علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 62

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 62

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- شك

1- شك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 15،17،24،25

15 - ترديد برخى از مسلمانان نبرد احد در حقّانيّت اسلام و وعده رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به پيروزى مسلمانان بر دشمنانشان

و طائفة . .. يقولون هل لنا من الامر من شىء

برخى از مسلمانان گمان مى كردند چون به اسلام گرويده اند و اسلام دين حق و الهى است، بايد همه امور بر طبق خواسته آنان پيش رود; ولى آنگاه كه شكست خوردند، به ترديد افتادند و گفتند گويا اختيار امور به دست ما نيست و در نتيجه اسلام دين حق نيست و وعده هاى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بى مورد است.

17 - شكست ها و حوادث ناگوار ، موجب ترديد مسلمانان سست انديشه در مورد حقّانيّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و وعده هاى خدا به پيروزى آنان

طائفة . .. يقولون هل لنا من الامر من شىء

24 - تبليغات سوء ، شك برانگيز و شرك آلوده مسلمانان سست انديشه احد ، پس از پايان آن كارزار

يقولون لو كان لنا من الامر شىء ما قتلنا ههنا

25 - شهادت برخى از پيكارگران احد و شكست در آن كارزار ، موجب ترديد مسلمانان سست انديشه

يقولون لو كان لنا من الامر شىء ما قتلنا ههنا

2- آثار شك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 112 - 8

8- ترديد و شك ، مانع استقامت و پايدارى است .

فلاتك فى مرية مما يعبد هؤلاء . .. فاستقم كما أُمرت و من تاب معك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 9 - 4

4- سرگرمى در ميدان ترديد و توقف در وادى شك و مصمم نبودن براى رسيدن به يقين ، مايه محروميت انسان از درك پيام مستدل وحى

إن كنتم موقنين . .. بل هم فى شكّ يلعبون

تعبير «فى شكّ» استقرار در شك را مى رساند; به علاوه آن كه «يلعبون» آن را تأكيد مى كند. از مقابله اين آيه با «إن كنتم موقنين»، مطلب بالا استفاده مى شود.

3- آثار شك اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 19

19- شك توأم با بدبينى اقوام كفرپيشه نسبت به تعاليم انبيا ، منشأ كفر آنان بود .

قالوا إنا كفرنا بما أُرسلتم به و إنا لفى شكّ ممّا تدعوننا إليه مريب

4- آثار شك به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 21 - 5

5 - كسانى كه درباره آخرت ترديد دارند ، از ابليس پيروى مى كنند .

فاتّبعوه . .. و ما كان له عليهم من سلطن إلاّ لنعلم من يؤمن بالأخرة ممّن هو منها

5- آثار شك به آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 95 - 4

4 - شك و ترديد در آيات الهى ، زمينه ساز تكذيب آنهاست .

فلاتكونن من الممترين. و لاتكونن من الذين كذبوا بأيت اللّه

6- آثار شك به تعاليم انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 19

19- شك توأم با بدبينى اقوام كفرپيشه نسبت به تعاليم انبيا ، منشأ كفر آنان بود .

قالوا إنا كفرنا بما أُرسلتم به و إنا لفى شكّ ممّا تدعوننا إليه مريب

7- آثار شك به حيات اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 54 - 6

6 - ترديد جدى نسبت به قيامت و حيات اخروى ، زمينه ساز بى اعتنايى انسان به اصول عقلى و ملاك هاى عقلايى و فطرى

قل أرءيتم إن كان من عند اللّه . .. فى شقاق بعيد... ألا إنّهم فى مرية

ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در يك سياق قرار دارند - نشان مى دهد كه اگر آيات علمى و داورى هاى عقلى و فطرى نتواند كسى را در برابر حقانيت خدا و وحى متقاعد كند، ريشه آن را بايد در ناباورى او به استمرار حيات و مسؤوليت انسان جستوجو كرد.

8- آثار شك به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 12

12 - ترديد در الهى بودن قرآن ، همانند ترديد اقوام پيشين در آيات نازل شده بر آنان مى باشد و در پى دارنده فرجامى شوم است .

لقد جاءك الحق من ربك فلاتكونن من الممترين

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات قبل، مى توان گفت كه: مراد از «الممترين» اقوام پيامبران گذشته است كه با نپذيرفتن آيات الهى و ترديد در آنها، گرفتار فرجام شومى شدند.

9- آثار شك به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 54 - 6

6 - شك و دودلى آميخته با بدگمانى مشركان پيشين ، به بعث و قيامت باعث گرفتار شدن آنان به عذاب

و حيل بينهم و بين ما يشتهون كما فعل بأشياعهم . .. إنّهم كانوا فى شكّ مريب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 22

22 - شك و ترديد نسبت به قيامت نشانه كفر است .

و ما أظنّ الساعة قائمة . .. الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 54 - 4،6

4 - ترديد در قيامت ، حجاب آدمى در ديدن آيات روشن توحيدى است .

سنريهم ءايتنا . .. ألا إنّهم فى مرية من لقاء ربّهم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه ضمير «أنّه الحقّ» در آيه قبل به خدا برگردد. در اين صورت مى توان گفت كه:

عبارت «ألا إنّهم فى مرية» در مقام بيان اين است كه ترديد در قيامت، باعث شده است كه كافران نتوانند از آيات روشن توحيدى بهره ببرند.

6 - ترديد جدى نسبت به قيامت و حيات اخروى ، زمينه ساز بى اعتنايى انسان به اصول عقلى و ملاك هاى عقلايى و فطرى

قل أرءيتم إن كان من عند اللّه . .. فى شقاق بعيد... ألا إنّهم فى مرية

ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در يك سياق قرار دارند - نشان مى دهد كه اگر آيات علمى و داورى هاى عقلى و فطرى نتواند كسى را در برابر حقانيت خدا و وحى متقاعد كند، ريشه آن را بايد در ناباورى او به استمرار حيات و مسؤوليت انسان جستوجو كرد.

10- آثار شك به وعده هاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 63 - 5

5- نپذيرفتن دعوت انبيا و وعده هاى الهى و شك و ترديد مستمر در آن ، پيامددار عذاب الهى

قالوا بل جئنك بما كانوا فيه يمترون

فعل مضارع «يمترون» با آمدن فعل «كانوا» پيش از آن، بيانگر استمرار مضمون آن است.

11- آثار شك در اصول دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 21 - 9

9 - ترديد - هرچند اندك - درباره اصول عقيده ، درپى دارنده فاجعه اى عقيدتى و رفتارى

فاتّبعوه . .. و ما كان له عليهم من سلطن إلاّ لنعلم ... ممّن هو منها فى شكّ

تنوين «شكّ» براى تقليل است و دلالت بر ناچيزى و اندكى دارد.

12- آثار شك در توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 14 - 8

8 - ترديد و ناباورى نسبت به مبانى اسلام ( توحيد ، معاد ، نبوت ، قرآن و . . . ) ، عامل شقاوت و بدبختى اهل نفاق

قالوا بلى و لكنّكم . .. ارتبتم

13- آثار شك در حقانيت اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 50 - 4

4 - شك و ترديد نسبت به حقانيت اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در عين آگاهى از آن ، از نشانه هاى نفاق و اوصاف منافقان

أم ارتابوا

14- آثار شك در حقانيت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 50 - 4

4 - شك و ترديد نسبت به حقانيت اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در عين آگاهى از آن ، از نشانه هاى نفاق و اوصاف منافقان

أم ارتابوا

15- آثار شك در حقانيت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 34 - 17

17 - هشدار مؤمن آل فرعون به مردم مصر ، از دچار شدن به گمراهى ابدى بر اثر پافشارى بر مخالفت با دعوت موسى ( ع ) و ترديد در حقانيت آن

كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب

16- آثار شك در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 9 - 5

5- ماندگار شدن در شك و ترديد نسبت به حقايق دين ، سرچشمه نگاه بازيگرانه به هستى و انسان

إن كنتم موقنين . .. فى شكّ يلعبون

17- آثار شك در عقيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 54 - 7

7 - شك و دودلى مداوم در عقيده ، امر مطلوب و پسنديده اى نيست و پى آمد ناگوارى دارد .

كما فعل بأشياعهم . .. إنهم كانوا فى شكّ مريب

18- آثار شك در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 45 - 9،11

9 - انكار و يا ترديد در حقانيت قرآن ، موجب استحقاق عذاب دنيايى است .

و لولا كلمة سبقت من ربّك لقضى بينهم

از اين كه سنت الهى بر امهال است، استفاده مى شود كه كافران مستحق عذاب اند (هرچند كه عذاب نشوند).

11 - انكار و مخالفت منكران حقانيت قرآن ، مبتنى بر شك و ترديد است ; نه يقين و برهان .

و إنّهم لفى شك منه مريب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 14 - 8

8 - ترديد و ناباورى نسبت به مبانى اسلام ( توحيد ، معاد ، نبوت ، قرآن و . . . ) ، عامل شقاوت و بدبختى اهل نفاق

قالوا بلى و لكنّكم . .. ارتبتم

19- آثار شك در معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 37 - 2

2- انكار معاد و ترديد در آن و مغرور شدن به زندگى دنيا ، انديشه و بينشى كفرآميز است .

و ما أظنّ الساعة قائمة . .. قال له صاحبه وهو يحاوره أكفرت بالذى خلقك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 15 - 6

6- شك در امكان معاد ، شك در قدرت خداوند است .

أفعيينا بالخلق الأوّل بل هم فى لبس من خلق جديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 14 - 8

8 - ترديد و ناباورى نسبت به مبانى اسلام ( توحيد ، معاد ، نبوت ، قرآن و . . . ) ، عامل شقاوت و بدبختى اهل نفاق

قالوا بلى و لكنّكم . .. ارتبتم

20- آثار شك در نبوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 14 - 8

8 - ترديد و ناباورى نسبت به مبانى اسلام ( توحيد ، معاد ، نبوت ، قرآن و . . . ) ، عامل شقاوت و بدبختى اهل نفاق

قالوا بلى و لكنّكم . .. ارتبتم

21- آثار شك در وحيانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 8 - 5

5 - مخالفت سران كفر و شرك با پيامبراسلام ، به خاطر شك و ترديد آنان در اصل نزول وحى و الهى بودن قرآن بود ; نه در شايستگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى رسالت .

أءنزل عليه الذكر من بيننا بل هم فى شكّ من ذكرى

«بل» در جمله «بل هم فى شكّ من ذكرى» براى اضراب مى باشد. بر اين اساس مقصود از آيه شريفه اين است كه مخالفت سران كفر و شرك با رسول خدا، ناشى از شك و ترديد آنان در درستى قرآن است و بحث از شايستگى آن حضرت براى رسالت، معلول چنين ترديدى مى باشد.

22- آثار شك رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 8 - 5

5 - مخالفت سران كفر و شرك با پيامبراسلام ، به خاطر شك و ترديد آنان در اصل نزول وحى و الهى بودن قرآن بود ; نه در شايستگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى رسالت .

أءنزل عليه الذكر من بيننا بل هم فى شكّ من ذكرى

«بل» در جمله «بل هم فى شكّ من ذكرى» براى اضراب مى باشد. بر اين اساس مقصود از آيه شريفه اين است كه مخالفت سران كفر و شرك با رسول خدا، ناشى از شك و ترديد آنان در درستى قرآن است و بحث از شايستگى آن حضرت براى رسالت، معلول چنين ترديدى مى باشد.

23- آثار شك رهبران كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 8 - 5

5 - مخالفت سران كفر و شرك با پيامبراسلام ، به خاطر شك و ترديد آنان در اصل نزول وحى و الهى بودن قرآن بود ; نه در شايستگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى رسالت .

أءنزل عليه الذكر من بيننا بل هم فى شكّ من ذكرى

«بل» در جمله «بل هم فى شكّ من ذكرى» براى اضراب مى باشد. بر اين اساس مقصود از آيه شريفه اين است كه مخالفت سران كفر و شرك با رسول خدا، ناشى از شك و ترديد آنان در درستى قرآن است و بحث از شايستگى آن حضرت براى رسالت، معلول چنين ترديدى مى باشد.

24- آثار شك منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 110 - 2

2 - شك و ترديد ، پرتگاهى كه منافقان بناى شخصيت خويش را بر آن پى افكنده و از آن جا به دوزخ سقوط مى كنند .

أسس بنينه على شفا جرف هار . .. لا يزال بنينهم الذى بنوا ريبة فى قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 14 - 8

8 - ترديد و ناباورى نسبت به مبانى اسلام ( توحيد ، معاد ، نبوت ، قرآن و . . . ) ، عامل شقاوت و بدبختى اهل نفاق

قالوا بلى و لكنّكم . .. ارتبتم

25- اجتناب از شك در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 147 - 5

5 - ضرورت پذيرش احكام و معارف نازل شده از جانب خدا و پرهيز از شك و ترديد در آنها

الحق من ربك فلاتكونن من الممترين

«امتراء» (مصدر ممترين) به معناى شك كردن و ترديد داشتن است.

26- بى منطقى شك به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 59 - 3

3 - با وجود شواهد و دلايل اثباتگر برپايى قيامت ، شك و ترديد در آن ، امرى ناروا و نابه جا است .

إنّ الساعة لأتية لا ريب فيها

27- ترك شك به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 10

10 - ترديد و شك در الهى و حق بودن قرآن ، امرى ناروا و خلاصى نفس از آن ، ضرورى و لازم است .

لقد جاءك الحق من ربك فلاتكونن من الممترين

28- دلايل بطلان شك در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 19

19- الهى بودن قرآن و پيراستگى آن از هرگونه باطل ، دليل ناروا بودن شك و شبهه در راستى و درستى آن

فلاتك فى مرية منه إنه الحق من ربك

جمله «إنه الحق من ربك» به منزله دليل براى «فلاتك . ..» مى باشد.

29- رفع شك اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 10

10 - ذكر تعداد نگهبانان دوزخ در قرآن ، زداينده هرگونه شك و ترديد ، از دل اهل كتاب و مؤمنان نسبت به حقانيت و درستى قرآن

و لايرتاب الذين أُوتوا الكتب و المؤمنون

30- رفع شك كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 55 - 7

7 - عذاب استيصال ، برطرف كننده هرگونه شك و ريب از دل كفرپيشگان نسبت به آيات الهى

أو يأتيهم عذاب يوم عقيم

31- رفع شك مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 10

10 - ذكر تعداد نگهبانان دوزخ در قرآن ، زداينده هرگونه شك و ترديد ، از دل اهل كتاب و مؤمنان نسبت به حقانيت و درستى قرآن

و لايرتاب الذين أُوتوا الكتب و المؤمنون

32- زمينه شك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 21 - 8

8 - مبادى شك و معرفت ، در اختيار خود انسان است .

إلاّ لنعلم من يؤمن بالأخرة ممّن هو منها فى شكّ

از اين كه در آيه، شك و ترديد مذموم شمرده شده و پى آمد آن، تبعيت از ابليس معرفى گرديده است; نشان مى دهد كه حصول چنين معرفتى براى انسان در اختيار خود او است. در غير اين صورت، نبايد امر مذمومى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 25 - 3

3- كفر و حق ستيزى ، زمينه فروافتادن انسان به ورطه شر و تجاوز و ترديد در تمامى ارزش ها *

كفّار عنيد . منّاع للخير معتد مريب

برداشت بالا بدان احتمال است كه ترتيب ميان صفات كفّار، عنيد و. ..، اشاره به ترتب و تأثير هر وصف در پيدايش وصف متأخر آن، داشته باشد.

33- زمينه شك به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 50 - 10

10 - آسايش و سرخوشى ، زمينه ساز كفر و ترديد انسان نسبت به قيامت

و لئن أذقنه رحمة . .. ليقولن ... و ما أظنّ الساعة قائمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 50 - 3

3- پيوستگى گناه ، با ترديد و ناباورى نسبت به قيامت

طعام الأثيم . .. إنّ هذا ما كنتم به تمترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 27 - 8

8 - پوچ انگارى و باطل گرايى انسان ها ، داراى پيوند با شك و ناباورى آنان نسبت به قيامت

لاريب فيه و لكنّ . .. لايعلمون ... يومئذ يخسر المبطلون

در آيه قبل شك در معاد، معلول جهل دانسته شد و در اين آيه تعبير «مبطلون» منطبق بر همان جاهلانى است كه در آن جا ياد شده اند.

34- زمينه شك در رؤياى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 27 - 5

5- منتهى شدن سفر پيامبر (صلی الله علیه و آله) به صلح حديبيه و عدم ورود به مسجدالحرام ، زمينه ساز ترديد برخى در رؤياى آن حضرت *

لقد صدق اللّه

تأكيد خداوند بر راستى رؤياى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، حكايت از آن دارد كه برخى در درستى آن رؤيا ترديد كرده، يا زمينه اين ترديد را داشته اند.

35- زمينه شك در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 36 - 1

1- غرور و دنياپرستى مرد رفاه مند ، به ترديد و تشكيك در برپايى قيامت و وقوع رستاخيز منتهى شد .

و ما أظنّ الساعة قائمة

36- زمينه شك قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 55 - 2

2- دعوت حضرت ابراهيم ( ع ) به توحيد و ردّ انديشه شرك و بت پرستى ، موجب ترديد مردم بت پرست در عقيده خود شد .

ما هذه التماثيل . .. أنتم و ءاباؤكم فى ضلل مبين . قالوا أجئتنا بالحقّ أم أنت م

37- سرزنش شك در علم خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 7 - 1

1 - جهل و ترديد درباره احاطه علمى خداوند به اشيا ، مورد نكوهش و سرزنش است .

ألم تر أنّ اللّه يعلم

استفهام در «ألم تر»، براى انكار توبيخى است. «تَرَ» از «رأى» (دانستن) مشتق است; يعنى، «ألم تعلم أنّ اللّه...».

38- سرزنش شك در معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 67 - 2

2- ترديد انسان در معاد ، با وجود توانايى هر انسان به شناخت خلقت نخستين خويش از عدم ، امرى شگفت آور و سزاوار توبيخ است .

أوَلا يذكر الإنسن أنّا خلقنه من قبل و لم يك شيئًا

همزه در «أوَلا يذكر» براى انكار توبيخى و متضمن معناى تعجب است. تكرار لفظ «انسان» در اين آيه - با آن كه آوردن ضمير ممكن بود - اشعار به اين نكته دارد كه لازمه انسان بودن ، دقت و تفكر است.

39- سرزنش شك در نبوت يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 34 - 8

8 - نكوهش مؤمن آل فرعون از مردم مصر ، به خاطر ترديد كردن در رسالت يوسف ( ع ) در گذشته ( على رغم مشاهده دلايل روشن او )

فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به

40- شك اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 17

17- قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان ، در جواب دعوت انبياى خويش اعلام كردند در باره تعاليم آنان بشدت در ترديدند .

قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم . ..جاءتهم رسلهم بالبيّنت ...و قالوا إنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 10 - 1،2

1- انبياى الهى هنگامى كه با اظهار ترديد اقوام خود به محتواى دعوتشان مواجه شدند ، درصدد اقناع آنان با برهانى خلل ناپذير برآمدند .

إنا لفى شكّ ممّا تدعوننا إليه مريب . قالت رسلهم أفى الله شكّ فاطر السموت و الأرض

2- انبياى اقوام پيشين براى پاسخ گويى و ترديد اقوام خود درباره خداوند ، روشى يگانه اتخاذ كردند .

إنا لفى شكّ ممّا تدعوننا . .. قالت رسلهم أفى الله شكّ فاطر السموت و الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 54 - 6

6 - شك و دودلى آميخته با بدگمانى مشركان پيشين ، به بعث و قيامت باعث گرفتار شدن آنان به عذاب

و حيل بينهم و بين ما يشتهون كما فعل بأشياعهم . .. إنّهم كانوا فى شكّ مريب

41- شك اقوام پيشين در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 12

12 - ترديد در الهى بودن قرآن ، همانند ترديد اقوام پيشين در آيات نازل شده بر آنان مى باشد و در پى دارنده فرجامى شوم است .

لقد جاءك الحق من ربك فلاتكونن من الممترين

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات قبل، مى توان گفت كه: مراد از «الممترين» اقوام پيامبران گذشته است كه با نپذيرفتن آيات الهى و ترديد در آنها، گرفتار فرجام شومى شدند.

42- شك اكثريت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 6 - 3،7

3 - اكثر انسان ها ، در وفاى خداوند به وعده هاى خويش ، گرفتار ترديدند .

لايخلف اللّه وعده و لكنّ أكثر الناس لايعلمون

برداشت بالا، بر اين اساس است كه به قرينه جمله «لايخلف اللّه وعده» مفعولِ محذوفِ «لايعلمون» همان قطعى بودن وعده هاى خداوند باشد.

7 - اكثر مردم عصر بعثت ، در پيروزى روميان حتى در صورت وعده خداوند به يارى آنان ، دچار ترديد بودند .

وعد اللّه . .. و لكنّ أكثر الناس لايعلمون

حرف «ال» در «الناس» براى عهد است و - به قرينه آيات بعد كه ويژگى هاى اقتصادى قريش را بيان مى كند - به مكيان عصر بعثت اشاره دارد.

43- شك انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 28 - 1

1 - هيچ كس ، حتى مؤمنان راستين ، بر انجام كامل وظايف و تكاليف الهى خود اطمينان ندارد .

إنّ عذاب ربّهم غير مأمون

44- شك اهل كتاب صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 14 - 17

17 - اهل كتاب زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نسبت به محتواى متون دينى خويش گرفتار ترديد و بدبينى بودند .

و إنّ الذين أورثوا الكتب من بعدهم لفى شك منه مريب

«مريب» به شكى گفته مى شود كه آميخته با بد گمانى و سوء ظن باشد.

45- شك اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 1 - 6

6 - يگانگى خداوند در تدبير جهان ، محور پرسش هاى ترديدآميز اهل مكّه در عصربعثت *

عمّ يتساءلون

گرچه بخش عظيمى از آيات اين سوره درباره حوادث قيامت است; ولى آيات آغازين آن - كه درباره قدرت خدا و حاكميت خواست او بر جهان است - مى تواند قرينه باشد كه مورد سؤال در «يتسائلون» وابستگى همه كارها به خداوند و بى نقش بودن بت ها در كار تدبير جهان است.

46- شك ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 5

5 - ايوب ( ع ) ، در اداى سوگند خود ( تنبيه همسرش ) دچار ترديد و پشيمانى شده بود .

و خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث

توصيه خداوند به ايوب(ع) به نشكستن سوگندش، بيانگر اين حقيقت است كه ايوب(ع) در اداى سوگندش دچار ترديد شده و حالت پشيمانى به او دست داده بود; به گونه اى كه در جست و جوى راهى براى حل اين مشكل برآمده بود.

47- شك باديه نشينان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 15 - 7

7 - وجود شك و دلبستگى به مال و جان در ميان اعراب ، دليل رد ادعاى ايمان آنان از سوى خداوند

قل لم تؤمنوا . .. إنّما المؤمنون ... ثمّ لم يرتابوا و جهدوا بأمولهم و أنفسهم

48- شك بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 68 - 2

2 - قوم موسى ، ناباور به كفايت ذبح هر گاوى براى حل معماى قتل

قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما هى

49- شك بنيامين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 69 - 4

4- بنيامين به اينكه عزيز مصر ، برادر ناپديد شده وى ( يوسف ( ع ) ) باشد ، ناباور بود .

إنى أنا أخوك

تأكيد حكم در جمله «إنى أنا أخوك» با اسميه آوردن جمله به همراه حرف تأكيد «إنّ» و ضمير فصل (أنا) گوياى ترديد و شك بنيامين در برادرى عزيز مصر با اوست.

50- شك به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 66 - 4

4 - كافران ، گرفتار شك و ترديد درباره آخرت

بل هم فى شكّ منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 21 - 6

6 - بازشناسى و جداسازى مؤمنان معتقد به آخرت ، از ترديد داران درباره آن ، فلسفه توانايى دادن به ابليس در گمراه كردن مردم

و ما كان له عليهم من سلطن إلاّ لنعلم من يؤمن بالأخرة ممّن هو منها فى شكّ

«نعلم» در اين آيه، متضمن معناى تشخيص و تمييز است.

51- شك به اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 27

27 - پندار هاى جاهلانه نسبت به خداوند ، منشأ ترديد در حقّانيّت اسلام و وعده هاى خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)

يظنّون باللّه غير الحقّ . .. يقولون لو كان لنا من الامر شىء ما قتلنا ههنا

52- شك به انذارهاى لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 63 - 4

4- قوم لوط ، نسبت به هشدار هاى حضرت لوط ( ع ) مبنى بر نزول عذاب الهى ( استيصال ) بر آنان ، پيوسته در شك و ترديد بسر برده و ايمان نداشتند .

قالوا بل جئنك بما كانوا فيه يمترون

53- شك به تعاليم انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 17،18

17- قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان ، در جواب دعوت انبياى خويش اعلام كردند در باره تعاليم آنان بشدت در ترديدند .

قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم . ..جاءتهم رسلهم بالبيّنت ...و قالوا إنا

18- ترديد قوم نوح ، عاد و ثمود به دعوت انبياى خويش ، توأم با بدبينى بود .

إنا لفى شكّ ممّا تدعوننا إليه مريب

ذكر «مريب» پس از «شكّ» اگر چه براى تأكيد آن است، اما بين آن دو تفاوتى وجود دارد و آن اين است كه: در «ريب» شك توأم با بدبينى است (فروق اللغوية).

54- شك به جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 50 - 1

1- غوطهوران در گناه ، گرفتار ترديد در وقوع قيامت و وجود دوزخ

إنّ هذا ما كنتم به تمترون

55- شك به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 10 - 2

2- انبياى اقوام پيشين براى پاسخ گويى و ترديد اقوام خود درباره خداوند ، روشى يگانه اتخاذ كردند .

إنا لفى شكّ ممّا تدعوننا . .. قالت رسلهم أفى الله شكّ فاطر السموت و الأرض

56- شك به قدرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 51 - 6

6- مشركان ، به وجود نيرويى كه قادر به احياى دوباره جسد انسان باشد ، در ناباورى و ترديد بودند .

قل كونوا حجارة . .. فسيقولون من يعيدنا

57- شك به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 23 - 6،13

6 - مخالفان رسالت درباره آسمانى بودن قرآن و نزولش از جانب خدا ، اظهار ترديد مى كردند .

و إن كنتم فى ريب مما نزلنا على عبدنا

13 - منكران قرآن به دروغ در حقانيت قرآن و آسمانى بودن آن ، اظهار ترديد مى كردند .

و إن كنتم فى ريب . .. فأتوا بسورة ... إن كنتم صدقين

متعلق «صادقين» به قرينه «إن كنتم فى ريب» شك و ترديد مشركان در آسمانى بودن قرآن است; يعنى: إن كنتم صادقين فى انكم مرتابون . ..; اگر در اظهار ترديد راستگو هستيد چنين كنيد. اين معنا كنايه از دروغگويى آنان در اظهار شك و ترديد است.

58- شك به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 68 - 1

1 - موضع گيرى ناباورانه مشركان در قبال وعده برپايى قيامت

لقد وعدنا هذا . .. إن هذا إلاّ أسطير الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 54 - 1

1 - ترديد و شك كافران مكه ، نسبت به برپايى قيامت

ألا إنّهم فى مرية من لقاء ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 50 - 1

1- غوطهوران در گناه ، گرفتار ترديد در وقوع قيامت و وجود دوزخ

إنّ هذا ما كنتم به تمترون

59- شك به وحيانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 55 - 1

1 - شك و تردد مشركان صدراسلام نسبت به قرآن والهى بودن آن ، عميق و غير قابل زوال بود .

و لايزال الذين كفروا فى مرية منه حتّى تأتيهم الساعة

متعلق «كفروا» حذف شده و تقدير آن به قرينه «أنّه الحقّ من ربّك» (در آيه پيش)، «كفروا بالقرآن» مى باشد. «مرية» اسم مصدر از فعل «امترى يمترى» و به معناى شك و ترديد است. «ال» در «الساعة» براى عهد ذهنى و «ساعة» به معناى لحظه و هنگام است. بنابراين «الساعة»; يعنى، آن هنگام كه اشاره دارد به زمان برپايى قيامت و حضور مردم در عرصه محشر. «بغت و بغتة» يعنى ناگهان.

60- شك به وعده هاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 5 - 3

3 - انسان ، به شدت در معرض ناباورى و بى توجهى نسبت به وعده هاى الهى قرار دارد .

إنّما توعدون لصادق

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه تأكيد در جايى صورت مى گيرد كه امرى مورد غفلت باشد و يا مورد انكار قرار گيرد و از اين كه سوگندهاى مكرر صورت گرفته، شدت غفلت و انكار استفاده مى شود.

61- شك پيروان ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 21 - 5

5 - كسانى كه درباره آخرت ترديد دارند ، از ابليس پيروى مى كنند .

فاتّبعوه . .. و ما كان له عليهم من سلطن إلاّ لنعلم من يؤمن بالأخرة ممّن هو منها

62- شك جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 10 - 5

5 - ترديد جن پس از ممنوع شدن از استراق سمع آسمان ، در شناخت تقدير الهى درباره اهل زمين و خير و رشد بودن

آفرينش آنها *

و أنّا لاندرى أشرّ أُريد بمن فى الأرض أم أراد بهم ربّهم رشدًا

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه ممنوعيت جن از استراق سمع آسمان، ظرف زمان براى پيدايش اين سؤال باشد كه خداوند، براى چه منظورى اهل زمين را آفريد; نه اين كه به چه هدفى آنان از استراق سمع، ممنوع شدند؟

63- شك جنيان مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 10 - 1

1 - ترديد مؤمنان جن در شناخت خير و يا شر بودن ممنوعيت آنان از استراق سمع آسمان براى اهل زمين

و أنّا لاندرى أشرّ أُريد بمن فى الأرض أم أراد بهم ربّهم رشدًا

مقصود از «رَشَد» در اين آيه - به قرينه مقابله آن با «شر»- خير و صلاح است.

64- شك در افعال خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 65 - 16

16 - گفتار ها و باور هاى ترديدآميز در كيفيّت افعال الهى و كردار و سلوك پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى مدّعيان بندگى خداوند ، نشانه شرك آنان

لا يؤمنون حتّى يحكّموك . .. و يسلّموا تسليماً

امام صادق (ع) فرمود: لو انَّ قوماً عبدوا اللّه . .. ثمّ قالوا لشىء صنعه اللّه او صنعه رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) الّا صنع خلاف الّذى صنع؟ او وجدوا ذلك فى قلوبهم لكانوا بذلك مشركين. سپس آن حضرت آيه فوق را تلاوت فرمود ... .


كافى، ج 1، ص 390، ح 2 ; نورالثقلين، ج 1، ص 511، ح 374 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 255، ح 374.

65- شك در بشر بودن يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 31 - 22

22- جمال بى مانند يوسف ( ع ) ، موجب اظهار ترديد زنان مصر در بشر بودن او شد .

حش لله ما هذا بشرًا

66- شك در پيروزى اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 6 - 9

9 - رخداد صلح حديبيه ، پاسخى قاطع به بدگمانى منافقان و مشركان درباره موفقيت هاى اسلام *

إنّا فتحنا لك فتحًا مبينًا . ليغفر لك ... و يعذّب المنفقين و ... الظانّين باللّ

چنانچه «و يعذّب. ..» عطف بر «ليغفر لك...» باشد; آيه شريفه مى تواند بيانگراين مطلب باشد كه منافقان و مشركان، به سرنوشت اسلام بدگمان بودند و مى پنداشتند كه خداوند از مؤمنان حمايت نخواهد كرد; ولى صلح پيروزمند حديبيه، نادرستى پندار آنان را اثبات كرد.

67- شك در پيروزى روميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 7 - 7

7 - ترديد در پيروزى روميان پس از شكست آنان ، برخاسته از سطحى نگرى و بى توجهى مردمان عصر بعثت به حقايق نهان زندگى دنيا است .

سيغلبون . .. يعلمون ظهرًا من الحيوة الدنيا

نكته ياد شده بر اين اساس است كه «ال» در «الناس» عهد باشد و مراد از آن، مردمى باشند كه درباره وعده خداوند به پيروزى روميان شكست خورده ترديد داشتند.

68- شك در توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 14 - 7

7 - منافقان ، گرفتار شك و ترديد نسبت به مبانى اسلام ( توحيد ، نبوت ، معاد ، قرآن و . . . )

قالوا بلى و لكنّكم . .. ارتبتم

69- شك در توحيد افعالى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 2 - 9

9 - ترديد در خالقيت و ربوبيّت يگانه خداوند، شگفت انگيز و سزاوار سرزنش است.

بربهم يعدلون. هو الذى خلقكم من طين ثم قضى أجلا ... ثم أنتم تمترون

حرف «ثم» در «ثم أنتم تمترون»، مفيد استبعاد و توبيخ است، چون تراخى زمانى در اينجا معنى ندارد. گفتنى است متعلق «تمترون»، مضامين اساسى مورد بحث در آيه قبل (توحيد در خالقيت و ربوبيت) است.

70- شك در توحيد ربوبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 2 - 9،11

9 - ترديد در خالقيت و ربوبيّت يگانه خداوند، شگفت انگيز و سزاوار سرزنش است.

بربهم يعدلون. هو الذى خلقكم من طين ثم قضى أجلا ... ثم أنتم تمترون

حرف «ثم» در «ثم أنتم تمترون»، مفيد استبعاد و توبيخ است، چون تراخى زمانى در اينجا معنى ندارد. گفتنى است متعلق «تمترون»، مضامين اساسى مورد بحث در آيه قبل (توحيد در خالقيت و ربوبيت) است.

11 - مطالعه در آفرينش انسان و مرگ و حيات وى، زداينده ترديد در يگانگى خداوند

هو الذى خلقكم من طين ثم قضى أجلا . .. ثم أنتم تمترون

از جمله «ثم أنتم تمترون»، كه بيان استبعاد هر گونه ترديد در يگانگى خداوند پس از توجه به مضامين صدر آيه است، چنين برمى آيد كه بعد از اين توجه، على القاعده نبايد ترديدى در توحيد و اعتقاد بدان وجود داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 1 - 6

6 - يگانگى خداوند در تدبير جهان ، محور پرسش هاى ترديدآميز اهل مكّه در عصربعثت *

عمّ يتساءلون

گرچه بخش عظيمى از آيات اين سوره درباره حوادث قيامت است; ولى آيات آغازين آن - كه درباره قدرت خدا و حاكميت خواست او بر جهان است - مى تواند قرينه باشد كه مورد سؤال در «يتسائلون» وابستگى همه كارها به خداوند و بى نقش بودن بت ها در كار تدبير جهان است.

71- شك در جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 45 - 5

5 - ترديد در انجام تكاليف دينى ، چون جهاد با مال و جان ، نمودار بى ايمانى و نفاق

إنما يستئذنك الذين لايؤمنون باللّه . .. و ارتابت قلوبهم

72- شك در حقانيت ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 55 - 1

1- قوم ابراهيم نسبت به حق بودن سخن ابراهيم ( ع ) و جدى بودن او در نفى شرك و بت پرستى ، ترديد داشته و آن را بعيد مى دانستند .

قالوا أجئتنا بالحقّ أم أنت من اللّ-عبين

73- شك در حقانيت اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 50 - 3

3 - منافقان صدراسلام ، نسبت به حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و درستى اسلام ، در شك و ترديد به سر مى بردند .

أم ارتابوا

«أم» در «أم ارتابوا» منقطعه و به معناى «بل» (اضراب) است.

74- شك در حقانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 11 - 3

3- گرايش محرومان به قرآن ، بهانه مستكبران براى ترديد در حقانيت آن

و قال الذين كفروا . .. لو كان خيرًا ما سبقونا إليه

تعبير «لو كان خيراً. ..»، بيان دليل است و از محتواى آيه استفاده مى شود كه كافران، از طايفه اشراف مستكبر و مؤمنان از طبقه محروم بودند. بدين جهت مستكبران، ابراز مى داشتند اگر قرآن خيرى در برداشت، تهى دستان بى هويت بدان روى نمى آوردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 16

16 - ازدياد شك و ترديد نسبت به حقانيت قرآن ، بر اثر يادآورى بعضى از حقايق الهى ، جلوه اى از گمراه شدن كافران و بيماردلان از سوى خداوند

كذلك يضلّ اللّه من يشاء و يهدى من يشاء

75- شك در حقانيت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 50 - 3

3 - منافقان صدراسلام ، نسبت به حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و درستى اسلام ، در شك و ترديد به سر مى بردند .

أم ارتابوا

«أم» در «أم ارتابوا» منقطعه و به معناى «بل» (اضراب) است.

76- شك در خالقيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 2 - 9

9 - ترديد در خالقيت و ربوبيّت يگانه خداوند، شگفت انگيز و سزاوار سرزنش است.

بربهم يعدلون. هو الذى خلقكم من طين ثم قضى أجلا ... ثم أنتم تمترون

حرف «ثم» در «ثم أنتم تمترون»، مفيد استبعاد و توبيخ است، چون تراخى زمانى در اينجا معنى ندارد. گفتنى است متعلق «تمترون»، مضامين اساسى مورد بحث در آيه قبل (توحيد در خالقيت و ربوبيت) است.

77- شك در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 50 - 7

7 - گمان ناعادلانه بودن حكم خدا و رسول او ، از نشانه هاى نفاق و اوصاف منافقان

أم يخافون أن يحيف اللّه عليهم و رسوله

78- شك در رسالت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 113 - 8

8 - حواريون در آغاز رسالت مسيح ، محروم از ايمان راستين و گرفتار شك و ترديد در حقانيت رسالت عيسى ( ع )

قالوا . .. و تطمئن قلوبنا و نعلم ان قد صدقتنا

79- شك در صداقت صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 154 - 7

7 - ثموديان در توانايى صالح ( ع ) براى ارائه معجزه بر اثبات درستى ادعايش ، ترديد داشتند .

فأت بئاية إن كنت من الصدقين

برداشت ياد شده از به كار گرفتن «إن» - كه در موارد ترديد به كار مى رود - استفاده مى شود.

80- شك در طلوع فجر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 40،41

40 - « عن سعد عن بعض اصحابه عنهما ( ع ) فى رجل تسحّر و هو شاك فى الفجر قال : لابأس « كلوا و اشربوا حتى يتبين لكم الخيط الأبيض من الخيط الأسود من الفجر » . . . ;

از امام باقر و امام صادق(ع) درباره كسى كه سحرى خورده در حالى كه در طلوع فجر شك داشته ]سؤال شد[، امام فرمود: اشكالى ندارد ]خداوند فرموده[: كلوا و اشربوا حتى يتبين لكم الخيط الأبيض من الخيط الأسود من الفجر» . .. .

41 - ابى بصير گويد : « سألت ابا عبداللّه ( ع ) عن رجلين قاما فى شهر رمضان فقال احدهما : هذا الفجر و قال الآخر : ما أرى شيئاً قال : ليأكل الذى لم يستيقن الفجر و قد حرم الأكل على الذى زعم قد رأى ، ان اللّه يقول : و كلوا و اشربوا حتى يتبين لكم الخيط الأبيض من الخيط الأسود من الفجر ثم أتموا الصيام إلى الليل ;

از امام صادق(ع) سؤال كردم از دو نفر كه در ماه رمضان درباره ]طلوع[ فجر اختلاف نموده اند، و يكى از آن دو مى گويد اين فجر است و ديگرى مى گويد من چيزى ]از سفيدى صبح[ نمى بينم. امام فرمودند: آن كس كه يقين به طلوع فجر ندارد مى تواند بخورد; ولى آن كس كه معتقد است فجر را ديده بر او حرام است كه بخورد. خداوند مى فرمايد: و كلوا و اشربوا حتى يتبين لكم الخيط الأبيض من الخيط الأسود من الفجر ثم أتموا الصيام إلى الليل».

81- شك در عدالت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 50 - 7

7 - گمان ناعادلانه بودن حكم خدا و رسول او ، از نشانه هاى نفاق و اوصاف منافقان

أم يخافون أن يحيف اللّه عليهم و رسوله

82- شك در عمل به تكليف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 45 - 5

5 - ترديد در انجام تكاليف دينى ، چون جهاد با مال و جان ، نمودار بى ايمانى و نفاق

إنما يستئذنك الذين لايؤمنون باللّه . .. و ارتابت قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 28 - 1

1 - هيچ كس ، حتى مؤمنان راستين ، بر انجام كامل وظايف و تكاليف الهى خود اطمينان ندارد .

إنّ عذاب ربّهم غير مأمون

83- شك در عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 34 - 7

7- در باره ماهيت حضرت عيسى ( ع ) ( بشربودن و تكوين يافتن او بدون پدر ) در طول تاريخ ترديدهايى ناروا وجود داشته است .

ذلك عيسى ابن مريم . .. الذى فيه يمترون

«الذى» وصف است براى «عيسى» يا «قول الحقّ» و «إمتراء» (مصدر «يمترون») به معناى شك و ترديد كردن است. غايب ذكرشدن صيغه «يمترون» از آن حكايت دارد كه كسانى غير از مسلمانان در باره حضرت عيسى(ع) به عقايدى پاى بند بودند كه برپايه يقين استوار نبود.

84- شك در قدرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 112 - 8،10،11

8 - حواريون عيسيى نامطمئن به توانايى خداوند بر فرستادن مائده اى از آسمان

هل يستطيع ربك ان ينزل علينا مائدة من السماء

10 - حواريون عيسى مورد توبيخ وى به خاطر ترديدشان در توانمندى خداوند

هل يستطيع ربك . .. قال اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين

جمله «اتقوا اللّه . ..» حاكى از انتقاد و اعتراض عيسى(ع) به حواريون است ناظر به مطالبى است كه از «هل يستطيع ربك ...» به دست مى آيد كه از جمله آنها ترديد در توانمندى خداوند است.

11 - ترديد در قدرت الهى ناسازگار با تقوا و ايمان

هل يستطيع ربك . .. اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 15 - 6

6- شك در امكان معاد ، شك در قدرت خداوند است .

أفعيينا بالخلق الأوّل بل هم فى لبس من خلق جديد

85- شك در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 14 - 7

7 - منافقان ، گرفتار شك و ترديد نسبت به مبانى اسلام ( توحيد ، نبوت ، معاد ، قرآن و . . . )

قالوا بلى و لكنّكم . .. ارتبتم

86- شك در قضاوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 50 - 5

5 - منافقان صدراسلام ، نسبت به عادلانه بودن احكام الهى و داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در شك و ترديد به سر مى بردند .

أم يخافون أن يحيف اللّه عليهم و رسوله

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «بل» در «بل أُولئك. ..» براى اضراب انتقالى باشد نه ابطالى.

87- شك در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 61 - 4،7

4 - ترديد و استبعاد مشركان مكه ، در امكان وقوع قيامت

و إنّه لعلم للساعة فلاتمترنّ بها

7 - ترديد در رخداد قيامت ، نشانگر عدم شناخت قدرت كامل خداوند است .

و إنّه لعلم للساعة فلاتمترنّ بها

آفرينش شگرف عيسى(ع)، نشانه اى بر قدرت خداوند است و از آن جا كه اين آفرينش دليل بر امكان معاد شمرده شده، مى توان استفاده كرد كه ترديد در مورد قيامت، ناشى از غفلت نسبت به قدرت بى همتاى خداوند است.

88- شك در كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 14 - 17

17 - اهل كتاب زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نسبت به محتواى متون دينى خويش گرفتار ترديد و بدبينى بودند .

و إنّ الذين أورثوا الكتب من بعدهم لفى شك منه مريب

«مريب» به شكى گفته مى شود كه آميخته با بد گمانى و سوء ظن باشد.

89- شك در محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 65 - 16

16 - گفتار ها و باور هاى ترديدآميز در كيفيّت افعال الهى و كردار و سلوك پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى مدّعيان بندگى خداوند ، نشانه شرك آنان

لا يؤمنون حتّى يحكّموك . .. و يسلّموا تسليماً

امام صادق (ع) فرمود: لو انَّ قوماً عبدوا اللّه . .. ثمّ قالوا لشىء صنعه اللّه او صنعه رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) الّا صنع خلاف الّذى صنع؟ او وجدوا ذلك فى قلوبهم لكانوا بذلك مشركين. سپس آن حضرت آيه فوق را تلاوت فرمود ... .


كافى، ج 1، ص 390، ح 2 ; نورالثقلين، ج 1، ص 511، ح 374 ; تفسير عياشى، ج 1، ص 255، ح 374.

90- شك در معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 51 - 6

6- مشركان ، به وجود نيرويى كه قادر به احياى دوباره جسد انسان باشد ، در ناباورى و ترديد بودند .

قل كونوا حجارة . .. فسيقولون من يعيدنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 82 - 1

1 - اظهار ترديد كافران در زنده شدن دوباره انسان ، پس از مرگ

قالوا أءذا متنا . .. أءنّا لمبعوثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 39 - 13

13 - ترديد مشركان عصر بعثت ، در امكان قيامت و رستاخيز مردگان

إنّ الذى أحياها لمحى الموتى إنّه على كلّ شىء قدير

تأكيد جمله «إنّ الذى أحياها لمحى الموتى» با حروف «إنّ» و «لام»، بيانگر ترديد مشركان عصر بعثت در امكان معاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 26 - 7

7 - معاد ، مورد جهل و ترديد بيشتر مردم در طول تاريخ

و لكنّ أكثر الناس لايعلمون

از اين كه به جاى ارجاع ضمير به مشركان مكه، واژه «الناس» به كار رفته - كه داراى مفهومى عام و گسترده است - مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 33 - 3

3- ترديد مشركان ، در امكان معاد ، در عين اعتقاد به وجود آفريدگار *

أوَلم يروا أنّ اللّه الذى خلق . .. بقدر على أن يحيى الموتى

با توجه به اين كه مخاطب آيه شريفه، مشركان است و اصل وجود خداوند مسلم شمرده شده و صرفاً براى امكان معاد، برهان آمده است; مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 15 - 5

5- شك در امكان معاد ، در عين مشاهده آفرينش خداوند ، نمودى از گيجى و سردرگمى كافران

فهم فى أمر مريج . .. أفعيينا بالخلق الأوّل بل هم فى لبس من خلق جديد

بيان تناقض گويى كافران در اين آيه، مى تواند در مقام ارائه نمونه اى از سرگردانى كافران باشد كه در آيات پيشين خداوند به آن اشاره فرموده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 14 - 7

7 - منافقان ، گرفتار شك و ترديد نسبت به مبانى اسلام ( توحيد ، نبوت ، معاد ، قرآن و . . . )

قالوا بلى و لكنّكم . .. ارتبتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 1 - 5

5 - معاد ، مورد شك و ترديد كافران عصر بعثت بود .

عمّ يتساءلون

91- شك در مقدرات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 10 - 5

5 - ترديد جن پس از ممنوع شدن از استراق سمع آسمان ، در شناخت تقدير الهى درباره اهل زمين و خير و رشد بودن آفرينش آنها *

و أنّا لاندرى أشرّ أُريد بمن فى الأرض أم أراد بهم ربّهم رشدًا

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه ممنوعيت جن از استراق سمع آسمان، ظرف زمان براى پيدايش اين سؤال باشد كه خداوند، براى چه منظورى اهل زمين را آفريد; نه اين كه به چه هدفى آنان از استراق سمع، ممنوع شدند؟

92- شك در نبوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 14 - 7

7 - منافقان ، گرفتار شك و ترديد نسبت به مبانى اسلام ( توحيد ، نبوت ، معاد ، قرآن و . . . )

قالوا بلى و لكنّكم . .. ارتبتم

93- شك در نبوت صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 154 - 7

7 - ثموديان در توانايى صالح ( ع ) براى ارائه معجزه بر اثبات درستى ادعايش ، ترديد داشتند .

فأت بئاية إن كنت من الصدقين

برداشت ياد شده از به كار گرفتن «إن» - كه در موارد ترديد به كار مى رود - استفاده مى شود.

94- شك در نبوت يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 34 - 5

5 - شك و ترديد مستمر مردم مصر در رسالت يوسف ( ع ) تاپايان عمر ايشان ( على رغم مشاهده دلايل روشن بر صدق رسالت آن حضرت ) .

لقد جاءكم يوسف من قبل بالبيّنت فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به

95- شك در وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 12 - 1

1 - مجادلات و اظهار ترديد هاى مشركان ، درباره وحى و مشاهدات قلبى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أفتمرونه على مايرى

«ممارات و مراء» (مصدر «تمارون») معادل «مجادله و جدال» است; يعنى، «أفتمارونه على مايرى».

96- شك در وعده هاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 6 - 6

6 - ترديد در تحقق وعده هاى خداوند ، برخاسته از جهل و نادانى است .

لايخلف اللّه وعده و لكنّ أكثر الناس لايعلمون

97- شك ساره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 73 - 3

3- فرشتگان ، همسر ابراهيم را از اينكه در تحقق خواست خداوند ترديد كند و از آن شگفت زده باشد ، نهى كردند .

قالوا أتعجبين من أمر الله

98- شك طغيانگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 63 - 3

3 - ترديد طاغيان ، در علل و چرايى پيدا نكردن مؤمنان و آگاه نشدن از وضعيت آنان در قيامت

أتّخذنهم سخريًّا أم زاغت عنهم الأبصر

«أم» در جمله «أم زاغت. ..» عاطفه و متصله است و اين جمله مى تواند عطف بر «ما لنا لانرى...» باشد. در اين صورت مفاد آن مربوط به قيامت بوده و معناى آيه چنين مى شود: آيا مسخره شان مى كرديم [و اهل بهشت اند ]يا[_در جهنم اند و] چشمان ما به آنان نمى افتد.

99- شك فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 31 - 2

2 - ترديد فرعون نسبت به توان موسى ( ع ) در ارائه دليل روشن بر مدعاى خويش

قال فأت به إن كنت من الصدقين

برداشت ياد شده، در صورتى است كه امر در «فأت به» تعجيزى باشد. بنابراين فرعون بدان جهت كه از توانايى موسى نسبت به آن كار اطمينان نداشت،از او خواست تا معجزه خويش را ارائه دهد.

100- شك قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 55 - 1

1- قوم ابراهيم نسبت به حق بودن سخن ابراهيم ( ع ) و جدى بودن او در نفى شرك و بت پرستى ، ترديد داشته و آن را بعيد مى دانستند .

قالوا أجئتنا بالحقّ أم أنت من اللّ-عبين

101- شك قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 14،15

14- قوم ثمود ، در يكتايى خدا و ضرورت يگانه پرستى ، در شك و ترديد بودند .

و إنّنا لفى شك مما تدعونا إليه مريب

15- دعوت به توحيد و بيان ضرورت يكتاپرستى از سوى حضرت صالح ( ع ) ، مايه ترديد قوم ثمود در خردمندى و هوشيارى او

و إنّنا لفى شك مما تدعونا إليه مريب

«مريب» (ترديدافكن) صفت براى «شك» است و متعلق آن - به قرينه جمله «قد كنت فينا مرجوّاً» - خردمندى و هوشيارى صالح(ع) مى باشد. بنابراين جمله «إنّنا لفى ...»; يعنى، ما در درستى تعاليم تو شك داريم، آن چنان شكى كه باعث شده درباره خردمندى و هوشيارى ات نيز ترديدكنيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 17،18

17- قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان ، در جواب دعوت انبياى خويش اعلام كردند در باره تعاليم آنان بشدت در ترديدند .

قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم . ..جاءتهم رسلهم بالبيّنت ...و قالوا إنا

18- ترديد قوم نوح ، عاد و ثمود به دعوت انبياى خويش ، توأم با بدبينى بود .

إنا لفى شكّ ممّا تدعوننا إليه مريب

ذكر «مريب» پس از «شكّ» اگر چه براى تأكيد آن است، اما بين آن دو تفاوتى وجود دارد و آن اين است كه: در «ريب» شك توأم با بدبينى است (فروق اللغوية).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 154 - 7

7 - ثموديان در توانايى صالح ( ع ) براى ارائه معجزه بر اثبات درستى ادعايش ، ترديد داشتند .

فأت بئاية إن كنت من الصدقين

برداشت ياد شده از به كار گرفتن «إن» - كه در موارد ترديد به كار مى رود - استفاده مى شود.

102- شك قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 17،18

17- قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان ، در جواب دعوت انبياى خويش اعلام كردند در باره تعاليم آنان بشدت در ترديدند .

قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم . ..جاءتهم رسلهم بالبيّنت ...و قالوا إنا

18- ترديد قوم نوح ، عاد و ثمود به دعوت انبياى خويش ، توأم با بدبينى بود .

إنا لفى شكّ ممّا تدعوننا إليه مريب

ذكر «مريب» پس از «شكّ» اگر چه براى تأكيد آن است، اما بين آن دو تفاوتى وجود دارد و آن اين است كه: در «ريب» شك توأم با بدبينى است (فروق اللغوية).

103- شك قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 63 - 4،9

4- قوم لوط ، نسبت به هشدار هاى حضرت لوط ( ع ) مبنى بر نزول عذاب الهى ( استيصال ) بر آنان ، پيوسته در شك و ترديد بسر برده و ايمان نداشتند .

قالوا بل جئنك بما كانوا فيه يمترون

9- « قال أبوجعفر ( ع ) [ فى قوله : « قالوا بل جئناك بما كانوا فيه يمترون » ] : « قالوا بل جئناك بما كانوا فيه » قومك من عذاب الله « يمترون » . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود: [فرستادگان خدا] گفتند: [ما قوم ناشناس نيستيم]; بلكه نزد تو آمديم تا عذاب الهى را - كه قوم تو در آن ترديد مى كردند - بياوريم . ..».

104- شك قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 17،18

17- قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان ، در جواب دعوت انبياى خويش اعلام كردند در باره تعاليم آنان بشدت در ترديدند .

قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم . ..جاءتهم رسلهم بالبيّنت ...و قالوا إنا

18- ترديد قوم نوح ، عاد و ثمود به دعوت انبياى خويش ، توأم با بدبينى بود .

إنا لفى شكّ ممّا تدعوننا إليه مريب

ذكر «مريب» پس از «شكّ» اگر چه براى تأكيد آن است، اما بين آن دو تفاوتى وجود دارد و آن اين است كه: در «ريب» شك توأم با بدبينى است (فروق اللغوية).

105- شك كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 38 - 3

3- مؤمن ، داراى ثبات و استقرار در عقيده ، ولى كافر ، اسير در چنگال هاى شكّ و ترديد و بى ثبات است .

ما أظنّ . .. و ما أظنّ ... لكنّاْ هو اللّه ربّى

سخنان سمبل كفر و دنياپرستى، در آيه، همواره، ترديد را با خود همراه دارد، لذا در نقل سخن او، دو بار واژه «ظنّ» و يك بار نيز «لئن» به كار گرفته شده، ولى مردِ سمبل ايمان، با قاطعيّت عقيده خود را بيان كرده و راه عملى خود را مطرح ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 82 - 1

1 - اظهار ترديد كافران در زنده شدن دوباره انسان ، پس از مرگ

قالوا أءذا متنا . .. أءنّا لمبعوثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 66 - 4

4 - كافران ، گرفتار شك و ترديد درباره آخرت

بل هم فى شكّ منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 10 - 1

1 - كافران در حيات دوباره انسان ، پس از ناپديد شدن اجزاى او در خاك ، تشكيك كردند .

و قالوا أءذا ضللنا فى الأرض أءنّا لفى خلق جديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 53 - 1

1 - اظهار ترديد كردن كافران در زنده شدن انسان ها پس از مرگ ، هنگام رو به رو شدن با مؤمنان

إنّى كان لى قرين . .. أءذا متنا و كنّا ترابًا و عظمًا أءنّا لمدينون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 9 - 1

1- كافران و منكران وحى ، گرفتار بازى در فضاى شك و ترديد

بل هم فى شكّ

اين آيه در حقيقت پاسخى به اين پرسش است كه: چرا على رغم دلايل روشن بر حقانيت وحى و رسالت پياميران، گروهى به كفر و انكار وحى مى گرايند؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 15 - 5

5- شك در امكان معاد ، در عين مشاهده آفرينش خداوند ، نمودى از گيجى و سردرگمى كافران

فهم فى أمر مريج . .. أفعيينا بالخلق الأوّل بل هم فى لبس من خلق جديد

بيان تناقض گويى كافران در اين آيه، مى تواند در مقام ارائه نمونه اى از سرگردانى كافران باشد كه در آيات پيشين خداوند به آن اشاره فرموده است.

106- شك كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 8 - 2

2 - كافران ، در اظهار نظرشان درباره پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تبليغ آن حضرت از معاد ، مردد بودند و نظرى ثابت و قطعى نداشتند .

رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد . أفترى على اللّه كذبًا أم ب

«أم» حرف عطف و براى ترديد است; يعنى، طبق نظر كافران پيامبر(صلی الله علیه و آله) يا مى داند كه معاد، شدنى نيست و در عين حال از آن خبر مى دهد - كه افترا به خدا است - و يا از آن خبر ندارد و سخنى جنون آميز بر زبان جارى مى سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 1 - 5

5 - معاد ، مورد شك و ترديد كافران عصر بعثت بود .

عمّ يتساءلون

107- شك كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 8

8 - كافران مكه ، شاهد تأثير ژرف قرآن بر قلب ها و نامطمئن از كارآيى جنجال آفرينى و تدابير خود ، در جلوگيرى از اين تأثيرگذارى

قال الذين كفروا . .. لعلّكم تغلبون

واژه «لعلّ» در موردى به كار مى رود كه نتيجه آن قطعى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 54 - 1

1 - ترديد و شك كافران مكه ، نسبت به برپايى قيامت

ألا إنّهم فى مرية من لقاء ربّهم

108- شك گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 50 - 1

1- غوطهوران در گناه ، گرفتار ترديد در وقوع قيامت و وجود دوزخ

إنّ هذا ما كنتم به تمترون

109- شك مستكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 11 - 3

3- گرايش محرومان به قرآن ، بهانه مستكبران براى ترديد در حقانيت آن

و قال الذين كفروا . .. لو كان خيرًا ما سبقونا إليه

تعبير «لو كان خيراً. ..»، بيان دليل است و از محتواى آيه استفاده مى شود كه كافران، از طايفه اشراف مستكبر و مؤمنان از طبقه محروم بودند. بدين جهت مستكبران، ابراز مى داشتند اگر قرآن خيرى در برداشت، تهى دستان بى هويت بدان روى نمى آوردند.

110- شك مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 15،17،24،25

15 - ترديد برخى از مسلمانان نبرد احد در حقّانيّت اسلام و وعده رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به پيروزى مسلمانان بر دشمنانشان

و طائفة . .. يقولون هل لنا من الامر من شىء

برخى از مسلمانان گمان مى كردند چون به اسلام گرويده اند و اسلام دين حق و الهى است، بايد همه امور بر طبق خواسته آنان پيش رود; ولى آنگاه كه شكست خوردند، به ترديد افتادند و گفتند گويا اختيار امور به دست ما نيست و در نتيجه اسلام دين حق نيست و وعده هاى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بى مورد است.

17 - شكست ها و حوادث ناگوار ، موجب ترديد مسلمانان سست انديشه در مورد حقّانيّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و وعده هاى خدا به پيروزى آنان

طائفة . .. يقولون هل لنا من الامر من شىء

24 - تبليغات سوء ، شك برانگيز و شرك آلوده مسلمانان سست انديشه احد ، پس از پايان آن كارزار

يقولون لو كان لنا من الامر شىء ما قتلنا ههنا

25 - شهادت برخى از پيكارگران احد و شكست در آن كارزار ، موجب ترديد مسلمانان سست انديشه

يقولون لو كان لنا من الامر شىء ما قتلنا ههنا

111- شك مسلمانان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 5 - 6

6 - ترديد مسلمانان نسبت به درستى عمل خويش ، در قطع درختان بارور ، به هنگام جنگ *

ما قطعتم من لينة . .. فبإذن اللّه

برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه پس از قطع بعضى از نخل هاى بنى نضير، اين ترديد و سؤال ميان مسلمانان به وجود آمد كه: آيا عملشان صحيح و مورد رضاى حق بوده يا خير؟ آيه شريفه پاسخى به پرسش آنان است.

112- شك مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 104 - 3،5

3 - مشركان نسبت به پايدارى و انعطاف پذيرى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در طرد آيين شرك و دعوت به توحيد ، ترديد داشتند .

قل يأيها الناس إن كنتم فى شك من دينى

با توجه به اينكه روى سخن با مشركانى است كه از گرويدن به توحيد امتناع مى كردند، قهراً امتناع آنان يا به خاطر اين است كه هنوز ماهيت و حقيقت توحيد براى آنان روشن نشده بود و يا اينكه هنوز اميدوار بودند كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) دست از روش خود بردارد و به كيش آنان در آيد. برداشت فوق بنابر احتمال دوم است.

5 - مشركان ، نسبت به حقيقت آيين توحيدى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ترديد بودند .

قل يأيها الناس إن كنتم فى شك من دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 51 - 6

6- مشركان ، به وجود نيرويى كه قادر به احياى دوباره جسد انسان باشد ، در ناباورى و ترديد بودند .

قل كونوا حجارة . .. فسيقولون من يعيدنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 68 - 1

1 - موضع گيرى ناباورانه مشركان در قبال وعده برپايى قيامت

لقد وعدنا هذا . .. إن هذا إلاّ أسطير الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 54 - 5

5 - مشركان ، همواره در ترديد و شكى آميخته با بدگمانى بودند .

إنّهم كانوا فى شكّ مريب

«شكّ» ترديد ذهن به نحو مساوى بين دو چيز و «ريب» شك همراه با تهمت است (الفروق اللغوية).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 33 - 3

3- ترديد مشركان ، در امكان معاد ، در عين اعتقاد به وجود آفريدگار *

أوَلم يروا أنّ اللّه الذى خلق . .. بقدر على أن يحيى الموتى

با توجه به اين كه مخاطب آيه شريفه، مشركان است و اصل وجود خداوند مسلم شمرده شده و صرفاً براى امكان معاد، برهان آمده است; مطلب بالا استفاده مى شود.

113- شك مشركان به معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 49 - 2

2- ترديد و ناباورى مشركان به معاد ، نمونه بارزى از گمراهى آنان است .

فضلّوا . .. و قالوا أءذا كنّا ... أءنَّا لمبعوثون خلقًا جديدًا

114- شك مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 55 - 1

1 - شك و تردد مشركان صدراسلام نسبت به قرآن والهى بودن آن ، عميق و غير قابل زوال بود .

و لايزال الذين كفروا فى مرية منه حتّى تأتيهم الساعة

متعلق «كفروا» حذف شده و تقدير آن به قرينه «أنّه الحقّ من ربّك» (در آيه پيش)، «كفروا بالقرآن» مى باشد. «مرية» اسم مصدر از فعل «امترى يمترى» و به معناى شك و ترديد است. «ال» در «الساعة» براى عهد ذهنى و «ساعة» به معناى لحظه و هنگام است. بنابراين «الساعة»; يعنى، آن هنگام كه اشاره دارد به زمان برپايى قيامت و حضور مردم در عرصه محشر. «بغت و بغتة» يعنى ناگهان.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 39 - 13

13 - ترديد مشركان عصر بعثت ، در امكان قيامت و رستاخيز مردگان

إنّ الذى أحياها لمحى الموتى إنّه على كلّ شىء قدير

تأكيد جمله «إنّ الذى أحياها لمحى الموتى» با حروف «إنّ» و «لام»، بيانگر ترديد مشركان عصر بعثت در امكان معاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 43 - 2

2- ترديد و ناباورى مشركان صدراسلام نسبت به دوزخ و وجود درختى به نام زقّوم در آن

إنّ شجرت الزقّوم

تأكيد با «إنّ» و جمله اسميه از ترديد يا نكار مخاطبان نسبت به مضمون آن مى كند آيه 50 «إن هذا ما كنتم به تمترون» مؤيد برداشت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 12 - 1

1 - مجادلات و اظهار ترديد هاى مشركان ، درباره وحى و مشاهدات قلبى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أفتمرونه على مايرى

«ممارات و مراء» (مصدر «تمارون») معادل «مجادله و جدال» است; يعنى، «أفتمارونه على مايرى».

115- شك مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 61 - 4

4 - ترديد و استبعاد مشركان مكه ، در امكان وقوع قيامت

و إنّه لعلم للساعة فلاتمترنّ بها

116- شك مصريان باستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 34 - 5

5 - شك و ترديد مستمر مردم مصر در رسالت يوسف ( ع ) تاپايان عمر ايشان ( على رغم مشاهده دلايل روشن بر صدق رسالت آن حضرت ) .

لقد جاءكم يوسف من قبل بالبيّنت فمازلتم فى شكّ ممّا جاءكم به

117- شك مكذبان تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 110 - 12

12- منكران حقانيت تورات ، على رغم نداشتن يقين به نادرستى آن ، منكر حقانيت آن شده بودند .

و إنهم لفى شك منه مريب

مراد از ضمير در «إنهم» كسانى اند كه تورات را نپذيرفتند; به اصطلاح اهل ادب اين ضمير به نحو استخدام به اختلاف كنندگان - كه از «فاختلف فيه» به دست مى آيد - برمى گردد. «مريب» يا لازم و به معناى داراى ريب و شك است و تأكيد «شك» مى باشد و يا متعدى و به معناى «ترديد افكن» است.

118- شك مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 32

32- برخى از منكران معاد - به دليل پى نبردن به زواياى سرگذشت اصحاب كهف - آن را نشانه امكان معاد نيافتند و بر ترديد سابق خويش باقى ماندند .

ليعلموا . .. أنّ الساعة لاريب فيها ... ربّهم أعلم بهم

چنان چه مشاهده اصحاب كهف براى همه بازديدكنندگان، مايه تقويت ايمان به معاد شده بود، مناسبتى نداشت كه بگويند: «ربّهم» بلكه مى بايست تعبير «ربّنا» را جايگزين آن سازند و نسبت به موضوع اصحاب كهف اظهار بى اطلاعى نكنند.

119- شك مكذبان وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 9 - 1

1- كافران و منكران وحى ، گرفتار بازى در فضاى شك و ترديد

بل هم فى شكّ

اين آيه در حقيقت پاسخى به اين پرسش است كه: چرا على رغم دلايل روشن بر حقانيت وحى و رسالت پياميران، گروهى به كفر و انكار وحى مى گرايند؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 12 - 4

4- پايان يافتن ترديد ها و سست انگارى هاى منكران وحى ، با تحقق وعده هاى الهى در قيامت

بل هم فى شكّ . .. فارتقب يوم تأتى السماء بدخان مبين ... إنّا مؤمنون

بنابراين كه آيات پيشين در رابطه با قيامت باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

120- شك ممنوع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 82 - 10

10 - عن أبى بصير قال: سألت أبا عبدالله(ع) عن قول الله عز و جل: «الذين امنوا و لم يلبسوا ايمانهم بظلم» قال: بشك.

ابو بصير گويد: از امام صادق(ع) درباره «الذين آمنوا . .. » پرسيدم فرمود: مراد از «ظلم»، در آيه شك است. (مقصود از «شك» مذكور در روايت، شك غير اختيارى كه مقدمه رسيدن به حق مى باشد، نيست. بلكه مى تواند مراد، شك حاصل از رفتن در پى شبهه با مقدمات اختيارى و يا تشكيك در حق باشد.)

121- شك منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 110 - 1،3

1 - شك و ترديد ، بيمارى مزمن قلب منافقان

لا يزال بنينهم الذى بنوا ريبة فى قلوبهم

3 - مرگ ، تنها درمانِ قلبِ آكنده از شك و ترديد منافقان

لا يزال . .. إلا أن تقطع قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 14 - 7،19

7 - منافقان ، گرفتار شك و ترديد نسبت به مبانى اسلام ( توحيد ، نبوت ، معاد ، قرآن و . . . )

قالوا بلى و لكنّكم . .. ارتبتم

19 - آرزوى ناكامى براى جامعه ايمانى ، ترديد در باور هاى دينى ، فريفتگى به آرزو هاى باطل و مظاهر دنيا و غفلت از خداوند ، از اوصاف منافقان و از نشانه هاى نفاق

و غرّكم باللّه الغرور

122- شك منافقان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 50 - 3،5

3 - منافقان صدراسلام ، نسبت به حقانيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و درستى اسلام ، در شك و ترديد به سر مى بردند .

أم ارتابوا

«أم» در «أم ارتابوا» منقطعه و به معناى «بل» (اضراب) است.

5 - منافقان صدراسلام ، نسبت به عادلانه بودن احكام الهى و داورى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در شك و ترديد به سر مى بردند .

أم يخافون أن يحيف اللّه عليهم و رسوله

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «بل» در «بل أُولئك. ..» براى اضراب انتقالى باشد نه ابطالى.

123- شك موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 13 - 1

1 - ترديد موسى ( ع ) در توانايى خويش براى رسالت ، از ناحيه كمى سعه صدر و گويا نبودن زبانش

و يضيق صدرى و لاينطلق لسانى

«ضيق صدر» مقابل «سعه صدر» و «انطلاق لسان» (رها بودن زبان) كنايه از فصاحت بيان است.

124- شك مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 4 - 5

5 - مؤمنان ، پس از صلح حديبيه ، گرفتار بحران روحى و ترديد در ماهيت و نتايج اين معاهده *

إنّا فتحنا لك . .. هو الذى أنزل السكينة فى قلوب المؤمنين

بردشت بالا بدان احتمال است كه مؤمنان پس از صلح حديبيه، در تحليل و بررسى آن گرفتار ترديد شده باشند كه: آيا به راستى اين صلح، يك پيروزى بود يا مايه شكست؟ خداوند در چنين شرايطى، قلب ها را اطمينان بخشيد و صلح حديبيه را «فتح مبين» نام نهاد.

125- شك ناپذيرى قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 21

21 - قيامت ، واقعيتى حتمى و غير قابل ترديد

تنذر يوم الجمع لا ريب فيه

126- شك يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 64 - 2

2- يعقوب ( ع ) به تعهد و تأكيد فرزندانش درباره حفاظت از بنيامين ، اطمينان نكرد .

قال هل ءامنكم عليه إلاّ كما أمنتكم على أخيه من قبل

استفهام در «هل ءامنكم . ..» استفهام انكارى و به منزله نفى است. «أمن» (مصدر ءامن) به معناى اطمينان كردن و امين شمردن است. بنابراين «هل ءامنكم ...» ; يعنى ، من شما را درباره بنيامين امين نمى دانم و به قول و قرار شما اطمينانى ندارم.

127- شگفتى شك در معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 67 - 2

2- ترديد انسان در معاد ، با وجود توانايى هر انسان به شناخت خلقت نخستين خويش از عدم ، امرى شگفت آور و سزاوار توبيخ است .

أوَلا يذكر الإنسن أنّا خلقنه من قبل و لم يك شيئًا

همزه در «أوَلا يذكر» براى انكار توبيخى و متضمن معناى تعجب است. تكرار لفظ «انسان» در اين آيه - با آن كه آوردن ضمير ممكن بود - اشعار به اين نكته دارد كه لازمه انسان بودن ، دقت و تفكر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 1 - 3

3 - پرسش هاى ترديدآميز درباره معاد ، شگفت آور و دور از انتظار است .

عمّ يتساءلون

«ما» در «عمّ» براى استفهام تعجّبى است و دلالت بر غير منتظره بودن سؤال از معاد دارد.

128- عوامل رفع شك از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 55 - 7

7 - عذاب استيصال ، برطرف كننده هرگونه شك و ريب از دل كفرپيشگان نسبت به آيات الهى

أو يأتيهم عذاب يوم عقيم

129- عوامل رفع شك از نعمتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 55 - 1

1 - توجه به نمود هاى تدبير و ربوبيت عالى خداوند ، زداينده هر ترديد درباره نعمت بخشى هاى الهى

فبأىّ ءالاء ربّك تتمارى

فاى تفريع در «فبأىّ. ..» مى رساند كه با توجه به آنچه در آيات پيشين گفته شده، انتظار نمى رود كسى در رابطه با خداوند و آثار رحمت خيز او گرفتار ترديد و شك باشد.

130- عوامل شك اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 14 - 18

18 - فرقه سازى هاى مذهبى از سوى نسل هاى پيشين اهل كتاب ، موجب رواج شك و ترديد در ميان آيندگان آنان

و ما تفرقوا . .. و إنّ الذين أورثوا الكتب من بعدهم لفى شك منه مريب

«من» در «لفى شك منه» نشويه است و ضمير «منه» به «تفرّق» - كه از «و ما تفرّقوا» استفاده مى شود - بازمى گردد; يعنى، ترديد سختى كه ميراث بران كتاب به آن گرفتار آمده اند، برخاسته از اختلافات و دسته بندى هاى مذهبى است كه پيشينيان آنان به آن دامن مى زدند.

131- عوامل شك به آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 66 - 6

6 - كور باطنى ، ريشه ترديد ها و حيرت كافران در مورد قيامت و مسائل آن

بل هم فى شكّ منها بل هم منها عمون

«عمون» نظر به چشم ظاهر ندارد; بلكه عدم بينش و بصيرت كافران را مى رساند كه در نتيجه آن، آنها گرفتار شك و ترديد و حيرت و سرگردانى اند.

132- عوامل شك در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 4

4 - جدال در آيات الهى ( تعاليم دين ) ، بدون دليل و برهان و از سر جهل و بى فكرى ، موجب ترديد و شكاك بودن انسان در معارف الهى و زياده روى در مخالفت با آن

كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب . الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيه

جمله «الذين يجادلون. ..» در واقع بيانگر علت مسرف و مرتاب (شكاك) بودن برخى از انسان ها است; يعنى، چون برخى به جاى فكر كردن در آيات الهى، از سر جهل و يا تقليد به مجادله با آن بر مى خيزند. از اين رو نسبت به تعاليم الهى همواره در شك و ترديد به سر مى برند و در مخالفت با تعاليم آسمانى اسراف مى كنند.

133- عوامل شك در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 36 - 3

3- غفلت از معاد و ترديد در آن ، معلول دل بستگى شديد به دنيا است .

أنا أكثر منك مالاً . .. قال ما أظنّ أن تبيد هذه أبدًا . و ما أظنّ الساعة قائمة

134- عوامل شك كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 66 - 6

6 - كور باطنى ، ريشه ترديد ها و حيرت كافران در مورد قيامت و مسائل آن

بل هم فى شكّ منها بل هم منها عمون

«عمون» نظر به چشم ظاهر ندارد; بلكه عدم بينش و بصيرت كافران را مى رساند كه در نتيجه آن، آنها گرفتار شك و ترديد و حيرت و سرگردانى اند.

135- عوامل شك منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 110 - 4

4 - مسجد ضرار ، مايه شك و ناباورى منافقان بود .

و الذين اتخذوا مسجداً ضراراً . .. لا يزال بنينهم الذى بنوا ريبة فى قلوبهم

136- كيفر شك در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 16

16- شك و شبهه در راستى و درستى قرآن ، مايه گرفتار شدن به آتش دوزخ است .

فالنار موعده فلاتك فى مرية منه

137- گناه شك در معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 12 - 2

2 - ترديد در معاد و انكار لقاى پروردگار ، عملى مجرمانه است .

بلقاء ربّهم كفرون . .. إذ المجرمون ناكسوا رءوسهم

«ال» در «المجرمون» عهد است و به «هم بلقاء ربّهم كافرون» برمى گردد.

138- منشأ رفع شك مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 38 - 2

2 - ترديدزدايى خدا از مؤمنان و ايجاد اطمينان در آنان نسبت به پيروزى جبهه ايمان

إنّ اللّه يدفع عن الذين ءامنوا

تأكيد جمله «يدافع عن الذين ءامنوا» به وسيله «إنّ» بيانگر مطلب بالا است.

139- منشأ شك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 27

27 - پندار هاى جاهلانه نسبت به خداوند ، منشأ ترديد در حقّانيّت اسلام و وعده هاى خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)

يظنّون باللّه غير الحقّ . .. يقولون لو كان لنا من الامر شىء ما قتلنا ههنا

140- منشأ شك به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 62 - 2

2 - تلاش شيطان ، براى ايجاد شك و ترديد در اعتقاد به قيامت

فلاتمترنّ بها . .. و لايصدّنّكم الشيطن

141- منشأ شك در انذارهاى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 2 - 7

7- ترديد در حقانيت انذار ها و هشدار هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نشأت يافته از ناباورى ، به اساس رسالت

بل عجبوا أن جاءهم منذر منهم فقال الكفرون هذا شىء عجيب

در صورتى كه «هذا» به مسأله معاد و محتواى انذارهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) اشاره باشد، تفريع «قال الكافرون» بر «عجبوا. ..»، مى رساند كه تشكيك در پيام، فرع بر تشكيك در اصل رسالت است و در آن جا كه اصل رسالت محرز باشد، مجالى براى ترديد در پيام نخواهد بود.

142- منشأ شك در توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 87 - 3

3 - ترديد در يگانگى خدا ، على رغم اعتراف به مالكيت مطلق او بر سراسر هستى ، ناشى از بى پروايى و بيم نداشتن از عذاب او

سيقولون للّه قل أفلاتتّقون

143- منشأ شك در معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 5 - 2

2- غفلت از قدرت نامحدود خدا ، منشأ شك و ترديد مشركان عصر بعثت در امكان معاد و حيات دوباره انسان

يأيّها الناس إن كنتم فى ريب من البعث فإنّا خلقنكم

جواب شرط در جمله «إن كنتم فى ريب من البعث» حذف شده است و تقدير آن چنين مى باشد: «إن كنتم فى ريب من البعث فانظروا إلى بدء خلقكم; اگر در امكان برپايى رستاخيز ترديد داريد، به آغاز پيدايش خود بنگريد». مقصود از جمله ياد شده اين است كه: همان طور كه خداوند توانست انسان ها را در اين نشأه بيافريند مسلّماً قدرت آن را دارد كه دوباره و در نشأه ديگر آنان را زنده كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 82 - 4

4 - سطحى نگرى و غفلت از قدرت بى انت هاى خداوند ، منشأ ترديد و استبعاد كافران نسبت به مسأله رستاخيز

و هو الذى ذرأكم فى الأرض و إليه تحشرون. و هو الذى يحى و يميت... أفلاتعقلون ...قا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 26 - 8

8 - ترديد در امكان و تحقق معاد ، ناشى از جهل آدميان است ; نه معقول نبودن آن .

لاريب فيه و لكنّ أكثر الناس لايعلمون

جمله «و لكنّ أكثر الناس لايعلمون» مى تواند جواب سؤال مقدر باشد; به اين كه اگر معاد، ترديد را بر نمى تابد، پس انكار آن از چه رو است؟ قرآن پاسخ مى دهد: بيشتر مردم جاهل اند و جهلشان آنان را به تمسك واداشته است; نه پيچدگى مسأله معاد.

144- منشأ شك كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 82 - 4

4 - سطحى نگرى و غفلت از قدرت بى انت هاى خداوند ، منشأ ترديد و استبعاد كافران نسبت به مسأله رستاخيز

و هو الذى ذرأكم فى الأرض و إليه تحشرون. و هو الذى يحى و يميت... أفلاتعقلون ...قا

145- منشأ شك مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 5 - 2

2- غفلت از قدرت نامحدود خدا ، منشأ شك و ترديد مشركان عصر بعثت در امكان معاد و حيات دوباره انسان

يأيّها الناس إن كنتم فى ريب من البعث فإنّا خلقنكم

جواب شرط در جمله «إن كنتم فى ريب من البعث» حذف شده است و تقدير آن چنين مى باشد: «إن كنتم فى ريب من البعث فانظروا إلى بدء خلقكم; اگر در امكان برپايى رستاخيز ترديد داريد، به آغاز پيدايش خود بنگريد». مقصود از جمله ياد شده اين است كه: همان طور كه خداوند توانست انسان ها را در اين نشأه بيافريند مسلّماً قدرت آن را دارد كه دوباره و در نشأه ديگر آنان را زنده كند.

146- موانع شك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 114 - 8

8 - نزول مائده آسمانى از ميان برنده شك و ترديد در حقانيت مسيح و معجزه اى كافى براى همه مسيحيان

و نعلم ان قد صدقتنا . .. أنزل علينا مائدة من السماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 2 - 11

11 - مطالعه در آفرينش انسان و مرگ و حيات وى، زداينده ترديد در يگانگى خداوند

هو الذى خلقكم من طين ثم قضى أجلا . .. ثم أنتم تمترون

از جمله «ثم أنتم تمترون»، كه بيان استبعاد هر گونه ترديد در يگانگى خداوند پس از توجه به مضامين صدر آيه است، چنين برمى آيد كه بعد از اين توجه، على القاعده نبايد ترديدى در توحيد و اعتقاد بدان وجود داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 158 - 7

7 - توجه به حاكميت مطلق خدا بر هستى ، از ميان برنده هر گونه ترديد نسبت به رسالت جهان شمول پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنى رسول اللّه إليكم جميعا الذى له ملك السموت و الأرض

بيان حاكميت خدا بر هستى، پس از طرح مسأله رسالت پيامبر و جهان شمول بودن آن، در حقيقت استدلالى بر امكان آن رسالت است.

147- موانع شك به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 54 - 8

8 - توجه به احاطه همه جانبه خداوند بر موجودات ، موجب از بين رفتن هر گونه ترديد در مورد حقانيت رستاخيز است .

ألا إنّهم فى مرية من لقاء ربّهم ألا إنّه بكلّ شىء محيط

انكار قيامت و رستاخيز مردگان از سوى مشركان، مبنى بر اين پندار نادرست است كه آنها جمع شدن اجزاء پراكنده و از بين رفته موجودات را بعيد مى دانستند. خداوند با بيان اين حقيقت كه او بر همه چيز احاطه دارد و هيچ چيز از حيطه علم و قدرت او ناپديد نمى شود، اين پندار را ابطال مى كند.

148- موانع شك به نبوت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 48 - 4

4 - در صورتى كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) دانش خواندن و نوشتن داشت ، باطل انديشان ، درباره نبوت او ، به ترديد مى افتادند .

و ما كنت تتلوا من قبله . .. إذًا لاَرتاب المبطلون

149- موانع شك در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 147 - 8

8 - شناخت خداوند و افعال او ، زداينده شك و ترديد در احكام و ومعارف نازل شده از سوى اوست .

الحق من ربك فلاتكونن من الممترين

150- موانع شك در قدرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 15 - 4

4- مشاهده خلقت نخستين موجودات و شك در قدرت خداوند براى آفرينش مجدد آنها ، ناسازگار با يكديگر

أفعيينا بالخلق الأوّل بل هم فى لبس من خلق جديد

از آيه شريفه، استفاده مى شود كه ميان خلقت نخستين موجودات و اعاده آنها از نظر امكان، حكمى يكسان جارى است; اگر اولى ممكن شد دومى نيز ممكن است. حال ممكن شمردن يكى و محال شمردن ديگرى، تناقض مى باشد.

151- موانع شك در معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 27 - 4

4 - شناخت حاكميت مطلق خداوند بر هستى و توجه به آن ، زداينده هرگونه شك و ترديد درباره امكان معاد

لاريب فيه و لكنّ أكثر الناس لايعلمون . و للّه ملك السموت و الأرض و يوم تقوم ال

تذكر به حاكميت مطلق خداوند - پس از بيان «أكثر الناس لايعلمون» - مى تواند در مقام آگاه ساختن انسان و ارائه طريق درك حقيقت به او باشد.

152- ناپسندى شك به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 10

10 - ترديد و شك در الهى و حق بودن قرآن ، امرى ناروا و خلاصى نفس از آن ، ضرورى و لازم است .

لقد جاءك الحق من ربك فلاتكونن من الممترين

153- ناپسندى شك در عدالت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 10 - 4

4 - ناروا بودن ترديد در عدالت خداوند نسبت به انسان ها

و أنّ اللّه ليس بظلّ-م للعبيد

اين عبارت از آيه، مؤكد به دو تأكيد است: «أنّ» و «باء» زايد. بنابراين معناى آن چنين مى شود: خدا به بندگانش ستم نمى

كند و هيچ كس نبايد در اين ترديد كند.

154- ناپسندى شك در عقيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 54 - 7

7 - شك و دودلى مداوم در عقيده ، امر مطلوب و پسنديده اى نيست و پى آمد ناگوارى دارد .

كما فعل بأشياعهم . .. إنهم كانوا فى شكّ مريب

شكاكان

155- شكاكان در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 25 - 1

1- سدكنندگان راه ارزش ها و تجاوزگران و شكّاكان در حق ، محكوم به آتش دوزخ

ألقيا فى جهنّم كلّ . .. منّاع للخير معتد مريب

2- شكر

1- شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 102 - 9

9 - اطاعت از خدا و ياد و سپاسگزارى از او ، تقواى كامل و شايسته

اتّقوا اللّه حقّ تقاته

يطاع فلا يعصى و يذكر فلا ينسى و يشكر فلا يكفر.


معانى الاخبار، ص 240، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 376، ح 299.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 145 - 13،14،15،16

13 - پيكار اهل ايمان با دشمنان دين و پايدارى در هنگامه هاى دشوار ، سپاسگزارى از نعمت هاى الهى است .

و لمّا يعلم اللّه الّذين جاهدوا منكم و يعلم الصّابرين . .. و سنجزى الشّاكرين

14 - جهاد براى سپاسگزارى از نعمت هاى الهى ، بدون چشمداشت پاداش در دنيا و آخرت از مقدسترين نوع جهاد و مبارزه

و لمّا يعلم اللّه الّذين جاهدوا . .. من يرد ثواب الدّنيا ... ثواب الاخرة ... و س

از تعبير «سنجزى» براى شاكران و تعبير به «نؤته» براى خواستاران ثواب دنيا و آخرت به دست مى آيد كه پاداش شاكران، جزاى شكر آنان است نه اينكه مجرد اعطا باشد. اضافه بر اين، كلمه «منها» دلالت مى كند بر اينكه دو طايفه پيش تنها به برخى از خواسته خود دست مى يابند، ولى شاكران جزاى كامل دريافت مى دارند.

15 - سپاسگزارى نعمت هاى الهى ، برانگيزنده آدمى به جهاد و انجام تكاليف دينى

و من يرد ثواب الدّنيا . .. و من يرد ثواب الاخرة ... و سنجزى الشّاكرين

به نظر مى رسد خداوند مجاهدان را به سه دسته تقسيم كرده است و جمله «سنجزى الشّاكرين»، بيانگر دسته سوم مى باشد. يعنى آنان كه نه ثواب دنيا انگيزه جهاد آنهاست و نه ثواب آخرت، بلكه انگيزه آنان از جهاد تنها سپاسگزارى است.

16 - سپاسگزاران نعمت هاى خداوند ، بهره مند از پاداش هاى مخصوص او

و من يرد ثواب الدّنيا . .. و من يرد ثواب الاخرة ... و سنجزى الشّاكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 164 - 15

15 - يادآورى وضعيّت نابهنجار ( گمراهى آشكار ) مردم پيش از بعثت ، برانگيزنده توجّه و قدردانى از نعمت بزرگ رسالت

پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لقد منّ اللّه . .. و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين

جمله «ان كانوا . .. » به منزله دليل است براى بزرگى نعمتِ رسالت. يعنى روشن است كه پيش از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چه منجلابى از گمراهى و ضلالت فرو رفته بوديد و اين پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم قرآنى بود كه شما را هدايت كرد.

2- آثار ترك شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 11 - 22

22- « عن على بن الحسين ( ع ) يقول : الذنوب التى تغير النعم ، البغى على الناس و الزوال عن العادة فى الخير ، و اصطناع المعروف ، و كفران النعم ، و ترك الشكر . قال الله عزوجل : « إن الله لايغيّر ما بقوم حتى يغيّروا ما بأنفسهم » . . . ;

از امام زين العابدين(ع) روايت شده است كه مى فرمود: گناهانى كه موجب تغيير نعمتها مى شوند عبارتند از: ستمگرى بر مردم، دورى از عادت به كار خير و از انتخاب كردار نيك، كفران نعمتها و ترك شكرگزارى. خداوند عزوجل فرموده: إن الله لايغيّر ما بقوم حتى يغيّروا ما بأنفسهم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 10 - 2

2 - ترك شكر نعمت ، موجب مبغوض خدا شدن است .

قليلاً ما تشكرون . و قالوا

التفات از خطاب به غيبت، احتمال دارد به منظور القاى نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 16 - 10

10 - روى گردانى از شكر نعمت خدا ، موجب از دست دادن آن نعمت است .

كلوا من رزق ربّكم و اشكروا له . .. فأعرضوا فأرسلنا عليهم سيل العرم و بدلّنهم بج

3- آثار شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 147 - 2،6

2 - ايمان به خدا و شكر نعمت هاى او ، موجب گرفتار نشدن انسان به عذاب دوزخ است .

ما يفعل اللّه بعذابكم إن شكرتم و ءامنتم

مراد از عذاب به قرينه آيه 145 (فى الدرك الاسفل من النار)، آتش جهنم است.

6 - روحيه شكر و سپاسگزارى ، زمينه ساز ايمان به خداست . *

إن شكرتم و ءامنتم

تقديم «شكرتم» بر «ءامنتم»، مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه شكر نعمت، مستلزم شناخت منعم (خداوند) است و

نتيجه شناخت منعم، ايمان به اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 40 - 18

18 - شكرگزارى و يا كفران انسان ، نمود پيروزى و يا شكست او در آزمون الهى

ليبلونى ءأشكر أم أكفر

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه سليمان فرجام و نتيجه آزمون الهى را در دو بعد كلى «شكرگزارى يا كفران» مطرح ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 12 - 8،11،12

8 - فلسفه اعطاى حكمت به لقمان ، شكرگزارى به درگاه خداوند بوده است .

و لقد ءاتينا لقمن الحكمة أن اشكر للّه

احتمال دارد كه «أن»، مصدرى و به تقدير «لام» تعليل باشد. در اين صورت، عبارت چنين مى شود: «و لقد آتينا لقمان الحكمة للشكر للّه»; ما به لقمان حكمت داديم تا خدا را شكر كند».

11 - شكرگزارى به درگاه خدا ، داراى منافعى حتمى است كه عايد خود شكرگزار مى شود .

و من يشكر فإنّما يشكر لنفسه

12 - خداوند ، از شكر بندگان بى نياز است .

و من يشكر فإنّما يشكر لنفسه و من كفر فإنّ اللّه غنىّ حميد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 31 - 9،10

9 - تحمل كنندگان سختى هاى دريا و دارندگان روحيه شكر ، بهره مند از نشانه هاى خدا از آن

ليريكم من ءايته إنّ فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

احتمال دارد «صبّار» به قرينه آيه بعد، مربوط به صبر پيشه كردن در امواج و دلهره هاى دريا باشد.

10 - برخوردارى از روحيه شكر ، زمينه بهرهورى از آيات الهى است .

إنّ فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 7 - 5

5 - شكر و سپاس بندگان ، موجب جلب رضا و خوشنودى خداوند است .

و إن تشكروا يرضه لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 33 - 7،9

7 - ويژگى ها و خصايل اخلاقى ( چون صبر و شكر ) ، مؤثر در فهم معارف توحيدى

إنّ فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

با توجه به اين كه صبر و شكر از فضايل اخلاقى مى باشد، از تعليق فهم آيات الهى بر صبر و شكر استفاده مى شود كه ويژگى هاى اخلاقى، داراى نقشى مهم و اساسى براى درك معارف است.

9 - مطالعه در اسرار آفرينش ، نيازمند صبر و شكيبايى و برخوردارى از روحيه سپاس و قدردانى

و من ءايته . .. إنّ فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 15 - 26،27

26- روحيه شكرگزارى به درگاه خداوند ، اساس گرايش انسان به عمل صالح و جلب رضاى الهى *

قال ربّ أوزعنى أن أشكر . .. و أن أعمل صلحًا ترضيه

از تقدم شكر بر عمل صالح، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

27- شكر نعمت هاى الهى ، نمود بارز عمل صالح و زمينه رضايت او *

أن أشكر . .. و أن أعمل صلحًا ترضيه

بنابراين كه عطف «و أن أعمل» بر «أن أشكر» تفسيرى باشد; اختصاص به ذكر يافتن شكر و سپاس از ميان تمامى اعمال صالح، نمايانگر اهميت آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 16 - 1،6،7

1- احسان به والدين ، روحيه شكر ، توبه ، صلاح جويى و تسليم ، شرط پذيرش تمام اعمال نيك انسان به درگاه خدا

أُولئك الذين نتقبّل عنهم أحسن ما عملوا

مراد از «أحسن. ..» مى تواند اعمال واجب و مستحب - در قبال اعمال مباح - باشد. كه در اين صورت از ارتباط دو آيه استفاده مى شود كه اگر كسى از روحيات ياد شده برخوردار بود اعمال نيك او (واجب و مستحب) پذيرفته مى شود.

6- خردمندان روى آورده به خدا ، با روحيه شكر ، توبه و تسليم ، در زمره بهشتيان

و بلغ أربعين سنة قال ربّ أوزعنى . .. إنّى تبت ... نتجاوز عن سيّئاتهم فى أصحب ال

مرجع ضمير «سيّئاتهم» كسانى است كه به سن رشد و كمال رسيده و به نيايش پرداخته و بر توبه و تسليم خويش تأكيد مىورزند.

7 - احسان به والدين ، روحيه شكر و صلاح جويى براى خود و آيندگان ، مؤثر در شمول عفو الهى نسبت به انسان

و وصّينا الإنسن . .. أوزعنى أن أشكر ... و أن أعمل صلحًا ترضيه و أصلح لى فى ذرّ

آنچه در آيه قبل به عنوان احسان به والدين و. .. ياد شده است; در حقيقت عامل اصلى براى اغماض خداوند از سيئات انسان مى باشد. واژه «اُولئك» اين ارتباط تنگاتنگ را برقرار كرده است.

4- آثار شكر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 172 - 11

11 - سپاسگزارى به درگاه الهى ، نشانه بندگى و توحيد در عبادت و اطاعت خداوند است .

و اشكروا للّه إن كنتم إياه تعبدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 9،10

9 - اعطاى اجر كامل و بيش از استحقاق به عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان ، برخاسته از صفت آمرزندگى و سپاس گزارى خداوند است .

ليوفّيهم أجورهم و يزيدهم من فضله إنّه غفور شكور

جمله «إنّه غفور شكور» در مقام تعليل براى «ليوفّيهم. ..» است; يعنى، چون خداوند نسبت به بندگانش غفور و شكور است، به آنان پاداش كامل و بيش از استحقاق مى هد.

10 - آمرزندگى و سپاس گزارى خداوند نسبت به بندگانش ، مقتضى اميدوارى به فضل و احسان او است .

يرجون تجرة لن تبور . ليوفّيهم أُجورهم ... إنّه غفور شكور

5- آثار شكر نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 15

15- صبر پيشه كردن در برابر مشكلات و بلايا و شكرگزارى در مقابل نعمت هاى الهى ، مايه رشد معرفت آدمى و درك بهتر آيات و نشانه هاى خدا

إن فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 7 - 1،2،3،5

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به يادآورى اعلام الهى به مردم به اينكه : هر كس سپاسگزار باشد ، قطعاً نعمتش فزونى مى يابد و هر كس كفران نمايد ، دچار عذاب شديد مى گردد .

و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن عذابى لشديد

«و إذ تأذّن» عطف بر «إذ قال» است كه در آن «اذكر» در تقدير است و مخاطب پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) مى باشد.

2- موسى ( ع ) از قوم خود خواست تا به ياد فرمان و توصيه خداوند باشند كه هر كس شكرگزارى نمايد خداوند نعمتش را افزون مى كند و هر كس كفران نمايد دچار عذاب شديد خواهد شد .

اذكروا نعمة الله عليكم . .. و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن

اين برداشت مبتنى بر اين نكته است كه «إذ تأذّن» مقول قول موسى(ع) و عطف به «اذكروا نعمة الله» باشد.

3- افزايش نعمت در صورت شكرگزارى و تهديد به عذاب در صورت كفران نعمت ، مقتضاى ربوبيت الهى

و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن عذابى لشديد

5- شكر نعمت رهايى از نظام ظالمانه ، موجب فزونى و بقاى آن نعمت شده و كفران آن ، مايه از دست رفتنش مى شود .

إذ أنجكم من ءال فرعون . .. و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 112 - 13

13- ناسپاسى نعمت ها ، موجب سلب آنها و شكرگزارى ، عامل بقاى آنهاست .

قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. فكفرت بأنعم الله فأذقها الله لباس الجوع و الخوف

از مفهوم آيه استفاده مى شود كه اگر آنان ناسپاسى انجام نمى گرفت، نعمتها سلب نمى شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 122 - 6

6- شكر نعمت ، موجب افزونى نعمت هاى دنيوى است .

شاكرًا لأنعمه . .. و ءاتينه فى الدنيا حسنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 38 - 7

7 - حفظ امانت و سپاس نعمت ، عامل دستيابى به محبت خدا

إنّ اللّه لايحبّ كلّ خوّان كفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 40 - 20

20 - بازتاب سپاسگزارى و كفران انسان در برابر نعمت هاى خدا ، تنها متوجه خود او است .

و من شكر فإنّما يشكر لنفسه و من كفر فإنّ ربّى غنىّ كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 19 - 16

16 - استفاده از آيات الهى براى كسانى ميسر است كه از روحيه شكرگزارى برخوردار باشند .

إنّ فى ذلك لإيت لكلّ . .. شكور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 35 - 2

2 - شكرگزارى لوط ( ع ) و خاندان مؤمن ايشان ، عامل برخوردار شدن آنان از نعمت و لطف ويژه خداوند و نجات يافتن از مهلكه عذاب

نجّينهم . .. نعمة من عندنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كوثر - 108 - 2 - 5

5 - سپاسگزارى از خداوند در برابر نعمت كوثر ، وادارسازنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نماز و اخلاص در آن

إنّا أعطينك الكوثر . فصلّ لربّك

حرف «فاء» در «فصلّ»، لزوم نماز را بر آيه قبل تفريع كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 106 - 12

12 - سپاسگزارى و شكر نعمت هاى الهى ، موجب روسفيدى در قيامت *

و اذكروا نعمت اللّه . .. يوم تبيضّ وجوه

روسياهى در قيامت، ناشى از كفران نعمت است بنابراين، سفيدرويى ناشى از سپاسگزارى است.

6- ارزش شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 53 - 11

11 - شكر، معيار ارزشمندى انسان نزد خداوند است.

ليقولوا أهؤلاء منّ اللّه عليهم من بيننا أليس اللّه بأعلم بالشكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 26 - 14

14 - شكرگزارى انسان به درگاه خدا ، ارزشى والا در بينش الهى

و اذكروا إذ أنتم قليل . .. فاويكم ... لعلكم تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 16

16- صبرپيشگى و شكرگزارى ، داراى ارزشى والا و صبرپيشگان و شكرگزاران ، مردمانى برجسته و نخبه

إن فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 3 - 10

10- عبوديت و شكرگزارى به درگاه خداوند ، از اهميت و ارزش والايى برخوردار است .

إنه كان عبدًا شكورًا

آيه فوق - كه در مقام توصيف حضرت نوح(ع) است - تنها به دو صفت ياد شده اكتفا كرده است; اين بيانگر اهميت و ارزش والاى آن دو صفت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 31 - 11

11 - روحيه بردبارى و سپاسگزارى دائم از خدا ، روحيه اى ارزش مند و ستودنى است .

إنّ فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

7- ارزش شكر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 12

12 - شكرگزارى زياد به درگاه خداوند ، امرى پسنديده و ارزشمند است .

و قليل من عبادى الشكور

8- اعراض از شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 16 - 1

1 - مردم سبا ، از مأموريت شكرگزارى به درگاه خداوند روى برگرداندند .

كلوا من رزق ربّكم و اشكروا له . .. فأعرضوا

9- اهميت شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 60 - 9

9 - سپاسگزارى در برابر رزق و فضل خداوند ، امرى لازم و ضرورى است .

إن اللّه لذو فضل على الناس و لكن أكثرهم لايشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 9 - 7

7- انسان ، بايد همواره و در همه حال ( فقر ، غنا و . . . ) سپاسگزار خداوند باشد .

و لئن أذقنا الإنسن منا رحمة . .. إنّه ليئوس كفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 3 - 10

10- عبوديت و شكرگزارى به درگاه خداوند ، از اهميت و ارزش والايى برخوردار است .

إنه كان عبدًا شكورًا

آيه فوق - كه در مقام توصيف حضرت نوح(ع) است - تنها به دو صفت ياد شده اكتفا كرده است; اين بيانگر اهميت و ارزش والاى آن دو صفت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 19 - 7

7- تشكر و سپاسگزارى از كار نيك ، شيوه اى الهى است .

و من أراد الأخرة . .. فأُولئك كان سعيهم مشكورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 36 - 17

17 - شكر و سپاس گزارى به درگاه خداوند ، فلسفه تشريع قربانى

و البدن جعلنها لكم من شعئر اللّه . .. لعلّكم تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 73 - 8

8 - لزوم شكر و سپاس در برابر رحمت و فضل الهى

و إنّ ربّك لذو فضل . .. و لكنّ أكثرهم لايشكرون

ملامت ناسپاسان از سوى خداوند، نشانگر آن است كه پروردگار، از انسان ها خواهان شكر و سپاس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 12 - 6،10

6 - رهنمود الهى به لقمان ، براى شكرگزارى به درگاه خداوند

و لقد ءاتينا لقمن الحكمة أن اشكر للّه

10 - شكرگزارى ، به درگاه خداوند ، امرى بايسته و بس مهم است .

أن اشكر للّه

تفسير «حكمت» به «شكر» و نيز تعليل آوردن براى فرمان شكر، به جهت تشويق مخاطب به انجام دادن آن، حاكى از اهميت آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 12 - 14

14 - خداوند ، خواهان شكرگزارى اختيارى انسان ها در برابر نعمت هاى او

سخّر لكم البحر . .. و لعلّكم تشكرون

تعبير «لعلّ» از سوى خداوند، بيانگر ترديد او نيست; بلكه پيامدار اين معنا است كه آدميان با مشاهده نعمت هاى خداوند، زمينه شكرگزارى را پيدا مى كنند و البته ممكن است در اين راه گام بگذارند و يا راه ناسپاسى را پيشه كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 15 - 20

20- انسان ، موظف به سپاس گزارى در برابر خدا ، به خاطر نعمت هاى عطا شده به او و پدر و مادرش

إذا بلغ أشدّه . .. قال ربّ أوزعنى أن أشكر نعمتك الّتى أنعمت علىّ و على ولدىّ

10- اهميت شكر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 52 - 6

6 - لزوم سپاسگزارى به درگاه خداوند

لعلكم تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 152 - 3

3 - ضرورت شكرگزارى به درگاه خداوند

واشكروا لى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 172 - 8،9

8 - ضرورت سپاسگزارى به درگاه خدا و شكر نعمت هاى او

و اشكرواللّه

9 - لزوم شكرگزارى به درگاه خدا پس از تناول غذا و استفاده از مواهب الهى

كلوا من طيبت ما رزقنكم و اشكرواللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 185 - 32،34

32 - ضرورت سپاسگزارى به درگاه خداوند

و لعلكم تشكرون

34 - لزوم سپاسگزارى به درگاه خدا ، به خاطر جعل نكردن احكام دشوار و مشقت بار براى انسانها

يريد اللّه بكم اليسر و لايريد بكم العسر . .. و لعلكم تشكرون

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه «لعلكم . ..» بيان غايت و غرض براى جمله «يريد اللّه ...» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 12 - 9

9 - لزوم شكر و سپاسگزارى به درگاه خدا ، در برابر نعمت آسايش و رفاه و رفع گرفتاريها

فلما كشفنا عنه ضرّه مرّ كأن لم يدعنا إلى ضرّ مسّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 78 - 10

10- هدف از آفرينش انسان و اعطاى نعمت ( قواى ادراكى و . . . ) به او ، شناخت خداوند و شكر اوست .

و الله أخرجكم من بطون . .. و جعل لكم السمع ... لعلّكم تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 28 - 5

5 - لزوم حمد و ستايش خدا و سپاس گزارى به درگاه او ، پس از رهايى از مشكلات

فإذا استويت . .. فقل الحمد للّه الذى نجّ-نا من القوم الظلمين

با توجه به اين كه ستايش خدا، پس از رهايى از مشكلات، به منظور سپاس گزارى به درگاه او انجام مى گيرد، گفتن «الحمد للّه» (ستايش از آن خدا است) دربردارنده شكر و سپاس گزارى نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 75 - 3

3 - لزوم سپاس گزارى به درگاه خداوند ، در رفع گرفتارى ها و برطرف شدن مشكلات

و لو رحمنهم و كشفنا ما بهم من ضرّ للجّوا

چنان كه در توضيح پيشين اشاره شد، جمله «للجّوا» به تقدير «للجّوا مكان الشكر» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 14 - 16

16 - تشكر از والدين و رعايت حقوق آنها ، نبايد انسان را از شكرگزارى به درگاه خداوند ، باز دارد .

أن اشكرلى و لولديك

از اين كه در ميان توصيه به رعايت حال و حقوق والدين و تشكر و قدردانى از آنها، يادآورى مى كند كه «مرا سپاس بگوييد!»،احتمال دارد براى توجه دادن به نكته بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 14،15

14 - آل داوود موظف به شكرگزارى به درگاه خداوند

اعملوا ءال داود شكرًا

بنابراين كه «شكراً» مفعولٌ به «اعملوا» باشد، «اعملوا» متضمن معناى «اشكروا» خواهد بود.

15 - سليمان ( ع ) ، موظف به انجام عمل صالح به منظور شكرگزارى به درگاه خداوند

و لسليمن الريح . .. اعملوا ءال داود شكرًا

اين كه پس از طرح قصه سليمان(ع) و ذكر فضايلى كه خداوند به او داده بود، خطاب «آل داود» آورده شده احتمال دارد به اين منظور باشد كه سليمان(ع) را به عنوان عضوى از خاندان داوود(ع)، موظف به انجام عمل صالح كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 66 - 5

5 - توصيه خداوند به پيامبران و رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) ، درباره شكر و سپاس گزارى او

و كن من الشكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 48 - 19

19 - لزوم شكر و سپاس خداوند ، در خوشى ها و ناملايمات زندگى

و إنّا إذا أذقنا . .. فإنّ الإنسن كفور

11- اهميت شكر نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 57 - 15

15 - سپاسگزارى از خداوند در برابر نعمت هاى او ، وظيفه اى است بر عهده بندگان

و ما ظلمونا و لكن كانوا أنفسهم يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 6 - 34

34 - لزوم شكرگزارى در برابر نعمت هاى الهى

وليتم نعمته عليكم لعلكم تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 10 - 6،7

6 - لزوم شكرگزارى در برابر نعمتهاى الهى

و لقد مكنكم فى الأرض . .. قليلا ما تشكرون

7 - وجود وسائل معيشت در زمين، نعمتى بزرگ براى انسانها و بايسته سپاسگزارى است.

و لقد مكنكم فى الأرض . .. قليلا ما تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 140 - 7

7 - لزوم سپاسگزارى در برابر نعمت هاى خدا با پرستش او

أغير اللّه أبغيكم إلهاً و هو فضلكم على العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 144 - 15

15 - لزوم سپاسگزارى در برابر نعمت هاى خدا

و كن من الشكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 12 - 9

9 - لزوم شكر و سپاسگزارى به درگاه خدا ، در برابر نعمت آسايش و رفاه و رفع گرفتاريها

فلما كشفنا عنه ضرّه مرّ كأن لم يدعنا إلى ضرّ مسّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 21 - 5

5 - شكر و سپاسگزارى در برابر نعمت هاى خداوند ، امرى شايسته و لازم

و إذا أذقنا الناس رحمة . .. إذا لهم مكر فى ءاياتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 38 - 24

24- لزوم سپاسگزارى در برابر تفضلات الهى

ذلك من فضل الله . .. و لكنّ أكثر الناس لايشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 32 - 8،17

8- ميوه ها و نباتات تأمين رزق و روزى انسان ، نمودى از نعمت و لطف الهى بر بندگان و شايسته شكر و سپاس

الله الذى خلق السموت و الأرض و أنزل من السّماء ماء فأخرج به من الثمرت رزقًا لكم

آيه در مقام امتنان و برشمارى نعمتهاى الهى است و آهنگ آن، تشويق كننده بندگان به شكر و سپاس در برابر نعمتهاى پروردگار است. گفتنى است جمله «إن الاءنسان لظلوم كفّار» در دو آيه بعد (آيه 34) مؤيد برداشت فوق است.

17- مسخّر و رام بودن نهر ها و رود ها ، نمودى از نعمت و لطف خداوند بر بندگان و شايسته شكر و سپاس

و سخ-ّر لكم الأنهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 33 - 5

5- رام بودن خورشيد ، ماه و شب و روز براى انسان ، نمودى از نعمت و لطف خداوند بر بندگان و شايسته شكر و سپاس

الله الذى خلق . .. و سخ-ّر لكم الشمس و القمر دائبين و سخ-ّر لكم الّيل و النهار

آيه در مقام امتنان و برشمارى نعمتهاى الهى است و آهنگ آن مشوّق بندگان به شكر و سپاس در برابر نعمتهاى پروردگار است. گفتنى است جمله «إن الإنسان لظلوم كفّار» در آيه بعد مؤيد برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 34 - 15

15- شكر و سپاس در برابر نعمت هاى الهى لازم است .

و إن تعدّوا نعمت الله لاتحصوها إنّ الإنسن لظلوم كفّار

جمله «إن الإنسان لظلوم كفّار» در مقام بيان زشتى ستم و ناسپاسى نعمتهاى الهى است، و اين مى رساند كه شكر و سپاس در برابر نعمتهاى الهى، امرى لازم است; زيرا اگر لازم نبود، ترك آن زشت و ناپسند نمى نمود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 16،17

16- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند توفيق يافتن مردم و ذريه اش براى شكر نعمت هاى الهى را خواستار گرديد .

ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى . .. فاجعل أفئدة من الناس ... و ارزقهم من الثمرت لعلّه

17- شكر و سپاس خداوند هدف و مقصد نعمت ها و موهبت هاى الهى است .

و ارزقهم من الثمرت لعلّهم يشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 39 - 7

7- وجود فرزند ، نعمت الهى و شايسته حمد و سپاس است .

الحمد لله الذى وهب لى على الكبر إسمعيل و إسحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 14 - 13

13- لزوم شكرگزارى در برابر نعمت هاى الهى

و لعلّكم تشكرون

از آن جايى كه خداوند فلسفه ذكر چندين نعمت خويش را ايجاد زمينه شكرگزارى در انسانها بيان مى كند، به دست مى آيد كه شكرگزارى امرى بايسته و لازم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 18 - 3

3- تلاش براى اداى حق نعمت هاى خداوند ، امرى شايسته و بايسته است .

و إن تعدّوا نعمة الله لاتحصوها إن الله لغفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 78 - 9

9- شكر نعمت هاى خداوند ، امرى لازم و بايسته

و جعل لكم . .. لعلّكم تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 112 - 10

10- لزوم شكرگزارى در برابر نعمت هاى الهى

فكفرت بأنعم الله فأذقها الله لباس الجوع و الخوف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 114 - 2

2- لزوم شكرگزارى انسان ، در قبال بهرهورى از روزى هاى حلال و دلپذير الهى

فكلوا ممّا رزقكم الله حللاً طيّبًا و اشكروا نعمت الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 36 - 15

15 - لزوم شكر و سپاس گزارى در برابر نعمت هاى خداوند

كذلك سخّرنها لكم لعلّكم تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 51 - 10

10 - لزوم شكر و سپاس گزارى به درگاه خداوند ، در برابر استفاده از نعمت هاى او

كلوا من الطّيّبت و اعملوا صلحًا

چنان چه «طّيّبات»به معناى غذاهاى پاكيزه و لذيذ باشد، دستور بعدى (واعملوا صالحاً) بدان معنا خواهد بود كه بايد به پاس آن نعمت ها كار شايسته انجام دهيد. و اگر به معناى «غذاهاى حلال»، باشد تقديم آن بر عمل صالح، مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه تغذيه حلال، زمينه ساز عمل صالح است. برداشت فوق، براساس معناى اول مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 62 - 8

8 - شب و روز و پديد آمدن روشنايى و تاريكى ، از نعمت هاى الهى و شايسته سپاس و تشكر

و هو الذى جعل الّيل . .. لمن أراد أن يذّكّر أو أراد شكورًا

يادآورى سپاس گزارى انسان پس از بيان آفرينش شب و روز براى آدمى، گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 7

7 - لزوم سپاس گزارى به درگاه خدا به خاطر نعمت هايش

ربّ أوزعنى أن أشكر نعمتك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 73 - 8

8 - لزوم اداى شكر به درگاه خداوند ، به پاس برقرار كردن نظام شب و روز براى منافع انسان ها

جعل لكم الّيل و النهار . .. و لعلّكم تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 66 - 2

2 - شكر نعمت هاى خداوند ، امرى بايسته و لازم است .

هم يشركون . ليكفروا بما ءاتينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 15 - 5

5 - شكرگزارى به درگاه خداوند به خاطر اعطاى نعمت ، امرى بايسته و لازم

كلوا من رزق ربّكم و اشكروا له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 18 - 9

9 - وجود امنيت در راه ها ، نعمتى شايسته شكرگزارى

لقد كان لسبإ فى مسكنهم ءاية . .. و اشكروا له ... و جعلنا بينهم ... سيروا فيها ..

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 12 - 14

14 - لزوم شكرگزارى در برابر نعمت هاى الهى

و لعلّكم تشكرون

از اين كه خداوند فلسفه ذكر چند نعمت اعطايى خود را، شكرگزارى بندگان دانسته است، به دست مى آيد كه شكرگزارى بايسته و لازم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 73 - 7

7 - لزوم شكر و سپاس گزارى در برابر نعمت هاى فراوان خداوند ، امرى روشن و بديهى است .

أفلايشكرون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه شگفتى از ناسپاسى انسان ها در برابر نعمت هاى الهى، نشانگر بديهى بودن زشتى ناسپاسى و لزوم شكرگزارى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 7 - 6

6 - شكر و سپاس گزارى در خور شأن بندگان ، و كفر و ناسپاسى دور از شأن آنان است .

و لايرضى لعباده الكفر و إن تشكروا يرضه لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 77 - 6

6 - سپاس نعمت هاى الهى و اعتراف به آن ، تكليفى بس مهم و انكار و ناسپاسى آن ، گناهى بس عظيم

فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

از ده ها بار تكرار «فبأىّ ءالآء. ..» در اين سوره، مى توان برداشت بالا را استفاده كرد.

12- ايجاد روحيه شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 153 - 7

7 - صبر و نماز دو عامل كارساز براى ايجاد روحيه سپاسگزارى به درگاه خدا و دورى از كفرورزى به او *

و اشكروا لى و لاتكفرون. يأيها الذين ءامنوا استعينوا بالصبر و الصلوة

13- ايجاد زمينه شكر در برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 62 - 6

6- يوسف ( ع ) با باز گرداندن مال التجاره فرزندان يعقوب ، درصدد بود در آنان احساس حق شناسى و سپاس گزارى ايجاد كند و انگيزه مراجعت ايشان را قوت بخشد .

اجعلوا بضعتهم فى رحالهم لعلهم يعرفونها . .. لعلهم يرجعون

برداشت فوق ، ناظر به دومين احتمالى است كه در توضيح برداشت قبل آمده است.

14- بهترين شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 64 - 7

7 - توحيد و يگانه پرستى، عاليترين جلوه شكرگزارى به درگاه خداوند است.

لئن أنجنا . ... لنكونن من الشكرين ... قل الله ينجيكم ... ثم أنتم تشركون

15- تداوم شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 9 - 7

7- انسان ، بايد همواره و در همه حال ( فقر ، غنا و . . . ) سپاسگزار خداوند باشد .

و لئن أذقنا الإنسن منا رحمة . .. إنّه ليئوس كفور

16- تشويق به شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 12 - 12

12 - نعمت بهرهورى از دريا ، موهبتى الهى براى انسان و مشوق او براى شكر و سپاس به درگاه حق

سخّر لكم . .. و لعلّكم تشكرون

«لعلّكم» عطف بر «لتجرى» است و همان گونه كه «لتجرى» و «لتبتغوا» غايت فعل «سخّر» به شمار مى آيند; «لعلّكم» نيز معناى غايت را افاده مى كند.

17- تشويق به شكر نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 14 - 10

10- بيان تسخير دريا از سوى خداوند و نعمت هاى فراوان آن براى ترغيب انسان به شكرگزارى است .

سخ-ّر البحر لتأكلوا منه . .. و لتبتغوا من فضله و لعلّكم تشكرون

18- تعليم شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 13 - 9

9 - تعليم شيوه شكر و سپاس گزارى هنگام تسلط بر موهبت هاى طبيعى ، از سوى خداوند

ثمّ تذكروا نعمة ربّكم . .. و تقولوا سبحن الذى سخّر لنا هذا

19- توصيه به شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 37 - 10

10 - سپاس گزارى بدرگاه خداوند و يادكرد عظمت و كبريايى او ، از كار هاى نيك و مورد توصيه خداوند .

لتكبّروا اللّه . .. و بشّر المحسنين

20- توصيه به شكر نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 51 - 13

13 - استفاده از نعمت هاى الهى ، سپاس گزارى از خدا و انجام اعمال شايسته ، رسم و راه زندگى ترسيم شده از سوى خدا براى يكايك پيامبران و همه مؤمنان

يأيّها الرسل كلوا من الطّيّبت و اعملوا صلحًا

21- توفيق شكر نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 5

5 - دعاى سليمان در طلب توفيق از پروردگار براى شكر نعمت هايش ( نعمت دانش و قدرت )

و لقد ءاتينا داود و سليمن علمًا. .. و قال ربّ أوزعنى أن أشكر نعمتك

«إيزاع» (مصدر «أوزع») مرادف «الهام» است; يعنى، پروردگارا در دلم افكن تا شكر نعمتت را به جا آورم.

22- حقيقت شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 7 - 12

12- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : فيما أوحى الله عزّوحلّ إلى موسى ( ع ) يا موسى اشكرنى حق شكرى فقال : يا ربّ و كيف أشكرك حق شكرك و ليس من شكر أشكرك به إلاّ و أنت أنعمت به علىّ ؟ قال : يا موسى الآن شكرتنى حين علمت أن ذلك منّى ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: خداى - عزّوحلّ - به موسى (ع) وحى كرد كه اى موسى! شكر مرا به جاى آر، آن گونه كه حق شكر مرا ادا كنى. موسى(ع) گفت: چگونه شكر تو را بگويم كه آن حق شكر تو باشد و هيچ شكرى نيست كه با آن تو را شكر كنم، مگر آنكه آن شكر، خود باز نعمتى است كه به من داده اى. خداوند فرمود: اكنون كه دانستى كه اين (نعمت شكرگزارى)از من است شكر مرا به جا آوردى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 35 - 6

6 - شكر ، عصاره ايمان و روح بندگى انسان به درگاه خداوند

كذلك نجزى من شكر

از اين كه به جاى هر وصف ديگرى براى خاندان مؤمن لوط، وصف شكرگزارى آورده شده، مى توان مطلب بالا را استفاده كرد.

23- دعوت به شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 17 - 12،19

12 - دعوت ابراهيم ( ع ) از قوم اش به سپاسگزارى به درگاه خداوند

و إبرهيم إذ قال لقومه . .. و اشكروا له

19 - نفى بت پرستى ، توحيد عبادى ، توحيد افعالى ، شكر پروردگار ، عقيده به معاد ، بازگشت نهايى انسان ها به سوى خدا ، از تعاليم حضرت ابراهيم ( ع )

و إبرهيم إذ قال لقومه . .. إنّما تعبدون من دون اللّه أوثنًا ... فابتغوا عند الل

24- دعوت به شكر نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 80 - 13

13- خداوند ، مردم عصر داوود ( ع ) را به شكرگزارى در برابر اعطاى نعمت اسلحه سازى به ايشان ، فرا خواند .

و علّمنه صنعة لبوس لكم . .. فهل أنتم شكرون

استفهام در جمله «فهل أنتم شاكرون»، متضمن معناى امر است.

25- زمينه شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 56 - 6

6 - زنده شدن دوباره هلاك شدگان بنى اسرائيل ، زمينه ساز به وجود آمدن روحيه سپاسگزارى و رسيدن آنان به مقام شاكران بود .

ثم بعثنكم . .. لعلكم تشكرون

كلمه «لعل» در جمله «لعلكم تشكرون» (باشد كه سپاسگزارى كنيد) علاوه بر بيان هدف از زنده كردن صاعقه زدگان بنى اسرائيل، دلالت بر اين معنا نيز دارد كه: زنده شدن دوباره آنان موجب شكرگزارى نمى شد; بلكه زمينه شكرگزارى و روحيه سپاسگزارى را در آنان فراهم مى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 14 - 12

12- توجه به دريا و نعمت هاى آن ، علاوه بر ايجاد زمينه خداشناسى ، در پى دارنده شكر به درگاه خداست .

سخ-ّر البحر . .. و لعلّكم تشكرون

جمله «و لعلكم تشكرون» عطف به جمله محذوفى همانند «و لعلّكم تعرفونه» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 78 - 8

8- توجه به اهميت شنوايى ، بينايى و ادراك ، مستلزم سپاسگزارى انسان از خداوند

و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة لعلّكم تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 62 - 7

7 - آفرينش شب و روز ، تنها براى انسان هاى برخوردار از روح سپاس گزارى ، سپاس برانگيز است .

و هو الذى جعل الّيل . .. لمن أراد أن يذّكّر أو أراد شكورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 9

9 - شكرگزارى و بندگى به درگاه خدا ، نيازمند امداد الهى

ربّ أوزعنى أن أشكر نعمتك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 17 - 20

20 - توجه به بازگشت انسان ها به خدا ، برانگيزاننده آنان به توحيد عبادى و شكر به درگاه خدا است .

و اعبدوه و اشكروا له إليه ترجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 12 - 13

13 - نعمت هاى الهى براى آدميان ، شايان شكر و قدردانى انسان است ; نه كفر و ناسپاسى او .

كفروا بايت ربّهم . .. سخّر لكم البحر ... و لعلّكم تشكرون

خداوند، پس از اين كه در آيه قبل كافران را توبيخ كرده است، در اين آيه نعمت خويش را يادآور شده و به انسان تذكر داده است كه نعمت هاى الهى شايان شكر است و نه كفر.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 15 - 37

37- روحيه شكر و صلاح جويى ، نمود توبه و تسليم در برابر پروردگار *

قال ربّ أوزعنى أن أشكر . .. إنّى تبت إليك و إنّى من المسلمين

بيان تعليل گونه «إنّى تبت. ..» - آن هم به صورت فعل ماضى - نشان مى دهد كه اساس گرايش فرد به شكر و صلاح، داشتن پيش زمينه توبه و تسليم است.

26- زمينه شكر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 52 - 8

8 - ايجاد زمينه هاى سپاسگزارى در بنى اسرائيل ، از هدف هاى آمرزش گناه ارتداد ايشان

ثم عفونا عنكم من بعد ذلك لعلكم تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 56 - 6

6 - زنده شدن دوباره هلاك شدگان بنى اسرائيل ، زمينه ساز به وجود آمدن روحيه سپاسگزارى و رسيدن آنان به مقام شاكران بود .

ثم بعثنكم . .. لعلكم تشكرون

كلمه «لعل» در جمله «لعلكم تشكرون» (باشد كه سپاسگزارى كنيد) علاوه بر بيان هدف از زنده كردن صاعقه زدگان بنى اسرائيل، دلالت بر اين معنا نيز دارد كه: زنده شدن دوباره آنان موجب شكرگزارى نمى شد; بلكه زمينه شكرگزارى و روحيه سپاسگزارى را در آنان فراهم مى كرد.

27- زمينه شكر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 185 - 33

33 - روزه گرفتن ، زمينه ساز سپاسگزارى به درگاه خداست .

و لعلكم تشكرون

«لعلكم تشكرون» نيز همانند «لتكبّروا . ..» بيان علت و غرض، براى تشريع روزه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 6 - 35،36

35 - انجام تكاليف الهى ، زمينه ساز سپاسگزارى خداوند

لعلكم تشكرون

در برداشت فوق «لعلكم تشكرون»، علت و غايت براى «فاغسلوا . .. فاطهروا ... فتيمموا»، كه از احكام الهى هستند، گرفته شده است.

36 - طهارت انسان و اتمام نعمت الهى بر او ، زمينه ساز سپاسگزارى از خداوند

و لكن يريد ليطهركم وليتم نعمته عليكم لعلكم تشكرون

در برداشت فوق «لعلكم»، غايت و تعليل براى «ليطهركم» و «ليتم» گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 11

11 - خداترسى ، تلاوت قرآن ، برپاداشتن نماز و انفاق در نهان و آشكار ، از اسباب آمرزش گناهان و دريافت افتخار سپاس گزارى خداوند

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه ... و يزيدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 67 - 3

3 - توحيد و يكتاپرستى ، نشانه شناخت درست خداوند و قدرشناسى او است .

بل اللّه فاعبد . .. و ما قدروا اللّه حقّ قدره

28- زمينه شكر نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 26 - 13

13 - توجه به بحران هاى گذشته و برطرف شدن آن ، در پرتو امداد هاى الهى ، زمينه ساز گرايش به شكرگزارى خداوند در برابر نعمت هاى او

و اذكروا إذ أنتم قليل . .. فاويكم ... لعلكم تشكرون

«لعل» متعلق به «اذكروا» است و بيانگر هدف از ضرورت به ياد داشتن مطالبى است كه در آيه مطرح شد. از جمله مقايسه دو حالت قبل از هجرت و بعد از آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 72 - 13

13- توجه به نعمت ، مستلزم سپاسگزارى از نعمت دهنده است .

أفبالبطل يؤمنون و بنعمت الله هم يكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 83 - 5

5- برخوردارى از نعمت ها ، مقتضى توجه انسان به نعمت آفرين و شكر و سپاس اوست نه روى برتافتن از او .

و إذا أنعمنا على الإنسن أعرض و نئا بجانبه

توصيف حالات انسان به هنگام برخوردارى از نعمتهاى الهى، داراى لحنى آميخته به نكوهش است چنين بيانى صرفاً براى گزارش نيست و بلكه ترغيب انسانها به اداى حق منعم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 24 - 4

4 - توجّه به تأمين مواد غذايى انسان از سوى خداوند ، بازدارنده او از كفران نعمت و وادارسازنده او به شكرگزارى است .

ما أكفره . .. فلينظر الإنسن إلى طعامه

چنانچه «كفر» در «ما أكفره» به معناى كفران نعمت باشد، ارتباط اين آيه با آيات پيشين، بيانگر برداشت ياد شده است.

29- زمينه هاى شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 14

14 - پرواپيشگى و خداترسى ، زمينه نيل به سپاسگزارى از نعمت هاى الهى

فاتّقوا اللّه لعلّكم تشكرون

30- شكر آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 189 - 13

13 - آدم ( ع ) و حوا در پيشگاه خداوند ملتزم شدند كه در صورت دارا شدن فرزندى سالم و شايسته همواره از سپاسگزاران وى باشند .

دعوا اللّه ربهما لئن ءاتيتنا صلحاً لنكونن من الشكرين

31- شكر احسان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 17

17 - لزوم احسان و بخشش مال به ديگران ، به پاس بذل و بخشش آن از سوى خداوند به انسان

و أحسن كما أحسن اللّه إليك

32- شكر بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 43 - 9

9 - بهشتيان پس از ورود به بهشت و مشاهده مواهب آن ، خداوند را به خاطر هدايت شدن و نيلشان به بهشت ، سپاس مى گويند .

و قالوا الحمد للّه الذى هدينا لهذا

33- شكر حوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 189 - 13

13 - آدم ( ع ) و حوا در پيشگاه خداوند ملتزم شدند كه در صورت دارا شدن فرزندى سالم و شايسته همواره از سپاسگزاران وى باشند .

دعوا اللّه ربهما لئن ءاتيتنا صلحاً لنكونن من الشكرين

34- شكر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 243 - 15

15 - شكر و سپاسگزارى ، وظيفه انسان ها در برابر تفضّلات الهى

انّ اللّه لذو فضل على النّاس و لكنّ اكثر النّاس لا يشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 147 - 7،9

7 - ايمان به خداوند ، بارزترين نمود شكر و سپاس انسان به درگاه اوست .

إن شكرتم و ءامنتم

جمله «ءامنتم» پس از «شكرتم»، مى تواند بيان شكر و تعيين بارزترين و مهمترين مصداق آن باشد.

9 - مؤمنانِ سپاسگزار در برابر نعمت هاى خداوند ، بهره مند از پاداش هاى اويند .

إن شكرتم و ءامنتم و كان اللّه شاكراً عليماً

شكر خداوند در حقيقت پاداش و ثواب اوست به بندگان. و اين پاداش در مقابل همان سپاسگزارى و ايمان بندگان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 17 - 5،9

5 - انسانها موظف به سپاسگزارى از خداوند هستند.

و لاتجد أكثرهم شكرين

تأكيد فراوان ابليس بر اغواگرى انسانها و سپس بيان ناسپاسى آنها به عنوان دستاورد تلاش خويش، بيانگر اهميت ويژه سپاسگزارى در برابر خداوند است.

9 - تنها گروهى از انسانها سپاسگزار خداوند بوده و از تزوير و فريب ابليس رهايى مى يابند.

و لاتجد أكثرهم شكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 17 - 12

12 - دعوت ابراهيم ( ع ) از قوم اش به سپاسگزارى به درگاه خداوند

و إبرهيم إذ قال لقومه . .. و اشكروا له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 46 - 16

16 - شكر و سپاس گزارى از خداوند ، هدف آفرينش پديده هاى طبيعى است .

و من ءايته أن يرسل الرياح . .. و لعلّكم تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 12 - 7،8

7 - شكرگزارى به درگاه خداوند ، اصلى از اصول حكمت است .

ءاتينا لقمن الحكمة أن اشكر للّه

«أن» در «أن اشكر» تفسيرى بوده و حكمت را تفسير كرده است.

8 - فلسفه اعطاى حكمت به لقمان ، شكرگزارى به درگاه خداوند بوده است .

و لقد ءاتينا لقمن الحكمة أن اشكر للّه

احتمال دارد كه «أن»، مصدرى و به تقدير «لام» تعليل باشد. در اين صورت، عبارت چنين مى شود: «و لقد آتينا لقمان الحكمة للشكر للّه»; ما به لقمان حكمت داديم تا خدا را شكر كند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 14 - 10

10 - خداوند ، فراخوان انسان هابه سپاسگزارى در برابرش و تشكّر از والدين

أن اشكرلى و لولديك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 13 - 10

10 - آل داوود ، موظف به انجام عمل صالح به منظور اداى شكر به درگاه خداوند

اعملوا ءال داود شكرًا

«اعملوا» مقول قول محذوف است و مفعول «اعملوا» چيزى همانند «عملاًصالحاً» محذوف بوده و «شكراً» مفعولٌ له آن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 15 - 3،5

3 - مردم سبا ، مجاز به استفاده از نعمت هاى خدادادى و موظف به شكر به درگاه او

كلوا من رزق ربّكم و اشكروا له

5 - شكرگزارى به درگاه خداوند به خاطر اعطاى نعمت ، امرى بايسته و لازم

كلوا من رزق ربّكم و اشكروا له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 8

8 - عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان ، برخوردار از آمرزش و دارنده نشان سپاس گزارى خداوند

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه ... إنّه غفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 34 - 1،9

1 - سپاسگزارى بهشتيان از خداوند ، به خاطر برداشتن حزن و اندوه از ايشان

و قالوا الحمد للّه الذى أذهب عنّا الحزن

9 - سپاس گزارى بهشتيان از خداوند ، به خاطر آمرزش خطا هاى آنان و قدردانى از كار هاى نيكشان

و قالوا الحمد للّه . .. إنّ ربّنا لغفور شكور

جمله «إنّ ربّنا لغفور شكور» بيان ديگرى از فلسفه سپاس گزارى از خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 35 - 1

1 - سپاس گزارى بهشتيان از خداوند ، به خاطر وارد كردن آنان به سراى هميشگى

الحمد للّه . .. الذى أحلّنا دار المقامة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 27 - 7

7 - سپاس گزارى متقين از خداوند ، به خاطر رهايى شان از عذاب باد هاى سوزان و كشنده دوزخ

فمنّ اللّه علينا و وقينا عذاب السموم

35- شكر در بى نيازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 9 - 7

7- انسان ، بايد همواره و در همه حال ( فقر ، غنا و . . . ) سپاسگزار خداوند باشد .

و لئن أذقنا الإنسن منا رحمة . .. إنّه ليئوس كفور

36- شكر در رفاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 12 - 9

9 - لزوم شكر و سپاسگزارى به درگاه خدا ، در برابر نعمت آسايش و رفاه و رفع گرفتاريها

فلما كشفنا عنه ضرّه مرّ كأن لم يدعنا إلى ضرّ مسّه

37- شكر در فقر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 9 - 7

7- انسان ، بايد همواره و در همه حال ( فقر ، غنا و . . . ) سپاسگزار خداوند باشد .

و لئن أذقنا الإنسن منا رحمة . .. إنّه ليئوس كفور

38- شكر منعم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 15 - 19

19- سپاس گزارى در برابر نعمت دهنده حقيقى ، لازمه كمال عقل و انديشه

حتّى إذا بلغ أشدّه . .. قال ربّ أوزعنى أن أشكر نعمتك

از اين كه خداوند اولين بازتاب وصول انسان به مرحله كمال عقلى (40 سالگى) را گرايش انسان به شكر منعم حقيقى دانسته است، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

39- شكر مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 16

16 - ضرورت خداترسى و پرواپيشگى اهل ايمان ، به شكرانه يارى خدا نسبت به آنان

و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة فاتّقوا اللّه لعلّكم تشكرون

متعلق «تشكرون»، به قرينه صدر آيه، مى تواند همان پيروزى بر دشمن و نصرت الهى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 147 - 9

9 - مؤمنانِ سپاسگزار در برابر نعمت هاى خداوند ، بهره مند از پاداش هاى اويند .

إن شكرتم و ءامنتم و كان اللّه شاكراً عليماً

شكر خداوند در حقيقت پاداش و ثواب اوست به بندگان. و اين پاداش در مقابل همان سپاسگزارى و ايمان بندگان است.

40- شكر نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 152 - 4،6

4 - رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تغيير قبله از بيت المقدس به مسجدالحرام ، از نعمتهايى كه مسلمانان بايد به پاس آنها ، همواره به ياد خدا باشند .

فولوا وجوهكم شطره . .. كما أرسلنا فيكم رسولا ... فاذكرونى

برداشت فوق از حرف «فاء» كه «اذكرونى» را بر نعمتهاى ياد شده (تغيير قبله و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)) تفريع كرده است، به دست مى آيد.

6 - رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تغيير قبله ، دو نعمتى شايسته و بايسته شكرگزارى به درگاه خدا

فولوا وجوهكم شطره . .. كما أرسلنا فيكم رسولا ... واشكروا لى

شكر، در برابر نعمت است و مصداق مورد نظر براى نعمت - به قرينه آيات قبل - نعمت رسالت و تغيير قبله مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 172 - 8

8 - ضرورت سپاسگزارى به درگاه خدا و شكر نعمت هاى او

و اشكرواللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 244 - 2

2 - پيكار در راه خداوند ، شكر نعمت حيات

ثمّ احياهم . .. و لكن اكثر النّاس لا يشكرون. و قاتلوا فى سبيل اللّه

فرمان جهاد، پس از بيان ناسپاسى مردمان در برابر نعمت حيات، در واقع نشان دادن روشى است براى سپاس و شكر خداوند در برابر نعمت حيات.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 41 - 13

13 - كثرت ياد خدا و تسبيح او ، سپاس نعمت اوست .

ايتك . .. و اذكر ربّك كثيراً و سبّح

پس از بشارت به اعطاى فرزند و قرار علامت براى الهى بودن بشارت، زكريا مأمور به ذكر خدا مى شود; لذا به نظر مى رسد دستور ذكر، براى شكر آن نعمتها باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 14،15

14 - پرواپيشگى و خداترسى ، زمينه نيل به سپاسگزارى از نعمت هاى الهى

فاتّقوا اللّه لعلّكم تشكرون

15 - رعايت تقوا ، شكر نعمت هاى الهى است .

فاتّقوا اللّه لعلّكم تشكرون

برخى از مفسرين برآنند كه جمله «لعلّكم تشكرون»، به معنى «ليقوموا شكر نعمته» است; يعنى تقوا را رعايت كنيد تا به شكر و سپاس او قيام كرده باشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 144 - 16،18،19

16 - پايدارى در دين و حركت در مسير انبياى الهى ، شكر نعمتِ هدايت و رسالت انبياست .

افاين مات او قتل انقلبتم . .. و سيجزى اللّه الشّاكرين

مراد از «الشّاكرين» در اين آيه، يا خصوص كسانى است كه هرگز مرتد نمى شوند و همچنان پايبند دين الهى هستند، و يا مؤمنان پايدار، مصداق مورد نظر براى «الشّاكرين» هستند.

18 - وعده خداوند به اعطاى پاداش به سپاسگزاران نعمت هاى الهى

و سيجزى اللّه الشّاكرين

19 - استقامت پيشگان و پايمردان پيكار احد ، شاكران نعمت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

انقلبتم على اعقابكم . .. و سيجزى اللّه الشّاكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 11 - 10

10 - رعايت تقوا و تنها بر خدا توكل داشتن ، شكر نعمت هاى خداوند و سپاسگزارى از امداد هاى اوست .

اذكروا نعمت اللّه . .. و اتقوا اللّه و على اللّه فليتوكل المؤمنون

امر به تقوا و توكل پس از يادآورى نعمتها و امدادهاى الهى، بيانگر آن است كه توكل بر خدا و رعايت تقوا، بزرگداشت و سپاس آن نعمت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 21 - 5،6،7

5 - جهاد در راه خدا براى تصرف سرزمين مقدس ، سپاسگزارى قوم موسى ( ع ) در برابر نعمت هاى خداوند

اذكروا نعمة اللّه . .. يقوم ادخلوا الارض المقدسة

فرمان موسى(ع) به بنى اسرائيل (ادخلوا الارض) پس از بيان نعمتهاى الهى بر آنان، بيانگر آن است كه اجراى آن فرمان،

سپاس نعمتهاى ياد شده است.

6 - فرمانبرى از خداوند و پيامبران او ، سپاس نعمت هاى الهى است .

اذكروا نعمة اللّه عليكم . .. ادخلوا الارض المقدسة

7 - مسؤوليت آدمى در برابر نعمت هاى الهى

اذكروا نعمة اللّه عليكم . .. ادخلوا الارض المقدسة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 89 - 22،23،24،25،26

22 - احكام الهى و تبيين آن ، از جمله نعمت هاى خداوند ، و مردمان وظيفه دار سپاس گزاردن آن

لاتحرموا . .. و احفظوا ايمنكم كذلك يبين اللّه لكم ءايته لعلكم تشكرون

امر به شكرگزارى پس از بيان احكام، مى رساند كه احكام خداوند و بيان آنها از زمره نعمتهاى الهى هستند زيرا شكر همواره در برابر نعمت است.

23 - احكام سوگند و كفارات آن از نعمت هاى الهى و مستلزم سپاسگزارى در برابر آن

ذلك كفّرة ايمنكم . .. كذلك يبين اللّه لكم ءايته لعلكم تشكرون

24 - باز بودن راه جبران كوتاهى ها و پوشانيدن گناه ، نعمتى الهى و مستلزم سپاسگزارى

ذلك كفّرة ايمنكم . .. كذلك يبين اللّه لكم ءايته لعلكم تشكرون

از مصاديق مورد نظر براى كلمه «آيات» لزوم كفاره براى زدودن گناه حنث سوگند است.

25 - رزق هاى خدادادى ، جواز بهره جويى از آنها و گذشت از سوگند هاى لغو ، نعمتى الهى و بايسته سپاسگزارى

و كلوا مما رزقكم اللّه حللا طيباً . .. كذلك يبين اللّه لكم ءايته لعلكم تشكرون

با توجه به آيات قبل مى توان گفت از مصاديق مورد توجه از جمله «كذلك يبين اللّه لكم ءايته» مسايلى است كه در آن آيات بيان شد از جمله خدادادى بودن روزيها و . .. .

26 - عمل به احكام الهى ، سپاسگزارى از خداوند است . *

كذلك يبين اللّه لكم ءايته لعلكم تشكرون

جمله «كذلك . ..» (اين چنين واضح و صريح خداوند احكامش را بيان مى كند) اقتضا مى كند كه پس از آن آورده شود (لعلكم تعملون) اين جايگزينى مى تواند اشاره به اين باشد كه عمل به احكام الهى شكرگزارى در برابر بيان احكام از سوى خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 53 - 10

10 - خداوند، آگاهتر از هر كس به سپاسگزاران نعمتهاى خويش است.

أليس اللّه بأعلم بالشكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 10 - 2،9،11

2 - توانايى انسانها بر بهره گيرى از امكانات زمين نعمتى بايسته شكرگزارى است.

و لقد مكنكم فى الأرض . .. قليلا ما تشكرون

9 - ايمان به آيات خداوند و پيروى از قوانين دين، شكرگزارى نعمتهاى الهى است.

اتبعوا ما أنزل إليكم . .. قليلا ما تشكرون

11 - تنها اندكى از مردمان شكرگزار نعمتهاى خداوند هستند.

قليلا ما تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 11 - 14

14 - ايجاد زمينه هاى تكامل معنوى در انسانها از نعمتهاى خدا و سزاوار شكر و سپاسگزارى از اوست.

قليلا ما تشكرون. و لقد خلقنكم ... ثم قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 58 - 13

13 - گرايش انسان به شكرگزارى از خدا ، هدف بيان هاى گوناگون آيات الهى

كذلك نصرف الأيت لقوم يشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 144 - 9،10

9 - خداوند از موسى ( ع ) خواست تا در برابر نعمت رسالت و شايستگى شنيدن سخن خدا ، وى را سپاس گويد و از شاكران شود .

اصطفيتك على الناس برسلتى و بكلمى . .. و كن من الشكرين

10 - فرمان به دريافت پيام هاى خدا و به كار بستن آنها و سپاسگزارى در برابر نعمت هاى او ، از سخنان خداوند با موسى ( ع ) در ميعادگاه مناجات

قال . .. فخذ ما ءاتيتك و كن من الشكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 189 - 15

15 - داشتن فرزند سالم و شايسته از نعمت هاى خدا و سزاوار شكرگزارى به درگاه اوست .

لئن ءاتيتنا صلحاً لنكونن من الشكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 26 - 15

15 - ضرورت شكرگزارى به درگاه خداوند به سبب نعمت ها ، امداد ها و روزى هاى پاكيزه او

فاويكم و أيدكم بنصره و رزقكم من الطيبت لعلكم تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 7 - 12

12- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : فيما أوحى الله عزّوحلّ إلى موسى ( ع ) يا موسى اشكرنى حق شكرى فقال : يا ربّ و كيف أشكرك حق شكرك و ليس من شكر أشكرك به إلاّ و أنت أنعمت به علىّ ؟ قال : يا موسى الآن شكرتنى حين علمت أن ذلك

منّى ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: خداى - عزّوحلّ - به موسى (ع) وحى كرد كه اى موسى! شكر مرا به جاى آر، آن گونه كه حق شكر مرا ادا كنى. موسى(ع) گفت: چگونه شكر تو را بگويم كه آن حق شكر تو باشد و هيچ شكرى نيست كه با آن تو را شكر كنم، مگر آنكه آن شكر، خود باز نعمتى است كه به من داده اى. خداوند فرمود: اكنون كه دانستى كه اين (نعمت شكرگزارى)از من است شكر مرا به جا آوردى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 114 - 10،11

10- شكر نعمت هاى اقتصادى و اجتماعى ، به بهره گيرى صحيح و مجاز از آنهاست . *

فكلوا ممّا رزقكم الله حللاً طيبًا و اشكروا نعمت الله

برداشت فوق، بدان احتمال است كه عبارت «و اشكروا نعمت الله» تفسير براى «كلوا . .. حلالاً طيّباً» باشد.

11- روزى هاى حلال و دلپذير ، از نعمت هاى شايان شكرگزارى است .

فكلوا ممّا رزقكم الله حللاً طيبًا و اشكروا نعمت الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 121 - 1

1- شكرگزارى در برابر نعمت هاى الهى ، از اوصاف و ويژگى هاى حضرت ابراهيم ( ع )

إن إبرهيم كان . .. شاكرًا لأنعمه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 24 - 13

13- تربيت فرزندان در دامان پر مهر پدر و مادر ، نعمتى بس بزرگ و شايسته قدردانى و موجب استحقاق هرگونه احسان و احترام از سوى فرزند به آنان

و بالولدين إحسنًا . ... و اخفض لهما جناح الذلّ من الرحمة و قل ربّ ارحمهما كما ر

برداشت فوق با توجه به اين نكته است كه خداوند در تعليم شيوه دعا كردن فرزندان براى پدر و مادرشان، مسأله تربيت والدين آنان را يادآور شد (كما ربّيانى صغيراً).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 86 - 7

7- نزول وحى و معارف الهى ( قرآن ) براى انسان ها ، نعمت خداوند و شايسته شكر و سپاس است .

لنذهبنّ بالذى أوحينا إليك

آيه، در مقام تحذير درباره وحى و معارف آسمانى است و از تحذير به دست مى آيد كه موارد ياد شده عطايايى الهى است و بايد آنها را پاس داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 74 - 12

12- نجات از جامعه فاسد و ناپاك ، نعمتى بزرگ و درخور شكر و سپاس است .

و نجّينه من القرية التى كانت تعمل الخبئث إنّهم كانوا قوم سوء فسقين

آيه شريفه در مقام امتنان بر حضرت لوط(ع) است. بنابراين نجات از دست قوم فاسد، نعمتى است كه خداوند با آن كار بر حضرت لوط(ع) منت نهاد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 80 - 14،15

14- دستيابى انسان به علوم و صنايع دفاعى ، نعمتى شايسته سپاس گزارى

و علّمنه صنعة لبوس لكم . .. فهل أنتم شكرون

15- امنيت كشور و حفظ منافع ملت ، نعمتى شايسته سپاس گزارى

علّمنه صنعة لبوس لكم . .. فهل أنتم شكرون

خداوند به خاطر آموزش صنعت اسلحه سازى به داوود(ع)، مردم را به شكرگزارى فرا خواند; ولى از آن جا كه اين صنعت بايد در جهت منافع مردم (لكم) و حفظ آنان از تعرض دشمن باشد، به دست مى آيد كه منافع مردم و امنيت آنان در برابر دشمن، هدف اصلى و مطلوب نهايى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 34 - 9

9 - مراسم قربانى ، عبادت خدا و سپاس گزارى در برابر نعمت هاى او است .

جعلنا منسكًا . .. على ما رزقهم من بهيمة الأنعم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 36 - 16

16 - نعمت هاى خداوند شايسته شكر و سپاس گزارى

و البدن . .. سخّرنها لكم لعلّكم تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 78 - 4

4 - نيروى شنوايى ، بينايى و ادراكى انسان ، نعمت هايى الهى و در خور شكر و سپاس گزارى

و هو الذى أنشأ لكم . .. قليلاً ما تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 50 - 7،8

7 - باران ، نعمتى بزرگ و مقتضى شكر و سپاس گزارى است .

لقد صرّفنه بينهم ليذّكّروا فأبى أكثر الناس إلاّ كفورًا

8 - قرآن ، نعمتى بزرگ و مقتضى شكر و سپاس گذارى

و لقد صرّفنه بينهم ليذّكّروا فأبى أكثر الناس إلاّ كفورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 146 - 6

6 - انسان ، در قبال نعمت هاى الهى مسؤول است .

أتتركون فى ما ههنا ءامنين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مقصود از «أتتركون» اين باشد كه خداوند انسان ها را در برابر نعمت هايى كه به آنان داده است، آسوده و بدون هيچ گونه مسؤوليتى رها نمى كند; بلكه شكر و سپاس آنها را از آنان مى خواهد و در صورت ناسپاسى و گناه، از ايشان سلب مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 16 - 8

8 - قدرشناسى عميق سليمان ( ع ) از الطاف الهى در حق خود و پدرش داوود و اعلام آن به مردم

علّمنا منطق الطير و أوتينا من كلّ شىء إنّ هذا لهو الفضل المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 8،11

8 - علم و قدرت ، دو نعمت بزرگ الهى و درخور شكر و سپاس

و لقد ءاتينا داود و سليمن علمًا. .. و أوتينا من كلّ شىء... و قال ربّ أوزعنى أن

11 - لزوم سپاس گزارى انسان به درگاه خدا به خاطر نعمت هاى عطا شده از سوى او به پدر و مادرش

ربّ أوزعنى أن أشكر نعمتك التى أنعمت علىّ و على ولدىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 40 - 21

21 - خداوند ، بى نياز از شكرگزارى خلق به درگاه او

و من كفر فإنّ ربّى غنىّ كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 72 - 15

15 - روشنايى روز و آسايش يافتن در تاريكى شب ، از نعمت هاى بزرگ و درخور شكر و سپاس الهى

قل أرءيتم إن جعل اللّه عليكم الّيل سرمدًا. .. إن جعل اللّه عليكم النهار سرمدًا .

توحيد ربوبى و برشمرنده نعمت هاى الهى و شكرگزارى از آنها است. ذيل آيه بعد (لعلّكم تشكرون) مؤيد اين مطلب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 73 - 7

7 - برقرار شدن نظام شب و روز در جهت تأمين نياز ها و منافع انسان ها ، نعمتى بزرگ و سزاوار شكر و سپاس الهى

و لتبتغوا من فضله و لعلّكم تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 67 - 9

9 - امنيت مكه ، نعمت الهى و شايسته سپاسگزارى است .

أَوَلم يروا أنّا جعلنا حرمًا ءامنًا. .. أفبالبطل يؤمنون و بنعمة اللّه يكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 46 - 17،18

17 - باد ها و رهاورد هاى آن ، نعمت خداوند و شايسته شكر و سپاس است .

يرسل الرياح . .. و لعلّكم تشكرون

«لعلّ» در آيه، به معناى تعليل است.

18 - انسان ها ، به رغم بهره مند بودن از نعمت و فوايد باد ، ممكن است از شكر آن نعمت ، سرباز زنند .

و لعلّكم تشكرون

«لعلّ» از حروف شبيه به فعل و براى انشا و رجا است استعمال آن در آيه، مى تواند به منظور اشاره به نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 12 - 9

9 - خداوند ، منشأ نعمت ها است و شكر وى ، لازم است .

أن اشكر للّه

«شكر» در لغت، «تصور نعمت و اظهار آن» است (مفردات راغب). اين كه در آيه، فرمان مى دهد «كه تنها براى خداوند شكر كنيد!»، نشان مى دهد كه او منشأ نعمت ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 14 - 13

13 - انسان ها ، موظف به شكر نعمت هاى خداوندند .

أن اشكرلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 9 - 15،16،17،18

15 - انسان ها ، در بيشتر لحظه هاى عمر ، از شكر نعمت هاى خداوند غافل اند .

قليلاً ما تشكرون

«قليلاً» مى تواند صفت براى موصوف محذوفى مانند «زماناً» باشد، در اين صورت، نكته ياد شده به دست مى آيد.

16 - قواى ادراكى انسان ( چشم و گوش و قلب ) مواهب الهى اند و شايسته است كه به خاطر آنها ، به درگاه وى شكرگزارى شود .

ثمّ سوّيه و نفخ فيه من روحه و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة قليلاً ما تشكرو

17 - انسان ها ، شكرگزار نعمت هاى خداوند نيستند .

قليلاً ما تشكرون

به قرينه آيه بعد - كه در آن آمده است «و قالوا أءذا ضللنا. ..» - «قليلاً» مى تواند به معناى نفى باشد.

18 - انسان ها ، به شكرگزارى در برابر نعمت هاى الهى موظف اند .

قليلاً ما تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 35 - 11

11 - احياى زمين با روياندن نباتات و درختان ميوه ، به منظور تغذيه انسان ها از سوى خدا ، شايسته شكر و سپاس گزارى است .

و ءاية لهم الأرض الميتة أحيينها و أخرجنا منها حبًّا. .. جنّ-ت من نخيل و أعنب..

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 73 - 4

4 - شير و منافع بسيار شتر ، گاو و گوسفند ، نعمتى الهى و شايسته سپاس و شكرگزارى است .

و لهم فيها منفع و مشارب أفلايشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 2 - 7

7 - نزول كتاب آسمانى ( قرآن ) ، نعمتى است درخور شكر و شايسته عبادت خالصانه خدا و اطاعت محض از او .

إنّا أنزلنا إليك الكتب بالحقّ فاعبد اللّه مخلصًا له الدين

برداشت ياد شده از تفريع جمله «فاعبد اللّه مخلصاً له الدين»، بر جمله «إنّا أنزلنا إليك الكتاب» به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 61 - 14

14 - شبِ آرامش دهنده و روزِ روشنايى بخش ، دو نعمت بزرگ و درخور شكر و سپاس الهى

اللّه الذى جعل لكم الّيل لتسكنوا فيه و النهار مبصرًا . .. و لكنّ أكثر الناس لاي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 42 - 9

9 - قرآن ، نعمتى بزرگ و فرو فرستنده آن شايسته ستايش و قدردانى است .

تنزيل من حكيم حميد

به كارگيرى وصف «حميد» براى خداوند - پس از بيان نزول قرآن - مى تواند از يكسو عظمت قرآن و نعمت بودن آن را بفهماند و از سوى ديگر كرنش و فروتنى انسان در برابر خدا را افاده كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 13 - 10

10 - بازگو كردن نعمت هاى الهى ، امرى لازم در جهت شكرگزارى

ثمّ تذكروا نعمة ربّكم . .. و تقولوا سبحن الذى سخّر لنا هذا

در آيه شريفه پس از مسأله يادآورى و شكر نعمت الهى، بازگو كردن آن طلب شده است. (و تقولوا...). از اين نكته استفاده مى شود كه بازگو كردن نعمت از مراحل اساسى شكر آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 16 - 3

3 - پيدايش خصلت هاى ويژه انسانى از مشتى خاك و پيدايش موجود زنده داراى درك و شعورمندى چون جن از شعله آتش ، نعمت هايى شايان تأمل و قدرشناسى *

خلق الإنسن من صلصل . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 70 - 3

3 - آب شيرين و نقش حياتى آن در زندگى بشر ، نعمتى الهى و در خور شكر و سپاس

أفرءيتم الماء . .. فلولا تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 82 - 2

2 - شرك پيشگان صدراسلام ، به جاى سپاس گزارى خداوند به خاطر فرستادن قرآن ، بر تكذيب آن پافشارى كردند .

و تجعلون رزقكم أنّكم تكذّبون

برخى از مفسران بر آنند كه «رزق»، به معناى عطا است و آيه شريفه نيز به تقدير «و تجعلون شكر رزقكم. ..» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 23 - 5

5 - قدرت شنوايى ، بينايى و تعقّل ، از نعمت هاى الهى و در خور شكر و سپاس

و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة قليلاً ما تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 3 - 8

8 - هدايت ، نعمتى بزرگ و شايسته سپاس گزارى است .

إنّا هدينه السبيل إمّا شاكرًا

از اين كه در آيه شريفه، به مؤمن هدايت يافته، «شاكر» گفته شده است، استفاده مى شود كه هدايت نعمتى در خور سپاس گزارى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 20 - 6

6 - فراهم بودن زمينه آشنايى با راه خدا و آسان بودن سلوك آن ، نعمتى سزاوار شكرگزارى است .

قتل الإنسن ما أكفره . .. ثمّ السبيل يسّره

چنانچه كفر در «ما أكفره» به معناى كفران نعمت باشد; آيات پس از آن - از جمله اين آيه - درصدد بيان نعمت هايى خواهد بود كه ناسپاسى آنها، موجب نفرين خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 21 - 7

7 - مرگ براى انسان و دفن اموات ، دو نعمت از جانب خداوند و سزوار شكرگزارى است .

قتل الإنسن ماأكفره . .. ثمّ أماته فأقبره

برداشت يادشده، بر اين اساس است كه كفر در «ماأكفره» به معناى كفران نعمت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 25 - 4

4 - باران و آب از نعمت هاى خداوند و مقتضى شكرگزارى انسان به درگاه او است .

ما أكفره . .. إنّا صببنا الماء صبًّا

كفر در «ما أكفره» - به قرينه آيات پيشين - ممكن است به معناى كفران نعمت باشد. بنابراين آيه، در صدد برشمردن نعمت هاى خداوند به انسان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 28 - 5

5 - روياندن تاك و سبزيجات ، با فرستادن باران و قابل كشت ساختن زمين ، از نعمت هاى خداوند و مقتضى شكرگزارى انسان از او است .

ما أكفره . .. فأنبتنا فيها ... عنبًا و قضبًا

برداشت ياد شده، با توجّه به اين احتمال است كه «كفر» در «ما أكفره» به معناى كفران نعمت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 29 - 2

2 - بهره مندى انسان از زيتون و از منافع گوناگون درخت خرما ، نعمتى الهى و سزاوار سپاس گزارى است .

ما أكفره . .. و زيتونًا و نخلاً

«زيتون»، ميوه اى معروف (مصباح) و درختى معروف است و مى تواند جمع «زيتونة» باشد كه گاه بر درخت و گاه بر ميوه آن اطلاق مى گردد (لسان العرب). تعبير «نخل» - به جاى نام ميوه آن - ممكن است ناظر به اين باشد كه انسان علاوه بر خرما، از اجزاى ديگر نخل (از قبيل شاخ، برگ، تنه و ليف آن) نيز بهره مى برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 30 - 2

2 - ايجاد باغ هاى پردرخت با نزول باران بر زمين مساعد ، نعمت خداوند و مقتضى شكرگزارى انسان از او است .

صببنا . .. شققنا ... فأنبتنا ... و حدائق غلبًا

چنانچه «غلبا» توصيف ذات «حدائق» باشد - نه درختان آن - ضخامت بستان كنايه از انبوه و متراكم بودن درختان آن خواهد بود. برداشت ياد شده، براساس ارتباط اين آيه با «ما أكفره» در آيات پيشين است. با توجّه به اين احتمال كه «كفر» در آن آيه، به معناى كفران نعمت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 31 - 2

2 - دستيابى انسان به ميوه ها و مراتع ، نعمت خداوند و مقتضى شكرگزارى انسان از او است .

ما أكفره . .. و فكهة و أبًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 17 - 4

4 - ايمان به آيات الهى ، سفارش يكديگر به استقامت در تكاليف دشوار و اظهار محبت به بردگان ، يتيمان و تنگدستان ، قدردانى از نعمت هاى بينايى ، گويايى و هدايت است .

ألم نجعل له عينين . و لسانًا و شفتين . و هدينه النجدين ... ثمّ كان من الذين ءام

«الذين آمنوا» گرچه مطلق است; ولى مصداق بارز آنها - به قرينه «و الذين كفروا بآياتنا» در آيات بعد - مؤمنان به آيات الهى است و آيات پيشين - كه بعضى از تكاليف را «عقبة» ناميده بود - قرينه بر مراد از «صبر» است و سياق آيات نشان مى دهد كه مراد از «مرحمة»، ترّحم بر «رقبة»، «يتيم» و «مسكين» است. ارتباط اين آيات با آيه هاى پيشين - كه نعمت هاى الهى را برشمرده - گوياى برداشت ياد شده است; زيرا «بينايى و بصيرت»، زمينه ساز «ايمان» و «داشتن زبان و لب»، زمينه ساز توصيه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 20 - 13

13 - دل بستن به لطف خداوند ، خود از نعمت هاى الهى و سزاوار پاسخ گويى و سپاس گزارى است .

و ما لأحد عنده من نعمة تجزى . إلاّ ابتغاء وجه ربّه الأعلى

چنانچه استثنا در اين آيه، متصل باشد، «ابتغاء» از مصاديق «نعمة تجزى» خواهد بود. در نتيجه مفاد دو آيه، اين مى شود كه: كسى نزد انفاق گر نعمتى ندارد، جز يك نعمت [كه خداوند عطا كرده است] و آن حالت «ابتغاء» است. بنابراين وجود علاقه و دل بستگى به «وجه اللّه» - كه مايه «ابتغاء» است - نعمتى است كه بايد بهوسيله سپاس گزارى جزا داده شود (نعمة تجزى).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 8 - 5

5 - ابتهال و تضرّع پيامبر (صلی الله علیه و آله) به درگاه خداوند ، پاسخى به نعمت هاى ويژه او به آن حضرت بود .

ألم نشرح . .. و وضعنا ... و رفعنا ... و إلى ربّك فارغب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 6 - 8،9

8 - رزمندگانِ مجاهد ، سپاسگزار خداوند و پذيراى ربوبيت او هستند .

و العديت . .. إنّ الإنسن لربّه لكنود

تمجيد مجاهدان از يك سو و نكوهش ناسپاسان از سويى ديگر، بيانگر آن است كه مجاهدان ناسپاس نيستند.

9 - جهاد در راه خدا ، شكر نعمت هاى او است .

و العديت . .. إنّ الإنسن لربّه لكنود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 1 - 9

9 - استوار ماندن قريش بر نظام معيشتى ديرپاى خويش ، نعمتى الهى و سزاوار سپاس

لإيلف قريش

چنانچه سوره «قريش» سوره اى مستقل باشد و با سوره «فيل» يك سوره تلقى نگردد; حرف «لام» در «لايلاف» متعلق به «فليعبدوا» در آيه سوم خواهد بود. در آن صورت مفاد آيه اين مى شود كه چون خداوند، نعمت ايلاف را به قريش عطا كرده است، بايد او را بندگى كنند. گفتنى است كه بندگى به پاس نعمت، شكرگزارى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 3 - 5

5 - عبادت خداوند ، سپاس نعمت هاى او است .

لإيلف . .. فليعبدوا

حرف «فاء»، لزوم عبادت را بر وجود نعمت «ايلاف» تفريع كرده است و هر كارى كه انسان خود را به جهت داشتن نعمتى، موظّف به آن سازد، سپاس آن نعمت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 16

16 - برخوردارى از غذا و امنيت ، نعمتى است كه سپاس آن ، تنها عبادت خداوند است .

فليعبدوا ربّ هذا البيت . الذى أطعمهم من جوع و ءامنهم من خوف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كوثر - 108 - 2 - 7،12

7 - نماز ، شكر نعمت هاى خداوند است .

إنّا أعطينك الكوثر . فصلّ

12 - اهداى قربانى به پيشگاه پروردگار ، شكر نعمت هاى او است .

إنّا أعطينك الكوثر . .. وانحر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 276 - 7،8

7 - اهل انفاق و صدقه ، سپاسگزاران نعمت هاى الهى و اطاعت كنندگان فرمان او

يمحق اللّه . .. كلّ كفّار اثيم

از مقابله صدقه و ربا به دست مى آيد كه اين دو در آثار و تبعات متضادند; بنابراين چون رباخوار ناسپاس و گنهكار است، انفاق كننده، سپاسگزار و فرمانبر خداست.

8 - صدقه و انفاق ، سپاسگزارى در برابر نعمت هاى الهى و پيروى از فرمان اوست .

يمحق اللّه . .. كلّ كفّار اثيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 145 - 13،14،15،16

13 - پيكار اهل ايمان با دشمنان دين و پايدارى در هنگامه هاى دشوار ، سپاسگزارى از نعمت هاى الهى است .

و لمّا يعلم اللّه الّذين جاهدوا منكم و يعلم الصّابرين . .. و سنجزى الشّاكرين

14 - جهاد براى سپاسگزارى از نعمت هاى الهى ، بدون چشمداشت پاداش در دنيا و آخرت از مقدسترين نوع جهاد و مبارزه

و لمّا يعلم اللّه الّذين جاهدوا . .. من يرد ثواب الدّنيا ... ثواب الاخرة ... و س

از تعبير «سنجزى» براى شاكران و تعبير به «نؤته» براى خواستاران ثواب دنيا و آخرت به دست مى آيد كه پاداش شاكران، جزاى شكر آنان است نه اينكه مجرد اعطا باشد. اضافه بر اين، كلمه «منها» دلالت مى كند بر اينكه دو طايفه پيش تنها به برخى از خواسته خود دست مى يابند، ولى شاكران جزاى كامل دريافت مى دارند.

15 - سپاسگزارى نعمت هاى الهى ، برانگيزنده آدمى به جهاد و انجام تكاليف دينى

و من يرد ثواب الدّنيا . .. و من يرد ثواب الاخرة ... و سنجزى الشّاكرين

به نظر مى رسد خداوند مجاهدان را به سه دسته تقسيم كرده است و جمله «سنجزى الشّاكرين»، بيانگر دسته سوم مى باشد. يعنى آنان كه نه ثواب دنيا انگيزه جهاد آنهاست و نه ثواب آخرت، بلكه انگيزه آنان از جهاد تنها سپاسگزارى است.

16 - سپاسگزاران نعمت هاى خداوند ، بهره مند از پاداش هاى مخصوص او

و من يرد ثواب الدّنيا . .. و من يرد ثواب الاخرة ... و سنجزى الشّاكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 164 - 15

15 - يادآورى وضعيّت نابهنجار ( گمراهى آشكار ) مردم پيش از بعثت ، برانگيزنده توجّه و قدردانى از نعمت بزرگ رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لقد منّ اللّه . .. و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين

جمله «ان كانوا . .. » به منزله دليل است براى بزرگى نعمتِ رسالت. يعنى روشن است كه پيش از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چه منجلابى از گمراهى و ضلالت فرو رفته بوديد و اين پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم قرآنى بود كه شما را هدايت كرد.

41- شكر نعمت آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 52 - 10

10 - بخشوده شدن گناه ، نعمتى بايسته سپاسگزارى

ثم عفونا عنكم . .. لعلكم تشكرون

42- شكر نعمت بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 43 - 9

9 - بهشتيان پس از ورود به بهشت و مشاهده مواهب آن ، خداوند را به خاطر هدايت شدن و نيلشان به بهشت ، سپاس مى گويند .

و قالوا الحمد للّه الذى هدينا لهذا

43- شكر نعمت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 53 - 12

12 - مؤمنان با ايمان خويش به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيين الهى سپاسگزار نعمت هدايت هستند.

أهؤلاء منّ اللّه عليهم . .. أليس اللّه بأعلم بالشكرين

44- شكر نعمت هدايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 43 - 9

9 - بهشتيان پس از ورود به بهشت و مشاهده مواهب آن ، خداوند را به خاطر هدايت شدن و نيلشان به بهشت ، سپاس مى گويند .

و قالوا الحمد للّه الذى هدينا لهذا

45- شكر نعمتهاى والدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 11

11 - لزوم سپاس گزارى انسان به درگاه خدا به خاطر نعمت هاى عطا شده از سوى او به پدر و مادرش

ربّ أوزعنى أن أشكر نعمتك التى أنعمت علىّ و على ولدىّ

46- شكر هنگام سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 48 - 19

19 - لزوم شكر و سپاس خداوند ، در خوشى ها و ناملايمات زندگى

و إنّا إذا أذقنا . .. فإنّ الإنسن كفور

47- شكر هنگام سرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 48 - 19

19 - لزوم شكر و سپاس خداوند ، در خوشى ها و ناملايمات زندگى

و إنّا إذا أذقنا . .. فإنّ الإنسن كفور

48- شكر هنگام قربانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 37 - 6

6 - لزوم اظهار شكر و سپاس گزارى به پيشگاه خداوند ، در مراسم قربانى با شعار « اللّه أكبر على ما هدانا » .

كذلك سخّر لكم لتكبّروا اللّه على ما هديكم

49- ضرورت شكر نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 7 - 4

4- شكر نعمت هاى خداوند ، داراى جايگاهى ويژه و امرى لازم

و إذ تأذّن ربّكم لئن شكرتم

اينكه خداوند، فرمان خاصى براى شكرگزارى صادر كرده است، حكايت از اهميت و جايگاه ويژه آن مى كند.

50- عجز از شكر نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 18 - 2

2- انسان ها ، توان شكرگزارى مطلوب و اداى حق نعمت هاى بى شمار خداوند را ندارند .

و إن تعدّوا نعمة الله لاتحصوها إن الله لغفور رحيم

از اينكه خداوند پس از بيان نعمتهاى بى شمار بر بندگان، خود را با صفت «غفور» (آمرزنده) توصيف مى كند، مى توان استفاده كرد كه انسانها از عهده شكر نعمتهاى فراوان الهى بر نخواهند آمد.

51- عوامل شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 63 - 9،11

9 - آدمى در شدايد با خداوند يگانه پيمان مى بندد كه در صورت نجات سپاسگزار او باشد.

لئن أنجنا من هذه لنكونن من الشكرين

11 - احساس نياز، تضرع، اخلاص و التزام به شكرگزارى، حالات مختلف انسان به هنگام گرفتارى در سختيهاست.

تدعونه تضرعا و خفية لئن أنجنا من هذه لنكونن من الشكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 62 - 6

6 - آفرينش شب و روز و پديد آمدن روشنايى و تاريكى براى انسان ، سپاس برانگيز است .

و هو الذى جعل الّيل . .. لمن أراد أن يذّكّر أو أراد شكورًا

«شكور» مصدر و مرادف واژه «شكر» است.

52- عوامل شكر نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 114 - 15

15- اعتقاد به اختصاص داشتن عبادت به خداوند ، مستلزم شكر نعمت هاى اوست .

و اشكروا نعمت الله إن كنتم إيّاه تعبدون

آمدن جمله «إن كنتم إيّاه تعبدون» به صورت جمله شرطيه براى «اشكروا . ..»، بيانگر وجود تلازم و پيوند ناگسستنى ميان شكر و اعتقاد به توحيد در عبادت است.

53- غفلت از شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 9 - 15

15 - انسان ها ، در بيشتر لحظه هاى عمر ، از شكر نعمت هاى خداوند غافل اند .

قليلاً ما تشكرون

«قليلاً» مى تواند صفت براى موصوف محذوفى مانند «زماناً» باشد، در اين صورت، نكته ياد شده به دست مى آيد.

54- فوايد شكر نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 8 - 5

5- فايده شكر نعمت و ضرر و زيان كفران آن به خود انسان باز مى گردد .

لئن شكرتم لأزيدنّكم و . .. إن تكفروا أنتم و من فى الأرض جميعًا فإن الله لغنى حمي

قلّت شكر نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 10 - 10

10 - سپاس مردم در برابر نعمتها، همواره اندك و ناچيز است.

قليلا ما تشكرون

كلمه «قليلا» مى تواند صفت براى مفعول مطلق محذوف باشد. يعنى: تشكرون شكرا قليلا; و مى تواند حال براى فاعل «تشكرون» باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

55- كمى شكر انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 78 - 5

5 - شكرگزارى اندك انسان ، در برابر نعمت شنوايى ، بينايى و ادراكى خويش

أنشأ لكم السمع . .. قليلاً ما تشكرون

«ما» در «قليلاً ما» مفيد تقليل است. بنابراين «قليلاً ما» بيانگر تقليل بعد از تقليل است.

56- كمى شكر نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 9 - 14

14 - انسان ها ، كم و اندك شكرگزار نعمت هاى خداوندند .

قليلاً ما تشكرون

«قليلاً» صفت موصوف محذوفى مانند واژه «شكراً» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 23 - 6

6 - سپاس و شكر انسان ها در برابر نعمت هاى الهى ، بسيار اندك و ناچيز است .

قليلاً ما تشكرون

57- مراتب شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 64 - 9

9 - هر مرتبه از توحيد مرتبه اى از شكر است. *

لنكونن من الشكرين . .. ثم أنتم تشركون

به قرينه تقابل بين «شكر» و «شرك»، شرك ناسپاسى و توحيد سپاسگزارى است. بنابراين مراحل آن نيز با يكديگر تناسب

دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 13 - 10

10 - انديشه و تأمل در آيات الهى ، يكى از مراتب شكرگزارى به درگاه پروردگار

اللّه الذى . .. لعلّكم تشكرون ... إنّ فى ذلك لأيت لقوم يتفكّرون

58- مراد از شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 185 - 40

40 - « عن بعض اصحابنا رفعه فى قول اللّه تبارك و تعالى : « و لتكبّروا اللّه على ما هداكم و لعلكم تشكرون » قال : الشكر المعرفة . . . ;

از امام معصوم(ع) درباره سخن خداوند كه فرموده: «و لتكبّروا اللّه على ما هداكم و لعلكم تشكرون» روايت شده كه مراد از شكر، «معرفت» است . .. ».

59- مراد از شكر نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 7 - 13

13- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : شكر النعمة إجتناب المحارم و تمام الشكر قول الرجل الحمد لله رب العالمين ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: شكر نعمت پرهيز از محرمات است و شكر كامل، سخن كسى است كه مى گويد: الحمد لله رب ژ العالمين».

60- مظاهر شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 64 - 7

7 - توحيد و يگانه پرستى، عاليترين جلوه شكرگزارى به درگاه خداوند است.

لئن أنجنا . ... لنكونن من الشكرين ... قل الله ينجيكم ... ثم أنتم تشركون

61- منافع شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 12 - 11،16

11 - شكرگزارى به درگاه خدا ، داراى منافعى حتمى است كه عايد خود شكرگزار مى شود .

و من يشكر فإنّما يشكر لنفسه

16 - بازگشتِ شكرِ به درگاه خداوند ، به خود انسان ، برخاسته از بى نيازى خداوند است .

و من يشكر فإنّما يشكر لنفسه . .. فإنّ اللّه غنىّ

62- منفعت شكر نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 7 - 7

7 - نفع و ضرر « ايمان و كفر » و « شكر و ناسپاسى » ، دامنگير خود انسان ها است ; نه خداوند .

إن تكفروا فإنّ اللّه غنىّ عنكم . .. و إن تشكروا يرضه لكم

63- موارد شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 13 - 8

8 - تسبيح و تنزيه خداوند ، نوعى شكر و سپاس گزارى نسبت به او است .

تذكروا نعمة ربّكم . .. و تقولوا سبحن الذى سخّر لنا هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 14 - 8

8 - شكر نعمت هاى دنيوى ، استفاده از آن در مسير حيات اخروى است .

جعل لكم من الفلك و الأنعم. .. ثمّ تذكروا... و إنّا إلى ربّنا لمنقلبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 3 - 9

9 - پيمودن راه دين ، شكر نعمت خداوند و انحراف از آن ، ناسپاسى او است .

إنّا هدينه السبيل إمّا شاكرًا و إمّا كفورًا

64- موارد شكر نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 53 - 13

13 - ايمان و نيايش خالصانه به درگاه خداوند، سپاسگزارى است.

و لا تطرد الذين يدعون ربهم بالغدوة و العشىّ يريدون وجهه . .. أليس اللّه بأعلم با

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 144 - 13

13 - فراگيرى پيام هاى خدا و به كارگيرى آنها در اعمال و رفتار ، سپاسگزارى از او در برابر نعمت دين است .

فخذ ما ءاتيتك و كن من الشكرين

مطرح كردن سپاسگزارى پس از اعطاى پيامهاى آسمانى، براى رساندن اين حقيقت است كه آن پيامها از نعمتهاست و بايد خداوند را به خاطر اعطاى آنها شاكر بود. فرمان به فراگيرى آنها مى رساند كه شكر اين نعمت به فراگرفتن و به كار بستن آنها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 51 - 11

11 - عمل صالح ، شكر استفاده از نعمت هاى الهى

كلوا من الطّيّبت و اعملوا صلحًا

65- موانع شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 52 - 9

9 - گناهان بزرگ ، مانع پديد آمدن زمينه هاى سپاسگزارى به درگاه خدا و رسيدن به منزلت شاكران

ثم عفونا عنكم من بعد ذلك لعلكم تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 17 - 3

3 - ابليس در تلاشى همه جانبه براى بازداشتن هر چه بيشتر انسان از شكرگزارى براى خدا

ثم لأتينهم من بين أيديهم . .. و لاتجد أكثرهم شكرين

66- موجبات شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 26 - 15

15 - ضرورت شكرگزارى به درگاه خداوند به سبب نعمت ها ، امداد ها و روزى هاى پاكيزه او

فاويكم و أيدكم بنصره و رزقكم من الطيبت لعلكم تشكرون

67- نشانه هاى شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 35 - 5

5 - گرايش به ايمان و مصون داشتن خويش از فساد فراگير جامعه ، نمود بارز شكر به درگاه خداوند

ءال لوط نجّينهم . .. كذلك نجزى من شكر

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه وجه تمايز خاندان لوط از ديگر اعضاى جامعه خويش، در پيروى از لوط و آلوده نساختن خويش به گناه رايج جامعه بود و خداوند بر تمامى مواضع آنان عنوان شكر را اطلاق كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 5 - 4

4 - احسان و نيكوكارى ، جلوه شكر الهى است .

إمّا شاكرًا و إمّا كفورًا . .. إنّ الأبرار يشربون من كأس

برداشت ياد شده، با توجه به اين مطلب است كه خداوند، انسان ها را در برابر نعمت هدايت دو دسته قرار داده است (شاكر و كافر) و در اين آيه از شاكران به ابرار تعبير نموده است.

68- نشانه هاى شكر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 81 - 13

13- تسليم بودن در برابر خدا ، نمود سپاسگزارى انسان در برابر او

لعلّكم تشكرون . .. كذلك يتمّ نعمته عليكم لعلّكم تسلمون

برداشت فوق با توجه به ارتباط اين آيه با آيه 78 (و الله أخرجكم من بطون . .. لعلّكم تشكرون) است كه در آن شكر و سپاس پروردگار، هدف و فلسفه اعطاى نعمتها به انسان معرفى شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 13 - 13

13 - اعتراف به عجز و ناتوانى خويشتن در برابر خداوند ، نمودى از روحيه شكر و سپاس در انسان

سبحن الذى سخّر لنا هذا و ما كنّا له مقرنين

69- نشانه هاى شكر نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 19 - 17

17 - عمل صالح و جلب رضاى الهى ، نمود بارز شكر نعمت هاى او

أن أشكر نعمتك . .. و أن أعمل صلحًا ترضه

عبارت «و أن أعمل. ..» مى تواند عطف تفسيرى براى «أن أشكر نعمتك» باشد; يعنى، پروردگارا به من شكر نعمتت (انجام

عمل صالح) را الهام فرما.

70- نعمت شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 7 - 12

12- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : فيما أوحى الله عزّوحلّ إلى موسى ( ع ) يا موسى اشكرنى حق شكرى فقال : يا ربّ و كيف أشكرك حق شكرك و ليس من شكر أشكرك به إلاّ و أنت أنعمت به علىّ ؟ قال : يا موسى الآن شكرتنى حين علمت أن ذلك منّى ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: خداى - عزّوحلّ - به موسى (ع) وحى كرد كه اى موسى! شكر مرا به جاى آر، آن گونه كه حق شكر مرا ادا كنى. موسى(ع) گفت: چگونه شكر تو را بگويم كه آن حق شكر تو باشد و هيچ شكرى نيست كه با آن تو را شكر كنم، مگر آنكه آن شكر، خود باز نعمتى است كه به من داده اى. خداوند فرمود: اكنون كه دانستى كه اين (نعمت شكرگزارى)از من است شكر مرا به جا آوردى».

71- وجوب شكر نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 73 - 8

8 - شكر و سپاس در برابر نعمت هاى الهى ، امرى لازم و واجب

أفلايشكرون

72- وضوح شكر نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 73 - 7

7 - لزوم شكر و سپاس گزارى در برابر نعمت هاى فراوان خداوند ، امرى روشن و بديهى است .

أفلايشكرون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه شگفتى از ناسپاسى انسان ها در برابر نعمت هاى الهى، نشانگر بديهى بودن زشتى ناسپاسى و لزوم شكرگزارى است.

73- وعده شكر گزارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 22 - 14

14 - مردم هنگام درماندگى و خطر مرگ ، به درگاه خدا دعا كرده و همراه با سوگند ، قول مى دهند كه جزو سپاسگزاران او خواهند بود .

و ظنوا أنهم أحيط بهم دعوا اللّه مخلصين له الدين لئن أنجيتنا من هذه لنكوننّ من ال

3- شكست

1- شكست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 5

5 - پيكارگران احد ، به دليل عدم توكّل برخى از آنان به خداوند ، على رغم تواناييشان ، شكست خوردند . *

و اذ غدوت من اهلك تبوّىء المؤمنين . .. و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

يادآورى كمبود نيروى نظامى در جنگ بدر، اشاره به توانمندى آنان در مقايسه با جنگ احد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 127 - 1،4،5

1 - هلاكتِ بخشى از قواى دشمن و خوار شدن بخشى ديگر ، از اهداف نصرت الهى به رزمندگان بدر

و لقد نصركم اللّه ببدر . .. ليقطع طرفاً من الّذين كفروا او يكبتهم

برداشت فوق، با عنايت به ملحوظات ذيل است. يكم اينكه: «ليقطع» و «يكبتهم»، به جمله «و لقد نصركم اللّه ببدر» متعلق باشد. دوّم اينكه: «قطع» به معناى هلاك كردن باشد، چنانچه در روح المعانى آمده است. سوّم اينكه: «او» در «او يكبتهم»، براى تنويع باشد; يعنى عدّه اى به هلاكت و عدّه اى ديگر به ذلّت و خوارى كشانده شدند.

4 - بازگشت ذليلانه و نااميدانه باقيمانده كافران ، از اهداف نصرت الهى به رزمندگان بدر

و لقد نصركم اللّه ببدر . .. ليقطع ... فينقلبوا خائبين

جمله «فينقلبوا . .. »، عطف بر «ليقطع» است بنابراين بازگشت ذليلانه و نااميدانه كافران، از اهداف پيروزى بدر خواهد بود و به مقتضاى «فاء» تفريع، اين بازگشت، نتيجه هلاكت و اسارت بخشى از كافران بوده است.

5 - هلاكت و خوارى بخشهايى از قواى دشمنان دين ، در جنگ بدر ، عاملى در تخريب روحيّه ساير نيروها

ليقطع طرفاً . .. فينقلبوا خائبين

«خائبين» از «خيبة»، به معنانى يأس، نااميدى و نامرادى، حكايت از اثر روانى در باقيمانده كفّار است كه به مقتضاى «فاء» در «فينقلبوا»، اين نااميدى، نتيجه هلاكت و خوارى و اسارت گروه زيادى از دشمنان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 129 - 10

10 - مالكيّت و حاكميّت خداوند بر سرنوشت مؤمنان و كافران ( پيروزى يا شكست )

ليقطع طرفاً من الّذين كفروا . .. ليس لك من الامر شىء ... و للّه ما فى السّموات و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 139 - 3

3 - شكست در جنگ ، نبايد موجب سستى و اندوه اهل ايمان شود .

و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 -

6،7،8،10،12،16،17،18،19،24

6 - گردش شكست و پيروزى در جوامع بشرى ، از سنّت هاى هميشگى خداوند

و تلك الايّام نداولها بين النّاس

«تلك»، اشاره به همان جراحتها و شكست و پيروزيهايى است كه بر اثر جنگ بدر و يا احد بر مسلمانان و كافران وارد شد.

7 - حاكميّت اراده الهى بر حركت تاريخ ( شكست ها و پيروزى ها ، تلخى ها و شادى ها )

و تلك الايام نداولها بين النّاس

از اينكه خداوند تمامى شكستها و پيروزيها و تلخيها و شاديها و . .. را به خود نسبت داده است (نداولها)، حاكميّت اراده الهى بر حركت تاريخ به دست مى آيد.

8 - يادآورى پيروزى هاى گذشته و توجّه به گردش قانونمند تغييرات اجتماعى ، برطرف كننده ضعف و اندوه جامعه ايمانى

و لا تهنوا و لا تحزنوا . .. ان يمسسكم قرح فقد مسّ القوم قرح مثله و تلك الايّام ن

بنابر اينكه «فقد مسّ القوم»، درباره شكست مشركان در جنگ بدر باشد، خداوند براى از بين بردن اندوه و ضعف مؤمنان، پيروزى آنان را در جنگ بدر يادآورى كرده و همه را (چه شكست و چه پيروزى) برخاسته از مشيّت خويش دانسته است.

10 - شكست ها و پيروزى ها ( تغييرات اجتماعى ) ، داراى گردشى قانونمند و هدفدار

و تلك الايّام نداولها بين النّاس و ليعلم اللّه الّذين امنوا و يتخذ منكم شهداء

جمله «و ليعلم اللّه . .. » و آنچه بر آن عطف شده، يعنى «يتّخذ» و «ليمحَص» و «يمحق»، اهدافى است كه خداوند براى «نداولها» (گردش ايام و تغييرات اجتماعى) بيان داشته و فعلِ هدفدار، حكايت از قانونمندى آن دارد.

12 - گردش شكست و پيروزى بين جبهه حق و باطل ، عرصه و زمينه مناسبى براى ظهور ايمان مؤمنان

و تلك الايّام نداولها بين النّاس و ليعلم اللّه الّذين امنوا

در برداشت فوق، «و ليعلم» به معناى «ليحقق» (تا به وجود آورد) گرفته شده است، چون علم خداوند به اشيا، همان تحقق اشياست ; بنابراين علم خداوند به ايمان مؤمنان، تحقق ايمان آنان است. و چون فرض شده است كه آنان ايمان دارند (امنوا، با صيغه ماضى)، مراد از تحقق ايمان ظهور آن خواهد بود.

16 - شكست مسلمانان در برخى از برهه ها براى آزمودن مدعيان ايمان و تمييز مؤمنان واقعى از مؤمنان دروغين

ان يمسسكم قرح . .. و تلك الايام نداولها بين النّاس و ليعلم اللّه الّذين امنوا

بنابر اينكه «تلك» اشاره باشد به معنايى كه از «ان يمسسكم قرح» استفاده مى شود يعنى شكست مسلمانان.

17 - برگرفتن ناظران و گواهانى نخبه از ميان مردم ، بر شكست ها و پيروزى ها بر اساس مشيّت خداوند است .

و يتّخذ منكم شهداء

18 - منزلت والاى گواهان بر حوادث تاريخى ( شكست ها و پيروزى هاى مسلمانان ) و بيانگران علل آن حوادث

و يتّخذ منكم شهداء

چون در آيه شريفه متعلق شهادت ذكر نشده، مى توان به قرينه آيات قبل - كه علل حوادث تاريخى را تحليل كرده است - چنين احتمال داد كه مراد از شهيدان، گواهان شكستها و پيروزيهاى مسلمانان باشند تا گواهى دهند آنجا كه از خدا و رسولش پيروى شد و تقوا رعايت گرديد، مسلمانان پيروز شدند و آنجا كه بر خود اعتماد كردند و از خداوند غافل شدند و بى

تقوايى و بى صبرى پيشه كردند، شكست خوردند.

19 - مؤمنان استوار در نبرد اُحُد و ديگر هنگامه هاى پيكار با كافران ، برگزيدگان خداوند براى گواهى بر اعمال مردم

و تلك الايّام . .. و ليعلم اللّه الّذين امنوا و يتّخذ منكم شهداء

ترك لام در «و يتّخذ»، اشاره به اين معنا دارد كه برگزيدن، در پى مشخّص شدن مؤمنان واقعى است. يعنى مؤمنان واقعى براى گواه بودن برگزيده مى شوند. گفتنى است كه در برداشت فوق، متعلق حذف شده «شهدآء»، اعمال مردم، گرفته شده است.

24 - پيروزى ظالمين در پيكار با مؤمنان ، دليل محبوبيّت آنها نزد خداوند نيست .

و لاتهنوا . .. و ليعلم اللّه الّذين امنوا ... و اللّه لايحبّ الظّالمين

بنابر اينكه مراد از ظالمان، همان پيروزمندان جنگ احد باشد، خداوند به مؤمنان يادآور مى شود كه پيروزى مشركان، حاكى از محبّت الهى به ايشان نخواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 141 - 5

5 - جريان اراده الهى در مسائل روانى ، اجتماعى و تاريخى انسان ، از طريق اسباب و علل طبيعى

نداولها بين النّاس . .. و ليمحّص اللّه الّذين امنوا و يمحق الكافرين

خداوند براى خالص كردن مؤمنان - كه مسأله اى روانى است - و نابودى كفار - كه از مسائل اجتماعى و تاريخى است - ، از طريق علل و اسبابى همانند شكست و پيروزى، اراده خويش را اعمال مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 146 - 11

11 - سستى پيكارگران در برابر هجوم حوادث دشوار جنگ ، موجب ناتوانى آنان در برابر دشمن و خواركننده آنان

قاتل معه . .. فما وهنوا لما اصابهم فى سبيل اللّه و ما ضعفوا و ما استكانوا

ترتيب ذكرى «وهن» و «ضعف» و «استكانت»، مى تواند اشاره به ترتيب خارجى آن باشد: يعنى اول سستى و آنگاه ضعف و سپس تسليم و زبونى در برابر دشمن، حاصل خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 3

3 - امداد غيبى خداوند ، در شكست كافران شرك پيشه

و هو خير النّاصرين. سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب بما اشركوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 153 - 10،14،27

10 - تلاش مستمر پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى جلوگيرى از شكست مسلمانان در كارزار احد

و الرّسول يدعوكم فى اخريكم

14 - اندوه مسلمانان از شكست در كارزار احد و پيروز نشدن بر مشركان

فاثابكم غمّا بغمّ

جلمه «فاثابكم»، عطف بر جمله «و لقد عفا عنكم» است و كلمه «باء» در «بغمّ» بدليّه است، و مراد از «غمّا» به دليل

كلمه «اثابكم» كه دلالت بر مرحمت و لطف دارد و نيز به دليل اينكه پس از عفو واقع شده، غم و اندوهى پسنديده است و اين غم پسنديده همان غم پيروزى كافران بر مسلمانان خواهد بود و يا غمّ و اندوه به خاطر پيروى نكردن از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و سست آمدن در رويارويى با دشمن است.

27 - تسلّط خالد بن وليد بر مسلمانان در جنگ احد ، موجب افزايش اندوه آنان از شكست در آن كارزار

امام باقر (ع) درباره «فاثابكم غمّاً بغمّ» فرمود: فامّا الغمّ الاوّل فالهزيمة و القتل و امّا الاخر فاشراف خالد بن الوليد عليهم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 16،26

16 - پندار اينكه خداوند نبايد مسلمانان را مبتلا به شكست كند ، پندارى جاهلانه و باطل

يظنّون باللّه غير الحقّ . .. يقولون هل لنا من الامر من شىء

26 - پيروزى و فتح يا شكست و شهادت مسلمانان ، نشانه حقّانيّت و يا باطل بودن اسلام نيست .

ظنّ الجاهليّة . .. يقولون لو كان لنا من الامر شىء ما قتلنا ههنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 3

3 - شكست در پيكار احد ، زمينه ساز هجوم تبليغاتى كافران و يا منافقان ، عليه اسلام ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان

يا ايّها الّذين امنوا لا تكونوا كالّذين كفروا و قالوا لاخوانهم . .. ما ماتوا و م

كشته شدن عدّه اى از مسلمانان در جنگ احد باعث شده بود كه كافران و يا منافقان، كه با حضور در صحنه احد مخالف بودند، ماجراى احد و كشته هاى فراوان آن را حربه تبليغاتى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار دهند. آنان مى گفتند اگر نظر ما را مى پذيرفتند و همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) خارج نمى شدند، اين حوادث ناگوار پيش نمى آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 165 - 1،2،3،4،5

1 - گلايه برخى مسلمانان از نتايج دردناك نبرد احد و شكست در آن

اولمّا اصابتكم مصيبة . .. قلتم انّى هذا

اين برداشت را روايت مذكور در فيش شماره 12 تأييد مى كند.

2 - ضربه و مصيبت وارده بر كافران در جنگ بدر ، دو برابر مصيبتى كه بر پيكارگران مؤمن در جنگ احد وارد شد .

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

بسيارى از مفسران گفته اند كه مراد از «اصبتم مثليها» (دو چندان مصيبتى كه ديديد، بر كافران وارد كرديد) مصيبتى است كه مؤمنان در پيكار بدر بر مشركان تحميل كردند. اين برداشت را روايت مذكور در فيش شماره 12 تأييد مى كند.

3 - شكست و مصيبت سنگين مسلمانان در پيكار احد ، دور از انتظار ايشان بود .

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

كلمه «انّى» به معناى «من اين» (از كجا و از چه روى) مى باشد و «هذا» اشاره به مصيبت است.

4 - يادآورى خاطره پيروزى مسلمانان در پيكار بدر ، التيام بخش رنج و آثار روحى دردناك شكست نبرد احد

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

جمله «قد اصبتم مثليها»، كه اشاره به پيروزى بزرگ مسلمانان در بدر است، بدان جهت ايراد شده كه با ياد آن خاطره بزرگ، مسلمانان مصيبت احد را در مقايسه با پيروزى بدر كوچك شمرند و در نتيجه، رنج مصيبت احد را ناديده انگارند.

5 - پندار ناصواب برخى پيكارگران احد در تحليل عوامل شكست آن نبرد

انّى هذا قل هو من عند انفسكم

جمله «انّى هذا» به اين مطلب اشاره دارد كه گويا مجاهدان احد علّت شكست آن نبرد را بيرون از عملكرد خويش مى دانستند، كه جمله «من عند انفسكم» ريشه صحيح آن را گوشزد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 166 - 7

7 - رنج ها و شكست هاى جامعه ايمانى ، وسيله آزمايشى براى معلوم نمودن صف مؤمنان استوار از غير ايشان

و ما اصابكم يوم التقى الجمعان فباذن اللّه و ليعلم المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 168 - 4

4 - تلفات سنگين مسلمانان در پيكار احد

و ما اصابكم . .. لو اطاعونا ما قتلوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 179 - 6

6 - سختى ها ، مصيبت ها و جنگ ها ( شكست ها و پيروزى ها ) ، وسايل آزمايش الهى براى بندگان

حتّى يميز الخبيث من الطّيّب

به مقتضاى ارتباط ميان اين آيه و آيات پيشين، از وسايل آزمايش الهى، همان نبردها مشكلات آن است ; چنانچه در نبرد احد پيش آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 188 - 12

12 - كتمان حقايق و ديگر ترفند هاى عالمان اهل كتاب ، آنان را از عذاب دنيا ( ذلّت ، شكست و . . . ) نجات نخواهد داد .

لا تحسبنّ الّذين . .. بمفازة من العذاب

در برداشت فوق، عذاب اوّل، به قرينه تكرار آن، عذاب دنيوى گرفته شده است.

2- آثار اعلام شكست باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 81 - 7

7- اعلام پيروزى قطعى حق بر باطل ، مايه اميد مؤمنان و يأس مشركان و باطل گرايان

و قل جاء الحقّ و زهق البطل إن البطل كان زهوقًا

اعلام صريح بر شكست قطعى باطل، در پى بيان تلاشهاى كافران جهت اخراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) از مكه، مى تواند براى تقويت بنيه روانى مؤمنان و ايجاد يأس در دل مشركان باشد.

3- آثار ايمان به شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 2

2- ايمان به پيروزى راه ايمان و شكست نهايى كافران ، مقتضى صلابت و جديت مؤمنان در نبرد با جبهه كفر

الذين كفروا . .. أضلّ أعملهم ... فإذا لقيتم الذين كفروا فضرب الرقاب

فاء در «فإذا لقيتم» مفيد ترتب و نتيجه است; يعنى، اكنون كه دانستيد تلاش كافران بى ثمر خواهد ماند (أضلّ أعمالهم) و فرجام مؤمنان به صلاح خواهد گراييد (أصلح بالهم) پس دلگرم باشيد و با يقين به پيروزى نبرد كنيد (فإذا لقيتم. .. فضرب الرقاب).

4- آثار شكست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 141 - 1

1 - شكست و پيروزى مؤمنان در جنگ با كافران ، عاملى براى خالص سازى مؤمنان

و تلك الايّام نداولها . .. و ليمحّص اللّه الّذين امنوا

فعل «يمحّص» از مصدر «تمحيص» به معناى خالص كردن از ناخالصيها و نقصهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 17،36

17 - شكست ها و حوادث ناگوار ، موجب ترديد مسلمانان سست انديشه در مورد حقّانيّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و وعده هاى خدا به پيروزى آنان

طائفة . .. يقولون هل لنا من الامر من شىء

36 - حوادث تلخ پيكار احد ، موجب برملا شدن جناح دنياطلب و خودمحور ، از ميان مسلمانان آخرت طلب خداجو

و ليبتلى اللّه ما فى صدوركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 159 - 11

11 - شكست ها و سختى ها ، زمينه ساز پراكندگى جامعه از پيرامون رهبران خود ، و مداراى ايشان با آنان از ميان برنده آن زمينه هاست . *

فبما رحمة من اللّه لنت لهم و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك

با توجّه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين، كه شكست نبرد احد و مشكلات ناشى از آن را مطرح ساخت، مى توان نتيجه گرفت كه شكست و مشكلات آن نبرد، زمينه پراكندگى مسلمانان را از پيرامون رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فراهم ساخت و آنچه در اين ميان مانع از گسيختن مردم از پيرامون پيامبر (صلی الله علیه و آله) شد، خُلق خوش و مداراى آن حضرت با مردم بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 167 - 2

2 - هنگامه هاى دشوار ( شكست ها ، رنج ها و مصيبت ها ) ، ابزارى براى شناسايى جناح منافقان و سست ايمانان ، از مؤمنان واقعى و استوار

و ما اصابكم . .. و ليعلم الّذين نافقوا

5- آثار شكست اصحاب فيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 4،11

4 - شكست اصحاب فيل ، زمينه ساز گرفتار نشدن قريش ، به فقر اقتصادى و گرسنگى فراگير و جان فرسا

ألم تر كيف فعل ربّك بأصحب الفيل . .. لإيلف قريش ... الذى أطعمهم من جوع

نكره بودن «جوع»، بر شدّت آن دلالت دارد.

11 - شكست اصحاب فيل ، ازميان برنده زمينه تهاجم ديگران به مكه و برطرف سازنده ترس شديد قريش از دشمن

و ءامنهم من خوف

نكره بودن «خوف»، بر شدّت آن دلالت دارد.

6- آثار شكست بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 6 - 12

12- روى كرد عمومى بنى اسرائيل به صلاح و شايستگى ، پس از تحمل مجازات افساد خويش و قبول شكست از مردانى جنگاور

لتفسدنّ فى الأرض . .. بعثنا عليكم عبادًا لنا أُولى بأس شديد ... ثمّ رددنا لكم ال

قرينه دو آيه بعد «إن عدتم عدنا» دلالت مى كند بر اينكه بنى اسرائيل پس از شكست خود، متنبه شده اند و براى همين جهت، خداوند هم آنان را امداد كرده است.

7- آثار شكست بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 2

2 - شكست يهود بنى نضير ، نمودى از شكست ناپذيرى و حكمت خداوند

و هو العزيز الحكيم . هو الذى أخرج الذين كفروا

ارتباط اين آيه با ذيل آيه قبل (و هو العزيز الحكيم) بيانگر ارائه نمونه و مصداق، پس از بيان يك حقيقت كلى است.

8- آثار شكست در امتحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 165 - 10

10 - عقوبتهاى الهى در انتظار كسانى است كه در آزمون الهى ناموفق باشند.

ليبلوكم فى ما ءاتيكم إن ربك سريع العقاب

9- آثار شكست در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 141 - 6

6 - شكست و پيروزى در جنگ ، وسيله اى براى نابودى تدريجى كافران

نداولها بين النّاس . .. و ليمحّص اللّه الّذين امنوا و يمحق الكافرين

«محق»، به معنى نابودى تدريجى است. (مجمع البيان).

10- آثار شكست در جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 25

25 - شهادت برخى از پيكارگران احد و شكست در آن كارزار ، موجب ترديد مسلمانان سست انديشه

يقولون لو كان لنا من الامر شىء ما قتلنا ههنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 3

3 - شكست در پيكار احد ، زمينه ساز هجوم تبليغاتى كافران و يا منافقان ، عليه اسلام ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان

يا ايّها الّذين امنوا لا تكونوا كالّذين كفروا و قالوا لاخوانهم . .. ما ماتوا و م

كشته شدن عدّه اى از مسلمانان در جنگ احد باعث شده بود كه كافران و يا منافقان، كه با حضور در صحنه احد مخالف بودند، ماجراى احد و كشته هاى فراوان آن را حربه تبليغاتى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار دهند. آنان مى گفتند اگر نظر ما را مى پذيرفتند و همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) خارج نمى شدند، اين حوادث ناگوار پيش نمى آمد.

11- آثار شكست در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 10 - 31

31 - ترديد در عالمانه و حكيمانه بودن احكام دين و انطباق آن با مصالح واقعى بشر ، از عوامل عدم پايبندى به آن *

ذلكم حكم اللّه . .. و اللّه عليم حكيم

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه پس از بيان حكم الهى، براى تأكيد بيشتر بر اهميت اين حكم و پايبندى مؤمنان به آن، موضوع علم و حكمت صادركننده آن حكم تذكر داده شده است.

12- آثار شكست دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 5،10

5- اهتمام به گرفتن اسير در ميدان جنگ ، قبل از متلاشى ساختن دشمن ، كارى نادرست و مخالف اصول جنگ

فضرب الرقاب حتّى إذا أثخنتموهم فشدّوا الوثاق

از آيه شريفه استفاده مى شود كه خداوند، به سپاه اسلام شيوه و قانون جنگ و نكاتى را كه موجب قوت و پيروزى آنان مى شود آموخته است و به آنان تذكر داده كه مبادا، به هواى گرفتن اسير خود را به شكست بكشانند.

10- عدم جواز كشتن دشمن ، پس از زمين گير شدن و قدرت نداشتن او بر دفاع *

فضرب الرقاب حتّى إذا أثخنتموهم

مفهوم «حتّى إذا أثخنتموهم»، ممكن است اين باشد كه پس از زمين گير شدن دشمن و ناتوانى وى بر دفاع از خويش، كشتن او (ضرب الرقاب) لازم نيست; بلكه موقع اسير گرفتن او «شدّوا الوثاق» است.

13- آثار شكست روميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 4 - 7،8

7 - شكست روميان ، حادثه اى حزن انگيز براى مؤمنان صدر اسلام بود .

غلبت الروم . .. و يومئذ يفرح المؤمنون

احتمال دارد كه شادمانى مسلمانان، به خاطر اين باشد كه مسلمانان مكه، از شكست روميان، به عنوان جبهه جناح مؤمنان، اندوهگين شده بودند و خداوند به آنان اعلام مى كند كه اندوه شان بر طرف خواهد شد.

8 - شكست و پيروزى روم ، امرى سرنوشت ساز براى مؤمنان و مشركان عصر بعثت بوده است .

و يومئذ يفرح المؤمنون

بيان شكست روميان مسيحى در برابر ايرانيان و نيز پيشگويى شكست ايرانيان از روميان و سرور و فرح مؤمنان از پيروزى روميان، حكايت از اين مى كند كه چنين تحولاتى براى گروه هاى ياد شده، مهم و سرنوشت ساز بوده است.

14- آثار شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 40 - 3

3 - شكست كافران و مشركان در پيكار با اسلام و مسلمانان ، جلوه عذاب الهى

من يأتيه عذاب يخزيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 6،19

6- اسيركردن نيرو هاى دشمن در ميدان جنگ ، امرى مجاز پس از متلاشى كردن سپاه كفر و زمين گير ساختن آنان

حتّى إذا أثخنتموهم فشدّوا الوثاق

19- امت اسلامى ، موظّف به نبرد بى امان با جبهه كفر تا فرونشاندن شعله هاى شرارت آنان

فشدّوا الوثاق . .. حتّى تضع الحرب أوزارها

خطاب آيه، مى تواند به امت اسلامى در همه زمان ها باشد; يعنى، هرگاه جبهه كفر با اسلام به ستيز برخاست، مسلمانان موظف اند تا مرحله خلع سلاح جبهه كفر به مبارزه ادامه دهند. اين مطلب از ملاك هايى كه آيه به دست داده است (أثخنتموهم ... تضع الحرب) استفاده مى شود.

15- آثار شكست مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 40 - 3

3 - شكست كافران و مشركان در پيكار با اسلام و مسلمانان ، جلوه عذاب الهى

من يأتيه عذاب يخزيه

16- آرزوى شكست اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 28 - 3

3 - كافران ، در آرزوى مرگ پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و شكست اسلام به سر مى بردند .

قل أرءيتم إن أهلكنى اللّه و من معى

مفسران (صاحب مجمع البيان، تفسير كبير و. ..) نوشته اند: اين آيه و آيات مشابه آن (مانند آيه 30 سوره «طور» و آيه 12 سوره «فتح»)، اشاره به اين حقيقت تاريخى دارد كه كافران و مشركان، پيوسته در آرزوى مرگ پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان و در نتيجه شكست كامل اسلام، به سر مى بردند.

17- آرزوى شكست محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 3

3 - كافران ، در آرزوى نابودى و شكست پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سر مى بردند .

الذين كفروا ليزلقونك بأبصرهم لمّا سمعوا الذكر

18- آرزوى شكست محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 51 - 3

3 - كافران ، در آرزوى نابودى و شكست پيامبر (صلی الله علیه و آله) به سر مى بردند .

الذين كفروا ليزلقونك بأبصرهم لمّا سمعوا الذكر

19- آرزوى شكست مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 14 - 6،19

6 - آرزوى ناكامى براى جامعه ايمانى ، عامل بدبختى اخروى منافقان

و تربّصتم

19 - آرزوى ناكامى براى جامعه ايمانى ، ترديد در باور هاى دينى ، فريفتگى به آرزو هاى باطل و مظاهر دنيا و غفلت از خداوند ، از اوصاف منافقان و از نشانه هاى نفاق

و غرّكم باللّه الغرور

20- ادعاى شكست محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 8 - 5

5 - سردمدار منافقين ( عبداللّه بن أُبىّ ) ، خود را عزيز و پيروزمند و پيامبر (صلی الله علیه و آله) را ذليل و شكست خورده مى پنداشت .

ليخرجنّ الأعزّ منها الأذلّ

21- ادعاى شكست ناپذيرى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 5 - 1

1 - رفتار برخى از انسان ها ، بسان كسى است كه خود را شكست ناپذير و تواناترين موجود مى پندارد .

أيحسب أن لن يقدر عليه أحد

فاعل «يحسب» ضميرى است كه به «الإنسان» در آيه قبل برمى گردد و به قرينه آيات بعد، روى سخن با مؤمنان حقيقى نيست; بلكه كافران و يا آنها و منافقان مورد نظر هستند. بنابراين بايد گفت: عموم «الإنسان»، يا عموم عرفى است و مراد

بيشتر مردمى است كه در زمان نزول اين آيات، در مكه بوده و از زمره مؤمنان حقيقى نبودند و يا ارجاع ضمير به آن، به صورت استخدام بوده و تنها بخشى از افرادِ مرجع ضمير، مقصود هستند.

22- اطمينان به شكست محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 44 - 2

2 - احساس اطمينان مشركان صدراسلام نسبت به پيروزى جمع متحد خويش بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

أم يقولون نحن جميع منتصر

23- اطمينان به شكست موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 65 - 6

6 - ساحران فرعون ، شكست موسى ( ع ) را در صورت اقدام او به سِحر ، حتمى ديده و نيازى به وارد عمل شدن خود احساس نمى كردند . *

إمّا أن تلقى و إمّا أن نكون أوّل من ألقى

ساحران دو شق تخيير را، به گونه اى بيان كردند كه گويا اگر موسى(ع) ابزار سحر خود را بيفكند، كار او تمام است و ناتوانى او بر همگان روشن خواهد شد و تنها در صورتى كه آنها دست به كار شوند، نوبت «اول» و «دوم» معنا پيدا مى كند از اين رو وصف «أوّل من ألقى» را در باره موسى(ع) به كار نبردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 39 - 2

2 - اطمينان فرعون و درباريان او به غلبه ساحران كارآزموده بر موسى ( ع )

و قيل للناس هل أنتم مجتمعون

دعوت از مردم، مى تواند نشانگر اطمينان فرعونيان به پيروزى ساحران باشد. گفتنى است كه تعابيرى چون: «لعلّنا» و «إن كانوا» - كه بيانگر نوعى ترديد بوده و در آيه بعدى آمده است - شگردى تبليغى براى تهييج ساحران بود تا آنان توان خويش را در اين راه به كار گيرند.

24- اطمينان به شكست مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 44 - 2

2 - احساس اطمينان مشركان صدراسلام نسبت به پيروزى جمع متحد خويش بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

أم يقولون نحن جميع منتصر

25- اعلام شكست باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 81 - 1،8

1- فرمان خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى اعلام غلبه حتمى حق و اضمحلال قطعى باطل ، به مشركان مكه

و قل جاء الحقّ و زهق البطل

8- تبليغ و اعلان ناپايدارى و شكست پذيرى جريان باطل ، روشى براى بازداشتن مردم از روى كرد به باطل و تلاشى جهت مبارزه با آن

و قل جاء الحقّ و زهق البطل إن البطل كان زهوقًا

تعليل شكست قطعى باطل، به اينكه ماهيت باطل شكست پذير است، مى تواند به منظور نكته ياد شده باشد.

26- امتحان با شكست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 22

22 - شكست پيكارگران احد ، آزمايش الهى براى آنان

ثم صرفكم عنهم ليبتليكم

«صرفكم عنهم» يعنى شما را از تعقيب دشمنِ درگير منصرف ساخت و لازمه اين انصراف، شكست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 16

16 - پندار اينكه خداوند نبايد مسلمانان را مبتلا به شكست كند ، پندارى جاهلانه و باطل

يظنّون باللّه غير الحقّ . .. يقولون هل لنا من الامر من شىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 166 - 7

7 - رنج ها و شكست هاى جامعه ايمانى ، وسيله آزمايشى براى معلوم نمودن صف مؤمنان استوار از غير ايشان

و ما اصابكم يوم التقى الجمعان فباذن اللّه و ليعلم المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 179 - 6

6 - سختى ها ، مصيبت ها و جنگ ها ( شكست ها و پيروزى ها ) ، وسايل آزمايش الهى براى بندگان

حتّى يميز الخبيث من الطّيّب

به مقتضاى ارتباط ميان اين آيه و آيات پيشين، از وسايل آزمايش الهى، همان نبردها مشكلات آن است ; چنانچه در نبرد احد پيش آمد.

27- انتظار شكست اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 135 - 7

7- كافران صدراسلام در انتظار شكست و نابودى اسلام بودند .

قل كلّ متربّص فتربّصوا فستعلمون

28- انتظار شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 175 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به صبر و انتظار در خصوص شكست كافران معاند و عذاب شدن آنان

فتولّ عنهم . .. و أبصرهم

توصيه به نظاره كردن بر احوال كافران معاند - پس از توصيه به بى اعتنايى به آنان (فتولّ عنهم . ..) - در حقيقت سفارش به صبر و انتظار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 179 - 3

3 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به صبر و انتظار در خصوص شكست كافران معاند و عذاب شدن آنان

و تولّ عنهم . .. و أبصر

توصيه به نظاره كردن بر احوال كافران معاند، پس از سفارش به بى اعتنايى به آنان (و تولّ عنهم) در حقيقت، توصيه به صبر و انتظار است.

29- انذار از شكست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 5 - 4

4 - خداوند ، جبهه مخالف اسلام را به شكست ذلت بار هشدار داد .

إنّ الذين يحادّون اللّه و رسوله كبتوا

30- اهميت شكست دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 16

16- لزوم حفظ حالت جنگى و تهاجم بر دشمن ، براى كشتن و اسير گرفتن تا زمان فرو نشستن شعله هاى نبرد

حتّى تضع الحرب أوزارها

مى توان گفت: «حتّى تضع. ..» غايت براى مجموع پيام آيه است كه عبارت بود از يورش بر دشمن، براى نابود ساختن و اسير گرفتن آنان.

31- بشارت شكست باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 17

17- نويد خداوند به پيروزى حق و استقرار آن در زمين و شكست باطل و رخت بر بستن آن

فأما الزبد فيذهب جفاءً و أما ما ينفع الناس فيمكث فى الأرض

32- بشارت شكست بدگويان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 11 - 7

7 - نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر شكست قريب الوقوع تكذيب كنندگان و بدگويان

و مهّلهم قليلاً

33- بشارت شكست دشمنان اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 21 - 4

4 - خداوند ، مسلمانان صدراسلام را به پيروزى حتمى و شكست جبهه دشمن ، نويد داد .

كتب اللّه لأغلبنّ أنا و رسلى

34- بشارت شكست رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 11 - 4

4 - بشارت و نويد خداوند به شكست سران كفر و شرك و پيروزى مسلمانان در دوران بعثت

جند ما هنالك مهزوم من الأحزاب

35- بشارت شكست رهبران كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 11 - 4

4 - بشارت و نويد خداوند به شكست سران كفر و شرك و پيروزى مسلمانان در دوران بعثت

جند ما هنالك مهزوم من الأحزاب

36- بشارت شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 5

5 - نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر دگرگون ساختن وضع مكه و غلبه دادن توحيد و ايمان بر شرك و كفر ( به هنگام بازگرداندن مجدد وى به آن شهر )

لرادّك إلى معاد

«معاد» در آيه، نكره موصوفه است كه صفت آن حذف شده و تقدير آن چنين است: «لرادُّك إلى معاد غير ما هو الآن; ترا به شهرى بازمى گرداند كه وضع آن غير از وضعى باشد كه الآن دارد». بنابراين تعبير ياد شده به بازگشت فاتحانه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مكه و دگرگون شدن اوضاع آن شهر با ورود آن حضرت اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 5 - 1

1 - بشارت به پيروزى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) بر كافران

فستبصر

آيه شريفه، بشارت و تهديد است; بشارت پيروزى پيامبراسلام (فستبصر) و تهديد كافران به شكست و نابودى (و يبصرون).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 16 - 2

2 - پيشگويى قرآن و بشارت خداوند به شكست خفّت بار كافران تكذيب گر

سنسمه على الخرطوم

برخى از مفسران، بر اين عقيده اند كه آيه شريفه درصدد پيشگويى و بشارت به شكست ذلّت بار كافران در جنگ هاى آتى است.

37- بشارت شكست مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 85 - 5

5 - نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر دگرگون ساختن وضع مكه و غلبه دادن توحيد و ايمان بر شرك و كفر ( به هنگام بازگرداندن مجدد وى به آن شهر )

لرادّك إلى معاد

«معاد» در آيه، نكره موصوفه است كه صفت آن حذف شده و تقدير آن چنين است: «لرادُّك إلى معاد غير ما هو الآن; ترا به شهرى بازمى گرداند كه وضع آن غير از وضعى باشد كه الآن دارد». بنابراين تعبير ياد شده به بازگشت فاتحانه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به مكه و دگرگون شدن اوضاع آن شهر با ورود آن حضرت اشاره دارد.

38- بشارت شكست مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 16 - 2

2 - پيشگويى قرآن و بشارت خداوند به شكست خفّت بار كافران تكذيب گر

سنسمه على الخرطوم

برخى از مفسران، بر اين عقيده اند كه آيه شريفه درصدد پيشگويى و بشارت به شكست ذلّت بار كافران در جنگ هاى آتى است.

39- بشارت شكست مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 11 - 7

7 - نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر شكست قريب الوقوع تكذيب كنندگان و بدگويان

و مهّلهم قليلاً

40- پيشگويى شكست بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 12 - 6

6 - خبردادن خداوند ، از شكست حتمى يهود و برخوردار نشدن آنان از هيچ امداد

ثمّ لاينصرون

41- پيشگويى شكست رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 11 - 1

1 - پيشگويى خداوند از شكست سران كفر و شرك در برابر سپاه اسلام

جند ما هنالك مهزوم من الأحزاب

بيشتر مفسران بر اين عقيده اند كه آيه شريفه، در مقام پيشگويى از آينده سران كفر و شرك است، آنانى كه در مكه در اكثريت بودند و قدرت را در دست داشتند و در حالى كه مسلمانان در اقليت و ضعف قرار داشتند. ازاين رو خداوند از شكست كافران در جنگ هاى بدر، احزاب، حنين و يا فتح مكه خبر مى دهد.

42- پيشگويى شكست رهبران كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 11 - 1

1 - پيشگويى خداوند از شكست سران كفر و شرك در برابر سپاه اسلام

جند ما هنالك مهزوم من الأحزاب

بيشتر مفسران بر اين عقيده اند كه آيه شريفه، در مقام پيشگويى از آينده سران كفر و شرك است، آنانى كه در مكه در اكثريت بودند و قدرت را در دست داشتند و در حالى كه مسلمانان در اقليت و ضعف قرار داشتند. ازاين رو خداوند از شكست كافران در جنگ هاى بدر، احزاب، حنين و يا فتح مكه خبر مى دهد.

43- پيشگويى شكست فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 61 - 10

10 - موسى ( ع ) با توجه به افترا هاى فرعونيان بر خداوند ، به آنان هشدار داد و شكست و ناكامى را براى آنان پيش بينى كرد .

ويلكم لاتفتروا على اللّه . .. و قد خاب من افترى

44- پيشگويى شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 175 - 4

4 - اخبار خداوند به شكست و عذاب قريب الوقوع كافران و مشركان معاند و مشاهده شدن آن براى آنان

فتولّ عنهم حتّى حين . و أبصرهم فسوف يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 179 - 4

4 - اخبار خداوند به شكست و عذاب قريب الوقوع كافران و مشركان معاند و مشاهده شدن آن براى آنان

و تولّ عنهم حتّى حين . و أبصر فسوف يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 16 - 2

2 - پيشگويى قرآن و بشارت خداوند به شكست خفّت بار كافران تكذيب گر

سنسمه على الخرطوم

برخى از مفسران، بر اين عقيده اند كه آيه شريفه درصدد پيشگويى و بشارت به شكست ذلّت بار كافران در جنگ هاى آتى است.

45- پيشگويى شكست مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 175 - 4

4 - اخبار خداوند به شكست و عذاب قريب الوقوع كافران و مشركان معاند و مشاهده شدن آن براى آنان

فتولّ عنهم حتّى حين . و أبصرهم فسوف يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 179 - 4

4 - اخبار خداوند به شكست و عذاب قريب الوقوع كافران و مشركان معاند و مشاهده شدن آن براى آنان

و تولّ عنهم حتّى حين . و أبصر فسوف يبصرون

46- پيشگويى شكست مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 16 - 2

2 - پيشگويى قرآن و بشارت خداوند به شكست خفّت بار كافران تكذيب گر

سنسمه على الخرطوم

برخى از مفسران، بر اين عقيده اند كه آيه شريفه درصدد پيشگويى و بشارت به شكست ذلّت بار كافران در جنگ هاى آتى است.

47- تبليغ شكست باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 81 - 8

8- تبليغ و اعلان ناپايدارى و شكست پذيرى جريان باطل ، روشى براى بازداشتن مردم از روى كرد به باطل و تلاشى جهت مبارزه با آن

و قل جاء الحقّ و زهق البطل إن البطل كان زهوقًا

تعليل شكست قطعى باطل، به اينكه ماهيت باطل شكست پذير است، مى تواند به منظور نكته ياد شده باشد.

48- ترس از شكست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 52 - 13

13 - داشتن پناهگاهى امن در صورت شكست اسلام ، انگيزه دوستى مسلمانان بيمار دل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) با يهود و نصارا و پذيرش ولايت آنان

يقولون نخشى ان تصيبنا دائرة

49- تعجيل در شكست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 176 - 2

2 - سرزنش شدن مشركان و كافران معاند از سوى خداوند ، به جهت شتاب آنان در نزول عذاب و شكست

أفبعذابنا يستعجلون

50- تهديد به شكست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 88 - 3

3 - كافران و مشركان ، به عذاب و شكست تهديد شدند .

و لتعلمنّ نبأه بعد حين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 37 - 8

8 - دلدارى خداوند به مؤمنان و تهديد كافران و مشركان حق گريز به انتقام و شكست

أليس اللّه بعزيز ذى انتقام

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه ذيل آيه شريفه - كه از عزت و انتقام خداوند سخن گفته - داراى لحن تهديدآميز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 8 - 7

7 - تهديد منافقان به شكست ذلت بار از سوى خداوند

ليخرجنّ الأعزّ . .. و للّه العزّة و لرسوله و للمؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 5 - 2

2 - تهديد خداوند به شكست كافران ، در جنگ با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان

و يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 11 - 1

1 - مرفهان تكذيب گر از سوى خداوند ، به عذاب و شكست تهديد شدند .

و ذرنى و المكذّبين

تعبير (مرا با تكذيب گران واگذار) تعبيرى تهديدآميز است. تهديد الهى هم ممكن است، ناظر به شكست كافران در جنگ ها باشد و هم عذاب اخروى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 11 - 1،2

1 - تهديد شدن وليدبن مغيره به عذاب و شكست ، از سوى خداوند

ذرنى و من خلقت وحيدًا

مطابق نظر مفسّران، اين آيه تا آيه 25 درباره وليدبن مغيره (يكى از سران مكه) نازل شده است (مجمع البيان). گفتنى است كلمه «وحيداً» در اين برداشت، حال براى «يا» در «ذرنى» است و عبارت «ذرنى و من خلقت وحيداً» (مرا تنها بگذار با آن كس كه خلقش كردم) و مانند آن، براى تهديد مى باشد.

2 - سران كفر و شرك ، مورد تهديد خداوند به عذاب و شكست

ذرنى و من خلقت وحيدًا

51- تهديد به شكست ذلت بار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 40 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) كافران و مشركان معاند را به مقابله فرا خواند و به شكست ذلت بار ( چون شكست روز بدر ) تهديد كرد .

من يأتيه عذاب يخزيه

بيشتر مفسران بر اين ديدگاه اند كه مقصود از عذاب خواركننده در دنيا، شكست كافران و مشركان معاند در جنگ ها (همچون جنگ بدر) است.

52- حتميت شكست باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 21 - 2

2 - غلبه حق بر باطل ، قانون مكتوب الهى است .

كتب اللّه لأغلبنّ أنا و رسلى

53- حتميت شكست حق ستيزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 81 - 12

12 - شكست نهايى در جنگ بين حق و باطل ، سرنوشت محتوم حق ستيزان و باطل مداران مفسد است .

إن اللّه سيبطله إن اللّه لايصلح عمل المفسدين

54- حتميت شكست دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 1 - 2

2 - با رسيدن نصرت الهى ، پيروزى بر دشمن قطعى است .

إذا جاء نصر اللّه و الفتح

55- حتميت شكست دشمنان اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 20 - 7

7 - خداوند ، جبهه مخالف اسلام ( منافقان و عموم دشمنان خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ) را به شكست حتمى و ذلت بار هشدار داد .

إنّ الذين يحادّون . .. أُولئك فى الأذلّين

56- حتميت شكست دشمنان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 20 - 7

7 - خداوند ، جبهه مخالف اسلام ( منافقان و عموم دشمنان خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ) را به شكست حتمى و ذلت بار هشدار داد .

إنّ الذين يحادّون . .. أُولئك فى الأذلّين

57- حتميت شكست دشمنان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 20 - 7

7 - خداوند ، جبهه مخالف اسلام ( منافقان و عموم دشمنان خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ) را به شكست حتمى و ذلت بار هشدار داد .

إنّ الذين يحادّون . .. أُولئك فى الأذلّين

58- حتميت شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 1 - 1

1- تلاش هاى كافران ، در منحرف ساختن جامعه بشرى از راه خدا ، محكوم به شكست حتمى و نهايى است .

الذين كفروا و صدّوا عن سبيل اللّه أضلّ أعملهم

«أعمالهم» نظر به تلاش هاى كفرآميز و انحراف انگيز كافران دارد كه از واژه «صدّوا» استفاده مى شود. شكست حتمى و نهايى از آن جهت برداشت مى شود كه گوينده «أضلّ» خداوند است و اگر كافران در ظاهر پيشرفت هايى هم داشته باشند، در نهايت محكوم به شكست اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 3 - 6

6 - تأكيد خداوند ، بر پيروزى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ناكامى كافران تكذيب گر

و كذّبوا . .. و كلّ أمر مستقرّ

بيان كلى خداوند در تحقق و استقرار برنامه هاى از پيش تعيين شده، در حقيقت نويدى به مؤمنان و تهديدى به كافران است كه رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) سرانجام تثبيت خواهد شد و تكذيب گران كارى از پيش نخواهند برد.

59- حتميت شكست مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 81 - 12

12 - شكست نهايى در جنگ بين حق و باطل ، سرنوشت محتوم حق ستيزان و باطل مداران مفسد است .

إن اللّه سيبطله إن اللّه لايصلح عمل المفسدين

60- حتميت شكست منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 20 - 7

7 - خداوند ، جبهه مخالف اسلام ( منافقان و عموم دشمنان خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ) را به شكست حتمى و ذلت بار هشدار داد .

إنّ الذين يحادّون . .. أُولئك فى الأذلّين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 8 - 10

10 - تضمين عزت و پيروزى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، از سوى خداوند در قبال توطئه هاى منافقان

ليخرجنّ الأعزّ . .. و للّه العزّة و لرسوله و للمؤمنين

61- خدا و شكست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 60 - 4

4 - خداوند ، مغلوب كسى يا چيزى واقع نمى شود .

و ما نحن بمسبوقين

62- رؤيت شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 175 - 2

2 - قابل درك و مشاهده بودن نشانه هاى شكست و نابودى كافران و مشركان معاند براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أبصرهم

برداشت ياد شده از آن جا است كه توصيه به دقت كردن در وضعيت كافران، مربوط به زمان بعد از شكست و عذاب نيست; بلكه به زمان قبل از آن ارتباط دارد. بنابراين پيش از شكست و يا نزول عذاب، آثار آن براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) قابل رؤيت و درك بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 179 - 2

2 - قابل درك و مشاهده بودن نشانه هاى شكست و نابودى كافران و مشركان معاند براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أبصر

برداشت ياد شده از آن جا است كه توصيه به دقت كردن در وضعيت كافران، مربوط به زمان بعد از شكست و عذاب نيست; بلكه به زمان قبل از آن ارتباط دارد. بنابراين پيش از شكست ويا نزول عذاب، آثار آن براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) قابل مشاهده و درك بود.

63- رؤيت شكست مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 175 - 2

2 - قابل درك و مشاهده بودن نشانه هاى شكست و نابودى كافران و مشركان معاند براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أبصرهم

برداشت ياد شده از آن جا است كه توصيه به دقت كردن در وضعيت كافران، مربوط به زمان بعد از شكست و عذاب نيست; بلكه به زمان قبل از آن ارتباط دارد. بنابراين پيش از شكست و يا نزول عذاب، آثار آن براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) قابل رؤيت و درك بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 179 - 2

2 - قابل درك و مشاهده بودن نشانه هاى شكست و نابودى كافران و مشركان معاند براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و أبصر

برداشت ياد شده از آن جا است كه توصيه به دقت كردن در وضعيت كافران، مربوط به زمان بعد از شكست و عذاب نيست; بلكه به زمان قبل از آن ارتباط دارد. بنابراين پيش از شكست ويا نزول عذاب، آثار آن براى پيامبر(صلی الله علیه و آله) قابل مشاهده و درك بود.

64- زمينه شكست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 56 - 8

8 - ناكامى و شكست ، سرنوشت حتمى پذيرندگان ولايت يهود ، نصارا و ديگر كافران

و من يتول اللّه و رسوله و الذين ءامنوا فان حزب اللّه هم الغلبون

حصر در جمله «فان حزب اللّه . ..» مى تواند ناظر به پندار غلط كسانى باشد كه براى مصون ماندن از شكست احتمالى مسلمانان (نخشى ان تصيبنا دائرة) در صدد ايجاد روابط دوستى و ولايى با كافران بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 12

12- صبر و تقوا ، دو شرط اساسى براى پيروزى نهايى بر كافران و نايل شدن به فرجامى نيكوست .

فاصبر إن العقبة للمتقين

65- زمينه شكست باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 18 - 5

5- نابودى باطل و انديشه هاى نادرست ، در گرو حضور اهل حق در ميدان مبارزه با باطل است .

بل نقذف بالحقّ على البطل فيدمغه

«باء» در «بالحقّ» براى استعانت است. براين اساس معناى آيه چنين مى شود: «ما به كمك حق بر باطل مى كوبيم و نابودش مى سازيم». اين معنا مى رساند كه حق بايد در صحنه كارزار با باطل، حضور داشته باشد تا به وسيله آن بتوان باطل و انديشه هاى نادرست را نابود كرد. گفتنى است خداوند نابود ساختن باطل را به خود نسبت نداده; بلكه حق را نابود كننده باطل دانسته است (فيدمغه)، اين نكته مؤيد همين برداشت است.

66- زمينه شكست بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 7 - 7

7- فسادانگيزى و بدكردارى بنى اسرائيل ، زمينه ساز شكست و نابودى آنان

بعثنا عليكم عبادًا لنا . .. و إن أسأتم فلها فإذا جاء وعد الأخرة ليسئوا وجوهكم

جمله «إن أسأتم» مى تواند تبيين كننده علت شكست نخستين و سركوب شدن بعدى بنى اسرائيل باشد; يعنى، شكستهاى آنان نمونه و مصداقى از نتيجه بديهاى آنهاست.

67- زمينه شكست در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 14

14 - اسير گرفتن از دشمن قبل از سركوبى كامل آنان ، زمينه ساز شكست و خلاف حكمت و مصلحت

ما كان لنبى . .. و اللّه عزيز حكيم

تذكر به عزت و حكمت خداوند پس از نهى وى از اسير گرفتن قبل از تحكيم موقعيت، اشاره به اين حقيقت دارد كه تخلف از آن نهى خلاف مصلحت و زمينه ساز شكست مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 68 - 5،6

5 - گرفتن اسير در جنگ بدر مقتضى شكست مسلمانان در آن نبرد

لو لا كتب من اللّه سبق لمسكم فيما أخذتم عذاب عظيم

برخى برآنند كه مراد از «عذاب عظيم» شكست از دشمن در كارزار بدر است و مقصود از «كتب من اللّه . .. » وعده پيروزى است كه خداوند پيش از وقوع جنگ بدر مسلمانان را به آن بشارت داد. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: اگر وعده الهى به پيروزى شما (رزمندگان بدر) نبود، به سبب گرفتن اسير پيش از سركوبى كامل دشمن به شكست سختى گرفتار مى شديد. (برگرفته شده از روح المعانى).

6 - تقدير و قضاى الهى بر پيروزى مسلمانان در جنگ بدر ، مانع شكست مسلمانان ، على رغم تحقق مقتضى آن ( گرفتن اسير پيش از سركوبى كامل دشمن )

لو لا كتب . .. عذاب عظيم

68- زمينه شكست دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 13 - 7

7 - ايمان به خدا و جهاد با مال و جان در راه او ، مايه جلب نصرت الهى و شكست سريع جبهه دشمن

تؤمنون باللّه . .. و تجهدون ... و أُخرى تحبّونها

69- زمينه شكست فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 6 - 3

3 - آگاهى قبلى فرعون از خطرساز بودن بنى اسرائيل براى حكومت و نظام سركوبگر وى

و نرى فرعون و هم-ن و جنودهما منهم ما كانوا يحذرون

70- زمينه شكست فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 64 - 2

2 - اختلاف و تشتت فرعونيان پس از سخنان موسى ( ع ) ، خطرى جدى و زمينه ساز تضعيف جبهه آنان ، در ميدان مقابله بود .

ويلكم . .. قالوا ... فأجمعوا كيدكم ثمّ ائتوا صفًّا

آيات ياد شده، جملگى نشانگر تلاش جدى فرعونيان براى حفظ اتحاد خود در برابر موسى(ع) است و از زاويه ديگر، حكايت از خطرى دارد كه به خاطر بروز اختلاف، آنان را تهديد مى كرده است.

71- زمينه شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 17

17 - نقش مهم هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در فروشكستن صولت و شعار كفر و اعتلا يافتن كلمة اللّه

فقد نصره اللّه إذ أخرجه . .. و جعل كلمة الذين كفروا السفلى و كلمة اللّه هى العلي

72- زمينه شكست كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 17

17 - نقش مهم هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در فروشكستن صولت و شعار كفر و اعتلا يافتن كلمة اللّه

فقد نصره اللّه إذ أخرجه . .. و جعل كلمة الذين كفروا السفلى و كلمة اللّه هى العلي

73- زمينه شكست مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 68 - 5

5 - گرفتن اسير در جنگ بدر مقتضى شكست مسلمانان در آن نبرد

لو لا كتب من اللّه سبق لمسكم فيما أخذتم عذاب عظيم

برخى برآنند كه مراد از «عذاب عظيم» شكست از دشمن در كارزار بدر است و مقصود از «كتب من اللّه . .. » وعده پيروزى است كه خداوند پيش از وقوع جنگ بدر مسلمانان را به آن بشارت داد. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: اگر وعده الهى به پيروزى شما (رزمندگان بدر) نبود، به سبب گرفتن اسير پيش از سركوبى كامل دشمن به شكست سختى گرفتار مى شديد. (برگرفته شده از روح المعانى).

74- سختى شكست بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 9

9 - شكست و تبعيد يهود بنى نضير ، امرى دشوار و دور از انتظار براى مسلمانان

ما ظننتم أن يخرجوا

75- سنت شكست دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 23 - 1

1 - پيروزى جبهه مؤمنان راستين و مقاوم و شكست دشمنان آنان ، سنت هميشگى خداوند

سنّة اللّه الّتى قد خلت من قبل

سنّت در اين آيه، نظر به آيه قبل دارد كه درباره پيروزمندى مؤمنان بر كافران است.

76- شكست ابو لهب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مسد - 111 - 1 - 4،8

4 - ابولهب ، در رويارويى با اسلام ، ناكام ماند و دستش از رسيدن به مقصود ، كوتاه شد .

تبّت يدا أبى لهب و تبّ

استفاده از فعل ماضى در دعا و نفرين، براى حتمى دانستن آن است. برخى گفته اند: «تبّت» نفرين است و «تبّ» خبر. در اين صورت برداشت ياد شده، وضوح بيشترى مى يابد.

8 - شكست خوردن ابولهب و بى ثمر بودن تلاش هاى او در برابر اسلام ، از پيشگويى هاى قرآن

تبّت يدا أبى لهب و تبّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مسد - 111 - 2 - 3

3 - ثروت ابولهب و جاه و مقامى كه كسب كرده بود ، او را از گرفتارى به هلاكت و ناكامى در تلاش هايش ، رهايى نبخشيد .

تبّت يدا أبى لهب و تبّ . ما أغنى عنه ماله و ما كسب

«أغنى عنه»; يعنى، منصرف ساخت و بازگرداند از او (برگرفته از نهايه ابن اثير). به قرينه آيه قبل و بعد، مراد بازداشتن از هلاكت و آتش جهنم است.

77- شكست احزاب صدراسلام در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 10 - 3

3 - ائتلاف احزاب مختلف و لشگركشى آنان عليه مسلمانان مدينه و شكست شان ، شايسته يادآورى است .

إذ جاءوكم من فوقكم و من أسفل منكم

«إذ جاءوكم» عطف بر «إذ جاتكم» در آيه پيش و متعلق فعل «اُذكروا» در همان آيه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 20 - 2

2 - منافقان مدينه ، حتى پس از هزيمت احزاب متّحد و عزيمت شان از اطراف مدينه ، گمان مى كردند كه آنان نرفته اند .

يحسبون الأحزاب لم يذهبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 25 - 1،3،6،12

1 - پراكنده شدن احزاب متّحد از اطراف مدينه ، به دست خداوند بود .

و ردّ اللّه الذين كفروا

3 - احزاب متّحد ، در حالى از محاصره مدينه نااميد و پراكنده شدند كه آكنده از خشم بودند .

و ردّ اللّه الذين كفروا بغيظهم

«باء» در «بغيظ» براى ملابسه است و «بغيظهم» حال براى موصول «الذين كفروا» است.

6 - آكنده شدن احزاب متّحد از خشم و غضب ، معلول ناكامى آنان در تلاش شان بود .

و ردّ اللّه الذين كفروا بغيظهم لم ينالوا خيرًا

«لم ينالوا خيراً» مى تواند حال براى «الذين كفروا» باشد و احتمال دارد كه براى بيان «بغيظهم» باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است.

12 - توان مندى خداوند ، منشأ فراهم آمدن زمينه پراكنده شدن احزاب متّحد از اطراف مدينه

و ردّ اللّه الذين كفروا . .. و كان اللّه قويًّا

«و كان اللّه. ..» به منزله تعليل براى جمله «و ردّ اللّه الذين كفروا» است.

78- شكست اديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 33 - 7،8

7 - تاريخ بشريت ، در آينده ، شاهد شكست تمامى اديان و پيروزى و حاكميت دين اسلام خواهد بود .

هو الذى أرسل رسوله . .. ليظهره على الدين كله

خداوند در آيه فوق از پيروزى قطعى اسلام بر تمام اديان جهان، خبر داده و پيشگويى كرد و چون چنين چيزى در دوران رسالت پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) اتفاق نيفتاد به دست مى آيد كه اين پيروزى مربوط به آينده تاريخ بشريت است.

8 - تعلق اراده الهى در غلبه يافتن دين حق ( اسلام ) بر ديگر اديان جهان ، على رغم كراهت مشركان

و دين الحق ليظهره على الدين كله و لو كره المشركون

79- شكست استبداد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 15 - 10

10- استبداد و خودرأيى ، محكوم به شكست است .

و خاب كلّ جبّار عنيد

80- شكست اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 52 - 18

18 - تخطئه پندار بيماردلان سست ايمان درباره بى ثباتى و شكست اسلام از سوى خداوند

فعسى اللّه ان يأتى بالفتح او امر من عنده

81- شكست اسلام ستيزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 8 - 4

4 - تلاش براى خاموش كردن نور اسلام ، تلاشى مذبوحانه و بى فرجام است .

يريدون ليطفؤا نور اللّه . .. و اللّه متمّ نوره

82- شكست امت هاى مفسد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 8 - 4

4- شكست امت هاى فسادگر به معناى قطع هميشگى رحمت الهى از آنان نيست .

عسى ربّكم أن يرحمكم

83- شكست اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 111 - 4،5،7،10

4 - شكست و فرار ، فرجام رويارويى و نبرد اهل كتاب ( يهود ) با مسلمانان

و إن يقتلوكم يولّوكم الادبار

5 - پيشگويى قرآن در عجز اهل كتاب ، از ضرر رسانيدن به مسلمانان و شكست و فرار آنان در پيكار با مسلمانان

لن يضرّوكم إلّا اذًى و إن يقتلوكم يولّوكم الادبار

7 - اهل كتاب ( يهود زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ) ، آغازگر پيكارى كه فرجامش جز شكست و فرار براى آنان نخواهد بود .

و إن يقتلوكم يولّوكم الادبار

چون نسبت قتال به اهل كتاب داده شده، معلوم مى شود كه آنان آغازگر پيكار خواهند بود.

10 - محروميّت اهل كتاب ( يهود ) از يارى ديگران ، پس از فرار و شكست در پيكار با مسلمانان

و إن يقتلوكم يولّوكم الادبار ثم لا ينصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 188 - 12

12 - كتمان حقايق و ديگر ترفند هاى عالمان اهل كتاب ، آنان را از عذاب دنيا ( ذلّت ، شكست و . . . ) نجات نخواهد داد .

لا تحسبنّ الّذين . .. بمفازة من العذاب

در برداشت فوق، عذاب اوّل، به قرينه تكرار آن، عذاب دنيوى گرفته شده است.

84- شكست اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 24 - 6

6 - رخ دادن درگيرى هايى منتهى به پيروزى مؤمنان بر مكيان ، قبل از انعقاد صلح حديبيه *

من بعد أن أظفركم عليهم

در صورتى كه مراد از «بطن مكّة» سرزمين حديبيه باشد; احتمال مى رود كه تعبير «من بعد أن أظفر» بيانگر درگيرى هاى محدودى باشد كه قبل از انعقاد صلح حديبيه، ميان كافران و مؤمنان صورت گرفت و به پيروزى مؤمنان منتهى گرديد.

85- شكست ايرانيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 6 - 1

1 - تقويت جبهه روميان و چيره ساختن آنان بر ايرانيان ، وعده تخلف ناپذير خداوند به مؤمنان عصر بعثت

سيغلبون . .. وعد اللّه لايخلف اللّه وعده

«وعد اللّه» مفعول مطلق فعل محذوف است و نويدهاى خداوند - در آيات قبل - را تأكيد مى كند.

86- شكست باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 18 - 1،2،3

1- در نزاع ميان جبهه حق و باطل ، پيروزى نهايى از آنِ حق مداران است .

بل نقذف بالحقّ على البطل

2- پيروزى عقيده و جهان بينى حق بر عقيده و جهان بينى باطل ، سنت الهى است .

و ما خلقنا السماء . .. لعبين ... بل نقذف بالحقّ على البطل فيدمغه

خداوند در آيه قبل، از هدفمند بودن آفرينش جهان و نيز بطلان عقيده به بيهوده بودن خلقت طبيعت سخن به ميان آورده است. اين سخن قرينه بر اين است كه مقصود از حق و باطل در آيه شريفه، عقيده و جهان نگرى حق و باطل است. گفتنى است كه ذيل همين آيه (و لكم الويل ممّا تصفون) كه در باره نسبت ناروا به خداوند و توصيف او به امور نادرست است، مؤيد برداشت ياد شده است.

3- پيروزى حق بر باطل ، جلوه اى از هدف دارى نظام آفرينش است .

و ما خلقنا السماء. .. بل نقذف بالحقّ على البطل فيدمغه

خداوند در آيه قبل، سخن از آفرينش جهان براساس حق و هدفمند به ميان آورد و دراين آيه، پيروزى حق بر باطل را يادآور شد. ارتباط ميان اين دو گفتار بيانگر برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 34 - 17

17 - جبهه گيرى در برابر حق و مبارزه با رسالتهاى الهى محكوم به شكست است.

و لقد كذبت رسل من قبلك فصبروا . .. حتى أتهم نصرنا و لا مبدل لكلمت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 14

14 - پيروزى حق و شكست باطل ، هدفى بس والاتراز رسيدن به ثروت دنيا در بينش الهى

تودون أن غير ذات الشوكة تكون لكم و يريد اللّه . .. و يقطع دابر الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 51 - 15

15- باطل نمى تواند براى هميشه پوشاننده حق باشد .

الئن حصحص الحق أنا رودته عن نفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 98 - 8

8 - پيروزى نهايى در عرصه مبارزه حق و باطل ، از آنِ جبهه حق خواهد بود .

إذ قال لأبيه و قومه ماذا تعبدون . .. قالوا ابنوا له بنينًا فألقوه فى الجحيم . ف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 11 - 2

2 - جبهه كفر و باطل ، در مصاف با جبهه ايمان و حق ، محكوم به شكست است .

جند ما هنالك مهزوم من الأحزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 21 - 1

1 - در جنگ حق و باطل ، غلبه با حق است .

كتب اللّه لأغلبنّ أنا و رسلى

87- شكست بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 54 - 5

5 - شكست مكر بنى اسرائيل عليه عيسى ( ع )

و مكروا و مكر اللّه و اللّه خير الماكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 36

36 - ناكامى بنى اسرائيل در آسيب رسانى به مسيح ( ع ) ، از نعمت هاى خاص خداوند بر آن حضرت

اذكر نعمتى عليك . .. اذ كففت بنى اسرءيل عنك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 6 - 1،4

1- بازگشت قدرت و توان بنى اسرائيل با اراده خداوند پس از نخستين شكست آنان

ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم

«كرّة» در لغت به معناى بازگشت و دولت و نيز به معناى تجديد خلق پس از نابودى است. در هر حال، بازگشت قدرت و توان، از آن قابل استفاده است.

4- وجود فاصله ميان نخستين شكست بنى اسرائيل و پيروزى آنان

ثمّ رددنا لكم الكرّة عليهم

«ثم» دلالت بر تراخى و فاصله زمانى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 7 - 9

9- مورد تاخت و تاز قرار گرفتن بنى اسرائيل به وسيله جنگاورانى قدرتمند ، با فرا رسيدن دومين مرحله فسادانگيزى آنان و هويدا شدن غبار غم و شكست در چهره آنها

فإذا جاء وعد الأخرة ليسئوا وجوهكم

ضمير فاعلى «هم» در «ليسئوا» به «عباداً» باز مى گردد و لام در آن براى تعليل است; يعنى، بندگان ما براى اندوهگين كردن شما (بنى اسرائيل) بيايند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 8 - 1،2

1- ايجاد اميدوارى به رحمت در بنى اسرائيل ، على رغم دو بار فسادانگيزى و شكست تلخشان به وسيله خداوند

عسى ربّكم أن يرحمكم

مخاطبان آيه با توجه به آيات قبل، بنى اسرائيل است.

2- نابود و منقرض نشدن نسل بنى اسرائيل ، على رغم هجوم سنگين نيرو هاى توانمند و دو بار شكست سخت آنان

عسى ربّكم أن يرحمكم

88- شكست بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 6،22

6 - نخستين بسيج دفاعى مسلمانان در برابر يهوديان ، منتهى به شكست و تبعيد يهود بنى نضير شد .

هو الذى أخرج الذين كفروا . .. لأوّل الحشر

«حشر»، به معناى بيرون آوردن جماعت از مقر و گسيل داشتن آنان به جنگ نيز مى باشد. بنابراين معنا «الحشر» در آيه

شريفه، نظر به تجمع مسلمانان در برابر توطئه هاى بنى نضير دارد.

22 - غلبه اراده خدا بر استحكامات بنى نضير ، درسى براى صاحبان فهم و بصيرت

مانعتهم حصونهم . .. فأتيهم اللّه من حيث لم يحتسبوا ... فاعتبروايأُولى الأبصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 15 - 2

2 - فرجام يهود بنى نضير در موضع گيرى عليه اسلام ، منتهى به شكست آنان ، همچون فرجام مشركان مكه در بدر *

كمثل الذين من قبلهم قريبًا

برخى برآنند كه مراد از «الذين من قبلهم قريبًا»، مشركان مكه در بدر است.

89- شكست توطئه ابرها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 2 - 4

4 - عقيم ساختن توطئه ابرهه براى انهدام كعبه ، سزاوار تأمل و هشدارى براى مخالفان اسلام

ألم يجعل كيدهم فى تضليل

90- شكست توطئه دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 70 - 5

5- نيرنگ ها و دسيسه هاى اهل باطل در برابر اراده الهى ، ناتوان ونافرجام است .

و أرادوا به كيدًا فجعلنهم الأخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 3 - 3

3 - قدرت خداوند بر شكافتن تاريكى شب به وسيله سپيده صبح ، دليل توانمندى او بر خنثى ساختن تهديد هاى پوشيده و توطئه هاى سرّى و شبانه دشمن

قل أعوذ بربّ الفلق . .. و من شرّ غاسق إذا وقب

آيات بعد، قرينه بر اين است كه مراد از خطرهاى شبانه، برنامه ريزى هاى كاملاً محرمانه دشمن در شب است.

91- شكست توطئه دشمنان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 6

6 - سران كفر و شرك على رغم به كار بردن شگرد هاى گوناگون تبليغى عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از دستيابى به اهداف خود ناتوان و ناكام بودند .

إن هذا إلاّ إفك . .. قالوا مالِ هذا الرسول ... لولا أُنزل إليه ملك ... إلاّ رج

مقصود از ناتوانى در يافتن راه، مى تواند ناتوانى از دستيابى به راه موفق و مؤثر براى پيگيرى اهدافشان باشد; يعنى، «فلايستطيعون سبيلاً إلى إبطال أمرك. ..».

92- شكست توطئه دشمنان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 6

6 - سران كفر و شرك على رغم به كار بردن شگرد هاى گوناگون تبليغى عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از دستيابى به اهداف خود ناتوان و ناكام بودند .

إن هذا إلاّ إفك . .. قالوا مالِ هذا الرسول ... لولا أُنزل إليه ملك ... إلاّ رج

مقصود از ناتوانى در يافتن راه، مى تواند ناتوانى از دستيابى به راه موفق و مؤثر براى پيگيرى اهدافشان باشد; يعنى، «فلايستطيعون سبيلاً إلى إبطال أمرك. ..».

93- شكست توطئه رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 6

6 - سران كفر و شرك على رغم به كار بردن شگرد هاى گوناگون تبليغى عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از دستيابى به اهداف خود ناتوان و ناكام بودند .

إن هذا إلاّ إفك . .. قالوا مالِ هذا الرسول ... لولا أُنزل إليه ملك ... إلاّ رج

مقصود از ناتوانى در يافتن راه، مى تواند ناتوانى از دستيابى به راه موفق و مؤثر براى پيگيرى اهدافشان باشد; يعنى، «فلايستطيعون سبيلاً إلى إبطال أمرك. ..».

94- شكست توطئه رهبران كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 6

6 - سران كفر و شرك على رغم به كار بردن شگرد هاى گوناگون تبليغى عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از دستيابى به اهداف خود ناتوان و ناكام بودند .

إن هذا إلاّ إفك . .. قالوا مالِ هذا الرسول ... لولا أُنزل إليه ملك ... إلاّ رج

مقصود از ناتوانى در يافتن راه، مى تواند ناتوانى از دستيابى به راه موفق و مؤثر براى پيگيرى اهدافشان باشد; يعنى، «فلايستطيعون سبيلاً إلى إبطال أمرك. ..».

95- شكست توطئه عليه قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 7

7 - استفاده از شيوه هاى بهانه جويانه و دروغ عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شيوه اى ناموفق و ناكام

و قال الذين كفروا إن هذا إلاّ إفك . .. أسطيرالأوّلين ... رجلاً مسحورًا... فضلّ

96- شكست توطئه عليه محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 7

7 - استفاده از شيوه هاى بهانه جويانه و دروغ عليه قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شيوه اى ناموفق و ناكام

و قال الذين كفروا إن هذا إلاّ إفك . .. أسطيرالأوّلين ... رجلاً مسحورًا... فضلّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 32 - 9

9- ترفند ها و توطئه هاى كافران عليه راه خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، محكوم به شكست و بى فرجامى

إنّ الذين كفروا و صدّوا . .. و سيحبط أعملهم

به قرينه صدر آيه، مى توان گفت: مراد از «أعمالهم» همان حركت هاى كفرآميز، مانع تراشى در طريق حق و ستيزه جويى با پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. در اين صورت «حبط»، به معناى خنثى سازى و عقيم نمودن تلاش هاى آنان خواهد بود.

97- شكست توطئه فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 25 - 14

14 - توطئه مشترك فرعون ، هامان و قارون براى كشتار فرزندان ذكور مؤمنان در عصر موسى ( ع ) نافرجام ماند .

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه . .. و ما كيد الكفرين إلاّ فى ضلل

98- شكست توطئه قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 25 - 14

14 - توطئه مشترك فرعون ، هامان و قارون براى كشتار فرزندان ذكور مؤمنان در عصر موسى ( ع ) نافرجام ماند .

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه . .. و ما كيد الكفرين إلاّ فى ضلل

99- شكست توطئه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 30 - 5

5 - شكست كافران مكه در توطئه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، عبرتى براى همه خائنان به خدا و رسول

لاتخونوا اللّه و الرسول . .. و يمكرون و يمكر اللّه

يادآورى شكست توطئه هاى كافران مكه پس از اشاره به خيانت برخى از مسلمانان براى تفهيم اين حقيقت است كه خائنان به خدا و رسول، هر چند اظهار اسلام كنند، همان گونه كه كافران موفق نشدند، آنان نيز موفق نمى شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 3،4،6

3 - تلاش كافران و صرف هزينه هاى كلان براى جلوگيرى از گسترش اسلام ، بى اثر است .

ثم تكون عليهم حسرة

4 - از دست دادن دارايى ها و بر جاى ماندن حسرت و ندامت ، ثمره تلاش براى مبارزه با اسلام

ثم تكون عليهم حسرة

6 - خداوند بى ثمر ماندن تلاش هاى حق ستيزانه كافران قريش را به مسلمانان صدر اسلام بشارت داد .

ثم تكون عليهم حسرة ثم يغلبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 73 - 4

4- تلاش هاى كافران براى ترغيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عقب نشينى و يا عدول از مواضع اصولى خويش ، ناكام ماند و شكست خورد .

و إن كادوا ليفتنونك

تعبير «نزديك بود تو را به فتنه اندازند» حكايت مى كند كه آنان، موفق به اين كار نشدند و شكست خوردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 25 - 15،17

15 - نافرجام ماندن توطئه هاى كافران عليه مؤمنان ، از سنت هاى الهى است .

و ما كيد الكفرين إلاّ فى ضلل

17 - دلدارى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، در مورد نافرجام ماندن توطئه هاى كافران عليه جانشان

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه . .. و ما كيد الكفرين إلاّ فى ضلل

مفسران بر اين عقيده اند كه آيه شريفه با بيان تاريخ موسى(ع) و مؤمنان به او و نيز فرعونيان، در صدد دلدارى به پيامبر اسلام و مؤمنان است كه وضعيتى مشابه آنان در مكه داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 1 - 1

1- تلاش هاى كافران ، در منحرف ساختن جامعه بشرى از راه خدا ، محكوم به شكست حتمى و نهايى است .

الذين كفروا و صدّوا عن سبيل اللّه أضلّ أعملهم

«أعمالهم» نظر به تلاش هاى كفرآميز و انحراف انگيز كافران دارد كه از واژه «صدّوا» استفاده مى شود. شكست حتمى و نهايى از آن جهت برداشت مى شود كه گوينده «أضلّ» خداوند است و اگر كافران در ظاهر پيشرفت هايى هم داشته باشند، در نهايت محكوم به شكست اند.

100- شكست توطئه مستكبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 37 - 17

17 - توطئه و نيرنگ هاى مستكبران و قدرت هاى فرعونى ، شكست پذير و خنثى شدنى است .

و ما كيد فرعون إلاّ فى تباب

برداشت بالا با توجه به اين نكته مهم تفسيرى است كه نقل داستان ها و ماجراهاى تاريخى در قرآن، صرفاً براى بيان واقعيت تاريخى گذشته نيست. بلكه جريانى است مستمر براى تمامى اعصار و روزگاران.

101- شكست توطئه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 76 - 7

7- توطئه مشركان براى اخراج پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مكه ، عقيم ماند و به ثمر نرسيد .

و إن كادوا ليستفزّونك من الأرض ليخرجوك منها و إذًا لايلبثون خلفك إلاّ قليلاً

از تعبير «و إن كادوا ليستفزّونك» (نزديك بود تو را اخراج كنند) به دست مى آيد كه آنان، نتوانستند هدف خويش را در اخراج پيامبر(صلی الله علیه و آله) از مكه عملى سازند.

102- شكست توطئه منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 74 - 8

8 - شكست منافقان در توطئه عليه اسلام و پيامبر (صلی الله علیه و آله) و عدم دستيابى آنان به هدف هاى شومشان

و هموا بما لم ينالوا

103- شكست توطئه هامان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 25 - 14

14 - توطئه مشترك فرعون ، هامان و قارون براى كشتار فرزندان ذكور مؤمنان در عصر موسى ( ع ) نافرجام ماند .

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه . .. و ما كيد الكفرين إلاّ فى ضلل

104- شكست توطئه هاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 32 - 9

9- ترفند ها و توطئه هاى كافران عليه راه خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، محكوم به شكست و بى فرجامى

إنّ الذين كفروا و صدّوا . .. و سيحبط أعملهم

به قرينه صدر آيه، مى توان گفت: مراد از «أعمالهم» همان حركت هاى كفرآميز، مانع تراشى در طريق حق و ستيزه جويى با پيامبر(صلی الله علیه و آله) است. در اين صورت «حبط»، به معناى خنثى سازى و عقيم نمودن تلاش هاى آنان خواهد بود.

105- شكست توطئه هاى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 65 - 2

2 - خداوند ، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) را در قبال سخنان نارواى مشركان دلدارى داده و با وعده غلبه قطعى توحيد بر شرك ، آن حضرت را از ناكامى و نافرجامى توطئه هاى آنان ، مطمئن ساخت

و لا يحزنك قولهم إن العزة للّه جميعاً

106- شكست جادوگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 69 - 8

8 - راه موفقيت و پيروزى بر ساحران بسته است .

و لايفلح الساحر حيث أتى

«ال» در «الساحر» براى جنس است و «حيث أتى»; يعنى، «حيث أقبل» (هرجا رو آورد).

107- شكست جادوگران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 117 - 3،4،5

3 - عصاى موسى ( ع ) پس از افكنده شدن ، تمام بافته هاى جادويى ساحران را بلعيد و به كام خويش فروبرد .

فإذا هى تلقف ما يأفكون

«لَقْف» (مصدر تلقف) به معناى گرفتن چيزى با سرعت است و در آيه شريفه به مناسبت مورد به «بلعيدن» تفسير شده است. جمله «فإذا هى ... » مى تواند خبر از رخدادى باشد كه در صحنه مبارزه اتفاق افتاده است. در اين صورت تقدير جمله چنين خواهد بود: أوحينا إلى موسى أن ألق عصاك فالقيها فإذا هى تلقف.

4 - خداوند به موسى ( ع ) بشارت داد كه عصاى وى پس از ر ها شدن ، تمام ساخته هاى دروغين ساحران را خواهد بلعيد .

أن ألق عصاك فإذا هى تلقف ما يأفكون

در برداشت فوق جمله «فإذا هى . .. »، همانند «أن ألق عصاك»، تفسير «أوحينا» گرفته شده است. بر اين مبنا تقدير جمله بدين صورت خواهد شد: ألق عصاك فإذا القيتها إذا هى تلقف ما يأفكون.

5 - عصاى موسى ( ع ) با بلعيدن ابزار جادويى ساحران ، صحنه اى شگفت و به دور از انتظار همگان به وجود آورد .

فإذا هى تلقف ما يأفكون

«إذا» براى مفاجات است و دلالت مى كند كه جمله پس از آن در يك حالت غير منتظره واقع شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 119 - 1،2

1 - فرعونيان با ناكامى ساحران خويش در حضور انبوه تماشاچيان مغلوب گشتند و با ذلت ، صحنه مبارزه را ترك كردند .

فغلبوا هنالك و انقلبوا صغرين

در برداشت فوق ضمير در «فغلبوا» و «انقلبوا» به فرعونيان بازگردانده شده است.

2 - ساحران دربار فرعون پس از بطلان سحرشان شكست خوردند و در صحنه مبارزه به ذلت افتادند .

فغلبوا هنالك و انقلبوا صغرين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از ضمير «فغلبوا» و «انقلبوا» ساحران باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 123 - 4

4 - فرعون ، شكست ساحران و پيروزى موسى را صحنه سازى و ايمان آنان را توطئه اى از پيش طراحى شده اعلام كرد .

إن هذا لمكر مكرتموه فى المدينة

كلمه «هذا» اشاره است به ماجراى شكست ساحران و پيروزى موسى و در آخر اظهار ايمان ساحران به ربوبيت خداوند و پيامبرى موسى و هارون.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 83 - 2

2 - در پس تحقق معجزه موسى ( ع ) و شكست ساحران ، تنها گروه اندكى از بنى اسرائيل به وى گرويده و ايمان آوردند .

فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه

برداشت فوق بر اساس ارجاع ضمير «من قومه» به «موسى» است ; ضمناً تنكير «ذرية» دلالت بر تقليل مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 71 - 10

10 - فرعون ، شكست ساحران از موسى ( ع ) را ، امرى تصنّعى و براثر تبانى قبلى با موسى ( ع ) دانست و آنان را به سهل انگارى عمدى متهم ساخت .

إنّه لكبيركم الذى علّمكم السحر

108- شكست حق ستيزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 82 - 4

4 - حق ستيزان ، همواره محكوم به شكستند .

و يحق اللّه الحق بكلمته و لو كره المجرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 78 - 10

10 - حق ستيزان ، سرانجام مقهور قدرت شكست ناپذير خداوند

إنّ ربّك يقضى بينهم بحكمه و هو العزيز العليم

109- شكست حق ستيزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 34 - 17

17 - جبهه گيرى در برابر حق و مبارزه با رسالتهاى الهى محكوم به شكست است.

و لقد كذبت رسل من قبلك فصبروا . .. حتى أتهم نصرنا و لا مبدل لكلمت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 6

6 - خداوند بى ثمر ماندن تلاش هاى حق ستيزانه كافران قريش را به مسلمانان صدر اسلام بشارت داد .

ثم تكون عليهم حسرة ثم يغلبون

110- شكست حق ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 11

11- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پيروزى اسلام را به مشركان و كافران حق ناپذير يادآور شد و شكستشان را به آنان هشدار داد .

و إن أدرى أقريب أم بعيد ماتوعدون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «ماتوعدون» پيروزى اسلام و شكست جبهه شرك و كفر باشد. گفتنى است كه جمله «أنّ الأرض يرثها عبادى الصالحون» در آيه 105 مؤيد همين ديدگاه است.

111- شكست خائنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 71 - 10

10 - علم و حكمت گسترده الهى ، پشتوانه وعده الهى به ناكامى خائنان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و دين الهى

فقد خانوا اللّه من قبل فأمكن منهم و اللّه عليم حكيم

112- شكست در احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 22

22 - شكست پيكارگران احد ، آزمايش الهى براى آنان

ثم صرفكم عنهم ليبتليكم

«صرفكم عنهم» يعنى شما را از تعقيب دشمنِ درگير منصرف ساخت و لازمه اين انصراف، شكست است.

113- شكست در امتحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 15

15 - گروهى از انسان ها با شكست در آزمون هاى الهى به گمراهى كشانده مى شوند و گروهى با موفقيت به هدايت بايسته مى رسند .

إن هى إلا فتنتك تضل بها من تشاء و تهدى من تشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 20 - 6

6 - دلبستگى به ثروت ، شكست در آزمون الهى است .

ابتليه . .. و تحبّون المال حبًّا جمًّا

114- شكست در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 172 - 3

3 - بازسازى مجدد سپاه اسلام توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پس از پراكندگى و شكست در جنگ احد

الّذين استجابوا لِلّه و الرسول من بعد ما اصابهم القرح

115- شكست در جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 23

23 - شكست ها ، آزمون مناسبى براى روشن شدن صفوف پايمردان آخرت طلب ، از سست عنصران دنياجو

منكم من يريد الدّنيا . .. ثمّ صرفكم عنهم ليبتليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 153 - 4

4 - تبلور آزمون مسلمانان در شكست احد ، به هنگام فرار آنان از صحنه كارزار

ثمّ صرفكم عنهم ليبتليكم . .. اذ تصعدون و لا تلون على احد

بنابر اينكه «اذ تصعدون» متعلق به «ليبتليكم» باشد، يعنى خداوند شما را از تعقيب دشمن بازداشت تا آزمايشتان كند و اين آزمايش به هنگام فرار تبلور يافت و محقق شد.

116- شكست در غزوه احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 166 - 6

6 - مشخّص شدن مؤمنان واقعى ، از اهداف رخصت خداوند در شكست نبرد احد و مصيبت هاى وارده در آن

و ما اصابكم . .. و ليعلم المؤمنين

جمله «و ليعلم . .. »، عطف بر جمله اى مقدّر است ; يعنى «و ما اصابكم ... ليكون كذا و كذا و ليعلم المؤمنين». لذا در برداشت فوق، مشخص شدن مؤمنان، از اهداف شكست آنان در نبرد احد شمرده شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 167 - 1

1 - مشخص شدن منافقان ، از اهداف رخصت خداوند در شكست نبرد احد و مصيبت هاى وارده در آن

و ما اصابكم . .. و ليعلم الّذين نافقوا

117- شكست در غزوه احزاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 3

3 - منافقان مدينه ، به مسلمانان وانمود كردند كه شكست شان در غزوه احزاب حتمى است .

و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

118- شكست دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 52 - 21

21 - شكست دشمنان اسلام ، مايه پشيمانى مسلمانان سست ايمان از دلبستگى به يهود و نصارا

فعسى اللّه ان يأتى بالفتح . .. فيصبحوا على ما اسروا فى انفسهم ندمين

در برداشت فوق جمله «ما اسروا» - به قرينه «و من يتولهم منكم» در آيه قبل - به دلبستگى مسلمانان به يهود و نصارا تفسير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 17

17- رزمندگان ، موظف به جنگيدن و اسير گرفتن دشمن تا خلع سلاح آنان و فرونشستن جنگ *

فشدّوا الوثاق . .. حتّى تضع الحرب أوزارها

ممكن است «حتّى تضع. ..» غايت براى گرفتن اسيران باشد; كه از مضمون «فشدّوا الوثاق» به تلازم استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 7

7 - امتنان الهى بر مؤمنان ، با رساندن ايشان به غنايم خيبر و كوتاه ساختن دست دشمنان از آنان

فعجّل لكم هذه و كفّ أيدى الناس عنكم

119- شكست دشمنان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 14

14 - هدف نخستين از جهاد ، نابود ساختن دشمنان الهى است نه صرفاً دستيابى به بهشت .

يقتلون فى سبيل اللّه فيقتلون و يقتلون

برداشت فوق با توجه به تقديم كشتن (فيَقتلون) بر كشته شدن (و يُقتلون) به دست مى آيد.

120- شكست دشمنان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 14 - 2

2 - خدا ، خواستار شكست و ذلّت دشمنان دين و پيروزى و عزت مؤمنان است .

قتلوهم يعذبهم اللّه بأيديكم و يخزهم و ينصركم عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 10

10 - هزيمت و شكست ، فرجام شوم و كيفر قطعى براى تمامى كافران و دشمنان ايستاده در برابر دين الهى

و عذّب الذين كفروا و ذلك جزاء الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 46 - 7

7- شريعت ها و اديان توحيدى ، در برابر دين ستيزان ، استوارتر از كوه ، پايدار و جاودانه خواهند ماند .

فيقول الذين ظلموا ربّنا أخّرنا . .. نجب دعوتك و نتّبع الرسل ... و قد مكروا ... و

از اينكه خداوند فرمود: مكر و نقشه هاى ستمگران در برابر نيروى حق و رسولان الهى، هر چند در قدرت و توانمندى كوه شكن باشد، مؤثر نخواهد بود، به دست مى آيد كه اديان توحيدى و شرايع رسولان الهى استوارتر از كوه بوده و پايدار و ضربه ناپذيرند.

121- شكست دشمنان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 7

7 - كسانى كه بدون منطق و برهان ، به ستيزه جويى و مبارزه با تعاليم قرآن مى پردازند ، به مقصود خود نخواهند رسيد .

إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. إن فى صدورهم إلاّ كبر ما هم ببلغيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 12 - 3

3 - تلاش كافران ، براى خدشه دار ساختن قرآن ، كارى بازيگرانه و بى فرجام

الذين هم فى خوض يلعبون

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه مراد از «خوض»، نقد و انتقادهايى باشد كه كافران از سر تكذيب نسبت به قرآن انجام مى دهند و اطلاق لعب بر اين عمل از آن جهت باشد كه نتيجه اى، عايد آنان نمى شود.

122- شكست دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 19 - 5

5- منافع اخروى آخرت طلبان ، برخلاف امكان شكست و ناكامى دنياطلبان در رسيدن به اهدافشان ، قطعى و تضمين شده

است .

و من يريد العاجلة . .. ما نشاء لمن نريد ... و من أراد الأخرة ... كان سعيهم مشكور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 20 - 5

5 - ناكامى دنياطلبان ، در رسيدن به تمامى آمال دنيوى خويش

من كان يريد حرث الدنيا نؤته منها

123- شكست دنيوى بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 15 - 5

5 - اسلام ستيزان ( بنى نضير و . . . ) ، علاوه بر شكست و ذلت دنيوى ، داراى عذاب دردناك اخروى اند .

ذاقوا وبال أمرهم و لهم عذاب أليم

124- شكست دنيوى دشمنان اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 15 - 5

5 - اسلام ستيزان ( بنى نضير و . . . ) ، علاوه بر شكست و ذلت دنيوى ، داراى عذاب دردناك اخروى اند .

ذاقوا وبال أمرهم و لهم عذاب أليم

125- شكست دنيوى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 46 - 1

1 - شكست دنيوى كافران ، پيش درآمد عذاب اخروى آنان

سيهزم الجمع . .. بل الساعة موعدهم

126- شكست دولت بيزانس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 2 - 1

1 - شكست روميان ( دولت بيزانس ) در نبرد با ايرانيان در عصر بعثت

غلبت الروم

127- شكست دين ستيزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 37 - 7

7- هلاكت و شكست كافران و دين ستيزان و پيروزى مؤمنان ، از آيات الهى است .

سأُوريكم ءايتى

برداشت ياد شده به خاطر اين است كه از هلاكت كافران و پيروزى مسلمانان به «آيات» تعبير شده است.

128- شكست روميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 2 - 1

1 - شكست روميان ( دولت بيزانس ) در نبرد با ايرانيان در عصر بعثت

غلبت الروم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 4 - 4

4 - پيروزى روميان شكست خورده ، پس از زمانى كوتاه ، جلوه اى از حاكميّت اراده خداوند بر تمامى رخداد هاى تاريخ است .

غلبت الروم . .. للّه الأمر

بيان اختصاص همه امور به خداوند، پس از ذكر پيشگويى پيروزى روميان، نوعى تعليل براى پيروزى غير مترقبه آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 7 - 7

7 - ترديد در پيروزى روميان پس از شكست آنان ، برخاسته از سطحى نگرى و بى توجهى مردمان عصر بعثت به حقايق نهان زندگى دنيا است .

سيغلبون . .. يعلمون ظهرًا من الحيوة الدنيا

نكته ياد شده بر اين اساس است كه «ال» در «الناس» عهد باشد و مراد از آن، مردمى باشند كه درباره وعده خداوند به پيروزى روميان شكست خورده ترديد داشتند.

129- شكست سپاه جالوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 251 - 5،8،24

5 - اجابت دعا و نيايش طالوتيان ، با هزيمت و شكست سپاه جالوت

قالوا ربّنا . .. و انصرنا على القوم الكافرين. فهزموهم باذن اللّه

8 - هزيمت و شكست سپاه جالوت ، پس از كشته شدن وى *

فهزموهم باذن اللّه و قتل داودُ جالوت

بنابر اينكه «واو» در «و قَتَل . .. » حاليّه باشد; به تقدير «قد».

24 - چيرگى سپاه طالوت بر جالوتيان ، پرتويى از تفضّلِ جهانشمولِ الهى

فهزموهم باذن اللّه . .. و لكنّ اللّه ذو فضل على العالمين

130- شكست شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 1 - 1

1- صدور فرمان پيروزى اسلام و توحيد و خذلان شرك و مشركان از جانب خداوند

أتى أمر الله فلاتستعجلوه سبحنه و تعلى عمّا يشركون

برداشت فوق، بر اين اساس است كه «أمر» به معناى فرمان باشد; اما اينكه فرمان در باره چه چيزى است، ذيل آيه (سبحانه و تعالى عما يشركون) مى تواند قرينه باشد بر اينكه آن امر در باره شرك و شكست و خذلان آن و پيروزى توحيد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 11

11 - پيشگويى قرآن به شكست جبهه كفر و شرك و پيروزى فراگير و گسترده جبهه توحيد و اسلام در عصر بعثت

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت ليستخلفنّهم فى الأرض و ليمكّننّ لهم

131- شكست غزوه احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 3

3 - شكست در پيكار احد ، زمينه ساز هجوم تبليغاتى كافران و يا منافقان ، عليه اسلام ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان

يا ايّها الّذين امنوا لا تكونوا كالّذين كفروا و قالوا لاخوانهم . .. ما ماتوا و م

كشته شدن عدّه اى از مسلمانان در جنگ احد باعث شده بود كه كافران و يا منافقان، كه با حضور در صحنه احد مخالف بودند، ماجراى احد و كشته هاى فراوان آن را حربه تبليغاتى عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار دهند. آنان مى گفتند اگر نظر ما را مى پذيرفتند و همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) خارج نمى شدند، اين حوادث ناگوار پيش نمى آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 165 - 1،3،5

1 - گلايه برخى مسلمانان از نتايج دردناك نبرد احد و شكست در آن

اولمّا اصابتكم مصيبة . .. قلتم انّى هذا

اين برداشت را روايت مذكور در فيش شماره 12 تأييد مى كند.

3 - شكست و مصيبت سنگين مسلمانان در پيكار احد ، دور از انتظار ايشان بود .

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

كلمه «انّى» به معناى «من اين» (از كجا و از چه روى) مى باشد و «هذا» اشاره به مصيبت است.

5 - پندار ناصواب برخى پيكارگران احد در تحليل عوامل شكست آن نبرد

انّى هذا قل هو من عند انفسكم

جمله «انّى هذا» به اين مطلب اشاره دارد كه گويا مجاهدان احد علّت شكست آن نبرد را بيرون از عملكرد خويش مى دانستند، كه جمله «من عند انفسكم» ريشه صحيح آن را گوشزد مى كند.

132- شكست غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 16 - 5

5- جنگ بدر ، ميدان انتقام الهى از مشركان و ضربه اى سخت و شكننده بر جبهه شرك *

يوم نبطش البطشة الكبرى إنّا منتقمون

طبق نظر مفسران، ممكن است اين آيه نظر به جنگ بدر داشته باشد. اين در صورتى است كه عذاب ذكر شده در آيات پيشين را عذاب دنيوى بدانيم.

133- شكست غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 2

2 - نگرانى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در جنگ حنين از فرار مسلمانان و شكست جبهه اسلام

ثم وليتم مدبرين. ثم أنزل اللّه سكينته على رسوله

134- شكست فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 26 - 5

5 - شكست نهايى فرعون در مبارزه با موسى ( ع ) ، درس عبرتى براى مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و منكران معاد

إنّ فى ذلك لعبرة لمن يخشى

نقل داستان موسى(ع) و فرعون - پس از بيان شبهات منكران معاد و نيز خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) با جمله «هل أتاك. ..» - بيانگر اين است كه مراد از توصيف داستان مزبور به عبرت، تهديد منكران معاد و مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) است كه چه بسا آنان نيز در نهايت، همچون فرعون به عذاب الهى گرفتار شوند.

135- شكست فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 119 - 1

1 - فرعونيان با ناكامى ساحران خويش در حضور انبوه تماشاچيان مغلوب گشتند و با ذلت ، صحنه مبارزه را ترك كردند .

فغلبوا هنالك و انقلبوا صغرين

در برداشت فوق ضمير در «فغلبوا» و «انقلبوا» به فرعونيان بازگردانده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 96 - 4

4- تسلط موسى ( ع ) بر فرعونيان و مغلوب ساختن آنان ، امرى تقدير شده از ناحيه خداوند

و لقد أرسلنا موسى بأيتنا و سلطن مبين

در برداشت فوق ، «سلطان» به معناى تسلط و غلبه ظاهرى گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 42 - 7

7 - اقتدار و توان مادى فرعونيان ، مقهور در برابر اقتدار و شكست ناپذيرى خداوند

فأخذنهم أخذ عزيز مقتدر

136- شكست قداست خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 62 - 3

3- مشركان ، درصدد شكستن قداست خداوند و تحقير عظمت او بودند .

و يجعلون لله ما يكرهون

احتمال دارد غرض مشركان از اسناد چيزى مذموم به خداوند - كه ناخوشايند خود آنان بود - نكته ياد شده باشد.

137- شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 12 - 1،3،4،5

1 - شكست نهايى كافران ، از سنّت هاى الهى

قل للّذين كفروا ستغلبون و تحشرون الى جهنّم

3 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اعلام كردن شكست نهايى كفار به آنها و حشرشان به سوى جهنّم

قل للّذين كفروا ستغلبون و تحشرون الى جهنّم

4 - كافران در دنيا ، مغلوب مؤمنان و در آخرت ، مقهور خدا هستند . *

قل للّذين كفروا ستغلبون و تحشرون الى جهنّم

5 - اعلام شكست قريب الوقوع كافران ، از روش هاى قرآن براى تضعيف روحيه دشمن

قل للّذين كفروا ستغلبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 13 - 1

1 - جنگ بدر ، شاهد روشن صدق وعده هاى الهى در مورد شكست كافران

قد كان لكم اية فى فئتين التقتا

بنا به گفته مفسّرين، آيه فوق مربوط به جنگ بدر است. گفتنى است كه در شأن نزول آيه، اختلافى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 141 - 6

6 - شكست و پيروزى در جنگ ، وسيله اى براى نابودى تدريجى كافران

نداولها بين النّاس . .. و ليمحّص اللّه الّذين امنوا و يمحق الكافرين

«محق»، به معنى نابودى تدريجى است. (مجمع البيان).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 3

3 - امداد غيبى خداوند ، در شكست كافران شرك پيشه

و هو خير النّاصرين. سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب بما اشركوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 165 - 2

2 - ضربه و مصيبت وارده بر كافران در جنگ بدر ، دو برابر مصيبتى كه بر پيكارگران مؤمن در جنگ احد وارد شد .

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

بسيارى از مفسران گفته اند كه مراد از «اصبتم مثليها» (دو چندان مصيبتى كه ديديد، بر كافران وارد كرديد) مصيبتى است كه مؤمنان در پيكار بدر بر مشركان تحميل كردند. اين برداشت را روايت مذكور در فيش شماره 12 تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 52 - 8

8 - بشارت الهى در مورد ناكامى يهود و كافران در مبارزه مشترك عليه مسلمانان

الم تر الى الذين اوتوا الكتب . .. و من يلعن اللّه فلن تجد له نصيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 141 - 15

15 - پيروزى نهايى مؤمنان بر كافران

و لن يجعل اللّه للكفرين على المؤمنين سبيلا

بنابر اينكه جمله «لن يجعل اللّه» اخبار باشد و نه انشاء. و چون اين جمله پس از فرض غلبه كافران است (و ان كان للكفرين نصيب)، اشاره به اين دارد كه پيروزى نهايى و دايمى از آن مسلمانان خواهد بود ; گرچه ممكن است در مقطعى غلبه با كافران باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 48 - 4

4 - اصحاب اعراف با به رخ كشيدن بى ثمرى امكانات مادى و قدرت هاى دنيوى كافران ، آنان را ناكام خوانده و شماتت مى كنند .

قالوا ما أغنى عنكم جمعكم و ما كنتم تستكبرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 10

10 - شكست كافران عصر بعثت و حاكميت دين اسلام بر سرزمين آنان ، نويد خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و تمت كلمت ربك

هدف از مخاطب قرار دادن پيامبر (ربك) در بيان پيروزى مستضعفان بنى اسرائيل و نابودى مستكبران، مژده پيروزى اسلام و مسلمانان و نابودى كفر و كفرپيشگان مستكبر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 18 - 1

1 - شكست و رسوايى ، فرجام كافران ستيزه گر با خدا و رسول او

ذلكم

«ذلكم» خبر براى مبتدايى محذوف و اشاره به شكست خفتبار مشركان در جنگ بدر دارد ; يعنى «الأمر ذلكم» ; مطلب از اين قرار است كه بيان شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 8

8 - شكست نهايى ، سرنوشت محتوم كفرپيشگان ستيزه گر عليه اسلام و راه خدا

ثم يغلبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 12،19

12 - شيطان در آغاز جنگ بدر با ديدن امداد هاى الهى به شكست جبهه كفر مطمئن شد .

نكص على عقبيه و قال إنى برىء منكم إنى أرى ما لاترون

19 - شكست كافران جنگ بدر نمودى از عقوبت شديد خداوند براى آنان

و اللّه شديد العقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 11

11 - سنت الهى حاكم بر جوامع بشرى ، در جهت غلبه يافتن دين خدا و عزّت مؤمنان ، و شكست كفر و خوارى كفرپيشگان است .

و أن اللّه مخزى الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 10

10 - هزيمت و شكست ، فرجام شوم و كيفر قطعى براى تمامى كافران و دشمنان ايستاده در برابر دين الهى

و عذّب الذين كفروا و ذلك جزاء الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 10،12

10- غلبه ايمان بر كفر و موفقيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در انجام رسالت ، از نويد ها و بشارت هاى خداوند به آن حضرت

فاصبر إن العقبة للمتقين

بيان پيروزى اهل ايمان و از ميان رفتن كفرپيشگان در شرح داستان نوح(ع) مى رساند كه مصداق مورد نظر براى «العاقبة» (فرجام نيك ) پيروزى ايمان بر كفر است و از آن جا كه خطاب متوجه پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، جمله فوق ناظر به پيروزى اسلام بر كفر و موفقيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) در انجام رسالت مى باشد.

12- صبر و تقوا ، دو شرط اساسى براى پيروزى نهايى بر كافران و نايل شدن به فرجامى نيكوست .

فاصبر إن العقبة للمتقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 37 - 7

7- هلاكت و شكست كافران و دين ستيزان و پيروزى مؤمنان ، از آيات الهى است .

سأُوريكم ءايتى

برداشت ياد شده به خاطر اين است كه از هلاكت كافران و پيروزى مسلمانان به «آيات» تعبير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 11

11- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پيروزى اسلام را به مشركان و كافران حق ناپذير يادآور شد و شكستشان را به آنان هشدار داد .

و إن أدرى أقريب أم بعيد ماتوعدون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «ماتوعدون» پيروزى اسلام و شكست جبهه شرك و كفر باشد. گفتنى است كه جمله «أنّ الأرض يرثها عبادى الصالحون» در آيه 105 مؤيد همين ديدگاه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 11

11 - نويد عزت و پيروزى به اهل ايمان و شكست و خوارى كافران و مشركان صدراسلام

و من الناس من يجدل. .. ثانى عطفه... له فى الدنيا خزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 88 - 3

3 - كافران و مشركان ، به عذاب و شكست تهديد شدند .

و لتعلمنّ نبأه بعد حين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 41 - 10

10 - شكست ناپذيرى قرآن ، در برابر معارضه ها و موضع گيرى هاى خصمانه كافران

إنّ الذين يلحدون . .. إنّ الذين كفروا ... و إنّه لكتب عزيز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 12 - 3

3 - تلاش كافران ، براى خدشه دار ساختن قرآن ، كارى بازيگرانه و بى فرجام

الذين هم فى خوض يلعبون

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه مراد از «خوض»، نقد و انتقادهايى باشد كه كافران از سر تكذيب نسبت به قرآن انجام مى دهند و اطلاق لعب بر اين عمل از آن جهت باشد كه نتيجه اى، عايد آنان نمى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 31 - 3

3 - اطمينان بخشى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نسبت به رشد دعوت آن حضرت و به خاموشى گراييدن نداى كفر

قل تربّصوا فإنّى معكم من المتربّصين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 42 - 4

4 - مكر و توطئه كافران عليه دين و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شكست پذير و گريبانگير خود آنان

فالذين كفروا هم المكيدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 17

17 - در جنگ كفر و ايمان ، كفر همواره بازنده است .

فأيّدنا الذين ءامنوا على عدوّهم فأصبحوا ظهرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 5 - 2

2 - تهديد خداوند به شكست كافران ، در جنگ با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان

و يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 7 - 5

5 - بشارت خداوند به پيروزى و سعادتمندى مؤمنان و تهديد او نسبت به شكست و بدبختى كافران

إنّ ربّك هو أعلم بمن ضلّ عن سبيله و هو أعلم بالمهتدين

بنابر گفته مفسران، اين آيه متضمن وعد و وعيد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 16 - 2

2 - كافران ، هر چند شگرد هاى عميق و دشوارى به كار گيرند ، در برابر مكر هاى علاج ناپذير خداوند ، شكست خواهند خورد .

يكيدون كيدًا . و أكيد كيدًا

بيان مكر خداوند در برابر كيد كافران، در حقيقت بيان ناكامى آنان است.

138- شكست كافران اطراف مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 16

16- شكست و نابودى كفرپيشگان مكه و حوالى آن ، از پيشگويى هاى قرآن

لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة . .. حتى يأتى وعد الله

139- شكست كافران در غزوه حنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 26 - 9

9 - جبهه كفر در كارزار حنين ، در پى فرود آمدن نيرو هاى غيبى و نزول آرامش روحى بر مؤمنان از سوى خداوند ، گرفتار شكستى سخت و عذاب آور گرديد .

ثم أنزل اللّه سكينته . .. و أنزل جنوداً لم تروها و عذّب الذين كفروا

140- شكست كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 15

15- شكستو نابودى كفرپيشگان و پيروزى اهل ايمان ، از تهديد هاى خداوند به كافران و از وعده هاى او به مؤمنان عصر بعثت

حتى يأتى وعد الله

141- شكست كافران قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 36 - 6،7،10

6 - خداوند بى ثمر ماندن تلاش هاى حق ستيزانه كافران قريش را به مسلمانان صدر اسلام بشارت داد .

ثم تكون عليهم حسرة ثم يغلبون

7 - خداوند با خبرى غيبى ، شكست كفار قريش را به مسلمانان صدر اسلام بشارت داد .

ثم يغلبون

10 - آن گروه از كافران قريش كه پس از شكست همچنان به كفرورزى خويش ادامه دادند ، از دوزخيان هستند .

و الذين كفروا إلى جهنم يحشرون

تكرار «الذين كفروا» پس از «ثم يغلبون» اشاره به اين دارد كه گروهى از كفار قريش پس از شكست و غلبه مسلمانان به كفر باقى خواهند ماند، آنان سزايشان جهنم است و گروهى اسلام را خواهند پذيرفت و اهل نجات خواهند بود.

142- شكست كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 57 - 4

4 - متلاشى ساختن جبهه كافران محارب و پراكنده ساختن آنان ، تكليفى بر عهده اهل ايمان

فإما تثقفنهم فى الحرب فشردبهم

143- شكست كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 37 - 4

4- كافران مكه ، در آستانه شكست و عذاب دنيوى قرار گرفته بودند .

سأُوريكم ءايتى

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مراد از «آيات» شكست كفار مكه و عذاب دنيوى آنان باشد. گفتنى است مكى بودن اين آيات، مؤيد برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 31 - 16

16- شكست و نابودى كفرپيشگان مكه و حوالى آن ، از پيشگويى هاى قرآن

لايزال الذين كفروا تصيبهم بما صنعوا قارعة . .. حتى يأتى وعد الله

144- شكست كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 109 - 9

9 - حركت هاى منافقانه ، كفرآميز و ضد خدا و دين ، حركتهايى سست ، مذبوحانه و محكوم به شكست است .

و الذين اتخذوا مسجداً ضراراً . .. و إرصاداً لمن حارب اللّه ... أسّس بنينه على شف

سست بودن بنيان اعمال منافقان و كافران، مى تواند كنايه از مطلب فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 11

11 - پيشگويى قرآن به شكست جبهه كفر و شرك و پيروزى فراگير و گسترده جبهه توحيد و اسلام در عصر بعثت

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت ليستخلفنّهم فى الأرض و ليمكّننّ لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 11 - 2

2 - جبهه كفر و باطل ، در مصاف با جبهه ايمان و حق ، محكوم به شكست است .

جند ما هنالك مهزوم من الأحزاب

145- شكست مبارزه با اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 32 - 10

10 - هر گونه تدبير و تلاش در راستاى مبارزه با اسلام ، مغلوب اراده خداوند بوده و محكوم به شكست است .

يريدون أن يطفئوا نور اللّه . .. و يأبى اللّه ... و لو كره الكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 8 - 7

7 - هر گونه تدبير و تلاش در راستاى مبارزه با اسلام و قرآن ، مغلوب اراده خداوند و محكوم به شكست است .

يريدون ليطفؤا . .. و اللّه متمّ نوره

146- شكست مبارزه با قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 8 - 7

7 - هر گونه تدبير و تلاش در راستاى مبارزه با اسلام و قرآن ، مغلوب اراده خداوند و محكوم به شكست است .

يريدون ليطفؤا . .. و اللّه متمّ نوره

147- شكست مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 73 - 2

2 - متخلفان از جهاد ، داراى برخوردى دوگانه در برابر شكست و پيروزى مجاهدان

فان اصابتكم مصيبة قال قد انعم اللّه علىّ . .. و لئن اصابكم فضل من اللّه ليقولنّ

148- شكست محاربان با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 109 - 9

9 - حركت هاى منافقانه ، كفرآميز و ضد خدا و دين ، حركتهايى سست ، مذبوحانه و محكوم به شكست است .

و الذين اتخذوا مسجداً ضراراً . .. و إرصاداً لمن حارب اللّه ... أسّس بنينه على شف

سست بودن بنيان اعمال منافقان و كافران، مى تواند كنايه از مطلب فوق باشد.

149- شكست مخالفان آيه تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 67 - 16

16 - خداوند هرگز به مخالفان پيام ويژه الهى ( ولايت و امامت على ( ع ) ) مجال توطئه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) را نخواهد داد .

بلغ . .. إنّ اللّه لايهدى القوم الكفرين

بدان احتمال كه متعلق حذف شده از فعل «يهدى» به قرينه (و اللّه يعصمك من الناس) توطئه هاى كافران باشد، يعنى خداوند كافران را به توطئه عليه پيامبر(صلی الله علیه و آله) موفق نخواهد كرد.

150- شكست مخالفان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 67 - 17

17 - نافرجامى برنامه و تلاش هاى مخالفت خواست الهى

و اللّه يعصمك من الناس إنّ اللّه لايهدى القوم الكفرين

جمله «ان اللّه لايهدى . ..» تعليل است براى «و اللّه يعصمك من الناس» و بيانگر اين است كه مصونيت پيامبر(صلی الله علیه و آله) از خطر دشمنان، برخاسته از اين اصل كلى است كه خداوند هيچگاه كافران و ستيزگران با دين را موفق نخواهد ساخت.

151- شكست مخالفان نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 11

11- پيروزى نوح ( ع ) و يارانش بر مخالفان ، نشان و دليلى بر غلبه نهايى تقواپيشگان مقاوم و صبور ، بر كفرپيشگان است .

تلك من أنباء الغيب . .. فاصبر إن العقبة للمتقين

152- شكست مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 149 - 9

9 - شكست مسلمانان در پيكار احد ، زمينه ساز رواج تبليغات گمراه كننده كافران و منافقان

يا ايّها الّذين امنوا ان تطيعوا الّذين كفروا يردّوكم

در شأن نزول آيه آمده است كه منافقان پس از شكست نبرد احد، مسلمانان را به بازگشت و پذيرش آيين مشركان ترغيب مى كردند. (مجمع البيان، ذيل آيه).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 153 - 14،27

14 - اندوه مسلمانان از شكست در كارزار احد و پيروز نشدن بر مشركان

فاثابكم غمّا بغمّ

جلمه «فاثابكم»، عطف بر جمله «و لقد عفا عنكم» است و كلمه «باء» در «بغمّ» بدليّه است، و مراد از «غمّا» به دليل كلمه «اثابكم» كه دلالت بر مرحمت و لطف دارد و نيز به دليل اينكه پس از عفو واقع شده، غم و اندوهى پسنديده است و اين غم پسنديده همان غم پيروزى كافران بر مسلمانان خواهد بود و يا غمّ و اندوه به خاطر پيروى نكردن از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و سست آمدن در رويارويى با دشمن است.

27 - تسلّط خالد بن وليد بر مسلمانان در جنگ احد ، موجب افزايش اندوه آنان از شكست در آن كارزار

امام باقر (ع) درباره «فاثابكم غمّاً بغمّ» فرمود: فامّا الغمّ الاوّل فالهزيمة و القتل و امّا الاخر فاشراف خالد بن الوليد عليهم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 26

26 - پيروزى و فتح يا شكست و شهادت مسلمانان ، نشانه حقّانيّت و يا باطل بودن اسلام نيست .

ظنّ الجاهليّة . .. يقولون لو كان لنا من الامر شىء ما قتلنا ههنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 165 - 3،4

3 - شكست و مصيبت سنگين مسلمانان در پيكار احد ، دور از انتظار ايشان بود .

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

كلمه «انّى» به معناى «من اين» (از كجا و از چه روى) مى باشد و «هذا» اشاره به مصيبت است.

4 - يادآورى خاطره پيروزى مسلمانان در پيكار بدر ، التيام بخش رنج و آثار روحى دردناك شكست نبرد احد

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

جمله «قد اصبتم مثليها»، كه اشاره به پيروزى بزرگ مسلمانان در بدر است، بدان جهت ايراد شده كه با ياد آن خاطره بزرگ، مسلمانان مصيبت احد را در مقايسه با پيروزى بدر كوچك شمرند و در نتيجه، رنج مصيبت احد را ناديده انگارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 168 - 4

4 - تلفات سنگين مسلمانان در پيكار احد

و ما اصابكم . .. لو اطاعونا ما قتلوا

153- شكست مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 53 - 18

18 - ناكامى يهود و نصارا در بهره گيرى از روابط دوستانه خويش با مسلمانان سست ايمان

حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين

در برداشت فوق «هولاء» اشاره به بيماردلان مسلمان و خطاب در «معكم» متوجه يهود و نصارا دانسته شده است.

154- شكست مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 13 - 5

5 - سركوبى و شكست مشركان در جنگ بدر ، عقاب شديد الهى براى آنان

فاضربوا فوق الأعناق . .. فإن اللّه شديد العقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 14 - 1

1 - سركوبى و شكست مشركان در بدر ، عقوبت دنيوى آنان

ذلكم فذوقوه و أن للكفرين عذاب النار

«كم» در «ذلكم» خطاب به مشركان و «ذا» اشاره به شكست و سركوبى آنان دارد. و «ذلكم» مبتدا و خبر آن به قرينه

فراز بعد - «و أن للكافرين ... » - «عقابكم فى الدنيا» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 109 - 11

11- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پيروزى اسلام را به مشركان و كافران حق ناپذير يادآور شد و شكستشان را به آنان هشدار داد .

و إن أدرى أقريب أم بعيد ماتوعدون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از «ماتوعدون» پيروزى اسلام و شكست جبهه شرك و كفر باشد. گفتنى است كه جمله «أنّ الأرض يرثها عبادى الصالحون» در آيه 105 مؤيد همين ديدگاه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 9 - 10،11

10 - ذلت و شكست ، سرنوشت محتوم جبهه شرك و ضد توحيد

و من الناس من يجدل . .. له فى الدنيا خزى

11 - نويد عزت و پيروزى به اهل ايمان و شكست و خوارى كافران و مشركان صدراسلام

و من الناس من يجدل. .. ثانى عطفه... له فى الدنيا خزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 170 - 4

4 - اعلام خداوند مبنى بر شكست خوردن مشركان مخالف قرآن و گرفتار شدن آنان به پى آمد هاى سوء كفرشان در آينده نزديك

فكفروا به فسوف يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 88 - 3

3 - كافران و مشركان ، به عذاب و شكست تهديد شدند .

و لتعلمنّ نبأه بعد حين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 6 - 10

10 - منافقان و مشركان ، گرفتاران واقعى در گرداب بدى ها و شكست ها

عليهم دائرة السوء

بنا بر اين كه جمله «عليهم. ..» درمقام اخبار باشد - ونه انشاء - برداشت بالا استفاده مى شود.

155- شكست مشركان در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 45 - 3

3 - اخبار خداوند ، از شكست قريب الوقوع جماعت شرك پيشه در جنگ بدر

سيهزم الجمع و يولّون الدّبر

با توجه به تطبيق اين آيه بر جنگ بدر - در آراى مفسران - و با توجه به اين كه آيات ياد شده مكّى است و جنگ بدر نخستين مرحله انهزام مشركان بوده است; برداشت ياد شده به دست مى آيد.

156- شكست مشركان قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 6

6 - رعب و وحشت كافران در جنگ بدر ، از عوامل شكست آنان در آن جنگ

سألقى فى قلوب الذين كفروا الرعب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 6

6 - كافران شكست خورده در جنگ بدر ، مورد تهديد خداوند به چشيدن دوباره طعم شكست در صورت بازگشت به جنگ

و إن تعودوا نعد

157- شكست مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 15 - 2

2 - فرجام يهود بنى نضير در موضع گيرى عليه اسلام ، منتهى به شكست آنان ، همچون فرجام مشركان مكه در بدر *

كمثل الذين من قبلهم قريبًا

برخى برآنند كه مراد از «الذين من قبلهم قريبًا»، مشركان مكه در بدر است.

158- شكست مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 8 - 11

11- ذلّت و شكست ، مجازات دنيوى فسادانگيزان و عذاب حهنّم ، كيفر اخروى آنان است .

لتفسدنّ فى الأرض . .. و إن عدتم عدنا و جعلنا جهنّم للكفرين حصيرًا

159- شكست مكذبان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 170 - 4

4 - اعلام خداوند مبنى بر شكست خوردن مشركان مخالف قرآن و گرفتار شدن آنان به پى آمد هاى سوء كفرشان در آينده نزديك

فكفروا به فسوف يعلمون

160- شكست مكر خائنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 52 - 9،12

9- خداوند نخواهد گذاشت مكر و حيله خيانتكاران به فرجام رسد و به ثمر نشيند .

و أن الله لايهدى كيد الخائنين

12- يوسف ( ع ) با تقاضاى دادرسى درصدد بود به پادشاه مصر ثابت كند كه خيانتكاران هرگز به پيروزى نمى رسند و مكرشان فرجامى ندارد .

ذلك ليعلم . .. أن الله لايهدى كيد الخائنين

چنان چه گذشت عبارت «أن الله لايهدى . ..» عطف بر «أنى ...» است ; يعنى: «ذلك ليعلم أن الله ...». اين بدان خاطر بود كه عزيز و يا پادشاه بداند كه خداوند مكر خيانتكاران را به ثمر نمى نشاند.

161- شكست مكر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 30 - 1

1 - خداوند با برنامه هاى خويش ، مكر كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) را نافرجام ساخت .

إذ يمكر . .. و يمكر اللّه و اللّه خير المكرين

162- شكست منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 16 - 7

7 - منافقان با تظاهر به اسلام ، در هدف هاى خويش ( كسب منافع و ضربه زدن به اسلام ) ، موفقيتى به دست نخواهند آورد .

و ما كانوا مهتدين

برداشت فوق بر اين اساس است، كه متعلق«مهتدين» اهداف منافقان باشد; يعنى: و ما كانوا مهتدين الى مقاصدهم. آيات بعدى، اين معنا را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 19 - 7

7 - شكست ، ناكامى و زوال ، فرجام منافقان

واللّه محيط بالكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 20 - 1

1 - منافقان در برابر درخشش اسلام و پيشرفت آن ، خود را درمانده و در بن بست مى بينند .

يكاد البرق يخطف أبصرهم

در اين آيات وضعيت منافقان در برابر اسلام در قالب چند تشبيه، بيان شده است; چنان كه مفسران گفته اند: در جمله «يكاد البرق . ..» اسلام و امكانات فراهم شده در پرتو آن، به «برق» تشبيه شده و به دنبال آن فرصت طلبى منافقان در بهره گيرى از مواهب آن، در قالب تشبيه ديگرى بيان گرديده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 6 - 10

10 - منافقان و مشركان ، گرفتاران واقعى در گرداب بدى ها و شكست ها

عليهم دائرة السوء

بنا بر اين كه جمله «عليهم. ..» درمقام اخبار باشد - ونه انشاء - برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 8 - 7

7 - تهديد منافقان به شكست ذلت بار از سوى خداوند

ليخرجنّ الأعزّ . .. و للّه العزّة و لرسوله و للمؤمنين

163- شكست موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 44 - 3

3 - غرور و اطمينان سرشار ساحران به غلبه خويش بر موسى ( ع )

و قالوا بعزّة فرعون إنّا لنحن الغلبون

164- شكست مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 14 - 5

5 - منافقان ، همواره منتظر بروز شكاف و اختلاف در صفوف مؤمنان و شكست و نابودى آنان بودند .

قالوا بلى و لكنّكم . .. تربّصتم

«تربص» (مصدر «تربصتم») به معناى انتظار چيزى را كشيدن است. حذف مفعول «تربصتم» بيانگر آن است كه منافقان، آرزوى بروز همه گونه گرفتارى را براى مؤمنان و جامعه اسلامى داشتند.

165- شكست ناپذيرى تدبير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 45 - 4

4 - كيد و تدبير خداوند ، شكست ناپذير است .

إنّ كيدى متين

166- شكست ناپذيرى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 59 - 7

7 - خداوند ، مقتدرى شكست ناپذير

كفروا سبقوا إنهم لايعجزون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 63 - 12

12 - خداوند ، شكست ناپذير و بسيار كاردان است .

إنه عزيز حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 12

12 - خداوند ، شكست ناپذير و بسيار كاردان است .

و اللّه عزيز حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 20 - 2

2 - اراده و قدرت خداوند ، مطلق و شكست ناپذير است .

أمّن هذا الذى هو جند لكم ينصركم من دون الرحمن

167- شكست ناپذيرى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 5 - 4

4 - قرآن ، كتابى پيروزمند ، شكست ناپذير و رحمت آفرين براى بشر

و القرءان . .. تنزيل العزيز الرحيم

نسبت دادن نزول قرآن به مقام عزت و رحمت خداوند، مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه اين كتاب نيز عزّتمند و رحمت آفرين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 1 - 5

5 - قرآن ، در عرصه فكر ، انديشه و . . . پيروزِ شكست ناپذير و كتابى حكيمانه است .

تنزيل الكتب من اللّه العزيز الحكيم

برداشت بالا به خاطر اين نكته است كه چون خداوند، عزيز (پيروز شكست ناپذير) و حكيم است; بنابراين سخن او نيز در عرصه خاصِ خود (فكر، انديشه و. ..) چنين خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 2 - 5

5 - قرآن ، در عرصه فكر و انديشه ، پيروز شكست ناپذير و كتابى عالمانه است .

تنزيل الكتب من اللّه العزيز العليم

از آن جايى كه خداوند عزيز و عليم است، سخن او هم در عرصه خود (فكر، انديشه و . ..) چنين خواهدبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 41 - 10

10 - شكست ناپذيرى قرآن ، در برابر معارضه ها و موضع گيرى هاى خصمانه كافران

إنّ الذين يلحدون . .. إنّ الذين كفروا ... و إنّه لكتب عزيز

168- شكست ناپذيرى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 197 - 5

5 - معبود به حق بايد شكست ناپذير و از آسيب ها و حوادث مصون باشد .

و الذين تدعون من دونه . .. و لا أنفسهم ينصرون

169- شكست ناپذيرى مكر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 45 - 4

4 - كيد و تدبير خداوند ، شكست ناپذير است .

إنّ كيدى متين

170- شكست ناپذيرى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 8

8 - نيرو هاى شرك و كفر هر چند فراوان باشند ، توان شكست اهل ايمان را ندارند .

و لن تغنى عنكم فئتكم شيئا و لو كثرت

171- شكست ناگهانى باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 18 - 6

6- نابودى ناگهانى باطل در شرايط غير قابل انتظار

بل نقذف بالحقّ على البطل فيدمغه فإذا هو زاهق

از آمدن «إذا»ى فجائيه - كه معناى ناگهانى و به دور از انتظار بودن را افاده مى كند - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

172- شكست نفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 109 - 9

9 - حركت هاى منافقانه ، كفرآميز و ضد خدا و دين ، حركتهايى سست ، مذبوحانه و محكوم به شكست است .

و الذين اتخذوا مسجداً ضراراً . .. و إرصاداً لمن حارب اللّه ... أسّس بنينه على شف

سست بودن بنيان اعمال منافقان و كافران، مى تواند كنايه از مطلب فوق باشد.

173- شكست يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 12 - 7

7 - خبر غيبى قرآن از شكست قريب الوقوع يهود عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل للّذين كفروا ستغلبون

بنابراينكه منظور از «للّذين كفروا»، يهوديان باشند; چنانچه در شأن نزول آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 55 - 11،14

11 - وعده خداوند به عيسى ( ع ) در مورد غلبه پيروان راستين آن حضرت بر كافران ( يهوديان ) تا قيامت

و جاعل الذين اتبعوك فوق الذين كفروا الى يوم القيمة

14 - پيروزى مسلمانان بر يهود *

و جاعل الذين اتبعوك

احتمالا مراد از پيروان عيسى (ع)، پيروان راستين آن حضرت است كه قهراً منطبق بر مسلمانان مى شود; چون عيسى (ع)، بنى اسرائيل را موظف به پيروى از پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) كرده يود. و مراد از «الذين كفروا»، يهود است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 111 - 4،7

4 - شكست و فرار ، فرجام رويارويى و نبرد اهل كتاب ( يهود ) با مسلمانان

و إن يقتلوكم يولّوكم الادبار

7 - اهل كتاب ( يهود زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ) ، آغازگر پيكارى كه فرجامش جز شكست و فرار براى آنان نخواهد بود .

و إن يقتلوكم يولّوكم الادبار

چون نسبت قتال به اهل كتاب داده شده، معلوم مى شود كه آنان آغازگر پيكار خواهند بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 52 - 8

8 - بشارت الهى در مورد ناكامى يهود و كافران در مبارزه مشترك عليه مسلمانان

الم تر الى الذين اوتوا الكتب . .. و من يلعن اللّه فلن تجد له نصيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 53 - 18

18 - ناكامى يهود و نصارا در بهره گيرى از روابط دوستانه خويش با مسلمانان سست ايمان

حبطت اعملهم فاصبحوا خسرين

در برداشت فوق «هولاء» اشاره به بيماردلان مسلمان و خطاب در «معكم» متوجه يهود و نصارا دانسته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 64 - 29،33

29 - ناكامى همواره يهود در آتش افروزى هاى خويش عليه مسلمانان

كلما اوقدوا ناراً للحرب اطفأها اللّه

33 - ناكامى يهود در جنگ افروزى هاى خود عليه مسلمانان ، نمود ناتوانى آنان بر اثر نفرين خداوند

غلت ايديهم . .. كلما اوقدوا ناراً للحرب اطفأها اللّه

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «كلما اوقدوا . ..» بيان نتيجه اى براى «غلت ايديهم» باشد.

174- شكست يهود بنى قريظه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 26 - 12

12 - چيره شدن ترس بر سپاه يهود بنى قريظه ، باعث از بين رفتن توان رزمى آنان شد و به راحتى ، به دست مسلمانان مدينه ، شكست خوردند .

و قذف فى قلوبهم الرعب فريقًا تقتلون و تأسرون فريقًا

175- شگفتى شكست ابرها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 2 - 3

3 - ناكامى ابرهه در طرح انهدام كعبه و به هم خوردن توطئه او در تعطيل عبادت نزد آن ، كارى شگفت و نشانه قدرت خداوند

ألم تر كيف فعل ربّك . .. ألم يجعل كيدهم فى تضليل

ارتباط اين آيه با جمله «كيف فعل ربّك» (در آيه قبل)، بيانگر برداشت ياد شده است.

176- عجز از ادراك عوامل شكست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 26 - 11

11- توطئه گران ، از درك عوامل شكست و ناكامى خود در توطئه عليه دين ، عاجزند .

قد مكر الذين من قبلهم . .. و أتهم العذاب من حيث لايشعرون

177- عذاب با شكست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 14

14 - تهديد مشركان پيمان شكن ، به عذاب دردناك شكست

و بشر الذين كفروا بعذاب أليم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «عذاب أليم»، عذاب شكست در برابر جبهه اسلام باشد.

178- عوامل شكست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 251 - 8

8 - هزيمت و شكست سپاه جالوت ، پس از كشته شدن وى *

فهزموهم باذن اللّه و قتل داودُ جالوت

بنابر اينكه «واو» در «و قَتَل . .. » حاليّه باشد; به تقدير «قد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 54 - 6

6 - ناتوانى و شكست قطعى انسان ، در مكر با خداوند

و مكر اللّه و اللّه خير الماكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 128 - 4

4 - شكست و پيروزى به دست خداست ، نه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ليس لك من الامر شىء

اگر «ال» در «الامر»، عهد ذكرى باشد، اشاره به پيروزى مسلمانان در جنگ بدر و شكست كافران در آن جنگ است. و جنگ بدر به عنوان مثال خواهد بود، نه اينكه داراى خصوصيّتى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 146 - 15

15 - ناشكيبايى در برابر هجوم حوادث ، از عوامل عمده شكست مردم در عرصه هاى زندگى

و كايّن من نبىّ قاتل . .. فما وهنوا ... و اللّه يحبّ الصّابرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 147 - 4،5

4 - پرورش يافتگان مكتب انبيا ، گناه و اسراف ( زياده روى در امور ) را نقطه ضعف و مانع پيروزى خود مى دانند . *

و ما كان قولهم الّا ان قالوا ربّنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فى امرنا . .. و انصر

از اينكه مردان الهى نصرت و پيروزى بر دشمنان را پس از درخواست آمرزش گناهان طلب مى كنند (اغفرلنا . .. و انصرنا)، معلوم مى شود كه آنان پيروزى را در گرو پاكى از گناه مى دانند.

5 - گناه و تجاوز از حدّ ، موجب فاصله گرفتن مجاهدان راه خدا ، از پيروزى *

و ما كان قولهم الّا ان قالوا ربّنا اغفرلنا ذنوبنا . .. و انصرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 5،9

5 - دلهره و هراس ، از عوامل عمده شكست در رويارويى با مشكلات

و هو خير النّاصرين. سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب بما اشركوا

9 - تأثير وضعيت روحى و حالات قلبى آدمى ، در سرنوشت او ( شكست و پيروزى )

و هو خير النّاصرين. سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 160 - 4

4 - پيروزى و شكست ، تنها منوط به خواست و قدرت خداوند است .

ان ينصركم اللّه . .. و ان يخذلكم فمن ذا الّذى ينصركم من بعده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 166 - 3

3 - جريان حوادث و امور عالم ( شكست ها ، سختى ها و دشوارى هاى مردمان ) در حيطه اذن الهى

و ما اصابكم . .. فباذن اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 174 - 7

7 - پيروزى و شكست به دست خداوند است .

فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضل لم يمسسهم سوء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 14

14 - نقش عمده و اساسى نقشه ها و شيوه هاى مبارزه در شكست و پيروزى

انّ كيد الشّيطان كان ضعيفاً

از اينكه خداوند براى تحريك مؤمنان در رويارويى با كافران ضعف و ناتوانى نقشه هاى آنان را يادآورى مى كند، معلوم مى شود شيوه هاى مبارزه و برنامه هاى جنگى، نقش بسزايى در پيروزيها دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 102 - 25

25 - شكست زبونانه كافران ، در گرو كوشش مجاهدان براى فراهم سازى تجهيزات و هوشيارى آنان در برابر هجوم غافلگيرانه دشمن

و ليأخذوا حذرهم . .. و خذوا حذركم إنّ اللّه اعد للكفرين عذاباً مهيناً

جمله «ان اللّه . ..» مى تواند تعليل براى فرمان خداوند به گرفتن اسلحه و حفظ هوشيارى باشد، بر اين مبنا مراد از عذاب مهين، شكست زبوبانه دشمنان خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 25 - 9

9 - غرور و اعتماد به نيروى رزمى خود و غفلت از امداد هاى الهى ، زمينه ساز شكست است .

إذ أعجبتكم كثرتكم . .. ثم وليتم مدبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 43 - 4

4- ناكامى و محروميت ، فرجامِ اعتماد و اتّكابه غير خداوند است .

أنا أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا . .. و لم تكن له فئه ينصرونه من دون اللّه

«فئة» به معناى گروه و جماعتى از مردم است. جمله «و لم تكن...» پاسخى به پندارهاى مرد ثروت مندِ مغرور به مال و نفرات خود است كه در آيه پيشين مطرح شده بود. در اين آيه، بى ثمر بودن چنين تكيگاه هايى در برابر اراده الهى، مورد تأكيد قرار گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 20 - 6

6 - دشمنى و مخالفت با خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فرجامى جز شكست و ذلت ندارد .

إنّ الذين يحادّون . .. أُولئك فى الأذلّين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 17

17 - ثبات و تزلزل روانى ، از عوامل مهم پيروزى و شكست در نبرد

فأتيهم اللّه . .. و قذف فى قلوبهم الرعب

179- عوامل شكست احزاب صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 9 - 4،5

4 - براى درهم شكستن سپاه دشمن ، در غزوه احزاب ، طوفانى عظيم برخاست .

إذ جاءتكم جنود فأرسلنا عليهم ريحًا

تنوين نكره در «ريحاً» براى تعظيم است و حكايت از اين مى كند كه بادى كه وزيده، معمولى نبوده است; بلكه طوفانى بوده كه خيمه ها را در هم مى كوبيده و خار و خاشاك را در چشمان دشمن مى پاشيده است.

5 - به وجود آمدن طوفان ، در غزوه احزاب براى درهم شكستن توان دشمن ، نعمتى الهى براى مسلمانان بود .

يأيّها الذين ءامنوا اذكروا نعمة اللّه عليكم . .. فأرسلنا عليهم ريحًا

«فأرسلنا» بيان نعمتى است كه خداوند، از مسلمانان خواسته است كه به ياد آن باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 25 - 4

4 - طوفان و نيرو هاى نامريى در غزوه احزاب ، از عوامل فروپاشى جبهه احزاب متّحد و پراكنده شدن آنان بود .

فأرسلنا عليهم ريحًا و جنودًا . .. و ردّ اللّه الذين كفروا

بنابراين كه «و ردّ اللّه» عطف بر آيه نُه (فأرسلنا عليهم. ..) باشد، نكته ياد شده به دست مى آيد.

180- عوامل شكست باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 8 - 3

3 - تضمين تحقق حق و محو باطل در پرتو ريشه كن شدن كافران است .

و يقطع دابر الكفرين. ليحق الحق و يبطل البطل

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ليحق الحق» متعلق به «يقطع . .. » در آيه قبل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 82 - 1

1- نزول آيات قرآن از جانب خداوند ، جلوه حق و مايه نابودى باطل

و قل جاء الحقّ و زهق البطل . .. و ننزل من القرءان

ذكرِ «و ننزّل من القرآن» پس از اعلام پيروزى حق و شكست باطل مى تواند به منظور نكته ياد شده باشد.

181- عوامل شكست بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 1

1 - اراده خداوند ، عامل شكست و آوارگى كافران اهل كتاب ( يهود بنى نضير )

هو الذى أخرج الذين كفروا من أهل الكتب

به اتفاق مفسران، آيات اين بخش، مربوط به يهود بنى نضير و جريان شكست و آواره شدن آنان از مدينه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 15 - 3

3 - شكست و تبعيد بنى نضير و اسلام ستيزان قبل از آنان ، نتيجه تلخ كردار خود ايشان

كمثل الذين . .. ذاقوا وبال أمرهم

در صورتى كه «أمرهم» شامل كارها و مواضع يهود بنى نضير باشد; از اضافه «أمر» به «هم» مطلب بالا استفاده مى شود.

182- عوامل شكست در امتحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 7 - 8

8- عمل انسان در دنيا ، تعيين كننده موفّقيت يا شكست وى در آزمون الهى است .

لنبلوهم أيّهم أحسن عملاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 19 - 6

6 - « ارث » عرصه امتحان الهى است و تصاحب كنندگان ميراث ديگران ، بازنده اين امتحان اند .

إذا ما ابتليه . .. و تأكلون التراث أكلاً لمّا

183- عوامل شكست در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 8

8 - سستى ، نزاع و تفرقه و سرپيچى از فرماندهى ، از عوامل شكست جنگجويان

حتّى اذا فشلتم و تنازعتم فى الامر و عصيتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 111 - 9

9 - فِسْق ، زمينه ساز ضعف روحيه و فرار از جنگ

و اكثرهم الفسقون . .. و إن يقتلوكم يولّوكم الادبار ثم لا ينصرون

توصيف يهود به فسق و سپس بيان شكست آنان، حاكى از ارتباط اين دو مسأله است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 127 - 1،4،5

1 - هلاكتِ بخشى از قواى دشمن و خوار شدن بخشى ديگر ، از اهداف نصرت الهى به رزمندگان بدر

و لقد نصركم اللّه ببدر . .. ليقطع طرفاً من الّذين كفروا او يكبتهم

برداشت فوق، با عنايت به ملحوظات ذيل است. يكم اينكه: «ليقطع» و «يكبتهم»، به جمله «و لقد نصركم اللّه ببدر» متعلق باشد. دوّم اينكه: «قطع» به معناى هلاك كردن باشد، چنانچه در روح المعانى آمده است. سوّم اينكه: «او» در «او يكبتهم»، براى تنويع باشد; يعنى عدّه اى به هلاكت و عدّه اى ديگر به ذلّت و خوارى كشانده شدند.

4 - بازگشت ذليلانه و نااميدانه باقيمانده كافران ، از اهداف نصرت الهى به رزمندگان بدر

و لقد نصركم اللّه ببدر . .. ليقطع ... فينقلبوا خائبين

جمله «فينقلبوا . .. »، عطف بر «ليقطع» است بنابراين بازگشت ذليلانه و نااميدانه كافران، از اهداف پيروزى بدر خواهد بود و به مقتضاى «فاء» تفريع، اين بازگشت، نتيجه هلاكت و اسارت بخشى از كافران بوده است.

5 - هلاكت و خوارى بخشهايى از قواى دشمنان دين ، در جنگ بدر ، عاملى در تخريب روحيّه ساير نيروها

ليقطع طرفاً . .. فينقلبوا خائبين

«خائبين» از «خيبة»، به معنانى يأس، نااميدى و نامرادى، حكايت از اثر روانى در باقيمانده كفّار است كه به مقتضاى «فاء» در «فينقلبوا»، اين نااميدى، نتيجه هلاكت و خوارى و اسارت گروه زيادى از دشمنان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 43 - 14

14 - روحيه رزمندگان داراى تأثيرى بسزا در اقدام به جنگ و پيروزى و شكست آنان

إذ يريكهم اللّه . .. إنه عليم بذات الصدور

184- عوامل شكست در جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 7،16،18

7 - سستى ، اختلاف در كار جنگ و سرپيچى از فرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از عوامل شكست مسلمانان در پيكار احد

حتّى اذا فشلتم و تنازعتم فى الامر و عصيتم

16 - دنياطلبى برخى از پيكارگران احد ، موجب سستى ، اختلاف و سرپيچى از فرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و شكست در آن كارزار

حتّى اذا فشلتم و . .. منكم من يريد الدّنيا

به نظر مى رسد جمله «منكم من يريد الدّنيا»، دليل «اذا فشلتم و تنازعتم فى الامر و عصيتم» باشد.

18 - دنياطلبى و دلدادگى به مادّيات ، از عوامل نزاع و اختلاف در صفوف مبارزان و شكست آنان

و تنازعتم فى الامر . .. منكم من يريد الدّنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 153 - 2،3،5،11

2 - گريز مسلمانان از ميدان كارزار احد ، موجب شكست آنان در آن پيكار

ثمّ صرفكم عنهم . .. اذ تصعدون

بنابر اينكه «اذ تصعدون» متعلق به «صرفكم» باشد و كلمه «اذ»، يا براى بيان علّت است، يعنى شكست خورديد چون فرار كرديد، و يا ظرف زمان است، يعنى شكست خورديد، آنگاه كه فرار كرديد.

3 - گريز از رويارويى با دشمنان دين ، موجب شكست و هزيمت

ثمّ صرفكم عنهم . .. اذ تصعدون

5 - يادآورى پيكار احد و علل شكست مسلمانان در آن ، وظيفه مؤمنان

اذ تصعدون و لا تلون على احد

بنابر اينكه «اذ تصعدون» متعلق به «اذكروا» باشد.

11 - بى اعتنايى به دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پيكار احد ، موجب شكست مسلمانان در آن كارزار

ثمّ صرفكم . .. و الرّسول يدعوكم فى اخريكم

بنابر اينكه «اذ تصعدون» متعلق به «صرفكم» باشد، آيه مزبور در مقام بيان علتهاى شكست احد است. بنابراين جمله «و لا تلون على احد و الرّسول ... »، كه حاكى از دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بى اعتنايى به اوست، نيز بيانگر علتى براى شكست خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 160 - 9

9 - سستى پيكارگران احد در اتكال به خداوند ، موجب محروميّت آنان از نصرت الهى و شكست ايشان در آن نبرد .

و ان يخذلكم فمن ذا الّذى ينصركم من بعده و على اللّه فليتوكّل المؤمنون

وقوع اين آيه پس از بيان نبرد احد و شكست مؤمنان، اشاره به علّت شكست دارد، يعنى چون در آن نبرد توكّل نداشتيد، از يارى خدا محروم شديد و در نتيجه شكست خورديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 165 - 7

7 - مسلمانان ، به دليل نافرمانى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و فرار از صحنه نبرد ، عامل شكست و مصيبت هاى پيكار احد

اولمّا اصابتكم مصيبة . .. قل هو من عند انفسكم

با توجّه به آيات قبل، همانند آيه 152 (اذ تحسّونهم باذنه حتّى اذا فشلتم و تنازعتم فى الامر و عصيتم)، معلوم مى شود كه نافرمانى و . .. از جمله عوامل شكست آنان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 249 - 20

20 - ترس از هيبت سپاه دشمن ، از عوامل ايجاد ترديد و سستى اراده در پيكار *

قالوا لا طاقة لنا اليوم بجالوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 5

5 - پيكارگران احد ، به دليل عدم توكّل برخى از آنان به خداوند ، على رغم تواناييشان ، شكست خوردند . *

و اذ غدوت من اهلك تبوّىء المؤمنين . .. و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

يادآورى كمبود نيروى نظامى در جنگ بدر، اشاره به توانمندى آنان در مقايسه با جنگ احد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 146 - 11

11 - سستى پيكارگران در برابر هجوم حوادث دشوار جنگ ، موجب ناتوانى آنان در برابر دشمن و خواركننده آنان

قاتل معه . .. فما وهنوا لما اصابهم فى سبيل اللّه و ما ضعفوا و ما استكانوا

ترتيب ذكرى «وهن» و «ضعف» و «استكانت»، مى تواند اشاره به ترتيب خارجى آن باشد: يعنى اول سستى و آنگاه ضعف و سپس تسليم و زبونى در برابر دشمن، حاصل خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 4

4 - شركت بى ايمان ها و سست باوران در جنگ و جهاد ، جز فساد و فتنه انگيزى و تأثير منفى بر ديگران ، نتيجه اى ندارد .

لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا و لأوضعوا خللكم يبغونكم الفتنة

جمله «يبغونكم الفتنة» حال براى ضمير فاعل «أوضعوا» است; يعنى، اگر منافقان براى جنگ بيرون مى آمدند، مطمئناً در حق شما فتنه جويى مى كردند.

185- عوامل شكست دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 12

12 - نقش بارز صلح حديبيه ، در كوتاه شدن دست دشمنان از ضربه زدن به مسلمانان

فعجّل لكم هذه و كفّ أيدى الناس عنكم

ممكن است «هذه» اشاره به صلح حديبيه داشته باشد و «كفّ. ..» مترتب بر آن بوده و نتيجه آن به شمار آيد.

عوامل شكست دشمنان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 26 - 11

11- توطئه گران ، از درك عوامل شكست و ناكامى خود در توطئه عليه دين ، عاجزند .

قد مكر الذين من قبلهم . .. و أتهم العذاب من حيث لايشعرون

186- عوامل شكست شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 12

12 - تأثير عميق جنگ بدر در تحكيم پايه هاى توحيد و آيين اسلام و شكست شرك و كفر

و يريد اللّه أن يحق الحق بكلمته و يقطع دابر الكفرين

187- عوامل شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 102 - 25

25 - شكست زبونانه كافران ، در گرو كوشش مجاهدان براى فراهم سازى تجهيزات و هوشيارى آنان در برابر هجوم غافلگيرانه دشمن

و ليأخذوا حذرهم . .. و خذوا حذركم إنّ اللّه اعد للكفرين عذاباً مهيناً

جمله «ان اللّه . ..» مى تواند تعليل براى فرمان خداوند به گرفتن اسلحه و حفظ هوشيارى باشد، بر اين مبنا مراد از عذاب مهين، شكست زبوبانه دشمنان خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 6

6 - رعب و وحشت كافران در جنگ بدر ، از عوامل شكست آنان در آن جنگ

سألقى فى قلوب الذين كفروا الرعب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 71 - 6

6 - كافران جنگ بدر به سبب خيانتهايشان به خدا و دين او ، مغلوب مجاهدان شده و گروهى از آنان به اسارت درآمدند .

فقد خانوا اللّه من قبل فأمكن منهم

امكان (مصدر امكن)، به معناى تسلط بخشيدن است. تفريع جمله «امكن منهم» بر «فقد خانوا» به وسيله حرف «فاء» دلالت مى كند بر اينكه خيانت كافران به دين خدا موجب شد كه خداوند آنان را در سيطره مسلمانان قرار دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 15

15 - نصرت هاى خاص الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، عامل فرو شكستن شعار و صولت كافران و اعتلا يافتن كلمة اللّه ( شعار توحيد )

فقد نصره اللّه . .. و جعل كلمة الذين كفروا السفلى و كلمة اللّه هى العليا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 1

1 - اراده خداوند ، عامل شكست و آوارگى كافران اهل كتاب ( يهود بنى نضير )

هو الذى أخرج الذين كفروا من أهل الكتب

به اتفاق مفسران، آيات اين بخش، مربوط به يهود بنى نضير و جريان شكست و آواره شدن آنان از مدينه است.

188- عوامل شكست كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 7 - 12

12 - تأثير عميق جنگ بدر در تحكيم پايه هاى توحيد و آيين اسلام و شكست شرك و كفر

و يريد اللّه أن يحق الحق بكلمته و يقطع دابر الكفرين

189- عوامل شكست مشركان قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 17 - 1

1 - امداد هاى الهى عامل اصلى و اساسى كشته شدن كافران در جنگ بدر و پيروزى اهل ايمان

فلم تقتلوهم و لكن اللّه قتلهم

جمله «فلم تقتلوهم . .. » متفرع بر آياتى است كه امدادهاى الهى را در جنگ بدر برمى شمرد ; يعنى توجه به قضاياى جنگ بدر و امدادهاى الهى بيانگر اين است كه در حقيقت خداوند مشركان را كشت و آنان را شكست داد.

190- عوامل شكست ناپذيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 9 - 3

3 - تنها كسى مى تواند شكست ناپذير و ستوده كردار باشد كه بر تمامى آسمان ها و زمين ، سيطره داشته و حكمرانى كند .

العزيز الحميد . الذى له ملك السموت و الأرض

وصف «الذى له . ..»، مى تواند توجيه گر دو وصف قبلى باشد. تغيير عبارت - كه موصول و صله جايگزين صفت مشبهه شده است - مؤيد برداشت بالا است.

191- عوامل شكست يهود بنى قريظه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 27 - 8،9

8 - قدرت مطلق خداوند ، عامل شكست يهود بنى قريظه و پيروزى مسلمانان مدينه بود .

أنزل الذين ظهروهم . .. فريقًا تقتلون ... وكان اللّه على كلّ شىء قديرًا

9 - قدرت مطلق خداوند ، عامل فروپاشى يهود بنى قريظه و به ارث رسيدن اموال و خانه ها و سرزمين شان به مسلمانان مدينه بود .

و أنزل الذين ظهروهم من أهل الكتب . .. و أورثكم أرضهم ... و كان اللّه على كلّ ش

192- كافران و شكست مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 30 - 5

5 - كافران ، همواره در كمين شكست و اضمحلال جامعه مؤمنان اند .

إنّهم منتظرون

متعلق انتظارِ كافران، به قرينه دشمنى آنان با مؤمنان، مى تواند انتظار شكست مؤمنان باشد.

193- مصلحت در شكست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 166 - 8

8 - رنج ها و شكست ها ، داراى مصلحتهايى پنهان از چشم ظاهربينان

و ما اصابكم يوم التقى الجمعان . .. و ليعلم المؤمنين

194- منافقان و شكست مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 50 - 4،7

4 - مباهات و اظهار شادمانى منافقان به رأى صائب خويش مبنى بر ترك جهاد ، در صورت مواجه شدن مسلمانان با شكست و مشكلات جنگ

و إن تصبك مصيبة يقولوا قد أخذنا أمرنا من قبل و يتولوا و هم فرحون

7 - داورى غلط منافقان در مورد شكست و پيروزى مسلمانان

و إن تصبك مصيبة يقولوا قد أخذنا أمرنا من قبل و يتولوا و هم فرحون

195- منشأ شكست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 251 - 6

6 - حاكميّت اذن خداوند بر پيروزى ها و شكستها

فهزموهم باذن اللّه

كلمه «باذن اللّه» متعلق به «هزموهم»، قيد هر دو معنايى است كه در آن نهفته; يعنى شكست جالوتيان و پيروزى طالوتيان. پس هم شكست و هم پيروزى به اذن خداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 51 - 3،10

3 - پيروزى و يا شكست سپاه اسلام ، منوط به مشيت خدا و تنها بر اساس تقدير اوست .

قل لن يصيبنا إلا ما كتب اللّه لنا

10 - ايمان و اعتقاد به اينكه خوشى ها و ناخوشى ها ، و شكست ها و پيروزى ها بر اساس تقدير خداست ، مقتضى توكل بر او و روى بر تافتن از ديگران

قل لن يصيبنا إلا ما كتب اللّه لنا . .. و على اللّه فليتوكل المؤمنون

196- منشأ شكست ابرها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 2 - 3

3 - ناكامى ابرهه در طرح انهدام كعبه و به هم خوردن توطئه او در تعطيل عبادت نزد آن ، كارى شگفت و نشانه قدرت خداوند

ألم تر كيف فعل ربّك . .. ألم يجعل كيدهم فى تضليل

ارتباط اين آيه با جمله «كيف فعل ربّك» (در آيه قبل)، بيانگر برداشت ياد شده است.

197- منشأ شكست اصحاب فيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 2 - 5

5 - وابستگى شكست اصحاب فيل به خداوند ، امرى روشن و بى نياز از تأمل و برهان

ألم يجعل

استفهام تقريرى در آيه، گوياى وضوح محتواى آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 1 - 5

5 - خداوند ، با خنثى كردن توطئه اصحاب فيل ، قريش را از خطر از هم گسيختگى رهانيد .

لإيلف قريش

198- منشأ شكست امت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 6 - 3

3- تحولات تاريخ ( شكست و پيروزى امت ها ) تحت اراده الهى است .

بعثنا عليكم عبادًا . .. ثمّ رددنا لكم الكرّة

199- منشأ شكست باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 116 - 4

4 - در صورت يارى خداوند ، پيروزى سپاه دين و جريان حق بر كفر و باطل ، قطعى است .

و نصرنهم فكانوا هم الغلبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 24 - 17

17 - علم و آگاهى گسترده خداوند ، پشتوانه پيروزى دين حق و شكست جبهه كفر و باطل

و يمح اللّه البطل . .. إنّه عليم بذات الصدور

جمله «إنّه عليم بذات الصدور» مى تواند علت براى جمله «و يمح اللّه الباطل» باشد.

200- منشأ شكست بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 12

12 - تحقق اراده الهى ، عليه يهود بنى نضير ، به گونه اى غيرقابل محاسبه براى آنان

هو الذى أخرج . .. و ظنّوا أنّهم مانعتهم ... فأتيهم اللّه من حيث لم يحتسبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 6 - 11

11 - تسلط و غلبه پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر يهود بنى نضير ، معلول اراده و عنايت خداوند بود ; نه صرفاً تلاش مسلمانان .

فما أوجفتم عليه . .. و لكنّ اللّه يسلّط رسله على من يشاء

201- منشأ شكست توطئه قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 50 - 5

5 - پيشگيرى خداوند از تحقق طرح ترور شبانه صالح ( ع ) و خانواده اش

لنبيّتنّه و أهله . .. و مكرنا مكرًا و هم لايشعرون

اصل برنامه مخالفان صالح، ترور شبانه وى و خانواده اش بود و مكر الهى به معناى خنثى ساختن آن برنامه است.

202- منشأ شكست دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 38 - 16

16 - خداوند ، شايسته ترين كفايت كننده تمامى امور بندگان و دفع كننده هر نوع شر دشمنان از آنان است .

قل حسبى اللّه

حذف متعلق «حسبى»; يعنى، ذكر نشدن موارد كفايت، دلالت بر عموم و توسعه دارد.

203- منشأ شكست دشمنان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 21 - 3،6

3 - خداوند ، پيامبران خود را با تضمين پيروزى آنان و شكست جبهه دشمن فرستاد .

كتب اللّه لأغلبنّ أنا و رسلى

6 - نيرومندى و شكست ناپذيرى خداوند ، تضمين كننده پيروزى پيامبران بر دشمنانشان

كتب اللّه لأغلبنّ أنا و رسلى إنّ اللّه قوىّ عزيز

204- منشأ شكست روميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 4 - 2

2 - شكست و پيروزى روم ، براساس مشيت خداوند بود .

غلبت الروم . .. للّه الأمر من قبل و من بعد

مضافٌ اليه محذوفِ «قبلُ» و «بعدُ»، «شكست و پيروزى روميان» است. بنابراين، مراد از «للّه الأمر من قبل و...» نكته ياد شده است.

205- منشأ شكست شبيخون قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 50 - 5

5 - پيشگيرى خداوند از تحقق طرح ترور شبانه صالح ( ع ) و خانواده اش

لنبيّتنّه و أهله . .. و مكرنا مكرًا و هم لايشعرون

اصل برنامه مخالفان صالح، ترور شبانه وى و خانواده اش بود و مكر الهى به معناى خنثى ساختن آن برنامه است.

206- منشأ شكست شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 162 - 3

3 - خداوند در صدد مأيوس كردن مشركان ، از پيشرفت و نفوذ آيينشان

ما أنتم عليه بفتنين

اِخبار خداوند به ناتوانى مشركان - كه به صورت روشن و قاطع بيان گرديده است - مى تواند براى ايجاد يأس و نااميدى در ميان آنان از هرگونه پيشرفت و نفوذ در ميان مردم باشد.

207- منشأ شكست فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 35 - 3

3 - تعلق اراده الهى بر تسلّط بخشيدن به موسى و هارون ( ع ) ، در عرصه هاى مبارزه و ناكام گردانيدن فرعون و دارودسته وى

و نجعل لكما سلطنًا فلايصلون إليكما

208- منشأ شكست فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 35 - 3

3 - تعلق اراده الهى بر تسلّط بخشيدن به موسى و هارون ( ع ) ، در عرصه هاى مبارزه و ناكام گردانيدن فرعون و دارودسته وى

و نجعل لكما سلطنًا فلايصلون إليكما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 116 - 2

2 - غلبه و پيروزى موسى و هارون ( عليهماالسلام ) و قوم شان بر فرعونيان ، نتيجه نصرت الهى بود .

و نصرنهم فكانوا هم الغلبين

209- منشأ شكست قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 98 - 4

4 - لطف و عنايت خدا ، موجب شكست توطئه مشركان عليه ابراهيم ( ع ) و پيروزى آن حضرت در برابر آنان

فأرادوا به كيدًا فجعلنهم الأسفلين

«أسفل» (مفرد «أسفلين») در اصل به معناى فروتر است; ولى در آيه شريفه كنايه از شكست و به معناى مغلوب مى باشد; زيرا انسانِ غالب، احساس برترى و انسان مغلوب، احساس فروترى مى كند.

210- منشأ شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 7

7 - خداوند ، كافران حاكم پيش از اسلام را ، شكست داد و پيامبران و مؤمنان نيكوكار را ، پيروز كرده و جايگزين آنان در سطح زمين قرار داد .

وعد اللّه الذين ءامنوا . .. كما استخلف الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 74 - 8

8 - علم خداوند به توطئه هاى كافران ، مايه ناكامى آنان در دستيابى به اهدافشان

و لاتكن فى ضيق ممّا يمكرون . .. و إنّ ربّك ليعلم ما تكنّ صدورهم و ما يعلنون

طرح علم خدا به اسرار نهانى و كارهاى آشكار توطئه گران عليه دين و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، اشاره به اين نكته دارد كه آنان در هر حال در منظر خدا هستند و نمى توانند چيزى را از او مخفى كرده و به اهداف شان برسند. اين بيان، مى تواند تعليلى باشد بر آنچه كه قبلاً در ضمن «و لاتكن فى ضيق ممّا يمكرون» آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 6 - 10

10 - پيروزى رسولان الهى بر كافران ، به اراده و مشيت خداوند است .

و لكنّ اللّه يسلّط رسله على من يشاء

211- منشأ شكست كافران بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 15

15 - غلبه يافتن پيروان حضرت عيسى ( ع ) بر كافران بنى اسرائيل ، در نتيجه تأييدات و امداد هاى الهى

فأيّدنا الذين ءامنوا . .. فأصبحوا ظهرين

212- منشأ شكست كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 6

6 - خداوند ، كافران و مشركان ستيزه جوى صدر اسلام را از دست يافتن به هدف خود ( رياست و سرورى بر مردم ) مأيوس ساخت .

إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. إن فى صدورهم إلاّ كبر ما هم ببلغيه

اين فرموده خداوند كه: «در دل كافران كبر و خودبرتر بينى وجود دارد; ولى به آن نمى رسند»; كنايه از اين است كه آنان نمى توانند با رياست و سرورى بر مردم، - كه آرزوى آنها است - كبر و خودبرتر بينى خود را تحقق بخشند.

213- منشأ شكست كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 116 - 4

4 - در صورت يارى خداوند ، پيروزى سپاه دين و جريان حق بر كفر و باطل ، قطعى است .

و نصرنهم فكانوا هم الغلبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 24 - 17

17 - علم و آگاهى گسترده خداوند ، پشتوانه پيروزى دين حق و شكست جبهه كفر و باطل

و يمح اللّه البطل . .. إنّه عليم بذات الصدور

جمله «إنّه عليم بذات الصدور» مى تواند علت براى جمله «و يمح اللّه الباطل» باشد.

214- منشأ شكست مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 6

6 - خداوند ، كافران و مشركان ستيزه جوى صدر اسلام را از دست يافتن به هدف خود ( رياست و سرورى بر مردم ) مأيوس ساخت .

إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. إن فى صدورهم إلاّ كبر ما هم ببلغيه

اين فرموده خداوند كه: «در دل كافران كبر و خودبرتر بينى وجود دارد; ولى به آن نمى رسند»; كنايه از اين است كه آنان نمى توانند با رياست و سرورى بر مردم، - كه آرزوى آنها است - كبر و خودبرتر بينى خود را تحقق بخشند.

215- موارد شكست باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 18 - 8

8- هلاكت و نابودى جوامع ستمگرگذشته ، نمونه اى از پيروزى حق بر باطل

و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة. .. بل نقذف بالحقّ على البطل فيدمغه فإذا هو زاهق

216- موانع شكست در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 68 - 6

6 - تقدير و قضاى الهى بر پيروزى مسلمانان در جنگ بدر ، مانع شكست مسلمانان ، على رغم تحقق مقتضى آن ( گرفتن اسير پيش از سركوبى كامل دشمن )

لو لا كتب . .. عذاب عظيم

217- موسى(ع) و شكست اشراف فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 77 - 6،7

6 - حضرت موسى ( ع ) ، از پيش به پيروزى و دستيابى به هدف هاى خود و شكست فرعون ، آگاهى داشت .

و لا يفلح السحرون

«فلاح» به معناى ظفر و دست يافتن به هدف است (مفردات راغب).

7 - حضرت موسى ( ع ) ، همراه با نفى ساحريت از خود ، فرعون و اطرافيانش را تهديد به شكست كرد و پيروزى قطعى خود

را به آنان اعلام نمود .

و لا يفلح السحرون

218- موسى(ع) و شكست جادوگران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 81 - 3،4،5

3 - موسى ( ع ) ، شكست ساحران و ابطال سحر آنان را ، قطعى و غير قابل ترديد اعلام كرد .

قال موسى ما جئتم به السحر إن اللّه سيبطله

4 - موسى ( ع ) ، شكست ساحران و ابطال سحر آنان را ، به خدا مرتبط نموده و خود را صرفاً واسطه فعل او اعلام كرد .

قال موسى ما جئتم به السحر إن اللّه سيبطله إن اللّه لايصلح عمل المفسدين. و يحق ال

5 - موسى ( ع ) ، از پيش بر پيروزى خود و شكست ساحران و ابطال سحرشان ، اطمينان داشت .

قال موسى ما جئتم به السحر إن اللّه سيبطله

219- موسى(ع) و شكست فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 77 - 7

7 - حضرت موسى ( ع ) ، همراه با نفى ساحريت از خود ، فرعون و اطرافيانش را تهديد به شكست كرد و پيروزى قطعى خود را به آنان اعلام نمود .

و لا يفلح السحرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 81 - 7

7 - موسى ( ع ) ، فرعون و اطرافيانش را گروهى مفسد و توطئه هاى آنان را محكوم به شكست دانست .

إن اللّه لايصلح عمل المفسدين

220- موسى(ع) و شكست فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 81 - 7

7 - موسى ( ع ) ، فرعون و اطرافيانش را گروهى مفسد و توطئه هاى آنان را محكوم به شكست دانست .

إن اللّه لايصلح عمل المفسدين

221- مؤمنان و شكست غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 6 - 6

6 - برخى از مؤمنان مأيوس از پيروزى در جنگ بدر و مطمئن به شكستى مرگ آفرين در آن كارزار

يجدلونك . .. كأنما يساقون إلى الموت و هم ينظرون

222- نشانه شكست در امتحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 17 - 10

10 - بى اعتنايى به يتيمان ، نشانه رد شدن در امتحان الهى است .

إذا ما ابتليه ربّه فأكرمه و نعّمه . .. كلاّ بل لاتكرمون اليتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 18 - 7

7 - بى توجّهى ثروتمندان به مستمندان و پرهيز آنان از كمك رسانى به بينوايان ، به دور از انتظار و نشانه رد شدن در امتحان الهى است .

إذا ما ابتليه ربّه فأكرمه و نعّمه . .. كلاّ بل ... و لاتحضّون على طعام المسكين

223- نشانه هاى شكست در امتحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 40 - 18

18 - شكرگزارى و يا كفران انسان ، نمود پيروزى و يا شكست او در آزمون الهى

ليبلونى ءأشكر أم أكفر

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه سليمان فرجام و نتيجه آزمون الهى را در دو بعد كلى «شكرگزارى يا كفران» مطرح ساخته است.

224- نشانه هاى شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 11

11- پيروزى نوح ( ع ) و يارانش بر مخالفان ، نشان و دليلى بر غلبه نهايى تقواپيشگان مقاوم و صبور ، بر كفرپيشگان است .

تلك من أنباء الغيب . .. فاصبر إن العقبة للمتقين

225- وضوح شكست اصحاب فيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 2 - 5

5 - وابستگى شكست اصحاب فيل به خداوند ، امرى روشن و بى نياز از تأمل و برهان

ألم يجعل

استفهام تقريرى در آيه، گوياى وضوح محتواى آن است.

226- وعده شكست دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 24 - 4

4 - عذاب اخروى و شكست دنيوى ، وعده الهى به كافران حق ناپذير

حتّى إذا رأوا ما يوعدون فسيعلمون من أضعف ناصرًا و أقلّ عددًا

227- وعده شكست شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 65 - 2

2 - خداوند ، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) را در قبال سخنان نارواى مشركان دلدارى داده و با وعده غلبه قطعى توحيد بر شرك ، آن حضرت را از ناكامى و نافرجامى توطئه هاى آنان ، مطمئن ساخت

و لا يحزنك قولهم إن العزة للّه جميعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 41 - 2

2- توجه به گسترش اسلام و توسعه روزافزون آن ، دليلى فراروى كفرپيشگان بر تحقّق وعده هاى الهى ( نابودى شرك و پيروزى توحيد ) به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أولم يروا أنَّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها

جمله «أولم يروا . ..» به منزله دليلى است بر پديدار شدن و تحقق يافتن تهديدهاى الهى به مشركان و وعده هاى الهى به اهل ايمان.

228- وعده شكست فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 35 - 7

7 - شكست نهايى فرعون و غلبه موسى ، هارون ( ع ) و پيروانشان بر وى ، وعده الهى به موسى در وادى طور

أنتما و من اتّبعكما الغلبون

229- وعده شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 4

4 - شكست كافران و پايان داده شدن به سلطه آنان و پيروزى مؤمنان داراى عمل صالح ، با در دست گرفتن اداره سرنوشت بشر در زمين ، وعده أكيد خداوند

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت ليستخلفنّهم فى الأرض

230- وعده شكست كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 38 - 1

1- هلاكت و شكست كافران مكه و پيروزى مؤمنان ، وعده الهى

سأُوريكم ءايتى . .. و يقولون متى هذا الوعد

برداشت يادشده مبتنى براين است كه مقصود از «وعد» دراين آيه، غلبه مؤمنان و شكست كافران باشد.

231- وعده شكست مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 174 - 2

2 - پيروزى قريب الوقوع پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت بر مشركان ، وعده خداوند به آنان

فتولّ عنهم حتّى حين

توصيه خداوند به اعراض موقت از مشركان، دليل پيروزى قريب الوقوع پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 178 - 2

2 - پيروزى قريب الوقوع پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت بر مشركان ، وعده خداوند به آنان

و تولّ عنهم حتّى حين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 45 - 1

1 - وعده الهى ، به فروپاشى جماعت مشركان و ناپايدارى آنان در برابر جبهه ايمان

سيهزم الجمع و يولّون الدّبر

232- وقت شكست حق ناپذيران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 111 - 1

1- آزمايش كافران و مشركان حق ناپذير صدراسلام ، فلسفه به تأخير افتادن عذاب آنان و نامعلوم بودن زمان شكست آنها است .

و إن أدرى لعلّه فتنة لكم

ضمير «لعلّه» به نكته اى برمى گردد كه از دو آيه قبل استفاده مى شود. آن نكته، مسأله تأخير عذاب كافران و مشركان و يا نامعلوم بودن زمان شكست آنان و پيروزى مسلمين است.

233- وقت شكست كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 26 - 2

2 - زمان نزول عذاب ، شكست كافران و برپايى قيامت ، از امور غيبى و تنها در اختيار خداوند است .

حتّى اذا اوا ما يوعدون. ..اقريب ما توعدون... علم الغيب

تعريف «الغيب» براى استغراق است; يعنى، تمامى امور و حقايق غيبى و «عالم الغيب» خبر براى مبتداى محذوف (هو) است. تعريف مسند و مسنداليه، مفيد قصر مى باشد; يعنى، تنها خداوند عالم به امور غيبى است. گفتنى است از مصاديق مورد نظر در امور غيبى - به قرينه آيات پيشين - مسأله برپايى قيامت، شكست كافران و نزول عذاب بر آنان است.

234- وقت شكست كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 111 - 1

1- آزمايش كافران و مشركان حق ناپذير صدراسلام ، فلسفه به تأخير افتادن عذاب آنان و نامعلوم بودن زمان شكست آنها است .

و إن أدرى لعلّه فتنة لكم

ضمير «لعلّه» به نكته اى برمى گردد كه از دو آيه قبل استفاده مى شود. آن نكته، مسأله تأخير عذاب كافران و مشركان و يا نامعلوم بودن زمان شكست آنان و پيروزى مسلمين است.

235- وقت شكست مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 111 - 1

1- آزمايش كافران و مشركان حق ناپذير صدراسلام ، فلسفه به تأخير افتادن عذاب آنان و نامعلوم بودن زمان شكست آنها است .

و إن أدرى لعلّه فتنة لكم

ضمير «لعلّه» به نكته اى برمى گردد كه از دو آيه قبل استفاده مى شود. آن نكته، مسأله تأخير عذاب كافران و مشركان و يا نامعلوم بودن زمان شكست آنان و پيروزى مسلمين است.

شكست ناپذيرى

236- ادعاى شكست ناپذيرى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 5 - 1

1 - رفتار برخى از انسان ها ، بسان كسى است كه خود را شكست ناپذير و تواناترين موجود مى پندارد .

أيحسب أن لن يقدر عليه أحد

فاعل «يحسب» ضميرى است كه به «الإنسان» در آيه قبل برمى گردد و به قرينه آيات بعد، روى سخن با مؤمنان حقيقى نيست; بلكه كافران و يا آنها و منافقان مورد نظر هستند. بنابراين بايد گفت: عموم «الإنسان»، يا عموم عرفى است و مراد بيشتر مردمى است كه در زمان نزول اين آيات، در مكه بوده و از زمره مؤمنان حقيقى نبودند و يا ارجاع ضمير به آن، به صورت استخدام بوده و تنها بخشى از افرادِ مرجع ضمير، مقصود هستند.

237- شكست ناپذيرى تدبير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 45 - 4

4 - كيد و تدبير خداوند ، شكست ناپذير است .

إنّ كيدى متين

238- شكست ناپذيرى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 59 - 7

7 - خداوند ، مقتدرى شكست ناپذير

كفروا سبقوا إنهم لايعجزون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 63 - 12

12 - خداوند ، شكست ناپذير و بسيار كاردان است .

إنه عزيز حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 67 - 12

12 - خداوند ، شكست ناپذير و بسيار كاردان است .

و اللّه عزيز حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 20 - 2

2 - اراده و قدرت خداوند ، مطلق و شكست ناپذير است .

أمّن هذا الذى هو جند لكم ينصركم من دون الرحمن

239- شكست ناپذيرى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 5 - 4

4 - قرآن ، كتابى پيروزمند ، شكست ناپذير و رحمت آفرين براى بشر

و القرءان . .. تنزيل العزيز الرحيم

نسبت دادن نزول قرآن به مقام عزت و رحمت خداوند، مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه اين كتاب نيز عزّتمند و رحمت آفرين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 1 - 5

5 - قرآن ، در عرصه فكر ، انديشه و . . . پيروزِ شكست ناپذير و كتابى حكيمانه است .

تنزيل الكتب من اللّه العزيز الحكيم

برداشت بالا به خاطر اين نكته است كه چون خداوند، عزيز (پيروز شكست ناپذير) و حكيم است; بنابراين سخن او نيز در عرصه خاصِ خود (فكر، انديشه و. ..) چنين خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 2 - 5

5 - قرآن ، در عرصه فكر و انديشه ، پيروز شكست ناپذير و كتابى عالمانه است .

تنزيل الكتب من اللّه العزيز العليم

از آن جايى كه خداوند عزيز و عليم است، سخن او هم در عرصه خود (فكر، انديشه و . ..) چنين خواهدبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 41 - 10

10 - شكست ناپذيرى قرآن ، در برابر معارضه ها و موضع گيرى هاى خصمانه كافران

إنّ الذين يلحدون . .. إنّ الذين كفروا ... و إنّه لكتب عزيز

240- شكست ناپذيرى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 197 - 5

5 - معبود به حق بايد شكست ناپذير و از آسيب ها و حوادث مصون باشد .

و الذين تدعون من دونه . .. و لا أنفسهم ينصرون

241- شكست ناپذيرى مكر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 45 - 4

4 - كيد و تدبير خداوند ، شكست ناپذير است .

إنّ كيدى متين

242- شكست ناپذيرى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 19 - 8

8 - نيرو هاى شرك و كفر هر چند فراوان باشند ، توان شكست اهل ايمان را ندارند .

و لن تغنى عنكم فئتكم شيئا و لو كثرت

243- عوامل شكست ناپذيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 9 - 3

3 - تنها كسى مى تواند شكست ناپذير و ستوده كردار باشد كه بر تمامى آسمان ها و زمين ، سيطره داشته و حكمرانى كند .

العزيز الحميد . الذى له ملك السموت و الأرض

وصف «الذى له . ..»، مى تواند توجيه گر دو وصف قبلى باشد. تغيير عبارت - كه موصول و صله جايگزين صفت مشبهه شده است - مؤيد برداشت بالا است.

4- شكم

1- تاريكى شكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 11،26

11 - جنين ، پوشيده از سه ظلمت ( بچه دان ، رحم و شكم )

يخلقكم فى بطون أُمّهتكم . .. فى ظلمت ثلث

مفسران يادآور شدند كه مقصود از «ظلمات ثلاث» ظلمت هاى بچه دان، رحم و شكم مادران است و روايت امام باقر(ع) مؤيد همين برداشت است (مجمع البيان، ذيل آيه و نورالثقلين، ج 4، ص 477، ح 11).

26 - « فى مجمع البيان : « فى ظلمات ثلاث » ظلمة البطن و ظلمة الرحم و ظلمة المشيمة . . . و هو المروى عن أبى جعفر ( ع ) ;

در مجمع البيان آمده است كه مراد از «ظلمات ثلاث» (تاريكى هاى سه گانه)، تاريكى شكم، تاريكى رحم و تاريكى كيسه جنين مى باشد و اين معنا از امام باقر(ع) روايت شده است».

2- نجات از شكم ماهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 49 - 1

1 - يونس ( ع ) پس از رهايى از شكم ماهى ، از نعمت و لطف ويژه الهى برخوردار گشت .

لولا أن تدركه نعمة من ربّه

3- يونس(ع) در شكم ماهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 87 - 12،13،14،15،21

12- گرفتار آمدن يونس ( ع ) در دريا و شكم ماهى ، كيفر ترك خشمگينانه او از ميان قومش

ذاالنون إذ ذهب مغضبًا . .. فنادى فى الظلمت

مقصود از «ظلمات» در آيه شريفه، شكم ماهى است و جمع آمدن آن براى بيان شدت ظلمت است.

13- دعا و تضرع يونس ( ع ) به درگاه الهى ، پس از گرفتار آمدن در ظلمات ( شكم ماهى )

فنادى فى الظلمت أن لاإله إلاّأنت

14- روى آوردن يونس ( ع ) در شكم ماهى به تهليل و تنزيه خداوند ، در نيايش ويژه خويش

فنادى فى الظلمت أن لاإله إلاّأنت سبحنك

15- « لا إله إلاّ أنت سبحانك إنّى كنت من الظالمين » ، ندا و دعاى يونس ( ع ) به هنگام گرفتار شدن در ظلمت شكم ماهى

فنادى فى الظلمت أن لاإله إلاّأنت سبحنك إنّى كنت من الظلمين

21- « قال المأمون للرضا ( ع ) فأخبرنى عن قول اللّه عزّوجلّ : « و ذاالنون إذ ذهب مغاضباً فظنّ أن لن نقدر عليه » فقال الرضا ( ع ) : ذاك يونس بن متى ( ع ) ذهب مغاضباً لقومه « فظنّ » بمعنى إستيقن « أن لن نقدر عليه » أى لن نضيق عليه رزقه . . . « فنادى فى الظلمات » أى ظلمة الليل و ظلمة البحر و ظلمة بطن الحوت : « أن لا إله إلاّ أنت سبحانك إنّى كنت من الظالمين » بتركى مثل هذه العبادة التى قد فرغتنى ل ها فى بطن الحوت ;

در روايت آمده است كه] مأمون به امام رضا(ع) گفت: مرا خبر ده از سخن خداى عزّوجلّ «و ذاالنون إذ ذهب مغاضباً فظنّ أن لن نقدر عليه» امام فرمود: او يونس بن متى بود، كه در حالى كه بر قوم خود غضبناك بود، از ميان آنان برفت. «ظنّ» در كلام خدا به معناى «إستيقن» و «لن نقدر عليه» به معناى «لن نضيق عليه رزقه» ... مى باشد. «فنادى فى الظلمات»; يعنى، در ميان سه تاريكى (تاريكى شب، تاريكى دريا و تاريكى شكم ماهى) ندا كرد: «...سبحانك إنّى كنت من الظالمين»; يعنى، ... من از ستم كارانم; زيرا مثل چنين عبادتى را - كه اكنون مرا براى آن در شكم ماهى فارغ گردانيده اى - در گذشته ترك كرده بودم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 88 - 1

1- دعاى يونس ( ع ) به هنگام گرفتار شدن آن حضرت در تاريكى شكم ماهى ، مورد اجابت و پذيرش خدا قرار گرفت .

فنادى فى الظلمت . .. فاستجبنا له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 142 - 1،3

1 - بلعيده شدن يونس ( ع ) به وسيله ماهى بزرگ ، پس از افكنده شدن او به دريا

فالتقمه الحوت و هو مليم

«إلتقام» (مصدر «التقم») به معناى بلعيدن است و «حوت» هر چند در مطلق ماهى - چه بزرگ باشد و چه كوچك - به كار مى رود; اما كاربرد آن در ماهى بزرگ بيشتر است و در آيه شريفه نيز به همين معنا به كار رفته است.

3 - بلعيده شدن يونس به وسيله ماهى ، نتيجه خروج عجولانه او از ميان مردم و ادامه ندادن رسالت خود در ميان آنان بود .

إذ أبق إلى الفلك . .. فالتقمه الحوت و هو مليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 143 - 1

1 - يونس ( ع ) ، در دل ماهى به تسبيح مستمر خدا پرداخت .

فلولا أنّه كان من المسبّحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 144 - 1،2

1 - يونس ( ع ) اگر به تسبيح خدا در شكم ماهى نمى پرداخت ، تا قيامت در آنجا مى ماند .

فلولا أنّه كان من المسبّحين . للبث فى بطنه إلى يوم يبعثون

2 - تسبيح مستمر يونس ( ع ) ، تنها وسيله نجات او از دل ماهى شد .

فلولا أنّه كان من المسبّحين . للبث فى بطنه إلى يوم يبعثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 145 - 3

3 - بلعيده شدن يونس ( ع ) به وسيله ماهى ، موجب بيمارى او گرديد .

فالتقمه الحوت . .. فنبذنه بالعراء و هو سقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 147 - 4

4 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) الأنبياء و المرسلون على أربع طبقات . . . و نبىّ يرى فى منامه و يسمع الصوت و يعاين الملك و قد أرسل إلى طائفة قلّوا أو كثروا كيونس . قال اللّه ليونس « و أرسلناه إلى مائة ألف أو يزيدون » . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه: پيامبران و رسولان بر چهار طبقه اند . .. و پيامبرى است كه در خواب مى بيند و صدا را مى شنود و فرشته را مى بيند و به سوى گروهى از مردم - خواه كم يا زياد - فرستاده مى شود، مانند يونس كه خدا درباره اش مى فرمايد: «و أرسلناه إلى مائة ألف أو يزيدون»...».

شكمبارگى

4- سرزنش شكمبارگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 9

9- هدف قرار دادن لذت جويى و شكمبارگى در زندگى ، منشى حيوانى و نه شايسته مقام انسانى

و الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأنعم

لحن شديد توبيخى آيه و به شمار آوردن لذّت جويى صرف و به دور از عقيده و ايمان در حد زندگى حيوانى، مطلب بالا را افاده مى كند.

5- شكمبارگى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 7

7- لذّت جويى و شكمبارگى حيوان گونه كافران ، تنها بهره آنان از زندگى دنيايى

الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأنعم و النار مثوًى لهم

از مقابله دو بخش آيه - كه براى مؤمنان پايان خوش بهشت را يادآور شده - استفاده مى شود كه كافران، هرگز از آن نعمت هاى اخروى بهره نخواهند برد; بلكه تنها شهوت رانى و استفاده حيوان گونه از امكانات دنيا، نصيب آنان است.

6- نقش شكمبارگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 12

12- شكم پرستى ، داراى نقشى ويژه در ميان ساير شهوات و تمايلات حيوانى

يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأنعم

واژه «يتمتّعون» دربردارنده همه گونه لذّت جويى است. از اين كه «يأكلون...»، از ميان همه شهوات اختصاص به ذكر يافته و بدان تصريح شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.

5- شكنجه

1- شكنجه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 24

24 - آوارگى و هجرت برخى مسلمانان صدر اسلام و شكنجه و آزار آنان در راه خدا

فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم و اوذوا فى سبيلى

جمله «فالّذين . .. »، هر چند بيان يك ضابطه كلّى است، ولى به قرينه ماضى بودن فعلهاى «هاجروا و ... »، ناظر به تحقق هجرت، اخراج و آزار نيز هست.

2- آثار شكنجه مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 10 - 1

1 - شكنجه گران و سوزانندگان مردمِ با ايمان ، به عذاب جهنم گرفتار خواهند شد .

إنّ الذين فتنوا المؤمنين و المؤمنت ثمّ لم يتوبوا فلهم عذاب جهنّم

«فتن» (مصدر «فتنوا») در اصل به معناى داخل كردن طلا در آتش است; ولى در مورد داخل كردن انسان در آتش نيز استعمال دارد (مفردات راغب). «فتنة» در قرآن، گاهى به معناى تعذيب (شكنجه دادن) آمده است. (بصائر فيروزآبادى)

3- امتحان با شكنجه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 - 11

11 - خداوند با رهاسازى بنى اسرائيل عصر موسى از شكنجه هاى سخت فرعونى ، آنان را مورد آزمايشى سنگين قرار داد .

و إذ أنجينكم . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به رهايى از عذاب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 17

17- نجات بنى اسرائيل از شكنجه و كشتار فرعونيان ، آزمايش بزرگ الهى از آنان بود .

إذ أنجكم من ءال فرعون . .. و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مشاراليه «ذلكم» نجات بنى اسرائيل به وسيله خداوند از اعمال ظالمانه فرعونيان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 3

3- آزار و شكنجه دشمنان اسلام نسبت به مؤمنان ، زمينه آزمايش ايمان آنان

إلاّ من أُكره و قلبه مطمئنّ بالإيمن . .. ثمّ إن ربّك للذين هاجروا من بعد ما فتن

در واژه «فتنوا» - كه در اين آيه در معناى امتحان و آزمايش به كار رفته است - معناى رنج و عذاب نهفته است; چه اينكه ريشه اين فعل به معناى گداختن طلا براى خالص ساختن آن است (مفردات راغب). گفتنى است آيه 106 - كه درباره شكنجه و آزار شدن مسلمانان و حكم تقيه است تأييد كننده همين برداشت است.

4- بدترين شكنجه هاى فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 14

14- فزونى چشمگير زنان بر مردان در جامعه و بر هم خوردن اعتدال جمعيتى ، مايه پديد آمدن مشكلات اجتماعى آزار دهنده براى زنان

يستحيون نساءكم

اينكه خداوند براى شكنجه هاى آل فرعون، كشتن پسران و زنده نگه داشتن زنان را برشمرده است، امكان دارد بدين علت باشد كه چنين عملى، تعادل جمعيت را بر هم مى زند و در نتيجه جمعيت زنان افزونى پيدا مى كند و اين خود شكنجه اى آزار دهنده براى مردم است.

5- بنى اسرائيل و شكنجه هاى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 85 - 2

2 - قوم موسى ، از همان آغاز گرايش به او ، خود را در معرض عذاب و شكنجه فرعونيان مى ديدند .

ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظلمين

6- تاريخ شكنجه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 25 - 18

18- زندانى كردن مجرمان و شكنجه و آزار آنان در مصر باستان و عصر يوسف ( ع ) ، امرى معمول و متداول بود .

إلا أن يسجن أو عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 7

7 - وجود مجازات سنگسار و شكنجه ، در عصر مردم انطاكيه

لنرجمنّكم و ليمسّنّكم منّا عذاب أليم

7- تحمل شكنجه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 126 - 9،11

9 - صبر در برابر تحمل شكنجه هاى فرعون و تسليم خدا بودن تا آخرين لحظه حيات ، درخواست ساحران مؤمن در دعا به درگاه خداوند

ربنا أفرغ علينا صبراً و توفنا مسلمين

11 - كيفر هاى تعيين شده از سوى فرعون براى ساحران مؤمن ، شكنجه هايى طاقتفرسا و تحمل آن نيازمند صبرى وافر بود .

ربنا أفرغ علينا صبراً

8- تحمل شكنجه هاى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 72 - 11،14

11 - ساحران مؤمن ، آمادگى خود را براى تحمّل هرگونه شكنجه و كشتار در جهت حفظ ايمان خويش اعلام كردند .

لن نؤثرك . .. فاقض ما أنت قاض

«قضا» به معناى حكم كردن و داورى است. جمله «فاقض...» از زبان ساحران مؤمن و خطاب به فرعون است; يعنى، هر حكمى را كه مى توانى و قضاوت آن از تو ساخته است، صادر كن. ما آماده پذيرش هر نوع شكنجه و عذاب در راه ايمان خود هستيم.

14 - ساحران مؤمن با تحقير قدرت فرعون ، به او اعلام كردند كه بالاترين شكنجه هاى او ، تنها به زندگانى دنيايى آنان خاتمه مى دهد و به آخرتشان آسيبى نخواهد رسانيد .

فاقض ما أنت قاض إنّما تقضى هذه الحيوة الدنيا

چنانچه «هذه الحياة» مفعولٌ به براى «تقضى» باشد، مراد از «قضا»، منقضى ساختن خواهد بود. اهل لغت مى گويند: تمام معانى «قضا» به انقطاع يافتن و تمام شدن بازگشت دارد (لسان العرب). بنابراين مفاد آيه چنين مى شود: اى فرعون! با حكم خود به هرچه مى توانى فيصله بده و آن را تمام كن; زيرا تو فقط اين زندگانى دنيا را خاتمه مى دهى.

9- ترس از شكنجه هاى اشراف بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 83 - 4

4 - مؤمنان به موسى ( ع ) ، از رؤسا و اشراف قوم خود و از اذيت و شكنجه هاى فرعون در وحشت شديدى به سر مى بردند .

فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه على خوف من فرعون و ملإيهم أن يفتنهم

تنكير «خوف» دلالت بر شدت آن مى كند و از معانى فتنه عذاب و شكنجه است.

10- ترس از شكنجه هاى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 83 - 4

4 - مؤمنان به موسى ( ع ) ، از رؤسا و اشراف قوم خود و از اذيت و شكنجه هاى فرعون در وحشت شديدى به سر مى بردند .

فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه على خوف من فرعون و ملإيهم أن يفتنهم

تنكير «خوف» دلالت بر شدت آن مى كند و از معانى فتنه عذاب و شكنجه است.

11- تهديد به شكنجه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 6

6 - مردم انطاكيه ، پيامبران شان را در صورت دنبال كردن رسالت خود ، به سنگسار شدن و شكنجه دردناك تهديد كردند .

لئن لم تنتهوا لنرجمنّكم و ليمسّنّكم منّا عذاب أليم

12- رضايت به شكنجه مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 7 - 6

6 - نظاره گران شكنجه مؤمنان ، در صورت رضايت به آن خود نيز شكنجه گر آنان قلمداد مى شوند .

و هم على ما يفعلون بالمؤمنين شهود

استناد «يفعلون» به شاهدان صحنه، گوياى آن است كه ناظران - هر چند دستور دهنده نباشند - شريك جرم شمرده مى شوند.

13- زمينه قطع شكنجه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 8 - 6

6 - اصحاب اخدود ، در صورت دست كشيدن مؤمنان از ايمان خويش ، آنان را نمى سوزاندند .

إلاّ أن يؤمنوا

فعل مضارع همراه با حرف «أن» در «أن يؤمنوا»، براى استقبال بوده و بيانگر آن است كه آنچه اصحاب «اخدود» را به مقابله واداشت; باقى ماندن مؤمنان بر ايمان خويش بود. گويا ايمان گذشته آنان، در نظر دشمنان شان موجب عقوبت نبوده است.

14- سختى شكنجه هاى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 71 - 17،20

17 - فرعون ، عذاب و شكنجه از ناحيه خود را ، شديدتر از عذاب موعود موسى ( ع ) اعلام كرد .

و لتعلمنّ أيّنا أشدّ عذابًا

موسى(ع) آغاز صحنه مبارزه گفته بود: «ويلكم. .. فيسحتكم بعذاب». فرعون نيز در برابر آن سخن، چنين وعده داد كه عذاب او شديدتر از عذابى است كه موسى(ع) وعده داده است.

20 - فرعون ، درك سنگين تربودن شكنجه هايش از عذاب موعود موسى ( ع ) را ، تنها در صورت چشيدن آن امكان پذير دانست .

و لتعلمنّ أيّنا أشدّ عذابًا

15- سوگند به مؤمنان شكنجه شده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 3 - 7

7 - سوگند خداوند به مؤمنانى كه در ملأ عام شكنجه شده و در برابر چشمان دشمن ، سوزانده مى شوند .

و مشهود

داستان اصحاب «اخدود» - كه پس از اين آيه مطرح شده است - به ويژه آيه «و هم على ما يفعلون بالمؤمنين شهود» قرينه بر احتمالى است كه درباره مصداق «مشهود» گفته شده است. در اين نظر تقدير آن «مشهود عليهم» است.

16- شكنجه اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 48 - 1

1- مأموران دوزخ ، موظف به شكنجه گناه پيشگان در وسط دوزخ

ثمّ صبّوا

17- شكنجه اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 26 - 4

4- جهنّم ، دربردارنده شكنجه هاى سخت براى مشركان

ألقيا فى جهنّم . .. فألقياه فى العذاب الشديد

18- شكنجه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 49 - 1،5،9،10،11

1 - بنى اسرائيل همواره تحت سيطره خاندان فرعون ، به شكنجه هاى سخت گرفتار بودند .

و إذ نجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوءالعذاب

«سَوْم» (مصدر يسومون) به معناى تحميل كردن است. اضافه «سوء» به «العذاب» اضافه صفت به موصوف مى باشد; يعنى: العذاب السوء.

5 - كشتار گسترده پسران و زنده نگه داشتن زنان ، سخت ترين شكنجه فرعونيان بر بنى اسرائيل

يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم

جمله «يذبحون . .. » مى تواند تفسير جمله قبل باشد; يعنى، منظور از «سوء العذاب» همان سربريدن پسران و باقى گذاشتن زنان است و نيز مى تواند بيان مصداق بارزى از آن باشد; يعنى، فرعونيان عذابهايى بر بنى اسرائيل تحميل مى كردند كه از آن جمله سربريدن فرزندان و ... مى باشد. بر اين مبنا ذكر به خصوص عذاب ياد شده، به خاطر شدت آن بوده است.

9 - در صورتى كه خداوند بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان نجات نمى داد ، آنان همچنان به شكنجه و كشتار فرزندانشان ادامه مى دادند .

يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم

برداشت فوق از فعلهاى مضارع «يسومون» و «يذبحون» و «يستحيون» استفاده شده است.

10 - خداوند با گرفتار سازى بنى اسرائيل به عذاب هاى سهمگين فرعونى ، آنان را به آزمونى بزرگ مبتلا ساخت .

و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

كلمه «بلاء» در لغت به معناى آزمون و نيز به معناى نعمت آمده است. مشاراليه «ذلكم» يا «عذاب» است، يا رهايى از عذاب (نجيناكم). برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به خود عذاب باشد.

11 - خداوند با رهاسازى بنى اسرائيل از شكنجه هاى سخت فرعونى ، آنان را مورد آزمون بزرگى قرار داد .

و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به رهايى از عذاب - كه از «نجيناكم» استفاده مى شود - باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 - 1،2،4،7،10،11

1 - بنى اسرائيل همواره تحت سيطره خاندان فرعون به شكنجه هايى سخت گرفتار بودند .

و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب

«سَوْم» مصدر «يسومون» به معناى تحميل كردن است. اضافه «سوء» به «العذاب» اضافه صفت به موصوف است ; يعنى: العذاب السوء.

2 - خداوند با بعثت موسى ، بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان و شكنجه هاى سهمگين آنان ر ها ساخت .

و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب

در جمله «هو فضلكم» (او شما را برترى بخشيد)، برترى دادن تنها به خداوند نسبت داده شده است، ولى در جمله دوم «أنجيناكم» (ما شما را نجات داديم) نسبت نجات بخشى به ضمير «نا» (يعنى ما) داده شده است. از اين مقابله مى توان فهميد كه خداوند در نجات بخشى نظر به اسباب نيز دارد كه به مناسبت، سبب آن بعثت حضرت موسى است. بنابراين «أنجيناكم» يعنى ما با بعثت موسى شما را نجات داديم.

4 - موسى ( ع ) با تكيه بر لطف خداوند به بنى اسرائيل در نجات بخشى آنان از شكنجه فرعونيان ، لزوم پرستش خداى يگانه و پرهيز از گرايش به شرك را به آنان گوشزد كرد .

قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً . .. و إذ أنجينكم من ءال فرعون

برداشت فوق بر اين اساس است كه مفاهيم ذكر شده در آيه مورد بحث برگرفته از سخنان موسى باشد و مخاطبان اصلى آن همان مردمى باشند كه پس از عبور از دريا به بت پرستى گرايش پيدا كردند.

7 - كشتار گسترده پسران و زنده نگه داشتن زنان ، سخت ترين شكنجه فرعونيان بر بنى اسرائيل

يسومونكم سوء العذاب يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم

جمله «يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم» مى تواند تفسير جمله قبل باشد ; يعنى منظور از «سوء العذاب» همان كشتار فرزندان و باقى گذاشتن زنان است. همچنين مى تواند بيان مصداقى از آن باشد ; يعنى فرعونيان عذابهايى بر شما تحميل كردند ; از جمله كشتار فرزندان و زنده گذاشتن زنان. بر اين مبنا ذكر ويژه دو عذاب ياد شده، به سبب شدت بيشتر آن بوده است.

10 - خداوند با گرفتار ساختن بنى اسرائيل به عذاب هاى سهمگين فرعونى ، آنان را آزمونى بزرگ مبتلا ساخت .

يسومونكم سوء العذاب . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

كلمه «بلاء» مى تواند به معناى آزمون و نيز به معناى نعمت باشد. مشاراليه «ذلكم» يا عذاب است و يا رهايى از آن. در برداشت فوق «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به خود عذاب گرفته شده است.

11 - خداوند با رهاسازى بنى اسرائيل عصر موسى از شكنجه هاى سخت فرعونى ، آنان را مورد آزمايشى سنگين قرار داد .

و إذ أنجينكم . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به رهايى از عذاب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 12،14

12- فرعونيان ، پسران قوم موسى ( بنى اسرائيل ) را به طور گسترده سر مى بريدند و زنان آنان را زنده نگه مى داشتند .

و يذبّحون أبناءكم و يستحيون نساءكم

كاربرد فعل «يذبّحون» از باب تفعيل، كه به معناى تكثير هم آمده است، احتمالاً بيانگر منظور فوق است.

14- فزونى چشمگير زنان بر مردان در جامعه و بر هم خوردن اعتدال جمعيتى ، مايه پديد آمدن مشكلات اجتماعى آزار دهنده براى زنان

يستحيون نساءكم

اينكه خداوند براى شكنجه هاى آل فرعون، كشتن پسران و زنده نگه داشتن زنان را برشمرده است، امكان دارد بدين علت

باشد كه چنين عملى، تعادل جمعيت را بر هم مى زند و در نتيجه جمعيت زنان افزونى پيدا مى كند و اين خود شكنجه اى آزار دهنده براى مردم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 77 - 5

5 - بنى اسرائيل ، مورد عنايت و لطف الهى ، در عصر ستم ديدگى و شكنجه شدن از سوى فرعونيان

أسر بعبادى

اضافه «عباد» به ضمير متكلم، به جهت تكريم بنى اسرائيل و اظهار لطف به آنان است. اين امر، زمانى صورت گرفته كه آنان در بند حكومت فرعون و شكنجه هاى او بودند. خداوند با تعبير «عبادى» بر رفتار فرعونيان - كه بنى اسرائيل را به بندگى گرفته بودند - خط بطلان كشيده و آنان را تنها بنده خود معرفى كرده است.

19- شكنجه پيروان دانيال(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 4 - 4

4 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) . . . ملك بُخْتُ نَصَّر مأئةَ سنة و سبعاً و ثمانين سنة . . . و ملك بعده مِهْرَقَيْه بن بخت نصر . . . و أخذ عند ذلك دانيال ( ع ) و حفر له جُبّاً فى الأرض و طرح فيه دانيال ( ع ) و أصحابه و شيعته من المؤمنين فألقى عليهم النيران . . . و هم الذين ذكرهم اللّه فى كتابه العزيز فقال جلّوعزّ « قتل أصحاب الاُخدود . . . » ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: بُخْت نَصَّر 187 سال پادشاهى كرد . .. و بعد از وى فرزندش مِهْرَقيْه پادشاه شد ... و در وقت حكومت خود، دانيال(ع) را دستگير كرد و چاهى براى او در زمين حفر نمود و دانيال و اصحاب و پيروانش را در آن چاه افكند و آتش ها بر سرشان ريخت ... و اينها همان كسانى اند كه خداوند جلّ و عزّ در كتاب عزيزش از آنان ياد نموده و فرموده است: قتل أصحاب الاُخدود...».

20- شكنجه جادوگران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 71 - 15،18

15 - تصميم فرعون بر شكنجه و به صليب كشيدن ساحران مؤمن و نظارت مستقيم خود بر اجراى آن ، تصميمى قاطع و مستبدانه بود .

لأقطّعنّ . .. لأصلّبنّكم ... لتعلمنّ أيّنا أشدّ عذابًا و أبقى

فرعون در واكنش هاى قبلى خود در برابر موسى(ع) با اطرافيان خويش به مشورت مى نشست; ولى در مجازات ساحران، تصميم مستبدانه و شخصى خود را با سوگند بر اجراى آن اعلام كرد و با لام قسم و نون تأكيد ثقيله و فعل هايى از باب تفعيل، قاطعيت خود را در اين تصميم ابراز كرد. گفتنى كه فعل هاى «لأقطّعنّ» و «لأصلبنّ» كه از باب تفعيل اند، با ثلاثى مجرد در معنا يكسان بوده و تفاوتى جز تأكيد افزون تر ندارند.

18 - فرعون ، دوران مجازات ساحران مؤمن ( قطع دست و پا و بستن به چوبه دار ) را در مقايسه با مدت عذاب هاى موعود موسى ( ع ) ، طولانى تر و پايدارتر اعلام كرد .

و لتعلمنّ أيّنا أشدّ عذابًا و أبقى

«عذاباً» تميز براى «أشدّ» و قرينه بر تميز محذوف «أبقى» است; يعنى، «و أبقى عذاباً».

21- شكنجه جسمانى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 43 - 2

2 - تكذيب گران قيامت ، مبتلا به شكنجه روحى و جسمى در آخرت

هذه جهنّم الّتى يكذّب بها المجرمون

با اين كه مجرمان سرانجام به دوزخ افكنده مى شوند; ولى با يادآورى تكذيب هايشان مورد شكنجه روحى نيز قرار مى گيرند.

22- شكنجه جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 35 - 7

7 - شكنجه دوزخيان با طلا و نقره گداخته ، از عذاب هاى دردناك جهنم است .

و الذين يكنزون الذهب . .. فبشرهم بعذاب أليم. يوم يحمى عليها فى نار جهنم

23- شكنجه دانيال(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 4 - 4

4 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) . . . ملك بُخْتُ نَصَّر مأئةَ سنة و سبعاً و ثمانين سنة . . . و ملك بعده مِهْرَقَيْه بن بخت نصر . . . و أخذ عند ذلك دانيال ( ع ) و حفر له جُبّاً فى الأرض و طرح فيه دانيال ( ع ) و أصحابه و شيعته من المؤمنين فألقى عليهم النيران . . . و هم الذين ذكرهم اللّه فى كتابه العزيز فقال جلّوعزّ « قتل أصحاب الاُخدود . . . » ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: بُخْت نَصَّر 187 سال پادشاهى كرد . .. و بعد از وى فرزندش مِهْرَقيْه پادشاه شد ... و در وقت حكومت خود، دانيال(ع) را دستگير كرد و چاهى براى او در زمين حفر نمود و دانيال و اصحاب و پيروانش را در آن چاه افكند و آتش ها بر سرشان ريخت ... و اينها همان كسانى اند كه خداوند جلّ و عزّ در كتاب عزيزش از آنان ياد نموده و فرموده است: قتل أصحاب الاُخدود...».

24- شكنجه در اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 7

7 - وجود مجازات سنگسار و شكنجه ، در عصر مردم انطاكيه

لنرجمنّكم و ليمسّنّكم منّا عذاب أليم

25- شكنجه در دوران يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 25 - 18

18- زندانى كردن مجرمان و شكنجه و آزار آنان در مصر باستان و عصر يوسف ( ع ) ، امرى معمول و متداول بود .

إلا أن يسجن أو عذاب أليم

26- شكنجه در مصرباستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 25 - 18

18- زندانى كردن مجرمان و شكنجه و آزار آنان در مصر باستان و عصر يوسف ( ع ) ، امرى معمول و متداول بود .

إلا أن يسجن أو عذاب أليم

27- شكنجه روحى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 43 - 2

2 - تكذيب گران قيامت ، مبتلا به شكنجه روحى و جسمى در آخرت

هذه جهنّم الّتى يكذّب بها المجرمون

با اين كه مجرمان سرانجام به دوزخ افكنده مى شوند; ولى با يادآورى تكذيب هايشان مورد شكنجه روحى نيز قرار مى گيرند.

28- شكنجه زنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 49 - 6،7

6 - زنان بنى اسرائيل در نهايت سختى و شكنجه و هم آغوش مرگ ، در سيطره فرعونيان

يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم

7 - زنان بنى اسرائيل به خاطر كشتار وسيع فرزندانشان به دست فرعونيان ، لذت حيات از آنان سلب شده بود و از زنده ماندن خود در عذاب بودند .

يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم

زنده گذاشتن زنان، به عنوان يك عذاب براى بنى اسرائيل مطرح شده است; در حالى كه مجرد نكشتن، عذاب و شكنجه تلقى نمى شود. بنابراين با توجه به اينكه جمله «يستحيون نساءكم» پس از «يذبحون ابناءكم» آمده، مى توان گفت: همان كشتن فرزندان موجب مى شده كه زنان از زنده ماندن خويش و ديدن قتل فجيع فرزندانشان، در رنج و عذاب باشند. آوردن زنان و نه دختران در مقابل پسران اين معنا را تأييد مى كند.

29- شكنجه زنان مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 10 - 9

9 - گناه شكنجه دادن و سوزاندن مرد و زن مؤمن ، برابر و عذاب اخروى آن يكسان است .

الذين فتنوا المؤمنين و المؤمنت . .. فلهم عذاب جهنّم

30- شكنجه گران مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 7 - 6

6 - نظاره گران شكنجه مؤمنان ، در صورت رضايت به آن خود نيز شكنجه گر آنان قلمداد مى شوند .

و هم على ما يفعلون بالمؤمنين شهود

استناد «يفعلون» به شاهدان صحنه، گوياى آن است كه ناظران - هر چند دستور دهنده نباشند - شريك جرم شمرده مى شوند.

31- شكنجه گرى فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 10

10- نقش تعيين كننده خداوند در تحولات تاريخ بشرى و نجات مردمان از ظلم و ستم

إذ أنجكم من ءال فرعون

32- شكنجه مردان مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 10 - 9

9 - گناه شكنجه دادن و سوزاندن مرد و زن مؤمن ، برابر و عذاب اخروى آن يكسان است .

الذين فتنوا المؤمنين و المؤمنت . .. فلهم عذاب جهنّم

33- شكنجه مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 24

24 - آوارگى و هجرت برخى مسلمانان صدر اسلام و شكنجه و آزار آنان در راه خدا

فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم و اوذوا فى سبيلى

جمله «فالّذين . .. »، هر چند بيان يك ضابطه كلّى است، ولى به قرينه ماضى بودن فعلهاى «هاجروا و ... »، ناظر به تحقق هجرت، اخراج و آزار نيز هست.

34- شكنجه مسلمانان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 4

4- هجرت برخى از مسلمانان صدراسلام ( به حبشه ) ، پس از تحمل رنج و شكنجه دشمنان

للذين هاجروا من بعد ما فتنوا

يكى از معانى «فتنة» آزار و شكنجه مى باشد (مفردات راغب) و برداشت فوق مبتنى بر اين معناست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 127 - 9

9- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به خاطر شكنجه و آزار مؤمنان توسط كافران ، سخت اندوهگين و متأثر مى شد . *

و لاتحزن عليهم

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مرجع ضمير «عليهم» مؤمنان باشد كه از سوى كافران و مشركان مكه به شدت شكنجه و آزار مى شدند.

35- شكنجه منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 27 - 12،13

12- ضربات شكنجه بر صورت و پشت منافقان ، به هنگام مرگ ، نتيجه دورويى آنان با دين و مؤمنان *

إذا توفّتهم الملئكة يضربون وجوههم و أدبرهم

برداشت بالا بدان احتمال است كه تصريح به «وجوههم» و «أدبارهم»، اشاره به اين باشد كه، چون منافق دو چهره دارد و در هر دو چهره نيز خائن است; لذا از دو سو عذاب مى شود.

13- ضربات شكنجه بر صورت و پشت منافقان ، بازتاب روى آورى به كافران و اعراض از اهل ايمان *

قالوا . .. سنطيعكم ... يضربون وجوههم و أدبرهم

ضمير «هم» احتمالاً به منافقانى بازمى گردد كه در آيه قبل، روى آورى پنهانى آنان به كافران مطرح شده است. با توجه به اين نكته، احتمال مى رود كه وجود شكنجه براى آنان از دو سو، از آن جهت باشد كه اولاً رو به كفر كرده و ثانياً پشت به ايمان و مؤمنان كرده اند.

36- شكنجه مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 74 - 10

10 - جاودانگى عذاب جهنم و نبود مرگ در آن ، دليل پاينده تر بودن عذاب كافران از شكنجه و آزارى است كه آنان بر مؤمنان روا مى داشتند .

واللّه خير و أبقى . إنّه من يأت ... لايموت فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 4 - 1

1 - گروهى از جباران ، براى تعذيب مؤمنان ، در زمين حفره عميقى ايجاد كردند .

أصحب الأُخدود

«اخدود»; يعنى، شكاف طولانى و عميقى كه در زمين ايجاد شود. اصل و ريشه آن «خدّ» است; يعنى، مقدارى از صورت كه طرف راست و چپ بينى قرار گرفته است (مفردات راغب). «أصحاب الاُخدود»; يعنى، كسانى كه حفره را ايجاد كردند. اين احتمال كه مراد، مؤمنان معذّب در «اخدود» باشد، با ضميرهايى كه در آيات بعد آمده، ناسازگار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 7 - 7،8

7 - اصحاب اخدود ، هنگام سوزاندن مؤمنان ، آزار ها و شكنجه هاى ديگرى نيز بر آنان وارد مى ساختند .

على ما يفعلون بالمؤمنين

تعبير «ما يفعلون» - كه مفهومى وسيع تر از سوزاندن مؤمنان دارد - نشانگر برداشت ياد شده است.

8 - نظاره گر بودن اصحاب اخدود بر جنايت هاى خويش درباره مؤمنان ، جايى براى انكار آن در قيامت باقى نمى گذارد .

و هم على ما يفعلون بالمؤمنين شهود

منظور از تحمل شهادت - كه آيه شريفه بر آن دلالت دارد - ممكن است اين باشد كه آزار دهندگان، از انكار آن در قيامت ناتوان خواهند بود; زيرا خود گواه كردار خويش بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 11 - 4

4 - مؤمنانى كه زير شكنجه كافران جان دادند و در آتش آنان سوختند ، مالك بوستان هاى بهشت خواهند شد .

إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم جنّ-ت

ارتباط اين آيه با آيه قبل، بيانگر برداشت ياد شده است.

37- شكنجه مؤمنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 83 - 5

5 - مؤمنان به موسى ( ع ) به جرم ايمان ، در معرض شكنجه و آزار فرعون و اشراف قوم خود قرار داشتند .

إلا ذرية من قومه على خوف من فرعون و ملإيهم أن يفتنهم

38- شكنجه مؤمنان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 10 - 10

10 - برخى از مردان و زنان مؤمن در عصر بعثت ، به جهت ايمان خود ، گرفتار شكنجه كافران شدند .

إنّ الذين فتنوا المؤمنين و المؤمنت

قيد «ثمّ لم يتوبوا» - كه ترغيب به توبه است - با شأن نزول هايى كه درباره ارتباط آيه به مؤمنان صدراسلام نقل شده، سازگارتر است; زيرا در مورد گذشتگان ترغيب به توبه وجهى ندارد; هر چند كه اصل موضوع درباره آنان نيز صادق است.

39- شكنجه هاى آل فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 49 - 1

1 - بنى اسرائيل همواره تحت سيطره خاندان فرعون ، به شكنجه هاى سخت گرفتار بودند .

و إذ نجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوءالعذاب

«سَوْم» (مصدر يسومون) به معناى تحميل كردن است. اضافه «سوء» به «العذاب» اضافه صفت به موصوف مى باشد; يعنى: العذاب السوء.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 10

10- نقش تعيين كننده خداوند در تحولات تاريخ بشرى و نجات مردمان از ظلم و ستم

إذ أنجكم من ءال فرعون

40- شكنجه هاى اصحاب اخدود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 4 - 1

1 - گروهى از جباران ، براى تعذيب مؤمنان ، در زمين حفره عميقى ايجاد كردند .

أصحب الأُخدود

«اخدود»; يعنى، شكاف طولانى و عميقى كه در زمين ايجاد شود. اصل و ريشه آن «خدّ» است; يعنى، مقدارى از صورت كه طرف راست و چپ بينى قرار گرفته است (مفردات راغب). «أصحاب الاُخدود»; يعنى، كسانى كه حفره را ايجاد كردند. اين احتمال كه مراد، مؤمنان معذّب در «اخدود» باشد، با ضميرهايى كه در آيات بعد آمده، ناسازگار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 7 - 7،8

7 - اصحاب اخدود ، هنگام سوزاندن مؤمنان ، آزار ها و شكنجه هاى ديگرى نيز بر آنان وارد مى ساختند .

على ما يفعلون بالمؤمنين

تعبير «ما يفعلون» - كه مفهومى وسيع تر از سوزاندن مؤمنان دارد - نشانگر برداشت ياد شده است.

8 - نظاره گر بودن اصحاب اخدود بر جنايت هاى خويش درباره مؤمنان ، جايى براى انكار آن در قيامت باقى نمى گذارد .

و هم على ما يفعلون بالمؤمنين شهود

منظور از تحمل شهادت - كه آيه شريفه بر آن دلالت دارد - ممكن است اين باشد كه آزار دهندگان، از انكار آن در قيامت ناتوان خواهند بود; زيرا خود گواه كردار خويش بوده اند.

41- شكنجه هاى دشمنان اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 3

3- آزار و شكنجه دشمنان اسلام نسبت به مؤمنان ، زمينه آزمايش ايمان آنان

إلاّ من أُكره و قلبه مطمئنّ بالإيمن . .. ثمّ إن ربّك للذين هاجروا من بعد ما فتن

در واژه «فتنوا» - كه در اين آيه در معناى امتحان و آزمايش به كار رفته است - معناى رنج و عذاب نهفته است; چه اينكه ريشه اين فعل به معناى گداختن طلا براى خالص ساختن آن است (مفردات راغب). گفتنى است آيه 106 - كه درباره شكنجه و آزار شدن مسلمانان و حكم تقيه است تأييد كننده همين برداشت است.

42- شكنجه هاى روحى جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 49 - 1

1- وجود شكنجه روحى براى دوزخيان ، افزون بر عذاب هاى شديد جسمى

ثمّ صبّوا فوق رأسه . .. ذق إنّك أنت العزيز

تعبير «ذق إنّك. ..»، بيانگر اوج تحقير و تمسخر آنان است كه اين خود نوعى شكنجه روحى مى باشد.

43- شكنجه هاى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 124 - 1،2،3،4

1 - فرعون بر كيفر دادن تمامى ساحران مؤمن به موسى ( ع ) تصميم قطعى گرفت و بر آن سوگند ياد كرد .

لأقطعن . .. ثم لأصلبنكم

حرف «لام» در «لاقطعن» در «لاصلبن» لام تأكيد و حاكى از سوگند مقدر است.

2 - قطع يك دست و يك پا در جهت خلاف يكديگر ، از كيفر هاى تعيين شده از سوى فرعون براى ساحران مؤمن به موسى ( ع )

لأقطعن أيديكم و أرجلكم من خلف

3 - فرعون ، ساحران مؤمن به موسى ( ع ) را تهديد كرد كه پس از بريدن دست و پايشان تمامى آنان را به چوبه دار خواهد بست .

ثم لأصلبنكم أجمعين

4 - ايمان به رسالت موسى ( ع ) ، خيانتى بزرگ از ديدگاه فرعون و در پى دارنده مجازاتى سخت

لأقطعن . .. ثم لأصلبنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 125 - 6،9

6 - باور به معاد و بازگشت به خدا پس از مرگ ، عامل نهراسيدن ساحران مؤمن از مجازات ها و شكنجه هاى فرعون

إنا إلى ربنا منقلبون

9 - نجات از شرك و پذيرش ربوبيت خداوند ، عامل بى پروايى ساحران مؤمن در برابر مجازات ها و شكنجه هاى فرعونى

إنا إلى ربنا منقلبون

در برداشت فوق جمله «إنا إلى ربنا منقلبون» توصيف تحولات عقيدتى ساحران و انقلاب درونى آنان گرفته شده است. در اين صورت مراد از آن جمله، بازگشت به خدا با رها شدن از باورهاى باطل و پذيرش ربوبيت وى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 126 - 2،9،10،11

2 - ايمان ساحران به آيات الهى تنها انگيزه فرعون بر شكنجه و مجازات آنان

إن هذا لمكر مكرتموه فى المدينة لتخرجوا . .. و ما تنقم منا إلا أن ءامنا بايت ربنا

نقمت «مصدر تنقم» به معناى عقوبت كردن و كراهت داشتن است و «أن ءامنا» مفعولٌ له براى «تنقم» مى باشد. تقدير جمله چنين است: و ما تنقم منا لشىء إلا لايماننا. يعنى اى فرعون تنها چيزى كه تو را بر عقوبت ما واداشته ايمان ماست، نه اينكه ما را توطئه گر و امثال آن بدانى. به عبارت ديگر يعنى تو خود مى دانى كه اتهامهايت واقعيت ندارد.

9 - صبر در برابر تحمل شكنجه هاى فرعون و تسليم خدا بودن تا آخرين لحظه حيات ، درخواست ساحران مؤمن در دعا به درگاه خداوند

ربنا أفرغ علينا صبراً و توفنا مسلمين

10 - ساحران مؤمن در عين اظهار استقامت در برابر فرعون ، خود را براى مقاومت در برابر شكنجه هاى فرعون و پايدارى بر طريق ايمان ، نيازمند امداد هاى الهى دانستند .

ربنا أفرغ علينا صبراً

11 - كيفر هاى تعيين شده از سوى فرعون براى ساحران مؤمن ، شكنجه هايى طاقتفرسا و تحمل آن نيازمند صبرى وافر بود .

ربنا أفرغ علينا صبراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 - 10،11

10 - خداوند با گرفتار ساختن بنى اسرائيل به عذاب هاى سهمگين فرعونى ، آنان را آزمونى بزرگ مبتلا ساخت .

يسومونكم سوء العذاب . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

كلمه «بلاء» مى تواند به معناى آزمون و نيز به معناى نعمت باشد. مشاراليه «ذلكم» يا عذاب است و يا رهايى از آن. در برداشت فوق «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به خود عذاب گرفته شده است.

11 - خداوند با رهاسازى بنى اسرائيل عصر موسى از شكنجه هاى سخت فرعونى ، آنان را مورد آزمايشى سنگين قرار داد .

و إذ أنجينكم . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به رهايى از عذاب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 83 - 5،9

5 - مؤمنان به موسى ( ع ) به جرم ايمان ، در معرض شكنجه و آزار فرعون و اشراف قوم خود قرار داشتند .

إلا ذرية من قومه على خوف من فرعون و ملإيهم أن يفتنهم

9 - فرعون ، در شكنجه و آزار ديگران ، حد و مرزى نمى شناخت .

فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه على خوف من فرعون و ملإيهم أن يفتنهم . .. و انّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 45 - 3

3 - موسى و هارون ( ع ) از پيشدستى فرعون و اقدام او به كيفر فورى آنان ، پيش از هرگونه فرصت اظهار معجزه و بيان حقيقت ، نگران بودند .

قالا ربّنا إنّنا نخاف أن يفرط علينا

«فَرَطَ»; يعنى، پيشى گرفت بدون آن كه افراط يا تفريط كرده باشد (مفردات راغب). مراد موسى و هارون(ع)، احتمال دست زدن فرعون به كارى است كه فرصت ابلاغ پيام الهى را از آنان بگيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 71 - 14،15،22

14 - بريدن دست و پاى مجرمان و بستن آنان به چوبه هاى دار ، از جمله سخت ترين مجازات ها در زمان فرعون بود .

فلأقطّعنّ . .. و لأصلّبنّكم فى جذوع النخل

15 - تصميم فرعون بر شكنجه و به صليب كشيدن ساحران مؤمن و نظارت مستقيم خود بر اجراى آن ، تصميمى قاطع و مستبدانه بود .

لأقطّعنّ . .. لأصلّبنّكم ... لتعلمنّ أيّنا أشدّ عذابًا و أبقى

فرعون در واكنش هاى قبلى خود در برابر موسى(ع) با اطرافيان خويش به مشورت مى نشست; ولى در مجازات ساحران،

تصميم مستبدانه و شخصى خود را با سوگند بر اجراى آن اعلام كرد و با لام قسم و نون تأكيد ثقيله و فعل هايى از باب تفعيل، قاطعيت خود را در اين تصميم ابراز كرد. گفتنى كه فعل هاى «لأقطّعنّ» و «لأصلبنّ» كه از باب تفعيل اند، با ثلاثى مجرد در معنا يكسان بوده و تفاوتى جز تأكيد افزون تر ندارند.

22 - شكنجه ، كشتار ، تهديد و ارعاب ، از آخرين حربه هاى فرعون براى جلوگيرى از نهضت موسى ( ع ) و بقاى حكومت خويش

فلأقطّعنّ . .. لأصلّبنّكم ... و لتعلمنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 49 - 10

10 - قطع يك دست و يك پا بر عكس يكديگر ، از شكنجه هاى سخت نظام فرعونى براى مخالفان

لأُقطّعنّ أيديكم و أرجلكم من خلف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 50 - 1

1 - اعلام آمادگى ساحران مؤمن به موسى ( ع ) در برابر فرعون براى پذيرش هر شكنجه در راه ايمان خويش

لأُقطّعنّ أيديكم و أرجلكم من خلف . .. قالوا لاضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 11 - 11

11 - همسر فرعون ، افزون بر آزار ديدن از او ، از سوى كارگزاران نظام وى نيز تحت آزار و شكنجه قرار داشت .

نجّنى من فرعون و عمله و نجّنى من القوم الظلمين

تكرار درخواست نجات (و نجّنى) درباره قوم ستمگر، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

44- شكنجه هاى فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 49 - 6،10،11،12

6 - زنان بنى اسرائيل در نهايت سختى و شكنجه و هم آغوش مرگ ، در سيطره فرعونيان

يسومونكم سوءالعذاب يذبحون ابناءكم و يستحيون نساءكم

10 - خداوند با گرفتار سازى بنى اسرائيل به عذاب هاى سهمگين فرعونى ، آنان را به آزمونى بزرگ مبتلا ساخت .

و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

كلمه «بلاء» در لغت به معناى آزمون و نيز به معناى نعمت آمده است. مشاراليه «ذلكم» يا «عذاب» است، يا رهايى از عذاب (نجيناكم). برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به خود عذاب باشد.

11 - خداوند با رهاسازى بنى اسرائيل از شكنجه هاى سخت فرعونى ، آنان را مورد آزمون بزرگى قرار داد .

و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه: «بلاء» به معناى آزمون و «ذلكم» اشاره به رهايى از عذاب - كه از «نجيناكم» استفاده

مى شود - باشد.

12 - نجات از شكنجه فرعونيان ، از نعمت هاى بزرگ خداوند براى بنى اسرائيل

و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

در برداشت فوق «بلاء» به معناى نعمت و «ذلكم» اشاره به رهاسازى از عذاب، گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 - 1،2،3،4،7

1 - بنى اسرائيل همواره تحت سيطره خاندان فرعون به شكنجه هايى سخت گرفتار بودند .

و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب

«سَوْم» مصدر «يسومون» به معناى تحميل كردن است. اضافه «سوء» به «العذاب» اضافه صفت به موصوف است ; يعنى: العذاب السوء.

2 - خداوند با بعثت موسى ، بنى اسرائيل را از سيطره فرعونيان و شكنجه هاى سهمگين آنان ر ها ساخت .

و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب

در جمله «هو فضلكم» (او شما را برترى بخشيد)، برترى دادن تنها به خداوند نسبت داده شده است، ولى در جمله دوم «أنجيناكم» (ما شما را نجات داديم) نسبت نجات بخشى به ضمير «نا» (يعنى ما) داده شده است. از اين مقابله مى توان فهميد كه خداوند در نجات بخشى نظر به اسباب نيز دارد كه به مناسبت، سبب آن بعثت حضرت موسى است. بنابراين «أنجيناكم» يعنى ما با بعثت موسى شما را نجات داديم.

3 - نجات از سيطره فرعونيان و عذاب هاى ايشان ، خاطره اى براى بنى اسرائيل و شايسته همواره به ياد داشتن

و إذ أنجينكم من ءال فرعون يسومونكم سوء العذاب

«إذ» مفعولٌ به براى فعل مقدّر «اذكروا» است.

4 - موسى ( ع ) با تكيه بر لطف خداوند به بنى اسرائيل در نجات بخشى آنان از شكنجه فرعونيان ، لزوم پرستش خداى يگانه و پرهيز از گرايش به شرك را به آنان گوشزد كرد .

قال أغير اللّه أبغيكم إلهاً . .. و إذ أنجينكم من ءال فرعون

برداشت فوق بر اين اساس است كه مفاهيم ذكر شده در آيه مورد بحث برگرفته از سخنان موسى باشد و مخاطبان اصلى آن همان مردمى باشند كه پس از عبور از دريا به بت پرستى گرايش پيدا كردند.

7 - كشتار گسترده پسران و زنده نگه داشتن زنان ، سخت ترين شكنجه فرعونيان بر بنى اسرائيل

يسومونكم سوء العذاب يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم

جمله «يقتلون أبناءكم و يستحيون نساءكم» مى تواند تفسير جمله قبل باشد ; يعنى منظور از «سوء العذاب» همان كشتار فرزندان و باقى گذاشتن زنان است. همچنين مى تواند بيان مصداقى از آن باشد ; يعنى فرعونيان عذابهايى بر شما تحميل كردند ; از جمله كشتار فرزندان و زنده گذاشتن زنان. بر اين مبنا ذكر ويژه دو عذاب ياد شده، به سبب شدت بيشتر آن بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 12،14،17

12- فرعونيان ، پسران قوم موسى ( بنى اسرائيل ) را به طور گسترده سر مى بريدند و زنان آنان را زنده نگه مى داشتند .

و يذبّحون أبناءكم و يستحيون نساءكم

كاربرد فعل «يذبّحون» از باب تفعيل، كه به معناى تكثير هم آمده است، احتمالاً بيانگر منظور فوق است.

14- فزونى چشمگير زنان بر مردان در جامعه و بر هم خوردن اعتدال جمعيتى ، مايه پديد آمدن مشكلات اجتماعى آزار دهنده براى زنان

يستحيون نساءكم

اينكه خداوند براى شكنجه هاى آل فرعون، كشتن پسران و زنده نگه داشتن زنان را برشمرده است، امكان دارد بدين علت باشد كه چنين عملى، تعادل جمعيت را بر هم مى زند و در نتيجه جمعيت زنان افزونى پيدا مى كند و اين خود شكنجه اى آزار دهنده براى مردم است.

17- نجات بنى اسرائيل از شكنجه و كشتار فرعونيان ، آزمايش بزرگ الهى از آنان بود .

إذ أنجكم من ءال فرعون . .. و فى ذلكم بلاء من ربّكم عظيم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مشاراليه «ذلكم» نجات بنى اسرائيل به وسيله خداوند از اعمال ظالمانه فرعونيان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 4،6

4 - نجات بنى اسرائيل از شكنجه و آزار فرعونيان و بيرون آوردن آنان از محدوده حكومت فرعون ، از اهداف مهم رسالت موسى و هارون ( ع ) بود .

فقولا إنّا رسولا ربّك فأرسل معنا بنى إسرءيل و لاتعذّبهم

«فا» در «فأرسل» تفريع بر «إنّا رسولا ربّك» است و مى رساند كه كوچ دادن بنى اسرائيل، از رسالت هاى الهى موسى و هارون(ع) بود.

6 - نجات بنى اسرائيل از ستم فرعونيان ، بدون كوچ دادن آنان از مصر و بيرون آوردنشان از جامعه فرعونى ممكن نبود .

فأرسل معنا بنى إسرءيل و لاتعذّبهم

عطف «لاتعذّبهم» بر «أرسل» گوياى اين نكته است كه درخواست «ارسال» به منظور نجات از عذاب و شكنجه است بنابراين، بدون هجرت، امكان رهايى در كار نبوده است.

45- شكنجه هاى كارگزاران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 11 - 11

11 - همسر فرعون ، افزون بر آزار ديدن از او ، از سوى كارگزاران نظام وى نيز تحت آزار و شكنجه قرار داشت .

نجّنى من فرعون و عمله و نجّنى من القوم الظلمين

تكرار درخواست نجات (و نجّنى) درباره قوم ستمگر، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

46- شكنجه هاى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 127 - 9

9- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به خاطر شكنجه و آزار مؤمنان توسط كافران ، سخت اندوهگين و متأثر مى شد . *

و لاتحزن عليهم

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مرجع ضمير «عليهم» مؤمنان باشد كه از سوى كافران و مشركان مكه به شدت شكنجه و آزار مى شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 74 - 10

10 - جاودانگى عذاب جهنم و نبود مرگ در آن ، دليل پاينده تر بودن عذاب كافران از شكنجه و آزارى است كه آنان بر مؤمنان روا مى داشتند .

واللّه خير و أبقى . إنّه من يأت ... لايموت فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 11 - 4

4 - مؤمنانى كه زير شكنجه كافران جان دادند و در آتش آنان سوختند ، مالك بوستان هاى بهشت خواهند شد .

إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم جنّ-ت

ارتباط اين آيه با آيه قبل، بيانگر برداشت ياد شده است.

47- شكنجه هاى كافران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 10 - 10

10 - برخى از مردان و زنان مؤمن در عصر بعثت ، به جهت ايمان خود ، گرفتار شكنجه كافران شدند .

إنّ الذين فتنوا المؤمنين و المؤمنت

قيد «ثمّ لم يتوبوا» - كه ترغيب به توبه است - با شأن نزول هايى كه درباره ارتباط آيه به مؤمنان صدراسلام نقل شده، سازگارتر است; زيرا در مورد گذشتگان ترغيب به توبه وجهى ندارد; هر چند كه اصل موضوع درباره آنان نيز صادق است.

48- شكنجه همسر فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 11 - 11

11 - همسر فرعون ، افزون بر آزار ديدن از او ، از سوى كارگزاران نظام وى نيز تحت آزار و شكنجه قرار داشت .

نجّنى من فرعون و عمله و نجّنى من القوم الظلمين

تكرار درخواست نجات (و نجّنى) درباره قوم ستمگر، مى تواند بيانگر برداشت ياد شده باشد.

49- شكنجه يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 25 - 16

16- زندانى كردن يوسف ( ع ) و يا شكنجه او ، مجازات پيشنهادى زليخا به عزيز مصر

ما جزاء من أراد بأهلك سوءًا إلا أن يسجن أو عذاب أليم

50- شكنجه يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 167 - 6،9

6 - مسلط ساختن مردمى شكنجه گر بر يهود ، نمودى از كيفر سريع خداوند براى متمردان و فاسقان ستم پيشه

ليبعثن عليهم . .. إن ربك لسريع العقاب

9 - توبه و بازگشت به خدا ، راه نجات يهوديان از ذلت و بيرون آمدن از سلطه عذاب كنندگان ايشان است .

و إذ تأذن ربك ليبعثن . .. و إنه لغفور رحيم

هدف از تذكر بخشايشگرى و مهربانى خداوند پس از بيان گرفتارى يهوديان به شكنجه و سلطه ديگران، اين است كه آنچه بر يهود از جانب خداوند مقدّر شده است، تا زمانى است كه از فرمانهاى الهى سرپيچى كنند.

51- شكنجه يهود عصيانگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 167 - 1،2

1 - خداوند براى يهوديان متمرّد مقدّر ساخت تا در حيات دنيا در سلطه مردمى كه همواره آنان را شكنجه كنند ، قرار گيرند .

و إذ تأذن ربك ليبعثن عليهم إلى يوم القيمة من يسومهم سوء العذاب

«تأذن» يعنى قسم ياد كرد و اعلام كرد. (قاموس المحيط). «بعث» (مصدر «ليبعثن») به معناى فرستادن است و چون به «على» متعدى شده، معناى مسلط ساختن در آن تضمين شده است. «سَوْم» (مصدر «يسومون») به معناى تحميل كردن است.

2 - خداوند تعلق اراده خويش را بر گرفتار ساختن يهوديان متمرد به زندگى زجرآور و تحت شكنجه ديگران ، به همگان اعلام كرد .

و إذ تأذن ربك ليبعثن عليهم إلى يوم القيمة من يسومهم سوء العذاب

52- صبر بر شكنجه هاى دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 4

4- هجرت برخى از مسلمانان صدراسلام ( به حبشه ) ، پس از تحمل رنج و شكنجه دشمنان

للذين هاجروا من بعد ما فتنوا

يكى از معانى «فتنة» آزار و شكنجه مى باشد (مفردات راغب) و برداشت فوق مبتنى بر اين معناست.

53- عذاب شكنجه گران مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 10 - 2،9

2 - شكنجه گران و سوزانندگان مؤمنان ، علاوه بر عذاب جهنم ، به عذاب سوزانى سخت تر از آن ، گرفتار خواهند شد .

فلهم عذاب جهنّم و لهم عذاب الحريق

جمله «و لهم عذاب الحريق» چنانچه تأكيد قبل نباشد، بر وجود عذابى ديگر - علاوه بر عذاب جهنم - دلالت دارد. برخى آن را بر عذاب دوران برزخ و قيامت تطبيق داده اند. وصف حريق بودن، بيانگر شدّت سوزندگى آن است; در حدى كه اوصاف ديگر آن را تحت الشعاع قرار مى دهد.

9 - گناه شكنجه دادن و سوزاندن مرد و زن مؤمن ، برابر و عذاب اخروى آن يكسان است .

الذين فتنوا المؤمنين و المؤمنت . .. فلهم عذاب جهنّم

54- قبول توبه شكنجه گران مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 10 - 13

13 - توبه گنه كاران ، حتى شكنجه گران و سوزانندگان مردم با ايمان ، پذيرفته مى شود .

ثمّ لم يتوبوا فلهم عذاب جهنّم

55- گناه شكنجه مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 10 - 9

9 - گناه شكنجه دادن و سوزاندن مرد و زن مؤمن ، برابر و عذاب اخروى آن يكسان است .

الذين فتنوا المؤمنين و المؤمنت . .. فلهم عذاب جهنّم

56- مدت شكنجه هاى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 71 - 18

18 - فرعون ، دوران مجازات ساحران مؤمن ( قطع دست و پا و بستن به چوبه دار ) را در مقايسه با مدت عذاب هاى موعود موسى ( ع ) ، طولانى تر و پايدارتر اعلام كرد .

و لتعلمنّ أيّنا أشدّ عذابًا و أبقى

«عذاباً» تميز براى «أشدّ» و قرينه بر تميز محذوف «أبقى» است; يعنى، «و أبقى عذاباً».

57- مرگ با شكنجه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 50 - 5

5 - مرگ كافران كشته شده در جنگ بدر با شكنجه و عذابى سخت از سوى فرشتگان مرگ

إذ يتوفى الذين كفروا الملئكة يضربون وجوههم و أدبرهم

از مصاديق مورد نظر براى «الذين كفروا»، به دليل وقوع آيه مورد بحث در پى آيات مربوط به جنگ بدر، كافرانى هستند كه در آن نبرد به قتل رسيدند.

58- ممانعت از شكنجه هاى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 47 - 11

11 - موسى و هارون ( ع ) ، از جانب خداوند مأمور بازداشتن فرعون از شكنجه بنى اسرائيل بودند .

إنّا رسولا ربّك . .. و لاتعذّبهم

59- ناظران شكنجه مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 7 - 6

6 - نظاره گران شكنجه مؤمنان ، در صورت رضايت به آن خود نيز شكنجه گر آنان قلمداد مى شوند .

و هم على ما يفعلون بالمؤمنين شهود

استناد «يفعلون» به شاهدان صحنه، گوياى آن است كه ناظران - هر چند دستور دهنده نباشند - شريك جرم شمرده مى شوند.

60- نجات از شكنجه هاى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 77 - 7

7 - بنى اسرائيل ، داراى آمادگى لازم براى هجرت از مصر و رهايى از عذاب فرعون

أسر بعبادى

حركت شبانه، گريختن از چنگ كسانى است كه براى آن حركت، مانع ايجاد مى كنند. بنابراين ماندن بنى اسرائيل نزد

فرعونيان، برخلاف ميل آنان بوده است.

61- نجات از شكنجه هاى فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 6،7

6- نجات بنى اسرائيل از شكنجه و كشتار فرعونيان ، نعمت چشمگير و به ياد ماندنى خداوند بر آنان بود .

إذ قال موسى لقومه اذكروا نعمة الله عليكم إذ أنجكم من ءال فرعون

7- نجات از نظام اجتماعى ظالمانه ، نعمتى الهى و شايسته به خاطر سپردن است .

اذكروا نمعة الله عليكم إذ أنجكم من ءال فرعون يسومونكم

62- ويژگيهاى شكنجه هاى جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 15 - 23

23- فانى نشدن كالبد دوزخيان و نمردن آنان ، با وجود شكنجه ها و قطعه قطعه شدن

خلد فى النار . .. فقطّع أمعاءهم

6- شكوفه

1- تغذيه از شكوفه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 69 - 1،2

1- خداوند ، پس از الهام به زنبور هاى عسل در امر خانه سازى ، آنها را به تغذيه از گل و غنچه هاى ميوه ها ، درختان و محصولات كوهستانى راهنمايى كرده است .

و أوحى ربّك إلى النحل أن اتخذى من الجبال بيوتًا . .. ثمّ كلى من كلّ الثمرت

2- زنبور عسل ، موجودى كه از ميوه ها و شكوفه هاى درختان و گياهان تغذيه مى كند .

ثمّ كلى من كلّ الثمرت

2- رويش شكوفه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 5

5 - احاطه علمى خدا به تمام تحولات پيچيده شكوفه ها و كيفيت بارور شدن و ثمردهى آنها

و ما تخرج من ثمرت من أكمامها . .. إلاّ بعلمه

3- منشأ رويش شكوفه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 47 - 8

8 - تحولات پيچيده شكوفه ها و جنين ، بنا به مقتضاى علم و حكمت خداوندى است .

و ما تخرج من ثمرت من أكمامها . .. إلاّ بعلمه

چنانچه «باء» در «بعلمه» براى سببيت باشد، مفاد آيه شريفه، اين خواهد بود كه همه اين رخدادها براساس علم الهى است.

4- نقش شكوفه هاى نخل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 10 - 2

2- قامت بلند نخل و شكوفه هاى انبوه خرما ، پيامدار بصيرت و مايه تذكر خلق

تبصرة و ذكرى . .. و النخل باسقت لها طلع نضيد

7- شناخت

1- آثار شناخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 83 - 4

4 - دستيابى به اوج صلاح ، در پرتو معرفت استوار و حكمت الهى

هب لى حكمًا وألحقنى بالصلحين

مقدم آوردن «حكمًا» مى تواند اشاره به تقدم رتبى و واقعى آن داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 42 - 6

6 - علم و معرفت ، زمينه ساز خضوع و تسليم انسان در برابر حق

و أُوتينا العلم من قبلها و كنّا مسلمين

تقديم «علم» بر «اسلام» مى تواند بيانگر مطلب فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 7

7 - شناخت ها و كردار انسان ، سرمايه و دستاورد او و مؤثر در گرايش ها و ضعف و قوّت فهم او است .

ما كانوا يكسبون

تعبير «يكسبون» - كه ناظر به تكذيب اعتدا و گناه كافران است - بيانگر اين است كه انديشه ها و كردار، سرمايه اى است كه آن را به دست آورده اند; گرچه براى آنان چيزى جز زيان دربرندارد.

2- آثار شناخت آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 39 - 6

6 - يافتن راه درست زندگى ، در گرو درك صحيح از حقيقت زندگى و آخرت

يقوم اتّبعون أهدكم سبيل الرشاد . .. إنّما هذه الحيوة الدنيا متع و إنّ الأخرة

برداشت ياد شده از آن جا است كه مؤمن آل فرعون در نخستين برنامه هدايتى خود (نشان دادن راه درست زندگى)، به مسأله

حقيقت زندگى دنيايى و اخروى پرداخته است.

3- آثار شناخت ارزش ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 81 - 4

4- معرفى حق و ارائه ارزش هاى واقعى ، راه مبارزه با ضد ارزش ها و جريان هاى باطل

و قل جاء الحقّ و زهق البطل

از تقدم «جاء الحق» مى توان استفاده كرد كه باطل در پرتو ظهور حق، رنگ مى بازد و در صورتى كه راه صحيح و حق ارائه نگردد، باطل همچنان ميدان دار خواهد بود.

4- آثار شناخت باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 38 - 8

8- رسيدن به حق ، در گرو شناخت باطل و نفى آن است .

إنى تركت ملّة قوم لايؤمنون . .. واتبعت ملّة ءاباءِى إبرهيم

5- آثار شناخت پليدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 8 - 5

5 - شناخت پليدى ها ، زمينه آشنايى با راه هاى گريز از آنها است .

فألهمها فجورها و تقويها

تقديم «فجورها»، بيانگر نكته ياد شده است.

6- آثار شناخت تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 73 - 10

10 - شناخت تاريخ و عوامل پيشرفت و انقراض جامعه ، در جهت دهىِ صحيح به حركت هاى اجتماعى ، نقش مؤثر دارد .

فنجّينه . .. و جعلنهم خلئف و أغرقنا الذين كذبوا بأيتنا فانظر كيف كان عقبة المنذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 36 - 12

12 - جامعه شناسى ، باستان شناسى و تاريخ ، زمينه ساز شناخت سنت هاى الهى و ره يابى به واقعيت پيام وحى

و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أشدّ منهم بطشًا . .. هل من محيص

7- آثار شناخت حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 81 - 4

4- معرفى حق و ارائه ارزش هاى واقعى ، راه مبارزه با ضد ارزش ها و جريان هاى باطل

و قل جاء الحقّ و زهق البطل

از تقدم «جاء الحق» مى توان استفاده كرد كه باطل در پرتو ظهور حق، رنگ مى بازد و در صورتى كه راه صحيح و حق ارائه نگردد، باطل همچنان ميدان دار خواهد بود.

8- آثار شناخت دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 39 - 6

6 - يافتن راه درست زندگى ، در گرو درك صحيح از حقيقت زندگى و آخرت

يقوم اتّبعون أهدكم سبيل الرشاد . .. إنّما هذه الحيوة الدنيا متع و إنّ الأخرة

برداشت ياد شده از آن جا است كه مؤمن آل فرعون در نخستين برنامه هدايتى خود (نشان دادن راه درست زندگى)، به مسأله حقيقت زندگى دنيايى و اخروى پرداخته است.

9- آثار شناخت دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 28 - 13

13- علاقه به معارف دينى ، در گرو شناخت آنهاست .

فعمّيت عليكم . .. و أنتم لها كرهون

10- آثار شناخت ربوبيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 56 - 4

4- شناخت خداوند و ربوبيت فراگيرش ، موجب توكل كردن بر او و نهراسيدن از دشمنان دين

ثم لاتنظرون. إنى توكلت على الله ربى و ربكم

توصيف خداوند به ربوبيت (ربى و ربكم) ، پس از بيان توكل بر او ، مى رساند كه: خداوند رب همگان است ، شايسته و بايسته اين است كه بر او توكل شود.

11- آثار شناخت صفات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 87 - 10

10- شناخت خداوند و صفات او ، مايه اميدواربودن به رحمت و يارى اوست .

و أعلم من الله ما لاتعلمون . .. و لاتاْيئسوا من روح الله

12- آثار شناخت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 107 - 12

12- با تمام وجود سر بر آستان خداوند ساييدن و حريصانه به سجده افتادن جمعى از علماى اهل كتاب به هنگام آشنايى با قرآن

إن الذين أُوتوا العلم من قبله . .. يخرّون للأذقان سجّدًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «أُوتوا العلم من قبله» اهل كتاب باشد و تعبير از سجده به «خرّ» - كه به معناى سقوط و به رو افتادن است - مى تواند اشاره به حقيقت ياد شده داشته باشد.

13- آثار شناخت مبدأ آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 51 - 11

11- شناخت معاد و حل شبهات آن ، متكى بر شناخت صحيح مبدأ آفرينش است .

فسيقولون من يعيدنا قل الذى فطركم أوّل مرّة

خداوند، براى پاسخ گويى به شبهات انسان در زمينه معاد، مسأله مبدأ آفرينش انسان را مطرح كرد و اين بيانگر آن است كه شناخت مبدأ آفرينش، موجب شناخت معاد و حل شبهات آن مى شود.

14- آفات شناخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 11 - 6،8

6- شتابزدگى انسان ، عامل اشتباه وى در شناخت سود و زيان واقعى خود

و يدع الإنسن بالشرّ دعاءه بالخير و كان الإنسن عجولاً

جمله «و كان الإنسان عجولاً» در مقام تعليل براى «و يدع الإنسان. ..» است; يعنى، چون انسان عجول است، شر و خير و سود و زيان خويش را يكسان مى بيند و به دنبال هر دو مى شتابد.

8- عجله و شتابزدگى ، از آفات شناخت است .

و يدع الإنسن بالشرّ دعاءه بالخير و كان الإنسن عجولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 6

6- لجاجت و حق ناپذيرى ، باعث برداشت و تفسير غلط از روشن ترين دلايل حق و گريز و اجتناب از آنهاست .

و لقد صرّفنا فى هذا القرءان ليذّكّروا و ما يزيدهم إلاّ نفورًا

سخن حق، به خودى خود چيزى نيست كه نفرت آفرين باشد. با توجه به اين نكته، تنفر مشركان از آيات روشن قرآن، عاملى جز موضع گيرى پيشين و لجاجت آنها نخواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 28 - 7

7 - شناخت ربوبيت خدا در هستى ، نيازمند تعقل و پرهيز از غفلت و سطحى نگرى

قال ربّ المشرق و المغرب . .. إن كنتم تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 47 - 8

8 - انديشه هاى خرافى ، مانع از درك واقعيت امور و تحليل صحيح آنها

قالوا اطّيّرنا بك و بمن معك . .. بل أنتم قوم تفتنون

ثموديان به جاى درك ريشه واقعى مشكلات خود، آن را به وجود صالح(ع) و بديمنى او نسبت مى دادند; در حالى كه تأثير وجود فيزيكى يك فرد در سرنوشت يك ملت - آن هم به گونه اى كه ثموديان مى پنداشتند - چيزى جز خرافه نبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 68 - 8

8 - جامعه داستان پرداز و افسانه گرا ، داراى ذهنيتى ناتوان و مغشوش در تشخيص حق و باطل

إن هذا إلاّ أسطير الأوّلين

كافران عقيده به معاد را «أسطوره» مى پنداشتند واين پندار نشانگر رواج افسانه ها در ميان جوامع پيشين و ذهنيت مغشوش است كه در نتيجه شيوع خرافات، پديد آمده بود و براساس آن هر سخن تازه اى را حكايتى ساخته و پرداخته افراد تلقى مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 9 - 3

3 - لجاجت ، حق ناپذيرى و دورى از ايمان ، موجب محروميت از شناخت درست حقايق الهى و از دست دادن بصيرت و

بينايى

فهم لايؤمنون . .. فأغشينهم فهم لايبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 54 - 4،6

4 - ترديد در قيامت ، حجاب آدمى در ديدن آيات روشن توحيدى است .

سنريهم ءايتنا . .. ألا إنّهم فى مرية من لقاء ربّهم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه ضمير «أنّه الحقّ» در آيه قبل به خدا برگردد. در اين صورت مى توان گفت كه: عبارت «ألا إنّهم فى مرية» در مقام بيان اين است كه ترديد در قيامت، باعث شده است كه كافران نتوانند از آيات روشن توحيدى بهره ببرند.

6 - ترديد جدى نسبت به قيامت و حيات اخروى ، زمينه ساز بى اعتنايى انسان به اصول عقلى و ملاك هاى عقلايى و فطرى

قل أرءيتم إن كان من عند اللّه . .. فى شقاق بعيد... ألا إنّهم فى مرية

ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در يك سياق قرار دارند - نشان مى دهد كه اگر آيات علمى و داورى هاى عقلى و فطرى نتواند كسى را در برابر حقانيت خدا و وحى متقاعد كند، ريشه آن را بايد در ناباورى او به استمرار حيات و مسؤوليت انسان جستوجو كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 23 - 5

5 - گرايش به مادى گرايى و دنياطلبى ، قدرت انديشه ( خرد ) را تضعيف و آدمى را به سوى تقليد كوركورانه سوق مى دهد .

و كذلك . .. إلاّ قال مترفوها إنّا وجدنا ءاباءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 58 - 10

10 - روحيه خصومتورزى و تصميم به مقابله با يك انديشه ، مايه كج فهمى و برداشت نادرست از پيام هاى آن

ما ضربوه لك إلاّ جدلاً بل هم قوم خصمون

با توجه به اين كه اساساً قرآن درصدد نفى الوهيت عيسى(ع) بوده است، فهم واژگون مشركان از پيام قرآن و اقدام آنان به مقايسه ميان خدايان خود و الوهيت عيسى(ع)، ناشى از خصومتورزى آنان با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 3 - 8

8 - روحيه انكار و عناد در برابر حق ، مانع بهرهورى معنوى و عرفانى انسان از ژرف كاوى در نظام طبيعت

إنّ فى السموت و الأرض لأيت للمؤمنين

وصف «للمؤمنين» اين مفهوم را مى رساند كه كافران و يا غافلانى كه انگيزه حق جويى را ندارند، با ژرف كاوى در نظام آسمان ها و زمين، بهره اى بايسته از آن نمى برند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 8 - 10

10 - دروغ پردازى و گناه پيشگى ، مانع از شنود و دريافت بايسته آيات الهى است .

أفّاك أثيم . يسمع ءايت اللّه ... ثمّ يصرّ مستكبرًا كأن لم يسمعها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 21 - 3

3 - روحيه ناباورى و سطحى نگرى ، مانع رهجويى انسان به شناخت آيات الهى

ءايت للموقنين . ..أفلاتبصرون

تصريح به «موقنين» و توبيخ كافران با عبارت «أفلاتبصرون»، مى رساند كه مشكل اصلى آنان - كه آيات الهى را در زمين و وجود انسان، نمى بينند و يا پيام آن را درك نمى كنند - سست انديشى، ناباورى و سطحى نگرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 44 - 3

3 - كفر و لجاجت ، مانع درك حقيقت نشانه هاى الهى

و إن يروا. .. يقولوا سحاب

آنچه حقيقتاً پاره هاى عذاب را در چشم كافران تكه هاى متراكم ابر جلوه مى دهد، لجاجت و حق ستيزى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 6

6 - مداومت كافران بر تكذيب ، طغيان و گناه ، مايه چركين شدن قلب و مسدود شدن راه هاى شناخت بر آنان است .

بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون

مراد از «ما كانوا يكسبون»، همان امورى است كه آيات پيشين درباره كافران برشمرده است.

15- ابرار شناخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 8

8 - عملكرد انسان ، نمايانگر باطن وى و ماهيت ايمان اوست .

سيرى اللّه عملكم و رسوله

از اين آيه شريفه چنين استفاده مى شود كه اظهارات زبانى افراد ثمرى ندارد و آنچه ملاك داورى قرار خواهد گرفت، عملكرد آينده آنهاست كه خدا و رسولش بر آن نظارت دارند.

16- ابزار شناخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 7 - 3

3 - قلب ( دل و انديشه ) ، گوش و چشم از ابزار شناخت

ختم اللّه على قلوبهم و على سمعهم و على ابصرهم غشوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 171 - 5

5 - حواس آدمى ( شنوايى ، بينايى و . . . ) از ابزار درك و شناخت اوست .

صم بكم عمى فهم لايعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 242 - 4،7

4 - توانايى انسان ها در شناخت آيات و احكام با بكار بستن انديشه

يبيّن اللّه لكم اياته لعلّكم تعقلون

جمله «لعلّكم تعقلون» علاوه بر اينكه فهم و درك آيات الهى را هدف از تبيين آنها قرار داده، ضمناً راه فهميدن و درك كردن را نيز ارائه فرموده كه همان انديشه و تعقل است.

7 - شناخت احكام الهى ، در گرو وحى و تبيين الهى و نيز تعقل و انديشه است .

كذلك يبيّن اللّه لكم اياته لعلّكم تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 259 - 13،21

13 - حس ، از ابزار شناخت

فانظر الى طعامك . .. و انظر الى حمارك ... و انظر الى العظام

21 - مشاهده زنده شدنِ مردگان ، موجب شناخت قدرت مطلقِ خداوند

فلمّا تبيّن له قال اعلم انّ اللّه على كلّ شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 260 - 9،14

9 - مشاهدات حسّى ، از جمله ابزار شناخت

ربّ ارنى كيف تحيى الموتى

14 - امر خدا به ابراهيم ( ع ) ، براى نشان دادن كيفيّت احياى مردگان ، به گرفتن چهار مرغ و كشتن و در هم كوبيدن آنها و قرار دادن هر جزئى بر كوهى و فراخواندنشان تا زنده گردند و شتابان به سوى او روند .

قال فخذ . .. ثمّ ادعهنّ يأتينك سعياً

مفرد آوردن كلمه جزء (منهنّ جزءاً)، حكايت از اين معنا دارد كه مرغان را در هم كوبيد و مخلوط كرد و الاّ بايد گفته شود: «منهنّ اجزاء»، نه جزءاً.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 269 - 7

7 - درك حقايق و معارفِ دينى ، تنها در پرتو خردِ ناب ميّسر است .

و من يؤت الحكمة . .. و ما يذّكّر الاّ اولوا الالباب

در برداشت فوق، «حكمت» به معناى معارف و حقايق دينى گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 65 - 11

11 - عقل از ابزار شناخت و تعقل بهترين راه جهت رسيدن به واقعيّات

لم تحاجّون . .. افلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 118 - 11،29

11 - گفتار آدمى ، از جمله ابزار شناخت وضعيت درونى وى

قد بدت البغضاء من افواههم

از اينكه قصد اظهار نهان خويش را نداشتند، ولى از لابلاى گفتارشان آشكار مى گردد، برداشت فوق به دست مى آيد.

29 - آيات الهى ، راهنماى مؤمنان اهل تعقّل و انديشه ، در شناخت صواب از خطا

قد بيّنّا لكم الايات ان كنتم تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 190 - 8

8 - ارزش عقل و نقش آن در شناخت خداوند

لايات لاولى الالباب

«لبّ» به معناى عقل خالص و بدور از وهم و خيال است كه از آن مى توان به خرد ناب تعبير كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 191 - 11

11 - عقل و حسّ از ابزار هاى شناخت حقايق

و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض

چون آفرينش آسمانها و زمين را مى بينند (احساس مى كنند) و در آن مى انديشند (تعقّل مى كنند) و آنگاه به نتيجه مى رسند (ما خلقت هذا باطلا)، بنابراين آيه شريفه، حسّ و عقل را از ابزار شناخت معرفى كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 155 - 15

15 - قلب ( دل ) ، از ابزار شناخت

و قولهم قلوبنا غلف بل طبع اللّه عليها بكفرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 31 - 9

9 - نقش حس و مشاهده عينى در فراگيرى و شناخت

فبعث اللّه غراباً يبحث فى الارض ليريه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 100 - 9

9 - عقل و خرد ابزار شناخت پاكى ها و ناپاكى ها و دست يابى به ارزش برتر پاكيها

لايستوى الخبيث و الطيب . .. فاتقوا اللّه ياولى الالبب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 5

5 - گوش، ابزار شناخت و قلب و دل، جايگاه فهم

و منهم من يستمع اليك و جعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه و فى ءاذانهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 13

13 - تكذيب كنندگان آيات الهى به دليل بهره نگرفتن از ابزار شناخت معارف الهى از چارپايان بدترند .

بل هم أضل

حرف «بل» براى اضراب است كه در اين مورد به معناى انتقال از غرضى به غرض مهمتر مى باشد. در نتيجه مفاد «بل» اين است كه اگر چه تكذيب كنندگان مانند چهارپايان از درك آيات الهى محرومند، ولى چون از ابزارى براى شناخت آيات الهى بهره مند بودند كه حيوانات فاقد آن هستند، بايد آنان را از چهارپايان نيز فرومايه تر خواند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 16 - 11

11 - عقل ، وسيله اى براى شناخت حقايق

قل لو شاء اللّه ما تلوته عليكم . .. أفلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 3 - 9

9- تفكر ، ابزارى براى شناخت خداوند و پديده هاى هستى منبع شناخت اوست .

هو الذى مدّ الأرض . .. إن فى ذلك لأيت لقوم يتفكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 4 - 10

10- عقل ابزارى براى شناخت ربوبيّت خدا و پديده هاى طبيعى ، منبعى براى شناخت اوست .

إن فى ذلك لأيت لقوم يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 11 - 12

12- تفكر و انديشه از ابزار شناخت است .

إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 12 - 8

8- تعقل و به كارگيرى خرد ، از ابزار شناخت و راهى براى تحصيل معرفت است .

إن فى ذلك لأيت لقوم يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 13 - 7،8،9

7- توجه و يادآورى ، زمينه ساز معرفت و ابزارى براى شناخت است .

و ما ذرأ لكم فى الأرض . .. إن فى ذلك لأية لقوم يذّكّرون

8- براى هر مرتبه از انديشه و بينش ، ابزار مناسب جهت خداشناسى در طبيعت وجود دارد .

ينبت لكم به الزرع . .. لقوم يتفكّرون . و سخ-ّر لكم الّيل ... لقوم يعقلون . و ما

با توجه به اينكه به دنبال عبارت « الزرع و الزيتون و . ..» - كه امورى ساده بوده و براى نتيجه گيرى فكر به تنهايى كافى است - «لقوم يتفكّرون» و به دنبال تسخير شب، روز و ... - كه دقت لازم دارد - «لقوم يعقلون» و به دنبال تفاوت رنگها - كه مقدمات كلى دارد و با اندك توجهى به دست مى آيد - «لقوم يذّكّرون» به كار برده شده است، مطلب فوق به دست مى آيد.

9- مراتب گوناگون شناخت ، ابزار مناسب خود را مى طلبد .

الزرع و الزيتون . .. لقوم يتفكّرون ... الّيل و النهار ... لقوم يعقلون . و ما ذرأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 41 - 16

16- علم و آگاهى ، وسيله تشخيص ارزش هاى برتر است .

و لأجر الأخرة أكبر لو كانوا يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 43 - 14

14- پرسش ، از ابزار شناخت است .

فسئلوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 44 - 15

15- تفكر ، از ابزار شناخت و درك حقايق است .

و لعلّهم يتفكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 11

11- تعقل و خردورزى ، از ابزار شناخت صحيح حقايق است .

إن فى ذلك لأية لقوم يعقلون

اين برداشت با توجه به اين نكته است كه خداوند آدمى را به تعقل و خردورزى در شناخت طبيعت و آثار قدرت ربوبى، فرا خوانده و تشويق كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 69 - 20

20- تشويق و فراخوانى خداوند به تفكر و انديشه در طبيعت براى شناخت حقايق الهى

إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 74 - 5

5- راه نداشتن انسان به شناخت كنه ذات و صفات خدا ، جز از طريق وحى

فلاتضربوا لله الأمثال إن الله يعلم و أنتم لاتعلمون

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه جمله «إن الله يعلم و أنتم لاتعلمون» تعليل براى جمله «فلاتضربوا لله الأمثال» باشد و متعلق و مفعول فعل «يعلم» و «لاتعلمون» خدا و ذات مقدس او باشد; يعنى، شما براى خدا شريك و مثل نپنداريد; چون شما به ذات و حقيقت او پى نخواهيد برد و اين علم تنها منحصر به خداست و جز از طريق وحى شناخته نخواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 78 - 3،4

3- عدم برخوردارى فرزند انسان از علم و آگاهى از طريق ابزار شنوايى ، بينايى و قلب به هنگام تولد ، از نشانه هاى تدبير و حكمت الهى *

و الله أخرجكم من بطون أمّهتكم لاتعلمون شيئًا

اين آيه در مقام اثبات توحيد و توجه دادن انسانها به آثار و نشانه هاى الهى است. بنابراين عالم نبودن فرزندان و عدم توجه آنان به موقعيت خويش، در مراحل تولد و پس از آن، مى تواند اشاره به حكمت الهى و اهميت اين موضوع در زندگى انسانها داشته باشد.

4- شنوايى ، بينايى و قلب ( مركز ادراك ) مهم ترين ابزار شناخت

و الله أخرجكم . .. لاتعلمون شيئًا و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 108 - 5،6

5- قلب ، چشم و گوش ، از ابزار شناخت

طبع الله على قلوبهم و سمعهم و أبصرهم

6- شناخت ، تنها بر ابزار حسى منحصر و متكى نيست .

طبع الله على قلوبهم و سمعهم و أبصرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 36 - 4،6،7

4- انسان هاى واجد ابزار لازم براى كسب آگاهى و علم ، در پيشگاه خداوند ، مسؤول هستند .

إن السمع و البصر و الفؤاد كلّ أُولئك كان عنه مسئولاً

6- قواى شنوايى و بينايى و قلب ، ابزار شناخت است .

و لاتقف . .. إن السمع و البصر و الفؤاد

7- بهره نگرفتن صحيح از نعمت شنوايى ، بينايى و قلب براى شناخت حق ، باعث مسؤوليت انسان نزد خداوند است .

و لاتقف . .. إن السمع ... كان عنه مسئولاً

خداوند، به منظور دور كردن انسانها از حركتهاى غير علمى، به آنان نعمت شنوايى، بينايى و قلب را يادآور شده است تا آنان، با بهره گيرى صحيح از آن، به يقين دست يافته و بر اساس آن، حكم كرده و عمل نمايند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 5

5- حس شنوايى ، وسيله دستيابى به حقايق و قلب مركز درك و فهم آنهاست .

على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 15

15- گوش ، ابزار شناخت ، و قلب و دل ، جايگاه فهم است .

إنّا جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 101 - 7

7- شناخت خدا و توجّه به او ، مهم ترين هدف برخوردارى انسان از ابزار شناخت است .

الذين كانت أعينهم فى غطاء عن ذكرى و كانوا لايستطيعون سمعًا

آيه، چشم كافران را نهان شده در پرده و گوش آنان را از كار افتاده قلمداد كرده است; يعنى، ديده ها و شنيده هاى آنان - كه خالى از ياد خدا است - چنان بى ارزش است كه گويا نه از چشم بهره اى برده اند و نه از گوش.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 8 - 7

7 - عقل و دل ، دو ابزار كارآمد در وجود انسان براى دستيابى به معارف درست در باره خدا و صفات و افعال او

يجدل فى اللّه بغير علم و لا هدًى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 46 - 7

7 - قلب و گوش ، ابزار شناخت و درك حقايق

فتكون لهم قلوب يعقلون بها أو أذان يسمعون بها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 78 - 6

6 - ابزار حسى و تعقلى انسان ، وسيله راه يابى او به شناخت حق و صراط مستقيم

و إنّك لتدعوهم إلى صرط مستقيم . .. أنشأ لكم السمع و الأبصر و الأفئدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 88 - 3،4

3 - نارسايى حس از دريافت همه واقعيت هاى نظام طبيعت

تحسبها جامدة و هى تمرّ

آيه بالا بيانگر اين نكته است كه حقايقى در جهان طبيعت وجود دارد كه حس معمولى بشر از دريافت آن عاجز است; همانند حركت كوه ها همراه حركت زمين.

4 - وحى ، تبيين گر واقعيات پنهان هستى براى بشر

و ترى الجبال تحسبها جامدة و هى تمرّ مرّ السحاب

قرآن در زمانى پرده از راز حركت زمين برداشت كه دانش بشر از دريافت و حتى تصديق و تأييد آن عاجز بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 60 - 8

8 - عقل ، وسيله تشخيص ارزش ها و پيدا كردن زندگى بهتر و برتر

و ما عند اللّه خير و أبقى أفلاتعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 8 - 10

10 - فكر ، از ابزار شناخت حقانيت عالم است .

أَوَلم يتفكّروا . .. ما خلق اللّه السموت و الأرض و ما بينهما ... إلاّ بالحقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 23 - 12

12 - گوش شنوا ، وسيله اى براى شناخت آيات الهى است .

إنّ فى ذلك لأيت لقوم يسمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 24 - 11

11 - خرد ، از ابزار شناخت است .

لقوم يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 52 - 6

6 - حواس ظاهرى ، همانند شنوايى ، از ابزار شناخت است .

لاتسمع الصمّ الدعاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 53 - 7

7 - شنوايى و بينايى از جمله ابزار فهم و دريافت هدايت است .

و ما أنت بهد العمى . .. إن تسمع إلاّ من يؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 59 - 7

7 - قلب ، مركز و جايگاه دريافت و شناخت حقايق است .

كذلك يطبع اللّه على قلوب الذين لايعلمون

اين كه خداوند، از ميان حواس و اعضاى شناخت در انسان، تنها قلب را مطرح كرده كه مُهر مى خورد، حكايت از مركزيت آن مى كند و با از كار افتادن آن، بقيه، كارايى خود را از دست مى دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 7 - 6

6 - گوش ، از ابزار كسب اطلاعات و شناخت است .

كأن لم يسمعها كأنّ فى أُذنيه وقرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 66 - 4،5

4 - بينايى ، از ابزار شناخت و هدايت است .

و لو نشاء لطمسنا على أعينهم . .. فأنّى يبصرون

5 - مشيت و سنت خداوند در هدايت انسان ها ، بر بهره جستن آنان از ابزار هاى متعارف شناخت ( مانند بينايى و . . . ) استوار است ; نه بر اعجاز و ارائه كار هاى خارج از توان بشر .

و لو نشاء لطمسنا على أعينهم فاستبقوا الصرط فأنّى يبصرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه اگر خداوند چشم و بينايى مردم كافر را از بين مى برد، آنان به قدرت خدا پى برده و به او ايمان مى آورند; ولى خدا چنين نكرده بلكه خواسته است كه آنان از راه ديدن حقايق الهى و شنيدن آنها (راه متعارف راهنمايى بشر) هدايت گردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 67 - 3

3 - مشيت و سنت خداوند در هدايت انسان ها ، بهره جستن آنان از ابزار هاى متعارف شناخت است ; نه كمك گرفتن از اعجاز و ارائه كار هاى بيرون از توان بشر ( همچون مسخ و زمين گير كردن آدمى ) .

و لو نشاء لمسخنهم على مكانتهم . .. و لايرجعون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه اگر خداوند مردم كافر را مسخ و يا زمين گير مى كرد، آنان به قدرت خدا پى برده و به او ايمان مى آوردند; ولى چنين نكرده، بلكه خواسته است كه آنان از راه ديدن حقايق الهى و شنيدن آنها (راه

متعارف راهنمايى بشر) هدايت گردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 18 - 19

19 - عقل و خرد ناب ، از ابزار و راه هاى شناخت حقايق

الذين يستمعون القول فيتّبعون أحسنه . .. و أُولئك هم أُولوا الألبب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 21 - 12

12 - تأمل و نگرش ژرف ، از ابزار هاى شناخت

ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. ثمّ يجعله حطمًا إنّ فى ذلك لذكرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 49 - 16

16 - آسودگى ها و نعمت ها ، عرصه شناخت سپاس گزاران و ناسپاسان

فإذا مسّ الإنسن ضرّ . .. ثمّ إذا خوّلنه نعمة ... بل هى فتنة

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه هر نعمتى، اقتضاى شكر وسپاس گزارى دارد. بنابراين آزمايش بودن نعمت هاى الهى، مى تواند در ارتباط با همين مسأله باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 59 - 5

5 - قابل شناخت بودن خداوند از راه آيات و نشانه هاى او

بلى قد جاءتك ءايتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 71 - 16

16 - قابل شناخت بودن خداوند ، از راه وحى و آيات و نشانه هاى او

ألم يأتكم رسل منكم يتلون عليكم ءايت ربّكم

سرزنش شدن كافران به خاطر توجه نكردن به آيات الهى، نشانگر اين حقيقت است كه آيات الهى، قابل شناخت است و انسان از اين راه مى تواند به خدا پى ببرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 13 - 3

3 - قابل شناخت بودن خداوند و اوصاف او ، از راه مشاهده آيات و نشانه هاى الهى در جهان

هو الذى يريكم ءايته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 53 - 11،15

11 - علم حضورى و شهودى تمامى موجودات ، نسبت به پروردگار

أَوَلم يكف بربّك أنّه على كلّ شىء شهيد

بنابراين كه «شهيد» به معناى مشهود باشد، برداشت ياد شده قابل استفاده است.

15 - علم شهودى به خداوند ، استوارترين راه براى شناخت او است .

أَوَلم يكف بربّك أنّه على كلّ شىء شهيد

بنابراين كه «شهيد» به معناى مشهود باشد، مطلب بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 21 - 4

4 - حس ، عقل و وحى ، ابزار اصلى دريافت معارف صحيح *

أشهدوا خلقهم . .. ما لهم بذلك من علم ... أم ءاتينهم كتبًا

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه آيات سه گانه، اشاره به اين نكته داشته باشد كه مشركان در ادعاى خويش، به هيچ يك از منابع اصلى معرفت (حس، عقل و وحى) متكى نيستند و در نتيجه مى توان استفاده كرد كه ابزار شناخت، وحى، حس و عقل مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 40 - 8

8 - گوش و چشم ، از ابزار شناخت حق

أفأنت تسمع الصمّ أو تهدى العمى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 5 - 10،11،12

10 - خردورزى ، زمينه دستيابى انسان به جهان بينى الهى و فهم و شناخت نشانه هاى خداوند در پهنه گيتى

ءايت لقوم يعقلون

11 - لزوم به كارگيرى انديشه و فكر ، در شناخت اسرار طبيعت براى ره يابى به آيات الهى

ءايت لقوم يعقلون

تعبير «لقوم يعقلون» تشويق ضمنى به تعقل و انديشه براى شناخت آيات تكوينى خداوند است.

12 - دريافت هاى حسّى ، من هاى تعقل و انديشه ، بى ثمر در دستيابى انسان به شناخت جهان هستى

ءايت لقوم يعقلون

تعبير «يعقلون»، مى تواند تعريضى به واماندگان در عالم هستى و دريافت هاى حسّى باشد; زيرا بدون كمك گرفتن از تعقل و به كارگيرى انديشه، به شناخت حقيقت جهان دست نخواهند يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 26 - 4،5،11

4- قوم عاد ، برخوردار از ابزار شناخت و درك حقايق

و لقد مكّنّ-هم . .. و جعلنا لهم سمعًا و أبصرًا و أفئدة

5- بينايى ، شنوايى و نيروى ادراك ، از پايه هاى مهم شناخت

و جعلنا لهم سمعًا و أبصرًا و أفئدة فما أغنى عنهم

در آيه شريفه «سمع»، «أبصار» و «أفئدة» عواملى كافى براى رهيابى انسان به حقايق معرفى شده است و قوم عاد به خاطر بهره نگرفتن از آنها، مورد سرزنش قرار گرفته اند.

11- ابزار حسى چشم و گوش ، وسيله رهيافت حقايق به محدوده ادراك بشر *

جعلنا لهم سمعًا و أبصرًا و أفئدة فما أغنى عنهم سمعهم و لا أبصرهم و لا أفئدتهم

تقدم لفظى «سمع» و «بصر» بر «أفئدة» ممكن است بيانگر تقدم خارجى نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 24 - 8

8- قلب ، از ابزار مهم شناخت و ژرف انديشى در حقايق

أفلايتدبّرون . .. أم على قلوب أقفالها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 11 - 6

6 - ارزش والاى قلب و ادراكات باطنى ، در مقايسه با ديگر منابع شناخت

ما كذب الفؤاد مارأى

با توجه به اين كه در اين آيه، رؤيت معارف والا به قلب نسبت داده شده است; ارزش بى مانند قلب در ميان منابع شناخت استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 10 - 5

5 - لزوم شناخت دين و آشنايى با تعاليم پيامبران ، از راه شنيدن صحيح و انديشه و تعقّل

و قالوا لو كنّا نسمع أو نعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 2 - 10

10 - شنوايى و بينايى ، دو ابزار اصلى بشر براى معرفت حقايق

نبتليه فجعلنه سميعًا بصيرًا

سميع و بصير قرار داده شدن بشر در آستانه آزمايش او، مى تواند به اين دليل باشد كه آزمايش، نياز به شناخت مواد آزمون و راه هاى قبولى آن دارد. ازاين رو خداوند، به بشر دو ابزار شناخت (قدرت شنوايى و بينايى) عطا فرموده است تا به اين معرفت دست يازد.

17- ابزار شناخت تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 12 - 9

9- از فوايد گردش شب و روز ، محاسبه زمان و سال شمارى و آشنايى انسان با تاريخ است .

جعلنا ءاية النهار . .. لتعلموا عدد السنين و الحساب

18- ابزار شناخت حسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 78 - 6

6- انسان در شناخت حقايق ، داراى دو ابزار حسى و غير حسى است .

و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 26 - 8

8- ابزار حسى و ادراكى شناخت ، مكمل يكديگر

و جعلنا لهم سمعًا و أبصرًا و أفئدة

قرين آمدن شنوايى، بينايى و نيروى ادراك، بيانگر مطلب ياد شده است.

19- ابزار شناخت خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 11 - 3

3 - انسان ، به دليل برخوردارى از ابزار هاى شناخت ( توانايى بر ديدن و گفتن و نيز تشخيص راه خير و شر ) توانا بر پذيرش تكاليف دشوار و برداشتن گام هاى سنگين در راه خير

ألم نجعل . .. فلااقتحم العقبة

20- ابزار شناخت ستاره طارق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 2 - 2

2 - ابزار شناخت حقيقتِ ستاره « طارق » و ويژگى هاى آن ، در اختيار همگان نيست .

و ما أدريك ما الطارق

خطاب در «ما أدراك» در اين موارد، مخصوص شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيست; بلكه روى سخن با هر مخاطبى است كه اين سخن را دريافت كند.

21- ابزار شناخت شخصيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 16 - 12

12 - زندگى و سير و سلوك فردى و اجتماعى پيشين افراد ، وسيله اى براى شناخت شخصيت آنان

فقد لبثت فيكم عمراً من قبله أفلا تعقلون

22- ابزار شناخت شر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 11 - 3

3 - انسان ، به دليل برخوردارى از ابزار هاى شناخت ( توانايى بر ديدن و گفتن و نيز تشخيص راه خير و شر ) توانا بر پذيرش تكاليف دشوار و برداشتن گام هاى سنگين در راه خير

ألم نجعل . .. فلااقتحم العقبة

23- ابزار شناخت عقلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 26 - 8

8- ابزار حسى و ادراكى شناخت ، مكمل يكديگر

و جعلنا لهم سمعًا و أبصرًا و أفئدة

قرين آمدن شنوايى، بينايى و نيروى ادراك، بيانگر مطلب ياد شده است.

24- ابزار شناخت غيرحسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 78 - 6

6- انسان در شناخت حقايق ، داراى دو ابزار حسى و غير حسى است .

و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة

25- اتلاف ابزار شناخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 26 - 13

13- انكار آيات الهى پس از دريافت آن ، به هدر دادن ابزار و امكانات معرفت است .

فما أغنى عنهم سمعهم و . .. إذ كانوا يجحدون بايت اللّه

مراد از «ما أغنى. ..» باطل ماندن و هدر رفتن «سمع»، «أبصار» و «أفئدة» است كه در اصل، مى توانسته است انسان را در مسير حق بى نياز سازد.

26- ارزش ابزار شناخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 72 - 6

6- ارزشمندى ابزار و امكانات معرفتى انسان ، در گرو به كارگيرى آن در طريق حق است .

و من كان فى هذه أعمى فهو فى الأخرة أعمى

از اينكه خداوند، انسانى را كه بيناست ولى بينش درست نيافته «أعمى» خوانده است، استفاده مى شود كه چشم به عنوان وسيله معرفت آن گاه ارزشمند به حساب مى آيد كه در مسيرى بايسته و شايسته به كار گرفته شود.

27- استفاده از ابزار شناخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 109 - 4

4- بهره نگرفتن از ابزار شناخت در جهت فهم حقايق معنوى ، مايه زيان واقعى انسان در آخرت است .

طبع الله على قلوبهم و سمعهم و أبصرهم . .. لاجرم أنهم فى الأخرة هم الخسرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 52 - 9

9 - استفاده و يا عدم استفاده از ابزار و حواس شناخت ، در اختيار خود انسان ها است .

و لاتسمع الصمّ الدعاء إذا ولّوا مدبرين

«إذا ولّوا» قرينه است بر اين كه مراد از «الصمّ» كسانى اند كه خود را به كرى مى زنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 26 - 9

9- عدم استفاده قوم عاد از ابزار شناخت خود در طريق حق ، زمينه ساز سقوط و هلاكت آنان

فأصبحوا لايرى إلاّ مسكنهم . .. فما أغنى عنهم سمعهم و لا أبصرهم و لا أفئدتهم من

28- اقسام ابزار شناخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 78 - 6

6- انسان در شناخت حقايق ، داراى دو ابزار حسى و غير حسى است .

و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة

29- اهميت استفاده از ابزار شناخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 23 - 16

16 - بهره نجستن از ابزار شناخت و ادراك در مسير هدايت ، نمود بارز اضلال الهى

و أضلّه اللّه على علم و ختم على سمعه و قلبه و جعل على بصره غشوة

در صورتى كه عطف «ختم اللّه. ..» بر «أضلّه اللّه...» تفسيريه باشد; استفاده مى شود كه اضلال الهى نسبت به هواپرستان، از طريق مسدود ساختن گوش و قلب آنان بر نفوذ حق صورت مى گيرد.

30- اهميت شناخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 185 - 04

4 - روزه و قرآن ، داراى ارتباطى عميق و تنگاتنگ با يكديگر

شهر رمضان الذى أنزل فيه القرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 83 - 3

3 - برخوردارى از حكمت و معرفت و قرار گرفتن در زمره صالحان ، اوج كمال و سعادت انسان

ربّ هب لى حكمًا وألحقنى بالصلحين

با توجه به اين كه حضرت ابراهيم(ع)، به عنوان بزرگ ترين آرمان هاى ارزشى، اين دو را از درگاه خدا تمنا كرده است، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

31- اهميت شناخت اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 122 - 3

3 - لزوم هجرتِ گروهى از هر جامعه ، به سوى مراكز علمى ، براى كسب شناخت اسلام و تفقه در دين

فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليتفقهوا فى الدين

32- اهميت شناخت پليدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 8 - 4

4 - شناخت پليدى ها ، ضرورى تر از آشنايى با راه هاى پرهيزگارى است .

فألهمها فجورها و تقويها

33- اهميت شناخت تعاليم انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 90 - 4

4 - ضرورت شناسايى رهنمودهاى انبياى پيشين و اقتداى به آن براى همه مردم

أولئك الذين هدى الله فبهديهم اقتده

34- اهميت شناخت حقايق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 69 - 20

20- تشويق و فراخوانى خداوند به تفكر و انديشه در طبيعت براى شناخت حقايق الهى

إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون

35- اهميت شناخت دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 1

1 - معرفت و شناخت درست نسبت به ماهيت و حقيقت حيات دنيوى ، امرى لازم براى انسان ها

اعلموا أنّما الحيوة الدنيا لعب و لهو . .. و تكاثر فى الأمول و الأولد

36- اهميت شناخت لغزشگاهها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 19 - 36

36- لزوم آگاه ساختن مسؤوليّت پذيران از خطرات و لغزش گاه هاى منصب ها و موقعيت هاى اجتماعى آنان

وليتلطّف و لايشعرنّ بكم أحدًا

37- حسّى شناخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 259 - 20،21

20 - درك عزير از چگونگى معاد و توانايى خدا بر احياى مردگان ، پس از مشاهده زنده شدن خويش و عدم فساد طعام و نوشيدنى ها و زنده شدن الاغ

قال انّى يحيى . .. قال اعلم انّ اللّه على كلّ شىء قدير

21 - مشاهده زنده شدنِ مردگان ، موجب شناخت قدرت مطلقِ خداوند

فلمّا تبيّن له قال اعلم انّ اللّه على كلّ شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 191 - 11

11 - عقل و حسّ از ابزار هاى شناخت حقايق

و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض

چون آفرينش آسمانها و زمين را مى بينند (احساس مى كنند) و در آن مى انديشند (تعقّل مى كنند) و آنگاه به نتيجه مى رسند (ما خلقت هذا باطلا)، بنابراين آيه شريفه، حسّ و عقل را از ابزار شناخت معرفى كرده است.

38- دعوت به شناخت موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 41 - 15

15 - خداوند ، فراخوان انسان ها به شناخت جهت گيرى همه موجودات جهان آفرينش

ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض و الطير صفّ-ت كلّ قد علم صلاته

39- راههاى شناخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 25 - 7

7 - محدود ساختن راه شناخت به حسّ ، روش غير علمى

و ما لهم بذلك من علم إن هم إلاّ يظنّون . .. ما كان حجّتهم إلاّأن قالوا ائتوا با

40- روش شناخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 109 - 4

4- مطالعه در تاريخ اقوام مشرك و توجه به فرجام شوم آنان ، راهى براى پى بردن به بطلان شرك و نبود توان و نيرو در معبود هاى ساختگى است .

فلاتك فى مرية مما يعبد هؤلاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 12 - 8

8- تعقل و به كارگيرى خرد ، از ابزار شناخت و راهى براى تحصيل معرفت است .

إن فى ذلك لأيت لقوم يعقلون

41- روش شناخت موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 11

11- شناخت حقيقت موجودات و شؤون آنها ، تنها از طريق برهان دست يافتنى است .

ما أنزل الله بها من سلطن

42- زمينه شناخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 77 - 2

2- ايمان و روح حق پذيرى ، زمينه ساز شناخت صحيح آيات الهى و حوادث تاريخى و بهره گيرى از آنهاست .

إن فى ذلك لأية للمؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 13 - 7

7- توجه و يادآورى ، زمينه ساز معرفت و ابزارى براى شناخت است .

و ما ذرأ لكم فى الأرض . .. إن فى ذلك لأية لقوم يذّكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 78 - 3

3 - دريافت هاى حسى ، زمينه ساز شناخت ها و ادراكات عقلانى

و هو الذى أنشأ لكم السمع و الأبصر و الأفئدة

آمدن «سمع» و «أبصار» پيش از «افئدة» مى تواند بيانگر مطلب فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 69 - 3

3 - مطالعه تاريخ و سرگذشت جوامع بشرى ، از زمينه هاى شناخت و كسب بينش درست

قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة المجرمين

دعوت به سير و سياحت در زمين (سيروا فى الأرض) و نگرش عميق در احوال و آثار پيشينيان (فانظروا. ..) بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 3 - 7

7 - همه انسان ها ، داراى توانايى هاى لازم براى شناخت راه درست اند .

إنّا هدينه السبيل إمّا شاكرًا و إمّا كفورًا

43- زمينه شناخت آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 75 - 4

4- شناخت صحيح آيات الهى ، در گرو هوشيارى ، فراست و ژرف نگرى است .

إن فى ذلك لأيت للمتوسّمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 11 - 10

10- انديشمندان و متفكران ، داراى زمينه لازم براى درك آيت بودن مظاهر طبيعت

إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون

44- زمينه شناخت ارزش وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 2

2- تقوا ، زمينه ساز شناخت ارزش وحى الهى

و قيل للذين اتّقوا ماذا أنزل ربّكم قالوا خيرًا

45- زمينه شناخت توحيد ربوبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 6 - 8

8 - تقوا و پارسايى ، زمينه اى لازم براى فهم و درك دلايل توحيد ربوبى موجود در جهان آفرينش

إن فى اختلف الّيل و النهار و ما خلق اللّه فى السموت و الأرض لأيت

46- زمينه شناخت رازهاى آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 45 - 11

11- در متن جهان محسوس و عالم طبيعت ، براى پى بردن به راز هاى هستى و عوالم ناشناخته آن ، نشانه هايى وجود دارد .

مثل الحيوة الدنيا كماء أنزلنه . .. فأصبح هشيمًا تذروه الريح

درك حقايقى مانند مرگ و حيات و ماهيت آن ها، از آن رو كه بسيارى از ابعاد آن براى بشر محسوس نيست، دشوار و نيازمند ارائه رهنمودهاى محسوس است. خداوند، با روياندن و ميراند گياهان عالم طبيعت را حاوى چنين رهنمودهايى قرار داده است.

47- زمينه شناخت قدرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 5 - 2

2 - شناخت مراحل آغازين خلقت انسان ، زمينه ساز پى بردن به تحت مراقبت بودن وى و مايه شناخت قدرت خداوند بر ثبت كردار او است .

عليها حافظ . فلينظر الإنسن ممّ خلق

ارتباط دو آيه، با توجّه به حرف «فاء» در «فلينظر»، بيانگر برداشت ياد شده است.

48- زمينه شناخت وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 36 - 12

12 - جامعه شناسى ، باستان شناسى و تاريخ ، زمينه ساز شناخت سنت هاى الهى و ره يابى به واقعيت پيام وحى

و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أشدّ منهم بطشًا . .. هل من محيص

49- شرايط شناخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 75 - 5

5- شناخت صحيح حوادث عبرت انگيز تاريخ و پندپذيرى و درس آموزى از آنها ، در گرو ژرف نگرى و برخورد هوشمندانه

است .

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل . إن فى ذلك لأيت للمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 3 - 5

5 - روحيات انسان ، تأثير عميقى در نحوه برداشت و استفاده وى از منابع شناخت و هدايت دارد .

هدًى و رحمة للمحسنين

از اين كه خداوند، تنها دارندگان روحيه احسان را بهره مند از هدايت و رحمت قرآنى دانسته است، استفاده مى شود كه روحيات خود انسان، در استفاده از منابع هدايتى نقش اساسى دارد.

50- شرايط شناخت آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 13 - 9

9 - تفكر و تأمل ، شرط شناخت آيات الهى ، در گستره نظام جهان

إنّ فى ذلك لأيت لقوم يتفكّرون

51- شناخت آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 77 - 2

2- ايمان و روح حق پذيرى ، زمينه ساز شناخت صحيح آيات الهى و حوادث تاريخى و بهره گيرى از آنهاست .

إن فى ذلك لأية للمؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 1

1- روى گردانى از آيات پروردگار پس از تذكّر يافتن و آگاهى به آن ، بزرگ ترين ظلم است .

و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه فأعرض عنها

«ذكر» يعنى، شناختى كه در حافظه حاضر باشد (برگرفته شده از مفردات راغب).

52- شناخت ارزش ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 10

10 - لزوم شناساندن ارزش ها به فرد و جامعه قبل از مبارزه با حركت ها و انديشه هاى ضد ارزشى آنان *

الأمرون بالمعروف و الناهون عن المنكر

برداشت فوق، بدين احتمال است كه تقدم لفظى امر به معروف و نهى از منكر، اشاره به تقدم حقيقى و عملى آن داشته باشد.

53- شناخت افعال خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 52 - 5

5 - ميسر بودن شناخت صفات و افعال خداوند ( چون رازقيت او ) براى انسان ها

أوَلم يعلموا أنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر

از سرزنش شدن كسانى كه مشيت خداوند در روزى را نشناخته اند، برداشت ياد شده به دست مى آيد; زيرا سرزنش از انجام ندادن كارى، نشان دهنده آن است كه آن كار براى انسان مقدور و ميسر است.

54- شناخت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 15 - 9

9 - ربوبيت خداوند بر انسان ها ، مقتضى شناخت ذات و حالات آنان است .

إنّ ربّه كان به بصيرًا

55- شناخت پليدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 8 - 3

3 - تعادل قوا در ساختار روح انسان ، آماده سازنده آن براى آگاهى فطرى به پليدى ها و شناخت راه گريز از آنها است .

و ما سوّيها. فألهمها فجورها و تقويها

حرف «فاء» در «فألهمها» آن را بر تسويه (در آيه قبل) تفريع كرده است، تا بيانگر اين باشد كه خداوند، در ابتدا روح انسان را از قدرت هاى هماهنگ برخوردار كرده; آن گاه بدى ها و راه محفوظ ماندن از آنها را به او الهام مى كند. «تقوى» اسم مصدر است. فعل «اتّقيت»; يعنى، برحذر ماندم و خود را دور نگه داشتم (قاموس). بنابراين «تقواها»; يعنى، دور ماندن روح از فجور.

56- شناخت تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 77 - 2

2- ايمان و روح حق پذيرى ، زمينه ساز شناخت صحيح آيات الهى و حوادث تاريخى و بهره گيرى از آنهاست .

إن فى ذلك لأية للمؤمنين

57- شناخت تقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 8 - 4

4 - شناخت پليدى ها ، ضرورى تر از آشنايى با راه هاى پرهيزگارى است .

فألهمها فجورها و تقويها

58- شناخت توحيد ربوبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 24 - 7

7 - امكان شناخت ربوبيت بى همتاى خدا از مظاهر هستى

قال ربّ السموت و الأرض و ما بينهما إن كنتم موقنين

59- شناخت حسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 260 - 3،9،28

3 - پرسش ابراهيم ( ع ) از خداوند ، درباره نشان دادن كيفيّت احياى مردگان براى آرامش خاطر خويش

و اذ قال ابرهيم ربّ ارنى كيف تحيى الموتى . .. لطمئنّ قلبى

9 - مشاهدات حسّى ، از جمله ابزار شناخت

ربّ ارنى كيف تحيى الموتى

28 - پرسش ابراهيم ( ع ) از خداوند درباره كيفيّت زنده شدن مردگان ، به انگيزه اطمينان قلب خود به خليل اللّه بودنش

قال إبرهيم ربّ ارنى . .. ليطمئنّ قلبى

امام رضا (ع) درباره «ليطمئنّ قلبى» در آيه فوق فرمود: . .. و لكن ليطمئن قلبى على الخلّة


عيون اخبارالرضا (ع)، ج 1، ص 198، ح 1 ; نورالثقلين، ج 1، ص 276، ح 1088.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 41 - 7

7 - زكريا خواستار نشانه اى شهودى و حسّى ، براى اطمينان قلب خويش نسبت به اعطاى فرزند به وى *

قال ربّ اجعل لى اية قال ايتك الاّ تكلّم الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 25 - 7

7 - محدود ساختن راه شناخت به حسّ ، روش غير علمى

و ما لهم بذلك من علم إن هم إلاّ يظنّون . .. ما كان حجّتهم إلاّأن قالوا ائتوا با

60- شناخت حقانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 17 - 22

22- بيشتر مردم از بصيرتى كه آنان را به حقانيت قرآن رهنمون شود ، محرومند .

أفمن كان على بيّنة من ربه . .. و لكنّ أكثر الناس لايؤمنون

61- شناخت حقانيت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 43 - 10

10- آگاه شدن از قرآن و محتواى آن ، آدمى را به حقانيّت رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) راهنمايى مى كند .

كفى بالله شهيدًا . .. و من عنده علم الكتب

62- شناخت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 231 - 22

22 - لزوم توجه به آگاهى مطلق و همه جانبه الهى

و اعلموا انّ اللّه بكل شىء عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 97 - 17

17 - تأثيرناپذيرى خداوند از پديده هاى جهان

فانّ اللّه غنىّ عن العالمين

63- شناخت رازقيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 52 - 5

5 - ميسر بودن شناخت صفات و افعال خداوند ( چون رازقيت او ) براى انسان ها

أوَلم يعلموا أنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر

از سرزنش شدن كسانى كه مشيت خداوند در روزى را نشناخته اند، برداشت ياد شده به دست مى آيد; زيرا سرزنش از انجام ندادن كارى، نشان دهنده آن است كه آن كار براى انسان مقدور و ميسر است.

64- شناخت راههاى نجات از پليدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 8 - 3

3 - تعادل قوا در ساختار روح انسان ، آماده سازنده آن براى آگاهى فطرى به پليدى ها و شناخت راه گريز از آنها است .

و ما سوّيها. فألهمها فجورها و تقويها

حرف «فاء» در «فألهمها» آن را بر تسويه (در آيه قبل) تفريع كرده است، تا بيانگر اين باشد كه خداوند، در ابتدا روح انسان را از قدرت هاى هماهنگ برخوردار كرده; آن گاه بدى ها و راه محفوظ ماندن از آنها را به او الهام مى كند. «تقوى» اسم مصدر است. فعل «اتّقيت»; يعنى، برحذر ماندم و خود را دور نگه داشتم (قاموس). بنابراين «تقواها»; يعنى، دور ماندن روح از فجور.

65- شناخت ربوبيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 55 - 7

7 - شناخت مظاهر طبيعت و انديشه در آن ، از راه هاى شناخت خداوند و ربوبيت و تدبير او بر هستى است .

الذى جعل لكم الأرض . .. لأُولى النهى ... تارة أُخرى

مجموعه اين آيات براى معرفى «ربّ» است. طريقه اى كه قرآن در اين آيات ارائه نموده، توجه دادن انسان به مظاهر طبيعت و تعقل در آن، براى شناخت خداوند و ربوبيت حاكم او بر صحنه هستى است.

66- شناخت رهبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 269 - 10،12

10 - اطاعت از خداوند و شناخت امام ( ع ) ، حكمت است .

و من يؤت الحكمة فقد اوتى خيراً كثيراً

امام صادق (ع): «و من يؤت الحكمة . .. » طاعة اللّه و معرفة الأمام


كافى، ج 1، ص 185، ح 11 ; نورالثقلين، ج 1، ص 287، ح 1130.

12 - شناخت امام و پرهيز از گناهان كبيره ، حكمت است .

و من يؤت الحكمة

امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: معرفة الامام و اجتناب الكبائر الّتى اوجب اللّه عليها النّار


كافى، ج 2، ص 284، ح 20 ; نورالثقلين، ج 1، ص 287، ح 1131.

67- شناخت سنتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 36 - 12

12 - جامعه شناسى ، باستان شناسى و تاريخ ، زمينه ساز شناخت سنت هاى الهى و ره يابى به واقعيت پيام وحى

و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أشدّ منهم بطشًا . .. هل من محيص

68- شناخت شهودى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 53 - 15

15 - علم شهودى به خداوند ، استوارترين راه براى شناخت او است .

أَوَلم يكف بربّك أنّه على كلّ شىء شهيد

بنابراين كه «شهيد» به معناى مشهود باشد، مطلب بالا به دست مى آيد.

69- شناخت صفات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 52 - 5

5 - ميسر بودن شناخت صفات و افعال خداوند ( چون رازقيت او ) براى انسان ها

أوَلم يعلموا أنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر

از سرزنش شدن كسانى كه مشيت خداوند در روزى را نشناخته اند، برداشت ياد شده به دست مى آيد; زيرا سرزنش از انجام ندادن كارى، نشان دهنده آن است كه آن كار براى انسان مقدور و ميسر است.

70- شناخت عقلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 65 - 11

11 - عقل از ابزار شناخت و تعقل بهترين راه جهت رسيدن به واقعيّات

لم تحاجّون . .. افلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 191 - 11

11 - عقل و حسّ از ابزار هاى شناخت حقايق

و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض

چون آفرينش آسمانها و زمين را مى بينند (احساس مى كنند) و در آن مى انديشند (تعقّل مى كنند) و آنگاه به نتيجه مى رسند (ما خلقت هذا باطلا)، بنابراين آيه شريفه، حسّ و عقل را از ابزار شناخت معرفى كرده است.

71- شناخت عوامل انقراض جوامع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 73 - 10

10 - شناخت تاريخ و عوامل پيشرفت و انقراض جامعه ، در جهت دهىِ صحيح به حركت هاى اجتماعى ، نقش مؤثر دارد .

فنجّينه . .. و جعلنهم خلئف و أغرقنا الذين كذبوا بأيتنا فانظر كيف كان عقبة المنذر

72- شناخت عوامل رشد جوامع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 73 - 10

10 - شناخت تاريخ و عوامل پيشرفت و انقراض جامعه ، در جهت دهىِ صحيح به حركت هاى اجتماعى ، نقش مؤثر دارد .

فنجّينه . .. و جعلنهم خلئف و أغرقنا الذين كذبوا بأيتنا فانظر كيف كان عقبة المنذر

73- شناخت قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 3 - 2

2 - شناخت ابعاد قيامت و حقيقت حوادث كوبنده آن ، براى همگان امكان پذير نيست .

و ما أدريك ما القارعة

74- شناخت مدبر آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 55 - 7

7 - شناخت مظاهر طبيعت و انديشه در آن ، از راه هاى شناخت خداوند و ربوبيت و تدبير او بر هستى است .

الذى جعل لكم الأرض . .. لأُولى النهى ... تارة أُخرى

مجموعه اين آيات براى معرفى «ربّ» است. طريقه اى كه قرآن در اين آيات ارائه نموده، توجه دادن انسان به مظاهر طبيعت و تعقل در آن، براى شناخت خداوند و ربوبيت حاكم او بر صحنه هستى است.

75- شناخت مراحل خلقت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 5 - 2

2 - شناخت مراحل آغازين خلقت انسان ، زمينه ساز پى بردن به تحت مراقبت بودن وى و مايه شناخت قدرت خداوند بر ثبت كردار او است .

عليها حافظ . فلينظر الإنسن ممّ خلق

ارتباط دو آيه، با توجّه به حرف «فاء» در «فلينظر»، بيانگر برداشت ياد شده است.

76- شناخت موجودات آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 101 - 6

6 - پديده هاى جهان هستى ، قابل شناخت و تفسير براى بشر

قل انظروا ماذا فى السموت و الأرض و ما تغنى الأيت

77- شناخت نعمتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 34 - 8

8- ناتوانى انسان از شناخت همه نعمت هاى الهى

و إن تعدّوا نعمت الله لاتحصوها

ناتوانى انسان از شمارش نعمتهاى الهى ممكن است به اين دليل باشد كه او از شناخت بسيارى از نعمتهاى الهى عاجز است، تا چه رسد به شمارش همه آنها.

78- شناخت ويژگيهاى معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 9 - 7

7 - لزوم شناخت ويژگى هاى معاد و غافل نبودن از خطر هاى آن

أفلايعلم

استفهام در آيه شريفه، «انكار تعجبى» است و بر اظهار شگفتى از جهل انسان، دلالت دارد.

79- شناخت يكديگر در محشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 45 - 2

2 - حشر مردم در قيامت به گونه اى است كه به خوبى يكديگر را مى شناسند .

و يوم يحشرهم . .. يتعارفون بينهم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «يتعارفون بينهم» حال از ضمير «هم» در «يحشرهم» باشد.

80- ظن در شناخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 78 - 9

9 - حدس و گمان در شناخت محتواى كتاب هاى آسمانى ، طريقى است نادرست و بى اعتبار .

لايعلمون الكتب إلا امانى و إن هم إلا يظنون

81- عجز از شناخت ذات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اخلاص - 112 - 1 - 9

9 - ذات خداوند ، حيرت افزا و غير قابل شناخت است .

اللّه

«اَلِهَ»; يعنى، متحير ماند. برخى اهل لغت در كلمه «اللّه»، اين معنا را مقصود مى دانند. (مفردات)

82- عوامل شناخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 97 - 5

5 - تأثير محيط اجتماعى وفرهنگى در موضع گيرى انسان ها نسبت به حقايق و معارف اديان الهى

الأعراب أشد كفراً و نفاقاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 44 - 3

3 - حق شنوى و خردورزى ، دو عنصر تعيين كننده و اساسى براى شناخت حق و پيمودن راه آن

أم تحسب أنّ أكثرهم يسمعون أو يعقلون

از اين كه خداوند براى هواپرستان، دو صفتى را ذكر مى كند كه آنان فاقد آن دو بودند، حكايت از آن دارد كه آن دو، نقش تعيين كننده در شناخت و پذيرش راه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و تعاليم قرآن داشته است.

83- عوامل شناخت علم خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 12 - 14

14 - توجه به آفرينش زمين و آسمان و مراحل آن ، عامل پى بردن انسان به قدرت و علم نامحدود خداوند

أئنّكم لتكفرون بالّذى خلق . .. ذلك تقدير العزيز العليم

84- عوامل شناخت قدرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 12 - 14

14 - توجه به آفرينش زمين و آسمان و مراحل آن ، عامل پى بردن انسان به قدرت و علم نامحدود خداوند

أئنّكم لتكفرون بالّذى خلق . .. ذلك تقدير العزيز العليم

85- عوامل مؤثر در شناخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 9

9 - اميال و خواسته هاى انسان ، در تشخيص درستى و نادرستى واقعيت ها تأثير دارد .

كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا

برداشت فوق از آن جا استفاده شده است كه انسان تشنه، براى سيراب شدن - كه از خواسته هاى او است - دچار خطا شده و به جاى رفتن به طرف آب واقعى، به سوى سراب حركت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 37 - 12

12 - تأثير خصلت هاى درونى و روحيات انسان ، در ديدگاه و شناخت وى

كذلك زيّن لفرعون سوء عمله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 8 - 9

9 - خصلت هاى روحى انسان ، داراى تأثير عميق بر شناخت هاى وى *

مستكبرًا كأن لم يسمعها

تعبير «مستكبراً»، در صورتى كه مشعر به عليت باشد، مى فهماند كه «كبر» به عنوان يك روحيه و خصلت بر دريافت هاى معرفتى و حسّى انسان تأثير مى گذارد و چه بسا آن را خنثى مى كند (كأن لم يسمعها).

86- مراتب شناخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 114 - 15

15 - درجات معرفت ، ايمان و تقوا ، مؤثر در انگيزه و نحوه نيايش به درگاه الهى و درخواست از او

هل يستطيع ربك . .. و ءاية منك و ارزقنا

مقايسه سخنان مؤدبانه عيسى(ع) با سخنان ناشايست حواريون در تقاضاى مائده، رساى به اين است كه انگيزه آدمى و نحوه نيايش وى به درگاه خدا برخاسته از درجات ايمان و معرفت اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 75 - 5

5 - رسيدن به يقين، مرتبه اى بلند براى انسان و قله اى براى معرفت و شناخت

و كذلك نرى . .. و ليكون من الموقنين

مطرح ساختن «يقين»، به عنوان اصليترين هدف «ارائه ملكوت»، گوياى عظمت يقين و اهل آن و همچنين نقطه نهايى در مقوله شناخت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 99 - 6

6- يقين ، نشان دهنده عالى ترين مراتب ايمان و معرفت

و اعبد ربّك حتى يأتيك اليقين

از اينكه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) - كه مظهر ايمان است - توصيه شد كه براى نيل به يقين، عبادت نمايد، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 13 - 9

9- مراتب گوناگون شناخت ، ابزار مناسب خود را مى طلبد .

الزرع و الزيتون . .. لقوم يتفكّرون ... الّيل و النهار ... لقوم يعقلون . و ما ذرأ

87- ملاكهاى شناخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 48 - 6

6 - قرآن ، معيار شناخت حق و باطل در معارف الهى

فلمّا جاءهم الحقّ

توصيف قرآن به «حق» مى تواند به اين خاطر باشد كه بشر در شناخت حقايق و معارف الهى (هم چون مبدأ و معاد) دچار خطا نشود و معيارى صحيح در شناخت آنها داشته باشد.

88- منابع شناخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 214 - 6

6 - تاريخ ، از منابع شناخت سنّت هاى الهى

ام حسبتم ان تدخلوا الجنة و لمّا يأتكم مثل الذين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 243 - 12

12 - آگاهى ساختن انسان ها از تاريخ گذشتگان ، تفضّل خداوند بر آنان

الم تر الى الّذين . .. ان اللّه لذوفضل على النّاس

«انّ اللّه» مى تواند تعليل براى نقل داستان و تاريخ باشد كه در آيه بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 44 - 2،4

2 - وحى ، راهى براى دريافت گزارشات غيبى و تاريخ پيشينيان ، براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ذلك من انباء الغيب نوحيه اليك

4 - وحى ، بيانگر حقايق تاريخى پوشيده بر انسان

ذلك من انباء الغيب نوحيه اليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 61 - 2

2 - علم و آگاهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به حقيقت داستان عيسى ( ع ) و مريم ( س ) پس از بيان سرگذشت آنان از طريق وحى

فمن حاجّك فيه من بعد ما جاءك من العلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 137 - 10،11

10 - جهانگردى و كاوش در حوادث و تحولات اجتماعى - تاريخى ، راهى براى شناخت سنت هاى الهى

فسيروا فى الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين

11 - زمين و آثار گذشتگان ، منبعى براى شناخت و عبرت آموزى

فسيروا فى الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 180 - 11

11 - تعاليم آسمانى ، منبعى براى شناخت خير و شرّ

و لا يحسبنّ . .. هو خيراً لهم بل هو شرّ لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 183 - 15

15 - تاريخ هر امّت ، منبعى براى شناخت روحيه و خصلت هاى آنان و تعيين خط مشى آينده شان

قد جآءكم . .. فلم قتلتموهم

خداوند با خصلتها و سوابق تاريخى يهود، عليه يهوديان زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) استدلال مى كند و مشى آينده آنان را گوشزد مى نمايد. اين استدلال، بر اساس اين است كه تاريخ و سابقه هر امّت نشان دهنده آينده آن و نيز منبعى براى شناخت روحيات حاكم بر آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 190 - 5

5 - آفرينش و پديده هاى آن ، از منابع و زمينه هاى شناخت خداوند و صفات او

انّ فى خلق السّموات و الارض و اختلاف الّيل و النّهار لايات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 191 - 10

10 - كيفيّت آفرينش آسمان ها و زمين ، از منابع شناخت

و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض

«خلق» به معناى آفريدن و ايجاد كردن است ; ولى ظاهراً در آيه شريفه، مراد از آن چگونگى وجود آسمانها و زمين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 34 - 9

9 - تاريخ منبعى باارزش براى شناخت حوادث و عبرت گرفتن

و لقد كذبت رسل من قبلك فصبروا . .. حتى أتهم نصرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 63 - 13

13 - بررسى و تأمل در مورد گرايشها و انگيزه هاى فطرى آدمى، منبعى براى شناخت

من ينجيكم . .. تدعونه تضرعا و خفية لئن أنجنا من هذه لنكونن من الشكرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 100 - 6

6- قرآن ، منبعى براى آشنايى به تاريخ بشر و فرجام پيشينيان

ذلك من أنباء القرى نقصه عليك منها قائم و حصيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 120 - 12

12- تاريخ و حوادث آن ، منبعى براى درس آموزى ، پندگيرى و شناخت حقايق

و جاءك فى هذه الحق و موعظة و ذكرى للمؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 3 - 11

11- قرآن ، منبعى براى آگاهى به تاريخ و سرگذشت پيشينيان

و إن كنت من قبله لمن الغفلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 7 - 8

8- طرح پرسش و آن گاه مراجعه به قرآن براى پاسخ يابى ، توصيه خداوند به انسانها

لقد كان فى يوسف و إخوته ءايت للسائلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 102 - 4

4- قرآن منبعى براى آشنايى به تاريخ بشر و شناخت رويداد هاى مهم تاريخى و حوادث مخفى مانده براى بشر

ذلك من أنباء الغيب نوحيه إليك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 3 - 9

9- تفكر ، ابزارى براى شناخت خداوند و پديده هاى هستى منبع شناخت اوست .

هو الذى مدّ الأرض . .. إن فى ذلك لأيت لقوم يتفكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 4 - 10

10- عقل ابزارى براى شناخت ربوبيّت خدا و پديده هاى طبيعى ، منبعى براى شناخت اوست .

إن فى ذلك لأيت لقوم يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 37 - 2

2- قرآن حكم و قانون الهى و منبع شناخت حقايق و معارف دينى است .

و كذلك أنزلنه حكمًا

حكم كردن به چيزى آن است كه داورى كنى و اعلام دارى كه آن چيز اين گونه است و يا اين گونه نيست (مفردات راغب). بر اين اساس «قرآن حُكم است» ; يعنى، داورى مى كند و بيان مى كند كه چه چيز چگونه است و يا چگونه نيست و اين معنا شامل همه قوانين، حقايق و معارفى مى شود كه خداوند اثباتاً و يا نفياً در قرآن بيان كرده است و درباره آن قضاوتى دارد ; مانند اينكه خداوند شريكى ندارد، قيامت حق است و يا روزه بر شما واجب شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 27 - 14،15

14- پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبران الهى ، در شناخت حقايق تاريخى و معرفتى ، نبايد به راهى جز وحى الهى ، اعتماد كنند .

واتل ما أُحى إليك . .. و لن تجد من دونه ملتحدًا

15- توجيه ناپذيرى و نادرستى اعتماد بر غير خدا براى شناخت حقايق ، مقتضى روى آوردن به تلاوت وحى الهى و پيروى از آن است .

واتل ما أُحى إليك . .. و لن تجد من دونه ملتحدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 74 - 13

13- تاريخ جوامع و امت ها ، منبعى براى شناخت و عبرت است .

و كم أهلكنا قبلهم من قرن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 98 - 6

6- بررسى تاريخ و پيدايش و زوال تمدن ها ، منبعى براى شناخت و عبرت آموزى و درك حقايق قرآن

فإنّما يسّرنه. .. لتنذر به ... و كم أهلكنا قبلهم من قرن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 45 - 4

4- وحى ، منبع اصلى معرفت دينى و شناخت تعاليم الهى است .

قل إنّما أُنذركم بالوحى

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور بود تنها بر اساس وحى الهى، به انذار مردم بپردازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 30 - 5

5 - تاريخ ، منبعى براى درس آموزى و عبرت گيرى

إنّ فى ذلك لأيت و إن كنّا لمبتلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 67 - 3

3 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 121 - 3

3 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 139 - 7

7 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 158 - 5

5 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

فأخذهم العذاب إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 174 - 3

3 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 190 - 3

3 - تاريخ ، منبعى براى درس آموختن و عبرت گرفتن

إنّ فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 8 - 12

12 - آسمان ها و زمين و موجودات عالم ، از منابع شناخت اند .

أَوَلم يتفكّروا . .. ما خلق اللّه السموت و الأرض و ما بينهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 9 - 5

5 - تاريخ ، از منابع شناخت است .

أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 42 - 8

8 - تاريخ ، از منابع شناخت است .

قل سيروا فى الأرض فانظروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 44 - 7

7 - تاريخ ، از منابع شناخت

أوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم و كانوا أشدّ منهم قوّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 138 - 7

7 - تاريخ و آثار باقى مانده از اقوام و ملل پيشين ، درس آموز و بسترى براى شناخت حقايق

ثمّ دمّرنا الأخرين . و إنّكم لتمرّون عليهم ... أفلاتعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 21 - 3

3 - تاريخ ، از منابع معرفت و شناخت حقايق

أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين كانوا من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 25 - 4

4 - نياز بشر ، به وحى و دين الهى در شناخت حق و راه درست

فلمّا جاءهم بالحقّ من عندنا

برداشت ياد شده از آمدن قيد «عندنا» براى «حقّ» به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 82 - 3

3 - تاريخ ، از منابع معرفت و شناخت حقايق

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 12 - 16

16 - مطالعه كتاب آفرينش ، از راه هاى خدا شناسى است .

قل أئنّكم لتكفرون بالّذى خلق . .. ذلك تقدير العزيز العليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 8 - 9

9 - تاريخ ، منبع شناخت سنت هاى الهى در جوامع انسانى است .

و كم أرسلنا . .. فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا

اشاره به سرگذشت پيامبران و سرنوشت مخالفان آنان، مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه نگرش در تاريخ، خود راهى براى شناخت سنت هاى الهى در جوامع است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 56 - 4

4 - تاريخ ، راهنماى آدمى به سنت هاى تخلف ناپذير الهى است .

فجعلنهم سلفًا و مثلاً للأخرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 5 - 10،11

10 - خردورزى ، زمينه دستيابى انسان به جهان بينى الهى و فهم و شناخت نشانه هاى خداوند در پهنه گيتى

ءايت لقوم يعقلون

11 - لزوم به كارگيرى انديشه و فكر ، در شناخت اسرار طبيعت براى ره يابى به آيات الهى

ءايت لقوم يعقلون

تعبير «لقوم يعقلون» تشويق ضمنى به تعقل و انديشه براى شناخت آيات تكوينى خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 3 - 11

11 - طبيعت و جهان آفرينش ، بستر خداشناسى

الذى خلق سبع سموت . .. هل ترى من فطور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 4 - 4

4 - طبيعت ، بستر خداشناسى

خلق سبع سموت . .. ثمّ ارجع البصر كرّتين ... و هو حسير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 10 - 5

5 - لزوم شناخت دين و آشنايى با تعاليم پيامبران ، از راه شنيدن صحيح و انديشه و تعقّل

و قالوا لو كنّا نسمع أو نعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 19 - 9

9 - طبيعت ، بستر خداشناسى است .

أولم يروا إلى الطير . .. ما يمسكهنّ إلاّ الرحمن إنّه بكلّ شىء بصير

89- موانع استفاده از ابزار شناخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 26 - 12

12- روحيه حق ناپذيرى ، مانع بهرهورى صحيح انسان از ابزار شناخت

فما أغنى عنهم سمعهم . .. إذ كانوا يجحدون بايت اللّه

«إذ. ..» در عين حالى كه ظرف «ما أغنى...» است، بيانگر علت نيز هست و تعبير «كانوا يجحدون» رساننده استمرار است كه در پرتو آن، افعال تبديل به خصلت و روحيه مى شود.

90- موانع شناخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 7 - 4

4 - مؤثر نبودن انذار هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در كافرانِ منكرِ قرآن ، ناشى از مسدود بودن ابزار درك و فهم ايشان است .

سواء عليهم ءأنذرتهم أم لم تنذرهم لايؤمنون. ختم اللّه على قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 74 - 4

4 - قلب هاى بنى اسرائيل با سخت شدن ، از تراوش كمترين معرفتى ناتوان شد .

ثم قست قلوبكم . .. فهى كالحجارة أو أشد قسوة و إن من الحجارة

به مقتضاى ارتباط «ثم قست . ..» با جمله «يريكم آياته لعلكم تعقلون» سختى دل به نپذيرفتن معارف القاشده به آن، تفسير شد و به مقتضاى جمله «إن من الحجارة ...» سختى دل به تراوش نكردن معارف و حقايق تفسير مى شود; يعنى، قلب قسى نه از خارج متأثر مى شود و نه از درون تراوشى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 280 - 13

13 - محدوديّت توانايى انسان ، در شناخت حقيقت و مصالح و مفاسد امور

خير لكم ان كنتم تعلمون

جمله شرطيه «ان كنتم تعلمون»، مى تواند كنايه از جهل و ناآگاهى انسان به صلاح و فساد خويش باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 19 - 10

10 - حسد و تجاوز از حد ، تهديدكننده واقعنگرى و روشن بينى عالمان دينى

و ما اختلف الذين اوتوا الكتاب . .. بغياً بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 40 - 15

15 - عوامل و اسباب مادى ، حجابى براى شناخت نفوذ مشيّت مطلق الهى *

انّى يكون لى غلام . .. كذلك اللّه يفعل ما يشاء

چون خداوند امور هستى را معمولاً از راه عوامل طبيعى انجام مى دهد، اين پندار حاصل مى شود كه مشيّت الهى تنها از اين راه عملى است; به نظر مى رسد «اللّه يفعل ما يشاء» پس از «قد بلغنى الكبر»، اشاره به اين معنا باشد كه چرا همه امور را وابسته به عوامل طبيعى مى دانيد، در حالى كه مشيّت خداوند، مطلق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 178 - 4

4 - كفر ، مانع انسان از شناخت نفع و ضرر حقيقى خود

و لا يحسبنّ الّذين كفروا انّما نملى لهم خير لانفسهم

«الّذين كفروا»، اشاره به عليّت چنين پندارى است ; يعنى چون كافرند، اين گونه مى پندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 155 - 18

18 - لجاجت و ناباورى ، عامل بسته شدن قلب انسان ، بر شناخت معارف الهى و تأثيرپذيرى از هدايتهاست .

قلوبنا غلف بل طبع اللّه عليها بكفرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 4

4 - محروميت مشركان حق ناپذير از فهم حقايق و معارف الهى نتيجه عملكرد خود آنهاست.

و جعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه و فى ءاذانهم وقرا

توصيف مشركان به «فى ءاذانهم وقرا و إن يروا . .. يجادلونك ... » گوياى نقش و تأثير اين عوامل در مهر خوردن به دلهاى آنان است. چنانكه موصول «يقول الذين كفروا» به جاى ضمير براى اشاره به همين جهت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 4

4 - محروميت تكذيب كنندگان آيات الهى از راههاى تحصيل معرفت و شناخت

و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 110 - 2

2 - قلب و ادراك انسان در نتيجه كفر و لجاجت مسخ مى گردد.

لئن جاءتهم ءاية . .. لايؤمنون. و نقلب أفئدتهم و أبصرهم

«فؤاد» به معنى قلب است و وارونه ساختن معنى فيزيكى ندارد، بلكه منقلب شدن خصوصيات و واژگون شدن آن است. لذا مى توان از آن به مسخ تعبير كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 100 - 1،6،7

1 - برخى از اقوام پيشين بر اثر كفرپيشگى و ارتكاب گناه به عذاب الهى گرفتار شدند و توان درك معارف دينى از آنان سلب شد .

أو لم يهد للذين يرثون . .. أن لو نشاء أصبنهم بذنوبهم و نطبع على قلوبهم

6 - گنهكاران و كفرپيشگان ، در خطر از دست دادن نيروى فهم و درك معارف دينى

أن لو نشاء أصبنهم بذنوبهم و نطبع على قلوبهم

جمله «نطبع على قلوبهم» عطف بر جمله «أصبنهم» است و فعل ماضى «اصبنا» به معناى مضارع مى باشد. قابل ذكر است كه حرف «لو» در اين آيه بيانگر وقوع جزا براى شرط در آينده است، نه گذشته.

7 - مهر شدن قلب ها و از دست دادن توان درك معارف دين ، از كيفر هاى الهى است .

و نطبع على قلوبهم فهم لايسمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 101 - 10

10 - خداوند قلب هاى كفرپيشگان و تكذيب كنندگان انبيا را از دريافت حقايق دين و معارف الهى محروم مى سازد .

كذلك يطبع اللّه على قلوب الكفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 93 - 9

9 - مهر شدن قلب انسان در نتيجه گناه و تخلف از جهاد ، مايه ناتوان شدن وى از شناخت صحيح حقايق

و طبع اللّه على قلوبهم فهم لا يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 39 - 9

9- ابليس ، مانع واقع بينى انسان ها در شناخت صحيح بدى ها و خوبيها

لأزيننّ لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 45 - 9

9- شناخت حق و حقيقت ، با مانعهايى بس پيچيده و نامرئى مواجه است .

و إذا قرأت القرءان . .. حجابًا مستورًا

«حجاباً» بيانى است از موانع شناخت و «مستوراً» نشان پيچيدگى و نامرئى بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 35 - 10

10- غرور و استكبار ، زمينه ساز انحراف در بينش و از موانع شناخت است .

أنا أكثر منك مالاً . .. قال ما أظنّ أن تبيد هذه أبدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 24 - 13

13 - تعصب و تقليد كوركورانه از نياكان و فرهنگ ملى ، مانع از شناخت درست حقايق و ره يابى به آن

ما سمعنا بهذا فى ءابائنا الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 74 - 5

5 - پايبندى مطلق و بى دليل به سنت هاى ملّى و قومى ، مايه تخدير جامعه و سدّ راه خردورزى و مانع شناخت

قالوا بل وجدنا ءاباءنا كذلك يفعلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 157 - 7

7 - روحيه عناد و حق ناپذيرى ، مانع از درك صحيح حقايق و تصميم گيرى به موقع

فعقروها فأصبحوا ندمين

ثموديان تا قبل از كشتن ناقه، به امكان نزول عذاب نينديشيدند; چرا كه كفر و عنادشان مانع از درك اين حقيقت بود; ولى به مجرد كشتن ناقه و مشاهده نشانه هاى عذاب، آثار پشيمانى آنان را فرا گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 80 - 5

5 - مصمم بودن بر حق ناپذيرى ، مانع از شناخت حق با همه روشنى آن

إنّك على الحقّ المبين . .. و لاتسمع الصمّ الدعا إذا ولّوا مدبرين

قيد «إذا ولّوا مدبرين» بيانگر روحيه عناد و حق ستيزى است; يعنى، آن جا كه عناد ريشه بدواند، سخن حق بى تأثير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 14

14 - بيماردلى و نفاق ، از موانع شناخت و حق پذيرى

و ليقول الذين فى قلوبهم مرض . .. ماذا أراد اللّه بهذا مثلاً

91- موانع شناخت آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 21 - 3

3 - روحيه ناباورى و سطحى نگرى ، مانع رهجويى انسان به شناخت آيات الهى

ءايت للموقنين . ..أفلاتبصرون

تصريح به «موقنين» و توبيخ كافران با عبارت «أفلاتبصرون»، مى رساند كه مشكل اصلى آنان - كه آيات الهى را در زمين و وجود انسان، نمى بينند و يا پيام آن را درك نمى كنند - سست انديشى، ناباورى و سطحى نگرى است.

92- موانع شناخت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 94 - 8

8- همسان بودن انبيا با ساير مردم ، مانع شناخت ارزش ها و توانايى هاى ويژه آنان

و ما منع الناس . .. إلاّ أن قالوا أبعث الله بشرًا رسولاً

از اينكه مشركان نبوت بشر را امرى ناشدنى مى دانستند، مى تواند از اين جهت باشد كه آنان، پيامبران را افرادى چون خود تلقى مى كردند و آنان را همچون خود، ضعيف و ناتوان مى شمردند.

93- مؤمنان و شناخت آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 6

6 - مؤمنان راستين ، سيركنندگان در زمين براى شناخت نشانه هاى خدا و تعقل در آنها

السئحون

«سيح و سياحت» (مصدر السائحون) به معناى سير و سفر كردن است و توصيف مؤمنان به سائحون مى تواند ناظر به مطلب فوق باشد.

94- مهمترين ابزار شناخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 23 - 15

15 - گوش ، چشم و قلب از مهم ترين ابزار شناخت و ادراك در انسان

و أضلّه اللّه على علم وختم على سمعه و قلبه و جعل على بصره غشوة

95- نعمت شناخت بدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 10 - 6

6 - شناخت راه هاى نيك و بد ، نعمتى الهى و غفلت از آن ، شگفت آور و ملامت بار است .

ألم نجعل . .. و هدينه النجدين

96- نعمت شناخت نيكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 10 - 6

6 - شناخت راه هاى نيك و بد ، نعمتى الهى و غفلت از آن ، شگفت آور و ملامت بار است .

ألم نجعل . .. و هدينه النجدين

97- نقش ابزار شناخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 26 - 8

8- ابزار حسى و ادراكى شناخت ، مكمل يكديگر

و جعلنا لهم سمعًا و أبصرًا و أفئدة

قرين آمدن شنوايى، بينايى و نيروى ادراك، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 11 - 3

3 - انسان ، به دليل برخوردارى از ابزار هاى شناخت ( توانايى بر ديدن و گفتن و نيز تشخيص راه خير و شر ) توانا بر پذيرش تكاليف دشوار و برداشتن گام هاى سنگين در راه خير

ألم نجعل . .. فلااقتحم العقبة

98- وابستگى ابزار شناخت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 8 - 3

3 - وابستگى ابزار درك و شناخت به خداوند ، دليل آگاهى او از انفاق ها و اهداف مدعيان انفاق است .

يقول أهلكت مالاً . .. ألم نجعل له عينين

99- هجرت براى شناخت اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 122 - 3

3 - لزوم هجرتِ گروهى از هر جامعه ، به سوى مراكز علمى ، براى كسب شناخت اسلام و تفقه در دين

فلولا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليتفقهوا فى الدين

8- شنبه

1- تعطيلى شنبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 1،2

1 - كار و فعاليت در روز شنبه براى بنى اسرائيل حرام بود .

و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت

«سبت» به معناى قطع عمل، سكون و استراحت است كه از آن به تعطيلى تعبير مى كنيم. «اعتداء» (مصدر اعتدوا) به معناى تجاوز و تخلف مى باشد.

2 - گروهى از بنى اسرائيل حكم خداوند را پاس نداشتند و تعطيلى روز شنبه را شكستند .

و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 154 - 9،12

9 - خداوند ، روز شنبه را به عنوان روز تعطيل رسمى يهوديان اعلام كرد .

و قلنا لهم لاتعدوا فى السبت

چون نهى از تجاوز به روز شنبه اختصاص داده شده است و «سبت» در لغت به معناى تعطيلى و دست از كار كشيدن است، معلوم مى شود مراد از تجاوز در روز شنبه اين است كه تعطيلى را بشكنند و رعايت نكنند، بنابراين جمله «لاتعدوا فى السبت» مى رساند كه تعطيلى روز شنبه فرمانى از جانب خدا براى بنى اسرائيل بوده است.

12 - ورود خاضعانه به بيت المقدس و رعايت قانون تعطيلى روز شنبه ، از جمله پيمان هاى خداوند با يهود

و قلنا لهم ادخلوا . .. و أخذنا منهم ميثقاً غليظاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 163 - 1،2،6

1 - خداوند كار و فعاليت در روز شنبه را براى يهود تحريم كرده بود .

إذ يعدون فى السبت . .. و يوم لا يسبتون

«سبت» به معناى قطع عمل، سكون و استراحت است كه از آن به تعطيلى تعبير مى شود. بنابراين «يوم السبت» يعنى روز تعطيلى و استراحت و «يوم لا يسبتون» يعنى روزى كه تعطيل نمى كردند و روز كارى بود. «عدوان» (مصدر يعدون) به معنى تخلف و تجاوز است. تجاوز در روز تعطيل به معناى شكستن تعطيلى است. بنابراين مطلق كار در آن روز حرام بوده و ماهيگيرى به عنوان يك مصداق تحقق يافته حرمت مطرح است.

2 - يهوديان ساكن در آبادى ايله واقع در ساحل درياى سرخ ، حكم تعطيلى روز شنبه را با ماهيگيرى در آن روز نقص مى كردند .

و سئلهم عن القرية التى كانت حاضرة البحر إذ يعدون . .. إذ تأتيهم حيتانهم

«ال» در «البحر» عهد ذهنى است و چنانچه مفسران گفته اند اشاره به درياى سرخ دارد. مراد از «القرية»، بنابر آنچه ميان اهل تفسير معروف است، آبادى ايله (شهرى بين شام و مصر) مى باشد.

6 - ماهيان در روز شنبه ( روز تعطيلى كار در آيين يهود ) به ساحل درياى مجاور ايله هجوم مى آوردند و بر سطح آب آشكار مى گشتند .

إذ تأتيهم حيتانهم يوم سبتهم شرعاً

«شرّع» جمع شارع است. در لسان العرب آمده است: «حيتان شرع» يعنى ماهيانى كه از عمق آب به سوى ساحل مى آيند. برخى از اهل لغت گفته اند كه «حيتان شرع» يعنى ماهيانى كه سر از آب بيرون مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 164 - 7

7 - شكستن حرمت تعطيلى روز شنبه گناهى بزرگ در آيين يهود و در پى دارنده عذاب شديد

اللّه مهلكهم أو معذبهم عذاباً شديداً

شدت عذاب، حكايت از بزرگى گناه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 124 - 1

1- تعيين روز شنبه به عنوان روز تعطيلى ، تكليفى مختص يهود

إنما جعل السبت على الذين اختلفوا فيه

«سبت» از نظر ريشه لغوى به معناى «قطع» است و مقصود از آن در اين آيه، تعطيلى روز شنبه براى يهود است; چون در روز تعطيلى تمامى كارها و تلاشها قطع مى شود.

2- حرمت كار در شنبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 1

1 - كار و فعاليت در روز شنبه براى بنى اسرائيل حرام بود .

و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت

«سبت» به معناى قطع عمل، سكون و استراحت است كه از آن به تعطيلى تعبير مى كنيم. «اعتداء» (مصدر اعتدوا) به معناى تجاوز و تخلف مى باشد.

3- روزه در پنج شنبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 8 - 22

22 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « توبوا إلى اللّه توبة نصوحاً » قال : هو صوم « يوم الأربعاء » و « يوم الخميس » و « يوم الجمعة » ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ «توبوا إلى اللّه توبة نصوحاً» روايت شده كه توبه نصوح، روزه گرفتن در روزهاى چهارشنبه، پنج شنبه و جمعه است». شايد مراد اين باشد كه روزه در اين ايّام، مانند توبه نصوح موجب آمرزش گناهان است و شايد مقصود اين باشد كه از شرايط توبه نصوح، روزه گرفتن در اين ايّام است.

4- شنبه در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 1،3

1 - كار و فعاليت در روز شنبه براى بنى اسرائيل حرام بود .

و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت

«سبت» به معناى قطع عمل، سكون و استراحت است كه از آن به تعطيلى تعبير مى كنيم. «اعتداء» (مصدر اعتدوا) به معناى تجاوز و تخلف مى باشد.

3 - خداوند ، اصحاب سبت ( تجاوزكاران يهود در روز شنبه ) را به بوزينه هايى مطرود تبديل كرد .

فقلنا لهم كونوا قردة خسئين

«قِرْد) (مفرد قِرَدَةَ) به معناى ميمون است. «خاسىء» به معناى مطرود و نيز به معناى حقير و ذليل مى باشد و كلمه «خاسئين» خبر دوم براى «كونوا» است.

5- شنبه در يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 154 - 9،10،12

9 - خداوند ، روز شنبه را به عنوان روز تعطيل رسمى يهوديان اعلام كرد .

و قلنا لهم لاتعدوا فى السبت

چون نهى از تجاوز به روز شنبه اختصاص داده شده است و «سبت» در لغت به معناى تعطيلى و دست از كار كشيدن است، معلوم مى شود مراد از تجاوز در روز شنبه اين است كه تعطيلى را بشكنند و رعايت نكنند، بنابراين جمله «لاتعدوا فى السبت» مى رساند كه تعطيلى روز شنبه فرمانى از جانب خدا براى بنى اسرائيل بوده است.

10 - حرمت ماهيگيرى در روز شنبه بر يهود و نهى الهى از مخالفت با آن

و قلنا لهم لاتعدوا فى السبت

مقيد شدن «لاتعدوا» به «فى السبت» حكايت از آن دارد كه روز شنبه داراى حكمى خاص براى يهوديان بوده است كه با توجه به ديگر آيات مى توان گفت مراد از آن حكم، حرمت ماهيگيرى است.

12 - ورود خاضعانه به بيت المقدس و رعايت قانون تعطيلى روز شنبه ، از جمله پيمان هاى خداوند با يهود

و قلنا لهم ادخلوا . .. و أخذنا منهم ميثقاً غليظاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 163 - 1،2،6،9،10

1 - خداوند كار و فعاليت در روز شنبه را براى يهود تحريم كرده بود .

إذ يعدون فى السبت . .. و يوم لا يسبتون

«سبت» به معناى قطع عمل، سكون و استراحت است كه از آن به تعطيلى تعبير مى شود. بنابراين «يوم السبت» يعنى روز تعطيلى و استراحت و «يوم لا يسبتون» يعنى روزى كه تعطيل نمى كردند و روز كارى بود. «عدوان» (مصدر يعدون) به معنى تخلف و تجاوز است. تجاوز در روز تعطيل به معناى شكستن تعطيلى است. بنابراين مطلق كار در آن روز حرام بوده و ماهيگيرى به عنوان يك مصداق تحقق يافته حرمت مطرح است.

2 - يهوديان ساكن در آبادى ايله واقع در ساحل درياى سرخ ، حكم تعطيلى روز شنبه را با ماهيگيرى در آن روز نقص مى كردند .

و سئلهم عن القرية التى كانت حاضرة البحر إذ يعدون . .. إذ تأتيهم حيتانهم

«ال» در «البحر» عهد ذهنى است و چنانچه مفسران گفته اند اشاره به درياى سرخ دارد. مراد از «القرية»، بنابر آنچه ميان اهل تفسير معروف است، آبادى ايله (شهرى بين شام و مصر) مى باشد.

6 - ماهيان در روز شنبه ( روز تعطيلى كار در آيين يهود ) به ساحل درياى مجاور ايله هجوم مى آوردند و بر سطح آب آشكار مى گشتند .

إذ تأتيهم حيتانهم يوم سبتهم شرعاً

«شرّع» جمع شارع است. در لسان العرب آمده است: «حيتان شرع» يعنى ماهيانى كه از عمق آب به سوى ساحل مى آيند. برخى از اهل لغت گفته اند كه «حيتان شرع» يعنى ماهيانى كه سر از آب بيرون مى كنند.

9 - وفور ماهى در روز شنبه ( روز حرمت صيد بر يهوديان ) ، وسيله آزمون مردم ايله از سوى خداوند

كذلك نبلوهم

10 - وفور ماهى در روز شنبه و ظهورشان بر سطح آب ، محرّك يهوديان ايله به تعدّى از حكم خدا

إذ يعدون فى السبت إذ تأتيهم حيتانهم يوم سبتهم شرعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 164 - 2،7

2 - اكثريت ساكنان ايله به گناه صيد ماهى در روز شنبه آلوده شدند .

إذ قالت أمة منهم لم تعظون قوماً

تعبير از تجاوزگران با كلمه «قوما» مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.

7 - شكستن حرمت تعطيلى روز شنبه گناهى بزرگ در آيين يهود و در پى دارنده عذاب شديد

اللّه مهلكهم أو معذبهم عذاباً شديداً

شدت عذاب، حكايت از بزرگى گناه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 165 - 6

6 - يهوديان متخلف از حكم روز شنبه ( حرمت تلاش براى كسب مال و صيد ماهى ) مردمانى فاسق و ظالم در پيشگاه خداوند

و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس بما كانوا يفسقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 124 - 1،7

1- تعيين روز شنبه به عنوان روز تعطيلى ، تكليفى مختص يهود

إنما جعل السبت على الذين اختلفوا فيه

«سبت» از نظر ريشه لغوى به معناى «قطع» است و مقصود از آن در اين آيه، تعطيلى روز شنبه براى يهود است; چون در روز تعطيلى تمامى كارها و تلاشها قطع مى شود.

7- اختلاف يهود درباره روز تعطيلى ، اختلافى دامنه دار و بى فرجام

و إن ربّك ليحكم بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه ضمير «فيه» به «سبت» برگردد. گفتنى است فعل مضارع «يختلفون» همراه با فعل «كانوا» دلالت بر استمرار و دوام مضمون آن دارد.

6- صيد ماهى در شنبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 10

10 - از امام سجاد ( ع ) روايت شده است : « . . . أما القردة فكانوا قوماً من بنى اسرائيل . . . اعتدوا فى السبت فصادوا الحيتان فمسخهم اللّه قردة . . . ;

. .. اما بوزينه ها گروهى از بنى اسرائيل بودند ... كه در روز شنبه از دستور الهى سرپيچى كرده به صيد ماهى پرداختند و خداوند آنان را به صورت بوزينه مسخ كرد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 164 - 2

2 - اكثريت ساكنان ايله به گناه صيد ماهى در روز شنبه آلوده شدند .

إذ قالت أمة منهم لم تعظون قوماً

تعبير از تجاوزگران با كلمه «قوما» مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 165 - 2،6

2 - خداوند يهوديان متمرد در آبادى ايله را پس از مداومت بر صيد ماهى در روز شنبه و بى اعتنايى به مواعظ اصلاحگران به عذابى شديد گرفتار ساخت .

فلما نسوا ما ذكروا به . .. أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس

«بئيس» به معناى شديد است.

6 - يهوديان متخلف از حكم روز شنبه ( حرمت تلاش براى كسب مال و صيد ماهى ) مردمانى فاسق و ظالم در پيشگاه خداوند

و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس بما كانوا يفسقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 166 - 1،3

1 - خداوند يهوديان ايله را به خاطر شكستن قانون روز شنبه با صيد ماهى ، به بوزينگانى مطرود مبدّل ساخت .

فلما عتوا عن ما نهوا عنه قلنا لهم كونوا قردة خسئين

«عتوّ» (مصدر عتوا)، به معناى عصيان و سركشى است. مراد از «ما نهوا عنه» صيد ماهى در روز شنبه است.

3 - خداوند يهوديان ايله را پس از عبرت نگرفتن از عذاب نازل شده بر آنان و اصرارشان بر صيد ماهى ، به بوزينه تبديل كرد .

و أخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس . .. فلما عتوا عن ما نهوا عنه

واق--ع شدن جمله «فلما عتوا» پس از «أخذنا الذين ظلموا . .. »، بيانگر اين است كه متجاوزان پس از مبتلا شدن به عذاب دنيوى همچنان به صيد ماهى در شنبه ادامه مى دادند.

7- عوامل تعطيلى شنبه در يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 124 - 3

3- اختلاف يهود در تعيين روز تعطيلى ، عامل معين شدن روز شنبه براى آنان

إنما جعل السبت على الذين اختلفوا فيه

برداشت فوق بنابراين نكته است كه «جعل السبت» معلول و پيامد «اختلفوا فيه» باشد و ضمير «فيه» به معناى لغوى سبت - كه روز تعطيل است - باز گردد و نه به معناى اصطلاحى آن كه روز شنبه است.

8- فلسفه تعطيلى شنبه در يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 124 - 2

2- قانون تعطيلى روز شنبه حكمى عليه يهوديان ، به جرم اختلافشان درباره دين توحيدى ابراهيم ( ع ) بود .

إنما جعل السبت على الذين اختلفوا فيه

آيه شريفه، پاسخى است از اين سؤال كه: در دين ابراهيم(ع) و اديان پس از آن حضرت، روز جمعه به عنوان روز تعطيل تعيين شده بود، پس چرا در دين يهود روز شنبه اعلان شد؟ پاسخ اين است كه: اين حكم مختص به يهوديان بود كه به جرم اختلافشان در دين ابراهيم(ع) وضع گرديد. گفتنى است ضمير «فيه» به حضرت ابراهيم(ع) با تقدير مضاف; يعنى، ملته باز مى گردد.

9- كيفر صيد در شنبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 166 - 1

1 - خداوند يهوديان ايله را به خاطر شكستن قانون روز شنبه با صيد ماهى ، به بوزينگانى مطرود مبدّل ساخت .

فلما عتوا عن ما نهوا عنه قلنا لهم كونوا قردة خسئين

«عتوّ» (مصدر عتوا)، به معناى عصيان و سركشى است. مراد از «ما نهوا عنه» صيد ماهى در روز شنبه است.

10- ماهى گيرى يهود در شنبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 163 - 2،14

2 - يهوديان ساكن در آبادى ايله واقع در ساحل درياى سرخ ، حكم تعطيلى روز شنبه را با ماهيگيرى در آن روز نقص مى كردند .

و سئلهم عن القرية التى كانت حاضرة البحر إذ يعدون . .. إذ تأتيهم حيتانهم

«ال» در «البحر» عهد ذهنى است و چنانچه مفسران گفته اند اشاره به درياى سرخ دارد. مراد از «القرية»، بنابر آنچه ميان اهل تفسير معروف است، آبادى ايله (شهرى بين شام و مصر) مى باشد.

14 - فسق و تبهكارى ديرينه مردم ايله ، موجب آزمون آنان با فراهم آوردن زمينه اى مساعد ( تسهيل ماهيگيرى در شنبه و ناياب شدن ماهى در غير آن روز ) براى سرپيچى از حكم تحريم صيد

كذلك نبلوهم بما كانوا يفسقون

«كذلك» اشاره است به معنايى كه از «إذ تأتيهم حيتانهم . .. » به دست مى آيد.

9- شنوائي

1- شنوايى

آثار ايمان به شنوايى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 40 - 11،20

11 - ترس از خداوند ، بازدارنده انسان از سركشى در برابر او است .

فأمّا من طغى . .. و أمّا من خاف مقام ربّه

تقابل طغيان گران و خداترسان در فرجام خويش، گوياى ناسازگارى خداترسى با طغيان گرى است.

20 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) . . . قال : من علم أنّ اللّه يراه و يسمع مايقول و يعلم ما يعمله من خير أو شرّ فيحجزه ذلك عن القبيح من الأعمال فذلك الذى « خاف مقام ربّه و نهى النفس عن الهوى » ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: . .. كسى كه بداند خدا او را مى بيند و آنچه را مى گويد، مى شنود و از آنچه عمل مى كند - خوب يا بد - آگاه است و اين دانستن مانع كارهاى زشت او گردد; اين شخص كسى است كه از مقام پروردگارش ترسيده و نفس را از هوا بازداشته است».

2- آثار حق شنوايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 12 - 2

2 - داشتن گوشى شنوا و دلى حق پذير ، از شرايط و زمينه هاى درس آموزى و پندگيرى

لنجعلها لكم تذكرة و تعيها أُذن وعية

«وعى» (مصدر «تعيها») و «واعية» به معناى نگه دارى شىء و فهم و پذيرش آن است (لسان العرب). گفتنى است اسناد «وعى» به «اُذن»، اسناد مجازى و مقصود از آن دل و جان حق پذير است.

3- آثار ذكر شنوايى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 65 - 7

7 - توجه به انحصار عزت براى خداوند و شنوايى و دانايى مطلق او ، برطرف كننده اندوه ايجاد شده از جنجال هاى تبليغاتى

دشمنان است .

و لا يحزنك قولهم إن العزة للّه جميعاً هو السميع العليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 21 - 21

21 - توجه و اعتقاد به شنوا و دانا بودن خداوند به تمامى گفته ها و رفتار هاى نهان و آشكار آدمى ، بازدارنده وى از ارتكاب فحشا و منكرات و پيروى از شيطان

يأيّها الذين ءامنوا لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر ..

جمله «و اللّه سميع عليم» استينافيه تعليليه است و در مقام تعليل براى جملات پيشين مى باشد. بنابراين هشدار خداوند به شنوا و دانا بودن خويش، پس از نهى از پيروى شيطان، مى تواند به منظور بازداشتن انسان از گناه و فحشا و تضمين اين بازدارندگى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 60 - 12

12 - توجه و اعتقاد به شنوايى و دانايى خداوند ، بازدارنده آدمى از گناه و قانون شكنى است .

و القوعد من النساء الّ-تى لايرجون نكاحًا فليس عليهن جناح أن يضعن ثيابهنّ . .. و

جمله «و اللّه سميع عليم» استينافيه تعليليه و در مقام تهديد زنانى است كه احياناً بخواهند از حكم حجاب و عفاف سرپيچى كنند و يا از موارد استثنا، سوء استفاده كنند. از اين رو آمدن چنين جمله اى و يادآورى صفت شنوايى و دانايى خداوند، مى تواند اشاره به نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 1 - 10

10 - توجه به شنوايى و آگاهى خداوند ، مستلزم رعايت تقوا و سبقت نگرفتن بر حكم خدا و رسول

لاتقدّموا . .. و اتّقوا اللّه إنّ اللّه سميع عليم

4- آثار شنوايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 24 - 4

4- بينايى و شنوايى باطنى انسان ( توانايى درك و فهم حقايق ) گرايش دهنده او به توحيد ، ايمان به قرآن و انجام اعمال صالح

مَثل الفريقين كالأعمى والأصمّ والبصير والسميع

5- آثار شنوايى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 38 - 8

8- شنوايى و بينايى كافران در قيامت ، موجب نجات آنان نمى گردد .

أسمع بهم و أبصر يوم يأتوننا لكن الظلمون اليوم فى ضلل مبين

«ال» در «اليوم» چنانچه عهد ذكرى باشد، مراد روز قيامت است كه در «يوم يأتوننا» مطرح شده است و «لكن» استدراك از توهم نجات است كه جمله «أسمع بهم و أبصر» آن را پديد آورده است.

6- آثار شنوايى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 26 - 13

13- خداوند - به دليل مالكيت انحصارى و بينايى و شنوايى ژرف - تنها مرجع شايسته ، براى دريافت اطلاعات صحيح در باره حيات انسان هاى پيشين است .

قل اللّه أعلم بما لبثوا له غيب . .. أبصر به و أسمع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 46 - 6

6 - شنوايى و بينايى خداوند ، پشتوانه اى اطمينان بخش براى تضمين يارى موسى و هارون ( ع ) در برابر فرعون بود .

إنّنى معكما أسمع و أرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 220 - 3

3 - شنوايى و علم گسترده و بى همتاى الهى ، مقتضى توكل كردن بر او در تنگناها

و توكّل على العزيز الرحيم . .. إنّه هو السميع العليم

«إنّه هو السميع. ..» مى تواند تعليل براى امر به توكل باشد; يعنى، بر او توكل كن; زيرا او شنواى راز و نيازهاى شما و دانا به چگونگى برداشتن تنگناها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 20 - 6

6 - شنوايى و بينايى مطلق خداوند ، دليل به حق بودن داورى او در ميان بندگانش

و اللّه يقضى بالحقّ . .. إنّ اللّه هو السميع البصير

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّ اللّه هو السميع البصير»، در مقام تعليل براى جمله « واللّه يقضى بالحقّ» مى باشد.

7- آثار عقيده به شنوايى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 21 - 21

21 - توجه و اعتقاد به شنوا و دانا بودن خداوند به تمامى گفته ها و رفتار هاى نهان و آشكار آدمى ، بازدارنده وى از ارتكاب فحشا و منكرات و پيروى از شيطان

يأيّها الذين ءامنوا لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر ..

جمله «و اللّه سميع عليم» استينافيه تعليليه است و در مقام تعليل براى جملات پيشين مى باشد. بنابراين هشدار خداوند به شنوا و دانا بودن خويش، پس از نهى از پيروى شيطان، مى تواند به منظور بازداشتن انسان از گناه و فحشا و تضمين اين بازدارندگى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 60 - 12

12 - توجه و اعتقاد به شنوايى و دانايى خداوند ، بازدارنده آدمى از گناه و قانون شكنى است .

و القوعد من النساء الّ-تى لايرجون نكاحًا فليس عليهن جناح أن يضعن ثيابهنّ . .. و

جمله «و اللّه سميع عليم» استينافيه تعليليه و در مقام تهديد زنانى است كه احياناً بخواهند از حكم حجاب و عفاف سرپيچى كنند و يا از موارد استثنا، سوء استفاده كنند. از اين رو آمدن چنين جمله اى و يادآورى صفت شنوايى و دانايى خداوند، مى تواند اشاره به نكته ياد شده باشد.

8- ابداع حس شنوايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 78 - 2

2 - دستگاه شنوايى ، بينايى و تعقل انسان ، دستگاهى بديع و بى مانند در نظام خلقت

و هو الذى أنشأ لكم السمع و الأبصر و الأفئدة

«إنشاء» (مصدر «أنشأ») به ايجاد بدون طرح و الگوى قبلى، گفته مى شود.

9- ارزش شنوايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 76 - 12،13

12 - شنوايى و دانايى مطلق ، ويژگى معبود شايسته و بايسته پرستش

قل اتعبدون من دون اللّه . .. و اللّه هو السميع العليم

13 - شنوايى و دانايى مطلق ، شرط توانايى بر سود و زيان رسانى به مردم

ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً و اللّه هو السميع العليم

به نظر مى رسد جمله «و اللّه . ..» برهانى است بر دو حقيقتى كه در فراز قبل بيان شد، يكى توان خداوند به ضرر و نفع رسانى و ديگر، ناتوانى غير خدا بر آن.

10- اهميت شنوايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 31 - 6،7

6 - شنوايى و بينايى ، از مهمترين و كارآمدترين قواى موجود در انسان

أمن يملك السمع و الأبصر

گزينش دو قوه «شنوايى» و «بينايى»، از ميان ديگر قوا، مفيد برداشت فوق است.

7 - شنوايى و بينايى و ديگر حواس ، از جلوه هاى ربوبيت خدا بر انسانها

أمن يملك السمع و الأبصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 78 - 4،8

4- شنوايى ، بينايى و قلب ( مركز ادراك ) مهم ترين ابزار شناخت

و الله أخرجكم . .. لاتعلمون شيئًا و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة

8- توجه به اهميت شنوايى ، بينايى و ادراك ، مستلزم سپاسگزارى انسان از خداوند

و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة لعلّكم تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 100 - 5

5- شنوايى ، نعمتى مهم براى انسان ، حتى براى دوزخيان در جهنم

و هم فيها لايسمعون

از اين كه در اوصاف دوزخيان اين جهت ذكر شده، به دست مى آيد كه شنوايى نعمتى است كه خداوند از دوزخيان سلب كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 26 - 7

7- اهميت ويژه بينايى ، شنوايى و نيروى ادراكى انسان ، در مقايسه با ساير نعمت هاى الهى

و لقد مكّنّ-هم . .. و جعلنا لهم سمعًا و أبصرًا و أفئدة

از اختصاص به ذكر يافتن چشم، گوش و قلب، مطلب بالا استفاده مى شود.

11- ايمان به شنوايى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 61 - 10

10 - ايمان به شنوايى مطلق و علم فراگير خدا ، در پى دارنده توكل آدمى بر او

إنه هو السميع العليم

جمله «إنه . .. » تعليلى است براى لزوم توكل بر خدا

12- پرسش از شنوايى بت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 72 - 1

1 - پرسش بيدارگر ابراهيم از قوم بت پرست خويش درباره شنوايى بت ها

قال هل يسمعونكم إذ تدعون

13- حس شنوايى و خواب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 11 - 5

5- حسِّ شنوايى ، رابطه نزديكى با خواب انسان دارد . *

فضربنا على ءاذانهم فى الكهف سنين عددًا

به خواب بردن را با «زدن حجاب و مانع بر گوش ها» بيان كردن - كه مفاد «ضربنا. ..» است - مى رساند كه ارتباط تنگاتنگى ميان خواب و حسِّ شنوايى وجود دارد.

14- حق شنوايى رهبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 22 - 9

9 - رهبران و داوران جامعه الهى ، بايد نصيحت پذير و حق شنو باشند .

فاحكم بيننا بالحقّ و لاتشطط

15- دلايل شنوايى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 26 - 12

12- مالكيت يگانه خداوند بر هستى ، دليل آگاهى ژرف او بر تمامى ديدنى ها و شنيدنى ها است .

له غيب السموت و الأرض أبصر به و أسمع

16- سلب شنوايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 46 - 3،5

3 - توانايى خداوند بر گرفتن قوه شنوايى و بينايى و از كار انداختن قوه درك انسان

إن أخذ اللّه سمعكم و أبصركم و ختم على قلوبكم

5 - اگر خداوند نعمت بينايى، شنوايى و ادراكى انسان را سلب كند، معبودهاى باطل قدرت بازگرداندن آنها را ندارند.

إن أخذ اللّه سمعكم . .. من إله غير اللّه يأتيكم به

17- شگفتى شنوايى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 38 - 1

1- كافران در قيامت و به هنگام حضور در پيشگاه خداوند ، شنوايى و بينايى اعجاب برانگيزى برخوردار خواهند بود .

أسمع بهم و أبصر يوم يأتوننا

«أسمع بهم» و «أبصر» صيغه هاى تعجب هستند، يعنى چقدر شنوا و بينا هستند!؟.

18- شنوايى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 171 - 5

5 - حواس آدمى ( شنوايى ، بينايى و . . . ) از ابزار درك و شناخت اوست .

صم بكم عمى فهم لايعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 23 - 4

4 - انسان ، برخوردار از قدرت شنوايى ، بينايى و تعقّل

و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة

مقصود از«أفئدة» - به قرينه «سمع» و «أبصار» - عقول است و استعمال اين واژه در معناى ياد شده، در قرآن بسيار شايع است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 2 - 9

9 - خداوند ، انسان را شنوا و بينا آفريد .

فجعلنه سميعًا بصيرًا

19- شنوايى جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 2

2- جنيان ، قادر به شنيدن و درك كلمات انسان

و إذ صرفنا إليك نفرًا من الجنّ يستمعون القرءان

استماع جنيان نسبت به قرآن، آنگونه كه از ظاهر آيه استفاده مى شود امرى اعجازگونه نبوده و به شكل طبيعى صورت گرفته بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 1 - 6

6 - جن ، داراى شعور و قدرت شنوايى و آشنا به زبان انسان ها و تشخيص دهنده حق از باطل در معارف الهى و دينى

استمع نفر من الجنّ فقالوا إنّا سمعنا قرءانًا عجبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 13 - 7

7 - جن ، داراى قدرت شنوايى و تشخيص حق از باطل در معارف الهى

و أنّا لمّا سمعنا الهدى ءامنّا به

20- شنوايى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 127 - 11

11 - تنها خداوند شنواى دعاى بندگان ، اجابت كننده درخواست هاى ايشان و آگاه به نياز هاى آنان است .

ربنا تقبل منا إنك أنت السميع العليم

شنوا بودن خداوند به مناسبت جمله قبل - كه حاوى دعا و درخواست است - كنايه از اجابت كردن و برآورده ساختن تقاضاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 137 - 10

10 - خداوند ، اقرار و اعتراف انسان ها را به اركان ايمان ، مى شنود و به انديشه ها و باور هاى آنان آگاه است .

فإن ءامنوا . .. فقد اهتدوا ... و هو السميع العليم

در برداشت فوق، جمله «و هو السميع العليم» در ارتباط با صدر آيه معنا شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 35 - 13،15،17

13 - اعتقاد عميق همسر عمران ، به شنوايى و علم گسترده الهى

ربّ . .. انّك انت السميع العليم

15 - اقرار به شنوايى و علم گسترده الهى ، ادب دعا

ربّ . .. انّك انت السميع العليم

17 - احساس حضور در پيشگاه پروردگار شنوا و دانا ، ادب دعا

ربّ . .. فتقبّل منّى انّك انت السميع العليم

«احساس حضور»، از ضماير خطاب استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 148 - 10

10 - خداوند ، شنواى سخنانى كه بدى ها و زشتى هاى مردم را آشكار مى كند و موجب هتك حرمت آنان گردد .

لايحب اللّه الجهر بالسوء . .. و كان اللّه سميعاً عليماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 76 - 11

11 - تنها خداوند ، شنواى درخواست ها و آگاه به سود و زيان انسانهاست .

ما لايملك لكم ضراً و لانفعاً و اللّه هو السميع العليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 13 - 6

6 - شنوايى و دانايى خداوند، تضمين كننده حسابرسى از بندگان در روز قيامت

ليجمعنكم إلى يوم القيمة . .. و هو السميع العليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 115 - 14،15

14 - كمال دين و تبديل ناپذيرى كلمات خدا بر اساس شنوايى و علم گسترده اوست.

و تمت كلمت . .. و هو السميع العليم

15 - خداوند شنواى گفته ها و خواسته هاى مشركان و آگاه به همه جوانب آن است.

و أقسموا بالله . .. زخرف القول غرورا ... و تمت كلمت ربك ... و هو السميع العليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 116 - 11

11 - خداوندِ شنوا و دانا شايسته پيروى است، نه اكثريت تابع گمانهاى واهى

و هو السميع العليم. و إن تطع أكثر من فى الأرض ... إن يتبعون إلا الظن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 200 - 4،6

4 - خداوند ، شنواى گفته ها و آگاه به خواسته هاست .

إنه سميع عليم

6 - باور به شنوايى و آگاهى گسترده خداوند مايه التجا به او در برابر وسوسه گرى هاى شيطان

فاستغذ باللّه إنه سميع عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 201 - 4

4 - باور به شنوايى و آگاهى خدا ، زمينه ساز دور ماندن از وسوسه هاى شيطان و رهيدن از دام اوست .

تذكروا فإذا هم مبصرون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه متعلق «تذكروا»، به قرينه فراز قبل (إنه سميع عليم)، شنوايى و آگاهى خداوند باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 17 - 11

11 - شنوايى و علم گسترده الهى ، پشتوانه امداد مؤمنان و اجابت استغاثه آنان

إذ تستغيثون . .. إن اللّه سميع عليم

برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «إن اللّه . .. » ناظر به آيه نهم باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 42 - 18

18 - خداوند ، شنواى گفتار ها و آگاه به انديشه ها و رفتارها

و إن اللّه لسميع عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 53 - 13،14

13 - خداوند ، شنواى گفتار ها و آگاه به انديشه ها و كردارها

و أن اللّه سميع عليم

14 - كيفر خداوند براى كافران ، متكى بر شنوايى و علم گسترده اوست .

و أن اللّه سميع عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 61 - 9

9 - تنها خداوند شنواى گفتار ها و آگاه بر انديشه ها

إنه هو السميع العليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 34 - 12

12- خداوند ، شنواى دعاى بندگان و اجابت كننده آن است .

فاستجاب له ربه . .. إنه هو السميع

«سميع» علاوه بر اينكه دلالت بر شنوايى خداوند دارد ، به قرينه «فاستجاب له ربه» حاكى از اجابت دعا نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 39 - 16

16- خداوند ، شنوا و اجابت كننده دعاست .

إن ربّى لسميع الدعاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 26 - 11

11- خداوند نسبت به حقايق پنهان هستى ، تيزبين و بسيار شنوا است .

له غيب . .. أبصر به و أسمع

به قرينه «أبصربه»، پس از «أسمع» نيز «به» در تقدير است و هر دو، صيغه تعجب اند; يعنى، خداوند، چه بسيار بينا و شنوا است!

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 46 - 5

5 - خداوند ، شنواى هر گفتار ، بيناى هر كردار و داناى هر چيز است .

أسمع و أرى

ذكرنشدن مفعول خاص براى فعل هاى «أسمع» و «أرى» افاده عموم مى كند. و مراد از آگاهى خداوند به تمام شنيدنى ها و ديدنى ها، علم مطلق او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 4 - 5

5- علم و شنوايى مطلق ، در انحصار خداوند است .

و هو السميع العليم

از نظر ادبى، هرگاه مبتدا معرفه و خبر داراى الف و لام باشد، مفيد حصر خواهد بود. آيه شريفه از اين موارد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 61 - 4

4 - خدا ، فرياد مظلوم را مى شنود و ظالم را مى بيند .

و أنّ اللّه سميع بصير

متعلق «سميع» و «بصير» حذف شده و تقدير آن با توجه به آيه پيش چنين است: «و أنّ اللّه سميع دعاء من بغى عليه و بصير ببغى الباغى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 76 - 3

3 - شنوايى ، بينايى ، دانايى و نيز در دست داشتن زمام همه امور ، نشانه هايى از نيرومندى ، عزّت و شكست ناپذيرى

خداوند است .

إنّ اللّه لقوىّ عزيز . .. سميع بصير . يعلم ... و إلى اللّه ترجع الأُمور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 220 - 2،4

2 - شنوايى و علم مطلق ، تنها از آنِ ذات بى مانند خداوند است .

إنّه هو السميع العليم

«ال» در «السميع» و «العليم» براى جنس (از نوع استغراق صفاتى) و مفيد حصر است; يعنى، تنها او است كه شنوايى اش بى حد و دانايى اش مطلق است.

4 - خداوند ، داراى شنوايى و علم همه جانبه بر احوال و نياز هاى خلق

الذى يريك حين تقوم . و تقلّبك فى السجدين . إنّه هو السميع العليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 28 - 8

8 - شنوايى و بينايى خداوند ، پشتوانه كيفر و پاداش آدميان پس از رستاخير است .

ما خلقكم و لابعثكم إلاّ كنفس وحدة إنّ اللّه سميع بصير

احتمال دارد ذكر «إنّ اللّه سميع بصير» پس از بيان قدرت خداوند بر بازآفرينى انسان ها پس از مرگ، به اين جهت باشد كه بازآفرينى، براى حساب رسى اَعمال است و پشتوانه آن هم، آگاهى خداوند از اَعمال انسان ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 13

13 - شنوا و بينا بودن خداوند ، مقتضى پناه بردن بشر به او و استمداد از او ، در برابر بدى ها و دشمنى ها

فاستعذ باللّه إنّه هو السميع البصير

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جمله «إن-ّه هو السميع البصير»، تعليل براى «فاستعذ» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 36 - 9

9 - شنوايى و دانايى مطلق ، در انحصار خداوند است .

إنّه هو السميع العليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 80 - 4

4 - خداوند ، آگاه به هر سرّ و شنونده هر نجوا

أم يحسبون أنّا لانسمع سرّهم و نجويهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 6 - 8

8- شنوايى و دانايى مطلق ، تنها از آن خداوند است .

إنّه هو السميع العليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 5 - 6

6- خداوند ، قادر به شنيدن و اجابت همه دعا ها و نياز هاى عبادت گران خود

من أضلّ ممّن يدعوا من دون اللّه من لايستجيب له إلى يوم القيمة

از مفهوم آيه شريفه، استفاده مى شود كه اگر غير خدا نمى تواند نيازهاى گسترده خلق را برآورده كند; اما خداوند قادر به اجابت هر دعا در هر زمينه و در هر زمان مى باشد، چرا كه او نه از دعايى غافل است و نه از اجابت آن عاجز.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 1 - 8

8 - خداوند ، همه گفتوگو ها و سخنان محرمانه انسان ها را مى شنود و بر آنها آگاهى دارد .

قد سمع اللّه . .. إنّ اللّه سميع بصير

برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّ اللّه. ..» در مقام تعليل مى باشد و اين تعليل، تعميم دهنده حكم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 7 - 8

8 - نجواكنندگان هر كجا باشند ، خداوند نيز همراه با آنان است و گفتوگوى آنان را مى شنود .

إلاّ هو معهم أين ما كانوا

21- شنوايى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 18 - 4

4- شياطين ، موجوداتى با شعور و درك و داراى قوه شنوايى

إلاّ من استرق السمع

22- شنوايى معبود راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 198 - 7

7 - معبود راستين بايد شنوا و بينا باشد .

إن تدعوهم . .. لايسمعوا ... و هم لايبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 7

7- شنوايى ، بينايى ( ادراك ) و قدرت بر رفع نياز ، از شروط بديهى معبود حقيقى است .

لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر و لايغنى عنك شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 72 - 3

3 - موجود ناتوان و ناشنوا ، فاقد شايستگى براى خدا بودن و پرستيده شدن

قال هل يسمعونكم إذ تدعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 5 - 5

5- معبود واقعى و شايسته پرستش ، توانا بر شنيدن صداى عبادت گران و قادر بر اجابت خواسته هاى آنان

و من أضلّ ممّن يدعوا من دون اللّه من لايستجيب له إلى يوم القيمة

خداوند، مشركان را به سبب پرستش موجوداتى كه قادر به شنوايى و اجابت دعاى آنان نيستند، سرزنش كرده است. مفهوم اين سخن آن است كه معبود واقعى، بايد قادر بر شنيدن و اجابت خواسته ها و نيازهاى مخلوقات باشد.

23- شنوايى نوزاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 78 - 3

3- عدم برخوردارى فرزند انسان از علم و آگاهى از طريق ابزار شنوايى ، بينايى و قلب به هنگام تولد ، از نشانه هاى تدبير و حكمت الهى *

و الله أخرجكم من بطون أمّهتكم لاتعلمون شيئًا

اين آيه در مقام اثبات توحيد و توجه دادن انسانها به آثار و نشانه هاى الهى است. بنابراين عالم نبودن فرزندان و عدم توجه آنان به موقعيت خويش، در مراحل تولد و پس از آن، مى تواند اشاره به حكمت الهى و اهميت اين موضوع در زندگى انسانها داشته باشد.

24- قدرت شنوايى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 18 - 3

3- در آسمان ها ، خبر ها و اطلاعاتى مبادله مى شود كه قابل شنود براى موجوداتى چون شياطين است .

من كلّ شيطن رجيم . إلاّ من استرق السمع

لازمه استراق سمع، وجود و تبادل اخبارى است كه قابل شنيدن است.

25- محرومان از حق شنوايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 42 - 3،6

3 - مشركانى كه قرآن را از زبان پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى شنيدند و به آن ايمان نمى آوردند ، دلهايشان از شنوايى محروم و از فهميدن حقيقت ، ناتوان بود .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

6 - مردمى كه به آيات قرآن گوش سپارند و به آن ايمان نياورند ، دلهايشان از شنوايى محروم و از فهميدن حق ناتوان است .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

26- مركز شنوايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 46 - 12

12 - قلب ، مركز آگاهى ، شنوايى و بينايى انسان

فانها لاتعمى الأبصر و لكن تعمى القلوب التى فى الصدور

27- منشأ شنوايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 78 - 1

1 - دستگاه شنوايى ، بينايى و قوه تعقل در انسان ، جلوه هايى از تدبير و ربوبيت خداوند

و هو الذى أنشأ لكم السمع و الأبصر و الأفئدة

«فواد» (جمع «أفئدة») به معناى دل ( قوه ادراك و تعقل) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 9 - 11

11 - قدرت شنوايى و بينايى و درك انسان ، از روح او است .

نفخ فيه من روحه و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة

التفات از غيبت به خطاب، در آيه مى تواند به اين جهت باشد كه پس از دميده شدن روح، انسان، لايق خطاب مى شود و اين حكايت كننده آن است كه روح، چنين توانى را براى انسان ايجاد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 22 - 4

4 - خداوند ، هركس را كه بخواهد شنوا و حق پذير مى سازد .

إنّ اللّه يسمع من يشاء

28- منشأ نعمت شنوايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 46 - 6

6 - تنها خداوند يكتا، قادر بر بازگرداندن و اعطاى شنوايى، بينايى و ادراك به انسان است.

إن أخذ اللّه سمعكم . .. من إله غير اللّه يأتيكم به

29- موانع حق شنوايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 23 - 7

7- گرفتار آمدن به لعن الهى ، عامل محروميت انسان از حق شنوى و بينش صحيح

لعنهم اللّه فأصمّهم و أعمى أبصرهم

30- موانع شنوايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 8

8 - پندار مصونيت از امتحان و عذاب الهى ، از ميان برنده حق شنوى و بصيرت دينى بنى اسرائيل

فعموا و صموا

31- موانع شنوايى جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 100 - 4

4- شدت عذاب ها و طنين فرياد ، مانع شنيدن مشركان در جهنم خواهد شد .

لهم فيها زفير و هم فيها لايسمعون برداشت ياد شده بنابراين احتمال است كه «لهم فيها

32- نعمت شنوايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 78 - 5

5- شنوايى ، بينايى و قلب ( قدرت ادراك ) ، از مهم ترين نعمت هاى خداوند به انسان

و الله أخرجكم . .. و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة

برداشت فوق، از آن جاست كه آيه شريفه علاوه بر بيان آيات قدرت الهى، در صدد برشمردن نعمتهاى الهى و در مقام امتنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 36 - 7

7- بهره نگرفتن صحيح از نعمت شنوايى ، بينايى و قلب براى شناخت حق ، باعث مسؤوليت انسان نزد خداوند است .

و لاتقف . .. إن السمع ... كان عنه مسئولاً

خداوند، به منظور دور كردن انسانها از حركتهاى غير علمى، به آنان نعمت شنوايى، بينايى و قلب را يادآور شده است تا آنان، با بهره گيرى صحيح از آن، به يقين دست يافته و بر اساس آن، حكم كرده و عمل نمايند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 100 - 5

5- شنوايى ، نعمتى مهم براى انسان ، حتى براى دوزخيان در جهنم

و هم فيها لايسمعون

از اين كه در اوصاف دوزخيان اين جهت ذكر شده، به دست مى آيد كه شنوايى نعمتى است كه خداوند از دوزخيان سلب كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 78 - 4

4 - نيروى شنوايى ، بينايى و ادراكى انسان ، نعمت هايى الهى و در خور شكر و سپاس گزارى

و هو الذى أنشأ لكم . .. قليلاً ما تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 23 - 3،5،7،8،9

3 - پيدايش بشر و نعمت هاى نهفته در وجود او ( قدرت شنوايى ، بينايى و تعقّل ) ، نشانه و جلوه قدرت خداى رحمان

الرحمن . .. هو الذى أنشاكم و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة

5 - قدرت شنوايى ، بينايى و تعقّل ، از نعمت هاى الهى و در خور شكر و سپاس

و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة قليلاً ما تشكرون

7 - استفاده بهينه نكردن كافران تكذيب گر از نعمت شنوايى ، بينايى و تعقّل

و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة قليلاً ما تشكرون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه شكر نكردن انسان ها در برابر نعمت ها، به معناى استفاده صحيح نكردن از آنها است.

8 - ناسپاسى بسيار انسان ها ، در برابر نعمت شنوايى ، بينايى و تعقّل

و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة

9 - كافران لجوج و دين گريز ، مردمى ناسپاس بوده و از نعمت شنوايى ، بينايى و تعقّل بهره كافى نبرده اند .

و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة قليلاً ما تشكرون

33- نقش شنوايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 78 - 7

7- حس و تجربه ( شنيدن و ديدن ) ، زمينه شكوفايى ادراك و دانش هاى بشر *

و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة

اين برداشت بدان احتمال است كه تقدم «السمع و الأبصار» بر «الأفئدة» اشاره به مطلب مذكور داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 46 - 9

9 - بينايى واقعى آدمى در داشتن ضميرى آگاه و گوشى شنوا است .

فتكون لهم قلوب يعقلون بها أو أذان يسمعون بها . .. فى الصدور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 26 - 5

5- بينايى ، شنوايى و نيروى ادراك ، از پايه هاى مهم شناخت

و جعلنا لهم سمعًا و أبصرًا و أفئدة فما أغنى عنهم

در آيه شريفه «سمع»، «أبصار» و «أفئدة» عواملى كافى براى رهيابى انسان به حقايق معرفى شده است و قوم عاد به خاطر بهره نگرفتن از آنها، مورد سرزنش قرار گرفته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 2 - 10

10 - شنوايى و بينايى ، دو ابزار اصلى بشر براى معرفت حقايق

نبتليه فجعلنه سميعًا بصيرًا

سميع و بصير قرار داده شدن بشر در آستانه آزمايش او، مى تواند به اين دليل باشد كه آزمايش، نياز به شناخت مواد آزمون و راه هاى قبولى آن دارد. ازاين رو خداوند، به بشر دو ابزار شناخت (قدرت شنوايى و بينايى) عطا فرموده است تا به اين معرفت دست يازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 3 - 6

6 - قدرت شنوايى و بينايى ، دو ابزار لازم براى هدايت

فجعلنه سميعًا بصيرًا . إنّا هدينه السبيل

34- ويژگيهاى شنوايى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 50 - 13

13 - شنوايى كلام انسان به وسيله خداوند از نزديك صورت مى گيرد و حجاب بُعد و دورى بين او و بندگان نيست .

إنّه سميع قريب

10- شورا

1- شورا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 159 - 26

26 - حاكميّت رهبرى واحد ، همراه با پذيرش اصل شورا ، از ويژگى هاى نظام اسلامى

و شاورهم فى الامر فاذا عزمت فتوكّل على اللّه

2- آداب شورا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 159 - 29

29 - لزوم توجّه به نقش تعيين كننده خداوند براى موفقيّت در امور ، حتّى پس از مشورت و تصميم گيرى نهايى بر انجام كارها

و شاورهم فى الامر فاذا عزمت فتوكّل على اللّه

3- شرايط شورا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 159 - 23

23 - پاكى از گناهان ، از شرايط گروه مورد مشورت رهبرى *

فاعف عنهم و استغفر لهم و شاورهم فى الامر

تقديم «عفو و استغفار» (پاك شدن از گناهان) بر مشورت، دلالت بر اين دارد كه فرد و يا افرادى كه مورد مشورت قرار مى گيرند، بايد آلوده به گناه نباشند و يا از آلودگى پاك شده باشند.

11- شوهر

1- آثار اذيت خانواده شوهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 1 - 27

27 - « عن الرضا ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ و لايخرجن إلاّ أن يأتين بفاحشة مبيّنة » قال : أذاها لأهل الرجل و سوء خلقها ;

از امام رضا(ع) درباره سخن خداوندعزّوجلّ «لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ و لايخرجن إلاّ أن يأتين بفاحشة مبيّنة» روايت شده كه فرمود: [مراد از فاحشه مبيّنه] آزار دادن زن به خانواده شوهر و بد خلقى او است».

2- آثار تقواى شوهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 3 - 3

3 - خداترسى و رعايت تقوا از سوى همسران ( مردان و زنان مطلّقه ) ، موجب ازدياد روزى و بهره مندى آنان از عطا هاى غيرمنتظره الهى

إذا طلّقتم النساء . .. من يتّق اللّه ... يرزقه من حيث لايحتسب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 4 - 10

10 - خداترسى و تقواپيشگى از مردان و زنان مطلّقه ، موجب رهايى آنان از مشكلات زناشويى و آسان شدن زندگى براى آنها

و الّ-ئى يئسن من المحيض . .. و من يتّق اللّه يجعل له من أمره يسرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 5 - 6،10

6 - رعايت تقوا از سوى مردان و زنان مطلّقه ، موجب زدايش بدى ها و گذشت خطاهايشان از جانب خداوند

إذا طلّقتم النساء . .. و من يتّق اللّه يكفّر عنه سيّئاته

10 - رعايت تقوا از سوى مردان و زنان مطلّقه ، موجب بهره مند شدن آنان از اجر بزرگ الهى

فطلّقوهنّ لعدّتهنّ . .. و من يتّق اللّه ... يعظم له أجرًا

3- اجتناب از الحاق زنازاده به شوهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 12 - 9

9 - پرهيز از نسبت دادن فرزند زنا به همسر ، از جمله مواد مورد بيعت زنان مؤمن با پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لايأتين ببهتن يفترينه بين أيديهنّ و أرجلهنّ

4- اختيار شوهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 28 - 11

11 - امر طلاق ، به دست مرد است .

فتعالين أمتّعكنّ و أسرّحكنّ سراحًا جميلاً

5- اختيارات شوهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 1 - 13

13 - مردان ، مى توانند زنان مطلّقه خود را در صورت ارتكاب عملى بسيار زشت و روشن ( مانند زنا و . . . ) از خانه هاى خويش بيرون كنند .

و لايخرجن إلاّ أن يأتين بفحشة مبيّنة

به هر عمل و گناهى كه زشتى آن شديد و بزرگ باشد، «فاحشه» اطلاق مى شود; مانند زنا در مورد زنان (برگفته از قاموس المحيط و مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 2 - 2

2 - مخيّر بودن مرد ، در رجوع به همسر خويش براى تداوم زندگى مشترك و يا جدا شدن دائمى از او ( از زمان اجراى صيغه طلاق تا پايان عدّه )

فامسكوهنّ بمعروف أو فارقوهنّ

6- ارزش علاقه به شوهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 56 - 2

2 - دلبستگى زن ، تنها به همسر خويش و چشم ندوختن به اجنبى ، از جمله برترين ارزش هاى او است .

فيهنّ قصرت الطرف

برداشت ياد شده با توجه به دو مطلب زير به دست مى آيد: الف) «قاصرات الطرف» به معناى چشم نداشتن به اجنبى باشد. ب) آيه شريفه در مقام بيان بهترين ارزش هاى زنان بهشت است.

7- الحاق زنازاده به شوهر در جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 12 - 10

10 - شرك ، سرقت ، زنا ، فرزندكشى ، انتساب فرزند زنا به شوهران از جمله ناهنجارى هاى اعتقادى - اخلاقى زنان عرب پيش از اسلام

أن لايشركن . .. لايسرقن ... لايزنين ... و لايقتلن أولدهنّ و لايأتين ببهتن

تصريح پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن، به لزوم پرهيز زنان عرب از موارد ياد شده; بيانگر وجود چنين زمينه هايى در ميان زنان عرب جاهلى است.

8- بشارت به شوهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 7 - 10

10 - نويد خداوند به امكان رفع مشكل زنان مطلّقه و همسرانشان ، در صورت رعايت تعاليم و رهنمود هاى الهى

لينفق ذو سعة من سعته . .. سيجعل اللّه بعد عسر يسرًا

9- تكليف شوهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 5 - 3

3 - احكام طلاق و عدّه زنان مطلّقه ، تكليفى مهم و مؤكّد برعهده همسران

فطلّقوهنّ لعدّتهنّ . .. ذلك أمر اللّه أنزله إليكم

مطلب ياد شده، از اطلاق تصريح «أمر اللّه» بر احكام مربوط به طلاق و عدّه زنان، به دست مى آيد.

10- تكليف شوهران ثروتمند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 7 - 1،2

1 - مردان متمكّن و توانگر ، بايد به ميزان توانايى و فراخْ دستى خويش ، هزينه زندگى زنان مطلّقه را در دوران شيردادن به نوزادان - افزون بر پرداخت اجرت شيردادن - بپردازند .

لينفق ذو سعة من سعته

در اين كه حكم انفاق در اين آيه، اختصاص به دوران شيردادن زنان مطلّقه به نوزادشان دارد و يا شامل دوران عدّه نيز مى شود، ميان مفسران اختلاف هست. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.

2 - مردان متمكن و توانا ، بايد به ميزان توانايى و فراخْ دستى خويش ، هزينه زندگى زنان مطلّقه خود را در دوران عدّه بپردازند .

لينفق ذو سعة من سعته

11- تكليف شوهران فقير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 7 - 3،4

3 - مردان تنگ دست ، بايد به مقدار توانايى خويش هزينه زندگى زنان مطلّقه را در دوران شيردادن به نوزادان - افزون بر پرداخت اجرت شيردادن - بپردازند .

و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا ءاتيه اللّه

4 - مردان تنگ دست ، بايد به ميزان توانايى خويش ، هزينه زندگى زنان مطلّقه را در ايّام عدّه بپردازند .

و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا ءاتيه اللّه

12- توصيه به شوهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 1 - 6

6 - توصيه خداوند به مردان و همسرانشان ، مبنى بر رعايت تقوا و خداپرستى در مسائل مربوط به طلاق

إذا طلّقتم النساء . .. و اتّقوا اللّه ربّكم

13- حقوق شوهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 49 - 4

4 - عدّه نگه داشتن زنان مطلّقه ، به نفع مردان ، و از حقوق آنان است .

فما لكم عليهنّ من عدّة

مخاطب «لكم» در آيه، مردانى اند كه زنانى را به ازدواج درآورده و آنها را مطلّقه كرده اند. قرار دادن عدّه براى آنان، به مصلحت و سود آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 5 - 11

11 - نقش سازنده تقواپيشگى ، در حفظ كانون گرم خانواده ها و رعايت شدن حقوق همسران

إذا طلّقتم النساء . .. و اتّقوا اللّه ... من يتّق ... يعظم له أجرًا

برداشت ياد شده، از آن جا است كه خداوند در ضمن پنج آيه مربوط به مسائل طلاق و اختلافات خانوادگى، چهاربار، به رعايت تقوا توصيه فرموده است.

14- حمايت از شوهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 7 - 11

11 - زنان مطلّقه و شوهران تنگ دست آنان - در صورت رعايت آموزه ها و رهنمود هاى الهى - مورد عنايت و حمايت خدا قرار مى گيرند .

سيجعل اللّه بعد عسر يسرًا

15- سرزنش نشوز شوهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 128 - 2

2 - نشوز شوهر و عدم تأمين حقوق همسر ، امرى ناروا و ناپسند

و إن امراة خافت من بعلها نشوزاً او اعراضاً فلاجناح عليهما ان يصلحا

16- علاقه به شوهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 56 - 1

1 - زنان بهشت ، تنها شيفته و فريفته شوهران خويش و چشم بسته بر هر اجنبى

فيهنّ قصرت الطرف

«قاصرات الطرف» (زنان فرو هشته نگاه)، ظاهراً كنايه از چشم دريده نبودن است.

17- فرار شوهر در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 36 - 1

1 - شوهران ، پيوند الفت و همراهى با همسران خويش را در قيامت ناديده گرفته و از آنان متوارى خواهند شد .

يوم يفرّ المرء من . .. و صحبته

«صاحبة» همسرى است كه با شوهر خويش ملازمت و معاشرت داشته باشد. اين تعبير حاكى از شدت حوادث قيامت است; به گونه اى كه انسان، حتى همسرى را كه در دنيا با او سازگار و همراه بود، نيز رها خواهد كرد.

18- محرميت پدر شوهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 18،25

18 - زنان مؤمن ، مجاز به آشكار ساختن زينت هاى خويش ( گوشواره ، النگو گردنبند و . . . ) و مواضع آنها ( بدن ) بر شوهر ، پدر ، پدر شوهر و پسران خود هستند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ لبعولتهنّ أو ءابائهنّ أو ءاباءِ بعولتهنّ أو أبنائهنّ

25 - پدر شوهر ، پسرهمسر ، پسر برادر ، پسر خواهر ، زنان مؤمن ، بردگان ، خدمت كاران بى ميل به زن و زناشويى و كودكان بى خبر از مسائل جنسى ، از محارم زنان اند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ لبعولتهنّ . .. أو الطفل الذين لم يظهروا على عورت النساء

19- محرميت پسر شوهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 18،25

18 - زنان مؤمن ، مجاز به آشكار ساختن زينت هاى خويش ( گوشواره ، النگو گردنبند و . . . ) و مواضع آنها ( بدن ) بر شوهر ، پدر ، پدر شوهر و پسران خود هستند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ لبعولتهنّ أو ءابائهنّ أو ءاباءِ بعولتهنّ أو أبنائهنّ

25 - پدر شوهر ، پسرهمسر ، پسر برادر ، پسر خواهر ، زنان مؤمن ، بردگان ، خدمت كاران بى ميل به زن و زناشويى و كودكان بى خبر از مسائل جنسى ، از محارم زنان اند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ لبعولتهنّ . .. أو الطفل الذين لم يظهروا على عورت النساء

20- محرميت شوهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 31 - 18

18 - زنان مؤمن ، مجاز به آشكار ساختن زينت هاى خويش ( گوشواره ، النگو گردنبند و . . . ) و مواضع آنها ( بدن ) بر شوهر ، پدر ، پدر شوهر و پسران خود هستند .

و لايبدين زينتهنّ إلاّ لبعولتهنّ أو ءابائهنّ أو ءاباءِ بعولتهنّ أو أبنائهنّ

21- مسؤوليت شوهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 129 - 4

4 - شوهران نبايد - به بهانه امكان نداشتن رعايت عدالت كامل بين همسران - به برخى همسران خويش گرايش كامل و از ديگرى اعراض كنند .

و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء . .. فلاتميلوا كل الميل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 117 - 15

15 - شوهران بايد براى رفع رنج ها و سختى هاى همسران خويش تلاش كنند .

فلايخرجنّكما من الجنّة فتشقى

با توجه به اين كه دشمنى شيطان با آدم(ع) و حوا يكسان بوده است و وى در صدد آن بوده كه هر دو را از بهشت بيرون كند و به مشقت اندازد; ولى با اين حال فعل «تشقى» به صورت مفرد آمده است. بنابراين رفع رنج و سختى هاى حوا نيز، بر دوش آدم(ع) بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 7 - 7

7 - لزوم رعايت حرمت و حفظ آبرو و حيثيت زن ، از سوى شوهر او

والذين يرمون أزوجهم . .. والخمسة أنّ لعنت اللّه عليه إن كان من الكذبين

كيفر شدن مردانى كه همسران شان را متهم به زنا و فحشا كنند، حاكى از آن است كه حفظ حرمت و حيثيت دينى و اجتماعى زنان، بر همسران شان واجب و لازم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 1 - 10،11

10 - مردان ، حق ندارند زنان مطلّقه خود را در ايّام عدّه ، از خانه هايشان بيرون كنند .

لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ

انتساب خانه ها به زنان (بيوتهنّ) گوياى اين نكته است كه زنان مطلّقه، بايد در همان منازلى زندگى كنند كه پيش از اقدام به طلاق در آن جا بوده اند.

11 - محل سكونت زنان مطلّقه در ايّام عدّه ، همان محل پيش از طلاق است و مردان حق ندارند آن را تغيير دهند .

لاتخرجوهنّ من بيوتهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 6 - 1،6،4،17

1 - مسكن زنان مطلّقه در ايّام عدّه ، برعهده همسرانشان است .

أسكنوهنّ

6 - مردان بايد به زنان مطلّقه ، بابت شيردادن فرزندان خود اجرت بپردازند .

فإن أرضعن لكم فاتوهنّ أُجورهنّ

4 - مردان حق ندارند با گزند رساندن و سخت گيرى كردن ، عرصه را بر زنان مطلّقه خويش تنگ سازند و زندگى آنان را در خانه خود ، غير قابل تحمل كنند .

و لاتضارّوهنّ لتضيّقوا عليهنّ

17 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : لايضارّ الرجل امرأته إذا طلّقها فيضيّق عليها حتّى تنتقل قبل أن تنقضى عدّتها ، فإنّ اللّه عزّوجلّ قد نهى عن ذلك فقال : « و لاتضارّوهنّ لتضيّقوا عليهنّ » ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: مرد نبايد به همسر مطلّقه خود ضرر برساند و او را[از نظر مسكن و نفقه] در مضيقه قرار دهد تا [مجبور شود] قبل از تمام شدن عدّه، از خانه شوهر به جاى ديگر انتقال يابد; زيرا خداوند از اين كار نهى كرده و فرموده است: و لاتضارّوهنّ لتضيّقوا عليهنّ».

22- نشوز شوهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 128 - 1،5

1 - لزوم پيشگيرى از به هم خوردن سلامت خانواده ، در صورت ناسازگارى شوهر وظيفه اى بر عهده زنان

و إن امراة خافت من بعلها . .. فلاجناح عليهما ان يصلحا بينهما صلحاً

كلمه «خافت»، بيانگر ترس از وقوع است، نه خود وقوع.

5 - جواز صرفنظر كردن زن از بعض حقوق خود ، براى جلب نظر شوهر و جلوگيرى از نشوز وى

و إن امراة خافت من بعلها نشوزاً . .. ان يصلحا بينهما صلحاً و الصلح خير

جمله «و احضرت الانفس الشح» حكايت از آن دارد كه مصالحه عنوان شده در آيه، منوط به گذشت از حقوق شخصى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 129 - 5

5 - بلاتكليف ر ها ساختن زن ( نه زندگى كردن و نه طلاق دادن وى ) ، كارى ممنوع و حرام بر شوهران

فلاتميلوا كل الميل فتذروها كالمعلقة

23- نقش شوهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 3

3 - زن و شوهر ، لباس عفاف يكديگرند و هر كدام مايه پرهيز ديگرى از گناهان جنسى است .

هن لباس لكم و أنتم لباس لهن

12- شهاب آسمانى

1- شياطين و شهاب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 18 - 5

5- شياطين ، در صورت نزديك شدن به آسمان ، با شعله هاى آتش فروزان و آشكار ، تحت تعقيب قرار مى گيرند .

إلاّ من استرق السمع فأتبعه شهاب مبين

2- نقش شهاب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 18 - 5،6،8

5- شياطين ، در صورت نزديك شدن به آسمان ، با شعله هاى آتش فروزان و آشكار ، تحت تعقيب قرار مى گيرند .

إلاّ من استرق السمع فأتبعه شهاب مبين

6- شهاب هاى آسمانى ، مانع استراق سمع شياطين از آسمانهاست .

إلاّ من استرق السمع فأتبعه شهاب مبين

8- « عن على ( ع ) انه قال : كنّا مع رسول الله (صلی الله علیه و آله) ذات ليلة إذ رمى نجم فاستنار فقال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : ان الله عزّوحلّ منع السّماء بهذه النجوم . . . و تلا قول الله عزّوحلّ : « إلاّ من استرق السمع فأتبعه شهاب مبين » . . . ;

از على(ع) روايت شده است كه فرمود: شبى را در خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بوديم كه ستاره اى پرتاب شد و روشن گرديد. پس رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند عزّوحلّ با همين [شهاب] ستارگان آسمان را حفظ كرد و سخن خداوند عزّوحلّ: «إلاّ من استرق السمع فأتبعه شهاب مبين» را تلاوت كرد...».

شهاب سنگ ها

3- سقوط شهاب سنگ ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 1 - 4

4 - سوگند خداوند به شهاب سنگ ها ، هنگامى كه سقوط مى كنند . *

و النجم إذا هوى

برخى از مفسران «نجم» را - به قرينه «إذا هوى» (آن گاه كه سقوط كند) - به معناى شهاب گرفته اند.

4- نقش شهاب سنگ ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 8 - 4

4 - نگهبانان و شهاب ها ، از هنگام نزول آيات قرآن ، مانع استراق سمع جن از آسمان شدند .

و أنّا لمسنا السماء فوجدنها ملئت حرسًا شديدًا و شهبًا

آيه بعد (فمن يستمع الآن يجد له شهاباً رصداً)، قرينه است بر اين كه جنيان از استراق سمع از آسمان، از وقت نزول قرآن و استماع آن، منع شده بودند.

13- شهادت

1- شهادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 25،29،31

25 - شهادت برخى از پيكارگران احد و شكست در آن كارزار ، موجب ترديد مسلمانان سست انديشه

يقولون لو كان لنا من الامر شىء ما قتلنا ههنا

29 - شهادت در راه خدا ، از مقدّرات الهى است .

قل لو كنتم فى بيوتكم لبرز الّذين كتب عليهم القتل الى مضاجعهم

31 - مسلمانان آخرت طلب و خداخواه احد ، مشتاقان شهادت و رهسپار به سوى قتلگاه خويش

قل لو كنتم فى بيوتكم لبرز الّذين كتب عليهم القتل الى مضاجعهم

على رغم اينكه آيه درباره توحيد افعالى است و بيان اين معنا كه امور به دست خداوند است، خروج براى شهادت را به خود مبارزان نسبت داد تا اشاره به اشتياق آنان به شهادت كند. كاربرد كلمه «مَضجع» (خوابگاه) به جاى قتلگاه، مؤيّد اين معناست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 157 - 1،12

1 - كشته شدن ( شهادت ) و مردن در راه خدا ، موجب آمرزش گناهان و بهره مندى از رحمت خداوند

و لئن قتلتم فى سبيل اللّه او متّم لمغفرة من اللّه و رحمة

مناسبت حكم و موضوع (مرگ و مغفرت) اقتضا مى كند كه «فى سبيل اللّه» پس از «متّم» مقدّر باشد.

12 - ايمان به ارزشمندى والاى شهادت و مرگ در راه خدا ، رهايى بخش آدمى از وابستگى هاى دنيوى

و لئن قتلتم . .. لمغفرة من اللّه و رحمة خير ممّا يجمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 158 - 1

1 - مرگ و يا كشته شدن ، چه در راه خدا و چه در راه غيرِ او ، مسيرى است به سوى خداوند ، نه نابودى و فنا .

و لئن مُتّم او قُتلتم لالى اللّه تحشرون

از اينكه قيد «فى سبيل اللّه» ذكر نشده، به دست مى آيد كه مراد، هر نوع مردن و كشته شدن است و مؤيّد اين معنا تقديم مردن بر كشته شدن است ; به خلاف آيه قبل.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 162 - 4

4 - شركت در پيكار و شهادت در راه خدا ، از موجبات جلب رضايت الهى

و لئن قتلتم فى سبيل اللّه . .. افمن اتّبع رضوان اللّه

به مقتضاى ارتباط اين آيه با مضامين آيات پيشين، مى توان نمونه ها و مصاديق مورد نظر را به دست آورد ; از جمله جهاد و شهادت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 165 - 12

12 - رفع ناراحتى مسلمانان به جهت شهادت هفتاد نفر در جنگ احد ، با تذكّر به اين كه آنان در جنگ بدر ، هفتاد نفر از دشمنان را كشته و هفتاد نفر را اسير كردند .

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: كان المسلمون قد اصابوا ببدر مائة و اربعين رجلا قتلوا سبعين رجلا و اسروا سبعين فلمّا كان يوم احد اصيب من المسلمين سبعون رجلا قال: فاغتمّوا بذلك فانزل اللّه تبارك و تعالى: «اولمّا اصابتكم . .. مثليها».


تفسير عياشى، ج 1، ص 205، ح 151 ; نورالثقلين، ج 1، ص 408، ح 426.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 168 - 13

13 - جهاد و شهادت در راه خدا ، حركتى بى ارزش در ديدگاه منافقان

لو اطاعونا ما قتلوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 169 - 1،3،7

1 - مرده پنداشتن كشته شدگان در راه خدا ( شهدا ) از سوى برخى ، و نهى خداوند از اين پندار

و لا تحسبنّ الّذين قتلوا فى سبيل اللّه امواتا

3 - شهيدان راه خدا ، زنده و برخوردار از روزى در پيشگاه پروردگار خويش

بل احيآء عند ربّهم يرزقون

در برداشت فوق «عند ربّهم»، متعلق به «يرزقون» گرفته شده است.

7 - عظمت و مقام والاى شهدا و كشته شدگان در راه خدا

بل احيآء عند ربّهم يرزقون

از اينكه آنان در پيشگاه خداوند روزى داده مى شوند و در آن مقام حاضرند، عظمت مقام آنان به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 170 - 1،2،12

1 - سرور و شادمانى كشته شدگان راه خدا ، به آنچه خداوند از فضل خويش به آنان ارزانى داشته است .

فرحين بما اتيهم اللّه من فضله

2 - لطف و عنايت خداوند به كشته شدگان در راه او ( شهيدان )

فرحين بما اتيهم اللّه من فضله

12 - شادمانى شهيدان از نبودن هيچ ترس و اندوهى براى مجاهدان راه خدا پس از شهادت

و يستبشرون بالّذين لم يلحقوا بهم من خلفهم الّا خوف عليهم و لا هم يحزنون

استبشار به معنى شادمانى بر اثر دريافت بشارت است. (لسان العرب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 198 - 6

6 - هجرت ، تحمّل آوارگى ، آزار در راه خدا ، جهاد و شهادت از نشانه هاى تقوا

فالّذين هاجروا و اخرجوا . .. لكن الّذين اتّقوا ربّهم

مراد از «الّذين اتّقوا»، يا خصوص كسانى هستند كه در آيه 195 توصيف شدند و يا آنان، از مصاديق مورد نظر براى تقواپيشگان هستند.

2- آثار شهادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 169 - 14

14 - شهادت ، وسيله رشد و تكامل شهيد

بل احيآء عند ربّهم يرزقون

با توجه به معناى «ربّهم» كه خداوند مربّى و تربيت كننده شهيدان است، معلوم مى شود كه شهادت زمينه اى براى بهره مندى از ربوبيّت خاص الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 125 - 5

5 - مؤمنان با كشته شدن در راه خدا به جوار او بار خواهند يافت .

إنا إلى ربنا منقلبون

3- آثار شهادت حبيب نجار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 29 - 5

5 - كشته شدن مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) به دست مردم ، موجب هلاكت آنان شد .

قيل ادخل الجنّة . .. إن كانت إلاّ صيحة وحدة فإذا هم خمدون

4- آرزوى شهادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 11 - 6

6 - همسر فرعون ، در آرزوى شهادت به سر مى برد .

إذ قالت ربّ ابن لى عندك بيتًا فى الجنّة

با توجه به اين حقيقت كه آسيه، از سوى فرعون به شدت تحت شكنجه و آزار بود; مى توان استنباط كرد كه دعاى او درباره بنا شدن خانه اى در بهشت، اشاره به نائل شدن وى به فيض بزرگ شهادت است.

5- ارزش شهادت در راه خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 143 - 8

8 - شهادت طلبى و حضور در عرصه پيكار با دشمنان دين ، امتيازى ارزشمند در ديدگاه اسلام

ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة . .. و لقد كنتم تمنّون الموت

چون خداوند اعراض كنندگان از جهاد و مبارزه و فراريان از شهادت و مرگ در راه خدا را مذمت كرده و از سويى تمام سعادت (بهشت) را در گرو مبارزه دانسته، ارزش والاى جهاد و شهادت به دست مى آيد.

6- امتحان با شهادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 102 - 19

19 - بدون كمك و عنايت خداوند ، صبر و شكيبايى در برابر آزمايش هاى بزرگ همچون كشته شدن در راه خداوند ، ممكن نيست .

إنّى أرى فى المنام أنّى أذبحك . .. قال يأبت افعل ما تؤمر ستجدنى إن شاء اللّه من

مسأله ذبح اسماعيل(ع) - چنان كه در آيه بعد به صراحت آمده است - يك آزمايش الهى بود. براين اساس، مشروط كردن موفقيت اين آزمايش به مشيت و عنايت خداوند (ستجدنى إن شاء اللّه من الصابرين)، گوياى برداشت ياد شده است.

7- اهميت شهادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 52 - 10

10 - « عن ابى جعفر ( ع ) ( فى قوله عزوجل ) : « هل تربصون بنا إلا إحدى الحسنيين » قال : اما موت فى طاعة اللّه و ادراك ظهور امام . . . ;

از امام باقر (ع) روايت شده كه درباره سخن خداوند عز و جل: «إحد الحسنيين» فرمود: يا مرگ در راه خدا يا درك ظهور امام . .. ».

8- پاداش شهادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 19

19 - بخشش گناهان و دخول در بهشت ، پاداش بزرگ الهى ، براى هجرت ، آوارگى ، آزار ديدن در راه خدا و جهاد و شهادت

فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم و اوذوا فى سبيلى و قاتلوا و قتلوا لاكفّرنّ عنه

9- تشويق به شهادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 169 - 15

15 - تشويق و ترغيب به جهاد و شهادت در راه خدا

و لا تحسبنّ الّذين قتلوا فى سبيل اللّه امواتا بل احيآء عند ربّهم يرزقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 170 - 15

15 - ترغيب به جهاد و شهادت در راه خدا

فرحين بما اتيهم اللّه من فضله . .. و لا هم يحزنون

10- شهادت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 155 - 5

5 - پايدارى پيامبران در ابلاغ رسالت خويش ، تا شهادت و كشته شدن در راه خدا

و قتلهم الأنبياء بغير حق

11- شهادت براى حفظ توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 26 - 2

2 - اظهار ايمان به خداى يكتا و دفاع از پيامبران و دين الهى تا مرز شهادت ، در محيط خفقان آور شرك و كفر ، امرى پسنديده و عامل سعادت اخروى ( بهشت ) است .

قال يقوم اتّبعوا المرسلين . .. إنّى ءامنت بربّكم فاسمعون . قيل ادخل الجنّة

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه داستان مؤمن انطاكيه همانند ديگر داستان هاى ياد شده در قرآن، به منظور الگوگيرى و درس آموزى نقل مى شود.

12- شهادت حبيب نجار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 26 - 1،9

1 - مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، پس از اظهار ايمان به خداى يكتا و دفاع از پيامبران ، به دست كافران به شهادت رسيد .

قال يقوم اتّبعوا المرسلين . .. إنّى ءامنت بربّكم فاسمعون . قيل ادخل الجنّة

جمله «قيل ادخل الجنّة» استئناف بيانى است; يعنى، ممكن است پس از مطالعه داستان مؤمن انطاكيه، به ذهن خواننده خطور كند كه اين مرد الهى پس از اظهار ايمان و دفاع از پيامبران به چه سرنوشتى دچار شد؟ كه آيه شريفه پاسخگوى چنين سؤالى است.

9 - مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، پس از به شهادت رسيدنش ، از آگاه نبودن مردم از جايگاه بهشتى خود ، اظهار تأسف كرده و آرزو نمود كه اى كاش آنان آگاه مى شدند .

يليت قومى يعلمون

جمله «يا ليت قومى. ..» براى استئناف بيانى است; يعنى، بيانگر امرى است كه پس از ورود به بهشت [برزخى] اتفاق افتاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 27 - 4

4 - مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، پس از به شهادت رسيدن ، از آگاه نبودن مردم از مورد غفران قرار گرفتن و عزيز شدنش در پيشگاه الهى ، تأسف خورد .

قال يليت قومى يعلمون . بما غفر لى ربّى و جعلنى من المكرمين

13- شهادت طلبى زنان مؤمن دوران اصحاب اخدود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 10 - 8

8 - پايدارى برخى از زنان مؤمن تا نيل به شهادت ، در عهد اصحاب اخدود

فتنوا المؤمنين و المؤمنت

14- شهادت طلبى مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 26

26 - فداكارى و از خود گذشتگى مسلمانان صدر اسلام ، در رويارويى با دشمنان و استقبال آنان از شهادت

فالّذين . .. و قاتلوا و قتلوا

15- شهادت طلبى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 143 - 1،9

1 - شهادت طلبى برخى مؤمنان صدر اسلام پس از جنگ بدر و نگرانى و حيرت آنها به هنگام بروز جنگ احد

و لقد كنتم تمنّون الموت من قبل ان تلقوه فقد رايتموه و انتم تنظرون

9 - اشتياق مؤمنان به حضور در ميدان جهاد و شهادت ، پس از آگاهى از درجات شهداى بدر

و لقد كنتم تمنّون الموت من قبل

امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمود: فانّ المؤمنين لمّا اخبرهم اللّه بالّذى فعل بشهدائهم يوم بدر و منازلهم من الجنّة رغبوا فى ذلك فقالوا اللهمّ ارنا القتال نستشهد فيه.


تفسير قمى، ج 1، ص 119 ; تفسير برهان، ج 1، ص 319، ح 1.

16- شهادت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 26

26 - عن عبدالرحيم عن ابى جعفر ( ع ) قال : قرأ هذه الآية « ان اللّه اشترى من المؤمنين أنفسهم . . . » . . . فقال : . . . من مات من المؤمنين ردّ حتى يقتل . . . ;

عبدالرحيم مى گويد امام باقر (ع) آيه «إن اللّه اشترى من المؤمنين أنفسهم . .. » را قراءت كرد ... سپس فرمود: ... هر مؤمنى كه بميرد، برگردانده مى شود تا كشته شود ... ».

17- شهادت مؤمنان دوران اصحاب اخدود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 9 - 6

6 - پايدارى مؤمنان در عصر اصحاب اخدود ، بر ايمان خويش تا نيل به شهادت ، در محضر خداوند بوده و به آن رسيدگى خواهد شد .

و اللّه على كلّ شىء شهيد

بيان گواه بودن خداوند، براى مجرمان تهديد و براى مؤمنان وعده به پاداش است.

18- شهادت مهاجران صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 58 - 4

4 - تضمين بهشت از سوى خدا ، براى آن دسته از مهاجران صدراسلام كه تا آن زمان ( زمان نزول آيه فوق ) با مرگ طبيعى از دنيا رفته و يا به دست دشمن كشته شده بودند .

و الذين هاجروا فى سبيل اللّه ثمّ . .. ليرزقنّهم اللّه رزقًا حسنًا

19- عقيده به شهادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 125 - 2،4

2 - ساحران در پاسخ فرعون و تهديد هاى وى اظهار كردند كه با كشته شدن به سوى خداى خويش باز خواهند گشت .

قالوا إنا إلى ربنا منقلبون

«إلى ربنا» متعلق به «منقلبون» است و كلمه «انقلاب»، در صورتى كه به «إلى» متعدى شود، به معناى بازگشتن است.

4 - ساحران مؤمن به موسى ، معتقد به دستيابى كشته شدگان راه خدا به موهبتهايى برتر از نعمت ها و آسايش هاى دنيوى

إنا إلى ربنا منقلبون

20- فضيلت شهادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 157 - 4،8،11،12

4 - شهادت در راه خدا ، داراى منزلتى والاتر از مرگ در راه او

و لئن قتلتم فى سبيل اللّه او متّم لمغفرة من اللّه و رحمة

تقدّم ذكرى شهادت، حاكى از تقدّم مرتبه آن است.

8 - مرگ و يا شهادت در راه خدا ، داراى ارزشى برتر از ماندن در دنيا و ثروت اندوزى

و لئن قتلتم فى سبيل اللّه او متّم . .. خير ممّا يجمعون

11 - ايمان به مقدّر بودن مرگ و حيات ، و شناخت ارزش والاى شهادت ، آسان كننده حركت به سوى نبرد با دشمنان دين

و اللّه يحيى و يميت . .. و لئن قتلتم فى سبيل الله او متّم لمغفرة من اللّه و رحمة

خداوند با بيان دو نكته مؤمنان را به جهاد ترغيب مى كند: 1 - مرگ و حيات به دست خداست و عوامل طبيعى تعيين كننده نيست. 2 - جان باختگان در راه خدا، آمرزيده و مشمول رحمت خاصّ خداوند هستند. بنابراين، مؤمنان با ايمان به اين دو معنا، هرگز ترديدى براى شركت در جهاد نخواهند داشت.

12 - ايمان به ارزشمندى والاى شهادت و مرگ در راه خدا ، رهايى بخش آدمى از وابستگى هاى دنيوى

و لئن قتلتم . .. لمغفرة من اللّه و رحمة خير ممّا يجمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 168 - 13

13 - جهاد و شهادت در راه خدا ، حركتى بى ارزش در ديدگاه منافقان

لو اطاعونا ما قتلوا

21- مؤمنان و شهادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 52 - 1

1 - مؤمنان راستين ، پيروزى با شهادت را - كه در جنگ نصيبشان شود - خير و نيك مى شمارند .

قل هل تربصون بنا إلا إحدى الحسنيين

شهادت در راه خدا

22- {شهادت در راه خدا}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 143 - 2

2 - وحشت برخى مؤمنان صدر اسلام از مرگ و شهادت در راه خدا

و لقد . .. فقد رايتموه و انتم تنظرون

23- ارزش شهادت در راه خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 143 - 8

8 - شهادت طلبى و حضور در عرصه پيكار با دشمنان دين ، امتيازى ارزشمند در ديدگاه اسلام

ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة . .. و لقد كنتم تمنّون الموت

چون خداوند اعراض كنندگان از جهاد و مبارزه و فراريان از شهادت و مرگ در راه خدا را مذمت كرده و از سويى تمام سعادت (بهشت) را در گرو مبارزه دانسته، ارزش والاى جهاد و شهادت به دست مى آيد.

شهوت پرستى

24- آثار شهوت پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 14 - 2

2 - شهوت پرستى و زراندوزى ، زمينه كفر و تكذيب آيات الهى

زيّن للنّاس حبّ الشّهوات . .. من الذهب و الفضّة

بنابراينكه منظور از «للنّاس»، كافران باشد; به قرينه آيات پيشين كه سخن از آنان بود.

شهوترانان

25- اضلال شهوترانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 27 - 4

4 - تلاش شهوترانان براى انحراف جوامع دينى از حدود و مقررات الهى در روابط جنسى

و يريد الّذين يتّبعون الشّهوات ان تميلوا ميلاً عظيماً

شهوترانى

26- {شهوترانى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 15 - 8

8 - پرهيز از شيفتگى به تمايلات نفسانى ، عامل دستيابى به بهشت جاودان و رضوان الهى

للّذين اتقوا عند ربّهم

به قرينه آيه قبل مى توان مفعول «اتّقوا» را موارد ذكر شده در آن آيه دانست. موارد ياد شده عبارت است از حب و شيفتگى به شهوات و ... . گفتنى است معناى لغوى «اتقوا»، پرهيز و دورى است.

27- آثار شهوترانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 27 - 9

9 - هواپرستى و شهوترانى ، مايه دورى از رحمت الهى

و اللّه يريد ان يتوب عليكم و يريد الّذين يتّبعون الشّهوات ان تميلوا ميلاً عظيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 28 - 3

3 - شكستن حريم قوانين الهى در روابط جنسى ، رنج آفرين و موجب مشقت براى جوامع انسانى است .

و يريد الّذين يتّبعون الشّهوات . .. يريد اللّه ان يخفّف عنكم

چنانچه رعايت احكام الهى در ازدواج موجب سبكبارى باشد، زير پا گذاردن آن قوانين، رنج آور و مشقتبار خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 81 - 5

5 - شهوت پرستى بيش از حد قوم لوط ، موجب گرايش آنان به لواط شد .

إنكم لتأتون . .. بل أنتم قوم مسرفون

بدان احتمال كه جمله «بل أنتم قوم مسرفون» به منزله علتى براى گرايش قوم لوط به لواط باشد. يعنى چون اسرافگر بوديد به لواط مبتلا شديد. در اين صورت مراد از اسراف، به مناسبت مورد، اسراف در شهوت جنسى خواهد بود.

28- سرزنش شهوترانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 10

10- مؤمن واقعى ، در پى اعمال نيك است ; نه غوطهور در لذّت و هوسرانى .

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. و الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأن

خداوند، مؤمنان را متصف به «عملوا الصالحات» كرده و كافران را مشمول «يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأنعام» دانسته است. از اين تقابل، مطلب بالا استفاده مى شود.

29- شهوترانى قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 81 - 5

5 - شهوت پرستى بيش از حد قوم لوط ، موجب گرايش آنان به لواط شد .

إنكم لتأتون . .. بل أنتم قوم مسرفون

بدان احتمال كه جمله «بل أنتم قوم مسرفون» به منزله علتى براى گرايش قوم لوط به لواط باشد. يعنى چون اسرافگر بوديد به لواط مبتلا شديد. در اين صورت مراد از اسراف، به مناسبت مورد، اسراف در شهوت جنسى خواهد بود.

30- كيفر شهوترانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 28 - 11

11 - انسان ، ناتوان از تحمل عواقب انحراف از حدود الهى در روابط جنسى

و يريد الّذين يتّبعون الشّهوات ان تميلوا ميلا عظيماً . .. خلق الانسان ضعيفاً

جمله «خلق الانسان ضعيفاً» مى تواند بيانگر علت لزوم پيروى از احكام الهى در ازدواج و اجتناب از پيروى هواپرستان باشد. يعنى قوانين الهى، جوامع را سبكبار خواهد كرد و انحراف از آن موجب مشقت خواهد شد و انسان توان تحمل آن مشقتها را ندارد.

31- مبارزه با شهوترانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 25 - 27

27 - فراهم آوردن ازدواج هاى سهل و آسان در جامعه ، راه جلوگيرى از مفاسد جنسى

و من لم يستطع . .. فمن ما ملكت ايمانكم ... ذلك لمن خشى الْعنت منكم

چون ازدواج با كنيزان سهل است و خداوند براى جلوگيرى از زنا و مفاسد جنسى آن را پيشنهاد و تجويز كرده، معلوم مى شود كه بهترين راه براى جلوگيرى از مفاسد جنسى، فراهم آوردن ازدواج سهل و آسان است.

32- موانع شهوترانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 23 - 11

11- توجه به خدا و استعاذه به درگاه او ، راهى براى مصون ماندن از فرجام ناميمون شهوات جنسى

قال معاذ الله

شهيدان

33- {شهيدان}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 207 - 15

15 - كشته شدگان در راه امر به معروف و نهى از منكر ، مصداق خريداران رضايت خداوند در برابر ايثار جان

و من الناس من يشرى نفسه

اميرالمؤمنين (ع): ان المراد بالآية الرجل الذى يقتل على الأمر بالمعروف و النهى عن المنكر.


مجمع البيان، ج 2، ص 535 ; تفسير صافى، ج 1، ص 241.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 153 - 23

23 - ناپسندى حسرت و اندوه بر زوال منفعت هاى مادى و نيز حسرت بر كشته هاى راه خدا

لكيلا تحزنوا على مافاتكم و لا ما اصابكم

چون خداوند با مرحمت خويش غمى را بر آنان وارد كرد تا اندوه از دست دادن غنايم و كشته هاى جنگ را ناديده انگارند، بنابراين اگر چنين اندوهى پسنديده بود از ياد بردن آن، پاداش و مرحمت محسوب نمى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 181 - 13

13 - كثرت پيامبران شهيد ، در بين انبياى الهى

و قتلهم الانبيآء بغير حقّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 58 - 3

3 - مرگ مهاجران در ديار هجرت ، هم سنگ شهادت آنان در آن ديار

و الذين هاجروا . .. ثمّ قتلوا أو ماتوا ... رزقًا حسنًا

34- آسايش شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 125 - 4

4 - ساحران مؤمن به موسى ، معتقد به دستيابى كشته شدگان راه خدا به موهبتهايى برتر از نعمت ها و آسايش هاى دنيوى

إنا إلى ربنا منقلبون

35- آشنايى شهيدان با بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 6 - 2

2- آشنايى شهيدان با بهشت ، قبل از ورود به آن

عرّفها لهم

ماضى بودن "عرّفها" و مضارع آمدن "يدخلهم"، مطلب بالا را افاده مى كند.

36- آمرزش شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 157 - 5

5 - خداوند ، آمرزنده پيكارگران شهيد كارزار احد و بخشاينده رحمت هاى خويش به آنان

و لئن قتلتم فى سبيل اللّه او متّم لمغفرة من اللّه و رحمة

چون آيه مورد بحث در ضمن آياتى آمده كه مسائل نبرد احد را مطرح مى كرد، مى تواند اشاره مستقيم به شهيدان جنگ احد داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 170 - 17

17 - آمرزش تمامى گناهان شهدا

فرحين بما اتيهم اللّه . .. الّا خوف عليهم و لا هم يحزنون

چون گناه در عالم برزخ و قيامت موجب حزن و اندوه خواهد بود، و به دليل «الّا خوف . .. »، شهيدان هيچگونه حزن و اندوهى ندارند، معلوم مى شود تمام گناهان آنان مورد عفو الهى قرار گرفته است.

37- ادراك حيات شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 154 - 5

5 - انديشه ها ، از درك زنده بودن شهيدان ناتوان است .

بل أحياء و لكن لاتشعرون

38- اطمينان شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 5 - 4

4- شهيدان ، برخوردار از آسودگى خاطر در پرتو عنايت خداوند *

و يصلح بالهم

برداشت بالا بدان احتمال است كه «بال»، به معناى قلب و خاطر باشد و «إصلاح» به معناى زدايش نگرانى ها و آرامش بخشيدن به آن.

39- امتحان با شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 155 - 5

5 - كشته شدن راه خدا ، وسيله اى براى آزمون جامعه ايمانى هستند .

و لنبلونكم بشىء . .. و نقص من الأمول و الأنفس و الثمرت

مصداق مورد نظر براى «نقص الأنفس» - به قرينه آيات قبل - كشته شدگان راه خداست.

40- امنيت شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 170 - 13،14

13 - سعادت و امنيّت كامل شهدا و كشته شدگان در راه خدا

الّا خوف عليهم و لا هم يحزنون

كلمه «خوف» نكره است و پس از حرف نفى (لا)، دلالت بر نبودن هيچ گونه ترس و دلهره اى دارد ; يعنى امنيّت كامل.

14 - جاودانگى حيات ، تنعّم و امنيّت خاطر شهيدان *

الّا خوف عليهم و لا هم يحزنون

نفى ترس و اندوه، مستلزم نفى فناپذيرى است. چرا كه از جمله اسباب ترس آفرين و غم انگيز، فناپذيرى و نابودى است.

41- بازماندگان شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 169 - 2

2 - دلدارى خداوند به مؤمنان و بازماندگان شهدا

و لا تحسبنّ الّذين قتلوا فى سبيل اللّه امواتا

42- برگزيدگى شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 14

14 - شهيدان و قربانيان راه اسلام ، برگزيدگان خداوند

و يتّخذ منكم شهداء

بنابر اينكه مراد از «شهداء»، كشته شدگان در جنگ باشد ; چنانچه برخى از مفسران بر اين عقيده هستند.

43- بقاى عمل شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 27

27- وعده خداوند ، به حفظ و تداوم اعمال و تلاش هاى شهيدان

و الذين قتلوا فى سبيل اللّه فلن يضلّ أعملهم

مراد از «فلن يضلّ» ممكن است هدر نرفتن تلاش ها و ايثارگرى هاى شهيدان، در دنيا باشد; يعنى، گرچه شهيدان خود چشم فرومى بندند; اما خداوند خود آرمان ها و تلاش هايشان را پاس مى دارد.

44- پاداش شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 21

21 - پاداش مهاجران ، آوارگان ، آزارديدگان در راه خدا ، مجاهدان و شهيدان ، تضمين شده از سوى خداوند

انّى لا اضيع عمل عامل منكم . .. فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم و اوذوا فى سبي

لام قسم و نون تأكيد در «لاكفّرنّ» و در «لادخلنّ» دلالت بر تأكيد و تضمين پاداش دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 74 - 11

11 - يكسانى پاداش رزمندگان شهيد و مجاهدان پيروز

فيقتل او يغلب فسوف نؤتيه اجراً عظيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 16

16 - تضمين قطعى بهشت از سوى خداوند ، براى مجاهدان رزمنده اى كه سرانجام به شهادت مى رسند . *

فيقتلون و يقتلون

برداشت فوق بدين احتمال است كه «و يقتلون» قيد باشد ; يعنى، صرفاً كشتن دشمنان خدا تضمين كننده بهشت نيست و به حساب معامله با خدا گذاشته نمى شود ; بلكه كشتن و نهايتا كشته شدن، معامله با خداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 6 - 1

1- بهشت موعود ، پاداش شهيدان راه خدا

و يدخلهم الجنّة عرّفها لهم

45- پيروزى شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 28

28- كشته شدگان راه خدا ، پيروزمندان صحنه آزمون الهى ( جهاد )

و لكن ليبلواْ بعضكم ببعض و الذين قتلوا فى سبيل اللّه فلن يضلّ أعملهم

خداوند، پس از معرّفى جهاد به عنوان آزمون مؤمنان و كافران، تنها به يك گروه نويد داده است و آن كشته شدگان راه حق و شهيدان اند. از اين نويد استفاده مى شود كه پيروزمندان اين آزمون همانان هستند.

46- تكامل شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 5 - 3

3- شهيدان راه خدا ، داراى رشد و تكامل معنوى ، حتى پس از شهادت

سيهديهم و يصلح بالهم

در صورتى كه معناى «بالهم» قلب باشد، لازمه اصلاح قلب تكامل معنوى است.

47- حامى شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 5 - 1

1- شهيدان در همه مراحل پس از شهادت ، برخوردار از هدايت و حمايت خداوند

سيهديهم و يصلح بالهم

ضمير «هم» به «الذين قتلوا فى سبيل اللّه» بازمى گردد. «بال» در «بالهم» يا به معناى شأن و أمر (مفرد اُمور) و يا قلب است. برداشت ياد شده ناظر به معناى نخست مى باشد.

48- حتميت پاداش شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 4 - 29

29- تضمين قطعى پاداش شهيدان ، از سوى خداوند

و الذين قتلوا فى سبيل اللّه فلن يضلّ أعملهم

«فلن يضلّ. ..» مى تواند ناظر به آخرت باشد.

49- حيات شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 154 - 1،2،9

1 - كشته شدگان راه خدا ، زنده و برخوردار از حياتى ويژه اند .

و لاتقولوا لمن يقتل فى سبيل اللّه أموت بل أحياء

از آن جا كه غير شهيدان نيز از زندگى برزخى برخوردارند، معلوم مى شود: حياتى كه خداوند براى شهيدان بيان داشته، حيات و زندگانى ويژه اى است.

2 - نبايد كشته شدگان راه خدا را مرده خواند و آنان را در شمار مردگان قلمداد كرد .

و لاتقولوا لمن يقتل فى سبيل اللّه أموت بل أحياء

9 - اعطاى حيات ويژه به شهيدان ، جلوه اى از همراهى و حمايت خداوند از صبرپيشگان راه ايمان است .

إن اللّه مع الصبرين. و لاتقولوا لمن يقتل فى سبيل اللّه أموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 169 - 1،3،6،8،12

1 - مرده پنداشتن كشته شدگان در راه خدا ( شهدا ) از سوى برخى ، و نهى خداوند از اين پندار

و لا تحسبنّ الّذين قتلوا فى سبيل اللّه امواتا

3 - شهيدان راه خدا ، زنده و برخوردار از روزى در پيشگاه پروردگار خويش

بل احيآء عند ربّهم يرزقون

در برداشت فوق «عند ربّهم»، متعلق به «يرزقون» گرفته شده است.

6 - برخوردارى شهيدان از حياتى ويژه در عالم پس از مرگ ( برزخ )

بل احيآء عند ربّهم يرزقون

نكره بودن كلمه «احيآء» اشاره به اين معنا دارد كه حيات شهيدان حياتى است كه براى انسانها در دنيا ناشناخته است. بنابراين حياتى ويژه خواهد بود.

8 - تفاوت زندگى و حيات شهدا با ديگر انسان ها ، در عالم پس از مرگ ( برزخ )

بل احيآء عند ربّهم يرزقون

چون از نظر قرآن ديگر مردگان نيز از حيات برزخى برخوردارند، مطرح كردن حيات ويژه براى شهيدان، حكايت از تفاوت اين دو حيات دارد.

12 - حيات شهيدان و چگونگى آن فراتر از درك مردمان عادى و تنها در خور فهم كسانى همچون پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

و لا تحسبنّ . .. عند ربّهم يرزقون

از اينكه خداوند در آيات قبل همه مؤمنان را مخاطب قرار مى دهد ولى در اين آيه تنها خطابش را متوجّه پيامبر (صلی الله علیه و آله) (و لا تحسبن به صيغه مفرد) كرده، مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه مضمون اين آيه يعنى حيات شهيدان پس از شهادت، تنها در خور فهم پيامبر (صلی الله علیه و آله) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 170 - 3،5،8،14

3 - حيات ويژه و مقام والاى شهيدان و ارتزاق آنها نزد خداوند ، از تفضّلات الهى به آنان

فرحين بما اتيهم اللّه من فضله

بنابر اينكه مراد از «ما اتيهم اللّه»، همان باشد كه در آيه قبل بيان شد ; يعنى حيات ويژه و . .. .

5 - زندگى برتر و بهتر شهدا در عالم برزخ ، نسبت به زندگى آنان در دنيا

فرحين بما اتيهم اللّه من فضله و يستبشرون

شادمانى شهيدان و نيز آرزوى رسيدن ديگر همرزمانشان به تفضل الهى، حاكى از برترى زندگى اخروى و برزخى آنان نسبت به زندگى دنياست.

8 - زندگى جمعى شهيدان در عالم برزخ *

و يستبشرون بالّذين لم يلحقوا بهم

جمله «لم يلحقوا بهم»، دلالت بر اين دارد كه همرزمان شهيدان پس از شهادت به آنان ملحق مى شوند. بنابراين شهيدان به صورت متفرق زندگى نمى كنند، بلكه شهيدان سراسر تاريخ به يكديگر مى پيوندند.

14 - جاودانگى حيات ، تنعّم و امنيّت خاطر شهيدان *

الّا خوف عليهم و لا هم يحزنون

نفى ترس و اندوه، مستلزم نفى فناپذيرى است. چرا كه از جمله اسباب ترس آفرين و غم انگيز، فناپذيرى و نابودى است.

50- خشنودى شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 170 - 1،4،6،12

1 - سرور و شادمانى كشته شدگان راه خدا ، به آنچه خداوند از فضل خويش به آنان ارزانى داشته است .

فرحين بما اتيهم اللّه من فضله

4 - فضل الهى و عطاياى بيش از استحقاق به شهيدان ، موجب شادمانى آنان

فرحين بما اتيهم اللّه من فضله

با توجّه به معناى «فضل» (بخشش بيش از حد استحقاق و از روى عنايت)، برداشت فوق استفاده شده است.

6 - شادمانى و علاقه شهيدان نسبت به سعادتمندى ديگر مجاهدان و رسيدنشان به مقام كشته شدگان راه خدا

و يستبشرون بالّذين لم يلحقوا بهم من خلفهم

12 - شادمانى شهيدان از نبودن هيچ ترس و اندوهى براى مجاهدان راه خدا پس از شهادت

و يستبشرون بالّذين لم يلحقوا بهم من خلفهم الّا خوف عليهم و لا هم يحزنون

استبشار به معنى شادمانى بر اثر دريافت بشارت است. (لسان العرب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 171 - 1،7

1 - شادمانى شهيدان از نعمت و فضل خاص الهى

يستبشرون بنعمة من اللّه و فضل

نكره بودن كلمه «بنعمة» و «فضل»، دلالت بر نعمت و فضلى ناشناخته براى انسانها دارد. بنابراين نعمت و فضلى خاصّ است.

7 - شادمانى شهيدان از اينكه خداوند اجر مؤمنان را تباه نمى سازد .

يستبشرون بنعمة . .. انّ اللّه لا يضيع اجر المؤمنين

جمله «ان اللّه»، عطف بر كلمه «نعمة» است ; يعنى «يستبشرون بان اللّه لا يضيع».

51- دعاى شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 170 - 6

6 - شادمانى و علاقه شهيدان نسبت به سعادتمندى ديگر مجاهدان و رسيدنشان به مقام كشته شدگان راه خدا

و يستبشرون بالّذين لم يلحقوا بهم من خلفهم

52- روزى شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 169 - 3،16

3 - شهيدان راه خدا ، زنده و برخوردار از روزى در پيشگاه پروردگار خويش

بل احيآء عند ربّهم يرزقون

در برداشت فوق «عند ربّهم»، متعلق به «يرزقون» گرفته شده است.

16 - ارتزاق شهيدان در پيشگاه خداوند ، پرتوى از ربوبيّت او

عند ربّهم يرزقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 170 - 1،3،14

1 - سرور و شادمانى كشته شدگان راه خدا ، به آنچه خداوند از فضل خويش به آنان ارزانى داشته است .

فرحين بما اتيهم اللّه من فضله

3 - حيات ويژه و مقام والاى شهيدان و ارتزاق آنها نزد خداوند ، از تفضّلات الهى به آنان

فرحين بما اتيهم اللّه من فضله

بنابر اينكه مراد از «ما اتيهم اللّه»، همان باشد كه در آيه قبل بيان شد ; يعنى حيات ويژه و . .. .

14 - جاودانگى حيات ، تنعّم و امنيّت خاطر شهيدان *

الّا خوف عليهم و لا هم يحزنون

نفى ترس و اندوه، مستلزم نفى فناپذيرى است. چرا كه از جمله اسباب ترس آفرين و غم انگيز، فناپذيرى و نابودى است.

53- زندگى برزخى شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 26 - 8

8 - شهيدان ، برخوردار از زندگى بهشتى در عالم برزخ

قيل ادخل الجنّة

54- سعادت شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 170 - 13

13 - سعادت و امنيّت كامل شهدا و كشته شدگان در راه خدا

الّا خوف عليهم و لا هم يحزنون

كلمه «خوف» نكره است و پس از حرف نفى (لا)، دلالت بر نبودن هيچ گونه ترس و دلهره اى دارد ; يعنى امنيّت كامل.

55- شهيدان در برزخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 170 - 5،8،11

5 - زندگى برتر و بهتر شهدا در عالم برزخ ، نسبت به زندگى آنان در دنيا

فرحين بما اتيهم اللّه من فضله و يستبشرون

شادمانى شهيدان و نيز آرزوى رسيدن ديگر همرزمانشان به تفضل الهى، حاكى از برترى زندگى اخروى و برزخى آنان نسبت به زندگى دنياست.

8 - زندگى جمعى شهيدان در عالم برزخ *

و يستبشرون بالّذين لم يلحقوا بهم

جمله «لم يلحقوا بهم»، دلالت بر اين دارد كه همرزمان شهيدان پس از شهادت به آنان ملحق مى شوند. بنابراين شهيدان به صورت متفرق زندگى نمى كنند، بلكه شهيدان سراسر تاريخ به يكديگر مى پيوندند.

11 - شهيدان در عالم برزخ ، شاهد مقامات خويش و ديگر مجاهدان راه خدا

فرحين . .. و يستبشرون بالّذين لم يلحقوا بهم من خلفهم الّا خوف عليهم و لا هم يحزن

چون آيه در مقام رد پندار كسانى است كه شهيدان را مرده مى پندارند، خداوند با ذكر آيات مورد بحث مى خواهد حالات و پاداشهاى شهيدان را پس از شهادت بيان كند، نه مقامات و پاداش آنان را در قيامت.

56- شهيدان در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 6 - 1

1- بهشت موعود ، پاداش شهيدان راه خدا

و يدخلهم الجنّة عرّفها لهم

57- ضامن بهشت شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 16

16 - تضمين قطعى بهشت از سوى خداوند ، براى مجاهدان رزمنده اى كه سرانجام به شهادت مى رسند . *

فيقتلون و يقتلون

برداشت فوق بدين احتمال است كه «و يقتلون» قيد باشد ; يعنى، صرفاً كشتن دشمنان خدا تضمين كننده بهشت نيست و به حساب معامله با خدا گذاشته نمى شود ; بلكه كشتن و نهايتا كشته شدن، معامله با خداست.

58- علم شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 170 - 10

10 - آگاهى شهدا از وضعيّت مجاهدان مؤمن در دنيا *

و يستبشرون بالّذين لم يلحقوا بهم من خلفهم

59- عوامل اطمينان شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 21

21 - تورات ، انجيل و قرآن ، سند وعده هاى خدا به مجاهدان و شهيدان و مايه اطمينان آنان

وعداً عليه حقاً فى التورية و الإنجيل و القرءان

60- فضايل شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 157 - 10

10 - بيان مقام والاى آنانكه در راه خدا مى ميرند و يا كشته مى شوند ، نشان دهنده بطلان ارزيابى كفرپيشگان درباره حيات و مرگ

لو كانوا عندنا ما ماتوا و ما قتلوا . .. و لئن قتلتم او متّم لمغفرة من اللّه و رح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 169 - 3،7،13

3 - شهيدان راه خدا ، زنده و برخوردار از روزى در پيشگاه پروردگار خويش

بل احيآء عند ربّهم يرزقون

در برداشت فوق «عند ربّهم»، متعلق به «يرزقون» گرفته شده است.

7 - عظمت و مقام والاى شهدا و كشته شدگان در راه خدا

بل احيآء عند ربّهم يرزقون

از اينكه آنان در پيشگاه خداوند روزى داده مى شوند و در آن مقام حاضرند، عظمت مقام آنان به دست مى آيد.

13 - شهيدان ، پرورش يافتگان مقام ربوبى خداوند هستند .

بل احيآء عند ربّهم يرزقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 170 - 2،3،6،11

2 - لطف و عنايت خداوند به كشته شدگان در راه او ( شهيدان )

فرحين بما اتيهم اللّه من فضله

3 - حيات ويژه و مقام والاى شهيدان و ارتزاق آنها نزد خداوند ، از تفضّلات الهى به آنان

فرحين بما اتيهم اللّه من فضله

بنابر اينكه مراد از «ما اتيهم اللّه»، همان باشد كه در آيه قبل بيان شد ; يعنى حيات ويژه و . .. .

6 - شادمانى و علاقه شهيدان نسبت به سعادتمندى ديگر مجاهدان و رسيدنشان به مقام كشته شدگان راه خدا

و يستبشرون بالّذين لم يلحقوا بهم من خلفهم

11 - شهيدان در عالم برزخ ، شاهد مقامات خويش و ديگر مجاهدان راه خدا

فرحين . .. و يستبشرون بالّذين لم يلحقوا بهم من خلفهم الّا خوف عليهم و لا هم يحزن

چون آيه در مقام رد پندار كسانى است كه شهيدان را مرده مى پندارند، خداوند با ذكر آيات مورد بحث مى خواهد حالات و پاداشهاى شهيدان را پس از شهادت بيان كند، نه مقامات و پاداش آنان را در قيامت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 171 - 8

8 - مقام والاى شهيدان ، در پيشگاه خداوند

يستبشرون بنعمة من اللّه و فضل و انّ اللّه لا يضيع اجر المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 22

22 - مهاجر آواره و آزار ديده در راه خدا ، و جهادگر و جان باخته ، مصداق مؤمن خردمند

لايات لاولى الالباب . .. فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم ... و قاتلوا و قتلوا

اجابت دعاى خردمندان به دليل اعمال آنان است. «انّى لا اضيع ... » و جمله «فالّذين» به دليل «فا»، بيانگر آن اعمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 69 - 11

11 - مقام والاى انبيا ، صديقان ، شاهدان ( گواهان اعمال يا عالمان يا كشته شدگان در راه خدا ) و صالحان

فاولئك مع الذين انعم اللّه عليهم من النبيّين و الصديقين و الشّهداء و الصالحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 5 - 1،3،4

1- شهيدان در همه مراحل پس از شهادت ، برخوردار از هدايت و حمايت خداوند

سيهديهم و يصلح بالهم

ضمير «هم» به «الذين قتلوا فى سبيل اللّه» بازمى گردد. «بال» در «بالهم» يا به معناى شأن و أمر (مفرد اُمور) و يا قلب است. برداشت ياد شده ناظر به معناى نخست مى باشد.

3- شهيدان راه خدا ، داراى رشد و تكامل معنوى ، حتى پس از شهادت

سيهديهم و يصلح بالهم

در صورتى كه معناى «بالهم» قلب باشد، لازمه اصلاح قلب تكامل معنوى است.

4- شهيدان ، برخوردار از آسودگى خاطر در پرتو عنايت خداوند *

و يصلح بالهم

برداشت بالا بدان احتمال است كه «بال»، به معناى قلب و خاطر باشد و «إصلاح» به معناى زدايش نگرانى ها و آرامش بخشيدن به آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 6 - 3

3- خداوند ، هدايتگر شهيدان به منزل آشناى بهشت

سيهديهم . .. و يدخلهم الجنّة عرّفها لهم

61- كمال شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 169 - 14

14 - شهادت ، وسيله رشد و تكامل شهيد

بل احيآء عند ربّهم يرزقون

با توجه به معناى «ربّهم» كه خداوند مربّى و تربيت كننده شهيدان است، معلوم مى شود كه شهادت زمينه اى براى بهره مندى از ربوبيّت خاص الهى است.

62- مقام شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 15

15 - منزلت والاى شهيدان

و يتّخذ منكم شهداء

برگزيدن شهيدان از سوى خداوند، حاكى از مقام والاى آنان است ; چون تا از آنان راضى نباشد و دوستشان نداشته باشد، آنان را برنمى گزيند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 143 - 9

9 - اشتياق مؤمنان به حضور در ميدان جهاد و شهادت ، پس از آگاهى از درجات شهداى بدر

و لقد كنتم تمنّون الموت من قبل

امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمود: فانّ المؤمنين لمّا اخبرهم اللّه بالّذى فعل بشهدائهم يوم بدر و منازلهم من الجنّة رغبوا فى ذلك فقالوا اللهمّ ارنا القتال نستشهد فيه.


تفسير قمى، ج 1، ص 119 ; تفسير برهان، ج 1، ص 319، ح 1.

63- مقامات شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 154 - 1،2

1 - كشته شدگان راه خدا ، زنده و برخوردار از حياتى ويژه اند .

و لاتقولوا لمن يقتل فى سبيل اللّه أموت بل أحياء

از آن جا كه غير شهيدان نيز از زندگى برزخى برخوردارند، معلوم مى شود: حياتى كه خداوند براى شهيدان بيان داشته، حيات و زندگانى ويژه اى است.

2 - نبايد كشته شدگان راه خدا را مرده خواند و آنان را در شمار مردگان قلمداد كرد .

و لاتقولوا لمن يقتل فى سبيل اللّه أموت بل أحياء

64- نعمتهاى شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 125 - 4

4 - ساحران مؤمن به موسى ، معتقد به دستيابى كشته شدگان راه خدا به موهبتهايى برتر از نعمت ها و آسايش هاى دنيوى

إنا إلى ربنا منقلبون

65- ورود شهيدان در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 6 - 3

3- خداوند ، هدايتگر شهيدان به منزل آشناى بهشت

سيهديهم . .. و يدخلهم الجنّة عرّفها لهم

66- وعده به شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 18

18 - پاداش بهشت براى مجاهدان و شهيدان ، وعده حتمى خداوند در تورات ، انجيل و قرآن

وعداً عليه حقاً فى التورية و الإنجيل و القرءان

67- هدايت شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 5 - 1

1- شهيدان در همه مراحل پس از شهادت ، برخوردار از هدايت و حمايت خداوند

سيهديهم و يصلح بالهم

ضمير «هم» به «الذين قتلوا فى سبيل اللّه» بازمى گردد. «بال» در «بالهم» يا به معناى شأن و أمر (مفرد اُمور) و يا قلب است. برداشت ياد شده ناظر به معناى نخست مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 6 - 3

3- خداوند ، هدايتگر شهيدان به منزل آشناى بهشت

سيهديهم . .. و يدخلهم الجنّة عرّفها لهم

14- شهر

1- آثار شهر نشينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 101 - 14

14 - شهرنشينى با وجود در پى داشتن فرهنگ بالاتر ، خطر نفاق و پيچيده تر شدن در طريق انحراف را نيز در پى دارد .

الأعراب أشد كفراً و نفاقاً . .. و من أهل المدينة مردوا على النفاق

در آيه «97» با مذمت باديه نشينان - به خاطر فرهنگ پايينشان - تلويحاً پيوستن به مجامع بزرگ را تمجيد مى كند و در اين آيه، منافقان اهل مدينه را به مهارت داشتن در نفاق و زبر دست بودن بر باديه نشينان متهم مى كند; يعنى، در كنار آن ارزش، چنين ضد ارزشى بروز مى كند.

2- اثار شهر نشينى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 37

37 - شهرنشينى بنى اسرائيل و رسيدن به رفاه و آسايش ، زمينه ساز عصيانگرى ، تجاوز ، كشتن پيامبران و كفرشان بود .

لن نصبر على طعام وحد . .. اهبطوا مصراً ... و ضربت عليهم الذلة

برداشت فوق، مقتضاى ارتباط بخش دوم آيه; يعنى، «و ضربت عليهم الذلة . ..» با بخش اول آيه است.

3- ارزش شهر نشينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 100 - 19

19- زندگانى در شهر ها و آباديها ، برتر از صحرانشينى و بيابان گردى است .

قد أحسن بى إذ . .. جاء بكم من البدو

از اينكه يوسف(ع) كوچ كردن خاندان يعقوب از صحراها و بيابانها را به شهر و آبادى از احسانها و نعمتهاى خداوند شمرد ، برداشت فوق استفاده مى شود.

4- اهالى شهر قصه خضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 77 - 4

4- هيچ يك از مردم شهر ، حاضر به ميزبانى و اطعام موسى و خضر ( ع ) نشد .

استطعما أهلها فأبوا أن يضيّفوهما

«إباء» به معناى «امتناع و سرباز زدن» است.

5- حتميّت ويرانى شهر ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 58 - 4

4- ويرانى شهر ها و مرگ و مير همه مردمان قبل از قيامت ، امرى حتمى ، غير قابل تغيير و نوشته شده در كتاب تقدير الهى است .

كان ذلك فى الكتب مسطورًا

«ال» در «الكتاب» براى معرفه و عهد است و مراد از آن، لوح محفوظ و كتاب تقدير است.

6- خروج فرعون از شهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 57 - 1

1 - خارج شدن فرعون و فرعونيان از شهر براى تعقيب بنى اسرائيل

فأخرجنهم

7- خروج فرعونيان از شهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 57 - 1،2

1 - خارج شدن فرعون و فرعونيان از شهر براى تعقيب بنى اسرائيل

فأخرجنهم

2 - حركت فرعونيان در پى بنى اسرائيل ، تدبير الهى براى جدا شدن آنان از نعمت هاى سرزمين مصر بود .

فأخرجنهم من جنّ-ت و عيون

اسناد فعل «إخراج» به ضمير «نا» بيانگر مطلب ياد شده است.

8- خطر انحراف در شهر نشينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 101 - 14

14 - شهرنشينى با وجود در پى داشتن فرهنگ بالاتر ، خطر نفاق و پيچيده تر شدن در طريق انحراف را نيز در پى دارد .

الأعراب أشد كفراً و نفاقاً . .. و من أهل المدينة مردوا على النفاق

در آيه «97» با مذمت باديه نشينان - به خاطر فرهنگ پايينشان - تلويحاً پيوستن به مجامع بزرگ را تمجيد مى كند و در اين آيه، منافقان اهل مدينه را به مهارت داشتن در نفاق و زبر دست بودن بر باديه نشينان متهم مى كند; يعنى، در كنار آن ارزش، چنين ضد ارزشى بروز مى كند.

9- خطر نفاق در شهر نشينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 101 - 14

14 - شهرنشينى با وجود در پى داشتن فرهنگ بالاتر ، خطر نفاق و پيچيده تر شدن در طريق انحراف را نيز در پى دارد .

الأعراب أشد كفراً و نفاقاً . .. و من أهل المدينة مردوا على النفاق

در آيه «97» با مذمت باديه نشينان - به خاطر فرهنگ پايينشان - تلويحاً پيوستن به مجامع بزرگ را تمجيد مى كند و در اين آيه، منافقان اهل مدينه را به مهارت داشتن در نفاق و زبر دست بودن بر باديه نشينان متهم مى كند; يعنى، در كنار آن ارزش، چنين ضد ارزشى بروز مى كند.

10- زمينه آبادانى شهر ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 12 - 3

3 - استغفار و ايمان ، از عوامل ازدياد اموال و فرزندان و آبادانى شهر ها و روستا ها ( پيدايش باغ ها و نهر ها و . . . )

استغفروا ربّكم . .. و يمددكم بأمول و بنين و يجعل لكم جنّ-ت و يجعل لكم أنهرًا

11- زمينه ويرانى شهر ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 12 - 4

4 - كفر و گناه ، از عوامل كم شدن اموال و تعداد فرزندان و خرابى شهر ها و روستا ها ( نابودى باغ ها ، نهر ها و . . . )

استغفروا ربّكم . .. و يمددكم بأمول و بنين ... و يجعل لكم أنهرًا

12- شهر انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 20 - 3

3 - انطاكيه ، در عصر حبيب نجار و آمدن رسولان الهى بدان جا ، به صورت شهر بود .

و جاء من أقصا المدينة رجل

13- شهر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 91 - 6

6 - مكه مكرّمه ، شهر خدا و خدا صاحب آن است .

أن أعبد ربّ هذه البلدة

14- شهر دمشق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 50 - 13

13 - « عن النبى (صلی الله علیه و آله) انّه تلا هذه الآية « و آويناهما إلى ربوة ذات قرار و و معين » . . . قال : هى بالشام بأرض يقال لها الغوطة ، مدينة يقال لها دمشق هى خير مدن الشام ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه آن حضرت آيه «و آويناهما إلى ربوة ذات قرار و معين» را قرائت كرد و فرمود: اين (ربوه) در شام است در سرزمينى بنام غوطه. آن شهرى است به نام دمشق كه بهترين شهرهاى شام است».

15- شهر قصه خضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 77 - 2،5

2- موسى و خضر ( ع ) در مسير حركت و سفر خويش ، به يك آبادى رسيدند و با اهل آن ملاقات كردند .

فانطلقا حتّى إذا أتيا أهل قرية

در اين كه چه شهرى در مسير موسى و خضر(ع) قرار داشته، احتمالات گوناگونى ارائه شده است. از جمله آن ها شهر «ناصره» است كه در ساحل دريا قرار داشته است اين وجه را مجمع البيان از امام صادق (ع) روايت كرده است.

5- مردم شهرى كه موسى و خضر ( ع ) به آن وارد شدند ، مردمى دور از خوى مهمان دوستى و غريب نوازى ، دور بودند .

فأبوا أن يضيّفوهما

16- شهر قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 31 - 6

6 - ابراهيم ( ع ) ، در زمان عذاب شدن قوم لوط ، در نزديكى شهر آنان اقامت داشته است .

و لمّا جاءت رسلنا إبرهيم . .. إنّا مهلكوا أهل هذه القرية

اسم اشاره «هذه» - كه بر نزديك بودن مشارإليه اش دلالت دارد - نكته بالا را مى رساند.

17- شهر مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 126 - 12

12 - خداوند ، دعاى حضرت ابراهيم ( ع ) ( شهر شدن سرزمين مكه و امنيت و رفاه مؤمنان آن ) را مستجاب كرد .

رب اجعل . .. قال و من كفر فأمتعه قليلا

ابراهيم، در دعاى خويش اشاره به اين داشت كه: خداوند، كافران مكه را از روزيهاى خويش محروم سازد. جمله «و من كفر فأمتعه» (ولى آن كس كه كافر شود او را بهره اى اندك خواهم داد) پاسخ منفى خداوند به اين تقاضاى ابراهيم است. رد بخشى از يك درخواست، حكايت از اجابت ديگر درخواستها دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 35 - 7

7- مكه در عصر حضرت ابراهيم ( ع ) داراى بافت شهرى بود .

و إذ قال إبرهيم ربّ اجعل هذا البلد ءامنًا

18- عوامل نابودى شهر ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 11 - 1

1- خداوند ، بسيارى از شهر ها و آبادى ها را به خاطر ستم مردمانشان به شدت در هم شكست و نابود كرد .

و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة

«قَصْم» (مصدر «قصمنا») به معناى شكستن شديد شىء است، به گونه اى كه به اجزا و قطعات پراكنده تبديل شود (لسان العرب). مقصود از آن در اين آيه، نابودى و هلاكت است.

19- عوامل ويرانى شهر ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 34 - 3،4

3 - ويرانى شهر ها ، تباهى جامعه و ذلّت عزّتمندان ، نتيجه هميشگى سلطه شاهان بر كشور بيگانه

إنّ الملوك إذا دخلوا قرية أفسدوها و جعلوا أعزّة أهلها أذلّة

4 - تأكيد بلقيس بر استمرار شيوه شاهان در تباه ساختن ممالك تحت سلطه خويش

قالت إنّ الملوك . .. و كذلك يفعلون

20- نقش شهر هاى بزرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 59 - 5

5 - گزينش شهر هاى بزرگ و مركزى از سوى خداوند براى بعثت فرستادگان خود

حتّى يبعث فى أُمّها رسولاً

«أُمّ القرى» به شهرى گفته مى شود كه نسبت به شهرهاى ديگر حالت مركزيت داشته باشد و مردم آن شهرها براى رفع نيازمندى هاى خود و. .. به آن جا مراجعه كنند.

21- واژگونى شهر قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 79 - 7

7- شهر قوم لوط ، على رغم زير و رو شدن و زير باران كلوخ قرار گرفتن ، كاملاً منهدم نشد و ساليان درازى آثار آن باقى ماند .

فجعلنا عليها سافلها و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل . .. و إنهما لبإمام مبين

22- ويرانى شهر بصره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 53 - 5

5 - « عن أبى بصير عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه . . . « و المؤتفكة أهوى » قال : هم أهل البصرة هى المؤتفكة . . . ;

ابى بصير از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند . .. «و المؤتفكة أهوى» روايت نموده كه مراد، اهل بصره هستند. آن جا شهر زيرورو شده است...».

23- ويرانى شهر قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 35 - 1

1 - مأموران عذاب قوم لوط ، شهر آن قوم را ، با عذابى آسمانى ، درهم كوبيدند .

إنّا منزلون على أهل هذه القرية رجزًا من السماء. .. و لقد تركنا منها ءاية

24- ويرانى شهر ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 70 - 8

8 - واژگون شدن بسيارى از شهر هاى آباد با نزول عذاب الهى

و المؤتفكت

«ائتفاك» به معناى انقلاب و زير و رو شدن است. بنابراين مقصود از «مؤتفكات» به قرينه مقام، شهرهايى است كه با عذاب و قهر الهى زير و رو شده اند.

شهر نشينى

25- آثار شهر نشينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 101 - 14

14 - شهرنشينى با وجود در پى داشتن فرهنگ بالاتر ، خطر نفاق و پيچيده تر شدن در طريق انحراف را نيز در پى دارد .

الأعراب أشد كفراً و نفاقاً . .. و من أهل المدينة مردوا على النفاق

در آيه «97» با مذمت باديه نشينان - به خاطر فرهنگ پايينشان - تلويحاً پيوستن به مجامع بزرگ را تمجيد مى كند و در اين آيه، منافقان اهل مدينه را به مهارت داشتن در نفاق و زبر دست بودن بر باديه نشينان متهم مى كند; يعنى، در كنار آن ارزش، چنين ضد ارزشى بروز مى كند.

26- اثار شهر نشينى بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 37

37 - شهرنشينى بنى اسرائيل و رسيدن به رفاه و آسايش ، زمينه ساز عصيانگرى ، تجاوز ، كشتن پيامبران و كفرشان بود .

لن نصبر على طعام وحد . .. اهبطوا مصراً ... و ضربت عليهم الذلة

برداشت فوق، مقتضاى ارتباط بخش دوم آيه; يعنى، «و ضربت عليهم الذلة . ..» با بخش اول آيه است.

27- ارزش شهر نشينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 100 - 19

19- زندگانى در شهر ها و آباديها ، برتر از صحرانشينى و بيابان گردى است .

قد أحسن بى إذ . .. جاء بكم من البدو

از اينكه يوسف(ع) كوچ كردن خاندان يعقوب از صحراها و بيابانها را به شهر و آبادى از احسانها و نعمتهاى خداوند شمرد ، برداشت فوق استفاده مى شود.

28- خطر انحراف در شهر نشينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 101 - 14

14 - شهرنشينى با وجود در پى داشتن فرهنگ بالاتر ، خطر نفاق و پيچيده تر شدن در طريق انحراف را نيز در پى دارد .

الأعراب أشد كفراً و نفاقاً . .. و من أهل المدينة مردوا على النفاق

در آيه «97» با مذمت باديه نشينان - به خاطر فرهنگ پايينشان - تلويحاً پيوستن به مجامع بزرگ را تمجيد مى كند و در اين آيه، منافقان اهل مدينه را به مهارت داشتن در نفاق و زبر دست بودن بر باديه نشينان متهم مى كند; يعنى، در كنار آن ارزش، چنين ضد ارزشى بروز مى كند.

29- خطر نفاق در شهر نشينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 101 - 14

14 - شهرنشينى با وجود در پى داشتن فرهنگ بالاتر ، خطر نفاق و پيچيده تر شدن در طريق انحراف را نيز در پى دارد .

الأعراب أشد كفراً و نفاقاً . .. و من أهل المدينة مردوا على النفاق

در آيه «97» با مذمت باديه نشينان - به خاطر فرهنگ پايينشان - تلويحاً پيوستن به مجامع بزرگ را تمجيد مى كند و در اين آيه، منافقان اهل مدينه را به مهارت داشتن در نفاق و زبر دست بودن بر باديه نشينان متهم مى كند; يعنى، در كنار آن ارزش، چنين ضد ارزشى بروز مى كند.

شهرها

30- عذاب با ويرانى شهرها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 102 - 1

1- جوشش آب هاى سيل آسا ، بارش باران هاى طوفان زا ، زير و زبر شدن آباديها ، فرو ريختن سنگ هاى عذاب و ايجاد صيحه و غرش هاى تخريب گر ، نمونه هايى است از عقوبت هاى الهى و عذاب هاى استيصال .

و كذلك أخذ ربك

«ذلك» اشاره به عذابهايى است كه در اين سوره بيان شده است; از قبيل طوفان نوح ، زير و زبر شدن آباديهاى قوم لوط و . .. .

15- شهوت پرستى

1- آثار شهوت پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 14 - 2

2 - شهوت پرستى و زراندوزى ، زمينه كفر و تكذيب آيات الهى

زيّن للنّاس حبّ الشّهوات . .. من الذهب و الفضّة

بنابراينكه منظور از «للنّاس»، كافران باشد; به قرينه آيات پيشين كه سخن از آنان بود.

شهوترانان

2- اضلال شهوترانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 27 - 4

4 - تلاش شهوترانان براى انحراف جوامع دينى از حدود و مقررات الهى در روابط جنسى

و يريد الّذين يتّبعون الشّهوات ان تميلوا ميلاً عظيماً

شهوترانى

3- {شهوترانى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 15 - 8

8 - پرهيز از شيفتگى به تمايلات نفسانى ، عامل دستيابى به بهشت جاودان و رضوان الهى

للّذين اتقوا عند ربّهم

به قرينه آيه قبل مى توان مفعول «اتّقوا» را موارد ذكر شده در آن آيه دانست. موارد ياد شده عبارت است از حب و شيفتگى به شهوات و ... . گفتنى است معناى لغوى «اتقوا»، پرهيز و دورى است.

4- آثار شهوترانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 27 - 9

9 - هواپرستى و شهوترانى ، مايه دورى از رحمت الهى

و اللّه يريد ان يتوب عليكم و يريد الّذين يتّبعون الشّهوات ان تميلوا ميلاً عظيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 28 - 3

3 - شكستن حريم قوانين الهى در روابط جنسى ، رنج آفرين و موجب مشقت براى جوامع انسانى است .

و يريد الّذين يتّبعون الشّهوات . .. يريد اللّه ان يخفّف عنكم

چنانچه رعايت احكام الهى در ازدواج موجب سبكبارى باشد، زير پا گذاردن آن قوانين، رنج آور و مشقتبار خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 81 - 5

5 - شهوت پرستى بيش از حد قوم لوط ، موجب گرايش آنان به لواط شد .

إنكم لتأتون . .. بل أنتم قوم مسرفون

بدان احتمال كه جمله «بل أنتم قوم مسرفون» به منزله علتى براى گرايش قوم لوط به لواط باشد. يعنى چون اسرافگر بوديد به لواط مبتلا شديد. در اين صورت مراد از اسراف، به مناسبت مورد، اسراف در شهوت جنسى خواهد بود.

5- سرزنش شهوترانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 10

10- مؤمن واقعى ، در پى اعمال نيك است ; نه غوطهور در لذّت و هوسرانى .

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. و الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأن

خداوند، مؤمنان را متصف به «عملوا الصالحات» كرده و كافران را مشمول «يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأنعام» دانسته است. از اين تقابل، مطلب بالا استفاده مى شود.

6- شهوترانى قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 81 - 5

5 - شهوت پرستى بيش از حد قوم لوط ، موجب گرايش آنان به لواط شد .

إنكم لتأتون . .. بل أنتم قوم مسرفون

بدان احتمال كه جمله «بل أنتم قوم مسرفون» به منزله علتى براى گرايش قوم لوط به لواط باشد. يعنى چون اسرافگر بوديد به لواط مبتلا شديد. در اين صورت مراد از اسراف، به مناسبت مورد، اسراف در شهوت جنسى خواهد بود.

7- كيفر شهوترانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 28 - 11

11 - انسان ، ناتوان از تحمل عواقب انحراف از حدود الهى در روابط جنسى

و يريد الّذين يتّبعون الشّهوات ان تميلوا ميلا عظيماً . .. خلق الانسان ضعيفاً

جمله «خلق الانسان ضعيفاً» مى تواند بيانگر علت لزوم پيروى از احكام الهى در ازدواج و اجتناب از پيروى هواپرستان باشد. يعنى قوانين الهى، جوامع را سبكبار خواهد كرد و انحراف از آن موجب مشقت خواهد شد و انسان توان تحمل آن مشقتها را ندارد.

8- مبارزه با شهوترانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 25 - 27

27 - فراهم آوردن ازدواج هاى سهل و آسان در جامعه ، راه جلوگيرى از مفاسد جنسى

و من لم يستطع . .. فمن ما ملكت ايمانكم ... ذلك لمن خشى الْعنت منكم

چون ازدواج با كنيزان سهل است و خداوند براى جلوگيرى از زنا و مفاسد جنسى آن را پيشنهاد و تجويز كرده، معلوم مى شود كه بهترين راه براى جلوگيرى از مفاسد جنسى، فراهم آوردن ازدواج سهل و آسان است.

9- موانع شهوترانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 23 - 11

11- توجه به خدا و استعاذه به درگاه او ، راهى براى مصون ماندن از فرجام ناميمون شهوات جنسى

قال معاذ الله

16- شهود

1- شهود آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 9 - 3

3- تقسيم پديده هاى جهان به غيب و شهود از طبقه بندى هاى هستى در قرآن

الغيب و الشهدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 46 - 9

9 - جهان هستى ، متشكل از حقايق غيبى و ناشناخته و امور محسوس و شناختنى

علم الغيب و الشهدة

2- مراد از شهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 73 - 18

18 - عن أبى عبدالله(ع) فى قوله عز و جل: «عالم الغيب و الشهادة» فقال: الغيب ما لم يكن و الشهادة ما قد كان.

از امام صادق(ع) درباره «عالم الغيب و الشهادة» روايت شده است: «غيب» آن است كه به وجود نيامده و «شهادة» آن است كه به هستى در آمده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 22

22 - « عن ابى عبداللّه ( ع ) فى قوله عزّ و جلّ : « عالم الغيب و الشّهادة » : الغيب ما لم يكن و الشّهادة ما قد كان ;

از امام صادق (ع) در معناى غيب و شهادت در آيه شريفه روايت شده: غيب آن است كه به وجود نيامده و شهادت آن است كه به وجود آمده باشد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 9 - 5

5- « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قوله عزوجل : « عالم الغيب و الشهادة » فقال : « الغيب ما لم يكن والشهادة ما قد كان ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه درباره سخن خداى عزوجل: «عالم الغيب و الشهادة» فرمود: غيب چيزى است كه به وجود نيامده و شهادت چيزى است كه وجود پيدا كرده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 6 - 9

9 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « عالم الغيب و الشهادة » . فقال : الغيب ، ما لم يكن و الشهادة ، ما قد كان ;

از امام صادق(ع) درباره اين سخن خداوند عزّوجلّ: «عالم الغيب و الشهادة» روايت شده كه گفت: غيب چيزى است كه هنوز واقع نشده و شهادت، چيزى است كه محقق گشته است».

3- مراد از عالم شهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 92 - 6

6 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله عزّوجلّ : « عالم الغيب والشهادة » فقال : الغيب ما لم يكن و الشهادة ما قد كان ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه درباره سخن خداوند - عزّوجلّ - «عالم الغيب و الشهادة» فرمود: «غيب» چيزى است كه واقع نشده و «شهادت» چيزى است كه محقق گشته است».

4- نشئه شهود انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 172 - 3

3 - هر يك از انسان ها پس از خلقتشان در حيات دنيا ، داراى دو نشئه وجودى هستند : نشئه شهود ارتباط خويش با خداوند و نشئه غيبت و محجوب بودن از خدا

و إذ أخذ ربك . .. و أشهدهم على أنفسهم

عطف «أشهدهم» بر «أخذ ربك» دلالت مى كند كه مسأله اشهاد و اقرار در همين حيات دنيوى انسان انجام گرفته است. يعنى هر يك از انسانهاى موجود بالعيان ربوبيت خداوند را مشاهده كرده اند. و اين در حالى است كه عموم انسانها چنين شهود و علم حضورى را نسبت به پروردگار خويش ندارند. لذا مى توان گفت انسان داراى دو جنبه است: جنبه اى كه شاهد ربوبيت خدا بوده و جنبه اى كه چنين شهودى براى او نيست.

5- نقش نشئه شهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 173 - 2

2 - در صورت نبود نشئه شهود و اقرار براى فرزندان ، آنان در انتخاب عقيده ، جز تبعيت و تقليد از پدران ، راهى نداشتند .

و أشهدهم على أنفسهم . .. أو تقولوا إنما أشرك ءاباؤنا من قبل

17- شياطين

1- شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 83 - 11

11 - كسانى كه راز هاى جامعه اسلامى را منتشر مى كنند ، شيطان هستند .

اذاعوا به . .. لاتبعتم الشيطان

ظاهراً مراد از «شيطان»، همان كسانى هستند كه اخبار امنيتى را نسنجيده بين مردم منتشر مى كردند. يعنى منافقان و يا مسلمانان ضعيف الايمان كه خداوند آنان را به خاطر عملشان، شيطان ناميده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 15

15 - شيطان داراى قبيله و گروه

إنه يريكم هو و قبيله

2- آثار دوستى با شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 121 - 9

9 - دوستى با شياطين زمينه پذيرش القائات باطل آنان است.

و إن الشيطين ليوحون إلى أوليائهم ليجدلوكم

3- آزادى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 18

18 - مشيت خداوند بر بازداشتن تكوينى شياطين از دشمنى با پيامبران و تبليغات فريبنده آنها نيست.

و لو شاء ربك ما فعلوه

4- آزادى شياطين انسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 19

19 - شياطين جن و انس برخوردار از آزادى و اختيارند.

و لو شاء ربك ما فعلوه فذرهم و ما يفترون

5- آزادى شياطين جنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 19

19 - شياطين جن و انس برخوردار از آزادى و اختيارند.

و لو شاء ربك ما فعلوه فذرهم و ما يفترون

6- اجتناب از اطاعت شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 24

24- آدميان همواره نسبت به كنيه و عداوت شياطين با آنان توجه داشته باشند و از اطاعت آنان به پرهيزند .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى و هم لكم عدوٌّ

7- اختيار شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 5 - 14

14 - شيطان ها ، موجوداتى مختار و مكلف

للشيطين و أعتدنا لهم عذاب السعير

مطلب ياد شده، با توجه به اين نكته است كه عذاب و كيفر شدن، دليل مكلف بودن و تكليف شدن نشانه آزاد و مختار بودن است; زيرا تكليف اجبارى، نه كيفر دارد و نه ثواب.

8- ارتباط شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 9،11،13

9 - شياطين جن و انس با يكديگر به وسيله القائات مرموز مرتبط هستند.

يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا

«وحى» به معنى اشاره . .. و كلام پنهان است (لسان العرب)، لذا در برداشت فوق به القائات مرموز معنى گرديده است.

11 - شياطين با تبادل سخنان به ظاهر آراسته و منطقى در بين يكديگر در صدد فريب و گمراه ساختن مردمند.

يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا

راغب مى گويد: الزخرف الزينة المزوقة . .. . زخرف همان زينت آراسته است، لذا زخرف القول به معنى گفتار به ظاهر زيبا و دلپسند است.

13 - برخى از شياطين آموزش دهنده روشهاى شيطانى به بعض ديگرند.

يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول

از اينكه بعضى وحى و اشاره مى كنند و طبعاً برخى آن را مى پذيرند، برداشت فوق استفاده شده است.

9- استراق سمع شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 18 - 1،2،3

1- برخى از شياطين ، درصدد استراق سمع خبر هاى آسمانى اند .

إلاّ من استرق السمع

2- شياطين ، در حد استراق سمع توان نزديك شدن به آسمان ها را دارند .

و حفظنها من كلّ شيطن رجيم . إلاّ من استرق السمع

3- در آسمان ها ، خبر ها و اطلاعاتى مبادله مى شود كه قابل شنود براى موجوداتى چون شياطين است .

من كلّ شيطن رجيم . إلاّ من استرق السمع

لازمه استراق سمع، وجود و تبادل اخبارى است كه قابل شنيدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 212 - 2

2 - قدرت شياطين بر استماع و استراق سمع گفتار فرشتگان ، در برهه اى از زمان ( قبل از ممنوع شدن و عزل گشتن )

إنّهم عن السمع لمعزولون

«معزولون» مى تواند به معناى حال باشد; يعنى، گر چه شياطين در گذشته گفتار فرشتگان را مى شنيدند; اما اكنون (از زمان نزول قرآن) از آن عزل گشته و ممنوع شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 223 - 4

4 - امكان دست يافتن شياطين به بعضى از اخبار پنهان

يلقون السمع و أكثرهم كذبون

در صورتى كه ضمير «يلقون» و «أكثرهم» به شياطين بازگردد، احتمال مى رود كه مراد از «يلقون السمع» استراق سمع شياطين از مكالمات فرشتگان باشد. در اين صورت مفهوم «و أكثرهم كاذبون» چنين مى شود: آنان گاه گاهى مى توانند حوادث آينده را بفهمند; ولى معمولاً دروغ مى گويند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 8 - 1،3،9

1 - شياطين ، ناتوان از شنود اخبار آسمان

لايسّمّعون إلى الملإالأعلى

3 - شياطين ، درصدد دست يابى به اطلاعات موجود در آسمان و اخبار مربوط به امور غيبى اهل زمين

لايسّمّعون إلى الملإالأعلى

بيش تر مفسران برآنند كه گوش فرا دادن شياطين به سخنان موجودات والامقامى چون فرشتگان، با هدف دست يابى به امور غيبى مربوط به اهل زمين و اطلاعات موجود در آسمان صورت مى گيرد.

9 - شياطينى كه براى استراق سمع به آسمان نزديك صعود كنند ، از هر سو مورد هدف قرار گرفته و رانده خواهند شد .

و يقذفون من كلّ جانب

«قذف» (مصدر «يقذفون»)، به معناى «رمى»; يعنى، راندن و هدف قرار دادن شىء به وسيله سنگ، تير و مانند آنها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 10 - 1،2،7

1 - برخى از شياطين ، به صعود به آسمان نزديك موفق شده و با سرعت و دزدانه به اطلاعات و اخبار ناچيزى دست خواهند يافت .

لايسّمّعون إلى الملإالأعلى . .. إلاّ من خطف الخطفة

«خَطِفَ» به معناى اختلاس و ربودن با سرعت است و «خطفة» - بر وزن «فعلة» كه دال بر «مرّة» است - مفعول مطلق و به معناى يك بار ربودن است. گفتنى است كه در اين آيه، كنايه از ربودنِ كم و ناچيز از اطلاعات و اخبار موجود در آسمان است.

2 - اصرار برخى از شياطين به صعود به آسمان نزديك ، جهت كسب اطلاعات و اخبار غيبى

إلاّ من خطف الخطفة

تلاش دزدانه شياطين همراه با خطرپذيرى آنان براى صعود به آسمان، مى تواند حاكى از اصرار آنان بر اين صعود باشد.

7 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : . . .قال [ رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فى حديث المعراج ] : . . . صعد جبرئيل و صعدت معه إلى سماء الدنيا و عليها ملك يقال له : اسماعيل ، هو صاحب الخطفة التى قال اللّه عزّوجلّ : « إلاّ من خطف الخطفة فأتبعه شهاب ثاقب » و تحته سبعون ألف ملك تحت كلّ ملك سبعون ألف ملك . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است . ..[كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در حديث معراج]; فرمود: جبرئيل بالا رفت و من هم با او به آسمان دنيا بالا رفتم. در آن جا فرشته اى بود به نام اسماعيل. او مأمور تعقيب ربايندگان اخبار (صاحبان خطفه) بود كه خداوند مى فرمايد: «إلا من خطف الخطفة...» و هفتاد هزار فرشته تحت فرمان او بودند كه هر كدام از آنان نيز هفتاد هزار فرشته را تحت فرمان [خود] داشتند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 5 - 10،11

10 - تلاش شياطين ، براى نفوذ در آسمان جهت شنود اخبار آن

و جعلنها رجومًا للشيطين

از آيات مشابه (مانند آيات 7 و 8 سوره «صافات») استفاده مى شود كه شيطان ها، به منظور استراق سمع و شنود اخبار آسمان، به آن جا نفوذ مى كنند; ولى هربار مورد هدف قرار مى گيرند و رانده مى شوند.

11 - شيطان ها ، ناتوان از شنود و دستيابى به اطلاعات و اخبار آسمان

و جعلنها رجومًا للشيطين

10- استعاذه از شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 98 - 1،2

1 - استعاذه ( پناه بردن ) به خدا از روى آوردن و حضور شياطين ، دعاى تعليمى از سوى خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قل أعوذ بك من همزت الشيطين . و أعوذ بك ربّ أن يحضرون

2 - لزوم پناه بردن به خدا از نزديك شدن شياطين به انسان

قل . .. و أعوذ بك ربّ أن يحضرون

11- استعداد شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 8 - 7

7 - شياطين ، آشنا به زبان فرشتگان

لايسّمّعون إلى الملإالأعلى

گوش فرا دادن شياطين به سخنان فرشتگان و رانده شدن آنها از آسمان، مى تواند حاكى از حقيقت ياد شده باشد.

12- اضلال شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 19

19 - مرتد به سرگردانى در بيابان مى ماند كه شيطانها او را به بى راهه مى خوانند و گروهى نيز او را به راه هدايت دعوت مى كنند.

كالذى استهوته الشيطين فى الأرض حيران له أصحب يدعونه إلى الهدى ائتنا

«فى الأرض» متعلق به «استهوى» است، و «استهوى فى الأرض» به معنى عقل او را در بيابان ربوده اند، مى تواند باشد و مراد از «اصحاب» در «له اصحاب يدعونه» ممكن است مشركان و يا موحدان باشند كه در برداشت فوق احتمال دوم برگزيده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 30 - 7

7 - شياطين همواره براى سد كردن راه هدايت بر آدميان، در تلاش هستند.

إنهم اتخذوا الشيطين أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 51 - 9

9- گمراگرى ، بزرگ ترين ويژگى شياطين است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء . .. و ما كنت متّخذ المضلّين عضدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 83 - 3،9

3- شياطين ، موجوداتى وسوسه گر و تحريك كننده در جهت گمراهى مردم

أرسلنا الشيطين على الكفرين تؤزّهم

9- تحريك كافران از سوى شياطين و گمراهى فزون تر آنان ، نشانه اى روشن از سودمند نبودن معبود ها و ضديتشان با پرستشگران خويش

و يكونون عليهم ضدًّا . ألم تر أنّا أرسلنا الشيطين

استفهام در «ألم تر» براى استشهاد و تأييد محتواى آيه قبل است و دلالت بر واضح بودن شاهد دارد به گونه اى كه نديدن و توجه نكردن به آن تعجب دارد.

13- اغواگرى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 11

11 - شياطين با تبادل سخنان به ظاهر آراسته و منطقى در بين يكديگر در صدد فريب و گمراه ساختن مردمند.

يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا

راغب مى گويد: الزخرف الزينة المزوقة . .. . زخرف همان زينت آراسته است، لذا زخرف القول به معنى گفتار به ظاهر زيبا و دلپسند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 83 - 9

9- تحريك كافران از سوى شياطين و گمراهى فزون تر آنان ، نشانه اى روشن از سودمند نبودن معبود ها و ضديتشان با پرستشگران خويش

و يكونون عليهم ضدًّا . ألم تر أنّا أرسلنا الشيطين

استفهام در «ألم تر» براى استشهاد و تأييد محتواى آيه قبل است و دلالت بر واضح بودن شاهد دارد به گونه اى كه نديدن و

توجه نكردن به آن تعجب دارد.

14- اغواگرى شياطين انسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 14

14 - شياطين انس و جن از هنر و تبليغات فريبنده براى فريب دادن مردم و مبارزه با انبيا بهره مى برند.

يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا

«زخرف القول» به كلام آراسته شده مى گويند كه از مصاديق هنر است و مى توان گفت كه اين مورد به عنوان نمونه ذكر شده است. گفتنى است «غرورا» در برداشت فوق مفعول له واقع شده است.

15- اغواگرى شياطين جنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 14

14 - شياطين انس و جن از هنر و تبليغات فريبنده براى فريب دادن مردم و مبارزه با انبيا بهره مى برند.

يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا

«زخرف القول» به كلام آراسته شده مى گويند كه از مصاديق هنر است و مى توان گفت كه اين مورد به عنوان نمونه ذكر شده است. گفتنى است «غرورا» در برداشت فوق مفعول له واقع شده است.

16- افشاى پيروان شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 221 - 2

2 - خداوند ، آشكاركننده چهره دريافت گران پيام شياطين

هل أُنبّئكم على من تنزّل الشيطين

17- القائات شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 9

9 - شياطين جن و انس با يكديگر به وسيله القائات مرموز مرتبط هستند.

يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا

«وحى» به معنى اشاره . .. و كلام پنهان است (لسان العرب)، لذا در برداشت فوق به القائات مرموز معنى گرديده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 121 - 8

8 - القاى شبهات واهى عليه احكام الهى از فعاليتهاى شياطين است.

إن الشيطين ليوحون إلى أوليائهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 222 - 3

3 - شياطين ، الهام كننده دروغ و گناه اند ; نه پيام هاى معرفتى و ارزشى همچون قرآن .

و ما تنزّلت به الشيطين . .. تنزّل على كلّ أفّاك أثيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 223 - 1

1 - شياطين ، القاگر شنوده هاى خويش به منحرفان ، به گونه اى دروغ و خلاف واقع

يلقون السمع و أكثرهم كذبون

ضماير جمع در «يلقون»، «أكثرهم» و «كاذبون» مى تواند به شياطين بازگردد. بر اين مبنا «سمع» مصدر به معناى مفعول است. «واو» در «و أكثرهم» حاليه و تقدير آن چنين مى باشد: «يلقى الشياطين على هؤلاء المنحرفين مسموعاتهم و الحال أن أكثرهم (أكثر الشياطين) كاذبون فى ما يلقونه; شياطين، شنوده هاى خود را بر آن منحرفان القا مى كنند; در حالى كه بيشترشان (بيشتر شياطين) در آنچه القا مى كنند، دروغ مى گويند».

18- اهتمام شياطين به خبرهاى آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 10 - 3

3 - اطلاعات و اخبار غيبى موجود در آسمان نزديك ، براى شياطين با اهميت است .

إلاّ من خطف الخطفة

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه با آن كه شياطين از هر سو مورد هدف قرار دارند، به صورت دزدانه و به سرعت به استراق سمع دست مى زنند.

19- اهداف تبليغى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 113 - 10

10 - هماهنگ شدن منكران آخرت با كردار شياطين، از اهداف تبليغات فريبنده شياطين است.

و ليقترفوا ما هم مقترفون

20- اهداف مبارزه شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 113 - 2

2 - قرار داده شدن شياطين در برابر انبيا داراى فلسفه و جهت و به منظور تأمين اهدافى معين است.

و كذلك جعلنا . .. و لتصغى إليه أفئدة الذين

جمله «لتصغى إليه» عطف به مقدر است; لذا معنى چنين مى شود: «جعلنا . .. لغايات و لتصغى إليه».

21- بى لياقتى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 211 - 1

1 - شياطين ، فاقد كمترين شايستگى براى نزول قرآن

و ما ينبغى لهم

ضمير فاعل در «ينبغى» به «تنزّل» (مصدر «تنزّلت») بازمى گردد «استطاعة» (مصدر «يستطيعون») به معناى توانايى است; يعنى، «و ما ينبغى لهم أن يتنزّلوا به و لايقدرون على التنزّل به; نه مى سزد كه شياطين قران را نازل كنند و نه مى توانند».

22- بينش پيروان شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 30 - 10

10 - پذيرندگان ولايت شياطين، بى خبر از گمراهى خويش و در پندار برخوردارى از توفيق هدايت هستند.

و يحسبون أنهم مهتدون

23- پليدى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 211 - 3

3 - شرارت و پليدى نهفته در نهاد شياطين ، دليل بيگانگى عميق آنان بامفاهيم هدايتگر قرآن

و ما ينبغى لهم

مقصود از برداشت ياد شده اين است كه با توجه به محتواى هدايتگر و تكامل بخش قرآن عرصه اى بر اين اتهام - كه عناصر پليدى چون شياطين در آن دخالت داشته باشند - باقى نمى ماند.

24- پيروان شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 12

12 - پيروان شياطين جن، دوستان آنان هستند.

يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس و قال أولياؤهم من الإنس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 223 - 2

2 - انسان هاى دروغ پرداز و آلوده به گناه ، گوش سپرده به القائات دروغين شياطين

على كلّ أفّاك أثيم . يلقون السمع و أكثرهم كذبون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه ضمير «يلقون» به «كلّ أفّاك» باز گردد و «يلقون السمع» كنايه از اين باشد كه آنها تمامى انديشه و حواس خويش را در اختيار شياطين مى گذارند. گفتنى است كه بر اين مبنا ضمير جمع در «أكثرهم كاذبون» مى تواند به شياطين بازگردد; يعنى، منحرفان تمام انديشه و حواس خويش را در اختيار شياطين مى گذارند; اما بيشتر شياطين، اخبار دروغ تحويلشان مى دهند.

25- پيروان شياطين در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 85 - 1،2

1 - جهنم ، مملو از شيطان ها و پيروان آنان خواهد شد .

لأملأنّ جهنّم منك و ممّن تبعك منهم أجمعين

بيشتر مفسران گفته اند: مقصود از «منك» «من جنسك» است; زيرا منطقى نيست كه جهنم با آن عظمت، تنها با داخل شدن يك فرد (ابليس) پر شود. پس مقصود، پر شدن دوزخ از مجموعه شياطين (ابليس و فرزندانش) و انسان ها خواهد بود.

2 - پر شدن دوزخ از شيطان ها و پيروان آنان ، سخنى حق و تحقق يافتنى است .

فالحقّ و الحقّ أقول . لأملأنّ جهنّم منك و ... منهم أجمعين

برداشت ياد شده بر اين ديدگاه است كه جمله «لأملأنّ جهنّم. ..» با تقدير «قسمى»، مقسم عليه براى فالحقّ باشد. هم چنين جمله «و الحقّ أقول» جمله معترضه باشد; يعنى، فالحقّ قسمى لأملأنّ جهنّم...».

26- پيروان شياطين در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 14،15

14 - پيروان شيطانها در قيامت به كفرورزى خويش در دنيا اعتراف مى كنند.

و شهدوا على أنفسهم أنهم كانوا كفرين

15 - گمراهان پيرو شيطانها در قيامت بر كفرورزى خويش در دنيا آگاهى مى يابند. *

و شهدوا على أنفسهم أنهم كانوا كفرين

«شاهد» عالمى است كه آنچه را دريافته بيان مى كند. (لسان العرب). لذا اگر «شهدوا» به معناى شهادت دادن باشد، لازمه آن آگاهى فرد است.

27- تأثير اغواگرى شياطين انسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 113 - 1

1 - منكران قيامت تحت تأثير تبليغات فريبنده شياطين جن و انس قرار مى گيرند.

و لتصغى إليه أفئدة الذين لايؤمنون بالأخرة

28- تأثير اغواگرى شياطين جنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 113 - 1

1 - منكران قيامت تحت تأثير تبليغات فريبنده شياطين جن و انس قرار مى گيرند.

و لتصغى إليه أفئدة الذين لايؤمنون بالأخرة

29- تبعيت يهود از شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 12

12 - فعاليت يهوديان عصر سليمان عليه حكومت وى ، با پيروى از افسون شياطين *

واتبعوا ما تتلوا الشيطين على ملك سليمن

برداشت فوق بر اين اساس است كه فاعل «اتبعوا» يهوديان عصر سليمان باشند.

30- تجسم شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 39

39 - قابليت شياطين ( جنيان ) براى تجسم يافتن و ديده شدن *

يعلمون الناس السحر

31- تجمع اخروى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 68 - 8

8- كافران و شياطين ، در اطراف جهنم و در گروه هايى فشرده و متراكم ، احضار خواهند شد .

ثمّ لنحضرنّهم حول جهنّم جثيًّا

«جثىّ» ممكن است از «جثوة» به معناى سنگ و خاك متراكم و مجتمع باشد.

32- تسخير شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 82 - 5

5- شياطين ، موجوداتى قابل رام شدن و فرمان برى براى انسان ها .

و سخّرنا . .. من الشيطين من يغوصون له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 36 - 5

5 - تمامى موجودات هستى ، حتى شياطين ، مسخر خدا و محكوم اراده اويند .

و من يعش عن ذكر الرحمن نقيّض له شيطنًا

از اين كه خداوند، تسلط شيطان را بر غافلان از ياد خودش، به خود نسبت داده (نقيّض)، مطلب بالا استفاده مى شود.

33- تسخير شياطين براى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 82 - 1،2،7

1- برخى از شياطين ، در تسخير و تحت فرمان سليمان ( ع ) بودند .

و سخّرنا . .. و من الشيطين من يغوصون له

2- برخى از شياطين براى سليمان ( ع ) ، به كار غواصى و غير آن مى پرداختند .

و من الشيطين من يغوصون له و يعملون عملاً دون ذلك

7- كنترل و نظارت خداوند بر شياطين ، در فرمان بردارى آنان از سليمان ( ع )

و من الشيطين . .. و كنّا لهم حفظين

34- تشبيه به سرهاى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 65 - 1

1 - ميوه و ثمره درخت « زقّوم » ، در زشتى همانند سر هاى شيطان ها است .

طلعها كأنّه رءوس الشيطين

«طلع»، به معناى «ثمره» است.

35- تعدد شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 7 - 5

5 - شيطان هاى متمرد و به دور از خير ، متعدد و بسياراند .

من كلّ شيطن مارد

36- تعليم شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 13،24

13 - برخى از شياطين آموزش دهنده روشهاى شيطانى به بعض ديگرند.

يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول

از اينكه بعضى وحى و اشاره مى كنند و طبعاً برخى آن را مى پذيرند، برداشت فوق استفاده شده است.

24 - روى عن أبى جعفر(ع) فى معنى قوله: «يوحى بعضهم إلى بعض» إن الشياطين يلقى بعضهم بعضا فيلقى اليه ما يغوى به الخلق . .. .

از امام باقر(ع) درباره «يوحى بعضهم . ..» روايت شده است: بعضى از شياطين با بعض ديگر ملاقات و آنچه باعث گمراه كردن مردم است، به آنان مى آموزند ... .

37- تعليمات شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 3،9،11

3 - شياطين علومى از سحر را بر مردم عصر سليمان تلاوت كرده و به آنها جادوگرى مى آموختند .

ما تتلوا الشيطين على ملك سليمن . .. يعلمون الناس السحر

فعل «تتلوا» از مصدر تلاوت (خواندن و قرائت كردن) است. مراد از «ما»ى موصوله - به قرينه فرازهاى بعد - سحر و مانند آن مى باشد. متعلق «تتلوا» به دليل «يعلمون الناس» «على الناس» مى باشد. يعنى، يهود دنباله رو سحرى بودند كه شياطين آن را براى مردم مى خواندند.

9 - كفرورزى شياطين با تعليم سحر به مردم

و لكن الشيطين كفروا يعلمون الناس السحر

11 - گروهى از يهوديان به آموختن سحر هاى تعليم داده شده از سوى شياطين روى آورده و به جادوگرى پرداختند .

واتبعوا ما تتلوا الشيطين

ضمير در «اتبعوا» به «فريق من الذين أوتوا الكتاب» در آيه قبل بر مى گردد.

38- تكليف شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 9 - 3

3 - شياطين ، موجوداتى مكلف و مسؤول و مورد كيفر و بازخواست الهى

و لهم عذاب واصب

برداشت ياد شده از مبتلا شدن به عذاب و كيفر الهى به دست مى آيد; زيرا كيفر و عذاب بدون تكليف و مسؤوليت، معقول نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 5 - 14

14 - شيطان ها ، موجوداتى مختار و مكلف

للشيطين و أعتدنا لهم عذاب السعير

مطلب ياد شده، با توجه به اين نكته است كه عذاب و كيفر شدن، دليل مكلف بودن و تكليف شدن نشانه آزاد و مختار بودن است; زيرا تكليف اجبارى، نه كيفر دارد و نه ثواب.

39- تلاش شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 7 - 4

4 - تلاش شيطان ها ، براى شيطنت و نفوذ در آسمان نزديك

و حفظًا من كلّ شيطن مارد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 8 - 3

3 - شياطين ، درصدد دست يابى به اطلاعات موجود در آسمان و اخبار مربوط به امور غيبى اهل زمين

لايسّمّعون إلى الملإالأعلى

بيش تر مفسران برآنند كه گوش فرا دادن شياطين به سخنان موجودات والامقامى چون فرشتگان، با هدف دست يابى به امور غيبى مربوط به اهل زمين و اطلاعات موجود در آسمان صورت مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 10 - 2

2 - اصرار برخى از شياطين به صعود به آسمان نزديك ، جهت كسب اطلاعات و اخبار غيبى

إلاّ من خطف الخطفة

تلاش دزدانه شياطين همراه با خطرپذيرى آنان براى صعود به آسمان، مى تواند حاكى از اصرار آنان بر اين صعود باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 5 - 10،12

10 - تلاش شياطين ، براى نفوذ در آسمان جهت شنود اخبار آن

و جعلنها رجومًا للشيطين

از آيات مشابه (مانند آيات 7 و 8 سوره «صافات») استفاده مى شود كه شيطان ها، به منظور استراق سمع و شنود اخبار آسمان، به آن جا نفوذ مى كنند; ولى هربار مورد هدف قرار مى گيرند و رانده مى شوند.

12 - شيطان ، حقيقتى داراى مصاديق و افراد متعدد

للشيطين

40- تنوع شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 17 - 3

3- شياطين ، افراد متعدد و گوناگونى اند .

و حفظنها من كلّ شيطن رجيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 37 - 10

10 - شمار شياطين ، بسيار و متنوع به گوناگونى گمراهى ها و متعدد به تعدد گمراهان

نقيّض له شيطنًا . .. و إنّهم ليصدّونهم عن السبيل

41- توطئه شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 11،13

11 - سست بنيادى نقشه ها و ترفند هاى طاغوت ها و شياطين

و الّذين كفروا يقاتلون فى سبيل الطّاغوت . .. انّ كيد الشّيطان كان ضعيفاً

13 - شياطين ، همواره در صدد مكر و توطئه عليه مؤمنان

انّ كيد الشّيطان كان ضعيفاً

42- توليد مثل شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 27

27- شياطين و جن ها ، داراى ذريه و زاد و ولدند .

كان من الجنّ . .. أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى

43- جادوى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 12

12 - فعاليت يهوديان عصر سليمان عليه حكومت وى ، با پيروى از افسون شياطين *

واتبعوا ما تتلوا الشيطين على ملك سليمن

برداشت فوق بر اين اساس است كه فاعل «اتبعوا» يهوديان عصر سليمان باشند.

44- جسمانيت شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 10 - 6

6 - شياطين ، موجوداتى جسمانى اند .

فأتبعه شهاب ثاقب

برداشت ياد شده از مورد هدف قرار گرفتن شياطين به وسيله شهاب نافذ - كه امرى جسمانى است - استفاده مى شود; زيرا اگر شياطين از موجودات غيرجسمانى باشند، نمى شود به وسيله شىء جسمانى، مورد هدف قرار گيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 85 - 7

7 - شيطان ها ، از موجوداتى برخوردار از جسم

لأملأنّ جهنّم منك

ورود ابليس به دوزخ - كه جايگاه آتشين و با ويژگى هاى مادى و جسمانى است - و نيز پر شدن دوزخ با ورود شياطين، مى تواند گوياى جسم بودن آنان باشد; زيرا مجردات، فضايى را اشغال نمى كنند.

45- چاره انديشى براى وسوسه شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 6 - 3

3 - خطر وسوسه گران جن و انس ، بزرگ و سزاوار چاره انديشى است .

من الجنّة و الناس

46- حاكم شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 83 - 4

4- شياطين ، تحت سيطره و حاكميت الهى قرار دارند .

ألم تر أنّا أرسلنا الشيطين

ضمير «نا» در «أنّا أرسلنا» بيانگر اين نكته است كه تصور نشود كار شياطين خارج از نظام تقدير و برنامه الهى است; بلكه همه برنامه هاى آنان، تحت نظارت و در قلمرو مشيت الهى است.

47- حاكميت شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 17

17 - سلطه و حاكميت شياطين بر منكران آيات الهى، سنت خداوند و تحت اراده اوست.

إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لا يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 28 - 3

3 - جوامعى كه به پندار اجراى فرمان خدا به رسوم نارواى نياكان خويش پايبندند، جوامعى تحت نفوذ شياطين مى باشند.

إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لا يؤمنون . .. الله أمرنا بها

جمله «إذا فعلوا . .. » عطف بر «لا يؤمنون» است و در حقيقت صله براى «الذين» مى باشد. يعنى: إنا جعلنا الشياطين أولياء للذين إذا فعلوا فاحشة ... .

48- حتميت حشر شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 68 - 1

1- خداوند با سوگند به ربوبيت خويش ، بر ختمى بودن احضار منكران معاد و شياطين به گردآورى آنان در قيامت تأكيد كرده است .

فوربّك لنحشرنّهم والشيطين

ضمير مفعولى در «لنحشرنّهم» به «انسان» در آيه قبل بازمى گردد و مراد منكران معاد است كه زنده شدن دوباره را بعيد

شمرده بودند. «حشر»; يعنى، جمع كردن و برخى آن را جمع كردنى كه افراد را به محل اجتماع سوق دهند، معنا نموده اند (مصباح).

49- حتميت عذاب شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 39 - 10

10 - همدمى منحرفان با شياطين در دوزخ ، تأثيرى در تخفيف عذاب و يا آرامش آنان نخواهد داشت .

لن ينفعكم اليوم إذ ظلمتم أنّكم فى العذاب مشتركون

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه عبارت «أنّكم فى. ..» فاعل «لن ينفع» باشد.

50- حتميت ورود شياطين در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 85 - 2

2 - پر شدن دوزخ از شيطان ها و پيروان آنان ، سخنى حق و تحقق يافتنى است .

فالحقّ و الحقّ أقول . لأملأنّ جهنّم منك و ... منهم أجمعين

برداشت ياد شده بر اين ديدگاه است كه جمله «لأملأنّ جهنّم. ..» با تقدير «قسمى»، مقسم عليه براى فالحقّ باشد. هم چنين جمله «و الحقّ أقول» جمله معترضه باشد; يعنى، فالحقّ قسمى لأملأنّ جهنّم...».

51- حسابرسى از شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 9 - 3

3 - شياطين ، موجوداتى مكلف و مسؤول و مورد كيفر و بازخواست الهى

و لهم عذاب واصب

برداشت ياد شده از مبتلا شدن به عذاب و كيفر الهى به دست مى آيد; زيرا كيفر و عذاب بدون تكليف و مسؤوليت، معقول نيست.

52- حشر اخروى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 8

8 - شياطين نيز ، همچون آدميان در قيامت محشور خواهند شد .

قال يليت بينى و بينك بعد المشرقين

از خطاب «بينك» استفاده مى شود كه شياطين نيز در روز قيامت محشور خواهند شد. البته برداشت ياد شده در صورتى است كه منظور از «شياطين»، شياطين جن يا اعم از شياطين جن و انس باشد.

53- حشر شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 68 - 9

9- گردآوردن خفّت بار كافران و شياطين در اطراف جهنم ، مرحله اى پس از حشر است .

لنحشرنّهم . .. ثمّ لنحضرنّهم حول جهنّم جثيًّا

54- حقانيت ورود شياطين به جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 85 - 2

2 - پر شدن دوزخ از شيطان ها و پيروان آنان ، سخنى حق و تحقق يافتنى است .

فالحقّ و الحقّ أقول . لأملأنّ جهنّم منك و ... منهم أجمعين

برداشت ياد شده بر اين ديدگاه است كه جمله «لأملأنّ جهنّم. ..» با تقدير «قسمى»، مقسم عليه براى فالحقّ باشد. هم چنين جمله «و الحقّ أقول» جمله معترضه باشد; يعنى، فالحقّ قسمى لأملأنّ جهنّم...».

55- حقيقت شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 18 - 4

4- شياطين ، موجوداتى با شعور و درك و داراى قوه شنوايى

إلاّ من استرق السمع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 8 - 5

5 - شياطين ، موجوداتى غير آسمانى

لايسّمّعون إلى الملإالأعلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 10 - 6

6 - شياطين ، موجوداتى جسمانى اند .

فأتبعه شهاب ثاقب

برداشت ياد شده از مورد هدف قرار گرفتن شياطين به وسيله شهاب نافذ - كه امرى جسمانى است - استفاده مى شود; زيرا اگر شياطين از موجودات غيرجسمانى باشند، نمى شود به وسيله شىء جسمانى، مورد هدف قرار گيرند.

56- حقيقت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 5 - 12

12 - شيطان ، حقيقتى داراى مصاديق و افراد متعدد

للشيطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 17 - 4

4- شيطان ، موجودى قدرتمند و توانا بر صعود و نفوذ بر آسمانها

و حفظنها من كلّ شيطن رجيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 3 - 7،8

7- شيطان ، موجودى است سراسر شرّ و عارى از هر نيكى و خير .

و يتّبع كلّ شيطن مريد

«مَريد» صفت توضيحى براى «شيطان» و به معناى عارى از خير و نيكى است. (مفردات راغب)

8- شيطان ، نه نوعى منحصر به فرد ، كه داراى مصاديق و افرادى بسيار است .

و يتّبع كلّ شيطن مريد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 4 - 2،3

2- شيطان ، عنصرى است گمراهگر و دوزخى پرور .

كلّ شيطن مريد . كتب عليه... فانه يضلّه ويهديه إلى عذاب السعير.

3- گمراه سازى و دوزخى پرورى ، خميره و سرشت تغييرناپذير شيطان است .

كتب عليه. .. فإنّه يضلّه ويهديه إلى عذاب السعير

جمله «كتب عليه» (بر او نوشته شد) بيانگر اين نكته است كه شيطان، مخلوقى است كه سرشت او با گمراه گرى و كشاندن مردم به سوى دوزخ، آميخته شده و غير قابل تغيير است.

57- خطر شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 98 - 5

5 - حضور شياطين ، خطر آفرين براى انسان

و أعوذ بك ربّ أن يحضرون

از آيه فوق استفاده مى شود: در آنجا كه شياطين حضور دارند، انسان بيشتر در معرض خطر قرار مى گيرد و آنجا كه آنها حضور ندارند، ايمن تر است.

58- خطر شياطين انس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 6 - 3

3 - خطر وسوسه گران جن و انس ، بزرگ و سزاوار چاره انديشى است .

من الجنّة و الناس

59- خطر شياطين جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 6 - 3

3 - خطر وسوسه گران جن و انس ، بزرگ و سزاوار چاره انديشى است .

من الجنّة و الناس

60- خلقت شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 51 - 1

1- شياطين ، فاقد كمترين دخالت و نظارت در كار آفرينش آسمان ها و زمين و نيز خلقت خودشان اند .

ما أشهدتّهم خلق السموت والأرض و لاخلق أنفسهم

«إشهاد» يعنى، ديگرى را به شهادت و حضور خواندن. نفى شاهد گرفته شدن شياطين در آفرينش آسمان ها و زمين و خلقت خود آن ها، كنايه از آن است كه آنان، هيچ نقشى در الوهيت و تدبير جهان نداشته اند تا در موقع آفرينش، به حضور فراخوانده شده و شاهد خلقت باشند.

61- دامهاى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 83 - 1

1- كافران ، گرفتار در دام تحريكات و وسوسه هاى شياطين

أرسلنا الشيطين على الكفرين تؤزّهم

«أزّ» به معناى تهييج و برانگيختن است و «تؤزّهم»; يعنى، شياطين، كافران را به سوى گمراهى و انحراف بيشتر سوق داده و تحريك مى كنند.

62- دروغگويى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 223 - 1،2

1 - شياطين ، القاگر شنوده هاى خويش به منحرفان ، به گونه اى دروغ و خلاف واقع

يلقون السمع و أكثرهم كذبون

ضماير جمع در «يلقون»، «أكثرهم» و «كاذبون» مى تواند به شياطين بازگردد. بر اين مبنا «سمع» مصدر به معناى مفعول است. «واو» در «و أكثرهم» حاليه و تقدير آن چنين مى باشد: «يلقى الشياطين على هؤلاء المنحرفين مسموعاتهم و الحال أن أكثرهم (أكثر الشياطين) كاذبون فى ما يلقونه; شياطين، شنوده هاى خود را بر آن منحرفان القا مى كنند; در حالى كه بيشترشان (بيشتر شياطين) در آنچه القا مى كنند، دروغ مى گويند».

2 - انسان هاى دروغ پرداز و آلوده به گناه ، گوش سپرده به القائات دروغين شياطين

على كلّ أفّاك أثيم . يلقون السمع و أكثرهم كذبون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه ضمير «يلقون» به «كلّ أفّاك» باز گردد و «يلقون السمع» كنايه از اين باشد كه آنها تمامى انديشه و حواس خويش را در اختيار شياطين مى گذارند. گفتنى است كه بر اين مبنا ضمير جمع در «أكثرهم كاذبون» مى تواند به شياطين بازگردد; يعنى، منحرفان تمام انديشه و حواس خويش را در اختيار شياطين مى گذارند; اما بيشتر شياطين، اخبار دروغ تحويلشان مى دهند.

63- دشمنى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 4

4 - شياطين از دشمنان حضرت سليمان و حكومت الهى او

ما تتلوا الشيطين على ملك سليمن

«على ملك سليمان» (بر ضد حكومت سليمان) حال براى مفعول حذف شده از «تتلوا» است; يعنى، آن سحرى را كه براى مردم تلاوت مى كردند، عليه سلطنت سليمان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 18

18 - مشيت خداوند بر بازداشتن تكوينى شياطين از دشمنى با پيامبران و تبليغات فريبنده آنها نيست.

و لو شاء ربك ما فعلوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 19

19- پذيرش ولايت شيطان و نسل او از سوى برخى مردم ، با وجود عداوت شياطين با آدميان ، كارى ناشايست و شگفت انگيز و سزاوار سرزنش است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى و هم لكم عدوٌّ

همزه «استفهام» در «أفتتّخذونه» مفيد معناى انكار همراه با تعجب است.

64- دلايل بى لياقتى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 211 - 3

3 - شرارت و پليدى نهفته در نهاد شياطين ، دليل بيگانگى عميق آنان بامفاهيم هدايتگر قرآن

و ما ينبغى لهم

مقصود از برداشت ياد شده اين است كه با توجه به محتواى هدايتگر و تكامل بخش قرآن عرصه اى بر اين اتهام - كه عناصر پليدى چون شياطين در آن دخالت داشته باشند - باقى نمى ماند.

65- دلايل رد تدبير شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 51 - 3

3- حضور نداشتن شياطين در كار آفرينش جهان ، نشان عدم صلاحيت آنان براى ولايت و تدبير امور عالم است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى . .. ما أشهدتّهم خلق السموت والأرض

66- دلايل رد ولايت شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 51 - 3

3- حضور نداشتن شياطين در كار آفرينش جهان ، نشان عدم صلاحيت آنان براى ولايت و تدبير امور عالم است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى . .. ما أشهدتّهم خلق السموت والأرض

67- دوستان شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 12

12 - پيروان شياطين جن، دوستان آنان هستند.

يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس و قال أولياؤهم من الإنس

68- ذكر دشمنى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 24

24- آدميان همواره نسبت به كنيه و عداوت شياطين با آنان توجه داشته باشند و از اطاعت آنان به پرهيزند .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى و هم لكم عدوٌّ

69- ذكر كينه شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 24

24- آدميان همواره نسبت به كنيه و عداوت شياطين با آنان توجه داشته باشند و از اطاعت آنان به پرهيزند .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى و هم لكم عدوٌّ

70- ذلت اخروى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 68 - 7،9

7- خداوند ، شياطين و منكران معاد را در قيامت ، خوار و ذليل ، بر زانونشسته و به صورت نيم خيز در اطراف جهنم احضار خواهد كرد .

ثمّ لنحضرنّهم حول جهنّم جثيًّا

«جثيّا» (جمع «جاثى») حال است و «جاثى» به كسى گفته مى شود كه براى مخاصمه و محاكمه بر زانو نشسته است (لسان العرب). احضار منكران معاد و شياطين، در حالى كه بر زانوان خود راه مى روند و يا بر زانو گرداگرد جهنم نشسته اند، براى اهانت و تحقير آنان است. برخى «جثىّ» را جمع «جثوة» دانسته اند كه به معناى انبوه خاك و سنگ است. بر حسب اين معنا مراد احضار هر فرقه و گروه به صورت متراكم است.

9- گردآوردن خفّت بار كافران و شياطين در اطراف جهنم ، مرحله اى پس از حشر است .

لنحشرنّهم . .. ثمّ لنحضرنّهم حول جهنّم جثيًّا

71- ذلت شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 9 - 1

1 - شياطينى كه به قصد استراق سمع به آسمان صعود كنند ، به ذلت و خوارى رانده شده و به اين مقصد نخواهند رسيد .

و يقذفون من كلّ جانب . دحورًا

«دُحور» به معناى طرد و دور ساختن به وضع ذلت و خوارى است (مفردات راغب).

72- رجم شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 17 - 5

5- « عن أبى عبدالله الصادق ( ع ) قال : كان ابليس لعنه الله يخترق السماوات السبع فلمّا ولد عيسى ( ع ) حجب عن ثلاث سماوات و كان يخترق أربع سماوات فلمّا ولد رسول الله (صلی الله علیه و آله) حجب عن السبع كلّها و رميت الشياطين بالنجوم . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: ابليس - كه لعنت خدا بر او باد - راه را براى ورود خود به آسمان باز مى كرد; چون حضرت عيسى متولد شد از ورود به سه آسمان ممنوع شد و به چهار آسمان راه داشت. پس آن گاه كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) متولد شد، وى از ورود به آسمانهاى هفتگانه كلاًّ ممنوع شد و از آن پس شياطين هدف ستارگان قرار گرفتند...».

73- روش برخورد شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 10،14

10 - وسوسه و ظاهر سازى فريبكارانه، روش شياطين است.

يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا

14 - شياطين انس و جن از هنر و تبليغات فريبنده براى فريب دادن مردم و مبارزه با انبيا بهره مى برند.

يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا

«زخرف القول» به كلام آراسته شده مى گويند كه از مصاديق هنر است و مى توان گفت كه اين مورد به عنوان نمونه ذكر شده است. گفتنى است «غرورا» در برداشت فوق مفعول له واقع شده است.

74- رؤيت اخروى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 10

10 - قابل رؤيت بودن شياطين براى انسان ها در قيامت *

قال يليت بينى و بينك

در صورتى كه منظور از شياطين، شياطين جن و ابليس باشد، تعبير «بينك» حكايت از رويارويى و گفتوگوى حضورى دارد.

75- رؤيت شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 39

39 - قابليت شياطين ( جنيان ) براى تجسم يافتن و ديده شدن *

يعلمون الناس السحر

76- رؤيت شياطين در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 9

9 - مشاهده شياطين در قيامت و همنشينى با آنان ، خود نوعى عذاب براى گمراهان است .

قال يليت بينى و بينك بعد المشرقين

77- زمينه پذيرش القائات شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 121 - 9

9 - دوستى با شياطين زمينه پذيرش القائات باطل آنان است.

و إن الشيطين ليوحون إلى أوليائهم ليجدلوكم

78- زمينه تداوم عذاب شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 9 - 2

2 - شياطينى كه با صعود به آسمان ، آهنگ استراق سمع كنند ، به عذاب دائم الهى دچار خواهند شد .

و لهم عذاب واصب

«واصب» به معناى دائم است.

79- سرزنش قبول ولايت شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 19

19- پذيرش ولايت شيطان و نسل او از سوى برخى مردم ، با وجود عداوت شياطين با آدميان ، كارى ناشايست و شگفت انگيز و سزاوار سرزنش است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى و هم لكم عدوٌّ

همزه «استفهام» در «أفتتّخذونه» مفيد معناى انكار همراه با تعجب است.

80- شرور شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 98 - 6

6 - خدا ، تنها پناهگاه انسان براى ايمن ماندن از شرّ هاى شياطين

أعوذ بك من همزت الشيطين . و أعوذ بك ربّ أن يحضرون

81- شعور شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 18 - 4

4- شياطين ، موجوداتى با شعور و درك و داراى قوه شنوايى

إلاّ من استرق السمع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 82 - 4

4- شياطين ، موجوداتى داراى شعور و كارآيى هستند .

و من الشيطين من يغوصون له

برداشت ياد شده با توجه به نكته است كه تسخير شياطين براى سليمان(ع) و حرف شنوى آنان، ملازم با شعور آنها است.

82- شگفتى قبول ولايت شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 19

19- پذيرش ولايت شيطان و نسل او از سوى برخى مردم ، با وجود عداوت شياطين با آدميان ، كارى ناشايست و شگفت انگيز و سزاوار سرزنش است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى و هم لكم عدوٌّ

همزه «استفهام» در «أفتتّخذونه» مفيد معناى انكار همراه با تعجب است.

83- شنوايى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 18 - 4

4- شياطين ، موجوداتى با شعور و درك و داراى قوه شنوايى

إلاّ من استرق السمع

84- شياطين اطراف جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 68 - 7،8،9

7- خداوند ، شياطين و منكران معاد را در قيامت ، خوار و ذليل ، بر زانونشسته و به صورت نيم خيز در اطراف جهنم احضار خواهد كرد .

ثمّ لنحضرنّهم حول جهنّم جثيًّا

«جثيّا» (جمع «جاثى») حال است و «جاثى» به كسى گفته مى شود كه براى مخاصمه و محاكمه بر زانو نشسته است (لسان العرب). احضار منكران معاد و شياطين، در حالى كه بر زانوان خود راه مى روند و يا بر زانو گرداگرد جهنم نشسته اند، براى اهانت و تحقير آنان است. برخى «جثىّ» را جمع «جثوة» دانسته اند كه به معناى انبوه خاك و سنگ است. بر حسب اين معنا مراد احضار هر فرقه و گروه به صورت متراكم است.

8- كافران و شياطين ، در اطراف جهنم و در گروه هايى فشرده و متراكم ، احضار خواهند شد .

ثمّ لنحضرنّهم حول جهنّم جثيًّا

«جثىّ» ممكن است از «جثوة» به معناى سنگ و خاك متراكم و مجتمع باشد.

9- گردآوردن خفّت بار كافران و شياطين در اطراف جهنم ، مرحله اى پس از حشر است .

لنحشرنّهم . .. ثمّ لنحضرنّهم حول جهنّم جثيًّا

85- شياطين انسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 1،4،8،9

1 - روبرو شدن همه پيامبران با دشمنانى از شيطانهاى جن و انس، سنت الهى است.

و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا شيطين الإنس و الجن

4 - كافران لجاجت پيشه و حق ناپذير از شيطانهاى انسى هستند.

و لو أننا . .. ما كانوا ليؤمنوا ... و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا شيطين الإنس

8 - برخى از آدميان و جنيان از شياطينند.

عدوا شيطين الإنس و الجن

9 - شياطين جن و انس با يكديگر به وسيله القائات مرموز مرتبط هستند.

يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا

«وحى» به معنى اشاره . .. و كلام پنهان است (لسان العرب)، لذا در برداشت فوق به القائات مرموز معنى گرديده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 9

9 - جنيان اغواگر در صدد تبديل هر چه بيشتر آدميان به شيطانهاى اغواگر مانند خود هستند. *

يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس

«استكثار» به معنى طلب زيادتى است، لذا از معانى محتمل در «استكثرتم من الانس» آن است كه استكثار از آن جهت باشد كه شيطانها در صددند از آدميان نيز هر چه بيشتر شيطان توليد كنند.

86- شياطين جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 6 - 1

1 - برخى از جنيان ، در ذهن انسان ها افكار پليد القا كرده ، آنها را وسوسه مى كنند .

من الجنّة و الناس

حرف «من» براى تبعيض است و بيان مى كند كه مراد از «الوسواس الخنّاس»، برخى از جنّيان و انسان ها است. «جِنّة» به معناى گروه جن (مفردات) و «ناس» جمع انسان است.(تاج العروس)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 37 - 2،3،4،5،8

2 - شياطين جنى ، به فرمان سليمان ( ع ) به ساختمان سازى و غواصى مى پرداختند .

و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

3 - وجود تخصص ساختمان سازى و غواصى در ميان شياطين جنى

و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

آمدن صيغه هاى «بنّاء» و «غوّاص» بر وزن صيغه مبالغه - كه بر حرفه و صنعت بودن بنّايى و غوّاصى دلالت مى كند - گوياى اين نكته است كه اين دو كار، به صورت فن و تخصص ميان شياطين رواج داشت.

4 - تسخير شياطين جنى و به كارگيرى آنها ، از خصوصيات حكومت ممتاز سليمان ( ع )

هب لى ملكًا . .. فسخّرنا له ... الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

5 - شياطين جنى ، در خدمت آبادانى قلمرو حكومت سليمان ( ع ) بودند .

و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

8 - شياطين جنى ، موجوداتى قابل تسخير براى بشر

فسخّرنا له . .. و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 38 - 1،2،3

1 - اسارت و در بند بودن گروهى از شياطين جنى در حكومت سليمان

و ءاخرين مقرّنين فى الأصفاد

«مقرّنين» اسم مفعول از «قَرَنَه» (آن را قرين و نزديك ديگرى ساخت) و به معناى گروه به هم بسته شده است. «صَفَدَ» (مفرد «أصفاد») نيز به معناى قيد و بند است.

2 - اسارت و در بند بودن گروهى از شياطينِ فسادانگيز و اخلال گر جنى ، جلوه اى از اقتدار حكومت ممتاز سليمان ( ع )

و ءاخرين مقرّنين فى الأصفاد

اسارت و در بند بودن گروهى از شياطين در حكومت سليمان(ع) - در مقابل گروه ديگرى كه به خدمت گزارى مشغول بودند - مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه اين دسته اگر آزاد گذاشته مى شدند، در حكومت سليمان(ع) اخلال و فساد ايجاد مى كردند.

3 - گروهى از شياطين جنى ، درصدد فسادانگيزى و اخلال گرى در كار خيراند .

و ءاخرين مقرّنين فى الأصفاد

87- شياطين جنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 1،8،9

1 - روبرو شدن همه پيامبران با دشمنانى از شيطانهاى جن و انس، سنت الهى است.

و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا شيطين الإنس و الجن

8 - برخى از آدميان و جنيان از شياطينند.

عدوا شيطين الإنس و الجن

9 - شياطين جن و انس با يكديگر به وسيله القائات مرموز مرتبط هستند.

يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا

«وحى» به معنى اشاره . .. و كلام پنهان است (لسان العرب)، لذا در برداشت فوق به القائات مرموز معنى گرديده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 12

12 - پيروان شياطين جن، دوستان آنان هستند.

يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس و قال أولياؤهم من الإنس

88- شياطين در آسمانها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 18 - 2

2- شياطين ، در حد استراق سمع توان نزديك شدن به آسمان ها را دارند .

و حفظنها من كلّ شيطن رجيم . إلاّ من استرق السمع

89- شياطين در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 85 - 1،3

1 - جهنم ، مملو از شيطان ها و پيروان آنان خواهد شد .

لأملأنّ جهنّم منك و ممّن تبعك منهم أجمعين

بيشتر مفسران گفته اند: مقصود از «منك» «من جنسك» است; زيرا منطقى نيست كه جهنم با آن عظمت، تنها با داخل شدن يك فرد (ابليس) پر شود. پس مقصود، پر شدن دوزخ از مجموعه شياطين (ابليس و فرزندانش) و انسان ها خواهد بود.

3 - پر شدن جهنم از شيطان ها و پيروان آنان ، سوگند مؤكد خداوند

لأملأنّ جهنّم منك و ممّن تبعك منهم أجمعين

90- شياطين در زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 36 - 9

9 - زمين محل سكونت و قرارگاه شياطين

اهبطوا . .. و لكم فى الأرض مستقر

برداشت فوق بر اين مبناست كه خطابها در جمله «اهبطوا» و . .. متوجه شيطان نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 24 - 7

7 - زمين، محل سكونت و قرارگاه موقت انسانها و شياطين است.

و لكم فى الأرض مستقر و متع إلى حين

قيد «إلى حين» علاوه بر تقييد «متاع»، كلمه «مستقر» را نيز مقيد مى كند.

91- شياطين در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 13

13- شياطين و ديگر معبودان دروغين مشركان ، در صحنه قيامت حضور خواهند داشت .

نادوا شركاءى . .. و جعلنا بينهم موبقًا

به قرينه آيات قبل، مراد از «شركاء» همان ابليس و ذريه او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 68 - 2

2- منكران معاد ، با شياطين در صحنه قيامت ، همراه و هم دوش خواهند بود .

لنحشرنّهم والشيطين ثمّ لنحضرنّهم

واو در «والشياطين« مى تواند عاطفه و يا به معناى «مع» باشد. در هر دو صورت برداشت ياد شده به دست مى آيد.

92- شياطين منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 14 - 9

9 - « روى عن ابى جعفر ( ع ) ( فى قوله « شياطينهم » ) انهم كهانهم ;

از امام باقر (ع) روايت شده كه: مراد از «شياطينهم» در آيه شريفه، كاهنان يهود است».

93- شياطين و جادو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 5

5 - شياطين ، دستيابى سليمان رابه سلطنت ، دستاورد سحر و جادو قلمداد مى كردند .

على ملك سليمن و ما كفر سليمن

نفى جادوگرى از سليمان - پس از بيان اينكه شياطين نوشته هايى از علم سحر را براى مردم، عليه سلطنت سليمان مى خواندند - رساى به اين معناست كه: شياطين چنين وانمود مى كردند كه آنچه را تلاوت مى كنند همان است كه سليمان را به سلطنت رساند و با اين شيوه در صدد نفى پيامبرى از او بودند.

94- شياطين و سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 2،4،5

2 - شياطين ، حضرت سليمان را به جادوگرى متهم مى كردند .

و ما كفر سليمن و لكن الشيطين كفروا

مراد از «ما كفر سليمان» (سليمان كافر نشد) نفى جادوگرى از سليمان (ع) است. جمله «و لكن الشياطين ...» و نيز «ما تتلوا الشياطين» حكايت از آن دارد كه: اتهام سحر به حضرت سليمان از سوى شياطين عنوان شده و نشر پيدا كرده بود.

4 - شياطين از دشمنان حضرت سليمان و حكومت الهى او

ما تتلوا الشيطين على ملك سليمن

«على ملك سليمان» (بر ضد حكومت سليمان) حال براى مفعول حذف شده از «تتلوا» است; يعنى، آن سحرى را كه براى مردم تلاوت مى كردند، عليه سلطنت سليمان بود.

5 - شياطين ، دستيابى سليمان رابه سلطنت ، دستاورد سحر و جادو قلمداد مى كردند .

على ملك سليمن و ما كفر سليمن

نفى جادوگرى از سليمان - پس از بيان اينكه شياطين نوشته هايى از علم سحر را براى مردم، عليه سلطنت سليمان مى خواندند - رساى به اين معناست كه: شياطين چنين وانمود مى كردند كه آنچه را تلاوت مى كنند همان است كه سليمان را

به سلطنت رساند و با اين شيوه در صدد نفى پيامبرى از او بودند.

95- شياطين و شهاب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 18 - 5

5- شياطين ، در صورت نزديك شدن به آسمان ، با شعله هاى آتش فروزان و آشكار ، تحت تعقيب قرار مى گيرند .

إلاّ من استرق السمع فأتبعه شهاب مبين

96- شياطين و قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 211 - 3

3 - شرارت و پليدى نهفته در نهاد شياطين ، دليل بيگانگى عميق آنان بامفاهيم هدايتگر قرآن

و ما ينبغى لهم

مقصود از برداشت ياد شده اين است كه با توجه به محتواى هدايتگر و تكامل بخش قرآن عرصه اى بر اين اتهام - كه عناصر پليدى چون شياطين در آن دخالت داشته باشند - باقى نمى ماند.

97- شياطين و مكذّبان آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 113 - 4،10

4 - تبليغات فريبنده شياطين (دشمنان انبيا) براى جذب دلهاى منكران آخرت و معاد است.

يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا . .. و لتصغى إليه أفئدة الذين لايؤمنون بالأخ

بنابراين كه «لتصغى» عطف به «غرورا» در آيه قبل، كه مفعول له است، باشد. «تصغى» از «صغى» يا «صغو» به معنى ميل پيدا نمود، است. (قاموس اللغة). لذا «لتصغى» يعنى براى جذب شدن و متمايل گشتن.

10 - هماهنگ شدن منكران آخرت با كردار شياطين، از اهداف تبليغات فريبنده شياطين است.

و ليقترفوا ما هم مقترفون

98- شياطين و مكذّبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 17

17 - سلطه و حاكميت شياطين بر منكران آيات الهى، سنت خداوند و تحت اراده اوست.

إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لا يؤمنون

99- شياطين و وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 18 - 7

7- وحى به هنگام نزول از آسمان ، از دخل و تصرف شياطين در امان است . *

إنا نحن نزّلنا الذّكر و إنا له لحفظون . .. و حفظنها من كلّ شيطن رجيم . إلاّ من

احتمالاً مراد از حفظ آسمانها از شيطانها و طرد آنها از آن جا، به منظور دست نيازيدن به وحى باشد كه مى تواند از جمله موارد حفظ وحى باشد.

100- شياطين هنگام صعود به آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 18 - 5

5- شياطين ، در صورت نزديك شدن به آسمان ، با شعله هاى آتش فروزان و آشكار ، تحت تعقيب قرار مى گيرند .

إلاّ من استرق السمع فأتبعه شهاب مبين

101- صعود شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 8 - 4

4 - قدرت شياطين بر صعود به نزديك ترين آسمان

إنّا زيّنّا السماء الدنيا . .. لايسّمّعون إلى الملإالأعلى

102- صفات شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 82 - 5

5- شياطين ، موجوداتى قابل رام شدن و فرمان برى براى انسان ها .

و سخّرنا . .. من الشيطين من يغوصون له

103- طرد شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 212 - 1

1 - شياطين ، ممنوع شده و عزل گشته از شنود پيام هاى آسمانى و گفتار فرشتگان

إنّهم عن السمع لمعزولون

104- طرد شياطين از آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 18 - 5

5- شياطين ، در صورت نزديك شدن به آسمان ، با شعله هاى آتش فروزان و آشكار ، تحت تعقيب قرار مى گيرند .

إلاّ من استرق السمع فأتبعه شهاب مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 8 - 9،10

9 - شياطينى كه براى استراق سمع به آسمان نزديك صعود كنند ، از هر سو مورد هدف قرار گرفته و رانده خواهند شد .

و يقذفون من كلّ جانب

«قذف» (مصدر «يقذفون»)، به معناى «رمى»; يعنى، راندن و هدف قرار دادن شىء به وسيله سنگ، تير و مانند آنها است.

10 - آسمان نزديك ، از هر سو از نفوذ شياطين محفوظ است .

و يقذفون من كلّ جانب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 9 - 1

1 - شياطينى كه به قصد استراق سمع به آسمان صعود كنند ، به ذلت و خوارى رانده شده و به اين مقصد نخواهند رسيد .

و يقذفون من كلّ جانب . دحورًا

«دُحور» به معناى طرد و دور ساختن به وضع ذلت و خوارى است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 10 - 7،4

7 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : . . .قال [ رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فى حديث المعراج ] : . . . صعد جبرئيل و صعدت معه إلى سماء الدنيا و عليها ملك يقال له : اسماعيل ، هو صاحب الخطفة التى قال اللّه عزّوجلّ : « إلاّ من خطف الخطفة فأتبعه شهاب ثاقب » و تحته سبعون ألف ملك تحت كلّ ملك سبعون ألف ملك . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است . ..[كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در حديث معراج]; فرمود: جبرئيل بالا رفت و من هم با او به آسمان دنيا بالا رفتم. در آن جا فرشته اى بود به نام اسماعيل. او مأمور تعقيب ربايندگان اخبار (صاحبان خطفه) بود كه خداوند مى فرمايد: «إلا من خطف الخطفة...» و هفتاد هزار فرشته تحت فرمان او بودند كه هر كدام از آنان نيز هفتاد هزار فرشته را تحت فرمان [خود] داشتند».

4 - شياطينى كه دزدانه به آسمان نزديك صعود كنند و به جمع آورى اطلاعات و اخبار بپردازند ، با گلوله آتشين ، مؤثر و سوراخ كننده ، مورد تعقيب و اصابت قرار خواهند گرفت .

إلاّ من خطف الخطفة فأتبعه شهاب ثاقب

«شهاب» به شعله اى از آتش افروخته (گلوله آتشين) گفته مى شود. «ثاقب» نيز به معناى نافذ و سوراخ كننده است.

105- عجز شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 211 - 2

2 - نازل كردن قرآن ، خارج از توانايى شياطين

و ما يستطيعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 8 - 1

1 - شياطين ، ناتوان از شنود اخبار آسمان

لايسّمّعون إلى الملإالأعلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 5 - 11

11 - شيطان ها ، ناتوان از شنود و دستيابى به اطلاعات و اخبار آسمان

و جعلنها رجومًا للشيطين

106- عذاب پيروان شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 20

20 - جايگاه ابدى جنيان اغواگر (شيطانها) و انسانهاى پيرو ايشان آتش دوزخ است.

قال النار مثويكم خلدين فيها

«مثوى» اسم مكان و به معنى جايگاه و محل استقرار است. (راغب).

107- عذاب شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 20

20 - جايگاه ابدى جنيان اغواگر (شيطانها) و انسانهاى پيرو ايشان آتش دوزخ است.

قال النار مثويكم خلدين فيها

«مثوى» اسم مكان و به معنى جايگاه و محل استقرار است. (راغب).

108- عصيان شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 82 - 9

9- امكان تمرد و سرپيچى شياطين از فرمان هاى خداوند و نياز فرمان برى آنها به نظارت و مراقبت الهى

و كنّا لهم حفظين

اين كه خداوند مراقبت هميشگى خود را نسبت به شياطين يادآور مى شود، مى رساند كه آنان موجوداتى سركش اند و نياز به مراقبت دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 7 - 3،5

3 - شيطان ها ، موجوداتى متمرد از فرمان خدا و به دور از هرگونه خير و نيكى اند .

من كلّ شيطن مارد

«مارد»; يعنى، كسى كه در وجودش اطاعت و فرمانبرى و خير و نيكى نباشد. ازاين رو به درخت بى برگ (كه برگ هاى آن ريخته باشد) گفته مى شود: «شجر أمرد».

5 - شيطان هاى متمرد و به دور از خير ، متعدد و بسياراند .

من كلّ شيطن مارد

109- عقيده به تدبير شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 20

20- مشركان به برخوردارى شياطين و جن از حق تصميم گيرى در كار جهان و تدبير امور آن ، معتقد بودند .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى

به قرينه آيه بعد، مراد از توهم ولايت شياطين، اين پندار است كه آنان، در امور عالم و كار آفرينش، دخالت و نظارت دارند . اين اعتقاد مشركان را وادار مى كرد كه براى پرهيز از شر شياطين، به ستايش آنان بپردازند.

110- علم شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 82 - 6

6- شياطين ، موجوداتى آشنا با فنون و علوم مختلف .

و من الشيطين من يغوصون له و يعملون عملاً دون ذلك

111- عوامل طرد شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 5 - 9

9 - ستارگان پرفروغ ، مايه طرد شيطان ها و حفظ آسمان نزديك از نفوذ آنها است .

و جعلنها رجومًا للشيطين

112- عوامل مصونيت از شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 97 - 6

6 - نقش مؤثر دعا در ايمن ماندن انسان ها از خطر وسوسه هاى شياطين

و قل ربّ أعوذ بك من همزت الشيطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 98 - 6

6 - خدا ، تنها پناهگاه انسان براى ايمن ماندن از شرّ هاى شياطين

أعوذ بك من همزت الشيطين . و أعوذ بك ربّ أن يحضرون

113- غواصى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 82 - 2

2- برخى از شياطين براى سليمان ( ع ) ، به كار غواصى و غير آن مى پرداختند .

و من الشيطين من يغوصون له و يعملون عملاً دون ذلك

114- فرجام پيروان شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 20

20 - جايگاه ابدى جنيان اغواگر (شيطانها) و انسانهاى پيرو ايشان آتش دوزخ است.

قال النار مثويكم خلدين فيها

«مثوى» اسم مكان و به معنى جايگاه و محل استقرار است. (راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 85 - 4

4 - دوزخ ، سرنوشت مشترك شيطان ها و انسان هاى پيرو آنان

لأملأنّ جهنّم منك و ممّن تبعك منهم أجمعين

115- فرجام شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 20

20 - جايگاه ابدى جنيان اغواگر (شيطانها) و انسانهاى پيرو ايشان آتش دوزخ است.

قال النار مثويكم خلدين فيها

«مثوى» اسم مكان و به معنى جايگاه و محل استقرار است. (راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 85 - 4

4 - دوزخ ، سرنوشت مشترك شيطان ها و انسان هاى پيرو آنان

لأملأنّ جهنّم منك و ممّن تبعك منهم أجمعين

116- فلسفه اغواگرى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 113 - 4،6

4 - تبليغات فريبنده شياطين (دشمنان انبيا) براى جذب دلهاى منكران آخرت و معاد است.

يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا . .. و لتصغى إليه أفئدة الذين لايؤمنون بالأخ

بنابراين كه «لتصغى» عطف به «غرورا» در آيه قبل، كه مفعول له است، باشد. «تصغى» از «صغى» يا «صغو» به معنى ميل پيدا نمود، است. (قاموس اللغة). لذا «لتصغى» يعنى براى جذب شدن و متمايل گشتن.

6 - رضايت درونى منكران آخرت و قيامت، از اهداف تبليغات فريبنده شياطين است.

زخرف القول غرورا . .. و ليرضوه و ليقترفوا ما هم مقترفون

«ليرضوه» عطف بر «غرورا» است; در نتيجه عامل آن فعل «يوحى» است; يعنى: «يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول ليرضوه».

117- فلسفه وجودى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 113 - 2

2 - قرار داده شدن شياطين در برابر انبيا داراى فلسفه و جهت و به منظور تأمين اهدافى معين است.

و كذلك جعلنا . .. و لتصغى إليه أفئدة الذين

جمله «لتصغى إليه» عطف به مقدر است; لذا معنى چنين مى شود: «جعلنا . .. لغايات و لتصغى إليه».

118- قبول ولايت شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 30 - 5،10

5 - پذيرش سرپرستى شياطين بجاى خدا، عامل تثبيت گمراهى و دور ماندن از هدايت الهى

فريقا حق عليهم الضللة إنهم اتخذوا الشيطين أولياء من دون الله

10 - پذيرندگان ولايت شياطين، بى خبر از گمراهى خويش و در پندار برخوردارى از توفيق هدايت هستند.

و يحسبون أنهم مهتدون

119- قدرت شنوايى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 18 - 3

3- در آسمان ها ، خبر ها و اطلاعاتى مبادله مى شود كه قابل شنود براى موجوداتى چون شياطين است .

من كلّ شيطن رجيم . إلاّ من استرق السمع

لازمه استراق سمع، وجود و تبادل اخبارى است كه قابل شنيدن است.

120- قدرت شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 212 - 2

2 - قدرت شياطين بر استماع و استراق سمع گفتار فرشتگان ، در برهه اى از زمان ( قبل از ممنوع شدن و عزل گشتن )

إنّهم عن السمع لمعزولون

«معزولون» مى تواند به معناى حال باشد; يعنى، گر چه شياطين در گذشته گفتار فرشتگان را مى شنيدند; اما اكنون (از زمان نزول قرآن) از آن عزل گشته و ممنوع شدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 8 - 4

4 - قدرت شياطين بر صعود به نزديك ترين آسمان

إنّا زيّنّا السماء الدنيا . .. لايسّمّعون إلى الملإالأعلى

121- كافران و شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 16

16 - كافران و منكران آيات الهى تحت نفوذ و ولايت شياطين هستند.

ذلك من ءايت الله . .. إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لا يؤمنون

جمله «ذلك من آيات الله» در آيه قبل مى تواند بيانگر متعلق «لا يؤمنون» باشد.

122- كثرت شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 7 - 5

5 - شيطان هاى متمرد و به دور از خير ، متعدد و بسياراند .

من كلّ شيطن مارد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 37 - 10

10 - شمار شياطين ، بسيار و متنوع به گوناگونى گمراهى ها و متعدد به تعدد گمراهان

نقيّض له شيطنًا . .. و إنّهم ليصدّونهم عن السبيل

123- كفر شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 9

9 - كفرورزى شياطين با تعليم سحر به مردم

و لكن الشيطين كفروا يعلمون الناس السحر

124- كيفر اخروى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 5 - 13

13 - آتشِ فروزان ، كيفر شياطين در قيامت

و أعتدنا لهم عذاب السعير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 39 - 9

9 - شياطين ، مورد مؤاخذه و مجازات در روز قيامت *

نقيّض له شيطنًا . .. أنّكم فى العذاب مشتركون

عذاب شدن شياطين، مى تواند دال بر تكليف آنان باشد.

125- كيفر استراق سمع شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 9 - 2

2 - شياطينى كه با صعود به آسمان ، آهنگ استراق سمع كنند ، به عذاب دائم الهى دچار خواهند شد .

و لهم عذاب واصب

«واصب» به معناى دائم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 10 - 4،5

4 - شياطينى كه دزدانه به آسمان نزديك صعود كنند و به جمع آورى اطلاعات و اخبار بپردازند ، با گلوله آتشين ، مؤثر و سوراخ كننده ، مورد تعقيب و اصابت قرار خواهند گرفت .

إلاّ من خطف الخطفة فأتبعه شهاب ثاقب

«شهاب» به شعله اى از آتش افروخته (گلوله آتشين) گفته مى شود. «ثاقب» نيز به معناى نافذ و سوراخ كننده است.

5 - شياطين ، پيش از استفاده از اطلاعات و اخبار غيبى از آسمان ، نابود مى شوند .

إلاّ من خطف الخطفة فأتبعه شهاب ثاقب

126- كيفر شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 9 - 3

3 - شياطين ، موجوداتى مكلف و مسؤول و مورد كيفر و بازخواست الهى

و لهم عذاب واصب

برداشت ياد شده از مبتلا شدن به عذاب و كيفر الهى به دست مى آيد; زيرا كيفر و عذاب بدون تكليف و مسؤوليت، معقول نيست.

127- كيفيت حشر شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 68 - 7

7- خداوند ، شياطين و منكران معاد را در قيامت ، خوار و ذليل ، بر زانونشسته و به صورت نيم خيز در اطراف جهنم احضار خواهد كرد .

ثمّ لنحضرنّهم حول جهنّم جثيًّا

«جثيّا» (جمع «جاثى») حال است و «جاثى» به كسى گفته مى شود كه براى مخاصمه و محاكمه بر زانو نشسته است (لسان العرب). احضار منكران معاد و شياطين، در حالى كه بر زانوان خود راه مى روند و يا بر زانو گرداگرد جهنم نشسته اند، براى اهانت و تحقير آنان است. برخى «جثىّ» را جمع «جثوة» دانسته اند كه به معناى انبوه خاك و سنگ است. بر حسب اين معنا مراد احضار هر فرقه و گروه به صورت متراكم است.

128- گمراهان و شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 3

3 - رويارويى گمراهان و عوامل شيطانى گمراه كننده آنان ، در قيامت

قال يليت بينى و بينك بعد

تعبير «بينى و بينك» خطاب رو در رو را مى رساند.

129- گمراهى پيروان شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 30 - 10

10 - پذيرندگان ولايت شياطين، بى خبر از گمراهى خويش و در پندار برخوردارى از توفيق هدايت هستند.

و يحسبون أنهم مهتدون

130- مبارزه با شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 6

6 - وجوب نبرد با ياوران شيطان ( كافران و طاغوت ها )

و الّذين كفروا يقاتلون فى سبيل الطّاغوت فقاتلوا اولياء الشّيطان

131- مبارزه با شياطين انسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 6

6 - پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)، مانند ساير پيامبران، درگير مبارزه با شياطينى از جن و انس

و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا شيطين الإنس و الجن

132- مبارزه با شياطين جنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 6

6 - پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)، مانند ساير پيامبران، درگير مبارزه با شياطينى از جن و انس

و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا شيطين الإنس و الجن

133- محدوده قدرت شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 211 - 4

4 - محدوديت توان و دامنه نفوذ شياطين

و ما يستطيعون

134- محمد(صلی الله علیه و آله) و وسوسه شياطين انس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 6 - 12

12 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مواجه با وسوسه گرانى از جن و انس كه مردم را درباره ربوبيت ، فرمان روايى و الوهيت خداوند به ترديد مى افكندند .

قل أعوذ بربّ الناس . ملك الناس . إله الناس . من شرّ الوسواس ... من الجنّة و الن

در برداشت ياد شده، مجموع سوره با اين نگاه تفسير شده است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در مسير ابلاغ يكتايى خداوند در ربوبيت، فرمان روايى و الوهيت، با عده اى از جن و انس مواجه شده بود كه در سينه هاى مردم وسوسه ايجاد كرده، هدايت آنان را بر آن حضرت دشوار مى ساختند; خداوند، آن حضرت را در پناه خود قرار داده و او را به اين پناهنده شدن فرا خوانده است تا وسوسه گران و اغواگران مردم را، از سر راه او بردارد.

135- محمد(صلی الله علیه و آله) و وسوسه شياطين جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 6 - 12

12 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مواجه با وسوسه گرانى از جن و انس كه مردم را درباره ربوبيت ، فرمان روايى و الوهيت خداوند به ترديد مى افكندند .

قل أعوذ بربّ الناس . ملك الناس . إله الناس . من شرّ الوسواس ... من الجنّة و الن

در برداشت ياد شده، مجموع سوره با اين نگاه تفسير شده است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در مسير ابلاغ يكتايى خداوند در ربوبيت، فرمان روايى و الوهيت، با عده اى از جن و انس مواجه شده بود كه در سينه هاى مردم وسوسه ايجاد كرده، هدايت آنان را بر آن حضرت دشوار مى ساختند; خداوند، آن حضرت را در پناه خود قرار داده و او را به اين پناهنده شدن فرا خوانده است تا وسوسه گران و اغواگران مردم را، از سر راه او بردارد.

136- مراقبت از شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 82 - 8،9

8- شياطين ، همواره دركمند نظارت و كنترل و مراقبت الهى .

من الشيطين . .. و كنّا لهم حفظين

9- امكان تمرد و سرپيچى شياطين از فرمان هاى خداوند و نياز فرمان برى آنها به نظارت و مراقبت الهى

و كنّا لهم حفظين

اين كه خداوند مراقبت هميشگى خود را نسبت به شياطين يادآور مى شود، مى رساند كه آنان موجوداتى سركش اند و نياز به مراقبت دارند.

137- مسكن شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 36 - 9

9 - زمين محل سكونت و قرارگاه شياطين

اهبطوا . .. و لكم فى الأرض مستقر

برداشت فوق بر اين مبناست كه خطابها در جمله «اهبطوا» و . .. متوجه شيطان نيز باشد.

138- مقهوريت شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 37 - 9

9 - شياطين ، مقهور اراده خداوند هستند .

فسخّرنا له . .. و الشيطين كلّ بنّاء و غوّاص

139- مكان نفوذ شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 222 - 1

1 - قلب هر انسان دروغ پرداز و گنه پيشه ، محل واقعى نزول شياطين

تنزّل على كلّ أفّاك أثيم

«أفّاك» از ريشه «إفك» (قلب كردن حقيقت) مشتق شده است. بنابراين «أفّاك» به كسى گفته مى شود كه دروغ پردازى كند. «أثيم» نيز از ماده «إثم» (گناه) به معناى گنه پيشه است.

140- مكذّبان آيات خدا و شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 16

16 - كافران و منكران آيات الهى تحت نفوذ و ولايت شياطين هستند.

ذلك من ءايت الله . .. إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لا يؤمنون

جمله «ذلك من آيات الله» در آيه قبل مى تواند بيانگر متعلق «لا يؤمنون» باشد.

141- مكر شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 13

13 - شياطين ، همواره در صدد مكر و توطئه عليه مؤمنان

انّ كيد الشّيطان كان ضعيفاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 10

10 - وسوسه و ظاهر سازى فريبكارانه، روش شياطين است.

يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا

142- مكر شياطين انسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 16

16 - لزوم هشيارى در برابر ترفندهاى هنرى و تبليغى شياطين انس و جن

و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا . .. يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا

143- مكر شياطين جنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 16

16 - لزوم هشيارى در برابر ترفندهاى هنرى و تبليغى شياطين انس و جن

و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا . .. يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا

144- ملاقات شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 24

24 - روى عن أبى جعفر(ع) فى معنى قوله: «يوحى بعضهم إلى بعض» إن الشياطين يلقى بعضهم بعضا فيلقى اليه ما يغوى به الخلق . .. .

از امام باقر(ع) درباره «يوحى بعضهم . ..» روايت شده است: بعضى از شياطين با بعض ديگر ملاقات و آنچه باعث گمراه كردن مردم است، به آنان مى آموزند ... .

145- ممانعت از استراق سمع شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 9 - 1

1 - شياطينى كه به قصد استراق سمع به آسمان صعود كنند ، به ذلت و خوارى رانده شده و به اين مقصد نخواهند رسيد .

و يقذفون من كلّ جانب . دحورًا

«دُحور» به معناى طرد و دور ساختن به وضع ذلت و خوارى است (مفردات راغب).

146- ممنوعيت استراق سمع شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 212 - 1

1 - شياطين ، ممنوع شده و عزل گشته از شنود پيام هاى آسمانى و گفتار فرشتگان

إنّهم عن السمع لمعزولون

147- منشأ اغواگرى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 83 - 5

5- وسوسه گرى ها و القاآت تحريك آميز شياطين ، وابسته به اراده الهى است .

ألم تر أنّا أرسلنا الشيطين على الكفرين تؤزّهم

148- منشأ وسوسه هاى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 83 - 5

5- وسوسه گرى ها و القاآت تحريك آميز شياطين ، وابسته به اراده الهى است .

ألم تر أنّا أرسلنا الشيطين على الكفرين تؤزّهم

149- موانع استراق سمع شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 18 - 6

6- شهاب هاى آسمانى ، مانع استراق سمع شياطين از آسمانهاست .

إلاّ من استرق السمع فأتبعه شهاب مبين

150- موانع حاكميت شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 18

18 - ايمان به خداوند و آيات او مانع ولايت و حاكميت شياطين بر انسان

إنا جعلنا . .. للذين لا يؤمنون

151- موانع نفوذ شياطين به آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 7 - 2

2 - ستارگان ، حافظان آسمان نزديك از نفوذ شيطان ها

بزينة الكواكب . و حفظًا من كلّ شيطن

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه نصبِ «حفظا» به سبب عطف بر «بزينة» باشد (از نوع عطف بر معنا كه در كلام عرب بسيار است). بر اين اساس، تقدير آيه چنين مى شود: «إنا خلقنا الكواكب زينة للسماء و حفظا لها» (ما ستارگان را براى زينت آسمان و نيز براى محفوظ ماندن آن از نفوذ شيطان آفريديم). بنابراين پيام آيه شريفه مانند آيه پنجم سوره ملك خواهد بود: «و لقد زينا السماء الدنيا بمصابيح و جعلناها رجوما للشياطين».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 5 - 9

9 - ستارگان پرفروغ ، مايه طرد شيطان ها و حفظ آسمان نزديك از نفوذ آنها است .

و جعلنها رجومًا للشيطين

152- موانع وسوسه شياطين انس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 6 - 13

13 - خداوند ، پناهگاهى شايسته براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر تلاش جن و انس براى اغواى مردم و ايجاد تزلزل در دل هاى آنان

قل أعوذ . .. الذى يوسوس فى صدور الناس . من الجنّة و الناس

153- موانع وسوسه شياطين جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 6 - 13

13 - خداوند ، پناهگاهى شايسته براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برابر تلاش جن و انس براى اغواى مردم و ايجاد تزلزل در دل هاى آنان

قل أعوذ . .. الذى يوسوس فى صدور الناس . من الجنّة و الناس

154- موانع ولايت شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 18

18 - ايمان به خداوند و آيات او مانع ولايت و حاكميت شياطين بر انسان

إنا جعلنا . .. للذين لا يؤمنون

155- مؤاخذه اخروى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 39 - 9

9 - شياطين ، مورد مؤاخذه و مجازات در روز قيامت *

نقيّض له شيطنًا . .. أنّكم فى العذاب مشتركون

عذاب شدن شياطين، مى تواند دال بر تكليف آنان باشد.

مؤمنان و شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 13

13 - شياطين ، همواره در صدد مكر و توطئه عليه مؤمنان

انّ كيد الشّيطان كان ضعيفاً

156- ناظر عمل شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 82 - 7،8

7- كنترل و نظارت خداوند بر شياطين ، در فرمان بردارى آنان از سليمان ( ع )

و من الشيطين . .. و كنّا لهم حفظين

8- شياطين ، همواره دركمند نظارت و كنترل و مراقبت الهى .

من الشيطين . .. و كنّا لهم حفظين

157- نافرجامى استراق سمع شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 10 - 5

5 - شياطين ، پيش از استفاده از اطلاعات و اخبار غيبى از آسمان ، نابود مى شوند .

إلاّ من خطف الخطفة فأتبعه شهاب ثاقب

158- نافرجامى تلاش شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 9 - 1

1 - شياطينى كه به قصد استراق سمع به آسمان صعود كنند ، به ذلت و خوارى رانده شده و به اين مقصد نخواهند رسيد .

و يقذفون من كلّ جانب . دحورًا

«دُحور» به معناى طرد و دور ساختن به وضع ذلت و خوارى است (مفردات راغب).

159- نسل شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 27

27- شياطين و جن ها ، داراى ذريه و زاد و ولدند .

كان من الجنّ . .. أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى

160- نشانه هاى بى كفايتى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 51 - 3

3- حضور نداشتن شياطين در كار آفرينش جهان ، نشان عدم صلاحيت آنان براى ولايت و تدبير امور عالم است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى . .. ما أشهدتّهم خلق السموت والأرض

161- نشانه هاى نفوذ شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 222 - 2

2 - دروغ پردازى و گناه ، نمود هاى تصرف شياطين در قلب و روح انسان

تنزّل على كلّ أفّاك أثيم

162- نفوذ شياطين به آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 7 - 1،4

1 - خداوند ، آسمان پرستاره را از نفوذ هر شيطانى حفظ كرده است .

و حفظًا من كلّ شيطن

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه نصبِ «حفظًا»، به خاطر مفعول مطلق بودنِ آن به فعل مقدر «حفظناها» باشد.

4 - تلاش شيطان ها ، براى شيطنت و نفوذ در آسمان نزديك

و حفظًا من كلّ شيطن مارد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 10 - 1،2

1 - برخى از شياطين ، به صعود به آسمان نزديك موفق شده و با سرعت و دزدانه به اطلاعات و اخبار ناچيزى دست خواهند يافت .

لايسّمّعون إلى الملإالأعلى . .. إلاّ من خطف الخطفة

«خَطِفَ» به معناى اختلاس و ربودن با سرعت است و «خطفة» - بر وزن «فعلة» كه دال بر «مرّة» است - مفعول مطلق و به معناى يك بار ربودن است. گفتنى است كه در اين آيه، كنايه از ربودنِ كم و ناچيز از اطلاعات و اخبار موجود در آسمان است.

2 - اصرار برخى از شياطين به صعود به آسمان نزديك ، جهت كسب اطلاعات و اخبار غيبى

إلاّ من خطف الخطفة

تلاش دزدانه شياطين همراه با خطرپذيرى آنان براى صعود به آسمان، مى تواند حاكى از اصرار آنان بر اين صعود باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 5 - 10

10 - تلاش شياطين ، براى نفوذ در آسمان جهت شنود اخبار آن

و جعلنها رجومًا للشيطين

از آيات مشابه (مانند آيات 7 و 8 سوره «صافات») استفاده مى شود كه شيطان ها، به منظور استراق سمع و شنود اخبار آسمان، به آن جا نفوذ مى كنند; ولى هربار مورد هدف قرار مى گيرند و رانده مى شوند.

163- نقش شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 13،19

13 - بازگشت كننده به شرك (مرتد) مانند ديوانه اى سرگردان است كه شيطانها (جنيان) عقل او را زايل كرده اند.

أندعوا من دون الله . .. و نرد ... كالذى استهوته الشيطين

«استهوته الشياطين» يعنى شيطانها عقل و فكر او را برده اند. همچنين جمله «استهوته الشياطين» را در موردى كه شخصى جن زده شده باشد، به كار مى برند. (لسان العرب).

19 - مرتد به سرگردانى در بيابان مى ماند كه شيطانها او را به بى راهه مى خوانند و گروهى نيز او را به راه هدايت دعوت مى كنند.

كالذى استهوته الشيطين فى الأرض حيران له أصحب يدعونه إلى الهدى ائتنا

«فى الأرض» متعلق به «استهوى» است، و «استهوى فى الأرض» به معنى عقل او را در بيابان ربوده اند، مى تواند باشد و مراد از «اصحاب» در «له اصحاب يدعونه» ممكن است مشركان و يا موحدان باشند كه در برداشت فوق احتمال دوم برگزيده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 24

24 - روى عن أبى جعفر(ع) فى معنى قوله: «يوحى بعضهم إلى بعض» إن الشياطين يلقى بعضهم بعضا فيلقى اليه ما يغوى به الخلق . .. .

از امام باقر(ع) درباره «يوحى بعضهم . ..» روايت شده است: بعضى از شياطين با بعض ديگر ملاقات و آنچه باعث گمراه كردن مردم است، به آنان مى آموزند ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 121 - 10

10 - شياطين عامل بدعت و گناه و مبارزه با اديان الهى و احكام آن هستند.

و إن الشيطين ليوحون إلى أوليائهم ليجدلوكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 30 - 7

7 - شياطين همواره براى سد كردن راه هدايت بر آدميان، در تلاش هستند.

إنهم اتخذوا الشيطين أولياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 51 - 1

1- شياطين ، فاقد كمترين دخالت و نظارت در كار آفرينش آسمان ها و زمين و نيز خلقت خودشان اند .

ما أشهدتّهم خلق السموت والأرض و لاخلق أنفسهم

«إشهاد» يعنى، ديگرى را به شهادت و حضور خواندن. نفى شاهد گرفته شدن شياطين در آفرينش آسمان ها و زمين و خلقت خود آن ها، كنايه از آن است كه آنان، هيچ نقشى در الوهيت و تدبير جهان نداشته اند تا در موقع آفرينش، به حضور فراخوانده شده و شاهد خلقت باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 82 - 4

4- شياطين ، موجوداتى داراى شعور و كارآيى هستند .

و من الشيطين من يغوصون له

برداشت ياد شده با توجه به نكته است كه تسخير شياطين براى سليمان(ع) و حرف شنوى آنان، ملازم با شعور آنها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 211 - 1

1 - شياطين ، فاقد كمترين شايستگى براى نزول قرآن

و ما ينبغى لهم

ضمير فاعل در «ينبغى» به «تنزّل» (مصدر «تنزّلت») بازمى گردد «استطاعة» (مصدر «يستطيعون») به معناى توانايى

است; يعنى، «و ما ينبغى لهم أن يتنزّلوا به و لايقدرون على التنزّل به; نه مى سزد كه شياطين قران را نازل كنند و نه مى توانند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 221 - 1

1 - پاسخ كوبنده و موضع گيرى سخت خداوند ، در برابر مدعيان دخالت شياطين در نزول قرآن

هل أُنبّئكم على من تنزّل الشيطين

اصرار و تأكيد خداوند بر ردّ گفتار و اتهام هاى مشركان به قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 7 - 3

3 - شيطان ها ، موجوداتى متمرد از فرمان خدا و به دور از هرگونه خير و نيكى اند .

من كلّ شيطن مارد

«مارد»; يعنى، كسى كه در وجودش اطاعت و فرمانبرى و خير و نيكى نباشد. ازاين رو به درخت بى برگ (كه برگ هاى آن ريخته باشد) گفته مى شود: «شجر أمرد».

164- وسوسه شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 10

10 - وسوسه و ظاهر سازى فريبكارانه، روش شياطين است.

يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 97 - 6

6 - نقش مؤثر دعا در ايمن ماندن انسان ها از خطر وسوسه هاى شياطين

و قل ربّ أعوذ بك من همزت الشيطين

165- وسوسه شياطين انس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 6 - 3،11

3 - خطر وسوسه گران جن و انس ، بزرگ و سزاوار چاره انديشى است .

من الجنّة و الناس

11 - برخى از انسان ها ، مانند برخى از جنيان ، شيطان اند و مخفيانه مردم را وسوسه مى كنند .

الوسواس الخنّاس . .. من الجنّة و الناس

عموم مفسران «شيطان» را مصداق «وسواس خنّاس» قرار داده اند. اين آيه نيز او را از نوع جن و انس مى داند; بنابراين شيطان، عنوانى عام خواهد بود كه بر افرادى از بشر و جنيان، تطبيق مى كند.

166- وسوسه شياطين جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 6 - 3،11

3 - خطر وسوسه گران جن و انس ، بزرگ و سزاوار چاره انديشى است .

من الجنّة و الناس

11 - برخى از انسان ها ، مانند برخى از جنيان ، شيطان اند و مخفيانه مردم را وسوسه مى كنند .

الوسواس الخنّاس . .. من الجنّة و الناس

عموم مفسران «شيطان» را مصداق «وسواس خنّاس» قرار داده اند. اين آيه نيز او را از نوع جن و انس مى داند; بنابراين شيطان، عنوانى عام خواهد بود كه بر افرادى از بشر و جنيان، تطبيق مى كند.

167- وسوسه هاى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 83 - 1،2،3

1- كافران ، گرفتار در دام تحريكات و وسوسه هاى شياطين

أرسلنا الشيطين على الكفرين تؤزّهم

«أزّ» به معناى تهييج و برانگيختن است و «تؤزّهم»; يعنى، شياطين، كافران را به سوى گمراهى و انحراف بيشتر سوق داده و تحريك مى كنند.

2- فرستاده شدن شياطين براى تحريك و وسوسه كافران از ديد پيامبر (صلی الله علیه و آله) مخفى نسيت .

ألم تر أنّا أرسلنا الشيطين

3- شياطين ، موجوداتى وسوسه گر و تحريك كننده در جهت گمراهى مردم

أرسلنا الشيطين على الكفرين تؤزّهم

168- ولايت شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 16

16 - كافران و منكران آيات الهى تحت نفوذ و ولايت شياطين هستند.

ذلك من ءايت الله . .. إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لا يؤمنون

جمله «ذلك من آيات الله» در آيه قبل مى تواند بيانگر متعلق «لا يؤمنون» باشد.

169- ويژگيهاى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 51 - 9

9- گمراگرى ، بزرگ ترين ويژگى شياطين است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء . .. و ما كنت متّخذ المضلّين عضدًا

170- هشدار به پيروان شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 52 - 4

4- بى نتيجه بودن كمك خواهى مشركان از معبودان خويش ، هشدار خداوند به اهل شرك و پذيرندگان ولايت شياطين است .

و يوم يقول نادوا شركاءى . .. فلم يستجيبوا لهم

171- هشيارى در برابر شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 16

16 - لزوم هشيارى در برابر ترفندهاى هنرى و تبليغى شياطين انس و جن

و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا . .. يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا

172- هلاكت شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 10 - 5

5 - شياطين ، پيش از استفاده از اطلاعات و اخبار غيبى از آسمان ، نابود مى شوند .

إلاّ من خطف الخطفة فأتبعه شهاب ثاقب

173- همنشينى با شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 39 - 10

10 - همدمى منحرفان با شياطين در دوزخ ، تأثيرى در تخفيف عذاب و يا آرامش آنان نخواهد داشت .

لن ينفعكم اليوم إذ ظلمتم أنّكم فى العذاب مشتركون

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه عبارت «أنّكم فى. ..» فاعل «لن ينفع» باشد.

174- همنشينى با شياطين در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 9

9 - مشاهده شياطين در قيامت و همنشينى با آنان ، خود نوعى عذاب براى گمراهان است .

قال يليت بينى و بينك بعد المشرقين

175- همنشينى شياطين با معرضان از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 12

12 - همنشينى شياطين با ترك كنندگان ياد خدا در روز واپسين *

فهو له قرين . .. حتّى إذا جاءنا ... فبئس القرين

به قرينه «فبئس القرين»، مى توان گفت: غايت در «حتّى إذا جاءنا» نقطه نهايى قرين بودن را نمى رساند; بلكه بعد از «حتّى» نيز مانند قبل از آن است.

176- هنر شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 14،16

14 - شياطين انس و جن از هنر و تبليغات فريبنده براى فريب دادن مردم و مبارزه با انبيا بهره مى برند.

يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا

«زخرف القول» به كلام آراسته شده مى گويند كه از مصاديق هنر است و مى توان گفت كه اين مورد به عنوان نمونه ذكر شده است. گفتنى است «غرورا» در برداشت فوق مفعول له واقع شده است.

16 - لزوم هشيارى در برابر ترفندهاى هنرى و تبليغى شياطين انس و جن

و كذلك جعلنا لكل نبى عدوا . .. يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا

شيطان

177- {شيطان}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 256 - 20

20 - شيطان ، از مصاديق طاغوت

فمن يكفر بالطّاغوت

امام صادق (ع) درباره آيه «فمن يكفر بالطّاغوت» فرمود: انه الشيطان . ..


مجمع البيان، ج 2، ص 631 ; نورالثقلين، ج 1، ص 263، ح 1051.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 5

5 - دوستى شيطان ، زمينه ساز ترس از غير خدا

انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 120 - 1

1 - شيطان ، نام و مشخصه ديگرى براى ابليس

إلاّإبليس . .. إنّ هذا عدوّ ... فوسوس إليه الشيطن

«شيطان» از ريشه «شطن» گرفته شده است كه در معناى «دورى» و يا «ريسمان بلند» به كار مى رود. اين اشتقاق، اشاره به دورى ابليس از رحمت خداوند و يا شرارت طولانى او است.

178- آثار اطاعت از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 38 - 12

12 - تكبّر ، بخل و رياكارى ، پيامد همراهى شيطان با آدمى

مختالا فخوراً. الذين يبخلون ... و الذين ينفقون اموالم رئاء النّاس ... و من يكن ا

ظاهراً جمله «من يكن . .. » بيان ريشه و علت صفات ذكر شده در اين آيه و آيات قبل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 175 - 8

8 - پيروى از شيطان موجب قرار گرفتن آدمى در زمره گمراهان مى شود .

فأتبعه الشيطن فكان من الغاوين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 44 - 4،8

4- اطاعت از شيطان ، در حقيقت پرستش او است .

لِمَ تعبد ما لايسمع . .. لاتعبد الشيطن

عبادت كردن بت ها و عبادت كردن شيطان دو مقوله است، ولى ابراهيم(ع) يكى را به منزله ديگرى دانسته است. وجه اين تنزيل ممكن است تلاش شيطان در برانگيختن آدمى به شرك باشد كه قرآن اطاعت از او را، عبادت خوانده است.

8- اطاعت از شيطان ، ناسپاسى و قدرناشناسى رحمت واسعه الهى است .

لاتعبد الشيطن إنّ الشيطن كان للرحمن عصيًّا

«رحمن» صيغه مبالغه و از نام هاى خداوند است. تكيه براين نام در جمله «كان للرحمن...» به منزله تعليلى بر زشتى كار شيطان است، زيرا عصيان كردن او در برابر دارنده رحمت واسعه و اصرار بر آن نشانه ناسپاس بودن او است. و جمله «لاتعبد...» دلالت دارد كه هر كس از شيطان تبعيت نمايد، او نيز چنان خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 3

3- پرستش بت ها و اطاعت شيطان ، موجب گرفتارى به عذاب الهى است .

يأبت لاتعبد الشيطن . .. إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 63 - 5

5 - عبادت نكردن خداى يكتا و پيروى از شيطان ، موجب دوزخى شدن است .

ألم أعهد إليكم يبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطن . .. و أن اعبدونى ... و لقد أضلّ م

برداشت ياد شده از ارتباط ميان اين آيه و آيات پيشين به دست مى آيد; يعنى، آيه شريفه بيانگر نتيجه و پى آمد عمل نكردن به توصيه هاى الهى است.

179- آثار اغواپذيرى از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 63 - 12

12- تسليم اغوا و ظاهرسازى هاى شيطان شدن ، ولايت او را در پى دارد .

فزيّن لهم الشيطن أعملهم فهو وليّهم اليوم

180- آثار اغواگرى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 36 - 3

3 - شيطان و اغواگرى هاى او سبب خروج آدم ( ع ) و حوا از بهشت شد .

فأخرجهما مما كانا فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 63 - 9،11

9- افترا ها و نسبت هاى نارواى مشركان به خداوند ، برخاسته از اغواى شيطان بوده است .

و يجعلون لله البنت . .. و يجعلون لله ما يكرهون ... لقد أرسلنا إلى أُمم من قبلك

ذكر قصه بعثت انبيا در ميان امتهاى پيشين و تحت تأثير اغواى شيطان قرار گرفتن آنان، مى تواند تعريضى باشد به مشركان مكه كه نسبتهاى ناروا به خداوند مى دادند.

11- ظاهرسازى هاى شيطان ، از موانع حركت و نهضت انبيا

تالله لقد أرسلنا إلى أُمم من قبلك فزيّن لهم الشيطن أعملهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 123 - 2،4

2 - خداوند ، شيطان را به دليل وسوسه گرى و فريب دادن آدم ، از بهشت اخراج كرد و به فرود آمدن به زمين فرمان داد .

فوسوس إليه الشيطن . .. قال اهبطا منها جميعًا

برداشت ياد شده بر اين مبنا است كه مخاطب در «اهبطا» آدم و شيطان باشند.

4 - شيطان با وسوسه و اغواگرى خود ، زمينه ساز اخراج آدم و حوا از بهشت و هبوط آنان به زمين گرديد .

فوسوس إليه الشيطن . .. قال اهبطا منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 53 - 2

2 - يمار دلى و قساوت ، زمينه اى مناسب براى قرار گرفتن در دام فتنه ها و اغواگرى هاى شيطان

ليجعل ما يلقى الشيطن فتنة . .. و القاسية قلوبهم

181- آثار پيروى از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 14

14- پيروى از شيطان ، ملامت و پشيمانى اخروى در پى دارد .

دعوتكم فاستجبتم لى فلاتلومونى و لوموا أنفسكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 65 - 3

3- پيروى از شيطان ، خروج از عبوديت خداست .

إن عبادى ليس لك عليهم سلطن

اضافه «عباد» به «ى» متكلم براى بيان اين نكته كه كسانى از نسل آدم(ع) وجود دارند كه ابليس بر آنها سلطه نخواهد داشت; حكايت از آن دارد كه بندگى خداوند، انسان را از سلطه ابليس مى رهاند و پيروى از او انسان را از صف و صفت عباد خارج مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 4 - 1،4

1- پيروى از شيطان ، به معناى پذيرش ولايت و سرپرستى او است .

و يتّبع كلّ شيطن . .. من تولاّه فإنّه يضلّه

4- ضلالت و گمراهى ، پيامد قطعى قرار گرفتن در قلمرو ولايت شيطان و پيروى از او

من تولاّه فإنّه يضلّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 21 - 3،7،11،15

3 - ناسازگارى ايمان با پيروى از شيطان

يأيّها الذين ءامنوا لاتتّبعوا خطوت الشيطن

از آن جاكه خداوند مسلمانان را با وصف ايمان مورد خطاب قرار داده است، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

7 - نتيجه و ره آورد پيروى از شيطان ، فرو افتادن در منجلاب زشتى ها و ناپسندى ها ( فحشا و منكرات ) است .

و من يتّبع خطوت الشيطن فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر

11 - ناسازگارى ايمان با پيروى از شيطان و ارتكاب فحشا و منكرات

يأيّها الذين ءامنوا لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر

برداشت فوق، به خاطر اين نكته است كه خداوند پيش از نهى از فحشا و منكرات، مسلمانان را با وصف ايمان مورد خطاب قرار داد.

15 - پيروى از شيطان و ارتكاب فحشا و منكرات ، مانع از رشد و بالندگى و مايه ناپاكى و انحطاط انسان است .

لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر و لولا فضل اللّه عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 6 - 6

6 - دوزخ ، پى آمد پاسخ دادن به نداى شيطان و حرف شنوى از او است .

إنّما يدعوا حزبه ليكونوا من أصحب السعير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 62 - 3

3 - پيروى از شيطان ، عامل انحراف و بازماندن از صراط مستقيم

و اتّبعون هذا صرط مستقيم . و لايصدّنّكم الشيطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 28 - 3

3- پيروى از فريب ها و زيبانمايى هاى شيطان و اطاعت از كافران ، مايه خشم الهى و عذاب

الشيطن سوّل لهم . .. سنطيعكم فى بعض الأمر ... ذلك بأنّهم اتّبعواما أسخط اللّه

برداشت بالا بنابراين نكته است كه «اتّبعوا ما أسخط اللّه» به آنچه در آيات پيشين تحت عنوان «الشيطان سوّل لهم» و «قالوا . .. سنطيعكم فى بعض الأمر» آمده است، نظر داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 28 - 6

6 - پيروى از دعوت هاى شيطان ، انحراف از راه مستقيم است .

و ما هو بقول شيطن . .. لمن شاء منكم أن يستقيم

182- آثار دشمنى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 53 - 14

14- دشمنى شيطان با انسان ها ، عامل نفوذ و تلاش وى براى فتنه انگيزى در ميان آنهاست .

إن الشيطن ينزغ بينهم إن الشيطن كان للإنسن عدوًّا مبينًا

جمله «إن الشيطان كان للإنسان . ..» - كه به منزله تعليل براى جمله قبل (إن الشيطان ينزغ ...) است - بيانگر اين نكته مى باشد كه عامل تلاش شيطان براى فتنه گرى، دشمنى اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 60 - 9

9 - دشمنى و بدخواهى شيطان براى انسان ، فلسفه توصيه خداوند به اطاعت نكردن از شيطان

أن لاتعبدوا الشيطن إنّه لكم عدوٌّ مبين

183- آثار دعوتهاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 9

9- دعوت و القاى شيطان از انسان سلب اختيار نمى كند و او مسؤول اعمال خويش خواهد بود .

و ما كان لى عليكم من سلطن إلاّ أن دعوتكم فاستجبتم لى فلاتلومونى و لوموا أنفسكم

184- آثار دوستى با شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 36 - 2

2 - همدمى با شيطان ، كيفر الهى براى اعراض كنندگان از ياد او

و من يعش عن ذكر الرحمن نقيّض له شيطنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 30 - 6

6 - دوست پنداشتن شياطين، نابود كننده زمينه هدايت

و فريقا حق عليهم الضللة إنهم اتخذوا الشيطين أولياء

كلمه «ولى» مى تواند به معناى دوست و نيز به معناى سرپرست باشد. برداشت فوق بر اساس معناى اول است.

185- آثار ذكر دشمنى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 53 - 15

15- توجه انسان به عداوت هاى ديرينه و شگرد هاى شيطان ، بازدارنده وى از گفتار ناشايست و نزاع و دشمنى

و قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن إن الشيطن ينزغ بينهم إن الشيطن كان للإنسن عدو

تعليل «إن الشيطان كان للإنسان عدوا . ..» براى «إن الشيطان ينزغ بينهم» به منزله هشدارى به انسانهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 62 - 6

6 - توجه به دشمنى ديرين و آشكار شيطان ، بازدارنده انسان از پيروى او

و لايصدّنّكم الشيطن إنّه لكم عدوّ مبين

186- آثار سلطه شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 37 - 6

6 - احساس هدايت يافتگى در اوج گمراهى ، نتيجه سلطه طولانى و همواره شياطين بر خداگريزان است .

و إنّهم ليصدّونهم . .. و يحسبون أنّهم مهتدون

از فعل مضارع «يصدّون» - كه دال بر استمرار است - و نيز ارتباط «ليصدّونهم. ..» با «يحسبون...»، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 25 - 4

4- ارتداد ، معلول مقهور شدن انسان در برابر وسوسه ها و دسيسه هاى شيطانى است .

إنّ الذين ارتدّوا . .. الشيطن سوّل لهم

187- آثار طرد شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 98 - 7

7- مطرود بودن شيطان از درگاه الهى ، موجب شرآفرينى او براى انسان و فلسفه لزوم پناه بردن به خدا از شرّ اوست .

فاستعذ بالله من الشيطن الرجيم

توصيف شيطان به «رجيم» مى تواند مشعر به عليت بيان و فلسفه لزوم استعاذه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 25 - 4

4 - مطرود بودن شيطان از درگاه خداوند ، شاهد واهى بودن پندار كسانى است كه معارف الهى قرآن را القاى شيطان مى پنداشتند .

و ما هو بقول شيطن رجيم

188- آثار عصيان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 23

23- تمرد شيطان از سجده بر آدم ، نمايانگر عداوت او با آدميان است .

فسجدوا إلاّ إبليس . .. و هم لكم عدوٌّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 44 - 7

7- عصيانگربودن شيطان در برابر خداى رحمان ، دليلى كافى بر ضرورت پرهيز از اطاعت او است .

لاتعبد الشيطن إنّ الشيطن كان للرحمن عصيًّا

189- آثار قبول ولايت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 4 - 4،5

4- ضلالت و گمراهى ، پيامد قطعى قرار گرفتن در قلمرو ولايت شيطان و پيروى از او

من تولاّه فإنّه يضلّه

5- گرفتار شدن به عذاب دوزخ ، سرنوشت محتوم و فرجام شوم كسى است كه خود را در قلمرو ولايت شيطان قرار دهد و از او پيروى كند .

كتب عليه أنّه من تولاّه. .. ويهديه إلى عذاب السعير

190- آثار نفوذ شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 28 - 4

4 - توجيه ارتكاب كارهاى زشت و ناپسند به پندار اجراى فرمان خداوند، برخاسته از نفوذ و ولايت شيطان است.

إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لا يؤمنون . .. الله أمرنا بها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 12 - 9

9- رفتار هاى نارواى برادران يوسف ( توطئه ، دروغ و فريب كارى ) برخاسته از نفوذ شيطان در آنان بود .

إن الشيطن للإنسن عدو مبين . .. اقتلوا يوسف ... أرسله معنا غدًا يرتع و يلعب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 63 - 6

6- خدمت كار موسى ، غفلت خود را از يادآورى ماجراى ماهى به موسى ( ع ) ، ناشى از نفوذ شيطان در خود دانست .

و ما أنسنيه إلاّ الشيطن أن أذكره

191- آثار وسوسه شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 2

2 - پرهيز از گمراه گشتن بر اثر وسوسه هاى شيطان، توصيه و هشدار خداوند به انسانها

يبنى ءادم لا يفتننكم الشيطن

192- آثار وسوسه هاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 84 - 3

3- تأثير فزون تر وسوسه هاى شيطانى در مشركان و افزايش گمراهى آنان بر اثر مهلت هاى الهى ، دليل شتاب نورزيدن خداوند در عذاب آنان

فلاتعجل عليهم

«لاتعجل» به وسيله «فاء» بر آيات پيشين (نظير «فليمدد له الرحمن مدّاً» و «تؤزّهم أزّاً») تفريع شده است; يعنى، حال كه تأخير عذاب مايه افزايش گمراهى مشركان و فزونى فريب هاى شيطانى است، چه ضرورتى در تعجيل عذاب است؟ جمله «إنّما . ..» نيز كه تعليل براى «فلاتعجل عليهم» است، همين نكته را تأكيد مى كند; زيرا بر انبوه تر شدن مدارك عذاب مشركان دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 123 - 3،4

3 - آدم و حوا ( ع ) ، در پى عمل به وسوسه شيطان و ناديده گرفتن هشدار هاى خداوند در بهشت ، از آن مكان عالى اخراج شدند و به زمين فرود آمدند .

فأكلا منها . .. و عصى ءادم ... قال اهبطا منها جميعًا

«هبوط»; يعنى، نزول (مصباح). فرمان «اهبطا» فرمانى تكوينى بوده است; زيرا هبوط به زمين براى انسان، عادتاً مقدور نيست.

4 - شيطان با وسوسه و اغواگرى خود ، زمينه ساز اخراج آدم و حوا از بهشت و هبوط آنان به زمين گرديد .

فوسوس إليه الشيطن . .. قال اهبطا منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 97 - 2

2 - استفاده از شيوه هاى نادرست در مبارزه با باطل ، نتيجه القائات شيطانى است .

ادفع بالتى هى أحسن السيّئة . .. و قل ربّ أعوذ بك من همزت الشيطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 25 - 1،4،9،10

1- روى گردانى از حق ، به رغم وضوح آن بر انسان ، نتيجه وسوسه ها و فريب هاى شيطانى است .

إنّ الذين ارتدّوا على أدبرهم . .. الشيطن سوّل لهم

4- ارتداد ، معلول مقهور شدن انسان در برابر وسوسه ها و دسيسه هاى شيطانى است .

إنّ الذين ارتدّوا . .. الشيطن سوّل لهم

9- وسوسه ها و آرمان هاى شيطانى ، قفل انديشه و قلب آگاهان حق گريز *

أم على قلوب أقفالها . .. الشيطن سوّل لهم و أملى لهم

برداشت بالا بدان احتمال است كه «إنّ الذين ارتدّوا. ..» در مقام تبيين و توضيح ذيل آيه قبل باشد (أم على قلوب أقفالها). در اين صورت وسوسه ها و آمال شيطانى منطبق بر «أقفالها» مى شود.

10- زيبايى ها و جلوه هاى راه كفر ، غير واقعى و زاييده وسوسه هاى شيطانى است .

الشيطن سوّل لهم و أملى لهم

«سوّل» به معناى وارونه نماياندن واقعيت ها است; يعنى، «زيبانمودن زشتى ها و متمايل ساختن نفس به جانب آن» و اين تعبير نشان مى دهد كه راه كفر و ضد حق و هدايت، فاقد زيبايى واقعى است; ولى شيطان به دروغ آن را مى آرايد.

193- آثار ولايت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 28 - 4

4 - توجيه ارتكاب كارهاى زشت و ناپسند به پندار اجراى فرمان خداوند، برخاسته از نفوذ و ولايت شيطان است.

إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لا يؤمنون . .. الله أمرنا بها

194- آثارمخالفت با شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 21 - 16

16 - رشد و طهارت انسان در گرو مخالفت با شيطان و اجتناب از فحشا و منكرات است .

لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر و لولا فضل اللّه عليكم

195- آدم(ع) و شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 22 - 16

16 - آدم و حوا، على رغم هشدار شديد خداوند به دشمنى شيطان با آنان، سخنان وى را پذيرفتند.

فدليهما بغرور فلما ذاقا الشجرة

196- آزادى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 52 - 8

8 - آزاد گذاشتن شيطان براى ايجاد شبهه پيرامون آيات وحى از يك سو و زدودن شبهه و تثبيت آيات از سوى ديگر ، جلوه اى از علم و حكمت خداوند

ألقى الشيطن . .. و اللّه عليم حكيم

197- ابزار اغواگرى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 11

11 - دروغ ، ابزار شيطان براى فريفتن انسان ها

هل أدّلك على شجرة الخلد و ملك لايبلى . .. فبدت لهما سوءتهما

198- ابزار شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 91 - 2،9

2 - شراب و قمار ، ابزار شيطان براى ايجاد كينه و عداوت

انما يريد الشيطن . .. فى الخمر و الميسر

9 - قماربازى و ميگسارى ابزار شيطان براى بازداشتن مردم از ياد خدا و برپايى نماز

انما يريد الشيطن . .. فى الخمر و الميسر و يصدكم عن ذكراللّه و عن الصلوة

199- اجابت استمهال شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 63 - 3

3- خداوند ، به مهلت خواهى شيطان براى فريفتن مردم ، جواب مثبت داد .

لئن أخّرتن إلى يوم القيمة لأحتنكنّ ذريّته . .. قال اذهب فمن تبعك منهم

200- اجابت دعوت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 7،8،11

7- شيطان در قيامت به پيروان گمراه خويش اعلام خواهد كرد كه وى هيچ سلطه اى بر آنها ندارد و صرفاً آنان به دعوت او پاسخ مثبت داده اند .

و قال الشيطن . .. و ما كان لى عليكم من سلطن إلاّ أن دعوتكم فاستجبتم لى

8- تابعان شيطان ، بى آنكه دليل و برهانى از وى مشاهده كنند ، بى درنگ به فراخوانى او پاسخ مثبت مى دهند .

و ما كان لى عليكم من سلطن إلاّ أن دعوتكم فاستجبتم لى

«سلطان» به حجت و برهان اطلاق شده است و مراد از آن استفاده از دليل و برهان به منظور چيره شدن برطرف مقابل است.

11- رهبران مستكبر و پيروانشان از اجابت كنندگان دعوت شيطانند .

فقال الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا . .. و قال الشيطن لما قضى الأم

برداشت فوق بر اين اساس است كه مخاطب شيطان، به قرينه ذكر اين آيه پس از ذكر ماجراى مستكبران و پيروان آنها در قيامت، مستكبران و پيروانشان باشد.

201- اجتناب از اطاعت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 61 - 2

2 - عبادت خداوند و پرهيز از اطاعت شيطان ، صراط مستقيم الهى

أن لاتعبدوا الشيطن . .. و أن اعبدونى هذا صرط مستقيم

202- اجتناب از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 92 - 5

5 - گريز از شيطان و پرهيز از كردار هاى شيطانى وظيفه اهل ايمان

يايها الذين ءامنوا انما الخمر و الميسر و الانصاب و الازلم . .. و احذروا

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه متعلق «واحذروا» - به قرينه آيه قبل -، پيروى از شيطان و انجام كارهاى شيطانى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 63 - 15

15- هشدار خداوند به مشركان مكه براى اجتناب از اغوا ها و ظاهرسازى هاى شيطان

تالله لقد أرسلنا إلى أمم من قبلك فزيّن لهم الشيطن أعملهم . .. و لهم عذاب أليم

203- اختفاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 13

13 - انسان در معرض ديد شياطين است و آنان از چشم آدميان نهانند.

إنه يريكم هو و قبيله من حيث لا ترونهم

204- اختلاف افكنى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 53 - 7،8

7- شيطان ، براى ايجاد اختلاف و گفتار ناشايست و برخورد خشن ميان انسان ها ، پيوسته در تلاش است .

يقولوا التى هى أحسن إن الشيطن ينزغ بينهم

8- انسان ها حتى مؤمنان ، از فسادانگيزيى ها و اختلاف افكنى هاى شيطان ، در امان نيستند .

إن الشيطن ينزغ بينهم

205- اختيار شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 63 - 7

7- شيطان ، موجودى مختار و مكلف است .

اذهب فمن تبعك منهم فإن جهنّم جزاؤكم جزاءً موفورًا

وعده حهنّم به ابليس و پيروان وى حكايت از اين دارد كه ابليس مكلف به انجام تكليفهايى است. چون اصولاً كيفر، براى تمرّد از انجام وظيفه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 75 - 7

7 - شيطان ، موجودى مختار و با اراده

ما منعك أن تسجد لما خلقت بيدىّ

سؤال از انگيزه تمرد ابليس، گوياى مختار و با اراده بودن او است; زيرا تنها موجودات مختار و با اراده داراى انگيزه اند.

206- اخراج شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 123 - 2

2 - خداوند ، شيطان را به دليل وسوسه گرى و فريب دادن آدم ، از بهشت اخراج كرد و به فرود آمدن به زمين فرمان داد .

فوسوس إليه الشيطن . .. قال اهبطا منها جميعًا

برداشت ياد شده بر اين مبنا است كه مخاطب در «اهبطا» آدم و شيطان باشند.

207- اخراج شيطان از بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 36 - 8

8 - خداوند به شيطان فرمان داد تا از بهشت خارج شود و به زمين فرود آيد .

و قلنا اهبطوا

«اهبطوا» - به صورت صيغه جمع - مى نماياند كه: خطاب در آن، علاوه بر آدم(ع) و حوا متوجه شخص و يا اشخاص ديگرى نيز هست. برخى بر اين نظر هستند كه شيطان نيز مخاطب آن امر بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 38 - 3

3 - خداوند ، شيطان را نيز از بهشت خارج كرد . *

قلنا اهبطوا منها جميعاً

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه: خطاب در «اهبطوا» علاوه بر آدم(ع) و حوا، شامل شيطان نيز باشد.

208- ادعاهاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 27 - 7

7- شيطان ، مدعى طغيان گرى مشركان ، در نتيجه گمراهى عميق خودشان و نه اغواگرى هاى او

قال قرينه ربّنا ما أطغيته و لكن كان فى ضلل بعيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 16 - 7

7 - شيطان ، مدعى خداترسى

قال . .. إنّى أخاف اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 17 - 2

2 - اظهار خداترسى و نيز تبرّى شيطان در قيامت از پيروان خويش ، بى ثمر در نجات او از كيفر اخروى

قال إنّى برىء منك إنّى أخاف اللّه . .. فكان عقبتهما أنّهما فى النار

209- ادعاى دريافت قرآن از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 25 - 5

5 - ادعاى ارتباط پيامبر (صلی الله علیه و آله) با شيطان و دريافت قرآن از او ، از ترفند هاى تبليغاتى دشمنان اسلام در عصر بعثت

و ما هو بقول شيطن رجيم

210- ادعاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 7

7- شيطان در قيامت به پيروان گمراه خويش اعلام خواهد كرد كه وى هيچ سلطه اى بر آنها ندارد و صرفاً آنان به دعوت او پاسخ مثبت داده اند .

و قال الشيطن . .. و ما كان لى عليكم من سلطن إلاّ أن دعوتكم فاستجبتم لى

211- استعاذه از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 36 - 11،16

11 - درخواست مادر مريم از خداوند ، براى حفظ هميشگى مريم و نسل او از شر شيطان

و انّى اعيذها بك و ذريّتها من الشيطان الرجيم

از استعمال فعل مضارع «اعيذ»، دوام و استمرار استفاده شده است.

16 - خداوند ، پناه آدميان ، از وسوسه هاى شيطان

و انّى اعيذها بك . .. من الشيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 37 - 2،8،9

2 - اجابت دعاى مادر مريم از سوى خداوند ، درباره حفظ مريم ( س ) از شر شيطان

انّى اعيذها . .. فتقبّلها ... و انبتها نباتاً حسناً

8 - محفوظ ماندن از شر شيطان و نيز پرورش معنوى ، دو جنبه تربيت خداوند براى مريم

و انّى اعيذها بك و ذريّتها من الشيطان الرجيم فتقبّلها ربّها . .. و انبتها نباتاً

9 - انسان براى رشد معنوى خويش ، نيازمند پناه بردن به خدا از شر شيطان است .

و انّى اعيذها بك و ذريّتها . .. و انبتها نباتاً حسناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 200 - 3،5

3 - پناه خواستن از خدا به هنگام مواجه شدن با وسوسه هاى شيطان ، فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إما ينزغنك . .. فاستغذ باللّه

5 - خداوند خنثى كننده وسوسه هاى شيطان در صورت پناه آوردن بندگان به درگاه او

فاستغذ باللّه إنه سميع عليم

جمله «إنه سميع عليم» به منزله تعليلى است براى «فاستغذ باللّه» (به خدا پناه بر). و چون مجرد شنوايى و دانايى نمى تواند دليل لزوم استعاذه باشد، مى توان گفت شنوايى و دانايى خداوند كنايه از اجابت پناهخواهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 201 - 3

3 - تقواپيشگان به هنگام احساس وسوسه گرى هاى شيطان با يادآورى فرمان خدا ( استعاذه ) به وى پناه مى برند و با بصيرت و آگاهى از دام شيطان مى رهند .

إذ امسهم طئف من الشيطن تذكروا فإذا هم مبصرون

در برداشت فوق، به قرينه «فاستعذ باللّه» در آيه قبل، متعلق «تذكروا» لزوم استعاذه گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 98 - 1،10،11،12،13

1- لزوم پناه بردن به خدا از شرّ شيطان ، به هنگام قراءت قرآن

فإذا قرأت القرءان فاستعذ بالله من الشيطن الرجيم

10- همه انسان ها حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نيازمند استعاذه به خداوند از شر شيطان

فإذا قرأت القرءان فاستعذ بالله من الشيطن الرجيم

11- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : . . . فإذا قرأت : بسم الله الرحمن الرحيم فلاتبالى إلاّ تستعيذ . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود: . .. هر گاه «بسم الله الرحمن الرحيم» را قراءت كردى باكى بر تو نيست كه

استعاذه (أعوذ بالله من الشيطان الرجيم) نگويى ...».

12- « روى عبدالله بن مسعود قال : قرأت على رسول (صلی الله علیه و آله) فقلت : أعوذ بالله السميع العليم فقال لى : . . . قل أعوذ بالله من الشيطان الرجيم هكذا أقرأينه جبرئيل ;

عبدالله بن مسعود گويد: خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) قراءت كردم، پس گفتم: «أعوذ بالله السميع العليم»، پس حضرت به من فرمود: . .. بگو «أعوذ بالله من الشيطان الرجيم» كه اين چنين جبرئيل براى من خواند».

13- « عن سماعة عن أبى عبدالله ( ع ) فى قول الله : « و إذا قرأت القرآن فاستعذ بالله من الشيطان الرجيم » قلت : كيف أقول قال : تقول : أستعيذبالله السميع العليم من الشيطان الرجيم و قال : ان الرجيم أخبث الشياطين ;

سماعه گويد: از امام صادق(ع) در باره سخن خدا« و إذا قرأت القرآن فاستعذ بالله من الشيطان الرجيم» سؤال كردم كه چگونه بگويم؟ حضرت فرمود: مى گويى: «أستعيذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم» و حضرت فرمود: همانا رجيم خبيث ترين شياطين است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 97 - 1

1 - استعاذه ( پناه بردن ) به خدا از وسوسه هاى شيطان ، از رهنمود هاى الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قل ربّ أعوذ بك من همزت الشيطين

«عوذ» (مصدر «أعوذ») به معناى پناه بردن و «همزة» (مفرد «همزات») به معناى وسوسه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 36 - 1،10

1 - لزوم استعاذه ( پناه بردن ) به خداوند ، در برابر وسوسه ها و تهييج هاى شيطان

و إمّا ينزغنّك من الشيطن نزغ فاستعذ باللّه

10 - علم و آگاهى خداوند ، مقتضى استعاذه و پناه بردن به او در برابر وسوسه هاى شيطان

فاستعذ باللّه إنّه هو السميع العليم

212- استكبار شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 11 - 16

16 - عن أبى عبدالله(ع): إن الملائكة كانوا يحسبون أن إبليس منهم و كان فى علم الله أنه ليس منهم فاستخرج الله ما فى نفسه بالحمية فقال: «خلقتنى من نار و خلقته من طين».

از امام صادق(ع) روايت شده است: فرشتگان گمان مى كردند ابليس از آنهاست، ولى خداوند مى دانست كه او جزء ايشان نيست و خود برتربينى درونى او را (به وسيله امر به سجده) آشكار نمود . .. .

213- اضلال شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 169 - 9

9 - شيطان ، وادار كننده انسان ها به شركورزى و ترغيب كننده آنها به دوستى با سران شرك و پيروى از آنان *

و من الناس من يتخذ من دون اللّه أنداداً . .. إنما يأمركم بالسوء و الفحشاء

از مصداقهاى مورد نظر براى «سوء» و «فحشاء» به قرينه آيات قبل، شرك ورزى و . .. است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 175 - 10،11

10 - شيطان در كمين انسان ها براى كشاندن آنان به مسلك گمراهان

فانسلخ منها فأتبعه الشيطن

عطف جمله «أتبعه . .. » بر «فانسلخ منها» به وسيله «فاء» دلالت بر اين دارد كه بين دور شدن بلعم باعورا از آيات الهى و تعقيب شدن از سوى شيطان فاصله اى نبوده است. و اين حكايت از در كمين بودن شيطان براى اغواگرى انسانها دارد.

11 - شيطان از عوامل گمراهى است .

فأتبعه الشيطن فكان من الغاوين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 200 - 1،2

1 - شيطان با وسوسه هاى خود همواره در صدد واداشتن انسان ها به تخلف از فرمان هاى خداوند است .

و إما ينزغنك من الشيطن نزغ

«نزغه» يعنى او را اندكى تحريك كرد و «نزغ» به كلامى گفته مى شود كه مايه تحريك شود. (لسان العرب). «من الشيطان» حال براى «نزغ» مى باشد. و مراد از «نزغ شيطان» وسوسه اوست، بنابراين «اما ينزغنك ... »، يعنى اگر وسوسه اى از سوى شيطان تو را تحريك كرد. گفتنى است با توجه به آيه قبل، مراد از تحريك، ترغيب كردن به مخالفت با دستورهاى خداوند است.

2 - پيامبران بزرگ نيز مطمع شيطان براى واداشتن آنان به تخلف از فرمان هاى خدا

و إما ينزغنك من الشيطن نزغ

«إما» مركب از «إن» شرطيه و «ما»ى زايده است. تأكيد جمله شرطيه با «ما»ى زايده و نون تأكيد ثقليه براى رساندن اين معناست كه شرط محقق خواهد شد. بنابراين «إما ينزغنك» يعنى اگر شيطان در صدد تحريك تو برآيد، كه برخواهد آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 202 - 2،3

2 - شياطين ، بى تقوايان را به گمراهى مى كشانند و آنان را در ضلالت فرو مى برند .

و إخونهم يمدونهم فى الغى

ضمير فاعلى در «يمدونهم» به شياطين برمى گردد و ضمير مفعولى به «اخوان»، يعنى «و اخوان الشياطين يمدهم الشياطين فى الغى». «مد» (مصدر يمدون) به معناى كشيدن است و آوردن «فى» به جاى «إلى» براى رساندن اين معناست كه شيطان بى تقوايان را به عمق گمراهى مى برد.

3 - شيطان پس از گمراه ساختن بى تقوايان آنان را در ر ها نمى كند و همچنان در منجلاب گمراهى نگه مى دارد .

ثم لايقصرون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير در «لايقصرون» به شيطان بازگردانده شود. «اقصار» (مصدر يقصرون) به معناى دست برداشتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 5 - 17

17- شيطان ، مترصد زمينه هاى مساعد براى نفوذ در انسان و منحرف ساختن او

لاتقصص رءياك . .. فيكيدوا ... إن الشيطن للإنسن عدو مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 2

2- رهبران مستكبر و پيروانشان ، سرانجام در قيامت شيطان را مسبب اصلى گمراهى خويش قلمداد مى كنند .

فقال الضعفؤا للذين استكبروا . .. قالوا ... و قال الشيطن لمّا قضى الأمر إنّ الل

ذكر سخنان شيطان در قيامت خطاب به گمراهان، پس از ذكر جريان مستكبران و پيروانشان، احتمال دارد از اين جهت باشد كه آنان گمراهى خويش را به شيطان نسبت مى دهند و او درصدد پاسخ گويى برمى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 4 - 2،3

2- شيطان ، عنصرى است گمراهگر و دوزخى پرور .

كلّ شيطن مريد . كتب عليه... فانه يضلّه ويهديه إلى عذاب السعير.

3- گمراه سازى و دوزخى پرورى ، خميره و سرشت تغييرناپذير شيطان است .

كتب عليه. .. فإنّه يضلّه ويهديه إلى عذاب السعير

جمله «كتب عليه» (بر او نوشته شد) بيانگر اين نكته است كه شيطان، مخلوقى است كه سرشت او با گمراه گرى و كشاندن مردم به سوى دوزخ، آميخته شده و غير قابل تغيير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 52 - 5

5 - شيطان ، موجودى اغواگر و گمراه كننده

إلاّ إذا تمنّى ألقى الشيطن فى أُمنيّته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 29 - 7

7 - شيطان ، عامل جدا شدن آدمى از راه انبيا ، دوستى با افراد ناباب و گمراهى

يليتنى اتّخذت مع الرسول سبيلاً . يويلتى ليتنى لم أتّخذ فلانًا خليلاً. لقد أضلّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 24 - 6،8

6 - نقش مهم شيطان در سد كردن طريق فطرت و منحرف ساختن مردم از خداوند يكتا

و زيّن لهم الشيطن أعملهم فصدّهم عن السبيل

8 - شيطان ، عامل گمراهى انسان ها و محروميت آنان از هدايت

و زيّن لهم الشيطن أعملهم فصدّهم عن السبيل فهم لايهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 15 - 13

13 - شيطان ، دشمن انسان و عامل گمراهى وى

إنّه عدوٌّ مضلّ

214- اطاعت از دوستان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 121 - 14

14 - اطاعت از شيطان و اولياى آن، شرك است.

و إن أطعتموهم إنكم لمشركون

215- اطاعت از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 83 - 13

13 - انتشار اخبار امنيّتى در جامعه ، زمينه گمراهى انبوه مردم و پيروى آنان از شيطان

و اذا جاءهم . .. اذاعوا به ... لاتبعتم الشيطان الّا قليلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 117 - 7،8

7 - پرستش هر معبودى جز خداوند ، در حقيقت شيطان پرستى است .

ان يدعون . .. و إن يدعون شيطناً مريداً

8 - اطاعت از شيطان ، خاستگاه بت پرستى

ان يدعون من دونه الا انثاً و إن يدعون شيطناً مريداً

چون دو جمله «ان يدعون . ..» و «ان يدعون الا شيطناً» داراى حصر است و مفهوم هر يك منطوق ديگر را نفى مى كند، براى رفع تنافى مى توان گفت جمله دوم بيانگر علت مضمون جمله اول است، يعنى بت پرستى برخاسته از اطاعت شيطان مى باشد. گفتنى است بنابراين مبنا «يدعون» در جمله دوم به معناى اطاعت است نه پرستش.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 118 - 8

8 - شرك و بت پرستى ، عصيان از بندگى خداوند و پذيرش سلطه شيطان است .

ان يدعون من دونه الا انثاً . .. قال لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 13،16

13 - انسان هاى گمراه و در بند آرزو ها ، فرمانبرانى گوش به فرمان شيطان

و لاضلنهم و لامنينهم و لامرنهم فليبتكن . .. فليغيرن

با توجه به ترتيب ذكر شده در آيه، معلوم مى شود كه انسان پس از ضلالت و دلبستگى به آمال و آرزوهاى توخالى، مطيع خوبى براى شيطان مى شود.

16 - اطاعت از دستورات شيطان ، در حقيقت پذيرش ولايت اوست .

و لامرنهم فليغيرن خلق اللّه و من يتخذ الشيطن ولياً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 175 - 7

7 - انسان ها ، حتى عالمان هدايت يافته ، در خطر پيروى از شيطان و گام نهادن در مسير گمراهى هستند .

فانسلخ منها فأتبعه الشيطن فكان من الغاوين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 168 - 8،13،14

8 - ضرورت پرهيز از پيروى شيطان

و لاتتبعوا خطوت الشيطن

13 - تحريم نعمت ها و امكانات زمين بر خويشتن ، پيروى از شيطان است .

كلوا مما فى الأرض . .. و لاتتبعوا خطوت الشيطن

نهى از متابعت شيطان پس از توصيه به بهره بردارى از امكانات و پرهيز از حرامها و پليديها، گوياى اين است كه: استفاده نكردن از امكانات و يا خوددارى نكردن از حرامها و خبيثها، مصداقى از پيروى شيطان است.

14 - بهره گيرى از محرمات و چيزى هاى پليد و ناپاك ، پيروى كردن از شيطان است .

كلوا مما فى الأرض حللا طيباً و لاتتبعوا خطوت الشيطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 8

8 - تقليد هاى كوركورانه ، از دسيسه هاى شيطان براى بازدارى انسان ها از پيروى قرآن و احكام دين

لاتتبعوا خطوت الشيطن . .. و إذا قيل لهم اتبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتبع ما أل

جمله «بل نتبع . ..» كه گوياى تقليد كوركورانه است - به قرينه آيات قبل - بيانگر مصداقى است براى «خطوات الشيطان». قابل ذكر است كه قيد «كوركورانه» از جمله «أو لو كان آباؤهم ...» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 208 - 7،10،12

7 - تبعيت از شيطان ، عامل اختلاف و تفرقه

ادخلوا فى السلم كافة و لا تتبعوا خطوات الشيطان

ظاهراً جلمه «و لا تتبعوا . ..»، بيانگر مانع صلح و اتّحاد در ميان جامعه ايمانى است. يعنى تبعيّت از شيطان، عامل اختلاف و تفرقه است.

10 - نافرمانى در برابر فرمان خداوند ، پيروى از شيطان است .

ادخلوا فى السلم كافة و لا تتبعوا خطوات الشيطان

12 - هشدار الهى نسبت به پيروى از شيطان و گام نهادن در راه هاىِ وى

و لا تتبعوا خطوات الشيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 209 - 3،11

3 - متابعت از شيطان ، لغزش و انحراف است .

و لا تتبعوا خطوات الشيطان . .. فان زللتم

11 - متابعت از شيطان و ايجاد تفرقه ، ضررى به خداوند و دين او نمى زند .

ادخلوا فى السلم كافة و لا تتبعوا . .. فان زللتم ... ان اللّه عزيز حكيم

با توجه به توضيح فيش قبل.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 210 - 1،11

1 - تسليم نشدن در برابر اوامر خداوند و پيروى از شيطان ، موجب عذاب الهى

ادخلوا فى السّلم كافة . .. هل ينظرون الا ان يأتيهم اللّه فى ظلل

«ان ياتيهم اللّه»، كنايه از عذاب الهى است ; به قرينه «فان اللّه عزيز حكيم» در آيه سابق.

11 - تهديد خداوند ، نسبت به كسانى كه تسليم فرمان هاى الهى نيستند و از شيطان پيروى مى كنند .

و لا تتبعوا خطوات . .. هل ينظرون الا ان يأتيهم ... و الى اللّه ترجع الأمور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 5

5 - دوستى شيطان ، زمينه ساز ترس از غير خدا

انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 121 - 14

14 - اطاعت از شيطان و اولياى آن، شرك است.

و إن أطعتموهم إنكم لمشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 142 - 5،6،11،13

5 - حرام شمردن نعمتهاى خداوند، بدون دليل و يا به دلايل واهى، پيروى از راه و گام شيطان است.

و لا تتبعوا خطوت الشيطن

6 - امساك بى بديل از خوردن گوشت چهارپايان (زهد بيجا) پيروى از راه شيطان است.

و من الأنعم . .. كلوا ... و لا تتبعوا خطوت الشيطن

11 - دشمنى شيطان با انسان، فلسفه نهى شدن آدمى از پيروى اوست.

و لا تتبعوا . .. إنه لكم عدو مبين

13 - روى عن أبى جعفر و أبى عبدالله(ع): إن من خطوات الشيطان الحلف بالطلاق و النذور فى المعاصى و كل يمين بغير الله تعالى.

از امام باقر و امام صادق(ع) روايت شده است: سوگند بر مطلقه شدن همسر و نذر در گناهان و هر سوگندى به غير نام خداى تعالى، پيروى از گامهاى شيطان است.

216- اعراض از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 208 - 3،4

3 - روح ايمان ، تسليم در برابر خداوند و پرهيز از پيروى شيطان است . *

يا ايها الذين . .. ادخلوا فى السِلم كافّة و لا تتبعوا خطوات الشيطان

4 - تسليم همه جانبه در برابر خداوند و پرهيز از پيروى شيطان ، مرحله والايى از ايمان

يا ايها الذين امنوا ادخلوا فى السلم كافّة

با توجه به اينكه مؤمنان، مأمور به تسليم و پرهيز از تبعيّت شيطان هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 209 - 12

12 - آگاهى از عزت و حكمت الهى ، زمينه تسليم در برابر خداوند و دورى از متابعت شيطان

ادخلوا فى السلم . .. و لا تتبعوا ... ان اللّه عزيز حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 210 - 10

10 - توجه به بازگشت همه چيز به سوى خداوند ، زمينه تسليم شدن در برابر او و پرهيز از پيروى شيطان

و لا تتبعوا خطوات . .. و الى اللّه ترجع الأمور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 5 - 2

2 - لزوم پرهيز از دل سپردن به وسوسه هاى شيطانى و دقت در افكار و انديشه هاى گرفته شده از ديگران

الذى يوسوس فى صدور الناس

«صدر» - كه جاى گاه قلب است - كنايه از ابزار شناختى است كه خداوند، براى روح قرار داده است تا آموخته هاى خود را از ديگران، از اين راه فراگرفته، دانسته هاى خود را در آن نگه دارى كند.

217- اغواگرى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 36 - 1،6

1 - شيطان با ترغيب آدم ( ع ) و حوا به بهره گيرى از شجره منهيه ، آنان را به لغزش و نافرمانى خداوند كشانيد .

فأزلّهما الشيطن عنها

«ازلال» (مصدر ازلّ) به معناى: لغزانيدن و به گناه واداشتن است. ضمير در «عنها» مى تواند به «الجنة» برگردد; يعنى، شيطان آدم(ع) و حوا را با واداشتن به لغزش و گناه از بهشت دور ساخت و نيز مى تواند به «الشجرة» برگردد; يعنى، شيطان، آدم(ع) و حوا را به گناه وادار كرد، گناهى كه سرچشمه اش آن درخت ممنوعه بود. برداشت فوق بر اساس دومين احتمال است.

6 - شيطان عنصرى اغواگر و انسان موجودى اغواپذير است .

فأزلهما الشيطن عنها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 168 - 10

10 - شيطان موجودى اغواگر و انسان موجودى اغواپذير است .

و لاتتبعوا خطوت الشيطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 169 - 1،2،6

1 - شيطان ، با وسوسه هاى خويش انسان ها را به كار هاى بد و شنيع ( گناهان كوچك و بزرگ ) ترغيب مى كند .

إنما يأمركم بالسوء و الفحشاء

«امر» به معناى فرمان دادن است و در آيه شريفه - به مناسبت حكم و موضوع - مراد از آن وسوسه كردن و مانند آن مى باشد. «فحشا» به بدى و زشتى بيش از حد گفته مى شود كه مى توان از آن به گناه بزرگ تعبير كرد و به قرينه مقابله، مراد از «سوء» گناه كوچك است.

2 - شيطان ، ترغيب كننده آدميان به افترا بستن به خداوند ( بدعت گذارى و تحريف احكام دين )

إنما يأمركم . .. أن تقولوا على اللّه ما لاتعلمون

«قول» و مشتقات آن هرگاه با «على» متعدى شود به معناى نسبت دادن و افترا بستن است.

6 - دعوتگرى شيطان به بدى ها و بدعتگذارى ها ، نمودى از شيطنت او و دليل دشمنى وى با انسانهاست .

إنه لكم عدو مبين. إنما يأمركم بالسوء و الفحشاء و أن تقولوا على اللّه ما لاتعلمون

جمله «إنما يأمركم . ..» دليلى است براى «إنه لكم عدو»; يعنى، نشانه و دليل دشمنى شيطان با شما انسانها اين است كه او شما را به كارهاى ناروا ترغيب مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 268 - 1،2،3،4،6

1 - شيطان ، انسان را از فقر مى ترساند و مانع انفاق مى شود .

الشّيطان يعدكم الفقر

2 - شيطان ، بازدارنده انسان از انفاق اموال پاكيزه و مرغوب

انفقوا من طيّبات ما كسبتم . .. الشّيطان يعدكم الفقر

3 - ترس از فقر ، مانعى شيطانى براى انفاق

الشّيطان يعدكم الفقر

4 - شيطان ، ترغيب كننده آدميان به زشتيها

و يأمركم بالفحشاء

6 - توجّه به فحشاخواهى شيطان ، عامل بازدارنده انسان از پذيرش وسوسه هاى او

الشيطان يعدكم الفقر و يأمركم بالفحشاء

بنابراينكه جمله «يأمركم بالفحشاء»، تعليلى براى جمله «يعدكم الفقر» باشد. يعنى به وعده ها و وسوسه هاى او گوش فرا ندهيد; چه اينكه شما را به فحشا فرامى خواند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 14 - 4

4 - شيطان ، زينت دهنده محبّت دنيا براى مردم *

زيّن للنّاس حبّ الشّهوات من النساء

بنابراينكه فاعل محذوف از «زيّن»، شيطان باشد; چنانچه برخى از مفسّرين گفته اند. زيّن لهم الشيطان.


الدر المنثور، ج 2، ص 161.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 155 - 3،8،15

3 - لغزش ( فرار از كارزار ) برخى از مجاهدان احد ، بر اثر نفوذ شيطان در ايشان

انّ الّذين تولّوا . .. انّما استزلّهم الشّيطان ببعض ما كسبوا

8 - اثر نداشتن وسوسه هاى شيطان ، در انسان هاى بى گناه

انّما استزلّهم الشّيطان ببعض ما كسبوا

خداوند، گناه آدمى را وسيله به لغزش كشاندن او از سوى شيطان معرّفى مى كند ; بنابراين قلبى كه گناه در او نيست، وسوسه شيطان در آن كارگر نخواهد بود.

15 - فرار عقبة بن عثمان و عثمان بن سعد از رويارويى با دشمن در جنگ احد ، در اثر وسوسه هاى شيطان

انّ الّذين تولّوا منكم يوم التقى الجمعان انّما استزلّهم الشيطان ببعض ما كسبوا

امام باقر و يا امام صادق (ع) درباره «انّما استزلّهم الشيطان ببعض ما كسبوا . .. » فرمودند: فهو فى عقبة بن عثمان و عثمان بن سعد.


تفسير عياشى، ج 1، ص 201، ح 156 ; تفسير برهان، ج 1، ص 322، ح 1.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 9

9 - ايجاد ترس ، از شگرد هاى شيطانى براى جلوگيرى مردم از گرايش به حقّ

انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 60 - 16

16 - شيطان ، همواره در صدد گمراه كردن مردم است .

و يريد الشّيطان ان يضلّهم ضلالا بعيداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 118 - 2،3،4،5،7

2 - عزم راسخ شيطان بر گمراه ساختن و فريب دادن مردم

و قال لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً

لام قسم و نون تأكيد در فعل «لاتخذن»، حكايت از تصميم قاطع شيطان بر گمراه كردن مردم دارد.

3 - تأكيد شيطان بر واداشتن مردم به بندگى خويش

قال لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً

بنابر اينكه «عبادك» ناظر به عبوديت تشريعى باشد، مراد شيطان از «لاتخذن . ..» اين است كه: برخى از بندگانى كه تو را اطاعت مى كنند، به اطاعت خويش وادار خواهم ساخت.

4 - دورى شيطان از رحمت الهى ، خاستگاه تصميم او بر اغواى بندگان خدا

لعنه اللّه و قال لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً

5 - شيطان ، مأيوس از گمراه شدن گروهى از مردم توسط وى

و قال لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً

شيطان، بى ترديد خواهان گمراهى تمامى مردم است; بنابراين گفته او كه برخى از بندگان را به اطاعت از خود خواهم گرفت، حكايت از نااميدى او نسبت به اغواى همه مردم دارد.

7 - هشدار خداوند به مردم در مورد اغواگرى شيطان و خطر منحرف شدن توسط او

و قال لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 1،2،7،9،11،21

1 - سوگند و عزم راسخ شيطان بر گمراه كردن مردم

و لاضلنهم

لام قسم و نون تأكيد در فعل «لاضلنهم»، دلالت بر تصميم قطعى شيطان دارد.

2 - سوگند و عزم راسخ شيطان بر سر گرم كردن مردم به آرزو هاى پوچ

و لامنينهم

«امنين» از مصدر «تمنية» به معناى القاى آرزوهاى موهوم و خيالى است.

7 - شيطان ، برانگيزنده مردم به قطع كردن و شكافتن گوش چهارپايان براى حرام پنداشتن استفاده از آنها

و لامرنهم فليبتكن ءاذن الأنعم

«يبتك» از مصدر «تبتيك» به معناى شكافتن و قطع كردن است. در ميان مشركان جاهلى رسم بوده كه گوش دام را قطع

مى كردند و يا مى شكافتند تا نشانه حرمت گوشت او يا حرمت باركشى از آن باشد.

9 - شيطان ، رواج دهنده انديشه ها و گرايش هاى خرافى در جامعه

و لامرنهم فليبتكن ءاذن الأنعم

11 - شيطان ، عامل انحراف انسان از فطرت خويش

و لامرنهم فليغيرن خلق اللّه

21 - انحراف در تفكر و ايجاد آرزو هاى باطل و سپس تحت فرمان گرفتن ، راه و روش شيطان براى اغواى مردم و سرپرستى آنان

و لاضلنهم و لامنينهم . .. و لامرنهم فليغيرن خلق اللّه و من يتخذ الشيطن ولياً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 120 - 2،4

2 - وعده هاى شيطان ، جز دروغ و فريب نيست .

يعدهم و يمنيهم و ما يعدهم الشيطن الا غروراً

4 - هشدار خداوند به مردم در مورد اغواگرى شيطان

يعدهم و يمنيهم و ما يعدهم الشيطن الا غروراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 121 - 1

1 - دوزخ ، جايگاه و فرجام گمراهان و فريب خوردگان از شيطان

أولئك ماويهم جهنم و لايجدون عنها محيصاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 30 - 21

21 - قابيل ، - به تحريك ابليس - براى آنكه نسلى از هابيل نماند تا بخاطر قبولى قربانى پدرشان برنسل قابيل افتخار كنند ، برادرش را كشت .

فطوعت له نفسه قتل اخيه فقتله

از امام باقر(ع) روايت شده كه پس از قرائت آيه فوق فرمود: . .. ثم ان ابليس ... فقال له: يا قابيل قد تقبل قربان هابيل و لم يتقبل قربانك و انك ان تركته يكون له عقب يفتخرون على عقبك و يقولون نحن ابناء الذى تقبل قربانه فاقتله كيلا يكون له عقب يفتخرون على عقبك فقتله ... .


كافى، ج 8، ص 113، ح 92; تفسير برهان، ج 1، ص 458.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 43 - 6

6 - شيطان اعمال ناروا و ناپسند آدمى را زيبا جلوه مى دهد.

و زين لهم الشيطن ما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 142 - 12

12 - عن أبى جعفر(ع): ان اصحاب محمّد(صلی الله علیه و آله) قالوا: يا رسول الله . .. إذا كنا عندك فذكرتنا و رغبتنا و جلنا و نسينا الدنيا و زهدنا ... فاذا خرجنا من عندك و دخلنا هذه البيوت و شممنا الاولاد و رأينا العيال و الاهل يكاد أن نحول عن الحال التى كنا عليها عندك ... فقال لهم رسول الله(صلی الله علیه و آله): ... إن هذه خطوات الشيطان فيرغبكم فى الدنيا ... .

از امام باقر(ع) روايت شده كه ياران رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به آن حضرت عرض كردند: . .. هنگامى كه ما نزد شما هستيم و ما را متذكر مى كنيد و ترغيب مى نمائيد احساس ترس مى كنيم و دنيا را فراموش كرده و زهد مىورزيم ... اما چون از نزد شما خارج مى شويم و به خانه هاى خود مى رويم و فرزندان و خانواده را مى بينيم، نزديك است از آن حال معنوى كه نزد شما داشتيم برگرديم ... رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: ... اين از گامهاى شيطان است كه شما را به دنيا ترغيب مى كند ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 20 - 8،10،11

8 - دروغ، اساس كار شيطان در وسوسه گرى و فريب دادن آدم و حوا

ما نهيكما ربكما . .. أو تكونا من الخلدين

10 - شيطان، تكليف الهى را در نظر آدم و حوا مانع تكامل و پيشرفت آنان جلوه داد.

ما نهيكما ربكما . .. إلا أن تكونا ملكين

«أن تكونا . .. » به تقدير كراهية، مفعول له براى «ما نهاكما» است. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: خداوند بدان جهت كه فرشته نشويد و يا جاودانه نگرديد، شما را از خوردن ثمره آن درخت بازداشت.

11 - شيطان، جلوه دهنده عوامل انحطاط و سقوط، به عنوان راه پيشرفت و تكامل

ما نهيكما ربكما . .. أو تكونا من الخلدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 21 - 1،4

1 - شيطان با سوگند دروغ و مؤكد خويشتن را از خيرخواهان آدم و حوا قلمداد كرد.

و قاسمهما إنى لكما لمن النصحين

به كارگيرى فعل «قاسم» از باب مفاعله مى تواند براى تأكيد باشد. يعنى شيطان با سوگند مؤكد سخنش را به آنان القا كرد.

4 - سوء استفاده شيطان از خصيصه كمال طلبى و منفعت جويى انسان براى گمراه سازى ايشان

و قاسمهما إنى لكما لمن النصحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 1،4،5،9،10،14

1 - شيطان همواره در صدد اغواى فرزندان آدم (انسانها) است.

يبنى ءادم لا يفتننكم الشيطن

4 - سرگذشت آدم و حوا و فريب خوردنشان از شيطان، درس عبرتى براى همه انسانها

لا يفتننكم الشيطن كما أخرج أبويكم من الجنة

5 - شيطان، عنصرى فريبكار و انسان، موجودى اغواپذير

يبنى ءادم لا يفتننكم الشيطن كما أخرج أبويكم من الجنة

9 - نشان دادن شرمگاه آدم و حوا به آنان از اهداف شيطان در فريفتن و برهنه كردن ايشان

ينزع عنهما لباسهما ليريهما سوءتهما

10 - شيطان، حتى به هنگام خروج آدم و حوا از بهشت، در صدد برهنه ساختن آنان بود. *

أخرج أبويكم من الجنة ينزع عنهما لباسهما

جمله «ينزع . .. » حال براى فاعل «أخرج» است. يعنى شيطان به هنگام خروج آدم و حوا نيز براى بيرون آوردن لباس آنان در تلاش بود.

14 - ضرورت هشيارى كامل در برابر اغواگريهاى شيطان به دليل توان وى بر نفوذ مخفيانه بر آدميان و سيطره و حاكميت او بر اغواشدگان

لا يفتننكم الشيطن . .. إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لايؤمنون

دو جمله «إنه يراكم . .. » و «إنا جعلنا ... » به منزله تعليلى است براى تأكيد خداوند به پرهيز از اغواگريهاى شيطان. يعنى توصيه و تأكيد ما بدان جهت است كه وى راه نفوذ مخفيانه را دارد و پس از گمراه كردنتان بر شما ولايت پيدا خواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 2،3،17

2 - شيطان رفتار هاى ناشايست كافران مكه را در نظرشان زيبا جلوه داد .

و إذ زين لهم الشيطن أعملهم

3 - نيكو پنداشتن اعمال ناهنجار ، نشانى از نفوذ شيطان در افكار آدمى

و إذ زين لهم الشيطن أعملهم

17 - بيزارى شيطان از فريب خوردگان خود پس از قرار دادن آنان در دام هاى فريب خويش

و إذ زين لهم . .. فلما ترآءت الفئتان ... إنى أخاف اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 5 - 19

19- شيطان ، در ايجاد دشمنى ميان انسان ها و واداشتن آنان به مكر و حيله عليه يكديگر ، نقشى بسزا دارد .

فيكيدوا . .. إن الشيطن للإنسن عدو مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 100 - 23

23- شيطان عنصرى اغواگر و انسان موجودى اغواپذير

من بعد أن نزغ الشيطن بينى و بين إخوتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 63 - 3،15

3- شيطان ، اعمال زشت امت هاى گذشته را در نظر آنان زيبا جلوه داد .

لقد أرسلنا إلى أُمم من قبلك فزيّن لهم الشيطن أعملهم

تزيين كردارها و نيز ذيل آيه «و لهم عذاب أليم» قرينه است بر اينكه مراد از «اعمال»، كردارهاى ناروا و قبيح است.

15- هشدار خداوند به مشركان مكه براى اجتناب از اغوا ها و ظاهرسازى هاى شيطان

تالله لقد أرسلنا إلى أمم من قبلك فزيّن لهم الشيطن أعملهم . .. و لهم عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 53 - 6،7

6- شيطان ، همواره در ميان انسان ها به منظور فتنه انگيزى و فسادگرى ، نفوذ و رخنه مى كند .

إن الشيطن ينزغ بينهم

«نزغ» در لغت به معناى «ورود در امرى براى فسادانگيزى» و نيز«فريب و خدعه» است (مفردات راغب و لسان العرب).

7- شيطان ، براى ايجاد اختلاف و گفتار ناشايست و برخورد خشن ميان انسان ها ، پيوسته در تلاش است .

يقولوا التى هى أحسن إن الشيطن ينزغ بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 63 - 3

3- خداوند ، به مهلت خواهى شيطان براى فريفتن مردم ، جواب مثبت داد .

لئن أخّرتن إلى يوم القيمة لأحتنكنّ ذريّته . .. قال اذهب فمن تبعك منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 64 - 6،16

6- مصونيت برخى انسان ها از تحريك شدن به وسيله نغمه ها و تبليغات شيطانى

استفزز من استطعت منهم بصوتك

16- همه وعده ها و نويد هاى شيطان ، بى اساس و فريب است .

و ما يعدهم الشيطن إلاّ غرورًا

«غرور» مصدر فعل «غرّ» به معناى خدعه و مكر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 65 - 2

2- شگرد هاى مختلف شيطان در تسلّط بر بندگان واقعى خدا ، بى تأثير است .

و استفزز . .. و أجلب عليهم ... و شاركهم ... و عدهم ... إن عبادى ليس لك عليهم سلط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 52 - 5،7،8

5 - شيطان ، موجودى اغواگر و گمراه كننده

إلاّ إذا تمنّى ألقى الشيطن فى أُمنيّته

7 - شبهه آفرينى شيطان به هنگام تلاوت آيات قرآن توسط پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) براى مردم

و ما أرسلنا . .. ألقى الشيطن فى أُمنيّته

8 - آزاد گذاشتن شيطان براى ايجاد شبهه پيرامون آيات وحى از يك سو و زدودن شبهه و تثبيت آيات از سوى ديگر ، جلوه اى از علم و حكمت خداوند

ألقى الشيطن . .. و اللّه عليم حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 97 - 7

7 - شيطان ، مظهر وسوسه گرى و انحراف و داراى افراد و نيرو هاى متعدد

أعوذ بك من همزت الشيطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 21 - 2

2 - شيطان ، داراى راه هاى متعدد و وسايل گوناگون براى كشاندن انسان ها به فحشا و منكرات است .

لاتتّبعوا خطوت الشيطن

برداشت فوق، از جمع آمدن «خطوات» استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 8،15

8 - شيطان ، اعمال نادرست قوم عاد و ثمود ، را براى آنان به صورت خوب جلوه مى داد .

و زيّن لهم الشيطن أعملهم

قرينه حال، دلالت مى كند بر اين كه مراد از «أعمال» كارهاى ناروا و نادرست بوده است. چه اين كه كار خوب، نياز به تزيين ندارد.

15 - انسان هاى بصير و آگاه نيز در معرض اغواى شيطان اند .

و زيّن لهم الشيطن أعملهم . .. و كانوا مستبصرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 33 - 22

22 - شيطان ، از عوامل فريبنده انسان است .

و لايغرّنّكم باللّه الغرور

«غرور» صيغه مبالغه و به معناى «بسيار فريبنده» است و مراد از آن، در آيه، مى تواند شيطان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 5 - 6،7

6 - هشدار خداوند از فريب خوردن به وسيله عوامل اغواگر ( همچون شيطان ) درباره خدا و لطف و بخشش او

و لايغرنّكم باللّه الغرور

«باء» در «باللّه» براى ملابست است كه بر سر مضاف مقدر (مانند «بشأن اللّه») وارد شده است و مراد از «الغرور» - به قرينه آيه بعد - شيطان مى باشد. طبق نظر مفسران، مقصود از فريب خوردن درباره خدا، مى تواند اين باشد كه شيطان انسان را به عفو و بخشش خداوند مغرور مى سازد و او را به تكرار گناه، روى آوردن به متاع هاى دنيا و غفلت از آخرت سوق مى دهد.

7 - شيطان ، موجودى بسيار فريبكار

و لايغرنّكم باللّه الغرور

«غرور» صيغيه مبالغه و به معناى بسيار فريبكار است و به قرينه آيه بعد مقصود از آن شيطان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 6 - 1،5

1 - هشدار خداوند به همه انسان ها ، در رابطه با وسوسه و فريبكارى هاى شيطان

إنّ الشيطن لكم عدوّ

5 - نقش شيطان ، فريب كارى و فراخواندن به بدى است .

إنّما يدعوا حزبه ليكونوا من أصحب السعير

برداشت ياد شده، از آن جا است كه در اين آيه نسبت به تلاش شيطان، تعبير «دعوت» به كار رفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 83 - 1

1 - بندگان مخلَص ( بندگان خالص شده و برگزيده خدا ) ، از افتادن در دام اغواگرى شيطان مصون و درامان اند .

لأغوينّهم أجمعين . إلاّ عبادك منهم المخلصين

بيشتر مفسران بر اين باوراند كه مقصود و معناى «مخلصين» (خالص شدگان) اين است: «الذين أخلصهم اللّه لنفسه و ولايته; كسانى كه خداوند آنان را برگزيده و در اختيار خود گرفته و مطيع فرمان خويش ساخته است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 36 - 7

7 - شيطان در وسوسه و به انحراف كشاندن آدميان ، از توانى گسترده برخوردار است .

و إمّا ينزغنّك من الشيطن نزغ فاستعذ باللّه

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز در برابر وسوسه هاى شيطان، نيازمند به استعاذه و پناه بردن به خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 37 - 9

9 - شيطان ، جلوه دهنده گمراهى به عنوان راه هدايت

و إنّهم ليصدّونهم عن السبيل و يحسبون أنّهم مهتدون

ذكر پندار هدايت يافتگى، مبين اين نكته است كه شيطان افرادى اين چنين را با وعده هدايت و رستگارى مى فريبد و باطل را در شكل واقعى آن به ايشان نمى نماياند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 62 - 1

1 - تلاش پيوسته شيطان ، براى بازداشتن انسان از پذيرش دين

و اتّبعون . .. و لايصدّنّكم الشيطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 14 - 17،18،20

17 - شيطان ، موجودى بس حليه گر و فريبكار

و غرّكم باللّه الغرور

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مراد از «الغرور» - چنان كه مفسران نيز احتمال داده اند - شيطان باشد.

18 - شيطان ، همواره درصدد فريب دادن انسان و غافل كردن او از خداوند است .

و غرّكم باللّه الغرور

توصيف شيطان به «غرور»، نشان دهنده آن است كه فريب كارى، با ذات شيطان درهم آميخته و عجين شده است و او همواره در پى آن است كه انسان را، از ياد خداوند غافل گرداند.

20 - افتادن در دام فريب شيطان ، عامل بدبختى منافقان در آخرت

قالوا بلى و لكنّكم . .. و غرّكم باللّه الغرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 16 - 3،12

3 - شيطان ، محرك و مشوق اصلى انسان ها به كفر

كمثل الشيطن إذ قال للإنسن اكفر

با توجه به اين كه «شيطان» مشبه به است; نقش محورى او در تحريك به كفر استفاده مى شود.

12 - « عن على بن أبى طالب ( ع ) انّ رجلاً كان يتعبّد فى صومعته و انّ امرأة كان لها إخوة فعرض لها شىء ، فأتوه بها ، فزيّنت له نفسه فوقع عليها فجاءه الشيطان فقال : اُقتلها فإنّهم إن ظهروا عليك إفتضحت فقتلها و دفنها فجاؤوه فأخذوه فذهبوا به فبينما هم يمشون إذ جاءه الشيطان فقال : إنّى أنا الذى زيّنت لك فاسجد لى سجدة اُنجيك ، فسجد له ، فذلك قوله ، « كمثل الشيطان إذ قال للإنسان اكفر . . . » ;

از امام على(ع) روايت شده است: مردى در دير و صومعه خود مشغول عبادت بود، و زنى بود كه چند برادر داشت. براى زن چيزى (بيمارى) پديد آمد و آن برادران خواهر خود را نزد آن عابد بردند. پس خواهش زشت نفسانى در نظر عابد جلوه كرد و عمل زشت را با زن انجام داد. شيطان نزد عابد آمده و گفت: زن را بكش; زيرا اگر آنان بر تو دست يابند، رسوا خواهى شد. پس آن عابد زن را كشته و دفن كرد. خويشاوندان زن نزد عابد آمدند و او را دستگير كردند و بردند و در اين حال شيطان نزد عابد آمد و گفت: من اين عمل را نزد تو خوب جلوه دادم، حال بر من سجده اى نما تا تو را نجات دهم. پس عابد براى شيطان سجده كرد و اين سخن خدا است كه فرموده: كمثل الشيطان إذ قال للإنسان اكفر...».

218- افساد شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 17

17 - دورى شيطان از رحمت الهى ، زمينه اغواگرى و ترويج خرافه پرستى و فساد از ناحيه او

لعنه اللّه و قال . .. لاضلنهم و لامنينهم و لامرنهم فليبتكن ءإذان الأنعم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 100 - 21

21- شيطان با وسوسه ها و دسيسه هاى خويش ، ميان يوسف ( ع ) و برادرانش فسادانگيزى كرد .

من بعد أن نزغ الشيطن بينى و بين إخوتى

«نزغ» به معناى تحريك كردن بر فساد است و مراد از «نزغ شيطان» وسوسه هايى است كه او براى ايجاد فساد به انسانها القا مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 53 - 6،10

6- شيطان ، همواره در ميان انسان ها به منظور فتنه انگيزى و فسادگرى ، نفوذ و رخنه مى كند .

إن الشيطن ينزغ بينهم

«نزغ» در لغت به معناى «ورود در امرى براى فسادانگيزى» و نيز«فريب و خدعه» است (مفردات راغب و لسان العرب).

10- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مصون از راه يابى شيطان و فسادانگيزى هاى او

إن الشيطن ينزغ بينهم

با اينكه مخاطب آيه، پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد و او مأمور ابلاغ پيام الهى است اما در اختلاف افكنى و دشمنى ايجاد كردن شيطان، مخاطب واقع نشده است. بنابراين استفاده مى شود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مصون از نفوذ شيطان بود.

219- اقرار اخروى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 4

4- اعتراف شيطان در قيامت به حقانيت وعده هاى خداوند و پوچى وعده هاى خود

و قال الشيطن . .. إنّ الله وعدكم وعد الحق و وعدتكم فأخلفتكم

220- اقرار شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 15

15- شيطان در قيامت به ناتوانى خويش و پيروانش براى يارى و فريادرسى يكديگر اعتراف مى كند .

و قال الشيطن . .. ما أنا بمصرخكم و ما أنتم بمصرخى

«صرخ» به معناى فرياد و «أصرخ» به معناى پاسخ گويى به آن است. بنابراين مراد از «مصرخ» فريادرس و نجات دهنده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 16 - 8

8 - اعتراف شيطان به ربوبيت خداوند بر هستى

كمثل الشيطن إذ قال . .. إنّى أخاف اللّه ربّ العلمين

221- القائات شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 10 - 1،2،3

1 - نجواى آلوده به گناه ، تعدى به ديگران و نافرمانى از پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، از القائات شيطان است .

إنّما النجوى من الشيطن

الف و لام «النجوى» براى عهد است و به نجواى منافقان اشاره دارد كه آلوده به «إثم»، «عدوان» و «معصيت الرسول» است.

2 - منافقان ، ابراز دست شيطان و تحت تأثير القائات او

ألم تر إلى الذين نهوا عن النجوى . .. إنّما النجوى من الشيطن

3 - نجوا هاى منافقان ، از القائات شيطان به آنان

ألم تر إلى الذين نهوا عن النجوى . .. إنّما النجوى من الشيطن

222- امدادهاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 25 - 12

12- شيطان ، يارى دهنده حق گريزان ، در روى گردانى از ايمان و هدايت

و أملى لهم

مفاد «أملى» ممكن است امداد و يارى رساندن باشد.

223- امكان دفع توطئه شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 99 - 6

6- انسان در برابر وسوسه ها و توطئه هاى شيطان ، مختار و بر مخالفت با او تواناست .

إنه ليس له سلطن على الذين ءامنوا و على ربّهم يتوكّلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 100 - 2

2- انسان در برابر وسوسه ها و توطئه هاى شيطان ، مختار و بر مخالفت با او تواناست .

إنما سلطنه على الذين يتولّونه

224- امكان دفع وسوسه هاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 99 - 6

6- انسان در برابر وسوسه ها و توطئه هاى شيطان ، مختار و بر مخالفت با او تواناست .

إنه ليس له سلطن على الذين ءامنوا و على ربّهم يتوكّلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 100 - 2

2- انسان در برابر وسوسه ها و توطئه هاى شيطان ، مختار و بر مخالفت با او تواناست .

إنما سلطنه على الذين يتولّونه

225- اوامر شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 60 - 4

4 - امر و نهى كردن و فرمان دادن ، نقش شيطان در ارتباط با انسان ها است .

ألم أعهد إليكم يبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطن

با توجه به كاربرد «عبادت» در معناى «اطاعت» (در آيه شريفه)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

226- اهداف شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 118 - 9

9 - شيطان در هر بنده اى از بندگان خدا ، به دنبال سهم و نصيبى براى خويش است .

و قال لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً

جمله «لاتخذن» را مى توان به دو گونه معنا كرد، يكى برخى از بندگان را به اطاعت خواهم گرفت و ديگر اينكه از هر بنده اى، نصيبى را سهم خويش خواهم ساخت تا بطور كامل مطيع خداوند نباشد. برداشت فوق ناظر به معناى دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 6،21

6 - گمراه ساختن ، اسير آرزو ها نمودن و تحت فرمان گرفتن ، هدف شيطان از گزينش گروهى از مردم

و قال لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً. و لاضلنهم و لامنينهم و لامرنهم

21 - انحراف در تفكر و ايجاد آرزو هاى باطل و سپس تحت فرمان گرفتن ، راه و روش شيطان براى اغواى مردم و سرپرستى آنان

و لاضلنهم و لامنينهم . .. و لامرنهم فليغيرن خلق اللّه و من يتخذ الشيطن ولياً

227- اهداف وسوسه هاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 5 - 3

3 - ايجاد انگيزه هاى درونى در مردم ، براى مقابله با ربوبيت ، فرمان روايى و الوهيت خداوند ، هدف شيطان از القاى وسوسه به قلب ها است .

بربّ الناس . ملك الناس . إله الناس . من شرّ الوسواس الخنّاس . الذى يوسوس فى صدو

228- اهميت وسوسه هاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 36 - 6

6 - انسان ، نيازمند يارى خداوند ، حتى در برابر كوچك ترين وسوسه شيطان

و إمّا ينزغنّك من الشيطن نزغ فاستعذ باللّه

برداشت ياد شده از تنكير «نزغ» - كه براى تحقير مى باشد - استفاده شده است.

229- ايمان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 118 - 6

6 - اعتراف شيطان به ربوبيت و مالكيت خداوند نسبت به تمامى مردمان

و قال . .. من عبادك

230- بخيل و شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 38 - 11

11 - شيطان ، همراه با رياكاران ، بخيلان و متكبران

الذين يبخلون . .. و الذين ينفقون اموالم رئاء النّاس ... و من يكن الشيطان له قرين

مراد از «من يكن . .. » تمام كسانى هستند كه در اين آيه و آيه قبل مورد مذمت قرار گرفتند.

231- برادران شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 202 - 1،5

1 - بى تقوايان ، برادران شيطان هستند .

و إخونهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير در «إخوانهم» به «الشيطان» در آيه قبل برگردد، كه به قرينه مقابله مراد از «اخوان» بى تقوايان است. گفتنى است كه چون «ال» در «الشيطان» براى جنس است، ضمير جمع مى تواند به آن ارجاع شود.

5 - شيطان برادر انسان هاى مشرك و بى تقواست .

و إخونهم يمدونهم فى الغى

ضمير در «إخوانهم» مى تواند به مشركان و بى تقوايان برگردد. بر اين مبنا مراد از «اخوان»، به قرينه آيه قبل، شيطان است. قابل ذكر است كه در اين صورت ضمير فاعلى در «يمدونهم» به «اخوان» و ضمير مفعولى به مشركان و بى تقوايان برمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 27 - 1

1- تبذير كنندگان ( هدر دهندگان امكانات و نعمت هاى خدا ) برادران شياطينند .

إن المبذّرين كانوا إخون الشيطين

232- برادران يوسف و اغواگرى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 5 - 20

20- برادران يوسف ، در خطر گرفتارى به دام دشمنى هاى شيطان در صورت شنيدن رؤياى يوسف ( ع )

فيكيدوا لك كيدًا إن الشيطن للإنسن عدو مبين

233- بغى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 117 - 6

6 - شيطان ، موجودى سركش و فاقد هرگونه خير و فضيلت

و إن يدعون شيطناً مريداً

مريد از مصدر «مرود» به معناى سركشى و خروج از طاعت است (مجمع البيان). مفردات راغب «مريد» را به معناى عارى از خير دانسته است.

234- بى تأثيرى شبهه افكنى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 54 - 1

1 - زدوده شدن شبهات شيطانى از چهره آيات وحى به اراده خداوند ، به اين دليل بود تا كسانى كه از نعمت معرفت و دانش برخوردار بودند ، به حقانيت آن پى ببرند و با آرامش خاطر ، به آن ايمان بياورند .

فينسخ اللّه ما يلقى الشيطن . .. و ليعلم الذين أُوتوا العلم ... فتخبت له قلوبهم

ضمير در «أنّه الحق» به قرآن باز مى گردد كه در آيه 52 از آن ذكر ضمنى به ميان آمده است. «إخبات» (مصدر «تخبت») مشتق از «خَبْت» است. «خَبْت» به زمين وسيع و هموارى گفته مى شود كه بى فراز و نشيب است. «قلب مخبت»; يعنى، قلبى كه مطمئن آرام و بى اضطراب و ترديد است. آيه ياد شده تعليل براى جمله «فينسخ اللّه ما يلقى الشيطان...» است; يعنى، خداوند شبهه هاى شيطان را از آيات وحى مى زدايد، تا كسانى كه از نعمت دانش برخورداراند، بدانند كه قرآن حق بوده و از جانب پروردگار نازل شده است و دل هايشان به آن مطمئن شود و آرام گيرد.

235- پليدى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 90 - 8

8 - شيطان ، موجودى با كردار هاى پليد و ناپاك

رجس من عمل الشيطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 4 - 7

7 - شيطان ، فريب كارى كه پس از القاى فكر پليد در انسان ، خود را كنار كشيده و متوارى مى شود .

من شرّ الوسواس الخنّاس

براى فعل «خَنَسَ» چند معنا ذكر شده است; از جمله: عقب نشينى كرد; بازگشت، متوارى و غايب شد (لسان العرب). براساس اين معانى، آيه شريفه ترسيمى از وسوسه گرى هاى شيطان دارد كه پس از هر وسوسه، خود را عقب كشيده، مخفى مى شود; تا آن وسوسه كار خود را كرده و زمينه را براى وسوسه بعدى فراهم سازد.

236- پنهانكارى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 4 - 6

6 - شيطان ، موجودى بس وسوسه گر و پنهان كار

من شرّ الوسواس الخنّاس

يكى از مصداق هاى مورد نظر براى «وسواس» - به قرينه كلمه «جِنّة» در آخر سوره - «شيطان» است.

237- پوچى بشارتهاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 64 - 16

16- همه وعده ها و نويد هاى شيطان ، بى اساس و فريب است .

و ما يعدهم الشيطن إلاّ غرورًا

«غرور» مصدر فعل «غرّ» به معناى خدعه و مكر است.

238- پوچى وعده هاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 4،5

4- اعتراف شيطان در قيامت به حقانيت وعده هاى خداوند و پوچى وعده هاى خود

و قال الشيطن . .. إنّ الله وعدكم وعد الحق و وعدتكم فأخلفتكم

5- در قيامت ، حقانيت وعده خداوند در حتميت وقوع آن و كذب بودن وعده شيطان در عدم وقوع آن آشكار خواهد شد .

و برزوا لله جميعًا فقال الضعفؤا . .. قال الشيطن ... إنّ الله وعدكم وعد الحق و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 64 - 16

16- همه وعده ها و نويد هاى شيطان ، بى اساس و فريب است .

و ما يعدهم الشيطن إلاّ غرورًا

«غرور» مصدر فعل «غرّ» به معناى خدعه و مكر است.

239- پيروان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 169 - 10،12

10 - بدكاران و مرتكبان فحشا و پليدى ها ، پيروان شيطان هستند .

لاتتبوا خطوت الشيطن . .. إنما يأمركم بالسوء و الفحشاء

12 - افترا زنندگان به خدا ، پيروان شيطان و كارگزاران او هستند .

لاتتبعوا خطوت الشيطن . .. إنما يأمركم ... أن تقولوا على اللّه ما لاتعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 142 - 9

9 - مشركان عصر جاهليت در اسارت گامها و راههاى شيطان بودند.

و قالوا هذه أنعم و حرث حجر . .. كلوا مما رزقكم الله و لا تتبعوا خطوت الشيطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 28 - 5

5 - بدعتگذاران در دين، عناصرى پيرو شيطان و تحت ولايت او هستند.

إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لا يؤمنون . .. الله أمرنا بها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 175 - 6

6 - بلعم باعورا پس از دور شدن از معارف الهى به دام شيطان گرفتار و از گمراهان شد .

فأتبعه الشيطن فكان من الغاوين

«غوايه»، مصدر «غاوين» به معناى گمراه شدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 202 - 6

6 - پافشارى مشركان و بى تقوايان پيرو شيطان به گمراهى خويش

ثم لايقصرون

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير در «لايقصرون» به مشركان و بى تقوايان برگردانده شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 11

11- رهبران مستكبر و پيروانشان از اجابت كنندگان دعوت شيطانند .

فقال الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا . .. و قال الشيطن لما قضى الأم

برداشت فوق بر اين اساس است كه مخاطب شيطان، به قرينه ذكر اين آيه پس از ذكر ماجراى مستكبران و پيروان آنها در قيامت، مستكبران و پيروانشان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 63 - 6

6- امت هاى پيشين ، فريفته شيطان شده و تسليم انبياى خود نشدند .

لقد أرسلنا إلى أُمم من قبلك فزيّن لهم الشيطن أعملهم

جمله «زيّن لهم الشيطان أعمالهم» به قرينه وعده عذابى كه در همين آيه به آن امتها داده شده، كنايه از عدم تسليم آنها در برابر انبياست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 100 - 1،8

1- تسلط و استيلاى شيطان ، تنها بر دو گروه فرمانبران از او و مشركان است .

إنما سلطنه على الذين يتولّونه و الذين هم به مشركون

8- « أبى بصير عن أبى عبدالله ( ع ) قال : قلت له : . . . قوله تعالى : « إنما سلطانه على الذين يتولّونه و الذين هم به مشركون » قال : الذين هم بالله مشركون يسلط على أبدانهم و على أديانهم ;

ابوبصير گويد: از امام صادق(ع) در باره سخن خداى تعالى . .. «إنما سلطانه على الذين يتولّونه و الذين هم به مشركون» سؤال كردم، حضرت فرمود: آنان كه به خدا شرك ورزيدند، [شيطان] بر بدن و دينشان مسلط مى شود».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 11،12

11- بت پرستان ، هم سو با شيطانند و سرنوشت آنان هم سان فرجام او است .

فتكون للشيطن وليًّا

«ولىّ» از ماده «وَلْى» (نزديك شدن يا درپى درآمدن) مشتق است و جمله «فتكون . ..» حاكى از آن است كه سرنوشت بت پرستان و شيطان، نزديك به هم و در يك رديف است.

12- گرفتاران به عذاب الهى ، همراه و قرين شيطان خواهند بود .

يمسّك عذاب من الرحمن فتكون للشيطن وليًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 225 - 6

6 - شاعران منحرف ، هم داستان شيطان و سرايندگان القائات شيطانى

تنزّل على كلّ أفّاك . .. و الشعراء يتّبعهم... فى كلّ واد يهيمون

آمدن نام شعراى منحرف، در پى آياتى كه بيانگر نزول شياطين بر قلب دروغ پردازان گنه پيشه است; نوعى ارتباط ميان شاعران منحرف و شياطين را افاده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 19 - 1،5

1 - منافقان ، تحت اختيار شيطان و مقهور اراده او

استحوذ عليهم الشيطن

«استحواذ» به معناى چيره شدن است. ضمير «عليهم»، در آيه شريفه، مربوط به اهل نفاق است; يعنى، شيطان بر آنان مستولى شده است.

5 - منافقان ، حزب شيطان و دار و دسته وى

أُولئك حزب الشيطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 16 - 1

1 - منافقان ، ايفاگران نقش شيطان در تزوير و وسوسه گرى

كمثل الشيطن

با توجه به اين كه در آيات پيشين منافقان به عنوان وعده دهندگان به يهود و متخلفان از وعده خويش معرفى شده اند; اين تمثيل متوجه آنان است.

240- پيروان شيطان در صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 3 - 10

10- جبهه ضد توحيدى در صدراسلام ، متشكل از گروهى جاهل ، بى منطق و پيرو بى چون و چراى شيطان بود .

ومن الناس من يجدل فى اللّه بغير علم و يتّبع كلّ شيطن مريد

241- پيروى از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 19،20

19- پيروى از شيطان نوعى شرك است .

و قال الشيطن . .. دعوتكم فاستجبتم لى ... بما أشركتمون

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از شرك، به قرينه اينكه شيطان مدعى است آنان دعوت او را اجابت كرده اند، شرك در اطاعت باشد، نه شرك در الوهيت.

20- پيروان شيطان او را در اطاعت ، شريك خداوند قرار مى دهند و از القائات او تبعيت مى كنند .

إلاّ أن دعوتكم فاستجبتم لى . .. إنى كفرت بما أشركتمون من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 100 - 5

5- پذيرش ولايت شيطان و پيروى از او ، شرك به خداوند است .

الذين يتولّونه . .. هم به مشركون

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «باء» در «به» براى سببيت باشد و ضمير آن به «قبول و پذيرش» - كه در معناى «يتولّونه» (از او فرمان مى برند) اشراب شده است - برگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 63 - 8

8- انسان در پيروى و عدم پيروى از ابليس ، توانا و مختار است .

فمن تبعك منهم فإن جهنّم جزاؤكم

نسبت دادن تبعيت به انسان از يكسو و مورد تهديد قرار دادن او از سوى ديگر، نشانگر اختيار انسان در انتخاب راه خود است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 3 - 6

6- مجادله و پافشارى بر عقايد موهوم و غير علمى ، پيروى از شيطان است .

ومن الناس من يجدل. .. و يتّبع كلّ شيطن مريد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 21 - 10

10 - اشاعه فحشا و بازى با حيثيت مؤمنان و بدنام كردن آنان ، فرمان بردارى از شيطان و گام نهادن در راه او است .

و من يتّبع خطوت الشيطن فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر

نهى از پيروى شيطان - پس از محكوميت ماجراى «افك» و ممنوعيت اشاعه فحشا - مى تواند هشدارى باشد به رواج دهندگان فحشا كه رفتارشان، رفتارى است شيطانى و در حقيقت گام نهادن در راه شيطان مى باشد.

242- تبذير شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 27 - 4

4- شيطان ، مظهر اسراف و تبذير نعمت هاى خداست .

إن المبذّرين كانوا إخون الشيطين و كان الشيطن لربّه كفورًا

243- تبرى از پيروان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 17 - 2

2 - اظهار خداترسى و نيز تبرّى شيطان در قيامت از پيروان خويش ، بى ثمر در نجات او از كيفر اخروى

قال إنّى برىء منك إنّى أخاف اللّه . .. فكان عقبتهما أنّهما فى النار

244- تبرى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 17

17 - بيزارى شيطان از فريب خوردگان خود پس از قرار دادن آنان در دام هاى فريب خويش

و إذ زين لهم . .. فلما ترآءت الفئتان ... إنى أخاف اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 17

17- شيطان در قيامت به پيروان خود اعلام خواهد كرد كه وى در دنيا عقيده آنان را در شريك قرار دادن او براى خدا ، قبول نداشته است .

و قال الشيطن . .. إنى كفرت بما أشركتمون من قبل

برداشت مبتنى بر اين احتمال است كه «ما» در آيه مصدرى باشد و «أشركتم» را به تأويل مصدر ببرد و مفعول آن ضمير منفصل محذوف باشد. بنابراين معناى عبارت چنين مى شود: من شريك قرار داده شدن خودم را براى خدا از جانب شما قبول نداشتم و به آن كافر بودم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 27 - 2،4

2- تبرّى شيطان در قيامت ، از انحرافات و طغيان گرى مشركان

قال قرينه ربّنا ما أطغيته

بنابراين كه مراد از «قرين» شيطان باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

4- تمسّك شيطان به ربوبيت الهى در دادگاه اخروى ، براى مبرّا جلوه دادن خود از گناهان مشركان *

قال قرينه ربّنا ما أطغيته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 16 - 5

5 - اظهار بيزارى شيطان از انسان ، پس از فروافكندن او در گرداب كفر

كمثل الشيطن إذ قال للإنسن اكفر فلمّا كفر قال إنّى برىء منك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 17 - 2

2 - اظهار خداترسى و نيز تبرّى شيطان در قيامت از پيروان خويش ، بى ثمر در نجات او از كيفر اخروى

قال إنّى برىء منك إنّى أخاف اللّه . .. فكان عقبتهما أنّهما فى النار

245- تجسّم شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 8

8 - تجسم شيطان براى كافران مكه ، قبل از جنگ بدر

و إذ زين لهم الشيطن أعملهم

246- تداوم اغواگرى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 63 - 4

4- شيطان ، تا برپايى قيامت زنده و همواره به اغواى نسل آدم ( ع ) مشغول است .

لئن أخّرتن إلى يوم القيمة لأحتنكنّ ذريّته إلاّ قليلاً . قال اذهب فمن تبعك

247- تداوم حيات شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 63 - 4

4- شيطان ، تا برپايى قيامت زنده و همواره به اغواى نسل آدم ( ع ) مشغول است .

لئن أخّرتن إلى يوم القيمة لأحتنكنّ ذريّته إلاّ قليلاً . قال اذهب فمن تبعك

248- ترس شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 16

16 - شيطان به دليل ترس از گرفتار شدن به عذاب الهى با ضربه هاى سهمگين فرشتگان جنگ بدر از آن معركه فرار كرد .

إنى أرى ما لاترون إنى أخاف اللّه

مراد از خوف خدا (إنى أخاف اللّه) به دليل «إنى ارى ما لاترون» گرفتار شدن به چنگ فرشتگان حاضر در كارزار بدر است.

249- تسخير شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 36 - 5

5 - تمامى موجودات هستى ، حتى شياطين ، مسخر خدا و محكوم اراده اويند .

و من يعش عن ذكر الرحمن نقيّض له شيطنًا

از اين كه خداوند، تسلط شيطان را بر غافلان از ياد خودش، به خود نسبت داده (نقيّض)، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 82 - 5

5- شياطين ، موجوداتى قابل رام شدن و فرمان برى براى انسان ها .

و سخّرنا . .. من الشيطين من يغوصون له

250- تشبيه به شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 29 - 8

8 - دوست ناباب ، چونان شيطان است .

يويلتى ليتنى لم أتّخذ فلانًا خليلاً . لقد أضلّنى عن الذكر... و كان الشيطن للإن

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه جمله «و كان الشيطان. ..» دنباله سخن ظالمان باشد و مقصود از «شيطان» ابليس نباشد; بلكه نامى باشد كه ظالمان براى دوستان ناباب و گمراه گر خود انتخاب كرده باشند; زيرا عمل گمراهى، كار شيطان

است و هر كس چنين كارى را انجام دهد، همچون شيطان خواهد بود.

251- تشخيص وسوسه شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 201 - 5

5 - اهل تقوا توانا بر تشخيص وسوسه هاى شيطان به هنگام مواجه شدن با آن وسوسه ها هستند .

إن الذين اتقوا إذ امسهم طئف من الشيطن تذكروا

252- تشويق شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 142 - 12

12 - عن أبى جعفر(ع): ان اصحاب محمّد(صلی الله علیه و آله) قالوا: يا رسول الله . .. إذا كنا عندك فذكرتنا و رغبتنا و جلنا و نسينا الدنيا و زهدنا ... فاذا خرجنا من عندك و دخلنا هذه البيوت و شممنا الاولاد و رأينا العيال و الاهل يكاد أن نحول عن الحال التى كنا عليها عندك ... فقال لهم رسول الله(صلی الله علیه و آله): ... إن هذه خطوات الشيطان فيرغبكم فى الدنيا ... .

از امام باقر(ع) روايت شده كه ياران رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به آن حضرت عرض كردند: . .. هنگامى كه ما نزد شما هستيم و ما را متذكر مى كنيد و ترغيب مى نمائيد احساس ترس مى كنيم و دنيا را فراموش كرده و زهد مىورزيم ... اما چون از نزد شما خارج مى شويم و به خانه هاى خود مى رويم و فرزندان و خانواده را مى بينيم، نزديك است از آن حال معنوى كه نزد شما داشتيم برگرديم ... رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: ... اين از گامهاى شيطان است كه شما را به دنيا ترغيب مى كند ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 9

9 - شيطان با تأكيد بر يارى بى دريغ خويش از لشكريان كافر بدر ، آنان را به رويارويى با مسلمانان ترغيب كرد .

إنى جار لكم

كلمه «جار» معانى متعددى دارد ; از جمله ياور، همسانه، هم قسم، شريك و . .. (لسان العرب). به نظر مى رسد ياور نسبت به ديگر معانى مناسبتر باشد.

253- تشويقهاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 169 - 1،2،9

1 - شيطان ، با وسوسه هاى خويش انسان ها را به كار هاى بد و شنيع ( گناهان كوچك و بزرگ ) ترغيب مى كند .

إنما يأمركم بالسوء و الفحشاء

«امر» به معناى فرمان دادن است و در آيه شريفه - به مناسبت حكم و موضوع - مراد از آن وسوسه كردن و مانند آن مى

باشد. «فحشا» به بدى و زشتى بيش از حد گفته مى شود كه مى توان از آن به گناه بزرگ تعبير كرد و به قرينه مقابله، مراد از «سوء» گناه كوچك است.

2 - شيطان ، ترغيب كننده آدميان به افترا بستن به خداوند ( بدعت گذارى و تحريف احكام دين )

إنما يأمركم . .. أن تقولوا على اللّه ما لاتعلمون

«قول» و مشتقات آن هرگاه با «على» متعدى شود به معناى نسبت دادن و افترا بستن است.

9 - شيطان ، وادار كننده انسان ها به شركورزى و ترغيب كننده آنها به دوستى با سران شرك و پيروى از آنان *

و من الناس من يتخذ من دون اللّه أنداداً . .. إنما يأمركم بالسوء و الفحشاء

از مصداقهاى مورد نظر براى «سوء» و «فحشاء» به قرينه آيات قبل، شرك ورزى و . .. است.

254- تظاهر به خيرخواهى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 120 - 7

7 - پوشش خيرخواهى ، روش شيطان براى وسوسه در دل آدميان و فريب آنان

فوسوس إليه الشيطن فقال هل أدّلك

255- تعقل در وسوسه هاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 62 - 6

6 - لزوم تعقل و خردورزى در وسوسه هاى گمراه كننده شيطان و درس آموزى از سرنوشت شوم قربانيان فريب وى

و لقد أضلّ منكم جبلاًّ كثيرًا أفلم تكونوا تعقلون

256- تكبر شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 21 - 6

6 - رفتار شيطان با پيروانش ، همچون رفتار فرادستان با زير دستان ، دستورى و آمرانه است .

و من يتّبع خطوت الشيطن فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر

برداشت فوق به خاطر به كار رفتن ماده «أمر» مى باشد كه يكى از معانى آن فرمان است.

257- تكليف شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 63 - 7

7- شيطان ، موجودى مختار و مكلف است .

اذهب فمن تبعك منهم فإن جهنّم جزاؤكم جزاءً موفورًا

وعده حهنّم به ابليس و پيروان وى حكايت از اين دارد كه ابليس مكلف به انجام تكليفهايى است. چون اصولاً كيفر، براى تمرّد از انجام وظيفه است.

258- تلاش شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 13

13 - شيطان در صدد است حكم حرمت حضور در مجلس ياوه گويان مغالطه گر درباره دين فراموش شود.

و إما ينسينك الشيطن

نون «ينسينك» زايده در «اما»، كه براى تأكيد مى باشد، بيانگر اين است كه شيطان در صدد به فراموشى كشاندن انسان در اين گونه موارد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 53 - 7

7- شيطان ، براى ايجاد اختلاف و گفتار ناشايست و برخورد خشن ميان انسان ها ، پيوسته در تلاش است .

يقولوا التى هى أحسن إن الشيطن ينزغ بينهم

259- تمايلات شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 14

14 - وجود خواسته ها و لذتهاى نفسانى در جن (شيطان)

قد استكثرتم استمتع بعضنا ببعض

260- تنوع دامهاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 21 - 2

2 - شيطان ، داراى راه هاى متعدد و وسايل گوناگون براى كشاندن انسان ها به فحشا و منكرات است .

لاتتّبعوا خطوت الشيطن

برداشت فوق، از جمع آمدن «خطوات» استفاده مى شود.

261- تنوع راههاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 168 - 12

12 - شيطان براى انحراف انسان ها از راه هاى گوناگونى بهره مى جويد .

و لاتتبعوا خطوت الشيطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 142 - 7

7 - راههاى شيطان متنوع و گوناگون است.

و لا تتبعوا خطوت الشيطن

محتمل است جمع آورده شدن «خطوات» به ملاحظه تعدد و تنوّع راههاى شيطان باشد.

262- تنوع روش اغواگرى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 3 - 9

9- گوناگونى راه هاى فريب و نيرنگ شيطان براى گمراه كردن انسان

و يتّبع كلّ شيطن مريد

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه جمله «يتّبع كلّ شيطان» به تقدير «يتّبع كلّ خطوة من خطوات الشيطان» باشد.

263- تنوع شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 37 - 10

10 - شمار شياطين ، بسيار و متنوع به گوناگونى گمراهى ها و متعدد به تعدد گمراهان

نقيّض له شيطنًا . .. و إنّهم ليصدّونهم عن السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 17 - 3

3- شياطين ، افراد متعدد و گوناگونى اند .

و حفظنها من كلّ شيطن رجيم

264- تهمت شيطان به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 20 - 6

6 - شيطان در مورد آثار شجره نهى شده، خداوند را به دروغگويى متهم كرد.

قال ما نهيكما ربكما عن هذه الشجرة إلا أن تكونا ملكين أو تكونا من الخلدين

جمله «إلا أن تكونا . .. » در حقيقت تكذيب گفتار خداوند است كه فرمود: فتكونا من الظالمين.

265- جرم پيروى از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 60 - 5

5 - پيروى از شيطان ، جرم است و پيروان او مجرم اند .

و امتزوا اليوم أيّها المجرمون . ألم أعهد إليكم يبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطن

از ارتباط ميان آيه شريفه و آيه پيش - كه خطاب به مجرمان بود - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

266- جنگ با دوستان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 10

10 - جنگ با دوستان شيطان ( كافران و طاغوت ها ) مصداق بارز نبرد در راه خدا

الّذين امنوا يقاتلون فى سبيل اللّه . .. فقاتلوا اولياء الشّيطان

267- جوامع تحت امر شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 28 - 3

3 - جوامعى كه به پندار اجراى فرمان خدا به رسوم نارواى نياكان خويش پايبندند، جوامعى تحت نفوذ شياطين مى باشند.

إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لا يؤمنون . .. الله أمرنا بها

جمله «إذا فعلوا . .. » عطف بر «لا يؤمنون» است و در حقيقت صله براى «الذين» مى باشد. يعنى: إنا جعلنا الشياطين أولياء للذين إذا فعلوا فاحشة ... .

268- حتميت عذاب شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 39 - 10

10 - همدمى منحرفان با شياطين در دوزخ ، تأثيرى در تخفيف عذاب و يا آرامش آنان نخواهد داشت .

لن ينفعكم اليوم إذ ظلمتم أنّكم فى العذاب مشتركون

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه عبارت «أنّكم فى. ..» فاعل «لن ينفع» باشد.

269- حتميت كيفر اخروى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 17 - 2

2 - اظهار خداترسى و نيز تبرّى شيطان در قيامت از پيروان خويش ، بى ثمر در نجات او از كيفر اخروى

قال إنّى برىء منك إنّى أخاف اللّه . .. فكان عقبتهما أنّهما فى النار

270- حزب شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 6 - 9،10

9 - كافران و دنياطلبان ، از حزب شيطان اند .

فلاتغرنّكم الحيوة الدنيا . .. إنّ الشيطن لكم عدوّ ... إنّما يدعوا حزبه

برداشت ياد شده به اين خاطر است كه آيه پيش، از فريفته شدن به دنيا برحذر داشته و آيه مورد بحث فريفته شدگان به دنيا را حزب شيطان خوانده است.

10 - گرفتار شدن به آتش برافروخته و پرالتهاب دوزخ ، سرنوشت و كيفر پيروان حزب شيطان

إنّما يدعوا حزبه ليكونوا من أصحب السعير

«سعير» به معناى آتش افروخته و ملتهب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 19 - 5

5 - منافقان ، حزب شيطان و دار و دسته وى

أُولئك حزب الشيطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 22 - 26

26 - انسان ها ، در بينش الهى دو دسته اند : حزب خدا و حزب شيطان .

أُولئك حزب الشيطن . .. أُولئك حزب اللّه

271- حشر اخروى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 8

8 - شياطين نيز ، همچون آدميان در قيامت محشور خواهند شد .

قال يليت بينى و بينك بعد المشرقين

از خطاب «بينك» استفاده مى شود كه شياطين نيز در روز قيامت محشور خواهند شد. البته برداشت ياد شده در صورتى است كه منظور از «شياطين»، شياطين جن يا اعم از شياطين جن و انس باشد.

272- حقيقت اطاعت از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 60 - 3

3 - اطاعت از شيطان ، به منزله عبادت او است .

ألم أعهد إليكم يبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطن

273- حقيقت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 17 - 4

4- شيطان ، موجودى قدرتمند و توانا بر صعود و نفوذ بر آسمانها

و حفظنها من كلّ شيطن رجيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 3 - 7،8

7- شيطان ، موجودى است سراسر شرّ و عارى از هر نيكى و خير .

و يتّبع كلّ شيطن مريد

«مَريد» صفت توضيحى براى «شيطان» و به معناى عارى از خير و نيكى است. (مفردات راغب)

8- شيطان ، نه نوعى منحصر به فرد ، كه داراى مصاديق و افرادى بسيار است .

و يتّبع كلّ شيطن مريد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 4 - 2،3

2- شيطان ، عنصرى است گمراهگر و دوزخى پرور .

كلّ شيطن مريد . كتب عليه... فانه يضلّه ويهديه إلى عذاب السعير.

3- گمراه سازى و دوزخى پرورى ، خميره و سرشت تغييرناپذير شيطان است .

كتب عليه. .. فإنّه يضلّه ويهديه إلى عذاب السعير

جمله «كتب عليه» (بر او نوشته شد) بيانگر اين نكته است كه شيطان، مخلوقى است كه سرشت او با گمراه گرى و كشاندن مردم به سوى دوزخ، آميخته شده و غير قابل تغيير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 5 - 12

12 - شيطان ، حقيقتى داراى مصاديق و افراد متعدد

للشيطين

274- حوا و شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 22 - 16

16 - آدم و حوا، على رغم هشدار شديد خداوند به دشمنى شيطان با آنان، سخنان وى را پذيرفتند.

فدليهما بغرور فلما ذاقا الشجرة

275- خداترسى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 16 - 7

7 - شيطان ، مدعى خداترسى

قال . .. إنّى أخاف اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 17 - 2

2 - اظهار خداترسى و نيز تبرّى شيطان در قيامت از پيروان خويش ، بى ثمر در نجات او از كيفر اخروى

قال إنّى برىء منك إنّى أخاف اللّه . .. فكان عقبتهما أنّهما فى النار

276- خداشناسى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 16 - 8

8 - اعتراف شيطان به ربوبيت خداوند بر هستى

كمثل الشيطن إذ قال . .. إنّى أخاف اللّه ربّ العلمين

277- خطر اغواگرى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 21 - 12

12 - مؤمنان نيز همچون ديگر مردمان ، در معرض پيروى از شيطان و گرفتار شدن به زشتى ها و ناپسندى ها ( فحشا و منكرات ) قرار دارند .

يأيّها الذين ءامنوا لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر

هشدار خداوند به مؤمنان از ارتكاب به فحشا و منكر و پيروى از شيطان، گوياى حقيقت ياد شده است.

278- خطر شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 36 - 18،22

18 - شيطان ، خطرى در كمين انسان

و انّى اعيذها بك و ذريتها من الشيطان الرجيم

22 - اجابت دعاى همسر عمران ، در مورد حفظ مريم ( س ) و فرزندش از شرّ شيطان

و انّى اعيذها بك و ذريّتها من الشّيطان الرّجيم

رسول خدا (صلی الله علیه و آله): . .. و قال عيسى (ع) فيما يثنى على ربه: و اعاذنى و امّى من الشّيطان الرجيم فلم يكن له علينا سبيل.


الدر المنثور، ج 2، ص 184.

279- خطر وسوسه هاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 117 - 14

14 - زنان و مردان ، هر دو در خطر فريفته شدن به وسوسه هاى شيطانى اند .

فلايخرجنّكما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 6 - 10

10 - انسان ، همواره در خطر وسوسه هاى شيطان است .

من الجنّة

«شيطان» - چنانچه در برخى از سوره هاى ديگر آمده است - از جنس جن است.

280- خنثى سازى وسوسه شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 200 - 5

5 - خداوند خنثى كننده وسوسه هاى شيطان در صورت پناه آوردن بندگان به درگاه او

فاستغذ باللّه إنه سميع عليم

جمله «إنه سميع عليم» به منزله تعليلى است براى «فاستغذ باللّه» (به خدا پناه بر). و چون مجرد شنوايى و دانايى نمى تواند دليل لزوم استعاذه باشد، مى توان گفت شنوايى و دانايى خداوند كنايه از اجابت پناهخواهى است.

281- خواسته شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 60 - 12

12 - ارجاع داورى ها به طاغوت ( كسانى كه بر خلاف احكام خداوند ، حكم مى كنند ) ، خواسته شيطان است .

و يريد الشّيطان ان يضلّهم

282- خيرخواهى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 21 - 1

1 - شيطان با سوگند دروغ و مؤكد خويشتن را از خيرخواهان آدم و حوا قلمداد كرد.

و قاسمهما إنى لكما لمن النصحين

به كارگيرى فعل «قاسم» از باب مفاعله مى تواند براى تأكيد باشد. يعنى شيطان با سوگند مؤكد سخنش را به آنان القا كرد.

283- دامهاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 60 - 13

13 - طاغوت ها ، دام ها و ابزار كار شياطين هستند .

يريدون ان يتحاكموا الى الطّاغوت . .. و يريد الشّيطان ان يضلّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 64 - 11،12،14

11- تلاش ابليس در كشاندن مال و نسل انسان به سوى حرام و استفاده از آن در جهت هدف هاى خويش

و شاركهم فى الأمول و الأولد

12- مال و فرزند ، دو زمينه مهم نفوذ شيطان و لغزش انسان

و شاركهم فى الأمول و الأولد

14- وعده دادن و آرزوپرورى ، از شگرد هاى شيطان در به دام افكندن انسان

و شاركهم . .. و عدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 31 - 6

6 - شرك ورزيدن به خداى يگانه ، فرو افتادن از اوج كمالات انسانى و تبديل شدن به طعمه شيطان و گرفتار گشتن در دام او است .

و من يشرك باللّه فكأنّما خرّ من السماء فتخطفه الطير

284- دروغگويى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 20 - 8

8 - دروغ، اساس كار شيطان در وسوسه گرى و فريب دادن آدم و حوا

ما نهيكما ربكما . .. أو تكونا من الخلدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 21 - 1

1 - شيطان با سوگند دروغ و مؤكد خويشتن را از خيرخواهان آدم و حوا قلمداد كرد.

و قاسمهما إنى لكما لمن النصحين

به كارگيرى فعل «قاسم» از باب مفاعله مى تواند براى تأكيد باشد. يعنى شيطان با سوگند مؤكد سخنش را به آنان القا كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 11

11 - دروغ ، ابزار شيطان براى فريفتن انسان ها

هل أدّلك على شجرة الخلد و ملك لايبلى . .. فبدت لهما سوءتهما

285- دشمنان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 36 - 10

10 - انسان و شيطان دشمن يكديگر در زندگى دنيوى

اهبطوا بعضكم لبعض عدوّ

چنانچه مخاطب كلمه «اهبطوا» آدم(ع)، حواو شيطان باشد، مراد از «بعضكم لبعض عدو» دشمنى شيطان و انسان با يكديگر خواهد بود.

286- دشمنى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 168 - 9،16

9 - شيطان دشمنى آشكار براى انسانهاست .

إنه لكم عدو مبين

16 - واداشتن مردم به استفاده از حرام ها و پليدى ها و نيز بازداشتن آنان از نعمت هاى حلال ، نمودى از دشمنى شيطان با انسان است .

كلوا مما فى الأرض حللا طيباً و لاتتبعوا خطوت الشيطن إنه لكم عدو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 169 - 6

6 - دعوتگرى شيطان به بدى ها و بدعتگذارى ها ، نمودى از شيطنت او و دليل دشمنى وى با انسانهاست .

إنه لكم عدو مبين. إنما يأمركم بالسوء و الفحشاء و أن تقولوا على اللّه ما لاتعلمون

جمله «إنما يأمركم . ..» دليلى است براى «إنه لكم عدو»; يعنى، نشانه و دليل دشمنى شيطان با شما انسانها اين است كه او شما را به كارهاى ناروا ترغيب مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 208 - 8،11

8 - شيطان ، دشمن همبستگى مؤمنان

ادخلوا فى السلم كافة و لا تتبعوا خطوات الشيطان انه لكم عدو مبين

11 - شيطان ، دشمنِ آشكار مؤمنان

انه لكم عدوٌّ مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 142 - 10،11

10 - شيطان دشمن آشكار آدمى است.

إنه لكم عدو مبين

11 - دشمنى شيطان با انسان، فلسفه نهى شدن آدمى از پيروى اوست.

و لا تتبعوا . .. إنه لكم عدو مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 22 - 13،14،16

13 - شيطان، دشمنى آشكار براى انسان است.

إن الشيطن لكما عدو مبين

14 - هشدار و تذكر پيشاپيش خداوند به آدم و حوا، در مورد دشمنى آشكار شيطان با آنان

و أقل لكما إن الشيطن لكما عدو مبين

16 - آدم و حوا، على رغم هشدار شديد خداوند به دشمنى شيطان با آنان، سخنان وى را پذيرفتند.

فدليهما بغرور فلما ذاقا الشجرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 24 - 2

2 - هبوط آدميان و شيطان به زمين همراه با عداوت و دشمنى با يكديگر

قال اهبطوا بعضكم لبعض عدو

چنانچه مخاطب «اهبطوا»، آدم و حوا و شيطان باشد، مراد از «بعضكم لبعض»، شيطان از يكسو و آدميان از سوى ديگر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 5 - 16،17،19

16- شيطان دشمن آشكار انسان

إن الشيطن للإنسن عدو مبين

17- شيطان ، مترصد زمينه هاى مساعد براى نفوذ در انسان و منحرف ساختن او

لاتقصص رءياك . .. فيكيدوا ... إن الشيطن للإنسن عدو مبين

19- شيطان ، در ايجاد دشمنى ميان انسان ها و واداشتن آنان به مكر و حيله عليه يكديگر ، نقشى بسزا دارد .

فيكيدوا . .. إن الشيطن للإنسن عدو مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 98 - 4،5

4- انسان به هنگام قراءت قرآن ، در معرض هجوم و خشم شيطان است .

فإذا قرأت القرءان فاستعذ بالله من الشيطن الرجيم

5- شيطان ، مخالف قراءت قرآن و آشنايى انسان با آموزه هاى آن است .

فإذا قرأت القرءان فاستعذ بالله من الشيطن الرجيم

پناه بردن انسان از شرّ شيطان به خداوند، بيانگر اين است كه شيطان قراءت قرآن و آشنايى با آن را خوش ندارد. گفتنى است آيه بعدى - كه سخن از سلطه شيطان و مصونيت مؤمنان از اين سلطه است - مؤيد همين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 53 - 6،13

6- شيطان ، همواره در ميان انسان ها به منظور فتنه انگيزى و فسادگرى ، نفوذ و رخنه مى كند .

إن الشيطن ينزغ بينهم

«نزغ» در لغت به معناى «ورود در امرى براى فسادانگيزى» و نيز«فريب و خدعه» است (مفردات راغب و لسان العرب).

13- شيطان ، بى ترديد با انسان دشمنى آشكار و ديرينه دارد .

إن الشيطن كان للإنسن عدوًّا مبينًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 19

19- پذيرش ولايت شيطان و نسل او از سوى برخى مردم ، با وجود عداوت شياطين با آدميان ، كارى ناشايست و شگفت انگيز و سزاوار سرزنش است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى و هم لكم عدوٌّ

همزه «استفهام» در «أفتتّخذونه» مفيد معناى انكار همراه با تعجب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 4

4 - آدم و حوا ( ع ) ، على رغم هشدار شديد خداوند به دشمنى شيطان با آنان ، تحت تأثير سخنان او قرار گرفتند .

إنّ هذا عدوّ لك و لزوجك . .. فأكلا منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 123 - 8

8 - انسان و شيطان دشمنانى آشتى ناپذيراند .

اهبطا . .. بعضكم لبعض عدوّ

در برداشت ياد شده، «اهبطا» خطاب به آدم و ابليس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 15 - 13

13 - شيطان ، دشمن انسان و عامل گمراهى وى

إنّه عدوٌّ مضلّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 6 - 2

2 - شيطان ، دشمن انسان ها است .

إنّ الشيطن لكم عدوّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 62 - 4

4 - شيطان ، دشمن آشكار آدميان

إنّه لكم عدوّ مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 10 - 4

4 - شيطان ، دشمن مؤمنان و در پى ناراحت و اندوهگين كردن آنان است .

إنّما النجوى من الشيطن ليحزن الذين ءامنوا

287- دعوت از پيروان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 21 - 5

5 - شيطان ، پيروانش را هرگز ر ها نمى كند ; بلكه مدام آنان را به انواع فحشا و منكرات فرا مى خواند .

و من يتّبع خطوت الشيطن فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر

برداشت ياد شده از به كارگيرى فعل مضارع «يأمر» استفاده شده است; زيرا فعل مضارع بيانگر استمرار است.

288- دعوتهاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 21 - 5

5 - شيطان ، پيروانش را هرگز ر ها نمى كند ; بلكه مدام آنان را به انواع فحشا و منكرات فرا مى خواند .

و من يتّبع خطوت الشيطن فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر

برداشت ياد شده از به كارگيرى فعل مضارع «يأمر» استفاده شده است; زيرا فعل مضارع بيانگر استمرار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 21 - 17

17 - شيطان ، فراخوان حق ناپذيران به دوزخ

كان الشيطن يدعوهم إلى عذاب السعير

289- دلايل اضلال شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 15 - 15

15 - قتل ناخواسته فرد قبطى به وسيله موسى ( ع ) ، نمود دشمنى و گمراه گرى شيطان

هذا من عمل الشيطن إنّه عدوٌّ مضلّ مبين

290- دلايل اعراض از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 44 - 7

7- عصيانگربودن شيطان در برابر خداى رحمان ، دليلى كافى بر ضرورت پرهيز از اطاعت او است .

لاتعبد الشيطن إنّ الشيطن كان للرحمن عصيًّا

291- دوستان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 1،4،7

1 - شيطان با ايجاد ترس و وحشت ، دوستانش را از شركت در جهاد بازمى دارد .

انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

4 - كسانى كه به خاطر ترس از شركت در جهاد خوددارى مى كنند ، از اولياء و دوستان شيطان هستند .

انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

از «انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم»، معلوم مى شود كه شيطان (ابليس و يا جاسوس دشمن)، همه مؤمنان را مى ترساند، ولى از «يخوّف اولياءه» استفاده مى شود كه تنها دوستانش را مى ترساند. بنابراين مراد از «يخوّف اولياءه»، فعليّت و تحقق ترس مى باشد كه مخصوص دوستان شيطان است. پس كسانى كه به خاطر ترس، از جهاد خوددارى كنند، اولياى شيطانند.

7 - لشگريان كفر و شرك و دشمنان اسلام ، دوستان شيطانند .

انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم . .. انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

برداشت فوق بر اين اساس است كه «كُم» از «يخوّف اولياءه» حذف شده باشد; يعنى «يخوّفكم اولياءه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 7

7 - طاغوت ها و همواركنندگان راه آنان ، دوستان و ياوران شيطانند .

و الّذين كفروا يقاتلون فى سبيل الطّاغوت فقاتلوا اولياء الشّيطان

مراد از اولياى شيطان به قرينه فاى تفريع در «فقاتلوا»، كافران و طاغوتها هستند. گفتنى است كه در برداشت فوق، شيطان، غير طاغوت گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 121 - 11،12

11 - جدال كنندگان در مورد احكام روشن خداوند دوستان شيطانند.

و إن الشيطين ليوحون إلى أوليائهم ليجدلوكم

12 - دوستان شيطان در مسير مبارزه با دين و احكام الهى آن هستند.

و إن الشيطين ليوحون إلى أوليائهم ليجدلوكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 12

12- گرفتاران به عذاب الهى ، همراه و قرين شيطان خواهند بود .

يمسّك عذاب من الرحمن فتكون للشيطن وليًّا

292- دوستى با شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 38 - 14

14 - شيطان ، همدل و همراهى شوم و ناميمون است .

و من يكن الشيطان له قريناً فساء قريناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 40 - 4

4 - كيفر بخيلان و رياكاران ( عذاب ، محروميت از محبت خداوند ، همراهى با شيطان ) ، بازتاب عمل خود آنان است ، نه ستمى از جانب خداوند .

انّ اللّه لا يحبّ . .. الذين يبخلون ... و الذين ينفقون اموالهم رئاء النّاس ... و

جمله «انّ اللّه . .. » مى تواند پاسخى باشد براى اين سؤال كه چرا خداوند مردم را به عذاب و ... مبتلا مى كند. خداوند مى فرمايد اين عذابها ناشى از ستم او نيست، بلكه دستاورد خود بخيلان است.

293- راههاى نجات از وسوسه هاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 62 - 7

7 - تعقل و خرد ورزى ، راه نجات از وسوسه ها و دام هاى شيطان

و لقد أضلّ منكم جبلاًّ كثيرًا أفلم تكونوا تعقلون

294- رجم شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 36 - 19

19 - شيطان ، رانده شده از درگاه خداوند

من الشيطان الرجيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 75 - 4

4 - « روى عن أبى جعفر و أبى عبداللّه عليهما السلام أنّ مواقع النجوم رجومها للشياطين فكان المشركون يقسمون بها . . . ;

از امام باقر و صادق(عليهماالسلام) روايت شده كه «مواقع نجوم» رجم شياطين است كه به وسيله ستارگان انجام مى شود و مشركان به آن قسم ياد مى كردند».

295- رذايل شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 20 - 8

8 - دروغ، اساس كار شيطان در وسوسه گرى و فريب دادن آدم و حوا

ما نهيكما ربكما . .. أو تكونا من الخلدين

296- روش اضلال شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 27 - 15

15- « قال الصادق ( ع ) : ان الشيطان ليأتى الرجل من أوليائنا عند موته عن يمينه و عن شماله ليضلّه عمّا هو عليه فيأبى الله عزّوجلّ له ذلك و ذلك قول الله تعالى : « يثبّت الله الذين آمنوا بالقول الثابت فى الحياة الدنيا و فى الأخرة » ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: همانا شيطان براى گمراه كردن دوستان ما به هنگام مرگشان، از چپ و راست به آنان نزديك مى شود. پس خداوند - عزّوحلّ - از گمراهى او مانع مى شود و اين همان سخن خداوند است كه مى فرمايد: «يثبّت الله الذين آمنوا بالقول الثابت ...».

297- روش اغواگرى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 168 - 11،12

11 - شيطان ، به تدريج و گام به گام انسان ها را به انحراف و سقوط مى كشاند .

و لاتتبعوا خطوت الشيطن

«خطوة» (مفرد خطوات) به معناى گام است و مراد از آن در آيه شريفه، مسيرى است كه شيطان براى انسانها ترسيم مى كند. جمع آوردن كلمه خطوات اشاره به اين است كه: شيطان براى منحرف ساختن، راهها و مسيرهاى گوناگونى دارد و يا حاكى از آن است كه وى به تدريج و گام به گام آدمى را به سوى گمراهى سوق مى دهد.

12 - شيطان براى انحراف انسان ها از راه هاى گوناگونى بهره مى جويد .

و لاتتبعوا خطوت الشيطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 120 - 1

1 - وعده هاى دروغين و ايجاد آرزو هاى موهوم ، از روش هاى شيطان براى گمراه ساختن مردم

و لاضلنهم . .. يعدهم و يمنيهم و ما يعدهم الشيطن الا غروراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 63 - 4

4- تزيين اعمال ناروا ، از راه هاى اغواگرى شيطان

فزيّن لهم الشيطن أعملهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 64 - 14

14- وعده دادن و آرزوپرورى ، از شگرد هاى شيطان در به دام افكندن انسان

و شاركهم . .. و عدهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 120 - 6،11،12

6 - راهنمايى آدم به درخت جاودانگى و ملك و سلطنت هميشگى ، پوشش شيطان براى فريب آدم و حوا و وادار ساختن آنان به خوردن از ميوه درخت ممنوع

هل أدّلك على شجرة الخلد و ملك لايبلى

مقصود از «شجرة الخلد» درختى است كه خوردن ميوه آن موجب جاودانگى گردد. «ملك» به معناى مال و نيز سلطنت آمده است (قاموس). مراد از «ملك لايبلى» مالكيت و حاكميتى است كه زوال نپذيرد و فرسوده نگردد.

11 - شيطان ، از نياز ها و خواسته هاى آدمى براى فريب و وسوسه در دل آنان بهره مى برد .

هل أدّلك على شجرة الخلد و ملك لايبلى

12 - شيطان ، در جهت اهداف خود ، واقعيت ها را معكوس جلوه مى دهد .

فلايخرجنّكما . .. هل أدّلك على شجرة الخلد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 21 - 4

4 - فريب انسان توسط شيطان ، تدريجى و گام به گام است .

يأيّها الذين ءامنوا لاتتّبعوا خطوت الشيطن

«خطوة» (مفرد «خطوات») به معناى قدم برداشتن است. بنابراين شيطان در مسير فريب انسان، تنها يك قدم برنمى دارد; بلكه به دنبال هر گامى، گام ديگرى برمى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 24 - 10

10 - زيبا جلوه دادن اعمال گمراهان در نظرشان ، از شيوه هاى اغواگرى شيطان

و زيّن لهم الشيطن أعملهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 9

9 - از جمله راه هاى شيطان ، براى فريب مردمان آراستن كار هاى بد به شكلى زيبا است .

و زيّن لهم الشيطن أعملهم فصدّهم عن السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 3

3 - تزيين اعمال زشت و ناروا ، از راه هاى اغواگرى شيطان و نمودى از دشمنى او نسبت به انسان

و لايغرنّكم باللّه الغرور . إنّ الشيطن لكم عدوّ... أفمن زيّن له سوء عمله فرءاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 36 - 5

5 - برانگيختن حس انتقام جويى در انسان ، از شگرد هاى شيطانى است .

ادفع بالتى هى أحسن . .. و إمّا ينزغنّك من الشيطن نزغ

298- روش برخورد شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 21 - 6

6 - رفتار شيطان با پيروانش ، همچون رفتار فرادستان با زير دستان ، دستورى و آمرانه است .

و من يتّبع خطوت الشيطن فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر

برداشت فوق به خاطر به كار رفتن ماده «أمر» مى باشد كه يكى از معانى آن فرمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 4 - 7

7 - شيطان ، فريب كارى كه پس از القاى فكر پليد در انسان ، خود را كنار كشيده و متوارى مى شود .

من شرّ الوسواس الخنّاس

براى فعل «خَنَسَ» چند معنا ذكر شده است; از جمله: عقب نشينى كرد; بازگشت، متوارى و غايب شد (لسان العرب). براساس اين معانى، آيه شريفه ترسيمى از وسوسه گرى هاى شيطان دارد كه پس از هر وسوسه، خود را عقب كشيده، مخفى مى شود; تا آن وسوسه كار خود را كرده و زمينه را براى وسوسه بعدى فراهم سازد.

299- روش نفوذ شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 201 - 1

1 - شيطان با گردش در پيرامون آدمى در صدد نفوذ در افكار او و القاى وسوسه هاى خويش است .

إذ امسهم طئف من الشيطن

«طائف» به كسى يا چيزى گفته مى شود كه پيرامون محورى در چرخش است. «من» در «من الشيطان» مى تواند بيانيه باشد. بر اين مبنا «طائف» همان شيطان است ; يعنى شيطان در پيرامون قلبها مى چرخد. همچنين «من» مى تواند نشويه

باشد كه در اين صورت مراد از «طائف» وسوسه هاى شيطانى است كه براى جايگير شدن گرداگرد قلبها مى چرخد تا راه نفوذ بيابد.

300- روش وسوسه هاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 120 - 7

7 - پوشش خيرخواهى ، روش شيطان براى وسوسه در دل آدميان و فريب آنان

فوسوس إليه الشيطن فقال هل أدّلك

301- رؤيت اخروى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 10

10 - قابل رؤيت بودن شياطين براى انسان ها در قيامت *

قال يليت بينى و بينك

در صورتى كه منظور از شياطين، شياطين جن و ابليس باشد، تعبير «بينك» حكايت از رويارويى و گفتوگوى حضورى دارد.

302- رؤيت شياطين در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 9

9 - مشاهده شياطين در قيامت و همنشينى با آنان ، خود نوعى عذاب براى گمراهان است .

قال يليت بينى و بينك بعد المشرقين

303- رياكار و شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 38 - 11

11 - شيطان ، همراه با رياكاران ، بخيلان و متكبران

الذين يبخلون . .. و الذين ينفقون اموالم رئاء النّاس ... و من يكن الشيطان له قرين

مراد از «من يكن . .. » تمام كسانى هستند كه در اين آيه و آيه قبل مورد مذمت قرار گرفتند.

304- زمينه اغواگرى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 43 - 12

12 - قساوت دل زمينه اى مناسب براى القاى تزيينات شيطان

و لكن قست قلوبهم و زين لهم الشيطن ما كانوا يعملون

جمله «زين لهم» مى تواند از قبيل عطف مسبب بر سبب باشد ; يعنى تزيين شيطان پس از قساوت دل حاصل مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 53 - 9

9- سخنان ناشايست و مشاجرات مردم ، بستر مناسب براى شيطنت ، فريب و فسادانگيزى شيطان

يقولوا التى هى أحسن إن الشيطن ينزغ بينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 64 - 12

12- مال و فرزند ، دو زمينه مهم نفوذ شيطان و لغزش انسان

و شاركهم فى الأمول و الأولد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 83 - 8

8- گرفتارى كافران به وسوسه ها و تحريكات شيطانى ، نمودى از « استدراج » و رهاشدن آنان در كفر و گمراهى است .

الرحمن مدًّا . .. ألم تر أنّا أرسلنا الشيطين

اين آيه با آيه «من كان فى الضلالة فليمدد له الرحمن مدّاً» - كه بيانگر سنت «امهال» بود - در ارتباط است و بيانگر نمونه و گواه ديگرى بر جريان سنت «فليمدد. .. مدّاً» است كه همان «امهال» و «استدراج» مى باشد.

305- زمينه افساد شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 53 - 9،16

9- سخنان ناشايست و مشاجرات مردم ، بستر مناسب براى شيطنت ، فريب و فسادانگيزى شيطان

يقولوا التى هى أحسن إن الشيطن ينزغ بينهم

16- فسادانگيزى شيطان در ميان انسان ها ، بسته به زمينه هايى است كه خود آنان به وجود آورنده آن هستند .

يقولوا التى هى أحسن إن الشيطن ينزغ بينهم إن الشيطن كان للإنسن عدوًّا مبينًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «إن الشيطان ينزغ بينهم» تعليل براى توصيه به قول احسن باشد; يعنى، چون شيطان از راه سخنان نارواى شما فتنه انگيزى مى كند، پس قول احسن را انتخاب كنيد. بنابراين، زمينه نفوذ و فتنه گرى شيطان در دست انسانهاست.

306- زمينه پيروى از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 13

13- محروميت از رحمت الهى ، زمينه ساز همراهى با شيطان و دنباله روى كردن از او است .

إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن فتكون للشيطن وليًّا

«فاء» در «فتكون» براى تفريع است و مراد از «عذاب» به قرينه «من الرحمن» مى تواند قطع رحمت باشد كه از آن به خذلان تعبير مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 62 - 5

5 - پيروى از شيطان و گمراه شدن به دست او ، نتيجه و پى آمد عدم تعقل و خردورزى است .

ألم أعهد إليكم يبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطن . .. و لقد أضلّ منكم جبلاًّ كثيرًا

307- زمينه سلطه شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 168 - 15

15 - نياز هاى طبيعى انسان ، زمينه اى براى انحراف وى و تسلط شيطان بر اوست .

كلوا مما فى الأرض حللا طيباً و لاتتبعوا خطوت الشيطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 99 - 5

5- مؤمنان غافل از توكل و اتكا بر خدا ، در معرض تسلط شيطانند .

إنه ليس له سلطن على الذين ءامنوا و على ربّهم يتوكّلون

مصونيت از تسلط شيطان بر دو اصل بنا شده است:1- ايمان، 2- توكل بر پروردگار. بنابراين اگر ايمان باشد ولى توكل نباشد، مصونيت كامل تحقق پيدا نخواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 100 - 3،6

3- موضع گيرى و عملكرد خود آدميان ، زمينه تسلط يافتن شيطان را فراهم مى آورد .

إنما سلطنه على الذين يتولّونه

6- شرك ، زمينه ساز سلطه و سيطره شيطان بر انسان

إنما سلطنه على . .. الذين هم به مشركون

برداشت فوق، بر اين اساس است كه ضمير «به» به «الله» برگردد. در اين صورت معناى آيه چنين مى شود: و نيز سلطه شيطان بر كسانى است كه به خدا شرك مىورزند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 36 - 1

1 - روى گردانان از ياد خدا ، همواره تحت سلطه نيرويى شيطانى و اغواگراند .

و من يعش عن ذكر الرحمن نقيّض له شيطنًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 26 - 4

4- انسان ها ، خود فراهم آورنده زمينه تسلّط شيطان بر خويش

الشيطن سوّل لهم . .. ذلك بأنّهم قالوا... سنطيعكم

در صورتى كه «ذالك» به تسويل هاى شيطان نظر داشته باشد; آيه در مقام بيان اين نكته است كه تسلّط شيطان بر انسان ها، جبرآفرين نيست; بلكه اين خود انسان هايند كه نخست راه را بر نفوذ و تسلّط وى مى گشايند.

308- زمينه مصونيت از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 98 - 2

2- تأثير استعاذه و پناه بردن به خدا ، در ايمن ماندن از شرّ شيطان

فاستعذ بالله من الشيطن الرجيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 10 - 8

8 - راه در امان ماندن از گزند شيطان ، توكل و اعتماد كردن به خداوند است .

ليحزن الذين ءامنوا . .. و على اللّه فليتوكّل المؤمنون

309- زمينه نفوذ شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 5 - 18

18- حسادت ، زمينه اى مناسب براى بروز دشمنى شيطان با انسان

فيكيدوا لك كيدًا إن الشيطن للإنسن عدو مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 83 - 6

6- كفرورزى ، زمينه ساز و همواركننده راه نفوذ شيطان و وسوسه هاى او در آدمى

أرسلنا الشيطين على الكفرين تؤزّهم

تعبير «على الكافرين» دلالت دارد كه خداوند پس از تحقق كفر كافران، شياطين را مأمور گمراه ساختن آنان مى كند و در حقيقت ارسال شياطين پى آمد كفر است.

310- زمينه وسوسه شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 25 - 8

8 - آمال و آرزو هاى آدمى ، زمينه ساز وسوسه شياطين و هم نشينان بد

فزيّنوا لهم ما بين أيديهم و ما خلفهم

برداشت ياد شده بنابر اين احتمال است كه مراد از «ما بين أيديهم» وضعيت موجود و مقصود از «ما خلفهم» آينده اى باشد كه در پيش دارند.

311- زمينه وسوسه هاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 98 - 9

9- انسان در هر عمل صالح ، مورد هجوم و وسوسه شيطان و نيازمند استعاذه و پناه بردن به خداوند است . *

من عمل صلحًا . .. فإذا قرأت القرءان فاستعذ بالله من الشيطن الرجيم

برداشت فوق، بدان احتمال است كه قراءت قرآن به عنوان نمونه اى از عمل صالح ذكر شده باشد كه در آيه قبل از آن سخن به ميان آمده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 53 - 11

11- خارج شدن از جاده صواب در گفتار ، پيامد وسوسه ها و تلاش هاى شيطان است .

قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن إن الشيطن ينزغ بينهم

سفارش به گفتار پسنديده و نيكو، و سپس تعليل به «إن الشيطان ينزغ . ..» مى تواند مشعر به نكته فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 83 - 6،8

6- كفرورزى ، زمينه ساز و همواركننده راه نفوذ شيطان و وسوسه هاى او در آدمى

أرسلنا الشيطين على الكفرين تؤزّهم

تعبير «على الكافرين» دلالت دارد كه خداوند پس از تحقق كفر كافران، شياطين را مأمور گمراه ساختن آنان مى كند و در حقيقت ارسال شياطين پى آمد كفر است.

8- گرفتارى كافران به وسوسه ها و تحريكات شيطانى ، نمودى از « استدراج » و رهاشدن آنان در كفر و گمراهى است .

الرحمن مدًّا . .. ألم تر أنّا أرسلنا الشيطين

اين آيه با آيه «من كان فى الضلالة فليمدد له الرحمن مدّاً» - كه بيانگر سنت «امهال» بود - در ارتباط است و بيانگر نمونه و

گواه ديگرى بر جريان سنت «فليمدد. .. مدّاً» است كه همان «امهال» و «استدراج» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 10

10 - رنج ها و مصيبت ها ، ميدان و بسترى مناسب براى وسوسه هاى شياطين

أنّى مسّنى الشيطن بنصب و عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 36 - 3

3 - تمامى انسان ها - حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) - در معرض تحريك ها و وسوسه هاى شيطان قرار دارند .

و إمّا ينزغنّك من الشيطن نزغ

«نزغ» در اصل به معناى تحريك كردن است و مراد از آن در آيه شريفه، وسوسه مى باشد.

312- زمينه ولايت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 63 - 12

12- تسليم اغوا و ظاهرسازى هاى شيطان شدن ، ولايت او را در پى دارد .

فزيّن لهم الشيطن أعملهم فهو وليّهم اليوم

313- زمينه همنشينى با شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 36 - 10

10 - « عن أميرالمؤمنين ( ع ) : من تصدّى بالإثم أعشى عن ذكر اللّه تعالى و من ترك الأخذ عمّن أمر اللّه بطاعته قيّض له شيطاناً فهو له قرين ;

از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده: هر كس مرتكب گناه شود از ياد خدا روى گردان شده و كوردل مى گردد و كسى كه ترك كند گرفتن [معارف دين] را از كسى كه خداوند اطاعت او را فرمان داده است، خداوند شيطانى را براى او قرار مى هد كه همدم او خواهد بود».

314- زيانكارى حزب شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 19 - 6

6 - حزب و دار و دسته شيطان ، فرجامى جز خسران و زيان ندارند .

ألا إنّ حزب الشيطن هم الخسرون

315- سبيل الله و شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 76 - 8

8 - تضاد راه خدا با راه طاغوت و شيطان

الّذين امنوا يقاتلون فى سبيل اللّه و الّذين كفروا يقاتلون فى سبيل الطّاغوت فقاتل

316- سپاه شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 97 - 7

7 - شيطان ، مظهر وسوسه گرى و انحراف و داراى افراد و نيرو هاى متعدد

أعوذ بك من همزت الشيطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 10 - 2،5

2 - منافقان ، ابراز دست شيطان و تحت تأثير القائات او

ألم تر إلى الذين نهوا عن النجوى . .. إنّما النجوى من الشيطن

5 - شيطان ، از راه نجوا هاى منافقان ، درصدد اندوهگين كردن مؤمنان بود .

إنّما النجوى من الشيطن ليحزن الذين ءامنوا

317- سرزنش اخروى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 12،13

12- شيطان در قيامت به پيروان خود اعلام مى كند كه آنان به جاى سرزنش او بايد خود را به سبب اطاعت بى دليل از وى سرزنش كنند .

و قال الشيطن . .. فلاتلومونى و لوموا أنفسكم

13- شيطان در قيامت مورد سرزنش و ملامت پيروان خود قرار خواهد گرفت .

فلاتلومونى و لوموا أنفسكم

318- سرزنش اطاعت از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 142 - 8

8 - خوردن روزى خداوند و پيروى كردن از شيطان، كارى است ناشايست و نكوهيده.

كلوا مما رزقكم الله و لا تتبعوا خطوت الشيطن

319- سرزنش پيروان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 12

12- شيطان در قيامت به پيروان خود اعلام مى كند كه آنان به جاى سرزنش او بايد خود را به سبب اطاعت بى دليل از وى سرزنش كنند .

و قال الشيطن . .. فلاتلومونى و لوموا أنفسكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 60 - 2

2 - كسانى كه به توصيه خداوند مبنى بر اطاعت نكردن از شيطان توجه نكنند ، مورد سرزنش او قرار دارند .

ألم أعهد إليكم يبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطن

برداشت ياد شده، از لحن سرزنش آميز آيه شريفه به دست مى آيد.

320- سرزنش شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 117 - 6

6 - شيطان ، موجودى سركش و فاقد هرگونه خير و فضيلت

و إن يدعون شيطناً مريداً

مريد از مصدر «مرود» به معناى سركشى و خروج از طاعت است (مجمع البيان). مفردات راغب «مريد» را به معناى عارى از خير دانسته است.

321- سرزنش قبول ولايت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 19

19- پذيرش ولايت شيطان و نسل او از سوى برخى مردم ، با وجود عداوت شياطين با آدميان ، كارى ناشايست و شگفت انگيز و سزاوار سرزنش است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى و هم لكم عدوٌّ

همزه «استفهام» در «أفتتّخذونه» مفيد معناى انكار همراه با تعجب است.

322- سرزنشهاى اخروى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 3

3- پس از اتمام حسابرسى اعمال اهل جهنّم ، شيطان آنان را سرزنش مى كند و گمراهى آنان را معلول انديشه و عمل خود آنان معرفى خواهد كرد .

و قال الشيطن لمّا قضى الأمر إنّ الله وعدكم وعد الحق و وعدتكم

مفسّران، از جمله احتمالاتى كه براى «قضى الأمر» برشمرده اند اين است كه وقتى به حسابهاى اهل قيامت رسيدگى شد، شيطان به اهل جهنّم چنين خطابى خواهد كرد.

323- سرزنشهاى پيروان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 13

13- شيطان در قيامت مورد سرزنش و ملامت پيروان خود قرار خواهد گرفت .

فلاتلومونى و لوموا أنفسكم

324- سلطه شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 36 - 22

22 - از امام رضا ( ع ) روايت شده : « . . . فتسلط عليه ( آدم ( ع ) ) الشيطان . . . و تسلط على حوا . . . فأخرجهما اللّه عز و جل عن جنته فاهبطهما عن جواره إلى الأرض . . . ;

. .. پس شيطان بر آدم (ع) ... و حوا مسلط گشت ... پس خدا آنان را از بهشت خود بيرون راند و از جوار خود به زمين فرو فرستاد ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 3،6

3 - تمايلات و آرزو هاى پوچ و بيجا ، نشانه تسلط شيطان بر انسان

و لامنينهم

6 - گمراه ساختن ، اسير آرزو ها نمودن و تحت فرمان گرفتن ، هدف شيطان از گزينش گروهى از مردم

و قال لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً. و لاضلنهم و لامنينهم و لامرنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 62 - 14

14- بيشتر انسان ها ، در معرض ابتلا به وسوسه ها و استيلاى شيطانند .

لأحتنكنّ ذريّته إلاّ قليلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 63 - 9

9- خدمت كار موسى ( يوشع ) به شرارت شيطان و سلطه او بر ذهن انسان ، آشنا بود .

ما أنسنيه إلاّ الشيطن أن أذكره

325- سلطه شيطان بر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 100 - 1،8

1- تسلط و استيلاى شيطان ، تنها بر دو گروه فرمانبران از او و مشركان است .

إنما سلطنه على الذين يتولّونه و الذين هم به مشركون

8- « أبى بصير عن أبى عبدالله ( ع ) قال : قلت له : . . . قوله تعالى : « إنما سلطانه على الذين يتولّونه و الذين هم به مشركون » قال : الذين هم بالله مشركون يسلط على أبدانهم و على أديانهم ;

ابوبصير گويد: از امام صادق(ع) در باره سخن خداى تعالى . .. «إنما سلطانه على الذين يتولّونه و الذين هم به مشركون» سؤال كردم، حضرت فرمود: آنان كه به خدا شرك ورزيدند، [شيطان] بر بدن و دينشان مسلط مى شود».

326- سوء استفاده شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 21 - 4

4 - سوء استفاده شيطان از خصيصه كمال طلبى و منفعت جويى انسان براى گمراه سازى ايشان

و قاسمهما إنى لكما لمن النصحين

327- سوگند دروغ شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 21 - 1

1 - شيطان با سوگند دروغ و مؤكد خويشتن را از خيرخواهان آدم و حوا قلمداد كرد.

و قاسمهما إنى لكما لمن النصحين

به كارگيرى فعل «قاسم» از باب مفاعله مى تواند براى تأكيد باشد. يعنى شيطان با سوگند مؤكد سخنش را به آنان القا كرد.

328- سوگند شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 1،2

1 - سوگند و عزم راسخ شيطان بر گمراه كردن مردم

و لاضلنهم

لام قسم و نون تأكيد در فعل «لاضلنهم»، دلالت بر تصميم قطعى شيطان دارد.

2 - سوگند و عزم راسخ شيطان بر سر گرم كردن مردم به آرزو هاى پوچ

و لامنينهم

«امنين» از مصدر «تمنية» به معناى القاى آرزوهاى موهوم و خيالى است.

329- شبهه افكنى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 52 - 4،7،8

4 - شبهه آفرينى شيطان به هنگام تلاوت آيات الهى توسط پيامبران براى مردم

و ما أرسلنا من قبلك من رسول و لانبىّ إلاّ إذا تمنّى ألقى الشيطن فى أُمنيّته

7 - شبهه آفرينى شيطان به هنگام تلاوت آيات قرآن توسط پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) براى مردم

و ما أرسلنا . .. ألقى الشيطن فى أُمنيّته

8 - آزاد گذاشتن شيطان براى ايجاد شبهه پيرامون آيات وحى از يك سو و زدودن شبهه و تثبيت آيات از سوى ديگر ، جلوه اى از علم و حكمت خداوند

ألقى الشيطن . .. و اللّه عليم حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 62 - 2

2 - تلاش شيطان ، براى ايجاد شك و ترديد در اعتقاد به قيامت

فلاتمترنّ بها . .. و لايصدّنّكم الشيطن

330- شرارت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 3 - 7

7- شيطان ، موجودى است سراسر شرّ و عارى از هر نيكى و خير .

و يتّبع كلّ شيطن مريد

«مَريد» صفت توضيحى براى «شيطان» و به معناى عارى از خير و نيكى است. (مفردات راغب)

331- شرايط نجات از اغواگرى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 83 - 3

3 - عبوديت خالصانه خدا ، موجب رهايى و مصونيت از وسوسه ها و اغواگرى هاى شيطان

لأغوينّهم . .. إلاّ عبادك منهم المخلصين

332- شرك پيروان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 17،18،20

17- شيطان در قيامت به پيروان خود اعلام خواهد كرد كه وى در دنيا عقيده آنان را در شريك قرار دادن او براى خدا ، قبول نداشته است .

و قال الشيطن . .. إنى كفرت بما أشركتمون من قبل

برداشت مبتنى بر اين احتمال است كه «ما» در آيه مصدرى باشد و «أشركتم» را به تأويل مصدر ببرد و مفعول آن ضمير منفصل محذوف باشد. بنابراين معناى عبارت چنين مى شود: من شريك قرار داده شدن خودم را براى خدا از جانب شما قبول نداشتم و به آن كافر بودم.

18- شيطان در قيامت اظهار مى دارد كه وى قبل از شرك پيروانش ، به خداوند كافر شده بود . *

إنى كفرت بما أشركتمون من قبل

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «ما» در «بما أشركتمون» موصول و به معناى «من» باشد و ضمير صله هم محذوف و «من قبل» نيز متعلق به «كفرت» باشد. بنابراين معناى عبارت چنين مى شود: من پيش از آنكه شما مرا شريك خدا قرار دهيد (در عهد آدم) به او كافر شدم.

20- پيروان شيطان او را در اطاعت ، شريك خداوند قرار مى دهند و از القائات او تبعيت مى كنند .

إلاّ أن دعوتكم فاستجبتم لى . .. إنى كفرت بما أشركتمون من قبل

333- شگفتى قبول ولايت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 19

19- پذيرش ولايت شيطان و نسل او از سوى برخى مردم ، با وجود عداوت شياطين با آدميان ، كارى ناشايست و شگفت انگيز و سزاوار سرزنش است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى و هم لكم عدوٌّ

همزه «استفهام» در «أفتتّخذونه» مفيد معناى انكار همراه با تعجب است.

334- شومى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 38 - 14

14 - شيطان ، همدل و همراهى شوم و ناميمون است .

و من يكن الشيطان له قريناً فساء قريناً

335- شيطان انسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 2

2 - شايعه پراكنانى كه مردم را از جهاد مى ترسانند ، شيطانند .

قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لكم . .. انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

بنابر اينكه «ذلكم»، اشاره به همان مردمى باشد كه مؤمنان را از جنگ مى ترساندند.

336- شيطان در بهشت آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 36 - 7

7 - شيطان در بهشتِ آدم ( ع ) و حوا ، حضور داشت .

فأزلهما الشيطن عنها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 120 - 4

4 - شيطان در بهشت آدم ( ع ) ، حضور يافته بود .

قال ي--َادم

337- شيطان در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 17 - 1

1 - شيطان و پيروان كافر او ، داراى فرجامى همگون و هر دو مخلد در آتش

فكان عقبتهما أنّهما فى النار خلدَين فيها

338- شيطان در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 8

8 - برخى از مجاهدان بدر گرفتار پليدى و نگرانيهايى از سوى شيطان بودند .

و يذهب عنكم رجز الشيطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 -

4،6،9،10،11،12،13،16

4 - شيطان با توصيف كافران بدر به شكست ناپذيران ، آنان را عليه مسلمانان تشجيع كرد .

و قال لا غالب لكم اليوم من الناس

6 - شيطان ، خط دهنده به جبهه كفر در جنگ بدر

و إذ زين لهم الشيطن أعملهم

9 - شيطان با تأكيد بر يارى بى دريغ خويش از لشكريان كافر بدر ، آنان را به رويارويى با مسلمانان ترغيب كرد .

إنى جار لكم

كلمه «جار» معانى متعددى دارد ; از جمله ياور، همسانه، هم قسم، شريك و . .. (لسان العرب). به نظر مى رسد ياور نسبت به ديگر معانى مناسبتر باشد.

10 - شيطان به هنگام رويارويى دو لشكر كفر و ايمان از كارزار بدر عقب نشينى كرد .

فلما تراءت . .. نكص على عقبيه و قال إنى برىء منكم

«نكص» به معناى خوددارى كردن است و چون با «على» متعدى شده معناى رجوع در آن تضمين شده است. «عقب» به پاشنه پا گفته مى شود ; يعنى شيطان از نبرد خوددارى كرد و با چرخيدن بر پاشنه هاى پا عرصه را ترك گفت.

11 - شيطان به هنگام شروع جنگ بدر با اعلان بيزارى از كافران ، عهد خويش ( يارى سپاه كفر ) را گسست .

فلما تراءت الفئتان . .. قال إنى برىء منكم

12 - شيطان در آغاز جنگ بدر با ديدن امداد هاى الهى به شكست جبهه كفر مطمئن شد .

نكص على عقبيه و قال إنى برىء منكم إنى أرى ما لاترون

13 - مشاهده فرشتگان الهى براى امداد مسلمانان ، دليل عقب نشينى شيطان از كارزار بدر و اعلان بيزارى وى از لشكر كفر

نكص على عقبيه و قال إنى برىء منكم إنى أرى ما لاترون

16 - شيطان به دليل ترس از گرفتار شدن به عذاب الهى با ضربه هاى سهمگين فرشتگان جنگ بدر از آن معركه فرار كرد .

إنى أرى ما لاترون إنى أخاف اللّه

مراد از خوف خدا (إنى أخاف اللّه) به دليل «إنى ارى ما لاترون» گرفتار شدن به چنگ فرشتگان حاضر در كارزار بدر است.

339- شيطان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 12،13،15،17،18،22

12- شيطان در قيامت به پيروان خود اعلام مى كند كه آنان به جاى سرزنش او بايد خود را به سبب اطاعت بى دليل از وى سرزنش كنند .

و قال الشيطن . .. فلاتلومونى و لوموا أنفسكم

13- شيطان در قيامت مورد سرزنش و ملامت پيروان خود قرار خواهد گرفت .

فلاتلومونى و لوموا أنفسكم

15- شيطان در قيامت به ناتوانى خويش و پيروانش براى يارى و فريادرسى يكديگر اعتراف مى كند .

و قال الشيطن . .. ما أنا بمصرخكم و ما أنتم بمصرخى

«صرخ» به معناى فرياد و «أصرخ» به معناى پاسخ گويى به آن است. بنابراين مراد از «مصرخ» فريادرس و نجات دهنده است.

17- شيطان در قيامت به پيروان خود اعلام خواهد كرد كه وى در دنيا عقيده آنان را در شريك قرار دادن او براى خدا ، قبول نداشته است .

و قال الشيطن . .. إنى كفرت بما أشركتمون من قبل

برداشت مبتنى بر اين احتمال است كه «ما» در آيه مصدرى باشد و «أشركتم» را به تأويل مصدر ببرد و مفعول آن ضمير منفصل محذوف باشد. بنابراين معناى عبارت چنين مى شود: من شريك قرار داده شدن خودم را براى خدا از جانب شما قبول نداشتم و به آن كافر بودم.

18- شيطان در قيامت اظهار مى دارد كه وى قبل از شرك پيروانش ، به خداوند كافر شده بود . *

إنى كفرت بما أشركتمون من قبل

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «ما» در «بما أشركتمون» موصول و به معناى «من» باشد و ضمير صله هم محذوف و «من قبل» نيز متعلق به «كفرت» باشد. بنابراين معناى عبارت چنين مى شود: من پيش از آنكه شما مرا شريك خدا قرار دهيد (در عهد آدم) به او كافر شدم.

22- شيطان در قيامت پيروان خود را از عذابى بس دردناك خبر خواهد داد .

ما أنا بمصرخكم . .. إنى كفرت بما أشركتمون من قبل إن الظلمين لهم عذاب أليم

«إن الظالمين لهم عذاب أليم» به قرينه وحدت سياق مى تواند ادامه كلام شيطان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 23 - 5

5- شيطان مسلّط بر فرد كافر ، همراه با او تا لحظه حضور در دادگاه قيامت *

و قال قرينه هذا ما لدىّ عتيد

برداشت بالا بنابر اين نكته است كه مراد از «قرين» در اين آيه «شيطان» باشد كه بر منكران معاد تسلّط دارد و آنان را - آن گونه كه مى خواهد - منحرف ساخته و تا دادگاه قيامت وى را همراهى مى كند و در آن جا به مخاصمه با او برمى خيزد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 27 - 4

4- تمسّك شيطان به ربوبيت الهى در دادگاه اخروى ، براى مبرّا جلوه دادن خود از گناهان مشركان *

قال قرينه ربّنا ما أطغيته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 28 - 1

1- مخاصمه شيطان و مشركان با يكديگر ، در محكمه عدل الهى

قال قرينه ربّنا ما أطغيته . .. قال لاتختصموا لدىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 17 - 2

2 - اظهار خداترسى و نيز تبرّى شيطان در قيامت از پيروان خويش ، بى ثمر در نجات او از كيفر اخروى

قال إنّى برىء منك إنّى أخاف اللّه . .. فكان عقبتهما أنّهما فى النار

340- شيطان و آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 22 - 14

14 - هشدار و تذكر پيشاپيش خداوند به آدم و حوا، در مورد دشمنى آشكار شيطان با آنان

و أقل لكما إن الشيطن لكما عدو مبين

341- شيطان و امداد خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 12

12 - شيطان در آغاز جنگ بدر با ديدن امداد هاى الهى به شكست جبهه كفر مطمئن شد .

نكص على عقبيه و قال إنى برىء منكم إنى أرى ما لاترون

342- شيطان و امور مخفى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 15

15 - شيطان قادر به مشاهده امورى پنهان از ديد آدميان

إنى أرى ما لاترون

343- شيطان و انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 200 - 2

2 - پيامبران بزرگ نيز مطمع شيطان براى واداشتن آنان به تخلف از فرمان هاى خدا

و إما ينزغنك من الشيطن نزغ

«إما» مركب از «إن» شرطيه و «ما»ى زايده است. تأكيد جمله شرطيه با «ما»ى زايده و نون تأكيد ثقليه براى رساندن اين معناست كه شرط محقق خواهد شد. بنابراين «إما ينزغنك» يعنى اگر شيطان در صدد تحريك تو برآيد، كه برخواهد آمد.

344- شيطان و انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 22 - 13

13 - شيطان، دشمنى آشكار براى انسان است.

إن الشيطن لكما عدو مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 1،11

1 - شيطان همواره در صدد اغواى فرزندان آدم (انسانها) است.

يبنى ءادم لا يفتننكم الشيطن

11 - شيطان در صدد برملا ساختن زشتيهاى آدميان و كندن لباس تقواى ايشان است.

ينزع عنهما لباسهما ليريهما سوءتهما

هشدار به فريبكارى شيطان و مطرح كردن برهنه سازى آدم و حوا پس از بيان ارزش برتر لباس تقوا، بيدارباشى است به آدميان كه شيطان در تلاش است تا جامه تقوا را از اندام و قلب و روح آنان به درآورد.

345- شيطان و اهل بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 15

15 - انسان هاى بصير و آگاه نيز در معرض اغواى شيطان اند .

و زيّن لهم الشيطن أعملهم . .. و كانوا مستبصرين

346- شيطان و بلعم باعورا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 175 - 5،6

5 - شيطان در پى فاصله گرفتن بلعم باعورا از معارف الهى به تعقيب وى پرداخت .

فأتبعه الشيطن

«اتباع» (مصدر أتبع) به معناى دنبال كردن و تعقيب كردن است.

6 - بلعم باعورا پس از دور شدن از معارف الهى به دام شيطان گرفتار و از گمراهان شد .

فأتبعه الشيطن فكان من الغاوين

«غوايه»، مصدر «غاوين» به معناى گمراه شدن است.

347- شيطان و بى تقوايان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 202 - 1،2،3،5

1 - بى تقوايان ، برادران شيطان هستند .

و إخونهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير در «إخوانهم» به «الشيطان» در آيه قبل برگردد، كه به قرينه مقابله مراد از «اخوان» بى تقوايان است. گفتنى است كه چون «ال» در «الشيطان» براى جنس است، ضمير جمع مى تواند به آن ارجاع شود.

2 - شياطين ، بى تقوايان را به گمراهى مى كشانند و آنان را در ضلالت فرو مى برند .

و إخونهم يمدونهم فى الغى

ضمير فاعلى در «يمدونهم» به شياطين برمى گردد و ضمير مفعولى به «اخوان»، يعنى «و اخوان الشياطين يمدهم الشياطين فى الغى». «مد» (مصدر يمدون) به معناى كشيدن است و آوردن «فى» به جاى «إلى» براى رساندن اين معناست كه شيطان بى تقوايان را به عمق گمراهى مى برد.

3 - شيطان پس از گمراه ساختن بى تقوايان آنان را در ر ها نمى كند و همچنان در منجلاب گمراهى نگه مى دارد .

ثم لايقصرون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير در «لايقصرون» به شيطان بازگردانده شود. «اقصار» (مصدر يقصرون) به معناى دست برداشتن است.

5 - شيطان برادر انسان هاى مشرك و بى تقواست .

و إخونهم يمدونهم فى الغى

ضمير در «إخوانهم» مى تواند به مشركان و بى تقوايان برگردد. بر اين مبنا مراد از «اخوان»، به قرينه آيه قبل، شيطان است. قابل ذكر است كه در اين صورت ضمير فاعلى در «يمدونهم» به «اخوان» و ضمير مفعولى به مشركان و بى تقوايان برمى گردد.

348- شيطان و تبرئه يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 42 - 12

12- خروج يوسف ( ع ) از زندان و رفع اتهام از او ، ناسازگار با اهداف شيطان

فأنسيه الشيطن ذكر ربه فلبث فى السجن بضع سنين

349- شيطان و حوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 22 - 14

14 - هشدار و تذكر پيشاپيش خداوند به آدم و حوا، در مورد دشمنى آشكار شيطان با آنان

و أقل لكما إن الشيطن لكما عدو مبين

350- شيطان و زاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 11

11 - كسانى كه دنياگرا نباشند و از پيروى هواهان نفسانى پرهيز كنند ، شيطان راه نفوذى در آنان نخواهد داشت .

فانسلخ منها فأتبعه الشيطن . .. و لو شئنا لرفعنه بها و لكنه أخلد إلى الأرض

آيه قبل شيطان را سوق دهنده بلعم به گمراهى معرفى كرد، و آيه مورد بحث بيان مى دارد كه اگر او دنياگرا و پيرو هواى خويش نبود، به درجات رفيع مى رسيد ; يعنى شيطان به تعقيب او نمى پرداخت. بنابراين تلاش شيطان براى گمراه سازى پس از تمايل آدمى به دنيا و هواى خويش است.

351- شيطان و ساقى پادشاه مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 42 - 9

9- شيطان ، عامل فراموشى ساقى از يادآور شدن يوسف ( ع ) نزد پادشاه

فأنسيه الشيطن ذكر ربه

352- شيطان و علماى متعهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 175 - 12

12 - شيطان ناتوان از گمراه كردن كسانى كه معارف و آيات الهى را بخوبى بشناسند و به آنها پايبند باشند .

فانسلخ منها فأتبعه الشيطن

از اينكه شيطان پس از فاصله گرفتن بلعم باعورا به تعقيب او مى پرازد، معلوم مى شود پيش از آن به وى دسترسى نداشته و از گمراه كردن او ناتوان بوده است.

353- شيطان و عوامل تكامل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 20 - 11

11 - شيطان، جلوه دهنده عوامل انحطاط و سقوط، به عنوان راه پيشرفت و تكامل

ما نهيكما ربكما . .. أو تكونا من الخلدين

354- شيطان و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 4،5،7،9،11،13

4 - شيطان با توصيف كافران بدر به شكست ناپذيران ، آنان را عليه مسلمانان تشجيع كرد .

و قال لا غالب لكم اليوم من الناس

5 - لشكركشى براى رويارويى با اهل ايمان ، عملى پسنديده در نظر شيطان زده كفرپيشگان مكه

إذ زين لهم الشيطن أعملهم

از مصاديق مورد نظر براى كلمه «أعملهم»، به قرينه آيات قبل و فرازهاى بعد، لشكركشى كافران مكه براى حضور در جنگ بدر است.

7 - سرمستى ، رياكارى و بازداشتن مردم از راه خدا ، رفتارى نيكو در نظر شيطان زده كافران عصر بعثت *

إذ زين لهم الشيطن أعملهم

از مصاديق «أعملهم» به قرينه آيه قبل، سرمستى و رياكارى . .. است.

9 - شيطان با تأكيد بر يارى بى دريغ خويش از لشكريان كافر بدر ، آنان را به رويارويى با مسلمانان ترغيب كرد .

إنى جار لكم

كلمه «جار» معانى متعددى دارد ; از جمله ياور، همسانه، هم قسم، شريك و . .. (لسان العرب). به نظر مى رسد ياور نسبت به ديگر معانى مناسبتر باشد.

11 - شيطان به هنگام شروع جنگ بدر با اعلان بيزارى از كافران ، عهد خويش ( يارى سپاه كفر ) را گسست .

فلما تراءت الفئتان . .. قال إنى برىء منكم

13 - مشاهده فرشتگان الهى براى امداد مسلمانان ، دليل عقب نشينى شيطان از كارزار بدر و اعلان بيزارى وى از لشكر كفر

نكص على عقبيه و قال إنى برىء منكم إنى أرى ما لاترون

355- شيطان و كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 8

8 - تجسم شيطان براى كافران مكه ، قبل از جنگ بدر

و إذ زين لهم الشيطن أعملهم

356- شيطان و متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 201 - 3

3 - تقواپيشگان به هنگام احساس وسوسه گرى هاى شيطان با يادآورى فرمان خدا ( استعاذه ) به وى پناه مى برند و با بصيرت و آگاهى از دام شيطان مى رهند .

إذ امسهم طئف من الشيطن تذكروا فإذا هم مبصرون

در برداشت فوق، به قرينه «فاستعذ باللّه» در آيه قبل، متعلق «تذكروا» لزوم استعاذه گرفته شده است.

357- شيطان و مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 202 - 5

5 - شيطان برادر انسان هاى مشرك و بى تقواست .

و إخونهم يمدونهم فى الغى

ضمير در «إخوانهم» مى تواند به مشركان و بى تقوايان برگردد. بر اين مبنا مراد از «اخوان»، به قرينه آيه قبل، شيطان است. قابل ذكر است كه در اين صورت ضمير فاعلى در «يمدونهم» به «اخوان» و ضمير مفعولى به مشركان و بى تقوايان برمى گردد.

358- شيطان و ملائكه امداد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 14

14 - شيطان در آستانه جنگ بدر ، فرشتگان امدادگر الهى را به روشنى مشاهده كرد .

إنى أرى ما لاترون

به قرينه آيه 9 و 12 از همين سوره مى توان گفت مراد از «ما لاترون» فرشتگانى بودند كه براى امداد لشكر ايمان در كارزار بدر حاضر شدند.

359- شيطان و موانع تكامل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 20 - 10

10 - شيطان، تكليف الهى را در نظر آدم و حوا مانع تكامل و پيشرفت آنان جلوه داد.

ما نهيكما ربكما . .. إلا أن تكونا ملكين

«أن تكونا . .. » به تقدير كراهية، مفعول له براى «ما نهاكما» است. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: خداوند بدان جهت كه فرشته نشويد و يا جاودانه نگرديد، شما را از خوردن ثمره آن درخت بازداشت.

360- شيطان و مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 91 - 1،7

1 - شيطان همواره در صدد ايجاد دشمنى و كينه توزى ميان اهل ايمان

انما يريد الشيطن ان يوقع بينكم العدوة و البغضاء

7 - شيطان همواره در صدد بازدارى مؤمنان از ياد خدا و برپايى نماز

انما يريد الشيطن . .. فى الخمر و الميسر و يصدكم عن ذكراللّه و عن الصلوة

361- شيطان و نجات يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 42 - 12

12- خروج يوسف ( ع ) از زندان و رفع اتهام از او ، ناسازگار با اهداف شيطان

فأنسيه الشيطن ذكر ربه فلبث فى السجن بضع سنين

362- شيطان هنگام تلاوت قرآن محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 52 - 7

7 - شبهه آفرينى شيطان به هنگام تلاوت آيات قرآن توسط پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) براى مردم

و ما أرسلنا . .. ألقى الشيطن فى أُمنيّته

363- شيطنت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 42 - 11

11- شيطان ، براى باقى ماندن يوسف ( ع ) در زندان ، به دسيسه و شيطنت پرداخت .

فأنسيه الشيطن ذكر ربه فلبث فى السجن

364- صفات پيروان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 8

8- تابعان شيطان ، بى آنكه دليل و برهانى از وى مشاهده كنند ، بى درنگ به فراخوانى او پاسخ مثبت مى دهند .

و ما كان لى عليكم من سلطن إلاّ أن دعوتكم فاستجبتم لى

«سلطان» به حجت و برهان اطلاق شده است و مراد از آن استفاده از دليل و برهان به منظور چيره شدن برطرف مقابل است.

365- صفات شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 168 - 10

10 - شيطان موجودى اغواگر و انسان موجودى اغواپذير است .

و لاتتبعوا خطوت الشيطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 117 - 6

6 - شيطان ، موجودى سركش و فاقد هرگونه خير و فضيلت

و إن يدعون شيطناً مريداً

مريد از مصدر «مرود» به معناى سركشى و خروج از طاعت است (مجمع البيان). مفردات راغب «مريد» را به معناى عارى از خير دانسته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 25 - 13

13- تزيين ضد ارزش ها ، براى متمايل ساختن انسان ها به آن ، خصلتى شيطانى است .

الشيطن سوّل لهم و أملى لهم

چنانچه «تسويل» به معناى زيبا نمايش دادن زشتى ها باشد.

366- ضعف شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 175 - 12

12 - شيطان ناتوان از گمراه كردن كسانى كه معارف و آيات الهى را بخوبى بشناسند و به آنها پايبند باشند .

فانسلخ منها فأتبعه الشيطن

از اينكه شيطان پس از فاصله گرفتن بلعم باعورا به تعقيب او مى پرازد، معلوم مى شود پيش از آن به وى دسترسى نداشته و

از گمراه كردن او ناتوان بوده است.

367- طرد شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 17 - 2

2- شيطان ، موجودى مطرود و رانده شده از درگاه خداوند

و حفظنها من كلّ شيطن رجيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 98 - 6،14

6- شيطان ، مطرود درگاه الهى است .

من الشيطن الرجيم

14- « عن على بن محمدالعسكرى ( ع ) يقول : معنى الرجيم انه مرجوم باللعن مطرود من مواضع الخير لايذكره مؤمن إلاّ لعنه و إن فى علم الله السابق انه إذا خرج القائم ( ع ) لايبقى مؤمن فى زمانه إلاّ رجمه بالحجارة كما كان قبل ذلك مرجوماً باللعن ;

از امام هادى(ع) روايت شده است كه در باره «رجيم» مى فرمود: او (شيطان) با لعن مورد رجم واقع شده و از درهاى خير رانده و مطرود گشته است. مؤمنى از او ياد نمى كند مگر آنكه او را لعن مى كند و چون در علم الهى از پيش روشن بود كه هر گاه حضرت قائم(ع) خروج كرد، هيچ مؤمنى در زمان او نيست مگر آنكه شيطان را با سنگ رجم مى كند; چنان چه قبل از آن با لعن رجم مى شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 16

16- شيطان ، مطرودترين گنه كاران از رحمت خداوند و گرفتارترين آنان به عذاب الهى است .

إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن فتكون للشيطن وليًّا

تهديد بت پرستان به اين كه ممكن است خداى رحمان بر شما خشم گيرد و با شيطان هم دم شويد، نشانه عمق مطرود بودن شيطان و گرفتارى او به عذاب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 25 - 2،3

2 - شيطان ، عنصرى مطرود و رانده شده از درگاه خداوند

شيطن رجيم

«شيطان» مشتق از ماده «شَطَنَ» به معناى «بَعُدَ» (دور شد) است و «رَجْم» در معانى سنگ سار كردن، لعن، هجران، طرد و شتم استعمال شده است. (لسان العرب) سياق آيه شريفه، با تمام اين معانى سازگار است.

3 - مرحله نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، منزّه از القاءات شيطان و همراه با رانده شدن او از محدوده آن

و ما هو بقول شيطن رجيم

368- ظلم پيروان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 29

29- پيروان شيطان و گزينش كنندگان ولايت او ، ظالم اند .

بئس للظلمين بدلاً

369- ظلم پيروى از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 24

24- اطاعت از شيطان عملى ظالمانه است .

بما أشركتمون من قبل إن الظلمين لهم عذاب أليم

370- عبادت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 60 - 3

3 - اطاعت از شيطان ، به منزله عبادت او است .

ألم أعهد إليكم يبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 118 - 3

3 - تأكيد شيطان بر واداشتن مردم به بندگى خويش

قال لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً

بنابر اينكه «عبادك» ناظر به عبوديت تشريعى باشد، مراد شيطان از «لاتخذن . ..» اين است كه: برخى از بندگانى كه تو را اطاعت مى كنند، به اطاعت خويش وادار خواهم ساخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 44 - 2،4

2- بت پرستى ، در حقيقت شيطان پرستى است .

يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر . .. يأبت لاتعبد الشيطن

آنچه مسلّم و مصرّح است، آن است كه آزر بت بوده است; نه شيطان پرست، ولى حضرت ابراهيم، بت پرستى را به منزله شيطان پرستى دانسته و با تعبير «لاتعبد» از آن ياد كرده است; بنابراين در ديدگاه ابراهيم(ع)، بت پرستى در حقيقت

خضوع و انقياد در برابر شيطان و نوعى پرستش او است.

4- اطاعت از شيطان ، در حقيقت پرستش او است .

لِمَ تعبد ما لايسمع . .. لاتعبد الشيطن

عبادت كردن بت ها و عبادت كردن شيطان دو مقوله است، ولى ابراهيم(ع) يكى را به منزله ديگرى دانسته است. وجه اين تنزيل ممكن است تلاش شيطان در برانگيختن آدمى به شرك باشد كه قرآن اطاعت از او را، عبادت خوانده است.

371- عجز پيروان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 15

15- شيطان در قيامت به ناتوانى خويش و پيروانش براى يارى و فريادرسى يكديگر اعتراف مى كند .

و قال الشيطن . .. ما أنا بمصرخكم و ما أنتم بمصرخى

«صرخ» به معناى فرياد و «أصرخ» به معناى پاسخ گويى به آن است. بنابراين مراد از «مصرخ» فريادرس و نجات دهنده است.

372- عجز شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 15

15- شيطان در قيامت به ناتوانى خويش و پيروانش براى يارى و فريادرسى يكديگر اعتراف مى كند .

و قال الشيطن . .. ما أنا بمصرخكم و ما أنتم بمصرخى

«صرخ» به معناى فرياد و «أصرخ» به معناى پاسخ گويى به آن است. بنابراين مراد از «مصرخ» فريادرس و نجات دهنده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 99 - 1

1- شيطان ، از هرگونه سلطه گرى بر مؤمنان متوكل بر خدا ناتوان است .

الشيطن الرجيم . إنه ليس له سلطن على الذين ءامنوا و على ربّهم يتوكّلون

لفظ «سلطان» چون با «تنوين» آمده و بعد از حرف نفى قرار گرفته است، دلالت بر نفى مطلق مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 10 - 7

7 - شيطان بدون اذن خداوند ، نمى تواند كمترين آسيبى به مؤمنان برساند .

و ليس بضارّهم شيئًا إلاّ بإذن اللّه

373- عذاب اخروى پيروان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 16

16- شيطان و پيروانش در آخرت گرفتار عذاب الهى خواهند شد .

ما أنا بمصرخكم و ما أنتم بمصرخى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 39 - 7

7 - شياطين و پيروان آنها ، شريك يكديگر در عذاب قيامت

و من يعش عن ذكر الرحمن نقيّض له شيطنًا . .. أنّكم فى العذاب مشتركون

374- عذاب اخروى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 16

16- شيطان و پيروانش در آخرت گرفتار عذاب الهى خواهند شد .

ما أنا بمصرخكم و ما أنتم بمصرخى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 39 - 7

7 - شياطين و پيروان آنها ، شريك يكديگر در عذاب قيامت

و من يعش عن ذكر الرحمن نقيّض له شيطنًا . .. أنّكم فى العذاب مشتركون

375- عذاب پيروان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 22

22- شيطان در قيامت پيروان خود را از عذابى بس دردناك خبر خواهد داد .

ما أنا بمصرخكم . .. إنى كفرت بما أشركتمون من قبل إن الظلمين لهم عذاب أليم

«إن الظالمين لهم عذاب أليم» به قرينه وحدت سياق مى تواند ادامه كلام شيطان باشد.

376- عذاب شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 16

16- شيطان ، مطرودترين گنه كاران از رحمت خداوند و گرفتارترين آنان به عذاب الهى است .

إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن فتكون للشيطن وليًّا

تهديد بت پرستان به اين كه ممكن است خداى رحمان بر شما خشم گيرد و با شيطان هم دم شويد، نشانه عمق مطرود بودن شيطان و گرفتارى او به عذاب است.

377- عصيان از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 63 - 8

8- انسان در پيروى و عدم پيروى از ابليس ، توانا و مختار است .

فمن تبعك منهم فإن جهنّم جزاؤكم

نسبت دادن تبعيت به انسان از يكسو و مورد تهديد قرار دادن او از سوى ديگر، نشانگر اختيار انسان در انتخاب راه خود است.

378- عصيان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 44 - 6

6- شيطان ، موجودى بسيار نافرمان در برابر خداوند و ناسپاس و قدرناشناس دربرابر نعمت ها و رحمت واسعه او است .

إنّ الشيطن كان للرحمن عصيًّا

«عصىّ» براى مبالغه به كار مى رود (مصباح).

379- عقب نشينى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 10

10 - شيطان به هنگام رويارويى دو لشكر كفر و ايمان از كارزار بدر عقب نشينى كرد .

فلما تراءت . .. نكص على عقبيه و قال إنى برىء منكم

«نكص» به معناى خوددارى كردن است و چون با «على» متعدى شده معناى رجوع در آن تضمين شده است. «عقب» به پاشنه پا گفته مى شود ; يعنى شيطان از نبرد خوددارى كرد و با چرخيدن بر پاشنه هاى پا عرصه را ترك گفت.

380- عقيده شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 20

20 - شيطان معتقد به خداوند و آگاه به شدت عقوبت هاى وى

و اللّه شديد العقاب

مقتضاى سياق اين است كه گفته شود جمله «و اللّه شديد العقاب» سخن شيطان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 16 - 9

9 - اعتقاد شيطان به جزا و كيفر خلق ، در برابر اعتقاد و عمل *

كمثل الشيطن إذ قال . .. إنّى أخاف اللّه ربّ العلمين

در صورتى كه «إنّى أخاف . ..» سخنى از روى واقعيت باشد - و نه توجيه و استهزا - تعبير «أخاف ...» نشانگر بيم شيطان از بازتاب كفر و اعتقاد او به كيفر و مجازات است.

381- علم شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 175 - 9

9 - شيطان عنصرى توانا بر آگاهى يافتن از درون آدمى و انديشه هاى او

فانسلخ منها فأتبعه الشيطن

ايمان به آيات و معارف الهى و نيز كفر به آنها از امور قلبى است، و از آنجا كه شيطان پس از منسلخ شدن بلعم باعورا از آيات و معارف الهى به تعقيب او پرداخت، معلوم مى شود وى به انديشه ها و باورهاى آدمى مى تواند آگاهى يابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 20

20 - شيطان معتقد به خداوند و آگاه به شدت عقوبت هاى وى

و اللّه شديد العقاب

مقتضاى سياق اين است كه گفته شود جمله «و اللّه شديد العقاب» سخن شيطان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 120 - 10

10 - شيطان ، به خواسته ها و آرزو هاى انسان ، آگاه است .

هل أدّلك على شجرة الخلد و ملك لايبلى

382- عمل شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 90 - 8

8 - شيطان ، موجودى با كردار هاى پليد و ناپاك

رجس من عمل الشيطن

383- عموميت وسوسه هاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 9

9 - همه انسان ها ، حتى خوبان و پاكان ، در معرض وسوسه هاى شيطان اند .

أنّى مسّنى الشيطن بنصب و عذاب

برداشت ياد شده به خاطر اين حقيقت است كه وقتى انسان والايى چون ايوب(ع) از دست وسوسه هاى شيطان بنالد و به درگاه الهى شكوائيه ببرد، ديگر مردمان به طريق اولى با چنين وسوسه هايى رو به رو خواهند شد.

384- عوامل اغواگرى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 17

17 - دورى شيطان از رحمت الهى ، زمينه اغواگرى و ترويج خرافه پرستى و فساد از ناحيه او

لعنه اللّه و قال . .. لاضلنهم و لامنينهم و لامرنهم فليبتكن ءإذان الأنعم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 53 - 14

14- دشمنى شيطان با انسان ها ، عامل نفوذ و تلاش وى براى فتنه انگيزى در ميان آنهاست .

إن الشيطن ينزغ بينهم إن الشيطن كان للإنسن عدوًّا مبينًا

جمله «إن الشيطان كان للإنسان . ..» - كه به منزله تعليل براى جمله قبل (إن الشيطان ينزغ ...) است - بيانگر اين نكته مى باشد كه عامل تلاش شيطان براى فتنه گرى، دشمنى اوست.

385- عوامل دشمنى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 98 - 9

9- انسان در هر عمل صالح ، مورد هجوم و وسوسه شيطان و نيازمند استعاذه و پناه بردن به خداوند است . *

من عمل صلحًا . .. فإذا قرأت القرءان فاستعذ بالله من الشيطن الرجيم

برداشت فوق، بدان احتمال است كه قراءت قرآن به عنوان نمونه اى از عمل صالح ذكر شده باشد كه در آيه قبل از آن سخن به ميان آمده بود.

386- عوامل سلطه شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 36 - 8

8 - گمراهى انسان و تسلط شيطان بر وى ، نتيجه عملكرد تباه كننده خود او است .

و من يعش . .. نقيّض له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 26 - 3

3- تسلط شيطان بر روح منافقان ، معلول گرايش آنان به كافران و اظهار همدلى با ايشان

الشيطن سوّل لهم . .. ذلك بأنّهم قالوا... سنطيعكم

«ذلك» مى تواند اشاره به تسلّط شيطان باشد كه از آيه قبل (الشيطان سوّل لهم) استفاده مى شود و تعبير «بأنّهم. ..» در مقام تعليل است.

387- عوامل شرارت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 98 - 7

7- مطرود بودن شيطان از درگاه الهى ، موجب شرآفرينى او براى انسان و فلسفه لزوم پناه بردن به خدا از شرّ اوست .

فاستعذ بالله من الشيطن الرجيم

توصيف شيطان به «رجيم» مى تواند مشعر به عليت بيان و فلسفه لزوم استعاذه باشد.

388- عوامل عقب نشينى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 13

13 - مشاهده فرشتگان الهى براى امداد مسلمانان ، دليل عقب نشينى شيطان از كارزار بدر و اعلان بيزارى وى از لشكر كفر

نكص على عقبيه و قال إنى برىء منكم إنى أرى ما لاترون

389- عوامل فرار شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 4 - 8

8 - « عن النبى (صلی الله علیه و آله) قال : إنّ الشيطان واضعٌ خَطْمَه على قلب ابن آدم فإنْ ذكَرَ اللّه خنس و إن نسى إلْتَقَمَ قلبَه فذلك « الوسواس الخنّاس » ;

از پيامبر(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه فرمود: شيطان پوزه خود را بر قلب آدميزاد قرار مى دهد. پس اگر او خدا را ياد كرد، شيطان

خود را عقب مى كشد و پنهان مى شود و اگر [ياد خدا را ]فراموش كرد، قلب او را مى ربايد و اين است «الوسواس الخنّاس»».

390- عوامل نجات از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 201 - 2،3،4،6

2 - تقواپيشگان به هنگام مواجه شدن با شيطان و وسوسه هاى او ، فرمان هاى خدا را به ياد آورده و به راهى كه مسير تقواست ، واقف مى شوند .

إن الذين اتقوا إذ امسهم طئف من الشيطن تذكروا فإذا هم مبصرون

تذكر در اينجا به معناى توجه كردن و به خاطر آوردن دانسته هاست و مراد از دانسته ها، به قرينه آيه 199، اوامر الهى است. «ابصار» (مصدر مبصرون) به معناى بينا شدن و آگاهى يافتن است و مراد از آن به دليل «الذين اتقوا» قرار گرفتن در مسير تقواپيشگى و در نتيجه رهيدن از دام شيطان است.

3 - تقواپيشگان به هنگام احساس وسوسه گرى هاى شيطان با يادآورى فرمان خدا ( استعاذه ) به وى پناه مى برند و با بصيرت و آگاهى از دام شيطان مى رهند .

إذ امسهم طئف من الشيطن تذكروا فإذا هم مبصرون

در برداشت فوق، به قرينه «فاستعذ باللّه» در آيه قبل، متعلق «تذكروا» لزوم استعاذه گرفته شده است.

4 - باور به شنوايى و آگاهى خدا ، زمينه ساز دور ماندن از وسوسه هاى شيطان و رهيدن از دام اوست .

تذكروا فإذا هم مبصرون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه متعلق «تذكروا»، به قرينه فراز قبل (إنه سميع عليم)، شنوايى و آگاهى خداوند باشد.

6 - تقوا عامل توجه آدمى به خداوند و فرمان هاى او به هنگام وسوسه انگيزى هاى شيطان

إن الذين اتقوا إذ امسهم طئف من الشيطن تذكروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 31 - 8

8 - پرستش خداى يگانه و روى برتافتن از عبادت غير او ، رهايى از دام شيطان و دستيابى به اوج كمال است .

حنفاء للّه غير مشركين به . .. فتخطفه الطير

391- عوامل نفوذ شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 155 - 4،5،6،7

4 - گناهان آدمى موجب نفوذ شيطان در او

انّما استزلّهم الشّيطان ببعض ما كسبوا

بنابر اينكه مراد از «ما كسبوا» تمامى رفتار (پسنديده و ناپسنديده) باشد. بنابراين مراد از «بعض»، گناه و رفتار ناصواب خواهد بود.

5 - خودخواهى و دنياپرستى برخى مجاهدان احد ، موجب نفوذ شيطان در آنان و گريزشان از صحنه كارزار

قد اهمّتهم انفسهم . .. انّ الّذين تولّوا .. انّما استزلّهم الشّيطان ببعض ما كسبو

خودمحورى و دنياطلبى، كه معناى جمله «قد اهمّتهم انفسهم» است، مى تواند مصداق روشن و مورد نظر از جمله «ببعض ما كسبوا» باشد.

6 - پاره اى از گناهان ، زمينه ساز نفوذ شيطان در انسان و گمراهى او

انّما استزلّهم الشّيطان ببعض ما كسبوا

بنابر اينكه مراد از «ما كسبوا»، خصوص گناهان باشد، نه تمامى اعمال. بنابراين برخى از گناهان، زمينه نفوذ شيطان را فراهم مى كند.

7 - خودمحورى و دنياپرستى انسان ، زمينه نفوذ شيطان براى فرار از كارزار و ترك جهاد

قد اهمّتهم انفسهم . .. انّ الّذين تولّوا .. انّما استزلّهم الشّيطان ببعض ما كسبو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 38 - 13

13 - دل هاى تهى از ايمان به خدا و قيامت ، جايگاه شيطان

لا يؤمنون باللّه و لا باليوم الاخر و من يكن الشيطان له قريناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 60 - 14

14 - رجوع كنندگان به طاغوت ، تحت سيطره و نفوذ شيطان هستند .

يريدون ان يتحاكموا الى الطّاغوت . .. و يريد الشّيطان ان يضلّهم

392- عوامل وسوسه شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 9

9 - فقدان آب براى تحصيل طهارت و برطرف كردن نجاست ها ، مايه وسوسه شيطان و ايجاد نگرانى در پيكارگران بدر

ليطهّركم به و يذهب عنكم رجز الشيطن

نبودن لام در «يذهب» بيانگر اين است كه «يذهب . .. » مترتب بر «ليطهركم ... » است. و تناسب تطهير با برطرف شدن رجز شيطان اقتضا مى كند كه مراد از رجز شيطان وسوسه هايى باشد كه شيطان بر اثر نبودن آب براى طهارت در مجاهدان ايجاد مى كرده است.

393- عهدشكنى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 11

11 - شيطان به هنگام شروع جنگ بدر با اعلان بيزارى از كافران ، عهد خويش ( يارى سپاه كفر ) را گسست .

فلما تراءت الفئتان . .. قال إنى برىء منكم

394- فرار شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 16

16 - شيطان به دليل ترس از گرفتار شدن به عذاب الهى با ضربه هاى سهمگين فرشتگان جنگ بدر از آن معركه فرار كرد .

إنى أرى ما لاترون إنى أخاف اللّه

مراد از خوف خدا (إنى أخاف اللّه) به دليل «إنى ارى ما لاترون» گرفتار شدن به چنگ فرشتگان حاضر در كارزار بدر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 4 - 7

7 - شيطان ، فريب كارى كه پس از القاى فكر پليد در انسان ، خود را كنار كشيده و متوارى مى شود .

من شرّ الوسواس الخنّاس

براى فعل «خَنَسَ» چند معنا ذكر شده است; از جمله: عقب نشينى كرد; بازگشت، متوارى و غايب شد (لسان العرب). براساس اين معانى، آيه شريفه ترسيمى از وسوسه گرى هاى شيطان دارد كه پس از هر وسوسه، خود را عقب كشيده، مخفى مى شود; تا آن وسوسه كار خود را كرده و زمينه را براى وسوسه بعدى فراهم سازد.

395- فرجام پيروان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 6 - 10

10 - گرفتار شدن به آتش برافروخته و پرالتهاب دوزخ ، سرنوشت و كيفر پيروان حزب شيطان

إنّما يدعوا حزبه ليكونوا من أصحب السعير

«سعير» به معناى آتش افروخته و ملتهب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 17 - 1

1 - شيطان و پيروان كافر او ، داراى فرجامى همگون و هر دو مخلد در آتش

فكان عقبتهما أنّهما فى النار خلدَين فيها

396- فرجام شوم پيروان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 23 - 12

12- بيان عاقبت نيك مؤمنان داراى عمل صالح و فرجام شوم پيروان شيطان ، روشى است براى ايجاد انگيزش آدميان به عاقبت انديشى .

و برزوا لله جميعًا فقال الضعفؤا للذين استكبروا . .. فهل أنتم مغنون عنّا من عذاب

397- فرجام شوم حزب شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 19 - 6

6 - حزب و دار و دسته شيطان ، فرجامى جز خسران و زيان ندارند .

ألا إنّ حزب الشيطن هم الخسرون

398- فرجام شوم ولايت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 4 - 5

5- گرفتار شدن به عذاب دوزخ ، سرنوشت محتوم و فرجام شوم كسى است كه خود را در قلمرو ولايت شيطان قرار دهد و از او پيروى كند .

كتب عليه أنّه من تولاّه. .. ويهديه إلى عذاب السعير

399- فرجام شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 11

11- بت پرستان ، هم سو با شيطانند و سرنوشت آنان هم سان فرجام او است .

فتكون للشيطن وليًّا

«ولىّ» از ماده «وَلْى» (نزديك شدن يا درپى درآمدن) مشتق است و جمله «فتكون . ..» حاكى از آن است كه سرنوشت بت پرستان و شيطان، نزديك به هم و در يك رديف است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 17 - 1

1 - شيطان و پيروان كافر او ، داراى فرجامى همگون و هر دو مخلد در آتش

فكان عقبتهما أنّهما فى النار خلدَين فيها

400- فلسفه آزادى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 53 - 1

1 - حكمت آزاد گذاشته شدن شيطان از سوى خداوند ، براى القاى شبهات پيرامون آيات الهى ، اين بود كه افراد بيمار دل و قسى القلب گمراه شوند و گرفتار دام فتنه هاى شيطان گردند .

و ما أرسلنا من قبلك . .. ألقى الشيطن فى أُمنيّته ... ليجعل ... و القاسية قلوبهم

«فتنة» براى بيان چند معنا به كار مى رود: يكى از معانى آن - كه در آيه فوق به همان معنا به كار رفته است - اضلال و گمراه كردن است. بنابراين معناى جمله فوق چنين مى شود: «تا خدا آنچه را كه شيطان القا مى كند، براى كسانى كه در دل هايشان بيمارى است و نيز براى كسانى كه سنگدل اند، مايه گمراهى قرار دهد». گفتنى است كه از آيهء پيش دو مطلب استفاده مى شود: 1- خداوند اجازه مى داد تا شيطان درآيات وحى - كه توسط پيامبران تلاوت مى شد - القاى شبهه كند. 2- خداوند شبه هاى شيطان را محو مى كرد و از چهره آياتش مى زدود. آيه مورد، بحث تعليل براى مطلب اول است; يعنى، خداوند بدان جهت اذن مى داد كه شيطان در تلاوت آيات شبهه آفرينى كند تا آنها را مايه ضلالت و گمراهى بيماردلان و سنگ دلان قرار دهد.

401- فلسفه استعاذه از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 98 - 7

7- مطرود بودن شيطان از درگاه الهى ، موجب شرآفرينى او براى انسان و فلسفه لزوم پناه بردن به خدا از شرّ اوست .

فاستعذ بالله من الشيطن الرجيم

توصيف شيطان به «رجيم» مى تواند مشعر به عليت بيان و فلسفه لزوم استعاذه باشد.

402- فلسفه اغواگرى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 20 - 2

2 - نمايان سازى شرمگاه آدم و حوا، از اهداف شيطان در فريبكارى و توطئه عليه آنان

فوسوس لهما الشيطن ليبدى لهما ما وُرى عنهما من سوءتهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 25 - 1

1 - انحراف آفرينى و اغواگرى شيطان ، به منظور بازداشتن انسان ها از سجده به درگاه خداى يگانه

و زيّن لهم الشيطن . .. ألاّيسجدوا للّه

«ألاّيسجدوا» مى تواند به تأويل مصدر و عطف بيان يا بدل براى «أعمالهم» در آيه پيش باشد. و هم چنين مى تواند به تقدير لام تعليل و مفعولٌ له براى «زيّن» باشد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال دوم است; يعنى، «زيّن لهم الشيطان ضلالتهم لئلايسجدوا للّه; شيطان گمراهى و انحراف را در ديدگاه آنان زيبا جلوه داد، بدان منظور كه آنان براى خدا سجده

نكنند».

403- فلسفه تبرى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 16 - 6

6 - بيزارى جستن شيطان از كافران ، به منظور تبرئه خويش و بر دوش نكشيدن بار گناه آنان

قال إنّى برىء منك

404- فلسفه نهى از پيروى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 21 - 8

8 - پاك زيستن و آلوده نشدن به زشتى ها و ناپسندى ها ( فحشا و منكرات ) ، حكمت نهى الهى از پيروى كردن از شيطان است .

لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر

جمله «فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر» تعليل براى نهى از پيروى شيطان است (لاتتّبعوا خطوات الشيطان).

405- فلسفه نهى از عبادت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 60 - 9

9 - دشمنى و بدخواهى شيطان براى انسان ، فلسفه توصيه خداوند به اطاعت نكردن از شيطان

أن لاتعبدوا الشيطن إنّه لكم عدوٌّ مبين

406- قبول ولايت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 118 - 8

8 - شرك و بت پرستى ، عصيان از بندگى خداوند و پذيرش سلطه شيطان است .

ان يدعون من دونه الا انثاً . .. قال لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 15،16،19،23

15 - وانهادن ولايت خداوند و پذيرش ولايت شيطان ، زيان آشكار

و من يتخذ الشيطن ولياً من دون اللّه فقد خسر خسراناً مبيناً

16 - اطاعت از دستورات شيطان ، در حقيقت پذيرش ولايت اوست .

و لامرنهم فليغيرن خلق اللّه و من يتخذ الشيطن ولياً

19 - پذيرندگان ولايت شيطان ، مردمى زيانكار با خسارتى آشكار

و من يتخذ الشيطن ولياً من دون اللّه فقد خسر خسراناً مبيناً

23 - آدمى بر سر دو راهى پذيرش ولايت خداوند و يا پذيرش ولايت شيطان

و من يتخذ الشيطن ولياً من دون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 121 - 2

2 - دوزخ ، فرجام پذيرندگان ولايت شيطان

و من يتخذ الشيطن ولياً . .. أولئك ماويهم جهنم و لايجدون عنها محيصاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 100 - 5

5- پذيرش ولايت شيطان و پيروى از او ، شرك به خداوند است .

الذين يتولّونه . .. هم به مشركون

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «باء» در «به» براى سببيت باشد و ضمير آن به «قبول و پذيرش» - كه در معناى «يتولّونه» (از او فرمان مى برند) اشراب شده است - برگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 21،28،29

21- پذيرش ولايت شيطان ، غيرقابل جمع با پذيرش ولايت خدا است .

أفتتّخذونه و ذرّيّته أولياء من دونى

28- گزينش ولايت شيطان به جاى ولايت خدا ، انتخابى ظالمانه و زشت است .

أفتتّخذونه . .. بئس للظلمين بدلاً

مخصوص به «ذم» در فعل «بئس» ابليس است. و «بدلاً» تميز براى آن، لذا معناى جمله، چنين مى شود كه: «شيطان، بدجايگزينى است (به جاى خداوند) براى ظالمان».

29- پيروان شيطان و گزينش كنندگان ولايت او ، ظالم اند .

بئس للظلمين بدلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 4 - 1

1- پيروى از شيطان ، به معناى پذيرش ولايت و سرپرستى او است .

و يتّبع كلّ شيطن . .. من تولاّه فإنّه يضلّه

407- قدرت بينايى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 13

13 - انسان در معرض ديد شياطين است و آنان از چشم آدميان نهانند.

إنه يريكم هو و قبيله من حيث لا ترونهم

408- قدرت ديد شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 15

15 - شيطان قادر به مشاهده امورى پنهان از ديد آدميان

إنى أرى ما لاترون

409- قدرت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 14

14 - ضرورت هشيارى كامل در برابر اغواگريهاى شيطان به دليل توان وى بر نفوذ مخفيانه بر آدميان و سيطره و حاكميت او بر اغواشدگان

لا يفتننكم الشيطن . .. إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لايؤمنون

دو جمله «إنه يراكم . .. » و «إنا جعلنا ... » به منزله تعليلى است براى تأكيد خداوند به پرهيز از اغواگريهاى شيطان. يعنى توصيه و تأكيد ما بدان جهت است كه وى راه نفوذ مخفيانه را دارد و پس از گمراه كردنتان بر شما ولايت پيدا خواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 175 - 9

9 - شيطان عنصرى توانا بر آگاهى يافتن از درون آدمى و انديشه هاى او

فانسلخ منها فأتبعه الشيطن

ايمان به آيات و معارف الهى و نيز كفر به آنها از امور قلبى است، و از آنجا كه شيطان پس از منسلخ شدن بلعم باعورا از آيات و معارف الهى به تعقيب او پرداخت، معلوم مى شود وى به انديشه ها و باورهاى آدمى مى تواند آگاهى يابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 17 - 4

4- شيطان ، موجودى قدرتمند و توانا بر صعود و نفوذ بر آسمانها

و حفظنها من كلّ شيطن رجيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 63 - 8

8- شيطان ، بر زدودن مهم ترين خاطره ها از ذهن انسان ، توان دارد .

و ما أنسنيه إلاّ الشيطن أن أذكره

خاطره زنده شدن ماهى، با آن كه به اعتراف همسفر موسى امرى شگفت بود، با دخالت شيطان، به فراموشى كشانده شد. اين، نشان دهنده امكانِ نفوذ عميق شيطان در انسان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 36 - 7

7 - شيطان در وسوسه و به انحراف كشاندن آدميان ، از توانى گسترده برخوردار است .

و إمّا ينزغنّك من الشيطن نزغ فاستعذ باللّه

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز در برابر وسوسه هاى شيطان، نيازمند به استعاذه و پناه بردن به خداوند است.

410- كارگزاران شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 169 - 12

12 - افترا زنندگان به خدا ، پيروان شيطان و كارگزاران او هستند .

لاتتبعوا خطوت الشيطن . .. إنما يأمركم ... أن تقولوا على اللّه ما لاتعلمون

411- كثرت شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 37 - 10

10 - شمار شياطين ، بسيار و متنوع به گوناگونى گمراهى ها و متعدد به تعدد گمراهان

نقيّض له شيطنًا . .. و إنّهم ليصدّونهم عن السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 7 - 5

5 - شيطان هاى متمرد و به دور از خير ، متعدد و بسياراند .

من كلّ شيطن مارد

412- كفر شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 18

18- شيطان در قيامت اظهار مى دارد كه وى قبل از شرك پيروانش ، به خداوند كافر شده بود . *

إنى كفرت بما أشركتمون من قبل

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «ما» در «بما أشركتمون» موصول و به معناى «من» باشد و ضمير صله هم محذوف و «من قبل» نيز متعلق به «كفرت» باشد. بنابراين معناى عبارت چنين مى شود: من پيش از آنكه شما مرا شريك خدا قرار دهيد (در عهد آدم) به او كافر شدم.

413- كفران شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 27 - 3

3- شيطان ، كفران كننده نعمت هاى خداوند است .

و كان الشيطن لربّه كفورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 44 - 6

6- شيطان ، موجودى بسيار نافرمان در برابر خداوند و ناسپاس و قدرناشناس دربرابر نعمت ها و رحمت واسعه او است .

إنّ الشيطن كان للرحمن عصيًّا

«عصىّ» براى مبالغه به كار مى رود (مصباح).

414- كيفر اخروى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 39 - 9

9 - شياطين ، مورد مؤاخذه و مجازات در روز قيامت *

نقيّض له شيطنًا . .. أنّكم فى العذاب مشتركون

عذاب شدن شياطين، مى تواند دال بر تكليف آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 5 - 13

13 - آتشِ فروزان ، كيفر شياطين در قيامت

و أعتدنا لهم عذاب السعير

415- كيفر اطاعت از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 21 - 16

16 - سرانجام رويگردانى از آن چه كه خداوند نازل كرده و گردن نهادن به راه شيطان ، آتش شعلهور است .

و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه . .. أوَ لو كان الشيطن يدعوهم إلى عذاب السع

416- كيفر پيروان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 63 - 9

9- دوزخ ، كيفرى كامل و بى كم و كاست براى شيطان و پيروان او

فإن جهنّم جزاؤكم جزاءً موفورًا

«موفور» از ريشه «وفر» به معناى تام و بى نقص است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 6 - 10

10 - گرفتار شدن به آتش برافروخته و پرالتهاب دوزخ ، سرنوشت و كيفر پيروان حزب شيطان

إنّما يدعوا حزبه ليكونوا من أصحب السعير

«سعير» به معناى آتش افروخته و ملتهب است.

417- كيفر شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 63 - 9

9- دوزخ ، كيفرى كامل و بى كم و كاست براى شيطان و پيروان او

فإن جهنّم جزاؤكم جزاءً موفورًا

«موفور» از ريشه «وفر» به معناى تام و بى نقص است (مفردات راغب).

418- كيفر عصيان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 24 - 4

4- هبوط آدم، حوا و شيطان به زمين، كيفر تخلف آنان از فرمان خدا

فدليهما بغرور . .. قال اهبطوا بعضكم لبعض عدو

419- گامهاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 168 - 18

18 - از امام باقر ( ع ) روايت شده كه فرمود : « ان من خطوات الشيطان الحلف بالطلاق و النذور فى المعاصى و كل يمين بغير اللّه ;

از گامهاى شيطان است قسم خوردن به طلاق همسر و نذر در گناهان و هر سوگندى كه به غير خداوند باشد».

420- گروه شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 15

15 - شيطان داراى قبيله و گروه

إنه يريكم هو و قبيله

421- گفتگوى شيطان با آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 120 - 5

5 - گفت وگوى مستقيم شيطان با آدم

قال ي--َادم

422- گمراهگرى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 62 - 1،3،4

1 - گروه بسيارى از انسان ها به دست شيطان گمراه شدند .

ألم أعهد إليكم يبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطن . .. و لقد أضلّ منكم جبلاًّ كثيرًا

«جبلّ» اسم جمع و مشتق از «جبل» (خلق) است و به معناى گروهى از مردم مى باشد.

3 - هشدار خداوند به فرزندان آدم ، درباره وسوسه هاى گمراه كننده شيطان

ألم أعهد إليكم يبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطن . .. و لقد أضلّ منكم جبلاًّ كثيرًا

4 - كسانى كه بر اثر عدم تعقل و خردورزى به دست شيطان گمراه شدند ، مورد سرزنش خدا قرار دارند .

و لقد أضلّ منكم جبلاًّ كثيرًا أفلم تكونوا تعقلون

برداشت ياد شده از استفهام انكارى در جمله «أفلم تكونوا تعقلون» - كه در مقام سرزنش است - به دست مى آيد.

423- گمراهى پيروان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 7

7- شيطان در قيامت به پيروان گمراه خويش اعلام خواهد كرد كه وى هيچ سلطه اى بر آنها ندارد و صرفاً آنان به دعوت او پاسخ مثبت داده اند .

و قال الشيطن . .. و ما كان لى عليكم من سلطن إلاّ أن دعوتكم فاستجبتم لى

424- گناه اطاعت از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 4

4- بت پرستى و اطاعت از شيطان ، گناهى بزرگ است .

لِمَ تعبد ما لايسمع . .. لاتعبد الشيطن ... إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن

نسبت دادن «عذاب» به خداى رحمان - كه داراى رحمت وسيع است - مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه گناه بت پرستى به قدرى شديد است كه مظهر رحمت و مهربانى را نيز به خشم مى آورد.

425- لذايذ شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 128 - 14

14 - وجود خواسته ها و لذتهاى نفسانى در جن (شيطان)

قد استكثرتم استمتع بعضنا ببعض

426- لعن بر شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 118 - 1

1 - شيطان ، مورد لعنت خداوند و به دور از رحمت او

لعنه اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 98 - 14

14- « عن على بن محمدالعسكرى ( ع ) يقول : معنى الرجيم انه مرجوم باللعن مطرود من مواضع الخير لايذكره مؤمن إلاّ لعنه و إن فى علم الله السابق انه إذا خرج القائم ( ع ) لايبقى مؤمن فى زمانه إلاّ رجمه بالحجارة كما كان قبل ذلك مرجوماً باللعن ;

از امام هادى(ع) روايت شده است كه در باره «رجيم» مى فرمود: او (شيطان) با لعن مورد رجم واقع شده و از درهاى خير رانده و مطرود گشته است. مؤمنى از او ياد نمى كند مگر آنكه او را لعن مى كند و چون در علم الهى از پيش روشن بود كه هر گاه حضرت قائم(ع) خروج كرد، هيچ مؤمنى در زمان او نيست مگر آنكه شيطان را با سنگ رجم مى كند; چنان چه قبل از آن با لعن رجم مى شد.

427- مبارزه با شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 6 - 3

3 - فرمان خداوند به مبارزه با شيطان ، چونان برخورد با دشمن

فاتّخذوه عدوًّا

428- مبارزه با نفوذ شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 64 - 13

13- لزوم حساسيت فزونتر انسان در حفظ مال و فرزند خويش از هجوم و دخالت شيطان

و شاركهم فى الأمول و الأولد

از اينكه خداوند، از جمله قلمروهاى نفوذ شيطان را، مال و اولاد برشمرده است، در واقع هشدار و اعلام خطرى است بر اينكه: انسان بايد تلاش كند تا آنها، از دستبرد شيطان در امان بمانند.

429- متقين و شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 201 - 2،5

2 - تقواپيشگان به هنگام مواجه شدن با شيطان و وسوسه هاى او ، فرمان هاى خدا را به ياد آورده و به راهى كه مسير تقواست ، واقف مى شوند .

إن الذين اتقوا إذ امسهم طئف من الشيطن تذكروا فإذا هم مبصرون

تذكر در اينجا به معناى توجه كردن و به خاطر آوردن دانسته هاست و مراد از دانسته ها، به قرينه آيه 199، اوامر الهى است. «ابصار» (مصدر مبصرون) به معناى بينا شدن و آگاهى يافتن است و مراد از آن به دليل «الذين اتقوا» قرار گرفتن در مسير تقواپيشگى و در نتيجه رهيدن از دام شيطان است.

5 - اهل تقوا توانا بر تشخيص وسوسه هاى شيطان به هنگام مواجه شدن با آن وسوسه ها هستند .

إن الذين اتقوا إذ امسهم طئف من الشيطن تذكروا

430- متكبران و شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 38 - 11

11 - شيطان ، همراه با رياكاران ، بخيلان و متكبران

الذين يبخلون . .. و الذين ينفقون اموالم رئاء النّاس ... و من يكن الشيطان له قرين

مراد از «من يكن . .. » تمام كسانى هستند كه در اين آيه و آيه قبل مورد مذمت قرار گرفتند.

431- مجادله شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 28 - 2

2- نهى الهى ، از جدال شيطان و مشركان با يكديگر در محضر او

قال لاتختصموا لدىّ

432- محدوده اضلال شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 10

10- تلاش شيطان براى گمراهى و اغواى انسان ها ، محدود به دعوت و القاست ، نه غلبه و اجبار

و ما كان لى عليكم من سلطن إلاّ أن دعوتكم فاستجبتم لى

«سلطان» اسم مصدر «سلط» و به معناى قهر و غلبه است.

433- محدوده سلطه شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 99 - 1،3،8

1- شيطان ، از هرگونه سلطه گرى بر مؤمنان متوكل بر خدا ناتوان است .

الشيطن الرجيم . إنه ليس له سلطن على الذين ءامنوا و على ربّهم يتوكّلون

لفظ «سلطان» چون با «تنوين» آمده و بعد از حرف نفى قرار گرفته است، دلالت بر نفى مطلق مى كند.

3- تنها مؤمنان متوكل بر خداوند ، از سلطه شيطان در امانند .

إنه ليس له سلطن على الذين ءامنوا و على ربّهم يتوكّلون

برداشت فوق، با توجه به اين است كه آيه در مقام بيان نقش شيطان نسبت به تمامى انسانهاست و استثنا كردن مؤمنان متوكل - به صورت جمله وصفيه - دليل بر حصر است. گفتنى است آيه بعد (إنما سلطانه على الذين يتولّونه ...) مؤيد همين برداشت است.

8- « أبوبصير عن أبى عبدالله ( ع ) قال : قلت له : « فإذا قرأت القرآن فاستعذ بالله من الشيطان الرجيم انه ليس له سلطان على الذين آمنوا و على ربّهم يتوكلون » ؟ فقال : يا أبامحمد يسلط والله من المؤمن على بدنه و لايسلط على دينه . . . ;

ابو بصير گويد: از امام صادق(ع) در باره « فإذا قرأت القرآن فاستعذ بالله من الشيطان الرجينم إنه ليس له سلطان على الذين آمنوا و على ربّهم يتوكلون» سؤال كردم، پس حضرت فرمود: اى ابامحمد! به خدا سوگند [شيطان] بر بدن مؤمن مسلط مى شود، ولى بر دين او مسلط نمى شود. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 100 - 1،8

1- تسلط و استيلاى شيطان ، تنها بر دو گروه فرمانبران از او و مشركان است .

إنما سلطنه على الذين يتولّونه و الذين هم به مشركون

8- « أبى بصير عن أبى عبدالله ( ع ) قال : قلت له : . . . قوله تعالى : « إنما سلطانه على الذين يتولّونه و الذين هم به مشركون » قال : الذين هم بالله مشركون يسلط على أبدانهم و على أديانهم ;

ابوبصير گويد: از امام صادق(ع) در باره سخن خداى تعالى . .. «إنما سلطانه على الذين يتولّونه و الذين هم به مشركون» سؤال كردم، حضرت فرمود: آنان كه به خدا شرك ورزيدند، [شيطان] بر بدن و دينشان مسلط مى شود».

434- محدوديت بينايى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 13

13 - انسان در معرض ديد شياطين است و آنان از چشم آدميان نهانند.

إنه يريكم هو و قبيله من حيث لا ترونهم

435- محروميت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 118 - 4

4 - دورى شيطان از رحمت الهى ، خاستگاه تصميم او بر اغواى بندگان خدا

لعنه اللّه و قال لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 17

17 - دورى شيطان از رحمت الهى ، زمينه اغواگرى و ترويج خرافه پرستى و فساد از ناحيه او

لعنه اللّه و قال . .. لاضلنهم و لامنينهم و لامرنهم فليبتكن ءإذان الأنعم

436- مشاجره رهبران مستكبر و شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 1

1- پس از درگيرى لفظى رهبران مستكبر با پيروان خود در قيامت ، آنان با شيطان به منازعه مى پردازند .

فقال الضعفؤا للذين استكبروا . .. قالوا ... و قال الشيطن لمّا قضى الأمر

ذكر قصه شيطان و سخنان وى در قيامت با جهنّميان، پس از گفت و گوهاى رهبران مستكبر و پيروانشان، نشان دهنده ادامه ماجراى مستكبران و پيروان آنها با شيطان است.

437- مشاجره كافران پيرو و شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 1

1- پس از درگيرى لفظى رهبران مستكبر با پيروان خود در قيامت ، آنان با شيطان به منازعه مى پردازند .

فقال الضعفؤا للذين استكبروا . .. قالوا ... و قال الشيطن لمّا قضى الأمر

ذكر قصه شيطان و سخنان وى در قيامت با جهنّميان، پس از گفت و گوهاى رهبران مستكبر و پيروانشان، نشان دهنده ادامه ماجراى مستكبران و پيروان آنها با شيطان است.

438- مشاركت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 64 - 17،18،19

17- « عن محمدبن مسلم عن أبى جعفر ( ع ) قال : سألته عن شرك الشيطان قوله : « و شاركهم فى الأموال و الأولاد » قال : ما كان من مال حرام فهو شريك الشيطان ، . . . و يكون مع الرجل حين يجامع فيكون ( الولد ) من نطفته و نطفة الرجل إذا كان حراماً ;

محمدبن مسلم گويد: از امام باقر(ع) در باره شركت شيطان در سخن خداوند «و شاركهم فى الأموال و الأولاد» پرسيدم، فرمود: آنچه از مال حرام است «سهم الشركة» شيطان است شيطان است و هر گاه مجامعت حرامى صورت گيرد شيطان همراه مرد مى باشد، پس فرزند از نطفه شيطان و نطفه آن مرد پديد مى آيد».

18- « عن أبى عبدالله ( ع ) . . . [ فى قوله ] « و شاركهم فى الأموال و الأولاد » . . . قال : إن الشيطان ليجىء حتى يقعد من المرأة كما يقعد الرجل منها و يحدث كما يحدث و ينكح كما ينكح قلت : بأى شىء يعرف ذلك ؟ قال : بحبّنا و بغضنا ، من أحبّنا كان من نطفة العبد و من أبغضنا كان نطفة الشيطان ;

از امام صادق(ع) در باره[سخن خداوند]«و شاركهم فى الأموال و الأولاد» روايت شده است كه فرمود: همانا شيطان مى آيد و بر زنان مى نشيند، همان گونه كه مردان بر آنان مى نشينند و همان مى كنند كه آنان انجام مى دهند . ..[راوى مى گويد]گفتم: به چه چيزى اين مسأله شناخته مى شود؟ حضرت فرمود: به حبّ و بغض نسبت به ما. هر كس ما را دوست

بدارد، از نطفه پدرش مى باشد و هر كس بر ما بغض بورزد، از نطفه شيطان مى باشد».

19- « قال الصادق ( ع ) : من لم يبال ما قال و ما قيل فيه فهو شرك شيطان ، و من لم يبال أن يراه الناس مسيئاً فهو شرك شيطان ، و من اغتاب أخاه المؤمن من غير ترة بينهما فهو شرك شيطان ، و من شغف بمحبة الحرام و شهوة الزنا فهو شرك شيطان . . . ;

امام صادق(ع) فرمودند: كسى كه باكى ندارد كه چه مى گويد و يا در باره او چه گفته مى شود و كسى كه ترسى ندارد از اينكه مردم او را گناهكار ببينند ( در حال گناه ببينند) و كسى كه غيبت برادر مؤمنش را مى كند بدون اينكه بينشان دشمنى باشد و كسى كه محبت به حرام و شهوت زنا دلش را فرا گيرد; [اينها از مواردى است كه ]شيطان در او شركت داشته است. ..».

439- مشمولان ولايت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 63 - 8

8- امتهايى كه تحت تأثير اغواى شيطان ، تسليم انبيا نشدند ، تحت ولايت شيطانند .

أُمم من قبلك فزيّن لهم الشيطن أعملهم فهو وليّهم اليوم

440- مصونيت از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 17 - 1

1- خداوند ، آسمان را از شرّ هر شيطانى ، مصون داشته است .

و حفظنها من كلّ شيطن رجيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 99 - 1،3،8

1- شيطان ، از هرگونه سلطه گرى بر مؤمنان متوكل بر خدا ناتوان است .

الشيطن الرجيم . إنه ليس له سلطن على الذين ءامنوا و على ربّهم يتوكّلون

لفظ «سلطان» چون با «تنوين» آمده و بعد از حرف نفى قرار گرفته است، دلالت بر نفى مطلق مى كند.

3- تنها مؤمنان متوكل بر خداوند ، از سلطه شيطان در امانند .

إنه ليس له سلطن على الذين ءامنوا و على ربّهم يتوكّلون

برداشت فوق، با توجه به اين است كه آيه در مقام بيان نقش شيطان نسبت به تمامى انسانهاست و استثنا كردن مؤمنان متوكل - به صورت جمله وصفيه - دليل بر حصر است. گفتنى است آيه بعد (إنما سلطانه على الذين يتولّونه ...) مؤيد همين برداشت است.

8- « أبوبصير عن أبى عبدالله ( ع ) قال : قلت له : « فإذا قرأت القرآن فاستعذ بالله من الشيطان الرجيم انه ليس له سلطان على الذين آمنوا و على ربّهم يتوكلون » ؟ فقال : يا أبامحمد يسلط والله من المؤمن على بدنه و لايسلط على دينه . . . ;

ابو بصير گويد: از امام صادق(ع) در باره « فإذا قرأت القرآن فاستعذ بالله من الشيطان الرجينم إنه ليس له سلطان على الذين

آمنوا و على ربّهم يتوكلون» سؤال كردم، پس حضرت فرمود: اى ابامحمد! به خدا سوگند [شيطان] بر بدن مؤمن مسلط مى شود، ولى بر دين او مسلط نمى شود. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 100 - 4

4- تنها مؤمنان و متوكلان بر خدا ، رهيده از سلطه شيطانند .

ليس له سلطن على الذين . .. إنما سلطنه على الذين يتولّونه و الذين هم به مشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 64 - 6

6- مصونيت برخى انسان ها از تحريك شدن به وسيله نغمه ها و تبليغات شيطانى

استفزز من استطعت منهم بصوتك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 65 - 1،5،12

1- بندگان مقرب خدا ، مصون از سلطه شيطان هستند .

إن عبادى ليس لك عليهم سلطن

5- عبوديت و بندگى خداوند ، بيمه كننده و نيروبخش آدميان در برابر وسوسه ها و لشكركشى هاى شيطان

لأحتنكنّ ذريّته . .. إن عبادى ليس لك عليهم سلطن

12- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تحت ربوبيت ويژه خداوند و مصون از سلطه و نفوذ شيطان

إن عبادى ليس لك عليهم سلطن و كفى بربّك وكيلاً

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «ك» در «ربّك» چنانكه مفسّران نيز احتمال داده اند پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد. بنابراين، با اينكه خداوند سلطه شيطان بر بندگان خود را منتفى دانسته است، اختصاص به ذكر پيامبر(صلی الله علیه و آله) پس از آن، مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.

441- مغضوبان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 98 - 4

4- انسان به هنگام قراءت قرآن ، در معرض هجوم و خشم شيطان است .

فإذا قرأت القرءان فاستعذ بالله من الشيطن الرجيم

442- مكارى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 208 - 9

9 - فريبكارى و وسوسه شيطان ، از راه هاى گوناگون و تدريجى است .

و لا تتبعوا خطوات الشيطان

كلمه «خطوات» كه به معنى «گامها» است ; بيانگر راههاى متعدّد شيطان براى فريبكارى است. و چون گامها هميشه يكى پس از ديگرى برداشته مى شود، حكايت از تدريجى بودن آن مى كند.

443- مكان زندگى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 25 - 2

2 - زمين، عرصه حيات و مرگ شياطين نيست.

قال فيها تحيون و فيها تموتون و منها تخرجون

تكرار كلمه «قال» (قال اهبطوا . .. قال فيها تحيون) مى تواند اشاره به تغيير مخاطب در دو جمله «اهبطوا ... » و «فيها تحيون» داشته باشد. در آيه قبل انسانها و نيز شيطان مورد خطاب بودند و در اين آيه تنها انسانها مخاطب هستند. و شياطين مورد خطاب نيستند. بنابراين مى توان گفت زمين عرصه حيات و مرگ شياطين نيست.

444- مكان مبارزه با شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 7

7- جايگاه عبادت و راز و نياز با خدا ، ميدان نبرد با شيطان و ديگر موانع راه خدا *

المحراب

در وجه نام گذارى «محراب» گفته شده است كه نمازگزار در آن جا، با شيطان محاربه مى كند. هم چنين با پيداكردن حضور قلب با نفس خود مى جنگد (مصباح).

445- مكان مرگ شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 25 - 2

2 - زمين، عرصه حيات و مرگ شياطين نيست.

قال فيها تحيون و فيها تموتون و منها تخرجون

تكرار كلمه «قال» (قال اهبطوا . .. قال فيها تحيون) مى تواند اشاره به تغيير مخاطب در دو جمله «اهبطوا ... » و «فيها تحيون» داشته باشد. در آيه قبل انسانها و نيز شيطان مورد خطاب بودند و در اين آيه تنها انسانها مخاطب هستند. و شياطين مورد خطاب نيستند. بنابراين مى توان گفت زمين عرصه حيات و مرگ شياطين نيست.

446- مكر شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 120 - 2

2 - وعده هاى شيطان ، جز دروغ و فريب نيست .

يعدهم و يمنيهم و ما يعدهم الشيطن الا غروراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 22 - 1

1 - شيطان با فريبكاريها و سوگند دروغ، آدم و حوا را به پاى درخت ممنوع كشاند تا از ثمره آن تناول كنند.

و قاسمهما . .. فدليهما بغرور

«تدلية»، مصدر «دلىّ»، به معناى فرستادن است، و مراد از آن نزديك كردن آدم و حوا به شجره نهى شده براى خوردن از آن است. كلمه «غرور» مى تواند مصدر و به معناى فريب دادن باشد و مى تواند جمع غار (فريبنده) باشد، و مراد از آن سخنان دروغين و باطلى باشد كه شيطان با سوگند به آدم و حوا القا كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 3

3 - فريبكاريهاى شيطان، عامل خروج آدم و حوا از بهشت شد.

كما أخرج أبوبكم من الجنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 1

1 - شيطان ، عنصرى فريبكار

و إذ زين لهم الشيطن أعملهم

447- منشأ مخالفت با شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 21 - 17

17 - هيچ كس بيرون از مشيت خدا و بدون برخوردارى از فضل و رحمت او ، قادر بر مخالفت با شيطان و اجتناب از فحشا و منكرات نيست .

لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته ما زكى منكم من أحد أب

448- موانع اطاعت از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 83 - 17،20،22

17 - رهايى اكثريّت مسلمانان از پيروى شيطان ، مرهون فضل و رحمت خاص الهى است .

لو لا فضل اللّه عليكم و رحمته لاتبعتم الشيطان الّا قليلا

با توجه به زمينه آيات اين بخش از سوره، كه درباره غزوه بدر صغراست، معناى آيه با عنايت به استثنا، چنين است: تنها گروهى اندك از مسلمانان بدون هدايت ويژه خداوند به حكم ضرورت دفاع از اسلام، راهى نبرد شدند و شايعات توانمندى دشمن، آنان را از انجام وظيفه بازنداشت، بر خلاف بسيارى از آنان كه به سبب آن شايعات تصميمى بر شركت در نبرد نداشتند، ولى ارشادات پيامبر (صلی الله علیه و آله) عامل حركت آنان شد.

20 - نقش مؤثر رهبرى در جلوگيرى از انحرافات و پيروى از شيطان

و لو ردّوه الى الرّسول و الى اولى الامر منهم و لو لا فضل اللّه عليكم و رحمته لات

22 - رهايى مسلمانان از پيروى شيطان در اكثر امور ، مرهون فضل و رحمت خاص الهى

و لو لا فضل اللّه عليكم و رحمته لاتّبعتم الشّيطان الّا قليلا

بنابر اينكه «قليلا» صفت براى مصدر محذوف «اتّباعاً» باشد.

449- موانع اغواگرى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 53 - 12

12- به كارگيرى كلمات نيك و رفتار شايسته ، مانع نفوذ شيطان و از بين برنده زمينه هاى اختلاف و خصومت است . *

و قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن إن الشيطن ينزغ بينهم

بنابر اينكه امر الهى به گفتار نيك، به منظور پيشگيرى از نفوذ شيطان باشد، اين برداشت به دست مى آيد.

450- موانع پيروى از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 21 - 21

21 - توجه و اعتقاد به شنوا و دانا بودن خداوند به تمامى گفته ها و رفتار هاى نهان و آشكار آدمى ، بازدارنده وى از ارتكاب فحشا و منكرات و پيروى از شيطان

يأيّها الذين ءامنوا لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر ..

جمله «و اللّه سميع عليم» استينافيه تعليليه است و در مقام تعليل براى جملات پيشين مى باشد. بنابراين هشدار خداوند به شنوا و دانا بودن خويش، پس از نهى از پيروى شيطان، مى تواند به منظور بازداشتن انسان از گناه و فحشا و تضمين اين بازدارندگى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 62 - 5،6

5 - راه شيطان ، در تضاد با درك فطرى انسان

إنّه لكم عدوّ مبين

واژه «مبين» مى رساند كه انسان، براى درك دشمنى شيطان و نادرستى وسوسه ها و القائات وى، نياز به تأمل فراوان ندارد;

بلكه به آسانى با ذخاير فطرى و عقلى خود آن را در مى يابد.

6 - توجه به دشمنى ديرين و آشكار شيطان ، بازدارنده انسان از پيروى او

و لايصدّنّكم الشيطن إنّه لكم عدوّ مبين

451- موانع تأثير وسوسه هاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 6

6 - توجه به عهد ها و فرمان هاى الهى و به ياد داشتن همواره آن ، حفاظت كننده آدمى از گرفتار شدن در دام وسوسه هاى شيطانى است .

و لقد عهدنا . .. فنسى ... فأكلا منها

452- موانع دوستى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 36 - 3

3 - ياد خداوند ، ايمنى بخش انسان از سلطه شيطان و همدمى با او

و من يعش عن ذكر الرحمن نقيّض له شيطنًا فهو له قرين

453- موانع سلطه شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 99 - 2،4

2- ايمان آميخته با توكل بر خدا ، مانع هرگونه تسلط شيطان بر انسان است .

إنه ليس له سلطن على الذين ءامنوا و على ربّهم يتوكّلون

4- استعاذه به خداوند ، نوعى توكل بر او و مانع از تسلط شيطان است .

فاستعذ بالله من الشيطن الرجيم . إنه ليس له سلطن على الذين ءامنوا و على ربّهم ي

برداشت فوق، از جمله «إنه ليس له سلطان على الذين . .. يتوكلون» - كه تعليل براى «فاستعذ بالله ...» است - استفاده گرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 36 - 3،6

3 - ياد خداوند ، ايمنى بخش انسان از سلطه شيطان و همدمى با او

و من يعش عن ذكر الرحمن نقيّض له شيطنًا فهو له قرين

6 - ايمان آورندگان به قرآن و پيام وحى ، ايمن از سلطه شياطين

و من يعش عن ذكر الرحمن نقيّض له شيطنًا

برداشت ياد شده بنابر اين نكته است كه مراد از «ذكر»، قرآن باشد. شاهد آن، آيات پيشين است كه در مورد قرآن بود.

454- موانع نفوذ شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 175 - 12

12 - شيطان ناتوان از گمراه كردن كسانى كه معارف و آيات الهى را بخوبى بشناسند و به آنها پايبند باشند .

فانسلخ منها فأتبعه الشيطن

از اينكه شيطان پس از فاصله گرفتن بلعم باعورا به تعقيب او مى پرازد، معلوم مى شود پيش از آن به وى دسترسى نداشته و از گمراه كردن او ناتوان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 11

11 - كسانى كه دنياگرا نباشند و از پيروى هواهان نفسانى پرهيز كنند ، شيطان راه نفوذى در آنان نخواهد داشت .

فانسلخ منها فأتبعه الشيطن . .. و لو شئنا لرفعنه بها و لكنه أخلد إلى الأرض

آيه قبل شيطان را سوق دهنده بلعم به گمراهى معرفى كرد، و آيه مورد بحث بيان مى دارد كه اگر او دنياگرا و پيرو هواى خويش نبود، به درجات رفيع مى رسيد ; يعنى شيطان به تعقيب او نمى پرداخت. بنابراين تلاش شيطان براى گمراه سازى پس از تمايل آدمى به دنيا و هواى خويش است.

455- مؤاخذه اخروى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 39 - 9

9 - شياطين ، مورد مؤاخذه و مجازات در روز قيامت *

نقيّض له شيطنًا . .. أنّكم فى العذاب مشتركون

عذاب شدن شياطين، مى تواند دال بر تكليف آنان باشد.

456- مؤمنان و پيروى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 21 - 12

12 - مؤمنان نيز همچون ديگر مردمان ، در معرض پيروى از شيطان و گرفتار شدن به زشتى ها و ناپسندى ها ( فحشا و منكرات ) قرار دارند .

يأيّها الذين ءامنوا لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر

هشدار خداوند به مؤمنان از ارتكاب به فحشا و منكر و پيروى از شيطان، گوياى حقيقت ياد شده است.

457- مؤمنان و شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 122 - 4

4 - مؤمنان داراى اعمالِ صالح ، خارج از نفوذِ ولايت شيطان هستند .

و من يتخذ الشيطن ولياً . .. و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

چون پذيرندگان ولايت شيطان، اهل دوزخ شمرده شدند و در مقابل، مؤمنان صالح به بهشت وعده داده شده اند، معلوم مى شود كه مؤمنان هرگز ولايت شيطان را نپذيرفته اند.

458- نجات از سلطه شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 65 - 11

11- تنها خداوند مى تواند انسان ها را از سلطه و نفوذ شيطان نجات بخشد .

ليس لك عليهم سلطن و كفى بربّك وكيلاً

459- نجات از وسوسه هاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 61 - 5

5 - پرهيز از شرك و رهايى از وسوسه هاى شيطان ، مقدمه و پيش شرط ورود به آستان بندگى خدا و گام نهادن در صراط مستقيم الهى است .

ألم أعهد إليكم يبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطن . .. و أن اعبدونى هذا صرط مستقيم

از تقدم توصيه خداوند به پرهيز از اطاعت شيطان، بر فرمان به عبادت خالص خدا و دعوت به صراط مستقيم، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

460- نشانه هاى پيروى از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 2

2 - سوگند بر ترك نيكى و انفاق به خويشاوندان ، مستمندان و مهاجران ، به صرف لغزش گذشته آنان ، نشانه تأثير پذيرى از وسوسه شيطان و پيروى از او است .

لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى

جمله «و لايأتل. ..» مى تواند عطف بر «و لاتتّبعوا خطوات الشيطان...» - از نوع عطف خاص بر عام - باشد كه حاكى از اهميت موضوع مورد بحث خاص است. بر اين اساس معنا و پيام آيه چنين خواهد شد: «اى مؤمنان! از گام هاى شيطان، بويژه اگر شما را به ترك انفاق خويشاوندان و ... فرا بخواند پيروى نكنيد».

461- نشانه هاى دشمنى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 12 - 10

10- نفوذ شيطان در انسان ها و ترغيب آنان به نفاق ، دروغ پردازى ، فريب كارى و طرح توطئه هاى شوم ، نمودى از دشمنى آشكار او با ايشان است .

إن الشيطن للإنسن عدو مبين . .. اقتلوا يوسف ... أرسله معنا غدًا يرتع و يلعب و إ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 50 - 23

23- تمرد شيطان از سجده بر آدم ، نمايانگر عداوت او با آدميان است .

فسجدوا إلاّ إبليس . .. و هم لكم عدوٌّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 3

3 - تزيين اعمال زشت و ناروا ، از راه هاى اغواگرى شيطان و نمودى از دشمنى او نسبت به انسان

و لايغرنّكم باللّه الغرور . إنّ الشيطن لكم عدوّ... أفمن زيّن له سوء عمله فرءاه

462- نشانه هاى نفوذ شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 12

12 - برهنگى و بى حيايى جوامع بشرى نشانه نفوذ شيطان و سلطه وى بر آنان است.

لا يفتننكم الشيطن . .. ينزع عنهما لباسهما ليريهما سوءتهما

463- نفرت از شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 38 - 4

4 - اظهار نفرت گمراهان ، از شياطين و وسوسه گران خويش ، در صحنه قيامت و هنگام حضور در پيشگاه خداوند

حتّى إذا جاءنا قال يليت بينى و بينك بعد المشرقين فبئس القرين

464- نفوذ شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 3

3 - نيكو پنداشتن اعمال ناهنجار ، نشانى از نفوذ شيطان در افكار آدمى

و إذ زين لهم الشيطن أعملهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 12 - 10

10- نفوذ شيطان در انسان ها و ترغيب آنان به نفاق ، دروغ پردازى ، فريب كارى و طرح توطئه هاى شوم ، نمودى از دشمنى آشكار او با ايشان است .

إن الشيطن للإنسن عدو مبين . .. اقتلوا يوسف ... أرسله معنا غدًا يرتع و يلعب و إ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 53 - 6

6- شيطان ، همواره در ميان انسان ها به منظور فتنه انگيزى و فسادگرى ، نفوذ و رخنه مى كند .

إن الشيطن ينزغ بينهم

«نزغ» در لغت به معناى «ورود در امرى براى فسادانگيزى» و نيز«فريب و خدعه» است (مفردات راغب و لسان العرب).

465- نفوذ شيطان به آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 17 - 4

4- شيطان ، موجودى قدرتمند و توانا بر صعود و نفوذ بر آسمانها

و حفظنها من كلّ شيطن رجيم

466- نفى سلطه شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 7،9،10

7- شيطان در قيامت به پيروان گمراه خويش اعلام خواهد كرد كه وى هيچ سلطه اى بر آنها ندارد و صرفاً آنان به دعوت او پاسخ مثبت داده اند .

و قال الشيطن . .. و ما كان لى عليكم من سلطن إلاّ أن دعوتكم فاستجبتم لى

9- دعوت و القاى شيطان از انسان سلب اختيار نمى كند و او مسؤول اعمال خويش خواهد بود .

و ما كان لى عليكم من سلطن إلاّ أن دعوتكم فاستجبتم لى فلاتلومونى و لوموا أنفسكم

10- تلاش شيطان براى گمراهى و اغواى انسان ها ، محدود به دعوت و القاست ، نه غلبه و اجبار

و ما كان لى عليكم من سلطن إلاّ أن دعوتكم فاستجبتم لى

«سلطان» اسم مصدر «سلط» و به معناى قهر و غلبه است.

467- نقش شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 36 - 1،3،6

1 - شيطان با ترغيب آدم ( ع ) و حوا به بهره گيرى از شجره منهيه ، آنان را به لغزش و نافرمانى خداوند كشانيد .

فأزلّهما الشيطن عنها

«ازلال» (مصدر ازلّ) به معناى: لغزانيدن و به گناه واداشتن است. ضمير در «عنها» مى تواند به «الجنة» برگردد; يعنى، شيطان آدم(ع) و حوا را با واداشتن به لغزش و گناه از بهشت دور ساخت و نيز مى تواند به «الشجرة» برگردد; يعنى، شيطان، آدم(ع) و حوا را به گناه وادار كرد، گناهى كه سرچشمه اش آن درخت ممنوعه بود. برداشت فوق بر اساس دومين احتمال است.

3 - شيطان و اغواگرى هاى او سبب خروج آدم ( ع ) و حوا از بهشت شد .

فأخرجهما مما كانا فيه

6 - شيطان عنصرى اغواگر و انسان موجودى اغواپذير است .

فأزلهما الشيطن عنها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 169 - 1،2،9

1 - شيطان ، با وسوسه هاى خويش انسان ها را به كار هاى بد و شنيع ( گناهان كوچك و بزرگ ) ترغيب مى كند .

إنما يأمركم بالسوء و الفحشاء

«امر» به معناى فرمان دادن است و در آيه شريفه - به مناسبت حكم و موضوع - مراد از آن وسوسه كردن و مانند آن مى باشد. «فحشا» به بدى و زشتى بيش از حد گفته مى شود كه مى توان از آن به گناه بزرگ تعبير كرد و به قرينه مقابله، مراد از «سوء» گناه كوچك است.

2 - شيطان ، ترغيب كننده آدميان به افترا بستن به خداوند ( بدعت گذارى و تحريف احكام دين )

إنما يأمركم . .. أن تقولوا على اللّه ما لاتعلمون

«قول» و مشتقات آن هرگاه با «على» متعدى شود به معناى نسبت دادن و افترا بستن است.

9 - شيطان ، وادار كننده انسان ها به شركورزى و ترغيب كننده آنها به دوستى با سران شرك و پيروى از آنان *

و من الناس من يتخذ من دون اللّه أنداداً . .. إنما يأمركم بالسوء و الفحشاء

از مصداقهاى مورد نظر براى «سوء» و «فحشاء» به قرينه آيات قبل، شرك ورزى و . .. است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 275 - 1،5

1 - رباخواران ، همچون شيطان زدگان آشفته ، ديوانه و پريشان

الّذين يأكلون الرّبوا لا يَقُومونَ الاّ كما يقوم الّذى يتخبّطه الشّيطان من المسّ

با توجّه به معناى لغوى «تخبّط» كه ديوانگى و پريشانى است. (التّخبط المس بالجنون و التخيل).

5 - دخالت شيطان در اختلالات روانى

كما يقوم الّذى يتخبّطه الشّيطان من المسّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 1،6،8

1 - شيطان با ايجاد ترس و وحشت ، دوستانش را از شركت در جهاد بازمى دارد .

انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

6 - شيطان مؤمنان را از رويارويى با دوستانش مى ترساند .

انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

بنابر اينكه مفعول اوّل از فعل «يخوّف»، يعنى «كُم»، در تقدير باشد. يعنى شيطان شما را از دوستانش مى ترساند. جمله «فلا تخافوهم»، اين احتمال را تأييد مى كند.

8 - ايجاد ترس از دشمن در دل هاى مؤمنان مجاهد ، كار شيطان است .

انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 60 - 15

15 - شياطين و طاغوت ها ، عناصرى در برابر حكومت پيامبران الهى

الم تر الى الّذين يزعمون . .. و يريد الشّيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 7،8،10،24

7 - شيطان ، برانگيزنده مردم به قطع كردن و شكافتن گوش چهارپايان براى حرام پنداشتن استفاده از آنها

و لامرنهم فليبتكن ءاذن الأنعم

«يبتك» از مصدر «تبتيك» به معناى شكافتن و قطع كردن است. در ميان مشركان جاهلى رسم بوده كه گوش دام را قطع مى كردند و يا مى شكافتند تا نشانه حرمت گوشت او يا حرمت باركشى از آن باشد.

8 - شيطان ، دعوت كننده آدمى به حرام كردن حلال هاى خداوند

و لامرنهم فليبتكن ءاذن الأنعم

10 - شيطان ، در صدد وادار ساختن انسان ها به تغيير مخلوقات الهى ( همانند تبديل كردن زن به مرد و . . . )

و لامرنهم فليغيرن خلق اللّه

24 - شيطان ، برانگيزنده مردمان به تحريف دين خدا

لامرنهم فليغيرن خلق اللّه

امام باقر(ع) در مورد «خلق اللّه» در آيه فوق فرمود: دين اللّه.


تفسير عياشى، ج 1، ص 276، ح 276; تفسير برهان، ج 1، ص 416، ح 4.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 91 - 1،2،3،7

1 - شيطان همواره در صدد ايجاد دشمنى و كينه توزى ميان اهل ايمان

انما يريد الشيطن ان يوقع بينكم العدوة و البغضاء

2 - شراب و قمار ، ابزار شيطان براى ايجاد كينه و عداوت

انما يريد الشيطن . .. فى الخمر و الميسر

3 - جامعه آلوده به دشمنى و كينه توزى ، جامعه اى شيطان زده و مطرود در پيشگاه خداوند

انما يريد الشيطن ان يوقع بينكم العدوة و البغضاء

7 - شيطان همواره در صدد بازدارى مؤمنان از ياد خدا و برپايى نماز

انما يريد الشيطن . .. فى الخمر و الميسر و يصدكم عن ذكراللّه و عن الصلوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 43 - 10

10 - شيطان مانع رشد و كمال و تضرع انسان به درگاه خداوند

فلولا إذ جاءهم بأسنا تضرعوا . .. و زين لهم الشيطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 9،12،13

9 - شيطان عامل فراموشكارى انسان در مورد تكاليف الهى است.

و إما ينسينك الشيطن

12 - شيطان داراى توان تأثير و نفوذ در فعاليتهاى ذهنى آدمى است.

و إما ينسينك الشيطن

فراموشى حالتى است كه بر انسان عارض مى شود. در اينجا به وجود آمدن اين حالت به شيطان اسناد شده است و لذا برداشت فوق استفاده مى شود.

13 - شيطان در صدد است حكم حرمت حضور در مجلس ياوه گويان مغالطه گر درباره دين فراموش شود.

و إما ينسينك الشيطن

نون «ينسينك» زايده در «اما»، كه براى تأكيد مى باشد، بيانگر اين است كه شيطان در صدد به فراموشى كشاندن انسان در اين گونه موارد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 142 - 12

12 - عن أبى جعفر(ع): ان اصحاب محمّد(صلی الله علیه و آله) قالوا: يا رسول الله . .. إذا كنا عندك فذكرتنا و رغبتنا و جلنا و نسينا الدنيا و زهدنا ... فاذا خرجنا من عندك و دخلنا هذه البيوت و شممنا الاولاد و رأينا العيال و الاهل يكاد أن نحول عن الحال التى كنا عليها عندك ... فقال لهم رسول الله(صلی الله علیه و آله): ... إن هذه خطوات الشيطان فيرغبكم فى الدنيا ... .

از امام باقر(ع) روايت شده كه ياران رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به آن حضرت عرض كردند: . .. هنگامى كه ما نزد شما هستيم و ما را

متذكر مى كنيد و ترغيب مى نمائيد احساس ترس مى كنيم و دنيا را فراموش كرده و زهد مىورزيم ... اما چون از نزد شما خارج مى شويم و به خانه هاى خود مى رويم و فرزندان و خانواده را مى بينيم، نزديك است از آن حال معنوى كه نزد شما داشتيم برگرديم ... رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: ... اين از گامهاى شيطان است كه شما را به دنيا ترغيب مى كند ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 20 - 10

10 - شيطان، تكليف الهى را در نظر آدم و حوا مانع تكامل و پيشرفت آنان جلوه داد.

ما نهيكما ربكما . .. إلا أن تكونا ملكين

«أن تكونا . .. » به تقدير كراهية، مفعول له براى «ما نهاكما» است. بنابراين معناى آيه چنين مى شود: خداوند بدان جهت كه فرشته نشويد و يا جاودانه نگرديد، شما را از خوردن ثمره آن درخت بازداشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 1،5،7،11،12

1 - شيطان همواره در صدد اغواى فرزندان آدم (انسانها) است.

يبنى ءادم لا يفتننكم الشيطن

5 - شيطان، عنصرى فريبكار و انسان، موجودى اغواپذير

يبنى ءادم لا يفتننكم الشيطن كما أخرج أبويكم من الجنة

7 - شيطان عامل برهنگى آدم و حوا و برملا سازنده زشتيهاى آنان در بهشت

ينزع عنهما لباسهما ليريهما سوءتهما

11 - شيطان در صدد برملا ساختن زشتيهاى آدميان و كندن لباس تقواى ايشان است.

ينزع عنهما لباسهما ليريهما سوءتهما

هشدار به فريبكارى شيطان و مطرح كردن برهنه سازى آدم و حوا پس از بيان ارزش برتر لباس تقوا، بيدارباشى است به آدميان كه شيطان در تلاش است تا جامه تقوا را از اندام و قلب و روح آنان به درآورد.

12 - برهنگى و بى حيايى جوامع بشرى نشانه نفوذ شيطان و سلطه وى بر آنان است.

لا يفتننكم الشيطن . .. ينزع عنهما لباسهما ليريهما سوءتهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 175 - 8،10،11

8 - پيروى از شيطان موجب قرار گرفتن آدمى در زمره گمراهان مى شود .

فأتبعه الشيطن فكان من الغاوين

10 - شيطان در كمين انسان ها براى كشاندن آنان به مسلك گمراهان

فانسلخ منها فأتبعه الشيطن

عطف جمله «أتبعه . .. » بر «فانسلخ منها» به وسيله «فاء» دلالت بر اين دارد كه بين دور شدن بلعم باعورا از آيات الهى و تعقيب شدن از سوى شيطان فاصله اى نبوده است. و اين حكايت از در كمين بودن شيطان براى اغواگرى انسانها دارد.

11 - شيطان از عوامل گمراهى است .

فأتبعه الشيطن فكان من الغاوين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 200 - 1،2

1 - شيطان با وسوسه هاى خود همواره در صدد واداشتن انسان ها به تخلف از فرمان هاى خداوند است .

و إما ينزغنك من الشيطن نزغ

«نزغه» يعنى او را اندكى تحريك كرد و «نزغ» به كلامى گفته مى شود كه مايه تحريك شود. (لسان العرب). «من الشيطان» حال براى «نزغ» مى باشد. و مراد از «نزغ شيطان» وسوسه اوست، بنابراين «اما ينزغنك ... »، يعنى اگر وسوسه اى از سوى شيطان تو را تحريك كرد. گفتنى است با توجه به آيه قبل، مراد از تحريك، ترغيب كردن به مخالفت با دستورهاى خداوند است.

2 - پيامبران بزرگ نيز مطمع شيطان براى واداشتن آنان به تخلف از فرمان هاى خدا

و إما ينزغنك من الشيطن نزغ

«إما» مركب از «إن» شرطيه و «ما»ى زايده است. تأكيد جمله شرطيه با «ما»ى زايده و نون تأكيد ثقليه براى رساندن اين معناست كه شرط محقق خواهد شد. بنابراين «إما ينزغنك» يعنى اگر شيطان در صدد تحريك تو برآيد، كه برخواهد آمد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 201 - 1

1 - شيطان با گردش در پيرامون آدمى در صدد نفوذ در افكار او و القاى وسوسه هاى خويش است .

إذ امسهم طئف من الشيطن

«طائف» به كسى يا چيزى گفته مى شود كه پيرامون محورى در چرخش است. «من» در «من الشيطان» مى تواند بيانيه باشد. بر اين مبنا «طائف» همان شيطان است ; يعنى شيطان در پيرامون قلبها مى چرخد. همچنين «من» مى تواند نشويه باشد كه در اين صورت مراد از «طائف» وسوسه هاى شيطانى است كه براى جايگير شدن گرداگرد قلبها مى چرخد تا راه نفوذ بيابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 202 - 2،3

2 - شياطين ، بى تقوايان را به گمراهى مى كشانند و آنان را در ضلالت فرو مى برند .

و إخونهم يمدونهم فى الغى

ضمير فاعلى در «يمدونهم» به شياطين برمى گردد و ضمير مفعولى به «اخوان»، يعنى «و اخوان الشياطين يمدهم الشياطين فى الغى». «مد» (مصدر يمدون) به معناى كشيدن است و آوردن «فى» به جاى «إلى» براى رساندن اين معناست كه شيطان بى تقوايان را به عمق گمراهى مى برد.

3 - شيطان پس از گمراه ساختن بى تقوايان آنان را در ر ها نمى كند و همچنان در منجلاب گمراهى نگه مى دارد .

ثم لايقصرون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير در «لايقصرون» به شيطان بازگردانده شود. «اقصار» (مصدر يقصرون) به معناى دست برداشتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 8،10،12

8 - برخى از مجاهدان بدر گرفتار پليدى و نگرانيهايى از سوى شيطان بودند .

و يذهب عنكم رجز الشيطن

10 - نزول باران در آستانه جنگ بدر براى تطهير مجاهدان ، زمينه ساز برطرف شدن نگرانى ها و وسوسه هاى ايجاد شده از سوى شيطان

و ينزل عليكم . .. و يذهب عنكم رجز الشيطن

12 - شيطان ، مايه پليدى ها و ناپاكيها

ليطهّركم به و يذهب عنكم رجز الشيطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 4،6

4 - شيطان با توصيف كافران بدر به شكست ناپذيران ، آنان را عليه مسلمانان تشجيع كرد .

و قال لا غالب لكم اليوم من الناس

6 - شيطان ، خط دهنده به جبهه كفر در جنگ بدر

و إذ زين لهم الشيطن أعملهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 5 - 19

19- شيطان ، در ايجاد دشمنى ميان انسان ها و واداشتن آنان به مكر و حيله عليه يكديگر ، نقشى بسزا دارد .

فيكيدوا . .. إن الشيطن للإنسن عدو مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 12 - 10

10- نفوذ شيطان در انسان ها و ترغيب آنان به نفاق ، دروغ پردازى ، فريب كارى و طرح توطئه هاى شوم ، نمودى از دشمنى آشكار او با ايشان است .

إن الشيطن للإنسن عدو مبين . .. اقتلوا يوسف ... أرسله معنا غدًا يرتع و يلعب و إ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 42 - 9،10

9- شيطان ، عامل فراموشى ساقى از يادآور شدن يوسف ( ع ) نزد پادشاه

فأنسيه الشيطن ذكر ربه

10- نقش مؤثر شيطان در فراموش كارى انسان

فأنسيه الشيطن ذكر ربه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 100 - 22،23،25

22- شيطان از عوامل ايجاد عداوت و كينه

من بعد أن نزغ الشيطن بينى و بين إخوتى

23- شيطان عنصرى اغواگر و انسان موجودى اغواپذير

من بعد أن نزغ الشيطن بينى و بين إخوتى

25- خداوند ، منشأ نعمت ها و تحقق نيكى ها و شيطان ، ترغيب كننده به فساد ها و تباهيهاست .

قد أحسن بى إذ أخرجنى من السجن و جاء بكم من البدو من بعد أن نزغ الشيطن بينى و بي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 2،9

2- رهبران مستكبر و پيروانشان ، سرانجام در قيامت شيطان را مسبب اصلى گمراهى خويش قلمداد مى كنند .

فقال الضعفؤا للذين استكبروا . .. قالوا ... و قال الشيطن لمّا قضى الأمر إنّ الل

ذكر سخنان شيطان در قيامت خطاب به گمراهان، پس از ذكر جريان مستكبران و پيروانشان، احتمال دارد از اين جهت باشد كه آنان گمراهى خويش را به شيطان نسبت مى دهند و او درصدد پاسخ گويى برمى آيد.

9- دعوت و القاى شيطان از انسان سلب اختيار نمى كند و او مسؤول اعمال خويش خواهد بود .

و ما كان لى عليكم من سلطن إلاّ أن دعوتكم فاستجبتم لى فلاتلومونى و لوموا أنفسكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 100 - 7

7- شيطان ، عامل اصلى شرك به خداوند است .

و الذين هم به مشركون

برداشت فوق، بر اين احتمال است كه ضمير «به» به شيطان برگردد و «باء» دال بر سببيت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 63 - 7

7- شيطان ، براى عدمِ ملاقات موسى و خضر ( ع ) تلاش مى كرد .

فإنّى نسيت . .. و ما أنسنيه إلاّ الشيطن أن أذكره

همسفر موسى با ادات حصر، فراموشى خود را، تنها، به شيطان منتسب كرد; يعنى، هيچ عاملِ ديگرى در كار نبوده است. لذا اين نتيجه به دست مى آيد كه شيطان، به هر طريق، مى خواسته كه مانع ملاقات موسى و خضر(ع) شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 44 - 3

3- شيطان ، سردمدار دعوت مردم به شرك و بت پرستى است .

لِمَ تعبد ما لايسمع . .. لاتعبد الشيطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 68 - 3

3- شيطان ، ترويج كننده كفر و انكار معاد

و يقول الإنس(ن . .. لنحشرنّهم والشيطين

يادكردن از شيطان در اين آيه به عنوان همراه و هم دوش كافران در صحنه قيامت، گوياى نقش شيطان در كفرورزى ها و

سردمدارى او در اين صحنه ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 120 - 13

13 - شيطان ، نمى تواند انسان را به خواسته هاى خويش مجبور سازد .

فوسوس . .. هل أدّلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 123 - 4

4 - شيطان با وسوسه و اغواگرى خود ، زمينه ساز اخراج آدم و حوا از بهشت و هبوط آنان به زمين گرديد .

فوسوس إليه الشيطن . .. قال اهبطا منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 97 - 7

7 - شيطان ، مظهر وسوسه گرى و انحراف و داراى افراد و نيرو هاى متعدد

أعوذ بك من همزت الشيطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 29 - 6

6 - شيطان ، درافكننده آدمى به پست ترين مراتب ذلت و خوارى

و كان الشيطن للإنسن خذولاً

«خذول» صيغه مبالغه از ماده «خذلان» است; يعنى، شديدترين مرحله خوارى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 210 - 1،2

1 - شياطين ، فاقد كمترين نقش و دخالت در نزول آيات قرآن

و ما تنزّلت به الشيطين

2 - اتهام مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر دريافت قرآن از شياطين

و ما تنزّلت به الشيطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 24 - 10

10 - زيبا جلوه دادن اعمال گمراهان در نظرشان ، از شيوه هاى اغواگرى شيطان

و زيّن لهم الشيطن أعملهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 15 - 13،15

13 - شيطان ، دشمن انسان و عامل گمراهى وى

إنّه عدوٌّ مضلّ

15 - قتل ناخواسته فرد قبطى به وسيله موسى ( ع ) ، نمود دشمنى و گمراه گرى شيطان

هذا من عمل الشيطن إنّه عدوٌّ مضلّ مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 38 - 10

10 - شيطان ، قوم عاد و ثمود را ، از راه خدا بازداشت .

و زيّن لهم الشيطن أعملهم فصدّهم عن السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 21 - 14

14 - شيطان ، بازدارنده انسان ها از تبعيت از دين است .

اتّبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتّبع . .. أوَ لو كان الشيطن يدعوهم إلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 5 - 7

7 - شيطان ، موجودى بسيار فريبكار

و لايغرنّكم باللّه الغرور

«غرور» صيغيه مبالغه و به معناى بسيار فريبكار است و به قرينه آيه بعد مقصود از آن شيطان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 6 - 5

5 - نقش شيطان ، فريب كارى و فراخواندن به بدى است .

إنّما يدعوا حزبه ليكونوا من أصحب السعير

برداشت ياد شده، از آن جا است كه در اين آيه نسبت به تلاش شيطان، تعبير «دعوت» به كار رفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 2

2 - شيطان ، زيبا جلوه دهنده رفتار زشت مردم در نگاه آنان است .

و لايغرنّكم باللّه الغرور . إنّ الشيطن لكم عدوّ... أفمن زيّن له سوء عمله فرءاه

فعل «زُيّن» مجهول و فاعل آن ذكر نشده است ولى به قرينه آيات پيشين، به دست مى آيد كه فاعل و تزيين كننده، شيطان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 60 - 4،6

4 - امر و نهى كردن و فرمان دادن ، نقش شيطان در ارتباط با انسان ها است .

ألم أعهد إليكم يبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطن

با توجه به كاربرد «عبادت» در معناى «اطاعت» (در آيه شريفه)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

6 - نقش شيطان ، در پيدايش جرم و تبه كارى در ميان بنى آدم

أيّها المجرمون . ألم أعهد إليكم يبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطن

سرزنش كردن مجرمان به علت اطاعت از شيطان، مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه شيطان، مشوق و تحريك كننده انسان به انجام جرم و تبه كارى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 62 - 1،2

1 - گروه بسيارى از انسان ها به دست شيطان گمراه شدند .

ألم أعهد إليكم يبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطن . .. و لقد أضلّ منكم جبلاًّ كثيرًا

«جبلّ» اسم جمع و مشتق از «جبل» (خلق) است و به معناى گروهى از مردم مى باشد.

2 - شيطان ، از عوامل گمراهى انسان ها

و لقد أضلّ منكم جبلاًّ كثيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 25 - 7

7 - دشمنان خدا ، گرفتار شياطين و تحت نفوذ تبليغات گسترده آنها

و قيّضنا لهم قرناء فزيّنوا لهم ما بين أيديهم و ما خلفهم

با توجه به اين كه بسيارى از مفسران «قرناء» را شياطين دانسته اند، مطلب بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 36 - 2

2 - شيطان ، محرك انسان ها به نزاع ، دشمنى و كشمكش

ادفع بالتى هى أحسن . .. و إمّا ينزغنّك من الشيطن نزغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 37 - 1

1 - شياطين ، مانع بازگشت انسان هاى غافل از ياد خدا به راه حق

و إنّهم ليصدّونهم عن السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 25 - 2،11،12

2- شيطان ، از موانع جدى گرايش آگاهان ، به حق و هدايت

من بعد ما تبيّن لهم الهدى الشيطن سوّل لهم

11- شيطان ، همواركننده راه گناه و كفر ، در نگاه انسان ها

الشيطن سوّل لهم

واژه «سوّل» ممكن است به معناى «سهّل» باشد.

12- شيطان ، يارى دهنده حق گريزان ، در روى گردانى از ايمان و هدايت

و أملى لهم

مفاد «أملى» ممكن است امداد و يارى رساندن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 23 - 5،6

5- شيطان مسلّط بر فرد كافر ، همراه با او تا لحظه حضور در دادگاه قيامت *

و قال قرينه هذا ما لدىّ عتيد

برداشت بالا بنابر اين نكته است كه مراد از «قرين» در اين آيه «شيطان» باشد كه بر منكران معاد تسلّط دارد و آنان را - آن گونه كه مى خواهد - منحرف ساخته و تا دادگاه قيامت وى را همراهى مى كند و در آن جا به مخاصمه با او برمى خيزد.

6- كافر ، دست پرورده شيطان *

و قال قرينه هذا ما لدىّ عتيد

برداشت ياد شده در صورتى است كه «قرين» به معناى شيطان باشد; چه اين كه در آيات بعد «قرين» اشاره به «شيطان» دارد. واژه «عتيد» مى رساند كه منكران معاد، دست آموز و دست پرورده شيطان اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 10 - 2،4

2 - منافقان ، ابراز دست شيطان و تحت تأثير القائات او

ألم تر إلى الذين نهوا عن النجوى . .. إنّما النجوى من الشيطن

4 - شيطان ، دشمن مؤمنان و در پى ناراحت و اندوهگين كردن آنان است .

إنّما النجوى من الشيطن ليحزن الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 19 - 2،4

2 - شيطان ، در صورت چيره شدن بر انسان ، خدا را از ياد او مى برد .

فأنسهم ذكر اللّه

4 - فراموش شدن خدا در زندگى منافقان ، نتيجه استيلاى شيطان بر آنان

استحوذ عليهم الشيطن فأنسهم ذكر اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 16 - 3،4

3 - شيطان ، محرك و مشوق اصلى انسان ها به كفر

كمثل الشيطن إذ قال للإنسن اكفر

با توجه به اين كه «شيطان» مشبه به است; نقش محورى او در تحريك به كفر استفاده مى شود.

4 - انسان در گرايش به كفر ، داراى آزادى و اختيارات بوده و وسوس هاى شيطان ، فقط در حد دعوت و انگيزش است .

إذ قال للإنسن اكفر فلمّا كفر

امر «اُكفر»، نشانگر نقش شيطان در انگيزش انسان است و معناى «كفر» با انتساب آن به خود انسان، بيانگر اختيار آدمى در انتخاب راه است.

468- نواهى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 60 - 4

4 - امر و نهى كردن و فرمان دادن ، نقش شيطان در ارتباط با انسان ها است .

ألم أعهد إليكم يبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطن

با توجه به كاربرد «عبادت» در معناى «اطاعت» (در آيه شريفه)، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

469- نهى از پيروى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 21 - 1

1 - خداوند ، مؤمنان را از پيروى شيطان و گام نهادن در راه او ، بر حذر مى دارد .

يأيّها الذين ءامنوا لاتتّبعوا خطوت الشيطن

470- نهى از عبادت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 60 - 1،10

1 - اطاعت نكردن از شيطان و تسليم نشدن در برابر او ، توصيه خداوند به فرزندان آدم

ألم أعهد إليكم يبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطن

بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «عهد» در آيه شريفه، «توصيه» است; زيرا در اين معنا - به ويژه آن گاه كه با «إلى» متعدى شود - بسيار به كار رفته است. مقصود از «عبادت شيطان» نيز، اطاعت و حرف شنوى از شيطان است; نه پرستش او. تعبير به عبادت مى تواند به اين دليل باشد كه او در برابر فرمان به عبادت خدا (و أن اعبدونى)، به عبادت خدايان ديگر فرمان مى دهد.

10 - ضرورت اطاعت نكردن از دشمن ، امرى است بديهى و روشن .

أن لاتعبدوا الشيطن . إنّه لكم عدوٌّ مبين

برداشت ياد شده از تعليل «إنّه لكم عدو مبين» استفاده مى شود; زيرا تعليل در چنين مواردى، حاكى از تعميم حكم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 44 - 1

1- حضرت ابراهيم ( ع ) ، آزر را از پرستش شيطان برحذر داشت .

يأبت لاتعبد الشيطن

471- وسوسه شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 208 - 9

9 - فريبكارى و وسوسه شيطان ، از راه هاى گوناگون و تدريجى است .

و لا تتبعوا خطوات الشيطان

كلمه «خطوات» كه به معنى «گامها» است ; بيانگر راههاى متعدّد شيطان براى فريبكارى است. و چون گامها هميشه يكى پس از ديگرى برداشته مى شود، حكايت از تدريجى بودن آن مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 20 - 5،8

5 - شيطان در وسوسه آدم و حوا، بازماندن آنها از فرشته شدن و جاودانگى را دليل تحريم خوردن از شجره نهى شده معرفى كرد.

إلا أن تكونا ملكين أو تكونا من الخلدين

8 - دروغ، اساس كار شيطان در وسوسه گرى و فريب دادن آدم و حوا

ما نهيكما ربكما . .. أو تكونا من الخلدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 200 - 1،3،6

1 - شيطان با وسوسه هاى خود همواره در صدد واداشتن انسان ها به تخلف از فرمان هاى خداوند است .

و إما ينزغنك من الشيطن نزغ

«نزغه» يعنى او را اندكى تحريك كرد و «نزغ» به كلامى گفته مى شود كه مايه تحريك شود. (لسان العرب). «من الشيطان» حال براى «نزغ» مى باشد. و مراد از «نزغ شيطان» وسوسه اوست، بنابراين «اما ينزغنك ... »، يعنى اگر وسوسه اى از سوى شيطان تو را تحريك كرد. گفتنى است با توجه به آيه قبل، مراد از تحريك، ترغيب كردن به مخالفت با دستورهاى خداوند است.

3 - پناه خواستن از خدا به هنگام مواجه شدن با وسوسه هاى شيطان ، فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إما ينزغنك . .. فاستغذ باللّه

6 - باور به شنوايى و آگاهى گسترده خداوند مايه التجا به او در برابر وسوسه گرى هاى شيطان

فاستغذ باللّه إنه سميع عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 201 - 1،2،3،4،6

1 - شيطان با گردش در پيرامون آدمى در صدد نفوذ در افكار او و القاى وسوسه هاى خويش است .

إذ امسهم طئف من الشيطن

«طائف» به كسى يا چيزى گفته مى شود كه پيرامون محورى در چرخش است. «من» در «من الشيطان» مى تواند بيانيه باشد. بر اين مبنا «طائف» همان شيطان است ; يعنى شيطان در پيرامون قلبها مى چرخد. همچنين «من» مى تواند نشويه باشد كه در اين صورت مراد از «طائف» وسوسه هاى شيطانى است كه براى جايگير شدن گرداگرد قلبها مى چرخد تا راه نفوذ بيابد.

2 - تقواپيشگان به هنگام مواجه شدن با شيطان و وسوسه هاى او ، فرمان هاى خدا را به ياد آورده و به راهى كه مسير تقواست ، واقف مى شوند .

إن الذين اتقوا إذ امسهم طئف من الشيطن تذكروا فإذا هم مبصرون

تذكر در اينجا به معناى توجه كردن و به خاطر آوردن دانسته هاست و مراد از دانسته ها، به قرينه آيه 199، اوامر الهى است. «ابصار» (مصدر مبصرون) به معناى بينا شدن و آگاهى يافتن است و مراد از آن به دليل «الذين اتقوا» قرار گرفتن در مسير تقواپيشگى و در نتيجه رهيدن از دام شيطان است.

3 - تقواپيشگان به هنگام احساس وسوسه گرى هاى شيطان با يادآورى فرمان خدا ( استعاذه ) به وى پناه مى برند و با بصيرت و آگاهى از دام شيطان مى رهند .

إذ امسهم طئف من الشيطن تذكروا فإذا هم مبصرون

در برداشت فوق، به قرينه «فاستعذ باللّه» در آيه قبل، متعلق «تذكروا» لزوم استعاذه گرفته شده است.

4 - باور به شنوايى و آگاهى خدا ، زمينه ساز دور ماندن از وسوسه هاى شيطان و رهيدن از دام اوست .

تذكروا فإذا هم مبصرون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه متعلق «تذكروا»، به قرينه فراز قبل (إنه سميع عليم)، شنوايى و آگاهى خداوند باشد.

6 - تقوا عامل توجه آدمى به خداوند و فرمان هاى او به هنگام وسوسه انگيزى هاى شيطان

إن الذين اتقوا إذ امسهم طئف من الشيطن تذكروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 10

10 - نزول باران در آستانه جنگ بدر براى تطهير مجاهدان ، زمينه ساز برطرف شدن نگرانى ها و وسوسه هاى ايجاد شده از سوى شيطان

و ينزل عليكم . .. و يذهب عنكم رجز الشيطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 6 - 1

1 - هشدار خداوند به همه انسان ها ، در رابطه با وسوسه و فريبكارى هاى شيطان

إنّ الشيطن لكم عدوّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 16 - 4

4 - انسان در گرايش به كفر ، داراى آزادى و اختيارات بوده و وسوس هاى شيطان ، فقط در حد دعوت و انگيزش است .

إذ قال للإنسن اكفر فلمّا كفر

امر «اُكفر»، نشانگر نقش شيطان در انگيزش انسان است و معناى «كفر» با انتساب آن به خود انسان، بيانگر اختيار آدمى در انتخاب راه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 4 - 6،7

6 - شيطان ، موجودى بس وسوسه گر و پنهان كار

من شرّ الوسواس الخنّاس

يكى از مصداق هاى مورد نظر براى «وسواس» - به قرينه كلمه «جِنّة» در آخر سوره - «شيطان» است.

7 - شيطان ، فريب كارى كه پس از القاى فكر پليد در انسان ، خود را كنار كشيده و متوارى مى شود .

من شرّ الوسواس الخنّاس

براى فعل «خَنَسَ» چند معنا ذكر شده است; از جمله: عقب نشينى كرد; بازگشت، متوارى و غايب شد (لسان العرب). براساس اين معانى، آيه شريفه ترسيمى از وسوسه گرى هاى شيطان دارد كه پس از هر وسوسه، خود را عقب كشيده، مخفى مى شود; تا آن وسوسه كار خود را كرده و زمينه را براى وسوسه بعدى فراهم سازد.

472- وسوسه هاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 268 - 9

9 - آزادىِ انسان در پذيرش دعوت خدا و يا وسوسه شيطان

الشّيطان يعدكم . .. و اللّه يعدكم مغفرة منه و فضلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 100 - 21

21- شيطان با وسوسه ها و دسيسه هاى خويش ، ميان يوسف ( ع ) و برادرانش فسادانگيزى كرد .

من بعد أن نزغ الشيطن بينى و بين إخوتى

«نزغ» به معناى تحريك كردن بر فساد است و مراد از «نزغ شيطان» وسوسه هايى است كه او براى ايجاد فساد به انسانها القا مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 65 - 1،5

1- بندگان مقرب خدا ، مصون از سلطه شيطان هستند .

إن عبادى ليس لك عليهم سلطن

5- عبوديت و بندگى خداوند ، بيمه كننده و نيروبخش آدميان در برابر وسوسه ها و لشكركشى هاى شيطان

لأحتنكنّ ذريّته . .. إن عبادى ليس لك عليهم سلطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 120 - 2،3

2 - شيطان ، موجودى وسوسه گر در دل هاى آدميان

فوسوس إليه الشيطن

3 - شيطان با وسوسه آدم در بهشت ، سعى در زمينه سازى براى اخراج آنان ازبهشت داشت .

فلايخرجنّكما . .. فوسوس إليه الشيطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 1،5

1 - آدم و حوا ( ع ) ، با وسوسه شيطان از درخت ممنوع شده تناول كردند .

فوسوس إليه الشيطن . .. فأكلا منها

5 - تأثيرپذيرى آدم از وسوسه شيطان و تناول از درخت ممنوع ، نمودى از فراموش كارى آدم از عهد الهى بود .

و لقد عهدنا . .. فنسى ... فأكلا منها

بيان داستان آدم و حوا، و خوردن از درخت ممنوع و پى آمدهاى آن، جملگى در توضيح نخستين آيه اين مجموعه و بيان فراموش كارى آدم(ع) در مورد عهد الهى و نبودن عزم جدى در او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 97 - 1،4،7

1 - استعاذه ( پناه بردن ) به خدا از وسوسه هاى شيطان ، از رهنمود هاى الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قل ربّ أعوذ بك من همزت الشيطين

«عوذ» (مصدر «أعوذ») به معناى پناه بردن و «همزة» (مفرد «همزات») به معناى وسوسه است.

4 - همه انسان ها ، حتى پيامبران ، در معرض هجوم وسوسه هاى شيطان

و قل ربّ أعوذ بك من همزت الشيطين

7 - شيطان ، مظهر وسوسه گرى و انحراف و داراى افراد و نيرو هاى متعدد

أعوذ بك من همزت الشيطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 24 - 5

5 - مردم سبا ، دلبسته و مفتخر به آداب و عقايد نادرست خود و گرفتار در دسيسه هاى شيطان

و زيّن لهم الشيطن أعملهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 62 - 3

3 - هشدار خداوند به فرزندان آدم ، درباره وسوسه هاى گمراه كننده شيطان

ألم أعهد إليكم يبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطن . .. و لقد أضلّ منكم جبلاًّ كثيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 7،8

7 - شيطان ، ايوب ( ع ) را به خاطر گرفتار بودنش در رنج و عذاب سخت وسوسه مى كرد .

أنّى مسّنى الشيطن بنصب و عذاب

«مسّ شيطان» به معناى وسوسه و نزديك شدن او براى فريب است و «باء» در «بنصب» براى سببيت است; يعنى، شيطان وقتى ايوب(ع) را گرفتار رنج و عذاب ديد، به وسوسه او پرداخت.

8 - شكوه ايوب ( ع ) به درگاه الهى ، از دست وسوسه هاى شيطان در مورد ابتلاى آن حضرت به سختى ها و رنج ها

إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الشيطن بنصب و عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 36 - 1،4،10

1 - لزوم استعاذه ( پناه بردن ) به خداوند ، در برابر وسوسه ها و تهييج هاى شيطان

و إمّا ينزغنّك من الشيطن نزغ فاستعذ باللّه

4 - تلاش شيطان ، در واداشتن مؤمنان و پيامبر (صلی الله علیه و آله) به انتقام جويى

ادفع بالتى هى أحسن . .. و إمّا ينزغنّك من الشيطن نزغ

تأكيد در فعل «ينزغنّك» اشعار به تلاش شيطان دارد و از آن جا كه اين آيه در پى توصيه به شيوه برخورد نيكو و به دور از انتقام جويى در برابر بدرفتارى ديگران آمده است، مطلب بالا استفاده مى شود.

10 - علم و آگاهى خداوند ، مقتضى استعاذه و پناه بردن به او در برابر وسوسه هاى شيطان

فاستعذ باللّه إنّه هو السميع العليم

473- وضوح اضلال شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 15 - 14

14 - دشمنى و گمراه گرى شيطان ، امرى روشن و غير قابل انكار

إنّه عدوٌّ مضلّ مبين

474- وضوح دشمنى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 15 - 14

14 - دشمنى و گمراه گرى شيطان ، امرى روشن و غير قابل انكار

إنّه عدوٌّ مضلّ مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 60 - 7،8

7 - شيطان ، دشمن مسلّم و آشكار انسان است .

إنّه لكم عدوٌّ مبين

8 - دشمنى شيطان نسبت به انسان ، امرى روشن و ترديدناپذير است .

أن لاتعبدوا الشيطن إنّه لكم عدوٌّ مبين

برداشت ياد شده از اين رو است كه جمله «إنّه لكم. ..» (يعنى مسلّم بودن دشمنى شيطان نسبت به انسان)، تعليل براى نهى از پيروى او قرار گرفته است و تعليل به امرى آن گاه صحيح است كه آن امر، از امور مسلّم و روشن باشد.

475- وعده شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 120 - 1،2،3،5

1 - وعده هاى دروغين و ايجاد آرزو هاى موهوم ، از روش هاى شيطان براى گمراه ساختن مردم

و لاضلنهم . .. يعدهم و يمنيهم و ما يعدهم الشيطن الا غروراً

2 - وعده هاى شيطان ، جز دروغ و فريب نيست .

يعدهم و يمنيهم و ما يعدهم الشيطن الا غروراً

3 - وعده هاى دروغين شيطان ، زمينه برانگيختن آرزو هاى پوچ در انسان

يعدهم و يمنيهم و ما يعدهم الشيطن الا غروراً

5 - دلخوشى به وعده ها و آرزو هاى شيطانى ، زيانى آشكار

فقد خسر خسراناً مبيناً. يعدهم و يمنيهم و ما يعدهم الشيطن الا غروراً

جمله «يعدهم و يمنيهم» دليل براى جمله «فقد خسر خسراناً مبيناً» است.

476- وعده هاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 64 - 14

14- وعده دادن و آرزوپرورى ، از شگرد هاى شيطان در به دام افكندن انسان

و شاركهم . .. و عدهم

477- ولايت بر پيروان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 63 - 8

8- امتهايى كه تحت تأثير اغواى شيطان ، تسليم انبيا نشدند ، تحت ولايت شيطانند .

أُمم من قبلك فزيّن لهم الشيطن أعملهم فهو وليّهم اليوم

478- ولايت شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 19

19 - مؤمنان مجاهد ، از اولياى خداوند و دور از ولايت شيطان هستند . *

انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه . .. ان كنتم مؤمنين

چون دشمنان دين (كافران و منافقان) از اولياى شيطانند، بنابراين مجاهدان، دور از ولايت شيطان و در نتيجه از اولياى خدا خواهند بود. گفتنى است كه برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «يخوّف اولياءه» به معناى «يخوفكم اولياءه» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 119 - 21

21 - انحراف در تفكر و ايجاد آرزو هاى باطل و سپس تحت فرمان گرفتن ، راه و روش شيطان براى اغواى مردم و سرپرستى آنان

و لاضلنهم و لامنينهم . .. و لامرنهم فليغيرن خلق اللّه و من يتخذ الشيطن ولياً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 122 - 4

4 - مؤمنان داراى اعمالِ صالح ، خارج از نفوذِ ولايت شيطان هستند .

و من يتخذ الشيطن ولياً . .. و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

چون پذيرندگان ولايت شيطان، اهل دوزخ شمرده شدند و در مقابل، مؤمنان صالح به بهشت وعده داده شده اند، معلوم مى شود كه مؤمنان هرگز ولايت شيطان را نپذيرفته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 28 - 5

5 - بدعتگذاران در دين، عناصرى پيرو شيطان و تحت ولايت او هستند.

إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لا يؤمنون . .. الله أمرنا بها

479- ويژگيهاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 120 - 2

2 - شيطان ، موجودى وسوسه گر در دل هاى آدميان

فوسوس إليه الشيطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 36 - 7

7 - شيطان در وسوسه و به انحراف كشاندن آدميان ، از توانى گسترده برخوردار است .

و إمّا ينزغنّك من الشيطن نزغ فاستعذ باللّه

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز در برابر وسوسه هاى شيطان، نيازمند به استعاذه و پناه بردن به

خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 4 - 6

6 - شيطان ، موجودى بس وسوسه گر و پنهان كار

من شرّ الوسواس الخنّاس

يكى از مصداق هاى مورد نظر براى «وسواس» - به قرينه كلمه «جِنّة» در آخر سوره - «شيطان» است.

480- هبوط شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 36 - 8

8 - خداوند به شيطان فرمان داد تا از بهشت خارج شود و به زمين فرود آيد .

و قلنا اهبطوا

«اهبطوا» - به صورت صيغه جمع - مى نماياند كه: خطاب در آن، علاوه بر آدم(ع) و حوا متوجه شخص و يا اشخاص ديگرى نيز هست. برخى بر اين نظر هستند كه شيطان نيز مخاطب آن امر بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 38 - 3

3 - خداوند ، شيطان را نيز از بهشت خارج كرد . *

قلنا اهبطوا منها جميعاً

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه: خطاب در «اهبطوا» علاوه بر آدم(ع) و حوا، شامل شيطان نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 24 - 1،2،4

1 - خداوند به آدم، حوا و شيطان فرمان داد تا از بهشت به زمين فروآيند.

قال اهبطوا بعضكم لبعض عدو

مفعول «اهبطوا» به قرينه «و لكم فى الأرض مستقر» كلمه «الأرض» است.

2 - هبوط آدميان و شيطان به زمين همراه با عداوت و دشمنى با يكديگر

قال اهبطوا بعضكم لبعض عدو

چنانچه مخاطب «اهبطوا»، آدم و حوا و شيطان باشد، مراد از «بعضكم لبعض»، شيطان از يكسو و آدميان از سوى ديگر است.

4- هبوط آدم، حوا و شيطان به زمين، كيفر تخلف آنان از فرمان خدا

فدليهما بغرور . .. قال اهبطوا بعضكم لبعض عدو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 123 - 2

2 - خداوند ، شيطان را به دليل وسوسه گرى و فريب دادن آدم ، از بهشت اخراج كرد و به فرود آمدن به زمين فرمان داد .

فوسوس إليه الشيطن . .. قال اهبطا منها جميعًا

برداشت ياد شده بر اين مبنا است كه مخاطب در «اهبطا» آدم و شيطان باشند.

481- هماهنگى پيروان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 6 - 7

7 - طرفداران و پيروان شيطان ، گروهى هم سو و هم نوا

إنّما يدعوا حزبه

از به كار رفتن تعبير «حزب» درباره طرفدارن و پيروان شيطان، برداشت ياد شده به دست مى آيد.

482- همدمى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 27 - 1،8

1- هر كافر و مشرك ، داراى قرين و همراهى از شياطين

قال قرينه

«قرين» در اين آيه، به قرينه محتواى «ما أطغيته» و نيز «قدّمت إليكم بالوعيد» در آيه بعد، قرينى است شيطانى و گمراه گر.

8- « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه تبارك و تعالى . . . « قال قرينه ربّنا ما أطغيته » قال : هو شيطان ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ. .. (قال قرينه ربّنا ما أطغيته) روايت شده كه فرمود: آن قرين شيطان است».

483- همنشينان شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 36 - 9

9 - روى گردانان از ياد خدا و پيام وحى ، هر يك گرفتار شيطان خاص خويش

و من يعش عن ذكر الرحمن نقيّض له شيطنًا فهو له قرين

تكرار «له» ممكن است اشاره به اين جهت داشته باشد كه هر فردى، براى خود شيطانى خاص دارد.

484- همنشينى با شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 7 - 4

4 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « و إذا النفوس زوّجت » قال : أمّا أهل الجنّة فزوّجوا الخيرات و الحسان و أمّا أهل النار فمع كلّ إنسان منهم شيطان ;

از امام باقر(ع) در تفسير قول خداوند «و إذا النفوس زوّجت» روايت شده كه فرمود: اهل بهشت با زنان زيبا و نيكو خلق ازدواج مى كنند و اما اهل آتش، با هر انسانى از آنان شيطانى[ قرين] است».

485- هوشيارى در مقابل شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 14

14 - ضرورت هشيارى كامل در برابر اغواگريهاى شيطان به دليل توان وى بر نفوذ مخفيانه بر آدميان و سيطره و حاكميت او بر اغواشدگان

لا يفتننكم الشيطن . .. إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لايؤمنون

دو جمله «إنه يراكم . .. » و «إنا جعلنا ... » به منزله تعليلى است براى تأكيد خداوند به پرهيز از اغواگريهاى شيطان. يعنى توصيه و تأكيد ما بدان جهت است كه وى راه نفوذ مخفيانه را دارد و پس از گمراه كردنتان بر شما ولايت پيدا خواهد كرد.

486- يأس شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 118 - 5

5 - شيطان ، مأيوس از گمراه شدن گروهى از مردم توسط وى

و قال لاتخذن من عبادك نصيباً مفروضاً

شيطان، بى ترديد خواهان گمراهى تمامى مردم است; بنابراين گفته او كه برخى از بندگان را به اطاعت از خود خواهم گرفت، حكايت از نااميدى او نسبت به اغواى همه مردم دارد.

487- يعقوب(ع) و نقش شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 5 - 21

21- يعقوب ( ع ) افشا شدن رؤياى يوسف ( ع ) را به تحريك شيطان مى دانست و يوسف ( ع ) را از آن برحذر داشت .

لاتقصص رءياك على إخوتك . .. إن الشيطن للإنسن عدو مبين

جمله «إن الشيطان . ..» هم ناظر به «فيكيدوا ...» است و هم ناظر به «لاتقصص رؤياك». بنابر وجه دوم، مفاد جمله «لاتقصص ...» به ضميميه «إن الشيطان» چنين مى شود: شيطان درصدد است كه تو را به افشاى رؤيايت وا دارد، پس برحذر باش!