، جز تبعيت و تقليد از پدران ، راهى نداشتند .
و أشهدهم على أنفسهم . .. أو تقولوا إنما أشرك ءاباؤنا من قبل
3 - در صورتى كه واقعه اشهاد و اقرار به ربوبيت خدا تحقق نمى يافت ، آدميان در حيات دنيا به ربوبيت و وحدانيت خدا آگاه نمى شدند .
و أشهدهم على أنفسهم . .. أو تقولوا إنما أشرك ءاباؤنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 47 - 19
19 - اعتراف پيشين تمامى آدميان به توحيد ; قبل از پيدايش در صحنه گيتى *
قالوا ءاذنّ-ك ما منّا من شهيد
از اين كه مشركان در قيامت مى گويند كه ما قبلاً به توحيد گواهى داده ايم - با آن كه در دنيا مشرك بوده اند - مى توان برداشت نمود كه آنان قبل از پيدايش در دنيا (عالم ذر) بدان گواهى داده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 8 - 9
9 - باور كردن موضوع ميثاق فطرت ( پيمانى كه خداوند از همه انسان ها در عالم ذر گرفته ، ) براى كافران امرى دشوار است .
و قد أخذ ميثقكم إن كنتم مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 9 - 14
14- تمامى انسان هايى كه بر روى زمين پديدار مى شوند ، در گذشته آفريده شده اند . *
و قد خلقتك من قبل و لم تك شيئًا
جمله حاليه «و لم تك شيئًا» ممكن است ناظر به زمانى باشد كه انسان ها آفريده نشده بودند، در اين صورت «خلقتك من قبل» ناظر به عالم ذرّ خواهد بود; يعنى، درگذشته ما تو را از هيچ و بدون اسباب متعارف آفريديم، حال چگونه از به وجود آمدن يحيى از پدر و مادرى پير و عقيم شگفت زده مى شوى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 74 - 13
13 - از امام صادق ( ع ) [ درباره بنى آدم ] روايت شده كه فرمود : « . . . فمنهم من أقرّ بلسانه فى الذر و لم يؤمن بقلبه فقال اللّه : « فما كانوا ليؤمنوا بما كذبوا به من قبل » ;
. .. برخى از آنان در عالم ذر به زبان اقرار كردند، ولى ايمان قلبى نداشتند. اين است كه خداوند فرمود: ايمان نمى آوردند به آنچه كه قبلاً تكذيب كردند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 46 - 9
9 - جهان هستى ، متشكل از حقايق غيبى و ناشناخته و امور محسوس و شناختنى
علم الغيب و الشهدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 22 - 3،10
3 - خداى يگانه ، آگاه به تمامى غيب و شهود ( پنهان و آشكار )
علم الغيب و الشهدة
10 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله عزّوجلّ « عالم الغيب و الشهادة » فقال : الغيب مالم يكن و الشهادة ما قد كان .
از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ «عالم الغيب و الشهادة» روايت شده كه فرمود: غيب چيزى است كه وجود پيدا نكرده و شهادت چيزى است كه وجود يافته است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 8 - 4
4 - خداوند ، عالم به غيب و شهود هستى است .
إلى علم الغيب و الشهدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 92 - 6
6 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله عزّوجلّ : « عالم الغيب والشهادة » فقال : الغيب ما لم يكن و الشهادة ما قد كان ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه درباره سخن خداوند - عزّوجلّ - «عالم الغيب و الشهادة» فرمود: «غيب» چيزى است كه واقع نشده و «شهادت» چيزى است كه محقق گشته است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 44 - 2
2 - وحى ، راهى براى دريافت گزارشات غيبى و تاريخ پيشينيان ، براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
ذلك من انباء الغيب نوحيه اليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 46 - 9
9 - جهان هستى ، متشكل از حقايق غيبى و ناشناخته و امور محسوس و شناختنى
علم الغيب و الشهدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 22 - 3،10
3 - خداى يگانه ، آگاه به تمامى غيب و شهود ( پنهان و آشكار )
علم الغيب و الشهدة
10 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله عزّوجلّ « عالم الغيب و الشهادة » فقال : الغيب مالم يكن و الشهادة ما قد كان .
از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ «عالم الغيب و الشهادة» روايت شده كه فرمود: غيب چيزى است كه وجود پيدا نكرده و شهادت چيزى است كه وجود يافته است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 8 - 4
4 - خداوند ، عالم به غيب و شهود هستى است .
إلى علم الغيب و الشهدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 38 - 3
3 - ادعاى دريافت وحى و ارتباط با عالم غيب ، نيازمند دليل قاطع و روشن
فليأت مستمعهم بسلطن مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 47 - 3،5
3 - مشركان ، ناآگاه از امور غيبى و ناتوان از ارتباط با عالم غيب
أم عندهم الغيب فهم يكتبون
5 - اديان توحيدى و پيامبران الهى ، مرتبط با عالم غيب اند .
أم عندهم الغيب فهم يكتبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 38 - 6
6 - عالم غيب و مبدأ وحى ، فراتر از نظام طبيعت *
أم لهم سلّم
كلمه «سل-ّم» (نردبان)، معمولاً براى دستيابى به مراتب عالى و برتر، مورد استفاده قرار مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 59 - 1
1 - خزاين غيب تنها نزد خداوند و فقط او آگاه به آنهاست.
و عنده مفاتح الغيب لا يعلمها إلا هو
«مفاتح»، جمع «مَفتح»، به معناى «خزينه»، و يا جمع «مِفتح» به معناى «كليد»، مى تواند باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 47 - 1
1 - آيين شرك ، فاقد كتاب آسمانى و بى ارتباط با عالم غيب
أم عندهم الغيب فهم يكتبون
اين آيه، درصدد بيان آخرين توجيهى است كه مشركان، مى توانند براى درستى آيين خود ارائه دهند; يعنى، آنان ادعا كنند
كه با عالم غيب ارتباط برقرار كردند و حقايق و اسرار غيبى و اسرار غيبى را مكتوب داشتند. بر اين اساس ارتباط با عالم غيب نشانه درستى هر آئينى است و ناتوانى از آن، علامت بطلان آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 59 - 4
4 - عالم غيب، عالمى بس با عظمت و پيچيده در برابر عالم شهود
و عنده مفاتح الغيب لا يعلمها إلا هو
تأكيد بر انحصار «علم غيب» به خداوند در برابر جمله بدون تأكيد و حصر در «يعلم ما فى . .. » بر مطلب فوقِ اشعار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 59 - 2
2 - كليدها و رمز و راز آگاهى به غيب و نهان، تنها در اختيار خداوند است و كسى را به آن راهى نيست.
و عنده مفاتح الغيب لا يعلمها إلا هو
در اين برداشت «مفاتح»، جمع «مِفتح»، به معناى «كليد»، گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 92 - 6
6 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله عزّوجلّ : « عالم الغيب والشهادة » فقال : الغيب ما لم يكن و الشهادة ما قد كان ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه درباره سخن خداوند - عزّوجلّ - «عالم الغيب و الشهادة» فرمود: «غيب» چيزى است كه واقع نشده و «شهادت» چيزى است كه محقق گشته است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 3 - 16
16 - « عن ابى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عز و جل « الذين يؤمنون بالغيب » قال : من أقر بقيام القائم انه حق ;
از امام صادق (ع) درباره «الذين يؤمنون بالغيب» روايت شده كه فرمود: آنان كسانى هستند كه به حقانيت قيام قائم اقرار دارند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 116 - 23
23 - درون و ذات مردمان و انديشه هاى ابراز نشده ايشان از جمله امور غيبى
تعلم ما فى نفسى . .. انك انت علّم الغيوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 20 - 5
5 - نزول معجزه و فلسفه عدم نزول آن ، از امور غيبى و در اختيار خداست .
و يقولون لو لا أنزل عليه ءاية من ربه فقل إنما الغيب للّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 78 - 4
4- اسباب و علل اعطاى مال و اولاد ، از امور غيبى بوده و از حيطه آگاهى انسان ها بيرون است .
أطّلع الغيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 5 - 3
3 - مؤمنان به غيب ( خدا و . . . ) و معتقدان به رسالت و باورداران به آخرت ، هدايت يافتگانند .
الذين يؤمنون . ... أولئك على هدًى من ربهم
مشاراليه «أولئك» (اهل تقوا) ممكن است به صورت اجمالى ملاحظه شود. در اين صورت كلمه «المتقين» مشاراليه خواهد بود. و ممكن است جنبه تفصيلى آن در نظر گرفته شود; در اين لحاظ، صفات بيان شده براى «متقين» مشاراليه «أولئك» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 41 - 3
3 - هر برنامه و عقيده اى ، بدون اتكا به برهانى عقلى يا منبعى غيبى ، فاقد اعتبار است .
أم عندهم الغيب فهم يكتبون
در آيات پيشين، اثبات شد كه كافران در انكار رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، هيچ برهان عقلى و علمى ندارند. در اين آيه مطرح شده است كه آنان در گفتار خود، به منبع غيبى هم متكى نيستند; پس چنين انديشه اى قابل پذيرش نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 4 - 1
1 - توصيه خداوند به دو همسر خطاكار پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( حفصه و عايشه ) ، به توبه و دست برداشتن از خطاكارى
إن تتوبا إلى اللّه
جواب شرط «إن تتوبا إلى اللّه»، محذوف و تقدير آن چنين است: «فهو خير لكما». اين جمله در حقيقت، تشويق و توصيه به توبه و تكرار نكردن اشتباهات گذشته است.