علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 32

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن جلد 32

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- تشبيهات قرآن

1- تشبيه آب داغ جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 17

17- آب هاى غليظ و گداخته ، بسان گدازه مس ، پاسخى براى استغاثه و آب طلبى كافران در دوزخ است .

و إن يستغيثوا يغاثوا بماء كالمهل

«مهل» به معناى «درده روغن» و نيز «مس گداخته» است (مقاييس اللغة) و نيز به «خونابه اى كه از لاشه مردار بيرون آيد» گفته مى شود. (قاموس) وصف آنان با عبارت «يشوى الوجوه» با معناى «مس گداخته» سازگارتر است.

2- تشبيه آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 104 - 1

1- قيامت روزى است كه خداوند ، آسمان را هم چون پيچيدن طومارنامه ها ، در هم مى پيچد .

يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1- «طىّ» به معناى پيچيدن است. 2- «سجلّ» يا به معناى «كاتب» مى باشد كه در اين صورت اضافه «طىّ» به «سجلّ» اضافه مصدر به فاعل است و «لام» در «للكتب» براى اختصاص و يا براى تقويت عامل «طىّ» است و يا به معناى هر چيزى است كه در آن نوشته باشند. در اين صورت اضافه «طىّ» اضافه به مفعول است و «لام» در «للكتب» به معناى «من أجل» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 37 - 2

2 - سرخ شدن آسمان و شباهت پيدا كردن آن به چرمى گلگون ، به هنگام فروپاشى در آستانه قيامت

فإذا انشقّت السّماء فكانت وردة كالدهان

«وردة» به معناى گل سرخ و «دهان» به معناى چرم قرمز است. بنابراين «كانت وردة كالدهان»; يعنى، همانند چرم گلگون سرخ خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 8 - 1

1 - گداخته شدن آسمان ، همچون ذوب فلزات در آستانه برپايى قيامت

يوم تكون السماء كالمهل

«مهل» به هر فلز گداخته شده (همچون طلا، نقره، مس و. ..) گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 11 - 2

2 - آسمان ، همچون سقفى فراگير و پوسته اى پوشاننده و قابل ازاله است .

و إذا السماء كشطت

3- تشبيه ابرها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 43 - 6،7

6 - خداوند ، از بالا و از ابر يخ زده - كه به كوه مى ماند - تگرگ فرو مى ريزد .

و ينزّل من السماء من جبال فيها من برد

«من جبال» بدل از «من السماء» و براى تشبيه كردن ابرها، به كوه ها است; همان گونه كه تشبيه اشياى بزرگ و با عظمت به كوه، بسيار معمول است; مانند كوه علم و. ... «بَرَد» نيز به معناى تگرگ است.

7 - در فضا ، انبوهى از ابر هاى يخ زده همچون كوه ، وجود دارد .

و ينزّل من السماء من جبال فيها من برد

4- تشبيه اجرام آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 37 - 3

3 - ذوب شدن اجرام آسمانى چون روغن گداخته ، به هنگام فروپاشى در آستانه قيامت

فإذا انشقّت السّماء فكانت وردة كالدهان

برداشت ياد شده در صورتى است كه «دهان» به معناى روغنى باشد كه در نتيجه گداختن به رنگ گل سرخ در آمده است (چنان كه عده اى از مفسران برآنند) برداشت بالا استفاده مى شود.

5- تشبيه احياى اخروى مردگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 9 - 7

7 - تشبيه تجديد حيات انسان ها در قيامت ، به احياى زمين و پديد آمدن حيات در آن

أرسل الريح فتثير سحابًا فسقنه إلى بلد ميّت فأحيينا به الأرض بعد موتها كذلك الن

6- تشبيه احياى مردگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 39 - 10

10 - شباهت رستاخيز انسان ها در قيامت ، به رويش گياهان پس از ريزش باران

و من ءايته أنّك ترى الأرض خشعة . .. إنّ الذى أحياها لمحى الموتى

7- تشبيه اسلام ستيزى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 8 - 5

5 - تلاش هاى گسترده كافران عليه اسلام ، به مثابه پفى ناچيز در مقابل نورى عظيم و درخشان

يريدون ليطفؤا نور اللّه بأفوههم

8- تشبيه اصحاب شمال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 55 - 1

1 - دوزخيان ( اصحاب شمال ) ، آب داغ و جوشان دوزخ را همچون شترى تشنه ، با حرص و ولع خواهند نوشيد .

فشربون شرب الهيم

«هيم» جمع «هيماء» است و «هيماء» به شتر تشنه گفته مى شود. تشبيه حالت دوزخيان به هنگام نوشيدن از آب داغ جهنم به شترِ تشنه، بيانگر مطلب ياد شده است.

9- تشبيه امواج دريا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 63 - 7

7 - شكافته شدن دريا با عصاى موسى و تقسيم شدن آب هاى آن به دو ديوار ; چون دو كوه بزرگ

فانفلق فكان كلّ فرق كالطود العظيم

فعل «كان» در اين جا به معناى «صار» است. «فرق» نيز معادل قطعه (پاره) و «طود» مرادف «جبل» (كوه) است. بنابراين «كان كلّ فرق...»; يعنى، هر پاره اى از آب دريا، مانند كوهى بزرگ شد.

10- تشبيه انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 53 - 9

9 - جان آدمى چونان جهان طبيعت ، سرشار از آيات الهى و شايسته تأمل و انديشه است .

سنريهم ءايتنا فى الأفاق و فى أنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 3 - 12

12 - انسان در اين جهان ، همچون رونده اى گم كرده راه و دين راهى است درست ، و دينداران مردمى راه يافته اند .

إنّا هدينه السبيل إمّا شاكرًا و إمّا كفورًا

11- تشبيه انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 4 - 1،3

1 - مردم در قيامت ، مانند پروانه هاى ريز و پراكنده در هوا ، هراسان و بى سامان به هر طرف روى خواهند آورد .

يوم يكون الناس كالفراش المبثوث

«فَراشَة» (مفرد «فَراش»); يعنى، آنچه بال زده و در حرارت چراغ سقوط كرده و خود را مى سوزاند (تاج العروس) «فرّاء» آنها را ملخ هايى مى داند كه روى زمين گسترده و در هم مى لولند (مجمع البيان). تشبيه مردم در قيامت به آن حشرات، نشانگر سردرگمى، ترس و اضطرابى است كه انسان ها را به هر سو خواهد كشاند.

3 - تشبيه وضع انسان ها در قيامت ، به انبوه ملخ هاى پراكنده *

يوم يكون الناس كالفراش المبثوث

برداشت ياد شده، ناظر به اين احتمال است كه فَراش - چنان كه فرّاء گفته است - به معناى ملخ هايى باشد كه بر زمين گسترده شده، درهم مى لولند. گفتنى است كه اين معنا، تنها از فرّاء نقل شده است.

12- تشبيه انسان ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 2 - 12

12- بيم و هراس مردم در عرصه محشر ، به اندازه اى است كه آنان هچون مردم مى خورده و مست ، عقل و هوش خود را از كف خواهند داد .

و ترى الناس سكرى و ما هم بسكرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 7 - 4

4 - منظره رستاخيز آدميان ، همچون منظره ملخ هاى پراكنده بر پهنه زمين

يخرجون من الأجداث كأنّهم جراد منتشر

13- تشبيه انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 26

26 - انفاق و صدقه ، به منزله قرض و وام دادن به خداوند است .

و أقرضوا اللّه

14- تشبيه اهل عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 8 - 1

1 - مردمى كه ايمان نياورند و محكوم به عذاب الهى گردند ، مانند كسانى اند كه در گردنشان تا چانه ها ، غل و زنجير قرار داشته و سرهايشان به طرف بالا مانده باشد .

إنّا جعلنا فى أعنقهم أغللاً فهى إلى الأذقان فهم مقمحون

«ذقن» (مفرد «أذقان») به معناى چانه و «قمح» (ريشه «مقمحون») به معناى بلند كردن سر است. گفتنى است آيه شريفه در

مقام تمثيل و تشبيهِ حالِ كافران و مشركانِ لجوجى است كه نمى خواستند هرگز ايمان بياورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 9 - 1

1 - مردمى كه ايمان نياورند و محكوم به عذاب الهى گردند ، مانند كسانى اند كه سدّى بلند در پيش رو و پشت سرشان نهاده شده و بر ديدگانشان پرده اى افكنده شده كه هيچ چيز نبينند .

و جعلنا من بين أيديهم سدًّا

تنكير «سدّاً» براى تعظيم است و به قرينه «فأغشيناهم»، مقصود از آن، سدّى بلند است.

15- تشبيه ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 20 - 2

2 - ايمان چون نور ، مايه هدايت و روشنايى و كفر ، همچون ظلمت ، مايه گمراهى و تاريك بينى

و لا الظلمت و لا النور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 21 - 1

1 - ايمان چون سايه ، آرام بخش و فرح زا است و كفر چون بادِ داغ ، آزاردهنده و ناراحت كنند .

و لا الظلّ و لا الحرور

«ظلّ» به معناى سايه و «حرور» به معناى باد داغ است. گفتنى است در اين آيه، ايمان به سايه تشبيه شده است و كفر به باد داغ.

16- تشبيه باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 7،8،22

7- حق در تشبيه مانند باران و سيلاب است و باطل همسان كف هاى پف كرده بر روى آن

أنزل من السماء ماء فسالت أودية بقدرها فاحتمل السيل زبدًا رابيًا . .. كذلك يضرب ا

8- حق در تشبيه همانند فلزات گداخته شده و ذوب گشته است و باطل بسان كف هاى ايجاد شده بر روى آن

و مما يوقدون عليه فى النار . .. زبد مثله كذلك يضرب الله الحق و البطل

22- همانندى حق با آب فرود آمده از آسمان و نيز با فلزات ذوب شده و همسانى باطل با كف سيلاب ها و كف فلزات ذوب شده ، از ضرب المثل هاى قرآن است .

كذلك يضرب الله الحق و البطل . .. كذلك يضرب الله الأمثال

17- تشبيه بخيلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 29 - 3

3- انسان بخيل ، همانند انسانى دست بسته به گردن است .

و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك

«و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك» كنايه از امساك و پرهيز از انفاق (بُخل) است. اينكه از بُخل و امساك به «دستت را به گردنت مبند» تعبير شده، نشان مى دهد كه انسان بخيل، همانند شخص دست بسته است.

18- تشبيه بدن اصحاب فيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 5 - 3،4

3 - بارش سنگ هاى پرندگان بر اصحاب فيل ، آنان را مانند كاه و خاشاك مرغزارى ساخت كه حيوانات در آن چرانده شده و ساقه هاى نرم شده گياهان آن ، بر زمين مانده باشد .

فجعلهم كعصف مأكول

«عصف»; يعنى، خاشاك گياهى كه خرد شده است (مفردات). توصيف آن به مأكول، به اعتبار خورده شدن مقدارى از آن، در چراى حيوانات است.

4 - تشبيه « جنازه هاى اصحاب فيل » ، به برگ هايى كه حيوانات ، آن را خورده و تفاله آن را بيرون داده باشند .

فجعلهم كعصف مأكول

در «قاموس» آمده است: «عصف مأكول»، ممكن است به معناى برگى باشد كه چارپايان آن را خورده باشند. بر اين اساس، مراد تشبيه اجساد فيل داران به سرگين خواهد بود كه از آن، با تعبيرى لطيف تر ياد شده است.

19- تشبيه بدنهاى قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 7 - 2

2 - قوم عاد بر اثر باد ، مانند تنه هاى پوك و افتاده درختان خرما از پاى درآمدند .

فترى القوم فيها صرعى كأنّهم أعجاز نخل خاوية

«صريع» (مفرد «صرعى») به معناى چيز افكنده شده بر زمين و «أعجاز» به معناى ساقه هاى ريشه دار در زمين (تنه ها) است.

«خاوية»; يعنى، شىء خالى و نيز به معناى شىء افتاده بر زمين آمده است.

20- تشبيه به آسمان فرو افتاده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 31 - 4،5

4 - مثل كسى كه به خدا شرك مىورزد ، مثل كسى است كه از آسمان فرو افتد و طعمه مرغان شكارى گردد .

و من يشرك باللّه فكأنّما خرّ من السماء فتخطفه الطير

«خرّ و خُرور» (مصدر «خرّ») به معنا سقوط و فرو افتادن است. «خرّ من السماء»; يعنى، از آسمان فرو افتاد. «خَطف» (مصدر «تخطف») نيز به معناى ربودن است. «خطفته الطير»; يعنى، پرنده او را ربود. بنابراين معناى جمله ياد شده چنين است: هر كس به خدا شرك بورزد، چنان است كه گويا از آسمان فرو افتاده و پرنده شكارى او را ربوده است. گفتنى است كه تشبيه در آيه فوق، از باب تشبيه معقول به محسوس است;يعنى، مشرك - كه با روگرداندن از خداى متعال و فرو افتادن در پاى بت ها، در واقع از اوج كمالات انسانى سقوط مى كند و در دام شيطان گرفتار مى شود - به كسى تشبيه شده است كه از آسمان فرو افتد و طعمه پرندگان شكارى شود.

5 - كسى كه به خدا شرك مىورزد ، مانند كسى است كه از آسمان فرو افتد و باد او را به جايى دور بيفكند .

و من يشرك باللّه . .. أو تهوى به الريح فى مكان سحيق

جمله «أو تهوى به الريح. ..» عطف است بر «تخطفه الطير». «هُوى» (مصدر «تهوى»)، به معناى سقوط و فرو افتادن است و هرگاه با «باى» تعديه بيايد، به معناى اسقاط و فرو افكندن مى شود. «هوت به الريح»; يعنى، باد او را فروافكند. «سُحق» (مصدر «سحيق») به معناى بُعد و دور بودن است و «مكان سحيق»; يعنى، جايى دور. بنابراين تقدير جمله فوق چنين مى شود: «من يشرك باللّه فكأنّما تهوى به الريح فى مكان سحيق; هر كس به خدا شرك بورزد، چنان است كه گويا از آسمان فرو افتاده و باد او را به جايى دور افكنده است». گفتنى است كه در جمله ياد شده مشرك - كه با روى برتافتن از عبادت خداى يگانه و فرو افتادن در زير پاى بت ها و پرستش آنها، در واقع از اوج هدايت و روشنايى به نهايت ضلالت و تاريكى سقوط مى كند - به كسى تشبيه شده است كه از آسمان فرو مى افتد و باد او را به جايى دور كه راهى براى نجات نباشد فرو مى افكند.

21- تشبيه به آسمان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 12 - 4

4 - شباهت و همانندى كره زمين با آسمان ها ، در تركيبات ، خصوصيات و قوانين حاكم بر آنها

اللّه الذى خلق سبع سموت و من الأرض مثلهنّ

مفسران درباره وجه شبه در اين آيه (تشبيه زمين به آسمان)، دو احتمال داده اند: 1- شباهت و همانندى از نظر تركيبات، خصوصيات و قوانين حاكم بر آنها (احتمال برگزيده در برداشت بالا); 2- شباهت از نظر عدد; يعنى، كره زمين مانند آسمان هفت تا است.

22- تشبيه به احياى زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 9 - 7،9

7 - تشبيه تجديد حيات انسان ها در قيامت ، به احياى زمين و پديد آمدن حيات در آن

أرسل الريح فتثير سحابًا فسقنه إلى بلد ميّت فأحيينا به الأرض بعد موتها كذلك الن

9 - احياى انسان ها در قيامت همچون احياى زمين از راه يك سلسله عوامل و زمينه هاى حيات آفرين خواهد بود .

فأحيينا به الأرض بعد موتها كذلك النشور

برداشت ياد شده از تشبيه به كار رفته در آيه شريفه به دست مى آيد.

23- تشبيه به اختفاى آهو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 16 - 3

3 - بعضى از اختران در طلوع ، حركت و غروب خود ، شبيه آهوان پنهانى هستند كه ظاهر شده و با حركت به سمت مخفيگاه خود ، ناپديد شوند .

بالخنّس . الجوار الكنّس

توصيف ستارگان با وصف «كُنّس» - كه از اوصاف آهوان است - تشبيه بديع و استعاره است.

24- تشبيه به انشقاق تاريكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 2 - 6

6 - تشبيه رهايى از شرور ، به شكافتن تاريكى

قل أعوذ بربّ الفلق . من شرّ ما خلق

25- تشبيه به باد داغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 21 - 1

1 - ايمان چون سايه ، آرام بخش و فرح زا است و كفر چون بادِ داغ ، آزاردهنده و ناراحت كنند .

و لا الظلّ و لا الحرور

«ظلّ» به معناى سايه و «حرور» به معناى باد داغ است. گفتنى است در اين آيه، ايمان به سايه تشبيه شده است و كفر به باد داغ.

26- تشبيه به باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 7،22

7- حق در تشبيه مانند باران و سيلاب است و باطل همسان كف هاى پف كرده بر روى آن

أنزل من السماء ماء فسالت أودية بقدرها فاحتمل السيل زبدًا رابيًا . .. كذلك يضرب ا

22- همانندى حق با آب فرود آمده از آسمان و نيز با فلزات ذوب شده و همسانى باطل با كف سيلاب ها و كف فلزات ذوب شده ، از ضرب المثل هاى قرآن است .

كذلك يضرب الله الحق و البطل . .. كذلك يضرب الله الأمثال

27- تشبيه به برده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 1

1 - معبودان باطل و جعلى ، در مقايسه با خداوند ، همانند بردگان زرخريد در برابر مالك خويش اند .

هل لكم من ما ملكت أيمنكم من شركاء فى ما رزقنكم فأنتم فيه سواء

مثلى كه در آيه آورده شده است، به قرينه آيات سابق - كه درباره اثبات خداوند و وحدانيت بود - براى نفى معبودانى است كه مشركان، آنان را در برابر خداوند، انتخاب كرده بودند.

28- تشبيه به برگ خورده شده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 5 - 4

4 - تشبيه « جنازه هاى اصحاب فيل » ، به برگ هايى كه حيوانات ، آن را خورده و تفاله آن را بيرون داده باشند .

فجعلهم كعصف مأكول

در «قاموس» آمده است: «عصف مأكول»، ممكن است به معناى برگى باشد كه چارپايان آن را خورده باشند. بر اين اساس، مراد تشبيه اجساد فيل داران به سرگين خواهد بود كه از آن، با تعبيرى لطيف تر ياد شده است.

29- تشبيه به بلور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 16 - 2

2 - قدح ها و كوزه هاى بهشتيان ( ابرار و . . . ) ، در صفا و شفافيت ، مانند شيشه و بلور و در سفيدى و زيبايى ، همچون نقره است .

كانت قواريرَا . قواريرَا من فضّة

برخى از مفسران، اين آيه را از باب تشبيه بليغ دانسته اند; نه اين كه ظرف هاى مورد استفاده بهشتيان، حقيقتاً از جنس شيشه و در عين حال نقره است.

30- تشبيه به بيدارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 11

11- مرگ و رستاخيز ، پديده اى مانند خواب و بيدارى است .

ليعلموا. .. أنّ الساعة لاريب فيها

به خواب رفتن اصحاب كهف و بيدارى آنان پس از چند قرن و استشهاد قرآن به اين واقعه براى بيان حقانيّت معاد، گواه اين مدعا است كه مرگ، مانند خواب، و رستاخيز قيامت، بسانِ بيدارى از خواب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 9 - 6

6 - مرگ و معاد انسان ، شبيه خواب و بيدارى است .

و جعلنا نومكم سباتًا

ياد كردن از خواب در ميان آياتى كه به منظور رفع استبعاد از معاد مطرح شده; ممكن است به جهت تشابهى باشد كه بين خواب و مرگ و نيز بيدارى و معاد وجود دارد.

31- تشبيه به پروانه هاى پراكنده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 4 - 1

1 - مردم در قيامت ، مانند پروانه هاى ريز و پراكنده در هوا ، هراسان و بى سامان به هر طرف روى خواهند آورد .

يوم يكون الناس كالفراش المبثوث

«فَراشَة» (مفرد «فَراش»); يعنى، آنچه بال زده و در حرارت چراغ سقوط كرده و خود را مى سوزاند (تاج العروس) «فرّاء» آنها را ملخ هايى مى داند كه روى زمين گسترده و در هم مى لولند (مجمع البيان). تشبيه مردم در قيامت به آن حشرات، نشانگر سردرگمى، ترس و اضطرابى است كه انسان ها را به هر سو خواهد كشاند.

32- تشبيه به پشم پراكنده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 9 - 1

1 - متلاشى و ذره ذره شدن كوه ها ، همچون پشم رنگين و پراكنده شده ، در آستانه برپايى قيامت

و تكون الجبال كالعهن

«عهن» به معناى پشم رنگ شده است. در آيه پنجم از سوره «قارعه» چنين آمده است: «و تكون الجبال كالعهن المنفوش»; (و كوه ها مانند پشم رنگين زده شده خواهند شد).

33- تشبيه به پشم رنگين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 9 - 1

1 - متلاشى و ذره ذره شدن كوه ها ، همچون پشم رنگين و پراكنده شده ، در آستانه برپايى قيامت

و تكون الجبال كالعهن

«عهن» به معناى پشم رنگ شده است. در آيه پنجم از سوره «قارعه» چنين آمده است: «و تكون الجبال كالعهن المنفوش»; (و كوه ها مانند پشم رنگين زده شده خواهند شد).

34- تشبيه به پشم هاى رنگين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 5 - 1

1 - كوه ها در قيامت ، مانند پشم هاى رنگارنگى خواهند شد كه حلاجى شده و از هم باز شده باشد .

و تكون الجبال كالعهن المنفوش

«عهن»، به معناى پشمى است كه با رنگ هاى گوناگون رنگ آميزى شده باشد. برخى گفته اند: به هر پشمى «عِهْن» گفته مى شود. «نَقْش»; يعنى، بازكردن و كشيدن پشم تا آن جا كه اجزاى آن از هم بگسلد. (لسان العرب)

35- تشبيه به پوسته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 11 - 2

2 - آسمان ، همچون سقفى فراگير و پوسته اى پوشاننده و قابل ازاله است .

و إذا السماء كشطت

36- تشبيه به تاريكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 15

15- نابرابرى مشركان با موحدان بسان نابرابرى انبوه تاريكى ها با روشنايى است .

أم هل تستوى الظلمت والنور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 20 - 2

2 - ايمان چون نور ، مايه هدايت و روشنايى و كفر ، همچون ظلمت ، مايه گمراهى و تاريك بينى

و لا الظلمت و لا النور

37- تشبيه به تاريكى درياى طوفانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 40 - 1

1 - اعمال كافران ، به مثابه تاريكى شديد در درياى ژرفناك با امواجى متلاطم و پوشيده از ابر است كه كمترين روزنه اى در آن نيست .

و الذين كفروا أعملهم . .. كظلمت فى بحر لجّىّ يغشيه موج من فوقه موج من فوقه سحا

38- تشبيه به تخم شترمرغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 49 - 1

1 - زنان و حوران بهشتى ، از شدت سفيدى و درخشندگى همچون تخم شترمرغ زير پر هستند .

كأنّهنّ بيض

«بيض» اسم جنس و مفرد آن «بيضة» و به معناى تخم شترمرغ است كه رنگ آن سفيد و درخشنده و كمى متمايل به زردى است و اين حيوان آن را زير پر خود مى پوشاند تا از غبار و آلودگى و دستبرد محفوظ ماند. عرب ها، زنان زيبا را به «بيض» تشبيه مى كنند.

39- تشبيه به تشنگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 14 - 6

6- مَثَل درخواست كننده از خدايان دروغين مثل تشنه اى است كه از راه دور دستان خود را به طرف آب دراز مى كند تا آب ، خود به كام او برسد كه هرگز چنين نمى شود .

إلاّ كبسط كفيه إلى الماء ليبلغ فاه و ما هو ببلغه

برخى عبارت «إلاّ كبسط» را استثنا از استجابت گرفته اند و گفته اند تقدير كلام چنين است: «لايستجيبون بشىء من الأستجابة إلاّ استجابة كإستجابة الماء لباسط كفيه إلى الماء». و برخى آن را استثنا از «الذين يدعون» دانسته اند و گفته اند تقدير كلام چنين مى شود: «الذين يدعون من دونه ليسوا إلاّ كباسط كفيه إلى الماء». قابل ذكر است كه ضمير در «ليبلغ» به «الماء» و ضمير در «فاه» (دهانش) به «باسط» برمى گردد. و ضمير «هو» به «الماء» و ضمير در «ببالغه» به «فاه» ارجاع مى شود.

40- تشبيه به تنه درخت خرما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 7 - 2

2 - قوم عاد بر اثر باد ، مانند تنه هاى پوك و افتاده درختان خرما از پاى درآمدند .

فترى القوم فيها صرعى كأنّهم أعجاز نخل خاوية

«صريع» (مفرد «صرعى») به معناى چيز افكنده شده بر زمين و «أعجاز» به معناى ساقه هاى ريشه دار در زمين (تنه ها) است. «خاوية»; يعنى، شىء خالى و نيز به معناى شىء افتاده بر زمين آمده است.

41- تشبيه به توپ پرتاپ شده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 30 - 2

2 - زمين ، همچون گوى پرتاب شده در فضا است . *

دحيها

يكى از معانى «دحو»، بازى با پرتاب سنگ، گردو و . .. به سوى حفره اى است كه از پيش به همين منظور حفر شده است. آن

حفره را «اُدحيّه» و سنگ را «مِدحاة» مى نامند (لسان العرب). بر اين اساس جمله «دحاها»، حاكى از پرتاب شدن زمين در فضا است.

42- تشبيه به توده غبار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 20 - 2

2 - حركت كوه ها در قيامت ، آنها را به توده غبارى شبيه كوه ، تبديل خواهد كرد .

و سيّرت الجبال فكانت سرابًا

تشبيه كوه به سراب، بيانگر آن است كه پس از حركت كوه ها در قيامت، آنچه ديده مى شود كوه نيست; ولى بيننده آن را كوه خواهد ديد.

43- تشبيه به جوشش آب داغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 46 - 1

1- جوشش زقّوم ، در درون دوزخيان ، چونان جوشش آب هاى داغ

كغلى الحميم

44- تشبيه به چراغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 46 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به منزله چراغى فروزان ( براى هدايت ) است .

و سراجًا منيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 16 - 1

1 - خداوند ، ماه را نورانى و خورشيد را همچون چراغ فروزنده آفريد .

و جعل القمر فيهنّ نورًا و جعل الشمس سراجًا

45- تشبيه به چرم سرخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 37 - 2

2 - سرخ شدن آسمان و شباهت پيدا كردن آن به چرمى گلگون ، به هنگام فروپاشى در آستانه قيامت

فإذا انشقّت السّماء فكانت وردة كالدهان

«وردة» به معناى گل سرخ و «دهان» به معناى چرم قرمز است. بنابراين «كانت وردة كالدهان»; يعنى، همانند چرم گلگون سرخ خواهد شد.

46- تشبيه به چوب خشك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 4 - 6

6 - منافقان ، به رغم ظاهر فريبنده و سخنان زيبايشان ، چونان چوب هاى تكيه شده بر ديوار ، خشك و بى روح اند .

كأنّهم خشب مسنّدة

47- تشبيه به چهارپايان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 44 - 6

6 - مردمان هواپرست را ، در حق نشنوى و بى خردى ، جز به چهارپايان ( شتر ، گاو و گوسفند ) نمى توان تشبيه كرد .

إن هم إلاّ كالأنعم

«أنعام» نامى است كه شامل سه نوع حيوان مى شود: شتر و گاو و گوسفند.

48- تشبيه به حيوانات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 64 - 6

6 - خوشگذرانان غفلت زده و بى خبر از روز جزا ، هم سنگ ددان و وحوش بيابان در بينش الهى

إذا هم يجئرون

چنان كه گفته شد «جوار» به زوزه سگ، روباه و گرگ گفته مى شود. تعبير زوزه براى فرياد استغاثه كافران، بيانگر مطلب فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 7،13

7- لذّت جويى و شكمبارگى حيوان گونه كافران ، تنها بهره آنان از زندگى دنيايى

الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأنعم و النار مثوًى لهم

از مقابله دو بخش آيه - كه براى مؤمنان پايان خوش بهشت را يادآور شده - استفاده مى شود كه كافران، هرگز از آن نعمت هاى اخروى بهره نخواهند برد; بلكه تنها شهوت رانى و استفاده حيوان گونه از امكانات دنيا، نصيب آنان است.

13- بهره گيرى از نعمت هاى دنيوى و نينديشيدن به آفريننده آن ، شيوه اى حيوانى است . *

و الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأنعم

برداشت بالا بدان احتمال است كه تشبيه كافر به حيوان، از آن جهت باشد كه حيوان هنگام بهره گيرى از موهبت هاى طبيعى، به پديدآورنده آن نمى انديشد.

49- تشبيه به حيوانات وحشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 16 - 2

2 - سوگند خداوند ، به ستارگان متحرك كه مسير خود را طى كرده و مانند رفتن حيوانات غير اهلى به مخفيگاه خود ، از نظر ها محو مى گردند .

الجوار الكنّس

«كُنّس» جمع «كانِس» است و آن چيزى است كه پنهان مى شود. اين كلمه از ريشه «كَنَسَ الظبى» گرفته شده است; يعنى، آهو خود را در «كِناس» (پناهگاه) خود پنهان ساخت و استتار كرد. (نهايه ابن اثير)

50- تشبيه به خاشاك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 5 - 3

3 - بارش سنگ هاى پرندگان بر اصحاب فيل ، آنان را مانند كاه و خاشاك مرغزارى ساخت كه حيوانات در آن چرانده شده و ساقه هاى نرم شده گياهان آن ، بر زمين مانده باشد .

فجعلهم كعصف مأكول

«عصف»; يعنى، خاشاك گياهى كه خرد شده است (مفردات). توصيف آن به مأكول، به اعتبار خورده شدن مقدارى از آن، در چراى حيوانات است.

51- تشبيه به خاكستر در طوفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 18 - 1

1- عمل نيك كافرانِ به ربوبيت خداوند ، چونان خاكسترى است در معرض تندباد در روز طوفانى

مثل الذين كفروا بربّهم أعملهم كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف

مراد از «أعمالهم» مى تواند اعمال خير و صالحى باشد كه كافران انجام مى دهند. چه اينكه روشن است عمل زشت و گناه هيچ كس، كافر و مسلمان، ثمرى ندارد تا اينكه حبط گردد و يا به خاكسترِ در معرض باد تشبيه شود.

52- تشبيه به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 17 - 6

6 - مشركان عصر بعثت ، فرشتگان را موجوداتى شبيه خداوند در رحمت مى دانستند .

بما ضرب للرحمن مثلاً

با توجه به كلمه «رحمان» و «مثلاً»، مطلب بالا قابل برداشت است.

53- تشبيه به خلقت ابتدايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 7

7- انسان ها ، مانند زمان تولد ، فاقد هرگونه مال و فرزند و عنوان و اعتبار ، در صحنه قيامت حضور خواهند يافت .

لقد جئتمونا كما خلقنكم أوّل مرّة

تشبيه حضور انسان ها در قيامت به زمان تولد آنان، ممكن است از جهت همراه نداشتن امكانات مادّى و خالى بودن از هرگونه عنوان و اعتبار باشد.

54- تشبيه به خلقت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 55 - 5

5 - خروج مجدد انسان از زمين و حيات تازه او ، همانند آفرينش نخستين او از زمين خواهد بود .

و منها نخرجكم تارة أُخرى

«تارة أخرى»; يعنى، بار ديگر گفتنى است كه مرتبه اول بيرون آمدن انسان از خاك، همان خلقت اوليه او از نطفه است و بار دوم

زمانى است كه پس از مرگ مجدداً از زمين برانگيخته خواهد شد. «تارة أخرى» اشاره به همين تشابه دارد تا استعبادها را نيز تلويحاً رد كرده باشد.

55- تشبيه به خلقت گياهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 17 - 1

1 - خداوند ، انسان را همچون نباتات از زمين آفريده است .

و اللّه أنبتكم من الأرض نباتًا

56- تشبيه به خواب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 11

11- مرگ و رستاخيز ، پديده اى مانند خواب و بيدارى است .

ليعلموا. .. أنّ الساعة لاريب فيها

به خواب رفتن اصحاب كهف و بيدارى آنان پس از چند قرن و استشهاد قرآن به اين واقعه براى بيان حقانيّت معاد، گواه اين مدعا است كه مرگ، مانند خواب، و رستاخيز قيامت، بسانِ بيدارى از خواب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 9 - 6

6 - مرگ و معاد انسان ، شبيه خواب و بيدارى است .

و جعلنا نومكم سباتًا

ياد كردن از خواب در ميان آياتى كه به منظور رفع استبعاد از معاد مطرح شده; ممكن است به جهت تشابهى باشد كه بين خواب و مرگ و نيز بيدارى و معاد وجود دارد.

57- تشبيه به خوردن گوشت مرده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 12 - 16،19

16 - ريختن آبروى برادر مؤمن با غيبت ، به منزله خوردن گوشت بدن بى جان او است .

أيحبّ أحدكم أن يأكل لحم أخيه ميتًا

19 - تجسّس در عيب ها و كاستى هاى مؤمنان ، همانند غيبت به منزله خوردن گوشت آنان است . *

و لاتجسّسوا . .. أيحبّ أحدكم أن يأكل لحم أخيه ميتًا

برداشت بالا بدان احتمال است كه «أيحبّ. ..» تنها در جهت ترسيم قبح غيبت نباشد; بلكه علاوه بر غيبت شامل تجسّس نيز بشود.

58- تشبيه به خوشه خرما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 39 - 3

3 - ماه ، پس از طى منزل هاى خود در 28 روز ، مانند شاخه خشكيده خرما مى شود .

و القمر قدّرنه منازل حتّى عاد كالعرجون القديم

«عرجون» (از ماده «عرجن») به معناى شاخه خوشه خرما است كه از درخت جدا شده باشد و پس از چندى زرد گشته و به شكل هلال درآمده باشد. گفتنى است صفت «قديم» اشاره به پژمردگى و كهنگى آن شاخه دارد.

59- تشبيه به درخت خرما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 20 - 2

2 - اجساد قوم عاد ، پس از عذاب ، همانند نخل هاى ريشه كن شده از اعماق خاك

تنزع الناس كأنّهم أعجاز نخل منقعر

«عجز» (مفرد «أعجاز»)به معناى تنه و «منقعر» به معناى كنده شده از ريشه است (مختارالصحاح).

60- تشبيه به دست به گردن بسته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 29 - 3

3- انسان بخيل ، همانند انسانى دست بسته به گردن است .

و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك

«و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك» كنايه از امساك و پرهيز از انفاق (بُخل) است. اينكه از بُخل و امساك به «دستت را به گردنت مبند» تعبير شده، نشان مى دهد كه انسان بخيل، همانند شخص دست بسته است.

61- تشبيه به ذرات هوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 7 - 2

2 - كار هاى خير ، هر چند به وزن مورچه اى ريز و يا ذرّات معلق در هوا باشد ، باقى مانده ، در قيامت بر انسان عرضه خواهد شد .

فمن يعمل مثقال ذرّة خيرًا يره

«مثقال»; يعنى، وسيله اى كه با آن، وزن چيزى سنجيده شود (مفردات). «ذرّة» (مفرد «ذرّ») به معناى كوچك ترين نوع مورچه است (صحاح اللغة). برخى آن را يك صدم وزن «جو» دانسته و برخى گفته اند: مراد ذرّاتى است كه در شعاع خورشيد، مشاهده مى شود. (لسان العرب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 8 - 2

2 - كار هاى ناروا ، هر چند به وزن مورچه ريز و يا ذرّات معلق در هوا باشد ، باقى مانده ، در قيامت بر انسان عرضه خواهد شد .

و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره

62- تشبيه به ذوب فلزات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 8 - 1

1 - گداخته شدن آسمان ، همچون ذوب فلزات در آستانه برپايى قيامت

يوم تكون السماء كالمهل

«مهل» به هر فلز گداخته شده (همچون طلا، نقره، مس و. ..) گفته مى شود.

63- تشبيه به روشنايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 15

15- نابرابرى مشركان با موحدان بسان نابرابرى انبوه تاريكى ها با روشنايى است .

أم هل تستوى الظلمت والنور

64- تشبيه به روغن گداخته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 37 - 3

3 - ذوب شدن اجرام آسمانى چون روغن گداخته ، به هنگام فروپاشى در آستانه قيامت

فإذا انشقّت السّماء فكانت وردة كالدهان

برداشت ياد شده در صورتى است كه «دهان» به معناى روغنى باشد كه در نتيجه گداختن به رنگ گل سرخ در آمده است (چنان كه عده اى از مفسران برآنند) برداشت بالا استفاده مى شود.

65- تشبيه به رويش گياهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 39 - 10

10 - شباهت رستاخيز انسان ها در قيامت ، به رويش گياهان پس از ريزش باران

و من ءايته أنّك ترى الأرض خشعة . .. إنّ الذى أحياها لمحى الموتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 18 - 5

5 - چگونگى زنده شدن انسان ها در قيامت ، همچون روييدن نباتات است .

و اللّه أنبتكم من الأرض نباتًا . .. و يخرجكم إخراجًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 15 - 6

6 - معاد انسان ، شبيه رويش گياهان از زمين است .

لنخرج به حبّ-ًا و نباتًا

ياد آورى اخراج دانه و گياه از زمين - در آياتى كه به منظور رفع استبعاد از معاد مطرح شده - گوياى تشابه معاد با رويش گياهان است.

66- تشبيه به زمين مرده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 17 - 2

2 - دل هاى غافل از ياد خداوند و بيگانه با كلام او ( قرآن ) ، چونان زمين مرده است .

أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه . .. اعلموا أنّ اللّه يحىِ الأرض بعد موتها

67- تشبيه به زنجير بسته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 8 - 1

1 - مردمى كه ايمان نياورند و محكوم به عذاب الهى گردند ، مانند كسانى اند كه در گردنشان تا چانه ها ، غل و زنجير قرار داشته و سرهايشان به طرف بالا مانده باشد .

إنّا جعلنا فى أعنقهم أغللاً فهى إلى الأذقان فهم مقمحون

«ذقن» (مفرد «أذقان») به معناى چانه و «قمح» (ريشه «مقمحون») به معناى بلند كردن سر است. گفتنى است آيه شريفه در مقام تمثيل و تشبيهِ حالِ كافران و مشركانِ لجوجى است كه نمى خواستند هرگز ايمان بياورند.

68- تشبيه به ساختمان سربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 4 - 7

7 - مؤمنان در نبرد با دشمنان ، بايد منظم ، سازمان يافته و همچون بنايى ريخته شده از سرب ، استوار و نفوذناپذير باشند .

يقتلون . .. صفّ-ًا كأنّهم بنين مرصوص

«مرصوص» از ريشه «رصاص» (سرب) مشتق است. «بنيان مرصوص»; يعنى، بنايى كه با سرب استوار و محكم شده است.

69- تشبيه به سايه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 21 - 1

1 - ايمان چون سايه ، آرام بخش و فرح زا است و كفر چون بادِ داغ ، آزاردهنده و ناراحت كنند .

و لا الظلّ و لا الحرور

«ظلّ» به معناى سايه و «حرور» به معناى باد داغ است. گفتنى است در اين آيه، ايمان به سايه تشبيه شده است و كفر به باد داغ.

70- تشبيه به سپاه آماده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 75 - 2

2 - مشركان چونان سپاهى آماده به خدمت ، پشتيبانِ معبود هاى خويشند .

و هم لهم جند محضرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه ضمير «هم» به مشركان و ضمير «لهم» به معبودها باز گردد.

71- تشبيه به سراب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 1،3

1 - اعمال و رفتار كفرپيشگان ، همانند سرابى است در كوير كه تشنه به پندار آب به سراغ آن مى رود و چيزى به دست نمى آورد .

و الذين كفروا أعملهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا

3 - اعمال و رفتار كفرپيشگان ، چون سراب فريبنده است .

و الذين كفروا أعملهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا

72- تشبيه به سرهاى شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 65 - 1

1 - ميوه و ثمره درخت « زقّوم » ، در زشتى همانند سر هاى شيطان ها است .

طلعها كأنّه رءوس الشيطين

«طلع»، به معناى «ثمره» است.

73- تشبيه به سيلاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 7

7- حق در تشبيه مانند باران و سيلاب است و باطل همسان كف هاى پف كرده بر روى آن

أنزل من السماء ماء فسالت أودية بقدرها فاحتمل السيل زبدًا رابيًا . .. كذلك يضرب ا

74- تشبيه به شتر تشنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 55 - 1

1 - دوزخيان ( اصحاب شمال ) ، آب داغ و جوشان دوزخ را همچون شترى تشنه ، با حرص و ولع خواهند نوشيد .

فشربون شرب الهيم

«هيم» جمع «هيماء» است و «هيماء» به شتر تشنه گفته مى شود. تشبيه حالت دوزخيان به هنگام نوشيدن از آب داغ جهنم به شترِ تشنه، بيانگر مطلب ياد شده است.

75- تشبيه به شتر زرد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 33 - 1

1 - شراره هاى برخاسته از آتش دوزخ ، همانند شتران زرد رنگ است .

كأنّه جملت صفر

«جملات» جمع «جِمالة» است. «جمالة» يا جمع «جمل» (شتر) و يا اسم جمع است.

76- تشبيه به شريك ناسازگار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 5

5 - شباهت خدايان ادعايى شرك پيشگان ، به شريكان ناسازگار و سخت گير

ضرب اللّه مثلاً رجلاً فيه شركاء متشكسون

77- تشبيه به شناگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 3 - 5

5 - فرشتگان ، به هنگام قبض روح برخى از مردم ، بسان شناكنندگان ، وظيفه خود را به آرامى و با مدارا انجام مى دهند .

و السبحت سبحًا

در نظر برخى از اهل لغت، حركت در اعماق آب را، «عَوْم» و حركت روى آب و بدون فرورفتن را «سباحة» مى گويند(تاج العروس). تعبير «السابحات» - به قرينه «الناشطات» در آيه قبل - ناظر به حركت آرام ملائكه، در قبض روح مؤمن است كه به حركت در آب تشبيه شده است.

78- تشبيه به شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 29 - 8

8 - دوست ناباب ، چونان شيطان است .

يويلتى ليتنى لم أتّخذ فلانًا خليلاً . لقد أضلّنى عن الذكر... و كان الشيطن للإن

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه جمله «و كان الشيطان. ..» دنباله سخن ظالمان باشد و مقصود از «شيطان» ابليس نباشد; بلكه نامى باشد كه ظالمان براى دوستان ناباب و گمراه گر خود انتخاب كرده باشند; زيرا عمل گمراهى، كار شيطان است و هر كس چنين كارى را انجام دهد، همچون شيطان خواهد بود.

79- تشبيه به صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 46 - 1،2

1 - فاصله ولادت تا قيامت - در ديدگاه اهل محشر - فاصله اى ناچيز و همسان با عصر يك روز و يا وقت چاشت آن

كأنّهم . .. لم يلبثوا إلاّ عشيّة أو ضحها

مراد از «لَبْث» در «لم يلبثوا»، درنگى است كه در دنيا و برزخ رخ مى دهد. اين زمان گرچه زياد باشد، در مقايسه با آنچه انسان پس از حشر با آن مواجه خواهد شد، اندك است. براى «عشيّة» معانى متفاوتى ذكر شده است; از قبيل: «ظهر تا غروب»، «آخر روز» و «ظهر تا صبح فردا» (مصباح). «ضحى»; يعنى، گسترش نور خورشيد و پهناور شدن روز (مفردات راغب). اضافه «ضحى» به «عشيّة»، براى بيان اين نكته است كه مقدار صبح يا عصر از يك روز مراد است.

2 - فاصله قيامت و دنيا - هرچند طولانى باشد - در برابر عظمت حوادث قيامت ناچيز و بسان گذشت نيمروز از عمر دنيا است .

كأنّهم . .. لم يلبثوا إلاّ عشيّة أو ضحيها

مفاد «يرونها» ممكن است در ناچيز ديدن دوران گذشته، دخيل باشد; يعنى، ديدن قيامت و رخدادهاى آن، اين ذهنيت را در انسان ايجاد مى كند كه فاصله طولانى دنيا و برزخ، در نظر او اندك آيد.

80- تشبيه به طبيعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 53 - 9

9 - جان آدمى چونان جهان طبيعت ، سرشار از آيات الهى و شايسته تأمل و انديشه است .

سنريهم ءايتنا فى الأفاق و فى أنفسهم

81- تشبيه به طعمه مرغان شكارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 31 - 4

4 - مثل كسى كه به خدا شرك مىورزد ، مثل كسى است كه از آسمان فرو افتد و طعمه مرغان شكارى گردد .

و من يشرك باللّه فكأنّما خرّ من السماء فتخطفه الطير

«خرّ و خُرور» (مصدر «خرّ») به معنا سقوط و فرو افتادن است. «خرّ من السماء»; يعنى، از آسمان فرو افتاد. «خَطف» (مصدر «تخطف») نيز به معناى ربودن است. «خطفته الطير»; يعنى، پرنده او را ربود. بنابراين معناى جمله ياد شده چنين است: هر كس به خدا شرك بورزد، چنان است كه گويا از آسمان فرو افتاده و پرنده شكارى او را ربوده است. گفتنى است كه تشبيه در آيه فوق، از باب تشبيه معقول به محسوس است;يعنى، مشرك - كه با روگرداندن از خداى متعال و فرو افتادن در پاى بت ها، در واقع از اوج كمالات انسانى سقوط مى كند و در دام شيطان گرفتار مى شود - به كسى تشبيه شده است كه از آسمان فرو افتد و طعمه پرندگان شكارى شود.

82- تشبيه به طوفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 2 - 4

4 - فرشتگان وحى ، همچون طوفان با سرعت بسيار مأموريت خود را دنبال مى كردند .

فالعصفت عصفًا

«عاصفات» از نظر لغوى، به معناى تندبادها و طوفان ها است و اگر مقصود از آن، فرشتگان باشد، در اين كلام تشبيه و استعاره به كار رفته است.

83- تشبيه به طومار پيچيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 104 - 1

1- قيامت روزى است كه خداوند ، آسمان را هم چون پيچيدن طومارنامه ها ، در هم مى پيچد .

يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1- «طىّ» به معناى پيچيدن است. 2- «سجلّ» يا به معناى «كاتب» مى باشد كه در اين صورت اضافه «طىّ» به «سجلّ» اضافه مصدر به فاعل است و «لام» در «للكتب» براى اختصاص و يا براى تقويت عامل «طىّ» است و يا به معناى هر چيزى است كه در آن نوشته باشند. در اين صورت اضافه «طىّ» اضافه به مفعول است و «لام» در «للكتب» به معناى «من أجل» است.

84- تشبيه به عصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 46 - 1،2

1 - فاصله ولادت تا قيامت - در ديدگاه اهل محشر - فاصله اى ناچيز و همسان با عصر يك روز و يا وقت چاشت آن

كأنّهم . .. لم يلبثوا إلاّ عشيّة أو ضحها

مراد از «لَبْث» در «لم يلبثوا»، درنگى است كه در دنيا و برزخ رخ مى دهد. اين زمان گرچه زياد باشد، در مقايسه با آنچه انسان پس از حشر با آن مواجه خواهد شد، اندك است. براى «عشيّة» معانى متفاوتى ذكر شده است; از قبيل: «ظهر تا غروب»، «آخر روز» و «ظهر تا صبح فردا» (مصباح). «ضحى»; يعنى، گسترش نور خورشيد و پهناور شدن روز (مفردات راغب). اضافه «ضحى» به «عشيّة»، براى بيان اين نكته است كه مقدار صبح يا عصر از يك روز مراد است.

2 - فاصله قيامت و دنيا - هرچند طولانى باشد - در برابر عظمت حوادث قيامت ناچيز و بسان گذشت نيمروز از عمر دنيا است .

كأنّهم . .. لم يلبثوا إلاّ عشيّة أو ضحيها

مفاد «يرونها» ممكن است در ناچيز ديدن دوران گذشته، دخيل باشد; يعنى، ديدن قيامت و رخدادهاى آن، اين ذهنيت را در انسان ايجاد مى كند كه فاصله طولانى دنيا و برزخ، در نظر او اندك آيد.

85- تشبيه به علفهاى خشك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 31 - 4

4 - خشك شدن قوم ثمود ، همانند علف هاى خشك دامداران ، با يك صداى مهيب آسمانى

إنّا أرسلنا عليهم صيحة وحدة فكانوا كهشيم المحتظر

«هشيم» به گياه خشك و «محتظر» به كسى گفته مى شود كه براى دام آغل درست كند. بنابراين «هشيم المحتظر»; يعنى، علف خشكى كه دامدار براى دامش تهيه مى كند.

86- تشبيه به عنكبوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 41 - 1،2

1 - دوست گيرندگان غيرخدا ، همانند عنكبوت اند كه خانه اى بس سست و بى بنياد ، براى خود ساخته است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا

2 - انتخاب كنندگان ولىّ و كارسازى غير از خدا ، همانند عنكبوت اند كه براى خود خانه اى بى بنياد ، بنا كرده است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا

87- تشبيه به فرار گورخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 50 - 1

1 - كافران لجوج و پندناپذير ، همچون گورخران رميده اند .

كأنّهم حمر مستنفرة

«حمار» (مفرد «حمر») به معناى خر اهلى يا وحشى است (الصحاح); ولى مفسران آن را در آيه شريفه، از نوع وحشى دانسته اند كه در فارسى از آن به گورخر تعبير مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 51 - 1

1 - روى گردانى كافران ، از شنودن كلام بيداربخش و پندآموز قرآن ، همچون فرار گورخران از شير ژيان ، بسيار شديد بود .

فرّت من قسورة

«قسورة» اسم جامد و به معناى شير است و گاهى اسم جمع و در معناى شكارچيان تيرانداز استعمال مى شود. (الصحاح)

88- تشبيه به فراز از شير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 51 - 1

1 - روى گردانى كافران ، از شنودن كلام بيداربخش و پندآموز قرآن ، همچون فرار گورخران از شير ژيان ، بسيار شديد بود .

فرّت من قسورة

«قسورة» اسم جامد و به معناى شير است و گاهى اسم جمع و در معناى شكارچيان تيرانداز استعمال مى شود. (الصحاح)

89- تشبيه به فلز مذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 8،22

8- حق در تشبيه همانند فلزات گداخته شده و ذوب گشته است و باطل بسان كف هاى ايجاد شده بر روى آن

و مما يوقدون عليه فى النار . .. زبد مثله كذلك يضرب الله الحق و البطل

22- همانندى حق با آب فرود آمده از آسمان و نيز با فلزات ذوب شده و همسانى باطل با كف سيلاب ها و كف فلزات ذوب شده ، از ضرب المثل هاى قرآن است .

كذلك يضرب الله الحق و البطل . .. كذلك يضرب الله الأمثال

90- تشبيه به قرض الحسنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 26

26 - انفاق و صدقه ، به منزله قرض و وام دادن به خداوند است .

و أقرضوا اللّه

91- تشبيه به كاه خورده شده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 5 - 3

3 - بارش سنگ هاى پرندگان بر اصحاب فيل ، آنان را مانند كاه و خاشاك مرغزارى ساخت كه حيوانات در آن چرانده شده و ساقه هاى نرم شده گياهان آن ، بر زمين مانده باشد .

فجعلهم كعصف مأكول

«عصف»; يعنى، خاشاك گياهى كه خرد شده است (مفردات). توصيف آن به مأكول، به اعتبار خورده شدن مقدارى از آن، در چراى حيوانات است.

92- تشبيه به كران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 80 - 7،8

7 - كافران حق ناپذير ، چونان مردگانى ناشنوا و غيرقابل تفهيم

إنّك لاتسمع الموتى

8 - كفرپيشگان روى گردان از دلايل آشكار ، همچون ناشنوايان روى برتافته از راهنماى خويش

و لاتسمع الصمّ الدعا إذا ولّوا مدبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 5

5 - كسانى كه نتوانند از جنبندگان و شكل زندگى آنها به توانمندى خداوند پى ببرند، مانند كر و لالهايى فرو رفته در تاريكى هستند.

و ما من دابة فى الأرض . .. إلى ربهم يحشرون. و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظ

مقتضاى ارتباط بين آيه مورد بحث با آيه قبل مى تواند اين مضمون باشد كه همين آيات موجود در طبيعت براى هدايت كافى است و كسانى كه نتوانند از همين آيات توانمندى خداوند را (إن اللّه قادر على ان ينزل) دريابند، كر و لالهايى ظلمت زده هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 42 - 2،5

2 - مشركانى كه قرآن را از زبان پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى شنيدند و به آن ايمان نمى آوردند مانند كسانى هستند كه از حس شنوايى محروم و از نيروى عقل و انديشه بى بهره اند .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

5 - مردمى كه به آيات قرآن گوش فرادهند و به آن ايمان نياورند ، مانند كسانى هستند كه از حس شنوايى محروم و از قوه عاقله بى نصيبند .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

93- تشبيه به كشتزار پرمحصول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 33

33- تشبيه پيامبراسلام و ياران آن حضرت در انجيل ، به زراعتى شكوفا ، پرحاصل و شگفت انگيز

و مثلهم فى الإنجيل كزرع أخرج شطه فازره

«كزرع. ..» خبر براى «مثلهم فى الإنجيل» است.

94- تشبيه به كف سيلاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 4،7،22

4- فلزات گداخته شده در كوره هاى آتش ، كفهايى همانند كف هاى سيلاب از خود ايجاد مى كنند .

و مما يوقدون عليه فى النار . .. زبد مثله

«من» در «مما يوقدون» نشويه است. «ايقاد» (مصدر يوقدون) به معناى شعلهور ساختن آتش مى باشد. مراد از «ما» به قرينه «حلية» و «متاع» فلزاتى نظير طلا، نقره، مس و ... است. «فى النار» حال مؤكّده مى باشد. بنابراين «يوقدون ...» ; يعنى، و حاصل مى شود از فلزاتى كه آتش بر آن برافروزند (آن را ذوب كنند) كفى مانند كف سيلاب.

7- حق در تشبيه مانند باران و سيلاب است و باطل همسان كف هاى پف كرده بر روى آن

أنزل من السماء ماء فسالت أودية بقدرها فاحتمل السيل زبدًا رابيًا . .. كذلك يضرب ا

22- همانندى حق با آب فرود آمده از آسمان و نيز با فلزات ذوب شده و همسانى باطل با كف سيلاب ها و كف فلزات ذوب شده ، از ضرب المثل هاى قرآن است .

كذلك يضرب الله الحق و البطل . .. كذلك يضرب الله الأمثال

95- تشبيه به كف فلز مذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 8،22

8- حق در تشبيه همانند فلزات گداخته شده و ذوب گشته است و باطل بسان كف هاى ايجاد شده بر روى آن

و مما يوقدون عليه فى النار . .. زبد مثله كذلك يضرب الله الحق و البطل

22- همانندى حق با آب فرود آمده از آسمان و نيز با فلزات ذوب شده و همسانى باطل با كف سيلاب ها و كف فلزات ذوب شده ، از ضرب المثل هاى قرآن است .

كذلك يضرب الله الحق و البطل . .. كذلك يضرب الله الأمثال

96- تشبيه به كور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 9 - 1

1 - مردمى كه ايمان نياورند و محكوم به عذاب الهى گردند ، مانند كسانى اند كه سدّى بلند در پيش رو و پشت سرشان نهاده شده و بر ديدگانشان پرده اى افكنده شده كه هيچ چيز نبينند .

و جعلنا من بين أيديهم سدًّا

تنكير «سدّاً» براى تعظيم است و به قرينه «فأغشيناهم»، مقصود از آن، سدّى بلند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 18 - 1

1 - منافق ر ها شده در ظلمت و گمراهى بسان شخص كر و لال و نابيناست .

تركهم فى ظلمت لايبصرون. صم بكم عمى

صم، بكم و عمى به ترتيب: جمع أصم (كر)، أبكم (لال) و أعمى (كور) است. كلمات ياد شده خبر براى مبتداى محذوف، يعنى ضمير «هم» است كه به توصيف شدگان در آيه قبل (منافقان رها شده در ظلمت) بر مى گردد.

97- تشبيه به كوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 43 - 6،7

6 - خداوند ، از بالا و از ابر يخ زده - كه به كوه مى ماند - تگرگ فرو مى ريزد .

و ينزّل من السماء من جبال فيها من برد

«من جبال» بدل از «من السماء» و براى تشبيه كردن ابرها، به كوه ها است; همان گونه كه تشبيه اشياى بزرگ و با عظمت به كوه، بسيار معمول است; مانند كوه علم و. ... «بَرَد» نيز به معناى تگرگ است.

7 - در فضا ، انبوهى از ابر هاى يخ زده همچون كوه ، وجود دارد .

و ينزّل من السماء من جبال فيها من برد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 63 - 7

7 - شكافته شدن دريا با عصاى موسى و تقسيم شدن آب هاى آن به دو ديوار ; چون دو كوه بزرگ

فانفلق فكان كلّ فرق كالطود العظيم

فعل «كان» در اين جا به معناى «صار» است. «فرق» نيز معادل قطعه (پاره) و «طود» مرادف «جبل» (كوه) است. بنابراين «كان كلّ فرق...»; يعنى، هر پاره اى از آب دريا، مانند كوهى بزرگ شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 24 - 1

1 - حركت كشتى هاى كوه پيكر در دريا ها ، به تدبير و اراده الهى

و له الجوار المنشات فى البحر كالأعلم

«جوارى» (جمع «جارية»)به معناى كشتى ها و «أعلام» (جمع «علم») به معناى كوه ها است.

98- تشبيه به كوه صعب العبور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 11 - 1

1 - انجام دادن بعضى از كار هاى نيك ، دشوار و بسان افكندن خويش در يك راه كوهستانى و گردنه هاى صعب العبور است .

فلااقتحم العقبة

«اقتحام»; يعنى، بين كارى سخت و هولناك قرار گرفتن (مفردات). زمانى كه شخص بدون فحص و بررسى خود را در ماجرايى بزرگ بيفكند، گفته مى شود: «إقْتَحَمَ» (نهايه ابن اثير). راه دشوارى كه در كوه قرار دارد، «عقبة» ناميده مى شود (مفردات) و نيز «عقبة» به مسير صعب العبورى گفته مى شود كه از آن بر كوه بالا روند (قاموس). اين راه از آن جهت «عقبة» ناميده مى شود كه راه پيمايان، بايد در آن پشت سر هم و به يك ستون حركت كنند.

99- تشبيه به گمشده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 3 - 12

12 - انسان در اين جهان ، همچون رونده اى گم كرده راه و دين راهى است درست ، و دينداران مردمى راه يافته اند .

إنّا هدينه السبيل إمّا شاكرًا و إمّا كفورًا

100- تشبيه به گهواره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 53 - 1

1 - قرار دادن زمين ، همانند گاهواره اى براى آرامش و آسايش انسان ، پرتويى از ربوبيت خداوند است .

الذى جعل لكم الأرض مهدًا

«مهد» جايگاهى است كه براى طفل آماده مى كنند (گهواره)، در آيه شريفه، زمين به گهواره اى كه طفل در آن مى آرمد، تشبيه شده است.

101- تشبيه به گياه خاردار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 6 - 4

4 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : الضريع شئ يكون فى النار يشبه الشَّوْكَ أمرّ من الصَّبِر و أنتن من الجيفة و أشدّ حرّاً من النار ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: ضريع چيزى است در آتش [جهنم] كه به بوته خاردار شباهت دارد و تلخ تر از صَبِر (عصاره گياهى تلخ) و متعفّن تر از مردار و داغ تر از آتش است».

102- تشبيه به گياهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 11

11 - حيات دنيا ، همچون رستنى هاى كشتزار ، فريبا و ناپايدار است .

اعلموا أنّما الحيوة الدنيا . .. كمثل غيث أعجب الكفّار نباته ... ثمّ يكون حطمًا

103- تشبيه به لباس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 47 - 1

1 - آفرينش شب ، همچون لباس و پوشش ، تنها به قدرت خدا است .

و هو الذى جعل لكم الّيل لباسًا

جمله «و هو الذى جعل لكم الليل لباساً» براى حصر است و از نوع حصر إفرادى است; يعنى، تنها خدا شب را همچون پوشش

براى انسان قرار داد; نه قدرتى ديگر. گفتنى است در اين جمله، شب به لباس و پوشش تشبيه شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 10 - 1

1 - تاريكى شب - بسان لباسى پوشيده بر موجودات - با مستور ساختن آنها از ديد انسان ، مانع تلاش و فعاليت بيش از حد او است .

و جعلنا الّيل لباسًا

تقابل اين آيه و آيه بعد - كه روز را زمان تلاش براى زندگى دانسته است - بيانگر برداشت ياد شده است.

104- تشبيه به محتضر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 19 - 4

4 - منافقان مدينه ، از شدت ترس از جنگ ، شبيه محتضر مى شدند .

فإذا جاء الخوف رأيتهم ينظرون إليك تدور أعينهم كالذى يغشى عليه من الموت

105- تشبيه به محسوسات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 21

21- تشبيه حقايق به امور محسوس و آوردن مثل براى آنها از شيوه هاى قرآن

كذلك يضرب الله الأمثال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 45 - 2

2- بهره بردن از تمثيل در تبليغ و محسوس ساختن مفاهيم ارزشى براى توده ها ، از روش هاى مورد استفاده قرآن است .

واضرب لهم مثل الحيوة الدنيا كماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 11 - 10

10- معارف دين در زمينه مسائل و مصاديق « غيب » ، داراى مثال هاى عينى در جهان محسوس

و أحيينا به . .. كذلك الخروج

مسأله معاد از امور غيبى است; يعنى، حقيقت آن اكنون بر بشر نامعلوم است. ولى خداوند براى نزديك كردن اين معرفت غيبى به

ذهن بشر، نمونه هاى مثالى از آن را در جهان طبيعت قرار داده است تا راه درك آن را هموارتر سازد.

106- تشبيه به مرجان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 58 - 1

1 - حوريان بهشتى ، موجوداتى زيبا و جذاب همچون ياقوت و مرجان

كأنّهنّ الياقوت و المرجان

107- تشبيه به مردگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 80 - 7

7 - كافران حق ناپذير ، چونان مردگانى ناشنوا و غيرقابل تفهيم

إنّك لاتسمع الموتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 22 - 7

7 - كافران لجوج ، مانند مردگان در قبر ها ، از شنيدن سخن حق ناتوان بوده و هيچ راهى براى هدايتشان نيست .

و ما أنت بمسمع من فى القبور

در اين آيه كافران لجوج و حق ناپذير صدراسلام درمكه، به مردگان در قبرها تشبيه شده اند كه هيچ راهى براى هدايتشان نيست و آنان نيز هيچ زمينه اى براى پذيرش ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 9 - 4

4 - تشبيه خطاپيشگان در قيامت ، به جان باختگانى كه تحمّل مرگ آنان براى مادرشان هلاكت آفرين است . *

فأُمّه هاوية

فعل «هوى» در معانى مختلفى - از جمله «سَقَطَ» و «مات» - به كار رفته است (قاموس). بنابر معناى دوم، كلمه «هاوية»، به معناى «هالكة» خواهد بود نسبت دادن هلاكت به مادر كسى كه ميزان اعمال او سبك است، كنايه از عظمت سختى هاى وارد بر وى است; به گونه اى كه در آن موارد، مادران تاب تحمّل چنين وضعى را براى فرزند خود نداشته و هلاك خواهند شد. در اين صورت مرجع ضمير «هى» در آيه بعد، عنوان «داهية» (مصيبت بزرگ) خواهد بود كه مفاد جمله «فأُمّه هاوية» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 36 - 3

3 - كسانى كه آيات الهى و دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را ناشنيده مى انگارند، مردگانى متحركند.

إنما يستجيب الذين يسمعون و الموتى يبعثهم اللّه

به كار رفتن كلمه «الموتى» در برابر «الذين يسمعون» حاكى از آن است كه آن دسته كه در برابر دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به گونه اى رفتار مى كنند كه گويا اصلاً چيزى نشنيده اند، مرده دلانى هستند كه كلمه «الموتى» در خور آنان است.

108- تشبيه به مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 42 - 7

7 - خواب ، پديده اى شبيه به مرگ

اللّه يتوفّى الأنفس حين موتها و الّتى لم تمت فى منامها

كاربرد «توفّى» در مورد خواب انسان، به مانند كاربرد آن در مورد مرگ او، ناظر به شباهت مرگ و خواب مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 9 - 4

4 - خواب براى انسان ، نوعى مرگ است .

و جعلنا نومكم سباتًا

فعل «سُبِتَ» علاوه بر معناى «بى هوش شد»، به معناى «مُرد» نيز استعمال مى شود (مصباح). بنابراين، احتمال مى رود كه «سبات» به معناى مرگ باشد.

109- تشبيه به مرواريد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 24 - 3

3 - خدمت كاران بهشتى ، چونان مرواريد هاى نهفته در صدف

غلمان لهم كأنّهم لؤلؤ مكنون

110- تشبيه به مرواريد پراكنده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 19 - 6

6 - جوانكان خدمت گزار ابرار در بهشت ، چون مرواريد پراكنده اند .

و يطوف عليهم ولدن مخلّدون إذا رأيتهم حسبتهم لؤلؤًا منثورًا

إذا رأيتهم حسبتهم لؤلؤًا منثورًا

111- تشبيه به مرواريد پنهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 23 - 1

1 - حوران بهشتى ، در نهايت صفا و طراوت همچون مرواريد نهفته در صدف

و حور عين . كأمثل اللؤلؤ المكنون

112- تشبيه به مس مذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 17

17- آب هاى غليظ و گداخته ، بسان گدازه مس ، پاسخى براى استغاثه و آب طلبى كافران در دوزخ است .

و إن يستغيثوا يغاثوا بماء كالمهل

«مهل» به معناى «درده روغن» و نيز «مس گداخته» است (مقاييس اللغة) و نيز به «خونابه اى كه از لاشه مردار بيرون آيد» گفته مى شود. (قاموس) وصف آنان با عبارت «يشوى الوجوه» با معناى «مس گداخته» سازگارتر است.

113- تشبيه به مست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 2 - 12

12- بيم و هراس مردم در عرصه محشر ، به اندازه اى است كه آنان هچون مردم مى خورده و مست ، عقل و هوش خود را از كف خواهند داد .

و ترى الناس سكرى و ما هم بسكرى

114- تشبيه به ملخ هاى پراكنده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 7 - 4

4 - منظره رستاخيز آدميان ، همچون منظره ملخ هاى پراكنده بر پهنه زمين

يخرجون من الأجداث كأنّهم جراد منتشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 4 - 3

3 - تشبيه وضع انسان ها در قيامت ، به انبوه ملخ هاى پراكنده *

يوم يكون الناس كالفراش المبثوث

برداشت ياد شده، ناظر به اين احتمال است كه فَراش - چنان كه فرّاء گفته است - به معناى ملخ هايى باشد كه بر زمين گسترده شده، درهم مى لولند. گفتنى است كه اين معنا، تنها از فرّاء نقل شده است.

115- تشبيه به مواد آلوده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 45 - 1

1- ثمره درخت زقوم ، چونان موادى آلوده و مذاب و جوشان در درون دوزخيان

إنّ شجرت الزقّوم . طعام الأثيم . كالمهل يغلى فى البطون

در معناى «مُهل»، برخى به آلودگى و عده اى به مذاب بودن آن اشاره كرده اند.

116- تشبيه به مواد مذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 45 - 1

1- ثمره درخت زقوم ، چونان موادى آلوده و مذاب و جوشان در درون دوزخيان

إنّ شجرت الزقّوم . طعام الأثيم . كالمهل يغلى فى البطون

در معناى «مُهل»، برخى به آلودگى و عده اى به مذاب بودن آن اشاره كرده اند.

117- تشبيه به مورچه ريز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 7 - 2

2 - كار هاى خير ، هر چند به وزن مورچه اى ريز و يا ذرّات معلق در هوا باشد ، باقى مانده ، در قيامت بر انسان عرضه خواهد شد .

فمن يعمل مثقال ذرّة خيرًا يره

«مثقال»; يعنى، وسيله اى كه با آن، وزن چيزى سنجيده شود (مفردات). «ذرّة» (مفرد «ذرّ») به معناى كوچك ترين نوع مورچه است (صحاح اللغة). برخى آن را يك صدم وزن «جو» دانسته و برخى گفته اند: مراد ذرّاتى است كه در شعاع خورشيد، مشاهده مى شود. (لسان العرب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 8 - 2

2 - كار هاى ناروا ، هر چند به وزن مورچه ريز و يا ذرّات معلق در هوا باشد ، باقى مانده ، در قيامت بر انسان عرضه خواهد شد .

و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره

118- تشبيه به موضعگيرى كافران پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 81 - 1

1 - موضع گيرى كافران رفاه زده عصر بعثت ، در برابر رهنمود هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند موضع گيرى كافران پيشين در برابر رهنمود هاى پيامبرانشان

بل قالوا مثل ما قال الأوّلون

119- تشبيه به موقعيت فرهنگى اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 13 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور تشبيه كردن وضعيت فرهنگى و دينى مردم مكه ، به وضعيت مردمى همانند آنان در طول تاريخ

و اضرب لهم مثلاً أصحب القرية

«مَثَل» گاهى در معناى شبيه و مانند به كار مى رود كه در اين صورت معناى آيه چنين خواهد بود: اى پيامبر! براى وضعيت مردم مكه، شبيه و مانندى از تاريخ (اصحاب قريه) بياور. و گاهى به معناى خبر است; يعنى، اى پيامبر! براى مردم مكه خبر و داستان اصحاب قريه را نقل كن تا مردم از اين داستان عبرت گيرند. گفتنى است برداشت ياد شده براساس معناى نخست است.

120- تشبيه به مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 70 - 7

7 - مؤمنان ، انسان هاى زنده دل و برخوردار از حيات واقعى و معقول ، و كافران ( چونان مردگان ) محروم از آن

لينذر من كان حيًّا و يحقّ القول على الكفرين

برداشت ياد شده از ارتباط ميان صدر و ذيل آيه شريفه; يعنى، به قرينه مقابله ميان انسان هاى زنده و كافران، به دست مى آيد.

121- تشبيه به مهتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 3 - 12

12 - انسان در اين جهان ، همچون رونده اى گم كرده راه و دين راهى است درست ، و دينداران مردمى راه يافته اند .

إنّا هدينه السبيل إمّا شاكرًا و إمّا كفورًا

122- تشبيه به مهمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 24 - 3

3 - اهل بهشت ، همچون مهمانان گرامى ، مورد پذيرايى قرار خواهند گرفت .

كلوا و اشربوا هنيئًا

جمله «كلوا و اشربوا هنيئاً» مقول قول محذوف است و تقدير آن چنين است: «يقال للذين يؤتون كتبهم بأيمانهم كلوا و اشربوا هنيئاً». اين تعبير درباره مهمانان به كار مى رود.

123- تشبيه به نقره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 16 - 2

2 - قدح ها و كوزه هاى بهشتيان ( ابرار و . . . ) ، در صفا و شفافيت ، مانند شيشه و بلور و در سفيدى و زيبايى ، همچون نقره است .

كانت قواريرَا . قواريرَا من فضّة

برخى از مفسران، اين آيه را از باب تشبيه بليغ دانسته اند; نه اين كه ظرف هاى مورد استفاده بهشتيان، حقيقتاً از جنس شيشه و در عين حال نقره است.

124- تشبيه به نگاه محتضر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 20 - 8

8- نگاه بيماردلان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پس از نزول آيات جهاد ، نگاهى وحشت زده و محتضرگونه

ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت

125- تشبيه به نور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 20 - 2

2 - ايمان چون نور ، مايه هدايت و روشنايى و كفر ، همچون ظلمت ، مايه گمراهى و تاريك بينى

و لا الظلمت و لا النور

126- تشبيه به واريسيدن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 92 - 1

1- شكستن عهد و پيمان قطعى ، همانند گسستن رشته اى است ، پس از بافتن محكم آن

أوفوا بعهد الله . .. و لاتنقضوا ... و لاتكونوا كالتى نقضت غزلها من بعد قوّة أنك-

127- تشبيه به ولادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 7

7- انسان ها ، مانند زمان تولد ، فاقد هرگونه مال و فرزند و عنوان و اعتبار ، در صحنه قيامت حضور خواهند يافت .

لقد جئتمونا كما خلقنكم أوّل مرّة

تشبيه حضور انسان ها در قيامت به زمان تولد آنان، ممكن است از جهت همراه نداشتن امكانات مادّى و خالى بودن از هرگونه عنوان و اعتبار باشد.

128- تشبيه به ياقوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 58 - 1

1 - حوريان بهشتى ، موجوداتى زيبا و جذاب همچون ياقوت و مرجان

كأنّهنّ الياقوت و المرجان

129- تشبيه بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 24 - 3

3 - اهل بهشت ، همچون مهمانان گرامى ، مورد پذيرايى قرار خواهند گرفت .

كلوا و اشربوا هنيئًا

جمله «كلوا و اشربوا هنيئاً» مقول قول محذوف است و تقدير آن چنين است: «يقال للذين يؤتون كتبهم بأيمانهم كلوا و اشربوا هنيئاً». اين تعبير درباره مهمانان به كار مى رود.

130- تشبيه جامهاى بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 16 - 2

2 - قدح ها و كوزه هاى بهشتيان ( ابرار و . . . ) ، در صفا و شفافيت ، مانند شيشه و بلور و در سفيدى و زيبايى ، همچون نقره است .

كانت قواريرَا . قواريرَا من فضّة

برخى از مفسران، اين آيه را از باب تشبيه بليغ دانسته اند; نه اين كه ظرف هاى مورد استفاده بهشتيان، حقيقتاً از جنس شيشه و در عين حال نقره است.

131- تشبيه جسد قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 20 - 2

2 - اجساد قوم عاد ، پس از عذاب ، همانند نخل هاى ريشه كن شده از اعماق خاك

تنزع الناس كأنّهم أعجاز نخل منقعر

«عجز» (مفرد «أعجاز»)به معناى تنه و «منقعر» به معناى كنده شده از ريشه است (مختارالصحاح).

132- تشبيه جوشش درخت زقوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 46 - 1

1- جوشش زقّوم ، در درون دوزخيان ، چونان جوشش آب هاى داغ

كغلى الحميم

133- تشبيه جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 55 - 1

1 - دوزخيان ( اصحاب شمال ) ، آب داغ و جوشان دوزخ را همچون شترى تشنه ، با حرص و ولع خواهند نوشيد .

فشربون شرب الهيم

«هيم» جمع «هيماء» است و «هيماء» به شتر تشنه گفته مى شود. تشبيه حالت دوزخيان به هنگام نوشيدن از آب داغ جهنم به شترِ تشنه، بيانگر مطلب ياد شده است.

134- تشبيه حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 7،8،22

7- حق در تشبيه مانند باران و سيلاب است و باطل همسان كف هاى پف كرده بر روى آن

أنزل من السماء ماء فسالت أودية بقدرها فاحتمل السيل زبدًا رابيًا . .. كذلك يضرب ا

8- حق در تشبيه همانند فلزات گداخته شده و ذوب گشته است و باطل بسان كف هاى ايجاد شده بر روى آن

و مما يوقدون عليه فى النار . .. زبد مثله كذلك يضرب الله الحق و البطل

22- همانندى حق با آب فرود آمده از آسمان و نيز با فلزات ذوب شده و همسانى باطل با كف سيلاب ها و كف فلزات ذوب شده ، از ضرب المثل هاى قرآن است .

كذلك يضرب الله الحق و البطل . .. كذلك يضرب الله الأمثال

135- تشبيه حقايق غيبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 11 - 10

10- معارف دين در زمينه مسائل و مصاديق « غيب » ، داراى مثال هاى عينى در جهان محسوس

و أحيينا به . .. كذلك الخروج

مسأله معاد از امور غيبى است; يعنى، حقيقت آن اكنون بر بشر نامعلوم است. ولى خداوند براى نزديك كردن اين معرفت غيبى به

ذهن بشر، نمونه هاى مثالى از آن را در جهان طبيعت قرار داده است تا راه درك آن را هموارتر سازد.

136- تشبيه حورالعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 58 - 1

1 - حوريان بهشتى ، موجوداتى زيبا و جذاب همچون ياقوت و مرجان

كأنّهنّ الياقوت و المرجان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 23 - 1

1 - حوران بهشتى ، در نهايت صفا و طراوت همچون مرواريد نهفته در صدف

و حور عين . كأمثل اللؤلؤ المكنون

137- تشبيه خدمتكاران بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 24 - 3

3 - خدمت كاران بهشتى ، چونان مرواريد هاى نهفته در صدف

غلمان لهم كأنّهم لؤلؤ مكنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 19 - 6

6 - جوانكان خدمت گزار ابرار در بهشت ، چون مرواريد پراكنده اند .

و يطوف عليهم ولدن مخلّدون إذا رأيتهم حسبتهم لؤلؤًا منثورًا

إذا رأيتهم حسبتهم لؤلؤًا منثورًا

138- تشبيه خطاكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 9 - 4

4 - تشبيه خطاپيشگان در قيامت ، به جان باختگانى كه تحمّل مرگ آنان براى مادرشان هلاكت آفرين است . *

فأُمّه هاوية

فعل «هوى» در معانى مختلفى - از جمله «سَقَطَ» و «مات» - به كار رفته است (قاموس). بنابر معناى دوم، كلمه «هاوية»، به معناى «هالكة» خواهد بود نسبت دادن هلاكت به مادر كسى كه ميزان اعمال او سبك است، كنايه از عظمت سختى هاى وارد بر وى است; به گونه اى كه در آن موارد، مادران تاب تحمّل چنين وضعى را براى فرزند خود نداشته و هلاك خواهند شد. در اين صورت مرجع ضمير «هى» در آيه بعد، عنوان «داهية» (مصيبت بزرگ) خواهد بود كه مفاد جمله «فأُمّه هاوية» است.

139- تشبيه خلقت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 28 - 1

1 - آفرينش نخستين انسان ها و زنده كردن مجدد آنان پس از مرگ ، براى خداوند همانند آفريدن يك تَن است .

ما خلقكم و لابعثكم إلاّ كنفس وحدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 17 - 1

1 - خداوند ، انسان را همچون نباتات از زمين آفريده است .

و اللّه أنبتكم من الأرض نباتًا

140- تشبيه خواب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 42 - 7

7 - خواب ، پديده اى شبيه به مرگ

اللّه يتوفّى الأنفس حين موتها و الّتى لم تمت فى منامها

كاربرد «توفّى» در مورد خواب انسان، به مانند كاربرد آن در مورد مرگ او، ناظر به شباهت مرگ و خواب مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 9 - 4

4 - خواب براى انسان ، نوعى مرگ است .

و جعلنا نومكم سباتًا

فعل «سُبِتَ» علاوه بر معناى «بى هوش شد»، به معناى «مُرد» نيز استعمال مى شود (مصباح). بنابراين، احتمال مى رود كه «سبات» به معناى مرگ باشد.

141- تشبيه خوردنيهاى جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 6 - 4

4 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : الضريع شئ يكون فى النار يشبه الشَّوْكَ أمرّ من الصَّبِر و أنتن من الجيفة و أشدّ حرّاً من النار ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: ضريع چيزى است در آتش [جهنم] كه به بوته خاردار شباهت دارد و تلخ تر از صَبِر (عصاره گياهى تلخ) و متعفّن تر از مردار و داغ تر از آتش است».

142- تشبيه خورشيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 16 - 1

1 - خداوند ، ماه را نورانى و خورشيد را همچون چراغ فروزنده آفريد .

و جعل القمر فيهنّ نورًا و جعل الشمس سراجًا

143- تشبيه درخت زقوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 45 - 1

1- ثمره درخت زقوم ، چونان موادى آلوده و مذاب و جوشان در درون دوزخيان

إنّ شجرت الزقّوم . طعام الأثيم . كالمهل يغلى فى البطون

در معناى «مُهل»، برخى به آلودگى و عده اى به مذاب بودن آن اشاره كرده اند.

144- تشبيه درخواست از معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 14 - 6

6- مَثَل درخواست كننده از خدايان دروغين مثل تشنه اى است كه از راه دور دستان خود را به طرف آب دراز مى كند تا آب ، خود به كام او برسد كه هرگز چنين نمى شود .

إلاّ كبسط كفيه إلى الماء ليبلغ فاه و ما هو ببلغه

برخى عبارت «إلاّ كبسط» را استثنا از استجابت گرفته اند و گفته اند تقدير كلام چنين است: «لايستجيبون بشىء من الأستجابة إلاّ استجابة كإستجابة الماء لباسط كفيه إلى الماء». و برخى آن را استثنا از «الذين يدعون» دانسته اند و گفته اند تقدير كلام

چنين مى شود: «الذين يدعون من دونه ليسوا إلاّ كباسط كفيه إلى الماء». قابل ذكر است كه ضمير در «ليبلغ» به «الماء» و ضمير در «فاه» (دهانش) به «باسط» برمى گردد. و ضمير «هو» به «الماء» و ضمير در «ببالغه» به «فاه» ارجاع مى شود.

145- تشبيه دوستان بد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 29 - 8

8 - دوست ناباب ، چونان شيطان است .

يويلتى ليتنى لم أتّخذ فلانًا خليلاً . لقد أضلّنى عن الذكر... و كان الشيطن للإن

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه جمله «و كان الشيطان. ..» دنباله سخن ظالمان باشد و مقصود از «شيطان» ابليس نباشد; بلكه نامى باشد كه ظالمان براى دوستان ناباب و گمراه گر خود انتخاب كرده باشند; زيرا عمل گمراهى، كار شيطان است و هر كس چنين كارى را انجام دهد، همچون شيطان خواهد بود.

146- تشبيه دينداران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 3 - 12

12 - انسان در اين جهان ، همچون رونده اى گم كرده راه و دين راهى است درست ، و دينداران مردمى راه يافته اند .

إنّا هدينه السبيل إمّا شاكرًا و إمّا كفورًا

147- تشبيه رسالت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 30 - 2

2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) در رسالت و تلقّى وحى همانند پيامبران امت هاى پيشين و برخورد امتش با وى همسان برخورد امت هاى پيشين با پيامبران خويش

كذلك أرسلنك فى أُمّة قد خلت من قبلها أمم لتتلوا عليهم الذى أوحينا إليك

تشبيه در جمله «كذلك أرسلناك . ..» مقتضى مشبه، مشبه به و وجه شبه مى باشد. گفته شده مشبّه «ارسال پيامبر در امت خويش»، مشبه به «ارسال پيامبران در امتهاى گذشته» و وجه شبه «حقايقى است كه از آيات قبل و نيز آيه مورد بحث مى توان استفاده كرد». از آن حقايق است نفس رسالت، تلقى وحى، وظيفه پيامبرى، هدف ارسال (لتتلوا عليهم ...)، برخورد امتها، سرنوشت ايشان، سنت خداوند در امر هدايت و اضلال مردم پس از ارسال پيامبران (قل إن الله يضل من يشاء و يهدى إليه من أناب) و ... .

148- تشبيه زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 53 - 1

1 - قرار دادن زمين ، همانند گاهواره اى براى آرامش و آسايش انسان ، پرتويى از ربوبيت خداوند است .

الذى جعل لكم الأرض مهدًا

«مهد» جايگاهى است كه براى طفل آماده مى كنند (گهواره)، در آيه شريفه، زمين به گهواره اى كه طفل در آن مى آرمد، تشبيه شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 12 - 4

4 - شباهت و همانندى كره زمين با آسمان ها ، در تركيبات ، خصوصيات و قوانين حاكم بر آنها

اللّه الذى خلق سبع سموت و من الأرض مثلهنّ

مفسران درباره وجه شبه در اين آيه (تشبيه زمين به آسمان)، دو احتمال داده اند: 1- شباهت و همانندى از نظر تركيبات، خصوصيات و قوانين حاكم بر آنها (احتمال برگزيده در برداشت بالا); 2- شباهت از نظر عدد; يعنى، كره زمين مانند آسمان هفت تا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 30 - 2

2 - زمين ، همچون گوى پرتاب شده در فضا است . *

دحيها

يكى از معانى «دحو»، بازى با پرتاب سنگ، گردو و . .. به سوى حفره اى است كه از پيش به همين منظور حفر شده است. آن حفره را «اُدحيّه» و سنگ را «مِدحاة» مى نامند (لسان العرب). بر اين اساس جمله «دحاها»، حاكى از پرتاب شدن زمين در فضا است.

149- تشبيه زندگى دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 11

11 - حيات دنيا ، همچون رستنى هاى كشتزار ، فريبا و ناپايدار است .

اعلموا أنّما الحيوة الدنيا . .. كمثل غيث أعجب الكفّار نباته ... ثمّ يكون حطمًا

150- تشبيه ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 16 - 2

2 - سوگند خداوند ، به ستارگان متحرك كه مسير خود را طى كرده و مانند رفتن حيوانات غير اهلى به مخفيگاه خود ، از نظر ها محو مى گردند .

الجوار الكنّس

«كُنّس» جمع «كانِس» است و آن چيزى است كه پنهان مى شود. اين كلمه از ريشه «كَنَسَ الظبى» گرفته شده است; يعنى، آهو خود را در «كِناس» (پناهگاه) خود پنهان ساخت و استتار كرد. (نهايه ابن اثير)

151- تشبيه شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 47 - 1

1 - آفرينش شب ، همچون لباس و پوشش ، تنها به قدرت خدا است .

و هو الذى جعل لكم الّيل لباسًا

جمله «و هو الذى جعل لكم الليل لباساً» براى حصر است و از نوع حصر إفرادى است; يعنى، تنها خدا شب را همچون پوشش براى انسان قرار داد; نه قدرتى ديگر. گفتنى است در اين جمله، شب به لباس و پوشش تشبيه شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 10 - 1

1 - تاريكى شب - بسان لباسى پوشيده بر موجودات - با مستور ساختن آنها از ديد انسان ، مانع تلاش و فعاليت بيش از حد او است .

و جعلنا الّيل لباسًا

تقابل اين آيه و آيه بعد - كه روز را زمان تلاش براى زندگى دانسته است - بيانگر برداشت ياد شده است.

152- تشبيه شرور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 2 - 6

6 - تشبيه رهايى از شرور ، به شكافتن تاريكى

قل أعوذ بربّ الفلق . من شرّ ما خلق

تشبيه شعله آتش جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 33 - 1

1 - شراره هاى برخاسته از آتش دوزخ ، همانند شتران زرد رنگ است .

كأنّه جملت صفر

«جملات» جمع «جِمالة» است. «جمالة» يا جمع «جمل» (شتر) و يا اسم جمع است.

153- تشبيه صحابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 33

33- تشبيه پيامبراسلام و ياران آن حضرت در انجيل ، به زراعتى شكوفا ، پرحاصل و شگفت انگيز

و مثلهم فى الإنجيل كزرع أخرج شطه فازره

«كزرع. ..» خبر براى «مثلهم فى الإنجيل» است.

154- تشبيه صدقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 26

26 - انفاق و صدقه ، به منزله قرض و وام دادن به خداوند است .

و أقرضوا اللّه

155- تشبيه طلوع ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 16 - 3

3 - بعضى از اختران در طلوع ، حركت و غروب خود ، شبيه آهوان پنهانى هستند كه ظاهر شده و با حركت به سمت مخفيگاه خود ، ناپديد شوند .

بالخنّس . الجوار الكنّس

توصيف ستارگان با وصف «كُنّس» - كه از اوصاف آهوان است - تشبيه بديع و استعاره است.

156- تشبيه عمل خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 7 - 2

2 - كار هاى خير ، هر چند به وزن مورچه اى ريز و يا ذرّات معلق در هوا باشد ، باقى مانده ، در قيامت بر انسان عرضه خواهد شد .

فمن يعمل مثقال ذرّة خيرًا يره

«مثقال»; يعنى، وسيله اى كه با آن، وزن چيزى سنجيده شود (مفردات). «ذرّة» (مفرد «ذرّ») به معناى كوچك ترين نوع مورچه است (صحاح اللغة). برخى آن را يك صدم وزن «جو» دانسته و برخى گفته اند: مراد ذرّاتى است كه در شعاع خورشيد، مشاهده مى شود. (لسان العرب)

157- تشبيه عمل صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 11 - 1

1 - انجام دادن بعضى از كار هاى نيك ، دشوار و بسان افكندن خويش در يك راه كوهستانى و گردنه هاى صعب العبور است .

فلااقتحم العقبة

«اقتحام»; يعنى، بين كارى سخت و هولناك قرار گرفتن (مفردات). زمانى كه شخص بدون فحص و بررسى خود را در ماجرايى بزرگ بيفكند، گفته مى شود: «إقْتَحَمَ» (نهايه ابن اثير). راه دشوارى كه در كوه قرار دارد، «عقبة» ناميده مى شود (مفردات) و نيز «عقبة» به مسير صعب العبورى گفته مى شود كه از آن بر كوه بالا روند (قاموس). اين راه از آن جهت «عقبة» ناميده مى شود كه راه پيمايان، بايد در آن پشت سر هم و به يك ستون حركت كنند.

158- تشبيه عمل صالح كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 18 - 1

1- عمل نيك كافرانِ به ربوبيت خداوند ، چونان خاكسترى است در معرض تندباد در روز طوفانى

مثل الذين كفروا بربّهم أعملهم كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف

مراد از «أعمالهم» مى تواند اعمال خير و صالحى باشد كه كافران انجام مى دهند. چه اينكه روشن است عمل زشت و گناه هيچ كس، كافر و مسلمان، ثمرى ندارد تا اينكه حبط گردد و يا به خاكسترِ در معرض باد تشبيه شود.

159- تشبيه عمل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 1،3

1 - اعمال و رفتار كفرپيشگان ، همانند سرابى است در كوير كه تشنه به پندار آب به سراغ آن مى رود و چيزى به دست نمى آورد .

و الذين كفروا أعملهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا

3 - اعمال و رفتار كفرپيشگان ، چون سراب فريبنده است .

و الذين كفروا أعملهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 40 - 1

1 - اعمال كافران ، به مثابه تاريكى شديد در درياى ژرفناك با امواجى متلاطم و پوشيده از ابر است كه كمترين روزنه اى در آن نيست .

و الذين كفروا أعملهم . .. كظلمت فى بحر لجّىّ يغشيه موج من فوقه موج من فوقه سحا

160- تشبيه عمل ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 8 - 2

2 - كار هاى ناروا ، هر چند به وزن مورچه ريز و يا ذرّات معلق در هوا باشد ، باقى مانده ، در قيامت بر انسان عرضه خواهد شد .

و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره

161- تشبيه عيبجويى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 12 - 19

19 - تجسّس در عيب ها و كاستى هاى مؤمنان ، همانند غيبت به منزله خوردن گوشت آنان است . *

و لاتجسّسوا . .. أيحبّ أحدكم أن يأكل لحم أخيه ميتًا

برداشت بالا بدان احتمال است كه «أيحبّ. ..» تنها در جهت ترسيم قبح غيبت نباشد; بلكه علاوه بر غيبت شامل تجسّس نيز بشود.

162- تشبيه غروب خورشيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 86 - 3

3- غروب خورشيد در نقطه پايانى سفر ذوالقرنين به جانب مغرب ، چونان فرو رفتن آن در چشمه اى تيره فام بود .

وجدها تغرب فى عين حمئة

از جمله معانى «عين» چشمه است و به قرينه «وجدها» (آن را چنان يافت كه) مراد آيه آن نيست كه خورشيد، در چشمه اى داراى گل سياه فرو مى رفت، بلكه منظره غروب خورشيد را ذوالقرنين آنگونه مشاهده كرد.

163- تشبيه غروب ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 16 - 3

3 - بعضى از اختران در طلوع ، حركت و غروب خود ، شبيه آهوان پنهانى هستند كه ظاهر شده و با حركت به سمت مخفيگاه خود ، ناپديد شوند .

بالخنّس . الجوار الكنّس

توصيف ستارگان با وصف «كُنّس» - كه از اوصاف آهوان است - تشبيه بديع و استعاره است.

164- تشبيه غيبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 12 - 16

16 - ريختن آبروى برادر مؤمن با غيبت ، به منزله خوردن گوشت بدن بى جان او است .

أيحبّ أحدكم أن يأكل لحم أخيه ميتًا

165- تشبيه قلب غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 17 - 2

2 - دل هاى غافل از ياد خداوند و بيگانه با كلام او ( قرآن ) ، چونان زمين مرده است .

أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه . .. اعلموا أنّ اللّه يحىِ الأرض بعد موتها

166- تشبيه قلب معرضان از قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 17 - 2

2 - دل هاى غافل از ياد خداوند و بيگانه با كلام او ( قرآن ) ، چونان زمين مرده است .

أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه . .. اعلموا أنّ اللّه يحىِ الأرض بعد موتها

167- تشبيه قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 31 - 4

4 - خشك شدن قوم ثمود ، همانند علف هاى خشك دامداران ، با يك صداى مهيب آسمانى

إنّا أرسلنا عليهم صيحة وحدة فكانوا كهشيم المحتظر

«هشيم» به گياه خشك و «محتظر» به كسى گفته مى شود كه براى دام آغل درست كند. بنابراين «هشيم المحتظر»; يعنى، علف خشكى كه دامدار براى دامش تهيه مى كند.

168- تشبيه كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 80 - 7،8

7 - كافران حق ناپذير ، چونان مردگانى ناشنوا و غيرقابل تفهيم

إنّك لاتسمع الموتى

8 - كفرپيشگان روى گردان از دلايل آشكار ، همچون ناشنوايان روى برتافته از راهنماى خويش

و لاتسمع الصمّ الدعا إذا ولّوا مدبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 22 - 7

7 - كافران لجوج ، مانند مردگان در قبر ها ، از شنيدن سخن حق ناتوان بوده و هيچ راهى براى هدايتشان نيست .

و ما أنت بمسمع من فى القبور

در اين آيه كافران لجوج و حق ناپذير صدراسلام درمكه، به مردگان در قبرها تشبيه شده اند كه هيچ راهى براى هدايتشان نيست و آنان نيز هيچ زمينه اى براى پذيرش ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 8 - 1

1 - مردمى كه ايمان نياورند و محكوم به عذاب الهى گردند ، مانند كسانى اند كه در گردنشان تا چانه ها ، غل و زنجير قرار داشته و سرهايشان به طرف بالا مانده باشد .

إنّا جعلنا فى أعنقهم أغللاً فهى إلى الأذقان فهم مقمحون

«ذقن» (مفرد «أذقان») به معناى چانه و «قمح» (ريشه «مقمحون») به معناى بلند كردن سر است. گفتنى است آيه شريفه در مقام تمثيل و تشبيهِ حالِ كافران و مشركانِ لجوجى است كه نمى خواستند هرگز ايمان بياورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 9 - 1

1 - مردمى كه ايمان نياورند و محكوم به عذاب الهى گردند ، مانند كسانى اند كه سدّى بلند در پيش رو و پشت سرشان نهاده شده و بر ديدگانشان پرده اى افكنده شده كه هيچ چيز نبينند .

و جعلنا من بين أيديهم سدًّا

تنكير «سدّاً» براى تعظيم است و به قرينه «فأغشيناهم»، مقصود از آن، سدّى بلند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 70 - 7

7 - مؤمنان ، انسان هاى زنده دل و برخوردار از حيات واقعى و معقول ، و كافران ( چونان مردگان ) محروم از آن

لينذر من كان حيًّا و يحقّ القول على الكفرين

برداشت ياد شده از ارتباط ميان صدر و ذيل آيه شريفه; يعنى، به قرينه مقابله ميان انسان هاى زنده و كافران، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 7

7- لذّت جويى و شكمبارگى حيوان گونه كافران ، تنها بهره آنان از زندگى دنيايى

الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأنعم و النار مثوًى لهم

از مقابله دو بخش آيه - كه براى مؤمنان پايان خوش بهشت را يادآور شده - استفاده مى شود كه كافران، هرگز از آن نعمت هاى اخروى بهره نخواهند برد; بلكه تنها شهوت رانى و استفاده حيوان گونه از امكانات دنيا، نصيب آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 50 - 1

1 - كافران لجوج و پندناپذير ، همچون گورخران رميده اند .

كأنّهم حمر مستنفرة

«حمار» (مفرد «حمر») به معناى خر اهلى يا وحشى است (الصحاح); ولى مفسران آن را در آيه شريفه، از نوع وحشى دانسته اند كه در فارسى از آن به گورخر تعبير مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 51 - 1

1 - روى گردانى كافران ، از شنودن كلام بيداربخش و پندآموز قرآن ، همچون فرار گورخران از شير ژيان ، بسيار شديد بود .

فرّت من قسورة

«قسورة» اسم جامد و به معناى شير است و گاهى اسم جمع و در معناى شكارچيان تيرانداز استعمال مى شود. (الصحاح)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 171 - 1

1 - مَثَل كفرپيشگان ، مَثَل حيوانى است كه از درك شنيده ها ناتوان است .

و مثل الذين كفروا كمثل الذى ينعق بما لايسمع

«نعق» (مصدر ينعق) به معناى: نهيب چوپان بر گوسفندان و امر و نهى اوست و مراد از «ما لايسمع» گوسفند و مانند آن مى باشد. به گفته مفسران در آيه شريفه، كافران لجوج به گوسفندان و دعوت كنندگان به معارف دين به چوپان تشبيه شده اند. بر اين مبنا بخشى از مشبه ذكر نشده و تقدير كلام چنين است: مثل الذين كفروا و الذى يدعوهم الى الأيمان كمثل الذى ... .

169- تشبيه كشتيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 24 - 1

1 - حركت كشتى هاى كوه پيكر در دريا ها ، به تدبير و اراده الهى

و له الجوار المنشات فى البحر كالأعلم

«جوارى» (جمع «جارية»)به معناى كشتى ها و «أعلام» (جمع «علم») به معناى كوه ها است.

170- تشبيه كف فلز مذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 4

4- فلزات گداخته شده در كوره هاى آتش ، كفهايى همانند كف هاى سيلاب از خود ايجاد مى كنند .

و مما يوقدون عليه فى النار . .. زبد مثله

«من» در «مما يوقدون» نشويه است. «ايقاد» (مصدر يوقدون) به معناى شعلهور ساختن آتش مى باشد. مراد از «ما» به قرينه «حلية» و «متاع» فلزاتى نظير طلا، نقره، مس و ... است. «فى النار» حال مؤكّده مى باشد. بنابراين «يوقدون ...» ; يعنى، و حاصل مى شود از فلزاتى كه آتش بر آن برافروزند (آن را ذوب كنند) كفى مانند كف سيلاب.

171- تشبيه كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 20 - 2

2 - ايمان چون نور ، مايه هدايت و روشنايى و كفر ، همچون ظلمت ، مايه گمراهى و تاريك بينى

و لا الظلمت و لا النور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 21 - 1

1 - ايمان چون سايه ، آرام بخش و فرح زا است و كفر چون بادِ داغ ، آزاردهنده و ناراحت كنند .

و لا الظلّ و لا الحرور

«ظلّ» به معناى سايه و «حرور» به معناى باد داغ است. گفتنى است در اين آيه، ايمان به سايه تشبيه شده است و كفر به باد داغ.

172- تشبيه كوزه هاى بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 16 - 2

2 - قدح ها و كوزه هاى بهشتيان ( ابرار و . . . ) ، در صفا و شفافيت ، مانند شيشه و بلور و در سفيدى و زيبايى ، همچون نقره است .

كانت قواريرَا . قواريرَا من فضّة

برخى از مفسران، اين آيه را از باب تشبيه بليغ دانسته اند; نه اين كه ظرف هاى مورد استفاده بهشتيان، حقيقتاً از جنس شيشه و در عين حال نقره است.

173- تشبيه كوهها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 9 - 1

1 - متلاشى و ذره ذره شدن كوه ها ، همچون پشم رنگين و پراكنده شده ، در آستانه برپايى قيامت

و تكون الجبال كالعهن

«عهن» به معناى پشم رنگ شده است. در آيه پنجم از سوره «قارعه» چنين آمده است: «و تكون الجبال كالعهن المنفوش»; (و كوه ها مانند پشم رنگين زده شده خواهند شد).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 20 - 2

2 - حركت كوه ها در قيامت ، آنها را به توده غبارى شبيه كوه ، تبديل خواهد كرد .

و سيّرت الجبال فكانت سرابًا

تشبيه كوه به سراب، بيانگر آن است كه پس از حركت كوه ها در قيامت، آنچه ديده مى شود كوه نيست; ولى بيننده آن را كوه خواهد ديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 5 - 1

1 - كوه ها در قيامت ، مانند پشم هاى رنگارنگى خواهند شد كه حلاجى شده و از هم باز شده باشد .

و تكون الجبال كالعهن المنفوش

«عهن»، به معناى پشمى است كه با رنگ هاى گوناگون رنگ آميزى شده باشد. برخى گفته اند: به هر پشمى «عِهْن» گفته مى شود. «نَقْش»; يعنى، بازكردن و كشيدن پشم تا آن جا كه اجزاى آن از هم بگسلد. (لسان العرب)

174- تشبيه ماه(قمر)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 39 - 3

3 - ماه ، پس از طى منزل هاى خود در 28 روز ، مانند شاخه خشكيده خرما مى شود .

و القمر قدّرنه منازل حتّى عاد كالعرجون القديم

«عرجون» (از ماده «عرجن») به معناى شاخه خوشه خرما است كه از درخت جدا شده باشد و پس از چندى زرد گشته و به شكل هلال درآمده باشد. گفتنى است صفت «قديم» اشاره به پژمردگى و كهنگى آن شاخه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 16 - 1

1 - خداوند ، ماه را نورانى و خورشيد را همچون چراغ فروزنده آفريد .

و جعل القمر فيهنّ نورًا و جعل الشمس سراجًا

175- تشبيه مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 4 - 7

7 - مؤمنان در نبرد با دشمنان ، بايد منظم ، سازمان يافته و همچون بنايى ريخته شده از سرب ، استوار و نفوذناپذير باشند .

يقتلون . .. صفّ-ًا كأنّهم بنين مرصوص

«مرصوص» از ريشه «رصاص» (سرب) مشتق است. «بنيان مرصوص»; يعنى، بنايى كه با سرب استوار و محكم شده است.

176- تشبيه محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 46 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به منزله چراغى فروزان ( براى هدايت ) است .

و سراجًا منيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 33

33- تشبيه پيامبراسلام و ياران آن حضرت در انجيل ، به زراعتى شكوفا ، پرحاصل و شگفت انگيز

و مثلهم فى الإنجيل كزرع أخرج شطه فازره

«كزرع. ..» خبر براى «مثلهم فى الإنجيل» است.

177- تشبيه مدت دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 46 - 1،2

1 - فاصله ولادت تا قيامت - در ديدگاه اهل محشر - فاصله اى ناچيز و همسان با عصر يك روز و يا وقت چاشت آن

كأنّهم . .. لم يلبثوا إلاّ عشيّة أو ضحها

مراد از «لَبْث» در «لم يلبثوا»، درنگى است كه در دنيا و برزخ رخ مى دهد. اين زمان گرچه زياد باشد، در مقايسه با آنچه انسان پس از حشر با آن مواجه خواهد شد، اندك است. براى «عشيّة» معانى متفاوتى ذكر شده است; از قبيل: «ظهر تا غروب»، «آخر روز» و «ظهر تا صبح فردا» (مصباح). «ضحى»; يعنى، گسترش نور خورشيد و پهناور شدن روز (مفردات راغب). اضافه «ضحى» به «عشيّة»، براى بيان اين نكته است كه مقدار صبح يا عصر از يك روز مراد است.

2 - فاصله قيامت و دنيا - هرچند طولانى باشد - در برابر عظمت حوادث قيامت ناچيز و بسان گذشت نيمروز از عمر دنيا است .

كأنّهم . .. لم يلبثوا إلاّ عشيّة أو ضحيها

مفاد «يرونها» ممكن است در ناچيز ديدن دوران گذشته، دخيل باشد; يعنى، ديدن قيامت و رخدادهاى آن، اين ذهنيت را در انسان ايجاد مى كند كه فاصله طولانى دنيا و برزخ، در نظر او اندك آيد.

178- تشبيه مدت عالم برزخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 46 - 1،2

1 - فاصله ولادت تا قيامت - در ديدگاه اهل محشر - فاصله اى ناچيز و همسان با عصر يك روز و يا وقت چاشت آن

كأنّهم . .. لم يلبثوا إلاّ عشيّة أو ضحها

مراد از «لَبْث» در «لم يلبثوا»، درنگى است كه در دنيا و برزخ رخ مى دهد. اين زمان گرچه زياد باشد، در مقايسه با آنچه انسان پس از حشر با آن مواجه خواهد شد، اندك است. براى «عشيّة» معانى متفاوتى ذكر شده است; از قبيل: «ظهر تا غروب»، «آخر روز» و «ظهر تا صبح فردا» (مصباح). «ضحى»; يعنى، گسترش نور خورشيد و پهناور شدن روز (مفردات راغب). اضافه «ضحى» به «عشيّة»، براى بيان اين نكته است كه مقدار صبح يا عصر از يك روز مراد است.

2 - فاصله قيامت و دنيا - هرچند طولانى باشد - در برابر عظمت حوادث قيامت ناچيز و بسان گذشت نيمروز از عمر دنيا است .

كأنّهم . .. لم يلبثوا إلاّ عشيّة أو ضحيها

مفاد «يرونها» ممكن است در ناچيز ديدن دوران گذشته، دخيل باشد; يعنى، ديدن قيامت و رخدادهاى آن، اين ذهنيت را در انسان ايجاد مى كند كه فاصله طولانى دنيا و برزخ، در نظر او اندك آيد.

179- تشبيه مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 11

11- مرگ و رستاخيز ، پديده اى مانند خواب و بيدارى است .

ليعلموا. .. أنّ الساعة لاريب فيها

به خواب رفتن اصحاب كهف و بيدارى آنان پس از چند قرن و استشهاد قرآن به اين واقعه براى بيان حقانيّت معاد، گواه اين مدعا است كه مرگ، مانند خواب، و رستاخيز قيامت، بسانِ بيدارى از خواب است.

180- تشبيه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 15

15- نابرابرى مشركان با موحدان بسان نابرابرى انبوه تاريكى ها با روشنايى است .

أم هل تستوى الظلمت والنور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 75 - 2

2 - مشركان چونان سپاهى آماده به خدمت ، پشتيبانِ معبود هاى خويشند .

و هم لهم جند محضرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه ضمير «هم» به مشركان و ضمير «لهم» به معبودها باز گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 31 - 4،5

4 - مثل كسى كه به خدا شرك مىورزد ، مثل كسى است كه از آسمان فرو افتد و طعمه مرغان شكارى گردد .

و من يشرك باللّه فكأنّما خرّ من السماء فتخطفه الطير

«خرّ و خُرور» (مصدر «خرّ») به معنا سقوط و فرو افتادن است. «خرّ من السماء»; يعنى، از آسمان فرو افتاد. «خَطف» (مصدر «تخطف») نيز به معناى ربودن است. «خطفته الطير»; يعنى، پرنده او را ربود. بنابراين معناى جمله ياد شده چنين است: هر كس به خدا شرك بورزد، چنان است كه گويا از آسمان فرو افتاده و پرنده شكارى او را ربوده است. گفتنى است كه تشبيه در آيه فوق، از باب تشبيه معقول به محسوس است;يعنى، مشرك - كه با روگرداندن از خداى متعال و فرو افتادن در پاى بت ها، در واقع از اوج كمالات انسانى سقوط مى كند و در دام شيطان گرفتار مى شود - به كسى تشبيه شده است كه از آسمان فرو افتد و طعمه پرندگان شكارى شود.

5 - كسى كه به خدا شرك مىورزد ، مانند كسى است كه از آسمان فرو افتد و باد او را به جايى دور بيفكند .

و من يشرك باللّه . .. أو تهوى به الريح فى مكان سحيق

جمله «أو تهوى به الريح. ..» عطف است بر «تخطفه الطير». «هُوى» (مصدر «تهوى»)، به معناى سقوط و فرو افتادن است و هرگاه با «باى» تعديه بيايد، به معناى اسقاط و فرو افكندن مى شود. «هوت به الريح»; يعنى، باد او را فروافكند. «سُحق» (مصدر «سحيق») به معناى بُعد و دور بودن است و «مكان سحيق»; يعنى، جايى دور. بنابراين تقدير جمله فوق چنين مى شود: «من يشرك باللّه فكأنّما تهوى به الريح فى مكان سحيق; هر كس به خدا شرك بورزد، چنان است كه گويا از آسمان فرو افتاده و باد او را به جايى دور افكنده است». گفتنى است كه در جمله ياد شده مشرك - كه با روى برتافتن از عبادت خداى يگانه و فرو افتادن در زير پاى بت ها و پرستش آنها، در واقع از اوج هدايت و روشنايى به نهايت ضلالت و تاريكى سقوط مى كند - به كسى تشبيه شده است كه از آسمان فرو مى افتد و باد او را به جايى دور كه راهى براى نجات نباشد فرو مى افكند.

181- تشبيه معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 11

11- مرگ و رستاخيز ، پديده اى مانند خواب و بيدارى است .

ليعلموا. .. أنّ الساعة لاريب فيها

به خواب رفتن اصحاب كهف و بيدارى آنان پس از چند قرن و استشهاد قرآن به اين واقعه براى بيان حقانيّت معاد، گواه اين مدعا است كه مرگ، مانند خواب، و رستاخيز قيامت، بسانِ بيدارى از خواب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 7

7- انسان ها ، مانند زمان تولد ، فاقد هرگونه مال و فرزند و عنوان و اعتبار ، در صحنه قيامت حضور خواهند يافت .

لقد جئتمونا كما خلقنكم أوّل مرّة

تشبيه حضور انسان ها در قيامت به زمان تولد آنان، ممكن است از جهت همراه نداشتن امكانات مادّى و خالى بودن از هرگونه عنوان و اعتبار باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 55 - 5

5 - خروج مجدد انسان از زمين و حيات تازه او ، همانند آفرينش نخستين او از زمين خواهد بود .

و منها نخرجكم تارة أُخرى

«تارة أخرى»; يعنى، بار ديگر گفتنى است كه مرتبه اول بيرون آمدن انسان از خاك، همان خلقت اوليه او از نطفه است و بار دوم زمانى است كه پس از مرگ مجدداً از زمين برانگيخته خواهد شد. «تارة أخرى» اشاره به همين تشابه دارد تا استعبادها را نيز تلويحاً رد كرده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 28 - 1

1 - آفرينش نخستين انسان ها و زنده كردن مجدد آنان پس از مرگ ، براى خداوند همانند آفريدن يك تَن است .

ما خلقكم و لابعثكم إلاّ كنفس وحدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 9 - 9

9 - احياى انسان ها در قيامت همچون احياى زمين از راه يك سلسله عوامل و زمينه هاى حيات آفرين خواهد بود .

فأحيينا به الأرض بعد موتها كذلك النشور

برداشت ياد شده از تشبيه به كار رفته در آيه شريفه به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 18 - 5

5 - چگونگى زنده شدن انسان ها در قيامت ، همچون روييدن نباتات است .

و اللّه أنبتكم من الأرض نباتًا . .. و يخرجكم إخراجًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 15 - 6

6 - معاد انسان ، شبيه رويش گياهان از زمين است .

لنخرج به حبّ-ًا و نباتًا

ياد آورى اخراج دانه و گياه از زمين - در آياتى كه به منظور رفع استبعاد از معاد مطرح شده - گوياى تشابه معاد با رويش گياهان است.

182- تشبيه معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 1

1 - معبودان باطل و جعلى ، در مقايسه با خداوند ، همانند بردگان زرخريد در برابر مالك خويش اند .

هل لكم من ما ملكت أيمنكم من شركاء فى ما رزقنكم فأنتم فيه سواء

مثلى كه در آيه آورده شده است، به قرينه آيات سابق - كه درباره اثبات خداوند و وحدانيت بود - براى نفى معبودانى است كه مشركان، آنان را در برابر خداوند، انتخاب كرده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 75 - 3

3 - معبود هاى ادعايى به روز رستاخيز ، در حالى كه همچون سپاهِ آماده به خدمت براى مشركان اند ، از هرگونه يارى رسانى به آنان ناتوان خواهند بود .

لايستطيعون نصرهم و هم لهم جند محضرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه ضمير «هم» به معبودها و ضمير «لهم» به مشركان بازگردد و اين جمله حال براى ضمير غايبى در«لايستطيعون» باشد. بر اين اساس، اين تركيب از باب مبالغه آمده است; زيرا متمركز كردن تمامى نيروها در قالب يك سپاهِ آماده به خدمت و در عين حال ناتوان بودن از يارى رسانى، نشان دهنده اوج ناتوانى معبودها مى باشد. گفتنى است بر اساس اين نظر، آيه شريفه ناظر به روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 5

5 - شباهت خدايان ادعايى شرك پيشگان ، به شريكان ناسازگار و سخت گير

ضرب اللّه مثلاً رجلاً فيه شركاء متشكسون

183- تشبيه معقول به محسوس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 18 - 4

4- استفاده از تشبيه به محسوس براى عينى و قابل فهم كردن تعاليم از روش هاى تعليمى قرآن كريم

مثل الذين كفروا بربّهم أعملهم كرماد اشتدّت به الريح فى يوم عاصف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 26 - 4

4- استفاده از تشبيه به محسوس براى عينى و قابل فهم كردن تعاليم ، از روش هاى تعليمى قرآن كريم است .

مثل كلمة خبيثة كشجرة خبيثة اجتثّت من فوق الأرض ما لها من قرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 35 - 20

20 - استفاده از تمثيل و تشبيه معقول به محسوس و ارائه نمونه عينى ، از روش هاى هدايتى قرآن براى تفهيم معارف بلند الهى

مثل نوره كمشكوة فيها مصباح . .. و يضرب اللّه الأمثل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 9 - 3

3 - استفاده از امور محسوس و قابل مشاهده ، براى اثبات امور غيبى و دور از دسترس ، از شيوه هاى تبليغى قرآن كريم

رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد . ..أفلم يروا إلى ما بين أيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 11 - 10

10- معارف دين در زمينه مسائل و مصاديق « غيب » ، داراى مثال هاى عينى در جهان محسوس

و أحيينا به . .. كذلك الخروج

مسأله معاد از امور غيبى است; يعنى، حقيقت آن اكنون بر بشر نامعلوم است. ولى خداوند براى نزديك كردن اين معرفت غيبى به ذهن بشر، نمونه هاى مثالى از آن را در جهان طبيعت قرار داده است تا راه درك آن را هموارتر سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 27 - 3

3 - استفاده از محسوسات در تبيين معقولات ، از شيوه هاى قرآن

ءأنتم أشدّ خلقًا أم السماء بنيها

184- تشبيه ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 17 - 6

6 - مشركان عصر بعثت ، فرشتگان را موجوداتى شبيه خداوند در رحمت مى دانستند .

بما ضرب للرحمن مثلاً

با توجه به كلمه «رحمان» و «مثلاً»، مطلب بالا قابل برداشت است.

185- تشبيه ملائكه قبض روح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 3 - 5

5 - فرشتگان ، به هنگام قبض روح برخى از مردم ، بسان شناكنندگان ، وظيفه خود را به آرامى و با مدارا انجام مى دهند .

و السبحت سبحًا

در نظر برخى از اهل لغت، حركت در اعماق آب را، «عَوْم» و حركت روى آب و بدون فرورفتن را «سباحة» مى گويند(تاج العروس). تعبير «السابحات» - به قرينه «الناشطات» در آيه قبل - ناظر به حركت آرام ملائكه، در قبض روح مؤمن است كه به حركت در آب تشبيه شده است.

186- تشبيه ملائكه وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 2 - 4

4 - فرشتگان وحى ، همچون طوفان با سرعت بسيار مأموريت خود را دنبال مى كردند .

فالعصفت عصفًا

«عاصفات» از نظر لغوى، به معناى تندبادها و طوفان ها است و اگر مقصود از آن، فرشتگان باشد، در اين كلام تشبيه و استعاره به كار رفته است.

187- تشبيه منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 4 - 6

6 - منافقان ، به رغم ظاهر فريبنده و سخنان زيبايشان ، چونان چوب هاى تكيه شده بر ديوار ، خشك و بى روح اند .

كأنّهم خشب مسنّدة

188- تشبيه منافقان مدينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 19 - 4

4 - منافقان مدينه ، از شدت ترس از جنگ ، شبيه محتضر مى شدند .

فإذا جاء الخوف رأيتهم ينظرون إليك تدور أعينهم كالذى يغشى عليه من الموت

189- تشبيه موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 15

15- نابرابرى مشركان با موحدان بسان نابرابرى انبوه تاريكى ها با روشنايى است .

أم هل تستوى الظلمت والنور

190- تشبيه موضعگيرى مرفهان كافر صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 81 - 1

1 - موضع گيرى كافران رفاه زده عصر بعثت ، در برابر رهنمود هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند موضع گيرى كافران پيشين در برابر رهنمود هاى پيامبرانشان

بل قالوا مثل ما قال الأوّلون

191- تشبيه موقعيت فرهنگى اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 13 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور تشبيه كردن وضعيت فرهنگى و دينى مردم مكه ، به وضعيت مردمى همانند آنان در طول تاريخ

و اضرب لهم مثلاً أصحب القرية

«مَثَل» گاهى در معناى شبيه و مانند به كار مى رود كه در اين صورت معناى آيه چنين خواهد بود: اى پيامبر! براى وضعيت مردم مكه، شبيه و مانندى از تاريخ (اصحاب قريه) بياور. و گاهى به معناى خبر است; يعنى، اى پيامبر! براى مردم مكه خبر و داستان اصحاب قريه را نقل كن تا مردم از اين داستان عبرت گيرند. گفتنى است برداشت ياد شده براساس معناى نخست است.

192- تشبيه ميوه درخت زقوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 65 - 1

1 - ميوه و ثمره درخت « زقّوم » ، در زشتى همانند سر هاى شيطان ها است .

طلعها كأنّه رءوس الشيطين

«طلع»، به معناى «ثمره» است.

193- تشبيه نگاه بيماردلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 20 - 8

8- نگاه بيماردلان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پس از نزول آيات جهاد ، نگاهى وحشت زده و محتضرگونه

ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت

194- تشبيه همسران بهشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 49 - 1

1 - زنان و حوران بهشتى ، از شدت سفيدى و درخشندگى همچون تخم شترمرغ زير پر هستند .

كأنّهنّ بيض

«بيض» اسم جنس و مفرد آن «بيضة» و به معناى تخم شترمرغ است كه رنگ آن سفيد و درخشنده و كمى متمايل به زردى است و اين حيوان آن را زير پر خود مى پوشاند تا از غبار و آلودگى و دستبرد محفوظ ماند. عرب ها، زنان زيبا را به «بيض» تشبيه مى كنند.

195- تشبيه هواپرستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 44 - 6

6 - مردمان هواپرست را ، در حق نشنوى و بى خردى ، جز به چهارپايان ( شتر ، گاو و گوسفند ) نمى توان تشبيه كرد .

إن هم إلاّ كالأنعم

«أنعام» نامى است كه شامل سه نوع حيوان مى شود: شتر و گاو و گوسفند.

196- تشبيهات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 18 - 1

1 - منافق ر ها شده در ظلمت و گمراهى بسان شخص كر و لال و نابيناست .

تركهم فى ظلمت لايبصرون. صم بكم عمى

صم، بكم و عمى به ترتيب: جمع أصم (كر)، أبكم (لال) و أعمى (كور) است. كلمات ياد شده خبر براى مبتداى محذوف، يعنى ضمير «هم» است كه به توصيف شدگان در آيه قبل (منافقان رها شده در ظلمت) بر مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 19 - 2

2 - قرآن براى منافقان بسان بارانى است همراه با رعد و برق در شبى تاريك و مخوف

أو كصيب من السماء فيه ظلمت و رعد و برق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 74 - 2

2 - قلب ها و دل هاى بنى اسرائيل در سختى و نفوذناپذيرى همانند سنگ و از آن سخت تر شد .

فهى كالحجارة أو أشد قسوة

«حجارة» جمع حجر و به معناى سنگها و صخره هاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 146 - 1

1 - اطمينان اهل كتاب به نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) همانند اطمينان آنان به فرزندى پسرانشان بود .

الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم

ظاهر اين است كه مراد از ضمير مفعولى در «يعرفونه» پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد; گرچه اين احتمال نيز وجود دارد كه آن ضمير به تغيير قبله باز گردد. از آن جا كه «مشبه به» فرزندان مى باشد، اين احتمال قوى به نظر نمى رسد; زيرا تشبيه شناخت قبله به شناخت فرزندان، تناسب چندانى ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 197 - 12

12 - انسان در دنيا ، همچون مسافر است .

و تزوّدوا فان خير الزاد التقوى

از به كار بردن «تزوّدوا» استفاده مى شود كه انسان تشبيه به مسافرى شده است كه نياز به توشه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 261 - 1

1 - مالى كه در راه خدا انفاق مى شود ، همچون بذرى است كه هفت خوشه بروياند و در هر خوشه صد دانه باشد .

مثل الّذين ينفقون . .. مائة حبّة

از مُشبّه به (دانه) به دست مى آيد كه مُشبّه، مالى است كه شخص در راه خدا انفاق مى كند; نه اينكه مشبّه، خودِ انفاق كننده باشد; چنانچه ظاهر تشبيه افاده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 264 - 5،9

5 - همانندى انفاقِ توأم با منّت و آزار مؤمنان ، با انفاق همراه با رياىِ كافران

يا ايّها الّذين امنوا . .. كالّذى ينفق ماله رئاء النّاس و لا يؤمن باللّه

انفاق مؤمنان آنگاه كه با منّتِ و آزار توأم شود، همانند انفاق كافرانى است كه با ريا باشد.

9 - مَثَل انفاق كنندگانِ از روى منّت و آزار و ريا ، همچون صَخره صافى است كه بر روى آن قشرِ خاكى باشد و بذرهايى در آن افشانده شود و ناگهان ، رگبارى تند بر آن رسد و همه خاك ها را بشويد و آن سنگ را كِشت ناپذير كند .

فمثله كمثل صفوان عليه تراب فاصابه وابل فتركه صلداً لا يقدرون على شىءمما كسبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 266 - 1

1 - تشبيه انفاق كننده از روى منّت و آزار و ريا ، به صاحب بوستانى از خرما و انگور كه جوى ها در پاى درختانش جارى و هر گونه ميوه اى دهد و خود پير شده و فرزندانى ناتوان داشته باشد و ناگهان ، گِردبادى آتشزا به آن بوستان افتد و آنرا بسوزاند .

ايودّ احدكم ان تكون له جنّة . .. و اصابه الكبر ... نار فاحترقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 275 - 1،4

1 - رباخواران ، همچون شيطان زدگان آشفته ، ديوانه و پريشان

الّذين يأكلون الرّبوا لا يَقُومونَ الاّ كما يقوم الّذى يتخبّطه الشّيطان من المسّ

با توجّه به معناى لغوى «تخبّط» كه ديوانگى و پريشانى است. (التّخبط المس بالجنون و التخيل).

4 - به كارگيرى تمثيل در قرآن ، روشى براى بيان حقايق و احكام دين

الّذين يأكلون الرّبوا لا يَقُومونَ الاّ كما يقوم الّذى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 59 - 1،3

1 - شباهت خلقت حضرت عيسى ( ع ) به خلقت آدم ( ع )

انّ مثل عيسى عنداللّه كمثل ادم

3 - عيسى ، همانند آدم ( ع ) مخلوق خداوند نه فرزند او .

انّ مثل عيسى عنداللّه كمثل ادم خلقه من تراب

چون اين آيه پس از سرگذشت حضرت عيسى (ع) آمده است، اشاره به پندار مسيحيان و ردّ آن است كه عيسى (ع) را به دليل نداشتن پدر، فرزند خداوند مى شمردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 135 - 12

12 - پشيمان نشدن و توبه نكردن از گناهان گذشته خود ، به منزله اصرار بر آن گناهان است .

الّذين اذا فعلوا فاحشة . .. فاستغفروا لذنوبهم ... و لم يصرّوا على ما فعلوا

بنابر اينكه جمله «و لم يصرّوا . .. »، عطف تفسيرى براى جمله «فاستغفروا» باشد يعنى اگر بعد از گناه، ياد خدا نكنند و استغفار

ننمايند، در واقع اصراركنندگان بر گناه هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 10 - 2

2 - خوردن ظالمانه مال يتيم در واقع ، خوردن آتش است .

انّ الّذين ياكلون اموال اليتامى ظلماً انّما ياكلون فى بطونهم ناراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 14،15،16

14 - گروهى از مسلمانان صدر اسلام به گونه اى از نبرد با دشمن هراسناك بودند كه خداترسان از خدا مى ترسند .

اذا فريق منهم يخشون النّاس كخشية اللّه

برداشت فوق بر اين مبناست كه «كخشية اللّه» حال براى فاعل «يخشون» باشد كه در اين صورت مضافى مقدر است و تقدير كلام چنين خواهد بود: يخشون النّاس مثل اهل خشية اللّه.

15 - گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، فزونتر از ترسِ خداترسان ، از رويارويى با دشمن هراسناك بودند .

اذا فريق منهم يخشون النّاس . .. او اشدّ خشيةً

اَوْ در «او اشدّ خشية» براى تنويع است و اشاره دارد به اينكه مسلمانان هراسناك از نبرد با دشمن، دو گروه بودند.

16 - گروهى از مسلمانان صدر اسلام به گونه اى كه از خدا ، ترسان بودند ، از رويارويى با دشمن مى ترسيدند .

اذا فريق منهم يخشون النّاس كخشية اللّه

در برداشت فوق «كخشية اللّه» صفت مفعول مطلق محذوف گرفته شده است و فاعل «خشية» ضميرى است كه به «فريق» بازمى گردد ; يعنى يخشون النّاس مثل خشيتهم من اللّه.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 135 - 27

27 - خوددارى از اداى شهادت ، همانند شهادت دروغ ، گناه و موجب كيفر الهى است .

و إن تلوا او تعرضوا فإنّ اللّه كان بما تعملون خبيراً

بيان آگاهى خداوند به عملكرد ناشايست آدمى، كنايه از كيفردهى اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 2،32،33،34

2 - كشتن نابحق يك انسان در نزد خداوند به منزله كشتن همه مردم است .

من قتل نفساً بغير نفس . .. فكانما قتل الناس جميعاً

32 - گمراه نبودن انسان هدايت يافته ، به منزله كشتن وى و هدايت انسان گمراه ، به منزله زنده كردنش مى باشد .

من قتل نفساً . .. فكانما قتل الناس جميعاً و من احياها فكانما احيا الناس جميعاً

امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: من اخرجها من ضلال الى هدى فكانما احياها و من اخرجها من هدى الى ضلال فقد قتلها.


كافى، ج 2، ص 210، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 619، ح 153.

33 - سيراب نمودن تشنه اى كه به آب دسترسى ندارد ، به منزله احياى اوست .

و من احياها فكانما احيا الناس جميعاً

امام صادق(ع): . .. و من سقى الماء فى موضع لايوجد فيه الماء كان كمن احيا نفساً و «من احياها فكانما احيا الناس جميعاً».


كافى، ج 4، ص 57، ح 3; تفسير برهان، ج 1، ص 464، ح 9.

34 - خوددارى از اطعام مؤمن گرسنه ، به منزله كشتن وى و غذا دادن به او به منزله احياى اوست .

و من احياها فكانما احيا الناس جميعاً

از امام صادق(ع) روايت شده كه درباره اطعام مؤمن فرمود: . .. من احيى مؤمن فكانما احيا الناس جميعاً، فان لم تطعموه فقد امتموه و ان اطعمتموه فقد احييتموه.


كافى، ج 2، ص 20، ح 20; نورالثقلين، ج 1، ص 619، ح 152.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 36 - 3

3 - كسانى كه آيات الهى و دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را ناشنيده مى انگارند، مردگانى متحركند.

إنما يستجيب الذين يسمعون و الموتى يبعثهم اللّه

به كار رفتن كلمه «الموتى» در برابر «الذين يسمعون» حاكى از آن است كه آن دسته كه در برابر دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به گونه اى رفتار مى كنند كه گويا اصلاً چيزى نشنيده اند، مرده دلانى هستند كه كلمه «الموتى» در خور آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 5

5 - كسانى كه نتوانند از جنبندگان و شكل زندگى آنها به توانمندى خداوند پى ببرند، مانند كر و لالهايى فرو رفته در تاريكى هستند.

و ما من دابة فى الأرض . .. إلى ربهم يحشرون. و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظ

مقتضاى ارتباط بين آيه مورد بحث با آيه قبل مى تواند اين مضمون باشد كه همين آيات موجود در طبيعت براى هدايت كافى است و كسانى كه نتوانند از همين آيات توانمندى خداوند را (إن اللّه قادر على ان ينزل) دريابند، كر و لالهايى ظلمت زده هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 14

14 - نابرابرى ناآگاهان و آگاهان به محدوده قدرت و وظايف پيامبران، مانند نابرابرى كوران و بينايان

قل لا أقول لكم . .. إنى ملك ... قل هل يستوى الأعمى و البصير أفلاتتفكرون

در اينكه مراد از «أعمى» و «بصير» در آيه چيست، احتمالاتى وجود دارد; از آن جمله اينكه كسانى كه پس از بيان محدوده قدرت و وظايف پيامبران اين حقايق را دريافته و پذيرا مى شوند، «بصير» و آن كسانى كه جاهلانه سخنهاى واهى گفته و درخواستهاى نابجا دارند «أعمى» (كور) هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 13،14،19

13 - بازگشت كننده به شرك (مرتد) مانند ديوانه اى سرگردان است كه شيطانها (جنيان) عقل او را زايل كرده اند.

أندعوا من دون الله . .. و نرد ... كالذى استهوته الشيطين

«استهوته الشياطين» يعنى شيطانها عقل و فكر او را برده اند. همچنين جمله «استهوته الشياطين» را در موردى كه شخصى جن زده شده باشد، به كار مى برند. (لسان العرب).

14 - مرتد مانند جن زده است كه روى زمين بى هدف و سرگردان راه مى پيمايد.

و نرد على اعقابنا . .. كالذى استهوته الشيطين فى الأرض حيران

19 - مرتد به سرگردانى در بيابان مى ماند كه شيطانها او را به بى راهه مى خوانند و گروهى نيز او را به راه هدايت دعوت مى كنند.

كالذى استهوته الشيطين فى الأرض حيران له أصحب يدعونه إلى الهدى ائتنا

«فى الأرض» متعلق به «استهوى» است، و «استهوى فى الأرض» به معنى عقل او را در بيابان ربوده اند، مى تواند باشد و مراد از «اصحاب» در «له اصحاب يدعونه» ممكن است مشركان و يا موحدان باشند كه در برداشت فوق احتمال دوم برگزيده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 94 - 1

1 - انسان در پى مرگ، مانند آفرينش نخستين خويش، تنها نزد خداوند حضور مى يابد.

و لقد جئتمونا فردى كما خلقنكم أول مرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 104 - 10

10 - ايمان به آيات الهى بينايى و كفر به آن كورى است.

قد جاءكم بصائر من ربكم فمن أبصر فلنفسه و من عمى فعليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 125 - 10

10 - راه يافتن حق (اسلام) به قلب حق ناپذير، مانند صعود در آسمان دشوار و يا غيرممكن است.

و من يرد أن يضله يجعل صدره ضيقا حرجا كأنما يصعد فى السماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 29 - 13

13 - شباهت و همگونى معاد انسانها با آغاز آفرينش آنان

كما بدأكم تعودون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 40 - 6

6 - ورود تكذيب كنندگان آيات الهى و مستكبران به بهشت، امرى ناممكن، همچون عبور شتر از روزنه سوزن

و لايدخلون الجنة حتى يلج الجمل فى سم الخياط

«جمل» به معناى شتر است و «سم» به معناى روزنه اى است كه در انتهاى سوزن براى عبور نخ تعبيه شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 57 - 10

10 - حياتبخشى دوباره به مردگان به هنگام برپايى قيامت ، همانند رويش گياهان مرده و به ثمر نشاندن آنهاست .

فاخرجنا به من كل الثمرت كذلك نخرج الموتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 58 - 8

8 - نيكوكاران ، مانند سرزمين طيب ، سودمند و برخوردار از فيض فراوان خداوند

إن رحمت اللّه قريب من المحسنين. و هو الذى يرسل الريح ... و البلد الطيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 14،15

14 - حالت بلعم باعورا به سبب دنياگرايى مانند حالت سگى شد كه در هر حال ، چه بر او هجوم كنى و يا رهايش سازى ، زبان از كام بيرون آورَد و له له زند .

فمثله كمثل الكلب إن تحمل عليه يلهث او تتركه يلهث

«تحمل» از «حَمْلَة» گرفته شده و «حَمْلَة» به معناى هجوم كردن است. «مَثَل» در آيه شريفه به معناى حالت و صفت است.

15 - حالت درونى تكذيب كنندگان آيات الهى مانند حالت سگ تشنه اى است كه همواره له له مى زند .

ذلك مثل القوم الذين كذبوا بايتنا

«ذلك» اشاره به حالتى است كه جمله «فمثله . .. » آن را درباره سگ بيان داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 177 - 1

1 - حالت جوامع تكذيب كننده آيات الهى ، حالتى شوم است .

ساء مثلاً القوم الذين كذبوا بايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 12

12 - تكذيب كنندگان آيات الهى ، در محروم بودن از درك معارف الهى مانند چارپايانند .

أولئك كالأنعم

همسانى گمراهان تكذيب كننده آيات با چهارپايان و به اصطلاح «وجه شبه»، به دليل جمله «لايفقهون بها و . .. » (محروميت از درك معارف الهى) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 27 - 8

8 - چهره مردمان زشت كار در قيامت ، مانند پاره اى از شب ديجور ، سياه خواهد بود .

و الذين كسبوا السيئات . .. كأنما أغشيت وجوههم قطعاً من الّيل مظلماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 14 - 6

6- مَثَل درخواست كننده از خدايان دروغين مثل تشنه اى است كه از راه دور دستان خود را به طرف آب دراز مى كند تا آب ، خود به كام او برسد كه هرگز چنين نمى شود .

إلاّ كبسط كفيه إلى الماء ليبلغ فاه و ما هو ببلغه

برخى عبارت «إلاّ كبسط» را استثنا از استجابت گرفته اند و گفته اند تقدير كلام چنين است: «لايستجيبون بشىء من الأستجابة إلاّ استجابة كإستجابة الماء لباسط كفيه إلى الماء». و برخى آن را استثنا از «الذين يدعون» دانسته اند و گفته اند تقدير كلام چنين مى شود: «الذين يدعون من دونه ليسوا إلاّ كباسط كفيه إلى الماء». قابل ذكر است كه ضمير در «ليبلغ» به «الماء» و ضمير در «فاه» (دهانش) به «باسط» برمى گردد. و ضمير «هو» به «الماء» و ضمير در «ببالغه» به «فاه» ارجاع مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 15

15- نابرابرى مشركان با موحدان بسان نابرابرى انبوه تاريكى ها با روشنايى است .

أم هل تستوى الظلمت والنور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 4،7،8،21

4- فلزات گداخته شده در كوره هاى آتش ، كفهايى همانند كف هاى سيلاب از خود ايجاد مى كنند .

و مما يوقدون عليه فى النار . .. زبد مثله

«من» در «مما يوقدون» نشويه است. «ايقاد» (مصدر يوقدون) به معناى شعلهور ساختن آتش مى باشد. مراد از «ما» به قرينه «حلية» و «متاع» فلزاتى نظير طلا، نقره، مس و ... است. «فى النار» حال مؤكّده مى باشد. بنابراين «يوقدون ...» ; يعنى، و حاصل مى شود از فلزاتى كه آتش بر آن برافروزند (آن را ذوب كنند) كفى مانند كف سيلاب.

7- حق در تشبيه مانند باران و سيلاب است و باطل همسان كف هاى پف كرده بر روى آن

أنزل من السماء ماء فسالت أودية بقدرها فاحتمل السيل زبدًا رابيًا . .. كذلك يضرب ا

8- حق در تشبيه همانند فلزات گداخته شده و ذوب گشته است و باطل بسان كف هاى ايجاد شده بر روى آن

و مما يوقدون عليه فى النار . .. زبد مثله كذلك يضرب الله الحق و البطل

21- تشبيه حقايق به امور محسوس و آوردن مثل براى آنها از شيوه هاى قرآن

كذلك يضرب الله الأمثال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 30 - 2

2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) در رسالت و تلقّى وحى همانند پيامبران امت هاى پيشين و برخورد امتش با وى همسان برخورد امت هاى پيشين با پيامبران خويش

كذلك أرسلنك فى أُمّة قد خلت من قبلها أمم لتتلوا عليهم الذى أوحينا إليك

تشبيه در جمله «كذلك أرسلناك . ..» مقتضى مشبه، مشبه به و وجه شبه مى باشد. گفته شده مشبّه «ارسال پيامبر در امت خويش»، مشبه به «ارسال پيامبران در امتهاى گذشته» و وجه شبه «حقايقى است كه از آيات قبل و نيز آيه مورد بحث مى توان استفاده كرد». از آن حقايق است نفس رسالت، تلقى وحى، وظيفه پيامبرى، هدف ارسال (لتتلوا عليهم ...)، برخورد امتها، سرنوشت ايشان، سنت خداوند در امر هدايت و اضلال مردم پس از ارسال پيامبران (قل إن الله يضل من يشاء و يهدى إليه من أناب) و ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 24 - 5

5- استفاده از تشبيه به محسوس براى عينى و قابل فهم كردن تعاليم ، از روش هاى تعليمى قرآن كريم

ضرب الله مثلاً كلمة طيّبة كشجرة طيّبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 26 - 4

4- استفاده از تشبيه به محسوس براى عينى و قابل فهم كردن تعاليم ، از روش هاى تعليمى قرآن كريم است .

مثل كلمة خبيثة كشجرة خبيثة اجتثّت من فوق الأرض ما لها من قرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 92 - 1،18

1- شكستن عهد و پيمان قطعى ، همانند گسستن رشته اى است ، پس از بافتن محكم آن

أوفوا بعهد الله . .. و لاتنقضوا ... و لاتكونوا كالتى نقضت غزلها من بعد قوّة أنك-

18- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : التى نقضت غزل ها إمرأة . . . يقال لها : رابطة ( ريطة ) . . . كانت حمقاء تغزل الشعر فإذا غزلت نقضته ثمّ عادت فغزلته فقال الله : « كالتى نقضت غزلها . . . » . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: آن زن كه رشته هى تافته خود را باز مى كرد زنى بود . .. به نام رابطه (يا ريطه) ... و او زن احمقى بود كه مو [ى بز و غيره]را مى تافت و پس از تافتن، آنها را باز مى كرد و سپس دوباره مى تافت. پس خداوند فرمود: كالتى نقضت غزلها...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 29 - 3

3- انسان بخيل ، همانند انسانى دست بسته به گردن است .

و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك

«و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك» كنايه از امساك و پرهيز از انفاق (بُخل) است. اينكه از بُخل و امساك به «دستت را به گردنت

مبند» تعبير شده، نشان مى دهد كه انسان بخيل، همانند شخص دست بسته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 11

11- مرگ و رستاخيز ، پديده اى مانند خواب و بيدارى است .

ليعلموا. .. أنّ الساعة لاريب فيها

به خواب رفتن اصحاب كهف و بيدارى آنان پس از چند قرن و استشهاد قرآن به اين واقعه براى بيان حقانيّت معاد، گواه اين مدعا است كه مرگ، مانند خواب، و رستاخيز قيامت، بسانِ بيدارى از خواب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 17

17- آب هاى غليظ و گداخته ، بسان گدازه مس ، پاسخى براى استغاثه و آب طلبى كافران در دوزخ است .

و إن يستغيثوا يغاثوا بماء كالمهل

«مهل» به معناى «درده روغن» و نيز «مس گداخته» است (مقاييس اللغة) و نيز به «خونابه اى كه از لاشه مردار بيرون آيد» گفته مى شود. (قاموس) وصف آنان با عبارت «يشوى الوجوه» با معناى «مس گداخته» سازگارتر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 7

7- انسان ها ، مانند زمان تولد ، فاقد هرگونه مال و فرزند و عنوان و اعتبار ، در صحنه قيامت حضور خواهند يافت .

لقد جئتمونا كما خلقنكم أوّل مرّة

تشبيه حضور انسان ها در قيامت به زمان تولد آنان، ممكن است از جهت همراه نداشتن امكانات مادّى و خالى بودن از هرگونه عنوان و اعتبار باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 86 - 3

3- غروب خورشيد در نقطه پايانى سفر ذوالقرنين به جانب مغرب ، چونان فرو رفتن آن در چشمه اى تيره فام بود .

وجدها تغرب فى عين حمئة

از جمله معانى «عين» چشمه است و به قرينه «وجدها» (آن را چنان يافت كه) مراد آيه آن نيست كه خورشيد، در چشمه اى داراى گل سياه فرو مى رفت، بلكه منظره غروب خورشيد را ذوالقرنين آنگونه مشاهده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 53 - 1

1 - قرار دادن زمين ، همانند گاهواره اى براى آرامش و آسايش انسان ، پرتويى از ربوبيت خداوند است .

الذى جعل لكم الأرض مهدًا

«مهد» جايگاهى است كه براى طفل آماده مى كنند (گهواره)، در آيه شريفه، زمين به گهواره اى كه طفل در آن مى آرمد، تشبيه

شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 55 - 5

5 - خروج مجدد انسان از زمين و حيات تازه او ، همانند آفرينش نخستين او از زمين خواهد بود .

و منها نخرجكم تارة أُخرى

«تارة أخرى»; يعنى، بار ديگر گفتنى است كه مرتبه اول بيرون آمدن انسان از خاك، همان خلقت اوليه او از نطفه است و بار دوم زمانى است كه پس از مرگ مجدداً از زمين برانگيخته خواهد شد. «تارة أخرى» اشاره به همين تشابه دارد تا استعبادها را نيز تلويحاً رد كرده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 104 - 1

1- قيامت روزى است كه خداوند ، آسمان را هم چون پيچيدن طومارنامه ها ، در هم مى پيچد .

يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1- «طىّ» به معناى پيچيدن است. 2- «سجلّ» يا به معناى «كاتب» مى باشد كه در اين صورت اضافه «طىّ» به «سجلّ» اضافه مصدر به فاعل است و «لام» در «للكتب» براى اختصاص و يا براى تقويت عامل «طىّ» است و يا به معناى هر چيزى است كه در آن نوشته باشند. در اين صورت اضافه «طىّ» اضافه به مفعول است و «لام» در «للكتب» به معناى «من أجل» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 2 - 12

12- بيم و هراس مردم در عرصه محشر ، به اندازه اى است كه آنان هچون مردم مى خورده و مست ، عقل و هوش خود را از كف خواهند داد .

و ترى الناس سكرى و ما هم بسكرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 31 - 4،5

4 - مثل كسى كه به خدا شرك مىورزد ، مثل كسى است كه از آسمان فرو افتد و طعمه مرغان شكارى گردد .

و من يشرك باللّه فكأنّما خرّ من السماء فتخطفه الطير

«خرّ و خُرور» (مصدر «خرّ») به معنا سقوط و فرو افتادن است. «خرّ من السماء»; يعنى، از آسمان فرو افتاد. «خَطف» (مصدر «تخطف») نيز به معناى ربودن است. «خطفته الطير»; يعنى، پرنده او را ربود. بنابراين معناى جمله ياد شده چنين است: هر كس به خدا شرك بورزد، چنان است كه گويا از آسمان فرو افتاده و پرنده شكارى او را ربوده است. گفتنى است كه تشبيه در آيه فوق، از باب تشبيه معقول به محسوس است;يعنى، مشرك - كه با روگرداندن از خداى متعال و فرو افتادن در پاى بت ها، در واقع از اوج كمالات انسانى سقوط مى كند و در دام شيطان گرفتار مى شود - به كسى تشبيه شده است كه از آسمان فرو افتد و طعمه پرندگان شكارى شود.

5 - كسى كه به خدا شرك مىورزد ، مانند كسى است كه از آسمان فرو افتد و باد او را به جايى دور بيفكند .

و من يشرك باللّه . .. أو تهوى به الريح فى مكان سحيق

جمله «أو تهوى به الريح. ..» عطف است بر «تخطفه الطير». «هُوى» (مصدر «تهوى»)، به معناى سقوط و فرو افتادن است و هرگاه با «باى» تعديه بيايد، به معناى اسقاط و فرو افكندن مى شود. «هوت به الريح»; يعنى، باد او را فروافكند. «سُحق» (مصدر «سحيق») به معناى بُعد و دور بودن است و «مكان سحيق»; يعنى، جايى دور. بنابراين تقدير جمله فوق چنين مى شود: «من يشرك باللّه فكأنّما تهوى به الريح فى مكان سحيق; هر كس به خدا شرك بورزد، چنان است كه گويا از آسمان فرو افتاده و باد او را به جايى دور افكنده است». گفتنى است كه در جمله ياد شده مشرك - كه با روى برتافتن از عبادت خداى يگانه و فرو افتادن در زير پاى بت ها و پرستش آنها، در واقع از اوج هدايت و روشنايى به نهايت ضلالت و تاريكى سقوط مى كند - به كسى تشبيه شده است كه از آسمان فرو مى افتد و باد او را به جايى دور كه راهى براى نجات نباشد فرو مى افكند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 81 - 1

1 - موضع گيرى كافران رفاه زده عصر بعثت ، در برابر رهنمود هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند موضع گيرى كافران پيشين در برابر رهنمود هاى پيامبرانشان

بل قالوا مثل ما قال الأوّلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 1،3

1 - اعمال و رفتار كفرپيشگان ، همانند سرابى است در كوير كه تشنه به پندار آب به سراغ آن مى رود و چيزى به دست نمى آورد .

و الذين كفروا أعملهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا

3 - اعمال و رفتار كفرپيشگان ، چون سراب فريبنده است .

و الذين كفروا أعملهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 40 - 1

1 - اعمال كافران ، به مثابه تاريكى شديد در درياى ژرفناك با امواجى متلاطم و پوشيده از ابر است كه كمترين روزنه اى در آن نيست .

و الذين كفروا أعملهم . .. كظلمت فى بحر لجّىّ يغشيه موج من فوقه موج من فوقه سحا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 43 - 6،7

6 - خداوند ، از بالا و از ابر يخ زده - كه به كوه مى ماند - تگرگ فرو مى ريزد .

و ينزّل من السماء من جبال فيها من برد

«من جبال» بدل از «من السماء» و براى تشبيه كردن ابرها، به كوه ها است; همان گونه كه تشبيه اشياى بزرگ و با عظمت به

كوه، بسيار معمول است; مانند كوه علم و. ... «بَرَد» نيز به معناى تگرگ است.

7 - در فضا ، انبوهى از ابر هاى يخ زده همچون كوه ، وجود دارد .

و ينزّل من السماء من جبال فيها من برد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 29 - 8

8 - دوست ناباب ، چونان شيطان است .

يويلتى ليتنى لم أتّخذ فلانًا خليلاً . لقد أضلّنى عن الذكر... و كان الشيطن للإن

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه جمله «و كان الشيطان. ..» دنباله سخن ظالمان باشد و مقصود از «شيطان» ابليس نباشد; بلكه نامى باشد كه ظالمان براى دوستان ناباب و گمراه گر خود انتخاب كرده باشند; زيرا عمل گمراهى، كار شيطان است و هر كس چنين كارى را انجام دهد، همچون شيطان خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 44 - 6

6 - مردمان هواپرست را ، در حق نشنوى و بى خردى ، جز به چهارپايان ( شتر ، گاو و گوسفند ) نمى توان تشبيه كرد .

إن هم إلاّ كالأنعم

«أنعام» نامى است كه شامل سه نوع حيوان مى شود: شتر و گاو و گوسفند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 47 - 1

1 - آفرينش شب ، همچون لباس و پوشش ، تنها به قدرت خدا است .

و هو الذى جعل لكم الّيل لباسًا

جمله «و هو الذى جعل لكم الليل لباساً» براى حصر است و از نوع حصر إفرادى است; يعنى، تنها خدا شب را همچون پوشش براى انسان قرار داد; نه قدرتى ديگر. گفتنى است در اين جمله، شب به لباس و پوشش تشبيه شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 63 - 7

7 - شكافته شدن دريا با عصاى موسى و تقسيم شدن آب هاى آن به دو ديوار ; چون دو كوه بزرگ

فانفلق فكان كلّ فرق كالطود العظيم

فعل «كان» در اين جا به معناى «صار» است. «فرق» نيز معادل قطعه (پاره) و «طود» مرادف «جبل» (كوه) است. بنابراين «كان كلّ فرق...»; يعنى، هر پاره اى از آب دريا، مانند كوهى بزرگ شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 80 - 7،8

7 - كافران حق ناپذير ، چونان مردگانى ناشنوا و غيرقابل تفهيم

إنّك لاتسمع الموتى

8 - كفرپيشگان روى گردان از دلايل آشكار ، همچون ناشنوايان روى برتافته از راهنماى خويش

و لاتسمع الصمّ الدعا إذا ولّوا مدبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 41 - 1،2

1 - دوست گيرندگان غيرخدا ، همانند عنكبوت اند كه خانه اى بس سست و بى بنياد ، براى خود ساخته است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا

2 - انتخاب كنندگان ولىّ و كارسازى غير از خدا ، همانند عنكبوت اند كه براى خود خانه اى بى بنياد ، بنا كرده است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 1

1 - معبودان باطل و جعلى ، در مقايسه با خداوند ، همانند بردگان زرخريد در برابر مالك خويش اند .

هل لكم من ما ملكت أيمنكم من شركاء فى ما رزقنكم فأنتم فيه سواء

مثلى كه در آيه آورده شده است، به قرينه آيات سابق - كه درباره اثبات خداوند و وحدانيت بود - براى نفى معبودانى است كه مشركان، آنان را در برابر خداوند، انتخاب كرده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 27 - 3

3 - زبان قرآن ، استفاده از كلمات و تشبيهات رايج و شناخته شده در ميان مردم است .

و البحر يمدّه من بعده سبعة أبحر

كلمه «سبعة» در آيه براى بيان كثرت است و مراد از آن، واقعاً، هفت درياى ديگر نيست. استفاده از چنين كلمه اى براى بيان مقصود، عين همان چيزى است كه در محاوره هاى عاميانه گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 28 - 1

1 - آفرينش نخستين انسان ها و زنده كردن مجدد آنان پس از مرگ ، براى خداوند همانند آفريدن يك تَن است .

ما خلقكم و لابعثكم إلاّ كنفس وحدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 46 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به منزله چراغى فروزان ( براى هدايت ) است .

و سراجًا منيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 9 - 7،9

7 - تشبيه تجديد حيات انسان ها در قيامت ، به احياى زمين و پديد آمدن حيات در آن

أرسل الريح فتثير سحابًا فسقنه إلى بلد ميّت فأحيينا به الأرض بعد موتها كذلك الن

9 - احياى انسان ها در قيامت همچون احياى زمين از راه يك سلسله عوامل و زمينه هاى حيات آفرين خواهد بود .

فأحيينا به الأرض بعد موتها كذلك النشور

برداشت ياد شده از تشبيه به كار رفته در آيه شريفه به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 20 - 2

2 - ايمان چون نور ، مايه هدايت و روشنايى و كفر ، همچون ظلمت ، مايه گمراهى و تاريك بينى

و لا الظلمت و لا النور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 21 - 1

1 - ايمان چون سايه ، آرام بخش و فرح زا است و كفر چون بادِ داغ ، آزاردهنده و ناراحت كنند .

و لا الظلّ و لا الحرور

«ظلّ» به معناى سايه و «حرور» به معناى باد داغ است. گفتنى است در اين آيه، ايمان به سايه تشبيه شده است و كفر به باد داغ.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 22 - 7

7 - كافران لجوج ، مانند مردگان در قبر ها ، از شنيدن سخن حق ناتوان بوده و هيچ راهى براى هدايتشان نيست .

و ما أنت بمسمع من فى القبور

در اين آيه كافران لجوج و حق ناپذير صدراسلام درمكه، به مردگان در قبرها تشبيه شده اند كه هيچ راهى براى هدايتشان نيست و آنان نيز هيچ زمينه اى براى پذيرش ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 8 - 1

1 - مردمى كه ايمان نياورند و محكوم به عذاب الهى گردند ، مانند كسانى اند كه در گردنشان تا چانه ها ، غل و زنجير قرار داشته و سرهايشان به طرف بالا مانده باشد .

إنّا جعلنا فى أعنقهم أغللاً فهى إلى الأذقان فهم مقمحون

«ذقن» (مفرد «أذقان») به معناى چانه و «قمح» (ريشه «مقمحون») به معناى بلند كردن سر است. گفتنى است آيه شريفه در مقام تمثيل و تشبيهِ حالِ كافران و مشركانِ لجوجى است كه نمى خواستند هرگز ايمان بياورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 9 - 1

1 - مردمى كه ايمان نياورند و محكوم به عذاب الهى گردند ، مانند كسانى اند كه سدّى بلند در پيش رو و پشت سرشان نهاده شده و بر ديدگانشان پرده اى افكنده شده كه هيچ چيز نبينند .

و جعلنا من بين أيديهم سدًّا

تنكير «سدّاً» براى تعظيم است و به قرينه «فأغشيناهم»، مقصود از آن، سدّى بلند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 13 - 3

3 - وضعيت فرهنگى و دينى مردم عصر پيامبراسلام ، شبيه و مانند وضعيت مردم انطاكيه هنگام آمدن رسولان به سوى آنان

و اضرب لهم مثلاً أصحب القرية إذ جاءها المرسلون

بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «أصحاب القرية» مردم شهر «انطاكيه» است (كه هم اكنون جزء خاك تركيه و از شهرهاى تجارى آن مى باشد). گفتنى است «إذ» ظرف زمان و بدل اشتمال، براى «أصحاب القرية» است; يعنى، مثل بزن از مردم انطاكيه، آن گاه كه رسولان الهى به سوى شان آمدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 39 - 3

3 - ماه ، پس از طى منزل هاى خود در 28 روز ، مانند شاخه خشكيده خرما مى شود .

و القمر قدّرنه منازل حتّى عاد كالعرجون القديم

«عرجون» (از ماده «عرجن») به معناى شاخه خوشه خرما است كه از درخت جدا شده باشد و پس از چندى زرد گشته و به شكل هلال درآمده باشد. گفتنى است صفت «قديم» اشاره به پژمردگى و كهنگى آن شاخه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 70 - 7

7 - مؤمنان ، انسان هاى زنده دل و برخوردار از حيات واقعى و معقول ، و كافران ( چونان مردگان ) محروم از آن

لينذر من كان حيًّا و يحقّ القول على الكفرين

برداشت ياد شده از ارتباط ميان صدر و ذيل آيه شريفه; يعنى، به قرينه مقابله ميان انسان هاى زنده و كافران، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 75 - 2،3

2 - مشركان چونان سپاهى آماده به خدمت ، پشتيبانِ معبود هاى خويشند .

و هم لهم جند محضرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه ضمير «هم» به مشركان و ضمير «لهم» به معبودها باز گردد.

3 - معبود هاى ادعايى به روز رستاخيز ، در حالى كه همچون سپاهِ آماده به خدمت براى مشركان اند ، از هرگونه يارى رسانى به آنان ناتوان خواهند بود .

لايستطيعون نصرهم و هم لهم جند محضرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه ضمير «هم» به معبودها و ضمير «لهم» به مشركان بازگردد و اين جمله حال براى ضمير غايبى در«لايستطيعون» باشد. بر اين اساس، اين تركيب از باب مبالغه آمده است; زيرا متمركز كردن تمامى نيروها در قالب يك سپاهِ آماده به خدمت و در عين حال ناتوان بودن از يارى رسانى، نشان دهنده اوج ناتوانى معبودها مى باشد. گفتنى است بر اساس اين نظر، آيه شريفه ناظر به روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 49 - 1

1 - زنان و حوران بهشتى ، از شدت سفيدى و درخشندگى همچون تخم شترمرغ زير پر هستند .

كأنّهنّ بيض

«بيض» اسم جنس و مفرد آن «بيضة» و به معناى تخم شترمرغ است كه رنگ آن سفيد و درخشنده و كمى متمايل به زردى است و اين حيوان آن را زير پر خود مى پوشاند تا از غبار و آلودگى و دستبرد محفوظ ماند. عرب ها، زنان زيبا را به «بيض» تشبيه مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 65 - 1

1 - ميوه و ثمره درخت « زقّوم » ، در زشتى همانند سر هاى شيطان ها است .

طلعها كأنّه رءوس الشيطين

«طلع»، به معناى «ثمره» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 5

5 - شباهت خدايان ادعايى شرك پيشگان ، به شريكان ناسازگار و سخت گير

ضرب اللّه مثلاً رجلاً فيه شركاء متشكسون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 42 - 7

7 - خواب ، پديده اى شبيه به مرگ

اللّه يتوفّى الأنفس حين موتها و الّتى لم تمت فى منامها

كاربرد «توفّى» در مورد خواب انسان، به مانند كاربرد آن در مورد مرگ او، ناظر به شباهت مرگ و خواب مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 39 - 10

10 - شباهت رستاخيز انسان ها در قيامت ، به رويش گياهان پس از ريزش باران

و من ءايته أنّك ترى الأرض خشعة . .. إنّ الذى أحياها لمحى الموتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 17 - 6

6 - مشركان عصر بعثت ، فرشتگان را موجوداتى شبيه خداوند در رحمت مى دانستند .

بما ضرب للرحمن مثلاً

با توجه به كلمه «رحمان» و «مثلاً»، مطلب بالا قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 45 - 1

1- ثمره درخت زقوم ، چونان موادى آلوده و مذاب و جوشان در درون دوزخيان

إنّ شجرت الزقّوم . طعام الأثيم . كالمهل يغلى فى البطون

در معناى «مُهل»، برخى به آلودگى و عده اى به مذاب بودن آن اشاره كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 46 - 1

1- جوشش زقّوم ، در درون دوزخيان ، چونان جوشش آب هاى داغ

كغلى الحميم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 7،13

7- لذّت جويى و شكمبارگى حيوان گونه كافران ، تنها بهره آنان از زندگى دنيايى

الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأنعم و النار مثوًى لهم

از مقابله دو بخش آيه - كه براى مؤمنان پايان خوش بهشت را يادآور شده - استفاده مى شود كه كافران، هرگز از آن نعمت هاى اخروى بهره نخواهند برد; بلكه تنها شهوت رانى و استفاده حيوان گونه از امكانات دنيا، نصيب آنان است.

13- بهره گيرى از نعمت هاى دنيوى و نينديشيدن به آفريننده آن ، شيوه اى حيوانى است . *

و الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأنعم

برداشت بالا بدان احتمال است كه تشبيه كافر به حيوان، از آن جهت باشد كه حيوان هنگام بهره گيرى از موهبت هاى طبيعى، به پديدآورنده آن نمى انديشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 20 - 8

8- نگاه بيماردلان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پس از نزول آيات جهاد ، نگاهى وحشت زده و محتضرگونه

ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 24 - 3

3 - خدمت كاران بهشتى ، چونان مرواريد هاى نهفته در صدف

غلمان لهم كأنّهم لؤلؤ مكنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 7 - 4

4 - منظره رستاخيز آدميان ، همچون منظره ملخ هاى پراكنده بر پهنه زمين

يخرجون من الأجداث كأنّهم جراد منتشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 20 - 2

2 - اجساد قوم عاد ، پس از عذاب ، همانند نخل هاى ريشه كن شده از اعماق خاك

تنزع الناس كأنّهم أعجاز نخل منقعر

«عجز» (مفرد «أعجاز»)به معناى تنه و «منقعر» به معناى كنده شده از ريشه است (مختارالصحاح).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 31 - 4

4 - خشك شدن قوم ثمود ، همانند علف هاى خشك دامداران ، با يك صداى مهيب آسمانى

إنّا أرسلنا عليهم صيحة وحدة فكانوا كهشيم المحتظر

«هشيم» به گياه خشك و «محتظر» به كسى گفته مى شود كه براى دام آغل درست كند. بنابراين «هشيم المحتظر»; يعنى، علف خشكى كه دامدار براى دامش تهيه مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 24 - 1

1 - حركت كشتى هاى كوه پيكر در دريا ها ، به تدبير و اراده الهى

و له الجوار المنشات فى البحر كالأعلم

«جوارى» (جمع «جارية»)به معناى كشتى ها و «أعلام» (جمع «علم») به معناى كوه ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 37 - 2،3

2 - سرخ شدن آسمان و شباهت پيدا كردن آن به چرمى گلگون ، به هنگام فروپاشى در آستانه قيامت

فإذا انشقّت السّماء فكانت وردة كالدهان

«وردة» به معناى گل سرخ و «دهان» به معناى چرم قرمز است. بنابراين «كانت وردة كالدهان»; يعنى، همانند چرم گلگون سرخ خواهد شد.

3 - ذوب شدن اجرام آسمانى چون روغن گداخته ، به هنگام فروپاشى در آستانه قيامت

فإذا انشقّت السّماء فكانت وردة كالدهان

برداشت ياد شده در صورتى است كه «دهان» به معناى روغنى باشد كه در نتيجه گداختن به رنگ گل سرخ در آمده است (چنان كه عده اى از مفسران برآنند) برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 58 - 1

1 - حوريان بهشتى ، موجوداتى زيبا و جذاب همچون ياقوت و مرجان

كأنّهنّ الياقوت و المرجان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 23 - 1

1 - حوران بهشتى ، در نهايت صفا و طراوت همچون مرواريد نهفته در صدف

و حور عين . كأمثل اللؤلؤ المكنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 55 - 1

1 - دوزخيان ( اصحاب شمال ) ، آب داغ و جوشان دوزخ را همچون شترى تشنه ، با حرص و ولع خواهند نوشيد .

فشربون شرب الهيم

«هيم» جمع «هيماء» است و «هيماء» به شتر تشنه گفته مى شود. تشبيه حالت دوزخيان به هنگام نوشيدن از آب داغ جهنم به شترِ تشنه، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 17 - 2

2 - دل هاى غافل از ياد خداوند و بيگانه با كلام او ( قرآن ) ، چونان زمين مرده است .

أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه . .. اعلموا أنّ اللّه يحىِ الأرض بعد موتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 11

11 - حيات دنيا ، همچون رستنى هاى كشتزار ، فريبا و ناپايدار است .

اعلموا أنّما الحيوة الدنيا . .. كمثل غيث أعجب الكفّار نباته ... ثمّ يكون حطمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 8 - 5

5 - تلاش هاى گسترده كافران عليه اسلام ، به مثابه پفى ناچيز در مقابل نورى عظيم و درخشان

يريدون ليطفؤا نور اللّه بأفوههم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 4

4 - خداوند ، از مؤمنان مى خواهد در يارى او مانند حواريون عيسى ( ع ) باشند .

يأيّها الذين ءامنوا كونوا أنصار اللّه كما قال عيسى ابن مريم . .. قال الحواريّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 4 - 6

6 - منافقان ، به رغم ظاهر فريبنده و سخنان زيبايشان ، چونان چوب هاى تكيه شده بر ديوار ، خشك و بى روح اند .

كأنّهم خشب مسنّدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 12 - 4

4 - شباهت و همانندى كره زمين با آسمان ها ، در تركيبات ، خصوصيات و قوانين حاكم بر آنها

اللّه الذى خلق سبع سموت و من الأرض مثلهنّ

مفسران درباره وجه شبه در اين آيه (تشبيه زمين به آسمان)، دو احتمال داده اند: 1- شباهت و همانندى از نظر تركيبات، خصوصيات و قوانين حاكم بر آنها (احتمال برگزيده در برداشت بالا); 2- شباهت از نظر عدد; يعنى، كره زمين مانند آسمان هفت تا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 17 - 1

1 - اعلام خداوند به كافرانِ برخوردار از ثروت و مكنت ، به آزمودنشان همچون آزمودن باغداران يمنى

إنّا بلونهم كما بلونا أصحب الجنّة

مفسران درباره «اصحاب الجنّة» (صاحبان باغ) چنين نوشته اند: اين باغ در حومه «يمن» در اختيار پيرمرد مؤمنى قرار داشت. او به قدر نياز از آن برمى گرفت و بقيه را به مستمندان مى داد. اما هنگامى كه چشم از دنيا پوشيد، فرزندانش گفتند: ما خود به محصول اين باغ سزاوارتريم; چون عيال و فرزندان ما بسيار است و نمى توانيم مانند پدرمان عمل كنيم. آنان سوگند ياد كردند تمام مستمندان را از آن محروم سازند. سرنوشت آنان همان شد كه در اين آيات از آن ياد شده است. (مجمع البيان و نيز برگرفته از الكشاف زمخشرى)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 7 - 2

2 - قوم عاد بر اثر باد ، مانند تنه هاى پوك و افتاده درختان خرما از پاى درآمدند .

فترى القوم فيها صرعى كأنّهم أعجاز نخل خاوية

«صريع» (مفرد «صرعى») به معناى چيز افكنده شده بر زمين و «أعجاز» به معناى ساقه هاى ريشه دار در زمين (تنه ها) است. «خاوية»; يعنى، شىء خالى و نيز به معناى شىء افتاده بر زمين آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 8 - 1

1 - گداخته شدن آسمان ، همچون ذوب فلزات در آستانه برپايى قيامت

يوم تكون السماء كالمهل

«مهل» به هر فلز گداخته شده (همچون طلا، نقره، مس و. ..) گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 9 - 1

1 - متلاشى و ذره ذره شدن كوه ها ، همچون پشم رنگين و پراكنده شده ، در آستانه برپايى قيامت

و تكون الجبال كالعهن

«عهن» به معناى پشم رنگ شده است. در آيه پنجم از سوره «قارعه» چنين آمده است: «و تكون الجبال كالعهن المنفوش»; (و كوه ها مانند پشم رنگين زده شده خواهند شد).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 16 - 1

1 - خداوند ، ماه را نورانى و خورشيد را همچون چراغ فروزنده آفريد .

و جعل القمر فيهنّ نورًا و جعل الشمس سراجًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 17 - 1

1 - خداوند ، انسان را همچون نباتات از زمين آفريده است .

و اللّه أنبتكم من الأرض نباتًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 18 - 5

5 - چگونگى زنده شدن انسان ها در قيامت ، همچون روييدن نباتات است .

و اللّه أنبتكم من الأرض نباتًا . .. و يخرجكم إخراجًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 15 - 3

3 - خداوند ، همانند رسول گرامى اسلام ، پيامبرى به سوى فرعون گسيل داشت .

كما أرسلنا إلى فرعون رسولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 16 - 5

5 - تهديد شدن سران كفر و شرك در صدراسلام ، به مؤاخده شدن همچون مؤاخذه فرعون

إنّا أرسلنا إليكم رسولاً شهدًا عليكم . .. فعصى فرعون الرسول فأخذنه أخذًا وبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 26

26 - انفاق و صدقه ، به منزله قرض و وام دادن به خداوند است .

و أقرضوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 50 - 1

1 - كافران لجوج و پندناپذير ، همچون گورخران رميده اند .

كأنّهم حمر مستنفرة

«حمار» (مفرد «حمر») به معناى خر اهلى يا وحشى است (الصحاح); ولى مفسران آن را در آيه شريفه، از نوع وحشى دانسته اند كه در فارسى از آن به گورخر تعبير مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 51 - 1

1 - روى گردانى كافران ، از شنودن كلام بيداربخش و پندآموز قرآن ، همچون فرار گورخران از شير ژيان ، بسيار شديد بود .

فرّت من قسورة

«قسورة» اسم جامد و به معناى شير است و گاهى اسم جمع و در معناى شكارچيان تيرانداز استعمال مى شود. (الصحاح)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 3 - 12

12 - انسان در اين جهان ، همچون رونده اى گم كرده راه و دين راهى است درست ، و دينداران مردمى راه يافته اند .

إنّا هدينه السبيل إمّا شاكرًا و إمّا كفورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 16 - 2

2 - قدح ها و كوزه هاى بهشتيان ( ابرار و . . . ) ، در صفا و شفافيت ، مانند شيشه و بلور و در سفيدى و زيبايى ، همچون نقره است .

كانت قواريرَا . قواريرَا من فضّة

برخى از مفسران، اين آيه را از باب تشبيه بليغ دانسته اند; نه اين كه ظرف هاى مورد استفاده بهشتيان، حقيقتاً از جنس شيشه و در عين حال نقره است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 19 - 6

6 - جوانكان خدمت گزار ابرار در بهشت ، چون مرواريد پراكنده اند .

و يطوف عليهم ولدن مخلّدون إذا رأيتهم حسبتهم لؤلؤًا منثورًا

إذا رأيتهم حسبتهم لؤلؤًا منثورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 2 - 4

4 - فرشتگان وحى ، همچون طوفان با سرعت بسيار مأموريت خود را دنبال مى كردند .

فالعصفت عصفًا

«عاصفات» از نظر لغوى، به معناى تندبادها و طوفان ها است و اگر مقصود از آن، فرشتگان باشد، در اين كلام تشبيه و استعاره به كار رفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 33 - 1

1 - شراره هاى برخاسته از آتش دوزخ ، همانند شتران زرد رنگ است .

كأنّه جملت صفر

«جملات» جمع «جِمالة» است. «جمالة» يا جمع «جمل» (شتر) و يا اسم جمع است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 9 - 4،6

4 - خواب براى انسان ، نوعى مرگ است .

و جعلنا نومكم سباتًا

فعل «سُبِتَ» علاوه بر معناى «بى هوش شد»، به معناى «مُرد» نيز استعمال مى شود (مصباح). بنابراين، احتمال مى رود كه «سبات» به معناى مرگ باشد.

6 - مرگ و معاد انسان ، شبيه خواب و بيدارى است .

و جعلنا نومكم سباتًا

ياد كردن از خواب در ميان آياتى كه به منظور رفع استبعاد از معاد مطرح شده; ممكن است به جهت تشابهى باشد كه بين خواب و مرگ و نيز بيدارى و معاد وجود دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 10 - 1

1 - تاريكى شب - بسان لباسى پوشيده بر موجودات - با مستور ساختن آنها از ديد انسان ، مانع تلاش و فعاليت بيش از حد او است .

و جعلنا الّيل لباسًا

تقابل اين آيه و آيه بعد - كه روز را زمان تلاش براى زندگى دانسته است - بيانگر برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 15 - 6

6 - معاد انسان ، شبيه رويش گياهان از زمين است .

لنخرج به حبّ-ًا و نباتًا

ياد آورى اخراج دانه و گياه از زمين - در آياتى كه به منظور رفع استبعاد از معاد مطرح شده - گوياى تشابه معاد با رويش گياهان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 20 - 2

2 - حركت كوه ها در قيامت ، آنها را به توده غبارى شبيه كوه ، تبديل خواهد كرد .

و سيّرت الجبال فكانت سرابًا

تشبيه كوه به سراب، بيانگر آن است كه پس از حركت كوه ها در قيامت، آنچه ديده مى شود كوه نيست; ولى بيننده آن را كوه خواهد ديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 30 - 2

2 - زمين ، همچون گوى پرتاب شده در فضا است . *

دحيها

يكى از معانى «دحو»، بازى با پرتاب سنگ، گردو و . .. به سوى حفره اى است كه از پيش به همين منظور حفر شده است. آن حفره را «اُدحيّه» و سنگ را «مِدحاة» مى نامند (لسان العرب). بر اين اساس جمله «دحاها»، حاكى از پرتاب شدن زمين در فضا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 46 - 1،2

1 - فاصله ولادت تا قيامت - در ديدگاه اهل محشر - فاصله اى ناچيز و همسان با عصر يك روز و يا وقت چاشت آن

كأنّهم . .. لم يلبثوا إلاّ عشيّة أو ضحها

مراد از «لَبْث» در «لم يلبثوا»، درنگى است كه در دنيا و برزخ رخ مى دهد. اين زمان گرچه زياد باشد، در مقايسه با آنچه انسان پس از حشر با آن مواجه خواهد شد، اندك است. براى «عشيّة» معانى متفاوتى ذكر شده است; از قبيل: «ظهر تا غروب»، «آخر روز» و «ظهر تا صبح فردا» (مصباح). «ضحى»; يعنى، گسترش نور خورشيد و پهناور شدن روز (مفردات راغب). اضافه «ضحى» به «عشيّة»، براى بيان اين نكته است كه مقدار صبح يا عصر از يك روز مراد است.

2 - فاصله قيامت و دنيا - هرچند طولانى باشد - در برابر عظمت حوادث قيامت ناچيز و بسان گذشت نيمروز از عمر دنيا است .

كأنّهم . .. لم يلبثوا إلاّ عشيّة أو ضحيها

مفاد «يرونها» ممكن است در ناچيز ديدن دوران گذشته، دخيل باشد; يعنى، ديدن قيامت و رخدادهاى آن، اين ذهنيت را در

انسان ايجاد مى كند كه فاصله طولانى دنيا و برزخ، در نظر او اندك آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 11 - 2

2 - آسمان ، همچون سقفى فراگير و پوسته اى پوشاننده و قابل ازاله است .

و إذا السماء كشطت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 16 - 2،3

2 - سوگند خداوند ، به ستارگان متحرك كه مسير خود را طى كرده و مانند رفتن حيوانات غير اهلى به مخفيگاه خود ، از نظر ها محو مى گردند .

الجوار الكنّس

«كُنّس» جمع «كانِس» است و آن چيزى است كه پنهان مى شود. اين كلمه از ريشه «كَنَسَ الظبى» گرفته شده است; يعنى، آهو خود را در «كِناس» (پناهگاه) خود پنهان ساخت و استتار كرد. (نهايه ابن اثير)

3 - بعضى از اختران در طلوع ، حركت و غروب خود ، شبيه آهوان پنهانى هستند كه ظاهر شده و با حركت به سمت مخفيگاه خود ، ناپديد شوند .

بالخنّس . الجوار الكنّس

توصيف ستارگان با وصف «كُنّس» - كه از اوصاف آهوان است - تشبيه بديع و استعاره است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 11 - 1

1 - انجام دادن بعضى از كار هاى نيك ، دشوار و بسان افكندن خويش در يك راه كوهستانى و گردنه هاى صعب العبور است .

فلااقتحم العقبة

«اقتحام»; يعنى، بين كارى سخت و هولناك قرار گرفتن (مفردات). زمانى كه شخص بدون فحص و بررسى خود را در ماجرايى بزرگ بيفكند، گفته مى شود: «إقْتَحَمَ» (نهايه ابن اثير). راه دشوارى كه در كوه قرار دارد، «عقبة» ناميده مى شود (مفردات) و نيز «عقبة» به مسير صعب العبورى گفته مى شود كه از آن بر كوه بالا روند (قاموس). اين راه از آن جهت «عقبة» ناميده مى شود كه راه پيمايان، بايد در آن پشت سر هم و به يك ستون حركت كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 7 - 2

2 - كار هاى خير ، هر چند به وزن مورچه اى ريز و يا ذرّات معلق در هوا باشد ، باقى مانده ، در قيامت بر انسان عرضه خواهد شد .

فمن يعمل مثقال ذرّة خيرًا يره

«مثقال»; يعنى، وسيله اى كه با آن، وزن چيزى سنجيده شود (مفردات). «ذرّة» (مفرد «ذرّ») به معناى كوچك ترين نوع مورچه است (صحاح اللغة). برخى آن را يك صدم وزن «جو» دانسته و برخى گفته اند: مراد ذرّاتى است كه در شعاع خورشيد، مشاهده مى شود. (لسان العرب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 8 - 2

2 - كار هاى ناروا ، هر چند به وزن مورچه ريز و يا ذرّات معلق در هوا باشد ، باقى مانده ، در قيامت بر انسان عرضه خواهد شد .

و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 4 - 1،3

1 - مردم در قيامت ، مانند پروانه هاى ريز و پراكنده در هوا ، هراسان و بى سامان به هر طرف روى خواهند آورد .

يوم يكون الناس كالفراش المبثوث

«فَراشَة» (مفرد «فَراش»); يعنى، آنچه بال زده و در حرارت چراغ سقوط كرده و خود را مى سوزاند (تاج العروس) «فرّاء» آنها را ملخ هايى مى داند كه روى زمين گسترده و در هم مى لولند (مجمع البيان). تشبيه مردم در قيامت به آن حشرات، نشانگر سردرگمى، ترس و اضطرابى است كه انسان ها را به هر سو خواهد كشاند.

3 - تشبيه وضع انسان ها در قيامت ، به انبوه ملخ هاى پراكنده *

يوم يكون الناس كالفراش المبثوث

برداشت ياد شده، ناظر به اين احتمال است كه فَراش - چنان كه فرّاء گفته است - به معناى ملخ هايى باشد كه بر زمين گسترده شده، درهم مى لولند. گفتنى است كه اين معنا، تنها از فرّاء نقل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 5 - 1

1 - كوه ها در قيامت ، مانند پشم هاى رنگارنگى خواهند شد كه حلاجى شده و از هم باز شده باشد .

و تكون الجبال كالعهن المنفوش

«عهن»، به معناى پشمى است كه با رنگ هاى گوناگون رنگ آميزى شده باشد. برخى گفته اند: به هر پشمى «عِهْن» گفته مى شود. «نَقْش»; يعنى، بازكردن و كشيدن پشم تا آن جا كه اجزاى آن از هم بگسلد. (لسان العرب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 9 - 4

4 - تشبيه خطاپيشگان در قيامت ، به جان باختگانى كه تحمّل مرگ آنان براى مادرشان هلاكت آفرين است . *

فأُمّه هاوية

فعل «هوى» در معانى مختلفى - از جمله «سَقَطَ» و «مات» - به كار رفته است (قاموس). بنابر معناى دوم، كلمه «هاوية»، به معناى «هالكة» خواهد بود نسبت دادن هلاكت به مادر كسى كه ميزان اعمال او سبك است، كنايه از عظمت سختى هاى وارد بر وى است; به گونه اى كه در آن موارد، مادران تاب تحمّل چنين وضعى را براى فرزند خود نداشته و هلاك خواهند شد. در اين صورت مرجع ضمير «هى» در آيه بعد، عنوان «داهية» (مصيبت بزرگ) خواهد بود كه مفاد جمله «فأُمّه هاوية» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 5 - 3،4

3 - بارش سنگ هاى پرندگان بر اصحاب فيل ، آنان را مانند كاه و خاشاك مرغزارى ساخت كه حيوانات در آن چرانده شده و ساقه هاى نرم شده گياهان آن ، بر زمين مانده باشد .

فجعلهم كعصف مأكول

«عصف»; يعنى، خاشاك گياهى كه خرد شده است (مفردات). توصيف آن به مأكول، به اعتبار خورده شدن مقدارى از آن، در چراى حيوانات است.

4 - تشبيه « جنازه هاى اصحاب فيل » ، به برگ هايى كه حيوانات ، آن را خورده و تفاله آن را بيرون داده باشند .

فجعلهم كعصف مأكول

در «قاموس» آمده است: «عصف مأكول»، ممكن است به معناى برگى باشد كه چارپايان آن را خورده باشند. بر اين اساس، مراد تشبيه اجساد فيل داران به سرگين خواهد بود كه از آن، با تعبيرى لطيف تر ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 2 - 6

6 - تشبيه رهايى از شرور ، به شكافتن تاريكى

قل أعوذ بربّ الفلق . من شرّ ما خلق

197- فلسفه تشبيهات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 58 - 14

14 - به كارگيرى تمثيل و تشبيه در تفهيم معارف دين ، شيوه اى از شيوه هاى گوناگون بيان آيات الهى در قرآن

و البلد الطيب . .. كذلك نصرف الأيت

198- فوايد تشبيهات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 6

6 - استفاده از تشبيه ، براى بيان كردن حقايق ، از روش هاى بيانى قرآن است .

و الذين كفروا أعملهم كسراب بقيعة . .. إذا جاءه لم يجده شيئًا

2- تشريع

1- آثار تشريع تدريجى دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 106 - 4

4- نزول تدريجى تعاليم دينى و آموزش تدريجى آنها ، داراى نقشى مؤثر در هدايت مردم

فرقنه لتقرأه على الناس على مكث

از آن جايى كه قرآن كتاب هدايت است، تذكر به نزول تدريجى آن بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى تواند به خاطر اين باشد كه: نزول تدريجى در امر هدايت مؤثرتر است.

2- اهميت تشريع دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 17 - 9

9 - تشريع دين از سوى خداوند ، امرى ضرورى و مطابق با نياز هاى انسان است .

أنزل الكتب بالحقّ

بنابراين احتمال كه مراد از «الكتاب» محتواى آن (دين) باشد - چنان كه برخى از مفسران گفته اند - و نيز با توجه به معناى «حق»، مطلب ياد شده قابل برداشت است.

3- تاريخ تشريع انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 3

3- تشريع نماز و انفاق در مكه و پيش از هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

قل لعبادى الذين ءامنوا يقيموا الصلوة و ينفقوا

برداشت فوق با توجه به مكى بودن سوره ابراهيم است.

4- تاريخ تشريع جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 40 - 5

5 - تشريع حكم جهاد ، پس از آوارگى مسلمانان از مكّه و هجرت به مدينه

أُذن للذين يقتلون . .. الذين أُخرجوا من ديرهم بغير حقّ

5- تاريخ تشريع زكات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 7 - 3

3 - انفاق و رسيدگى به نيازمندان ( پرداخت زكات ) ، از احكام تشريع شده در اوايل بعثت

الذين لايؤتون الزكوة

با توجه به نزول آيات در اوايل بعثت، مطلب بالا برداشت شده است.

6- تاريخ تشريع نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 3

3- تشريع نماز و انفاق در مكه و پيش از هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

قل لعبادى الذين ءامنوا يقيموا الصلوة و ينفقوا

برداشت فوق با توجه به مكى بودن سوره ابراهيم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 132 - 12

12 - تشريع نماز ، در نخستين سال هاى بعثت صورت گرفته بود .

وأمر أهلك بالصلوة واصبطر عليها

سوره «طه» از نخستين سوره هاى مكى است. چنين برمى آيد كه فرمان نماز پيش از آن صادر شده بود و در اين سوره بر اقامه آن توصيه شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 10 - 5

5 - تشريع نماز ، در نخستين سال هاى بعثت

إذا صلّى

گرچه ممكن است كيفيت نمازى كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در آغاز بعثت مى خواند، با نمازهاى پنج گانه اى كه براى هميشه تشريع شده است، تفاوت هايى داشته و چه بسا به سجود و قصد قربت - كه در ذيل سوره آمده - اكتفا مى شد; ولى آيه شريفه بر اصل تشريع عبادتى به نام «نماز» دلالت دارد.

7- تاريخ تشريع نماز هاى يوميه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 18

18 - نماز هاى يوميه ، مشتمل بر تسبيح و تحميد پروردگار و تشريع شده در مكه ، پيش از هجرت

و سبّح . .. قبل طلوع ... ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار

اين آيه، با اوقاتِ چهار نماز تناسب دارد: صبح (قبل طلوع الشمس)، عصر (قبل غروب ها)، صبح و مغرب (اطراف النهار) و عشا (من آناء الليل). برخى با توجيه (أطراف النهار) به اين كه وسط روز نيز طرف آن است، نماز ظهر را نيز مشمول آيه دانسته اند; ولى چون سوره «طه» در مكه و پيش از سوره «اسرا» - كه حكم نماز ظهر در آن آمده - نازل شده است، مى توان گفت كه نماز ظهر را مطرح نكرده است.

8- تشريع احكام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 142 - 16

16 - خداوند ، در هدايت انسان ها و تشريع قوانين دين مختار است .

يهدى من يشاء إلى صرط مستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 6

6 - توجه اسلام به نياز هاى جنسى و طبيعى ، در تشريع احكام و قوانين دين

أحل لكم ليلة الصيام الرفث إلى نسائكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 20

20 - خداوند ، نخستين قانونگذار براى مردم

فبعث اللّه . .. و انزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس

فاء در «فبعث اللّه» مى رساند كه آنگاه كه ميان جوامع بشرى اختلاف شد و در نتيجه نياز به قانون پيدا كردند، خداوند كتاب (دربردارنده قانون) و پيامبر (اجراكننده قانون) را فرستاد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 215 - 2،3

2 - پرسش هاى مردم از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، زمينه اى براى نزول آيات و بيان احكام

يسئلونك ماذا ينفقون قل ما انفقتم من خير

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، واسطه بيان و ابلاغ احكام الهى

يسئلونك ماذا ينفقون قل ما انفقتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 216 - 9،10

9 - مصالح و مفاسد واقعى ، ملاك جعل احكام الهى

و عسى ان تكرهوا شيئاً و هو خير لكم . .. و عسى ... و هو شر لكم

10 - تجلى رحمت و رأفت الهى ، در چگونگى بيان احكام

كتب عليكم القتال و هو كره لكم و عسى ان تكرهوا

بيان مصلحت واقعى حكم جهاد، على رغم ظاهر ناخوشايند آن، و توجيه مؤمنان به آنچه خير واقعى آنان در آن است، حاكى از رحمت و رأفت الهى به مكلّفين، حتى در چگونگى بيان احكام است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 217 - 2

2 - پرسش هاى مردم از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، زمينه اى براى نزول آيات و بيان احكام

يسئلونك عن الشهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه كبير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 219 - 2،10،17،23،26

2 - پرسش هاى مردم از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، زمينه اى براى نزول آيات و بيان احكام

يسئلونك عن الخمر و الميسر قل فيهما . .. و يسئلونك ماذا ينفقون قل العفو

10 - سود و زيان واقعى مردم ، از ملاك هاى تشريع احكام

فيهما اثم كبير و منافع للناس

17 - خداوند ، بيانگر آيات و احكام براى مردم

كذلك يبيّن اللّه لكم الايات

23 - اشاره به فلسفه و حكمت احكام ، از روش هاى خداوند در تبيين احكام *

كذلك يبين اللّه لكم الايات لعلّكم تتفكرون

«كذلك»، مى تواند اشاره باشد به حكمت و فلسفه تحريم شراب و قمار (زيان فراوان در آنها). يعنى همه آيات و احكام الهى، داراى حكمتى است كه بيان شده است; همان گونه كه در شراب و قمار تبيين شده است.

26 - بيان آيات و احكام از سوى خداوند ، براى ترغيب انسان به انديشيدن درباره نتايج دنيوى و اخروى

لعلّكم تتفكرون. فى الدنيا و الاخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 220 - 2،17،20،24

2 - سؤال هاى مردم از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، زمينه اى براى نزول آيات و بيان احكام

و يسئلونك عن اليتامى قل اصلاح لهم خير

17 - خداوند احكام و قوانين دشوار و مشقّتبار براى مردم جعل نكرده است .

و لو شاء اللّه لاعنتكم

به نظر مى رسد عدم جعل احكام مشقّت آميز، يك قاعده كلى است كه جمله «لو شاء . ..» آن را بيان مى كند; نه حكمى مخصوص درباره معاشرت با ايتام.

20 - تشريع احكام ، بر اساس حكمت الهى

و يسئلونك عن اليتامى . .. ان اللّه عزيز حكيم

24 - حكمت الهى مانع از اراده و جعل احكام دشوار و مشقت آميز

و لو شاء اللّه لاعنتكم انّ اللّه عزيز حكيم

جمله «انّ اللّه . ..» دليل است براى «لو شاء ...» يعنى حكمت او مانع است از اينكه احكامى دشوار و مشقت آميز جعل كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 222 - 2،3

2 - سؤال هاى مردم از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، زمينه اى براى نزول آيات و بيان احكام

و يسئلونك عن المحيض قل هو اذىً

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، واسطه بيان و نزول احكام

و يسئلونك . .. قُل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 228 - 24

24 - احكام و قوانين الهى ، از جمله قوانين مربوط به زندگى زن و شوهر ، حكيمانه و برخاسته از حكمت خداوند است .

و المطلّقات يتربصن . .. و اللّه عزيز حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 230 - 12

12 - خداوند ، بيانگر حدود و احكام خويش ، براى مردم آگاه و داناست .

و تلك حدود اللّه يبيّنها لقوم يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 235 - 3،6

3 - توجّه خداوند به واقعيّت ها و زمينه هاى اجرايى ، در قانونگذارى براى انسان

علم اللّه انّكم ستذكرونهنّ

خداوند در تعليل حكم جواز خواستگارى تلويحى اين واقعيّت را گوشزد مى كند كه مردان طبعاً خاطرشان به خواستگارى در زمان عدّه مشغول است تا بفهماند در احكام الهى، واقعيّتها و نيز زمينه هاى اجرايى، لحاظ شده است.

6 - توجّه به تمايلات و كشش هاى طبيعى انسان ، در قوانين الهى

علم اللّه انّكم ستذكرونهنّ

با توجّه به اينكه جمله «علم اللّه» تعليل است براى حكم خداوند به تجويز خواستگارى، نقش تمايلات طبيعى آدمى در قوانين الهى به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 240 - 12

12 - تشريع احكام بر اساس حكمت الهى

و اللّه عزيز حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 242 - 13

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 60

60 - جعل قوانين الهى ، برخاسته از علم و دانايى گسترده و فراگير خداوند است .

فاكتبوه . .. و لا يأب كاتب ... و ليملل ... و استشهدوا ... و اللّه بكلّ شىء عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 286 - 1

1 - خداوند ، بيشتر از توانايى و ظرفيّت عادى هر انسان ، تكليفى به او روا نمى دارد .

لا يكلّف اللّه نفساً إلاّ وُسعها

قيد «عادى» در برداشت فوق، از كلمه «وسع» كه به معناى «ما يسهل عليه من المقدور» است، استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 93 - 3

3 - اختيار پيامبران در تحريم برخى حلال ها بر خود

الاّ ما حرّم اسرائيل على نفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 11 - 27،28

27 - انسان ها ، فاقد صلاحيت براى تعيين سهام ارث

اباءُوكم و ابناؤكم لاتدرون ايّهم اقرب لكم نفعاً

28 - ناآگاهى از ميزان سودمندى وارثان براى دنيا و آخرت آدمى ، دليل ناتوانى وى براى تعيين صحيح سهام ارث

اباءُوكم و ابناؤكم لاتدرون ايّهم اقرب لكم نفعاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 24 - 20

20 - تشريع ازدواج موقّت و مقررات آن ، برخاسته از علم و حكمت خداوند

فما استمتعتم به منهنّ . .. انّ اللّه كان عليماً حكيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 28 - 14،15

14 - ناتوانى انسان در شناخت قوانين صحيح ، دليل جعل قوانين از سوى خداوند است . *

حرّمت . .. يريد اللّه ان يخفّف عنكم و خلق الانسان ضعيفاً

چون در آيات پيشين سخن از جعل احكام بود، مى توان گفت مراد از «ضعيفاً»، ناتوانى انسان براى جعل قوانين صحيح است.

15 - تبيين احكام و مقررات از سوى خداوند موجب كاسته شدن حجم مسؤوليت انسان در شناخت و تشريع قوانين و مقررات

حرّمت . .. و من لم يستطع ... يريد اللّه ان يخفّف عنكم و خلق الانسان ضعيفاً

بنابر اينكه مراد از «ضعيفاً»، ضعف انسان در جعل قوانين باشد. در اين صورت تخفيف به اين معناست كه خداوند با جعل مقررات خويش، اين بار سنگين را از دوش آنان برداشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 59 - 25

25 - اولواالامر ( واليان امور و حاكمان ) ، داراى حق تشريع احكام نيستند . *

فان تنازعتم فى شىء فردّوه الى اللّه و الرّسول

چون قرآن و سنّت تعيين كننده مصاديق نيستند، مراد از «شىء» مى تواند خصوص احكام باشد ; بنابراين ذكر نكردن «اولى الامر» در اين بخش از آيه، حاكى است كه اين امر به آنان واگذار نشده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 92 - 30

30 - تشريع قانون ديه و كفّاره در مورد قتل خطائى ، بر اساس علم و حكمت گسترده خداوند است .

و من قتل مؤمناً خطاً . .. و كان اللّه عليماً حكيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 127 - 3،4

3 - تشريع احكامى در مورد زنان ، زمينه مطرح شدن سؤالهايى از سوى مسلمانان صدر اسلام در مورد آنان *

و يستفتونك فى النساء . .. و ما يتلى عليكم فى الكتب فى يتمى النساء

4 - تشريع حكم ، از جانب خداوند است و بيان آن بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله) است .

قل اللّه يفتيكم فيهنّ

با توجه به اينكه «استفتاء» از پيامبر(صلی الله علیه و آله) بوده، ولى در جواب آمده كه خداوند پاسخگوى شماست، معلوم مى شود كه تنها خداوند تشريع كننده احكام است و پيامبر(صلی الله علیه و آله) صرفا بيانگر آن. گفتنى است كه مورد آيه (سؤال درباره زنان)، خصوصيتى ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 130 - 11

11 - تشريع طلاق از جانب خداوند ، براى زندگى هاى مسالمت ناپذير ، حكمى حكيمانه است .

و إن يتفرقا . .. و كان اللّه وسعاً حكيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 160 - 5

5 - تشريع و تغيير احكام ، به دست خداوند است .

فبظلم من الذين هادوا حرّمنا عليهم طيبت أحلت لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 176 - 2

2 - تشريع احكام به دست خداوند و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبلغ آن است .

قل اللّه يفتيكم فى الكللة

مردم از پيامبر(صلی الله علیه و آله) استفتاء كردند و خداوند در جواب آنها فرمود: خداوند پاسخ استفتاى شما را خواهد داد. يعنى تشريع احكام از آن اوست نه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و كلمه «قل» مى رساند كه شأن پيامبر(صلی الله علیه و آله) تبليغ آن احكام است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 4 - 4

4 - پاكيزگى و سازگارى خوردنى ها با طبع ، ملاكى در حليت آنها

احل لكم الطيبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 89 - 11

11 - تشريع قوانين و احكام اسلامى در راستاى فقرزدايى

فكفّرته اطعام عشرة مسكين . .. او كسوتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 97 - 19

19 - تشريع احكام در صلاحيت كسى است كه داناى به عالم هستى باشد .

جعل اللّه الكعبة البيت الحرام قيماً للناس . .. و إنّ اللّه بكل شىء عليم

خصوصيات تشريعى كعبه، ماههاى حرام و قربانى و ديگر مناسك حج و حكمتهاى بيان شده براى آنها، مايه آگاهى به علم گسترده خداوند دانسته شده است و اين معنا در صورتى قابل تحقق است كه تشريع چنين قوانين از غير او بر نيايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 57 - 12

12 - «حكم» در كليه امور تكوين و تشريع تنها از آن خداوند و در صلاحيت اوست.

إن الحكم إلا للّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 119 - 8

8 - تعيين حلال و حرام تنها شأن خداوند است.

و ما لكم ألا تأكلوا . .. و قد فصل لكم ما حرم عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 4

4 - اباحه و تحريم تنها به دست خداست.

و قالوا هذه أنعم و حرث حجر . .. و هو الذى أنشأ

تأكيد اين آيه بر مالكيت خداوند بر بستانها و محصولات آن، گويا تعريضى است به مشركان كه در عين فقدان صلاحيت، براى اين و آن نصيب در نظر گرفته و يا اموالى را محجور كرده و نابجا تحريم مى نمايند، چنانكه در آيات گذشته نمونه هايى از آن ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 151 - 4،5،9

4 - خداوند، پروردگار انسانها و تشريع احكام پرتوى از ربوبيت او بر ايشان است.

قل تعالوا أتل ما حرم ربكم عليكم

انتخاب «رب» به عنوان فاعل «حرم» بيانگر برداشت فوق است. يعنى چون خدا، پروردگار شما و مدبر امورتان است، احكام ياد

شده را براى شما تشريع كرده است.

5 - تشريع احكام در اختيار خداست و پيامبر(صلی الله علیه و آله) بيان كننده آنهاست.

أتل ما حرم ربكم عليكم

9 - غير خدا را شايسته تشريع احكام و محرمات پنداشتن، شرك ورزى است. *

ما حرم ربكم عليكم ألاتشركوا به شيئا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 157 - 16

16 - حكم به حلّيت همه پاكيزه ها و تحريم همه ناپاكى ها ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از اهداف رسالت اوست .

و يحل لهم الطيبت و يحرم عليهم الخبئث

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 59 - 7

7 - تشريع و قانونگذارى ، از شؤون ويژه خداوند است .

فجعلتم منه حراماً و حللا قل ءاللّه أذن لكم أم على اللّه تفترون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 118 - 7

7- خداوند در تكاليف دينى ، از بى عدالتى و ظلم به بندگان مبرّاست .

و على الذين هادوا حرّمنا . .. و ما ظلمنهم

9- تشريع احكام اضطرارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 173 - 16

16 - قانون گذاران بايد به هنگام وضع قوانين ، حالت ضرورت را ملاحظه كرده و احكام ويژه اى براى آن وضع كنند .

فمن اضطر غير باغ و لاعاد فلا إثم عليه

10- تشريع احكام ثانوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 173 - 16

16 - قانون گذاران بايد به هنگام وضع قوانين ، حالت ضرورت را ملاحظه كرده و احكام ويژه اى براى آن وضع كنند .

فمن اضطر غير باغ و لاعاد فلا إثم عليه

11- تشريع احكام خوردنيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 119 - 5

5 - خداوند محدوده دقيق خوردنيهاى حرام را قبل از نزول آيات سوره انعام براى مردم تبيين كرده بود.

و قد فصل لكم ما حرم عليكم

«قد فصل» فعل ماضى محقق و به معنى «قد بين» است و بر وقوع حتمى فعل در گذشته دلالت دارد. بنابراين بايد قبل از نزول اين آيات، آياتى در تحريم برخى خوردنيها نازل شده باشد، كه ظاهراً آيه 115 سوره نحل است.

12- تشريع احكام قصاص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 33 - 16

16- تشريع حق قصاص و سلطه براى اولياى مقتول ، حمايت الهى از آنان است .

و من قتل مظلومًا فقد جعلنا لوليّه سلطنًا . .. إنه كان منصورًا

برداشت فوق، بنابراين نكته است كه ضمير «إنه» به ولىّ مقتول باز گردد.

13- تشريع انفاق در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 3

3- تشريع نماز و انفاق در مكه و پيش از هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

قل لعبادى الذين ءامنوا يقيموا الصلوة و ينفقوا

برداشت فوق با توجه به مكى بودن سوره ابراهيم است.

14- تشريع تدريجى اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 31

31 - نزول و بيان تدريجى دين اسلام و احكام و قوانين آن

اليوم اكملت لكم دينكم

كلمه «اكمال» شاهد بر اين است كه قسمتى از دين قبلا آمده بود و سپس تكميل شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 4 - 8

8 - خداوند احكام اسلام را به صورت تدريجى بيان و ابلاغ كرده است .

يسئلونك ماذا احل لهم قل

15- تشريع تعاليم دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 101 - 1

1 - خداوند برخى از احكام و معارف دينى را مسكوت گذاشته و براى مردمان تبيين نكرده است .

لاتسئلوا عن اشياء . .. عفا اللّه عنها

جمله شرطيه «ان تبدلكم تسؤكم» صفت براى «اشياء» است وجمله «عفا اللّه عنها» بيانگر اين است كه آن اشياء توصيف شده، احكام و معارفى نمى باشند كه خداوند آنها را مسكوت گذاشته و تبيين نكرده است بنابراين «لاتسئلوا . ..» يعنى از احكام و معارف و موضوعات دينى كه خداوند بيان نكرده، سؤال نكنيد زيرا آگاهى به آنها مايه ناراحتى شما مى گردد.

16- تشريع تكليف شاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 146 - 6

6 - جعل احكام سخت و محدود كردن بهره بردارى از مواهب، از انواع مجازاتهاى خداوند براى برخى اقوام بوده است.

و على الذين هادوا حرمنا كل ذى ظفر . .. ذلك جزينهم ببغيهم

17- تشريع جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 7

7 - تقدّم تشريع نماز و زكات بر تشريع جهاد

الم تر الى الّذين . .. اقيموا الصلوة و اتوا الزكوة فلمّا كتب عليهم القتال

بنابر اينكه مراد از «فلمّا كتب» بيان اصل وجوب جهاد باشد، نه فراهم آمدن زمينه آن.

18- تشريع حد زنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 10 - 1

1- تحريم أكيد بى عفتى و زنا ، ممانعت سخت از قذف هاى بى دليل نسبت به زنان پاكدامن ، وضع كيفر هاى سنگين براى متخلفان ( صد ضربه شلاق در زنا و هشتاد ضربه براى قذف ) وتشريع « لعان » ، جلوه هايى از فضل و رحمت خدا نسبت به جامعه ايمانى است .

الزانية و الزانى فاجلدوا. .. والذين يرمون المحصنت ...فاجلدوهم ... و لولا فضل ال

يادآورى فضل و رحمت خدا در آيه شريفه - كه در مقام امتنان است - پس از ذكر احكام مربوط به زناكارى و لعان، مى تواند براى بيان جلوه هاى فضل و رحمت الهى باشد.

19- تشريع حد قذف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 10 - 1

1- تحريم أكيد بى عفتى و زنا ، ممانعت سخت از قذف هاى بى دليل نسبت به زنان پاكدامن ، وضع كيفر هاى سنگين براى متخلفان ( صد ضربه شلاق در زنا و هشتاد ضربه براى قذف ) وتشريع « لعان » ، جلوه هايى از فضل و رحمت خدا نسبت به جامعه ايمانى است .

الزانية و الزانى فاجلدوا. .. والذين يرمون المحصنت ...فاجلدوهم ... و لولا فضل ال

يادآورى فضل و رحمت خدا در آيه شريفه - كه در مقام امتنان است - پس از ذكر احكام مربوط به زناكارى و لعان، مى تواند براى بيان جلوه هاى فضل و رحمت الهى باشد.

20- تشريع حدود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 38 - 13

13 - تشريع حد سرقت ، جلوه اى از عزت و حكمت خداوند

فاقطعوا ايديهما . .. و اللّه عزيز حكيم

توصيف خداوند به «عزيز» و «حكيم» پس از بيان حد سرقت، نقش اين دو صفت را در تشريع آن حد نشان مى دهد.

21- تشريع حرمت خمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 12

12- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : . . . قد أنزل الله . . . « و من ثمرات النخيل و الأعناب تتّخذون منه سكراً و رزقاً حسناً » فكان المسلمون بذلك ثمّ أنزل الله آية التحريم هذه الأية : « إنما الخمر و الميسر و الأنصاب . . . فاجتنبوه . . . » فهذه آية التحريم ، و هى نسخت الأية الأخرى

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود:. .. به تخقيق خداوند نازل فرمود:... «و من ثمرات النخيل و الأعناب تتّخذون منه سكراً و رزقاً حسناً» پس مسلمان هم به همين گونه ( گرفتن شراب و خوردن آن ) عمل مى كردند; سپس خداوند آيه تحريم شراب را كه اين آيه باشد «إنما الخمر و الميسر و الأنصاب ... فاجتنبوه ...» نازل فرمود ... پس اين آيه تحريم است و اين آيه، آيه ديگر را نسخ كرده است».

22- تشريع دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 29 - 11

11 - تشريع دين مخصوص خداوند است.

و ادعوه مخلصين له الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 13 - 3،12

3 - تشريع دين از سوى خداوند ، در جهت منافع و مصالح انسان است .

شرع لكم من الدين

با توجه به لام «لكم» - كه براى انتفاع است - و نيز از اين كه آيه در مقام امتنان است، مطلب بالا استفاده مى شود.

12 - تشريع دين از سوى خداوند ، مظهرى از سلطه وى بر جهان هستى است .

له مقاليد السموت و الأرض . .. شرع لكم من الدين

23- تشريع زكات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 7

7 - تقدّم تشريع نماز و زكات بر تشريع جهاد

الم تر الى الّذين . .. اقيموا الصلوة و اتوا الزكوة فلمّا كتب عليهم القتال

بنابر اينكه مراد از «فلمّا كتب» بيان اصل وجوب جهاد باشد، نه فراهم آمدن زمينه آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 13

13 - حكم پرداخت حقوق مالى (زكات يا حق الحصاد) از محصولات كشاورزى در مكه نازل شده است.

و ءاتوا حقه يوم حصاده

24- تشريع سلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 27

27 - سلام گفتن مسلمانان به يكديگر ، در حقيقت درودى است مبارك و پاكيزه كه از جانب خداوند ، مقرر شده است .

فإذا دخلتم بيوتًا فسلّموا على أنفسكم تحيّة من عند اللّه مبركة طيّبة

«من عند اللّه» ظرف و متعلق به عامل مقدر (مانند «ثابتة» يا «مشروعة») است و در مجموع صفت براى «تحيّة» مى باشد. «مباركة طيّبة» نيز صفت ديگر آن است.

25- تشريع طلاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 130 - 11

11 - تشريع طلاق از جانب خداوند ، براى زندگى هاى مسالمت ناپذير ، حكمى حكيمانه است .

و إن يتفرقا . .. و كان اللّه وسعاً حكيماً

26- تشريع لعان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 10 - 1

1- تحريم أكيد بى عفتى و زنا ، ممانعت سخت از قذف هاى بى دليل نسبت به زنان پاكدامن ، وضع كيفر هاى سنگين براى متخلفان ( صد ضربه شلاق در زنا و هشتاد ضربه براى قذف ) وتشريع « لعان » ، جلوه هايى از فضل و رحمت خدا نسبت به جامعه ايمانى است .

الزانية و الزانى فاجلدوا. .. والذين يرمون المحصنت ...فاجلدوهم ... و لولا فضل ال

يادآورى فضل و رحمت خدا در آيه شريفه - كه در مقام امتنان است - پس از ذكر احكام مربوط به زناكارى و لعان، مى تواند براى بيان جلوه هاى فضل و رحمت الهى باشد.

27- تشريع محرمات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 33 - 9

9 - تحريم كردارهاى زشت و ديگر محرمات، ناشى از ربوبيت خداوند است.

إنما حرم ربى الفوحش . .. ما لا تعلمون

28- تشريع نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 7

7 - تقدّم تشريع نماز و زكات بر تشريع جهاد

الم تر الى الّذين . .. اقيموا الصلوة و اتوا الزكوة فلمّا كتب عليهم القتال

بنابر اينكه مراد از «فلمّا كتب» بيان اصل وجوب جهاد باشد، نه فراهم آمدن زمينه آن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 2

2- تشريع نماز در اديان گذشته

قالوا يشعيب أصلوتك تأمرك

29- تشريع نماز در مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 31 - 3

3- تشريع نماز و انفاق در مكه و پيش از هجرت پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

قل لعبادى الذين ءامنوا يقيموا الصلوة و ينفقوا

برداشت فوق با توجه به مكى بودن سوره ابراهيم است.

30- تشريع نماز صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 49 - 4،5

4- دستور نماز مغرب ، عشا و صبح ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

و من الّيل فسبّحه و إدبر النجوم

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «من الّيل»، نظر به نماز مغرب و عشا و «إدبار النجوم» نظر به نماز صبح داشته باشد، چه اين كه «حين تقوم» در آيه شريفه قبل مى تواند نظر به نماز نيمروز داشته باشد. بر اين اساس نمازهاى پنجگانه در اين دو آيه، مورد اشاره قرار گرفته است.

5 - « عن زراره ، عن أبى جعفر ( ع ) قال : قلت له . . . « و إدبار النجوم » قال : ركعتان قبل الصبح . . . ;

از زراره روايت شده كه گفت: به امام باقر(ع) عرض كردم: . ..[مراد از تسبيح در] «إدبار النجوم» چيست؟ فرمود: مراد دو ركعت نماز قبل از صبح است».

31- تشريع نماز ظهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 48 - 12

12 - دستور اقامه نماز ظهر به پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

و سبّح بحمد ربّك حين تقوم

برداشت بالا بدان احتمال است كه «سبّح بحمد. ..»، نماد نماز و «حين تقوم» نظر به برخاستن از خواب نيمروز باشد كه بر زوال شمس و هنگام نماز ظهر، منطبق مى گردد.

32- تشريع نماز عشا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 49 - 4

4- دستور نماز مغرب ، عشا و صبح ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

و من الّيل فسبّحه و إدبر النجوم

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «من الّيل»، نظر به نماز مغرب و عشا و «إدبار النجوم» نظر به نماز صبح داشته باشد، چه اين كه «حين تقوم» در آيه شريفه قبل مى تواند نظر به نماز نيمروز داشته باشد. بر اين اساس نمازهاى پنجگانه در اين دو آيه، مورد اشاره قرار گرفته است.

33- تشريع نماز مغرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 49 - 4

4- دستور نماز مغرب ، عشا و صبح ، به پيامبر (صلی الله علیه و آله) *

و من الّيل فسبّحه و إدبر النجوم

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه «من الّيل»، نظر به نماز مغرب و عشا و «إدبار النجوم» نظر به نماز صبح داشته باشد، چه اين كه «حين تقوم» در آيه شريفه قبل مى تواند نظر به نماز نيمروز داشته باشد. بر اين اساس نمازهاى پنجگانه در اين دو آيه، مورد اشاره قرار گرفته است.

34- تشريع نماز وتر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 49 - 6

6 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله تعالى « و من الليل فسبّحه و إدبار النجوم » هو الوتر آخر الليل ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند تعالى كه فرموده «و من الليل فسبّحه و إدبار النجوم» روايت شده كه [مراد نماز ]وتر در آخر شب است».

35- تشريع نماز هاى يوميه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 78 - 1،11

1- فرمان الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى اقامه نمازهايى ، از هنگام زوال خورشيد تا نيمه شب و نيز در سپيده صبح

أقم الصلوة لدلوك الشمس إلى غسق الّيل و قرءان الفجر

«دلوك» به معناى رفتن خورشيد به سوى غروب، «غسق» به معناى شدت ظلمت است (مفردات راغب). با توجه به معناهاى لغوى، برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «لدلوك الشمس» زوال خورشيد و «غسق الليل» نيمه شب باشد.

11- « عن زرارة قال : سألت أباعبدالله ( ع ) عن هده الأية « أقم الصلاة لدلوك الشمس إلى غسق الليل » قال : دلوك الشمس زوالها عند كبد السماء « إلى غسق الليل » إلى انتصاف الليل فرض الله فيما بينهما أربع صلوات الظهر و العصر و المغرب و العشاء . . . و « قرآن الفجر » قال : ركعتا الفجر . . . ;

زراره گويد از امام صادق(ع) از اين آيه «أقم الصلاة لدلوك الشمس إلى غسق الليل» سؤال كردم، حضرت فرمود: «دلوك الشمس»[يعنى]ميل پيدا كردن خورشيد از ميان آسمان و «إلى غسق الليل»[يعنى]تا نصف شب كه خدا ميان اين دو (ظهر و نصف شب) چهار نماز را واجب كرده است: ظهر، عصر، مغرب و عشا و درباره «قرآن الفجر» [حضرت ]فرمود: [آن] دو ركعت نماز صبح است. ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 40 - 2

2 - تشريع نماز هاى پنجگانه در وقت هاى مخصوص آن ، از سوى خداوند

و سب-ّح . .. قبل طلوع الشمس و قبل الغروب . و من الّيل فسبّحه

بنابراين كه «قبل طلوع الشمس» اشاره به نماز صبح و «قبل الغروب» نماز ظهر و عصر و «من الليل» نماز مغرب و عشاء باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

36- تشريع و تكوين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 106 - 16

16 - تشريع و تكوين داراى ارتباطى تنگاتنگ با يكديگر *

نأت بخير منها أو مثلها ألم تعلم أن اللّه كل شىء قدير

جمله «ألم تعلم . ..» تعليل است براى جمله «ما ننسخ ...» و رساى به اين نكته است كه نسخ شريعت تنها از كسى بر مى آيد كه بر همه چيز قادر باشد، بنابراين، شريعت به همه هستى و قوانين حاكم بر آن مرتبط است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 107 - 6

6 - اديان الهى و احكام دين ، داراى ارتباطى تنگاتنگ با هستى و جهان آفرينش

نأت بخير منها أو مثلها . .. ألم تعلم أن اللّه له ملك السموت و الأرض

جمله «ألم تعلم أن اللّه . ..» به منزله دليلى براى امكان نسخ و تشريع دين جديد است. استدلال به حاكميت خدا بر هستى - براى امكان نسخ و تشريع دين جديد - بيانگر ارتباط عميق دين و قوانين دينى با هستى و قوانين آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 192 - 9

9 - مفاهيم معرفتى و احكام تشريعى قرآن ، هماهنگ با نظام تكوين *

و إنّه لتنزيل ربّ العلمين

همان طور كه گفته شد «العالمين» (جمع «عالم») محلاّ به «ال» و مفيد عموم است. بنابراين «العالمين»; يعنى، همه عوالم وجود. قرار گرفتن اين واژه در كنار «ربّ» ممكن است بيانگر اين نكته باشد كه فرو فرستنده قرآن، همان كسى است كه آفرينش، رشد و هدايت مجموعه هستى از او است و براساس اين واقعيت، احكام تشريعى او، هماهنگ با كل نظام هستى است.

37- تشريع وتكوين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 3 - 4

4 - كتاب تشريع ( قرآن ) و كتاب تكوين ( نظام طبيعت ) ، هر دو متكى به مبدئى يگانه ، مقتدر و حكيم

تنزيل الكتب من اللّه العزيز الحكيم . إنّ فى السموت و الأرض لأيت

از ارتباط دو آيه و اين كه در آيه قبل سخن از «كتاب تشريع» و در اين آيه سخن از «نظام تكوين» به ميان آمده است; همگونى و منشأ يگانه هر دو استفاده مى شود.

38- تفويض حق تشريع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 21 - 6

6 - حق تشريع و قانون گذارى ، قابل تفويض از سوى خداوند

شرعوا لهم من الدين ما لم يأذن به اللّه

از مفهوم «ما لم يأذن به اللّه» مطلب بالا استفاده مى شود.

39- تكوين و تشريع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 28 - 12

12 - تناسب و هماهنگى احكام دين با ويژگى هاى تكوينى انسان

يريد اللّه ان يخفّف عنكم و خلق الانسان ضعيفاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 4 - 6

6 - هماهنگى قوانين شرعى با امور تكوينى

احل لكم الطيبت

ترتب احكم شرعى «حليت» بر طيب بودن كه امرى تكوينى است، دليل برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 30 - 17

17 - ميان ايجاد تكوينى انسان ها و تشريع قوانينى براى آنان ، هماهنگى كامل هست .

فأقم وجهك للدين حنيفًا فطرت اللّه الّتى فطر الناس عليها لاتبديل لخلق اللّه

40- حق تشريع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 68 - 3

3 - تعيين تكليف براى خلق ، در حيطه اختيار خداوند

و ربّك يخلق ما يشاء و يختار

جمله «يخلق مايشاء» بيانگر مشيت و اراده تكوينى خدا و جمله «يختار» بيانگر اراده تشريعى او است; يعنى، «و يختار للخلق ما يشاء».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 69 - 6

6 - علم همه جانبه خداوند به نهان و آشكار مردمان ، دليل انحصار حق تشريع و انتخاب پيامبر به او

و ربّك يخلق ما يشاء و يختار . .. و ربّك يعلم ما تكنّ صدورهم و ما يعلنون

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه آيه در مقام بيان علت منحصر بودن حق قانون گذارى و حق برگزيدن پيامبر به خداوند باشد كه در آيه قبل، از آن سخن به ميان آمده است; يعنى، چون خداوند به نهان و آشكار انسان ها آگاهى كامل دارد; پس تنها او شايسته قانون گذارى براى ايشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 70 - 7

7 - حكم و فرمان ( تعيين تكليف براى خلق و امر و نهى به آنان ) ، تنها در حيطه اختيار خداوند است .

و له الحكم

تقديم «له» (مسند) بر «الحكم» (مسنداليه) مفيد حصر مى باشد; يعنى، «ليس الحكم إلاّ للّه»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 21 - 2

2 - حق تشريع و قانون گذارى و نظام بخشى به باور ها ، تنها از آن خداوند است .

من الدين ما لم يأذن به اللّه

41- حق تشريع احكام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 13

13- تنها خداوند داراى حق قانون گذارى و تشريع احكام است .

إن الحكم إلاّ لله

برداشت فوق بر اين مبناست كه مقصود از «حكم» حكم تشريعى باشد.

42- حقانيت تشريع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 4 - 15

15 - تشريع و گفتار خداوند ، مطابق با حق و واقعيت است .

و اللّه يقول الحقّ

43- زمينه تشريع احكام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 4 - 9

9 - سؤال مردم از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، زمينه اى براى نزول و بيان احكام خداوند

يسئلونك ماذا احل لهم

44- زمينه تشريع دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 5

5- ربوبيت خداوند ، مقتضى فرو فرستادن قرآن ( تعاليم دين ) بر بندگان خويش

و قيل للذين اتّقوا ماذا أنزل ربّكم قالوا خيرًا

45- شرايط تشريع احكام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 28 - 6،15

6 - لزوم رعايت شرايط و زمينه هاى اجرايى ، در بيان احكام و قوانين

فلا يقربوا المسجدالحرام بعد عامهم هذا

با اينكه پليدى مشركان در گذشته نيز وجود داشت و آنان هرگز نمى بايست به مسجدالحرام وارد شوند ; خداوند زمانى فرمان ممنوعيت ورود مشركان به مسجدالحرام را صادر كرد كه مسلمانان از قدرت لازم براى اجراى اين حكم برخوردار بودند.

15 - لزوم توجه به پيامد هاى يك حكم و پيش بينى و تدارك تنش هاى اقتصادى - اجتماعى آن *

إنما المشركون نجس فلا يقربوا المسجدالحرام . .. و إن خفتم عيلة فسوف يغنيكم اللّه

خداوند در اين آيه، پس از بيان حكم ممنوعيت ورود مشركان به مسجدالحرام، بلافاصله به پيامد اقتصادى آن براى مسلمين اشاره فرموده و با وعده به تدارك خسارت، اين مشكل را حل كرده است.

46- عدالت در تشريع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 18 - 5

5 - عدل الهى در نظام تكوين و تشريع ، مورد مشاهده فرشتگان و دانشمندان *

شهد اللّه . .. و الملئكة و اولوا العلم قائماً بالقسط

«قائماً بالقسط» مى تواند متعلق شهادت باشد يعنى: عالمان و ملائكه علاوه بر شهادت به يگانگى خداوند، شهادت به عدالت او نيز مى دهند، گفتنى است تعميم قسط به نظام تشريع از آيه بعد استفاده شده است.

47- عقيده به تشريع غيرخدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 68 - 8

8 - اعتقاد به صلاحيت غيرخدا براى قانون گذارى ، اعتقادى شرك آلود و ناسازگار با توحيد ربوبى است .

و ربّك يخلق . .. سبحن اللّه و تعلى عمّا يشركون

48- علم در تشريع احكام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 33 - 16

16 - اسناد هر چيز به خدا بايد متكى به علم باشد.

و أن تقولوا على الله ما لا تعلمون

49- عوامل تشريع تكليف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 33 - 7

7 - داشتن موقعيت خاص ، تكليف هاى ويژه اى را به دنبال دارد .

ينساء النبىّ . .. و قرن فى بيوتكنّ و لاتبرّجن تبرّج الجهليّة الأُولى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 34 - 7

7 - برخوردارى از موقعيت خاص ، در پى دارنده وظيفه و تكليفى ويژه است .

ينساء النبىّ . .. و اذكرن ما يتلى فى بيوتكنّ

50- فلسفه تشريع احكام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 26 - 9

9 - برخوردارى بندگان از عنايات ويژه الهى ، فلسفه تشريع احكام

و المحصنات من النّساء . .. و من لم يستطع ... و يتوب عليكم

بنابر اينكه «يتوب عليكم»، غايت براى «ليبيّن» باشد ; حذف لام در «يتوب» اين معنا را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 14

14 - چشيدن آزار و اذيت ، هدف از تشريع كفّارات صيد از سوى خداوند

كفرة طعام مسكين . .. ليذوق و بال امره

51- فلسفه تشريع تلبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 27 - 14

14 - « عن عبيد اللّه بن على الحلبى ، عن أبى عبد اللّه ( ع ) قال : سألته لم جعلت التلبيه ؟ فقال : إنّ اللّه عزّوجلّ أوحى إلى ابراهيم ( ع ) « و أذّن فى الناس بالحج يأتوك رجالاً » فنادى فأجيب من كلّ فجّ يلبّون ;

عبيداللّه بن على الحلبى گويد: از امام صادق(ع) سؤال كردم: چرا[ در حج] تلبيه مقرر شده است؟ فرمود: همانا خداوند به حضرت ابراهيم(ع) وحى كرد: «و أذّن فى الناس بالحجّ يأتوك رجالاً» پس ابراهيم ندا در داد و از هر راه دورى با لبيك گفتن به ابراهيم(ع)، پاسخ داده شد».

52- مكان تشريع نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 31 - 5

5 - وجوب اقامه نماز ، در مكه تشريع شده است .

و أقيموا الصلوة

53- مكان تشريع نماز هاى يوميه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 18

18 - نماز هاى يوميه ، مشتمل بر تسبيح و تحميد پروردگار و تشريع شده در مكه ، پيش از هجرت

و سبّح . .. قبل طلوع ... ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار

اين آيه، با اوقاتِ چهار نماز تناسب دارد: صبح (قبل طلوع الشمس)، عصر (قبل غروب ها)، صبح و مغرب (اطراف النهار) و عشا (من آناء الليل). برخى با توجيه (أطراف النهار) به اين كه وسط روز نيز طرف آن است، نماز ظهر را نيز مشمول آيه دانسته اند; ولى چون سوره «طه» در مكه و پيش از سوره «اسرا» - كه حكم نماز ظهر در آن آمده - نازل شده است، مى توان گفت كه نماز ظهر را مطرح نكرده است.

54- ملاك تشريع احكام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 161 - 14

14 - آلوده شدن گروهى از يهوديان به گناه ، موجب تحريم طيبات الهى بر تمامى آنان

فبظلم من الذين هادوا حرّمنا عليهم . .. و أعتدنا للكفرين منهم عذاباً أليماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 90 - 9

9 - پليدى و ناپاكى كردار ، ملاك تحريم آنها در اديان الهى

رجس من عمل الشيطن فاجتنبوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 91 - 16

16 - پاسدارى از روابط عاطفى اهل ايمان نسبت به يكديگر و نيز حفظ روابط عبادى آنان با خدا ، ملاك و حكمتى براى جعل احكام دين

انما يريد الشيطن ان يوقع بينكم العدوة . .. و يصدكم عن ذكراللّه و عن الصلوة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 101 - 6

6 - سختى امتثال پاره اى از احكام ، مانعى براى تشريع آن احكام

لاتسئلوا عن اشياء ان تبدلكم تسؤكم . .. عفا اللّه عنها

چنانچه مراد از اشياء مورد عفو، احكام الهى باشد مقصود از ناراحتى مكلفان دشوارى انجام آنها خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 10

10 - پليدى شديد منافقان جهادگريز ، ملاك وجوب اعراض و روى گردانى از آنان

فأعرضوا عنهم إنهم رجس

«إنهم رجس» در مقام تعليل حكم به اعراض است.

55- ملاك تشريع حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 4 - 18

18 - احكام ، وقتى شرعى و قابل عمل اند كه خداوند ، آنها را تشريع و يا امضا كرده باشد .

و ما جعل أزوجكم الّ--ى تظهرون منهنّ أمّهتكم و ما جعل أدعياءكم أبناءكم ذلكم قول

56- ملاكهاى تشريع احكام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 184 - 10،20

10 - ملاحظه سهولت تكليف براى انسان ها و در جعل و تشريع آن تكليف از سوى خداوند

و على الذين يطيقونه فدية طعام مسكين

20 - سودبخشى و مصلحت آميز بودن تكاليف براى انسان ها ، ملاك تشريع آنها از سوى خداوند

و أن تصوموا خير لكم

57- منابع تشريع حقوق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 6 - 12

12 - قرآن ، به عنوان كتاب الهى ، منبعى براى تشريع قوانين مربوط به حقوق خويشاوندى است .

و أُولوا الأرحام بعضهم أولى ببعض فى كتب اللّه

58- منشأ تشريع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 4 - 18

18 - احكام ، وقتى شرعى و قابل عمل اند كه خداوند ، آنها را تشريع و يا امضا كرده باشد .

و ما جعل أزوجكم الّ--ى تظهرون منهنّ أمّهتكم و ما جعل أدعياءكم أبناءكم ذلكم قول

59- منشأ تشريع احكام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 144 - 10

10 - تشريع احكام دين ونسخ آنها به دست خداوند و در اختيار اوست .

قد نرى تقلب وجهك فى السماء فلنولينك قبلة ترضيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 173 - 18

18 - تشريع احكام و حلال شمردن يا حرام دانستن استفاده از امكانات ، به دست خداوند است .

كلوا من طيبت . .. إنما حرم عليكم الميتة و الدم ... فمن اضطر غير باغ و لاعاد فلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 87 - 3

3 - خداوند تنها مرجع شايسته جعل و تشريع قوانين و احكام

لاتحرموا طيبت ما احل اللّه لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 144 - 5

5 - پشتوانه ارزش و اعتبار قوانين شرعى، صدور آنها از جانب خداوند است.

قل ءالذكرين حرم . .. نبئونى بعلم ... أم كنتم شهداء ... إذ وصيكم اللّه بهذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 28 - 19

19 - ممنوعيت مشركان از نزديك شدن به مسجدالحرام ، حكمى است مبتنى بر علم و حكمت گسترده خدا .

يأيها الذين ءامنوا إنما المشركون نجس فلا يقربوا المسجدالحرام . .. إنّ اللّه عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 115 - 11

11 - احكام و قوانين خداوند ، نشأت يافته از علم گسترده او به مصالح و مفاسد و حقايق هستى

حتى يبين لهم ما يتقون إن اللّه بكل شىء عليم

جمله «إن اللّه بكل . ..» در مقام تعليل و بيانگر علت تبيين احكام از سوى خداوند باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 40 - 13

13- تنها خداوند داراى حق قانون گذارى و تشريع احكام است .

إن الحكم إلاّ لله

برداشت فوق بر اين مبناست كه مقصود از «حكم» حكم تشريعى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 116 - 3

3- حكم به حرمت يا حليت ، تنها در اختيار شارع مقدس ( خداوند ) است .

و لاتقولوا . .. هذا حلل و هذا حرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 30 - 7

7 - وضع قوانين و مقرارت سعادتبخش از سوى خداوند ، مقتضاى ربوبيت و پروردگارى او است .

و من يعظّم حرمت اللّه فهو خير له عند ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 26

26 - حق ولايت الهى ، تنها مجوز براى تشريع و قانون گذارى

فأقيموا الصلوة و ءاتوا الزكوة و اعتصموا باللّه هو موليكم

برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه «هو مولاكم» اشاره به اين داشته باشد كه چون خداوند بر آدميان حق ولايت دارد، از اين رو به جعل مقررات و تكاليف پرداخته است. بنابراين هر گونه تشريع و قانون گذارى، بايستى به گونه اى به ولايت الهى منتهى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 19 - 7

7 - حكم خداوند مبنى بر كيفر دنيوى و اخروى اشاعه دهندگان فحشا و سخت گيرى نسبت به آنان ، ناشى از علم و آگاهى او به حكمت و پيامد كار ها و رفتار ها است .

إنّ الذين يحبّون أن تشيع الفحشة . .. لهم عذاب أليم فى الدنيا و الأخرة و اللّه ي

برداشت ياد شده بر اساس اين نكته است كه مفعول «يعلم» و «تعلمون» حكمت و پيامد همين حكم باشد; يعنى، شما نمى دانيد كه چرا خداوند تا اين اندازه نسبت به اشاعه فحشا، واكنش سخت نشان مى دهد و حكمت اين سخت گيرى چيست؟ تنها خداوند به آن آگاهى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 68 - 7

7 - اعتقاد به توحيد و يگانگى خدا ، مقتضى اعتقاد به عدم صلاحيت غير او براى تشريع قانون و تعيين تكليف براى خلق

و ربّك يخلق ما يشاء و يختار ما كان لهم الخيرة

ذيل آيه بيانگر آن است كه كسانى كه پنداشته بودند مى توانند قانون وضع نمايند و يا پيامبر تعيين كنند، ناخواسته به دامن شرك غلتيدند; زيرا تشريع قانون و انتخاب پيامبر، تنها در اختيار كسى است كه ربوبيت داشته باشد و ربوبيت تنها از آنِ خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 69 - 6

6 - علم همه جانبه خداوند به نهان و آشكار مردمان ، دليل انحصار حق تشريع و انتخاب پيامبر به او

و ربّك يخلق ما يشاء و يختار . .. و ربّك يعلم ما تكنّ صدورهم و ما يعلنون

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه آيه در مقام بيان علت منحصر بودن حق قانون گذارى و حق برگزيدن پيامبر به خداوند باشد كه در آيه قبل، از آن سخن به ميان آمده است; يعنى، چون خداوند به نهان و آشكار انسان ها آگاهى كامل دارد; پس تنها او شايسته قانون گذارى براى ايشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 70 - 7

7 - حكم و فرمان ( تعيين تكليف براى خلق و امر و نهى به آنان ) ، تنها در حيطه اختيار خداوند است .

و له الحكم

تقديم «له» (مسند) بر «الحكم» (مسنداليه) مفيد حصر مى باشد; يعنى، «ليس الحكم إلاّ للّه»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 10 - 8

8 - ولايت منحصر و بى همتا ، قدرت نامحدود و مرجعيت نهايى در تشريع و داورى ، از ويژگى هاى پروردگار جهان

فاللّه هو الولىّ . .. ذلكم اللّه ربّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 2 - 10

10 - تشريع خداوند ، برخاسته از علم و حكمت او است .

قد فرض اللّه لكم . .. و هو العليم الحكيم

يادآورى علم و حكمت خداوند - پس از تشريع قانون شكستن سوگند - مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

60- منشأ تشريع جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 25 - 15

15 - جهاد ، فرمانى نازل شده از سوى خداوند

و أنزلنا الحديد

61- منشأ تشريع دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 128 - 9

9 - تشريع احكام دين و بيان چگونگى پرستش ، از شؤون خداوند است .

ربنا . .. أرنا مناسكنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 158 - 5

5 - تشريع دين و ارسال پيامبران در راستاى فرمانروايى خدا بر جهان هستى است .

إنى رسول اللّه إليكم جميعا الذى له ملك السموت و الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 52 - 4،6

4- تشريع دين و قانون گذارى ، حق اختصاصى خداوند است .

و له الدين واصبًا

6- يگانگى خداوند ، مستلزم اختصاص يافتن حق تشريع دين به او

إنما هو إله وحد . .. و له الدين واصبًا

اينكه خداوند در پى دستور به اجتناب از عقيده به ثنويت، برخى ويژگيها و اختصاصات خود، از جمله اختصاص داشتن دين را يادآورى مى كند; احتمال دارد براى بيان نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 21 - 2

2 - حق تشريع و قانون گذارى و نظام بخشى به باور ها ، تنها از آن خداوند است .

من الدين ما لم يأذن به اللّه

62- منشأ تشريع قانون الهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 115 - 11

11 - احكام و قوانين خداوند ، نشأت يافته از علم گسترده او به مصالح و مفاسد و حقايق هستى

حتى يبين لهم ما يتقون إن اللّه بكل شىء عليم

جمله «إن اللّه بكل . ..» در مقام تعليل و بيانگر علت تبيين احكام از سوى خداوند باشد.

63- موانع تشريع احكام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 101 - 6

6 - سختى امتثال پاره اى از احكام ، مانعى براى تشريع آن احكام

لاتسئلوا عن اشياء ان تبدلكم تسؤكم . .. عفا اللّه عنها

چنانچه مراد از اشياء مورد عفو، احكام الهى باشد مقصود از ناراحتى مكلفان دشوارى انجام آنها خواهد بود.

64- موجبات تشريع احكام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 102 - 3

3 - پرسش امت هاى پيشين از احكام مسكوت مانده در دين ، موجب جعل و تشريع آن احكام براى آنان

قد سألها قوم من قبلكم ثم اصبحوا بها كفرين

3- تشنگي

1- تداوم تشنگى جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 55 - 2

2 - نوشيدن آب داغ در دوزخ ، هر چند زياد باشد از دوزخيان ( اصحاب الشمال ) رفع تشنگى نمى كند .

فشربون شرب الهيم

برخى «هيم» (جمع «هيماء») را به معناى ريگ گرفته اند; زيرا در زمين ريگ زار هر چه آب ريخته شود، بلعيده مى شود و هرگز از آب پر نمى گردد. تشبيه دوزخيانِ تشنه به ريگ زار، حاكى از سيرى ناپذيرى از آن آب مى باشد.

2- تداوم تشنگى در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 55 - 2

2 - نوشيدن آب داغ در دوزخ ، هر چند زياد باشد از دوزخيان ( اصحاب الشمال ) رفع تشنگى نمى كند .

فشربون شرب الهيم

برخى «هيم» (جمع «هيماء») را به معناى ريگ گرفته اند; زيرا در زمين ريگ زار هر چه آب ريخته شود، بلعيده مى شود و هرگز از آب پر نمى گردد. تشبيه دوزخيانِ تشنه به ريگ زار، حاكى از سيرى ناپذيرى از آن آب مى باشد.

3- تشنگى اخروى اصحاب شمال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 42 - 4

4 - اصحاب الشمال در دوزخ ، ناچار به استفاده از آب بسيار داغ براى رفع تشنگى

و حميم

«حميم»; يعنى، آب داغ و نكره بودن آن، دلالت بر شدت داغى آن دارد.

4- تشنگى اخروى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 16

16- انسان ، در جهان آخرت ، داراى احساس تشنگى و نيازمند آب است .

يغاثوا بماء

5- تشنگى اخروى طغيانگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 24 - 2

2 - دوزخيان طغيان گر ، از تسكين عطش خود و حتى از چشيدن طعم آب ، محروم خواهند بود .

لايذوقون فيها . .. و لا شرابًا

6- تشنگى اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 86 - 1

1- مجرمان شرك پيشه ، در قيامت لب تشنه و عطشان به سوى جهنم رانده خواهند شد .

و نسوق المجرمين إلى جهنّم وردًا

از جمله معانى بيان شده براى «وِرد» عطش است (لسان العرب). « ورداً» در اين آيه با تأويل به مشتق حال براى «المجرمين» است; يعنى، مجرمان را در حالى كه تشنه اند، به جهنم مى رانيم. برخى از اهل لغت و تفسير «وِرد» را به معناى گروهى كه بر لب آب مى روند، گرفته و آن را كنايه از تشنه كامى آنان دانسته اند.

7- تشنگى اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 86 - 1

1- مجرمان شرك پيشه ، در قيامت لب تشنه و عطشان به سوى جهنم رانده خواهند شد .

و نسوق المجرمين إلى جهنّم وردًا

از جمله معانى بيان شده براى «وِرد» عطش است (لسان العرب). « ورداً» در اين آيه با تأويل به مشتق حال براى «المجرمين» است; يعنى، مجرمان را در حالى كه تشنه اند، به جهنم مى رانيم. برخى از اهل لغت و تفسير «وِرد» را به معناى گروهى كه بر لب آب مى روند، گرفته و آن را كنايه از تشنه كامى آنان دانسته اند.

8- تشنگى جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 17 - 2

2- تشنگى شديد جبّاران منحرف در جهنّم به حدى است كه على رغم كراهت و بى ميلى شديد ، از آب چركين خواهند نوشيد .

يسقى من ماء صديد . يتجرّعه و لايكاد يسيغه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 15

15- كافران در خيمه آتشين دوزخ ، با استغاثه و اظهار تشنگى ، از مأموران عذاب ، يارى مى طلبند .

و إن يستغيثوا يغاثوا بماء

«غوث» يعنى: «يارى كردن» و «غيث» يعنى: «باران». مراد از «استغاثه» مى تواند طلب يارى و يا طلب باران (آب) باشد. پاسخى كه به استغاثه دوزخيان داده مى شود، گوياى آن است كه يارى خواستن دوزخيان، همان آب خواهى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 67 - 2

2 - دوزخيان ستمگر ، بر اثر خوردن غذاى « زقّوم » به تشنگى شديد دچار خواهند گشت .

شجرة الزقّوم . .. فمالئون منها البطون . ثمّ إنّ لهم عليها لشوبًا من حميم

برداشت ياد شده از تعبير «عليها» (به معناى «بعدها»)، استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 57 - 3

3 - اهل دوزخ ، گرفتار تشنگى شديد

هذا فليذوقوه حميم و غسّاق

نوشيدن آب داغ و يا خونابه چركين، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 5 - 2

2 - دوزخيان ، گرفتار تشنگى و نيازمند نوشيدنى خواهند شد .

تسقى من عين ءانية

9- تشنگى در احتضار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 93 - 29

29 - عن أبى عبدالله(ع) فى قوله: «أخرجوا أنفسكم اليوم تجزون عذاب الهون» قال: العطش

امام صادق(ع) درباره اين آيه «أخرجوا أنفسكم اليوم تجزون عذاب الهون» فرمود: منظور از عذاب خواركننده، تشنگى - هنگام جان دادن - است.

10- تشنگى در بهشت آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 119 - 1

1 - آدم ( ع ) در بهشت خويش ، از تشنگى و تحمل تابش آفتاب در امان و مصون بود .

و إنّك لاتظمؤا فيها و لاتضحى

«لاتضحى»; يعنى، روبه روى خورشيد قرار نمى گيرى و حرارت آن به تو نمى رسد (لسان العرب). اين وصف با توجه به معناى لغوى «جنّة» - كه بستان پوشيده از درخت است - به وجود سايه فراوان در سراى آدم(ع) اشاره دارد.

11- عوامل شدت تشنگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 54 - 3

3 - ايجاد تشنگى شديد ، از خصوصيات و اوصاف درخت زقوم

فشربون عليه من الحميم

12- عوامل شدت تشنگى جهنميان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 54 - 1

1 - عارض شدن تشنگى بسيار شديد بر دوزخيان ( اصحاب شمال ) ، به محض فارغ شدن از خوردن ميوه « زقّوم »

لأكلون من شجر من زقّوم . .. فشربون عليه من الحميم

به كارگيرى «فا» در «فشاربون» و نيز قيد «عليه»، مى رساند كه نوشيدن آب بعد از خوردن از «زقّوم»، بى درنگ و بلافاصله انجام خواهد گرفت و اين حكايت از تشنگى شديد دوزخيان دارد كه با خوردن «زقّوم» بر ايشان عارض خواهد شد.

13- مدت تشنگى اخروى طغيانگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 24 - 3

3 - محروميت طغيان گران از مايعات و كاهش و حرارت در جهنم ، ساليانى فراوان ادامه خواهد يافت .

لبثين فيها أحقابًا . لايذوقون فيها بردًا و لا شرابًا

چنانچه جمله «لايذوقون. ..» حال براى ضمير «لابثين» باشد، مى توان به دست آورد كه درنگ دوزخيان، همراه با حالت محروميت از سرما و آب، دائمى نيست; زيرا ممكن است كلمه «أحقاباً» در آيه قبل، به سال هاى محروميت آنان نظر داشته باشد; گرچه پس از گذشت آن دوران، بقاى آنان در دوزخ به شكل ديگرى ادامه خواهد يافت.

4- تشويق

1- تشويق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 92 - 5،11،12

5 - تشويق و ترغيب به انفاق و ايثار ، براى رسيدن به كمال

لن تنالوا البرّ حتى تنفقوا ممّا تحبّون

11 - توجّه دادن به ثبت كار هاى نيك انسان ، از روش هاى قرآن براى تشويق به نيكيها

لن تنالوا . .. فانّ اللّه به عليم

12 - رسيدن به مقام برّ ، در گرو پرداخت مقدارى از مال خويش به امام ( ع ) در هر سال

لن تنالوا البر حتى تنفقوا ممّا تحبون

امام صادق (ع): شنيدم از پدرم كه مى گفت: من مضت له سنة لم يصلنا من ماله قلّ او كثر، لم ينظر اللّه اليه يوم القيامة . .. اذ يقول: «لن تنالوا البرّ ... » فنحن البرّ و التقوى.


تفسير عياشى، ج 1، ص 184، ح 85 ; نورالثقلين، ج 1، ص 364، ح 238.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 113 - 8

8 - ترغيب به عبادت و تلاوت آيات الهى ، ( قرآن و . . . ) در هنگام شب به همراه سجده

امّة قائمة يتلون ءايت اللّه ءاناء الّيل و هم يسجدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 125 - 4

4 - دعوت و تشويق اهل ايمان به پيشه ساختن صبر و تقوا ، در رويارويى با دشمن

ان تصبروا و تتّقوا و يأتوكم من فورهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 135 - 7

7 - ترغيب گناهكاران به توبه و استغفار از پيشگاه خداوند

و الّذين اذا فعلوا فاحشة . .. فاستغفروا لذنوبهم و من يغفر الذّنوب الّا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 139 - 2

2 - ترغيب اهل ايمان به ثبات قدم و استوارى و اعتماد به نفس در رويارويى با دشمن

يا ايّها الّذين امنوا . .. و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 146 - 5

5 - تشويق مسلمانان از سوى خداوند براى همگامى با پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در جهاد و سرزنش آنان كه در برابر دشمنان دين ، ضعف و زبونى به خود راه دهند .

و كايّن من نبىّ قاتل معه ربيّون كثير فما وهنوا لما اصابهم فى سبيل اللّه

از اهداف يادآورىِ سلحشورى پيشينيان، تشويق مؤمنان به همگامى با پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) است. و نيز سرزنش كسانى است كه در جنگ اُحُد، سستى كرده و از خود ضعف و زبونى نشان دادند.

2- آثار تشويق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 20

20- استفاده از تهديد و تشويق ، روش قرآن در تربيت و هدايت انسان

إنه كان حليمًا غفورًا

«حليماً» دربردارنده تهديد و «غفوراً» نويدى است اميدبخش و مشعر به تشويق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 6 - 11

11 - تشويق و ايجاد اميد ، از روش هاى قرآن براى هدايت و تربيت كافران مخالف

و قال الذين كفروا إن هذا إلاّ إفك افتريه . ..إنّه كان غفورًا رحيمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 15 - 6

6 - كيفر و پاداش و تشويق و تهديد ، دو عامل بهم پيوسته و ضرورى ، براى هدايت و تربيت انسان

ذوقوا فتنتكم . .. إنّ المتقين فى جنّ-ت

خداوند، در كنار تهديد و كيفر كافران، به تشويق و پاداش مؤمنان تقواپيشه پرداخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 3

3 - حركت يك فرد جامعه ، در صورت رضايت و تشويق ديگران ، حركتى مستند به تمام افراد آن جامعه است .

انبعث أشقيها . .. فعقروها

در آيات پيشين، از حركت شقى ترين فرد قوم ثمود، سخن به ميان آمد و اين آيه پى كردن را به تمام ثموديان نسبت داده است. از آن جا كه فعل «انبعث»، بيانگر نقش تشويقى ديگران است، بايد گفت: استناد «عقروها» به تمام ثموديان، به جهت رضايت و تحريك آنان بوده است.

3- آثار تشويق به گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 12

12 - رضايت و تشويق ديگران به گناه ، معصيت و زمينه ساز عذاب است .

إذ انبعث أشقيها . .. بذنبهم

4- ارزش تشويق به عمل خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 8 - 6

6 - ترغيب به كار خير و وعده پاداش به آن ، مقدّم بر تهديد در امر تربيت

فمن يعمل مثقال ذرّة خيرًا يره . و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره

5- اهميت تشويق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 165 - 2

2 - ضرورت مقدم داشتن تشويق بر تهديد در هدايت و تربيت انسانها

رسلا مبشرين و منذرين

6- اهميت تشويق به صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 17 - 3

3 - ايمان آوردن و تشويق يكديگر به صبر و ترحّم ، برتر از اقدام به آزادسازى بردگان و تغذيه يتيمان و مساكين است .

ثمّ كان من الذين

حرف «ثمّ» براى تراخى رتبى است و دلالت دارد كه آنچه بعد از آن آمده، در مرتبه اى والاتر از كارهاى قبل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 18 - 3

3 - گروه سمت راست در آخرت ، مجموعه اى سامان يافته از مؤمنانى كه حامى بردگان و يتيمان و مسكينان بوده و مردم را به صبر و ترّحم ترغيب كرده اند .

و ما أدريك ما العقبة . .. أُولئك أصحب الميمنة

«أيْمَن» و «ميمنة»، نقطه مقابل «أيْسَر» و «مَيْسَرة» (سمت چپ) است (صحاح اللغة). تقابل اين دسته با «أصحاب المشأمة» - با توجه به اين كه «مشأمة» در يك احتمال به معناى «مَيْسَرة» است (صحاح) - بيانگر آن است كه قرار گرفتن در سمت راست يا چپ در آخرت، نشانگر فرجام افراد است.

7- اهميت تشويق به مهربانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 17 - 3

3 - ايمان آوردن و تشويق يكديگر به صبر و ترحّم ، برتر از اقدام به آزادسازى بردگان و تغذيه يتيمان و مساكين است .

ثمّ كان من الذين

حرف «ثمّ» براى تراخى رتبى است و دلالت دارد كه آنچه بعد از آن آمده، در مرتبه اى والاتر از كارهاى قبل است.

8- ترك تشويق به اطعام فقرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 34 - 1،2

1 - ترغيب نكردن ديگران به تغذيه بينوايان و گرسنگان ، از علّت هاى عذاب شدن كافران صاحب زر و زور ( اصحاب الشمال )

و لايحضّ على طعام المسكين

2 - ترغيب نكردن به تغذيه بينوايان و گرسنگان ، از موجبات عذاب الهى در قيامت

و لايحضّ على طعام المسكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 35 - 2

2 - ايمان نياوردن و ترغيب نكردن ديگران به تغذيه گرسنگان و بينوايان ، سبب محروميت از حمايت نزديكان و دوستان صميمى در قيامت

إنّه كان لايؤمن . .. فليس له اليوم ههنا حميم

9- ترك تشويق به اطعام مساكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 34 - 1،2

1 - ترغيب نكردن ديگران به تغذيه بينوايان و گرسنگان ، از علّت هاى عذاب شدن كافران صاحب زر و زور ( اصحاب الشمال )

و لايحضّ على طعام المسكين

2 - ترغيب نكردن به تغذيه بينوايان و گرسنگان ، از موجبات عذاب الهى در قيامت

و لايحضّ على طعام المسكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 35 - 2

2 - ايمان نياوردن و ترغيب نكردن ديگران به تغذيه گرسنگان و بينوايان ، سبب محروميت از حمايت نزديكان و دوستان صميمى در قيامت

إنّه كان لايؤمن . .. فليس له اليوم ههنا حميم

10- تشويق اسيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 5

5 - رساندن پيام الهى به اسيران جنگى و ترغيب آنان به اسلام از وظايف رهبران الهى

يأيها النبى قل لمن فى أيديكم من الأسرى

11- تشويق اسيران غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 4

4 - ترغيب اسيران جنگ بدر به ايمان و گرايش به اسلام

يأيها النبى قل لمن فى أيديكم من الأسرى إن يعلم اللّه فى قلوبكم

12- تشويق اصحاب الجنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 28 - 2

2 - ترغيب و برانگيخته شدن باغداران يمنى ، به تسبيح و ياد خدا از سوى برادر عاقل و معتدل خود

قال أوسطهم ألم أقل لكم لولا تسبّحون

«لولا» براى تحضيض و ترغيب است و تسبيح در اين آيه، به معناى ياد خداوند است; يعنى، «لولا تذكرون اللّه».

13- تشويق انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 6 - 4

4 - تشويق انسان ها از سوى خداوند ، به سجده و فرمانبرى از قوانين الهى ، همچون ديگر موجودات طبيعت

و النجم و الشجر يسجدان

ذكر سجده و فرمانبرى ستارگان و گياهان براى خداوند، مى تواند به منظور تشويق و برانگيختن بشر به پيروى از قوانين الهى و خضوع در برابر آن، ادا شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 19 - 1

1 - خداوند ، ترغيب كننده مردم به بررسى و دقّت در كيفيت استوار ماندن كوه ها در زمين

و إلى الجبال كيف نصبت

«نصب» به معناى برپاداشتن و راست نگه داشتن چيزى در حالت اعتدال است. (مقاييس اللغة)

14- تشويق برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 59 - 9

9- يوسف ( ع ) با توجه دادن برادرانش به عدالت خويش در معامله و پذيرايى نيكويش از مهمانان ، آنان را به آوردن بنيامين ترغيب كرد .

ائتونى بأخ لكم من أبيكم ألا ترون أنى أُوفى الكيل و أنا خير المنزلين

جمله «ألا ترون . ..» (آيا ملاحظه نمى كنيد كه...) پس از «ائتونى بأخ لكم» بيانگر هدف يوسف(ع) (ترغيب به آوردن بنيامين) از توجه دادن برادرانش به مهمان نوازى و عدالتش در معامله است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 62 - 7

7- يوسف ( ع ) على رغم ترغيب و تهديد برادران و نيز آماده سازى همه زمينه هاى مراجعت آنان ، اطمينان به بازگشت آنان نداشت و عدم موافقت يعقوب را با سفر بنيامين محتمل مى دانست .

لعلهم يرجعون

15- تشويق به آخرت طلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 40 - 12

12 - مؤمن آل فرعون ، مردم را به دل نبستن به دنيا ، آخرت خواهى ، ترك رفتار زشت و انجام عمل صالح توأم با ايمان ، ترغيب مى كرد .

يقوم إنّما هذه الحيوة الدنيا متع . .. من عمل سيّئة ... و من عمل صلحًا ... ير

گفته هاى مؤمن آل فرعون با مردم و فرعونيان، در مقام دعوت و تبليغ بود; چنان كه آيه بعد (مالى أدعوكم إلى النجاة . ..) تأييدكننده همين مطلب است.

16- تشويق به آميزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 14،16

14 - توالد و تناسل از حكمت هاى حليت آميزش و ترغيب نمودن خداوند به آن

فالن بشروهن و ابتغوا ما كتب اللّه لكم

مفسران بر آنند كه مقصود از «ما كتب . ..» فرزند است. بنابراين جمله «فالآن ...»; يعنى، با همسران خويش آميزش كنيد و در پى چيزى (فرزندانى) باشيد كه خداوند براى شما مقرر كرده است.

16 - مباشرت با همسران و استفاده از مباحات ، سفارش خداوند به مسلمانان

فالن بشروهن . .. كلوا و اشربوا

جمله «فالآن باشروهن» - چنانچه همگان بر آنند - حاكى از اباحه آميزش است نه وجوب آن. به كارگيرى فعل امر (باشروهن ...) براى بيان اباحه، مى تواند گوياى ترغيب به آن فعل مباح باشد.

17- تشويق به آوردن بنيامين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 59 - 9

9- يوسف ( ع ) با توجه دادن برادرانش به عدالت خويش در معامله و پذيرايى نيكويش از مهمانان ، آنان را به آوردن بنيامين ترغيب كرد .

ائتونى بأخ لكم من أبيكم ألا ترون أنى أُوفى الكيل و أنا خير المنزلين

جمله «ألا ترون . ..» (آيا ملاحظه نمى كنيد كه...) پس از «ائتونى بأخ لكم» بيانگر هدف يوسف(ع) (ترغيب به آوردن بنيامين) از توجه دادن برادرانش به مهمان نوازى و عدالتش در معامله است.

18- تشويق به اتحاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 107 - 3

3 - پرهيزكنندگان از تفرقه و اختلاف ، مورد تشويق و ترغيب خداوند

و لا تكونوا كالذين تفرقوا و اختلفوا . .. و اما الذين ابيضّت وجوههم

بنابراينكه روسفيدان، به دليل آيات قبل، كسانى باشند كه از تفرقه پرهيز مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 10 - 15

15 - جمع گرايى و پيوند روحى و عاطفى با امت اسلامى ، مورد تشويق و ترغيب وحى

يقولون ربّنا اغفر لنا و لإخوننا . .. و لاتجعل فى قلوبنا غلاّ للذينءامنوا

برداشت ياد شده با توجه به لحن تمجيدآميز آيه و نيز رهنمود نهفته در آن است; يعنى، تشويق و ترغيب قرآن نسبت به زدايش بدخواهى ها و بدبينى ها كه پايه زندگى جمعى و الفت اجتماعى است.

19- تشويق به احسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 195 - 15

15 - تحريك عواطف از روش هاى قرآن براى ترغيب به انجام اعمال نيك

إن اللّه يحب المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 40 - 12

12 - توجه به آگاهى خداوند بر كوچكترين انفاق ، و پاداش عظيم خداوند به انفاقگران ، درمان بخل و ترك احسان

و انفقوا . .. و كان اللّه بهم عليماً. انّ اللّه لا يظلم مثقال ذرّة و ان تك حسنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 93 - 20

20 - ترغيب و تشويق الهى به احسان و نيكوكارى

و اللّه يحب المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 14 - 9

9 - تشويق انسان ها به احسان و نيكوكارى از سوى خداوند ، به منظور دستيابى به حكمت و دانش است .

ءاتينه حكمًا و علمًا و كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 80 - 6

6 - تشويق و ترغيب خداوند به احسان و نيكوكارى

إنّا كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 110 - 5

5 - تشويق و ترغيب خداوند به احسان و نيكوكارى

كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 121 - 5

5 - تشويق و ترغيب خداوند به احسان و نيكوكارى

إنّا كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 131 - 5

5 - تشويق و ترغيب خداوند به احسان و نيكوكارى

إنّا كذلك نجزى المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 10 - 11

11 - تشويق و ترغيب مؤمنان تقواپيشه به احسان از سوى خداوند

يعباد الذين ءامنوا اتّقوا ربّكم للذين أحسنوا فى هذه الدنيا حسنة

ياد كردن پاداش احسان پس از توصيه به تقواپيشگى، مى تواند براى تشويق و ترغيب تقواپيشگان به احسان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 15

15- هدف اساسى قرآن ، دور داشتن انسان ها از ظلم و تباهى و ترغيب آنان به نيكى و احسان

لينذر الذين ظلموا و بشرى للمحسنين

«لام» در «لينذر» غايت و هدف را مى رساند.

20- تشويق به احسان مساكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 18 - 8

8 - راه رسيدن به عزّت و شرافت در پيشگاه خداوند ، احسان به مسكينان و تشويق ديگران به آن است ; نه افزايش ثروت و رفاه .

ربّى أكرمن . .. كلاّ بل ... و لاتحضّون على طعام المسكين

21- تشويق به ارزش ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 3 - 4

4- بهره گيرى قرآن از گرايش هاى انسان ( گرايش به ابديت ) در ترغيب به ارزش هاى معنوى ، بهره مى گيرد .

يبشّر المؤمنين الذين يعملون الصلحت أنّ لهم أجرًا حسنًا . مكثين فيه أبدًا

روشن است كه تمايل به جاودانگى، در نهاد انسان ها وجود دارد و قرآن مجيد، از همين علاقه ها، براى سوق دادن آدمى به سوى ارزش ها، بهره بردارى كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 16 - 12

12- ترغيب و تشويق هماره بندگان از سوى خداوند ، براى گرايش به ارزش ها

وعد الصدق الذى كانوا يوعدون

عبارت «كانوا يوعدون»، استمرار وعده هاى الهى را مى رساند. كه اين وعده ها در نهايت براى انگيزش و ترغيب بندگان، به كسب ارزش ها است.

22- تشويق به ازدواج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 6

6 - تشكيل خانواده و داشتن همسر و فرزند ، مورد تشويق خداوند

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين

23- تشويق به استغفار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 135 - 7

7 - ترغيب گناهكاران به توبه و استغفار از پيشگاه خداوند

و الّذين اذا فعلوا فاحشة . .. فاستغفروا لذنوبهم و من يغفر الذّنوب الّا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 193 - 19

19 - ترغيب مؤمنان از سوى خداوند به دعا و طلب آمرزش و همراهى با ابرار و حسن عاقبت

ربّنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا و توفّنا مع الابرار

ستايش خردمندان به ويژگيهاى ياد شده، به اين منظور است كه مؤمنان هم، خواستار موارد ياد شده باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 74 - 8

8 - لزوم توجه دادن خطاكاران به رحمت و آمرزش گسترده الهى براى ترغيب آنان به توبه و استغفار

افلا يتوبون . .. و اللّه غفور رحيم

هدف از يادآورى صفت آمرزندگى خداوند و رحمت گسترده او پس از فراخوانى خطاكاران به بازگشت و توبه، ترغيب آنان به استغفار مى باشد و اين درسى است براى همه كسانى كه خواهان توبه و بازگشت انسانها بسوى خداوند هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 46 - 5

5 - تشويق قوم ثمود از سوى صالح ( ع ) به استغفار و آمرزش خواهى از خداوند ، به جاى شتابورزى در بدى ها

يقوم لم تستعجلون بالسيّئة . .. لولا تستغفرون اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 16 - 7

7 - تشويق شدن گنه كاران به آمرزش خواهى از ساحت پروردگار و نويد غفران و رحمت به آنان

إنّه هو الغفور الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 53 - 16

16 - ترغيب گنه كاران ، به توبه و استغفار از سوى خداوند

يعبادى الذين أسرفوا . .. لاتقنطوا من رحمة اللّه... إنّه هو الغفور الرحيم

24- تشويق به استفاده از عسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 69 - 14

14- استفاده از عسل طبيعى ، مورد تشويق خداوند است .

فيه شفاء للناس

برداشت فوق، از آهنگ تشويق گونه آيه شريفه استفاده مى شود.

25- تشويق به استقامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 139 - 2

2 - ترغيب اهل ايمان به ثبات قدم و استوارى و اعتماد به نفس در رويارويى با دشمن

يا ايّها الّذين امنوا . .. و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 184 - 4

4 - ترغيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند به پايدارى در انجام رسالت ، على رغم تكذيب و مخالفت مردم

فان كذّبوك فقد كذّب رسل من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 9

9- از هدف هاى بيان سرگذشت نوح ( ع ) در قرآن ، ترغيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اهل ايمان به صبر و مقاومت است .

تلك من أنباء الغيب نوحيها إليك . .. فاصبر إن العقبة للمتقين

خداوند، با تفريع جمله «إصبر. ..» به وسيله حرف «فاء» بر نقل داستان نوح(ع) ، به اين نكته اشاره مى كند كه: مقصود از شرح ماجراى حضرت نوح (ع) ، قصه سرايى نيست; بلكه هدف از آن ، هدايت و تربيت مخاطبان قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 31 - 5

5 - تشويق پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از سوى خدا ، به صبر و پايدارى در برابر دشمنان تبه كارشان همچون انبياى گذشته

و كذلك جعلنا لكلّ نبىّ عدوًّا من المجرمين و كفى بربّك هاديًا و نصيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 4 - 5

5 - ترغيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند به صبر و پايدارى در انجام رسالت خويش ، به رغم تكذيب و مخالفت كافران و مشركان

و إن يكذّبوك فقد كذّبت رسل من قبلك

26- تشويق به استقامت در منكرات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 3 - 11

11 - تبليغ اعتقادات حق و ترغيب ديگران به مقاومت در برابر منكرات ، خصلتى ستوده و مايه كاميابى انسان

لفى خسر . إلاّ الذين ... تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر

27- تشويق به استماع سخن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 15 - 4

4 - برانگيختن مخاطب ، به دقت در گفتار و تشويق او به شنيدن گزارش ، روشى مطلوب در شيوه اطلاع رسانى است .

هل ءاتيك حديث موسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 1 - 4

4 - برانگيختن مخاطب به دقت در گفتار و تشويق او به شنيدن گزارش ، روشى مطلوب در شيوه اطلاع رسانى است .

هل أتيك

28- تشويق به استمداد از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 22 - 7

7 - خداوند ، انسان ها را تشويق مى كند كه او را يار و ولىّ ، بگيرند و نه فرودستانش را .

و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لا نصير

29- تشويق به اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 5

5 - رساندن پيام الهى به اسيران جنگى و ترغيب آنان به اسلام از وظايف رهبران الهى

يأيها النبى قل لمن فى أيديكم من الأسرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 7

7 - توصيه و تشويق الهى به عموم مشركان عهدشكن ، مبنى بر توبه و بازگشت به اسلام در ظرف چهار ماه مهلت داده شده به آنان

فسيحوا فى الأرض أربعة أشهر . .. و أذن من اللّه ... فإن تبتم فهو خير لكم

30- تشويق به اصلاح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 35 - 14

14 - ترغيب قاضيان تحكيم به اراده اصلاح بين زن و شوهر

ان يريدا اصلاحاً يوفّق اللّه بينهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 39 - 12

12 - خداوند ، ترغيب كننده ستمكاران و گنهكاران به توبه و اصلاح خويش ( خودسازى )

فمن تاب . .. فإنّ اللّه يتوب عليه إنّ اللّه غفور رحيم

توجه دادن ستمكاران به مغفرت، رحمت و توبه پذيرى خداوند مى تواند به منظور ترغيب آنان به توبه و اصلاح باشد.

31- تشويق به اطاعت از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 8

8 - لزوم بهره گيرى از ابزار هاى تشويق ( پاداش و . . . ) در گرايش دادن انسان ها به اطاعت خدا و هر كار نيك

إن اللّه اشترى . .. بأن لهم الجنة

اينكه خداوند مؤمنان را با نويد بهشت، به جهاد تشويق كرده است، برداشت فوق به دست مى آيد.

32- تشويق به اعراض از كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 29 - 6

6 - خداوند ، كافران را به بازگشتن از كفر ، پيش از پايان يافتن مهلت شان ، تشويق كرده است .

قل يوم الفتح لاينفع الذين كفروا إيمنهم و لا هم ينظرون

33- تشويق به افترا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 169 - 8

8 - تلاش براى واداشتن مردم به بدعتگذارى و افترا بر خدا ، كارى شيطانى و ملاكى براى تشخيص دشمنان انسان است .

إنه لكم عدو مبين. إنما يأمركم ... أن تقولوا على اللّه ما لاتعلمون

34- تشويق به انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 184 - 18

18 - تشويق و ترغيب اهل ايمان به انفاق و دستگيرى مستمندان

فمن تطوع خيراً فهو خير له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 245 - 6

6 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به انفاق در راه خداوند و كار هاى خير

من ذا الذى يقرض اللّه . .. فيضاعفه له اضعافاً كثيرةً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 268 - 7

7 - خداوند ترغيب كننده آدمى به انفاق ، با وعده آمرزش گناهان و فزونى رزق

و اللّه يعدكم مغفرة منه و فضلا

كلمه «فضلا» به قرينه مقابله آن با وسوسه شيطان بر تهيدستى، به معناى فزونى در رزق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 270 - 4

4 - تشويق خداوند به انفاق و نذر ، هر چند اندك باشد .

و ما انفقتم من نفقة او نذرتم من نذر فانّ اللّه يعلمه

دانايى و آگاهى خدا به اعمال نيك، كنايه از پاداش وى و غرض از بيان پاداش، ترغيب بر اعمال نيك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 274 - 10

10 - تشويق مؤمنان از سوى خداوند ، به انفاق هاى غير واجب

الّذين ينفقون

امام صادق (ع) درباره آيه «الذين ينفقون . .. » فرمود: ليس من الزّكوة


كافى، ج 3، ص 499، ح 9 ; نورالثقلين، ج 1، ص 290، ح 1154.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 281 - 8

8 - توجه به قيامت و خوف از آن ، بازدارنده آدمى از اعمال ناشايست ( ربا و . . . ) و ترغيب كننده او به اعمال شايسته ( انفاق ، صدقه و . . . )

يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللّه و ذروا ما بقى من الرّبوا . .. و ان تصدقوا خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 92 - 5،10

5 - تشويق و ترغيب به انفاق و ايثار ، براى رسيدن به كمال

لن تنالوا البرّ حتى تنفقوا ممّا تحبّون

10 - توجّه آدمى به آگاهى خداوند به انفاق و ايثار ، زمينه ساز انجام آن

لن تنالوا . .. فانّ اللّه به عليم

جلمه «اِن اللّه . .. »، به منظور تشويق ايثارگران و انفاق كنندگان، ايراد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 60 - 12

12 - ترغيب مؤمنان از جانب خداوند به انفاق در راه خدا ، تأمين هزينه هاى نبرد و تهيه تداركات و امكانات رزمى

و ما تنفقوا من شىء فى سبيل اللّه يوف إليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 39 - 11

11 - تشويق خداوند به انفاق كردن مال به نيازمندان

و ما أنفقتم من شىء فهو يخلفه و هو خير الرزقين

وعده خداوند به جانشين ساختن چيزى به جاى مال انفاق شده و نيز يادآورى اين كه او بهترين روزى دهنده ها است، نوعى تشويق و ترغيب به انفاق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 5

5 - تشويق مسلمانان از سوى خداوند ، به بسيج شدن در امر انفاق و هزينه كردن امكانات و داريى هاى خود در راه جنگ ، جهاد و جبهه

و ما لكم ألاّتنفقوا فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 18 - 8

8 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به كار هاى خير و انفاق در راه خداوند

و أقرضوا اللّه . .. يضعف لهم و لهم أجر كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 38

38 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به انفاق در راه خدا و انجام دادن كار هاى خير

و ءاتوا الزكوة . .. و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه خداوند، با يادآورى پاداش بزرگ و فراوان، ايجاد انگيزه نموده و از خصلت نفع طلبى انسان ها بهره جسته است.

35- تشويق به ايثار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 207 - 7

7 - تشويق مؤمنان به گذشتن از جان ، براى كسب رضايت خداوند

و من الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات اللّه

با توجّه به اينكه آيه مزبور در مقام مدح چنين انسانهايى است، تشويق از آن استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 92 - 10

10 - توجّه آدمى به آگاهى خداوند به انفاق و ايثار ، زمينه ساز انجام آن

لن تنالوا . .. فانّ اللّه به عليم

جلمه «اِن اللّه . .. »، به منظور تشويق ايثارگران و انفاق كنندگان، ايراد شده است.

36- تشويق به ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 171 - 6

6 - وعده پاداش و تضمين آن ، از روش هاى قرآن براى ترغيب مردم به ايمان و عمل

انّ اللّه لا يضيع اجر المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 179 - 27

27 - وعده و تضمين پاداش ، از روش هاى قرآن براى تشويق به ايمان و تقوا

و ان تؤمنوا و تتّقوا فلكم اجر عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 146 - 12

12 - وعده پاداش بزرگ ، و تهديد به دوزخ ، از روش هاى قرآن براى ترغيب مردم به ايمان و دورى از كفر و نفاق

إنّ المنفقين فى الدرك . .. و سوف يؤت اللّه المؤمنين أجراً عظيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 9 - 3

3 - ترغيب انسان ها از سوى خداوند به ايمان و عمل صالح

وعد اللّه الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 4

4 - ترغيب اسيران جنگ بدر به ايمان و گرايش به اسلام

يأيها النبى قل لمن فى أيديكم من الأسرى إن يعلم اللّه فى قلوبكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 88 - 3

3- حاكميّت ذوالقرنين ، در جهت ترويج ايمان و عمل صالح بود .

قال . .. و أمّا من ءامن و عمل صلحًا فله جزاءً الحسنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 40 - 12

12 - مؤمن آل فرعون ، مردم را به دل نبستن به دنيا ، آخرت خواهى ، ترك رفتار زشت و انجام عمل صالح توأم با ايمان ، ترغيب مى كرد .

يقوم إنّما هذه الحيوة الدنيا متع . .. من عمل سيّئة ... و من عمل صلحًا ... ير

گفته هاى مؤمن آل فرعون با مردم و فرعونيان، در مقام دعوت و تبليغ بود; چنان كه آيه بعد (مالى أدعوكم إلى النجاة . ..) تأييدكننده همين مطلب است.

37- تشويق به باستان شناسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 9 - 12

12 - كاوش هاى باستان شناسانه به منظور عبرت آموزى ، مورد ترغيب و تشويق خداوند است .

أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين كانوا أشدّ منهم قوّة و أثاروا

38- تشويق به بدعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 169 - 8

8 - تلاش براى واداشتن مردم به بدعتگذارى و افترا بر خدا ، كارى شيطانى و ملاكى براى تشخيص دشمنان انسان است .

إنه لكم عدو مبين. إنما يأمركم ... أن تقولوا على اللّه ما لاتعلمون

39- تشويق به برادرى دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 10 - 15

15 - جمع گرايى و پيوند روحى و عاطفى با امت اسلامى ، مورد تشويق و ترغيب وحى

يقولون ربّنا اغفر لنا و لإخوننا . .. و لاتجعل فى قلوبنا غلاّ للذينءامنوا

برداشت ياد شده با توجه به لحن تمجيدآميز آيه و نيز رهنمود نهفته در آن است; يعنى، تشويق و ترغيب قرآن نسبت به زدايش بدخواهى ها و بدبينى ها كه پايه زندگى جمعى و الفت اجتماعى است.

40- تشويق به بصيرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 44 - 5

5 - تشويق خداوند به بصيرت ، روشن دلى و عبرت آموزى ، از تحولات طبيعت

يقلّب اللّه الّيل و النهار إنّ فى ذلك لعبرة لأُوْلى الأبصر

41- تشويق به پاداش هاى اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 26 - 4

4 - خداوند ، انسان ها را به تلاش براى ربودن پاداش هاى آخرت از يكديگر ، دعوت و ترغيب كرده است .

و فى ذلك فليتنافس المتنفسون

42- تشويق به پاكيزگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 222 - 18

18 - ترغيب و تشويق الهى ، به توبه و پاكيزگى

ان اللّه يحب التوابين و يحب المتطهرين

از اهداف اشاره به محبّت الهى نسبت به پاكيزگان و توبه كنندگان، تشويق انسانها به توبه و پاكيزگى است.

43- تشويق به تأمين فقرا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 34 - 5

5 - تأمين نياز هاى غذايى گرسنگان و بينوايان و ترغيب كردن ديگران به آن ، تكليفى است همگانى .

و لايحضّ على طعام المسكين

44- تشويق به تأمين مساكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 34 - 5

5 - تأمين نياز هاى غذايى گرسنگان و بينوايان و ترغيب كردن ديگران به آن ، تكليفى است همگانى .

و لايحضّ على طعام المسكين

45- تشويق به تجارت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 21

21 - تلاش براى تجارت و امرار معاش ، امرى پسنديده و مورد ترغيب خداوند

يبتغون فضلا من ربهم

از اينكه تجارت و به دست آوردن درآمدهاى مادى در رديف جلب رضايت الهى قرار گرفته است، برداشت فوق به دست مى آيد.

46- تشويق به تحصيل علم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 16 - 8

8 - تحريص و تشويق خداوند مردم را به كسب معرفت درباره خير بودن اعمال دينى و بازگشت منفعت آن به خود انسان

اعبدوا اللّه و اتّقوه ذلكم خير لكم إن كنتم تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 43 - 5

5 - تشويق خداوند ، به كسب دانش و خردورزى جهت دريافت دقايق قرآن كريم

و ما يعقلها إلاّ العلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 4 - 13

13 - تشويق و ترغيب شدن مردم از سوى حضرت نوح ( ع ) ، به كسب دانش و شناخت حقايق و معارف الهى

لو كنتم تعلمون

47- تشويق به تحقيق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 137 - 4،6

4 - ضرورت كند و كاو در تحوّلات و حوادث اجتماعى - تاريخى براى شناسايى قوانين و سنت هاى حاكم بر جوامع

قد خلت من قبلكم سنن فسيروا فى الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين

6 - ضرورت كاوش و دقّت در فرجام تكذيب كنندگان دين الهى

فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين

48- تشويق به تدبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 11 - 1

1 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) مأمور ترغيب مردم به سير در زمين و تدبر در سرانجام تكذيب كنندگان پيامبران الهى

قل سيروا فى الأرض ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين

49- تشويق به تدبر در قصه يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 7 - 2

2- خداوند ، انسان ها را به تأمل در سرگذشت يوسف ( ع ) و برادرانش ترغيب كرده است .

لقد كان فى يوسف و إخوته ءايت للسائلين

حرف لام در «لقد» نشانه قسم مقدر و «قد» نيز براى تأكيد است. هدف از تأكيد و سوگند خداوند بر اينكه در داستان يوسف و

برادرانش آياتى براى پرسش كنندگان است ، ترغيب انسانها به تأمل در آن داستان مى باشد.

50- تشويق به ترس از حسابرسى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 14 - 7

7- ترس از حسابرسى خداوند و وعيد او ، امرى ارزشمند و مورد تشويق خداوند

ذلك لمن خاف مقامى و خاف وعيد

51- تشويق به ترس از وعيدهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 14 - 7

7- ترس از حسابرسى خداوند و وعيد او ، امرى ارزشمند و مورد تشويق خداوند

ذلك لمن خاف مقامى و خاف وعيد

52- تشويق به ترك شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 25 - 4

4 - خداوند ، تشويق كننده كافران و مشركان به ر ها كردن شرك و بازگشت به توحيد و يكتاپرستى

و هو الذى يقبل التوبة عن عباده

با توجه به آيات پيشين، مى توان گفت كه جمله «و هوالذى يقبل التوبة» دعوتى است از سوى خدا به عموم كافران و مشركان مبنى بر دست برداشتن از عبادت غيرخدا و بازگشتن به يكتاپرستى.

53- تشويق به ترك عمل ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 40 - 12

12 - مؤمن آل فرعون ، مردم را به دل نبستن به دنيا ، آخرت خواهى ، ترك رفتار زشت و انجام عمل صالح توأم با ايمان ، ترغيب مى كرد .

يقوم إنّما هذه الحيوة الدنيا متع . .. من عمل سيّئة ... و من عمل صلحًا ... ير

گفته هاى مؤمن آل فرعون با مردم و فرعونيان، در مقام دعوت و تبليغ بود; چنان كه آيه بعد (مالى أدعوكم إلى النجاة . ..) تأييدكننده همين مطلب است.

54- تشويق به تزكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 39 - 12

12 - خداوند ، ترغيب كننده ستمكاران و گنهكاران به توبه و اصلاح خويش ( خودسازى )

فمن تاب . .. فإنّ اللّه يتوب عليه إنّ اللّه غفور رحيم

توجه دادن ستمكاران به مغفرت، رحمت و توبه پذيرى خداوند مى تواند به منظور ترغيب آنان به توبه و اصلاح باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 18 - 1

1 - موسى ( ع ) از جانب خداوند ، مأمور راهنمايى فرعون به راه تكامل و درست كارى و ترغيب او به پاكسازى خويش از آلودگى ها

فقل هل لك إلى أن تزكّى

زكات به دو معنا است: 1. نمو 2. طهارت (مقاييس اللغة) و به كسى كه صالح و درست كار شود، مى گويند «تزكيه» شده است. (قاموس)

55- تشويق به تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 28 - 2

2 - ترغيب و برانگيخته شدن باغداران يمنى ، به تسبيح و ياد خدا از سوى برادر عاقل و معتدل خود

قال أوسطهم ألم أقل لكم لولا تسبّحون

«لولا» براى تحضيض و ترغيب است و تسبيح در اين آيه، به معناى ياد خداوند است; يعنى، «لولا تذكرون اللّه».

56- تشويق به تسخير فضا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 33 - 7

7 - ترغيب ضمنى خداوند ، به ايجاد آمادگى لازم براى تسخير فضا و كرات *

إن استطعتم أن تنفذوا . .. لاتنفذون إلاّ بسلطن

بنابراين كه آيه شريفه مربوط به دنيا باشد، جمله «لاتنفذون إلاّ بسلطان» را مى توان ترغيبى از سوى خداوند براى كسب آمادگى و قدرت تسخير فضا دانست.

57- تشويق به تسريع در جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 1 - 3

3 - تاختن اسبان در راه جهاد و شتاب براى رسيدن به ميدان نبرد ، مورد ترغيب خداوند

و العديت ضبحًا

58- تشويق به تضرع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 9

9 - تشويق خداوند به دعا و تضرع به درگاه الهى و درخواست رهايى از عذاب اخروى

و الذين يقولون ربّنا اصرف عنّا . .. إنّ عذابهاكان غرامًا

59- تشويق به تعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 219 - 20،26

20 - ترغيب خداوند به تفكر درباره دنيا و آخرت

لعلّكم تتفكرون. فى الدنيا و الاخرة

26 - بيان آيات و احكام از سوى خداوند ، براى ترغيب انسان به انديشيدن درباره نتايج دنيوى و اخروى

لعلّكم تتفكرون. فى الدنيا و الاخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 243 - 8

8 - دعوت خداوند به تعقّل در واقعه قومى كه مُردند و دوباره زنده شدند . ( حوادث تاريخى )

الم تر الى الّذين خرجوا من ديارهم و هم اُلوف حذر الموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 15

15 - ضرورت شكل دهى انديشه ها و عقايد دينى ، بر پايه استدلال و برهان

بما اشركوا باللّه ما لم ينزّل به سلطاناً

از اشكالاتى كه قرآن بر پندارهاى شرك آميز دارد، بى برهانى آنهاست. بنابراين هر نوع عقيده دينى كه نتوان بر آن برهان آورد، فاقد ارزش خواهد بود ; لذا هر انسانى موظّف است عقايد دينى خويش را با برهان و استدلال شكل دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 190 - 7

7 - ترغيب خداوند به انديشيدن در آفرينش و پديده هاى آن

انّ فى خلق السّموات و الارض و اختلاف الّيل و النّهار لايات لاولى الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 191 - 6،7

6 - همواره به ياد خداوند بودن و انديشيدن در آفرينش آسمان ها و زمين ، دو صفت برجسته خردمندان

لاولى الالباب. الّذين يذكرون اللّه قياماً و قعوداً و على جنوبهم و يتفكّرون فى خل

7 - ترغيب انسان ها به ياد هميشگى خدا و انديشيدن در آفرينش آسمان ها و زمين

الّذين يذكرون اللّه قياماً . .. و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض

ستايش خداوند از دارندگان صفات ياد شده و توصيف آنان به خردمندى، براى تشويق به تحصيل چنين ويژگيهايى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 39 - 2

2 - ترغيب آدميان به تأمل كردن در ريشه بى ايمانى و بخلورزى خويش *

ماذا عليهم لو امنوا باللّه و اليوم الاخر و انفقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 20

20 - تفكر درباره محدوده قدرت و وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و معجزات وى، مورد ترغيب و توصيه خداوند

قل لا أقول لكم . .. أفلاتتفكرون

از مصاديق مهم و بارز مذكور در آيه، محدوده قدرت و وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله) است كه جمله «أفلا تتفكرون» همه مردم را به تفكر درباره آن فرا مى خواند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 128 - 13

13 - خداوند ترغيب كننده انسان به بهره گيرى از عقل و به كار گرفتن آن

أفلم يهد . .. إنّ فى ذلك لأيت لأُولى النهى

ذيل اين آيه كه خردمندان را مى ستايد، گوياى مطلب ياد شده است و نيز فاء عاطفه در صدر آن، عطف بر مقدرى است كه ذيل آيه گوياى آن است و در حقيقت، استفهام توبيخى بر آن داخل شده و «لم يهد» تفريع بر آن است. تقدير كلام چنين بوده است: «أفلم يتفكروا فلم يهد...» (آيا انديشه نكردند؟! و آيا پس از انديشيدن، هلاكت پيشينيان، آنان را هدايت نكرد؟)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 10 - 8

8- خداوند ، انسان را به تعقل و انديشه در معارف قرآن ، فراخوانده و ترغيب مى كند .

أفلاتعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 43 - 5

5 - تشويق خداوند ، به كسب دانش و خردورزى جهت دريافت دقايق قرآن كريم

و ما يعقلها إلاّ العلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 71 - 2

2 - تشويق خداوند به تأمل و انديشه در جلوه هاى قدرت الهى در طبيعت ( مانند شتر ، گاو و گوسفند )

أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 14

14 - برانگيختن فكر و انديشه و تشويق به تفكر و انديشيدن ، از روش هاى تربيتى قرآن

قل هل يستوى الذين يعلمون و الذين لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 2

2- قرآن ، درصدد تحريك مشركان ، براى انديشيدن به پوچى و ناتوانى معبود هاى دروغينشان

قل أرءيتم ما تدعون من دون اللّه أرونى ماذا خلقوا

تعبير «أرأيتم» چه به معناى «أخبرونى» باشد و چه به معناى سؤال از نگريستن; دعوت براى انديشيدن در ماهيت پوچ بت ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 17 - 7

7 - ترغيب مردم از سوى خداوند ، براى انديشه در قرآن

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر فهل من مدّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 58 - 4

4 - تشويق منكران معاد از سوى خداوند ، به مطالعه در فرايند پيدايش انسان از منى

أفرءيتم ما تمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 3 - 6

6 - تشويق و ترغيب خداوند ، به نگاه ژرف در مبدأ پيدايش جهان و نظم و هماهنگى ميان آنها

ما ترى فى خلق الرحمن من تفوت ثمّ ارجع البصر هل ترى من فطور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 4 - 1

1 - تشويق و ترغيب خداوند به تأمل و نگاه مكرر و ژرف تر ، در آفرينش جهان و نظم و انسجام موجود در آن

الذى خلق سبع سموت . .. ثمّ ارجع البصر كرّتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 15 - 7

7 - نوح ( ع ) ، قوم خود را به انديشه و مطالعه درباره چگونگى و مبدأ آفرينش جهان ، به منظور پى بردن به عظمت خداوند تشويق و تحرض مى كرد .

ألم تروا كيف خلق اللّه سبع سموت طباقًا

تعبير «ألم تروا كيف. ..»، مى تواند براى تشويق و تحريض ادا شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 16 - 6

6 - نوح ( ع ) ، قومش را به انديشه و مطالعه درباره چگونگى آفرينش ماه و خورشيد ، به منظور پى بردن به عظمت خداوند تشويق و تحريض مى كرد .

ألم تروا كيف . .. و جعل القمر فيهنّ نورًا و جعل الشمس سراجًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 18 - 1

1 - خداوند ، ترغيب كننده انسان ها به انديشه و دقت در نخستين عنصر آفرينش خود

من أىّ شىء خلقه

60- تشويق به تعقل در سخن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 1 - 4

4 - برانگيختن مخاطب به دقت در گفتار و تشويق او به شنيدن گزارش ، روشى مطلوب در شيوه اطلاع رسانى است .

هل أتيك

61- تشويق به تعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 1 - 5

5 - تشويق خداوند ، به سوادآموزى و كسب علم و معرفت

و القلم و ما يسطرون

62- تشويق به تعليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 1 - 8

8 - مبارزه با بى سوادى و ترغيب به دانش آموزى و نوشتن و خواندن ، داراى اولويت نخست در برنامه هدايتى و تربيتى جامعه اسلامى

و القلم و ما يسطرون

برداشت ياد شده، با توجه به اين حقيقت است كه اين آيه، در دوره نخستين بعثت در مكه نازل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 10 - 6

6 - خداوند ، با بيان هدايت هاى خويش به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهانيدن آن حضرت از ناآگاهى ها ، او را به آموختن دانسته هاى خود به جويندگان آن تشويق كرد .

و وجدك ضالاًّ فهدى . .. و أمّا السائل فلاتنهر

63- تشويق به تعليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 12 - 2

2 - آشنايى با معارف قرآن ، امرى ضرورى و مورد ترغيب از سوى خداوند

فمن شاء ذكره

64- تشويق به تفكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 69 - 20

20- تشويق و فراخوانى خداوند به تفكر و انديشه در طبيعت براى شناخت حقايق الهى

إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 11 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور توجه دادن كافران و مشركان بر آفرينش انسان و جهان و ترغيب آنان به تأمل و تفكر درباره آنها

فاستفتهم أهم أشدّ خلقًا أم من خلقنا

استفتا و پرسش در آيه شريفه، براى ترغيب به تفكر و تأمل است; نه براى پرسش و استفتاى حقيقى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 14

14 - برانگيختن فكر و انديشه و تشويق به تفكر و انديشيدن ، از روش هاى تربيتى قرآن

قل هل يستوى الذين يعلمون و الذين لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 82 - 1

1 - تشويق جهان گردى و سير در زمين از سوى خدا ، به منظور تفكر و نظاره كردن در سرگذشت پيشينيان و آثار به جاى مانده از تمدن و قدرت آنان

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 13 - 11

11 - تشويق انسان ، از سوى خداوند به تفكر و انديشه

إنّ فى ذلك لأيت لقوم يتفكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 16 - 2

2 - ترغيب مردم از سوى خداوند ، براى انديشه كردن در سرنوشت هلاكت بار قوم نوح

كذّبت قبلهم قوم نوح . .. فكيف كان عذابى و نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 18 - 3

3 - ترغيب مردم از سوى خداوند ، براى تأمل در سرنوشت هلاكت بار قوم عاد

كذّبت عاد فكيف كان عذابى و نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 21 - 2

2 - ترغيب مردم از سوى خداوند ، براى تأمل در سرنوشت هلاكت بار قوم عاد

كذّبت عاد . .. فكيف كان عذابى و نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 22 - 7

7 - ترغيب مردم از سوى خداوند ، براى انديشه در قرآن

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر فهل من مدّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 30 - 1

1 - ترغيب مردم از سوى خداوند ; براى تأمل در سرنوشت هلاكت بار قوم ثمود

كذّبت ثمود بالنّذر . .. فكيف كان عذابى و نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 32 - 7

7 - ترغيب مردم از سوى خداوند ، براى انديشه در قرآن

و لقد يسّرنا القرءان . .. فهل من مدّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 40 - 7

7 - ترغيب مردم از سوى خداوند براى انديشه در قرآن

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر فهل من مدّكر

65- تشويق به تقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 179 - 27

27 - وعده و تضمين پاداش ، از روش هاى قرآن براى تشويق به ايمان و تقوا

و ان تؤمنوا و تتّقوا فلكم اجر عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 129 - 11

11 - ترغيب شوهران از سوى خداوند به رعايت تقوا در محيط خانواده

و إن تصلحوا و تتقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 26 - 11

11 - برشمردن نعمتها و ترغيب به تقوا، از رهنمودهاى پندآميز خداوند

ذلك من ءايت الله لعلهم يذكرون

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «آيات الله» جملات قرآن و محتواى آنها باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 13 - 13

13 - ترغيب انسان از سوى خداوند ، به كسب تقواى هر چه بيشتر

إنّ أكرمكم عند اللّه أتقيكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 35 - 6

6 - تشويق انسان ها از سوى خداوند ، براى گرايش به تقوا

و أُزلفت الجنّة للمتّقين . .. ادخلوها بسلم ... لهم ما يشاءون فيها و لدينا مزيد

66- تشويق به تكامل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 2 - 14

14 - تشويق و ترغيب خداوند به تلاش ، براى بهتر شدن ، تكامل يافتن و بسنده نكردن به وضعيت موجود

ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً

67- تشويق به تكليف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 154 - 10

10 - ترغيب اهل ايمان به انجام تكاليف الهى با بيان پشتوانه فكرى آن تكاليف ، از روش هاى قرآن است .

و لاتقولوا لمن يقتل فى سبيل اللّه أموت بل أحياء

خداوند پس از فراخوانى مردم به صبر در راه ايمان و تحمل مشكلات آن - كه جلوه بارز آن، پيكار و كشته شدن است - با بيان اين واقعيت كه كشته شدگان راه خدا از حياتى ويژه برخوردارند، انديشه نيست شدن شهيدان را نفى كرده تا اهل ايمان دستوراتش را (پيشه كردن صبر در راه دين و . ..) به شايستگى انجام دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 32

32 - بهره بردارى از سرشت سودجويى انسان ، از روش هاى قرآن براى ترغيب به انجام تكاليف

قل متاع الّدنيا قليل و الاخرة خير لمن اتّقى

68- تشويق به تلاش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 6 - 6

6 - خداوند ، انسان ها را ، به تلاش و كوشش هرچه بيشتر در راه او ، تشويق كرده و مى كند .

و من جهد فإنّما يجهد لنفسه إنّ اللّه لغنىّ عن العملين

توجه دادن به بى نيازى خدا از حاصل تلاش انسان ها و نيز يادآورى اين نكته كه دستاورد تلاش هركسى، به خودش باز مى گردد، مى تواند تشويق و تحريض به تلاش و كوشش در راه خدا باشد.

69- تشويق به توبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 222 - 18

18 - ترغيب و تشويق الهى ، به توبه و پاكيزگى

ان اللّه يحب التوابين و يحب المتطهرين

از اهداف اشاره به محبّت الهى نسبت به پاكيزگان و توبه كنندگان، تشويق انسانها به توبه و پاكيزگى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 135 - 7

7 - ترغيب گناهكاران به توبه و استغفار از پيشگاه خداوند

و الّذين اذا فعلوا فاحشة . .. فاستغفروا لذنوبهم و من يغفر الذّنوب الّا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 17 - 5

5 - تشويق گناهكاران به توبه و تأخير نينداختن آن

انّما التّوبة على اللّه للّذين يعملون السّوء بجهالة ثمّ يتوبون من قريب

خداوند با اعلام پذيرش حتمى توبه به شرط تأخير نينداختن آن، گنهكاران را به چنين توبه اى تشويق كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 39 - 12

12 - خداوند ، ترغيب كننده ستمكاران و گنهكاران به توبه و اصلاح خويش ( خودسازى )

فمن تاب . .. فإنّ اللّه يتوب عليه إنّ اللّه غفور رحيم

توجه دادن ستمكاران به مغفرت، رحمت و توبه پذيرى خداوند مى تواند به منظور ترغيب آنان به توبه و اصلاح باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 74 - 8

8 - لزوم توجه دادن خطاكاران به رحمت و آمرزش گسترده الهى براى ترغيب آنان به توبه و استغفار

افلا يتوبون . .. و اللّه غفور رحيم

هدف از يادآورى صفت آمرزندگى خداوند و رحمت گسترده او پس از فراخوانى خطاكاران به بازگشت و توبه، ترغيب آنان به استغفار مى باشد و اين درسى است براى همه كسانى كه خواهان توبه و بازگشت انسانها بسوى خداوند هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 3 - 7

7 - توصيه و تشويق الهى به عموم مشركان عهدشكن ، مبنى بر توبه و بازگشت به اسلام در ظرف چهار ماه مهلت داده شده به آنان

فسيحوا فى الأرض أربعة أشهر . .. و أذن من اللّه ... فإن تبتم فهو خير لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 27 - 5

5 - ايجاد انگيزه و اميد از جانب خداوند در مؤمنان خطاكار و نيز كافران ، براى توبه و بازگشت به حق

ثم يتوب اللّه . .. و اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 104 - 8

8 - ترغيب گنهكاران از سوى خدا به توبه كردن از خطاهايشان و نيز دادن صدقه ( زكات ) در راه خدا و اميدوار بودن به پذيرفته شدن آن

أن اللّه هو يقبل التوبة عن عباده و يأخذ الصدقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 53 - 16

16 - ترغيب گنه كاران ، به توبه و استغفار از سوى خداوند

يعبادى الذين أسرفوا . .. لاتقنطوا من رحمة اللّه... إنّه هو الغفور الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 3 - 3

3ترغيب و تشويق خداوند به توبه و دست برداشتن گنه كاران از گناه

غافر الذنب و قابل التوب

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام ترغيب و تشويق مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 21

21 - تشويق خطاكاران به توبه و پيمودن راه درست از سوى خداوند

فاغفر للذين تابوا و اتّبعوا سبيلك و قهم عذاب الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 25 - 4

4 - خداوند ، تشويق كننده كافران و مشركان به ر ها كردن شرك و بازگشت به توحيد و يكتاپرستى

و هو الذى يقبل التوبة عن عباده

با توجه به آيات پيشين، مى توان گفت كه جمله «و هوالذى يقبل التوبة» دعوتى است از سوى خدا به عموم كافران و مشركان مبنى بر دست برداشتن از عبادت غيرخدا و بازگشتن به يكتاپرستى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 17

17- ترغيب كافران از سوى خداوند ، براى روى آورى به توبه و بازگشت به سوى او

أم يقولون افتريه . .. و هو الغفور الرحيم

تذكر خداوند به غفران و رحمت بى كران خويش، در حقيقت فراخوانى و دعوت مردم و حتى كافران، به توبه و استغفار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 5 - 5

5 - تشويق و ترغيب همسران خطاكار پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند ، به توبه و هماهنگ كردن خود با شرايط و برنامه هاى زندگى آن حضرت

إن تتوبا إلى اللّه . .. عسى ربّه إن طلّقكنّ أن يبدّله أزوجًا خيرًا منكنّ

هشدار به طلاق و جايگزينى همسران ديگر - پس از توصيه به توبه - در حقيقت نوعى تشويق و ترغيب همسران خطاكار پيامبر(صلی الله علیه و آله) به توبه و اصلاح رفتار خويش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 10 - 2

2 - نوح پيامبر ، مردم را به رغم مخالفت طولانى آنان ، به سوى توبه و بازگشت از راه باطل و روى آورى به خداى غفار تشويق و ترغيب مى كرد .

فقلت استغفروا ربّكم إنّه كان غفّارًا

فراخواندن به استغفار، در حقيقت دعوت به توبه و بازگشت از راه باطل گذشته است.

70- تشويق به توحيد عبادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 25 - 4

4 - خداوند ، تشويق كننده كافران و مشركان به ر ها كردن شرك و بازگشت به توحيد و يكتاپرستى

و هو الذى يقبل التوبة عن عباده

با توجه به آيات پيشين، مى توان گفت كه جمله «و هوالذى يقبل التوبة» دعوتى است از سوى خدا به عموم كافران و مشركان مبنى بر دست برداشتن از عبادت غيرخدا و بازگشتن به يكتاپرستى.

71- تشويق به تهجد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 113 - 8

8 - ترغيب به عبادت و تلاوت آيات الهى ، ( قرآن و . . . ) در هنگام شب به همراه سجده

امّة قائمة يتلون ءايت اللّه ءاناء الّيل و هم يسجدون

72- تشويق به جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 244 - 7

7 - توجّه و ايمان به علم مطلق خداوند ، برانگيزاننده آدمى براى اقدام به پيكار در راه او

و قاتلو فى سبيل اللّه و اعلموا انّ اللّه سميع عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 146 - 5

5 - تشويق مسلمانان از سوى خداوند براى همگامى با پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در جهاد و سرزنش آنان كه در برابر دشمنان دين ، ضعف و زبونى به خود راه دهند .

و كايّن من نبىّ قاتل معه ربيّون كثير فما وهنوا لما اصابهم فى سبيل اللّه

از اهداف يادآورىِ سلحشورى پيشينيان، تشويق مؤمنان به همگامى با پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) است. و نيز سرزنش كسانى است كه در جنگ اُحُد، سستى كرده و از خود ضعف و زبونى نشان دادند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 169 - 15

15 - تشويق و ترغيب به جهاد و شهادت در راه خدا

و لا تحسبنّ الّذين قتلوا فى سبيل اللّه امواتا بل احيآء عند ربّهم يرزقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 170 - 15

15 - ترغيب به جهاد و شهادت در راه خدا

فرحين بما اتيهم اللّه من فضله . .. و لا هم يحزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 172 - 13

13 - تشويق خداوند به جهاد ، همراه با نيكوكارى و تقوا

الّذين استجابوا للّه . .. للّذين احسنوا منهم و اتّقوا اجر عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 18

18 - ترغيب مؤمنان از سوى خداوند به رويارويى و جهاد با دشمنان دين

انّما ذلكم الشّيطان . .. فلا تخافوهم و خافون ان كنتم مؤمنين

جمله «اگر ايمان دارى از دشمنان دين نهراسيد»، خطاب به كسانى است كه مدعى ايمان هستند و به هدف ترغيب آنان به رويارويى با دشمن ايراد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 84 - 6

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور برانگيختن و تشويق مؤمنان به جهاد در راه خدا

فقاتل فى سبيل اللّه . .. و حرّض المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 85 - 2،3

2 - بهره مندى تشويق كنندگان به جهاد ، از نتايج اعمال مجاهدان

و حرّض المؤمنين . .. من يشفع شفاعة حسنة يكن له نصيب منها

به مقتضاى ارتباط بين اين آيه و آيه قبل، تشويق مسلمانان به جهاد، مى تواند مصداق مورد نظر از وساطت و شفاعت حسنه باشد. چون تحريض و تشويق براى جهاد در راه خدا، نوعى وساطت و سببيّت براى انجام آن است.

3 - ارزشمندى تشويق مردم به جهاد در راه خدا

و حرّض المؤمنين . .. من يشفع شفاعة حسنة يكن له نصيب منها

چون تحريك مردم به جهاد، «شفاعة حسنة» ناميده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 95 - 16

16 - ترغيب مؤمنان به جهاد و بذل مال و جان در راه خدا

لايستوى القاعدون . .. و المجاهدون ... فضّل اللّه المجاهدين على القاعدين اجراً عظ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 65 - 2

2 - تشويق و تحريك اهل ايمان براى پيكار با كافران ، وظيفه اى الهى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يأيها النبى حرض المؤمنين على القتال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 1،2

1 - تشويق و تشجيع مسلمانان صدر اسلام به جنگ با مشركان پيمان شكن و توطئه گر عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم و همّوا بإخراج الرسول

2 - تشويق و تشجيع مسلمانان به پيكار با سران شرك و كفر

فقتلوا أئمة الكفر . .. ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم و همّوا بإخراج الرسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 2

2 - تهييج مسلمانان ، از سوى خداوند براى جهاد و يارى رساندن پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إلا تنصروه فقد نصره اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 4 - 5

5 - تشويق و ترغيب مؤمنان صدراسلام از سوى خداوند ، به جهاد و پيكار در راه او

إنّ اللّه يحبّ الذين يقتلون فى سبيله

73- تشويق به حق شنوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 4

4 - پندپذيرى و حرف شنوى ، از اوصاف پسنديده و مورد تشويق خداوند

و الذين إذا ذكّروا بأيت ربّهم لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

74- تشويق به خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 197 - 10

10 - ترغيب به انجام اعمال نيك در حج

فمن فرض فيهن الحجّ . .. و ما تفعلوا من خير يعلمه اللّه

75- تشويق به درك آيات آفاقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 10

10- تشويق آدمى به شناخت طبيعت و آثار قدرت الهى ، از راه تعقل و خردورزى

و من ثمرت النخيل . .. إن فى ذلك لأية لقوم يعقلون

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه داراى لحن و آهنگى تشويق و تحريص كننده است.

76- تشويق به دروغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 12 - 10

10- نفوذ شيطان در انسان ها و ترغيب آنان به نفاق ، دروغ پردازى ، فريب كارى و طرح توطئه هاى شوم ، نمودى از دشمنى آشكار او با ايشان است .

إن الشيطن للإنسن عدو مبين . .. اقتلوا يوسف ... أرسله معنا غدًا يرتع و يلعب و إ

77- تشويق به دريانوردى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 32 - 15

15- خداوند ، مشوّق آدمى به فراگيرى كشتى رانى و دريانوردى و استفاده بهينه از دريا ها و رودها

و سخ-ّر لكم الفلك لتجرى فى البحر بأمره و سخ-ّر لكم الأنهر

معنا و مفهوم تسخير دريا و كشتى براى انسان، فراهم بودن استعدادها و زمينه هاى لازم براى بهره گيرى است كه انسان بايد از اين استعدادها و زمينه ها با تلاش و كوشش علمى و . .. خود استفاده كند.

78- تشويق به دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 193 - 19

19 - ترغيب مؤمنان از سوى خداوند به دعا و طلب آمرزش و همراهى با ابرار و حسن عاقبت

ربّنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا و توفّنا مع الابرار

ستايش خردمندان به ويژگيهاى ياد شده، به اين منظور است كه مؤمنان هم، خواستار موارد ياد شده باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 194 - 10

10 - ترغيب مؤمنان از سوى خداوند به دعا و درخواست پاداش هاى موعود وى

ربّنا و اتنا ما وعدتنا على رسلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 9

9 - تشويق خداوند به دعا و تضرع به درگاه الهى و درخواست رهايى از عذاب اخروى

و الذين يقولون ربّنا اصرف عنّا . .. إنّ عذابهاكان غرامًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 21

21 - دعا براى صلاح و نيك شدن همسر و فرزندان و خيرخواهى براى ايشان ، از اوصاف بندگان خالص خدا و امرى پسنديده و مورد تشويق خداوند

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين و اجعلنا للمتّقين إم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 75 - 5

5 - تشويق خداوند به ندا كردن او و حاجت بردن ، تنها به درگاه الهى

و لقد نادينا نوح فلنعم المجيبون

برداشت ياد شده از آهنگِ تشويق گونه آيه شريفه به دست مى آيد.

79- تشويق به دنياطلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 142 - 12

12 - عن أبى جعفر(ع): ان اصحاب محمّد(صلی الله علیه و آله) قالوا: يا رسول الله . .. إذا كنا عندك فذكرتنا و رغبتنا و جلنا و نسينا الدنيا و زهدنا ... فاذا خرجنا من عندك و دخلنا هذه البيوت و شممنا الاولاد و رأينا العيال و الاهل يكاد أن نحول عن الحال التى كنا عليها عندك ... فقال لهم رسول الله(صلی الله علیه و آله): ... إن هذه خطوات الشيطان فيرغبكم فى الدنيا ... .

از امام باقر(ع) روايت شده كه ياران رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به آن حضرت عرض كردند: . .. هنگامى كه ما نزد شما هستيم و ما را متذكر مى كنيد و ترغيب مى نمائيد احساس ترس مى كنيم و دنيا را فراموش كرده و زهد مىورزيم ... اما چون از نزد شما خارج مى شويم و به خانه هاى خود مى رويم و فرزندان و خانواده را مى بينيم، نزديك است از آن حال معنوى كه نزد شما داشتيم برگرديم ... رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: ... اين از گامهاى شيطان است كه شما را به دنيا ترغيب مى كند ... .

80- تشويق به دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 4 - 13

13 - تشويق و ترغيب شدن مردم از سوى حضرت نوح ( ع ) ، به كسب دانش و شناخت حقايق و معارف الهى

لو كنتم تعلمون

81- تشويق به ذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 15

15 - ترغيب مردم به يادآورى مداوم نعمت هاى الهى ، از وظايف مبلغان دين

اذكروا إذ جعلكم خلفاء . .. فاذكروا ءالاء اللّه

82- تشويق به ذكر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 28 - 2

2 - ترغيب و برانگيخته شدن باغداران يمنى ، به تسبيح و ياد خدا از سوى برادر عاقل و معتدل خود

قال أوسطهم ألم أقل لكم لولا تسبّحون

«لولا» براى تحضيض و ترغيب است و تسبيح در اين آيه، به معناى ياد خداوند است; يعنى، «لولا تذكرون اللّه».

83- تشويق به رعايت حقوق مساكين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 28 - 3

3 - ترغيب و برانگيخته شدن باغداران يمنى ، از سوى برادر عاقل و معتدل خويش ، بر رعايت حقوق مستمندان و پرهيز از محروم ساختن آنان از محصولات باغ

أن لايدخلنّها اليوم عليكم مسكين . .. قال أوسطهم ألم أقل لكم لولا تسبّحون

84- تشويق به زكات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 104 - 8

8 - ترغيب گنهكاران از سوى خدا به توبه كردن از خطاهايشان و نيز دادن صدقه ( زكات ) در راه خدا و اميدوار بودن به پذيرفته شدن آن

أن اللّه هو يقبل التوبة عن عباده و يأخذ الصدقت

85- تشويق به زهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 23 - 8

8- تشويق به دل نبستن به امكانات دنيوى ، در عين خلق شدن آنها براى انسانها

و أرسلنا الريح لوقح فأنزلنا من السّماء ماء فأسقينكموه و ما أنتم له بخزنين . و

ذكر «نحن الوارثون»، پس از آياتى كه در آنها امكانات خدادادى براى انسان مطرح شده است، مى تواند به خاطر نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 40 - 12

12 - مؤمن آل فرعون ، مردم را به دل نبستن به دنيا ، آخرت خواهى ، ترك رفتار زشت و انجام عمل صالح توأم با ايمان ، ترغيب مى كرد .

يقوم إنّما هذه الحيوة الدنيا متع . .. من عمل سيّئة ... و من عمل صلحًا ... ير

گفته هاى مؤمن آل فرعون با مردم و فرعونيان، در مقام دعوت و تبليغ بود; چنان كه آيه بعد (مالى أدعوكم إلى النجاة . ..) تأييدكننده همين مطلب است.

86- تشويق به سجده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 6 - 4

4 - تشويق انسان ها از سوى خداوند ، به سجده و فرمانبرى از قوانين الهى ، همچون ديگر موجودات طبيعت

و النجم و الشجر يسجدان

ذكر سجده و فرمانبرى ستارگان و گياهان براى خداوند، مى تواند به منظور تشويق و برانگيختن بشر به پيروى از قوانين الهى و خضوع در برابر آن، ادا شده باشد.

87- تشويق به سخن پسنديده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 54 - 9

9- ترغيب مشركان از سوى خدا ، به ر ها كردن شيوه هاى خصمانه و انتخاب بهترين سخنان در برخورد با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن . .. إن يشأ يرحمكم أو إن يشأ يعذّبكم

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «عبادى» در آيه قبل و مخاطب در اين آيه، مشركان باشند و خداوند از آنان خواسته است كه در برخورد با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان، بهترين سخنان را برگزينند و از خصومت با آنان دست بردارند.

88- تشويق به سلوك سبيل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 21

21 - تشويق خطاكاران به توبه و پيمودن راه درست از سوى خداوند

فاغفر للذين تابوا و اتّبعوا سبيلك و قهم عذاب الجحيم

89- تشويق به سياحت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 11 - 1

1 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) مأمور ترغيب مردم به سير در زمين و تدبر در سرانجام تكذيب كنندگان پيامبران الهى

قل سيروا فى الأرض ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 109 - 9

9- خداوند ، فراخوان مردم به گشت و گذار در مناطق زمين براى مشاهده عاقبت و فرجام تكذيب كنندگان پيامبران

أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 42 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور به تشويق مردم براى سير و سفر در زمين ، جهت مطالعه در سرگذشت پيشينيان

قل سيروا فى الأرض فانظروا كيف كان عقبة الذين من قبل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 21 - 1

1 - جهان گردى و سير در زمين ، به منظور تفكر و نظاره كردن در سرگذشت پيشينيان و آثار به جامانده از تمدن و قدرت آنان ، مورد تشويق خداوند

أَوَلم يسيروا فى الأرض فينظروا كيف كان عقبة الذين كانوا من قبلهم

90- تشويق به شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 169 - 9

9 - شيطان ، وادار كننده انسان ها به شركورزى و ترغيب كننده آنها به دوستى با سران شرك و پيروى از آنان *

و من الناس من يتخذ من دون اللّه أنداداً . .. إنما يأمركم بالسوء و الفحشاء

از مصداقهاى مورد نظر براى «سوء» و «فحشاء» به قرينه آيات قبل، شرك ورزى و . .. است.

91- تشويق به شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 12 - 12

12 - نعمت بهرهورى از دريا ، موهبتى الهى براى انسان و مشوق او براى شكر و سپاس به درگاه حق

سخّر لكم . .. و لعلّكم تشكرون

«لعلّكم» عطف بر «لتجرى» است و همان گونه كه «لتجرى» و «لتبتغوا» غايت فعل «سخّر» به شمار مى آيند; «لعلّكم» نيز معناى غايت را افاده مى كند.

92- تشويق به شكر نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 14 - 10

10- بيان تسخير دريا از سوى خداوند و نعمت هاى فراوان آن براى ترغيب انسان به شكرگزارى است .

سخ-ّر البحر لتأكلوا منه . .. و لتبتغوا من فضله و لعلّكم تشكرون

93- تشويق به شهادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 169 - 15

15 - تشويق و ترغيب به جهاد و شهادت در راه خدا

و لا تحسبنّ الّذين قتلوا فى سبيل اللّه امواتا بل احيآء عند ربّهم يرزقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 170 - 15

15 - ترغيب به جهاد و شهادت در راه خدا

فرحين بما اتيهم اللّه من فضله . .. و لا هم يحزنون

94- تشويق به صبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 200 - 5

5 - مؤمنان ، موظّفند يكديگر را به صبر و شكيبايى در برابر مشكلات ترغيب كنند .

يا ايّها الّذين امنوا اصبروا و صابروا

به نظر مى رسد الف مفاعله در «صابروا»، براى متعدّى كردن «صَبَرَ» به كار رفته باشد ; بنابراين «صابروا»، يعنى ديگران را به صبر واداريد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 34 - 5

5 - ترغيب و دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از جانب خداوند به صبر و پايدارى در برابر مخالفان

و لقد كذبت رسل من قبلك فصبروا . .. حتى أتهم نصرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 9

9- از هدف هاى بيان سرگذشت نوح ( ع ) در قرآن ، ترغيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اهل ايمان به صبر و مقاومت است .

تلك من أنباء الغيب نوحيها إليك . .. فاصبر إن العقبة للمتقين

خداوند، با تفريع جمله «إصبر. ..» به وسيله حرف «فاء» بر نقل داستان نوح(ع) ، به اين نكته اشاره مى كند كه: مقصود از شرح ماجراى حضرت نوح (ع) ، قصه سرايى نيست; بلكه هدف از آن ، هدايت و تربيت مخاطبان قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 31 - 5

5 - تشويق پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از سوى خدا ، به صبر و پايدارى در برابر دشمنان تبه كارشان همچون انبياى گذشته

و كذلك جعلنا لكلّ نبىّ عدوًّا من المجرمين و كفى بربّك هاديًا و نصيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 4 - 5

5 - ترغيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند به صبر و پايدارى در انجام رسالت خويش ، به رغم تكذيب و مخالفت كافران و مشركان

و إن يكذّبوك فقد كذّبت رسل من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 25 - 5

5 - ترغيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند به صبر و پايدارى در انجام رسالت خويش ، به رغم تكذيب و مخالفت كافران و مشركان

و إن يكذّبوك فقد كذّب الذين من قبلهم جاءتهم رسلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 10 - 21

21 - تشويق و ترغيب خداوند به صبر و تحمل سختى ها و مشكلات ناشى از هجرت

و أرض اللّه وسعة إنّما يوفّى الصبرون أجرهم بغير حساب

95- تشويق به صدقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 104 - 8

8 - ترغيب گنهكاران از سوى خدا به توبه كردن از خطاهايشان و نيز دادن صدقه ( زكات ) در راه خدا و اميدوار بودن به پذيرفته شدن آن

أن اللّه هو يقبل التوبة عن عباده و يأخذ الصدقت

96- تشويق به صدقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 281 - 8

8 - توجه به قيامت و خوف از آن ، بازدارنده آدمى از اعمال ناشايست ( ربا و . . . ) و ترغيب كننده او به اعمال شايسته ( انفاق ، صدقه و . . . )

يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللّه و ذروا ما بقى من الرّبوا . .. و ان تصدقوا خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 114 - 2

2 - ارزش والاى نجوا ها و مذاكرات محرمانه ، به انگيزه وادار نمودن ديگران به صدقه و دعوت به كار نيك و اصلاح ميان مردمان

لا خير فى كثير من نجويهم الا من امر بصدقة او معروف او اصلح بين الناس

97- تشويق به صلوات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 56 - 9

9 - تشويق خداوند ، مؤمنان را به اهداى درود و سلام بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّ اللّه و ملئكته يصلّون على النبىّ يأيّها الذين ءامنوا صلّوا عليه و سلّموا

ذكر «إنّ اللّه و ملائكته يصلّون. ..» به عنوان پيش درامد فرمان «صلّوا» و «سلّموا» مى تواند به منظور اين حقيقت باشد كه مؤمنان، توجه به اين پيدا كنند كه خدا و فرشتگان بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) درود مى فرستند تا آنان، تشويق به آن بشوند.

98- تشويق به طبيعت شناسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 10

10- تشويق آدمى به شناخت طبيعت و آثار قدرت الهى ، از راه تعقل و خردورزى

و من ثمرت النخيل . .. إن فى ذلك لأية لقوم يعقلون

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه داراى لحن و آهنگى تشويق و تحريص كننده است.

99- تشويق به طلاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 130 - 6

6 - طلاق و جدايى زن و شوهر ناسازگار - على رغم چشم پوشى هر يك از برخى حقوق زناشويى - ، مورد ترغيب و تشويق خداوند

و إن تصلحوا و تتقوا . .. و إن يتفرقا يغن اللّه كلا من سعته

«يغن اللّه» كه حاكى از وعده الهى به رفع نيازهاى زن و شوهر در صورت جدايى است، دلالت بر تشويق به طلاق دارد.

100- تشويق به عبادت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 113 - 8

8 - ترغيب به عبادت و تلاوت آيات الهى ، ( قرآن و . . . ) در هنگام شب به همراه سجده

امّة قائمة يتلون ءايت اللّه ءاناء الّيل و هم يسجدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 172 - 6

6 - عبادت وبندگى خداوند ، مقامى والا و مورد ترغيب او

لن يستنكف المسيح ان يكون عبداً للّه و لاالملئكة المقربون

بيان اين حقيقت كه پيامبر عظيم الشأن چون مسيح(ع) و فرشتگانى بلند مرتبه، همواره بندگى خدا را مى كنند و از آن ابايى ندارند، مى تواند به منظور ترغيب انسانها به بندگى خدا و اشاره به بلندى اين مقام باشد.

101- تشويق به عبرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 86 - 16

16 - ترغيب مردم به عبرت گرفتن از فرجام شوم فسادگران تاريخ ، از وظايف مبلغان دين

قال . .. و أنظروا كيف كان عقبة المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 10

10- آگاه شدن از تاريخ امت ها و تمدن ها و درس آموختن از آن ، امرى پسنديده و مورد ترغيب خداوند

أفلايرون أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها

ماده «رؤيت» هرگاه به دو مفعول متعدى شود، به معناى «علم» خواهد بود (لسان العرب) و در اين آيه به همين معنا به كار رفته است; زيرا جمله «أنّا نأتى. ..» به تأويل مصدر رفته و جانشين دو مفعول شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 30 - 3

3 - تشويق و ترغيب شدن فرعونيان از سوى مؤمن آل فرعون ، به عبرت گيرى و درس آموزى از سرگذشت هلاكت بار اقوام و احزاب كافر پيشين

و قال الذى ءامن يقوم إنّى أخاف عليكم مثل يوم الأحزاب

102- تشويق به عبرت پذيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 4

4 - پندپذيرى و حرف شنوى ، از اوصاف پسنديده و مورد تشويق خداوند

و الذين إذا ذكّروا بأيت ربّهم لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

103- تشويق به عبوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 173 - 17

17 - تشويق و تهديد ، از روش هاى قرآن براى هدايت انسان ها به عبادت و بندگى خدا

فاما الذين ءامنوا . .. و اما الذين استنكفوا و استكبروا فيعذبهم

104- تشويق به عفو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 92 - 11

11 - گذشت خانواده مقتول از ديه ، امرى پسنديده و مورد ترغيب خداوند

الّا ان يصدّقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 149 - 4،10

4 - ترغيب مؤمنان از سوى خداوند ، به گذشت از كسانى كه به ايشان بدى كرده اند .

إن تبدوا . .. أو تعفوا عن سوء فإنّ اللّه كان عفواً قديراً

10 - خداوند با حفظ حق انتقام براى ستمديدگان ، آنان را به عفو و گذشت تشويق كرده است .

لايحب اللّه الجهر بالسوء . .. أو تعفوا عن سوء فإنّ اللّه كان عفواً قديراً

جمله «ان تبدوا . .. او تعفوا»، مى تواند تكميل و توضيح «الا من ظلم» باشد. يعنى در عين اينكه براى مظلوم جايز است تا ماهيت ظالم را افشا كند، ولى بهتر است آبروى او را حفظ كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 45 - 14

14 - ترك انتقام و گذشت از حقوق شخصى ، امرى پسنديده و مورد ترغيب خداوند

فمن تصدق به فهو كفارة له

105- تشويق به عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 171 - 6

6 - وعده پاداش و تضمين آن ، از روش هاى قرآن براى ترغيب مردم به ايمان و عمل

انّ اللّه لا يضيع اجر المؤمنين

106- تشويق به عمل پسنديده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 89 - 7

7 - پايبند ساختن بشر به نيكى ها و ارزش ها ، عصاره پيام وحى و دعوت قرآن

من جاء بالحسنة فله خير منها

از اين كه خداوند به جاى هر عمل خاصى، عنوان «الحسنة» را برگزيده و آن را ملاك اصلى رستگارى انسان معرفى كرده است، استفاده مى شود كه همه تكاليف و رهنمودهاى دين، در حقيقتى به نام «حسنه» خلاصه مى شود و وحى الهى با تشويق و رهنمود به نيكى ها، درصدد پايبند ساختن انسان به آنها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 4 - 17

17 - تشويق انسان ها ، به انجام كار هاى شايسته و نويد پاداش به آنان از سوى خداوند

و اللّه بما تعملون بصير

107- تشويق به عمل خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 8

8 - لزوم بهره گيرى از ابزار هاى تشويق ( پاداش و . . . ) در گرايش دادن انسان ها به اطاعت خدا و هر كار نيك

إن اللّه اشترى . .. بأن لهم الجنة

اينكه خداوند مؤمنان را با نويد بهشت، به جهاد تشويق كرده است، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 18 - 8

8 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به كار هاى خير و انفاق در راه خداوند

و أقرضوا اللّه . .. يضعف لهم و لهم أجر كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 35،38

35 - توصيه و ترغيب خداوند به انجام دادن كار هاى خير ، پيش از فرا رسيدن مرگ

و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم أجرًا

38 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به انفاق در راه خدا و انجام دادن كار هاى خير

و ءاتوا الزكوة . .. و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه خداوند، با يادآورى پاداش بزرگ و فراوان، ايجاد انگيزه نموده و از خصلت نفع طلبى انسان ها بهره جسته است.

108- تشويق به عمل صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 272 - 18

18 - بهره گيرى قرآن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، در تشويق آنان به اعمال نيك

و ما تنفقوا من خير فلانفسكم . .. و ما تنفقوا من خير يوفّ اليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 277 - 5

5 - نقش وعده پاداش و تضمين آن در ترغيب به عمل

لهم اجرهم عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 188 - 9

9 - انتظار ستايش و تشويق در برابر انجام اعمال نيك ، ناپسند نيست . *

لا تحسبنّ الّذين . .. و يحبّون ان يحمدوا بما لم يفعلوا

با توجّه به مفهوم جمله «يحبّون . .. » (در برابر آنچه انجام نداده اند، خواهان ستايش هستند)، مى توان به دست آورد كه در صورت انجام كار نيك، توقع ستايش و تشويق ناپسند نباشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 127 - 25

25 - اعتقاد به آگاهى خداوند از اعمال خير ، مشوق انسان به انجام آن نيكيها

و ما تفعلوا من خير فإنّ اللّه كان به عليماً

جمله «و ما تفعلوا . ..» به منظور ترغيب به اعمال خير بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 9 - 3،6

3 - ترغيب انسان ها از سوى خداوند به ايمان و عمل صالح

وعد اللّه الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

6 - نويد به پاداش نيك ، از روش هاى قرآن براى تربيت انسان ها و ترغيب آنان به اعمال صالح

وعد اللّه . .. اجر عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 88 - 3

3- حاكميّت ذوالقرنين ، در جهت ترويج ايمان و عمل صالح بود .

قال . .. و أمّا من ءامن و عمل صلحًا فله جزاءً الحسنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 17 - 9

9 - خداوند ، انسان ها را به روى آوردن به انجام دادن عمل شايسته ، جهت نيل به سعادت اخروى تشويق كرده است .

فلاتعلم نفس ما أُخفى لهم . .. جزاء بما كانوا يعملون

اعلام مخفى بودن پاداش مؤمنان و وصف ناپذير بودنش برانگيزاننده انسان ها، جهت دستيابى به آن پاداش است و يادآورى جزاى عمل، مزيد بر تشويق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 40 - 12

12 - مؤمن آل فرعون ، مردم را به دل نبستن به دنيا ، آخرت خواهى ، ترك رفتار زشت و انجام عمل صالح توأم با ايمان ، ترغيب مى كرد .

يقوم إنّما هذه الحيوة الدنيا متع . .. من عمل سيّئة ... و من عمل صلحًا ... ير

گفته هاى مؤمن آل فرعون با مردم و فرعونيان، در مقام دعوت و تبليغ بود; چنان كه آيه بعد (مالى أدعوكم إلى النجاة . ..) تأييدكننده همين مطلب است.

109- تشويق به غزوه خيبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 5

5 - تشويق مسلمانان از سوى خدا ، براى شركت در جنگ خيبر

إذا انطلقتم إلى مغانم لتأخذوها

خداوند، حركت به سوى جنگ خيبر را حركت به سوى غنايم دريافتى دانسته است و بدين وسيله دو نكته را به مسلمانان يادآور شده است: 1- پيروزى حتمى، 2- دستيابى به غنايم. اين دو پيام بى ترديد در روحيه دادن به سپاه اسلام و تهييج آنان، نقش

داشته است.

110- تشويق به فقرزدايى از جامعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 18 - 11

11 - كسانى كه در تنگناى اقتصادى به سر مى برند ، در صورت احترام به يتيمان و ترغيب ديگران به فقرزدايى از جامعه ، نزد خداوند گرامى بوده و از حقارت و خوارى مبرّا خواهند بود .

فيقول ربّى أهنن . كلاّ بل لاتكرمون اليتيم . و لاتحضّون على طعام المسكين

111- تشويق به كار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 21

21 - تلاش براى تجارت و امرار معاش ، امرى پسنديده و مورد ترغيب خداوند

يبتغون فضلا من ربهم

از اينكه تجارت و به دست آوردن درآمدهاى مادى در رديف جلب رضايت الهى قرار گرفته است، برداشت فوق به دست مى آيد.

112- تشويق به كتابت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 1 - 4،8

4 - تشويق خداوند ، به نويسندگى و نوشتن مطالب

و القلم و ما يسطرون

مطلب ياد شده، از سوگند خداوند به دست مى آيد.

8 - مبارزه با بى سوادى و ترغيب به دانش آموزى و نوشتن و خواندن ، داراى اولويت نخست در برنامه هدايتى و تربيتى جامعه اسلامى

و القلم و ما يسطرون

برداشت ياد شده، با توجه به اين حقيقت است كه اين آيه، در دوره نخستين بعثت در مكه نازل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 4 - 10

10 - نويسندگى هنرى مطلوب و مورد ترغيب از آغاز ظهور اسلام

الذى علّم بالقلم

نزول اين آيات در نخستين ساعات بعثت، گوياى برداشت ياد شده است.

113- تشويق به كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 106 - 9

9- ممنوعيت تقيه و اظهار لفظى كفر ، براى كسانى كه عمل آنان راه گرايش به كفر را براى ديگران بگشايد . *

و لكن من شرح بالكفر صدرًا

برداشت فوق، بر اين احتمال استوار است كه «لكن» استدراك از «من أكره» باشد; يعنى، در شرايط اكراه تقيه جايز است مگر براى كسى كه تقيه وى موجب شود كه مؤمنان ديگر در ايمان سست شوند و به كفر گرايش پيدا كنند.

114- تشويق به گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 169 - 1

1 - شيطان ، با وسوسه هاى خويش انسان ها را به كار هاى بد و شنيع ( گناهان كوچك و بزرگ ) ترغيب مى كند .

إنما يأمركم بالسوء و الفحشاء

«امر» به معناى فرمان دادن است و در آيه شريفه - به مناسبت حكم و موضوع - مراد از آن وسوسه كردن و مانند آن مى باشد. «فحشا» به بدى و زشتى بيش از حد گفته مى شود كه مى توان از آن به گناه بزرگ تعبير كرد و به قرينه مقابله، مراد از «سوء» گناه كوچك است.

115- تشويق به محافظت از ارزش ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 10 - 5

5- هجرت و گريز از محيط فاسد ، به منظور حفظ ايمان و ارزش ها ، كارى جوانمردانه و مورد تمجيد خداوند است .

إذ أوى الفتية إلى الكهف

116- تشويق به محافظت از ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 10 - 5

5- هجرت و گريز از محيط فاسد ، به منظور حفظ ايمان و ارزش ها ، كارى جوانمردانه و مورد تمجيد خداوند است .

إذ أوى الفتية إلى الكهف

117- تشويق به مطالعه آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 27 - 1

1 - تشويق و ترغيب خداوند به مطالعه و دقت نظر در مظاهر طبيعت ; چون نزول باران و چگونگى پيدايش انواع ميوه ها

ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء فأخرجنا به ثمرت مختلفًا ألونها

«ثمرة» (مفرد «ثمرات») به معناى ميوه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 3 - 7

7 - تشويق انسان از سوى خداوند ، به مطالعه و تأمل در نظام طبيعت به انگيزه حق جويى و حق پذيرى

إنّ فى السموت و الأرض لأيت للمؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 3 - 6

6 - تشويق و ترغيب خداوند ، به نگاه ژرف در مبدأ پيدايش جهان و نظم و هماهنگى ميان آنها

ما ترى فى خلق الرحمن من تفوت ثمّ ارجع البصر هل ترى من فطور

118- تشويق به مطالعه تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 11 - 2

2 - برانگيختن مردم به بررسى و مطالعه تاريخ امتهاى پيشين و پندگيرى از آن، وظيفه مبلغان دين

قل سيروا فى الأرض ثم انظروا

فعل امر «قل» خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است كه آن حضرت را موظف به ترغيب مردم به بررسى و مطالعه در تاريخ كرده است. اين وظيفه، از نظر ملاك، اختصاصى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) ندارد، بلكه وظيفه اى همگانى، مخصوصاً براى مبلغان دين، است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 44 - 10

10- آگاه شدن از تاريخ امت ها و تمدن ها و درس آموختن از آن ، امرى پسنديده و مورد ترغيب خداوند

أفلايرون أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها

ماده «رؤيت» هرگاه به دو مفعول متعدى شود، به معناى «علم» خواهد بود (لسان العرب) و در اين آيه به همين معنا به كار رفته است; زيرا جمله «أنّا نأتى. ..» به تأويل مصدر رفته و جانشين دو مفعول شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 5 - 9

9 - تشويق و ترغيب مردم از سوى خداوند ، به مطالعه و تأمل در سرنوشت هلاكت بار جوامع كفرپيشه گذشته

ألم يأتكم نبؤا الذين كفروا من قبل . .. لهم عذاب أليم

استفهام در «ألم يأتكم. ..»، ضمن آن كه براى تقرير مسأله است، براى تشويق و ترغيب نيز مى باشد.

119- تشويق به مطالعه خلقت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 36 - 4

4 - ترغيب خداوند ، به مطالعه درباره آفرينش انسان و هدف و فلسفه زندگى او

أيحسب الإنسن أن يترك سدًى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 1 - 3

3 - ترغيب خداوند ، به مطالعه در مبدأ پيدايش انسان و نعمت وجود او در جهان هستى

هل أتى على الإنسن حين من الدهر لم يكن شيئًا مذكورًا

آغاز شدن سوره با طرح مسأله پيدايش انسان در برهه اى از زمان، مى تواند به منظور جلب توجه انسان ها، به اين مسأله و ترغيب آنان به مطالعه درباره آن باشد.

120- تشويق به مطالعه زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 25 - 2

2 - تشويق خداوند ، به مطالعه درباره زمين و چگونگى آفرينش آن براى انسان ها

ألم نجعل الأرض كفاتًا

121- تشويق به مطالعه قصه قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 8 - 3

3 - ترغيب خداوند ، به مطالعه سرگذشت تكذيب گرانى همچون قوم عاد و ثمود و درس آموزى از آن

فهل ترى لهم من باقية

مطلب ياد شده، از تعبير «فهل ترى» استفاده مى شود.

122- تشويق به مطالعه قصه قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 8 - 3

3 - ترغيب خداوند ، به مطالعه سرگذشت تكذيب گرانى همچون قوم عاد و ثمود و درس آموزى از آن

فهل ترى لهم من باقية

مطلب ياد شده، از تعبير «فهل ترى» استفاده مى شود.

123- تشويق به مطالعه قضاوت داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 21 - 1

1 - تشويق پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند ، به مطالعه در ماجراى گروه متخاصم و شاكى در نزد داوود ( ع )

و هل أتيك نبؤا الخصم

استفهام در «هل أتاك. ..» براى تحريض و تشويق مخاطب است.

124- تشويق به مكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 12 - 10

10- نفوذ شيطان در انسان ها و ترغيب آنان به نفاق ، دروغ پردازى ، فريب كارى و طرح توطئه هاى شوم ، نمودى از دشمنى آشكار او با ايشان است .

إن الشيطن للإنسن عدو مبين . .. اقتلوا يوسف ... أرسله معنا غدًا يرتع و يلعب و إ

125- تشويق به نذر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 270 - 4

4 - تشويق خداوند به انفاق و نذر ، هر چند اندك باشد .

و ما انفقتم من نفقة او نذرتم من نذر فانّ اللّه يعلمه

دانايى و آگاهى خدا به اعمال نيك، كنايه از پاداش وى و غرض از بيان پاداش، ترغيب بر اعمال نيك است.

126- تشويق به نفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 12 - 10

10- نفوذ شيطان در انسان ها و ترغيب آنان به نفاق ، دروغ پردازى ، فريب كارى و طرح توطئه هاى شوم ، نمودى از دشمنى آشكار او با ايشان است .

إن الشيطن للإنسن عدو مبين . .. اقتلوا يوسف ... أرسله معنا غدًا يرتع و يلعب و إ

127- تشويق به نيكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 92 - 11

11 - توجّه دادن به ثبت كار هاى نيك انسان ، از روش هاى قرآن براى تشويق به نيكيها

لن تنالوا . .. فانّ اللّه به عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 40 - 11

11 - وعده پاداش ، از روش هاى قرآن براى برانگيختن مردم به نيكوكارى

و ان تك حسنة يضاعفها و يؤت من لدنه اجراً عظيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 85 - 4

4 - وساطت و شفاعت براى انجام كار هاى نيك ، امرى پسنديده و مورد تشويق خداوند

من يشفع شفاعة حسنة يكن له نصيب منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 122 - 8

8 - توجه انسان ها به فرجام اعمال خود ، بازدارنده ايشان از بدى ها و ترغيب كننده آنان به نيكيهاست .

و من يتخذ الشيطن ولياً من دون اللّه فقد خسر . .. و الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 127 - 28

28 - تشويق خداوند به نيكى درباره زنان ، يتيمان و مستضعفان ، افزون بر رعايت قسط نسبت به آنان

و ما تفعلوا من خير فإنّ اللّه كان به عليماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 149 - 3

3 - ترغيب مؤمنان از سوى خداوند ، به انجام كار هاى نيك

إن تبدوا . .. فإنّ اللّه كان عفواً قديراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 93 - 20

20 - ترغيب و تشويق الهى به احسان و نيكوكارى

و اللّه يحب المحسنين

128- تشويق به وفاى به عهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 10 - 11

11 - مؤمنان ، مورد تشويق خداوند ، براى پايدارى بر پيمان هاى الهى و دينى خويش

و من أوفى بما عهد عليه اللّه فسيؤتيه أجرًا عظيمًا

129- تشويق به هجرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 100 - 3

3 - ترغيب مسلمانان صدر اسلام به هجرت از مكّه

و من يهاجر فى سبيل اللّه يجد فى الارض مراغماً كثيراً وسعة . .. فقد وقع اجره على

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 99 - 6

6 - ابراهيم ( ع ) ، افراد مؤمن و موحد را ، به هجرت از سرزمين شرك تشويق مى كرد .

و قال إنّى ذاهب إلى ربّى

اعلام ابراهيم(ع) به هجرت خود از سرزمين شرك، ممكن است به اين جهت باشد كه افراد اندكى كه ايمان آورده و موحد شده اند، همانند او هجرت كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 10 - 13

13 - تشويق و ترغيب خداوند ، به هجرت از سرزمين نامساعد براى حفظ ايمان و تقواپيشگى و احسان ، به سرزمين مناسب ديگر

يعباد الذين ءامنوا اتّقوا ربّكم . .. و أرض اللّه وسعة

ياد كردن از توسعه و فراخى زمين - پس از توصيه به تقوا و احسان - براى مؤمنانى كه به جرم ايمان و تقواى الهى به شدت تحت فشار و شكنجه مشركان و كافران مكه قرار داشتند; در واقع توصيه و تشويق به هجرت، به سرزمين مساعد ديگر است.

130- تشويق به هدايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 173 - 17

17 - تشويق و تهديد ، از روش هاى قرآن براى هدايت انسان ها به عبادت و بندگى خدا

فاما الذين ءامنوا . .. و اما الذين استنكفوا و استكبروا فيعذبهم

131- تشويق به همسر دارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 19 - 13

13 - تشويق مردان به نگاهدارى همسران خويش ، هر چند كه آنان مورد پسندشان نباشند .

و عاشروهنّ بالمعروف فان كرهتموهنّ فعسى ان تكرهوا شيئاً و يجعل اللّه فيه خيراً كث

132- تشويق خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 149 - 10

10 - خداوند با حفظ حق انتقام براى ستمديدگان ، آنان را به عفو و گذشت تشويق كرده است .

لايحب اللّه الجهر بالسوء . .. أو تعفوا عن سوء فإنّ اللّه كان عفواً قديراً

جمله «ان تبدوا . .. او تعفوا»، مى تواند تكميل و توضيح «الا من ظلم» باشد. يعنى در عين اينكه براى مظلوم جايز است تا ماهيت ظالم را افشا كند، ولى بهتر است آبروى او را حفظ كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 88 - 1

1 - ترغيب مردمان از سوى خداوند به بهره جويى از امكانات مادى

و كلوا مما رزقكم اللّه حللا طيباً

مراد از اكل به قرينه آيه قبل مطلق تصرفات است نه خصوص خوردن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 93 - 20

20 - ترغيب و تشويق الهى به احسان و نيكوكارى

و اللّه يحب المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 60 - 12

12 - ترغيب مؤمنان از جانب خداوند به انفاق در راه خدا ، تأمين هزينه هاى نبرد و تهيه تداركات و امكانات رزمى

و ما تنفقوا من شىء فى سبيل اللّه يوف إليكم

133- تشويق در تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 215 - 13

13 - توجّه انسان به علم خداوند نسبت به اعمال خير ، مُشوّق او براى انجام آن

و ما تفعلوا من خير فانّ اللّه به عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 272 - 18

18 - بهره گيرى قرآن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، در تشويق آنان به اعمال نيك

و ما تنفقوا من خير فلانفسكم . .. و ما تنفقوا من خير يوفّ اليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 92 - 11

11 - توجّه دادن به ثبت كار هاى نيك انسان ، از روش هاى قرآن براى تشويق به نيكيها

لن تنالوا . .. فانّ اللّه به عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 165 - 2

2 - ضرورت مقدم داشتن تشويق بر تهديد در هدايت و تربيت انسانها

رسلا مبشرين و منذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 8

8 - لزوم بهره گيرى از ابزار هاى تشويق ( پاداش و . . . ) در گرايش دادن انسان ها به اطاعت خدا و هر كار نيك

إن اللّه اشترى . .. بأن لهم الجنة

اينكه خداوند مؤمنان را با نويد بهشت، به جهاد تشويق كرده است، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 20

20- استفاده از تهديد و تشويق ، روش قرآن در تربيت و هدايت انسان

إنه كان حليمًا غفورًا

«حليماً» دربردارنده تهديد و «غفوراً» نويدى است اميدبخش و مشعر به تشويق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 6 - 11

11 - تشويق و ايجاد اميد ، از روش هاى قرآن براى هدايت و تربيت كافران مخالف

و قال الذين كفروا إن هذا إلاّ إفك افتريه . ..إنّه كان غفورًا رحيمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 20 - 13

13 - « بيم و اميد » ، « بشارت و انذار » و « تهديد و تشويق » ، از روش هاى تربيتى قرآن

إنّ الخسرين . .. لهم من فوقهم ظلل من النار ... لكن الذين اتّقوا ربّهم لهم غرف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 43 - 18

18 - تشويق به اصلاح ، مقدم بر انذار و بيم دادن از خطا در روش تربيتى قرآن

إنّ ربّك لذو مغفرة و ذو عقاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 6

6 - تشويق و بشارت ، شيوه اى كار آمد در زمينه هدايت و تربيت انسان

يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 8 - 6

6 - ترغيب به كار خير و وعده پاداش به آن ، مقدّم بر تهديد در امر تربيت

فمن يعمل مثقال ذرّة خيرًا يره . و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره

134- تشويق در هدايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 25 - 2

2 - تهديد و ترغيب از روش هاى قرآن ، براى هدايت انسانها

فاتقوا النار . .. و بشر الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 165 - 2

2 - ضرورت مقدم داشتن تشويق بر تهديد در هدايت و تربيت انسانها

رسلا مبشرين و منذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 10 - 16

16- تشويق مردم با وعده به پاداش مادى و معنوى ، از روش هاى انبيا در هدايت

يدعوكم ليغفر لكم . .. و يؤخّركم إلى أجل مسمًّى

پاداش مادى از طول عمر و پاداش معنوى از آمرزش، قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 6

6 - تشويق و بشارت ، شيوه اى كار آمد در زمينه هدايت و تربيت انسان

يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا

135- تشويق سپاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 33 - 6

6 - اظهار محبت و تشويق نيرو هاى مسلح ، پس از رژه رفتن آنها ، از سوى فرماندهان و رهبران ، امرى پسنديده و شايسته است .

ردّوها علىّ فطفق مسحًا بالسوق و الأعناق

136- تشويق شاعران مؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 227 - 12

12 - تشويق شاعران مسلمان از سوى خداوند به مقابله به مثل كردن با شاعران كفرپيشه هجوگو

و انتصروا من بعد ما ظلموا

137- تشويق شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 142 - 12

12 - عن أبى جعفر(ع): ان اصحاب محمّد(صلی الله علیه و آله) قالوا: يا رسول الله . .. إذا كنا عندك فذكرتنا و رغبتنا و جلنا و نسينا الدنيا و زهدنا ... فاذا خرجنا من عندك و دخلنا هذه البيوت و شممنا الاولاد و رأينا العيال و الاهل يكاد أن نحول عن الحال التى كنا عليها عندك ... فقال لهم رسول الله(صلی الله علیه و آله): ... إن هذه خطوات الشيطان فيرغبكم فى الدنيا ... .

از امام باقر(ع) روايت شده كه ياران رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به آن حضرت عرض كردند: . .. هنگامى كه ما نزد شما هستيم و ما را متذكر مى كنيد و ترغيب مى نمائيد احساس ترس مى كنيم و دنيا را فراموش كرده و زهد مىورزيم ... اما چون از نزد شما خارج مى شويم و به خانه هاى خود مى رويم و فرزندان و خانواده را مى بينيم، نزديك است از آن حال معنوى كه نزد شما داشتيم برگرديم ... رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: ... اين از گامهاى شيطان است كه شما را به دنيا ترغيب مى كند ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 9

9 - شيطان با تأكيد بر يارى بى دريغ خويش از لشكريان كافر بدر ، آنان را به رويارويى با مسلمانان ترغيب كرد .

إنى جار لكم

كلمه «جار» معانى متعددى دارد ; از جمله ياور، همسانه، هم قسم، شريك و . .. (لسان العرب). به نظر مى رسد ياور نسبت به ديگر معانى مناسبتر باشد.

138- تشويق علما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 11 - 9

9 - خداوند ، تشويق كننده و فراخوان عالمان و دانشمندان به تحقيق و تدبر در قرآن و بهره گيرى از معارف آن

و نفصل الأيت لقوم يعلمون

ذكر «لقوم يعلمون» در پى بيان تفصيل و تبيين معارف قرآن، تشويقى است الهى براى اهل علم و دانش، جهت بهره گيرى از كتاب خداوند.

139- تشويق فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 18 - 1

1 - موسى ( ع ) از جانب خداوند ، مأمور راهنمايى فرعون به راه تكامل و درست كارى و ترغيب او به پاكسازى خويش از آلودگى ها

فقل هل لك إلى أن تزكّى

زكات به دو معنا است: 1. نمو 2. طهارت (مقاييس اللغة) و به كسى كه صالح و درست كار شود، مى گويند «تزكيه» شده است. (قاموس)

140- تشويق قارون به انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 77 - 5

5 - قوم قارون ، وى را بر حسن استفاده از ثروت خدادادى خويش و به كار گرفتن آن در راه آبادسازى سراى آخرت ترغيب كردند .

و ابتغ فيما ءاتيك اللّه الدار الأخرة

141- تشويق قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 46 - 5

5 - تشويق قوم ثمود از سوى صالح ( ع ) به استغفار و آمرزش خواهى از خداوند ، به جاى شتابورزى در بدى ها

يقوم لم تستعجلون بالسيّئة . .. لولا تستغفرون اللّه

142- تشويق قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 4 - 13

13 - تشويق و ترغيب شدن مردم از سوى حضرت نوح ( ع ) ، به كسب دانش و شناخت حقايق و معارف الهى

لو كنتم تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 10 - 2

2 - نوح پيامبر ، مردم را به رغم مخالفت طولانى آنان ، به سوى توبه و بازگشت از راه باطل و روى آورى به خداى غفار تشويق و ترغيب مى كرد .

فقلت استغفروا ربّكم إنّه كان غفّارًا

فراخواندن به استغفار، در حقيقت دعوت به توبه و بازگشت از راه باطل گذشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 15 - 7

7 - نوح ( ع ) ، قوم خود را به انديشه و مطالعه درباره چگونگى و مبدأ آفرينش جهان ، به منظور پى بردن به عظمت خداوند تشويق و تحرض مى كرد .

ألم تروا كيف خلق اللّه سبع سموت طباقًا

تعبير «ألم تروا كيف. ..»، مى تواند براى تشويق و تحريض ادا شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 16 - 6

6 - نوح ( ع ) ، قومش را به انديشه و مطالعه درباره چگونگى آفرينش ماه و خورشيد ، به منظور پى بردن به عظمت خداوند تشويق و تحريض مى كرد .

ألم تروا كيف . .. و جعل القمر فيهنّ نورًا و جعل الشمس سراجًا

143- تشويق كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 27 - 5

5 - ايجاد انگيزه و اميد از جانب خداوند در مؤمنان خطاكار و نيز كافران ، براى توبه و بازگشت به حق

ثم يتوب اللّه . .. و اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 29 - 6

6 - خداوند ، كافران را به بازگشتن از كفر ، پيش از پايان يافتن مهلت شان ، تشويق كرده است .

قل يوم الفتح لاينفع الذين كفروا إيمنهم و لا هم ينظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 11 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور توجه دادن كافران و مشركان بر آفرينش انسان و جهان و ترغيب آنان به تأمل و تفكر درباره آنها

فاستفتهم أهم أشدّ خلقًا أم من خلقنا

استفتا و پرسش در آيه شريفه، براى ترغيب به تفكر و تأمل است; نه براى پرسش و استفتاى حقيقى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 25 - 4

4 - خداوند ، تشويق كننده كافران و مشركان به ر ها كردن شرك و بازگشت به توحيد و يكتاپرستى

و هو الذى يقبل التوبة عن عباده

با توجه به آيات پيشين، مى توان گفت كه جمله «و هوالذى يقبل التوبة» دعوتى است از سوى خدا به عموم كافران و مشركان مبنى بر دست برداشتن از عبادت غيرخدا و بازگشتن به يكتاپرستى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 17

17- ترغيب كافران از سوى خداوند ، براى روى آورى به توبه و بازگشت به سوى او

أم يقولون افتريه . .. و هو الغفور الرحيم

تذكر خداوند به غفران و رحمت بى كران خويش، در حقيقت فراخوانى و دعوت مردم و حتى كافران، به توبه و استغفار است.

144- تشويق كافران صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 62 - 5

5 - ترغيب كافران صدراسلام از سوى خداوند به توجه و تأمل در نشأه نخستين ( جهان فعلى ) ، براى هموار شدن راه پذيرش مسأله معاد

و لقد علمتم النشأة الأُولى فلولا تذكّرون

واژه «لولا» در «لولا تذكّرون»، براى تحضيض و ترغيب مى باشد.

145- تشويق گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 53 - 16

16 - ترغيب گنه كاران ، به توبه و استغفار از سوى خداوند

يعبادى الذين أسرفوا . .. لاتقنطوا من رحمة اللّه... إنّه هو الغفور الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 21

21 - تشويق خطاكاران به توبه و پيمودن راه درست از سوى خداوند

فاغفر للذين تابوا و اتّبعوا سبيلك و قهم عذاب الجحيم

146- تشويق متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 10 - 11

11 - تشويق و ترغيب مؤمنان تقواپيشه به احسان از سوى خداوند

يعباد الذين ءامنوا اتّقوا ربّكم للذين أحسنوا فى هذه الدنيا حسنة

ياد كردن پاداش احسان پس از توصيه به تقواپيشگى، مى تواند براى تشويق و ترغيب تقواپيشگان به احسان باشد.

147- تشويق مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 174 - 12

12 - تقدير و تمجيد خداوند از مجاهدان شركت كننده در غزوه حمراءالاسد يا بدر صغرا

فانقلبوا بنعمة من اللّه . .. و اتّبعوا رضوان اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 104 - 2

2 - ترغيب مجاهدان صدر اسلام به تعقيب لشكريان دشمن ، پس از نبرد احد

و لاتهنوا فى ابتغاء القوم

گفته شده كه آيه پس از نبرد احد نازل شد تا مسلمانان را به تعقيب لشكريان ابوسفيان ترغيب كند (مجمع البيان، ذيل آيه).

148- تشويق محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 184 - 4

4 - ترغيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند به پايدارى در انجام رسالت ، على رغم تكذيب و مخالفت مردم

فان كذّبوك فقد كذّب رسل من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 34 - 5

5 - ترغيب و دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از جانب خداوند به صبر و پايدارى در برابر مخالفان

و لقد كذبت رسل من قبلك فصبروا . .. حتى أتهم نصرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 9

9- از هدف هاى بيان سرگذشت نوح ( ع ) در قرآن ، ترغيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اهل ايمان به صبر و مقاومت است .

تلك من أنباء الغيب نوحيها إليك . .. فاصبر إن العقبة للمتقين

خداوند، با تفريع جمله «إصبر. ..» به وسيله حرف «فاء» بر نقل داستان نوح(ع) ، به اين نكته اشاره مى كند كه: مقصود از شرح ماجراى حضرت نوح (ع) ، قصه سرايى نيست; بلكه هدف از آن ، هدايت و تربيت مخاطبان قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 31 - 5

5 - تشويق پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از سوى خدا ، به صبر و پايدارى در برابر دشمنان تبه كارشان همچون انبياى گذشته

و كذلك جعلنا لكلّ نبىّ عدوًّا من المجرمين و كفى بربّك هاديًا و نصيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 7 - 7

7 - ذكر نمونه مشابه در پيمان گرفتن از انبياى پيشين ، براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به منظور ترغيب آن حضرت ، به انجام رسالت خويش بود .

و إذا أخذنا من النبيّن ميثقهم و منك و من نوح. .. و أخذنا منهم ميثقًا غليظًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 51 - 18

18 - تشويق پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند به فراهم آوردن زمينه هاى رضايت همه همسرانش با وجود داشتن حق هرگونه تصميم و اختيار درباره آنان

ترجى من تشاء . .. ذلك أدنى أن تقرّ أعينهنّ و لايحزنّ و يرضين بما ... و اللّه يعل

ذكر فلسفه حكمى كه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) داده شده، مى تواند رهنمودى باشد به آن حضرت كه تلاش كند با وجود حق تصميم داشتن درباره همخوابگى با همسران اش، آنان را راضى نگهدارد. لازم به ذكر است كه فراز «واللّه يعلم...» پس از بيان نكته ياد شده مى تواند به برداشت بالا، اشاره داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 4 - 5

5 - ترغيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند به صبر و پايدارى در انجام رسالت خويش ، به رغم تكذيب و مخالفت كافران و مشركان

و إن يكذّبوك فقد كذّبت رسل من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 25 - 5

5 - ترغيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند به صبر و پايدارى در انجام رسالت خويش ، به رغم تكذيب و مخالفت كافران و مشركان

و إن يكذّبوك فقد كذّب الذين من قبلهم جاءتهم رسلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 21 - 1

1 - تشويق پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند ، به مطالعه در ماجراى گروه متخاصم و شاكى در نزد داوود ( ع )

و هل أتيك نبؤا الخصم

استفهام در «هل أتاك. ..» براى تحريض و تشويق مخاطب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 10 - 6

6 - خداوند ، با بيان هدايت هاى خويش به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهانيدن آن حضرت از ناآگاهى ها ، او را به آموختن دانسته هاى خود به جويندگان آن تشويق كرد .

و وجدك ضالاًّ فهدى . .. و أمّا السائل فلاتنهر

149- تشويق مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 2

2 - تشويق و تشجيع مسلمانان به پيكار با سران شرك و كفر

فقتلوا أئمة الكفر . .. ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم و همّوا بإخراج الرسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 40 - 2

2 - تهييج مسلمانان ، از سوى خداوند براى جهاد و يارى رساندن پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إلا تنصروه فقد نصره اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 15 - 5

5 - تشويق مسلمانان از سوى خدا ، براى شركت در جنگ خيبر

إذا انطلقتم إلى مغانم لتأخذوها

خداوند، حركت به سوى جنگ خيبر را حركت به سوى غنايم دريافتى دانسته است و بدين وسيله دو نكته را به مسلمانان يادآور شده است: 1- پيروزى حتمى، 2- دستيابى به غنايم. اين دو پيام بى ترديد در روحيه دادن به سپاه اسلام و تهييج آنان، نقش داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 5

5 - تشويق مسلمانان از سوى خداوند ، به بسيج شدن در امر انفاق و هزينه كردن امكانات و داريى هاى خود در راه جنگ ، جهاد و جبهه

و ما لكم ألاّتنفقوا فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 10 - 1

1 - ترغيب مسلمانان از سوى خداوند ، به تجارتى سودمند و نجات بخش از عذاب

يأيّها الذين ءامنوا هل أدلّكم على تجرة تنجيكم من عذاب

150- تشويق مسلمانان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 1

1 - تشويق و تشجيع مسلمانان صدر اسلام به جنگ با مشركان پيمان شكن و توطئه گر عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله)

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم و همّوا بإخراج الرسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 4 - 5

5 - تشويق و ترغيب مؤمنان صدراسلام از سوى خداوند ، به جهاد و پيكار در راه او

إنّ اللّه يحبّ الذين يقتلون فى سبيله

151- تشويق مسلمانان مدينه به ترك جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 1،2

1 - عده اى از منافقان ، مسلمانان شركت كننده در غزوه احزاب را ، به ترك جهاد وسوسه مى كردند .

و إذ قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

2 - منافقان براى ماندن مسلمانان به همراه پيامبر (صلی الله علیه و آله) در غزوه احزاب - باتوجه به هجوم دشمن - وجهى منطقى قائل نبودند و آنان را به ترك غزوه ، دعوت مى كردند .

قالت طائفة منهم يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا

152- تشويق مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 54 - 9

9- ترغيب مشركان از سوى خدا ، به ر ها كردن شيوه هاى خصمانه و انتخاب بهترين سخنان در برخورد با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن

قل لعبادى يقولوا التى هى أحسن . .. إن يشأ يرحمكم أو إن يشأ يعذّبكم

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه مراد از «عبادى» در آيه قبل و مخاطب در اين آيه، مشركان باشند و خداوند از آنان خواسته است كه در برخورد با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان، بهترين سخنان را برگزينند و از خصومت با آنان دست بردارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 11 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور توجه دادن كافران و مشركان بر آفرينش انسان و جهان و ترغيب آنان به تأمل و تفكر درباره آنها

فاستفتهم أهم أشدّ خلقًا أم من خلقنا

استفتا و پرسش در آيه شريفه، براى ترغيب به تفكر و تأمل است; نه براى پرسش و استفتاى حقيقى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 25 - 4

4 - خداوند ، تشويق كننده كافران و مشركان به ر ها كردن شرك و بازگشت به توحيد و يكتاپرستى

و هو الذى يقبل التوبة عن عباده

با توجه به آيات پيشين، مى توان گفت كه جمله «و هوالذى يقبل التوبة» دعوتى است از سوى خدا به عموم كافران و مشركان مبنى بر دست برداشتن از عبادت غيرخدا و بازگشتن به يكتاپرستى.

153- تشويق مصريان باستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 31 - 9

9 - تشويق و ترغيب شدن مردم عصر فرعون از سوى مؤمن آل فرعون ، به عبرت گيرى و درس آموزى از سرگذشت هلاكت بار قوم نوح ، عاد ، ثمود و اقوام پس از آنان

مثل دأب قوم نوح . .. و الذين من بعدهم

154- تشويق مظلوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 149 - 10

10 - خداوند با حفظ حق انتقام براى ستمديدگان ، آنان را به عفو و گذشت تشويق كرده است .

لايحب اللّه الجهر بالسوء . .. أو تعفوا عن سوء فإنّ اللّه كان عفواً قديراً

جمله «ان تبدوا . .. او تعفوا»، مى تواند تكميل و توضيح «الا من ظلم» باشد. يعنى در عين اينكه براى مظلوم جايز است تا ماهيت ظالم را افشا كند، ولى بهتر است آبروى او را حفظ كند.

155- تشويق مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 58 - 4

4 - تشويق منكران معاد از سوى خداوند ، به مطالعه در فرايند پيدايش انسان از منى

أفرءيتم ما تمنون

156- تشويق مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 184 - 18

18 - تشويق و ترغيب اهل ايمان به انفاق و دستگيرى مستمندان

فمن تطوع خيراً فهو خير له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 274 - 10

10 - تشويق مؤمنان از سوى خداوند ، به انفاق هاى غير واجب

الّذين ينفقون

امام صادق (ع) درباره آيه «الذين ينفقون . .. » فرمود: ليس من الزّكوة


كافى، ج 3، ص 499، ح 9 ; نورالثقلين، ج 1، ص 290، ح 1154.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 174 - 15

15 - لزوم تمجيد و تقدير از مؤمنان واقعى و يادآورى فعاليت هاى ايشان در شرايط سخت

المؤمنين. الّذين استجابوا ... و اتّبعوا رضوان اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 18

18 - ترغيب مؤمنان از سوى خداوند به رويارويى و جهاد با دشمنان دين

انّما ذلكم الشّيطان . .. فلا تخافوهم و خافون ان كنتم مؤمنين

جمله «اگر ايمان دارى از دشمنان دين نهراسيد»، خطاب به كسانى است كه مدعى ايمان هستند و به هدف ترغيب آنان به رويارويى با دشمن ايراد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 193 - 19

19 - ترغيب مؤمنان از سوى خداوند به دعا و طلب آمرزش و همراهى با ابرار و حسن عاقبت

ربّنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا و توفّنا مع الابرار

ستايش خردمندان به ويژگيهاى ياد شده، به اين منظور است كه مؤمنان هم، خواستار موارد ياد شده باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 194 - 10

10 - ترغيب مؤمنان از سوى خداوند به دعا و درخواست پاداش هاى موعود وى

ربّنا و اتنا ما وعدتنا على رسلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 149 - 3،4

3 - ترغيب مؤمنان از سوى خداوند ، به انجام كار هاى نيك

إن تبدوا . .. فإنّ اللّه كان عفواً قديراً

4 - ترغيب مؤمنان از سوى خداوند ، به گذشت از كسانى كه به ايشان بدى كرده اند .

إن تبدوا . .. أو تعفوا عن سوء فإنّ اللّه كان عفواً قديراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 34 - 5

5 - ترغيب و دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از جانب خداوند به صبر و پايدارى در برابر مخالفان

و لقد كذبت رسل من قبلك فصبروا . .. حتى أتهم نصرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 60 - 12

12 - ترغيب مؤمنان از جانب خداوند به انفاق در راه خدا ، تأمين هزينه هاى نبرد و تهيه تداركات و امكانات رزمى

و ما تنفقوا من شىء فى سبيل اللّه يوف إليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 65 - 2

2 - تشويق و تحريك اهل ايمان براى پيكار با كافران ، وظيفه اى الهى بر عهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يأيها النبى حرض المؤمنين على القتال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 27 - 5

5 - ايجاد انگيزه و اميد از جانب خداوند در مؤمنان خطاكار و نيز كافران ، براى توبه و بازگشت به حق

ثم يتوب اللّه . .. و اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 49 - 9

9- از هدف هاى بيان سرگذشت نوح ( ع ) در قرآن ، ترغيب پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اهل ايمان به صبر و مقاومت است .

تلك من أنباء الغيب نوحيها إليك . .. فاصبر إن العقبة للمتقين

خداوند، با تفريع جمله «إصبر. ..» به وسيله حرف «فاء» بر نقل داستان نوح(ع) ، به اين نكته اشاره مى كند كه: مقصود از شرح ماجراى حضرت نوح (ع) ، قصه سرايى نيست; بلكه هدف از آن ، هدايت و تربيت مخاطبان قرآن مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 31 - 5

5 - تشويق پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از سوى خدا ، به صبر و پايدارى در برابر دشمنان تبه كارشان همچون انبياى گذشته

و كذلك جعلنا لكلّ نبىّ عدوًّا من المجرمين و كفى بربّك هاديًا و نصيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 56 - 9

9 - تشويق خداوند ، مؤمنان را به اهداى درود و سلام بر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّ اللّه و ملئكته يصلّون على النبىّ يأيّها الذين ءامنوا صلّوا عليه و سلّموا

ذكر «إنّ اللّه و ملائكته يصلّون. ..» به عنوان پيش درامد فرمان «صلّوا» و «سلّموا» مى تواند به منظور اين حقيقت باشد كه مؤمنان، توجه به اين پيدا كنند كه خدا و فرشتگان بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) درود مى فرستند تا آنان، تشويق به آن بشوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 10 - 11

11 - تشويق و ترغيب مؤمنان تقواپيشه به احسان از سوى خداوند

يعباد الذين ءامنوا اتّقوا ربّكم للذين أحسنوا فى هذه الدنيا حسنة

ياد كردن پاداش احسان پس از توصيه به تقواپيشگى، مى تواند براى تشويق و ترغيب تقواپيشگان به احسان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 10 - 11

11 - مؤمنان ، مورد تشويق خداوند ، براى پايدارى بر پيمان هاى الهى و دينى خويش

و من أوفى بما عهد عليه اللّه فسيؤتيه أجرًا عظيمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 2

2 - ايجاد انگيزه و روحيه در مؤمنان ، براى تحمل مشكلات ، با تشويق هاى مادى

وعدكم اللّه مغانم كثيرة تأخذونها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 3 - 3

3 - مؤمنان ، مورد تشويق خداوند به رعايت حرمت محضر پيامبر (صلی الله علیه و آله) در عالى ترين سطح

إنّ الذين يغضّون أصوتهم عند رسول اللّه أولئك الذين امتحن اللّه قلوبهم للتقوى

از اين كه در آيه شريفه، موضوع فروهشتن صدا و نرمش در گفتار مطرح شده است; به طريق اولى لزوم رعايت ادب در حركات، رفتار و محتواى سخن استفاده مى شود و توصيه به فروهشتن صدا نظير «و لاتقل لهما أفّ» مى باشد كه مراتب بالاتر را از باب

اولويت شامل مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 17 - 3

3 - تشويق مؤمنان از سوى خداوند ، به اهميت دادن ياد او و نقش كلام او ( قرآن ) در دل ها

ألم يأن للذين ءامنوا . .. اعلموا أنّ اللّه يحىِ الأرض بعد موتها

157- تشويق همسران محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 5 - 5

5 - تشويق و ترغيب همسران خطاكار پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند ، به توبه و هماهنگ كردن خود با شرايط و برنامه هاى زندگى آن حضرت

إن تتوبا إلى اللّه . .. عسى ربّه إن طلّقكنّ أن يبدّله أزوجًا خيرًا منكنّ

هشدار به طلاق و جايگزينى همسران ديگر - پس از توصيه به توبه - در حقيقت نوعى تشويق و ترغيب همسران خطاكار پيامبر(صلی الله علیه و آله) به توبه و اصلاح رفتار خويش است.

158- روش تشويق به اطاعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 51 - 7

7- مستدل و منطقى كردن دستورات ، شيوه اى مطلوب و پسنديده و روشى براى ايجاد رغبت در پايبندى به آن

لاتتخذوا إلهين اثنين إنما هو إله وحد

تعليل «إنما هو إله واحد» براى نهى «لاتتخذوا» مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.

159- روش تشويق به انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 11 - 6

6 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به كار هاى خير و انفاق در راه خداوند

من ذا الذى يقرض اللّه . .. فيضعفه له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 17 - 6

6 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى و خيرجويى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به انفاق و انجام كار هاى خير

وأنفقوا خيرًا لأنفسكم . .. إن تقرضوا اللّه قرضًا حسنًا يضعفه لكم

160- روش تشويق به عمل خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 11 - 6

6 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به كار هاى خير و انفاق در راه خداوند

من ذا الذى يقرض اللّه . .. فيضعفه له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 17 - 6

6 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى و خيرجويى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به انفاق و انجام كار هاى خير

وأنفقوا خيرًا لأنفسكم . .. إن تقرضوا اللّه قرضًا حسنًا يضعفه لكم

161- روش تشويق به عمل صالح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 32 - 7

7 - فراهم آوردن تسهيلات زندگى و نياز هاى طبيعى افراد صالح و درست كار ، از روش هاى مؤثر در تشويق ديگران به درست كارى و اصلاح خويشتن

و أنكحوا. .. و الصلحين من عبادكم و إمائكم

«الصالحين» به منزله قيد براى «عبادكم و إمائكم» است. بى شك اگر تنها افراد صالح و درست كار جامعه، از كمك و تسهيلات زندگى ديگران برخوردار شوند، افراد ناصالح و نادرست نيز، به صلاح و درست كارى تشويق شده و به آن روى خواهند آورد.

162- زمينه تشويق رهبران دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 29 - 2

2 - توجه به تأثير حق در نفوس مستعد ، به رغم عناد كافران ، مشوق رهبران الهى به تداوم تبليغ

إنّا كنّا من قبل ندعوه . .. فذكّر فما أنت ... بكاهن

فاء در «فذكّر»، تكليف تذكر را متفرع بر آيات پيشين كرده است. در آن آيات سخن از حق ناپذيرى برخى از مردم و حق پذيرى و قدرشناسى گروهى ديگر به ميان آمده بود.

163- عوامل تشويق به نيكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 105 - 4

4 - توجه انسان به نظارت خدا و رسول و مؤمنان بر اعمالش ، بازدارنده او از خطا و تشويق كننده به نيكيهاست .

قل اعملوا فسيرى اللّه عملكم و رسوله و المؤمنون

164- فلسفه تشويق به عفو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 40 - 14

14 - تشويق به عفو و گذشت ، در جهت تحكيم همبستگى اجتماعى است ; نه حمايت از متجاوزان

فمن عفا و أصلح . .. إنّه لايحبّ الظلمين

جمله «إنّه لايحبّ الظالمين» ممكن است براى دفع اين توهم باشد كه ارزش نهادن به عفو و اغماض، به معناى حمايت خدا از ظالمان نيست; بلكه صرفاً براى رفع اختلافات و استحكام پيوندهاى اجتماعى است.

165- نياز به تشويق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 12

12- جنيان ، نيازمند تشويق و تهديد ، براى گرايش يافتن به ايمان

أجيبوا . .. ءامنوا ... يغفر لكم ... و يجركم من عذاب أليم

منطوق «يجركم. ..» تشويق و مفهوم آن بيانگر تهديد است; يعنى، اگر ايمان نياوريد، پناه داده نمى شويد و به عذاب دردناك گرفتار خواهيد شد.

5- تصرف در مال

1- حرمت تصرف در مال يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 34 - 1

1- تصرف بى جا و حيف و ميل اموال يتيمان ، ممنوع و حرام است .

و لاتقربوا مال اليتيم إلاّ بالتى هى أحسن

2- خطر تصرف در مال يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 34 - 2

2- مال يتيم وسوسه انگيز و زمينه ساز لغزش انسان با تصرف به ناحق در آن است .

و لاتقربوا مال اليتيم إلاّ بالتى هى أحسن

به كار رفتن واژه «لاتقربوا» (نزديك نشويد) به جاى «لاتأكلوا و لاتصرفوا» (نخوريد و تصرف نكنيد) ممكن است به اين دليل باشد كه: اموال يتيمان به دليل حامى جدّى نداشتن، در معرض دخل و تصرفهاى عدوانى و حيف و ميلهاى به ناحق است.

3- شرايط تصرف در مال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 6 - 6

6 - مالكيّت ، همواره مستلزم جواز تصرّف نيست .

و ابتلوا اليتامى . .. فان انستم منهم رشداً فادفعوا

از اينكه يتيمان نابالغ از تصرف در اموال خويش ممنوع و محجورند، معلوم مى شود كه مجرد مالك بودن مستلزم جواز تصرف در اموال نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 82 - 12

12- توان مندى و رشد ، شرط جواز تصرف در اموال است . *

فأراد ربّك أن يبلغا أشدّهما و يستخرجا كنزهما

4- شرايط تصرف در مال يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 34 - 7،8

7- تصرف در اموال و دارايى هاى يتيمان با رعايت مصالح آنان ، مجاز و مشروع است .

و لاتقربوا مال اليتيم إلاّ بالتى هى أحسن

8- جواز تصرف در مال يتيم ، مشروط به رعايت بالاترين سطح مصالح وى است .

و لاتقربوا مال اليتيم إلاّ بالتى هى أحسن

5- محدوده تصرف در مال يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 34 - 12

12- عدم جواز تصرف در مال يتيم براى ديگران ، پس از رسيدن وى به حد بلوغ و رشد اقتصادى

و لاتقربوا . .. حتى يبلغ أشدّه

با توجه به اينكه پيام آيه، در راستاى حقظ منافع يتيم است و بديهى است كه صرف بلوغ جسمى و سنى - بدون بلوغ فكرى و اقتصادى وى - تضمين كننده منافع و مصالح او نخواهد بود و «حتى يبلغ أشدّه» غايت براى تصرف مجاز از سوى سرپرستان امور ايتام است; بنابراين معنا چنين مى شود: شما جز جايى كه در جهت مصالح يتيمان باشد، تصرف نكنيد تا زمانى كه آنان به بلوغ كافى برسند و وقتى آنها به بلوغ رسيدند، حق تصرف نداريد.

6- محدوديت تصرف در مال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 11،12،13،18

11- آزادى مطلق و بى قيد و شرط مالكان در تصرف اموال خويش ، امرى نادرست از نظر اديان الهى

أصلوتك تأمرك أن نترك . .. أن نفعل فى أمولنا مانشؤا

12- آزادى بى قيد و شرط مالكان در تصرف اموال خويش ، زمينه ساز رعايت نكردن قسط و عدالت در مبادلات است .

أوفوا المكيال و الميزان بالقسط . .. أو أن نفعل فى أمولنا مانشؤا

13- قوم شعيب ، دخل و تصرف در اموال را به دلخواه مالك آن واگذار كرده و تحميل ضابطه و مقرراتى را براى وى روا نمى دانستند .

أو أن نفعل فى أمولنا مانشؤا

تصرفات

7- تصرفات جايز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 152 - 3

3 - تصرف در داراييهاى يتيمان براى مصالح آنان، مجاز و مشروع است.

و لاتقربوا . .. إلا بالتى هى أحسن

«التى» صفت براى كلمه اى مانند «الخصلة» (طريقه و روش) است. بنابراين «لاتقربوا ... إلا ...» يعنى تصرف نكنيد مگر به بهترين روش تصرف. بديهى است كه مراد تصرفى است كه براى يتيم نيكو باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 69 - 8

8 - حرمت روش كسب مال ، همواره ملازم حرمت تصرف در مال به دست آمده نيست . *

ما كان لنبى أن يكون له أسرى . .. فلكوا مما غنمتم حللا طيبا

برداشت فوق با توجه به توضيح برداشت قبل به دست مى آيد.

8- تصرفات حرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 188 - 2،9

2 - دستيابى به مال و دارايى هاى ديگران با اسباب باطل ، حرام است .

و لاتأكلوا أمولكم بينكم بالبطل

كلمه «بينكم» قيد براى «أموالكم» است; يعنى، اموالى كه در ميان شماست و هر كس مالك بخشى از آن است. بنابراين جمله «لاتأكلوا ...» چنين معنا مى شود: نبايد هيچ يك از شما مال و دارايى ديگرى را با سببى باطل تصرف كند.

9 - چنگ اندازى به اموال و دارايى هاى عمومى ، حرام است .

لتأكلوا فريقاً من أمول الناس بالأثم

مقصود از «أموال الناس» مى تواند اموال و داراييهاى شخصى افراد باشد، همچنين منظور از آن مى تواند اموال عمومى باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 130 - 5

5 - حرمت هر گونه تصرف در اموال ربوى

لا تأكلوا الرّبوآ

مراد از «اكل» (خوردن) در آيه مورد بحث، مطلق تصرفات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 14

14 - حرمت تصرف در اموالى كه به وسيله قمار به دست آيد .

و إن تستقسموا بالازلم

به نظر مى رسد نه تيرهاى قمار خصوصيتى در تحريم داشته باشد و نه حيوان و گوشت آن داراى ويژگى خاص است. بنابراين اموال به دست آمده از هر نوع قمارى حرام است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 152 - 1

1 - هرگونه تصرف عدوانى در داراييهاى يتيمان و تجاوز به آن حرام است.

و لاتقربوا مال اليتيم

بيان حرمت تصرف در اموال يتيمان با به كارگيرى فعل «لاتقربوا» (نزديك نشويد)، اشاره به جهاتى دارد; از جمله تصريح و تأكيد بر اين كه هر نوع و مصداقى از تصرف در مال يتيم، ممنوع است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 34 - 6

6 - تصاحب اموال مردم با اسباب غير مشروع ، حرام است .

إن كثيراً من الأحبار و الرهبان ليأكلون أمول الناس بالبطل

9- تصرفات كودك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 6 - 5،7

5 - كودكان ( نابالغان ) و كسانى كه رشد اقتصادى ندارند ، از تصرف در اموال خود محجورند . *

و ابتلوا اليتامى . .. فان انستم منهم رشداً فادفعوا

7 - صحت تصرف كودكان يتيم در اموال ، با اذن و نظارت ولىّ

و ابتلوا اليتامى حتّى اذا بلغوا النّكاح

چون بدون تصرف يتيم در اموال و بدون نظارت ولىّ بر آن تصرفات، آزمايش تحقق نمى يابد.

10- تصرفات ممنوع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 69 - 5

5 - مجاهدان نبايد در تمامى غنيمت هاى به دست آورده تصرف كنند و تمامى آنها را براى خويش حلال بشمارند .

فلكوا مما غنمتم حللا طيبا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «من» در «مما غنمتم» براى تبعيض باشد. بنابراين «فكلوا مما ... » يعنى بخشى از غنيمتها براى شما مباح است و بخش ديگر آن، همانند خمس آن بايد به مصارف تعيين شده برسد.

11- تصرفات يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 6 - 2،3،7

2 - رسيدن به مرحله بلوغ جنسى و تحقق رشد اقتصادى ، دو شرط براى تحويل اموال يتيمان به آنان

حتّى اذا بلغوا النّكاح فان انستم منهم رشداً فادفعوا اليهم اموالهم

3 - رسيدن به مرحله بلوغ جنسى و تحقق رشد اقتصادى ، دو شرط براى جواز تصرف يتيمان در اموال خود

و ابتلوا التيامى . .. فادفعوا اليهم اموالهم

7 - صحت تصرف كودكان يتيم در اموال ، با اذن و نظارت ولىّ

و ابتلوا اليتامى حتّى اذا بلغوا النّكاح

چون بدون تصرف يتيم در اموال و بدون نظارت ولىّ بر آن تصرفات، آزمايش تحقق نمى يابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 152 - 23

23 - عبدالله بن سنان عن أبى عبدالله(ع) قال: سأله أبى و أنا حاضر عن اليتيم متى يجوز أمره؟ قال: حتى يبلغ اشده قال: و ما أشده؟ قال: الاحتلام قال قلت: قد يكون الغلام ابن ثمان عشرة سنة او اقل او اكثر و لايحتلم؟ قال: إذا بلغ و كتب عليه الشىء جاز أمره إلا أن يكون سفيها او ضعيفا.

عبدالله بن سنان گويد: پدرم از امام صادق(ع) درباره يتيم سؤال كرد كه در چه زمانى تصرفات او صحيح و معتبر است؟ فرمود:

زمانى كه به حد رشد برسد. بار ديگر پرسيد: رشد او چه زمانى است؟ فرمود: زمان محتلم شدن است. پرسيد: گاهى جوان به هجده سالگى يا كمتر يا بيشتر مى رسد، ولى محتلم نمى شود؟ فرمود: هرگاه به سن بلوغ و حد تكليف رسيد، تصرفاتش صحيح و معتبر است مگر اينكه سفيه و يا ضعيف باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 34 - 11

11- يتيم ، از تصرف در مال خويش تا هنگام رسيدن به مراحل رشد و بلوغ كافى ، ممنوع است .

حتى يبلغ أشدّه

«حتى يبلغ أشدّه» غايت كفالت يتيم است; يعنى، شما اى متكفلان ايتام! از اموال آنها مراقبت كنيد و در آنها دخل و تصرف بى جا نكنيد تا زمانى كه آنان به رشد كافى برسند و اين حكايت از آن دارد كه يتيم، قبل از رسيدن به رشد لازم، حق تصرف در اموال خود را ندارد.

تصرفات حرام

12- تصرفات حرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 188 - 2،9

2 - دستيابى به مال و دارايى هاى ديگران با اسباب باطل ، حرام است .

و لاتأكلوا أمولكم بينكم بالبطل

كلمه «بينكم» قيد براى «أموالكم» است; يعنى، اموالى كه در ميان شماست و هر كس مالك بخشى از آن است. بنابراين جمله «لاتأكلوا ...» چنين معنا مى شود: نبايد هيچ يك از شما مال و دارايى ديگرى را با سببى باطل تصرف كند.

9 - چنگ اندازى به اموال و دارايى هاى عمومى ، حرام است .

لتأكلوا فريقاً من أمول الناس بالأثم

مقصود از «أموال الناس» مى تواند اموال و داراييهاى شخصى افراد باشد، همچنين منظور از آن مى تواند اموال عمومى باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 130 - 5

5 - حرمت هر گونه تصرف در اموال ربوى

لا تأكلوا الرّبوآ

مراد از «اكل» (خوردن) در آيه مورد بحث، مطلق تصرفات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 14

14 - حرمت تصرف در اموالى كه به وسيله قمار به دست آيد .

و إن تستقسموا بالازلم

به نظر مى رسد نه تيرهاى قمار خصوصيتى در تحريم داشته باشد و نه حيوان و گوشت آن داراى ويژگى خاص است. بنابراين اموال به دست آمده از هر نوع قمارى حرام است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 152 - 1

1 - هرگونه تصرف عدوانى در داراييهاى يتيمان و تجاوز به آن حرام است.

و لاتقربوا مال اليتيم

بيان حرمت تصرف در اموال يتيمان با به كارگيرى فعل «لاتقربوا» (نزديك نشويد)، اشاره به جهاتى دارد; از جمله تصريح و تأكيد بر اين كه هر نوع و مصداقى از تصرف در مال يتيم، ممنوع است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 34 - 6

6 - تصاحب اموال مردم با اسباب غير مشروع ، حرام است .

إن كثيراً من الأحبار و الرهبان ليأكلون أمول الناس بالبطل

6- تصليب

1- تصليب جادوگران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 71 - 13،15

13 - قطع يك دست و يك پا در جهت مخالف يكديگر و دار زدن بر تنه درختان خرما ، از جمله مجازات هاى تعيين شده براى ساحران مؤمن از سوى فرعون بود .

فلأقطّعنّ أيديكم و أرجلكم من خلف و لأصلّبنّكم

«جذع» (مفرد «جذوع») به معناى ساق درخت است و حرف «فى» نشانه آن است كه فرعون در تهديد خود، مكان هميشگى ساحران را پس از قطع دست و پايشان، چوبه هاى دار در نظر گرفته بود. اين مطلب كنايه از آن دارد كه بدن آنان هرگز از دار پايين آورده نخواهد شد.

15 - تصميم فرعون بر شكنجه و به صليب كشيدن ساحران مؤمن و نظارت مستقيم خود بر اجراى آن ، تصميمى قاطع و مستبدانه بود .

لأقطّعنّ . .. لأصلّبنّكم ... لتعلمنّ أيّنا أشدّ عذابًا و أبقى

فرعون در واكنش هاى قبلى خود در برابر موسى(ع) با اطرافيان خويش به مشورت مى نشست; ولى در مجازات ساحران، تصميم مستبدانه و شخصى خود را با سوگند بر اجراى آن اعلام كرد و با لام قسم و نون تأكيد ثقيله و فعل هايى از باب تفعيل، قاطعيت خود را در اين تصميم ابراز كرد. گفتنى كه فعل هاى «لأقطّعنّ» و «لأصلبنّ» كه از باب تفعيل اند، با ثلاثى مجرد در معنا يكسان بوده و تفاوتى جز تأكيد افزون تر ندارند.

2- تصليب در مصرباستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 41 - 4

4- به دار كشيدن مجرمان و ر ها كردن آنان تا طعمه پرندگان گشتن ، كيفرى مرسوم در مصر باستان

و أما الأخر فيصلب فتأكل الطير من رأسه

3- تصليب همبند يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 41 - 5

5- يوسف ( ع ) ، آزادى يكى از دو هم بند خويش و به دار كشيده شدن ديگرى را ، سرنوشتى حتمى و غير قابل تغيير دانسته و آن را به ايشان گوشزد كرد .

قضى الأمر الذى فيه تستفتيان

«افتاء» بيان كردن حكم است و «استفتاء» (مصدر تستفتيان) به معناى درخواست بيان حكم مى باشد. مراد از «الأمر» تأويل رؤيا (حادثه اى كه رؤيا جلوه گر آن است) مى باشد. بنابراين «قضى الأمر ...» ; يعنى: آن حادثه اى كه رؤياى شما بيانگر آن بود و شما درباره آن پرسش كرديد، حتمى و غير قابل تغيير است.

4- تهديد به تصليب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 49 - 9

9 - ساحران مؤمن به موسى ( ع ) ، مورد تهديد فرعون به قطع دست و پا و كشيده شدن بر صليب

لأُقطّعنّ أيديكم و أرجلكم من خلف و لأُصلّبنّكم أجمعين

7- تصميم

1- آداب اعلام تصميم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 24 - 1

1- توجه به مشيّت خداوند و گفتن « إنْ شاء اللّه » به هنگام اعلان هرگونه وعده و تصميم ، لازم است .

و لاتقولنّ . .. إلاّ أن يشاء اللّه

«إلاّ أن يشاء اللّه» نياز به تقدير دارد; زيرا، بدون تقدير، نهى «لاتقولنّ. ..» توجيه پذير نيست. مناسب ترين تقديرى كه مفسّران بيان كرده اند، عبارت «إلاّ أن تقرنه بأن يشاء اللّه» است. در اين صورت، مفاد آيه، با توجه به آيه قبل، چنين مى شود: «در گفته خود، انجام هيچ كارى را براى زمان آينده، قطعى مساز، مگر آن را به مشيّت و خواست خداوند همراه سازى».

2- آداب تصميم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 27 - 5

5 - لزوم تحقيق و بررسى و پرهيز از شتاب زدگى و تصميم عجولانه در مورد اخبار مهم

إنّى وجدت امرأة تملكهم . .. يسجدون للشمس... قال سننظر أصدقت

سليمان به عنوان يكى از پيامبران الهى در تصميم گيرى براى مواجهه با حاكمان سرزمين سبا، از شتاب زدگى خوددارى كرد و به تحقيق درباره آن پرداخت، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

3- آداب تصميم گيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 74 - 9

9 - لزوم پرهيز از تصميم گيرى و موضع گيرى به هنگام هيجانات و دغدغه ها

فلما ذهب عن إبرهيم الروع . .. يجدلنا فى قوم لوط

4- اجتناب از تعجيل در تصميم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 27 - 5

5 - لزوم تحقيق و بررسى و پرهيز از شتاب زدگى و تصميم عجولانه در مورد اخبار مهم

إنّى وجدت امرأة تملكهم . .. يسجدون للشمس... قال سننظر أصدقت

سليمان به عنوان يكى از پيامبران الهى در تصميم گيرى براى مواجهه با حاكمان سرزمين سبا، از شتاب زدگى خوددارى كرد و به تحقيق درباره آن پرداخت، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

5- اهميت تصميم گيرى در مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 71 - 15

15 - ارزيابى درست و جمع آورى قوا و تصميم گيرى قاطع و به موقع ، از اصول مبارزه است .

فأجمعوا أمركم و شركاءكم ثم لا يكن أمركم عليكم غمة ثم اقضوا إلىّ و لا تنظرون

6- تصميم آل فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 9 - 15

15 - تصميم خاندان فرعون بر نگه دارى موسى ( ع ) ، اقدامى ندانسته عليه خودشان

لاتقتلوه عسى أن ينفعنا أو نتّخذه ولدًا و هم لايشعرون

7- تصميم اصحاب الجنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 23 - 1

1 - به راه افتادن تمامى صاحبان بوستان يمنى با عزمى جدى ، براى چيدن ميوه ها در سپيده صبح

فانطلقوا و هم يتخفتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 24 - 2

2 - تصميم قاطع باغداران يمنى ، بر محروم ساختن بينوايان از محصولات باغ

أن لايدخلنّها اليوم عليكم مسكين

8- تصميم برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 15 - 4

4- برادران يوسف تا قبل از بردن او به صحرا ، نسبت به سرنوشت او به نظر قطعى نرسيده بودند . *

فلما ذهبوا به و أجمعوا

«اجماع» (مصدر أجمعوا) به معناى اتفاق نظر و عقيده و نيز به معناى تصميم گرفتن و مهيّاى انجام كارى شدن است. برداشت فوق ، ناظر به معناى نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 60 - 6

6- فرزندان يعقوب به بازگشت مجدد به مصر براى دريافت آذوقه ، مصمم بودند .

فإن لم تأتونى به فلاكيل لكم عندى

9- تصميم به جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 75 - 4

4 - حق تصميم گيرى درباره جهاد از آن مهاجران نخستين بود .

جهدوا معكم

كلمه «معكم» در «جهدوا معكم» (در كنار شما جهاد كنند) مى تواند ناظر به برداشت فوق باشد. چنانچه مخاطبان «معكم» خصوص مهاجران باشند، برداشت فوق از اتقان بيشترى برخوردار است.

10- تصميم زليخا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 24 - 13

13- « عن الرضا ( ع ) : . . . و أما قوله عزوجل فى يوسف : « و لقد همّت به و همّ بها » فإن ها همّت بالمعصية و همّ يوسف بقتل ها إن أجبرته . . . فصرف الله عنه قتلها و الفاحشة و هو قوله عزوجل : « كذلك لنصرف عنه السوء و الفحشاء » يعنى القتل والزنا . . . ;

از امام رضا(ع) روايت شده كه فرمود: . .. قول خداى عزوجل درباره يوسف كه فرموده: «و لقد همّت به و همّ بها» مقصود اين است كه آن زن قصد معصيت كرد و يوسف قصد كرد كه اگر بانو وى را مجبور به گناه كند، او را بكشد ... پس خداوند، قتل و عمل خلاف عفت را از او بگردانيد و اين است سخن خداى عزوجل: «كذلك لنصرف عنه السوء والفحشاء» ; يعنى، قتل و زنا ...».

11- تصميم عمل به عهد خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 115 - 5

5 - عزم و تصميم جدى براى عمل به توصيه هاى خداوند ، خصلتى ارزشمند است .

و لقد عهدنا إلى ءادم . .. فنسى و لم نجد له عزمًا

تعبير «نيافتيم» به جاى «نبود»، گوياى آن است كه دراين موارد، وجود عزم، مطلوب و مورد انتظار است.

12- تصميم كارگزاران عزيز مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 35 - 2

2- تصميم قاطع دولت مردان مصر بر زندانى ساختن يوسف ( ع ) ، جهت رهايى از بحران و حفظ حيثيت دربار

ثم بدا لهم . .. ليسجننه

13- تصميم گيرى در اضطراب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 74 - 9

9 - لزوم پرهيز از تصميم گيرى و موضع گيرى به هنگام هيجانات و دغدغه ها

فلما ذهب عن إبرهيم الروع . .. يجدلنا فى قوم لوط

14- تصميم گيرى رهبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 159 - 27،28

27 - لزوم توكّل و اتكاى رهبران بر خداوند ، پس از تصميم گيرى و عزم بر اِعمال مديريت

فاذا عزمت فتوكّل على اللّه

28 - لزوم قاطعيّت و صلابت رهبرى ، پس از مشورت و تصميم نهايى خويش ، در مقام اجرا

و شاورهم فى الامر فاذا عزمت فتوكّل على اللّه

جلمه «فاذا عزمت فتوكّل على اللّه»، به اين معناست كه آنگاه كه تصميم بر كارى گرفتى، ديگر ترديد و دو دلى به خود راه مده و احتمال عدم موفقيّت را با توكّل بر خدا جبران كن كه خداوند محبوب خويش را وانخواهد گذاشت: «انّ اللّه يحبّ المتوكّلين».

15- تصميم لاوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 80 - 5

5- فرزند ارشد يعقوب بر آن شد كه در سرزمين مصر بماند و به كنعان باز نگردد .

فلن أبرح الأرض حتى يأذن لى أبى

«براح» (مصدر أبرح) به معناى جدا شدن و فاصله گرفتن است. «ال» در «الأرض» عهد حضورى است و اشاره به شهر و ديارى دارد كه بنيامين در آن جا بازداشت شده است.

16- تصميم موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 11

11 - سوزاندن گوساله سامرى به طور كامل و محو اثر آن و افشاندن سوخته آن به دريا ، تصميم قطعى و مؤكد موسى ( ع ) در باره گوساله زرّين سامرى

وانظر إلى إلهك . .. لنحرّقنّه ثمّ لننسفنّه فى اليمّ نسفًا

«تحريق» (مصدر «لنحرّقنّه») به معناى زياد سوزاندن است (مصباح). «نسف» به معناى از ريشه بركندن و منهدم ساختن و به هوا افشاندن است (قاموس). گفتنى است كه معناى اخير در آيه مناسب تر به نظر مى رسد، بنابراين «ثمّ لننسفنّه...» ; يعنى، پس از سوزاندن گوساله (ذوب كردن و تبديل آن به قطعات ريز) سوخته آن را به دريا خواهيم پاشيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 19 - 3

3 - برداشت اشتباه مرد اسرائيلى از تصميم موسى ( ع )

قال يموسى أتريد أن تقتلنى

17- تصميم يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 18 - 11،12

11- تصميم يعقوب ( ع ) بر مسكوت گذاشتن پرونده خيانت فرزندانش درباره يوسف ( ع ) و پى گيرى نكردن آن

بل سوّلت لكم . .. والله المستعان على ما تصفون

12- يعقوب ( ع ) مصمم بر شكيبا بودن در فراق يوسف ( ع ) و بردبارى كردن بر رفتار ناهنجار فرزندانش

فصبر جميل

متعلق صبر ، به قرينه جمله هاى قبل ، فراق يوسف(ع) و نيز عملكرد ناصواب و صحنه سازيهاى دروغين فرزندانش مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 83 - 8

8- يعقوب ( ع ) بر آن بود كه در فراق فرزندانش ( يوسف ( ع ) ، بنيامين و لاوى ) صبرى نيكو و بدور از هر گونه جزع و شكايت پيشه كند .

فصبر جميل

صبر جميل ، صبرى است كه در آن جزع نباشد و از مصيبت رخ داده به مردم شكايت نشود(مجمع البيان).

18- تصميم يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 24 - 13

13- « عن الرضا ( ع ) : . . . و أما قوله عزوجل فى يوسف : « و لقد همّت به و همّ بها » فإن ها همّت بالمعصية و همّ يوسف بقتل ها إن أجبرته . . . فصرف الله عنه قتلها و الفاحشة و هو قوله عزوجل : « كذلك لنصرف عنه السوء و الفحشاء » يعنى القتل والزنا . . . ;

از امام رضا(ع) روايت شده كه فرمود: . .. قول خداى عزوجل درباره يوسف كه فرموده: «و لقد همّت به و همّ بها» مقصود اين است كه آن زن قصد معصيت كرد و يوسف قصد كرد كه اگر بانو وى را مجبور به گناه كند، او را بكشد ... پس خداوند، قتل و عمل خلاف عفت را از او بگردانيد و اين است سخن خداى عزوجل: «كذلك لنصرف عنه السوء والفحشاء» ; يعنى، قتل و زنا ...».

19- روش تصميم گيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 23 - 6

6- دين ، داراى برنامه و آموزه هايى براى شيوه سخن گفتن و تصميم گيرى انسان است .

و لاتقولنّ لشاْىء إنّى فاعل ذلك غدًا

20- محدوده حق تصميم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 36 - 3،4

3 - مردم ، حق ندارند كه تصميم هايى بگيرند كه با حكم ها وفرمان هاى خدا و پيامبرش مخالف باشد .

و ما كان لمؤمن و لامؤمنة إذا قضى اللّه و رسوله أمرًا أن يكون لهم الخيرة من أمرهم

4 - صِرف صاحب اختيار بودن در چيزى ، حقِّ تصميم گيرى را درباره آن نمى آورد .

و ما كان لمؤمن و لامؤمنة إذا قضى اللّه و رسوله أمرًا أن يكون لهم الخيرة من أمرهم

مرجع ضمير «أمرهم» عبارت «مؤمن و مؤمنة» است كه به اعتبار نكره بودن آنها و در سياق نفى واقع شدن، افاده عموم مى كند. اضافه «أمر» به ضمير «هم» مى تواند براى القاى اين نكته باشد كه در صورتى كه خداوند و پيامبرش، حتى درباره امور مربوط به مؤمنان، اعلام نظر كرده اند، آنان حق تصميم ديگرى ندارند.

21- منشأ تصميم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 5 - 15

15 - قلب ، داراى نقشى اساسى در تصميم گيرى انسان است .

و لكن ما تعمّدت قلوبكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 29 - 1

1 - تصميم انسان به آموختن و پيمودن راه راست ، در گرو اراده و خواست خداوند است .

و ما تشاءون إلاّ أن يشاء اللّه

مفعول محذوف «و ما تشاءون» - به قرينه آيه قبل - تعبيرى نظير «أن تستقيموا» است.

22- منشأ تصميم گيرى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 52 - 3

3 - تصميم گيرى و حركت موسى ( ع ) ، در مقاطع مختلف بر اساس برنامه وحى

و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى

23- موانع اخذ تصميم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 157 - 7

7 - روحيه عناد و حق ناپذيرى ، مانع از درك صحيح حقايق و تصميم گيرى به موقع

فعقروها فأصبحوا ندمين

ثموديان تا قبل از كشتن ناقه، به امكان نزول عذاب نينديشيدند; چرا كه كفر و عنادشان مانع از درك اين حقيقت بود; ولى به مجرد كشتن ناقه و مشاهده نشانه هاى عذاب، آثار پشيمانى آنان را فرا گرفت.

24- موانع تصميم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 143 - 3

3 - نفاق ، موجب تحير آدمى در موضعگيرى ها و مايه فقدان قدرت وى در انتخاب صحيح مسير زندگى است .

مذبذبين بين ذلك لا إلى هؤلاء و لا إلى هؤلاء و من يضلل اللّه فلن تجد له سبيلا

25- موانع تصميم گيرى صحيح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 74 - 8

8- دغدغه ها و هيجانات درونى ، مانع موضع گيرى ها و تصميماتى است ، كه آدمى آنها را لازم و ضرورى مى پندارد .

فلما ذهب عن إبرهيم الروع . .. يجدلنا فى قوم لوط

هدف از تعيين زمان جدال و چون و چراى ابراهيم(ع) درباره نزول عذاب بر قوم لوط; يعنى، زمانى كه دلهره و ترس از او زدوده شد، اين معناست كه: آدمى به هنگام هيجانات درونى نمى تواند آنچه را لازم مى داند، درصدد تحقق آن برآيد.

تصميم گيرى

26- آداب تصميم گيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 74 - 9

9 - لزوم پرهيز از تصميم گيرى و موضع گيرى به هنگام هيجانات و دغدغه ها

فلما ذهب عن إبرهيم الروع . .. يجدلنا فى قوم لوط

27- اهميت تصميم گيرى در مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 71 - 15

15 - ارزيابى درست و جمع آورى قوا و تصميم گيرى قاطع و به موقع ، از اصول مبارزه است .

فأجمعوا أمركم و شركاءكم ثم لا يكن أمركم عليكم غمة ثم اقضوا إلىّ و لا تنظرون

28- تصميم گيرى در اضطراب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 74 - 9

9 - لزوم پرهيز از تصميم گيرى و موضع گيرى به هنگام هيجانات و دغدغه ها

فلما ذهب عن إبرهيم الروع . .. يجدلنا فى قوم لوط

29- تصميم گيرى رهبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 159 - 27،28

27 - لزوم توكّل و اتكاى رهبران بر خداوند ، پس از تصميم گيرى و عزم بر اِعمال مديريت

فاذا عزمت فتوكّل على اللّه

28 - لزوم قاطعيّت و صلابت رهبرى ، پس از مشورت و تصميم نهايى خويش ، در مقام اجرا

و شاورهم فى الامر فاذا عزمت فتوكّل على اللّه

جلمه «فاذا عزمت فتوكّل على اللّه»، به اين معناست كه آنگاه كه تصميم بر كارى گرفتى، ديگر ترديد و دو دلى به خود راه مده و

احتمال عدم موفقيّت را با توكّل بر خدا جبران كن كه خداوند محبوب خويش را وانخواهد گذاشت: «انّ اللّه يحبّ المتوكّلين».

30- روش تصميم گيرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 23 - 6

6- دين ، داراى برنامه و آموزه هايى براى شيوه سخن گفتن و تصميم گيرى انسان است .

و لاتقولنّ لشاْىء إنّى فاعل ذلك غدًا

31- منشأ تصميم گيرى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 52 - 3

3 - تصميم گيرى و حركت موسى ( ع ) ، در مقاطع مختلف بر اساس برنامه وحى

و أوحينا إلى موسى أن أسر بعبادى

32- موانع تصميم گيرى صحيح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 74 - 8

8- دغدغه ها و هيجانات درونى ، مانع موضع گيرى ها و تصميماتى است ، كه آدمى آنها را لازم و ضرورى مى پندارد .

فلما ذهب عن إبرهيم الروع . .. يجدلنا فى قوم لوط

هدف از تعيين زمان جدال و چون و چراى ابراهيم(ع) درباره نزول عذاب بر قوم لوط; يعنى، زمانى كه دلهره و ترس از او زدوده شد، اين معناست كه: آدمى به هنگام هيجانات درونى نمى تواند آنچه را لازم مى داند، درصدد تحقق آن برآيد.

8- تضرع

1- آثار تضرع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 43 - 11

11 - تضرع در مقابل خداوند موجب كمال و رشد انسان مى شود.

فأخذنهم بالبأساء . .. لعلهم يتضرعون. فلولا إذ جاءهم بأسنا تضرعوا

از اينكه خداوند مشكلاتى پيش آورده تا انسان تضرع كند و با جمله «فلو لا . .. » ترغيب به تضرع كرده است، معلوم مى شود كه تضرع موجب كمال و رشد انسان مى شود.

2- ارزش تضرع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 94 - 7

7 - تضرع به درگاه خدا و خشوع در برابر او از ارزش هاى الهى و از اهداف رسالت انبياست .

لعلهم يضرعون

3- اهميت تضرع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 42 - 7،9

7 - ضرورت تضرع انسانها به درگاه خداوند

لعلهم يتضرعون

از اينكه آيه مى گويد آنها را گرفتار كرديم تا تضرع كنند، معلوم مى شود كه در نظام خلقت تضرع و ابتهال ضرورت دارد.

9 - توجه دادن مردم به خدا و گرايش دادن آنان به تضرع و خضوع به درگاه او، از اهداف رسالت انبياست.

و لقد أرسلنا إلى أمم . .. لعلهم يتضرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 43 - 1

1 - آدمى موظف به تضرع و كرنش در برابر خداوند جهان است.

فلولا إذ جاءهم بأسنا تضرعوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 94 - 8

8 - تضرع به درگاه خداوند و خشوع در برابر او امرى لازم بر عهده بندگان

لعلهم يضرعون

4- ترك تضرع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 55 - 7

7 - روى گردانى از نيايش و تضرع در برابر خدا ، گردنكشى و موجب محروميت از محبت الهى است .

ادعوا ربكم . .. إنه لايحب المعتدين

5- تشويق به تضرع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 9

9 - تشويق خداوند به دعا و تضرع به درگاه الهى و درخواست رهايى از عذاب اخروى

و الذين يقولون ربّنا اصرف عنّا . .. إنّ عذابهاكان غرامًا

6- تضرع ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 8

8- حالت زارى و التماس حضرت ابراهيم ( ع ) در دعا و درخواست از خداوند

ربّ اجعل . .. ربّ إنّهنّ ... ربّنا إنى ... ربّنا ليقيموا ... ربّنا إنّك

برداشت فوق از تكرار كلمه «ربّ» و «ربّنا» استفاده گرديد.

7- تضرع اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 67 - 6

6 - كافران ، با مشاهده عذاب الهى ، در قيامت ، به درگاه خداوند ، اظهار تضرّع مى كنند .

و قالوا ربّنا

اقرار به ربوبيت خداوند با واژه «ربّنا» براى اظهار تضرّع است. لازم به ذكر است كه اين گفته، به قرينه ماضى آورده شدن «قالوا» در كنار «يقولون» احتمال دارد مربوط به زمانى باشد كه كافران، هنوز وارد آتش نشده اند و تنها، آن را مشاهده مى كنند.

8- تضرع برابر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 76 - 8

8 - « عن محمدبن مسلم قال : سألت أباجعفر ( ع ) عن قوله اللّه عزّوجلّ « فما استكانوا لربّهم و ما يتضرّعون » فقال : الإستكانة هو الخضوع والتضرع هو رفع اليدين و التضرع بهما ;

محمد بن مسلم گويد: از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند - عزّوجلّ - «فما استكانوا لربّهم و ما يتفرعون» سؤال كردم؟ پس حضرت فرمود: مراد از «استكانة» خضوع و خشوع است و مراد از «تضرع»، بالا بردن دست ها و تضرع با آنها است».

9- تضرع بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 66 - 4

4 - جمله « ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غراماً . إنّ ها ساءت مستقرّاً و مقاماً » ، متن دعا و تضرع بندگان خالص خدا به درگاه الهى

و الذين يقولون ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم . ..إنّها ساءت مستقرًّا و مقامًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه جمله «إنّ عذابها تا مستقراًو مقاماً» نيز مانند جمله «ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم» جزء دعا و تضرع عبادالرحمان باشد.

10- تضرع در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 55 - 3،8

3 - لزوم تضرع ( احساس ذلت و كوچكى ) در دعا به درگاه خداوند

ادعوا ربكم تضرعاً و خفية

«تضرع» (تذلل و اظهار كوچكى) مصدر است و در آيه به معناى اسم فاعل و حال براى فاعل «ادعوا» مى باشد ; يعنى: ادعوا ربكم متضرعين.

8 - علنى ساختن دعا و نداشتن تضرع در آن ، تجاوز از آداب دعا به درگاه خداست .

ادعوا ربكم تضرعاً و خفية إنه لايحب المعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 37 - 8

8- حالت زارى و التماس حضرت ابراهيم ( ع ) در دعا و درخواست از خداوند

ربّ اجعل . .. ربّ إنّهنّ ... ربّنا إنى ... ربّنا ليقيموا ... ربّنا إنّك

برداشت فوق از تكرار كلمه «ربّ» و «ربّنا» استفاده گرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 7 - 7

7 - « عن مَسْعدَة بن صَدَقَة قال : سمعت جعفراً يقول : كان أبى ( رضى اللّه عنه ) يقول : فى قول اللّه تبارك و تعالى « فإذا فرغت فانصب . و إلى ربّك فارغب » إذا قَضَيْتَ الصلاة بعد أن تُسَلِّم و أنت جالس فانصب فى الدّعاء من أمر الدنيا و الآخرة فإذا فرغت من الدعاء فارغب إلى اللّه تبارك و تعالى أن يتقبّل ها منك ;

از مسعدة بن صدقه روايت شده كه گفت: از امام صادق(ع) شنيدم كه مى فرمود: پدرم - كه خداوند از او راضى باد - درباره سخن خداوند تبارك و تعالى «فإذا فرغت فانصب . و إلى ربّك فارغب» مى فرمود: زمانى كه نماز را بعد از سلام به پايان رساندى و هنوز نشسته اى، براى امر دنيا و آخرت در دعا بكوش پس هنگامى كه از دعا فارغ شدى، به درگاه خداى تبارك و تعالى تضرّع و زارى كن كه آن را از تو قبول كند».

11- تضرع در سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 44 - 4

4 - گشوده شدن درهاى نعمت به روى كسانى كه حتى در سختيها تضرع نمى كنند، جريان يافتن سنت استدراج الهى است.

فأخذنهم بالبأساء و الضراء . .. فلما نسوا ما ذكروا به فتحنا عليهم أبوب كل شىء

سنت استدراج اصطلاحى است برگرفته از آيه «سنستدرجهم من حيث لا يعلمون» (اعراف / 182). از مصاديق جريان استدراج همين آيه مورد بحث است كه درهاى نعمت الهى به سوى تكذيب كنندگان آيات گشوده مى شود (فتحنا عليهم) تا آن زمان كه عذاب الهى آنان را در بر گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 45 - 4

4 - سنگدلى و تضرع نكردن به درگاه خداوند، حتى در دشواريها، ظلم است.

فلولا . .. تضرعوا و لكن قست قلوبهم ... فقطع دابر القوم الذين ظلموا

در آيه شريفه هدف از آمدن سختيها را تضرع و روى آوردن به خدا دانسته، و به دنبال آن گروهى را معرفى كرده كه حتى در شدت و سختى منفعل نمى شوند، و سرانجام از اين گروه با عنوان «ظالمان» ياد كرده است، بنابراين سنگدلى و تضرع نكردن آنان ظلم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 53 - 3

3- انسان ها به محض احساس ضعف و دچار شدن به رنج و زحمت ، با تضرع و التماس به درگاه خداوند روى مى آورند .

ثمّ إذا مسّكم الضرّ فإليه تجئرون

«ضرّ» به معناى كسالت روحى و بدنى و كمبود اقتصادى است و «تجئرون» (از مصدر جؤار) به معناى زيادت در تضرع آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 54 - 3،7

3- دعا و تضرع انسان هاى گرفتار در وضعيت هاى ناگوار ، مورد اجابت خداوند قرار مى گيرد . *

إذا مسّكم الضرّ فإليه تجئرون . ثمّ إذا كشف الضرّ عنكم

احتمال دارد رفع ناگوارى از گرفتارانى كه ملتمسانه به درگاه خداوند دعا مى كنند، ناشى از دعاى آنان باشد.

7- نجات يافتگانِ از ناگوارى ها كه به شرك روى مى آورند - با وجود التماس به درگاه خداوند به هنگام گرفتارى - توحيد ربوبى را قبول نداشته و عوامل ديگرى را در نجات خود دخيل مى دانند .

ثمّ إذا كشف الضرّ عنكم إذا فريق منكم بربّهم يشركون

«بربّهم» متعلق به فعل «يشركون» است. ذكر «ربّ» به جاى مطلق آوردن كلام و يا ذكر ساير موارد توحيد، حكايت از شرك ربوبى آنان مى كند و خود همين مى تواند قرينه باشد كه روى آوردن به شرك ربوبى، احتمال دارد ناشى از عقيده به تأثير عوامل ديگر باشد.

12- تضرع محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 8 - 1،5

1 - حاجت خواستن از خداوند و تضرّع به درگاه او ، تكليف و توصيه اى الهى به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله)

و إلى ربّك فارغب

«رغب إليه»; يعنى، در دعا خالصانه كوشيد و يا اظهار فروتنى كرد و حاجت خواست. (برگرفته از قاموس)

5 - ابتهال و تضرّع پيامبر (صلی الله علیه و آله) به درگاه خداوند ، پاسخى به نعمت هاى ويژه او به آن حضرت بود .

ألم نشرح . .. و وضعنا ... و رفعنا ... و إلى ربّك فارغب

13- توصيه به تضرع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 8 - 1

1 - حاجت خواستن از خداوند و تضرّع به درگاه او ، تكليف و توصيه اى الهى به رسول اكرم (صلی الله علیه و آله)

و إلى ربّك فارغب

«رغب إليه»; يعنى، در دعا خالصانه كوشيد و يا اظهار فروتنى كرد و حاجت خواست. (برگرفته از قاموس)

14- دعوت به تضرع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 76 - 7

7 - خداوند ، خواهان خضوع و تضرع انسان ها به درگاه او

فما استكانوا لربّهم و ما يتضرّعون

15- دلايل تضرع يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 86 - 14

14- معرفت ويژه يعقوب ( ع ) نسبت به خداوند و صفات او ، دليل تضرعش به درگاه او و شكايت نبردنش به غير او .

إنما أشكوا بثّى و حزنى إلى الله و أعلم من الله ما لاتعلمون

جمله «أعلم من الله» به منزله تعليل براى «إنما أشكوا . ..» است ; يعنى ، دليل اينكه من فقط به خدا شكايت مى برم [و شما اين گونه نيستيد] آن است كه من از صفات و ويژگيهاى خدا ، چيزهايى را مى دانم كه شما نمى دانيد.

16- زمينه تضرع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 42 - 4،6

4 - تضرع، هدف خداوند از گرفتار ساختن مردم به سختيها و كاستيها

فأخدنهم بالبأساء و الضراء لعلهم يتضرعون

«تضرع» به معناى تذلل و خضوع است. (لسان العرب).

6 - مشكلات و سختيها، زمينه توجه به خدا و تضرع و دعا به درگاه او

فأخدنهم بالبأساء و الضراء لعلهم يتضرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 43 - 3

3 - خداوند، زمينه ساز تضرع انسانها به درگاه او

فلولا إذ جاءهم بأسنا تضرعوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 94 - 5

5 - بلا ها و سختى ها ( شرور ) زمينه ساز بازگشت انسان ها به خداوند و تضرع به درگاه اوست .

أخذنا أهلها بالبأساء و الضراء لعلهم يضرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 76 - 3

3 - روى آورى به درگاه خداوند و تضرع و زارى در پيشگاه او ، از اهداف الهى در مبتلا كردن مردم به بلا ها و مصيبت ها

و لقد أخذنهم بالعذاب . .. و ما يتضرّعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 66 - 3

3 - سرنوشت بد و اقامتگاه ناگوار انسان در جهنم ، مقتضى هراسان بودن ، اضطراب ، تضرع و دعا كردن به درگاه الهى است .

ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم . .. إنّها ساءت مستقرًّا و مقامًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 67 - 7

7 - ربوبيت خداوند ، مقتضاى اظهار تضرّع به درگاه او است .

ربّنا إنّا أطعنا سادتنا

17- سرزنش عدم تضرع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 43 - 2

2 - تضرع نكردن مردم به درگاه خداوند، حتى در شدايد و سختيها، امرى شگفت و سزاوار سرزنش

فلولا إذ جاءهم بأسنا تضرعوا

18- ظلم ترك تضرع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 45 - 4

4 - سنگدلى و تضرع نكردن به درگاه خداوند، حتى در دشواريها، ظلم است.

فلولا . .. تضرعوا و لكن قست قلوبهم ... فقطع دابر القوم الذين ظلموا

در آيه شريفه هدف از آمدن سختيها را تضرع و روى آوردن به خدا دانسته، و به دنبال آن گروهى را معرفى كرده كه حتى در شدت و سختى منفعل نمى شوند، و سرانجام از اين گروه با عنوان «ظالمان» ياد كرده است، بنابراين سنگدلى و تضرع نكردن آنان ظلم است.

19- عوامل تضرع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 63 - 11

11 - احساس نياز، تضرع، اخلاص و التزام به شكرگزارى، حالات مختلف انسان به هنگام گرفتارى در سختيهاست.

تدعونه تضرعا و خفية لئن أنجنا من هذه لنكونن من الشكرين

20- عوامل تضرع بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 3

3 - پيوستگى و گريزناپذيرى عذاب جهنم ، سبب دست به دعا برداشتن و تضرع بندگان خالص خدا براى رهايى از آن عذاب

و الذين يقولون ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غرمًا

جمله «إنّ عذابها. ..» در مقام تعليل براى جمله قبل است; يعنى، به اين سبب بندگان خدا از پروردگار خواستار رهايى از عذاب دوزخ اند كه چون آن عذاب دائمى و گريزناپذير است.

21- موانع تضرع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 43 - 4،7،10

4 - سنگدلى، مانع تضرع به درگاه خداوند، حتى در شدايد و سختيها

فلولا . .. و لكن قست قلوبهم

7 - زيبا ديدن كردارهاى زشت، مانع تضرع آدمى به درگاه خداوند، حتى در شدايد است.

فلولا إذ جاءهم بأسنا تضرعوا و لكن قست قلوبهم و زين لهم الشيطن ما كانوا يعملون

10 - شيطان مانع رشد و كمال و تضرع انسان به درگاه خداوند

فلولا إذ جاءهم بأسنا تضرعوا . .. و زين لهم الشيطن

22- نياز به تضرع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 7

7 - مؤمنان نبايد به خاطر عبادت و رفتار خوب خود ، به عجب و غرور گرفتار آيند و خويشتن را بى نياز از تضرع و دعا بپندارند .

و الذين يبيتون لربّهم . .. يقولون ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غرامً

9- تضعيف روحيه

1- تضعيف روحيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 12 - 5

5 - اعلام شكست قريب الوقوع كافران ، از روش هاى قرآن براى تضعيف روحيه دشمن

قل للّذين كفروا ستغلبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 127 - 5

5 - هلاكت و خوارى بخشهايى از قواى دشمنان دين ، در جنگ بدر ، عاملى در تخريب روحيّه ساير نيروها

ليقطع طرفاً . .. فينقلبوا خائبين

«خائبين» از «خيبة»، به معنانى يأس، نااميدى و نامرادى، حكايت از اثر روانى در باقيمانده كفّار است كه به مقتضاى «فاء» در «فينقلبوا»، اين نااميدى، نتيجه هلاكت و خوارى و اسارت گروه زيادى از دشمنان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 176 - 5

5 - شايعه پراكنانى كه در صدد تضعيف روحيه مجاهدان اسلام هستند ، شتابگران در كفرند . *

و لا يحزنك الّذين يسارعون فى الكفر

به مقتضاى ارتباط بين آيه مورد بحث و آيات قبل، جمله «الّذين يسارعون فى الكفر» مى تواند اشاره به كسانى باشد كه با تبليغات سوء و شايعات ترس آفرين، در صدد بازداشتن مؤمنان از جهاد بودند.

2- تضعيف روحيه دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 7

7 - ضرورت ايجاد ترس در دشمنان دين و سلب روحيه نبرد از ايشان

سألقى فى قلوب الذين كفروا الرعب

3- تضعيف روحيه مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 111 - 5

5 - يهود و نصارا ، درتلاش براى تضعيف روحيه مسلمانان و بازدارى مردم از گرايش به اسلام

قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً أو نصرى

4- تضعيف روحيه مسلمانان مدينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 12 - 1،6

1 - منافقان ، همسو با احزاب متّحد ، در غزوه احزاب براى درهم شكستن روحيه مسلمانان فعاليت مى كردند .

إذ جاءتكم جنود . .. و إذ يقول المنفقون ... ما وعدنا اللّه ... إلاّ غرورًا

فعل مضارع «يقول» بر تداوم كار منافقان دلالت مى كند كه از آن، به «فعاليت» تعبير مى شود.

6 - فعاليت تبليغاتى منافقان و بيماردلان مدينه ، براى ايجاد تزلزل در روحيه مسلمانان ، شايسته يادآورى است .

و إذ يقول المنفقون و الذين فى قلوبهم مرض

«و إذ» عطف به «إذ زاغت» است و «اُذكر» در تقدير مى باشد.

5- رفع عوامل تضعيف روحيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 16

16 - ضرورت شناسايى و برطرف كردن عوامل سستى آفرين در نيرو هاى پيكارگر

و إذ يغشيكم النعاس أمنة منه و ينزل عليكم . .. و يثبت به الأقدام

6- زمينه تضعيف روحيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 196 - 5

5 - خطر تأثير منفى قدرت اقتصادى و شكوه ظاهرى كافران ، در روحيه مسلمانان صدر اسلام

لا يغرّنك تقلّب الّذين كفروا

7- عوامل تضعيف روحيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 111 - 9

9 - فِسْق ، زمينه ساز ضعف روحيه و فرار از جنگ

و اكثرهم الفسقون . .. و إن يقتلوكم يولّوكم الادبار ثم لا ينصرون

توصيف يهود به فسق و سپس بيان شكست آنان، حاكى از ارتباط اين دو مسأله است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 144 - 4

4 - تزلزل روحيه برخى از پيكارگران احد ، بر اثر شايعه قتل پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ما محمّد الّا رسول . .. افاين مات او قتل انقلبتم على اعقابكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 173 - 2

2 - نفوذ عوامل دشمن در بين مسلمانان و ايجاد جنگ روانى براى تضعيف روحيه آنان ، پس از جنگ احد

الّذين قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم

برخى برآنند كه مراد از «النّاس» در «قال لهم النّاس»، منافقانى هستند كه براى دشمنان دين جاسوسى مى كردند. برخى ديگر گفته اند منظور افرادى از دشمن هستند كه در بين مسلمانان ايجاد رعب مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 10

10 - تأثير شايعات مشركان و منافقان بر برخى مسلمانان ، به هنگام دعوت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) براى شركت در غزوه حمراءالاسد يا بدر صغرا

الّذين قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لكم . .. ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

چون شيطان و مشركان و منافقان در صدد ترسانيدن و بازداشتن همه مؤمنان بوده اند (انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم)، ولى از «يخوّف اولياءه» استفاده مى شود كه تنها دوستانش را مى ترساند. بنابراين «يخوّف اولياءه»، حاكى از فعليّت و تحقق اين ترس در عدّه اى از مؤمنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 90 - 9

9 - توجّه به نقش اساسى مشيت الهى در تضعيف روحيّه دشمنان ( منافقان و كافران ) ، زمينه پرهيز از غرور و خودبينى

و لو شاء اللّه لسلّطهم عليكم فلقاتلوكم

10- تطهير

1- اهميت تطهير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 7

7 - فراهم شدن آب براى غسل و وضو و تطهير نجاست ها و قذارت ها ، از اهداف نزول باران براى مجاهدان بدر

و ينزل عليكم من السماء ماء ليطهّركم به

ذكر نشدن متعلق «يطهركم» حكايت از عموميت آن متعلق دارد (نجاستهاى ظاهرى و باطنى). يعنى خداوند باران را فرو فرستاد تا نجاستهاى ظاهرى را به وسيله آن برطرف سازيد و آنان كه جنب هستند غسل كنند و ديگران وضو بسازند.

2- اهميت تطهير عبادتگاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 13

13 - ضرورت پاك نگاه داشتن مكان عبادت *

أن طهرا بيتى للطائفين و العكفين و الركع السجود

قيدهاى «للطائفين»، «العاكفين» و . .. مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه: فلسفه تطهير كعبه، جايگاه عبادت بودن آن است و لذا مى توان ضرورت پاك نگاه داشتن همه مكانهاى عبادت را، احتمالى موجه دانست.

3- اهميت تطهير مسجد الحرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 26 - 13

13 - لزوم پاسدارى از حرمت مسجدالحرام و محفوظ داشتن آن از آلودگى هاى ظاهرى و پليدى هاى باطنى ( مظاهر

أن لاتشرك بى شيئًا و طهّر بيتى

4- تطهير كعبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 125 - 11،12،29

11 - تطهير خانه خدا و مصون داشتن آن از هر ناپاكى و آلودگى ، توصيه و فرمان خدا به ابراهيم و اسماعيل ( ع )

و عهدنا إلى إبرهيم و إسمعيل أن طهرا بيتى

12 - خانه خدا ، بايد همواره پاك و از آلودگى ها پيراسته شود .

أن طهرا بيتى

29 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه درباره قول خدا « طهرا بيتى للطائفين . . . فرمود : يعنى نحّيا عنه المشركين . . . ;

مشركان را از خانه من دور كنيد . .. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 26 - 10

10 - توليت كعبه ، پاكيزه و آماده سازى آن براى زائران ، از وظايف الهى حضرت ابراهيم ( ع )

و طهّر بيتى للطّائفين

5- تطهير مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 10

10 - نزول باران در آستانه جنگ بدر براى تطهير مجاهدان ، زمينه ساز برطرف شدن نگرانى ها و وسوسه هاى ايجاد شده از سوى شيطان

و ينزل عليكم . .. و يذهب عنكم رجز الشيطن

6- تطهير مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 138 - 1

1 - ايمان داشتن به قرآن و پيامبران و معارف نازل شده بر آنان ، صبغه اى است كه خداوند اهل ايمان را با آن تطهير و تزيين كرده است .

قولوا ءامنا باللّه . .. صبغة اللّه

«صبغة» مصدر نوعى و به معناى رنگ آميزى كردن است و در آيه شريفه مفعول مطلق براى فعل محذوف (صبغنا) مى باشد. آوردن مصدر نوعى، اشاره به رسم يهود و نصارا دارد كه به منظور تطهير فرزندانشان آنان رابا آبى مخصوص به نام «معموديه» شستشو مى دادند. مراد از «صبغة اللّه» - به قرينه آيات قبل - ايمان به خدا و ... است. بنابراين جمله «صبغة اللّه» چنين معنا مى شود: خداوند، ما را با ايمان به خود و ... رنگ آميزى (تطهير) كرده است نه مانند رنگ آميزى يهود و نصارا.

7- تطهير نجاست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 7،9

7 - فراهم شدن آب براى غسل و وضو و تطهير نجاست ها و قذارت ها ، از اهداف نزول باران براى مجاهدان بدر

و ينزل عليكم من السماء ماء ليطهّركم به

ذكر نشدن متعلق «يطهركم» حكايت از عموميت آن متعلق دارد (نجاستهاى ظاهرى و باطنى). يعنى خداوند باران را فرو فرستاد تا نجاستهاى ظاهرى را به وسيله آن برطرف سازيد و آنان كه جنب هستند غسل كنند و ديگران وضو بسازند.

9 - فقدان آب براى تحصيل طهارت و برطرف كردن نجاست ها ، مايه وسوسه شيطان و ايجاد نگرانى در پيكارگران بدر

ليطهّركم به و يذهب عنكم رجز الشيطن

نبودن لام در «يذهب» بيانگر اين است كه «يذهب . .. » مترتب بر «ليطهركم ... » است. و تناسب تطهير با برطرف شدن رجز شيطان اقتضا مى كند كه مراد از رجز شيطان وسوسه هايى باشد كه شيطان بر اثر نبودن آب براى طهارت در مجاهدان ايجاد مى كرده است.

11- تطير

1- تاريخ تطير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 4

4 - رواج اعتقاد به فال و شگون در ميان مردم انطاكيه

قالوا إنّا تطيّرنا بكم

2- تطير اهل انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 1

1 - مردم انطاكيه ، آمدن پيامبران را براى خود به فال بد گرفته و وجودشان را مايه شرّ و بدبختى مى پنداشتند .

قالوا إنّا تطيّرنا بكم

مقصود از «بكم» مى تواند وجود خود پيامبران و يا دعوت و پيام آنان باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 19 - 2

2 - مردم انطاكيه ، به دليل شوم دانستن تذكّرات پيامبران شان ، مورد سرزنش ايشان قرار گرفتند .

قالوا طئركم معكم أئن ذكّرتم

3- تطير به انبياى انطاكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 1

1 - مردم انطاكيه ، آمدن پيامبران را براى خود به فال بد گرفته و وجودشان را مايه شرّ و بدبختى مى پنداشتند .

قالوا إنّا تطيّرنا بكم

مقصود از «بكم» مى تواند وجود خود پيامبران و يا دعوت و پيام آنان باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر احتمال نخست است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 19 - 2

2 - مردم انطاكيه ، به دليل شوم دانستن تذكّرات پيامبران شان ، مورد سرزنش ايشان قرار گرفتند .

قالوا طئركم معكم أئن ذكّرتم

4- تطير به پيروان صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 47 - 1

1 - اتهام شومى و نامباركى به صالح پيامبر ( ع ) و پيروان او ، از سوى كافران ثمود

قالوا اطّيّرنا بك و بمن معك

«تطيّر» (مصدر «اطيّرنا») مقابل تفأل و به معناى فال بد زدن است; يعنى، چيزى يا كسى را مايه شومى و بدبختى خود انگاشتن. بنابراين «اطيّرنا بك و بمن معك»; يعنى، ما تو و پيروانت را مايه بدبختى خود مى دانيم.

5- تطير به تعاليم انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 3

3 - مردم انطاكيه ، دعوت و پيام پيامبران را به فال بد گرفته و آن را مايه شر و بدبختى خود مى دانستند .

قالوا إنّا تطيّرنا بكم

6- تطير به صالح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 47 - 1

1 - اتهام شومى و نامباركى به صالح پيامبر ( ع ) و پيروان او ، از سوى كافران ثمود

قالوا اطّيّرنا بك و بمن معك

«تطيّر» (مصدر «اطيّرنا») مقابل تفأل و به معناى فال بد زدن است; يعنى، چيزى يا كسى را مايه شومى و بدبختى خود انگاشتن. بنابراين «اطيّرنا بك و بمن معك»; يعنى، ما تو و پيروانت را مايه بدبختى خود مى دانيم.

7- تطير به موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 131 - 1،2،9،10

1 - فرعونيان خويشتن را مبارك مى دانستند و موسى ( ع ) و مؤمنان به وى را مردمى بدشگون و نامبارك مى پنداشتند .

فإذا جاءتهم الحسنة قالوا لنا هذه و إن تصبهم سيئة يطيروا بموسى و من معه

«لام» در «لنا» تعليليه است و تقديم «لنا» دلالت بر حصر دارد. بنابراين «لنا هذه» يعنى اين رفاه و آسايش (الحسنة) تنها به سبب خود ما و ميمنت ماست. «تطير بكذا» يعنى چيزى را نامبارك دانست و به سبب آن فال بد زد.

2 - فرعونيان ، رفاه ها و آسايش ها را ناشى از ميمنت خويش ، و سختى ها و ناراحتى ها را برخاسته از بدشگونى موسى ( ع ) و پيروانش مى دانستند .

قالوا لنا هذه . .. يطيروا بموسى و من معه

9 - تحليل فرعونيان در ريشه يابى رخداد هاى خوشايند و ناخوشايند ( ميمنت خويش و نحوست موسويان ) ، تحليلى جاهلانه و نادرست بود .

و لكن أكثرهم لايعلمون

10 - اتهام شومى و نامباركى به موسى ( ع ) و پيروانش از فرعونيان ، اتهامى ناروا و برخاسته از جهل آنان بود .

يطيروا بموسى و من معه . .. و لكن أكثرهم لايعلمون

8- تطير قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 47 - 1

1 - اتهام شومى و نامباركى به صالح پيامبر ( ع ) و پيروان او ، از سوى كافران ثمود

قالوا اطّيّرنا بك و بمن معك

«تطيّر» (مصدر «اطيّرنا») مقابل تفأل و به معناى فال بد زدن است; يعنى، چيزى يا كسى را مايه شومى و بدبختى خود انگاشتن. بنابراين «اطيّرنا بك و بمن معك»; يعنى، ما تو و پيروانت را مايه بدبختى خود مى دانيم.

9- رد تطير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 13 - 3

3- سعادت و شقاوت انسان نتيجه مستقيم اعمال خود او بوده و تحت تأثير عوامل اتفاقى چون شانس و اقبال نيست .

و كلّ إنسن ألزمنه طئره فى عنقه

استعمال واژه «طائر» براى عمل، ممكن است از آن جهت باشد كه بينش غلط جاهلى درباره نقش طيره، شانس و اقبال در سرنوشت انسان نفى شود.

10- عقيده به تطير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 18 - 2،4

2 - مردم انطاكيه ، به تأثير سوء وجود برخى از افراد در سرنوشت انسان ها اعتقاد داشتند .

قالوا إنّا تطيّرنا بكم

4 - رواج اعتقاد به فال و شگون در ميان مردم انطاكيه

قالوا إنّا تطيّرنا بكم

11- منشأ تطير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 131 - 11

11 - تطيّر ( بدشگون و نامبارك دانستن چيزى ) ناشى از جهل است .

يطيروا . .. و لكن أكثرهم لايعلمون

12- ناپسندى تطير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 47 - 9

9 - تطيّر و فال بد زدن ، امرى نادرست است .

قالوا اطّيّرنا بك . .. قال طئركم عند اللّه

پاسخ و رديّه صالح(ع) نسبت به طيره و فال بد زدن قوم ثمود، نشانگر نادرست بودن «تطيّر» است.

12- تظاهر

1- آثار تظاهر به ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 17 - 5

5 - تظاهر به ايمان در بردارنده منافعى است هرچند گذرا و ناپايدار

فلمّا أضاءت ما حوله ذهب اللّه بنورهم

2- تظاهر ابراهيم(ع) به خورشيدپرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 78 - 2،3

2 - ابراهيم(ع) در مقام مجادله و براى ابطال عقايد شرك آميز قوم خويش تظاهر به خورشيدپرستى كرد.

فلما رءا الشمس بازغة قال هذا ربى

3 - بزرگتر بودن خورشيد از ماه، بهانه ابراهيم(ع) براى عدول از ماه پرستى و تظاهر به پرستش خورشيد

فلما رءا الشمس بازغة قال هذا ربى هذا أكبر

3- تظاهر ابراهيم(ع) به ستاره پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 76 - 2

2 - ابراهيم(ع) با تظاهر به ستاره پرستى و استدلال جدلى به ابطال عقيده شرك قوم خود پرداخت.

فلما جن عليه الّيل رءا كوكبا قال هذا ربى

جمله «فلما جن» تصريح بر «كذلك نرى . .. » است. يعنى نتيجه ارائه ملكوت به ابراهيم(ع) آن شد كه او بدين صورت به مبارزه با شرك بپردازد. بنابراين سخن ابراهيم(ع) تنها از سر مجادله و به براى ابطال باطل بوده است.

4- تظاهر ابراهيم(ع) به ماه پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 77 - 2،3

2 - ابراهيم(ع) در مقام مجادله با تظاهر به ماه پرستى به ابطال آن پرداخت.

فلما رءا القمر بازغا قال هذا ربى فلما أفل

3 - تظاهر ابراهيم(ع) به ماه پرستى و مجادله با ماه پرستان به هنگام تابندگى آن بوده است.

فلما رءا القمر بازغا قال هذا ربى

«بزوغ» به معناى طلوع و تابش است. (لسان العرب). راغب نيز در ماده «بزغ» و در شرح آيه مورد بحث گويد: «اى طالعا منتشر الضوء». بنابراين سخن ابراهيم(ع) با ماه پرستان در اوايل و يا اواخر ماه نبوده، بلكه به هنگام تابش آن بوده است.

5- تظاهر اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 61 - 6،7

6 - ضرورت هشيارى مؤمنان در برابر اهل كتاب به هنگام تظاهر آنان به اسلام

و إذا جاءوكم قالوا ءامنا . .. و اللّه اعلم بما كانوا يكتمون

7 - خداوند داناتر از خود اهل كتاب به اسرار پليد آنان در تظاهر به اسلام

و اللّه اعلم بما كانوا يكتمون

«اعلم» به معناى داناتر است. و چون هيچكس جز اهل كتاب به نيات پليدشان آگاهى نداشت، بنابراين مفضل عليه كلمه «اعلم» خود اهل كتاب هستند ; يعنى «اللّه اعلم من انفسهم بما كانوا يكتمون».

6- تظاهر به اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 61 - 4،6،7

4 - تظاهر به اسلام ، شيوه گروهى از اهل كتاب براى فريب مسلمانان و ضربه زدن به اسلام

و إذا جاءوكم قالوا ءامنا . .. و اللّه اعلم بما كانوا يكتمون

جمله «اللّه اعلم بما كانوا يكتمون» با توجه به دشمنى اهل كتاب با مسلمانان، مى رساند كه آنان در تظاهر به اسلام اهداف پليدى را تعقيب مى كردند و آن از بين بردن اسلام بوده است.

6 - ضرورت هشيارى مؤمنان در برابر اهل كتاب به هنگام تظاهر آنان به اسلام

و إذا جاءوكم قالوا ءامنا . .. و اللّه اعلم بما كانوا يكتمون

7 - خداوند داناتر از خود اهل كتاب به اسرار پليد آنان در تظاهر به اسلام

و اللّه اعلم بما كانوا يكتمون

«اعلم» به معناى داناتر است. و چون هيچكس جز اهل كتاب به نيات پليدشان آگاهى نداشت، بنابراين مفضل عليه كلمه «اعلم» خود اهل كتاب هستند ; يعنى «اللّه اعلم من انفسهم بما كانوا يكتمون».

7- تظاهر به توبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 25 - 9

9 - تظاهر به توبه ، از ديد خدا مخفى نخواهد ماند .

هو الذى يقبل التوبة . .. و يعلم ما تفعلون

8- تظاهر به خيرخواهى رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 28 - 3،5

3 - پيشوايان شرك با تظاهر به خيرخواهى ، عامل اصلى فريب خوردن و دور شدن از مسير خير و حق در ديدگاه مشركانِ گمراه شده

قالوا إنّكم كنتم تأتوننا عن اليمين

«يمين» مى تواند مشتق از «يمن» (خير و بركت) باشد. بر اين اساس، معناى آيه چنين مى شود: شما از سر خيرخواهى به سراغ ما مى آمديد. اما متعدى شدن فعل «تأتوننا» به «عن» - كه براى مجاوزت است - موجب مى شود كه اين كلمه متضمن معناى «تصددننا» - كه متناسب با معناى مجاوزت است - باشد. بر اين اساس، پيام اصلى آيه چنين خواهد بود: شما بوديد كه در ظاهر از سر خيرخواهى به سراغ ما آمده و ما را از مسير حق و خير گمراه مى كرديد.

5 - استفاده از قدرت و تظاهر به خيرخواهى ، از روش هاى پيشوايان كفر و شرك براى فريب و گمراهى توده ها

قالوا إنّكم كنتم تأتوننا عن اليمين

9- تظاهر به خيرخواهى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 120 - 7

7 - پوشش خيرخواهى ، روش شيطان براى وسوسه در دل آدميان و فريب آنان

فوسوس إليه الشيطن فقال هل أدّلك

10- تظاهر به خيرخواهى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 26 - 13

13 - تظاهر به خيرخواهى و صلاح انديشى ، براى دين و دنياى مردم از سوى فرعون

إنّى أخاف أن يبدّل دينكم أو أن يظهر فى الأرض الفساد

11- تظاهر به دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 17

17 - گرايش نصارا به كفر و شرك ، نشانه بى ثمرى و كارساز نبودن انتساب ظاهرى به اديان الهى

إنّ الذين هادوا و الصبئون و النصرى . .. لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه هو المسيح

در آيه 69 بيان شد كه مجرد انتساب به اديان الهى در سعادت آدمى كارساز نيست و اين آيه به منزله دليل و برهانى بر آن حقيقت است.

12- تظاهر به ديندارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 143 - 13

13 - تظاهر به ديندارى ( ايمان ) و پنهان كردن كفر و تكذيب دين ، از اوصاف منافقان

مذبذبين بين ذلك

امام رضا(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: . .. يظهرون الايمان و يسرون الكفر و التكذيب لعنهم اللّه.


تفسير عياشى، ج 1، ص 282، ح 294; نورالثقلين، ج 1، ص 565، ح 631.

13- تظاهر به عقيده باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 76 - 4،5

4 - تظاهر به عقيده اى باطل براى ابطال آن مجاز است.

رءا كوكبا قال هذا ربى

5 - اظهار همراهى با عقيده اى باطل و سپس پرداختن به ابطال آن، روشى در تبليغ و تربيت است.

رءا كوكبا قال هذا ربى

با توجه به مجموعه آيات همين سوره، روشن است كه ابراهيم(ع) براى احتجاج و ابطال پندارهاى قوم خويش به اظهار ستاره پرستى و . .. پرداخت. از همين جا برمى آيد كه چنين كارى مجاز بود و شيوه اى در تبليغ مى تواند باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 77 - 5

5 - تظاهر به عقيده اى باطل، براى رد آن مجاز است.

فلما رءا القمر بازغا قال هذا ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 78 - 5

5 - تظاهر به عقيده اى باطل براى ابطال آن در مقام مجادله مجاز است.

قال هذا ربى هذا أكبر

14- تظاهر به نماز صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 78 - 10

10- لزوم اهتمام به اقامه نماز صبح ، در منظر همگان و همراه با جماعت *

إن قرءان الفجر كان مشهودًا

احتمال دارد كه ذكر صفت «مشهود» براى نماز صبح، نوعى تشويق به اين باشد كه شايسته است انجام آن در معرض شهود و ديد همگان باشد. لازم به ذكر است كه فعل «كان» در آيه براى تثبيت است.

15- تظاهر جايز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 149 - 2

2 - جواز اظهار و ابراز كار هاى نيك انجام شده

إن تبدوا خيراً أو تخفوه . .. فإنّ اللّه كان عفواً قديراً

در برداشت فوق متعلق ابداء و اخفاء مى تواند عمل نيكى باشد كه قبلا انجام گرفته است. بنابراين ابداء خير به معناى اظهار و ابراز آن مى باشد.

16- تظاهر مشركان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 8 - 11،12

11 - شرك پيشگان صدر اسلام تلاش مى كردند تا با ظاهر سازى و خوش زبانى ( رفتار منافقانه ) افكار عمومى مسلمانان را فريب داده و رضايت و خوشبينى آنان را نسبت به خود جلب كنند .

يرضونكم بأفوههم و تأبى قلوبهم

12 - رفتار هاى فريبكارانه ( ظاهرسازى ها و خوش زبانى هاى ) مشركان صدر اسلام ، خوشبينى هايى را در ميان مسلمانان نسبت به آنان به وجود آورده بود .

كيف يكون للمشركين عهد . .. كيف ... يرضونكم بأفوههم و تأبى قلوبهم

17- تظاهر منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 49 - 3

3 - تمسك برخى از منافقان براى فرار از مسؤوليت هاى سنگين ، به حيله هاى فريبنده و به ظاهر شرعى

و منهم من يقول ائذن لى و لاتفتنى

با توجه به آنچه در شأن نزول نقل شده است كه برخى از منافقان، مفتون شدن به زنان رومى را بهانه عدم شركت در جنگ قرار دادند، برداشت فوق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 101 - 2

2 - برخى از منافقان ، آن چنان به ديانت تظاهر و نفاق خود را پنهان مى كردند كه حتى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) هم ناشناخته بودند .

و ممن حولكم من الأعراب . .. لا تعلمهم

18- تظاهر منافقان به اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 9 - 2،3

2 - ضربه زدن به اهل ايمان و توطئه عليه آنان ، از اهداف منافقان در اظهار ايمان

يخدعون اللّه و الذين ءامنوا

«خدع» به معناى پنهان كردن امرى و اظهار كردن امرى ديگر است به منظور ضربه زدن و ايجاد ناگوارى.

3 - منافقان با اظهار ايمان ، در پى نيرنگ زدن به خدا و فريب دادن اهل ايمان هستند .

و من الناس من يقول ءامنا . .. يخدعون اللّه و الذين ءامنوا

جمله «و ما يخدعون إلا أنفسهم» مى رساند كه: منافقان به خدا و اهل ايمان نيرنگ نزدند و نخواهند زد. بنابراين «يخادعون اللّه ...»; يعنى آنان در صدد نيرنگ زدن هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 14 - 1،7،8

1 - منافقان ، به هنگام حضورشان در ميان مؤمنان ، تظاهر به ايمان كرده و خود را مسلمان جلوه مى دهند .

و إذا لقوا الذين ءامنوا قالوا ءامنا

7 - صحنه گردانان نفاق در عصر بعثت ، نگران تمايل پيروانشان به اسلام بودند .

قالوا إنّا معكم إنما نحن مستهزءون

حصر در جمله «إنما . ..» حصر اضافى و از نوع «حصر قلب» است. كاربرد اين گونه حصر در موردى است كه گوينده در صدد بر طرف كردن توهمى باشد كه مخاطب به آن مى انديشد. اين توهم در جمله «إنما نحن ...» گرايش منافقان پيرو، به اسلام است.

8 - اعمال و رفتار اسلام گونه منافقان ، هرگز برخاسته از كمترين گرايش آنان به دين نيست .

قالوا إنّا معكم إنما نحن مستهزءون

حصر در جمله «إنما نحن . ..» گوياى برداشت فوق است; يعنى: كارهاى ما در رابطه با ايمان و مؤمنان جز استهزاء، چيزى ديگرى نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 16 - 7

7 - منافقان با تظاهر به اسلام ، در هدف هاى خويش ( كسب منافع و ضربه زدن به اسلام ) ، موفقيتى به دست نخواهند آورد .

و ما كانوا مهتدين

برداشت فوق بر اين اساس است، كه متعلق«مهتدين» اهداف منافقان باشد; يعنى: و ما كانوا مهتدين الى مقاصدهم. آيات بعدى، اين معنا را تأييد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 17 - 1،2،3،4

1 - حالت منافقان در اظهار ايمان ، به كسى مى ماند كه براى رهايى از ظلمت ، آتشى ناپايدار و گذرا برافروزد .

مثلهم كمثل الذى استوقد ناراً فلمّا أضاءت ما حوله ذهب اللّه بنورهم

«استيقاد» (مصدر استوقد) به معناى آتش افروختن است. «لما» حرف شرط است و جواب آن محذوف مى باشد و جمله «ذهب اللّه ...» بيانگر آن جواب است; يعنى: آن گاه كه آتش اطراف او را روشن كرد، خاموش شود و او در تاريكى بماند.

2 - منافقان در سايه اظهار ايمان ، در تلاش براى منفعت جويى و رهايى يافتن از مشكلات اجتماعى هستند .

مثلهم كمثل الذى استوقد ناراً . .. ذهب اللّه بنورهم

از اينكه منافقان به كسى كه در تاريكى آتش ناپايدارى مى افروزد تشبيه شده اند اين معنا به دست مى آيد كه: كافر در جامعه ايمانى با مشكلات اجتماعى روبروست و خود را ناچار مى بيند كه تظاهر به ايمان كند تا از مشكلات برهد; ولى ديرى نمى پايد كه خداوند او را رسوا مى كند.

3 - دستاورد منافقان با تظاهر به ايمان ، منافعى گذرا ، ناپايدار و محدود است .

فلمّا أضاءت ما حوله ذهب اللّه بنورهم

4 - خداوند محدود كننده فرصت منافقان براى سوء استفاده آنان از تظاهر به ايمان

ذهب اللّه بنورهم

19- سرزنش تظاهر به ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 16 - 1

1 - نكوهش اعراب ( باديه نشينان ) از سوى خداوند ، به سبب تلاش براى مؤمن نماياندن خويش ; على رغم آگاهى خداوند به ايمان يا بى ايمانى آنان

قالت الأعراب ءامنّا . .. قل أتعلّمون اللّه بدينكم و اللّه يعلم

20- عوامل تظاهر به ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 56 - 8

8 - بيم منافقان از مؤمنان ، عامل مؤمن جلوه دادن خويش

و يحلفون باللّه إنهم لمنكم . .. و لكنهم قوم يفرقون

21- كيفر تظاهر به عمل ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 30 - 4

4 - تظاهر به كار هاى ناشايست ، موجب تشديد عذاب مى شود .

من يأت منكنّ بفحشة مبيّنة يضعف لها العذاب ضعفين

22- محدوده تظاهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 204 - 6

6 - ظاهرسازى و فريفتن ديگران ، فقط در تنگناى حيات دنيا ممكن است .

و من الناس من يعجبك قوله فى الحيوة الدنيا

بنابراينكه «فى الحيوة الدنيا»، متعلّق به «يعجبك» باشد ; يعنى شگفتى گفتارشان در دنياست ; در آخرت كه روز حقيقت است.

13- تعاون

1- آثار تعاون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 38

38 - برقرارى مقررات الهى - اجتماعى در جامعه ، مرهون تعاون و همكارى است .

اوفوا بالعقود . .. تعاونوا على البر و التقوى

فرمان خداوند به تعاون در انجام كارهاى نيك پس از بيان مقررات اجتماعى - الهى (اوفوا بالعقود . .. لاتحلوا ...)، رهنمودى براى پياده كردن آن مقررات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 8 - 11،14،16

11 - ايمان و همراهى در امر دين ، موجب مصونيت از خذلان اخروى است .

يوم لايخزى اللّه النبىّ و الذين ءامنوا معه

موضوع تعاون و همراهى در برداشت ياد شده، از تعبير «معه» استفاده مى شود.

14 - ايمان و تعاون در امر دين ، موجب نورانيت انسان ها در عرصه قيامت

نورهم يسعى بين أيديهم و بأيمنهم يقولون ربّنا أتمم لنا نورنا

16 - ايمان و همراهى در امر دين ، موجب جلب آمرزش الهى

و الذين ءامنوا معه . .. يقولون ... و اغفرلنا

2- آثار تعاون در گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 31 - 6

6 - فراهم آورندگان زمينه گناه ، همانند مرتكبان گناه مستحق عذاب اند .

فعقر . .. إنّا أرسلنا عليهم

در صورتى كه قوم ثمود در ابتلا به عذاب خصوصيتى نداشته باشند; از آيه شريفه استفاده مى شود كه همه توطئه گران عليه حق، در معرض عذاب اند; چه مباشران و چه فراهم آورندگان زمينه جرم و خطا.

3- اهميت تعاون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 3 - 12

12 - ترويج حق و تقويت روحيّه پايدارى ، نيازمند مشاركت و هم يارى مردم با يكديگر است .

تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر

4- ترك تعاون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 43

43 - تعدى و تجاوز حتى به دشمنان ، تعاون در گناه و تجاوز و ترك همكارى در كار هاى نيك ، حاكى از بى تقوايى است .

لايجرمنكم . .. و لاتعاونوا على الاثم و العدون واتقوا اللّه

5- تعاون بر تجاوز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 39،42،43،47

39 - حرمت تعاون و همكارى در گناه و تجاوز

و لاتعاونوا على الاثم و العدون

42 - تقوا ، زمينه ساز همكارى در نيكى ها ، فراخوانى يكديگر به تقواپيشگى و پرهيز از تعاون بر گناه و تجاوز است .

واتقوا اللّه

جمله «اتقوا اللّه» پس از امر به تعاون در كارهاى نيك و نهى از همكارى در گناه، مى تواند اشاره به راهى جهت تحقق امر و نهى ياد شده باشد.

43 - تعدى و تجاوز حتى به دشمنان ، تعاون در گناه و تجاوز و ترك همكارى در كار هاى نيك ، حاكى از بى تقوايى است .

لايجرمنكم . .. و لاتعاونوا على الاثم و العدون واتقوا اللّه

47 - همكارى در گناه و تجاوز ، گناهى بزرگ و موجب كيفر و مجازاتى سخت

و لاتعاونوا على الاثم و العدون . .. إنّ اللّه شديد العقاب

تهديد به عذاب شديد، نشانه بزرگى گناه است.

6- تعاون بر تقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 36،37

36 - لزوم تعاون و همكارى در انجام كار هاى نيك و سير به سوى تقوا و پرهيزگارى

و تعاونوا على البر و التقوى

37 - لزوم همكارى و تعاون در مراسم حج ، بر اساس نيكى و تقوا

لايجرمنكم . .. عن المسجدالحرام ان تعتدوا و تعاونوا على البر و التقوى

از مصاديق مورد نظر براى «برّ» و «تقوى»، به قرينه فرازهاى پيشين، مناسك حج و مسايل پيرامون آن است.

7- تعاون بر ضد دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 6

6 - همياريهاى ضد دينى در دنيا، در پى دارنده دشمنى و كينه توزى در آخرت خواهد شد.

كلما دخلت أمة لعنت أختها

8- تعاون بر گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 39،42،43،47

39 - حرمت تعاون و همكارى در گناه و تجاوز

و لاتعاونوا على الاثم و العدون

42 - تقوا ، زمينه ساز همكارى در نيكى ها ، فراخوانى يكديگر به تقواپيشگى و پرهيز از تعاون بر گناه و تجاوز است .

واتقوا اللّه

جمله «اتقوا اللّه» پس از امر به تعاون در كارهاى نيك و نهى از همكارى در گناه، مى تواند اشاره به راهى جهت تحقق امر و نهى ياد شده باشد.

43 - تعدى و تجاوز حتى به دشمنان ، تعاون در گناه و تجاوز و ترك همكارى در كار هاى نيك ، حاكى از بى تقوايى است .

لايجرمنكم . .. و لاتعاونوا على الاثم و العدون واتقوا اللّه

47 - همكارى در گناه و تجاوز ، گناهى بزرگ و موجب كيفر و مجازاتى سخت

و لاتعاونوا على الاثم و العدون . .. إنّ اللّه شديد العقاب

تهديد به عذاب شديد، نشانه بزرگى گناه است.

9- تعاون بر نيكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 36،37،42

36 - لزوم تعاون و همكارى در انجام كار هاى نيك و سير به سوى تقوا و پرهيزگارى

و تعاونوا على البر و التقوى

37 - لزوم همكارى و تعاون در مراسم حج ، بر اساس نيكى و تقوا

لايجرمنكم . .. عن المسجدالحرام ان تعتدوا و تعاونوا على البر و التقوى

از مصاديق مورد نظر براى «برّ» و «تقوى»، به قرينه فرازهاى پيشين، مناسك حج و مسايل پيرامون آن است.

42 - تقوا ، زمينه ساز همكارى در نيكى ها ، فراخوانى يكديگر به تقواپيشگى و پرهيز از تعاون بر گناه و تجاوز است .

واتقوا اللّه

جمله «اتقوا اللّه» پس از امر به تعاون در كارهاى نيك و نهى از همكارى در گناه، مى تواند اشاره به راهى جهت تحقق امر و نهى ياد شده باشد.

10- تعاون حرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 39

39 - حرمت تعاون و همكارى در گناه و تجاوز

و لاتعاونوا على الاثم و العدون

11- تعاون در جامعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 270 - 8

8 - انفاق و وفاى به نذر ، از عوامل ايجاد و بسط تعاون اجتماعى *

و ما انفقتم من نفقة او نذرتم من نذر . .. و ما للظّالمين من انصار

به نظر مى رسد از مصاديق ياوران (انصار) همان مردمى باشند كه از اموال انفاق كنندگان بهره مند مى شوند; يعنى انفاق كنندگان و وفاكنندگان به نذر، برخوردار از يارى مردم هستند و نيز آنان، مددكار مردم و اجتماعند; بنابراين انفاق از عوامل بسط تعاون اجتماعى خواهد شد.

12- تعاون در حج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 37

37 - لزوم همكارى و تعاون در مراسم حج ، بر اساس نيكى و تقوا

لايجرمنكم . .. عن المسجدالحرام ان تعتدوا و تعاونوا على البر و التقوى

از مصاديق مورد نظر براى «برّ» و «تقوى»، به قرينه فرازهاى پيشين، مناسك حج و مسايل پيرامون آن است.

13- تعاون در عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 46 - 4

4 - مردم ، موظف اند همديگر را در انجام هر كار خالصانه ، يارى دهند .

أن تقوموا للّه مثنى و فردى

احتمال دارد «مثنى» اشاره به اين نكته باشد كه مردم دو نفرى به همديگر كمك كنند.

14- تعاون در گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 7

7 - يارى رساندن به قاتلان و آواره كنندگان اهل دين ، گناه و تجاوز است .

تظهرون عليهم بالاثم و العدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 31 - 5

5 - همدستان كشنده ناقه صالح ، شريك جرم او و مبتلا به عذابى همسان

فتعاطى فعقر . .. فكانوا كهشيم المحتظر

مفرد بودن «فقعر» مى رساند كه كشنده ناقه يك نفر بود; ولى تعبير «أرسلنا علهيم» افاده مى كند كه عذاب الهى - علاوه بر

كشنده ناقه - شامل همه كسانى بود كه به صورت غير مستقيم، نوعى هم فكرى و هماهنگى با وى داشته اند.

15- تعاون كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 73 - 1

1 - كافران سزاوار حمايت از يكديگر ، نه شايسته حمايت كردن از مؤمنان و يا برخوردار شدن از حمايت ايشان

و الذين كفروا بعضهم أولياء بعض

مقصود از ولايت كافران نسبت به يكديگر و پشتيبانى آنان از همديگر، به قرينه فراز بعد (إلا تفعلوه . .. ) نفى ولايت بين مؤمنان و كافران است. بنابراين جمله «إن الذين كفروا ... » به اين معنى است كه مسلمانان نبايد عقد ولايى با كافران داشته باشند ; نه آنان را حمايت كنند و نه از ايشان حمايت جويند.

16- تعاون مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 39 - 2

2 - مؤمنان ، داراى عزم دينى و حضور مؤثر اجتماعى و هميارى نسبت به يكديگر در قبال متجاوزان

و الذين إذا أصابهم البغى هم ينتصرون

برخى از مفسران «إنتصار» را به معناى «تناصر» (تعاون و هميارى) گرفته اند; يعنى، مؤمنان راستين آنانند كه هر گاه مورد ستم و تجاوز قرار گيرند - براى دفع آن - به يارى هم برمى خيزند.

17- حرمت تعاون در گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 85 - 8

8 - حرمت يارى كردن گنهكاران در گناهشان

تظهرون عليهم بالاثم و العدون

18- زمينه تعاون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 42

42 - تقوا ، زمينه ساز همكارى در نيكى ها ، فراخوانى يكديگر به تقواپيشگى و پرهيز از تعاون بر گناه و تجاوز است .

واتقوا اللّه

جمله «اتقوا اللّه» پس از امر به تعاون در كارهاى نيك و نهى از همكارى در گناه، مى تواند اشاره به راهى جهت تحقق امر و نهى ياد شده باشد.

19- موانع تعاون بر گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 48

48 - توجه به كيفر سخت الهى ، زمينه ساز تقواپيشگى و پرهيز از همكارى در گناه

و لاتعاونوا على الاثم و العدون واتقوا اللّه إنّ اللّه شديد العقاب

14- تعجيل

1- اجتناب از تعجيل در تصميم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 27 - 5

5 - لزوم تحقيق و بررسى و پرهيز از شتاب زدگى و تصميم عجولانه در مورد اخبار مهم

إنّى وجدت امرأة تملكهم . .. يسجدون للشمس... قال سننظر أصدقت

سليمان به عنوان يكى از پيامبران الهى در تصميم گيرى براى مواجهه با حاكمان سرزمين سبا، از شتاب زدگى خوددارى كرد و به تحقيق درباره آن پرداخت، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

2- اجتناب از تعجيل در عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 84 - 2

2- خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به شتاب نداشتن براى عذاب كافران لجوج ، توصيه كرده است .

فلاتعجل عليهم

3- اجتناب از تعجيل در عذاب گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 1

1- مهلت دهى خداوند ، به ماندگان در وادى گمراهى و عدم تعجيل در عذاب آنها

قل من كان فى الضللة فليمدد له الرحمن مدًّا

«ليمدد» فعل امر از «مدّ» است و «مدّ له»; يعنى، او را رها ساخت و به وى مهلت داد (لسان العرب). گفتنى است كه اين معنا، مصداق معناى اصلى «مدّ» است كه كشاندن چيزى در ناحيه طول آن مى باشد. در آيه مورد بحث مقصود، مهلت خداوند به كافران و پايان ندادن كار آنها با عذاب است.

4- اجتناب از تعجيل در عذاب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 84 - 3

3- تأثير فزون تر وسوسه هاى شيطانى در مشركان و افزايش گمراهى آنان بر اثر مهلت هاى الهى ، دليل شتاب نورزيدن خداوند در عذاب آنان

فلاتعجل عليهم

«لاتعجل» به وسيله «فاء» بر آيات پيشين (نظير «فليمدد له الرحمن مدّاً» و «تؤزّهم أزّاً») تفريع شده است; يعنى، حال كه تأخير عذاب مايه افزايش گمراهى مشركان و فزونى فريب هاى شيطانى است، چه ضرورتى در تعجيل عذاب است؟ جمله «إنّما . ..» نيز كه تعليل براى «فلاتعجل عليهم» است، همين نكته را تأكيد مى كند; زيرا بر انبوه تر شدن مدارك عذاب مشركان دلالت دارد.

5- اجتناب از تعجيل در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 114 - 23

23 - ترك تعجيل در نزول تمامى قرآن و سكوت كامل تا پايان نزول هر آيه ، زمينه ساز افزايش علوم پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند

و لاتعجل بالقرءان . .. و قل ربّ زدنى علمًا

6- اجتناب از تعجيل در وعده هاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 1 - 3

3- مؤمنان ، وظيفه دار صبر و شكيبايى و پرهيز از درخواست تحقق سريع وعده هاى خداوند

أتى أمر الله فلاتستعجلوه سبحنه و تعلى عمّا يشركون

با توجه به اينكه «لاتستعجلوه» مخاطب و «يشركون» غايب است، به نظر مى رسد مخاطب فعل اول مؤمنان باشد.

7- امكان تعجيل در مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 10 - 15

15- امكان وقوع مرگ آدمى قبل از رسيدن اجل طبيعى او

يدعوكم ليغفر لكم . .. و يؤخّركم إلى أجل مسمًّى

اينكه خداوند فرموده است: شما را دعوت مى كند تا حياتتان را تا «أجل مسمّى» تأخير بيندازد به معناى اين است كه امكان فرا رسيدن مرگ قبل از آن وجود دارد.

8- تعجيل در ايمان كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 7

7- رهنمود الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى شكيبا بودن و عجله نورزيدن در گرايش كافران به ايمان يا مجازات ايشان از سوى خداوند

فاصبر . .. و لاتستعجل لهم

9- تعجيل در شكست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 176 - 2

2 - سرزنش شدن مشركان و كافران معاند از سوى خداوند ، به جهت شتاب آنان در نزول عذاب و شكست

أفبعذابنا يستعجلون

10- تعجيل در عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 176 - 2

2 - سرزنش شدن مشركان و كافران معاند از سوى خداوند ، به جهت شتاب آنان در نزول عذاب و شكست

أفبعذابنا يستعجلون

11- تعجيل در عذاب قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 81 - 25

25- لوط ( ع ) از فرشتگان خواست تا در عذاب قومش تعجيل كنند . *

إن موعدهم الصبح أليس الصبح بقريب

استفهام در «أليس . ..» تقريرى است و هدف از آن، اقرار و اعتراف مخاطب به مضمون جمله اى است كه پس از آن واقع مى شود. اقرار و اعتراف گرفتن از لوط(ع) بر اينكه هنگام فرا رسيدن عذاب قومش نزديك است، مى رساند كه وى خواهان تعجيل در عذاب آن قوم بوده است.

12- تعجيل در عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 84 - 1

1- پافشارى مشركان بر شرك خود ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را آماده درخواست عذابى سريع براى آنان كرده بود .

فلاتعجل عليهم إنّما نعدّ لهم عدًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 35 - 7

7- رهنمود الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى شكيبا بودن و عجله نورزيدن در گرايش كافران به ايمان يا مجازات ايشان از سوى خداوند

فاصبر . .. و لاتستعجل لهم

13- تعجيل در عمل خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 20 - 10

10 - شتاب در كار خير و در دفاع از دين و مبلغان دينى ، كارى است شايسته و بايسته .

و جاء من أقصا المدينة رجل يسعى قال يقوم اتّبعوا المرسلين

14- تعجيل در نزول قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 114 - 9

9 - نزول سريع تر تمامى قرآن و تكميل زودرس مجموعه آيات آن ، خواسته قلبى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

و لاتعجل بالقرءان من قبل أن يقضى إليك وحيه

در وجه نزول اين آيه، ديدگاههايى وجود دارد: 1- پيامبر(صلی الله علیه و آله)، همراه قرائت جبرئيل، آيات را قرائت مى كرد تا به دريافت كامل آن اطمينان يابد. 2- پيامبر(صلی الله علیه و آله) پيش از روشن شدن معناى آيات، آن را بر اصحاب املا مى فرمود. 3پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواستار نزول تمامى قرآن درزمانى كوتاه تر بود. و چون تعبير «القرآن» با اراده مجموعه قرآن سازگارتر است، مى توان سومين احتمال را ترجيح داد.

15- تعجيل در وعده هاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 1 - 5

5- شتاب و بى صبرى در مورد تحقق زودرس وعده هاى خداوند ، روا نيست .

أتى أمر الله فلاتستعجلوه

16- تعجيل در هلاكت مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 78 - 18

18 - لزوم فرصت ندادن به تبه كاران و به كيفر رساندن بى درنگ آنان

و لايسئل عن ذنوبهم المجرمون

از مفاد اين آيه به دست مى آيد كه بازجويى و محاكمه، به خاطر اخذ اقرار از گناه كاران و اثبات جرم، صورت مى گيرد و چون مجرمان گناهشان مشهود است، نيازى به بازجويى و پرسش نيست. از اين رو بدون فوت وقت بايد آنان را به كيفر رساند.

17- درخواست تعجيل در عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 2

2- منكران ربوبيت خدا و كافران به قيامت از سر استهزا و ناباورى ، خواهان تعجيل در فرا رسيدن عذاب هاى موعود

يستعجلونك بالسيئة

«استعجال» (مصدر يستعجلون) به معناى درخواست عجله است. حرف «باء» در «بالسيئة» براى تعديه و «ال» در آن عهد ذهنى است ; يعنى، آن بدى و مراد از آن به قرينه «قد خلت من قبلهم المثلات» عذاب است. بنابراين «يستعجلونك بالسيئة» ; يعنى، از تو مى خواهند در آوردن آن عذاب وعده داده شده تعجيل كنى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 39 - 3

3- جهل كفار به سختى و شدت عذاب الهى ، عامل تعجيل آنان براى تحقق عذاب است .

و يقولون متى هذا الوعد . .. لويعلم الذين كفروا حين لايكفّون عن وجوههم النار ...

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه جواب مقدر «لو» جمله «لمّا استعجلوا العذاب أو قيام الساعة» (در نزول عذاب و يا در برپايى قيامت عجله نمى كردند) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 204 - 1،2

1 - توبيخ مجرمان از سوى خدا به خاطر شتاب آنان در طلب نزول عذاب

أفبعذابنا يستعجلون

استفهام در «أفبعذابنا» براى توبيخ و سرزنش است.

2 - تعجيل كنندگان در نزول عذاب ، آرزومند مهلت به هنگام مشاهده آن

فيقولوا هل نحن منظرون . أفبعذابنا يستعجلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 53 - 1

1 - كافرانِ منكرِ آيات الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواهانِ تعجيل در عذاب خود بودند .

و يستعجلونك بالعذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 54 - 1

1 - كافران منكر آيات الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار تعجيل در عذاب خود بودند .

يستعجلونك بالعذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 16 - 1،6

1 - سران كفر و شرك از روى استهزا ، از خداوند خواستار شتاب در نزول عذاب ويژه اخروى خود بودند .

و قالوا ربّنا عجلّ لنا قطّنا قبل يوم الحساب

«قطّ» به معناى نصيب و بهره معين و جدا شده است و مقصود از آن در اين آيه، بهره و نصيب كافران از عذاب قيامت مى باشد.

6 - « عن على ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ « و قالوا ربّنا عجلّ لنا قطّنا قبل يوم الحساب » قال : نصيبهم من العذاب ;

از امام على(ع) روايت شده كه درباره سخن خداوند عزّوجلّ «و قالوا ربّنا عجّل لنا قطّنا قبل يوم الحساب» فرمود: [مراد مشركان از كلمه «قطّنا»] نصيب آنها از عذاب بود [كه از روى تمسخر درخواست مى كردند زودتر به آنان برسد]».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 59 - 7

7 - كافران عصر بعثت ، درخواست كننده عذاب الهى ، از سر استهزا و ناباورى

للذين ظلموا ذنوبًا . .. فلايستعجلون

نهى الهى (فلايستعجلون) مى رساند كه كافران، ناباورانه تقاضاكننده نزول عذاب بوده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 1 - 1

1 - گروهى از كافران عصر بعثت ، خواستار شتاب در نزول عذاب الهى در دنيا

سأل سائل بعذاب واقع

به گفته مفسران، سؤال در اين آيه، به معناى طلب و دعا است; ازاين رو بهوسيله «با» متعدى شده است; يعنى، «دعا داع بعذاب واقع».

18- درخواست تعجيل در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 14 - 3

3 - كافران ، از روى ناباورى خواستار تعجيل در برپايى قيامت

يسئلون أيّان يوم الدين . .. هذا الذى كنتم به تستعجلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 27 - 4

4 - كافران و منكران معاد ، خواستار تحقق سريع وعده برپايى قيامت

و يقولون متى هذا الوعد . .. و قيل هذا الذى كنتم به تدّعون

«تدّعون» مى تواند از ماده «دعا» باشد. در اين صورت به معناى «تطلبون» (درخواست مى كرديد) خواهد بود. برداشت ياد شده مبتنى بر اين معنا است.

19- درخواست تعجيل در وعده هاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 1 - 2،4

2- مسلمانان صدراسلام ، خواهان تحقق زودرس وعده خدا در مورد غلبه اسلام و توحيد بودند .

أتى أمر الله فلاتستعجلوه

در مورد مخاطب «لاتستعجلوه» دو احتمال وجود دارد: اول آنكه تعجيل از جانب مسلمانان صورت مى گرفته و ديگر آنكه مشركان

خواهان شتاب در تحقق وعده هاى الهى (عذاب، يا غلبه توحيد، يا قيامت) بودند. برداشت فوق بر مبناى اول است.

4- مشركان صدراسلام از سر عناد و از روى استهزا ، خواهان تحقق زودرس وعده هاى الهى ( عذاب ، غلبه اسلام و قيامت ) بودند .

أتى أمر الله فلاتستعجلوه

محتمل است مخاطب «لاتستعجلوه» مشركانى باشد كه خواهان تحقق وعده هاى الهى بودند، و از آن جايى كه معمولاً كسى خواهان پيروزى دشمن و شكست و خذلان خويش نيست، مى توان گفت: تعجيل مشركان براى آمدن عذاب، از سر عناد و تمسخر بوده است.

20- درخواست تعجيل عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 47 - 3

3 - تكذيب كنندگان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، خواستار نزول سريع و بدون تأخير عذاب بودند .

و يستعجلونك بالعذاب

21- زمينه تعجيل در مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 4 - 4

4 - رهاكنندگان عبادت خدا ، تقواى الهى و اطاعت از پيامبران ، در معرض عذاب الهى و مرگ زودرس قرار دارند .

أن اعبدوا اللّه . .. و يؤخّركم إلى أجل مسمًّى

22- زمينه درخواست تعجيل در عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 38 - 6

6- خوى شتاب زدگى آدمى ، زمينه ساز درخواست كافران مكه براى تحقق وعده هاى الهى ( عذاب ، برپايى قيامت و . . . )

خلق الإنسن من عجل . .. يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه جمله «و يقولون متى . ..» عطف بر جمله «سأُوريكم...» باشد و اين دو جمله، با جمله «خلق الإنسان من عجل» - كه بيان گر خصلت عمومى انسان ها است - مرتبط باشند.

23- زمينه درخواست تعجيل قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 38 - 6

6- خوى شتاب زدگى آدمى ، زمينه ساز درخواست كافران مكه براى تحقق وعده هاى الهى ( عذاب ، برپايى قيامت و . . . )

خلق الإنسن من عجل . .. يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه جمله «و يقولون متى . ..» عطف بر جمله «سأُوريكم...» باشد و اين دو جمله، با جمله «خلق الإنسان من عجل» - كه بيان گر خصلت عمومى انسان ها است - مرتبط باشند.

24- عوامل تعجيل عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 58 - 3

3- اَعمال اِعراض كنندگان از آيات الهى ، مقتضى تعجيل و زودرسى عذاب بر ايشان است .

لو يؤاخذهم بما كسبوا لعجّل لهم العذاب

اگر بخواهند محتواى جمله شرطيه را به گونه اى بيان كنند كه علاوه بر گذشته، وضعيّت آينده را نيز بازگو كند، يكى از شرط و جزا را مضارع و ديگرى را ماضى مى آورند. بنابراين «لو يؤاخذهم ... لعجل» بيان مى دارد كه در گذشته، چنين بود و در آينده نيز همين گونه خواهد بود.

25- ممانعت از تعجيل در تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 16 - 2

2 - منع شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از شتابورزى در خواندن آيات وحى ، پيش از پايان يافتن وحى آن

لاتحرّك به لسانك لتعجل به

26- منشأ تعجيل در عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 59 - 8

8 - تعجيل كافران در نزول عذاب ، ناشى از بى توجهى آنان به نابودى ياران گذشته خويش

فإنّ للذين ظلموا ذنوبًا مثل ذنوب أصحبهم فلايستعجلون

از «فلايستعجلون» استفاده مى شود كه كافران، ناباورانه تقاضاى عذاب مى كردند و آنها اگر آنان به راستى در سرنوشت ياران

گذشته خويش تأمل مى كردند، هرگز چنين ناباورانه مجازات الهى را به استهزا نمى گرفتند.

27- موانع تعجيل در عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 20 - 4

4 - فضل ، رحمت ، رأفت و مهربانى خداوند ، موجب شتاب نكردن او در عذاب اشاعه دهندگان فحشا

و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته و أنّ اللّه رءوف رحيم

جواب «لولا» محذوف است و آنچه مى تواند مقدر باشد - به قرينه آيه 14 (لمسّكم فيما أفضتم فيه عذاب عظيم) و نيز آيه قبلى كه در آن اشاعه دهندگان فحشا تهديد به عذاب شده اند - جمله اى مانند «لعاجلكم بالعقوبة» و يا «لهلكتم» مى باشد.

28- موانع تعجيل در عذاب كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 58 - 4

4- غفران و رحمت گسترده الهى ، مانع مؤاخذه و مجازات سريع كافران هدايت ناپذير است .

و ربّك الغفور ذوالرحمة لو يؤاخذهم بما كسبوا لعجّل لهم العذاب

مرجع ضمير «هم» در «يؤاخذهم» واژه «مَن ذُكِّرَ. ..» در آيه قبل است; يعنى، آنان كه از آيات الهى، اِعراض كرده و به مهلكه هدايت ناپذيرى درافتادند.

29- موانع تعجيل در مبارزه با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 14 - 10

10 - باور مؤمنان به مجازات حتمى كافران از سوى خداوند ، مانع اقدام هاى شتابزده آنان در مقابله با كافران

يغفروا . .. ليجزى قومًا بما كانوا يكسبون

«لام» در «ليجزى» براى تعليل است و فلسفه امر به خويشتن دارى مؤمنان در برابر كافران را بيان مى كند.

15- تعصب

1- آثار تعصب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 6

6 - تعصب هاى نژادى و فاميلى ، امرى نكوهيده و زمينه ساز حق ناپذيرى است .

و إذا قيل لهم اتبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتبع ما ألفينا عليه ءاباءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 8 - 12

12 - احساسات ، زمينه انحراف از عدالت

و لايجر منكم شنئان قوم على الا تعدلوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 104 - 9

9 - تعصب زمينه اى براى تقليد ها و پيروى هاى كوركورانه

حسبنا ما وجدنا عليه ءاباءنا

جمله «حسبنا . ..» مى رساند كه دليل پيروى كفرپيشگان از سنتهاى رايج اين است كه پدرانشان به آنها پايبند بوده اند كه از اين معنا تعبير به تعصب مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 15

15 - «أو يلبسكم شيعا» المروى عن أبى عبداللّه(ع): عنى به يضرب بعضكم ببعض بما يلقيه بينكم من العداوة و العصبية.

از امام صادق(ع) درباره «أو يلبسكم شيعا»، روايت شده است: مراد اين است كه با ايجاد دشمنى و عصبيت بين شما، بعضى را به

جان بعضى ديگر مى اندازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 2

2- منفعت پرستى ، حرام خوارى ، تعصب و قوم گرايى عامل هاى بازدارنده مردم مدين از انديشه كردن در تعاليم شعيب ( ع ) و فهميدن آنها

قالوا يشعيب ما نفقه كثيرًا مما تقول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 53 - 6

6- تعصب بر عقايد نياكان و پيروى غيرآگاهانه از اجداد ، عامل انحراف و گمراهى انسان ها است .

ما هذه التماثيل . .. قالوا وجدنا ءاباءنا لها عبدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 54 - 3

3 - حق ناپذيرى ، تعصب و جمود بر فرقه گرايى ، گردابى است هلاكت بار .

فتقطّعوا أمرهم بينهم . .. فذرهم فى غمرتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 21 - 12

12 - تعصّب و وفادارى به آراى پيشينيان ، مانع بروز و رشد انديشه هاى نو است .

و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتّبع ما وجدنا عليه ءاباءنا

2- آثار تعصب بر رسوم جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 78 - 4

4 - تعصب بر آيين و سنت هاى جاهلى نياكان ، از موانع رشد است .

قالوا أجئتنا لتلفتنا عما وجدنا عليه ءاباءنا

3- آثار تعصب خويشاوندى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 21 - 3،4،5

3 - اساسِ جدالِ كافران درباره خدا ، برخاسته از تقليد و تعصّب خويشاوندى آنان بود .

يجدل فى اللّه . .. قالوا بل نتّبع ما وجدنا عليه ءاباءنا

4 - متعصّانِ تابعِ احساسات خويشاوندى ، هر دعوتى را ، از هر كسى ، براى پيروى از تعاليم آسمانى ، جواب منفى مى دهند .

و إذا قيل لهم اتّبعوا ماأنزل اللّه قالوا بل نتّبع ما وجدنا عليه ءاباءنا

آورده شدن فعل مجهول «قيل» به جاى اين كه دعوت كننده و گوينده خاصى را، مانند انبيا، مشخص كند، احتمال دارد به خاطر نكته ياد شده باشد.

5 - تعصّب خويشاوندى و سنّت گرايى ، از موانع حق پذيرى است .

و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتّبع ما وجدنا عليه ءاباءنا

4- آثار تعصب قومى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 11،12

11- وفادارى جوامع به آرا و انديشه هاى باطل قومى و قبيله اى ، بازدارنده بروز انديشه هاى نو و برحق در ميان آنان

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

12- تعصب هاى نژادى ، زمينه ساز تقليد ها و پيروى هاى كوركورانه است .

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 7

7- تعصب هاى نژادى ، زمينه ساز تقليد هاى كوركورانه و پيروى هاى نابه جاست .

أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 24 - 13

13 - تعصب و تقليد كوركورانه از نياكان و فرهنگ ملى ، مانع از شناخت درست حقايق و ره يابى به آن

ما سمعنا بهذا فى ءابائنا الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 74 - 5

5 - پايبندى مطلق و بى دليل به سنت هاى ملّى و قومى ، مايه تخدير جامعه و سدّ راه خردورزى و مانع شناخت

قالوا بل وجدنا ءاباءنا كذلك يفعلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 199 - 3

3 - گرايش هاى شديد نژادى و قومى ، مانع از پذيرش حق

و لو نزّلنه على بعض الأعجمين . .. ما كانوا به مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 22 - 5

5 - تقليد كوركورانه و تعصبات قومى ، سدى در برابر حق گرايى است .

أمّة و إنّا على ءاثرهم مهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 23 - 7،15،16

7 - تقليد كوركورانه و تعصبات قومى ، از عوامل مهم گمراهى و انحرافات اعتقادى در طول تاريخ

و كذلك ما أرسلنا . .. و إنّا على ءاثرهم مقتدون

15 - شرك در طول تاريخ ، داراى ريشه در ماديت و قوم گرايى

إلاّ قال مترفوها إنّا وجدنا ءاباءنا على أُمّة

16 - انسان ، با چشم پوشى از هدايت وحى ، فرو غلتيده در سنت هاى قومى و تقليد هاى محيطى

إلاّ قال مترفوها . .. إنّا على ءاثرهم مقتدون

5- آثار تعصب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 61 - 9

9 - پافشارى برخى از مشركان بر شرك ، معلول تعصب يا اهداف خائنانه است ، نه ناشى از نادانى صرف .

بل أكثرهم لايعلمون

قيد «أكثر» بيانگر اين واقعيت است كه در ميان مشركان، كسانى وجود دارند كه على رغم آگاهى به بطلان شرك، به خاطر اهداف نادرستى از آن حمايت مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 3

3 - وجود استكبار و تعصب هاى جاهلى در قلب مشركان ، زمينه استحقاق آنان براى عذاب الهى

لعذّبنا الذين كفروا منهم . .. إذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحميّة

«إذ» ممكن است ظرف براى «لعذّبنا» باشد.

6- آثار تعصب مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 1

1 - تعصّب جاهلى و غرور مشركان مكه ، مايه بستن راه مسجدالحرام بر مؤمنان در حديبيه

هم الذين كفروا و صدّوكم عن المسجدالحرام. .. إذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحميّة

«إذ» ظرف براى «صدّوا» است.

7- آثار تعصب ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 8

8- پايبندى جوامع به آرا و آداب باطل پيشينيان ، مانع بروز انديشه هاى نو و برحق در ميان آنان است .

أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا

8- تبرى از تعصب قومى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 26 - 5

5 - ابراهيم ( ع ) ، نمونه انسان آزاد از تعصبات قومى و جاهلى

و إذ قال إبرهيم لأبيه و قومه

ذكر داستان ابراهيم(ع) و اعلان موضع آن حضرت در برابر عقايد سنتى جامعه خويش - پس از يادكرد پيروى كوركورانه مشركان از نياكان خود - مى تواند در جهت ارائه الگوى سنت شكنى باشد.

9- تعصب اعراب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 199 - 1،2

1 - ايمان نياوردن عرب به قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صورت نزول آن بر فردى غير عرب و با زبان غيرعربى

و لو نزّلنه . .. ما كانوا به مؤمنين

2 - قوم عرب ، داراى گرايش و تعصب نژادى و فرهنگى شديد

و لو نزّلنه على بعض الأعجمين . .. ما كانوا به مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 200 - 1

1 - مجرمان متعصب عرب ، منكر آسمانى بودن قرآن ، على رغم جريان آن درقلب هايشان به زبان عربى روشن

كذلك سلكنه فى قلوب المجرمين

«كذلك» به فرض نزول قرآن به زبان غير عربى (و لو نزّلناه على بعض الأعجمين. ..) اشاره دارد. «سلوك» (مصدر «سلكنا») به معناى وارد كردن و راه دادن است. ضمير مفعول در «سلكناه» به قرآن بازمى گردد;يعنى، «مثل ذلك السلوك سلكنا القرآن فى قلوب المجرمين». مقصود اين است كه همان طور كه اگر قرآن به زبان عجمى نازل مى گرديد و بر اين مجرمان تلاوت مى شد، از آن چيزى نمى فهميدند، اكنون هم كه به زبان عربى شيوا و روشن نازل شده است، از آن چيزى نمى فهمند و به آن ايمان نمى آورند.

10- تعصب اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 10 - 23

23- اقوام كافر پيشين داراى تعصب بودند و از آيين نياكان خويش كوركورانه تقليد مى كردند .

تريدون أن تصدّونا عمّا كان يعبد ءاباؤنا

11- تعصب اهل مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 91 - 2

2- منفعت پرستى ، حرام خوارى ، تعصب و قوم گرايى عامل هاى بازدارنده مردم مدين از انديشه كردن در تعاليم شعيب ( ع ) و فهميدن آنها

قالوا يشعيب ما نفقه كثيرًا مما تقول

12- تعصب به قانون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 50 - 15

15 - وابستگى و تعصّب يهود ، نسبت به قوانين اجتماعى و دينى خويش

و لاحلّ لكم . .. فاتقوا اللّه و اطيعون

امر به تقوا و اطاعت پس از عنوان كردن تغيير برخى احكام، بيانگر انتظار جبهه گيرى و تعصب يهود در قبال احكام جديد است.

13- تعصب خويشاوندى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 6

6 - تعصب هاى نژادى و فاميلى ، امرى نكوهيده و زمينه ساز حق ناپذيرى است .

و إذا قيل لهم اتبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتبع ما ألفينا عليه ءاباءنا

14- تعصب در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 50 - 15

15 - وابستگى و تعصّب يهود ، نسبت به قوانين اجتماعى و دينى خويش

و لاحلّ لكم . .. فاتقوا اللّه و اطيعون

امر به تقوا و اطاعت پس از عنوان كردن تغيير برخى احكام، بيانگر انتظار جبهه گيرى و تعصب يهود در قبال احكام جديد است.

15- تعصب دينى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 74 - 8

8- موسى ( ع ) نسبت به اَعمال ناروا و خلاف شرع حساسيت شديدى داشت .

قال أقتلت نفسًا زكيّة بغير نفس

اعتراض موسى به خضر(ع) على رغم قول و قرارهاى قبلى، نشان از آن دارد كه موسى(ع) به قدرى در اين مسائل حساسيّت داشت كه تحت تأثير آن، عهد و قرار خود را نيز فراموش كرده و يا آن را ناديده گرفت.

16- تعصب قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 80 - 2

2 - تعصب و پافشارى قوم ابراهيم بر عقيده شرك خويش، على رغم استدلالهاى آن حضرت بر بطلان آن

و حاجه قومه قال أتحجونى فى الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 24 - 2

2 - قوم ابراهيم ، در عقايد شرك آلود خود مردمى متعصب بودند .

إنّما تعبدون من دون اللّه أوثنًا . .. فما كان جواب قومه إلاّ أن قالوا اقتلوه أو

17- تعصب قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 70 - 12

12 - قوم عاد ، مردمى مغرور ، متعصب و لجوج در برابر دعوت توحيدى هود ( ع )

فأتنا بما تعدنا إن كنت من الصدقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 53 - 4

4- اصرار و پافشارى و تعصب قوم هود ، بر شركورزى و پرستش غير خدا

و ما نحن بتاركى ءالهتنا عن قولك

جمله اسميه «ما نحن . ..» و آوردن «با» ى زايده در خبر (تاركى ءالهتنا) حكايت از تأكيد و اصرار قوم عاد بر پرستش بتها دارد.

18- تعصب قومى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 6

6 - تعصب هاى نژادى و فاميلى ، امرى نكوهيده و زمينه ساز حق ناپذيرى است .

و إذا قيل لهم اتبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتبع ما ألفينا عليه ءاباءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 42 - 5

5 - مشركان جزيرة العرب ، مردمى نژادپرست و متعصب بودند .

و أقسموا باللّه . .. لئن جاءهم نذير ليكوننّ أهدى من إحدى الأُمم

برداشت ياد شده از تأكيد مشركان بر آمدن پيامبرى ويژه براى آنان استفاده مى شود; زيرا تأكيد آنان در حالى بود كه پيامبران بسيارى براى هدايت بشر آمده و عده اى از مردم ساكن در جزيرة العرب به آنان گرويده بودند.

19- تعصب قومى قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 25 - 6

6 - عواطف قومى ، قوم ابراهيم را به بت پرستى و پايبندى به آن ، كشيده بود .

إنّما اتّخذتم من دون اللّه أوثنًا مودّة بينكم

«مودّة» مفعولٌ له «اتّخذتم» است. بنابراين، مفاد آيه، چنين مى شود: تنها چيزى كه شما، به خاطر آن، بت پرستى را انتخاب كرديد، مودّت بين خودتان بود.

20- تعصب قومى مرفهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 24 - 13

13 - اهتمام طبقه مرفه جوامع ، به حفظ سنت هاى قومى و ابقاى باور هاى كهن

إلاّ قال مترفوها إنّا وجدنا ءاباءنا على أمّة . .. إنّا بما أرسلتم به كفرون

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه ذكر «إن-ّا» و تكرار آن، اشاره به خصيصه مرفهان باشد كه منافع آنان در حفظ باورهاى خرافى كهن و انديشه شرك مى باشد و در نتيجه پايبندى ايشان را به آنها مى رساند.

21- تعصب قومى مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 22 - 3

3 - قوم گرايى ، پايه اصلى فرهنگ و اعتقاد عرب جاهلى

بل قالوا إنّا وجدنا ءاباءنا على أُمّة و إنّا على ءاثرهم مهتدون

از اين كه عرب هاى جاهلى تنها به عقايد نياكان خويش تكيه مى كردند و آن را موجب هدايت مى دانستند، قوم گرايى آنان استفاده مى شود.

22- تعصب كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 11

23- تعصب مردم دوران اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 20 - 6

6- جامعه اصحاب كهف ، در دفاع از عقايد باطل خويش ، تعصّب و شدّت عمل داشتند .

إنّهم إن يظهروا عليكم يرجموكم أو يعيدوكم فى ملّتهم

24- تعصب مسيحيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 120 - 7

7 - تعصب بى منطق يهود و نصارا در دفاع از آيين خويش و مقاومت در برابر اسلام

و لن ترضى عنك اليهود و لاالنصرى حتى تتبع ملتهم . .. و لئن اتبعت أهواءهم

25- تعصب مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 5

5 - خداوند ، يادآورنده شرايط سخت مواجهه با مشركانِ متعصب جاهل و امداد خويش به مؤمنان

إذ جعل الذين كفروا

در صورتى كه «إذ» متعلق به فعل مقدر «اُذكر» باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

26- تعصب مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 42 - 5

5 - مشركان جزيرة العرب ، مردمى نژادپرست و متعصب بودند .

و أقسموا باللّه . .. لئن جاءهم نذير ليكوننّ أهدى من إحدى الأُمم

برداشت ياد شده از تأكيد مشركان بر آمدن پيامبرى ويژه براى آنان استفاده مى شود; زيرا تأكيد آنان در حالى بود كه پيامبران بسيارى براى هدايت بشر آمده و عده اى از مردم ساكن در جزيرة العرب به آنان گرويده بودند.

27- تعصب مشركان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 72 - 3

3 - تعصب كوركورانه و جاهلانه مشركان صدراسلام نسبت به مرام شرك ، و خشم و كينه آنان نسبت به معارف الهى قرآن

و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت تعرف فى وجوه الذين كفروا المنكر

«منكر» (مرادف «انكار») مصدر ميمى و به معناى ناخرسندى و كراهت است; يعنى، هر گاه آيات روشن ما بر آنان تلاوت شود، آثار كراهت و ناخشنودى را در چهره كافران تشخيص مى دهى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 54 - 2

2 - تعصب و جمود سخت شرك پيشگان عصر بعثت بر مرام بت پرستى

كلّ حزب بما لديهم فرحون . فذرهم فى غمرتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 55 - 5

5 - رويارويى و مخالفت قشر مرفّه صدراسلام ، با پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعصب و جمود آنان بر شركورزى شان

فذرهم فى غمرتهم حتّى حين . أيحسبون أنّما نمدّهم به من مال و بنين

28- تعصب مشركان مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 11

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 36 - 11

11- كافران و مشركان مكه مردمى تنگ نظر ، متعصب و ناتوان در تحمل افكار مخالفان بودند .

أهذا الذى يذكر ءالهتكم و هم بذكر الرحمن هم كفرون

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه كافران مكه، حتى تحمّل شنيدن نام خداى رحمان را نداشتند، و با پيامبر اسلام، همواره با تمسخر و استهزا برخورد مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 7،9،10

7 - نزول آرامش بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از سوى خدا ، در قبال تعصب ورزى جاهلانه مشركان در حديبيه

فأنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

9 - تحمل تعصب هاى جاهلانه مشركان در حديبيه ، امرى دشوار براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

فأنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

از نزول «آرامش» استفاده مى شود كه دستكم زمينه نگرانى و دشوارى براى مؤمنان وجود داشته است.

10 - اصرار تعصب آميز مشركان مكه ، بر نيامدن « بسمله » و عنوان « رسول اللّه » در متن صلحنامه حديبيه *

إذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحميّة حميّة الجهليّة

با توجّه به شأن نزول آيه شريفه، استفاده مى شود كه خشم و عصبيت مشركان در زمينه يادشده بود.

29- تعصب ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 6

6 - تعصب هاى نژادى و فاميلى ، امرى نكوهيده و زمينه ساز حق ناپذيرى است .

و إذا قيل لهم اتبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتبع ما ألفينا عليه ءاباءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 78 - 4

4 - تعصب بر آيين و سنت هاى جاهلى نياكان ، از موانع رشد است .

قالوا أجئتنا لتلفتنا عما وجدنا عليه ءاباءنا

30- تعصب يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 120 - 7

7 - تعصب بى منطق يهود و نصارا در دفاع از آيين خويش و مقاومت در برابر اسلام

و لن ترضى عنك اليهود و لاالنصرى حتى تتبع ملتهم . .. و لئن اتبعت أهواءهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 50 - 15

15 - وابستگى و تعصّب يهود ، نسبت به قوانين اجتماعى و دينى خويش

و لاحلّ لكم . .. فاتقوا اللّه و اطيعون

امر به تقوا و اطاعت پس از عنوان كردن تغيير برخى احكام، بيانگر انتظار جبهه گيرى و تعصب يهود در قبال احكام جديد است.

31- زمينه تعصب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 104 - 8

8 - نتيجه ترك انديشه و تعقل ، تعصب و تقليد كوركورانه است .

و اكثرهم لايعقلون . .. قالوا حسبنا ما وجدناعليه ءاباءنا

32- سرزنش تعصب هاى جاهلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 4

4 - تعصب مبتنى بر جهالت ، امرى نكوهيده است ; و نه پافشارى بر ارزش هاى عالمانه ، منطقى و راستين .

إذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحميّة حميّة الجهليّة

برداشت بالا بر اين اساس است كه «حميّة الجهليّة» قيد احترازى باشد; يعنى، تعصب و غيرت بر دو گونه است: 1- پافشارى بر مسائل علمى و منطقى، 2- تعصب جاهلانه كه مشركان نوع اخير را داشته اند.

33- كنترل تعصب دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 4

4 - حرمت غلو در دين ، و لزوم كنترل احساسات مذهبى

ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم

34- مبارزه با تعصب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 14

14 - آرامش و بردبارى ، سلاحى كارآمد و سازنده در رويارويى با خشم و تعصب جاهلانه

فى قلوبهم الحميّة . .. فأنزل اللّه سكينته على رسوله و على المؤمنين

از اين كه خداوند، در قبال لجاجت و خشم جاهلانه مشركان، پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان را به سلاح آرامش و طمأنينه مجهز ساخته است; مطلب بالا استفاده مى شود.

35- محمد(صلی الله علیه و آله) و تعصب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 13

13 - ساحت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان راستين ، مبرّا از لجاجت ، خشم و تعصب جاهلى

إذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحميّة حميّة الجهليّة فأنزل اللّه سكينته

از مقابله رسول و مؤمنان با كافران متعصبِ جهالت پيشه، مطلب بالا استفاده مى شود.

36- منشأ تعصب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 2

2 - كفر ، زادگاه تعصب هاى جاهلى و استكبار

إذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحميّة حميّة الجهليّة

تعبير «كفروا» مى رساند كه «كفر» در شكل گيرى و شعلهورى تعصب هاى جاهلى، نقش اساسى دارد و به تعبير ديگر، وصف كفر مشعر به عليت است.

37- موسى(ع) و تعصب قومى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 18 - 6

6- درخواست رهايى بنى اسرائيل از سوى موسى ( ع ) ، نشأت يافته از رسالت آن حضرت و نه انگيزه هاى قومى و طبقاتى

أن أدّوا . .. إنّى لكم رسول أمين

از تأكيد موسى(ع) بر «إنّى لكم رسول أمين» استفاده مى شود كه آنچه آن حضرت به فرعونيان پيشنهاد كرده، نه از آن جهت است كه با بنى اسرائيل پيوند نژادى و طبقاتى دارد; بلكه صرفاً در اين سخن، پيامدارى امين از جانب خداوند است.

38- مؤمنان و تعصب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 13

13 - ساحت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان راستين ، مبرّا از لجاجت ، خشم و تعصب جاهلى

إذ جعل الذين كفروا فى قلوبهم الحميّة حميّة الجهليّة فأنزل اللّه سكينته

از مقابله رسول و مؤمنان با كافران متعصبِ جهالت پيشه، مطلب بالا استفاده مى شود.

39- تعصب دينى

{تعصب دينى}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 2 - 33

33 - احساسات دينى نبايد بهانه تعدى و ظلم شود .

و لايجرمنكم شنئان قوم ان صدوكم عن المسجدالحرام ان تعتدوا

بنابر اينكه «ان صدوكم» به تقدير «لام»، بيانگر علت كينه مسلمانان نسبت به مشركان باشد. يعنى جلوگيرى از ورود به مسجدالحرام، كه يك مسأله دينى است و موجب دشمنى شده، نبايد بهانه تعدى و تجاوز قرار گيرد.

40- تعصب دينى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 74 - 8

8- موسى ( ع ) نسبت به اَعمال ناروا و خلاف شرع حساسيت شديدى داشت .

قال أقتلت نفسًا زكيّة بغير نفس

اعتراض موسى به خضر(ع) على رغم قول و قرارهاى قبلى، نشان از آن دارد كه موسى(ع) به قدرى در اين مسائل حساسيّت داشت كه تحت تأثير آن، عهد و قرار خود را نيز فراموش كرده و يا آن را ناديده گرفت.

41- كنترل تعصب دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 4

4 - حرمت غلو در دين ، و لزوم كنترل احساسات مذهبى

ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم

تعصب قومى

42- آثار تعصب قومى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 62 - 11،12

11- وفادارى جوامع به آرا و انديشه هاى باطل قومى و قبيله اى ، بازدارنده بروز انديشه هاى نو و برحق در ميان آنان

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

12- تعصب هاى نژادى ، زمينه ساز تقليد ها و پيروى هاى كوركورانه است .

أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 7

7- تعصب هاى نژادى ، زمينه ساز تقليد هاى كوركورانه و پيروى هاى نابه جاست .

أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 24 - 13

13 - تعصب و تقليد كوركورانه از نياكان و فرهنگ ملى ، مانع از شناخت درست حقايق و ره يابى به آن

ما سمعنا بهذا فى ءابائنا الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 74 - 5

5 - پايبندى مطلق و بى دليل به سنت هاى ملّى و قومى ، مايه تخدير جامعه و سدّ راه خردورزى و مانع شناخت

قالوا بل وجدنا ءاباءنا كذلك يفعلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 199 - 3

3 - گرايش هاى شديد نژادى و قومى ، مانع از پذيرش حق

و لو نزّلنه على بعض الأعجمين . .. ما كانوا به مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 22 - 5

5 - تقليد كوركورانه و تعصبات قومى ، سدى در برابر حق گرايى است .

أمّة و إنّا على ءاثرهم مهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 23 - 7،15،16

7 - تقليد كوركورانه و تعصبات قومى ، از عوامل مهم گمراهى و انحرافات اعتقادى در طول تاريخ

و كذلك ما أرسلنا . .. و إنّا على ءاثرهم مقتدون

15 - شرك در طول تاريخ ، داراى ريشه در ماديت و قوم گرايى

إلاّ قال مترفوها إنّا وجدنا ءاباءنا على أُمّة

16 - انسان ، با چشم پوشى از هدايت وحى ، فرو غلتيده در سنت هاى قومى و تقليد هاى محيطى

إلاّ قال مترفوها . .. إنّا على ءاثرهم مقتدون

43- تعصب قومى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 6

6 - تعصب هاى نژادى و فاميلى ، امرى نكوهيده و زمينه ساز حق ناپذيرى است .

و إذا قيل لهم اتبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتبع ما ألفينا عليه ءاباءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 42 - 5

5 - مشركان جزيرة العرب ، مردمى نژادپرست و متعصب بودند .

و أقسموا باللّه . .. لئن جاءهم نذير ليكوننّ أهدى من إحدى الأُمم

برداشت ياد شده از تأكيد مشركان بر آمدن پيامبرى ويژه براى آنان استفاده مى شود; زيرا تأكيد آنان در حالى بود كه پيامبران بسيارى براى هدايت بشر آمده و عده اى از مردم ساكن در جزيرة العرب به آنان گرويده بودند.

44- تعصب قومى قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 25 - 6

6 - عواطف قومى ، قوم ابراهيم را به بت پرستى و پايبندى به آن ، كشيده بود .

إنّما اتّخذتم من دون اللّه أوثنًا مودّة بينكم

«مودّة» مفعولٌ له «اتّخذتم» است. بنابراين، مفاد آيه، چنين مى شود: تنها چيزى كه شما، به خاطر آن، بت پرستى را انتخاب كرديد، مودّت بين خودتان بود.

45- تعصب قومى مرفهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 24 - 13

13 - اهتمام طبقه مرفه جوامع ، به حفظ سنت هاى قومى و ابقاى باور هاى كهن

إلاّ قال مترفوها إنّا وجدنا ءاباءنا على أمّة . .. إنّا بما أرسلتم به كفرون

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه ذكر «إن-ّا» و تكرار آن، اشاره به خصيصه مرفهان باشد كه منافع آنان در حفظ باورهاى خرافى كهن و انديشه شرك مى باشد و در نتيجه پايبندى ايشان را به آنها مى رساند.

46- تعصب قومى مشركان جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 22 - 3

3 - قوم گرايى ، پايه اصلى فرهنگ و اعتقاد عرب جاهلى

بل قالوا إنّا وجدنا ءاباءنا على أُمّة و إنّا على ءاثرهم مهتدون

از اين كه عرب هاى جاهلى تنها به عقايد نياكان خويش تكيه مى كردند و آن را موجب هدايت مى دانستند، قوم گرايى آنان استفاده مى شود.

47- موسى(ع) و تعصب قومى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 18 - 6

6- درخواست رهايى بنى اسرائيل از سوى موسى ( ع ) ، نشأت يافته از رسالت آن حضرت و نه انگيزه هاى قومى و طبقاتى

أن أدّوا . .. إنّى لكم رسول أمين

از تأكيد موسى(ع) بر «إنّى لكم رسول أمين» استفاده مى شود كه آنچه آن حضرت به فرعونيان پيشنهاد كرده، نه از آن جهت است كه با بنى اسرائيل پيوند نژادى و طبقاتى دارد; بلكه صرفاً در اين سخن، پيامدارى امين از جانب خداوند است.

16- تعطيلي

1- تاريخ تعطيلى هفتگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 124 - 4

4- تعطيلى يك روز در هفته ، داراى ديرينه تاريخى و پيشينه در مذاهب توحيدى

إنما جعل السبت على الذين اختلفوا فيه

برداشت فوق به خاطر اين است كه در آيه شريفه، اصل تعطيل شدن يك روز در هفته در آيين الهى، مورد بحث قرار نگرفته است; بلكه از علت و فلسفه اختصاص يافتن تعطيلى روز شنبه براى يهوديان، سخن به ميان آمده است.

2- تعطيلى در اديان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 124 - 4

4- تعطيلى يك روز در هفته ، داراى ديرينه تاريخى و پيشينه در مذاهب توحيدى

إنما جعل السبت على الذين اختلفوا فيه

برداشت فوق به خاطر اين است كه در آيه شريفه، اصل تعطيل شدن يك روز در هفته در آيين الهى، مورد بحث قرار نگرفته است; بلكه از علت و فلسفه اختصاص يافتن تعطيلى روز شنبه براى يهوديان، سخن به ميان آمده است.

3- تعطيلى در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 1،3

1 - كار و فعاليت در روز شنبه براى بنى اسرائيل حرام بود .

و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت

«سبت» به معناى قطع عمل، سكون و استراحت است كه از آن به تعطيلى تعبير مى كنيم. «اعتداء» (مصدر اعتدوا) به معناى تجاوز و تخلف مى باشد.

3 - خداوند ، اصحاب سبت ( تجاوزكاران يهود در روز شنبه ) را به بوزينه هايى مطرود تبديل كرد .

فقلنا لهم كونوا قردة خسئين

«قِرْد) (مفرد قِرَدَةَ) به معناى ميمون است. «خاسىء» به معناى مطرود و نيز به معناى حقير و ذليل مى باشد و كلمه «خاسئين» خبر دوم براى «كونوا» است.

4- تعطيلى در يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 124 - 1،7

1- تعيين روز شنبه به عنوان روز تعطيلى ، تكليفى مختص يهود

إنما جعل السبت على الذين اختلفوا فيه

«سبت» از نظر ريشه لغوى به معناى «قطع» است و مقصود از آن در اين آيه، تعطيلى روز شنبه براى يهود است; چون در روز تعطيلى تمامى كارها و تلاشها قطع مى شود.

7- اختلاف يهود درباره روز تعطيلى ، اختلافى دامنه دار و بى فرجام

و إن ربّك ليحكم بينهم يوم القيمة فيما كانوا فيه يختلفون

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه ضمير «فيه» به «سبت» برگردد. گفتنى است فعل مضارع «يختلفون» همراه با فعل «كانوا» دلالت بر استمرار و دوام مضمون آن دارد.

5- تعطيلى شنبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 65 - 1،2

1 - كار و فعاليت در روز شنبه براى بنى اسرائيل حرام بود .

و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت

«سبت» به معناى قطع عمل، سكون و استراحت است كه از آن به تعطيلى تعبير مى كنيم. «اعتداء» (مصدر اعتدوا) به معناى تجاوز و تخلف مى باشد.

2 - گروهى از بنى اسرائيل حكم خداوند را پاس نداشتند و تعطيلى روز شنبه را شكستند .

و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 154 - 9،12

9 - خداوند ، روز شنبه را به عنوان روز تعطيل رسمى يهوديان اعلام كرد .

و قلنا لهم لاتعدوا فى السبت

چون نهى از تجاوز به روز شنبه اختصاص داده شده است و «سبت» در لغت به معناى تعطيلى و دست از كار كشيدن است، معلوم مى شود مراد از تجاوز در روز شنبه اين است كه تعطيلى را بشكنند و رعايت نكنند، بنابراين جمله «لاتعدوا فى السبت» مى رساند كه تعطيلى روز شنبه فرمانى از جانب خدا براى بنى اسرائيل بوده است.

12 - ورود خاضعانه به بيت المقدس و رعايت قانون تعطيلى روز شنبه ، از جمله پيمان هاى خداوند با يهود

و قلنا لهم ادخلوا . .. و أخذنا منهم ميثقاً غليظاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 163 - 1،2،6

1 - خداوند كار و فعاليت در روز شنبه را براى يهود تحريم كرده بود .

إذ يعدون فى السبت . .. و يوم لا يسبتون

«سبت» به معناى قطع عمل، سكون و استراحت است كه از آن به تعطيلى تعبير مى شود. بنابراين «يوم السبت» يعنى روز تعطيلى و استراحت و «يوم لا يسبتون» يعنى روزى كه تعطيل نمى كردند و روز كارى بود. «عدوان» (مصدر يعدون) به معنى تخلف و تجاوز است. تجاوز در روز تعطيل به معناى شكستن تعطيلى است. بنابراين مطلق كار در آن روز حرام بوده و ماهيگيرى به عنوان يك مصداق تحقق يافته حرمت مطرح است.

2 - يهوديان ساكن در آبادى ايله واقع در ساحل درياى سرخ ، حكم تعطيلى روز شنبه را با ماهيگيرى در آن روز نقص مى كردند .

و سئلهم عن القرية التى كانت حاضرة البحر إذ يعدون . .. إذ تأتيهم حيتانهم

«ال» در «البحر» عهد ذهنى است و چنانچه مفسران گفته اند اشاره به درياى سرخ دارد. مراد از «القرية»، بنابر آنچه ميان اهل تفسير معروف است، آبادى ايله (شهرى بين شام و مصر) مى باشد.

6 - ماهيان در روز شنبه ( روز تعطيلى كار در آيين يهود ) به ساحل درياى مجاور ايله هجوم مى آوردند و بر سطح آب آشكار مى گشتند .

إذ تأتيهم حيتانهم يوم سبتهم شرعاً

«شرّع» جمع شارع است. در لسان العرب آمده است: «حيتان شرع» يعنى ماهيانى كه از عمق آب به سوى ساحل مى آيند. برخى از اهل لغت گفته اند كه «حيتان شرع» يعنى ماهيانى كه سر از آب بيرون مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 164 - 7

7 - شكستن حرمت تعطيلى روز شنبه گناهى بزرگ در آيين يهود و در پى دارنده عذاب شديد

اللّه مهلكهم أو معذبهم عذاباً شديداً

شدت عذاب، حكايت از بزرگى گناه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 124 - 1

1- تعيين روز شنبه به عنوان روز تعطيلى ، تكليفى مختص يهود

إنما جعل السبت على الذين اختلفوا فيه

«سبت» از نظر ريشه لغوى به معناى «قطع» است و مقصود از آن در اين آيه، تعطيلى روز شنبه براى يهود است; چون در روز تعطيلى تمامى كارها و تلاشها قطع مى شود.

6- سرزنش تعطيلى مسجد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 114 - 11

11 - تعطيلى مساجد و حضور نيافتن در آنها ، به انگيزه ياد نكردن نام خدا ، امرى نكوهيده و نارواست .

و من أظلم ممن منع مسجد اللّه أن يذكر فيها اسمه

7- عوامل تعطيلى شنبه در يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 124 - 3

3- اختلاف يهود در تعيين روز تعطيلى ، عامل معين شدن روز شنبه براى آنان

إنما جعل السبت على الذين اختلفوا فيه

برداشت فوق بنابراين نكته است كه «جعل السبت» معلول و پيامد «اختلفوا فيه» باشد و ضمير «فيه» به معناى لغوى سبت - كه روز تعطيل است - باز گردد و نه به معناى اصطلاحى آن كه روز شنبه است.

8- فلسفه تعطيلى شنبه در يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 124 - 2

2- قانون تعطيلى روز شنبه حكمى عليه يهوديان ، به جرم اختلافشان درباره دين توحيدى ابراهيم ( ع ) بود .

إنما جعل السبت على الذين اختلفوا فيه

آيه شريفه، پاسخى است از اين سؤال كه: در دين ابراهيم(ع) و اديان پس از آن حضرت، روز جمعه به عنوان روز تعطيل تعيين شده بود، پس چرا در دين يهود روز شنبه اعلان شد؟ پاسخ اين است كه: اين حكم مختص به يهوديان بود كه به جرم اختلافشان در دين ابراهيم(ع) وضع گرديد. گفتنى است ضمير «فيه» به حضرت ابراهيم(ع) با تقدير مضاف; يعنى، ملته باز مى گردد.

17- تعظيم

1- آثار تعظيم حدود خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 30 - 3

3 - تعظيم و بزرگداشت حدود و مقرارت الهى و رعايت حريم آنها ، مايه خير و سعادت و خوشبختى براى اهل ايمان

و من يعظّم حرمت اللّه فهو خير له عند ربّه

ضمير «هو»در «فهو خير له» به «تعظيم» (مصدر «يعظّم») بازمى گردد; يعنى، «فالتعظيم خير له عند ربّه».

2- اهميت تعظيم اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 41 - 4

4- لزوم بزرگداشت شخصيت هاى الهى و معنوى و تكريم و تجليل از آنها

واذكر فى الكتب إبرهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 51 - 4

4- لزوم بزرگداشت شخصيت هاى الهى و معنوى و تجليل و تكريم آنان

ذكر رحمت . .. واذكر ... واذكر ... واذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 56 - 11

11- لزوم بزرگداشت شخصيت هاى الهى و معنوى و تكريم و تجليل از آنان

واذكر . .. واذكر ... واذكر

3- اهميت تعظيم به حدود خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 30 - 2

2 - لزوم بزرگداشت حدود و مقررات الهى ، كوچك نشمردن آنها و پرهيز از تجاوز به حريم آنها

و من يعظّم حرمت اللّه

«تعظيم» (مصدر «يعظّم») به معناى بزرگ داشتن است. «حرمات» جمع «حرمة» است و حرمت به چيزى گفته مى شود كه هتك و دريدن آن ممنوع و رعايت و نگهدارى آن واجب است. «حرمات اللّه»;يعنى، حدود و مقرراتى كه از سوى خدا تعيين شده و مردم موظف اند آنها را رعايت كنند. بنابراين جمله ياد شده توصيه اى است از سوى خدا به اهل ايمان كه بايد حدود و مقررات الهى را بزرگ بشمارند و از تجاوز به حريم آنها، سخت خوددارى كنند.

4- تعظيم انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 41 - 2

2- يادآورى و تجليل از پيامبران و اسوه هاى اخلاق و معنويت ، از روش هاى هدايتى و تبليغى مورد استفاده در قرآن

واذكر فى الكتب إبرهيم إنّه كان صدّيقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 54 - 7

7- يادكرد و تجليل از پيامبران و اسوه هاى صداقت ، از روش هاى هدايتى قرآن

واذكر . .. واذكر ... واذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 56 - 9

9- ياد و تجليل از پيامبران و الگو هاى صداقت و راستى ، از روش هاى تربيتى و هدايتى قرآن

واذكر . .. واذكر ... واذكر

5- تعظيم اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 54 - 8

8- بزرگداشت شخصيت هاى الهى و معنوى و تجليل و تكريم آنان ، لازم است .

واذكر فى الكتب إسمعيل إنّه كان صادق الوعد

6- تعظيم ذكر نام خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 1 - 4

4 - نام خداوند ، هرگز نبايد با اثبات صفات ناشايست و سلب صفات بايسته ، همراه شود .

سبّح اسم ربّك

تسبيح و تقديس و تنزيه به يك معنا است (مصباح). مراد از تسبيح نام خداوند، پاك و دور از عيب معرفى كردن آن است كه مستلزم چند چيز است: 1. همراه نساختن نام خداوند با وصفى ناشايست; 2. حمل نكردن نام او بر معنايى نادرست; 3. سلب نكردن صفات نيكو از آن; 4. به كار نبردن نام هاى اختصاصى خداوند براى غير او; 5. پرهيز از بى احترامى به نام هاى او. برداشت ياد شده به برخى از امور ياد شده نظر دارد.

7- تعظيم شعائر الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 32 - 6،10

6 - بزرگداشت شعائر الهى ، نشانه تقوا و خداترسى است .

و من يعظّم شعئر اللّه فإنّها من تقوى القلوب

ضمير «ها» در «فإنّها» به «شعائر» بازمى گردد. بنابراين «فإنّها» به تقدير «فإنّ تعظيمها» مى باشد. «من» نشويه و «تقوى» به معناى خداترسى است; يعنى، بزرگداشت شعائر الهى، نشأت يافته از تقوا و خداترسى دل ها است.

10 - « عن أبى عبد اللّه ( ع ) قال إنّما يكون الجزاء مضاعفاً فيما دون البدنة حتى يبلغ البدنة فإذا بلغ البدنة فلاتضاعف لأنه أعظم ما يكون ، قال اللّه عزّوجلّ : و من يعظّم شعائر اللّه فإنّهامن تقوى القلوب ;

از امام صادق(ع) روايت شده است[كه در باره كفّاره صيد در حرم] فرمود: همانا جزاى صيد اضافه مى شود تا آن جايى كه كمتر از شتر باشد. پس آن گاه كه به حد شتر رسيد، ديگر اضافه نمى شود; زيرا شتر بزرگ ترين چيزى است كه مى توان قربانى كرد. خداوند عزّوجلّ مى فرمايد:«و من يعظم شعائر اللّه...»».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 36 - 3

3 - بزرگداشت و حفظ حرمت شعائر دينى و الهى ، وظيفه اى الهى برعهده تمام مؤمنان است .

و البدن جعلنها لكم من شعئر اللّه

اين سخن خدا كه: «ما شتران قربانى را جزء شعائر دينى قرار داديم» در واقع توصيه است به اين كه بايد در حفظ شعائر الهى و بزرگداشت آنها بكوشيد.

8- تعظيم قربانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 32 - 9

9 - بزرگداشت دام هاى قربانى و حرمت نهادن به آنها ، نشانه تقوا و خداترسى است .

و من يعظّم شعئر اللّه فإنّها من تقوى القلوب

9- تعظيم قربانى حج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 32 - 3

3 - بزرگداشت و رعايت حرمت دام هاى قربانى ( كوشش در حفظ و نگه دارى آنها و پرهيز از سهل انگارى در حق آنها ) ، توصيه خدا به اهل ايمان

و من يعظّم شعئر اللّه

10- تعظيم متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 85 - 1

1- تقوا پيشگان در روز قيامت ، با اكرام و تجليل بر خداى رحمان وارد خواهند شد .

يوم نحشر المتّقين إلى الرحمن وفدًا

«وفد» جمع يا اسم جمع است و به هيأت هايى گفته مى شود كه جهت ديدار يا كمك خواهى، به نزد دولتمردان مى روند (لسان العرب). توصيف متقين هنگام حضور در صحنه قيامت به «وفداً»، حكايت از ويژگى حضور آنان و احترام و موقعيت خاصى دارد كه براى آنها در قيامت وجود خواهد داشت. اين كلمه ممكن است مصدر و بيانگر نوع محشور شدن متقين باشد.

11- توصيه به تعظيم شعائر الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 32 - 5

5 - حفظ حرمت و بزرگداشت شعائر الهى و دينى ، توصيه اى است از سوى خدا به انسان ها

و من يعظّم شعئر اللّه

توصيه خداوند به بزرگداشت دام هاى قربانى، بدان جهت است كه آنها شعائر و نشانه هاى خدا هستند. بنابراين آيه ياد شده در واقع توصيه است به اينكه: مؤمنان بايد شعائر الهى و دينى را بزرگ بشمارند و از جمله آنه،ا دام هايى است كه حاجيان براى قربانى كردن در «منا» به همراه خود مى برند.

12- عوامل تعظيم ادريس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 56 - 5

5- صداقت و راستى كامل ادريس ( ع ) و نبوت آن حضرت ، مايه گرامى داشت ياد و خاطره او در قرآن است .

واذكر فى الكتب إدريس إنّه كان صدّيقًا نبيًّا

«إنّه كان صدّيقاً» به منزله علت براى «واذكر . ..» است.

13- عوامل تعظيم موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 51 - 9

9- پاكى و برگزيدگى موسى و مقام رسالت و نبوت او ، موجب شرافت و بزرگداشت ياد او در قرآن

واذكر فى الكتب موسى إنّه كان مخلصًا و كان رسولاً نبيًّا

جمله «إنّه كان . ..» تعليل براى «اذكر» است.

14- فلسفه تعظيم اسماعيل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 54 - 5

5- صداقت در وعده ، رسالت و نبوت اسماعيل ( ع ) ، علت گرامى داشت ياد و نام او در قرآن

واذكر فى الكتب إسمعيل إنّه كان صادق الوعد و كان رسولاً نبيًّا

15- ملاك تعظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 51 - 8

8- ارزش هاى معنوى ، ملاك بزرگداشت ياد و نام افراد در قرآن است .

واذكر . .. إنّه كان مخلصًا و كان رسولاً نبيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 54 - 9

9- ارزش هاى معنوى ، معيارى در بزرگداشت و تجليل از افراد در قرآن است .

واذكر . .. إنّه كان صادق الوعد و كان رسولاً نبيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 56 - 7،10

7- راستى و درستى در گفتار و عمل ، داراى ارزشى والا و از معيار هاى تجليل و تمجيد از افراد

واذكر فى الكتب إدريس إنّه كان صدّيقًا

10- ارزش هاى معنوى ، ملاك بزرگداشت افراد در قرآن است .

واذكر فى الكتب إدريس إنّه كان صدّيقًا نبيًّا

16- نشانه هاى تعظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 29 - 15

15- سجده ، مظهر بزرگداشت و تعظيم

فقعوا له سجدين

از اينكه خداوند، براى بزرگداشت انسان و تبيين موقعيت برتر او در ميان ساير موجودات، به فرشتگان فرمان داد تا در برابر او به سجده بيفتند - با اينكه امكان تكريم به صورت ديگرى وجود داشت - حكايت از اين نكته مى كند كه سجده، رمز و مظهر تعظيم است.

18- تعقل

1- تعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 29 - 1

1 - سينه آدمى ، خزانه افكار و انديشه هاى او

ان تخفوا ما فى صدوركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 138 - 10

10 - توجه به فلسفه تاريخ ، جهت دهنده حركت هاى انسانى - اجتماعى

فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين. هذا بيان للنّاس و هدىً

2- آثار ترك تعقل در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 12 - 10

10- مشركان عرب ، مورد توبيخ و سرزنش الهى به خاطر نينديشيدن در كتاب آسمانى نازل شده به لغت ايشان

و إذ لم يهتدوا به . .. هذا كتب مصدّق لسانًا عربيًّا

لحن آيه شريفه، توبيخى است; زيرا مخاطب اين استدلال كسانى اند كه مى گفتند: «لو كان خيراً ما سبقونا إليه».

3- آثار تعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 269 - 5،7

5 - تنها صاحبان خرد ، پندپذير از حكمت هاى خداوند هستند .

و ما يذّكّر الاّ اولوا الالباب

7 - درك حقايق و معارفِ دينى ، تنها در پرتو خردِ ناب ميّسر است .

و من يؤت الحكمة . .. و ما يذّكّر الاّ اولوا الالباب

در برداشت فوق، «حكمت» به معناى معارف و حقايق دينى گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 65 - 9،11

9 - تعقّل ، مانع احتجاجات بيجا

لم تحاجّون . .. افلا تعقلون

11 - عقل از ابزار شناخت و تعقل بهترين راه جهت رسيدن به واقعيّات

لم تحاجّون . .. افلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 118 - 26،27

26 - ايمان و تعقّل ، شرط بهرهورى از آيات الهى

يا ايها الذين امنوا . .. قد بيّنّا لكم الايات ان كنتم تعقلون

به نظر مى رسد كه «ان كنتم تعقلون»، شرط بهرهورى از تبيين آيات باشد، نه شرط اصل بيان چون محقق شده است.

27 - تعقّل و انديشه جامعه ايمانى ، ابزار شناسايى دشمنان دين و زمينه ساز پرهيز از توطئه هاى آنان

يا ايها الذين امنوا . .. قد بدت البغضاء من افواههم ... ان كنتم تعقلون

بنابر اينكه «ان كنتم تعقلون»، شرطى براى تمام مطالب ذكر شده در آيه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 119 - 3

3 - انديشه در آيات الهى ( افشاى توطئه و دشمنى كافران ) ، موجب رويگردانى اهل ايمان از محبّت بيگانگان

لا يألونكم خبالا ودّوا ما عنتّم . .. قد بيّنّا لكم الايات ان كنتم تعقلون. ها انت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 138 - 7

7 - جهانگردى و تأمل در سرنوشت شوم گذشتگان ، از عوامل هدايت يافتن و پند پذيرفتن تقواپيشگان

فسيروا فى الارض فانظروا . .. هذا بيان للنّاس و هدىً و موعظة للمتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 191 - 1،15،16،17،18،22،26

1 - آنان كه همواره و در هر حال به ياد خدا بوده و در آفرينش آسمان ها و زمين مى انديشند ، داراى خرد ناب هستند .

لايات لاولى الالباب. الّذين يذكرون اللّه قياماً و قعوداً و على جنوبهم و يتفكّرون

فعل مضارع «يذكرون»، دلالت بر استمرار و دوام ذكر دارد و «قيام»، جمع قائم (ايستاده) و «قعود»، جمع قاعد (نشسته) و «جنوب»، جمع جنب (پهلو)، كنايه از تمامى حالات آدمى است. چون غالباً آدمى از اين سه حالت خارج نيست.

15 - پى بردن و اقرار خردمندان به هدفدارى آفرينش ، پس از انديشه در آن

لاولى الالباب . .. يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً

ظاهراً «ربّنا ما خلقت . .. » بيان نتيجه تفكّر آنان مى باشد.

16 - بيهوده نپنداشتن آفرينش ، نشانه خردمندى

لايات لاولى الالباب. الّذين ... ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك

17 - پاك و منزّه دانستن خداوند از هر عيب و نقصى ، نشانه خردمندى

لايات لاولى الالباب. الّذين ... ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك

18 - تفكّر در آفرينش آسمان و زمين ، موجب درك توحيد ربوبى ( جهان بينى توحيدى ) و اعتراف به آن

يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً

چون پس از تفكّر، خداوند را با ربّنا (پروردگار همه ما) ياد مى كنند، معلوم مى شود كه آدمى با انديشه در آفرينش، مى تواند به ربوبيت خداوند نسبت به همگان (توحيدى ربوبى) دست يابد.

22 - خضوع و كرنش خردمندان براى خداوند ، در پى تفكّر در آفرينش و پى بردن به هدفدارى آن

ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك

اعتراف خردمندان به مالكيّت خداوند نسبت به آنان با كلمه «ربّنا» كه به معناى مالك و مدبّر آمده، دلالت بر خشوع و خضوع ايشان در برابر خداوند دارد.

26 - پى بردن خردمندان و اعتراف آنان به كمال مطلق پروردگارا ، پس از انديشه در آفرينش

الّذين . .. يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ... سبحانك

تسبيح به معناى پاك دانستن از هر عيب و نقصى است و لازمه نبود عيب و نقص براى خداوند، وجود تمام كمالات براى اوست و خردمندان با تفكّر در آفرينش به چنين اعتقادى رسيده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 193 - 4،5

4 - ياد هميشگى خداوند و انديشه در آفرينش ، زمينه ايمان به ربوبيّت الهى

الّذين يذكرون اللّه قياماً . .. و يتفكّرون ... ربّنا ... فامنّا

5 - خردمندى ، زمينه پاسخ به دعوت منادياًن ايمان

لايات لاولى الالباب . .. ربّنا انّنا سمعنا منادياً ينادى للايمان ان امنوا بربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 78 - 12

12 - خداوند را محور همه حوادث دانستن ( توحيد افعالى ) نيازمند تفكر دقيق و عميق

فمال هؤلاء القوم لا يكادون يفقهون حديثا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 58 - 14

14 - نگاه به دين اسلام با ديدى منطقى و عقلى ، مايه اطمينان به حقانيت ، شايستگى و بايستگى آن

اتخذوها هزواً و لعباً . .. ذلك بانهم قوم لايعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 10

10 - تأثير متقابل عملكرد و انديشه در يكديگر

فريقاً كذبوا و فريقاً يقتلون . .. و حسبوا الا تكون فتنة فعموا و صموا

باور بنى اسرائيل بر اينكه مجازات نخواهند شد، موجب بى پروايى آنان در تكذيب و كشتن انبيا گرديد. (تأثير انديشه در رفتار) و اين كردار ناروا مايه كورى و كرى آنان شد. (تأثير رفتار در انديشه).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 100 - 8،13

8 - تنها خردمندان ، دانا به نابرابرى پاك و ناپاك و واقف به ارزش برتر پاكيهايند گرچه اندك باشد .

لايستوى الخبيث و الطيب . .. فاتقوا اللّه ياولى الالبب

توجه خطاب به صاحبان خرد با اينكه همگان وظيفه دار رعايت تقوا با گرايش به پاكيها و پرهيز از ناپاكيها هستند، مى تواند اشاره به اين باشد كه شناخت پاكى از ناپاكى و درك ارزش برتر پاكيها هر چند از نظر مقدار اندك باشد، تنها از عهده صاحبان عقل و خرد ناب ساخته است.

13 - تقوا و پرهيزگارى همسو و هماهنگ با تيزهوشى و خردمندى

فاتقوا اللّه ياولى الالبب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 103 - 16

16 - تعقل اكثريت مردم هر جامعه مانع رواج بدعت ها و خرافات در آن جامعه خواهد شد .

و لكن الذين كفروا يفترون على اللّه الكذب و اكثرهم لايعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 19

19 - به كارگيرى انديشه، راهى براى رسيدن به حقايق است.

قل لا أقول لكم عندى خزائن اللّه . .. أفلاتتفكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 79 - 2،9

2 - تفكر در طبيعت و افول و تغييرپذيرى آن، مايه درك ناتوانى پديده هاى آن براى ربوبيت است.

كوكبا . .. القمر ... الشمس بازغة ... وجهت وجهى للذى فطر السموت

9 - تفكر در پديده ها و گذر از افول و زوال پذيرى آنان به سوى يگانه زوال ناپذير، رؤيت ملكوت جهان است.

و كذلك نرى إبرهيم . .. لا أحب الأفلين ... إنى وجهت وجهى للذى

آيات 76 تا 79 تفصيل «كذلك نرى» مى تواند باشد. يعنى اين سير - كه سيرى عقلانى و فكرى است - همان رؤيت ملكوت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 95 - 7،8

7 - تفكر در چگونگى شكافته شدن دانه ها و هسته ها و رويش گياهان و پيدايش مرگ و حيات، زمينه راهيابى به توحيد و پرهيز از شرك است.

إن الله فالق الحب و النوى . .. ذلكم الله

8 - مطالعه در طبيعت و نظام آن، راهى براى رسيدن به توحيد است.

إن الله فالق الحب و النوى . .. ذلكم الله فأنى تؤفكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 96 - 9

9 - مطالعه در طبيعت و كرات آسمانى و نظم دقيق و برنامه آنها، راهى براى درك توحيد است.

فأنى تؤفكون. فالق الإصباح ... ذلك تقدير العزيز العليم

سياق آيات گذشته بيان توحيد و نفى شرك و فرجام آن بود. اين آيه نيز، كه پس از جمله «فأنى تؤفكون» در آيه پيشين قرار دارد، در صدد بيان دليل و رهنمودى ديگر براى راهيابى انسان به توحيد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 97 - 3

3 - مطالعه در كيهان و مدارا و موقعيت ستارگان، راهى براى درك توحيد و خداشناسى است.

و هو الذى جعل لكم النجوم لتهتدوا بها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 98 - 7،9

7 - صاحبان درك از بيان آيات خداوند در زمينه كيفيت آفرينش انسان بهره مى برند.

هو الذى أنشأكم . .. قد فصلنا الأيت لقوم يفقهون

9 - تفكر در چگونگى آفرينش انسان، راهى براى رسيدن به توحيد است.

و هو الذى أنشأكم . .. قد فصلنا الأيت لقوم يفقهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 3 - 6

6- مطالعه و دقت در داستان يوسف ، مايه دريافت حقايق و معارف الهى است .

إنا أنزلنه قرء نًا عربيًّا لعلكم تعقلون. نحن نقصّ عليك أحسن القصص

برداشت فوق ، مقتضاى ارتباط ميان جمله «لعلكم تعقلون» با «نحن نقصّ عليك» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 4 - 11،13

11- تعقّل در پديده هاى طبيعى ، آدمى را به شناخت خدا و يكتايى او در تدبير امور هستى هدايت مى كند .

إن فى ذلك لأيت لقوم يعقلون

13- تفكر در پديده هاى هستى ، زمينه ساز باور به لقاى خدا و برپايى قيامت است .

إن فى ذلك لأيت لقوم يعقلون

برداشت فوق بر اين اساس است كه متعلق «آيات» به قرينه جمله «لعلكم بلقاء ربكم توقنون» در آيات قبل ، لقاى خدا و برپايى قيامت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 52 - 11

11- خردمندى ، از زمينه هاى لازم و از شرايط بهره مند شدن از معارف و آموزه هاى قرآن

هذا بلغ للناس . .. و ليذّكّر أولواالألبب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 75 - 5

5- شناخت صحيح حوادث عبرت انگيز تاريخ و پندپذيرى و درس آموزى از آنها ، در گرو ژرف نگرى و برخورد هوشمندانه است .

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل . إن فى ذلك لأيت للمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 12 - 9

9- تعقل در نظم موجودات و قانونمندى نظام آفرينش ، سبب هدايت انسان و شناخت خداست .

و سخ-ّر لكم الّيل و النهار و الشمس و القمر . .. إن فى ذلك لأيت لقوم يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 9،10،11

9- تعقل و خردورزى ، شرط درك صحيح حقايق هستى و بهره گيرى از آيات الهى

إن فى ذلك لأية لقوم يعقلون

10- تشويق آدمى به شناخت طبيعت و آثار قدرت الهى ، از راه تعقل و خردورزى

و من ثمرت النخيل . .. إن فى ذلك لأية لقوم يعقلون

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه داراى لحن و آهنگى تشويق و تحريص كننده است.

11- تعقل و خردورزى ، از ابزار شناخت صحيح حقايق است .

إن فى ذلك لأية لقوم يعقلون

اين برداشت با توجه به اين نكته است كه خداوند آدمى را به تعقل و خردورزى در شناخت طبيعت و آثار قدرت ربوبى، فرا خوانده و تشويق كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 89 - 2

2 - تعقل و انديشه ، مبنايى براى شناخت معبود حقيقى ، از معبود هاى پندارى و وهمى

أفلايرون ألاّيرجع إليهم قولاً

«رؤيت» در لغت به دو معنا آمده است: 1- به معناى ديدن حسى با چشم; 2- به معناى علم و درك. وجود «أن» مخففه در «ألاّيرجع» قرينه بر اراده معناى دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 10 - 10

10- نقش مؤثر و سازنده انديشه و خردمندى در ره يابى به حقانيت قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لقد أنزلنا. .. أفلاتعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 67 - 6

6- به كارگيرى عقل ، زمينه ره بردن انسان به توحيد و معارف صحيح الهى

أُفّ لكم . .. أفلاتعقلون

سرزنش كردن ابراهيم(ع) از قوم بت پرست خود به خاطر خرد نورزيدن، گوياى اين نكته است كه خردمندى، زمينه ساز ره بردن به توحيد و. .. است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 44 - 8

8 - حرف شنوى و خردورزى ، از ملاك هاى ارزيابى شخصيت و ارزش انسان ها

أم تحسب أنّ أكثرهم يسمعون أو يعقلون إن هم إلاّ كالأنعم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 43 - 7

7 - خردورزى ، از راه هاى دستيابى به حقايق معارف و مثال هاى قرآن است .

و تلك الأمثل . .. و ما يعقلها إلاّ العلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 62 - 7

7 - تعقل و خرد ورزى ، راه نجات از وسوسه ها و دام هاى شيطان

و لقد أضلّ منكم جبلاًّ كثيرًا أفلم تكونوا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 68 - 8

8 - تعقل و انديشيدن در آفرينش ، از راه هاى خداشناسى است .

و من نعمّره ننكّسه فى الخلق أفلايعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 3 - 5

5 - بهره گيرى از معارف روشن وحى ، نيازمند تعقل و خردورزى

و الكتب المبين . .. لعلّكم تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 54 - 5

5 - تعقل و انديشه ، مانع از تأثير تبليغات سوء و گمراه كننده در انسان

فاستخفّ قومه فأطاعوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 5 - 10،11،13

10 - خردورزى ، زمينه دستيابى انسان به جهان بينى الهى و فهم و شناخت نشانه هاى خداوند در پهنه گيتى

ءايت لقوم يعقلون

11 - لزوم به كارگيرى انديشه و فكر ، در شناخت اسرار طبيعت براى ره يابى به آيات الهى

ءايت لقوم يعقلون

تعبير «لقوم يعقلون» تشويق ضمنى به تعقل و انديشه براى شناخت آيات تكوينى خداوند است.

13 - ايمان ، يقين و تعقّل ، عناصرى مرتبط و متكامل در مواجهه مثبت با آيات الهى

لأيت للمؤمنين . .. ءايت لقوم يوقنون ... ءايت لقوم يعقلون

با توجه به اين كه در راستاى شناخت پديده هاى گوناگون هستى، تعابير متفاوتى (مؤمنين، يوقنون، يعقلون) به كار رفته است; مى توان استفاده كرد كه هر يك از آنها، در بخش هاى خاصى از جهان هستى كاربرد دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 68 - 3

3 - مطالعه در نقش آب شرب در حيات بشر ، راه را براى پذيرش قدرت الهى بر احياى مردگان در رستاخيز آسان مى سازد .

أفرءيتم الماء الذى تشربون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 14 - 15

15 - خردورزى و فهم درست ، راهنماى جامعه به همدلى و همبستگى و پرهيز از تفرقه و تشتّت

و قلوبهم شتّى ذلك بأنّهم قوم لايعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 10 - 4

4 - خردورزى ، مقتضى تقواپيشگى و خداترسى است .

فاتّقوا اللّه يأُولى الألبب

مطلب ياد شده، از مخاطب قرار گرفتن صاحبان خرد به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 28 - 7

7 - خردمندى و اعتدال ، برانگيزاننده آدمى به دستگيرى از مستمندان و مانع از بخل و مال دوستى است .

قال أوسطهم ألم أقل لكم لولا تسبّحون

از اين كه برادر عاقل و معتدل، ديگر برادرانش را به انفاق و دستگيرى از مستمندان ترغيب كرد، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

4- آثار تعقل در آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 30 - 9

9- كافران ، به واسطه بى توجهى به تحولات پديده هاى خلقت و ايمان نياوردن به خداى يگانه ، سزاوار سرزنش اند .

أوَلم ير الذين كفروا أنّ السموت والأرض . .. أفلايؤمنون

همزه در «أوَلم. ..» براى استفهام انكارى و افاده توبيخ مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 80 - 12

12 - انديشه و تعقل در نظام هستى ، راهگشاى انسان براى شناخت خداى يكتا و يكتاپرستى

و هو الذى يحى و يميت . .. افلاتعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 28 - 7

7 - شناخت ربوبيت خدا در هستى ، نيازمند تعقل و پرهيز از غفلت و سطحى نگرى

قال ربّ المشرق و المغرب . .. إن كنتم تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 55 - 2

2 - مطالعه جريان مرگ ، حيات ، نظام آفرينش و روند تحولات تاريخ ، راهگشاى انسان به سوى جهان بينى الهى

فبأىّ ءالاء ربّك تتمارى

از ارتباط اين آيه با آيات پيشين - به وسيله فاى تفريع - مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 62 - 5

5 - ترغيب كافران صدراسلام از سوى خداوند به توجه و تأمل در نشأه نخستين ( جهان فعلى ) ، براى هموار شدن راه پذيرش مسأله معاد

و لقد علمتم النشأة الأُولى فلولا تذكّرون

واژه «لولا» در «لولا تذكّرون»، براى تحضيض و ترغيب مى باشد.

5- آثار تعقل در باره شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 10 - 4

4 - انديشيدن درباره ماهيت شب و ويژگى هاى آن ، زمينه ساز پى بردن به قدرت خداوند و پذيرش معاد است .

عمّ يتساءلون . .. و جعلنا الّيل لباسًا

6- آثار تعقل در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 11 - 11

11 - تحليل و بررسى تاريخ گذشتگان و انديشيدن در آن، سازنده و داراى نقش تربيتى است.

انظروا كيف كان عقبة المكذبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 138 - 5

5 - تعقل و خردورزى در تاريخ پيشينيان ، موجب عبرت و درس آموزى است .

ثمّ دمّرنا الأخرين . .. أفلاتعقلون

7- آثار تعقل در تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 55 - 2

2 - مطالعه جريان مرگ ، حيات ، نظام آفرينش و روند تحولات تاريخ ، راهگشاى انسان به سوى جهان بينى الهى

فبأىّ ءالاء ربّك تتمارى

از ارتباط اين آيه با آيات پيشين - به وسيله فاى تفريع - مطلب بالا استفاده مى شود.

8- آثار تعقل در تدبير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 59 - 2

2 - مطالعه در مظاهر قدرت و تدبير الهى ، ازميان برنده هرگونه استبعاد و اعجاب انسان ، نسبت به حقايق وحى

أفمن هذا الحديث تعجبون

«فاء» تفريع مى رساند كه اگر توجه كامل به مفاد آيات پيشين - كه بيانگر قدرت و تدبير الهى بود - مبذول شود، زمينه اى براى استبعاد و ناباورى باقى نخواهد ماند.

9- آثار تعقل در حيات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 55 - 2

2 - مطالعه جريان مرگ ، حيات ، نظام آفرينش و روند تحولات تاريخ ، راهگشاى انسان به سوى جهان بينى الهى

فبأىّ ءالاء ربّك تتمارى

از ارتباط اين آيه با آيات پيشين - به وسيله فاى تفريع - مطلب بالا استفاده مى شود.

10- آثار تعقل در قدرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 59 - 2

2 - مطالعه در مظاهر قدرت و تدبير الهى ، ازميان برنده هرگونه استبعاد و اعجاب انسان ، نسبت به حقايق وحى

أفمن هذا الحديث تعجبون

«فاء» تفريع مى رساند كه اگر توجه كامل به مفاد آيات پيشين - كه بيانگر قدرت و تدبير الهى بود - مبذول شود، زمينه اى براى استبعاد و ناباورى باقى نخواهد ماند.

11- آثار تعقل در مدار ستاره شعرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 49 - 3

3 - تفكر در ساختار و مدار ستاره « شعرى » ، زمينه ساز راهيابى به قدرت و ربوبيت عالى خداوند *

و أنّه هو ربّ الشعرى

به ميان آوردن نام «شعرى» احتمالاً نه از آن جهت است كه عرب جاهلى عقيده شرك آلود درباره آن داشته اند; بلكه از آن جهت است كه خداوند بشر را به اهميت اين ستاره و همانند آن توجه داده و انسان را به مطالعه فضا فراخواند.

12- آثار تعقل در مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 55 - 2

2 - مطالعه جريان مرگ ، حيات ، نظام آفرينش و روند تحولات تاريخ ، راهگشاى انسان به سوى جهان بينى الهى

فبأىّ ءالاء ربّك تتمارى

از ارتباط اين آيه با آيات پيشين - به وسيله فاى تفريع - مطلب بالا استفاده مى شود.

13- آثار تعقل در موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 20 - 5

5 - سياحت در زمين و تأمّل در پيدايش موجودات ، بر طرف كننده ترديد انسان در امكان تحقّق معاد است .

سيروا فى الأرض فانظروا كيف بدأ الخلق ثمّ اللّه ينشئ النشأة الأخرة

14- آثار عدم تعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 171 - 6

6 - كفرپيشگان بر اثر ترك پرسش و جستجو از حقايق و معارف دين ، از درك آنها ناتوان و محرومند .

بكم . .. فهم لايعقلون

تفريع جمله «فهم لايعقلون» بر لال بودن كفرپيشگان مى تواند اشاره به اين باشد كه: از ابزار شناخت حقيقت، جستجوى آن با پرسش و تحقيق است و كفرپيشگان از اين ابزار محرومند; يعنى، در پى يافتن حقيقت نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 269 - 8

8 - نابخردان ، بى بهره از حكمت و معارف دينى

يؤتى الحكمة من يشاء . .. و ما يذّكّر الاّ اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 65 - 8

8 - توبيخ اهل كتاب ( يهود و نصارا ) به خاطر عدم تعقل آنان در منسوب كردن حضرت ابراهيم ( ع ) به يهوديّت و نصرانيّت

يا اهل الكتاب . .. افلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 118 - 28

28 - ايجاد روابط دوستانه با بيگانگان و مَحرم اسرار خويش گرفتن آنان ، نشانه بى عقلى آدمى

يا ايها الذين امنوا لا تتخذوا بطانة من دونكم . .. ان كنتم تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 8

8 - انديشه هاى جاهلانه درباره مرگ و حيات ( حاكميّت عوامل مادّى بر اراده خداوند ) ، موجب حسرت كفرپيشگان ، به هنگام قيامت

لو كانوا عندنا ما ماتوا و ما قتلوا ليجعل اللّه ذلك حسرة فى قلوبهم

برخى از مفسّران برآنند كه زمان حسرت مطرح شده در آيه، قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 50 - 18

18 - رويگردانى از احكام الهى ، نشانه محروميت آدمى از تفكر صحيح و انديشه توانا

فان تولوا . .. و من احسن من اللّه حكماً لقوم يوقنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 58 - 11

11 - ترك انديشه در احكام و شعاير دين اسلام ، ريشه استهزاى كافران نسبت به آن

اتخذوها هزواً و لعباً ذلك بانهم قوم لايعقلون

در برداشت فوق «لايعقلون»، فعلى متعدى گرفته شده و مفعول آن محذوف فرض شده است. يعنى لايعقلون الدين و الصلوة و ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 104 - 8

8 - نتيجه ترك انديشه و تعقل ، تعصب و تقليد كوركورانه است .

و اكثرهم لايعقلون . .. قالوا حسبنا ما وجدناعليه ءاباءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 10

10 - به كار نگرفتن عقل و انديشه زمينه توجه به دنيا و غفلت از آخرت

و ما الحيوة الدنيا إلا . .. أفلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 18

18 - نينديشيدن، ريشه تلقى نادرست مشركان از پيامبرى و توقّعات نابجاى آنان است.

قل لا أقول لكم عندى خزائن اللّه . .. أفلاتتفكرون

جمله توبيخى «أفلا تتفكرون» دعوتى است به تفكر در تمامى معارف عنوان شده در اين دسته آيات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 28

28 - وابستگى به مال و منال گذراى دنيا به قيمت از دست دادن سراى جاودانه آخرت ، به دور از خرد و انديشه صحيح است .

يأخذون عرض هذا الأدنى . .. و الدار الأخرة خير للذين يتقون أفلا تعقلون

از امام صادق(ع) روايت شده است كه خداوند، بندگان خود را به دو آيه از كتاب خود، توجه مخصوص داده (تا دو مطلب را فراگيرند)، يكى اينكه چيزى را نگويند مگر اينكه به آن علم داشته باشند . .. سپس آيه «ألم يؤخذ عليهم ... » را تلاوت فرمود ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 8 - 11

11 - نينديشيدن در حقانيت و هدف دارى جهانِ هستى ، موجب انكار معاد است .

أَوَلم يتفكّروا . .. و إنّ كثيرًا من الناس بلقاى ربّهم لكفرون

تذكر به حقانيت و هدف دارى جهان و نيز پايان پذيرى آن، گوياى اين حقيقت است كه عالَم به پايان مى رسد و معاد برپا مى شود. يادآورى اين نكته كه بيشتر مردم منكر معادند، پس از توبيخ عدم تفكر در حقانيت جهان، به اين معنا است كه تفكر نكردن

در جهان آفرينش، موجب انكار معاد مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 10 - 4

4 - ترديد در امكان معاد ، به رغم مشاهده قدرت خدا در آفرينش هستى ، برخاسته از بهره نگرفتن از ابزار شناخت و تعقل است .

جعل لكم السمع و . .. و قالوا أءذا ضللنا فى الأرض أءنّا لفى خلق جديد

ذكر «و قالوا أءذا. ..» پس از بيان ناسپاسى انسان ها و يا كم سپاسى آنان در برابر نعمت قواى ادراكى اعطا شده از جانب خداوند، مى تواند بيان كننده اين نكته باشد كه انسان ها از نعمت قواى ادراكى، بهره نگرفتند. (ناسپاسى) و در نتيجه در مسأله معاد ترديد روا داشتند. لازم به ذكر است كه شكر نعمت قواى ادراكى به تناسب موضوع، به كاربردن آنها در راه شايسته و تعيين شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 62 - 5

5 - پيروى از شيطان و گمراه شدن به دست او ، نتيجه و پى آمد عدم تعقل و خردورزى است .

ألم أعهد إليكم يبنى ءادم أن لاتعبدوا الشيطن . .. و لقد أضلّ منكم جبلاًّ كثيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 64 - 2

2 - شرك و اعتقاد به ربوبيت جز خداوند ، نتيجه سست انديشى و دور ماندن از حكمت

قد جئتكم بالحكمة . .. إنّ اللّه هو ربّى و ربّكم

15- آثار عدم تعقل در آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 28 - 8

8 - انكار ربوبيت يگانه خدا ، نشان سطحى نگرى و فقدان انديشه صحيح

ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما إن كنتم تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 25 - 5

5 - بازماندن از انديشه و تعقل در مظاهر هستى و پديدآورنده آن ، انحراف از مسير فطرت و هدايت

فصدّهم عن السبيل . .. ألاّيسجدوا للّه الذى يخرج الخبء

توصيف «اللّه» به «الذى يخرج الخبء» دربردارنده برهان و استدلال است; يعنى، به حكم عقل تنها آن كسى كه در همه هستى اثر مى گذارد و آن را از كتم عدم پديد مى آورد، سزاوار پرستش است. اين برهان، همان راه صحيح فطرى است كه شيطان آن را سد كرده تا مردم به جاى روى آوردن به علت و پديدآورنده هستى، پديده ها و مظاهر هستى را بپرستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 19 - 8

8 - كفر و تكذيب دين ، برخاسته از تأمل نكردن و نينديشيدن در آيات الهى در طبيعت است .

و لقد كذّب الذين من قبلهم . .. أولم يروا إلى الطير ... إنّه بكل شىء بصير

از سرزنش شدن كافران تكذيب گر، به خاطر تأمل نكردن در پديده هاى طبيعت (مانند پرندگان) مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 17 - 2

2 - انكار معاد ، برخاسته از ترك انديشه و بررسى درباره آفريده هاى خداوند است .

أفلاينظرون

به قرينه آغاز و پايان اين سوره، آيات مورد بحث درباره معاد و اثبات قدرت خداوند بر آن است.

16- آثار عدم تعقل در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 19 - 8

8 - كفر و تكذيب دين ، برخاسته از تأمل نكردن و نينديشيدن در آيات الهى در طبيعت است .

و لقد كذّب الذين من قبلهم . .. أولم يروا إلى الطير ... إنّه بكل شىء بصير

از سرزنش شدن كافران تكذيب گر، به خاطر تأمل نكردن در پديده هاى طبيعت (مانند پرندگان) مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

17- آثار عدم تعقل در فرجام كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 10 - 11

11- ناخشنودى از دين و پيام هاى الهى ، معلول نينديشيدن به عاقبت كفر و كافران *

كرهوا ما أنزل اللّه . .. أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا

از ارتباط «أفلم يسيروا» با «كرهوا ماأنزل اللّه»، مى توان استفاده كرد كه اگر كافران عصر بعثت به فرجام شوم پيشينيان كافر مى انديشيدند، اين چنين از پيام هاى دين، گريزان و ناخشنود نبودند.

18- آثار عدم تعقل در فرجام كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 10 - 11

11- ناخشنودى از دين و پيام هاى الهى ، معلول نينديشيدن به عاقبت كفر و كافران *

كرهوا ما أنزل اللّه . .. أفلم يسيروا فى الأرض فينظروا

از ارتباط «أفلم يسيروا» با «كرهوا ماأنزل اللّه»، مى توان استفاده كرد كه اگر كافران عصر بعثت به فرجام شوم پيشينيان كافر مى انديشيدند، اين چنين از پيام هاى دين، گريزان و ناخشنود نبودند.

19- آثار عدم تعقل در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 8

8- گريزان بودن مشركان از توحيد ، نمونه اى است از عدم تأمل و تعمق آنان در آيات قرآن

و جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه . .. و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا عل

20- آثار عدم تعقل فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 28 - 9

9 - تحقير فرعون و فرعونيان از سوى موسى ( ع ) به خاطر نينديشيدن در نظام هستى و انكار پروردگار جهان

قال ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما إن كنتم تعقلون

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعبير «إن كنتم تعقلون» تعريضى به عدم تعقل فرعون و فرعونيان و مقابله به مثل با اتهام جنون به موسى(ع) باشد.

21- آثار عدم تعقل فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 28 - 9

9 - تحقير فرعون و فرعونيان از سوى موسى ( ع ) به خاطر نينديشيدن در نظام هستى و انكار پروردگار جهان

قال ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما إن كنتم تعقلون

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعبير «إن كنتم تعقلون» تعريضى به عدم تعقل فرعون و فرعونيان و مقابله به مثل با اتهام جنون به موسى(ع) باشد.

22- آثار عدم تعقل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 10 - 2

2 - گوش دل نسپردن به سخنان پيامبران و تعقّل نكردن درباره آنها ، عامل دوزخى شدن كافران

و قالوا لو كنّا نسمع أو نعقل ما كنّا فى أصحب السعير

23- آثار عدم تعقل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 10 - 9

9- تكذيب قرآن از سوى مشركان ، نتيجه عدم خردورزى آنان است .

هم فى غفلة معرضون. .. لاهية قلوبهم... لقد أنزلنا... أفلاتعقلون

24- اجتناب از تعقل ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 112 - 12

12 - ايمان به خداوند مستلزم تقواپيشگى و پرهيز از انديشه هاى ناصواب درباره اوست

اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين

ترديد حواريون در توانمندى خداوند كه از جمله «هل يستطيع» استفاده مى شود مى تواند قرينه باشد بر اينكه مراد از ايمان در «ان كنتم مؤمنين» ايمان به خداست.

25- ارزش تعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 73 - 14

14 - فهميدن و انديشه كردن ، از ارزش هاى والاست .

و يريكم ءايته لعلكم تعقلون

از اينكه ارائه آيات با هدف ايجاد زمينه فهم و انديشه در بشر مطرح شده، ارجمندى انديشه كردن و فهميدن، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 197 - 18،19

18 - خِردمندى ، مقتضى تقواپيشگى است .

واتقون يا اولى الالباب

19 - اهميّت و ارزش عقل

واتقون يا اولى الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 219 - 24

24 - ارزش و اهميّت تفكر در فلسفه احكام و معارف دينى

كذلك يبين . .. لعلّكم تتفكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 266 - 12

12 - مقام بلندِ متفكّران و ارزش والاى تفكّر

يبيّن اللّه لكم الايات لعلّكم تتفكّرون

چون تفكّر، به عنوان هدف تبيين آيات الهى بيان شده است، ارزش آن و نيز مقام بلند متفكران به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 269 - 6

6 - اهميّت خرد و ارزش صاحبان خرد

و ما يذّكّر الاّ اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 - 34،35

34 - جز خردمندان ، كسى قدرت درك ويژگى هاى آيات محكم و متشابه را ندارد .

و ما يذّكّر الاّ اولوا الالباب

ظاهراً مراد از متعلّق «ما يذّكّر»، مطالب عنوان شده در همين آيه باشد.

35 - خردمندى ، شرط دريافت حقايق قرآن و ويژگى هاى آن

و ما يذّكّر الاّ اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 65 - 10

10 - اهميّت و ارزش تعقّل

افلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 190 - 8

8 - ارزش عقل و نقش آن در شناخت خداوند

لايات لاولى الالباب

«لبّ» به معناى عقل خالص و بدور از وهم و خيال است كه از آن مى توان به خرد ناب تعبير كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 191 - 4،5

4 - ارزش انديشيدن در آفرينش آسمان ها و زمين

الّذين . .. يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض

5 - ارزش انديشه در آفرينش آسمان ها و زمين ، در صورت توأم بودن آن با ياد خدا *

الّذين يذكرون اللّه . .. و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض

جمله «يتفكّرون» بدون تكرار «الّذين»، عطف بر «يذكرون» شده تا دلالت كند به اينكه هر دو صفت (ذكر و تفكّر) توأماً، وصف «اولى الالباب» است ; نه اينكه اولوا الالباب دو گروهند ; عدّه اى ذاكر و عدّه اى ديگر متفكّر.

26- ارزش تعقل در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 2 - 10

27- اصلاح تعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 169 - 4،5

4 - اصلاح رفتار و كردار ، در گرو اصلاح انديشه

و لا تحسبنّ الّذين قتلوا فى سبيل اللّه امواتا بل احيآء عند ربّهم

زيرا براى ترغيب به جهاد (اصلاح رفتار)، انديشه آنها را نسبت به شهدا تصحيح مى نمايد.

5 - اصلاح انديشه ، از روش هاى قرآن براى نيل به عملكرد صحيح

و لا تحسبنّ الّذين قتلوا فى سبيل اللّه امواتا بل احيآء عند ربّهم

28- اعراض از تعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 22 - 7

7- قوم عاد ، روى گردان از تفكّر در پيام هود ( ع ) و منتظر مشاهده دلايل حسى *

قالوا . .. فأتنا بما تعدنا إن كنت من الصدقين

برداشت بالا بدان احتمال است كه درخواست عذاب، صرفاً به دليل استهزا نباشد; بلكه از آن جهت باشد كه هود(ع) بدانان وعده عذاب مى داد و آنان مى گفتند: تا آنچه را تو وعده مى دهى به چشم خود نبينيم، باور نخواهيم داشت.

29- اقرار به عدم تعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 10 - 1

1 - اعتراف كافران دوزخى ، به گوش نسپردن و انديشه نكردن درباره تعاليم دين و پيامبران الهى

و قالوا لو كنّا نسمع أو نعقل

30- اهميت تعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 164 - 21

21 - لزوم انديشه و تفكر در آفرينش پديد ها براى رسيدن به توحيد و درك رحمانيت و رحيميت خداوند

إن فى خلق السموت و الأرض . .. لأيت لقوم يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 242 - 3،4،6،7

3 - تعقّل ، هدف تبيين آيات و احكام از سوى خداوند

كذلك يبيّن اللّه لكم اياته لعلّكم تعقلون

4 - توانايى انسان ها در شناخت آيات و احكام با بكار بستن انديشه

يبيّن اللّه لكم اياته لعلّكم تعقلون

جمله «لعلّكم تعقلون» علاوه بر اينكه فهم و درك آيات الهى را هدف از تبيين آنها قرار داده، ضمناً راه فهميدن و درك كردن را نيز ارائه فرموده كه همان انديشه و تعقل است.

6 - ارزش و اهميّت تعقّل در اسلام

لعلّكم تعقلون

با توجه به اينكه «تعقل»، به عنوان هدف تبيين آيات شمرده شده است.

7 - شناخت احكام الهى ، در گرو وحى و تبيين الهى و نيز تعقل و انديشه است .

كذلك يبيّن اللّه لكم اياته لعلّكم تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 247 - 14

14 - اهميّت بيشتر توانايى هاى فكرى و علمى ( كاردانى ) ، بر توانايى هاى جسمى در انتخاب زمامدار *

و زاده بسطة فى العلم و الجسم

در بيان ملاك، توانايى علمى «فى العلم» مقدم شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 258 - 4

4 - دعوت خداوند به دقّت در محاجّه نمرود با ابراهيم ( ع )

الم تر الى الّذى حاجّ ابرهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 269 - 6

6 - اهميّت خرد و ارزش صاحبان خرد

و ما يذّكّر الاّ اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 118 - 29

29 - آيات الهى ، راهنماى مؤمنان اهل تعقّل و انديشه ، در شناخت صواب از خطا

قد بيّنّا لكم الايات ان كنتم تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 190 - 11

11 - پى بردن از آفرينش به قدرت مطلق خداوند و يكتايى او در فرمانروايى بر هستى ، دليل بهره مند بودن آدمى از خرد ناب

انّ فى خلق السّموات . .. لايات لاولى الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 46 - 10

10 - ضرورت تأمل و انديشه در كيفيت بيان توحيد و ارائه حقايق به شكلهاى گوناگون در آيات قرآن

انظر كيف نصرف الأيت

تصريف به معنى دگرگون ساختن و گرداندن است و در آيه شريفه به معنى ارائه صورتها و طرحهاى گوناگون كلام براى ارائه حقايق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 99 - 14

14 - لزوم مطالعه و تحقيق در چگونگى ثمر دادن و رشد و رسيدن ميوه هاى درختان

أنظروا إلى ثمره إذا أثمر و ينعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 51 - 11

11- هود ( ع ) ، قومش را به انديشه كردن و فهميدن حقايق و معارف دين فراخواند .

أفلاتعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 4 - 13

13- تفكر در پديده هاى هستى ، زمينه ساز باور به لقاى خدا و برپايى قيامت است .

إن فى ذلك لأيت لقوم يعقلون

برداشت فوق بر اين اساس است كه متعلق «آيات» به قرينه جمله «لعلكم بلقاء ربكم توقنون» در آيات قبل ، لقاى خدا و برپايى قيامت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 12 - 8

8- تعقل و به كارگيرى خرد ، از ابزار شناخت و راهى براى تحصيل معرفت است .

إن فى ذلك لأيت لقوم يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 79 - 1

1- لزوم انديشيدن انسان ها در كيفيت پرواز پرندگان در جو آسمان و قوانين حاكم بر آن

ألم يروا إلى الطير مسخّرت فى جوّ السّماء

«رؤيت» كه به معناى ديدن با چشم است، هر گاه با «إلى» متعدى شود، متضمن معناى نظر و دقت مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 80 - 10

10- لزوم انديشيدن آدميان ، در طبيعى ترين امكانات زندگى خويش و توجه يافتن به نقش خداوند در آنها

و الله جعل لكم من بيوتكم سكنًا . .. أثثًا و متعًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 81 - 8

8- لزوم انديشيدن انسان در خواصّ اشياى مورد استفاده خود ، براى خداشناسى

ممّا خلق ظللاً . .. من الجبال أكننًا ... سربيل تقيكم الحرّ ... تقيكم بأسكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 44 - 3

3 - حق شنوى و خردورزى ، دو عنصر تعيين كننده و اساسى براى شناخت حق و پيمودن راه آن

أم تحسب أنّ أكثرهم يسمعون أو يعقلون

از اين كه خداوند براى هواپرستان، دو صفتى را ذكر مى كند كه آنان فاقد آن دو بودند، حكايت از آن دارد كه آن دو، نقش تعيين كننده در شناخت و پذيرش راه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و تعاليم قرآن داشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 63 - 18

18 - انديشه و تعقل ، امرى بس مهم و وسيله اى براى راه يافتن به توحيد است .

و لئن سألتهم من نزّل . .. ماء فأحيا به الأرض من بعد موتها ليقولنّ اللّه ... بل أ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 32 - 6

6 - لزوم تأمل و تفكر در سخنان ، به هنگام شنيدن آن و اجتناب از داورى شتابزده درباره آن

و كذّب بالصدق إذ جاءه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 67 - 17

17 - تعقل و خردورزى ، غايت و هدف معنوى آفرينش انسان ها است .

هو الذى خلقكم من تراب . .. لعلّكم تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 5 - 12

12 - دريافت هاى حسّى ، من هاى تعقل و انديشه ، بى ثمر در دستيابى انسان به شناخت جهان هستى

ءايت لقوم يعقلون

تعبير «يعقلون»، مى تواند تعريضى به واماندگان در عالم هستى و دريافت هاى حسّى باشد; زيرا بدون كمك گرفتن از تعقل و به كارگيرى انديشه، به شناخت حقيقت جهان دست نخواهند يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 10 - 5

5 - لزوم شناخت دين و آشنايى با تعاليم پيامبران ، از راه شنيدن صحيح و انديشه و تعقّل

و قالوا لو كنّا نسمع أو نعقل

31- اهميت تعقل در آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 15 - 5

5 - سرزنش شدن قوم نوح از سوى پيامبرشان ، به خاطر نينديشيدن درباره آفرينش جهان و جلوه هاى عظمت پروردگار

ألم تروا كيف خلق اللّه سبع سموت طباقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 27 - 4

4 - ضرورت دقت در آفرينش پديده هاى هستى ، براى پى بردن به قدرت مطلق خداوند

ءأنتم أشدّ خلقًا أم السماء بنيها

32- اهميت تعقل در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 35 - 6

6 - تأمّل در حوادث و تحولات ، امرى شايسته و لازم است .

و لقد تركنا منها ءاية بيّنة لقوم يعقلون

33- اهميت تعقل در تسطيح زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 20 - 1

1 - مسطّح شدن زمين ، شايان تحقيق و امعان نظر براى كشف علل و عوامل آن

و إلى الأرض كيف سطحت

34- اهميت تعقل در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 109 - 19

19- ضرورت به كارگيرى انديشه براى فهم معارف دينى

و ما أرسلنا من قبلك إلاّ رجالاً . .. أفلاتعقلون

35- اهميت تعقل در طبيعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 12 - 10

10- لزوم انديشيدن در مظاهر طبيعت براى پى بردن به ماوراى آن و شناخت خداوند

و سخ-ّر لكم . .. الشمس ... إن فى ذلك لأيت لقوم يعقلون

36- اهميت تعقل در عظمت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 15 - 5

5 - سرزنش شدن قوم نوح از سوى پيامبرشان ، به خاطر نينديشيدن درباره آفرينش جهان و جلوه هاى عظمت پروردگار

ألم تروا كيف خلق اللّه سبع سموت طباقًا

37- اهميت تعقل در عقيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 69 - 5

5 - لزوم مبتنى ساختن عقايد دينى و مبانى فكرى خود ، بر تفكر و تعقل و به دور از تقليد كوركورانه از ديگران

إنّهم ألفوا ءاباءهم ضالّين

38- اهميت تعقل در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 17 - 8

8 - خداوند ، خواهان انديشه و تدبر كردن مؤمنان در آيات قرآن ، رهنمود ها و مواعظ آن

قد بيّنا لكم الأيت لعلّكم تعقلون

«عقل» (مصدر «تعقلون») به معناى تدبر كردن است (مصباح المنير).

39- اهميت تعقل در كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 2 - 7

7- لزوم نگرش عقلانى و جدى در وحى الهى و كتاب هاى آسمانى

ما يأتيهم من ذكر . .. هم يلعبون

40- اهميت تعقل در وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 2 - 7

7- لزوم نگرش عقلانى و جدى در وحى الهى و كتاب هاى آسمانى

ما يأتيهم من ذكر . .. هم يلعبون

41- اهميت تعقل رهبران دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 2

2 - ضرورت انديشه در چگونگى و شيوه هاى مخالفت و مبارزه سران كفر و شرك با قرآن و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و تحليل عميق آن براى رهبران جامعه اسلامى

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

42- ايجاد زمينه تعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 44 - 11

11- برانگيختن عقل و وجدان مردم به داورى ، روش حضرت ابراهيم ( ع ) در ارشاد و تبليغ

لِمَ تعبد ما لايسمع . .. لاتعبد الشيطن إنّ الشيطن كان للرحمن عصيًّا

43- تشويق به تعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 219 - 20،26

20 - ترغيب خداوند به تفكر درباره دنيا و آخرت

لعلّكم تتفكرون. فى الدنيا و الاخرة

26 - بيان آيات و احكام از سوى خداوند ، براى ترغيب انسان به انديشيدن درباره نتايج دنيوى و اخروى

لعلّكم تتفكرون. فى الدنيا و الاخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 243 - 8

8 - دعوت خداوند به تعقّل در واقعه قومى كه مُردند و دوباره زنده شدند . ( حوادث تاريخى )

الم تر الى الّذين خرجوا من ديارهم و هم اُلوف حذر الموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 15

15 - ضرورت شكل دهى انديشه ها و عقايد دينى ، بر پايه استدلال و برهان

بما اشركوا باللّه ما لم ينزّل به سلطاناً

از اشكالاتى كه قرآن بر پندارهاى شرك آميز دارد، بى برهانى آنهاست. بنابراين هر نوع عقيده دينى كه نتوان بر آن برهان آورد، فاقد ارزش خواهد بود ; لذا هر انسانى موظّف است عقايد دينى خويش را با برهان و استدلال شكل دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 190 - 7

7 - ترغيب خداوند به انديشيدن در آفرينش و پديده هاى آن

انّ فى خلق السّموات و الارض و اختلاف الّيل و النّهار لايات لاولى الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 191 - 6،7

6 - همواره به ياد خداوند بودن و انديشيدن در آفرينش آسمان ها و زمين ، دو صفت برجسته خردمندان

لاولى الالباب. الّذين يذكرون اللّه قياماً و قعوداً و على جنوبهم و يتفكّرون فى خل

7 - ترغيب انسان ها به ياد هميشگى خدا و انديشيدن در آفرينش آسمان ها و زمين

الّذين يذكرون اللّه قياماً . .. و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض

ستايش خداوند از دارندگان صفات ياد شده و توصيف آنان به خردمندى، براى تشويق به تحصيل چنين ويژگيهايى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 39 - 2

2 - ترغيب آدميان به تأمل كردن در ريشه بى ايمانى و بخلورزى خويش *

ماذا عليهم لو امنوا باللّه و اليوم الاخر و انفقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 20

20 - تفكر درباره محدوده قدرت و وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و معجزات وى، مورد ترغيب و توصيه خداوند

قل لا أقول لكم . .. أفلاتتفكرون

از مصاديق مهم و بارز مذكور در آيه، محدوده قدرت و وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله) است كه جمله «أفلا تتفكرون» همه مردم را به تفكر درباره آن فرا مى خواند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 128 - 13

13 - خداوند ترغيب كننده انسان به بهره گيرى از عقل و به كار گرفتن آن

أفلم يهد . .. إنّ فى ذلك لأيت لأُولى النهى

ذيل اين آيه كه خردمندان را مى ستايد، گوياى مطلب ياد شده است و نيز فاء عاطفه در صدر آن، عطف بر مقدرى است كه ذيل آيه گوياى آن است و در حقيقت، استفهام توبيخى بر آن داخل شده و «لم يهد» تفريع بر آن است. تقدير كلام چنين بوده است: «أفلم يتفكروا فلم يهد...» (آيا انديشه نكردند؟! و آيا پس از انديشيدن، هلاكت پيشينيان، آنان را هدايت نكرد؟)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 10 - 8

8- خداوند ، انسان را به تعقل و انديشه در معارف قرآن ، فراخوانده و ترغيب مى كند .

أفلاتعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 43 - 5

5 - تشويق خداوند ، به كسب دانش و خردورزى جهت دريافت دقايق قرآن كريم

و ما يعقلها إلاّ العلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 71 - 2

2 - تشويق خداوند به تأمل و انديشه در جلوه هاى قدرت الهى در طبيعت ( مانند شتر ، گاو و گوسفند )

أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 14

14 - برانگيختن فكر و انديشه و تشويق به تفكر و انديشيدن ، از روش هاى تربيتى قرآن

قل هل يستوى الذين يعلمون و الذين لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 2

2- قرآن ، درصدد تحريك مشركان ، براى انديشيدن به پوچى و ناتوانى معبود هاى دروغينشان

قل أرءيتم ما تدعون من دون اللّه أرونى ماذا خلقوا

تعبير «أرأيتم» چه به معناى «أخبرونى» باشد و چه به معناى سؤال از نگريستن; دعوت براى انديشيدن در ماهيت پوچ بت ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 17 - 7

7 - ترغيب مردم از سوى خداوند ، براى انديشه در قرآن

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر فهل من مدّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 58 - 4

4 - تشويق منكران معاد از سوى خداوند ، به مطالعه در فرايند پيدايش انسان از منى

أفرءيتم ما تمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 3 - 6

6 - تشويق و ترغيب خداوند ، به نگاه ژرف در مبدأ پيدايش جهان و نظم و هماهنگى ميان آنها

ما ترى فى خلق الرحمن من تفوت ثمّ ارجع البصر هل ترى من فطور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 4 - 1

1 - تشويق و ترغيب خداوند به تأمل و نگاه مكرر و ژرف تر ، در آفرينش جهان و نظم و انسجام موجود در آن

الذى خلق سبع سموت . .. ثمّ ارجع البصر كرّتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 15 - 7

7 - نوح ( ع ) ، قوم خود را به انديشه و مطالعه درباره چگونگى و مبدأ آفرينش جهان ، به منظور پى بردن به عظمت خداوند تشويق و تحرض مى كرد .

ألم تروا كيف خلق اللّه سبع سموت طباقًا

تعبير «ألم تروا كيف. ..»، مى تواند براى تشويق و تحريض ادا شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 16 - 6

6 - نوح ( ع ) ، قومش را به انديشه و مطالعه درباره چگونگى آفرينش ماه و خورشيد ، به منظور پى بردن به عظمت خداوند تشويق و تحريض مى كرد .

ألم تروا كيف . .. و جعل القمر فيهنّ نورًا و جعل الشمس سراجًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 18 - 1

1 - خداوند ، ترغيب كننده انسان ها به انديشه و دقت در نخستين عنصر آفرينش خود

من أىّ شىء خلقه

44- تشويق به تعقل در سخن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 1 - 4

4 - برانگيختن مخاطب به دقت در گفتار و تشويق او به شنيدن گزارش ، روشى مطلوب در شيوه اطلاع رسانى است .

هل أتيك

45- تعقل اقليت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 63 - 16

16 - در ميان مشركان ، اقليتى انديش مند ، بودند كه به حقانيت آيات الهى پى بردند .

فأنّى يؤفكون . .. و لئن سألتهم من نزّل من السماء ماء ... بل أكثرهم لايعقلون

46- تعقل انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 44 - 7

7 - تعقل و انديشه ، حق شنوى و درس آموزى ، از ويژگى هاى انسان و فارق ميان او و حيوان است .

أنّ أكثرهم يسمعون أو يعقلون إن هم إلاّ كالأنعم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 23 - 4

4 - انسان ، برخوردار از قدرت شنوايى ، بينايى و تعقّل

و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة

مقصود از«أفئدة» - به قرينه «سمع» و «أبصار» - عقول است و استعمال اين واژه در معناى ياد شده، در قرآن بسيار شايع است.

47- تعقل اهل مدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 21

21- قوم شعيب ، مردمى برخوردار از نعمتِ فهم و درايت

إنى أريكم بخير

جمله «إنى أراكم بخير» را مى توان تعليل براى «اعبدوا الله . ..» نيز دانست. بر اين مبنا، مراد از «خير» عقل و درايت است; زيرا تعليل گرايش به يكتاپرستى با داشتن عقل و درايت، سازگار است. در نتيجه حاصل معناى «اعبدوا الله ... إنى أراكم بخير» چنين مى شود: شما برخوردار از عقل و خرد هستيد، پس به يكتاپرستى روى آوريد. از شما به دور است كه مشرك باشيد.

48- تعقل پسنديده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 27

27 - باور به پايدارى نعمت هاى آخرت و سعادت آفرينى آن براى اهل تقوا ، باورى خردمندانه و انديشه اى صحيح است .

و الدار الأخرة خير للذين يتقون أفلا تعقلون

49- تعقل حواريون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 112 - 3

3 - حواريون عيسى ( ع ) - در ابتداى ايمانشان - بر انديشه اى ناصواب نسبت به خداوند و توانمندى وى

اذ قال الحواريون . .. هل يستطيع ربك ان ينزل علينا مائدة من السماء

با توجه به اينكه «اذ قال الحواريون . ..» متعلق به «اوحيت» در آيه قبل است مى توان نتيجه گرفت كه سخن آنان (هل يستطيع

...) در همان ابتداى گرايش آنان به مسيح و قبل از الهام خداوند به آنان بوده است.

50- تعقل در آب آشاميدنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 68 - 1،2،3

1 - نقش عظيم آب نوشيدنى در زندگى بشر ، قابل مطالعه و تأمّل

أفرءيتم الماء الذى تشربون

2 - دعوت از منكران معاد ، به مطالعه در آب نوشيدنى و كيفيت قرار گرفتن آن در دسترس آنان براى پى بردن به قدرت الهى

أفرءيتم الماء الذى تشربون

خطاب در اين بخش از آيات، متوجه كافران و منكران معاد است. دعوت از آنان براى مطالعه در نقش آب شرب در زندگى بشر، بدان منظور است كه آنان پى به قدرت الهى ببرند و بدين وسيله از انكار رستاخيز - كه از غفلت كردن از قدرت الهى نشأت مى گيرد - دست بردارند.

3 - مطالعه در نقش آب شرب در حيات بشر ، راه را براى پذيرش قدرت الهى بر احياى مردگان در رستاخيز آسان مى سازد .

أفرءيتم الماء الذى تشربون

51- تعقل در آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 219 - 22

22 - دنيا و آخرت ، دامنه تفكر در جهان بينى الهى

لعلّكم تتفكرون. فى الدنيا و الاخرة

52- تعقل در آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 164 - 19،20

19 - دستيابى به توحيد و رحمانيت و رحيميت خدا از طريق جهان آفرينش ، در گرو انديشه كردن در آن است .

إن فى خلق السموت . .. لأيت لقوم يعقلون

20 - شرك ورزى و دست نيافتن به توحيد ، نشانه انديشه نكردن و درك نكردن پيوند و هماهنگى در جهان آفرينش است .

إن فى خلق السموت و الأرض . .. لأيت لقوم يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 191 - 1،4،5،6،7،9،14،15،18،22،26

1 - آنان كه همواره و در هر حال به ياد خدا بوده و در آفرينش آسمان ها و زمين مى انديشند ، داراى خرد ناب هستند .

لايات لاولى الالباب. الّذين يذكرون اللّه قياماً و قعوداً و على جنوبهم و يتفكّرون

فعل مضارع «يذكرون»، دلالت بر استمرار و دوام ذكر دارد و «قيام»، جمع قائم (ايستاده) و «قعود»، جمع قاعد (نشسته) و «جنوب»، جمع جنب (پهلو)، كنايه از تمامى حالات آدمى است. چون غالباً آدمى از اين سه حالت خارج نيست.

4 - ارزش انديشيدن در آفرينش آسمان ها و زمين

الّذين . .. يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض

5 - ارزش انديشه در آفرينش آسمان ها و زمين ، در صورت توأم بودن آن با ياد خدا *

الّذين يذكرون اللّه . .. و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض

جمله «يتفكّرون» بدون تكرار «الّذين»، عطف بر «يذكرون» شده تا دلالت كند به اينكه هر دو صفت (ذكر و تفكّر) توأماً، وصف «اولى الالباب» است ; نه اينكه اولوا الالباب دو گروهند ; عدّه اى ذاكر و عدّه اى ديگر متفكّر.

6 - همواره به ياد خداوند بودن و انديشيدن در آفرينش آسمان ها و زمين ، دو صفت برجسته خردمندان

لاولى الالباب. الّذين يذكرون اللّه قياماً و قعوداً و على جنوبهم و يتفكّرون فى خل

7 - ترغيب انسان ها به ياد هميشگى خدا و انديشيدن در آفرينش آسمان ها و زمين

الّذين يذكرون اللّه قياماً . .. و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض

ستايش خداوند از دارندگان صفات ياد شده و توصيف آنان به خردمندى، براى تشويق به تحصيل چنين ويژگيهايى است.

9 - آفرينش آسمان ها و زمين ، امرى با عظمت و ميدانى گسترده براى تفكّر مستمر

و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض

14 - آنان كه با انديشيدن در خلقت آسمان ها و زمين به هدفدارى جهان پى نبرند ، نه خردمندند و نه شناخت صحيحى از آفرينش دارند .

لايات لاولى الالباب. الّذين ... و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت

15 - پى بردن و اقرار خردمندان به هدفدارى آفرينش ، پس از انديشه در آن

لاولى الالباب . .. يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً

ظاهراً «ربّنا ما خلقت . .. » بيان نتيجه تفكّر آنان مى باشد.

18 - تفكّر در آفرينش آسمان و زمين ، موجب درك توحيد ربوبى ( جهان بينى توحيدى ) و اعتراف به آن

يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً

چون پس از تفكّر، خداوند را با ربّنا (پروردگار همه ما) ياد مى كنند، معلوم مى شود كه آدمى با انديشه در آفرينش، مى تواند به ربوبيت خداوند نسبت به همگان (توحيدى ربوبى) دست يابد.

22 - خضوع و كرنش خردمندان براى خداوند ، در پى تفكّر در آفرينش و پى بردن به هدفدارى آن

ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك

اعتراف خردمندان به مالكيّت خداوند نسبت به آنان با كلمه «ربّنا» كه به معناى مالك و مدبّر آمده، دلالت بر خشوع و خضوع ايشان در برابر خداوند دارد.

26 - پى بردن خردمندان و اعتراف آنان به كمال مطلق پروردگارا ، پس از انديشه در آفرينش

الّذين . .. يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ... سبحانك

تسبيح به معناى پاك دانستن از هر عيب و نقصى است و لازمه نبود عيب و نقص براى خداوند، وجود تمام كمالات براى اوست و خردمندان با تفكّر در آفرينش به چنين اعتقادى رسيده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 193 - 4

4 - ياد هميشگى خداوند و انديشه در آفرينش ، زمينه ايمان به ربوبيّت الهى

الّذين يذكرون اللّه قياماً . .. و يتفكّرون ... ربّنا ... فامنّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 95 - 7

7 - تفكر در چگونگى شكافته شدن دانه ها و هسته ها و رويش گياهان و پيدايش مرگ و حيات، زمينه راهيابى به توحيد و پرهيز از شرك است.

إن الله فالق الحب و النوى . .. ذلكم الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 97 - 3

3 - مطالعه در كيهان و مدارا و موقعيت ستارگان، راهى براى درك توحيد و خداشناسى است.

و هو الذى جعل لكم النجوم لتهتدوا بها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 18

18- خداوند ، در برخورد با گناه نينديشيدن درباره حقايق هستى - چون تسبيح و حمد موجودات - بردبارانه برخورد كرده و در صورت توبه ، از آن درمى گذرد .

لاتفقهون تسبيحهم إنه كان حليمًا غفورًا

تعليل «إنه كان حليماً غفوراً» دلالت مى كند بر اينكه «لاتفقهون تسبيحهم» (تفقّه نمى كنيد در تسبيح آنان) گناه داشته و شايسته برخورد و مجازات است اما چون خداوند حليم و غفور است، بردبارانه برخورد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 55 - 7

7 - شناخت مظاهر طبيعت و انديشه در آن ، از راه هاى شناخت خداوند و ربوبيت و تدبير او بر هستى است .

الذى جعل لكم الأرض . .. لأُولى النهى ... تارة أُخرى

مجموعه اين آيات براى معرفى «ربّ» است. طريقه اى كه قرآن در اين آيات ارائه نموده، توجه دادن انسان به مظاهر طبيعت و تعقل در آن، براى شناخت خداوند و ربوبيت حاكم او بر صحنه هستى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 80 - 10

10 - جريان مستمر حيات و مرگ و گردش نظام طبيعت ، شايان تفكر و درس آموزى

و هو الذى يحى و يميت . .. أفلاتعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 68 - 8

8 - تعقل و انديشيدن در آفرينش ، از راه هاى خداشناسى است .

و من نعمّره ننكّسه فى الخلق أفلايعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 5 - 11

11 - لزوم به كارگيرى انديشه و فكر ، در شناخت اسرار طبيعت براى ره يابى به آيات الهى

ءايت لقوم يعقلون

تعبير «لقوم يعقلون» تشويق ضمنى به تعقل و انديشه براى شناخت آيات تكوينى خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 4 - 1

1 - تشويق و ترغيب خداوند به تأمل و نگاه مكرر و ژرف تر ، در آفرينش جهان و نظم و انسجام موجود در آن

الذى خلق سبع سموت . .. ثمّ ارجع البصر كرّتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 4 - 13

13- تفكر در پديده هاى هستى ، زمينه ساز باور به لقاى خدا و برپايى قيامت است .

إن فى ذلك لأيت لقوم يعقلون

برداشت فوق بر اين اساس است كه متعلق «آيات» به قرينه جمله «لعلكم بلقاء ربكم توقنون» در آيات قبل ، لقاى خدا و برپايى قيامت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 12 - 9

9- تعقل در نظم موجودات و قانونمندى نظام آفرينش ، سبب هدايت انسان و شناخت خداست .

و سخ-ّر لكم الّيل و النهار و الشمس و القمر . .. إن فى ذلك لأيت لقوم يعقلون

53- تعقل در آيات آفاقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 95 - 8

8 - مطالعه در طبيعت و نظام آن، راهى براى رسيدن به توحيد است.

إن الله فالق الحب و النوى . .. ذلكم الله فأنى تؤفكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 96 - 9

9 - مطالعه در طبيعت و كرات آسمانى و نظم دقيق و برنامه آنها، راهى براى درك توحيد است.

فأنى تؤفكون. فالق الإصباح ... ذلك تقدير العزيز العليم

سياق آيات گذشته بيان توحيد و نفى شرك و فرجام آن بود. اين آيه نيز، كه پس از جمله «فأنى تؤفكون» در آيه پيشين قرار دارد، در صدد بيان دليل و رهنمودى ديگر براى راهيابى انسان به توحيد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 97 - 6

6 - دانش شرط راهيابى انسان به شناخت خداوند و يگانگى او از طريق سير در طبيعت است.

فالق الإصباح . .. قد فصلنا الأيت لقوم يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 99 - 16،17

16 - كسانى كه در طلب ايمان بوده و از لجاجت و عناد به دورند، از آيات طبيعت به شناخت خدا و يگانگى او راهى مى يابند.

إن فى ذلكم لأيت لقوم يؤمنون

17 - تحصيل ايمان از راه مطالعه در طبيعت نشانه علم و فهم است. *

الأيت لقوم يعلمون . .. لقوم يفقهون ... لقوم يؤمنون

در دو آيه گذشته علم و فهم به عنوان شرط بهره مندى از آيات طبيعت ذكر گرديده و در اين آيه ايمان ذكر شده است. شايد ذكر ايمان در پايان اين سه آيه براى اشاره به اين نكته باشد كه دانايان به ايمان مى رسند. لذا ايمان نيز نشانه وجود آن دو زمينه در صاحبان آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 33 - 2

2- خداوند ، خواهان انديشيدن انسان به مظاهر قدرت او ، در آسمان ها و زمين

أوَلم يروا أنّ اللّه الذى خلق السموت و الأرض . .. بقدر

54- تعقل در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 3

3 - لزوم دقت و تفكر در آيات الهى

فقد كذّبوا بالحق لمّا جاءهم

مذمت تكذيب آيات بدون تأمل و درنگ، گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 35

35 - آيات خداوندى و احكام الهى ، عميق ، حكيمانه و شايسته هر گونه تعقل و انديشه كردن انسان در آنها است .

ليس على الأعمى حرج . .. كذلك يبيّن اللّه لكم الأيت لعلّكم تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 71 - 2،3

2 - تشويق خداوند به تأمل و انديشه در جلوه هاى قدرت الهى در طبيعت ( مانند شتر ، گاو و گوسفند )

أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعمًا

3 - خداوند ، كافران را به جهت انديشه نكردن در جلوه هاى قدرت الهى در طبيعت سرزنش كرده است .

أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعمًا

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه درباره كافران و درصدد سرزنش آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 219 - 19

19 - تبيين آيات از سوى خداوند ، زمينه اى براى تفكر مردم در امور دنيا و آخرت

كذلك يبين اللّه لكم الايات لعلّكم تتفكرون. فى الدنيا و الاخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 75 - 6

6- قرآن ، فراخوان مردم به هوشمندى و ژرف نگرى در آيات الهى و حوادث و تحولات تاريخى

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل . إن فى ذلك لأيت للمت

55- تعقل در آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 46 - 10

10 - ضرورت تأمل و انديشه در كيفيت بيان توحيد و ارائه حقايق به شكلهاى گوناگون در آيات قرآن

انظر كيف نصرف الأيت

تصريف به معنى دگرگون ساختن و گرداندن است و در آيه شريفه به معنى ارائه صورتها و طرحهاى گوناگون كلام براى ارائه حقايق است.

56- تعقل در احتجاج ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 83 - 2

2 - احتجاجهاى ابراهيم(ع)، با قوم مشرك خويش، در نهايت اتقان و متانت و شايسته تأمل و دقت است.

و تلك حجتنا ءاتينها إبرهيم على قومه

اضافه شدن كلمه «حجت» به ضمير متكلم مع الغير «نا» بيانگر بزرگداشت و عظمت ادله اى است كه ابراهيم(ع) در احتجاجهاى خويش بدان تمسك جسته است.

57- تعقل در استقرار كوهها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 19 - 2

2 - تحقيق و تدبر در علل برقرار ماندن كوه ها ، مايه توجه به قدرت خداوند بر ايجاد معاد

و إلى الجبال كيف نصبت

58- تعقل در اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 24 - 3

3- « قرآن » كتاب معرفت و شناخت ، و « اسلام » دين عقل و انديشه

أفلايتدبّرون القرءان

59- تعقل در امكانات زندگى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 80 - 10

10- لزوم انديشيدن آدميان ، در طبيعى ترين امكانات زندگى خويش و توجه يافتن به نقش خداوند در آنها

و الله جعل لكم من بيوتكم سكنًا . .. أثثًا و متعًا

60- تعقل در باغها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 31 - 3

3 - توجّه به باغ هاى ميوه و مرغزار ها ، مايه شناخت خداى قادر و بازدارنده انسان از ناسپاسى و كفرورزى به او است .

ما أكفره . .. و فكهة و أبًّا

61- تعقل در بتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 6

6- انديشه در ماهيت بت ها ، كافى براى پى بردن به بطلان شرك

قل أرءيتم ما تدعون من دون اللّه أرونى ماذا خلقوا من الأرض أم لهم شرك فى السموت

62- تعقل در بطلان بت پرستى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 75 - 4

4 - روشن بودن بطلان بت پرستى ، تنها با اندكى تأمل و خردورزى

قال أفرءيتم ما كنتم تعبدون

برداشت ياد شده با توجه به توبيخى بودن استفهام در آيه بالا استفاده مى شود; زيرا مفاد آن اين است كه اگر شما درباره آنچه مى پرستيد (بت ها) قدرى مى انديشيديد، هرگز به آن اقدام نمى كرديد.

63- تعقل در بى نيازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 30 - 5

5 - انديشه صحيح نسبت به فقر و غنا ، برخورد شايسته با يتيمان و مسكينان ، قطع حرام خوارى و دل نبستن به ثروت ، زمينه ساز ورود به بهشت برين

فأمّا الإنسن إذا ما ابتليه . .. و ادخلى جنّتى

64- تعقل در پيدايش ميوه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 99 - 14

14 - لزوم مطالعه و تحقيق در چگونگى ثمر دادن و رشد و رسيدن ميوه هاى درختان

أنظروا إلى ثمره إذا أثمر و ينعه

65- تعقل در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 138 - 4

4 - لزوم خردورزى در تاريخ گذشتگان و درس آموزى از آن

ثمّ دمّرنا الأخرين . .. أفلاتعقلون

سرزنش بر تعقل نكردن در تاريخ پيشينيان، گوياى برداشت بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 137 - 7

7 - اهميّت و ارزش جامعه شناسى و دقّت در تحولات و حوادث تاريخى

فسيروا فى الارض فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 138 - 10

10 - توجه به فلسفه تاريخ ، جهت دهنده حركت هاى انسانى - اجتماعى

فانظروا كيف كان عاقبة المكذّبين. هذا بيان للنّاس و هدىً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 23

23 - تاريخ اديان الهى و سير تحولات اعتقادى پيروان آن ، در خور انديشه و تأمل است .

لقد اخذنا ميثق بنى اسرءيل . .. ثم انظر انى يؤفكون

66- تعقل در تحولات تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 75 - 6

6- قرآن ، فراخوان مردم به هوشمندى و ژرف نگرى در آيات الهى و حوادث و تحولات تاريخى

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل . إن فى ذلك لأيت للمت

67- تعقل در تعاليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 15 - 1

1 - انسان ، وظيفه دار سنجش ميان فرجام تقواپيشگان و تكذيب كنندگان قيامت و دو زندگى بهشت و جهنم ، با تفكر در رهنمود هاى قرآن

قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون

68- تعقل در تكامل انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 68 - 7

7 - سرزنش خداوند بر عدم تعقل و انديشه ، در مراحل تكاملى قواى انسان و سير نزولى آن

و من نعمّره ننكّسه فى الخلق أفلايعقلون

69- تعقل در توليد مواد غذايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 24 - 2

2 - انديشيدن در زمينه پيدايش مواد غذايى و تأمّل در مراحل توليد و مصرف آن ، از ميان برنده كفر به خداوند است .

فلينظر الإنسن إلى طعامه

فرمان به دقت در طعام (به قرينه «قتل الإنسان ما أكفره» در آيات پيشين - ارائه رهنمودى براى ايمان به خدا و كنار نهادن كفر است.

70- تعقل در ثمردهى درختان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 99 - 14

14 - لزوم مطالعه و تحقيق در چگونگى ثمر دادن و رشد و رسيدن ميوه هاى درختان

أنظروا إلى ثمره إذا أثمر و ينعه

71- تعقل در چرخه حيات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 19 - 8

8 - ژرف نگرى درباره چرخه حيات و مرگ موجودات ، برطرف كننده استبعاد معاد است .

أَوَلم يروا كيف يبدئ اللّه الخلق ثمّ يعيده

دعوت از كافران به تعمّق و مطالعه در كيفيت پيدايش موجودات و بازگشت آنها به حالت نخست شان، به منظور راه يافتن به قدرت خدااست و اين كه خداوندى كه بر پديد آوردن و ميراندن موجودات، قادر است، توانايى دارد كه معاد را تحقق بخشد.

72- تعقل در چمنزارها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 31 - 3

3 - توجّه به باغ هاى ميوه و مرغزار ها ، مايه شناخت خداى قادر و بازدارنده انسان از ناسپاسى و كفرورزى به او است .

ما أكفره . .. و فكهة و أبًّا

73- تعقل در چوب آتش زا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 71 - 3

3 - دعوت از كافران و منكران معاد به مطالعه در چوب آتش زنه ، براى پى بردن به قدرت خداوند و توانايى او بر احياى مردگان

أفرءيتم النار التى تورون

با توجه به اين كه روى سخن در اين آيات با منكران معاد است، توجه دادن به مسأله كيفيت افروختن آتش و روشن كردن آن با عمل ساييدن، گوياى برداشت ياد شده است.

74- تعقل در حقيقت آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 9،11

9 - نينديشيدن درباره حقيقت زندگى دنيا و آخرت و جايگاه و ارزش هر يك، مورد توبيخ خداوند

و ما الحيوة الدنيا . .. أفلا تعقلون

11 - انديشه و تعقل درباره دنيا و آخرت و ارزش و جايگاه هر يك، زمينه مصون ماندن از زيان و حسرت در قيامت

قد خسر الذين كذبوا . .. و ما الحيوة الدنيا إلا ... أفلا تعقلون

75- تعقل در حقيقت دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 9،11

9 - نينديشيدن درباره حقيقت زندگى دنيا و آخرت و جايگاه و ارزش هر يك، مورد توبيخ خداوند

و ما الحيوة الدنيا . .. أفلا تعقلون

11 - انديشه و تعقل درباره دنيا و آخرت و ارزش و جايگاه هر يك، زمينه مصون ماندن از زيان و حسرت در قيامت

قد خسر الذين كذبوا . .. و ما الحيوة الدنيا إلا ... أفلا تعقلون

76- تعقل در حيات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 95 - 7

7 - تفكر در چگونگى شكافته شدن دانه ها و هسته ها و رويش گياهان و پيدايش مرگ و حيات، زمينه راهيابى به توحيد و پرهيز از شرك است.

إن الله فالق الحب و النوى . .. ذلكم الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 80 - 10

10 - جريان مستمر حيات و مرگ و گردش نظام طبيعت ، شايان تفكر و درس آموزى

و هو الذى يحى و يميت . .. أفلاتعقلون

77- تعقل در خالق آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 15 - 7

7 - نوح ( ع ) ، قوم خود را به انديشه و مطالعه درباره چگونگى و مبدأ آفرينش جهان ، به منظور پى بردن به عظمت خداوند تشويق و تحرض مى كرد .

ألم تروا كيف خلق اللّه سبع سموت طباقًا

تعبير «ألم تروا كيف. ..»، مى تواند براى تشويق و تحريض ادا شده باشد.

78- تعقل در خداشناسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 67 - 19

19 - شناخت خردورزانه مبدأ و منت هاى آفرينش ( خدا و معاد ) ، فلسفه خلقت انسان

هو الذى خلقكم من تراب . .. لعلّكم تعقلون

برداشت بالا به خاطر اين نكته است كه آيه شريفه، در صدد شناساندن خدا به عنوان مبدأ آفرينش انسان و مسأله معاد است كه در آيه بعد از آن سخن به ميان خواهد آمد (هو الذى يحيى و يميت . ..).

79- تعقل در خلقت آسمان هاى هفتگانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 15 - 6

6 - انديشه در چگونگى مبدأ آفرينش آسمان ها ، راهى براى شناخت خدا و اوصاف او است .

ألم تروا كيف خلق اللّه سبع سموت طباقًا

80- تعقل در خلقت آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 15 - 7

7 - نوح ( ع ) ، قوم خود را به انديشه و مطالعه درباره چگونگى و مبدأ آفرينش جهان ، به منظور پى بردن به عظمت خداوند تشويق و تحرض مى كرد .

ألم تروا كيف خلق اللّه سبع سموت طباقًا

تعبير «ألم تروا كيف. ..»، مى تواند براى تشويق و تحريض ادا شده باشد.

81- تعقل در خلقت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 98 - 7،9

7 - صاحبان درك از بيان آيات خداوند در زمينه كيفيت آفرينش انسان بهره مى برند.

هو الذى أنشأكم . .. قد فصلنا الأيت لقوم يفقهون

9 - تفكر در چگونگى آفرينش انسان، راهى براى رسيدن به توحيد است.

و هو الذى أنشأكم . .. قد فصلنا الأيت لقوم يفقهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 77 - 1

1 - خداوند انسان كافر را به دليل انديشه نكردن در چگونگى مبدأ پيدايش خود سرزنش كرده است .

أوَلم ير الإنسن أنّا خلقنه من نطفة

برداشت ياد شده از لحن سرزنش آميز آيه شريفه به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 78 - 2

2 - دقت و انديشه در چگونگى پيدايش انسان ، زمينه ساز ممكن دانستن برپايى قيامت و حيات مجدد انسان ها

أوَلم ير الإنسن . .. و ضرب لنا مثلاً و نسى خلقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 67 - 18

18 - چگونگى آفرينش انسان و سير تحوّل آن ، بسترى مناسب براى تعقل و خردورزى

هو الذى خلقكم من تراب . .. لعلّكم تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 14 - 3

3 - پيدايش موجودى شعورمند و صاحب اراده از گلى خشكيده ( چون انسان ) ، شايان تأمل و درس آموزى است .

خلق الإنسن من صلصل

تذكر به مبدأ پيدايش انسان، ممكن است نظر به مطلب بالا داشته باشد; چه اين كه آيات سوره تماماً توحيدى است و در مقام نماياندن ربوبيت يگانه حق مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 58 - 4

4 - تشويق منكران معاد از سوى خداوند ، به مطالعه در فرايند پيدايش انسان از منى

أفرءيتم ما تمنون

82- تعقل در خلقت چهارپايان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 71 - 2

2 - تشويق خداوند به تأمل و انديشه در جلوه هاى قدرت الهى در طبيعت ( مانند شتر ، گاو و گوسفند )

أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعمًا

83- تعقل در خلقت خورشيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 16 - 4،5،6

4 - سرزنش شدن قوم نوح از سوى پيامبرشان ، به سبب نينديشيدن درباره چگونگى آفرينش ماه تابان و خورشيد فروزان

ألم تروا كيف خلق اللّه . .. و جعل القمر فيهنّ نورًا و جعل الشمس سراجًا

5 - انديشه در چگونگى آفرينش ماه و خورشيد ، راهى براى شناخت خدا و اوصاف او

ألم تروا كيف . .. و جعل القمر فيهنّ نورًا و جعل الشمس سراجًا

6 - نوح ( ع ) ، قومش را به انديشه و مطالعه درباره چگونگى آفرينش ماه و خورشيد ، به منظور پى بردن به عظمت خداوند تشويق و تحريض مى كرد .

ألم تروا كيف . .. و جعل القمر فيهنّ نورًا و جعل الشمس سراجًا

84- تعقل در خلقت روز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 62 - 4

4 - تفكر در آفرينش شب و روز و جانشين شدن آن دو به جاى يكديگر ، آموزنده درس خداشناسى

و هو الذى جعل الّيل و النهار خلفة لمن أراد أن يذّكّر

«تذكر»( مصدر «يذّكّر») از نظر لغت به معناى يادآوردن چيزى است كه فراموش شده است (لسان العرب); ولى اين واژه در آيه شريفه - به گفته بيشتر مفسران - به معناى تفكر و تأمل براى درس آموختن و نتيجه گرفتن از آفرينش شب و روز است.

85- تعقل در خلقت شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 62 - 4

4 - تفكر در آفرينش شب و روز و جانشين شدن آن دو به جاى يكديگر ، آموزنده درس خداشناسى

و هو الذى جعل الّيل و النهار خلفة لمن أراد أن يذّكّر

«تذكر»( مصدر «يذّكّر») از نظر لغت به معناى يادآوردن چيزى است كه فراموش شده است (لسان العرب); ولى اين واژه در آيه شريفه - به گفته بيشتر مفسران - به معناى تفكر و تأمل براى درس آموختن و نتيجه گرفتن از آفرينش شب و روز است.

86- تعقل در خلقت شتر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 71 - 2

2 - تشويق خداوند به تأمل و انديشه در جلوه هاى قدرت الهى در طبيعت ( مانند شتر ، گاو و گوسفند )

أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 17 - 4،5

4 - شيوه آفرينش شتر ، شگفت آور و داراى زواياى درخور دقّت و تحقيق است .

أفلاينظرون إلى الإبل كيف خلقت

تكيه بر شناخت ويژگى هاى شتر، يا به جهت فايده هاى فراوان اين حيوان براى مردم جزيرة العرب است و يا اين كه شتر در بين حيوانات، كمالاتى بى نظير دارد و مى توان آيه شريفه را ناظر به هر دو نكته دانست.

5 - كشف و شناسايى ويژگى هاى شتر ، راهنماى فكرى انسان براى اعتقاد به قدرت خداوند

أفلاينظرون إلى الإبل كيف خلقت

87- تعقل در خلقت گاو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 71 - 2

2 - تشويق خداوند به تأمل و انديشه در جلوه هاى قدرت الهى در طبيعت ( مانند شتر ، گاو و گوسفند )

أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعمًا

88- تعقل در خلقت گوسفند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 71 - 2

2 - تشويق خداوند به تأمل و انديشه در جلوه هاى قدرت الهى در طبيعت ( مانند شتر ، گاو و گوسفند )

أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعمًا

89- تعقل در خلقت ماه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 16 - 4،5،6

4 - سرزنش شدن قوم نوح از سوى پيامبرشان ، به سبب نينديشيدن درباره چگونگى آفرينش ماه تابان و خورشيد فروزان

ألم تروا كيف خلق اللّه . .. و جعل القمر فيهنّ نورًا و جعل الشمس سراجًا

5 - انديشه در چگونگى آفرينش ماه و خورشيد ، راهى براى شناخت خدا و اوصاف او

ألم تروا كيف . .. و جعل القمر فيهنّ نورًا و جعل الشمس سراجًا

6 - نوح ( ع ) ، قومش را به انديشه و مطالعه درباره چگونگى آفرينش ماه و خورشيد ، به منظور پى بردن به عظمت خداوند تشويق و تحريض مى كرد .

ألم تروا كيف . .. و جعل القمر فيهنّ نورًا و جعل الشمس سراجًا

90- تعقل در خلقت موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 164 - 21

21 - لزوم انديشه و تفكر در آفرينش پديد ها براى رسيدن به توحيد و درك رحمانيت و رحيميت خداوند

إن فى خلق السموت و الأرض . .. لأيت لقوم يعقلون

91- تعقل در درخت انار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 99 - 12،13

12 - زمان به ثمر نشستن درخت انار تا مرحله رسيدن ميوه آن، شايان نگريستن و انديشيدن است.

أنظروا إلى ثمره إذا أثمر و ينعه

13 - دوران ثمردهى تا رسيدن ميوه اصله نخل و تاك انگور و درخت زيتون و انار، شايان مطالعه و تأمل و راهى براى خداشناسى است.

و من النخل . .. من أعناب و الزيتون و الرمان ... أنظروا إلى ثمره إذا أثمر و ينعه

مرجع ضمير «ثمره» مى تواند «الرمان» باشد و نيز مى تواند «النخل» «اعناب» «الزيتون» به صورت بدل باشد. برداشت فوق بر اين مبنا صورت گرفته است. لذا فرمان «انظروا» شامل تمامى موارد مذكور در آيه است.

92- تعقل در درخت انگور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 99 - 13

13 - دوران ثمردهى تا رسيدن ميوه اصله نخل و تاك انگور و درخت زيتون و انار، شايان مطالعه و تأمل و راهى براى خداشناسى است.

و من النخل . .. من أعناب و الزيتون و الرمان ... أنظروا إلى ثمره إذا أثمر و ينعه

مرجع ضمير «ثمره» مى تواند «الرمان» باشد و نيز مى تواند «النخل» «اعناب» «الزيتون» به صورت بدل باشد. برداشت فوق بر اين مبنا صورت گرفته است. لذا فرمان «انظروا» شامل تمامى موارد مذكور در آيه است.

93- تعقل در درخت زيتون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 99 - 13

13 - دوران ثمردهى تا رسيدن ميوه اصله نخل و تاك انگور و درخت زيتون و انار، شايان مطالعه و تأمل و راهى براى خداشناسى است.

و من النخل . .. من أعناب و الزيتون و الرمان ... أنظروا إلى ثمره إذا أثمر و ينعه

مرجع ضمير «ثمره» مى تواند «الرمان» باشد و نيز مى تواند «النخل» «اعناب» «الزيتون» به صورت بدل باشد. برداشت فوق بر اين مبنا صورت گرفته است. لذا فرمان «انظروا» شامل تمامى موارد مذكور در آيه است.

94- تعقل در درخت نخل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 99 - 13

13 - دوران ثمردهى تا رسيدن ميوه اصله نخل و تاك انگور و درخت زيتون و انار، شايان مطالعه و تأمل و راهى براى خداشناسى است.

و من النخل . .. من أعناب و الزيتون و الرمان ... أنظروا إلى ثمره إذا أثمر و ينعه

مرجع ضمير «ثمره» مى تواند «الرمان» باشد و نيز مى تواند «النخل» «اعناب» «الزيتون» به صورت بدل باشد. برداشت فوق بر اين مبنا صورت گرفته است. لذا فرمان «انظروا» شامل تمامى موارد مذكور در آيه است.

95- تعقل در دنيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 219 - 20

20 - ترغيب خداوند به تفكر درباره دنيا و آخرت

لعلّكم تتفكرون. فى الدنيا و الاخرة

96- تعقل در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 58 - 11،12،14

11 - ترك انديشه در احكام و شعاير دين اسلام ، ريشه استهزاى كافران نسبت به آن

اتخذوها هزواً و لعباً ذلك بانهم قوم لايعقلون

در برداشت فوق «لايعقلون»، فعلى متعدى گرفته شده و مفعول آن محذوف فرض شده است. يعنى لايعقلون الدين و الصلوة و ... .

12 - نكوهش خداوند از اهل كتاب به خاطر ترك انديشه و تعقل در حقانيت دين و احكام و شعاير آن

ذلك بانهم قوم لايعقلون

14 - نگاه به دين اسلام با ديدى منطقى و عقلى ، مايه اطمينان به حقانيت ، شايستگى و بايستگى آن

اتخذوها هزواً و لعباً . .. ذلك بانهم قوم لايعقلون

97- تعقل در رشد گياهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 63 - 1،4

1 - فرايند جوانه زدن دانه ها از دل خاك ، رشد و نمو كردن و بالاخره به ثمر نشستن آنها ، شايان مطالعه و تأمل

أفرءيتم ما تحرثون

«حرث» (مصدر «تحرثون»)، به عمل شخم زدن زمين و پاشيدن دانه ها در آن گفته مى شود. با توجه به آيات بعد، آيه شريفه، درصدد تشويق منكران معاد به مطالعه كردن در چگونگى رشد و نموّ و به ثمر رسيدن بذر است كه آنان تنها نقش شخم زدن زمين و پاشيدن دانه ها را به عهده دارند; و نه بيشتر از آن.

4 - توصيه منكران معاد از سوى خداوند ، به مطالعه در چگونگى رشد و نموّ دانه هاى پاشيده شده در زمين بهوسيله كشاورزان ، براى پى بردن به قدرت الهى و پذيرش امكان معاد

أفرءيتم ما تحرثون

98- تعقل در روش مبارزه دشمنان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 1،2

1 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به انديشه و تحليل در چگونگى و شيوه هاى مخالفت و مبارزه سران كفر و شرك با قرآن و رسالت آن حضرت ، فراخواند

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

2 - ضرورت انديشه در چگونگى و شيوه هاى مخالفت و مبارزه سران كفر و شرك با قرآن و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و تحليل عميق آن براى رهبران جامعه اسلامى

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

99- تعقل در روش مبارزه دشمنان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 1،2

1 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به انديشه و تحليل در چگونگى و شيوه هاى مخالفت و مبارزه سران كفر و شرك با قرآن و رسالت آن حضرت ، فراخواند

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

2 - ضرورت انديشه در چگونگى و شيوه هاى مخالفت و مبارزه سران كفر و شرك با قرآن و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و تحليل عميق آن براى رهبران جامعه اسلامى

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

100- تعقل در روش مبارزه رهبران شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 1،2،3

1 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به انديشه و تحليل در چگونگى و شيوه هاى مخالفت و مبارزه سران كفر و شرك با قرآن و رسالت آن حضرت ، فراخواند

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

2 - ضرورت انديشه در چگونگى و شيوه هاى مخالفت و مبارزه سران كفر و شرك با قرآن و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و تحليل عميق آن براى رهبران جامعه اسلامى

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

3 - كيفيت موضع گيرى و شيوه هاى مبارزاتى سران كفر و شرك عليه قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، امرى شگفت آور و در خور تأمل و انديشيدن

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

«كيف» اسم استفهام است; ولى در اين آيه براى بيان تعجب به كار رفته است، نه استفهام حقيقى.

101- تعقل در روش مبارزه رهبران كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 9 - 1،2،3

1 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را به انديشه و تحليل در چگونگى و شيوه هاى مخالفت و مبارزه سران كفر و شرك با قرآن و رسالت آن حضرت ، فراخواند

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

2 - ضرورت انديشه در چگونگى و شيوه هاى مخالفت و مبارزه سران كفر و شرك با قرآن و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) و تحليل عميق آن براى رهبران جامعه اسلامى

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

3 - كيفيت موضع گيرى و شيوه هاى مبارزاتى سران كفر و شرك عليه قرآن و رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، امرى شگفت آور و در خور تأمل و انديشيدن

انظر كيف ضربوا لك الأمثل

«كيف» اسم استفهام است; ولى در اين آيه براى بيان تعجب به كار رفته است، نه استفهام حقيقى.

102- تعقل در رويش گياهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 95 - 7

7 - تفكر در چگونگى شكافته شدن دانه ها و هسته ها و رويش گياهان و پيدايش مرگ و حيات، زمينه راهيابى به توحيد و پرهيز از شرك است.

إن الله فالق الحب و النوى . .. ذلكم الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 18 - 7

7 - مطالعه در آفرينش و رويش مداوم نباتات ، راهبر انسان ها به مسأله معاد و آسان كننده درك و ايمان به آن است .

و اللّه أنبتكم من الأرض نباتًا . .. و يخرجكم إخراجًا

103- تعقل در زوال موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 19 - 8

8 - ژرف نگرى درباره چرخه حيات و مرگ موجودات ، برطرف كننده استبعاد معاد است .

أَوَلم يروا كيف يبدئ اللّه الخلق ثمّ يعيده

دعوت از كافران به تعمّق و مطالعه در كيفيت پيدايش موجودات و بازگشت آنها به حالت نخست شان، به منظور راه يافتن به قدرت خدااست و اين كه خداوندى كه بر پديد آوردن و ميراندن موجودات، قادر است، توانايى دارد كه معاد را تحقق بخشد.

104- تعقل در سايه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 81 - 3

3- انديشيدن در اهميت سايه و عوامل سايه افكن و رهايى از تابش مداوم آفتاب ، از راه هاى خداشناسى است .

و الله جعل لكم ممّا خلق ظللاً

105- تعقل در ستارگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 97 - 3

3 - مطالعه در كيهان و مدارا و موقعيت ستارگان، راهى براى درك توحيد و خداشناسى است.

و هو الذى جعل لكم النجوم لتهتدوا بها

106- تعقل در سخن ديگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 32 - 6

6 - لزوم تأمل و تفكر در سخنان ، به هنگام شنيدن آن و اجتناب از داورى شتابزده درباره آن

و كذّب بالصدق إذ جاءه

107- تعقل در شفاعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 43 - 4

4 - خردورزى و توانايى بر شفاعت ، دو شرط اصلى شايستگى شفاعت به پيشگاه الهى است .

قل أَوَلو كانوا لايملكون شيئًا و لايعقلون

108- تعقل در طبيعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 190 - 7

7 - ترغيب خداوند به انديشيدن در آفرينش و پديده هاى آن

انّ فى خلق السّموات و الارض و اختلاف الّيل و النّهار لايات لاولى الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 79 - 2

2 - تفكر در طبيعت و افول و تغييرپذيرى آن، مايه درك ناتوانى پديده هاى آن براى ربوبيت است.

كوكبا . .. القمر ... الشمس بازغة ... وجهت وجهى للذى فطر السموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 95 - 8

8 - مطالعه در طبيعت و نظام آن، راهى براى رسيدن به توحيد است.

إن الله فالق الحب و النوى . .. ذلكم الله فأنى تؤفكون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 99 - 17

17 - تحصيل ايمان از راه مطالعه در طبيعت نشانه علم و فهم است. *

الأيت لقوم يعلمون . .. لقوم يفقهون ... لقوم يؤمنون

در دو آيه گذشته علم و فهم به عنوان شرط بهره مندى از آيات طبيعت ذكر گرديده و در اين آيه ايمان ذكر شده است. شايد ذكر ايمان در پايان اين سه آيه براى اشاره به اين نكته باشد كه دانايان به ايمان مى رسند. لذا ايمان نيز نشانه وجود آن دو زمينه در صاحبان آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 71 - 2

2 - تشويق خداوند به تأمل و انديشه در جلوه هاى قدرت الهى در طبيعت ( مانند شتر ، گاو و گوسفند )

أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 3 - 10

10 - شناخت بهتر و ژرف تر طبيعت ، موجب شناخت بيشتر و عميق تر خداوند است .

الذى خلق سبع سموت . .. هل ترى من فطور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 4 - 11

11- تعقّل در پديده هاى طبيعى ، آدمى را به شناخت خدا و يكتايى او در تدبير امور هستى هدايت مى كند .

إن فى ذلك لأيت لقوم يعقلون

109- تعقل در عنصر خلقت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 18 - 1

1 - خداوند ، ترغيب كننده انسان ها به انديشه و دقت در نخستين عنصر آفرينش خود

من أىّ شىء خلقه

110- تعقل در فرجام قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 138 - 2

2 - نكوهش كافران ، بر تعقل نكردن در سرنوشت هلاكت بار قوم لوط

ثمّ دمّرنا الأخرين . و إنّكم لتمرّون عليهم ... أفلاتعقلون

111- تعقل در فرجام كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 15 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار فراخوانى مردمان به انديشه و مقايسه ميان فرجام كافران و تقواپيشگان

قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون

112- تعقل در فرجام گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 71 - 4

4 - اتكاى كافران به حس و تجربه عذاب ، على رغم فرا خوانده شدن به تعقل و تدبر در فرجام شوم مجرمان تاريخ

فانظروا كيف كان عقبة المجرمين . .. و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

على رغم اين كه خداوند از كافران مكه مى خواهد تا با مطالعه تاريخ و تدبر در فرجام مجرمان گذشته، درس عبرت بگيرند و بينش خود را تصحيح كنند، آنان براى پى بردن به حقانيت وعده الهى، خواهان لمس و شهود عذاب مى شوند و تعيين زمان آن را مى طلبند.

113- تعقل در فرجام متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 15 - 1،2

1 - انسان ، وظيفه دار سنجش ميان فرجام تقواپيشگان و تكذيب كنندگان قيامت و دو زندگى بهشت و جهنم ، با تفكر در رهنمود هاى قرآن

قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار فراخوانى مردمان به انديشه و مقايسه ميان فرجام كافران و تقواپيشگان

قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون

114- تعقل در فرجام مفسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 51 - 1

1 - خداوند ، خواهان انديشيدن انسان در فرجام فسادگران گذشته تاريخ

فانظر كيف كان عقبة مكرهم

115- تعقل در فرجام مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 15 - 1

1 - انسان ، وظيفه دار سنجش ميان فرجام تقواپيشگان و تكذيب كنندگان قيامت و دو زندگى بهشت و جهنم ، با تفكر در رهنمود هاى قرآن

قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون

116- تعقل در فقر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 30 - 5

5 - انديشه صحيح نسبت به فقر و غنا ، برخورد شايسته با يتيمان و مسكينان ، قطع حرام خوارى و دل نبستن به ثروت ، زمينه ساز ورود به بهشت برين

فأمّا الإنسن إذا ما ابتليه . .. و ادخلى جنّتى

117- تعقل در قدرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 21 - 2

2 - تأمّل در نشانه هاى قدرت خداوندى در پهنه هستى ، زمينه ساز پذيرش پند و اندرز هاى دينى است .

أفلاينظرون إلى . .. فذكّر

حرف «فاء»، فرمان به تذكّر را بر آيات پيشين - كه از نشانه هاى قدرت خداوند سخن گفته بود - تفريع كرده است; يعنى، «حال كه چنين است به تذكّر اقدام كن».

118- تعقل در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 17 - 7

7 - ترغيب مردم از سوى خداوند ، براى انديشه در قرآن

و لقد يسّرنا القرءان للذّكر فهل من مدّكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 82 - 1

1 - ضرورت و لزوم تدبّر و انديشه عميق در قرآن

افلا يتدبّرون القران

انديشه و تأمل مداوم در يك چيز را تدبّر مى گويند كه از آن به «انديشه عميق» تعبير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 10 - 8

8- خداوند ، انسان را به تعقل و انديشه در معارف قرآن ، فراخوانده و ترغيب مى كند .

أفلاتعقلون

119- تعقل در قصه ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 43 - 13

13 - وجود بستر هاى گوناگون انديشه و خردورزى در سرگذشت ايوب پيامبر

و اذكر عبدنا أيّوب إذ نادى . .. و وهبنا له أهله ... و ذكرى لأُولى الألبب

از اين كه خداوند، بيدار شدن انسان ها از سرگذشت ايوب(ع) را به صاحبان خرد اختصاص داده است، مى توان استفاده كرد كه در اين داستان زمينه هاى بسيارى براى انديشيدن و خردورزى وجود دارد.

120- تعقل در قضاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 32 - 6

6 - لزوم تأمل و تفكر در سخنان ، به هنگام شنيدن آن و اجتناب از داورى شتابزده درباره آن

و كذّب بالصدق إذ جاءه

121- تعقل در كرات آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 96 - 9

9 - مطالعه در طبيعت و كرات آسمانى و نظم دقيق و برنامه آنها، راهى براى درك توحيد است.

فأنى تؤفكون. فالق الإصباح ... ذلك تقدير العزيز العليم

سياق آيات گذشته بيان توحيد و نفى شرك و فرجام آن بود. اين آيه نيز، كه پس از جمله «فأنى تؤفكون» در آيه پيشين قرار دارد، در صدد بيان دليل و رهنمودى ديگر براى راهيابى انسان به توحيد است.

122- تعقل در گردش شب و روز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 80 - 10

10 - جريان مستمر حيات و مرگ و گردش نظام طبيعت ، شايان تفكر و درس آموزى

و هو الذى يحى و يميت . .. أفلاتعقلون

123- تعقل در مثالهاى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 43 - 4

4 - مثال هاى به كاربرده شده در قرآن ، داراى ظرافت و دقايق قابل تأمل است .

و ما يعقلها إلاّ العلمون

124- تعقل در مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 95 - 7

7 - تفكر در چگونگى شكافته شدن دانه ها و هسته ها و رويش گياهان و پيدايش مرگ و حيات، زمينه راهيابى به توحيد و پرهيز از شرك است.

إن الله فالق الحب و النوى . .. ذلكم الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 80 - 10

10 - جريان مستمر حيات و مرگ و گردش نظام طبيعت ، شايان تفكر و درس آموزى

و هو الذى يحى و يميت . .. أفلاتعقلون

125- تعقل در مصرف مواد غذايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 24 - 2

2 - انديشيدن در زمينه پيدايش مواد غذايى و تأمّل در مراحل توليد و مصرف آن ، از ميان برنده كفر به خداوند است .

فلينظر الإنسن إلى طعامه

فرمان به دقت در طعام (به قرينه «قتل الإنسان ما أكفره» در آيات پيشين - ارائه رهنمودى براى ايمان به خدا و كنار نهادن كفر است.

126- تعقل در معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 67 - 19

19 - شناخت خردورزانه مبدأ و منت هاى آفرينش ( خدا و معاد ) ، فلسفه خلقت انسان

هو الذى خلقكم من تراب . .. لعلّكم تعقلون

برداشت بالا به خاطر اين نكته است كه آيه شريفه، در صدد شناساندن خدا به عنوان مبدأ آفرينش انسان و مسأله معاد است كه در آيه بعد از آن سخن به ميان خواهد آمد (هو الذى يحيى و يميت . ..).

127- تعقل در معجزه محمّد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 20

20 - تفكر درباره محدوده قدرت و وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و معجزات وى، مورد ترغيب و توصيه خداوند

قل لا أقول لكم . .. أفلاتتفكرون

از مصاديق مهم و بارز مذكور در آيه، محدوده قدرت و وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله) است كه جمله «أفلا تتفكرون» همه مردم را به تفكر درباره آن فرا مى خواند.

128- تعقل در مواد غذايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 24 - 2

2 - انديشيدن در زمينه پيدايش مواد غذايى و تأمّل در مراحل توليد و مصرف آن ، از ميان برنده كفر به خداوند است .

فلينظر الإنسن إلى طعامه

فرمان به دقت در طعام (به قرينه «قتل الإنسان ما أكفره» در آيات پيشين - ارائه رهنمودى براى ايمان به خدا و كنار نهادن كفر است.

129- تعقل در موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 79 - 9

9 - تفكر در پديده ها و گذر از افول و زوال پذيرى آنان به سوى يگانه زوال ناپذير، رؤيت ملكوت جهان است.

و كذلك نرى إبرهيم . .. لا أحب الأفلين ... إنى وجهت وجهى للذى

آيات 76 تا 79 تفصيل «كذلك نرى» مى تواند باشد. يعنى اين سير - كه سيرى عقلانى و فكرى است - همان رؤيت ملكوت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 24 - 10

10 - نگرش ژرف به پديده هاى هستى ، امرى لازم است .

و من ءايته يريكم البرق . .. إنّ فى ذلك لأيت لقوم يعقلون

130- تعقل در نظم آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 96 - 9

9 - مطالعه در طبيعت و كرات آسمانى و نظم دقيق و برنامه آنها، راهى براى درك توحيد است.

فأنى تؤفكون. فالق الإصباح ... ذلك تقدير العزيز العليم

سياق آيات گذشته بيان توحيد و نفى شرك و فرجام آن بود. اين آيه نيز، كه پس از جمله «فأنى تؤفكون» در آيه پيشين قرار دارد، در صدد بيان دليل و رهنمودى ديگر براى راهيابى انسان به توحيد است.

131- تعقل در وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 3 - 5

5 - بهره گيرى از معارف روشن وحى ، نيازمند تعقل و خردورزى

و الكتب المبين . .. لعلّكم تعقلون

132- تعقل در وسوسه هاى شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 62 - 6

6 - لزوم تعقل و خردورزى در وسوسه هاى گمراه كننده شيطان و درس آموزى از سرنوشت شوم قربانيان فريب وى

و لقد أضلّ منكم جبلاًّ كثيرًا أفلم تكونوا تعقلون

133- تعقل درباره بيدارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 60 - 8

8 - دقت و تأمل در خوابيدن و بيدار شدن آدمى، راهى براى خداشناسى و توحيد

هو الذى يتوفكم بالّيل و يعلم ما جرحتم بالنهار ثم يبعثكم فيه

134- تعقل درباره خواب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 60 - 8

8 - دقت و تأمل در خوابيدن و بيدار شدن آدمى، راهى براى خداشناسى و توحيد

هو الذى يتوفكم بالّيل و يعلم ما جرحتم بالنهار ثم يبعثكم فيه

135- تعقل شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 87 - 14

14- شعيب ( ع ) شخصيتى با درايت و راه يافته حتى در ديدگاه كافران قوم خويش

إنك لأنت الحليم الرشيد

از معانى «حِلم» عقل و درايت است و «حليم» در جمله فوق، از آن مشتق شده است. «الرشيد» به معناى راه يافته و هدايت شده است. قابل ذكر است كه مقصود مردم مدين از هدايت يافتگى شعيب(ع)، هدايت در امور اجتماعى و اخلاقى و مانند آنهاست.

136- تعقل لقمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 12 - 17

17 - « عن إبن عمر قال : سمعت رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) يقول : حقّاً أقول : لم يكن لقمان نبيّاً و لكن كان عبداً كثير التفكر حسن اليقين أحبّ اللّه فأحبّه و مَنّ عليه بالحكمة . كان نائماً نصف النهار إذ جاءه نداء يا لقمان ! هل لك أن يجعلك اللّه خليفة فى الأرض تحكم بين الناس بالحقّ فأجاب الصوت إن خيّرنى ربّى قبلت العافية و لم أقبل البلاء و إن عزم علىّ فسمعاً و طاعة . . . فأعطى الحكمة ;

عبداللّه بن عمر مى گويد: از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنيدم كه مى گفت: «به حق مى گويم: لقمان، پيامبر نبود، لكن بنده اى بود اهل تفكر، داراى حسن يقين. خدا را دوست داشت و خدا نيز او را دوست داشت و با آموختن حكمت، او را مورد انعام خود قرار داد. در نيمه روز ، خوابيده بود كه صدايى شنيد: اى لقمان! آيا دوست دارى كه خداوند، تو را خليفه خود در زمين قرار دهد تا در ميان مردم، به حق قضاوت كنى؟ لقمان در جواب آن صدا گفت: اگر پروردگارم، مرا مخيّر كرده من عافيت را انتخاب مى كنم و نه گرفتارى را و اگر بر من واجب مى كند، پس سرا پا گوش و مطيع ام»... در اين جا به او حكمت داده شد».

137- تعقل متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 20 - 1

1 - عبادت خالصانه خدا ، اجتناب از عبادت طاغوت ، توبه ، پيروى از بهترين سخن و خردورزى ، از اوصاف تقواپيشگان

و الذين اجتنبوا الطغوت أن يعبدوها و أنابوا إلى اللّه . .. الذين يستمعون القول .

«الذين اتّقوا ربّهم» بيان تفصيلى براى آن دسته از افراد مؤمنى است كه در آيات قبل توصيف شده اند; يعنى، «الذين اجتنبوا الطاغوت. .. الذين يستمعون القول...».

138- تعقل محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 46 - 7

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ساليان درازى در ميان مردم زندگى مى كرد و آنان آن حضرت را به عقل و درايت مى شناختند .

ثمّ تتفكّروا ما بصاحبكم من جِنّة

139- تعقل مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 77 - 3

3- هوشيارى ، فراست و ژرف انديشى ، از اوصاف مؤمنان راستين

إن فى ذلك لأيت للمتوسّمين . .. إن فى ذلك لأية للمؤمنين

از اينكه خداوند در آيه قبل داستان قوم لوط را آيه براى ژرف انديشان هوشيار قرار داد و در اين آيه همين داستان را آيه براى مؤمنان دانسته است، مى توان استفاده كرد كه ژرف انديشان همان مؤمنان راستينند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 21 - 20

20 - مؤمنان ، برخورد از عقل و خرد و كافران فاقد آن

إنّ فى ذلك لذكرى لأُولى الألبب

برداشت بالا از ارتباط آيه شريفه با آيات گذشته به دست مى آيد; زيرا آيات پيش درباره اوصاف مؤمنان در مقابل كافران بود و در اين آيه نيز يكى ديگر از اوصاف مؤمنان بيان شده است.

140- تعقل ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 112 - 3

3 - حواريون عيسى ( ع ) - در ابتداى ايمانشان - بر انديشه اى ناصواب نسبت به خداوند و توانمندى وى

اذ قال الحواريون . .. هل يستطيع ربك ان ينزل علينا مائدة من السماء

با توجه به اينكه «اذ قال الحواريون . ..» متعلق به «اوحيت» در آيه قبل است مى توان نتيجه گرفت كه سخن آنان (هل يستطيع ...) در همان ابتداى گرايش آنان به مسيح و قبل از الهام خداوند به آنان بوده است.

141- تعقل و تقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 100 - 13

13 - تقوا و پرهيزگارى همسو و هماهنگ با تيزهوشى و خردمندى

فاتقوا اللّه ياولى الالبب

142- توبه از تعقل ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 13

13 - خداوند پذيراى توبه بنى اسرائيل پس از پشيمانى آنان از رفتار ناپسند و واگذاشتن انديشه هاى ناصحيح دينى

ثم تاب اللّه عليهم

موفق ساختن بندگان بر توبه، مستلزم قبول توبه آنان است.

143- توصيه به تعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 33 - 2

2- خداوند ، خواهان انديشيدن انسان به مظاهر قدرت او ، در آسمان ها و زمين

أوَلم يروا أنّ اللّه الذى خلق السموت و الأرض . .. بقدر

144- جايگاه تعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 37 - 5

5 - « قلب » ( در اصطلاح قرآنى ) ، كانون درك و خرد آدمى است .

لذكرى لمن كان له قلب

145- دعوت به تعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 75 - 6

6- قرآن ، فراخوان مردم به هوشمندى و ژرف نگرى در آيات الهى و حوادث و تحولات تاريخى

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل . إن فى ذلك لأيت للمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 15 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار فراخوانى مردمان به انديشه و مقايسه ميان فرجام كافران و تقواپيشگان

قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 71 - 4

4 - اتكاى كافران به حس و تجربه عذاب ، على رغم فرا خوانده شدن به تعقل و تدبر در فرجام شوم مجرمان تاريخ

فانظروا كيف كان عقبة المجرمين . .. و يقولون متى هذا الوعد إن كنتم صدقين

على رغم اين كه خداوند از كافران مكه مى خواهد تا با مطالعه تاريخ و تدبر در فرجام مجرمان گذشته، درس عبرت بگيرند و بينش خود را تصحيح كنند، آنان براى پى بردن به حقانيت وعده الهى، خواهان لمس و شهود عذاب مى شوند و تعيين زمان آن را مى طلبند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 25 - 2

2 - مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، مردم را به گوش فرادادن به سخنان خود و تأمل و تفكر در انديشه ها و باور هاى خود فراخواند .

فاسمعون

146- زمينه تعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 73 - 16

16 - هدف از نقل داستان ها در قرآن ، ايجاد زمينه هاى درك و انديشه در انسانهاست .

و يريكم ءايته لعلكم تعقلون

مراد از «آيات» گاهى حقايق و وقايع خارجى است و گاهى مقصود از آن بيان و نقل حقايق مى باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال دوم است. بر اساس اين احتمال از مصاديق «آياته»، داستان گاو بنى اسرائيل و داستان زنده شدن مقتول آنان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 219 - 19

19 - تبيين آيات از سوى خداوند ، زمينه اى براى تفكر مردم در امور دنيا و آخرت

كذلك يبين اللّه لكم الايات لعلّكم تتفكرون. فى الدنيا و الاخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 242 - 2

2 - تبيين آيات الهى از سوى خداوند ، برانگيزاننده تعقّل

كذلك يبيّن اللّه لكم اياته لعلّكم تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 266 - 11

11 - بيان آيات الهى ( احكام و معارف دينى ) همراه با تمثيل ، ابزار و زمينه اى براى انديشيدن انسان

كذلك يبيّن اللّه لكم الايات لعلّكم تتفكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 78 - 3

3 - دريافت هاى حسى ، زمينه ساز شناخت ها و ادراكات عقلانى

و هو الذى أنشأ لكم السمع و الأبصر و الأفئدة

آمدن «سمع» و «أبصار» پيش از «افئدة» مى تواند بيانگر مطلب فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 34

34 - تعقل و خردورزى ، فلسفه و هدف تبيين و تشريح آيات خداوندى و احكام الهى در قرآن است .

ليس على الأعمى حرج . .. كذلك يبيّن اللّه لكم الأيت لعلّكم تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 15 - 10

10 - طرح سؤال و پرسش ، روشى براى برانگيختن انديشه و تفكر ، در شناخت بهتر حقايق الهى و گزينش بهترين عقيده ها و رفتارها

قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 3

3- پرسش از حقايق مورد غفلت و واداشتن انديشه ها به تأمل درباره آن ، روشى قرآنى براى هدايت آدميان

قل أرءيتم ما تدعون . .. أرونى ماذا خلقوا

طرح پرسش از سوى قرآن، براى وادار كردن مشركان به تأمل، بيانگر مطلب ياد شده است.

147- زمينه تعقل صحيح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 20

20 - برخوردارى گروهى از بنى اسرائيل بر اثر پايبندى به توبه خويش ، از بينش ها و نعمت هاى صحيح دينى

ثم عموا و صموا كثير منهم

148- زمينه تعقل مردم صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 3 - 6

6 - فصاحت قرآن ، موجب جلب توجه اعراب عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و واداشتن آنان به انديشه و تعقل

إنّا جعلنه قرءانًا عربيّا لعلّكم تعقلون

149- سرزنش عدم تعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 82 - 5

5 - انديشه نكردن در قرآن ، مورد توبيخ و سرزنش خداوند

افلا يتدبّرون القران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 58 - 12

12 - نكوهش خداوند از اهل كتاب به خاطر ترك انديشه و تعقل در حقانيت دين و احكام و شعاير آن

ذلك بانهم قوم لايعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 1

1 - توبيخ كافران به آيات الهى به جهت تدبر نكردن در تاريخ و درس نگرفتن از سرنوشت هلاكتبار امتهاى گذشته

ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 9،11

9 - نينديشيدن درباره حقيقت زندگى دنيا و آخرت و جايگاه و ارزش هر يك، مورد توبيخ خداوند

و ما الحيوة الدنيا . .. أفلا تعقلون

11 - انديشه و تعقل درباره دنيا و آخرت و ارزش و جايگاه هر يك، زمينه مصون ماندن از زيان و حسرت در قيامت

قد خسر الذين كذبوا . .. و ما الحيوة الدنيا إلا ... أفلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 21

21 - نينديشيدن درباره محدوده قدرت و وظايف پيامبران و خرافه گويى درباره آنان، مورد نكوهش خداوند

قل لا أقول لكم عندى خزائن اللّه . .. أفلاتتفكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 19 - 1

1 - كافران مكه ، از سوى خداوند ، به خاطر ژرف نگرى نكردن درباره توانايى خدا بر خلق موجودات ، سرزنش شده اند .

أَوَلم يروا كيف يبدئ اللّه الخلق

همزه «أَوَلم يروا» استفهام توبيخى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 71 - 3

3 - خداوند ، كافران را به جهت انديشه نكردن در جلوه هاى قدرت الهى در طبيعت سرزنش كرده است .

أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعمًا

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه درباره كافران و درصدد سرزنش آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 16 - 5

5 - سرزنش تكذيب گران و كافران جن و انس از سوى خداوند ، به خاطر نينديشيدن آنان در اهميت آفرينش خود از خاك و آتش

خلق الإنسن من صلصل . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

150- سرزنش عدم تعقل در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 24 - 1،6

1- توبيخ بيماردلان حق گريز ، از سوى خداوند به خاطر نينديشيدن در ژرفاى مفاهيم قرآن

أفلايتدبّرون القرءان

6- توبيخ الهى نسبت به حق گريزان ، به خاطر بسته بودن قلب و روح آنان بر آيات ژرف قرآن

أفلايتدبّرون القرءان أم على قلوب أقفالها

برداشت بالا، بر اين اساس است كه «أم» به معناى «بل» و براى اضراب انتقالى باشد.

151- عدم تعقل اكثريت مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 63 - 14،17

14 - اكثر مشركان ، فاقد انديشه هستند .

بل أكثرهم لايعقلون

17 - اكثر مشركان ، به خاطر نينديشيدن ، مورد سرزنش خداوندند .

و لئن سألتهم من نزّل من السماء ماء . .. بل أكثرهم لايعقلون

«بل» اضراب، به جهت انتقال از حمد خدا براى تمام بودن حجت وحدانيت او، براى مذمت مشركان است.

152- عدم تعقل در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 2

2- نينديشيدن در آيات الهى ( قرآن ) و گذر كردن از آن بدون تأمل و انديشه ، ستم كارى است .

و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه فأعرض عنها

عطف «أعرض» به وسيله حرف «فاء» گوياى آن است كه برخى، بدون تأمل و درنگ، پس از گوشزدشدن آيات الهى به آنان، از آن رومى گردانند و همين، موجب ورود آنان به زمره ستم كاران مى شود.

153- عدم تعقل در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 2

2- نينديشيدن در آيات الهى ( قرآن ) و گذر كردن از آن بدون تأمل و انديشه ، ستم كارى است .

و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه فأعرض عنها

عطف «أعرض» به وسيله حرف «فاء» گوياى آن است كه برخى، بدون تأمل و درنگ، پس از گوشزدشدن آيات الهى به آنان، از آن رومى گردانند و همين، موجب ورود آنان به زمره ستم كاران مى شود.

154- عدم تعقل در منعم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 13

13- بهره گيرى از نعمت هاى دنيوى و نينديشيدن به آفريننده آن ، شيوه اى حيوانى است . *

و الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأنعم

برداشت بالا بدان احتمال است كه تشبيه كافر به حيوان، از آن جهت باشد كه حيوان هنگام بهره گيرى از موهبت هاى طبيعى، به پديدآورنده آن نمى انديشد.

155- عدم تعقل فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 28 - 10

10 - فرعون و فرعونيان ، مردمى سطحى نگر و فاقد انديشه صحيح و ژرف در معارف الهى

قال ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما إن كنتم تعقلون

156- عدم تعقل فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 28 - 10

10 - فرعون و فرعونيان ، مردمى سطحى نگر و فاقد انديشه صحيح و ژرف در معارف الهى

قال ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما إن كنتم تعقلون

157- عدم تعقل قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 29 - 3

3 - تصميم بدون انديشه و به دور از تدبير قوم ثمود ، در از ميان بردن معجزه الهى ( ناقه ) *

فنادوا صاحبهم

به كار رفتن «فاء» در «فنادوا» - به جاى «ثمّ» يا حرف ديگر - احتمال دارد بيانگر بى تأملى قوم ثمود در كشتن ناقه باشد.

158- عدم تعقل قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 15 - 5

5 - سرزنش شدن قوم نوح از سوى پيامبرشان ، به خاطر نينديشيدن درباره آفرينش جهان و جلوه هاى عظمت پروردگار

ألم تروا كيف خلق اللّه سبع سموت طباقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 16 - 4

4 - سرزنش شدن قوم نوح از سوى پيامبرشان ، به سبب نينديشيدن درباره چگونگى آفرينش ماه تابان و خورشيد فروزان

ألم تروا كيف خلق اللّه . .. و جعل القمر فيهنّ نورًا و جعل الشمس سراجًا

159- عدم تعقل كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 30 - 10

10- « قال أبوجعفر ( ع ) . . . انّ قول اللّه عزّوجلّ « كانتا رتقاً » يقول : كانت السماء رتقاً لاتنزل المطر و كانت الأرض رتقاً لاتنبت الحبّ . . . فتق السماء بالمطر والأرض بنبات الحبّ ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه فرمود: . .. سخن خداى - عزّوجلّ - «كانتا رتقاً» بيان مى كند كه آسمان بسته بود و باران نمى باريد و زمين بسته بود و گياه نمى رويانيد ... پس خداوند آسمان را با باريدن باران و زمين را با رويانيدن گياه شكافت».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 71 - 3

3 - خداوند ، كافران را به جهت انديشه نكردن در جلوه هاى قدرت الهى در طبيعت سرزنش كرده است .

أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعمًا

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه درباره كافران و درصدد سرزنش آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 77 - 1

1 - خداوند انسان كافر را به دليل انديشه نكردن در چگونگى مبدأ پيدايش خود سرزنش كرده است .

أوَلم ير الإنسن أنّا خلقنه من نطفة

برداشت ياد شده از لحن سرزنش آميز آيه شريفه به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 10 - 1

1 - اعتراف كافران دوزخى ، به گوش نسپردن و انديشه نكردن درباره تعاليم دين و پيامبران الهى

و قالوا لو كنّا نسمع أو نعقل

160- عدم تعقل گمراهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 62 - 4

4 - كسانى كه بر اثر عدم تعقل و خردورزى به دست شيطان گمراه شدند ، مورد سرزنش خدا قرار دارند .

و لقد أضلّ منكم جبلاًّ كثيرًا أفلم تكونوا تعقلون

برداشت ياد شده از استفهام انكارى در جمله «أفلم تكونوا تعقلون» - كه در مقام سرزنش است - به دست مى آيد.

161- عدم تعقل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 63 - 15

15 - نينديشيدن مشركان در آيات و دلايل وحدانيت خداوند ، باعث انحراف آنان از حق است .

ليقولنّ اللّه فأنّى يؤفكون . .. و لئن سألتهم من نزّل من السماء ماء فأحيا به الأر

162- عوامل مؤثر در تعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 20 - 4

4 - تأثير تمايلات و حبّ و بغض هاى انسان ها ، در شكل گيرى انديشه و باور هاى آنان

أيحسب الإنسن ألّن نجمع عظامه . .. كلاّ بل تحبّون العاجلة

163- فاقدان تعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 191 - 14

14 - آنان كه با انديشيدن در خلقت آسمان ها و زمين به هدفدارى جهان پى نبرند ، نه خردمندند و نه شناخت صحيحى از آفرينش دارند .

لايات لاولى الالباب. الّذين ... و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 26

26 - دنياگرايان يهود ، مردمى نابخرد و خام فكر در پيشگاه خداوند

أفلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 199 - 5

5 - بت پرستان و مشركان ، مردمى بى خرد و نادانند .

و أعرض عن الجهلين

از مصاديق مورد نظر براى «الجاهلين»، به قرينه آيات قبل، مشركان و بت پرستان هستند.

164- فلسفه تعقل در آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 164 - 21

21 - لزوم انديشه و تفكر در آفرينش پديد ها براى رسيدن به توحيد و درك رحمانيت و رحيميت خداوند

إن فى خلق السموت و الأرض . .. لأيت لقوم يعقلون

165- گناه عدم تعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 18

18- خداوند ، در برخورد با گناه نينديشيدن درباره حقايق هستى - چون تسبيح و حمد موجودات - بردبارانه برخورد كرده و در صورت توبه ، از آن درمى گذرد .

لاتفقهون تسبيحهم إنه كان حليمًا غفورًا

تعليل «إنه كان حليماً غفوراً» دلالت مى كند بر اينكه «لاتفقهون تسبيحهم» (تفقّه نمى كنيد در تسبيح آنان) گناه داشته و شايسته برخورد و مجازات است اما چون خداوند حليم و غفور است، بردبارانه برخورد مى كند.

166- منابع تعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 15

15 - طبيعت ( نزول باران ، رويش گياهان و . . . ) از منابع تفكر و نشانه هاى ربوبيت خداوند است .

كماء أنزلنه من السماء فاختلط به نبات الأرض . .. كذلك نفصل الأيت لقوم يتفكرون

167- منشأ تعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 16

16 - خداوند ، منشأ پيدايش و شكل گيرى انديشه هاى مبتنى بر برهان

ما لم ينزّل به سلطاناً

با توجّه به اينكه ضمير فاعلى در «لم ينزّل» به «اللّه» برمى گردد، به دست مى آيد هر نوع برهانى، عطايى از جانب خداوند است و در نتيجه آنچه بر آن برهان اقامه شده نيز از جانب اوست. بنابراين انديشه هاى صحيح و برهانى از جانب خداوند به انسان افاضه مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 78 - 1

1 - دستگاه شنوايى ، بينايى و قوه تعقل در انسان ، جلوه هايى از تدبير و ربوبيت خداوند

و هو الذى أنشأ لكم السمع و الأبصر و الأفئدة

«فواد» (جمع «أفئدة») به معناى دل ( قوه ادراك و تعقل) است.

168- منشأ تعقل صحيح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 15

15 - تفكر و بينش صحيح پرتويى از رحمت الهى

فعموا و صموا ثم تاب اللّه عليهم

در برداشت فوق توبه خداوند بر بنى اسرائيل به معناى گسترش رحمت الهى بر آنان گرفته شده است.

169- موانع تعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 72 - 7

7- آلودگى به فحشا و انحرافات جنسى ، مايه مستى و سرگردانى و از دست دادن انديشه صحيح

و اتقوا الله و لاتخزون . .. لعمرك إنهم لفى سكرتهم يعمهون

برداشت فوق با توجه به اين حقيقت است كه گناه و جرم اصلى قوم لوط، عادت آنان به فحشا و انحرافات جنسى بود. بنابراين عاملى كه موجب سرمستى و سرگردانى آنان شد، همين گناه و جرم بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 44 - 2

2 - هواپرستى ، مانع حق شنوى و خردورزى است .

من اتّخذ إلهه هويه . .. أم تحسب أنّ أكثرهم يسمعون أو يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 74 - 5

5 - پايبندى مطلق و بى دليل به سنت هاى ملّى و قومى ، مايه تخدير جامعه و سدّ راه خردورزى و مانع شناخت

قالوا بل وجدنا ءاباءنا كذلك يفعلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 77 - 1

1 - بت و بت پرستى ، دشمن انديشه ، سعادت و تكامل انسان در ديدگاه حضرت ابراهيم ( ع )

فإنّهم عدوٌّ لى

ضمير «هم» در «فإنّهم» به «أصنام» بازمى گردد.

170- مؤمنان و تعقل در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 6

6 - مؤمنان راستين ، سيركنندگان در زمين براى شناخت نشانه هاى خدا و تعقل در آنها

السئحون

«سيح و سياحت» (مصدر السائحون) به معناى سير و سفر كردن است و توصيف مؤمنان به سائحون مى تواند ناظر به مطلب فوق باشد.

171- نشانه تعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 3 - 4

4 - شكست دشمنان قوى پنجه و آشفته ساختن نقشه هاى آنان ، به وسيله پرندگانى كوچك و ضعيف ، نشانه قدرت خداوند و سزاوار تأمل و انديشه

ألم تر كيف فعل ربّك . .. ألم يجعل كيدهم فى تضليل . و أرسل عليهم طيرًا أبابيل

جمله «و أرسل عليهم. ..»، هجوم پرندگان را مصداق مطالبى قرار داده كه در آيات قبل آمده بود.

172- نشانه هاى تعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 32 - 12

12 - مفتون نشدن به دنيا و توجه كردن به آخرت و معاد، مقتضاى خرد و انديشه است.

و ما الحيوة الدنيا إلا لعب و لهو . .. أفلا تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 17

17 - برحذر بودن از دلبستگى به دنيا و فريفته نشدن به جلوه هاى ظاهرى آن ، نشانه اى است از تفكر و دورانديشى .

إنما مثل الحيوة الدنيا . .. كذلك نفصل الأيت لقوم يتفكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 35 - 10

10 - تبعيت بى چون و چرا از هدايت هاى الهى و سرپيچى از پيروى غير خدا ، داوريى است بخردانه و نشانه اى است از خردمندى .

أفمن يهدى إلى الحق أحق . .. أمن لايهدّى ... فما لكم كيف تحكمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 66 - 2

2 - اختصاص دادن پرستش به خداوند و دورى از عبادت غير او ، نشانه عقل و خردمندى است .

أفغير اللّه تأمرونّى أعبد أيّها الجهلون . .. بل اللّه فاعبد

«فا» در «فاعبد» جزا براى شرط مقدر است و تقدير آن - به قرينه مقابله با «أيّها الجاهلون» - مى تواند چنين باشد: «إن كنت عاقلاً فاعبداللّه».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 10 - 5

5 - خداترسى و تقواپيشگى ، نشانه خردورزى است .

فاتّقوا اللّه يأُولى الألبب

173- نشانه هاى تعقل صحيح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 64 - 14

14 - تصديق پيامبران و رسالت هاى آنان ، نشانه بصيرت و انديشه صحيح است .

كذبوا بايتنا إنهم كانوا قوماً عمين

174- نشانه هاى عدم تعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 164 - 20

20 - شرك ورزى و دست نيافتن به توحيد ، نشانه انديشه نكردن و درك نكردن پيوند و هماهنگى در جهان آفرينش است .

إن فى خلق السموت و الأرض . .. لأيت لقوم يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 165 - 2

2 - غير خدا را همتا و شريك خدا پنداشتن ، نشانه انديشه نكردن در آيات الهى است .

لأيت لقوم يعقلون. و من الناس من يتخذ من دون اللّه أنداداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 170 - 17

17 - شركورزى نشانه بى خردى است .

أو لو كان ءاباؤهم لايعقلون شيئاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 100 - 12

12 - گرايش به ناپاكى ها و زشتى ها ، نشانه بى خردى و نادانى

لايستوى الخبيث و الطيب . .. فاتقوا اللّه ياولى الالبب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 10

10 - دنيا سرايى است ناامن و آرميدن در آن و گردش بر مدار آن ، نشانه اى است از كوته نظرى .

إنما مثل الحيوة الدنيا . .. كذلك نفصل الأيت لقوم يتفكرون

غرض از تمثيل در آيه شريفه - به قرينه آيه بعد (و اللّه يدعوا إلى دارالسلام . .. ) - بيان اين حقيقت است كه: اين سرا، سرايى است كه در معرض انواع حوادث و رخدادهاى مرگبار است و انسان نبايد به چنين جايى بسنده كند و آن را وجهه همت خود قرار دهد. گفتنى است كه از ذيل آيه (لقوم يتفكرون) استفاده مى شود كه اهل دنيا مردمانى فاقد فكر و انديشه هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 4 - 12

12- خارج پنداشتن تدبير امور هستى از اختيار خداوند ، نشانه جهل و كور فكرى است .

إن فى ذلك لأيت لقوم يعقلون

175- نشانه هاى عدم تعقل مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 8

8- گريزان بودن مشركان از توحيد ، نمونه اى است از عدم تأمل و تعمق آنان در آيات قرآن

و جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه . .. و إذا ذكرت ربّك فى القرءان وحده ولّوا عل

176- نعمت تعقل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 23 - 3،5،7،8،9

3 - پيدايش بشر و نعمت هاى نهفته در وجود او ( قدرت شنوايى ، بينايى و تعقّل ) ، نشانه و جلوه قدرت خداى رحمان

الرحمن . .. هو الذى أنشاكم و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة

5 - قدرت شنوايى ، بينايى و تعقّل ، از نعمت هاى الهى و در خور شكر و سپاس

و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة قليلاً ما تشكرون

7 - استفاده بهينه نكردن كافران تكذيب گر از نعمت شنوايى ، بينايى و تعقّل

و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة قليلاً ما تشكرون

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه شكر نكردن انسان ها در برابر نعمت ها، به معناى استفاده صحيح نكردن از آنها است.

8 - ناسپاسى بسيار انسان ها ، در برابر نعمت شنوايى ، بينايى و تعقّل

و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة

9 - كافران لجوج و دين گريز ، مردمى ناسپاس بوده و از نعمت شنوايى ، بينايى و تعقّل بهره كافى نبرده اند .

و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة قليلاً ما تشكرون

177- نقش تعقل صحيح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 123 - 9

9- انديشه و مرام درست و بى انحراف ، ملاك ارزشمندى انسانهاست .

اتّبع ملّة إبرهيم حنيفًا و ما كان من المشركين

19- تعلم

1- آثار تعلم جادو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 41

41 - يهود در عين آگاهى به اينكه فراگيرى سحر موجب محروم شدن آنان از همه مواهب اخروى خواهد شد ، به آموزش آن پرداختند .

و لقد علموا لمن اشتريه ماله فى الأخرة من خلق

«خلاق» به معناى بهره وافر و نصيب نيكوست. نكره بودن كلمه «خلاق» به همراه «من» زايده، دلالت بر قلت دارد و ظاهر آن است كه ضمير در «علموا» به يهوديان بر مى گردد.

2- آثار تعلم جادوى زيانبار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 43

43 - يهوديان با آموزش سحر هاى زيان آور ، خويشتن را تباه و بهاى بدى را كسب كردند .

ماله فى الأخرة من خلق و لبئس ماشروا به أنفسهم

3- آداب تعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 69 - 7

7- شكيبا بودن و اطاعت از معلم ، ادب و شرط تعلّم است .

و لا أعصى لك أمرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 70 - 6

6- شتاب زدگى در پرسش ، پيش از فرا رسيدن زمينه آگاهى ، دور از ادب تعلّم است .

فلاتسئلنى عن شىء حتّى أُحدث لك

4- ارزش تعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 1 - 7

7 - « دانش و سوادآموزى » و « دانش پژوه و دانش آموز » ، برخوردار از ارزش و جايگاه ويژه در پيشگاه خداوند

و القلم و ما يسطرون

5- ارزش تعلم حكمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 151 - 10

10 - زدودن آلودگى ها و ناپاكى ها از خويشتن ، فراگيرى قرآن و آموختن حكمت ، احكام و معارف دين ، داراى جايگاهى رفيع و ارزشمند

كما أرسلنا فيكم رسولا . .. و يعلمكم الكتب و الحكمة

6- ارزش تعلم دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 151 - 10

10 - زدودن آلودگى ها و ناپاكى ها از خويشتن ، فراگيرى قرآن و آموختن حكمت ، احكام و معارف دين ، داراى جايگاهى رفيع و ارزشمند

كما أرسلنا فيكم رسولا . .. و يعلمكم الكتب و الحكمة

7- ارزش تعلم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 151 - 10

10 - زدودن آلودگى ها و ناپاكى ها از خويشتن ، فراگيرى قرآن و آموختن حكمت ، احكام و معارف دين ، داراى جايگاهى رفيع و ارزشمند

كما أرسلنا فيكم رسولا . .. و يعلمكم الكتب و الحكمة

8- اهميت تعلم دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 10

10 - جهل و ناآگاهى مشركان ، فلسفه دستور خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر به حضور پذيرفتن آنان و ابلاغ پيام وحى به آنان

و إن أحد من المشركين استجارك فأجره . .. ذلك بأنهم قوم لايعلمون

9- اهميت تعلم عربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 2 - 7

7- دانستن زبان عرب ، شرط درك و فهم معارف و حقايق قرآن

إنا أنزلنه قرء نًا عربيًّا لعلكم تعقلون

10- تشويق به تعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 1 - 5

5 - تشويق خداوند ، به سوادآموزى و كسب علم و معرفت

و القلم و ما يسطرون

11- تعلم از انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 12

12- برخورد ها و احتجاجات پيامبران ، شايان تأمل و منبعى براى اتخاذ شيوه ارشاد مردم است .

إذ قال لأبيه يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع

12- تعلم از خضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 66 - 2

2- هدف موسى از همراه شدن با خضر ، بهرهورى از علم رشدآفرين وى بود .

هل أتّبعك على أن تعلّمن ممّا علّمت رشدًا

«رشداً» اگر مفعولٌ له باشد، مفاد آيه اين است كه: «پيروى من، به منظور رشد يافتن است» كه اگر مفعولٌ به باشد، مراد اين است كه: «تو را پيروى مى كنم بر اين اساس كه آنچه را رشد است، به من بياموزى. ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 78 - 7

7- علمى كه موسى ( ع ) در پى آموختن آن از خضر ( ع ) بود ، علم تأويل و تحليل حوادث و شناخت حقايق پشت پرده رخداد ها بود .

هل أتّبعك على أن تعلّمن ممّا علّمت . .. سأنبّئك بتأويل ما لم تستطع عليه صبرًا

13- تعلم از ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 38

38 - فرشتگان مى توانند با حضور در ميان مردم ، آنان را آموزش دهند .

و ما يعلمان من أحد حتى يقولا . .. فيتعلمون منهما ... و يتعلمون ما يضرهم

14- تعلم جادو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 36،40

36 - جواز فراگيرى و به كارگيرى علم سحر در جهت منافع مردم

يتعلمون مايضرهم و لاينفعهم

40 - كسانى كه علم سحر را براى سوء استفاده و ضرر رسانى فراگيرند ، از مواهب آخرت محروم خواهند شد .

و لقد علموا لمن اشتريه ماله فى الأخرة من خلق

ضمير مفعولى در «اشتراه» به «ما يضرهم و لاينفعهم» - كه مراد آن سحرهاى زيان آور است - بر مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 71 - 9،12

9 - فراگرفتن سِحر از موسى ( ع ) و هم دستى با او در توطئه عليه فرعون ، از اتهامات فرعون به ساحران مؤمن بود .

إنّه لكبيركم الذى علّمكم السحر

12 - سِحر ، از علوم قابل تعليم و يادگيرى

علّمكم السحر

15- تعلم حرام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 34،35

34 - رساندن زيان به مردم با اعمال سحر و نيز آموختن آن به انگيزه مفسده جويى ، حرام و گناهى در حد كفر است .

فلا تكفر فيتعلمون منهما ما يفرقون به بين المرء و زوجه . .. و يتعلمون مايضرهم و ل

35 - حرمت فراگيرى علوم زيانبار و بى فايده

و يتعلمون مايضرهم و لاينفعهم

16- تعلم علم زيانبار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 35

35 - حرمت فراگيرى علوم زيانبار و بى فايده

و يتعلمون مايضرهم و لاينفعهم

17- تعلم كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 159 - 3

3 - همه مردم ، مخاطبان كتب آسمانى و موظف به فراگيرى معارف و احكام آن هستند .

من بعد ما بينه للناس

18- تعلم كشتيرانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 32 - 15

15- خداوند ، مشوّق آدمى به فراگيرى كشتى رانى و دريانوردى و استفاده بهينه از دريا ها و رودها

و سخ-ّر لكم الفلك لتجرى فى البحر بأمره و سخ-ّر لكم الأنهر

معنا و مفهوم تسخير دريا و كشتى براى انسان، فراهم بودن استعدادها و زمينه هاى لازم براى بهره گيرى است كه انسان بايد از اين استعدادها و زمينه ها با تلاش و كوشش علمى و . .. خود استفاده كند.

19- تعلم محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 34 - 1

1 - آموزش بحث و احتجاج با مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند

قل هل من شركائكم . .. قل اللّه يبدؤا الخلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 35 - 1

1 - آموزش بحث و احتجاج با مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند

قل هل من شركائكم من يهدى إلى الحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 38 - 2

2 - آموزش بحث و احتجاج با مشركان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند

أم يقولون افتريه قل فأتوا بسورة مثله

20- تعلم موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 69 - 1،5

1- موسى ( ع ) به شكيبا بودن در برابر كار هاى خضر و چيزهايى كه از او فرا مى گيرد ، متعهّد گرديد .

قال ستجدنى إن شاء اللّه صابرًا و لا أعصى لك أمرًا

جمله «ستجدنى. ..» (تو مرا صابر خواهى يافت) حاكى از اين است كه موسى(ع) صبرى را نويد مى داد كه آثارش مشهود باشد. اين تعبير، در مقايسه با «سأصبر» و نظاير آن، تأكيد بيشترى دارد.

5- موسى ( ع ) داراى اشتياق فراوان به فراگيرى علوم خضر بود .

قال ستجدنى إن شاء اللّه صابرًا و لا أعصى لك أمرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 73 - 8

8- مفارقت از خضر ( ع ) و بازماندن از يادگيرى علوم او ، براى حضرت موسى ( ع ) امرى دشوار بود .

لاتؤاخذنى بما نسيت و لاترهقنى من أمرى عسرًا

مقصود از «أمر» در «من أمرى» همان متابعت خضر(ع) و فراگيرى دانش از او است. بنابراين، مفاد اين قسمت آيه، آن است كه با لغو رخصت همراهى، مرا در مورد كار و هدف ام به زحمت و سختى مينداز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 82 - 21

21- موسى ( ع ) ، سرانجام ، به اسرار كار هاى شگفت خضر آگاه شد و توجيه و تأويل برخى حوادث را از او آموخت .

ذلك تأويل ما لم تسطع عليه صبرًا

«لم تسطع» در اصل «لم تستطع» بوده و حرف «تاء» براى تخفيف حذف شده است.

21- تعلم يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 6 - 22

22- حكيمانه بودن افعال خدا و آگاهى او به ويژگى هاى يوسف ( ع ) ، موجب شد تا او را برگزيند و تعبير رؤيا و تحليل حوادث را به آن حضرت بياموزد .

يجتبيك ربك . .. إن ربك عليم حكيم

22- تهمت تعلم به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 103 - 2،3

2- كافران و مشركان ، قرآن را در ميان مردم خود ، آموزه هاى فرد عجمى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) معرفى مى كردند .

و لقد نعلم أنهم يقولون إنما يعلّمه بشر . .. أعجمىّ

عجمى دانستن قرآن، از پاسخ خداوند كه فرمود: «لسان الذى يلحدون إليه أعجمىّ . ..» به دست مى آيد.

3- آموختن قرآن از بشر ، يكى از تهمت هاى كافران و مشركان به پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله) بود .

و لقد نعلم أنهم يقولون إنما يعلّمه بشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 14 - 2

2- اتهام مشركان مكه به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، درباره الهى نبودن سخنان آن حضرت و دريافت و آموزش مطالب از ديگران

و قالوا معلّم

23- دعوت به تعلم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 28 - 5

5 - آموختن تعاليم قرآن و پايدارى بر عمل به آن ، دعوت خداوند از همه انسان ها است .

إن هو إلاّ ذكر للعلمين . لمن شاء منكم أن يستقيم

مخاطبان در «منكم» گرچه همان كسانى اند كه «أين تذهبون» خطاب به آنان بود; ولى به قرينه «للعالمين» اين رهنمود براى عموم مردم است.

24- ذكر منشأ تعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 4 - 5

5 - توجه به وابستگى تمام آموخته ها به خداوند ، مايه اطمينان پيامبر (صلی الله علیه و آله) به توانايى بر عمل به وظيفه دريافت و قرائت قرآن

اقرأ . .. الذى علّم بالقلم

با توجّه به «امّى» و بى سواد بودن پيامبر(صلی الله علیه و آله) تا زمان بعثت، خداوند پس از فرمان دادن آن حضرت به قراءت، خود را معلم تمام اهل قلم معرفى كرده است تا آن حضرت را به امدادهاى خويش اميدوار سازد.

25- روش تعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 31 - 10

10 - مشاهده و بررسى شيوه زيست حيوانات ، روشى براى اندوختن تجربيات كارآمد در زندگى انسان

يبحث فى الارض ليريه كيف يورى سوءة اخيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 67 - 7

7- معلّم و مربّى ، بايد كشش و استعداد و تحمّل افراد را در نظر داشته باشد و دشوارى هاى دانش آموختن را به نوآموزان گوشزد كند .

إنّك لن تستطيع معى صبرًا

حضرت خضر(ع) قبل از آن كه موسى(ع) را به همراهى خود بپذيرد، مشكلات مسير را براى او يادآورى، و نيز بر تحمّل نداشتن او تأكيد مى كند. از اين آيه مى توان به پيامى براى اهل دانش دست يافت و آن برآورد تحمّل متعلم و نيز گوشزد كردن دشوارى هاى مسير است.

26- زمينه تعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 78 - 7

7- حس و تجربه ( شنيدن و ديدن ) ، زمينه شكوفايى ادراك و دانش هاى بشر *

و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة

اين برداشت بدان احتمال است كه تقدم «السمع و الأبصار» بر «الأفئدة» اشاره به مطلب مذكور داشته باشد.

27- زمينه تعلم از خضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 66 - 8

8- دريافت آموخته هاى خضر ، در ديدگاه موسى ، وابسته به پيروى از آن حضرت بود .

هل أتّبعك على أن تعلّمن

28- شرايط تعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 69 - 7

7- شكيبا بودن و اطاعت از معلم ، ادب و شرط تعلّم است .

و لا أعصى لك أمرًا

29- شرايط تعلم از خضر(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 67 - 5

5- دستيابى به گوشه اى از دانش خضر و بندگان خاص خداوند ، نيازمند صبر و تحمّل فراوان است .

قال إنّك لن تستطيع معى صبرًا

هشدار خضر به موسى(ع) در حقيقت، بيان اين نكته نيز هست كه براى همراه شدن با خضر و كسب معارف از او، صبر پولادين مورد نياز است.

30- شرايط تعلم دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 66 - 10

10- پيمودن راه تكامل و رسيدن به معارف ويژه الهى ، نيازمند معلم و راهنما است .

هل أتّبعك على أن تعلّمن ممّا علّمت رشدًا

اين كه موسى(ع) خود را براى رسيدن به رشد، به تبعيت از خضر(ع) ناگزير مى بيند و براى ملاقات با وى، سفر و مشقت هاى آن را تحمّل مى كند، نشان احساس نياز او به راهنما است.

31- صبر در تعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 69 - 7

7- شكيبا بودن و اطاعت از معلم ، ادب و شرط تعلّم است .

و لا أعصى لك أمرًا

32- علاقه به تعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 69 - 5

5- موسى ( ع ) داراى اشتياق فراوان به فراگيرى علوم خضر بود .

قال ستجدنى إن شاء اللّه صابرًا و لا أعصى لك أمرًا

33- فلسفه تعلم دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 122 - 12

12 - كسب معارف دينى ، مقدمه اى براى انذار و هدايت جامعه است .

ليتفقهوا فى الدين و لينذروا قومهم إذا رجعوا إليهم

34- ماروت و تعلم جادوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 16

16 - هاروت و ماروت ، علم سحر را از ناحيه خداوند دريافت مى كردند . *

و ما أنزل على الملكين ببابل هروت و مروت

35- منشأ تعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 29 - 1

1 - تصميم انسان به آموختن و پيمودن راه راست ، در گرو اراده و خواست خداوند است .

و ما تشاءون إلاّ أن يشاء اللّه

مفعول محذوف «و ما تشاءون» - به قرينه آيه قبل - تعبيرى نظير «أن تستقيموا» است.

36- وقت محروميت از تعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 5 - 21

21- قواى جسمى و عقلى در مرحله نهايى پيرى ، به درجه اى كاهش مى يابد كه انسان از فراگيرى محروم مى ماند و تمامى دانسته هاى پيشين خود را از دست مى دهد .

منكم من يردّ إلى أرذل العمر لكيلا يعلم من بعد علم شيئًا

37- هاروت و تعلم جادوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 16

16 - هاروت و ماروت ، علم سحر را از ناحيه خداوند دريافت مى كردند . *

و ما أنزل على الملكين ببابل هروت و مروت

38- يهود و تعلم جادو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 41،43

41 - يهود در عين آگاهى به اينكه فراگيرى سحر موجب محروم شدن آنان از همه مواهب اخروى خواهد شد ، به آموزش آن پرداختند .

و لقد علموا لمن اشتريه ماله فى الأخرة من خلق

«خلاق» به معناى بهره وافر و نصيب نيكوست. نكره بودن كلمه «خلاق» به همراه «من» زايده، دلالت بر قلت دارد و ظاهر آن است كه ضمير در «علموا» به يهوديان بر مى گردد.

43 - يهوديان با آموزش سحر هاى زيان آور ، خويشتن را تباه و بهاى بدى را كسب كردند .

ماله فى الأخرة من خلق و لبئس ماشروا به أنفسهم

39- تعليم

{تعليم}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 164 - 7،11

7 - تلاوت آيات الهى ، تزكيه نفوس و تعليم كتاب و حكمت ، سرلوحه برنامه ها و مسؤوليت هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

اذا بعث فيهم رسولا . .. يتلوا عليهم ءايته و يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة

11 - پاكسازى جان ها و آموزش تعاليم دين ، دو مرحله از هدايت انسانها

يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين

هدايت انسانها، كه مفهوم جمله «و ان كانوا . .. » دلالت بر آن دارد، بيانگر هدف كلّى بعثت است. بنابراين تلاوت و تزكيه و تعليم مى تواند مراحلى براى تحقق اين هدف، يعنى هدايت انسانها باشد.

40- آثار تعليم دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 8

8 - رسيدن امت ها به مقام تسليم در گرو بعثت پيامبران ; آموزش كتاب آسمانى و معارف و احكام دينى و پاك شدن از آلودگيهاست .

من ذريتنا أمة مسلمة لك . .. ربنا وابعث فيهم رسولا منهم يتلوا ... يزكّيهم

به نظر مى رسد درخواست ابراهيم (ع) و اسماعيل(ع) براى بعثت پيامبرى از ميان ذريه آنها درپى درخواست تشكيل «امت مسلمه» بدين جهت باشد كه: بعثت و هدفهاى آن، از ضروريات بنيادى براى تشكيل «امت مسلمه» است.

41- آثار تعليم زبان عربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 3 - 10

10 - فهم تفصيلى و روشن آيات قرآن ، نيازمند آشنايى با زبان عربى و ظرافت هاى آن

كتب . .. عربيًا لقوم يعلمون

برخى از مفسران فعل «يعلمون» را در آيه شريفه را، به منزله فعل لازم مى دانند و لذا مفعولى براى آن نمى گيرند. بر اين اساس «لقوم يعلمون»; يعنى، براى مردمى كه دانا هستند. برخى ديگر بر آنند كه «يعلمون» متعدى است و مفعول آن به قرينه «عربيّاً» زبان و لغت عربى است; يعنى، «يعلمون هذه اللغة و اللسان». برداشت بالا با توجه به مبناى دوم است.

42- آثار تعليم كتاب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 8

8 - رسيدن امت ها به مقام تسليم در گرو بعثت پيامبران ; آموزش كتاب آسمانى و معارف و احكام دينى و پاك شدن از آلودگيهاست .

من ذريتنا أمة مسلمة لك . .. ربنا وابعث فيهم رسولا منهم يتلوا ... يزكّيهم

به نظر مى رسد درخواست ابراهيم (ع) و اسماعيل(ع) براى بعثت پيامبرى از ميان ذريه آنها درپى درخواست تشكيل «امت مسلمه» بدين جهت باشد كه: بعثت و هدفهاى آن، از ضروريات بنيادى براى تشكيل «امت مسلمه» است.

43- آداب تعليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 21،22

21 - تعليم دهندگان علوم غريبه ، بايد ضرر هاى آن علوم را به متعلمان گوشزد كرده و آنان را از سوء استفاده بر حذر دارند .

و ما يعلمان من أحد حتى يقولا إنما نحن فتنة فلاتكفر

22 - ضرورت تلاش براى ايجاد تعهد در متعلمان به هنگام آموزش علوم به آنان

و ما يعلمان من أحد حتى يقولا إنما نحن فتنة فلاتكفر

44- ابزار تعليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 4 - 2

2 - قلم ، وسيله اى كارآمد در آموزش

الذى علّم بالقلم

45- ارزش تعليم حكمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 9

9 - آموزش كتاب آسمانى ; يادگيرى حكمت ، احكام و معارف الهى و زدودن آلودگى ها و ناپاكى ها از خويشتن ، داراى جايگاهى رفيع و ارجمند در ديدگاه پيامبران الهى

ربنا وابعث فيهم رسولا منهم يتلوا . .. يزكّيهم

46- ارزش تعليم دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 9

9 - آموزش كتاب آسمانى ; يادگيرى حكمت ، احكام و معارف الهى و زدودن آلودگى ها و ناپاكى ها از خويشتن ، داراى جايگاهى رفيع و ارجمند در ديدگاه پيامبران الهى

ربنا وابعث فيهم رسولا منهم يتلوا . .. يزكّيهم

47- ارزش تعليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 2 - 3

3 - تعليم قرآن ، نعمت و ارزشى فراتر از اصل خلقت انسان و نعمت هاى ديگر

علّم القرءان . خلق الإنسن

سوره «الرحمان»، حاوى بيان انواع نعمت هايى است كه خداوند به انسان عطا كرده است. از اين كه مسأله تعليم قرآن، سرآغاز همه نعمت ها و حتى آفرينش انسان قرار گرفته، مطلب بالا استفاده مى شود.

48- ارزش تعليم كتاب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 9

9 - آموزش كتاب آسمانى ; يادگيرى حكمت ، احكام و معارف الهى و زدودن آلودگى ها و ناپاكى ها از خويشتن ، داراى جايگاهى رفيع و ارجمند در ديدگاه پيامبران الهى

ربنا وابعث فيهم رسولا منهم يتلوا . .. يزكّيهم

49- الگو در تعليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 102 - 9

9 - ارائه نمونه هاى عينى از روش هاى قرآن براى تبيين معارف و حقايق

لاتسئلوا . .. قد سألها قوم من قبلكم ثم اصبحوا بها كفرين

50- اهميت تعليم اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 6 - 2،7

2 - لزوم پذيرش پناهندگى كفار محاربى كه به منظور آشنايى با معارف اسلام ، درخواست پناهندگى مى كنند .

و إن أحد من المشركين استجارك فأجره حتى يسمع كلم اللّه

7 - تضمين امنيت كفار محاربى كه به منظور آشنايى با اسلام و معارف آن ، پناهنده شوند و بازگرداندن آنان به مراكز امنشان - پس از دريافت معارف - لازم است .

و إن أحد من المشركين استجارك . .. ثم أبلغه مأمنه

51- اهميت تعليم انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 151 - 7،8

7 - تلاوت آيات الهى بر مردم و پاكسازى آنان از آلودگى ها ( شرك و . . . ) از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از اهداف رسالت اوست .

يتلوا عليكم ءايتنا و يزكيكم

8 - تعليم حقايق و معارف قرآن و آموزش حكمت به مردم ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از هدف هاى رسالت اوست .

و يعلمكم الكتب و الحكمة

52- اهميت تعليم تورات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 63 - 1،7

1 - خداوند ، براى فراگيرى تورات و عمل به دستورات آن از بنى اسرائيل پيمان گرفت .

و إذ أخذنا ميثقكم . .. خذوا ما ءاتينكم

«ميثاق» به معناى پيمان مؤكد است و جمله «خذوا . ..» بيانگر مورد پيمان مى باشد. گرفتن كتابهاى آسمانى (خذوا ما آتيناكم) به اين معناست كه: پذيرفته شوند و به احكام آنها عمل گردد.

7 - خداوند ، بنى اسرائيل را به فراگيرى احكام و معارف تورات و همواره به يادداشتن آن فراخواند .

و اذكروا ما فيه

«ذكر» به دانشى گفته مى شود كه انسان آن را به خاطر داشته و فراموش نكرده باشد. بنابراين «اذكروا ما فيه»; يعنى، محتواى تورات را فرا گيريد و آن را همواره به خاطر داشته باشيد.

53- اهميت تعليم حكمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 3 - 7

7 - هدف بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) تعليم كتاب و حكمت به همه انسان هاى عصر خود و نسل هاى بعد است .

و يعلّمهم الكتب . .. و ءاخرين منهم

54- اهميت تعليم دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 8 - 3

3 - معارف دين ، سزاوار جستوجو و تلاش در راه فراگيرى آن از محضر عالمان

من جاءك يسعى

55- اهميت تعليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 2 - 6

6 - تلاوت آيات الهى ، تزكيه نفوس و تعليم كتاب و حكمت ، اصول و محور هاى برنامه رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در هدايت خلق

يتلوا عليهم ءايته و يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 12 - 2

2 - آشنايى با معارف قرآن ، امرى ضرورى و مورد ترغيب از سوى خداوند

فمن شاء ذكره

56- اهميت تعليم كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 2 - 6

6 - تلاوت آيات الهى ، تزكيه نفوس و تعليم كتاب و حكمت ، اصول و محور هاى برنامه رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در هدايت خلق

يتلوا عليهم ءايته و يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة

57- پرسش در تعليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 7

7 - برانگيختن داورى وجدان از طريق طرح پرسش، از روشهاى تبليغى قرآن

قل أندعوا من دون الله ما لا ينفعنا

58- تشويق به تعليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 1 - 8

8 - مبارزه با بى سوادى و ترغيب به دانش آموزى و نوشتن و خواندن ، داراى اولويت نخست در برنامه هدايتى و تربيتى جامعه اسلامى

و القلم و ما يسطرون

برداشت ياد شده، با توجه به اين حقيقت است كه اين آيه، در دوره نخستين بعثت در مكه نازل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 10 - 6

6 - خداوند ، با بيان هدايت هاى خويش به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رهانيدن آن حضرت از ناآگاهى ها ، او را به آموختن دانسته هاى خود به جويندگان آن تشويق كرد .

و وجدك ضالاًّ فهدى . .. و أمّا السائل فلاتنهر

59- تشويق به تعليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 12 - 2

2 - آشنايى با معارف قرآن ، امرى ضرورى و مورد ترغيب از سوى خداوند

فمن شاء ذكره

60- تعليم آداب معاشرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 58 - 1

1 - پدر و مادر ، وظيفه دارند كه آداب و چگونگى ورود به اتاق و محل استراحت خود را به فرزندان نابالغ خويش بياموزند .

يأيّها الذين ءامنوا ليستئذنكم الذين ملكت أيمنكم و الذين لم يبلغوا الحلم منكم ث

فعل امر «ليستئذنكم» هر چند در ظاهر متوجه بردگان و فرزندان نابالغ است; ولى به قرينه اين كه خطاب «يأيّها الذين آمنوا» متوجه پدران و مادران مؤمن است و نيز چون فرزندان نابالغ مكلف نيستند تا بشود به آنان امر و نهى كرد، از اين رو اين امر متوجه اولياى فرزندان خواهد بود كه آنان بايد محتواى اين دستور را به فرزندان خويش بياموزند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 19 - 9

9 - آموزش اخلاق و آداب معاشرت ، از وظايف پدر درباره فرزند خويش است .

يبنىّ . .. و لاتصعّر خدّك للناس ... و اغضض من صوتك

61- تعليم ادب در جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 5 - 4

4 - تعليم ادب از سوى خداوند ، به اعراب در معاشرت با پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لاتقدّموا . .. لاترفعوا ... و لا تجهروا له ... إنّ الذين يغضّون ... و لو أنّهم ص

62- تعليم استعاذه به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 1 - 5

5 - خداوند ، آموزنده الفاظ استعاذه به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل

63- تعليم اسما به آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 31 - 1،5،10،11

1 - خداوند آدم ( ع ) را با استعداد فراگيرى دانشهايى ويژه آفريد و تمامى حقايق و اسامى آنها را به وى آموخت .

و علّم ءادم الأسماء كلها

جمله «علّم آدم» عطف بر جمله اى مقدر است كه به خاطر وضوحش در كلام آورده نشده است. آن جمله به قرينه «إنى جاعل ...» مى تواند اين گونه باشد: فخلق آدم جديراً للخلافة و ...

5 - حقايق تعليم داده شده به آدم ( ع ) درباره موجوداتى ذى شعور و عاقل بوده است .

و علّم ءادم الأسماء كلها ثم عرضهم على الملئكة

ضمير «هم» معمولا براى موجودات ذى شعور و عاقل به كار مى رود. بنابراين ارجاع ضمير «هم» به «الاسماء» مى تواند، گوياى برداشت فوق باشد.

10 - « عن ابى العباس : عن ابى عبداللّه ( ع ) سألته عن قول اللّه « و علّم آدم الأسماء كلها » ماذا علمه ؟ قال : الأرضين و الجبال و الشعاب و الأودية ثم نظر إلى بساط تحته فقال : و هذا البساط مما علّمه ;

ابوالعباس گويد: درباره سخن خداوند «و تعليم داد خداوند به آدم تمامى اسامى را» از امام صادق سؤال كردم: چه چيز را خداوند به آدم تعليم داد؟ آن حضرت فرمود: زمينها، كوهها، دره ها و بيابانها بود. سپس امام نگاهى به فرش زير پا انداخت و فرمود: اسم اين فرش را نيز از اسامى تعليمى به آدم(ع) بود».

11 - امام صادق ( ع ) فرمود : « إن اللّه تبارك و تعالى علّم آدم ( ع ) اسماء حجج اللّه كل ها ثم عرضهم - و هم أرواح - على الملائكة فقال « أنبئونى بأسماء هؤلاء ان كنتم صادقين » بأنكم أحق بالخلافة فى الأرض لتسبيحكم و تقدسيكم من آدم ( ع ) ;

خداوند تبارك و تعالى به آدم(ع) اسامى تمامى حجتهاى خود را آموخت; سپس روح آنان را بر ملائكه عرضه داشت و فرمود: مرا از اسامى آنان آگاه نماييد اگر راست مى گوييد كه شما به خلافت در زمين به خاطر تسبيح و تقديستان از آدم سزاوارتريد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 33 - 1،14

1 - خداوند به آدم ( ع ) فرمان داد تا نام هر يك از حقايق هستى را براى فرشتگان بازگو كند .

قال يأدم أنبئهم بأسمائهم

14 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه : « إن اللّه تبارك و تعالى علّم آدم أسماء حجج اللّه كل ها . . . فقال : . . . « أنبئهم بأسمائهم فلمّا أنبأهم بأسمائهم » وقفوا على عظيم منزلتهم عنداللّه تعالى فعلموا أنهم أحق بأن يكونوا خلفاء اللّه فى أرضه و حججه على بريته و قال لهم : « ألم أقل لكم إنى أعلم غيب السماوات و الأرض و أعلم ما تبدون و ما كنتم تكتمون » . . . ;

خداوند تبارك و تعالى اسامى تمام حجتهاى خود را به آدم آموخت، پس ]خطاب به آدم[ فرمود: ملائكه را از اسامى آنان آگاه نما و چون آنان را از اسامى آگاه ساخت ملائكه به جايگاه بزرگ آنان در نزد خداوند واقف شدند و دانستند كه آنان براى خلافت خدا در زمين و حجت بر مردمان سزاوارترند. و خداوند به ملائكه فرمود: «آيا به شما نگفتم من غيب آسمانها و زمين را مى دانم و نيز مى دانم آنچه شما آن را آشكار مى كنيد و آنچه آن را پنهان مى داشتيد» ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 34 - 1

1 - خداوند پس از تعليم حقايق هستى به آدم ( ع ) و اثبات لياقت وى براى خلافت ، از فرشتگان خواست تا بر او سجده كنند .

و علّم ءادم الأسماء كلها . .. و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم

64- تعليم اسما به ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 33 - 10

10 - اثبات برترى آدم ( ع ) بر فرشتگان و تفهيم فضيلت او بر ايشان ، از هدف هاى فرمان خدا به آدم ( ع ) ( تعليم اسما به فرشتگان )

قال يأدم أنبئهم بأسمائهم

به قرينه آيه بعد مى توان گفت: از اهداف فرمان خداوند به آدم(ع) - مبنى بر تعليم اسما به فرشتگان - اثبات برترى او بر آنها بوده است.

65- تعليم انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 151 - 9،12

9 - آموزش علوم و حقايقى كه بشر از دستيابى به آنها ناتوان است ، از اهداف و برنامه هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى باشد .

و يعلمكم ما لم تكونوا تعلمون

12 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) علاوه بر معالم دينى و معارف الهى ، علوم ديگرى را نيز به مردم آموزش داد . *

و يعلمكم ما لم تكونوا تعلمون

ب) علومى غير از آنها كه جمله «يعلمكم ما لم تكونوا تعلمون» رساننده آن است.

66- تعليم اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 16 - 6

6 - لزوم شناخت و فراگيرى رهنمود هاى الهى

و اسمعوا

برداشت ياد شده، براساس اين احتمال است كه مقصود از «اسمعوا»، گوش فرادادن به كلام الهى براى درك و شناخت آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 6 - 15

15 - « أبى بصير قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه : « قوا أنفسكم و أهليكم ناراً وقودها الناس و الحجارة » قلت : هذه نفسى أقيها فكيف أقى أهلى ؟ قال : تأمرهم بما أمرهم اللّه و تنهاهم عمّا نهاهم اللّه عنه فإن أطاعوك كنتَ قد وقيتَهم و إن عصوك فكنتَ قد قضيتَ ما عليك ;

ابى بص47ير گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند: «قوا أنفسكم و أهليكم ناراً. ..» سؤال كردم و گفتم: نفس خود را از آتش حفظ مى كنم; چگونه خانواده خود را حفظ كنم؟ فرمود: آنان را به آنچه خداوند امر فرموده، امر كن و از آنچه خدا نهى فرموده، نهى كن. پس اگر از تو پيروى كردند، تو آنان را حفظ نموده اى و اگر نافرمانى كردند، تو تكليف خود را انجام داده اى».

67- تعليم بدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 10 - 1

1 - خداوند ، راه هاى نيك و بد را به انسان ها شناسانده است .

و هدينه النجدين

«نَجْد» به معناى راه آشكارى است كه در ارتفاع باشد. (قاموس)

68- تعليم به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 26 - 1

1 - تعليم نيايش و ستايش از جانب پروردگار به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل اللّهم مالك الملك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 97 - 1

1 - استعاذه ( پناه بردن ) به خدا از وسوسه هاى شيطان ، از رهنمود هاى الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قل ربّ أعوذ بك من همزت الشيطين

«عوذ» (مصدر «أعوذ») به معناى پناه بردن و «همزة» (مفرد «همزات») به معناى وسوسه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 98 - 1

1 - استعاذه ( پناه بردن ) به خدا از روى آوردن و حضور شياطين ، دعاى تعليمى از سوى خدا به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قل أعوذ بك من همزت الشيطين . و أعوذ بك ربّ أن يحضرون

69- تعليم تعاليم دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 98 - 11

11 - لزوم هجرت براى فراگيرى معارف دينى و احكام الهى

الّا المستضعفين . .. و لا يهتدون سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 17

17 - خداوند آموزگار مسيح در فراگيرى علوم ، معارف دين و كتب آسمانى

و اذ علمتك الكتب و الحكمة و التورية و الانجيل

70- تعليم تعبير رؤيا به يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 38 - 7

7- پيروى يوسف ( ع ) از آيين ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، موجب عنايت خدا به وى و آموزش علم غيب و دانش تعبير رؤيا به او شد .

ذلكما مما علمنى ربى إنى تركت . .. واتبعت ملّة ءاباءِى

جمله «اتبعت . ..» عطف بر «تركت» در آيه قبل است. بنابراين دلالت مى كند كه: پيروى از آيين ابراهيم نيز در بهره مند شدن يوسف(ع) از علوم الهى ، نقش داشته است.

71- تعليم توبه به آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 37 - 2،3،7

2 - خداوند كلمات پر ارزشى را به آدم ( ع ) تلقين كرد تا با توسل به آنها ، در پيشگاه خداوند توبه كند .

فتلقى ءادم من ربه كلمت

«تلقى» (مصدر تلقى) به معناى: گرفتن و دريافت كردن است و معناى جمله «فتلقى . ..» چنين مى شود: آدم(ع) از جانب خداوند كلماتى را دريافت كرد. نكره آوردن «كلمات» دلالت بر عظمت و ارجمندى آن كلمات دارد.

3 - توبه آدم ( ع ) و دريافت كلمات از ناحيه خداوند ، پس از استقرارش در زمين بود . *

و لكم فى الأرض مستقر . .. فتلقى ءادم من ربه كلمت

برداشت فوق با عنايت به حرف «فاء» در «فتلقى . ..» - كه براى ترتيب است - استفاده مى شود.

7 - تلقين كلمات به آدم ( ع ) ( تعليم چگونه توبه كردن و به درگاه خدا نياز بردن ) جلوه اى از رحمت خداوند بر او بود .

فتلقى ءادم من ربه كلمت . .. إنه هو التواب الرحيم

در برداشت فوق، «الرحيم» در ارتباط با جمله «فتلقى . ..» معنا شده است و مقتضاى آن اين است كه: رحيميت خداوند موجب شد كه كلمات رابه آدم(ع) آموزش دهد.

72- تعليم توحيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 38 - 17

17- بعثت پيامبران براى آموزش توحيد و نفى شرك ، از تفضّلات الهى بر مردم است .

ما كان لنا أن نشرك . .. ذلك من فضل الله ... على الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 67 - 1

1- يعقوب ( ع ) در آستانه سفر فرزندانش به مصر ، آنان را با معارفى الهى آشنا ساخت و حقايقى از توحيد را به آنان تذكر و تعليم داد .

قال يبنىّ لاتدخلوا . .. و عليه فليتوكل المتوكلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اخلاص - 112 - 1 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور آموختن توحيد به مردم

قل هو اللّه أحد

73- تعليم توحيد به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اخلاص - 112 - 1 - 1

1 - خداوند ، آموزنده توحيد به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل هو اللّه أحد

74- تعليم جادو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 3،9،11،15،52

3 - شياطين علومى از سحر را بر مردم عصر سليمان تلاوت كرده و به آنها جادوگرى مى آموختند .

ما تتلوا الشيطين على ملك سليمن . .. يعلمون الناس السحر

فعل «تتلوا» از مصدر تلاوت (خواندن و قرائت كردن) است. مراد از «ما»ى موصوله - به قرينه فرازهاى بعد - سحر و مانند آن مى باشد. متعلق «تتلوا» به دليل «يعلمون الناس» «على الناس» مى باشد. يعنى، يهود دنباله رو سحرى بودند كه شياطين آن را براى مردم مى خواندند.

9 - كفرورزى شياطين با تعليم سحر به مردم

و لكن الشيطين كفروا يعلمون الناس السحر

11 - گروهى از يهوديان به آموختن سحر هاى تعليم داده شده از سوى شياطين روى آورده و به جادوگرى پرداختند .

واتبعوا ما تتلوا الشيطين

ضمير در «اتبعوا» به «فريق من الذين أوتوا الكتاب» در آيه قبل بر مى گردد.

15 - هاروت و ماروت به مردمان بابل سحر مى آموختند .

و ما أنزل على الملكين . .. و ما يعلمان من أحد

52 - از امام جعفر صادق ( ع ) درباره سخن خداوند كه مى فرمايد : « . . . و ما أنزل على الملكين ببابل هاروت و ماروت » روايت شده كه فرمود : « و كان بعد نوح ( ع ) قد كثر السحرة . . . ;

بعد از حضرت نوح(ع) ساحران نيرنگباز زياد گشتند و خداوند دو فرشته رابه سوى پيامبر آن زمان فرستاد تا آنان به آن پيامبر، شيوه هاى سحر ساحران و كارهايى را كه با آن، سحر باطل و مردود مى شود بياموزند. سپس آن پيامبر شيو ه هاى سحر را فرا گرفت و به فرمان خداوند آن را به بندگان خدا نيز آموخت و به آنان گفت: جلو سحر ساحران را بگيريد و آن را باطل نماييد و آنان را نهى كرد از اينكه مردم را سحر كنند ... و (كلام خدا كه فرمود:) «آن دو فرشته هيچ كس را تعليم سحر نمى دادند مگر اينكه از قبل مى گفتند ما وسيله آزمايش هستيم»; يعنى، آن پيامبر به دو فرشته دستور داد كه به صورت بشر ظاهر شوند و آنچه ازخدا درباره سحر و ابطال آن آموخته اند به مردم ياد بدهند ... پس خداى عز و جل به آنان فرمود: با سحر و ضربه زدن به ديگران و دعوت مردم به اين كه ما بر قدرت احيا و اماته داريم و كارهايى مى كنيم كه فقط خداوند به آن قدرت دارد، كافر نشويد و خداوند فرموده: «و ما هم بضارين به من أحد إلا بإذن اللّه»; يعنى، آنان كه سحر را فرا گرفته بودند نمى توانستند بدون اجازه و علم خدا به كسى زيانى برسانند; زيرا اگر خدا مى خواست، با زور جلوى آنها را مى گرفت. و نيز فرموده: «آنان از علوم سحر چيزهايى را ياد مى گرفتند كه در جهت زيان آنها بود نه نفعشان» (يعنى) آنان چيزهايى فرا مى گرفتند كه موجب ضرر در دينشان بود و نفعى در آن نبود ... و (نيز خداوند) فرمود: «و لقد علموا لمن اشتريه ماله فى الأخرة من خلق»; زيرا آنان معتقد بودند كه آخرتى در كار نيست پس آنان معتقد بودند وقتى كه آخرتى نباشد بهره و نصيبى هم بعد از دنيا نيست وبه فرض بعد از دنيا آخرتى باشد، آنان به سبب كفرشان از آن محروم خواهند بود ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 71 - 12

12 - سِحر ، از علوم قابل تعليم و يادگيرى

علّمكم السحر

75- تعليم جادو در بابل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 13

13 - يهوديان براى مبارزه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) علاوه بر انكار بشارت هاى تورات ، از سحر و جادو مدد مى گرفتند .

نبذ فريق . .. كتب اللّه وراء ظهورهم ... واتبعوا ما تتلوا الشيطين

در آيه قبل گذشت كه جمله «نبذ فريق» پس از «لما جاءهم» مى رساند كه: يهود به خاطر اينكه بتوانند رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را انكار كنند بشارتهاى تورات را درباره آن حضرت، ناديده گرفتند. عطف جمله «اتبعوا ...» بر «نبذ فريق» نيز اقتضا مى كند كه دنبال كردن سحر به همين منظور بوده است.

76- تعليم حكمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 2،7

2 - تلاوت آيات الهى ، تعليم كتاب آسمانى ، آموزش حكمت ( معارف و احكام دين و . . . ) و پاكسازى نسل ابراهيم و اسماعيل ( ع ) از آلودگى ها و ناخالصى ها ، از ويژگى هاى پيامبرى كه ابراهيم و اسماعيل ( ع ) خواستار بعثت او بودند .

ربنا وابعث فيهم رسولا منهم يتلوا عليهم ءايتك و يعلمهم الكتب و الحكمة و يزكّيهم

7 - تلاوت آيات خدا ، تعليم كتاب آسمانى ، آموزش حكمت و پاكسازى مردم از آلودگى ها ، از وظايف پيامبران و از اهداف بعثت ايشان است .

يتلوا عليهم ءايتك و يعلمهم الكتب و الحكمة و يزكّيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 151 - 8

8 - تعليم حقايق و معارف قرآن و آموزش حكمت به مردم ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از هدف هاى رسالت اوست .

و يعلمكم الكتب و الحكمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 48 - 4

4 - خداوند به عيسى ( ع ) ، كتاب ( قوانين الهى ) ، حكمت ( معارف الهى ) ، تورات و انجيل را آموخت .

و يعلّمه الكتاب و الحكمة و التورية و الانجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 164 - 7،9

7 - تلاوت آيات الهى ، تزكيه نفوس و تعليم كتاب و حكمت ، سرلوحه برنامه ها و مسؤوليت هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

اذا بعث فيهم رسولا . .. يتلوا عليهم ءايته و يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة

9 - طهارت و پاكى نفس ، زمينه فراگيرى دانشِ كتاب الهى و حكمت

يتلوا عليهم ءايته و يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة

تقدّم ذكرى «تزكيه» بر «تعليم كتاب»، بيانگر اين نكته است كه بدون تزكيه، فراگيرى دانش كتاب الهى، به گونه اى كه مقصود انبياست، ممكن نيست.

77- تعليم حمد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 26 - 1

1 - تعليم نيايش و ستايش از جانب پروردگار به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل اللّهم مالك الملك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 46 - 1

1 - تعليم نيايش و ستايش از جانب پروردگار به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل اللّهمّ

كلمه «اللّهمّ» در زبان عرب، اختصاصاً براى نداى خداوند به وقت دعا به كارمى رود; يعنى، يا اللّه.

78- تعليم حيوانات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 4 - 19

19 - لزوم آموختن برخى از دستورات تذكيه ، به سگان و درندگان مخصوص شكار

تعلمونهن مما علمكم اللّه

مراد از «علمكم اللّه» به مناسبت مورد، دستورات ذبح و تذكيه حيوانات است، و «من» در «مما علمكم» براى تبعيض است. يعنى برخى از دستورات تذكيه را به درندگان شكارى ياد دهيد.

79- تعليم خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 251 - 11،12

11 - خداوند علومى را كه مشيّت او اقتضا مى كرد به داود آموخت .

و علّمه ممّا يشاء

12 - خداوند برخى دانش هاى درخواستى داود را به وى آموخت . *

و علّمه ممّا يشاء

چنانچه «من» در «ممّا يشاء» براى تبعيض باشد، مراد از ضمير فاعلى در «يشاء»، داود خواهد بود; نه اللّه. چون معنا ندارد خداوند چيزى را بخواهد ; ولى برخى از آن انجام پذيرد .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 259 - 24

24 - رشد علم و آگاهى انبيا ، در پرتو تعليم و هدايت الهى

فلمّا تبيّن له قال اعلم انّ اللّه على كلّ شىء قدير

البتّه اين برداشت مبتنى است بر اينكه مراد از «كالّذى مرّ . .. » پيامبر باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 31 - 1،7

1 - خداوند كلاغى را براى آموزش دفن هابيل به سوى قابيل گسيل داشت .

فبعث اللّه غراباً . .. ليريه كيف يورى سوءة اخيه

7 - خداوند ، عامل اصلى در يادگيرى بشر ، حتى در علوم تجربى و حسى

فبعث اللّه غراباً . .. ليريه كيف يورى سوءة اخيه

در برداشت فوق ضمير فاعلى در «ليريه» به «اللّه» برگردانده شده است. يعنى على رغم اينكه قابيل با مشاهده كند و كاو كلاغ دانشى را فرا گرفته است ولى عامل اصلى در اين تعليم، خداوند بوده است و او اين تجربه را به قابيل آموخته است.

80- تعليم دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 26 - 1

1 - تعليم نيايش و ستايش از جانب پروردگار به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل اللّهم مالك الملك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 46 - 1

1 - تعليم نيايش و ستايش از جانب پروردگار به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل اللّهمّ

كلمه «اللّهمّ» در زبان عرب، اختصاصاً براى نداى خداوند به وقت دعا به كارمى رود; يعنى، يا اللّه.

81- تعليم دعا به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 80 - 1

1- تعليم خواستنى ها و گونه نيايش و دعا ، از سوى خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قل ربّ أدخلنى مدخل صدق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 118 - 1

1 - تعليم روش دعا و نيايش به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند

و قل ربّ . .. خير الرحمين

82- تعليم دعا به نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 29 - 6

6 - تعليم روش دعا به نوح ( ع ) از سوى خدا

فقل الحمد للّه . .. و قل ربّ أنزلنى منزلاً مباركًا و أنت خير المنزلين

83- تعليم دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 2،4

2 - تلاوت آيات الهى ، تعليم كتاب آسمانى ، آموزش حكمت ( معارف و احكام دين و . . . ) و پاكسازى نسل ابراهيم و اسماعيل ( ع ) از آلودگى ها و ناخالصى ها ، از ويژگى هاى پيامبرى كه ابراهيم و اسماعيل ( ع ) خواستار بعثت او بودند .

ربنا وابعث فيهم رسولا منهم يتلوا عليهم ءايتك و يعلمهم الكتب و الحكمة و يزكّيهم

4 - دعا براى نيل فرزندان به فراگيرى معالم و احكام الهى و تربيت دينى امرى نيكو و شايسته است .

ربنا وابعث فيهم رسولا . .. و يزكّيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 151 - 11

11 - پيراستن مردم از آلودگى ها و تعليم قرآن ، احكام و معارف دين ، از وظايف اساسى مبلغان دين و از رؤوس برنامه هاى آنان است .

يتلوا عليكم ءايتنا و يزكيكم و يعلمكم الكتب و الحكمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 164 - 11

11 - پاكسازى جان ها و آموزش تعاليم دين ، دو مرحله از هدايت انسانها

يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين

هدايت انسانها، كه مفهوم جمله «و ان كانوا . .. » دلالت بر آن دارد، بيانگر هدف كلّى بعثت است. بنابراين تلاوت و تزكيه و تعليم مى تواند مراحلى براى تحقق اين هدف، يعنى هدايت انسانها باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 23 - 1

1 - تفهيم معارف دينى به انسان هاى مستعد ، از سنت هاى خداوند

و لو علم اللّه فيهم خيرا لأسمعهم

84- تعليم ذبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 28 - 8

8 - آموزش كيفيت ذبح كردن ( بردن نام خدا به هنگام سربريدن يا نحر كردن حيوان ) به مردم ، يكى از فلسفه هاى حج

ليشهدوا منفع لهم و يذكروا اسم اللّه فى أيّام معلومت

«يذكروا» عطف بر «يشهدوا» است و با توجه به اين كه لام «ليشهدوا» براى تعليل است و بيانگر فلسفه تشريع حج مى باشد، عطف «يذكروا» بر «يشهدوا» بيان يكى ديگر از حكمت هاى تشريع حج خواهد بود.

85- تعليم روش احتجاج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 80 - 11

11 - خداوند ، تعليم دهنده پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چگونه استدلال كردن و پاسخ گفتن به ادعا هاى واهى

قل أتخذتم عند اللّه عهداً . .. أم تقولون على اللّه ما لاتعلمون

برداشت فوق از كلمه «قل» استفاده شده است.

86- تعليم روش پاسخ به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 83 - 3

3- خداوند ، شيوه پاسخ گويى به پرسش هاى مردم را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) تعليم داده است .

و يسئلونك . .. قل سأتلوا عليكم

87- تعليم روش حمد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 111 - 2

2- تعليم شيوه ستايش به انسان ها از سوى خداوند

و قل الحمد لله الذى لم يتخذ ولدًا

88- تعليم روش كشف حقايق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 33 - 3

3 - خداوند ، در برابر مثل هاى باطل و توصيف هاى غير واقعى كافران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بهترين راه كشف حقيقت و تفسير جريان حق و باطل را به آن حضرت ارائه مى كرد .

و لايأتونك بمثل إلاّ جئنك بالحقّ و أحسن تفسيرًا

89- تعليم زره سازى به داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 11 - 5

5 - آموزش صنعت زره سازى به داوود ( ع ) ، از جمله فضيلت هاى اعطا شده از جانب خداوند به او

و لقد ءاتينا داود منّا فضلاً . .. أن اعمل سبغت و قدّر فى السرد

90- تعليم سپاه سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 17 - 3

3 - وجود تمرين ، آموزش و آماده سازى مستمر در سپاه سليمان

فهم يوزعون

«وَزْع» به معناى مرتب كردن، به صف كردن و آرايش دادن لشگر براى جنگ

91- تعليم سگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 4 - 10،11،19،32

10 - سگ ، از حيوانات قابل تعليم و فرمانبرى

و ما علمتم من الجوارح مكلبين تعلمونهن

11 - جواز تعليم سگ براى شكار

و ما علمتم من الجوارح مكلبين

19 - لزوم آموختن برخى از دستورات تذكيه ، به سگان و درندگان مخصوص شكار

تعلمونهن مما علمكم اللّه

مراد از «علمكم اللّه» به مناسبت مورد، دستورات ذبح و تذكيه حيوانات است، و «من» در «مما علمكم» براى تبعيض است. يعنى برخى از دستورات تذكيه را به درندگان شكارى ياد دهيد.

32 - آموزش سگ ، بهنگام فرستادن براى شكار ، كافى در صدق شكارى بودن و حليت صيدش

و ما علمتم من الجوارح مكلبين تعلمونهن مما علمكم اللّه

از امام صادق(ع) در مورد سگ شكارى روايت شده: . .. و ان كان غير معلم يعلمه فى ساعته حين يرسله فيأكل منه فانه معلم ... .


كافى، ج 6، ص 205، ح 14; نورالثقلين، ج 1، ص 590، ح 36.

92- تعليم سنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 105 - 13

13 - فراگيرى قران و سنت ، شرط تصدى سمت قضاوت

إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس بما اريك اللّه

ظاهراً مراد از «ما اريك»، احكامى است كه در قرآن به آنها تصريح نشده و خداوند آنها را به پيامبر(صلی الله علیه و آله) آموخته است. در برداشت فوق از آنها به سنت پيامبر(صلی الله علیه و آله) تعبير شده است.

93- تعليم شكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 13 - 9

9 - تعليم شيوه شكر و سپاس گزارى هنگام تسلط بر موهبت هاى طبيعى ، از سوى خداوند

ثمّ تذكروا نعمة ربّكم . .. و تقولوا سبحن الذى سخّر لنا هذا

94- تعليم شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 13،24

13 - برخى از شياطين آموزش دهنده روشهاى شيطانى به بعض ديگرند.

يوحى بعضهم إلى بعض زخرف القول

از اينكه بعضى وحى و اشاره مى كنند و طبعاً برخى آن را مى پذيرند، برداشت فوق استفاده شده است.

24 - روى عن أبى جعفر(ع) فى معنى قوله: «يوحى بعضهم إلى بعض» إن الشياطين يلقى بعضهم بعضا فيلقى اليه ما يغوى به الخلق . .. .

از امام باقر(ع) درباره «يوحى بعضهم . ..» روايت شده است: بعضى از شياطين با بعض ديگر ملاقات و آنچه باعث گمراه كردن مردم است، به آنان مى آموزند ... .

95- تعليم علم غيب به يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 38 - 7

7- پيروى يوسف ( ع ) از آيين ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، موجب عنايت خدا به وى و آموزش علم غيب و دانش تعبير رؤيا به او شد .

ذلكما مما علمنى ربى إنى تركت . .. واتبعت ملّة ءاباءِى

جمله «اتبعت . ..» عطف بر «تركت» در آيه قبل است. بنابراين دلالت مى كند كه: پيروى از آيين ابراهيم نيز در بهره مند شدن يوسف(ع) از علوم الهى ، نقش داشته است.

96- تعليم عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 48 - 4

4 - خداوند به عيسى ( ع ) ، كتاب ( قوانين الهى ) ، حكمت ( معارف الهى ) ، تورات و انجيل را آموخت .

و يعلّمه الكتاب و الحكمة و التورية و الانجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 19

19 - تورات و انجيل ، ارجمندترين كتاب هاى آموخته شده به عيسى ( ع )

و اذ علمتك الكتب و الحكمة و التورية و الانجيل

مراد از «الكتب»، به قرينه ذكر تورات و انجيل پس از آن، مى تواند كتاب يا كتابهاى آسمانى ديگرى غير از تورات و انجيل باشد. در اين صورت تصريح به نام تورات و انجيل با آنكه لفظ «الكتب» مى توانست آن دو را نيز شامل شود نشانه اهميت فزونتر اين دو كتاب مى باشد.

97- تعليم فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 4

4 - دعا براى نيل فرزندان به فراگيرى معالم و احكام الهى و تربيت دينى امرى نيكو و شايسته است .

ربنا وابعث فيهم رسولا . .. و يزكّيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 58 - 1

1 - پدر و مادر ، وظيفه دارند كه آداب و چگونگى ورود به اتاق و محل استراحت خود را به فرزندان نابالغ خويش بياموزند .

يأيّها الذين ءامنوا ليستئذنكم الذين ملكت أيمنكم و الذين لم يبلغوا الحلم منكم ث

فعل امر «ليستئذنكم» هر چند در ظاهر متوجه بردگان و فرزندان نابالغ است; ولى به قرينه اين كه خطاب «يأيّها الذين آمنوا» متوجه پدران و مادران مؤمن است و نيز چون فرزندان نابالغ مكلف نيستند تا بشود به آنان امر و نهى كرد، از اين رو اين امر متوجه اولياى فرزندان خواهد بود كه آنان بايد محتواى اين دستور را به فرزندان خويش بياموزند.

98- تعليم قابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 31 - 5،6

5 - كلاغ گسيل داده شده براى تعليم قابيل ، آگاه به تحير و سرگردانى وى براى دفن هابيل

فبعث اللّه غراباً يبحث فى الارض ليريه كيف يورى سوءة اخيه

در برداشت فوق ضمير فاعلى در «ليريه» به «غراب» برگردانده شده است. يعنى كلاغ به انگيزه نشان دادن چگونگى دفن به قابيل در زمين كاوش مى كرد و چيزى را در آن نهان مى ساخت.

6 - فاصله زمانى اندك ميان مرگ هابيل و گسيل كلاغى براى آموزش قابيل

فقتله . .. فبعث اللّه غراباً

عطف «بعث» بر «قتله» به وسيله «فاء»، بيانگر برداشت فوق است.

99- تعليم قاضى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 105 - 12،13

12 - متصديان امر قضا ، وظيفه دار فراگيرى دانش قضا و علوم مربوط به آن

لتحكم بين الناس بما اريك اللّه

13 - فراگيرى قران و سنت ، شرط تصدى سمت قضاوت

إنّا انزلنا إليك الكتب بالحق لتحكم بين الناس بما اريك اللّه

ظاهراً مراد از «ما اريك»، احكامى است كه در قرآن به آنها تصريح نشده و خداوند آنها را به پيامبر(صلی الله علیه و آله) آموخته است. در برداشت فوق از آنها به سنت پيامبر(صلی الله علیه و آله) تعبير شده است.

100- تعليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 151 - 8،11

8 - تعليم حقايق و معارف قرآن و آموزش حكمت به مردم ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از هدف هاى رسالت اوست .

و يعلمكم الكتب و الحكمة

11 - پيراستن مردم از آلودگى ها و تعليم قرآن ، احكام و معارف دين ، از وظايف اساسى مبلغان دين و از رؤوس برنامه هاى آنان است .

يتلوا عليكم ءايتنا و يزكيكم و يعلمكم الكتب و الحكمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 164 - 9

9 - طهارت و پاكى نفس ، زمينه فراگيرى دانشِ كتاب الهى و حكمت

يتلوا عليهم ءايته و يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة

تقدّم ذكرى «تزكيه» بر «تعليم كتاب»، بيانگر اين نكته است كه بدون تزكيه، فراگيرى دانش كتاب الهى، به گونه اى كه مقصود انبياست، ممكن نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 12 - 3

3 - ابن ام مكتوم ، خواهان فراگيرى معارف قرآن بود .

فمن شاء ذكره

آيه شريفه تلويحاً حاضران مجلس پيامبر(صلی الله علیه و آله) را به دو دسته تقسيم مى كند و - به قرينه آيات پيشين - عبارت «من شاء» به ابن ام مكتوم نظر دارد.

101- تعليم قرآن به انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 2 - 1،2

1 - خداوند ، معلم انسان و تعليم دهنده قرآن

الرحمن . علّم القرءان

2 - نزول قرآن و تعليم آن به انسان ، تبلور رحمت گسترده خداوند به خلق

الرحمن . علّم القرءان

اسناد تعليم به اسم «رحمان»، بيانگر مطلب بالا است.

102- تعليم قرآن به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 6 - 2

2 - روى آوردن جبرئيل به سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، جهت تعليم قرآن به آن حضرت

علّمه شديد القوى . .. فاستوى

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه متعلق «استوى» حذف شده و تقدير آن «فاستوى إليه» مى باشد (آهنگ پيامبر كرد).

103- تعليم قرآن محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 9 - 2

2 - فراگرفتن قرآن و حفظ آن و دارا بودن تسهيلات خدا دادى ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از شرايط لازم براى ارشاد مردم برخوردار ساخته بود .

سنقرئك فلاتنسى . .. و نيسّرك لليسرى . فذكّر

حرف «فاء»، فرمان ارشاد و تذكر را بر آيات پيشين تفريع كرده است. در آن آيات، از توانمندى پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر قرائت، حفظ و پى گيرى آسان تعاليم قرآن سخن به ميان آمده بود. بنابراين وجود آن ويژگى ها، مقدمه لازم براى اقدام به تذكر است.

104- تعليم كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 164 - 7

7 - تلاوت آيات الهى ، تزكيه نفوس و تعليم كتاب و حكمت ، سرلوحه برنامه ها و مسؤوليت هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

اذا بعث فيهم رسولا . .. يتلوا عليهم ءايته و يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة

105- تعليم كتاب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 2،7

2 - تلاوت آيات الهى ، تعليم كتاب آسمانى ، آموزش حكمت ( معارف و احكام دين و . . . ) و پاكسازى نسل ابراهيم و اسماعيل ( ع ) از آلودگى ها و ناخالصى ها ، از ويژگى هاى پيامبرى كه ابراهيم و اسماعيل ( ع ) خواستار بعثت او بودند .

ربنا وابعث فيهم رسولا منهم يتلوا عليهم ءايتك و يعلمهم الكتب و الحكمة و يزكّيهم

7 - تلاوت آيات خدا ، تعليم كتاب آسمانى ، آموزش حكمت و پاكسازى مردم از آلودگى ها ، از وظايف پيامبران و از اهداف بعثت ايشان است .

يتلوا عليهم ءايتك و يعلمهم الكتب و الحكمة و يزكّيهم

106- تعليم كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 63 - 13

13 - فراگيرى كتاب آسمانى و تنظيم عقايد و اعمال بر محور آن ، وظيفه اى ضرورى بر عهده اهل ايمان

خذوا ما ءاتينكم بقوة و اذكروا ما فيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 159 - 4

4 - ابلاغ و تعليم حقايق كتاب هاى آسمانى ( احكام و معارف دين و براهين آنها ) به مردم ، وظيفه اى بر عهده عالمان دينى

إن الذين يكتمون ما أنزلنا من البينت و الهدى من بعد ما بينه للناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 110 - 17

17 - خداوند آموزگار مسيح در فراگيرى علوم ، معارف دين و كتب آسمانى

و اذ علمتك الكتب و الحكمة و التورية و الانجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 171 - 11

11 - فراگيرى كتاب آسمانى و تنظيم عقايد و اصول بر محور آن ، وظيفه اى ضرورى بر عهده اهل ايمان

خذوا ما ءاتينكم بقوة و اذكروا ما فيه

107- تعليم محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 142 - 7

7 - خداوند ، پاسخ معترضان تغيير قبله را - پيش از عنوان كردن آن - به پيامبر (صلی الله علیه و آله) تعليم داد .

سيقول . .. قل للّه المشرق و المغرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 12 - 1

1 - خداوند روش احتجاج و بحث با مشركان را به پيامبر(صلی الله علیه و آله) ارائه كرده است.

قل لمن ما فى السموت و الأرض . .. ليجمعنكم إلى يوم القيمة

فرمان خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) (قل)، بيانگر لزوم استفاده پيامبر(صلی الله علیه و آله) از اين روش خاص در مواجهه با منكران معاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 46 - 1

1 - تعليم نيايش و ستايش از جانب پروردگار به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

قل اللّهمّ

كلمه «اللّهمّ» در زبان عرب، اختصاصاً براى نداى خداوند به وقت دعا به كارمى رود; يعنى، يا اللّه.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 16 - 1

1 - تعليم ادب دريافت وحى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى خداوند

لاتحرّك به لسانك لتعجل به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 3 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در شناخت ويژگى هاى قيامت ، نيازمند تعليم الهى است .

و ما أدريك ما القارعة

خطاب در آيه شريفه گرچه متوجه شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيست; ولى چون آن حضرت خطاب را دريافت كرده است، او نيز از زمره مخاطبان خواهد بود.

108- تعليم ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 38

38 - فرشتگان مى توانند با حضور در ميان مردم ، آنان را آموزش دهند .

و ما يعلمان من أحد حتى يقولا . .. فيتعلمون منهما ... و يتعلمون ما يضرهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 71 - 1

1 - خداوند ، پيش از آفرينش انسان ، فرشتگان را از آن باخبر ساخت .

إذ قال ربّك للملئكة إنّى خلق بشرًا

109- تعليم مناسك حج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 128 - 8،15

8 - ابراهيم و اسماعيل ( ع ) به هنگام ساختن كعبه ، از خداوند خواستند تا چگونگى اعمال حج را به آنان بياموزد .

ربنا . .. أرنا مناسكنا

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مناسك - چنانچه برخى از اهل لغت و نيز برخى از مفسران گفته اند - به معناى اعمال حج باشد.

15 - از حضرت على بن ابى طالب ( ع ) روايت شده است كه : « لما فرغ ابراهيم من بناء البيت قال : فعلت أى رب فأرنا مناسكنا ، ابرز ها لنا ، علّمنا ها ، فبعث اللّه جبرئيل فحجّ به ;

چون ابراهيم(ع) از ساختن خانه كعبه فارغ گشت، عرض كرد: پروردگارا! من مأموريت خود را انجام دادم، پس شيوه انجام اعمال حج را به ما نشان بده و آن را بر ما آشكار كن و به ما بياموز. پس خداوند جبرئيل را فرستاد تا به همراهى ابراهيم حج نمايد ]و به صورت عملى به ابراهيم(ع) نشان دهد[ ».

110- تعليم موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 50 - 5

5 - خداوند ، هر موجودى را با شيوه بهره گيرى از اعضا و ويژگى هاى خويش ، آشنا ساخته و مصلحت ها و راه رسيدن به آن را به او آموخته است .

أعطى كلّ شىء خلقه ثمّ هدى

متعلق «هدى» به قرينه جمله قبل، ويژگى هاى خلقت و نحوه به كارگيرى آن در جهت منافع است.

111- تعليم موجودات با شعور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 3 - 3

3 - خداوند ، آفريده هاى با شعور خويش را بر شيوه به كار بردن توانمندى هاى خود ، آگاه ساخته است .

فهدى

112- تعليم موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 66 - 19

19- « عن جعفربن محمد ( ع ) : . . . ان موسى لمّا كلّمه اللّه تكليماً . . . قال فى نفسه : « ما أرى أنّ اللّه ، عزّوجلّ خلق خلقاً أعلم منّى ! » . فأوحى اللّه ، عزّوجلّ ، إلى جبرئيل « يا جبرئيل ! أدرك عبدى موسى قبل أن يهلك و قل له : إنّ عند ملتقى البحرين رجلاً عابداً فاتبعه و تعلّم منه . » ;

از امام صادق(ع) روايت شده:. .. آن گاه كه خداوند با موسى تكلم كرد... موسى در دل خود گفت: «نمى بينم كه خداى عزّوجلّ، خلقى را آفريده باشد كه از من اعلم باشد!». پس خدا به جبرئيل وحى كرد: «بنده ام، موسى را پيش از آن كه هلاك شود، درياب و به او بگو: در محل تلاقى دو دريا، مرد عابدى هست همراه اش برو و از او علم بياموز».

113- تعليم نواهى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 6 - 15

15 - « أبى بصير قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه : « قوا أنفسكم و أهليكم ناراً وقودها الناس و الحجارة » قلت : هذه نفسى أقيها فكيف أقى أهلى ؟ قال : تأمرهم بما أمرهم اللّه و تنهاهم عمّا نهاهم اللّه عنه فإن أطاعوك كنتَ قد وقيتَهم و إن عصوك فكنتَ قد قضيتَ ما عليك ;

ابى بص47ير گويد: از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند: «قوا أنفسكم و أهليكم ناراً. ..» سؤال كردم و گفتم: نفس خود را از آتش حفظ مى كنم; چگونه خانواده خود را حفظ كنم؟ فرمود: آنان را به آنچه خداوند امر فرموده، امر كن و از آنچه خدا نهى فرموده، نهى كن. پس اگر از تو پيروى كردند، تو آنان را حفظ نموده اى و اگر نافرمانى كردند، تو تكليف خود را انجام داده اى».

114- تعليم نيكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 10 - 1

1 - خداوند ، راه هاى نيك و بد را به انسان ها شناسانده است .

و هدينه النجدين

«نَجْد» به معناى راه آشكارى است كه در ارتفاع باشد. (قاموس)

115- تعليم وحوش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 4 - 16

16 - حيوانات درنده ، قابل تعليم و فرمانبرى

و ما علمتم من الجوارح مكلبين

116- تنوع در بيان تعليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 13

13 - بيان مطلب به شيوه هاى گوناگون و متنوع، روشى كارساز در تعليم و تربيت است.

انظر كيف نصرف الأيت لعلهم يفقهون

«لعل» حرف ترجى و كاربرد آن در جايى است كه اميد به عملى شدن فعل وجود داشته باشد. در اين بخش از آيه چون فعل «يفقهون» در پى حرف ترجى آمده، چنين بر مى آيد كه «فهم» پس از بيان آيات به شيوه هاى مختلف متوقع است.

117- روش تعليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 102 - 9

9 - ارائه نمونه هاى عينى از روش هاى قرآن براى تبيين معارف و حقايق

لاتسئلوا . .. قد سألها قوم من قبلكم ثم اصبحوا بها كفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 64 - 3

3 - طرح پرسش و ارائه پاسخ، روشى در تبيين و تبليغ معارف دين است.

قل من ينجيكم . .. قل الله ينجيكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 13

13 - بيان مطلب به شيوه هاى گوناگون و متنوع، روشى كارساز در تعليم و تربيت است.

انظر كيف نصرف الأيت لعلهم يفقهون

«لعل» حرف ترجى و كاربرد آن در جايى است كه اميد به عملى شدن فعل وجود داشته باشد. در اين بخش از آيه چون فعل «يفقهون» در پى حرف ترجى آمده، چنين بر مى آيد كه «فهم» پس از بيان آيات به شيوه هاى مختلف متوقع است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 105 - 2

2 - نقش مهم تنوّع و گوناگونى بيان در تبيين حقايق

و كذلك نصرف الأيت . .. لنبينه لقوم يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 10 - 3

3- طرح سؤال از روش هاى قرآن در تعليم و آموزش

أفى الله شكّ فاطر السموت و الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 24 - 5

5- استفاده از تشبيه به محسوس براى عينى و قابل فهم كردن تعاليم ، از روش هاى تعليمى قرآن كريم

ضرب الله مثلاً كلمة طيّبة كشجرة طيّبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 51 - 3

3 - تكرار و گوشزد كردن پى درپى رهنمود ها ، روش تعليم و تربيت قرآن

و لقد وصّلنا لهم القول لعلّهم يتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 16 - 9

9 - متوجّه كردن فرزند به علم و قدرت مطلق خداوند ، با استفاده از شيوه آموزشىِ قابل فهم ، نمودى از حكمت لقمان است .

لقد ءاتينا لقمن الحكمة . .. إذ قال ... يبنىّ إنّها إن تك مثقال حبّة ... يأت به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 19 - 10

10 - ذكر فلسفه حكم ، جهت تفهيم دقيق آن و نيز واداشتن مخاطب به عمل به آن ، روشى مطلوب و روا است .

و اغضض من صوتك إنّ أنكر الأصوت لصوت الحمير

«إنّ أنكر. ..» تعليل براى امر «اغضض» است و تعليل آوردن براى آن، احتمال دارد به خاطر نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 10 - 4

4- حسن استفاده از ملموس ترين نماد ها ، براى هدايت و درس آموزى خلق *

و النخل باسقت لها طلع نضيد

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه اختصاص به ذكر يافتن «نخل» از ميان همه درختان و «خرما» از ميان همه ميوه ها، از آن جهت باشد كه نخل و خرما، اساسى ترين نقش را در زندگى عرب عصر نزول داشته است.

118- زمينه تعليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 31 - 4

4 - نام و علامت اشيا ، داراى نقشى اساسى در فراگيرى علوم و معارف

و علّم ءادم الأسماء كلها

مراد از «الاسماء» حقايق هستى است نه فقط نامها و علامتهاى آنها. بنابراين تعبير كردن از حقايق هستى به نامها و علامتها، بيانگر اين است كه نام و نشان اشيا نقشى بسزا در علوم و معارف دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 164 - 9

9 - طهارت و پاكى نفس ، زمينه فراگيرى دانشِ كتاب الهى و حكمت

يتلوا عليهم ءايته و يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة

تقدّم ذكرى «تزكيه» بر «تعليم كتاب»، بيانگر اين نكته است كه بدون تزكيه، فراگيرى دانش كتاب الهى، به گونه اى كه مقصود انبياست، ممكن نيست.

119- زمينه تعليم حكمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 2 - 7

7 - خداشناسى ، زمينه لازم براى تزكيه و تعليم كتاب و حكمت

يتلوا عليهم ءايته و يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة

تقدم ذكرى «يتلوا عليهم آياته» بر «يزكّيهم و يعلّمهم الكتاب و الحكمة» احتمالاً اشاره به مطلبى دارد كه در اين برداشت آمده

است.

120- زمينه تعليم دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 2 - 8

8 - طهارت و پاكى نفس ، زمينه لازم براى فراگيرى معارف و احكام دين

و يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة

تقدم ذكرى «يزكّيهم» بر «يعلّمهم»، مى تواند اشاره به مطلب بالا داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 12 - 6

6 - همه انسان ها ، استعداد شناخت معارف قرآن را دارند .

فمن شاء ذكره

121- زمينه تعليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 2 - 7

7 - خداشناسى ، زمينه لازم براى تزكيه و تعليم كتاب و حكمت

يتلوا عليهم ءايته و يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة

تقدم ذكرى «يتلوا عليهم آياته» بر «يزكّيهم و يعلّمهم الكتاب و الحكمة» احتمالاً اشاره به مطلبى دارد كه در اين برداشت آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 12 - 1

1 - تنها كسانى توان فراگيرى معارف قرآن و به خاطر سپردن آن را دارند كه طالب آن بوده و يادگيرى آن را بر خود تحريم نكرده باشند .

فمن شاء ذكره

«ذكر» يعنى شناختى كه در ذهن حاضر باشد(بر گرفته از مفردات راغب). و ضمير مفعولى در «ذكره» به «تذكرة» بازمى گردد. مذكر بودن آن كه آخر آيات را هماهنگ ساخته به اين اعتبار است كه «تذكرة» و «ذكر» به يك معناست.

122- سهولت تعليم خداترسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 10 - 4

4 - آگاه ساختن اهل خشيت به معارف قرآن ، آسان و بى نياز از تحمل رنج و ناراحتى است .

سنقرئك . .. و نيسّرك لليسرى . فذكّر ... سيذّكّر من يخشى

123- سهولت تعليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 3 - 4

4- آموزش قرآن به اهل خشيت ، آسان و بى نياز از تحمل رنجو ناراحتى است .

ما أنزّلنا . .. لتشقى إلاّ تذكرة لمن يخشى

124- شرايط تعليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 52 - 11

11 - به انسان كر ، در صورتى كه پشت به گوينده بكند ، هيچ مطلبى قابل تفهيم نيست .

و لاتسمع الصمّ الدعاء إذا ولّوا مدبرين

125- عموميت تعليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 11 - 3

3 - شايستگى قرآن براى تذكّر و ارشاد همه مردم ، دليل لزوم پرهيز از منحصر ساختن مجالس آموزش آن به قشرى خاص

فأنت له تصدّى . .. فأنت عنه تلهّى . كلاّ إنّها تذكرة

126- فضيلت تعليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 13 - 1

1 - تلاوت آيات قرآن و آموختن معارف آن به مردم ، حركتى مطلوب و شايسته پى گيرى است .

إذا تتلى عليه ءايتنا

تداوم، از فعل مضارع «تتلى» استفاده مى شود; زيرا در مواردى كه سخن درباره كارهاى گذشته افراد و يا بيان حالت آنان است، فعل مضارع بر استمرار دلالت دارد.

127- گناه تعليم جادو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 34

34 - رساندن زيان به مردم با اعمال سحر و نيز آموختن آن به انگيزه مفسده جويى ، حرام و گناهى در حد كفر است .

فلا تكفر فيتعلمون منهما ما يفرقون به بين المرء و زوجه . .. و يتعلمون مايضرهم و ل

128- ماروت و تعليم جادو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 15،18،19،24

15 - هاروت و ماروت به مردمان بابل سحر مى آموختند .

و ما أنزل على الملكين . .. و ما يعلمان من أحد

18 - هاروت و ماروت ، تعاليم خود ( سحر ) را آزمونى براى مردم دانسته و به آنان هشدار مى دادند .

و ما يعلمان من أحد حتى يقولا إنما نحن فتنة

19 - هاروت و ماروت ، پيش از تعليم سحر به مردم ، ايشان را از به كارگيرى نا به جاى آن و سوء استفاده از آن ، بر حذر مى داشتند .

و ما يعلمان من أحد حتى يقولا إنما نحن فتنة فلاتكفر

24 - مردم بابل از هاروت و ماروت سحرى را آموختند كه بتوانند با آن بين زن و شوهرش جدايى افكنند .

فيتعلمون منهما ما يفرقون به بين المرء و زوجه

129- محرومان از تعليم دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 12 - 4

4 - اشراف حاضر در مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ماجراى ابن ام مكتوم ، بر اثر بى رغبتى خود ، از آموختن و به خاطر سپردن معارف قرآن محروم بودند .

فمن شاء ذكره

130- منشأ تعليم حكمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 1 - 6

6 - قرآن ، مايه عزت انسان ها و آموزنده حكمت به آنان است .

تنزيل الكتب من اللّه العزيز الحكيم

تذكر اين نكته كه قرآن از منشأيى (خدايى) نازل گشته كه داراى عزت و حكمت است، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه قرآن كتابى عزت آفرين و حكمت آموز براى بشر است.

131- منشأ تعليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 2 - 2

2 - نزول قرآن و تعليم آن به انسان ، تبلور رحمت گسترده خداوند به خلق

الرحمن . علّم القرءان

اسناد تعليم به اسم «رحمان»، بيانگر مطلب بالا است.

132- منشأ تعليم قرآن محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 7 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پيش از دريافت هدايت هاى الهى ، از شريعت اسلام و احكام قرآن بى خبر بود .

و وجدك ضالاًّ فهدى

ضلالت دو گونه است: 1. تحيّر در علوم نظرى مانند توحيد; 2. سرگردانى در علوم عملى نظير احكام شرعى (مفردات راغب). درباره پيامبر(صلی الله علیه و آله) به قرينه آيه «ما ضلّ صاحبكم...» (النجم/2) - كه ضلالت را از آن حضرت منتفى مى داند - مراد دومين نوع است; يعنى، پيامبر(صلی الله علیه و آله) آنچه را بعد از بعثت با نزول قرآن پى برد، پيش از بعثت نمى دانست.

133- موانع تعليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 52 - 11

11 - به انسان كر ، در صورتى كه پشت به گوينده بكند ، هيچ مطلبى قابل تفهيم نيست .

و لاتسمع الصمّ الدعاء إذا ولّوا مدبرين

134- نعمت تعليم قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 2 - 3

3 - تعليم قرآن ، نعمت و ارزشى فراتر از اصل خلقت انسان و نعمت هاى ديگر

علّم القرءان . خلق الإنسن

سوره «الرحمان»، حاوى بيان انواع نعمت هايى است كه خداوند به انسان عطا كرده است. از اين كه مسأله تعليم قرآن، سرآغاز همه نعمت ها و حتى آفرينش انسان قرار گرفته، مطلب بالا استفاده مى شود.

135- هاروت و تعليم جادوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 15،18،19،24

15 - هاروت و ماروت به مردمان بابل سحر مى آموختند .

و ما أنزل على الملكين . .. و ما يعلمان من أحد

18 - هاروت و ماروت ، تعاليم خود ( سحر ) را آزمونى براى مردم دانسته و به آنان هشدار مى دادند .

و ما يعلمان من أحد حتى يقولا إنما نحن فتنة

19 - هاروت و ماروت ، پيش از تعليم سحر به مردم ، ايشان را از به كارگيرى نا به جاى آن و سوء استفاده از آن ، بر حذر مى داشتند .

و ما يعلمان من أحد حتى يقولا إنما نحن فتنة فلاتكفر

24 - مردم بابل از هاروت و ماروت سحرى را آموختند كه بتوانند با آن بين زن و شوهرش جدايى افكنند .

فيتعلمون منهما ما يفرقون به بين المرء و زوجه

136- تعليم و تعلم

{تعليم و تعلم}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 48 - 4

4 - خداوند به عيسى ( ع ) ، كتاب ( قوانين الهى ) ، حكمت ( معارف الهى ) ، تورات و انجيل را آموخت .

و يعلّمه الكتاب و الحكمة و التورية و الانجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 79 - 13،16

13 - تعليم و تعلم كتب آسمانى ، زمينه ربّانى شدن انسان

كونوا ربّانيّن بما كنتم تعلّمون الكتاب و بما كنتم تدرسون

16 - كتب آسمانى ، براى ياد دادن و ياد گرفتن است .

بما كنتم تعلّمون الكتاب و بما كنتم تدرسون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 138 - 2

2 - همه مردم در پهنه گيتى و در همه ادوار ، مخاطب تعاليم روشنگر قرآن

هذا بيان للنّاس

20- تعهد

1- ايجاد تعهد در متعلمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 22

22 - ضرورت تلاش براى ايجاد تعهد در متعلمان به هنگام آموزش علوم به آنان

و ما يعلمان من أحد حتى يقولا إنما نحن فتنة فلاتكفر

2- پوچى تعهد كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 100 - 8

8 - تعهد كافران در هنگام مرگ ، بر تدارك بدى هاى گذشته با انجام نيكى ها ، تعهدى بى پشتوانه و غير عملى

قال ربّ ارجعون . .. كلاَّ إنّها كلمة هو قائلها

در برداشت بالا، جمله «إنّها كلمة هو قائلها» تعليل براى ردّ درخواست كافران گرفته شده است; يعنى، ردّ خواسته آنها، بدان جهت است كه آنان بدان، عمل نخواهند كرد; چون اگر آنها اهل عمل بودند، در گذشته انجام مى دادند.

3- تعهد برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 12 - 8

8- فرزندان يعقوب در حضور او ، با تأكيدى فراوان مراقبت از يوسف ( ع ) را برعهده گرفتند .

و إنا له لحفظون

تأكيد فراوان ، از آوردن جمله اسميه به همراه «إنّ» و «لام» تأكيد استفاده مى شود.

4- تعهد گروههاى نه گانه قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 49 - 4

4 - مبارزه با صالح پيامبر و از ميان بردن وى ، محور اتحاد و همكارى گروه هاى فسادگر على رغم داشتن اختلاف

و كان فى المدينة تسعة رهط . .. تقاسموا باللّه لنبيّتنّه و أهله

نُه گانه بودن گروه هاى مزبور، خود دليل تمايزات و وجود نقطه هاى افتراق ميان آنان است; با اين حال براى از ميان بردن صالح باهم متّحد شدند.

5- تعهد محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 49 - 10

10 - تعهد پيامبر (صلی الله علیه و آله) به پيروى از كتابى برتر از قرآن و تورات ، در صورت ارائه آن از سوى كافران

قل فأتوا بكتب . .. أتّبعه

عبارت «أتّبعه» جواب براى شرط محذوف است; يعنى، «إن تأتوا بكتاب أهدى منها أتّبعه; اگر كتابى هدايتگر بياوريد، من از آن پيروى خواهم كرد».

6- تعهد موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 69 - 1،2،3

1- موسى ( ع ) به شكيبا بودن در برابر كار هاى خضر و چيزهايى كه از او فرا مى گيرد ، متعهّد گرديد .

قال ستجدنى إن شاء اللّه صابرًا و لا أعصى لك أمرًا

جمله «ستجدنى. ..» (تو مرا صابر خواهى يافت) حاكى از اين است كه موسى(ع) صبرى را نويد مى داد كه آثارش مشهود باشد. اين تعبير، در مقايسه با «سأصبر» و نظاير آن، تأكيد بيشترى دارد.

2- موسى ( ع ) بر اطاعت كامل خود از خضر ( ع ) و سرپيچى نكردن از فرمان هاى او تأكيد كرد .

ستجدنى إن شاء اللّه صابرًا و لا أعصى لك أمرًا

3- موسى ( ع ) در عين تعهّد به خضر ، از ياد خدا و نقش مشيّت الهى در كار ها ، غافل نبود .

ستجدنى إن شاء اللّه صابرًا

7- تعهد مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 39 - 3

3 - اهل ايمان ، داراى تعهد و احساس مسؤوليت نسبت به سرنوشت و نياز ديگر مؤمنان

و أقاموا الصلوة و أمرهم شورى بينهم . .. و الذين إذا أصابهم

8- تعهد و تخصص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 55 - 14

14- تعهد بدون تخصص و دانش ، و نيز تخصص بدون تعهد ، كارساز نيست .

اجعلنى على خزائن الأرض إنى حفيظ عليم

9- تعهد يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 7

7- يوسف ( ع ) خود متعهد به پرداخت جايزه و اجرت به آورنده جام مفقودشده *

و لمن جاء به حمل بعير و أنا به زعيم

مقصود از «أنا» در «و أنا به زعيم» يوسف(ع) و يا رئيس و مسؤول كارگزاران او مى باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال نخست است.

21- تغذيه

1- آثار تغذيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 37 - 12

12 - عنايت پروردگار ، تربيت شايسته ، پرستش خدا و تغذيه صحيح ، از عوامل مؤثر در رشد معنوى انسان

و انبتها نباتاً حسناً و كفّلها زكريّا . .. المحراب و جد عندها رزقاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 7

7 - تأمين غذاى مردم ، قبل از الزام آنان به بندگى خداوند ، كارى است الهى و از ميان برنده بهانه مخالفان در ترك عبادت

فليعبدوا . .. الذى أطعمهم من جوع

2- آثار تغذيه حلال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 51 - 12

12 - تغذيه سالم و حلال ، زمينه گرايش انسان به عمل صالح

كلوا من الطّيّبت و اعملوا صلحًا

3- آثار تغذيه سالم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 51 - 12

12 - تغذيه سالم و حلال ، زمينه گرايش انسان به عمل صالح

كلوا من الطّيّبت و اعملوا صلحًا

4- آثار تغذيه قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 2

2 - قريش ، به دليل تأمين تغذيه شان از سوى خداوند ، ملزم به پرستش او بودند .

فليعبدوا . .. الذى أطعمهم من جوع

5- آداب تغذيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 172 - 9

9 - لزوم شكرگزارى به درگاه خدا پس از تناول غذا و استفاده از مواهب الهى

كلوا من طيبت ما رزقنكم و اشكرواللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 21،23

21 - هريك از مسلمانان ، مى توانند با اعضاى خانواده خود و نيز خويشاوندان و دوستان خويش به صورت جمعى ( بر سر يك سفره ) و يا جداگانه ، غذا ميل كنند .

ليس على الأعمى حرج. ..و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم أو بيوت ءابائكم ... أو

23 - غذا خوردن به صورت جمعى و بر سر يك سفره و يا به طور تنهايى و پراكنده ، جايز است .

ليس عليكم جناح أن تأكلوا جميعًا أو أشتاتًا

6- اهميت بهداشت تغذيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 168 - 5

5 - ضرورت رعايت بهداشت در بهره ورى از خوراكى هاى زمين

كلوا مما فى الأرض حللا طيباً

7- اهميت بهداشت در تغذيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 172 - 6

6 - توجه اسلام به بهداشت در تغذيه

كلوا من طيبت ما رزقنكم

8- اهميت تغذيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 1 - 15

15 - اهتمام اسلام به مسأله تغذيه

أحلت لكم بهيمة الانعم الا ما يتلى عليكم

نزول آيات مربوط به احكام خوردنيها (گوشت شتر، گاو، گوسفند و . ..) و بيان حدود و شرايط آنها، بيانگر اهتمام اسلام نسبت به امر تغذيه انسان است.

9- اهميت تغذيه سالم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 51 - 4

4 - اهميت دادن به تغذيه سالم و بهره گيرى از نعمت هاى الهى ، وجه مشترك همه اديان آسمانى

يأيّها الرسل كلوا من الطّيّبت

10- بهداشت تغذيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 15

15 - توجه اسلام به نظام تغذيه و سالم سازى آن

حرمت عليكم الميتة . .. و ما اكل السبع الا ما ذكيتم

تفصيل و تبيين موارد خوردنيهاى حلال و حرام، نشانه توجه اسلام به نظام تغذيه مى باشد.

11- تغذيه از درخت زقوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 66 - 1،2

1 - درخت زقّوم ، غذا و خوراك دوزخيان ستمگر است .

شجرة الزقّوم . .. للظلمين ... فإنّهم لأكلون منها

2 - دوزخيان ستمگر ، شكم هاى خود را از درخت زقّوم پرخواهند كرد .

فمالئون منها البطون

12- تغذيه از شكوفه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 69 - 1،2

1- خداوند ، پس از الهام به زنبور هاى عسل در امر خانه سازى ، آنها را به تغذيه از گل و غنچه هاى ميوه ها ، درختان و محصولات كوهستانى راهنمايى كرده است .

و أوحى ربّك إلى النحل أن اتخذى من الجبال بيوتًا . .. ثمّ كلى من كلّ الثمرت

2- زنبور عسل ، موجودى كه از ميوه ها و شكوفه هاى درختان و گياهان تغذيه مى كند .

ثمّ كلى من كلّ الثمرت

13- تغذيه از گل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 69 - 1

1- خداوند ، پس از الهام به زنبور هاى عسل در امر خانه سازى ، آنها را به تغذيه از گل و غنچه هاى ميوه ها ، درختان و محصولات كوهستانى راهنمايى كرده است .

و أوحى ربّك إلى النحل أن اتخذى من الجبال بيوتًا . .. ثمّ كلى من كلّ الثمرت

14- تغذيه از ميوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 69 - 1،2

1- خداوند ، پس از الهام به زنبور هاى عسل در امر خانه سازى ، آنها را به تغذيه از گل و غنچه هاى ميوه ها ، درختان و محصولات كوهستانى راهنمايى كرده است .

و أوحى ربّك إلى النحل أن اتخذى من الجبال بيوتًا . .. ثمّ كلى من كلّ الثمرت

2- زنبور عسل ، موجودى كه از ميوه ها و شكوفه هاى درختان و گياهان تغذيه مى كند .

ثمّ كلى من كلّ الثمرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 35 - 1

1 - هدف و فلسفه آفرينش نخلستان ها و تاكستان ها از سوى خداوند ، تغذيه و بهره مندى انسان ها از ميوه ها و محصولات آنها است .

و جعلنا فيها من نخيل و أعنب . .. ليأكلوا من ثمره

15- تغذيه انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 51 - 1

1 - پيامبران الهى ، داراى جنبه بشرى و نيازمند تغذيه و بهره گيرى از موهبت هاى طبيعى ، مانند ديگر مردمان

يأيّها الرسل كلوا من الطّيّبت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 7 - 1

1 - تناول غذا ، رفت و آمد و داد و ستد در بازار ، ناسازگار با شأن رسالت و پيامبرى از ديدگاه مشركان و كافران

و قال الذين كفروا . .. و قالوا مالِ هذا الرسول يأكل الطعام و يمشى فى الأسواق

16- تغذيه انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 54 - 1،3،6

1 - تغذيه انسان و چريدن دام هاى او از گياهان و روييدنى هاى زمين ، از هدف هاى خلقت نباتات

أزوجًا من نبات . .. كلوا و ارعوا أنعمكم

«رعى» به معناى چرانيدن است. «ارعوا أنعامكم»; يعنى، دام هاى خود را به چرا ببريد تا از نباتات رويانيده شده تغذيه نمايند.

3 - جواز بهره بردارى انسان از روييدنى هاى زمين براى تغذيه

كلوا وارعوا أنعمكم

6 - نظام زمين و تناسب آن براى حيات و تغذيه انسان ها و دام هاى آنان ، حاوى نشانه هاى فراوانى بر ربوبيت الهى است .

جعل لكم الأرض . .. كلوا ... فى ذلك لأيت

17- تغذيه انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 11 - 4

4 - خرما ، داراى اهميتى ويژه براى تغذيه انسان در مقايسه با ساير ميوه ها

فيها فكهة و النخل ذات الأكمام

در صورتى كه واژه «فاكهة» شامل خرما نيز بشود، مورد توجه قرار گرفتن دو مرتبه نخل ها، مى توان مطلب بالا را به دست آورد.

18- تغذيه باردار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 25 - 8

8- « عن أميرالمؤمنين ( ع ) قال : . . . ما تأكل الحامل من شىء و لاتتداوى به أفضل من الرطب قال اللّه - عزّوجلّ- لمريم ( ع ) « و هزّى إليك بجذع النخلة تساقط عليك رطباً جنيّاً . فكلى و اشربى و قرّى عيناً » . . . ;

از اميرالمؤمنان(ع) روايت شده است كه فرمود: . .. زن باردار، بهتر از خرماى تازه، چيزى نمى خورد و خود را با چيزى بهتر از آن، مداوا نمى كند. خداوند - عزّوجلّ- به مريم فرمود: «و هزّى إليك بجذع النخلة تساقط عليك رطباً جنيّاً . فكلى ...»...».

19- تغذيه بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 160 - 18

18 - خداوند براى تغذيه قوم موسى به هنگام عبورشان از صحراى سوزان ، بر آنان منّ و سلوا فرو فرستاد .

و أنزلنا عليهم المن و السلوى

كلمه «منّ» در لغت به ترنجبين و نيز شربتى شيرين همانند عسل معنا شده است و در معناى «سلوى» گفته شده كه پرنده اى است سفيد رنگ همانند بلدرچين و برخى گفته اند «سلوى» همان بلدرچين است.

20- تغذيه جمعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 21،22،23

21 - هريك از مسلمانان ، مى توانند با اعضاى خانواده خود و نيز خويشاوندان و دوستان خويش به صورت جمعى ( بر سر يك سفره ) و يا جداگانه ، غذا ميل كنند .

ليس على الأعمى حرج. ..و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم أو بيوت ءابائكم ... أو

22 - مسلمانان ، در عين مجاز بودن از تناول كردن خوراكى هاى منازل خويشاوندان و دوستان خويش ، مى توانند با هم و يا جدا از آنان و بدون اذن ، غذا ميل كنند .

ليس على الأعمى حرج . ..و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم أو بيوت ءابائكم ... أ

23 - غذا خوردن به صورت جمعى و بر سر يك سفره و يا به طور تنهايى و پراكنده ، جايز است .

ليس عليكم جناح أن تأكلوا جميعًا أو أشتاتًا

21- تغذيه چهارپايان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 54 - 6

6 - نظام زمين و تناسب آن براى حيات و تغذيه انسان ها و دام هاى آنان ، حاوى نشانه هاى فراوانى بر ربوبيت الهى است .

جعل لكم الأرض . .. كلوا ... فى ذلك لأيت

22- تغذيه در جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 9

9 - خوردن مردار ، خون و گوشت خوك ، بردن غير نام خدا در ذبح ، قربانى براى بت ها و تقسيم گوشت حيوانات با قمار ، از اعمال مردم در جاهليت

حرمت عليكم . .. و ما ذبح على النصب و إن تستقسموا بالازلم

23- تغذيه در دوران ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 69 - 13

13- مصرف گوشت به صورت بريان شده در عصر ابراهيم ( ع )

فما لبث أن جاء بعجل حنيذ

24- تغذيه در يهوديت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 81 - 3

3 - توجه به بهداشت و تغذيه سالم در آيين موسى ( ع )

كلوا من طيّبت ما رزقنكم

25- تغذيه زائو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 25 - 5،9

5- خرماى تازه ( رطب ) غذاى مناسب براى زن ، پس از وضع حمل است .

و هزّى . .. تسقط عليك رطبًا جنيًّا

توصيه شدن مريم به تكان دادن درخت و استفاده از «رطب»، بر مناسب بودن آن براى زنان، پس از زايمان دلالت دارد.

9- « عن أميرالمؤمنين ( ع ) قال : قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : ليكن أول ما تأكل النفساء الرطب ، لأنّ اللّه تعالى قال لمريم : « و هزّى إليك بجذع النخلة تساقط عليك رطباً جنيّاً . فكلى » . . . ;

از اميرالمؤمنين(ع) روايت شده كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: شايسته است اولين چيزى كه زن بعد از زايمان مى خورد خرما باشد، زيرا خداى تعالى به مريم فرمود: «و هزّى إليك بجذع النخلة تساقط عليك رطباً جنيّاً. فكلى»...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 26 - 2،6

2- خرماى تازه ( رطب ) ، غذاى مناسب براى زن ، پس از وضع حمل است .

فكلى

توصيه شدن مريم به خوردن خرماى تازه، بر مناسب بودن آن براى زنان، پس از زايمان دلالت دارد.

6- زن پس از زايمان ، نيازمندِ تغذيه مناسب و نيز آرامش روحى و تسلّى خاطر است .

فكلى و اشربى و قرّى عينًا

26- تغذيه زنبورعسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 69 - 1،2،12

1- خداوند ، پس از الهام به زنبور هاى عسل در امر خانه سازى ، آنها را به تغذيه از گل و غنچه هاى ميوه ها ، درختان و محصولات كوهستانى راهنمايى كرده است .

و أوحى ربّك إلى النحل أن اتخذى من الجبال بيوتًا . .. ثمّ كلى من كلّ الثمرت

2- زنبور عسل ، موجودى كه از ميوه ها و شكوفه هاى درختان و گياهان تغذيه مى كند .

ثمّ كلى من كلّ الثمرت

12- گوناگونى رنگ عسل ، نتيجه استفاده زنبور هاى عسل از گياهان گوناگون است .

ثمّ كلى من كلّ الثمرت . .. يخرج من بطونها شراب مختلف ألونه

ذكر گوناگونى عسل پس از بيان تغذيه زنبورهاى عسل از ميوه ها و گياهان مختلف، مى تواند به منظور نكته ياد شده باشد.

27- تغذيه فردى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 21،22،23

21 - هريك از مسلمانان ، مى توانند با اعضاى خانواده خود و نيز خويشاوندان و دوستان خويش به صورت جمعى ( بر سر يك سفره ) و يا جداگانه ، غذا ميل كنند .

ليس على الأعمى حرج. ..و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم أو بيوت ءابائكم ... أو

22 - مسلمانان ، در عين مجاز بودن از تناول كردن خوراكى هاى منازل خويشاوندان و دوستان خويش ، مى توانند با هم و يا جدا از آنان و بدون اذن ، غذا ميل كنند .

ليس على الأعمى حرج . ..و لا على أنفسكم أن تأكلوا من بيوتكم أو بيوت ءابائكم ... أ

23 - غذا خوردن به صورت جمعى و بر سر يك سفره و يا به طور تنهايى و پراكنده ، جايز است .

ليس عليكم جناح أن تأكلوا جميعًا أو أشتاتًا

28- تغذيه كودك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 233 -

1،2،3،4،6،8،15،18،19،26،27،36

1 - وجوب شير دادن مادران به فرزندان خويش

و الوالدات يُرضعن اولادهنّ

جمله «يرضعن . .. »، جمله اى است خبرى در مقام انشا.

2 - اولويّت شير مادر براى تغذيه فرزند نسبت به شير ديگر زنان و تغذيه هاى ديگر

و الوالدات يرضعن اولادهنّ

3 - دوره كامل شيرخوارگى كودك ، دو سال كامل است .

و الوالدات يرضعن اولادهنّ حولين كاملين

4 - عدم وجوب شير دادن به نوزاد به مدّت دو سال بر مادر *

لمن اراد ان يتمّ الرضاعة

چون حكم (ارضاع به مدّت دو سال) را تعليق به اراده مادر كرده است، به نظر مى رسد ارضاع به مدّت دو سال واجب نباشد; اگر چه اصل ارضاع واجب باشد.

6 - مادر در صورت تصميم پدر به تكميل شيرخوارگى فرزند ، بايد دو سال كامل به نوزاد شير دهد . *

و الوالدات يرضعن . .. لمن اراد ان يتم الرضاعة

برخى از مفسّرين برآنند كه مراد از «من أراد» پدر فرزند است; يعنى آنگاه بر مادر دو سال شير دادن لازم است كه پدر از او بخواهد. در تأييد اين برداشت نيز گفته شده كه صيغه «اراد» و «يتمّ» به صورت مذكر، مؤيد آن است.

8 - زنان مطلّقه نبايد از شير دادن به نوزاد خود امتناع نمايند .

و الوالدات يُرضعن

آيات قبل و بعد در مورد زنان مطلّقه است.

15 - توجه اسلام به نقش سازنده مادر در تغذيه و پرورش كودك *

و الوالدات يرضعن اولادهنّ

18 - نبايد مادر - حتى پس از طلاق - با امتناع از شير دادن به فرزند ، موجب ضرر او شود .

لا تضارّ والدة بولدها

19 - خوددارى مادر از شير دادن به كودك خويش ، از مصاديق بارز اضرار به فرزند

و الوالدات يرضعن . .. لا تضارّ والدة بولدها

نهى از زيان رسانى به كودك پس از الزام مادر به شير دادن، اشاره به اين معناست كه از مصاديق بارز ضرر به كودك، خوددارى از شير دادن به اوست.

26 - جواز گرفتن فرزند از شير قبل از دو سال ، به شرطِ رضايت ، مشورت و توافق پدر و مادر

فان ارادا فصالا عن تراض منهما و تشاور فلا جناح عليهما

چون حدّ كمال شير دادن دو سال است، بنابراين «فصال» پس از دو سال طبيعى است و نياز به مشورت و توافق ندارد; لذا مراد از «فصال» در آيه شريفه، «فصال» قبل از دو سال است.

27 - جدا كردن طفل از شير مادر ، بايد پس از مشورت با صاحبنظران و توافق والدين صورت گيرد .

فان ارادا فصالا عن تراض منهما و تشاور فلا جناح عليهما

در برداشت فوق، «فصال» حمل شده بر «فصال» از شير مادر، نه از هر شيرى; يعنى توافق مى كنند كه مادر ديگر شير ندهد و براى تكميل مدّت شير، كودك را به دايه اى بسپارند.

36 - لزوم رعايت تقوا در حقوق نوزادان و آنچه مربوط به شيردهى آنان است .

و الوالدات يرضعن . .. و اتقوا اللّه

محور اصلى آيه، تأمين حيات و رشد نوزادان است. بنابراين مصداق بارز تقوا درآيه شريفه، رعايت حقوق آنان خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 6 - 8

8 - مردان و زنان مطلّقه ، بايد درباره شير دادن و كيفيت نگه دارى نوزادانشان ، به مشاوره و هم فكرى بپردازند .

و أتمروا بينكم

29- تغذيه گوسفندان موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 18 - 6

6 - سرزمينى كه موسى ( ع ) در آن دام دارى و شبانى مى كرد ، درختانى داشت كه برگ آن براى تغذيه دام مناسب بود .

و أهشّ بها على غنمى

30- تغذيه گياهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 4 - 4،7،8

4- درختان انگور ، نخل هاى خرما و نيز ساير گياهان على رغم مشروب شدن از آبى با طبيعت واحد ، ثمرات و ميوه هاى مختلف و گوناگون به بار مى آورند .

جن-ّت من أعنب و زرع و نخيل . .. يسقى بماء وحد و نفضل بعضها على بعض فى الأُكل

7- گوناگون شدن ميوه هاى درختان و محصولات كشاورزى ، على رغم بهرهورى آنها از آب با طبيعتى واحد ، از نشانه هاى توحيد و يكتايى خدا در تدبير هستى

يسقى بماء وحد و نفضل بعضها على بعض فى الأُكل إن فى ذلك الأيت لقوم يعقلون

8- مشروب شدن گياهان و درختان گوناگون به وسيله آبى با طبيعت واحد ، از نشانه هاى خدا و يكتايى او در تدبير هستى است .

يسقى بماء وحد . .. إن فى ذلك لأيت لقوم يعقلون

31- تغذيه محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 7 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) همچون ديگر انسان ها ، نيازمند به غذا و مناسبات اقتصادى با مردم

مالِ هذا الرسول يأكل الطعام و يمشى فى الأسواق

32- تغذيه نوزاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 6 - 6،10،12،13

6 - مردان بايد به زنان مطلّقه ، بابت شيردادن فرزندان خود اجرت بپردازند .

فإن أرضعن لكم فاتوهنّ أُجورهنّ

10 - در صورت به توافق نرسيدن مردان و زنان مطلّقه درباره شيردادن نوزاد خويش - به خاطر دشوار بودن آن و يا سخت گيرى آنان بر يكديگر - بايد نوزاد را به دايه بسپارند .

و إن تعاسرتم فسترضع له أُخرى

12 - زنان مطلّقه ، داراى حق تقدّم و اولويت در شيردادن به نوزادان خود

فإن أرضعن لكم . .. و إن تعاسرتم فسترضع له أُخرى

برداشت ياد شده، با توجه اين نكته است كه صورت شيردادن مادران مطلّقه به نوزادان خود، در آغاز مطرح شده است. سپس صورت اختلاف و دايه گرفتن براى نوزادان، بيان گرديده است.

13 - شيردادن مادران به نوزادن خود ، به مصالح و منافع نوزادان نزيك تر از دايگان است .

فإن أرضعن لكم . .. و إن تعاسرتم فسترضع له أُخرى

مطلب ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، درصدد بيان راه كارهاى شايسته براى تأمين مصالح و منافع نوزادان است و در اين راستا، شيردادن مادران بر دايگان مقدم ذكر شده است.

33- تقوا در تغذيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 4 - 26

26 - لزوم رعايت تقوا در صيد و خوراكيها

احل لكم الطيبت . .. فكلوا مما امسكن عليكم و اذكروا اسم اللّه عليه و اتقوا اللّه

34- زمينه تغذيه انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 54 - 5

5 - تنوع نباتات ، فراهم آورنده زمينه مناسب براى تغذيه انسان و انواع دام ها

نبات شتّى . كلوا وارعوا أنعمكم

35- زمينه تغذيه چهارپايان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 54 - 5

5 - تنوع نباتات ، فراهم آورنده زمينه مناسب براى تغذيه انسان و انواع دام ها

نبات شتّى . كلوا وارعوا أنعمكم

36- زمينه تغذيه قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 3

3 - امنيت كعبه و كوچ زمستانى و تابستانى قريش ، زمينه دست يابى آنان به مواد خوراكى بود .

إيلفهم رحلة الشتاء و الصيف . فليعبدوا ... الذى أطعمهم من جوع

37- فلسفه تغذيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 5

5 - مصرف طعام ، بايد به منظور از بين بردن گرسنگى و به دست آوردن توان عبادت باشد .

فليعبدوا . .. الذى أطعمهم من جوع

«من جوع»، بيانگر آن است كه هدف از طعام، زوال گرسنگى است; نه آن كه خوردن، همواره مطلوب باشد. «فليعبدوا» بيانگر هدف بودن عبادت براى طعامى است كه از خداوند به انسان مى رسد.

38- منابع تغذيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 7

7 - گياهان ، از منابع غذايى انسان ها و چهارپايان است .

فاختلط به نبات الأرض مما يأكل الناس و الأنعم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 5 - 5

5- قابليت بهره بردارى از فرآورده هاى دامى ( گوشت ، لبنيات و . . . ) براى تغذيه آدمى ، از مواهب و نعمت هاى الهى است .

و الأنعم خلقها لكم . .. و منها تأكلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 66 - 5

5- شير شتر ، گاو و گوسفند نوشيدنى ، سالم و سهل التناول است .

و إن لكم فى الأنعم لعبرة نسقيكم ممّا فى بطونه من بين فرث و دم لبنًا خالصًا سائغ

«خالصاً» (پالوده از هر چيز) حكايت از سلامت آن و «سائغاً» (آسان جريان يابنده) حكايت از سهل التناول بودن آن مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 69 - 2

2- زنبور عسل ، موجودى كه از ميوه ها و شكوفه هاى درختان و گياهان تغذيه مى كند .

ثمّ كلى من كلّ الثمرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 54 - 1،3،5

1 - تغذيه انسان و چريدن دام هاى او از گياهان و روييدنى هاى زمين ، از هدف هاى خلقت نباتات

أزوجًا من نبات . .. كلوا و ارعوا أنعمكم

«رعى» به معناى چرانيدن است. «ارعوا أنعامكم»; يعنى، دام هاى خود را به چرا ببريد تا از نباتات رويانيده شده تغذيه نمايند.

3 - جواز بهره بردارى انسان از روييدنى هاى زمين براى تغذيه

كلوا وارعوا أنعمكم

5 - تنوع نباتات ، فراهم آورنده زمينه مناسب براى تغذيه انسان و انواع دام ها

نبات شتّى . كلوا وارعوا أنعمكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 19 - 7

7 - تغذيه و امرار معاش از منابع گياهى ، يكى از مهم ترين فوايد رويش گياهان براى انسان

و منها تأكلون

ضمير «منها» به «جنّات» بازمى گردد; يعنى: و از آن [باغ ها] مى خوريد. گفتنى است كه جمله «منها تأكلون» (از باغ ها مى خوريد) مى تواند كنايه از اين باشد كه شما با آن باغ ها، امرار معاش و گذران زندگى مى كنيد ;مثلاً وقتى گفته مى شود «فلانى از حرفه اش مى خورد» مقصود اين است كه در سايه حرفه اش زندگى مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 20 - 4

4 - خرما ، انگور و زيتون ، اهميت ويژه اى در تغذيه انسان دارند .

فأنشأنا لكم . .. من نخيل و أعنب ... و شجرة ... صبغ للأكلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 21 - 2،5

2 - شير دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) ، از منابع مهم تغذيه انسان

نسقيكم ممّا فى بطونها

5 - گوشت دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) ، يكى ديگر از منابع تغذيه انسان

و منها تأكلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 12 - 4،10

4 - دريا ها ، از منابع تغذيه انسان با گوشت هاى تازه

و من كلٍّ تأكلون لحمًا طريًا

«طرىّ» به معناى جديد و تازه است.

10 - تغذيه با گوشت هاى تازه و استفاده از زيور هاى دريايى و كشتيرانى ، از فوايد دريا ها است .

و من كلٍّ تأكلون لحمًا طريًّا . .. و ترى الفلك فيه مواخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 27 - 7

7 - نقش سازنده تنوع ميوه ها در تغذيه انسان ها

ثمرت مختلفًا ألونها

برداشت ياد شده را مى توان از تصريح خداوند به گوناگونى ميوه ها، استفاده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 33 - 6،8

6 - خداوند ، حبوبات ( گندم ، جو ، برنج و . . . ) را به منظور تغذيه انسان ها آفريده است .

و أخرجنا منها حبًّا فمنه يأكلون

8 - تنها بعضى از دانه هاى روييده از زمين ، قابل تغذيه براى انسان ها است .

و أخرجنا منها حبًّا فمنه يأكلون

برداشت ياد شده براساس اين احتمال است كه «من» در «فمنه» تبعيضيه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 35 - 1،4،5،7،8،11

1 - هدف و فلسفه آفرينش نخلستان ها و تاكستان ها از سوى خداوند ، تغذيه و بهره مندى انسان ها از ميوه ها و محصولات آنها است .

و جعلنا فيها من نخيل و أعنب . .. ليأكلوا من ثمره

4 - نقش اساسى خرما و انگور و فراورده هاى آن ، در تغذيه انسان

و جعلنا فيها جنّ-ت من نخيل و أعنب . .. ليأكلوا من ثمره

از اختصاص به ذكر يافتن خرما و انگور براى تغذيه انسان ها (از ميان مجموعه ميوه ها و محصولات باغ ها) برداشت ياد شده به دست مى آيد.

5 - هدف و فلسفه آفرينش خرما و انگور از سوى خداوند ، تغذيه انسان از فراورده هاى دست ساخته خود از آن درختان ( مانند شيره ، عصاره ، كشمش و . . . ) است .

ليأكلوا من ثمره و ما عملته أيديهم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «ما» در «ما عملته» موصوله (به معناى الذى) باشد; يعنى، «و الذى عملته أيديهم» (و آنچه دست هاى شان به عمل مى آورد).

7 - خرما و انگور ، از غذا هاى آماده براى انسان ، بدون دخالت وى در آماده سازى آنها

ليأكلوا من ثمره و ما عملته أيديهم

اين برداشت مبتنى بر اين احتمال است كه ضمير در «عملته» به «ثمر» بازگردد.

8 - زمين ، منبع تغذيه انسان ها

و ءاية لهم الأرض الميتة أحيينها . .. فمنه يأكلون ... و فجّرنا فيها من العيون .

11 - احياى زمين با روياندن نباتات و درختان ميوه ، به منظور تغذيه انسان ها از سوى خدا ، شايسته شكر و سپاس گزارى است .

و ءاية لهم الأرض الميتة أحيينها و أخرجنا منها حبًّا. .. جنّ-ت من نخيل و أعنب..

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 57 - 3

3 - نقش مفيد و مؤثر ميوه ها در تغذيه انسان

لهم فيها فكهة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 72 - 5

5 - خداوند ، شتر ، گاو و گوسفند را براى تغذيه انسان آفريد .

و منها يأكلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 73 - 3

3 - اهميت و نقش بسيار شير شتر ، گاو و گوسفند و فراورده هاى آن ، در تغذيه انسان ها

و مشارب

برداشت ياد شده از آن جا است كه شير - با آن كه از منافع أنعام به شمار مى رود - اختصاص به ذكر يافته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 51 - 6

6 - نقش مفيد و مؤثر ميوه ها در تغذيه انسان

يدعون فيها بفكهة كثيرة و شراب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 6 - 9

9 - دام ها ( شتر ، گاو ، گوسفند و بز ) داراى اهميت و نقش ويژه در تغذيه و بهرهورى انسان ها

و أنزل لكم من الأنعم ثمنية أزوج

از اختصاص به ذكر يافتن دام ها از ميان ديگر حيوانات و نعمت هاى خدادادى، به وقت سخن گفتن از آفرينش انسان ها، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 10 - 8

8 - منابع و ذخاير غذايى زمين ، براى تأمين نياز هاى موجودات آن كافى است .

و قدّر فيها أقوتها . .. سواء للسائلين

«سواء» به معناى برابر و حال براى «أقواتها» است. «للسائلين» (نيازمندان) از ريشه «سؤل» است; يعنى، خداوند ذخاير غذايى را به گونه اى اندازه گيرى كرد كه بى كم و زياد نياز موجودات را تأمين مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 12 - 7

7 - بهرهورى انسان از منافع غذايى ، اقتصادى و تجارى دريا ، در پرتو تدارك امكانات و زمينه هاى آن از سوى خداوند

اللّه الذى سخّر . .. لتبتغوا من فضله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 11 - 2

2- اهميت خرما و درخت هاى نخل ، در تغذيه آدميان *

و النخل باسقت . .. رزقًا للعباد

از اين كه «النخل» به گونه مجزّا ياد شده است، اهميت خرما در تغذيه خلق استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 15 - 4

4 - زمين ، بستر و منبعى مناسب براى تغذيه و تأمين نيازمندى هاى بشر

و كلوا من رزقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 25 - 3

3 - نقش اساسى آب و باران در تغذيه انسان

إلى طعامه . أنّا صببنا الماء صبًّا

عبارت «أنّا صببنا. ..»، بدل اشتمال براى «طعامه» و گوياى ارتباط تنگاتنگ آب و طعام است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 26 - 4

4 - زمين ، از منابع غذايى انسان

طعامه . .. ثمّ شققنا الأرض شقًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 29 - 3

3 - توجّه به روييدن درختان زيتون و خرما و تأثير آنها در تغذيه انسان ، زمينه ساز شناخت خدا و مانع كفر به او است .

ما أكفره . .. و زيتونًا و نخلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 30 - 1

1 - درختان تنومند و ستبر بوستان ها ، آفريده هاى خداوند و از منابع تغذيه انسان ها

و حدائق غلبًا

«غُلْب» جمع «غَلْباء» است. به كسى كه داراى گردنى كلفت باشد «اغلب» و «غلباء» گفته مى شود (لسان العرب). در آيه شريفه، گرچه بوستان ها به ضخامت و ستبرى توصيف شده اند; ولى اين وصف - به قرينه «أنبتنا» در آيات پيشين - ناظر به قطور بودن درختان آن بوستان ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تين - 95 - 1 - 4

4 - اهميت غذايى انجير ، بيش از زيتون است . *

و التين و الزيتون

تقدم ذكرى، ممكن است نشانگر تقدم رتبى باشد.

39- منابع تغذيه انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 27 - 2،6،8

2 - رويش گياهان مختلف ، با كاربرد هاى گوناگون ، از آميختن دو عنصر آب و خاك ، به منظور استفاده انسان ها و دام ها ، از آيات الهى است .

أوَلم يروا أنّا نسوق الماء إلى الأرض الجرز فنخرج به زرعًا تأكل منه أنعمهم و أنف

6 - آب ، داراى نقش اساسى ، در حيات و تغذيه انسان ها و حيوان ها است .

و نسوق الماء إلى الأرض الجرز فنخرج به زرعًا تأكل منه أنعمهم و أنفسهم

8 - نباتات ، منبع اصلى تغذيه انسان ها و حيوان ها است .

فنخرج به زرعًا تأكل منه أنعمهم و أنفسهم

40- منابع تغذيه بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 57 - 2

2 - ميوه ها ، از غذا هاى اصلى بهشتيان است .

لهم فيها فكهة

از اختصاص به ذكر يافتن ميوه ها از ميان ديگر غذاها و خوراكى ها، مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

41- منابع تغذيه چهارپايان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 27 - 2،6،8

2 - رويش گياهان مختلف ، با كاربرد هاى گوناگون ، از آميختن دو عنصر آب و خاك ، به منظور استفاده انسان ها و دام ها ، از آيات الهى است .

أوَلم يروا أنّا نسوق الماء إلى الأرض الجرز فنخرج به زرعًا تأكل منه أنعمهم و أنف

6 - آب ، داراى نقش اساسى ، در حيات و تغذيه انسان ها و حيوان ها است .

و نسوق الماء إلى الأرض الجرز فنخرج به زرعًا تأكل منه أنعمهم و أنفسهم

8 - نباتات ، منبع اصلى تغذيه انسان ها و حيوان ها است .

فنخرج به زرعًا تأكل منه أنعمهم و أنفسهم

42- منابع تغذيه قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 148 - 3

3 - خرما ، بزرگ ترين منبع تغذيه و درآمد ثموديان

و نخل طلعها هضيم

ذكر جداگانه نخل، با اين كه واژه «جنّات» (در آيه قبل) شامل آن نيز مى شود، بيانگر مطلب ياد شده است.

43- منشأ تغذيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 7

7 - تأمين غذاى مردم ، قبل از الزام آنان به بندگى خداوند ، كارى است الهى و از ميان برنده بهانه مخالفان در ترك عبادت

فليعبدوا . .. الذى أطعمهم من جوع

44- منشأ تغذيه زنبورعسل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 69 - 7

7- نشان دادن راه زندگى طبيعى ( حركات غريزى براى خانه سازى ، تغذيه از گياهان و توليد عسل ) به زنبور هاى عسل ، به مقتضاى ربوبيت پروردگار است .

فاسلكى سبل ربّك ذللاً

45- منشأ تغذيه قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 1،2

1 - خداوند ، قريش را از گرسنگى رهانيد و مواد غذايى آنان را تأمين كرد .

الذى أطعمهم من جوع

حرف «من» يا تعليلى است و يا بدلى; يعنى، به دليل گرسنگى يا به جاى آن. در هر دو صورت، بيانگر وجود زمينه گرسنگى در قريش است; به گونه اى كه اگر خداوند آنان را اطعام نمى كرد، راهى ديگر نداشتند.

2 - قريش ، به دليل تأمين تغذيه شان از سوى خداوند ، ملزم به پرستش او بودند .

فليعبدوا . .. الذى أطعمهم من جوع

46- منشأ تغذيه مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 6

6 - خداوند ، آذوقه و مواد خوراكى را در اختيار غير يكتاپرستان نيز قرار مى دهد .

فليعبدوا . .. الذى أطعمهم من جوع

امر به روى آوردن قريش به عبادت در «فليعبدوا»، بيانگر آن است كه آنان خدا را عبادت نمى كردند.

47- نياز به تغذيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 35 - 15

15 - مسكن ، همسر و خوراك از نياز هاى ضرورى انسان

اسكن أنت و زوجك الجنة و كلا منها

جريان آفرينش آدم(ع) و نكات ذكر شده پيرامون آن، ترسيمى كلى از چهره انسان و نيازها، روحيات، افكار و . .. اوست نه مجرد داستانى از آدم(ع) و حوا; يعنى، اگر سخن از نياز آدم(ع) و حوا به مسكن، همسر و خوراك به ميان آمده بيانگر نياز همه انسانها به اين موارد مى باشد و اگر سخن از تشريع و هدايت است، نشانگر نياز همه انسانها به هدايت و تشريع خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 8 - 1،5

1- بدن پيامبران همانند ديگر انسان ها ، نيازمند به تغذيه است .

و ما جعلنهم جسدًا لايأكلون الطعام

5- فناپذيرى و احتياج به خوراك ، از عوارض جسم انسان است .

و ما جعلنهم جسدًا لايأكلون الطعام و ما كانوا خلدين

آمدن لفظ «جسد» و آن گاه توصيف كردن پيامبران به اين كه آنان خوراك مى خوردند و مى مردند; بيانگر اين نكته است كه اين دو صفت مربوط به جسمانى بودن وجود انبيا است; زيرا اين جسم آدمى است كه نياز به خوراك دارد و فناپذير است، نه روح آدمى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 68 - 3

3 - نياز دوزخيان به تغذيه و نوشيدن

فإنّهم لأكلون منها . .. عليها لشوبًا من حميم . ثمّ إنّ مرجعهم لإلى الجحيم

22- تفاخر

1- آثار تفاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 36 - 21

21 - تكبر و فخرفروشى ، مانعى در راه عبادت و بندگى خدا و احسان به ديگران

و اعبدوا اللّه . .. و بالوالدين احساناً ... انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 37 - 3

3 - بخلورزى و دعوت ديگران به بخل ، از آثار تكبر و فخرفروشى

انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً. الذين يبخلون و يأمرون النّاس بالبخل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 38 - 5،10

5 - رياكارى در انفاق از آثار تكبر و فخرفروشى *

انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً . .. و الذين ينفقون اموالهم رئاء النّاس

10 - ناسازگارى تكبر و فخرفروشى با ايمان به خدا و قيامت

لا يحبّ من كان مختالا فخوراً . .. و الذين ... و لا يؤمنون باللّه و لا باليوم الا

برداشت فوق بر اين مبناست كه «الذين . .. لا يؤمنون» عطف بر «الذين يبخلون» و توصيفى براى «مختالا فخوراً» باشد. يعنى فخرفروشان و مُتكبران ايمان واقعى به خدا و قيامت ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 40 - 6

6- تبديل شدن بوستان هاى زيبا و حاصل خيز ، به كويرى خشك و بى حاصل ، با عذاب الهى ، در نتيجه كفر و فخر و مباهات به ديگران ، امرى ممكن است .

فعسى ربّى . .. يرسل عليها حسبانًا من السماء فتصبح صعيدًا زلقًا

«صعيد» يعنى، روى زمين و «زلق» يعنى، بدون گياه.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 12

12- تلاوت آيات قرآن ، در افرادى كه به امكانات مادى و موقعيت هاى اجتماعى خود فخر و مباهات مى كنند ، بى تأثير است .

و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت قال الذين كفروا . .. أىّ الفريقين خير مقامًا و أح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 81 - 10

10 - طغيان ، سرمستى ، فسادانگيزى ، فخرفروشى و خودنمايى ، از عوامل هلاكت و نابودى

إنّ قرون . .. فبغى ... لاتفرح ... و لاتبغ الفساد ... فخرج على قومه فى زينته ...

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند پس از برشمردن تعدادى از اوصاف ناپسند قارون، مسأله نابودى وى را مطرح فرمود. اين نكته مى رساند كه اوصاف ياد شده در نابودى وى مؤثر بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 13 - 14

14 - تفاخر هاى قومى و نژادى ، از عوامل تفرقه و زوال وحدت مؤمنان *

و جعلنكم شعوبًا و قبائل لتعارفوا إنّ أكرمكم عنداللّه أتقيكم

از ارتباط اين آيه با آيه «إنّما المؤمنون إخوة» مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 23

23 - بازى ، سرگرمى ، آرايش ، فخرفروشى و فزون خواهى ، از مظاهر و جلوه هاى فريبندگى دنيا

أنّما الحيوة الدنيا لعب . .. و تكاثر ... و ما الحيوة الدنيا إلاّ متع الغرور

معرفى دنيا به متاع فريبنده، در پايان آيه شريفه - پس از آن كه در آغاز آن با پنج ويژگى شناسانده شده است - مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 33 - 1،2

1 - تبختر و به خودباليدن ، از نشانه هاى كفر و از اوصاف كافران است .

ثمّ ذهب إلى أهله يتمطّى

مفسّران واژه «يتمطّى» را به معناى «تبختر» دانسته اند; زيرا اين واژه يا از ماده «مط»(كشيدن پاها و گام ها) است و يا از ماده

«مطا»(پشت). در هر دو صورت، مقصود تبختر و فخرفروشى است.

2 - تبختر و خودبينى ، از موانع پذيرش حقايق الهى

و لكن كذّب و تولّى . ثمّ ذهب إلى أهله يتمطّى

توصيف كافران تكذيب گر، به انسان هاى خودبين و مغرور، مى تواند اشاره به علّت تكذيب آنان داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 7 - 5،6

5 - خودنمايى در بذل و بخشش ها و فخرفروشى بر مردم به جهت انفاق هاى سنگين ، در پى دارنده نكوهش و كيفر از سوى خداوند

يقول . .. أيحسب أن لم يره أحد

گوينده «أهلكت مالاً» - حتى به فرض صداقت در ادعاى خويش - ممكن است به جهت فخر فروشى بر ديگران، مورد توبيخ قرار گرفته باشد.

6 - كسانى كه خداوند را ناظر بر نيت ها نمى دانند و گشاده دستى هاى خود را به رخ ديگران مى كشند ، گرفتار پندارى موهوم و ناروايند .

يقول أهلكت مالاً لبدًا . أيحسب أن لم يره أحد

در برداشت ياد شده، گوينده «أهلكت مالاً لبداً» كسى فرض شده كه بذل و بخشش هاى فراوانى داشته ولى در آنها نيت خالصانه نداشته است. اين آيه بخششهاى او را فاقد ارزش معرفى كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 8 - 5

5 - افتخار بر ديگران در امتيازات مادى ، كفران نعمت و زمينه ساز گرفتارى به دوزخ پس از حسابرسى است .

ألهيكم التكاثر . .. ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم

2- آثار تفاخر به ثروت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 3 - 3

3 - تلاش براى افزون تر قلمداد كردن ثروت و منزلت خويش از ديگران ، درپى دارنده كيفر الهى است .

سوف تعلمون

جمله «سوف تعلمون» تهديد است و از آن جا كه صرف آگاهى به پوچى افتخارات، تهديد به شمار نمى آيد; مراد هشدار به فرجامى است كه اهل «تكاثر»، با آن مواجه خواهند شد.

3- آثار تفاخر به مقام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 3 - 3

3 - تلاش براى افزون تر قلمداد كردن ثروت و منزلت خويش از ديگران ، درپى دارنده كيفر الهى است .

سوف تعلمون

جمله «سوف تعلمون» تهديد است و از آن جا كه صرف آگاهى به پوچى افتخارات، تهديد به شمار نمى آيد; مراد هشدار به فرجامى است كه اهل «تكاثر»، با آن مواجه خواهند شد.

4- اجتناب از تفاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 21 - 4

4 - دنيا ، عرصه مسابقه و تلاش براى كسب سعادت اخروى ( بهشت پهناور ) است ; نه ميدان بازى ، آرايش ، فخرفروشى و فزون خواهى .

سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة

5- پوچى تفاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 4 - 1

1 - تأكيد خداوند ، بر ناشايستگى تفاخر و واهى بودن افتخارات مادى

ثمّ كلاّ سوف تعلمون

تكرار كلمه «كلاّ» و نيز استفاده از حرف «ثمّ» - كه بر تراخى رتبى دلالت دارد - نشانگر تأكيد خداوند، بر مفاد «كلاّ» در آيه قبل است.

6- تفاخر ابو جهل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 33 - 4

4 - ابوجهل ، فردى مغرور و فخرفروش در ميان كسان خويش

ثمّ ذهب إلى أهله يتمطّى

7- تفاخر انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 2 - 1

1 - عموم مردم تا لحظه مرگ ، گرفتار رقابت با يكديگر و تفاخر به مال و مقام اند .

حتّى زرتم المقابر

8- تفاخر باغدار متكبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 34 - 2

2- گفتوگوى فخرفروشانه و مستكبرانه ثروت مند مغرور ، با همصحبت خود ، در جهت اثبات انديشه هايش بود .

فقال لصحبه و هو يحاوره أنا أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا

«محاوره» رد و بدل كردن منطق و كلام و نيز پاسخ گويى به هم است (لسان العرب). از موارد استعمال آن چنين برمى آيد كه كاربرد آن در مواردى است كه دو طرف، درصدد اثبات مدعاى خويش باشند.

9- تفاخر به امكانات مادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 12

12- تلاوت آيات قرآن ، در افرادى كه به امكانات مادى و موقعيت هاى اجتماعى خود فخر و مباهات مى كنند ، بى تأثير است .

و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت قال الذين كفروا . .. أىّ الفريقين خير مقامًا و أح

10- تفاخر به جمعيت مردگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 2 - 3

3 - ديدار قبرستان ها براى شمارش مردگان قبيله ، پست ترين اقدام برخى قبايل عصر جاهلى ، در مقام اثبات برترى تعداد خويش بر قبايل ديگر

حتّى زرتم المقابر

قيد «حتّى زرتم المقابر»، ممكن است كنايه از مرگ باشد و شايد در معناى حقيقى ديدار گورستان به كار رفته باشد. در صورت دوم، ناظر به رفتارى است كه درباره برخى اقوام عرب نقل شده است كه كثرت افراد قبيله را، ملاك برترى دانسته و براى بالا بردن

رقم آن، حتى مردگان خود را نيز شمردند.

11- تفاخر به مال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 2 - 1

1 - عموم مردم تا لحظه مرگ ، گرفتار رقابت با يكديگر و تفاخر به مال و مقام اند .

حتّى زرتم المقابر

12- تفاخر به مقام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 2 - 1

1 - عموم مردم تا لحظه مرگ ، گرفتار رقابت با يكديگر و تفاخر به مال و مقام اند .

حتّى زرتم المقابر

13- تفاخر به موقعيت اجتماعى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 12

12- تلاوت آيات قرآن ، در افرادى كه به امكانات مادى و موقعيت هاى اجتماعى خود فخر و مباهات مى كنند ، بى تأثير است .

و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت قال الذين كفروا . .. أىّ الفريقين خير مقامًا و أح

14- تفاخر به نياكان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 200 - 2،11

2 - تفاخر به نياكان پس از مناسك حج ، از سُنن جاهلى

فاذكروا اللّه كذكركم اباءكم

11 - پس از اتمام حج ، بايد به جاى تفاخر به نياكان ، ذكر خداوند كرد .

فاذا قضيتم مناسككم فاذكروا اللّه

امام باقر (ع): . .. و يعدّون مفاخر آياتهم ... فامرهم اللّه سبحانه، ان يذكروه مكان ذكرهم آبائهم فى هذا الموضع


مجمع البيان، ج 2، ص 529 ; نورالثقلين، ج 1، ص 198، ح 722.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 101 - 6

6 - نسب ها و تفاخر به نياكان ، امرى اعتبارى و فاقد كمترين اثر در قيامت

فإذا نفخ فى الصور فلاأنساب بينهم يومئذ

برداشت فوق، بر اين اساس است كه «فلاأنساب بينهم. ..» به تقدير «لاأنساب بينهم يتفاخرون بها» باشد; يعنى، در آن روز نسبى نيست تا به آن تفاخر كنند.

15- تفاخر در احسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 36 - 22

22 - احسان به ديگران بايد در جهت اطاعت خداوند و دور از تكبر و فخرفروشى به ديگران باشد .

و بالوالدين احساناً . .. انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً

جمله «انّ اللّه . .. » مى تواند هشدارى به پرستشگران و احسان كنندگان باشد كه مبادا عبادت و احسان خويش را با كبرورزى و فخرفروشى ضايع كنند و از جرگه محبوبان الهى خارج شوند.

16- تفاخر در انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 7 - 5،6

5 - خودنمايى در بذل و بخشش ها و فخرفروشى بر مردم به جهت انفاق هاى سنگين ، در پى دارنده نكوهش و كيفر از سوى خداوند

يقول . .. أيحسب أن لم يره أحد

گوينده «أهلكت مالاً» - حتى به فرض صداقت در ادعاى خويش - ممكن است به جهت فخر فروشى بر ديگران، مورد توبيخ قرار گرفته باشد.

6 - كسانى كه خداوند را ناظر بر نيت ها نمى دانند و گشاده دستى هاى خود را به رخ ديگران مى كشند ، گرفتار پندارى موهوم و ناروايند .

يقول أهلكت مالاً لبدًا . أيحسب أن لم يره أحد

در برداشت ياد شده، گوينده «أهلكت مالاً لبداً» كسى فرض شده كه بذل و بخشش هاى فراوانى داشته ولى در آنها نيت خالصانه نداشته است. اين آيه بخششهاى او را فاقد ارزش معرفى كرده است.

17- تفاخر در حج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 200 - 2،11

2 - تفاخر به نياكان پس از مناسك حج ، از سُنن جاهلى

فاذكروا اللّه كذكركم اباءكم

11 - پس از اتمام حج ، بايد به جاى تفاخر به نياكان ، ذكر خداوند كرد .

فاذا قضيتم مناسككم فاذكروا اللّه

امام باقر (ع): . .. و يعدّون مفاخر آياتهم ... فامرهم اللّه سبحانه، ان يذكروه مكان ذكرهم آبائهم فى هذا الموضع


مجمع البيان، ج 2، ص 529 ; نورالثقلين، ج 1، ص 198، ح 722.

18- تفاخر در زندگى دنيوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 3

3 - حقيقت حيات دنيوى ، پنج چيز بيش نيست : بازى ، لهو و سرگرمى ، زينت و آرايش ، تفاخر و فخرفروشى ، و فزون طلبى .

أنّما الحيوة الدنيا . .. و تكاثر فى الأمول و الأولد

واژه «أنّما» (به فتح همزه) نظير «إنّما» (به كسر همزه) براى افاده حصر است. بنابراين «أنّما الحيوة الدنيا...» معادل «ما الحياة الدنيا إلاّ لهو و لعب...» است; يعنى، حقيقت زندگى دنيايى، به غير از «لعب»، «لهو»، «زينت»، «تفاخر» و «تكاثر» نمى باشد.

19- تفاخر در ميان سالى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 8

8 - تفاخر و فخرفروشى به ديگران ، مقتضاى دوران ميان سالى ( زمان پس از جوانى و قبل از پيرى ) انسان

أنّما الحيوة الدنيا . .. و تفاخر بينكم

20- تفاخر ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 6 - 1

1 - به رخ كشيدن انفاق اموالى انبوه و مباهات به آن ، ورد زبان قلدر مآبان گردنكش

يقول أهلكت مالاً لبدًا

«يقول» مضارعى است كه استمرار را مى رساند. فاعل آن كسى است كه در آيه قبل، به «فريفته قدرت خويش» توصيف شده است. «لبداً»; يعنى، انباشته (مفردات راغب). مفاد آيه شريفه اين است كه گوينده اين سخن، اهل انفاق بوده است; ولى به دليل تفاخر يا رياكارى و يا اتلاف ناميدن انفاق، مورد مذمت قرار گرفته است و يا اين كه او به دروغ، ادعاى انفاق مى كند. آيه بعد نيز با اين احتمال ها سازگار است.

21- تفاخر فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 51 - 2

2 - مباهات فرعون ، به قلمرو قدرت و ميزان مكنت و دارايى خويش

و نادى فرعون فى قومه قال يقوم أليس لى ملك مصر. .. أفلاتبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 52 - 1

1 - استكبار و فخرفروشى فرعون ، در برابر حضرت موسى ( ع )

أم أنا خير من هذا الذى هو مهين

22- تفاخر قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 79 - 1،5

1 - اقدام قارون به خودنمايى و فخرفروشى بر قوم خويش

فخرج على قومه فى زينته

تعبير «على قومه» به جاى «إلى قومه»، نشان مى دهد كه وى با انگيزه بزرگ نمايى و تحقير مردم بر آنان ظاهر شده بود.

5 - رفتار تحقيرآميز قاورن با مردم ، على رغم پيوند نژادى وى با آنان

فخرج على قومه فى زينته

تعبير «على قومه» به جاى «على الناس» بيانگر مطلب ياد شده است.

23- تفاخر قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 71 - 3

3 - دلبستگى عميق و تفاخر قوم ابراهيم ، به مسلك شرك آلود خويش

إذ قال . .. ما تعبدون . قالوا نعبد أصنامًا فنظلّ لها عكفين

در جواب حضرت ابراهيم(ع) كه از قومش پرسيد: «چه مى پرستيد»، بايد آنان مى گفتند: «بت». اما آنها در پاسخ گفتند: «بت ها را مى پرستيم و همواره ملازم آنها هستيم». اين نشان مى دهد كه مى خواستند علاوه بر جواب او، فخر و دل بستگى شديد خود را به مسلك شرك، براى ابراهيم(ع) بيان كنند.

24- تفاخر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 33 - 1

1 - تبختر و به خودباليدن ، از نشانه هاى كفر و از اوصاف كافران است .

ثمّ ذهب إلى أهله يتمطّى

مفسّران واژه «يتمطّى» را به معناى «تبختر» دانسته اند; زيرا اين واژه يا از ماده «مط»(كشيدن پاها و گام ها) است و يا از ماده «مطا»(پشت). در هر دو صورت، مقصود تبختر و فخرفروشى است.

25- تفاخر مكذبان مقدرات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 23 - 7

7 - باورنداران به تقدير الهى ، برخوردارى ها و امكانات را نشانه شايستگى هاى خود پنداشته و دچار خودپسندى و فخرفروشى مى شوند .

لكيلا . .. و لاتفرحوا بما ءاتيكم و اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور

26- زمينه ترك تفاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 8 - 3

3 - توجّه به حسابرسى و مسؤوليت در برابر نعمت ها ، بازدارنده انسان از دل خوشى به فراوانى آن و زمينه ساز ترك افتخار بر ديگران است .

ألهيكم التكاثر. .. ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم

27- زمينه تفاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 79 - 2

2 - قدرت و ثروت ، از موجبات فخرفروشى ، خودنمايى و تجمل گرايى

فخرج على قومه فى زينته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 23 - 5

5 - عجب و خودپسندى ، زمينه صفت فخرفروشى است .

و اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور

تقديم «مختال» بر «فخور»، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

28- سرزنش تفاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 36 - 16،17،18

16 - خداوند ، گردنفرازان فخرفروش را دوست ندارد .

انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً

«مختال» از ماده «خيال» به كسى گفته مى شود كه بر اساس خيالات و اوهامش، خود را شخصيّتى بزرگ مى داند و به كبر و غرور مبتلا مى گردد. و «فخور» به كسى گفته مى شود كه زياد به خود افتخار مى كند.

17 - گردنفرازى و فخرفروشى از خصلت هاى نكوهيده

انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً

18 - خداوند كسانى را كه با تكبر و فخرفروشى با خويشان و همسايگان خويش برخورد مى كنند ، دوست ندارد .

و بالوالدين احساناً . .. انّ اللّه لا يحبّ من كان مختالا فخوراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 10 - 4

4- تكبر ، فخرفروشى و شادمانى مفرط بر اثر رسيدن به رفاه و آسايش ، رذايلى ناپسند و نكوهيده

و لئن أذقنه نعماء بعد ضرّاء مسته . .. إنّه لفرح فخور

آيه بعد (إلاّ الذين . ..) گوياى اين است كه هدف قرآن از بيان خصلتهاى ياد شده براى انسان (يؤوس ،كفور و ...) مجرد اخبار از

چنين صفاتى براى او نيست; بلكه در مقام مذمت و نكوهش از انسانى است كه چنين حالاتى را داراست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 6 - 2

2 - افتخار به بذل و بخشش ها و خودنمايى در تأمين نيازمندى هاى مالى جامعه ، مذموم و مورد نكوهش خداوند است .

يقول أهلكت مالاً لبدًا

در آيه شريفه مورد مصرف اموال مشخص نشده است; ولى به قرينه آيات بعد (فكّ رقبة أو إطعام . ..) مى توان گفت: مراد هزينه كردن آن، در مصارف عمومى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 1 - 2

2 - تفاخر بر ديگران و رقابت با يكديگر در مقام و ثروت ، نكوهيده و ناروا است .

ألهيكم التكاثر

29- سرزنش تفاخر به ثروت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 34 - 7

7- تحقير ديگران از سوى ثروت مندان و دارايى هاى خود را به رخ آنان كشيدن ، كارى مذموم و ناپسند است .

أنا أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا

30- سرزنش تفاخر به جمعيت مردگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 1 - 8

8 - « قال علىّ ( ع ) بعد تلاوة « ألهيكم التكاثر حتّى زرتم المقابر » يا له مراماً ما أبعدَه و زَوْراً ما أغفلَه و خطراً ما افظعَه . . . أفبمصارع أباءهم يفخرون أم بعديد الهلكى يتكاثرون . . . و لاَن يكونوا عِبَراً أحقّ من أن يكونوا مفتخراً ;

على(ع) بعد از تلاوت آيه «ألهيكم التكاثر حتّى زرتم المقابر»، فرمود: شگفتا چه هدف بسيار دورى! و چه زيارت كنندگان غافلى و چه خراميدن بسيار زشتى! آيا به محل زمين خوردن پدران خويش مى نازند و يا به تعداد هلاك شدگان [اقوام خود ]مباهات مى كنند؟ . .. به راستى اينها مايه عبرت قرار گيرند، سزاوارتر است تا مايه مباهات و افتخار باشند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 2 - 6

31- سرزنش تفاخر به قبر نياكان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 1 - 8

8 - « قال علىّ ( ع ) بعد تلاوة « ألهيكم التكاثر حتّى زرتم المقابر » يا له مراماً ما أبعدَه و زَوْراً ما أغفلَه و خطراً ما افظعَه . . . أفبمصارع أباءهم يفخرون أم بعديد الهلكى يتكاثرون . . . و لاَن يكونوا عِبَراً أحقّ من أن يكونوا مفتخراً ;

على(ع) بعد از تلاوت آيه «ألهيكم التكاثر حتّى زرتم المقابر»، فرمود: شگفتا چه هدف بسيار دورى! و چه زيارت كنندگان غافلى و چه خراميدن بسيار زشتى! آيا به محل زمين خوردن پدران خويش مى نازند و يا به تعداد هلاك شدگان [اقوام خود ]مباهات مى كنند؟ . .. به راستى اينها مايه عبرت قرار گيرند، سزاوارتر است تا مايه مباهات و افتخار باشند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 2 - 6

32- صابران و تفاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 3

3- صابرانِ داراى اعمال صالح ، به هنگام رفاه و آسايش و برخوردارى از موهبت هاى دنيا ، هرگز تكبر نكرده و فخرفروشى و شادمانى نمى كنند .

إنّه لفرح فخور. إلاّ الذين صبروا و عملوا الصلحت

33- علم به بطلان تفاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 6 - 5

5 - مشاهده جهنم در قيامت ، موجب آگاهى از نادرست بودن تفاخر و زياده نمايى و سود نبخشيدن امتيازات مادى است .

سوف تعلمون . .. لترونّ الجحيم

34- علم به پوچى تفاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 3 - 2

2 - همه انسان ها ، در آينده هنگام حسابرسى نعمت ها ، به پوچى افتخارات مادى پى خواهند برد .

سوف تعلمون

زمان مورد نظر در «سوف تعلمون» - به قرينه «ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم» - هنگام حسابرسى نعمت ها است.

35- عوامل تفاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 10 - 3

3- انسان ، پس از گذر از محنت ها و دستيابى به موهبت هاى دنيوى ، به شادمانى بسيار ، تكبر و فخرفروشى مبتلا خواهد شد .

و لئن أذقنه نعماء بعد ضرّاء مسته . .. إنّه لفرح فخور

جمله «إنه لفرح فخور» جمله مستأنفه است و بيانگر بازتاب معنايى است كه از «ليقولنّ . ..» استفاده مى شود; يعنى ، انسان مى پندارد كه مشكلات بر او روى نخواهد آورد; در نتيجه بى اندازه شادمان مى شود و فخرفروشى مى كند.

36- عوامل تفاخر فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 55 - 6

6 - مايه افتخار و اقتدار فرعونيان ، عامل هلاكت و نابودى ايشان

و هذه الأنهر تجرى من تحتى . .. انتقمنا منهم فأغرقنهم

37- كيفر تفاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 41 - 6

6- فرو رفتن آب ها و منابع آبى ، از جمله كيفر هاى الهى براى كافرانى است كه به خود بنازند و بر ديگران تفاخر كنند .

أو يصبح ماؤها غورًا فلن تستطيع له طلبًا

«يصبح» عطف بر «فتصبح» و تفريع ديگرى بر «يرسل عليها حسباناً» است. قيد «من السماء» در مورد عذابى كه آب ها را در زمين فرو ببرد، ناظر به الهى بودن عذاب است، نه نزول آن از آسمان.

38- گناه تفاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 82 - 2

2 - فخرفروشى و خودنمايى ، گناهى بس بزرگ در پيشگاه خداوند

فخرج على قومه فى زينته . .. فخسفنا به و بداره الأرض

برداشت ياد شده با توجه به تفريع «خسفنا» بر «فخرج على قومه فى زينته» به دست مى آيد; زيرا قارون پس از فخرفروشى و خودنمايى در ميان مردم، به هلاكت رسيد.

39- منشأ تفاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 3 - 5

5 - جهالت ، ريشه برترنمايى و مسابقه رقيبان در كسب مال و مقام

كلاّ سوف تعلمون

مفعول محذوف «تعلمون» - چه عام (پوچى افتخارات مادى) باشد و چه خاص (پوچى افتخار به عدد افراد قبيله) - بى ارزشى تكاثر را شامل مى شود.

40- موانع تفاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 39 - 12

12- توجه به جريان امور بر وفق مشيّت و قدرت خداوند ، مانع از تفاخر به مال و فرزند و تحقير ديگران است .

و لولا إذ دخلت جنّتك قلت ما شاء اللّه لاقوّة إلاّ باللّه إن ترن أنا أقلّ منك مال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 13 - 6

6 - توجه انسان ها به منتهى شدن همه نژاد ها به پدر و مادرى واحد ، از ميان برنده تفاخر هاى خيالى آنان

يأيّها الناس إنّا خلقنكم من ذكر و أنثى و جعلنكم شعوبًا و قبائل لتعارفوا إنّ أ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 3 - 7،8

7 - عاقبت انديشى ، مانع برترنمايى و تفاخر است .

كلاّ سوف تعلمون

8 - توجّه به كيفر اخروى ، مانع برترنمايى و تفاخر است .

كلاّ سوف تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 4 - 5،6

5 - عاقبت انديشى ، مانع برترى نمايى و تفاخر است .

ثمّ كلاّ سوف تعلمون

6 - توجّه به كيفر اخروى ، مانع برترى نمايى و تفاخر است .

ثمّ كلاّ سوف تعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 5 - 3

3 - شناخت حقايق در حد يقين ، مانع سرگرمى به تفاخر و برترى جويى

كلاّ لو تعلمون علم اليقين

به قرينه آغاز سوره، مى توان گفت: جواب «لو» محذوف است. در نتيجه مفاد آيه اين مى شود كه اگر به حد «علم اليقين» عالم مى شديد، آن دانش، مانع فخرفروشى و مباهات شما مى شد; بلكه اگر جمله «لترونّ الجحيم» (در آيه بعد) را جواب «لو» بدانيم، بازهم مى توانيم اين نكته را از آيه شريفه به دست آوريم.

41- ناپسندى تفاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 79 - 4

4 - تجمل و آرايش براى خودنمايى ، فخرفروشى ، رفتارى است ناپسند و مردود .

فخرج على قومه فى زينته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 18 - 10

10 - تكبر و فخرفروشى ، دو صفت اخلاقى مذموم و ناپسند است .

إنّ اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 1 - 2

2 - تفاخر بر ديگران و رقابت با يكديگر در مقام و ثروت ، نكوهيده و ناروا است .

ألهيكم التكاثر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 2 - 4

4 - زيارت اهل قبور براى تفاخر بر ديگران ، ناپسند و مايه غفلت از اهداف اصلى نعمت ها است .

ألهيكم . .. حتّى زرتم المقابر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 4 - 1

1 - تأكيد خداوند ، بر ناشايستگى تفاخر و واهى بودن افتخارات مادى

ثمّ كلاّ سوف تعلمون

تكرار كلمه «كلاّ» و نيز استفاده از حرف «ثمّ» - كه بر تراخى رتبى دلالت دارد - نشانگر تأكيد خداوند، بر مفاد «كلاّ» در آيه قبل است.

تفاخركنندگان

42- تفاخركنندگان در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 8 - 4

4 - پرسش و حسابرسى از نعمت ها ، زمينه ساز گرفتارى برترى جويان و تفاخر كنندگان به آتش دوزخ

لترونّ الجحيم . .. ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم

نشان دادن جهنم به اهل تكاثر - پيش از بازخواست نعمت ها - بيانگر آن است كه اهل تكاثر، بايد پس از طى مراحل بازخواست و حسابرسى، جهنم را جايگاه خويش بدانند.

43- جهل تفاخركنندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 5 - 2

2 - كسانى كه به امتيازات مادى ، دل بسته و به آن فخر مىورزند ، از علم و يقين محروم و از دستيابى به آن ناتوان اند .

كلاّ لو تعلمون علم اليقين

مخاطبانى كه در آغاز سوره، با جمله «ألهيكم التكاثر» توبيخ شدند; در اين آيه به دليل حرف «لو» - كه براى امتناع است - محروم از «علم اليقين» معرفى شده اند. اضافه «علم»به «يقين»، اضافه بيانيه و نشانگر اين است كه علم مورد نظر، علمى است كه از هر گونه شكّى به دور باشد.

44- زمينه عذاب تفاخركنندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكاثر - 102 - 8 - 4

4 - پرسش و حسابرسى از نعمت ها ، زمينه ساز گرفتارى برترى جويان و تفاخر كنندگان به آتش دوزخ

لترونّ الجحيم . .. ثمّ لتسئلنّ يومئذ عن النعيم

نشان دادن جهنم به اهل تكاثر - پيش از بازخواست نعمت ها - بيانگر آن است كه اهل تكاثر، بايد پس از طى مراحل بازخواست و حسابرسى، جهنم را جايگاه خويش بدانند.

23- تفأل

1- تفأل در جاهليت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 90 - 6

6 - لزوم اجتناب از تفأل ها و استخاره هاى مرسوم در جاهليت

و الازلم رجس . .. فاجتنبوه

«ازلام» به معناى چوبهاى تير كه در قرعه به كار مى رود نيز آمده است يعنى سه قطعه چوبى كه بر يكى «افعل» و بر ديگر «لاتفعل» و سومى بدون نوشته و به اصطلاح پوچ بوده است، در عصر جاهلى به هنگام مسافرت و يا انجام امرى مهم با قرار دادن آن چوبها در كيسه و بيرون آوردن يكى از آنها تكليف خويش رابراى انجام آن امر مشخص مى كردند.

2- تفأل ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 90 - 2

2 - شراب خوارى ، قمار بازى ، گرايش به مظاهر شرك و تفأل هاى مرسوم در جاهليت ، كردارى شيطانى است

انما الخمر . .. من عمل الشيطن

24- تفاوت

1- تفاوت آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 106 - 10

10 - تفاوت آيات الهى و برترى برخى بر برخى ديگر

نأت بخير منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 18 - 2

2 - آيات و نشانه هاى ربوبى ، در عظمت و بزرگى مختلف است ( برخى بزرگ تر از برخى ديگر است ) .

رأى من ءايت ربّه الكبرى

در صورتى كه «الكبرى» صفت تخصيصى «آيات» باشد، به دست مى آيد كه آيات ربوبى، بر دو دسته بزرگ و بزرگ تر تقسيم مى شود.

2- تفاوت اخروى اسلام ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 163 - 6

6 - درجات و جايگاه هاى متفاوت انسان ها در آخرت ، نتيجه عملكرد آنان در دنيا

هم درجات عند اللّه و اللّه بصير بما يعملون

3- تفاوت اخروى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 104 - 6،7

6 - مردم در صحنه قيامت نيز ، داراى درك و فهم هاى متفاوت خواهند بود .

إذ يقول أمثلهم طريقة إن لبثتم

حضور كسانى كه صحيح تر مى انديشند و قضاوت واقعى ترى نسبت به ديگران، دارند; گواه تفاوتى است كه از اين نظر در بين انسان ها در قيامت وجود دارد.

7 - ملكات و تفاوت هاى انسان ها ، در قيامت نيز بروز و ظهور خواهند داشت .

إذ يقول أمثلهم طريقة

«أمثلهم طريقة» بيانگر خصلت شخصى است كه نظريه «يك روز» را مطرح ساخته است. حدوث اين خصلت براى وى در آخرت بعيد به نظر مى رسد. بنابراين بايد گفت اين ويژگى، بروز و ظهور ملكاتى است كه در دنيا براى او تحصيل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 6 - 1

1 - مردم ، در قالب گروه هايى متفاوت ، صحنه قيامت را به سوى سرنوشت مخصوص خويش ، ترك خواهند كرد .

يومئذ يصدر الناس أشتاتًا ليروا أعملهم

«يصدر»; يعنى، منصرف مى شود و بازمى گردد (مفردات و صحاح اللغة). «أشتاتاً» (جمع «شتّ») به معناى «تفرق يافتگان» است (صحاح اللغة). مفاد آيه شريفه ناظر به مرحله پس از حسابرسى است كه مردم از آن برمى گردند و به سوى بهشت و جهنم مى روند. فعل «يصدر» و نيز مشاهده اعمال (يا پاداش و كيفر آن)، با اين معنا سازگارتر است; گرچه اين احتمال نيز منتفى نيست كه مراد، رجوع انسان ها به حيات دوباره باشد; ولى فعل «يصدر» و نيز مشاهده اعمال (يا پاداش و كيفر آن)، با احتمال نخست، سازگارتر است.

4- تفاوت ارزش ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 89 - 3

3 - تفاوت ارزش ها در دنيا و آخرت

يوم لاينفع مال و لابنون . إلاّ من أتى اللّه بقلب سليم

دو نيروى كارآمد دنيوى (مال و فرزند) در آخرت بى تأثير خواهند بود; ولى قلب سليم - كه ظاهراً در معادلات امور دنيا چندان مورد توجه قرار نمى گيرد - اصلى ترين كارايى را خواهد داشت.

5- تفاوت استعداد اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 19 - 12

12- اصحاب كهف ، در تيزهوشى و ابعاد فكرى ، برابر نبودند .

قالوا لبثنا . .. قالوا ربّكم أعلم

بسنده كردن برخى از اصحاب كهف به نظرى اجمالى و اداى پاسخ براساس آن و تشكيك دسته اى ديگر در گفته آنان و نيز مطرح شدن آگاهى برتر خداوند در كلام اين گروه، نشانِ برترى آنان بر گروه نخست است.

6- تفاوت استعداد انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 51 - 2

2- استعداد ها و ظرفيت هاى وجودى آدميان براى رشد و كمال ، متفاوت است .

و لقد ءاتينا إبرهيم رشده

از اين كه خداوند به ابراهيم(ع) رشدِ متناسب و مخصوص به او اعطا فرموده; به دست مى آيد كه هر انسانى داراى قابليت و استعداد مخصوص به خود و متفاوت با ديگران است.

7- تفاوت استعداد موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 58 - 6

6 - موجودات ، داراى قابليت هاى متفاوت در بهره گيرى از رحمت الهى

بين يدى رحمته . .. و البلد الطيب يخرج نباته بإذن ربه و الذى خبث لايخرج

8- تفاوت استعداد ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 14،18

14- هر انسانى به اندازه استعداد و ظرفيتش از حقايق و معارف الهى بهره مند مى شود .

أنزل من السماء ماء فسالت أودية بقدرها . .. كذلك يضرب الله الحق و البطل

جمله «فسالت أودية بقدرها» مى رساند كه هر دره اى به اندازه ظرفيتش آبها را جارى مى سازد و اين معنا در جانب مَثَل (كذلك يضرب الله الأمثال) بيانگر آن است كه هر انسانى استعدادى خاص دارد و به اندازه استعدادش معارف الهى را دريافت مى كند.

18- باور به توحيد و ولايت خدا و ربوبيت او ، مراتبى گوناگون دارد و هر انسانى به اندازه استعدادش آن را درمى يابد .

قل من رب السموت و الأرض . .. أنزل من السماء ماء فسالت أودية بقدرها ... كذلك يضرب

9- تفاوت اسلام با ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 14 - 6،7

6 - وجود تفاوت واقعى ميان « اسلام » و « ايمان »

قل لم تؤمنوا و لكن قولوا أسلمنا

7 - ايمان ، مرتبه اى عالى تر و عميق تر از اسلام

قل لم تؤمنوا و لكن قولوا أسلمنا

10- تفاوت اقتصادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 12

12 - اعتبار مالكيت شخصى در اسلام و پذيرش تفاوت در مقدار مالكيت

و ءاتى المال على حبه ذوى القربى . .. و السائلين

11- تفاوت اقتصادى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 6 - 25

25- تفاوت هاى بشر در برخوردارى از نعمت هاى الهى ، برخاسته از حكمت خداست .

يتم نعمته عليك و على ءال يعقوب . .. إن ربك عليم حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 26 - 2

2- خداوند ، به برخى از انسان ها روزى فراوان مى دهد و برخى ديگر را روزى اندك نصيب مى سازد .

الله يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر

«بسط» به معناى توسعه دادن و «قدر» به معناى تنگ گرداندن است و تنگ شدن روزى ، كنايه از اندك و ناچيز بودن آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 71 - 2،4

2- انسان ها ، در بهره مندى از رزق و روزى الهى ، متفاوتند .

و الله فضّل بعضكم على بعض فى الرزق

4- تساوى كامل ميان انسان ها در بهرهورى از امكانات مادى و اقتصادى ، ممكن نيست .

و الله فضّل بعضكم على بعض

برداشت فوق به خاطر اين است كه خداوند تفاوت انسانها را به صورت يك سنت بيان كرده و سنتهاى الهى نيز تغييرناپذير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 75 - 5

5- انسان ها در مالكيت و قلمرو اختيارات ، متفاوتند .

عبدًا مملوكًا لايقدر على شىء و من رزقنه . .. فهو ينفق منه سرًّا و جهرًا

برداشت فوق به خاطر اين است كه مثالهاى قرآن، داراى حقيقت و حاكى از واقعيتهاى خارجى - نه غير حقيقى و سنبليك - است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 21 - 2،5

2- برترى مرتبه برخى انسان ها بر بعضى ديگر و تفاوت مراتب مادى آنان ، در قلمرو اراده الهى است .

فضّلنا بعضهم على بعض

5- تفاوت آدميان در برخوردارى از موهبت ها و امكانات دنيا ، نمودى از تفاوت اخروى آنهاست .

انظر كيف فضّلنا بعضهم . .. و للأخرة أكبر درجت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 131 - 12

12 - تفاوت مقدار ثروت افراد جامعه با يكديگر مشروع است و تساوى همگان در مالكيت ثروت الزامى نيست .

و لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 32 - 7

7 - طبقات اجتماعى و تفاوت سطح زندگى آنان ، بسته به تدبير الهى و تابع تقدير و برنامه ريزى او است .

و رفعنا بعضهم فوق بعض درجت

12- تفاوت اقتصادى در صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 131 - 3

3 - سطح زندگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان ، با كافران مكه ، تفاوت قابل ملاحظه اى داشت .

و لاتمدّنّ عينيك إلى ما متّعنا به أزوجًا منهم

13- تفاوت اقتصادى مسلمانان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 11

11 - تفاوت وضع مسلمانان صدراسلام از نظر عِدّه و عُدّه ( نفرات و امكانات ) ، در مقطع پيش از فتح مكه و مقطع بعد از آن

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل . .. من الذين أنفقوا من بعد و قتلوا

14- تفاوت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 179 - 17

17 - تفاوت درجات و مراتب رسولان الهى

و ما كان اللّه ليطلعكم على الغيب و لكنّ اللّه يجتبى من رسله من يشاء

اگر خداوند تنها به برخى از رسولان خويش علم غيب عطا كند (چنانچه احتمالى در آيه است)، معلوم مى شود پيامبران، داراى درجات و مراتبى هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 55 - 6

6- مرتبه و مقام معنوى انبيا ، متفاوت بوده و برخى از آنان بر بعضى ديگر برترى دارند .

و لقد فضّلنا بعض النبيّن على بعض

15- تفاوت انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 207 - 10

10 - تفاوت عميق ميان انسان ها و تقسيم بندى آنها بر مبناى جهانبينى ، عقيده ، عمل و اخلاق

و من الناس من يقول . .. ربّنا اتنا ... من يعجبك ... من يشرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 286 - 4

4 - تفاوت ظرفيّت انسان ها در تحمّل تكاليف الهى

لا يكلّف اللّه نفساً إلاّ وُسعها

مفرد آوردن كلمه «نفساً» كه اشاره به تك تك انسانهاست و ارجاع ضمير «وسعها» به «نفساً»، مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه هر انسانى داراى طاقت و تحمل خاص خويش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 32 - 1،3

1 - خداوند ، برخى از مردم را با برخوردار نمودن بيشتر از نعمت هاى خويش ، بر برخى ديگر برترى داده است .

و لا تتمنّوا ما فضّل اللّه به بعضكم على بعض

3 - وجود تفاوت هاى خدادادى در ميان مردم

و لا تتمنّوا ما فضّل اللّه به بعضكم على بعض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 34 - 3،4،9

3 - مجموعه مردان ، داراى برترى بر مجموعه زنان *

الرجال قوّامون . .. بما فضّل اللّه بعضهم على بعض

چنانچه «بعضهم» اشاره به «الرجال» و «بعض» اشاره به «النساء» باشد، مراد از برترى مردان بر زنان مى تواند برترى نوع آنان باشد، نه برترى يكايك مردان بر يكايك زنان.

4 - برترى گروه هاى مردان بر گروه هاى همسان خويش از زنان *

بما فضّل اللّه بعضهم على بعض

برخى برآنند كه تفضيل مردان بر زنان در شرايط همسان و گروههاى همسان است.

9 - برترى هاى مردم بر يكديگر ، برخاسته از فضل الهى است .

فضّل اللّه بعضهم على بعض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 42 - 4

4 - انسان ها در باورشان به معارف دين و انجام تكاليف الهى ، برخوردار از توانايى هاى متفاوت هستند .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لانكلف نفساً إلا وسعها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 76 - 25

25- آدميان ، در دانش و آگاهى داراى مراتبى گوناگونند .

نرفع درجت من نشاء و فوق كل ذى علم عليم

مفسّران در اين آيه «عليم» را دو گونه تفسير كرده اند: 1- مراد از آن هر دانا و دانشمندى است. 2- مقصود از آن خداوند مى باشد. بر اساس معناى نخست مفاد جمله چنين مى شود: هر دانشمندى يافت شود دانشمندتر از او وجود دارد. و بر اساس معناى دوم مفاد جمله مذكور چنين است: علم خدا افزون تر از علم هر دانشمندى است. برداشت فوق، ناظر به اولين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 11 - 9

9- انسان ها داراى رتبه و درجات متفاوت در برخوردارى از نعمت هاى بزرگ خداوند

إن نحن إلاّ بشر مثلكم و لكنّ الله يمنّ على من يشاء من عباده

پيامبران به همانندى خويش با مردم از جهت بشر بودن معترف بودند و همچنين يادآورى مى كردند كه آنان اين تفاوت را با ساير انسانها دارند كه از موهبت ويژه خداوند برخوردار شده اند و اين، از تفاوت رتبه انسانها حكايت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 54 - 5

5- انسان ها در برخورد با آسايش و رفع ناگوارى ها ، يكسان نيستند .

ثمّ إذا كشف الضرّ عنكم إذا فريق منكم بربّهم يشركون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 93 - 3

3- يك دست نبودن همه انسان ها در عقيده و رفتار و وجود تفاوت ميان آنان ، بر اساس خواست و تدبير الهى است .

و لو شاء الله لجعلكم أُمّة وحدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 84 - 7،9،10

7- نفوس انسان ها ، داراى ساختار هاى متفاوت و مختلف

قل كلّ يعمل على شاكلته

9- ربوبيت الهى ، مقتضى آگاهى عميق او به هدايت پيشگان و تمايز آنان با ديگران

فربّكم أعلم بمن هو أهدى سبيلاً

ذكر صفت «ربّ» به جاى اسم «الله» و يا صفات ديگر براى بيان آگاهى خداوند از گروههاى انسانى، مشعر به نكته ياد شده است.

10- تفاوت انسان ها ، در برخوردارى از زمينه هاى هدايت

بمن هو أهدى سبيلاً

«أهدى» - كه افعل تفضيل است - دلالت بر مراتب مختلف هدايت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 30 - 27

27 - « عن بعض أصحابنا عن أحدهما قال : إنّ اللّه قضى الإختلاف على خلقه و كان أمراً قد قضاه فى علمه كما قضى على الأُمم

من قبلكم و هى السنن و الأمثال يجرى على الناس ، فجرت علينا كما جَرَت على الذين من قبلنا ، و قول اللّه حقّ . قال اللّه : . . .لاتبديل . . . ;

از امام باقر(ع) يا امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: خداوند، در بين خلق، اختلاف را حتمى كرد و اين امرى بود كه در علم الهى بود. همان گونه كه درباره امت هاى پيشين شما بود. آن، سنت ها و مثال هايى است كه در ميان مردم جارى است و بر ما نيز جارى است و سخن خداوند حق است كه مى فرمايد: ... لاتبديل لخلق اللّه... .».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 33 - 18

18 - انسان ها ، در برخورد با آسايش و ناملايمات ، يكسان نيستند .

و إذا مسّ الناس ضرّ دعوا ربّهم . .. ثمّ إذا أذاقهم منه رحمة إذا فريق منهم بربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 13 - 4

4 - نفوس انسانى ، در هدايت پذيرى ، متفاوت اند .

كلّ نفس هديها

اضافه شدن «هُدى» به «ها» بيان كننده اين معنا است كه هر نفسى، هدايتى مخصوص و متناسب خودش را دارد و اين حكايت از تفاوت نفوس مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 8 - 8

8 - انسان واقع بين ، خودشناس و بصير ، با انسان فاقد بصيرت و واقع نگرى ، از نظر سرنوشت و ارزشيابى برابر نيست .

أفمن زيّن له سوء عمله فرءاه حسنًا

«همزه» در «أفمن زيّن له. ..» استفهام انكارى و «من»، مبتدا است و خبر آن - به قرينه مقام «فإنّ اللّه يضلّ من يشاء» - جمله اى مقدر مانند «كمن ليس كذلك» يا «كمن هداه» مى باشد; يعنى، آيا كسى كه اعمالش براى وى زينت داده شود، مانند كسى است كه چنين نيست و راه هدايت را پيموده است؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 58 - 3

3 - مؤمنان نيكوكار باافرادبدكردار ، از نظر شخصيت و سرنوشت برابر و هم سنگ نيستند .

و ما يستوى . .. و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و لا المسىء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 61 - 2

2 - انسان ها ، در نوع با هم متحداند و اختلاف و تفاوتشان در خصوصيات فردى است .

على أن نبدّل أمثلكم

«أمثال» جمع «مِثل» است. دو چيز در صورتى مثل هم هستند كه در نوع مشترك و در خصوصيات شخصى متمايز باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 4 - 3

3 - انسان به طبع خويش ، داراى تلاش هايى متفاوت ( سودمند و زيان بخش ) و برخوردار از نيروى انتخاب است .

إنّ سعيكم لشتّى

مفاد آيه شريفه ممكن است اختلاف تلاش برخى از انسان ها، با دسته اى ديگر باشد و نيز مى تواند نشانگر اختلاف تلاش هاى گوناگون هر انسان باشد. برداشت ياد شده، ناظر به دومين احتمال است. آيات بعد - كه تلاش هاى خوب و بد را مشخص ساخته - در حقيقت بيانگر قدرت انتخاب و توصيه به برگزيدن تلاش هاى نيك است.

16- تفاوت باغهاى بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 62 - 2

2 - باغ هاى بهشت ، داراى مراتب و ارزش متفاوت

و من دونهما جنّتان

برداشت بالا بر اين اساس است كه «دون» - در «من دونهما»- بيانگر مرتبه پايين تر باشد.

17- تفاوت تلاش انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 4 - 1،2،3

1 - انسان ها ، در شيوه كار و تلاش و نتيجه آن ، با يكديگر متفاوت اند .

إنّ سعيكم لشتّى

«شتّى» (جمع «شتيت») به معناى متفرق ها است. «سعى» گرچه مفرد است; ولى به قرينه اضافه شدن به «كم»، در معناى جمع است. اين آيه گرچه جواب قسم هاى پيش است; ولى جواب تفصيلى قسم، مطالبى است كه در آيات بعد آمده است. مراد از تفاوت تلاش ها - به قرينه آيات بعد - تفاوت شيوه ها و پى آمدهاى عمل است.

2 - خداوند ، در تأكيد بر گوناگون بودن تلاش هاى انسان ها و شيوه ها و آثار آن ، به شب و روز و به ذات خويش ، سوگند ياد كرده است .

و الّيل . .. إنّ سعيكم لشتّى

3 - انسان به طبع خويش ، داراى تلاش هايى متفاوت ( سودمند و زيان بخش ) و برخوردار از نيروى انتخاب است .

إنّ سعيكم لشتّى

مفاد آيه شريفه ممكن است اختلاف تلاش برخى از انسان ها، با دسته اى ديگر باشد و نيز مى تواند نشانگر اختلاف تلاش هاى

گوناگون هر انسان باشد. برداشت ياد شده، ناظر به دومين احتمال است. آيات بعد - كه تلاش هاى خوب و بد را مشخص ساخته - در حقيقت بيانگر قدرت انتخاب و توصيه به برگزيدن تلاش هاى نيك است.

18- تفاوت جرم كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 83 - 11

11 - همه كافران در جرم و كيفر ، يكسان نيستند .

نحشر من كلّ أُمّة فوجًا ممّن يكذّب بايتنا

از اين كه از ميان تكذيب گران هر امت، تنهاگروهى در اين مرحله به منظور محاكمه و مجازات، جدا و محشور مى شوند; مى توان استفاده كرد كه اين گروه ها داراى گناهى سنگين تر و كيفرى متناسب با آن هستند.

19- تفاوت جن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 39 - 6

6 - تفاوت جنيان در قوت و ضعف

قال عفريت من الجنّ . .. و إنّى عليه لقوىّ أمين

از اين كه تنها يكى از جنيان اعلام آمادگى كرده است، استفاده مى شود كه همه آنان قادر به انجام چنان كارى نبوده اند.

20- تفاوت جنسيتها در قصاص

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 178 - 7

7 - عدم تساوى انسان آزاد با برده و زن با مرد در قانون قصاص

كتب عليكم القصاص فى القتلى الحر بالحر و العبد بالعبد و الأنثى بالأنثى

21- تفاوت حق ناپذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 53 - 6

6 - حق ناپذيران ، گونه ها و رتبه هاى متفاوت دارند . *

فإنّك لاتسمع الموتى و لاتسمع الصمّ. .. و ما أنت بهد العمى

ذكر صفات «موتى»، «صمّ»، «عمى» براى حق ناپذيران، احتمال دارد به خاطر وجود حقيقت خارجى آنان باشد كه داراى تفاوت هايى نيز هستند.

22- تفاوت در رزق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 27 - 10

10 - وجود تفاوت در روزى و معيشت انسان ها ، مشيّت خداوند است .

و ترزق من تشاء بغير حساب

زيرا فرموده هر كس را بخواهد روزى فراوان مى دهد، و نفرموده است كه به همه روزى فراوان داده مى شود.

23- تفاوت در كيفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 60 - 12

12 - تفاوت كيفر هاى الهى ، نشاندهنده ميزان پليدى گناهان

قل هل انبئكم بشرّ من ذلك مثوبة عند اللّه

24- تفاوت درختان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 99 - 9

9 - درختان و ميوه هاى زيتون و انار، در عين تشابه، با يكديگر متفاوت هستند.

و الزيتون و الرمان مشتبها و غير متشبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 7

7 - انواع درختان و ميوه هاى زيتون و انار، در عين تشابه با يكديگر، متفاوت هستند.

و الزيتون و الرمان متشبها و غير متشبه

25- تفاوت دريا ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 12 - 15

15 - آثار متفاوت و مشترك آب هاى دريا ها و استفاده چند منظوره انسان ها از آن ، نشانه قدرت و يكتايى خداوند است .

و ما يستوى البحران هذا عذب فرات . .. و من كلٍّ تأكلون لحمًا طريًّا ... لتبتغوا

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در سلسله آياتى قرار دارد كه درباره قدرت مطلق و يكتايى خداوند متعال سخن مى گويد.

26- تفاوت دنيا با آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 5 - 10

10 - آخرت و معيار سنجش زمان آن ، با دنيا و معيار هاى دنيوى ، متفاوت است .

فى يوم كان مقداره ألف سنة ممّا تعدّون

27- تفاوت رتبه هاى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 165 - 3،4،5

3 - خداوند در اعطاى نعمتهاى خويش برخى از مردم را بر برخى ديگر برترى بخشيد. (برترى در مقام، ثروت و ...)

و رفع بعضكم فوق بعض درجت

4 - برترى برخى از انسانها بر برخى ديگر و تفاوت آنان در برخوردار شدن از نعمتها، تدبيرى است از جانب خدا در راستاى ربوبيت او بر جوامع بشرى

و هو رب كل شىء . .. رفع بعضكم فوق بعض درجت

5 - آزمون انسانها از جانب خدا هدف از مستقر ساختن آنان در زمين و برترى دادن برخى از ايشان بر برخى ديگر

هو الذى جعلكم خلئف الأرض و رفع بعضكم فوق بعض درجت ليبلوكم

به نظر مى رسد «ليبلوكم علاوه بر اين كه متعلق به «رفع» است، متعلق به «جعلكم» نيز باشد.

28- تفاوت رنگ انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 22 - 1،5

1 - آفرينش آسمان ها و زمين و گوناگونى زبان ها و رنگ هاى آدميان ، از آيات الهى است .

و من ءايته خلق السموت و الأرض و اختلف ألسنتكم و ألونكم

5 - آيه بودن آفرينش آسمان ها و زمين و تفاوت زبان ها و رنگ هاى مردم ، براى دانشمندان قابل درك است .

و من ءايته خلق السموت و الأرض و اختلف ألسنتكم و ألونكم إنّ فى ذلك لأيت للعل

29- تفاوت روز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 29 - 1،2،3

1 - نوسان مدام شب و روز در طول سال ، نشانه اى از قدرت خداوند است .

ألم تر أنّ اللّه يولج الّيل فى النهار

«ولج» ريشه «يولج» به معناى «دخول» است (مفردات راغب) و داخل شدن شب در روز، به معناى كاسته شدن از مدت روز است و داخل شدن روز در شب نيز، كم شدن از مدت شب است. لازم به ذكر است كه فعل مضارع «يولج» دلالت بر استمرار دارد.

2 - بى توجّهى به آيه خداوند بودن نوسان شب و روز و قانون مند بودن خورشيد و ماه ، مورد سرزنش خداوند است .

ألم تر أنّ اللّه يولج الّيل فى النهار و يولج النهار فى الّيل

«ألم تر» در آيه، استفهام انكارى بوده و نكته ياد شده را مى رساند.

3 - تبديل شدن تدريجى قسمتى از روز و شب به هم ، به قدرت خدا است .

يولج الّيل فى النهار و يولج النهار فى الّيل

«يولج. ..» به معناى افزوده شدن بخشى از شب به روز و برعكس آمده است (مفردات راغب).

30- تفاوت روز ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 16 - 9

9 - تفاوت روز هاى سال در سعد و نحس بودن *

فى أيّام نحسات

با توجه به اين كه در آيه شريفه قيد «نحسات» قيد احترازى است، استفاده مى شود كه ايام سال به دو قسم نحس و غير نحس تقسيم مى شود و اين مطلب اعم از اين است كه نحوست در ذات ايام باشد يا در اثر حوادث. گفتنى است كه مطلب بالا بنابر احتمال اول قابل برداشت است.

31- تفاوت روزى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 71 - 2،7

2- انسان ها ، در بهره مندى از رزق و روزى الهى ، متفاوتند .

و الله فضّل بعضكم على بعض فى الرزق

7- سنت الهى در تفاوت روزى انسان ها ، به معناى عدم لزوم رعايت مساوات و عدالت اجتماعى ، از سوى آنان نيست . *

و الله فضّل . .. فما الذين فضّلوا برادّى رزقهم على ما ملكت أيمنهم فهم فيه سواء

برداشت فوق بر اساس اين نكته است كه جمله " فما الذين فضلوا . .." در مقام توبيخ از كسانى باشد كه مساوات را ميان خود مراعات نمى كنند و با توجه به صدر آيه، مى توان چنين برداشت كرد: خداوند گرچه انسانها را در روزى متفاوت قرار داده است; ولى اين بدان معنا نيست كه مردم مساوات را ميان خود رعايت نكنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 52 - 1

1 - خداوند ، توسعه دهنده روزى برخى از انسان ها و در تنگنا قرار دهنده برخى ديگر

أوَلم يعلموا أنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر

«قدر» (مصدر «يقدر») در آيه شريفه مربوط به رزق و روزى بوده و به معناى ضيق و تنگ گرفتن است.

32- تفاوت زبان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 93 - 5

5- مردم منطقه شمالى در عصر ذوالقرنين ، داراى زبانى دور از زبان هاى زنده آن روز بودند .

قومًا لايكادون يفقهون قولاً

نفى درك همه زبان ها، حاكى از اين است كه زبان مادرى كوه نشينان عصر ذى القرنين، زبانى منحط و غير قابل ذكر بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 22 - 1،3،5

1 - آفرينش آسمان ها و زمين و گوناگونى زبان ها و رنگ هاى آدميان ، از آيات الهى است .

و من ءايته خلق السموت و الأرض و اختلف ألسنتكم و ألونكم

3 - اختلاف مردمان در آهنگ گفتار ، از آيات الهى است .

و من ءايته . .. و اختلف ألسنتكم

بنابراين كه مراد از اختلاف در زبان، تفاوت اداى كلمات از سوى انسان ها، حتى اهل يك زبان و لهجه باشد، نكته بالا قابل استفاده است.

5 - آيه بودن آفرينش آسمان ها و زمين و تفاوت زبان ها و رنگ هاى مردم ، براى دانشمندان قابل درك است .

و من ءايته خلق السموت و الأرض و اختلف ألسنتكم و ألونكم إنّ فى ذلك لأيت للعل

33- تفاوت زمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 3 - 5

5- تفاوت زمان ها ، از جهت ارزش و بركت

ليلة مبركة

34- تفاوت زمان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 13

13- برخى از ايام در مقايسه با برخى ديگر ، داراى اهميت و جايگاه ويژه اى است .

و ذكّرهم بأيّ-م الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 15

15- خصوصيت هاى زمانى ، در اجابت دعا و درخواست آمرزش و رحمت دخيل است .

سأستغفر لك ربّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 3 - 2

2 - اختلاف زمان ها ، در فضيلت

ليلة القدر خير من ألف شهر

35- تفاوت زندگى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 21 - 7

7 - زندگى و مرگ مؤمنان نيك كردار ، غيرقابل قياس با زندگى و مرگ گناه پيشگان

أم حسب الذين اجترحوا السيّئات أن نجعلهم كالذين ءامنوا و عملواالصلحت سواء محياه

36- تفاوت سرزمين ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 4 - 1

1- زمين متشكل از قطعه ها و سرزمين هاى گوناگون چيده شده كنار يكديگر

و فى الأرض قطع متجورت

«قطع» (جمع قطعة) به معناى اجزا و قسمتهاست. «تجاور» (مصدر متجاورات) به معناى در جوار و نزديك يكديگر بودن است. توصيف سرزمينها به قطعه ها و بخشها مى تواند به اعتبار اختلاف و تفاوت آنها باشد. بنابراين مراد از «قطع متجاورات» اين است كه: مناطق زمين على رغم نزديك بودن و متصل بودن به يكديگر، مختلف و گوناگونند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 13

13- سرزمين ها در تقدس و ارجمندى ، متفاوتند .

من المسجدالحرام إلى المسجدالأقصا الذى بركنا حوله

تمجيد خداوند از سرزمين «مسجدالأقصا» نمايانگر تفاوت آن سرزمين با ديگر سرزمينهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 16 - 5

5 - سرزمين ها ، از نظر تقدس و اهميت با يكديگر متفاوت اند .

بالواد المقدّس طوًى

37- تفاوت شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 29 - 1،2،3

1 - نوسان مدام شب و روز در طول سال ، نشانه اى از قدرت خداوند است .

ألم تر أنّ اللّه يولج الّيل فى النهار

«ولج» ريشه «يولج» به معناى «دخول» است (مفردات راغب) و داخل شدن شب در روز، به معناى كاسته شدن از مدت روز است و داخل شدن روز در شب نيز، كم شدن از مدت شب است. لازم به ذكر است كه فعل مضارع «يولج» دلالت بر استمرار دارد.

2 - بى توجّهى به آيه خداوند بودن نوسان شب و روز و قانون مند بودن خورشيد و ماه ، مورد سرزنش خداوند است .

ألم تر أنّ اللّه يولج الّيل فى النهار و يولج النهار فى الّيل

«ألم تر» در آيه، استفهام انكارى بوده و نكته ياد شده را مى رساند.

3 - تبديل شدن تدريجى قسمتى از روز و شب به هم ، به قدرت خدا است .

يولج الّيل فى النهار و يولج النهار فى الّيل

«يولج. ..» به معناى افزوده شدن بخشى از شب به روز و برعكس آمده است (مفردات راغب).

38- تفاوت شب و روز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 164 - 5

5 - اختلاف شب و روز ( تفاوت آنها در كوتاهى و بلندى و . . . ) از نشانه هاى توحيد و بيانگر رحمانيت و رحيميت خداست .

لا إله إلا هو الرحمن الرحيم. إن فى ... اختلف الليل و النهار ... لأيت

برداشت فوق مبتنى بر اين اساس است كه كلمه «اختلاف» در آيه شريفه به معناى عدم تساوى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 6 - 2

2 - اختلاف شب و روز ( كوتاه و بلند شدن هر يك از آن دو در طول سال ) و تغيير فصل ها ، حاوى دليلهايى روشن بر تدبير و ربوبيت خدا نسبت به اهل زمين است .

إن فى اختلف الّيل و النهار . .. لأيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 13

13 - لحظه ها و اوقات شبانه روز ، در شايستگى براى ذكر و دعا با هم برابر نيستند .

و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع . .. ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 13 - 2

2 - نوسانات مستمر ساعات شب و روز ( كوتاهى و بلندى آنها ) در طول سال ، نشانه قدرت بى نهايت خداوند و يكتايى او است .

يولج الّيل فى النهار و يولج النهار فى الّيل

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه مراد از وارد كردن شب در روز، كاستن از مقدار شب و افزودن بر مقدار روز و مقصود از ايلاج روز در شب، كاستن از ساعات روز و افزودن بر ساعات شب باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 5 - 1

1 - رفت و آمد پى درپى شب و روز و تفاوت تدريجى ساعات آن دو ، نشانه وجود خداوند نزد اهل انديشه و تفكّر

و اختلف الّيل و النهار و . .. ءايت لقوم يعقلون

«اختلاف. ..» ممكن است ناظر به آمد و شد روز و شب باشد. علاوه بر آن تغيير ساعات روز و شب در طى فصول سال را نيز افاده مى كند. در برداشت بالا هر دو نكته مورد نظر است.

39- تفاوت صالحان و خطاكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 21 - 11

11 - برابر پنداشتن افراد صلاح پيشه و خطاكار ، حكمى ناروا است .

أم حسب . .. ساء ما يحكمون

40- تفاوت صورتها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 40 - 6

6 - تفاوت چهره مؤمن و كافر در قيامت

وجوه . .. و وجوه

مراد از «وجوه» در اين آيه - به قرينه آخرين آيه سوره (أولئك هم الكفرة الفجرة) - چهره كافران است. در نتيجه مراد از «وجوه» در آيات پيشين، چهره مؤمنان خواهد بود.

41- تفاوت طعم ميوه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 8

8 - همگونى ميوه ها در شكل و گوناگونى آنها در طعم و كيفيت، نشانى از قدرت خداوند است.

و هو الذى . .. الزيتون و الرمان متشبها و غير متشبه

محتمل است مراد از زيتون و انار در آيه، ميوه هاى آن باشد. در اين صورت «متشابه» يعنى تشابه ميوه هاى زيتون با يكديگر و همچنين انار، «و غير متشابه» يعنى تفاوت آنها از نظر رنگ و طعم و ... در عين تشابه با يكديگر.

42- تفاوت عذابهاى جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 76 - 3

3 - جهنم ، داراى عذاب هاى متفاوت و دركات گوناگون ( طبقات زيرين ) ، براى گروه هاى مختلف دوزخيان

ادخلوا أبوب جهنّم

جمع آمدن «ابواب» مى تواند به اعتبار طبقات متعدد دوزخ باشد; بدين معنا كه هر طبقه اى از آن داراى دربى باشد. گفتنى است كه در اصطلاح به طبقات دوزخ، «دركات» گفته مى شود.

43- تفاوت علما با جاهلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 58 - 1

1 - انسان عالم و روشن بين با انسان جاهل و كوردل ، از نظر شخصيت و سرنوشت برابر و هم سان نيستند .

و ما يستوى الأعمى و البصير

44- تفاوت عمل انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 4 - 1،2

1 - انسان ها ، در شيوه كار و تلاش و نتيجه آن ، با يكديگر متفاوت اند .

إنّ سعيكم لشتّى

«شتّى» (جمع «شتيت») به معناى متفرق ها است. «سعى» گرچه مفرد است; ولى به قرينه اضافه شدن به «كم»، در معناى جمع است. اين آيه گرچه جواب قسم هاى پيش است; ولى جواب تفصيلى قسم، مطالبى است كه در آيات بعد آمده است. مراد از تفاوت تلاش ها - به قرينه آيات بعد - تفاوت شيوه ها و پى آمدهاى عمل است.

2 - خداوند ، در تأكيد بر گوناگون بودن تلاش هاى انسان ها و شيوه ها و آثار آن ، به شب و روز و به ذات خويش ، سوگند ياد كرده است .

و الّيل . .. إنّ سعيكم لشتّى

45- تفاوت فرجام ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 10 - 8

8 - خداوند ، در تأكيد بر تفاوت فرجام انفاق گران با تقوا و بخيلان زراندوز ، به سيطره شب و جلوه روز و به ذات خويش ، سوگند ياد كرده است .

و الّيل . .. إنّ سعيكم لشتّى . فأمّا من أعطى ... لليسرى . و أمّا من بخل ... فسني

46- تفاوت فضيلت شب ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 2 - 2

2 - تفاوت شب ها در فضيلت

و ليال عشر

نكره آمدن «ليال» و سوگند به آن ده شب خاص، بيانگر عظمت آنها در بين شب هاى سال است.

47- تفاوت فهم انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 102 - 13

13- بهره مندى افراد از قرآن ، متفاوت و داراى مراتب است .

قل نزّله روح القدس من ربّك بالحقّ ليثبّت الذين ءامنوا و هدًى و بشرى للمسلمين

از اينكه قرآن هدف خود را ايجاد ثبات قدم براى مؤمنان و رهنمود و بشارت براى مسلمانان مى داند و اين دو گروه باهم متفاوتند، استفاده مى شود كه بهره مندى از قرآن براى افراد مختلف يكسان نيست.

48- تفاوت كيفر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 83 - 11

11 - همه كافران در جرم و كيفر ، يكسان نيستند .

نحشر من كلّ أُمّة فوجًا ممّن يكذّب بايتنا

از اين كه از ميان تكذيب گران هر امت، تنهاگروهى در اين مرحله به منظور محاكمه و مجازات، جدا و محشور مى شوند; مى توان استفاده كرد كه اين گروه ها داراى گناهى سنگين تر و كيفرى متناسب با آن هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 10 - 12

12- كيفر الهى براى كافران ، داراى گونه هاى بسيار با نتايجى ويرانگر و مشابه *

دمّر اللّه عليهم و للكفرين أمثلها

جمع آمدن واژه «أمثالها» مى رساند كه مجازات ملت هاى كفر پيشه، هر چند در نابودى و ويرانگرى همگون است; اما در شكل

متفاوت است.

49- تفاوت كيفرهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 10 - 12

12- كيفر الهى براى كافران ، داراى گونه هاى بسيار با نتايجى ويرانگر و مشابه *

دمّر اللّه عليهم و للكفرين أمثلها

جمع آمدن واژه «أمثالها» مى رساند كه مجازات ملت هاى كفر پيشه، هر چند در نابودى و ويرانگرى همگون است; اما در شكل متفاوت است.

50- تفاوت گرايشهاى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 4

4 - انسان ، در هر مرحله اى از مراحل زندگى دنيوى ( كودكى ، نوجوانى ، جوانى ، ميان سالى و پيرى ) ، داراى روحيه و گرايشى متفاوت با مرحله قبل و مرحله بعد است .

اعلموا أنّما الحيوة الدنيا لعب . .. و تكاثر فى الأمول و الأولد

برداشت ياد شده در صورتى به دست مى آيد كه هر يك از خصلت هاى پنجگانه ياد شده در آيه شريفه، به ترتيب بيانگر يكى از مراحل زندگى انسان باشد.

51- تفاوت گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 22

22 - پى آمد هاى هر گناه ، براى تمامى مرتكبان آن گناه يكسان نيست .

فأكلا . .. و عصى ءادم ربّه فغوى

مطرح نشدن عصيان حوا، شايد به اين جهت باشد كه وى در عصيان خود اصالت نداشت; بلكه عملكرد شوهرش را سرمشق خود ساخته بود. در نتيجه آثار عصيان او در حد عصيان آدم نبود.

52- تفاوت مجاهدان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 21

21 - برابر دانستن مؤمنان مجاهد و انفاق گر قبل از فتح مكه ، با مجاهدان و انفاق گران بعد از آن ، از نظر مقام و منزلت در پيشگاه خداوند ، پندارى باطل است .

لايستوى منكم من أنفق من قبل الفتح و قتل

53- تفاوت مرگ انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 21 - 7

7 - زندگى و مرگ مؤمنان نيك كردار ، غيرقابل قياس با زندگى و مرگ گناه پيشگان

أم حسب الذين اجترحوا السيّئات أن نجعلهم كالذين ءامنوا و عملواالصلحت سواء محياه

54- تفاوت مسؤوليت انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 120 - 6

6 - تفاوت مسؤوليت انسان ها در پيشگاه خداوند ، متناسب با بهره مندى آنها از علم و امكانات *

ما كان لأهل المدينة و من حولهم من الأعراب أن يتخلفوا

برداشت فوق بدان احتمال است كه اختصاص به ذكر يافتن اهل مدينه و اطراف آن در آيه، مبتنى بر اين اصل كلى (برخوردارى از علم و امكانات) باشد.

55- تفاوت مشمولان لطف خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 21 - 3

3- برخوردارى همه انسان ها از فيض و عطاى الهى ، به صورت يكسان و مساوى نيست .

كلاًّ نمدّ هؤلاء و هؤلاء من عطاء ربّك . .. انظر كيف فضّلنا بعضهم على بعض

56- تفاوت مشمولان نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 11 - 9

9- انسان ها داراى رتبه و درجات متفاوت در برخوردارى از نعمت هاى بزرگ خداوند

إن نحن إلاّ بشر مثلكم و لكنّ الله يمنّ على من يشاء من عباده

پيامبران به همانندى خويش با مردم از جهت بشر بودن معترف بودند و همچنين يادآورى مى كردند كه آنان اين تفاوت را با ساير انسانها دارند كه از موهبت ويژه خداوند برخوردار شده اند و اين، از تفاوت رتبه انسانها حكايت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 21 - 3

3- برخوردارى همه انسان ها از فيض و عطاى الهى ، به صورت يكسان و مساوى نيست .

كلاًّ نمدّ هؤلاء و هؤلاء من عطاء ربّك . .. انظر كيف فضّلنا بعضهم على بعض

57- تفاوت معجزه با جادو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 5 - 8

8- آگاهى مشركان در عصر بعثت ، از ماهيت معجزه و فرق آن با سحر و خواب هاى پريشان و شعر

بل قالوا أضغث أحلم بل افتريه بل هو شاعر

مشركان در مخالفت با پيامبر(صلی الله علیه و آله) ابتدا سخن او را سحر، يا شعر و يا خواب هاى آشفته مى دانستند. سپس براى اثبات رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ايشان خواستار معجزه شدند. اين مى رساند كه آنان از معجزه و فرق آن با سحر و شعر و... آگاه بودند و به آن اعتراف داشتند.

58- تفاوت معجزه و جادو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 102 - 7

7- بصيرت بخشى و بينش دهى معجزه ، ملاك تمايز آن از سحر و جادوگرى

إنى لأظنّك يموسى مسحورًا . قال لقد علمت ما أنزل هؤلاء إلاّ ... بصائر

تأكيد موسى(ع) بر «بصائر» بودن معجزاتش در قبال اتهام سحر به معجزات او از سوى فرعون، مى تواند خود ردّى باشد بر اتهام فرعون با ارائه ملاك; يعنى، سحر هرگز بصيرت آفرين نيست در حالى كه معجزه، بصيرت آفرين است.

59- تفاوت مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 95 - 8

8 - تفاوت درجات در پيشگاه خداوند ، وابسته به عملكرد انسان

فضّل اللّه المجاهدون باموالهم و انفسهم على القاعدين درجة

60- تفاوت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 1 - 10

10 - توانايى و نقش آفرينى ملائكه در جهان متفاوت است .

أُولى أجنحة مثنى و ثلث و ربع

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه پروبال فرشتگان، كنايه از توانايى و قدرت جولان آنان در جهان باشد. در مَثَل مى گويند: فلانى پروبالش سوخته و يا شكسته شده; كنايه از اين كه نيروى حركت و توانايى از او سلب گرديده است.

61- تفاوت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 172 - 9

9 - تفاوت مؤمنان مجاهد ، از نظر عملكرد و پاداش

لا يضيع اجر المؤمنين. الّذين استجابوا للّه ... للّذين احسنوا منهم و اتّقوا اجر ع

اگر «الّذين» صفت براى «المؤمنين» باشد، مؤمنان به دو گروه تقسيم شده اند: آنان كه دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) را براى جهاد پذيرفتند، ولى از تقوا و احسان لازم برخوردار نبودند; و آنان كه دعوت را پذيرفتند و داراى احسان و تقوا نيز بوده اند. «اجر عظيم»، مخصوص گروه دوّم است و به دليل «انّ اللّه لا يضيع اجر المؤمنين»، گروه اول نيز داراى پاداش هستند; امّا نه پاداش عظيم.

62- تفاوت مؤمنان با فاسقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 18 - 1،2

1 - برابر نبودن مؤمن و فاسق ، در نظام پاداش الهى ، امرى بديهى و خدشه ناپذير است .

أفمن كان مؤمنًا كمن كان فاسقًا لايستوون

همزه «أفمن. ..» استفهام انكارى است و «لايستوون» نيز بر آن تأكيد بيشترى مى كند. گفتنى است: «كاف» در «كمن» تشبيه در جزا است و به قرينه آيات سابق و آيات بعدى (19 و 20)، مراد از نفى تساوى، مى تواند عدم تساوى در پاداش و جزا باشد.

2 - فرجام ناگوار كافران و عاقبت نيكوى مؤمنان ، علامت برابر نبودن آنان با يكديگر است .

فذوقوا بما نسيتم لقاء يومكم . .. فلاتعلم نفس ما أُخفى لهم ... أفمن كان مؤمنًا كم

«فاء» در «أفمن» تفريع بر آيات سابق است كه در آنها از كافران و مؤمنان و فرجام و عاقبتشان سخن گفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 19 - 8

8 - جايگاه خوب مؤمنان در بهشت ، نمودى از عدم تساوى آنان با فاسقان است .

أفمن كان مؤمنًا كمن كان فاسقًا . .. أمّا الذين ءامنوا ... فلهم جنّت المأوى

«أمّا الذين آمنوا. ..» تشريح تفصيلى عدم تساوى دو گروهى است كه در آيه پيش، از آن سخن گفته شده است.

63- تفاوت مؤمنان با كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 22 - 10

10 - وجود اختلاف اساسى انسان مؤمن حق پذير و نرم دل با كافر حق ناپذير و سنگدل ، از نظر شخصيت و سرنوشت

أفمن شرح اللّه صدره للإسلم فهو على نور من ربّه فويل للقسية قلوبهم

«من» در آيه شريفه، اسم موصول و مبتدا است و خبر آن - به قرينه جمله بعدى (فويل للقاسية قلوبهم. ..) - جمله اى محذوف مى باشد. تقدير كلام چنين است: «أفمن شرح اللّه صدره للإسلام ... كمن قسا قلبه». بنابراين مى توان گفت: آيه شريفه درصدد مقايسه ميان شخصيت دو انسان مؤمن و كافر و سرنوشت آنان در آينده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 24 - 3

3 - وجود اختلاف اساسى ميان دو انسان مؤمن خداترس و كافر خداگريز ، از نظر شخصيت و سرنوشت

فويل للقسية قلوبهم من ذكر اللّه . .. أفمن يتّقى بوجهه سوء العذاب يوم القيمة

«من» در آيه شريفه، اسم موصول بوده و مبتدا و خبر آن، جمله اى محذوف است و تقدير كلام چنين مى باشد: «أفمن يت-ّقى بوجهه سوء العذاب. .. كمن آمن منه». بنابراين مى توان گفت آيه شريفه درصدد مقايسه ميان شخصيت دو انسان مؤمن و كافر وسرنوشت آنان در آينده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 10

10 - وجود اختلاف هاى اساسى ، ميان دو انسان مؤمن و كافر از نظر سرنوشت

ضرب اللّه مثلاً رجلاً . .. و رجلاً سلمًا لرجل هل يستويان مثلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 22 - 3

3 - برابر انگاشتن مؤمن و كافر در پيشگاه خداوند ، پندارى مغاير با هدفمندى و حقانيت نظام جهان

أم حسب الذين اجترحوا . .. و خلق اللّه السموت و الأرض بالحقّ

خداوند، هدفمندى و حقانيت نظام جهان را به دنبال طرح عدم تساوى صالح و ناصالح در پيشگاه داورى حق، ياد كرده و از يك مقوله و معنا دانسته است. بر اين اساس آيه شريفه را مى توان تفسير و تعليلى براى آنچه كه در آيه قبل بيان شده، دانست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 55 - 6

6 - توجه به فرجام بسيار متفاوت مؤمنان و كافران ، زمينه ساز گرايش انسان به ايمان

إنّ المجرمين فى ضلل و سعر . .. إنّ المتّقين فى جنّ-ت و نهر . فى مقعد صدق عند مل

64- تفاوت مؤمنان با گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 58 - 3

3 - مؤمنان نيكوكار باافرادبدكردار ، از نظر شخصيت و سرنوشت برابر و هم سنگ نيستند .

و ما يستوى . .. و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و لا المسىء

65- تفاوت مؤمنان و كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 53 - 5

5 - مؤمنان و كافران ، داراى روحيات و عملكرد متمايز و جدا از يكديگر على رغم زندگى مشترك آنان در يك جامعه

و هو الذى مرج البحرين هذا عذب فرات و هذا ملح أُجاج . .. و حجرًا محجورًا

برداشت ياد شده، بر اين اساس استوار است كه تشبيه و تمثيل به كار رفته در آيه شريفه، ناظر به افراد يك جامعه باشد كه برخى مؤمن اند و برخى ديگر كافر; ولى در عين حال اين دو گروه، از نظر روحيات و رفتار، از هم جدا و متمايزاند.

66- تفاوت ميزان در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 8 - 6

6 - كردار هاى ناروا ، هنگام حسابرسى در قيامت - با وجود تهى بودن همه آنها از وزن و ارزش - گوناگون بوده و ابزار سنجش آنها متفاوت است .

و أمّا من خفّت موزينه

جمع بودن «موازين»; بيانگر تعدد ميزان و موزون و تغاير آنها است.

67- تفاوت ميوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 99 - 9

9 - درختان و ميوه هاى زيتون و انار، در عين تشابه، با يكديگر متفاوت هستند.

و الزيتون و الرمان مشتبها و غير متشبه

68- تفاوت ميوه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 7

7 - انواع درختان و ميوه هاى زيتون و انار، در عين تشابه با يكديگر، متفاوت هستند.

و الزيتون و الرمان متشبها و غير متشبه

69- تفاوت نبوت با رسالت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 30 - 10

10- « عن يزيد الكناسى قال : سألت أباجعفر ( ع ) أكان عيسى بن مريم حين تكلّم فى المهد حجة اللّه على أهل زمانه ؟ فقال : كان يومئذ نبيّاً حجة اللّه غير مرسل ، أما تسمع لقوله حين قال : « إنّى عبداللّه آتانى الكتاب و جعلنى نبيّاً » . . . فلمّا بلغ عيسى سبع سنين تكلّم بالنبوة والرسالة حين أوحى اللّه تعالى إليه ;

از يزيد كناسى نقل شده كه گفت: از امام باقر(ع) سؤال كردم آيا عيسى بن مريم(ع) آن گاه كه در گهواره بود حجت خدا بر اهل زمانش بود؟ فرمود: (عيسى(ع)) در آن زمان پيامبر و حجت خدا بود، اما مأموريت رسالت نداشت، آيا سخن او را نمى شنوى آن گاه كه گفت: «. .. و جعلنى نبيّاً» ... پس آن گاه كه به هفت سالگى رسيد، ابراز نبوت و رسالت كرد، همان هنگام كه خدا به او وحى كرد.».

70- تفاوت وقت ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 17 - 5

5 - زمان ها ، تفاوت معنوى داشته و برخى از آنها ، براى عبادت خداوند مناسب ترند .

فسبحن اللّه حين تمسون و حين تصبحون

زمان ها، از حيث اين كه مقدار حركت ماده اند، تفاوتى با هم ندارند، اما از اين كه برخى ايام براى تسبيح خداوند مناسب معرفى شده اند، استفاده مى شود كه زمان ها، تفاوت معنوى دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 18 - 6

6 - زمان ها ، تفاوت معنوى داشته و برخى از آنها براى عبادت خداوند مناسب ترند .

فسبحن اللّه . .. و عشيًّا و حين تظهرون

71- راز تفاوت رنگ ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 22 - 7

7 - شكوفايى علم و آگاهى ، راهنماى آدمى به راز هاى نهفته در گوناگونى زبان ها و رنگ ها است .

و اختلف ألسنتكم و ألونكم إنّ فى ذلك لأيت للعلمين

مراد از «عالمين» به تناسب موضوع - كه سخن از تفاوت لهجه ها و رنگ ها است - ممكن است دانشمندان زبان شناس و زيست شناس باشد.

72- راز تفاوت زبان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 22 - 7

7 - شكوفايى علم و آگاهى ، راهنماى آدمى به راز هاى نهفته در گوناگونى زبان ها و رنگ ها است .

و اختلف ألسنتكم و ألونكم إنّ فى ذلك لأيت للعلمين

مراد از «عالمين» به تناسب موضوع - كه سخن از تفاوت لهجه ها و رنگ ها است - ممكن است دانشمندان زبان شناس و زيست شناس باشد.

73- عبرت از تفاوت انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 21 - 1

1- خداوند ، فراخوان آدميان براى تأمل و درس آموزى از تفاوت رتبه دنيوى انسانها

انظر كيف فضّلنا بعضهم على بعض

74- عوامل تفاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 32 - 14

14 - برترى برخى از مردم بر برخى ديگر ، نيتجه كار و قابليّت هاى خود آنان است .

و لا تتمنّوا ما فضّل اللّه . .. و للنساء نصيب مما اكتسبن

جمله «للرجال . .. »، تعليل جمله «لا تتمنوا ما فضل اللّه» است و بيانگر آن است كه قابليّت انسانها و كار و تلاش آنان منشأ اين برترى شده است. گفتنى است كه تصريح به «رجال» و «نساء»، اشاره به تفاوت قابليّتها دارد. و گر نه مى فرمود: «للانسان نصيب مما اكتسب».

75- فلسفه تفاوت اقتصادى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 32 - 8

8 - طبقات مختلف اجتماعى و تفاوت سطح زندگى آنان ، در جهت گردش نظام اجتماعى و بهرهورى انسان ها از نيروى خدماتى يكديگر است .

و رفعنا بعضهم . .. بعضًا سخريًّا

76- فلسفه تفاوت روزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 30 - 4

4- تفاوت روزى انسان ها ، تدبير الهى در جهت پرورش و رشد آنان است .

إن ربّك يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر

تأكيد بر ربوبيت الهى در مورد «يبسط» و «يقدر» مى رساند كه اين بسط و تقدير نشأت يافته از ربوبيت اوست (تا چرخ زندگى

بچرخد و انسانها در پرتو اين تفاوت آزمايش شوند و تكامل يابند).

77- قانونمندى تفاوت روزى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 30 - 7

7- تفاوت روزى انسان ها ، بر اساس آگاهى و بينش عميق خداوند به بندگان است .

يبسط الرزق . .. و يقدر إنه كان بعباده خبيرًا بصيرًا

78- مطالعه در تفاوت انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 21 - 1

1- خداوند ، فراخوان آدميان براى تأمل و درس آموزى از تفاوت رتبه دنيوى انسانها

انظر كيف فضّلنا بعضهم على بعض

79- منشأ تفاوت اجتماعى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 32 - 9

9 - تفاوت سطح معيشت و جايگاه اجتماعى انسان ها ، مبتنى بر حكمت و تدبير الهى است .

و رفعنا بعضهم فوق بعض درجت ليتّخذ بعضهم بعضًا سخريًّا

بيان تفاوت سطح زندگى انسان ها همراه با فلسفه آن، نشانگر آن است كه اين كار از روى حكمت صورت گرفته است.

80- منشأ تفاوت اقتصادى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 32 - 9

9 - تفاوت سطح معيشت و جايگاه اجتماعى انسان ها ، مبتنى بر حكمت و تدبير الهى است .

و رفعنا بعضهم فوق بعض درجت ليتّخذ بعضهم بعضًا سخريًّا

بيان تفاوت سطح زندگى انسان ها همراه با فلسفه آن، نشانگر آن است كه اين كار از روى حكمت صورت گرفته است.

81- منشأ تفاوت اقوام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 13 - 19

19 - وجود تفاوت هاى قومى در نسل بشر ، به منظور سهولت شناسايى هر يك ، نمودى از علم و كاردانى خداوند است .

و جعلنكم شعوبًا و قبائل لتعارفوا . .. إنّ اللّه عليم خبير

از ارتباط «إنّ اللّه عليم خبير» با «جعلناكم شعوباً. ..»، مطلب بالا قابل برداشت است.

82- منشأ تفاوت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 55 - 7

7- اعطاى فضيلت بيشتر به برخى از انبيا از جانب خداوند ، بر اساس علم او به شايستگى و لياقت آنان است .

و ربّك أعلم بمن . .. و لقد فضّلنا بعض النبيّن على بعض

83- منشأ تفاوت انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 76 - 24

24- خداوند بر اساس مشيّت خويش ، برترى دهنده برخى از انسان ها بر برخى ديگر و اعطا كننده كمال به بهره مندان از آن

نرفع درجت من نشاء

اساس مشيّت خويش ، برترى دهنده برخى از انسانها بر برخى ديگر و اعطا كننده كمال به بهره مندان از آن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 21 - 2

2- برترى مرتبه برخى انسان ها بر بعضى ديگر و تفاوت مراتب مادى آنان ، در قلمرو اراده الهى است .

فضّلنا بعضهم على بعض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 32 - 7

7 - طبقات اجتماعى و تفاوت سطح زندگى آنان ، بسته به تدبير الهى و تابع تقدير و برنامه ريزى او است .

و رفعنا بعضهم فوق بعض درجت

84- منشأ تفاوت روزى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 30 - 3

3- ربوبيت خدا ، مقتضى مقدر كردن تفاوت روزى براى بندگان است .

إن ربّك يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 27 - 9

9 - تفاوت معيشت انسان ها و لزوم تلاش آنان براى كسب روزى ، تدبير الهى است .

و لو بسط اللّه الرزق لعباده . .. و لكن ينزّل بقدر

85- منشأ تفاوت روزى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 71 - 3

3- اراده خداوند به تفاوت روزى انسان ها ، نشأت يافته از علم او به نياز ها و مصالح واقعى آنهاست . *

إن الله عليم قدير . و الله فضّل بعضكم على بعض فى الرزق

تصريح به اينكه خدا باعث برترى يافتن برخى بر برخى ديگر در روزى است - پس از تذكر به اينكه خدا عالم و قادر است - مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه اين برترى دادنها عالمانه و نشأت يافته از آگاهى خداوند به مصالح و نيازهاى واقعى انسانهاست.

86- منشأ تفاوت سرزمين ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 81 - 6

6- تفاوت سرزمين ها از جهت ارزش ، بركت و توجهات خداوند به آن

إلى الأرض التى بركنا فيها

87- منشأ تفاوت ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 7

7 - درجات متفاوت فرشتگان ، به مقدار عبادت آنان براى پروردگار است .

فالذين عند ربّك يسبّحون له بالّيل و النّهار

برداشت ياد شده بر اين مبنا است كه «عند ربّك» اشاره به برخى از فرشتگان داشته باشد كه از مقام قرب و حضور برخورداراند.

88- نشانه هاى تفاوت اخروى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 21 - 5

5- تفاوت آدميان در برخوردارى از موهبت ها و امكانات دنيا ، نمودى از تفاوت اخروى آنهاست .

انظر كيف فضّلنا بعضهم . .. و للأخرة أكبر درجت

89- وضوح تفاوت خوبى و بدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 34 - 1

1 - مساوى نبودن خوبى و بدى ، امرى روشن و آشكار

و لا تستوى الحسنة و لا السيّئة

90- وضوح تفاوت مؤمنان با مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 11

11 - برابر نبودن زندگى و سرنوشت مشركان با مؤمنان ، امرى روشن در عقل و فطرت آدمى

ضرب اللّه مثلاً رجلاً . .. و رجلاً سلمًا لرجل هل يستويان مثلاً

از آمدن «هل» استفهاميه - كه براى طلب تصديق وضع شده و بيشتر در مواردى به كار مى رود كه مورد تصديق مخاطب قرار دارد - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

25- تفريح

1- تفريح اصحاب يمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 28 - 2

2 - تفرج و تفريح اصحاب اليمين ، در ميان درختان سدر در بهشت

فى سدر مخضود

«فى سدر» خبر براى مبتداى محذوف است; يعنى، «هم فى سدر مخضود». اين جمله به دو گونه معنا مى شود: الف) آنان در ميان درختان سدر به سر مى برند; ب) آنان در سايه درختان سدر به سر مى برند. برداشت ياد شده بر پايه احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 29 - 3

3 - گردش و تفريح اصحاب اليمين ، در ميان درختان پر از ميوه موز در بهشت

و طلح منضود

«و طلح منضود» به تقدير «هم فى طلح منضود» است; يعنى، آنان در ميان درختان ميوه موز به سر مى برند.

2- تفريح در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 28 - 2

2 - تفرج و تفريح اصحاب اليمين ، در ميان درختان سدر در بهشت

فى سدر مخضود

«فى سدر» خبر براى مبتداى محذوف است; يعنى، «هم فى سدر مخضود». اين جمله به دو گونه معنا مى شود: الف) آنان در

ميان درختان سدر به سر مى برند; ب) آنان در سايه درختان سدر به سر مى برند. برداشت ياد شده بر پايه احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 29 - 3

3 - گردش و تفريح اصحاب اليمين ، در ميان درختان پر از ميوه موز در بهشت

و طلح منضود

«و طلح منضود» به تقدير «هم فى طلح منضود» است; يعنى، آنان در ميان درختان ميوه موز به سر مى برند.

3- تفريح در چمنزار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 12 - 7

7- حضور در مراتع و بازى و گردش ، از نياز هاى طبيعى كودكان

و إنا له لنصحون. أرسله معنا غدًا يرتع و يلعب

4- تفريح در ميان درختان سدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 28 - 2

2 - تفرج و تفريح اصحاب اليمين ، در ميان درختان سدر در بهشت

فى سدر مخضود

«فى سدر» خبر براى مبتداى محذوف است; يعنى، «هم فى سدر مخضود». اين جمله به دو گونه معنا مى شود: الف) آنان در ميان درختان سدر به سر مى برند; ب) آنان در سايه درختان سدر به سر مى برند. برداشت ياد شده بر پايه احتمال اول است.

5- تفريح در ميان درختان موز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 29 - 3

3 - گردش و تفريح اصحاب اليمين ، در ميان درختان پر از ميوه موز در بهشت

و طلح منضود

«و طلح منضود» به تقدير «هم فى طلح منضود» است; يعنى، آنان در ميان درختان ميوه موز به سر مى برند.

6- نياز به تفريح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 12 - 5،7

5- نياز يوسف ( ع ) به گردش و بازى و استفاده از خوراكى هاى مراتع ، بهانه برادرانش براى بردن او به صحرا و جدا ساختنش از يعقوب ( ع )

أرسله معنا غدًا يرتع و يلعب

7- حضور در مراتع و بازى و گردش ، از نياز هاى طبيعى كودكان

و إنا له لنصحون. أرسله معنا غدًا يرتع و يلعب

26- تفريط

1- آثار تفريط در حقوق خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 56 - 1،6

1 - كوتاهى در حق خداوند ، موجب حسرت و پشيمانى شديد انسان

أن تقول نفس يحسرتى على ما فرّطت فى جنب اللّه

«حسرت» به معناى پشيمانى شديد است و عبارت «ياحسرتى» در صورتى گفته مى شود كه انسان از انجام و ترك كارى به شدت پشيمان شده و بخواهد آن را اظهار كند. «تفريط» (مصدر «فرّطت») به معناى تقصير و كوتاهى و كلمه «جنب» به معناى جهت و ناحيه است كه در اين آيه كنايه از حق مى باشد. پس «ما فرّطت فى جنب اللّه»; يعنى، آنچه در حق خدا كوتاهى كردم.

6 - تمسخر تعاليم الهى ( قرآن ) ، كوتاهى در حق خدا و موجب حسرت و پشيمانى انسان در دنيا و آخرت است .

أن تقول نفس يحسرتى . .. و إن كنت لمن السخرين

2- آثار تفريط در مصرف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 87 - 19

19 - افراط و تفريط در بهره جويى از مواهب پاكيزه و حلال الهى ، عامل محروميت از محبت خداوند

لاتحرموا . .. و لاتعتدوا إنّ اللّه لايحب المعتدين

3- اجتناب از تفريط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 34

34 - لزوم حفظ اعتدال در امور و پرهيز از افراط و تفريط

سواء السبيل

تعبير به «سواء السبيل» كه به معنى راه ميانه و معتدل است، بيانگر اين است كه اعتدال و ميانه روى، مطلوب خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 19 - 2

2 - لازم است كه در تمامى شؤون زندگى ، اعتدال ، رعايت و از افراط و تفريط پرهيز شود .

و اقصد فى مشيك

احتمال دارد مراد از «اعتدال در مشى» اِتخاذِ روشِ معتدل و ميانه و به دور از هرگونه افراط و تفريط در همه چيز باشد و نه فقط در راه رفتن.

4- اهميت اجتناب از افراط و تفريط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 29 - 7

7- رعايت اعتدال در معيشت و تأمين زندگى و پرهيز از افراط و تفريط در آن ، امرى شايسته و لازم

لاتجعل يدك مغلولة . .. و لاتبسطها كلّ البسط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 28 - 38

38- اعتدال ورزيدن و پرهيز از هرگونه افراط و تفريط در امور خود و ديگران لازم است .

و كان أمره فرطًا

برخى مفسّران گفته اند كه كلمه «فرط» به موارد افراط اختصاص ندارد، بلكه در موارد تفريط نيز استعمال مى شود (ر. ك: البحرالمحيط).

5- تفريط اصحاب الجنة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 28 - 8

8 - باغداران يمنى ، گرفتار جهل و افراط و تفريط

قال أوسطهم ألم أقل لكم لولا تسبّحون

6- تفريط در دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 16

16 - كوتاهى و تفريط در امور دينى و مسؤوليتها، گناه و بارى شوم بر دوش انسان است.

قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها و هم يحملون أوزارهم على ظهورهم ألا ساء ما يزرون

بنابراين كه «ما در «ما فرطنا» موصوله و مرجع براى ضمير «فيها» باشد.

7- تفريط در مصرف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 87 - 17

17 - ناسازگارى ايمان با افراط و تفريط در بهره گيرى از مواهب الهى در دنيا

يايها الذين ءامنوا لاتحرموا . .. و لاتعتدوا

8- تفريط مكذّبان لقاءالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 7

7 - منكران ملاقات پروردگار در قيامت بر تفريط و كوتاهيهاى خويش در دنيا تأسف و حسرت بسيار مى خورند.

حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها

منادا قرار گرفتن حسرت گوياى شدت و عمق ندامت است. ضمناً مرجع ضمير «فيها»، «حيات دنيا» گرفته شده كه مرجعى معنوى است.

9- تفريط مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 31 - 8

8 - منكران معاد در قيامت بر سهل انگارى و بى توجهى خود در مورد قيامت بسيار حسرت و تأسف خواهند خورد.

حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يحسرتنا على ما فرطنا فيها

مرجع ضمير در «فرطنا فيها» مى تواند «الساعة» باشد. و مراد از «الساعة» ممكن است قيامت باشد، در اين صورت معنى جمله چنين مى شود «يا حسرتنا على ما فرطنا فى امر القيامة».

10- عوامل تفريط در حقوق خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 56 - 2

2 - عمل نكردن به تعاليم قرآن ، كوتاهى كردن در حق خداوند است .

و اتّبعوا أحسن ما أُنزل إليكم . .. أن تقول نفس يحسرتى على ما فرّطت فى جنب اللّه

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جمله «أن تقول. ..» يا مفعول له براى جمله «اتّبعوا» است و يا با تقدير لام تعليل و لاى نافيه تعليل براى جمله هاى پيشين («أنيبوا»، «أسلموا» و «اتّبعوا أحسن ما أُنزل») مى باشد. در هر صورت پيام اين آيه چنين مى شود: توبه كنيد، تسليم شويد و از تعاليم قرآن پيروى كنيد، تا دچار حسرت نشويد و احساس نكنيد كه حق خدا را ضايع كرديد.

27- تفسير به رأى

1- اجتناب از تفسير به رأى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 78 - 11

11 - ضرورت پرهيز از تفسير كتاب هاى آسمانى با حدس و گمان

لايعلمون الكتب إلا امانى و إن هم إلا يظنون

2- تفسير به رأى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 - 44

44 - تأويل متشابهات قرآن توسط غير راسخان در علم ، تأويل به رأى است .

و ما يعلم تأويله الاّ اللّه و الراسخون فى العلم

امام رضا (ع): . .. و لا تتأول كتاب اللّه برأيك فان اللّه عز و جل قد قال: «و ما يعلم تأويله الاّ اللّه و الراسخون فى العلم».


عيون اخبارالرضا، ج 1، ص 192، ح 1، ب 14 ; بحارالانوار، ج 11، ص 72، ح 1.

28- تفسير به رأى

1- اجتناب از تفسير به رأى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 78 - 11

11 - ضرورت پرهيز از تفسير كتاب هاى آسمانى با حدس و گمان

لايعلمون الكتب إلا امانى و إن هم إلا يظنون

2- تفسير به رأى قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 - 44

44 - تأويل متشابهات قرآن توسط غير راسخان در علم ، تأويل به رأى است .

و ما يعلم تأويله الاّ اللّه و الراسخون فى العلم

امام رضا (ع): . .. و لا تتأول كتاب اللّه برأيك فان اللّه عز و جل قد قال: «و ما يعلم تأويله الاّ اللّه و الراسخون فى العلم».


عيون اخبارالرضا، ج 1، ص 192، ح 1، ب 14 ; بحارالانوار، ج 11، ص 72، ح 1.