ghaemiyeh.com
نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن جلد 34
تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش
ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 228 - 5
5 - ايمان به خدا و روز قيامت ، ضامن انجام تكاليف الهى
و لا يحل لهنّ . .. ان كنّ يؤمنّ باللّه و اليوم الاخر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 200 - 20
20 - صبر در انجام فرائض و در برابر مصائب و آمادگى براى پيروى از دستورات ائمّه ، وظيفه مؤمنان
يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا
امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: اصبروا على الفرائض و صابروا على المصائب و رابطوا على الأئمّة.
كافى، ج 2، ص 81، ح 3 ; تفسير برهان، ج 1، ص 334، ح 2 و 6 و 11.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 5 - 39
39 - ترك عمدى عمل به احكام الهى ، على رغم اقرار به حقانيت آنها ، موجب تباهى عمل آدمى
و من يكفر بالايمن فقد حبط عمله
امام صادق(ع) درباره آيه فوق فرمود: من ترك العمل الذى اقربه . .. .
كافى، ج 2، ص 387، ح 12; نورالثقلين، ج 1، ص 595، ح 67.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 31 - 9
9 - پشيمانى، اندوه و حسرت در آخرت، پيامد تباه كردن فرصت دنيا و كوتاهى در انجام تكاليف
قد خسر الذين كذبوا بلقاء اللّه . .. قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها
ضمير «ها» در «على ما فرطنا فيها»، به «ما بر مى گردد و معنا چنين مى شود: «يا حسرتنا على تفريطنا». و چون متعلق تفريط محذوف است، بر اطلاق متعلق تفريط دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 63 - 16
16- ترك وظايف الهى به خاطر خوشايند كافران ، مايه خسارت و تباهى است .
فما تزيدوننى غير تخسير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 25 - 6
6- نفاق و امتناع از تكاليف دشوار دين ، به مثابه ارتداد است .
إنّ الذين ارتدّوا على أدبرهم
با توجه به اين كه آيات پيشين در رابطه با بيماردلان گريزان از جهاد بود، «الذين ارتدّوا» ممكن است نظر به آنان داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 16 - 4
4 - آشكار شدن صداقت توبه كنندگان واقعى ، در ميدان عمل و تكاليف دشوار
قل للمخلّفين من الأعراب ستدعون إلى قوم أولى بأس شديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 20 - 10
10- آيات جهاد و تكاليف دشوار دين ، زمينه ساز شناسايى منافقان و سست ايمان ها
فإذا أنزلت سورة محكمة و ذكر فيها القتال رأيت الذين فى قلوبهم مرض ينظرون إليك نظر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 21 - 9
9- لحظه عمل به تكاليف دشوار دين ، لحظه جدا شدن صف صادقان از مدعيان صداقت
فإذا عزم الأمر فلو صدقوا اللّه لكان خيرًا لهم
از آيه شريفه استفاده مى شود كه پس از قطعيت يافتن فرمان هاى الهى به تكاليف دشوارى چون جهاد، صادقان راستين از مدعيان دروغين صداقت متمايز مى شوند و بدين جهت خداوند فرموده است: «فلو صدقوا اللّه لكان خيراً لهم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 37 - 7
7- ظهور مكنونات انسان ، در جريان تكاليف شاق
إن يسئلكموها . .. و يخرج أضغنكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 63 - 10
10- پيامبران ، در صورت مسامحه در امر رسالت و ترك ابلاغ توحيد ، گنه كارند .
فمن ينصرنى من الله إن عصيته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 62 - 4،9
4 - تكاليف آسان ، جلوه امتنان الهى نسبت به انسان ها
و لانكلّف نفسًا إلاّ وسعها
9 - تكاليف آسان و در حد توان ، نمودى از مبرا بودن نظام تشريع الهى از هرگونه ظلم
و لانكلّف نفسًا إلاّ وسعها . .. و هم لايظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 75 - 5
5 - صبر و شكيبايى در انجام تكاليف و ترك محرمات الهى ، عامل بهره مندى از نعمت ها و درجات عالى بهشت
الذين يمشون على الأرض هونًا. .. و الذين إذا أنفقوا لم يسرفوا ... و الذين لايشهدو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 58 - 13
13 - اجراى فرمان هاى الهى ، زمينه ساز آمرزش گناهان است .
ادخلوا الباب سجداً . .. نغفر لكم خطيكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 181 - 9
9 - آدمى در صورت انجام وظيفه خويش در امر وصيت ، در پيشگاه خدا مسؤول نبوده و مؤاخذه نخواهد شد ، هر چند به وصيت هاى او عمل نشود .
فإنما إثمه على الذين يبدلونه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 187 - 36
36 - عمل به احكام دين و پايبندى به حدود الهى ، زمينه ساز نايل شدن به تقواپيشگى است .
تلك حدود اللّه فلاتقربوها كذلك يبين اللّه ءايته للناس لعلهم يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 232 - 12
12 - پذيرش احكام الهى و عمل به آن ، باعث رشد و طهارت انسان
و اذا طلّقتم النّساء . .. ذلكم ازكى لكم و اطهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 133 - 19
19 - انجام فرايض دينى ، وسيله آمرزش گناهان
سارعوا الى مغفرة من ربّكم
اميرالمؤمنين على (ع) درباره «سارعوا الى مغفرة من ربّكم» فرمود: الى اداء الفرائض.
مجمع البيان، ج 2، ص 836 ; نورالثقلين، ج 1، ص 389،
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 27 - 2،3
2 - حفظ حريم احكام الهى در ازدواج و مسائل جنسى ، زمينه روى آوردن خداوند به بندگان
حرّمت . .. و المحصنات ... و اللّه يريد ان يتوب عليكم
به نظر مى رسد جمله «يريد اللّه ل-ِ . .. يتوب» در آيه قبل اشاره به انشاء و جعل احكام باشد. و جمله «و اللّه يريد ان يتوب»، ناظر به مرحله عمل به آن احكام است. يعنى در صورت عمل به اين احكام، خداوند عنايتش را نسبت به انسانها تمام خواهد كرد و به ثمر خواهد نشاند.
3 - عمل به احكام و مقررات الهى ، زمينه بازگشت خداوند به بندگان
و لا تنكحوا . .. حرّمت ... و المحصنات ... و اللّه يريد ان يتوب عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 28 - 2
2 - پايبندى به مقررات الهى در ازدواج و روابط جنسى ، زمينه سبكبارى و دور ماندن جوامع از مشقت ها و رنجهاست .
يريد اللّه ان يخفّف عنكم
بيان خواست الهى به سبكبارى انسانها پس از تبيين احكام و مقررات ازدواج، اشاره به اين است كه دورى جوامع بشرى از رنجها و مشقتها در گرو پيروى از آن احكام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 36 - 3
3 - تحقق احكام و مقررات الهى در خانواده و پرهيز زن و شوهر از ناسازگارى ، زمينه ساز عبادت خداوند *
الرجال قوّامون . .. و ان خفتم ... و اعبدوا اللّه
امر به عبادت و پرستش خداوند پس از بيان احكام خانواده، اشاره به اين دارد كه عبادت خالصانه خداوند در پرتو تنظيم صحيح روابط خانوادگى امكان پذير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 66 - 9،11
9 - خير و سعادت انسان در گرو عمل به احكام الهى
و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به لكان خيراً لهم
11 - ثبات و پايدارى در ايمان از نتايج عمل به احكام و مواعظ الهى
و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به لكان خيراً لهم و اشدّ تثبيتاً
متعلق «تثبيتاً» به قرينه آيات قبل، ايمان گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 68 - 1
1 - هدايت به صراط مستقيم ، نتيجه عمل به احكام و مواعظ الهى
و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به . .. و لهديناهم صراطا مستقيما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 6 - 35
35 - انجام تكاليف الهى ، زمينه ساز سپاسگزارى خداوند
لعلكم تشكرون
در برداشت فوق «لعلكم تشكرون»، علت و غايت براى «فاغسلوا . .. فاطهروا ... فتيمموا»، كه از احكام الهى هستند، گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 26 - 7
7 - فرجام ملت ها در گرو كيفيت موضعگيرى ايشان در برابر فرمان هاى خداوند
إنّا لن ندخلها ابداً . .. فانها محرمة عليهم اربعين سنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 32 - 4
4 - آخرت، سرايى خوب براى كسانى كه معاد را تكذيب نكرده و در انجام تكاليف كوتاهى نمى كنند.
و للدار الأخرة خير للذين يتقون
بنابراين كه «خير» صفت مشبهه باشد. يتقون» در اين آيه، به قرينه تقابلى كه با آيه قبل دارد و در آن آيه بحث از تكذيب لقاء اللّه و تفريط در دين و تكاليف الهى بود، به معناى تكذيب نكردن معاد و انجام تكاليف الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 118 - 8
8 - التزام عملى به احكام خداوند، نشانه ايمان به آيات اوست.
فكلوا . .. إن كنتم بأيته مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 153 - 15
15 - نيل به تقوا در گرو عمل به احكام دين و پرهيز از قوانين غير الهى است.
ذلكم وصيكم به لعلكم تتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 86 - 5
5- خير و سعادت امتها ، در ايمان و باور به معارف الهى و عمل به احكام دين است .
بقيّت الله خير لكم
برخى از مفسران مراد از «بقيّت الله» را اطاعت از خدا و برخى مقصود از آن را احكام و معارف دانسته اند. برداشت فوق، براساس اين نظريه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 30 - 4
4 - احكام و مقررات الهى ، در راستاى خير و سعادت انسان
و من يعظّم حرمت اللّه فهو خير له عند ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 71 - 4
4 - سلامت جامعه بشرى و مصون ماندن آن از فساد و تباهى ، در گرو اجراى قوانين الهى و ايستادگى در برابر تمايلات حق ستيزان
و لو اتبع الحقّ أهواءهم لفسدت السموت و الأرض و من فيهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 45 - 9
9 - خداوند ، خواهان برچيدن گناه و منكر ، از طريق عمل به تكاليف شرعى است .
أقم الصلوة إنّ الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 32 - 7
7- ايمان و كفر و طاعت و معصيتِ خلق ، بى تأثير در ساحت خداوندى *
إنّ الذين كفروا و . .. لن يضرّوا اللّه شيئًا
جمله «لن يضرّوا اللّه شيئاً» مى رساند كه كفر و عصيان خلق در برابر خدا و رسول او، زيانى به خداوند نمى رساند. به قرينه مقابله مى توان استفاده كرد كه ايمان و طاعت آنان نيز، نفعى براى خداوند ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 12 - 6
6 - حركت در مسير تكليف الهى ، درپى دارنده امداد هاى خداوند و غيرقابل تحليل با محاسبات بشرى *
إنّا فتحنا لك فتحًامبينًا . .. بل ظننتم أن لن ينقلب الرسول و المؤمنون إلى أهليهم
خداوند، صلح حديبيه را «فتح مبين» نام داده و در اين آيه تحليل اعراب متخلف را، تحليلى نادرست معرفى كرده است; از اين نكته استفاده مى شود كه سفر حديبيه، طبق محاسبات ظاهرى مى توانسته خطرآفرين باشد; ولى اراده الهى به حمايت از دين و پيامبر(صلی الله علیه و آله) از اين سفر پرخطر، فتحى مبين را پديد آورده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 7 - 10،11
10 - نويد خداوند به امكان رفع مشكل زنان مطلّقه و همسرانشان ، در صورت رعايت تعاليم و رهنمود هاى الهى
لينفق ذو سعة من سعته . .. سيجعل اللّه بعد عسر يسرًا
11 - زنان مطلّقه و شوهران تنگ دست آنان - در صورت رعايت آموزه ها و رهنمود هاى الهى - مورد عنايت و حمايت خدا قرار مى گيرند .
سيجعل اللّه بعد عسر يسرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 195 - 12،14
12 - اهل ايمان ، بايد اعمال و وظايف الهى خويش ( جهاد ، دفاع ، انفاق و . . . ) را به صورت نيكوى آن انجام دهند .
قتلوا فى سبيل اللّه . .. و أنفقوا فى سبيل اللّه ... و أحسنوا
14 - انجام كار ها و وظايف الهى به صورت نيكوى آن ، موجب جلب محبت خداوند است .
و أحسنوا إن اللّه يحب المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 40 - 15
15 - آفريده شدن به صورت خاك و محروميت از شعور و تكليف از آغاز پيدايش ، آرزوى كافران در قيامت
و يقول الكافر يليتنى كنت تربًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 151 - 30
30 - تكاليف پنجگانه (پرهيز از شرك و . ..) داراى ارتباطى تنگاتنگ با يكديگر و به منزله تكليفى واحد
ذلكم وصيكم
آوردن ضمير مفرد «به» و نيز اسم اشاره مفرد «ذلكم» براى اشاره به محرمات پنجگانه، مى تواند حاكى از اين باشد كه آن محرمات آن چنان مرتبط با يكديگرند كه گويا يك تكليف هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 12 - 2
2 - تكاليف دشوار ، داراى ارزشى فراتر از حد تصور و بيان ، براى عموم مردم
و ما أدريك ما العقبة
استفهام در «ما أدراك» حقيقى نيست; بلكه عظمت «عقبة» و آسان نبودن درك حقيقت آن را بيان مى كند. در اين استفهام، مخاطب خاصى مورد نظر نيست و نظير ضرب المثل هاى رايج، هر فردى مى تواند مخاطب آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 25 - 5
5 - ترغيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند به صبر و پايدارى در انجام رسالت خويش ، به رغم تكذيب و مخالفت كافران و مشركان
و إن يكذّبوك فقد كذّب الذين من قبلهم جاءتهم رسلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 119 - 9
9 - اضطرار از ميان برنده تكليف است.
و قد فصل لكم ما حرم عليكم إلا ما اضطررتم إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 196 - 9
9 - مرض ، موجب تخفيف در تكليف
فمن كان منكم مريضاً او به اذىً من رأسه ففدية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 239 - 3
3 - سقوط برخى از شرايط نماز در هنگام ترس
فان خفتم فرجالا او ركباناً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 53 - 4
4 - مجموعه قوانين و احكام خداوند ، در حد اعتدال و به دور از افراط و تفريط
قل يعبادى الذين أسرفوا على أنفسهم
از تعبير اسراف درباره گناه - كه به معناى عمل نكردن به قوانين و احكام الهى است - برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 124 - 1
1 - خداوند ، پيامبرش ابراهيم ( ع ) را با تكاليفى سنگين و دشوار بيازمود .
و إذ ابتلى إبرهيم ربه بكلمت
«ابتلاء» به معناى آزمودن است. تعبير كردن از مواد آزمون به كلمات (سخنان) اشاره به اين دارد كه: آن مواد فرمانهايى بوده كه ابراهيم بايد آنها را امتثال مى كرد و لذا كلمات در برداشت، به تكاليف تفسير شد. نكره آوردن (كلمات) حكايت از عظمت آن دارد، كه به مناسبت آزمون، از آن به دشوارى و سنگينى تعبير شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 2 - 23
23 - « عن الرّضا ( ع ) : . . .و أمّا قوله : « ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً » فإنّه عزّوجلّ خلق خلقه ليبلوهم بتكليف طاعته و عبادته ، لا على سبيل الإمتحان و التجربة لأنّه لم يزل عليماً بكلّ شىء . . . ;
از امام رضا(ع) روايت شده است: . .. اما سخن خداوند: (ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً) پس خداوند عزّوجلّ مخلوقاتش را آفريد تا آنان را بهوسيله تكليف نمودن به طاعت و عبادت خود، آزمايش كند; ولى اين آزمودن، براى تجربه اندوزى و آگاهى يافتن نبود; زيرا خداوند هميشه به تمام اشيا عالم بوده است... .»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 16 - 5
5 - تكاليف دشوار و ميدان جهاد ، صحنه آزمون انسان ها و تمايز مؤمنان واقعى از مدعيان ايمان
قل للمخلّفين من الأعراب ستدعون إلى قوم أولى بأس شديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 1
1 - خداوند ، تكاليف دين را ، به عنوان امانت به آسمان ها و زمين و كوه ها سپرد و آنان از قبول آن ، سر باز زدند .
إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها
لام در «ليعذّب. ..» در آيه بعد، براى تعليل عرضه امانت است. ذكر منافق مشرك و مؤمن در آن آيه، به دنبال تعليل «ليعذّب» قرينه است كه مراد از «الأمانة» در اين آيه، چيزى است كه افراد درباره آن، به سه گروه تقسيم مى شوند و آن، همانا تكاليف دينى است. گفتنى است كه آيه پيش كه درباره اطاعت از خدا و رسول است، نيز مى تواند قرينه بر برداشت بالا، باشد; چه اين كه اطاعت از خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، وقتى ميسّر است كه به تكاليف ارائه شده از سوى آنان عمل شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 1
1 - خداوند ، تكاليف دين را ، به عنوان امانت به آسمان ها و زمين و كوه ها سپرد و آنان از قبول آن ، سر باز زدند .
إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها
لام در «ليعذّب. ..» در آيه بعد، براى تعليل عرضه امانت است. ذكر منافق مشرك و مؤمن در آن آيه، به دنبال تعليل «ليعذّب» قرينه است كه مراد از «الأمانة» در اين آيه، چيزى است كه افراد درباره آن، به سه گروه تقسيم مى شوند و آن، همانا تكاليف دينى است. گفتنى است كه آيه پيش كه درباره اطاعت از خدا و رسول است، نيز مى تواند قرينه بر برداشت بالا، باشد; چه اين كه اطاعت از خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، وقتى ميسّر است كه به تكاليف ارائه شده از سوى آنان عمل شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 1
1 - خداوند ، تكاليف دين را ، به عنوان امانت به آسمان ها و زمين و كوه ها سپرد و آنان از قبول آن ، سر باز زدند .
إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها
لام در «ليعذّب. ..» در آيه بعد، براى تعليل عرضه امانت است. ذكر منافق مشرك و مؤمن در آن آيه، به دنبال تعليل «ليعذّب» قرينه است كه مراد از «الأمانة» در اين آيه، چيزى است كه افراد درباره آن، به سه گروه تقسيم مى شوند و آن، همانا تكاليف دينى است. گفتنى است كه آيه پيش كه درباره اطاعت از خدا و رسول است، نيز مى تواند قرينه بر برداشت بالا، باشد; چه اين كه اطاعت از خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، وقتى ميسّر است كه به تكاليف ارائه شده از سوى آنان عمل شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 286 - 7،10
7 - درخواست مؤمنان از خداوند براى عدم مؤاخذه نسبت به خطا و فراموشى در تكاليف الهى
لا يكلّف اللّه نفساً الاّ وسعها . .. ربّنا لا تؤاخذنا ان نسينا او اخطأنا
10 - التزام مؤمنان به ترك معاصى و انجام تكاليف الهى
و قالوا سمعنا و اطعنا . .. ربنا لا تؤاخذنا ان نسينا او اخطأنا
توجه به پيشامد خطا و نسيان در تكاليف الهى و درخواست عفو در مورد آن، گوياى مراقبت مؤمنان از اعمال و رفتار خويش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 97 - 15
15 - ضرورت عمل به تكاليف الهى ، هر چند لازمه آن ترك ديار و هجرت به سرزمين ديگر باشد .
قالوا الم تكن ارض اللّه واسعة فتهاجروا فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 62 - 5
5 - از امام باقر ( ع ) روايت شده كه فرمود : « وجدنا فى كتاب على بن الحسين ( ع ) « ألا إن أولياء اللّه لا خوف عليهم و لا هم يحزنون » قال : إذا أدوا فرائض اللّه و أخذوا بسنن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) ، و تورّعوا عن محارم اللّه و زهدوا فى عاجل زهرة الدنيا و رغبوا فيما عند اللّه و اكتسبوا الطيب من رزق اللّه لا يريدون به التفاخر و التكاثر ثم انفقوا فيما يلزمهم من حقوق واجبة فأولئك الذين بارك اللّه لهم فيما اكتسبوا و يثابون على ما قدموا لأخرتهم ;
در نوشته امام على بن الحسين (ع) يافتيم كه به دنبال ذكر اين آيه شريفه «ألا إن أولياء اللّه . .. » فرموده است: هر گاه [كسانى] واجبات خدا را انجام مى دهند و به سنتهاى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) عمل كنند و از حرامهاى خدا پرهيز نمايند و به زرق و برق دنيا بى اعتنا باشند و به آنچه نزد خداست روى آورند و روزى حلال و پسنديده خدا را كسب كنند و آن را وسيله تفاخر و تكاثر قرار ندهند ; بلكه در مصارف لازمه و حقوق واجبه خود مصرف نمايند، اينانند كه خداوند دستاوردهايشان را با بركت قرار مى دهد براى آنچه پيش فرستاده اند براى آخرتشان، پاداش مى گيرند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 77 - 17
17- لئامت و پستى مردم ، نبايد آدمى را از كار خير و انجام وظيفه باز دارد .
استطعما أهلها فأبوا . .. فأقامه
گرچه اهل شهر، مردمى فرومايه و بدرفتار بودند، ولى در عين حال، خضر(ع)، بدون هيچ كراهتى، وظيفه خود را به انجام رساند. و برخورد سرد مردم، باعث سستى و تأخيرى در كار او نشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 41 - 3
3 - مراقبت و سرپرستى خداوند از موسى ( ع ) ، در جهت انجام خواسته ها واجراى دستورات الهى در بين انسان ها بود .
واصطنعتك لنفسى
قيد «لنفسى» گوياى اين نكته است كه خداوند موسى(ع) را براى اهداف خويش پروراند و او را بر عملى كردن خواسته ها و دستورات آسمانى خود نيرومند ساخت. آيه - بعد كه فرمان رفتن به سوى فرعون را مى دهد - گواه اين معنا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 2 - 11
11- عمل به قوانين و دستورات خداوند ، شرط ايمان راستين به خدا و روز قيامت
الزانية و الزانى فاجلدوا. .. إن كنتم تؤمنون باللّه و اليوم الأخر
برداشت ياد شده، از جمله شرطيه «إن كنتم تؤمنون باللّه. ..» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 56 - 7
7 - هجرت از دارالكفر ، در صورت مناسب نبودن آن براى انجام دادن تكاليف دينى ، امرى لازم است .
إنّ أرضى وسعة فإيّ-ى فاعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 23 - 5
5 - خداوند براى انسان ها ، اوامر و تكاليفى دارد كه بايد بدون كم و كاست انجام پذيرد .
لمّا يقض ما أمره
«قضاء» در وجوه گوناگونى استعمال دارد كه بازگشت همه آنها، به پايان يافتن و كامل شدن است. اين ماده در معانى «فيصله دادن»، «فراغت يافتن»، «اداكردن» و «به پايان رساندن» كاربرد دارد.(لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 148 - 8
8 - جبرگرايى بهانه اى براى فرار از مسؤوليت است.
سيقول الذين أشركوا لو شاء الله ما أشركنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 75 - 4
4 - مشروط نمودن انجام فرايض و صالح شدن ، به برخوردارى از مال و ثروت ، خصلتى است منافقانه .
و منهم من عهد اللّه . .. لنكوننّ من الصلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 23 - 3
3- بهشت عدن ، پاداش صبر و استقامت بر فرمان هاى الهى ، برپا داشتن نماز و انفاق كردن
والذين صبروا . .. أُولئك لهم عقبى الدار. جن-ّت عدن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 67 - 2
2 - پاداش بزرگ الهى ، پيامد تسليم همه جانبه در برابر احكام خداوند و عمل به مواعظ او
و يسلموا تسليما . .. و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به ... و اذاً لأَتيناهم من لدنّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 178 - 22
22 - انعطاف پذيرى احكام الهى و تخفيف در تكاليف ، پرتوى از رحمت الهى است .
فمن عفى له من أخيه شىء . .. ذلك تخفيف من ربكم و رحمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 188 - 8
8 - ترك عمل به وظيفه و ادعاى انجام آن و انتظار ستايش در برابر عملى كه انجام نشده ، ناپسند و موجب عذاب دنيا و آخرت است .
و يحبّون ان يحمدوا . .. فلا تحسبنّهم بمفازة من العذاب و لهم عذاب اليم
تكرار كلمه عذاب دلالت بر اين دارد كه آنها به دو عذاب گرفتار مى شوند، و به نظر مى رسد يكى از آن دو، عذاب دنيوى و ديگرى عذاب اخروى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 11 - 12
12 - مصونيت نيافتن انسان از مقدّرات الهى ، با گريز از خطرگاه هاى تكليف و مسؤوليت
قل فمن يملك لكم من اللّه شيئًا إن أراد بكم ضرًّا أو أراد بكم نفعًا
با توجه به صدر آيه شريفه - كه درباره تخلّف برخى اعراب از دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود - تعبير «فمن يملك. ..» مى رساند كه اساس تخلّف آنان، تلاش براى گريز از خطراتى بود كه در سفر مكه پيش بينى مى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 16 - 1
1 - مردم سبا ، از مأموريت شكرگزارى به درگاه خداوند روى برگرداندند .
كلوا من رزق ربّكم و اشكروا له . .. فأعرضوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 73 - 4
4 - مردان و زنان مشرك ، در قبال امانت الهى ، به وظيفه خود عمل نمى كنند .
إنّا عرضنا الأمانة . .. ليعذّب اللّه ... و المشركين و المشركت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 73 - 3
3 - مردان و زنان منافق ، در قبال امانت الهى ، به وظيفه خود عمل نمى كنند .
إنّا عرضنا الأمانة . .. ليعذّب اللّه المنفقين و المنفقت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 26 - 6
6- بيماردلان و منافقان گريزان از تكاليف دينى ، داراى زمينه گرايش به دشمنان اسلام
و ذكر فيها القتال رأيت الذين فى قلوبهم مرض. .. قالوا للذين كرهوا ... سنطيعكم
با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين، مى توان نتيجه گرفت كه ميان بيماردلى و گريز از تكاليف دشوار و تمايل به دشمنان اسلام، ارتباطى تنگاتنگ وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 14 - 5
5 - هشدار خداوند به مؤمنان ، نسبت به عدم اجراى احكام ارث و قوانين الهى
تلك حدود اللّه . .. و من يعص اللّه و رسوله و يتعدّ حدوده يدخله ناراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 145 - 4
4 - همگان (زن و مرد و . ..) در حليت بهرهورى از خوردنيهاى حلال برابرند.
قل لا أجد . .. طاعم يطعمه
تعبير «طاعم يطعمه» ظاهراً ردى است بر تبعيض مشركان بين زن و مرد در بهره بردارى از برخى چهارپايان كه در آيات قبل به آن اشاره شد. (و محرم على أزواجنا.)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 68 - 3
3 - تساوى زن و مرد در برابر تكاليف الهى
وعد اللّه المنفقين و المنفقت . .. نار جهنم خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 146 - 6
6 - جعل احكام سخت و محدود كردن بهره بردارى از مواهب، از انواع مجازاتهاى خداوند براى برخى اقوام بوده است.
و على الذين هادوا حرمنا كل ذى ظفر . .. ذلك جزينهم ببغيهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 154 - 10
10 - ترغيب اهل ايمان به انجام تكاليف الهى با بيان پشتوانه فكرى آن تكاليف ، از روش هاى قرآن است .
و لاتقولوا لمن يقتل فى سبيل اللّه أموت بل أحياء
خداوند پس از فراخوانى مردم به صبر در راه ايمان و تحمل مشكلات آن - كه جلوه بارز آن، پيكار و كشته شدن است - با بيان اين واقعيت كه كشته شدگان راه خدا از حياتى ويژه برخوردارند، انديشه نيست شدن شهيدان را نفى كرده تا اهل ايمان دستوراتش را (پيشه كردن صبر در راه دين و . ..) به شايستگى انجام دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 77 - 32
32 - بهره بردارى از سرشت سودجويى انسان ، از روش هاى قرآن براى ترغيب به انجام تكاليف
قل متاع الّدنيا قليل و الاخرة خير لمن اتّقى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 35 - 5،8،12
5 - استفاده از تمام خوراكى هاى بهشت ، براى آدم ( ع ) و همسرش مباح بود .
و كلا منها رغداً حيث شئتما
8 - خداوند تناول و خوردن از درختى مخصوص را بر آدم ( ع ) و حوا تحريم كرد .
و لاتقربا هذه الشجرة
به قرينه «و كلا» (بخوريد) مى توان گفت: مراد از «لاتقربا» (نزديك نشويد) استفاده خوراكى از شجره منهيه بوده است.
12 - هر گونه بهره بردارى از شجره منهيه بر آدم ( ع ) و حوا ممنوع بود . *
و لاتقربا هذه الشجرة
برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه: جمله «و لاتقربا . ..» كنايه از حرمت همه تصرفات باشد نه خصوص خوردن. جمله مذكور ابايى از اين احتمال ندارد، بلكه توجيه پسنديده اى است براى اين پرسش كه چرا نفرمود: و لاتاكلا من هذه الشجرة.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 117 - 9
9 - آدم ( ع ) و حوا ، در بهشت مسكونى خود نيز به انجام تكاليف ، ملزم بوده اند .
فلايخرجنّكما
گرچه نهى در «فلايخرجنّ» متوجه ابليس است; ولى خطاب آن به آدم(ع) و حوا، به معناى نهى آن دو از تأثيرپذيرى از القائات او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 13 - 10،14
10 - آل داوود ، موظف به انجام عمل صالح به منظور اداى شكر به درگاه خداوند
اعملوا ءال داود شكرًا
«اعملوا» مقول قول محذوف است و مفعول «اعملوا» چيزى همانند «عملاًصالحاً» محذوف بوده و «شكراً» مفعولٌ له آن مى باشد.
14 - آل داوود موظف به شكرگزارى به درگاه خداوند
اعملوا ءال داود شكرًا
بنابراين كه «شكراً» مفعولٌ به «اعملوا» باشد، «اعملوا» متضمن معناى «اشكروا» خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 11
11- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، مأمور به انجام كار نيك ، برپاداشتن نماز و پرداخت زكات
و أوحينا إليهم فعل الخيرت و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 27 - 1
1 - فراخوانى مردم به حج از سوى حضرت ابراهيم ( ع ) به فرمان خداوند
و أذّن فى الناس بالحجّ
«تأذين» (مصدر «أذّن») به معناى اعلان و ندا در دادن است; يعنى، «اى ابراهيم! به ميان مردم برو و آنان را به حج و زيارت بيت اللّه، فرا بخوان».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 102 - 10،11،15
10 - ذبح فرزند ( اسماعيل ) براى ابراهيم ( ع ) ، يك مأموريت الهى بود .
أنّى أذبحك . .. قال يأبت افعل ما تؤمر
11 - مأموريت ابراهيم ( ع ) ، به ذبح فرزندش از راه خواب بود .
يبنىّ إنّى أرى فى المنام أنّى أذبحك . .. قال يأبت افعل ما تؤمر
15 - اسماعيل ، مأموريت پدرش در رؤيا را مبنى بر ذبح كردن وى درك كرد .
إنّى أرى فى المنام أنّى أذبحك . .. قال يأبت افعل ما تؤمر
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه حضرت ابراهيم(ع) تنها خواب خود را براى اسماعيل نقل كرد و از مأمور بودن خود سخنى به ميان نياورد; ولى اسماعيل(ع) اين خواب را مأموريت الهى تلقى كرد و به پدر گفت: پدرجان مأموريت خود را انجام بده.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 105 - 1،2،5
1 - اعلام خداوند به ابراهيم ( ع ) مبنى بر تحقق يافتن رؤياى او و عمل كردن وى مطابق آنچه در خواب ديده و مأموريت يافته بود .
قد صدّقت الرءيا
تصديق رؤيا - برابر نظر بيشتر مفسران - به معناى تحقق بخشيدن رؤيا در عالم خارج است. به عبارت ديگر، ابراهيم(ع) مطابق آنچه در خواب ديده بود، عمل كرد.
2 - به خاك افكندن اسماعيل با يك طرف پيشانى او ، پايان مأموريت ابراهيم ( ع ) به ذبح فرزندش بود .
إنّى أرى فى المنام أنّى أذبحك . .. و تلّه للجبين... قد صدّقت الرءيا
5 - توفيق انجام مأموريت ذبح فرزند با زنده ماندن وى ، پاداش خداوند به ابراهيم ( ع )
قد صدّقت الرءيا إنّا كذلك نجزى المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 106 - 1،3
1 - تكليف ابراهيم ( ع ) به ذبح فرزندش اسماعيل ( ع ) ، يك آزمايش الهى بود .
إنّ هذا لهو البلؤا المبين
3 - تكليف ابراهيم ( ع ) به ذبح فرزندش اسماعيل ، محنت و رنجى آشكار براى ايشان بود .
إنّ هذا لهو البلؤا المبين
يكى از معانى و كاربرهاى «بلاء»، محنت و رنج است و برداشت ياد شده با توجه به همين معنا و كاربرد مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 31 - 3
3- ابليس چونان فرشتگان ، مأمور به سجده بر آدم ( ع ) بود .
فسجد الملئكة كلّهم أجمعون . إلاّ إبليس أبى أن يكون مع السجدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 50 - 8
8- ابليس نيز مانند فرشتگان ، مأمور سجده براى آدم بود .
فسجدوا إلاّ إبليس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 116 - 8
8 - آدم ( ع ) ، داراى مقام و جايگاهى برتر از ملائكه
و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 74 - 1
1 - ابليس چونان فرشتگان ، مكلف و موظف به سجده براى آدم ( ع )
فقعوا له سجدين . فسجد الملئكة ... إلاّ إبليس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 13
13 - لزوم اهتمام مؤمنان به اصلاح جامعه و تأمين نياز هاى معيشتى آنان ، همپاى اهتمام به تكاليف عبادى و فردى
و المؤمنون . .. يأمرون بالمعروف ... و يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة
امر به معروف و نهى از منكر، در راستاى اصلاح جامعه و پرداخت زكات در جهت تأمين نيازهاى مالى مؤمنان و اقامه نماز از عبادات فردى انسانهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 16 - 12
12 - مؤمنان راستين ، به اعمال فردى و اجتماعى و عبادى و مالى خود عمل مى كنند .
إنّما يؤمن بأيتنا الذين إذا ذكّروا بها خرّوا . .. تتجافى جنوبهم ... يدعون ربّهم
فرازهاى «تتجافى. ..» و «يدعون...» مربوط به اعمال فردى و عبادى و فراز «ممّا رزقناهم...» امرى اجتماعى - مالى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 11
11- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، مأمور به انجام كار نيك ، برپاداشتن نماز و پرداخت زكات
و أوحينا إليهم فعل الخيرت و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 286 - 12
12 - تحميل تكاليف دشوار و مشقّتبار از جانب خداوند بر امّت هاى پيشين
و لا تحمل علينا اصراً كما حملته على الّذين من قبلنا
«اِصر» به معناى چيزى است كه آدمى را محبوس كند و دست و پاى او را ببندد. و در آيه شريفه، كنايه از تكاليف دشوار و مشقتبار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 67 - 2
2 - هر امتى از امت هاى گذشته موظف بودند مراسم قربانى را ، آن گونه كه از سوى خدا مقرر شده ، برگزار كنند .
لكلّ أُمّة جعلنا منسكًا هم ناسكوه
جمله «هم ناسكوه» در محل نصب و صفت است براى «منسكاً» و جمله فوق انشا در قالب اخبار است; يعنى، هر امتى موظف بود آن منسك را، آن گونه كه ما مقرر كرديم، انجام دهد. گفتنى است كه قيد «هم ناسكوه» متضمن دستورى است از سوى خدا به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و بالتبع به مسلمانان كه آنان نيز موظف اند منسك خود را، آن گونه كه خدا مقرر كرده، انجام دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 79 - 6
6- ضرورت عبادت و ارتباط بيشتر با خدا براى انبيا و رهبران الهى
و من الّيل فتهجّد به نافلة لك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 14 - 8
8 - عبادت خالصانه ، مهم ترين وظيفه در برابر خداوند ، حتى براى پيامبران است .
إنّنى أنا اللّه لا إله إلاّ أنا فاعبدنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 38 - 2،3،7
2 - خداوند ، براى پيامبران پيشين ، دستور ها و احكام ويژه اى مقرّر كرده بود .
ما كان على النبىّ من حرج فيما فرض اللّه له سنّة اللّه فى الذين خلوا من قبل
«سنّة» مفعولٌ مطلق فعل محذوف است. مراد از «الذين خلوا» به قرينه آيه بعد (الذين يبلّغون رسالات اللّه) انبياى پيشين اند.
3 - در تنگنا نبودن پيامبران پيشين براى عمل به مقرّرات و احكام تعيين شده براى آنان ، سنتّى خداوندى است .
ما كان على النبىّ من حرج فيما فرض اللّه له سنّة اللّه فى الذين خلوا من قبل
7 - پيامبر خدا ، ممكن است احكام و تكاليفى ويژه داشته باشد .
ما كان على النبىّ من حرج فيما فرض اللّه له
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 93 - 7
7 - پايبندى به ميثاق هاى خدا ، از وظايف ضرورى بندگان است .
و إذ أخذنا ميثقكم و رفعنا فوقكم الطور خذوا ما ءاتينكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 21 - 13
13- يقين به حقانيّت وعده هاى خداوند و باور به معاد ، تكليفى الهى و معرفتى ارجمند است .
أعثرنا عليهم ليعلموا أنّ وعد اللّه حقّ و أنّ الساعة لا ريب فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 24 - 5
5- انسان ها ، همواره ، بايد به ياد خدا باشند .
واذكّر ربّك إذا نسيت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 92 - 6
6- بشر ، مأمور پرستش و عبوديت خداوند واحد است .
و أنا ربّكم فاعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 31 - 2،4
2 - جن و انس ، هر دو داراى مسؤوليت و حسابرسى در قيامت
سنفرغ لكم أيّه الثقلان
4 - ارجمندى و مرتبت جن و انس ، به عنوان دو موجود شعورمند و مسؤول در نظام جهان
سنفرغ لكم أيّه الثقلان
ممكن است وصف «ثقلان» (دو موجود وزين و گران سنگ) از آن جهت به جن و انس اطلاق شده باشد كه در پرتو شعور و مسؤوليتشان، مورد حسابرسى خداوند قرار مى گيرند وشايستگى آن را دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 32 - 4
4 - جن ، همانند انسان داراى مسؤوليت و كيفر و پاداش در آخرت
سنفرغ لكم أيّه الثقلان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 39 - 4
4 - جن نيز همچون آدميان ، مكلف و مسؤول است .
فيومئذ لايسل عن ذنبه إنس و لاجانّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 39 - 3
3 - انسان ، موجودى است مكلف و مسؤول در برابر فرمان هاى الهى .
أم لكم أيمن . .. إنّ لكم لما تحكمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 7 - 5
5 - جن ، همچون انسان ، داراى تكليف و مورد بازخواست خدا و كيفر و پاداش در قيامت
و أنّهم ظنّوا كما ظننتم أن لن يبعث اللّه أحدًا
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مبعوث شدن انسان ها در قيامت، بيانگر كيفر و پاداش و حسابرسى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 2 - 7
7 - انسان ، موجودى مكلف و مسؤول در پيشگاه خداوند
نبتليه
آزمايش شدن انسان، نشان دهنده مكلّف و مسؤول بودن او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 3 - 4
4 - انسان ، موجودى است مكلف و مسؤول .
إمّا شاكرًا و إمّا كفورًا
نشان دادن راه درست و آن گاه تهديد كردن به دوزخ و يا بشارت دادن به بهشت - كه در آيات بعد آمده - گوياى مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 10 - 6
6 - خداوند ، انسان را به تلاش بى استراحت ، براى تهيه معاش موظّف نساخته است .
و جعلنا الّيل لباسًا
آيه بعد، تهيه معاش را در برابر لباس بودن شب و توقّف آفرين بودن خواب، قرار داده است. بنابراين مى توان گفت: اگر تلاشِ پى گير، مطلوب خداوند بود; موانعى از قبيل خواب و تاريكى شب را بازدارنده انسان نمى ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 125 - 3
3 - مردم ، بايد پياپى براى زيارت خانه خدا ( حج و عمره ) به سوى آن جايگاه روانه شوند .
و إذ جعلنا البيت مثابة للناس و أمناً و اتخذوا
جمله «إتخذوا . ..» كه جمله اى انشايى و دستورى است مى تواند قرينه بر اين باشد كه مقصود از «جعلنا البيت ...» نيز معنايى انشايى و دستورى است; يعنى، مراد از «جعل»، تشريع قانون است. بنابراين مفاد جمله چنين مى شود: بايد مردم به سوى خانه
خدا بيايند و امنيت آن را به شايستگى پاس بدارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 159 - 3
3 - همه مردم ، مخاطبان كتب آسمانى و موظف به فراگيرى معارف و احكام آن هستند .
من بعد ما بينه للناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 99 - 2
2- عبادت پروردگار ، وظيفه بندگان در تمام عمر
و اعبد ربّك حتى يأتيك اليقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 39 - 6
6- اجتناب از شرك به خداوند ، تكليفى الهى بر بندگان
و لاتجعل مع الله إلهًا ءاخر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 36 - 6
6- لزوم عبوديت در برابر پروردگار ، وظيفه اى بى نياز از هرگونه استدلال
و إنّ اللّه ربّى و ربّكم فاعبدوه
در كلام عيسى(ع) اين موضوع كه «هركس ربّ باشد، سزاوار پرستش است»، اصلى پذيرفته شده تلقى شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 46 - 5
5 - مردم ، موظف اند كار هاى خود را براى رضاى خدا ، يك و يا دو نفره و به دور از غوغا سالارى و هياهو انجام دهند .
أن تقوموا للّه مثنى و فردى
احتمال دارد سفارش به قيام براى خدا به صورت دو نفرى (اقل جمع) و يا يك نفرى، به خاطر پرهيز از هياهو و هرچه خالصانه تر شدن آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 15 - 4،6،20
4- انسان ها در همه اديان آسمانى ، موظف به رعايت حقوق والدين و احسان به ايشان
و وصّينا الإنسن بولديه إحسنًا
ماضى آمدن واژه «وصّينا» و نيز اطلاق و شمول واژه «الإنسان»، مى رساند كه اين فرمان مخصوص نسل يا امتى نيست; بلكه
مطلق انسان ها مأمور به آن بوده و هستند.
6- انسان ، مكلف به رعايت هر چه بيشتر حقوق والدين و احسانى فراتر از رفع نياز هاى اوليه آنان *
و وصّينا الإنسن بولديه إحسنًا
در واژه «إحساناً»، نوعى خدمت فزون تر از حد ضرورت نهفته است. به علاوه تنوين «إحساناً» بر بزرگى و تفخيم دلالت دارد.
20- انسان ، موظف به سپاس گزارى در برابر خدا ، به خاطر نعمت هاى عطا شده به او و پدر و مادرش
إذا بلغ أشدّه . .. قال ربّ أوزعنى أن أشكر نعمتك الّتى أنعمت علىّ و على ولدىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 38 - 1،2
1 - هيچ كتاب آسمانى ، آدميان را در انتخاب راه درست و نادرست ، آزاد ندانسته ; بلكه همگان را به گزينش راه درست مكلف ساخته است .
إنّ لكم فيه لما تخيّرون
2 - انسان در ديدگاه كتاب هاى آسمانى ، موجودى مكلف و مسؤول است ; نه آزاد مطلق و عنان گسيخته .
إنّ لكم فيه لما تخيّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 23 - 5
5 - خداوند براى انسان ها ، اوامر و تكاليفى دارد كه بايد بدون كم و كاست انجام پذيرد .
لمّا يقض ما أمره
«قضاء» در وجوه گوناگونى استعمال دارد كه بازگشت همه آنها، به پايان يافتن و كامل شدن است. اين ماده در معانى «فيصله دادن»، «فراغت يافتن»، «اداكردن» و «به پايان رساندن» كاربرد دارد.(لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 1 - 3
3 - اعتراف به پاك بودن خداوند از هر عيب و نقصى ، وظيفه اى الهى بر عهده همه انسان ها است .
سبّح اسم ربّك
خطاب «سبّح»، ممكن است ويژه پيامبر(صلی الله علیه و آله) نباشد; گرچه روى سخن با آن حضرت است; زيرا مفاد آيات قرآن بدون توجه به آيه هاى قبل و بعد نيز مراد بوده و در محتواى عام خود قابل تمسك هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 93 - 6
6 - پذيرش تورات با جديت تمام و استوارسازى رفتار و انديشه ها بر اساس آن ، فرمان خداوند به بنى اسرائيل
خذوا ما ءاتينكم بقوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 12 - 7
7 - نماز ، زكات ، ايمان به همه انبيا و حمايت از آنان و انفاق ، از تكاليف بنى اسرائيل
لئن اقمتم الصلوة و ءاتيتم الزكوة . .. و عزرتموهم و اقرضتم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 21 - 13
13 - بنى اسرائيل ، مأمور داخل شدن به سرزمين مقدس شام
ادخلوا الارض المقدسة
از امام باقر(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: يعنى الشام . .. .
تفسير عياشى، ج 1، ص 305، ح 75; نورالثقلين، ج 1، ص 607، ح 114.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 59 - 9
9 - بنى اسرائيل ، موظف به پيروى از عيسى ( ع ) در عصر رسالت آن حضرت
و جعلنه مثلاً لبنى إسرءيل
اين كه عيسى(ع) الگو و مثلى براى بنى اسرائيل قرار داده شده، نشانگر اين حقيقت است كه آنان موظف به پيروى از آن حضرت بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 24 - 1
1- دستور خداوند به موسى ( ع ) و بنى اسرائيل ، در عبور از نيل و وانهادن رود آرام و فروهشته به حال خويش
و اترك البحر رهوًا
«رهو»، به معناى حالت آرام و يا گودى و شكافتگى شىء است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 46 - 7
7 - « عن إبراهيم بن أبى محمود قال : سألت أباالحسن الرضا ( ع ) . . . هل يكلف ( اللّه ) عباده ما لايطيقون فقال : كيف ذالك ؟ و هو يقول : « و ما ربّك بظلاّم للعبيد . . . ;
ابراهيم بن ابى محمود مى گويد: از امام رضا(ع) سؤال كردم. .. آيا خدا بندگانش را به چيزى كه قدرت بر آن ندارند تكليف مى كند؟ فرمود: چگونه چنين كارى را مى كند در حالى كه فرموده: «و ما ربّك بظلاّم للعبيد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 48 - 1
1- خداوند ، پس از استقرار كشتى نوح بر كوه جودى ، به او و همراهانش فرمان داد تا از كشتى پياده شوند و از كوه فرود آيند .
واستوت على الجودى . .. قيل ينوح اهبط
«هبوط» به معناى فرود آمدن است. متعلق «اهبط» - به قرينه «استوت على الجودى» - كشتى و نيز كوه جودى است; يعنى: أنزل من الفلك و من الجودى ... نياوردن متعلق، دليل اين شمول است. فاعل محذوف «قيل» به قرينه «منا» خداونداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 22 - 5،6
5 - تأمين نيازمند هاى خويشاوندان ، بينوايان و مهاجران ، بر اغنيا و ثروتمندان واجب است .
و لايأتل أُوْلوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا أُوْلى القربى و المسكين و المهجري
6 - تأمين نيازمندى هاى مهاجران مسلمان صدراسلام ، وظيفه اى الهى بر عهده توانگران بود .
و لايأتل أُولوا الفضل منكم و السعة أن يؤتوا . ..المهجرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 18 - 12
12 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال إنّ اللّه عزّوجلّ . . .فرض فى أموال الأغنياء حقوقاً غير الزكاة فقال عزّوجلّ : « . . .أقرضوا اللّه قرضاً حسناً » و هذا غير الزكاة . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه خداى عزّوجلّ . ..در اموال صاحبان ثروت، حقى غير زكات واجب نموده... و فرموده است: «...أقرضوا اللّه قرضاً حسناً» و اين «قرض حسن» غير از زكات است...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 24 - 2
2 - نيازمندان ، داراى حق در اموال توانگران و شريك ثروت آنان
و الذين فى أمولهم حقّ معلوم
تعبير «حق»، مى تواند بيانگر حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 13 - 8
8 - جن ، همانند انسان ، موجودى داراى شعور و اختيار و تكليف و كيفر است .
لأملأنّ جهنّم من الجِنّة و الناس أجمعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 12 - 14،15
14 - در خدمت سليمان ( ع ) بودن گروهى از جنّيان ، براساس تكليف الهى بود .
و من الجنّ من يعمل بين يديه . .. و من يزغ منهم عن أمرنا نذقه
از تهديد به عذاب جنّيان در خدمت سليمان(ع)، استفاده مى شود كه آنان موظف به انجام چنين كارى بوده اند.
15 - جنّيان ، موجوداتى مكلف به انجام تكليف از سوى خداوند
و من الجنّ من يعمل بين يديه . .. و من يزغ منهم عن أمرنا نذقه من عذاب السعير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 158 - 8
8 - جن ، موجودى مكلف و مسؤول در برابر عقايد و رفتار خود
و لقد علمت الجنّة إنّهم لمحضرون
احضار شدن جن براى حسابرسى در روز رستاخيز، بيانگر مكلف و مسؤول بودن او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 25 - 14
14 - جنيان ، مكلف به تكاليف الهى و مستحق كيفر در صورت كفر و حق ستيزى
و حقّ عليهم القول فى أمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 18 - 6
6- جن ، موجودى داراى شعور ، تكليف ، مرگ و معاد ، همانند انسان
حقّ عليهم القول فى أُمم قد خلت من قبلهم من الجنّ و الإنس
قرار گرفتن «جن» در كنار «انس»، به عنوان امت هايى كه برخى از آنان مشمول كيفر حتمى الهى شده اند، مى رساند كه: اولاً جن مانند انسان داراى شعور و تكليف است; زيرا بدون آن كيفر معنا ندارد و ثانياً آنان نيز داراى مرگ و معاداند; زيرا براى انكار معاد، كيفر شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 29 - 13
13- جن ، همانند انسان ، داراى شعور و اراده و تكليف
و إذ صرفنا إليك نفرًا من الجنّ . .. ولّوا إلى قومهم منذرين
استماع قرآن، ايمان به آن و انذار ديگران، گوياى مطلب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 31 - 13
13- وجود كيفر كردار براى جن ، همانند آدميان
قالوا يقومنا . .. ءامنوا به يغفر لكم من ذنوبكم و يجركم من عذاب أليم
از تعبير «يجركم. ..»، استفاده مى شود كه اگر غفران و پناه الهى نباشد، گناه آنان نيز همانند آدميان داراى كيفرى سخت خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 56 - 3
3 - جن ، موجودى شعورمند و داراى تكليف ، همچون انسان
و ما خلقت الجنّ و الإنس إلاّ ليعبدون
از اين كه «جن» در كنار «انس» قرار گرفته و هدفى همسان برايشان در نظرگرفته شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 31 - 2،4
2 - جن و انس ، هر دو داراى مسؤوليت و حسابرسى در قيامت
سنفرغ لكم أيّه الثقلان
4 - ارجمندى و مرتبت جن و انس ، به عنوان دو موجود شعورمند و مسؤول در نظام جهان
سنفرغ لكم أيّه الثقلان
ممكن است وصف «ثقلان» (دو موجود وزين و گران سنگ) از آن جهت به جن و انس اطلاق شده باشد كه در پرتو شعور و مسؤوليتشان، مورد حسابرسى خداوند قرار مى گيرند وشايستگى آن را دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 32 - 4
4 - جن ، همانند انسان داراى مسؤوليت و كيفر و پاداش در آخرت
سنفرغ لكم أيّه الثقلان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 39 - 4
4 - جن نيز همچون آدميان ، مكلف و مسؤول است .
فيومئذ لايسل عن ذنبه إنس و لاجانّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 7 - 5
5 - جن ، همچون انسان ، داراى تكليف و مورد بازخواست خدا و كيفر و پاداش در قيامت
و أنّهم ظنّوا كما ظننتم أن لن يبعث اللّه أحدًا
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه مبعوث شدن انسان ها در قيامت، بيانگر كيفر و پاداش و حسابرسى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 13 - 8
8 - جن ، موجودى مكلف و مسؤول و مورد مجازات الهى در آخرت
و أنّا لمّا سمعنا الهدى ءامنّا به . .. فلايخاف بخسًا و لا رهقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 14 - 2
2 - جن ، وظيفه دار ايمان به قرآن و تسليم در برابر تعاليم آن
و أنّا منّا المسلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 128 - 4
4 - جنيان موجوداتى داراى اراده و اختيار و تكليف هستند.
يمعشر الجن قد استكثرتم من الإنس
بازخواست شدن جنيان در قيامت، بيانگر مكلف بودن آنان و برخوردارى آنان از اختيار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 80 - 7
7 - تمامى افراد و امت هاى مكلف ( انسان ها ، جنيان و . . . ) پيش از قوم لوط مبرّا از ارتكاب لواط بودند .
ما سبقكم بها من أحد من العلمين
مراد از كلمه «العلمين»، به مناسبت حكم و موضوع، مكلفان، اعم از جن و انس، است. تأكيد نفى با من زايده (من احد) حكايت از آن دارد كه حتى يك نفر نيز قبل از قوم لوط به چنين گناهى مبتلا نبوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 119 - 9
9- جنيان نيز نظير انسانها ، مكلف به احكام الهى و موظف به پذيرش دين حقّند .
لأملأنّ جهنم من الجنة والناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 35 - 5،8،12
5 - استفاده از تمام خوراكى هاى بهشت ، براى آدم ( ع ) و همسرش مباح بود .
و كلا منها رغداً حيث شئتما
8 - خداوند تناول و خوردن از درختى مخصوص را بر آدم ( ع ) و حوا تحريم كرد .
و لاتقربا هذه الشجرة
به قرينه «و كلا» (بخوريد) مى توان گفت: مراد از «لاتقربا» (نزديك نشويد) استفاده خوراكى از شجره منهيه بوده است.
12 - هر گونه بهره بردارى از شجره منهيه بر آدم ( ع ) و حوا ممنوع بود . *
و لاتقربا هذه الشجرة
برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه: جمله «و لاتقربا . ..» كنايه از حرمت همه تصرفات باشد نه خصوص خوردن. جمله مذكور ابايى از اين احتمال ندارد، بلكه توجيه پسنديده اى است براى اين پرسش كه چرا نفرمود: و لاتاكلا من هذه الشجرة.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 117 - 9
9 - آدم ( ع ) و حوا ، در بهشت مسكونى خود نيز به انجام تكاليف ، ملزم بوده اند .
فلايخرجنّكما
گرچه نهى در «فلايخرجنّ» متوجه ابليس است; ولى خطاب آن به آدم(ع) و حوا، به معناى نهى آن دو از تأثيرپذيرى از القائات او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 11 - 7
7 - داوود ( ع ) و قومش ، به انجام اعمال صالح از سوى خداوند مأمور بودند .
و اعملوا صلحًا إنّى بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 59 - 1،7
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف است به همسران و دختران خود و همسران مؤمنان ، آموزش دهد كه خود را بپوشانند .
يأيّها النبىّ قل لأزوجك و بناتك و نساء المؤمنين يدنين عليهنّ من جلبيبهنّ
«يدنين» از ريشه «دنا» به معناى «قرب و نزديكى» است. «جلاييب» جمع «جلباب» به معناى پيراهن و يا روسرى است (مفردات راغب). متعدى شدن «يدنين» به «على» چه بسا، متضمن معناى فروانداختن و به گونه اى از بالا به سمت پايين انداختن و پوشاندن باشد.
7 - همسران و دختران رسول خدا ، در حفظ حجاب و پوشش خود ، بر ديگران برتر و مقدم بودند .
قل لأزوجك و بناتك و . .. يدنين عليهنّ من جلبيبهنّ
ذكر «أزواجك و بناتك» در بيان حكم حجاب و نيز مقدم آوردن آنها بر «نساء المؤمنين» مى تواند اشعار به تقدم آنها در رعايت حكم حجاب داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 103 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حاكم اسلامى ، موظف به گرفتن صدقه ( ماليات شرعى ) از مردم و منتظر نماندن براى اقدام خود مردم به پرداخت آن
خذ من أمولهم صدقة
به كارگيرى امر «خذ» (بگير) - به جاى مثلا «تقبل» - حكايت از آن دارد كه حاكم اسلامى نبايد در انتظار پرداخت صدقه باشد; بلكه بايد خود اقدام به أخذ آن كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 94 - 5
5- صراحت و قاطعيت در بيان اصول و مبانى دين ، امرى لازم و تكليفى واجب بر رهبران اسلامى
فاصدع بما تؤمر و أعرض عن المشركين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 79 - 6
6- ضرورت عبادت و ارتباط بيشتر با خدا براى انبيا و رهبران الهى
و من الّيل فتهجّد به نافلة لك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 35 - 16
16 - زن و مرد هر دو شايسته بر عهده گرفتن تكليف هاى الهى و مسؤول در پيشگاه خداوند
و لاتقربا هذه الشجرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 31 - 1،3،6،9،15،23،26،28
1 - زنان مؤمن ، وظيفه دار پرهيز از نظر دوختن و خيره شدن به مردان نامحرم
و قل للمؤمنت يغضضن من أبصرهنّ
3 - زنان مؤمن ، وظيفه دار پرهيز از چشم دوختن به عورت و شرمگاه ديگران
و قل للمؤمنت يغضضن من أبصرهنّ
6 - زنان مؤمن ، وظيفه دار اجتناب از آلودگى به زنا و فحشا هستند .
و قل للمؤمنت . .. و يحفظن فروجهنّ
9 - زنان مؤمن ، موظف به پوشاندن زينت هاى خويش و محل آنها ( بدن ) از ديد نامحرمان اند ; جز آنچه كه خود به خود آشكاراست ( مثل سرمه ، انگشتر ، حنا و . . . ) .
و قل للمؤمنت . .. و لايبدين زينتهنّ إلاّ ما ظهر منها
درباره مقصود از «زينتهنّ» (زينت زنان) دو ديدگاه وجود دارد: 1- مقصود محل زينت آلات است; زيرا آشكار كردن خود زينت آلات به تنهايى معنى ندارد. 2- مراد خود زينت آلات است، در حالى كه بر روى بدن قرار دارد. در اين صورت به طريق اولى آشكار كردن محل زيورآلات (بدن)، حرام خواهد بود. گفتنى است مقصود از استثنا در «إلاّ ماظهر منها»، زيورآلاتى است كه، به طور متعارف آشكارا استفاده مى شود; مثل: انگشتر، سرمه، حنا و... .
15 - زنان مؤمن ، موظف به پوشاندن سر ، گلو ، و سينه خود از نگاه نامحرمان
و ليضربن بخمرهنّ على جيوبهنّ
«خمار» نام پوششى (روسرى) است كه زنان به وسيله آن، سر خود را مى پوشانند (مفردات راغب) و «جيب» به آن قسمت از پيراهن گفته مى شود كه گلو و قفسه سينه را بپوشاند (مصباح المنير).
23 - زنان مؤمن ، موظف به پوشاندن زينت هاى خويش و مواضع آنها از خدمت كاران نيازمند به زن و راغب به زناشويى و نيز از كودكان آگاه و با خبر از مسائل جنسى
و لايبدين زينتهنّ إلاّ. .. أو التبعين غير أُوْلى الإربة من الرجال أو الطفل الذي
26 - زنان مؤمن ، موظف اند به هنگام راه رفتن ، به گونه اى گام بردارند كه زيت هايشان ( چون خلخال ) بر نامحرمان آشكار نشود .
و لايضربن بأرجلهنّ ليعلم ما يخفين من زينتهنّ
28 - زنان مؤمن ، وظيفه دار پرهيز از هر گونه رفتار تحريك آميز و جلب كننده توجه نامحرمان به سوى خويش
و لايضربن بأرجلهنّ ليعلم ما يخفين من زينتهنّ
لام در «ليعلم» براى تعليل و بيان علت حرمت پاى كوبيدن بر زمين است و در چنين مواردى، تعليل موجب تعميم حكم مى شود. از اين رو مى توان استفاده كرد كه هر آنچه موجب آشكار شدن زينت زنان شود، همين حكم را دارد و حرام خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 33 - 4
4 - شايسته است كه زنان ، خود را از معرض نگاه نامحرمان ، دور نگاه داشته و از خودآرايى ، به منظور در معرض نمايش گذاشتن زيبايى هايشان ، خوددارى كنند .
و قرن فى بيوتكنّ و لاتبرّجن تبرّج الجهليّة الأُولى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 13 - 2
2 - آزادسازى بردگان و سهيم شدن در آزادى آنان ، وظيفه اى سنگين ، پرارزش و نيازمند همتى والا است .
و ما أدريك ما العقبة . فكّ رقبة
فعل «فَكَّ»; يعنى، آزاد و رها كرد. گفته شده است: مراد از «فكّ رقبة»، كمك به پرداخت قيمت بردگان است (مصباح). بنابراين «فكّ»، شامل «عتق عبد»، «كتابة»، «تدبير» و پرداخت بخشى از قيمت عبد نيز مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 15 - 3
3 - رساندن غذا به يتيمان در سال هاى قحطى ، تكليفى سنگين و نيازمند همتى والا است .
ما العقبة . .. أو إطعم فى يوم ذى مسغبة . يتيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 16 - 3
3 - سير كردن گرسنگان - كه در سال هاى قحطى ، دستشان از هر آذوقه اى كوتاه است - وظيفه اى سنگين ، پرارزش و نيازمند همتى والا است .
و ما أدريك ما العقبة . .. أو مسكينًا ذا متربة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 13 - 15
15 - سليمان ( ع ) ، موظف به انجام عمل صالح به منظور شكرگزارى به درگاه خداوند
و لسليمن الريح . .. اعملوا ءال داود شكرًا
اين كه پس از طرح قصه سليمان(ع) و ذكر فضايلى كه خداوند به او داده بود، خطاب «آل داود» آورده شده احتمال دارد به اين منظور باشد كه سليمان(ع) را به عنوان عضوى از خاندان داوود(ع)، موظف به انجام عمل صالح كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 5 - 3
3 - احكام طلاق و عدّه زنان مطلّقه ، تكليفى مهم و مؤكّد برعهده همسران
فطلّقوهنّ لعدّتهنّ . .. ذلك أمر اللّه أنزله إليكم
مطلب ياد شده، از اطلاق تصريح «أمر اللّه» بر احكام مربوط به طلاق و عدّه زنان، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 7 - 1،2
1 - مردان متمكّن و توانگر ، بايد به ميزان توانايى و فراخْ دستى خويش ، هزينه زندگى زنان مطلّقه را در دوران شيردادن به نوزادان - افزون بر پرداخت اجرت شيردادن - بپردازند .
لينفق ذو سعة من سعته
در اين كه حكم انفاق در اين آيه، اختصاص به دوران شيردادن زنان مطلّقه به نوزادشان دارد و يا شامل دوران عدّه نيز مى شود، ميان مفسران اختلاف هست. برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست است.
2 - مردان متمكن و توانا ، بايد به ميزان توانايى و فراخْ دستى خويش ، هزينه زندگى زنان مطلّقه خود را در دوران عدّه بپردازند .
لينفق ذو سعة من سعته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 7 - 3،4
3 - مردان تنگ دست ، بايد به مقدار توانايى خويش هزينه زندگى زنان مطلّقه را در دوران شيردادن به نوزادان - افزون بر پرداخت اجرت شيردادن - بپردازند .
و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا ءاتيه اللّه
4 - مردان تنگ دست ، بايد به ميزان توانايى خويش ، هزينه زندگى زنان مطلّقه را در ايّام عدّه بپردازند .
و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا ءاتيه اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 9 - 3
3 - شياطين ، موجوداتى مكلف و مسؤول و مورد كيفر و بازخواست الهى
و لهم عذاب واصب
برداشت ياد شده از مبتلا شدن به عذاب و كيفر الهى به دست مى آيد; زيرا كيفر و عذاب بدون تكليف و مسؤوليت، معقول نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 5 - 14
14 - شيطان ها ، موجوداتى مختار و مكلف
للشيطين و أعتدنا لهم عذاب السعير
مطلب ياد شده، با توجه به اين نكته است كه عذاب و كيفر شدن، دليل مكلف بودن و تكليف شدن نشانه آزاد و مختار بودن است; زيرا تكليف اجبارى، نه كيفر دارد و نه ثواب.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 63 - 7
7- شيطان ، موجودى مختار و مكلف است .
اذهب فمن تبعك منهم فإن جهنّم جزاؤكم جزاءً موفورًا
وعده حهنّم به ابليس و پيروان وى حكايت از اين دارد كه ابليس مكلف به انجام تكليفهايى است. چون اصولاً كيفر، براى تمرّد از انجام وظيفه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 7،9،11،23،24،25
7 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در آغاز بعثت مدتى چند به شب زنده دارى به ميزان دوسوم يا نصف و يا يك سوم از شب موظف شده بودند .
و طائفة من الذين معك . .. علم أن لن تحصوه
9 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به تلاوت قرآن در شب هنگام به ميزان ميسور و ممكن
فاقرءوا ما تيسّر من القرءان
11 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به نماز در پاسى از شب به ميزان ميسور و ممكن
تقوم أدنى من ثلثى الّيل . .. فاقرءوا ما تيسّر من القرءان
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه مقصود از قرائت قرآن، نماز باشد; زيرا خواندن قرآن از اجزاى مهم نماز است. گفتنى است چون جمله هاى پيش درباره نماز شب بود، مى تواند قرينه بر مطلب ياد شده باشد.
23 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به برپايى نماز مأمور شدند .
و أقيموا الصلوة
24 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به پرداخت زكات مأمور شدند .
و ءاتوا الزكوة
25 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به انفاق و صدقه در راه خدا مأمور شدند .
و أقرضوا اللّه
به گفته مفسران، مقصود از قرض به خدا، انفاق و صدقه در راه او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 3 - 7
7 - آزاد كردن بنده ، وظيفه اى مهم بر عهده ظهاركننده است و او نبايد آن را سرسرى گرفته و به آن بى توجهى كند .
فتحرير رقبة . .. ذلكم توعظون به
توصيه خداوند به آزاد كردن بنده - پس از اين كه در «فتحرير رقبة» فرمان آن را داده است - شايد بدان منظور است كه ظهاركننده مى تواند آن را جدى نگيرد و احياناً با بى توجهى از كنار آن بگذرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 16 - 12
12 - مؤمنان راستين ، به اعمال فردى و اجتماعى و عبادى و مالى خود عمل مى كنند .
إنّما يؤمن بأيتنا الذين إذا ذكّروا بها خرّوا . .. تتجافى جنوبهم ... يدعون ربّهم
فرازهاى «تتجافى. ..» و «يدعون...» مربوط به اعمال فردى و عبادى و فراز «ممّا رزقناهم...» امرى اجتماعى - مالى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ناس - 114 - 2 - 5
5 - مردم ، بايد تنها به فرمان خداوند گردن نهاده ، فرمان روايى او را پذيرا باشند .
ملك الناس
توصيف خداوند به فرمان رواى مردم، بيانگر اين حقيقت است كه فرمان رواى حقيقى، او است و مردم نبايد مطيع كسى جز او باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 71 - 13
13 - لزوم اهتمام مؤمنان به اصلاح جامعه و تأمين نياز هاى معيشتى آنان ، همپاى اهتمام به تكاليف عبادى و فردى
و المؤمنون . .. يأمرون بالمعروف ... و يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة
امر به معروف و نهى از منكر، در راستاى اصلاح جامعه و پرداخت زكات در جهت تأمين نيازهاى مالى مؤمنان و اقامه نماز از عبادات فردى انسانهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 16 - 12
12 - مؤمنان راستين ، به اعمال فردى و اجتماعى و عبادى و مالى خود عمل مى كنند .
إنّما يؤمن بأيتنا الذين إذا ذكّروا بها خرّوا . .. تتجافى جنوبهم ... يدعون ربّهم
فرازهاى «تتجافى. ..» و «يدعون...» مربوط به اعمال فردى و عبادى و فراز «ممّا رزقناهم...» امرى اجتماعى - مالى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قريش - 106 - 3 - 1
1 - قريش ، بايد خود را به عبادت خداوند و بندگى نكردن غير او ، ملزم مى ساختند .
فليعبدوا ربّ هذا البيت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قريش - 106 - 4 - 9
9 - امنيت بخشيدن خداوند به قريش و از بين بردن ترس آنان ، عبادت او را بر آنان الزامى ساخت .
فليعبدوا . .. الذى ... و ءامنهم من خوف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 28 - 6،7
6 - قوم ثمود ، موظف به رعايت قانون و تجاوز نكردن به سهم ناقه از آب
كلّ شرب محتضر
7 - مجاز نبودن قوم ثمود ، براى حضور در كناره هاى آب در زمان اختصاص يافته به ناقه صالح
قسمة بينهم كلّ شرب محتضر
ظاهراً واژه «محتضر» علاوه بر دخالت نكردن هر يك در سهم ديگرى، اين معنا را نيز افاده مى كند كه حتى حضور يافتن هر كدام در كنار نهر يا چشمه، محدود به زمان خاص خودشان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 11 - 7
7 - داوود ( ع ) و قومش ، به انجام اعمال صالح از سوى خداوند مأمور بودند .
و اعملوا صلحًا إنّى بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 15 - 3
3 - مردم سبا ، مجاز به استفاده از نعمت هاى خدادادى و موظف به شكر به درگاه او
كلوا من رزق ربّكم و اشكروا له
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 123 - 8
8 - كافران ، همچون مؤمنان ، مكلف به فروع و در قبال آن مسؤول و معاقبند . *
من يعمل سوءاً يجز به
از مصاديق مورد نظر براى «من يعمل . ..» اهل كتاب هستند. بنابراين اگر آنها مرتكب گناه شوند، همچون مسلمانان عقوبت خواهند شد و اين معنا بيانگر مكلف بودن اهل كتاب بر احكام فرعى اسلام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 69 - 5
5 - مشركان و كافران همچون مؤمنان ، مكلف به فروع دين اند .
يضعف له العذاب يوم القيمة
دو چندان شدن مجازات مشركان و كافران در صورت ارتكاب بزه كارى، مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 39 - 4
4 - مشركان و كافران ، مخاطبان شريعت و مكلف به فروع دين اند . *
و ما تجزون إلاّ ما كنتم تعملون
تأكيد خداوند بر مجازات كافران و مشركان متناسب با رفتارشان، گوياى اين حقيقت است كه آنان نيز همچون مؤمنان و معتقدان به اصول دين، مخاطبان شريعت و مكلف به فروع دين هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 43 - 6
6 - مكلف بودن كافران به فروع دين و انجام فرائض ( همچون نماز )
يدعون إلى السجود و هم سلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 34 - 3
3 - كافران ، مكلّف به احكام و فروع دين اند .
و لايحضّ على طعام المسكين
برداشت ياد شده، با توجه به دو نكته به دست مى آيد: 1- مورد آيه شريفه درباره كافران است; 2- طعام مسكين، از احكام فروع دين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 44 - 6
6 - كافران ، به فروع دين و احكام شريعت - همچون اصول دين - مكلف اند .
قالوا لم نك من المصلّين . و لم نك نطعم المسكين
برداشت ياد شده، به اين سبب است كه اگر كافران به فروع دين مكلف نبودند، ترك نماز و اطعام مساكين را در رديف تكذيب روز قيامت، از عوامل دوزخى شدن خود برنمى شمردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 31 - 5
5 - كافران ، نسبت به فروع دين - همچون اصول دين - مكلف اند .
فلاصدّق و لاصلّى
برداشت ياد شده، به اين سبب است كه اگر كافران به فروع دين مكلف نباشند، ترك نماز به عنوان نشانه آنان شمرده نمى شد و فردى مثل ابوجهل، به جهت آن ملامت نمى گرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 21 - 8
8 - كافران ، بر ترك فروع دين نيز توبيخ مى شوند .
فما لهم . .. لايسجدون
مراد از سجود در آيه ممكن است معناى اصطلاحى آن و به خاك افتادن هنگام شنيدن آيات قرآن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 3 - 5
5 - اهل كتاب و مشركان ، ملزم به ترك كفرِ خويش ، پس از ابلاغ معارف استوار و قوام بخش قرآن به آنان
لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة ... فيها كتب قيّمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 39 - 2
2 - خداوند ، مادر موسى را به نهادن او در صندوق و افكندن آن به رود نيل ، فرمان داد .
أن اقذفيه فى التابوت فاقذفيه فى اليمّ
مدلول «قذف» پرتاب كردن و افكندن است (مقاييس اللغة) و «اقذفى» كه هم در مورد گذاردن موسى(ع) در صندوق و هم افكندن صندوق به آب، به كار رفته، گوياى اين است كه بايد موسى(ع) به گونه اى در صندوق قرار داده شده و به آب افكنده شود
كه هر بيننده اى گمان كند آن را دور انداخته اند. «تابوت»، يعنى صندوق (نهايه ابن اثير) و «يمّ» به معناى دريا است و در آيه، مراد رود نيل است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 16 - 12
12 - مؤمنان راستين ، به اعمال فردى و اجتماعى و عبادى و مالى خود عمل مى كنند .
إنّما يؤمن بأيتنا الذين إذا ذكّروا بها خرّوا . .. تتجافى جنوبهم ... يدعون ربّهم
فرازهاى «تتجافى. ..» و «يدعون...» مربوط به اعمال فردى و عبادى و فراز «ممّا رزقناهم...» امرى اجتماعى - مالى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 84 - 1،2،4
1 - نهى شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى هميشه ، از نمازگزاردن بر جنازه منافقان و دعا كردن براى آنها بعد از جنگ تبوك
و لاتصل على أحد منهم مات أبداً
2 - ممنوع نبودن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از نمازگزاردن بر جنازه منافقان و حضور يافتن بر قبر آنها ، تا قبل از جنگ تبوك
و لاتصل على أحد منهم مات
با توجه به سياق آيات، كه پس از جنگ تبوك نازل شده است، برداشت فوق به دست مى آيد.
4 - ممنوع شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از حضور يافتن بر سر قبر منافقان و دعا و استغفار براى آنان
و لاتقم على قبره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 103 - 1،3
1 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر گرفتن صدقه ( زكات ) از اموال مردم
خذ من أمولهم صدقة
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حاكم اسلامى ، موظف به گرفتن صدقه ( ماليات شرعى ) از مردم و منتظر نماندن براى اقدام خود مردم به پرداخت آن
خذ من أمولهم صدقة
به كارگيرى امر «خذ» (بگير) - به جاى مثلا «تقبل» - حكايت از آن دارد كه حاكم اسلامى نبايد در انتظار پرداخت صدقه باشد; بلكه بايد خود اقدام به أخذ آن كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 108 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مورد نهى مؤكد الهى از حضور يافتن و اقامه نماز در مسجد ضرار
لا تقم فيه أبداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 113 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، حق استغفار كردن براى مشركان را ندارند .
ما كان للنبى و الذين ءامنوا أن يستغفروا للمشركين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 105 - 5
5 - خداوند ، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) را از انعطاف پذيرى در برابر آيين شرك ، نهى أكيد فرمود .
و أن أقم وجهك للدين حنيفاً و لاتكونن من المشركين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 106 - 1
1 - خداوند ، پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) را از نيايش به درگاه هر چيزى غير خودش بر حذر داشته است .
و لاتدع من دون اللّه ما لاينفعك و لايضرك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 109 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور بود از آنچه كه به او وحى مى شد ، تبعيت كند .
و اتبع ما يوحى إليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 112 - 1
1- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به استقامت و پايدارى بر توحيد و پرستش خدا ، فرمان داد .
فاستقم كما أُمرت
متعلق «استقم» ذكر نشده تا حكايت از عموم داشته باشد; ولى از آن جا كه بحث آيات پيشين درباره توحيد و پرستش خدا بود ، در برداشت فوق از آنها نام برده شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 36 - 6،7
6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) از ناحيه خداوند فرمان داشت كه تنها او را بپرستد و براى او شريكى قائل نباشد .
قل إنما أُمرت أن أعبد الله و لا أشرك به
7- پيامبر (صلی الله علیه و آله) از ناحيه خداوند فرمان داشت ، يكتاپرستى خويش و گريزش از شرك را اعلام كند .
قل إنما أُمرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 88 - 1،2
1- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از هرگونه چشم دوختن و مجذوب شدن به امكانات دنيوى كافران برحذر داشت .
لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم
«مدّ» به معناى زياده و طولانى كردن است و هر گاه در رابطه با چشم و نظر به كار رود، به معناى چشم دوختن، خيره شدن و مجذوب شدن است.
2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار متمركز كردن تمامى توجه خويش به كافران براى هدايت آنان بدون توجه به امكانات فراوان دنيوى آنها
لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم
براى آيه فوق احتمالاتى ذكر شده است و برداشت فوق بر اين احتمال است كه مراد از «لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزواجاً» اين باشد كه: به ذهنت خطور نكند كه چرا كافران دشمن خدا از امكانات دنيوى زيادى برخوردار هستند؟ و با اين فكر خود را به آن امكانات مشغول بكنى و از هدف اصلى باز بمانى; بلكه توجه خود را معطوف به خود آنان كن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 89 - 1
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور اعلان قلمرو مسؤوليت خويش ( انذار ) براى مردم
و قل إنى أنا النذير المبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 94 - 1
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) به ابلاغ رسالت و مأموريت الهى خويش به صورت آشكارا ، صريح و بى پرده ، مأمور گرديد .
فاصدع بما تؤمر
«صدع» در لغت به معناى سخن گفتن به صورت آشكار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 99 - 1
1- دستور خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عبادت پروردگار تا پايان عمر
و اعبد ربّك حتى يأتيك اليقين
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مقصود از «يقين»، مرگ باشد; چنان كه در آيه 47 از سوره «مدثر» از مرگ به «يقين» تعبير شده است. گفتنى است تعبير «آمدن» (يأتى) به جاى «تحصيل يقين» مى تواند مؤيد همين مطلب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 73 - 6،8
6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در هيچ شرايطى مجاز نيست غير از وحى ، سخنى را به خداوند نسبت دهد .
و إن كادوا ليفتنونك عن الذى أوحينا إليك لتفترى علينا غيره
8- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به حركت دقيق بر اساس وحى الهى و پرهيز از هر عملى مغاير با آن
و إن كادوا ليفتنونك عن الذى أوحينا إليك لتفترى علينا غيره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 78 - 1
1- فرمان الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى اقامه نمازهايى ، از هنگام زوال خورشيد تا نيمه شب و نيز در سپيده صبح
أقم الصلوة لدلوك الشمس إلى غسق الّيل و قرءان الفجر
«دلوك» به معناى رفتن خورشيد به سوى غروب، «غسق» به معناى شدت ظلمت است (مفردات راغب). با توجه به معناهاى لغوى، برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «لدلوك الشمس» زوال خورشيد و «غسق الليل» نيمه شب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 79 - 1،2
1- فرمان الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مورد بيدار شدن در بخشى از شب ، براى اقامه نافله شب
و من الّيل فتهجّد به نافلة لك
2- نماز شب ، تكليفى واجب بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) علاوه بر ساير واجبات
و من الّيل فتهجّد به نافلة لك
با توجه به معناى لغوى «نافلة» كه به معناى زيادت بر واجب است; (مفردات راغب) و نيز لام اختصاص «لك» نكته ياد شده قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 3،5،13
3- فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى دعا و نيايش همراه با نماز و نوافل
أقم الصلوة . .. فتهجّد به نافلة لك ... و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه عبارت «و قل رب» عطف به «فتهجّد. ..» بوده و ذكر خاص بعد از عام بيانگر يكى از اعمال باشد كه شايسته است در تهجّد و نماز شب انجام گردد.
5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به درخواست از خداوند براى توفيق انجام هر عملى از آغاز تا فرجام ، بر اساس نيتى خالص و آميخته با صدق و راستى
و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق و أخرجنى مخرج صدق
13- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به دعا و نيايش به درگاه خدا ، براى كسب قدرت و توان در انجام پيروزمندانه رسالت خويش
و قل ربّ . .. و اجعل لى من لدنك سلطنًا نصيرًا
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «سلطان» - آن گونه كه برخى از مفسران گفته اند - به معناى نيروى قوى و برتر
باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 110 - 12،13
12- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به رعايت اعتدال در قراءت نماز و پرهيز از آواز بلند يا با صداى بسيار آهسته
و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها
13- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به رعايت جهر در برخى نماز ها و اخفات در بعضى ديگر
و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها و ابتغ بين ذلك سبيلاً
بنابر اينكه مراد آيه اين باشد كه همه نمازهايت را به جهر و يا همه را به اخفات نخوان و مراد از «و ابتغ. ..» اين باشد كه برخى را به جهر و بعضى را به اخفات بخوان، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 111 - 1
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به ستايش خدا و منحصر دانستن همه ستايش ها به ذات يكتاى او
و قل الحمد لله
الف و لام «الحمد» براى استغراق (شمول و فراگيرى) و لام «لله» براى اختصاص است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 22 - 13
13- مسكوت گذاردن تعداد اصحاب كهف و احاله علم آن به خداوند ، تكليفى الهى برعهده پيامبر (صلی الله علیه و آله) و براى رشد و تربيت او است .
قل ربّى أعلم بعدتهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 16
16- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از ترك همنشينى با خداجويان تهيدست و عطف توجه از آنان به طبقه اشراف ، برحذر داشت .
و اصبر نفسك . .. و لاتعد عيناك عنهم
نهى در «لاتعد عيناك» گرچه متوجه چشمان است (چشمان ات از آن گروه نگذرد) ولى مراد، نهى پيامبر(صلی الله علیه و آله) از برگرداندن نظر و توجه خود از تهيدستان به ثروت مندان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 65 - 5
5- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه دار پرستش خداوند و صبر و تحمل در راه عبادت او
فاعبده واصطبر لعبدته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 130 - 6،7
6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، موظف به تسبيح و حمد پروردگار ، پيش از طلوع و غروب خورشيد
و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها
«باء» در «بحمد ربّك» يا براى مصاحبت است و يا استعانت. در هر صورت، فرمان به حمد و تسبيح با هم است. خطاب «سبّح» گرچه مربوط به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد، ولى آيات بعد، قرينه اى بر منحصر نبودن اين تكاليف به آن حضرت است.
7 - تسبيح و حمد پروردگار در برخى از اوقات شب و در دو طرف روز ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان
و من ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار
«آناء» به معناى «ساعات و اوقات» است و «من» معناى تبعيض دارد. بنابراين «من آناء الليل»; يعنى، پاره هايى از شب را به تسبيح و تحميد بگذران. «بحمد ربّك» در صدر آيه، قرينه براين است كه اين تسبيح نيز بايد با حمد همراه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 131 - 2
2 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از توجه به سرمايه هاى چشمگير كافران و اشتياق بهره گيرى از آن ، برحذر داشت .
و لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم
«مدّالعين» (چشم كشيدن)، برداشتن نگاه از چيزى و متوجه ساختن و كشاندن آن به سوى چيز ديگر است و به قرينه آياتى ديگر (نظير «لاتعد عيناك عنهم» كهف/ 28) مرادِ آيه، معطوف ساختن توجه از تهيدستان به سوى ثروتمندان است. برخى احتمال داده اند كه مراد از كشاندن، ادامه دادن است و آيه ناظر به نگاهِ سير و عميق مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 1،3،24
1 - فرمان دادن و فراخوانى خانواده و خويشاوندان به نماز ، از جمله وظايف الهى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
وأمر أهلك بالصلوة
اهل هر شخصى، عشيره و خويشاوندان او هستند و نيز به كسانى كه وابستگى بيشترى به شخص داشته باشند «أهل» گفته مى شود (لسان العرب) و چون سوره «طه» در مكه نازل شده است، بستگان آن حضرت در مكه (على(ع)، خديجه(س) و. ..) مورد نظر هستند.
3 - مداومت و مراقبت پى گير بر اقامه نماز ، از جمله مسؤوليت هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
وأمر أهلك بالصلوة واصطبر عليها
«إصطبار»; يعنى، با تمام توان صبر را برخود تحميل كردن (مفردات راغب).
24 - « روى عن الباقر ( ع ) فى قوله تعالى : « و أمر أهلك بالصلاة و اصطبر عليها » قال : أمر اللّه نبيّه أن يخص أهل بيته و أهله دون الناس ليعلم الناس أنّ لأهله منزلة عنداللّه ليست لغيرهم فأمرهم مع الناس عامّة ثمّ أمرهم خاصة ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه در باره سخن خدا«و أمر أهلك بالصلاة. ..» فرمود: خدا به پيامبر خود امر كرده كه خانواده و خاندان خود را جداى از مردم [در امر به نماز ]اختصاص دهد تا مردم بدانند كه براى اهل پيامبر(صلی الله علیه و آله) منزلتى در نزد خداوند است كه براى غير آنان نيست، پس خدا [يك بار]اهل پيامبر(صلی الله علیه و آله) را با جمع مردم فرمان داده است. سپس آنان را به طور خاص مورد امر قرار داده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 93 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور التجا به خداوند براى ايمن ماندن از عذاب دامنگير ظالمان
قل ربّ إمّا ترينّى ما يوعدون
«إمّا» مركب از «إن» شرطيه و «ماى» زايده و «ما» در «ما يوعدون» كنايه از عذاب است. جواب شرط نيز در آيه بعد آمده است: «ربّ فلاتجعلنى فى القوم الظالمين; پروردگارا! پس مرا در جمع ظالمان قرار مده».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 48 - 5
5 - قضاوت ميان مردم ، از مسؤوليت ها و منصب هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
و إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 51 - 6
6 - قضاوت ميان مردم ، از مسؤوليت ها و منصب هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 59 - 1
1 - به جا آوردن سپاس و ستايش خدا ، به خاطر بقاى خط رسالت و اضمحلال جبهه كفر و فرستادن سلام و درود بر رسولان او ، رهنمود الهى به پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)
قل الحمد للّه و سلم على عباده الذين اصطفى
با توجه به اين كه در آيات پيشين نام چند تن از پيامبران (موسى، داوود، سليمان، صالح و لوط) و ياد تلاش ها و مبارزات آنان و پيروزى نهايى حق و اضمحلال كافران به ميان آمده است، آيه ياد شده مى تواند ختامى بر آن مجموعه يادها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 79 - 11
11 - همه انسان ها حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به توكل بر خدا در ايفاى وظايف خويش
فتوكّل على اللّه إنّك على الحقّ المبين
گرچه مخاطب آيه رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) است، اما با توجه به اين كه مورد، مخصص نيست، مى توان گفت كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) از آن جهت كه فرد اعلاى امت مى باشد، مخاطب قرار گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 91 - 10
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) همانند همه مردم ، مكلف به پرستش خداى يگانه و تسليم شدن در برابر او
أُمرت أن أعبد ربّ هذه . .. و أُمرت أن أكون من المسلمين
آمدن «أُمرت. ..» به صورت متكلم وحده، مى تواند از آن جهت باشد كه بفهماند پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز - با همه مقامات معنوى - مكلف به عبادت و تسليم است و تعالى معنوى، سبب برداشته شدن تكليف نمى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 92 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به پيروى دقيق از قرآن *
إنّما أُمرت أن أعبد ربّ هذه البلدة . .. و أن أتلوا القرءان
واژه «أتلوا» مى تواند از مصدر «تُلُوّ» (تبعيت و پيروى) مشتق شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 85 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيش از هر كس ، موظف به پيروى از قرآن و عمل كردن به دستورات آن بود .
إنّ الذى فرض عليك القرءان
«فَرْض» (مصدر «فَرَضَ») به معناى واجب كردن است. بنابراين «فرض عليك القرآن»; يعنى، «قرآن را بر تو واجب فرمود». واجب شدن قرآن بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى تواند به اين معنا باشد كه عمل كردن به دستورات آن نخست بر خود آن حضرت واجب مى باشد و سپس بر ديگران. هم چنين مى تواند به اين معنا باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه دارد قرآن را بر مردم تلاوت كند و پيام آن را به مردم ابلاغ نمايد. برداشت فوق بر پايه احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 38 - 5
5 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) در انجام دادن برخى از كار هاى مباح و روا ، در تنگنا بوده و شرايط مناسب اجتماعى براى او ، فراهم نبوده است .
ما كان على النبىّ من حرج فيما فرض اللّه له
صدور چنين حكمى، از جانب خداوند درباره پيامبر(صلی الله علیه و آله) حكايت مى كند كه آن حضرت، در انجام دادن برخى از امور، مانند ازدواج با مطلَّقه پسرخوانده اش، در شرايط سختى قرار داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 47 - 1،2
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ نداشتن هيچ چشمداشت مادى از مردم ، در قبال رسالتش
قل ما سألتكم من أجر فهو لكم
اين تعبير كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: هر پاداشى از شما طلب كردم مال خودتان باشد، تعبيرى است كنايى و اشاره دارد به اين كه از شما انتظار هيچ مزدى ندارم و نمى خواهم.
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف بود تا خاطر مردم را آسوده كند كه رسالتش را در قبال مال و جاه انجام نمى دهد .
قل ما سألتكم من أجر فهو لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 174 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران ايشان ، مأمور به صبر و شكيبايى در برابر آزار ها و كارشكنى هاى مشركان و كافران معاند
فتولّ عنهم حتّى حين
توصيه به اعراض و بى اعتنايى، در شرايطى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت، مورد آزار و شكنجه دشمنان كافر قرار داشتند، در حقيقت توصيه به صبر و شكيبايى بيشتر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 175 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به صبر و انتظار در خصوص شكست كافران معاند و عذاب شدن آنان
فتولّ عنهم . .. و أبصرهم
توصيه به نظاره كردن بر احوال كافران معاند - پس از توصيه به بى اعتنايى به آنان (فتولّ عنهم . ..) - در حقيقت سفارش به صبر و انتظار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 178 - 3
3 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و ياران ايشان ، مأمور به صبر و شكيبايى در برابر آزار ها و كارشكنى هاى مشركان و كافران معاند
و تولّ عنهم حتّى حين
توصيه به اعراض و بى اعتنايى در شرايطى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يارانش مورد آزار و شكنجه دشمنان كافر قرار داشتند، در حقيقت توصيه به صبر و شكيبايى بيشتر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 179 - 1،3
1 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) مأمور به نظاره و دقت در سرانجام شوم و احوال مشركان و كافران معاند
و أبصر
مفعول فعل «أبصر» - به قرينه آيه مشابه (175) - ضمير «هم» است.
3 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به صبر و انتظار در خصوص شكست كافران معاند و عذاب شدن آنان
و تولّ عنهم . .. و أبصر
توصيه به نظاره كردن بر احوال كافران معاند، پس از سفارش به بى اعتنايى به آنان (و تولّ عنهم) در حقيقت، توصيه به صبر و انتظار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 17 - 1
1 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به صبر و شكيبايى در برابر استهزا ، گفتار مغرضانه و تبليغات سوء سران كفر و شرك
اصبر على ما يقولون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 65 - 1،2،5
1 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به ابلاغ رسالت و تكليف خود به مردم و رفع اتهام از خويش
قل إنّما أنا منذر
حصر «إنّما أنا. ..» از نوع حصر اضافى است و نسبت به افتراهاى مشركان عليه پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) سنجيده شده است. آنان حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) را به ساحر، شاعر و يا مجنون بودن متهم مى كردند. خداوند نيز در پاسخ آنان فرمود: او تنها منذر و اخطارگر الهى است.
2 - انذار و اخطار به مردمان ، رسالت و تكليف پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)
إنّما أنا منذر
5 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اعلام صريح مواضع عقيدتى خود به مردم
قل . .. ما من إله إلاّ اللّه الوحد القهّار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 67 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ عظمت رسالت خويش و موضوع قيامت و توحيد الهى به مردم
قل هو نبؤا عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 70 - 2
2 - پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به ابلاغ رسالت و تكليف خود به مردم و رفع اتهام از خويش
إن يوحى إلىّ إلاّ أنّما أنا نذير مبين
حصر در «إنّما أنا نذير. ..» از نوع حصر اضافى است و نسبت به افتراهاى مشركان عليه پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) سنجيده شده است. آنان، ايشان را به شاعر، ساحر، دروغگو و مجنون بودن متهم مى كردند. خداوند نيز در پاسخ آنان فرمود: او تنها يك منذر و اخطارگر الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 86 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به اعلام اين كه هيچ چشم داشت مادى و درخواست مزدى از مردم ندارد .
قل ما أسئلكم عليه من أجر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 11 - 2
2 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر عبادت و فرمان برى خالصانه او
أُمرت أن أعبد اللّه مخلصًا له الدين
واژه «دين» در چند معنا (جزا، عادت، ملت، اسلام، عبادت و طاعت) به كار مى رود (قاموس المحيط); ولى در اين جا - با توجه به اين كه مخاطبان آيات مورد بحث مشركان هستند و نيز در اين آيه واژه عبادت به كار رفته است - ممكن است به معناى عبادت و طاعت استعمال شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 12 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به پيش گام شدن در پذيرش اسلام ، به عنوان نخستين مسلمان ، مأمور و موظف شد .
و أُمرت لأن أكون أوّل المسلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 13 - 5
5 - تساوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) با ديگر مردمان در برابر قانون الهى و در پيشگاه عدل خداوند در قيامت
إنّى أخاف إن عصيت ربّى عذاب يوم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 14 - 2
2 - عبادت خالصانه خدا ، تكليفى الهى برعهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)
قل اللّه أعبد مخلصًا له دينى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 46 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به ستايش پروردگار و نيايش به درگاه او
قل اللّهمّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 55 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به صبر و شكيبايى در برابر مشكلات رسالت
فاصبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 66 - 1،6
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از آغاز دريافت دلايل و برهان هاى الهى ، از عبادت غيرخدا نهى شده بود .
قل إنّى نهيت أن أعبد الذين تدعون من دون اللّه لمّا جاءنى البيّنت
6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به تسليم همه جانبه در برابر پروردگار جهان
و أُمرت أن أُسلم لربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 15 - 3،7،13،21
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مكلف به استقامت و پايدارى دربرابر مشكلات و دشوارى هاى دعوت
فادع و استقم
7 - تسليم نشدن در برابر فشارِ خواسته ها و تمايلات گوناگون مخالفان فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فادع و استقم كما أمرت و لاتتّبع أهواءهم
13 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مكلف به اعلام ايمان خويش به تمامى كتاب هاى آسمانى
و قل ءامنت بما أنزل اللّه من كتب
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه منظور از «كتاب» در جمله «ءامنت بما أنزل اللّه من كتاب» همه كتاب هاى نازل شده از سوى خداوند (تورات، انجيل و قرآن) باشد. گفتنى است كه تنوين «كتاب» - كه براى تنويع است - مطلب بالا را تأييد مى كند.
21 - تفاوت نگذاشتن بين طبقات مختلف اجتماعى در مقام تبليغ و هدايت و اجراى شريعت ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و أُمرت لأعدل بينكم
بنابراين كه «أمرت لأعدل بينكم» مربوط به نحوه اجراى دعوت و اقامه دين به وسيله پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 43 - 1،2
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از جانب خداوند مأمور تمسك به پيام وحى و پايدارى در راه دعوت به آن
فاستمسك بالذى أُوحى إليك
2 - خداوند ، حامى و نگاهبان پيام وحى ، و پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف به انجام وظيفه ابلاغ
فإنّا منهم منتقمون . .. فإنّا عليهم مقتدرون . فاستمسك بالذى أُوحى إليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 19 - 7،8
7- پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور درخواست كمك از خداوند ، براى زدايش سختى ها و پيامد هاى سنگين رسالت *
و استغفر لذنبك
برداشت بالا بنابر اين نكته است كه واژه «استغفر» در معناى طلب ايجاد مصونيت و «ذنب» در معناى پيامدها، به كار رفته باشد; يعنى، رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) سختى هايى را براى خود آن حضرت و مؤمنان واقعى (از قبيل هجرت، جهاد و. ..) به دنبال داشته و حضرت براى كاهش اين دشوارى ها، بايد از خداوند استمداد كند.
8- دستور خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در آمرزش خواهى براى تمامى مردان و زنان با ايمان
و استغفر . .. للمؤمنين و المؤمنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 17 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور عدم پذيرش منت مسلمانان در مورد اسلام آوردنشان
يمنّون عليك . .. قل لا تمنّوا علىّ إسلمكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 39 - 5
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور تسبيح و ستايش پروردگار ، قبل از طلوع خورشيد و قبل از غروب آن
و سب-ّح بحمد رب-ّك قبل طلوع الشمس و قبل الغروب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 40 - 1،4
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظّف به عبادت و تسبيح پروردگار در بخشى از شب
و من الّيل فسبّحه
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به ادامه تسبيح پروردگار در پى هر سجده ( نماز )
فسبّحه و أدبر السجود
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 48 - 1،9،12
1 - فرمان پايدارى و شكيبايى از سوى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در راستاى تبليغ دين
و اصبر لحكم ربّك
مراد از «لحكم ربّك» مى تواند حكم رسالت و تبليغ دين باشد. در اين صورت پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور شده است تا در برابر اذيت و آزار تكذيب كنندگان، صبر پيشه كند و تحمل خويش را از دست ندهد.
9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور تسبيح و حمد پروردگار ، هم زمان با آغاز هر تلاش
و سبّح بحمد ربّك حين تقوم
درباره «حين تقوم» چندين احتمال از سوى مفسران مطرح شده است. به نظر مى رسد ارتباط «و سبح» با «و اصبر لحكم ربّك» مى تواند قرينه باشد بر اين كه مراد، هنگام برخاستن پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى انجام تبليغ و رسالت است.
12 - دستور اقامه نماز ظهر به پيامبر (صلی الله علیه و آله) *
و سبّح بحمد ربّك حين تقوم
برداشت بالا بدان احتمال است كه «سبّح بحمد. ..»، نماد نماز و «حين تقوم» نظر به برخاستن از خواب نيمروز باشد كه بر زوال شمس و هنگام نماز ظهر، منطبق مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 49 - 1،2،4
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به تسبيح پروردگار ، در بخشى از شب ( سحرگاهان )
و من الّيل فسبّحه
«من» در «من الّيل» تبعيضيه است; يعنى، بخشى از شب (سحرگاهان).
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به تسبيح خداوند در بين الطلوعين
و إدبر النجوم
مراد از «إدبار النجوم»، (زمان عقب نشينى ستارگان) وقتى است كه فجر طلوع مى كند; زيرا با طلوع فجر، كم كم ستارگان پنهان مى شوند و چنين به نظر مى رسد كه آنها عقب نشينى مى كنند. در نقطه مقابل آن غروب آفتاب است كه به نظر مى رسد ستارگان كم كم به پيش مى آيند و خود را نشان مى دهند.
4- دستور نماز مغرب ، عشا و صبح ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) *
و من الّيل فسبّحه و إدبر النجوم
برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «من الّيل»، نظر به نماز مغرب و عشا و «إدبار النجوم» نظر به نماز صبح داشته باشد، چه اين كه «حين تقوم» در آيه شريفه قبل مى تواند نظر به نماز نيمروز داشته باشد. بر اين اساس نمازهاى پنجگانه در اين دو آيه، مورد اشاره قرار گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 29 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مكلف به اعراض از مشركان دنيامحور و خداگريز
فأعرض عن من تولّى عن ذكرنا و لم يرد إلاّ الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 74 - 5
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور تسبيح گفتن خداوند و مبرّا اعلام كردن ساحت او از هر نقص و كاستى
فسبّح باسم ربّك العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 96 - 5
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور تسبيح گفتن خداوند و مبرّا اعلام كردن ساحت او از هر عيب و نقص
فسبّح باسم ربّك العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 5 - 14
14 - « عن أبى جعفر ( ع ) . . .انّ اللّه أمر نبيّه (صلی الله علیه و آله) و المؤمنين بالبرائة من قومهم ماداموا كفّاراً فقال : « قد كانت لكم اُسوة حسنة فى إبراهيم و الذين معه إذ قالوا لقومهم إنّا برآؤا منكم و ممّا تعبدون . . . » ;
از امام باقر(ع) روايت شده است: خداوند به رسول خود و مؤمنان امر فرموده تا از قوم خود، مادامى كه در حال كفر هستند، برائت جويند [آن جا كه] مى فرمايد: «براى شما در زندگى ابراهيم و كسانى كه با او بودند الگوى خوبى است; زيرا آنان به قوم خود گفتند: إنّا برآؤا منكم و ممّا تعبدون».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 12 - 1
1 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در پذيرش بيعت زنان گرويده به ايمان و پايبند به لوازم آن
يأيّها النبىّ إذا جاءك . .. فبايعهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 9 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به جهاد با كافران و منافقان فرمان يافت .
يأيّها النبىّ جهد الكفّار و المنفقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 9 - 3
3 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر سازش نكردن با كافران تكذيب گر و نپذيرفتن هرگونه پيشنهاد سازش
فلاتطع المكذّبين . ودّوا لوتدهن فيدهنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 48 - 1،2
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور صبر و شكيبايى در برابر فرمان هاى الهى
فاصبر لحكم ربّك
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور صبر و شكيبايى در مدت مهلت يافتن كافران تكذيب گر و به تأخير افتادن نصرت و پيروزى مسلمانان بر آنان
و أُملى لهم . .. فاصبر لحكم ربّك
به گفته مفسران، آيه شريفه اشاره به مسأله مهلت يافتن مشركان است كه در آيه پيش ذكر شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 20 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور بيان علنى مواضع اعتقادى خويش براى همگان
قل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 4 - 3،5
3 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر قرائت قرآن با تأنّى و به صورت شمرده شمرده در عبادت و شب زنده دارى
قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً
«ترتيل» در قرائت و سخن، به معناى آهسته آهسته و درست و بدون شتاب خواندن است (برگرفته از صحاح، مفردات راغب و
مصباح المنير).
5 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر قرائت قرآن با تأنّى و شمرده شمرده در نماز هاى نيمه شب
قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه چون آيه به دنبال توصيه به نماز شب آمده است، اشاره دارد به قرائت قرآن در حين نماز; زيرا قرائت قرآن از اركان نماز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 8 - 5
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف بود تا در زندگى خود ، خدامحورى و بريدن از غير او را با تلاش گسترده روزانه همراه سازد .
إنّ لك فى النهار سبحًا طويلاً . .. و تبتّل إليه تبتيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 10 - 5
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مرحله نخست بعثت ( در مكه ) ، از هرگونه تعرّض به دشمنان بدگو ( پاسخ گفتن به بدگويى هاى آنان و مقابله به مثل ) منع شد .
و اهجرهم هجرًا جميلاً
آيه بعد (ذرنى و المكذّبين. ..) شاهد اين است كه اين «هجر»، به معناى عدم تعرض و مقابله به مثل نكردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 3 - 1
1 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر بزرگ شمردن او در دل و جان خويش
و ربّك فكبّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 7 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به صبر و پايدارى در انجام دادن رسالت خويش
و لربّك فاصبر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 26 - 1،4،7
1 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر سجده براى او در پاسى از شب
و من الّيل فاسجد له
«من» در «من الليل»، براى تبعيض است; يعنى، بخشى از شب.
4 - فرمان الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر شب زنده دارى و تسبيح خداوند در بيشتر اوقات شب
و سبّحه ليلاً طويلاً
7 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر گزاردن نماز شب
و سبّحه ليلاً طويلاً
يكى از معانى «تسبيح»، نماز است (قاموس المحيط و لسان العرب). بر اين اساس مقصود از آن در اين آيه، ممكن است نماز شب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 27 - 10
10 - دنياگرايى و آخرت گريزى گنه پيشگان و كافران ، فلسفه منع شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از پيروى از آنان
و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا . .. إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومً
برداشت ياد شده، با توجّه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام تعليل براى منع از اطاعت از گنه پيشگان و كافران (و لاتطع منهم آثماً أو كفوراً) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 1 - 1
1 - تسبيح خداوند و دور نگه داشتن نام هاى او از اوصاف ناروا ، وظيفه اى الهى برعهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)
سبّح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ضحى - 93 - 10 - 4
4 - خداوند ، با يادآورى دوران فقر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و امداد هاى خويش به آن حضرت ، او را بر انفاق به مستمندان فرمان داد .
و وجدك عائلاً فأغنى . .. و أمّا السائل فلاتنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 8 - 1
1 - حاجت خواستن از خداوند و تضرّع به درگاه او ، تكليف و توصيه اى الهى به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله)
و إلى ربّك فارغب
«رغب إليه»; يعنى، در دعا خالصانه كوشيد و يا اظهار فروتنى كرد و حاجت خواست. (برگرفته از قاموس)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 19 - 3،4،8،13
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هرگز به ترك نماز بر اثر نهى و تهديد مخالفان مجاز نبود .
ينهى . عبدًا إذا صلّى ... فليدع ناديه ... كلاّ لاتطعه و اسجد
4 - خداوند ، برحذردارنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) از ترتيب اثر دادن به تهديد هاى تكذيب كنندگان دين و هراس از آرايش نيروى آنان
فليدع ناديه . .. كلاّ لاتطعه
8 - سجده به درگاه خداوند ، وظيفه اى الهى برعهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و اسجد
13 - تلاش براى تقرّب به درگاه خداوند ، وظيفه اى الهى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و اقترب
«اقتراب» از باب افتعال است كه بر تكلّف و اجتهاد دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 2 - 1،2
1 - نماز ، از تكاليف الهى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فصلّ
2 - اخلاص در نماز و انجام دادن آن تنها به جهت فرمان خدا ، وظيفه اى برعهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فصلّ لربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نصر - 110 - 3 - 11
11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور مغفرت خواهى و درخواست عفو خداوند ، از كوتاهى در تسبيح و حمد او و تقاضاى توجّه و عنايت مجدّد او به آن حضرت
و استغفره
استغفارى كه در اين سوره به آن امر شده است - به قرينه تعليق بر نصرت و فتح و عطف بر تسبيح و حمد - استغفار ويژه اى است. اين استغفار، در ارتباط با حمد و تسبيح، به معناى درخواست عفو از كاستى هاى آن و در ارتباط با «توّاباً»، به معناى درخواست رجوع مجدّد و مكرر خداوند و تقاضاى عنايت هاى تازه به تازه او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 35 - 16
16 - زن و مرد هر دو شايسته بر عهده گرفتن تكليف هاى الهى و مسؤول در پيشگاه خداوند
و لاتقربا هذه الشجرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 183 - 1
1 - وجوب روزه بر مسلمانان
يأيها الذين ءامنوا كتب عليكم الصيام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 185 - 26
26 - هر مسلمان بايد در سال يك ماه را روزه بگيرد .
فعدة من أيام أخر . .. لتكملوا العدة
برداشت فوق با استدلال بيان شده در توضيح برداشت پيشين، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 41 - 2
2 - شركت در جهاد و پيكار با دشمنان اسلام ، وظيفه تمامى مسلمانان ، هر چند فاقد امكانات و تجهيزات كافى نظامى باشند .
انفروا خفافاً و ثقالا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 67 - 3
3 - مسلمانان ، موظف به انجام مراسم قربانى ، آن گونه كه از سوى خدا مقرر شده است .
لكلّ أُمّة جعلنا منسكًا هم ناسكوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 174 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران ايشان ، مأمور به صبر و شكيبايى در برابر آزار ها و كارشكنى هاى مشركان و كافران معاند
فتولّ عنهم حتّى حين
توصيه به اعراض و بى اعتنايى، در شرايطى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت، مورد آزار و شكنجه دشمنان كافر قرار داشتند، در حقيقت توصيه به صبر و شكيبايى بيشتر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 23 - 12
12 - امت اسلامى ، موظف به داشتن محبت اهل بيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)
قل لا أسئلكم عليه أجرًا إلاّ المودة فى القربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 4 - 19
19- امت اسلامى ، موظّف به نبرد بى امان با جبهه كفر تا فرونشاندن شعله هاى شرارت آنان
فشدّوا الوثاق . .. حتّى تضع الحرب أوزارها
خطاب آيه، مى تواند به امت اسلامى در همه زمان ها باشد; يعنى، هرگاه جبهه كفر با اسلام به ستيز برخاست، مسلمانان موظف اند
تا مرحله خلع سلاح جبهه كفر به مبارزه ادامه دهند. اين مطلب از ملاك هايى كه آيه به دست داده است (أثخنتموهم ... تضع الحرب) استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 17 - 4
4 - مسلمانان ، مورد نهى الهى از منت نهادن اسلام خويش بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)
قل لا تمنّوا علىّ إسلمكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 13 - 7،8،9،12
7 - اقامه نماز ، تكليفى الهى برعهده مسلمانان
فأقيموا الصلوة
8 - مسلمانان ، موظف به پرداخت زكات اند .
و ءاتوا الزكوة
9 - اطاعت از خدا و رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) و اجتناب از نافرمانى آنان ، فرمان الهى به مسلمين
و أطيعوا اللّه و رسوله
12 - مسلمانان ، بايد بر اقامه نماز ، پرداخت زكات و اطاعت از خدا و رسول او ، پايبند بوده و از سهل انگارى درباره آنها كيداً پرهيز نمايند .
فأقيموا الصلوة . .. و أطيعوا اللّه و رسوله
ارتباط صدر و ذيل آيه شريفه، بيانگر اين حقيقت است كه خداوند، هر چند درباره مسأله صدقه نجوا از كسانى كه نسبت به آن كوتاهى نمودند، سخت گيرى نكرد; لكن نسبت به اقامه نماز، پرداخت زكات و . .. هرگز تسامح نمى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 7 - 1
1 - مسلمانان براى تزكيه كسانى كه خود را از تعاليم الهى بى نياز مى پندارند ، هيچ تكليف و مسؤوليتى ندارند .
و ما عليك ألاّ يزّكّى
ما در «و ما عليك ألاّ يزّكّى» مى تواند نافيه باشد كه با تقدير مبتداى محذوف معناى آيه چنين مى شود: «نيست بر تو باكى در مورد اقدام نكردن او به تزكيه خويش» و نيز ممكن است استفهاميه و مفاد آن چنين باشد: «چيست بر تو در مورد اقدام نكردن او به تزكيه خويش»؟ در هر صورت مراد اين است كه بى توجّهى شخص كافر به تزكيه خويش، براى تو مسؤوليت آفرين نيست كه هدايت او را بر پذيرش مؤمن مقدم مى دارى!.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 7،9،11
7 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در آغاز بعثت مدتى چند به شب زنده دارى به ميزان دوسوم يا نصف و يا يك سوم از شب موظف شده بودند .
و طائفة من الذين معك . .. علم أن لن تحصوه
9 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به تلاوت قرآن در شب هنگام به ميزان ميسور و ممكن
فاقرءوا ما تيسّر من القرءان
11 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به نماز در پاسى از شب به ميزان ميسور و ممكن
تقوم أدنى من ثلثى الّيل . .. فاقرءوا ما تيسّر من القرءان
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه مقصود از قرائت قرآن، نماز باشد; زيرا خواندن قرآن از اجزاى مهم نماز است. گفتنى است چون جمله هاى پيش درباره نماز شب بود، مى تواند قرينه بر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 69 - 5
5 - مشركان و كافران همچون مؤمنان ، مكلف به فروع دين اند .
يضعف له العذاب يوم القيمة
دو چندان شدن مجازات مشركان و كافران در صورت ارتكاب بزه كارى، مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 39 - 4
4 - مشركان و كافران ، مخاطبان شريعت و مكلف به فروع دين اند . *
و ما تجزون إلاّ ما كنتم تعملون
تأكيد خداوند بر مجازات كافران و مشركان متناسب با رفتارشان، گوياى اين حقيقت است كه آنان نيز همچون مؤمنان و معتقدان به اصول دين، مخاطبان شريعت و مكلف به فروع دين هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 3 - 5
5 - اهل كتاب و مشركان ، ملزم به ترك كفرِ خويش ، پس از ابلاغ معارف استوار و قوام بخش قرآن به آنان
لم يكن . .. منفكّين حتّى تأتيهم البيّنة ... فيها كتب قيّمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 7 - 6
6 - تلاش براى عبادت و دعا ، تكليفى الهى برعهده بهره مندان از نعمت
ألم نشرح . .. و وضعنا... و رفعنا... فإذا فرغت فانصب
خطاب آيه شريفه گرچه متوجّه پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; ولى از تفريع «فإذا فرغت. ..» بر نعمت هاى بيان شده در آغاز سوره، مى توان اصلى كلى انتزاع كرد و بر همگان تعميم داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 29 - 11
11- دستور خداوند به فرشتگان براى سجده بر آدم ( ع ) پس از آفرينش او
و إذ قال ربّك للملئكة . .. فإذا سوّيته و نفخت فيه من روحى فقعوا له سجدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 30 - 1
1- در پى فرمان خداوند به فرشتگان براى سجده بر آدم ( ع ) ، همه آنان بى استثنا در برابر او به سجده افتادند .
فقعوا له سجدين . فسجد الملئكة كلّهم أجمعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 50 - 6
6- فرشتگان ، مكلف به انجام تكاليفى اند .
و الملئكة . .. و يفعلون ما يؤمرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 50 - 2
2- خداوند ، به همه فرشتگان فرمان داد تاآدم را سجده كنند .
و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم
«ال» در «الملائكة» براى استغراق است; يعنى: «همه ملائكه».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 116 - 2،8
2 - فرشتگان ، به فرمان خداوند ، موظف به سجده براى آدم و خضوع در برابراو شدند .
و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم
8 - آدم ( ع ) ، داراى مقام و جايگاهى برتر از ملائكه
و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 27 - 6
6- ملائكه ، موجوداتى مكلف و موظّف در برابر خداوند
و هم بأمره يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 72 - 7
7 - فرمان خداوند به فرشتگان براى سجده بر آدم ( ع ) پس از آفرينش او
فإذا سوّيته و نفخت فيه من روحى فقعوا له سجدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 74 - 1،8
1 - ابليس چونان فرشتگان ، مكلف و موظف به سجده براى آدم ( ع )
فقعوا له سجدين . فسجد الملئكة ... إلاّ إبليس
8 - تكليف سجده كردن فرشتگان بر آدم ، تكليفى بس مهم و بزرگ در پيشگاه خداوند
فقعوا له سجدين . فسجد الملئكة ... إلاّ إبليس استكبر و كان من الكفرين
از اين كه ابليس، به خاطر سرپيچى از سجده بر آدم، از سوى خداوند كافر شمرده شد، برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 29 - 12
12 - شعورمندى و تكليف تمامى موجودات زنده هستى *
و هو على جمعهم إذا يشاء قدير
چنانچه «دابّة» بر همه جنبندگان اطلاق شود و آيه شريفه محشور گشتن تمامى آنان در قيامت را متذكر گردد، اين احتمال قوت مى گيرد كه عقل، شعور و تكليف اختصاص به انسان ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 15 - 20
20 - تلاش براى تحقق و برپايى عدالت ، وظيفه دينى يكتاپرستان
و أُمرت لأعدل بينكم
برداشت ياد شده با توجه به اصل اوليه اشتراك احكام دينى بين پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ديگران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 12 - 4
4 - خداوند به موسى ( ع ) فرمان داد ، به پاس احترام محضر پروردگار خود ، نعلين از پاى درآورد و با پاى برهنه در وادى مقدس گام نهد .
فاخلع نعليك إنّك بالواد المقدّس طوًى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 13 - 4
4 - خداوند ، موسى ( ع ) را پس از برگزيدن به پيامبرى ، به گوش فرادادن و دريافت وحى فرمان داد .
و أنا اخترتك فاستمع لما يوحى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 14 - 6
6 - تأكيد بر لزوم عبادت خداوند و پرهيز از پرستش غير او ، اولين تذكر خداوند به موسى ( ع ) در آغاز نبوت او
لا إله إلاّ أنا فاعبدنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 31 - 1
1 - فرمان الهى به موسى ، در وادى طور مبنى بر افكندن عصاى خويش
و أن ألق عصاك
«إلقاء» (مصدر «ألق») به معناى انداختن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 153 - 1
1 - صبرپيشگى و برپايى نماز ، توصيه و فرمان خدا به مؤمنان
يأيها الذين ءامنوا استعينوا بالصبر و الصلوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 195 - 12
12 - اهل ايمان ، بايد اعمال و وظايف الهى خويش ( جهاد ، دفاع ، انفاق و . . . ) را به صورت نيكوى آن انجام دهند .
قتلوا فى سبيل اللّه . .. و أنفقوا فى سبيل اللّه ... و أحسنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 28 - 3
3 - ممانعت از نزديك شدن مشركان به مسجدالحرام ، بر اهل ايمان واجب است .
يأيها الذين ءامنوا إنما المشركون نجس فلا يقربوا المسجدالحرام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 41 - 4
4 - مؤمنان ، موظف به جهاد با مال ( كمك هاى اقتصادى به لشكر اسلام و چشم پوشى از منافع مادى ) همپاى جهاد با جان
جهدوا بأمولكم و أنفسكم فى سبيل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 95 - 9
9 - مؤمنان ، مكلف به اجتناب و دورى جستن از هر گونه پليدى ( پليدى مادى و روحى ) و مبارزه با آن
إنهم رجس
«رجس» (پليد) بودن، به عنوان علت وجوب اعراض از منافقان ذكر شده و اين امر مى نماياند كه اصولا اجتناب از هر گونه رجس واجب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 113 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، حق استغفار كردن براى مشركان را ندارند .
ما كان للنبى و الذين ءامنوا أن يستغفروا للمشركين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 120 - 4
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى مقام ولايت و مؤمنان موظف به پيروى بى چون و چرا از آن حضرت
ما كان . .. أن يتخلفوا عن رسول اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 7
7- مؤمنانِ به آيات الهى ، همواره ، بايد نگران اَعمال گذشته خود و درصدد جبران و اصلاح آن باشند .
و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه فأعرض عنها و نسى ما قدّمت يداه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 130 - 6،7
6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، موظف به تسبيح و حمد پروردگار ، پيش از طلوع و غروب خورشيد
و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها
«باء» در «بحمد ربّك» يا براى مصاحبت است و يا استعانت. در هر صورت، فرمان به حمد و تسبيح با هم است. خطاب «سبّح» گرچه مربوط به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد، ولى آيات بعد، قرينه اى بر منحصر نبودن اين تكاليف به آن حضرت است.
7 - تسبيح و حمد پروردگار در برخى از اوقات شب و در دو طرف روز ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان
و من ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار
«آناء» به معناى «ساعات و اوقات» است و «من» معناى تبعيض دارد. بنابراين «من آناء الليل»; يعنى، پاره هايى از شب را به تسبيح و تحميد بگذران. «بحمد ربّك» در صدر آيه، قرينه براين است كه اين تسبيح نيز بايد با حمد همراه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 30 - 1،3،6
1 - مردان مؤمن ، وظيفه دار پرهيز از نظر دوختن و خيره شدن به نامحرمان اند .
و قل للمؤمنين يغضّوا من أبصرهم
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1. «غضّ» (مصدر «يغضّوا») به معناى كاستن از نگاه و صدا است (مفردات راغب). مقصود از آن در آيه شريقه، اجتناب از نظر دوختن و خيره شدن به نامحرمان است، نه نگاه اوليه و ناخودآگاه. 2. «من» در «من أبصارهم» براى تبعيض است و مقصود، فرو بستن چشم از چيزهايى است كه نگاه به آنها ناشايست و حرام است (مثل نگاه به نامحرمان).
3 - مردان مؤمن ، وظيفه دار پرهيز از چشم دوختن و خيره شدن به شرمگاه ديگرانند .
قل للمؤمنين يغضّوا من أبصرهم
مقصود از چشم فرو بستن (يغضّوا من أبصارهم) - به قرينه «و يحفظوا فروجهم» - مى تواند چشم فرو بستن از عورت و شرمگاه ديگران باشد.
6 - مردان مؤمن ، وظيفه دار پرهيز از آلودگى به فحشا و زنا
قل للمؤمنين . .. يحفظوا فروجهم
مقصود از جمله «و يحفظوا فروجهم» (مردان شرمگاه خود را حفظ كنند) - به قرينه آيات قبل كه درباره حكم فحشا و قذف بود - مى تواند خوددارى از ارتكاب فحشا و زنا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 31 - 1،3،6،9،15،26،28
1 - زنان مؤمن ، وظيفه دار پرهيز از نظر دوختن و خيره شدن به مردان نامحرم
و قل للمؤمنت يغضضن من أبصرهنّ
3 - زنان مؤمن ، وظيفه دار پرهيز از چشم دوختن به عورت و شرمگاه ديگران
و قل للمؤمنت يغضضن من أبصرهنّ
6 - زنان مؤمن ، وظيفه دار اجتناب از آلودگى به زنا و فحشا هستند .
و قل للمؤمنت . .. و يحفظن فروجهنّ
9 - زنان مؤمن ، موظف به پوشاندن زينت هاى خويش و محل آنها ( بدن ) از ديد نامحرمان اند ; جز آنچه كه خود به خود آشكاراست ( مثل سرمه ، انگشتر ، حنا و . . . ) .
و قل للمؤمنت . .. و لايبدين زينتهنّ إلاّ ما ظهر منها
درباره مقصود از «زينتهنّ» (زينت زنان) دو ديدگاه وجود دارد: 1- مقصود محل زينت آلات است; زيرا آشكار كردن خود زينت آلات به تنهايى معنى ندارد. 2- مراد خود زينت آلات است، در حالى كه بر روى بدن قرار دارد. در اين صورت به طريق اولى آشكار كردن محل زيورآلات (بدن)، حرام خواهد بود. گفتنى است مقصود از استثنا در «إلاّ ماظهر منها»، زيورآلاتى است كه، به طور متعارف آشكارا استفاده مى شود; مثل: انگشتر، سرمه، حنا و... .
15 - زنان مؤمن ، موظف به پوشاندن سر ، گلو ، و سينه خود از نگاه نامحرمان
و ليضربن بخمرهنّ على جيوبهنّ
«خمار» نام پوششى (روسرى) است كه زنان به وسيله آن، سر خود را مى پوشانند (مفردات راغب) و «جيب» به آن قسمت از پيراهن گفته مى شود كه گلو و قفسه سينه را بپوشاند (مصباح المنير).
26 - زنان مؤمن ، موظف اند به هنگام راه رفتن ، به گونه اى گام بردارند كه زيت هايشان ( چون خلخال ) بر نامحرمان آشكار نشود .
و لايضربن بأرجلهنّ ليعلم ما يخفين من زينتهنّ
28 - زنان مؤمن ، وظيفه دار پرهيز از هر گونه رفتار تحريك آميز و جلب كننده توجه نامحرمان به سوى خويش
و لايضربن بأرجلهنّ ليعلم ما يخفين من زينتهنّ
لام در «ليعلم» براى تعليل و بيان علت حرمت پاى كوبيدن بر زمين است و در چنين مواردى، تعليل موجب تعميم حكم مى شود. از اين رو مى توان استفاده كرد كه هر آنچه موجب آشكار شدن زينت زنان شود، همين حكم را دارد و حرام خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 56 - 1،4
1 - مؤمنان ، وظيفه دار برپايى نماز و پرداخت زكات
وعد اللّه الذين ءامنوا. .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
4 - مؤمنان ، وظيفه دار اطاعت و فرمان برى همه جانبه از فرمان هاى رسول خدا
وعد اللّه الذين ءامنوا. .. و أطيعوا الرسول
حذف متعلق «أطيعوا» دليل اطلاق آن است; يعنى، اطاعت از رسول(صلی الله علیه و آله) شامل تمامى اوامر و نواهى او مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 69 - 5
5 - مشركان و كافران همچون مؤمنان ، مكلف به فروع دين اند .
يضعف له العذاب يوم القيمة
دو چندان شدن مجازات مشركان و كافران در صورت ارتكاب بزه كارى، مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 41 - 2
2 - همواره به ياد خداوند بودن ، فرمان خداوند به مؤمنان است .
يأيّها الذين ءامنوا اذكروا اللّه ذكرًا كثيرًا
«ذِكْر» به معناى «در خاطر و ياد داشتن» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 31 - 5
5 - مؤمنان ، بايد به كتاب هاى آسمانى پيشين ، همچون قرآن ، ايمان بياورند .
لن نؤمن بهذا القرءان و لا بالذى بين يديه
از اين كه كافران به صراحت و قاطعيت اعلام كرده اند كه به قرآن، تورات و انجيل ايمان نمى آورند، استفاده مى شود كه ايمان به كتاب هاى پيشين نيز لازم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 10 - 5
5 - رعايت تقواى الهى ، امرى لازم و واجب براى مؤمنان
الذين ءامنوا اتّقوا ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 23 - 14
14 - مؤمنان در برابر تلاش هاى پيامبران ، موظف به قدردانى و سپاسگزارى
قل لا أسئلكم عليه أجرًا إلاّ
آيه شريفه، اصل اجر و مزد خواهى در برابر رسالت را نفى نكرده; بلكه جنبه مادى آن راانكار نموده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 27 - 13
13 - مؤمنان ، نبايد به واسطه تنگناى معيشت به خداوند سوء ظن داشته باشند .
و لو بسط اللّه الرزق . .. إنّه بعباده خبير بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 38 - 5
5 - اقامه نماز و گسترش فرهنگ نمازخوانى ، از مهم ترين تكاليف الهى براى اهل ايمان
و الذين استجابوا لربّهم و أقاموا الصلوة
با توجه به اين كه «استجابوا لربّهم» اجراى تمامى تكاليف الهى را در بر دارد، ذكر اقامه نماز پس از آن، دليلى بر اهميت ويژه برپايى نماز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 33 - 1،3
1- همه مؤمنان ، موظف به اطاعت از خدا و رسول او
يأيّها الذين ءامنوا أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول
3- تأكيد خداوند به اطاعت مؤمنان ، از فرمان جهاد و تأثيرناپذيرى از كارشكنى منافقان *
يأيّها الذين ءامنوا أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول
با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين كه درباره جهاد و موضع منفى منافقان بود برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 1 - 1
1 - مؤمنان ، مورد نهى الهى از سبقت جستن بر خدا و رسول ، در گفتار و رفتار
يأيّها الذين ءامنوا لاتقدّموا بين يدى اللّه و رسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 2 - 1،2
1 - نهى الهى ، از سخن گفتن مؤمنان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) با صدايى فراتر از صداى آن حضرت
يأيّها الذين ءامنوا لاترفعوا أصوتكم فوق صوت النبىّ
2 - مؤمنان ، موظف به رعايت ادب و احترام در محضر پيامبر (صلی الله علیه و آله)
لاترفعوا أصوتكم فوق صوت النبىّ و لاتجهروا له بالقول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 6 - 1
1 - مؤمنان ، موظف به بررسى درستى گزارش هاى شخص فاسق و اكتفا نكردن به صرف خبر دادن او
يأيّها الذين ءامنوا إن جاءكم فاسق بنبإ فتبيّنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 9 - 8
8 - گردن نهادن گروه هاى مؤمن متخاصم به صلح ، تكليفى الهى است .
فقتلوا الّتى تبغى حتّى تفىء إلى أمر اللّه
تعبير «إلى أمر اللّه» - به جاى تعبير «إلى السلم» - بيانگر اين معنا است كه دستور صلح و مسالمت، صرفاً رهنمود اخلاقى نيست; بلكه تكليفى شرعى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 11 - 1،15،22
1 - نهى الهى ، از اقدام اهل ايمان به استهزا و تمسخر يكديگر
يأيّها الذين ءامنوا لايسخر قوم من قوم
15 - لزوم پرهيز اهل ايمان ، از بر چسب زدن و نسبت دادن القاب زشت به يكديگر
و لا تنابزوا بالألقب
«تنابز»، در لغت به معناى لقب دادن به يكديگر است و معمولاً در مورد القاب زشت به كار مى رود.
22 - لزوم پرهيز مؤمنان ، از هر حركت منفى و برهم زننده اخوت اجتماعى
إنّما المؤمنون إخوة . .. لايسخر قوم من قوم ...و لاتلمزوا أنفسكم و لاتنابزوا
با الغاى خصوصيت از موارد سه گانه ياد شده در آيه، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 41 - 6
6 - صبر بر ناگوارى ها ، عبادت در برابر پروردگار و ايمان به قيامت ، تكليف تمامى مؤمنان
فاصبر . .. و سب-ّح ... و استمع يوم يناد المناد
هر چند واژه هاى «اصبر»، «سبّح» و «استمع» ظاهراً خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; ولى در حقيقت تكليفى است براى همگان و پيامبر(صلی الله علیه و آله) از آن جهت كه الگوى امت است، به تنهايى مخاطب قرار گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 7 - 6
6 - انفاق ، وظيفه اى الهى برعهده مؤمنان
ءامنوا باللّه . .. و أنفقوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 10 - 1
1 - انفاق در راه خداوند ، وظيفه اى واجب بر مؤمنان
و ما لكم ألاّتنفقوا فى سبيل اللّه
خطاب در آيه شريفه، متوجه مؤمنان و استفهام در «ما لكم» توبيخى است. توبيخ مؤمنان از سوى خداوند، به خاطر كوتاهى آنان در امر انفاق، بيانگر واجب بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 8 - 7
7 - مؤمنان ، بايد بر پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) به همان تحيتى كه خدا به آن حضرت گفته است ، تحيت بگويند .
و إذا جاءوك حيّوك بما لم يحيّك به اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 1 - 1،5،8
1 - فرمان الهى به مؤمنان ، در اجتناب از دوستى با دشمنان خدا و دشمنان جامعه اسلامى
يأيّها الذين ءامنوا لاتتّخذوا عدوّى و عدوّكم أولياء
5 - ممنوعيت پيوند دوستانه اهل ايمان ، با كافران و منكران دين و پيامبر
تلقون إليهم بالمودّة و قد كفروا بما جاءكم من الحقّ
8 - نهى خداوند از دوستى اهل ايمان با كافران كه باعث خروج ناخواسته پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از سرزمينشان ( مكه ) شده بودند .
لاتتّخذوا . .. يخرجون الرسول و إيّاكم أن تؤمنوا باللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 5 - 14
14 - « عن أبى جعفر ( ع ) . . .انّ اللّه أمر نبيّه (صلی الله علیه و آله) و المؤمنين بالبرائة من قومهم ماداموا كفّاراً فقال : « قد كانت لكم اُسوة حسنة فى إبراهيم و الذين معه إذ قالوا لقومهم إنّا برآؤا منكم و ممّا تعبدون . . . » ;
از امام باقر(ع) روايت شده است: خداوند به رسول خود و مؤمنان امر فرموده تا از قوم خود، مادامى كه در حال كفر هستند، برائت جويند [آن جا كه] مى فرمايد: «براى شما در زندگى ابراهيم و كسانى كه با او بودند الگوى خوبى است; زيرا آنان به قوم خود گفتند: إنّا برآؤا منكم و ممّا تعبدون».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 10 - 20
20 - مرد مؤمن ، موظف به ر ها ساختن همسر كافر خويش و جدا شدن از او
و لاتمسكوا بعصم الكوافر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 13 - 1
1 - مؤمنان ، موظّف به دوستى نكردن با گروه ها و جوامع مورد غضب الهى
يأيّها الذين ءامنوا لاتتولّوا قومًا غضب اللّه عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 2 - 1
1 - انسان مؤمن ، بايد به آنچه مى گويد عمل كند .
يأيّها الذين ءامنوا لِمَ تقولون ما لاتفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 11 - 2،9
2 - مؤمنان ، بايد بر ايمان خويش به خدا و رسول او پايدار باشند .
يأيّها الذين ءامنوا. .. تؤمنون باللّه و رسوله
فعل مضارع «تؤمنون» افاده استمرار مى كند و بيانگر آن است كه ايمان هاى مقطعى و متزلزل، فاقد ارزش است.
9 - مؤمنان ، موظف به جهاد با مال ( كمك هاى اقتصادى و چشم پوشى از منافع مادى در راه دين ) ، همپاى جهاد با جان
و تجهدون فى سبيل اللّه بأمولكم و أنفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 5
5 - مؤمنان ، وظيفه دار جديت و تلاش براى شركت در نماز جمعه
فاسعوا إلى ذكر اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 8 - 6
6 - خدامحورى ، بايد برنامه مؤمنان در تمامى لحظه هاى زندگى باشد .
و تبتّل إليه تبتيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 23،24،25
23 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به برپايى نماز مأمور شدند .
و أقيموا الصلوة
24 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به پرداخت زكات مأمور شدند .
و ءاتوا الزكوة
25 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به انفاق و صدقه در راه خدا مأمور شدند .
و أقرضوا اللّه
به گفته مفسران، مقصود از قرض به خدا، انفاق و صدقه در راه او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 48 - 1
1- خداوند ، پس از استقرار كشتى نوح بر كوه جودى ، به او و همراهانش فرمان داد تا از كشتى پياده شوند و از كوه فرود آيند .
واستوت على الجودى . .. قيل ينوح اهبط
«هبوط» به معناى فرود آمدن است. متعلق «اهبط» - به قرينه «استوت على الجودى» - كشتى و نيز كوه جودى است; يعنى: أنزل من الفلك و من الجودى ... نياوردن متعلق، دليل اين شمول است. فاعل محذوف «قيل» به قرينه «منا» خداونداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 3
3 - نوح ( ع ) ، مأمور ساختن كشتى تحت نظارت و هدايت خداوند
أن اصنع الفلك بأعيننا و وحينا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 93 - 7
7 - هارون ( ع ) در عين دارا بودن مقام نبوت ، موظف به پيروى از موسى ( ع ) و فرمان هاى او بود .
ما منعك . .. ألاّتتّبعن أفعصيت أمرى
«ألاّتتّبعن» خطاب به هارون(ع) و دال براين نكته است كه او در عين نبوت، موظف به پيروى از فرمان هاى موسى(ع) بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 29 - 5
5 - همسران پيامبر ، علاوه بر دورى از متاع هاى دنيا و انتخاب زيستن با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بايد كردار نيكو را نيز پيشه مى كردند .
إن كنتنّ تردن اللّه و رسوله . .. فإنّ اللّه أعدّ للمحسنت منكنّ أجرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 32 - 12،13،14
12 - همسران پيامبر ، به سخن گفتن با مردان نامحرم ، در صورت رعايت موازين تعيين شده ، مجاز بودند .
فلاتخضعن بالقول . .. و قلن قولاً معروفًا
13 - همسران پيامبر ، به سخن گفتن با لحنى مناسب و به دور از هرگونه طمع انگيزى نامحرمان موظف بودند .
و قلن قولاً معروفًا
مراد از «قولاً معروفاً» به قرينه «فلاتخضعن» مى تواند سخن گفتن به گونه اى باشد كه طمع بيماردلى را برانگيزاند.
14 - همسران پيامبر ، به بر زبان جارى ساختن سخنانى درخور شأن شان و به دور از هرگونه خواسته و يا سخن بيهوده ، موظف بودند .
و قلن قولاً معروفًا
احتمال دارد كه مراد از «قول معروف» به قرينه «إن كنتنّ تردن الحياة الدنيا» خواسته ها و سخنانى باشد كه در شأن همسرى پيامبر نبوده و پرهيز از سخن گفتن باطل و پوچ باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 33 - 1،3،8،9،12
1 - همسران پيامبر ، به ملازم بودن در خانه هاى خود ، موظف بودند .
ينساء النبىّ . .. و قرن فى بيوتكنّ
«قرن» از مصدر «قرار» است كه به معناى «قرار گرفتن و ثبات يافتن» است.
3 - فرمان خداوند به همسران پيامبر ، براى پرهيز از خودنمايى و خودآرايى هاى دوران جاهليت
و لاتبرّجن تبرّج الجهليّة الأُولى
«تبرّج» از مصدر «بَرَج» به معناى «فراخى و زيبايى چشم» و يا از «بُرج» به معناى «قصر» است. كاربرد آن درباره خودنمايى، از باب تشبيه بوده و به معناى نشان دادن زيبايى ها و محاسن است (مفردات راغب). گفتنى است كه در كلام، دو مضاف، مقدر است و آن، «نساء أيّام» است. در واقع عبارت چنين است: «لاتبرّجن تبرّج نساء أيّام الجاهلية...».
8 - خداوند ، همسران پيامبر را با فرمانى ويژه ، به اداى كامل نماز موظف كرد .
و أقمن الصلوة
9 - همسران پيامبر ، وظيفه دار اداى وظيفه مالى خود و پرداخت زكات بودند .
و ءاتين الزكوة
12 - اطاعت از خدا و پيامبر او ، از جمله وظيفه هاى دينى همسران پيامبر بود .
و أطعن اللّه و رسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 34 - 1،2،9
1 - همسران پيامبر ، مكلف بودند كه هر آنچه در خانه هايشان ، از آيات خداوند و حكمت تلاوت مى شود يادآورى كنند و به ياد داشته باشند .
ينساء النبىّ . .. و اذكرن ما يتلى فى بيوتكنّ من ءايت اللّه و الحكمة
2 - همسران پيامبر ، به توجه كامل و به ياد سپردن كلمات و گفتار هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظف بودند .
و اذكرن ما يتلى فى بيوتكنّ من ءايت اللّه و الحكمة
مراد از «آيات اللّه» به قرينه «يُتلى» آيات قرآن است و «الحكمة» - چنان كه مفسران نيز گفته اند - كلمات و سخنان پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.
9 - همسران پيامبر ، وظيفه دار ابلاغ آموخته هاى خود در منزل پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به مردم بودند .
و اذكرن ما يتلى فى بيوتكنّ
«ذكر» (مصدر «اذكرن») به دو معنا آمده است: يكى، به خاطر سپردن و به خاطر داشتن است، كه از آن، به ذكر قلبى تعبير مى
شود و ديگرى، به زبان آوردن است (مفردات راغب). احتمال كه دارد مراد از «اذكرن» معناى دوم بوده و مفيد برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 55 - 3،4،5،9،10،11،12،18
3 - همسران پيامبر ، مجاز نيستند كه با زن هاى كافر ، بدون پوشش و حجاب به گفتوگو بپردازند .
و إذا سألتموهنّ متعًا فسئلوهنّ من وراء حجاب . .. لاجناح عليهنّ فى ءابائهنّ ...
4 - بر همسران پيامبر ، روا و جايز است كه با زنان خويشان خود ، بدون داشتن حجاب روبه رو شوند .
و إذا سألتموهنّ متعًا فسئلوهنّ من وراء حجاب. .. لاجناح عليهنّ فى ءابائهنّ ... و
بنابر اين احتمال كه مراد از «نسائهنّ» زنان خويشان همسران پيامبر باشد، نكته بالا قابل استفاده است.
5 - همسران رسول اللّه ، مى توانند بدون داشتن حجاب با بردگان خود روبه رو شده و با آنان سخن بگويند .
و إذا سألتموهنّ متعًا فسئلوهنّ من وراء حجاب. .. لاجناح عليهنّ فى ... و لا ما مل
9 - همسران پيامبر ، موظف به رعايت پوشش و حجاب مناسب بودند .
و إذا سألتموهنّ متعًا فسئلوهنّ من وراء حجاب. .. لاجناح عليهنّ فى ءابائهنّ ... و
10 - جايگاه همسرى پيامبر ، جايگاهى ويژه است و حرمت و احكام خاصى دارد .
لاجناح عليهنّ فى . .. و لانسائهنّ
11 - همسران پيامبر ، وظيفه داشتند كه تقواى الهى را رعايت كنند .
و اتّقين اللّه
12 - دستور هاى صادر شده درباره حجاب همسران پيامبر ، تقواپيشگى است .
لاجناح عليهنّ فى ءابائهنّ . .. و اتّقين اللّه
احتمال دارد كه «اتّقين اللّه» دستور عام بعد از ذكر خاص باشد. در اين صورت، استفاده مى شود كه فرمان به رعايت حجاب، از مصداق هاى تقوا است.
18 - هشدار خداوند ، به همسران رسول خدا ، درباره رعايت فرمان هاى داده شده به آنان
لاجناح عليهنّ فى ءابائهنّ . .. و اتّقين اللّه إنّ اللّه كان على كلّ شىء شهيدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 59 - 1،7
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف است به همسران و دختران خود و همسران مؤمنان ، آموزش دهد كه خود را بپوشانند .
يأيّها النبىّ قل لأزوجك و بناتك و نساء المؤمنين يدنين عليهنّ من جلبيبهنّ
«يدنين» از ريشه «دنا» به معناى «قرب و نزديكى» است. «جلاييب» جمع «جلباب» به معناى پيراهن و يا روسرى است (مفردات راغب). متعدى شدن «يدنين» به «على» چه بسا، متضمن معناى فروانداختن و به گونه اى از بالا به سمت پايين انداختن و پوشاندن باشد.
7 - همسران و دختران رسول خدا ، در حفظ حجاب و پوشش خود ، بر ديگران برتر و مقدم بودند .
قل لأزوجك و بناتك و . .. يدنين عليهنّ من جلبيبهنّ
ذكر «أزواجك و بناتك» در بيان حكم حجاب و نيز مقدم آوردن آنها بر «نساء المؤمنين» مى تواند اشعار به تقدم آنها در رعايت
حكم حجاب داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 91 - 10
10 - خيرخواهى براى دين و رهبر الهى ، تكليفى همگانى و ساقط نشدنى
ليس على الضعفاء . .. إذا نصحوا للّه و رسوله
برداشت فوق بدان دليل است كه جهاد در موارد ضعف، بيمارى و تهيدستى ساقط مى شود ولى «نصح» (خيرخواهى) ساقط نمى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 99 - 2
2- عبادت پروردگار ، وظيفه بندگان در تمام عمر
و اعبد ربّك حتى يأتيك اليقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 125 - 3
3- تبليغ دين و دعوت ديگران به راه خدا ، تكليفى الهى بر همگان
ادع إلى سبيل ربّك
برداشت فوق، با الغاى خصوصيت از مخاطب اصلى آيه; يعنى، پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 27 - 2
2 - حج ، تكليفى است الهى برگردن تمام مردم دور و نزديك .
يأتوك رجالاً و على كلّ ضامر يأتين من كلّ فجّ عميق
«يأتوك» جزاى شرط محذوف است و تقدير آن چنين مى باشد: «إن تأذن فيهم به يأتوك». «رجال» جمع «راجل» است و «راجل»; يعنى، پياده. «ضامر» نيز به شتر لاغر گفته مى شود. «فجّ» در اصل به معناى شكاف كوه است و در اين جا به معناى راه است. «عميق» معادل بعيد است; يعنى، دور. بنابراين معناى جمله ياد شده چنين است: «اگر مردم را به حج فرا بخوانى، آنان به دعوت تو لبيك گفته و پياده و سواره و از راه هاى دور: به نزد تو خواهند شتافت».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 59 - 11
11 - شناخت رحمانيت خداوند ، تكليفى بر عهده همگان
الرحمن فسئل به خبيرًا
برداشت فوق بر پايه دو نكته استوار است: 1- «به» متعلق به «فسئل» باشد; كه در اين صورت «با» در «به»، به معناى «عن» خواهد بود. 2- ضمير «به»، به «الرحمان» بازگردد. گفتنى است پرسش كافران از رحمانيت خدا و اظهار بى اطلاعى از آن - كه در آيه بعدى آمده است - مى تواند مؤيد برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 69 - 5
5 - مشركان و كافران همچون مؤمنان ، مكلف به فروع دين اند .
يضعف له العذاب يوم القيمة
دو چندان شدن مجازات مشركان و كافران در صورت ارتكاب بزه كارى، مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 91 - 10
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) همانند همه مردم ، مكلف به پرستش خداى يگانه و تسليم شدن در برابر او
أُمرت أن أعبد ربّ هذه . .. و أُمرت أن أكون من المسلمين
آمدن «أُمرت. ..» به صورت متكلم وحده، مى تواند از آن جهت باشد كه بفهماند پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز - با همه مقامات معنوى - مكلف به عبادت و تسليم است و تعالى معنوى، سبب برداشته شدن تكليف نمى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 33 - 1
1- همه مؤمنان ، موظف به اطاعت از خدا و رسول او
يأيّها الذين ءامنوا أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 7 - 1
1 - ايمان آوردن به خدا و پيامبر او ، توصيه الهى به عموم مردمان
ءامنوا باللّه و رسوله
در اين كه خطاب در «آمنوا» متوجه چه كسانى است، سه احتمال وجود دارد: الف) خطاب متوجه كافران است; ب) خطاب متوجه مؤمنان است; ج) خطاب متوجه عموم مؤمنان و كافران است. برداشت ياد شده بر پايه احتمال سوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ماعون - 107 - 3 - 3
3 - تأمين غذاى نيازمندان و ترويج فرهنگ يارى رسانى به تهى دستان ، تكليفى الهى است .
و لايحضّ على طعام المسكين
«مسكين»، كسى است كه چيزى ندارد; يا آنچه دارد، براى او كافى نيست و يا كسى است كه فقر، او را ساكن و كم تحرك ساخته
است. (قاموس)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 12 - 3
3- خداوند ، فهم كامل و همه جانبه كتاب آسمانى ( تورات ) و عمل قاطعانه بر طبق آن را ، به يحيى ( ع ) فرمان داد .
ييحيى خذ الكتب بقوّة
«ال» در «الكتاب» عهد است و ممكن است مراد همان تورات باشد; زيرا كتاب ديگرى كه بر يحيى(ع) نازل شده باشد شناخته شده نيست. فرمان «خذ» كنايه از فهم و تدبر كامل است و «بقوّة» كه حال براى فاعل «خذ» مى باشد، به معناى نيرومندى هم در مقام علم و فراگيرى و هم در مقام عمل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 73 - 11
11- ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، مأمور به انجام كار نيك ، برپاداشتن نماز و پرداخت زكات
و أوحينا إليهم فعل الخيرت و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 91 - 2
2 - يهوديان ، در گستره دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) قرار دارند و موظف به پذيرش اسلام و ايمان به قرآن هستند .
و إذا قيل لهم ءامنوا بما أنزل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 17 - 11
11 - لزوم تلاش در اجراى فرمان الهى در حد توان ، حتى با معاف بودن از برخى مراتب آن *
ليس على الأعمى حرج . .. و من يطع اللّه و رسوله يدخله جنّ-ت
بيان «من يطع. ..» - پس از «ليس على الأعمى...» - ممكن است بيانگر اين نكته باشد كه: گر چه افراد ناتوان، از شركت در جنگ معاف اند; اما آنان با زنده داشتن روح اطاعت و تلاش در اجراى فرمان هاى الهى و شركت در خدمات پشت جبهه، مى توانند به فيض و پاداش جهاد دست يابند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 62 - 10
10 - انجام تكاليف و پايبندى بدان ها ، توصيه خداوند به انسان ها
و لانكلّف نفسًا إلاّ وسعها . .. و هم لايظلمون
نفى تكاليفى سخت از شريعت، بيانگر امتنان الهى نسبت به انسان ها و توصيه اى است به آنان كه از انجام تكاليف و پايبندى به آنها فرو گذار نكنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 105 - 6
6 - توفيق انجام وظيفه با كمترين صدمه و زيان ، از پاداش هاى الهى به محسنان
قد صدّقت الرءيا إنّا كذلك نجزى المحسنين
كلمه «كذلك» متشكل از دو كلمه حرف تشبيه (كاف) و اسم اشاره (ذلك) است و مشاراليه مصدرى است كه از «صدّقت» گرفته شده است; يعنى، «كما جزيناه بالعفو عن ذبح إبنه نجزى المحسنين; همان گونه كه به ابراهيم با گذشت كردن از قربانى كردن فرزندش، پاداش داديم، به محسنان نيز چنين پاداش خواهيم داد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 217 - 1،5
1 - رهنمود الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در توكل بر خداوند براى انجام وظايف دشوار خويش
فإن عصوك فقل إنّى برىءٌ ممّا تعملون . و توكّل على العزيز الرحيم
5 - توكل بر خدا ، حقيقتى مطرح در عرصه عمل و انجام وظيفه و نه فرو هشتن تكليف
و توكّل على العزيز الرحيم
با توجه به فرمان هاى «و أنذر عشيرتك»، «و اخفض جناحك لمن اتبعك» و «فقل إنّى برىءٌ ممّا تعملون» معلوم مى گردد كه
توكل بر خدا به معناى بر زمين گذاشتن تكليف نيست; بلكه حقيقت توكل در عرصه عمل و انجام وظيفه معنا مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 12 - 7
7 - خداوند افاضه رحمت بر تمامى موجودات را بر خويش فرض و لازم كرده است.
كتب على نفسه الرحمة
از معانى «كتب»، ثبوت و وجوب و قضاى حتمى است. در آيه مورد بحث نيز ظاهراً همين معنى مورد نظر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 54 - 11،17
11 - پروردگار عالم بر خود واجب كرده كه مؤمنان به آياتش را مشمول رحمت خويش گرداند.
و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم كتب ربكم على نفسه الرحمة
17 - ذات خداوند فيضان رحمت را بر خود ايجاب كرده است.
كتب ربكم على نفسه الرحمة
معنى واجب ساختن رحمت بر خود اين است كه چيزى وراى ذات، او را بدين كار نگماشته، بلكه اقتضاى ذات چنين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 80 - 13
13- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به دعا و نيايش به درگاه خدا ، براى كسب قدرت و توان در انجام پيروزمندانه رسالت خويش
و قل ربّ . .. و اجعل لى من لدنك سلطنًا نصيرًا
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «سلطان» - آن گونه كه برخى از مفسران گفته اند - به معناى نيروى قوى و برتر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قريش - 106 - 3 - 3
3 - مالكيت خداوند بر كعبه و سيطره ربوبيت و تدبير او بر آن ، برهان الزام قريش به عبادت او است .
فليعبدوا ربّ هذا البيت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 23 - 1
1- خداوند ، نسبت به افعال خود در برابر هيچ كس مسؤول نيست و كسى بر او حقى ندارد .
لايسل عمّا يفعل
مقصود از «سؤال» در جمله «لايسئل. ..» - به قرينه جمله «و هم يسئلون» - پرسش از فلسفه و چرايى اعمال و رفتار است. اين نكته مى رساند كه خداوند در برابر كسى مسؤول نيست تا از چرايى اعمال او سؤال و بازخواهى شود و نيز كسى بر خداوند حقى ندارد تا با او در باره حق خود سخن بگويد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 36 - 6
6 - پاداش اعمال بندگان ، بر خداوند الزامى نيست .
جزاء . .. عطاء
توصيف نعمت هاى اخروى به دو وصف «جزاء» - كه در مقابل عمل است - و «عطاء» - كه بدون توجّه به عمل داده مى شود - حاكى از آن است كه خداوند آنچه را در آخرت، برابر اعمال انسان به او مى دهد، از روى تفضّل و احسان است; نه اين كه انسان استحقاق آن را داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 184 - 15
15 - تكاليف دينى اگر از سر ميل و رغبت انجام گيرد ، در پى دارنده ثمراتى نيكوست .
فمن تطوع خيراً فهو خير له
«تطوع» از طاعت (پيروى كردن) گرفته شده است و چون متعدى استعمال شده، متضمن معناى «أتى» (انجام داد) نيز مى باشد. بنابراين «فمن تطوع خيراً ...»; يعنى، هر كس كار نيكى را از روى طاعت به جا آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 115 - 14،17
14- رفع حرمت از مضطر ، جلوه بخشش و رحمت گسترده الهى است .
إنما حرّم . .. فمن اضطرّ ... فإن الله غفور رحيم
17- جواز خوردن خوراكى هاى حرام در حال اضطرار ، حكمى است امتنانى از جانب خداوند بر مكلفان .
إنما حرّم عليكم الميتة . .. فمن اضطرّ ... فإن الله غفور رحيم
برداشت فوق، از تعليل «فإن الله غفور رحيم» به دست مى آيد; چون غفران و گذشت در جايى قابل تصور است كه حقى باشد و حق خدا، ترك محرمات است. پس جواز ترك محرمات، نشان دهنده امتنان و لطف خاص خداوند به بندگان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 91 - 17
17 - رفع تكليف حرجى ( مشقت بار ) و نيز جعل قاعده احسان ، جلوه غفران و رحمت الهى براى بندگان
ما على المحسنين من سبيل و اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 157 - 20،21
20 - برداشتن تكاليف شاق ، گسستن زنجير هاى جهل و خرافه و زدودن بدعت هاى دينى از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) در انجام رسالت خويش
و يضع عنهم إصرهم و الأغلل التى كانت عليهم
«إصر» به معناى عهد و پيمان سنگين و نيز به هر چيز دشوار و طاقت شكن گفته مى شود. در آيه شريفه بدين مناسبت كه در مقام بين تشريع احكام از سوى پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، مراد از آن تكاليف مشقتبارى است كه امتهاى گذشته بدانها پايبند بوده اند. غُلّ (مفرد اغلال) به معناى طوق و زنجيرى است كه به گردن و يا دستها بسته مى شود و مراد از آن جهل و خرافه و بدعت و مانند اينهاست.
21 - ر ها ساختن مردم ( يهود ، نصارا و . . . ) از تكاليف شاق و زنجير هاى خرافات ، از نشانه هاى موجود در تورات و انجيل براى شناسايى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
الذى يجدونه . .. يضع عنهم إصرهم و الأغلل التى كانت عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 39 - 6
6 - توجه به خدادادى بودن دارايى ها ، تسهيل كننده انفاق و درمان كننده بخل
الذين يبخلون . .. و انفقوا مما رزقهم اللّه
هدف از بيان اين حقيقت كه اموال آدمى داده هاى خداوند است (رزقهم اللّه)، اين است كه انسان را به انفاق در راه خدا ترغيب كند و بخل را از وى بزدايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 28 - 8
8 - تبيين فلسفه احكام ، شيوه اى پسنديده در بيان تعاليم دين و تسهيل عمل به آنها است .
و إن قيل لكم ارجعوا فارجعوا هو أزكى لكم
جمله «هو أزكى لكم» - كه به منزله تعليل براى احكام ياد شده و در مقام تشويق براى عمل به آنها است - حاكى از شيوه قرآن در تبيين تعاليم دين و نيز تسهيل عمل به احكام الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 30 - 13
13 - تبيين فلسفه احكام ، شيوه اى پسنديده در بيان تعاليم دين و تسهيل عمل به آنها
قل للمؤمنين يغضّوا . .. ذلك أزكى لهم
جمله «ذلك أزكى لهم» - كه به منزله تعليل براى احكام ياد شده و در مقام تشويق براى عمل به آنها است - حاكى از شيوه قرآن در تبيين تعاليم اسلام و نيز تسهيل عمل به احكام الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 94 - 16
16 - لزوم پرهيز از جمود و يك سونگرى ، در عمل به وظايف
ما منعك . .. إنّى خشيت أن تقول فرّقت بين بنى إسرءيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 49 - 11
11 - دست شستن از تعاليم و احكام قرآن بر اثر تزوير دسيسه گران ، در پى دارنده سختى ها و ناگواريها
و احذرهم ان يفتنوك عن بعض ما أنزل اللّه إليك
«يفتنوك» اى: يوقعوك فى بلية و شدة . .. (مفردات راغب) يعنى مبادا تو را با منصرف كردن از احكام الهى در عذاب و ناراحتى قرار دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 164 - 6
6 - اطمينان به هلاكت متجاوزان ايله و يا گرفتارى آنان به عذابى سخت ، بهانه تاركان نهى از منكر براى سكوت خويش در برابر آنان و مايه نابجا شمردن عمل موعظه گران ( نهى از منكر )
لم تعظون قوماً اللّه مهلكهم أو معذبهم عذاباً شديداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 32 - 4
4 - انسان ، همواره در معرض لغزش و غفلت از خدا و فرونهادن مسؤوليت ها *
لكلّ أوّاب حفيظ
واژه «أوّاب» در جايى صادق است كه فرد، گرفتار نوعى غفلت و لغزش شود و يا در معرض چنين مشكلى قرار داشته باشد و نيازمند به آن باشد كه خويش را در مسير توجه به خدا، حفظ كرده يا بدان مسير متوجه سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 33 - 3
3 - تمسّك به رحمانيت خدا و كنار نهادن خشيت ، زمينه ساز انحراف و فروهشتن وظايف *
من خشى الرحمن بالغيب
از ارتباط «أوّاب حفيظ» و «خشى» و وصف «الرحمان» مطلب بالا احتمال مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 37 - 7
7 - تجارت و داد و ستد اقتصادى ، زمينه اى بس خطرناك براى غفلت از ياد خدا و انجام تكاليف الهى
رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 12 - 1
1 - انسان ، در تشخيص تكاليف دشوارى كه خداوند خواهان انجام گرفتن آن است ، نيازمند وحى است .
و ما أدريك ما العقبة
«العقبة» گرچه مطلق است; ولى مراد از آن - به قرينه سياق آيه - طريقه هاى سختى است كه سلوك آن، مطلوب خداوند مى باشد; وگرنه شناخت مطلق كارهاى دشوار بر كسى سخت نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 79 - 5
5- مقام پيامبرى و رهبرى امت ، در پى دارنده تكاليفى سنگين تر و افزون بر ديگران
و من الّيل فتهجّد به نافلة لك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 53 - 41
41 - موقعيت و جايگاه افراد ، گاهى در تكليف شان نقش دارد .
و لا أن تنكحوا أزوجه من بعده أبدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 55 - 6
6 - موقعيت و جايگاه افراد ، در مكلّف شدن شان به تكليفى ويژه ، نقش دارد .
لاجناح عليهنّ فى . .. و لانسائهنّ ... و اتّقين اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 59 - 13
13 - موقعيت و جايگاه افراد ، مى تواند براى آنها هويتى خاص ، در پوشش و امثال آن ، ببخشد .
قل لأزوجك و بناتك و نساء المؤمنين يدنين عليهنّ من جلبيبهنّ ذلك أدنى أن يعرفن فل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 32 - 6
6- شناخت حق ، درپى دارنده تكليف و مسؤوليت فزون تر ، براى انسان
إنّ الذين كفروا و . .. من بعد ما تبيّن لهم الهدى لن يضرّوا اللّه شيئًا
تصريح به «من بعد ما تبيّن لهم الهدى»، مى رساند كه آشكار شدن حق بر انسان، تأثير عمده اى در برطرف كردن كفر، داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 2 - 15
15 - نعمت هاى الهى - حتى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) - مسؤوليت آفرين است .
إنّا أعطينك الكوثر . فصلّ لربّك وانحر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 102 - 14
14 - حجت بودن رؤياى پيامبران در تكاليف الهى
إنّى أرى فى المنام أنّى أذبحك . .. قال يأبت افعل ما تؤمر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قريش - 106 - 4 - 2
2 - قريش ، به دليل تأمين تغذيه شان از سوى خداوند ، ملزم به پرستش او بودند .
فليعبدوا . .. الذى أطعمهم من جوع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 54 - 9
9 - حضرت موسى ( ع ) با زمينه سازى فكرى و روانى براى مرتدان بنى اسرائيل ، آنان را براى پذيرش و اجراى امر خدا ( كشتن يكديگر ) آماده كرد .
يقوم إنكم ظلمتم أنفسكم
موسى(ع) از انتساب بنى اسرائيل به خويش با گفتن «يا قوم» (اى مردم من) در صدد تفهيم اين حقيقت است كه: او از روى دلسوزى آنان را به توبه دعوت مى كند و از آنان مى خواهد كه به حكم خدا گردن نهند. تصريح به اينكه بنى اسرائيل با گوساله پرستى به خود ستم كردند نيز در راستاى اين معناست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 45 - 4
4 - صبر و نماز وسايلى كارساز براى موفقيت در انجام دستور هاى خدا ( ايمان به قرآن ، وفا به عهد هاى الهى و . . . )
أوفوا بعهدى . .. و استعينوا بالصبر و الصلوة
با توجه به آيه هاى قبل مى توان گفت: متعلق «استعينوا» فرامينى است كه در آن آيه ها بيان شد; يعنى: واستعينوا على ما امرتكم به و نهيتكم عنه بالصبر و الصلاة.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 46 - 4
4 - اقامه نماز براى باورداران به لقاى خدا و بازگشت به او ، امرى سهل و آسان است .
و إنها لكبيرة إلا على الخشعين. الذين يظنون أنهم ملقوا ربهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 14
14 - ترس از خداوند ، زمينه ساز عمل به احكام اوست .
فولوا وجوهكم شطره . .. فلا تخشوهم واخشونى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 180 - 15
15 - تقوا ، زمينه ساز انجام تكاليف الهى است .
كتب عليكم . .. حقاً على المتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 183 - 10
10 - روزه پشتوانه اجراى ديگر احكام الهى است .
يأيها الذين ءامنوا كتب عليكم الصيام . .. لعلكم تتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 196 - 19،22
19 - تقوا ، زمينه ساز انجام تكاليف الهى
و اتمّوا الحج و العمرة . .. و اتقوا اللّه
22 - توجّه به شدّت عقاب خداوند ، زمينه ساز انجام كامل تكاليف الهى
و اتمّوا الحج و العمرة . .. و اعلموا انّ اللّه شديد العقاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 197 - 9
9 - توجّه به آگاهى خداوند از اعمال ، ترغيبى بر انجام اعمال نيك
فمن فرض فيهن الحج . .. و ما تفعلوا من خير يعلمه اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 203 - 6،9
6 - تقواى الهى ، زمينه ساز انجام فريضه حج
و اتقوا اللّه
با توجّه به اينكه در پايان بيان مناسك حج، مسأله تقوا مطرح شده است.
9 - توجّه به قيامت ، زمينه ساز عمل به مناسك حج
و اعلموا انكم اليه تحشرون
با توجه به اينكه پس از بيان مناسك حج، مسأله قيامت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 216 - 11
11 - نقش بيان حكمت و فلسفه حكم ، در تسهيل عمل به آن
كتب عليكم القتال . .. و عسى ان تكرهوا
هدف از بيان حكمت و فلسفه قِتال، متعاقب تشريع آن، تسهيل تكليف بر مكلّفين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 220 - 16
16 - توجه به آگاهى خداوند ، زمينه ساز اجراى قوانين
و اللّه يعلم المفسد من المصلح
هدف از بيان علم خداوند به نيات و اعمال، تشويق انسانها به انجام وظايف و اجراى احكام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 231 - 20،23
20 - تقوا ، زمينه پذيرش و اجراى احكام الهى است .
فامسكوهنّ بمعروف او سرّحوهنّ بمعروف و لا تمسكوهنّ ضراراً . .. و اتقوا اللّه
23 - آگاهى از احاطه علمى خداوند بر همه چيز ، زمينه ساز عمل به احكام الهى است .
و لا تمسكوهنّ ضراراً . .. و اعلموا انّ اللّه بكل شىء عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 232 - 10
10 - ايمان به خدا و قيامت ، زمينه پذيرش احكام و مواعظ الهى
ذلك يوعظ به من كان منكم يؤمن باللّه و اليوم الاخر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 234 - 15
15 - توجّه به آگاهى خداوند از اعمال انسان ، زمينه عمل به احكام اوست .
و الذين يتوفّون . .. و اللّه بما تعملون خبير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 235 - 13،16
13 - اعتقاد به دانايى خداوند به اسرار انسان ، منشأ پرهيز از مخالفت با قوانين او
و اعلموا انّ اللّه يعلم ما فى انفسكم فاحذروه
16 - حالت خوف و رجاء در انسان ، زمينه ساز عمل به احكام الهى
و اعلموا انّ اللّه يعلم . .. فاحذروه و اعلموا انّ اللّه غفور حليم
در اين قسمت از آيه، لزوم خوف از خداوند (فاحذروه) و نيز اميد به بخشايش و بردبارى او (غفور حليم) مطرح شده است تا پس از بيان احكام، زمينه عمل به آن را ايجاد كرده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 236 - 17
17 - تحريك احساسات خيرخواهانه ، از روش هاى قرآن ، جهت ايجاد انگيزه براى انجام وظايف
متّعوهنّ . .. حقّاً على المحسنين
معمولا جمله هايى نظير «نيكوكاران چنين و چنان مى كنند» كه حكم، مستند به نيكوكاران و امثال آنان شده، براى تحريك حِسّ خيرخواهى و نيكوكارى است كه خداوند، از اين روش استفاده كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 237 - 17
17 - توجّه به نظارت خداوند ، زمينه ساز عمل به احكام الهى و كسب تقوا
و ان طلّقتموهنّ . .. ان اللّه بما تعملون بصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 238 - 1
1 - تأثير اقامه نماز ، در عمل به احكام الهى
حافظوا على الصلوات
توصيه به نماز پس از بيان احكام، مى تواند اشاره به راهى براى تسهيل عمل به احكام الهى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 244 - 7
7 - توجّه و ايمان به علم مطلق خداوند ، برانگيزاننده آدمى براى اقدام به پيكار در راه او
و قاتلو فى سبيل اللّه و اعلموا انّ اللّه سميع عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 245 - 8،15
8 - حُسن ايجاد انگيزه به كار خير ، براى زمينه سازى انجام آن
من ذا الّذى يقرض اللّه قرضاً حسناً فيضاعفه له اضعافاً كثيرةً
خداوند با ذكر پاداش، ايجاد انگيزه نموده و اين مى تواند درسى براى همه مربيان باشد.
15 - ايمان به بازگشت و رجعت آدمى به سوى خداوند ، برانگيزاننده انسان ها به پيكار در راه او و انفاق
و قاتلوا فى سبيل اللّه . .. من ذا الّذى يقرض اللّه ... و اليه ترجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 246 - 25
25 - توجه به دانايى گسترده خداوند ، زمينه پرهيز آدمى از ظلم و سرپيچى نسبت به فرمان هاى الهى
و اللّه عليم بالظّالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 254 - 5،9
5 - توجّه به خدادادى بودن امكانات و دارايى هاىِ انسان ، آسان كننده انفاق
انفقوا ممّا رزقناكم
خداوند با بيان اين حقيقت كه همه داراييهاى آدمى از جانب خداست (رزقناكم) مى خواهد به انسان بفهماند كه نبايد انفاق مشكل باشد; چرا كه همه چيز، در واقع از آنِ خداوند است.
9 - ايمان و توجّه به ويژگى هاى قيامت ( نبود داد و ستد و دوستى و شفاعت ) برانگيزاننده انسان به انفاق و اعمال خير
انفقوا . .. من قبل ان يأتى يوم لا بيع فيه و لا خلّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 261 - 14
14 - توجّه به گستردگى بخشش هاى الهى و دانايى گسترده او ، زمينه ساز انفاق و كار هاى نيك
مثل الّذين ينفقون . .. و اللّه واسع عليم
كلمه «واسع» در برداشت فوق به معناى «واسع فضله» گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 266 - 9
9 - نشان دادن عاقبت و فرجام اعمال نيك و بد ، از روش هاى قرآن براى تربيت آدمى و ترغيب وى به رعايت احكام و مقرّرات دينى
ايودّ احدكم . .. فاحترقت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 267 - 8،13
8 - به داورى گرفتن وجدان ، از روش هاى قرآن براى پرهيز از كار هاى ناروا و تربيت انسان ها و رعايت احكام و مقررات دينى
و لا تيمّموا الخبيث منه تنفقون و لستم باخذيه
13 - توجه به غناى الهى و ستايش وى از انفاق كنندگان ، برانگيزنده آدمى به انفاق از اموال پاكيزه خويش
و اعلموا اَنّ اللّه غنىّ حميد
مقصود از توجه دادن مؤمنان به بى نيازى خداوند و نيز ستايش وى از انفاق كنندگان، ايجاد انگيزه انفاق صحيح در آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 278 - 8
8 - ايمان و تقواى الهى ، زمينه ساز عمل به دستورات الهى
يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللّه و ذروا ما بقى من الرّبوا ان كنتم مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 31 - 10
10 - پيروى از پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، عامل جلب محبّت خداوند و آمرزش همه گناهان
فاتّبعونى يحببكم اللّه و يغفر لكم ذنوبكم
جمع مضاف در «ذنوبكم»، افاده عموم مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 33 - 6
6 - يادآورى امتياز و برترى انبياى گذشته ، عامل تسهيل پذيرش اطاعت از پيامبر (صلی الله علیه و آله) *
اطيعوا اللّه و الرسول . .. انّ اللّه اصطفى
پس از امر به اطاعت از پيامبر (صلی الله علیه و آله)، امتياز انبياى گذشته را يادآور مى شود تا بفهماند كه امّتهاى گذشته نيز مأمور به اطاعت بودند; باشد كه از اين طريق، اطاعت از پيامبر(صلی الله علیه و آله)، آسان گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 122 - 11
11 - پذيرش ولايت خداوند ، از بين برنده هر نوع سستى در انجام وظايف دينى
اذ همّت . .. و اللّه وليّهما
«و اللّه وليّهما»، با لحن اعتراض گونه اش (در حالى كه خداوند سرپرست و حمايت كننده شماست، سستى چرا؟) به اين نكته اشاره دارد كه پذيرش ولايت الهى و اعتقاد به آن، مانع از هر گونه سستى در راه انجام وظايف الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 58 - 18
18 - توجه به سميع و بصير بودن خداوند ، زمينه عمل به احكام و فرامين او
انّ اللّه يامركم . .. انّ اللّه كان سميعاً بصيراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 84 - 10
10 - اميدآفرينى ، از روش هاى قرآن براى تقويت روحيه مؤمنان و برانگيختن آنان به جهاد
عسى اللّه ان يكفّ بأس الّذين كفروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 131 - 9
9 - بيان اشتراك تكاليف بين امت هاى گذشته و مسلمانان ، از روش هاى قرآن براى تسهيل عمل به آن تكاليف
و لقد وصينا الذين اوتوا الكتب من قبلكم و اياكم ان اتقوا اللّه
به نظر مى رسد خداوند به منظور تسهيل رعايت تقوا، مسلمانان را متوجه اين حقيقت كرده كه لزوم رعايت تقوا، تكليف همگانى است كه امتهاى پيشين نيز مكلف به آن بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 12 - 24
24 - توجه به پاداش عمل ، محرك آدمى بر انجام آن
لئن اقمتم الصلوة . .. لاكفرن عنكم سياتكم و لادخلنكم جنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 29
29 - توجه به نبود عظمت براى غير خدا ، مايه پروانكردن از مردم در اجراى احكام الهى
فلاتخشوا الناس و اخشون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 91 - 19
19 - بيان فلسفه احكام از روش هاى قرآن جهت زدودن شك و ترديد و ايجاد انگيزه براى عمل به آن احكام
رجس من عمل الشيطن . .. فهل انتم منتهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 94 - 11
11 - باور به قيامت و عذاب دردناك آن موجب ترس از خداوند وعمل به احكام او
ليعلم اللّه يخافه بالغيب
«باء» در بالغيب مى تواند سببيه باشد بر اين مبنا مراد از غيب امورى است كه از نظر شخص خائف و حواس وى پنهان مى باشد و از مصاديق بارز غيب و نهانى كه سبب خوف آدمى از خدا مى شود قيامت و عذاب آخرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 98 - 7،13
7 - انذار و تبشير از روش هاى قرآن براى برانگيختن مردم به اجراى احكام الهى
اعلموا إنّ اللّه شديد العقاب و إنّ اللّه غفور رحيم
13 - توجه به عقاب ، رحمت و مغفرت الهى زمينه ساز عمل به احكام دين و پرهيز از اعمال ناپسند
و اعلموا إنّ اللّه شديد العقاب و إنّ اللّه غفور رحيم
هدف از بيان شدت عقاب، و بيان رحمت و مغفرت الهى پس از تبيين احكام، اين است كه زمينه انجام اوامر خدا و پرهيز از نافرمانى وى در مخاطبان به وجود آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 108 - 2،4
2 - توجه به احكام و قوانين شهادت بر وصيت ( نقض شهادت هاى دروغين و بازگشت حق سوگند به ديگران ) ، مايه هراس از اداى شهادت دروغ و زمينه ساز اداى شهادت به راستى و درستى
او يخافون ان ترد أيمن بعد أيمنهم
ضمير در «يخافوا» و «ايمنهم» به شاهدان نخست بر مى گردد و مراد از رد يمين «ترد أيمن) بازگشت حق سوگند به ديگران است. بنابراين «او يخافوا ان ترد...» يعنى تا شاهدان نخست بترسند كه سوگند آنان ناديده انگاشته شده و حق سوگند به ديگران بازگردانده شود.
4 - رعايت تقوا و ترس از خدا ، ضامن اداى شهادت به درستى و راستى است .
ان يأتوا بالشهدة على وجهها . .. و اتقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 118 - 6،9
6 - مؤمنان به آيات خداوند به احكام و قوانين او گردن مى نهند.
فكلوا مما ذكر اسم الله عليه إن كنتم بأيته مؤمنين
9 - ايمان به آيات خداوند زمينه التزام عملى به احكام ابلاغ شده از جانب اوست.
فكلوا . .. إن كنتم بأيته مؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 68 - 5
5 - اعتقاد راسخ هود به ربوبيت خدا بر وى ، موجب استواريش در تبليغ رسالت هاى الهى
و لكنى رسول من رب العلمين. أبلغكم رسلت ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 24 - 13
13 - توجه به علم كامل خداوند بر انديشه ها ، زمينه ساز اجابت دعوت خدا و رسول و پرهيز از نفاق و دورويى
لاتكونوا كالذين قالوا سمعنا و هم لايسمعون . .. و اعلموا أن اللّه يحول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 91 - 11
11- اعتقاد و توجه به علم خداوند به همه اعمال آدميان ، پشتوانه اجراى فرمان هاى اوست .
و أوفوا بعهد الله . .. إن الله يعلم ما تفعلون
برداشت فوق، از تعليل «إن الله يعلم ما تفعلون» به دست مى آيد; يعنى، به عهد و پيمان خود با خدا وفادار باشيد; چون كه خدا از اعمال شما آگاه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 78 - 25
25 - لزوم اداى تكاليف الهى ، برخاسته از حق ولايت خداوند بر آدمى
فأقيموا الصلوة . .. هو موليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 28 - 13
13 - توجه و اعتقاد به آگاهى خداوند به اعمال انسان ها ، موجب برانگيختن آنان به رعايت دستورات الهى و پرهيز از نافرمانى او است .
و إن قيل لكم ارجعوا فارجعوا هو أزكى لكم و اللّه بما تعملون عليم
سخن تهديدآميز خداوند به مؤمنان (و اللّه بما تعملون عليم)، مى تواند به منظور مطلب فوق ادا شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 217 - 3
3 - توكل بر خداوند ، پشتوانه موفقيت انسان در انجام وظايف دشوار
فقل إنّى برىءٌ ممّا تعملون . و توكّل على العزيز الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 45 - 8
8 - يادآورى فلسفه و حكمت حكم تكليفى ، داراى نقشى مؤثر در شايق كردن مكلف به اداى آن است .
أقم الصلوة إنّ الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر و لذكر اللّه أكبر
ذكر فلسفه و حكمت نماز، در پى فرمان به اداى كامل آن، مى تواند ناظر به نكته بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 14 - 19
19 - توجه دادن انسان به فرجام حيات خويش ( حضور در پيشگاه خداوند ) زمينه پيدايش تعهد براى عمل به وصاياى الهى است .
و وصّينا الإنسن . .. أن اشكرلى و لولديك إلىّ المصير
ذكر «إلىّ المصير» پس از چند توصيه به انسان، از سوى خداوند، مى تواند به منظور ايجاد انگيزه براى عمل به آن سفارش باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 15 - 17
17 - توجه دادن انسان به محاسبه اعمال اش در نزد خداوند ، زمينه ساز پابندى وى به توحيد و پيروى كردن از انسان هاى خداجو است .
و إن جهداك على أن تشرك بى . .. فلاتطعهما ... و اتّبع سبيل من أناب إلىّ ثمّ إلىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 19 - 10
10 - ذكر فلسفه حكم ، جهت تفهيم دقيق آن و نيز واداشتن مخاطب به عمل به آن ، روشى مطلوب و روا است .
و اغضض من صوتك إنّ أنكر الأصوت لصوت الحمير
«إنّ أنكر. ..» تعليل براى امر «اغضض» است و تعليل آوردن براى آن، احتمال دارد به خاطر نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 49 - 6
6 - مقتضاى ايمان ، عمل به فرمان هاى خداوند درباره ازدواج و طلاق و عدّه است .
يأيّها الذين ءامنوا إذا نكحتم المؤمنت. .. فما لكم عليهنّ من عدّة
خطاب «يا أيّها الذين آمنوا» مى تواند به منظور تشويق و تحريص مؤمنان براى عمل به فرمان هايى كه در آيه ذكر شده است، باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 55 - 19
19 - توجه دادن به حضور و گواهى خداوند ، زمينه ساز رويكرد بيشترى به عمل به فرمان هاى او است .
و اتّقين اللّه إنّ اللّه كان على كلّ شىء شهيدًا
ذكر «إنّ اللّه كان على . ..» پس از بيان دستورهايى خاص، مى تواند مفيد اين نكته باشد كه مخاطبان دستورها، به حضور و گواهى خداوند توجه پيدا كنند تا تشويق شوند و يا از ترسِ پيامد ناگوار ترك عمل، به سمت عمل به آن دستور بروند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 21 - 8
8- لازمه صداقت داشتن با خداوند ، تسليم بودن در برابر تمامى دستورات دين و عمل به آن است .
فلو صدقوا اللّه لكان خيرًا لهم
تعبير «فلو صدقوا اللّه» - در پى «فإذا عزم الأمر» - مى رساند كه لازمه صداقت در برابر خداوند اين است كه هر گاه فرمانى از جانب شارع به گونه قطعى صادر شد، بى تأمل و بدون استثنا، پذيرفته شده و مورد عمل قرار گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 11 - 19
19 - عقيده به حاكميت اراده الهى بر مقدّرات انسان ، زمينه ساز حركت به سوى انجام وظايف الهى و نه ترك مسؤوليت
قل فمن يملك لكم من اللّه شيئًا إن أراد بكم ضرًّا أو أراد بكم نفعًا
با توجه به اين كه خداوند، اراده نافذ خويش را به اعراب متخلف يادآور شده است; از آيه شريفه استفاده مى شود كه توجّه به تخلف ناپذيرى اراده خداوند، بايد زمينه اطاعت و تكليف پذيرى را در انسان زنده كند; نه روح سستى و مسؤوليت گريزى را.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 32 - 3
3 - تجلّى تقوا ، در روى آورى هميشگى به درگاه خدا و تحفظ بر وظايف
و أُزلفت الجنّة للمتّقين . .. لكلّ أوّاب حفيظ
با توجه به اين كه در آيه قبل، تنها وصفى كه براى بهشتيان ياد شده وصف «تقوا» بود و اين وصف جامع همه ارزش ها تلقى مى شد. اكنون بيان اوصافى ديگر در اين آيه، مى تواند تفصيلى بر آن اجمال و نمودى از آن حقيقت كلى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 23 - 4،9
4 - خداوند ، تمام امكانات لازم را براى اقدام انسان ها به انجام دادن تكاليف الهى ، در اختيار آنان قرار داده است .
لمّا يقض
حرف «لمّا» در موردى به كار مى رود كه انتظار وقوع كارى بوده; ولى تا كنون انجام نگرفته باشد. قابل انتظار بودن كار، زمانى است كه زمينه انجام آن فراهم باشد.
9 - توجّه به وابستگى آفرينش ، تدبير ، هدايت ، مرگ و قبر انسان به خداوند ، زمينه ساز انجام دادن تكاليف الهى
من نطفة خلقه . .. ثمّ أماته فأقبره ... كلاّ لمّا يقض ما أمره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 24 - 1
1 - نگاه به خوراكى ها و توجّه به روند توليد و مصرف آن ، امرى ضرورى و برانگيزنده انسان به انجام دادن فرمان هاى خداوند
فلينظر الإنسن إلى طعامه
فرمان به دقت در طعام، با حرف «فاء» بر آيه قبل تفريع شده است تا اين نكته را برساند كه اين انديشه، انسان را به انجام دادن اوامر الهى وادار مى كند. وجود كلمه «الإنسان» در آيات قبل، گرچه از تكرار آن بى نياز مى كرد و اكتفا به ضمير آن ممكن بود; ولى بار ديگر به اين لفظ تصريح شد تا بيانگر تفاوت مصداق انسان در دو آيه باشد. در آيه قبل مراد كافران بود و اين آيه به همه انسان ها نظر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نصر - 110 - 3 - 15
15 - امداد مردم و پيروز ساختن آنان بر دشمن ، زمينه ساز آمادگى آنان براى پذيرش تكاليف و توجّه به خداوند
إذا جاء نصر اللّه و الفتح . .. فسبّح بحمد ربّك و استغفره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 11 - 3
3 - انسان ، به دليل برخوردارى از ابزار هاى شناخت ( توانايى بر ديدن و گفتن و نيز تشخيص راه خير و شر ) توانا بر پذيرش تكاليف دشوار و برداشتن گام هاى سنگين در راه خير
ألم نجعل . .. فلااقتحم العقبة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 2 - 3
3 - شرح صدر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، فراهم سازنده زمينه لازم براى اجراى برنامه هاى سنگين رسالت و انجام دادن تكاليف دشوار
ألم نشرح . .. و وضعنا عنك وزرك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 115 - 10
10 - توجه به دانايى گسترده و همواره خداوند ، برانگيزنده آدمى به سوى اعمال خير و رعايت تقواى الهى
و ما يفعلوا من خير فلن يكفروه و اللّه عليم بالمتّقين
به نظر مى رسد هدف از تذكر به دانايى خدا و اعمال نيك و پاداش دهى به آن، براى تشويق و ترغيب به آن اعمال نيك باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 133 - 6،7
6 - نيل به آمرزش الهى و بهشت تقواپيشگان ، برانگيزنده اهل ايمان به اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
يا ايّها الّذين امنوا . .. و اطيعوا اللّه و الرّسول ... سارعوا الى مغفرة من ربّك
جمله «سارعوا الى . .. »، بعد از امر به اطاعت از خدا و رسول(صلی الله علیه و آله)، براى ايجاد انگيزه و نيز تشويق مؤمنان به پيروى از خدا و پيامبرش است.
7 - اميد نيل به آمرزش الهى و بهشت ، برانگيزنده اهل ايمان براى شركت در نبرد با دشمنان
يا ايّها الّذين امنوا . .. و اطيعوا اللّه و الرّسول ... سارعوا الى مغفرة من ربّك
چون آيات پيشين درباره نبرد و رويارويى با كافران بود، گويا آيات مورد بحث به منظور دستورالعملى است براى اينكه جامعه ايمانى را به گونه اى تربيت كند كه ديگر همچون نبرد اُحُد، دلبسته به دنيا نباشد و دچار دلهره و ترس نگردد تا هميشه بر دشمنان دين غالب شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 135 - 4
4 - ياد خدا ، واداركننده انسان به توبه و استغفار
ذكروا اللّه فاستغفروا لذنوبهم
عطف شدن استغفار بر ذكر خدا با كلمه «فاء»، كه در آن معناى ترتب نهفته است، مى تواند اشاره به رابطه عليّت بين ذكر خدا و استغفار باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 143 - 9
9 - اشتياق مؤمنان به حضور در ميدان جهاد و شهادت ، پس از آگاهى از درجات شهداى بدر
و لقد كنتم تمنّون الموت من قبل
امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمود: فانّ المؤمنين لمّا اخبرهم اللّه بالّذى فعل بشهدائهم يوم بدر و منازلهم من الجنّة رغبوا فى ذلك فقالوا اللهمّ ارنا القتال نستشهد فيه.
تفسير قمى، ج 1، ص 119 ; تفسير برهان، ج 1، ص 319، ح 1.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 145 - 15
15 - سپاسگزارى نعمت هاى الهى ، برانگيزنده آدمى به جهاد و انجام تكاليف دينى
و من يرد ثواب الدّنيا . .. و من يرد ثواب الاخرة ... و سنجزى الشّاكرين
به نظر مى رسد خداوند مجاهدان را به سه دسته تقسيم كرده است و جمله «سنجزى الشّاكرين»، بيانگر دسته سوم مى باشد. يعنى آنان كه نه ثواب دنيا انگيزه جهاد آنهاست و نه ثواب آخرت، بلكه انگيزه آنان از جهاد تنها سپاسگزارى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 4 - 1
1 - فرشتگان ، در حركت شتابان خود براى انجام دادن مأموريت هاى الهى ، بر يكديگر سبقت مى گيرند .
فالسبقت سبقًا
«فاء» براى تعقيب بوده و بيانگر اين است كه فرشتگان، پس از خروج از جايگاه خويش و حركت سريع به سوى مأموريتشان، درصدد آنند كه از يكديگر سبقت بگيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 23 - 11
11 - بسنده كردن به بخشى از فرمان هاى خداوند و به كار نبستن تمام آن ، رفتارى نكوهيده در پيشگاه خداوند
لمّا يقض ما أمره
«لمّايقض» (به پايان نرساند)، گوياى توبيخ كسانى است كه در انجام دادن فرمان هاى خداوند، سنگ تمام نمى گذارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 188 - 7
7 - برخى از عالمان اهل كتاب على رغم ترك وظيفه ، تظاهر به انجام آن داشته و خواهان ستايش در برابر آن عمل ادعايى بودند .
و يحبّون ان يحمدوا بما لم يفعلوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 11 - 4
4 - خوددارى انسان از پذيرش وظيفه سنگين ، با وجود توانايى هاى لازم در او ، نكوهيده و خلاف انتظار است .
ألم نجعل . .. فلااقتحم العقبة
حرف «فاء» در «فلااقتحم. ..»، تفريع بر آيات پيشين است و مفاد اين مجموعه آيات، توبيخ كسانى است كه با دارا بودن چشم و زبان و هدايت، از انجام دادن كارهاى سخت امتناع ورزيده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 31 - 16
16 - كوتاهى و تفريط در امور دينى و مسؤوليتها، گناه و بارى شوم بر دوش انسان است.
قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها و هم يحملون أوزارهم على ظهورهم ألا ساء ما يزرون
بنابراين كه «ما در «ما فرطنا» موصوله و مرجع براى ضمير «فيها» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 120 - 16
16 - تعلل در انجام وظايف دينى ، با توجه به مأجور بودن كمترين تلاش و رنج انسان در راه خدا ، شايسته نيست .
ذلك بأنهم لا يصيبهم ظمأ و . .. فى سبيل اللّه ... إلا كتب لهم به عمل صلح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 43 - 7
7 - سلامت و توانايى ، از شرايط مكلف
يدعون إلى السجود و هم سلمون
مطلب ياد شده، از قيد «و هم سالمون» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 3 - 44
44 - ممنوعيت سوء استفاده از تسهيلات حالت اضطرار
فمن اضطر فى مخمصة غير متجانف لاثم فإنّ اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 184 - 10
10 - ملاحظه سهولت تكليف براى انسان ها و در جعل و تشريع آن تكليف از سوى خداوند
و على الذين يطيقونه فدية طعام مسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 185 - 21،34
21 - خداوند ، هرگز تكاليفى دشوار و مشقت بار بر عهده انسان ها قرار نداده است .
يريد اللّه بكم اليسر و لايريد بكم العسر
34 - لزوم سپاسگزارى به درگاه خدا ، به خاطر جعل نكردن احكام دشوار و مشقت بار براى انسانها
يريد اللّه بكم اليسر و لايريد بكم العسر . .. و لعلكم تشكرون
برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه «لعلكم . ..» بيان غايت و غرض براى جمله «يريد اللّه ...» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 220 - 17،22،24
17 - خداوند احكام و قوانين دشوار و مشقّتبار براى مردم جعل نكرده است .
و لو شاء اللّه لاعنتكم
به نظر مى رسد عدم جعل احكام مشقّت آميز، يك قاعده كلى است كه جمله «لو شاء . ..» آن را بيان مى كند; نه حكمى مخصوص درباره معاشرت با ايتام.
22 - تحميل نشدن رنج و مشقّت به مردم ، فلسفه تجويز معاشرت با ايتام از سوى خداوند
و ان تخالطوهم فاخوانكم . .. و لو شاء الله لاعنتكم
24 - حكمت الهى مانع از اراده و جعل احكام دشوار و مشقت آميز
و لو شاء اللّه لاعنتكم انّ اللّه عزيز حكيم
جمله «انّ اللّه . ..» دليل است براى «لو شاء ...» يعنى حكمت او مانع است از اينكه احكامى دشوار و مشقت آميز جعل كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 280 - 3
3 - آسان گيرى دين ، در احكام و حقوق
و ان كان ذو عسرة فنظرة الى ميسرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 286 - 3،4،13
3 - تكاليف الهى ، به اندازه وُسع و ظرفيّت هر انسانى است .
لا يكلّف اللّه نفساً إلاّ وُسعها
4 - تفاوت ظرفيّت انسان ها در تحمّل تكاليف الهى
لا يكلّف اللّه نفساً إلاّ وُسعها
مفرد آوردن كلمه «نفساً» كه اشاره به تك تك انسانهاست و ارجاع ضمير «وسعها» به «نفساً»، مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه هر انسانى داراى طاقت و تحمل خاص خويش است.
13 - درخواست مؤمنان از خداوند ، مبنى بر تحميل نكردن تكاليف مشقّتبار و دشوار بر آنان
ربّنا و لا تحمل علينا اصراً كما حملته على الّذين من قبلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 28 - 4،5،9،10
4 - سهولت احكام و مقررات ازدواج و روابط جنسى در اسلام
و من لم يستطع منكم . .. يريد اللّه ان يخفّف عنكم
بر اين مبنا كه مراد از تخفيف، سهولت در نفس احكام الهى باشد نه نتيجه عمل به آن احكام و مقررات.
5 - سهولت و آسانى قوانين و مقررات الهى
يريد اللّه ان يخفّف عنكم
9 - ضعف و ناتوانى انسان در برابر غريزه جنسى ، ريشه تسهيل قوانين و مقررات ازدواج و روابط جنسى
يريد اللّه ان يخفّف عنكم و خلق الانسان ضعيفاً
10 - ضعف و ناتوانى انسان ، منشأ تسهيل احكام دين از جانب خداوند
يريد اللّه ان يخفّف عنكم و خلق الانسان ضعيفاً
بر اين مبنا كه مراد از تخفيف، سهولت در نفس احكام الهى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 43 - 33
33 - تخفيف احكام براى معذورين ، پرتويى از عفو و غفران الهى
فلم تجدوا ماءً . .. انّ اللّه كان عفوّاً غفوراً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 131 - 9
9 - بيان اشتراك تكاليف بين امت هاى گذشته و مسلمانان ، از روش هاى قرآن براى تسهيل عمل به آن تكاليف
و لقد وصينا الذين اوتوا الكتب من قبلكم و اياكم ان اتقوا اللّه
به نظر مى رسد خداوند به منظور تسهيل رعايت تقوا، مسلمانان را متوجه اين حقيقت كرده كه لزوم رعايت تقوا، تكليف همگانى است كه امتهاى پيشين نيز مكلف به آن بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 6 - 27،28
27 - خداوند حكم حرجى ( مشقت بار ) ، تشريع نكرده است .
ما يريد اللّه ليجعل عليكم من حرج
28 - تكاليف خداوند ، آنگاه كه انسان را به هنگام عمل در تنگنا و مشقت قرار دهد ، لازم الاجرا نيست .
ما يريد اللّه ليجعل عليكم من حرج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 101 - 6
6 - سختى امتثال پاره اى از احكام ، مانعى براى تشريع آن احكام
لاتسئلوا عن اشياء ان تبدلكم تسؤكم . .. عفا اللّه عنها
چنانچه مراد از اشياء مورد عفو، احكام الهى باشد مقصود از ناراحتى مكلفان دشوارى انجام آنها خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 119 - 11
11 - تكليفهاى الهى متناسب با توان انسان است.
إلا ما اضطررتم إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 145 - 15،16،19
15 - اضطرار، مجوز خوردن غذاهاى حرام به مقدار رفع ناچارى
فمن اضطر غير باغ و لاعاد
«عاد» از «عدو» به معنى تجاوز است. بنابراين مراد از «لاعاد» در آيه شريفه مى تواند «لاعاد من حد الإضطرار» باشد.
16 - خوردن خون، گوشت مردار، خوك و حيوان تذكيه نشده بر مضطر جايز است.
إلا أن يكون ميتة أو دما . .. فمن اضطر ... فإن ربك غفور رحيم
19 - جعل احكام ثانوى (رفع حرمت در حال اضطرار) جلوه اى از مغفرت و رحمت الهى است.
فمن اضطر غير باغ و لاعاد فإن ربك غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 38 - 3
3 - در تنگنا نبودن پيامبران پيشين براى عمل به مقرّرات و احكام تعيين شده براى آنان ، سنتّى خداوندى است .
ما كان على النبىّ من حرج فيما فرض اللّه له سنّة اللّه فى الذين خلوا من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 8 - 2
2 - اسلام ، آسان ترين شريعت و به دور از تكاليف دشوار و مشقّت بار
و نيسّرك لليسرى
به قرينه «فذكّر» در آيه بعد - كه تذكّر به انسان ها را بر اين آيه تفريع كرده است - مراد از «يسرى» همان آيين اسلام است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور ياد آورى آن به مردم شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 184 - 9
9 - تكاليف شرعى در صورتى كه براى انسان طاقت فرسا باشد ، لازم الاجرا نيست .
و على الذين يطيقونه فدية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 233 - 11
11 - هيچكس به بيش از مقدار قدرت و توانايى خود تكليف نمى شود .
لا تُكلَّفُ نفس الا وسعها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 236 - 9
9 - تكاليف الهى بر بندگان ، در محدوده امكانات و توانايى هاى آنان *
على الموسع قدره و على المقتر قدره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 241 - 8
8 - لزوم پرداخت كالاى شايسته به زنان مطلّقه در حدّ توانايى مرد ، پس از انقضاى مدّت عدّه
و للمطلّقات متاع بالمعروف
امام صادق (ع) درباره آيه «و للمطلقات . .. » فرمود: متاعها بعد ما تنقضى عدّتها «على الموسع قدره و على المقتر قدره»
كافى، ج 6، ص 105، ح 3 ; نورالثقلين، ج 1، ص 240، ح 956 و 957.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 275 - 11
11 - نبودن تكليف براى بندگان ، پيش از ابلاغ حكم الهى به آنان
فمن جاءه موعظة من ربه فانتهى فله ما سلف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 286 - 1،3
1 - خداوند ، بيشتر از توانايى و ظرفيّت عادى هر انسان ، تكليفى به او روا نمى دارد .
لا يكلّف اللّه نفساً إلاّ وُسعها
قيد «عادى» در برداشت فوق، از كلمه «وسع» كه به معناى «ما يسهل عليه من المقدور» است، استفاده مى شود.
3 - تكاليف الهى ، به اندازه وُسع و ظرفيّت هر انسانى است .
لا يكلّف اللّه نفساً إلاّ وُسعها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 98 - 4
4 - قدرت ، از شرايط تكليف
الّا المستضعفين . .. لا يستطيعون حيلة و لا يهتدون سبيلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 129 - 6
6 - قدرت ، از شرايط تكليف
و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء و لو حرصتم فلاتميلوا كل الميل
رعايت عدالت كامل، ملاك مطلوبيت را دارد، ولى به جهت عدم استطاعت، واجب نشده است، و اين مى نمايد كه تكليف مشروط به استطاعت و قدرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 89 - 15
15 - انجام تكاليف دين منوط به توان و قدرت مكلف است .
فمن لم يجد فصيام ثلثة ايام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 152 - 9،10
9 - خداوند انسانها را بيش از توانشان تكليف نمى كند.
لانكلف نفسا إلا وسعها
«وسع» (توان و قدرت) مصدر و در اينجا به معناى اسم مفعول است. يعنى: «لايكلف الله نفسا إلا تكليفا مقدورا لها».
10 - قدرت انسان بر انجام تكاليف الهى از شرايط مكلف بودن به آن تكاليف است.
لانكلف نفسا إلا وسعها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 42 - 3
3 - تكليف و مسؤوليت هر انسان در باور به معارف الهى و انجام تكاليف دين ، به ميزان قدرت و استطاعت اوست .
لانكلف نفساً إلا وسعها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 10
10 - مسؤوليت آور بودن علم و آگاهى
ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت
برداشت فوق با توجه به اين است كه توبيخ منافقان و كافران از آن رو صورت گرفته كه آنان پس از آگاهى به فرجام شوم كفر، بازهم راه خطا را پيموده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 91 - 2
2 - قدرت ، شرط تكليف است .
ليس على الضعفاء . .. حرج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 78 - 8
8 - لزوم توجه به طاقت و توان مردم ، در قانون گذارى و تعيين تكليف
و ما جعل عليكم فى الدين من حرج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 62 - 1
1 - تكاليف الهى براى انسان ها ، به ميزان طاقت و توان آنها است .
و لانكلّف نفسًا إلاّ وسعها
«تكليف» (مصدر «نكلّف») وادار كردن به انجام يا ترك چيزى را گويند. «وسع» مرادف با طاقت و توان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 32 - 7
7 - دريافت سخن حق و تكليف آور ، شرط تكليف و وظيفه مندى
و كذّب بالصدق إذ جاءه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 17 - 2
2 - تكاليف و مسؤوليت هاى الهى ، براى انسان ها متناسب با امكانات و توان آنان
ليس على الأعمى حرج . .. و لا على المريض حرج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 16 - 2
2 - تكاليف الهى ، به ميزان توانايى و امكانات افراد است .
فاتّقوا اللّه ما استطعتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 7 - 6،7
6 - خداوند ، به ميزان توانايى ها و امكانات هر شخصى ، به او تكليف كرده و از وى مسؤوليت خواسته است .
لايكلّف اللّه نفسًا إلاّ ما ءاتيها
7 - مقدار توانايى و امكانات افراد ، از شاخصه هايى است كه بايد در تكليف كردن و مسؤوليت خواستن لحاظ شود .
لايكلّف اللّه نفسًا إلاّ ما ءاتيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 43 - 7
7 - سلامت و توانايى ، از شرايط مكلف
يدعون إلى السجود و هم سلمون
مطلب ياد شده، از قيد «و هم سالمون» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 115 - 9،10
9- رفع حرمت از مضطر ، مشروط به عدم اقدام وى در به اضطرار كشاندن خويش است .
فمن اضطرّ غير باغ و لاعاد
«بغى» در اصل به معناى طلب است و «غير باغ» - به قرينه جملات پيشين -; يعنى، «غير طالب لأضطرار» (در حالى كه درصدد به اضطرار كشاندن خود نباشد).
10- بازگشت حكم حرمت ، به مجرد از ميان رفتن حالت اضطرار
إنما حرّم عليكم الميتة . .. فمن اضطرّ غير باغ و لاعاد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 45 - 5
5 - ترديد در انجام تكاليف دينى ، چون جهاد با مال و جان ، نمودار بى ايمانى و نفاق
إنما يستئذنك الذين لايؤمنون باللّه . .. و ارتابت قلوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 28 - 1
1 - هيچ كس ، حتى مؤمنان راستين ، بر انجام كامل وظايف و تكاليف الهى خود اطمينان ندارد .
إنّ عذاب ربّهم غير مأمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 22 - 1
1- لزوم استقامت ورزيدن و صبر پيشه ساختن در اجراى احكام و فرمان هاى الهى
والذين صبروا
عبارت «ابتغاء وجه ربهم» (براى دستيابى به رضايت خدا) مى رساند كه متعلق «صبروا» احكام و فرمانهاى خداست ; يعنى: «صبروا على ما أمرهم الله به و عمّا نهاهم عنه».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 24 - 4،5
4- صبر و استقامت بر پيروى از فرمان هاى خدا درپى دارنده ورود به بهشت
سلم عليكم بما صبرتم
حرف «باء» در «بما صبرتم» سببيه و «ما» در آن مصدريه است. متعلق «صبرتم» امورى است كه در آيات گذشته («الذين يوفون» تا «يدرءون بالحسنة السيئة») مطرح شد كه مى توان از آنها به «طاعة الله» تعبير كرد. بنابراين بما صبرتم ; يعنى: «بسبب صبركم على طاعة الله».
5- التزام به فرمان هاى خدا ، نيازمند صبر و استقامت است .
بما صبرتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 31 - 5
5- جهاد و صبر در مسير فرمان هاى وحى ، ملاك امتياز و از مهم ترين ارزش ها است .
و لنبلونّكم حتّى نعلم المجهدين منكم و الصبرين
اهميت، از تخصيص به ذكر يافتن جهاد و صبر استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 200 - 20
20 - صبر در انجام فرائض و در برابر مصائب و آمادگى براى پيروى از دستورات ائمّه ، وظيفه مؤمنان
يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا
امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمود: اصبروا على الفرائض و صابروا على المصائب و رابطوا على الأئمّة.
كافى، ج 2، ص 81، ح 3 ; تفسير برهان، ج 1، ص 334، ح 2 و 6 و 11.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 25 - 5
5 - ترغيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند به صبر و پايدارى در انجام رسالت خويش ، به رغم تكذيب و مخالفت كافران و مشركان
و إن يكذّبوك فقد كذّب الذين من قبلهم جاءتهم رسلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 102 - 22
22 - اجراى فرمان هاى خداوند و سربلندى در آزمايش هاى الهى ، نيازمند صبر و شكيبايى است .
قال يأبت افعل ما تؤمر ستجدنى إن شاء اللّه من الصبرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 12 - 14
14 - ديون ميت در صورتى كه به ضرر وارث باشد ، پرداخت آن لازم نيست .
من بعد وصيّة يوصى بها او دين غير مضارّ
مراد از ديون معنايى است عام كه شامل معاملات نسيه اى نيز مى شود ; بنابراين اگر ميت معامله اى نسيه انجام داده، ولى اين معامله ضررى بوده است، وارثان مى توانند ديون را نپردازند. يعنى معامله را فسخ كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 43 - 34
34 - ناتوانى ، عذر براى مكلف است ، نه رافع تكليف
و ان كنتم مرضى . .. فلم تجدوا ... انّ اللّه كان عفوّاً غفوراً
توصيف خداوند به «عفوّ» و «غفور» پس از مسأله تيمم به جاى غسل و وضو، بيانگر اين است كه اصل تكليف باقى است و خداوند به خاطر عذر مكلّف، وى را خواهد بخشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 1
1 - خداوند ، تكاليف دين را ، به عنوان امانت به آسمان ها و زمين و كوه ها سپرد و آنان از قبول آن ، سر باز زدند .
إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها
لام در «ليعذّب. ..» در آيه بعد، براى تعليل عرضه امانت است. ذكر منافق مشرك و مؤمن در آن آيه، به دنبال تعليل «ليعذّب» قرينه است كه مراد از «الأمانة» در اين آيه، چيزى است كه افراد درباره آن، به سه گروه تقسيم مى شوند و آن، همانا تكاليف دينى است. گفتنى است كه آيه پيش كه درباره اطاعت از خدا و رسول است، نيز مى تواند قرينه بر برداشت بالا، باشد; چه اين كه اطاعت از خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، وقتى ميسّر است كه به تكاليف ارائه شده از سوى آنان عمل شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 1
1 - خداوند ، تكاليف دين را ، به عنوان امانت به آسمان ها و زمين و كوه ها سپرد و آنان از قبول آن ، سر باز زدند .
إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها
لام در «ليعذّب. ..» در آيه بعد، براى تعليل عرضه امانت است. ذكر منافق مشرك و مؤمن در آن آيه، به دنبال تعليل «ليعذّب» قرينه است كه مراد از «الأمانة» در اين آيه، چيزى است كه افراد درباره آن، به سه گروه تقسيم مى شوند و آن، همانا تكاليف دينى است. گفتنى است كه آيه پيش كه درباره اطاعت از خدا و رسول است، نيز مى تواند قرينه بر برداشت بالا، باشد; چه اين كه اطاعت از خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، وقتى ميسّر است كه به تكاليف ارائه شده از سوى آنان عمل شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 1
1 - خداوند ، تكاليف دين را ، به عنوان امانت به آسمان ها و زمين و كوه ها سپرد و آنان از قبول آن ، سر باز زدند .
إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها
لام در «ليعذّب. ..» در آيه بعد، براى تعليل عرضه امانت است. ذكر منافق مشرك و مؤمن در آن آيه، به دنبال تعليل «ليعذّب» قرينه است كه مراد از «الأمانة» در اين آيه، چيزى است كه افراد درباره آن، به سه گروه تقسيم مى شوند و آن، همانا تكاليف دينى است. گفتنى است كه آيه پيش كه درباره اطاعت از خدا و رسول است، نيز مى تواند قرينه بر برداشت بالا، باشد; چه اين كه اطاعت از خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، وقتى ميسّر است كه به تكاليف ارائه شده از سوى آنان عمل شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 20 - 7
7 - آگاهى به تكاليف الهى از شرايط مسؤوليت انسان در برابر آن
و لاتولوا عنه و أنتم تسمعون
در برداشت فوق جمله حاليه «و أنتم تسمعون» قيد براى «أطيعوا» و «لاتولوا» گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 86 - 1
1 - بازگشت به كفر ( ارتداد ) پس از ايمانِ آگاهانه و پس از گواهى دادن بر حقّانيّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موجب محروميّت از هدايت الهى
كيف يهدى اللّه قوماً كفروا . .. و جاءهم البيّنات و اللّه لا يهدى القوم الظالمين
قيدِ آگاهانه از «جاءهم البيّنات» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 209 - 6،12
6 - مسؤوليت انسان در برابر قانون ، پس از دريافت آن
فان زللتم من بعد ما جاءتكم البيّنات
در برداشت فوق، «بيّنات»، به قوانين تفسير شده است.
12 - آگاهى از عزت و حكمت الهى ، زمينه تسليم در برابر خداوند و دورى از متابعت شيطان
ادخلوا فى السلم . .. و لا تتبعوا ... ان اللّه عزيز حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 211 - 12
12 - مسؤوليّت خطير عالمان دينى
سَلْ بَنى اسرائيل كم اتيناهم من اية بيّنة
چون تحريف و تبديل از كسانى ميسّر است كه به آيات الهى، آگاهى داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 10
10 - مسؤوليّت دانشمندان و صاحبان هر فن ، در برابر شناخت ها و آگاهيهايشان
و لا يأب . .. كما علّمه اللّه
جمله «كما علّمه اللّه» مى تواند بيان علّت لزوم كتابت بر تواناى به نويسندگى باشد و همواره علّت، نشانگر يك قاعده كلى است. بنابراين هر علمى مسؤوليّت آفرين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 177 - 28،29
28 - انجام وظايف عبادى ، اجتماعى و اخلاقى دين ، تحمل مشكلات و استقامت در راه مبارزه با دشمنان نشانه راستى و درستى ايمان است .
أولئك الذين صدقوا
در برداشت فوق «أولئك» اشاره به صفاتى است كه از جمله «و ءاتى المال . .. و حين البأس» به دست مى آيد و متعلق «صدقوا» به قرينه «من ءامن ...» ايمان به خدا و ... گرفته شده است.
29 - آنان كه ابعاد اعتقادى دين را باور دارند و از اموال خويش براى دستگيرى مستمندان بهره مى گيرند و وظايف عبادى و اجتماعى خويش را انجام مى دهند ، تقواپيشگان حقيقى هستند .
و لكن البر من ءامن . .. و أولئك هم المتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 216 - 7
7 - خوشايندى و ناخوشايندى انسان ، نبايد مانع انجام يا ترك احكام الهى شود .
كتب عليكم القتال و هو كره لكم و عسى ان تكرهوا شيئاً و هو خير لكم و عسى ان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 269 - 9
9 - درك معارف و حقايق دينى و عمل به مقتضاى آن ، حكمتى خدادادى است .
يؤتى الحكمة من يشاء
با در نظر گرفتن ارتباط اين آيه با آيات سابق (كه درباره لزوم انفاق، مصالح و پيامدهاى نيك آن و نيز عوامل ترك انفاق و پيامدهاى شوم آن بود كه يكسره درباره احكام و معارف دينى است)، مى توان گفت كه مراد از حكمت، معارف و حقايق دينى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 282 - 1،51
1 - ايمان ، خاستگاه عمل به احكام الهى
يا ايّها الذين امنوا اذا تداينتم
51 - تقوا و ترس از خدا پشتوانه عمل به احكام الهى ، در روابط اقتصادى و مبادلات
و لا يضارّ كاتب و لا شهيد . .. و اتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 283 - 9،15
9 - تقوا و ترس از خدا ، زمينه ردّ امانت و اجراى احكام الهى
فليؤدّ الّذى اؤتمن امانته و ليتّق اللّه ربّه
15 - توجه به آگاهى فراگير خداوند به اعمال انسان ، زمينه اجراى احكام الهى و پرهيز از معصيت او
و اللّه بما تعملون عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 284 - 2
2 - توجّه به مالكيّت مطلقه الهى ، زمينه اجراى عدل و قسط و اجراى احكام او در روابط مالى و اقتصادى
اذا تداينتم بدين . .. و ان كنتم على سفر ... للّه ما فى السّموات و ما فى الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 153 - 6
6 - يادآورى علل عدم موفقيت در صحنه هاى اجتماعى ، از شيوه هاى قرآن براى ارشاد مؤمنان به روش حضور پيروزمندانه در آن صحنه ها
اذ تصعدون و لا تلون على احد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 157 - 11
11 - ايمان به مقدّر بودن مرگ و حيات ، و شناخت ارزش والاى شهادت ، آسان كننده حركت به سوى نبرد با دشمنان دين
و اللّه يحيى و يميت . .. و لئن قتلتم فى سبيل الله او متّم لمغفرة من اللّه و رحمة
خداوند با بيان دو نكته مؤمنان را به جهاد ترغيب مى كند: 1 - مرگ و حيات به دست خداست و عوامل طبيعى تعيين كننده نيست. 2 - جان باختگان در راه خدا، آمرزيده و مشمول رحمت خاصّ خداوند هستند. بنابراين، مؤمنان با ايمان به اين دو معنا، هرگز ترديدى براى شركت در جهاد نخواهند داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 13 - 7
7 - ترغيب و تشويق مؤمنان به اجراى احكام و قوانين ارث
تلك حدود اللّه و من يطع اللّه و رسوله يدخله جنّات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 36 - 4
4 - عمل به قوانين الهى در مورد خانواده و روابط زن و شوهر ، عبادت خداوند است . *
الرجال قوّامون . .. فان اطعنكم فلا تبغوا ... و ان خفتم ... و اعبدوا اللّه
به مقتضاى ارتباط بين آيه مورد بحث و آيات گذشته، مى توان گفت از مصاديق عبادت، عمل كردن به قوانينى است كه در آيات گذشته مطرح شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 65 - 12
12 - تسليم همه جانبه در برابر احكام الهى ، از علايم ايمان
فلا و ربّك لا يؤمنون حتّى يحكّموك . .. و يسلّموا تسليماً
تفريع جمله «فلا و ربّك» بر مطالب بيان شده در آيات پيشين (اطيعوا اللّه . .. )، بيانگر اين است كه ملاك تسليم در برابر احكام قضايى پيامبر (صلی الله علیه و آله) پيروى كردن از فرامين خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 84 - 7
7 - ضرورت تبليغ و ارشاد مردم ، براى انجام تكاليف الهى
فقاتل فى سبيل اللّه . .. و حرّض المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 5 - 36
36 - التزام به احكام الهى ، ايمان و تخلف از آن ، كفر است .
و من يكفر بالايمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 19،30
19 - عالمان ربانى و احبار يهود ، وفادار به تكليف حراست از تورات تا عصر بعثت
بما استحفظوا من كتب اللّه و كانوا عليه شهداء
بنابر اينكه «شهداء» به معناى «رقباء» و «حافظان» باشد، جمله «و كانوا عليه شهداء» دلالت بر تحقق مأموريتى دارد كه بر عهده عالمان يهود گذاشته شده بود كه همان حراست از تورات باشد.
30 - خداترسان ، دلير و بى باك در برابر خشم مردم از اجراى دستورات خداوند
فلاتخشوا الناس و اخشون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 54 - 20
20 - لزوم مبارزه در راه خدا و بى اعتنايى به سرزنش دشمنان ، در انجام وظايف و مسؤوليت هاى الهى
يجهدون فى سبيل اللّه و لايخافون لومة لائم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 88 - 13،14
13 - اهل ايمان موظف به پاسدارى از ايمان خويش در ميدان عمل
و اتقوا اللّه الذى انتم به مؤمنون
جمله «انتم به مؤمنون» به منزله شرط براى «واتقوا اللّه» است بنابراين بقاى ايمان در گرو رعايت تقوا با عمل به احكام الهى خواهد بود.
14 - عمل به احكام الهى نشانگر تقواپيشگى و تجاوز از حدود خداوندى نشانه بى تقوايى است .
و لاتعتدوا . .. و اتقوا اللّه الذى انتم به مؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 94 - 10
10 - عمل به احكام الهى حتى در نهان و به دور از چشم مردم نشانه ترس از خدا مى باشد .
ليعلم اللّه يخافه بالغيب
برداشت فوق بر اين اساس است كه «باء» در بالغيب به معناى «فى» باشد كه در نتيجه «غيب» به معناى نهان از چشم مردمان خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 96 - 11،13
11 - عمل به احكام الهى ( مراعات حلال ها و حرام ها ) ، تقواپيشگى است .
احل لكم صيد البحر . .. حرم عليكم صيد البر ما دمتم حرماً و اتقوا اللّه
13 - صحراى محشر عرصه حسابرسى مردم براى تعيين ميزان پايبندى آنان به احكام الهى
احل لكم . .. حرم عليكم صيد البر ما دمتم حرماً و اتقوا اللّه الذى إليه تحشرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 153 - 5،13،14
5 - عمل به قوانين و احكام الهى، راه رسول خداست.
و أن هذا صرطى مستقيماً
برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مراد از ضمير متكلم در «صراطى» پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد. بر اين مبنا «صراطى» يعنى راهى كه من مى پيمايم.
13 - عمل به احكام دين از فلسفه هاى ترغيب خدا به اتحاد جوامع بشرى
فتفرق بكم عن سبيله
14 - سلوك در صراط مستقيم (عمل به قوانين دين) و پرهيز از حركت در راههاى غير الهى، توصيه خدا به انسانهاست.
ذلكم وصيكم به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 42 - 3،4
3 - تكليف و مسؤوليت هر انسان در باور به معارف الهى و انجام تكاليف دين ، به ميزان قدرت و استطاعت اوست .
لانكلف نفساً إلا وسعها
4 - انسان ها در باورشان به معارف دين و انجام تكاليف الهى ، برخوردار از توانايى هاى متفاوت هستند .
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لانكلف نفساً إلا وسعها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 84 - 8
8 - خوبى هركار ، علاوه بر صدور آن به نيت خير ، در گرو هماهنگى آن با ساير خواسته ها و دستورات خداوند است .
و ما أعجلك . .. و عجلت إليك ربّ لترضى
با وجود آن كه موسى(ع) در تعجيل خود، نيت خير داشته است; ولى بازخواست شدن او دال براين مطلب است كه صرف داشتن نيت خير، براى برترى يافتن عمل كافى نيست; بلكه بايد با ادله ديگر آن عمل را سنجيد. اگر در تعارض نبود، آن گاه بدان اقدام كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 18 - 12
12 - اطمينان و آرامش در طريق انجام دادن تكاليف الهى ، موهبتى خداوندى است .
رضى اللّه . .. يبايعونك ... فأنزل السكينة عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 4 - 7
7 - اداى تكاليف الهى و پايبندى به تعاليم اسلام ، نشانه ايمان راستين است .
ذلك لتؤمنوا باللّه و رسوله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 10 - 26
26 - احكام مربوط به زنان مهاجر و زنان كافر ، احكامى الهى و لازم الاجرا است .
ذلكم حكم اللّه يحكم بينكم
مشاراليه «ذلك»، مجموع احكام مطرح شده در آيه شريفه است كه مربوط به زنان مهاجر و كافر مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 2 - 1
1 - انسان مؤمن ، بايد به آنچه مى گويد عمل كند .
يأيّها الذين ءامنوا لِمَ تقولون ما لاتفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 28 - 17
17 - نقش تقيه ، در تعيين محدوده عمل به تكاليف الهى
الاّ ان تتقوا منهم تقية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 106 - 2
2 - آشكار شدن درجه ايمان و خلوص ابراهيم ( ع ) و اسماعيل ( ع ) در جريان قربانى
إنّ هذا لهو البلؤا المبين
برداشت ياد شده از آن جا است كه آزمايش مؤمنان براى نماياندن درجه ايمان و اخلاص آنان است و ابراهيم(ع) و اسماعيل(ع) با سربلند بيرون آمدن از اين آزمايش بزرگ الهى، خلوص خود را در بلندترين مرتبه نشان دادند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 45 - 7
7 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، مردان علم و عمل
إبرهيم و إسحق و يعقوب أُولى الأيدى و الأبصر
برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «الأبصار» كنايه از علم و «الأيدى» كنايه از عمل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 37 - 1،8،9
1 - تلاش كامل و پيگير حضرت ابراهيم ( ع ) ، در اداى رسالت
و إبرهيم الذى وفّى
8 - « عن أبى حمزه عن أبى جعفر ( ع ) قال قلت له : ما عنى بقوله « و إبراهيم الذى وفّى » قال كلمات بالغ فيهنّ ، قلت : و ما هنّ قال كان إذا أصبح قال : أصبحت و ربّى محموداً ، أصبحت لا اُشرك باللّه شيئاً و لا أدعوا إلهاً و لا اتّخذ من دونه وليّاً - ثلاثاً - و إذا أمسى قال ها ثلاثاً ، قال : فأنزل اللّه عزّوجلّ فى كتابه « و إبراهيم الذى وفّى » . . . ;
ابى حمزه گويد: به امام باقر(ع) عرض كردم: خداوند از اين سخن «و إبراهيم الذى وفّى» چه قصد كرده است؟ فرمود: كلماتى بود كه ابراهيم(ع) مكرر آنها را مى خواند. عرض كردم: آن كلمات چه بود؟ فرمود: چون وارد صبح مى شد، مى گفت: «أصبحت و ربّى محموداً...» و اين كلمات را [صبحگاهان] سه بار تكرار مى كرد و چون وارد شب مى شد، سه بار همان كلمات را مى گفت. امام فرمود: پس خداوند در كتاب خود نازل فرمود: «و إبراهيم الذى وفّى».
9 - « عن أبى امامة قال رسول اللّه أتدرون ما قوله « و إبراهيم الذى وفّى » قالوا : اللّه و رسوله أعلم ، قال : وفّى عمل يومه بأربع ركعات كان يصلّيهنّ من أول النهار . . . ;
از ابى امامه نقل شده كه گفت: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: آيا مى دانيد مراد از اين سخن خدواند «و إبراهيم الذى وفّى» چيست؟ گفتند: خدا و رسولش آگاه ترند، حضرت فرمود: ابراهيم عمل خود را با چهار ركعت نماز - كه اول روز مى خواند - كامل مى كرد. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 45 - 7
7 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، مردان علم و عمل
إبرهيم و إسحق و يعقوب أُولى الأيدى و الأبصر
برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «الأبصار» كنايه از علم و «الأيدى» كنايه از عمل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 14 - 7
7 - پيامبران و رسولان ، در ابلاغ دعوت خويش و اتمام حجت كوتاهى نداشته اند .
و ما تفرّقوا إلاّ من بعد ما جاءهم العلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 37 - 8
8 - مردان الهى ، على رغم تلاش براى برآوردن نياز هاى اقتصادى خويش ، هرگز از ياد خدا و انجام تكاليف فردى ( نماز ) و اجتماعى ( زكات ) غافل نمى شوند .
رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 85 - 14
14 - بنى اسرائيل مورد توبيخ و سرزنش خدا ، به خاطر تبعيض در برخورد و عمل به دين ( عمل كردن به برخى از دستورات تورات و وانهادن برخى ديگر )
أفتؤمنون ببعض الكتب و تكفرون ببعض
مراد از ايمان و كفر در «أفتؤمنون» و «تكفرون» عمل كردن و وانهادن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 82 - 17
17- همه كار هاى شگفت خضر ( ع ) ، به فرمان خداوند صورت گرفت و ديدگاه شخصى او در آن دخالتى نداشت .
رحمة من ربّك و ما فعلته عن أمرى
ضمير مفعولى در «مافعلته» به قرينه ذيل آيه، به جامعِ تمام ماجراها برمى گردد، نظير «آنچه ديدى» يا «آنچه انجام دادم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 17 - 4
4 - ايمان به آيات الهى ، سفارش يكديگر به استقامت در تكاليف دشوار و اظهار محبت به بردگان ، يتيمان و تنگدستان ، قدردانى از نعمت هاى بينايى ، گويايى و هدايت است .
ألم نجعل له عينين . و لسانًا و شفتين . و هدينه النجدين ... ثمّ كان من الذين ءام
«الذين آمنوا» گرچه مطلق است; ولى مصداق بارز آنها - به قرينه «و الذين كفروا بآياتنا» در آيات بعد - مؤمنان به آيات الهى
است و آيات پيشين - كه بعضى از تكاليف را «عقبة» ناميده بود - قرينه بر مراد از «صبر» است و سياق آيات نشان مى دهد كه مراد از «مرحمة»، ترّحم بر «رقبة»، «يتيم» و «مسكين» است. ارتباط اين آيات با آيه هاى پيشين - كه نعمت هاى الهى را برشمرده - گوياى برداشت ياد شده است; زيرا «بينايى و بصيرت»، زمينه ساز «ايمان» و «داشتن زبان و لب»، زمينه ساز توصيه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 36 - 7
7 - هدف سليمان ( ع ) از نوشتن نامه به دربار سبا ، ايفاى رسالت الهى و معنوى خود بود ، نه رسيدن به مال و حكومت بزرگ تر .
قال أتمدّونن بمال فما ءاتين اللّه خير ممّا ءاتيكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 88 - 16
16- شعيب ( ع ) ، به مردمان اعلام كرد : همواره به تعاليمى كه بيان كرده و مقرراتى كه ابلاغ نموده ، پايبند بوده و بدان ها عمل مى كند .
و ما أُريد أن أُخالفكم إلى ما أنهيكم عنه
فعل «اُخالفكم» چون با «إلى» متعدى شده ، معناى «اميل» در آن اشراب شده است. بنابراين جمله «ما اُريد ...» چنين معنا مى شود: من نمى خواهم با شما مخالفت كنم و خود به آنچه از آن نهى كرده ام بازگردم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 62 - 13
13- تلاش مستمر و بىوقفه صالح ( ع ) در انجام رسالت خويش
مما تدعونا إليه
فعل مضارع «تدعو» دلالت بر استمرار دعوت دارد كه از آن به تلاش مستمر تعبير شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 105 - 9
9 - تسليم بودن در برابر خدا و انجام فرمان او ، از ويژگى هاى محسنان است .
فلمّا أسلما . .. قد صدّقت الرءيا إنّا كذلك نجزى المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 53 - 3
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به امر خدا در جواب سؤال استهزاآميز مشركان ، تهديد خود را تكرار كرده ، وقوع عذاب نابودكننده را حتمى اعلام فرمود .
و يستنبئونك أحق هو قل إى و ربى إنه لحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 109 - 2
2- پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) ، پيام الهى را به همه مردم رساند و حجت را بر يكايك آنان تمام كرد .
فإن تولّوا فقل ءاذنتكم على سواء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 58 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها مأمور انجام تكليف بود نه مأمور به نتيجه .
و توكّل على الحىّ الذى لايموت
توصيه شدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به توكل و وانهادن كارها به خداوند، پس از آن كه خداوند آن حضرت را تنها مكلف به انذار و تبشير كرد، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) تنها مأمور به انجام رسالت الهى خويش بود; نه مأمور به ثمر رسانيدن رسالت خود، هر چند با توسل به زور و يا ابزار ديگر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 57 - 5
5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تابع رهنمود هاى الهى و عمل كننده به آن
إن نتّبع الهدى معك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 18 - 6
6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به اجراى دقيق شريعت و دستورات دينى
ثمّ جعلنك على شريعة من الأمر فاتّبعها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 23 - 5
5 - انجام دادن رسالت الهى ، موجب پناه داشتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و كوتاهى ايشان ، سبب بى پناهى آن حضرت در برابر عذاب خداوند
و لن أجد من دونه ملتحدًا . إلاّ بلغًا من اللّه و رسلته
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه عبارت «إلاّ بلاغاًمن اللّه. ..» استثنا از «ملتحداً» باشد; يعنى، من پناهگاهى در برابر عذاب الهى نمى يابم; جز آن كه با انجام رسالت الهى، پناهى براى خود بيابم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 2 - 2
2 - خداوند با امداد هاى ويژه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) او را به انجام دادن رسالت هاى الهى و اجراى برنامه هاى سنگين اسلام ، موفّق ساخت .
و وضعنا عنك وزرك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 50 - 7
7- همه فرشتگان ، بى چون و چرا و بى درنگ ، از فرمان الهى به سجده در برابر آدم ، اطاعت كردند .
و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم فسجدوا
حرف فاء در «فسجدوا» بر تعقيب بدون مهلت دلالت دارد; يعنى، فرمان سجده به دون تأخير انجام پذيرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 165 - 1
1 - فرشتگان ، به صف ايستاده در خدمت اجراى فرمان هاى خداوند هستند .
و إنّا لنحن الصافّون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 2 - 4
4 - فرشتگان وحى ، همچون طوفان با سرعت بسيار مأموريت خود را دنبال مى كردند .
فالعصفت عصفًا
«عاصفات» از نظر لغوى، به معناى تندبادها و طوفان ها است و اگر مقصود از آن، فرشتگان باشد، در اين كلام تشبيه و استعاره به كار رفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 2 - 1
1 - فرشتگان در انجام مأموريت هاى خويش ، سرشار از نشاط و به دور از هرگونه كسالت اند .
و النشطت نشطًا
نشاط، نقطه مقابل كسالت است و به كسى كه براى انجام كارى طيب نفس داشته باشد، «ناشط» مى گويند. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 3 - 1،2
1 - فرشتگان در انجام دادن وظايف خويش ، پرتحرك و شتابان اند .
و السبحت سبحًا
«سبح»; يعنى، حركت سريع در آب يا هوا. (مفردات راغب)
2 - سوگند خداوند ، به فرشتگانى كه در اجراى وظايف خويش شتابان اند .
و السبحت سبحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 4 - 1
1 - فرشتگان ، در حركت شتابان خود براى انجام دادن مأموريت هاى الهى ، بر يكديگر سبقت مى گيرند .
فالسبقت سبقًا
«فاء» براى تعقيب بوده و بيانگر اين است كه فرشتگان، پس از خروج از جايگاه خويش و حركت سريع به سوى مأموريتشان، درصدد آنند كه از يكديگر سبقت بگيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 20 - 1
1 - موسى ( ع ) به فرمان خداوند عصاى خويش را بر زمين افكند .
فألقيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 78 - 1
1 - موسى ( ع ) به فرمان خداوند ، بنى اسرائيل را شبانه از مصر كوچ داد و از دريا گذراند .
أسر بعبادى . .. فأتبعهم
حرف «فاء» در «فأتبعهم» فصيحه است; يعنى، از يك سرى جملات محذوف قبل از خود حكايت مى كند. حاصل آن جملات اين است كه موسى(ع) بنى اسرائيل را از مصر كوچ داد و فرعونيان نيز از حركت آنان آگاه شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 14 - 5
5 - نگرانى موسى ( ع ) از عدم ايفاى كامل رسالت بود ، نه صرف كشته شدن .
أخاف أن يكذّبون . .. فأخاف أن يقتلون
سخنان پيشين موسى، در باره بررسى موانع رسالت و رفع آنهابود. اظهار نگرانى او از كشته شدن نيز مى تواند در آن جهت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 15 - 5
5 - تجهيز موسى و هارون ( ع ) به وسيله آيات و معجزات گوناگون الهى براى ايفاى نقش رسالت
فاذهبا بايتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 25 - 1
1 - موسى ( ع ) با راه يافتن به دربار فرعونيان ، پيام حق الهى را به آنان ارائه كرد .
لقد أرسلنا موسى . .. إلى فرعون و همن و قرون ... فلمّا جاءهم بالحقّ من عندنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 46 - 14
14 - اقدام سريع و بى درنگ موسى ( ع ) به انجام رسالت الهى خويش ، پس از فرمان خداوند به او
لقد أرسلنا موسى . .. فقال إنّى رسول
از حرف «فاء»، مى توان استفاده كرد كه موسى(ع) پس از دريافت رسالت خويش، بى درنگ و بدون تأخير به انجام آن اقدام نمود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 4 - 2
2 - مؤمنان راستين ، آنانى اند كه زكات مال را همواره مى پردازند .
قد أفلح المؤمنون . .. و الذين هم للزكوة فعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 60 - 3
3 - مؤمنان راستين ، در عين انجام تكاليف الهى ، از فرجام كار خويش نگران اند .
و قلوبهم وجلة أنّهم إلى ربّهم رجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 3 - 3
3 - مؤمنان واقعى ، پايبند به تكاليف فردى و اجتماعى و داراى بينشى ژرف در عقايد دينى
الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم بالأخرة هم يوقنون
«نماز» برقرار ساختن پيوند عبوديت و بندگى با خدا و «زكات» ايجاد ارتباط با مردم پيرامون خود و دستگيرى از نيازمندان جامعه است. بنابراين آوردن «پرداخت زكات» پس از «اقامه صلاة» بيانگر اين حقيقت است كه مؤمنان واقعى تنها به فكر خود نيستند; بلكه با مردم جامعه خود نيز ارتباطى مسؤولانه دارند. گفتنى است كه «يقين به آخرت» - كه عبارت از اعتقاد قطعى است - بيانگر آن است كه مؤمنان واقعى در مسائل اعتقادى داراى بينشى عميق و ترديدناپذيراند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 44 - 9
9 - انسان مؤمن ، موظف به انجام تكليف خويش است ، نه مأمور به نتيجه .
و أُفوّض أمرى إلى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 20 - 12
12- مؤمنان راستين ، آماده جهاد و پذيراى تكاليف دشوار دين
و يقول الذين ءامنوا لولا نزّلت سورة فإذا أنزلت سورة محكمة و ذكر فيها القتال رأيت
از اين كه خداوند، ترس از جهاد را، بيماردلى، معرفى كرده است، مى توان نتيجه گرفت كه مؤمنان راستين از جهاد بيم ندارند، بلكه از آن استقبال مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 38 - 5،7
5- نوح ( ع ) پس از دريافت فرمان الهى مبنى بر ساختن كشتى ، همه وقت و همّت خويش را مصروف اجراى آن فرمان كرد .
و يصنع الفلك و كلما مرّ عليه ملأمن قومه سخروا منه
بديهى است كه تمسخر كفرپيشگان، مخصوص زمانى نبوده كه نوح(ع) را در كارگاه كشتى سازى مشاهده كنند. بنابراين مقيد كردن زمان استهزا به وقتى كه در جايگاه كشتى سازى با او مواجه مى شدند، به اين نكته اشاره دارد كه: كافران آن حضرت را در غير آن مكان نمى يافتند و اين حاكى است كه او، تمام وقت را در كارگاه مشغول به كار بوده است.
7- تمسخر و استهزاى كفرپيشگان ، هرگز نوح ( ع ) و پيروانش را از اجراى فرمان خدا باز نداشت .
و يصنع الفلك و كلما مرّ عليه ملأمن قومه سخروا منه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 27 - 9
9 - نوح ( ع ) ، طبق دستور الهى مى بايست از هر حيوان ، تنها يك نر و يك ماده را وارد كشتى كند .
فاسلك فيها من كلِّ زوجين اثنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 90 - 16
16 - هارون ( ع ) ، در غياب موسى ( ع ) ، وظيفه ارشاد ، هشدار ، امر به معروف و نهى از منكر را به نحو وافى انجام داد .
و لقد قال لهم هرون من قبل يقوم . .. فاتّبعونى و أطيعوا أمرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 94 - 18
18 - هارون ( ع ) ، در صدد اجراى دقيق فرمان هاى موسى ( ع ) و تخطى نكردن از معيار هاى او ، در طول مدت ميقات موسى ( ع ) و غيبت او
إنّى خشيت أن تقول . .. و لم ترقب قولى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 15 - 5
5 - تجهيز موسى و هارون ( ع ) به وسيله آيات و معجزات گوناگون الهى براى ايفاى نقش رسالت
فاذهبا بايتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 56 - 5
5- هود ( ع ) مصمم به ابلاغ رسالت هاى الهى و تحمل هر گونه گزند و آزار در طريق آن بود .
فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون. إنى توكلت على الله ربى و ربكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 57 - 2
2- هود ( ع ) ، پيام هاى الهى را به مردم رسانيد و وظيفه رسالت را به خوبى انجام داد .
فقد أبلغتكم ما أُرسلت به إليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 13 - 11
11- حضرت يحيى ( ع ) ، در عمل به كتاب آسمانى خود و انجام مسؤوليت اجراى احكام الهى ، كمترين كوتاهى روا نداشت .
و كان تقيًّا
متعلق «تقيّاً» به قرينه آيه قبل، مسؤوليت هايى است كه متوجه يحيى شده بود. او آن تكاليف را به گونه اى عمل كرد كه براى خود «وقايه» و «حفاظى» از عذاب الهى قرار داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 14 - 8
8- يحيى ( ع ) ، فردى وظيفه شناس و مسؤوليت پذير در قبال خدا ، والدين و جامعه
و كان تقيًّا . و برًّا بولديه و لم يكن جبّارًا عصيًّا
«تقيّاً» نشانِ رابطه يحيى(ع) با خدا و «برّاً بوالديه»، با پدر و مادر و «لم يكن جبّاراً عصيّاً»، با مردم و جامعه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 68 - 9
9- يعقوب ( ع ) در فرمان خويش مبنى بر ورود فرزندانش از درب هاى متعدد ، خواسته اى جز انجام وظيفه ( پيشنهاد و راه گريز از خطر ) نداشت .
ما كان يغنى عنهم من الله من شىء إلاّ حاجة فى نفس يعقوب قضيها
يعقوب(ع) با اعتقاد به حاكميت اراده خداوند، مى دانست كه تأمين سلامتى فرزندانش به دست خداست و از اختيار او بيرون است ; ولى توجه او به كارآيى اسباب و علّتها در محدوده مشيّت الهى، او را به چاره انديشى واداشت ; اما نتيجه را منوط به خواست خداوند مى ديد. از اين رو حاجت و خواسته آن حضرت چيزى جز انجام وظيفه راهنمايى فرزندان نبود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 45 - 7
7 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، مردان علم و عمل
إبرهيم و إسحق و يعقوب أُولى الأيدى و الأبصر
برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه «الأبصار» كنايه از علم و «الأيدى» كنايه از عمل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 13 - 5
5 - تساوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) با ديگر مردمان در برابر قانون الهى و در پيشگاه عدل خداوند در قيامت
إنّى أخاف إن عصيت ربّى عذاب يوم عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 18 - 7
7 - در تكاليف دين ، تفاوتى ميان رهبران و امت نيست .
فاتّبعها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 86 - 9
9 - ثروت فراوان ، زمينه گرايش انسان به عافيت طلبى و موجب تن دادن به ذلت و خوارى و ترك فريضه جهاد
و إذا أنزلت سورة . . و جهدوا مع رسوله استئذنك أولوا الطول منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 33 - 7
7 - داشتن موقعيت خاص ، تكليف هاى ويژه اى را به دنبال دارد .
ينساء النبىّ . .. و قرن فى بيوتكنّ و لاتبرّجن تبرّج الجهليّة الأُولى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 34 - 7
7 - برخوردارى از موقعيت خاص ، در پى دارنده وظيفه و تكليفى ويژه است .
ينساء النبىّ . .. و اذكرن ما يتلى فى بيوتكنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 185 - 22
22 - سختى و دشوارى روزه بر مريض و مسافر ، دليل و حكمت برداشتن روزه از آنان است .
و من كان مريضاً . .. يريد اللّه بكم اليسر و لايريد بكم العسر
جمله «يريداللّه . ..» را مى توان ناظر به جمله «من كان ...» دانست و آن را دليل و حكمت برداشتن روزه از مسافر و مريض شمرد و نيز مى توان آن را ناظر به اصل وجوب روزه و بيان حكمت آن دانست. برداشت فوق بر اساس نظر اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 12 - 14
14 - ديون ميت در صورتى كه به ضرر وارث باشد ، پرداخت آن لازم نيست .
من بعد وصيّة يوصى بها او دين غير مضارّ
مراد از ديون معنايى است عام كه شامل معاملات نسيه اى نيز مى شود ; بنابراين اگر ميت معامله اى نسيه انجام داده، ولى اين معامله ضررى بوده است، وارثان مى توانند ديون را نپردازند. يعنى معامله را فسخ كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 43 - 19،34
19 - ضرر ، از عوامل رفع تكليف و يا تخفيف آن
و ان كنتم مرضى . .. فتيمّموا
34 - ناتوانى ، عذر براى مكلف است ، نه رافع تكليف
و ان كنتم مرضى . .. فلم تجدوا ... انّ اللّه كان عفوّاً غفوراً
توصيف خداوند به «عفوّ» و «غفور» پس از مسأله تيمم به جاى غسل و وضو، بيانگر اين است كه اصل تكليف باقى است و خداوند به خاطر عذر مكلّف، وى را خواهد بخشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 68 - 10،14
10 - حضور در مجلس ياوه گويان مغالطه گر از روى فراموشى، گناه نيست.
و إما ينسينك الشيطن فلا تقعد بعد الذكرى
14 - فراموشى عذرى قابل قبول از مكلف است.
و إما ينسينك الشيطن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 119 - 9،10
9 - اضطرار از ميان برنده تكليف است.
و قد فصل لكم ما حرم عليكم إلا ما اضطررتم إليه
10 - در صورت اضطرار خوردن از حيوانى كه هنگام ذبح نام خدا بر آن برده نشده باشد، جايز است.
و قد فصل لكم ما حرم عليكم إلا ما اضطررتم إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 145 - 15
15 - اضطرار، مجوز خوردن غذاهاى حرام به مقدار رفع ناچارى
فمن اضطر غير باغ و لاعاد
«عاد» از «عدو» به معنى تجاوز است. بنابراين مراد از «لاعاد» در آيه شريفه مى تواند «لاعاد من حد الإضطرار» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 91 - 3
3 - عدم قدرت بر تأمين نياز هاى ضرورى خانواده ، در صورت رفتن به جهاد ، سبب معافيت از جنگ است .
و لا على الذين لا يجدون ما ينفقون حرج
منظور از انفاق در «ينفقون» مى تواند انفاق بر افراد تحت تكفل و واجب النفقه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 106 - 10
10- اكراه و اجبار ، از موجبات رفع تكليف است .
من كفر . .. إلاّ من أُكره و قلبه مطمئنّ بالإيمن
از اينكه خداوند اجازه فرموده است كه در شرايط اكراه و اجبار، مى توان گفتار كفرآميز به زبان آورد، به دست مى آيد كه تكليف در شرايط اكراه و اجبار برداشته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 115 - 16
16- اضطرار ، از ميان برنده ممنوعيت شرعى محرمات و نه قبح و خباثت واقعى آنها *
إنما حرّم عليكم الميتة . .. فمن اضطرّ ... فإن الله غفور رحيم
تذكر به غفران و رحمت الهى، مى تواند نشان دهنده بقاى نوعى از قبح و خباثت در فعل حرام اضطرارى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 61 - 1
1 - نابينايى ، لنگى و مرض ، سه عامل معاف شدن از تكاليفى است كه در آنها ، بينايى ، حركت و راه رفتن و سلامت لازم است .
ليس على الأعمى حرج و لا على الأعرج حرج و لا على المريض حرج
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه جمله «و لا على أنفسكم أن تأكلوا. ..» استينافيه و جدا از جمله «ليس على الأعمى حرج...» باشد. بر اين اساس جمله «ليس على الأعمى...» درصدد بيان قانون و اصلى كلى است و آمدن آن به تناسب بيان احكام افرادى است كه به شكلى از برخى از تكاليف معاف اند; مانند زنان سالخورده كه از حجاب معاف اند و نيز معاف بودن فرزندان و برادر زادگان و... از اجازه خواستن جهت ورود به خانه ديگران كه در دنبال همين آيه ذكر شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 68 - 7
7 - موسى ( ع ) از مردم خواست تا با سؤال درباره گاوى كه به ذبح آن مأمور شدند ، تكليف را بر خود مشكل نسازند .
فافعلوا ما تؤمرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 71 - 8
8 - قوم موسى ، با سؤال و جستجوى بى مورد ، تكليف ( كشتن گاوى ماده براى حل معماى قتل ) را بر خود دشوار كردند .
فذبحوها و ما كادوا يفعلون
جمله «ما كادوا يفعلون» (نزديك بود انجام ندهند) مى تواند اشاره به دشوارى انجام تكليف مذكور باشد، كه به شهادت جمله «فافعلوا ما تؤمرون» (در آيه 68) و قرينه هاى ديگر، قوم موسى خود با سؤالهاى بى مورد اين مشكل را آفريدند و تكليف را بر خويش دشوار ساختند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 145 - 21
21 - ربوبيت و غفران و رحمت الهى مقتضى آسان نمودن تكاليف در شرايط اضطرار است.
فمن اضطر غير باغ و لاعاد فإن ربك غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 40 - 16
16 - هراس از خدا و نترسيدن از غير او ، زمينه ساز پايبندى به عهد اوست .
أوفوا بعهدى . .. و إبى فارهبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 3 - 6
6 - اقامه نماز و انفاق در راه خدا ، تجلى خشيت قلب و فزونى ايمان و توكل بر خدا
وجلت قلوبهم . .. زادتهم إيمنا ... الذين يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون
تكرار «الذين»، بدون حرف عطف، براى رساندن اين معناست كه اقامه نماز انفاق نمود خارجى و تجلى صفات برشمرده شده در آيه قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 32 - 6
6 - توجه دادن زنان پيامبر ، به موقعيت و جايگاه شان برانگيزاننده آنان به انجام دادن تكليف هاى واگذار شده است .
ينساء النبىّ لستنّ كأحد من النساء إن اتّقيتنّ فلاتخضعن بالقول
خطاب مستقيم «يا نساء النبىّ» مى تواند گوياى اين نكته باشد كه آنان، با توجه به جايگاه خود، دستورالعمل هاى مربوط شان را به خوبى انجام مى دادند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 3 - 4
4 - تسريع در انجام فرمان هاى الهى ، فضيلتى درخور تحسين است .
و السبحت سبحًا
سوگند خداوند به «سابحات»، حاكى از فضل شتابگران و نيكو شمردن كار آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 15
15 - رعايت حال مريضان ، مسافران تاجر و سوداگر و جنگ جويان خداجو ، فلسفه تخفيف دادن تكليف شب زنده دارى و كاستن از آن ، به ميزان ميسور و ممكن
فاقرءوا ما تيسّر من القرءان علم أن سيكون منكم مرضى و. .. و ءاخرون يقتلون فى سبي
عبارت «ضرب فى الأرض» در معانى سفر براى تجارت و خارج شدن براى جنگ آمده است; ولى با آمدن «و آخرون يقاتلون فى سبيل اللّه» معناى اول مراد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 11،12
11 - مسلمانان نبايد به خاطر هراس از دشمنان دين و به بهانه احساس خطر از ناحيه آنها ، در اجراى احكام الهى كوتاهى كنند .
فولوا وجوهكم شطره . .. إلا الذين ظلموا منهم فلا تخشوهم
12 - مسلمانان در عمل به احكام الهى و مواضع به حق خويش ، نبايد از تبليغات و جار و جنجال دشمنان هراسى به خود راه دهند .
فلا تخشوهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 184 - 9
9 - تكاليف شرعى در صورتى كه براى انسان طاقت فرسا باشد ، لازم الاجرا نيست .
و على الذين يطيقونه فدية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 196 - 31
31 - حد وجوب قربانى در حج ، سهل و ميسور بودن آن است .
فمن تمتع . .. فما استيسر من الهدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 233 - 11،12،13
11 - هيچكس به بيش از مقدار قدرت و توانايى خود تكليف نمى شود .
لا تُكلَّفُ نفس الا وسعها
12 - ميزان متعارف نفقه و مخارج واجب بر شوهران ، بايد به اندازه توانايى مالى آنان باشد .
و على المولود له زرقهنّ و كسوتهنّ بالمعروف لا تُكلف نفس الا وسعها
به نظر مى رسد جمله «لا تُكلّف . .. » تبيين كلمه «معروف» باشد; يعنى نبايد حدّ متعارف، بدون در نظر گرفتن توانايى مالى شوهر تعيين شود.
13 - وظيفه شوهر در تأمين مخارج زن ، بيش از توان او نيست .
و على المولود له . .. لا تُكلّف نفس الا وسعها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 236 - 8،9
8 - مقدار متاع و كالاى مناسب و پسنديده براى پرداخت به زن مُطلّقه ، بايد متناسب با توان مالى شوهر باشد .
و متّعوهنّ على الموسع قدرُهُ و على المقتر قدرهُ متاعاً بالمعروف
9 - تكاليف الهى بر بندگان ، در محدوده امكانات و توانايى هاى آنان *
على الموسع قدره و على المقتر قدره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 241 - 8
8 - لزوم پرداخت كالاى شايسته به زنان مطلّقه در حدّ توانايى مرد ، پس از انقضاى مدّت عدّه
و للمطلّقات متاع بالمعروف
امام صادق (ع) درباره آيه «و للمطلقات . .. » فرمود: متاعها بعد ما تنقضى عدّتها «على الموسع قدره و على المقتر قدره»
كافى، ج 6، ص 105، ح 3 ; نورالثقلين، ج 1، ص 240، ح 956 و 957.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 286 - 1،2
1 - خداوند ، بيشتر از توانايى و ظرفيّت عادى هر انسان ، تكليفى به او روا نمى دارد .
لا يكلّف اللّه نفساً إلاّ وُسعها
قيد «عادى» در برداشت فوق، از كلمه «وسع» كه به معناى «ما يسهل عليه من المقدور» است، استفاده مى شود.
2 - قدرتِ عادى ، شرط تكليف
لا يكلّف اللّه نفساً إلاّ وُسعها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 28 - 13
13 - لزوم رعايت تناسب قوانين با توان مردم
يريد اللّه ان يخفّف عنكم و خلق الانسان ضعيفاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 43 - 38
38 - لزوم خريد آب براى وضو ، در حد توان مالى
فلم تجدوا ماءً
امام كاظم (ع) درباره ميزان مبلغ ضرورى براى تهيّه آب وضو و غسل - در صورت نبودن آب - فرمود: ذلك على قدر جدته.
تفسير عياشى، ج 1، ص 244، ح 146 ; تفسير برهان، ج 1، ص 372، ح 17.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 97 - 16
16 - جبر محيط با توان خروج از آن ، عذرى غير قابل قبول براى ترك تكاليف الهى
قالوا كنّا مستضعفين فى الارض قالوا الم تكن ارض اللّه واسعة فتهاجروا فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 98 - 3،4،5،7،9،13
3 - توانايى ، شرط وجوب هجرت براى مسلمانان تحت ستم ( مستضعف )
قالوا الم تكن ارض اللّه واسعة فتهاجروا فيها . .. الّا المستضعفين ... لا يستطيعون
4 - قدرت ، از شرايط تكليف
الّا المستضعفين . .. لا يستطيعون حيلة و لا يهتدون سبيلا
5 - هجرت بر مردان و زنان و كودكان درمانده و ناتوان ، واجب نيست .
قالوا الم تكن ارض اللّه واسعة فتهاجروا فيها . .. الّا المستضعفين من الرّجال و ال
7 - ناتوانان از شناخت دين و احكام الهى ، در زمره مستضعفان حقيقى هستند .
الّا المستضعفين . .. لا يستطيعون حيلة و لا يهتدون سبيلا
برداشت فوق را فرمايش امام باقر (ع) تأييد مى كند كه در معناى «مستضعفين» در آيه فوق فرمود: هو الذى لا يستطيع الكفر فيكفر و لا يهتدى سبيل الايمان فيؤمن . .. .
معانى الاخبار، ص 201، ح 4 ; نورالثقلين، ج 1، ص 536، ح 506.
9 - كسانى كه توان انجام تكاليف الهى را ندارند ، در پيشگاه خداوند معذورند .
الّا المستضعفين . .. لا يستطيعون حيلة و لا يهتدون سبيلا
13 - كودكان و مردان و زنانى كه عقل كودكانه دارند ، مستضعف فكرى بوده و مشمول تكاليف الهى نيستند .
الّا المستضعفين . .. و لا يهتدون سبيلا
امام باقر (ع) در مورد مستضعف در آيه فوق فرمود: . .. و الصبيان و من كان من الرجال و النساء على مثل عقل الصبيان مرفوع عنهم القلم.
معانى الاخبار، ص 201، ح 4 ; نورالثقلين، ج 1، ص 537، ح 506.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 129 - 6
6 - قدرت ، از شرايط تكليف
و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء و لو حرصتم فلاتميلوا كل الميل
رعايت عدالت كامل، ملاك مطلوبيت را دارد، ولى به جهت عدم استطاعت، واجب نشده است، و اين مى نمايد كه تكليف مشروط به استطاعت و قدرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 6 - 43
43 - لزوم خريد آب براى وضو و غسل ، در حد توان مالى به وقت دسترسى نداشتن به آن
فلم تجدوا الماء
از امام كاظم(ع) روايت شده كه درباره ميزان مبلغ ضرورى براى تهيه آب وضو و غسل در صورت نبود آب فرمود: ذلك على قدر جدته.
تفسير عياشى، ج 1، ص 244، ح 146; تفسير برهان، ج 1، ص 372، ح 17.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 89 - 15،16،17
15 - انجام تكاليف دين منوط به توان و قدرت مكلف است .
فمن لم يجد فصيام ثلثة ايام
16 - آدمى در محدوده توانايى هاى خويش موظف به جبران كوتاهى ها و گناهان خود است .
فكفّرته اطعام . .. فمن لم يجد فصيام ثلثة ايام
17 - لزوم كسب و بدست آوردن امكانات مادى جهت پرداخت كفاره قسم *
فمن لم يجد فصيام ثلثة ايام
جمله «فمن لم يجد» حكايت از آن دارد كه شكننده سوگند بايد براى بدست آوردن امكاناتى جهت پرداخت كفاره تلاش كند زيرا فعل «لم يجد» (نيافت) در مواردى استعمال مى شود كه شخص پس از تلاش و پى گيرى امرى به آن دست نيابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 119 - 11
11 - تكليفهاى الهى متناسب با توان انسان است.
إلا ما اضطررتم إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 152 - 9،10،11،12
9 - خداوند انسانها را بيش از توانشان تكليف نمى كند.
لانكلف نفسا إلا وسعها
«وسع» (توان و قدرت) مصدر و در اينجا به معناى اسم مفعول است. يعنى: «لايكلف الله نفسا إلا تكليفا مقدورا لها».
10 - قدرت انسان بر انجام تكاليف الهى از شرايط مكلف بودن به آن تكاليف است.
لانكلف نفسا إلا وسعها
11 - مراعات كردن عدالت در مبادلات و انتخاب سودمندترين روش براى تصرف در اموال آنها بيش از توان متعارف واجب نيست.
إلا بالتى هى أحسن . .. و أوفوا الكيل ... لانكلف نفسا إلا وسعها
بيان اين حقيقت كه «خداوند انسان را بيش از توانش تكليف نمى كند» پس از فرمانهاى ياد شده، اشاره به اين دارد كه مكلفان براى رعايت آن فرمانها لازم نيست خود را به مشقت اندازند. چرا كه انجام تكليف تا حد قدرت متعارف فرض است و نه بيش از آن.
12 - تجاوز نكردن به اموال يتيمان و رعايت عدالت در مبادلات از تكاليفى است كه انسانها بر انجام آن توانا هستند. *
و لاتقربوا مال اليتيم . .. و أوفوا الكيل و الميزان بالقسط لانكلف نفسا إلا وسعها
برخى بر آنند كه هدف از جمله «لاتكلف . ..» تذكر اين معناست كه فرمانهاى ياد شده در حد توان انسانهاست تا مبادا به گمان اينكه اين اوامر مشقتبار و طاقت شكن است، از پذيرش آنها سرباز زنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 42 - 3،4
3 - تكليف و مسؤوليت هر انسان در باور به معارف الهى و انجام تكاليف دين ، به ميزان قدرت و استطاعت اوست .
لانكلف نفساً إلا وسعها
4 - انسان ها در باورشان به معارف دين و انجام تكاليف الهى ، برخوردار از توانايى هاى متفاوت هستند .
و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لانكلف نفساً إلا وسعها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 66 - 8
8 - تكاليف الهى متناسب با توان مكلفان است .
و علم أن فيكم ضعفا فإن يكن منكم مائة صابرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 91 - 2،21
2 - قدرت ، شرط تكليف است .
ليس على الضعفاء . .. حرج
21 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « . . . إن اللّه يحتج على العباد بما آتاهم و عرّفهم . . . و ما امروا إلا بدون سعتهم . . . و كل شيئى لا يسعون له فهو موضوع عنهم . . . ثم تلا « ليس على الضعفاء و لا على المرضى و لا على الذين لا يجدون ما ينفقون حرج » . . . ;
. .. به تحقيق خداوند بر بندگان احتجاج مى كند به چيزى كه به آنها عطا فرموده و شناختى كه به آنها داده است ... و آنان مأمور نشده اند مگر به تكليفى كه پايين تر از سعه و توانشان باشد ... و هر تكليفى كه در وسع بندگان نباشد، از آنها برداشته شده ... سپس امام آيه شريفه را تلاوت فرمود: «بر ضعيفان و بيماران و آنان كه چيزى نمى يابند كه (در راه جهاد) هزينه كنند، باكى نيست» ... .
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 66 - 9
9- استطاعت شرط لزوم وفا به عهد ، قسم و تكاليف الهى است .
إلاّ أن يحاط بكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 115 - 12
12- در نظر گرفته شدن نياز و توان بشر ، در احكام و تكاليف الهى
إنما حرّم عليكم . .. فمن اضطرّ غير باغ و لاعاد فإن الله غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 78 - 8
8 - لزوم توجه به طاقت و توان مردم ، در قانون گذارى و تعيين تكليف
و ما جعل عليكم فى الدين من حرج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 62 - 1
1 - تكاليف الهى براى انسان ها ، به ميزان طاقت و توان آنها است .
و لانكلّف نفسًا إلاّ وسعها
«تكليف» (مصدر «نكلّف») وادار كردن به انجام يا ترك چيزى را گويند. «وسع» مرادف با طاقت و توان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 60 - 7
7 - احكام و قوانين اسلام ، مطابق با ضرورت ها و واقعيت هاى موجود در زندگى و متناسب با توانايى ها و مقدورات بشرى است .
و القوعد من النساء الّ-تى لايرجون نكاحًا فليس عليهن جناح أن يضعن ثيابهنّ غير متب
سخت گيرى اسلام نسبت به مسأله حجاب و پوشش زنان و استثنا كردن زنان سالخورده و آسان گرفتن بر آنان در اين مسأله نشانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 37 - 3
3- قوانين و فرمان هاى الهى ، متناسب با استعداد و توان ذاتى انسان ها
إن يسئلكموها فيحفكم تبخلوا
از ارتباط اين آيه با آيه قبل، استفاده مى شود كه خداوند انفاق تمامى اموال را بر انسان ها واجب نساخته است; زيرا اگر چنين دستورى صادر مى شد و حتى مورد تأكيد هم قرار مى گرفت، انسان ها بخل مىورزيدند. بنابراين با توجه به اين خصلت عينى و
فراگير، خداوند چنين قانونى را جعل نكرده و توان آنان را در نظر گرفته است. البته اين برداشت، مبتنى بر اين است كه مراد از «أموالكم»، تمام اموال باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 17 - 1،2
1 - افراد نابينا ، لنگ و مريض ، معاف از شركت در جنگ
ليس على الأعمى حرج و لا على الأعرج حرج و لا على المريض حرج
2 - تكاليف و مسؤوليت هاى الهى ، براى انسان ها متناسب با امكانات و توان آنان
ليس على الأعمى حرج . .. و لا على المريض حرج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 4 - 2،5،14
2 - توجه و اهتمام اسلام به مقدورات و توانايى هاى مكلّفان ، در تشريع احكام و وضع قوانين
فمن لم يجد . .. فمن لم يستطع ... تلك حدود اللّه
5 - در صورتى كه گرفتن روزه براى ظهاركننده مقدور نباشد ، بايد شصت مسكين را اطعام كند .
فمن لم يستطع فإطعام ستّين مسكينًا
14 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله عزّوجلّ . . . « و من لم يستطع فإطعام ستّين مسكيناً » قال : من مرض أو عطاش ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ . ..«و من لم يستطع فإطعام ستّين مسكيناً» روايت شده كه فرمود: [مراد، عدم استطاعت بر صوم]، ناشى از مرض يا بيمارى تشنگى است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 12 - 10،13
10 - صدقه نجوا ، تنها بر كسانى واجب بود كه توانايى مالى داشتند .
فإن لم تجدوا فإنّ اللّه غفور رحيم
13 - توجه و اهتمام اسلام به مقدورات و توانايى هاى مكلفان ، در وضع و تشريع احكام و تكاليف
فإن لم تجدوا فإنّ اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 16 - 1،2
1 - توصيه خداوند به مؤمنان ، مبنى بر رعايت تقواى الهى به ميزان توان خويش
فاتّقوا اللّه ما استطعتم
2 - تكاليف الهى ، به ميزان توانايى و امكانات افراد است .
فاتّقوا اللّه ما استطعتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 6 - 3
3 - مسكن زنان مطلّقه از نظر كميت و كيفيت ، بايد به مقدار دارايى و توانايى همسرانشان باشد ; نه كمتر از آن .
أسكنوهنّ من حيث سكنتم من وجدكم
«وجد»، به معناى وسع و طاقت (توانايى) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 7 - 5،6،7
5 - ميزان پرداخت هزينه زندگى همسران و انفاق به ديگران ، بسته به توانايى و دارايى شوهران و انفاق گران است .
لينفق ذو سعة من سعته و من قدر عليه رزقه فلينفق ممّا ءاتيه اللّه
برداشت ياد شده، براساس ديدگاه برخى از مفسران است كه گفته اند: آيه شريفه، علاوه بر مورد زنان مطلّقه، شامل همه زنان و همه انفاق هاى واجب و مستحب مى شود.
6 - خداوند ، به ميزان توانايى ها و امكانات هر شخصى ، به او تكليف كرده و از وى مسؤوليت خواسته است .
لايكلّف اللّه نفسًا إلاّ ما ءاتيها
7 - مقدار توانايى و امكانات افراد ، از شاخصه هايى است كه بايد در تكليف كردن و مسؤوليت خواستن لحاظ شود .
لايكلّف اللّه نفسًا إلاّ ما ءاتيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 43 - 7
7 - سلامت و توانايى ، از شرايط مكلف
يدعون إلى السجود و هم سلمون
مطلب ياد شده، از قيد «و هم سالمون» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 8،10،11،15،18
8 - رخصت يافتن مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به كاستن از مدّت شب زنده دارى خويش و انجام آن به ميزان ميسور و ممكن
علم أن لن تحصوه فتاب عليكم
در گذشتن خداوند از مؤمنان شب زنده دار - پس از يادآورى به كم و زياد شدن ميزان شب زنده دارى آنان - حاكى از رخصت دادن او، به اين كمى و زيادى است.
10 - تلاوت قرآن ، بايد به ميزان ميسور باشد ; نه مقدارى كه براى قارى خسته كننده و مشقت آور است .
فاقرءوا ما تيسّر من القرءان
11 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به نماز در پاسى از شب به ميزان ميسور و ممكن
تقوم أدنى من ثلثى الّيل . .. فاقرءوا ما تيسّر من القرءان
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه مقصود از قرائت قرآن، نماز باشد; زيرا خواندن قرآن از اجزاى مهم نماز است. گفتنى است چون جمله هاى پيش درباره نماز شب بود، مى تواند قرينه بر مطلب ياد شده باشد.
15 - رعايت حال مريضان ، مسافران تاجر و سوداگر و جنگ جويان خداجو ، فلسفه تخفيف دادن تكليف شب زنده دارى و كاستن
از آن ، به ميزان ميسور و ممكن
فاقرءوا ما تيسّر من القرءان علم أن سيكون منكم مرضى و. .. و ءاخرون يقتلون فى سبي
عبارت «ضرب فى الأرض» در معانى سفر براى تجارت و خارج شدن براى جنگ آمده است; ولى با آمدن «و آخرون يقاتلون فى سبيل اللّه» معناى اول مراد است.
18 - تكاليف عبادى اسلام ، آسان و در توان بشر و به دور از مشقّت و مشكل طاقت فرسا
فاقرءوا ما تيسّر منه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قريش - 106 - 4 - 5
5 - مصرف طعام ، بايد به منظور از بين بردن گرسنگى و به دست آوردن توان عبادت باشد .
فليعبدوا . .. الذى أطعمهم من جوع
«من جوع»، بيانگر آن است كه هدف از طعام، زوال گرسنگى است; نه آن كه خوردن، همواره مطلوب باشد. «فليعبدوا» بيانگر هدف بودن عبادت براى طعامى است كه از خداوند به انسان مى رسد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 150 - 11
11 - مسلمانان نبايد به خاطر هراس از دشمنان دين و به بهانه احساس خطر از ناحيه آنها ، در اجراى احكام الهى كوتاهى كنند .
فولوا وجوهكم شطره . .. إلا الذين ظلموا منهم فلا تخشوهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 5 - 10
10 - عدم تنافى ايمان به خدا با ناخشنودى درونى نسبت به برخى از احكام خداوند
و إن فريقا من المؤمنين لكرهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 20 - 7
7 - آگاهى به تكاليف الهى از شرايط مسؤوليت انسان در برابر آن
و لاتولوا عنه و أنتم تسمعون
در برداشت فوق جمله حاليه «و أنتم تسمعون» قيد براى «أطيعوا» و «لاتولوا» گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 18 - 8
8 - در عمل به خواسته هاى خداوند ، بايد تمامى احتمالات انجام پذيرد .
ما تلك . .. هى عصاى أتوكّؤا ... ولى فيها مَ--َاربّ اخرى
در باره اكتفا نكردن موسى(ع) به «هى عصاى» گفته شده است: واضح بودن اين جواب، موسى(ع) را به اين انديشه واداشت كه شايد مراد، فوايد عصا باشد و همين احتمال سبب شد كه پاسخ هاى بعدى را به زبان آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 71 - 10
10 - انسان ها به بيش از آنچه شارع بيان كرده مكلف نيستند .
فافعلوا ما تؤمرون . .. قالوا الئن جئت بالحق فذبحوها و ما كادوا يفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 101 - 10،11
10 - اهل ايمان نسبت به احكامى كه پاسخ آنها در قرآن و سنت نيامده ، تكليفى ندارند
لاتسئلوا عن اشياء . .. عفا اللّه عنها
11 - بيان نكردن و مكلف نساختن مردم به پاره اى از احكام ، پرتوى از عفو و گذشت خداوند
لاتسئلوا عن اشياء . .. عفا اللّه عنها و اللّه غفور حليم
هرگاه فعل «عفى» با «عن» متعدى شود متعلق محذوفى براى «عن» در نظر گرفته مى شود يعنى «عفى صارفاً عنه» (مفردات راغب. ) و صرف نظر كردن خداوند از ايجاد تكليف، تفضل او به بندگان است. توصيف خداوند به «غفور» - در ذيل آيه - مى تواند ناظر به اين جهت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 31 - 11
11- تكاليف الهى ، محدود به زندگى دنيوى انسان ها است .
مادمت حيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 86 - 11
11 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : . . . « قل ما أسئلكم عليه من أجر و ما أنا من المتكلّفين » : يقول : متكلّفاً أن أسئلكم مالستم بأهله . . . ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ. .. «قل ما أسئلكم...» روايت شده: [خداوند] مى فرمايد: [بگو... من] از روى تكلف چيزى را كه شما اهل آن نيستيد، از شما درخواست نمى كنم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 158 - 6
6 - برخى از مسلمانان صدر اسلام ، از انجام سعى ميان صفا و مروه ، اكراه داشته و آن را از مناسك حج نمى پنداشتند .
فمن حج البيت أو اعتمر فلاجناح عليه أن يطوف بهما
نفى اشكال از سعى ميان صفا و مروه با جمله «فلا جناح . ..» گوياى اين است كه: مسلمانان از انجام آن عمل اكراه داشته و منشأ آن - چنانچه در شأن نزول آمده - وجود بتهايى بود كه مشركان در صفا و مروه بين آن دو نصب كرده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 98 - 13
13 - كودكان و مردان و زنانى كه عقل كودكانه دارند ، مستضعف فكرى بوده و مشمول تكاليف الهى نيستند .
الّا المستضعفين . .. و لا يهتدون سبيلا
امام باقر (ع) در مورد مستضعف در آيه فوق فرمود: . .. و الصبيان و من كان من الرجال و النساء على مثل عقل الصبيان مرفوع عنهم القلم.
معانى الاخبار، ص 201، ح 4 ; نورالثقلين، ج 1، ص 537، ح 506.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 99 - 4
4 - كسانى كه از انجام تكاليف الهى معذورند ، بايد به عفو الهى اميدوار باشند .
فاولئك عسى اللّه ان يعفو عنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 71 - 10
10 - انسان ها به بيش از آنچه شارع بيان كرده مكلف نيستند .
فافعلوا ما تؤمرون . .. قالوا الئن جئت بالحق فذبحوها و ما كادوا يفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 1 - 18
18 - تكاليف دين ، نشأت گرفته از اراده الهى است .
اوفوا بالعقود أحلت . .. إنّ اللّه يحكم ما يريد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 68 - 3،6
3 - تعيين تكليف براى خلق ، در حيطه اختيار خداوند
و ربّك يخلق ما يشاء و يختار
جمله «يخلق مايشاء» بيانگر مشيت و اراده تكوينى خدا و جمله «يختار» بيانگر اراده تشريعى او است; يعنى، «و يختار للخلق ما يشاء».
6 - گزينش پيامبر و تبيين وظايف خلق ، از شؤون ربوبيت خداوند است .
و ربّك يخلق ما يشاء و يختار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 34 - 11
11 - لطف و آگاهى همه جانبه خداوند ، منشأ صدور احكامى خاص براى همسران پيامبر
قل لأزوجك . .. ينساء النبىّ ... و اذكرن ... إنّ اللّه كان لطيفًا خبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 3 - 49
49 - تسهيل تكاليف بر بندگان از سوى خداوند ، برخاسته از مغفرت و رحمت واسعه اوست .
فمن اضطر فى مخمصة غير متجانف لاثم فإنّ اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 7 - 5
5 - توفيق انسان در انجام دادن تكاليف دينى ، نيازمندِ امداد هاى ويژه خداوند
فسنيسّره لليسرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 1 - 1
1 - خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شرح صدر عنايت كرده و قواى باطنى آن حضرت را پذيراى حقيقت قرار داد و توانمندى هاى او را ، براى تحمّل سختى ها و تكاليف ، فزونى بخشيد .
ألم نشرح لك صدرك
شرح صدر، گنجايش دادن آن براى قبول حق است (لسان العرب). «صدر» و «قلب»، كنايه از نفس انسان است كه داراى فهم و درك است. گفته شده «صدر» اعم از «قلب» است; زيرا شامل تمام قواى انسان مى شود. (برگرفته شده از مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - كوثر - 108 - 2 - 14
14 - خداوند ، با يادآورى عطاى ويژه خويش به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را آماده دريافت فرمان نماز و قربانى ساخت .
إنّا أعطينك الكوثر . فصلّ لربّك وانحر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 68 - 9
9 - شيطان عامل فراموشكارى انسان در مورد تكاليف الهى است.
و إما ينسينك الشيطن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 3 - 35،38،39،40
35 - استفاده از مردار ، خون ، گوشت خوك و حيوانى كه نام غير خدا به هنگام ذبح بر آن برده شود ، در حال اضطرار جايز است .
حرمت عليكم . .. فمن اضطر فى مخمصة غير متجانف لاثم فإنّ اللّه غفور رحيم
38 - جواز استفاده از محرمات ، در حال اضطرار
فمن اضطر . .. فإنّ اللّه غفور رحيم
39 - استفاده از مردار ، خون ، گوشت خوك ، تنها به مقدار ضرورت جايز است .
حرمت . .. فمن اضطر فى مخمصة غير متجانف لاثم فإنّ اللّه غفور رحيم
40 - استفاده از محرمات در هنگام اضطرار ، تنها به مقدار رفع ضرورت جايز است .
فمن اضطر فى مخمصة غير متجانف لاثم فإنّ اللّه غفور رحيم
بنابر اينكه مراد از «اثم» بهره گيرى از محرمات ياد شده باشد و مصداق آن در هنگام اضطرار، كه محرمات حلال مى شود، استفاده بيش از مقدار ضرورت خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 15 - 9
9 - فرستادن پيامبران ، همراه با پيامِ تكليف آفرين ، مخالف رحمانيت خداوند در ديدگاه مردم انطاكيه بود .
و ما أنزل الرحمن من شىء
برخى از مفسران برآنند كه ذكر رحمانيت خداوند از سوى مردم انطاكيه، مى تواند به اين جهت باشد كه آنان، فرستادن پيامبر را ناسازگار با رحمانيت خدا مى پنداشتند; زيرا آمدن پيامبران نوعاً همراه با تكليف بوده و آنان اين كار را با رحمانيت خدا ناسازگار مى دانستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 11 - 16
16 - دلبستگى به مال و خانواده ، بازدارنده انسان از راه خدا و تكاليف دين
سيقول لك المخلّفون من الأعراب شغلتنا أمولنا و أهلونا . .. يقولون بألسنتهم
برداشت بالا بر اين اساس است كه اعراب در بيان «شغلتنا أموالنا و أهلونا» صادق به شمار آيند; ولى در گفتن «فاستغفرلنا» - كه
حاكى از ندامت درونى آنان است - كاذب باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 56 - 5
5- توجّه رهبران الهى به نداشتن مسؤوليتى در برابر كفر مردم پس از انجام وظيفه انذار و تبشير ، مايه عدم احساس ناتوانى و شكست در ايفاى وظيفه خويش است .
و ما منع الناس أن يؤمنوا . .. و ما نرسل المرسلين إلاّ مبشّرين و منذرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 187 - 15
15 - دنياپرستى از موانع انجام تكاليف و عمل به ميثاق خداوند
لتبيّننّه . .. فنبذوه ... و اشتروا به ثمناً قليلا
ظاهراً جمله «و اشتروا به . .. »، بيانگر علّت رهاسازى كتب آسمانى و وفادار نبودن به پيمان الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 97 - 16
16 - جبر محيط با توان خروج از آن ، عذرى غير قابل قبول براى ترك تكاليف الهى
قالوا كنّا مستضعفين فى الارض قالوا الم تكن ارض اللّه واسعة فتهاجروا فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 44 - 24،39
24 - هراس از مردم ، مانعى در عمل به احكام و مقررات كتب آسمانى
يحكم بها . .. فلاتخشوا الناس
39 - سودجويى و طمعورزى ، از عوامل ناديده گرفتن احكام الهى و حكم نكردن بر اساس آن
يحكم بها . .. و لاتشتروا بايتى ثمناً قليلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 15 - 4
4 - علاقه و دلبستگى به اموال و اولاد ، نبايد مانع از دين دارى و انجام تكاليف الهى شود .
إنّما أمولكم و أولدكم فتنة
برداشت ياد شده، با توجه به تاريخ و شأن نزول آيات است كه در آيه قبل توضيح داده شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 30 - 16
16 - توجه و اعتقاد به آگاهى خداوند به حركات و رفتار انسان ها ، موجب برانگيختن آنان به رعايت دستورات خدا و پرهيز از نافرمانى او است .
قل للمؤمنين يغضّوا . .. إنّ اللّه خبير بما يصنعون
سخن تهديدآميز خداوند به مؤمنان (إنّ اللّه خبير بما يصنعون)، مى تواند به منظور اين مطلب، ادا شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 51 - 7
7 - مؤمنان راستين در انديشه انجام وظيفه و تسليم بودن به مشيت خدا و پذيراى هر پيروزى و شكست در راه او
إن تصبك حسنة تسؤهم قل لن يصيبنا إلا ما كتب اللّه لنا هو مولينا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 31 - 4
4- اقامه نماز و انفاق از اهميت ويژه اى در ميان ساير فريضه ها و تكاليف الهى برخوردار است .
قل لعبادى الذين ءامنوا يقيموا الصلوة و ينفقوا
ذكر اقامه نماز و انفاق، پس از بيان صفت ايمان بندگان حقيقى و انتخاب اين دو تكليف از ميان ساير تكاليف مى تواند بيانگر برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 37 - 4
4- نماز ، برخوردار از جايگاه و اهميت خاص در مقايسه با ديگر عبادات و فريضه هاى الهى
ربّنا إنى أسكنت من ذرّيتى بواد غير ذى زرع . .. ليقيموا الصلوة
از اينكه حضرت ابراهيم(ع) هدف از هجرت فرزندانش به سرزمينى بدون كشت و زرع (مكه) را نماز معرفى مى كند و از ميان ساير عبادتها آن را برمى گزيند، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 40 - 3
3- اهميت و جايگاه بلند فريضه نماز در مقايسه با ديگر فريضه هاى الهى
ربّ اجعلنى مقيم الصلوة و من ذرّيتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 14 - 8
8 - عبادت خالصانه ، مهم ترين وظيفه در برابر خداوند ، حتى براى پيامبران است .
إنّنى أنا اللّه لا إله إلاّ أنا فاعبدنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 41 - 5
5 - نماز ، زكات ، امر به معروف و نهى از منكر ، مهم ترين تكاليف دينى
أقاموا الصلوة . .. و نهوا عن المنكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 56 - 2
2 - نماز و زكات ، از مهم ترين و با ارزش ترين فريضه ها و احكام الهى
وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت . .. و أقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة
برداشت فوق با توجه به اختصاص به ذكر يافتن نماز و زكات، پس از بيان اعمال صالح - كه نماز و زكات نيز جزء آنها مى باشد - قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 60 - 9
9 - سجده در برابر خداى رحمان ، تكليفى مهم و داراى جايگاه ويژه در ميان ديگر تكاليف الهى
و إذا قيل لهم اسجدوا للرحمن قالوا و ما الرحمن أنسجد لما تأمرنا
اختصاص به ذكر يافتن صفت رحمان از ميان ديگر اوصاف خداوند، به هنگام فرمان سجده در برابر او، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 3 - 5
5 - اهميت اقامه نماز و پرداخت زكات در مجموعه تكاليف دينى
الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة
از آن جا كه تكاليف دينى، منحصر در نماز و زكات نيست، بسنده كردن به آن دو بيانگر اهميت بسيار آنها در ميان تكاليف دينى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 23 - 13
13 - اهميت و ارزش والاى محبت به اهل بيت ، در مجموعه تكاليف دين
قل لا أسئلكم عليه أجرًاإلاّ المودة فى القربى
اين كه تنها دوستى اهل بيت پاداش رسالت پيامبر قرار گرفته، نشانگر اهميت والاى دوستى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 38 - 5
5 - اقامه نماز و گسترش فرهنگ نمازخوانى ، از مهم ترين تكاليف الهى براى اهل ايمان
و الذين استجابوا لربّهم و أقاموا الصلوة
با توجه به اين كه «استجابوا لربّهم» اجراى تمامى تكاليف الهى را در بر دارد، ذكر اقامه نماز پس از آن، دليلى بر اهميت ويژه برپايى نماز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 10 - 20
20 - جهاد و انفاق در راه خداوند ، از مهم ترين و ارزشمندترين تكاليف الهى
لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل
تكيه بر دو تكليف جهاد و انفاق، از ميان ساير تكاليف الهى، حاكى از مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 2 - 3
3 - نشاط و سرحالى در انجام دادن مأموريت هاى الهى ، وصفى ارزشمند است .
و النشطت نشطًا
سوگند خداوند، حاكى از ارجمندى چيزى است كه به آن سوگند ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 7 - 6
6 - سخاوت مندى ، انفاق ، تقواپيشگى و تصديق وعده هاى الهى ، زمينه ساز امداد هاى ويژه خداوند و مايه نشاط انسان در انجام دادن تكاليف دينى است .
فأمّا من أعطى . .. فسنيسّره لليسرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 68 - 3
3 - تساوى زن و مرد در برابر تكاليف الهى
وعد اللّه المنفقين و المنفقت . .. نار جهنم خلدين فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 2 - 7
7- تحمل حرج و مشقت ، در انجام تكاليف دينى ، لازم نيست .
ما أنزّلنا عليك القران لتشقى
اطلاق «لتشقى» شامل مشقت در انجام تكاليف نيز مى گردد، گرچه مورد آيه، مشقت در راه ابلاغ معارف قرآن به ديگران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 2 - 7
7- تحمل حرج و مشقت ، در انجام تكاليف دينى ، لازم نيست .
ما أنزّلنا عليك القران لتشقى
اطلاق «لتشقى» شامل مشقت در انجام تكاليف نيز مى گردد، گرچه مورد آيه، مشقت در راه ابلاغ معارف قرآن به ديگران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 2 - 4
4- خداوند پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به برگزيدن شيوه پر رنج و زحمت براى ابلاغ قرآن فرمان نداده است .
ما أنزّلنا عليك القران لتشقى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 132 - 16
16 - خداوند ، در تكليف بندگان به نماز ، براى خود سودى در نظر نداشته و به فكر تأمين رزق و آذوقه براى خود نبوده است .
وأمر أهلك بالصلوة . .. لانس-َلك رزقًا
مفاد جمله «لانسئلك رزقاً» ممكن است اين باشد كه ما با فرمان نماز، نمى خواهيم از تو رزقى را طلب كنيم و نياز خود را بر آورده سازيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 106 - 16
16 - تشريع و تكوين داراى ارتباطى تنگاتنگ با يكديگر *
نأت بخير منها أو مثلها ألم تعلم أن اللّه كل شىء قدير
جمله «ألم تعلم . ..» تعليل است براى جمله «ما ننسخ ...» و رساى به اين نكته است كه نسخ شريعت تنها از كسى بر مى آيد كه بر همه چيز قادر باشد، بنابراين، شريعت به همه هستى و قوانين حاكم بر آن مرتبط است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 107 - 6
6 - اديان الهى و احكام دين ، داراى ارتباطى تنگاتنگ با هستى و جهان آفرينش
نأت بخير منها أو مثلها . .. ألم تعلم أن اللّه له ملك السموت و الأرض
جمله «ألم تعلم أن اللّه . ..» به منزله دليلى براى امكان نسخ و تشريع دين جديد است. استدلال به حاكميت خدا بر هستى - براى امكان نسخ و تشريع دين جديد - بيانگر ارتباط عميق دين و قوانين دينى با هستى و قوانين آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 192 - 9
9 - مفاهيم معرفتى و احكام تشريعى قرآن ، هماهنگ با نظام تكوين *
و إنّه لتنزيل ربّ العلمين
همان طور كه گفته شد «العالمين» (جمع «عالم») محلاّ به «ال» و مفيد عموم است. بنابراين «العالمين»; يعنى، همه عوالم وجود. قرار گرفتن اين واژه در كنار «ربّ» ممكن است بيانگر اين نكته باشد كه فرو فرستنده قرآن، همان كسى است كه آفرينش، رشد و هدايت مجموعه هستى از او است و براساس اين واقعيت، احكام تشريعى او، هماهنگ با كل نظام هستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 28 - 12
12 - تناسب و هماهنگى احكام دين با ويژگى هاى تكوينى انسان
يريد اللّه ان يخفّف عنكم و خلق الانسان ضعيفاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 4 - 6
6 - هماهنگى قوانين شرعى با امور تكوينى
احل لكم الطيبت
ترتب احكم شرعى «حليت» بر طيب بودن كه امرى تكوينى است، دليل برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 30 - 17
17 - ميان ايجاد تكوينى انسان ها و تشريع قوانينى براى آنان ، هماهنگى كامل هست .
فأقم وجهك للدين حنيفًا فطرت اللّه الّتى فطر الناس عليها لاتبديل لخلق اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 18 - 5،7،8
5 - عدل الهى در نظام تكوين و تشريع ، مورد مشاهده فرشتگان و دانشمندان *
شهد اللّه . .. و الملئكة و اولوا العلم قائماً بالقسط
«قائماً بالقسط» مى تواند متعلق شهادت باشد يعنى: عالمان و ملائكه علاوه بر شهادت به يگانگى خداوند، شهادت به عدالت او نيز مى دهند، گفتنى است تعميم قسط به نظام تشريع از آيه بعد استفاده شده است.
7 - حاكميّت قسط و عدل بر نظام آفرينش
شهد اللّه . .. قائماً بالقسط
8 - حاكميّت قسط و عدل بر نظام تكوين ، دليل دانشمندان و ملائكه براى گواهى بر وحدانيّت خدا *
شهد . .. الملئكة و اولوا العلم قائماً بالقسط
به نظر مى رسد «قائماً بالقسط» كه حال براى «اللّه» است، اشاره به علّت گواهى ملائكه و اولوا العلم باشد. و بدين جهت، مؤخر آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 7 - 3
3 - شناخت مراحل تكوين و مسير نزول نطفه مراحل تكامل آن تا آفرينش كامل انسان ، توصيه خداوند به همه انسان ها است .
فلينظر . .. يخرج من بين الصلب و الترائب
{تكوين و تشريع}
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 3 - 8
8 - قرآن ، كتابى منطبق با واقعيّت و حقيقت
نزّل عليك الكتاب بالحقّ
حق، خبرى را گويند كه مطابق با واقع باشد (تفسير الميزان).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 6 - 13،14
13 - قوانين و معارف موجود در كتاب هاى آسمانى ، متناسب با ساختار حقيقى انسان
اللّه لا اله الاّ هو الحىّ القيّوم. نزّل ... هو الذى يصوركم
قيّوميت خدا و آفريدن انسان به گونه اى كه او خواسته است و نيز علم مطلق او و نزول كتاب براى هدايت، بيانگر تناسب قوانين با ساختار انسانى است.
14 - هماهنگى قوانين تكوين و تشريع
الحىّ القيّوم . .. نزّل ... يصوّركم ... هو العزيز الحكيم
واضع قوانين تكوين (صورت بندى انسان) و تشريع (فرستادن كتب آسمانى)، خداوندِ حكيم است و حكمت او اقتضا مى كند كه اين دو قانون با يكديگر هماهنگ باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 83 - 4،9
4 - ناسازگارىِ برگزيدن دين غير خدا با حركت نظام هستى
افغير دين اللّه يبغون و له اسلم من فى السموات و الارض
9 - تسليم در برابر خداوند ، همسويى با روند حركت كلّى نظام هستى است .
و له اسلم من فى السّموات و الارض طوعاً و كرهاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 84 - 17
17 - تسليم مؤمنان در برابر خداوند ، هماهنگ با تسليم تمامى موجودات در برابر او
و له اسلم من فى السموات و الارض . .. و نحن له مسلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 8،12
8 - هماهنگى نظام حقوقى اسلام ، با نظام تكوين
الرّجال قوّامون على النساء بما فضّل اللّه بعضهم على بعض
چون خداوند حق مديريّت بر زنان را بر اساس برترى تكوينى مردان قرار داده است.
12 - ضرورت توجه به قوانين تكوين و تشريع در جعل مقررات حاكم بر خانواده
الرّجال قوّامون على النساء بما فضّل اللّه . .. و بما انفقوا
چون خداوند در توجيه جعل مديريت براى مردان به دو جهت تصريح فرمود: يكى برترى مردان بر زنان، كه يك مسأله تكوينى است و ديگرى عهده دار بودن نفقه، كه يك حكم تشريعى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 28 - 12
12 - تناسب و هماهنگى احكام دين با ويژگى هاى تكوينى انسان
يريد اللّه ان يخفّف عنكم و خلق الانسان ضعيفاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 4 - 6
6 - هماهنگى قوانين شرعى با امور تكوينى
احل لكم الطيبت
ترتب احكم شرعى «حليت» بر طيب بودن كه امرى تكوينى است، دليل برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 30 - 17
17 - ميان ايجاد تكوينى انسان ها و تشريع قوانينى براى آنان ، هماهنگى كامل هست .
فأقم وجهك للدين حنيفًا فطرت اللّه الّتى فطر الناس عليها لاتبديل لخلق اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 43 - 8،9
8 - تشكيل و تراكم ابر ها و نزول باران و تگرگ ، جلوه فرمان روايى و قدرت بى مانند خداوند بر جهان ( آسمان ها و زمين )
و للّه ملك السموت . .. أنّ اللّه يزجى سحابًا ... و ينزّل من السماء من جبال فيها
9 - اصابت تگرگ به برخى از انسان ها و بازداشتن آن از برخى ديگر ، به مشيت خدا است .
من برد فيصيب به من يشاء و يصرفه عن من يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 43 - 6
6 - خداوند ، از بالا و از ابر يخ زده - كه به كوه مى ماند - تگرگ فرو مى ريزد .
و ينزّل من السماء من جبال فيها من برد
«من جبال» بدل از «من السماء» و براى تشبيه كردن ابرها، به كوه ها است; همان گونه كه تشبيه اشياى بزرگ و با عظمت به كوه، بسيار معمول است; مانند كوه علم و. ... «بَرَد» نيز به معناى تگرگ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 272 - 15
15 - دستيابى به « وجه اللّه » ( خشنودى خدا ) ، در گرو تلاش و اجتهاد جوينده آن
و ما تنفقون الاّ ابتغاء وجه اللّه
با توجّه به واژه «ابتغاء» كه در آن اجتهاد و تلاش ملحوظ است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 32 - 15
15 - توجه به نقش تلاش و قابليّت افراد در برترى يافتن آنان ، زمينه دورى جستن از تمنى نسبت به دارايى ها و امتيازات ديگران
و لا تتمنّوا ما فضّل اللّه . .. للرّجال نصيب ... و للنساء نصيب
خداوند پس از منع طمعورزى به نعمتهاى ديگران، آن را نتيجه قابليّت و تلاش افراد معرفى كرده تا زمينه آرزوهاى منفى را قطع كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 69 - 7
7 - كثرت بهرهورى هاى كافران ، به مقتضاى خُلق و خو و تلاش مادى آنان و طبق جريان طبيعى است و نه نشانه رحمت و لطف الهى به آنان *
فاستمتعوا بخلقهم فاستمتعتم بخلقكم
با توجه به اينكه «خلاق»، مى تواند به معناى دستاوردهاى انسان به مقتضاى خلق و خوى خويش باشد، اين برداشت به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 19 - 1،2،4
1- آخرت طلبان مؤمنى كه تلاشى جدى در راه اهداف اخروى خويش بكنند به نتايج ارزشمند تلاشهايشان دست خواهند يافت .
و من أراد الأخرة . .. كان سعيهم مشكورًا
2- برخوردارى از ارزش ها و نعمت هاى اخروى ، مشروط به سعى و تلاش وافى انسان در طريق آن است .
و من أراد الأخرة و سعى لها سعيها و هو مؤمن فأُولئك كان سعيهم مشكورًا
عبارت «و سعى لها سعيها» به منزله شرط براى «من أراد الأخرة» است; يعنى، اگر كسى آخرت را طلب كند - مشروط بر اينكه تلاش متناسب آن را نيز داشته باشد - از آخرت بهره مند خواهد بود.
4- اراده و تلاش خود انسان در سعادت و شقاوت اخروى وى نقش تعيين كننده دارد .
من كان يريد العاجلة . .. جعلنا له جهنّم ... و من أراد الأخرة و سعى لها سعيها ...
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 21 - 6
6- تلاش انسان در تفاوت درجات و مزاياى اخروى او ، نقشى تعيين كننده دارد .
من كان يريد العاجلة . .. و من أراد الأخرة و سعى لها ... فضّلنا بعضهم على بعض و ل
از اينكه خداوند در آيات پيش فرمود: «آخرت طلبان، در صورت تلاش متناسب با آخرت طلبى شان، جزا داده مى شوند» و در اين آيه مى فرمايد: «آخرت، داراى درجاتى بس فراتر و عظيم تر از دنياست» به دست مى آيد كه براى نيل به مدارج برتر آخرت، تلاشى متناسب با آن لازم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 66 - 7
7- بهرهورى از نعمت ها و امكانات خدادادى ، در پرتو سعى و تلاش امكان پذير است .
ربّكم الذى يزجى . .. لتبتغوا من فضله
خداوند، بهره گرفتن از فضل خود و امكانات موجود در درياها را با كلمه «ابتغاء» (=تلاش براى دستيابى به مطلوب) آورده است و اين نشان دهنده آن است كه براى بهرهورى از امكانات، تلاش و كوشش لازم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 62 - 10
10- دستيابى به آرمان ها ، نيازمند تلاش ، حتى براى پيامبران است .
لقد لقينا من سفرنا هذا نصبا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 94 - 4،5
4- انجام عمل صالح ، نيازمند و سعى و كوشش است .
فمن يعمل . .. فلاكفران لسعيه
تعبير «لسعيه» به جاى «لعمله» مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه عمل صالح با سعى و تلاش عجين شده و جدايى ميان آن دو ممكن نيست و انجام هر عمل صالحى، در گرو سعى و جد و جهد است.
5- نقش سعى و تلاش خود انسان در دستيابى به پاداش الهى و سرنوشت خويش
فمن يعمل . .. فلاكفران لسعيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 23 - 5،10
5 - تأمين معاش و زندگى ، در گرو پيگيرى و تلاش است .
و ابتغاؤكم من فضله
با توجه به معناى ابتغاء - كه جديت در بر آوردن خواسته است. (مفردات راغب) - نكته بالا قابل استفاده است.
10 - استفاده از امكانات خدادادى ، در پرتو سعى و تلاش ، امكان پذير است .
و ابتغاؤكم من فضله
از اين كه براى استفاده از امكانات دنيوى و فضل خداوند، از واژه «إبتغاء» (تلاش براى دست يابى به مطلوب) استفاده شده است، اين حقيقت نمايان مى شود كه براى دست يابى به امكانات، كوشش و تلاش لازم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 46 - 10
10 - بهرهورى از فضل و رحمت الهى ، نيازمند به كار و تلاش است .
و لتبتغوا من فضله
«إبتغاء» مصدر «لتبتغوا» به معناى «خواستن همراه با جد و جهد» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 12 - 13
13 - رزق و فضل الهى ، در سايه تلاش و كوشش خود انسان به دست مى آيد .
لتبتغوا من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 61 - 3
3 - سعادت و رستگارى بزرگ ( بهشت جاودانه ) ، در سايه عمل و كوشش ميسر است .
إنّ هذا لهو الفوز العظيم . لمثل هذا فليعمل العملون
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند براى نيل به فوز عظيم، تنها بر عمل انسان تكيه كرده و به آن توصيه فرموده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 35 - 5
5 - بهره مندى انسان از كمالات و ارزش هاى والا ، در گرو تلاش اخلاقى خود او است .
و ما يلقّيها إلاّ الذين صبروا و ما يلقّيها إلاّ ذوحظّ عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 32 - 5
5 - تأثير نداشتن تلاش آميخته با حرص و ولع انسان ها ، در دستيابى آنان به بهرهورى بيشتر مادى
نحن قسمنا بينهم معيشتهم
ذكر ضمير «نحن» و تقدم آن بر «قسمنا» - كه نقش بى چون و چراى خداوند در تقسيم معيشت را بازگو مى كند - بيانگر مطلب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 33 - 6
6 - بهره مندى از اوج رفاه و ثروت ، بدون اسباب و علل ، ناسازگار با قانون بهره گيرى از ابزار و وسايل در تأمين معيشت *
و لولا أن يكون الناس أمّة وحدة لجعلنا . .. معارج عليها يظهرون
برداشت بالا بدان احتمال است كه مراد از «امت واحده» تساوى انسان ها در برابر بهره گيرى از اسباب و وسايل در تأمين معيشت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 12 - 9
9 - دستيابى انسان ها به نعمت هاى الهى در پهنه هستى ، منوط به تلاش و پيگيرى خود آنان است .
لتبتغوا من فضله
در واژه «إبتغاء» طلب شديد و اراده اكيد نهفته است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 21
21- دستيابى به فضل و خشنودى خداوند ، نيازمند تلاش و عمل
أشدّاء على الكفّار رحماء بينهم تريهم ركّعًا سجّدًا يبتغون فضلاً من اللّه و رضونً
در واژه «إبتغاء»، تلاش و كوشش نهفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 39 - 1،2
1 - تلاش و سعى انسان ، تنها ضامن دسترسى او به پاداش الهى
و أن ليس للإنسن إلاّ ما سعى
2 - سعادتمندى و كمال انسان ، در گرو جديت ، تلاش و پيگيرى
و أن ليس للإنسن إلاّ ما سعى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 15 - 14
14 - سعى و تلاش آدمى در عبادت و نماز ، درپى دارنده پاداش حتمى درقيامت است .
فاعبدنى و أقم الصلوة . .. لتجزى كلّ نفس بما تسعى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 15 - 14
14 - سعى و تلاش آدمى در عبادت و نماز ، درپى دارنده پاداش حتمى درقيامت است .
فاعبدنى و أقم الصلوة . .. لتجزى كلّ نفس بما تسعى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 13 - 1
1 - به ثمر رسيدن تلاش خواهر موسى ، در بازگرداندن برادر خويش به آغوش مادر
قالت هل أدلّكم على أهل بيت . .. فرددنه إلى أُمّه
خواهر موسى با دنبال كردن برادر، ورود به كاخ فرعون و بالاخره استفاده از فرصت به دست آمده، توانست موسى را به مادرش بازگرداند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 7 - 4
4- شمول نصرت و امداد هاى الهى به مؤمنان ، منوط به تلاش خود آنان در راه خداوند است .
يأيّها الذين ءامنوا إن تنصروا اللّه ينصركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 25 - 3
3- بارورشدن و ثمردادن غير طبيعى درخت خرما ، به تلاش مريم ( س ) و كشيدن و تكان دادن نخل وابسته بود .
و هزّى إليك . .. تسقط
فعل «تساقط» مجزوم است و عامل جزم آن شرط مقدر است; يعنى اگر درخت را تكان دهى و به سمت خود بكشى، براى تو خرما مى ريزد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 35 - 15
15 - تلاش گسترده مؤمن آل فرعون در جهت انصراف فرعون از قتل موسى ( ع ) ، مؤثر واقع شد .
و قال رجل مؤمن من ءال فرعون . .. أتقتلون رجلاً ... كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب م
برداشت بالا به خاطر اين نكته است كه فرعون، در آغاز برخورد با موسى(ع) بركشتن او مصمم گشته، اين مطلب را به همه اطرافيانش اعلام كرده بود (قال فرعون ما أريكم إلاّ ما أرى); ولى پس از سخنان مؤمن آل فرعون، به جاى كشتن وى دستور داد برجى بسازند تا او نسبت به درستى ادعاى آن حضرت به تحقيق بپردازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 121 - 8
8 - سنت الهى در پيشبرد هدف هاى مكتب حق ( اسلام ) ، در پرتو ايثار و تلاش خود مؤمنان است .
ذلك بأنهم لايصيبهم ظما . .. و لاينفقون نفقة ... و لايقطعون وادياً إلا كتب لهم
از تشويق و ترغيب مؤمنان به انفاق و جهاد، چنين استفاده مى شود كه نتيجه عمل آنها، پيشبرد هدفهاى مكتب است و اگر نيازى به تلاش مؤمنان نبود، ترغيب و تشويق آنان به اين مهم تا بدين پايه ضرورتى نداشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 18 - 3
3 - ريشه كن ساختن گرسنگى در جامعه ، نيازمند همكارى مردمى و تلاش همگانى است .
و لاتحضّون على طعام المسكين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 173 - 18
18 - لزوم همراهى تلاش با توكّلِ بر خداوند
الّذين استجابوا للّه . .. و قالوا حسبنا اللّه و نعم الوكيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 174 - 6
6 - توكّل همراه با عمل ، موجب تبديل مشكلات سخت به نعمت و فضل الهى
و قالوا حسبنا اللّه و نعم الوكيل. فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضل لم يمسسهم سوء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 69 - 6
6 - تلاش كنندگان در راه خدا ، از زمره محسنان اند .
و الذين جهدوا فينا. .. و إنّ اللّه لمع المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 19 - 8
8- تنها تلاش و كوششى داراى ارزش و شايسته ستايش است كه در مسير آخرت طلبى و كسب حيات برتر اخروى باشد .
من كان يريد العاجلة . .. و من أراد الأخرة ... كان سعيهم مشكورًا
از اينكه خداوند پس از ذكر دنياطلبى و آخرت خواهى انسانها، از سعى وتلاش آخرت خواهان تشكر و ستايش كرده است، استفاده مى شود كه تنها سعى و تلاشى كه در مسير كسب حيات برتر اخروى باشد، مورد قدردانى و ستايش است و نه هر تلاش و كوششى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 57 - 7
7- تلاش براى راه يابى به بالاترين مرتبه كمال و سبقت بر ديگران در تقرب به خدا ، تلاش و تكاپويى ارجمند و ستودنى
أُولئك الذين يدعون يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 9 - 3
3 - تلاش بىوقفه و بدون استراحت ، ناهنجار و برخلاف طبيعت خدادادى انسان است .
و جعلنا نومكم سباتًا
جمله «و جعلنا . ..» در مقام امتنان است. توصيف نعمت خواب به اين كه «كار و تلاشِ انسان را قطع مى كند»، بيانگر اين است كه خداوند از او، تلاش بى استراحت نخواسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 62 - 8
8- همراه شدن با خدمت كاران در تناول غذا و مدِّ نظر داشتن تلاش و خستگى آنان ، لازم است .
قال لفتيه ءاتنا غداءنا لقد لقينا من سفرنا هذا نصبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 173 - 18
18 - لزوم همراهى تلاش با توكّلِ بر خداوند
الّذين استجابوا للّه . .. و قالوا حسبنا اللّه و نعم الوكيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 21 - 6
6- تلاش انسان در تفاوت درجات و مزاياى اخروى او ، نقشى تعيين كننده دارد .
من كان يريد العاجلة . .. و من أراد الأخرة و سعى لها ... فضّلنا بعضهم على بعض و ل
از اينكه خداوند در آيات پيش فرمود: «آخرت طلبان، در صورت تلاش متناسب با آخرت طلبى شان، جزا داده مى شوند» و در اين آيه مى فرمايد: «آخرت، داراى درجاتى بس فراتر و عظيم تر از دنياست» به دست مى آيد كه براى نيل به مدارج برتر آخرت، تلاشى متناسب با آن لازم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 28 - 8
8- اميدوارى به رحمت خداوند ، بايد همراه با تلاش و كوشش باشد .
ابتغاء رحمة من ربّك ترجوها
«ابتغاء» به معناى داشتن تلاش و كوشش در راه رسيدن به خواسته هاست (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 20 - 7
7 - دستيابى به « وجه اللّه » ، در گرو تلاش و جدّيت جوينده آن است .
إلاّ ابتغاء وجه ربّه
از واژه «ابتغاء» تنها در موردى استفاده مى شود كه طلب همراه با كوشش و تلاش باشد. (مفردات)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 10 - 10
10 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : إنّى أركب فى الحاجة التى كفاها اللّه ما أركب فيها إلاّ التماس أن يرانى اللّه أضحى فى طلب الحلال أما تسمع قول اللّه عزّوجلّ اسمه « فإذا قضيت الصلاة فانتشروا فى الأرض و ابتغوا من فضل اللّه . . . » ;
از امام صادق(ع) روايت شده كه فرمود: من سوار مركب مى شوم و در پى رفع حاجتى مى روم كه خداوند كفايت آن را برعهده گرفته است و سوار نمى شوم، مگر براى اين كه خداوند مرا ببيند كه در وسط روز به دنبال طلب حلال هستم. آيا نشينده اى قول خداى عزّوجلّ را كه فرموده: ... فانتشروا فى الأرض و ابتغوا من فضل اللّه ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 6
6 - تلاش و جديت براى درك خطبه هاى نماز جمعه و اهميت دادن به آن ، توصيه خداوند به مؤمنان
فاسعوا إلى ذكر اللّه
در صورتى كه مراد از «ذكر اللّه» در آيه شريفه خطبه هاى نماز جمعه باشد; براشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 7 - 4
4- شمول نصرت و امداد هاى الهى به مؤمنان ، منوط به تلاش خود آنان در راه خداوند است .
يأيّها الذين ءامنوا إن تنصروا اللّه ينصركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 7 - 6
6- فراهم آوردن زمينه هاى اشتياق و تلاش ، گامى ضرورى در برآورد استعداد ها و شايستگى هاى انسان است .
جعلنا . .. زينة لها لنبلوهم
در آيه شريف، زينت و زيبايى موهبت هاى زمين، زمينه ابتلا و آزمايش دانسته شده است. شرح آن چنين است كه زيبايى ها و جلوه هاى زندگى، موجب انگيزش آدمى شده و او را به حركت وامى دارد و اين حركت و تلاش، زمينه ابتلا و آزمايش را فراهم مى آورد. از اين ارتباط، اين برداشت به دست مى آيد كه بدون برانگيختن و به تلاش كشاندن آدمى، زمينه اى براى بروز استعدادهاى او فراهم نخواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 3 - 1،3
1 - گرفتاران پستى و خوارى در قيامت ، براى رهايى خود تلاش كرده ، خويش را به سختى و زحمت خواهند انداخت .
عاملة ناصبة
مراد از «عمل» در قيامت - به قرينه آيه قبل - تلاش دوزخيان براى رهايى از مخمصه اى است كه آنان را به خشوع و ذلت افكنده است. «نَصَب» به معناى تعب است. (مفردات راغب)، بنابراين «ناصبة» به معناى كسانى است كه خود را به رنج و سختى مى اندازند. به قرينه «يومئذ» در آيه قبل مى توان گفت كه اين دو وصف مربوط به آخرت است.
3 - اهل دوزخ ، تلاش هاى پرمشقّت خود در دنيا را بى نتيجه ديده و براى رهايى از پستى و ذلّت در قيامت ، از آن بهره اى نخواهند برد .
وجوه يومئذ خشعة . عاملة ناصبة
چنانچه دو وصف «عاملة» و «ناصبة»، مربوط به تلاش و رنج در دنيا باشد; مراد اين خواهد بود كه صاحبان «وجوه خاشعة» تا زمانى كه در دنيا بودند، كارهاى پرزحمت انجام مى دادند; ولى اكنون در قيامت از آن بى بهره اند. گفتنى است كه جمله «لسعيها راضية» (در آيات بعد) - كه در وصف گروه مقابل اين افراد است - با اين احتمال سازگارتر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 81 - 8
8 - تلاش بى ثمر قارون ، براى نجات جان خويش از فرو رفتن در زمين
و ما كان من المنتصرين
مقصود اين است كه قارون در لحظه فرو رفتن نه كسى را داشت كه به او كمك كند و نه خودش مى توانست جان خويش را نجات دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 29 - 2
2- تلاش محكومان دادگاه قيامت براى تغيير حكم الهى ، تلاشى بى فرجام
ما يبدّل القول لدىّ
در آيات پيشين، حكم مجرمان با فرمان «ألقيا فى جهنّم . ..» از سوى خداوند صادر مى گردد. مجرمان با جدال و تخاصم، درصدد تبرئه خويش برمى آيند تا مگر حكم الهى را در حق خود تغيير دهند; ولى «ما يبدّل القول...» بى فرجام بودن تلاش آنان را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 9
9 - بى تأثير بودن اقدام حضرت نوح و لوط ( ع ) ، براى نجات همسران خيانت كار خود از عذاب الهى
فلم يغنيا عنهما من اللّه شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 103 - 2
2- علاقه شديد پيامبر (صلی الله علیه و آله) به ايمان آوردن مردم و تلاش وافر او بى تأثير در اكثر آنان
و ما أكثر الناس و لو حرصت بمؤمنين
«حرص» به معناى علاقه شديد به چيزى و تلاش براى دستيابى به آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 10 - 9
9 - بى تأثير بودن اقدام حضرت نوح و لوط ( ع ) ، براى نجات همسران خيانت كار خود از عذاب الهى
فلم يغنيا عنهما من اللّه شيئًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 82 - 12
12 - محكومان به عذاب استيصال الهى ، هيچ راه گريزى از آن نداشته وتلاش هاى آنان ، بى ثمر مى باشد .
فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 84 - 1
1- هيچ يك از تلاش هاى اصحاب حجر براى رهايى خويش از عذاب الهى ، براى آنان چاره ساز واقع نشد .
فأخذتهم الصيحة . .. فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 9 - 6
6- زندگى ، تلاش و استدلال هاى منكران وحى ، حركتى بازيگرانه و فاقد بنياد هاى متقن
فى شكّ يلعبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 83 - 4
4 - تلاش هاى گسترده و به ظاهر چشمگير كافران در طول زندگى ، امرى عبث و نافرجام
فذرهم يخوضوا و يلعبوا حتّى يلقوا يومهم الذى يوعدون
آمدن تعبير «يلعبوا» در پى «يخوضوا»، مى رساند كه ژرف كاوى مشركان در زندگى دنيايى، در حقيقت فرو رفتن در عمق پوچى و بيهودگى است و دستاوردهاى آنان - هرچند به ظاهر چشمگير باشد - در حقيقت جز بازى چيزى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 19 - 3
3- ثمربخشى تلاش براى آخرت ، در گرو ايمان است .
و من أراد الأخرة و سعى لها سعيها و هو مؤمن فأُولئك كان سعيهم مشكورًا
جمله «و هو مؤمن» حال براى ضمير «و سعى» است و در واقع بيانگر شرط براى آخرت خواهى و سعى و تلاش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 98 - 5
5 - زندگى و تلاش منكران رسالت ، سراسر بازيچه و بى ثمر در سعادت آنان است .
أن يأتيهم بأسنا ضحى و هم يلعبون
مى توان گفت مراد از «لَعْب» در «يلعبون» اشتغال به امور دنيوى و تلاش براى رفع نيازهاى مادى است كه چون در مسير حق و هدف تعيين شده براى انسان نمى باشد، از آن به «بازى كردن» تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مسد - 111 - 1 - 1
1 - خداوند ، با نفرين بر ابولهب ، او را به ضايع ساختن دستاورد ها و تلاش هايش تهديد كرد .
تبّت يدا أبى لهب و تبّ
«تَبٌّ» (مصدر «تبّت» و «تَبَّ»); يعنى، هلاكت (نهايه ابن اثير). «تَبٌّ» و «تبابٌ» به معناى قرار گرفتن دائم در خسارت است (مفردات). «تبّت يداه»; يعنى، دست هاى او ضايع شدند و زيان ديدند (قاموس). زيان ديدن دست، كنايه از هدر رفتن تلاش ها و دستاوردها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 6 - 6
6 - خداوند ، انسان ها را ، به تلاش و كوشش هرچه بيشتر در راه او ، تشويق كرده و مى كند .
و من جهد فإنّما يجهد لنفسه إنّ اللّه لغنىّ عن العملين
توجه دادن به بى نيازى خدا از حاصل تلاش انسان ها و نيز يادآورى اين نكته كه دستاورد تلاش هركسى، به خودش باز مى گردد، مى تواند تشويق و تحريض به تلاش و كوشش در راه خدا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 4 - 1،2،3
1 - انسان ها ، در شيوه كار و تلاش و نتيجه آن ، با يكديگر متفاوت اند .
إنّ سعيكم لشتّى
«شتّى» (جمع «شتيت») به معناى متفرق ها است. «سعى» گرچه مفرد است; ولى به قرينه اضافه شدن به «كم»، در معناى جمع است. اين آيه گرچه جواب قسم هاى پيش است; ولى جواب تفصيلى قسم، مطالبى است كه در آيات بعد آمده است. مراد از تفاوت تلاش ها - به قرينه آيات بعد - تفاوت شيوه ها و پى آمدهاى عمل است.
2 - خداوند ، در تأكيد بر گوناگون بودن تلاش هاى انسان ها و شيوه ها و آثار آن ، به شب و روز و به ذات خويش ، سوگند ياد كرده است .
و الّيل . .. إنّ سعيكم لشتّى
3 - انسان به طبع خويش ، داراى تلاش هايى متفاوت ( سودمند و زيان بخش ) و برخوردار از نيروى انتخاب است .
إنّ سعيكم لشتّى
مفاد آيه شريفه ممكن است اختلاف تلاش برخى از انسان ها، با دسته اى ديگر باشد و نيز مى تواند نشانگر اختلاف تلاش هاى
گوناگون هر انسان باشد. برداشت ياد شده، ناظر به دومين احتمال است. آيات بعد - كه تلاش هاى خوب و بد را مشخص ساخته - در حقيقت بيانگر قدرت انتخاب و توصيه به برگزيدن تلاش هاى نيك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 45 - 2
2- حضرت ابراهيم ( ع ) براى هدايت آزر به توحيد و نجات وى از عذاب الهى ، تلاشى دلسوزانه داشت .
يأبت إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 64 - 10،11،15
10- استفاده ابليس از همه نيرو ها و توان خويش ، در صورت تأثير نداشتن نغمه هاى نرم وى
و استفزز . .. و أجلب
11- تلاش ابليس در كشاندن مال و نسل انسان به سوى حرام و استفاده از آن در جهت هدف هاى خويش
و شاركهم فى الأمول و الأولد
15- ابليس ، از تمامى توان خويش و ابزار هاى مختلف در منحرف ساختن آدميان استفاده مى كند .
و استفزز . .. بصوتك و أجلب ... و شاركهم ... و عدهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 24 - 2
2 - تلاش مذبوحانه و بى ثمر كافران و مشركان دوزخى ، در جهت دفع عذاب الهى از خود
أفمن يتّقى بوجهه سوء العذاب يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 23 - 5
5 - تلاش مشركان در قيامت براى توجيه شرك خويش و گريز از پيامدهاى آن
و اللّه ربنا ما كنا مشركين
برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مشركان اين جمله را به دروغ به قصد نفى شرك خويش نگفته باشند، بلكه مقصودشان توجيه باشد كه هدف ما حق بوده و بتها را مظهر حق مى دانستيم، نه شريك خدا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 86 - 5
5- تلاش مشركان در قيامت براى دخيل شمردن معبود هاى دروغينشان در گمراهى خويش *
و إذا رءا الذين أشركوا شركاءهم قالوا ربّنا هؤلاء شركاؤنا الذين كنّا ندعوا من دو
برداشت فوق، بر اين احتمال استوار است كه غرض مشركان از نماياندن معبودهاى دروغين خويش، كاستن از بار گناه خويش و نهاندن آن بر دوش معبودها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 24 - 2
2 - تلاش مذبوحانه و بى ثمر كافران و مشركان دوزخى ، در جهت دفع عذاب الهى از خود
أفمن يتّقى بوجهه سوء العذاب يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 102 - 1
1 - اسماعيل ( ع ) به هنگام نوجوانى ، در معيت پدرش ابراهيم ( ع ) به سعى و تلاش مى پرداخت .
فبشّرنه بغلم حليم . فلمّا بلغ معه السعى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 24 - 5
5 - تلاش اشراف ، براى مخدوش ساختن رسالت نوح ( ع ) در نظر توده مردم
فقال الملؤا . .. ما هذا إلاّ بشر مثلكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 59 - 2
2 - هلاك شرك پيشگان مفسد و نجات مؤمنان به اراده الهى و در سايه تلاش هاى پيامبران ، شايان سپاس گزارى به درگاه خدا و فرستادن درود و سلام بر فرستادگان او
قل الحمد للّه و سلم على عباده الذين اصطفى
رهنمود الهى به حمد و ستايش براى او و فرستادن درود و سلام بر بندگان برگزيده اش (پيامبران)، در پى يادآورى مكرر نجات مؤمنان و هلاكت كافران، مطلب ياد شده را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 6 - 1،7
1 - انسان ها ، با شتابى طاقت فرسا به سوى خداوند در حركت اند .
يأيّها الإنسن إنّك كادح إلى ربّك كدحًا
حرف «ال» در «الإنسان»، براى جنس است. بنابراين «ياأيّها الإنسان» خطاب به يكايك انسان ها است. «كدح»; يعنى، تلاش كردن و به زحمت افتادن (مفردات راغب) و به قرينه حرف «إلى»، معناى «سيركردن» نيز در آن ملحوظ است. از جمله معانى اين كلمه خدشه وارد كردن است (لسان العرب)، ممكن است گفته شود: در آيه از لغت «كدح» - به منظور مبالغه در تلاش - معناى «خدشه وارد كردن» اراده شده است; يعنى، تلاشى شديد كه گويا شخص به آن وسيله به خود آسيب مى رساند.
7 - انسان ، موجودى حركت آفرين و پر تلاش است .
انشقّت . .. مدّت ... كادح إلى ربّك
آيات پيشين درباره آسمان و زمين، افعالى را به كار برد كه بيانگر حالت انفعالى آنها بود; ولى در اين آيه انسان را به «تلاش كننده» توصيف كرده است. اين تفاوت تعبير، برخاسته از ويژگى انسان در استناد حركت ها به خود او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 27 - 9
9 - تفاوت معيشت انسان ها و لزوم تلاش آنان براى كسب روزى ، تدبير الهى است .
و لو بسط اللّه الرزق لعباده . .. و لكن ينزّل بقدر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 37 - 11
11 - تلاش براى تأمين توشه و سعادت اخروى ، همراه با تأمين زندگى دنيايى ، از ويژگى مردان الهى است .
رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. يخافون يومًا تتقلّب فيه القلوب و ا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 65 - 7
7- فرزندان يعقوب با مشاهده سرمايه بازگردانده شده ، تلاش مجددى را براى جلب توافق پدر با مسافرت كردن بنيامين آغاز كردند .
قال هل ءامنكم . .. يأبانا ما نبغى هذه بضعتنا ردّت إلينا و نمير أهلنا و نحفظ أ
سخنان فرزندان يعقوب (ما نبغى هذه بضاعتنا. ..) به قرينه مخاطب قرار دادن يعقوب (يا أبانا)، در راستاى جلب موافقت وى براى سفر بنيامين بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 78 - 2
2- فرزندان يعقوب با تحريك عواطف يوسف ( ع ) درصدد جلب رضايت او براى آزادسازى بنيامين برآمدند .
قالوا يأيها العزيز إن له أبًا شيخًا كبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 145 - 8
8 - تلاشگران براى پاداش هاى اخروى ، از مواهب آخرت بهره مند خواهند شد .
و من يرد ثواب الاخرة نؤته منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 19 - 3
3- ثمربخشى تلاش براى آخرت ، در گرو ايمان است .
و من أراد الأخرة و سعى لها سعيها و هو مؤمن فأُولئك كان سعيهم مشكورًا
جمله «و هو مؤمن» حال براى ضمير «و سعى» است و در واقع بيانگر شرط براى آخرت خواهى و سعى و تلاش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 21 - 2
2 - انسان ها ، بايد دنيا را ميدان مسابقه جهت دست يافتن به بهشت و آمرزش الهى قرار دهند .
و ما الحيوة الدنيا إلاّ متع الغرور . سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 21 - 3
3 - تلاش هرچه بيشتر انسان ها ، براى رسيدن به غفران الهى و بهشت جاودان ، توصيه خداوند به آنان
سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 12 - 1،3
1 - اغواگران كافر ، براى مرتد ساختن مسلمانان ، در تلاش بودند .
و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا و لنحمل خطيكم
برعهده گرفتن بار خطاى مسلمانان، از سوى كافران، با بيان فعل امر (لنحمل خطاياكم) هنگام دعوت از آنان براى تبعيت از خط و راه كافران، حكايت از نوعى برخورد اغواگرانه دارد.
3 - كافران مكه ، به هنگام دعوت از مسلمانان به بازگشت از اسلام ، به آنان اعلام كردند كه در صورت مرتد شدن ، گناهان شان را برعهده خواهند گرفت .
و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا و لنحمل خطيكم
امر «لنحمل» دلالت بر تعهد كافران در قبول گناه ارتداد مسلمانان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 13 - 2،5،9
2 - تلاش كافران مكه براى مرتد ساختن مسلمانان ، گناه سنگينى است .
و قال الذين كفروا . .. اتّبعوا سبيلنا ... و ليحملنّ أثقالهم
5 - كافرانى كه براى مرتد ساختن مسلمانان ، تلاش كرده اند ، حتماً ، كيفر خواهند شد .
قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا. ..و ليحملنّ أثقالهم
«لام قسم» و «نون تأكيد» در «ليحملنّ» بر قطعيت، دلالت دارد. لازم به ذكر است كه احتمال دارد حمل گناه، كنايه از كيفر
باشد.
9 - تمسك كافران به دروغ ، براى مرتد ساختن مسلمانان ، شيوه اى متداول در بين آنان بود .
و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا و لنحمل خطيكم . .. إنّهم لكذبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 15 - 1
1- تلاش براى رسيدن به موهبت هاى دنيا و زينت هاى آن ، در همين دنيا نتيجه بخش بوده و ثمره آن بدون هيچ كاستى ، نصيب انسان مى شود .
من كان يريد الحيوة الدنيا و زينتها نوفّ إليهم أعملهم فيها و هم فيها لايبخسون
توفية (مصدر نوفّ) به معناى به تمام و كمال پرداختن و ادا كردن است. مراد از «اعمال» نتيجه و ثمره اعمال مى باشد. «بخس» به معناى نقص است و «لايبخسون»; يعنى ، در اداى حقشان ، كمى و كاستى رخ نخواهد داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 73 - 1
1- تلاش پيگير مشركان ، براى به انعطاف كشاندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) در بخشى از مواضع رسالتى خويش
و إن كادوا ليفتنونك عن الذى أوحينا إليك
«فتن» در اصل به معناى داخل كردن طلا در آتش به منظور به دست آوردن خالصى آن است. اين واژه به معناى افتادن شخص در بلا و سختى استعمال شده است. بنابراين، معناى عبارت چنين مى شود: آنان نزديك بود تو را به وضعيتى مبتلا كنند تا از آنچه براى ات وحى مى شود تو را باز دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 6 - 1
1 - انسان ها ، با شتابى طاقت فرسا به سوى خداوند در حركت اند .
يأيّها الإنسن إنّك كادح إلى ربّك كدحًا
حرف «ال» در «الإنسان»، براى جنس است. بنابراين «ياأيّها الإنسان» خطاب به يكايك انسان ها است. «كدح»; يعنى، تلاش كردن و به زحمت افتادن (مفردات راغب) و به قرينه حرف «إلى»، معناى «سيركردن» نيز در آن ملحوظ است. از جمله معانى
اين كلمه خدشه وارد كردن است (لسان العرب)، ممكن است گفته شود: در آيه از لغت «كدح» - به منظور مبالغه در تلاش - معناى «خدشه وارد كردن» اراده شده است; يعنى، تلاشى شديد كه گويا شخص به آن وسيله به خود آسيب مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 21 - 3،4
3 - تلاش هرچه بيشتر انسان ها ، براى رسيدن به غفران الهى و بهشت جاودان ، توصيه خداوند به آنان
سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة
4 - دنيا ، عرصه مسابقه و تلاش براى كسب سعادت اخروى ( بهشت پهناور ) است ; نه ميدان بازى ، آرايش ، فخرفروشى و فزون خواهى .
سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 5 - 6
6 - تلاش كنندگان بر ضد آيات خدا ، درصددند تا آنها را بى اثر ساخته و در بين مردم از كارآيى بيندازند .
الذين سَعَْو فى ءايتنا معجزين
«عجز» (ريشه «معاجز») مخالف قدرت است (مفردات راغب). چيزى كه كافران درصدد ناتوان ساختن آن بودند، همان آيات الهى است و مقصود از اين ناتوانى، بى اثر ساختن و از كارايى انداختن آنها در دل و نفوس مردم مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 38 - 2
2 - تلاش گران بر ضد آيات خدا ، در پى بى اثر ساختن و از كارآيى انداختن آنها در ميان مردم اند .
و الذين يسعون فى ءايتنا معجزين
«معاجزين» حال براى ضمير فاعلى «يسعون» است. «معاجزين» از ريشه «عجز» است كه مقابل توان و قدرت استعمال مى شود (مفردات راغب) و مراد از آن در آيه شريفه، به عجز درآوردن است; يعنى، آيات را به گونه اى جلوه مى دهد كه از اثر ساقط شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 26 - 4
4 - خداوند ، انسان ها را به تلاش براى ربودن پاداش هاى آخرت از يكديگر ، دعوت و ترغيب كرده است .
و فى ذلك فليتنافس المتنفسون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 23 - 4،5،8،11
4 - تلاش و كوشش آدميان در كسب معاش و روزى ، از آيات الهى است .
و من ءايته . .. و ابتغاؤكم من فضله
5 - تأمين معاش و زندگى ، در گرو پيگيرى و تلاش است .
و ابتغاؤكم من فضله
با توجه به معناى ابتغاء - كه جديت در بر آوردن خواسته است. (مفردات راغب) - نكته بالا قابل استفاده است.
8 - تلاش در راه كسب معيشت ، امرى پسنديده و ارزشمند است .
و من ءايته . .. و ابتغاؤكم من فضله
كاربرد واژه «فضل» براى كسب و كار، حاكى از اهميت و ارزش آن است.
11 - آيه بودن خواب در شب و تلاش در روز براى كسب روزى ، براى دارندگان گوش شنوا ، قابل درك است .
إنّ فى ذلك لأيت لقوم يسمعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 37 - 5
5 - سليمان در تلاش مدام ، براى به تسليم واداشتن دربار سبا ، قبل از وقوع جنگ
فلنأتينّهم بجنود . .. و هم صغرون
لحن شديد و تهديدآميز سليمان(ع)، نشانگر آن است كه وى تلاش مى كرده تا كار به جنگ و خونريزى نينجامد; چه اين كه اگر او صرفاً مصمم بر جنگ بود، هشدارهاى قبلى خلاف منطق جنگ به شمار مى آمد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 57 - 4،10،13
4- دعوت كنندگان به توحيد ، هيچ داعيه اى براى معبود شدن نداشته و در پى كسب راه و وسيله اى براى تقرب بيشتر به خدا هستند .
أُولئك الذين يدعون يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب
برداشت فوق، بر اين احتمال در آيه است كه مشاراليه «أُولئك»، «الذين يدعون» باشد بنابراين، آيه در صدد نفى اين عقيده مشركان است كه معبودانى چون حضرت مسيح(ع) و يا ملائكه براى خويش انتخاب كرده بودند; در حالى كه آنان، خود دعوت كننده به سوى خداوند بودند.
10- دعوت كنندگان به تعاليم الهى ، در پى به دست آوردن نزديك ترين و مقرب ترين وسيله به خدا ، جهت تقرب به او هستند .
يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب
«أيهم أقرب» مبتدا و خبر است و مرجع ضمير «هم» به اسم جنس «وسيلة» برمى گردد; يعنى، كدام يك از آنها مقرب تر به خداوندند تا به آنها توسل شود.
13- دعوت كنندگان به تعاليم الهى ، در عين تلاش براى كسب وسيله و راهى جهت تقرب به خداوند ، به رحمت او اميدوار و از عذابش بيمناكند .
يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب و يرجون رحمته و يخافون عذابه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 19 - 13،18
13 - تلاش براى تقرّب به درگاه خداوند ، وظيفه اى الهى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و اقترب
«اقتراب» از باب افتعال است كه بر تكلّف و اجتهاد دلالت دارد.
18 - لزوم سجده به پيشگاه خداوند و تلاش براى تقرّب به درگاه او
و اسجد و اقترب
آيه شريفه گرچه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; ولى از كاربرد تعبير «عبداً» (در آيه قبل) به جاى نام مخصوص آن حضرت، تعميم مفاد آن به همه مردم استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 61 - 1
1 - نجات از عذاب الهى و دستيابى به زندگى جاودانه بهشتى و رستگارى بزرگ ، سزاوار هرگونه عمل و تلاش است .
و ما نحن بمعذّبين . إنّ هذا لهو الفوز العظيم . لمثل هذا فليعمل العملون
«لام» در «لمثل» براى تعليل و «هذا» اشاره به مضامين آيات گذشته است كه درباره رهايى از عذاب الهى و نيل به بهشت
جاودان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 24 - 3
3 - تلاش موسى ( ع ) براى زنده ساختن اشتياق شناخت حق در وجود فرعون و فرعونيان
قال ربّ السموت . .. إن كنتم موقنين
اقدام موسى(ع) به معلق كردن فهم گفته خويش بر شرط (إن كنتم موقنين) مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 24 - 3
3 - تلاش موسى ( ع ) براى زنده ساختن اشتياق شناخت حق در وجود فرعون و فرعونيان
قال ربّ السموت . .. إن كنتم موقنين
اقدام موسى(ع) به معلق كردن فهم گفته خويش بر شرط (إن كنتم موقنين) مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 145 - 7
7 - تلاشگران براى پاداش هاى دنيوى ، از نعمت دنيا بهره مند خواهند شد .
و من يرد ثواب الدّنيا نؤته منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 198 - 3
3 - تلاش براى دستيابى به ثروت و امكانات مادى با حفظ تقوا ، آسيبى به سعادت اخروى نمى رساند .
لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا فى البلاد . .. لكن الّذين اتّقوا
«لكن»، براى استدراك توهمى است كه از آيات قبل به ذهن مى رسد، و آن اينكه تلاش كافران براى به دست آوردن امكانات مادى، موجب جهنمى شدن آنهاست ; كلمه «لكن»، اين توهم را از بين برده و بيان مى دارد كه در صورت تقوا، كسب و ثروت ضررى به سعادت انسان وارد نمى سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 9 - 12
12 - جبهه ايمان ، وظيفه دار تلاش بى امان براى به ذلت كشاندن جبهه كفر
و من الناس من يجدل . .. له فى الدنيا خزى
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه جمله «له فى الدنيا خزى» مى تواند انشا در قالب اِخبار باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 61 - 1
1 - نجات از عذاب الهى و دستيابى به زندگى جاودانه بهشتى و رستگارى بزرگ ، سزاوار هرگونه عمل و تلاش است .
و ما نحن بمعذّبين . إنّ هذا لهو الفوز العظيم . لمثل هذا فليعمل العملون
«لام» در «لمثل» براى تعليل و «هذا» اشاره به مضامين آيات گذشته است كه درباره رهايى از عذاب الهى و نيل به بهشت جاودان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 61 - 2
2 - رهايى از عذاب الهى و دستيابى به حيات جاودانه بهشتى ( رستگارى بزرگ ) ، تنها هدف شايسته براى هرگونه سعى و تلاش در زندگى آدمى
لمثل هذا فليعمل العملون
از تقدم جار و مجرور (لمثل) بر عامل خود (فليعمل) - كه مفيد حصر است - برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 20 - 8
8 - توجّه به ربوبيت خداوند ، وادارسازنده انسان به تلاش براى كسب رضايت و لطف او است .
ابتغاء وجه ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 66 - 8
8- خداوند ، خواهان سعى و تلاش انسان در راه تأمين روزى خويش و برخوردارى از مظاهر طبيعت چون درياهاست .
ربّكم الذى يزجى لكم الفلك فى البحر لتبتغوا من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 23 - 4
4 - تلاش و كوشش آدميان در كسب معاش و روزى ، از آيات الهى است .
و من ءايته . .. و ابتغاؤكم من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 12 - 11
11 - تلاش براى تحصيل روزى و دستيابى به نعمت هاى مادى ، مطلوب و مورد ترغيب الهى
سخّر لكم . .. و لتبتغوا من فضله
«لام» در «لتبتغوا» براى غايت و هدف است و چون تلاش انسان براى دستيابى به نعمت ها، از اهداف فعل خدا(سخّر) شمرده شده، مطلوبيت «إبتغاء» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 61 - 2
2 - رهايى از عذاب الهى و دستيابى به حيات جاودانه بهشتى ( رستگارى بزرگ ) ، تنها هدف شايسته براى هرگونه سعى و تلاش در زندگى آدمى
لمثل هذا فليعمل العملون
از تقدم جار و مجرور (لمثل) بر عامل خود (فليعمل) - كه مفيد حصر است - برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 21 - 4
4 - دنيا ، عرصه مسابقه و تلاش براى كسب سعادت اخروى ( بهشت پهناور ) است ; نه ميدان بازى ، آرايش ، فخرفروشى و فزون خواهى .
سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 26 - 5
5 - دنيا ، عرصه تلاش براى رسيدن به لذت هاى آخرت است .
فليتنافس المتنفسون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 61 - 1،2
1 - نجات از عذاب الهى و دستيابى به زندگى جاودانه بهشتى و رستگارى بزرگ ، سزاوار هرگونه عمل و تلاش است .
و ما نحن بمعذّبين . إنّ هذا لهو الفوز العظيم . لمثل هذا فليعمل العملون
«لام» در «لمثل» براى تعليل و «هذا» اشاره به مضامين آيات گذشته است كه درباره رهايى از عذاب الهى و نيل به بهشت جاودان بود.
2 - رهايى از عذاب الهى و دستيابى به حيات جاودانه بهشتى ( رستگارى بزرگ ) ، تنها هدف شايسته براى هرگونه سعى و تلاش در زندگى آدمى
لمثل هذا فليعمل العملون
از تقدم جار و مجرور (لمثل) بر عامل خود (فليعمل) - كه مفيد حصر است - برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 36 - 9
9 - رهايى از جلوه هاى فانى دنيا و تلاش در راه نعمت هاى پايدار اخروى ، تنها در سايه ايمان و توكّل بر خدا ممكن است .
فما أُوتيتم من شىء . .. و ما عند اللّه ... للذين ءامنوا و على ربّهم يتوكّلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 9 - 5،17
5 - مؤمنان ، وظيفه دار جديت و تلاش براى شركت در نماز جمعه
فاسعوا إلى ذكر اللّه
17 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « يا أيّها الذين آمنوا . . . فاسعوا إلى ذكر اللّه . . . » قال : اسعوا أى امضوا و يقال : اسعوا اعملوا لها و هو قصّ الشارب و نتف الإبط و تقليم الأظفار و الغسل و لبس أفضل ثيابك و تطيب للجمعة فهو السعى ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند، «فاسعوا إلى ذكراللّه. ..» روايت شده كه «اسعوا» به معناى «امضوا» است; يعنى، برويد و گفته مى شود «اسعوا اعملوا لها»; يعنى، بكوشيد تا براى آنها اعمالى انجام دهيد و آن اعمال كوتاه كردن موى شارب و ازاله مو از زير بغل، گرفتن ناخن، غسل، پوشيدن بهترين پيراهن ها و خوشبو كردن براى نماز جمعه است. پس اين اعمال سعى است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 54 - 2
2 - بهشتيان ، براى يافتن هم نشينان كافر دنيايى خود و آگاه شدن از سرنوشت آنان در قيامت ، به جستوجو خواهند پرداخت .
قال هل أنتم مطّلعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 39 - 7
7 - كار و تلاش ، به خاطر غير خدا ، فاقد ارزش است .
و ما ءاتيتم من ربًا ليربوا فى أمول الناس فلا يربوا عند اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 3 - 2
2 - تلاش بى حاصل و رنج و زحمت بيهوده ، نمونه اى از گرفتارى هاى قيامت براى برخى از مردم
حديث الغشية . .. عاملة ناصبة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 12 - 6
6 - فعاليت تبليغاتى منافقان و بيماردلان مدينه ، براى ايجاد تزلزل در روحيه مسلمانان ، شايسته يادآورى است .
و إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض
«و إذ» عطف به «إذ زاغت» است و «اُذكر» در تقدير مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 35 - 5
5 - لزوم سعى و تلاش براى يافتن راهى به مقام قرب الهى
يأيها الذين ءامنوا . .. و ابتغوا إليه الوسيلة
كلمه «اليه» متعلق به «الوسيلة» است و وسيله به چيزى گفته مى شود كه باعث تقرب گردد، يعنى در پى يافتن چيزى باشيد كه شما را به خدا و قرب او برساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 38 - 2،3
2 - تلاش گران بر ضد آيات خدا ، در پى بى اثر ساختن و از كارآيى انداختن آنها در ميان مردم اند .
و الذين يسعون فى ءايتنا معجزين
«معاجزين» حال براى ضمير فاعلى «يسعون» است. «معاجزين» از ريشه «عجز» است كه مقابل توان و قدرت استعمال مى شود (مفردات راغب) و مراد از آن در آيه شريفه، به عجز درآوردن است; يعنى، آيات را به گونه اى جلوه مى دهد كه از اثر ساقط شود.
3 - تلاش گران بر ضد آيات الهى ، در صدد ناتوان جلوه دادن خدا هستند .
و الذين يسعون فى ءايتنا معجزين
متعلق «معاجزين» ذكر نشده و به قرينه «آياتنا» مى تواند خدا باشد; يعنى، آنان بر ضد آيات الهى تلاش مى كنند تا از آنها براى
اثبات ناتوانى خداوند استفاده كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 43 - 3
3 - تلاش ساحران براى انجام كارى شبيه به معجزه موسى
ألقوا ما أنتم ملقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 44 - 7
7 - سعى ساحران بر ارائه كارى قوى تر و چشمگيرتر از معجزه موسى و در عين حال هم سنخ با آن
فألقوا حبالهم و عصيّهم
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه ساحران از ريسمان ها و عصاهاى متعدد براى مبارزه با معجزه (عصاى اژدها شوند) موسى(ع) استفاده كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 99 - 3
3 - تلاش دوزخيان براى انداختن بارِ گناه خويش بر دوش ديگران
و ما أضلّنا إلاّ المجرمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 20 - 5
5 - حبيب نجار ، مردى خيرخواه و در امر دين كوشا بود .
و جاء من أقصا المدينة رجل يسعى
برداشت ياد شده از تعبير «يسعى» استفاده شده است كه صفت براى «رجل» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 14 - 12
12 - تلاش حواريون به همراه عيسى ( ع ) ، براى هدايت بنى اسرائيل
فامنت طائفة من بنى اسرءيل و كفرت طائفة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 11 - 9
9 - تلاش خواهر موسى براى اطلاع نيافتن ديگران ، از پى جويى سرنوشت آن كودك به وسيله او
فبصرت به عن جُنُب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 28 - 8
8- اميدوارى به رحمت خداوند ، بايد همراه با تلاش و كوشش باشد .
ابتغاء رحمة من ربّك ترجوها
«ابتغاء» به معناى داشتن تلاش و كوشش در راه رسيدن به خواسته هاست (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 6 - 1،3،6
1 - دستاورد تلاش و كوشش هركسى در راه خدا ، از آن خود او است .
و من جهد فإنّما يجهد لنفسه
«إنّ اللّه لغنىّ. ..» قرينه است بر اين كه مراد از تلاش، در آيه، مطلق تلاش نيست و بلكه تلاش در راه خدا است.
3 - استفاده از گرايش هاى درونى انسان ها براى تحريك آنان به تلاش و كوشش در راه خدا ، از جمله روش هاى هدايتى قرآن است .
و من جهد فإنّما يجهد لنفسه
6 - خداوند ، انسان ها را ، به تلاش و كوشش هرچه بيشتر در راه او ، تشويق كرده و مى كند .
و من جهد فإنّما يجهد لنفسه إنّ اللّه لغنىّ عن العملين
توجه دادن به بى نيازى خدا از حاصل تلاش انسان ها و نيز يادآورى اين نكته كه دستاورد تلاش هركسى، به خودش باز مى گردد، مى تواند تشويق و تحريض به تلاش و كوشش در راه خدا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 60 - 9
9 - خداوند شب را زمان مناسب براى خواب و آرامش و روز را براى تلاش و كار قرار داده است.
هو الذى يتوفكم بالّيل و يعلم ما جرحتم بالنهار ثم يبعثكم فيه
اگر چه خواب و بيدارى اختصاصى به شب و روز ندارد، ولى اينكه ظرف «توفى» شب است و ظرف «جرحتم» روز است، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 67 - 3،5،9
3 - خداوند ، شب را به منظور آرميدن و روز را با هدف تلاش و تأمين معاش انسان ، برقرار كرده است .
هو الذى جعل لكم الّيل لتسكنوا فيه و النهار مبصراً
به قرينه «مبصراً» لفظ «مظلماً»، بعد از «الّيل» ; و به قرينه «لتسكنوا فيه» جمله «لتعملوا فيه»، بعد از لفظ «مبصراً» مقدر است ; يعنى: هو الذى جعل لكم الّيل مظلماً، لتسكنوا فيه و النهار مبصراً لتعملوا فيه.
5 - شب ، ظرفى مناسب براى آرميدن و روز فرصتى شايسته براى تلاش است .
هو الذى جعل لكم الّيل لتسكنوا فيه و النهار مبصراً
9 - قرار دادن شب براى آرامش انسان ها و روشنايى روز براى تلاش آنان ، از نشانه هاى توحيد ربوبى است .
هو الذى جعل لكم الّيل . .. إن فى ذلك لأيت لقوم يسمعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 47 - 4،5،6
4 - خداوند ، روز را بسترى مناسب براى كار و تلاش و جنب و جوش آدميان قرار داد .
و جعل النهار نشورًا
طبق نظر بيشتر مفسران، «نشوراً» در جمله «جعل النهار نشوراً» مى تواند از ماده «نشر» به معناى «انتشار» باشد. از اين رو مقصود از آن - به قرينه مقابله اين جمله با صدر آيه (جعل الليل لباساً) - پخش شدن انسان ها در روز براى كار و تلاش است.
5 - گردش شب و روز و آرامش در شب و تلاش روزانه ، در راستاى تأمين نياز ها و منافع انسان ها و هماهنگ با آنها است .
و هو الذى جعل لكم الّيل لباسًا و النوم سباتًا و جعل النهار نشورًا
برداشت فوق، از لام «لكم» - كه براى انتفاع است - به دست مى آيد.
6 - گردش شب و روز و آرامش در شب و روز پر تلاش ، نشانه ربوبيت خداوند
ألم تر إلى ربّك . .. و هو الذى جعل لكم الّيل لباسًا و النوم سباتًا و جعل النهار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 73 - 4
4 - تلاش جهت به دست آوردن توشه زندگى ، هدف الهى از برقرار كردن روز براى بندگان
جعل لكم . .. النهار ... لتبتغوا من فضله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 23 - 6،11
6 - روز ، زمان مناسب براى تلاش و كوشش جهت تأمين زندگى است .
و من ءايته . .. و النهار و ابتغاؤكم من فضله
برداشت بالا همان گونه كه برخى مفسران نيز گفته اند، بنابراين اساس است كه در آيه، تقديم و تأخيرى به اين صورت «و من آياته منامكم باليل و ابتغاؤكم من فضله بالنهار» باشد.
11 - آيه بودن خواب در شب و تلاش در روز براى كسب روزى ، براى دارندگان گوش شنوا ، قابل درك است .
إنّ فى ذلك لأيت لقوم يسمعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 61 - 4،5،6
4 - خداوند ، روز را به منظور توانايى بشر بر ديدن و تلاش براى تأمين روزى آفريده است .
اللّه الذى جعل لكم . .. و النهار مبصرًا
در جمله «و النهار مبصراً» به قرينه آمدن «لتسكنوا» در جمله پيش - كلمه «لتبصروا فيه» محذوف است.
5 - روز هنگام ، زمان مناسب جهت تلاش و تكاپو براى به دست آوردن رزق و روزى
و النهار مبصرًا
در جمله «و النهار مبصراً» - به قرينه آيات مشابه مانند آيه 73 سوره «قصص» - مى توان جمله «لتبتغوا من فضله» را در تقدير گرفت.
6 - نقش سازنده روشنايى روز ، در تلاش روزانه انسان ها و نشاط و شادابى آنان
و النهار مبصرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 17 - 11
11 - لزوم تلاش در اجراى فرمان الهى در حد توان ، حتى با معاف بودن از برخى مراتب آن *
ليس على الأعمى حرج . .. و من يطع اللّه و رسوله يدخله جنّ-ت
بيان «من يطع. ..» - پس از «ليس على الأعمى...» - ممكن است بيانگر اين نكته باشد كه: گر چه افراد ناتوان، از شركت در جنگ معاف اند; اما آنان با زنده داشتن روح اطاعت و تلاش در اجراى فرمان هاى الهى و شركت در خدمات پشت جبهه، مى توانند به فيض و پاداش جهاد دست يابند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 11 - 2
2 - تلاش دشمنان اسلام براى تجاوز به حريم جامعه اسلامى در صدر اسلام
اذ همّ قوم ان يبسطوا اليكم ايديهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 3 - 5
5 - اهل دوزخ ، از تلاش هاى خويش در دنيا ، جز رنج و تعب در آخرت سودى نخواهند برد .
عاملة ناصبة
جمله «لسعيها راضية» (در آيات بعد) - كه ناظر به گروه مقابل اهل دوزخ است - از سعى آنها در دنيا و رضايتشان در آخرت سخن گفته است. در نتيجه اين آيه، ناظر به عمل دوزخيان در دنيا و «نَصَبْ» (تعب) آنان در آخرت خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 105 - 9
9- كافران ، به رغم كار و تلاش در دنيا ، در روز قيامت و ملاقات پروردگار ، تهيدست و بى توشه اند .
الذين كفروا . .. فحبطت أعملهم فلانقيم لهم يوم القيمة وزنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 88 - 11
11- دين الهى ، با تلاش ذوالقرنين ، تا آخرين نقطه سرزمين او ، گسترش يافت .
و أمّا من ءامن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 32 - 7
7 - تلاش سران شرك پيشه گمراه به هم فكر و هم سان ساختن ديگران با افكار و عقايد خويش
فأغوينكم إنّا كنّا غوين
طبق نظر مفسران، فلسفه اين كه سران شرك گمراهى مردم را به دليل انحراف خود مى دانند، مى تواند به اين جهت باشد كه آنان در دنيا درصدد هم فكر ساختن و هم سان درست كردن با افكار و عقايد خود بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 23 - 3
3- زليخا براى هموار ساختن نظر يوسف ( ع ) به منظور كام جويى ، اهتمامى مداوم و پى گير داشت .
و رودته التى هو فى بيتها عن نفسه
برخى از اهل لغت در «راد - يرود» كه مراوده از آن است ، سعى و تلاش پى گيرى براى رسيدن به مطلوب را قيد كرده اند. برداشت فوق بر اين اساس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 37 - 5
5 - سليمان در تلاش مدام ، براى به تسليم واداشتن دربار سبا ، قبل از وقوع جنگ
فلنأتينّهم بجنود . .. و هم صغرون
لحن شديد و تهديدآميز سليمان(ع)، نشانگر آن است كه وى تلاش مى كرده تا كار به جنگ و خونريزى نينجامد; چه اين كه اگر او صرفاً مصمم بر جنگ بود، هشدارهاى قبلى خلاف منطق جنگ به شمار مى آمد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 7 - 4
4 - تلاش شيطان ها ، براى شيطنت و نفوذ در آسمان نزديك
و حفظًا من كلّ شيطن مارد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 8 - 3
3 - شياطين ، درصدد دست يابى به اطلاعات موجود در آسمان و اخبار مربوط به امور غيبى اهل زمين
لايسّمّعون إلى الملإالأعلى
بيش تر مفسران برآنند كه گوش فرا دادن شياطين به سخنان موجودات والامقامى چون فرشتگان، با هدف دست يابى به امور غيبى مربوط به اهل زمين و اطلاعات موجود در آسمان صورت مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 10 - 2
2 - اصرار برخى از شياطين به صعود به آسمان نزديك ، جهت كسب اطلاعات و اخبار غيبى
إلاّ من خطف الخطفة
تلاش دزدانه شياطين همراه با خطرپذيرى آنان براى صعود به آسمان، مى تواند حاكى از اصرار آنان بر اين صعود باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 5 - 10،12
10 - تلاش شياطين ، براى نفوذ در آسمان جهت شنود اخبار آن
و جعلنها رجومًا للشيطين
از آيات مشابه (مانند آيات 7 و 8 سوره «صافات») استفاده مى شود كه شيطان ها، به منظور استراق سمع و شنود اخبار آسمان، به آن جا نفوذ مى كنند; ولى هربار مورد هدف قرار مى گيرند و رانده مى شوند.
12 - شيطان ، حقيقتى داراى مصاديق و افراد متعدد
للشيطين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 68 - 13
13 - شيطان در صدد است حكم حرمت حضور در مجلس ياوه گويان مغالطه گر درباره دين فراموش شود.
و إما ينسينك الشيطن
نون «ينسينك» زايده در «اما»، كه براى تأكيد مى باشد، بيانگر اين است كه شيطان در صدد به فراموشى كشاندن انسان در اين گونه موارد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 53 - 7
7- شيطان ، براى ايجاد اختلاف و گفتار ناشايست و برخورد خشن ميان انسان ها ، پيوسته در تلاش است .
يقولوا التى هى أحسن إن الشيطن ينزغ بينهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 62 - 13
13- تلاش مستمر و بىوقفه صالح ( ع ) در انجام رسالت خويش
مما تدعونا إليه
فعل مضارع «تدعو» دلالت بر استمرار دعوت دارد كه از آن به تلاش مستمر تعبير شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 151 - 2
2 - تلاش صالح ( ع ) براى بازداشتن قوم خويش از اطاعت اسراف گران و متجاوزان
و لاتطيعوا أمر المسرفين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 46 - 8
8 - تلاش دلسوزانه صالح ( ع ) براى رفع گرفتارى ها از قوم خويش و جلب رحمت الهى براى آنان
قال يقوم لم تستعجلون . .. لولا تستغفرون اللّه لعلّكم ترحمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 18 - 3
3 - تلاش فرعون در جهت بى اساس جلوه دادن رسالت موسى ( ع ) ، از طريق به رخ كشيدن گذشته زندگى او
قال ألم نربّك فينا وليدًا . .. سنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 19 - 4
4 - تلاش فرعون براى تكذيب موسى ( ع ) با يادآورى ارتكاب قتل و ناسپاسى وى
و فعلت فعلتك التى فعلت و أنت من الكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 34 - 2
2 - تلاش فرعون براى سحر قلمداد كردن معجزات موسى براى اطرافيانش
قال للملإ حوله إنّ هذا لسحر عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 42 - 5
5 - اقدام فرعون به جلب رضايت و حمايت هر چه بيشتر ساحران
أئنّ لنا لأجرًا . .. قال نعم و إنّكم إذًا لمن المقرّبين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه فرعون علاوه بر پاداش مورد نظر ساحران، به آنان وعده مقام هاى فزون تر را نيز داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 53 - 1،2
1 - تلاش فرعون براى جلوگيرى از مهاجرت بنى اسرائيل ، پس از اطلاع يافتن از گريز شبانه آنان
فأرسل فرعون فى المدائن حشرين
2 - اقدام فرعون به اعزام مأموران ، جهت گردآورى نيرو از شهر هاى مختلف براى تعقيب بنى اسرائيل
فأرسل فرعون فى المدائن حشرين
كلمه «حاشرين» (گردآورندگان) مفعول براى «أرسل» مى باشد; يعنى، فرعون مأموران گردآورنده نيرو را به شهرها فرستاد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 52 - 4
4 - تلاش فرعون براى حقير نماياندن موسى ( ع ) و تحقير جايگاه و موقعيت اجتماعى او
أم أنا خير من هذا الذى هو مهين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 39 - 7
7 - سعى فرعون ، در موجّه جلوه دادن حق ناپذيرى خود
فتولّى . .. و قال سحر أو مجنون
نسبت دادن سحر و جنون از سوى فرعون به موسى(ع)، به رغم روشنى دلايل رسالت آن حضرت، نشانگر تلاشى است كه او براى سرپوش گذاشتن بر حق ناپذيرى خود به كار بسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 23 - 4
4 - فرعون ، در تلاش براى بازداشتن مردم از گرايش به موسى ( ع )
ثمّ أدبر يسعى . فحشر فنادى
جمله «حشر فنادى»، تفسير «يسعى» (در آيه قبل) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 109 - 5
5 - اشراف و بزرگان قوم فرعون در تلاش براى حفظ نظام فرعونى
قال الملأ . .. إن هذا لسحر عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 41 - 4
4 - تلاش فرعونيان ، براى ارتداد و مشرك شدن مؤمن آل فرعون
و تدعوننى إلى النار
فراخواندن به آتش، كنايه از دعوت به كفر و شرك است كه در آيه بعد به صراحت از آن ياد شده است (تدعوننى لأكفر باللّه و أشرك به. ..).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 12 - 1
1 - اغواگران كافر ، براى مرتد ساختن مسلمانان ، در تلاش بودند .
و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا و لنحمل خطيكم
برعهده گرفتن بار خطاى مسلمانان، از سوى كافران، با بيان فعل امر (لنحمل خطاياكم) هنگام دعوت از آنان براى تبعيت از خط و راه كافران، حكايت از نوعى برخورد اغواگرانه دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 26 - 5
5 - تلاش جبهه كفر و باطل ، براى محروم ساختن انسان ها از شنيدن كلام حق
و قال الذين كفروا لاتسمعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 33 - 2
2 - تلاش كافران ، براى بشرى جلوه دادن قرآن و نفى اعجاز از آن
أم يقولون تقوّله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 3 - 4
4- تمامى همّ و تلاش كافرانِ هدايت ناپذير صدراسلام ، خوردن و بهرهورى از تمتعات و لذت هاى مادى بود .
ذرهم يأكلوا و يتمتّعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 4 - 6
6 - كافران ، براى بازداشتن مردم از توحيد ، تلاش مى كردند .
أم حسب الذين يعملون السيّئات أن يسبقونا
بنابراين كه مراد از «سبقت از خدا»، پشت سرگذاشتن دين خدا باشد، منظور اين خواهد بود كه كافران، در صدد بوده اند كه اجازه ندهند تا دين توحيدى، در ميان مردم، رواج پيدا كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 47 - 5،6
5 - كفرپيشگان مكه در عصر بعثت ، همواره در تلاش براى بازداشتن مردم از پيوستن به راه خدا
و يصدون عن سبيل اللّه
6 - خروج كافران مكه به سوى بدر ، در راستاى تلاششان براى بازدارى مردم از راه خدا
و لاتكونوا كالذين خرجوا من ديرهم . .. و يصدون عن سبيل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 12 - 3
3 - كافران مكه ، به هنگام دعوت از مسلمانان به بازگشت از اسلام ، به آنان اعلام كردند كه در صورت مرتد شدن ، گناهان شان را برعهده خواهند گرفت .
و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا و لنحمل خطيكم
امر «لنحمل» دلالت بر تعهد كافران در قبول گناه ارتداد مسلمانان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 13 - 2
2 - تلاش كافران مكه براى مرتد ساختن مسلمانان ، گناه سنگينى است .
و قال الذين كفروا . .. اتّبعوا سبيلنا ... و ليحملنّ أثقالهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 26 - 6
6 - كافران مكه ، در تلاش براى غلبه بر قرآن و پيام وحى
و قال الذين كفروا لاتسمعوا . .. لعلّكم تغلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 167 - 4
4 - تلاش پيگير و مجدّانه لوط ( ع ) ، در مبارزه با انحراف ( هم جنس گرايى ) قوم خويش
قالوا لئن لم تنته يلوط لتكوننّ من المخرجين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 37 - 5
5 - تلاش لوط ( ع ) براى حمايت از ميهمانانش در برابر قوم آلوده و فسادگر خويش
و لقد رودوه عن ضيفه
«مراوده» به معناى تنازع ميان دو فرد است كه هر يك، خلاف خواست ديگرى را دنبال مى كند (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 57 - 4،6،10،13
4- دعوت كنندگان به توحيد ، هيچ داعيه اى براى معبود شدن نداشته و در پى كسب راه و وسيله اى براى تقرب بيشتر به خدا هستند .
أُولئك الذين يدعون يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب
برداشت فوق، بر اين احتمال در آيه است كه مشاراليه «أُولئك»، «الذين يدعون» باشد بنابراين، آيه در صدد نفى اين عقيده
مشركان است كه معبودانى چون حضرت مسيح(ع) و يا ملائكه براى خويش انتخاب كرده بودند; در حالى كه آنان، خود دعوت كننده به سوى خداوند بودند.
6- دعوت كنندگان به تعاليم الهى ، هر كدام براى تقرب بيشتر خود به خداوند ، در مسابقه و تلاش هستند .
أُولئك الذين يدعون يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب
برداشت فوق، بنابراين نكته است كه مراد از «أُولئك» دعوت كنندگان به خدا باشند كه مشركان آنان را مى پرستيدند تا به خدا تقرب جويند و خداوند به مشركان مى گويد: «چگونه آنان را مى پرستيد در حالى كه آنان، خود براى تقرب به خدا واسطه هايى قرار مى دهند تا تقرب بيشتر هر يك معلوم شود. »
10- دعوت كنندگان به تعاليم الهى ، در پى به دست آوردن نزديك ترين و مقرب ترين وسيله به خدا ، جهت تقرب به او هستند .
يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب
«أيهم أقرب» مبتدا و خبر است و مرجع ضمير «هم» به اسم جنس «وسيلة» برمى گردد; يعنى، كدام يك از آنها مقرب تر به خداوندند تا به آنها توسل شود.
13- دعوت كنندگان به تعاليم الهى ، در عين تلاش براى كسب وسيله و راهى جهت تقرب به خداوند ، به رحمت او اميدوار و از عذابش بيمناكند .
يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب و يرجون رحمته و يخافون عذابه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 83 - 6
6 - گروهى از منافقان متخلف از جنگ تبوك ، رياكارانه در صدد جبران پيامد خسارتبار ترك جهاد و رسوايى گذشته خويش
فإن رجعك اللّه إلى طائفة منهم فاستئذنوك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 15 - 8
8 - تلاش متخلّفان حديبيه براى حضور در جنگ خيبر ، به منظور شكستن نهى الهى از شريك شدن آنان در غنايم خيبر *
يريدون أن يبدّلوا كلم اللّه قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل
برداشت بالا بدان احتمال است كه به قرينه«قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل»، خداوند از قبل، پربار بودن جنگ خيبر را يادآور شده و از حضور متخلفان، در آن جنگ نهى كرده است; تا آنان به غنايم دست نيابند. ولى متخلفان، به خاطر شكستن اين نهى الهى، درصدد شركت در جنگ و سهيم شدن در غنايم بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 21 - 35
35- اداره كنندگان جايگاه اصحاب كهف - به منظور عبادت خداوند - بر ساختن مسجدى در فضاى غار ، همّت گماشتند .
قال الذين غلبوا على أمرهم لنتّخذنّ عليهم مسجدًا
تعبيرى كه گروه نخست به كار بردند (ابنوا) خطاب به ديگران بود و بيان كننده اين كه نمى خواستند در انجام دادن پيشنهاد خويش سهم عملى داشته باشند، ولى دسته دوم، علاوه بر به كار بردن ضمير متكلم (نتخذنّ) - كه حاكى از تصميم آنان بر حضور مستقيم در ساختن مسجد است - با تعبير «إتخاذ مسجد» اين معنا را نيز اعلام كردند كه خود، در آن جا، به عبادت خواهند پرداخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 103 - 3
3- ايمان نياوردن اكثر مردم ، ريشه در حق ناپذيرى آنان دارد ، نه قصورى از جانب پيامبر (صلی الله علیه و آله) در تبليغ و نه ناتمام بودن برهان بر حقانيّت قرآن
ذلك من أنباء الغيب . .. و ما أكثر الناس و لو حرصت بمؤمنين
آيه قبل بيان داشت كه حقانيّت قرآن و الهى بودن آن امرى روشن است و جمله «و لو حرصت» مى رساند كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در ابلاغ دين تلاشى پى گير داشت. اين دو حقيقت بيانگر آن است كه حجت بر مردم تمام است و ايمان نياوردن آنان، نشانه حق ناپذيرى ايشان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 3 - 2
2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى هدايت كافران ، تلاش وسيعى داشت .
ذرهم يأكلوا و يتمتّعوا
اينكه خداوند، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) دستور مى دهد كه «آنان را به حال خود رها كن» حكايت از آن دارد كه آن حضرت، تلاش گسترده و وسيعى براى نجات آنان از كفر انجام داده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 6 - 3
3- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از جان فشانى براى ابلاغ رسالت هاى الهى و پيگيرى دعوت مكرّر كسانى كه از او گريزان بودند ، دريغ نمىورزيد .
فلعلّك بخع نفسك على ءاثرهم إن لم يؤمنوا
«آثار»، يعنى «نشانه هاى باقى مانده از هر چيز». مفاد جمله «لعلّك باخع ... على اثارهم» اين است كه: تو اى پيامبر! اعراض
كنندگان را پيگيرى مى كنى و به منظور رساندن خويش به آنان و ابلاغ دعوت هاى الهى به ايشان، خود را به هلاكت مى افكنى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 2 - 3
3- تلاش و جديت پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى ايفاى رسالت خويش ، تلاشى طاقت فرسا و سنگين بود .
ما أنزّلنا عليك القران لتشقى
«شقاوة» به معناى شدت و دشوارى است (قاموس المحيط) توصيه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) به سختى نكشيدن و خود را به زحمت نينداختن، نشان از تلاش طاقت فرساى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در جهت هدايت مردم دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 19 - 4
4 - علاقه شديد و كوشش فراوان پيامبر به هدايت و نجات مردمان گمراه از عذاب و بدبختى
أفأنت تنقذ من فى النار
از آهنگ آيه شريفه، استفاده مى شود كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) تلاشى فراوان براى هدايت مردم كافر و لجوج مكه داشتند. اين آيه درصدد بيان اين حقيقت به آن حضرت است كه اين كافران مردمى حق گريزاند و بيش از اين خود را به رنج و سختى مينداز.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 15 - 32
32 - تلاش پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در راه ايجاد زندگى مسالمت آميز ميان مسلمانان و اهل كتاب *
قل ءامنت . .. لا حجّة بيننا و بينكم
بنابراين كه مخاطب پيامبر(صلی الله علیه و آله) اهل كتاب بوده و «لاحجّة بيننا و بينكم» كنايه از نفى خصومت و دشمنى باشد، مطلب بالا قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 5 - 6
6 - تلاش پيگير و مستمر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى متوجه ساختن مردم به مسأله معاد
إنّما توعدون لصادق
فعل مضارع «توعدون» - كه مفيد استمرار است - نشان مى دهد كه مسأله قيامت، يكى از مسائل مهم است و پيامبر(صلی الله علیه و آله) به صورت پيوسته مردم را به آن تذكر مى داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 6 - 6
6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نگران فراموش كردن آيات قرآن و در تلاش براى حفظ آن
سنقرئك فلاتنسى
اطمينان بخشيدن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) كه قرآن را فراموش نخواهد كرد نشانگر نگرانى آن حضرت از خطر فراموشى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - شرح - 94 - 7 - 5
5 - توجّه به امداد هاى ويژه خداوند ، برانگيزاننده پيامبر (صلی الله علیه و آله) به استفاده از فرصت هاى فراغت ، براى سخت كوش بودن در عبادت و دعا
ألم نشرح . .. و وضعنا ... و رفعنا ... فإذا فرغت فانصب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 19 - 13
13 - تلاش براى تقرّب به درگاه خداوند ، وظيفه اى الهى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و اقترب
«اقتراب» از باب افتعال است كه بر تكلّف و اجتهاد دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 103 - 6
6- كوشش مخالفان پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر غير الهى جلوه دادن قرآن كريم
يقولون إنما يعلّمه بشر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 28 - 3
3- رفاه مندان عصر بعثت ، براى منصرف ساختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از معاشرت با تهيدستان مؤمن ، تلاش مى كردند .
و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربّهم . .. و لاتطع من أغفلنا قلبه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 54 - 22
22 - سرزنش و جنگ روانى ، حربه دشمنان دين براى جلوگيرى از تلاش مسلمانان در جهت اعتلاى دين خدا
و لايخافون لومة لائم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 7 - 5
5 - تلاش برخى از مسلمانان ، براى واداشتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به پذيرش خبر « وليد » *
و اعلموا أنّ فيكم رسول اللّه لو يطيعكم . .. لعنتّم
با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل و بنابر اين كه مراد از فاسق در آيه قبل وليد بن عقبه باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 9
9 - تلاش يهود و نصارا در باز گرداندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از كعبه به قبله خويش
و ما أنت بتابع قبلتهم . .. و لئن اتبعت اهواءهم
تأكيد جمله «و لئن اتبعت . .. إنك لمن الظالمين» با لام قسم (لئن) حرف تأكيد (إن) و لام تأكيد در (لمن) بيانگر آن است كه: اهل كتاب براى گرايش دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به قبله خويش، تلاشى پى گير داشته و زمينه هاى آن را ايجاد كرده بودند. از مصداقهاى «أهواءهم» به قرينه جمله هاى پيشين، تبعيت از قبله اهل كتاب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 135 - 1
1 - هر يك از يهود و نصارا ، در تلاش براى گرايش دادن مسلمانان به آيين خويش
و قالوا كونوا هوداً أو نصرى تهتدوا
از آن جا كه يهود و نصارا يكديگر را هدايت يافته نمى دانند، معلوم مى شود: جمله «قالوا . ..» داراى «لفّ اجمالى» بوده و حاكى از دو جمله است; يعنى: قالت اليهود كونوا هوداً تهتدوا و قالت النصارى كونوا نصارى تهتدوا». مخاطبان جمله فوق به دليل آيه بعد، مسلمانان هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 38 - 4
4- جد و جهد مشركان براى مورد انكار قرار دادن احياى مجدد انسان ها پس از مرگ
و أقسموا بالله جهد أيمنهم لايبعث الله من يموت
«جهد» مفعول مطلق نوعى براى فعل محذوف است كه براى تأكيد انجام فعل مى باشد. و نيز جمع آورده شدن «أيمان» (سوگندها) مى تواند مؤيد برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 73 - 1
1- تلاش پيگير مشركان ، براى به انعطاف كشاندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) در بخشى از مواضع رسالتى خويش
و إن كادوا ليفتنونك عن الذى أوحينا إليك
«فتن» در اصل به معناى داخل كردن طلا در آتش به منظور به دست آوردن خالصى آن است. اين واژه به معناى افتادن شخص در بلا و سختى استعمال شده است. بنابراين، معناى عبارت چنين مى شود: آنان نزديك بود تو را به وضعيتى مبتلا كنند تا از آنچه براى ات وحى مى شود تو را باز دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 21 - 40
40- كشف ماجراى اصحاب كهف ، عامل تقويت موضع موحّدان و معتقدان به معاد بود .
إذ يتنزعون . .. قال الذين غلبوا على أمرهم
در بيان آنچه مورد نزاع و اختلاف مردم بود، دو احتمال بيان شد: اگر «إذ يتنازعون. ..» نظر به اختلاف آنان در باره معاد داشته باشد، «الذين غلبوا...» آن دسته از مردم خواهند بود كه معاد را پذيرا بودند و با بيدارى اصحاب كهف، به دليلى محكم و ملموس، در برابر خصم خود، دست يافته بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 28 - 1
1 - تلاش مشركان فريب خورده براى تبرئه خويش از هرگونه نقش داشتن در امر گمراهى خود
قالوا إنّكم كنتم تأتوننا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 26 - 5
5 - تلاش جبهه كفر و باطل ، براى محروم ساختن انسان ها از شنيدن كلام حق
و قال الذين كفروا لاتسمعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 51 - 1
1 - تلاش پى گير مشركان عصر بعثت ، عليه آيات الهى ( قرآن ) و ناكام ساختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) در دعوت خويش
و الذين سعوا فى ءايتنا معجزين أولئك أصحب الجحيم
«سعى» (مصدر «سعوا») به معناى تلاش كردن است و «فى آياتنا» به تقدير «فى ابطال آياتنا» مى باشد. «معاجزة» (مصدر «معاجزين») اگر از «عَجُز» (دنباله) مشتق شده باشد به معناى سبقت گرفتن از چيزى و پشت سرگذاشتن آن است و اگر از «عَجْز» (ناتوانى) مشتق شده باشد، به معناى ناتوان كردن مى باشد. در هر صورت «معاجزين» حال براى فاعل «سعوا» است و مفعول آن محذوف مى باشد و تقدير آن مى تواند «معاجزينا» و يا «معاجزين رسولنا» باشد. «جحيم» نيز به معناى آتش بر افروخته و شعلهور است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 35 - 4
4 - تلاش مشركان عصر بعثت ، در تفسير مادى آيات الهى و نشانه هاى خدا در طبيعت
و من ءايته . .. و من ءايته ... و يعلم الذين يجدلون فى ءايتنا ما لهم من محيص
از ارتباط آيات شريفه، استفاده مى شود كه مشركان مكه، درباره آيه بودن مسائل طبيعى بحث و جدل مى كردند و آن را صرفاً امرى طبيعى و مادى مى انگاشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 35 - 3
3- مشركان مكه ، درصدد تقويت پايگاه عقيدتى خويش با استناد به ريشه تاريخى داشتن آن
و قال الذين أشركوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شىء نحن و لا ءاباؤنا
ذكر «و لا ءاباؤنا» در كلام مشركان در حالى كه بحثى از آنها در ميان نبوده است، مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 57 - 1
1- معبود هاى مشركان ، خود در جست و جوى وسيله و راهى براى تقرب بيشتر به خدا هستند .
أُولئك الذين يدعون يبتغون إلى ربّهم الوسيلة
مشاراليه «أُولئك»، «الذين زعمتم» در آيه قبل است كه مقصود از آن معبودهاى مشركان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 7 - 7
7 - منكران وقوع قيامت ، در صدد بودند تا با طرح عدم امكان بازآفرينى اجساد قطعه قطعه شده انسان ها پس از مرگ ، عقيده خود را توجيه كنند .
و قال الذين كفروا لاتأتينا الساعة . .. و قال الذين كفروا هل ندلّكم على رجل ينبّئ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 5 - 5
5 - تلاش وحى ناباوران ، براى مأيوس ساختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از دعوت آنان به اسلام
و قالوا . .. فاعمل إنّنا عملون
از مانع تراشى هاى مشركان و تأكيدهاى مكرر آنها مبنى بر نرسيدن دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به آنان و نيز تأكيدشان بر پايبندى به كيش خويش، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 57 - 7
7 - علاقه و تلاش شديد منافقان به يافتن پناهگاه و محل مناسب براى زندگى ( خارج از محيط اسلامى ) دليل بى ايمانى و همگام نبودنشان با مؤمنان
و ما هم منكم . .. لو يجدون ملجئاً ... لولّوا إليه و هم يجمحون
جمله «لو يجدون . .. » مى تواند به منزله دليل و ارائه شاهدى براى «و ما هم منكم» در آيه قبل باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 83 - 6
6 - گروهى از منافقان متخلف از جنگ تبوك ، رياكارانه در صدد جبران پيامد خسارتبار ترك جهاد و رسوايى گذشته خويش
فإن رجعك اللّه إلى طائفة منهم فاستئذنوك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 124 - 8
8 - تلاش منافقان براى سرايت دادن روحيه منفى خويش ( تأثيرناپذيرى از آيات الهى قرآن ) به ديگران
فمنهم من يقول أيّكم زادته هذه إيمناً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 127 - 6
6 - سعى منافقان در گريختن از محيط ابلاغ آيات الهى و مراكز شناخت و تبليغ دين
و إذا ما أنزلت سورة . .. ثم انصرفوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 1 - 4
4 - تلاش منافقان ، براى پنهان نگه داشتن چهره نفاق آلود خود
إذا جاءك المنفقون قالوا نشهد إنّك لرسول اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 2 - 5
5 - تلاش منافقان ، براى ممانعت و بازداشتن مردم از گرويدن به راه خدا و آيين او
فصدّوا عن سبيل اللّه
«صدّ» در صورتى كه متعدى استعمال شود، به معناى «منع كردن» خواهد بود. برداشت ياد شده بر اين احتمال استوار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 78 - 5
5 - تلاش منافقان صدر اسلام ، در مخفى نگهداشتن طرح ها و نقشه هاى خائنانه خويش ، عليه اسلام و مسلمانان
ألم يعلموا أن اللّه يعلم سرّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 7 - 2
2 - تلاش منافقان ، براى جلوگيرى از انفاق مردم به اصحاب و ياران پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله)
هم الذين يقولون لاتنفقوا على من عند رسول اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 12 - 1،6
1 - منافقان ، همسو با احزاب متّحد ، در غزوه احزاب براى درهم شكستن روحيه مسلمانان فعاليت مى كردند .
إذ جاءتكم جنود . .. و إذ يقول المنفقون ... ما وعدنا اللّه ... إلاّ غرورًا
فعل مضارع «يقول» بر تداوم كار منافقان دلالت مى كند كه از آن، به «فعاليت» تعبير مى شود.
6 - فعاليت تبليغاتى منافقان و بيماردلان مدينه ، براى ايجاد تزلزل در روحيه مسلمانان ، شايسته يادآورى است .
و إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض
«و إذ» عطف به «إذ زاغت» است و «اُذكر» در تقدير مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 18 - 4
4 - منافقان مدينه ، در صدد جذب مسلمان هاى ضعيف الايمان ، به سوى باند خود بودند .
و القائلين لإخونهم هلمّ إلينا
احتمال دارد مرجع ضمير در «القائلين» منافقان، و مرجع در «إخوانهم» مسلمان هايى باشد كه در آيات پيش، از آنان به «الذين فى قلوبهم مرض» تعبير شده است و منظور، مسلمان هايى بودند كه ضعف عقيده داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 5
5 - منافقان ، در غزوه احزاب ، براى وادار كردن مؤمنان به ترك اسلام و روى آوردن به كفر ، تلاش مى كردند .
يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا
برداشت بالا، بر اين احتمال است كه مراد از «لامقام لكم» ماندن در دين رسول اللّه و مراد از «فارجعوا» دعوت به رجوع به كفر باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 18 - 2
2 - تلاش شديد منافقان مدينه ، براى بازداشتن مسلمانان از جهاد در غزوه احزاب
و إذ قالت طائفة منهم . .. لامقام لكم فارجعوا ... قد يعلم اللّه المعوّقين منكم
تضعيف «عوّق» براى بيان شدت و غلظت بازدارندگى، است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 4
4 - منافقان ، به نفع جبهه احزاب متّحد ، براى درهم شكستن جبهه مسلمانان ، فعاليت تبليغاتى داشتند .
و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 60 - 4
4- تلاش موسى ( ع ) براى يافتن خضر ( ع ) ، واقعه اى درخور يادآورى و توجّه است .
و إذ قال موسى لفتيه لاأبرح
«إذ» مفعول براى «اُذكر» در تقدير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 62 - 3
3- موسى و يوشع ، در شبانگاه و صبح دم - پس از عبور از مجمع البحرين - براى يافتن خضر ( ع ) راه درازى پيمودند . *
ءاتنا غداءنا
بدان احتمال كه احساس خستگى و گرسنگى موسى(ع) در طرف صبح، ناشى از راه پيمايى طولانى در شب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 66 - 5
5- موسى ( ع ) براى رسيدن به رشد و تكامل َ برتر از راه تحصيل دانش ، در تلاش بود .
هل أتّبعك على أن تعلّمن ممّا علّمت رشدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 24 - 3
3 - تلاش موسى ( ع ) براى زنده ساختن اشتياق شناخت حق در وجود فرعون و فرعونيان
قال ربّ السموت . .. إن كنتم موقنين
اقدام موسى(ع) به معلق كردن فهم گفته خويش بر شرط (إن كنتم موقنين) مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 7 - 12
12 - موسى ( ع ) ، درصدد آوردن پاره اى آتش براى گرم كردن خانواده اش
أو ءاتيكم بشهاب قبس لعلّكم تصطلون
«شهاب» به شعله آتش و «قبس» به شعله برگرفته از آتش گفته مى شود. «اصطلاء» (مصدر «تصطلون») نيز به معناى گرم شدن است; يعنى، يا شعله اى از آتش برگيرم و بياورم تا با آن، آتش برافروزم، باشد كه گرم شويد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 28 - 21
21 - تلاش منطقى و عالمانه مؤمن آل فرعون ، براى منصرف ساختن فرعونيان از كشتن موسى ( ع )
و قال رجل من ءال فرعون يكتم إيمنه . .. و إن يك صادقًا يصبكم بعض الذى يعدكم
برداشت ياد شده از مجموع گفته ها، برخوردها، چگونگى استدلال و منطق مؤمن آل فرعون در مقابل فرعونيان استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 29 - 8
8 - تلاش گسترده مؤمن آل فرعون ، بر ايجاد احتمال درست بودن دعوت موسى ( ع ) و راستى هشدار هاى او در افكار عمومى قومش
وإن يك كذبًا فعليه كذبه . .. فمن ينصرنا من بأس اللّه إن جاءنا
شيوه سخن مؤمن آل فرعون به فرعونيان (اگر موسى(ع) دروغ گو باشد به ضرر خودش است و اگر راستگو باشد ممكن است هشدارهاى او درباره نزول عذاب درست باشد)، گوياى اين نكته است كه او باايجاد احتمال درست بودن دعوت موسى(ع) در افكار عمومى، در صدد جلب نظر آنان به سود آن حضرت بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 44 - 6
6 - مؤمن آل فرعون ، پس از تلاش گسترده خيرخواهانه خود براى هدايت قومش ، كار و سرنوشت خويش را به خدا واگذاشت و بر او توكل كرد .
و أُفوّض أمرى إلى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 54 - 21
21 - راه خدا ، جهت و محور تلاش پيگير مؤمنان
يجهدون فى سبيل اللّه
در برداشت فوق جهاد به معناى لغوى آن (تلاش و كوشش) گرفته شده است. نه خصوص نبرد. فعل مضارع (يجهدون) حكايت از تلاش مستمر و پيگير دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 99 - 8
8 - مؤمنان راستين ، در پى تقرب به خدا و جلب دعا و درود پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى خويشند .
و من الأعراب من يؤمن . .. و صلوت الرسول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 18
18- پيروان راستين پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همواره در تلاش براى جلب رحمت و خشنودى خداوند
و الذين معه . .. يبتغون فضلاً من اللّه و رضونًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 18 - 15
15 - بهره مندى از هدايت خاص خداوند ، در گرو تلاش و كوشش مناسب براى دريافت حقايق
الذين يستمعون القول . .. أُولئك الذين هديهم اللّه
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند انسان هايى كه به تلاش براى شنيدن و برگزيدن بهترين سخنان مى پردازند، هدايت يافتگان خود شمرده است. گفتنى است مقصود از هدايت در آيه شريفه، هدايت خاص الهى است; نه هدايت عام كه براى همه انسان ها خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 5 - 10
10- تلاش يعقوب ( ع ) براى پيشگيرى از برخورد هاى نامناسب فرزندانش با يكديگر
لاتقصص رءياك على إخوتك فيكيدوا لك كيدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 52 - 13
13- تلاش يوسف ( ع ) براى متوجه ساختن پادشاه مصر به نقش تعيين كننده سنن و اراده الهى در شكل گيرى حوادث و رخدادها
ذلك ليعلم . .. أن الله لايهدى كيد الخائنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 62 - 3
3- موسى و يوشع ، در شبانگاه و صبح دم - پس از عبور از مجمع البحرين - براى يافتن خضر ( ع ) راه درازى پيمودند . *
ءاتنا غداءنا
بدان احتمال كه احساس خستگى و گرسنگى موسى(ع) در طرف صبح، ناشى از راه پيمايى طولانى در شب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 135 - 1
1 - هر يك از يهود و نصارا ، در تلاش براى گرايش دادن مسلمانان به آيين خويش
و قالوا كونوا هوداً أو نصرى تهتدوا
از آن جا كه يهود و نصارا يكديگر را هدايت يافته نمى دانند، معلوم مى شود: جمله «قالوا . ..» داراى «لفّ اجمالى» بوده و حاكى از دو جمله است; يعنى: قالت اليهود كونوا هوداً تهتدوا و قالت النصارى كونوا نصارى تهتدوا». مخاطبان جمله فوق به دليل آيه بعد، مسلمانان هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 145 - 9
9 - تلاش يهود و نصارا در باز گرداندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از كعبه به قبله خويش
و ما أنت بتابع قبلتهم . .. و لئن اتبعت اهواءهم
تأكيد جمله «و لئن اتبعت . .. إنك لمن الظالمين» با لام قسم (لئن) حرف تأكيد (إن) و لام تأكيد در (لمن) بيانگر آن است كه: اهل كتاب براى گرايش دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به قبله خويش، تلاشى پى گير داشته و زمينه هاى آن را ايجاد كرده بودند. از مصداقهاى «أهواءهم» به قرينه جمله هاى پيشين، تبعيت از قبله اهل كتاب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 4 - 4
4 - ترك تلاش هاى نادرست و بسنده كردن به كوشش هاى سودمند ، توصيه خداوند به تمام انسان ها است .
إنّ سعيكم لشتّى
جواب قسم - كه در حقيقت مجموع شيوه ها و آثارى است كه براى تلاش هاى گوناگون بشر، در آيات بعد آمده است - در ضمن خود، دعوت كننده مردم به ترك تشتت در تلاش ها و ايجاد وحدت رويّه در كوشش هاى خويش و برگزيدن راهى است كه به «يُسْرى» منتهى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 10 - 10
10- دعا در كنار اقدام و تلاش ، كارى شايسته و ارجمند است .
إذ أوى الفتية . .. فقالوا ربّنا ءاتنا من لدنك رحمة
حرف «فاء» در «فقالوا» دلالت مى كند كه اصحاب كهف، پس از آن كه از شهر و ديار خود گريختند و جهت حفظ ايمان به غار پناه بردند، دست به دعا برداشته و از خداوند تقاضاى رحمت و راهنمايى و راهگشايى كردند، نه اين كه بدون آغاز هيچ حركتى، خواهان رشد شده باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 15 - 8
8 - آگاه نبودن انسان ها به زمان برپايى قيامت ، زمينه ساز مداومت آنان بركار هاى خويش و به وجود آمدن استحقاق پاداش و كيفر است .
أكاد أُخفيها لتجزى كلّ نفس بما تسعى
لام در «لتجزى» - در برداشت فوق - تعليل براى «أكاد أخفيها» گرفته شده است; دراين معنا، تركيب جمله در اصل «لتسعى كلّ نفس فتجزى بما تسعى» خواهد بود و حاصل معنى اين كه اراده كردم قيامت را مخفى بدارم تا همه به تلاش خود ادامه دهند و نتايج كردار خود را ببينند; اين سخن ناظر به حالت روانى انسان ها است كه اگر زمان مرگ خود و نابودى جهان را بدانند، بسيارى از تلاش هاى خود را رها خواهند كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 39 - 10
10 - نياز ، بر انگيزاننده آدمى به تلاش و تكاپو
كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا
جمله «حتّى إذا جاءه» بيانگر تلاش و تكاپوى انسان تشنه براى به دست آوردن آب است كه از نيازهاى اصلى و حياتى او مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 41 - 8
8 - توجه انسان به نظام عادلانه مجازات الهى ، تشويق كننده او در جديت و تلاش
و أن ليس للإنسن إلاّ ما سعى . و أنّ سعيه سوف يرى . ثمّ يجزيه الجزاء الأوفى
يادكرد مجازات الهى پس از تأكيد بر اصل مسؤوليت فردى انسان در برابر عمل خويش، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 8 - 1
1 - تلاش مؤمنان جن ، به منظور تماس با آسمان و دسترسى به اخبار آن
و أنّا لمسنا السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 54 - 1
1 - دستور فرعون به مأموران جمع آورى سپاه ، مبنى بر اندك جلوه دادن نيروى بنى اسرائيل به منظور تقويت روحيه مردم و تشويق آنان به پيوستن به سپاه وى
إنّ هؤلاء لشرذمة قليلون
جمله «إنّ هؤلاء. ..» دستور فرعون به مأموران خويش است كه به مردم بگويند: گريزندگان، تعدادى اندك و ضعيف اند. گفتنى است كه كلمه «شرذمة» به عده اى از مردم گفته مى شود و «قليلون» صفت «شرذمة» است; يعنى، عده اى اندك.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 33 - 1
1 - موسى ( ع ) تسبيح فراوان و تبرئه مكرر خداوند را از پندار هاى باطل مشركان ، در گرو همراهى هارون با او مى دانست .
كى نسبّحك كثيرًا
مراد از تسبيح - به قرينه مأموريت موسى(ع) براى هدايت فرعون - تنزيه خداوند از داشتن شريك و هرگونه محدوديتى در الوهيت و ربوبيت است. فاعل «نسبّحك» موسى و هارون(ع) مى باشد و «كى نسبّحك» تعليل براى جمله هاى اخير است كه درخواست همراهى هارون رامطرح كرده بود; يعنى با پشتيبانى هارون، دعوت به توحيد - كه متضمن تنزيه خداوند از داشتن شريك است - افزايش خواهد يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 13 - 2
2 - تلاش كافران مكه براى مرتد ساختن مسلمانان ، گناه سنگينى است .
و قال الذين كفروا . .. اتّبعوا سبيلنا ... و ليحملنّ أثقالهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 10 - 6
6 - خداوند ، انسان را به تلاش بى استراحت ، براى تهيه معاش موظّف نساخته است .
و جعلنا الّيل لباسًا
آيه بعد، تهيه معاش را در برابر لباس بودن شب و توقّف آفرين بودن خواب، قرار داده است. بنابراين مى توان گفت: اگر تلاشِ پى گير، مطلوب خداوند بود; موانعى از قبيل خواب و تاريكى شب را بازدارنده انسان نمى ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 40 - 7
7 - فعاليت مسلمانان صدراسلام پيش از هجرت ، محدود به مسائل فرهنگى و تبليغى
إلاّ أن يقولوا ربّنا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 10 - 1
1 - تاريكى شب - بسان لباسى پوشيده بر موجودات - با مستور ساختن آنها از ديد انسان ، مانع تلاش و فعاليت بيش از حد او است .
و جعلنا الّيل لباسًا
تقابل اين آيه و آيه بعد - كه روز را زمان تلاش براى زندگى دانسته است - بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 9 - 1
1 - شياطينى كه به قصد استراق سمع به آسمان صعود كنند ، به ذلت و خوارى رانده شده و به اين مقصد نخواهند رسيد .
و يقذفون من كلّ جانب . دحورًا
«دُحور» به معناى طرد و دور ساختن به وضع ذلت و خوارى است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 83 - 4
4 - تلاش هاى گسترده و به ظاهر چشمگير كافران در طول زندگى ، امرى عبث و نافرجام
فذرهم يخوضوا و يلعبوا حتّى يلقوا يومهم الذى يوعدون
آمدن تعبير «يلعبوا» در پى «يخوضوا»، مى رساند كه ژرف كاوى مشركان در زندگى دنيايى، در حقيقت فرو رفتن در عمق پوچى و بيهودگى است و دستاوردهاى آنان - هرچند به ظاهر چشمگير باشد - در حقيقت جز بازى چيزى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 11 - 2
2 - روز ، زمانى مناسب براى فعاليت و فراهم سازى آذوقه زندگانى
و جعلنا النهار معاشًا
از جمله معانى «معاش، «معيشت» است; يعنى، آنچه زندگى به آن تداوم يابد (لسان العرب). مفاد آيه شريفه با توجّه به اين معنا، مبالغه در سبب بودن روز براى معيشت و زندگانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 69 - 1
1 - تلاش كنندگان در راه خدا ، قطعاً ، مشمول هدايت خاص خداوندند .
و الذين جهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 29 - 23
23- روح ديانت و معنويت ، سازگار با كار و تلاش براى دستيابى به زندگى بهتر و برتر
يبتغون فضلاً من اللّه و رضونًا
«فضلاً» اشاره به امكانات مادى و «رضواناً» ناظر به امور معنوى است.
احسان تلاش گران در راه خدا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 69 - 6
6 - تلاش كنندگان در راه خدا ، از زمره محسنان اند .
و الذين جهدوا فينا. .. و إنّ اللّه لمع المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 69 - 1
1 - تلاش كنندگان در راه خدا ، قطعاً ، مشمول هدايت خاص خداوندند .
و الذين جهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 4 - 7
7 - تأثير معنوى و سازنده قرائت آيات قرآن با تأنّى و شمرده شمرده در انسان
و رتّل القرءان ترتيلاً
برداشت ياد شده با توجه به اين احتمال است كه توصيه به ترتيل قرآن، مى تواند به لحاظ تأثير اين نوع قرائت در انسان ها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 43 - 1
1 - تلاوت آيه هاى روشن و متعدد خدا براى مشركان ، جهت اصلاح عقايد آنان
و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 121 - 3
3 - تلاوت تورات و انجيل و پيروى از آن دو ، موجب ايمان آوردن به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته أولئك يؤمنون به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 46 - 11
11- « عن زرارة عن أحدهما قال : فى بسم الله الرحمن الرحيم قال : . . . و هى الأية التى قال الله « و إذا ذكرت ربك فى القرآن وحده » . . . « ولّوا على أدبارهم نفوراً » كان المشركون يستمعون إلى قراءة النبى عليه و آله السلام فإذا قرأ بسم الله الرحمن الرحيم نفروا و ذهبوا . . . ;
زراره از امام باقر(ع) و يا امام صادق(ع) روايت كرده است كه در باره «بسم الله الرحمن الرحيم» فرمودند: اين همان آيه اى است كه خدا مى فرمايد: «و إذا ذكرت ربك فى القرآن وحده» . .. مشركان به قراءت پيامبر(صلی الله علیه و آله) گوش فرا مى دادند، پس هر گاه «بسم الله الرحمن الرحيم» را قراءت مى فرمود: پراكنده شده و مى رفتند...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 106 - 7
7- برخوانى تدريجى قرآن بر مخاطبان ، موجب برانگيخته شدن انتظار در آنان براى قراءت بخشى ديگر مى شود .
لتقرأه على الناس على مكث
مكث در لغت، آرامش همراه با انتظار است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 121 - 3
3 - تلاوت تورات و انجيل و پيروى از آن دو ، موجب ايمان آوردن به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته أولئك يؤمنون به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 13 - 23
23- « عن أبى عبدالله ( ع ) انه قال : لاتملّوا من قراءة إذا زلزلت الأرض زلزالها فإنه من كانت قراءته بها فى نوافله لم يصبه الله عزوجل بزلزلة أبداً و لم يمت بها و لا بصاعقة ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: از خواندن سوره «إذا زلزلت الأرض زلزالها» خسته نشويد ; زيرا كسى كه آن را در
نافله هاى خود بخواند، خداى عزوجل هيچ گاه او را با زلزله آسيب نمى رساند و به وسيله زلزله و صاعقه به هلاكت نمى رساند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 4 - 1
1 - خشيت قلب از ياد خدا ، افزايش ايمان با تلاوت قرآن و تنها بر خدا توكل داشتن ، نشان ايمان حقيقى
أولئك هم المؤمنون حقا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 31 - 2،3
2- آنان كه با تلاوت قرآن هدايت نشوند و به سراى آخرت ايمان نياورند ، حتى اگر مردگانى زنده شوند و حقايق آخرت را براى آنان بيان كنند ، هدايت نخواهند يافت .
و لو أن قرءانًا . .. كلّم به الموتى
هر يك از جمله هاى «سيّرت به الجبال» و «قطّعت به الأرض» و «كلّم به الموتى» حكايت از معجزات درخواستى كفرپيشگان دارد كه به مناسبت مى توان گفت: جمله «كلّم به الموتى» حاكى است كه آنان براى باور به آخرت، از پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى خواستند تا مردگانى را زنده كند تا از آخرت و دنياى پس از مرگ براى آنان سخن بگويند.
3- آنان كه با مشاهده و تلاوت قرآن نازل شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) هدايت نشوند ، با مشاهده هيچ آيت و معجزه اى هدايت نخواهند شد .
و لو أن قرءانًا سيّرت به الجبال . .. بل لله الأمر جميعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 45 - 11
11- « دخل . . . هشام بن السائب . . . على أبى عبدالله ( ع ) فقال : . . . أخبرنى عن قول الله « و إذا قرأت القرآن جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجاباً مستوراً » . . . قال : آية فى الكهف و آية فى النحل و آية فى الجاثية و هى : « أفرأيت من اتّخذ إلهه هواه و أضلّه الله على علم و ختم على سمعه و قلبه . . . » و فى النحل : « أُولئك الذين طبع الله على قلوبهم و سمعهم و أبصارهم و أُولئك هم الغافلون » و فى الكهف : « و من أظلم ممّن ذكّر بآيات ربّه فأعرض عن ها و نسى ما قدّمت يداه . . . » ;
هشام بن سائب بر امام صادق(ع) وارد شد، پس به امام گفت: مرا از سخن خدا «و أذا قرأت القرآن جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجاباً مستوراً» خبر ده؟ حضرت فرمود: - مقصود از قرآنى كه پيامبر با خواندن آن از چشم كافران مستور و ناپديد مى شود، آيه اى در سوره جاثيه «أفرأيت . ..» و در سوره نحل «أُولئك الذين ...» و در سوره كهف «و من أظلم ممّن...» است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 109 - 6
6- تلاوت آيات قرآن ، فزاينده خشوع عالمان
إن الذين أُوتوا العلم من قبله إذا يتلى عليهم . .. و يزيدهم خشوعًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 73 - 12
12- تلاوت آيات قرآن ، در افرادى كه به امكانات مادى و موقعيت هاى اجتماعى خود فخر و مباهات مى كنند ، بى تأثير است .
و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت قال الذين كفروا . .. أىّ الفريقين خير مقامًا و أح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 92 - 5
5 - لزوم تلاوت قرآن ، به گونه اى ثمربخش و در جهت هدايت و بيدارگرى
و أن أتلوا القرءان فمن اهتدى فإنّما يهتدى لنفسه
از جمله «فمن اهتدى. ..» در پى «أن أتلوا القرآن» استفاده مى شود كه تلاوت پيامبر(صلی الله علیه و آله)، تلاوتى راستين، داراى هدف و در جهت هدايت و بيدارگرى بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 53 - 1
1 - اقدام ايمان آوردگان از اهل كتاب ، به اقرار مجدد ايمان خويش به هنگام تلاوت آيات قرآن بر ايشان
الذين ءاتينهم الكتب . .. و إذا يتلى عليهم قالوا ءامنّا به
مقصود از «إذا يتلى عليهم. ..» اين است كه هر بار كه آياتى از قرآن نازل مى شود و بر آنان تلاوت مى گردد، اظهار مى دارند كه «آمنّا به».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 29 - 14
14 - خداترسى ، تلاوت قرآن كريم ، برپاداشتن نماز و انفاق در نهان و آشكار ، از عوامل اميدوارى به لطف و پاداش الهى
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه و أقاموا الصل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 30 - 11
11 - خداترسى ، تلاوت قرآن ، برپاداشتن نماز و انفاق در نهان و آشكار ، از اسباب آمرزش گناهان و دريافت افتخار سپاس گزارى خداوند
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه ... و يزيدهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 9 - 9
9 - انس با قرآن ، انسان را به تدريج از تاريكى هاى ضلالت به روشنايى هدايت وارد مى كند .
ليخرجكم من الظلمت إلى النور
به كارگيرى فعل مضارع «يخرج»، دلالت بر اين حقيقت دارد كه خارج شدن از تاريكى ها به تدريج انجام مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 16 - 2،3
2 - تلاوت قرآن و شنيدن آيات آن ، اثربخش دل هاى نرم و خاشع
ألم يأن للذين ءامنوا أن تخشع قلوبهم . .. و ما نزل من الحقّ
مقصود از «ما نزل من الحقّ» قرآن كريم است.
3 - دل مؤمن ، بايد چنان نرم باشد كه با ياد خدا و تلاوت قرآن كريم ، تأثيرپذير و خاشع گردد .
ألم يأن للذين ءامنوا أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه و ما نزل من الحقّ
خداوند، در آيه شريفه، مؤمنان بى تفاوت را نكوهش كرده و به آنان هشدار مى دهد تا فرصت باقى است و گرفتار قساوت قلب نشده اند; دل هاى خود را با ياد او و تلاوت آياتش خاشع و نرم گردانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 17 - 1
1 - ياد خدا و تلاوت كلام او ( قرآن ) ، حيات و روشنى بخش دل ها است .
أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه . .. و اعلموا أنّ اللّه يحىِ الأرض
جمله «اعلموا أن اللّه. ..» تعليل براى جمله «ألم يأن... لذكر اللّه» است. در اين تعليل، دل هاى غافل از ياد خدا و بيگانه با كلام او (قرآن)، به زمين مرده و ياد خدا و كلام او (قرآن)، به باران تشبيه شده است. همان طور كه خداوند به وسيله باران، زمين مرده را زنده مى كند; ياد خدا و تلاوت كلام او (قرآن) نيز، دل هاى غافل و مرده را حيات مى بخشد و نورانى مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 5 - 4
4 - تأثير شب زنده دارى و تلاوت قرآن ، در بالا بردن توان انسان ها براى به دوش گرفتن مسؤوليتى سنگين ( همچون تبليغ دين و هدايت گمراهان )
قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً . إنّا سنلقى عليك قولاً ثقيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 21 - 9
9 - عظمت قرآن ، به مجرد قرائت آن بر شنوندگان ، نمايان شده و در دل هر انسان جا مى گيرد .
و إذا قرىء عليهم القرءان لايسجدون
توبيخ كسانى كه با شنيدن قرآن اظهار خضوع نكرده و به خاك نمى افتند، بيانگر تأثير آن در اعماق دل هر شنونده منصف است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 51 - 2
2 - تلاوت آيات قرآن از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، خشم و كينه كافران را به شدت برمى انگيخت .
و إن يكاد الذين كفروا ليزلقونك بأبصرهم لمّا سمعوا الذكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 204 - 3
3 - تلاوت كننده قرآن ، هر كه باشد ، بايد به هنگام قرائت او خاموش ماند و به قرآن گوش داد .
و إذا قرى القرءان فاستمعوا له و أنصتوا لعلكم ترحمون
برداشت فوق از مجهول بودن فعل «قرى» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 98 - 1
1- لزوم پناه بردن به خدا از شرّ شيطان ، به هنگام قراءت قرآن
فإذا قرأت القرءان فاستعذ بالله من الشيطن الرجيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 4 - 6
6 - لزوم توجه به معانى و مفاهيم آيات قرآن به هنگام قرائت
و رتّل القرءان ترتيلاً
برداشت ياد شده با توجه به اين حقيقت است كه قرائت قرآن با تأنّى و شمرده شمرده، در پى دارنده تفكّر و تأمّل در معانى و مفاهيم آيات آن است و شايد مقصود آيه شريفه، بيان اين حقيقت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 1 - 3،4،9
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور آغاز قرائت قرآن ، با نام خداوند
اقرأ باسم ربّك
حرف «باء» در «باسم»، به حال محذوفى نظير «مبتدءاً» يا «مفتتحاً» تعلق دارد.
4 - ذكر نام خداوند ، از آداب شروع تلاوت قرآن
اقرأ باسم ربّك
9 - لزوم توجه به صفات و نشانه هاى خداوند ، هنگام قرائت قرآن
اقرأ باسم ربّك
حرف «باء» در «باسم ربّك»، براى الصاق يا استعانت و يا مصاحبت است. و در صورت اخير مفاد آيه شريفه لزوم همراه ساختن تمام لحظات قرائت با ذكر اسم خداوند است. در حقيقت مراد توجّه به صفات و نشانه هايى است كه اين اسم، بيانگر آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 30 - 8
8 - عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان ، برخوردار از آمرزش و دارنده نشان سپاس گزارى خداوند
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه ... إنّه غفور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 204 - 1
1 - وجوب گوش فرادادن به قرآن و رعايت سكوت به هنگام شنيدن آن
و إذا قرى القرءان فاستمعوا له و أنصتوا
«استماع» (مصدر استمعوا) به معناى گوش سپردن و «انصات» (مصدر «أنصتوا») به معناى سكوت كردن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 29 - 3
3 - ارزش و اهميت تلاوت قرآن كريم
إنّ الذين يتلون كتب اللّه
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه تلاوت قرآن كريم، در رديف برپايى نماز و انفاق، از اوصاف عالمان راستين و خداترسان قرار گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 98 - 1،13
1- لزوم پناه بردن به خدا از شرّ شيطان ، به هنگام قراءت قرآن
فإذا قرأت القرءان فاستعذ بالله من الشيطن الرجيم
13- « عن سماعة عن أبى عبدالله ( ع ) فى قول الله : « و إذا قرأت القرآن فاستعذ بالله من الشيطان الرجيم » قلت : كيف أقول قال : تقول : أستعيذبالله السميع العليم من الشيطان الرجيم و قال : ان الرجيم أخبث الشياطين ;
سماعه گويد: از امام صادق(ع) در باره سخن خدا« و إذا قرأت القرآن فاستعذ بالله من الشيطان الرجيم» سؤال كردم كه چگونه بگويم؟ حضرت فرمود: مى گويى: «أستعيذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم» و حضرت فرمود: همانا رجيم خبيث ترين شياطين است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 29 - 13
13 - اميد داشتن به رحمت و پاداش الهى - نه خود را مستحق آن شمردن - از ويژگى هاى عالمان خداترس ، تلاوتگر قرآن ، برپادارنده نماز و انفاق كننده در نهان و آشكار
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه و أقاموا الصل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 1 - 8
8 - قرائت قرآن ، بدون كمك گرفتن از نام خداوند ، كامل نيست و تنها با ذكر نام او ، قرائتى مطلوب خواهد بود .
اقرأ باسم ربّك
چنانچه حرف «باء» در «باسم ربّك» براى استعانت باشد; اسم خداوند، وسيله كامل بودن قرائت خواهد بود و با اكتفا به ابزار قرائت (زبان، ذهن و. ..) و كمك نگرفتن از نام خداوند، گرچه قرائت انجام مى پذيرد; ولى از كمال برخوردار نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 2 - 6
6 - تلاوت آيات الهى ، تزكيه نفوس و تعليم كتاب و حكمت ، اصول و محور هاى برنامه رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در هدايت خلق
يتلوا عليهم ءايته و يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 30 - 4
4- تلاوت قرآن بر مردم ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از هدف هاى ارسال او به پيامبرى
أرسلنك . .. لتتلوا عليهم الذى أوحينا إليك
«تلاوت» (مصدر تتلوا) به معناى خواندن است و «لتتلوا» متعلق به «أرسلناك» مى باشد و بيانگر وظيفه پيامبر و هدف ارسال او به پيامبرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 98 - 8
8- قراءت قرآن ، عملى صالح و داراى اهميتى ويژه *
من عمل صلحًا . .. فإذا قرأت القرءان فاستعذ
برداشت فوق، از ارتباط ميان آيه قبل، كه درباره عمل صالح به صورت عموم بود و آيه فوق كه در رابطه با يكى از اعمال با ارزش (قراءت قرآن) است، به دست آمد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 78 - 5
5- قراءت قرآن و بازخوانى پيام وحى ، عمده ترين ركن و مهمترين بُعد نماز
أقم الصلوة . .. و قرءان الفجر
مراد از «قرآن الفجر» نماز صبح است و آوردن «قرآن» (تلاوت آيات الهى) به جاى «صلاة» مى تواند مشعر به مطلب فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 79 - 3،4
3- تلاوت قرآن كريم با بيدار شدن از خواب در شب ، داراى اهميتى ويژه است .
و قرءان الفجر كان مشهودًا . و من الّيل فتهجّد به نافلة لك
4- اهميت قراءت قرآن ، در نماز شب
و قرءان الفجر . .. و من الّيل فتهجّد به نافلة لك
برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «قرآن»، نماز مشتمل بر قراءت قرآن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 29 - 3
3 - ارزش و اهميت تلاوت قرآن كريم
إنّ الذين يتلون كتب اللّه
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه تلاوت قرآن كريم، در رديف برپايى نماز و انفاق، از اوصاف عالمان راستين و خداترسان قرار گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 21 - 3
3 - لزوم قرائت آيات قرآن ، براى مردم و ابلاغ آن حتى به غير مؤمنان
و إذا قرىء عليهم القرءان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 3 - 1
1 - خداوند ، با تأكيد بر فرمان خويش ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به دريافت و قرائت قرآن در آغاز رسالتش فرا خواند .
اقرأ . .. اقرأ
فرمان «اقرأ»، تكرار و تأكيد فرمانى است كه در آغاز سوره آمده بود و مفعول محذوف آن نيز - به قرينه سياق كلام - مطالبى است كه بعد از آن فرمان، وحى خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 12،13
12 - نماز و خواندن قرآن ، از بهترين اعمال مراسم در شب زنده دارى و عبادت شبانه
تقوم أدنى من ثلثى الّيل . .. فاقرءوا ما تيسّر من القرءان
13 - شب هنگام ، زمان مناسب براى نماز و قرائت قرآن
تقوم أدنى من ثلثى الّيل . .. فاقرءوا ما تيسّر من القرءان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 5 - 5
5 - لزوم خلوت با خدا و راز و نياز به درگاه او و انس بيشتر با قرآن ، براى رهبران و مبلغان دينى
قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً . إنّا سنلقى عليك قولاً ثقيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 5 - 5
5 - لزوم خلوت با خدا و راز و نياز به درگاه او و انس بيشتر با قرآن ، براى رهبران و مبلغان دينى
قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً . إنّا سنلقى عليك قولاً ثقيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 121 - 8
8 - خواندن و تلاوت كتاب هاى آسمانى وظيفه اى بر عهده همگان
يتلونه حق تلاوته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 1 - 3،4
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور آغاز قرائت قرآن ، با نام خداوند
اقرأ باسم ربّك
حرف «باء» در «باسم»، به حال محذوفى نظير «مبتدءاً» يا «مفتتحاً» تعلق دارد.
4 - ذكر نام خداوند ، از آداب شروع تلاوت قرآن
اقرأ باسم ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 29 - 12
12 - بشارت به عالمان خداترس ، تلاوتگر قرآن ، برپادارنده نماز و انفاق كننده در نهان و آشكار ، مبنى بر تجارتى از بين نرفتنى ( بهشت برين ) از ناحيه خداوند
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه و أقاموا الصل
«بوار» (ريشه «لن تبور») به معناى شدت كسادى است و از آن جا كه كسادى شديد موجب فساد و نابودى مى شود، اين واژه در معناى «هلاك» به كار مى رود (برگرفته از مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 30 - 2
2 - تلاوت قرآن و انس با آن ، برپايى نماز و انفاق در نهان و آشكار ، داراى اجر و پاداش الهى
يتلون كتب اللّه . .. ليوفّيهم أجورهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 3 - 6
6 - قرائت قرآن ، داراى منافعى بسيار و تضمين شده از سوى خداوند
اقرأ و ربّك الأكرم
توصيف خداوند به «كريم ترين» - پس از امر به قرائت - بيانگر تأثير آن در فراهم آمدن زمينه كرامت و احسان خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 106 - 2
2- امكان بازخوانى همراه با تأنى و آرامى قرآن بر مردم ، فلسفه نزول تدريجى آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و قرءانًا فرقنه لتقرأه على الناس على مكث
«مكث» در لغت به معناى درنگ و تأمل است (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 29 - 2
2 - انس با قرآن و تلاوت پيوسته آن ، برپايى نماز و انفاق در نهان و آشكار ، از نشانه هاى خداترسى است .
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه و أقاموا الصل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 4 - 3،4،5،8،9
3 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر قرائت قرآن با تأنّى و به صورت شمرده شمرده در عبادت و شب زنده دارى
قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً
«ترتيل» در قرائت و سخن، به معناى آهسته آهسته و درست و بدون شتاب خواندن است (برگرفته از صحاح، مفردات راغب و مصباح المنير).
4 - قرائت قرآن با تأنّى و شمرده شمرده ، از مهم ترين و مناسب ترين اعمال عبادى شبانه و مراسم شب زنده دارى
قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً
5 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر قرائت قرآن با تأنّى و شمرده شمرده در نماز هاى نيمه شب
قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه چون آيه به دنبال توصيه به نماز شب آمده است، اشاره دارد به قرائت قرآن در حين نماز; زيرا قرائت قرآن از اركان نماز است.
8 - « عن عبداللّه بن سليمان قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ : « و رتّل القرآن ترتيلاً » قال : قال أميرالمؤمنين ( ع ) بَيِّنْه تِبياناً و لاتَهُذّه هَذَّ الشِّعر و لاتنثره نَثْرَ الرَّمْل و لكن أفزعوا قلوبكم القاسية و لايكن هَمُّ أحدِكم آخرَ السُّورة ;
عبداللّه بن سليمان گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ: «و رتّل القرآن ترتيلاً» سؤال كردم; گفت: على(ع) در [معناى ترتيل] فرمود: آن (كلمات قرآن) را به طور كامل آشكار كن و آن را چون شعر به سرعت نخوان، و چون رمل (ريگ) پراكنده مساز ولى دل هاى سخت خود را در سايه تلاوت قرآن بترسانيد و قصد شما به پايان رساندن سوره نباشد».
9 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى هذا قال : هو أن تتمكّثَ فيه و تُحسِّنَ به صوتَك ;
از امام صادق(ع) در اين باره (ترتيل) روايت شده كه فرمود: ترتيل آن است كه قرآن را با مكث و صداى زيبا تلاوت كنى».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 30 - 8،12
8 - عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان ، برخوردار از آمرزش و دارنده نشان سپاس گزارى خداوند
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه ... إنّه غفور
12 - سپاس گزارى از عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان مخلص و گذشت از لغزش هاى آنان ، رفتارى ارزشمند و خدايى است .
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه ... إنّه غفور
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه چگونگى رفتار خداوند با اين دسته از انسان ها، مى تواند براى همگان آموزنده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 30 - 4،9
4 - عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق گران ، از فضل خداوند و مزد بيش از استحقاق خود برخورداراند .
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه ... و يزيدهم
9 - اعطاى اجر كامل و بيش از استحقاق به عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان ، برخاسته از صفت آمرزندگى و سپاس گزارى خداوند است .
ليوفّيهم أجورهم و يزيدهم من فضله إنّه غفور شكور
جمله «إنّه غفور شكور» در مقام تعليل براى «ليوفّيهم. ..» است; يعنى، چون خداوند نسبت به بندگانش غفور و شكور است، به آنان پاداش كامل و بيش از استحقاق مى هد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 6 - 14
14 - تكرار قرائت قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند ، مايه فراموش نشدن آن بود . *
سنقرئك فلاتنسى
حرف «سين» - كه براى استقبال است - اگر بر فعلى درآيد كه در زمان تكلم نيز در حال انجام گرفتن است، دلالت بر تداوم فعل خواهد كرد و چون آيه «سنقرئك . ..»، خود نيز مصداق قرائت قرآن است; بنابراين حرف «سين» بر استمرار قرائت در آينده دلالت مى كند و حرف «فاء» در «فلاتنسى»، فراموش نكردن قرآن را بر استمرار قرائت آن تفريع كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 129 - 2،7
2 - تلاوت آيات الهى ، تعليم كتاب آسمانى ، آموزش حكمت ( معارف و احكام دين و . . . ) و پاكسازى نسل ابراهيم و اسماعيل ( ع ) از آلودگى ها و ناخالصى ها ، از ويژگى هاى پيامبرى كه ابراهيم و اسماعيل ( ع ) خواستار بعثت او بودند .
ربنا وابعث فيهم رسولا منهم يتلوا عليهم ءايتك و يعلمهم الكتب و الحكمة و يزكّيهم
7 - تلاوت آيات خدا ، تعليم كتاب آسمانى ، آموزش حكمت و پاكسازى مردم از آلودگى ها ، از وظايف پيامبران و از اهداف بعثت ايشان است .
يتلوا عليهم ءايتك و يعلمهم الكتب و الحكمة و يزكّيهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 151 - 7
7 - تلاوت آيات الهى بر مردم و پاكسازى آنان از آلودگى ها ( شرك و . . . ) از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از اهداف رسالت اوست .
يتلوا عليكم ءايتنا و يزكيكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 113 - 2،6،7،10،11
2 - برخى از اهل كتاب ، منكر آيات الهى ، قاتل انبيا و اهل عصيان و تعدى و برخى ديگر پذيراى طاعت خدا ، اهل تلاوت آيات الهى و سجده كننده در پيشگاه او هستند .
ذلك بانّهم كانوا يكفرون . .. ليسوا سوآءً من اهل الكتب ... و هم يسجدون
6 - اطاعت خداوند ، خواندن آيات الهى به هنگام شب و در حال سجده ، ملاك ارزشمندى انسانها
ليسوا سوآءً من اهل الكتب امّة قائمة . .. و هم يسجدون
7 - ارزش والاى اطاعت و بندگى خدا ، تلاوت آيات الهى ( قرآن و . . . ) به هنگام شب و در حال سجده به درگاه وى
يتلون ءايت اللّه ءاناء الّيل و هم يسجدون
بنابر اينكه جمله «و هم يسجدون»، حال باشد.
10 - تلاوت آيات خدا و سجده به درگاه او ، قيام به امر خداوند است .
امة قائمة يتلون . .. و هم يسجدون
بنابر اينكه «يتلون . .. »، تفسير «قائمة» باشد.
11 - اطاعت خداوند ، تلاوت آيات الهى و سجده به درگاه او ، از اصول رفتارى مشترك بين اديان الهى
من اهل الكتب امة قائمة يتلون . .. و هم يسجدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 114 - 6،8،11،13
6 - گروهى از اهل كتاب كه اطاعت خدا نمودند و به هنگام شب آيات الهى را تلاوت كردند و سجده به درگاهش نمودند ، از زمره صالحان هستند .
من اهل الكتب امة قائمة . .. و اولئك من الصالحين
8 - قيام به امر دين ( اطاعت خدا ) تلاوت آيات خدا ، سجده به درگاه او ، ايمان به خدا و معاد ، امر به معروف و نهى از منكر و شتاب در امور خير ، ويژگى امّت شايسته و صالح
امة قائمة . .. و اولئك من الصالحين
11 - صالح شدن انسان ها ، در گرو استوارى در اطاعت خدا ، تلاوت آيات الهى به هنگام شب و سجده به درگاه او
امة قائمة . .. و هم يسجدون ... و اولئك من الصالحين
13 - قيام به طاعت خدا ، تلاوت آيات او ، سجده به درگاه او ، ايمان به خدا و معاد ، امر به معروف و نهى از منكر و شتاب در نيكى ها ، حبل الهى است . *
ضربت عليهم الذّلّة . .. الّا بحبل من اللّه ... ليسوا سواءً من اهل الكتب ... يؤمن
به نظر مى رسد صفات مذكور، بيانگر «حبل اللّه» است; چون دارندگان اين صفات، قطعاً از ذلت به دور هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 115 - 4،7
4 - قيام به طاعت خدا ، تلاوت آيات وى در شب هنگام در حال سجده ، ايمان به خدا و معاد ، امر به معروف ، نهى از منكر و شتاب در نيكى ها ، از اعمال خير
من اهل الكتب امّة قائمة . .. و ما يفعلوا من خير
7 - قيام به امر خدا ، تلاوت آيات او ، سجده ، ايمان به خدا و معاد ، امر به معروف و نهى از منكر و شتاب در امر خير ، از ويژگى هاى تقواپيشگان
امّة قائمة يتلون ءايت اللّه . .. و اللّه عليم بالمتّقين
آيه، در صدد بيان پاداش كسانى است كه خصلتهاى مذكور را دارند، از آنها تعبير به متّقين كرده، پس آن خصلتها از آن متقين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 164 - 7
7 - تلاوت آيات الهى ، تزكيه نفوس و تعليم كتاب و حكمت ، سرلوحه برنامه ها و مسؤوليت هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)
اذا بعث فيهم رسولا . .. يتلوا عليهم ءايته و يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 35 - 2
2 - تلاوت و گزارش آيات الهى براى آدميان، از وظايف اصلى انبيا و فرستادگان الهى است.
إما يأتينكم رسل منكم يقصون عليكم ءايتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 52 - 3،4
3 - تلاوت آيات الهى براى مردم ، شيوه تبليغ رسولان و پيامبران
و ما أرسلنا من قبلك من رسول و لانبىّ إلاّ إذا تمنّى . .. فى أُمنيّته
4 - شبهه آفرينى شيطان به هنگام تلاوت آيات الهى توسط پيامبران براى مردم
و ما أرسلنا من قبلك من رسول و لانبىّ إلاّ إذا تمنّى ألقى الشيطن فى أُمنيّته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 66 - 2
2 - تلاوت مستمر آيات الهى از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر مردم
قد كانت ءايتى تتلى عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 7 - 1
1 - برخى از مردم اصلاً ، روحيه حق پذيرى ندارند و در صورت تلاوت آيات الهى بر آنان ، مستكبرانه از آن روى برمى گردانند .
و من الناس . .. و إذا تتلى عليه ءايتنا ولّى مستكبرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 43 - 11
11 - نقش پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تلاوت آيه هاى روشن الهى بر مردم است .
و إذا تتلى عليهم . .. قالوا ما هذا إلاّ رجل
مجهول آوردن «تتلى» به خاطر واضح بودن تلاوت كننده بوده و «هذا» و «رجل» قرينه است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) چنين كارى را انجام مى داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 71 - 9،10،14
9 - پرسش ملامت آميز نگهبانان و دربانان دوزخ از كافران ، درباره آمدن پيامبران تلاوت كننده آيات الهى و انذارگران
و قال لهم خزنتها ألم يأتكم رسل منكم يتلون عليكم ءايت ربّكم و ينذرونكم لقاء يومك
10 - اعتراف كافران در حضور نگهبانان و دربانان دوزخ ، به آمدن پيامبران تلاوت گر آيات خداوند و انذارگران الهى براى هدايت آنان
ألم يأتكم رسل منكم يتلون عليكم ءايت ربّكم و ينذرونكم لقاء يومكم هذا
14 - تلاوت وحى و آيات الهى براى مردم ، از وظايف فرستادگان الهى
رسل منكم يتلون عليكم ءايت ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 59 - 8،9
8 - اقدام پيامبران ، به قرائت متن كلام خداوند ( آيات الهى ) بر مردم
و ما كان ربّك مهلك القرى حتّى يبعث فى أُمّها رسولاً يتلوا عليهم ءايتنا
9 - تلاوت آيات الهى بر مردمان ، مهم ترين وظيفه پيامبران
حتّى يبعث فى أُمّها رسولاً يتلوا عليهم ءايتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 43 - 1
1 - تلاوت آيه هاى روشن و متعدد خدا براى مشركان ، جهت اصلاح عقايد آنان
و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 34 - 8
8 - در خانه هاى همسران پيامبر ، آيات خدا و حكمت ، تلاوت مى شده است .
و اذكرن ما يتلى فى بيوتكنّ من ءايت اللّه و الحكمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 34 - 8
8 - در خانه هاى همسران پيامبر ، آيات خدا و حكمت ، تلاوت مى شده است .
و اذكرن ما يتلى فى بيوتكنّ من ءايت اللّه و الحكمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 5 - 9
9 - به زبان آوردن آيات سوره « فلق » ، از آداب استعاذه به خداوند
قل أعوذ بربّ الفلق . .. و من شرّ حاسد إذا حسد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 3 - 17
17 - « عن ابى عبداللّه ( ع ) ] فى قوله [ . . . « و مما رزقناهم ينفقون » قال : مما علمناهم ينبؤن و مما علمناهم من القرآن يتلون ;
از امام صادق (ع) ]درباره سخن خداوند كه مى فرمايد: [«و مما رزقناهم ينفقون» روايت شده كه فرمود: يعنى، از آن چه مابه آنان
تعليم داده ايم خبر مى دهند (آن را نشر مى نمايند) و از آن چه ما از قرآن به آنها آموخته ايم تلاوت مى كنند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 58 - 2
2 - تلاوت آيات قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از سوى خداوند
ذلك نتلوه عليك من الايات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 101 - 1،8
1 - گمراهى و كفر ( ارتداد ) مؤمنان ، على رغم تلاوت آيات الهى بر آنان و حضور پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميانشان ، مايه شگفتى است .
و كيف تكفرون و انتم تتلى عليكم ايات اللّه و فيكم رسوله
مراد از استفهام، تعجّب است.
8 - هدف و انگيزه از تلاوت آيات الهى ( انزال قرآن ) و ارسال پيامبران ، هدايت انسان ها به صراط مستقيم است .
و انتم تتلى عليكم ايات اللّه و فيكم رسوله و من يعتصم باللّه فقد هُدى الى صراط مس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 113 - 7،8
7 - ارزش والاى اطاعت و بندگى خدا ، تلاوت آيات الهى ( قرآن و . . . ) به هنگام شب و در حال سجده به درگاه وى
يتلون ءايت اللّه ءاناء الّيل و هم يسجدون
بنابر اينكه جمله «و هم يسجدون»، حال باشد.
8 - ترغيب به عبادت و تلاوت آيات الهى ، ( قرآن و . . . ) در هنگام شب به همراه سجده
امّة قائمة يتلون ءايت اللّه ءاناء الّيل و هم يسجدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 164 - 8
8 - تلاوت آيات قرآن ( ارائه نشانه هاى خدا و حقانيّت اسلام ) زمينه ساز تربيت و تزكيه انسانها
يتلوا عليهم ءايته و يزكّيهم
تقدّم ذكرى تلاوت قرآن بر تزكيه، دلالت بر تقدّم رتبه اى آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 2 - 8
8- قرآن ، كتابى براى خواندن و فهميدن
إنا أنزلنه قرء نًا عربيًّا لعلكم تعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 27 - 1
1- تلاوت آيات قرآن ، رسالتى الهى برعهده پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .
واتل ما أُحى إليك من كتاب ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 3 - 1،3
1 - تلاوت ، نحوه نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)
نتلوا عليك من نبإِ موسى
3 - داستان موسى و فرعون ، تلاوت شده از سوى خدا بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)
نتلوا عليك من نبإِ موسى و فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 85 - 3
3 - تلاوت آيات قرآن براى مردم و ابلاغ پيام آن به ايشان ، وظيفه اى الهى برعهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إنّ الذى فرض عليك القرءان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 87 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به ابلاغ بى درنگ آيات الهى بر مردم به محض دريافت آن
و لايصدّنّك عن ءايت اللّه بعد إذ أُنزلت إليك
قيد «بعد إذ أُنزلت إليك» به معناى «بعد وقت الإنزال» است; يعنى، همين كه نزول آيات بر تو پايان يافت، بى هيچ تأخير بايد آن را به مردم ابلاغ كنى و مبادا كافران تو را از اين كار بازدارند و باعث تأخير در تلاوت آن شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 45 - 1
1 - تلاوت كتاب آسمانى قرآن ، از جمله مسؤوليت هاى پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) است .
اتل ما أوحى إليك من الكتب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 121 - 14
14 - از امام صادق ( ع ) درباره سخن خداوند كه مى فرمايد : « الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته » روايت شده كه فرمود : « يرتلون آياته و يتفقهون به و يعملون باحكامه و يرجون وعده و يخافون وعيده و يعتبرون بقصصه و يأتمرون بأوامره و ينتهون
بنواهيه . . . ;
آنان قرآن را با ترتيل مى خوانند و تلاش مى كنند تا آيات آن را بفهمند و به احكام آن عمل مى كنند و اميدوار به وعده ها و از وعيد آن ترسان مى باشند، و از قصه هاى آن پند و عبرت مى گيرند و به اوامر آن تن مى دهند و از نواهى آن دورى مى گزينند . .. ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 45 - 1
1- خداوند ، به هنگام قراءت قرآن توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ميان آن حضرت و كافران ، حجابى نامرئى قرار داد .
و إذا قرأت القرءان . .. حجابًا مستورًا
برداشت فوق، مبتنى بر معناى مستور - به همان صيغه مفعولى يعنى پوشيده شده - است و در آيه به تناسب موضوع، مراد پوشيده شدن از حواس بينندگان (كافران) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 15 - 4
4 - تلاوت آيات قرآن بر كافران تكذيب گر و انكار عمدى آن از سوى آنان
إذا تتلى عليه ءايتنا قال أسطير الأوّلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 21 - 11
11 - تلاوت كنندگان قرآن در عصر بعثت ، غير مؤمنان را نيز با آيات آن آشنا ساخته ، براى آنها قرآن مى خواندند .
و إذا قرىء عليهم القرءان لايسجدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 69 - 8
8 - قرآن ، كتاب قرائت شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و قرءان
«قرآن» مصدر «قرأ» است كه مانند «رجحان» و «كفران» بر اسم مفعول اطلاق شده است; يعنى، «الكلام المقروء».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 77 - 2
2 - قرآن ، كتابى خوانده شده بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إنّه لقرءان كريم
«قرآن»، مصدر به معناى مفعول است; يعنى، «إنّه لمقروء».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 17 - 1
1 - تأليف و تنظيم كلمات قرآن و خواندن آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تضمين شده از سوى خداوند
إنّ علينا جمعه و قرءانه
«جمع» در لغت به معناى تأليف است و مقصود از آن در اين آيه تأليف و تنظيم كلمات قرآن مى باشد. واژه «قرآن» نيز معناى مصدرى دارد; يعنى، خواندن. بنابراين «إنّ علينا جمعه و قرآنه»; يعنى، «بى ترديد تأليف و تنظيم كلمات قرآن و خواندن آن بر تو [اى پيامبر] بر عهده ما است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 21 - 2
2 - آيات قرآن ، بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) خوانده شده است و ساخته و پرداخته آن حضرت نيست .
بل هو قرءان
كلمه «قرآن»، هرگاه با حرف «ال» ذكر شود، عَلَم است و آن گاه كه نكره باشد، مصدر و به معناى مفعول (مقروء) مى باشد. مراد از وصف «مقروء» (قرائت شده)، اين است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، آن آيات را دريافت كرده است; نه اين كه به دروغ آن را ساخته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 6 - 4
4 - وحى و نزول قرآن ، به صورت قرائت آن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و جارى ساختن آن بر زبان او بوده است .
سنقرئك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 7 - 8
8 - قرائت كامل قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و بقاى آن در حافظه آن حضرت ، نويدى متكى بر علم خداوند
سنقرئك فلاتنسى . .. إنّه يعلم الجهر و ما يخفى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 2 - 9
9 - ثبت آيات قرآن ، در صحيفه ها و ورق ها ، برنامه اى پيش بينى شده از جانب خداوند و القا شده به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله)
يتلوا صحفًا مطهّرة
تعبير «صحف» (جمع «صحيفه»; يعنى، چيزى كه در آن مى نويسند)، اشاره به آينده قرآن و مكتوب شدن آن دارد. اسناد «يتلوا» به «صحفاً» - با آن كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) آيات الهى را از روى صحيفه هاى موجود تلاوت نمى كرد - به اعتبار مكتوب شدن پيام ها، پس از تلاوت آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 45 - 2،3
2- قراءت قرآن و تلاوت وحى بر مردم ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و إذا قرأت القرءان
از اينكه خداوند براى پاسدارى از پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بين وى و كافران به هنگام تلاوت قرآن حجابى نامريى قرار داده است; مى تواند به خاطر اين باشد كه آن حضرت موظف بوده است كه قرآن را براى مردم تلاوت كند اما چون با تلاوت قرآن، مورد آزار و اذيت قرار مى گرفت خداوند با جعل حجاب، او را از آزار آنان محافظت كرد.
3- تلاوت قرآن كريم توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان مردم
و إذا قرأت القرءان جعلنا بينك . .. حجابًا مستورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 72 - 4
4 - فراخوانده شدن مردم صدراسلام به توحيد و تلاوت شدن آيات قرآن بر آنان از سوى مؤمنان
و إذا تتلى عليهم ءايتنا . .. بالذين يتلون عليهم ءايتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 13 - 2
2 - متجاوزان و گنه پيشگان ، نبايد از شنيدن آيات قرآن محروم بمانند .
كلّ معتد أثيم . إذا تتلى عليه ءايتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 13 - 2
2 - متجاوزان و گنه پيشگان ، نبايد از شنيدن آيات قرآن محروم بمانند .
كلّ معتد أثيم . إذا تتلى عليه ءايتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 4 - 3،4
3 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر قرائت قرآن با تأنّى و به صورت شمرده شمرده در عبادت و شب زنده دارى
قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً
«ترتيل» در قرائت و سخن، به معناى آهسته آهسته و درست و بدون شتاب خواندن است (برگرفته از صحاح، مفردات راغب و مصباح المنير).
4 - قرائت قرآن با تأنّى و شمرده شمرده ، از مهم ترين و مناسب ترين اعمال عبادى شبانه و مراسم شب زنده دارى
قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 78 - 5
5- قراءت قرآن و بازخوانى پيام وحى ، عمده ترين ركن و مهمترين بُعد نماز
أقم الصلوة . .. و قرءان الفجر
مراد از «قرآن الفجر» نماز صبح است و آوردن «قرآن» (تلاوت آيات الهى) به جاى «صلاة» مى تواند مشعر به مطلب فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 4 - 5
5 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر قرائت قرآن با تأنّى و شمرده شمرده در نماز هاى نيمه شب
قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه چون آيه به دنبال توصيه به نماز شب آمده است، اشاره دارد به قرائت قرآن در حين نماز; زيرا قرائت قرآن از اركان نماز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 1،9
1 - تمجيد خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت به خاطر شب زنده دارى و قرائت قرآن
إنّ ربّك يعلم أنّك تقوم . .. و طائفة من الذين معك
مطلب ياد شده از تذكر به علم خداوند، استفاده مى شود.
9 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به تلاوت قرآن در شب هنگام به ميزان ميسور و ممكن
فاقرءوا ما تيسّر من القرءان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 29 - 1
1 - انس با قرآن و تلاوت مستمر آن ، برپايى نماز و انفاق در نهان و آشكار ، از اوصاف عالمان راستين و اهل معرفت
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه و أقاموا الصل
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه «إنّ الذين. ..» در مقام بيان جمله «إنّما يخشى اللّه من عباده العلماء» است; يعنى، در توصيف عالمان خداترس مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 61 - 3
3 - تلاوت آيات قرآن ، از كار هاى مهم و هميشگى پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) بوده است .
و ما تتلوا منه من قرءان
از ذكر تلاوت قرآن - در حالى كه جمله «ما تكون فى شأن» آن را شامل مى شود - برداشت فوق استفاده مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 45 - 1،2،3،4
1- خداوند ، به هنگام قراءت قرآن توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ميان آن حضرت و كافران ، حجابى نامرئى قرار داد .
و إذا قرأت القرءان . .. حجابًا مستورًا
برداشت فوق، مبتنى بر معناى مستور - به همان صيغه مفعولى يعنى پوشيده شده - است و در آيه به تناسب موضوع، مراد پوشيده شدن از حواس بينندگان (كافران) است.
2- قراءت قرآن و تلاوت وحى بر مردم ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و إذا قرأت القرءان
از اينكه خداوند براى پاسدارى از پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بين وى و كافران به هنگام تلاوت قرآن حجابى نامريى قرار داده است; مى تواند به خاطر اين باشد كه آن حضرت موظف بوده است كه قرآن را براى مردم تلاوت كند اما چون با تلاوت قرآن، مورد آزار و اذيت قرار مى گرفت خداوند با جعل حجاب، او را از آزار آنان محافظت كرد.
3- تلاوت قرآن كريم توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ميان مردم
و إذا قرأت القرءان جعلنا بينك . .. حجابًا مستورًا
4- كافران ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به هنگام تلاوت آيات قرآن بر مردم ، مورد آزار و اذيت قرار مى دادند و براى آن حضرت ايجاد مزاحمت مى كردند .
و إذا قرأت القرءان
طبق شأن نزولهايى كه وارد شده است (مجمع البيان، ذيل آيه) و نيز ظاهر آيه «جعلنا بينك و بين الذين» جعل حجاب به خاطر اين بود كه كافران نشنوند تا پيامبر(صلی الله علیه و آله) را اذيت نمايند و براى آن حضرت، مزاحمت ايجاد كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 106 - 3
3- مأموريت پيامبر (صلی الله علیه و آله) به قراءت بخش هاى قرآن بر مردم به آرامى و با تأنّى
و قرءانًا فرقنه لتقرأه على الناس على مكث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 114 - 10،12
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آيات قرآن را پيش از پايان يافتن وحى آن ، به زبان جارى مى ساخت و در تلاوت آن تعجيل داشت . *
و لاتعجل بالقرءان من قبل أن يقضى إليك وحيه
12 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به شتاب نكردن در تلاوت آيات قرآن ، پيش از پايان يافتن وحى آن ، توصيه كرد .
و لاتعجل بالقرءان من قبل أن يقضى إليك وحيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 92 - 1
1 - تلاوت قرآن ، رسالت و وظيفه تغييرناپذير پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى هدايت خلق
إنّما أُمرت أن . .. و أن أتلوا القرءان فمن اهتدى
در اين آيه تلاوت آيات قرآن به مردم، به عنوان يگانه مسؤوليت پيامبر(صلی الله علیه و آله) مورد تأكيد قرار گرفته است. از جمله «فمن اهتدى...» نيز استفاده مى شود كه هدف از تلاوت آيات آن، هدايت خلق بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 29 - 1،3
1- روى آورى گروهى از جنيان به تدبير الهى ، براى استماع قرآن از پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و إذ صرفنا إليك نفرًا من الجنّ يستمعون القرءان
3- گروه جنيان ، مجذوب پيام وحى با استماع آن از زبان پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و إذ صرفنا إليك . .. فلمّا حضروه قالوا أنصتوا
تعبير «أنصتوا» و فراخواندن به سكوت، نشانگر اشتياق آنان به استفاده هرچه بيشتر از قرآن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 11 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تلاوت گر آيات الهى ( قرآن ) براى مردم
رسولاً يتلوا عليكم ءايت اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 51 - 5
5 - اتهام جنون به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به هنگام شنيدن قرآن از سوى كافران
لمّا سمعوا الذكر و يقولون إنّه لمجنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 36 - 1
1 - تجمّع سريع و شتابزده كافران در اطراف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به هنگام تلاوت وحى براى مردم
فمالِ الذين كفروا قبلك مهطعين
«اهطاع» (مصدر «مهطعين») به معناى گردن كشيدن و به سرعت راه رفتن و نيز به معناى گردن كشيدن براى خبر گرفتن آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 1 - 1
1 - گروهى از جن ( سه تا هفت نفر يا سه تا ده نفر ) ، به قرائت قرآن پيامبر (صلی الله علیه و آله) گوش فرامى دادند .
قل أُوحى إلىّ أنّه استمع نفر من الجنّ
واژه «نفر» به گروهى متشكل از سه تا ده نفر و بنابر نقلى سه تا هفت نفر از مردان اطلاق مى شود. (مصباح المنير)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 4 - 3
3 - فرمان خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر قرائت قرآن با تأنّى و به صورت شمرده شمرده در عبادت و شب زنده دارى
قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً
«ترتيل» در قرائت و سخن، به معناى آهسته آهسته و درست و بدون شتاب خواندن است (برگرفته از صحاح، مفردات راغب و مصباح المنير).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 1
1 - تمجيد خداوند از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و ياران آن حضرت به خاطر شب زنده دارى و قرائت قرآن
إنّ ربّك يعلم أنّك تقوم . .. و طائفة من الذين معك
مطلب ياد شده از تذكر به علم خداوند، استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 16 - 2
2 - منع شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از شتابورزى در خواندن آيات وحى ، پيش از پايان يافتن وحى آن
لاتحرّك به لسانك لتعجل به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 17 - 2
2 - گردآورى قرآن در سينه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و توانايى آن حضرت بر قرائت آن ، تضمين شده از سوى خداوند
إنّ علينا جمعه و قرءانه
يكى از احتمالات ياد شده در تفسير آيه شريفه، اين است كه مقصود از«جمعه»، گردآورى قرآن در سينه پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; به گونه اى كه آن حضرت به خاطر سپارد و فراموش نكند و مقصود از «قرآنه» تثبيت قرائت قرآن بر زبان ايشان است; به گونه اى كه هرگاه خواسته باشد بتواند آن را قرائت كند (مانند آيه 6 از سوره «اعلى» «سنقرئك فلاتنسى»).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 18 - 2
2 - سفارش خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر قرائت آيات نازل شده قرآن ، پس از پايان دريافت كامل آنها
فإذا قرأنه فاتّبع قرءانه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 6 - 1،2،3،7،9،12
1 - آگاهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر وحى و زبان گشودن آن حضرت به قرائت قرآن ، وابسته به خواست خداوند و در گرو عنايت ويژه او بود .
سنقرئك
2 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به آموختن قرآن و جارى ساختن آن بر زبان او وعده داد .
سنقرئك
«إقراء»; يعنى، ديگرى را قارى ساختن و حرف «سين» در «سنقرئك» براى تأكيد وعده است. بنابراين مفاد آيه شريفه، اين است كه وحى همچنان ادامه يافته، زبان تو در حال و آينده به قرائت آن توانمند خواهد بود.
3 - توانمند ساختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر قرائت قرآن و فراموش نكردن آن ، از جلوه هاى ربوبيت خداوند بر آن حضرت است .
سنقرئك فلاتنسى
7 - دريافت قرائت قرآن از جانب خداوند ، مصون سازنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) از فراموش كردن آن
سنقرئك فلاتنسى
حرف «فاء»، جمله «فلاتنسى» را بر «سنقرئك» تفريع كرده است.
9 - تسبيح خداوند ، زمينه ساز شايستگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى دريافت قرآن و حفظ آن
سبّح اسم ربّك . .. سنقرئك فلاتنسى
12 - خداوند پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به داشتن حافظه اى نيرومند و فراموش نكردن آنچه خوانده است ، وعده داد .
سنقرئك فلاتنسى
حذف مفعول از فعل هاى «نقرء» و «لاتنسى»، ممكن است براى افاده عموم باشد; يعنى، تو را بر قرائت توانا مى سازيم و تو خوانده هاى خويش را، از ياد نخواهى برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 1 - 1،3،11
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دريافت قرآن و قرائت آن
اقرأ
«قرائت»، ممكن است به تلفّظ يا مرور در ذهن انجام گيرد و در آيه شريفه - به اين دليل كه پيش از آن چيزى نازل نشده بود تا پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور به قرائت آن شود - مراد دريافت و قرائت آياتى است كه بعد از فرمان «اقرء» نازل مى شود. اين فرمان، شامل قرائت كلمه «اقرء» نيز مى باشد; نظير آن كه گفته شود: «آنچه را مى گويم، گوش كن» كه شامل همين جمله نيز مى گردد.
3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور آغاز قرائت قرآن ، با نام خداوند
اقرأ باسم ربّك
حرف «باء» در «باسم»، به حال محذوفى نظير «مبتدءاً» يا «مفتتحاً» تعلق دارد.
11 - الزام پيامبر (صلی الله علیه و آله) به قرائت قرآن در آغاز رسالت ، مايه رشد و تعالى آن حضرت و از جلوه هاى ربوبيت خداوند بود .
اقرأ باسم ربّك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 3 - 1
1 - خداوند ، با تأكيد بر فرمان خويش ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به دريافت و قرائت قرآن در آغاز رسالتش فرا خواند .
اقرأ . .. اقرأ
فرمان «اقرأ»، تكرار و تأكيد فرمانى است كه در آغاز سوره آمده بود و مفعول محذوف آن نيز - به قرينه سياق كلام - مطالبى است كه بعد از آن فرمان، وحى خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 4 - 5
5 - توجه به وابستگى تمام آموخته ها به خداوند ، مايه اطمينان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به توانايى بر عمل به وظيفه دريافت و قرائت قرآن
اقرأ . .. الذى علّم بالقلم
با توجّه به «امّى» و بى سواد بودن پيامبر(صلی الله علیه و آله) تا زمان بعثت، خداوند پس از فرمان دادن آن حضرت به قراءت، خود را معلم تمام اهل قلم معرفى كرده است تا آن حضرت را به امدادهاى خويش اميدوار سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 5 - 6
6 - توجه به وابستگى تمام معلومات انسان به خداوند ، مايه اطمينان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به امداد الهى در توانا ساختن او بر دريافت و قرائت قرآن
اقرأ . .. علّم الإنسن ما لم يعلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بينه - 98 - 2 - 10،13،16
10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، قرآن را از صحيفه هايى مكتوب و پيراسته از هر باطل ، دريافت و بر مردم تلاوت مى كرد .
رسول من اللّه يتلوا صحفًا مطهّرة
در برداشت ياد شده، مراد از «صحفاً مطهّرة»، قرآنِ مكتوب پيش از مرحله نزول بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) دانسته شده است. قرآن در آن مرحله - براساس بعضى از آيات - در اختيار فرشتگانى بزرگوار بوده است.
13 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، داراى رسالتى بزرگ از جانب خداوند و حامل پيامى مكتوب و خالى از انحراف و عهده دار بازخوانى آن بر مردم
رسول من اللّه يتلوا صحفًا مطهّرة
نكره آمدن «رسول»، بر عظمت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و رسالت آن حضرت دلالت دارد.
16 - تلاوتِ قرآن بر مردم ، رسالتى الهى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)
رسول من اللّه يتلوا صحفًا مطهّرة
توصيف پيامبر(صلی الله علیه و آله) به تلاوت كننده قرآن - پس از تطبيق عنوان «رسول» بر آن حضرت - بيانگر آن است كه تلاوت قرآن، بخشى از رسالت او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 9
9 - مؤمنان و ياران پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به تلاوت قرآن در شب هنگام به ميزان ميسور و ممكن
فاقرءوا ما تيسّر من القرءان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 44 - 4
4 - عالمان به كتاب هاى آسمانى و تلاوت كنندگان آن ، داراى مسؤوليت بيشتر در عمل كردن به كردار هاى نيك ( دستورات كتاب هاى آسمانى )
و تنسون أنفسكم و أنتم تتلون الكتب
روشن است كه هر كس ديگران را به نيكيها فرمان دهد و خود بدانها عمل نكند، سزاوار سرزنش است; چه از عالمان باشد يا از غير آنان، بنابراين جمله حاليه «و أنتم تتلون الكتاب» تأكيدى است در مورد عالمان كتابهاى آسمانى و تلاوت كنندگان آن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 121 - 14
14 - از امام صادق ( ع ) درباره سخن خداوند كه مى فرمايد : « الذين ءاتينهم الكتب يتلونه حق تلاوته » روايت شده كه فرمود : « يرتلون آياته و يتفقهون به و يعملون باحكامه و يرجون وعده و يخافون وعيده و يعتبرون بقصصه و يأتمرون بأوامره و ينتهون بنواهيه . . . ;
آنان قرآن را با ترتيل مى خوانند و تلاش مى كنند تا آيات آن را بفهمند و به احكام آن عمل مى كنند و اميدوار به وعده ها و از وعيد آن ترسان مى باشند، و از قصه هاى آن پند و عبرت مى گيرند و به اوامر آن تن مى دهند و از نواهى آن دورى مى گزينند . .. ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 71 - 13،14
13 - فرستادگان الهى ، با در دست داشتن وحى الهى در قالب عبارت هاى قابل تلاوت در ميان مردم ، مبعوث مى شدند .
ألم يأتكم رسل منكم يتلون عليكم ءايت ربّكم
14 - تلاوت وحى و آيات الهى براى مردم ، از وظايف فرستادگان الهى
رسل منكم يتلون عليكم ءايت ربّكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 26 - 2
2 - تلاش مشركان براى مقابله با قرآن ، از طريق جنجال آفرينى و ايجاد سر و صدا ، هنگام قرائت آيات آن به وسيله پيامبر و مؤمنان
و الغوا فيه
«لغو» (مصدر «ألغوا») در مورد كلام و سخن بى معنى اطلاق مى شود و در اين جا مراد، گفتن سخنان ياوه و ايجاد سر و صدا مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 37
37 - شب زنده دارى ، تلاوت قرآن ، اقامه نماز ، پرداخت زكات و انفاق ، از مظاهر نيكوكارى و مصداق هاى بارز كار هاى خير
تقوم أدنى من ثلثى الّيل . .. فاقرءوا ما تيسّر من القرءان ... و ما تقدّموا لأنفسك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 1 - 9
9 - لزوم توجه به صفات و نشانه هاى خداوند ، هنگام قرائت قرآن
اقرأ باسم ربّك
حرف «باء» در «باسم ربّك»، براى الصاق يا استعانت و يا مصاحبت است. و در صورت اخير مفاد آيه شريفه لزوم همراه ساختن تمام لحظات قرائت با ذكر اسم خداوند است. در حقيقت مراد توجّه به صفات و نشانه هايى است كه اين اسم، بيانگر آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 1 - 9
9 - لزوم توجه به صفات و نشانه هاى خداوند ، هنگام قرائت قرآن
اقرأ باسم ربّك
حرف «باء» در «باسم ربّك»، براى الصاق يا استعانت و يا مصاحبت است. و در صورت اخير مفاد آيه شريفه لزوم همراه ساختن
تمام لحظات قرائت با ذكر اسم خداوند است. در حقيقت مراد توجّه به صفات و نشانه هايى است كه اين اسم، بيانگر آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 27 - 15
15- توجيه ناپذيرى و نادرستى اعتماد بر غير خدا براى شناخت حقايق ، مقتضى روى آوردن به تلاوت وحى الهى و پيروى از آن است .
واتل ما أُحى إليك . .. و لن تجد من دونه ملتحدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 3 - 3
3 - توجّه به بزرگوارى و شرافت برتر خداوند ، برانگيزاننده انسان به تلاوت كلام او است .
اقرأ و ربّك الأكرم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 4 - 6
6 - توجّه به آموزگار بودن خداوند و وابستگى قرائت و كتابت به قدرت او ، برانگيزاننده انسان به تلاوت كلام او است .
اقرأ . .. الذى علّم بالقلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 204 - 1،2،3
1 - وجوب گوش فرادادن به قرآن و رعايت سكوت به هنگام شنيدن آن
و إذا قرى القرءان فاستمعوا له و أنصتوا
«استماع» (مصدر استمعوا) به معناى گوش سپردن و «انصات» (مصدر «أنصتوا») به معناى سكوت كردن است.
2 - گوش فرادادن به قرآن و سكوت كردن به هنگام شنيدن آن ، زمينه ساز دستيابى به رحمت خداوند است .
فاستمعوا له و أنصتوا لعلكم ترحمون
3 - تلاوت كننده قرآن ، هر كه باشد ، بايد به هنگام قرائت او خاموش ماند و به قرآن گوش داد .
و إذا قرى القرءان فاستمعوا له و أنصتوا لعلكم ترحمون
برداشت فوق از مجهول بودن فعل «قرى» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 52 - 7
7 - شبهه آفرينى شيطان به هنگام تلاوت آيات قرآن توسط پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) براى مردم
و ما أرسلنا . .. ألقى الشيطن فى أُمنيّته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 30 - 12
12 - سپاس گزارى از عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان مخلص و گذشت از لغزش هاى آنان ، رفتارى ارزشمند و خدايى است .
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه ... إنّه غفور
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه چگونگى رفتار خداوند با اين دسته از انسان ها، مى تواند براى همگان آموزنده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 30 - 4
4 - عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق گران ، از فضل خداوند و مزد بيش از استحقاق خود برخورداراند .
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه ... و يزيدهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 61 - 4
4 - قرآن ، كتابى است باعظمت و تلاوت آن بسيار ارزشمند مى باشد .
و ما تكون فى شأن و ما تتلوا منه من قرءان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 3 - 5
5 - تلاوت وحى و قرآن كريم ، كارى ارزشمند است و قرائت كنندگان از جايگاهى بلند در پيشگاه خداوند برخوردارند .
فالتّليت ذكرًا
از سوگند خداوند به تلاوت كنندگان وحى و قرآن كريم، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 13 - 1
1 - تلاوت آيات قرآن و آموختن معارف آن به مردم ، حركتى مطلوب و شايسته پى گيرى است .
إذا تتلى عليه ءايتنا
تداوم، از فعل مضارع «تتلى» استفاده مى شود; زيرا در مواردى كه سخن درباره كارهاى گذشته افراد و يا بيان حالت آنان است، فعل مضارع بر استمرار دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 30 - 1
1 - عالمان خداترس ، به منظور دريافت اجر الهى ، به تلاوت قرآن ، اقامه نماز و انفاق مى پردازند .
إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه ... ليوفّيهم
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه لام در «ليوفّيهم» براى تعليل بوده و اين جمله متعلق به «يتلون» باشد; يعنى، قرآن را تلاوت مى كنند و . .. به خاطر آن كه خداوند به آنان پاداش كامل عنايت كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 5 - 3
3 - بالا بردن توان پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى به دوش گرفتن مسؤوليت سنگين و گران بار رسالت ، فلسفه توصيه خداوند به آن حضرت مبنى بر شب زنده دارى و تلاوت قرآن
قم الّيل . .. و رتّل القرءان ترتيلاً . إنّا سنلقى عليك قولاً ثقيلاً
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّا سنلقى. ..» در مقام تعليل براى «قم الليل...» است; يعنى، به شب زنده دارى بپرداز; زيرا به زودى سخنى گران بار بر تو القا خواهيم كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 2 - 3،4
3 - تلاوت قرآن بر مؤمنان راستين ، فزاينده ايمان در نهاد آنان
و إذا تليت عليهم ءايته زادتهم إيمنا
«تليت» به قرينه كلمه «على» از تلاوت، كه به معناى قرائت است، گرفته شده است. بنابراين مراد از «ءايته»، آيات قرآن است.
4 - دل هاى بيمناك و لرزان از ياد خدا ، داراى زمينه اى مناسب براى تأثيرپذيرى از تلاوت آيات قرآن
إذا ذكر اللّه وجلت قلوبهم و إذا تليت عليهم ءايته زادتهم إيمنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 72 - 5،6
5 - خشمگين شدن كافران صدراسلام و ظهور آثار كينه و نفرت در چهره آنان ، به هنگام شنيدن آيات قرآن و معارف توحيدى آن
و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت تعرف فى وجوه الذين كفروا المنكر
6 - بر افروختگى مشركان با شنيدن آيات قرآن و خشم حاصل از آن ، به حدى بود كه آنان را در آستانه حمله و تهاجم به كسانى قرار مى داد كه آيات قرآن را بر آنها تلاوت مى كردند .
يكادون يسطون بالذين يتلون عليهم ءايتنا
«سَطْو» (مصدر «يسطون») به معناى تهاجم و حمله است; يعنى، چيزى نمانده كه مشركان با كسانى كه آيات ما را بر آنان مى خوانند گلاويز شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 8 - 6
6 - استكبار كافران و اصرارشان بر كفر ، هنگام تلاوت آيات الهى بر آنان
تتلى عليه ثمّ يصرّ مستكبرًا
بنابراين كه «ثمّ» براى تراخى رتبى باشد - نه زمانى- برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 3 - 4
4 - نزول و قرائت قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) در قالب زبان عربى
تنزيل من الرحمن . .. قرءانًا عربيًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 30 - 4
4- تلاوت قرآن بر مردم ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از هدف هاى ارسال او به پيامبرى
أرسلنك . .. لتتلوا عليهم الذى أوحينا إليك
«تلاوت» (مصدر تتلوا) به معناى خواندن است و «لتتلوا» متعلق به «أرسلناك» مى باشد و بيانگر وظيفه پيامبر و هدف ارسال او به پيامبرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 156 - 6
6 - يهود و نصارا كتاب آسمانى خويش را به زبان غير عربى تلاوت مى كردند.
و إن كنا عن دراستهم لغفلين
«إن» در جمله «إن كنا» إن مخففه است. «دراست» مصدر و به معناى تلاوت است. «هم» فاعل «دراست» و مفعولش «الكتاب» مى باشد. يعنى «همانا ما از خواندن كتاب آسمانى توسط اهل كتاب غافل بوديم». اين بدان معناست كه ما متوجه محتواى قرائت آنان نبوديم و لذا حقايق آن را درك نمى كرديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 26 - 2
2 - تلاش مشركان براى مقابله با قرآن ، از طريق جنجال آفرينى و ايجاد سر و صدا ، هنگام قرائت آيات آن به وسيله پيامبر و مؤمنان
و الغوا فيه
«لغو» (مصدر «ألغوا») در مورد كلام و سخن بى معنى اطلاق مى شود و در اين جا مراد، گفتن سخنان ياوه و ايجاد سر و صدا مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 20 - 10،49
10 - تلاوت قرآن ، بايد به ميزان ميسور باشد ; نه مقدارى كه براى قارى خسته كننده و مشقت آور است .
فاقرءوا ما تيسّر من القرءان
49 - « عن النبىّ (صلی الله علیه و آله) « فاقرءوا ما تيسّر منه » قال : مائة آية ;
از پيامبر(صلی الله علیه و آله) [درباره] «فاقرءوا ما تيسّر منه» روايت شده كه مراد قرائت صد آيه است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 16 - 2
2 - منع شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از شتابورزى در خواندن آيات وحى ، پيش از پايان يافتن وحى آن
لاتحرّك به لسانك لتعجل به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 3 - 6
6 - قرائت قرآن ، داراى منافعى بسيار و تضمين شده از سوى خداوند
اقرأ و ربّك الأكرم
توصيف خداوند به «كريم ترين» - پس از امر به قرائت - بيانگر تأثير آن در فراهم آمدن زمينه كرامت و احسان خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 4 - 7
7 - ربوبيت خداوند بر انسان ها ، جلوه گر در توانا ساختن آنان بر خواندن و نوشتن
و ربّك الاكرم . الذى علّم بالقلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 4 - 6
6 - توجّه به آموزگار بودن خداوند و وابستگى قرائت و كتابت به قدرت او ، برانگيزاننده انسان به تلاوت كلام او است .
اقرأ . .. الذى علّم بالقلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - علق - 96 - 3 - 5
5 - القاى وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و توانمند ساختن او بر قرائت قرآن ، احسان و كرم خداوند به آن حضرت است .
اقرأ و ربّك الأكرم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 156 - 6
6 - يهود و نصارا كتاب آسمانى خويش را به زبان غير عربى تلاوت مى كردند.
و إن كنا عن دراستهم لغفلين
«إن» در جمله «إن كنا» إن مخففه است. «دراست» مصدر و به معناى تلاوت است. «هم» فاعل «دراست» و مفعولش «الكتاب» مى باشد. يعنى «همانا ما از خواندن كتاب آسمانى توسط اهل كتاب غافل بوديم». اين بدان معناست كه ما متوجه محتواى قرائت آنان نبوديم و لذا حقايق آن را درك نمى كرديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 197 - 23
23 - آغاز اعمال حج با تلبيه ، اشعار و تقليد است .
فمن فرض فيهنّ الحجّ
امام صادق (ع) درباره قول خداوند «الحجّ اشهر معلومات . ..» فرمود: و الفرض التلبية و الاشعار و التقليد فاى ذلك فعل فقد فرض الحجّ
كافى، ج 4، ص 289، ح 2 ; تفسير برهان، ج 1، ص 199، ح 2.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 27 - 14
14 - « عن عبيد اللّه بن على الحلبى ، عن أبى عبد اللّه ( ع ) قال : سألته لم جعلت التلبيه ؟ فقال : إنّ اللّه عزّوجلّ أوحى إلى ابراهيم ( ع ) « و أذّن فى الناس بالحج يأتوك رجالاً » فنادى فأجيب من كلّ فجّ يلبّون ;
عبيداللّه بن على الحلبى گويد: از امام صادق(ع) سؤال كردم: چرا[ در حج] تلبيه مقرر شده است؟ فرمود: همانا خداوند به حضرت ابراهيم(ع) وحى كرد: «و أذّن فى الناس بالحجّ يأتوك رجالاً» پس ابراهيم ندا در داد و از هر راه دورى با لبيك گفتن به ابراهيم(ع)، پاسخ داده شد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 20 - 4
4 - تأثير تمايلات و حبّ و بغض هاى انسان ها ، در شكل گيرى انديشه و باور هاى آنان
أيحسب الإنسن ألّن نجمع عظامه . .. كلاّ بل تحبّون العاجلة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 14 - 3
3- گرايش هاى طبيعى بشر ، ابزارى كارآمد در جهت سوق دادن او به كسب ارزش ها
أُولئك أصحب الجنّة خلدين فيها
خداوند، تمايل انسان به بقا و جاودانگى را در جهت سوق دادن وى به ايمان و استقامت به كار گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 71 - 1
1 - تنظيم نظام تشريع و تكوين بر اساس تمايلات و هوس هاى كافران ، مايه تباهى نظام هستى
و لو اتبع الحقّ أهواءهم لفسدت السموت و الأرض و من فيهنّ
اين آيه، ادامه آيه پيشين است. در آيه قبل بيان شد كه مخالفت كافران و رفاهمندان با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن، از آن جهت نبود كه آن دو براى آنها ناشناخته بود; بلكه از آن رو بود كه پيام هاى قرآن - كه آورنده آن پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد - سراسر حق است و حق در
ذائقه آنها ناخوشانيد بود. بنابراين آنها در صورتى پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مى پذيرفتند كه سخنانى مطابق هوس هاى آنها مى آورد. در اين آيه نيز مى فرمايد: اما هرگز حق نمى تواند تابع هوس هاى آنها شود; زيرا در آن صورت - با توجه به نامحدود و متناقض بودن خواسته ها - همه چيز از هم مى پاشيد; نه آسمان باقى مى ماند، نه زمين و نه موجودات ساكن در آنها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 71 - 3
3 - استوارى نظام تكوين ، مرهون راه نداشتن آراى هوسبازان در قوانين به حق آن
و لو اتبع الحقّ أهواءهم لفسدت السموت و الأرض و من فيهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 42 - 3،4
3 - وجود تمايلات مادى ، براى انسان ، در قيامت و ارضاى كامل آنها در بهشت
و فوكه ممّا يشتهون
4 - بهشت ، محل ارضاى تمامى تمايلات و خواسته هاى بشر
و فوكه ممّا يشتهون
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «من» در «ممّا يشتهون»براى تبعيض باشد، بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: بهشتيان از ميوه هايى كه بخشى از خواسته ها و تمايلات آنان را تشكيل مى دهد، بهره مند خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 50 - 5
5 - اميال و خواسته هاى انسان دو گونه است : برخى موافق با حق و هدايت الهى وبرخى مخالف با آنها .
و من أضلّ ممّن اتّبع هويه
ضمير «بغير هدًى من اللّه» به اصطلاح مى تواند احترازى باشد; يعنى، آن دسته از هواپرستان گمراه اند كه خواسته هاى آنان برخلاف هدايت الهى باشد; وگرنه گمراه نخواهند بود; زيرا برخى از خواهش هاى نفسانى مطابق با هدايت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 53 - 4
4- انبيا نيز همانند ديگران داراى كشش هاى نفسانى هستند .
و ما أُبرّءُ نفسى إن النفس لأمّارة بالسوء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 18 - 10
10 - پيروى از تمايلات و درخواست هاى جاهلانه ، عامل بروز اختلاف و رخداد تفرقه ميان امت ها
فما اختلفوا إلاّ من بعد . .. و لاتتّبع أهواء الذين لايعلمون
خداوند در پى طرح اختلافات بنى اسرائيل، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را موظف به پيروى از دين و مخالفت با هواها و هوس هاى جاهلانه نموده است. از اين نكته مى توان به دست آورد كه منشأ اختلافات، در پيروى از هوس ها نهفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 131 - 9
9 - نگاه ، تحريك كننده تمايلات انسان و مايه شيفتگى او به منظره هاى دلربا است .
و لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 55 - 4
4 - رسالت پيامبران ، در جهت تعديل تمايلات بشر است نه سركوب كردن آنها .
أئنّكم لتأتون الرجال شهوة من دون النساء
لوط پيامبر(ع)، به قومش نمى گويد كه بايد جلوى غريزه را به كلى گرفت; بلكه مى گويد: بايد آن را به گونه اى صحيح ارضا كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 121 - 13
13 - آدم و حوا ( ع ) ، به طور غريزى يا از روى عادت به پوشاندن عورت - حتى از همسر خويش - ملتزم بودند .
و طفقا يخصفان عليهما من ورق الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 12 - 5
5- تمايلات جسمانى و مادى بشر ، همراه با وى در جهان آخرت
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
باغ ها و منظره زيباى آن و جريان رودها و آواى دلكش آن، امورى است كه بشر در پرتو حواس و جنبه وجود مادى خويش، از آنها لذت برده و سود مى جويد. خداوند، مؤمنان را به برخوردارى از اين لذت ها در جهان آخرت، نويد داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 54 - 4
4 - انسان در حيات اخروى ، داراى تمايلات و لذت هاى مادى
إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نهر
از اين كه خداوند وعده به «جنّات» و «نهر» داده است، استفاده مى شود كه انسان در آخرت نيز از مظاهر طبيعى لذت خواهد برد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 235 - 4،5،6
4 - جواز خواستگارى تلويحى از زنان در عِدّه ، تسهيلى بر مردان در گرايش هاى طبيعى آنان
لا جناح . .. علم اللّه انّكم ستذكرونهنّ
5 - بى صبرى مردان در اظهار تمايل به ازدواج با زنان بى شوهر
علم اللّه انّكم ستذكرونهنّ
6 - توجّه به تمايلات و كشش هاى طبيعى انسان ، در قوانين الهى
علم اللّه انّكم ستذكرونهنّ
با توجّه به اينكه جمله «علم اللّه» تعليل است براى حكم خداوند به تجويز خواستگارى، نقش تمايلات طبيعى آدمى در قوانين الهى به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 266 - 6
6 - انسان ، دوستدار و خواهان بهره مندى از اعمال خِير خويش و نتايج آن
ايودّ احدكم ان تكون له جنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 94 - 25
25 - آگاهى هميشگى و دقيق خداوند به اعمال انسان و انگيزه هاى او
انّ اللّه كان بما تعملون خبيراً
«خبير» به كسى گفته مى شود كه به باطن اشيا آگاه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 107 - 14
14 - بهره بردارى از انگيزه « محبوب شدن » ، از روش هاى قرآن در ارشاد و تربيت
إنّ اللّه لايحب من كان خواناً اثيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 96 - 6
6 - بهره گيرى از تمايل مردم به رفاه و آسايش دنيوى و بهبود وضع اقتصادى ، از روش هاى قرآن براى هدايت آنان به ايمان و تقواست .
و لو أن أهل القرى ءامنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركت من السماء و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 59 - 11
11 - راضى بودن به عطاياى خداوند و اميد داشتن به فضل او ، نشأت گرفته از ميل و رغبت واقعى انسان به خدا
و لو أنهم رضوا ما ءاتيهم اللّه . .. إنا إلى اللّه رغبون
برداشت فوق بر اين اساس است كه جمله «إنا إلى اللّه راغبون»، تعليل براى جمله پيشين باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 54 - 1
1 - مستحقان عذاب استيصال ، به هنگام وقوع آن ، مايلند تمام مايملك خود را براى نجات جان خويش ، نثار كنند .
و لو أن لكل نفس ظلمت ما فى الأرض لافتدت به
با توجه به اينكه آيات فراز پيش، برخى مربوط به عذاب استيصال: (قل أرأيتم إن اتيكم عذابه بياتاً أو نهاراً . .. ) و برخى مربوط به عذاب قيامت است: (ثم قيل للذين ظلموا ذوقوا عذاب الخلد)، آيه فوق مى تواند بيانگر حال ستمگران به هنگام مشاهده عذاب استيصال باشد و مى تواند مربوط به عذاب قيامت باشد، برداشت فوق بر پايه احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 21 - 10
10 - زن و مرد ، به هم تمايل و گرايش دارند .
أزوجًا لتسكنوا إليها
متعدى شدن فعل «لتسكنوا» با «إلى» با اين كه حق اين بود كه «لتسكنوا عندها» گفته شود براى تضمين معناى تمايل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 48 - 17
17 - خداوند بر حذر دارنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) از پيروى تمايلات اهل كتاب و عدول از حق ( احكام قرآن ) در قضاوت
فاحكم . .. و لاتتبع اهواءهم عما جاءك من الحق
كلمه «عن» در «عما جاءك» مى رساند كه معناى عدول در «لاتتبع» تضمين شده است. يعنى لاتعدل عن الحق متبعاً اهواءهم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 50 - 5
5 - اميال و خواسته هاى انسان دو گونه است : برخى موافق با حق و هدايت الهى وبرخى مخالف با آنها .
و من أضلّ ممّن اتّبع هويه
ضمير «بغير هدًى من اللّه» به اصطلاح مى تواند احترازى باشد; يعنى، آن دسته از هواپرستان گمراه اند كه خواسته هاى آنان برخلاف هدايت الهى باشد; وگرنه گمراه نخواهند بود; زيرا برخى از خواهش هاى نفسانى مطابق با هدايت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 70 - 4،5
4 - ناسازگارى برنامه ها و اهداف پيامبران با تمايلات نفسانى بنى اسرائيل
كلما جاءهم رسول بما لاتهوى انفسهم
5 - انطباق و عدم انطباق رسالت انبيا با تمايلات نفسانى ، عامل تصديق و تكذيب پيامبران از سوى بنى اسرائيل
كلما جاءهم رسول بما لاتهوى انفسهم فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 71 - 10
10 - خواهش ها و كشش هاى درونى انسان ، همراه با او حتى در بهشت و جهان آخرت
و فيها ما تشتهيه الأنفس
از اين كه انسان حتى در بهشت داراى شهوات و خواهش ها است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 56 - 4
4 - وجود تمايلات جنسى و پيوند زناشويى ، ميان مردان و زنان در بهشت
هم و أزوجهم فى ظلل على الأرائك متّكئون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 20 - 4
4 - بهشتيان ، داراى تمايلات جنسى و نياز هاى عاطفى در بهشت
و زوّجنهم بحور عين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 56 - 9
9 - بهشتيان ، داراى تمايلات جنسى و حس لذت جويى
متّكين على فرش . .. فيهنّ قصرت الطرف
از اين كه خداوند به وجود حوريان بشارت داده، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 74 - 4
4 - بهشتيان ، داراى تمايلات جنسى و حس لذت جويى
لم يطمثهنّ إنس قبلهم و لاجانّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 22 - 1
1 - وجود غريزه و تمايل جنسى در ميان بهشتيان
و حور عين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 37 - 4
4 - وجود غريزه و تمايل جنسى در ميان بهشتيان
إنّا أنشانهنّ إنشاءً . .. عربًا أترابًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 56 - 10
10 - جن همانند آدميان ، داراى غريزه و روابط جنسى
لم يطمثهنّ إنس قبلهم و لاجانّ
برداشت بالا با توجه به اين نكته است كه اولاً مخاطب آيات، «جن و انس» مى باشند و ثانياً «لم يطمثهنّ. ..جانّ» مى رساند كه جنيان نيز زمينه روابط جنسى را دارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 74 - 5
5 - جن همانند آدميان ، داراى غريزه و روابط جنسى
لم يطمثهنّ إنس قبلهم و لاجانّ
برداشت ياد شده، با توجه به دو نكته زير است: الف) مخاطب آيات شريفه، جن و انس مى باشند ب) «لم يطمثهنّ. .. و لاجانّ» مى رساند كه جنيان نيز برخوردار از زمينه روابط جنسى اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 128 - 14
14 - وجود خواسته ها و لذتهاى نفسانى در جن (شيطان)
قد استكثرتم استمتع بعضنا ببعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 50 - 5
5 - اميال و خواسته هاى انسان دو گونه است : برخى موافق با حق و هدايت الهى وبرخى مخالف با آنها .
و من أضلّ ممّن اتّبع هويه
ضمير «بغير هدًى من اللّه» به اصطلاح مى تواند احترازى باشد; يعنى، آن دسته از هواپرستان گمراه اند كه خواسته هاى آنان برخلاف هدايت الهى باشد; وگرنه گمراه نخواهند بود; زيرا برخى از خواهش هاى نفسانى مطابق با هدايت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 21 - 10
10 - زن و مرد ، به هم تمايل و گرايش دارند .
أزوجًا لتسكنوا إليها
متعدى شدن فعل «لتسكنوا» با «إلى» با اين كه حق اين بود كه «لتسكنوا عندها» گفته شود براى تضمين معناى تمايل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 128 - 14
14 - وجود خواسته ها و لذتهاى نفسانى در جن (شيطان)
قد استكثرتم استمتع بعضنا ببعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 67 - 3
3- قوم لوط انحرافات جنسى ( لواط و همجنس بازى ) را ، كارى خوب مى پنداشتند و به آن علاقه و تمايل شديدى داشتند .
و جاء أهل المدينة يستبشرون
از اظهار شادمانى و شادباش گويى قوم لوط به هنگام باخبر شدن از مهمانان حضرت لوط(ع)، استفاده مى شود كه آنان از تجاوز جنسى خوشحال و آن را امرى پسنديده مى انگاشتند. گفتنى است كه طبق آيه 78 «هود» و نيز اشاراتى كه در آيات بعد (68، 69 و71) آمده است، آنان مردمانى آلوده به انحراف جنسى بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 42 - 3
3 - وجود تمايلات مادى ، براى انسان ، در قيامت و ارضاى كامل آنها در بهشت
و فوكه ممّا يشتهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 6 - 1
1 - گروهى از مسلمانان در صدد بازداشتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از حركت به سوى جنگ بدر ، على رغم وضوح حقانيت آن
يجدلونك فى الحق بعد ما تبين
در وجه تركيبى «يجدلونك» چند نظر ايراد شده است ; از جمله اينكه «يجدلونك» حال براى فاعل «لكرهون» و يا همانند «إن فريقا» حال براى مفعول «أخرجك» باشد. بر اين دو مبنا، آيه مورد بحث توضيحى درباره قضاياى پيش از جنگ بدر است. گفتنى است جدال به معناى منازعه براى غلبه بر انديشه و رأى طرف مقابل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 48 - 19،21
19 - قضاوت بر اساس احكام الهى در گرو پرهيز از تمايلات و هوا هاى نفسانى منحرفان
فاحكم بينهم بما أنزل اللّه و لاتتبع اهواءهم
نهى «لاتتبع» پس از «فاحكم» براى تفهيم اين معناست كه در صورت تبعيت از خواسته ديگران، قضاوت بر اساس احكام الهى ميسر نيست.
21 - پيروى از تمايلات منحرفان ، زمينه انحراف از حق
و لاتتبع اهواءهم عما جاءك من الحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 135 - 7
7 - بهره بردارى از تمايل انسان به فرجام نيك و حسن عاقبت، روشى در تبليغ و دعوت مردم به دين است.
فسوف تعلمون من تكون له عقبة الدار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 71 - 10
10 - خواهش ها و كشش هاى درونى انسان ، همراه با او حتى در بهشت و جهان آخرت
و فيها ما تشتهيه الأنفس
از اين كه انسان حتى در بهشت داراى شهوات و خواهش ها است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 24
24 - رهبران دينى در خطر پيروى از تمايلات نفسانى گروه هاى مختلف اجتماعى
و لئن اتبعت أهواءهم . .. مالك من اللّه من ولىّ و لانصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 37 - 12
12- رهبران دينى در خطر پيروى از تمايلات نفسانى و آراى برخاسته از هوا هاى گروه هاى مختلف اجتماعى
و لئن اتبعت أهواءهم بعد ما جاءك من العلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 39 - 9
9 - اميال و خواسته هاى انسان ، در تشخيص درستى و نادرستى واقعيت ها تأثير دارد .
كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا
برداشت فوق از آن جا استفاده شده است كه انسان تشنه، براى سيراب شدن - كه از خواسته هاى او است - دچار خطا شده و به جاى رفتن به طرف آب واقعى، به سوى سراب حركت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 27 - 8
8 - تأثير تمايلات و حبّ و بغض هاى انسان ها ، در شكل گيرى انديشه ها و باور هاى آنان
و لاتطع منهم ءاثمًا أو كفورًا . .. إنّ هؤلاء يحبّون العاجلة و يذرون وراءهم يومً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 23 - 9
9 - بهره گيرى قرآن از تمايلات طبيعى انسان ها ، در گرايش دادن آنان به ايمان و عمل صالح
إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا . .. و لباسهم فيها حرير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 12 - 6
6- استفاده خداوند از تمايلات طبيعى بشر ، در جهت تشويق او به ايمان و ارزش ها
جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
تمايل بشر به برخوردارى از بوستان هايى سرشار از رودهاى جارى، زمينه اى قرار گرفته است تا خداوند بهوسيله اين تمايل طبيعى، او را به ارزش هاى معنوى مشتاق سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 14 - 5
5 - بهره گيرى خداوند از تمايلات طبيعى انسان ها در گرايش دادن آنان به ايمان و عمل صالح
إنّ اللّه يدخل الذين ءامنوا . .. جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 53 - 10
10- ضرورت هوشيارى در برابر تمايلات نفسانى و لزوم فراهم آوردن زمينه هاى جلب رحمت الهى براى مصون ماندن از خطرات آن
إن النفس لأمّارة بالسوء إلاّ ما رحم ربى
تمايلات نفسانى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 53 - 4
4- انبيا نيز همانند ديگران داراى كشش هاى نفسانى هستند .
و ما أُبرّءُ نفسى إن النفس لأمّارة بالسوء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 53 - 10
10- ضرورت هوشيارى در برابر تمايلات نفسانى و لزوم فراهم آوردن زمينه هاى جلب رحمت الهى براى مصون ماندن از خطرات آن
إن النفس لأمّارة بالسوء إلاّ ما رحم ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 97 - 9
9 - دورى از تمدن و دانش ، امرى نكوهيده در بينش اسلام
الأعراب أشد . .. و أجدر ألّا يعلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 44 - 12
12- تدريجى بودن انقراض تمدن ها و جوامع بشرى
أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها
با توجه به كلمه «نقص» (كاستن) و نيز فعل مضارع «نأتى» و «ننقصها» - كه افاده استمرار مى كند - مى توان برداشت ياد شده را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 19
19 - پابرجايى زندگى انسانها در زمين، در عين انقراض امتهاى متمدن كافر
فأهلكنهم بذنوبهم و أنشأنا من بعدهم قرنا ءاخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 58 - 1
1- تمامى شهر ها و تمدن ها و جوامع بشرى ، قبل از قيامت ، توسط خداوند يا به كلى نابود و يا به وسيله عذابى ، به ويرانى كشيده خواهد شد .
و إن من قرية إلاّ نحن مهلكوها قبل يوم القيمة
«قرية» در لغت به معناى مجتمع و محل سكونت است و بر اعم از روستا و شهر اطلاق مى شود (برگرفته از لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 74 - 2
2- جوامع و تمدن هاى بسيارى در طول تاريخ ، با وجود قدرت و امكانات بسيار و موقعيت برتر نسبت به كافران عصر بعثت ، به هلاكت رسيده و نابود شدند .
و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أحسن أث-ًثا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 98 - 1
1- جوامع و تمدن هاى بسيارى در طول تاريخ ، به هلاكت رسيده و نابود شده اند .
و كم أهلكنا قبلهم من قرن
«كَمْ» در «كم أهلكنا» خبرى بوده و دال بر تكثير است (يعنى بسيار) و «قَرْن»; يعنى، مردمى كه اهل يك زمان باشند و نزديك هم زندگى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 44 - 17
17- ميراندن انسان ها و نابود كردن جوامع و تمدن ها ، دليل قدرت بى مانند و شكست ناپذير خداوند است .
أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها أفهم الغلبون
زير سؤال بردن و نفى كردن پيروزى و چيرگى كافران در برابر قدرت الهى (أفهم الغالبون)، پس از طرح مسأله مرگ و مير انسان ها به وسيله خداوند، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 9 - 7،8
7 - تاريخ پيش از اسلام ، عرصه ظهور و افول قدرت هايى چشمگير و جوامعى متمدن تر از مردمان عصر بعثت بودند .
كانوا أشدّ منهم قوّة . .. و عمروها أكثر ممّا عمروها ... فما كان اللّه ليظلمهم
8 - تاريخ ، بستر ظهور و افول قدرت ها و تمدن ها است .
أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا. .. عقبة الذين كانوا أشدّ منهم قوّة و أثاروا الأ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 26 - 11
11 - سقوط ملت ها و تمدن ها ، جلوه اى از آيات ( قدرت ) الهى است .
أهلكنا من قبلهم . .. إنّ فى ذلك لأيت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 21 - 6،7
6 - تاريخ عرب ، شاهد ظهور و افول تمدن ها و قدرت هاى بزرگ تر و متمدن تر از مردم جزيرة العرب عصر ظهور اسلام
كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا فى الأرض
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه آيه شريفه، اشاره به مردم جزيرة العرب و كسانى داشته باشد كه پيامبر اسلام در ميان آنان مى زيست.
7 - تاريخ بشر ، عرصه ظهور و افول قدرت ها و تمدن ها
كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 82 - 6،7
6 - تاريخ عرب ، شاهد ظهور و افول تمدن ها و قدرت هاى بزرگ تر ، پرجمعيت تر و متمدن تر از مردم جزيرة العرب عصر ظهور اسلام
كانوا أكثر منهم و أشدّ قوّة و ءاثارًا فى الأرض
برداشت ياد شده مبتنى براين احتمال است كه آيه شريفه اشاره به مردم جزيرة العرب و كسانى داشته باشد كه پيامبراسلام در ميان آنان مى زيست.
7 - تاريخ بشر ، عرصه ظهور و افول قدرت ها و تمدن ها
كانوا أكثر منهم و أشدّ قوّة و ءاثارًا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 97 - 9
9 - دورى از تمدن و دانش ، امرى نكوهيده در بينش اسلام
الأعراب أشد . .. و أجدر ألّا يعلموا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 67 - 2
2- وجود شهر و تمدن شهرى در عصر حضرت لوط ( ع )
و جاء أهل المدينة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 86 - 12
12- وجود تمدن در غرب سرزمين ذى القرنين
وجد عندها قومًا . .. إمّا أن تعذّب
ظلم و ايمان و عمل صالح و مجازات - كه آيات بعد در باره ساحل نشينان ياد كرده است - از مشخصات جوامع متمدن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 90 - 5
5- در عصر ذوالقرنين ، مردم ساكن غرب سرزمين او ، متمدن تر و پيشرفته تر از مردم ساكن در شرق سرزمين وى بودند .
بلغ مغرب الشمس . .. وجد عندها قومًا ... تطلع على قوم لم نجعل لهم من دونها سترًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 93 - 4،5
4- تمدن منطقه شمال زمين در عهد ذوالقرنين ، ضعيف بوده است .
وجد من دونهما قومًا لايكادون يفقهون قولاً
چنان چه مراد از يأجوج و مأجوج، همان مغول و تاتار باشند، آيه در توصيف ساكنان شمال سرزمين ذى القرنين خواهد بود.
5- مردم منطقه شمالى در عصر ذوالقرنين ، داراى زبانى دور از زبان هاى زنده آن روز بودند .
قومًا لايكادون يفقهون قولاً
نفى درك همه زبان ها، حاكى از اين است كه زبان مادرى كوه نشينان عصر ذى القرنين، زبانى منحط و غير قابل ذكر بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 96 - 3،10
3- مردم عصر ذوالقرنين ، با استخراج آهن و تهيه آن ، از پيش آشنا بودند . *
ءاتونى زبر الحديد
فرمان ذوالقرنين به تهيه آهن، نشان اين است كه مردم، قبلاً، با آن آشنا بوده و آهن در اختيار داشته اند.
10- صنعت ذوب فلز ، در تمدن زمان ذوالقرنين ، وجود داشته است .
قال انفخوا حتّى إذا جعله نارًا قال ءاتونى أُفرغ عليه قطرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 74 - 2
2- جوامع و تمدن هاى بسيارى در طول تاريخ ، با وجود قدرت و امكانات بسيار و موقعيت برتر نسبت به كافران عصر بعثت ، به
هلاكت رسيده و نابود شدند .
و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أحسن أث-ًثا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 98 - 1
1- جوامع و تمدن هاى بسيارى در طول تاريخ ، به هلاكت رسيده و نابود شده اند .
و كم أهلكنا قبلهم من قرن
«كَمْ» در «كم أهلكنا» خبرى بوده و دال بر تكثير است (يعنى بسيار) و «قَرْن»; يعنى، مردمى كه اهل يك زمان باشند و نزديك هم زندگى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 58 - 4
4 - سرزمين مصر در عصر فرعون ، برخوردار از تمدن و اقتصادى نيرومند
فأخرجنهم من جنّ-ت و عيون . و كنوز و مقام كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 129 - 2
2 - قوم عاد ، داراى تمدنى پيشرفته در امر معمارى و بناسازى
أتبنون بكلّ ريع ءاية تعبثون . و تتّخذون مصانع لعلّكم تخلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 23 - 3
3 - شهر سبا ، داراى تمدن ، پادشاه و حكومتى مقتدر در عصر سليمان
و جئتك من سبإ . .. و أُوتيت من كلّ شىء و لها عرش عظيم
در الميزان آمده است: «سبأ بلدة باليمن كانت عاصمته يومئذ; سبا شهرى است در سرزمين يمن كه در آن روزگار پايتخت بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 44 - 7
7 - وجود تمدن ، هنر و صنعت پيشرفته در عهد سليمان ( ع )
حسبته لجّة . .. قال إنّه صرح ممرّد من قوارير
ساختن صحنى از آبگينه ها به گونه اى طبيعى كه آب جلوه كند و بيننده آن را آب بپندارد، نشانگر صنعت و هنر پيشرفته دستگاه سليمانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 48 - 4
4 - ثموديان ، برخوردار از تمدن شهرى
و كان فى المدينة تسعة رهط
تعبير «المدينة» نشانگر وجود شهر و شهرنشينى در آن دوران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 33 - 6
6 - براى بشر دورانى ، سپرى شده است كه مردم ، به دور از تمدن و فرهنگ و اخلاق انسانى مى زيسته اند .
الجهليّة الأُولى
در اين كه مراد از «الجاهلية الأُولى» چه زمانى است، ميان مفسران، اختلاف نظر فراوانى وجود دارد. آنچه مسلم است، اين است كه «الجاهلية الأُولى» دورانى است كه در آن زنان، زينت هاى بدن خود را در معرض ديد مردان قرار مى داده اند و چنين امرى، حاكى از بى تمدنى و رعايت نكردن اخلاق انسانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 11 - 6
6 - وجود صنعت آهنگرى و ساخت و ساز ابزار آهنى در عصر داوود ( ع )
أن اعمل سبغت و قدّر فى السرد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 12 - 8
8 - وجود صنعت مسگرى در دوران سليمان ( ع )
و أسلنا له عين القطر
«قطر» به معناى نوعى مس مذاب است (مفردات راغب و المنجد). گفتنى است كه «اسالة» (مصدر «أسلنا») به معناى سيلان و جريان است و كاربر آن در اشياى جامد، معناى ذوب را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 44 - 4
4 - ظهور و سقوط تمدن ها و اقوام نيرومندتر از مشركان جزيرة العرب در تاريخ
و كانوا أشدّ منهم قوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 21 - 5،6،7
5 - وجود تمدن هاى عظيم و اقوام متعدد نيرومند و داراى آثار ملى در گذشته تاريخ
كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا فى الأرض
6 - تاريخ عرب ، شاهد ظهور و افول تمدن ها و قدرت هاى بزرگ تر و متمدن تر از مردم جزيرة العرب عصر ظهور اسلام
كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا فى الأرض
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه آيه شريفه، اشاره به مردم جزيرة العرب و كسانى داشته باشد كه پيامبر اسلام در ميان آنان مى زيست.
7 - تاريخ بشر ، عرصه ظهور و افول قدرت ها و تمدن ها
كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 82 - 5،6،7
5 - وجود تمدن هاى عظيم و اقوام متعدد نيرومند و داراى آثار ملى در گذشته تاريخ
كانوا أكثر منهم و أشدّ قوّة و ءاثارًا فى الأرض
6 - تاريخ عرب ، شاهد ظهور و افول تمدن ها و قدرت هاى بزرگ تر ، پرجمعيت تر و متمدن تر از مردم جزيرة العرب عصر ظهور اسلام
كانوا أكثر منهم و أشدّ قوّة و ءاثارًا فى الأرض
برداشت ياد شده مبتنى براين احتمال است كه آيه شريفه اشاره به مردم جزيرة العرب و كسانى داشته باشد كه پيامبراسلام در ميان آنان مى زيست.
7 - تاريخ بشر ، عرصه ظهور و افول قدرت ها و تمدن ها
كانوا أكثر منهم و أشدّ قوّة و ءاثارًا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 9 - 7،8
7 - تاريخ پيش از اسلام ، عرصه ظهور و افول قدرت هايى چشمگير و جوامعى متمدن تر از مردمان عصر بعثت بودند .
كانوا أشدّ منهم قوّة . .. و عمروها أكثر ممّا عمروها ... فما كان اللّه ليظلمهم
8 - تاريخ ، بستر ظهور و افول قدرت ها و تمدن ها است .
أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا. .. عقبة الذين كانوا أشدّ منهم قوّة و أثاروا الأ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 43 - 5
5 - اقتدار و شكوه تمدن هاى گذشته تاريخ ، بى تأثير در پيشگيرى از عذاب الهى از آنان
أكفّاركم خير من أُولئكم
تعبير «أكفّاركم خير. ..» تعريض بدان دارد كه اقوام پيشين، به رغم اقتدار مادى شان، نابود شدند و شكوه و قدرت آنان نتوانست از عذاب الهى در حق آنان، جلوگيرى كند; شما (كافران) كه جاى خود داريد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 93 - 4
4- تمدن منطقه شمال زمين در عهد ذوالقرنين ، ضعيف بوده است .
وجد من دونهما قومًا لايكادون يفقهون قولاً
چنان چه مراد از يأجوج و مأجوج، همان مغول و تاتار باشند، آيه در توصيف ساكنان شمال سرزمين ذى القرنين خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 90 - 1،5
1- ذوالقرنين ، در سفر دوم خويش ، به آخرين نقطه خشكى در سمت مشرق رسيد و با مردمى بدوى و عارى از تمدن روبه رو شد .
بلغ مطلع الشمس . .. لم نجعل لهم من دونها سترًا
ضمير «دونها» به «الشمس» بازمى گردد و مفاد جمله «لم نجعل. ..» اين است كه مردم آن سرزمين، جز خورشيد، پوششى نداشتند; يعنى، هيچ بنا و ساختمانى كه سايبان آنان باشد و هيچ پوشاكى كه بدنشان را به پوشاند، در بين آنان مشاهده نمى شد، لذا از آنان، تعبير به اقوامى بدوى شده است.
5- در عصر ذوالقرنين ، مردم ساكن غرب سرزمين او ، متمدن تر و پيشرفته تر از مردم ساكن در شرق سرزمين وى بودند .
بلغ مغرب الشمس . .. وجد عندها قومًا ... تطلع على قوم لم نجعل لهم من دونها سترًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 58 - 4
4 - سرزمين مصر در عصر فرعون ، برخوردار از تمدن و اقتصادى نيرومند
فأخرجنهم من جنّ-ت و عيون . و كنوز و مقام كريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 67 - 2
2- وجود شهر و تمدن شهرى در عصر حضرت لوط ( ع )
و جاء أهل المدينة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 23 - 3
3 - شهر سبا ، داراى تمدن ، پادشاه و حكومتى مقتدر در عصر سليمان
و جئتك من سبإ . .. و أُوتيت من كلّ شىء و لها عرش عظيم
در الميزان آمده است: «سبأ بلدة باليمن كانت عاصمته يومئذ; سبا شهرى است در سرزمين يمن كه در آن روزگار پايتخت بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 86 - 12
12- وجود تمدن در غرب سرزمين ذى القرنين
وجد عندها قومًا . .. إمّا أن تعذّب
ظلم و ايمان و عمل صالح و مجازات - كه آيات بعد در باره ساحل نشينان ياد كرده است - از مشخصات جوامع متمدن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 74 - 1،10
1 - قوم ثمود پس از انقراض قوم عاد تشكل يافته و در سرزمين حجر به تمدن رسيدند .
و اذكروا إذ جعلكم خلفاء من بعد عاد و بوأكم فى الأرض
«ال» در «الأرض» عهد ذهنى است و اشاره به سرزمينى است كه قوم ثمود در آن ساكن بودند كه بين حجاز و شام قرار گرفته است.
10 - قوم ثمود مردمى متمدن و آگاه به شيوه هاى گوناگون در خانه سازى
تتخذون من سهولها قصوراً و تنحتون الجبال بيوتاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 48 - 4
4 - ثموديان ، برخوردار از تمدن شهرى
و كان فى المدينة تسعة رهط
تعبير «المدينة» نشانگر وجود شهر و شهرنشينى در آن دوران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 129 - 2
2 - قوم عاد ، داراى تمدنى پيشرفته در امر معمارى و بناسازى
أتبنون بكلّ ريع ءاية تعبثون . و تتّخذون مصانع لعلّكم تخلدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 7 - 4
4 - قوم عاد ، مردمى متمدن و آشنا با فن ساختمان سازى
إرم ذات العماد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 8 - 2
2 - قوم عاد ، پيشرفته در فنّ خانه سازى و معمارى
الّتى لم يخلق مثلها فى البلد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 93 - 4،5
4- تمدن منطقه شمال زمين در عهد ذوالقرنين ، ضعيف بوده است .
وجد من دونهما قومًا لايكادون يفقهون قولاً
چنان چه مراد از يأجوج و مأجوج، همان مغول و تاتار باشند، آيه در توصيف ساكنان شمال سرزمين ذى القرنين خواهد بود.
5- مردم منطقه شمالى در عصر ذوالقرنين ، داراى زبانى دور از زبان هاى زنده آن روز بودند .
قومًا لايكادون يفقهون قولاً
نفى درك همه زبان ها، حاكى از اين است كه زبان مادرى كوه نشينان عصر ذى القرنين، زبانى منحط و غير قابل ذكر بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 90 - 5
5- در عصر ذوالقرنين ، مردم ساكن غرب سرزمين او ، متمدن تر و پيشرفته تر از مردم ساكن در شرق سرزمين وى بودند .
بلغ مغرب الشمس . .. وجد عندها قومًا ... تطلع على قوم لم نجعل لهم من دونها سترًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 90 - 5
5- در عصر ذوالقرنين ، مردم ساكن غرب سرزمين او ، متمدن تر و پيشرفته تر از مردم ساكن در شرق سرزمين وى بودند .
بلغ مغرب الشمس . .. وجد عندها قومًا ... تطلع على قوم لم نجعل لهم من دونها سترًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 38 - 7
7 - مصريان عهد فرعون ، قادر بر ساختن برج هاى بلند آجرى بودند .
فأوقد لى يهمن على الطين فاجعل لى صرحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 93 - 4
4- تمدن منطقه شمال زمين در عهد ذوالقرنين ، ضعيف بوده است .
وجد من دونهما قومًا لايكادون يفقهون قولاً
چنان چه مراد از يأجوج و مأجوج، همان مغول و تاتار باشند، آيه در توصيف ساكنان شمال سرزمين ذى القرنين خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 7
7 - ظهور بسيارى از تمدنهاى قدرتمند، پيش از ظهور اسلام در پهنه زمين
ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن مكنهم فى الأرض
«قرن» به معنى امت و گروهى از مردم است كه در يك زمان قرار دارند. و «مكناهم» از «تمكين» و به معنى تمكن دادن است. «قرن متمكن» كنايه از مردمى قدرتمند و پربهره از مواهب است كه از آن در برداشت فوق به «تمدنها» تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 7
7 - ظهور بسيارى از تمدنهاى قدرتمند، پيش از ظهور اسلام در پهنه زمين
ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن مكنهم فى الأرض
«قرن» به معنى امت و گروهى از مردم است كه در يك زمان قرار دارند. و «مكناهم» از «تمكين» و به معنى تمكن دادن است. «قرن متمكن» كنايه از مردمى قدرتمند و پربهره از مواهب است كه از آن در برداشت فوق به «تمدنها» تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 45 - 9
9 - وجود اقوام و تمدنهايى نابود شده در تاريخ كه هيچ نسلى از آنان برجاى نمانده است.
فقطع دابر القوم الذين ظلموا و الحمد للّه رب العلمين
اگر جمله «فقطع . .. » خبرى باشد، از وقوع حادثه مذكور در صحنه تاريخ خبر داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 74 - 8
8- فريفته شدن به دنيا و امكانات فناپذير آن و اصيل پنداشتن آنها ، از زمينه هاى سقوط تمدن ها و نابودى دنياگرايان است .
أىّ الفريقين خير مقامًا . .. و كم أهلكنا قبلهم من قرن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 21 - 10
10 - گناهان ، زمينه ساز عذاب الهى و نابودشدن تمدن ها ، قدرت ها و آثار ملى
فأخذهم اللّه بذنوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 9 - 7،8
7 - تاريخ پيش از اسلام ، عرصه ظهور و افول قدرت هايى چشمگير و جوامعى متمدن تر از مردمان عصر بعثت بودند .
كانوا أشدّ منهم قوّة . .. و عمروها أكثر ممّا عمروها ... فما كان اللّه ليظلمهم
8 - تاريخ ، بستر ظهور و افول قدرت ها و تمدن ها است .
أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا. .. عقبة الذين كانوا أشدّ منهم قوّة و أثاروا الأ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 21 - 6،7
6 - تاريخ عرب ، شاهد ظهور و افول تمدن ها و قدرت هاى بزرگ تر و متمدن تر از مردم جزيرة العرب عصر ظهور اسلام
كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا فى الأرض
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه آيه شريفه، اشاره به مردم جزيرة العرب و كسانى داشته باشد كه پيامبر اسلام در ميان آنان مى زيست.
7 - تاريخ بشر ، عرصه ظهور و افول قدرت ها و تمدن ها
كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 82 - 6،7
6 - تاريخ عرب ، شاهد ظهور و افول تمدن ها و قدرت هاى بزرگ تر ، پرجمعيت تر و متمدن تر از مردم جزيرة العرب عصر ظهور اسلام
كانوا أكثر منهم و أشدّ قوّة و ءاثارًا فى الأرض
برداشت ياد شده مبتنى براين احتمال است كه آيه شريفه اشاره به مردم جزيرة العرب و كسانى داشته باشد كه پيامبراسلام در ميان آنان مى زيست.
7 - تاريخ بشر ، عرصه ظهور و افول قدرت ها و تمدن ها
كانوا أكثر منهم و أشدّ قوّة و ءاثارًا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 44 - 11،13
11- مرگ و مير آدميان و انقراض جوامع و تمدن ها ، مايه عبرت انسان ها است .
أفلايرون أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها
13- عبرت نگرفتن كافران از مشاهده مرگ و مير آدميان و انقراض جوامع و تمدن ها
أفلايرون أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 8 - 8
8 - توجه به هلاكت و انقراض تمدن هاى با شكوه گذشته ، مايه عبرت قدرتمندان
فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا
يادآورى نابودى جوامع پيشين به مردم مكه، مى تواند در راستاى تنبه و عبرت آموزى آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 16
16 - انحطاط و نابودى بسيارى از تمدنها پيش از اسلام به سبب گناه و ستيز با حق
ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم . ... فأهلكنهم بذنوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 11 - 7
7 - تكذيب پيامبران و آيات الهى از عوامل سقوط و انحطاط تمدنهاى بشرى
ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 16،20
16 - انحطاط و نابودى بسيارى از تمدنها پيش از اسلام به سبب گناه و ستيز با حق
ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم . ... فأهلكنهم بذنوبهم
20 - هلاكت امتها و نابودى تمدنها بر اثر كفر و گناه، از سنتهاى الهى است.
ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن . .. فأهلكنهم بذنوبهم
جمله «فأهلكناهم»، بيان قاعده و قانونى است كه جمله «ألم يروا كم أهلكنا . .. » جريان آن را در طول تاريخ نشان مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 11 - 7
7 - تكذيب پيامبران و آيات الهى از عوامل سقوط و انحطاط تمدنهاى بشرى
ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 45 - 2
2 - ظلم، موجب نابودى ملتهاى ظالم و تمدن آنها
فقطع دابر القوم الذين ظلموا
در آيه شريفه مى شد به جاى «الذين ظلموا» از ضمير استفاده شود، ولى توصيف آن قوم هلاك شده به «كسانى كه ظلم كردند»، سبب و زمينه نابودى و عذاب آنان را بيان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 98 - 3
3- دشمنى با حق و سرسختى در برابر آن ، مايه هلاكت بسيارى از جوامع و تمدن هاى پيشين
و تنذر به قومًا لدًّا . و كم أهلكنا قبلهم من قرن
وصف «لدّاً» بر شدت سرسختى و خصومت دلالت دارد، بيان هلاكت جوامع به دنبال مطرح ساختن سرسختى مردم عصر بعثت، نشان از تأثير بسزاى اين خصلت در نابودى اقوام پيشين دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 11 - 2،6
2- ظلم و ستم ، عامل انحطاط و انهدام كامل جوامع و تمدن ها است .
و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة
توصيف «قرية» (مردم شهرها) به «ظالمة» (ستمكار) بيانگر نقش ظلم در نابودى و انهدام است.
6- افول و نابودى بسيارى از تمدن ها ، معلول عملكرد مردم آن جوامع بوده است .
و كم قصمنا من قرية كانت ظلمة
كلمه «كَمْ» در «كم قصمنا» خبريه و به معناى «كثير» است. توصيف قريه ها و امت ها به ظالم بودن، بيانگر سبب هلاكت و نابودى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 6
6- مترفان و ستمگران جامعه ، عامل نابودى تمدن ها و هلاكت افراد جامعه
و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة . .. ارجعوا إلى ما أُترفتم فيه
مخاطبان اين آيات، گروه خاصى از مردم اند; زيرا خداوند در توصيف آنان دو صفت ستمگرى و تنعّم را مطرح ساخته است و اين دو صفت نوعاً در قشر خاصى از جامعه وجود دارد و بيشتر مردم نه ظالم اند و نه مترف.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 22 - 4
4 - كفر و انكار رسالت پيامبران ، زمينه ساز فروپاشى تمدن ها و نابودى قدرت ها و آثار ملى
كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا فى الأرض . .. فكفروا فأخذهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 82 - 9،10
9 - نابودى بسيارى از اقوام نيرومند و داراى تمدن و آثار ملى ، در گذشته تاريخ به خاطر كفر و شركشان
فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون
جمله «فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون» (ولى آنچه به دست مى آورند، به حالشان سودى نبخشيد)، به نزول عذاب گريز ناپذير و سود نبخشيدن تلاش هاى كافران محكوم به عذاب اشاره دارد. گفتنى است چون اين آيه درباره كافران و مشركان مى باشد، مى توان استفاده كرد كه سبب محكوميت آنان به عذاب، همان كفر و شرك آنان بود.
10 - شرك و كفر ، زمينه ساز عذاب الهى و نابود شدن تمدن ها ، قدرت ها و آثار ملى
فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 85 - 5
5 - كفر و شرك به خدا ، مايه خسارت و از كف دادن سرمايه ها ، توانمندى ها و تمدن ها است .
كانوا أكثر منهم و أشدّ قوّة و ءاثارًا فى الأرض . .. كنّا به مشركين ... و خسر هنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 6 - 4
4- ايمان ، داراى تأثير در حفظ و بقاى جوامع و تمدن هاى بشرى است .
ماءامنت قبلهم من قرية أهلكنها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 9 - 1
1 - سير در زمين و توجّه به سرنوشت تمدن هاى پيشين ، مايه عبرت آدمى است .
أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم كانوا أشدّ منهم قوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 59 - 11
11- تحوّلات تاريخ و زوال تمدّن ها و جوامع ، مقهور اراده الهى است .
القرى أهلكنهم . .. و جعلنا لمهلكهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 74 - 5
5- تحولات تاريخ و نابود شدن جوامع و تمدن ها ، وابسته به اراده الهى است .
و كم أهلكنا قبلهم من قرن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 98 - 2
2- تحولات تاريخ و نابودى جوامع و تمدن ها ، وابسته به اراده خداوند است .
و كم أهلكنا قبلهم من قرن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 11 - 8
8- تغييرات و دگرگونى هاى جوامع و تمدن ها ، تحت مشيت و اراده الهى است .
و كم قصمنا . .. و أنشأنا بعدها قومًا ءاخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 21
21 - پيدايش و انقراض تمدنها، تحت اراده و سيطره الهى
ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن مكنهم فى الأرض . .. فأنشأنا من بعدهم قرنا ءاخ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 66 - 6
6- خداوند با نابود ساختن جوامع غوطهور در فساد و تباهى ، صحنه جوامع بشرى و روند آن را دگرگون مى سازد .
إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين . .. و قضينا ... أن دابر هؤلاء مقطوع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 11،18،21
11 - نقش ريزش فراوان و مداوم باران و جريان رودها در پيدايش تمدنهاى قدرتمند
قرن مكنهم فى الأرض . .. و أرسلنا السماء عليهم مدرارا و جعلنا الأنهر
«مدرارا» يعنى داراى ريزش فراوان، پى در پى و به مقدار نياز (مجمع البيان، ذيل آيه 52 سوره هود)
18 - خداوند جايگزين كننده ملتهايى به جاى ملتهاى هلاك شده پيشين
فأهلكنهم بذنوبهم و أنشأنا من بعدهم قرنا ءاخرين
21 - پيدايش و انقراض تمدنها، تحت اراده و سيطره الهى
ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن مكنهم فى الأرض . .. فأنشأنا من بعدهم قرنا ءاخ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 90 - 6
6- اراده الهى ، در دستيابى جوامع و اقوام به تمدن ، نقش دارد .
لم نجعل لهم من دونها سترًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 32 - 7
7 - پيشرفت صنعت و تمدن بشرى ، در عين انتساب به بشر ، ناشى از اراده و قدرت الهى است .
و من ءايته الجوار فى البحر كالأعلم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 7 - 14
14- نابودى و تخريب كامل آثار و تمدن بنى اسرائيل ، با دومين هجوم نيرو هاى توانمند و جنگاور
و ليتبّروا ما علوًّا تتبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 9 - 6
6 - برخوردارى از توان رزمىِ فراوان و توسعه كشاورزى و آبادانى سرزمين ها ، برترين جلوه هاى تمدن در جوامع پيشين بوده است .
كانوا أشدّ منهم قوّة و أثاروا الأرض و عمروها أكثر ممّا عمروها
«إثارة» (مصدر «أثاروا») به معناى «زير و رو كردن» است و در اين جا، منظور، زير و رو كردن خاك براى زراعت يا ساختمان سازى و غير آن است.
تمدن ها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 44 - 12
12- تدريجى بودن انقراض تمدن ها و جوامع بشرى
أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها
با توجه به كلمه «نقص» (كاستن) و نيز فعل مضارع «نأتى» و «ننقصها» - كه افاده استمرار مى كند - مى توان برداشت ياد شده را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 19
19 - پابرجايى زندگى انسانها در زمين، در عين انقراض امتهاى متمدن كافر
فأهلكنهم بذنوبهم و أنشأنا من بعدهم قرنا ءاخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 58 - 1
1- تمامى شهر ها و تمدن ها و جوامع بشرى ، قبل از قيامت ، توسط خداوند يا به كلى نابود و يا به وسيله عذابى ، به ويرانى كشيده خواهد شد .
و إن من قرية إلاّ نحن مهلكوها قبل يوم القيمة
«قرية» در لغت به معناى مجتمع و محل سكونت است و بر اعم از روستا و شهر اطلاق مى شود (برگرفته از لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 74 - 2
2- جوامع و تمدن هاى بسيارى در طول تاريخ ، با وجود قدرت و امكانات بسيار و موقعيت برتر نسبت به كافران عصر بعثت ، به هلاكت رسيده و نابود شدند .
و كم أهلكنا قبلهم من قرن هم أحسن أث-ًثا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 98 - 1
1- جوامع و تمدن هاى بسيارى در طول تاريخ ، به هلاكت رسيده و نابود شده اند .
و كم أهلكنا قبلهم من قرن
«كَمْ» در «كم أهلكنا» خبرى بوده و دال بر تكثير است (يعنى بسيار) و «قَرْن»; يعنى، مردمى كه اهل يك زمان باشند و نزديك هم زندگى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 44 - 17
17- ميراندن انسان ها و نابود كردن جوامع و تمدن ها ، دليل قدرت بى مانند و شكست ناپذير خداوند است .
أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها أفهم الغلبون
زير سؤال بردن و نفى كردن پيروزى و چيرگى كافران در برابر قدرت الهى (أفهم الغالبون)، پس از طرح مسأله مرگ و مير انسان ها به وسيله خداوند، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 9 - 7،8
7 - تاريخ پيش از اسلام ، عرصه ظهور و افول قدرت هايى چشمگير و جوامعى متمدن تر از مردمان عصر بعثت بودند .
كانوا أشدّ منهم قوّة . .. و عمروها أكثر ممّا عمروها ... فما كان اللّه ليظلمهم
8 - تاريخ ، بستر ظهور و افول قدرت ها و تمدن ها است .
أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا. .. عقبة الذين كانوا أشدّ منهم قوّة و أثاروا الأ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 26 - 11
11 - سقوط ملت ها و تمدن ها ، جلوه اى از آيات ( قدرت ) الهى است .
أهلكنا من قبلهم . .. إنّ فى ذلك لأيت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 21 - 6،7
6 - تاريخ عرب ، شاهد ظهور و افول تمدن ها و قدرت هاى بزرگ تر و متمدن تر از مردم جزيرة العرب عصر ظهور اسلام
كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا فى الأرض
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه آيه شريفه، اشاره به مردم جزيرة العرب و كسانى داشته باشد كه پيامبر اسلام در ميان آنان مى زيست.
7 - تاريخ بشر ، عرصه ظهور و افول قدرت ها و تمدن ها
كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 82 - 6،7
6 - تاريخ عرب ، شاهد ظهور و افول تمدن ها و قدرت هاى بزرگ تر ، پرجمعيت تر و متمدن تر از مردم جزيرة العرب عصر ظهور اسلام
كانوا أكثر منهم و أشدّ قوّة و ءاثارًا فى الأرض
برداشت ياد شده مبتنى براين احتمال است كه آيه شريفه اشاره به مردم جزيرة العرب و كسانى داشته باشد كه پيامبراسلام در ميان آنان مى زيست.
7 - تاريخ بشر ، عرصه ظهور و افول قدرت ها و تمدن ها
كانوا أكثر منهم و أشدّ قوّة و ءاثارًا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 9 - 7،8
7 - تاريخ پيش از اسلام ، عرصه ظهور و افول قدرت هايى چشمگير و جوامعى متمدن تر از مردمان عصر بعثت بودند .
كانوا أشدّ منهم قوّة . .. و عمروها أكثر ممّا عمروها ... فما كان اللّه ليظلمهم
8 - تاريخ ، بستر ظهور و افول قدرت ها و تمدن ها است .
أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا. .. عقبة الذين كانوا أشدّ منهم قوّة و أثاروا الأ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 7
7 - ظهور بسيارى از تمدنهاى قدرتمند، پيش از ظهور اسلام در پهنه زمين
ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن مكنهم فى الأرض
«قرن» به معنى امت و گروهى از مردم است كه در يك زمان قرار دارند. و «مكناهم» از «تمكين» و به معنى تمكن دادن است. «قرن متمكن» كنايه از مردمى قدرتمند و پربهره از مواهب است كه از آن در برداشت فوق به «تمدنها» تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 74 - 8
8- فريفته شدن به دنيا و امكانات فناپذير آن و اصيل پنداشتن آنها ، از زمينه هاى سقوط تمدن ها و نابودى دنياگرايان است .
أىّ الفريقين خير مقامًا . .. و كم أهلكنا قبلهم من قرن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 21 - 10
10 - گناهان ، زمينه ساز عذاب الهى و نابودشدن تمدن ها ، قدرت ها و آثار ملى
فأخذهم اللّه بذنوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 9 - 7،8
7 - تاريخ پيش از اسلام ، عرصه ظهور و افول قدرت هايى چشمگير و جوامعى متمدن تر از مردمان عصر بعثت بودند .
كانوا أشدّ منهم قوّة . .. و عمروها أكثر ممّا عمروها ... فما كان اللّه ليظلمهم
8 - تاريخ ، بستر ظهور و افول قدرت ها و تمدن ها است .
أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا. .. عقبة الذين كانوا أشدّ منهم قوّة و أثاروا الأ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 21 - 6،7
6 - تاريخ عرب ، شاهد ظهور و افول تمدن ها و قدرت هاى بزرگ تر و متمدن تر از مردم جزيرة العرب عصر ظهور اسلام
كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا فى الأرض
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه آيه شريفه، اشاره به مردم جزيرة العرب و كسانى داشته باشد كه پيامبر اسلام در ميان آنان مى زيست.
7 - تاريخ بشر ، عرصه ظهور و افول قدرت ها و تمدن ها
كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 82 - 6،7
6 - تاريخ عرب ، شاهد ظهور و افول تمدن ها و قدرت هاى بزرگ تر ، پرجمعيت تر و متمدن تر از مردم جزيرة العرب عصر ظهور اسلام
كانوا أكثر منهم و أشدّ قوّة و ءاثارًا فى الأرض
برداشت ياد شده مبتنى براين احتمال است كه آيه شريفه اشاره به مردم جزيرة العرب و كسانى داشته باشد كه پيامبراسلام در ميان آنان مى زيست.
7 - تاريخ بشر ، عرصه ظهور و افول قدرت ها و تمدن ها
كانوا أكثر منهم و أشدّ قوّة و ءاثارًا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 44 - 11،13
11- مرگ و مير آدميان و انقراض جوامع و تمدن ها ، مايه عبرت انسان ها است .
أفلايرون أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها
13- عبرت نگرفتن كافران از مشاهده مرگ و مير آدميان و انقراض جوامع و تمدن ها
أفلايرون أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 8 - 8
8 - توجه به هلاكت و انقراض تمدن هاى با شكوه گذشته ، مايه عبرت قدرتمندان
فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا
يادآورى نابودى جوامع پيشين به مردم مكه، مى تواند در راستاى تنبه و عبرت آموزى آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 16
16 - انحطاط و نابودى بسيارى از تمدنها پيش از اسلام به سبب گناه و ستيز با حق
ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم . ... فأهلكنهم بذنوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 11 - 7
7 - تكذيب پيامبران و آيات الهى از عوامل سقوط و انحطاط تمدنهاى بشرى
ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 16،20
16 - انحطاط و نابودى بسيارى از تمدنها پيش از اسلام به سبب گناه و ستيز با حق
ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم . ... فأهلكنهم بذنوبهم
20 - هلاكت امتها و نابودى تمدنها بر اثر كفر و گناه، از سنتهاى الهى است.
ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن . .. فأهلكنهم بذنوبهم
جمله «فأهلكناهم»، بيان قاعده و قانونى است كه جمله «ألم يروا كم أهلكنا . .. » جريان آن را در طول تاريخ نشان مى دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 11 - 7
7 - تكذيب پيامبران و آيات الهى از عوامل سقوط و انحطاط تمدنهاى بشرى
ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 45 - 2
2 - ظلم، موجب نابودى ملتهاى ظالم و تمدن آنها
فقطع دابر القوم الذين ظلموا
در آيه شريفه مى شد به جاى «الذين ظلموا» از ضمير استفاده شود، ولى توصيف آن قوم هلاك شده به «كسانى كه ظلم كردند»، سبب و زمينه نابودى و عذاب آنان را بيان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 98 - 3
3- دشمنى با حق و سرسختى در برابر آن ، مايه هلاكت بسيارى از جوامع و تمدن هاى پيشين
و تنذر به قومًا لدًّا . و كم أهلكنا قبلهم من قرن
وصف «لدّاً» بر شدت سرسختى و خصومت دلالت دارد، بيان هلاكت جوامع به دنبال مطرح ساختن سرسختى مردم عصر بعثت، نشان از تأثير بسزاى اين خصلت در نابودى اقوام پيشين دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 11 - 2،6
2- ظلم و ستم ، عامل انحطاط و انهدام كامل جوامع و تمدن ها است .
و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة
توصيف «قرية» (مردم شهرها) به «ظالمة» (ستمكار) بيانگر نقش ظلم در نابودى و انهدام است.
6- افول و نابودى بسيارى از تمدن ها ، معلول عملكرد مردم آن جوامع بوده است .
و كم قصمنا من قرية كانت ظلمة
كلمه «كَمْ» در «كم قصمنا» خبريه و به معناى «كثير» است. توصيف قريه ها و امت ها به ظالم بودن، بيانگر سبب هلاكت و نابودى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 6
6- مترفان و ستمگران جامعه ، عامل نابودى تمدن ها و هلاكت افراد جامعه
و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة . .. ارجعوا إلى ما أُترفتم فيه
مخاطبان اين آيات، گروه خاصى از مردم اند; زيرا خداوند در توصيف آنان دو صفت ستمگرى و تنعّم را مطرح ساخته است و اين دو صفت نوعاً در قشر خاصى از جامعه وجود دارد و بيشتر مردم نه ظالم اند و نه مترف.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 22 - 4
4 - كفر و انكار رسالت پيامبران ، زمينه ساز فروپاشى تمدن ها و نابودى قدرت ها و آثار ملى
كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا فى الأرض . .. فكفروا فأخذهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 82 - 9،10
9 - نابودى بسيارى از اقوام نيرومند و داراى تمدن و آثار ملى ، در گذشته تاريخ به خاطر كفر و شركشان
فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون
جمله «فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون» (ولى آنچه به دست مى آورند، به حالشان سودى نبخشيد)، به نزول عذاب گريز ناپذير و سود نبخشيدن تلاش هاى كافران محكوم به عذاب اشاره دارد. گفتنى است چون اين آيه درباره كافران و مشركان مى باشد، مى توان استفاده كرد كه سبب محكوميت آنان به عذاب، همان كفر و شرك آنان بود.
10 - شرك و كفر ، زمينه ساز عذاب الهى و نابود شدن تمدن ها ، قدرت ها و آثار ملى
فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 85 - 5
5 - كفر و شرك به خدا ، مايه خسارت و از كف دادن سرمايه ها ، توانمندى ها و تمدن ها است .
كانوا أكثر منهم و أشدّ قوّة و ءاثارًا فى الأرض . .. كنّا به مشركين ... و خسر هنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 6 - 4
4- ايمان ، داراى تأثير در حفظ و بقاى جوامع و تمدن هاى بشرى است .
ماءامنت قبلهم من قرية أهلكنها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 9 - 1
1 - سير در زمين و توجّه به سرنوشت تمدن هاى پيشين ، مايه عبرت آدمى است .
أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم كانوا أشدّ منهم قوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 59 - 11
11- تحوّلات تاريخ و زوال تمدّن ها و جوامع ، مقهور اراده الهى است .
القرى أهلكنهم . .. و جعلنا لمهلكهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 74 - 5
5- تحولات تاريخ و نابود شدن جوامع و تمدن ها ، وابسته به اراده الهى است .
و كم أهلكنا قبلهم من قرن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 98 - 2
2- تحولات تاريخ و نابودى جوامع و تمدن ها ، وابسته به اراده خداوند است .
و كم أهلكنا قبلهم من قرن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 11 - 8
8- تغييرات و دگرگونى هاى جوامع و تمدن ها ، تحت مشيت و اراده الهى است .
و كم قصمنا . .. و أنشأنا بعدها قومًا ءاخرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 11،18،21
11 - نقش ريزش فراوان و مداوم باران و جريان رودها در پيدايش تمدنهاى قدرتمند
قرن مكنهم فى الأرض . .. و أرسلنا السماء عليهم مدرارا و جعلنا الأنهر
«مدرارا» يعنى داراى ريزش فراوان، پى در پى و به مقدار نياز (مجمع البيان، ذيل آيه 52 سوره هود)
18 - خداوند جايگزين كننده ملتهايى به جاى ملتهاى هلاك شده پيشين
فأهلكنهم بذنوبهم و أنشأنا من بعدهم قرنا ءاخرين
21 - پيدايش و انقراض تمدنها، تحت اراده و سيطره الهى
ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن مكنهم فى الأرض . .. فأنشأنا من بعدهم قرنا ءاخ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 188 - 13
13 - عذابى دردناك در انتظار عالمان اهل كتاب به جهت كتمان حقايق و انتظار چاپلوسى و ستايش بيجا
لا تحسبنّ الّذين . .. بمفازة من العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 188 - 13
13 - عذابى دردناك در انتظار عالمان اهل كتاب به جهت كتمان حقايق و انتظار چاپلوسى و ستايش بيجا
لا تحسبنّ الّذين . .. بمفازة من العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 188 - 11
11 - عذاب دردناك الهى در انتظار خودپسندان و علاقه مندان به ستايش بيجا و چاپلوسى
لا تحسبنّ الّذين يفرحون . .. و يحبّون ... بمفازة ... و لهم عذاب اليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 34 - 5
5 - تناقض گويى فرعون ، در اتهام هاى خويش عليه موسى ( ع )
قال إنّ رسولكم . .. لمجنون ... قال ... إنّ هذا لسحر عليم
فرعون از يك سو موسى(ع) را مجنون و از سويى ديگر ساحرِ بسيار دانا و كاردان مى خواند و اين تناقض گويى آشكارى است كه در يك مجلس از فرعون به طور ناخواسته سر زده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 8 - 1
1 - كافران ، در انكار پيامبر و قرآن ، گرفتار آشفته گويى و تناقض بودند .
إنّكم لفى قول مختلف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 29 - 8
8 - تناقض آشكار ، در موضع گيرى كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)
فما أنت بنعمت ربّك بكاهن و لامجنون
با توجه به اين كه «كهانت» خود شيوه اى پيچيده و در اختيار تعدادى از افراد بوده و با جنون هرگز جمع نمى شود; متهم گشتن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به كهانت و جنون، نشانگر سردرگمى كافران و تناقض گويى آشكار آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 8 - 3
3 - تناقض گويى كافران مكه ، در انكار معاد و كيفر كردار
إنّكم لفى قول مختلف
با توجه به اين كه آيات پيشين در مورد معاد و جزاى كردار و آيات بعد در زمينه روز جزا است، ممكن است «قول مختلف» نظر به همين موضوع (معاد) داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 21 - 4
4 - مشركان ، گرفتار تناقض در عقايد وباور هاى خويش
ألكم الذّكر و له الأُنثى
مشركان، از سويى خداوندگارى خدا را پذيرفته بودند و از سوى ديگر - با آن كه مرد را بر زن برتر مى دانستند - فرشتگان را دختران خدا مى پنداشتند; اما براى خويش فقط پسر مى خواستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 16 - 2
2 - اعتقاد به دختر داشتن خدا ، در عين برتر دانستن پسر ، تناقضى آشكار در باور هاى جاهلى
أم اتّخذ ممّا يخلق بنات و أصفيكم بالبنين
آيه شريفه، در مقام نكوهش از مشركان، به اين نكته اشاره مى كند كه به پندار شما دختر از مقام پايين تر و پست ترى برخوردار است; پس چگونه خود را بر خدا ترجيح داده و سهم او را دختر و سهم خود را پسر مى دانيد؟!
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 5 - 4
4- تكذيب كنندگان حق - قرآن ، پيامبر و معاد - گرفتار سردرگمى و پريشان گويى
بل كذّبوا بالحقّ لمّا جاءهم و هم فى أمر مريج
يكى از نمودهاى پريشان گويى تكذيب گران معاد اين است كه مى گويند چون بدن انسان در خاك متلاشى مى شود پس چگونه مى تواند از خاك دوباره برآيد; اين در حالى است كه خود مى دانند انسان براى نخستين بار نيز از همين خاك برآمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 5 - 4
4- تكذيب كنندگان حق - قرآن ، پيامبر و معاد - گرفتار سردرگمى و پريشان گويى
بل كذّبوا بالحقّ لمّا جاءهم و هم فى أمر مريج
يكى از نمودهاى پريشان گويى تكذيب گران معاد اين است كه مى گويند چون بدن انسان در خاك متلاشى مى شود پس چگونه مى تواند از خاك دوباره برآيد; اين در حالى است كه خود مى دانند انسان براى نخستين بار نيز از همين خاك برآمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 5 - 4
4- تكذيب كنندگان حق - قرآن ، پيامبر و معاد - گرفتار سردرگمى و پريشان گويى
بل كذّبوا بالحقّ لمّا جاءهم و هم فى أمر مريج
يكى از نمودهاى پريشان گويى تكذيب گران معاد اين است كه مى گويند چون بدن انسان در خاك متلاشى مى شود پس چگونه مى تواند از خاك دوباره برآيد; اين در حالى است كه خود مى دانند انسان براى نخستين بار نيز از همين خاك برآمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 5 - 4
4- تكذيب كنندگان حق - قرآن ، پيامبر و معاد - گرفتار سردرگمى و پريشان گويى
بل كذّبوا بالحقّ لمّا جاءهم و هم فى أمر مريج
يكى از نمودهاى پريشان گويى تكذيب گران معاد اين است كه مى گويند چون بدن انسان در خاك متلاشى مى شود پس چگونه مى تواند از خاك دوباره برآيد; اين در حالى است كه خود مى دانند انسان براى نخستين بار نيز از همين خاك برآمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 8 - 2
2 - كفر و حق ستيزى ، منتهى به تناقض در گفتار و انديشه *
إنّكم لفى قول مختلف
مخاطب «إنّكم»، كافران هستند. از آن جايى كه براى آنان وصفى آورده نشده، استفاده مى شود كه نفس كفر آنان، منتهى به اختلاف در گفتار و پندار آنها شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 139 - 1
1 - نبايد اهل ايمان در هنگامه هاى دشوار ( رويارويى با دشمنان ) ، سستى و اندوهى به خويش راه دهند .
يا ايّها الّذين امنوا . .. و لا تهنوا و لا تحزنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 123 - 17
17 - هراس و سستى در رويارويى با دشمنان دين و عدم اتكا و توكّل بر خداوند ، نشانه بى تقوايى *
اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا . .. فاتّقوا اللّه لعلّكم تشكرون
جمله «فاتّقوا اللّه»، مى تواند تفريع براى تمامى مطالب سابق باشد; يعنى از سستى در جنگ و بى اعتقادى به ولايت خداوند و عدم توكّل بر او برحذر باشيد كه با تقواى الهى سازگار نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 140 - 21
21 - بى ايمانى و سستى در رويارويى با دشمنان دين ، ظلم است .
و لاتهنوا . .. و ليعلم اللّه الّذين امنوا ... و اللّه لايحبّ الظّالمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 146 - 11
11 - سستى پيكارگران در برابر هجوم حوادث دشوار جنگ ، موجب ناتوانى آنان در برابر دشمن و خواركننده آنان
قاتل معه . .. فما وهنوا لما اصابهم فى سبيل اللّه و ما ضعفوا و ما استكانوا
ترتيب ذكرى «وهن» و «ضعف» و «استكانت»، مى تواند اشاره به ترتيب خارجى آن باشد: يعنى اول سستى و آنگاه ضعف و سپس تسليم و زبونى در برابر دشمن، حاصل خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 152 - 7،8
7 - سستى ، اختلاف در كار جنگ و سرپيچى از فرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از عوامل شكست مسلمانان در پيكار احد
حتّى اذا فشلتم و تنازعتم فى الامر و عصيتم
8 - سستى ، نزاع و تفرقه و سرپيچى از فرماندهى ، از عوامل شكست جنگجويان
حتّى اذا فشلتم و تنازعتم فى الامر و عصيتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 160 - 9
9 - سستى پيكارگران احد در اتكال به خداوند ، موجب محروميّت آنان از نصرت الهى و شكست ايشان در آن نبرد .
و ان يخذلكم فمن ذا الّذى ينصركم من بعده و على اللّه فليتوكّل المؤمنون
وقوع اين آيه پس از بيان نبرد احد و شكست مؤمنان، اشاره به علّت شكست دارد، يعنى چون در آن نبرد توكّل نداشتيد، از يارى خدا محروم شديد و در نتيجه شكست خورديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 143 - 10
10 - پذيرش دوستى و سرپرستى كفار ، خيانت در جنگ ، خدعه با خدا ، سستى در عبادت ، رياكارى و كم به ياد خدا بودن ، موجب گمراهى و محروميت دايمى از هدايت الهى است .
و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا
از مصاديق مورد نظر براى (من يضلل)، كسانى هستند كه در آيات قبل (از 138 تا 143) خصلتهاى آنان بر شمرده شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 139 - 8
8 - ناسازگارى ايمان آدمى با تن دادن او به سستى و اندوه در هنگامه هاى دشوار و رويارويى با دشمن
و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين
در براشت فوق، جمله «و لا تهنوا و لا تحزنوا»، به منزله جواب شرط «ان كنتم . .. » گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 122 - 1،12،18
1 - تمايل دو گروه از رزمندگان احد به سستى و انصراف از شركت در جنگ
اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا
بيشتر مفسرين برآنند كه آيه فوق در مورد نبرد احد نازل شده است.
12 - سستى و هراس در هنگامه هاى دشوار ( همانند جنگ ) و تصميم به نافرمانى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به تنهايى ، موجب خروج از ولايت و حمايت الهى نيست .
اذ همّت . .. و اللّه وليّهما
جمله «و اللّه وليّهما»، در عين اعتراض به گروههايى كه قصد انحراف از جنگ و نافرمانى از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را داشتند، بيانگر اين است كه اين تصميمشان، باعث نشد كه ولايت الهى از آنان منقطع شود.
18 - تمايل بنى حارثه و بنى سلمه به سستى و انصراف از شركت در جنگ احد
اذ همّت طائفتان منكم
امام باقر و امام صادق (ع) درباره «طائفتان» در آيه فوق فرمودند: «و الطّائفتان هما بنو سلمة و بنو حارثة حيّان من الانصار.
مجمع البيان، ج 2، ص 824.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 123 - 9
9 - سرزنش خداوند به پيكارگران احد كه چرا على رغم مشاهده يارى الهى در جنگ بدر ، تصميم به سستى در كارزار احد گرفتند .
و اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا . .. و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة
لحن آيه، حكايت از سرزنش مسلمانانى است كه در جنگ احد، تصميم به سستى و نافرمانى گرفتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 72 - 3
3 - سرزنش خداوند نسبت به كسانى كه از شركت در نبرد سستى مى كنند و يا ديگران را از آن بازمى دارند .
و انّ منكم لمن ليبطّئنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 122 - 4
4 - تهديد خداوند نسبت به عناصر سست بنياد در جبهه پيكار مسلمانان با دشمنان
و اللّه سميع عليم. اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا
بنابر اينكه كلمه «اذ»، متعلّق به دو صفت «سميع» و «عليم» باشد. يعنى خداوند، سخنان پنهانى آنان را كه تصميم به كوتاهى در نبرد داشتند، مى شنيد و از انديشه آنان، آگاه بود. و تذكر شنوايى و دانايى خداوند در موارد تخلف و گناه، دلالت بر تهديد نسبت به متخلّفين دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 152 - 10،17،26
10 - سستى ، تفرقه و سرپيچى برخى پيكارگران احد از فرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پس از پيروزى ابتدايى بر دشمنان
حتّى اذا فشلتم . .. من بعد ما اريكم ما تحبّون
گر چه ظاهر خطاب در «فشلتم و تنازعتم . .. و عصيتم» به تمامى مسلمانان در جنگ احد است، ولى به قرينه تقسيم آنان در دنباله آيه به دو گروه دنياطلب و آخرت طلب، معلوم مى شود مراد از مخاطبين «فشلتم ... »، گروهى از مسلمانان بوده اند و نه همه آنان.
17 - دنياطلبى و دلدادگى به مادّيات ، از عوامل سستى در مبارزه و رويارويى با دشمنان دين
حتّى اذا فشلتم و . .. منكم من يريد الدّنيا
26 - سستى در نبرد با دشمن ، نزاع و پراكندگى و تخلف از دستورات فرماندهى ، گناه و موجب استحقاق عقاب
حتّى اذا فشلتم . .. و لقد عفا عنكم
ظاهر كلمه عفو اين است كه گناهى صورت گرفته باشد و گناه در اين مورد همان سستى و نزاع و سرپيچى از دستورات فرماندهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 200 - 13
13 - بى صبرى در برابر مشكلات ، سستى در مقابل دشمنان و حفاظت نكردن از مرز هاى كشور اسلامى ، بى تقوايى است .
اصبروا و صابروا و رابطوا و اتّقوا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 139 - 1
1 - نبايد اهل ايمان در هنگامه هاى دشوار ( رويارويى با دشمنان ) ، سستى و اندوهى به خويش راه دهند .
يا ايّها الّذين امنوا . .. و لا تهنوا و لا تحزنوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 72 - 1
1 - كندى و سستى برخى مسلمانان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از شركت در جهاد
و انّ منكم لمن ليبطّئنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 84 - 12
12 - امتناع و كوتاهى مسلمين از شركت در غزوه بدر صغرا
فقاتل فى سبيل اللّه . .. و حرّض المؤمنين عسى اللّه
قابل ذكر است كه مورخين از اين غزوه به نامهاى مختلفى - بدر الصغراء، بدر الموعد، بدر الآخرة و بدر الاخيرة - ياد كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 122 - 11
11 - پذيرش ولايت خداوند ، از بين برنده هر نوع سستى در انجام وظايف دينى
اذ همّت . .. و اللّه وليّهما
«و اللّه وليّهما»، با لحن اعتراض گونه اش (در حالى كه خداوند سرپرست و حمايت كننده شماست، سستى چرا؟) به اين نكته اشاره دارد كه پذيرش ولايت الهى و اعتقاد به آن، مانع از هر گونه سستى در راه انجام وظايف الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 72 - 1
1 - كندى و سستى برخى مسلمانان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از شركت در جهاد
و انّ منكم لمن ليبطّئنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 84 - 12
12 - امتناع و كوتاهى مسلمين از شركت در غزوه بدر صغرا
فقاتل فى سبيل اللّه . .. و حرّض المؤمنين عسى اللّه
قابل ذكر است كه مورخين از اين غزوه به نامهاى مختلفى - بدر الصغراء، بدر الموعد، بدر الآخرة و بدر الاخيرة - ياد كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 122 - 2،4
2 - سستى و ترس دو گروه از مسلمانان شركت كننده در جنگ احد ، مورد ملامت خداوند
اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا و اللّه وليّهما
«فشل» به معناى ضعف به همراه ترس است. (مفردات راغب).
4 - تهديد خداوند نسبت به عناصر سست بنياد در جبهه پيكار مسلمانان با دشمنان
و اللّه سميع عليم. اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا
بنابر اينكه كلمه «اذ»، متعلّق به دو صفت «سميع» و «عليم» باشد. يعنى خداوند، سخنان پنهانى آنان را كه تصميم به كوتاهى در نبرد داشتند، مى شنيد و از انديشه آنان، آگاه بود. و تذكر شنوايى و دانايى خداوند در موارد تخلف و گناه، دلالت بر تهديد نسبت به متخلّفين دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 123 - 9
9 - سرزنش خداوند به پيكارگران احد كه چرا على رغم مشاهده يارى الهى در جنگ بدر ، تصميم به سستى در كارزار احد گرفتند .
و اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا . .. و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة
لحن آيه، حكايت از سرزنش مسلمانانى است كه در جنگ احد، تصميم به سستى و نافرمانى گرفتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 146 - 9
9 - سستى ، كرنش و زبونىِ اهل ايمان در برابر دشمنان دين ، ناپسند است .
فما وهنوا . .. و ما ضعفوا و ما استكانوا
صفات شمرده شده براى مردان الهى پس از واقعه احد، تعريض به مسلمانانى است كه در آن نبرد، سستى و ضعف به خود راه دادند. از اين رو صفات ياد شده، زيبنده مؤمنان واقعى و مردان الهى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 152 - 11
11 - جامعه ايمانى در معرض خطر سستى ، تفرقه و سرپيچى از رهبرىِ صالح خويش ، پس از نيل به پيروزى
حتّى اذا فشلتم . .. من بعد ما اريكم ما تحبّون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 72 - 3
3 - سرزنش خداوند نسبت به كسانى كه از شركت در نبرد سستى مى كنند و يا ديگران را از آن بازمى دارند .
و انّ منكم لمن ليبطّئنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 122 - 5
5 - دسيسه منافقان ( عبداللّه بن أبى سلول ) ، براى ايجاد سستى و هراس در مسلمانان ، هنگام روانه شدن آنان به سوى احد
اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا
در مجمع البيان آمده است كه عبداللّه بن ابى سلول، دو طايفه از مسلمانان (برخى از مهاجر و انصار) را از رويارويى با مشركان برحذر مى داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 139 - 3
3 - شكست در جنگ ، نبايد موجب سستى و اندوه اهل ايمان شود .
و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 140 - 2
2 - سختى و جراحت هاى ناشى از رويارويى با دشمنان دين ، نبايد موجب حزن و يا سستى در پيكار با آنان گردد .
و لا تهنوا و لا تحزنوا . .. ان يمسسكم قرح
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 152 - 16،17
16 - دنياطلبى برخى از پيكارگران احد ، موجب سستى ، اختلاف و سرپيچى از فرمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) و شكست در آن كارزار
حتّى اذا فشلتم و . .. منكم من يريد الدّنيا
به نظر مى رسد جمله «منكم من يريد الدّنيا»، دليل «اذا فشلتم و تنازعتم فى الامر و عصيتم» باشد.
17 - دنياطلبى و دلدادگى به مادّيات ، از عوامل سستى در مبارزه و رويارويى با دشمنان دين
حتّى اذا فشلتم و . .. منكم من يريد الدّنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 122 - 11
11 - پذيرش ولايت خداوند ، از بين برنده هر نوع سستى در انجام وظايف دينى
اذ همّت . .. و اللّه وليّهما
«و اللّه وليّهما»، با لحن اعتراض گونه اش (در حالى كه خداوند سرپرست و حمايت كننده شماست، سستى چرا؟) به اين نكته اشاره دارد كه پذيرش ولايت الهى و اعتقاد به آن، مانع از هر گونه سستى در راه انجام وظايف الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 139 - 5
5 - توجّه به سنّت هاى الهى در فرجام شوم تكذيب كنندگان دين خداوند ، از ميان برنده هر گونه حزن و اندوه و سستى از جامعه ايمانى
فسيروا . .. فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين ... و لاتهنوا و لاتحزنوا
اگر جمله «و لا تهنوا . .. »، عطف بر جمله «فانظروا كيف ...» باشد، معناى اين دو آيه چنين مى شود: شما محزون نباشيد، عاقبت تكذيب كنندگانِ آيات الهى (دشمن شما مسلمانان)، نابودى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 28 - 9
9 - بيدارى و روح پندپذيرى ، زمينه ساز تقواپيشگى است .
لعلّهم يتذكّرون . .. لعلّهم يتّقون
برداشت ياد شده از تقدم ذكرى تذكر بر تقواپيشگى به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 54 - 4
4 - بيدارى و پند آموزى ، نشانه عقل سليم و خرد ناب است .
و ذكرى لأُولى الألبب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 32 - 8
8 - بهره گيرى از معارف و رهنمود هاى قرآن ، در گرو بيدارى و به دور بودن از غفلت
و لقد يسّرنا القرءان . .. فهل من مدّكر
اين كه خداوند انسان هاى متذكر و بيدار را به تأمل در قرآن فراخوانده است; معلوم مى شود كه غافلان، شايستگى درك معارف و حقايق آن را ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 3 - 1
1- هدف از نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، هشدار و توجه دادن به مردم ونصيحت كردن آنان است .
ما أنزّلنا . .. إلاّ تذكرة لمن يخشى
استثنا در «إلاّ تذكرة» منقطع است و «تذكرة» مفعولٌ له مى باشد; يعنى، «لكن أنزلنا للتذكرة». «تذكرة» معنايى گسترده تر از «راهنمايى» و «نشانه دادن» دارد و هرچه را مايه توجه به چيزى گردد شامل مى شود (مفردات راغب و به معناى «وعظ» نيز مى آيد (مصباح و قاموس).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 70 - 2
2 - اهتمام ابراهيم ( ع ) براى به انديشه واداشتن مردم شرك پيشه عصر خويش درباره حقيقت معبود هاى شان
إذ قال . .. ما تعبدون
استفهام در «ماتعبدون» استفهام حقيقى نيست; زيرا ابراهيم(ع) مى ديد كه آنان بت مى پرستند. بنابراين پرسش ياد شده بدان منظور بوده است كه افكار آنان را برآشوبد و به انديشيدن درباره آنچه مى پرستند وادارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 51 - 5
5 - تنبه و بيدارى مردمان ، از هدف هاى تعاليم قرآن
و لقد وصّلنا لهم القول لعلّهم يتذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 151 - 1
1 - لزوم آگاهى بخشيدن به مردم درباره عقايد خرافى
ألا إنّهم من إفكهم ليقولون
از به كار رفتن «ألا» - كه براى تنبيه است - برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 4 - 8
8- بيدارگرى و بينش دهى ، وظيفه مبلغان الهى حتى پس از روى گردانى مردم *
و الذين كفروا عمّا أنذروا معرضون . قل أرءيتم ما تدعون من دون اللّه
ارتباط اين آيه با ذيل آيه قبل (و الذين كفروا. .. معرضون) ممكن است اين نكته را برساند كه اعراض كافران، تكليف مبلغان الهى را ساقط نمى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 55 - 2
2 - بيدارگرى و تذكر مردم به ارزش هاى الهى ، تكليفى هميشگى براى مبلغان دينى
و ذكّر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 52 - 2
2 - بيدارى و آگاهى انسان ها ، در قلمرو رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن
و ما هو إلاّ ذكر للعلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ليل - 92 - 12 - 1
1 - خداوند ، آگاه ساختن انسان ها را با خوبى و بدى و رساندن خوبان و بدكاران را به فرجام شايسته آنان ، بر خود لازم شمرده است .
إنّ علينا للهدى
«هدى» مصدر و به معناى ارشاد و راهنمايى است (قاموس). مراد از هدايت ممكن است اعم از هدايت فطرى و تشريعى و نيز رساندن به مقصد باشد. جملات «سنيسّره لليسرى» و «سنيسّره للعسرى» (در آيات پيشين) مؤيد تعميم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 90 - 17
17- موعظه هاى خداوند ، به منظور بيدار ساختن عقل و فطرت انسانهاست .
إن الله يأمر بالعدل . .. و ينهى عن الفحشاء ... يعظكم لعلّكم تذكّرون
«تذكّر» (از ماده تذكّرون) به معناى يادآورى چيزى است كه فراموش شده باشد. بنابراين تذكر به مواعظ الهى، حاكى است كه اين موعظه ها از امورى است كه بشر بدون تعليم وحى به آن رسيده است و در واقع امرى است فطرى و عقلانى; ولى انسانها آنها را به فراموشى سپرده اند كه توسط وحى به آنان يادآورى مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 25 - 2
2 - محور نبوت پيامبران ، يادآورى ارزش ها به خلق و بيدارسازى فطرت خفته آنان است .
أءلقى الذكر عليه من بيننا
از آيه شريفه استفاده مى شود كه قوم ثمود، واژه «ذكر» را بر محتواى پيام صالح(ع) اطلاق كرده اند و چه بسا اين تعبير را از خود آن حضرت گرفته باشند. به هر حال خداوند اين وصف را رد نكرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 25 - 8
8- تنبه يافتن همه مردم داراى اهميتى ويژه در تعاليم دينى
يضرب الله الأمثال للناس لعلّهم يتذكّرون
كلمه «الناس» اسم جنس و دال بر همه انسانهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 45 - 10
10 - رهنمود خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در به كار بستن تلاش خويش براى بيدارى دل هاى مستعد و آماده
فذكّر بالقرءان من يخاف وعيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 55 - 3
3 - تذكر و بيدار باش به مؤمنان ، همواره و در همه شرايط به حال آنان سودمند خواهد بود .
و ذكّر فإنّ الذّكرى تنفع المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 24 - 10
10 - تذكر و بيدارى انسان در قيامت ، حاصلى جز پشيمانى و حسرت ندارد .
و أنّى له الذكرى . يقول يليتنى قدّمت لحياتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 18 - 11
11- وقوع رستاخيز ، مايه به خود آمدن كافران ; اما بى ثمر به حال آنان
فأنّى لهم إذا جاءتهم ذكريهم
تعبير «ذكرى» مى رساند كه قيامت، مايه هشدار و بيدار شدن كافران است; اما اين بيدارى پس از پايان مهلت است و سودى به حال آنان ندارد (فأنّى لهم).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 23 - 11
11 - برطرف شدن غفلت ها در قيامت ، سودى به حال انسان ندارد .
و أنّى له الذكرى
به قرينه «يتذكّر الإنسان» - كه بر تذكّر يافتن انسان دلالت دارد - مراد از نفى تذكّر در «أنّى له الذكرى» نفى سودمند بودن آن است كه براى مبالغه در آن، اصل تذكرپذيرى منتفى دانسته شده است; زيرا تذكّرى كه سودمند نباشد، با نبود آن يكسان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 125 - 10
10 - انسان در قيامت ، به خاطرات زندگانى خود در دنيا و ويژگى هاى جسمى خويش در آن دوران آگاه خواهد بود .
قال ربّ لم حشرتنى أعمى و قد كنت بصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 7 - 16
16 - خداوند ، انسان را در قيامت از تمامى اعمالش با خبر خواهد ساخت .
فينبّئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 23 - 6
6 - خطاكاران در قيامت با مشاهده جهنم ، فرصت هاى از دست رفته را به ياد آورده و متوجّه آثار و پيامد هاى كردار خويش مى
گردند .
يومئذ يتذكّر الإنسن
«ال» در الإنسان»، ممكن است عهد ذكرى و اشاره به انسانى باشد كه در آيات پيشين، فريفته نعمت ها و شِكوه گزار تنگدستى ها معرفى شده است. هم چنين مى تواند براى استغراق باشد و تذكر يافتن را به همه انسان ها تعميم دهد. آيات بعد، احتمال نخست را تقويت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 42 - 11
11- كفرپيشگان - در قيامت و يا پس از مرگشان - درخواهند يافت كه فرجام نيك از آنِ پيامبران و پيروان ايشان است .
و سيعلم الكُفّ-ر لمن عقبى الدار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 39 - 12
12 - كافران ، به هنگام اطلاع از پوچى اعمالشان در قيامت ، به حقانيت خداوند پى خواهند برد .
و الذين كفروا أعملهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 8 - 4
4 - پى بردن كافران به دشوارى شرايط و فرجام خويش ، از نخستين لحظه هاى رستاخيز
يقول الكفرون هذا يوم عسر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 21 - 4
4- كافرانِ پيرو به هنگام حضور در پيشگاه خداوند در قيامت پيشاپيش درمى يابند كه گرفتار عذاب الهى خواهند شد .
و برزوا لله جميعًا فقال الضعفؤا للذين استكبروا إنّا كنّا لكم تبعًا فهل أنتم مغن
ذكر «فقال الضعفؤا للذين استكبروا» براى درخواست كمك ضعفا - پس از آنكه حضور همه مردم را در قيامت اعلام كرد و هنوز سخنى از عذاب گفته نشده است - حكايت از اين مى كند كه آنان گرفتار شدن خود را به عذاب از قبل خواهند فهميد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 26 - 4
4 - باغداران يمنى ، به هنگام مشاهده باغ ويران شده خويش ، بى درنگ به اشتباه خود پى برده و از كار محروم ساختن مستمندان پشيمان گشتند و خود را مردمى گمراه يافتند .
فلمّا رأوها قالوا إنّا لضالّون
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه مقصود از «ضالّون» گمراهى اصطلاحى (گمراهى از راه حق و حقيقت) باشد. گفتنى است كلمه «لمّا» در اصطلاح بيانگر اقتران جواب به شرط و افاده كننده فور و بداهت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 29 - 2
2 - باغداران يمنى ، از مشاهده نابودى محصولات خويش از خواب غفلت بيدار شده و به تسبيح و تنزيه خداوند پرداختند .
قالوا سبحن ربّنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 113 - 10
10 - متذكر و متنّبه ساختن آدميان ، از اهداف قرآن و بيانات روشن آن
و صرّفنا فيه من الوعيد لعلّهم . .. أو يحدث لهم ذكرًا
«ذكر» نقطه مقابل نسيان است (مقاييس اللغة) بنابراين «ذكر»; يعنى، فراموش نكردن و در خاطر زنده نگه داشتن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 9 - 11
11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور بيدار كردن مردمان و توجه دادن آنان به ارزش علم و معرفت و برترى عالمان بر جاهلان
قل هل يستوى الذين يعلمون و الذين لايعلمون
مأموريت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به اعلام اين حقيقت روشن كه عالمان با جاهلان برابر نيستند، صرفاً براى بيدار كردن مردم و توجه دادن آنان به ارزش والاى علم و معرفت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 27 - 5
5 - متذكر شدن و بيدار گشتن مردم ، هدف و فلسفه آمدن مثل ها در قرآن است .
و لقد ضربنا للناس فى هذا القرءان من كلّ مثل لعلّهم يتذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 42 - 8
8- ثروت مند خودپرست ، پس از نابودى اموال خويش ، به خود آمده و بر مواضع شرك آلود گذشته خويش تأسّف مى خورد .
يليتنى لم أُشرك بربّى أحدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 66 - 4
4- حضرت ابراهيم ( ع ) براى اثبات توحيد و بطلان شرك از شيوه آگاه كردن بت پرستان به ناتوانى بت ها و به اعتراف واداشتن آنان بر اين حقيقت استفاده كرد .
فسلوهم إن كانوا ينطقون . .. لقد علمت ما هؤلاء ينطقون . قال أفتعبدون من دون الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 32 - 9
9 - هدف از فرمان خدا به فرشتگان ( در بيان نام هاى حقايق ) ، يادآورى عالمانه و حكيمانه بودن افعال الهى و آگاه ساختن آنان به برترى علمى آدم ( ع ) بود .
أنبئونى بأسماء هؤلاء . .. قالوا سبحنك ... إنك أنت العليم الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 46 - 1
1 - پى بردن ساحران به حقانيت رسالت موسى ( ع ) ، در پى مشاهده بطلان افسون خود در برابر معجزه موسى
فإذا هى تلقف ما يأفكون . فأُلقى السحرة سجدين
برداشت ياد شده با توجه به تفريع «أُلقى» بر آيه پيش به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 82 - 6،12،14
6 - فرورفتن شبانه قارون با خانه اش در كام زمين ، رخدادى سخت تكان دهنده ، بيدارگر و درس آموز براى كسانى كه روز پيش آرزوى ثروتى چونان ثروت وى را داشتند .
و أصبح الذين تمنّوا مكانه بالأمس يقولون ويكأنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء من عباد
كلمه «مكانه»، منصوب به نزع خافض و صفت براى اسم محذوف «مكاناً» است; يعنى، «الذين تمنّوا مكاناً مثل مكانه; آنان كه ديروز منزلتى هم چون منزلت قارون را آرزو كرده بودند. ..».
12 - آگاهى دل باختگان دنيا به عاقبت شوم دنياطلبى ، پس از مشاهده نگون بختى قارون
لولا أن منّ اللّه علينا لخسف بنا
14 - آگاهى يافتن آرزومندان مال و ثروت به پى آمد شوم ناسپاسى در برابرنعمت هاى الهى ، با مشاهده نگون بختى قارون
ويكأنّه لايفلح الكفرون
«كفر» (مصدر «كافرون») در اين جا مقابل «شكر» و به معناى ناسپاسى است. جمله «و يكأنّه لايفلح الكافرون» اعتراف دنياطلبان به ناسپاسى خود در مقابل خدا است و اشاره به علت هلاكت قارون دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 84 - 17
17- پرستشگران خدا ، از تذكرات و بيدارباش هاى او بهره منداند .
ذكرى للعبدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 39 - 4
4- يوسف ( ع ) ، با طرح سؤال و برانگيختن وجدان هم بندان خويش ، حقانيّت توحيد و يكتاپرستى را براى آنان مطرح ساخت .
ءأرباب متفرقون خير أم الله الوحد القهار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 41 - 4
4- انسان ها ، نيازمند تذكر و بيدار باش ، حتى نسبت به گرايش هاى فطرى خويش
و لقد صرّفنا فى هذا القرءان ليذّكّروا
در ماده «يذكروا» (متذكر شوند) اين نكته نهفته است كه موضوعات مورد تذكر، به نحوى در معرض فهم، ادراك و دريافت بشر وجود دارد و غفلت بر آن عارض مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 64 - 1،2،3
1- قوم بت پرست ابراهيم ، پس از آگاه شدن از ناتوانى بت ها از سخن گفتن ، به خود آمده و به تفكر و انديشه در عقيده خويش فرو رفتند .
فرجعوا إلى أنفسهم
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه مقصود از «فرجعوا إلى أنفسهم» به خود آمدن و رجوع هر يك از بت پرستان به وجدان و ضمير خود و به فكر فرو رفتن آنان باشد.
2- قوم بت پرست ابراهيم پس از آگاه شدن از ناتوانى بت ها از سخن گفتن ، به يك ديگر مراجعه كرده و به سرزنش هم پرداختند .
فرجعوا إلى أنفسهم فقالوا إنّكم أنتم الظلمون
برداشت، براساس اين احتمال است كه مقصود از «أنفسهم» رجوع هر يك از بت پرستان به يك ديگر باشد كه با مخاطب قرار دادن هم ديگر (فقالوا إنّكم أنتم. ..) به ملامت هم پرداختند.
3- استدلال ابراهيم ( ع ) بر بطلان شرك و شگرد او در مبارزه با بت پرستى ، تأثيرى كامل بر تمامى قومش داشت .
قال بل فعله كبيرهم . .. فرجعوا إلى أنفسهم فقالوا انّكم أنتم الظلمون
از اين كه تمامى قوم ابراهيم، بلافاصله به گمراهى خود اعتراف كردند، قوت استدلال آن حضرت و تأثير كامل شيوه دعوت او به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 65 - 1
1- بت پرستان ، در برابر استدلال محكم ابراهيم ( ع ) بر بطلان شرك ، سر افكنده و شرمسار شدند .
ثمّ نكسوا على رءوسهم
«نكس» به معناى قلب و برگرداندن قسمت بالاى شىء به پايين و برعكس است. جمله «نكسوا على رءوسهم» تمثيل (از نوع تشبيه معقول به محسوس) و كنايه از افرادى است كه از شدت شرمسارى و سر افكندگى، سر آنان به طرف پايين بدنشان قرار مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 99 - 4
4 - روى آورى كافران به خدا ، در آستانه مرگ
حتّى إذا جاء أحدهم الموت قال ربّ ارجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 75 - 17
17- گمراهان ، به هنگام عذاب الهى و يا مرگ ، به تيره بختى و موقعيت بد خويش آگاه خواهند شد .
فسيعلمون من هو شرّ مكانًا
به نظر مى رسد عبارت «شرّ مكاناً» در برابر «خير مقاماً» و عبارت «أضعف جنداً» در برابر «أحسن نديّاً» ( در دو آيه قبل) باشد; يعنى، همان كسانى كه خود را داراى موقعيت برتر و امكانات و نفرات بيشتر مى دانستند، با رسيدن عذاب و مرگ، خود را در نقطه مقابل آن مى يابند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 58 - 3
3 - برخى از كافران لجوج و گنه كاران سرمست ، تنها به وقت مشاهده عذاب الهى و يقين به نزول آن ، بيدار گشته و در برابر سخن حق ( قرآن ) تسليم شده و از آن پيروى مى كنند .
أو تقول حين ترى العذاب لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فجر - 89 - 23 - 7
7 - رفاه زدگان و ذلّت پنداران فقر ، تنها به هنگام مواجه شدن با حوادث قيامت ، به خطاى خويش پى برده ، حقيقت را در خواهند يافت .
فأمّا الإنسن إذا ما ابتليه . .. يومئذ يتذكّر الإنسن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 143 - 22،24
22 - موسى ( ع ) با مشاهده اثر تجلى خدا ( انهدام كوه ) تقاضاى رؤيت خداوند را ناروا دانست و به درگاه الهى توبه كرد .
فلما أفاق قال سبحنك تبت إليك
24 - موسى ( ع ) بدون هيچ درنگ پس از دريافت حقيقت ( ناشدنى بودن رؤيت خدا ) آن را پذيرفت و بدان اعتراف كرد .
قال . .. و أنا أول المؤمنين
متعلق «المؤمنين» به قرينه فرازهاى قبل (بانك لاترى) است. كلمه «اول» در جمله «أنا أول المؤمنين» علاوه بر معناى مقدم بودن، معناى تأخير نكردن را نيز مى رساند. زيرا صحت اين ادعا كه شخص بخواهد أول مؤمن باشد، به اين است كه بى درنگ حقيقت رخ نموده را باور كند و به آن ايمان آورد، و گرنه اين احتمال منتفى نيست كه ديگرى در اين فاصله ايمان آورد و او نتواند أول مؤمن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 15 - 2
2 - سران كفر و شرك ، آن چنان لجوج و حق ستيز بودند كه تنها نزول عذاب ناگهانى پايان بخش تكذيب آنان بود .
و ما ينظر هؤلاء إلاّ صيحة وحدة
بيشتر مفسران بر اين عقيده اند كه مقصود از اين كه كافران تنها در انتظار نزول عذاب سهمگين هستند، بيان اين حقيقت است كه آنان از سر لجاجت، بر راه نادرست خود تا پايان عمر پاى مى فشرند و به حقيقت اسلام تن درنمى دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 15 - 2
2 - سران كفر و شرك ، آن چنان لجوج و حق ستيز بودند كه تنها نزول عذاب ناگهانى پايان بخش تكذيب آنان بود .
و ما ينظر هؤلاء إلاّ صيحة وحدة
بيشتر مفسران بر اين عقيده اند كه مقصود از اين كه كافران تنها در انتظار نزول عذاب سهمگين هستند، بيان اين حقيقت است كه آنان از سر لجاجت، بر راه نادرست خود تا پايان عمر پاى مى فشرند و به حقيقت اسلام تن درنمى دهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 70 - 3
3 - ايجاد سؤال در مردم نسبت به باور هاى آنان ، روش ابراهيم ( ع ) در ياد كرد بطلان عقايد ايشان
إذ قال لأبيه و قومه ما تعبدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 72 - 4
4 - ايجاد سؤال در مردم نسبت به باور هاى آنان ، روش ابراهيم ( ع ) در تذكر دادن و باطل كردن عقايد ايشان
قال هل يسمعونكم إذ تدعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 46 - 3
3 - مطالعه در سرگذشت جوامع بى دادگر و كفرپيشه تاريخ و مشاهده شهر ها و سرزمين هاى ويران شده آنها ( شهرهايى كه با عذاب قهر الهى زيرورو شدند ) بسترى مناسب براى عبرت گرفتن و زمينه اى كارساز براى بيدارى دل ها
أفلم يسيروا فى الأرض فتكون . ..و لكن تعمى القلوب التى فى الصدور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 21 - 16
16 - مطالعه و نگاه عميق به طبيعت ( جريان نزول باران ، چشمه سار ها و پيدايش كشت ها ) ، مايه بيدارى و پندگيرى صاحبان عقل و خرد است .
ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. إنّ فى ذلك لذكرى لأُولى الألبب
«ذكرى» اسم براى «تذكير» و «تنبيه» (بيدارى و پندگيرى) است و «لُبّ» (مفرد «ألباب») به معناى عقل و خرد مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 28 - 10
10 - بيدارى ، پندپذيرى و دستيابى به تقواپيشگى ، براى تمامى انسان ها - از همه طيف هاى فكرى و اجتماعى - ميسر و ممكن است .
لقد ضربنا للناس فى هذا القرءان من كلّ مثل لعلّهم يتذكّرون . .. لعلّهم يتّقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 58 - 4،8،10
4- نزول قرآن به زبان عربى روشن ، زمينه اى براى بيدارى خلق و پندآموزى آنان
فإنّما يسّرنه بلسانك لعلّهم يتذكّرون
8- تعلّق اراده الهى ، به هموار ساختن راه بيدارى و هدايت ، براى انسان ها و نه اجبار ايشان
فإنّما يسّرنه بلسانك لعلّهم يتذكّرون
تعبير «لعلّهم. ..» از سوى خداوند، نظر به «ترجّى» حقيقى ندارد. از اين رو پيام «لعلّهم...»، حركت انتخابى و بدون اجبار خلق است.
10- ترسيم هاى قرآن از بهشت و دوزخ ، نمودى از حقايق سهولت يافته وحى براى بيدارى خلق
فإنّما يسّرنه بلسانك لعلّهم يتذكّرون
تعبير «فإنّما يسّرناه. ..» پس از مجموعه آياتى آمده است كه ترسيم كننده تفصيلى بهشت و دوزخ و فرجام بهشتيان و دوزخيان است، بنابراين آن آيات نمونه اى بارز براى اثبات آسان بودن قرآن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 4 - 1
1 - وعظ و ارشاد دينى ، زمينه ساز از ميان رفتن غفلت ها است .
أو يذّكّر
ذكر و حفظ به يك معنا است; با اين تفاوت كه به اصل ذخيره سازى اطلاعات «حفظ» و به حاضر ساختن آن در قلب يا زبان - چه پس از فراموشى و چه بدون آن - «ذكر» مى گويند (مفردات راغب). «ذكرى» اسم مصدر «تذكير» (تذكر دادن) است و به معناى «ذكر» و «تذكّر» و نقيض نسيان نيز آمده است (لسان العرب). اين كلمه در آيه - به قرينه «يذكّر» - به معناى اثرپذيرى از ذكر و برطرف شدن غفلت است كه در مورد آيه شريفه، حضور ابن ام مكتوم در مجلس وعظ و ارشاد پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مى توانست آن را به دنبال داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 11 - 2
2 - آيات قرآن ، راهنما و مايه غفلت زدايى و زمينه پندگيرى و عبرت
كلاّ إنّها تذكرة
مراد از ضمير در «إنّها»، آيات قرآن است كه با توجّه به بيان اوصاف آنها در آيات بعد، تصريح به مرجع ضمير لزومى نداشته است. «تذكرة» اعم از «دلالت» (راهنمايى) و «اماره» (نشانه) است و به هر چيزى كه با آن تذكّر حاصل شود، اطلاق مى گردد (مفردات راغب). «تذكير» (مرادف تذكرة) به معناى موعظه كردن و «ذكرى» (اسم مصدر آن) به معناى عبرت است (قاموس); بنابراين مراد از «تذكره» بودن قرآن، راهنمايى، موعظه كردن و مايه عبرت بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 48 - 3
3 - خداوند ، به هر جامعه بى دادگرى ، پيش از نزول عذاب ، فرصت مى داد تا شايد متنبه شوند و دست از مخالفت و مبارزه با پيامبرشان بردارند .
و كأيّن من قرية أمليت لها و هى ظالمة ثمّ أخذتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 6 - 8
8 - غفلت زدايى از مردمِ غافل و بيدار كردن آنان ، از اهداف رسالت و فلسفه بعثت رسولان الهى
لتنذر قومًا ما أُنذر ءاباؤهم فهم غفلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 9 - 3
3- قطره هاى بركت آفرين باران ، پيامدار بصيرت و بيدارى براى حق جويان
تبصرة و ذكرى لكلّ عبد منيب . و نزّلنا من السماء ماء مبركًا
از ارتباط اين آيه با آيه قبل، مطلب بالا قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 34 - 1
1 - مؤمن آل فرعون براى بيدار كردن مردم و انصراف آنان از قتل موسى ( ع ) ، سرگذشت يوسف پيامبر رايادآور شد .
أتقتلون رجلاً . .. إنّى أخاف عليكم ... و لقد جاءكم يوسف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 63 - 8
8 - شدايد و سختيها زمينه اى براى بيدارى فطرت توحيدى انسان و توجه او به خداوند
قل من ينجيكم من ظلمت البر و البحر تدعونه تضرعا و خفية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 67 - 2،3
2- تنگنا هاى زندگى و لحظه هاى خطرآفرين كه هيچ اميدى به رهايى از آنها نيست ، بيدارگر فطرت خداجويى در نهاد انسان
و إذا مسّكم الضرّ . .. ضلّ من تدعون إلاّ إيّاه
ذكر گرفتارى در دريا در ميان ابتلاهاى فراوانى كه ممكن است انسانها را گرفتار كند، به اين جهت است كه در تلاطم دريا اميدى براى نجات و رهايى نيست.
3- انسان ها در گرداب هاى خطرآفرين ، نه تنها متوجه خداوند مى شوند ; بلكه او را يگانه قدرتى مى دانند كه توان نجات آنان را از مرگ حتمى دارد .
و إذا مسّكم الضرّ فى البحر ضلّ من تدعون إلاّ إيّاه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 65 - 4
4 - احساس خطر ، زمينه بيدار شدن فطرت خداجوى آدمى است .
فإذا ركبوا فى الفلك دعوا اللّه مخلصين له الدّين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 32 - 2
2 - شديد شدن مشكلات و گرفتارى ها ، زمينه بروز فطرت گرايش به خدا در انسان ها است .
و إذا غشيهم موج كالظّلل دعوا اللّه مخلصين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 8 - 3
3 - گرفتارى ها و مصيبت ها ، مايه بيدارى و تجلى فطرت توحيدى انسان
و إذا مسّ الإنسن ضرّ دعا ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 49 - 3
3 - گرفتارى ها و مصيبت ها ، مايه بيدارى و تجلى فطرت توحيدى انسان
فإذا مسّ الإنسن ضرّ دعانا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 63 - 2
2- نسبت شكستن بت ها به بت بزرگ از سوى ابراهيم ( ع ) ، زمينه تنبّه بت پرستان به بطلان عقيده بت پرستى بود ; نه نسبتى دروغ از جانب آن حضرت .
قال بل فعله كبيرهم
ابراهيم(ع) با نسبت دادن شكستن بت ها به بت بزرگ، نه تنها دروغ نگفت; بلكه با اشاره اى بليغ، حقيقت ماجرا را بيان كرد; زيرا ابراهيم(ع) با جمله «فسئلوهم. ..» خواست به بت پرستان بفهماند كه بت ها از سخن گفتن عاجزند، تا چه رسد به شكستن. پس بايد پذيرفت كه معبود عاجز، شايسته پرستش نيست. گفتنى است كه آيه بعد (اين كه بت پرستان با شنيدن پاسخ ابراهيم(ع) به خود آمدند و متنبه شدند) مؤيد برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 44 - 4
4 - خداوند ، به همه اقوام كافر و تكذيب گر ، فرصت مى داد تا شايد متنبه شوند و دست از مخالفت بردارند .
فأمليت للكفرين ثمّ أخذتهم
«إملاء» (مصدر «أمليت») از «مَلْو» و به معناى فرصت دادن است; يعنى، آن اقوام تكذيب گر و كافر را فرصت دادم تا به خود بيايند و دست از مخالفت بردارند. آن گاه چون آنان از فرصت داده شده استفاده نكردند و هم چنان بر كفر و تكذيب خود اصرار ورزيدند، آنان را از ميان برداشتم و نابودشان ساختم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 64 - 1
1 - عذاب قهر الهى ، نقطه پايان غفلت زدگى و بى خبرى كافران
بل قلوبهم فى غمرة . .. حتّى إذا أخذنا مترفيهم بالعذاب إذا هم يجئرون
«حتى» ابتدائيه بوده و براى بيان غايت غفلت زدگى كافران و پايان اشتغال آنها به كارهاى ناپسند است. «مترفين» (جمع «مترف») به معناى مرفهان، خوشگذرانان و ناز پروردگان است. «جوار» در اصل به زوزه وحوش (آواى سگ، شغال و گرگ وقتى كه صدمه ببيند) گفته مى شود و در اين جا كنايه از فرياد استغاثه مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 26 - 2
2 - يادآورى آخرين لحظات زندگى انسان ( هنگام احتضار و حالات تكان دهنده محتضر ) ، از سوى خداوند به كافران و منكران معاد ، براى بيدار كردن آنان از غفلت و مستى
كلاّ إذا بلغت التراقى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 41 - 1
1- خداوند ، آيات خويش را در قرآن به گونه هاى متنوع و فراوان تبيين كرد تا مشركان تنبه يابند .
و لقد صرّفنا فى هذا القرءان ليذّكّروا
«صرف» در لغت به معناى تحول و دگرگونى است و باب تفعيل آن، دلالت بر كثرت مى كند. بنابراين مراد از آن، تبيين با بيانات گوناگون است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 48 - 4
4 - تأخير در عذابِ شرك پيشگان عصر بعثت ، فرصتى بود تا شايد آنان بيدار شوند و به اسلام بگروند .
و يستعجلونك بالعذاب . .. و كأيّن من قرية أمليت لها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 44 - 4
4 - خداوند ، به همه اقوام كافر و تكذيب گر ، فرصت مى داد تا شايد متنبه شوند و دست از مخالفت بردارند .
فأمليت للكفرين ثمّ أخذتهم
«إملاء» (مصدر «أمليت») از «مَلْو» و به معناى فرصت دادن است; يعنى، آن اقوام تكذيب گر و كافر را فرصت دادم تا به خود بيايند و دست از مخالفت بردارند. آن گاه چون آنان از فرصت داده شده استفاده نكردند و هم چنان بر كفر و تكذيب خود اصرار ورزيدند، آنان را از ميان برداشتم و نابودشان ساختم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 5 - 8
8 - وجود زمينه بيدارى و هدايت در تمامى انسان ها ، حتى منحرفان ستيزه گر
أفنضرب عنكم الذكر صفحًا أن كنتم قومًا مسرفين
از اين گفته كه مخالفت شديد مشركان، مانع از ادامه نزول وحى بر آنان نخواهد شد، استفاده مى شود كه در تمامى انسان ها، زمينه هدايت و تأثير پذيرى از وحى وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 94 - 4
4 - شدايد و سختى ها زمينه ساز توجه آدمى به وابستگى عوامل طبيعى به اراده و مشيت خداوند است .
أخذنا أهلها بالبأساء و الضراء لعلهم يضرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 95 - 7،8،10،11
7 - منكران رسالت انبيا با استناد به وجود سختى ها و آسايش ها در تاريخ نياكان خويش ، دشوارى هاى بيداركننده زندگى خود را پديده اى عادى و خالى از هر گونه هدف و پيام مى پنداشتند .
ثم بدلنا . .. قالوا قد مس ءاباءنا الضراء و السراء
8 - تحليل سختى هاى بيداركننده و هدفدار به حوادثى برخاسته از عوامل طبيعى و بدون هدف ، تحليل نادرست منكران رسالت پس از رسيدن به رفاه و آسايش
قالوا قد مس ءاباءنا الضراء و السراء
10 - كفرپيشگانى كه با بى هدف خواندن سختى هاى بيداركننده از تمامى عوامل هدايت بى بهره ماندند ، با عذابى غافليگرانه از جانب خدا نابود شدند .
فأخذنهم بغتة و هم لا يشعرون
11 - انكار رسالت انبيا با توجيه پيدايش سختى هاى بيداركننده به عواملى بى هدف ، موجب گرفتار شدن به عذاب الهى است .
قالوا قد مس ءاباءنا الضراء و السراء فأخذنهم بغتة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 41 - 3
3- آيه هاى قرآن ، عامل بيدارى ، تنبه و پندگيرى انسانهاست .
و لقد صرّفنا فى هذا القرءان ليذّكّروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 68 - 6
6- رخداد هاى طبيعى مرگ آفرين ، وسيله اى براى تنبه انسان ها و عاملى در جهت تربيت آنان
أفأمنتم أن يخسف بكم جانب البرّ أو يرسل عليكم حاصبًا
از اينكه خداوند به كسانى كه پس از رهيدن از خطر، از خدا اعراض مى كنند، هشدار مى دهد كه هيچ گاه نبايد احساس ايمنى كنند، استفاده مى شود كه توجه به آن رخدادها، مى تواند عاملى باشد براى تنبه و تربيت انسانها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 14 - 3
3- توجه انسان به حقايق و پشيمانى از عملكرد خويش ، به هنگام گرفتارى مهلك و مشاهده عذاب الهى
فلمّا أحسّوا بأسنا . .. قالوا يويلنا إنّا كنّا ظلمين
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه جمله «قالوا يا ويلنا. ..» استئنافيه و بيان براى جمله «فلمّا أحسّوا بأسنا...» باشد; يعنى، وقتى عذاب ما را احساس كنند، به گناه خويش اذعان و بر حقيقت امر اعتراف مى كنند. بنابراين احساس عذاب و مشاهده گرفتارى مهلك، موجب توجه آدمى به حقايق و اعتراف به آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 46 - 3
3- گرفتارى ها و شدايد ، عامل تنبّه و اعتراف انسان ها به حق
و لئن مسّتهم نفحة من عذاب ربّك ليقولنّ يويلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 29 - 4
4 - قرآن كريم مايه بيدارى و هشيارى انسان
لقد أضلّنى عن الذكر
تعبير از قرآن به «ذكر» - كه به معناى ياد و يادآورى است - مشعر به نكته ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 46 - 12
12 - انس با قرآن و تعليمات آسمانى آن ، مايه بيدارى و دور ماندن از غفلت و بى خبرى
لتنذر قومًا . .. لعلّهم يتذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 71 - 2،12
2 - طرح پرسش هاى تنبه بخش و بيدار كننده ، شيوه اى ارائه شده از سوى خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) در محاجه با مشركان
قل أرءيتم إن جعل اللّه . .. أفلاتسمعون
12 - سپردن گوش جان به رهنمود هاى قرآن ، مايه بيدار شدن انسان ها است .
من إله غير اللّه يأتيكم بضياء أفلاتسمعون
مفاد «أفلاتسمعون» اين است كه اگر خوب به رهنمودهاى قرآن گوش فرا دهيد، از خواب غفلت بيدار شده و به راه توحيد رهنمون خواهيد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 72 - 2
2 - طرح پرسش هاى تنبه آفرين و بيدارگر ، از شيوه هاى ارائه شده از سوى خدا به پيامبر در احتجاج با اهل شرك
قل أرءيتم إن جعل اللّه . .. أفلاتبصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 41 - 9،10،12،13
9 - بهره بردارى ازحوادث ناگوار طبيعى ، براى تنبّه انسان ها ، امرى شايسته است .
ظهر الفساد . .. ليذيقهم ... لعلّهم يرجعون
10 - خداوند ، به منظور تنبّه انسان ها ، تنها بخشى از گناهان را كيفر مى هد .
ظهر الفساد فى البرّ . .. ليذيقهم بعض الذى عملوا لعلّهم يرجعون
12 - در تنبيهى كه براى تنبّه است ، شايسته است كه تنها ، به مجازات بخشى از خطا ها اكتفا شود .
ظهر الفساد فى البرّ . .. ليذيقهم بعض الذى عملوا لعلّهم يرجعون
13 - فلسفه از دست رفتن امكانات دنيوى ، در پى گناه ، تنبيه گناهكاران جهت بازگشت از خطا به صراط مستقيم است .
ظهر الفساد فى البرّ . .. ليذيقهم بعض الذى عملوا
«لام» در «ليذيقهم» لام عاقبت است و «لعلّ» معناى تعليل دارد و مراد از «فساد» براساس ريشه لغوى آن، يعنى خروج شىء از اعتدال (تباه شدن)، قابل بهره بردارى نبودن امكانات و يا از دست دادن آنها است. بنابراين، خداوند، در پى آلوده شدن انسان ها، به گناه، آنان را مبتلا مى كند تا به اين صورت، بيدارشان سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 21 - 3
3 - هدف اصلى عذاب هاى دنيوى خداوند ، تنبّه و بازدارندگى است و نه تنبيه تنها .
و لنذيقنّهم من العذاب الأدنى . .. لعلّهم يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 13 - 4
4 - قرآن ، مايه پند انسان ها و بيدارى از غفلت ها
و إذا ذكّروا لا يذكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 29 - 10
10 - قرآن ، براى بيدارى و پندگيرى صاحبان خرد ناب است .
كتب أنزلنه . .. ليتذكّر أُولوا الألبب
«لبّ» به معناى عقل خالص و خرد ناب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 13 - 8
8 - تنها كسانى كه با توبه و اخلاص به سوى خدا روى مى آورند ، شايسته درس آموختن و هوشيار شدن از آيات الهى اند .
هو الذى يريكم ءايته . .. و ما يتذكّر إلاّ من ينيب
«إنابة» (مصدر «ينيب») به معناى رجوع است و انابه به درگاه خداوند، به معناى بازگشت به او با توبه و اخلاص است (بر گرفته از مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 44 - 5
5 - بيدار شدن انسان هاى غافل ، پس از گرفتار شدن به سرنوشت شوم رفتار خويش
فستذكرون ما أقول لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 54 - 2
2 - هدايت ، بيدار سازى ، پند آموزى و احياى خردناب ، قلمرو رسالت موسى ( ع ) و كتاب آسمانى او ( تورات )
هدًى و ذكرى لأُولى الألبب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 5 - 4
4 - قرآن ، بيداركننده آدميان از غفلت و بى توجهى
أفنضرب عنكم الذكر
به كارگيرى «ذكر» به جاى «قرآن»، حاكى از اين است كه قرآن، بيدارگر خفتگان و يادآور غافلان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 17 - 2
2 - بيدارگرى و غفلت زدايى ، رسالت اصلى قرآن
و لقد يسّرنا القرءان للذّكر فهل من مدّكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 22 - 2
2 - بيدارگرى و غفلت زدايى ، رسالت اصلى قرآن
و لقد يسّرنا القرءان للذّكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 32 - 2
2 - بيدارگرى و غفلت زدايى ، رسالت اصلى قرآن
و لقد يسّرنا القرءان للذّكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 40 - 2
2 - بيدارگرى و غفلت زدايى ، رسالت اصلى قرآن
و لقد يسّرنا القرءان للذّكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 51 - 4
4 - قرآن ، مايه تذكر و بيدارى انسان ها است .
الذكر
مقصود از «ذكر»، قرآن است و نام گذارى قرآن به آن، مفيد مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 48 - 1
1 - قرآن ، كتابى است بيداربخش و پندآموز .
و إنّه لتذكرة للمتّقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 31 - 22
22 - يادآورى دوزخ و مسائل آن ، مايه پند و بيدارى
و ما هى إلاّ ذكرى للبشر
مفسران، درباره مرجع ضمير «هى» چند احتمال مطرح كرده اند كه مهم ترين آنها، «سقر» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - انسان - 76 - 29 - 1
1 - قرآن ، زداينده غفلت ها و وسيله يادآورى و بيدارى انسان ها است .
إنّ هذه تذكرة
«هذه»، به مجموع آياتى اشاره دارد كه تا كنون ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 87 - 4
4 - قرآن ، كتاب آسمانى جن و انس و مايه ياد و بيدارى آنان
إن هو إلاّ ذكر للعلمين
عالم (مفرد «عالمين») است و به مجموعه ودسته اى از موجودات گفته مى شود. بنابراين «العالمين»; يعنى، همه موجودات به لحاظ مجموعه ها و دسته ها. بنابر ديدگاه بسيارى از مفسران، مقصود از آن مى تواند علاوه بر انسان ها جن هم باشد، چنان كه در آيه نخست سوره «جن» آمده است (فقالوا إنّا سمعنا قرآناً عجباً . يهدى إلى الرشد فآمنّا به...).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 52 - 1
1 - قرآن ، مايه تذكّر و بيدارى جهانيان است .
و ما هو إلاّ ذكر للعلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 87 - 4
4 - قرآن ، كتاب آسمانى جن و انس و مايه ياد و بيدارى آنان
إن هو إلاّ ذكر للعلمين
عالم (مفرد «عالمين») است و به مجموعه ودسته اى از موجودات گفته مى شود. بنابراين «العالمين»; يعنى، همه موجودات به لحاظ مجموعه ها و دسته ها. بنابر ديدگاه بسيارى از مفسران، مقصود از آن مى تواند علاوه بر انسان ها جن هم باشد، چنان كه در آيه نخست سوره «جن» آمده است (فقالوا إنّا سمعنا قرآناً عجباً . يهدى إلى الرشد فآمنّا به...).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 47 - 7
7 - كافران و حق ستيزان ، تنها به هنگام گرفتار شدن به عذاب الهى متنبه شده و به ارزش تعاليم پيامبران پى مى برند .
أن تصيبهم مصيبة . .. فيقولوا ربّنا لولا أرسلت إلينا رسولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 26 - 3
3 - يادآورى حالات محتضر در هنگام احتضار ، تأثيرگذار در بيدارگرى و غفلت زدايى نسبت به دلبستگان دنيا
بل تحبّون العاجلة . .. كلاّ إذا بلغت التراقى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 84 - 14
14- استجابت دعاى ايوب ( ع ) و برطرف نمودن رنج و گرفتارى از آن حضرت ، مايه تذكر و بيدارى خداپرستان
فاستجبنا له . .. و ءاتينه ... رحمة من عندنا و ذكرى للعبدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 42 - 10
10- كيفر هاى دنيوى ، بيدارباشى براى غافلان است .
و أُحيط بثمره . .. يقول يليتنى لم أُشرك بربّى أحدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 90 - 16
16 - هدايت پيامبران و كتب آسمانى، يادآورى و بيدار ساختن فطرت آدمى است.
إن هو إلا ذكرى للعلمين
«ذكر» به معناى يادآورى است و معمولا در مواردى به كار مى رود كه موضوع مورد نظر قبلا فراگرفته شده، ولى از ياد رفته باشد. بنابراين هدايتهاى انبيا يادآورى آموخته هاى فطرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 53 - 7
7- گرفتار شدن به مشكلات و ناگوارى ها ، بيدار كننده فطرت توحيدى انسانهاست .
ثمّ إذا مسّكم الضرّ فإليه تجئرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 3 - 7
7- پيام قرآن ، هماهنگ با فطرت آدمى و بيدارگر آن است .
إلاّ تذكرة لمن يخشى
«تذكرة» - آن گونه كه از «لسان العرب» برمى آيد - به معناى به يادانداختن فراموش شده ها است. يادآوربودن قرآن به اين است كه انسان را به آنچه در فطرت او نهفته است و از آن غفلت دارد متوجه سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 2 - 3
3- وحى الهى ( قرآن و . . . ) ، در راستاى غفلت زدايى و احياى فطرت خفته انسان و يادآورى دانستنى هاى فراموش شده او است .
و هم فى غفلة معرضون . ما يأتيهم من ذكر من ربّهم
«ذكر» از نظر معنا مانند «حفظ» است، با اين تفاوت كه «حفظ شىء» به اعتبار احراز و به دست آوردن آن و «ذكر شىء» به اعتبار استحضار و يادآوردن آن است (مفردات راغب). بنابراين توصيف قرآن و وحى الهى به «ذكر» به اين اعتبار است كه قرآن، يادآور دانستنى هاى فراموش شده آدمى و بيدارگر فطرتِ انسانِ غافل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 24 - 10
10- قرآن و كتاب هاى آسمانى ( تورات ، زبور و انجيل ) ، مايه احياى فطرت خفته و يادآور دانستنى هاى فراموش شده انسان ها
هذا ذكر من معى و ذكر من قبلى
«ذكر» از نظر معنا، مانند «حفظ» است; با اين تفاوت كه حفظ شىء به اعتبار احراز و به دست آوردن آن و ذكر شىء به اعتبار استحضار و يادآوردن آن است (مفردات راغب). بنابراين توصيف قرآن و ديگر كتاب هاى آسمانى به «ذكر»، ممكن است به اين اعتبار باشد. كه يادآور دانستنى هاى فراموش شده آدمى و بيدارگر فطرت انسان غافل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 50 - 2
2- قرآن ، عامل بيدارى و يادآورى دانستنى هاى فراموش شده انسان ها و احياگر فطرت خفته آنان
و هذا ذكر
«ذكر» از نظر معنا مانند «حفظ» است، با اين تفاوت كه حفظ شىء به اعتبار احراز و به دست آوردن آن است و ذكر شىء به اعتبار استحضار و يادآوردن آن (مفردات راغب). بنابراين توصيف قرآن به «ذكر» به اين اعتبار است كه قرآن يادآور دانستنى هاى فراموش شده آدمى و بيدارگر فطرت انسان غافلى است كه از امور فطرى و دانستنى هاى خدادادى خويش، غافل شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 33 - 6
6 - سختى ها و ناملايمات ، بروزدهنده هويّت اصلى نهاد انسان است .
و إذا مسّ الناس ضرّ دعوا ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 11 - 5
5 - قرآن ، عامل يادآورى دانستنى هاى فراموش شده و بيدارگر فطرت خفته انسان ها است .
إنّما تنذر من اتّبع الذكر
«ذكر» به معناى استحضار و يادآورى اندوخته ها و دانستنى ها است. توصيف قرآن به «ذكر» مى تواند بدين جهت باشد كه اين كتاب، يادآور دانستنى هاى فراموش شده است و يا بيدارگر فطرت خفته انسان هايى است كه از دانسته هاى فطرى خود غافل اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 1 - 4
4 - قرآن ، يادآور دانستنى هاى فراموش شده و بيدارگر فطرت خفته انسان ها
و القرءان ذى الذكر
«ذكر» به معناى استحضار و يادآورى اندوخته ها و دانستنى ها است. توصيف قرآن به «ذكر» مى تواند به اين خاطر باشد كه اين كتاب، يادآور دانستنى هايى است كه فراموش شده و يا بيدارگر فطرت خفته انسانى است كه از دانستنى هاى فطرى خود غفلت ورزيده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 8 - 7
7 - قرآن ، يادآور دانستنى هاى فراموش شده و بيدارگر فطرت خفته انسان ها
أءنزل عليه الذكر من بيننا بل هم فى شك من ذكرى
برداشت ياد شده از نام گذارى قرآن به «ذكر» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 49 - 2
2 - قرآن ، عامل يادآورى دانستنى هاى فراموش شده و بيدارگر فطرت خفته انسان ها
هذا ذكر
«ذكر» به معناى استحضار و يادآورى اندوخته ها و دانستنى ها است. توصيف قرآن به «ذكر»، مى تواند به اين خاطر باشد كه اين كتاب يادآور دانستنى هايى است كه فراموش شده است. و يا بيدارگر فطرت خفته انسان هايى است كه از دانستنى هاى فطرى خود، غفلت ورزيده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 87 - 1
1 - قرآن ، عامل يادآورى دانستنى هاى فراموش شده و بيدارگر فطرت خفته انسان ها است .
إن هو إلاّ ذكر
ضمير «هو» به قرآن بازمى گردد و «ذكر» به معناى استحضار و يادآورى اندوخته ها و دانستنى ها است. توصيف قرآن به «ذكر» مى تواند به اين خاطر باشد كه اين كتاب، يادآور دانستنى هايى است كه فراموش شده است و يا بيدارگر فطرت خفته انسانى مى باشد كه از دانستنى هاى فطرى خود غفلت ورزيده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 41 - 4
4 - قرآن ، يادآور فطريات فراموش شده انسان به او
إنّ الذين كفروا بالذكر
انتخاب واژه «ذكر» (يادآورى) در نام گذارى قرآن، مفيد برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 44 - 3
3 - قرآن ، بيدارگر فطرت و يادآور باور ها و شناخت هاى فطرى انسان ها است .
و إنّه لذكر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 46 - 7
7- كافران و انسان هاى لجوج ، از قدرت و عذاب الهى تأثير پذيرفته و متنبّه مى شوند ; نه از منطق و برهان .
و لئن مسّتهم نفحة من عذاب ربّك ليقولنّ يويلنا إنّا كنّا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 47 - 7
7 - كافران و حق ستيزان ، تنها به هنگام گرفتار شدن به عذاب الهى متنبه شده و به ارزش تعاليم پيامبران پى مى برند .
أن تصيبهم مصيبة . .. فيقولوا ربّنا لولا أرسلت إلينا رسولاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 58 - 3
3 - برخى از كافران لجوج و گنه كاران سرمست ، تنها به وقت مشاهده عذاب الهى و يقين به نزول آن ، بيدار گشته و در برابر
سخن حق ( قرآن ) تسليم شده و از آن پيروى مى كنند .
أو تقول حين ترى العذاب لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 18 - 2،11
2- تنها برپايى ناگهانى قيامت ، به هوش آورنده كافران لجوج هواپرست
اتّبعوا أهواءهم . .. فهل ينظرون إلاّ الساعة أن تأتيهم بغتة
از مضمون آيه شريفه استفاده مى شود كه خداوند، همه دلايل لازم را به كافران نمايانده و حتى نشانه هاى قيامت را نيز براى آنان محقق ساخته است. تنها چيزى كه باقى مانده برپايى خود قيامت است. اما آنان با مشاهده همه دلايل، ايمان نياورده و منتظراند تا آخرين مهلت نيز سپرى شود.
11- وقوع رستاخيز ، مايه به خود آمدن كافران ; اما بى ثمر به حال آنان
فأنّى لهم إذا جاءتهم ذكريهم
تعبير «ذكرى» مى رساند كه قيامت، مايه هشدار و بيدار شدن كافران است; اما اين بيدارى پس از پايان مهلت است و سودى به حال آنان ندارد (فأنّى لهم).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 75 - 18
18- گمراهان ، هنگام نزول عذاب دنيوى و يا لحظه فرا رسيدن مرگ ، ضعف و ناتوانى ياران خود را خواهند ديد .
فسيعلمون من هو . .. أضعف جندًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 203 - 2
2 - كيفر دردناك الهى ، زداينده غفلت و سرمستى مجرمان
فيأتيهم بغتة و هم لايشعرون . فيقولوا هل نحن منظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 58 - 3
3 - برخى از كافران لجوج و گنه كاران سرمست ، تنها به وقت مشاهده عذاب الهى و يقين به نزول آن ، بيدار گشته و در برابر سخن حق ( قرآن ) تسليم شده و از آن پيروى مى كنند .
أو تقول حين ترى العذاب لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 48 - 5
5 - بيدارى در پرتو تعاليم قرآن و پندآموزى از آن ، داراى مراتب و مراحل است .
و إنّه لتذكرة للمتّقين
ترديدى نيست كه تقواپيشگان، از رهنمودهاى قرآن بهره منداند; چون بدون اين بهره مندى «تقوا» حاصل نخواهد شد. بنابراين مراد از «لتذكرة للمتقين»، تذكره اى است والاتر از آنچه كه تقواپيشگان حايز آن هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 131 - 5
5 - تحليل غلط و جاهلانه فرعونيان از ريشه يابى رخداد هاى خوشايند و ناخوشايند ، موجب بى تأثيرى بلا ها و مصيبت ها در هدايت شدن و تذكر يافتن آنان شد .
و لقد أخذنا . .. يطيروا بموسى و من معه
جمله «فإذا جاءتهم . .. » با توجه به ترتب آن بر آيه قبل، در حقيقت پاسخ به اين سؤال است كه چرا ايجاد زمينه هاى هدايت (لقد أخذنا ... لعلهم يذّكّرون) در فرعونيان تأثير نداشت. آيه مورد بحث - در مقام پاسخ - ، تحليل غلط آنان را از موانع هدايت و تذكريابى، بيان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بلد - 90 - 5 - 5
5 - توجه به همراه بودن زندگانى با سختى ها ، مايه پى بردن انسان به ضعف خويش در برابر خداوند
فى كبد . أيحسب أن لن يقدر عليه أحد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 32،41
32 - استفاده از تنبيه بدنى در تربيت ، مشروط به كارآمد نبودن راه هاى مسالمت آميز *
و الّتى تخافون نشوزهنّ فعظوهنّ و اهجروهنّ فى المضاجع و اضربوهنّ
چون دستور زدن در آخرين مرحله آمده است، بنابراين با احتمال تأثير راههاى ديگر، نبايد از تنبيه بدنى استفاده شود.
41 - لزوم پرهيز از به كارگيرى شدّت در تنبيه بدنى زن ، جهت جلوگيرى از ناسازگارى وى
و الّتى تخافون نشوزهنّ . .. و اضربوهنّ
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره آيه فوق فرمود: . .. و اضربوهنّ ضرباً غير مبرّح.
تفسير طبرى، جزء 5، ص 67، 68 ; الدر المنثور، ج 2، ص 522.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 26،27،30،35،41
26 - زدن ، آخرين اقدام براى جلوگيرى از نشوز زن
و الّتى تخافون نشوزهنّ . .. و اضربوهنّ
27 - بروز علائم نشوز زن ، مجوز تدابير لازم ( ترك همخوابگى ، زدن و . . . ) براى جلوگيرى از آن
و الّتى تخافون نشوزهنّ . .. و اضربوهنّ
چون موضوع حكم را خوفِ نشوز (تخافون) قرار داده است و نه تحقق نشوز. و خوف نشوز، همان بروز علائم آن است.
30 - لزوم مراعات ترتيب در كاربرد موعظه ، ترك همخوابگى و تنبيه بدنى در مورد زنان ناشزه
و الّتى تخافون نشوزهنّ فعظوهنّ و اهجروهنّ فى المضاجع و اضربوهنّ
35 - اميد به اصلاح نشوز زن ، شرط ترك همخوابگى و تنبيه بدنى او *
و الّتى تخافون نشوزهنّ . .. فان اطعنكم فلا تبغوا عليهنّ سبيلاً
چون جمله «فان اطعنكم» بر جمله هاى گذشته تفريع شده، بيانگر اين است كه هدف از روشهاى پيشنهاد شده، وادار كردن زن به اطاعت است، نه اينكه تنبيه موضوعيت داشته باشد.
41 - لزوم پرهيز از به كارگيرى شدّت در تنبيه بدنى زن ، جهت جلوگيرى از ناسازگارى وى
و الّتى تخافون نشوزهنّ . .. و اضربوهنّ
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره آيه فوق فرمود: . .. و اضربوهنّ ضرباً غير مبرّح.
تفسير طبرى، جزء 5، ص 67، 68 ; الدر المنثور، ج 2، ص 522.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 21 - 10
10 - بازگشت انسان هاى گناهكار از گناه خويش ، در صورت تنبيه شدن ، باز هم حتمى و قطعى نيست .
و لنذيقنّهم من العذاب الأدنى . .. لعلّهم يرجعون
«لعلّ» حرف ترجى است و در جايى استعمال مى شود كه انجام شدن فعل، قطعى نيست، بلكه صرفاً اميد به انجام آن وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 44 - 5
5 - ايوب ( ع ) ، در اداى سوگند خود ( تنبيه همسرش ) دچار ترديد و پشيمانى شده بود .
و خذ بيدك ضغثًا فاضرب به و لاتحنث
توصيه خداوند به ايوب(ع) به نشكستن سوگندش، بيانگر اين حقيقت است كه ايوب(ع) در اداى سوگندش دچار ترديد شده و حالت پشيمانى به او دست داده بود; به گونه اى كه در جست و جوى راهى براى حل اين مشكل برآمده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 41 - 12
12 - در تنبيهى كه براى تنبّه است ، شايسته است كه تنها ، به مجازات بخشى از خطا ها اكتفا شود .
ظهر الفساد فى البرّ . .. ليذيقهم بعض الذى عملوا لعلّهم يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 34 - 30،31
30 - لزوم مراعات ترتيب در كاربرد موعظه ، ترك همخوابگى و تنبيه بدنى در مورد زنان ناشزه
و الّتى تخافون نشوزهنّ فعظوهنّ و اهجروهنّ فى المضاجع و اضربوهنّ
31 - پند و اندرز ، بى اعتنايى و تنبيه بدنى ، از روش هاى اصلاح رفتار هاى ناهنجار
و الّتى تخافون نشوزهنّ فعظوهنّ و اهجروهنّ فى المضاجع و اضربوهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 159 - 7
7 - سنگدلى و خشونت رهبران ، موجب پراكندگى مردم از پيرامون آنان
و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك
«انفضّوا» از «فضّ» به معناى تفرّق و پراكندگى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 159 - 8
8 - ترغيب به خوش خُلقى و مدارا و نكوهش از سنگدلى و خشونت ، در برخورد هاى اجتماعى
و لو كنت فظّا غليظ القلب لانفضّوا من حولك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 84 - 9
9 - « عن عبدالأعلى قال : قلت لأبى عبداللّه ( ع ) قول اللّه عزّوجلّ « إنّما نعدّ لهم عدّاً » قال : ما هو عندك قلت : عدد الأيام قال : . . . لا و لكنّه عدد الأنفاس ;
از عبدالأعلى روايت شده كه گفت: به امام صادق(ع) عرض كردم:[ معناى] قول خداى عزّوجلّ «إنّما نعدّ لهم عدّاً»[ چيست؟] فرمود: نزد تو معنايش چيست؟ گفتم: مقصود عدد روزها است، فرمود:. .. چنين نيست; بلكه مراد عدد نَفَس ها است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عاديات - 100 - 1 - 2
2 - ابزار جهاد ، حتى مركب رزمندگان و تاختن و صداى نفس نفس آن ، داراى عظمت در پيشگاه خداوند
و العديت ضبحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 95 - 2
2- تمامى موجودات شعورمند آفرينش در صحنه قيامت ، يكه و تنها و بدون ياور و همراه ، حاضر خواهند شد .
ءاتيه يوم القيمة فردًا
«فرداً» حال براى ضمير فاعلى «آتيه» مى باشد; يعنى، آمدن موجودات در قيامت در حال انفراد و تنهايى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 95 - 3،4
3- معبود هاى باطل ( فرزند پنداشته شدگان خداوند ) و پرستندگان آنها ، همه يكه و تنها در صحنه قيامت حضور خواهند يافت .
دعوا للرحمن ولدًا . .. و كلّهم ءاتيه يوم القيمة فردًا
«كلّهم» شامل تمامى موجودات ذى شعور آفرينش (من فى السموات والأرض) مى گردد و از جمله آنها كسانى اند كه برخى از مردم; آنان را فرزند خدا مى پنداشتند (مانند: ملائكه، حضرت عيسى و عزير(ع)).
4- تنهايى و بى كسى موجودات شعورمند آفرينش ( معبود هاى پندارى و عبادت كنندگان آنها ) در صحنه قيامت ، تجلى مملوكيت همه آنها در برابر خداوند است .
إلاّ ءاتى الرحمن عبدًا. .. و كلّهم ءاتيه يوم القيمة فردًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 95 - 3،4
3- معبود هاى باطل ( فرزند پنداشته شدگان خداوند ) و پرستندگان آنها ، همه يكه و تنها در صحنه قيامت حضور خواهند يافت .
دعوا للرحمن ولدًا . .. و كلّهم ءاتيه يوم القيمة فردًا
«كلّهم» شامل تمامى موجودات ذى شعور آفرينش (من فى السموات والأرض) مى گردد و از جمله آنها كسانى اند كه برخى از مردم; آنان را فرزند خدا مى پنداشتند (مانند: ملائكه، حضرت عيسى و عزير(ع)).
4- تنهايى و بى كسى موجودات شعورمند آفرينش ( معبود هاى پندارى و عبادت كنندگان آنها ) در صحنه قيامت ، تجلى مملوكيت همه آنها در برابر خداوند است .
إلاّ ءاتى الرحمن عبدًا. .. و كلّهم ءاتيه يوم القيمة فردًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 95 - 4
4- تنهايى و بى كسى موجودات شعورمند آفرينش ( معبود هاى پندارى و عبادت كنندگان آنها ) در صحنه قيامت ، تجلى مملوكيت همه آنها در برابر خداوند است .
إلاّ ءاتى الرحمن عبدًا. .. و كلّهم ءاتيه يوم القيمة فردًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 80 - 3
3- كافران در صحنه قيامت ، بدون سازوبرگ و تنها و بى كس ، حاضر خواهند شد .
نرثه ما يقول و يأتينا فردًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 95 - 2،3
2- تمامى موجودات شعورمند آفرينش در صحنه قيامت ، يكه و تنها و بدون ياور و همراه ، حاضر خواهند شد .
ءاتيه يوم القيمة فردًا
«فرداً» حال براى ضمير فاعلى «آتيه» مى باشد; يعنى، آمدن موجودات در قيامت در حال انفراد و تنهايى است.
3- معبود هاى باطل ( فرزند پنداشته شدگان خداوند ) و پرستندگان آنها ، همه يكه و تنها در صحنه قيامت حضور خواهند يافت .
دعوا للرحمن ولدًا . .. و كلّهم ءاتيه يوم القيمة فردًا
«كلّهم» شامل تمامى موجودات ذى شعور آفرينش (من فى السموات والأرض) مى گردد و از جمله آنها كسانى اند كه برخى از مردم; آنان را فرزند خدا مى پنداشتند (مانند: ملائكه، حضرت عيسى و عزير(ع)).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 101 - 5
5 - بى پناهى و تنهايى شديد انسان ها در عرصه قيامت ، على رغم حضور در جمع
فلاأنساب بينهم يومئذ و لايتساءلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 41 - 4،5
4- تنهايى انسان در قيامت و جدايى او از ياران خويش ، نمودى از « يوم الفصل » بودن قيامت *
إنّ يوم الفصل . .. يوم لايغنى مولًى عن مولًى شي-ًا
5- انسان ها ، در اوج ازدحام و تجمع در قيامت ، تنها و بى ياور خواهند بود . *
ميقتهم أجمعين . .. يوم لايغنى مولًى عن مولًى شي-ًا
از ارتباط «لايغنى. ..» - كه تنهايى را مى رساند - با «ميقاتهم أجمعين» - كه تجمع را مى فهماند - مطلب ياد شده قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 10 - 8
8 - تنهايى و بى پناهى در قيامت ، هشدارى به مال اندوزان و قدرت مداران
و لايغنى عنهم ما كسبوا شي-ًا و لا ما اتّخذوا من دون اللّه أولياء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 89 - 3
3- رهايى از تنهايى و حفظ دستاورد هاى خود پس از مرگ ، انگيزه زكريا ( ع ) در فرزند خواهى از خداوند
و زكريّا إذ نادى ربّه ربّ لاتذرنى فردًا و أنت خير الورثين
زكريا(ع) به جاى تصريح به فرزند خواهى خود، تنهايى خويش را مطرح كرد و در پايان درخواست خود مسأله بهترين وارث بودن خدا را ياد نمود. ذكر اين دو مطلب، در حقيقت بيانگر انگيزه زكريا(ع) و شرح حال او در دعا و خواسته خويش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 30 - 5
5 - لوط ( ع ) در مبارزه اش با كردار هاى زشت قوم خود ، تنها بود .
قال ربّ انصرنى على القوم المفسدين
ضمير مفعولى «نى» در دعاى لوط(ع)، حكايت از تنهايى آن حضرت در مبارزه با فحشا مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 23 - 2
2- مريم ( س ) هنگام زايمان ، تنها و بدون پرستار و در مكانى دور از مناطق مسكونى ، به سر مى برد .
مكانًا قصيًّا . فأجاءها المخاض إلى جذع النخلة
در جمله «أجاءها المخاض»، آوردن مريم كنار درخت، به درد زايمان نسبت داده شده و آيات بعد، نوزاد او را راهنماى وى به آب معرفى كرده است، علاوه بر آن، مريم(س) براى تهيه خرما، خود مجبور به حركت دادن نخله شد، مجموعه اين امور مى تواند قرائن تنهايى مريم به هنگام زايمان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 26 - 9
9- حضرت مريم ( س ) در هنگام وضع حمل و پس از آن ، تا زمان بازگشت به قوم خويش تنها بود . *
فحملته فانتبدت به مكان قصيًّا. .. فإمّا ترينّ من البشر أحدًا
جمله شرطيه «فإمّاترينّ. ..» ممكن است براين دلالت كند كه در هنگام وضع حمل و بعد از آن بشرى در آنجا نبوده است، گرچه - به قرينه سياق كلام - مى توان گفت: مراد عموم انسان ها نيستند، بلكه افرادى مورد نظر هستند كه فرزند داشتن مريم براى آنان سؤال انگيز باشد. برخى «ال» در «البشر» را براى عهد و اشاره به قوم مريم دانسته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 89 - 3
3- رهايى از تنهايى و حفظ دستاورد هاى خود پس از مرگ ، انگيزه زكريا ( ع ) در فرزند خواهى از خداوند
و زكريّا إذ نادى ربّه ربّ لاتذرنى فردًا و أنت خير الورثين
زكريا(ع) به جاى تصريح به فرزند خواهى خود، تنهايى خويش را مطرح كرد و در پايان درخواست خود مسأله بهترين وارث بودن خدا را ياد نمود. ذكر اين دو مطلب، در حقيقت بيانگر انگيزه زكريا(ع) و شرح حال او در دعا و خواسته خويش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 96 - 5
5- خداوند ، مؤمنان نيك كردار را در صحنه قيامت از رنج تنهايى نجات خواهد داد .
و كلّهم ءاتيه يوم القيمة فردًا . إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت سيجعل
چنان كه برخى از مفسران گفته اند، اين آيه مى تواند در ارتباط با مضمون آيه قبل و مربوط به صحنه قيامت باشد; زيرا همگان در صحنه قيامت تنها و بى ياورند (و كلّهم ءاتيه يوم القيامة فرداً). اين آيه بشارتى است براى مؤمنان كه خداوند آنان را در آن روز، تنها نخواهد گذاشت و به زودى آنان را از انس و محبت ديگران برخوردار خواهد ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 96 - 5
5- خداوند ، مؤمنان نيك كردار را در صحنه قيامت از رنج تنهايى نجات خواهد داد .
و كلّهم ءاتيه يوم القيمة فردًا . إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت سيجعل
چنان كه برخى از مفسران گفته اند، اين آيه مى تواند در ارتباط با مضمون آيه قبل و مربوط به صحنه قيامت باشد; زيرا همگان در صحنه قيامت تنها و بى ياورند (و كلّهم ءاتيه يوم القيامة فرداً). اين آيه بشارتى است براى مؤمنان كه خداوند آنان را در آن روز، تنها نخواهد گذاشت و به زودى آنان را از انس و محبت ديگران برخوردار خواهد ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 66 - 5
5 - رويگردانى مردم - جز گروهى اندك - از توبه در صورت مشروط بودن آن به خودكشى و يا ترك خانه و كاشانه
و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاؤك فاستغفروا اللّه . .. و لو انّا كتبنا ... ما فعلو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 25 - 16
16- صالحان ، برخوردار از روحيه توبه اند .
إن تكونوا صلحين فإنه كان للأوّبين غفورًا
در جواب شرط به جاى گفتن «إنه كان للصالحين» آمده است: «إنه كان للأوّابين»; يعنى، «الأوّابين» به جاى «الصالحين» آمده و دربردارنده معناى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 17 - 11
11 - به ياد آوردن بندگان خالص ، شكيبا ، نيرومند و پرمراجعه به خداوند ، سازنده و درس آموز است .
اصبر . .. و اذكر عبدنا داود ذاالأيد إنّه أوّاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 89 - 9
9 - توبه كنندگان ، مشمول مغفرت و رحمت الهى
الا الذين تابوا . .. فان اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 129 - 6
6 - بخشايش و آمرزش توبه كنندگان و عذاب گناهكاران ، برخاسته از مشيّت خداوند
او يتوب عليهم او يعذّبهم . .. يغفر لمن يشآء و يعذّب من يشآء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 39 - 9
9 - خداوند ، آمرزنده گناه تائبان و رحيم و مهربان نسبت به آنان
فمن تاب . .. إنّ اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 40 - 10
10 - عذاب گنهكاران ، مظهر عزت و حكمت خداوند و آمرزش توبه كاران ، جلوه غفران و رحمت او
يعذب من يشاء و يغفر لمن يشاء
چنانچه «يعذب . .. و يغفر» اشاره به آيات پيشين داشته باشد. بيان عزت و حكمت خداوند پس از «فاقطعوا» و ذكر غفران و رحمت او پس از «فان اللّه يتوب عليه» در آن آيات، حاكى از برداشت مذكور خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 153 - 3
3 - خداوند ، آمرزنده بندگان توبه كار خويش و مهربان با ايشان است .
إن ربك من بعدها لغفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 167 - 16
16 - خداوند با گسترش رحمت خويش بر گنهكاران تائب ، آنان را مى بخشايد و به عذاب برزخى گرفتار نمى سازد .
و إنه لغفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 25 - 11،15،18
11- تائبان و كسانى كه از لغزش ها بازگشته و به سوى خداوند روى آورند ، از آمرزش و غفران او برخوردارند .
فإنه كان للأوّبين غفورًا
15- غفران خطاكاران تائب از سوى خداوند ، در جهت تربيت و رشد آنان است .
ربّكم . .. كان للأوّبين غفورًا
در برداشت فوق «ربّ» به معناى تربيت كننده گرفته شده است كه معناى اصلى آن است (مفردات راغب); يعنى، بخشايش خطاكاران در راستاى ربوبيت و مقام مربى بودن خداوند است.
18- « عن أبى بصير قال : سمعت أباعبدالله ( ع ) يقول : فى قوله تعالى : « إنه كان للأوّابين غفوراً » قال : هم التوابون المتعبدون ;
ابى بصير گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه درباره سخن خداى متعال «إنه كان للأوّابين غفوراً» فرمود: مقصود، توبه كنندگان متعبد است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 16 - 9
9 - لزوم ناديده انگاشتن گناه كسانى كه توبه كرده و صالح مى شوند .
فاذوهما فان تابا و اصلحا فاعرضوا عنهما
چون «ايذاء» مى تواند شامل هر نوع اذيت و آزارى باشد، اعراض نيز بايد از هر نوع اذيت و آزارى باشد ; حتى از اينكه آنان را با چنين عملى ياد كنند و بشناسند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 146 - 10
10 - منافقان تائب ، بهره مند از پاداش بزرگ خدا خواهند بود .
فأولئك مع المؤمنين و سوف يؤت اللّه المؤمنين أجراً عظيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 147 - 11
11 - آگاهى همه جانبه خداوند به توبه كنندگان راستين و سپاسگزاران مؤمن و مراتب ايمان و شكر آنان
إن شكرتم و ءامنتم و كان اللّه شاكراً عليماً
توصيف خداوند به «عليم»، پس از جمله «ان شكرتم و ءامنتم» و «الذين تابوا»، مى رساند كه متعلق علم، همان ايمان، شكر و توبه بندگان و مقدار و خصوصيات آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 17 - 10،11
10 - كسى كه يك سال در نماز وتر ، هفتاد بار « استغفر اللّه ربّى و اتوب اليه » بگويد ، از مستغفرين در سحرگاهان است .
و المستغفرين بالاسحار
امام صادق (ع): . .. من قال فى وتره اذا اوتر «استغفر اللّه ربّى و اتوب اليه» سبعين مرة و واظب على ذلك حتى تمضى له سنة، كتبه اللّه عنده من المستغفرين بالاسحار.
من لا يحضره الفقيه، ج 1، ص 309، ح 4 ; نورالثقلين، ج 1، ص 321، ح 62 ; خصال صدوق، ج 2، ص 581، ح 3، باب السبعين.
11 - كسى كه چهل شب در آخر قنوت نماز وتر صد بار « استغفر اللّه و اتوب اليه » بگويد ، از مستغفرين در سحر است .
و المستغفرين بالاسحار
امام صادق (ع): من قال اخر قنوته فى الوتر «استغفر اللّه و اتوب اليه» مأة مرّة اربعين ليلة كتبه اللّه من المستغفرين بالاسحار.
بحار الانوار، ج 87، ص 224، ح 35 ; از جنّة الامان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 90 - 11
11- شعيب ( ع ) ، واسطه شمول رحمت خداوند بر توبه كنندگان قومش
واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه إن ربى رحيم ودود
چون خطاب در «استغفروا ربكم» متوجه مردم است، ظاهر آن بود كه به جاى «إن ربى» گفته مى شد «إن ربكم . ..». اين جابه جايى مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه: خداوند به واسطه پيامبرانش، مردمان را مشمول رحمت و محبت خويش قرار مى دهد و آنان، مجراى فيض الهى بر بندگانند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 119 - 9
9- ربوبيت خداوند ، مقتضى غفران و رحمت گسترده نسبت به گناهكاران توبه كننده است .
إن ربّك للذين . .. إن ربّك من بعدها لغفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 25 - 8
8- صلاح پيشگان و توبه كنندگان از لغزش ها ، داراى زمينه برخوردارى از غفران و آمرزش
إن تكونوا صلحين فإنه كان للأوّبين غفورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 222 - 16،21
16 - خداوند ، توبه كنندگان و پاكيزگان را دوست دارد .
ان اللّه يحب التوابين و يحب المتطهرين
21 - خداوند كسانى را كه از گناه آميزش در حال حيض توبه كنند ، دوست دارد
فاعتزلوا النساء فى المحيض . .. ان اللّه يحب التوابين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 17 - 6
6 - تائبان ، داراى مقامى ارجمند در پيشگاه خداوند
فاولئك يتوب اللّه عليهم
كلمه «اولئك» - كه براى اشاره به دور است - بيانگر عظمت و ارجمندى توبه كنندگان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 222 - 19
19 - لزوم ابراز محبّت به توبه كنندگان و پاكان
ان اللّه يحب التوابين و يحب المتطهرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 70 - 10
10 - تبديل بدى هاى مردم توبه كار ، مؤمن و نيكوكار به خوبى ها و جايگزين كردن ثواب به جاى عقاب آنان ، برخاسته از غفران و مهربانى خداوند
إلاّ من تاب . .. فأُولئك يبدّل اللّه سيّئاتهم حسنت و كان اللّه غفورًا رحيمًا
يادآورى دو صفت غفران و رحمت خداوند، پس از وعده تبديل بدى هاى مؤمنان به خوبى ها، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 31 - 20
20 - تبعيّت از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در نيكوكارى ، تقوا ، تواضع و خضوع ، موجب جلب محبّت خداوند
قل ان كنتم تحبّون اللّه فاتّبعونى يحببكم اللّه
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره آيه فوق فرمود: على البرّ و التقوى و التواضع و ذلّة النّفس.
الدرّ المنثور، ج 2، ص 178.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 54 - 27
27 - تواضع در برابر اهل ايمان ، سرافرازى در قبال كافران ، جهاد در راه خدا و بى اعتنايى به ملامت دشمنان ، مايه جلب محبت الهى
يحبهم و يحبونه اذلة على المؤمنين . .. و لايخافون لومة لائم
به نظر مى رسد صفات ياد شده پس از «يحبهم و يحبونه» در ارتباط با «يحبهم» بيانگر علت است ; يعنى چون داراى اين صفات هستند، خداوند آنها را دوست دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 82 - 10
10 - نبود روحيه سلطه گرى و گردن فرازى در بين نصارا زمينه مودت و دوستى آنان با مسلمانان
اقربهم مودة للذين ءامنوا الذين قالوا إنّا نصرى . .. و انهم لايستكبرون
بدان احتمال كه فعل «لايستكبرون» داراى متعلقى محذوف نباشد در اين صورت لايستكبرون به اين معنا است كه آنان خواهان سلطه گرى و گردن فرازى نيستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 15 - 1،13
1 - برخورداران از روحيه تواضع و حق پذيرى ، تنها گروندگان به آيات الهى اند .
إنّما يؤمن بأيتنا الذين إذا ذكّروا بها خرّوا سجّدًا
13 - واجدان روحيه تواضع ، با موعظه و يادآورى به خداوند و قيامت ايمان مى آورند .
نسيتم لقاء يومكم هذا . .. إنّما يؤمن بأيتنا الذين إذا ذكّروا بها خرّوا سجّدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 8 - 2
2- انسان ، با روحيه تواضع و حقّ جويى ، بهره مند از درس هاى توحيدى و رهنمود هاى نهفته در هستى
تبصرة و ذكرى لكلّ عبد منيب
واژه «عبد»، اشاره به روحيه تواضع و «منيب» اشاره به حقّ جويى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 75 - 3
3 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، در انجام تكاليف الهى چون فروتنى ، و شب زنده دارى ، حلم ، ترس ازقيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق و دعا و نيايش ، سبب برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت
الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين يقولون ربّنا... أُولئك يجزون الغرفة بم
متعلق و موارد صبر هر چند در آيه شريفه ذكر نشده است، ولى مقصود از آن - به قرينه آيات گذشته كه در بيان تكاليف بندگان خالص و محرماتى است كه آنان مى بايست ترك مى كردند - مجموعه مسائلى است كه خداوند به انجام آنها امر كرده و يا از انجام آنها باز داشته است; زيرا انجام چنين تكاليفى و يا ترك محرمات الهى، صبر و شكيبايى در برابر هواى نفس را نيازمند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 63 - 11
11 - برخورد كريمانه و بزرگوارانه بندگان خالص خدا در برابر گفتار جاهلانه افراد نادان ، برخاسته از روح فروتنى و نرم خويى آنان است .
و إذا خاطبهم الجهلون قالوا سلمًا
عطف جمله «و إذا خاطبهم الجهلون. ..» بر جمله قبل بدون تكرار شدن اسم موصول (الذين)، نشانگر وجود وحدت و ارتباط نزديك ميان اين دو صفت است. از سوى ديگر تقدم بيان صفت تواضع بر صفت برخورد كريمانه با افراد جاهل، حاكى از آن است كه
اين صفت، سبب چنين برخورد پسنديده اى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 21 - 6
6 - امتناع برخى از مردم ، از فروتنى و تواضع هنگام شنيدن و دريافت آيات قرآن ، شگفت آور و توجيه ناپذير است .
فما لهم . .. و إذا قرىء عليهم القرءان لايسجدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 55 - 16
16 - ارزشمندى تواضع و فروتنى به هنگام انفاق و دستگيرى از مستمندان
و يؤتون الزكوة و هم ركعون
بنابر اينكه ركوع به معناى لغوى خود (خضوع) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 24 - 4
4- تواضع دلسوزانه و از سر مهربانى براى پدر و مادر ، داراى ارزش است نه تواضع به انگيزه هاى ديگر .
و اخفض لهما جناح الذلّ من الرحمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 48 - 1
1 - سرپيچى تكذيب گران روز جزا ، از فرمان ركوع و فروتنى در مقابل خداوند
و إذا قيل لهم اركعوا لايركعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 54 - 9
9 - عشق به خدا و محبوب وى شدن ، فروتنى در برابر اهل ايمان و سرفرازى در مقابل كافران ، از صفات مؤمنان واقعى
فسوف يأتى اللّه بقوم . .. اعزة على الكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 63 - 8
8 - جايگاه ويژه صفت تواضع و فروتنى و رفق و مدارا ، در مقايسه با ديگر اوصاف پسنديده و ارزشمند ، در نگاه وحى
و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا
آمدن صفت تواضع و فروتنى به عنوان نخستين صفت از سلسله اوصاف «عباد الرحمان» - كه در چند آيه از آنها ياد شده است - مى تواند گوياى برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 215 - 6
6 - اهميت روحيه تواضع و فروتنى براى رهبران الهى ، در قبال مؤمنان
و اخفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 215 - 6
6 - اهميت روحيه تواضع و فروتنى براى رهبران الهى ، در قبال مؤمنان
و اخفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 76 - 2
2 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، ترس از قيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دعا ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك
، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، موجب ورود به بهشت جاودان و برخوردارى از قرارگاه و اقامت نيكوى آن
الذين يمشون على الأرض هونًا. .. و الذين لايشهدون الزور ... أُولئك يجزون الغرفة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 11 - 8
8- انبيا داراى تواضع خاص و ادبى ويژه در اعلام برخوردارى خويش از موهبت بزرگ الهى
إن نحن إلاّ بشر مثلكم و لكنّ الله يمنّ على من يشاء من عباده
از اينكه انبيا براى بيان برخوردارى خود از نعمت خداوند به جاى اينكه بگويند: ما داراى چنين مقام و نعمتى هستيم، مى گفتند: خداوند چنين تفضلى كرده است، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 28 - 9
9 - تواضع و فروتنى پيامبران و دورى آنان از خودپسندى و عجب ، در قبال عبادت و تلاش مستمر خويش در راه خدا و اصلاح جامعه
إنّى دعوت قومى ليلاً و نهرًا . .. ربّ اغفر لى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 63 - 13
13 - تشويق خداوند به فروتنى و مدارا با مردم و برخورد كريمانه و شايسته با افراد جاهل و ناسزاگو
و إذا خاطبهم الجهلون قالوا سلمًا
از سياق و آهنگ آيه شريفه، چنين برمى آيد كه خداوند در صدد تشويق و تحريص انسان ها به آراسته شدن به چنين اوصاف و خصلت هايى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 215 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به فروتنى و گسترانيدن بال هاى لطف و محبت براى پيروان مؤمن خويش
و اخفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 2 - 3
3 - ايمان ، مستلزم فروتنى در برابر رهبر الهى و پرهيز از گستاخى
لاترفعوا أصوتكم فوق صوت النبىّ
با الغاى خصوصيت از مورد آيه، مطلب بالا قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 66 - 12
12- فروتنى و ادب در برابر عالمان الهى ، لازم است .
هل أتّبعك على أن تعلّمن ممّا علّمت رشدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 54 - 14،15
14 - ايمان ، ناسازگار با فروتنى در برابر كافران
يأيها الذين ءامنوا من يرتد . .. اعزة على الكفرين
15 - دوستى با كافران ( يهود ، نصارا و . . . ) ، موجب فروتنى در مقابل آنان و گردنفرازى در مقابل اهل ايمان
من يرتد منكم عن دينه . .. اذلة على المؤمنين اعزة على الكفرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 54 - 9،12،27،28،30
9 - عشق به خدا و محبوب وى شدن ، فروتنى در برابر اهل ايمان و سرفرازى در مقابل كافران ، از صفات مؤمنان واقعى
فسوف يأتى اللّه بقوم . .. اعزة على الكفرين
12 - ضرورت تواضع و افتادگى در برابر مؤمنان و صلابت و سرافرازى در برابر كافران
اذلة على المؤمنين اعزة على الكفرين
27 - تواضع در برابر اهل ايمان ، سرافرازى در قبال كافران ، جهاد در راه خدا و بى اعتنايى به ملامت دشمنان ، مايه جلب محبت الهى
يحبهم و يحبونه اذلة على المؤمنين . .. و لايخافون لومة لائم
به نظر مى رسد صفات ياد شده پس از «يحبهم و يحبونه» در ارتباط با «يحبهم» بيانگر علت است ; يعنى چون داراى اين صفات هستند، خداوند آنها را دوست دارد.
28 - دلباختگان خداوند ، فروتن در برابر مؤمنان ، سرفراز در قبال كافران و مجاهدانى بى پروا از ملامت دشمنان دين
يحبونه اذلة على المؤمنين . .. يجهدون فى سبيل اللّه و لايخافون لومة لائم
30 - حالت فروتنى در برابر مؤمنان و سرفرازى در قبال كافران ، عطيه و فضلى خداداى است .
اذلة على المؤمنين اعزة على الكفرين . .. ذلك فضل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 100 - 11
11- لزوم احترام به حاكمان برحق و تواضع و خشوع در برابر آنان
و خرّوا له سجّدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 21 - 7
7 - سجود و به خاك افتادن هنگام شنيدن آيات قرآن ، رفتارى شايسته و مطلوب است . *
و إذا قرىء عليهم القرءان لايسجدون
كلمه «سجود» در برداشت ياد شده، به معناى اصطلاحى آن گرفته شده است. اين آيه هر چند از آياتى نيست كه سجده واجب دارند; ولى مفاد آن مندوب بودن سجده به هنگام شنيدن هر يك از آيات قرآن و يا خصوص آياتى است كه در آن فرمان سجود آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 88 - 12
12- پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار برخورد فروتنانه ( خفض جناح ) با مؤمنان
واخفض جناحك للمؤمنين
«خفض جناح» (بال گشودن) كنايه از فروتنى و تواضع است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 24 - 1
1- فرزندان در برابر والدين خويش بايد از سر مهربانى و ترحم ، تواضع و فروتنى كامل بكنند .
و اخفض لهما جناح الذلّ من الرحمة
«من» در «من الرحمة» نشويه است; يعنى، خفض جناح و تواضع، بايد ناشى از رحمت و مهربانى به آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 25 - 7
7- خداوند خواهان تواضع و رحمت قلبى فرزندان به پدر و مادر است و نه صرفاً خدمات ظاهرى به آنان
و اخفض لهما جناح الذلّ من الرحمة . .. ربّكم أعلم بما فى نفوسكم
خداوند در آيات قبل دستور به احسان به والدين و فروتنى از سر رحمت در برابر آنها را داده است و در اين آيه مى فرمايد: «به نيات درونى شما آگاهى دارد». ذكر آگاهى به نيات پس از دستور ياد شده، مى تواند به اين منظور باشد كه: فروتنى بايد خالصانه و قلبى باشد و نه ظاهرى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 63 - 1،14
1 - بندگان خالص خدا ، مظهر تواضع و فروتنى و به دور از تكبر و خود بزرگ بينى
و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا
برداشت ياد شده با توجه به چند نكته است: 1- «عباد» (جمع «عبد») به معناى بندگان است و اوصافى كه خداوند براى آنان در ضمن چند آيه بيان مى فرمايد، حاكى است كه آنان از بندگان خالص او هستند. 2- «هون» به دو معنا آمده است: الف) سكينه و وقار (قاموس المحيط); كه در در اين صورت اين واژه در آيه شريفه يا در همان معناى لغوى استعمال شده است و يا در معناى كنايى آن; يعنى، تواضع و فروتنى. برداشت فوق مبتنى بر همين معناى كنايى است. ب) رفق و لين (مدارا و نرمى)، در مقابل خشونت و درشتى (نهايه ابن اثير). 3- «هوناً» مصدر و صفت براى «مشى» بوده و آمدن مصدر به جاى صفت، بيانگر مبالغه است.
14 - « فى مجمع البيان فى قوله تعالى : « الذين يمشون على الأرض هوناً » . . . و قال أبوعبداللّه ( ع ) هو الرجال يمشى بسجيته
التى جبل عليها لايتكلف و لايتبختر ;
در مجمع البيان درباره قول خداى تعالى «الذين يمشون على الأرض هوناً». .. آمده است كه امام صادق(ع) فرمود: آن كسى است كه بر خلق و خوى فطرى خود - كه خدا او را به آن گونه آفريده است - بدون تكلف و تكبر راه ميرود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 65 - 6
6 - بندگان خالص خدا ، مردمى فروتن و خود كم بين در برابر خدا
ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غرامًا
برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه بندگان خالص خدا، با آن كه مردمى شب زنده دار و عابداند، اما باز از عذاب دوزخ در هراس و اضطراب اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 54 - 2،4
2 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به فروتنى در برابر مؤمنان و ابراز مهر و محبت به آنان
و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم
پيشى گرفتن در سلام از جانب پيامبر(صلی الله علیه و آله) تنها به عنوان يك وظيفه خاص و محدود مطرح نشده است، بلكه اين موضوع به عنوان جلوه اى از تواضع و اخلاق متعالى مطرح شده است.
4 - تواضع در برابر مؤمنان و همنشينى با آنان، از صفات لازم براى رهبران دينى جامعه است.
و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم
گر چه خطاب آيه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، ولى چون آن حضرت نمونه اى براى همه است، اين ويژگى براى همه رهبران دينى ضرورى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 70 - 3
3 - ساحران ، با مشاهده معجزه موسى ، آن را قدرتى الهى دانسته و در برابر عظمت خداوند اظهار فروتنى كردند .
فأُلقى السحرة سجّدًا قالوا ءامنّا بربّ هرون و موسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 55 - 16
16 - ارزشمندى تواضع و فروتنى به هنگام انفاق و دستگيرى از مستمندان
و يؤتون الزكوة و هم ركعون
بنابر اينكه ركوع به معناى لغوى خود (خضوع) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 54 - 8،28
8 - خداوند نويد بخش ظهور مجاهدانى نستوه ، محبوب خدا و دوستدار وى ، متواضع در برابر مؤمنان و سرافراز بر كافران
فسوف يأتى اللّه بقوم . .. و لايخافون لومة لائم
28 - دلباختگان خداوند ، فروتن در برابر مؤمنان ، سرفراز در قبال كافران و مجاهدانى بى پروا از ملامت دشمنان دين
يحبونه اذلة على المؤمنين . .. يجهدون فى سبيل اللّه و لايخافون لومة لائم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 54 - 2
2 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به فروتنى در برابر مؤمنان و ابراز مهر و محبت به آنان
و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم
پيشى گرفتن در سلام از جانب پيامبر(صلی الله علیه و آله) تنها به عنوان يك وظيفه خاص و محدود مطرح نشده است، بلكه اين موضوع به عنوان جلوه اى از تواضع و اخلاق متعالى مطرح شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 88 - 12
12- پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار برخورد فروتنانه ( خفض جناح ) با مؤمنان
واخفض جناحك للمؤمنين
«خفض جناح» (بال گشودن) كنايه از فروتنى و تواضع است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 215 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به فروتنى و گسترانيدن بال هاى لطف و محبت براى پيروان مؤمن خويش
و اخفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 82 - 10
10 - نبود روحيه سلطه گرى و گردن فرازى در بين نصارا زمينه مودت و دوستى آنان با مسلمانان
اقربهم مودة للذين ءامنوا الذين قالوا إنّا نصرى . .. و انهم لايستكبرون
بدان احتمال كه فعل «لايستكبرون» داراى متعلقى محذوف نباشد در اين صورت لايستكبرون به اين معنا است كه آنان خواهان سلطه گرى و گردن فرازى نيستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 83 - 7
7 - ايمان مسيحيان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تأثر شديد آنان به هنگام شنيدن قرآن ، نشانه تواضع آنان در برابر حق
و انهم لايستكبرون. و إذا سمعوا ما أنزل إلى الرسول ... مما عرفوا من الحق
جمله «و اذا سمعوا . ..» كه حكايت از اعتراف آنان به حقانيت قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) دارد مى تواند به عنوان دليل و شاهدى بر جمله «انهم لايستكبرون» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 84 - 11
11 - سخن و دعاى فروتنانه مسيحيان مؤمن گواه دورى آنان از استكبار
انهم لايستكبرون . .. نطمع ان يدخلنا ربنا مع القوم الصلحين
مطالب ياد شده از زبان مسيحيان در اين آيه و آيه پيشين مى تواند به منزله دليل براى «انهم لايستكبرون» - در آيه 82 - باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 11 - 10
10- شايسته است برخورداران از نعمت هاى خداوند ، فروتنى پيشه كنند و برخوردارى خويش را تفضل الهى بدانند .
و لكنّ الله يمنّ على من يشاء من عباده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 206 - 1
1 - مقربان درگاه خدا هيچگاه در برابر او خود را بزرگ نمى شمرند و از پرستش او روگردان نمى شوند .
إن الذين عند ربك لايستكبرون عن عبادته
«استكبار» به معناى خودبزرگ بينى است و چون به حرف «عن» متعدى شده، معناى اعراض و رويگردانى در آن اشراب شده است. يعنى «لايعرضون عن عبادته مستكبرين».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 206 - 9
9 - فرشتگان همواره با تواضع در برابر خدا وى را عبادت مى كنند و او را منزه مى دانند و تنها بر درگاه او سجده مى برند .
إن الذين عند ربك . .. و له يسجدون
بسيارى از مفسران برآنند كه مراد از «الذين عند ربك» فرشتگان هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 98 - 15
15- موحّدان معتقد به معاد ، هيچ گاه به دستاورد هاى فنى و آثار تمدن بشرى ، مغرور نشده و فرجام جهان را ويرانى و انهدام مى بينند .
هذا رحمة ربّى فإذا جاء وعد ربّى جعله دكّاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 66 - 4
4- موسى ( ع ) ، به محروميت خود از علومى كه نزد خضر بود ، اعتراف داشت و در برابر مقام علمى و عملى او ، متواضع و فروتن بود .
هل أتّبعك على أن تعلّمن ممّا علّمت
اظهار آمادگى براى تبعيت، نشانِ خضوعِ موسى(ع) در برابر كردار خضر(ع)، و اظهار اشتياق به آموختن، حاكى از تواضع موسى در
برابر علم او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 54 - 24
24 - مؤمنان واقعى هرگز به خاطر ملامت دشمنان ، از عشق به خدا دست بردار نيستند و از فروتنى در قبال مؤمنان و سرافرازى در برابر كافران ، باز نمى مانند .
يحبهم و يحبونه . .. و لايخافون لومة لائم
بنابر اينكه جمله «و لايخافون . ..» در ارتباط با تمامى صفاتى باشد كه در فرازهاى پيشين بر شمرده شده نه خصوص «يجهدون».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 15 - 1،11،15
1 - برخورداران از روحيه تواضع و حق پذيرى ، تنها گروندگان به آيات الهى اند .
إنّما يؤمن بأيتنا الذين إذا ذكّروا بها خرّوا سجّدًا
11 - مؤمنان ، در پيشگاه آيات الهى ، هيچ استكبارى از خود بروز نمى دهند و تسليم اند .
إنّما يؤمن بأيتنا الذين إذا ذكّروا. .. و هم لايستكبرون
متعلَّق «يستكبرون» در آيه، بيان نشده است. به قرينه سياق، احتمال دارد كه واژه «آيات» باشد.
15 - مؤمنان ، براى تسبيح و حمد خداوند ، استكبارى از خود بروز نمى دهند .
و سبّحوا بحمد ربّهم و هم لايستكبرون
برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه متعلق «لايستكبرون» تسبيح و حمد باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 53 - 8
8- يوسف ( ع ) به دليل باور به ربوبيت و تدبير الهى ، رحمت او را مايه ترك گناهان و بدى ها دانست و خود را ستايش نكرد .
و ما أُبرّءُ نفسى إن النفس لأمّارة بالسوء إلاّ ما رحم ربى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 63 - 5
5 - تواضع و فروتنى و رفق و مدارا ، از آثار بندگى خداى رحمان و ايمان به او
و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا
آغاز شدن آيه شريفه با عنوان «عباد» (بندگان) و سپس طرح مسأله فروتنى و مدارا، مى تواند گوياى اين نكته باشد كه فروتنى و مداراى بندگان خدا، ناشى از ناتوانى و يا ترس آنان نيست; بلكه برخاسته از ايمان آنان به خداى رحمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 15 - 12
12 - توجه به مقام ربوبى پروردگار ، مايه تواضع و ستايش به درگاه وى و تنزيه او از هر كاستى و نقص است .
خرّوا سجّدًا و سبّحوا بحمد ربّهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 3 - 2
2- تقوا ، مستلزم تواضع و احترام نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبرى الهى
إنّ الذين يغضّون . .. أولئك الذين امتحن اللّه قلوبهم للتقوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 3 - 2
2- تقوا ، مستلزم تواضع و احترام نسبت به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهبرى الهى
إنّ الذين يغضّون . .. أولئك الذين امتحن اللّه قلوبهم للتقوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 75 - 8
8 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، امرى دشوار و مقتضى صبر و شكيبايى
و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين لايشهدون الزور ... أُول-
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 75 - 8
8 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، امرى دشوار و مقتضى صبر و شكيبايى
و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين لايشهدون الزور ... أُول-
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 2 - 3
3 - ايمان ، مستلزم فروتنى در برابر رهبر الهى و پرهيز از گستاخى
لاترفعوا أصوتكم فوق صوت النبىّ
با الغاى خصوصيت از مورد آيه، مطلب بالا قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 35 - 7
7 - به تواضع نشستن حاكمان مستبد و زورمدار ، هنگام احساس خطر و اضطرار
فماذا تأمرون
مشورت خواهى از شخصى چون فرعون كه مى گويد «لئن اتّخذت إلهًا غيرى. ..»، نشانگر حالت اضطرار و ناگزيرى او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 35 - 7
7 - به تواضع نشستن حاكمان مستبد و زورمدار ، هنگام احساس خطر و اضطرار
فماذا تأمرون
مشورت خواهى از شخصى چون فرعون كه مى گويد «لئن اتّخذت إلهًا غيرى. ..»، نشانگر حالت اضطرار و ناگزيرى او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 88 - 13
13- ايمان ، از معيار هاى ارزشمندى انسان ها و از ملاك هاى شايستگى براى فروتنى در برابر آنان است .
واخفض جناحك للمؤمنين
برداشت فوق از وصف «مؤمنين» - كه مشعر به عليت است - استفاده شده است; يعنى، چون آنان داراى ايمان هستند، پس تو اى رسول! نسبت به آنان فروتن باش.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 89 - 1،3،5،6،8
1 - مرتدانِ تائب ، مورد پذيرش و توجه خداوند ، ملائكه و مردم
كفروا بعد ايمانهم . .. انّ عليهم لعنة اللّه و الملئكة و الناس ... الاّ الذين تاب
3 - همراهى توبه مرتدّان با اصلاح ( جبران گذشته ) ، شرط آمرزش گناهشان
الاّ الذين تابوا . .. و اصلحوا فانّ اللّه غفور رحيم
5 - دعوت از اهل كتاب و مرتدان به توبه و گرايش به اسلام و بازگشت از انحراف
قوماً كفروا . .. الاّ الذين تابوا
بنابراينكه مراد از «قوماً كفروا . .. »، اهل كتاب نيز باشد كه به حقانيّت پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) كفر ورزيدند.
6 - باز گذاشتن راه توبه و اصلاح براى منحرفان ، روشى براى هدايت آنان
و اللّه لا يهدى القوم الظالمين . .. الا الذين تابوا من بعد ذلك و اصلحوا
8 - غفران و رحمت الهى ، دليل پذيرش توبه مرتدّ و آمرزش گناه او
الا الذين تابوا . .. فان اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 90 - 1،3،4
1 - ازدياد كفر مرتدّ ( اصرار بر كفر ) ، موجب محروميّت او از پذيرش توبه
انّ الذين كفروا من بعد ايمانهم ثمّ ازدادوا كفراً لن تقبل توبتهم
3 - مرتدانى كه پس از توبه به كفر بازگردند ، توبه مجدّدشان پذيرفته نخواهد شد . *
الا الذين تابوا . .. ان الذين كفروا ... لن تقبل توبتهم
به نظر مى رسد منظور از «ان الذين» پس از «الا الذين تابوا»، آن گروه مرتدانى باشند كه توبه كردند و مجدّداً كافر شدند.
4 - مرتدانى كه بر كفر اصرار ورزند ، هرگز موفق به توبه نخواهند شد . *
انّ الذين كفروا . .. لن تقبل توبتهم
بنابراينكه جمله «لن تقبل»، كنايه از عدم توبه آنها باشد; يعنى توبه نخواهند كرد تا پذيرفته شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 135 - 1
1 - ياد خدا و طلب آمرزش ( توبه ) شيوه پارسايان ، در صورت ارتكاب كارى ناشايست ( زنا يا مطلق گناه كبيره ) و يا ستم بر خويش
اعدّت للمتّقين . .. و الّذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذكروا اللّه فاستغفر
برخى گفته اند مراد از «فاحشة»، زنا و مقصود از ظلم در اين آيه، ساير گناهان - چه صغيره و چه كبيره - است. برخى ديگر گفته اند كه مراد از «فاحشة»، گناهان كبيره و مقصود از ظلم، گناهان صغيره است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 54 - 9
9 - گنه كاران توبه ناپذير ، در معرض عذاب الهى در دنيا ( عذاب استيصال )
و أنيبوا إلى ربّكم و أسلموا له من قبل أن يأتيكم العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 11 - 21
21 - توبه نكردن از استهزا ، طعن و نسبت دادن القاب زشت به مؤمنان ، باعث ورود حتمى فرد در زمره ظالمان
لايسخر قوم من قوم . .. و من لم يتب فأولئك هم الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 67 - 2
2 - رستگارى و سعادت اخروى ، در گرو توبه ، ايمان و عمل صالح
فأمّا من تاب و ءامن و عمل صلحًا فعسى أن يكون من المفلحين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 25 - 14
14- اصرار بر توبه و بازگشت مستمر از گناه ، از عوامل جلب غفران الهى است .
فإنه كان للأوّبين غفورًا
«أوّاب» صيغه مبالغه و به معناى شخص بسيار توبه كننده است. استعمال اين صيغه به جاى «تائب» (توبه كننده) مى تواند بيانگر برداشت فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 33 - 7
7 - حفظ روحيه توبه و خداجويى تا پايان عمر ، شرط ره جويى به بهشت *
و أُزلفت الجنّة . .. و جاء بقلب منيب
تعبير «جاء» مى تواند اشاره به اين نكته باشد كه اگر كسى، برهه اى از عمر را با قلب منيب بگذراند; ولى آن را در نهايت از دست داده و نتواند آن را در صحنه قيامت به همراه آورد، برخوردار از بهشت نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 24 - 9
9 - در صورت اقدام نكردن منافقان به توبه ، خداوند آنان را كيفر خواهد داد .
و يعذّب المنفقين إن شاء أو يتوب عليهم
آوردن عبارت «إن شاء» به خاطر قطعى نبودن عذاب آنان به احتمال توبه شان است، اما در صورتى كه آنان توبه نكنند، عذاب شان قطعى خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 38 - 8
8 - بقاى آثار وضعى گناه ، حتى پس از توبه و قبول آن از سوى خداوند
فتاب عليه . .. قلنا اهبطوا منها جميعاً فإما يأتينكم منى هدًى
تأكيد به هبوط آدم(ع) بعد از بيان توبه وى و پذيرش آن از سوى خداوند، دلالت بر اين دارد كه: على رغم پذيرش توبه آدم(ع)، وى به جايگاهش در بهشت بازگردانده نشد و اين حاكى است كه ميان آمرزش گناه و برطرف شدن آثار وضعى آن تلازم نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 160 - 1،2،8
1 - كتمان كنندگان حقايق دينى در صورت توبه ، از لعنت خدا نجات يافته و از رحمت او برخوردار خواهند شد .
أولئك يلعنهم اللّه . .. إلا الذين تابوا
2 - توبه از گناهان و اصلاح مفاسد آنها ، موجب برقرارى مجدد رحمت قطع شده است .
أولئك يلعنهم اللّه . .. إلا الذين تابوا و أصلحوا ... فأولئك أتوب عليهم
8 - نبايد كتمان كنندگان حقايق دينى را در صورتى كه توبه كنند و گذشته را جبران نمايند ، نفرين كرده و خواهان دورى آنان از رحمت خدا شد .
و يلعنهم اللعنون. إلا الذين تابوا و أصلحوا و بينوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 162 - 2،3
2 - كتمان كنندگان حقايق دينى ، در صورتى كه بدون توبه بميرند ، همواره مورد لعنت خدا خواهند بود .
إن الذين يكتمون . .. أولئك عليهم لعنة اللّه ... خلدين فيها
3 - كفرپيشگانى كه بدون توبه مى ميرند ، براى هميشه به عذاب اخروى گرفتار مى شوند .
خلدين فيها لايخفف عنهم العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 222 - 17
17 - توبه و طهارت ، زمينه جلب محبّت الهى
ان اللّه يحب التوابين و يحب المتطهرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 89 - 1،2
1 - مرتدانِ تائب ، مورد پذيرش و توجه خداوند ، ملائكه و مردم
كفروا بعد ايمانهم . .. انّ عليهم لعنة اللّه و الملئكة و الناس ... الاّ الذين تاب
2 - توبه ، اصلاح و جبران گذشته ، راه دستيابى مجدّد به هدايت خداوند
كيف يهدى اللّه . .. الا الذين تابوا من بعد ذلك و اصلحوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 16 - 5،6،8،9،11
5 - لزوم تداوم ايذاى مرتكبين فحشا ( لواط و زنا ) تا احراز توبه و اصلاح آنان *
فاذوهما فان تابا و اصلحا فاعرضوا عنهما
در برداشت فوق، جمله «فان تابا . .. فاعرضوا» عطف بر «فاذوهما» و متفرع بر آن شده است و مى رساند كه پايان آزار، توبه آنان است. بنابراين آزار آنان بايد همچنان ادامه داشته باشد تا توبه كنند.
6 - زنان و مردان مرتكب فحشا ( زنا و لواط ) ، در صورت توبه و اصلاح نبايد كيفر داده شوند . *
فاذوهما فان تابا و اصلحا فاعرضوا عنهما
بنابر اينكه جمله «فان تابا . .. » عطف بر جمله اى محذوف باشد ; يعنى «فاذوهما ان لم يتوبا فان تابا و اصلحا فاعرضوا عنهما».
8 - توبه از گناه همراه با اصلاح ، موجب برداشته شدن كيفر آن
فاذوهما فان تابا و اصلحا فاعرضوا عنهما اِنّ اللّه كان تواباً رحيماً
چون جمله «ان اللّه . .. » دليل و علت پذيرش توبه و برداشتن كيفر فحشا قرار گرفته است، مى توان چنين نتيجه گرفت كه هر گناهى با توبه و اصلاح بخشوده مى شود و كيفر آن ساقط مى گردد.
9 - لزوم ناديده انگاشتن گناه كسانى كه توبه كرده و صالح مى شوند .
فاذوهما فان تابا و اصلحا فاعرضوا عنهما
چون «ايذاء» مى تواند شامل هر نوع اذيت و آزارى باشد، اعراض نيز بايد از هر نوع اذيت و آزارى باشد ; حتى از اينكه آنان را با چنين عملى ياد كنند و بشناسند.
11 - خداوند ، آمرزنده گناه زناكار و لواط كننده ، به شرط توبه و اصلاح
و الّذان يأتيانها منكم . .. فان تابا و اصلحا ... اِنّ اللّه كان توّاباً رحيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 64 - 9،20
9 - گذشت از گناه نقض كنندگان حاكميّت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در گرو توبه آنان به درگاه خدا و قبول آنان از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .
يريدون ان يتحاكموا . .. و لو انّهم اذ ظلموا ... لوجدوا اللّه توّاباً
جمله «و استغفر لهم الرّسول» مى تواند كنايه از اين باشد كه قبول توبه آنان «لوجدوا اللّه توّاباً» در صورتى است كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) بازگشت آنان را بپذيرد.
20 - توبه و استغفار ، زمينه درك و احساس توّابيت و رحيميّت خداوند
فاستغفروا اللّه و استغفر لهم الرّسول لوجدوا اللّه توّاباً رحيماً
جمله «لوجدوا اللّه» به اين معناست كه آدمى پس از توبه خود، متوجّه مى شود كه خداوند گناهانش را آمرزيده و گويا در خود احساس سبك شدن از گناه را مى يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 110 - 1،2،3،4،7،8،10
1 - توبه و استغفار ، راهى براى آمرزش همه گناهان ، اعم از صغيره و كبيره
و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً
برخى بر آنند كه مراد از «سوءاً»، گناه صغيره است و مراد از ظلم در «يظلم نفسه»، گناهان كبيره است.
2 - خداوند ، آمرزنده گناه شرك و غير شرك ، در صورت استغفار و توبه
و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً
گفته شده مقصود از ظلم در «يظلم نفسه»، شرك است و مقصود از «سوء»، گناهانى غير از شرك.
3 - توبه و استغفار از ستم و تجاوز به خود و يا ديگران ، موجب آمرزش است .
و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً
برخى از مفسران بر آنند كه مراد از «سوءاً»، تجاوز و تعدى به ديگران است و مراد از «يظلم نفسه» ستم نمودن به خويشتن.
4 - خداوند آمرزنده گناه خيانتكاران و حاميان آنان ، در صورت استغفار و توبه
هأنتم هؤلاء . .. او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً
با توجه به آيات قبل مى توان گفت از مصاديق مورد نظر براى «من يعمل سوءاً» خيانتكاران هستند و حاميان آنان از مصاديق «يظلم نفسه» مى باشند.
7 - نويد خداوند به آمرزش حتمى گنهكاران در صورت توبه و استغفار
و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً
8 - گناهكار ، با توبه و استغفار ، آمرزش و رحمت الهى را درك و احساس مى كند .
و من يعمل سوءاً . .. ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً
كلمه «يجد»، از مصدر وجدان به معناى دريافتن و احساس كردن است; يعنى در وجود خود رحمت و مغفرت الهى را درك مى كند.
10 - توبه و استغفار ، افزون بر آمرزش گناهان ، موجب جلب رحمت الهى خواهد شد .
ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 146 - 1،2،5
1 - منافقان در صورت توبه ، اصلاح گذشته ، تمسك به خدا و اطاعت خالصانه ، به آتش دوزخ گرفتار نخواهند شد .
إنّ المنفقين . .. الا الذين تابوا و أصلحوا و اعتصموا باللّه و أخلصوا دينهم
2 - منافقان در صورت توبه ، اصلاح گذشته ، تمسك به خدا و اطاعت خالصانه از او ، در زمره مؤمنان واقعى قرار مى گيرند .
الا الذين تابوا . .. فأولئك مع المؤمنين
5 - اصلاح گذشته ، مشروط به توبه و پشيمانى از اعمال نارواست و اطاعت خالصانه از خداوند در گرو اعتصام به اوست .
الا الذين تابوا و أصلحوا و اعتصموا باللّه و أخلصوا دينهم
ظاهراً جمله «اصلحوا» و «اعتصموا» و «اخلصوا»، هر يك مترتب بر ديگرى است. يعنى بدون بازگشت از نفاق، اصلاح ممكن نيست، و بدون اصلاح، اعتصام به خدا امكان ندارد، و بدون اعتصام به خدا، رهايى از ريا غير ممكن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 34 - 1،2،8،15
1 - سقوط حدود چهارگانه ( قتل ، به دار آويختن ، قطع دست و پا و تبعيد ) از محاربان و فسادانگيزانى كه پيش از دستگيرى توبه كنند .
انما جزؤا الذين يحاربون . .. الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم
2 - محاربان مفسد در صورتى كه پيش از دستگيرى توبه كنند ، به عذاب آخرت گرفتار نخواهند شد .
و لهم فى الاخرة عذاب عظيم. الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم
8 - معافيت قانونى مجرمان از كيفر هاى دنيوى ، در موارد كارايى توبه ، در گرو توبه ايشان پيش از دستگيرى است .
الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم
جمله «تابوا من قبل ان تقدروا عليهم» مى تواند اشاره به ملاك ثمربخشى توبه در كيفرهاى اجتماعى داشته باشد. يعنى بايد احراز شود كه قصد توبه كننده از اظهار پشيمانى، فرار از مجازات نيست، كه نشانه آن توبه، اظهار ندامت قبل از دستگيرى است.
15 - سقوط حد از محاربان مفسد در صورت توبه ، پرتويى از رحمت و مغفرت الهى است .
الا الذين تابوا . .. فاعلموا إنّ اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 39 - 5،13
5 - معافيت قانونى سارق از حد سرقت در صورت توبه و اصلاح ( خودسازى ) *
فمن تاب . .. و اصلح فإنّ اللّه يتوب عليه
يادآورى پذيرش توبه سارق پس از بيان حد سرقت، مى تواند اشاره به سقوط حد از وى باشد.
13 - سقوط حد سرقت ، در صورت توبه دزد قبل از اطلاع از سرقت وى و دستگيرى
فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح
از امام باقر يا امام صادق(ع) درباره دزدى كه پيش از اطلاع از سرقت وى و دستگيرى، توبه كند و اصلاح شود نقل شده: اذا صلح و عرف منه امر جميل لم يقم عليه الحد.
كافى، ج 7، ص 250، ح 1.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 40 - 11
11 - عقوبت سارقان و آمرزش آنان به صورت توبه و اصلاح خويش ، از جمله مشيت هاى الهى
يعذب من يشاء و يغفر لمن يشاء
مصداق مورد نظر براى «من يشاء»، با توجه به آيات پيشين، زن و يا مردى است كه مرتكب سرقت شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 71 - 14
14 - اصلاح بينش و بصيرت بنى اسرائيل پس از پذيرش توبه آنان
ثم تاب اللّه عليهم ثم عموا و صموا
كلمه «ثم» در جمله «ثم عموا و صموا» مى رساند كه بنى اسرائيل - پس از شمول رحمت الهى بر آنان و توبه به درگاه خداوند - بصيرت از دست رفته خويش را بازيافتند، اگر چه در مرحله و زمان ديگر بصيرت خويش را از دست داده و به اعمال ناروا گرايش پيدا كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 74 - 7
7 - توبه و استغفار ، شرط برخوردارى از مغفرت خداوند و رحمت خاص او
افلا يتوبون . .. و اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 54 - 20،26
20 - توبه و اصلاح رفتارها شرط آمرزش است.
ثم تاب من بعده و أصلح
26 - مؤمنى كه از سر جهل گناه كند، در صورت توبه و اصلاح حتماً مشمول مغفرت و رحمت خداوند قرار خواهد گرفت.
كتب ربكم على نفسه الرحمة أنه من عمل منكم سوءاً بجهلة ثم تاب من بعده و أصلح فأنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 153 - 1،4،5،9
1 - در صورتى كه گناهكاران توبه كنند ، خداوند گناهشان را خواهد بخشيد .
و الذين عملوا السيئات ثم تابوا . .. إن ربك من بعدها لغفور
4 - خداوند گناه آن گروه از بنى اسرائيل را كه پس از گوساله پرستى توبه كرده و با ايمان به يكتايى خدا به پرستش او بازگشتند ، آمرزيد و آنان را مشمول رحمت خويش قرار داد .
و الذين عملوا السيئات ثم تابوا من بعدها و ءامنوا
مصداق مورد نظر براى «الذين عملوا السيئات»، به دليل آيات پيشين، گوساله پرستان بنى اسرائيل است. اين آيه در حقيقت استثنايى براى آيه پيشين است.
5 - خداوند حتى گناه كسانى را كه تصميم بر كشتن انبيا داشته باشند ، به شرط توبه و ايمان ، خواهد بخشيد .
و الذين عملوا السيئات . .. إن ربك من بعدها لغفور رحيم
از مصاديق مورد نظر براى «السيئات» به دليل جمله «و كادوا يقتلوننى»، تصميم بر كشتن هارون - كه از پيامبران است - مى باشد.
9 - خداون---د ، آمرزنده گناهكاران است ; هر چند پس از مدتى طولانى توبه كرده باشند .
و الذين عملوا السيئات ثم تابوا
برداشت فوق با توجه به كلمه «ثم» - كه براى تراخى است - استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 156 - 4،5
4 - موسى ( ع ) به دليل بازگشت خود و همراهانش به سوى خدا ، همگان را شايسته برخوردار شدن از حيات نيكوى دنيا و سعادت آخرت دانست .
و اكتب لنا فى هذه الدنيا حسنة و فى الاخرة إنا هدنا إليك
جمله «إنا هدنا إليك» تعليل براى «و اكتب لنا . .. » است. يعنى چون به سوى تو بازگشتيم، اين تقاضا و انتظار - كه زمينه و مقدمه آن را فراهم كرده ايم - گزاف نيست.
5 - بازگشت به خدا و توبه به درگاه او ، زمينه ساز نايل شدن به خير و سعادت دنيا و برخوردار شدن از حيات نيكوى آخرت است .
و اكتب لنا فى هذه الدنيا حسنة و فى الاخرة إنا هدنا إليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 167 - 9،15
9 - توبه و بازگشت به خدا ، راه نجات يهوديان از ذلت و بيرون آمدن از سلطه عذاب كنندگان ايشان است .
و إذ تأذن ربك ليبعثن . .. و إنه لغفور رحيم
هدف از تذكر بخشايشگرى و مهربانى خداوند پس از بيان گرفتارى يهوديان به شكنجه و سلطه ديگران، اين است كه آنچه بر يهود از جانب خداوند مقدّر شده است، تا زمانى است كه از فرمانهاى الهى سرپيچى كنند.
15 - راه نجات از عذاب برزخ ، توبه به درگاه خدا و جلب رحمت اوست .
من يسومهم سوء العذاب . .. إنه لغفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 33 - 4،9
4 - توبه و استغفار امت ها ، مايه مصونيت آنان از عذاب هاى استيصال
و ما كان اللّه معذبهم و هم يستغفرون
9 - توبه و استغفار داراى اهميتى ويژه در نزد خداوند و داراى تأثيرى بسزا در سرنوشت امتها
و ما كان اللّه معذبهم و هم يستغفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 5 - 12
12 - آزاد كردن اسير در صورت توبه و پذيرفتن اسلام ، واجب است .
و خذوهم . .. فإن تابوا ... فخلّوا سبيلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 112 - 4،7
4 - توبه ، همواركننده راه عبادت و عبوديت انسان براى خدا *
التّئبون العبدون
تقديم «التائبون» بر «العابدون» مى تواند اشاره به مطلب فوق داشته باشد.
7 - توبه ، نخستين گام انسان در طريق خودسازى
التئبون العبدون
صفاتى كه در آيه ذكر شده به دو دسته فردى و اجتماعى قابل تقسيم است كه نخست صفات فردى ذكر شده و داراى جنبه خودسازى است. مقدم شدن صفت توبه بر ساير صفات، مى تواند بدان جهت باشد كه توبه نقش نخستين را داراست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 118 - 15
15 - توبه انسان به درگاه الهى ، محفوف به دو رحمت از سوى خداوند
ثم تاب عليهم ليتوبوا إن اللّه هو التواب
توبه خداوند بر خطاكاران، (لطف و رحمت خدا به آنان) زمينه آن شد كه آنان به سوى خدا توبه كنند و سپس خداوند هم رحمت خويش را بر آنان نازل كرده و خطايشان را ببخشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 92 - 8
8- عقوبت و سرزنش كسانى كه در حق آدمى ستم كرده اند پس از اعترافشان به گناه و توبه از آن ، به دور از شأن نيكوكاران است .
لاتثريب عليكم اليوم
«اليوم» ظرف و متعلق به «تثريب» است و مراد از آن زمانى است كه برادران يوسف به خطاى خويش اعتراف نموده و از گناه خود توبه كردند (و إن كنّا لخاطئين).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 110 - 15،18
15- مرتدان ، در صورت توبه ، هجرت و جهاد در راه خدا و صبر و مقاومت در برابر كافران ، مورد غفران و رحمت الهى قرار مى گيرند .
من كفر بالله من بعد إيمنه . .. ثمّ ... إن ربّك من بعدها لغفور رحيم
18- برخوردارى گناهكاران از رحمت و بخشش خداوند ، مشروط به توبه عملى و تدارك گذشته هاست .
ثمّ إن ربّك للذين هاجروا من بعد ما فتنوا ثمّ جهدوا و صبروا إن ربّك من بعدها لغف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 119 - 1،2،7
1- وعده قطعى خداوند به بخشش گناه بدكاران ، در صورت روى آوردن آنان به توبه و صلاح
ثمّ إن ربّك للذين عملوا السوء بجهلة ثمّ تابوا من بعد ذلك و أصلحوا إن ربّك من بع
2- هر نوع گناه و بدكارى به وسيله توبه ، قابل آمرزش است .
ثمّ إن ربّك للذين عملوا السوء . .. ثمّ تابوا من بعد ذلك ... لغفور رحيم
گفتنى است كه برداشت فوق با توجه به اطلاق «السوء» است.
7- گناه حلال و حرام شمردن امور ( بدعت گذارى ) ، اگر از سر جهل و نقصان علم باشد - در صورت توبه و اصلاح گذشته ها - مورد غفران و بخشش الهى است .
لاتقولوا . .. هذا حلل و هذا حرام ... و على الذين هادوا حرّمنا ... و لكن كانو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 17،18
17- وعده خداوند به آمرزش مشركان ، در صورت بازگشت از شرك
تعلى عمّا يقولون . .. إنه كان حليمًا غفورًا
ذكر تعليل «غفور» در پايان جمله، مى تواند نويدى باشد بر مشركان كه على رغم گناه بزرگ و سخنان ناروا درباره خداوند، امكان
آمرزش آنان، وجود دارد.
18- خداوند ، در برخورد با گناه نينديشيدن درباره حقايق هستى - چون تسبيح و حمد موجودات - بردبارانه برخورد كرده و در صورت توبه ، از آن درمى گذرد .
لاتفقهون تسبيحهم إنه كان حليمًا غفورًا
تعليل «إنه كان حليماً غفوراً» دلالت مى كند بر اينكه «لاتفقهون تسبيحهم» (تفقّه نمى كنيد در تسبيح آنان) گناه داشته و شايسته برخورد و مجازات است اما چون خداوند حليم و غفور است، بردبارانه برخورد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 1،2
1- توبه ، ايمان واقعى و عمل صالح ، تنها راه رهايى ضايع كنندگان نماز و پيروان شهو ها از عذاب الهى است .
فسوف يلقون غيًّا . إلاّ من تاب و ءامن و عمل صلحًا
استثنا در «إلاّ من تاب. ..» متصل است و مراد از توبه، پشيمانى از ضايع كردن نماز و پيروى از تمايلات نفسانى است. در مورد ايمان بدان جهت قيد «واقعى» ذكر شده است كه بر حسب ظاهر افراد ياد شده در آيه قبل، در زمره مؤمنان بودند; ولى نماز را ضايع مى كردند; يعنى، ايمان ظاهرى و اسمى را دارا بودند، ولى ايمان واقعى را نداشتند.
2- توبه كنندگان مؤمن و داراى عمل صالح ، به بهشت وارد مى شوند .
إلاّ من تاب و ءامن و عمل صلحًا فأُولئك يدخلون الجنّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 74 - 4
4 - ايمان و توبه ، موجب بخشش گناهان ، قبل از حضور در پيشگاه خداوند است .
إنّا ءامنّا بربّنا ليغفر . .. إنّه من يأت ربّه مجرمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 82 - 11
11 - هدايت افزون تر و رو به رشد ، ره آورد توبه ، ايمان و عمل صالح
لمن تاب و ءامن و عمل صلحًا ثمّ اهتدى
ممكن است «ثمّ اهتدى» به مرتبه هاى بالاى هدايت و درجات عالى آن نظر داشته باشد كه در پى توبه، ايمان و عمل صالح، به دست مى آيد. اين نكته با توجه به معناى باب افتعال - كه مطاوعه است - بيشتر آشكار مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 31 - 32
32 - توبه و بازگشت از گناه و خطا ، زمينه ساز فلاح و رستگارى مؤمنان
و توبوا إلى اللّه جميعًا أيّه المؤمنون لعلّكم تفلحون
برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه «لعلّ» براى تعليل و جمله «لعلّكم تفلحون» استئنافيه تعليليه است; يعنى به اين سبب توبه كنيد كه به سعادت و رستگارى برسيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 6 - 10
10 - گناه ، هر چند بزرگ باشد ( مانند افترا و دروغ بر خدا و رسول او ) در صورت توبه و استغفار از آن ، قابل بخشش و غفران الهى است .
و قال الذين كفروا إن هذا إلاّ إفك افتريه . .. إنّه كان غفورًا رحيمًا
تذكر به غفران و رحمت الهى، پس از ردّ تهمت ها و افتراهاى كافران بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن، مى تواند به منظور تشويق به توبه و استغفار و نويد به غفران و بخشش باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 70 - 1،2،4،5،6،7
1 - كسانى كه مرتكب گناه شرك ، آدم كشى و زنا شده اند ، در صورتى كه به توبه ، ايمان و عمل صالح روى آورند ، از عذاب و كيفر دوچندان و خوار كننده آن گناهان در امان خواهند بود .
و من يفعل ذلك . .. يضعف له العذاب ... إلاّ من تاب و ءامن و عمل عملاًصلحًا
جمله «إلاّ من تاب. ..» استثنا از عموم مستفاد از «من» در «من يفعل...» است.
2 - توبه ، ايمان و عمل صالح ، موجب مصونيت انسان گناه كار از عذاب و كيفر الهى است .
يضعف له العذاب . .. إلاّ من تاب و ءامن و عمل عملاًصلحًا
4 - كسانى كه مرتكب گناه شرك ، آدم كشى و زنا شده اند ، در صورتى كه به توبه ، ايمان و عمل صالح روى آورند ، خداوند كردار بد آنان را از نامه عملشان محو كرده و به جاى آنها كردار نيك قرار مى دهد .
و من يفعل ذلك . .. يضعف له العذاب ... إلاّ من تاب ... فأُولئك يبدّل اللّه سيّئ
در اين كه مقصود از تبديل «سيئات» به «حسنات» چيست؟ ميان مفسران دو ديدگاه عمده وجود دارد: 1- تبديل خود اعمال بد به اعمال نيك; به گونه اى كه در پرونده اعمال مؤمنان به جاى «سيئه»، «حسنه» نوشته شود. 2- تبديل آثار و پيامدهاى «سيئات» - كه عقاب است - به آثار و پيامدهاى «حسنات» - كه ثواب است - . گفتنى است برداشت فوق مبتنى بر ديدگاه نخست است.
5 - كسانى كه مرتكب گناه شرك ، آدم كشى و زنا شده اند ، در صورتى كه به توبه ، ايمان و عمل صالح روى آورند ، خداوند آثار بدى هاى آنان ( عقاب ) را محو و به جاى آنها ، آثار خوبى ها ( ثواب ) قرار مى دهد .
و من يفعل ذلك . .. يضعف له العذاب ... إلاّ من تاب ... فأُولئك يبدّل اللّه سيّئ
6 - توبه ، ايمان و عمل صالح ، موجب محو شدن گناهان و آثار آنها ( عقاب ) و جايگزين شدن نيكى ها و آثار آنها ( ثواب ) به جاى آن گناهان
إلاّ من تاب و ءامن و عمل عملاًصلحًا فأُولئك يبدّل اللّه سيّئاتهم حسنت
7 - توبه ، ايمان و عمل صالح ، موجب غفران رحمت و فضل خداوند است .
إلاّ من تاب و ءامن و عمل عملاًصلحًا فأُولئك يبدّل اللّه سيّئاتهم حسنت و كان ا
تبديل «حسنات» افرادى كه داراى سه خصوصيت توبه، ايمان و عمل صالح باشند، حاكى از تفضل و رحمت خدا به چنين افرادى است و نيز گوياى اين حقيقت است كه آنچه موجب اين تفضل و رحمت شده است، سه خصوصيت ياد شده مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 71 - 1،2
1 - هركس كه توبه كند و كار نيك انجام دهد ، در حقيقت رو به خدا كرده و به سوى او بازگشته است .
و من تاب و عمل صلحًا فإنّه يتوب إلى اللّه متابًا
«متاباً» (مصدر ميمى) به معناى توبه و بازگشت و مفعول مطلق براى «يتوب» است; كه در آيه شريفه، براى تأكيد آمده است; يعنى، توبه و بازگشت كامل و حقيقى.
2 - توبه و انجام عمل صالح ، وسيله تقرب به خدا و نشان روى كرد حقيقى به او است .
و من تاب و عمل صلحًا فإنّه يتوب إلى اللّه متابًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 51 - 4
4 - توبه و رويكرد به دين و تحمل سختى هاى آن ، زمينه ساز جلب غفران و آمرزش الهى
قالوا ءامنّا بربّ العلمين . .. قالوا لاضير إنّا إلى ربّنا منقلبون . إنّا نطمع أ
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه ساحران پس از ايمان به خدا و پذيرش شكنجه هاى فرعون، نسبت به غفران و آمرزش الهى اظهار اميدوارى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 11 - 2،7
2 - توبه و انجام عمل صالح ، از ميان برنده آثار سوء ظلم و گناه
إلاّمن ظلم ثمّ بدّل حسنَا بعد سوء
«تبديل» (مصدر «بدّل») به معناى جايگزين كردن است. جايگزينى وقتى تحقق مى يابد كه يكى برود و ديگرى جاى آن را بگيرد. گفتنى است كه مراد از «ظلم» در آيه شريفه، مطلق معصيت است و مراد از «حُسن» هم مى تواند توبه باشد و هم عمل صالح; يعنى، «لكن آنان كه با ارتكاب گناه مرتكب ظلم شدند ولى بعداً توبه [يا عمل صالح] را جايگزين آن نمودند بدانند كه من غفور و رحيم هستم و آنان را مى بخشم و مورد رحمت خويش قرار مى دهم. بنابراين آنان نيز بعد از اين از چيزى نترسند.
7 - توبه و نيكى پس از گناه و ظلم ، موجب بهره مندى از رحمت و غفران الهى
إلاّمن ظلم ثمّ بدّل حسنا بعد سوء فإنّى غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 46 - 6
6 - نقش مؤثر توبه و استغفار در جلب رحمت الهى
لولا تستغفرون اللّه لعلّكم ترحمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 72 - 5
5 - باز بودن راه توبه براى كافران و امكان تغيير سرنوشت آنان و رفع عذاب از آنها
قل عسى أن يكون ردف لكم بعض الذى تستعجلون
واژه «عسى» - كه براى ترجى و به معناى شايد است - مى رساند كه عذاب تقدير شده، قضاى حتمى الهى نيست و امكان دارد كه در نتيجه تحول فكرى و عملى (ايمان) كافران، اين برنامه تغيير كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 45 - 4،5،6
4 - پرهيز از گناه و توبه از خطا هاى گذشته ، موجب جلب رحمت و لطف خداوند است .
و إذا قيل لهم اتّقوا ما بين أيديكم و ما خلفكم لعلّكم ترحمون
5 - تنها در سايه پرهيز از گناه و توبه از خطا هاى گذشته ، مى توان به رحمت و لطف خدا اميدوار بود .
و إذا قيل لهم اتّقوا . .. لعلّكم ترحمون
به كار رفتن كلمه «لعلّ» كه براى ترجّى و اميدوارى است، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
6 - لزوم پرهيز از گناهان و توبه از خطا هاى گذشته ، به منظور جلب رحمت و لطف خداوند
و إذا قيل لهم اتّقوا ما بين أيديكم و ما خلفكم لعلّكم ترحمون
لزوم پرهيز از گناهان و توبه . .. از فعل امرِ «اتّقوا» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 25 - 3
3 - استغفار ، سجده ، توبه و انابه ، از زمينه هاى آمرزش الهى
فاستغفر ربّه و خرّ راكعًا و أناب . فغفرنا له ذلك
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه نويد خداوند به آمرزش داوود(ع) پس از استغفار، سجده، انابه و توبه او بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 17 - 6
6 - سعادت و نيك بختى انسان در عرصه دنيا و آخرت ، در گرو اجتناب از عبادت طاغوت و اطاعت سردمداران ضلالت و توبه و روى كرد به خداوند است .
و الذين اجتنبوا الطغوت . .. لهم البشرى
مقصود از بشارت در آيه شريفه، بشارت به بهشت و سعادت بشرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 54 - 4،5،6
4 - توبه و تسليم در برابر پروردگار ، شرط بهره مند شدن بندگان گنه كار از آمرزش الهى
إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعًا . .. و أنيبوا إلى ربّكم و أسلموا له
توصيه خداوند به انابه و تسليم شدن بندگان گنه كار، پس از وعده به آمرزش گناهان آنان، مى تواند بيانگر شرايط اين آمرزش باشد.
5 - توبه از گناهان و بازگشت به سوى خداوند ، نخستين گام براى جلب غفران الهى
و أنيبوا إلى ربّكم و أسلموا له
از تقدم «أنيبوا» بر «أسلموا. ..» مى توان برداشت بالا را به دست آورد.
6 - راه توبه و بازگشت براى رهايى از پيامد هاى هلاكت بار براى همه گنه كاران باز است .
و أنيبوا إلى ربّكم و أسلموا له من قبل أن يأتيكم العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 7 - 20
20 - توبه و پيمودن راه خدا ( عمل به تعاليم الهى ) ، دو عنصر لازم براى نجات انسان از دوزخ است .
فاغفر للذين تابوا و اتّبعوا سبيلك و قهم عذاب الجحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 8 - 10
10 - ايمان ، توبه و پيروى از دين ، از شرايط ورود به بهشت
و يستغفرون للذين ءامنوا . .. فاغفر للذين تابوا و اتّبعوا سبيلك ... و أدخلهم جن-ّ
برداشت ياد شده از آن جا است كه فرشتگان پيش از درخواست بهشت براى مؤمنان، آنان را به وصف ايمان، توبه و پيروى از راه دين توصيف كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 13 - 8
8 - تنها كسانى كه با توبه و اخلاص به سوى خدا روى مى آورند ، شايسته درس آموختن و هوشيار شدن از آيات الهى اند .
هو الذى يريكم ءايته . .. و ما يتذكّر إلاّ من ينيب
«إنابة» (مصدر «ينيب») به معناى رجوع است و انابه به درگاه خداوند، به معناى بازگشت به او با توبه و اخلاص است (بر گرفته از مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 25 - 3
3 - توبه ، زمينه ساز آمرزش و بخشايش تمامى گناهان انسان از سوى خداوند
يقبل التوبة عن عباده و يعفواْ عن السيّئات
عطف «يعفواْ» بر «يقبل التوبة» گوياى زمينه ساز بودن توبه براى بخشايش گناهان است و «السيئات» - كه جمع با الف و لام است - بيانگر اين مى باشد كه خداوند با توبه بندگان، تمامى گناهان آنان را مى بخشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 15 - 34،35
34- توبه و تسليم به درگاه پروردگار ، زمينه و شرط استجابت دعا
قال ربّ أوزعنى . .. إنّى تبت إليك و إنّى من المسلمين
«إنّى» بيانگر نوعى تعليل است; يعنى، پروردگارا! مرا در راستاى شكر و صلاح يارى ده; زيرا من تائب و تسليم درگاه توأم. اين تعبير مى نماياند كه توبه و تسليم، داراى تأثير ويژه در استجابت دعا است.
35- توبه راستين ، در پى دارنده تسليم انسان در برابر پروردگار *
إنّى تبت إليك و إنّى من المسلمين
برداشت بالا بدان احتمال است كه آمدن «إنّى من المسلمين» در پى «إنّى تبت إليك»، بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 16 - 1،6
1- احسان به والدين ، روحيه شكر ، توبه ، صلاح جويى و تسليم ، شرط پذيرش تمام اعمال نيك انسان به درگاه خدا
أُولئك الذين نتقبّل عنهم أحسن ما عملوا
مراد از «أحسن. ..» مى تواند اعمال واجب و مستحب - در قبال اعمال مباح - باشد. كه در اين صورت از ارتباط دو آيه استفاده مى شود كه اگر كسى از روحيات ياد شده برخوردار بود اعمال نيك او (واجب و مستحب) پذيرفته مى شود.
6- خردمندان روى آورده به خدا ، با روحيه شكر ، توبه و تسليم ، در زمره بهشتيان
و بلغ أربعين سنة قال ربّ أوزعنى . .. إنّى تبت ... نتجاوز عن سيّئاتهم فى أصحب ال
مرجع ضمير «سيّئاتهم» كسانى است كه به سن رشد و كمال رسيده و به نيايش پرداخته و بر توبه و تسليم خويش تأكيد مىورزند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 24
24 - بدگمانى ، تجسّس و غيبت نسبت به مؤمنان ، قابل جبران با توبه به درگاه خداوند *
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا ... إنّ اللّه توّا
با توجه به اين كه در آيه شريفه، از مؤمنان خواسته شده تا به جبران خطاها اقدام كنند و به توبه روآورند. (إنّ اللّه توّاب رحيم)، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 4 - 8
8 - توبه ، موجب زدايش زنگار از قلب و روح مى شود .
إن تتوبا إلى اللّه فقد صغت قلوبكما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 5 - 10
10 - نقش مثبت و سازنده اسلام ، ايمان ، فرمانبرى ، توبه و روزه دارى در زندگى مشترك ميان زنان و مردان
أن يبدّله أزوجًا خيرًا منكنّ مسلمت . .. سئحت
يادآورى اوصاف ياد شده براى زنان شايسته، در خلال نقل ماجراى نزاع ميان پيامبر(صلی الله علیه و آله) و همسرانش، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 8 - 5
5 - توبه خالصانه ، عامل ورود به بهشت
توبوا إلى اللّه توبة نصوحًا . .. و يدخلكم جنّ-ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 32 - 6
6 - ظلم و طغيان و نپرداختن سهم بينوايان از اموال خويش ، سبب زوال نعمت ها و توبه و اميد به خداوند ، زمينه ساز بازگشت آنها است .
أن لايدخلنّها اليوم عليكم مسكين . .. إنّا كنّا ظلمين ... إنّا كنّا طغين . عسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 10 - 14،18
14 - توبه ، مانع عذاب جهنم است .
ثمّ لم يتوبوا فلهم عذاب جهنّم
18 - رهايى اصحاب اخدود از آتش جهنم ، تنها در صورتى امكان پذير است كه از كفر خويش توبه كرده باشند .
ثمّ لم يتوبوا
سياق آيه شريفه، گرچه قرينه است بر اين كه متعلق «لم يتوبوا» فتنه گرى و سوزاندن مؤمنان است; ولى آيه بعد، مى تواند قرينه باشد كه مراد از توبه، روى آوردن به ايمان و عمل صالح است و نيز توبه از شكنجه مؤمنان، زمانى توبه به درگاه خداوند است كه شخص منكر او نباشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 75 - 3
3 - صبر و شكيبايى بندگان خالص خدا ، در انجام تكاليف الهى چون فروتنى ، و شب زنده دارى ، حلم ، ترس ازقيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق و دعا و نيايش ، سبب برخوردار شدن آنان از نعمت ها و درجات عالى بهشت
الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين يقولون ربّنا... أُولئك يجزون الغرفة بم
متعلق و موارد صبر هر چند در آيه شريفه ذكر نشده است، ولى مقصود از آن - به قرينه آيات گذشته كه در بيان تكاليف بندگان خالص و محرماتى است كه آنان مى بايست ترك مى كردند - مجموعه مسائلى است كه خداوند به انجام آنها امر كرده و يا از انجام آنها باز داشته است; زيرا انجام چنين تكاليفى و يا ترك محرمات الهى، صبر و شكيبايى در برابر هواى نفس را نيازمند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 10 - 5
5 - رحمت ، فضل ، توبه پذيرى و حكمت خداوند ، جلوگير مؤمنان از سقوط بر اثر لغزش ها و نادانى هايشان
و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته و أنّ اللّه توّاب حكيم
جواب «لولا» محذوف است و آنچه مى تواند محذوف باشد - به قرينه آيات پيشين و نيز آيه 21 همان مضمونى است كه در برداشت ياد شده آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 34 - 2
2- امكان شمول عفو الهى ، نسبت به كافران حق ستيز ، به شرط توبه و پشيمانى قبل از مرگ
إنّ الذين كفروا و . .. ثمّ ماتوا و هم كفّار فلن يغفر اللّه لهم
از مفهوم آيه شريفه، استفاده مى شود كه اگر كافر معاند در حال كفر نميرد و قبل از مرگ توبه كند، مشمول «لن يغفر اللّه» نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 17 - 12
12 - رجوع و توجه همواره داوود ( ع ) به خداوند در زندگى ، موجب قدرت و توانمندى او شد .
داود ذاالأيد إنّه أوّاب
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّه أوّاب» در مقام تعليل براى «ذاالأيد» است; يعنى، چون داوود(ع) بسيار متوجه خدا و پرمراجعه به او بود، صاحب قدرت و توانمند بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 5 - 7
7 - توبه فاسقان و اصلاح رفتارشان ، از بين برنده آثار سوء فسق گذشته آنان است .
أُولئك هم الفسقون . إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و أصلحوا فإنّ اللّه غفور رحيم
جمله «فإنّ اللّه غفور رحيم» در مقام تعليل براى رفع مجازات هاى فاسقان است و علت هر حكمى، موجب تعميم و سرايت آن حكم خواهد شد. بنابراين فاسقان توبه كار، مشمول رحمت الهى اند; چه فسق آنان مربوط به تهمت زدن ها باشد و چه غير آن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 5 - 2
2 - قذف كنندگان ( كسانى كه به زنان پاكدامن بدون دليل نسبت زنا دهند ) ، در صورت توبه و اصلاح رفتار خويش و جبران زيان وارده بر شخص متهم ، مشمول بخشش و آمرزش خدا خواهند شد .
والذين يرمون المحصنت . .. أُولئك هم الفسقون . إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و ا
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه اصلاح، پس از توبه و پشيمانى در هر موردى، متناسب با همان مورد است. بنابراين اصلاح گناه تهمت زدن، به اين خواهد بود كه ضرر و زيان مادى، معنوى، فردى و اجتماعى وارده بر متهم جبران شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 34 - 2
2- امكان شمول عفو الهى ، نسبت به كافران حق ستيز ، به شرط توبه و پشيمانى قبل از مرگ
إنّ الذين كفروا و . .. ثمّ ماتوا و هم كفّار فلن يغفر اللّه لهم
از مفهوم آيه شريفه، استفاده مى شود كه اگر كافر معاند در حال كفر نميرد و قبل از مرگ توبه كند، مشمول «لن يغفر اللّه» نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 43 - 14
14 - امكان برخوردارى مخالفان پيامبران ، از مغفرت و آمرزش الهى ( در صورت بازگشت و توبه )
إنّ ربّك لذو مغفرة
سياق آيه با اين معنا سازگار است كه نويد به مغفرت، نظر به كسانى دارد كه در برابر آيات الهى، الحاد ورزيده و با پيامبر مخالفت كرده اند; ولى راه بازگشت بر آنان باز است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 74 - 24
24 - توبه مرتد و اهانت كننده به ارزش هاى الهى ، مايه رفع عذاب الهى از اوست .
فإن يتوبوا يك خيراً لهم و إن يتولوا يعذبهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 82 - 4
4 - رهبانيت گرايان و اسراف كنندگان ، در صورت توبه ، مشمول مغفرت الهى قرار خواهند بود .
كلوا . .. و لاتطغوا ... و إنّى لغفّار لمن تاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 14 - 12
12 - بازگشت از مواضع منافقانه به ايمان و عمل خالصانه ، پيش از فرا رسيدن مرگ ، مورد قبول خداوند و جبران كننده گناه دورويى و نفاق
و لكنّكم فتنتم أنفسكم . .. حتّى جاء أمر اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 5 - 3
3 - پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) در صورت توبه كردن منافقان ، براى آنان از پيشگاه خداوند درخواست مغفرت مى نمود .
و إذا قيل لهم تعالوا يستغفر لكم رسول اللّه
«يستغفر لكم. ..» جواب براى شرط مقدر است; يعنى، «إن تتعالوا يستغفر لكم رسول اللّه»، (اگر از خطاهاى گذشته خود توبه كنيد، رسول خدا براى شما طلب مغفرت خواهد كرد).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 8 - 3،6
3 - توبه خالصانه ، عامل زدايش بدى ها و كفّاره گناهان
توبوا إلى اللّه . .. عسى ربّكم أن يكفّر عنكم سيّئاتكم
6 - توبه خالصانه ، موجب اميدوارى بندگان به لطف و عنايت خداوند است .
توبوا إلى اللّه توبة نصوحًا عسى ربّكم
مطلب ياد شده، از تعبير «عسى ربّكم» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 50 - 2
2 - انقطاع وحى به يونس ( ع ) از زمان ارتكاب « ترك اولى » ( ترك مردم و نفرين عليه آنان ) و وحى مجدد به ايشان ، پس از توبه او و عنايت خداوند به وى
فاجتبيه ربّه
مطلب ياد شده با توجه به اين نكته است كه يونس(ع) پيش از ماجراى ارتكاب «ترك اولى» از پيامبران بود. بنابراين مقصود از «فاجتباه» به رسالت رساندن او نيست; بلكه به معناى تداوم رسالت او پس از انقطاع موقت وحى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نصر - 110 - 3 - 19
19 - شكستن توبه ، مانع پذيرش توبه مجدد نيست .
إنّه كان توّابًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نصر - 110 - 3 - 18
18 - توجّه بندگان به توبه پذير بودن خداوند ، مايه ترغيب آنان به توبه و استغفار
و استغفره إنّه كان توّابًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 104 - 5
5 - پذيرش توبه گنهكاران از سوى خداوند ، در گرو اقدام هاى عملى آنان براى نشان دادن صداقت خود است .
أن اللّه هو يقبل التوبة عن عباده و يأخذ الصدقت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 105 - 3
3 - پذيرش توبه گنهكاران از سوى خدا ، در گرو اقدام هاى عملى ايشان براى نشان دادن صداقت خود است .
و ءاخرون اعترفوا بذنوبهم . .. و قل اعملوا فسيرى اللّه عملكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 5 - 3
3 - توبه نسبت دهندگان بى دليل زنا به زنان پاكدامن - در صورت اصلاح رفتار خويش و جبران ضرر و زيان وارده بر متهمان - موجب رفع مجازات فسق و عدم پذيرش شهادت از آنان مى شود .
والذين يرمون المحصنت . .. أُولئك هم الفسقون . إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و أ
برداشت فوق، مبتنى براين نكته است كه پذيرش توبه، شامل تمامى مجازات هاى مطرح شده در آيه قبل براى تهمت زنندگان شود; ولى حدّ قذف (صد تازيانه) را به خاطر وجود دليل خاص قطعى شامل نخواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 162 - 2،3
2 - كتمان كنندگان حقايق دينى ، در صورتى كه بدون توبه بميرند ، همواره مورد لعنت خدا خواهند بود .
إن الذين يكتمون . .. أولئك عليهم لعنة اللّه ... خلدين فيها
3 - كفرپيشگانى كه بدون توبه مى ميرند ، براى هميشه به عذاب اخروى گرفتار مى شوند .
خلدين فيها لايخفف عنهم العذاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 37 - 2،7،9
2 - خداوند كلمات پر ارزشى را به آدم ( ع ) تلقين كرد تا با توسل به آنها ، در پيشگاه خداوند توبه كند .
فتلقى ءادم من ربه كلمت
«تلقى» (مصدر تلقى) به معناى: گرفتن و دريافت كردن است و معناى جمله «فتلقى . ..» چنين مى شود: آدم(ع) از جانب خداوند كلماتى را دريافت كرد. نكره آوردن «كلمات» دلالت بر عظمت و ارجمندى آن كلمات دارد.
7 - تلقين كلمات به آدم ( ع ) ( تعليم چگونه توبه كردن و به درگاه خدا نياز بردن ) جلوه اى از رحمت خداوند بر او بود .
فتلقى ءادم من ربه كلمت . .. إنه هو التواب الرحيم
در برداشت فوق، «الرحيم» در ارتباط با جمله «فتلقى . ..» معنا شده است و مقتضاى آن اين است كه: رحيميت خداوند موجب شد كه كلمات رابه آدم(ع) آموزش دهد.
9 - چگونگى توبه و واسطه هاى لازم براى آن را ، بايد از دين فرا گرفت .
فتلقى ءادم من ربه كلمت فتاب عليه
تفريع پذيرش توبه آدم(ع) (تاب عليه) به وسيله حرف «فاء» بر فراگيرى كلماتى از جانب خدا، حاكى از برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 58 - 14
14 - براى استغفار از گناهان و توبه به درگاه خدا ، بايد به دستور ها و آداب تعيين شده از جانب خدا عمل كرد .
و قولوا حطة نغفر لكم خطيكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 29 - 6
6 - تسبيح خداوند و اعتراف به گناهكارى خويش ، از آداب توبه
قالوا سبحن ربّنا إنّا كنّا ظلمين
برداشت ياد شده، از آن جا است كه اين آيه، درصدد بيان چگونگى توبه و پشيمانى صاحبان باغ است كه با تسبيح خدا و اعتراف به ستم كارى خويش، انجام پذيرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 64 - 23
23 - پذيرش توبه خطاكاران ، بايد همراه مهر و محبّت به آنان باشد .
و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم . .. لوجدوا اللّه توّاباً رحيماً
توصيف خداوند به «رحيماً»، پس از «تواباً»، مى رساند كه انسان نبايد آنگاه كه فردى را پذيرفت و از خطايش درگذشت، مهر و
لطف خويش را از او دريغ دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 25 - 7
7 - امكان بخشودگى برخى از گناهان ، حتى بدون توبه *
يقبل التوبة . .. و يعفواْ عن السيّئات
برداشت ياد شده، بدين احتمال است كه «يعفواْ. ..» جمله اى مستقل از جمله پيشين باشد و دو فراز آيه، اشاره به دو مطلب جداگانه داشته باشد: 1- خداوند توبه گنه كاران را مى پذيرد; 2- برخى از گناهان بدون توبه نيز مورد بخشش قرار مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 34 - 3
3 - توبه و اظهار پشيمانى تبهكاران محارب پس از به چنگ افتادن ، فاقد ارزش و اعتبار براى سقوط حد و رهايى از عذاب دوزخ
انما جزؤا الذين . .. الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 71 - 20
20 - برخوردارى گروهى از بنى اسرائيل بر اثر پايبندى به توبه خويش ، از بينش ها و نعمت هاى صحيح دينى
ثم عموا و صموا كثير منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 15 - 36
36- نيايش به درگاه خداوند و تأكيد در توبه و اظهار بندگى ، داراى ارزشى والا
قال ربّ أوزعنى . .. إنّى تبت إليك و إنّى من المسلمين
بيان گزارش گونه آيه شريفه، در حقيقت ترسيمى از انسان ايده آل و كامل است و تعبير «إنّى تبت إليك» و «إنّى من المسلمين» بيانگر تأكيد و الحاح است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 5 - 9،11
9 - اسلام ، ايمان ، فرمانبرى ، توبه ، عبادت ، روزه دارى [ و هجرت ] از ارزش هاى والا و ملاك هاى برترى در ديدگاه وحى
خيرًا منكنّ مسلمت . .. سئحت
برداشت ياد شده، از آن جا است كه اوصاف پسنديده ياد شده، اختصاص به زنان ندارد; زيرا چنين اوصافى و مشابه آنها، در قرآن براى مردان نيز ياد شده است (مانند سوره احزاب، آيه 35).
11 - دوشيزگى در مقايسه با ارزش هاى والاى زنان ( همچون اسلام ، ايمان ، فرمانبرى ، توبه و روزه دارى زنان ) داراى نقش درجه دوم در زندگى مشترك ميان زنان و مردان
ثيّبت و أبكارًا
يادآورى دو وصف «دوشيزگى» و «بيوه بودن زنان»، مى تواند اشاره به نكته ياد شده باشد; زيرا مفاد آيه شريفه اين است كه زنان بهترى با چنين اوصافى، جايگزين شما خواهند شد; چه بيوه باشند و چه دوشيزه.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 102 - 2
2 - اعتراف به گناه و انتقاد از خويش ، وسيله جلبِ غفران و رحمت الهى و از اركان توبه است .
و ءاخرون اعترفوا . .. عسى اللّه يتوب عليهم إن اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 71 - 3
3 - عمل صالح ، مظهر توبه راستين و ركن اصلى آن
و من تاب و عمل صلحًا فإنّه يتوب إلى اللّه متابًا
يادآورى عمل صالح پس از توبه - كه به معناى بازگشت از گناه و روى آوردن به خدا است - مى تواند گوياى اين نكته باشد كه عمل صالح در معناى توبه نهفته و ركن اصلى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 37 - 8
8 - ضرورت توبه به درگاه خدا و طلب آمرزش گناهان از او
فتلقى ءادم من ربه كلمت . .. إنه هو التواب الرحيم
گويا هدف از طرح توبه آدم(ع) - به عنوان اولين انسان - نشان دادن وظيفه آدميان هنگام مبتلا شدن به لغزش و گناه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 54 - 6،14
6 - بازگشت به خدا با توبه به درگاه او ، وظيفه اى ضرورى بر عهده گنهكاران
إنكم ظلمتم أنفسكم باتخاذكم العجل فتوبوا إلى بارئكم
14 - موسى ( ع ) خير و سعادت مرتدان قومش را در توبه و كشتن يكديگر دانست .
فاقتلوا أنفسكم ذلكم خير لكم عند بارئكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 279 - 9
9 - الغاى مالكيّت رباخواران حتّى نسبت به اصل سرمايه در صورتى كه از عمل ناپسند خود ( رباخوارى ) توبه نكنند . *
و ان تبتم فلكم رؤس اموالكم
از مفهوم جمله «و ان تبتم . .. » برداشت شده است; يعنى اگر توبه نكردند، با اعلام جنگ و برخورد نظامى، محارب قلمداد شده، و در اين صورت اصل سرمايه آنان نيز مصادره خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 16 - 9
9 - لزوم ناديده انگاشتن گناه كسانى كه توبه كرده و صالح مى شوند .
فاذوهما فان تابا و اصلحا فاعرضوا عنهما
چون «ايذاء» مى تواند شامل هر نوع اذيت و آزارى باشد، اعراض نيز بايد از هر نوع اذيت و آزارى باشد ; حتى از اينكه آنان را با چنين عملى ياد كنند و بشناسند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 17 - 5
5 - تشويق گناهكاران به توبه و تأخير نينداختن آن
انّما التّوبة على اللّه للّذين يعملون السّوء بجهالة ثمّ يتوبون من قريب
خداوند با اعلام پذيرش حتمى توبه به شرط تأخير نينداختن آن، گنهكاران را به چنين توبه اى تشويق كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 64 - 14
14 - لزوم استغفار ، توبه و تدارك گذشته ، در صورت ارتكاب گناه
و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاؤك
گناه مورد بحث در آيه، اعراض از پيامبر (صلی الله علیه و آله) است و پذيرش توبه اين گناه را مشروط به روى آوردن (جاؤك) به پيامبر (صلی الله علیه و آله) كرده كه همان جبران گذشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 74 - 3
3 - لزوم بازگشت به خدا به همراه طلب آمرزش از خطا هاى گذشته
افلا يتوبون إلى اللّه و يستغفرونه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 143 - 23
23 - ضرورت توبه به درگاه خدا پس از آگاه شدن به ارتكاب امرى ناروا
قال رب أرنى . .. قال سبحنك تبت إليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 153 - 8
8 - انسان ها نبايد على رغم ارتكاب گناهان بسيار و يا گرفتار شدن به ارتداد ، از پذيرش توبه خويش و مغفرت و رحمت الهى مأيوس باشند .
و الذين عملوا السيئات . .. إن ربك من بعدها لغفور رحيم
كلمه «السيئات» جمع «سيئة» است و «ال» در آن مفيد استغراق و شمول مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 33 - 9
9 - توبه و استغفار داراى اهميتى ويژه در نزد خداوند و داراى تأثيرى بسزا در سرنوشت امتها
و ما كان اللّه معذبهم و هم يستغفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 27 - 5
5 - ايجاد انگيزه و اميد از جانب خداوند در مؤمنان خطاكار و نيز كافران ، براى توبه و بازگشت به حق
ثم يتوب اللّه . .. و اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 126 - 6،7
6 - خداوند ، خواهان هدايت و توبه همه انسان ها حتى منافقان
أو لا يرون أنهم يفتنون . .. ثم لا يتوبون و لا هم يذّكّرون
7 - به خود آمدن و توبه و بازگشت از مسير غلط ، فلسفه آزمون هاى الهى
أو لا يرون أنهم يفتنون . .. ثم لا يتوبون و لا هم يذّكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 7
7- لزوم توبه از گناه و داشتن صداقت در ايمان ، از تعاليم مشترك اديان آسمانى
فخلف من بعدهم . .. إلاّ من تاب و ءامن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 15 - 12
12 - بازگشت به خداوند ، همراه با توبه و عمل ناب و خالص ، امرى پسنديده و شايسته است .
و اتّبع سبيل من أناب إلىّ
سفارش به پيروى از منيبان، نشان دهنده اهميت انابه است. گفتنى است كه «الإنابة إلى اللّه» رجوع به خداوند با توبه و اخلاص عمل معنا شده است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 54 - 1
1 - لزوم توبه و بازگشت همه گنه كاران به سوى پروردگار
الذين أسرفوا على أنفسهم . .. و أنيبوا إلى ربّكم
«إنابة» (مصدر «أنابوا») به معناى رجوع است و «أنيبوا إلى ربّكم»; يعنى، بازگشت به خدا با توبه و اخلاص (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 3 - 3
3ترغيب و تشويق خداوند به توبه و دست برداشتن گنه كاران از گناه
غافر الذنب و قابل التوب
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام ترغيب و تشويق مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 7 - 15
15 - توبه و پيمودن راه خداوند ( اسلام ) ، دو شرط لازم براى جلب غفران و آمرزش الهى
فاغفر للذين تابوا و اتّبعوا سبيلك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 34 - 8
8- هشدار خداوند به كافران دين ستيز ، نسبت به از دست دادن فرصت توبه
إنّ الذين كفروا و صدّوا عن سبيل اللّه ثمّ ماتوا و هم كفّار فلن يغفر اللّه لهم
لحن آيه شريفه از يك سو تهديد و از سوى ديگر دربردارنده هشدار به كافران است كه كار خويش را به جايى نرسانند كه راه توبه بر رويشان بسته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 4 - 7
7 - لزوم توبه و بازگشت ، از هر عملى كه موجب انحراف قلب آدمى از مسير حق مى گردد .
إن تتوبا إلى اللّه فقد صغت قلوبكما
برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «فقد صغت قلوبكما»، در مقام بيان سبب توبه است; يعنى، توبه كنيد، چون قلب شما - به سبب خطاكارى - از مسير حق منحرف شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 1 - 9
9 - از على ( ع ) روايت شده است : « انه لم ينزل بسم اللّه الرحمن الرحيم على رأس سورة برائة لأن بسم اللّه للأمان و الرحمة و نزلت برائة لرفع الأمان بالسيف ;
«بسم اللّه الرحمن الرحيم» در اول سوره براءت نازل نشده ; زيرا بسم اللّه براى امان و رحمت است و سوره براءت براى برداشتن امان به وسيله شمشير نازل شده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 76 - 2
2 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، ترس از قيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دعا ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، موجب ورود به بهشت جاودان و برخوردارى از قرارگاه و اقامت نيكوى آن
الذين يمشون على الأرض هونًا. .. و الذين لايشهدون الزور ... أُولئك يجزون الغرفة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 89 - 1،8
1 - مرتدانِ تائب ، مورد پذيرش و توجه خداوند ، ملائكه و مردم
كفروا بعد ايمانهم . .. انّ عليهم لعنة اللّه و الملئكة و الناس ... الاّ الذين تاب
8 - غفران و رحمت الهى ، دليل پذيرش توبه مرتدّ و آمرزش گناه او
الا الذين تابوا . .. فان اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 128 - 8
8 - كيفر و مجازات و يا پذيرش توبه مشركان ، در اختيار خداوند است ، نه پيامبر (صلی الله علیه و آله)
ليس لك من الامر شىء او يتوب عليهم او يعذّبهم
پذيرش توبه و عذاب مشركان، مى تواند از مصاديق جمله «ليس لك من الامر شىء» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 10 - 15
15 - توبه ، هر چند با تأخير باشد ، پذيرفته مى شود .
ثمّ لم يتوبوا
حرف «ثمّ» - براى تراخى است - دلالت دارد كه توبه با تأخير نيز مؤثر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 222 - 18
18 - ترغيب و تشويق الهى ، به توبه و پاكيزگى
ان اللّه يحب التوابين و يحب المتطهرين
از اهداف اشاره به محبّت الهى نسبت به پاكيزگان و توبه كنندگان، تشويق انسانها به توبه و پاكيزگى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 135 - 7
7 - ترغيب گناهكاران به توبه و استغفار از پيشگاه خداوند
و الّذين اذا فعلوا فاحشة . .. فاستغفروا لذنوبهم و من يغفر الذّنوب الّا اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 17 - 5
5 - تشويق گناهكاران به توبه و تأخير نينداختن آن
انّما التّوبة على اللّه للّذين يعملون السّوء بجهالة ثمّ يتوبون من قريب
خداوند با اعلام پذيرش حتمى توبه به شرط تأخير نينداختن آن، گنهكاران را به چنين توبه اى تشويق كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 39 - 12
12 - خداوند ، ترغيب كننده ستمكاران و گنهكاران به توبه و اصلاح خويش ( خودسازى )
فمن تاب . .. فإنّ اللّه يتوب عليه إنّ اللّه غفور رحيم
توجه دادن ستمكاران به مغفرت، رحمت و توبه پذيرى خداوند مى تواند به منظور ترغيب آنان به توبه و اصلاح باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 74 - 8
8 - لزوم توجه دادن خطاكاران به رحمت و آمرزش گسترده الهى براى ترغيب آنان به توبه و استغفار
افلا يتوبون . .. و اللّه غفور رحيم
هدف از يادآورى صفت آمرزندگى خداوند و رحمت گسترده او پس از فراخوانى خطاكاران به بازگشت و توبه، ترغيب آنان به استغفار مى باشد و اين درسى است براى همه كسانى كه خواهان توبه و بازگشت انسانها بسوى خداوند هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 3 - 7
7 - توصيه و تشويق الهى به عموم مشركان عهدشكن ، مبنى بر توبه و بازگشت به اسلام در ظرف چهار ماه مهلت داده شده به آنان
فسيحوا فى الأرض أربعة أشهر . .. و أذن من اللّه ... فإن تبتم فهو خير لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 27 - 5
5 - ايجاد انگيزه و اميد از جانب خداوند در مؤمنان خطاكار و نيز كافران ، براى توبه و بازگشت به حق
ثم يتوب اللّه . .. و اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 104 - 8
8 - ترغيب گنهكاران از سوى خدا به توبه كردن از خطاهايشان و نيز دادن صدقه ( زكات ) در راه خدا و اميدوار بودن به پذيرفته شدن آن
أن اللّه هو يقبل التوبة عن عباده و يأخذ الصدقت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 53 - 16
16 - ترغيب گنه كاران ، به توبه و استغفار از سوى خداوند
يعبادى الذين أسرفوا . .. لاتقنطوا من رحمة اللّه... إنّه هو الغفور الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 3 - 3
3ترغيب و تشويق خداوند به توبه و دست برداشتن گنه كاران از گناه
غافر الذنب و قابل التوب
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام ترغيب و تشويق مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 7 - 21
21 - تشويق خطاكاران به توبه و پيمودن راه درست از سوى خداوند
فاغفر للذين تابوا و اتّبعوا سبيلك و قهم عذاب الجحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 25 - 4
4 - خداوند ، تشويق كننده كافران و مشركان به ر ها كردن شرك و بازگشت به توحيد و يكتاپرستى
و هو الذى يقبل التوبة عن عباده
با توجه به آيات پيشين، مى توان گفت كه جمله «و هوالذى يقبل التوبة» دعوتى است از سوى خدا به عموم كافران و مشركان مبنى بر دست برداشتن از عبادت غيرخدا و بازگشتن به يكتاپرستى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 8 - 17
17- ترغيب كافران از سوى خداوند ، براى روى آورى به توبه و بازگشت به سوى او
أم يقولون افتريه . .. و هو الغفور الرحيم
تذكر خداوند به غفران و رحمت بى كران خويش، در حقيقت فراخوانى و دعوت مردم و حتى كافران، به توبه و استغفار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 5 - 5
5 - تشويق و ترغيب همسران خطاكار پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند ، به توبه و هماهنگ كردن خود با شرايط و برنامه هاى زندگى آن حضرت
إن تتوبا إلى اللّه . .. عسى ربّه إن طلّقكنّ أن يبدّله أزوجًا خيرًا منكنّ
هشدار به طلاق و جايگزينى همسران ديگر - پس از توصيه به توبه - در حقيقت نوعى تشويق و ترغيب همسران خطاكار پيامبر(صلی الله علیه و آله) به توبه و اصلاح رفتار خويش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 10 - 2
2 - نوح پيامبر ، مردم را به رغم مخالفت طولانى آنان ، به سوى توبه و بازگشت از راه باطل و روى آورى به خداى غفار تشويق و ترغيب مى كرد .
فقلت استغفروا ربّكم إنّه كان غفّارًا
فراخواندن به استغفار، در حقيقت دعوت به توبه و بازگشت از راه باطل گذشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 25 - 9
9 - تظاهر به توبه ، از ديد خدا مخفى نخواهد ماند .
هو الذى يقبل التوبة . .. و يعلم ما تفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 37 - 2،3،7
2 - خداوند كلمات پر ارزشى را به آدم ( ع ) تلقين كرد تا با توسل به آنها ، در پيشگاه خداوند توبه كند .
فتلقى ءادم من ربه كلمت
«تلقى» (مصدر تلقى) به معناى: گرفتن و دريافت كردن است و معناى جمله «فتلقى . ..» چنين مى شود: آدم(ع) از جانب خداوند كلماتى را دريافت كرد. نكره آوردن «كلمات» دلالت بر عظمت و ارجمندى آن كلمات دارد.
3 - توبه آدم ( ع ) و دريافت كلمات از ناحيه خداوند ، پس از استقرارش در زمين بود . *
و لكم فى الأرض مستقر . .. فتلقى ءادم من ربه كلمت
برداشت فوق با عنايت به حرف «فاء» در «فتلقى . ..» - كه براى ترتيب است - استفاده مى شود.
7 - تلقين كلمات به آدم ( ع ) ( تعليم چگونه توبه كردن و به درگاه خدا نياز بردن ) جلوه اى از رحمت خداوند بر او بود .
فتلقى ءادم من ربه كلمت . .. إنه هو التواب الرحيم
در برداشت فوق، «الرحيم» در ارتباط با جمله «فتلقى . ..» معنا شده است و مقتضاى آن اين است كه: رحيميت خداوند موجب شد كه كلمات رابه آدم(ع) آموزش دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 54 - 8
8 - طريقه توبه از گناهان بسته به نوع آن گناه ، متفاوت است .
إنكم ظلمتم أنفسكم باتخاذكم العجل فتوبوا إلى بارئكم فاقتلوا أنفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 37 - 1،2،11،12
1 - آدم ( ع ) ، از كرده خويش ( نافرمانى خدا ) پشيمان شد و در صدد توبه به درگاه خداوند برآمد .
فتلقى ءادم من ربّه كلمت
2 - خداوند كلمات پر ارزشى را به آدم ( ع ) تلقين كرد تا با توسل به آنها ، در پيشگاه خداوند توبه كند .
فتلقى ءادم من ربه كلمت
«تلقى» (مصدر تلقى) به معناى: گرفتن و دريافت كردن است و معناى جمله «فتلقى . ..» چنين مى شود: آدم(ع) از جانب خداوند كلماتى را دريافت كرد. نكره آوردن «كلمات» دلالت بر عظمت و ارجمندى آن كلمات دارد.
11 - ابن عباس مى گويد : « سألت رسول اللّه عن الكلمات التى تلقى ها آدم من ربه فتاب عليه قال : سأل بحق محمد و على و فاطمة و الحسن و الحسين الا تبت علىّ فتاب عليه ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) از كلماتى كه آدم(ع) از طرف خدا دريافت داشت و توبه او را پذيرفت. سؤال كردم حضرت فرمود: خداوند را به حق محمد، على، فاطمه، حسن و حسين - عليهم السلام - خواند و گفت: توبه مرا بپذير، پس خداوند توبه او را پذيرفت».
12 - از امام باقر ( ع ) روايت شده كه فرمود : « الكلمات التى تلقيهن آدم من ربه فتاب عليه و هدى قال : سبحانك اللّهم و بحمدك انى عملت سوءاً و ظلمت نفسى فاغفرلى انك خير الغافرين . . . انك أنت الغفور الرحيم ;
كلماتى كه آدم(ع) از خداوند دريافت كرد پس خداوند توبه او را پذيرفت و هدايتش نمود ]عبارت بود از اينكه [گفت: خدايا! تو را منزه مى دانم و به همراه آن تو را سپاس مى گويم. من كار بدى انجام دادم و به خود ظلم كردم پس مرا بيامرز كه تو بهترين آمرزنده اى ... به تحقيق تو بخشنده گناه و رحيم هستى».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 122 - 1
1 - آدم ( ع ) درپى عصيان و تناول از درخت ممنوع ، از كرده خويش پشيمان شد و به درگاه خداوند توبه كرد .
ثمّ اجتبه ربّه فتاب عليه
«جباية» (ريشه اصلى «إجتبى»); به معناى جمع آورى كردن و به دست آوردن است. و «إجتباء» به معناى اصطفاء (خالص چيزى را برگزيدن) و اختيار است (لسان العرب). بنابراين «إجتباه ربّه» يعنى، خداوند علاقه هاى آدم به اين سو و آن سو را قطع كرد و همه را باى خود جمع كرد و وى را براى خود خالص گردانيد. اين تعبير حاكى از انقطاع كامل آدم(ع) از غير خدا و توبه حقيقى او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 7 - 3
3 - توبه كافران در قيامت پذيرفته نمى شود .
لاتعتذروا اليوم
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه اعتذار كافران، در حقيقت براى اظهار پشيمانى و توبه است كه پذيرفتنى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 90 - 5
5 - هارون ، با يادآورى رحمت گسترده خداوند به بنى اسرائيل ، باز بودن راه بازگشت از شرك و ارتداد را به آنان يادآورى كرد .
إنّما فتنتم به و إنّ ربّكم الرحمن
توصيف خداوند در كلام هارون(ع)، با عنوان «الرحمان» و با توجه به گوساله پرستى و عصيان بنى اسرائيل، متضمن وعده رحمت الهى به آنان، در صورت توبه و بازگشت از شرك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 11 - 21
21 - توبه نكردن از استهزا ، طعن و نسبت دادن القاب زشت به مؤمنان ، باعث ورود حتمى فرد در زمره ظالمان
لايسخر قوم من قوم . .. و من لم يتب فأولئك هم الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 11 - 20
20 - استهزا ، طعن و نسبت دادن القاب زشت به مؤمنان ، گناه و نيازمند توبه است .
لايسخر قوم . .. و لا تلمزوا ... و لا تنابزوا ... و من لم يتب
بنابراين كه «و من لم يتب» نظر داشته باشد به تمام محتواى آيه و نه صرف كسانى كه لقب بد بر مؤمنان مى نهند، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 4 - 7
7 - لزوم توبه و بازگشت ، از هر عملى كه موجب انحراف قلب آدمى از مسير حق مى گردد .
إن تتوبا إلى اللّه فقد صغت قلوبكما
برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «فقد صغت قلوبكما»، در مقام بيان سبب توبه است; يعنى، توبه كنيد، چون قلب شما - به سبب خطاكارى - از مسير حق منحرف شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 5 - 9
9 - نويد خداوند به باز بودن راه توبه ، براى آنان كه ناآگاهانه حرمت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را آن گونه كه بايسته بود ، رعايت نكرده اند .
و اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 25 - 13
13- بى حرمتى به پدر و مادر و كوتاهى در رعايت حقوق آنان ، گناه و نيازمند توبه است .
و اخفض لهما . .. فإنه كان للأوّبين غفورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 21،24
21 - بدگمانى ، تجسّس و غيبت نسبت به مؤمنان ، بى تقوايى ، گناه و نيازمند توبه است .
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا ... و اتّقوا اللّه
24 - بدگمانى ، تجسّس و غيبت نسبت به مؤمنان ، قابل جبران با توبه به درگاه خداوند *
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا ... إنّ اللّه توّا
با توجه به اين كه در آيه شريفه، از مؤمنان خواسته شده تا به جبران خطاها اقدام كنند و به توبه روآورند. (إنّ اللّه توّاب رحيم)، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 71 - 13
13 - خداوند پذيراى توبه بنى اسرائيل پس از پشيمانى آنان از رفتار ناپسند و واگذاشتن انديشه هاى ناصحيح دينى
ثم تاب اللّه عليهم
موفق ساختن بندگان بر توبه، مستلزم قبول توبه آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 73 - 8
8 - سِحر و ساحرى ، گناهى نيازمند توبه و مغفرت خداوند
ليغفر لنا . .. و ما أكرهتنا عليه من السحر
نيازمندى سحر و ساحرى به غفران الهى، نشان از گناه بودن آن دارد، اشاره ساحران به اكراهى بودن آن، نوعى اعتذار از صدور آن گناه، براى جلب مغفرت الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 3 - 10
10 - « عن أبى جعفر ( ع ) . . . و أنزل بالمدينة « الزانى لاينكح إلاّ زانية أو مشركة الزانية لاينكحها إلاّ زان أو مشرك و حرّم ذالك على المؤمنين » فلم يسم اللّه الزانى مؤمناً و لا الزانية مؤمنة . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده كه اين آيه در مدينه نازل شده است: «الزانى لاينكح إلاّ زانية أو مشركة و الزانية لاينكحها إلاّ زان أو مشرك و حرّم ذالك على المؤمنين». پس خدا مرد زناكار و زن زناكار را مؤمن نناميده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 21،24
21 - بدگمانى ، تجسّس و غيبت نسبت به مؤمنان ، بى تقوايى ، گناه و نيازمند توبه است .
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا ... و اتّقوا اللّه
24 - بدگمانى ، تجسّس و غيبت نسبت به مؤمنان ، قابل جبران با توبه به درگاه خداوند *
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا ... إنّ اللّه توّا
با توجه به اين كه در آيه شريفه، از مؤمنان خواسته شده تا به جبران خطاها اقدام كنند و به توبه روآورند. (إنّ اللّه توّاب رحيم)،
برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 10 - 17
17 - اصحاب اخدود ، چنانچه از گناه سوزاندن مؤمنان توبه مى كردند ، از عذاب جهنم رهايى مى يافتند .
ثمّ لم يتوبوا فلهم عذاب جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 74 - 1
1 - دعوت خداوند از معتقدان به تثليث و الوهيت مسيح ( ع ) ، براى استغفار و بازگشت به خدا
افلا يتوبون إلى اللّه و يستغفرونه
به قرينه آيات پيشين (قالوا ان اللّه هو المسيح . .. قالوا ان اللّه ثالث ثلثة) فاعل «يتوبون ...» مسيحيان هستند و متعلق توبه و استغفار، عقيده به الوهيت مسيح(ع) و تثليث مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 95 - 4
4- بازگشت از شرك و كفر ( توبه ) براى كافران و مشركانى كه هلاكتشان مقدر شده ممكن نيست .
و حرم على قرية أهلكنها أنّهم لايرجعون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «لا» در «لايرجعون» زايده و مقصود از رجوع، بازگشت از كفر و شرك باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 17
17- وعده خداوند به آمرزش مشركان ، در صورت بازگشت از شرك
تعلى عمّا يقولون . .. إنه كان حليمًا غفورًا
ذكر تعليل «غفور» در پايان جمله، مى تواند نويدى باشد بر مشركان كه على رغم گناه بزرگ و سخنان ناروا درباره خداوند، امكان آمرزش آنان، وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 90 - 5
5 - هارون ، با يادآورى رحمت گسترده خداوند به بنى اسرائيل ، باز بودن راه بازگشت از شرك و ارتداد را به آنان يادآورى كرد .
إنّما فتنتم به و إنّ ربّكم الرحمن
توصيف خداوند در كلام هارون(ع)، با عنوان «الرحمان» و با توجه به گوساله پرستى و عصيان بنى اسرائيل، متضمن وعده رحمت الهى به آنان، در صورت توبه و بازگشت از شرك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 67 - 1
1 - توبه از كفر و شرك و گرايش به ايمان ، توصيه خداوند به مشركان
فأمّا من تاب و ءامن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 42 - 15
15 - توبه و بازگشت از گناهِ كفر و شرك ، مورد پذيرش خداوند
و أنا أدعوكم إلى العزيز الغفّ-ر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 110 - 3
3 - توبه و استغفار از ستم و تجاوز به خود و يا ديگران ، موجب آمرزش است .
و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً
برخى از مفسران بر آنند كه مراد از «سوءاً»، تجاوز و تعدى به ديگران است و مراد از «يظلم نفسه» ستم نمودن به خويشتن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 71 - 13
13 - خداوند پذيراى توبه بنى اسرائيل پس از پشيمانى آنان از رفتار ناپسند و واگذاشتن انديشه هاى ناصحيح دينى
ثم تاب اللّه عليهم
موفق ساختن بندگان بر توبه، مستلزم قبول توبه آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 143 - 23
23 - ضرورت توبه به درگاه خدا پس از آگاه شدن به ارتكاب امرى ناروا
قال رب أرنى . .. قال سبحنك تبت إليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 21،24
21 - بدگمانى ، تجسّس و غيبت نسبت به مؤمنان ، بى تقوايى ، گناه و نيازمند توبه است .
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا ... و اتّقوا اللّه
24 - بدگمانى ، تجسّس و غيبت نسبت به مؤمنان ، قابل جبران با توبه به درگاه خداوند *
اجتنبوا كثيرًا من الظنّ . .. و لاتجسّسوا و لايغتب بعضكم بعضًا ... إنّ اللّه توّا
با توجه به اين كه در آيه شريفه، از مؤمنان خواسته شده تا به جبران خطاها اقدام كنند و به توبه روآورند. (إنّ اللّه توّاب رحيم)، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 24
24 - لزوم توبه و بازگشت سريع از خطا هنگام رخ دادن كمترين اشتباه در داورى
فاستغفر ربّه و خرّ راكعًا و أناب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 95 - 4
4- بازگشت از شرك و كفر ( توبه ) براى كافران و مشركانى كه هلاكتشان مقدر شده ممكن نيست .
و حرم على قرية أهلكنها أنّهم لايرجعون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «لا» در «لايرجعون» زايده و مقصود از رجوع، بازگشت از كفر و شرك باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 67 - 1
1 - توبه از كفر و شرك و گرايش به ايمان ، توصيه خداوند به مشركان
فأمّا من تاب و ءامن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 42 - 15
15 - توبه و بازگشت از گناهِ كفر و شرك ، مورد پذيرش خداوند
و أنا أدعوكم إلى العزيز الغفّ-ر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 10 - 6
6 - توبه و استغفار از كفر و گناه - هر چند بسيار و پيوسته باشد - مورد پذيرش خداوند است .
استغفروا ربّكم إنّه كان غفّارًا
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه قوم نوح، به مدت طولانى كافر و گناه پيشه بودند; اما نوح(ع) آنان را پيوسته به استغفار فرامى خواند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 10 - 18
18 - رهايى اصحاب اخدود از آتش جهنم ، تنها در صورتى امكان پذير است كه از كفر خويش توبه كرده باشند .
ثمّ لم يتوبوا
سياق آيه شريفه، گرچه قرينه است بر اين كه متعلق «لم يتوبوا» فتنه گرى و سوزاندن مؤمنان است; ولى آيه بعد، مى تواند قرينه باشد كه مراد از توبه، روى آوردن به ايمان و عمل صالح است و نيز توبه از شكنجه مؤمنان، زمانى توبه به درگاه خداوند است كه شخص منكر او نباشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 54 - 6
6 - بازگشت به خدا با توبه به درگاه او ، وظيفه اى ضرورى بر عهده گنهكاران
إنكم ظلمتم أنفسكم باتخاذكم العجل فتوبوا إلى بارئكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 235 - 17
17 - فرصت الهى به بندگان ، براى توبه از گناهان خويش
و اعلموا انّ اللّه غفور حليم
ذكر صفت «حليم» (بُردبار)، حكايت از عدم تعجيل الهى در عقوبت دارد، تا شايد مردم در اين فرصت، توبه كنند و مشمول غفران
الهى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 135 - 12،13
12 - پشيمان نشدن و توبه نكردن از گناهان گذشته خود ، به منزله اصرار بر آن گناهان است .
الّذين اذا فعلوا فاحشة . .. فاستغفروا لذنوبهم ... و لم يصرّوا على ما فعلوا
بنابر اينكه جمله «و لم يصرّوا . .. »، عطف تفسيرى براى جمله «فاستغفروا» باشد يعنى اگر بعد از گناه، ياد خدا نكنند و استغفار ننمايند، در واقع اصراركنندگان بر گناه هستند.
13 - طلب آمرزش نكردن و به فكر توبه نبودن ، در عين توجّه به گناه ، اصرار بر آن است .
و الّذين اذا فعلوا فاحشة . .. لم يصروا على ما فعلوا و هم يعلمون
امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمودند: الاصرار هو ان يذنب الذّنب فلا يستغفر اللّه و لا يحدّث نفسه بتوبة فذلك الاصرار.
كافى، ج 2، ص 288، ح 2 ; نورالثقلين، ج 1، ص 394، ح 366.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 146 - 7
7 - توبه بايد متناسب با گناه باشد .
الا الذين تابوا و أصلحوا . .. و أخلصوا
با توجه به ويژگيهاى منافقان، كه در آيات گذشته شمرده شد و تناسب آنها با شرايطى كه براى قبولى توبه آنان بيان گرديد، معلوم مى شود هر گناه، توبه اى ويژه دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 64 - 14
14 - لزوم استغفار ، توبه و تدارك گذشته ، در صورت ارتكاب گناه
و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاؤك
گناه مورد بحث در آيه، اعراض از پيامبر (صلی الله علیه و آله) است و پذيرش توبه اين گناه را مشروط به روى آوردن (جاؤك) به پيامبر (صلی الله علیه و آله) كرده كه همان جبران گذشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 73 - 6
6 - گناه هرچند بدون تمايل و با اكراه صورت بگيرد ، نيازمند بخشش الهى و توبه است .
إنّا ءامنّا ليغفر . .. و ما أكرهتنا عليه من السحر
در كلام ساحران مؤمن هم «خطايا» نيازمند غفران دانسته شده و هم «ما أكرهتنا»; بنابراين گناه اگر چه از روى اجبار و عدم تمايل نيز باشد، نيازمند مغفرت الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نصر - 110 - 3 - 20
20 - توبه از گناهان بزرگ نيز به درگاه خداوند پذيرفته است .
إنّه كان توّابًا
«توّاب» بر مبالغه دلالت دارد (مصباح). مبالغه درتوبه پذيرى، يا به اين معنا است كه هر چه توبه تكرار شود، توبه پذيرى هم تكرار خواهد شد و يا اين كه گناه هر چه بزرگ باشد، خداوند توبه از آن را خواهد پذيرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 153 - 4
4 - خداوند گناه آن گروه از بنى اسرائيل را كه پس از گوساله پرستى توبه كرده و با ايمان به يكتايى خدا به پرستش او بازگشتند ، آمرزيد و آنان را مشمول رحمت خويش قرار داد .
و الذين عملوا السيئات ثم تابوا من بعدها و ءامنوا
مصداق مورد نظر براى «الذين عملوا السيئات»، به دليل آيات پيشين، گوساله پرستان بنى اسرائيل است. اين آيه در حقيقت استثنايى براى آيه پيشين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 16 - 6
6 - زنان و مردان مرتكب فحشا ( زنا و لواط ) ، در صورت توبه و اصلاح نبايد كيفر داده شوند . *
فاذوهما فان تابا و اصلحا فاعرضوا عنهما
بنابر اينكه جمله «فان تابا . .. » عطف بر جمله اى محذوف باشد ; يعنى «فاذوهما ان لم يتوبا فان تابا و اصلحا فاعرضوا عنهما».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 11 - 20،21
20 - استهزا ، طعن و نسبت دادن القاب زشت به مؤمنان ، گناه و نيازمند توبه است .
لايسخر قوم . .. و لا تلمزوا ... و لا تنابزوا ... و من لم يتب
بنابراين كه «و من لم يتب» نظر داشته باشد به تمام محتواى آيه و نه صرف كسانى كه لقب بد بر مؤمنان مى نهند، برداشت بالا استفاده مى شود.
21 - توبه نكردن از استهزا ، طعن و نسبت دادن القاب زشت به مؤمنان ، باعث ورود حتمى فرد در زمره ظالمان
لايسخر قوم من قوم . .. و من لم يتب فأولئك هم الظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 5 - 12
12 - آزاد كردن اسير در صورت توبه و پذيرفتن اسلام ، واجب است .
و خذوهم . .. فإن تابوا ... فخلّوا سبيلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 29 - 1
1 - توبه و پشيمانى باغداران يمنى ، پس از مشاهده نابودى محصولات از بخلورزى و محروم ساختن بينوايان
قالوا سبحن ربّنا إنّا كنّا ظلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 32 - 1،2
1 - اميدوارى باغداران يمنى - پس از توبه و پشيمانى - به جايگزين شدن بوستانى بهتر از بوستان ويران شده خويش ، در پرتو لطف پروردگار
عسى ربّنا أن يبدلنا خيرًا منها
مفسران در توضيح آيه شريفه نوشته اند: آنان با خلوص نيت توبه كردند و خداوند چون اين خلوص را ديد، بوستانى به جاى آن بوستان نابود شده به آنان عطا فرمود كه نام آن «حيوان» بود. در اين بوستان انگور فراوان و پربارى وجود داشت كه هر خوشه از آن، بار يك قاطر مى شد. (مجمع البيان و روح المعانى)
2 - اشتياق و اميدوارى باغداران يمنى به پروردگار ، پس از مشاهده ويرانى باغ خويش و توبه و پشيمانى از كردار خود
إنّا إلى ربّنا رغبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 33 - 4
4 - توبه و استغفار امت ها ، مايه مصونيت آنان از عذاب هاى استيصال
و ما كان اللّه معذبهم و هم يستغفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 95 - 4
4- بازگشت از شرك و كفر ( توبه ) براى كافران و مشركانى كه هلاكتشان مقدر شده ممكن نيست .
و حرم على قرية أهلكنها أنّهم لايرجعون
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «لا» در «لايرجعون» زايده و مقصود از رجوع، بازگشت از كفر و شرك باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 74 - 24
24 - توبه مرتد و اهانت كننده به ارزش هاى الهى ، مايه رفع عذاب الهى از اوست .
فإن يتوبوا يك خيراً لهم و إن يتولوا يعذبهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 89 - 5
5 - دعوت از اهل كتاب و مرتدان به توبه و گرايش به اسلام و بازگشت از انحراف
قوماً كفروا . .. الاّ الذين تابوا
بنابراينكه مراد از «قوماً كفروا . .. »، اهل كتاب نيز باشد كه به حقانيّت پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) كفر ورزيدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 66 - 5
5 - رويگردانى مردم - جز گروهى اندك - از توبه در صورت مشروط بودن آن به خودكشى و يا ترك خانه و كاشانه
و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاؤك فاستغفروا اللّه . .. و لو انّا كتبنا ... ما فعلو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 66 - 5
5 - رويگردانى مردم - جز گروهى اندك - از توبه در صورت مشروط بودن آن به خودكشى و يا ترك خانه و كاشانه
و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاؤك فاستغفروا اللّه . .. و لو انّا كتبنا ... ما فعلو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 9 - 9،11
9- برادران يوسف ، بر آن بودند كه پس از كشتن يا تبعيد او ، توبه كرده و درستكار شوند . *
اقتلوا يوسف . .. و تكونوا من بعده قومًا صلحين
در برداشت فوق، صلاح در «قوماً صالحين» صلاح دينى و اخلاقى گرفته شده است. اين احتمال مبتنى بر اين است كه «واو» در «و تكونوا» به معناى مع و «تكونوا» منصوب به «أن» مقدر باشد. بر اين اساس «اقتلوا يوسف ... و تكونوا من بعده قوماً صالحين» چنين معنا مى شود: يوسف را بكشيد، ولى با اين قيد و شرط كه پس از آن با توبه به درگاه خدا، مردمى صالح و درستكار باشيد.
11- « عن على بن الحسين ( ع ) فى قوله تعالى : « وتكونوا من بعده قوماً صالحين » أى تتوبون ;
از امام سجاد(ع) روايت شده كه درباره سخن خدا كه مى فرمايد: [برادران يوسف گفتند:] «وتكونوا من بعده قوماً صالحين» فرمود: يعنى بعد از آن توبه مى كنيد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 156 - 3،4
3 - موسى ( ع ) خود و همراهانش را مردمى بازگشته به سوى خدا و توبه كار به درگاه او دانست .
إنا هدنا إليك
«هَوْد» (مصدر هدنا) به معناى بازگشتن و توبه كردن است.
4 - موسى ( ع ) به دليل بازگشت خود و همراهانش به سوى خدا ، همگان را شايسته برخوردار شدن از حيات نيكوى دنيا و سعادت آخرت دانست .
و اكتب لنا فى هذه الدنيا حسنة و فى الاخرة إنا هدنا إليك
جمله «إنا هدنا إليك» تعليل براى «و اكتب لنا . .. » است. يعنى چون به سوى تو بازگشتيم، اين تقاضا و انتظار - كه زمينه و مقدمه آن را فراهم كرده ايم - گزاف نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 54 - 2،7،14
2 - موسى ( ع ) با بيان ستمكارى قومش ، به آنان فرمان داد تا روى به درگاه خدا آورده ، توبه كنند .
و إذ قال موسى لقومه . .. فتوبوا إلى بارئكم
7 - كشتن يكديگر ، توبه تعيين شده اى براى گوساله پرستان بنى اسرائيل
فتوبوا إلى بارئكم فاقتلوا أنفسكم
حرف «فاء» در «فاقتلوا» تفسيريه است; يعنى، بيانگر اين است كه جمله «أقتلوا أنفسكم» تفسير و توضيح جمله قبل (توبوا . ..) مى باشد. در معناى جمله «فاقتلوا أنفسكم» دو نظر ايراد شده است. 1- فاقتلوا بعضكم بعضاً (يكديگر را بكشيد); 2- هر كسى خود را بكشد.
14 - موسى ( ع ) خير و سعادت مرتدان قومش را در توبه و كشتن يكديگر دانست .
فاقتلوا أنفسكم ذلكم خير لكم عند بارئكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 21 - 14
14 - ورود بنى اسرائيل به شام ، پس از توبه و رضايت خداوند از ايشان ، در پايان چهل سال سرگردانى
يقوم ادخلوا الارض المقدسة
از امام باقر(ع) روايت شده كه بعد از تلاوت آيه فوق فرمود: . .. ثم دخلوها بعد اربعين سنة ... و ما كان خروجهم من مصر و دخولهم الشام الا من بعد توبتهم و رضاء اللّه عنهم ... .
تفسير عياشى، ج 1، ص 306، ح 75; نورالثقلين، ج 1، ص 607، ح 114.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 71 - 12،13،14
12 - توبه و بازگشت بنى اسرائيل به سوى خداوند در برهه اى تاريخ
ثم تاب اللّه عليهم
اهل لغت «توبه خدا بر بنده» را به توفيق بر توبه معنا كرده اند.
13 - خداوند پذيراى توبه بنى اسرائيل پس از پشيمانى آنان از رفتار ناپسند و واگذاشتن انديشه هاى ناصحيح دينى
ثم تاب اللّه عليهم
موفق ساختن بندگان بر توبه، مستلزم قبول توبه آنان است.
14 - اصلاح بينش و بصيرت بنى اسرائيل پس از پذيرش توبه آنان
ثم تاب اللّه عليهم ثم عموا و صموا
كلمه «ثم» در جمله «ثم عموا و صموا» مى رساند كه بنى اسرائيل - پس از شمول رحمت الهى بر آنان و توبه به درگاه خداوند - بصيرت از دست رفته خويش را بازيافتند، اگر چه در مرحله و زمان ديگر بصيرت خويش را از دست داده و به اعمال ناروا گرايش پيدا كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 149 - 2
2 - بنى اسرائيل پس از آگاهى به گمراهى خويش ، از گوساله پرستى توبه كردند و به گناه خويش معترف شدند .
قالوا لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 161 - 4
4 - توبه و پشيمانى از گناه ، پس از مرگ پذيرفته نخواهد شد و اثرى بر آن مترتب نخواهد بود .
إلا الذين تابوا . .. إن الذين كفروا و ماتوا و هم كفار أولئك عليهم لعنة اللّه
تقييد «كفروا» با جمله (و ماتوا و هم كفار) بيان پايان مهلت زمان پذيرش توبه است; يعنى، پس از مرگ پشيمانى سودبخش نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 51 - 4
4 - توبه و اظهار ايمان ، به هنگام وقوع عذاب استيصال ، سودى نداشته و مورد قبول خداوند نيست .
أثم إذا ما وقع ءامنتم به ءالئن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 44 - 11
11- توبه و پشيمانى ستمگران هنگام قطعى شدن عذاب دنيوى آنان ، بى ثمر و غير قابل قبول است .
يوم يأتيهم العذاب فيقول الذين ظلموا ربّنا أخّرنا . .. أو لم تكونوا أقسمتم من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 85 - 1،2
1 - ايمان به خداوند يكتا و توبه و بازگشت از شرك ، از سوى مشركان و كافران محكوم به عذاب استيصال به وقت نزول آن ، مورد پذيرش خداوند قرار نگرفت .
فلمّا رأوا بأسنا قالوا ءامنّا باللّه وحده . .. فلم يك ينفعهم إيمنهم لمّا رأوا ب
2 - توبه و بازگشت از گناه شرك و كفر ، هنگام مشاهده آثار فرود عذاب الهى در دنيا ، بى اثر بوده و نجات بخش نيست .
فلمّا رأوا بأسنا قالوا ءامنّا باللّه وحده . .. فلم يك ينفعهم إيمنهم لمّا رأوا ب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 102 - 7
7 - باز بودن آغوش اسلام ، بر روى خطاكاران نادم و معترف
عسى اللّه يتوب عليهم إن اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 163 - 7
7 - رحمانيت و رحيميت خداوند ، ضامن پذيرش توبه گناهكاران است . *
لا إله إلا هو هو الرحمن الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 104 - 12
12 - توبه پذيرى خداوند ، جلوه اى از رحمت گسترده اوست .
يقبل التوبة . .. و أن اللّه هو التواب الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 118 - 14،16،17
14 - خداوند ، خواهان توبه انسان هاى خطاكار و فراهم كننده زمينه توبه براى آنان
ثم تاب عليهم ليتوبوا
16 - توبه پذيرىِ آميخته به رحمت گسترده ، تنها از آن خداست .
إن اللّه هو التواب الرحيم
خبر محلى به الف و لام جنس (التواب الرحيم) مفيد حصر است.
17 - فراهم آوردن زمينه توبه براى خطاكاران و پذيرش توبه آنان ، تبلور رحمت گسترده خداوند
ثم تاب عليهم ليتوبوا إن اللّه هو التواب الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 10 - 3
3 - پذيرش توبه بندگان از سوى خداوند ، توأم با حكمت او است .
أنّ اللّه توّاب حكيم
برداشت ياد شده، از آمدن وصف «حكيم» پس از وصف «توّاب» و ارتباط ميان آن دو استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 3 - 2،8
2 - خداوند ، قبول كننده توبه گنه كاران است .
و قابل التوب
8 - تضمين خداوند ، به آمرزش گناهان و پذيرش توبه بندگان
غافر الذنب و قابل التوب
ياد شدن دو مسأله آمرزش گناهان و پذيرش توبه در قالب صفت، گوياى اين نكته است كه اين دو، كارى است مستمر از خداوند و نيز تضمينى از سوى او بر انجام اين دو كار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 42 - 15
15 - توبه و بازگشت از گناهِ كفر و شرك ، مورد پذيرش خداوند
و أنا أدعوكم إلى العزيز الغفّ-ر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 25 - 1
1 - خداوند ، پذيراى توبه بندگان خويش
و هو الذى يقبل التوبة عن عباده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 16 - 3
3 - خداوند ، باز گذارنده راه توبه و آزمون عملى ، براى اعراب متخلّف از سفر حديبيه
قل للمخلّفين من الأعراب ستدعون إلى قوم أولى بأس شديد
از جمله «فإن تطيعوا» - كه در ذيل آيه آمده است - استفاده مى شود كه دعوت متخلفان براى جنگ، در حقيقت ايجاد فرصتى براى بازگشت آنان به سوى خدا و اطاعت از رسول او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 25
25 - پذيرش توبه مؤمنان ، جلوه رحمت خاص الهى ، نسبت به ايشان *
إنّ اللّه توّاب رحيم
از ارتباط «توّاب» با «رحيم»، مطلب بالا به دست مى آيد با توجه به اين كه گفته شده است: «رحيم» رحمت الهى در خصوص مؤمنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 10 - 6
6 - توبه و استغفار از كفر و گناه - هر چند بسيار و پيوسته باشد - مورد پذيرش خداوند است .
استغفروا ربّكم إنّه كان غفّارًا
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه قوم نوح، به مدت طولانى كافر و گناه پيشه بودند; اما نوح(ع) آنان را پيوسته به استغفار فرامى خواند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نصر - 110 - 3 - 16
16 - خداوند ، بسيار توبه پذير است .
إنّه كان توّابًا
از آن جهت به خداوند «توّاب» گفته مى شود كه توبه بندگان را فراوان و پياپى مى پذيرد. (مفردات)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 3 - 10
10 - عزت ، علم ، گناه آمرزى ، توبه پذيرى ، سخت عقوبت دادن ، صاحب فضل و عطا داشتن ، از اوصاف معبود حقيقى
غافر الذنب . .. لا إله إلاّ هو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 161 - 4
4 - توبه و پشيمانى از گناه ، پس از مرگ پذيرفته نخواهد شد و اثرى بر آن مترتب نخواهد بود .
إلا الذين تابوا . .. إن الذين كفروا و ماتوا و هم كفار أولئك عليهم لعنة اللّه
تقييد «كفروا» با جمله (و ماتوا و هم كفار) بيان پايان مهلت زمان پذيرش توبه است; يعنى، پس از مرگ پشيمانى سودبخش نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 160 - 11
11 - خداوند ، توبه كسانى را كه بار ها توبه خويش را شكسته اند ، خواهد پذيرفت .
و أنا التواب الرحيم
بيان توبه پذيرى خدا با صيغه مبالغه (توّاب = بسيار توبه پذير) اشاره به اين دارد كه: گناهان هر چند بزرگ باشند خداوند همه آنها را خواهد بخشيد و يا اشاره به اين است كه: شكستن توبه، مانع نمى شود كه توبه مجدد پذيرفته نشود. برداشت فوق ناظر به احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 37 - 10
10 - باور به توبه پذيرى و رحيميت خدا ، ترغيب كننده شخص گنهكار به توبه و طلب آمرزش از اوست .
فتاب عليه إنه هو التواب الرحيم
هدف از تأكيد بر توبه پذيرى خداوند - كه از حرف تأكيد «انّ» و ضمير فصل «هو» و به كارگيرى صيغه مبالغه «تواب» به دست مى آيد - ترغيب گنهكاران به توبه و طلب آمرزش از خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 160 - 10،11
10 - توبه پذيرى خداوند ، جلوه اى از رحمت اوست .
فأولئك أتوب عليهم و أنا التواب الرحيم
11 - خداوند ، توبه كسانى را كه بار ها توبه خويش را شكسته اند ، خواهد پذيرفت .
و أنا التواب الرحيم
بيان توبه پذيرى خدا با صيغه مبالغه (توّاب = بسيار توبه پذير) اشاره به اين دارد كه: گناهان هر چند بزرگ باشند خداوند همه آنها را خواهد بخشيد و يا اشاره به اين است كه: شكستن توبه، مانع نمى شود كه توبه مجدد پذيرفته نشود. برداشت فوق ناظر به احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 26 - 7،8،12
7 - خداوند ، خواهان بازگشت به بندگان خود ، با رحمت خويش
و يريد اللّه ليبيّن لكم . .. و يتوب عليكم
ظاهراً مراد از بازگشت خداوند به بندگان، افاضه رحمت و مغفرت بر آنان است.
8 - بيان احكام و معارف دين ، بازگشت خداوند به بندگان خويش است .
و يريد اللّه ليبيّن لكم . .. و يتوب عليكم
چنانچه عطف جمله «يتوب عليكم» بر «ليبيّن»، عطف تفسيرى باشد، بيانگر اين است كه بيان احكام از جانب خداوند، همان بازگشت او به بندگان است.
12 - بازگشت خداوند به بندگان خويش ، برخاسته از علم و حكمت اوست .
و يتوب عليكم و اللّه عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 27 - 1
1 - خداوند خواهان بازگشت بندگان خود با رحمت خويش
و اللّه يريد ان يتوب عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 64 - 17،20
17 - خداوند ، توّاب ( توبه پذير ) و رحيم ( مهربان ) است .
لوجدوا اللّه توّاباً رحيماً
20 - توبه و استغفار ، زمينه درك و احساس توّابيت و رحيميّت خداوند
فاستغفروا اللّه و استغفر لهم الرّسول لوجدوا اللّه توّاباً رحيماً
جمله «لوجدوا اللّه» به اين معناست كه آدمى پس از توبه خود، متوجّه مى شود كه خداوند گناهانش را آمرزيده و گويا در خود احساس سبك شدن از گناه را مى يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 22،26
22 - انابه و توبه داوود ( ع ) به درگاه خداوند ، پس از گمان خطا كردنش در داورى ميان برادران متخاصم
و أناب
26 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و ظنّ داود » أى علم و « أناب » أى تاب . . . ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خدا روايت شده [كه فرمود:] «و ظنّ داود»; يعنى، دانست و «أناب»; يعنى، توبه كرد. ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 7
7- لزوم توبه از گناه و داشتن صداقت در ايمان ، از تعاليم مشترك اديان آسمانى
فخلف من بعدهم . .. إلاّ من تاب و ءامن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 82 - 6
6 - لزوم توبه از گناه ، از تعاليم مشترك اديان آسمانى است .
و إنّى لغفّار لمن تاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 39 - 1،11،13
1 - پذيرش حتمى توبه سارق از جانب خداوند در صورت اصلاح خويش
فمن تاب . .. و اصلح فإنّ اللّه يتوب عليه
تأكيد بر پذيرش توبه با حرف «انّ»، حاكى از حتميت پذيرش توبه است.
11 - توبه و اصلاح ( خودسازى ) سارقان براى آمرزش و سقوط حد از ايشان ، مورد ترغيب خداوند
و السارق و السارقة . .. فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح فإنّ اللّه يتوب عليه
يادآورى توبه پس از بيان حد سرقت و وعده به عفو سارق، گشودن راهى است براى او تا به اين وسيله راه اصلاح در پيش گيرد و از حد رهايى يابد.
13 - سقوط حد سرقت ، در صورت توبه دزد قبل از اطلاع از سرقت وى و دستگيرى
فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح
از امام باقر يا امام صادق(ع) درباره دزدى كه پيش از اطلاع از سرقت وى و دستگيرى، توبه كند و اصلاح شود نقل شده: اذا صلح و عرف منه امر جميل لم يقم عليه الحد.
كافى، ج 7، ص 250، ح 1.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 275 - 12،14
12 - عاقبت كار رباخواران توبه كننده از عمل خويش ، به خداوند واگذار شده است .
فمن جاءه . .. فانتهى ... و امره الى اللّه
14 - خداوند ، پذيرنده توبه رباخواران ، از عمل ناپسند آنان
فمن جاءه موعظة من ربّه فانتهى فله ما سلف و امره الى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 279 - 6،7،11
6 - راه توبه براى رباخواران از كردار ناشايست خويش باز است .
و ان تبتم
7 - اصل سرمايه رباخوارانى كه از عمل ناپسند خويش توبه مى كنند ، متعلق به خود آنان است .
و ان تبتم فلكم رؤس اموالكم
11 - باز پس ندادن اصل سرمايه رباخوارانى كه توبه كردند ، ستمى بر آنان است .
فلكم رؤس اموالكم لا تَظلمون و لا تُظلمون
ولى اگر اصل سرمايه هم به شما باز پس داده نشود، مورد ستم واقع شده ايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 5 - 6
6 - تسليم در برابر خداوند ، ايمان به او ، فرمانبرى از او ، توبه ، عبادت و روزه دارى ، از اوصاف زنان شايسته در نگاه وحى
أزوجًا خيرًا منكنّ مسلمت مؤمنت قنتت تئبت عبدت سئحت
«قنوت» (مصدر «قانتات») به معناى اطاعت همراه با خضوع است (مفردات راغب). «سياحت» (ماده «سائحات») به معناى سير در زمين به منظور عبادت است. اهل لغت و مفسران گفته اند: از آن جا كه روزه داران، تمام روز را بدون غذا سپرى مى كنند، به آنان «سائح» مى گويند (برگرفته از لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 16 - 6
6 - زنان و مردان مرتكب فحشا ( زنا و لواط ) ، در صورت توبه و اصلاح نبايد كيفر داده شوند . *
فاذوهما فان تابا و اصلحا فاعرضوا عنهما
بنابر اينكه جمله «فان تابا . .. » عطف بر جمله اى محذوف باشد ; يعنى «فاذوهما ان لم يتوبا فان تابا و اصلحا فاعرضوا عنهما».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 70 - 1،4،5
1 - كسانى كه مرتكب گناه شرك ، آدم كشى و زنا شده اند ، در صورتى كه به توبه ، ايمان و عمل صالح روى آورند ، از عذاب و كيفر دوچندان و خوار كننده آن گناهان در امان خواهند بود .
و من يفعل ذلك . .. يضعف له العذاب ... إلاّ من تاب و ءامن و عمل عملاًصلحًا
جمله «إلاّ من تاب. ..» استثنا از عموم مستفاد از «من» در «من يفعل...» است.
4 - كسانى كه مرتكب گناه شرك ، آدم كشى و زنا شده اند ، در صورتى كه به توبه ، ايمان و عمل صالح روى آورند ، خداوند كردار بد آنان را از نامه عملشان محو كرده و به جاى آنها كردار نيك قرار مى دهد .
و من يفعل ذلك . .. يضعف له العذاب ... إلاّ من تاب ... فأُولئك يبدّل اللّه سيّئ
در اين كه مقصود از تبديل «سيئات» به «حسنات» چيست؟ ميان مفسران دو ديدگاه عمده وجود دارد: 1- تبديل خود اعمال بد به اعمال نيك; به گونه اى كه در پرونده اعمال مؤمنان به جاى «سيئه»، «حسنه» نوشته شود. 2- تبديل آثار و پيامدهاى «سيئات» - كه عقاب است - به آثار و پيامدهاى «حسنات» - كه ثواب است - . گفتنى است برداشت فوق مبتنى بر ديدگاه نخست است.
5 - كسانى كه مرتكب گناه شرك ، آدم كشى و زنا شده اند ، در صورتى كه به توبه ، ايمان و عمل صالح روى آورند ، خداوند آثار بدى هاى آنان ( عقاب ) را محو و به جاى آنها ، آثار خوبى ها ( ثواب ) قرار مى دهد .
و من يفعل ذلك . .. يضعف له العذاب ... إلاّ من تاب ... فأُولئك يبدّل اللّه سيّئ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 34 - 5
5 - توبه و انابه سليمان ( ع ) به درگاه خدا پس از آزمايش الهى
و لقد فتّنا سليمن . .. ثمّ أناب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 11 - 5
5 - توبه سوزانندگان مردان و زنان مؤمن ، به ايمان آوردن و انجام دادن اعمال صالح است .
ثمّ لم يتوبوا . .. إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم جنّ-ت
تقابل «اصحاب اخدود»، با «الذين آمنوا و عملوا الصالحات»، بيانگر اين است كه مراد از «لم يتوبوا» (در آيه قبل)، ترك توبه از كفر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 71 - 17،18
17 - بسيارى از بنى اسرائيل با شكستن توبه بينش بازيافته خويش را از دست داده و به اعمال ناروا گراييدند .
فعموا و صموا ثم تاب اللّه عليهم ثم عموا و صموا . .. و اللّه بصير بماتعملون
18 - توبه شكنى بسيارى از بنى اسرائيل
ثم تاب اللّه عليهم ثم عموا و صموا كثير منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 25 - 16
16- صالحان ، برخوردار از روحيه توبه اند .
إن تكونوا صلحين فإنه كان للأوّبين غفورًا
در جواب شرط به جاى گفتن «إنه كان للصالحين» آمده است: «إنه كان للأوّابين»; يعنى، «الأوّابين» به جاى «الصالحين» آمده و دربردارنده معناى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 112 - 7
7- صحابه پيامبر پيش از ايمانشان به آن حضرت ، مردمى مشرك بودند و با گرايش به توحيد از شرك توبه كردند .
و من تاب معك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 39 - 3،12
3 - اصلاح ، شرط پذيرش توبه ستمكار و بازگشت رحمت الهى به او
فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح فإنّ اللّه يتوب عليه
12 - خداوند ، ترغيب كننده ستمكاران و گنهكاران به توبه و اصلاح خويش ( خودسازى )
فمن تاب . .. فإنّ اللّه يتوب عليه إنّ اللّه غفور رحيم
توجه دادن ستمكاران به مغفرت، رحمت و توبه پذيرى خداوند مى تواند به منظور ترغيب آنان به توبه و اصلاح باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 92 - 8
8- عقوبت و سرزنش كسانى كه در حق آدمى ستم كرده اند پس از اعترافشان به گناه و توبه از آن ، به دور از شأن نيكوكاران است .
لاتثريب عليكم اليوم
«اليوم» ظرف و متعلق به «تثريب» است و مراد از آن زمانى است كه برادران يوسف به خطاى خويش اعتراف نموده و از گناه خود توبه كردند (و إن كنّا لخاطئين).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 7 - 3
3 - توبه كافران در قيامت پذيرفته نمى شود .
لاتعتذروا اليوم
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه اعتذار كافران، در حقيقت براى اظهار پشيمانى و توبه است كه پذيرفتنى نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 4
4- برخى از پيشينيان فاسد ، از ناديده گرفتن تعاليم پيامبران ، توبه كردند و با ايمانى راسخ به كار هاى شايسته روى آوردند .
خلف أضاعوا الصلوة . .. إلاّ من تاب و ءامن و عمل صلحًا
ماضى بودن فعل ها در هر دو آيه، به وقوع آن در زمان گذشته دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 27 - 2
2 - فرار از ميدان جنگ ، گناه بوده و نيازمند توبه و استغفار به درگاه خداست .
ثم وليتم مدبرين . .. ثم يتوب اللّه من بعد ذلك على من يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 90 - 6
6 - فرعون ، به هنگام غرق شدن در دريا ، از استكبار دست برداشت و با توبه ، اظهار ايمان و تسليم كرد .
حتى إذا أدركه الغرق قال ءامنت . .. و أنا من المسلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 93 - 7
7 - توبه كشتن مؤمن ، از روى خشم و غضب و يا به انگيزه هاى دنيايى ، قصاص است .
و من يقتل مؤمنا متعمّداً
امام صادق (ع) درباره توبه در قتل عمدى مؤمن از روى غضب يا به انگيزه هاى دنيايى فرمود: . .. و ان كان قتله لغضب او لسبب شىء من امر الدنيا فانّ توبته ان يقاد منه ... .
كافى، ج 7، ص 276، ح 2 ; نورالثقلين، ج 1، ص 533، ح 490.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 70 - 1،4،5
1 - كسانى كه مرتكب گناه شرك ، آدم كشى و زنا شده اند ، در صورتى كه به توبه ، ايمان و عمل صالح روى آورند ، از عذاب و كيفر دوچندان و خوار كننده آن گناهان در امان خواهند بود .
و من يفعل ذلك . .. يضعف له العذاب ... إلاّ من تاب و ءامن و عمل عملاًصلحًا
جمله «إلاّ من تاب. ..» استثنا از عموم مستفاد از «من» در «من يفعل...» است.
4 - كسانى كه مرتكب گناه شرك ، آدم كشى و زنا شده اند ، در صورتى كه به توبه ، ايمان و عمل صالح روى آورند ، خداوند كردار بد آنان را از نامه عملشان محو كرده و به جاى آنها كردار نيك قرار مى دهد .
و من يفعل ذلك . .. يضعف له العذاب ... إلاّ من تاب ... فأُولئك يبدّل اللّه سيّئ
در اين كه مقصود از تبديل «سيئات» به «حسنات» چيست؟ ميان مفسران دو ديدگاه عمده وجود دارد: 1- تبديل خود اعمال بد به اعمال نيك; به گونه اى كه در پرونده اعمال مؤمنان به جاى «سيئه»، «حسنه» نوشته شود. 2- تبديل آثار و پيامدهاى «سيئات» - كه عقاب است - به آثار و پيامدهاى «حسنات» - كه ثواب است - . گفتنى است برداشت فوق مبتنى بر ديدگاه نخست است.
5 - كسانى كه مرتكب گناه شرك ، آدم كشى و زنا شده اند ، در صورتى كه به توبه ، ايمان و عمل صالح روى آورند ، خداوند آثار بدى هاى آنان ( عقاب ) را محو و به جاى آنها ، آثار خوبى ها ( ثواب ) قرار مى دهد .
و من يفعل ذلك . .. يضعف له العذاب ... إلاّ من تاب ... فأُولئك يبدّل اللّه سيّئ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 5 - 9
9 - « فى مجمع البيان [ أحد القولين فى هذه الآية ] ان الإستثناء يرجع إلى الأمرين فإذا تاب قبلت شهادته حدّ أو لم يحد و قول أبى جعفر ( ع ) و أبى عبداللّه ( ع ) ;
در مجمع البيان آمد است كه [يكى از دو قول در آيه ياد شده] اين است كه استثنا به هر دو امر بازمى گردد. پس هرگاه قذف كننده توبه كند، شهادت او قبول مى شود; چه حد بر او جارى شده باشد و چه نشده باشد ... و ان قول امام باقر و امام صادق - عليهماالسلام - است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 65 - 3
3 - امكان مؤثر بودن توبه و بهرهورى از نصرت خدا تا قبل از فرا رسيدن عذاب اخروى
لاتجئروا اليوم إنّكم منّا لاتنصرون
قيد «اليوم» بيانگر اين است كه اگر كافران، پيش از فرا رسيدن روز عذاب، توبه مى كردند امكان داشت خداوند آنان را بپذيرد و از نصرت خود بهره مند سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 54 - 7،11
7 - توصيه خداوند به توبه و تسليم شدن پيش از دچار كشتن به پيامد هاى هلاكت بار گناهان ( عذاب )
و أنيبوا إلى ربّكم و أسلموا له من قبل أن يأتيكم العذاب
مقصود از «عذاب» در اين آيه، هم مى تواند عذاب دنيوى (عذاب استيصال) باشد و هم عذاب اخروى.
11 - توبه ، تنها پيش از آمدن عذاب الهى پذيرفتنى است و رهايى از عذاب پس از نزول آن - حتى با توبه و تسليم - ممكن نيست .
و أنيبوا إلى ربّكم و أسلموا له من قبل أن يأتيكم العذاب ثمّ لاتنصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 14 - 12
12 - بازگشت از مواضع منافقانه به ايمان و عمل خالصانه ، پيش از فرا رسيدن مرگ ، مورد قبول خداوند و جبران كننده گناه دورويى و نفاق
و لكنّكم فتنتم أنفسكم . .. حتّى جاء أمر اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 18 - 3،8
3 - عدم پذيرش توبه ( ايمان ) كافر ، در آستانه مرگ
و ليست التّوبة للّذين . .. و لا الّذين يموتون و هُم كفّار
در برداشت فوق «يموتون»، به قرينه «حتّى اذا حضر»، به معناى اشراف بر مرگ گرفته شده است.
8 - توبه گناهكاران و ايمان آوردن كافران تا قبل از يقين به مرگ ، پذيرفته است .
انّما التّوبة على اللّه للّذين يعملون السّوء بجهالة ثم يتوبون من قريب . .. و ليس
مفهوم جمله «حتّى اذا حضر» در برداشت فوق، بيان و توضيح «من قريب» گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 74 - 6
6 - گستردگى رحمت و آمرزش خداوند ، زمينه پذيرش توبه و استغفار كافران و مشركان
افلا يتوبون . .. و اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 27 - 3
3 - اعلام خداوند به باز بودن راه توبه براى كافران باقى مانده از جنگ حنين
و ذلك جزاء الكفرين. ثم يتوب اللّه من بعد ذلك على من يشاء
برداشت فوق بر اين اساس است كه «من» در «على من يشاء» نظر به كافران مذكور در آيه قبل نيز داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 72 - 5
5 - باز بودن راه توبه براى كافران و امكان تغيير سرنوشت آنان و رفع عذاب از آنها
قل عسى أن يكون ردف لكم بعض الذى تستعجلون
واژه «عسى» - كه براى ترجى و به معناى شايد است - مى رساند كه عذاب تقدير شده، قضاى حتمى الهى نيست و امكان دارد كه در نتيجه تحول فكرى و عملى (ايمان) كافران، اين برنامه تغيير كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 18 - 9
9- وقوع ناگهانى قيامت ، مجال هر گونه بازنگرى و توبه را براى كافران لجوج از ميان مى برد .
فقد جاء أشراطها فأنّى لهم إذا جاءتهم ذكريهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 14 - 10
10 - نويد خداوند به باز بودن راه توبه و بازگشت براى انسان ها ، حتى كافران
فإنّا أعتدنا للكفرين سعيرًا . .. و كان اللّه غفورًا رحيمًا
بيان غفران و رحمت الهى - در پى تهديد شدن كافران به شعله هاى برافروخته - مى رساند كه خداوند، راه توبه را به آنان نشان داده و ايشان را به بازگشت تشويق كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 160 - 1،3،8
1 - كتمان كنندگان حقايق دينى در صورت توبه ، از لعنت خدا نجات يافته و از رحمت او برخوردار خواهند شد .
أولئك يلعنهم اللّه . .. إلا الذين تابوا
3 - اصلاح مفاسدى كه بر اثر كتمان حقايق دين پديدار شده و نيز بيان آن حقايق ، از شرايط پذيرش توبه كتمان كنندگان است .
إلا الذين تابوا و أصلحوا و بينوا فأولئك أتوب عليهم
8 - نبايد كتمان كنندگان حقايق دينى را در صورتى كه توبه كنند و گذشته را جبران نمايند ، نفرين كرده و خواهان دورى آنان از رحمت خدا شد .
و يلعنهم اللعنون. إلا الذين تابوا و أصلحوا و بينوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 89 - 6
6 - باز گذاشتن راه توبه و اصلاح براى منحرفان ، روشى براى هدايت آنان
و اللّه لا يهدى القوم الظالمين . .. الا الذين تابوا من بعد ذلك و اصلحوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 16 - 12
12 - سقوط كيفر و پذيرش توبه گناهكاران و مرتكبين فحشا از سوى خداوند ، جلوه توبه پذيرى و رحمت او
و الّذان يأتيانها منكم . .. اِنّ اللّه كان توّاباً رحيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 17 - 1،2،5،9
1 - وعده الهى به پذيرش توبه گنهكاران
انّما التّوبة على اللّه للّذين يعملون السّوء بجهالة ثمّ يتوبون
2 - پذيرش حتمى توبه ، مشروط به تأخير نينداختن آن از سوى گنهكاران است .
انّما التّوبة على اللّه للّذين يعملون السّوء بجهالة ثمّ يتوبون من قريب فاولئك يت
5 - تشويق گناهكاران به توبه و تأخير نينداختن آن
انّما التّوبة على اللّه للّذين يعملون السّوء بجهالة ثمّ يتوبون من قريب
خداوند با اعلام پذيرش حتمى توبه به شرط تأخير نينداختن آن، گنهكاران را به چنين توبه اى تشويق كرده است.
9 - علم و حكمت الهى ، اساس پذيرش توبه گنهكاران
انّما التّوبة على اللّه . .. و كان اللّه عليماً حكيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 18 - 8
8 - توبه گناهكاران و ايمان آوردن كافران تا قبل از يقين به مرگ ، پذيرفته است .
انّما التّوبة على اللّه للّذين يعملون السّوء بجهالة ثم يتوبون من قريب . .. و ليس
مفهوم جمله «حتّى اذا حضر» در برداشت فوق، بيان و توضيح «من قريب» گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 64 - 15،23
15 - راه بازگشت و توبه براى خطاكاران و حتى منافقان ، باز و گشوده است .
و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاؤك . .. لوجدوا اللّه توّاباً رحيماً
23 - پذيرش توبه خطاكاران ، بايد همراه مهر و محبّت به آنان باشد .
و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم . .. لوجدوا اللّه توّاباً رحيماً
توصيف خداوند به «رحيماً»، پس از «تواباً»، مى رساند كه انسان نبايد آنگاه كه فردى را پذيرفت و از خطايش درگذشت، مهر و لطف خويش را از او دريغ دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 163 - 7
7 - رحمانيت و رحيميت خداوند ، ضامن پذيرش توبه گناهكاران است . *
لا إله إلا هو هو الرحمن الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 39 - 12
12 - خداوند ، ترغيب كننده ستمكاران و گنهكاران به توبه و اصلاح خويش ( خودسازى )
فمن تاب . .. فإنّ اللّه يتوب عليه إنّ اللّه غفور رحيم
توجه دادن ستمكاران به مغفرت، رحمت و توبه پذيرى خداوند مى تواند به منظور ترغيب آنان به توبه و اصلاح باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 82 - 5
5 - راه توبه و بازگشت به سوى خداوند ، براى گنه كاران و غضب شدگان باز است .
يحلل غضبى . .. و إنّى لغفّار لمن تاب
تأكيد بر مغفرت گسترده خداوند در پى وعيد به طغيان گران، به جهت بيان باز بودن راه توبه و اميدوار ساختن گنه گاران به مغفرت الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 54 - 7،20
7 - كشتن يكديگر ، توبه تعيين شده اى براى گوساله پرستان بنى اسرائيل
فتوبوا إلى بارئكم فاقتلوا أنفسكم
حرف «فاء» در «فاقتلوا» تفسيريه است; يعنى، بيانگر اين است كه جمله «أقتلوا أنفسكم» تفسير و توضيح جمله قبل (توبوا . ..) مى باشد. در معناى جمله «فاقتلوا أنفسكم» دو نظر ايراد شده است. 1- فاقتلوا بعضكم بعضاً (يكديگر را بكشيد); 2- هر كسى خود را بكشد.
20 - پذيرش توبه گوساله پرستان بنى اسرائيل ، از نعمت هاى خداوند به آنان
و إذ قال موسى . .. فتاب عليكم
آيه هاى اين بخش از سوره چنانچه از مطلع آن (يا بنى اسرائيل اذكروا نعمتى . ..) به دست مى آيد، در صدد بيان نعمتهايى است كه خداوند به بنى اسرائيل ارزانى داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 153 - 12
12 - گذشت از گناه گوساله پرستان تائب و ناديده انگاشتن خطاى آنان پس از بازگشت به توحيد و پرستش خداى يكتا ، توصيه خداوند به موسى ( ع ) *
إن ربك من بعدها لغفور رحيم
برداشت فوق با توجه به دومين احتمالى است كه در توجيه خطاب به موسى(ع) ذكر شد. يعنى «ربك» اشاره به اين معنا باشد كه اى موسى تو نيز متخلق به اخلاق الهى باش و از خطاها و لغزشها درگذر.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 66 - 13
13 - سعادت متخلفان از فرمان خدا و رسول و ثبات آنان در ايمان ، در گرو حضورشان نزد پيامبر (صلی الله علیه و آله) و درخواست وساطت آن حضرت براى غفران الهى
و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم . .. و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به لكان خيراً لهم و ا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 16 - 3
3 - خداوند ، باز گذارنده راه توبه و آزمون عملى ، براى اعراب متخلّف از سفر حديبيه
قل للمخلّفين من الأعراب ستدعون إلى قوم أولى بأس شديد
از جمله «فإن تطيعوا» - كه در ذيل آيه آمده است - استفاده مى شود كه دعوت متخلفان براى جنگ، در حقيقت ايجاد فرصتى
براى بازگشت آنان به سوى خدا و اطاعت از رسول او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 103 - 21
21 - تأييد خداوند نسبت به واقعى بودن توبه تائبان متخلف از جنگ تبوك *
خذ من أمولهم . .. و صل عليهم ... و اللّه سميع عليم
برداشت فوق بر اين اساس است كه آيه را با توجه به شأن نزول معنا كنيم كه مورد آن توبه متخلفان از جنگ تبوك است. از اين رو احتمال مى رود صفت «عليم» به اين نكته اشاره داشته باشد كه خداوند صداقت آنان را در توبه دانسته و بر اساس آن فرمان به اخذ زكات و دعا داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 135 - 1
1 - ياد خدا و طلب آمرزش ( توبه ) شيوه پارسايان ، در صورت ارتكاب كارى ناشايست ( زنا يا مطلق گناه كبيره ) و يا ستم بر خويش
اعدّت للمتّقين . .. و الّذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا انفسهم ذكروا اللّه فاستغفر
برخى گفته اند مراد از «فاحشة»، زنا و مقصود از ظلم در اين آيه، ساير گناهان - چه صغيره و چه كبيره - است. برخى ديگر گفته اند كه مراد از «فاحشة»، گناهان كبيره و مقصود از ظلم، گناهان صغيره است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 20 - 1
1 - عبادت خالصانه خدا ، اجتناب از عبادت طاغوت ، توبه ، پيروى از بهترين سخن و خردورزى ، از اوصاف تقواپيشگان
و الذين اجتنبوا الطغوت أن يعبدوها و أنابوا إلى اللّه . .. الذين يستمعون القول .
«الذين اتّقوا ربّهم» بيان تفصيلى براى آن دسته از افراد مؤمنى است كه در آيات قبل توصيف شده اند; يعنى، «الذين اجتنبوا الطاغوت. .. الذين يستمعون القول...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 112 - 2
2 - توبه ، عبادت ، حمد ، تلاش در راه بندگى ، ركوع ، سجود ، امر به معروف و نهى از منكر و حفظ حدود الهى ، از صفات مجاهدان راه خدا
إن اللّه اشترى من المؤمنين . .. التّئبون ... و الحفظون لحدود اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 34 - 8
8 - معافيت قانونى مجرمان از كيفر هاى دنيوى ، در موارد كارايى توبه ، در گرو توبه ايشان پيش از دستگيرى است .
الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم
جمله «تابوا من قبل ان تقدروا عليهم» مى تواند اشاره به ملاك ثمربخشى توبه در كيفرهاى اجتماعى داشته باشد. يعنى بايد احراز شود كه قصد توبه كننده از اظهار پشيمانى، فرار از مجازات نيست، كه نشانه آن توبه، اظهار ندامت قبل از دستگيرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 34 - 1،2،3،7
1 - سقوط حدود چهارگانه ( قتل ، به دار آويختن ، قطع دست و پا و تبعيد ) از محاربان و فسادانگيزانى كه پيش از دستگيرى توبه كنند .
انما جزؤا الذين يحاربون . .. الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم
2 - محاربان مفسد در صورتى كه پيش از دستگيرى توبه كنند ، به عذاب آخرت گرفتار نخواهند شد .
و لهم فى الاخرة عذاب عظيم. الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم
3 - توبه و اظهار پشيمانى تبهكاران محارب پس از به چنگ افتادن ، فاقد ارزش و اعتبار براى سقوط حد و رهايى از عذاب دوزخ
انما جزؤا الذين . .. الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم
7 - راه توبه براى همه بندگان ، حتى محاربان و مفسدان ، باز است .
الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 18 - 1،2،3
1 - توبه از گناهان ، به هنگام فرارسيدن مرگ ، پذيرفته نخواهد شد .
و ليست التّوبة للذين يعملون السّيّئات حتّى اذا حضر احدهم الموت
2 - اصرار بر گناه تا لحظه فرارسيدن مرگ ، مانع پذيرش توبه
و ليست التّوبة للذين يعملون السّيّئات حتّى اذا حضر احدهم الموت
جمع آوردن «السيّئات» و نيز بكارگيرى فعل مضارع «يعملون»، دلالت بر استمرار گناه و اصرار بر آن دارد.
3 - عدم پذيرش توبه ( ايمان ) كافر ، در آستانه مرگ
و ليست التّوبة للّذين . .. و لا الّذين يموتون و هُم كفّار
در برداشت فوق «يموتون»، به قرينه «حتّى اذا حضر»، به معناى اشراف بر مرگ گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 217 - 28
28 - امكان قبولى توبه مُرتدّ ، در پيشگاه خداوند
و من يرتدد منكم عن دينه فيمت و هو كافر فاولئك حبطت اعمالهم
جمله «و هو كافر»، حَبط عمل را منحصر به موردى مى كند كه شخص مُرتدّ در حال كفر بميرد; نه آنگاه كه توبه كند. بنابراين توبه مرتدّ نمى تواند بى اثر باشد و مورد قبول واقع نشود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 89 - 1،3،5،8
1 - مرتدانِ تائب ، مورد پذيرش و توجه خداوند ، ملائكه و مردم
كفروا بعد ايمانهم . .. انّ عليهم لعنة اللّه و الملئكة و الناس ... الاّ الذين تاب
3 - همراهى توبه مرتدّان با اصلاح ( جبران گذشته ) ، شرط آمرزش گناهشان
الاّ الذين تابوا . .. و اصلحوا فانّ اللّه غفور رحيم
5 - دعوت از اهل كتاب و مرتدان به توبه و گرايش به اسلام و بازگشت از انحراف
قوماً كفروا . .. الاّ الذين تابوا
بنابراينكه مراد از «قوماً كفروا . .. »، اهل كتاب نيز باشد كه به حقانيّت پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) كفر ورزيدند.
8 - غفران و رحمت الهى ، دليل پذيرش توبه مرتدّ و آمرزش گناه او
الا الذين تابوا . .. فان اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 90 - 1،3،4
1 - ازدياد كفر مرتدّ ( اصرار بر كفر ) ، موجب محروميّت او از پذيرش توبه
انّ الذين كفروا من بعد ايمانهم ثمّ ازدادوا كفراً لن تقبل توبتهم
3 - مرتدانى كه پس از توبه به كفر بازگردند ، توبه مجدّدشان پذيرفته نخواهد شد . *
الا الذين تابوا . .. ان الذين كفروا ... لن تقبل توبتهم
به نظر مى رسد منظور از «ان الذين» پس از «الا الذين تابوا»، آن گروه مرتدانى باشند كه توبه كردند و مجدّداً كافر شدند.
4 - مرتدانى كه بر كفر اصرار ورزند ، هرگز موفق به توبه نخواهند شد . *
انّ الذين كفروا . .. لن تقبل توبتهم
بنابراينكه جمله «لن تقبل»، كنايه از عدم توبه آنها باشد; يعنى توبه نخواهند كرد تا پذيرفته شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 128 - 7،8،9
7 - توبه مشركان و پذيرش آن از سوى خداوند و يا عذاب و مجازات آنان ، هدفى براى نصرت الهى به رزمندگان بدر
ولقد نصركم اللّه ببدر . .. ليقطع طرفاً ... او يتوب عليهم
جمله «يتوب عليهم» و نيز «يعذّبهم»، عطف است بر «يقطع طرفاً»; و اين جمله متعلق به «نصركم اللّه ببدر» است. و لذا عذاب مشركان و پذيرش توبه آنان نيز از اهداف پيروزى جنگ بدر خواهد بود.
8 - كيفر و مجازات و يا پذيرش توبه مشركان ، در اختيار خداوند است ، نه پيامبر (صلی الله علیه و آله)
ليس لك من الامر شىء او يتوب عليهم او يعذّبهم
پذيرش توبه و عذاب مشركان، مى تواند از مصاديق جمله «ليس لك من الامر شىء» باشد.
9 - باز بودن راه توبه ، حتّى براى مشركان محارب
او يتوب عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 74 - 6
6 - گستردگى رحمت و آمرزش خداوند ، زمينه پذيرش توبه و استغفار كافران و مشركان
افلا يتوبون . .. و اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 5 - 21
21 - « عن ابى جعفر ( ع ) فى قول اللّه عز وجل : « . . . فإن تابوا . . . » يعنى آمنوا . . . ;
از امام باقر (ع) روايت شده است: مراد از توبه مشركان در آيه شريفه، اين است كه ايمان بياورند . ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 15 - 3
3 - تذكر خداوند به باز بودن راه بازگشت به اسلام ، براى مشركان پيمان شكن
ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم . .. و يتوب اللّه على من يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 70 - 1،4،5
1 - كسانى كه مرتكب گناه شرك ، آدم كشى و زنا شده اند ، در صورتى كه به توبه ، ايمان و عمل صالح روى آورند ، از عذاب و كيفر دوچندان و خوار كننده آن گناهان در امان خواهند بود .
و من يفعل ذلك . .. يضعف له العذاب ... إلاّ من تاب و ءامن و عمل عملاًصلحًا
جمله «إلاّ من تاب. ..» استثنا از عموم مستفاد از «من» در «من يفعل...» است.
4 - كسانى كه مرتكب گناه شرك ، آدم كشى و زنا شده اند ، در صورتى كه به توبه ، ايمان و عمل صالح روى آورند ، خداوند كردار بد آنان را از نامه عملشان محو كرده و به جاى آنها كردار نيك قرار مى دهد .
و من يفعل ذلك . .. يضعف له العذاب ... إلاّ من تاب ... فأُولئك يبدّل اللّه سيّئ
در اين كه مقصود از تبديل «سيئات» به «حسنات» چيست؟ ميان مفسران دو ديدگاه عمده وجود دارد: 1- تبديل خود اعمال بد به اعمال نيك; به گونه اى كه در پرونده اعمال مؤمنان به جاى «سيئه»، «حسنه» نوشته شود. 2- تبديل آثار و پيامدهاى «سيئات» - كه عقاب است - به آثار و پيامدهاى «حسنات» - كه ثواب است - . گفتنى است برداشت فوق مبتنى بر ديدگاه نخست است.
5 - كسانى كه مرتكب گناه شرك ، آدم كشى و زنا شده اند ، در صورتى كه به توبه ، ايمان و عمل صالح روى آورند ، خداوند آثار بدى هاى آنان ( عقاب ) را محو و به جاى آنها ، آثار خوبى ها ( ثواب ) قرار مى دهد .
و من يفعل ذلك . .. يضعف له العذاب ... إلاّ من تاب ... فأُولئك يبدّل اللّه سيّئ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 28 - 7
7 - استمرار كلمه « توحيد » در نسل ابراهيم ( ع ) و در پهنه قرن ها ، تدبيرى خداوندى و به منظور بازگشت مشركان هر نسل به توحيد
و جعلها كلمة باقية فى عقبه لعلّهم يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 82 - 5
5 - راه توبه و بازگشت به سوى خداوند ، براى گنه كاران و غضب شدگان باز است .
يحلل غضبى . .. و إنّى لغفّار لمن تاب
تأكيد بر مغفرت گسترده خداوند در پى وعيد به طغيان گران، به جهت بيان باز بودن راه توبه و اميدوار ساختن گنه گاران به مغفرت الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 34 - 1،2،7
1 - سقوط حدود چهارگانه ( قتل ، به دار آويختن ، قطع دست و پا و تبعيد ) از محاربان و فسادانگيزانى كه پيش از دستگيرى توبه كنند .
انما جزؤا الذين يحاربون . .. الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم
2 - محاربان مفسد در صورتى كه پيش از دستگيرى توبه كنند ، به عذاب آخرت گرفتار نخواهند شد .
و لهم فى الاخرة عذاب عظيم. الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم
7 - راه توبه براى همه بندگان ، حتى محاربان و مفسدان ، باز است .
الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 64 - 15،18
15 - راه بازگشت و توبه براى خطاكاران و حتى منافقان ، باز و گشوده است .
و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاؤك . .. لوجدوا اللّه توّاباً رحيماً
18 - اميد پذيرش توبه و نزول رحمت الهى براى همگان ، حتّى منافقان
رايت المنافقين يصدّون . .. فاستغفروا اللّه و استغفر لهم الرّسول لوجدوا اللّه توّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 146 - 1،2،3،4،10
1 - منافقان در صورت توبه ، اصلاح گذشته ، تمسك به خدا و اطاعت خالصانه ، به آتش دوزخ گرفتار نخواهند شد .
إنّ المنفقين . .. الا الذين تابوا و أصلحوا و اعتصموا باللّه و أخلصوا دينهم
2 - منافقان در صورت توبه ، اصلاح گذشته ، تمسك به خدا و اطاعت خالصانه از او ، در زمره مؤمنان واقعى قرار مى گيرند .
الا الذين تابوا . .. فأولئك مع المؤمنين
3 - باز بودن راه توبه و بازگشت ، حتى براى منافقان
الا الذين تابوا و أصلحوا و اعتصموا باللّه
4 - اصلاح و جبران گذشته ، پيروى از فرامين الهى و پرهيز از ريا ، شرط پذيرش و ثمربخش بودن توبه منافقان
الا الذين تابوا و أصلحوا و اعتصموا باللّه و أخلصوا دينهم اللّه
چنانچه جمله هاى «اصلحوا» و «اعتصموا» و «اخلصوا»، بيانگر شرايط قبولى توبه منافقان باشد، مراد از «اعتصموا» - با توجه به صفات شمرده شده براى آنان - پيروى از اوامر خداوند و مراد از «اخلصوا» پرهيز از ريا كه از ويژگيهاى منافقين شمرده شده است،
مى باشد.
10 - منافقان تائب ، بهره مند از پاداش بزرگ خدا خواهند بود .
فأولئك مع المؤمنين و سوف يؤت اللّه المؤمنين أجراً عظيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 74 - 18
18 - باز بودن راه توبه و بازگشت حتى براى منافقان توطئه گر
فإن يتوبوا يك خيراً لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 24 - 5،7
5 - براى توبه منافقان ، راه باز است .
و يعذّب المنفقين . .. أو يتوب عليهم
7 - توبه كردن منافقان ، بستگى به اراده خداوند دارد .
أو يتوب عليهم
احتمال دارد كه مراد از «توبه خدا بر آنان»، توفيق توبه باشد و احتمال دارد كه مراد پذيرش توبه باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 143 - 22
22 - موسى ( ع ) با مشاهده اثر تجلى خدا ( انهدام كوه ) تقاضاى رؤيت خداوند را ناروا دانست و به درگاه الهى توبه كرد .
فلما أفاق قال سبحنك تبت إليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 156 - 3،4
3 - موسى ( ع ) خود و همراهانش را مردمى بازگشته به سوى خدا و توبه كار به درگاه او دانست .
إنا هدنا إليك
«هَوْد» (مصدر هدنا) به معناى بازگشتن و توبه كردن است.
4 - موسى ( ع ) به دليل بازگشت خود و همراهانش به سوى خدا ، همگان را شايسته برخوردار شدن از حيات نيكوى دنيا و سعادت آخرت دانست .
و اكتب لنا فى هذه الدنيا حسنة و فى الاخرة إنا هدنا إليك
جمله «إنا هدنا إليك» تعليل براى «و اكتب لنا . .. » است. يعنى چون به سوى تو بازگشتيم، اين تقاضا و انتظار - كه زمينه و
مقدمه آن را فراهم كرده ايم - گزاف نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 102 - 11
11 - راوى گويد امام باقر ( ع ) فرمود : « الذين خلطوا عملا صالحاً و آخر سيّئاً » : فأولئك قوم مؤمنون يحدثون فى ايمانهم من الذّنوب التى يعيب ها المؤمنون و يكرهون ها فأولئك عسى اللّه أن يتوب عليهم ;
«آنان كه عمل خوب و بد را در هم آميختند» گروهى از مؤمنانند كه در عين داشتن ايمان، مرتكب بعضى گناهان مى شوند كه مؤمنان آنها را عيب مى دانند و ناخوش دارند اينانند كه اميد مى رود خداوند توبه آنان را بپذيرد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 17 - 4
4 - توبه و بازگشت به خدا ، از اوصاف مؤمنان و بندگان خالص خداوند است .
و أنابوا إلى اللّه
«إنابة» (مصدر «أنابوا») به معناى رجوع است و «أنابوا إلى اللّه»; يعنى، بازگشت به خدا با توبه و اخلاص (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 16 - 3
3- احسان به والدين ، شكر ، صلاح جويى ، توبه و تسليم ، از جمله برترين اعمال مؤمنان
و وصّينا الإنسن بولديه إحسنًا . .. نتقبّل عنهم أحسن ما عملوا
ارتباط اين آيه با آيه پيشين، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 8 - 1،2،4
1 - توصيه خداوند به مؤمنان ، مبنى بر توبه خالص و صادقانه ( توبه نصوح ) به درگاه الهى
يأيّها الذين ءامنوا توبوا إلى اللّه توبة نصوحًا
«نصوح» (از ماده «نُصح» در مقابل «غش»)، صيغه مبالغه و به معناى خلوص و صدق است. بنابراين توبه نصوح; يعنى، توبه خالصانه و صادقانه.
2 - مؤمنان ، هرگز از خطا و گناه مصون نبوده و نيازمند به توبه خالصانه به درگاه الهى اند .
يأيّها الذين ءامنوا توبوا إلى اللّه توبة نصوحًا عسى ربّكم أن يكفّر عنكم سيّئاتك
4 - خالصانه و صادقانه بودن توبه ، شرط پذيرش آن از سوى خداوند است .
توبوا إلى اللّه توبة نصوحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 89 - 3،5
3 - همراهى توبه مرتدّان با اصلاح ( جبران گذشته ) ، شرط آمرزش گناهشان
الاّ الذين تابوا . .. و اصلحوا فانّ اللّه غفور رحيم
5 - دعوت از اهل كتاب و مرتدان به توبه و گرايش به اسلام و بازگشت از انحراف
قوماً كفروا . .. الاّ الذين تابوا
بنابراينكه مراد از «قوماً كفروا . .. »، اهل كتاب نيز باشد كه به حقانيّت پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) كفر ورزيدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 118 - 15
15 - توبه انسان به درگاه الهى ، محفوف به دو رحمت از سوى خداوند
ثم تاب عليهم ليتوبوا إن اللّه هو التواب
توبه خداوند بر خطاكاران، (لطف و رحمت خدا به آنان) زمينه آن شد كه آنان به سوى خدا توبه كنند و سپس خداوند هم رحمت خويش را بر آنان نازل كرده و خطايشان را ببخشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 51 - 4
4 - توبه و اظهار ايمان ، به هنگام وقوع عذاب استيصال ، سودى نداشته و مورد قبول خداوند نيست .
أثم إذا ما وقع ءامنتم به ءالئن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 84 - 2
2 - اقوام قدرتمند محكوم شده به عذاب استيصال ، هنگام مشاهده آثار فرود آن ، توبه كنان به خداى يكتا ايمان آورده و به انكار
معبود هاى ادعايى خويش مى پرداختند .
فلمّا رأوا بأسنا قالوا ءامنّا باللّه وحده و كفرنا بما كنّا به مشركين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 85 - 2
2 - توبه و بازگشت از گناه شرك و كفر ، هنگام مشاهده آثار فرود عذاب الهى در دنيا ، بى اثر بوده و نجات بخش نيست .
فلمّا رأوا بأسنا قالوا ءامنّا باللّه وحده . .. فلم يك ينفعهم إيمنهم لمّا رأوا ب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 85 - 1
1 - ايمان به خداوند يكتا و توبه و بازگشت از شرك ، از سوى مشركان و كافران محكوم به عذاب استيصال به وقت نزول آن ، مورد پذيرش خداوند قرار نگرفت .
فلمّا رأوا بأسنا قالوا ءامنّا باللّه وحده . .. فلم يك ينفعهم إيمنهم لمّا رأوا ب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 91 - 2،7
2 - توبه فرعون در لحظه مرگ ، مورد پذيرش خداوند واقع نشد .
حتى إذا أدركه الغرق قال ءامنت . .. ءالئن و قد عصيت قبل
7 - عصيان و فسادانگيزى مستمر تا لحظه مرگ ، مانع پذيرش توبه از سوى خداوند است .
ءالئن و قد عصيت قبل و كنت من المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 37 - 2
2 - خداوند كلمات پر ارزشى را به آدم ( ع ) تلقين كرد تا با توسل به آنها ، در پيشگاه خداوند توبه كند .
فتلقى ءادم من ربه كلمت
«تلقى» (مصدر تلقى) به معناى: گرفتن و دريافت كردن است و معناى جمله «فتلقى . ..» چنين مى شود: آدم(ع) از جانب
خداوند كلماتى را دريافت كرد. نكره آوردن «كلمات» دلالت بر عظمت و ارجمندى آن كلمات دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 61 - 20
20- طلب بخشايش گناهان از خدا ، حركت به سوى او و استغفار از شرك ، توصيه ها و پيام هاى صالح ( ع ) به قوم ثمود
قال يقوم . .. فاستغفروه ثم توبوا إليه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 67 - 1
1 - توبه از كفر و شرك و گرايش به ايمان ، توصيه خداوند به مشركان
فأمّا من تاب و ءامن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 54 - 7
7 - توصيه خداوند به توبه و تسليم شدن پيش از دچار كشتن به پيامد هاى هلاكت بار گناهان ( عذاب )
و أنيبوا إلى ربّكم و أسلموا له من قبل أن يأتيكم العذاب
مقصود از «عذاب» در اين آيه، هم مى تواند عذاب دنيوى (عذاب استيصال) باشد و هم عذاب اخروى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 4 - 1
1 - توصيه خداوند به دو همسر خطاكار پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( حفصه و عايشه ) ، به توبه و دست برداشتن از خطاكارى
إن تتوبا إلى اللّه
جواب شرط «إن تتوبا إلى اللّه»، محذوف و تقدير آن چنين است: «فهو خير لكما». اين جمله در حقيقت، تشويق و توصيه به توبه و تكرار نكردن اشتباهات گذشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 4 - 1
1 - توصيه خداوند به دو همسر خطاكار پيامبر (صلی الله علیه و آله) ( حفصه و عايشه ) ، به توبه و دست برداشتن از خطاكارى
إن تتوبا إلى اللّه
جواب شرط «إن تتوبا إلى اللّه»، محذوف و تقدير آن چنين است: «فهو خير لكما». اين جمله در حقيقت، تشويق و توصيه به توبه و تكرار نكردن اشتباهات گذشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 24 - 12
12 - توفيق دادن خداوند به منافقان ، براى توبه ، از آمرزگارى و رحمت او است .
المنفقين . .. أو يتوب عليهم إنّ اللّه كان غفورًا رحيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 65 - 7
7- « عن أبى عبدالله ( ع ) ( فى حديث قوم صالح ) . . . قالوا : اعقروا هذه الناقة . . . ثم قالوا : من الذى يلى قتلها و نجعل له جعلاً ما أحب ، فجائهم رجل . . . شقى من الأشقياء . . . فجعلوا له جعلاً . . . فقعد لها فى طريقها فضربها بالسيف ضربة فلم تعمل شيئاً فضربها ضربة اُخرى فقتلها . . . و أقبل قوم صالح فلم يبق أحد منهم إلاّ شركه فى ضربته . . . فأوحى الله تبارك و تعالى إلى صالح ( ع ) . . . قل لهم : إنى مرسل عليكم عذابى إلى ثلاثة أيام فإنهم تابوا و رجعوا قبلت توبتهم و صددت عنهم . . . فأتاهم صالح ( ع ) فقال لهم : . . . يا قوم إنكم تصبحون غداً و وجوهكم مصفرّة واليوم الثانى وجوهكم محمرّة واليوم الثالث وجوهكم مسودّة . . . ;
از امام صادق(ع) [در داستان قوم صالح] روايت شده كه [قوم او]گفتند: اين شتر را از پاى درآوريد . .. سپس گفتند: چه كسى داوطلب كشتن آن مى شود ما براى او دستمزدى كه دلخواهش باشد قرار مى دهيم. پس مردى كه از اشقيا بود، نزد آنان آمد ... و دستمزدى براى او قرار دادند. پس آن مرد در راه شتر كمين كرد و ضربتى بر آن وارد كرد كه كارساز نبود و با ضربتى ديگر او را كشت ... و قوم صالح آمدند و تمامى آنها [با پرداخت اجرت] در ضربه اى كه آن مرد زده بود، خود را سهيم كردند ... پس خدا به صالح وحى كرد كه به آنان بگو من تا سه روز عذاب خود را بر شما خواهم فرستاد. پس اگر [در اين سه روز] آنان توبه كردند و برگشتند، توبه آنها را مى پذيرم و از [عذاب ]آنان منصرف مى شوم ... پس صالح نزد قومش آمد و گفت...اى قوم! فردا صبح صورتهاى شما زرد مى شود و روز دوم سرخ و روز سوم سياه مى گردد...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 128 - 10
10 - ابراهيم و اسماعيل ( ع ) ، از خداوند خواستند تا توبه خود و فرزندانشان را بپذيرد .
و تب علينا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 89 - 5
5 - دعوت از اهل كتاب و مرتدان به توبه و گرايش به اسلام و بازگشت از انحراف
قوماً كفروا . .. الاّ الذين تابوا
بنابراينكه مراد از «قوماً كفروا . .. »، اهل كتاب نيز باشد كه به حقانيّت پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) كفر ورزيدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 74 - 1
1 - دعوت خداوند از معتقدان به تثليث و الوهيت مسيح ( ع ) ، براى استغفار و بازگشت به خدا
افلا يتوبون إلى اللّه و يستغفرونه
به قرينه آيات پيشين (قالوا ان اللّه هو المسيح . .. قالوا ان اللّه ثالث ثلثة) فاعل «يتوبون ...» مسيحيان هستند و متعلق توبه و استغفار، عقيده به الوهيت مسيح(ع) و تثليث مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 15 - 4،7
4 - خداوند ، فراخوان كفار و مشركان به توبه ( ترك آيين شرك و پذيرش اسلام )
ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم . .. و يتوب اللّه على من يشاء
7 - جنگ با دشمنان پيمان شكن و دعوت آنان به توبه و بازگشت به دامن اسلام ، دستورى برخاسته از علم و حكمت خداوند
قتلوهم . .. و يتوب اللّه على من يشاء و اللّه عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 27 - 1
1 - خداوند ، گريختگان از ميدان كارزار حنين را به توبه و استغفار فراخواند .
ثم وليتم مدبرين . .. ثم يتوب اللّه من بعد ذلك على من يشاء
كلمه «ذلك» در «من بعد ذلك» اشاره به فرار مسلمانان از ميدان نبرد حنين دارد. اعلام اينكه خدا توبه فراريان را مى پذيرد، فراخوانى آنان به توبه و استفغار از آن خطاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 74 - 19
19 - خداوند ، فراخوان منافقان مرتد و توطئه گر ، به توبه و بازگشت به دامن اسلام
فإن يتوبوا يك خيراً لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 31 - 30
30 - خداوند ، فراخوان تمامى مؤمنان به توبه و باز گشت به درگاه خويش
و توبوا إلى اللّه جميعًا أيّه المؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 10 - 2
2 - نوح پيامبر ، مردم را به رغم مخالفت طولانى آنان ، به سوى توبه و بازگشت از راه باطل و روى آورى به خداى غفار تشويق و ترغيب مى كرد .
فقلت استغفروا ربّكم إنّه كان غفّارًا
فراخواندن به استغفار، در حقيقت دعوت به توبه و بازگشت از راه باطل گذشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 10 - 12
12 - خداوند ، گنه كاران - حتى قاتلان مردم مؤمن - را به توبه دعوت كرده است .
ثمّ لم يتوبوا
بيان اختصاص عذاب به كسانى كه توبه نكرده اند، ترغيب به توبه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 104 - 10
10 - لزوم توجه انسان به توبه پذيرى و رحمت گسترده خداوند
ألم يعلموا أن اللّه هو يقبل التوبة . .. و أن اللّه هو التواب الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 85 - 1
1 - ايمان به خداوند يكتا و توبه و بازگشت از شرك ، از سوى مشركان و كافران محكوم به عذاب استيصال به وقت نزول آن ، مورد پذيرش خداوند قرار نگرفت .
فلمّا رأوا بأسنا قالوا ءامنّا باللّه وحده . .. فلم يك ينفعهم إيمنهم لمّا رأوا ب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 44 - 11
11- توبه و پشيمانى ستمگران هنگام قطعى شدن عذاب دنيوى آنان ، بى ثمر و غير قابل قبول است .
يوم يأتيهم العذاب فيقول الذين ظلموا ربّنا أخّرنا . .. أو لم تكونوا أقسمتم من قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 91 - 2
2 - توبه فرعون در لحظه مرگ ، مورد پذيرش خداوند واقع نشد .
حتى إذا أدركه الغرق قال ءامنت . .. ءالئن و قد عصيت قبل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 85 - 1
1 - ايمان به خداوند يكتا و توبه و بازگشت از شرك ، از سوى مشركان و كافران محكوم به عذاب استيصال به وقت نزول آن ، مورد پذيرش خداوند قرار نگرفت .
فلمّا رأوا بأسنا قالوا ءامنّا باللّه وحده . .. فلم يك ينفعهم إيمنهم لمّا رأوا ب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 85 - 1
1 - ايمان به خداوند يكتا و توبه و بازگشت از شرك ، از سوى مشركان و كافران محكوم به عذاب استيصال به وقت نزول آن ، مورد پذيرش خداوند قرار نگرفت .
فلمّا رأوا بأسنا قالوا ءامنّا باللّه وحده . .. فلم يك ينفعهم إيمنهم لمّا رأوا ب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 85 - 3
3 - پذيرفته نشدن ايمان به خداوند يكتا و توبه و بازگشت از شرك و كفر ، هنگام مشاهده آثار آمدن عذاب الهى در دنيا ، سنت و حكم تغييرناپذير خداوند در ميان بندگان
فلم يك ينفعهم إيمنهم لمّا رأوا بأسنا سنّت اللّه الّتى قد خلت فى عباده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 112 - 1
1 - مؤمنان راستين ، داراى روحيه توبه ، عبادت و ستايش خدا
التّئبون العبدون الحمدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 37 - 10
10 - باور به توبه پذيرى و رحيميت خدا ، ترغيب كننده شخص گنهكار به توبه و طلب آمرزش از اوست .
فتاب عليه إنه هو التواب الرحيم
هدف از تأكيد بر توبه پذيرى خداوند - كه از حرف تأكيد «انّ» و ضمير فصل «هو» و به كارگيرى صيغه مبالغه «تواب» به دست مى آيد - ترغيب گنهكاران به توبه و طلب آمرزش از خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 17 - 8
8 - توجه به علم گسترده خداوند ، بازدارنده آدمى از توبه هاى غير واقعى
انّما التّوبة على اللّه للّذين . .. ثمّ يتوبون من قريب ... و كان اللّه عليماً حك
يادآورى علم گسترده خداوند پس از بيان توبه و شرايط آن، مى تواند بيانگر مطلب فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 110 - 6
6 - توجه به غفران و رحمت الهى ، زمينه و انگيزه اى براى توبه و بازگشت گناهكاران به سوى خدا
و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 111 - 2
2 - توجه آدمى به بازگشت آثار زيانبار گناه به خود ، زمينه گرايش به توبه و استغفار
ثم يستغفر اللّه يجد اللّه . .. و من يكسب اثماً فانما يكسبه على نفسه
خداوند پس از ارائه راه آمرزش، اين حقيقت را بيان كرده كه آثار گناه و خيانت، دامنگير خود گناهكار خواهد شد، تا او را از خيانت و گناه باز دارد و در صورت ارتكاب، به توبه و استغفار روى آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 94 - 5،6
5 - بلا ها و سختى ها ( شرور ) زمينه ساز بازگشت انسان ها به خداوند و تضرع به درگاه اوست .
أخذنا أهلها بالبأساء و الضراء لعلهم يضرعون
6 - گرفتار ساختن جوامع كفرپيشه و بى تقوا به سختى ها و محنت ها براى روى آوردن آنان به خداوند از سنت هاى الهى است .
و ما أرسلنا . .. أخذنا أهلها بالبأساء و الضراء لعلهم يضرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 2 - 2
2 - لزوم دادن فرصت مناسب به دشمنان پيمان شكن ، براى توبه و بازگشت به دامن اسلام ، پيش از جنگ با آنان
براءة من اللّه و رسوله . .. فسيحوا فى الارض أربعة أشهر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 118 - 13،14،17،18
13 - التجا به خداوند و پناه بردن به درگاه او ، زمينه جلب رحمت او و توفيق يافتن براى توبه
و ظنوا أن لا ملجأ من اللّه إلا إليه ثم تاب عليهم ليتوبوا
14 - خداوند ، خواهان توبه انسان هاى خطاكار و فراهم كننده زمينه توبه براى آنان
ثم تاب عليهم ليتوبوا
17 - فراهم آوردن زمينه توبه براى خطاكاران و پذيرش توبه آنان ، تبلور رحمت گسترده خداوند
ثم تاب عليهم ليتوبوا إن اللّه هو التواب الرحيم
18 - فراهم آوردن زمينه و شرايط مناسب توبه براى خطاكاران - پس از يك دوره مبارزه منفى - از روش هاى مؤثر و سازنده در اصلاح آنان
و على الثلثة الذين خلّفوا حتى إذا ضاقت عليهم الأرض . .. ثم تاب عليهم ليتوبوا إن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 126 - 3،4
3 - وجود يك يا دو آزمايش و ابتلاى عمده براى هر انسان در هر سال ، جهت به خود آمدن و بازگشت از انحراف
أو لا يرون أنهم يفتنون فى كل عام مرة أو مرتين
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه اصل امتحان عمومى باشد، نه مخصوص به افرادى معين و ذكر منافقان به جهت عبرت نگرفتن از اين برنامه عمومى مى باشد.
4 - ابتلائات و آزمون هاى الهى ، زمينه به خود آمدن انسان ها و توبه كردن به درگاه الهى
أو لا يرون أنهم يفتنون . .. ثم لا يتوبون و لا هم يذّكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 63 - 6
6- توبه ، ايمان و عمل صالح ، از جلوه هاى تقوا
تاب و ءامن و عمل صلحًا فأُولئك يدخلون الجنّة . .. تلك الجنّة التى ... من كان تقي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 76 - 3
3 - روى آورى به درگاه خداوند و تضرع و زارى در پيشگاه او ، از اهداف الهى در مبتلا كردن مردم به بلا ها و مصيبت ها
و لقد أخذنهم بالعذاب . .. و ما يتضرّعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 31 - 4
4 - حرمت خيره شدن و چشم دوختن به عورت و شرمگاه ديگران
و قل للمؤمنت يغضضن من أبصرهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 54 - 3
3 - ربوبيت خداوند ، مقتضى توبه و بازگشت گنه كاران به سوى او و تسليم شدنشان در برابر او است .
و أنيبوا إلى ربّكم و أسلموا له
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 43 - 16
16 - توجه به رحمت گسترده و عقاب شديد خداوند ، زمينه ساز بازگشت انسان از مخالفت با حق
إنّ ربّك لذو مغفرة و ذو عقاب أليم
چنانچه جمله «إنّ ربك . ..» مربوط به مخالفان پيامبران باشد، از توجه دادن خداوند به مغفرت و عقاب خويش، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 25 - 10
10 - توجه به آگاهى خدا از افعال بندگان ، زمينه ساز توبه و روى آورى ايشان به درگاه او
هو الذى يقبل التوبة عن عباده . .. و يعلم ما تفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 48 - 11
11 - ابتلا به مصائب و سختى ها ، زمينه ساز توبه و بازگشت انسان ها به سوى حق
و أخذنهم بالعذاب لعلّهم يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 15 - 33
33- سن چهل سالگى ، مقتضى گرايش انسان به توبه و تسليم در برابر پروردگار
و بلغ أربعين سنة قال ربّ . .. إنّى تبت إليك و إنّى من المسلمين
از اين كه خداوند، در مرحله رسيدن انسان به چهل سالگى، مسأله توبه و تسليم را مطرح ساخته; استفاده مى شود كه در رسيدن به اين سن، خصوصيتى وجود دارد كه انسان صالح با انگيزه فزون ترى به سوى خداوند رو مى آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 27 - 5
5- خداوند ، فراهم آورنده زمينه هاى توبه و بازگشت انسان ، با نماياندن آيات گوناگون به او
و صرّفنا الأيت لعلّهم يرجعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 14 - 10
10 - نويد خداوند به باز بودن راه توبه و بازگشت براى انسان ها ، حتى كافران
فإنّا أعتدنا للكفرين سعيرًا . .. و كان اللّه غفورًا رحيمًا
بيان غفران و رحمت الهى - در پى تهديد شدن كافران به شعله هاى برافروخته - مى رساند كه خداوند، راه توبه را به آنان نشان داده و ايشان را به بازگشت تشويق كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 5 - 9
9 - نويد خداوند به باز بودن راه توبه ، براى آنان كه ناآگاهانه حرمت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را آن گونه كه بايسته بود ، رعايت نكرده اند .
و اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 23
23 - تقوا و بيم از خداوند ، سوق دهنده انسان به توبه از لغزش ها *
و اتّقوا اللّه إنّ اللّه توّاب
تعليل «إنّ اللّه توّاب» از وجود فرمان توبه در جمله هاى قبل خبر مى دهد; در حالى كه به جاى «توبوا. ..» تعبير «اتّقوا اللّه» آمده است. اين مى تواند از آن جهت باشد كه ميان تقوا و توبه، نوعى ارتباط و پيوستگى وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 33 - 9
9 - دستيابى به « قلب منيب » در پرتو خشيت از خداوند ، در آشكار و نهان
من خشى الرحمن بالغيب و جاء بقلب منيب
بنابر اين كه تقدم لفظى «خشى الرحمان. ..» بر «جاء بقلب منيب» حكايت از تقدم رتبى داشته باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 8 - 7
7 - نقش سازنده اميد ، در انگيزش انسان به توبه و رجوع به درگاه الهى
توبوا إلى اللّه توبة نصوحًا عسى ربّكم أن يكفّر عنكم سيّئاتكم و يدخلكم جنّ-ت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 32 - 7
7 - گرفتارى و از دست دادن نعمت ها ، بر اثر كيفر گناهان و خطا ها ، سبب توبه و روى آورى انسان ها به سوى خدا
بل نحن محرومون . .. إنّا إلى ربّنا رغبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نصر - 110 - 3 - 21
21 - فرمان خداوند به تسبيح ، حمد و استغفار ، زمينه ساز توفيق يافتن انسان براى توبه به درگاه او است .
فسبّح بحمد ربّك و استغفره إنّه كان توّابًا
عبارت «تاب اللّه عليه»; يعنى، او را به توبه موفق ساخت (قاموس). جمله «إنّه كان توّاباً»، تعليل است و بيان مى كند كه
دستورهاى سه گانه خداوند در اين آيه، به دليل «توّاب» بودن خداوند صادر شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 27 - 2،3
2 - حفظ حريم احكام الهى در ازدواج و مسائل جنسى ، زمينه روى آوردن خداوند به بندگان
حرّمت . .. و المحصنات ... و اللّه يريد ان يتوب عليكم
به نظر مى رسد جمله «يريد اللّه ل-ِ . .. يتوب» در آيه قبل اشاره به انشاء و جعل احكام باشد. و جمله «و اللّه يريد ان يتوب»، ناظر به مرحله عمل به آن احكام است. يعنى در صورت عمل به اين احكام، خداوند عنايتش را نسبت به انسانها تمام خواهد كرد و به ثمر خواهد نشاند.
3 - عمل به احكام و مقررات الهى ، زمينه بازگشت خداوند به بندگان
و لا تنكحوا . .. حرّمت ... و المحصنات ... و اللّه يريد ان يتوب عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 34 - 6
6 - افكنده شدن جسدى بى جان بر تخت سليمان ( ع ) ، زمينه توجه ايشان به خدا و توبه و انابه به درگاه الهى شد .
و ألقينا على كرسيّه جسدًا ثمّ أناب
از ارتباط ميان افكنده شدن جسد بر تخت سليمان و توبه و انابه او پس از آن، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 92 - 25
25 - پرداخت خونب ها ، آزاد كردن برده مؤمن و يا گرفتن روزه ، در قتل خطائى ، زمينه پذيرش توبه قاتل از جانب خداوند
و من قتل مؤمناً خطا . .. توبة من اللّه
«توبه»، مفعول له است و بيانگر فلسفه احكام بيان شده در قتل خطائى. يعنى بنده اى را آزاد كنيد يا روزه بگيريد و خونبها هم بدهيد، تا خداوند رحمتش را شامل حال شما كند و توبه شما را بپذيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 74 - 6
6 - گستردگى رحمت و آمرزش خداوند ، زمينه پذيرش توبه و استغفار كافران و مشركان
افلا يتوبون . .. و اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 102 - 3
3 - وجود عمل صالح در ميان اعمال انسان ، زمينه ساز توبه وى از خطاها *
اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملا صلحاً
ممكن است بيان «خلطوا عملا صالحاً . ..» بدين منظور باشد كه وجود عمل صالح در روى آوردن آنان به توبه تأثير داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 104 - 6
6 - پذيرش توبه گنهكار ، در پرتو اعتراف و نيز خشكاندن ريشه هاى گناه است ; نه صرف ندامت .
و ءاخرون اعترفوا بذنوبهم . .. هو يقبل التوبة عن عباده و يأخذ الصدقت
برداشت فوق با توجه به شأن نزول است كه درآن چنين آمده: متخلفان از جنگ تبوك به خاطر دلبستگى به مال مرتكب گناه شدندو پس از ندامت و اعتراف، پيشنهاد كردند كه همان اموال را صدقه دهند تا ريشه گناهشان بخشكد، خداوند نيز بر پيشنهاد آنان صحه نهاد و تنها بخشى از مالشان را پذيرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 7 - 22
22 - نقش مؤثر دعا و مناجات ، در پذيرش توبه و آمرزش گناهان و مصونيت از عذاب دوزخ
فاغفر للذين تابوا . .. و قهم عذاب الجحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 10 - 17
17 - اصحاب اخدود ، چنانچه از گناه سوزاندن مؤمنان توبه مى كردند ، از عذاب جهنم رهايى مى يافتند .
ثمّ لم يتوبوا فلهم عذاب جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 135 - 4
4 - ياد خدا ، واداركننده انسان به توبه و استغفار
ذكروا اللّه فاستغفروا لذنوبهم
عطف شدن استغفار بر ذكر خدا با كلمه «فاء»، كه در آن معناى ترتب نهفته است، مى تواند اشاره به رابطه عليّت بين ذكر خدا و استغفار باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 75 - 8
8 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، امرى دشوار و مقتضى صبر و شكيبايى
و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين لايشهدون الزور ... أُول-
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 160 - 6
6 - شمول لعنت الهى بر گنهكاران ، موجب سلب توفيق توبه از آنان نخواهد شد .
أولئك يلعنهم اللّه . .. إلاّ الذين تابوا و أصلحوا و بينوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 89 - 4
4 - بى اثر بودن توبه بدون اصلاح ( جبران گذشته )
الاّ الذين تابوا . .. و اصلحوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 16 - 8
8 - توبه از گناه همراه با اصلاح ، موجب برداشته شدن كيفر آن
فاذوهما فان تابا و اصلحا فاعرضوا عنهما اِنّ اللّه كان تواباً رحيماً
چون جمله «ان اللّه . .. » دليل و علت پذيرش توبه و برداشتن كيفر فحشا قرار گرفته است، مى توان چنين نتيجه گرفت كه هر گناهى با توبه و اصلاح بخشوده مى شود و كيفر آن ساقط مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 146 - 7
7 - توبه بايد متناسب با گناه باشد .
الا الذين تابوا و أصلحوا . .. و أخلصوا
با توجه به ويژگيهاى منافقان، كه در آيات گذشته شمرده شد و تناسب آنها با شرايطى كه براى قبولى توبه آنان بيان گرديد، معلوم مى شود هر گناه، توبه اى ويژه دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 17 - 7
7 - اجتناب از عبادت طاغوت و اطاعت از سران ضلالت ، شرط توبه و رويكرد به خداوند است .
و الذين اجتنبوا الطغوت أن يعبدوها و أنابوا إلى اللّه
تقدم طرح مسأله اجتناب از طاغوت، بر موضوع توبه و رويكرد به خداوند، مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 8 - 22
22 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « توبوا إلى اللّه توبة نصوحاً » قال : هو صوم « يوم الأربعاء » و « يوم الخميس » و « يوم الجمعة » ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ «توبوا إلى اللّه توبة نصوحاً» روايت شده كه توبه نصوح، روزه گرفتن در روزهاى چهارشنبه، پنج شنبه و جمعه است». شايد مراد اين باشد كه روزه در اين ايّام، مانند توبه نصوح موجب آمرزش گناهان است و شايد مقصود اين باشد كه از شرايط توبه نصوح، روزه گرفتن در اين ايّام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 160 - 3،7
3 - اصلاح مفاسدى كه بر اثر كتمان حقايق دين پديدار شده و نيز بيان آن حقايق ، از شرايط پذيرش توبه كتمان كنندگان است .
إلا الذين تابوا و أصلحوا و بينوا فأولئك أتوب عليهم
7 - خداوند ، توبه گنهكاران را در صورتى كه مفاسد گذشته را جبران كنند ، خواهد پذيرفت .
إلا الذين تابوا و أصلحوا و بينوا فأولئك أتوب عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 66 - 4
4 - خداوند هرگز خودكشى و يا ترك خانه و كاشانه را ، شرط قبول توبه مسلمان قرار نداده است .
و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم . .. و لو انّا كتبنا عليهم ان اقتلوا انفسكم او اخرجوا
با توجه به آيات قبل كه شرط قبولى توبه را حضور در پيشگاه رسول خدا دانست، مى توان گفت اين آيه در صدد نفى اشتراط توبه مسلمانان به خودكشى و خروج از ديار است ; به خلاف برخى از امتهاى گذشته كه در برخى موارد اين دو امر شرط قبولى توبه آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 34 - 8
8 - معافيت قانونى مجرمان از كيفر هاى دنيوى ، در موارد كارايى توبه ، در گرو توبه ايشان پيش از دستگيرى است .
الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم
جمله «تابوا من قبل ان تقدروا عليهم» مى تواند اشاره به ملاك ثمربخشى توبه در كيفرهاى اجتماعى داشته باشد. يعنى بايد احراز شود كه قصد توبه كننده از اظهار پشيمانى، فرار از مجازات نيست، كه نشانه آن توبه، اظهار ندامت قبل از دستگيرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 39 - 1،3،4
1 - پذيرش حتمى توبه سارق از جانب خداوند در صورت اصلاح خويش
فمن تاب . .. و اصلح فإنّ اللّه يتوب عليه
تأكيد بر پذيرش توبه با حرف «انّ»، حاكى از حتميت پذيرش توبه است.
3 - اصلاح ، شرط پذيرش توبه ستمكار و بازگشت رحمت الهى به او
فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح فإنّ اللّه يتوب عليه
4 - تأمين خسارت هاى ناشى از دزدى ، شرط پذيرش توبه سارق *
فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح فإنّ اللّه يتوب عليه
مصداق مورد نظر از اصلاح و درستكارى، به مناسبت مورد، تأمين خسارتهايى است كه دزد به صاحبان كالا وارد ساخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 54 - 24
24 - ايمان شرط پذيرش توبه گنهكاران است.
إذا جاءك الذين يؤمنون . .. من عمل منكم سوءاً بجهلة ثم تاب من بعده
مرجع ضمير در «من بعده»، «ايمان» مى تواند باشد، كه مرجعى معنوى است و از صدر آيه استفاده مى شود. يعنى كسانى كه در شرف ايمان هستند و از گناهان و تخلفات گذشته خود بيمناكند، در صورت توبه مسبوق به ايمان مورد عفو قرار خواهند گرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 153 - 10
10 - ايمان به يكتايى خدا و باور به توحيد عبادى ، از شرايط پذيرش توبه
و الذين عملوا السيئات ثم تابوا من بعدها و ءامنوا
مصداق بارز «السيئات»، به دليل آيات قبل، شركورزى و پرستش غير خداست. بنابراين متعلق «ءامنوا» يكتايى خدا و توحيد در عبادت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 15 - 5
5 - پذيرش توبه از سوى خدا ، منوط به مشيت اوست نه استحقاق توبه كنندگان .
و يتوب اللّه على من يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 27 - 4
4 - پذيرش توبه منوط به مشيت الهى است نه استحقاق توبه كنندگان .
ثم يتوب اللّه من بعد ذلك على من يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 104 - 5
5 - پذيرش توبه گنهكاران از سوى خداوند ، در گرو اقدام هاى عملى آنان براى نشان دادن صداقت خود است .
أن اللّه هو يقبل التوبة عن عباده و يأخذ الصدقت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 105 - 3
3 - پذيرش توبه گنهكاران از سوى خدا ، در گرو اقدام هاى عملى ايشان براى نشان دادن صداقت خود است .
و ءاخرون اعترفوا بذنوبهم . .. و قل اعملوا فسيرى اللّه عملكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 98 - 11
11- فاصله ميان گناه و استغفار هر چند طولانى باشد مانع پذيرش توبه نيست .
إنا كنّا خطئين . .. سوف أستغفر لكم ربى
فاصله ستم فرزندان يعقوب در حق يوسف(ع) تا زمان استغفار و توبه آنان بيش از بيست سال بود و اين موجب نشد كه يعقوب(ع) بگويد: توبه و استغفار درباره شما بى فايده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 119 - 6
6- اصلاح خطا هاى گذشته و گرايش به صلاح عملى ، نشانگر توبه واقعى و شرط پذيرش آن است .
ثمّ تابوا من بعد ذلك و أصلحوا إن ربّك من بعدها لغفور رحيم
برداشت فوق به خاطر اين است كه متعلق و مفعول «أصلحوا» ذكر نشده است، ولى به قرينه جمله پيشين (للذين عملوا السوء . ..) - كه سخن از خطا و زشت كارى به ميان آورده است - مقصود از آن، اصلاح وضع گذشته و رويكرد به صلاح است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 82 - 13
13 - پذيرش توبه و بخشش گناهان ، مشروط به مداومت بر ترك آنها و پرهيز از گناه مجدد است .
و إنّى لغفّار لمن تاب . .. ثمّ اهتدى
«ثمّ اهتدى» كه به مرحله بعد از توبه نظر دارد، گوياى اين نكته است كه اگر پس از توبه، راه هدايت ترك شود و آنچه از آن توبه شده، دوباره انجام گيرد، انسان مشمول مغفرت الهى نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 65 - 3
3 - امكان مؤثر بودن توبه و بهرهورى از نصرت خدا تا قبل از فرا رسيدن عذاب اخروى
لاتجئروا اليوم إنّكم منّا لاتنصرون
قيد «اليوم» بيانگر اين است كه اگر كافران، پيش از فرا رسيدن روز عذاب، توبه مى كردند امكان داشت خداوند آنان را بپذيرد و از نصرت خود بهره مند سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 5 - 4
4 - اصلاح رفتار فاسد و جبران ضرر و زيان آثار اجتماعى گناه ، از شرايط توبه حقيقى است .
إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و أصلحوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 54 - 11
11 - توبه ، تنها پيش از آمدن عذاب الهى پذيرفتنى است و رهايى از عذاب پس از نزول آن - حتى با توبه و تسليم - ممكن نيست .
و أنيبوا إلى ربّكم و أسلموا له من قبل أن يأتيكم العذاب ثمّ لاتنصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 85 - 1،2،3
1 - ايمان به خداوند يكتا و توبه و بازگشت از شرك ، از سوى مشركان و كافران محكوم به عذاب استيصال به وقت نزول آن ، مورد پذيرش خداوند قرار نگرفت .
فلمّا رأوا بأسنا قالوا ءامنّا باللّه وحده . .. فلم يك ينفعهم إيمنهم لمّا رأوا ب
2 - توبه و بازگشت از گناه شرك و كفر ، هنگام مشاهده آثار فرود عذاب الهى در دنيا ، بى اثر بوده و نجات بخش نيست .
فلمّا رأوا بأسنا قالوا ءامنّا باللّه وحده . .. فلم يك ينفعهم إيمنهم لمّا رأوا ب
3 - پذيرفته نشدن ايمان به خداوند يكتا و توبه و بازگشت از شرك و كفر ، هنگام مشاهده آثار آمدن عذاب الهى در دنيا ، سنت و حكم تغييرناپذير خداوند در ميان بندگان
فلم يك ينفعهم إيمنهم لمّا رأوا بأسنا سنّت اللّه الّتى قد خلت فى عباده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 8 - 4
4 - خالصانه و صادقانه بودن توبه ، شرط پذيرش آن از سوى خداوند است .
توبوا إلى اللّه توبة نصوحًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 5 - 3
3 - توبه نسبت دهندگان بى دليل زنا به زنان پاكدامن - در صورت اصلاح رفتار خويش و جبران ضرر و زيان وارده بر متهمان - موجب رفع مجازات فسق و عدم پذيرش شهادت از آنان مى شود .
والذين يرمون المحصنت . .. أُولئك هم الفسقون . إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و أ
برداشت فوق، مبتنى براين نكته است كه پذيرش توبه، شامل تمامى مجازات هاى مطرح شده در آيه قبل براى تهمت زنندگان شود; ولى حدّ قذف (صد تازيانه) را به خاطر وجود دليل خاص قطعى شامل نخواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 16 - 7
7 - اصلاح ، شرط پذيرش توبه بندگان از سوى خداوند
فان تابا و اصلحا فاعرضوا عنهما اِنّ اللّه كان تواباً رحيماً
جمله «اِنّ اللّه . .. » تواب بودن خداوند را پس از توبه بنده و اصلاح او مطرح ساخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 17 - 2
2 - پذيرش حتمى توبه ، مشروط به تأخير نينداختن آن از سوى گنهكاران است .
انّما التّوبة على اللّه للّذين يعملون السّوء بجهالة ثمّ يتوبون من قريب فاولئك يت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 18 - 1،3،8
1 - توبه از گناهان ، به هنگام فرارسيدن مرگ ، پذيرفته نخواهد شد .
و ليست التّوبة للذين يعملون السّيّئات حتّى اذا حضر احدهم الموت
3 - عدم پذيرش توبه ( ايمان ) كافر ، در آستانه مرگ
و ليست التّوبة للّذين . .. و لا الّذين يموتون و هُم كفّار
در برداشت فوق «يموتون»، به قرينه «حتّى اذا حضر»، به معناى اشراف بر مرگ گرفته شده است.
8 - توبه گناهكاران و ايمان آوردن كافران تا قبل از يقين به مرگ ، پذيرفته است .
انّما التّوبة على اللّه للّذين يعملون السّوء بجهالة ثم يتوبون من قريب . .. و ليس
مفهوم جمله «حتّى اذا حضر» در برداشت فوق، بيان و توضيح «من قريب» گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 146 - 4
4 - اصلاح و جبران گذشته ، پيروى از فرامين الهى و پرهيز از ريا ، شرط پذيرش و ثمربخش بودن توبه منافقان
الا الذين تابوا و أصلحوا و اعتصموا باللّه و أخلصوا دينهم اللّه
چنانچه جمله هاى «اصلحوا» و «اعتصموا» و «اخلصوا»، بيانگر شرايط قبولى توبه منافقان باشد، مراد از «اعتصموا» - با توجه به صفات شمرده شده براى آنان - پيروى از اوامر خداوند و مراد از «اخلصوا» پرهيز از ريا كه از ويژگيهاى منافقين شمرده شده است، مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 70 - 3
3 - ايمان و عمل صالح ، مظهر توبه راستين و شرط پذيرش آن از سوى خدا
إلاّ من تاب و ءامن و عمل عملاًصلحًا
ذكر ايمان و عمل صالح پس از توبه، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه خداوند توبه را - كه به معناى بازگشت از گناه است - در دفع عذاب كافى ندانسته است; بلكه ايمان و عمل صالح را از شرايط پذيرش توبه و مظهر آن دانسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 75 - 8
8 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، امرى دشوار و مقتضى صبر و شكيبايى
و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونًا . .. و الذين لايشهدون الزور ... أُول-
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 118 - 19
19 - دست نيافتن انسان به توبه بدون توفيق الهى *
تاب عليهم ليتوبوا
از اينكه خداوند فرموده است: «تاب عليهم ليتوبوا» ممكن است استفاده شود كه اگر توبه و رحمت الهى نبود، آنان هرگز به توبه و استغفار راه نمى يافتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نصر - 110 - 3 - 18
18 - توجّه بندگان به توبه پذير بودن خداوند ، مايه ترغيب آنان به توبه و استغفار
و استغفره إنّه كان توّابًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 117 - 12
12 - رأفت و رحمت گسترده الهى ، عامل پذيرش توبه مؤمنان
ثم تاب عليهم إنه بهم رءوف رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 34 - 7
7 - راه توبه براى همه بندگان ، حتى محاربان و مفسدان ، باز است .
الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 161 - 4
4 - توبه و پشيمانى از گناه ، پس از مرگ پذيرفته نخواهد شد و اثرى بر آن مترتب نخواهد بود .
إلا الذين تابوا . .. إن الذين كفروا و ماتوا و هم كفار أولئك عليهم لعنة اللّه
تقييد «كفروا» با جمله (و ماتوا و هم كفار) بيان پايان مهلت زمان پذيرش توبه است; يعنى، پس از مرگ پشيمانى سودبخش نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 217 - 31
31 - مرگ ، پايان مهلت توبه
و من يرتدد منكم عن دينه فيمت و هو كافر فاولئك حبطت اعمالهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 91 - 3
3 - مرگ ، پايان فرصت براى توبه
انّ الذين كفروا و ماتوا و هم كفار فلن يقبل من احدهم ملءُ الارض ذهباً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 27 - 5
5 - دنيا، جايگاه توبه و ايمانِ ثمربخش است، نه آخرت.
فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا و نكون من المؤمنين
زيرا اگر در قيامت توبه و ايمان ممكن بود، كافران آرزوى مراجعت به دنيا نمى كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 57 - 8
8 - فرصت توبه ، محدود به عالم دنيا است و در قيامت ، جايگاهى ندارد .
فيومئذ لاينفع الذين ظلموا معذرتهم و لا هم يستعتبون
«يستعتبون» به معناى «طلب رضايت و انجام كارى جهت رفع سرزنش» است. طبق اين معنا، «يستعتبون»، مى تواند كنايه از توبه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 54 - 7،11
7 - توصيه خداوند به توبه و تسليم شدن پيش از دچار كشتن به پيامد هاى هلاكت بار گناهان ( عذاب )
و أنيبوا إلى ربّكم و أسلموا له من قبل أن يأتيكم العذاب
مقصود از «عذاب» در اين آيه، هم مى تواند عذاب دنيوى (عذاب استيصال) باشد و هم عذاب اخروى.
11 - توبه ، تنها پيش از آمدن عذاب الهى پذيرفتنى است و رهايى از عذاب پس از نزول آن - حتى با توبه و تسليم - ممكن نيست .
و أنيبوا إلى ربّكم و أسلموا له من قبل أن يأتيكم العذاب ثمّ لاتنصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 39 - 2
2 - توبه و اقرار به خطا ها ، تنها در فرصت زندگى دنيا داراى تأثير است ; و نه در آخرت .
و لن ينفعكم اليوم إذ ظلمتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 18 - 9
9- وقوع ناگهانى قيامت ، مجال هر گونه بازنگرى و توبه را براى كافران لجوج از ميان مى برد .
فقد جاء أشراطها فأنّى لهم إذا جاءتهم ذكريهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 34 - 7
7- لحظه مرگ ، لحظه بسته شدن راه توبه و پايان يافتن فرصت بازگشت به سوى خدا
ثمّ ماتوا و هم كفّار فلن يغفر اللّه لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 16 - 16
16 - فرصت دهى خداوند به متخلفان و گنه كاران ، براى توبه و بازگشت و عدم تعجيل او در كيفر ايشان
قل للمخلّفين . .. فإن تطيعوا ... و إن تتولّوا... يعذّبكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 14 - 12
12 - بازگشت از مواضع منافقانه به ايمان و عمل خالصانه ، پيش از فرا رسيدن مرگ ، مورد قبول خداوند و جبران كننده گناه دورويى و نفاق
و لكنّكم فتنتم أنفسكم . .. حتّى جاء أمر اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 74 - 22
22 - دعوت به توبه و رهنمود هاى خداوند به انسان ها ، در جهت مصالح و منافع خود آنان است .
فإن يتوبوا يك خيراً لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 133 - 11
11 - وجوب فورى توبه ، پس از ارتكاب گناه *
و سارعوا الى مغفرة من ربّكم
برخى برآنند كه توبه، همان عملى است كه موجب مغفرت الهى خواهد شد; بنابر اين نظر، امر «سارعوا . .. »، لزوم فورى توبه را ايجاب مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 54 - 19
19 - لزوم تعجيل در توبه و اصلاح رفتار و كردار در پى آن*
أنه من عمل منكم سوءاً بجهلة ثم تاب من بعده و أصلح
صورت پذيرفتن توبه پس از گناه امرى روشن است. لذا قيد «من بعده» بايد پيامى غير از «ثم تاب» داشته باشد. و چون «من» ابتدائيه است، گويا خداوند مى فرمايد كه توبه اى مطلوبتر است كه بلافاصله پس از گناه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 24 - 24
24 - لزوم توبه و بازگشت سريع از خطا هنگام رخ دادن كمترين اشتباه در داورى
فاستغفر ربّه و خرّ راكعًا و أناب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 37 - 6
6 -پذيرش توبه گنهكاران از سوى خداوند ، پرتوى از رحمت اوست .
فتاب عليه إنه هو التواب الرحيم
بيان رحيميت خداوند را مى توان در ارتباط با تواب بودن خداوند ملاحظه كرد; يعنى، توبه پذيرى خداوند ريشه در رحيميت او دارد و مى توان آن را با تلقين كلمات به آدم(ع) لحاظ كرد. برداشت فوق بر اساس لحاظ اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 128 - 13
13 - توفيق براى تسليم شدن در برابر خدا ، تبيين چگونه عبادت كردن او و پذيرش توبه ، پرتوهايى از رحمت الهى به بندگان است .
ربنا واجعلنا مسلمين . .. و أرنا مناسكنا و تب علينا إنك أنت التواب الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 160 - 10،11
10 - توبه پذيرى خداوند ، جلوه اى از رحمت اوست .
فأولئك أتوب عليهم و أنا التواب الرحيم
11 - خداوند ، توبه كسانى را كه بار ها توبه خويش را شكسته اند ، خواهد پذيرفت .
و أنا التواب الرحيم
بيان توبه پذيرى خدا با صيغه مبالغه (توّاب = بسيار توبه پذير) اشاره به اين دارد كه: گناهان هر چند بزرگ باشند خداوند همه آنها را خواهد بخشيد و يا اشاره به اين است كه: شكستن توبه، مانع نمى شود كه توبه مجدد پذيرفته نشود. برداشت فوق ناظر به احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 163 - 7
7 - رحمانيت و رحيميت خداوند ، ضامن پذيرش توبه گناهكاران است . *
لا إله إلا هو هو الرحمن الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 146 - 3،6
3 - باز بودن راه توبه و بازگشت ، حتى براى منافقان
الا الذين تابوا و أصلحوا و اعتصموا باللّه
6 - جامعه ايمانى ، موظف به پذيرش توبه كنندگان واقعى
الا الذين تابوا و أصلحوا . .. فأولئك مع المؤمنين
از جمله «فأولئك مع المؤمينن»، استفاده مى شود كه جامعه اسلامى بايد پذيراى منافقين تائب باشد و آنان را به عنوان عضوى از جامعه اسلامى بپذيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 34 - 14
14 - توبه انسان ها و پذيرش آن از سوى خداوند ، جلوه اى از مغفرت و رحمت اوست .
الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم فاعلموا إنّ اللّه غفور رحيم
جمله « فاعلموا ان اللّه غفور رحيم» پس از «الذين تابوا» مى تواند به دو معنا اشاره داشته باشد: اول اينكه موفق شدن انسانها به توبه با توفيق خداوند و برخاسته از مغفرت و رحمت اوست. دوم اينكه پذيرش توبه نيز برخاسته از مغفرت و رحمت اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 71 - 13
13 - خداوند پذيراى توبه بنى اسرائيل پس از پشيمانى آنان از رفتار ناپسند و واگذاشتن انديشه هاى ناصحيح دينى
ثم تاب اللّه عليهم
موفق ساختن بندگان بر توبه، مستلزم قبول توبه آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 33 - 5
5 - سنت الهى بر پذيرش توبه و استغفار است .
و ما كان اللّه معذبهم و هم يستغفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 102 - 8
8 - پذيرش توبه ، تفضلى از جانب خدا بر بندگان است نه امرى لازم و ضرورى بر او .
عسى اللّه يتوب عليهم
احتمال مى رود كه به كار رفتن واژه «عسى» به منظور افاده نكته فوق باشد; يعنى، توبه كننده هيچ گونه حقى بر خدا ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 104 - 1
1 - پذيرش توبه ، تنها از سوى خداوند و مربوط به اوست .
صل عليهم . .. أن اللّه هو يقبل التوبة
برداشت فوق با توجه به آمدن ضمير فصل در «أن اللّه هو يقبل التوبة» است; زيرا ضمير فصل در جايى كه خبر مبتدا داراى الف و لام جنس نباشد، مفيد حصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 98 - 14
14- پذيرش توبه بندگان جلوه اى از « غفور » و « رحيم » بودن خداوند است .
سوف أستغفر لكم ربى إنه هو الغفور الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 10 - 3
3 - پذيرش توبه بندگان از سوى خداوند ، توأم با حكمت او است .
أنّ اللّه توّاب حكيم
برداشت ياد شده، از آمدن وصف «حكيم» پس از وصف «توّاب» و ارتباط ميان آن دو استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 3 - 2،8
2 - خداوند ، قبول كننده توبه گنه كاران است .
و قابل التوب
8 - تضمين خداوند ، به آمرزش گناهان و پذيرش توبه بندگان
غافر الذنب و قابل التوب
ياد شدن دو مسأله آمرزش گناهان و پذيرش توبه در قالب صفت، گوياى اين نكته است كه اين دو، كارى است مستمر از خداوند و نيز تضمينى از سوى او بر انجام اين دو كار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 42 - 15
15 - توبه و بازگشت از گناهِ كفر و شرك ، مورد پذيرش خداوند
و أنا أدعوكم إلى العزيز الغفّ-ر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 25 - 1
1 - خداوند ، پذيراى توبه بندگان خويش
و هو الذى يقبل التوبة عن عباده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 10 - 6
6 - توبه و استغفار از كفر و گناه - هر چند بسيار و پيوسته باشد - مورد پذيرش خداوند است .
استغفروا ربّكم إنّه كان غفّارًا
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه قوم نوح، به مدت طولانى كافر و گناه پيشه بودند; اما نوح(ع) آنان را پيوسته به استغفار فرامى خواند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 10 - 15
15 - توبه ، هر چند با تأخير باشد ، پذيرفته مى شود .
ثمّ لم يتوبوا
حرف «ثمّ» - براى تراخى است - دلالت دارد كه توبه با تأخير نيز مؤثر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نصر - 110 - 3 - 20
20 - توبه از گناهان بزرگ نيز به درگاه خداوند پذيرفته است .
إنّه كان توّابًا
«توّاب» بر مبالغه دلالت دارد (مصباح). مبالغه درتوبه پذيرى، يا به اين معنا است كه هر چه توبه تكرار شود، توبه پذيرى هم تكرار خواهد شد و يا اين كه گناه هر چه بزرگ باشد، خداوند توبه از آن را خواهد پذيرفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 37 - 4،13
4 - خداوند توبه آدم ( ع ) را پذيرفت ، گناهش را آمرزيد و او را مشمول رحمت خويش قرار داد .
فتاب عليه إنه هو التواب الرحيم
13 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه : « ان اللّه تبارك و تعالى لما اراد ان يتوب على آدم ( ع ) أرسل إليه جبرئيل فقال له : . . . ان اللّه تبارك و تعالى بعثنى إليك لأعلمك المناسك التى يريد ان يتوب عليك بها . . . ففعل ذلك آدم ( ع ) . . . فقال له جبرئيل ان اللّه تبارك و تعالى قد غفر لك و قبل توبتك . . . ;
هنگامى كه خداوند تبارك و تعالى اراده نمود توبه آدم(ع) را بپذيرد، جبرئيل را به سوى او فرستاد. پس جبرئيل به او گفت: ...خداوند مرا به سوى تو فرستاده است تا مناسك ]حج[ را به تو بياموزم تا به وسيله مناسك، خدا توبه تو را بپذيرد ... پس آدم(ع) آن مناسك را انجام داد ... جبرئيل به او گفت: خداوند تو را بخشيد و توبه تو را پذيرفت ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 122 - 3،5،10
3 - پذيرش دوباره آدم ( ع ) و برگزيدن او از سوى خداوند ، پس از گذشت مدتى از خطاى تناول از درخت ممنوع صورت گرفت .
ثمّ اجتبه ربّه فتاب عليه
«ثمّ» براى تراخى است و مى رساند كه اجتباى الهى - كه همان موفق ساختن آدم(ع) به توبه و انقطاع از غير خدا بود - با تأخير انجام پذيرفت.
5 - خداوند با عطوفت و مهربانى توبه آدم را پذيرفت و گناه او را بخشيد .
ثمّ اجتبه ربّه فتاب عليه
«تاب»; يعنى، رجوع كرد و به دليل حرف «على» در آن معناى عطوفت و ترحم تضمين شده است; يعنى، خداوند در حالى به آدم توجه و عنايت كرد، كه بر او عطوف و مهربان بود.
10 - پذيرش توبه آدم و راهنمايى او براى حركت به سوى خدا ، پرورشى الهى براى آدم و جلوه اى از ربوبيت خداوند بود .
ثمّ اجتبه ربّه فتاب عليه و هدى
ارتباط واژه «ربّه» به فعل هاى «تاب» و «هدى»، گوياى برداشت ياد شده است و مراد از هدايت - به قرينه «اجتباه ربّه» - هدايت به سوى خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 54 - 20
20 - پذيرش توبه گوساله پرستان بنى اسرائيل ، از نعمت هاى خداوند به آنان
و إذ قال موسى . .. فتاب عليكم
آيه هاى اين بخش از سوره چنانچه از مطلع آن (يا بنى اسرائيل اذكروا نعمتى . ..) به دست مى آيد، در صدد بيان نعمتهايى است كه خداوند به بنى اسرائيل ارزانى داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 3
3- توبه ضايع كنندگان نماز و پيروان هواى نفس پذيرفته مى شود .
أضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت . .. إلاّ من تاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 10 - 13
13 - توبه گنه كاران ، حتى شكنجه گران و سوزانندگان مردم با ايمان ، پذيرفته مى شود .
ثمّ لم يتوبوا فلهم عذاب جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 10 - 13
13 - توبه گنه كاران ، حتى شكنجه گران و سوزانندگان مردم با ايمان ، پذيرفته مى شود .
ثمّ لم يتوبوا فلهم عذاب جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 39 - 10
10 - پذيرش توبه ستمكاران ، جلوه اى از غفران و رحمت الهى
فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح فإنّ اللّه يتوب عليه إنّ اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 98 - 10
10 - خداوند ، توبه و ايمان قوم يونس را پذيرفت و عذاب استيصال را از آنان برداشت .
إلا قوم يونس لما ءامنوا كشفنا عنهم عذاب الخزى فى الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 15 - 6
6 - پذيرش توبه مشركان و كفار و قبول اسلام آنان از سوى خداوند ، برخاسته از علم و حكمت اوست .
و يتوب اللّه على من يشاء و اللّه عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 27 - 6
6 - پذيرش توبه گنهكاران ، جلوه خطاپوشى و مهربانى خداوند
ثم يتوب اللّه . .. و اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 102 - 9
9 - پذيرفته شدن توبه گنهكاران معترف و نادم ، جلوه اى از غفران و رحمت الهى
عسى اللّه أن يتوب عليهم إن اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 10 - 13
13 - توبه گنه كاران ، حتى شكنجه گران و سوزانندگان مردم با ايمان ، پذيرفته مى شود .
ثمّ لم يتوبوا فلهم عذاب جهنّم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 94 - 7
7 - باز بودن راه توبه براى متخلفان از جهاد ، با وجود مأموريت مؤمنان به نپذيرفتن عذرتراشى آنان *
لن نؤمن لكم . .. و سيرى اللّه عملكم و رسوله
جمله «سيرى اللّه . .. » مى تواند بيانگر اين جهت باشد كه اگر چه مؤمنان نبايد براى عذرخواهى متخلفان از جهاد وقعى بنهند، ولى اين بدان معنا نيست كه آنان راهى به سوى توبه نداشته باشند ; بلكه توبه آنان منوط به عملكرد آينده شان است كه خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر آن ناظر خواهند بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 118 - 12
12 - پذيرش توبه سه مسلمان متخلف جنگ تبوك ، از سوى خداوند
و على الثلثة الذين خلّفوا . .. ثم تاب عليهم ليتوبوا إن اللّه هو التواب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 34 - 13،15
13 - خداوند پذيراى توبه بندگان ، حتى محاربان و فسادگران
الا الذين تابوا . .. فاعلموا إنّ اللّه غفور رحيم
15 - سقوط حد از محاربان مفسد در صورت توبه ، پرتويى از رحمت و مغفرت الهى است .
الا الذين تابوا . .. فاعلموا إنّ اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 74 - 21
21 - توبه مرتدان ، مورد پذيرش خداوند
و كفروا بعد إسلمهم . .. فإن يتوبوا يك خيراً لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 110 - 14
14- امكان پذيرش توبه مرتد ، از سوى خداوند
من كفر بالله من بعد إيمنه . .. ثمّ ... إن ربّك من بعدها لغفور رحيم
برداشت فوق، بنابراين احتمال است كه عبارت «ثمّ إن ربّك . ..» در بيان حال «من أُكره» نباشد; بلكه مربوط به كسانى باشد كه بدون تقيه به كفر گرويدند و چنان چه «فتنوا» به معناى فريب خوردگى باشد، مؤيد برداشت فوق خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نصر - 110 - 3 - 17
17 - توبه استغفاركنندگانى كه خداوند را تسبيح و حمد كنند ، در پيشگاه خداوند پذيرفته است .
فسبّح بحمد ربّك و استغفره إنّه كان توّابًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 15 - 6
6 - پذيرش توبه مشركان و كفار و قبول اسلام آنان از سوى خداوند ، برخاسته از علم و حكمت اوست .
و يتوب اللّه على من يشاء و اللّه عليم حكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 34 - 13،15
13 - خداوند پذيراى توبه بندگان ، حتى محاربان و فسادگران
الا الذين تابوا . .. فاعلموا إنّ اللّه غفور رحيم
15 - سقوط حد از محاربان مفسد در صورت توبه ، پرتويى از رحمت و مغفرت الهى است .
الا الذين تابوا . .. فاعلموا إنّ اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 24 - 8
8 - خداوند ، توبه منافقان را ، در صورت اقدام به توبه ، مى پذيرد .
أو يتوب عليهم
احتمال دارد كه مراد از «توبه خدا بر منافقان»، توفيق توبه باشد و احتمال دارد كه پذيرش توبه باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 14 - 12
12 - بازگشت از مواضع منافقانه به ايمان و عمل خالصانه ، پيش از فرا رسيدن مرگ ، مورد قبول خداوند و جبران كننده گناه دورويى و نفاق
و لكنّكم فتنتم أنفسكم . .. حتّى جاء أمر اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 12 - 25
25 - پذيرش توبه مؤمنان ، جلوه رحمت خاص الهى ، نسبت به ايشان *
إنّ اللّه توّاب رحيم
از ارتباط «توّاب» با «رحيم»، مطلب بالا به دست مى آيد با توجه به اين كه گفته شده است: «رحيم» رحمت الهى در خصوص مؤمنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 60 - 3
3- توبه ضايع كنندگان نماز و پيروان هواى نفس پذيرفته مى شود .
أضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت . .. إلاّ من تاب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 275 - 14
14 - خداوند ، پذيرنده توبه رباخواران ، از عمل ناپسند آنان
فمن جاءه موعظة من ربّه فانتهى فله ما سلف و امره الى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 279 - 6
6 - راه توبه براى رباخواران از كردار ناشايست خويش باز است .
و ان تبتم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 16 - 12،13
12 - سقوط كيفر و پذيرش توبه گناهكاران و مرتكبين فحشا از سوى خداوند ، جلوه توبه پذيرى و رحمت او
و الّذان يأتيانها منكم . .. اِنّ اللّه كان توّاباً رحيماً
13 - توبه پذيرى خداوند ، پرتوى از رحمت او
اِنّ اللّه كان توّاباً رحيماً
وصف «رحيماً» مى تواند تعليل براى «توّاباً» باشد ; يعنى چون رحيم است، توبه پذير مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 17 - 1،9
1 - وعده الهى به پذيرش توبه گنهكاران
انّما التّوبة على اللّه للّذين يعملون السّوء بجهالة ثمّ يتوبون
9 - علم و حكمت الهى ، اساس پذيرش توبه گنهكاران
انّما التّوبة على اللّه . .. و كان اللّه عليماً حكيماً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 64 - 11،12،13،16،18
11 - پذيرش توبه نقض كنندگاان حاكميّت اسلامى ، در صلاحيّت رهبرى است .
و لو انّهم . .. جاؤك فاستغفروا اللّه و استغفر لهم الرّسول
12 - پذيرش توبه نقض كنندگان حاكميّت اسلامى ، در گرو بيعت مجدّد با رهبرى است .
و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاؤك فاستغفروا اللّه و استغفر لهم الرّسول
13 - نقش استغفار پيامبر (صلی الله علیه و آله) در پذيرش توبه خطاكاران از سوى خداوند
فاستغفروا اللّه و استغفر لهم الرّسول لوجدوا اللّه توّاباً رحيماً
16 - استغفار ( طلب آمرزش گناه ) ، موجب جلب رحمت الهى و پذيرش توبه و بخشش گناه
فاستغفروا اللّه و استغفر لهم الرّسول لوجدوا اللّه توّاباً رحيماً
18 - اميد پذيرش توبه و نزول رحمت الهى براى همگان ، حتّى منافقان
رايت المنافقين يصدّون . .. فاستغفروا اللّه و استغفر لهم الرّسول لوجدوا اللّه توّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 74 - 23
23 - تهديد أكيد خداوند بر كيفر سخت دنيوى و اخروى منافقان صدر اسلام ، در صورت امتناع آنان از توبه و پافشارى بر مواضع كفرآميز توطئه گرانه خود
فإن يتوبوا . .. و إن يتولوا يعذبهم اللّه عذاباً أليماً فى الدنيا و الأخرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 16 - 15
15 - بازگشت به گناه ، پس از اظهار توبه ، داراى عقوبتى سنگين *
و إن تتولّوا كما تولّيتم من قبل يعذّبكم عذابًا أليمًا
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه سنگينى كيفر متخلّفان از آن جهت باشد كه اينان پس از تخلّف نخست، اظهار پشيمانى كردند و اين بار بر آنان اتمام حجت شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 54 - 8
8 - طريقه توبه از گناهان بسته به نوع آن گناه ، متفاوت است .
إنكم ظلمتم أنفسكم باتخاذكم العجل فتوبوا إلى بارئكم فاقتلوا أنفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 5 - 8
8 - « عن سماعة عنه فى قول اللّه عزّوجلّ « و لاتقبلوا لهم شهادة أبداً . . . إلاّ الذين تابوا » . . . قال يكذب نفسه على رؤوس الناس حتّى يضرب و يستغفر ربّه و إذا فعل ذالك فقد ظهرت توبته ;
سماعه روايت مى كند كه امام(ع) در باره قول خداى - عزّوجل - «و لاتقبلوا لهم شهادة أبداً . .. إلاّ الذين تابوا» فرمود: قذف كننده بايد خود را در اجتماع مردم تكذيب كند تا حد بر او جارى گردد و از خدا طلب آمرزش كند و اگر اين كار را كرد، توبه او آشكار شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 54 - 11
11 - توبه ، تنها پيش از آمدن عذاب الهى پذيرفتنى است و رهايى از عذاب پس از نزول آن - حتى با توبه و تسليم - ممكن نيست .
و أنيبوا إلى ربّكم و أسلموا له من قبل أن يأتيكم العذاب ثمّ لاتنصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 168 - 3
3 - كافران ستم پيشه و مانعان راه خدا ، موفق به ايمان و توبه نخواهند شد .
إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم
بديهى است كه كفرپيشگان در هر مرتبه اى از كفر باشند چنانچه اهل ايمان گردند سزاوار آمرزش و هدايت الهى هستند ; بنابراين مراد از جمله «لم يكن . ..» اين است كه آنان موفق به ايمان نخواهند شد و در نتيجه آنان را نخواهد آمرزيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 8 - 20،21،22
20 - « عن أبى الصَّباح الكِنانىّ ، قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ : « يا أيّها الذين آمنوا توبوا إلى اللّه توبة نصوحاً » قال : يتوب العبد من الذنب ثمّ لايعود فيه ;
ابوالصباح كنانى گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ: «. ..توبوا إلى اللّه توبة نصوحاً» سؤال كردم، فرمود: [توبه نصوح ]آن است كه بنده از گناه توبه كند و به آن بازنگردد».
21 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : التوبة النصوح أن يكونَ باطنُ الرّجل كظاهره و أفضل ;
امام صادق(ع) فرمود: توبه نصوح آن است كه باطن و نهان شخص مثل ظاهرش و [بلكه] بهتر باشد».
22 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « توبوا إلى اللّه توبة نصوحاً » قال : هو صوم « يوم الأربعاء » و « يوم الخميس » و « يوم الجمعة » ;
از امام صادق(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ «توبوا إلى اللّه توبة نصوحاً» روايت شده كه توبه نصوح، روزه گرفتن در روزهاى چهارشنبه، پنج شنبه و جمعه است». شايد مراد اين باشد كه روزه در اين ايّام، مانند توبه نصوح موجب آمرزش گناهان است و شايد مقصود اين باشد كه از شرايط توبه نصوح، روزه گرفتن در اين ايّام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 5 - 2
2 - امتناع منافقان ، از قبول پيشنهاد توبه از خطا هاى گذشته خويش و بازگشت خالصانه به دامن اسلام
و إذا قيل لهم تعالوا يستغفر لكم رسول اللّه لوّوا رءوسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 37 - 3
3 - توبه آدم ( ع ) و دريافت كلمات از ناحيه خداوند ، پس از استقرارش در زمين بود . *
و لكم فى الأرض مستقر . .. فتلقى ءادم من ربه كلمت
برداشت فوق با عنايت به حرف «فاء» در «فتلقى . ..» - كه براى ترتيب است - استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 66 - 16
16 - مسدود نبودن راه بازگشت به خداوند ، براى منافقان
إن نعف عن طائفة
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «عفو» بخشش گناهان منافقان باشد - اعم از بخشش دنيوى و اخروى - كه در اين صورت، آيه با بيان امكان «عفو»، راه را براى بازگشت آنان باز گذارده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 5 - 2
2 - امتناع منافقان ، از قبول پيشنهاد توبه از خطا هاى گذشته خويش و بازگشت خالصانه به دامن اسلام
و إذا قيل لهم تعالوا يستغفر لكم رسول اللّه لوّوا رءوسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 24 - 7
7 - توبه كردن منافقان ، بستگى به اراده خداوند دارد .
أو يتوب عليهم
احتمال دارد كه مراد از «توبه خدا بر آنان»، توفيق توبه باشد و احتمال دارد كه مراد پذيرش توبه باشد. برداشت بالا، بنابر احتمال نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 25 - 2
2 - پذيرش توبه گنه كاران و بخشش اعمال ناشايست آنان ، تنها در اختيار خداوند است .
و هو الذى يقبل التوبة عن عباده
«هو» مبتدا و «الذى يقبل» خبر است. موصول آمدن خبر، حكايت از اين حقيقت دارد كه مضمون صله (يقبل التوبة) از صفات تغييرناپذير مبتدا و از شؤون ثابت او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 5 - 6
6 - پذيرش توبه قذف كنندگان و پاك شدن آنان از آثار فسق ، ناشى از غفران و رحمت خداوند است .
والذين يرمون المحصنت . .. أُولئك هم الفسقون 0 إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و أ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 5 - 17
17 - پذيرش توبه مشركان ، برخاسته از غفران و رحمت گسترده الهى است .
فإن تابوا . .. فخلّوا سبيلهم إن اللّه غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 143 - 23
23 - ضرورت توبه به درگاه خدا پس از آگاه شدن به ارتكاب امرى ناروا
قال رب أرنى . .. قال سبحنك تبت إليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 102 - 5
5 - توجه گنهكار به زشتى عمل خويش و اعتراف به آن و نيز ندامت از آن ، به منزله توبه و زمينه بخشش گناه از سوى خدا
اعترفوا بذنوبهم . .. عسى اللّه أن يتوب عليهم
از اينكه خداوند در مقابل «اعترفوا» وعده «عسى اللّه أن يتوب» را داده است و بعد از اعتراف، مسأله ديگرى را به عنوان توبه مطرح نكرده است، مى توان مطلب فوق را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 89 - 4
4 - بى اثر بودن توبه بدون اصلاح ( جبران گذشته )
الاّ الذين تابوا . .. و اصلحوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 90 - 1،3
1 - ازدياد كفر مرتدّ ( اصرار بر كفر ) ، موجب محروميّت او از پذيرش توبه
انّ الذين كفروا من بعد ايمانهم ثمّ ازدادوا كفراً لن تقبل توبتهم
3 - مرتدانى كه پس از توبه به كفر بازگردند ، توبه مجدّدشان پذيرفته نخواهد شد . *
الا الذين تابوا . .. ان الذين كفروا ... لن تقبل توبتهم
به نظر مى رسد منظور از «ان الذين» پس از «الا الذين تابوا»، آن گروه مرتدانى باشند كه توبه كردند و مجدّداً كافر شدند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 160 - 6
6 - شمول لعنت الهى بر گنهكاران ، موجب سلب توفيق توبه از آنان نخواهد شد .
أولئك يلعنهم اللّه . .. إلاّ الذين تابوا و أصلحوا و بينوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 90 - 4
4 - مرتدانى كه بر كفر اصرار ورزند ، هرگز موفق به توبه نخواهند شد . *
انّ الذين كفروا . .. لن تقبل توبتهم
بنابراينكه جمله «لن تقبل»، كنايه از عدم توبه آنها باشد; يعنى توبه نخواهند كرد تا پذيرفته شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 18 - 2
2 - اصرار بر گناه تا لحظه فرارسيدن مرگ ، مانع پذيرش توبه
و ليست التّوبة للذين يعملون السّيّئات حتّى اذا حضر احدهم الموت
جمع آوردن «السيّئات» و نيز بكارگيرى فعل مضارع «يعملون»، دلالت بر استمرار گناه و اصرار بر آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 66 - 5
5 - رويگردانى مردم - جز گروهى اندك - از توبه در صورت مشروط بودن آن به خودكشى و يا ترك خانه و كاشانه
و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم جاؤك فاستغفروا اللّه . .. و لو انّا كتبنا ... ما فعلو
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 34 - 9
9 - گرفتارى به كيفر هاى گناه ، موجب از دست رفتن فرصت توبه و بازگشت به خدا
الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 17 - 8
8 - عبادت طاغوت و اطاعت از سران ضلالت ، مانع توبه و باريافتن به درگاه الهى است .
و الذين اجتنبوا الطغوت أن يعبدوها و أنابوا إلى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 66 - 11
11 - استمرار و مداومت بر جرم ، مانع پذيرفته شدن توبه و عذرخواهى انسان از درگاه الهى
لا تعتذروا . .. نعذب طائفة بأنهم كانوا مجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 91 - 7
7 - عصيان و فسادانگيزى مستمر تا لحظه مرگ ، مانع پذيرش توبه از سوى خداوند است .
ءالئن و قد عصيت قبل و كنت من المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نصر - 110 - 3 - 19
19 - شكستن توبه ، مانع پذيرش توبه مجدد نيست .
إنّه كان توّابًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 91 - 6
6 - عصيانگرى و فسادانگيزى پيوسته فرعون ، مانع پذيرفته شدن توبه وى از سوى خداوند شد .
ءالئن و قد عصيت قبل و كنت من المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 105 - 13
13 - توجه به علم همه جانبه خداوند به نهان و آشكار ، و غيب و شهود ، بازدارنده آدمى از گناه و توبه شكنى و برانگيزنده وى به خير و صلاح
و قل اعلموا فسيرى اللّه عملكم . .. فينبئكم بما كنتم تعملون
بيان علم همه جانبه خداوند - پس از تشويق و توصيه به توبه و عمل - مى تواند به منظور مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 117 - 11
11 - قرار گرفتن مؤمن در ورطه تزلزل نسبت به انجام وظيفه ، نيازمند توبه است .
كاد يزيغ قلوب فريق منهم ثم تاب عليهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 70 - 3
3 - ايمان و عمل صالح ، مظهر توبه راستين و شرط پذيرش آن از سوى خدا
إلاّ من تاب و ءامن و عمل عملاًصلحًا
ذكر ايمان و عمل صالح پس از توبه، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه خداوند توبه را - كه به معناى بازگشت از گناه است - در دفع عذاب كافى ندانسته است; بلكه ايمان و عمل صالح را از شرايط پذيرش توبه و مظهر آن دانسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 15 - 37
37- روحيه شكر و صلاح جويى ، نمود توبه و تسليم در برابر پروردگار *
قال ربّ أوزعنى أن أشكر . .. إنّى تبت إليك و إنّى من المسلمين
بيان تعليل گونه «إنّى تبت. ..» - آن هم به صورت فعل ماضى - نشان مى دهد كه اساس گرايش فرد به شكر و صلاح، داشتن پيش زمينه توبه و تسليم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 104 - 9
9 - انفاق و پرداخت صدقات از نشانه هاى اصلى و جلوه توبه راستين است .
أن اللّه هو يقبل التوبة عن عباده و يأخذ الصدقت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 31 - 31
31 - همه مؤمنان ، داراى نوعى لغزش و خطا و نيازمند به توبه اند .
و توبوا إلى اللّه جميعًا أيّه المؤمنون
برداشت ياد شده، از خطاب عمومى «توبوا» و «أيّه المؤمنون» همراه با واژه مخصوص تأكيد (جميعاً) استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تحريم - 66 - 8 - 2
2 - مؤمنان ، هرگز از خطا و گناه مصون نبوده و نيازمند به توبه خالصانه به درگاه الهى اند .
يأيّها الذين ءامنوا توبوا إلى اللّه توبة نصوحًا عسى ربّكم أن يكفّر عنكم سيّئاتك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 104 - 2
2 - پذيرش توبه بندگان ، وعده حتمى خدا به آنان
ألم يعلموا أن اللّه هو يقبل التوبة عن عباده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 11 - 4
4 - پذيرش توبه گنه كاران ، وعده اكيد خدا به آنان
إلاّ من ظلم ثمّ بدّل حسنَا . .. فإنّى غفور رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 34 - 2
2- امكان شمول عفو الهى ، نسبت به كافران حق ستيز ، به شرط توبه و پشيمانى قبل از مرگ
إنّ الذين كفروا و . .. ثمّ ماتوا و هم كفّار فلن يغفر اللّه لهم
از مفهوم آيه شريفه، استفاده مى شود كه اگر كافر معاند در حال كفر نميرد و قبل از مرگ توبه كند، مشمول «لن يغفر اللّه» نخواهد بود.
توبه شكنى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 71 - 17،18
17 - بسيارى از بنى اسرائيل با شكستن توبه بينش بازيافته خويش را از دست داده و به اعمال ناروا گراييدند .
فعموا و صموا ثم تاب اللّه عليهم ثم عموا و صموا . .. و اللّه بصير بماتعملون
18 - توبه شكنى بسيارى از بنى اسرائيل
ثم تاب اللّه عليهم ثم عموا و صموا كثير منهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 16 - 15
15 - بازگشت به گناه ، پس از اظهار توبه ، داراى عقوبتى سنگين *
و إن تتولّوا كما تولّيتم من قبل يعذّبكم عذابًا أليمًا
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه سنگينى كيفر متخلّفان از آن جهت باشد كه اينان پس از تخلّف نخست، اظهار پشيمانى كردند و اين بار بر آنان اتمام حجت شده است.