علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 31

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن جلد 31

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- تخلف

1- آثار تخلف از انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 13 - 2

2 - ستم پيشگى اقوام پيشين و ايستادگى در برابر پيامبران ، عامل گرفتار شدن آنان به عذاب استيصال الهى

و لقد أهلكنا القرون من قبلكم لما ظلموا و جاءتهم رسلهم بالبينت و ما كانوا ليؤمنوا

2- آثار تخلف از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 74 - 9

9 - تخلّف از جهاد ، موجب تباهى آخرت

و انّ منكم لمن ليبطّئنّ . .. فليقاتل فى سبيل اللّه الّذين يشرون الحيوة الدّنيا ب

مفهوم جمله «فليقاتل فى سبيل اللّه . .. » اين است كه اگر مسلمانان با وجود شرايط جهاد آن را ترك گويند و تنها به زندگى دنيا بسنده نمايند، آخرت را به دست نياورده اند و در نتيجه آخرت خويش را تباه كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 39 - 3،4،5

3 - تخلف از جنگ با دشمنان اسلام و جامعه اسلامى ، موجب نابودى جامعه اسلامى و سقوط آن *

إلا تنفروا يعذبكم . .. و يستبدل قوماً غيركم

«نفر» به معناى خروج براى امر مهيج و تحريك آميز است كه بيشتر درمورد خروج براى جنگ به كار مى رود و فعل مجزوم «يعذب» و «يستبدل» جواب شرط براى «لاتنفروا» است. بنابراين پيام آيه چنين مى شود: اگر مسلمانان به جنگ نروند عذاب

مى شوند و نابود خواهند شد و مردم ديگرى به جاى آنان خواهند نشست.

4 - فرمان جهاد و شركت همگان در آن ، در جهت منافع مؤمنان و زيان تخلف از جهاد ، تنها متوجه خود آنان است ; نه خداوند .

إلا تنفروا يعذبكم عذاباً أليماً . .. و لا تضروه شيئاً

5 - ترك جهاد و سستى در امر پيكار با دشمن ، زمينه ساز نابودى جامعه و جايگزين شدن جامعه ديگرى به جاى آن

إلا تنفروا يعذبكم عذاباً أليماً و يستبدل قوماً غيركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 11

11 - متخلفان از جنگ تبوك ( منافقان ) ، به تخلف خويش و سوگند هاى دروغينشان ، در جهت هلاكت خود گام برداشتند .

سيحلفون باللّه . .. يهلكون أنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 90 - 6

6 - تخلف بى دليل و غير موجه مسلمان از جنگ ، نشان دروغين بودن ايمان وى به خدا و رسول خداست .

و قعد الذين كذبوا اللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 93 - 8،9

8 - گناه تخلف از وظيفه جهاد ، زمينه مهر شدن قلب انسان

رضوا بأن يكونوا مع الخوالف و طبع اللّه على قلوبهم

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه طبع قلب (مهر شدن) معلول عملكرد خائنانه منافقان باشد نه علت آن.

9 - مهر شدن قلب انسان در نتيجه گناه و تخلف از جهاد ، مايه ناتوان شدن وى از شناخت صحيح حقايق

و طبع اللّه على قلوبهم فهم لا يعلمون

3- آثار تخلف از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 3

3 - تنگ شدن عرصه زندگى بر سه مسلمان متخلف از جنگ تبوك ، در اثر رو به رو شدن با پيامد هاى عمل خطايى كه كرده بودند .

حتى اذا ضاقت عليهم الأرض بما رحبت

4- آثار تخلف از معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 4 - 5،6

5 - كمترين كوتاهىِ معاهدين در عمل به مواد و شرايط پيمان عدم تعرض ، نقض پيمان است .

إلا الذين عهدتم من المشركين ثم لم ينقصوكم شيئاً

6 - تهديد مشركان معاهد صدر اسلام به لغو پيمان عدم تعرض مسلمانان با آنان در صورت مشاهده كمترين كوتاهى در عمل به مواد آن و مشاهده هر گونه كمك به دشمنان اسلام

ثم لم ينقصوكم شيئاً و لم يظهروا عليكم أحداً

5- آثار تخلف اقتصادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 183 - 5

5 - نادرستى روابط اقتصادى ، سبب فراگيرى فساد و تباهى در جامعه

أوفوا الكيل . .. و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه جمله «و لاتعثوا. ..» عطف تفسيرى بر جمله پيشين باشد.

6- آثار تخلف منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 84 - 10

10 - افشاى كامل چهره منافقان و اتخاذ مواضع شديد عليه آنان ، از تبعات تخلف آنان از جنگ تبوك

و لاتصل على أحد منهم

7- اوّلين تخلف متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 14

14 - وقوع اولين تخلف منافقان از جهاد در جنگ تبوك *

رضيتم بالقعود أول مرّة

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه تخلف منافقان در جنگ تبوك، اولين تخلف آنان بوده و «أول مرّة» ناظر به اين معنا باشد.

8- تخلف از احكام جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 190 - 3،8

3 - تجاوز از مقررات و احكام جهاد ، حرام است .

و قتلوا فى سبيل اللّه . .. و لاتعتدوا

8 - مجاهدان ، در صورتى كه از حدود الهى در جنگ تجاوز كنند و يا حقوق دشمنان را رعايت ننمايند ، از محبت خداوند محروم خواهند شد .

إن اللّه لايحب المعتدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 193 - 9

9 - متجاوزان از مقررات جنگ ، بايد مجازات شوند . *

فلا عدون إلا على الظلمين

9- تخلف از جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 72 - 7

7 - خوشحالى به خاطر شركت نجستن در جنگ به همراهى رسول خدا و مصون ماندن از پيامد هاى مصيبت بار آن ، شرك است .

فان اصابتكم مصيبة قال قد انعم اللّه علىّ اذ لم اكن معهم شهيداً

امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: ... ولو ان اهل السماء و الارض قالوا قد انعم الله عليّ اذ لم اكن مع رسول الله (صلی الله علیه و آله) لكانوت بذلك مشركين ... .

مراد از شرك خروج از اسلام نيست بلكه پيروى از شيطان است كما اينكه رواياتى در اصول كافى بيانگر اين مطالب است.


تفسير عياشى، ج 1، ص 257، ح 191 ; نورالثقلين، ج 1، ص 516، ح 398 ; تفسير برهان، ج 1، ص 393، ح 2، 3 و 4.

10- تخلف از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 74 - 6

6 - تخلف از جهاد ، نتيجه ارزيابى غلط از دنيا و آخرت

فليقاتل فى سبيل اللّه الّذين يشرون الحيوة الدّنيا بالاخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 16 - 10

10 - سر باز زدن از شركت در ميدان هاى نبرد ، برقرارى روابط پنهانى با دشمنان و در ميان نهادن اسرار مسلمانان با آنان ، از نشانه هاى ضعف ايمان

أم حسبتم أن تتركوا و لما يعلم اللّه الذين جهدوا منكم و لم يتخذوا من دون اللّه و

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 38 - 12

12 - ترك جهاد و سستى در پيكار با دشمنان دين ، نشانه دنياطلبى و دلبستگى به زندگى دنيوى است .

ما لكم إذا قيل لكم انفروا فى سبيل اللّه . .. أرضيتم بالحيوة الدنيا من الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 41 - 3

3 - مشكلات و دشوارى هاى زندگى - هر چند بسيار باشد - نمى تواند بهانه اى براى تخلف از جهاد قرار گيرد .

انفروا خفافاً و ثقالا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 86 - 10

10 - گريز از جهاد با وجود داشتن قدرت و تمكن ، نشانه نفاق است .

استئذنك أولوا الطول منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 87 - 3

3 - تخلف و فرار از جهاد ، نشانه ضعف روحى و به دور از روحيه مردانگى است .

رضوا بأن يكونوا مع الخوالف

آيه دربردارنده توبيخ است و خداوند، منافقان را به خاطر تن دادن به همنشينى زنان و خانه نشينان، مذمت كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 95 - 11

11 - تخلف از جهاد و سوگند دروغ ، علامت نفاق و نشانه پليدى است .

يعتذرون إليكم . .. سيحلفون باللّه ...إنهم رجس

11- تخلف از رهبران دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 120 - 5

5 - ممنوعيت تخلف از فرمان رهبر جامعه اسلامى در همه اعصار

ما كان لأهل المدينة و . .. أن يتخلفوا عن رسول اللّه

با توجه به اينكه آيات قبل در زمينه جهاد بود و فرمان جهاد حكمى مربوط به حكومت اسلامى است، مى توان استفاده كرد كه لزوم تبعيت از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در واقع به معناى لزوم تبعيت از حاكم الهى است و نام رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از آن جهت ذكر شده كه آن حضرت حاكم جامعه اسلامى بوده است.

12- تخلف از كفاره ظهار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 3 - 10

10 - تخلف كنندگان از كفّاره ظهار ، مورد تهديد خداوند به كيفر و مجازات

فتحرير رقبة . .. و اللّه بما تعملون خبير

جمله «و اللّه بما تعملون. ..» پيامدار اين حقيقت است كه ظهاركننده، بايد بداند كه در صورت تخلف و فرار از دادن كفّاره ظهار، خداوند به عمل او آگاهى داشته و سزاى وى را خواهد داد.

13- تخلف از وعده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 194 - 21

21 - خداوند ، هرگز از وعده هاى خويش تخلف نمى كند .

انّك لا تخلف الميعاد

14- تخلف باديه نشينان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 1

1 - تخلّف برخى از اعراب باديه نشين در سفرِ منتهى به صلح حديبيه ، از همراهى و يارى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

سيقول لك المخلّفون من الأعراب

با توجه به اين كه آيات پيشين درباره «فتح مبين» (صلح حديبيه) بود; استفاده مى شود كه تخلّف اين گروه از اعراب، در رابطه با

همين سفر است كه به صلح حديبيه منتهى گشت.

15- تخلف كعب ابن اشرف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 21

21 - « عن على بن ابى حمزة عن ابى عبداللّه ( ع ) قال : سئلته عن قول اللّه « و على الثلاثة الذين خلّفوا » قال : كعب و مرارة بن الربيع و هلال بن اميّه . . . » ;

على بن ابى حمزه گويد: از امام صادق (ع) درباره قول خدا «و على الثلاثة . .. » پرسيدم: اين سه نفر چه كسانى هستند، فرمود: كعب، مرارة بن ربيع و هلال بن اميّه».

16- تخلف متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 1

1 - تخلف سه نفر از مسلمانان ، از حضور يافتن در جنگ تبوك

و على الثلثة الذين خلّفوا

17- تخلف مرارة بن ربيع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 21

21 - « عن على بن ابى حمزة عن ابى عبداللّه ( ع ) قال : سئلته عن قول اللّه « و على الثلاثة الذين خلّفوا » قال : كعب و مرارة بن الربيع و هلال بن اميّه . . . » ;

على بن ابى حمزه گويد: از امام صادق (ع) درباره قول خدا «و على الثلاثة . .. » پرسيدم: اين سه نفر چه كسانى هستند، فرمود: كعب، مرارة بن ربيع و هلال بن اميّه».

18- تخلف منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 14

14 - وقوع اولين تخلف منافقان از جهاد در جنگ تبوك *

رضيتم بالقعود أول مرّة

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه تخلف منافقان در جنگ تبوك، اولين تخلف آنان بوده و «أول مرّة» ناظر به اين معنا باشد.

19- تخلف منافقان از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 45 - 1

1 - تنها مردمان بى ايمان ( منافقان ) ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) اجازه ترك جهاد مى طلبيدند .

إنما يستئذنك الذين لايؤمنون باللّه و اليوم الأخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 47 - 2

2 - عدم شركت بى ايمان ها و سست باوران ( منافقان ) در جنگ تبوك ، به خير و صلاح مؤمنان بود نه مايه ضرر آنان .

لو خرجوا فيكم ما زادوكم إلا خبالا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 50 - 4

4 - مباهات و اظهار شادمانى منافقان به رأى صائب خويش مبنى بر ترك جهاد ، در صورت مواجه شدن مسلمانان با شكست و مشكلات جنگ

و إن تصبك مصيبة يقولوا قد أخذنا أمرنا من قبل و يتولوا و هم فرحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 11

11 - گرمى هوا ، بهانه منافقان صدر اسلام براى تخلف از جنگ و دستاويزى براى تبليغ و بازداشتن از شركت ديگران در جهاد

و قالوا لاتنفروا فى الحر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 88 - 4

4 - سستى و تخلف منافقان از جهاد ، در روحيه محكم و مصمم پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان راستين تأثيرى نداشت .

رضوا . .. لكن الرسول ... جهدوا

20- تخلف منافقان از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 43 - 5

5 - إخبار خداوند به عزم قطعى برخى افراد ( منافقان ) بر تخلف از جنگ تبوك ( حتى در صورت عدم دريافت اذن از پيامبر (صلی الله علیه و آله) )

و سيحلفون باللّه لو استطعنا لخرجنا . .. لم أذنت لهم حتى يتبين لك الذين صدقوا و ت

از اظهار ناتوانى منافقان براى جهاد و تذكر خداوند به دروغ بودن اين اظهار، استفاده مى شود كه آنان تصميم بر تخلف از جنگ داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 1،2

1 - تخلف منافقان از شركت در جنگ تبوك

فرح المخلفون بمقعدهم خلف رسول اللّه

اين بخش از آيات مربوط به جنگ تبوك و تخلف منافقان از شركت در آن است.

2 - خوشحالى و احساس موفقيت منافقان از شركت نكردن در جنگ تبوك

فرح المخلفون بمقعدهم خلف رسول اللّه

21- تخلف ناپذيرى وعيدهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 97 - 8

8 - تخلف ناپذير بودن برخى از تهديد ها و وعيد هاى خداوند

موعدًا لن تخلفه

«لن تخلفه» مجهول است و فاعل بيان نشده آن خداوند است.

22- تخلف وعده ابليس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 22 - 27

27- « قال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : إذا جمع الله الأولين و الأخرين و قضى بينهم و فرغ من القضاء . . . الكافرون . . . يأتون إبليس فيقولون : . . . قم أنت فاشفع لنا فإنك أنت أضللتنا فيقوم إبليس . . . و يقول عند ذلك : « إن الله وعدكم وعد الحق و وعدتكم فاخلفتكم . . . » ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده است كه فرمود: آن گاه كه خداوند اولين و آخرين انسانها را جمع كرد و ميان آنان حكم نمود و از

حكم كردن فارغ شد . .. كافران ... نزد ابليس آيند و گويند:... تو برخيز و براى ما شفاعت كن; پس همانا تنها تو ما را گمراه كردى. پس ابليس مى ايستد ... و در اين هنگام مى گويد: «إن الله وعدكم وعد الحق و وعدتكم فاخلفتكم...».

23- تخلف هلال بن اميه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 21

21 - « عن على بن ابى حمزة عن ابى عبداللّه ( ع ) قال : سئلته عن قول اللّه « و على الثلاثة الذين خلّفوا » قال : كعب و مرارة بن الربيع و هلال بن اميّه . . . » ;

على بن ابى حمزه گويد: از امام صادق (ع) درباره قول خدا «و على الثلاثة . .. » پرسيدم: اين سه نفر چه كسانى هستند، فرمود: كعب، مرارة بن ربيع و هلال بن اميّه».

24- تداوم تخلف متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 9

9 - إخبار خداوند به بى اساس بودن عذرتراشى متخلفان از جنگ تبوك به دليل ادامه داشتن كجروى ها و تخلفات آنان در آينده

قل لا تعتذروا لن نؤمن لكم . .. و سيرى اللّه عملكم

جمله «سيرى اللّه . .. » مى تواند بيانگر علت عدم پذيرش عذر متخلفان باشد ; يعنى، عملكرد خلاف اينان در آينده، خود بهترين گواه بر نادرستى معذرت جويى آنان خواهد بود.

25- توجيه تخلف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 62 - 9

9 - توجيه خلافكارى ها بر مبناى دروغ ، نمودى از انفاق

يريدون ان يتحاكموا . .. ان اردنا الّا احساناً و توفيقاً

26- جرم تخلف از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 82 - 6

6 - تخلف از جهاد و فرمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و اخلال در بسيج و تجهيز سپاه اسلام ، جرمى است بزرگ .

خلف رسول اللّه . .. قالوا لاتنفروا ... قل نار جهنم ... جزاء بما كانوا يكسبون

27- زمينه تخلف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 64 - 11

11- نسيان ، از آفات مديريت و زميه ساز بروز كاستى ها ، خطا ها و تخلفات است .

و ما نتنزّل إّلا بأمر ربّك . .. و ما كان ربّك نسيًّا

به كسى كه سياست گذار و مدبّر امور كسى باشد «ربّ» گفته مى شود (برگرفته از مصباح).

28- زمينه تخلف از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 24 - 1

1 - عواطف خويشاوندى ( علاقه به پدر ، فرزند ، برادر ، همسر و خويشاوندان ) و امكانات مادى ( مال ، شغل و مسكن ) زمينه هاى انحراف انسان و روى گردانى وى از فرمان خدا و رسول و ر ها كردن جهاد

قل إن كان ءاباؤكم . .. و أموال اقترفتموها ... أحب إليكم من اللّه و رسوله و جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 86 - 8

8 - تمكن و ثروت ، زمينه عافيت طلبى منافقان و گريز آنان از جهاد

استئذنك أولوا الطول منهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 93 - 5

5 - ثروت و توانمندى ، زمينه راحت طلبى ، ذلت پذيرى و روى گردانى انسان از جهاد *

يستئذنونك و هم أغنياء

29- عوامل تخلف از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 73 - 4

4 - دنيامدارى ، عاملى براى تخلّف از جهاد و دوگانگى در برخورد ، به هنگام شكست و پيروزى

قد انعم اللّه علىّ اذ لم اكن معهم شهيدا . .. يا ليتنى كنت معهم معهم فافوز

جمله «يا ليتنى . .. » و «قد انعم اللّه ... »، بيانگر اين معناست كه به چنگ آوردن متاع دنيا و يا از دست دادن آن، تعيين كننده خط مشى سست عنصران متخلف از جهاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 20

20 - ترس از غير خدا ، از عوامل بازدارنده مردم از جهاد

يخشون النّاس كخشية اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 2

2 - دورنماى مشقت آميز و به دور از منافع مادى جنگ تبوك ، در نظر برخى از مسلمانان صدر اسلام ، عامل امتناع آنان از حضور در جنگ

لو كان عرضاً قريباً و سفراً قاصداً لاتبعوك و لكن بعدت عليهم الشقة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 81 - 16

16 - بى اعتقادى منافقان به قيامت و عدم درك آن نسبت به حوادث و حقايق آن ، مايه تخلف آنان از جهاد

لو كانوا يفقهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 83 - 8

8 - نفاق ، بازدارنده انسان از جهاد در راه خدا و همگامى با رهبر الهى

فقل لن تخرجوا معى أبداً و لن تقتلوا معى عدواً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 86 - 9

9 - ثروت فراوان ، زمينه گرايش انسان به عافيت طلبى و موجب تن دادن به ذلت و خوارى و ترك فريضه جهاد

و إذا أنزلت سورة . . و جهدوا مع رسوله استئذنك أولوا الطول منهم

30- عوامل تخلف از غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 2

2 - دورنماى مشقت آميز و به دور از منافع مادى جنگ تبوك ، در نظر برخى از مسلمانان صدر اسلام ، عامل امتناع آنان از حضور در جنگ

لو كان عرضاً قريباً و سفراً قاصداً لاتبعوك و لكن بعدت عليهم الشقة

31- عوامل تخلف متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 6

6 - ادعاى سرگرمى به مال و خانواده ، بهانه تخلّف اعراب از همراهى باپيامبر (صلی الله علیه و آله)

سيقول لك المخلّفون من الأعراب شغلتنا أمولنا و أهلونا

32- فرعون و تخلف وعده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 58 - 7

7 - فرعون به موسى ( ع ) اطمينان داد كه او و يارانش ، از حضور در ميعادگاه تخلف نخواهند ورزيد .

موعدًا لانخلفه نحن

33- فرعونيان و تخلف وعده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 58 - 7

7 - فرعون به موسى ( ع ) اطمينان داد كه او و يارانش ، از حضور در ميعادگاه تخلف نخواهند ورزيد .

موعدًا لانخلفه نحن

34- كيفر تخلف از اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 51 - 15،16

15 - انحراف از روش ترسيم شده از سوى خدا براى زندگى ، درپى دارنده مجازات الهى

إنّى بما تعملون عليم

16 - همه مردم - حتى پيامبران - در معرض كيفر هاى الهى در صورت تخلف از دستورات او

يأيّها الرسل . .. إنّى بما تعملون عليم

35- كيفر تخلف از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 42 - 10

10 - پيامد هلاكت بار سرباز زدن از فريضه جهاد در راه خدا ، دامنگير خود متخلفان است .

لو استطعنا لخرجنا معكم يهلكون أنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 93 - 1

1 - گناه و كيفر تخلف از جهاد ، تنها متوجه كسانى است كه على رغم توانمندى ، از آن روى برگردانند .

إنما السبيل على الذين يستئذنونك و هم أغنياء

36- گناه تخلف از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 93 - 1،8

1 - گناه و كيفر تخلف از جهاد ، تنها متوجه كسانى است كه على رغم توانمندى ، از آن روى برگردانند .

إنما السبيل على الذين يستئذنونك و هم أغنياء

8 - گناه تخلف از وظيفه جهاد ، زمينه مهر شدن قلب انسان

رضوا بأن يكونوا مع الخوالف و طبع اللّه على قلوبهم

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه طبع قلب (مهر شدن) معلول عملكرد خائنانه منافقان باشد نه علت آن.

37- مجازات تخلف از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 91 - 13

13 - اشخاص معذور از جهاد ، در صورت خيرخواهى براى دين و رهبر جامعه اسلامى ، مصون از عذاب و كيفر تخلف از جنگ

الذين كفروا منهم عذاب أليم . .. ما على المحسنين من سبيل

38- منشأ تخلف باديه نشينان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 12 - 3

3 - ترس از مرگ ، عامل اصلى تخلّف اعراب از همراهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در سفر حديبيه

بل ظننتم أن لن ينقلب الرسول و المؤمنون إلى أهليهم أبدًا

39- موانع تخلف از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 44 - 7

7 - تقوا ، مانع تخلف از جهاد با مال و جان

لايستئذنك الذين يؤمنون . .. أن يجهدوا ... و اللّه عليم بالمتقين

40- موانع تخلف اقتصادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 184 - 4

4 - تقوا و ايمان به خداى يگانه ، بازدارنده انسان از فساد و روابط ناسالم اقتصادى است .

و لاتكونوا من المخسرين . .. و لاتبخسوا الناس أشياءهم و لاتعثوا فى الأرض مفسدين .

توصيه شعيب(ع) به رعايت تقواى الهى و توجه به خداى يگانه - پس از نهى از كم فروشى، برقرارى روابط ناسالم اقتصادى و فسادانگيزى در جامعه - مى تواند حاكى از مطلب ياد شده باشد.

41- نهى از تخلف اقتصادى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 183 - 3

3 - نهى شعيب ( ع ) از فسادانگيزى در جامعه و چپاول گرى اقتصادى

و لاتعثوا فى الأرض مفسدين

«عُثُوّ» (مصدر «تعثوا») به افساد و تخريب بيش از حد گفته مى شود. بنابراين قيد «مفسدين» حال تأكيدى براى فاعل«تعثوا» است.

2- تدبر

1- آثار تدبر در آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 63 - 3

3 - تدبر در پديده هاى طبيعت ، رمينه ره يابى انسان به توحيد و يكتاپرستى

ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء

2- آثار تدبر در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 6،11

6 - فهم و درك صحيح قرآن ، نيازمند به تدبر و انديشيدن است .

كتب . .. ليدّبّروا ءايته

11 - تدبر و انديشه كردن در قرآن ، زمينه بيدارى و پندگيرى از آن كتاب الهى است .

كتب . .. ليدّبّروا ... و ليتذكّر

با توجّه به تقدم ذكر تدبر در قرآن بر بيدارى و پندپذيرى از آن، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 82 - 6

6 - تدبّر در قرآن ، زمينه برطرف شدن نفاق و ضعف ايمان

و يقولون طاعة . .. افلا يتدبّرون القران

ترغيب منافقان و مسلمانان ضعيف الايمان به تدبر در قرآن مى تواند به منظور ارائه رهنمودى براى برطرف شدن نفاق و ضعف

ايمان آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 68 - 3

3 - تأمل در آيات قرآن ، زداينده هر گونه ترديد در الهى و آسمانى بودن آن

أفلم يدّبّروا القول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 24 - 4

4- انديشه و تدبّر انسان ، در قرآن ، مانع كفر است .

فأصمّهم و أعمى أبصرهم . أفلايتدبّرون القرءان

از لحن «أفلايتدبّرون»، استفاده مى شود كه اگر آنان به راستى در قرآن تدبّر مى كردند، در برابر دستورات حق كر و كور نبوده و موضع نمى گرفتند.

3- آثار تدبر در قصه ايوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 41 - 3

3 - تدبر در سرگذشت ايوب ( ع ) ، مايه تقويت نيروى صبر و شكيبايى در برابر مشكلات

و اذكر عبدنا أيوب إذ نادى ربّه أنّى مسّنى الشيطن بنصب و عذاب

ابتلاى ايوب(ع) به مشكلات و رنج هاى طاقت فرسا و صبر و شكيبايى او، مهم ترين بخش سرگذشت آن حضرت است. بنابراين يادآورى آن، مى تواند سبب دميدن روح مقاومت و شكيبايى در انسان گرفتار گردد.

4- آثار تدبر در كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 12 - 13

13- تدبر و تأمل در كتاب هاى آسمانى ، زمينه و شرطى لازم براى برخوردارى از حكمت و علم

ييحيى خذ الكتب بقوّة و ءاتينه الحكم صبيًّا

جمله و «آتيناه» نمى تواند بدون ارتباط معنايى با «خذ الكتاب بقوّة» باشد. بعيد به نظر نمى رسد كه مفاد «خذ الكتاب» زمينه اى براى «آتيناه الحكم» باشد.

5- اهميت تدبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 21 - 1

1- خداوند ، فراخوان آدميان براى تأمل و درس آموزى از تفاوت رتبه دنيوى انسانها

انظر كيف فضّلنا بعضهم على بعض

6- اهميت تدبر در آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 5 - 2

2 - نظام عالى آسمان ، جلوه گاه عظمت خداوند و شايان تأمل و تدبر

و السقف المرفوع

سوگند، همواره به امور مهم تعلق مى گيرد و خداوند با سوگند به آسمان رفيع، بشر را به اهميت آن متوجه ساخته است.

7- اهميت تدبر در آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 6 - 7

7 - لزوم مطالعه و تدبر در پديده هاى جهان آفرينش ، براى شناخت خدا و ربوبيت او

إن فى اختلف الّيل و النهار و ما خلق اللّه فى السموت و الأرض لأيت

8- اهميت تدبر در آيات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 7

7 - لزوم تدبر و انديشيدن در آيات قرآن

كتب . .. ليدّبّروا ءايته

9- اهميت تدبر در حقانيت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 52 - 1

1 - لزوم تأمل و تدبر انسان ، درباره حقانيت قرآن و پرهيز از مخالفت عجولانه با آن

قل أرءيتم إن كان من عند اللّه ثمّ كفرتم به من أضلّ

10- اهميت تدبر در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 11 - 9

9 - خداوند ، تشويق كننده و فراخوان عالمان و دانشمندان به تحقيق و تدبر در قرآن و بهره گيرى از معارف آن

و نفصل الأيت لقوم يعلمون

ذكر «لقوم يعلمون» در پى بيان تفصيل و تبيين معارف قرآن، تشويقى است الهى براى اهل علم و دانش، جهت بهره گيرى از كتاب خداوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 127 - 11

11 - لزوم ژرف نگرى در آيات قرآن و پرهيز از برخورد سطحى با پيام هاى الهى ( وحى )

بأنهم قوم لا يفقهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 68 - 4

4 - لزوم تدبر در آيات و معارف قرآن

أفلم يدّبّروا القول

11- اهميت تدبر در وحى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 24 - 2

2- خداوند ، خواهان تدبّر انسان در حقايق وحى و نه برخورد سطحى با آن

أفلايتدبّرون القرءان

12- تدبر در تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 11 - 1

1 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) مأمور ترغيب مردم به سير در زمين و تدبر در سرانجام تكذيب كنندگان پيامبران الهى

قل سيروا فى الأرض ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين

13- تدبر در دريا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 6 - 2

2 - درياى خروشان جلوه اى از عظمت و قدرت الهى و شايان تأمل و انديشه

و البحر المسجور

«سجر» (شعلهور كردن) گاهى استعاره از التهاب و خروشيدن است (مفردات راغب). بنابراين «بحر مسجور»; يعنى، درياى خروشان. گفتنى است كه با توجه به اين كه سوگند، همواره به امور مهم و در خور تأمل تعلق مى گيرد، خداوند با سوگند به درياى خروشان، بشر را به عظمت و قابل تأمل و تدبر بودن آن توجه داده است.

14- تدبر در فرجام برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 7 - 2

2- خداوند ، انسان ها را به تأمل در سرگذشت يوسف ( ع ) و برادرانش ترغيب كرده است .

لقد كان فى يوسف و إخوته ءايت للسائلين

حرف لام در «لقد» نشانه قسم مقدر و «قد» نيز براى تأكيد است. هدف از تأكيد و سوگند خداوند بر اينكه در داستان يوسف و برادرانش آياتى براى پرسش كنندگان است ، ترغيب انسانها به تأمل در آن داستان مى باشد.

15- تدبر در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 29 - 4

4 - قرآن ، براى تدبر و انديشه است .

كتب أنزلنه إليك مبرك ليدّبّروا ءايته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 82 - 1،14

1 - ضرورت و لزوم تدبّر و انديشه عميق در قرآن

افلا يتدبّرون القران

انديشه و تأمل مداوم در يك چيز را تدبّر مى گويند كه از آن به «انديشه عميق» تعبير شده است.

14 - پندار وجود اختلاف در قرآن ، نتيجه نگرش سطحى و عدم تدبّر در آن

افلا يتدبّرون القران و لو كان من عند غير اللّه لوجدوا فيه اختلافاً كثيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 75 - 19

19 - لزوم تأمل و انديشه در چگونگى استدلال هاى قرآن

انظر كيف نبين لهم الايت

كلمه «نظر» به معناى دقت كردن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 24 - 5

5- مفاهيم عالى قرآن ، قابل درك و تدبّر براى انسان

أفلايتدبّرون القرءان

تعبير «أفلايتدبّرون»، همگان را به تدبّر در قرآن برمى انگيزاند. اين انگيزش از سوى خداوند، مبتنى بر اين است كه حقايق قرآن براى بشر، قابل درك و استفاده باشد.

16- تدبر در قصه اصحاب فيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 1 - 7

7 - داستان اصحاب فيل و كيفر ديدن آنان ، حادثه اى عبرت آموز و شايسته تدبر

ألم تر كيف

17- تدبر درقصص قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 99 - 6

6 - لزوم تدبّر و انديشه كردن در داستان هاى قرآن ، براى متذكّر شدن و درس آموختن

نقصّ عليك من أنباء . .. ذكرًا

18- تدبر مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 17 - 9

9 - وجود هميشگى مؤمنانى كه با تدبر در قرآن ، از رهنمود هاى آن بهره مى گيرند .

قد بيّنا لكم الأيت لعلّكم تعقلون

به كارگيرى «لعلّ» - كه براى بيان اميد است - نشان مى دهد كه زمين هرگز از وجود مؤمنانى كه از قرآن استفاده كنند، خالى نمى شود.

19- تشويق به تدبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 11 - 1

1 - پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) مأمور ترغيب مردم به سير در زمين و تدبر در سرانجام تكذيب كنندگان پيامبران الهى

قل سيروا فى الأرض ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين

20- تشويق به تدبر در قصه يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 7 - 2

2- خداوند ، انسان ها را به تأمل در سرگذشت يوسف ( ع ) و برادرانش ترغيب كرده است .

لقد كان فى يوسف و إخوته ءايت للسائلين

حرف لام در «لقد» نشانه قسم مقدر و «قد» نيز براى تأكيد است. هدف از تأكيد و سوگند خداوند بر اينكه در داستان يوسف و برادرانش آياتى براى پرسش كنندگان است ، ترغيب انسانها به تأمل در آن داستان مى باشد.

21- دعوت به تدبر در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 68 - 2

2 - فراخوانده شدن كافران به تدبر و انديشه در آيات قرآن و پرهيز از داورى هاى نسنجيده درباره آن

أفلم يدّبّروا القول

3- تدبير خدا

1- آثار تدبير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 2 - 20

20- توان خداوند بر آفرينش هستى و تدبير امور آن ، دليل توانايى او بر ايجاد قيامت است .

الله الذى رفع السموت . .. يفصل الأيت لعلكم بلقاء ربكم توقنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 76 - 4

4- همه پديده هاى جهان بدون امداد و تدبير خداوند ، ناتوان از سامان دادن به امور و ارائه راه خير و كمالند .

لايقدر على شىء . .. أينما يوجّهه لايأت بخير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 93 - 3

3- يك دست نبودن همه انسان ها در عقيده و رفتار و وجود تفاوت ميان آنان ، بر اساس خواست و تدبير الهى است .

و لو شاء الله لجعلكم أُمّة وحدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 79 - 1

1 - پيدايش نسل انسان در گستره زمين ، تنها به اراده و تدبير خداوند

و هو الذى ذرأكم فى الأرض و إليه تحشرون

«ذرء» (مصدر «ذرأ») به معناى پديد آوردن و پراكندن است. «تحشرون» - به قرينه «إليه» - متضمن معناى «ترجعون» و «حشر» (مصدر مجهول «تحشرون») به معناى جمع و گردآورى شدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 80 - 4

4 - حيات و مرگ انسان ها ، تنها به اراده و تدبير خداوند

و هو الذى يحى و يميت

برداشت فوق، بر اين اساس است كه مفعول محذوف، ضمير خطاب به انسان ها باشد; يعنى، «يحييكم و يميتكم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 81 - 1

1 - مرگ و حيات مجدد انسان به دست خدا و براساس تدبير او است .

و الذى يميتنى ثمّ يحيين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 166 - 5

5 - همسرى و زوجيت مرد با زن ، به تدبير الهى و جلوه اى از ربوبيت او است .

خلق لكم ربّكم من أزوجكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 62 - 5

5 - تسلط انسان بر زمين و بهره گيرى گسترده وى از نعمت هاى آن ، تدبيرى الهى و نشان دهنده الطاف خداوند در حق وى

و يجعلكم خلفاء الأرض

اسناد «جعل» به خداوند، براى يادآورى اين واقعيت است كه اگر شما بر گرده زمين سواريد و از آن سود مى جوييد، امرى اتفاقى نيست; بلكه در آن رموز و مناسبات زيادى به كار رفته كه همه وابسته به تدبير خداوند است و بر اين اساس است كه قادر به تصرف در زمين و تسلط بر آن هستيد. تعبير «خلفاء الأرض» اشاره به همين تصرف و تسلط دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 63 - 1،3

1 - راهيابى انسان ، در ظلمات بيابان و دريا ، به هدايت و تدبير خداوند

أمّن يهديكم فى ظلمت البرّ و البحر

3 - ارسال باد هاى مژده دهنده باران ، نمودى ديگر از تدبير خداى يگانه

و من يرسل الريح بشرًا بين يدى رحمته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 18

18 - مركزيت يافتن مكه براى تجارت و اقتصاد ، نمودى از تدبير الهى براى تأمين رزق ساكنان آن بود .

يجبى إليه ثمرت كلّ شىء رزقًا من لدنّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 20 - 2

2 - قرار داشتن نظام آسمان ها و زمين در خدمت منافع انسان ، به اراده و تدبير خدا است .

ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما فى السموت و ما فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 41 - 2

2 - نظم كنونى آسمان ها و زمين در بقا ، همانند مرحله آغازين خود ، نيازمند به اراده و تدبير خداوند است .

إنّ اللّه يمسك السموت و الأرض . .. إن أمسكهما من أحد من بعده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 37 - 3

3 - نظام حاكم بر شب و روز و توالى نور و ظلمت بر زندگى اهل زمين ، به تقدير و تدبير خدا است .

و ءاية لهم الّيل نسلخ منه النهار فإذا هم مظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 38 - 5

5 - حركت خورشيد بر مدارى مشخص و سمت و سوى قرارگاه ويژه خود ، به تقدير و تدبير خداوند است .

و الشمس تجرى لمستقر لها ذلك تقدير العزيز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 182 - 9

9 - تدبير همه عالم هاى هستى از سوى خداوند ، دليل اختصاص همه ستايش ها به او است .

الحمد للّه ربّ العلمين

برداشت ياد شده از آن جا است كه «ربّ العالمين» به منزله تعليل براى «الحمد للّه» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 42 - 13

13 - « زندگى و مرگ » و « خواب و بيدارى » انسان ها ، تحت تدبير خداوند قرار دارد .

اللّه يتوفّى الأنفس حين موتها و الّتى لم تمت فى منامها . .. و يرسل الأُخرى إلى أ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 20 - 6

6 - برخوردارى دنياطلبان از بخشى از موهبت هاى دنيايى ، به اراده و تدبير خداوند است و نه خارج از قدرت و خواست او .

يرزق من يشاء و هو القوىّ . .. من كان يريد حرث الدنيا نؤته منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 36 - 10

10 - مديريت يگانه خداوند بر جهان ، جلوه اى از جمال هستى و شايسته حمد و ستايش

فللّه الحمد ربّ السموت و ربّ الأرض ربّ العلمين

ذكر وصف «ربّ السماوات و. ..» در پى تأكيد بر ربوبيت عام، فراگير و يگانه خداوند، مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه گردش نظام هستى با مديريت واحد، خود جمال و زيبايى ديگرى براى هستى است و در نتيجه خالق و مدير هستى، شايسته حمد و سپاس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 16 - 6

6 - جنگ هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) با مشركان و معارضان ، تحت تدبير و هدايت خداوند

سيقول المخلّفون . .. قل لن تتّبعونا كذلكم قال اللّه من قبل ... قل للمخلّفين

در اين مجموعه آيات، همواره خداوند از برنامه هاى آينده خبر داده است و بدين وسيله تكليف مسلمانان را روشن ساخته و در هر مقطعى مسائل عمده آن را مشخص كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 24 - 1

1 - رخداد صلح حديبيه و باز نشدن دست مكيان و مؤمنان عليه يكديگر ، تنها به تدبير و اراده الهى

و هو الذى كفّ أيديهم عنكم و أيديكم عنهم ببطن مكّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 7 - 1،4

1- گستردگى زمين و آمادگى آن براى زندگى انسان ، به تدبير و اراده الهى است .

و الأرض مددنها و ألقينا فيها روسى

4- رويش گياهان بهجت آفرين در زمين ، به تدبير الهى و آيتى خداوندى است .

و أنبتنا فيها من كلّ زوج بهيج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 47 - 7

7 - نظام آسمان ها ، همچنان در حال گسترش ، به تدبير و اراده خداوند

و السّماء بنينها بأييْد و إنّا لموسعون

«لموسعون» - چنانكه برخى گفته اند - مى تواند بدين معنا باشد كه ما آسمان را بنا نهاديم و همچنان بر وسعت و گستردگى آن

مى افزاييم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 48 - 1،2

1 - گستردگى زمين و آمادگى آن براى آسايش بشر ، به تدبير و اراده خداوند

و الأرض فرشنها

«فرش» (مصدر «فرشنا») و «مهد» (مصدر «ماهدون») در اصل به معناى پهن كردن و گستردن چيزى براى نشستن بر آن و يا خوابيدن است; يعنى، «و الأرض بسطناها وسطحناها لتستقروا عليها و تسكنوها فنعم الباسطون نحن».

2 - هماهنگى نظام طبيعت با نياز هاى بشر ، برنامه ريزى شده از سوى خداى توانمند و نه پديده اى اتفاقى

و الأرض فرشنها فنعم المهدون

گستردگى صفحه زمين و «مهد» بودن آن براى بشر، بيانگر هماهنگى نظام طبيعت بانياز بشر به آسايش است. از اين كه خداوند، «فرشناها» را با ضمير متكلم آورده، براى جلب توجه انسان به دخالت تدبير الهى در پيدايش اين هماهنگى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 49 - 3

3 - حاكميت قانون زوجيت بر موجودات جهان ، به تدبير الهى و شايان تأمل و درس آموزى

و من كلّ شىء خلقنا زوجين لعلّكم تذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 47 - 2

2 - عدل ، تدبير و قدرت الهى ، مقتضى برپا ساختن قيامت

ثمّ يجزيه الجزاء الأوفى . .. و أنّ عليه النشأة الأُخرى

عبارت «و أنّ عليه. ..» عطف است بر آنچه در آيات گذشته از عدل و تدبير و قدرت خداوند بيان شده بود و در حكم نتيجه گيرى از آن مى باشد; يعنى، بايسته است خداوند با چنين صفاتى، قيامت را براى تحقق كامل عدل و اكمال آفرينش خويش برپا سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 10 - 2

2 - آمادگى زمين ، براى زندگى آدميان ، به تدبير و قرار داد الهى است ; نه امرى اتفاقى .

و الأرض وضعها للأنام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 22 - 1

1 - شكل گيرى مرواريد ها و مرجان ها ، در عمق آب هاى شور و شيرين به تدبير الهى

يخرج منهما اللؤلؤ و المرجان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 11 - 3

3 - ساختن كشتى و نجات يافتن عده اى از قوم نوح به وسيله آن ، با هدايت و تدبير الهى بود .

حملنكم فى الجارية

نسبت داده شدن فعل «حملناكم» به خداوند، گوياى مطلب ياد شده است. تصريح به اين مطلب در آيات ديگر مؤيد آن است (فأوحينا إليه أن اصنع الفلك بأعيننا و وحينا...). (مؤمنون (23) آيه 27).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 14 - 3

3 - نزول باران هاى فراوان از ابر هاى باردار ، به تدبير خداوند و اراده او است .

و أنزلنا من المعصرت ماء ثجّاجًا

«ثجاج» مبالغه «ثاجّ» است; يعنى، بسيار ريزنده (لسان العرب). اين كلمه در معناى لازم و متعدى هر دو استعمال شده است و در آيه شريفه، معناى لازم مناسب تر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 6 - 8

8 - خداوند ، به دليل رفتار مدبرانه و كريمانه با انسان ، سزاوار اطاعت و ترك گستاخى و بى پروايى در برابر او است .

ما غرّك بربّك الكريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 6 - 5

5 - مالك و مدبّر بودن خداوند بر تمام عوالم هستى ، وادار سازنده مردم به گردن نهادن در برابر حكم او در قيامت

يوم يقوم الناس لربّ العلمين

«لام» در «لربّ العالمين» در معناى تعليل به كار رفته و مفاد آيه اين است كه فرمانبردارى كامل مردم، به جهت قرار گرفتن آنان در پيشگاه «ربّ العالمين» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 6 - 3

3 - مالك و مدبّر بودن خداوند براى انسان ها ، دليل رجوع تمام حركت ها و تلاش هاى آنها به خداوند است .

كادح إلى ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 5 - 4

4 - الزام زمين به افشاى اخبار انسان ها در قيامت ، برخاسته از مقام ربوبيت خداوند و در راستاى تدبير امور آنها است .

بأنّ ربّك أوحى لها

تعبير «ربّك»، گرچه خطاب به شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله) است; ولى در اين موارد مفاد آيه شريفه اختصاص به آن حضرت ندارد، بلكه خطاب به لحاظ جنبه هاى بشرى او است.

2- آثار تعقل در تدبير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 59 - 2

2 - مطالعه در مظاهر قدرت و تدبير الهى ، ازميان برنده هرگونه استبعاد و اعجاب انسان ، نسبت به حقايق وحى

أفمن هذا الحديث تعجبون

«فاء» تفريع مى رساند كه اگر توجه كامل به مفاد آيات پيشين - كه بيانگر قدرت و تدبير الهى بود - مبذول شود، زمينه اى براى استبعاد و ناباورى باقى نخواهد ماند.

3- آثار ذكر تدبير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 16

16 - توجه به تدبير خداوند و قانون مند بودن عذاب ها و كيفر هاى او ، برانگيزنده انسان به تسبيح و ستايش او در همه حال

و لولا كلمة . .. بحمد ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 36 - 6

6 - رهيافت انسان به ستايش پروردگار ، در پرتو توجه به نظام عالى تدبير او در هستى

حم . .. إنّ فى السموت و الأرض لأيت للمؤمنين... فللّه الحمد

با توجه به قرار گرفتن اين آيه در بخش پايانى سوره، «فاء» در «فللّه» تفريع بر كل محتواى سوره است كه درصدد نماياندن مظاهر تدبير والاى الهى در هستى - به ويژه در نظام زندگى انسان - است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 49 - 5

5 - توجه به قوانين و تدبير هاى خداوند در هستى ، مايه بيدارى آدميان

و من كلّ شىء خلقنا زوجين لعلّكم تذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 62 - 4

4 - توجه به تدبير و قدرت الهى در نظام هستى ، مقتضى خضوع و سجود انسان در برابر آفريدگار آن

و أنّ إلى ربّك المنتهى . .. فاسجدوا للّه و اعبدوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 40 - 10

10 - توجّه به وابستگى همه چيز به تدبير خداوند ، زمينه ساز ترس و نگرانى از فرجام كار ها است .

و أمّا من خاف مقام ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 6 - 5

5 - توجّه به ربوبيت و مدبّر بودن خداوند ، بازدارنده انسان از كفران نعمت ها است .

لربّه لكنود

تقديم «لربّه»، بيانگر اهتمام به آن است; يعنى، شگفتا كه انسان با آن كه خداوند «ربّ» و «مدبّر» او است، به كفران نعمت او رو آورده است!

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 1 - 11

11 - توجّه به ربوبيت خداوند و حاكميت تدبير او بر نظام هستى ، برانگيزاننده انسان به پناه بردن به او و اطمينان بخش و دلگرم سازنده پناهندگان است .

قل أعوذ بربّ الفلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 1 - 8

8 - توجّه به ربوبيت خداوند و حاكميت تدبير او بر امور مردم ، وادارسازنده انسان هابه استعاذه و دلگرم كننده پناهندگان به او است .

قل أعوذ بربّ الناس

4- استحكام تدبير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 45 - 3

3 - كيد و تدبير خداوند ، متين و استوار است .

إنّ كيدى متين

5- اعراض از تدبير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 15 - 9

9 - بى توجهى به نعمت هاى الهى ، و تدبير او در همسازى طبيعت با نياز هاى آدمى ، نمودى آشكار از كفر و ناسپاسى انسان

جعل لكم من الفلك و الأنعام . .. إنّ الإنسن لكفور مبين

6- تدبير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 50 - 9

9 - عملكرد انسان داراى نقشى بسزا در چگونگى تدبير امور او از سوى خداوند

يسومونكم سوء العذاب . .. و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم. و إذ فرقنا بكم البحر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 255 - 5،8،11،26

5 - مديريّت ، تدبير و نگاهدارى همه هستى ، تنها از آن خداوند است .

هو الحىّ القيّوم

برخى در معناى «قيّوم» گفته اند كه «القائم بتدبير الخلق و حافظه و المراقب عليه».

8 - خداوند ، لحظه اى از تدبير و قوام بخشيدن به عالم هستى غافل نيست .

الحىّ القيّوم لا تأخذه سنة و لا نَوم

11 - ناسازگارىِ غفلت از تدبيرِ عالم با قيّوميت خداوند .

الحىّ القيوم لا تأخذه سنة و لا نوم

جمله «لا تأخذه . .. » به منزله بيانى است براى صفت «قيوم».

26 - عدم غفلت در تدبير عالم ، مالكيت ، علم و قدرت مطلق و اذن به تأثير اسباب و علل ، نشانه و دليل قيّوميّت خداوند

الحىّ القيّوم . .. وسع كرسيّه السّموات و الارض

تمام مطالبى كه پس از صفت «القيّوم» آمده است، مى تواند توضيح دهنده آن صفت و نيز برهانى براى اثبات آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 258 - 15،16

15 - امور جهان ، تحت تدبير خداوند

اتيه اللّه الملك . .. يحيى و يميت ... فان اللّه يأتى بالشمس من المشرق

16 - حاكميّت بر نظام هستى و تدبير جهان ، شأن الوهيّت خداوند

فانّ اللّه يأتى بالشمس من المشرق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 2 - 8

8 - خداوند ، تنها مدبّر و نظم دهنده هستى

اللّه . .. القيّوم

قيوم به كسى گويند كه: خود پابرجا بوده و نگهبان و قوام بخش همه چيز باشد. (مفردات راغب.)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 176 - 12

12 - شناخت سنن الهى و توجّه به تدبير وى درباره مخالفان اسلام ، موجب رفع اندوه از عملكرد آنان

و لا يحزنك . .. يريد اللّه الّا يجعل لهم حظّا فى الاخرة

جمله «يريد اللّه . .. »، دالّ بر سنّت الهى در محروم كردن كافران از بهره هاى اخروى است و خداوند با شناساندن اين سنّت خويش، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را از غم و اندوه بازداشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 132 - 4،5،6

4 - خداوند ، كارسازى كافى براى نظام هستى و تدبير امور انسانها

و كفى باللّه وكيلا

5 - خداوند ، مالك نظام هستى و خود متصدى تدبير آن است .

و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض و كفى باللّه وكيلا

6 - خداوند ، مالك انسان ها و خود ، تدبير كننده امور آنهاست .

و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض و كفى باللّه وكيلا

از مصاديق مورد نظر براى «ما فى الارض»، انسانها هستند، چون خطاب قرآن با آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 171 - 38

38 - خداوند براى وكالت و سرپرستى و تدبير جهان ، كافى است .

و كفى باللّه وكيلا

وكيل به كسى گفته مى شود كه كارى را به عهده بگيرد و تدبير كند و چون سخن از جهان هستى بود، مراد از وكيل، سرپرست و مدبر جهان هستى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 31 - 8

8 - حيوانات ، مشمول تدبير خداوند و كارگزارانى براى تحقق اراده و خواست او

فبعث اللّه غراباً يبحث فى الارض ليريه كيف يورى سوءة اخيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 64 - 32،41

32 - ايجاد دشمنى و كينه توزى در بين يهود ، تدبيرى الهى جهت خاموش نمودن جنگ افروزى آنان عليه مسلمانان *

و القينا بينهم العدوة و البغضاء . .. كلما اوقدوا ناراً للحرب اطفأها اللّه

بدان احتمال كه جمله «كلما اوقدوا . ..» بيان نتيجه اى براى جمله «القينا بينهم...» باشد ; وصل آن دو جمله بدون حرف عطف كه حكايت از شدت اتصال مضمون آنها دارد، تأييدى براى برداشت فوق است.

41 - اعتقاد يهود به كناره گزينى خداوند از تدبير امور جهان پس از فراغت از آفرينش آن

و قالت اليهود يد اللّه مغلولة

از امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: . .. قالوا قد فرع من الامر فلايزيد و لاينقص ... .


توحيد صدوق، ص 167، ح 1، ب 25; نورالثقلين، ج 1، ص 649، ح 278.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 72 - 12

12 - حضرت مسيح ( ع ) در حضور بنى اسرائيل ، خود و تمامى انسان ها را مملوك خدا ، بنده او و تحت تدبير وى دانست .

يبنى اسرءيل اعبدو اللّه ربى و ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 3 - 1،2

1 - تدبير و حاكميت مطلقه و يكسان خداوند بر آسمانها و زمين

و هو اللّه فى السموت و فى الأرض

اهل ادب گفته اند كه در مانند آيه مورد بحث، «فى السماوات . .. » نمى تواند متعلق به «اللّه» باشد، مگر اينكه معنى فعلى در آن منظور گردد و معنى مناسب در اين مورد، به قرينه آيات قبل و بعد، مسأله تدبير و نظارت خداوند بر تمامى موجودات است (مجمع البيان).

2 - جهان هستى تنها تحت تدبير آفريدگار آن است.

الحمد للّه الذى خلق . .. و هو اللّه فى السموت و فى الأرض

تأكيد به حاكميت خداوند بر هستى، پس از طرح اصل آفرينش، بيانگر اين نكته است كه تنها آفريننده جهان اداره كننده و يگانه حاكم بر آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 57 - 17

17 - خداوند در اداره امور جهان و نظام هدايت، سنتهاى ثابتى دارد كه از آنها عدول نمى كند.

يقص الحق

يكى از معانى «حق»، «الأمر المقضى» است. يعنى امرى كه قضا و حكم بر آن تعلق گرفته باشد. و چون در آيه سخن از نزول عذاب يا معجزه است و در پى آن از اختصاصات حكم به خداوند سخن رفته، مى توان چنين نتيجه گرفت كه «يقص الحق» تأكيدى بر ثبات و استوارى قوانين و احكام الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 162 - 7

7 - خداوند مالك و مدبر تمامى عوالم هستى

لله رب العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 54 - 7

7 - نهان گشتن روز با پوشش شب ، از تدابير خداوند در جهان هستى

ثم استوى على العرش يغشى اليل النهار

«يغشى اليل . .. » بيان مصداقى است از جمله «استوى على العرش».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 67 - 8

8 - خداوند ، پروردگار و مدبّر تمام هستى است .

رب العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 14،15

14 - خداوند ، مالك و مدبر انسانها

ربنا

15 - خواست ها و مشيت هاى الهى درباره انسان ها در راستاى تدبير امور آنهاست .

إلا أن يشاء اللّه ربنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 137 - 17

17 - تحولات تاريخ بشر تحت اراده تدبير خداوند است .

و أورثنا . .. كلمت ربك ... و دمرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 172 - 8

8 - تنها خداوند ، مالك و مدبر انسانهاست .

ألست بربكم قالوا بلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 189 - 14

14 - خداوند ، پروردگار انسان ها و تدبيركننده امور آنهاست .

دعوا اللّه ربهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 2 - 9

9- خداوند تدبير كننده امور هستى است .

يدبر الأمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 3 - 7

7- تنها صاحبان فكر و انديشه دلالت هستى ( زمين ، كوهها ، نهر ها و . . . ) را بر وجود خداوند و مدبّر بودن او درمى يابند .

إن فى ذلك لأيت لقوم يتفكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 7 - 4

4- خداوند سامان بخش امر رسالت پيامبر و تدبيركننده امور او

لولا أُنزل عليه ءاية من ربه

از اينكه كافران درخواست نزول معجزه را با قيد «من ربه» آورده اند اين نكته به دست مى آيد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به آنان يادآور شده بود كه خداوند پروردگار اوست و امور وى را تدبير مى كند و امر رسالتش را سامان مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 1

1- خداوند ، مالك و مدبر آسمان ها و زمين است .

قل من رب السموت و الأرض قل الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 70 - 5

5- ضعف قواى جسمى و فكرى انسان در كهنسالى ، نمودار مقهور بودن او در برابر تدبير الهى است .

و منكم من يردّ إلى أرذل العمر

تذكر خداوند به ناتوانى انسان پس از دوران توانايى، مى تواند اشاره به مقهوريت انسان در برابر تدبير الهى داشته باشد; زيرا واژه «يُردّ» كه به صورت مجهول آمده، اختيار را از انسان نفى مى كند و تعبير «الله خلقكم» در صدر آيه مى تواند اشاره به اين داشته

باشد كه آن بازگشت در اختيار كسى است كه حيات و مرگ به دست اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 12 - 4

4- مظاهر هستى ، تحت تدبير خداوند و نشانه وجود اوست .

و جعلنا الّيل و النهار ءايتين فمحونا ءاية الّيل و جعلنا ءاية النهار مبصرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 3

3- پى بردن مردم به مخفى گاه اصحاب كهف ، بدون كمترين تلاش از سوى آنان ، تحت تدبير و اراده خداوند بود .

أعثرنا عليهم

معناى حقيقى «عثور» سقوط است و معناى مجازى آن، آگاهى يافتن بر چيزى است بدون آن كه جست وجويى انجام گيرد (برگرفته از مفردات راغب). بنابراين، جمله «أعثرنا عليهم» كه در تقدير «أعثرنا الناس عليهم» است، يعنى: «مردم را بر اصحاب كهف، واقف ساختيم بدون آن كه جوياى پى بردن به آن باشند.».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 36 - 4

4- خداوند ، تدبيركننده و پرورش دهنده همه انسان ها است .

و إنّ اللّه ربّى و ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 5 - 1

1- خداوند ، تدبيركننده تمام هستى است .

الرحمن على العرش استوى

«استواء» هرگاه با «على» متعدى شود، به معناى استقرار است (مصباح) و «عرش»، يعنى «تخت فرمان روايى» (مقاييس اللغه). استقرار خداوند بر تخت فرمان روايى، كنايه از اداره و تدبير نظام عالم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 38 - 6

6 - حفاظت از جان موسى ( ع ) و بر طرف كردن نگرانى مادر او ، به تدبير خداوند بود .

إذ أوحينا إلى أُمّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 70 - 11

11 - خداوند ، تدبيركننده موسى و هارون ( ع ) در انجام رسالت و ابلاغ پيام توحيد

ربّ هرون و موسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 111 - 4

4 - خداوند ، مدير و مدبر جهان هستى بوده و برپايى و دوام آن متكى به او است .

للحىّ القيّوم

«قيّوم» - چنان كه برخى از اهل لغت گفته اند - كسى است كه به امور خلق قيام كرده و تدبير عالم در تمامى حالاتِ آن را، به عهده گرفته باشد (لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 129 - 8

8 - مصالح بشر و تدبير امور امت ها از سوى خداوند ، دليل نابود نكردن فورى مخالفان در دنيا است .

كلمة سبقت من ربّك

كلمه «ربّ» گوياى مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 62 - 4

4 - گردش شب و روز در سايه تدبير خدا ، آيتى روشن بر بطلان مرام شرك و پوچى خدايان ديگر

بأنّ اللّه يولج الّيل فى النهار . .. و أنّ ما يدعون من دونه هو البطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 21 - 1

1 - وجود و كارايى دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) براى انسان ، آكنده از درس ها و عبرت هايى از تقدير و تدبير الهى است .

و إنّ لكم فى الأنعم لعبرة

«أنعام»; يعنى، گله هاى شتر، گاو و گوسفند. «عبرة» و «إعتبار» نيز به معناى پندگرفتن و اندرز يافتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 22 - 3

3 - رام بودن شتر براى بشر و مكانيسم طبيعى قرار گرفتن و حركت كشتى بر سطح آب تدبيرى الهى است .

و عليها و على الفلك تحملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 16 - 8

8 - سراسر هستى تحت تدبير و ربوبيت خدا است .

ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 28 - 2

2 - پروردگار جهانيان ، پروردگار و مدبر شرق و غرب عالم و هر آنچه ميان آن دو است .

قال ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 57 - 2،3

2 - حركت فرعونيان در پى بنى اسرائيل ، تدبير الهى براى جدا شدن آنان از نعمت هاى سرزمين مصر بود .

فأخرجنهم من جنّ-ت و عيون

اسناد فعل «إخراج» به ضمير «نا» بيانگر مطلب ياد شده است.

3 - فرمان خداوند به حركت شبانه بنى اسرائيل ، طرحى براى بيرون كشاندن فرعونيان از سرزمينشان

أن أسر بعبادى . .. فأخرجنهم من جنّ-ت و عيون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 58 - 1

1 - محروم گشتن فرعونيان از گنج ها و كاخ هاى باشكوه خويش ، به تدبير و طرح الهى

فأخرجنهم من جنّ-ت و . .. و كنوز و مقام كريم

«كنوز» (جمع «كنز») عبارت از اندوخته هاى مالى است. عبارت «مقام كريم» نيز اشاره به كاخ هاى باشكوه فرعونيان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 26 - 3

3 - خورشيد و تمام مظاهر آفرينش ، خود تحت تدبير و ربوبيت خداوند قرار دارند و سزاوار الوهيت و پرستش نيستند .

يسجدون للشمس . .. اللّه لا إله إلاّ هو ربّ العرش العظيم

بيان توحيدى و استدلالى آيه ياد شده، تعريضى نسبت به عمل نارواى قوم سبا در پرستش خورشيد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 50 - 3،6

3 - تدبير غافل گيرانه خدا ، عليه گروه هاى مخالف صالح ( ع )

و مكرنا مكرًا و هم لايشعرون

6 - ذهن و انديشه كافران ، ناتوان از درك مكر خدا و تدبير الهى عليه آنان

و مكرنا مكرًا و هم لايشعرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 64 - 6

6 - سراسر زندگى انسان از آغاز تا فرجام ، تحت تدبير خداى يگانه

أمّن يبدؤا الخلق ثمّ يعيده و من يرزقكم من السماء و الأرض

واژه «يبدأ» اشاره به آغاز و «يعيد» اشاره به فرجام و «يرزقكم» يادآورى به نياز مداوم انسان در طول زندگى به الطاف و حمايت هاى الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 86 - 6

6 - تأمين تمام نياز هاى روحى و جسمى انسان ، در پرتو تدبير حكيمانه خداوند

جعلنا الّيل ليسكنوا فيه و النهار مبصرًا

از اين كه خداوند شب را براى آرامش بشر قرار داده و براى حركت و تلاش وى روز را آفريده است، استفاده مى شود كه نيازهاى بشر - حتى استراحت وى - از ديد خداوند پنهان نبوده و آن را تأمين كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 7 - 2

2 - تدبير الهى در حفاظت از جان موسى ( ع ) از خطر فرعونيان

و أوحينا إلى أُمّ موسى أن أرضعيه فإذا خفت عليه فألقيه فى اليمّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 30 - 8

8 - خدا ، مربى و مدبر جهان هستى

أنا اللّه ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 71 - 4

4 - نظام آفرينش ، تحت اراده و تدبير خداى يگانه است .

قل أرءيتم . .. من إله غير اللّه يأتيكم بضياء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 37 - 2

2 - مديريت خداوند در تدبير معيشت انسان ها ، امرى روشن و قابل درك است .

أَوَلم يروا أنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 48 - 13

13 - توجّه دادن به تحولات عالم طبيعت ، جهت نماياندن تدبير خداوند بر عالم هستى ، از روش هاى هدايتى قرآن كريم

اللّه الذى يرسل الرياح فتثير سحابًا . .. كيف يشاء ... أصاب به من يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 10 - 16

16 - عوامل طبيعى ، تحت تدبير خداوند است .

و أنزلنا من السماء ماء فأنبتنا فيها

«فاء» در «فأنبتنا» تفريع است و حكايت از آن دارد كه نزول باران، در رويش گياهان نقش دارد. چنين نقشى را، خداوند به خود نسبت داده است و اين، نشان مى دهد كه عوامل طبيعى با تدبير خداوند عمل مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 26 - 9

9 - هيچ كس در خالقيت و مالكيت ، و در نتيجه ، مديريت خداوند بر عالم ، شريك او نيست . *

من خلق السموت و الأرض . .. للّه ما فى السموت و الأرض إنّ اللّه هو الغنىّ

بيان اعتراف مشركان به توحيد در خالقيت خداوند و سپس تبيين مالكيت انحصارى او برپديده هاى عالم و اعلام بى نيازى مطلق او، مى تواند بيان كننده اين باشد كه در تدبير عالم نيز شريكى ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 29 - 5

5 - جريان مستمر و دقيق و حساب شده خورشيد و ماه ، به تدبير الهى است .

و سخّر الشمس و القمر كلّ يجرى إلى أجل مسمًّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 4 - 7،10

7 - خداوند ، مدبّر كل جهان است .

اللّه الذى خلق . .. ثمّ استوى على العرش

«استوى على العرش» كنايه از تدبير است.

10 - سرپرستى و شفاعت از شؤون تدبير و مديريت خداوند است .

ثمّ استوى على العرش ما لكم من دونه من ولىّ و لا شفيع

اين كه خداوند، پس از ذكر مدبريت خويش، وجود هر نوع ولايت و شفاعت را از غير خود نفى كرده، مى رساند كه ولايت و شفاعت، تنها از آنِ مدبر هستى و شأنى از شؤون او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 5 - 1،11

1 - مجموعه امور هستى ( آسمان و زمين ) ، تحت تدبير خداى يكتا است .

يدبّر الأمر من السماء إلى الأرض

«أمر» به معناى «فعل و شأن» است و «ال» در آن، براى جنس بوده و در نتيجه، دلالت بر همه امور و كارها مى كند.

11 - مدت سفر فرشته حامل فرمان تدبير خداوند براى آوردن پيام ، مدتى در حدود هزار سال به حساب دنيوى است .

يدبّر الأمر . .. ثمّ يعرج إليه فى يوم كان مقداره ألف سنة ممّا تعدّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 6 - 2،7

2 - خداوندِ خالق عالم و مدبر امور آن ، آگاه به غيب و شهود است .

اللّه الذى خلق السموت و الأرض . .. يدبّر الأمر ... ذلك علم الغيب و الشهدة

7 - اداره و تدبير امور جهان ، برخاسته از علم و عزت و رحمت الهى است .

يدبّر الأمر . .. ذلك علم الغيب و الشهدة العزيز الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 8 - 3

3 - تداوم نسل انسان ، با آبى پست ( منى ) ، نمونه عزت و علم و تدبير الهى است .

اللّه الذى . .. و بدأ خلق الإنسن من طين . ثمّ جعل نسله من سللة من ماء مهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 9 - 5

5 - اعتدال و تناسب اندام و سيستم وجود انسان ، به تدبير خداوند است .

ثمّ سوّيه

«تسوية» مصدر «سوى» به معناى متناسب و خالى از افراط و تفريط و طبق مقتضاى حكمت بودن است. (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 10 - 10

10 - كافران نيز تحت تدبير ربوبيت خداوندند .

بل هم بلقاء ربّهم كفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 11 - 7

7 - فرشته مرگ ، خود تحت تدبير خداوند است .

الذى وكّل بكم

مجهول آمدن فعل «وكّل» دلالت مى كند كه خود وى، داراى اراده مستقلى نيست و ديگرى او را گمارده است و او، همانا خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 39 - 2

2 - حركت ماه به سمت و سوى منزل هاى خود ، به تقدير و تدبير خدا است .

و القمر قدّرنه منازل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 182 - 4

4 - خداوند ، مالك و مدبر همه عالم هاى هستى است .

ربّ العلمين

عالم (مفرد «عالمين») به مجموعه و دسته اى از موجودات گفته مى شود. بنابراين «العالمين»; يعنى، همه موجودات به لحاظ مجموعه ها و دسته ها.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 62 - 3،5

3 - همه پديده هاى جهان ، تحت تدبير و نظارت خداوند است .

و هو على كلّ شىء وكيل

«وكيل» در آيه شريفه، به معناى حافظ و كسى است كه به تدبير امور مى پردازد.

5 - نياز تمامى پديده هاى جهان ، در بقا و تدبير امورشان به خالق هستى ( خداوند )

اللّه خلق كلّ شىء و هو على كلّ شىء وكيل

يادآورى حفاظت و تدبير امور جهان از سوى خداوند - پس از ذكر خالقيت او - مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 75 - 15،18،20

15 - خداوند ، مالك و مدبر همه عالم هاى هستى است .

ربّ العلمين

«عالم» (مفرد «عالمين») به مجموعه و دسته اى از موجودات گفته مى شود. بنابراين «العالمين»; يعنى، همه موجودات به لحاظ مجموعه ها و دسته ها.

18 - خداوند ، از روى اختيار جهان را تدبير مى كند و در اداره آن جبر و اضطرارى ندارد .

و قالوا الحمد للّه . .. و قيل الحمد للّه ربّ العلمين

در صحت اطلاق حمد، علاوه بر زيبايى فعل و صفت، اختيارى بودن آن دو نيز قيدشده است; يعنى، بر فعل و صفتى زيبا، مى توان حمد كرد كه فاعل، آن را از روى اختيار تحقق بخشيده باشد.

20 - تدبير همه عالم هاى هستى از سوى خدا ، دليل اختصاص همه ستايش ها به او است .

الحمد للّه ربّ العلمين

برداشت ياد شده از آن جا است كه «ربّ العالمين» به منزله تعليل براى «الحمد للّه» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 39 - 15

15 - دنيا و آخرت ، در حيطه تدبير خداوند قرار دارد .

فإذا أنزلنا عليها الماء . .. لمحى الموتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 19 - 10

10 - خداوند ، قادر به مجازات گمراهان و سلب بهرهورى هاى دنيوى ايشان است ; ولى ريزنگرى ها و مشيت او در تدبير جهان مانع از اين اقدام است .

لفى ضلل بعيد . .. لطيف ... يرزق من يشاء و هو القوىّ

ارتباط اين آيه با آيه قبل، نشان مى دهد كه آيه شريفه درصدد پاسخ گويى به يك پرسش نهفته است و آن اين كه: اگرمنكران معاد و گمراهان، برباطل اند پس چرا خداوند روزى خود رااز آنان دريغ نمى دارد؟! خداوند در پاسخ سه موضوع مهم را مطرح فرموده است: «لطيف بودن»، «مشيت» و «قدرت شكست ناپذير او».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 27 - 9

9 - تفاوت معيشت انسان ها و لزوم تلاش آنان براى كسب روزى ، تدبير الهى است .

و لو بسط اللّه الرزق لعباده . .. و لكن ينزّل بقدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 28 - 7

7 - كمى بارش در فصل نياز انسان ها به آب ، تدبيرى الهى در جهت بازداشتن آنان از سركشى و خودبينى است .

و لو بسط اللّه الرزق لعباده لبغوا . .. ينزّل الغيث من بعد ما قنطوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 31 - 11

11 - بازتاب گناهان انسان به صورت مشكلات دنيايى ، تدبيرى الهى در جهت بازداشتن انسان از سركشى و تجاوز است .

و ما أصبكم من مصيبة فبما كسبت أيديكم . .. و ما أنتم بمعجزين فى الأرض و ما لكم م

سياق آيات، نشانگر بيان گونه هاى مختلف از يك حقيقت است; چه اين كه باران، غفران، ولايت و نصرت گونه هايى از روزى خداوند براى انسان ها است كه از پس خشكسالى، گناه و مصيبت به انسان ارزانى مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 32 - 7،9

7 - طبقات اجتماعى و تفاوت سطح زندگى آنان ، بسته به تدبير الهى و تابع تقدير و برنامه ريزى او است .

و رفعنا بعضهم فوق بعض درجت

9 - تفاوت سطح معيشت و جايگاه اجتماعى انسان ها ، مبتنى بر حكمت و تدبير الهى است .

و رفعنا بعضهم فوق بعض درجت ليتّخذ بعضهم بعضًا سخريًّا

بيان تفاوت سطح زندگى انسان ها همراه با فلسفه آن، نشانگر آن است كه اين كار از روى حكمت صورت گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 23 - 6

6- عوامل و اسباب طبيعى ، مورد توجه ، در تدبير و برنامه هاى الهى

فأسر بعبادى ليلاً

خداوند در هر شرايطى، قادر به عملى ساختن برنامه هايش مى باشد. با اين حال در رهاسازى بنى اسرائيل از چنگال فرعونيان، نقش عوامل طبيعى (ليلاً) را ناديده نگرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 36 - 9

9 - حاكميت تدبير و مديريت خداوند يكتا ، بر كل نظام هستى

فللّه الحمد ربّ السموت و ربّ الأرض ربّ العلمين

تكرار واژه «ربّ» در آيه شريفه، مى تواند در راستاى شرك زدايى و تثبيت باور به حاكميت مطلق ربوبيت خداوند باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 25 - 2

2- وزش طوفان بلا بر قوم عاد ، به فرمان خدا و براساس تدبير او و نه پديده اى اتفاقى

تدمّر كلّ شىء بأمر ربّها

كلمه «أمر» مى تواند به معناى فرمان باشد. در اين صورت تصريح به اين كه ويرانگرى هاى باد به دستور خدا صورت گرفته، در حقيقت رد ذهنيت مادى كسانى است كه همه پديده هاى هستى را، به عوامل صرفاً طبيعى نسبت مى دهند و اراده الهى را ناديده مى گيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 29 - 1

1- روى آورى گروهى از جنيان به تدبير الهى ، براى استماع قرآن از پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و إذ صرفنا إليك نفرًا من الجنّ يستمعون القرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 27 - 4،16

4- رؤيا هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به تدبير الهى و داراى حقيقت و واقع نمايى *

لقد صدق اللّه رسوله الرءيا بالحقّ

16- صلح حديبيه ، تدبير الهى و زمينه ساز ورود مؤمنان به مسجدالحرام ، باامنيت و آرامش

فعلم ما لم تعلموا فجعل من دون ذلك فتحًا قريبًا

«ذلك» اشاره به «لتدخلنّ» و «فتحاً قريباً» نظر به صلح حديبيه دارد; يعنى، خداوند مى دانست كه جز در سايه صلحى، همانند صلح حديبيه، امنيت مسلمانان براى ورود به مسجد الحرام و انجام عمره، ميسر نمى شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 13 - 4

4 - پيدايش نژاد ها و مليت هاى مختلف در ميان نسل بشر ، تدبير الهى در جهت شناخت آنان نسبت به يكديگر

و جعلنكم شعوبًا و قبائل لتعارفوا

هرگاه انسان ها از هر جهت شبيه يكديگر بودند، شناسايى آنان بهوسيله خودشان دشوار مى شد. بنابراين هر تمايز ظاهرى و اعتبارى، مى تواند به تشخّصات اجتماعى و سهولت ارتباط و شناخت آنان نسبت به هم كمك كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 6 - 4

4- زينت و زيبايى آسمان ، به تدبير الهى و در جهت ره يابى انسان به حق

أفلم ينظروا . .. و زيّنّ-ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 22 - 7

7 - تدبير ، تقدير و قدرت الهى در تأمين روزى زمينيان از آسمان ، نشانه قدرت او بر تحقق وعده هاى خويش *

و فى السّماء رزقكم و ما توعدون

با توجه به اين كه در آيات پيشين سخن از تحقق رستاخيز و وجود دوزخ و بهشت بود; ممكن است اين آيه درصدد رفع شبهه انسان در قدرت خدا باشد. ازاين رو عبارت «و فى السّماء رزقكم» به عنوان نمودى از قدرت خداوند ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 48 - 3

3 - مطالعه در گستردگى سطح زمين و آرامش آن ، راهگشاى انسان به تدبير بهينه خداى جهان

و الأرض فرشنها فنعم المهدون

تعبير «فنعم الماهدون»، انسان را به اين حقيقت توجه مى دهد كه در تدبير بهينه خداوند، بينديشد و نمود اين تدبير عالى را در گستردگى سطح زمين و آرامش آن، مطالعه كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 15 - 3

3 - طوفان نوح و ثبت آن در تاريخ ، تدبيرى الهى براى معرفت و عبرت آدميان

و لقد تركنها ءاية فهل من مدّكر

در صورتى ضمير «تركناها»، مربوط به قصه نوح و طوفان باشد - چنان كه برخى برآنند - به دست مى آيد كه مقصود از آن، ثبت آن قصه در تاريخ مى باشد كه به وسيله وحى صورت گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 34 - 6

6 - خروج مخفيانه خاندان لوط ، تدبيرى الهى ، براى دفع مزاحمت كافران نسبت به ايشان *

نجّينهم بسحر

انتخاب لحظات تاريك سحر براى خروج خاندان لوط، احتمال دارد از آن جهت باشد كه خروج علنى، آنان را در معرض مزاحمت كافران قرار مى داد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 17 - 1،4

1 - خداوند ، تدبيرگر و طرّاح دو مشرق و دو مغرب براى خورشيد

ربّ المشرقين و ربّ المغربين

همان طور كه مفسران گفته اند، مراد از «مشرقين» مشرق خورشيد در آغاز تابستان و آغاز زمستان است زيرا; نقطه طلوع خورشيد هر چند در هر روز تفاوت پيدا مى كند; اما اين تفاوت به صورت تدريجى ميان دو نقطه اصلى است كه يك نقطه آن در آغاز تابستان قرار دارد و نقطه ديگر آن در آغاز زمستان مى باشد و مغرب بر منوال مشرق است.

4 - خداوند ، تدبيرگر مشرق و مغربى خاص ، براى هر يك از ماه و خورشيد

ربّ المشرقين و ربّ المغربين

برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه تثنيه آمدن «المشرقين» و «المغربين»، از اين جهت باشد كه يك مشرق و مغرب براى خورشيد و مشرق و مغربى ديگر براى ماه تدبير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 20 - 1

1 - وجود حايل ميان رود ها و دريا ها ، به تدبير الهى

مرج البحرين . .. بينهما برزخ

«برزخ» به حد فاصل ميان دو شىء گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 24 - 1

1 - حركت كشتى هاى كوه پيكر در دريا ها ، به تدبير و اراده الهى

و له الجوار المنشات فى البحر كالأعلم

«جوارى» (جمع «جارية»)به معناى كشتى ها و «أعلام» (جمع «علم») به معناى كوه ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 23 - 3

3 - تداوم نظام هستى ، چونان پيدايش آن ، تحت تدبير و اراده الهى است .

هو اللّه . .. الملك

وصف «الملك» در صورتى همواره بر خدا صدق مى كند كه فرمانروايى او هميشگى باشد; نه اين كه نظامى را به وجود آورده باشد كه بى نظارت و فرمانروايى او به حيات خود ادامه دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 12 - 7،14

7 - آسمان ها و زمين ، تحت تدبير و حكومت خداوند قرار دارند .

يتنزّل الأمر بينهنّ

14 - آفرينش آسمان ها و زمين و تدبير امور آنها ، نشانه تحقّق وعده هاى خداوند به برپايى قيامت و وجود بهشت و جهنّم است .

أعدّ اللّه لهم عذابًا شديدًا . .. جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر ... اللّه الذى خلق

يادآورى خلقت آسمان ها و زمين و تدبير امور آنها - پس از ذكر دو گروه دوزخيان و بهشتيان در آيات گذشته - مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 40 - 9

9 - خداوند ، مراقب و مدبر انسان ها است .

مقام ربّه

«مقام» ممكن است مصدر ميمى و به معناى قيام باشد. در اين صورت مراد از «مقام ربّه»، قائم بودن خداوند به امور انسان ها و مراقبت او از كردار آنها است. اضافه شدن «مقام» به «ربّ»، نشان ارتباط آن با ربوبيت و مدبر بودن خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 2 - 3

3 - خداوند ، مالك و مدبّر شؤون آسمان است .

لربّها

اصل معناى «ربّ»، تربيت كردن است (مفردات). «ربّ» هر چيز، مالك و حق دار آن و يا ملازمت كننده با آن چيز است. (قاموس)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 5 - 2

2 - خداوند ، مالك و مدبّر زمين است .

لربّها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 15 - 8،12

8 - خداوند ، مالك و مدبر انسان و سامان بخش تحولات زندگى و عوالم هستى او است .

ربّه

12 - عذاب دوزخيان و اعطاى نامه عمل به آنان از پشت سرشان ، نظام جزايى آگاهانه و مدبرانه خداوند است .

و أمّا من أُوتى كتبه . .. و يصلى سعيرًا ... بلى إنّ ربّه كان به بصيرًا

حرف «بلى» ممكن است به تمام مشخصات دسته دوم (و أمّا من اُوتى . ..) ارتباط داشته باشد. در اين صورت پندار رجوع نكردن را، پندارى باطل و حوادث پيش آمده (اُوتى كتابه وراء ظهره ... يصلى سعيراً) را، رخدادى ثابت معرفى مى كند. جمله «إنّه ...» بيانگر اين است كه آن حادثه ها، برخاسته از ربوبيت و بصيرت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 15 - 1

1 - فرمانروايى بر جهان هستى و تدبير آن ، در اختيار خداوند است .

ذو العرش

عرش; يعنى، تخت فرمانروا (قاموس) و در آيه شريفه معناى مجازى آن (مقام سلطه بر همه جهان و تدبير آن) مراد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 14 - 13

13 - عذاب جامعه هاى گنه كار ، به تدبير خداوند و جلوه ربوبيت او بر آنان است .

ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 1 - 13

13 - ربوبيت ( مالكيت و تدبير امور ) ، ويژه خالق موجودات است .

ربّك الذى خلق

توصيف خداوند به «الذى خلق» - پس از بيان ربوبيت او - بيانگر اين نكته است كه خالقيت او، دليل بر ربوبيت او است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قدر - 97 - 4 - 6،8

6 - خداوند ، مالك و مدبّر امور فرشتگان و روح است .

ربّهم

«ربّ» در لغت عرب، بر «مالك»، «مولى»، «مدبّر» و «مربّى» اطلاق مى شود.

8 - فرود فرشتگان و روح به زمين در شب قدر ، تدبيرى الهى برخاسته از ربوبيت خداوند است .

بإذن ربّهم

واژه «ربّ»، بيانگر برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 1 - 3،5،10

3 - خداوند ، تدبيركننده صبحدم و صاحب اختيار طلوع فجر است .

بربّ الفلق

«فلق»، به معناى صبح يا فجر است (قاموس). تناسب اين كلمه با معناى «فَلْق» (شكافتن)، از اين جهت است كه طلوع فجر، تاريكى را مى شكافد.

5 - توصيف خداوند به « تدبيركننده صبحدم » ، از آداب استعاذه به خداوند

قل أعوذ بربّ الفلق

10 - برطرف شدن تاريكى شب و شكافتن آن با طلوع صبحدم به تدبير خداوند ، دليل توانمندى او بر نجات انسان ها از حوادث خطرناك

قل أعوذ بربّ الفلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 1 - 3،4

3 - خداوند ، مالك مردم و تدبيركننده امور آنان

بربّ الناس

«ربّ» بر «مالك»، «سَرْور»، «مدّبر» و «مربّى» اطلاق مى شود. (لسان العرب)

4 - توصيف خداوند ، به تدبيركننده امور مردم ، از آداب استعاذه به خداوند

قل أعوذ بربّ الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ناس - 114 - 2 - 3

3 - خداوند ، بر تربيت و تدبير امور مردم ، تسلّط كامل دارد .

بربّ الناس . ملك الناس

ترتيب ذكرى دو وصف خداوند، ممكن است به نكته يادشده اشاره داشته باشد.

7- حاكميت تدبير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 33 - 7

7 - تدبير هاى الهى و قوانين اجتماعى ، داراى حاكميت بى چون و چرا بر زندگى انسان

و لولا أن يكون الناس أمّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 29 - 4

4 - حاكميت تدبير الهى ، بر روند ثبت اعمال آدميان ، مانع راه يافتن كمترين باطل و كاستى در آن

كتبنا ينطق عليكم بالحقّ

اضافه شدن «كتاب» به ضمير «نا» بيانگر علت اتصاف آن به «ينطق عليكم بالحقّ» است; يعنى، چون ما مطالب آن را ثبت كرده ايم، هرچه گويد حق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 23 - 11

11- اراده و تدبير الهى ، حاكم بر تأثير ها و تأثّر هاى طبيعى روح و انديشه بشر *

فأصمّهم و أعمى أبصرهم

انسانِ بيماردل، در نتيجه عملكرد نادرست خويش، مورد لعن الهى قرار مى گيرد و از دريافت حقايق معنوى و انسانى كر و كور مى شود. اين روند، به ظاهر طبيعى مى نمايد و در مقوله دانش روان شناسى قابل تحليل است; با اين حال خداوند كر و كورى آنان را به خود نسبت مى دهد و اين نيست مگر به خاطر اين كه تأثيرها و تأثرهاى طبيعى نيز، به جعل و اراده اويند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 22 - 2

2 - انسان ها در قيامت ، خود را به طور كامل ، مقهور ربوبيت و تدبير خداوند خواهند ديد .

و جاء ربّك

اضافه «ربّ» به ضمير خطاب - كه به مخاطب خاصى نظر ندارد - بيانگر آن است كه آنچه براى همگان مشهود خواهد شد، جلوه هاى ربوبيت خداوند در هر شخص است.

8- دلايل تدبير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 2 - 15

15- نظام هستى ( برافراشته بودن آسمانها ، رام بودن خورشيد و ماه به فرمان خدا و حركت آنها ) دليل و آيتى بر ربوبيت خداوند

الله الذى رفع السموت . .. لعلكم بلقاء ربكم توقنون

چون خداوند در ابتداى آيه با جمله «الله الذى . ..» توصيف و معرفى شد، ظاهر آن بود كه در جمله «لعلكم ...» نيز «لعلكم بلقاء الله» آورده شود. اين تعويض ; يعنى، آوردن «ربكم» به جاى «الله» مى رساند كه مقصود اصلى از توصيف «الله» به ويژگيهاى ياد شده، اثبات ربوبيّت اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 6 - 8

8 - انحصار مالكيت تمام هستى به خداوند ، دليل احاطه تدبير و مديريت او بر جهان است .

على العرش استوى . له ما فى السموت ... و ما تحت الثرى

اين آيه به منزله تعليل براى آيه قبل است و به همين خاطر براى ارتباط آن از حرف عطف استفاده نشده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 116 - 5

5 - وحدانيت خدا ، دليل بر نبودن كمترين مانع در برابر تدبير حكيمانه و هدفدار او در جهان آفرينش

أفحسبتم أنّما خلقنكم عبثًا . .. فتعلى اللّه الملك الحقّ لا إله إلاّ هو

بيان وحدانيت خدا با «لا إله إلاّ هو» در اين مجموعه از صفات - كه در مقام تنزيه ذات پروردگار از بيهوده كارى و عبث آفرينى است - مطلب ياد شده را افاده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 61 - 3

3 - تعدد دريا ها با حد فاصلى از خشكى ، نشانى ديگر از تدبير خداوند

و جعل بين البحرين حاجزًا

مراد از «حاجزاً» (مانع) مى تواند خشكى هاى موجود در ميان دو دريا باشد; يعنى، اين كه زمين كاملاً پوشيده از آب نيست; بلكه خشكى هايى براى زيست و زندگى انسان و. .. در آن تدارك ديده شده است. اين امر نشانى ديگر از تدبير و حضور خدا در اداره شؤون زندگى انسان ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 86 - 9

9 - هماهنگى نظام طبيعت با نياز بشر ، گواه وجود مدبرى حكيم براى آفرينش

جعلنا الّيل ليسكنوا فيه . .. إنّ فى ذلك لأيت

از اين كه خداوند براى شب و روز حكمت هايى را برشمرده كه در خدمت منافع انسان است و پس از آن، از اين امور به عنوان آيه و نشانه ياد كرده است، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 33 - 1

1 - سودمندى آسمان ، شب ، روز ، زمين ، آب ، گياه و كوه ها براى انسان و دام ، هدف خداوند از آفرينش و سامان بخشى آنها است .

متعًا لكم و لأنعمكم

«متاعاً» مفعول له است. اين كلمه گرچه اسم است براى هر چيزى كه سودمند باشد (لسان العرب); ولى در اين آيه جايگزين مصدر شده است; يعنى، «تمتيعاً لكم».

9- ذكر تدبير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 14 - 1

1 - انسان هاى متذكر و متوجه به نعمت هاى الهى و تدبير خداوندى ، معترف به معاد و رستاخيز

و تقولوا سبحن الذى سخّر لنا هذا . .. و إنّا إلى ربّنا لمنقلبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 12 - 2

2 - لزوم توجه به تدبير خداوند در تسخير دريا ها ، در جهت بهرهورى و منافع انسان ها

اللّه الذى سخّر لكم البحر

با توجه به اين كه انسان ها به هر حال از منافع دريا بهره مند هستند; اين آيه درصدد بيان اصل بهرهورى آنان نيست; بلكه پيام آن، اين است كه آنان اين نعمت را بى حساب نپنداشته و اراده و تدبير الهى را در آن ناديده نگيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 7 - 4

4 - توجّه به خالقيت مدبّرانه خداوند ، زمينه ساز پذيرش ربوبيت او و مانع فريب خوردن انسان از جاذبه هاى گناه است .

ما غرّك بربّك . .. الذى خلقك فسوّيك فعدلك

10- رحمت در تدبير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 37 - 9

9 - تدبير امور آسمان ها و زمين و موجودات بين آنها از سوى خداوند ، بر پايه رحمت و عطوفت است .

لايملكون منه خطابًا

توصيف «ربّ» به «رحمان»، حاكى از نقش رحمت در تدبير نظام هستى است.

11- روش تدبير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 51 - 7

7- استفاده و كمك گرفتن از عوامل گمراهى در كار تدبير عالم ، دور از ساحت خداوند است .

و ما كنت متّخذ المضلّين عضدًا

جمله «ما كنت» (من اين چنين نبوده و نيستم) بيان سنت و قاعده اى در كار خداوند است. «مضلّ»، يعنى «گمراه كننده» و مصداق آن، در آيه، شياطين هستند. «عضد» به معناى «بازو» است و مراد از آن، در اين جا، كمك كار و ياور است.

شكست ناپذيرى تدبير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 45 - 4

4 - كيد و تدبير خداوند ، شكست ناپذير است .

إنّ كيدى متين

12- كيفيت تدبير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 5 - 5

5 - تدبير خداوند ، با اِشراف و تسلّط انجام مى گيرد .

يدبّر الأمر من السماء إلى الأرض

«من السماء» متعلق به «يدبّر» است و متضمن معناى تنزيل است. بنابراين، دلالت مى كند كه تدبير، از آسمان انجام مى گيرد و از آن جايى كه آسمان، به معناى عالم بالا است، تدبير با اِشراف انجام مى گيرد.

13- محدوده تدبير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 24 - 5

5 - تغيير صورت ها و شكل ها در جهان طبيعت ، در قلمرو تقدير و تدبير الهى است .

هو اللّه الخلق . .. المصوّر

14- مركز تدبير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 22 - 8

8- عرش ( مركز اداره هستى ) ، تنها تحت تدبير و ربوبيت الهى است .

ربّ العرش

«عرش» به معناى تخت پادشاهى و فرمان روايى است و در رابطه با خداوند اشاره به مركز اداره جهان است. گفتنى است چون در صدر آيه وجود شريك و معبود ديگرى نفى شده است، انحصار تدبير عرش در خداوند به دست مى آيد.

15- مشمولان تدبير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 3 - 2

2 - خداوند ، تدبيركننده امور پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مربّى او است .

ربّك

16- منشأ تدبير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 27 - 15

15- اراده و تدبير الهى ، متكى به علم و حكمت او

فعلم ما لم تعلموا

خداوند، با تعبير «فعلم. ..» اين واقعيت را به مؤمنان يادآور شده كه كارها و تدابير او، متكى به علم و آگاهى است; نه گزاف و بى حساب.

17- مهربانى در تدبير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 37 - 9

9 - تدبير امور آسمان ها و زمين و موجودات بين آنها از سوى خداوند ، بر پايه رحمت و عطوفت است .

لايملكون منه خطابًا

توصيف «ربّ» به «رحمان»، حاكى از نقش رحمت در تدبير نظام هستى است.

18- نشانه هاى تدبير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 2 - 11،12،13،18

11- آفرينش آسمان هاى متعدد و رفيع ، تسخير خورشيد و ماه ، از نشانه هاى توان و اقتدار خدا و يكتايى او در تدبير هستى است .

يفصّل الأيت

جمله هاى «الله الذى رفع السموت . ..» حاكى است كه متعلق «آيات» اقتدار خداوند ، سلطه او بر هستى و تدبير آفرينش است ;

يعنى: «يفصل الأيات الدالة على قدرته و ...».

12- خداوند ، موجودات هستى را ممتاز و جدا از يكديگر قرار داد تا هر يك آيت و نشانى بر قدرت و يكتايى او در تدبير هستى باشد .

يفصّل الأيت

مراد از «الأيات» (نشانه ها) مى تواند موجودات هستى از قبيل آسمانها، زمين، گياهان و . .. باشد و مى تواند مراد از آن آيات قرآنى باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است. گفتنى است كه بر اين مبنا «تفصيل» (مصدر يفصّل) به معناى جداسازى و ممتاز قراردادن است.

13- قرآن ، بيانگر نشانه ها و دلايل اقتدار خداوند و روشن گر تدبير او بر امور جهان است .

يدبر الأمر يفصّل الأيت

در برداشت فوق «الأيات» به آيات قرآنى تفسير شده است. گفتنى است كه بر اين مبنا مقصود از تفصيل (جداسازى) تبيين كردن و به روشنى بيان نمودن است.

18- اعتقاد و باور جزمى انسان ها به معاد و لقاى خداوند ، از هدف هاى قرآن در بيان نشانه هاى قدرت و تدبير خدا و سلطه او بر هستى است .

يفصّل الأيت لعلكم بلقاء ربكم توقنون

برداشت فوق ، ناظر به اين معناست كه مراد از «الأيات» آيات قرآنى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 78 - 3

3- عدم برخوردارى فرزند انسان از علم و آگاهى از طريق ابزار شنوايى ، بينايى و قلب به هنگام تولد ، از نشانه هاى تدبير و حكمت الهى *

و الله أخرجكم من بطون أمّهتكم لاتعلمون شيئًا

اين آيه در مقام اثبات توحيد و توجه دادن انسانها به آثار و نشانه هاى الهى است. بنابراين عالم نبودن فرزندان و عدم توجه آنان به موقعيت خويش، در مراحل تولد و پس از آن، مى تواند اشاره به حكمت الهى و اهميت اين موضوع در زندگى انسانها داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 12 - 2

2- از ميان رفتن تاريكى شب با آمدن روشنايى روز ، نشانه اى از تدبير خداوند است .

فمحونا ءاية الّيل و جعلنا ءاية النهار مبصرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 5 - 5

5 - نزول قرآن ، جلوه اى از رحمانيت خداوند و اقتدار او بر عرش و تدبيرامور است .

تنزيلاً . .. الرحمن على العرش استوى

گرچه جمله «الرحمان على. ..» به صورت جمله اى مستقل از آيه قبل است، ولى بيان فرمان روايى خداوند بر هستى و توصيف او به «رحمان» پس از بيان اوصاف قرآن، گوياى اين است كه نزول قرآن، جلوه آن صفات الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 62 - 1

1 - جابه جايى مستمر شب و روز در پرتو قدرت خدا ، نشانه اى گويا از تدبير و ربوبيت او است .

بأنّ اللّه يولج الّيل فى النهار . .. ذلك بأنّ اللّه هو الحقّ

آيه پيش در بيان يكى از جلوه هاى قدرت و توانايى مطلق خدا بود; يعنى، جابه جا كردن شب و روز كه با آن نظام زندگى انسان ها سامان مى يابد. در اين آيه مى فرمايد: اين كه خداوند خود تدبير نظام جهان را در اختيار گرفت، بدان سبب است كه در تمام هستى، تنها او است كه اله و معبود به حق است و هرچه غير او - كه معبود پنداشته مى شوند - پوچ، باطل و موهوم اند و بلند مرتبگى و بزرگى، تنها برازنده او است و نه غير او.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 18 - 4

4 - سفره هاى آبى نهفته در دل زمين ، كارى خدايى و نشانى از تدبير دقيق او است .

فأسكن-ّه فى الأرض

«إسكان» (مصدر أسكنّا) به معناى جاى دادن است ضمير «ه» در «أسكنّاه» به «ماء» بازمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 19 - 6

6 - پيدايش گياهان مختلف با ميوه هاى متفاوت به وسيله ريزش باران ، يكى از جلوه هاى تدبير و ربوبيت خداوند است .

فأنشأنا لكم به جنّت . .. لكم فيها فوكه كثيرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 20 - 3

3 - درختان زيتون ، با ميوه هاى روغنى و نان خورش سفره آدميان ، نمودى ديگر از تدبير الهى

تنبت بالدهن و صبغ للأكلين

«صبغ» به معناى خورشت عطف بر «الدهن» و تنوين آن براى تنويع است يعنى «درختى كه ميوه آميخته به روغن و نوعى خورشت براى خورندگان مى روياند»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 22 - 1

1 - امكان بهرهورى بشر از شتران و كشتى ها در جهت سوارى و حمل و نقل ، نمونه اى ديگر از تدبير الهى

و عليها و على الفلك تحملون

ضمير در «عليها» به أنعام بازمى گردد و مراد از آن - به قرينه «تحملون» - تنها شتران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 78 - 1

1 - دستگاه شنوايى ، بينايى و قوه تعقل در انسان ، جلوه هايى از تدبير و ربوبيت خداوند

و هو الذى أنشأ لكم السمع و الأبصر و الأفئدة

«فواد» (جمع «أفئدة») به معناى دل ( قوه ادراك و تعقل) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 80 - 3،8

3 - جريان مستمر مرگ و حيات از جلوه هاى توحيد ، ربوبيت و تدبير خداوند

و هو الذى يحى و يميت

اين بخش از آيات، در مقام بيان جلوه هاى ربوبيت و تدبير خداوند نسبت به جهان و انسان است در برابر اين انديشه شرك آميز مردم صدراسلام بود كه معتقد به ربوبيت غير خدا بودند.

8 - گردش شب و روز و پيدايش فصل هاى مختلف ، يكى ديگر از جلوه هاى تدبير و ربوبيت بى شريك خداوند

و له اختلف الّيل و النهار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 60 - 3

3 - نزول باران از سمت آسمان و رويش بوستان هاى پرطراوت در پرتو آن ، جلوه تدبير خداى يگانه

و أنزل لكم من السماء ماء فأنبتنا به حدائق ذات بهجة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 64 - 1

1 - « رويش و خزان » و « حيات و مرگِ » مداوم در پهنه زمين ، از نمود هاى تدبير خداوند

أمّن يبدؤا الخلق ثمّ يعيده

فعل هاى «يبدأ» و «يعيد» مضارع و مفيد استمرار است. آيه ياد شده به چرخه منظم حيات و مرگ و بهار و خزان در عرصه زمين اشاره دارد; يعنى، كيست كه پديده ها را به طور مداوم پديد مى آورد و آن گاه آنها را به حال سابقشان برمى گرداند؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 86 - 7

7 - بينايى انسان در پرتو وجود روز ، نشانه اى از تدبير خداى جهان

و النهار مبصرًا إنّ فى ذلك لأيت

وصف «مبصراً» گرچه از نظر لفظ براى «نهار» آمده است; اما در حقيقت وصفى است براى انسان كه در پرتو روشنى روز، قادر به ديدن اشيا مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 13 - 2

2 - بازگشت موسى به دامان مادر ، نمودى از تدبير و اراده الهى است .

فرددنه إلى أُمّه

اسناد فعل «ردد» به ضمير «نا» بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 17 - 3

3 - نعمت هاى الهى ، نمود ربوبيت و تدبير او نسبت به مردمان

قال ربّ بما أنعمت علىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 7 - 2،8

2 - آفرينش موجودات به صورتى نيكو و شايسته ، نشانه تدبير و علم الهى است .

يدبّر الأمر . .. علم ... الذى أحسن كلّ شىء خلقه

8 - آفرينش انسان از گِل ، نشانه علم و تدبير خدا است .

يدبّر الأمر . .. علم الغيب و الشهدة ... و بدأ خلق الإنسن من طين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 27 - 10

10 - وجود راه ها و رگه هاى رنگارنگ و گوناگون در كوه ها ، از نمود هاى تدبير خداوند براى انسان ها

و من الجبال جدد بيض و حمر مختلف ألونها و غرابيب سود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 40 - 6

6 - توالى شب و روز و نور و تاريكى در زندگى انسان ، جلوه قدرت و تدبير خداوند است .

و ءاية لهم الّيل . .. لا الشمس ينبغى لها أن تدرك القمر و لا الّيل سابق النهار ..

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه در سلسله آياتى قرار دارد كه درصدد بيان نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند است; چنان كه در آيه 37 نيز به آن تصريح شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 41 - 1،2

1 - سوار شدن انسان ها بر كشتى هاى پربار و مجهز ، از آيات و نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند است .

و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون

«مشحون» به معناى «مملو» است و «فلك مشحون»; يعنى، كشتى پربار و مجهز به تجهيزات لازم.

2 - سوار شدن فرزندان نوح ( ع ) و همراهان مؤمن او بر كشتى و نجات آنان از غرق شدن ، از آيات و نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند است .

و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه ضمير «لهم» و «ذرّيّتهم» به «عباد» بازگردد (البته به اعتبار اين كه عباد از بشر مى باشند). و نيز مقصود از «فلك مشحون» كشتى حضرت نوح(ع) باشد كه در آيه 119 سوره «شعراء» به همين تعبير آمده است (فأنجيناه و من معه فى الفلك المشحون). بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: «آية لهم أنّا حملنا ذرّيات البشر فى سفينة نوح».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 42 - 2

2 - آفرينش مركب هايى مانند كشتى ( چهارپايان و . . . ) در سير و سفر و حمل و نقل براى بشر ، از آيات و نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند

و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون . و خلقنا لهم من مثله ما يركبون

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «و خلقنا لهم. ..» عطف بر جمله «حملنا ذرّيّتهم» مى باشد و درصدد بيان نشانه هاى تدبير و قدرت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 53 - 14

14 - آيات آفاقى و انفسى خداوند در هستى ، نشانى از ربوبيت و تدبير يگانه او است .

سنريهم ءايتنا . .. أَوَلم يكف بربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 32 - 1

1 - حركت كشتى هاى كوه پيكر در دريا ها ، آيه اى الهى و نشانى از تدبير ، علم و قدرت خداوند است .

و من ءايته الجوار فى البحر

«جوار» (جمع «جارية») وصف «سفن» (جمع «سفينة») است كه به دليل اختصار حذف گشته، و وصف جريان و حركت كشتى ها جايگزين آن شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 13 - 12

12 - رام بودن طبيعت براى انسان ، لازمه قطعى آفرينش آنها نبوده و به تدبير خداوند صورت گرفته است .

لتستوا على ظهوره . .. سخّر لنا هذا و ما كنّا له مقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 28 - 7

7 - استمرار كلمه « توحيد » در نسل ابراهيم ( ع ) و در پهنه قرن ها ، تدبيرى خداوندى و به منظور بازگشت مشركان هر نسل به توحيد

و جعلها كلمة باقية فى عقبه لعلّهم يرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 5 - 4

4 - نزول باران ، تدبيرى الهى در گسترش بخشيدن به پوشش گياهى و زندگى جانداران در پهنه زمين

و ما أنزل اللّه من السماء من رزق فأحيا به الأرض بعد موتها

تفريع حيات زمين بر نزول باران از آسمان، مى تواند بيانگر اهميت محورى و اساسى آن در حيات تمامى پهنه زمين و بهره مندى تمام عرصه حيات نباتى و حيوانى از آن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 36 - 2

2 - معاد و برپايى قيامت ، نمودى از تدبير خداوند هستى و شايسته حمد و ستايش

إنّ وعد اللّه حقّ . .. و قيل اليوم ننسيكم ... فاليوم لايخرجون ... فللّه الحمد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 25 - 2

2- تن دادن مكيان به صلح ، با همه كفر و عناد خويش نسبت به مؤمنان ، نمودى از اراده و تدبير نافذ خداوند

و هو الذى كفّ . .. هم الذين كفروا

على رغم كفر و ستيز مشركان با اسلام، به تدبير الهى زمينه اى پديد آمد كه آنان به صلح تن دادند و شرّشان از سر مسلمانان دفع گرديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 27 - 14

14- رخداد صلح حديبيه و تأخير عمره مسلمانان ، تدبير عالمانه خدا و داراى اسرارى نهفته بر مؤمنان

فعلم ما لم تعلموا

در آيات پيشين، سخن از منتهى شدن سفر مسلمانان به صلح حديبيه بود و اين كه رؤياى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در آن سفر، تعبير نشد. خداوند در اين آيه، پس از اين كه رؤياى آن حضرت را صادق دانسته و ورود مؤمنان را به مسجدالحرام قطعى شمرده است; به آنان ياد آور مى شود: مؤمنان با توجه به اين جريان، در خواهند يافت كه رخداد صلح و تأخير عمره، منافعى داشته كه بر آنان مخفى بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 9 - 2،6

2- فرايند تشكيل توده هاى ابر و ريزش تدريجى باران ، تدبيرى الهى است .

و نزّلنا من السماء ماء مبركًا

6- سلسله علل و اسباب طولى در نظام طبيعت ، به جعل و تدبير الهى است .

و نزّلنا من السماء . .. فأنبتنا به جنّ-ت و حبّ الحصيد

خداوند، خود باران را فرومى فرستد و خود آن را وسيله رويش گياهان قرار مى دهد و اين گونه يكى را رتبه سبب و ديگرى را رتبه مسبب مى بخشد. انتساب فعل ها به خداوند، مى رساند كه اين نظام طولى، مستند به جعل الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 4 - 4

4 - وزش باد ها ، تشكيل توده هاى ابر و حركت آنها و ريزش باران ، از مظاهر حكمت و تدبير الهى در نظام طبيعت

و الذريت ذروًا . فالحملت وقرًا . فالجريت يسرًا . فالمقسّمت أمرًا

خداوند، با برشمردن بخشى از امور دقيق طبيعت و مهم دانستن آنها با سوگند خوردن، در حقيقت تدبير و حكمت خويش را به آدميان يادآور شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 1 - 2

2 - غروب ستارگان ، نمودى از قدرت و تدبير آفريدگار جهان

و النجم إذا هوى

از آن جا كه سوگند، به چيزى ياد مى شود كه داراى اهميت و پيامدار معنايى باشد مى توان گفت كه سوگند الهى به غروب ستارگان، براى توجه دادن بشر به تنظيم گر نظام آنها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 42 - 2

2 - نظام جزا و پاداش خداوند ، جلوه اى از تدبير مطلقه او است .

ثمّ يجزيه الجزاء الأوفى . و أنّ إلى ربّك المنتهى

ذكر اين نكته كه سررشته تمامى امور در اختيار خداوند است - در پى طرح نظام مجازات الهى - بيانگر مطالب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 46 - 4

4 - نحوه جريان نطفه و فرو افتادن آن [ در رحم ] ، نمودى از تدبير الهى در تداوم حيات

و أنّه خلق . .. من نطفة إذا تمنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 19 - 2

2 - جريان آب هاى عظيم رود ها و ريختن آنها به دريا ها ، نمود اراده و تدبير الهى است .

مرج البحرين يلتقيان

«مرج» به معناى رها ساختن است; يعنى، خداوند آب رودها و درياها را رها كرد تا به هم بپيوندند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 45 - 5

5 - مهلت دادن به تكذيب گران ، جلوه كيد و تدبير خداوند عليه آنان است .

إنّ كيدى متين

جمله «إنّ كيدى متين» در مقام تعليل براى «أُملى لهم» است; يعنى، مهلت دادن ما به كافران، چنين است كه ما كيد و تدبيرى متين و استوار درباره آنان انديشيده ايم و اين مهلت، جلوه همين تدبير است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 5 - 2

2 - پژمرده ساختن گياهان و تبديل آن به هيزم و خرده كاه ، جلوه هاى حاكميت تدبير خداوند بر جهان هستى است .

ربّك . .. الذى أخرج المرعى . فجعله غثاء أحوى

در اين آيات، همان گونه كه روياندن گياهان از جلوه هاى ربوبيت خداوند معرفى شده; پژمرده ساختن آنها نيز براساس تدبير و ربوبيت او دانسته شده است. اين تدبير، ممكن است ناظر به منافعى نظير تهيه هيزم و كود، غذاى زمستانى حيوانات و غير آن باشد كه از گياهان خشك شده حاصل مى شود.

19- نقش تدبير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 80 - 2

2 - تأثير عوامل طبيعت در سلامتى انسان ، به تدبير و هدايت تكوينى خداوند

و إذا مرضت فهو يشفين

انسان براى درمان بيمارى خود، نيازمند مصرف دارو است. بنابراين نسبت داده شدن شفاى مريض به خداوند، بيانگر آن است كه نقش دارو در درمان انسان، به اراده و تدبير خدا بستگى دارد.

20- نياز به تدبير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 24 - 8

8- توجه به وابستگى امور انسان ها به تدبير الهى ، مايه از ياد نبردن او در هيچ كار و حالت است .

واذكّر ربّك إذا نسيت

كلمه «ربّ» - در آيه - گوياى برداشت بالا است.

21- وسعت تدبير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 192 - 8

8 - مجموعه نظام هستى ، تحت تدبير و ربوبيت يگانه خداوند

و إنّه لتنزيل ربّ العلمين

«العالمين» جمع همراه با «ال» و مفيد عموم است. بنابراين «ربّ العالمين»; يعنى، پروردگار همه عالم ها.

22- ويژگيهاى تدبير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 182 - 7

7 - خداوند ، از روى اختيار جهان را تدبير مى كند و در اداره آن ، جبر و اضطرارى ندارد .

الحمد للّه ربّ العلمين

در صحت اطلاق حمد - علاوه بر زيبايى فعل و صفت - اختيارى بودن آن دو نيز قيد شده است; يعنى، بر فعل و صفتى زيبا مى توان حمد كرد كه فاعل، آن را از روى اختيار تحقق بخشيده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 4 - 7

7 - تدبير و اداره امور عالم از سوى خداوند ، همراه با اقتدار كامل و همه جانبه و به دور از هرگونه سستى و كاستى است .

ثمّ استوى على العرش

ماده «إستواء» هرگاه با «على» استعمال شود، به معناى «استيلاء» خواهد بود. بنابراين «استوى على العرش»; يعنى، «استولى على العرش» (بر عرش تدبير جهان استيلا دارد) و اين كنايه از اقتدار تام و فراگير خداوند، بر تدبير امور جهان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 45 - 3،4

3 - كيد و تدبير خداوند ، متين و استوار است .

إنّ كيدى متين

4 - كيد و تدبير خداوند ، شكست ناپذير است .

إنّ كيدى متين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 37 - 9

9 - تدبير امور آسمان ها و زمين و موجودات بين آنها از سوى خداوند ، بر پايه رحمت و عطوفت است .

لايملكون منه خطابًا

توصيف «ربّ» به «رحمان»، حاكى از نقش رحمت در تدبير نظام هستى است.

23- هدفدارى تدبير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 14

14- تدابير و افعال الهى ، داراى هدف و غايت است .

أعثرنا عليهم ليعلموا

4- تذكر

1- آثار تذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 11

11 - يادآورى وضعيّت نابهنجار يك جامعه در هنگام ركود و انحطاط ، از روش هاى تربيتى قرآن در تصحيح حركت آن جامعه

و اذ غدوت من اهلك . .. و اذ همّت طائفتان ... و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 124 - 4

4 - روش هاى قرآن براى تقويت روحيه مؤمنان

اذ تقول للمؤمنين الن يكفيكم ان يمدّكم

برخى برآنند كه «اذ»، مفعول براى «اذكر» مقدر مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 146 - 14

14 - نقش سازنده يادآورى حماسه شجاعت و پايدارى مجاهدان راه خدا و ياوران پيامبران در پيكار و مبارزه

و كايّن من نبىّ قاتل . .. و اللّه يحبّ الصّابرين

آيه شريفه با يادآورى حماسه «ربيّون»، در صدد سازندگى مسلمانان است تا ديگر بار همانند نبرد احد، سستى و زبونى به خود راه ندهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 164 - 15

15 - يادآورى وضعيّت نابهنجار ( گمراهى آشكار ) مردم پيش از بعثت ، برانگيزنده توجّه و قدردانى از نعمت بزرگ رسالت پيامبر (

ص )

لقد منّ اللّه . .. و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين

جمله «ان كانوا . .. » به منزله دليل است براى بزرگى نعمتِ رسالت. يعنى روشن است كه پيش از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در چه منجلابى از گمراهى و ضلالت فرو رفته بوديد و اين پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تعاليم قرآنى بود كه شما را هدايت كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 165 - 4

4 - يادآورى خاطره پيروزى مسلمانان در پيكار بدر ، التيام بخش رنج و آثار روحى دردناك شكست نبرد احد

اولمّا اصابتكم مصيبة قد اصبتم مثليها

جمله «قد اصبتم مثليها»، كه اشاره به پيروزى بزرگ مسلمانان در بدر است، بدان جهت ايراد شده كه با ياد آن خاطره بزرگ، مسلمانان مصيبت احد را در مقايسه با پيروزى بدر كوچك شمرند و در نتيجه، رنج مصيبت احد را ناديده انگارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 9 - 10

10 - توجه به كيفر الهى ، زمينه ساز رعايت حقوق ديگران

و ليخش . .. فليتّقوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 70 - 14،15

14 - يادآورى آثار زيانبار اعمال انسانها، روشى مؤثر در تربيت و تبليغ است.

و ذكر به أن تبسل نفس بما كسبت

جمله «أن تبسل» مفعول له براى «ذكر» مى تواند باشد، در اين صورت چنين معنى مى شود: «ذكر لأن لاتبسل نفس بما كسبت».

15 - مصونيت از تباهى و هلاكت، نتيجه متذكر شدن با تذكارهاى قرآن است.

و ذكر به أن تبسل نفس بما كسبت

جمله «أن تبسل»، با تقدير لام تعليل و حرف نفى، مفعول له براى «ذكر» مى تواند باشد. بنابراين جمله چنين معنى مى شود: به مردم با قرآن تذكر بده تا آنان گرفتار عواقب سوء اعمال خود نگردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 80 - 21

21 - تذكر و زدودن غفلت، براى درك حقانيت توحيد و بطلان شرك كافى است.

قال أتحجونى فى الله و قد هدين . . أفلا تتذكرون

به كار رفتن «تتذكرون» به جاى «تتفكرون» و مانند آن، بيانگر اين نكته است كه تذكر و زدودن غبار غفلت براى اقرار به توحيد كافى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 63 - 11

11 - نقش يادآورى فرجام امور ، در هدايت انسانها

ألم يعلموا أنه من يحادد اللّه . .. نار جهنم ... ذلك الخزى العظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 17 - 5

5- متذكر بودن و هوشمندى ، عامل گرايش به توحيد و ناسازگار با شرك است .

أفمن يخلق كمن لايخلق أفلاتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 209 - 2

2 - كيفر جوامع كفرپيشه ، پس از انذار هاى متعدد و يادآورى مكرر ارزش ها است .

و ما أهلكنا من قرية إلاّ لها منذرون . ذكرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 25 - 3

3 - زمينه هاى ادراك توحيد ، در سرشت بشر نهفته است و تنها ، نيازمند تذكّر و زُدايش غفلت است .

و لئن سألتهم من خلق السموت و الأرض ليقولنّ اللّه

احتمال دارد كه پاسخ داده شده از سوى كافران به پرسش «خالق عالم كيست؟» از ناحيه عقل نظرى باشد و احتمال دارد كه برخاسته از فطرت توحيدى آنان باشد كه در همه انسان ها هست. برداشت بالا، بر اساس احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 15 - 3،13

3 - كسانى كه با تذكّر و يادآورى ايمان مى آورند - نه در صورت برخورد باعذاب و ناگزير بودن - مؤمنان واقعى اند .

إنّما يؤمن بأيتنا الذين إذا ذكّروا بها خرّوا سجّدًا

13 - واجدان روحيه تواضع ، با موعظه و يادآورى به خداوند و قيامت ايمان مى آورند .

نسيتم لقاء يومكم هذا . .. إنّما يؤمن بأيتنا الذين إذا ذكّروا بها خرّوا سجّدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 45 - 14

14 - راه يابى انسان به كمال ، در پرتو عنصر اختيار ، همراه با تذكّر و هشدار

و ما أنت عليهم بجبّار فذكّر بالقرءان

خداوند از يك سو پيامبر(صلی الله علیه و آله) را از اعمال فشار براى هدايت كافران باز داشته و از سوى ديگر، آن حضرت را موظف به تذكّر و هشداردهى كرده است.

2- آثار تذكر آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 15 - 4

4 - آيات الهى ، با فطرت و خِرد بشر آشنا است و تنها ، نيازمند تذكّر و يادآورى است .

إنّما يؤمن بأيتنا الذين إذا ذكّروا بها خرّوا سجّدًا

3- آثار تذكر حالات محتضر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 26 - 2،3

2 - يادآورى آخرين لحظات زندگى انسان ( هنگام احتضار و حالات تكان دهنده محتضر ) ، از سوى خداوند به كافران و منكران معاد ، براى بيدار كردن آنان از غفلت و مستى

كلاّ إذا بلغت التراقى

3 - يادآورى حالات محتضر در هنگام احتضار ، تأثيرگذار در بيدارگرى و غفلت زدايى نسبت به دلبستگان دنيا

بل تحبّون العاجلة . .. كلاّ إذا بلغت التراقى

4- آثار تذكر حضور خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 15 - 9

9 - اطمينان بخشى خداوند به موسى ( ع ) با يادآورى حضور خود در همه صحنه هاى مباحثه او با فرعون .

فاذهبا بايتنا إنّا معكم مستمعون

5- آثار تذكر حقانيت آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 3 - 14

14 - ياد كرد حقانيت نظام هستى ، انذارى به حق گريزان پوچ گرا *

ما خلقنا . .. إلاّ بالحقّ ... و الذين كفروا عمّا أُنذروا معرضون

از آن جا كه قبل از تعبير «عمّا اُنذروا. ..»، انذار صريحى در اين آيه و آيه قبل نيامده است، احتمال مى رود كه نفس تذّكر به

حقانيت هستى، هشدار به كسانى است كه هستى را پوچ و بى هدف دانسته و هيچ تعهّدى در برابر ارزش ها ندارند.

6- آثار تذكر گواهى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 55 - 19

19 - توجه دادن به حضور و گواهى خداوند ، زمينه ساز رويكرد بيشترى به عمل به فرمان هاى او است .

و اتّقين اللّه إنّ اللّه كان على كلّ شىء شهيدًا

ذكر «إنّ اللّه كان على . ..» پس از بيان دستورهايى خاص، مى تواند مفيد اين نكته باشد كه مخاطبان دستورها، به حضور و گواهى خداوند توجه پيدا كنند تا تشويق شوند و يا از ترسِ پيامد ناگوار ترك عمل، به سمت عمل به آن دستور بروند.

7- آداب تذكر آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 1

1 - بندگان خالص خدا به هنگام شنيدن و يادآور شدن آيات الهى ، مانند كران و كوران ، با بى اعتنايى و ناخرسندى از آنها نمى گذرند .

و الذين إذا ذكّروا بأيت ربّهم لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

فعل «خرّ» در معناى «سقط» به كار مى رود كه به معناى فرود از بالا به پايين است (لسان العرب) و «صمّاً» و «عمياناً» حال براى فاعل «يخرّوا» است. گفتنى است فعل «لم يخرّوا» در معناى كنايى به كار رفته است و مقصود از آن آن ناخرسندى و امتناع كردن است; زيرا انسان با فرود آوردن سر به طرف پايين، ناخرسندى خود را ابراز مى دارد.

8- ابزار تذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 25 - 6

6- همه مثالهايى كه خداوند براى مردم به كار مى برد ، جهت تنبه و تذكر به آنان است .

و يضرب الله الأمثال للناس لعلّهم يتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 69 - 7

7 - قرآن ، كتابى سراسر ياد و يادآورى براى انسان است .

إن هو إلاّ ذكر

«ذكر» مصدرى است كه براى بيان مبالغه، وصف براى قرآن قرار گرفته و به معناى تذكر و يادآورى است.

9- اهميت تذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 139 - 12

12 - ضرورت توجّه دادن مؤمنان به برترى آنان بر ديگران

و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 90 - 14،15،16

14 - هدف پيامبر(صلی الله علیه و آله) از ابلاغ پيامهاى الهى تذكر دادن به جهانيان است.

إن هو إلا ذكرى للعلمين

مرجع ضمير «هو»، به قرينه جمله «قل لاأسئلكم عليه أجرا»، ابلاغ رسالت است.

15 - قرآن، يادآورى براى جهانيان است.

إن هو إلا ذكرى للعلمين

16 - هدايت پيامبران و كتب آسمانى، يادآورى و بيدار ساختن فطرت آدمى است.

إن هو إلا ذكرى للعلمين

«ذكر» به معناى يادآورى است و معمولا در مواردى به كار مى رود كه موضوع مورد نظر قبلا فراگرفته شده، ولى از ياد رفته باشد. بنابراين هدايتهاى انبيا يادآورى آموخته هاى فطرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 2 - 7

7 - وظيفه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر قرآن انذار و تذكر است، نه اجبار مردم به هدايت

لتنذر به ذكرى للمؤمنين

برداشت فوق بر اين مبناست كه جمله «فلايكن . ..» تفريع بر «لتنذر ...» باشد. يعنى قرآن تنها براى انذار و تذكر نازل شده است، بنابراين جايى براى نگرانى از اعراض مشركان وجود ندارد. زيرا اجبار آنان بر هدايت از اهداف نزول قرآن نيست.

10- اهميت تذكر ارزشها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 55 - 2

2 - بيدارگرى و تذكر مردم به ارزش هاى الهى ، تكليفى هميشگى براى مبلغان دينى

و ذكّر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 25 - 2

2 - محور نبوت پيامبران ، يادآورى ارزش ها به خلق و بيدارسازى فطرت خفته آنان است .

أءلقى الذكر عليه من بيننا

از آيه شريفه استفاده مى شود كه قوم ثمود، واژه «ذكر» را بر محتواى پيام صالح(ع) اطلاق كرده اند و چه بسا اين تعبير را از خود آن حضرت گرفته باشند. به هر حال خداوند اين وصف را رد نكرده است.

11- اهميت تذكر به انسانها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 3 - 2

2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) مسؤول ابلاغ قرآن و تذكردادن به مردم است و در مورد به ثمرنشستن آن مسؤوليت ى ندارد .

ما أنزّلنا عليك . .. إلاّ تذكرة لمن يخشى

12- اهميت تذكر به حق ستيزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 55 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به ادامه دادن تذكر و هشدار ، در عين اصرار نورزيدن بر هدايت حق ستيزان

فتولّ عنهم . .. و ذكّر

13- اهميت تذكر به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 5

5 - توجّه دادن كافران به كمبود فرصت ، از راه كار هاى مبارزه قرآن با كفر

إنّا أنذرنكم عذابًا قريبًا

جمله «يقول الكافر. ..» - در ذيل آيه - گوياى آن است كه روى خطاب در «أنذرناكم»، با كافران است.

14- اهميت تذكر به مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 55 - 3

3 - تذكر و بيدار باش به مؤمنان ، همواره و در همه شرايط به حال آنان سودمند خواهد بود .

و ذكّر فإنّ الذّكرى تنفع المؤمنين

15- اهميت تذكر قصص انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 21 - 2

2- لزوم يادكرد سرگذشت پيامبران ، براى درس آموزى و پندگيرى

و اذكر أخا عاد

از آخر آيه شريفه (إنّى أخاف عليكم. ..)، استفاده مى شود كه يادكرد در جهت پندگيرى است.

16- ايمان با تذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 15 - 3

3 - كسانى كه با تذكّر و يادآورى ايمان مى آورند - نه در صورت برخورد باعذاب و ناگزير بودن - مؤمنان واقعى اند .

إنّما يؤمن بأيتنا الذين إذا ذكّروا بها خرّوا سجّدًا

17- تذكر آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 1

1- روى گردانى از آيات پروردگار پس از تذكّر يافتن و آگاهى به آن ، بزرگ ترين ظلم است .

و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه فأعرض عنها

«ذكر» يعنى، شناختى كه در حافظه حاضر باشد (برگرفته شده از مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 6 - 3

3 - يادكرد آيات تكوينى به انسان ها ، تذكرى سازنده و ضرورى در هدايت آنان

تلك ءايت اللّه نتلوها عليك بالحقّ

بنابراين كه «بالحقّ» متعلق به «نتلو» باشد، مى توان استفاده كرد كه تلاوت آيات و تذكر به آن، امرى بايسته و ضرورى در جهت هدايت بشر است.

18- تذكر ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 72 - 2

2 - يادآورى ابراهيم ( ع ) به قوم خويش مبنى بر ناتوانى بت ها حتى از شنيدن دعاى آنان

قال هل يسمعونكم إذ تدعون

استفهام در «هل يسمعونكم» انكارى است. بنابراين مفاد سؤال ابراهيم(ع) چنين مى شود: با اين كه بت ها درخواست هاى شما را نمى شنوند، چگونه به درگاه آنها نيايش مى كنيد؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 73 - 1

1 - يادآورى ابراهيم ( ع ) به قوم خويش ، مبنى بر ناتوانى بت ها در رساندن سود يا زيان به انسان ها

أو ينفعونكم أو يضرّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 79 - 4

4 - تذكر ابراهيم ( ع ) به قوم خويش ، مبنى بر حاكميت اراده خدا بر معاش و زندگى انسان و نفى هرگونه نقش براى بت ها

فإنّهم عدوٌّ لى إلاّ ربّ العلمين . .. و الذى هو يطعمنى و يسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 80 - 3

3 - تذكر ابراهيم ( ع ) به نقش نداشتن بت ها در بيمارى و شفايابى انسان

و إذا مرضت فهو يشفين

تعبير «فهو يشفين» تأكيد بر اين حقيقت است كه تنها خدا در بهبود و شفاى انسان مؤثر است. و چون مخاطب اين تأكيد بت پرستانند، در حقيقت تأكيد ابراهيم(ع) بر سلب هرگونه تأثير بت ها در سلامتى انسان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 81 - 2،3

2 - تذكر ابراهيم ( ع ) به قوم بت پرست خود ، مبنى بر نبود كمترين نقش براى بت ها در مرگ و حيات آدمى

و الذى يميتنى ثمّ يحيين

3 - وجود معاد پس از مرگ و محدود نبودن زندگى به دنيا ، تذكر ديگر ابراهيم ( ع ) به قوم بت پرست خويش

و الذى يميتنى ثمّ يحيين

19- تذكر اجابت خواسته ها در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 48 - 6

6- يادآورى برآورده شدن خواسته هاى انسان در بهشت ، از روش هاى هدايت و جذب انسان ها به دين *

إن المتقين فى جنّ-ت و عيون . ادخلوها بسلم ءامنين . و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ

20- تذكر اخروى خداترسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 40 - 2

2 - خداترسان دور از هواپرستى با حضور در صحنه قيامت ، كردار خويش را به ياد آورده و جزاى آن را خواهند ديد .

يوم يتذكّر . .. و أمّا من خاف مقام ربّه و نهى النفس عن الهوى

21- تذكر اراده خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 98 - 14

14- ذوالقرنين ، آسيب ديدگان از يأجوج و مأجوج را به رحمت و اراده خداوند توجّه داد و آنان را از اعتماد مطلق به سد ، بازداشت .

هذا رحمة من ربّى فإذا جاء وعد ربّى جعله دكّاء

22- تذكر ارزشها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 209 - 2

2 - كيفر جوامع كفرپيشه ، پس از انذار هاى متعدد و يادآورى مكرر ارزش ها است .

و ما أهلكنا من قرية إلاّ لها منذرون . ذكرى

23- تذكر افشاى رازها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عاديات - 100 - 10 - 4

4 - توجّه به برملا شدن خصلت ها و علاقه ها در قيامت ، بازدارنده انسان از خوى ناسپاسى ، بخل و دل بستگى به ثروت

لكنود . .. أفلايعلم إذا ... و حصّل ما فى الصدور

24- تذكر امدادهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 63 - 4

4 - توجه دادن مردم به امدادهاى خداوند در دشواريها و تنگناهاى هولناك زندگى، روشى در تبليغ و دعوت به توحيد

قل من ينجيكم من ظلمت البر و البحر تدعونه تضرعا و خفية

«قل» فرمانى است به پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى بيان مضمون آيه از اين دستور چنين بر مى آيد كه اين سبك احتجاج بايد به عنوان محورى در تبليغ مورد توجه قرار گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 26 - 5

5 - خداوند ، يادآورنده شرايط سخت مواجهه با مشركانِ متعصب جاهل و امداد خويش به مؤمنان

إذ جعل الذين كفروا

در صورتى كه «إذ» متعلق به فعل مقدر «اُذكر» باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

25- تذكر ايام الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 11

11- موسى ( ع ) ، وظيفه دار يادآورى « أيام الله » به مردم خويش

و لقد أرسلنا موسى . .. و ذكّرهم بأيّ-م الله

26- تذكر به انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 46 - 14

14- خداوند ، مراقب پيامبران و توجه دهنده آنان به خطا ها و لغزشهايشان

إن ابنى من أهلى . .. إنه ليس من أهلك ... فلاتسئلن ما ليس لك به علم

27- تذكر به انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 113 - 10

10 - متذكر و متنّبه ساختن آدميان ، از اهداف قرآن و بيانات روشن آن

و صرّفنا فيه من الوعيد لعلّهم . .. أو يحدث لهم ذكرًا

«ذكر» نقطه مقابل نسيان است (مقاييس اللغة) بنابراين «ذكر»; يعنى، فراموش نكردن و در خاطر زنده نگه داشتن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 69 - 7

7 - قرآن ، كتابى سراسر ياد و يادآورى براى انسان است .

إن هو إلاّ ذكر

«ذكر» مصدرى است كه براى بيان مبالغه، وصف براى قرآن قرار گرفته و به معناى تذكر و يادآورى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 26 - 2

2 - گذرا بودن فرصت هاى زندگى ، تذكرى به انسان در استفاده صحيح و بهينه از آن

كلّ من عليها فان

تذكر خداوند به فناى زمينيان، هشدارى به آنها است كه از فرصت حيات بيشترين بهره بردارى كنند و امكانات خويش را در مسير فانى دنيا هدر ندهند.

28- تذكر به انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 58 - 5

5- تذكار بشر ، هدف نهايى و مورد انتظار وحى

فإنّما يسّرنه . .. لعلّهم يتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 9 - 4

4 - هدف از نزول قرآن بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، توجّه دادن به مردم و نصيحت كردن آنان است .

سنقرئك . .. فذكّر

29- تذكر به اولوا الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 52 - 13

13- پنددهى به صاحبان خرد ناب ، از محور هاى مهم آموزه هاى قرآن و از موضوعات اساسى آن است .

هذا بلغ للناس . .. و ليذّكّر أولواالألبب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 43 - 11

11 - بازگشت و دو چندان شدن خانواده ايوب ( ع ) ، مايه تذكر و بيدارى صاحبان خرد ناب

و وهبنا له أهله . .. رحمة منّا و ذكرى لأُولى الألبب

«لُب» به معناى عقل خالص و خرد ناب است (مفردات راغب).

30- تذكر به برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 89 - 1

1- عزيز مصر در پى مشاهده ذلت فرزندان يعقوب ، داستان ر ها كردن يوسف ( ع ) در چاه كنعان را به آنان يادآورى كرد .

قال هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه

مراد از «ما فعلتم بيوسف» و يا مصداق مورد نظر از آن، داستان رهاسازى يوسف(ع) در چاه كنعان است. گويا اين يادآورى همان است كه خداوند در آيه 15 از همين سوره بيان داشت، بدين مضمون كه همانا اين واقعه (داستان چاه) را در آينده به آنان گزارش خواهى كرد، در حالى كه متوجه نيستند (تو را نمى شناسند).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 98 - 16

16- يعقوب ( ع ) با توجه دادن فرزندانش به آمرزگارى و مهربانى خداوند ، آنان را به آمرزش گناهانشان اميدوار ساخت .

سوف أستغفر لكم ربى إنه هو الغفور الرحيم

31- تذكر به بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 4

4- حضرت موسى ( ع ) سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان را به مردم خويش يادآورى كرد .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

برداشت مزبور بر اساس اين احتمال است كه جمله «ألم يأتكم . ..» ادامه كلام موسى(ع) باشد كه فرمود: «و قال موسى إن تكفروا ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 3 - 2

2- خداوند ، ايمان و شرافت نياكان بنى اسرائيل را به آنان يادآور شد .

هدًى لبنى إسرءيل . .. ذرّية من حملنا مع نوح

نصب «ذرية» يا به تقدير حرف ندا و يا به تقدير فعل «اخص» است. در هر صورت يادآورى عنوان «ذريه همراهان نوح» بيانگر حقيقت فوق است.

32- تذكر به چاه انداختن يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 89 - 1

1- عزيز مصر در پى مشاهده ذلت فرزندان يعقوب ، داستان ر ها كردن يوسف ( ع ) در چاه كنعان را به آنان يادآورى كرد .

قال هل علمتم ما فعلتم بيوسف و أخيه

مراد از «ما فعلتم بيوسف» و يا مصداق مورد نظر از آن، داستان رهاسازى يوسف(ع) در چاه كنعان است. گويا اين يادآورى همان است كه خداوند در آيه 15 از همين سوره بيان داشت، بدين مضمون كه همانا اين واقعه (داستان چاه) را در آينده به آنان گزارش خواهى كرد، در حالى كه متوجه نيستند (تو را نمى شناسند).

33- تذكر به حيات اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 7 - 11

11- توجه دادن انسان ها به حيات پس از مرگ و برپايى قيامت ، از رسالت هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لئن قلت إنكم مبعوثون من بعد الموت

34- تذكر به دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 27 - 2

2 - لحظه نااميدى حاضران بر بستر محتضر و بر زبان آوردن كلمات يأس ، شايان يادآورى براى دلبستگان دنيا

و قيل من راق

35- تذكر به زكريا(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 9 - 9

9- خداوند با توجه دادن زكريا ( ع ) به نو پيدايى و آفرينش وى ، او را به امكان پيدايش يحيى ( ع ) از وى و همسر نازايش مطمئن ساخت .

هو علىَّ هيّن و قد خلقتك من قبل و لم تك شيئًا

36- تذكر به غافلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 209 - 1

1 - انذارگرى پيامبران ، در جهت تذكر و بيدار ساختن غافلان

لها منذرون . ذكرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 24 - 12

12 - تسبيح مظاهر هستى به درگاه خداوند ، تذكرى به انسان غافل از ياد آفريدگار

لو أنزلنا هذا القرءان على جبل . .. له الأسماء الحسنى يسبّح له ما فى السموت و ا

ارتباط اين آيه با آيات پيشين و هماهنگى سياق آنها گوياى اين نكته است كه اگر انسان در غفلت از ياد حق به سر مى برد، همه هستى - حتى جمادات - در حال تسبيح حق اند.

37- تذكر به فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 26 - 3

3 - ربوبيت يگانه خدا نسبت به همه انسان ها چونان ربوبيت يگانه او بر آسمان ها و زمين تذكر موسى به فرعون و فرعونيان

قال ربّ السموت و الأرض . .. قال ربّكم و ربّ ءابائكم الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 19 - 6

6 - توجه دادن فرعون به سيطره ربوبيت خداوند بر او ، از رسالت هاى موسى ( ع )

و أهديك إلى ربّك فتخشى

تصريح به «ربّك» در برابر كسى كه مدعى ربوبيت بر انسان ها است - چنان چه در آيات بعد خواهد آمد - گوياى برداشت ياد شده است.

38- تذكر به فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 26 - 3

3 - ربوبيت يگانه خدا نسبت به همه انسان ها چونان ربوبيت يگانه او بر آسمان ها و زمين تذكر موسى به فرعون و فرعونيان

قال ربّ السموت و الأرض . .. قال ربّكم و ربّ ءابائكم الأوّلين

39- تذكر به قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 72 - 2

2 - يادآورى ابراهيم ( ع ) به قوم خويش مبنى بر ناتوانى بت ها حتى از شنيدن دعاى آنان

قال هل يسمعونكم إذ تدعون

استفهام در «هل يسمعونكم» انكارى است. بنابراين مفاد سؤال ابراهيم(ع) چنين مى شود: با اين كه بت ها درخواست هاى شما را نمى شنوند، چگونه به درگاه آنها نيايش مى كنيد؟

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 73 - 1

1 - يادآورى ابراهيم ( ع ) به قوم خويش ، مبنى بر ناتوانى بت ها در رساندن سود يا زيان به انسان ها

أو ينفعونكم أو يضرّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 79 - 4

4 - تذكر ابراهيم ( ع ) به قوم خويش ، مبنى بر حاكميت اراده خدا بر معاش و زندگى انسان و نفى هرگونه نقش براى بت ها

فإنّهم عدوٌّ لى إلاّ ربّ العلمين . .. و الذى هو يطعمنى و يسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 81 - 2،3

2 - تذكر ابراهيم ( ع ) به قوم بت پرست خود ، مبنى بر نبود كمترين نقش براى بت ها در مرگ و حيات آدمى

و الذى يميتنى ثمّ يحيين

3 - وجود معاد پس از مرگ و محدود نبودن زندگى به دنيا ، تذكر ديگر ابراهيم ( ع ) به قوم بت پرست خويش

و الذى يميتنى ثمّ يحيين

40- تذكر به قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 71 - 4

4 - حضرت نوح ( ع ) ، با آيات خدا به تذكر و يادآورى قومش مى پرداخت .

و تذكيرى بأيت اللّه

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «باء در «بآيات اللّه» براى استعانت باشد نه زايد.

41- تذكر به قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 7 - 11

11- توجه دادن انسان ها به حيات پس از مرگ و برپايى قيامت ، از رسالت هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و لئن قلت إنكم مبعوثون من بعد الموت

42- تذكر به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 209 - 2

2 - كيفر جوامع كفرپيشه ، پس از انذار هاى متعدد و يادآورى مكرر ارزش ها است .

و ما أهلكنا من قرية إلاّ لها منذرون . ذكرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 26 - 2

2 - يادآورى آخرين لحظات زندگى انسان ( هنگام احتضار و حالات تكان دهنده محتضر ) ، از سوى خداوند به كافران و منكران معاد ، براى بيدار كردن آنان از غفلت و مستى

كلاّ إذا بلغت التراقى

43- تذكر به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 99 - 4

4 - قرآن ، عطيه بزرگ الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مايه تذكر و بيدارباش است .

و قد ءاتينك من لدنّا ذكرًا

نكره بودن «ذكراً» دلالت بر عظمت آن دارد و مراد از «ذكر» به قرينه «من أعرض عنه» (درآيه بعد) قرآن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 15 - 2

2 - خداوند ، با بيان پافشارى كافران عصر بعثت بر كفر و انكار معاد ، انتظار ايمان آوردن آنان را بى فايده خواند و توطئه گرى آنها را به پيامبر (صلی الله علیه و آله) گوشزد كرد .

إنّهم يكيدون كيدًا

44- تذكر به مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 70 - 11،12

11 - تذكر دادن به مردم با قرآن، از وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مبلغان دين است.

و ذكر به أن تبسل نفس

مرجع ضمير «به» قرآن مى تواند باشد كه از سياق آيات مورد بحث به دست مى آيد و به اصطلاح مرجع حكمى است.

12 - قرآن كتابى براى تذكر به مردم است.

و ذكر به أن تبسل نفس

45- تذكر به مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 63 - 2

2 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه دار يادآورى تجربه هاى دينى و فطرت توحيدى به مشركان، براى هدايت و احتجاج با آنان است.

قل من ينجيكم من ظلمت البر و البحر تدعونه تضرعا و خفية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 2

2 - يادآور شدن قدرت اختصاصى خداوند بر فرستادن انواع عذاب بر مشركان و كافران، از وظايف تبليغى پيامبر(صلی الله علیه و آله)

قل هو القادر على أن يبعث عليكم عذابا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - كافرون - 109 - 4 - 2

2 - آگاه ساختن مشركان به غير قابل پذيرش بودن شرك براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، وظيفه الهى آن حضرت

قل يأيّها الكفرون . .. و لا أنا عابد ما عبدتم

46- تذكر به مشركان ناقض معاهده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 15 - 3

3 - تذكر خداوند به باز بودن راه بازگشت به اسلام ، براى مشركان پيمان شكن

ألا تقتلون قوماً نكثوا أيمنهم . .. و يتوب اللّه على من يشاء

47- تذكر به مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 26 - 2

2 - يادآورى آخرين لحظات زندگى انسان ( هنگام احتضار و حالات تكان دهنده محتضر ) ، از سوى خداوند به كافران و منكران معاد ، براى بيدار كردن آنان از غفلت و مستى

كلاّ إذا بلغت التراقى

48- تذكر به موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 82 - 16

16- خضر ( ع ) با توجّه دادن موسى ( ع ) به تدبير فراگير الهى ، حفاظت اموال يتيمان را ، برخاسته از گستردگى ربوبيّت خداوند دانست .

فأراد ربّك

خضر(ع) با اضافه «ربّ» به ضمير خطاب (ربّك) به موسى(ع) اين نكته را بيان داشته است كه گرچه ترميم ديوار، به تغذيه و تربيت جسم تو كمكى نكرد، ولى مالك و مدّبر تو، مالك و مدّبر يتيمان نيز هست.

49- تذكر به مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 2 - 6

6 - يادآورى همواره تعاليم دين به مؤمنان، از اهداف نزول قرآن

كتب أنزل إليك . .. ذكرى للمؤمنين

كلمه «ذكرى» به معناى تذكر دادن و عطف بر «تنذر» است. يعنى: كتاب أنزل لانذار الناس و تذكير المؤمنين.

50- تذكر تاريخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 89 - 5

5- يادآورى تاريخ پيشينيان و بيان علت نابودى و گرفتارى آنان به عذاب هاى الهى ، از روش هاى تبليغى حضرت شعيب ( ع ) بود .

و يقوم لايجرمنّكم شقاقى أن يصيبكم مثل ما أصاب قوم نوح

51- تذكر تاريخ اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 1،4

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان را به مردم يادآورى كرد .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ألم يأتكم» ادامه كلام پيامبر(صلی الله علیه و آله)است كه خداوند به آن حضرت فرمود: «أنزلناه إليك . .. و إذ قال موسى».

4- حضرت موسى ( ع ) سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان را به مردم خويش يادآورى كرد .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

برداشت مزبور بر اساس اين احتمال است كه جمله «ألم يأتكم . ..» ادامه كلام موسى(ع) باشد كه فرمود: «و قال موسى إن تكفروا ...».

52- تذكر تاريخ بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به يادآورى سرگذشت موسى ( ع ) و قومش و به خاطر سپردن آن

و إذ قال موسى لقومه

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه فعل «اذكر» قبل از «إذ» مقدر باشد. بنابراين، آيه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و بيان وظيفهء آن حضرت است.

53- تذكر تاريخ قوم ثمود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 1،4

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان را به مردم يادآورى كرد .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ألم يأتكم» ادامه كلام پيامبر(صلی الله علیه و آله)است كه خداوند به آن حضرت فرمود: «أنزلناه إليك . .. و إذ قال موسى».

4- حضرت موسى ( ع ) سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان را به مردم خويش يادآورى كرد .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

برداشت مزبور بر اساس اين احتمال است كه جمله «ألم يأتكم . ..» ادامه كلام موسى(ع) باشد كه فرمود: «و قال موسى إن تكفروا ...».

54- تذكر تاريخ قوم عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 1،4

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان را به مردم يادآورى كرد .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ألم يأتكم» ادامه كلام پيامبر(صلی الله علیه و آله)است كه خداوند به آن حضرت فرمود: «أنزلناه إليك . .. و إذ قال موسى».

4- حضرت موسى ( ع ) سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان را به مردم خويش يادآورى كرد .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

برداشت مزبور بر اساس اين احتمال است كه جمله «ألم يأتكم . ..» ادامه كلام موسى(ع) باشد كه فرمود: «و قال موسى إن تكفروا ...».

55- تذكر تاريخ قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 1،4

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان را به مردم يادآورى كرد .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ألم يأتكم» ادامه كلام پيامبر(صلی الله علیه و آله)است كه خداوند به آن حضرت فرمود: «أنزلناه إليك . .. و إذ قال موسى».

4- حضرت موسى ( ع ) سرگذشت قوم نوح ، عاد و ثمود و اقوام پس از آنان را به مردم خويش يادآورى كرد .

ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد و ثمود و الذين من بعدهم

برداشت مزبور بر اساس اين احتمال است كه جمله «ألم يأتكم . ..» ادامه كلام موسى(ع) باشد كه فرمود: «و قال موسى إن تكفروا ...».

56- تذكر تجربه هاى دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 63 - 2

2 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه دار يادآورى تجربه هاى دينى و فطرت توحيدى به مشركان، براى هدايت و احتجاج با آنان است.

قل من ينجيكم من ظلمت البر و البحر تدعونه تضرعا و خفية

57- تذكر تعاليم دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 2 - 6

6 - يادآورى همواره تعاليم دين به مؤمنان، از اهداف نزول قرآن

كتب أنزل إليك . .. ذكرى للمؤمنين

كلمه «ذكرى» به معناى تذكر دادن و عطف بر «تنذر» است. يعنى: كتاب أنزل لانذار الناس و تذكير المؤمنين.

58- تذكر توحيد ربوبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 26 - 3

3 - ربوبيت يگانه خدا نسبت به همه انسان ها چونان ربوبيت يگانه او بر آسمان ها و زمين تذكر موسى به فرعون و فرعونيان

قال ربّ السموت و الأرض . .. قال ربّكم و ربّ ءابائكم الأوّلين

59- تذكر حاكميت ربوبيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 19 - 6

6 - توجه دادن فرعون به سيطره ربوبيت خداوند بر او ، از رسالت هاى موسى ( ع )

و أهديك إلى ربّك فتخشى

تصريح به «ربّك» در برابر كسى كه مدعى ربوبيت بر انسان ها است - چنان چه در آيات بعد خواهد آمد - گوياى برداشت ياد شده است.

60- تذكر حسابرسى اخروى عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 15 - 4

4- تبيين آيات الهى در طبيعت و تذكر به محاسبه اعمال در قيامت ، براى هدايت آدميان است .

و جعلنا الّيل و النهار ءايتين . .. اقرأ كتبك ... من اهتدى فإنما يهتدى لنفسه

61- تذكر حسابرسى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 92 - 9

9- شعيب ( ع ) مردم مدين را به حسابرسى خداوند و مجازات هاى او هشدار داد .

إن ربى بما تعملون محيط

چنان چه مقصود از احاطه خداوند بر اعمال بندگان ، آگاهى او بر اعمال باشد ، جمله «إن ربى . ..» كنايه از حسابرسى و كيفردهى مى باشد.

62- تذكر حسابرسى عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 15 - 17

17 - توجه دادن انسان به محاسبه اعمال اش در نزد خداوند ، زمينه ساز پابندى وى به توحيد و پيروى كردن از انسان هاى خداجو است .

و إن جهداك على أن تشرك بى . .. فلاتطعهما ... و اتّبع سبيل من أناب إلىّ ثمّ إلىّ

63- تذكر خلقت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 28 - 2،3

2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به يادآورى قصه خلقت انسان

و إذ قال ربّك للملئكة إنى خلق بشرًا

«إذ» مفعول به براى «اذكر» مقدر است و به قرينه كاف «ربك» مخاطب فعل، پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

3- قصه خلقت انسان از گِلى بد بو ، خشكيده و متغير ، شايسته ياد و يادآورى

و إذ قال ربّك للملئكة إنى خلق بشرًا من صلصل من حمإ مسنون

64- تذكر خلقت زكريا(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 9 - 9

9- خداوند با توجه دادن زكريا ( ع ) به نو پيدايى و آفرينش وى ، او را به امكان پيدايش يحيى ( ع ) از وى و همسر نازايش مطمئن ساخت .

هو علىَّ هيّن و قد خلقتك من قبل و لم تك شيئًا

65- تذكر خوشنامى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شرح - 94 - 4 - 6

6 - خداوند ، با توجه دادن پيامبر (صلی الله علیه و آله) به نعمت خوش نامى ، آن را عطاى ويژه خويش به آن حضرت خواند .

و رفعنا لك ذكرك

66- تذكر دعاى ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 35 - 1

1- زندگى حضرت ابراهيم ( ع ) و كيفيت و نوع دعايش ، درس آموز و شايسته يادآورى است .

و إذ قال إبرهيم ربّ اجعل هذا البلد ءامنًا

«و إذ قال» متعلق به «اذكر» و يا «اذكروا» در تقدير است. روشن است كه تذكر به يادآورى داستان حضرت ابراهيم(ع) نشانگر اهميت و درس آموزى آن است.

67- تذكر ذلت اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 25 - 3

3 - يادآورى ناتوانى و ذلت مشركان و منكران معاد و نيز بطلان عقايد آنها در موقف و پيش از ورود به دوزخ ، از عذاب هاى ديگر روحى آنان

ما لكم لاتناصرون

68- تذكر ذلت اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 25 - 3

3 - يادآورى ناتوانى و ذلت مشركان و منكران معاد و نيز بطلان عقايد آنها در موقف و پيش از ورود به دوزخ ، از عذاب هاى ديگر روحى آنان

ما لكم لاتناصرون

69- تذكر ذلت دشمنان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 19 - 7

7 - ضرورت يادآورى اوضاع خفت بار دشمنان خدا ، در عرصه قيامت براى كفرپيشگان

و يوم يحشر أعداء اللّه إلى النار فهم يوزعون

«يوم» مفعول به براى فعل محذوفى مانند «ذكّرهم» يا «أنذرهم» و امثال آن مى باشد.

70- تذكر رحمانيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 45 - 7

7- لزوم توجه دادن مردم به رحمانيت خداوند در عين برحذرداشتن آنان از عذاب او

إنّى أخاف أن يمسّك عذاب من الرحمن

حضرت ابراهيم(ع) در مقام تبليغ، در عين هشدار به آزر در مورد عذاب، يادآور رحمانيت خداوند نيز مى شود تا وى را اميدوار سازد و به سوى خداوند بازگرداند. از اين برخورد مى توان نتيجه كلى در امر تبليغ و ارشاد گرفت.

71- تذكر رحمت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 147 - 1

1 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور توجه دادن تكذيب كنندگان وحى به رحمت واسعه خداوند و بيم دادن آنان از عذاب حتمى اوست.

فإن كذبوك فقل ربكم ذو رحمة وسعة و لا يرد بأسه عن القوم المجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 5

5 - هارون ، با يادآورى رحمت گسترده خداوند به بنى اسرائيل ، باز بودن راه بازگشت از شرك و ارتداد را به آنان يادآورى كرد .

إنّما فتنتم به و إنّ ربّكم الرحمن

توصيف خداوند در كلام هارون(ع)، با عنوان «الرحمان» و با توجه به گوساله پرستى و عصيان بنى اسرائيل، متضمن وعده رحمت الهى به آنان، در صورت توبه و بازگشت از شرك است.

72- تذكر رؤياى محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 60 - 2

2- حقيقتى كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند در خواب ديد و نيز شجره ملعونه در قرآن ، شايسته ياد و يادآورى است .

و إذ قلنا لك . .. و الشجرة الملعونة فى القرءان

پيش از حرف «إذ»، «اذكر» در تقدير است و از اين فرمان به دست مى آيد كه آنچه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) يادآورى كرده، شايسته تذكر و يادآورى است.

73- تذكر سرنوشت پيشينيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 74 - 5

5 - توجه دادن مردم به نعمت هاى الهى و سرنوشت پيشينيان ، از روش هاى تبليغى صالح ( ع ) براى گرايش دادن آنان به پرستش خداى يگانه

و اذكروا إذ جعلكم خلفاء . .. فاذكروا ءالاء اللّه

74- تذكر سعادت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 20

20- ذكر فرجام شقاوت بار كافران و عاقبت سعادت آميز تقواپيشگان در كنار يكديگر ، از روش هاى تبليغى قرآن

الكفرين . الذين تتوفّ-هم الملئكة ظالمى أنفسهم ... فادخلوا أبوب جهنّم ... فلبئس

75- تذكر سوءپيشينه جايز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 64 - 7

7- جواز يادآورى سوء سابقه افراد به آنان و ترتيب اثر دادن به آن ، به منظور جلوگيرى از تكرار وقايع ناخوشايند

هل ءامنكم عليه إلاّ كما أمنتكم على أخيه من قبل

76- تذكر شجره ملعونه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 60 - 2

2- حقيقتى كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند در خواب ديد و نيز شجره ملعونه در قرآن ، شايسته ياد و يادآورى است .

و إذ قلنا لك . .. و الشجرة الملعونة فى القرءان

پيش از حرف «إذ»، «اذكر» در تقدير است و از اين فرمان به دست مى آيد كه آنچه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) يادآورى كرده، شايسته تذكر و يادآورى است.

77- تذكر شقاوت كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 20

20- ذكر فرجام شقاوت بار كافران و عاقبت سعادت آميز تقواپيشگان در كنار يكديگر ، از روش هاى تبليغى قرآن

الكفرين . الذين تتوفّ-هم الملئكة ظالمى أنفسهم ... فادخلوا أبوب جهنّم ... فلبئس

78- تذكر صفات ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 100 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور تذكر و هشدار به انسان ها نسبت به خصلت هاى نفسانى نارواى آنان

قل لو أنتم تملكون خزائن رحمة ربّى إذًا لأمسكتم

79- تذكر عجز اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 25 - 3

3 - يادآورى ناتوانى و ذلت مشركان و منكران معاد و نيز بطلان عقايد آنها در موقف و پيش از ورود به دوزخ ، از عذاب هاى ديگر روحى آنان

ما لكم لاتناصرون

80- تذكر عجز اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 25 - 3

3 - يادآورى ناتوانى و ذلت مشركان و منكران معاد و نيز بطلان عقايد آنها در موقف و پيش از ورود به دوزخ ، از عذاب هاى ديگر روحى آنان

ما لكم لاتناصرون

81- تذكر عجز بتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 4 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور به تذكر ضعف و ناتوانى بت ها به مشركان

قل أرءيتم ما تدعون . .. ماذا خلقوا

82- تذكر فرجام اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 71 - 2

2 - ناباورى كافران نسبت به كيفر الهى ، على رغم يادآورى آنان به فرجام هلاكت بار مجرمان گذشته تاريخ

فانظروا كيف كان عقبة المجرمين . .. و يقولون متى هذا الوعد

با توجه به ارتباط آيه مورد بحث با آيات قبل، برداشت ياد شده را مى توان استفاده كرد.

83- تذكر فرجام امور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 63 - 11

11 - نقش يادآورى فرجام امور ، در هدايت انسانها

ألم يعلموا أنه من يحادد اللّه . .. نار جهنم ... ذلك الخزى العظيم

84- تذكر فرجام مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 25 - 6

6 - يادآورى سرنوشت شوم تكذيب كنندگان آيات حق ، هشدارى جدى براى مشركان عصر بعثت و مايه تحكيم روحيه استقامت و پايدارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عقبة المكذّبين

85- تذكر فطرت توحيدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 63 - 2

2 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه دار يادآورى تجربه هاى دينى و فطرت توحيدى به مشركان، براى هدايت و احتجاج با آنان است.

قل من ينجيكم من ظلمت البر و البحر تدعونه تضرعا و خفية

86- تذكر قدرت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 2 - 7

7 - اعلام قدرتِ بى انت هاى خداوند به مشركان صدر اسلام و تذكر به بيهوده بودن مقاومت در برابر او

و اعلموا أنكم غير معجزى اللّه

«عجز» مقابل «قدرت» و «اعجاز» (مصدر معجزين) به معناى ناتوان كردن و به زانو درآوردن است. هشدار به مشركان نسبت به ناتوانيشان در به زانو درآوردن خدا، اعلام قدرت بى انتهاى خداوند و بى نتيجه بودن مقاومت در برابر اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - غاشيه - 88 - 21 - 1،3

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور موعظه و زنده نگه داشتن ياد قيامت در خاطره ها و توجّه دادن انسان ها ، به قدرت خداوند

فذكّر

«ذِكْر»، حالتى است در نفس انسان كه او را بر محافظت از معارفى كه فرا گرفته، توانا مى سازد. اين كلمه با «حفظ» به يك معنا است; جز اين كه اصل فراگيرى «حفظ» و در خاطر حاضر داشتن، «ذكر» خوانده مى شود (مفردات راغب); بنابراين «ذكّر»; يعنى، متوجّه ساز و به ذهن آنان بيفكن. اين واژه - چنانچه در قاموس آمده است - در معناى موعظه كردن نيز به كار مى رود.

3 - توجّه دادن مردم به نشانه هاى قدرت خداوند در پديده هاى جهان ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله)

أفلاينظرون . .. فذكّر

آيات پيشين - كه درباره قيامت و نيز نشانه هاى قدرت خداوند در جهان است - مى رساند كه مراد از «فذكّر»، لزوم تذكر دادن به

همان امور است.

87- تذكر قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 44 - 1

1 - قرآن ، مايه تذكر و يادآورى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قوم آن حضرت است .

و إنّه لذكر لك و لقومك

88- تذكر قصه ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 35 - 1

1- زندگى حضرت ابراهيم ( ع ) و كيفيت و نوع دعايش ، درس آموز و شايسته يادآورى است .

و إذ قال إبرهيم ربّ اجعل هذا البلد ءامنًا

«و إذ قال» متعلق به «اذكر» و يا «اذكروا» در تقدير است. روشن است كه تذكر به يادآورى داستان حضرت ابراهيم(ع) نشانگر اهميت و درس آموزى آن است.

89- تذكر قصه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 6 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به يادآورى سرگذشت موسى ( ع ) و قومش و به خاطر سپردن آن

و إذ قال موسى لقومه

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه فعل «اذكر» قبل از «إذ» مقدر باشد. بنابراين، آيه خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و بيان وظيفهء آن حضرت است.

90- تذكر قصه هود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 21 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور يادكرد سرگذشت پيامبر قوم عاد و تلاش هاى وى در جهت انذار قومش

و اذكر أخا عاد إذ أنذر قومه

91- تذكر كمى فرصت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 5

5 - توجّه دادن كافران به كمبود فرصت ، از راه كار هاى مبارزه قرآن با كفر

إنّا أنذرنكم عذابًا قريبًا

جمله «يقول الكافر. ..» - در ذيل آيه - گوياى آن است كه روى خطاب در «أنذرناكم»، با كافران است.

92- تذكر كيفرهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 92 - 9

9- شعيب ( ع ) مردم مدين را به حسابرسى خداوند و مجازات هاى او هشدار داد .

إن ربى بما تعملون محيط

چنان چه مقصود از احاطه خداوند بر اعمال بندگان ، آگاهى او بر اعمال باشد ، جمله «إن ربى . ..» كنايه از حسابرسى و كيفردهى مى باشد.

93- تذكر مبانى فكرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 46 - 13

13 - يادآورى مبادى انديشه جهت نتيجه بخش كردن آن ، از شيوه هاى تعليمى قرآن كريم

أن تقوموا للّه مثنى و فردى ثمّ تتفكّروا

سفارش به تفكر با حرف عطف «ثمّ» - كه براى تراخى است - پس از توصيه به اقدام خالصانه فردى و دو نفره براى خدا، نشان مى دهد كه به دور بودن از هياهو و انجام كار براى خدا، فكر را داراى ثمر بهتر و بيشترى مى كند.

94- تذكر معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 81 - 3

3 - وجود معاد پس از مرگ و محدود نبودن زندگى به دنيا ، تذكر ديگر ابراهيم ( ع ) به قوم بت پرست خويش

و الذى يميتنى ثمّ يحيين

95- تذكر نظارت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 16 - 1

1 - تذكر به نظارت دقيق الهى بر اعمال انسان ، از مواعظ لقمان به پسر خويش بود .

يبنىّ إنّها إن تك مثقال حبّة . .. يأت بها اللّه

احتمال دارد كه ضمير «إنّها» ضمير قصه باشد و در نتيجه، مرجعى لازم نداشته باشد و احتمال دارد ضميرى باشد كه مرجع آن، به قرينه سياق، چيزى مانند «خصلت پسنديده و ناپسند» و يا «عمل خوب و بد» و مانند آن باشد. نكته بالا بنابر احتمال دوم است.

96- تذكر نعمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 23 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور توجه دادن مردم به مبدأ پيدايش بشر و نعمت هاى نهفته در وجود او

قل هو الذى أنشاكم و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة

97- تذكر نعمتهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 6 - 6

6 - خداوند ، با يادآورى الطاف خود در دوران كودكى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، آن حضرت را به عطا هاى آينده خويش اطمينان بخشيد .

و لسوف يعطيك . .. ألم يجدك يتيمًا فاوى

98- تذكر نيازهاى انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 29 - 2

2 - قرآن ، يادآور نياز هاى بشر و تأمين كننده آن است .

إنّ هذه تذكرة

واژه «تذكرة» در بيشتر لغت نامه ها چنين معنا و تعريف شده است: «ما يُستَذكَرُ به الحاجة» (چيزى كه بهوسيله آن نيازها خاطر نشان مى شود و انسان همواره آن را به ياد دارد و فراموشش نمى كند) (ر. ك: قاموس، صحاح، تاج العروس و لسان العرب). بر اين اساس مى توان استفاده كرد كه قرآن، نيازهاى انسان ها را بدان ها يادآور شده است; بگونه اى كه آن را همواره در خاطر دارد و در واقع آنها را تأمين خواهد كرد.

99- تذكر هلاكت اصحاب فيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 1 - 10

10 - توجّه به ماجراى اصحاب فيل ، دلگرم كننده و اطمينان بخش براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان عصر بعثت

ألم تر كيف فعل ربّك بأصحب الفيل

100- تذكر هلاكت اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 89 - 5

5- يادآورى تاريخ پيشينيان و بيان علت نابودى و گرفتارى آنان به عذاب هاى الهى ، از روش هاى تبليغى حضرت شعيب ( ع ) بود .

و يقوم لايجرمنّكم شقاقى أن يصيبكم مثل ما أصاب قوم نوح

101- زمينه تذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 4 - 3

3- توجه به مبدأ نزول قرآن زمينه تذكرپذيرى و پندگرفتن از آن است .

تذكرة لمن يخشى . تنزيلاً ممّن خلق الأرض والسموت العلى

گاهى براى بيان علت، از حال استفاده مى شود.

«تنزيلاً» كه حال براى قرآن است بيانگر علت «تذكره بودن» آن است; يعنى، قرآن به دليل صدور از ناحيه خداوند، براى تذكردادن كاملاً شايسته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 43 - 12

12 - خرد ناب و به دور از ناخالصى ها ( هوا و هوس و . . . ) زمينه تذكر و بيدارى انسان ها

و ذكرى لأُولى الألبب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 49 - 5

5 - توجه به قوانين و تدبير هاى خداوند در هستى ، مايه بيدارى آدميان

و من كلّ شىء خلقنا زوجين لعلّكم تذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 73 - 2

2 - وجود مايه هاى تذكر و درس آموزى ، در آفرينش درخت آتش زنه

نحن جعلنها تذكرة

102- زمينه تذكر به بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 8 - 1

1- مظاهر وجود و عظمت آفريدگار در آسمان و زمين ، مايه بصيرت و تذكّر بندگان روى آورده به خداوند

أفلم ينظروا إلى السماء . .. و الأرض مددنها ... تبصرة و ذكرى لكلّ عبد منيب

«منيب»، به معناى بازگشت كننده و روى آورنده به خدا است.

103- زمينه تذكر به منيبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 8 - 1

1- مظاهر وجود و عظمت آفريدگار در آسمان و زمين ، مايه بصيرت و تذكّر بندگان روى آورده به خداوند

أفلم ينظروا إلى السماء . .. و الأرض مددنها ... تبصرة و ذكرى لكلّ عبد منيب

«منيب»، به معناى بازگشت كننده و روى آورنده به خدا است.

104- عوامل تذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 58 - 5،7

5 - قرآن ، مايه يادآورى

و الذكر الحكيم

7 - داستان حضرت عيسى ، زكريّا ، مريم و يحيى ، سراسر حكمت و مايه تذكّر است .

ذلك نتلوه عليك من الايات و الذّكر الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 70 - 11،12

11 - تذكر دادن به مردم با قرآن، از وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مبلغان دين است.

و ذكر به أن تبسل نفس

مرجع ضمير «به» قرآن مى تواند باشد كه از سياق آيات مورد بحث به دست مى آيد و به اصطلاح مرجع حكمى است.

12 - قرآن كتابى براى تذكر به مردم است.

و ذكر به أن تبسل نفس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 9 - 4

4- قرآن ، كتاب ياد و يادآورى و مايه بيدارى و هشيارى انسان از غفلت ها و فراموشيهاست .

إنا نحن نزّلنا الذّكر

نام گذارى قرآن به «الذّكر»، احتمالاً به اين جهت باشد كه قرآن، براى تنبه و مايه بيدارى انسانهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 44 - 4

4- قرآن ، كتاب ياد و يادآورى است .

و أنزلنا إليك الذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 4 - 4

4- توان مندى خداوند بر آفرينش زمين و آسمان هاى مرتفع ، نشان اقتدار او برفرستادن كتابى شايسته ، براى تذكر و اندرز انسان ها است .

تذكرة. .. ممّن خلق الأرض والسموت العلى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 99 - 4،5،6

4 - قرآن ، عطيه بزرگ الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مايه تذكر و بيدارباش است .

و قد ءاتينك من لدنّا ذكرًا

نكره بودن «ذكراً» دلالت بر عظمت آن دارد و مراد از «ذكر» به قرينه «من أعرض عنه» (درآيه بعد) قرآن است.

5 - نقل داستان هاى پيشينيان در قرآن ، براى يادآورى و بيدارباش است .

نقصّ عليك من أنباء ما قد سبق . .. ذكرًا

6 - لزوم تدبّر و انديشه كردن در داستان هاى قرآن ، براى متذكّر شدن و درس آموختن

نقصّ عليك من أنباء . .. ذكرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 16

16- گرفتارى ها و مصائب و نيز بر طرف شدن آنها ، وسيله تذكر و توجه است .

فاستجبنا له . .. ذكرى للعبدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 1 - 8،9

8- بيدارگرى و غفلت زدايى ، فلسفه نزول آيات سوره نور

سورة أنزلنها . .. فيها ءايت بيّنت لعلّكم تذكّرون

«تذكر» (مصدر فعل «تذكّرون») به معناى به ياد آوردن اندوخته هاى ذهنى و معلوماتى است كه از خاطر رفته و به فراموشى سپرده شده است (برگرفته از لسان العرب). لازمه اين معنا، بيدارى و هوشيارى است.

9- قرآن ، كتابى است بيدارگر و غفلت زدا .

سورة أنزلنها . .. فيها ءايت بيّنت لعلّكم تذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 5 - 3

3 - آيات قرآن ، مايه تذكر آدميان و بازدارنده آنان از غفلت

و ما يأتيهم من ذكر

برداشت ياد شده با توجه به بكارگيرى واژه «ذكر» (مايه تذكر) درباره كتاب هاى آسمانى استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 43 - 7

7 - اعطاى تورات به موسى ( ع ) از سوى خدا ، با هدف بيدار كردن انسان ها و رهانيدن ايشان از غفلت

و لقد ءاتينا موسى الكتب . .. لعلّهم يتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 51 - 4،6،7

4 - نقش نزول تدريجى قرآن در بيدارسازى مردم

و لقد وصّلنا لهم القول لعلّهم يتذكّرون

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه آيه بالا، بيانگر حكمت نزول تدريجى قرآن و پاسخى به بهانه جويى كافران باشد كه مى گفتند: چرا قرآن مانند تورات يكباره نازل نشده است؟

6 - انسان ها بدون آموزه هاى بيداربخش تعاليم آسمانى ، گرفتار غفلت و بى خبرى اند .

و لقد وصّلنا لهم القول لعلّهم يتذكّرون

7 - بيدار كردن بشر ، فلسفه نزول پياپى و پيوسته وحى و رهنمود الهى ( كتاب هاى آسمانى )

و ما كنت بجانب الطور إذ نادينا . .. لعلّهم يتذكّرون...و لقد وصّلنا لهم القول لعل

برداشت ياد شده مبتنى بر اين احتمال است كه مقصود از «القول» عموم سخنان الهى باشد; نه خصوص قرآن. ذيل آيه - كه فلسفه نزول را بيان مى كند - در مورد تورات نيز آمده است. از اين رو اين نكته مى تواند مؤيد برداشت بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 22 - 8

8 - بلا هاى مقطعى دنيا ، آيات پروردگار در جهت تذكر به انسان ها است .

و لنذيقنّهم من العذاب الأدنى . .. لعلّهم يرجعون . و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه

به قرينه «ذكّر» احتمال دارد مراد از آيات الهى - كه در اين آيه، يادآورى شده - همان «العذاب الأدنى» باشد كه در آيه پيش ذكر شده است; چه اين كه عذاب ياد شده در آن آيه، به منظور تنبّه مطرح شده بود و در اين آيه هم منظور از آن، عبرت گرفتن، ذكر شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 11 - 5

5 - قرآن ، عامل يادآورى دانستنى هاى فراموش شده و بيدارگر فطرت خفته انسان ها است .

إنّما تنذر من اتّبع الذكر

«ذكر» به معناى استحضار و يادآورى اندوخته ها و دانستنى ها است. توصيف قرآن به «ذكر» مى تواند بدين جهت باشد كه اين كتاب، يادآور دانستنى هاى فراموش شده است و يا بيدارگر فطرت خفته انسان هايى است كه از دانسته هاى فطرى خود غافل اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 168 - 4

4 - كتاب هاى آسمانى ، مايه يادآورى و بيدارى انسان ها است .

ذكرًا من الأوّلين

از توصيف و نام گذارى كتاب هاى آسمانى به «ذكر»، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 1 - 4

4 - قرآن ، يادآور دانستنى هاى فراموش شده و بيدارگر فطرت خفته انسان ها

و القرءان ذى الذكر

«ذكر» به معناى استحضار و يادآورى اندوخته ها و دانستنى ها است. توصيف قرآن به «ذكر» مى تواند به اين خاطر باشد كه اين

كتاب، يادآور دانستنى هايى است كه فراموش شده و يا بيدارگر فطرت خفته انسانى است كه از دانستنى هاى فطرى خود غفلت ورزيده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 49 - 1،2،4،5

1 - قرآن ، وسيله ياد و يادآورى انسان ها است .

هذا ذكر

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «هذا» اشاره به آيات قرآن باشد.

2 - قرآن ، عامل يادآورى دانستنى هاى فراموش شده و بيدارگر فطرت خفته انسان ها

هذا ذكر

«ذكر» به معناى استحضار و يادآورى اندوخته ها و دانستنى ها است. توصيف قرآن به «ذكر»، مى تواند به اين خاطر باشد كه اين كتاب يادآور دانستنى هايى است كه فراموش شده است. و يا بيدارگر فطرت خفته انسان هايى است كه از دانستنى هاى فطرى خود، غفلت ورزيده اند.

4 - سرگذشت داوود ، سليمان ، ايوب ، ابراهيم ، اسحاق ، يعقوب ، اسماعيل ، اليسع و ذاالكفل ( عليهم السلام ) ، مايه ياد و يادآورى انسان ها

و اذكر داود . .. سليمن ... أيّوب ... إبرهيم و إسحق و يعقوب... إسمعيل و اليسع

برداشت ياد شده از آن جا است كه «هذا» مى تواند اشاره به مجموعه آياتى باشد كه درباره سرگذشت پيامبران ياد شده، سخن گفته است.

5 - ياد و يادآورى ، هدف قرآن از نقل سرگذشت انسان هاى شايسته چون پيامبران الهى

و اذكر داود . .. إسمعيل و اليسع و ذاالكفل و كلّ من الأخيار . هذا ذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 87 - 1،4

1 - قرآن ، عامل يادآورى دانستنى هاى فراموش شده و بيدارگر فطرت خفته انسان ها است .

إن هو إلاّ ذكر

ضمير «هو» به قرآن بازمى گردد و «ذكر» به معناى استحضار و يادآورى اندوخته ها و دانستنى ها است. توصيف قرآن به «ذكر» مى تواند به اين خاطر باشد كه اين كتاب، يادآور دانستنى هايى است كه فراموش شده است و يا بيدارگر فطرت خفته انسانى مى باشد كه از دانستنى هاى فطرى خود غفلت ورزيده است.

4 - قرآن ، كتاب آسمانى جن و انس و مايه ياد و بيدارى آنان

إن هو إلاّ ذكر للعلمين

عالم (مفرد «عالمين») است و به مجموعه ودسته اى از موجودات گفته مى شود. بنابراين «العالمين»; يعنى، همه موجودات به لحاظ مجموعه ها و دسته ها. بنابر ديدگاه بسيارى از مفسران، مقصود از آن مى تواند علاوه بر انسان ها جن هم باشد، چنان كه در آيه نخست سوره «جن» آمده است (فقالوا إنّا سمعنا قرآناً عجباً . يهدى إلى الرشد فآمنّا به...).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 10 - 2

2- قامت بلند نخل و شكوفه هاى انبوه خرما ، پيامدار بصيرت و مايه تذكر خلق

تبصرة و ذكرى . .. و النخل باسقت لها طلع نضيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 45 - 6

6 - قرآن ، مايه تذكر و هشدار آدميان

فذكّر بالقرءان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 10 - 9

9 - قرآن ، مايه تذكر و بيدارى انسان ها

قد أنزل اللّه إليكم ذكرًا

مطلب ياد شده، از نام گذارى قرآن به «ذكر» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 19 - 1،2

1 - قرآن ، زداينده غفلت ها و مايه يادآورى و بيدارى انسان ها

إنّ هذه تذكرة

2 - آگاهى از قيامت و سرگذشت انسان ها در آن روز ، زداينده غفلت ها و مايه يادآورى و بيدارى

إنّ هذه تذكرة

آيات گذشته، درباره قيامت و احوال انسان ها در آن روز بود; ازاين رو ممكن است، «هذه» اشاره به اين موضوع باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 31 - 23

23 - قرآن ، دربردارنده حقايقى پندآموز و بيدارگر

و ما هى إلاّ ذكرى للبشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 49 - 4

4 - قرآن ، كتابى است بيدارگر و پندآموز .

عن التذكرة معرضين

به گفته مفسران، مقصود از «تذكرة» در اين آيه، قرآن كريم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 54 - 2،3

2 - قرآن ، كتابى است بيدارگر و پندآموز براى بشر .

إنّه تذكرة

مطابق نظر مفسران، ضمير «إنّه» به قرآن بازمى گردد.

3 - قرآن ، در بيدارگرى و پندآموزى ، بهترين و جامع ترين كتاب است .

إنّه تذكرة

تنكير «تذكرة» براى تعظيم است. بر اين اساس مى توان گفت: عظيم بودن تذكار قرآن، بيانگر عظمت و برترى اين كتاب، از نظر پندآموزى و بيدارگرى، نسبت به ديگر كتاب ها و نيز جامعيت آن در اين عرصه است.

105- عوامل تذكر به عابدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 14

14- استجابت دعاى ايوب ( ع ) و برطرف نمودن رنج و گرفتارى از آن حضرت ، مايه تذكر و بيدارى خداپرستان

فاستجبنا له . .. و ءاتينه ... رحمة من عندنا و ذكرى للعبدين

106- عوامل تذكر حق شنوايان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 37 - 2

2 - فرجام هلاكت بار قدرت هاى حق ستيز تاريخ ، مايه تذكر خردمندان و مردمان حق شنو

إنّ فى ذلك لذكرى لمن كان له قلب أو ألقى السمع

107- عوامل تذكر عاقلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 37 - 2

2 - فرجام هلاكت بار قدرت هاى حق ستيز تاريخ ، مايه تذكر خردمندان و مردمان حق شنو

إنّ فى ذلك لذكرى لمن كان له قلب أو ألقى السمع

108- فلسفه تذكر امدادهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 7 - 5

5 - خداوند ، با يادآورى امداد ويژه خويش براى آشنا شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) با معارف دين ، بر دور بودن آن حضرت از قهر و خشم خود تأكيد كرد .

ما ودّعك ربّك و ما قلى . .. و وجدك ضالاًّ فهدى

109- منشأ تذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 56 - 4

4 - بيدارى و پندگيرى از قرآن به توفيق الهى است .

و ما يذكرون إلاّ أن يشاء اللّه

آيه شريفه مى رساند كه خواست انسان وابسته به خواست خداوند است. در ضمن مى فهماند كه پندگرفتن و متذكر شدن از قرآن نيز، به توفيق الهى است.

110- نياز به تذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 126 - 9

9 - آدمى همواره نيازمند تذكر و هشدار است.

قد فصلنا الأيت لقوم يذكرون

«يذكرون» صيغه مضارع و معنى تجدد و استمرار دارد. ستوده شدن متذكران با اين بيان اشاره اى ظريف به اين نكته دارد كه آدمى همواره نيازمند متذكر شدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 90 - 20

20- انسان ، در معرض غفلت و روى گردانى از تمايلات فطرى و دريافت هاى عقلى خويش و نيازمند به تذكر و بيدار باش

إن الله يأمر . .. و ينهى ... يعظكم لعلّكم تذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 4

4- انسان ها ، نيازمند تذكر و بيدار باش ، حتى نسبت به گرايش هاى فطرى خويش

و لقد صرّفنا فى هذا القرءان ليذّكّروا

در ماده «يذكروا» (متذكر شوند) اين نكته نهفته است كه موضوعات مورد تذكر، به نحوى در معرض فهم، ادراك و دريافت بشر وجود دارد و غفلت بر آن عارض مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 84 - 19

19- همه انسان ها ، حتى عبادت پيشگان ، نيازمند تذكر و يادآورى اند .

ذكرى للعبدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 209 - 3

3 - انسان ها ، نيازمند تذكر و يادآورى براى ره يافتن به حق

إلاّ لها منذرون . ذكرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 44 - 2

2 - همه انسان ها ، حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) نيازمند تذكر و يادآورى هاى وحى

و إنّه لذكر لك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 33 - 11

11- مؤمنان ، در معرض لغزش و نيازمند تذكّر و هشدار مكرّر

يأيّها الذين ءامنوا أطيعوا اللّه و أطيعوا الرسول و لا تبطلوا أعملكم

از تكرار «أطيعوا» و نهى «لاتبطلوا» در مورد مؤمنان، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 8 - 4

4- انسان ، حتى پس از برخوردارى از روحيه عبوديت و خداجويى ، نيازمند بينش يابى و تذكّر

تبصرة و ذكرى لكلّ عبد منيب

تعبير «لكلّ عبد منيب»، مى رساند كه انسان حتى با داشتن روحيه عبوديت و انابه، باز نيازمند تبصرة (بينش يابى) و تذكّر است. ازاين رو خداوند، مظاهر طبيعت را به گونه اى قرار داده تا مايه بينش و تذكّر آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 37 - 6

6 - انديشه و خرد آدمى ، براى ره يابى به حقيقت ، نيازمند تذكار هاى وحى

إنّ فى ذلك لذكرى لمن كان له قلب أو ألقى السمع و هو شهيد

تعبير «لذكرى» مى رساند كه خرد انسان در ره يابى به حقيقت، نيازمند تذكار الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 45 - 7

7 - حقايق دين ، نهفته در نهاد آدميان ; اما نيازمند تذكر و يادآورى با پيام

فذكّر بالقرءان

واژه «ذك-ّر» به معناى تذكّر است. يادآورى كردن در جايى كاربرد دارد كه قبلاً مورد توجه بوده; اما به دلايلى مغفول واقع شده است. در مورد آدميان توجه قبلى آنان به حقايق دين، توجّه فطرى و غريزى خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 55 - 5

5 - مؤمنان ، همواره نيازمند تذكر و بيدار باش ، براى استوارى بر طريق حق

و ذكّر فإنّ الذّكرى تنفع المؤمنين

فعل مضارع «تنفع»، استمرار بهرهورى مؤمنان از تذكرهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مى رساند و فرمان الهى به ادامه تذكر، نياز مؤمنان را افاده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 29 - 3

3 - انسان ، نيازمند تذكر و هشدار براى حركت در مسير صلاح

فذكّر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 54 - 5

5 - بشر در همه ادوار تاريخى ، نيازمند تذكر و عبرت آموزى از سرگذشت پيشينيان

و أنّه أهلك عادًا الأُولى

برداشت ياد شده در صورتى است كه اين آيات در صحف موسى و ابراهيم(ع) آمده باشد; چنان كه برخى از مفسران گفته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 18 - 13

13 - انسان همواره در معرض لغزش و نيازمند توصيه و تذكر به تقوا

يأيّها الذين ءامنوا اتّقوا اللّه . .. و اتّقوا اللّه

از اين كه مؤمنان مورد دعوت هاى مكرر «اتّقوا. ..» قرار گرفته اند; نياز آن به اين دعوت استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 29 - 3

3 - نياز بشر ، به تذكار هاى الهى و تعاليم قرآن كريم

إنّ هذه تذكرة

5- ترازو

1- تاريخ ترازو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 182 - 3

3 - وجود ترازو هاى دقيق و ابزار خاص سنجش در عصر شعيب ( ع )

وزنوا بالقسطاس المستقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 3 - 4

4 - پيمانه و ترازو ، دو ابزار معتبر براى سنجش كالا و مرسوم در عصر بعثت

و إذا كالوهم أو وزنوهم

2- ترازو در دوران شعيب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 182 - 3

3 - وجود ترازو هاى دقيق و ابزار خاص سنجش در عصر شعيب ( ع )

وزنوا بالقسطاس المستقيم

3- ترازو در صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 3 - 4

4 - پيمانه و ترازو ، دو ابزار معتبر براى سنجش كالا و مرسوم در عصر بعثت

و إذا كالوهم أو وزنوهم

4- ترازو در معامله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 152 - 7

7 - در مبادله كالا بايد از پيمانه و ترازو و وزنه هاى صحيح استفاده كرد.

و أوفوا الكيل و الميزان بالقسط

«ميزان» به ترازو و نيز وزنه هاى آن گفته مى شود. «بالقسط» هم مى تواند براى «أوفوا» باشد، كه در اين صورت قيدى توضيحى و براى تأكيد است، و هم مى تواند قيد براى كيل و ميزان باشد. يعنى پيمانه، ترازو و وزنه ها بايد متعادل بوده، پيمانه كوچكتر از حد متعارف نباشد و ترازو خراب نبوده و وزنه ها كاستى نداشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 35 - 2

2- لزوم به كارگيرى ترازوى دقيق و سنگ تمام در سنجش اشيا

وزنوا بالقسطاس المستقيم

«قسطاس» به معناى ميزان است كه مصداق بارز و روشن آن ترازو براى توزين اشياست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 182 - 1

1 - استفاده از ترازوى دقيق در معاملات و رعايت عدالت اقتصادى ، از رهنمود هاى شعيب ( ع ) به مردم

وزنوا بالقسطاس المستقيم

«زِنَة و وَزْن» (مصدر «زنوا») به معناى سنجيدن و «قسطاس» (مرادف «ميزان») به معناى ترازو است. «مستقيم» نيز معادل درست مى باشد; يعنى، «و با ترازوى درست وزن كنيد».

5- شعيب(ع) و ترازو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 84 - 27

27- « عن على ابن الحسين ( ع ) قال : إن أوّل من عمل المكيال والميزان شعيب النبى ( ع ) عمله بيده . . . ;

از امام سجاد(ع) روايت شده است كه فرمود: اول كسى كه ابزار كيل و وزن ساخت، شعيب پيغمبر بود و با دست خود آن را ساخت».

6- ميزان در ترازو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 19

19 - شعيب ( ع ) از مردم خويش خواست تا در فروش اجناس پيمانه ها را پر كنند و از وزنه هاى ترازو نكاهند .

فأوفوا الكيل و الميزان

كلمه «كَيل» مصدر است و در آيه مورد بحث به معناى چيزى است كه به وسيله آن كيل مى كنند ; يعنى پيمانه. «ايفاء» (مصدر اوفوا) به معناى اتمام مى باشد و «اتمام كيل» به اين است كه گنجايش پيمانه مورد استفاده كمتر از حد متعارف نباشد و تا حد معمول آن پر شود. و ايفاى ميزان به اين است كه مقدار وزنه هاى مورد استفاده كمتر از حد معمول نباشد و جنس پرداخت شده كمتر از مقدار وزنه ها نباشد.

6- تربيت

1- تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 79 - 12

12 - رسالت انبيا ، تربيت انسانهايى خدايى

و لكن كونوا ربّانيّن

2- آثار تربيت فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 24 - 13

13- تربيت فرزندان در دامان پر مهر پدر و مادر ، نعمتى بس بزرگ و شايسته قدردانى و موجب استحقاق هرگونه احسان و احترام از سوى فرزند به آنان

و بالولدين إحسنًا . ... و اخفض لهما جناح الذلّ من الرحمة و قل ربّ ارحمهما كما ر

برداشت فوق با توجه به اين نكته است كه خداوند در تعليم شيوه دعا كردن فرزندان براى پدر و مادرشان، مسأله تربيت والدين آنان را يادآور شد (كما ربّيانى صغيراً).

3- آثار ذكر منشأ تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 6 - 9

9 - توجّه انسان به وابستگى اش در رشد ، تربيت و نعمت ها به خداوند ، مانع كفر او و زمينه ساز فريفته نشدن به آنچه مايه بى

پروايى ، در برابر گناه مى گردد .

ما غرّك بربّك الكريم

4- آگاهى در تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 104 - 4

4 - نقش اساسى ارائه آگاهى و بينش در تربيت و پرورش

قد جاءكم بصائر من ربكم

ذكر نام مقدس «رب»، با ضمير خطاب «كم» پس از بيان ارائه بينشها، بيانگر اين است كه اين كار از جمله شؤون ربوبيت، و بالطبع در تربيت و پرورش مؤثر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 117 - 3

3 - تربيت، نيازمند علم و آگاهى ژرف است.

إن ربك هو أعلم

گزينش نام مقدس «رب» و اضافه آن به ضمير خطاب و سپس توصيف آن به اعلميت، بيانگر رابطه علم و ربوبيت مى تواند باشد.

5- الگو در تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 259 - 8

8 - ارائه نمونه هاى عينى از جانب خداوند ، از راه هاى اثبات حقّ و هدايت الهى

انّى يحيى . .. فاماته اللّه مائة عام ثمّ بعثه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 260 - 21

21 - ارائه نمونه هاى عينى از جانب خداوند ، از راه هاى اثبات حقّ و هدايت الهى

فخذ اربعة من الطير . .. يأتينك سعياً

6- الگوها در تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 19

19- ارائه نمونه و الگو از بدكاران و خوبان ، از روش هاى تربيتى قرآن كريم

الكفرين . الذين تتوفّ-هم الملئكة ظالمى أنفسهم ... فادخلوا أبوب جهنّم ... فلبئس

7- الگوهاى تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 48 - 6

6 - اسماعيل ، اليسع و ذاالكفل ( عليهم السلام ) اسوه و الگوى انسان ها

و اذكر إسمعيل و اليسع و ذاالكفل و كلّ من الأخيار

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، درصدد بيان سرگذشت شخصيت هايى است كه براى پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان درس آموز و سازنده است.

8- الگوى تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 214 - 16

16 - امت هاى مؤمن گذشته ، الگويى مناسب براى تربيت مؤمنان

ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة و لما يأتكم مثل الذين خلوا من قبلكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 37 - 13

13 - نقش سرپرستى حضرت زكريا ، در رشد و تعالى معنوى مريم ( س )

و انبتها نباتاً حسناً و كفّلها زكريا

تصريح خداوند به سپردن كفالت مريم به زكريا پس از «انبتها . .. »، بيانگر ارتباط ميان رشد معنوى مريم و كفالت زكريا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 38 - 5،6

5 - مشاهده حالات معنوى انسان هاى متعالى ، عامل توجه انسان به خدا

هنا لك دعا زكريا ربّه

6 - مشاهده كمالات ديگران ، برانگيزنده انسان به درخواست كمالات از خدا براى خويش

هنا لك دعا زكريا ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 42 - 12

12 - مريم ، نمونه و الگويى براى تمامى زنان عالم

اصطفيك و طهّرك و اصطفيك على نساء العالمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 125 - 9

9 - كسانى را كه خداوند به دوستى خويش برگزيد ، بهترين الگو براى پيروى مردم هستند .

و اتبع ملة إبرهيم حنيفاً و اتخذ اللّه إبرهيم خليلا

جمله «اتخذ اللّه . ..» به منزله علت براى «اتبع ملة ابراهيم»، است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 44 - 9

9 - ايوب ( ع ) ، الگوى بزرگ صبر و شكيبايى

إنّا وجدنه صابرًا

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه آيه شريفه، درصدد ارائه الگويى از صبر و شكيبايى براى پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) و ياران مؤمن او است كه در مكه در اوج سختى ها و رنج هاى ناشى از دين دارى قرار داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 47 - 7

7 - ابراهيم ، اسحاق و يعقوب ( عليهم السلام ) ، اسوه و الگوى انسان ها

و اذكر عبدنا إبرهيم . .. إنّهم عندنا لمن المصطفين الأخيار

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، درصدد بيان سرگذشت شخصيت هايى است كه براى پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله) و مؤمنان، درس آموز و سازنده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 8 - 11

11 - ارائه الگوى كامل و استفاده از بشارت و تهديد ، مراحل ضرورى هدايت و تربيت *

إنّا أرسلنك شهدًا و مبشّرًا و نذيرًا

برداشت بالا بدان احتمال است كه مراد از «شاهداً» ارائه الگوى كامل و ملاك واقعى ارزش ها باشد و نيز تقدم «شاهداً» و «مبشّراً» بر «نذيراً»، اشاره به ترتب واقعى و عملى داشته باشد.

9- اميدوارى در تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 57 - 10

10 - ايجاد بيم و اميد ، روشى براى تربيت

انّ الّذين كفروا . .. و الّذين امنوا

خداوند براى تربيت انسانها، آنان را از دوزخ بيم داده و به بهشت جاودان اميدوار مى سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 64 - 19

19 - ايجاد اميد به دنبال توبيخ ، از روش هاى تربيتى و هدايتى قرآن

اعرض عنهم و عظهم . .. لوجدوا اللّه توّاباً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 110 - 9

9 - طرح بيم و اميد به همراه يكديگر ، از روش هاى قرآن براى ارشاد و تربيت انسانها

فمن يجدل اللّه عنهم يوم القيمة . .. و من يعمل سوءاً ... يجداللّه غفوراً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 40 - 9

9 - ايجاد بيم در گنهكاران ، در عين اميدوار ساختن آنان به مغفرت الهى ، از روش هاى قرآن براى ترك گناه

يعذب من يشاء و يغفر لمن يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 102 - 6

6 - خطاكار نادم و پشيمان ، نيازمند روحيه اميد براى خودسازى و تربيت

عسى اللّه يتوب عليهم إن اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 2 - 7

7- پيوستگى و توأم بودن بيم دهى و اميدبخشى ، در تربيت و هدايت انسان ، امرى لازم است .

لينذر بأسًا شديدًا . .. و يبشّر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 6 - 11

11 - تشويق و ايجاد اميد ، از روش هاى قرآن براى هدايت و تربيت كافران مخالف

و قال الذين كفروا إن هذا إلاّ إفك افتريه . ..إنّه كان غفورًا رحيمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 20 - 13

13 - « بيم و اميد » ، « بشارت و انذار » و « تهديد و تشويق » ، از روش هاى تربيتى قرآن

إنّ الخسرين . .. لهم من فوقهم ظلل من النار ... لكن الذين اتّقوا ربّهم لهم غرف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 28

28 - بشارت و انذار و ايجاد اميد از سويى و خوف از سوى ديگر ، از روش هاى قرآن براى تربيت مؤمنان

و كلاًّ وعد اللّه الحسنى و اللّه بما تعملون خبير

وعده پاداش هاى برتر اخروى به مؤمنان از يك سو و هشدار به اين كه مواظب اعمال خود باشند از سوى ديگر، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 12 - 4

4 - اخطار و بشارت و ايجاد خوف و رجا ، روش تربيتى و هدايتى قرآن كريم

و للذين كفروا بربّهم عذاب جهنّم . .. إنّ الذين يخشون ربّهم بالغيب لهم مغفرة و أج

10- انبيا و تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 79 - 12

12 - رسالت انبيا ، تربيت انسانهايى خدايى

و لكن كونوا ربّانيّن

11- انذار در تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 57 - 9

9 - وعد و وعيد از روش هاى قرآن براى برانگيختن مردم به ايمان ، عمل صالح و پرهيز از كفر

انّ الّذين كفروا باياتنا سوف . .. و الّذين امنوا و عملوا الصّالحات سندخلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 165 - 1،2،3

1 - بشارت دهى و انذار از روش هاى پيامبران براى تبليغ رسالت و تربيت انسانها

رسلا مبشرين و منذرين

2 - ضرورت مقدم داشتن تشويق بر تهديد در هدايت و تربيت انسانها

رسلا مبشرين و منذرين

3 - بشارت روشى مؤثرتر از انذار براى هدايت و تربيت انسانها

رسلا مبشرين و منذرين

تقديم بشارت بر انذار مى رساند كه بشارت نقش مؤثرترى را در هدايت انسانها ايفا مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 98 - 7

7 - انذار و تبشير از روش هاى قرآن براى برانگيختن مردم به اجراى احكام الهى

اعلموا إنّ اللّه شديد العقاب و إنّ اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 51 - 13

13 - ضرورت به كارگيرى انذار براى تربيت و اصلاح عقايد انسان

و أنذر به . .. لعلهم يتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 8

8 - بشارت و انذار ، دو شيوه كارآمد در تربيت و هدايت انسان

أن أنذر الناس و بشّر الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 103 - 6

6 - انذار و اخطار ، بشارت و نويد ، از روش هاى تربيتى - هدايتى قرآن

فهل ينتظرون إلا مثل أيام الذين خلوا من قبلهم . .. ثم ننجى رسلنا ... كذلك حقاً عل

برداشت فوق از ارتباط ميان آيه قبل، كه در آن مشركان و كافران لجوج تهديد به عذاب شدند و اين آيه كه به مؤمنان حق جو، بشارت نجات و نويد يارى، داده شده است، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 20

20- بيم و اخطار ، از هدف هاى تربيتى - هدايتى قرآن

و ما نرسل بالأيت إلاّ تخويفًا . .. و نخوّفهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 2 - 7

7- پيوستگى و توأم بودن بيم دهى و اميدبخشى ، در تربيت و هدايت انسان ، امرى لازم است .

لينذر بأسًا شديدًا . .. و يبشّر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 82 - 9

9 - بشارت و انذار ، مكمل يكديگر در روش تربيتى اديان آسمانى

و لاتطغوا فيه فيحلّ عليكم غضبى . .. و إنّى لغفّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 56 - 2،3

2 - بشارت و اخطار ، دو روش تربيتى - هدايتى و تبليغى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و ما أرسلنك إلاّ مبشّرًا و نذيرًا

3 - لزوم توأم كردن بشارت و اخطار به هنگام تربيت و هدايت كردن مردمان

و ما أرسلنك إلاّ مبشّرًا و نذيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 4 - 4

4 - بشارت و انذار ، دو ابزار كارآمد براى مبلغان دينى در هدايت و تربيت مردم

كتب . .. بشيرًا و نذيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 43 - 17،18

17 - بشارت و انذار ، روش هدايتى و تربيتى قرآن

إنّ ربّك لذو مغفرة و ذو عقاب أليم

18 - تشويق به اصلاح ، مقدم بر انذار و بيم دادن از خطا در روش تربيتى قرآن

إنّ ربّك لذو مغفرة و ذو عقاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 8 - 10،11

10 - قرار دادن نيروى ناظر و بهره گيرى از بشارت و انذار ، عناصر و مراحل ضرورى هدايت و تربيت

إنّا أرسلنك شهدًا و مبشّرًا

بنابراين كه منظور از «شاهداً» نظارت براى حسن اجرا و گواهى نهايى باشد; برداشت بالا استفاده مى شود.

11 - ارائه الگوى كامل و استفاده از بشارت و تهديد ، مراحل ضرورى هدايت و تربيت *

إنّا أرسلنك شهدًا و مبشّرًا و نذيرًا

برداشت بالا بدان احتمال است كه مراد از «شاهداً» ارائه الگوى كامل و ملاك واقعى ارزش ها باشد و نيز تقدم «شاهداً» و «مبشّراً» بر «نذيراً»، اشاره به ترتب واقعى و عملى داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 28

28 - بشارت و انذار و ايجاد اميد از سويى و خوف از سوى ديگر ، از روش هاى قرآن براى تربيت مؤمنان

و كلاًّ وعد اللّه الحسنى و اللّه بما تعملون خبير

وعده پاداش هاى برتر اخروى به مؤمنان از يك سو و هشدار به اين كه مواظب اعمال خود باشند از سوى ديگر، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 12 - 4

4 - اخطار و بشارت و ايجاد خوف و رجا ، روش تربيتى و هدايتى قرآن كريم

و للذين كفروا بربّهم عذاب جهنّم . .. إنّ الذين يخشون ربّهم بالغيب لهم مغفرة و أج

12- اولويت در تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 6 - 6

6 - خودسازى و اصلاح و تربيت خويشتن ، در اولويت نخست و مقدّم در تربيت و اصلاح ديگران

قوا أنفسكم و أهليكم نارًا

مطلب ياد شده، از تقدم ذكرى «أنفسكم» بر «أهليكم» به دست مى آيد.

13- اهميت تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 23 - 8

8- عامل هاى رشد و تربيت انسان ، حقى بزرگ بر گردن او دارند .

و قضى ربّك ألاّتعبدوا إلاّ إيّاه و بالولدين إحسنًا

ذكر احسان به پدر و مادر پس از موضوع ربوبيت يگانه خدا (و قضى ربك . ..) مى تواند از آن جهت باشد كه آنان نيز در رشد و

تربيت انسان مؤثرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 25 - 11

11 - هدف رسالت پيامبران ، در مرحله نخست تربيت انسان هاى عادل و ساختن جامعه عدالت خواه بود ; نه اجراى اجبارى عدالت در جامعه

و أنزلنا معهم الكتب و الميزان ليقوم الناس بالقسط

نسبت داده شدن «اقامه» به مردم - نه به پيامبران - و نيز غايت قرار گرفتن خيزش خود مردم براى رعايت عدل و انصاف (لقوم الناس بالقسط) مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

14- اهميت تربيت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 80 - 7

7 - هدف از نزول قرآن ، تربيت انسان و حركت دادن او به سوى كمال است .

تنزيل من ربّ العلمين

15- اهميت تربيت انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 8 - 6

6 - بعثت پيامبران ، مقتضاى ربوبيت خداوند و در راستاى تربيت و رشد و كمال انسان ها

و الرسول يدعوكم لتؤمنوا بربّكم

«ربّ»; يعنى، تربيت كننده و تربيتْ ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است، تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب).

16- اهميت تربيت خانواده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 6 - 3،7

3 - خيرخواهى براى اعضاى خانواده و تربيت دينى آنان ، تكليفى بايسته برعهده سرپرست و مدير خانواده

قوا . .. أهليكم نارًا

برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه مصداق اصلى تلاش براى حفاظت اعضاى خانواده از دوزخى شدن آنان، تربيت دينى آنان و گزينش راه و روش خيرخواهانه در اين راستا است.

7 - اصلاح و تربيت دينى اعضاى خانواده ، زير بنا و خشت اول اصلاحات در جامعه

قوا أنفسكم و أهليكم نارًا

از فرمان خداوند به مؤمنان، مبنى بر تربيت و اصلاح اعضاى خانواده خود - با آن كه آنان وظيفه جهاد با كافران و منافقان را نيز برعهده دارند (آيه 9 همين سوره) - مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

17- اهميت تربيت دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 13 - 2

2 - اهتمام پدر به ترتيب دينى و اصلاح فرزند خويش ، امرى بايسته و پسنديده است .

و إذ قال لقمن لإبنه و هو يعظه

از اين كه خداوند، پند دادن لقمان به پسرش را، امرى شايسته يادآورى مى داند، استفاده مى شود كه چنين اهتمامى، عملى شايسته است.

18- اهميت تربيت دينى خانواده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 132 - 2

2 - ضرورت پرداختن به تربيت دينى و معنوى خانواده و مراقبت بر آن

وأمر أهلك بالصلوة

19- اهميت تربيت صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 11 - 11

11 - پرورش انسان هاى نيك كردار و رواج كار هاى شايسته در جامعه ، فلسفه بهره مند شدن از امكانات مادى

و لقد ءاتينا داود مّنا فضلاً . .. و ألنّا له الحديد . أن اعمل سبغت ... و اعملو

توصيه خداوند به انجام عمل صالح - پس اعطاى نعمت ها و امكانات فراوان به داوود(ع) - در واقع جهت دهنده رفتار ايشان و بازگوكننده هدف و فلسفه اين عطاها و بهره مندى ها است.

20- اهميت تربيت فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 13 - 2

2 - اهتمام پدر به ترتيب دينى و اصلاح فرزند خويش ، امرى بايسته و پسنديده است .

و إذ قال لقمن لإبنه و هو يعظه

از اين كه خداوند، پند دادن لقمان به پسرش را، امرى شايسته يادآورى مى داند، استفاده مى شود كه چنين اهتمامى، عملى شايسته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 17 - 7،8،10

7- پدر و مادر با ايمان ، با تمام وجود ، نگران و دلواپس تربيت ايمانى فرزند خويش

و هما يستغيثان اللّه ويلك ءامن

تعبير «يستغيثان» نگرانى عميق و شديد والدين مؤمن را مى رساند; زيرا استغاثه در مواردى صدق مى كند كه فرياد از جان برآيد.

8- تلاش در جهت تربيت ايمانى فرزند ، وظيفه مشترك پدر و مادر *

و هما يستغيثان اللّه

لحن آيه شريفه گرچه گزارشى است; اما حمايت خداوند از والدين و تقبيح عمل فرزند، به آن بُعد دستورى مى دهد. ضمير «هما» و فعل «يستغيثان» اشاره به آن دارد كه پدر و مادر مؤمن، هر دو در راستاى تربيت فرزند، بايد تلاش كنند.

10- لزوم اهتمام پدر و مادر ، به رشد معنوى فرزند خويش ، همپاى پرورش جسمانى وى

حملته أُمّه كرهًا . .. حتّى إذا بلغ أشدّه ... و هما يستغيثان اللّه ويلك ءامن

در آيات پيشين، سخن از رنج مادر براى رشد جسمى فرزند بود و در اين آيه سخن از تلاش پدر و مادر در گرايش دادن فرزند به ايمان است و چون خداوند هر دو را به عنوان ارزش ياد كرده، مطلب بالا استفاده مى شود.

21- اهميت تربيت كودكان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 58 - 13

13 - هرگونه رفتارى كه موجب تحريك جنسى فرزندان نابالغ و مميز ( بلوغ زودرس ) شود ، ممنوع است .

ليستئذنكم . .. و الذين لم يبلغوا الحلم منكم ... من قبل صلوة العشاء ... ليس عليكم

با توجه به فلسفه و حكمت اذن گرفتن فرزندان نابالغ، براى ورود به محل خواب و خلوت پدر و مادرشان و نيز لزوم پرهيز والدين از ظاهر شدن با چنين وضعيتى در انظار فرزندان خويش، مى توان گفت كه هرگونه تحريك جنسى فرزندان (بلوغ زودرس) ممنوع است و مورد آيه خصوصيتى ندارد.

22- بشارت در تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 57 - 9

9 - وعد و وعيد از روش هاى قرآن براى برانگيختن مردم به ايمان ، عمل صالح و پرهيز از كفر

انّ الّذين كفروا باياتنا سوف . .. و الّذين امنوا و عملوا الصّالحات سندخلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 165 - 3

3 - بشارت روشى مؤثرتر از انذار براى هدايت و تربيت انسانها

رسلا مبشرين و منذرين

تقديم بشارت بر انذار مى رساند كه بشارت نقش مؤثرترى را در هدايت انسانها ايفا مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 98 - 7

7 - انذار و تبشير از روش هاى قرآن براى برانگيختن مردم به اجراى احكام الهى

اعلموا إنّ اللّه شديد العقاب و إنّ اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 8

8 - بشارت و انذار ، دو شيوه كارآمد در تربيت و هدايت انسان

أن أنذر الناس و بشّر الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 103 - 6

6 - انذار و اخطار ، بشارت و نويد ، از روش هاى تربيتى - هدايتى قرآن

فهل ينتظرون إلا مثل أيام الذين خلوا من قبلهم . .. ثم ننجى رسلنا ... كذلك حقاً عل

برداشت فوق از ارتباط ميان آيه قبل، كه در آن مشركان و كافران لجوج تهديد به عذاب شدند و اين آيه كه به مؤمنان حق جو، بشارت نجات و نويد يارى، داده شده است، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 82 - 9

9 - بشارت و انذار ، مكمل يكديگر در روش تربيتى اديان آسمانى

و لاتطغوا فيه فيحلّ عليكم غضبى . .. و إنّى لغفّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 56 - 2،3

2 - بشارت و اخطار ، دو روش تربيتى - هدايتى و تبليغى پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و ما أرسلنك إلاّ مبشّرًا و نذيرًا

3 - لزوم توأم كردن بشارت و اخطار به هنگام تربيت و هدايت كردن مردمان

و ما أرسلنك إلاّ مبشّرًا و نذيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 20 - 13

13 - « بيم و اميد » ، « بشارت و انذار » و « تهديد و تشويق » ، از روش هاى تربيتى قرآن

إنّ الخسرين . .. لهم من فوقهم ظلل من النار ... لكن الذين اتّقوا ربّهم لهم غرف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 4 - 4

4 - بشارت و انذار ، دو ابزار كارآمد براى مبلغان دينى در هدايت و تربيت مردم

كتب . .. بشيرًا و نذيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 43 - 17

17 - بشارت و انذار ، روش هدايتى و تربيتى قرآن

إنّ ربّك لذو مغفرة و ذو عقاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 6

6 - تشويق و بشارت ، شيوه اى كار آمد در زمينه هدايت و تربيت انسان

يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 8 - 10،11

10 - قرار دادن نيروى ناظر و بهره گيرى از بشارت و انذار ، عناصر و مراحل ضرورى هدايت و تربيت

إنّا أرسلنك شهدًا و مبشّرًا

بنابراين كه منظور از «شاهداً» نظارت براى حسن اجرا و گواهى نهايى باشد; برداشت بالا استفاده مى شود.

11 - ارائه الگوى كامل و استفاده از بشارت و تهديد ، مراحل ضرورى هدايت و تربيت *

إنّا أرسلنك شهدًا و مبشّرًا و نذيرًا

برداشت بالا بدان احتمال است كه مراد از «شاهداً» ارائه الگوى كامل و ملاك واقعى ارزش ها باشد و نيز تقدم «شاهداً» و «مبشّراً» بر «نذيراً»، اشاره به ترتب واقعى و عملى داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 28

28 - بشارت و انذار و ايجاد اميد از سويى و خوف از سوى ديگر ، از روش هاى قرآن براى تربيت مؤمنان

و كلاًّ وعد اللّه الحسنى و اللّه بما تعملون خبير

وعده پاداش هاى برتر اخروى به مؤمنان از يك سو و هشدار به اين كه مواظب اعمال خود باشند از سوى ديگر، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 12 - 4

4 - اخطار و بشارت و ايجاد خوف و رجا ، روش تربيتى و هدايتى قرآن كريم

و للذين كفروا بربّهم عذاب جهنّم . .. إنّ الذين يخشون ربّهم بالغيب لهم مغفرة و أج

23- پاداش در تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 8

8 - لزوم بهره گيرى از ابزار هاى تشويق ( پاداش و . . . ) در گرايش دادن انسان ها به اطاعت خدا و هر كار نيك

إن اللّه اشترى . .. بأن لهم الجنة

اينكه خداوند مؤمنان را با نويد بهشت، به جهاد تشويق كرده است، برداشت فوق به دست مى آيد.

24- تدريجى بودن تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 32 - 8

8 - ترسيم و ارائه آموزه هاى دين به صورت تدريجى و متناسب با شرايط و نياز ها ، روشى مؤثر و كارآمد در هدايت و تربيت

كذلك لنثبّت به فؤادك و رتّلنه ترتيلاً

برداشت ياد شده از آن جا است كه قرآن كريم - كه براى هدايت و تربيت انسان است - به صورت تدريجى و متناسب با شرايط و نيازها نازل شده بود.

25- تربيت آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 122 - 2،10

2 - خداوند ، براى تربيت و رشد آدم ، علاقه هاى غير الهى را از او دور ساخت و وى را براى خود خالص گردانيد .

ثمّ اجتبه ربّه فتاب عليه

10 - پذيرش توبه آدم و راهنمايى او براى حركت به سوى خدا ، پرورشى الهى براى آدم و جلوه اى از ربوبيت خداوند بود .

ثمّ اجتبه ربّه فتاب عليه و هدى

ارتباط واژه «ربّه» به فعل هاى «تاب» و «هدى»، گوياى برداشت ياد شده است و مراد از هدايت - به قرينه «اجتباه ربّه» - هدايت به سوى خداوند است.

26- تربيت انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 6 - 23

23- پرورش انبيا ، تبلور حكمت و علم الهى است .

يجتبيك ربك . .. إن ربك عليم حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 39 - 20

20 - زندگى موسى ( ع ) ، نمونه اى از نظارت خداوند بر پرورش پيامبران از آغاز ولادت آنان است .

و لتصنع على عينى

27- تربيت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 170 - 6

6 - هدايت و تربيت تمامى انسان ها ، هدف از بعثت پيامبران و نزول كتب آسمانى

يأيها الناس قد جاءكم الرسول بالحق من ربكم

28- تربيت انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 3 - 15

15 - تربيت انسان هاى مؤمن به غيب ، پايبند به نماز و انفاق گر ، از اهداف قرآن

ذلك الكتب . .. هدًى للمتقين. الذين يؤمنون ... و مما رزقنهم ينفقون

29- تربيت جاهلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 128 - 10

10- تربيت انسان هاى مبتلا به رسوم و اخلاق جاهلى و نجات دادن آنان از آنها ، نيازمند رعايت مراحل تربيتى ويژه است .

و إن عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به و لئن صبرتم لهو خير . .. و اصبر ... إن الل

فراز «إن عاقبتم . ..» براى ايجاد محدوديت در انتقام و مقابله به مثل است كه شروع كار تربيتى است و سپس به صبرپيشگى و دست كشيدن از انتقام توصيه مى كند و آن گاه به مرحله توصيه به تقوا و احسان مى رسد. ذكر اين نكته ها با اين ترتيب مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.

30- تربيت در جوانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 68 - 5

5 - جوانى ، بهترين و مفيدترين دوران زندگى براى تربيت و رشد جسمى و عقلى انسان

و من نعمّره ننكّسه فى الخلق

31- تربيت دينى فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 132 - 12،13

12 - علاقه به ايجاد گرايش هاى صحيح دينى در فرزندان ، از خصلت هاى پيامبرانى ، چون ابراهيم و يعقوب ( ع )

و وصى بها إبرهيم بنيه و يعقوب يبنى

13 - ضرورت تلاش براى گرايش دادن فرزندان به انتخاب آيين الهى

و وصى بها إبرهيم بنيه و يعقوب يبنى . .. فلاتموتن إلا و أنتم مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 133 - 8

8 - ضرورت توجه به سرنوشت دينى فرزندان و لزوم احساس مسؤوليت درباره آن

إذ قال لبنيه ما تعبدون من بعدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 13 - 8

8 - گرايش دادن فرزند به بينش توحيدى ، از وظايف پدر است .

قال لقمن لإبنه . .. يبنىّ لاتشرك باللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 16 - 9

9 - متوجّه كردن فرزند به علم و قدرت مطلق خداوند ، با استفاده از شيوه آموزشىِ قابل فهم ، نمودى از حكمت لقمان است .

لقد ءاتينا لقمن الحكمة . .. إذ قال ... يبنىّ إنّها إن تك مثقال حبّة ... يأت به

32- تربيت عيسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 50 - 3

3 - رشد و تربيت عيسى ( ع ) ، در كنار مادر و تحت نظارت خداوند

و ءاوينهما إلى ربوة

33- تربيت فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 4

4 - دعا براى نيل فرزندان به فراگيرى معالم و احكام الهى و تربيت دينى امرى نيكو و شايسته است .

ربنا وابعث فيهم رسولا . .. و يزكّيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 40 - 16

16 - سرپرستى مادر ، فراهم سازنده مساعدترين شرايط براى تربيت فرزند

و لتصنع على عينى . إذ تمشى ... فرجعنك إلى أُمّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 17 - 9

9- پدر و مادر با ايمان ، در كنار استمداد از خداوند براى هدايت فرزند خويش ، رهنمود هاى لازم را به او ارائه مى دهند .

و هما يستغيثان اللّه ويلك ءامن إنّ وعد اللّه حقّ

34- تربيت متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 2 - 4

4 - توان قرآن بر هدايت و تربيت انسان هاى پرهيزگار ، دليل و گواهى كافى بر اتقان و حقانيت آن است .

لاريب فيه هدًى للمتقين

«هدًى للمتقين» به منزله استدلال براى جمله «لاريب فيه» است.

35- تربيت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 2 - 6

6- بنده نوازى و مهرورزى خداوند ، مايه برخوردارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از تربيت ها و الطاف او است .

ذكر رحمت ربّك عبده

اين كه خداوند، رحمت بر بنده اش زكريا را با تعبير «ربّك» - خطاب به پيامبر(صلی الله علیه و آله) - بيان كرد، اشاره به اين نكته دارد كه او در راستاى تربيت آن حضرت نيز از رحمت بر بنده خود دريغ نخواهد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 3 - 7

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تحت توجّه ويژه و تربيت خداوند بود .

من ربّك

«ربّ» در اصل، به معناى «تربيت» است (مفردات راغب). اضافه شدن «ربّ» به عنوان صفت خداوند به ضمير مخاطب (كَ) - كه مراد از آن، پيامبر(صلی الله علیه و آله) است - مى تواند مفيد نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 2 - 4

4 - نزول وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، براى پرورش و تنظيم جهت گيرى صحيح او بود .

و لاتطع الكفرين . .. و اتّبع ما يوحى إليك من ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 4 - 10

10 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : إنّ اللّه أدّب نبيَّه حتّى إذا أقامه على ما أراد قال له : « و أمر بالعُرْف و أعرض عن الجاهلين » فلمّا فعل ذلك له رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) زكّاه اللّه ، فقال : « إنّك لعلى خلق عظيم . . . » ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: خداوند پيامبر خود (محمّد(صلی الله علیه و آله)) را تربيت كرد تا آن گاه كه او را بر آنچه اراده كرده بود پابرجا داشت، به او فرمود: (و أمر بالعرف و أعرض عن الجاهلين) چون رسول خدا آن فرمان را براى او انجام داد، خداوند او را به پاكى ستود و فرمود: (إنّك لعلى خلق عظيم)».

36- تربيت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 39 - 21

21 - حفظ جان موسى ( ع ) در كودكى ، با طرح افكندن او به آب و القاى محبتش در دل فرعونيان و نظارت بر تربيت و رشد او ، نعمت هايى گران سنگ از جانب خداوند به آن حضرت

مننّا عليك مرّة أُخرى . .. أن اقذفيه ... و لتصنع على عينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 18 - 1،2

1 - موضع گيرى فرعون ، در قبال دعوت موسى ( ع ) با به رخ كشيدن دوران سرپرستى خويش بر او

قال ألم نربّك فينا وليدًا

«تربية» (مصدر «نريّى») به معناى پروريدن است. «وليد» به نوزاد و نيز به كودكى گفته مى شود كه از وقت ولادتش زمانى زيادى نگذشته باشد; وگرنه طفل گفته مى شود. «لبث» (مصدر«لبثت») به معناى ماندن و درنگ كردن است; يعنى، فرعون گفت: آيا تو را از كودكى در ميان خود نپروريدم [مگر ]ساليانى چند از عمرت را پيش ما نماندى.

2 - كودكى و بخشى از دوران عمر موسى ( ع ) و نيز رشد و پرورش جسمى او در خاندان فرعون گذشت .

قال ألم نربّك فينا وليدًا و لبثت فينا من عمرك سنين

37- تربيت مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 26 - 6

6 - مثال هاى قرآن مايه تربيت و رشد مؤمنان است .

فيعلمون أنه الحق من ربهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 2 - 15

15- انديشه و قلب مؤمنان راستين ، تحت تربيت و هدايت ويژه پروردگار

و الذين ءامنوا . .. و أصلح بالهم

چنانچه واژه «بال» در «أصلح بالهم» به معناى قلب و فكر باشد; از اين كه خداوند اصلاح قلب و انديشه مؤمنان را به خود نسبت داده است، تربيت و هدايت ويژه استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 3 - 5

5 - مؤمنان ، تحت تمرين و آزمون الهى ، براى رسيدن به رشد و مرتبه تقوا

أولئك الذين امتحن اللّه قلوبهم للتقوى

بديهى است كه امتحان و آزمون در مورد خداوند، به معناى حقيقى آن نيست. در نتيجه مراد از امتحان، پديد آوردن زمينه هاى رشد و تعالى است و لام «للتقوى» براى بيان هدف و نتيجه است.

38- تربيت نمازگزاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 3 - 15

15 - تربيت انسان هاى مؤمن به غيب ، پايبند به نماز و انفاق گر ، از اهداف قرآن

ذلك الكتب . .. هدًى للمتقين. الذين يؤمنون ... و مما رزقنهم ينفقون

39- ترس در تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 57 - 10

10 - ايجاد بيم و اميد ، روشى براى تربيت

انّ الّذين كفروا . .. و الّذين امنوا

خداوند براى تربيت انسانها، آنان را از دوزخ بيم داده و به بهشت جاودان اميدوار مى سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 110 - 9

9 - طرح بيم و اميد به همراه يكديگر ، از روش هاى قرآن براى ارشاد و تربيت انسانها

فمن يجدل اللّه عنهم يوم القيمة . .. و من يعمل سوءاً ... يجداللّه غفوراً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 20

20- بيم و اخطار ، از هدف هاى تربيتى - هدايتى قرآن

و ما نرسل بالأيت إلاّ تخويفًا . .. و نخوّفهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 20 - 13

13 - « بيم و اميد » ، « بشارت و انذار » و « تهديد و تشويق » ، از روش هاى تربيتى قرآن

إنّ الخسرين . .. لهم من فوقهم ظلل من النار ... لكن الذين اتّقوا ربّهم لهم غرف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 28

28 - بشارت و انذار و ايجاد اميد از سويى و خوف از سوى ديگر ، از روش هاى قرآن براى تربيت مؤمنان

و كلاًّ وعد اللّه الحسنى و اللّه بما تعملون خبير

وعده پاداش هاى برتر اخروى به مؤمنان از يك سو و هشدار به اين كه مواظب اعمال خود باشند از سوى ديگر، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 12 - 4

4 - اخطار و بشارت و ايجاد خوف و رجا ، روش تربيتى و هدايتى قرآن كريم

و للذين كفروا بربّهم عذاب جهنّم . .. إنّ الذين يخشون ربّهم بالغيب لهم مغفرة و أج

40- تشويق در تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 215 - 13

13 - توجّه انسان به علم خداوند نسبت به اعمال خير ، مُشوّق او براى انجام آن

و ما تفعلوا من خير فانّ اللّه به عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 272 - 18

18 - بهره گيرى قرآن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، در تشويق آنان به اعمال نيك

و ما تنفقوا من خير فلانفسكم . .. و ما تنفقوا من خير يوفّ اليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 92 - 11

11 - توجّه دادن به ثبت كار هاى نيك انسان ، از روش هاى قرآن براى تشويق به نيكيها

لن تنالوا . .. فانّ اللّه به عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 165 - 2

2 - ضرورت مقدم داشتن تشويق بر تهديد در هدايت و تربيت انسانها

رسلا مبشرين و منذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 8

8 - لزوم بهره گيرى از ابزار هاى تشويق ( پاداش و . . . ) در گرايش دادن انسان ها به اطاعت خدا و هر كار نيك

إن اللّه اشترى . .. بأن لهم الجنة

اينكه خداوند مؤمنان را با نويد بهشت، به جهاد تشويق كرده است، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 20

20- استفاده از تهديد و تشويق ، روش قرآن در تربيت و هدايت انسان

إنه كان حليمًا غفورًا

«حليماً» دربردارنده تهديد و «غفوراً» نويدى است اميدبخش و مشعر به تشويق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 6 - 11

11 - تشويق و ايجاد اميد ، از روش هاى قرآن براى هدايت و تربيت كافران مخالف

و قال الذين كفروا إن هذا إلاّ إفك افتريه . ..إنّه كان غفورًا رحيمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 20 - 13

13 - « بيم و اميد » ، « بشارت و انذار » و « تهديد و تشويق » ، از روش هاى تربيتى قرآن

إنّ الخسرين . .. لهم من فوقهم ظلل من النار ... لكن الذين اتّقوا ربّهم لهم غرف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 43 - 18

18 - تشويق به اصلاح ، مقدم بر انذار و بيم دادن از خطا در روش تربيتى قرآن

إنّ ربّك لذو مغفرة و ذو عقاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 6

6 - تشويق و بشارت ، شيوه اى كار آمد در زمينه هدايت و تربيت انسان

يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 8 - 6

6 - ترغيب به كار خير و وعده پاداش به آن ، مقدّم بر تهديد در امر تربيت

فمن يعمل مثقال ذرّة خيرًا يره . و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره

41- تنبيه در تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 34 - 32،41

32 - استفاده از تنبيه بدنى در تربيت ، مشروط به كارآمد نبودن راه هاى مسالمت آميز *

و الّتى تخافون نشوزهنّ فعظوهنّ و اهجروهنّ فى المضاجع و اضربوهنّ

چون دستور زدن در آخرين مرحله آمده است، بنابراين با احتمال تأثير راههاى ديگر، نبايد از تنبيه بدنى استفاده شود.

41 - لزوم پرهيز از به كارگيرى شدّت در تنبيه بدنى زن ، جهت جلوگيرى از ناسازگارى وى

و الّتى تخافون نشوزهنّ . .. و اضربوهنّ

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره آيه فوق فرمود: . .. و اضربوهنّ ضرباً غير مبرّح.


تفسير طبرى، جزء 5، ص 67، 68 ; الدر المنثور، ج 2، ص 522.

42- تهديد در تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 12

12 - بشارت و انذار ، از روش هاى كاربردى پيامبران براى تبليغ و هدايت انسانها

فبعث اللّه النبيّن مبشّرين و منذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 20

20- استفاده از تهديد و تشويق ، روش قرآن در تربيت و هدايت انسان

إنه كان حليمًا غفورًا

«حليماً» دربردارنده تهديد و «غفوراً» نويدى است اميدبخش و مشعر به تشويق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 20 - 13

13 - « بيم و اميد » ، « بشارت و انذار » و « تهديد و تشويق » ، از روش هاى تربيتى قرآن

إنّ الخسرين . .. لهم من فوقهم ظلل من النار ... لكن الذين اتّقوا ربّهم لهم غرف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 8 - 6

6 - ترغيب به كار خير و وعده پاداش به آن ، مقدّم بر تهديد در امر تربيت

فمن يعمل مثقال ذرّة خيرًا يره . و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره

43- روش تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 3 - 6

6 - تدبير و تربيت بايد همراه با مهربانى و عطوفت باشد .

رب العلمين. الرحمن الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 189 - 17

17 - ارائه روش صحيح ، پس از طرد سنت هاى غلط ، از روش هاى تربيتى قرآن است .

ليس البر . .. و لكن البر من اتقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 196 - 22

22 - توجّه به شدّت عقاب خداوند ، زمينه ساز انجام كامل تكاليف الهى

و اتمّوا الحج و العمرة . .. و اعلموا انّ اللّه شديد العقاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 197 - 9

9 - توجّه به آگاهى خداوند از اعمال ، ترغيبى بر انجام اعمال نيك

فمن فرض فيهن الحج . .. و ما تفعلوا من خير يعلمه اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 207 - 7

7 - تشويق مؤمنان به گذشتن از جان ، براى كسب رضايت خداوند

و من الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضات اللّه

با توجّه به اينكه آيه مزبور در مقام مدح چنين انسانهايى است، تشويق از آن استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 17

17 - وعده الهى به مؤمنان نسبت به برترى آنان در قيامت ، عامل تسلّى و مقاومت آنان در برابر استهزاى كافران

و الذين اتقوا فوقهم يوم القيمة

به نظر مى رسد جمله «و الذين اتّقوا . ..»، پس از عنوان كردن تمسخر تقواپيشگان از سوى كافران، به منظور تسلّى آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 214 - 16

16 - امت هاى مؤمن گذشته ، الگويى مناسب براى تربيت مؤمنان

ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة و لما يأتكم مثل الذين خلوا من قبلكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 223 - 15

15 - توجه به حضور در دادگاه الهى و ملاقات وى ، زمينه ساز رعايت تقوا و حفظ حدود الهى

و اتّقوا اللّه و اعلموا انكم ملاقوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 236 - 17

17 - تحريك احساسات خيرخواهانه ، از روش هاى قرآن ، جهت ايجاد انگيزه براى انجام وظايف

متّعوهنّ . .. حقّاً على المحسنين

معمولا جمله هايى نظير «نيكوكاران چنين و چنان مى كنند» كه حكم، مستند به نيكوكاران و امثال آنان شده، براى تحريك حِسّ خيرخواهى و نيكوكارى است كه خداوند، از اين روش استفاده كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 245 - 6

6 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به انفاق در راه خداوند و كار هاى خير

من ذا الذى يقرض اللّه . .. فيضاعفه له اضعافاً كثيرةً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 260 - 21

21 - ارائه نمونه هاى عينى از جانب خداوند ، از راه هاى اثبات حقّ و هدايت الهى

فخذ اربعة من الطير . .. يأتينك سعياً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 262 - 6

6 - توجّه به پاداش هاى الهى براى انفاق در راه خدا ، برانگيزنده آدمى به انفاق

لهم اجرهم عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 266 - 9

9 - نشان دادن عاقبت و فرجام اعمال نيك و بد ، از روش هاى قرآن براى تربيت آدمى و ترغيب وى به رعايت احكام و مقرّرات دينى

ايودّ احدكم . .. فاحترقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 267 - 8

8 - به داورى گرفتن وجدان ، از روش هاى قرآن براى پرهيز از كار هاى ناروا و تربيت انسان ها و رعايت احكام و مقررات دينى

و لا تيمّموا الخبيث منه تنفقون و لستم باخذيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 271 - 6

6 - بهره گيرى قرآن از نفع طلبى انسان ، براى عملِ به نيكيها

و ان تخفوها و تؤتوها الفقراء فهو خير لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 274 - 5

5 - نقش وعده به پاداش و تضمين آن ، در ترغيب به عمل خير

فلهم اجرهم عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 277 - 6

6 - وعده پاداش به اهل ايمان داراى عمل صالح از روش هاى قرآن براى ايجاد انگيزه به ايمان و عمل صالح

لهم اجرهم عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 278 - 15

15 - زمينه سازى فكرى با بيان مصالح و مفاسد از روش هاى تبليغى و تربيتى قرآن

الّذين ياكلون الرّبوا لا يقومون الاّ كما يقوم الّذى يتخبّطه الشّيطان من المسّ .

خداوند با بيان اينكه ربا جامعه را آشفته و فاسد مى سازد (يتخبّطه الشّيطان) و اقتصاد مبتنى بر ربا رو به اضمحلال مى رود (يمحق اللّه الرّبوا) و ايمان را از مؤمنان مى زدايد (ان كنتم مؤمنين)، فرمانِ ترك ربا را ابلاغ مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 41

41 - بيان فلسفه و حكمت احكام ، از روش هاى قرآن براى ترغيب به انجام آن احكام

ان تضلّ احديهما . .. ذلكم اقسط عند اللّه و اقوم للشّهادة و ادنى الاّ ترتابوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 284 - 13

13 - استفاده قرآن از روش خوف و رجا در تربيت انسانها

يحاسبكم به اللّه فيغفر لمن يشاء و يعذّب من يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 14 - 14

14 - تضعيف انگيزه هاى مادّى و تقويت انگيزه هاى معنوى ، از روش هاى قرآن براى تربيت انسان

زيّن للنّاس . .. و اللّه عنده حسن المئاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 19 - 15

15 - تهديد خداوند نسبت به كافران ، براى بازدارى آنان از كفر

و من يكفر بايات اللّه فانّ اللّه سريع الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 30 - 17

17 - آميختن بيم و اميد ، از روش هاى قرآن براى تربيت انسانها

و يحذركم اللّه . .. و اللّه رءوف بالعباد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 31 - 10

10 - پيروى از پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) ، عامل جلب محبّت خداوند و آمرزش همه گناهان

فاتّبعونى يحببكم اللّه و يغفر لكم ذنوبكم

جمع مضاف در «ذنوبكم»، افاده عموم مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 162 - 10

10 - برانگيختن وجدان ها از روش هاى قرآن در تربيت

افمن اتّبع رضوان اللّه كمن بآء بسخط من اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 169 - 5

5 - اصلاح انديشه ، از روش هاى قرآن براى نيل به عملكرد صحيح

و لا تحسبنّ الّذين قتلوا فى سبيل اللّه امواتا بل احيآء عند ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 171 - 6

6 - وعده پاداش و تضمين آن ، از روش هاى قرآن براى ترغيب مردم به ايمان و عمل

انّ اللّه لا يضيع اجر المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 194 - 7

7 - بشارت و نويد ، از روش هاى رسولان الهى براى تربيت انسانها

ما وعدتنا على رسلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 9 - 4

4 - تحريك عواطف ، از روش هاى قرآن براى ترغيب به رعايت حقوق ديگران

وليخش الّذين لو تركوا من خلفهم ذريّة ضعافاً خافوا عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 21 - 5،10

5 - تحريك عواطف انسانى از روش هاى قرآن براى جلوگيرى از ظلم و گناه

اثماً مبيناً. و كيف تأخذونه و قد افضى بعضكم الى بعض

10 - برانگيختن وجدان انسانى از روش هاى قرآن براى ايجاد تعهد نسبت به رعايت پيمان هاى زناشويى

و كيف تأخذونه . .. و اخذن منكم ميثاقاً غليظاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 32 - 22

22 - جهت صحيح دادن به انگيزه هاى درونى انسان ، از روش هاى تربيتى قرآن

و لا تتمنّوا . .. و سئلوا اللّه من فضله

وجود آرزو و تمايل در آدمى انكارناپذير است و قرآن، ضمن تحريم چشمداشت به اموال ديگران، خواسته هاى مردم را با فراخوانى آنان به جستجوى فضل خدا، جهتى صحيح داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 34 - 32

32 - استفاده از تنبيه بدنى در تربيت ، مشروط به كارآمد نبودن راه هاى مسالمت آميز *

و الّتى تخافون نشوزهنّ فعظوهنّ و اهجروهنّ فى المضاجع و اضربوهنّ

چون دستور زدن در آخرين مرحله آمده است، بنابراين با احتمال تأثير راههاى ديگر، نبايد از تنبيه بدنى استفاده شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 40 - 11

11 - وعده پاداش ، از روش هاى قرآن براى برانگيختن مردم به نيكوكارى

و ان تك حسنة يضاعفها و يؤت من لدنه اجراً عظيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 57 - 9،10

9 - وعد و وعيد از روش هاى قرآن براى برانگيختن مردم به ايمان ، عمل صالح و پرهيز از كفر

انّ الّذين كفروا باياتنا سوف . .. و الّذين امنوا و عملوا الصّالحات سندخلهم

10 - ايجاد بيم و اميد ، روشى براى تربيت

انّ الّذين كفروا . .. و الّذين امنوا

خداوند براى تربيت انسانها، آنان را از دوزخ بيم داده و به بهشت جاودان اميدوار مى سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 64 - 19

19 - ايجاد اميد به دنبال توبيخ ، از روش هاى تربيتى و هدايتى قرآن

اعرض عنهم و عظهم . .. لوجدوا اللّه توّاباً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 32

32 - بهره بردارى از سرشت سودجويى انسان ، از روش هاى قرآن براى ترغيب به انجام تكاليف

قل متاع الّدنيا قليل و الاخرة خير لمن اتّقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 94 - 19

19 - تكيه بر سرشت سودجوى انسان و جهت دادن به آن ، از روش هاى قرآن براى تربيت

تبتغون عرض الحيوة الدّنيا فعند اللّه مغانم كثيرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 100 - 13

13 - ايجاد روحيه اميد به آينده و زندگى برتر معنوى و مادى ، از روش هاى قرآن در ايجاد انگيزه براى عمل

و من يهاجر . .. يجد مراغماً كثيراً وسعة ... فقد وقع اجره على اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 107 - 14

14 - بهره بردارى از انگيزه « محبوب شدن » ، از روش هاى قرآن در ارشاد و تربيت

إنّ اللّه لايحب من كان خواناً اثيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 110 - 9

9 - طرح بيم و اميد به همراه يكديگر ، از روش هاى قرآن براى ارشاد و تربيت انسانها

فمن يجدل اللّه عنهم يوم القيمة . .. و من يعمل سوءاً ... يجداللّه غفوراً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 134 - 4

4 - استفاده از غريزه سودخواهى و پاداش طلبى انسان ها براى نيل آنان به سعادت ، از روش هاى تربيتى قرآن

من كان يريد ثواب الدنيا فعند اللّه ثواب الدنيا و الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 162 - 17

17 - استفاده از پاداش خواهى انسان از روش هاى قرآن براى ايجاد انگيزه براى تحصيل علم و گرايش به ايمان و عمل صالح

لكن الرسخون . .. أولئك سنؤتيهم أجراً عظيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 165 - 1،2،3

1 - بشارت دهى و انذار از روش هاى پيامبران براى تبليغ رسالت و تربيت انسانها

رسلا مبشرين و منذرين

2 - ضرورت مقدم داشتن تشويق بر تهديد در هدايت و تربيت انسانها

رسلا مبشرين و منذرين

3 - بشارت روشى مؤثرتر از انذار براى هدايت و تربيت انسانها

رسلا مبشرين و منذرين

تقديم بشارت بر انذار مى رساند كه بشارت نقش مؤثرترى را در هدايت انسانها ايفا مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 5 - 29

29 - ارائه راه حل صحيح به همراه نهى از راه هاى انحرافى ، از روش هاى تربيتى قرآن

محصنين غير مسفحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 9 - 6

6 - نويد به پاداش نيك ، از روش هاى قرآن براى تربيت انسان ها و ترغيب آنان به اعمال صالح

وعد اللّه . .. اجر عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 10 - 4

4 - انذار و تهديد ، از روش هاى قرآن براى بازداشتن انسان ها از كفر و انكار حقايق و تكذيب آيات الهى

و الذين كفروا و كذبوا بايتنا أولئك اصحب الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 35 - 17

17 - ترغيب مؤمنان به انجام فرامين الهى با بيان آثار و فوايد آن ، از روش هاى قرآن

يأيها الذين ءامنوا اتقوا اللّه . .. و جهدوا فى سبيله لعلكم تفلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 40 - 9

9 - ايجاد بيم در گنهكاران ، در عين اميدوار ساختن آنان به مغفرت الهى ، از روش هاى قرآن براى ترك گناه

يعذب من يشاء و يغفر لمن يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 55 - 11

11 - ارائه برنامه صحيح در پى بر حذر داشتن مردمان از راه هاى نادرست ، از روش هاى كاربردى قرآن در هدايت

انما وليكم اللّه و رسوله و الذين ءامنوا

خداوند پس از بر حذر داشتن مؤمنان از پذيرش ولايت و سرپرستى نارواى كافران، با جمله «انما وليكم . ..» به معرفى افراد شايسته ولايت پرداخت و مؤمنان رابه پذيرش ولايت آنان ارشاد كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 91 - 19

19 - بيان فلسفه احكام از روش هاى قرآن جهت زدودن شك و ترديد و ايجاد انگيزه براى عمل به آن احكام

رجس من عمل الشيطن . .. فهل انتم منتهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 5

5 - ارائه نمونه هاى تاريخى عبرت آموز، روشى در هدايت و تربيت

ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن مكنهم فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 30 - 5

5 - ترسيم صحنه هاى قيامت، از شيوه هاى قرآن در تربيت و هدايت است.

و لو ترى إذ وقفوا على ربهم قال أليس هذا بالحق قالوا بلى و ربنا

تكرار جمله «لوترى» و همچنين بيان ويژگيهاى قيامت در آيات متعدد گوياى نكته فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 65 - 13

13 - بيان مطلب به شيوه هاى گوناگون و متنوع، روشى كارساز در تعليم و تربيت است.

انظر كيف نصرف الأيت لعلهم يفقهون

«لعل» حرف ترجى و كاربرد آن در جايى است كه اميد به عملى شدن فعل وجود داشته باشد. در اين بخش از آيه چون فعل «يفقهون» در پى حرف ترجى آمده، چنين بر مى آيد كه «فهم» پس از بيان آيات به شيوه هاى مختلف متوقع است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 149 - 7

7 - لزوم ارائه دليل و برهان براى هدايت و تصحيح انديشه ديگران

قل فلله الحجة البلغة فلو شاء لهديكم أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 85 - 15

15 - بينه ارائه شده به مردم مدين ، از ناحيه خداوند و براى تربيت و رشد آنان بوده است .

قد جاءتكم بينة من ربكم

برداشت فوق با توجه به كلمه «رب»، كه به معناى رشد دهنده و تربيت كننده است، استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 70 - 15

15 - لزوم بهره گيرى از بيان روشن و مطالب قابل فهم ، در هدايت و تربيت انسانها

أتتهم رسلهم بالبيّنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 111 - 8

8 - لزوم بهره گيرى از ابزار هاى تشويق ( پاداش و . . . ) در گرايش دادن انسان ها به اطاعت خدا و هر كار نيك

إن اللّه اشترى . .. بأن لهم الجنة

اينكه خداوند مؤمنان را با نويد بهشت، به جهاد تشويق كرده است، برداشت فوق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 2 - 8

8 - بشارت و انذار ، دو شيوه كارآمد در تربيت و هدايت انسان

أن أنذر الناس و بشّر الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 103 - 6

6 - انذار و اخطار ، بشارت و نويد ، از روش هاى تربيتى - هدايتى قرآن

فهل ينتظرون إلا مثل أيام الذين خلوا من قبلهم . .. ثم ننجى رسلنا ... كذلك حقاً عل

برداشت فوق از ارتباط ميان آيه قبل، كه در آن مشركان و كافران لجوج تهديد به عذاب شدند و اين آيه كه به مؤمنان حق جو، بشارت نجات و نويد يارى، داده شده است، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 4 - 7

7- لزوم گوش سپارى به سخنان كودكان و اجازه نقل رخداد ها و دريافت ها به آنان

إذ قال يوسف لأبيه يأبت إنى رأيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 7 - 8

8- نويد اعطاى پاداش براى عمل پسنديده و تهديد به كيفر براى اعمال ناپسند ، از شيوه هاى تربيتى قرآن

لئن شكرتم لأزيدنّكم و لئن كفرتم إن عذابى لشديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 9 - 7،21

7- استفاده از رخداد هاى مهم تاريخى ، روشى براى تربيت مردم و ابزارى جهت نجات آنان از ظلمتها

أخرج قومك من الظلمت إلى النور . .. ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد

21- بيان تاريخ انبيا و سرگذشت اقوامشان ، از روش هاى هدايتى تربيتى قرآن براى نجات مردم از ظلمت ها و بردن آنان به سوى نور

أخرج قومك من الظلمت إلى النور . .. ألم يأتكم نبؤا الذين من قبلكم قوم نوح و عاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 50 - 2،3

2- ايجاد حالت خوف و رجا و بيم و اميد در انسان ، از روش هاى هدايتى و تربيتى قرآن

نبّىء عبادى أنى أنا الغفور الرحيم . و أن عذابى هو العذاب الأليم

3- در نظام هدايتى و تربيتى ، اميدوار ساختن بايد بر تهديد مقدم باشد .

نبّىء عبادى أنى أنا الغفور الرحيم . و أن عذابى هو العذاب الأليم

تقديم ذكر دو صفت «غفور» و «رحيم» براى خداوند بر «عذاب أليم» در دو آيه فوق، مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 51 - 3

3- آگاه ساختن مردم از حقايق تاريخى مهم و بسيار سودمند ، از روش هاى هدايتى و تربيتى قرآن

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 32 - 19

19- ارائه نمونه و الگو از بدكاران و خوبان ، از روش هاى تربيتى قرآن كريم

الكفرين . الذين تتوفّ-هم الملئكة ظالمى أنفسهم ... فادخلوا أبوب جهنّم ... فلبئس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 90 - 21

21- موعظه ، از روش هاى تربيتى و هدايتى قرآن براى بيدارى و هوشيارى مردمان است .

يعظكم لعلّكم تذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 128 - 10

10- تربيت انسان هاى مبتلا به رسوم و اخلاق جاهلى و نجات دادن آنان از آنها ، نيازمند رعايت مراحل تربيتى ويژه است .

و إن عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به و لئن صبرتم لهو خير . .. و اصبر ... إن الل

فراز «إن عاقبتم . ..» براى ايجاد محدوديت در انتقام و مقابله به مثل است كه شروع كار تربيتى است و سپس به صبرپيشگى و دست كشيدن از انتقام توصيه مى كند و آن گاه به مرحله توصيه به تقوا و احسان مى رسد. ذكر اين نكته ها با اين ترتيب مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 24 - 6

6- تربيت اولاد توسط پدر و مادر ، بر اساس رحمت و محبت است .

ربّ ارحمهما كما ربّيانى صغيرًا

«كما ربيانى» صفت براى مصدر مقدّر (رحمت) است. بنابراين، عبارت چنين مى شود: «رب ارحمهما مثل رحمتهما و تربيتهما لى» (خداوندا! همان گونه كه آنان به من ترحم كردند تو بر آنان ترحم كن).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 20

20- استفاده از تهديد و تشويق ، روش قرآن در تربيت و هدايت انسان

إنه كان حليمًا غفورًا

«حليماً» دربردارنده تهديد و «غفوراً» نويدى است اميدبخش و مشعر به تشويق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 20

20- بيم و اخطار ، از هدف هاى تربيتى - هدايتى قرآن

و ما نرسل بالأيت إلاّ تخويفًا . .. و نخوّفهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 2 - 7

7- پيوستگى و توأم بودن بيم دهى و اميدبخشى ، در تربيت و هدايت انسان ، امرى لازم است .

لينذر بأسًا شديدًا . .. و يبشّر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 3 - 4

4- بهره گيرى قرآن از گرايش هاى انسان ( گرايش به ابديت ) در ترغيب به ارزش هاى معنوى ، بهره مى گيرد .

يبشّر المؤمنين الذين يعملون الصلحت أنّ لهم أجرًا حسنًا . مكثين فيه أبدًا

روشن است كه تمايل به جاودانگى، در نهاد انسان ها وجود دارد و قرآن مجيد، از همين علاقه ها، براى سوق دادن آدمى به سوى

ارزش ها، بهره بردارى كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 46 - 9

9- استفاده از انگيزه اميد و آرزو ، از روش هاى قرآن براى هدايت و تربيت است .

و البقيت الصلحت خير عند ربّك ثوابًا و خير أملاً

«أمل» به معناى «آرزو و اميد» است و «أملاً» تميز براى «خير» است; يعنى، «الباقيات الصالحات» از نظر اميد داشتن به نتيجه آن، از دل بستن و اميد داشتن به حيات دنيا و زينت هاى آن، بهتر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 98 - 20

20- نويد برپايى قيامت ، زمينه ساز تربيت هاى الهى است .

و كان وعد ربّى حقًّا

توجه به كلمه «ربّ» يادآور گفته بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 42 - 9

9- وادار ساختن مردم به تحقيق و تفكر با طرح پرسش ، در باره عقيده ها و عملكرد هاى شان ، روشى نيكو در تربيت و تبليغ

لِمَ تعبد ما لايسمع و لايبصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 56 - 9

9- ياد و تجليل از پيامبران و الگو هاى صداقت و راستى ، از روش هاى تربيتى و هدايتى قرآن

واذكر . .. واذكر ... واذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 43 - 8

8 - شناسايى و تربيت افراد مستعد از خردسالى و مراقبت مداوم از آنان براى هدف هاى بزرگ ، روشى است خداگونه و مطلوب .

إذ أوحينا إلى أُمّك . .. و فتنّك فتونًا ... و اصطنعتك لنفسى ... اذهبا إلى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 82 - 9

9 - بشارت و انذار ، مكمل يكديگر در روش تربيتى اديان آسمانى

و لاتطغوا فيه فيحلّ عليكم غضبى . .. و إنّى لغفّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 10 - 7

7- بهره گيرى از انگيزه ها و تمايلات فطرى و غريزى انسان ، از روش هاى هدايتى - تربيتى قرآن

فيه ذكركم

برداشت ياد شده مبتنى بر دو نكته زير است: 1- «ذكر» به معناى «ثنا» و «صيت» (آوازه) باشد. 2- اشتياق به جاودانگى نام و بلندآوازه و آوازه گى، امرى غريزى و طبيعى براى همه انسان ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 6 - 11

11 - تشويق و ايجاد اميد ، از روش هاى قرآن براى هدايت و تربيت كافران مخالف

و قال الذين كفروا إن هذا إلاّ إفك افتريه . ..إنّه كان غفورًا رحيمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 15 - 8

8 - سنجش و مقايسه بين فرجام دو انديشه و رفتار ، بهترين روش براى گزينش انديشه و رفتارى درست و برتر

قل أذلك خير أم جنّة الخلد التى وعد المتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 32 - 8

8 - ترسيم و ارائه آموزه هاى دين به صورت تدريجى و متناسب با شرايط و نياز ها ، روشى مؤثر و كارآمد در هدايت و تربيت

كذلك لنثبّت به فؤادك و رتّلنه ترتيلاً

برداشت ياد شده از آن جا است كه قرآن كريم - كه براى هدايت و تربيت انسان است - به صورت تدريجى و متناسب با شرايط و نيازها نازل شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 56 - 3

3 - لزوم توأم كردن بشارت و اخطار به هنگام تربيت و هدايت كردن مردمان

و ما أرسلنك إلاّ مبشّرًا و نذيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 26 - 10

10 - احترام گذاشتن و ترتيب اثر دادن به نظرات و پيشنهاد هاى دختران ، رفتارى پسنديده براى پدر

قالت إحديهما يأبت استئجره . .. القوىّ الأمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 51 - 3

3 - تكرار و گوشزد كردن پى درپى رهنمود ها ، روش تعليم و تربيت قرآن

و لقد وصّلنا لهم القول لعلّهم يتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 41 - 12،17

12 - در تنبيهى كه براى تنبّه است ، شايسته است كه تنها ، به مجازات بخشى از خطا ها اكتفا شود .

ظهر الفساد فى البرّ . .. ليذيقهم بعض الذى عملوا لعلّهم يرجعون

17 - در مجازات مجرمان ، بايد به جهت هاى اصلاحى و تربيتى ، توجّه شود .

ليذيقهم . .. لعلّهم يرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 18 - 9

9 - تبيين فلسفه مذموميت رفتار هاى اخلاقى ، براى تفهيم دقيق آن از شيوه هاى تربيتى قرآن كريم است .

و لاتصعّر خدّك للناس و لاتمش فى الأرض مرحًا إنّ اللّه لايحبّ كلّ مختال فخور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 24 - 7

7 - استفاده از پرسش براى ايجاد ذهنيت مساعد جهت تفهيم حقيقت به مخاطب ، از روش هاى تربيتى قرآن كريم

قل من يرزقكم من السموت و الأرض قل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 13 - 5

5 - مثل زدن و ارائه نمونه هاى تاريخى ، از روش هاى تربيتى - هدايتى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و اضرب لهم مثلاً أصحب القرية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 49 - 6

6 - يادآورى سرگذشت انسان هاى شايسته همچون پيامبران ، از روش هاى تربيتى قرآن

و اذكر داود . .. إسمعيل و اليسع و ذاالكفل و كلّ من الأخيار . هذا ذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 7،14

7 - مقايسه كردن ميان نيكان و بدان ، از روش هاى تربيتى قرآن

أمّن هو قنت ءاناء الّيل . .. و يرجوا رحمة ربّه

14 - برانگيختن فكر و انديشه و تشويق به تفكر و انديشيدن ، از روش هاى تربيتى قرآن

قل هل يستوى الذين يعلمون و الذين لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 16 - 9،15

9 - اخطار كردن و بيم دادن ، از شيوه هاى بازدارنده از گناه و تربيت مردم حق گريز

ذلك يخوّف اللّه به عباده

15 - اخطار و بيم دادن ، بايد از سر لطف و شفقت باشد .

ذلك يخوّف اللّه به عباده يعباد فاتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 17 - 10

10 - « انذار و تبشير » ، « بيم دادن و اميدبخشيدن » و « تشويق و تهديد » ، از روش هاى تربيتى قرآن

لهم من فوقهم ظلل من النار . .. ذلك يخوّف اللّه به عباده ... لهم البشرى فبشّر عبا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 20 - 13

13 - « بيم و اميد » ، « بشارت و انذار » و « تهديد و تشويق » ، از روش هاى تربيتى قرآن

إنّ الخسرين . .. لهم من فوقهم ظلل من النار ... لكن الذين اتّقوا ربّهم لهم غرف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 22 - 11

11 - مقايسه كردن ميان نيكان و بدان ، از روش هاى تربيتى قرآن

أفمن شرح اللّه صدره للإسلم فهو على نور من ربّه فويل للقسية قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 24 - 4

4 - مقايسه كردن ميان نيكان و بدان ، از روش هاى تربيتى قرآن

أفمن يتّقى بوجهه سوء العذاب يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 27 - 6

6 - بيان انواع مثل ها ، از روش هاى تربيتى و هدايتى قرآن

و لقد ضربنا للناس فى هذا القرءان من كلّ مثل لعلّهم يتذكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 12

12 - مقايسه ميان نيكان و بدان ، از روش هاى هدايتى و تربيتى قرآن

ضرب اللّه مثلاً رجلاً . .. هل يستويان مثلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 50 - 9

9 - ياد كردن از نمونه هاى تاريخى ، از روش هاى تربيتى و هدايتى قرآن

قد قالها الذين من قبلهم فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 44 - 8

8 - لزوم توكل و واگذاشتن كار ها و نتايج و پيامد هاى آن به خدا ، پس از تلاش گسترده خيرخواهانه براى هدايت و تربيت مردم

و أُفوّض أمرى إلى اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 4 - 4

4 - بشارت و انذار ، دو ابزار كارآمد براى مبلغان دينى در هدايت و تربيت مردم

كتب . .. بشيرًا و نذيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 43 - 17،18

17 - بشارت و انذار ، روش هدايتى و تربيتى قرآن

إنّ ربّك لذو مغفرة و ذو عقاب أليم

18 - تشويق به اصلاح ، مقدم بر انذار و بيم دادن از خطا در روش تربيتى قرآن

إنّ ربّك لذو مغفرة و ذو عقاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 6

6 - تشويق و بشارت ، شيوه اى كار آمد در زمينه هدايت و تربيت انسان

يبشّر اللّه عباده الذين ءامنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 14 - 3

3- گرايش هاى طبيعى بشر ، ابزارى كارآمد در جهت سوق دادن او به كسب ارزش ها

أُولئك أصحب الجنّة خلدين فيها

خداوند، تمايل انسان به بقا و جاودانگى را در جهت سوق دادن وى به ايمان و استقامت به كار گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 72 - 4

4 - طرح سؤال و برانگيختن به انديشه و خردورزى ، از روش هاى هدايتى - تربيتى قرآن

أفرءيتم ما تمنون . ءأنتم تخلقونه أم نحن الخلقون... أفرءيتم النار ... ءأنتم أنشأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 9 - 10

10 - لزوم رعايت اصل تدريج در تربيت و ارشاد مردم

هو الذى ينزّل . .. ليخرجكم من الظلمت

نزول تدريجى قرآن، با هدف خارج كردن تدريجى مردم از ظلمات به سوى نور، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 28

28 - بشارت و انذار و ايجاد اميد از سويى و خوف از سوى ديگر ، از روش هاى قرآن براى تربيت مؤمنان

و كلاًّ وعد اللّه الحسنى و اللّه بما تعملون خبير

وعده پاداش هاى برتر اخروى به مؤمنان از يك سو و هشدار به اين كه مواظب اعمال خود باشند از سوى ديگر، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 18 - 8

8 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به كار هاى خير و انفاق در راه خداوند

و أقرضوا اللّه . .. يضعف لهم و لهم أجر كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 6 - 3

3 - ارائه الگو براى تربيت و تكامل موحدان در مسير ارزش ها ، از روش هاى تربيتى قرآن

لقد كان لكم فيهم أسوة حسنة

از تكرار اين نكته كه ابراهيم(ع) و همگامان آن حضرت براى مسلمانان الگو هستند; مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 12 - 4

4 - اخطار و بشارت و ايجاد خوف و رجا ، روش تربيتى و هدايتى قرآن كريم

و للذين كفروا بربّهم عذاب جهنّم . .. إنّ الذين يخشون ربّهم بالغيب لهم مغفرة و أج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 34 - 6

6 - مقرر كردن « كيفر و پاداش » و « تنبيه و تشويق » ، دو روش هدايتى و تربيتى قرآن

كذلك العذاب و لعذاب الأخرة أكبر . .. إنّ للمتّقين عند ربّهم جنّ-ت النعيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 9 - 3،4

3 - دعوت آشكارا ، كاملاً سرّى ، خصوصى و يا عمومى ، از روش هاى تبليغى ، تربيتى و هدايتى

ثمّ إنّى أعلنت لهم و أسررت لهم إسرارًا

4 - لزوم توجه به شرايط اجتماعى و زمان و مكان و نيز رعايت خصوصيات و حالات شخصى مخاطبان ، به هنگام تبليغ ، تربيت و هدايت

ثمّ إنّى دعوتهم جهارًا . .. و أسررت لهم إسرارًا

از اين كه نوح(ع)، گاهى مردم را به صوربّ مخفى و گاهى علنى دعوت مى كرد و يا برخى از مردم را به شكل خصوصى و برخى ديگر را به صورت عمومى به سوى خداوند فرامى خواند; مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 38

38 - بهره جستن از خصلت نفع طلبى انسان ها ، از روش هاى قرآن براى تشويق آنان به انفاق در راه خدا و انجام دادن كار هاى خير

و ءاتوا الزكوة . .. و ما تقدّموا لأنفسكم من خير تجدوه عند اللّه هو خيرًا و أعظم

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه خداوند، با يادآورى پاداش بزرگ و فراوان، ايجاد انگيزه نموده و از خصلت نفع طلبى انسان ها بهره جسته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 56 - 10

10 - هشدار و ترغيب ، از روش هاى تربيتى و هدايتى قرآن

هو . .. أهل المغفرة

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه اين سوره، با فرمان انذار و اخطار آغاز گرديده (قم فأنذر. ..) و با مغفرت و آمرزش الهى، خاتمه يافته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 6 - 10

10 - بخشودن خطا ها و بخشيدن عطا ها ، شيوه خداوند براى رشد و تربيت انسان ها است .

بربّك الكريم

«الكريم» وصفى است كه «ربّك» را توضيح داده و گوشه اى از ربوبيت خداوند را برجسته كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 8 - 6

6 - ترغيب به كار خير و وعده پاداش به آن ، مقدّم بر تهديد در امر تربيت

فمن يعمل مثقال ذرّة خيرًا يره . و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره

44- روش در تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 12

12 - بشارت و انذار ، از روش هاى كاربردى پيامبران براى تبليغ و هدايت انسانها

فبعث اللّه النبيّن مبشّرين و منذرين

45- زمينه تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 141 - 14

14 - آزمون انسان ها با سختى ها ، برخاسته از مقام ربوبى خدا و در جهت رشد و تربيت آنان

و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 81 - 17

17- اميد بستن به هدايت و تربيت انسان ها ، پس از تأمين نياز هاى ضرورى آنان ، اميدى بجا و مناسب است .

و الله جعل لكم . .. لعلّكم تسلمون

برداشت فوق، به خاطر اين است كه خداوند جمله «لعلّكم تسلمون» را پس از به رخ كشيدن نعمتهاى فراوان خويش به انسانها، مطرح كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 25 - 15

15- غفران خطاكاران تائب از سوى خداوند ، در جهت تربيت و رشد آنان است .

ربّكم . .. كان للأوّبين غفورًا

در برداشت فوق «ربّ» به معناى تربيت كننده گرفته شده است كه معناى اصلى آن است (مفردات راغب); يعنى، بخشايش خطاكاران در راستاى ربوبيت و مقام مربى بودن خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 53 - 2

2 - گستراندن و هموار ساختن زمين ، از نعمت هاى خداوند به انسان ها و در راستاى تربيت و رشد آنان است .

الذى جعل لكم الأرض مهدًا

در برداشت بالا سه نكته ملحوظ است: 1- لام در «لكم» نعمت بودن را مى فهماند. 2- «الذى» چه خبر باشد براى ضمير محذوفى كه به «ربّ» در آيه قبل برمى گردد و چه صفت براى آن، بيانگر وصفى از اوصاف ربوبى خداوند است كه در راستاى تدبير امور انسان ها است. 3- «مهداً» مصدر و به معناى ممهوده است; يعنى، مهيا و مسطح.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 68 - 5

5 - جوانى ، بهترين و مفيدترين دوران زندگى براى تربيت و رشد جسمى و عقلى انسان

و من نعمّره ننكّسه فى الخلق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 28 - 6

6 - نقش تعيين كننده فصاحت و بلاغت و شفافيت بيان ، در هدايت و تربيت انسان ها

قرءانًا عربيًّا غير ذى عوج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فجر - 89 - 16 - 4

4 - آزمايش انسان با فقر و تنگدستى ، در راستاى تربيت او و جلوه ربوبيت خداوند است .

ابتليه فقدر عليه رزقه

ضمير فاعلى در «إبتلاه»، به «ربّه» در آيه قبل برمى گردد.

46- زمينه تربيت محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 22 - 13

13- مسكوت گذاردن تعداد اصحاب كهف و احاله علم آن به خداوند ، تكليفى الهى برعهده پيامبر (صلی الله علیه و آله) و براى رشد و تربيت او است .

قل ربّى أعلم بعدتهم

47- زمينه تربيت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 40 - 17

17 - بازگشت موسى ( ع ) به آغوش مادر ، زمينه اى مناسب جهت رشد و پرورش او تحت نظارت دقيق خداوند

و لتصنع على عينى . إذ تمشى ... فرجعنك

«إذ» در «إذ تمشى» مى تواند ظرف براى «لتصنع» باشد. دراين صورت جملات پس از «إذ»، ظرف تحقق صنع الهى در مورد موسى(ع) را بيان كرده است.

48- سختى تربيت فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 15 - 12

12- احسان به مادر ، پاسخى بايسته به سى ماه رنج و تلاش وى در رشد و تربيت فرزند

و وصّينا الإنسن بولديه إحسنًا . .. و حمله و فصله ثلثون شهرًا

تذكر خداوند، به سى ماه رنج مادر به پاى فرزند، از مراحل نخستين تكوّن و شكل گيرى و رشد او - در پى سفارش به احسان نسبت به والدين - مطلب بالا را مى رساند.

49- سرزنش در تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 64 - 19

19 - ايجاد اميد به دنبال توبيخ ، از روش هاى تربيتى و هدايتى قرآن

اعرض عنهم و عظهم . .. لوجدوا اللّه توّاباً رحيماً

50- شيوه هاى تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 37 - 8

8 - محفوظ ماندن از شر شيطان و نيز پرورش معنوى ، دو جنبه تربيت خداوند براى مريم

و انّى اعيذها بك و ذريّتها من الشيطان الرجيم فتقبّلها ربّها . .. و انبتها نباتاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 38 - 15

15 - ارائه الگو ، از روش هاى قرآن براى تربيت انسان

كلّما دخل عليها . .. هنا لك دعا زكريا ربّه

با توجه به اينكه نقل اين داستان به منظور هدايت و رشد انسانهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 89 - 6

6 - باز گذاشتن راه توبه و اصلاح براى منحرفان ، روشى براى هدايت آنان

و اللّه لا يهدى القوم الظالمين . .. الا الذين تابوا من بعد ذلك و اصلحوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 92 - 11

11 - توجّه دادن به ثبت كار هاى نيك انسان ، از روش هاى قرآن براى تشويق به نيكيها

لن تنالوا . .. فانّ اللّه به عليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 103 - 12،16

12 - نقش سازنده يادآورى گذشته ها و عبرت از آن ، در تربيت انسانها

و اذكروا نعمت اللّه عليكم اذ كنتم اعداءً فالّف بين قلوبكم

16 - نگرش به تاريخ زمينه ساز تربيت و هدايت انسانها

و اذكروا نعمت اللّه عليكم اذ كنتم اعداءً . .. كذلك يبيّن اللّه لكم اياته لعلّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 104 - 12

12 - بيان فرجام و آثار مثبت اعمال خير ، از شيوه هاى قرآن براى سوق دادن انسان ها به آن اعمال

و لتكن منكم امة . .. و اولئك هم المفلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 105 - 13

13 - بيان فرجام و عاقبت شوم اعمال ناپسند ، از روش هاى قرآن براى بازداشتن انسان ها از آن اعمال

و لا تكونوا كالذين تفرّقوا . .. و اولئك لهم عذاب عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 116 - 12

12 - بيان فرجام اعمال و وعد و وعيد ، از شيوه هاى قرآن براى اصلاح انسان ها و برحذر داشتن آنها از كفر

و ما يفعلوا من خير فلن يكفروه . .. و اولئك اصحاب النار هم فيها خالدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 11

11 - يادآورى وضعيّت نابهنجار يك جامعه در هنگام ركود و انحطاط ، از روش هاى تربيتى قرآن در تصحيح حركت آن جامعه

و اذ غدوت من اهلك . .. و اذ همّت طائفتان ... و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 129 - 8

8 - واگذاردن بندگان ميان عذاب و آمرزش ( خوف و رجاء ) ، از روش هاى قرآن براى تربيت انسانها

يغفر لمن يشآء و يعذّب من يشآء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 131 - 10

10 - بيان فرجام عملكرد اشخاص ، از روش هاى قرآن براى تربيت انسانها

و اتّقوا اللّه لعلّكم تفلحون. و اتّقوا النّار الّتى اعدّت للكافرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 134 - 10

10 - تحريك عواطف و احساسات ، از روش هاى قرآن براى برانگيختن اهل ايمان به نيكوكارى

يا ايّها الّذين امنوا . .. و اللّه يحبّ المحسنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 136 - 6

6 - آمرزش گناه بندگان ، جنبه اى از تربيت خداوندى نسبت به آنان

اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم

با توجّه به اينكه آمرزش بندگان به «ربّ» نسبت داده شده و «ربّ» به معناى مدبر و مربى است، معلوم مى شود كه بخشش گناه آدمى از سوى خداوند، براى تربيت اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 139 - 10

10 - نقش توجّه دادن اهل ايمان به برتريشان بر ديگران ، در تقويت روحيه آنان

و لا تهنوا و لا تحزنوا و انتم الاعلون ان كنتم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 23

23 - بهره گيرى از عواطف انسانى ، از روش هاى قرآن براى تربيت مردم

و اللّه لايحبّ الظّالمين

خداوند با تذكر اينكه محبّت الهى (كه انگيزه اى عاطفى است)، شامل ستمگران نخواهد شد، بر آن است تا معتقدان به خود را از ظلم بازدارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 146 - 7

7 - يادآورى پايمردى و مقاومت خداپرستان پيشين ، از روش هاى قرآن براى ايجاد روحيّه مقاومت در مبارزه با دشمنان دين

و كايّن من نبىّ قاتل معه ربيّون كثير . .. فى سبيل اللّه

51- عوامل تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 174 - 4،6

4 - دليل و برهان داراى نقشى مؤثر در رشد و تربيت انسانها

يأيها الناس قد جاءكم برهن من ربكم

استناد برهان به «رب» مى رساند كه آمدن برهان در راستاى ربوبيت خدا بر انسانهاست.

6 - تربيت تمامى انسان ها ، هدف از بعثت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

يأيها الناس قد جاءكم برهن من ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 11 - 5،11

5 - نقش ارزنده مطالعه در تاريخ امتها و آثار پيشينيان و عبرت گرفتن از آن در تربيت و هدايت انسان

قل سيروا فى الأرض ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين

بنابراين كه مراد از سير در زمين، مطالعه و سير در تاريخ امتها باشد.

11 - تحليل و بررسى تاريخ گذشتگان و انديشيدن در آن، سازنده و داراى نقش تربيتى است.

انظروا كيف كان عقبة المكذبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 106 - 6

6 - وحى براى تربيت انسانهاست.

اتبع ما أوحى اليك من ربك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 43 - 15

15 - رسالت فرستادگان الهى براى تربيت و رشد آدميان است .

لقد جاءت رسل ربنا بالحق

برداشت فوق با توجه به كلمه «رب» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 44 - 5

5 - وعده ها و وعيد هاى خداوند ، برخاسته از ربوبيت او و براى رشد و تربيت انسانهاست .

قد وجدنا ما وعدنا ربنا حقاً فهل وجدتم ما وعد ربكم حقاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 51 - 24

24- مشخص نبودن زمان وقوع قيامت و نزديك شمردن آن ، داراى نقش تربيتى و هدايتى براى انسان

قل عسى أن يكون قريبًا

مشخص نكردن زمان دقيق وقوع قيامت از سويى و يادآورى قريب الوقوع بودن آن از سوى ديگر، مى تواند براى توجه دادن انسانها به آن باشد تا آنان خود را همواره براى وقوع قيامت آماده كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 68 - 6

6- رخداد هاى طبيعى مرگ آفرين ، وسيله اى براى تنبه انسان ها و عاملى در جهت تربيت آنان

أفأمنتم أن يخسف بكم جانب البرّ أو يرسل عليكم حاصبًا

از اينكه خداوند به كسانى كه پس از رهيدن از خطر، از خدا اعراض مى كنند، هشدار مى دهد كه هيچ گاه نبايد احساس ايمنى كنند، استفاده مى شود كه توجه به آن رخدادها، مى تواند عاملى باشد براى تنبه و تربيت انسانها.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 5

5- تبيين حق و راستى براى انسان ها ، در جهت رشد و تربيت آنها است .

الحقّ من ربّكم

گزينش كلمه «ربّ» حاكى از نكته بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 25 - 9

9 - دعا در رشد و تربيت پيامبران ، داراى نقش اساسى است .

ربّ اشرح لى صدرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 121 - 18

18 - اوامر ، نواهى و هشدار هاى خداوند ، همواره در جهت رشد و تربيت انسان ها است .

ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 60 - 9

9 - توحيد و معاد ، دو عقيده محورى و انسان ساز

ان الذين هم من خشية ربّهم مشفقون . .. أنّهم إلى ربّهم رجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 16 - 12

12 - توجّه به محاسبه دقيق اَعمال در آخرت ، در گرايش انسان به صلاح ، نقش سازنده اى دارد .

يبنىّ إنّها إن تك مثقال حبّة . .. يأت بها اللّه

52- عوامل تربيت ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 131 - 4

4 - هدف از فرمان خداوند به ابراهيم ( لزوم تسليم بودن در برابر او ) رشد و تربيت وى بوده است .

إذ قال له ربه أسلم

برداشت فوق، با توجه به كلمه «رب» - كه به معناى مدبر و مربى - استفاده شده است.

53- عوامل تربيت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 16 - 2

2 - وحى به موسى ( ع ) ، جلوه ربوبيت خداوند بر او و از عوامل رشد و تربيت آن حضرت براى انجام رسالت خويش بود .

إذ ناديه ربّه

54- عوامل مؤثر در تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 26 - 6

6 - مثال هاى قرآن مايه تربيت و رشد مؤمنان است .

فيعلمون أنه الحق من ربهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 49 - 14

14 - آزمون انسان ها با سختى ها و نيز نعمت ها و آسايش ها برخاسته از مقام ربوبى خدا و در جهت رشد و تربيت آنان است .

و فى ذلكم بلاء من ربكم عظيم

برداشت فوق با توجه به كلمه «رب» - كه به معناى مربى و مدير است - استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 131 - 5

5 - تسليم خدا بودن و اطاعت كردن از فرمان هاى او ، موجب رشد و تربيت آدمى است .

إذ قال له ربه أسلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 232 - 10

10 - ايمان به خدا و قيامت ، زمينه پذيرش احكام و مواعظ الهى

ذلك يوعظ به من كان منكم يؤمن باللّه و اليوم الاخر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 233 - 15

15 - توجه اسلام به نقش سازنده مادر در تغذيه و پرورش كودك *

و الوالدات يرضعن اولادهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 275 - 13

13 - مواعظ و اندرز هاى خداوند ، تربيت كننده آدميان

فمن جاءه موعظة من ربّه فانتهى

كلمه «رب» به معناى مدبّر و تربيت كننده، بيانگر اين معناست كه مواعظ الهى براى تربيت انسانها و تدبير امور ايشان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 - 30

30 - كارايى هر يك از آيات محكم و متشابه ، در تربيت انسان

كُلُّ من عند رّبنا

هر كدام از آيات محكم و متشابه، ناشى از مقام ربوبيّت خدا (من عند ربّنا) است; بنابراين هر دو دسته، براى تربيت مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 37 - 4،6،9،10،12،13،14،21

4 - عنايت خاص خداوند نسبت به برخى از انسان ها ، موجب رشد و تعالى ويژه آنان

فتقبّلها ربّها . .. و انبتها نباتاً حسناً

6 - رشد و شكوفايى استعداد هاى نهفته انسان ، در پرتو ربوبيّت خداوند

فتقبّلها ربّها . .. و انبتها نباتاً حسناً

9 - انسان براى رشد معنوى خويش ، نيازمند پناه بردن به خدا از شر شيطان است .

و انّى اعيذها بك و ذريّتها . .. و انبتها نباتاً حسناً

10 - تربيت انسان در گرو ، زدودن آفات رشد و پرورش استعدادها

و انّى اعيذها بك و ذريّتها . .. و انبتها نباتاً حسناً

پناه بردن از شيطان، منع آفات است و اِنبات حسن، پرورش استعداد.

12 - عنايت پروردگار ، تربيت شايسته ، پرستش خدا و تغذيه صحيح ، از عوامل مؤثر در رشد معنوى انسان

و انبتها نباتاً حسناً و كفّلها زكريّا . .. المحراب و جد عندها رزقاً

13 - نقش سرپرستى حضرت زكريا ، در رشد و تعالى معنوى مريم ( س )

و انبتها نباتاً حسناً و كفّلها زكريا

تصريح خداوند به سپردن كفالت مريم به زكريا پس از «انبتها . .. »، بيانگر ارتباط ميان رشد معنوى مريم و كفالت زكريا است.

14 - نقش سرپرست و مربّى صالح ، در رشد و تعالى معنوى انسان

و انبتها نباتاً حسناً و كفّلها زكريا

تصريح به سپردن كفالت به زكريا پس از «انبتها . .. »، گوياى نقش زكريا، به عنوان مربى صالح، در رشدِ معنوى كسى است كه تحت تربيت اوست.

21 - رشد معنوى و تعالى انسان ، در پرتو نظارت مستمر و همه جانبه مربّى است .

انبتها . .. كفّلها ... كلما دخل عليها ... قال يا مريم انّى لك هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 49 - 4

4 - نقش معجزه در تربيت و هدايت انسانها

باية من ربكم

با توجّه به معناى «ربّكم» (تربيت كننده شما انسانها)، معلوم مى شود كه معجزات انبيا براى تربيت و هدايت انسانهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 60 - 4

4 - تربيت و سازندگى ، در گرو بيان حقايق

الحق من ربّك

از آنجا كه خداوند، «ربّ» (تربيت كننده) است، حق را بيان مى كند. بنابراين ارتباط تربيت و حق به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 140 - 23

23 - بهره گيرى از عواطف انسانى ، از روش هاى قرآن براى تربيت مردم

و اللّه لايحبّ الظّالمين

خداوند با تذكر اينكه محبّت الهى (كه انگيزه اى عاطفى است)، شامل ستمگران نخواهد شد، بر آن است تا معتقدان به خود را از ظلم بازدارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 164 - 8

8 - تلاوت آيات قرآن ( ارائه نشانه هاى خدا و حقانيّت اسلام ) زمينه ساز تربيت و تزكيه انسانها

يتلوا عليهم ءايته و يزكّيهم

تقدّم ذكرى تلاوت قرآن بر تزكيه، دلالت بر تقدّم رتبه اى آن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 1 - 3

3 - تربيت انسان ها ، هدف از فرمان الهى به رعايت تقوا *

اتّقوا ربّكم

آوردن كلمه «ربّ» (تربيت كننده و مدبّر)، مى تواند اشاره به هدفى باشد كه براى امر به تقوا منظور شده است. يعنى امر به تقوا به جهت اين است كه شما را تربيت و هدايت كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 38 - 15

15 - نقش همراه و همدم در جان و روح آدمى و در اعمال و كردار وى

و الذين ينفقو اموالهم رئاء النّاس . .. و من يكن الشيطان له قريناً فساء قريناً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 6

6 - فرستادن آيات و معجزات براى مردم، به مقتضاى ربوبيت الهى و براى تربيت آنان است.

فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 42 - 5

5 - نقش سختيها و كاستيها در سازندگى و تربيت انسان

فأخدنهم بالبأساء و الضراء لعلهم يتضرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 70 - 14

14 - يادآورى آثار زيانبار اعمال انسانها، روشى مؤثر در تربيت و تبليغ است.

و ذكر به أن تبسل نفس بما كسبت

جمله «أن تبسل» مفعول له براى «ذكر» مى تواند باشد، در اين صورت چنين معنى مى شود: «ذكر لأن لاتبسل نفس بما كسبت».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 104 - 4

4 - نقش اساسى ارائه آگاهى و بينش در تربيت و پرورش

قد جاءكم بصائر من ربكم

ذكر نام مقدس «رب»، با ضمير خطاب «كم» پس از بيان ارائه بينشها، بيانگر اين است كه اين كار از جمله شؤون ربوبيت، و بالطبع در تربيت و پرورش مؤثر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 112 - 20

20 - جلوگيرى نكردن از ستيز دشمنان با پيامبر(صلی الله علیه و آله) از مظاهر ربوبيت الهى و موجب رشد و تربيت است.

و لو شاء ربك ما فعلوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 117 - 3

3 - تربيت، نيازمند علم و آگاهى ژرف است.

إن ربك هو أعلم

گزينش نام مقدس «رب» و اضافه آن به ضمير خطاب و سپس توصيف آن به اعلميت، بيانگر رابطه علم و ربوبيت مى تواند باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 165 - 8

8 - آزمون انسانها از جانب خدا در راستاى تربيت و رشد آنان است.

و هو رب كل شىء . .. ليبلوكم فى ما ءاتيكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 3 - 4

4 - تربيت انسانها و تدبير امور آنان در تمامى مراحل حيات، از اهداف نزول قرآن است.

اتبعوا ما أنزل إليكم من ربكم

كلمه «ربكم» اشاره به اين دارد كه نزول قرآن براى تربيت و تدبير امور مردم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 22 - 12

12 - اوامر، نواهى، هشدارها و توبيخهاى خداوند همواره در جهت رشد و تربيت انسانهاست.

و ناديهما ربهما ألم أنهكما عن تلكما الشجرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 26 - 4

4 - يادآورى دوران سختى ، داراى نقش سازنده در تربيت انسان

و اذكروا إذ أنتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 90 - 10

10- مهربانى و محبت ، داراى نقشى بسزا در تربيت و اصلاح خطاكاران

واستغفروا ربكم . .. إن ربى رحيم ودود

توصيف خداوند به مهربانى و محبت داشتن به بندگان ، پس از توصيه به استغفار از گناهان ، مى تواند به برداشت فوق اشاره داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 38 - 3

3- نهى خداوند از ناپسندى ها ، در جهت تربيت ، رشد و كمال آدميان است .

كلّ ذلك كان سيّئه عند ربّك مكروهًا

خداوند، پس از نهى از چندين عمل ناپسند مى فرمايد: همه اينها در نزد پروردگارت ناپسند است. ذكر صفت «ربّ» به جاى اسم ذات و يا هر صفت ديگرى مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه آن در راستاى پرورش انسانهاست، چه اينكه «ربّ» به معناى پرورش آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 57 - 2

2 - تأثير مثبت اعلام كردن نداشتن هيچ چشمداشت و درخواست مزدى ، در هدايت و تربيت مردم

قل ما أسئلكم عليه من أجر

از فرمان خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، براى اعلام كردن نداشتن چشم داشتى در انجام رسالت خود - پس از بيان هدف اصلى و روش تبليغى آن در آيه قبل - مى توان برداشت فوق را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 74 - 8

8 - تأثير مثبت و سازنده صلاح و نيكى همسر در تربيت و تكامل معنوى فرزندان

و الذين يقولون ربّنا هب لنا من أزوجنا و ذرّي-ّتنا قرّة أعين

برداشت فوق، از آن جا است كه عبادالرحمان، دعا براى صلاح و نيكى همسرانشان را بر فرزندان خود مقدم داشته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 86 - 3

3 - نداشتن چشمداشت مادى از مردم و اعلام آن به همگان ، داراى تأثير مثبت و سازنده در هدايت و تربيت مردم

قل ما أسئلكم عليه من أجر

از فرمان خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، براى اعلام نداشتن هيچ چشمداشتى از مردم در انجام رسالت خود، مى توان برداشت فوق را استفاده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 29 - 11

11 - اظهار محبت و دلسوزى كردن ، داراى نقش سازنده در هدايت و تربيت

يقوم . .. فمن ينصرنا من بأس اللّه إن جاءنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 15 - 6

6 - كيفر و پاداش و تشويق و تهديد ، دو عامل بهم پيوسته و ضرورى ، براى هدايت و تربيت انسان

ذوقوا فتنتكم . .. إنّ المتقين فى جنّ-ت

خداوند، در كنار تهديد و كيفر كافران، به تشويق و پاداش مؤمنان تقواپيشه پرداخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 43 - 3

3 - شادى و حزن ، دو ركن اصلى در مسير تربيت انسان *

و أنّ إلى ربّك المنتهى . و أنّه هو أضحك و أبكى

برداشت ياد شده بدين احتمال است كه ذكر «ربّ» و اسناد دادن شادى ها و غم هاى انسان به خداوند، بدان معنا باشد كه انسان در شادى و غم، مى تواند مسير تربيت الهى را بپيمايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 4 - 3

3 - نقش مؤثر الگو هاى شايسته در تربيت و سازندگى انسان

قد كانت لكم أسوة حسنة فى إبرهيم و الذين معه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 6 - 8

8 - نقش مثبت و سازنده اعتقاد به معاد ، در تربيت آدميان و اصلاح آنان

يأيّها الذين ءامنوا قوا أنفسكم و أهليكم نارًا

مطلب ياد شده از تذكر به آتش دوزخ - به جاى موعظه و توصيه به تقوا و خودسازى و اصلاح خانواده - استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 44 - 4

4 - آگاه نساختن مردم - حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) - از زمان وقوع قيامت ، مؤثر در رشد و تربيت آنان

إلى ربّك منتهيها

واژه «ربّ»، گواه اين است كه هدف از مسكوت گذاشتن زمان قيامت، تربيت و رشد دادن است و چون پوشيده ماندن آن، تنها ويژه پيامبر(صلی الله علیه و آله) نبوده است; مى توان سودمندى آن را به همگان تعميم داد.

55- عوامل مؤثر در تربيت خانواده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 6 - 5

5 - سرپرست خانواده ، داراى نقشى سازنده و سرنوشت ساز ، در حيات معنوى و تربيت دينى اعضاى خانواده

يأيّها الذين ءامنوا قوا أنفسكم و أهليكم نارًا

56- عوامل مؤثر در تربيت دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 133 - 11

11 - باور هاى دينى پدران ، داراى تأثيرى بسزا در گرايش فرزندان به آن باورها

نعبد إلهك و إله ءابائك إبرهيم و إسمعيل و إسحق إلهاً وحداً

فرزندان يعقوب با جمله اى همانند «نعبد اللّه إلهاً واحداً» مى توانستند اعتقاد توحيدى و توحيد عبادى خويش را اظهار دارند. بيان آن معنا در ضمن نام بردن از ابراهيم و ... اشاره به نكاتى دارد كه تأثير پذيرى فرزندان از باورهاى پدران، از جمله آنهاست.

57- عوامل مؤثر در تربيت فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 6 - 3

3 - وجود پدر ، مأمن و مأوايى مناسب براى مراقبت از فرزند

ألم يجدك يتيمًا فاوى

به كسى «يتيم» گفته نمى شود; مگر در صورت نبود پدر. (العين)

58- فلسفه تربيت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 41 - 3

3 - مراقبت و سرپرستى خداوند از موسى ( ع ) ، در جهت انجام خواسته ها واجراى دستورات الهى در بين انسان ها بود .

واصطنعتك لنفسى

قيد «لنفسى» گوياى اين نكته است كه خداوند موسى(ع) را براى اهداف خويش پروراند و او را بر عملى كردن خواسته ها و دستورات آسمانى خود نيرومند ساخت. آيه - بعد كه فرمان رفتن به سوى فرعون را مى دهد - گواه اين معنا است.

59- محبت در تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 90 - 10

10- مهربانى و محبت ، داراى نقشى بسزا در تربيت و اصلاح خطاكاران

واستغفروا ربكم . .. إن ربى رحيم ودود

توصيف خداوند به مهربانى و محبت داشتن به بندگان ، پس از توصيه به استغفار از گناهان ، مى تواند به برداشت فوق اشاره داشته باشد.

60- محيط و تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 55 - 10

10 - تأثير آلودگى هاى محيط كفر در انسان

و مطهّرك من الذين كفروا

نجات از ميان كافران كه به كلمه «تطهير» تعبير شده، مستلزم اين است كه آلودگى جامعه مؤثّر بوده است.

61- مراحل تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 34 - 30،32

30 - لزوم مراعات ترتيب در كاربرد موعظه ، ترك همخوابگى و تنبيه بدنى در مورد زنان ناشزه

و الّتى تخافون نشوزهنّ فعظوهنّ و اهجروهنّ فى المضاجع و اضربوهنّ

32 - استفاده از تنبيه بدنى در تربيت ، مشروط به كارآمد نبودن راه هاى مسالمت آميز *

و الّتى تخافون نشوزهنّ فعظوهنّ و اهجروهنّ فى المضاجع و اضربوهنّ

چون دستور زدن در آخرين مرحله آمده است، بنابراين با احتمال تأثير راههاى ديگر، نبايد از تنبيه بدنى استفاده شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 8 - 10،11

10 - قرار دادن نيروى ناظر و بهره گيرى از بشارت و انذار ، عناصر و مراحل ضرورى هدايت و تربيت

إنّا أرسلنك شهدًا و مبشّرًا

بنابراين كه منظور از «شاهداً» نظارت براى حسن اجرا و گواهى نهايى باشد; برداشت بالا استفاده مى شود.

11 - ارائه الگوى كامل و استفاده از بشارت و تهديد ، مراحل ضرورى هدايت و تربيت *

إنّا أرسلنك شهدًا و مبشّرًا و نذيرًا

برداشت بالا بدان احتمال است كه مراد از «شاهداً» ارائه الگوى كامل و ملاك واقعى ارزش ها باشد و نيز تقدم «شاهداً» و «مبشّراً» بر «نذيراً»، اشاره به ترتب واقعى و عملى داشته باشد.

62- مربى در تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 37 - 14،21

14 - نقش سرپرست و مربّى صالح ، در رشد و تعالى معنوى انسان

و انبتها نباتاً حسناً و كفّلها زكريا

تصريح به سپردن كفالت به زكريا پس از «انبتها . .. »، گوياى نقش زكريا، به عنوان مربى صالح، در رشدِ معنوى كسى است كه تحت تربيت اوست.

21 - رشد معنوى و تعالى انسان ، در پرتو نظارت مستمر و همه جانبه مربّى است .

انبتها . .. كفّلها ... كلما دخل عليها ... قال يا مريم انّى لك هذا

63- مكان تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 108 - 11

11 - مسجد ، بايد پايگاهى براى تربيت و تهذيب انسان هاى شايسته باشد .

لمسجد أسّس . .. فيه رجال يحبون أن يتطهروا

64- منشأ تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 43 - 6

6 - نزول قرآن ، در جهت تربيت بشر است .

تنزيل من ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 29 - 6

6 - تدبير همه امور مردم و تربيت آنان ، به دست خداوند است .

ربّ العلمين

اختصاص «عالمين» به مردم در آيه «إن هو إلاّ ذكر للعالمين»، مى رساند كه مصداق برجسته آن در اين آيه نيز، مردم است.

65- مهربانى در تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 3 - 6

6 - تدبير و تربيت بايد همراه با مهربانى و عطوفت باشد .

رب العلمين. الرحمن الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 90 - 10

10- مهربانى و محبت ، داراى نقشى بسزا در تربيت و اصلاح خطاكاران

واستغفروا ربكم . .. إن ربى رحيم ودود

توصيف خداوند به مهربانى و محبت داشتن به بندگان ، پس از توصيه به استغفار از گناهان ، مى تواند به برداشت فوق اشاره داشته باشد.

66- مهربانى در تربيت فرزند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 24 - 6

6- تربيت اولاد توسط پدر و مادر ، بر اساس رحمت و محبت است .

ربّ ارحمهما كما ربّيانى صغيرًا

«كما ربيانى» صفت براى مصدر مقدّر (رحمت) است. بنابراين، عبارت چنين مى شود: «رب ارحمهما مثل رحمتهما و تربيتهما لى» (خداوندا! همان گونه كه آنان به من ترحم كردند تو بر آنان ترحم كن).

67- نظام تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 8 - 9

9 - عالمان ژرفنگر بيمناك از ابتلاى به انحراف ، و اميدوار به رحمت و حفظ هدايت از جانب پروردگار

و الرّاسخون فى العلم يقولون . .. ربّنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا و هب لنا من ل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 14 - 14،15

14 - تضعيف انگيزه هاى مادّى و تقويت انگيزه هاى معنوى ، از روش هاى قرآن براى تربيت انسان

زيّن للنّاس . .. و اللّه عنده حسن المئاب

15 - تضعيف تمايلات مادى ، زمينه تقويت انگيزه هاى معنوى

ذلك متاع الحيوة الدّنيا و اللّه عنده حسن المئاب

مستفاد از ترتيب ذكرى تضعيف گرايش به مادّيات (ذلك متاع الحيوة الدّنيا) و تحريك به امور معنوى (و اللّه عنده حسن المئاب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 30 - 17

17 - آميختن بيم و اميد ، از روش هاى قرآن براى تربيت انسانها

و يحذركم اللّه . .. و اللّه رءوف بالعباد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 37 - 10

10 - تربيت انسان در گرو ، زدودن آفات رشد و پرورش استعدادها

و انّى اعيذها بك و ذريّتها . .. و انبتها نباتاً حسناً

پناه بردن از شيطان، منع آفات است و اِنبات حسن، پرورش استعداد.

68- نقش الگو در تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 38 - 15

15 - ارائه الگو ، از روش هاى قرآن براى تربيت انسان

كلّما دخل عليها . .. هنا لك دعا زكريا ربّه

با توجه به اينكه نقل اين داستان به منظور هدايت و رشد انسانهاست.

7- ترس

1- ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 8 - 7،9

7 - نگرانى مستمر عالمان ژرفنگر ، نسبت به منحرف شدنشان از هدايت الهى

و الرّاسخون فى العلم يقولون . .. ربّنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا

9 - عالمان ژرفنگر بيمناك از ابتلاى به انحراف ، و اميدوار به رحمت و حفظ هدايت از جانب پروردگار

و الرّاسخون فى العلم يقولون . .. ربّنا لا تزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا و هب لنا من ل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 30 - 17

17 - آميختن بيم و اميد ، از روش هاى قرآن براى تربيت انسانها

و يحذركم اللّه . .. و اللّه رءوف بالعباد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 131 - 1

1 - ضرورت پرهيز از عوامل گرفتارى به آتش دوزخ

و اتّقوا النّار الّتى اعدّت للكافرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 143 - 2

2 - وحشت برخى مؤمنان صدر اسلام از مرگ و شهادت در راه خدا

و لقد . .. فقد رايتموه و انتم تنظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 1،2،4

1 - وعده الهى به القاى رعب و هراس در دل هاى كفرپيشگان

سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب

2 - ايجاد رعب و هراس در دل هاى كفرپيشگان ، نمونه اى از نصرت خداوند به پذيرندگان ولايت او

بل اللّه موليكم و هو خير النّاصرين. سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب

جمله «سنلقى . .. »، پس از جمله «و اللّه خير النّاصرين»، بيانگر مصداقى از يارى خداوند است.

4 - خداوند با القاى وحشت و دلهره در دل هاى كفرپيشگان تقويت كننده روحيه جامعه ايمانى در رويارويى با آنان

سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 23

23 - ترس مسلمانان خودگزين و دنياطلبِ احد از افشاى موضع جاهلانه و شرك آميزشان در برابر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

و طائفة قد اهمّتهم انفسهم . .. يخفون فى انفسهم ما لايبدون لك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 168 - 17

17 - اعتقاد به مقدّر بودن مرگ ، از ميان برنده هراس و دلهره حضور در ميدان نبرد

قالوا . .. لو اطاعونا ما قتلوا قل فادرؤا عن انفسكم الموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 170 - 12

12 - شادمانى شهيدان از نبودن هيچ ترس و اندوهى براى مجاهدان راه خدا پس از شهادت

و يستبشرون بالّذين لم يلحقوا بهم من خلفهم الّا خوف عليهم و لا هم يحزنون

استبشار به معنى شادمانى بر اثر دريافت بشارت است. (لسان العرب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 194 - 17،18

17 - توأم بودن بيم و اميد ( خوف و رجا ) در خردمندان مؤمن

ربّنا و اتنا ما وعدتنا على رسلك و لا تخزنا يوم القيمة

چون از يك سو به وعده هاى الهى دل بسته اند و از سوى ديگر نگران فرجام خويش در قيامت هستند.

18 - ارزش توأم بودن بيم و اميد ( خوف و رجا ) در انسان

اتنا ما وعدتنا على رسلك و لا تخزنا يوم القيمة

2- آثار ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 196 - 22،23

22 - توجّه به شدّت عقاب خداوند ، زمينه ساز انجام كامل تكاليف الهى

و اتمّوا الحج و العمرة . .. و اعلموا انّ اللّه شديد العقاب

23 - توجّه به شدّت عقاب الهى ، زمينه ساز تقواست .

و اتقوا اللّه و اعلموا انّ اللّه شديد العقاب

بنابر اينكه «و اعلموا . ..»، به منزله علّت براى «و اتقوا اللّه» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 229 - 13،15

13 - در صورت ترس از عدم اقامه حدود الهى در زندگى ، مرد مى تواند مالى را كه به زن داده است ، بازپس بگيرد و او را طلاق دهد .

و لا يحل لكم ان تأخذوا . .. الا ان يخافا الا يقيما حدود اللّه

چنانچه حرمت بازپس گيرى مَهريّه مانع طلاق ميان زن و شوهر شود و در عين حال زندگى آن دو به نحوى است كه حدود و احكام الهى بواسطه آن پايمال شود، پرداخت و گرفتن مَهريّه تجويز مى شود تا طلاق صورت گيرد.

15 - ترس از عدم رعايت حدود الهى در خانواده ، مجوّز توافق زن و شوهر بر طلاق ، با بخشيدن مالى از سوى زن

فان خفتم الا يقيما حدود اللّه فلا جناح عليهما فيما افتدت به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 235 - 16

16 - حالت خوف و رجاء در انسان ، زمينه ساز عمل به احكام الهى

و اعلموا انّ اللّه يعلم . .. فاحذروه و اعلموا انّ اللّه غفور حليم

در اين قسمت از آيه، لزوم خوف از خداوند (فاحذروه) و نيز اميد به بخشايش و بردبارى او (غفور حليم) مطرح شده است تا پس از بيان احكام، زمينه عمل به آن را ايجاد كرده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 249 - 20

20 - ترس از هيبت سپاه دشمن ، از عوامل ايجاد ترديد و سستى اراده در پيكار *

قالوا لا طاقة لنا اليوم بجالوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 268 - 3

3 - ترس از فقر ، مانعى شيطانى براى انفاق

الشّيطان يعدكم الفقر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 281 - 8

8 - توجه به قيامت و خوف از آن ، بازدارنده آدمى از اعمال ناشايست ( ربا و . . . ) و ترغيب كننده او به اعمال شايسته ( انفاق ، صدقه و . . . )

يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللّه و ذروا ما بقى من الرّبوا . .. و ان تصدقوا خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 282 - 51

51 - تقوا و ترس از خدا پشتوانه عمل به احكام الهى ، در روابط اقتصادى و مبادلات

و لا يضارّ كاتب و لا شهيد . .. و اتّقوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 28 - 16

16 - ترس از خداوند ، موجب پرهيز از پذيرش ولايت كافران

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. و يحذّركم الله نفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 30 - 14

14 - ترس از خدا ، مايه ترك كردار بد

و ما عملت من سوء تودّ . .. و يحذركم اللّه نفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 13،14

13 - خداترسى و تقواپيشگى ، موجب سزاوار شدن اهل ايمان ، براى نصرت و يارى خداوند

و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة فاتّقوا اللّه

تفريع جمله «فاتّقوا اللّه»، بر بيان نصرت الهى در بدر «و لقد نصركم اللّه ببدر»، نمايانگر علّت سزاوار شدن مؤمنان به يارى خداوند است.

14 - پرواپيشگى و خداترسى ، زمينه نيل به سپاسگزارى از نعمت هاى الهى

فاتّقوا اللّه لعلّكم تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 5

5 - دلهره و هراس ، از عوامل عمده شكست در رويارويى با مشكلات

و هو خير النّاصرين. سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب بما اشركوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 153 - 8

8 - دلهره و ترس و گريز مسلمانان از مهلكه كارزار احد ، موجب بى توجّهى در يارى رسانى به همرزمان خويش *

حتّى اذا فشلتم . .. اذ تصعدون و لا تلون على احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 1،4

1 - شيطان با ايجاد ترس و وحشت ، دوستانش را از شركت در جهاد بازمى دارد .

انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

4 - كسانى كه به خاطر ترس از شركت در جهاد خوددارى مى كنند ، از اولياء و دوستان شيطان هستند .

انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

از «انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم»، معلوم مى شود كه شيطان (ابليس و يا جاسوس دشمن)، همه مؤمنان را مى ترساند، ولى از «يخوّف اولياءه» استفاده مى شود كه تنها دوستانش را مى ترساند. بنابراين مراد از «يخوّف اولياءه»، فعليّت و تحقق ترس مى باشد كه مخصوص دوستان شيطان است. پس كسانى كه به خاطر ترس، از جهاد خوددارى كنند، اولياى شيطانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 24

24 - ترس ، منشأ اعتراض گروهى از مسلمانان صدر اسلام به حكم جهاد

يخشون النّاس . .. و قالوا ربّنا لم كتبت علينا القتال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 5،8،9

5 - خداترسى يوشع وكالب ، بر انگيزنده احساس مسؤوليت آنان در برابر فرمان هاى موسى ( ع )

قال رجلان من الذين يخافون . .. ادخلوا عليهم الباب

8 - ترس از خداوند ، موجب تسليم شدن در برابر انبياى الهى و فرمانبرى از آنان

قال رجلان من الذين يخافون انعم اللّه عليهما ادخلوا عليهم الباب

9 - ترس از خداوند ، شجاعت آفرين و خنثى كننده هراس از دشمن

قال رجلان من الذين يخافون . .. ادخلوا عليهم الباب

بيان شجاعت يوشع و كالب - كه از جمله «ادخلوا . ..» به دست مى آيد - پس از توصيف آنان به خداترس، مى رساند كه شجاعت و نهراسيدن آنان از دشمن به سبب خداترسيشان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 44 - 24،42

24 - هراس از مردم ، مانعى در عمل به احكام و مقررات كتب آسمانى

يحكم بها . .. فلاتخشوا الناس

42 - ترس از مردم و مال پرستى ، عامل كفرپيشگى و كتمان حقايق آسمانى

فلاتخشوا الناس . .. و من لم يحكم بما أنزل اللّه فأولئك هم الكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 52 - 13،14

13 - داشتن پناهگاهى امن در صورت شكست اسلام ، انگيزه دوستى مسلمانان بيمار دل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) با يهود و نصارا و پذيرش ولايت آنان

يقولون نخشى ان تصيبنا دائرة

14 - مصلحت انديشى و ترس از پيشامد هاى ناگوار ، بهانه بيماردلان براى دوستى با يهود و نصارا

يقولون نخشى ان تصيبنا دائرة

«دائرة» از مصدر «دوران» (چرخيدن) است ; كه در برداشت فوق به معناى حادثه هاى ناگوار گرفته شده ; چون چرخش روزگار احياناً موجب كمبودهايى نظير قحطى، خشكسالى و ديگر حوادث تلخ مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 15 - 6

6 - ترس از عذاب قيامت، مانع از شرك و پذيرش ولايت غير خدا

أغير اللّه أتخذ وليا . .. إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 47 - 12

12 - مشاهده منظره ناهنجار دوزخيان ، برانگيزنده اعرافيان به دعا به درگاه خداوند براى دور ماندن از ابتلا به سرنوشت آنها

إذا صرفت ابصرهم تلقاء اصحب النار قالوا ربنا لاتجعلنا مع القوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 167 - 17

17 - ترس از عقوبت هاى خدا ، در عين اميد به مغفرت و رحمت او ، مايه تربيت انسان و رشد و تعالى اوست .

إن ربك لسريع العقاب و إنه لغفور رحيم

توصيف خداوند به «عقوبت كننده اى سريع» و «بخشايشگرى مهربان»، پس از به كارگيرى عنوان «رب»، مى تواند بيانگر اين باشد كه توجه به اين دو صفت در انسان ترس و اميدى ايجاد مى كند كه مايه تربيت و كمال او خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 6

6 - رعب و وحشت كافران در جنگ بدر ، از عوامل شكست آنان در آن جنگ

سألقى فى قلوب الذين كفروا الرعب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 56 - 8

8 - بيم منافقان از مؤمنان ، عامل مؤمن جلوه دادن خويش

و يحلفون باللّه إنهم لمنكم . .. و لكنهم قوم يفرقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 12 - 2

2- هراس مردم از خشكسالى و اميد آنان به نزول باران ، زمينه ساز پديد آمدن برق هاى آسمانى و نماياندن آنها به ايشان است .

هو الذى يريكم البرق خوفًا و طمعًا

هر يك از دو كلمه «خوفاً» و «طمعاً» مى تواند مفعول له حصولى باشد و مى تواند مفعول له تحصيلى باشد. بر فرض نخست مفاد عبارت «هو الذى ...» چنين مى شود: «چون هراس داشتيد و نيز اميدوار بوديد برقهاى آسمانى را براى شما پديدار مى كنيم». و بر مبناى دوم مفاد «هو الذى ...» چنين مى شود: «براى آنكه بهراسيد و نيز اميدوار شويد، برقهاى آسمانى را به شما مى نمايانيم». برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 31 - 6

6- صرف ترس از وقوع ضرر و زيان ، مجوز گناه و خلاف كارى براى پيشگيرى از آن نمى شود .

و لاتقتلوا أولدكم خشية إملق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 10 - 11

11 - ترس و نگرانى شديد ، زمينه ساز افشاى راز هاى درون

إن كادت لتبدى به لولا أن ربطنا على قلبها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 16 - 6

6 - ترس و اميد ، برانگيزاننده مؤمنان به تهجد و شب زنده دارى است .

يدعون ربّهم خوفًا و طمعًا

«خوفاً» و «طمعاً» بنابراين كه مفعول لأجلِه باشند، مفيد اين معنايند كه آنان به خاطر ترس و اميدى كه در دل دارند، اقدام به نيايش مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 10 - 7،9

7 - ترس زياد ، باعث مى شود كه چشم ، از كاركرد عادى خارج شود و تيره شده و خيره گردد .

إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر

9 - ترس و وحشت زياد ، ممكن است كه انسان را به حال مرگ در آورد .

إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر و بلغت القلوب الحناجر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 11 - 4

4 - ترس از حوادث و رخداد ها ، از جمله عوامل نامتعادل ساز روان آدمى است .

إذ جاءوكم . .. هنالك ... و زلزلوا زلزالاً شديدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 13 - 16

16 - ترس و واهمه ، باعث مى شود كه از انسان در صورت محذور داشتن ، رفتارى غير صادقانه سرزند .

يأهل يثرب لامقام لكم فارجعوا و يستئذن فريق منهم . .. يقولون إنّ بيوتنا عورة و م

از بهانه گيرى منافقان براى فرار از جهاد، به دست مى آيد كه آنان، از طرفى مى ترسيدند و از طرفى نمى توانستند معركه جنگ را ترك كنند. نفسِ بهانه گيرى به جاى موضع گيرى صريح، رفتارى غير صادقانه از روى ترس است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 19 - 4،9

4 - منافقان مدينه ، از شدت ترس از جنگ ، شبيه محتضر مى شدند .

فإذا جاء الخوف رأيتهم ينظرون إليك تدور أعينهم كالذى يغشى عليه من الموت

9 - حالت روانى مانند ترس ، برخى از حواس انسان را ، از سيستم عادى خارج مى سازد و حركت آن را غير متعادل مى سازد .

فإذا جاء الخوف . .. تدور أعينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 26 - 7،8،12

7 - چيره شدن ترس بر يهود بنى قريظه ، موجب شد كه آنان ، بدون هيچ گونه زحمتى از قلعه هاى مستحكم خارج شوند . *

و أنزل الذين ظهروهم . .. و قذف فى قلوبهم الرعب

ممكن است - چنان چه در كتاب هاى سيره و تاريخ آمده است - واقعيت امر، چنين باشد كه بر يهوديان، ترس چيره شد و باعث گرديد كه آنها، از قلعه هاى مستحكم خود بيرون بيايند و به راحتى در دست رس سپاه مسلمانان قرار بگيرند. بنابراين، ذكر «أنزل» پيش از «قذف» ممكن است به خاطر اهميت خارجى آن باشد.

8 - ترس ، از جمله عوامل و پايه هاى رفتار آدمى است .

و أنزل الذين ظهروهم من أهل الكتب من صياصيهم و قذف فى قلوبهم الرعب

12 - چيره شدن ترس بر سپاه يهود بنى قريظه ، باعث از بين رفتن توان رزمى آنان شد و به راحتى ، به دست مسلمانان مدينه ، شكست خوردند .

و قذف فى قلوبهم الرعب فريقًا تقتلون و تأسرون فريقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 37 - 16

16 - ترس ، از عوامل پنهان كارى است .

و تخفى فى نفسك . .. و تخشى الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 14 - 13

13 - نقش مهم آميختگى خوف و رجا ، در هدايت انسان ها

فإنّا أعتدنا للكفرين سعيرًا . .. يغفر لمن يشاء و يعذّب من يشاء و كان اللّه غفور

خداوند، با اين كه كافران را به شدت تهديد كرده است، در عين حال راه توبه را بر آنان گشوده و اميد به نجات را در آنان زنده ساخته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 12 - 4

4 - اخطار و بشارت و ايجاد خوف و رجا ، روش تربيتى و هدايتى قرآن كريم

و للذين كفروا بربّهم عذاب جهنّم . .. إنّ الذين يخشون ربّهم بالغيب لهم مغفرة و أج

3- آثار ترس اخروى ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 43 - 2

2- ستمگران بر اثر وحشت روز قيامت ، از حركت پلك هاى چشم ناتوان و دلشان تهى از تدبير و چاره جويى خواهد بود .

يعمل الظلمون . .. لايرتدّ إليهم طرفهم و أفئدتهم هوآء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 22 - 4

4 - آثار ترس و دلهره ، آشكار در چهره ستمكاران و منكران معاد ، در قيامت

ترى الظلمين مشفقين

واژه «ترى» اشعار به مطلب ياد شده دارد.

4- آثار ترس اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 22 - 4

4 - آثار ترس و دلهره ، آشكار در چهره ستمكاران و منكران معاد ، در قيامت

ترى الظلمين مشفقين

واژه «ترى» اشعار به مطلب ياد شده دارد.

5- آثار ترس از آخرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 26 - 3

3 - توجه به خداوند و دغدغه آخرت ، در تمامى لحظات زندگى ، عامل اصلى راهيابى متقين به بهشت

يتساءلون . قالوا إنّا كنّا ... مشفقين

در صورتى كه «يتساءلون» سؤال از علت رهيابى به بهشت باشد، «إن-ّا كن-ّا. ..» بيانگر علت آن خواهد بود. از اين كه پارسايان در محيط پرشور خانواده از ياد آخرت غافل نشده اند، استفاده مى شود كه در ساير شرايط به طريق اولى غافل نبوده اند.

6- آثار ترس از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 20 - 7

7- ترس و هراس از جهاد در راه خدا ، نشان بيماردلى انسان

و ذكر فيها القتال رأيت الذين فى قلوبهم مرض ينظرون إليك نظرالمغشىّ عليه من الموت

7- آثار ترس از جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 74 - 3

3 - هراس از جهنم و عذاب طاقت فرساى آن ، مايه تحكيم ايمان در قلب ساحران فرعون

إنّا ءامنّا بربّنا . .. إنّه من يأت ربّه مجرمًا فإنّ له جهنّم

جمله «إنّه من يأت. ..» تعليل براى محتواى آيه قبل است.

8- آثار ترس از حسابرسى اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 18

18- آنان كه از خدا ترسانند و از حساب سخت و ناگوار قيامت هراس دارند ، به فرجامى نيك خواهند رسيد .

و يخشون ربهم و يخافون سوء الحساب . .. أُولئك لهم عقبى الدار

9- آثار ترس از حشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 51 - 2،11

2 - بيمناكان از حشر و حضور در پيشگاه خداوند داراى زمينه مساعد براى پذيرش انذار و دعوت پيامبران هستند.

و أنذر به الذين يخافون أن يحشروا إلى ربهم

11 - سوق دادن بيمناكان از حشر و قيامت براى اجتناب از كفر و شرك از اهداف انذار است.

و أنذر به الذين يخافون أن يحشروا إلى ربهم . .. لعلهم يتقون

«يتقون» در اين آيه به معناى تقواى اصطلاحى نيست، بلكه با توجه به آيات اين سوره - كه بحث از كفر و تكذيب بود - مراد، اجتناب از كفر و تكذيب و گناهانى از اين قبيل است.

10- آثار ترس از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 16

16 - هراس از خدا و نترسيدن از غير او ، زمينه ساز پايبندى به عهد اوست .

أوفوا بعهدى . .. و إبى فارهبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 150 - 14

14 - ترس از خداوند ، زمينه ساز عمل به احكام اوست .

فولوا وجوهكم شطره . .. فلا تخشوهم واخشونى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 28 - 7،9،10،11

7 - ترس هابيل از خداوند ، مانع اقدام وى به قتل برادر

ما إنّا بباسط يدى إليك لاقتلك انى اخاف اللّه رب العلمين

9 - ترس از خدا ، مانع ترس از ديگران *

لئن بسطت إلى يدك لتقتلنى . .. انى اخاف اللّه رب العلمين

10 - خداترسى ، جلوگير آدمى از جنايت و آدمكشى

ما إنّا بباسط يدى إليك لاقتلك انى اخاف اللّه رب العلمين

11 - خداترسى ، تقويت كننده روحيه آدمى در برخورد با حادثه مرگ

لئن بسطت إلى يدك . .. انى اخاف اللّه رب العلمين

جمله «انى اخاف اللّه» تعليل است براى «ما انا بباسط . ..» و مى رساند كه هابيل به خاطر ترس از خداوند، خطر مرگ را ناديده گرفته و از پيشدستى به كشتن قابيل خوددارى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 29 - 13

13 - خوف از خداوند و يا معاد ، مانع ظلم و گناه و گرفتار آمدن به عذاب دوزخ

انى اخاف اللّه رب العلمين. انى اريد ان تبوا باثمى ... فتكون من اصحب النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 44 - 28،30،37

28 - خشيت از خداوند ( ترس برخاسته از عظمت او ) ، وادار كننده عالمان به داورى بر اساس كتاب هاى آسمانى و خوددارى از كتمان احكام الهى

يحكم بها . .. و اخشون

30 - خداترسان ، دلير و بى باك در برابر خشم مردم از اجراى دستورات خداوند

فلاتخشوا الناس و اخشون

37 - عالمان خداترسى ، وارسته از دين فروشى و تحريفگرى

و اخشون و لاتشتروا بايتى ثمناً قليلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 108 - 4

4 - رعايت تقوا و ترس از خدا ، ضامن اداى شهادت به درستى و راستى است .

ان يأتوا بالشهدة على وجهها . .. و اتقوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 29 - 2،6

2 - رعايت تقوا و ترس از خداوند ، موجب بهره مند شدن از بصيرتى ويژه و خدادادى براى شناخت حق و باطل

يأيها الذين ءامنوا إن تتقوا اللّه يجعل لكم فرقانا

نكره آمدن كلمه «فرقانا» حكايت از آن دارد كه اين بصيرت خدادادى بصيرتى ويژه و غير از عقل و فطرت و مانند آن است كه خداوند به عموم انسانها عطا فرموده است.

6 - رعايت تقوا و ترس از خدا ، موجب زدايش گناهان و آمرزش آنهاست .

يأيها الذين ءامنوا إن تتقوا اللّه . .. يكفر عنكم سيئاتكم و يغفر لكم

تكفير (مصدر يكفر) و غفران (مصدر يغفر)، هر دو به معناى پوشانيدن و مستور ساختن است و مراد از آن زدايش و آمرزش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 22 - 18

18- آنان كه از خدا ترسانند و از حساب سخت و ناگوار قيامت هراس دارند ، به فرجامى نيك خواهند رسيد .

و يخشون ربهم و يخافون سوء الحساب . .. أُولئك لهم عقبى الدار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 14 - 5،6،11

5- رهايى از چنگال ظالمان با هلاك شدنشان و سكونت در جاى آنان ، تنها براى كسانى ميسّر است كه از مقام و وعيد خداوند بترسند .

لنهلكنّ الظلمين . و لنسكننّكم الأرض من بعدهم ذلك لمن خاف مقامى و خاف وعيد

6- كسانى از امداد هاى ويژه خداوند برخوردار مى شوند كه از مقام الهى ( حسابرسى ) و وعيد او ترس داشته باشند .

و لنسكننّكم الأرض من بعدهم ذلك لمن خاف مقامى و خاف وعيد

«مقام» اسم مكان است و به قرينه ترس و وعيدى كه به دنبال آن آمده است مى تواند به معناى مكان قيام براى حسابرسى باشد.

11- انبيا به دليل ترس از مقام خداوند از حمايت هاى خداوند برخوردار شدند .

فأوحى إليهم ربّهم لنهلكنّ الظلمين . و لنسكننّكم الأرض ... ذلك لمن خاف مقامى و خ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 50 - 7

7- ترس از خداوند ، زمينه ساز انجام فرمان هاى اوست .

يخافون ربّهم . .. و يفعلون ما يؤمرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 35 - 1

1 - خشيت و خوف شديد از خداوند ، نشانه ايمان راستين

و بشّر المخبتين . الذين إذا ذكر اللّه وجلت قلوبهم

«الذين» در محل نصب و صفت براى «المخبتين» مى باشد. «وجل» (مصدر «وجلت») به معناى ترسيدن است و چنان كه در آيه پيش گفته شد، «مخبت» به كسى گفته مى شود كه دلى آرام و قلبى مطمئن دارد. مقصود از «مخبتين» در اين جا، مؤمنانى هستند كه در توحيد به جايى رسيده اند كه جانشان از هرگونه شائبه شرك به دور بوده و دلشان آرام و قلبشان مطمئن است. آيه فوق در بيان آثار و نشانه هاى اين مؤمنان راستين مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 23 - 13

13 - گرايش به توحيد ، نيازمند داشتن تقوا و بيم از خداوند .

ما لكم من إله غيره أفلاتتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 32 - 11

11 - گرايش به توحيد ، نيازمند داشتن تقوا و بيم از خداوند

ما لكم من إله غيره أفلاتتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 58 - 4

4 - بيم از خدا و كيفر او ، زمينه ساز ايمان آوردن به آيات او است .

إنّ الذين هم من خشية ربّهم . .. و الذين هم بأيت ربّهم يؤمنون

تقديم «خشيت» بر «ايمان» مى تواند بيانگر برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 61 - 1،6

1 - ترس از خدا و قيامت ، بر انگيزاننده انسان ها به انجام كار هاى نيك

إنّ الذين هم من خشية ربّهم مشفقون . .. أُولئك يسرعون فى الخيرت

«أُولئك» اشاره به موحدانى است كه وصفشان در آيات پيش بيان شد. «مسارعة» (مصدر «يسارعون») به معناى شتاب كردن است.

6 - خدا ترسى و بيمناك بودن از روز رستاخيز ، برانگيزاننده انسان به پيشتازى در انجام كار هاى نيك

و هم لها سبفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 33 - 5

5 - سفارش به ترس از خداوند ، براى رشد و كمال انسان است .

اتّقوا ربّكم

«ربّ» در اصل، به معناى «تربيت و ايجاد تدريجى چيزى تا رسيدن به كمال» است. (مفردات راغب) استفاده از اين صفت خداوند، به خصوص با اضافه آن به ضمير «كم»، براى سفارش به ترس از او، مى تواند به منظور ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 70 - 3

3 - تقوا و ترس از خدا ، مانع ايذاء و اذيت پيامبرخدا (صلی الله علیه و آله) است .

يأيّها الذين ءامنوا لاتكونوا كالذين ءاذوا موسى . .. اتّقوا اللّه

احتمال دارد كه ذكر «اتّقوا اللّه» پس از نهى از آزار پيامبر(صلی الله علیه و آله)، به خاطر اين باشد كه تقوا و ترس از خدا، باعث مى شود كه نهى «لاتكونوا. ..» جامه عمل بپوشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 71 - 1

1 - خدا ترسى و تقواى مؤمنان ، سبب مى شود تا خداوند ، آنان را به اعمال صالح موفق كند .

يأيّها الذين ءامنوا اتّقوا اللّه . .. يصلح لكم أعملكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 46 - 6

6 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « و لمن خاف مقام ربّه جنّتان » قال : من علم أنّ اللّه يراه و يسمع ما يقول . . . فيحجزه ذلك عن القبيح من الأعمال فذلك الذى خاف مقام ربّه و نهى النفس عن الهوى ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه درباره «و لمن خاف مقام ربّه جنّتان» فرمود: آن كس كه بداند خداوند او را مى بيند و كلام وى را مى شنود. .. و اين دانستن، او را از اعمال زشت بازدارد; اين همان كسى است كه از مقام خداوند ترسيده و نفس خود را از هواپرستى بازداشته است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 21 - 1،2

1 - صخره هاى ستبر كوه ، خاشع و فروتن از بيم خدا ، در صورت نزول وحى و آيات قرآن بر آن

لو أنزلنا هذا القرءان على جبل لرأيته خشعًا متصدّعًا من خشية اللّه

2 - از هم پاشيده شدن صخره هاى كوه از بيم خداوند ، در صورت نازل شدن وحى و آيات قرآن بر آن

لو أنزلنا هذا القرءان . .. و تلك الأمثل نضربها

«تصدّع» (مصدر «متصدّعاً») به معناى شكافته و از هم پاشيده شدن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 12 - 2،3

2 - ترس از خدا - در عين پنهان بودن او از انظار - عامل جلب غفران و پاداش بزرگ الهى

إنّ الذين يخشون ربّهم بالغيب لهم مغفرة و أجر كبير

«با» در «بالغيب» يا به معناى ملابست است و يا به معناى «فى». در صورت اول «بالغيب» حال براى «ربّهم» و در صورت دوم متعلق به «يخشون» خواهد بود. گفتنى است برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست مى باشد.

3 - ترس از خدا به دور از انظار مردمان و پيراسته از ريا ، موجب جلب غفران و پاداش بزرگ او است .

إنّ الذين يخشون ربّهم بالغيب لهم مغفرة و أجر كبير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 56 - 9

9 - اهليت خداوند به تقواپيشگى و آمرزش گناهان ، مقتضى پذيرش بيدارباش ها و پند هاى او در قرآن

فمن شاء ذكره . .. هو أهل التقوى و أهل المغفرة

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «هو أهل التقوى. ..»، در مقام تعليل براى «فمن شاء ذكره» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 40 - 11

11 - ترس از خداوند ، بازدارنده انسان از سركشى در برابر او است .

فأمّا من طغى . .. و أمّا من خاف مقام ربّه

تقابل طغيان گران و خداترسان در فرجام خويش، گوياى ناسازگارى خداترسى با طغيان گرى است.

11- آثار ترس از عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 5 - 10

10 - ترس از عذاب هاى اخروى و اميد به پاداش هاى جهان آخرت ، از انگيزه هاى آدمى براى عبادت خدا

ملك يوم الدين. اءيّاك نعبد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 95 - 6

6 - گريز باور داران به قيامت از مرگ و ناپسند شمردن آن ، به خاطر ارتكاب گناهان و ترس از عذاب اخروى است .

و لن يتمنوه أبداً بما قدمت أيديهم

«باء» در «بما قدمت» سببيه است. بنابراين جمله «لن يتمنوه ...» گوياى اين حقيقت است كه گناهان از عوامل ترس از مرگ است. گفتنى است كه چون جمله فوق درباره باورداران به خدا و قيامت است، علت ياد شده مخصوص آنان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 57 - 15

15- اميد به رحمت خدا و بيم از عذاب او ، برانگيزاننده مقربان الهى به يافتن وسيله و راهى براى تقرب بيشتر

يبتغون إلى ربّهم الوسيلة . .. و يرجون رحمته و يخافون عذابه

برداشت فوق، بر اين احتمال است كه «أُولئك» مبتدا و «الذين يدعون» خبر آن و «يرجون رحمته و يخافون عذابه» حال براى «الذين» باشد; يعنى، آنان در حالى كه اميد به رحمت خدا و بيم از عذاب او دارند، خدا را مى خوانند و در جست و جوى وسيله تقرب به اويند و همين اميد و ترس، انگيزه وسيله خواهى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 13 - 4

4 - ايمان به روز قيامت و ترس از عذاب بزرگ آن روز ، بازدارنده آدمى از هرگونه گناه و قانون شكنى است .

إنّى أخاف إن عصيت ربّى عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 27 - 2

2 - هراس و نگرانى از عذاب الهى ، تعديل كننده غرايز و تأثيرگذار در خلق و خوى بشر ( حرص ، بخل ، ناشكيبايى و . . . )

إنّ الإنسن خلق هلوعًا . .. إلاّ المصلّين ... و الذين هم من عذاب ربّهم مشفقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 35 - 4

4 - انجام دادن دائم نماز ، اداى حق سائلان و محرومان جامعه ، تصديق روز جزا و هراس از عذاب الهى ، از موجبات ورود به بهشت

إلاّ المصلّين . .. و الذين فى أمولهم حقّ ... و الذين يصدّقون بيوم الدين ... أُول

12- آثار ترس از عذاب اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 22

22 - ترس از عذاب قيامت ، بازدارنده آدمى از عصيان و سرپيچى از دستور هاى الهى

إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 74 - 3

3 - هراس از جهنم و عذاب طاقت فرساى آن ، مايه تحكيم ايمان در قلب ساحران فرعون

إنّا ءامنّا بربّنا . .. إنّه من يأت ربّه مجرمًا فإنّ له جهنّم

جمله «إنّه من يأت. ..» تعليل براى محتواى آيه قبل است.

13- آثار ترس از فرجام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 35 - 1

1 - ترك انفاق از سوى انسان ، نتيجه هراس از فرجام و آينده خويش

و أعطى قليلاً و أكدى . أعنده علم الغيب فهو يرى

استفهام توبيخى در «أعنده. ..» مى تواند اشاره به زمينه ذهنى ترك انفاق باشد; يعنى، انسان ها چون از آينده خويش نگران اند، از

انفاق خوددارى مى كنند.

14- آثار ترس از فرجام عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 45 - 12

12 - بيم از فرجام عمل ، نقطه آغازين حركت انسان به سوى تعهّد و حق پذيرى

فذكّر . .. من يخاف وعيد

از اين كه خداوند، پيامبر(صلی الله علیه و آله) را موظّف كرده تا «من يخاف وعيد» با قرآن تذكر دهد; استفاده مى شود كه اعتقاد به قيامت و بيم از فرجام عمل، نخستين مرحله اى است كه فرد را مستعد پذيرش حق مى سازد.

15- آثار ترس از فقر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 28 - 11

11 - بيم از فقر و تنگدستى ، زمينه ابتلاى انسان به نافرمانى خدا

يأيها الذين ءامنوا . .. و إن خفتم عيلة فسوف يغنيكم اللّه من فضله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 31 - 1،2

1- كشتن فرزند ، از بيم تنگدستى و فقر ، ممنوع و حرام است .

و لاتقتلوا أولدكم خشية إملق

2- ترس از فقر و نادارى ، عامل روى آوردن اعراب جاهلى به كشتن فرزندان خود

و لاتقتلوا أولدكم خشية إملق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 100 - 3،9

3- مشركان از ترس گرفتار شدن به فقر و فلاكت ، هر چند ثروت اختصاصى انبوه هم داشته باشند ، از آن انفاق نمى كنند .

قل لو أنتم تملكون خزائن رحمة ربّى إذًا لأمسكتم خشية الإنفاق

9- ترس از تهى دستى ، ريشه بخل و خست است .

إذًا لأمسكتم خشية الإنفاق

16- آثار ترس از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 51 - 8،11،12

8 - هراس از روزى كه در آن جز خداوند ياور و شفيعى نيست، زمينه پذيرش انذارهاى انبيا

و أنذر به الذين يخافون أن يحشروا إلى ربهم ليس لهم من دونه ولى و لا شفيع

11 - سوق دادن بيمناكان از حشر و قيامت براى اجتناب از كفر و شرك از اهداف انذار است.

و أنذر به الذين يخافون أن يحشروا إلى ربهم . .. لعلهم يتقون

«يتقون» در اين آيه به معناى تقواى اصطلاحى نيست، بلكه با توجه به آيات اين سوره - كه بحث از كفر و تكذيب بود - مراد، اجتناب از كفر و تكذيب و گناهانى از اين قبيل است.

12 - هراس از قيامت، زمينه ساز اجتناب از كفر و تكذيب آيات الهى است.

و أنذر به الذين يخافون أن يحشروا . .. لعلهم يتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 61 - 1،6

1 - ترس از خدا و قيامت ، بر انگيزاننده انسان ها به انجام كار هاى نيك

إنّ الذين هم من خشية ربّهم مشفقون . .. أُولئك يسرعون فى الخيرت

«أُولئك» اشاره به موحدانى است كه وصفشان در آيات پيش بيان شد. «مسارعة» (مصدر «يسارعون») به معناى شتاب كردن است.

6 - خدا ترسى و بيمناك بودن از روز رستاخيز ، برانگيزاننده انسان به پيشتازى در انجام كار هاى نيك

و هم لها سبفون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 38 - 16

16 - مردمانى كه همواره به ياد خدا هستند ، نماز به پا مى دارند ، زكات مى پردازند و از قيامت مى ترسند ، از روزى فراوان و بى شمار برخورداراند .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. ليجزيهم اللّه أحسن ما عملوا و يزيد

«حساب» به معناى شمارش است و «بغير حساب» (بى شمارش) مى تواند كنايه از كثرت و فراوانى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 19

19 - ياد قيامت و بيم از آن ، داراى نقش مؤثر در اصلاح و خود سازى انسان

و تنذر يوم الجمع

از اين كه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مأمور به انذار از قيامت مى كند، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 7 - 5

5 - وفاى به نذر و خوف از قيامت ، از عوامل ورود به بهشت و بهره مندى از موهبت هاى آن

إنّ الأبرار يشربون من كأس . .. يوفون بالنذر و يخافون يومًا كان شرّه مستطيرًا

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «يوفون بالنذر. ..» جمله اى است بيانيه كه علت بهره مندى ابرار از مواهب بهشتى را بيان مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 10 - 3،4

3 - بيمناكى از قيامت ، عامل انگيزش ابرار به اطعام و انفاق خالصانه و بى چشمداشت

لانريد منكم جزاءً و لاشكورًا . إنّا نخاف من ربّنا يومًا عبوسًا قمطريرًا

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّا نخاف. ..» تعليل براى «لانريد منكم...» است; يعنى، به اين دليل از شما انتظار پاداش و سپاس گزارى نداريم كه چون از روز قيامت دل نگرانيم.

4 - ايمان به قيامت و بيم از آن ، زمينه ساز گرايش و عامل انگيزش به نيكوكارى و نيك كردارى ( اخلاص ، ايثار ، انفاق و . . . )

و يطعمون الطعام . .. أسيرًا ... لانريد منكم جزاءً و لاشكورًا . إنّا نخاف من ربّن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 11 - 3،4،5

3 - مصونيت ابرار از شرور و گزند هاى قيامت و شادابى رخسار و سرور دل آنان ، به دليل ايمان آنان به قيامت و خوف آنان از آن روز است .

إنّا نخاف من ربّنا يومًا . .. فوقيهم اللّه شرّ ذلك اليوم

«فا» در «فوقاهم» براى تفريع اين آيه بر آيه قبل است; يعنى، مصونيت ابرار از شرور قيامت، به اين دليل است كه آنان، از احوال آن روز در هراس بودند; روزى كه چهره هاى كافران عبوس و دل هاى آنان محزون است.

4 - ايمان به قيامت و خوف از احوال آن روز ، موجب مصونيت از شرور روز قيامت و خرّمى رخسار و شادمانى دل

إنّا نخاف من ربّنا يومًا . .. فوقيهم اللّه شرّ ذلك اليوم و لقّيهم نضرة و سرورًا

5 - وفاى به نذر ، ايثار و انفاق خالصانه به نيازمندان و بيم از روز قيامت ، موجب مصونيت از سختى هاى قيامت و شادمانى در آخرت است .

يوفون بالنذر و يخافون يومًا . .. إنّما نطعمكم لوجه اللّه ... فوقيهم اللّه ... و

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه آيه شريفه ناظر به مجموع آيات مربوط به ابرار و ويژگى هاى آنان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 12 - 3

3 - وفاى به نذر ، ايثار و انفاق به نيازمندان جامعه بدون چشمداشتى و خوف از قيامت ، از موجبات ورود به بهشت و بهره مندى از موهبت هاى آن است .

يوفون بالنذر و يخافون يومًا . .. إنّما نطعمكم لوجه اللّه ... و جزيهم بما صبروا ج

از مصاديق مورد نظر صبر در اين آيه، موارد ياد شده است كه در آيات پيش در وصف ابرار آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 22 - 7

7 - وفاى به نذر ، خوف از قيامت و دستگيرى خالصانه از بينوايان ، يتيمان و اسيران ، موجب بهره مندى از پاداش هاى بهشتى و مورد ستايش و قدردانى خداوند

يوفون بالنذر و يخافون يومًا . .. إنّ هذا كان لكم جزاء و كان سعيكم مشكورًا

17- آثار ترس از كيفر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 58 - 4

4 - بيم از خدا و كيفر او ، زمينه ساز ايمان آوردن به آيات او است .

إنّ الذين هم من خشية ربّهم . .. و الذين هم بأيت ربّهم يؤمنون

تقديم «خشيت» بر «ايمان» مى تواند بيانگر برداشت فوق باشد.

18- آثار ترس از مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 6 - 6

6 - ترس از مرگ ، نشان دروغ گويى مدعيان دوستى با خداوند

فتمنّوا الموت إن كنتم صدقين

19- آثار ترس بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 19

19 - وحشت و هراس بنى نضير ، مايه اقدام آنان به تخريب خانه هايشان

و قذف فى قلوبهم الرعب يخربون بيوتهم بأيديهم

20- آثار ترس جادوگران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 74 - 3

3 - هراس از جهنم و عذاب طاقت فرساى آن ، مايه تحكيم ايمان در قلب ساحران فرعون

إنّا ءامنّا بربّنا . .. إنّه من يأت ربّه مجرمًا فإنّ له جهنّم

جمله «إنّه من يأت. ..» تعليل براى محتواى آيه قبل است.

21- آثار ترس حيوانات وحشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 5 - 2

2 - شدت هول و هراس حيوانات از حوادث پايانى دنيا ، جايى براى فكر تهاجم به يكديگر در خيال آنان باقى نمى گذارد .

و إذا الوحوش حشرت

مراد از «حشر حيوانات» محشور شدن آنها در قيامت و يا اجتماعشان هنگام ترس از حوادث آغازين قيامت است. ذكر اين حادثه در ميان حوادث پايانى دنيا و تقارن آن با «رها شدن شتران آبستن» (و إذا العشار عطلّت)، شواهدى بر دومين احتمال است.

22- آثار ترس علما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 44 - 38

38 - عالمان بيمناك از دشمنى مردم ، در خطر ترجيح رفاه و آسايش بر ديندارى و نگهبانى از كتاب خدا

فلاتخشوا الناس . .. و لاتشتروا بايتى ثمناً قليلا

23- آثار ترس محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 26

26 - ترس پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از عذاب قيامت ، عامل بازدارنده او از هر نافرمانى و گناه

إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 13 - 3

3 - خوف و هراس پيامبر (صلی الله علیه و آله) از عذاب بزرگ الهى ، بازدارنده آن حضرت از هرگونه عصيان و نافرمانى بود .

إنّى أخاف إن عصيت ربّى عذاب يوم عظيم

24- آثار ترس ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 10

10- خوف فرشتگان از خداوند ، آنان را به تسبيح و ستايش خداوند سوق مى دهد .

و يسبّح . .. والملئكة من خيفته

«من» در «من خيفته» براى تعليل است.

25- آثار ترس منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 13 - 4

4 - عقب نشينى منافقان از همگامى با كافران ، معلول ترس عميق آنان از مؤمنان

لئن أُخرجوا لايخرجون معهم . .. لأنتم أشدّ رهبة فى صدورهم من اللّه

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل و اين كه «لأنتم أشد رهبة» در مقام بيان علت عقب نشينى منافقان از يارى كافران باشد، مطلب بالا قابل برداشت است.

26- ابتلا به ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 155 - 2،4

2 - خداوند با مبتلا ساختن اهل ايمان به ترس و گرسنگى ، آنان را مى آزمايد .

و لنبلونكم بشىء من الخوف و الجوع

4 - مبتلا شدن به پيكار با دشمنان و پيامد هاى آن ( ترس ، گرسنگى ، زيان هاى مالى و جانى و كم محصولى ) از مشكلات راه ايمان است .

لاتقولوا لمن يقتل . .. و لنبلونكم بشىء من الخوف

بيان كردن آزمون با ترس، گرسنگى و . .. پس از مطرح كردن جهاد و كشته شدن در راه خدا، گوياى اين است كه: مقصود از «الخوف و ...» ترسها و گرسنگيهايى است كه از مبتلا شدن به دشمنان دين به وجود مى آيد; يعنى، ايمان به رسالت مستلزم پيكار با دشمنان دين است و پيامد پيكار ترس، گرسنگى و ... مى باشد.

27- ارزش ترس از حسابرسى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 14 - 7

7- ترس از حسابرسى خداوند و وعيد او ، امرى ارزشمند و مورد تشويق خداوند

ذلك لمن خاف مقامى و خاف وعيد

28- ارزش ترس از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 35 - 2

2 - ترس و خشيت از خدا ، خصلتى ارزشمند در بينش قرآنى

الذين إذا ذكر اللّه وجلت قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 40 - 3

3 - هراس از مقام ربوبى خداوند و عظمت آن ، احساسى شايسته و ارزشى والا است .

و أمّا من خاف مقام ربّه

«مقام» اسم مكان است و «مقام ربّه»; يعنى، منزلت و مقامى كه خداوند - به وصف ربوبيت - دارا است.

29- ارزش ترس از فرجام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 26 - 2

2 - ارزش توجه انسان به خداوند و آخرت و ترس داشتن از عاقبت كار خويش

قالوا إنّا كنّا قبل فى أهلنا مشفقين

30- ارزش ترس از وعيدهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 14 - 7

7- ترس از حسابرسى خداوند و وعيد او ، امرى ارزشمند و مورد تشويق خداوند

ذلك لمن خاف مقامى و خاف وعيد

31- از عذاب ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 15 - 1،2،3،10

1 - ترس پيامبر(صلی الله علیه و آله) از عذاب خداوند

قل إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم

2 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور به اظهار ترس خويش از عذاب در صورت نافرمانى از پروردگار

قل إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم

3 - نقش سازنده بيان ترس پيشوايان دين از عذاب الهى، در هدايت مردم و بازداشتن آنها از گناه

قل إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم

10 - عذاب قيامت دهشتزا و سزاوار ترس بسيار

إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم

توصيف روز قيامت به «عظيم»، بيان عظمت رخدادهاى آن (عذاب و . .. ) نيز هست.

32- اعتدال در ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 19

19- لزوم رعايت اعتدال در تهديد و ايجاد موازنه بين خوف و رجا ، در كار تبليغ و هدايت خلق

قل إن افتريته فلا تملكون لى من اللّه شيئًا . .. و هو الغفور الرحيم

خداوند، همپاى تهديد منكران رسالت، غفران گسترده خويش را نيز به رخ آنان مى كشد و اين خود گوياى حقيقت ياد شده است.

33- القاى ترس در دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 7

7 - ضرورت ايجاد ترس در دشمنان دين و سلب روحيه نبرد از ايشان

سألقى فى قلوب الذين كفروا الرعب

34- القاى ترس در فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 51 - 13

13 - فرعون در صدد ايجاد رعب و هراس در ميان قوم خويش ( قبطيان ) *

قال يقوم أليس لى . .. أفلاتبصرون

از يادكرد فرمانروايى مطلق و نيز ذكر در اختيار داشتن سرچشمه معيشت قبطيان بهوسيله فرعون، مطلب بالا قابل برداشت است.

35- القاى ترس در كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 12 - 5

5 - ايجاد رعب و وحشت در دل هاى كافران ، وعده خداوند به فرشتگان حاضر در كارزار بدر

سألقى فى قلوب الذين كفروا الرعب

36- اميدوارى و ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 235 - 19

19 - ضرورت آميختگى و همراهى ترس از خداوند ، با اميد به آمرزش او

و اعلموا . .. فاحذروه و اعلموا انّ اللّه غفور حليم

37- انبيا و ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 52 - 6

6- امكان عارض شدن ترس و اضطراب بر پيامبران الهى

قال إنا منكم وجلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 10 - 7

7 - رسولان الهى در پرتو حمايت خداوند ، مبرّا از هرگونه ترس و هراس

إنّى لايخاف لدىّ المرسلون

38- اولياء الله و ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 62 - 5

5 - از امام باقر ( ع ) روايت شده كه فرمود : « وجدنا فى كتاب على بن الحسين ( ع ) « ألا إن أولياء اللّه لا خوف عليهم و لا هم يحزنون » قال : إذا أدوا فرائض اللّه و أخذوا بسنن رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) ، و تورّعوا عن محارم اللّه و زهدوا فى عاجل زهرة الدنيا و رغبوا فيما عند اللّه و اكتسبوا الطيب من رزق اللّه لا يريدون به التفاخر و التكاثر ثم انفقوا فيما يلزمهم من حقوق واجبة فأولئك الذين بارك اللّه لهم فيما اكتسبوا و يثابون على ما قدموا لأخرتهم ;

در نوشته امام على بن الحسين (ع) يافتيم كه به دنبال ذكر اين آيه شريفه «ألا إن أولياء اللّه . .. » فرموده است: هر گاه [كسانى] واجبات خدا را انجام مى دهند و به سنتهاى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) عمل كنند و از حرامهاى خدا پرهيز نمايند و به زرق و برق دنيا بى اعتنا باشند و به آنچه نزد خداست روى آورند و روزى حلال و پسنديده خدا را كسب كنند و آن را وسيله تفاخر و تكاثر قرار ندهند ; بلكه در مصارف لازمه و حقوق واجبه خود مصرف نمايند، اينانند كه خداوند دستاوردهايشان را با بركت قرار مى دهد براى آنچه پيش فرستاده اند براى آخرتشان، پاداش مى گيرند».

39- اهميت ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 11 - 8

8 - لزوم وجود خوف و رجا و بيم و اميد در جان آدمى

و خشى الرحمن بالغيب

از توأم شدن ترس از خدا با صفت رحمانيت خدا - كه مظهر لطف و مهربانى او است - برداشت ياد شده به دست مى آيد.

40- اهميت ترس از حسابرسى عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 40 - 8

8 - ضرورت بيم داشتن از حسابرسى اعمال

و أمّا من خاف مقام ربّه

41- اهميت ترس از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 150 - 13

13 - ضرورت ترس از خدا و پرهيز از مخالفت با احكام او

واخشونى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 18

18 - لزوم ترس از خدا و نترسيدن از دشمنان دين

فلاتخشوهم و اخشون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 44 - 32

32 - ضرورت درس آموزى عالمان يهود از انبيا ، احبار و ربانيون ، در خداترسى و بى پروايى از مردم

يحكم بها النبيون . .. فلاتخشوا الناس و اخشون

تفريع جمله «فلاتخشوا الناس» بر «يحكم بها النبيون» با كلمه «فاء»، بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 14،15

14 - لازمه ايمان راستين ، بيم داشتن از خدا و نهراسيدن از قدرت و سطوت غير اوست .

أتخشونهم فاللّه أحق أن تخشوه إن كنتم مؤمنين

15 - سزاوارترين كسى كه بايد از او در ترس و هراس بود ، خداوند است .

فاللّه أحق أن تخشوه إن كنتم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 18 - 8

8 - اقامه نماز ، پرداخت زكات و بيم داشتن از خدا و نهراسيدن از غير او ، نشانه هاى ايمان راستين

من ءامن باللّه و اليوم الأخر و أقام الصلوة و ءاتى الزكوة و لم يخش إلا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 5 - 11

11 - لزوم خوف و رجا و بيم و اميد نسبت به خدا

ألا هو العزيز الغفّ-ر

تذكر به دو صفت عزت و آمرزندگى خدا در يك جمله، مى تواند براى نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 42 - 13،14

13 - ترس از خدا و اميد به او ، بخشى از دعوت و تبليغات مؤمن آل فرعون

و أنا أدعوكم إلى العزيز الغفّ-ر

يادآورى دو صفت عزت و آمرزندگى خداوند براى كسانى كه هنوز دست از كفر بر نداشته اند - ولى اميد به هدايتشان مى رود - مى تواند به منظور مطلب ياد شده باشد.

14 - لزوم دل بستن به لطف و گذشت خداوند ، در عين حساب بردن و واهمه داشتن از قدرت و عزت مندى او

و أنا أدعوكم إلى العزيز الغفّ-ر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 40 - 8

8 - ضرورت بيم داشتن از حسابرسى اعمال

و أمّا من خاف مقام ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 6 - 1

1 - انسان ، هرگز نبايد خود را از جانب خداوند در امان كامل بپندارد و از عواقب كار هاى خود هراسى نداشته باشد .

يأيّها الإنسن ما غرّك بربّك الكريم

42- اهميت ترس از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 49 - 4

4- اهتمام به امر قيامت و ترس و نگرانى از آن ، از ويژگى هاى تقواپيشگان است .

و ذكرًا للمتّقين . .. و هم من الساعة مشفقون

واژه «اشفاق» از نظر بسيارى از مفسران و اهل لغت، به معناى ترس توأم با اعتنا و اهتمام است (مفردات راغب و. ..).

43- اهميت زمينه ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 50 - 2

2- ايجاد حالت خوف و رجا و بيم و اميد در انسان ، از روش هاى هدايتى و تربيتى قرآن

نبّىء عبادى أنى أنا الغفور الرحيم . و أن عذابى هو العذاب الأليم

44- ايجاد ترس در محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 36 - 8

8 - ترسانيدن و به هراس افكندن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از ضربات دشمنان ، از روش هاى مبارزاتى مشركان و كافران

و يخوّفونك بالذين من دونه

45- پاداش ترس از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 76 - 2

2 - فروتنى ، شب زنده دارى ، حلم ، ترس از قيامت ، توبه ، عفو كريمانه ، پذيرش حق ، دعا ، دورى از اسراف ، تنگ گيرى ، شرك ، زنا ، آدم كشى و سخن باطل ، موجب ورود به بهشت جاودان و برخوردارى از قرارگاه و اقامت نيكوى آن

الذين يمشون على الأرض هونًا. .. و الذين لايشهدون الزور ... أُولئك يجزون الغرفة

46- تبليغ و ترس مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 12 - 5

5- استيحاش مردم از برخى معارف و احكام دين و نبود زمينه پذيرش در آنان ، مجوز ترك ابلاغ آنها نيست .

إن هذا إلاّ سحر مبين . .. فلعلّك تارك بعض ما يوحى إليك

47- ترس آسمان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 72 - 4،5

4 - آسمان ها و زمين و كوه ها ، از قبول امانت الهى ، مى ترسيدند .

إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها و أشفقن منها

5 - خوددارى آسمان ها و زمين و كوه ها از قبول امانت الهى ، همراه با شفقت و ترس بود .

إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها و أشفقن منها

48- ترس ابرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 7 - 2

2 - خوف از قيامت ، از ويژگى هاى ابرار است .

و يخافون يومًا كان شرّه مستطيرًا

49- ترس ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 52 - 3،11

3- ابراهيم ( ع ) و خانواده وى با مشاهده ورود مهمانان ( فرشتگان ) به محضر ايشان ، هراسناك و مضطرب شدند .

إذ دخلوا عليه . .. قال إنا منكم وجلون

با اينكه ملائكه بر شخص حضرت ابراهيم(ع) وارد شدند (دخلوا عليه) امّا آن حضرت هراس و اضطراب را به صورت جمع (إنا منكم وجلون) بيان كرده است و اين نشان دهنده هراس خود او و خانواده اش مى باشد. لازم به ذكر است كه «وجل» به آن ترسى گفته مى شود كه سراپاى وجود انسان را فراگيرد (مفردات راغب).

11- « . . . قال أبوجعفر ( ع ) : . . . بعث الله رسلاً إلى إبراهيم . . . فدخلوا عليه ليلاً ففزع منهم و خاف أن يكونوا سُرّاقاً ، قال : فلمّا أن رأته الرسل فزعاً وجلاً « قالوا سلاماً » . . . « قال إنا منكم وجلون قالوا لاتوجل . . . » . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود:. .. خداوند فرستادگانى را به سوى ابراهيم(ع) گسيل داشت ... پس شبانه بر او وارد شدند و او از آنان وحشت كرد و ترسيد كه دزد باشند. امام فرمود: پس چون فرستادگان آن حضرت را وحشت زده و هراسان ديدند، به او سلام كردند ... او [گفت]: قال إنا منكم وجلون...».

50- ترس ابراهيم(ع) از ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 70 - 3،4

3- ابراهيم ( ع ) ، از فرشتگان حاضر در خانه خويش ، احساس ترس و دلهره كرد .

و أوجس منهم خيفة

ايجاس (مصدر أوجس) به معناى احساس كردن است.

4- خوددارى فرشتگان از تناول غذا ، عامل ترس ابراهيم ( ع ) از آنان شد .

فلما رءآ أيديهم لاتصل إليه نكرهم و أوجس منهم خيفة

51- ترس اخروى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 28 - 1

1 - ناتوانى ، هراس و وحشت همه گروه ها و مجموعه ها ، در روز قيامت

و ترى كلّ أمّة جاثية

«جُثُوّ» (مصدر «جاثية») به معناى به زانو نشستن است و در اين جا مى تواند كنايه از هراس، دلهره و تسليم باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 21 - 3

3- هراس انسان در قيامت ، از حضور در دادگاه عدل الهى *

و جاءت كلّ نفس معها سائق

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعبير «سائق» و مأمور پيش برنده، از آن جهت ياد شده باشد كه بى رغبتى و هراس انسان را، از حضور اختيارى در محكمه عدل الهى بنماياند.

52- ترس اخروى بى تقوايان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 35 - 8

8 - ترس و اندوه در قيامت بر ناصالحان و بى تقوايان سايه گستر خواهد شد.

فمن اتقى و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 68 - 7

7 - سيطره وحشت و هراس بر غير متقين در قيامت

يعباد لا خوف عليكم اليوم و لا أنتم تحزنون

از اين كه خوف و حزن تنها از تقواپيشگان نفى شده است، به دست مى آيد كه غير آنان گرفتار بيم و اندوه خواهند بود.

53- ترس اخروى دنياطلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 22 - 2

2 - منكران رستاخيز و دنيامداران ، هراسناك از دستاورد هاى خود ، در قيامت

ترى الظلمين

تعبير «الظالمين» در آيه شريفه، عنوانى است كه بر منكران معاد و دنيامداران مطرح درآيات پيشين اطلاق شده است.

54- ترس اخروى ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 42 - 6

6- خيره شدن چشمان ستمگران و مبهوت ماندن آنان از شدت ترس در روز قيامت

و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون إنما يؤخّرهم ليوم تشخص فيه الأبصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 43 - 1،3

1- ستمگران ، در قيامت ، شتابان و با ترس و ذلت سر برافراشته و چشم دوخته ، محشور خواهند شد .

و لاتحسبنّ الله غفلاً عمّا يعمل الظلمون . .. مهطعين مقنعى رءوسهم

«اهطاع» به معناى حركت سريع همراه با ترس است و «اقناع» به معناى سر برافراشتن و خيره شدن چشم به چيزى با حالت ذلت و خوارى است (لسان العرب).

3- شدت وحشت و اضطراب و بهت زدگى غير قابل توصيف ستمگران در قيامت

يعمل الظلمون . .. مهطعين مقنعى رءوسهم لايرتدّ إليهم طرفهم و أفئدتهم هوآء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 22 - 1

1 - ستم پيشگان ، هراسناك از عملكرد خويش در صحنه قيامت

ترى الظلمين مشفقين ممّا كسبوا و هو واقع بهم

به قرينه ذيل اين آيه - كه در مورد قيامت است - به دست مى آيد كه صدر آيه ترسيم كننده صحنه اى از قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 3،7

3 - خشوع و فروتنى ظالمان در قيامت ، خشوعى ذليلانه و از سر ترس و هراس

و تريهم . .. خشعين من الذلّ ينظرون من طرف خفىّ

7 - نگاه ترس آلود و مضطرب ستمكاران به جهنم ، در كناره آتش دوزخ

ينظرون من طرف خفىّ

نگاه زير چشمى به جهنم ، كنايه از ترس و وحشت است .

55- ترس اخروى فاسدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 35 - 8

8 - ترس و اندوه در قيامت بر ناصالحان و بى تقوايان سايه گستر خواهد شد.

فمن اتقى و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون

56- ترس اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 97 - 6

6- قيامت ، حادثه اى وحشت زا و دهشت آفرين براى كافران

و اقترب الوعد الحقّ فإذا هى شخصة أبصر الذين كفروا

خيره شدن ديدگان كافران و بهت زدگى آنان، ناشى از حوادث هولناك و دهشت آفرين قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 43 - 1

1 - ظهور و بروز ذلّت و ترس ، در ديدگان كافران و مشركان در عرصه قيامت

خشعة أبصرهم

57- ترس اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 3،4،5

3- در قيامت مجرمان ، هنگام مشاهده نامه عمل ، از كردار خود وحشت و دلهره پيدا مى كنند .

فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه

4- روز قيامت ، بيم و هراس و تأثّر ، در چهره مجرمان ، ملموس و نمايان است .

فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه

«اشفاق» توجه و عنايتى است كه آميخته به ترس باشد و در صورتى كه با «من» متعدى شود، معناى بيم و دلهره در آن آشكارتر است (مفردات راغب). پس عبارت «مشفقين ممّا فيه» دلالت دارد كه مجرمان، از آنچه در نامه اَعمال مشاهده مى كنند، خائف و هراسناك اند و اين ترس - به قرينه فعل «ترى» - در چهره آنان قابل مشاهده و رؤيت است.

5- مجرمانِ رفاه مند و بى باك دنيا ، بيم ناكان وحشت زده صحنه قيامت اند .

فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه

با توجه به اين كه آيات قبل در مورد رفاه مندان مغرور بود، مصداق بارز «مجرمان هراسناك» در اين آيات، همان دنياپرستان مغرور خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 102 - 5

5 - برانگيخته شدن مجرمان در قيامت ، همراه با رنج و سختى و وحشت بسيار است .

و ساء لهم يوم القيمة حملاً . .. نحشر المجرمين يومئذ زرقًا

«حملاً» و «زرقاً» بر وضعيت سخت و پريشان حالى منكران قرآن در قيامت دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 6

6 - وحشت مجرمان از ملائكه به هنگام رو در رويى با آنها ، به هنگام مرگ و روز رستاخيز

يوم يرون الملئكة لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجرًا محجورًا

58- ترس اخروى مرفهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 5

5- مجرمانِ رفاه مند و بى باك دنيا ، بيم ناكان وحشت زده صحنه قيامت اند .

فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه

با توجه به اين كه آيات قبل در مورد رفاه مندان مغرور بود، مصداق بارز «مجرمان هراسناك» در اين آيات، همان دنياپرستان مغرور خواهد بود.

59- ترس اخروى مكذبان قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 22 - 2

2 - منكران رستاخيز و دنيامداران ، هراسناك از دستاورد هاى خود ، در قيامت

ترى الظلمين

تعبير «الظالمين» در آيه شريفه، عنوانى است كه بر منكران معاد و دنيامداران مطرح درآيات پيشين اطلاق شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 35 - 1

1 - تكذيب گران روز جزا ، در آن روز از شدت ترس دم برنخواهند آورد .

هذا يوم لاينطقون

60- ترس اخروى مكذبان معاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 8 - 2

2 - صحنه برپايى قيامت براى منكران معاد ، صحنه اى هراس انگيز و اضطراب آور خواهد بود .

قلوب يومئذ واجفة

مراد از «قلوب» - به قرينه «يقولون أءنّا لمردودون فى الحافرة» در آيات بعد - قلب منكران معاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 9 - 1،2

1 - منكران معاد ، با چشمانى فروافتاده و در نهايت خوارى و ذلّت ، در صحنه قيامت ظاهر خواهند شد .

أبصرها خشعة

«خاشع» به شخصى گفته مى شود كه به زمين چشم دوخته باشد (لسان العرب). توصيف «أبصار القلوب» به آن، مجاز و حاكى از شدت ضعف و ذلّت شخص است; تا آنجا كه گويا قلب او كه موجودى مستقل فرض شده است، داراى چشمانى است كه خشوع و فروتنى، در آن جايگير شده است.

2 - قيامت ، حادثه اى سنگين و با عظمت و صحنه سايه افكندن نگرانى و ترس بر منكران معاد

أبصرها خشعة

فروتنى و ذلّت منكران معاد در صحنه قيامت، حاكى از عظمت و هول آور بودن آن است.

61- ترس اخروى موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 87 - 5

5 - هراس و وحشت شديد موجودات آسمان ها و زمين ، در لحظه فروپاشى جهان و نيز روز رستاخيز

و يوم ينفخ فى الصور ففزع من فى السموت و من فى الأرض

مراد از «ينفخ فى الصور» مى تواند مطلق نفخ صور و دربرگيرنده نفخه اوّلى - كه فروپاشى جهان و مرگ موجودات را در پى دارد - و نفخه ثانيه - كه منجر به برپايى رستاخيز مى شود - باشد. گفتنى است كه تعبير «فزع من فى السماوات و من فى الأرض» بيانگر مطلب ياد شده است.

62- ترس اخروى موجودات آسمان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 87 - 5

5 - هراس و وحشت شديد موجودات آسمان ها و زمين ، در لحظه فروپاشى جهان و نيز روز رستاخيز

و يوم ينفخ فى الصور ففزع من فى السموت و من فى الأرض

مراد از «ينفخ فى الصور» مى تواند مطلق نفخ صور و دربرگيرنده نفخه اوّلى - كه فروپاشى جهان و مرگ موجودات را در پى دارد - و نفخه ثانيه - كه منجر به برپايى رستاخيز مى شود - باشد. گفتنى است كه تعبير «فزع من فى السماوات و من فى الأرض» بيانگر مطلب ياد شده است.

63- ترس اخروى موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 30 - 10

10 - نگرانى و هراس انسان ها حتى يكتاپرستان در قيامت

تتنزّل عليهم الملئكة ألاّتخافوا و لاتحزنوا

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه آيه شريفه مربوط به قيامت بوده و نگرانى موحدان از ناحيه سرنوشت و دشوارى هاى مراحل بعد پديد آمده باشد.

64- ترس از آدم ربايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 2

2 - ترس ربوده شدن از سرزمين مكه به وسيله مشركان عرب ( كوچ اجبارى و از دست دادن ملك و خانه و اموال ) ، بهانه شرك پيشگان مكه در نپذيرفتن دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا

65- ترس از آينده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 13 - 1

1- يكتاپرستان استوار بر طريق ايمان ، ايمن از هر بيم و اندوه نسبت به گذشته و آينده

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون

در معناى «لاخوف عليهم» گفته شده است كه «خوف» نسبت به آينده و موضوعى است كه در شرف وقوع مى باشد; ولى در «و لا هم يحزنون» حزن و اندوه، همواره بر امرى است كه تحقق يافته و سپرى شده است.

66- ترس از اجراى احكام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 37 - 13

13 - امكان ترس پيامبر خدا (صلی الله علیه و آله) از مردم به خاطر اجراى حكم الهى كه زمينه اجتماعى ندارد .

و تخفى فى نفسك ما اللّه مبديه و تخشى الناس

67- ترس از اخراج از وطن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 57 - 2

2 - ترس ربوده شدن از سرزمين مكه به وسيله مشركان عرب ( كوچ اجبارى و از دست دادن ملك و خانه و اموال ) ، بهانه شرك پيشگان مكه در نپذيرفتن دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و قالوا إن نتّبع الهدى معك نتخطّف من أرضنا

68- ترس از اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 18 - 13،14،15،16،19

13- آرميدن اصحاب كهف در غار ، به گونه اى بود كه اگر كسى به جايگاه آنان دست مى يافت ، از ناحيه آنان احساس خطر مى كرد و مى گريخت .

لو اطلعت عليهم لولّيت منهم فرارًا

به قرينه جمله «لبثنا يوماً أو بعض يوم» - در آيه بعد - كه گوياى پيدا نشدن تغيير عمده اى در جسم اصحاب كهف است، مى توان دريافت كه چهره آنان هول ناك نگرديده، بلكه كيفيت قرار گرفتن آنان در غار، منظره آنان را رعب انگيز ساخته بود.

14- منظره اصحاب كهف ، رعب آور و فرو برنده بينندگان در ترس و وحشتى فراگير

لو اطلعت عليهم . .. لملئت منهم رعبًا

15- بيدارنمايى اصحاب كهف ، داراى نقشى به سزا در هول انگيز ساختن منظره آنان

و تحسبهم أيقاظًا . .. لملئت منهم رعبًا

16- منظره هراس انگيز اصحاب كهف ، در حالت خواب ، وسيله اى الهى براى حفاظت آنان

و نقلّبهم . .. لو اطلعت عليهم لولّيت منهم فرارًا و لملئت منهم رعبًا

ضمير فاعلى در «نقلّبهم. ..» قرينه است بر اين كه تمام ويژگى هاى ياد شده براى اصحاب كهف، عنايت و لطف خداوند بر آنان بوده است و به تناسب مورد مى توان فهميد كه هدف مورد نظر از آن الطاف، حفاظت آنان از خطرها و آسيب ها بوده است.

19- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قول اللّه : « . . .لولّيت منهم فراراً و لملئت منهم رعباً » قال : « إنّ ذلك لم يُعنَ به النبى (صلی الله علیه و آله) . . . لكنّه حالهم التى هم عليها ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه درباره اين سخن خدا «. .. لولّيت منهم فراراً و لملئت منهم رعباً» فرمود: همانا، در اين آيه، پيامبر(صلی الله علیه و آله) قصد نشده ... و مقصود، تجسم حالتى است كه اصحاب كهف بر آن حالت بودند».

69- ترس از انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 37 - 13

13 - امكان ترس پيامبر خدا (صلی الله علیه و آله) از مردم به خاطر اجراى حكم الهى كه زمينه اجتماعى ندارد .

و تخفى فى نفسك ما اللّه مبديه و تخشى الناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 13 - 3،6

3 - ترس از مردم و بيم نداشتن از خدا ، نشانه بارز نفاق است .

لأنتم أشدّ رهبة فى صدورهم من اللّه

6 - هراس از مردم و خدا نترسى منافقان ، معلول سطحى نگرى و سبك مغزى آنان است .

لأنتم أشدّ رهبة فى صدورهم من اللّه ذلك بأنّهم قوم لايفقهون

70- ترس از بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 6 - 4

4 - فرعون ، هامان و سپاهيانش همواره از خطر بنى اسرائيل ، در هراس بودند .

و نرى فرعون و همن . .. ما كانوا يحذرون

جمله «كانوا يحذرون» ماضى استمرارى و بيانگر ترس دائمى فرعونيان از بنى اسرائيل است.

71- ترس از پيروزى فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 67 - 6

6 - « عن أميرالمؤمن ين ( ع ) : لم يوجس موسى ( ع ) خيفة على نفسه بل أشفق من غلبه الجهّال و دُوَل الضلال ;

از اميرالمؤمن ين(ع): روايت شده است: موسى(ع) بر جان خويش نترسيد، بلكه ترسيد كه مبادا جاهلان و حكومت هاى گمراه غلبه يابند».

72- ترس از تعاليم انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 13 - 6

6- نگرانى و ترس اقوام كفرپيشه از گسترش و تأثير تعاليم انبيا در صورت حضور آنان در جامعه

لنخرجنّكم من أرضنا أو لتعودنّ فى ملّتنا

73- ترس از تهمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 9

9 - ترس موسى ( ع ) از متهم شدن به كشتن حاضران در ميقات ، مايه اندوه فراوان بر هلاكت ايشان شد .

قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل

برداشت فوق توجيهى است احتمالى بر اينكه چرا موسى(ع) به خاطر هلاكت همراهانش به دور از چشمان بنى اسرائيل، اندوهناك شد.

74- ترس از جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 24 - 2

2 - هراس قوم موسى ( ع ) ( بنى اسرائيل ) از برخورد و رويارويى با زورگويان قدرتمند حاكم بر سرزمين مقدس

قالوا يموسى إنّا لن ندخلها ابداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 12

12 - مسلمانان صدر اسلام ، از نبرد با شرك پيشگان پيمان شكن ، در هراس بودند .

أتخشونهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 19 - 4

4 - منافقان مدينه ، از شدت ترس از جنگ ، شبيه محتضر مى شدند .

فإذا جاء الخوف رأيتهم ينظرون إليك تدور أعينهم كالذى يغشى عليه من الموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 14،17،25

14 - گروهى از مسلمانان صدر اسلام به گونه اى از نبرد با دشمن هراسناك بودند كه خداترسان از خدا مى ترسند .

اذا فريق منهم يخشون النّاس كخشية اللّه

برداشت فوق بر اين مبناست كه «كخشية اللّه» حال براى فاعل «يخشون» باشد كه در اين صورت مضافى مقدر است و تقدير كلام چنين خواهد بود: يخشون النّاس مثل اهل خشية اللّه.

17 - گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، هراسشان از جنگ بيش از ترسشان از خداوند بود .

يخشون النّاس كخشية اللّه او اشدّ خشية

25 - مسلمانان هراسناك از نبرد ، خواهان لغو حكم جهاد شدند .

و قالوا ربّنا لم كتبت علينا القتال لو لا اخّرتنا الى اجل قريب

برخى برآنند كه مراد از «اجل قريب» زمان مرگ است. و تأخير حكم جهاد تا زمان مرگ به معناى لغو آن است.

75- ترس از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 6 - 4

4 - وحشت شديد برخى از مؤمنان از حضور يافتن در جنگ بدر

كأنما يساقون إلى الموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 23 - 10

10 - برخى از مؤمنان ، بر خلاف منافقان ، از جهاد و كشته شدن ، ترسى ندارند .

و إن يأت الأحزاب يودّوا لو أنّهم بادون فى الأعراب . ..من المؤمنين رجال ... قضى ن

به قرينه مقابله، احتمال دارد كه آيه، در صدد بيان روحيه مؤمنان در مقابل منافقان باشد. در آيات سابق، از منافقانى ياد شده است كه از جهاد فرار مى كردند و يا دوست داشتند كه در صحنه جهاد، حضور نداشته باشند. در اين آيه، از مؤمنانى ياد مى كند كه به عهد خود وفادار ماندند و تا پاى جان ايستادند و اين نشان مى دهد كه آنان، ترسى ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 13

13 - فرمان جهاد ، مايه ترس برخى از مدعيان جهاد و مبارزه در صدر اسلام

فلمّا كتب عليهم القتال اذا فريق منهم يخشون النّاس كخشية اللّه او اشدّ خشية

76- ترس از جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 4،5

4 - پيوستگى و گريزناپذيرى عذاب جهنم ، موجب هراسناكى و اضطراب شديد بندگان خالص خدا از سرنوشت اخروى شان

إنّ عذابهاكان غرامًا

درخواست رهايى از عذاب و تعليل آن به اين كه آن عذاب دائمى و گريزناپذير است، برداشت فوق را مى رساند.

5 - پيوستگى و گريزناپذيرى عذاب جهنم ، مقتضى ترس ، اضطراب ، تضرع و دعا كردن به درگاه الهى براى رهايى از آن

ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غرامًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 66 - 3

3 - سرنوشت بد و اقامتگاه ناگوار انسان در جهنم ، مقتضى هراسان بودن ، اضطراب ، تضرع و دعا كردن به درگاه الهى است .

ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم . .. إنّها ساءت مستقرًّا و مقامًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 45 - 7

7 - نگاه ترس آلود و مضطرب ستمكاران به جهنم ، در كناره آتش دوزخ

ينظرون من طرف خفىّ

نگاه زير چشمى به جهنم ، كنايه از ترس و وحشت است .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 131 - 1

1 - ضرورت پرهيز از عوامل گرفتارى به آتش دوزخ

و اتّقوا النّار الّتى اعدّت للكافرين

77- ترس از حسابرسى اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 21 - 7،8

7- انسان ها بايد از مواجه شدن با حساب سخت و ناگوار قيامت ، خائف و هراسان باشند .

و يخافون سوء الحساب

8- خشيت از خدا و هراس از حساب سخت و ناگوار قيامت ، از نشانه هاى خردمندان است .

إنما يتذكّر أُولُوا الألبب . .. الذين ... يخشون ربهم و يخافون سوء الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 21 - 3

3- هراس انسان در قيامت ، از حضور در دادگاه عدل الهى *

و جاءت كلّ نفس معها سائق

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعبير «سائق» و مأمور پيش برنده، از آن جهت ياد شده باشد كه بى رغبتى و هراس انسان را، از حضور اختيارى در محكمه عدل الهى بنماياند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 31 - 2

2 - پرهيز از طغيان گرى ، ترس از حسابرسى اعمال و پذيرش آيات الهى ، مصداق تقواپيشگى است .

للطّ-غين . .. إنّهم كانوا لايرجون حسابًا . و كذّبوا بايتنا ... إنّ للمتّقين مف

از تقابل بين متقين و طغيان گران، دانسته مى شود كه منزّه بودن از صفات طغيان گران، تقواپيشگى است.

78- ترس از حسابرسى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 14 - 6

6- كسانى از امداد هاى ويژه خداوند برخوردار مى شوند كه از مقام الهى ( حسابرسى ) و وعيد او ترس داشته باشند .

و لنسكننّكم الأرض من بعدهم ذلك لمن خاف مقامى و خاف وعيد

«مقام» اسم مكان است و به قرينه ترس و وعيدى كه به دنبال آن آمده است مى تواند به معناى مكان قيام براى حسابرسى باشد.

79- ترس از حشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 51 - 4

4 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور به سرمايه گذارى بيشتر تبليغى براى بيمناكان از حشر و قيامت

و أنذر به الذين يخافون أن يحشروا إلى ربهم

با اينكه انبيا بايد همه مردم را انذار دهند، ولى معرفى يك دسته براى انذار بيانگر عنايت بيشتر به آنان در امر تبليغ و انذار است.

80- ترس از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 9،15

9 - ترسيدن از خدا و نهراسيدن از غير او ، توصيه و سفارش خداوند به بنى اسرائيل

و إبى فارهبون

«رهبة» به معناى ترسيدن است. «ارهبون» مركب از فعل امر «ارهبوا» و نون وقايه مكسور است كه حكايت از حذف «ياى» متكلم دارد; يعنى: «و اياى فارهبونى».

15 - خداوند ، تنها مقامى است كه شايسته و بايسته هراس داشتن از اوست .

و إبى فارهبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 12

12 - خداوند تنها مقامى كه شايسته و بايسته ترسيدن و پروا داشتن است .

و إيّى فاتّقون

روشن است كه پروا داشتن و ترسيدن از خدا، به لحاظ عذابها و كيفرهايى است كه او براى خاطيان و گنهكاران مقرر فرموده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 206 - 5،7

5 - تقواى الهى ( ترس از خدا ) ، مانع سركشى و افساد

و اذا تولى سعى فى الأرض . .. و اذا قيل له اتق اللّه

7 - خداترسى ، انتقاد و نصيحت پذيرى ، شرط لازم براى انتخاب حاكم

و اذا قيل له اتق اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 233 - 37،39

37 - خداترسى و توجّه به نظارت او بر اعمال ، عامل رعايت حقوق متقابل مادر ، پدر و دايه

و الوالدات يرضعن . .. و اتقوا اللّه و اعلموا ان اللّه بما تعملون بصير

39 - خداترسى و توجّه به آگاهى او ، عامل رعايت مصالح نوزادان و مسائل مربوط به شيردهى آنان از سوى پدر ، مادر ، وارثان پدر و دايه

و الوالدات يرضعن . .. و اتقوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 235 - 12

12 - آگاهى همه جانبه خداوند بر اسرار انسان ، مقتضى ترس و پروا داشتن از او

و اعلموا انّ اللّه يعلم ما فى انفسكم فاحذروه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 28 - 16،20

16 - ترس از خداوند ، موجب پرهيز از پذيرش ولايت كافران

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. و يحذّركم الله نفسه

20 - اعتقاد به بازگشت انسان به سوى خداوند ، مقتضى پرهيز از قهر او

و يحذّركم اللّه نفسه و الى اللّه المصير

«الى اللّه المصير»، بيانگر احاطه قدرت خداوند بر انسان است; پس بايد از قهر خداوند پرهيز كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 29 - 4

4 - توجه به علم و قدرت مطلق الهى ، مقتضى پرهيز از قهر او *

و يحذركم اللّه نفسه . .. قل ان تخفوا ما فى صدوركم ... يعلمه اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 30 - 12

12 - اعتقاد به حضور اعمال نيك و بد آدمى در قيامت ، عامل پرهيز از قهر خداوند

يوم تجد كلّ نفس . .. و يحذركم اللّه نفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 102 - 6

6 - ترس از خدا و رعايت تقوا ، زمينه ساز تسليم دائمى و همه جانبه در برابر خداوند

اتقوا اللّه حقّ تقاته و لا تموتنّ الاّ و انتم مسلمون

جمله «و لا تموتنّ الاّ و انتم مسلمون»، دالّ بر دوام است و حذف متعلق «مسلمون»، دلالت بر همه جانبه بودن تسليم دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 12،13،14،16

12 - ضرورت تقواپيشگى و خداترسى

فاتّقوا اللّه

13 - خداترسى و تقواپيشگى ، موجب سزاوار شدن اهل ايمان ، براى نصرت و يارى خداوند

و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة فاتّقوا اللّه

تفريع جمله «فاتّقوا اللّه»، بر بيان نصرت الهى در بدر «و لقد نصركم اللّه ببدر»، نمايانگر علّت سزاوار شدن مؤمنان به يارى خداوند است.

14 - پرواپيشگى و خداترسى ، زمينه نيل به سپاسگزارى از نعمت هاى الهى

فاتّقوا اللّه لعلّكم تشكرون

16 - ضرورت خداترسى و پرواپيشگى اهل ايمان ، به شكرانه يارى خدا نسبت به آنان

و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة فاتّقوا اللّه لعلّكم تشكرون

متعلق «تشكرون»، به قرينه صدر آيه، مى تواند همان پيروزى بر دشمن و نصرت الهى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 13،16

13 - ترس از خدا ، زمينه مسؤوليت پذيرى ، و ترس از غير خدا ، زمينه گريز از مسؤوليت

الّذين استجابوا . .. فلا تخافوهم و خافون

16 - ترس از خدا و نترسيدن از ديگران ، لازمه ايمان است .

فلا تخافوهم و خافون ان كنتم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 8 - 17

17 - لزوم رعايت تقوا و پرواداشتن از خداوند

و اتقوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 4،5،7،8،9،24

4 - يوشع و كالب از ياران خداترس موسى ( ع )

قال رجلان من الذين يخافون انعم اللّه عليهما

بسيارى از مفسران برآنند كه مقصود از «رجلان»، يوشع و كالب مى باشد.

5 - خداترسى يوشع وكالب ، بر انگيزنده احساس مسؤوليت آنان در برابر فرمان هاى موسى ( ع )

قال رجلان من الذين يخافون . .. ادخلوا عليهم الباب

7 - ترس از خدا و احساس مسؤوليت در برابر او ، از نعمت هاى بزرگ خداوند

قال رجلان من الذين يخافون انعم اللّه عليهما

8 - ترس از خداوند ، موجب تسليم شدن در برابر انبياى الهى و فرمانبرى از آنان

قال رجلان من الذين يخافون انعم اللّه عليهما ادخلوا عليهم الباب

9 - ترس از خداوند ، شجاعت آفرين و خنثى كننده هراس از دشمن

قال رجلان من الذين يخافون . .. ادخلوا عليهم الباب

بيان شجاعت يوشع و كالب - كه از جمله «ادخلوا . ..» به دست مى آيد - پس از توصيف آنان به خداترس، مى رساند كه شجاعت و نهراسيدن آنان از دشمن به سبب خداترسيشان بوده است.

24 - تبليغات ياوران خداترس موسى ( ع ) ( يوشع و كالب ) به هدف برانگيختن و بسيج بنى اسرائيل براى هجوم به سرزمين مقدس و نبرد با زورگويان

قال رجلان . .. ان كنتم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 28 - 6،15

6 - هابيل ، انسانى خداترس و مؤمن به توحيد ربوبى

انى اخاف اللّه رب العلمين

15 - توجه به ربوبيت فراگير خداوند بر جهان هستى ، موجب ترس از او و پرهيز از گناه

انى اخاف اللّه رب العلمين

توصيف «اللّه» به «رب العلمين»، پس از بيان خداترسى هابيل، مى رساند كه وى بدان جهت از خدا هراسان بوده كه خداوند را پروردگار جهانيان مى دانسته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 57 - 14

14 - ايمان ، مستلزم تقواپيشگى و پروا از خداوند

و اتقوا اللّه ان كنتم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 82 - 7

7 - نقش مؤثر عالمان دينى و عابدان خداترس در بهبود و اصلاح آراء و افكار مردم

ذلك بان منهم قسيسين و رهباناً

به عالمان دينى كه عهده دار رياست مذهبى مسيحيان هستند، قسيسين (كشيش) گفته مى شود و رهبان جمع راهب است و راهب به كسى گفته مى شود كه از ترس خدا بى اندازه عبادت مى كند. و در اصطلاح به عابدان مسيحى اطلاق مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 94 - 6،7،9،14

6 - گروهى از مسلمانان عصر بعثت خداترس و گروهى ديگر بى باك و بى پروا در برابر خداونداند

يأيها الذين ءامنوا ليبلونكم . .. ليعلم اللّه يخافه بالغيب

7 - جداسازى مؤمنان خداترس از گستاخان بى پروا ، هدف آزمايش هاى الهى

يأيها الذين ءامنوا . .. ليعلم اللّه يخافه بالغيب

مراد از علم خدوند به ترس و پرواى انسانها، تحقق بخشيدن و ايجاد آن در خارج است، بنابراين «ليعلم من يخافه» يعنى هدف از آزمايش مسلمانان اين است كه ترس و پرواى آنان از خداوند تحقق خارجى يابد.

9 - ترس از خدا به دور از چشم مردم نشانه ايمان واقعى

يأيها الذين ءامنوا . .. ليعلم اللّه يخافه بالغيب

خطاب به تمامى مؤمنان در صدر آيه مى رساند كه به مسلمانان محروم از ترس خدا نيز اطلاق مؤمن مى شود، بنابراين تنها خداترسان از ايمان واقعى برخوردارند.

14 - ناسازگارى خوف از خداوند با تجاوز از حدود و احكام او

ليعلم اللّه يخافه بالغيب فمن اعتدى بعد ذلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 108 - 6

6 - تسليم بودن در برابر فرمان هاى الهى ، نمودى از تقواپيشگى و نشان ترس از خداست .

و اتقوا اللّه و اسمعوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 81 - 3

3 - مشركان سزاوار هراس از خداوند به سبب شريك پنداشتن براى او هستند.

و لاتخافون أنكم أشركتم بالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 154 - 6

6 - هيچ مقامى ، جز خدا ، شايسته آن نيست كه آدمى در برابر آن هراسان شود .

للذين هم لربهم يرهبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 2 - 8

8 - ايمان ، توكل بر خدا و خداترسى ، از ارزش هاى متعالى

وجلت قلوبهم . .. و على ربهم يتوكلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 4 - 1

1 - خشيت قلب از ياد خدا ، افزايش ايمان با تلاوت قرآن و تنها بر خدا توكل داشتن ، نشان ايمان حقيقى

أولئك هم المؤمنون حقا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 4،5،10

4- هراس و خوف فرشتگان از خداوند

و الملئكة من خيفته

5- هراس و خوف رعد از خداوند

و يسبّح الرعد . .. من خيفته

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه «من خيفته» همان گونه كه تعليل براى تسبيح ملائكه است ، علت براى تسبيح رعد نيز باشد.

10- خوف فرشتگان از خداوند ، آنان را به تسبيح و ستايش خداوند سوق مى دهد .

و يسبّح . .. والملئكة من خيفته

«من» در «من خيفته» براى تعليل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 50 - 8

8- ترس از خداوند و انجام بى چون و چراى فرمان هاى او ، امورى پسنديده و مطلوب است .

يخافون ربّهم . .. و يفعلون ما يؤمرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 51 - 6،8

6- تنها بايد از خداى يگانه هراس داشت .

فإيّ-ى فارهبون

«رهب» در لغت به معناى ترس همراه با اضطراب است.

8- يگانگى خداوند ، مستلزم اختصاص دادن ترس ، به ترس از او

إنما هو إله وحد فإيّ-ى فارهبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 28 - 15

15- خشيت و ترس از خداوند ، از ويژگى هاى بندگان مقرب و از اوصاف پسنديده است .

بل عباد مكرمون . .. و هم من خشيته مشفقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 57 - 2

2 - ترس از خدا ، خصلتى ارجمند در نزد پروردگار

إنّ الذين هم من خشية ربّهم مشفقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 31 - 2

2 - لزوم ترس از خدا و برپايى نماز و پرهيز از هرگونه شرك

و اتّقوه و أقيموا الصلوة و لاتكونوا من المشركين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 37 - 14،15

14 - شايسته است كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها از خداوند بترسد .

و اللّه أحقّ أن تخشيه

15 - شايسته است كه در عمل به احكام الهى ، افراد ، به جز ترس از خداوند ، هيچ ترسى به دل راه ندهند .

و تخشى الناس و اللّه أحقّ أن تخشيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 39 - 3،5،7،8

3 - پيامبران ، از كسى جز خداوند ، ترس و هراسى نداشتند .

الذين يبلّغون . .. و يخشونه و لايخشون أحدًا إلاّ اللّه

5 - شايسته است كه مبلّغان ، در راه تبليغ ، از هيچ كس جز خداوند ، نهراسند .

الذين يبلّغون رسلت اللّه و يخشونه و لايخشون أحدًا إلاّ اللّه

7 - ترس از خدا ، همراه با تعظيم و بزرگداشت ، امرى ارزش مند و بايسته است .

الذين يبلّغون رسلت اللّه و يخشونه

«خشية» در لغت، به معناى «ترس آميخته با تعظيم» است (مفردات راغب).

8 - حسابرسى خداوند ، مستلزم اختصاص دادن ترس به او است .

و يخشونه و لايخشون أحدًا إلاّ اللّه و كفى باللّه حسيبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 6

6 - لزوم خوف و رجا و بيم و اميد نسبت به خداوند

يحذر الأخرة و يرجوا رحمة ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 47 - 3

3 - توبيخ كافران و تكذيب گران جن و انس به خاطر نينديشيدن به نعمت بهشت ، بيم نداشتن از مقام پروردگار و تكذيب نعمت هاى او

و لمن خاف مقام ربّه جنّتان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

لحن توبيخى آيه شريفه و تقابل تكذيب گران با بيم دارندگان از مقام پروردگار، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 60 - 4

4 - خوف از مقام پروردگار و پرهيز از تكذيب و كفر ، از نمود هاى بارز احسان و نيك كردارى

و لمن خاف مقام ربّه جنّتان . .. هل جزاء الإحسن إلاّالإحسن

در آيات پيشين مسأله خوف از مقام پرودگار و پرهيز از تكذيب و كفر به عنوان محور برخوردارى از نعمت ها مطرح شده است. احسان اول در آيه شريفه مى تواند نظر به آن دو داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 13 - 2

2 - ترس منافقان از مؤمنان ، بيشتر و جدى تر از ترس آنان از خداوند

لأنتم أشدّ رهبة فى صدورهم من اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 13 - 6

6 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « لاترجون للّه وقاراً » قال : لاتخافون للّه عظمة ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند: «لاترجون للّه وقاراً» روايت شده كه فرمود: [يعنى] از عظمت خدا نمى ترسيد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 56 - 5

5 - خداوند ، سزاوار پروا داشتن از او و تقواپيشگى است .

هو أهل التقوى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 40 - 7

7 - جايگاه حضور نزد خداوند ، مقامى رعب آور و شايسته دغدغه خاطر

و أمّا من خاف مقام ربّه

«مقام ربّه»، ممكن است به معناى «محضر پروردگار» باشد; يعنى، مقامى كه خداوند براى حسابرسى بندگان، آنان را در آن مقام قرار مى دهد. اين مقام، گرچه مستند به بندگان است; ولى چون آنان به فرمان خداوند در آن مقام قرار گرفته اند، عنوان «مقام ربّه» بر آن منطبق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 14،15،16،17،19

14 - گروهى از مسلمانان صدر اسلام به گونه اى از نبرد با دشمن هراسناك بودند كه خداترسان از خدا مى ترسند .

اذا فريق منهم يخشون النّاس كخشية اللّه

برداشت فوق بر اين مبناست كه «كخشية اللّه» حال براى فاعل «يخشون» باشد كه در اين صورت مضافى مقدر است و تقدير كلام چنين خواهد بود: يخشون النّاس مثل اهل خشية اللّه.

15 - گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، فزونتر از ترسِ خداترسان ، از رويارويى با دشمن هراسناك بودند .

اذا فريق منهم يخشون النّاس . .. او اشدّ خشيةً

اَوْ در «او اشدّ خشية» براى تنويع است و اشاره دارد به اينكه مسلمانان هراسناك از نبرد با دشمن، دو گروه بودند.

16 - گروهى از مسلمانان صدر اسلام به گونه اى كه از خدا ، ترسان بودند ، از رويارويى با دشمن مى ترسيدند .

اذا فريق منهم يخشون النّاس كخشية اللّه

در برداشت فوق «كخشية اللّه» صفت مفعول مطلق محذوف گرفته شده است و فاعل «خشية» ضميرى است كه به «فريق» بازمى گردد ; يعنى يخشون النّاس مثل خشيتهم من اللّه.

17 - گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، هراسشان از جنگ بيش از ترسشان از خداوند بود .

يخشون النّاس كخشية اللّه او اشدّ خشية

19 - خداترسى و نهراسيدن از دشمن ، ويژگى بسيارى از مسلمانان صدر اسلام

اذا فريق منهم يخشون النّاس كخشية اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 56 - 5

5 - هراس از مقام ربوبى خدا و نقمت او و اميد داشتن به رحمت وى ، از آداب دعا و نيايش به درگاه خداوند است .

و ادعوه خوفاً و طمعاً

هر يك از «خوفاً» و «طمعاً» مصدرى است به معناى اسم فاعل و حال براى فاعل «ادعوه» مى باشد. يعنى «ادعوه خائفين و طامعين». متعلق «طمعاً» به قرينه فراز بعد رحمت خداست و در مقابل، متعلق «خوفاً» نقمت خدا و دورى از رحمت او خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 205 - 2

2 - خشوع در برابر خدا و هراس از مقام ربوبى او ، از آداب توجه به خدا و ياد كردن اوست .

و اذكر ربك فى نفسك تضرعا و خيفة

«تضرع» به معناى خشوع و اظهار كوچكى است و «خيفه» به معناى ترسيدن و هراس داشتن است. «تضرعا» و «خيفه» مصدر و در آيه شريفه به معناى اسم فاعل (متضرعا) و (خائفا) مى باشند. يعنى: ياد كن پروردگارت را با حالت خشوع و هراس.

81- ترس از خشكسالى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 12 - 2

2- هراس مردم از خشكسالى و اميد آنان به نزول باران ، زمينه ساز پديد آمدن برق هاى آسمانى و نماياندن آنها به ايشان است .

هو الذى يريكم البرق خوفًا و طمعًا

هر يك از دو كلمه «خوفاً» و «طمعاً» مى تواند مفعول له حصولى باشد و مى تواند مفعول له تحصيلى باشد. بر فرض نخست مفاد عبارت «هو الذى ...» چنين مى شود: «چون هراس داشتيد و نيز اميدوار بوديد برقهاى آسمانى را براى شما پديدار مى كنيم». و

بر مبناى دوم مفاد «هو الذى ...» چنين مى شود: «براى آنكه بهراسيد و نيز اميدوار شويد، برقهاى آسمانى را به شما مى نمايانيم». برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

82- ترس از دشمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 13

13 - خداوند ، مسلمانان صدر اسلام را به خاطر هراسشان از سطوت دشمن و خوددارى از نبرد با آنان ملامت كرد .

أتخشونهم

83- ترس از دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 150 - 10،11،12

10 - اهل ايمان نبايد از دشمنان دين در هراس بوده و از آنان بترسند .

فلا تخشوهم

11 - مسلمانان نبايد به خاطر هراس از دشمنان دين و به بهانه احساس خطر از ناحيه آنها ، در اجراى احكام الهى كوتاهى كنند .

فولوا وجوهكم شطره . .. إلا الذين ظلموا منهم فلا تخشوهم

12 - مسلمانان در عمل به احكام الهى و مواضع به حق خويش ، نبايد از تبليغات و جار و جنجال دشمنان هراسى به خود راه دهند .

فلا تخشوهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 173 - 19

19 - ترساندن مؤمنان از تجمع دشمن پس از جنگ احد ، توسط نعيم بن مسعود

الّذين قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لكم

امام باقر و امام صادق (ع) درباره «النّاس» اوّل در آيه فوق فرمودند: انّه نعيم بن مسعود الاشجعى.


مجمع البيان، ج 2، ص 889 ; تفسير تبيان، ج 3، ص 52.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 12

12 - مؤمنان نبايد از دشمنان دين - هر چند لشگرى انبوه باشند - هراسناك شوند .

انّ الناس قد جمعوا لكم فاخشوهم . .. فلاتخافوهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 101 - 4،5،7،13

4 - احتمال كمين و فتنه گرى دشمن ، مجوز نماز قصر ( شكسته )

ان تقصروا من الصلوة ان خفتم ان يفتنكم الذين كفروا

جمله «ان خفتم» به اين معناست كه در جواز نماز شكسته، حمله يقينى دشمن لازم نيست; بلكه ترس از حمله و يا احتمال آن نيز كافى است.

5 - لزوم اهتمام به نماز و برپايى آن ، حتى در صورت ترس از كمين دشمن

فليس عليكم جناح ان تقصروا من الصلوة ان خفتم ان يفتنكم الذين كفروا

7 - مسلمانان صدر اسلام ، كاستن از نماز را ، هر چند به هنگام سفر و ترس از دشمن ، گناه مى پنداشتند .

و إذا ضربتم فى الارض فليس عليكم جناح ان تقصروا من الصلوة ان خفتم ان يفتنكم الذين

«لاجناح» و «فليس عليكم جناح»، غالباً در مواردى به كار مى رود كه پندار جرم و گناه بر انجام و يا ترك كارى وجود داشته باشد.

13 - وجوب شكسته خواندن نماز در سفر به هنگام ترس از فتنه دشمن

و إذا ضربتم فى الارض فليس عليكم جناح . .. ان يفتنكم الذين كفروا

امام باقر(ع) در پاسخ سؤال از چگونگى نماز مسافر فرمودند: ان اللّه عز و جل يقول: و اذا ضربتم فى الارض . .. فصار التقصير فى السفر واجباً كوجوب التمام فى الحضر ... .


من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 278، ح 1، باب 59; نورالثقلين، ج 1، ص 542، ح 527

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 103 - 5

5 - وجوب برپايى نماز با تمام شرايط و آداب آن ، پس از رفع ترس از ناحيه دشمن

فاذا اطماننتم فاقيموا الصلوة

اقامه نماز به معناى انجام نماز است با تمام شرايط و آداب آن. و از اينكه در نماز خوف تعبير به اقامه نماز نشده و فرموده: «فليصلوا»، اين معنا تأييد مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 18

18 - لزوم ترس از خدا و نترسيدن از دشمنان دين

فلاتخشوهم و اخشون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 12،13

12 - يوشع و كالب ، در عين ترس از دشمن ، مردم را براى يورش به سرزمين مقدس فرا خواندند .

قال رجلان من الذين يخافون

برداشت فوق مبنى بر اين است كه مفعول محذوف «يخافون»، «جبارين» باشد.

13 - لزوم مبارزه با دشمنان ، على رغم ترس از نيرو و قدرت آنان

قال رجلان من الذين يخافون . .. ادخلوا عليهم الباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 25

25 - گريز از جهاد و ترس از ملامت دشمنان دين ، از نشانه هاى بيمارى دل و ضعف ايمان

فترى الذين فى قلوبهم مرض . .. يجهدون فى سبيل اللّه و لايخافون لومة لائم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 15،16،21،31

15 - گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، فزونتر از ترسِ خداترسان ، از رويارويى با دشمن هراسناك بودند .

اذا فريق منهم يخشون النّاس . .. او اشدّ خشيةً

اَوْ در «او اشدّ خشية» براى تنويع است و اشاره دارد به اينكه مسلمانان هراسناك از نبرد با دشمن، دو گروه بودند.

16 - گروهى از مسلمانان صدر اسلام به گونه اى كه از خدا ، ترسان بودند ، از رويارويى با دشمن مى ترسيدند .

اذا فريق منهم يخشون النّاس كخشية اللّه

در برداشت فوق «كخشية اللّه» صفت مفعول مطلق محذوف گرفته شده است و فاعل «خشية» ضميرى است كه به «فريق» بازمى گردد ; يعنى يخشون النّاس مثل خشيتهم من اللّه.

21 - سرزنش مسلمانانى كه از رويارويى با دشمنان در هراسند .

فلمّا كتب عليهم القتال اذا فريق منهم يخشون النّاس

31 - تسليم نبودن در برابر احكام الهى و هراس از رويارويى با دشمن ، نشانه بى تقوايى

و قالوا ربّنا لم كتبت علينا القتال لولا اخّرتنا الى اجل قريب و الاخرة خير لمن ات

مفعول «اتقى» مى تواند مسائلى باشد كه در آيه به متخلفان از جهاد نسبت داده شد ; همانند اعتراض به حكم خدا و ترس از جنگ.

84- ترس از دين موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 25 - 6

6 - وحشت و احساس خطر فرعون ، هامان و قارون از گسترش آيين موسى و قوت گرفتن پيروان آن حضرت

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه

از فرمان فرعون و. .. به قتل ايمان آورندگان به موسى(ع)، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

85- ترس از ربوبيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 50 - 1،4

1- فرشتگان ، همواره ، از مقام ربوبيت و قهّاريت خداوند ، در خوف و هراسند .

و الملئكة . .. يخافون ربّهم من فوقهم

«من فوقهم» حال براى «ربّ» است و دلالت بر علوّ و برترى خدا مى كند كه حاكى از قهّاريت اوست و فعل مضارع «يخافون» دلالت بر تداوم مى كند.

4- مقام ربوبيت و قهّاريت خداوند ، شايسته ترس و هراس است .

يخافون ربّهم من فوقهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 33 - 2

2 - توجه به وحدانيت خداوند ، زمينه ترس از ربوبيت او است .

و لئن سألتهم من خلق . .. ليقولنّ اللّه ... ألم تر أنّ اللّه يولج ... ألم تر أنّ

سفارش به تقوا، پس از آيات اثبات كننده توحيد، مى تواند نكته ياد شده را برساند.

86- ترس از رد عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 60 - 10

10 - « قال أبو عبداللّه ( ع ) معناه [ و الذين يؤتون ما ءاتوا و قلوبهم وجلة ] خائفة أن لايقبل منهم . . . ;

امام صادق(ع) فرمود: معناى آيه اين است كه مى ترسند آنچه انجام داده اند، از آنان قبول نشود. ..». مجمع البيان، ج 7، ص 174.

87- ترس از رسالت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 23 - 3

3 - فرعون ، تأثير رسالت موسى ( ع ) را بر ديگران پيش بينى كرده و از آن وحشت داشت .

فحشر فنادى

88- ترس از زيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 31 - 6

6- صرف ترس از وقوع ضرر و زيان ، مجوز گناه و خلاف كارى براى پيشگيرى از آن نمى شود .

و لاتقتلوا أولدكم خشية إملق

89- ترس از سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 52 - 14

14 - مصلحت انديشى و ترس از پيشامد هاى ناگوار ، بهانه بيماردلان براى دوستى با يهود و نصارا

يقولون نخشى ان تصيبنا دائرة

«دائرة» از مصدر «دوران» (چرخيدن) است ; كه در برداشت فوق به معناى حادثه هاى ناگوار گرفته شده ; چون چرخش روزگار احياناً موجب كمبودهايى نظير قحطى، خشكسالى و ديگر حوادث تلخ مى شود.

90- ترس از شكست

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 52 - 13

13 - داشتن پناهگاهى امن در صورت شكست اسلام ، انگيزه دوستى مسلمانان بيمار دل عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) با يهود و نصارا و پذيرش ولايت آنان

يقولون نخشى ان تصيبنا دائرة

91- ترس از شكنجه هاى اشراف بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 83 - 4

4 - مؤمنان به موسى ( ع ) ، از رؤسا و اشراف قوم خود و از اذيت و شكنجه هاى فرعون در وحشت شديدى به سر مى بردند .

فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه على خوف من فرعون و ملإيهم أن يفتنهم

تنكير «خوف» دلالت بر شدت آن مى كند و از معانى فتنه عذاب و شكنجه است.

92- ترس از شكنجه هاى فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 83 - 4

4 - مؤمنان به موسى ( ع ) ، از رؤسا و اشراف قوم خود و از اذيت و شكنجه هاى فرعون در وحشت شديدى به سر مى بردند .

فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه على خوف من فرعون و ملإيهم أن يفتنهم

تنكير «خوف» دلالت بر شدت آن مى كند و از معانى فتنه عذاب و شكنجه است.

93- ترس از طعمه گرگ شدن يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 13 - 9

9- « عن على بن الحسين ( ع ) : . . . قال يعقوب ( ع ) « إنى ليحزننى أن تذهبوا به و أخاف أن يأكله الذئب » فانتزعه حذراً عليه من أن تكون البلوى من الله عزوجل على يعقوب فى يوسف خاصّة . . . ;

از امام سجاد(ع) روايت شده است: . .. يعقوب [به فرزندان] گفت: «بردن شما يوسف را مرا غمگين مى كند و مى ترسم كه او را گرگ بخورد» ; پس يوسف را از دست آنان گرفت، چون مى ترسيد آن بلايى كه قرار بود از طرف خدا بر او وارد شود، در مورد يوسف بالخصوص باشد».

94- ترس از ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 63 - 13

13 - ترك نهى از منكر در برابر ستمگران ، از سوى علماى اهل كتاب ، به انگيزه حفظ منافع شخصى - تأمين شده از ناحيه آن ستمگران - و يا ترس از تهديداتشان

لولا ينهيهم الربنيون و الاحبار

از امام حسين(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: . .. و انما عاب اللّه ذلك عليهم لانهم كانوا يرون من الظلمة الذين بين اظهرهم المنكر و الفساد فلاينهونهم عن ذلك رغبة فيما كانوا ينالون منهم و رهبة مما يحذرون ... .


تحف العقول، ص 137; بحارالانوار، ج 100، ص 79، ح 37.

95- ترس از عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 16 - 3

3 - نگرانى دائمى متّقين ، از كردار خويش و عذاب الهى

للّذين اتقوا . .. يقولون ربّنا ... فاغفرلنا ذنوبنا و قنا عذاب النار

استمرار و دوام، از فعل مضارع «يقولون» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 167 - 17

17 - ترس از عقوبت هاى خدا ، در عين اميد به مغفرت و رحمت او ، مايه تربيت انسان و رشد و تعالى اوست .

إن ربك لسريع العقاب و إنه لغفور رحيم

توصيف خداوند به «عقوبت كننده اى سريع» و «بخشايشگرى مهربان»، پس از به كارگيرى عنوان «رب»، مى تواند بيانگر اين باشد كه توجه به اين دو صفت در انسان ترس و اميدى ايجاد مى كند كه مايه تربيت و كمال او خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 57 - 9،11،13

9- معبود هاى مشركان ، خود ترسان از عذاب خدا و اميدوار به رحمت او هستند .

يرجون رحمته و يخافون عذابه

11- لزوم اميدوارى به رحمت خدا در عين بيم داشتن از عذاب و كيفر او

أُولئك . .. يرجون رحمته و يخافون عذابه

13- دعوت كنندگان به تعاليم الهى ، در عين تلاش براى كسب وسيله و راهى جهت تقرب به خداوند ، به رحمت او اميدوار و از عذابش بيمناكند .

يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب و يرجون رحمته و يخافون عذابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 87 - 4

4 - بيم داشتن از عذاب خدا ، توصيه اى الهى به انسان ها

أفلاتتّقون

«إتقاء»، به معناى ترسيدن است و «أفلاتتّقون» به تقدير «أفلاتتّقون عذابه» مى باشد; يعنى، «آيا از عذاب او بيم نداريد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 13 - 3

3 - خوف و هراس پيامبر (صلی الله علیه و آله) از عذاب بزرگ الهى ، بازدارنده آن حضرت از هرگونه عصيان و نافرمانى بود .

إنّى أخاف إن عصيت ربّى عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 37 - 6

6 - سرگذشت قوم لوط ، عبرتى براى بيمناكان از عذاب دردناك كفر و گناه

و تركنا فيها ءاية للذين يخافون العذاب الأليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 27 - 1،3

1 - ترس و نگرانى از عذاب پروردگار ، از ويژگى هاى مؤمنان و مسلمانان راستين

و الذين هم من عذاب ربّهم مشفقون

3 - هراس و نگرانى از عذاب الهى ، خصلتى شايسته و عملى بايسته

و الذين هم من عذاب ربّهم مشفقون

مطلب ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، در مقام تمجيد از مؤمنانى است كه داراى چنين خصلت ها و اوصافى اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 16

16 - شيطان به دليل ترس از گرفتار شدن به عذاب الهى با ضربه هاى سهمگين فرشتگان جنگ بدر از آن معركه فرار كرد .

إنى أرى ما لاترون إنى أخاف اللّه

مراد از خوف خدا (إنى أخاف اللّه) به دليل «إنى ارى ما لاترون» گرفتار شدن به چنگ فرشتگان حاضر در كارزار بدر است.

96- ترس از عذاب اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 5 - 10

10 - ترس از عذاب هاى اخروى و اميد به پاداش هاى جهان آخرت ، از انگيزه هاى آدمى براى عبادت خدا

ملك يوم الدين. اءيّاك نعبد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 95 - 6

6 - گريز باور داران به قيامت از مرگ و ناپسند شمردن آن ، به خاطر ارتكاب گناهان و ترس از عذاب اخروى است .

و لن يتمنوه أبداً بما قدمت أيديهم

«باء» در «بما قدمت» سببيه است. بنابراين جمله «لن يتمنوه ...» گوياى اين حقيقت است كه گناهان از عوامل ترس از مرگ است. گفتنى است كه چون جمله فوق درباره باورداران به خدا و قيامت است، علت ياد شده مخصوص آنان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 15 - 1،2،3،6،10

1 - ترس پيامبر(صلی الله علیه و آله) از عذاب خداوند

قل إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم

2 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور به اظهار ترس خويش از عذاب در صورت نافرمانى از پروردگار

قل إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم

3 - نقش سازنده بيان ترس پيشوايان دين از عذاب الهى، در هدايت مردم و بازداشتن آنها از گناه

قل إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم

6 - ترس از عذاب قيامت، مانع از شرك و پذيرش ولايت غير خدا

أغير اللّه أتخذ وليا . .. إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم

10 - عذاب قيامت دهشتزا و سزاوار ترس بسيار

إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم

توصيف روز قيامت به «عظيم»، بيان عظمت رخدادهاى آن (عذاب و . .. ) نيز هست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 103 - 2

2- عذاب آخرت ، عذابى سخت و سزاوار هراسيدن است .

لمن خاف عذاب الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 1 - 5

5- ترس از عذاب اخروى ، خصلتى ارزشمند و مورد توصيه خداوند

يأيّها الناس اتّقوا ربّكم إنّ زلزلة الساعة شىء عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 13 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در خوف و هراس از عذاب قيامت ، در صورت عصيان و نافرمانى كردن

إنّى أخاف إن عصيت ربّى عذاب يوم عظيم

97- ترس از عذابهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 56 - 5

5 - هراس از مقام ربوبى خدا و نقمت او و اميد داشتن به رحمت وى ، از آداب دعا و نيايش به درگاه خداوند است .

و ادعوه خوفاً و طمعاً

هر يك از «خوفاً» و «طمعاً» مصدرى است به معناى اسم فاعل و حال براى فاعل «ادعوه» مى باشد. يعنى «ادعوه خائفين و طامعين». متعلق «طمعاً» به قرينه فراز بعد رحمت خداست و در مقابل، متعلق «خوفاً» نقمت خدا و دورى از رحمت او خواهد

بود.

98- ترس از عصاى موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 21 - 2

2 - موسى ( ع ) از گرفتن عصاى مار شده خويش در بيم و هراس بود .

قال خذها و لاتخف

99- ترس از عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 3

3- در قيامت مجرمان ، هنگام مشاهده نامه عمل ، از كردار خود وحشت و دلهره پيدا مى كنند .

فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه

100- ترس از غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 40 - 16

16 - هراس از خدا و نترسيدن از غير او ، زمينه ساز پايبندى به عهد اوست .

أوفوا بعهدى . .. و إبى فارهبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 17

17 - پروا داشتن از خدا و نهراسيدن از غير او ، مستلزم ايمان به قرآن و پرهيز از دين فروشى است .

ءامنوا بما أنزلت . .. و لاتشتروا بأيتى ثمناً قليلا و إيّى فاتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 14

14 - لازمه ايمان راستين ، بيم داشتن از خدا و نهراسيدن از قدرت و سطوت غير اوست .

أتخشونهم فاللّه أحق أن تخشوه إن كنتم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 18 - 8،9

8 - اقامه نماز ، پرداخت زكات و بيم داشتن از خدا و نهراسيدن از غير او ، نشانه هاى ايمان راستين

من ءامن باللّه و اليوم الأخر و أقام الصلوة و ءاتى الزكوة و لم يخش إلا اللّه

9 - ايمان به خدا و روز رستاخيز ، اقامه نماز و پرداخت زكات و نترسيدن از غير خدا ، زمينه ساز ره يابى به صراط مستقيم و قرار گرفتن در زمره ره يافتگان

من ءامن باللّه و اليوم الأخر . .. فعسى أولئك أن يكونوا من المهتدين

101- ترس از فرجام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بينه - 98 - 8 - 16

16 - مؤمنان داراى عمل صالح ، هراسان از فرجام خويش و نگران از كوتاهى در برابر عظمت خداوند

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. ذلك لمن خشى ربّه

ترس از خداوند، به معناى نگرانى و هراس از فرجام خويش هنگام روبه رو شدن با او است.

102- ترس از فرجام اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 30 - 9

9 - موحدان راستين ، در خوف و هراس نسبت به سرنوشت اخروى خويش و اندوهناك از خطا ها و لغزش هاى خود

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا. .. ألاّتخافوا و لاتحزنوا

بنابراين نكته كه نزول ملائكه در دنيا و يا به هنگام مرگ باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 18 - 5

5 - مؤمنان ، نسبت به فرجام اخروى خود بيمناك و نگران اند .

و الذين ءامنوا مشفقون منها

103- ترس از فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 55 - 3

3 - ترسيدن و حساب بردن مردم عصر فرعون از خشم و غضب او و تحريك شدنشان عليه كسانى كه باعث خشم او مى شدند .

فأرسل فرعون فى المدائن حشرين . .. و إنّهم لنا لغائظون

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّهم لنا لغائظون» در مقام تعليل براى تعقيب بنى اسرائيل است; يعنى، چون آنان ما را به خشم آوردند، پس سزاوار است كه شما آنان را تعقيب كنيد.

104- ترس از فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 21 - 1

1 - فرار موسى ( ع ) از مصر ، در پى كشتن مرد قبطى و ترس از انتقام فرعونيان

ففررت منكم لمّا خفتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 33 - 3

3 - ترس موسى از كشته شدن به دست فرعونيان به تقاص قتل مرد قبطى

إنّى قتلت منهم نفسًا فأخاف أن يقتلون

105- ترس از فقر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 34

34 - « انه قيل يا رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) ما « آتى المال على حبه » فكلنا نحبه ؟ قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : تؤتيه حين تؤتيه و نفسك حين تحدثك بطول العمر و الفقر ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) سؤال شد كه: مراد از «آتى المال على حبه» چيست؟ همه مال خود را دوست مى داريم. رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: مراد اين است كه مال خود را در راه خدا مى دهى، در حالى كه نفست تو را از عمر دراز و فقر مى ترساند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 268 - 1،3

1 - شيطان ، انسان را از فقر مى ترساند و مانع انفاق مى شود .

الشّيطان يعدكم الفقر

3 - ترس از فقر ، مانعى شيطانى براى انفاق

الشّيطان يعدكم الفقر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 92 - 14

14 - رسيدن به پاداش نيك خدا در گرو انفاق از مال با وجود علاقه به آن و ترس از فقر

لن تنالوا البر حتى تنفقوا ممّا تحبون

از رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) درباره آيه فوق سؤال شد آن حضرت فرمود: هو ان ينفق العبد المال و هو شحيح يأمل الدّنيا و يخاف الفقر.


مجمع البيان، ج 2، ص 793 ; تفسير برهان، ج 1، ص 298، ح 7.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 31 - 5

5- ترس از فقر و تهى دستى ، مجوز ارتكاب قتل فرزند نمى شود .

و لاتقتلوا أولدكم خشية إملق

106- ترس از قتل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 14 - 4

4 - بيم موسى ( ع ) از اقدام فرعونيان مبنى بر قتل او به خاطر رفتار گذشته اش ( قتل مرد قبطى )

فأخاف أن يقتلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 16 - 6

6 - منافقان حاضر در غزوه احزاب ، براى نجات از مرگ و يا كشته شدن ، تصميم به فرار از جهاد گرفتند .

إن يريدون إلاّ فرارًا . .. إن فررتم من الموت أو القتل

107- ترس از قدرت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 25 - 6

6 - وحشت و احساس خطر فرعون ، هامان و قارون از گسترش آيين موسى و قوت گرفتن پيروان آن حضرت

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه

از فرمان فرعون و. .. به قتل ايمان آورندگان به موسى(ع)، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

108- ترس از قهاريت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 50 - 1،4

1- فرشتگان ، همواره ، از مقام ربوبيت و قهّاريت خداوند ، در خوف و هراسند .

و الملئكة . .. يخافون ربّهم من فوقهم

«من فوقهم» حال براى «ربّ» است و دلالت بر علوّ و برترى خدا مى كند كه حاكى از قهّاريت اوست و فعل مضارع «يخافون» دلالت بر تداوم مى كند.

4- مقام ربوبيت و قهّاريت خداوند ، شايسته ترس و هراس است .

يخافون ربّهم من فوقهم

109- ترس از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 281 - 8

8 - توجه به قيامت و خوف از آن ، بازدارنده آدمى از اعمال ناشايست ( ربا و . . . ) و ترغيب كننده او به اعمال شايسته ( انفاق ، صدقه و . . . )

يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللّه و ذروا ما بقى من الرّبوا . .. و ان تصدقوا خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 109 - 7

7 - ضرورت ترس از قيامت و صحنه هاى حسابرسى در آن روز .

يوم يجمع اللّه الرسل

برداشت فوق بر اين است كه «يوم» بدل اشتمال براى «اللّه» در آيه قبل «اتقوا اللّه» گرفته شود و يا مفعول باشد. براى فعلى همانند: «اتقوا و يا احذروا و ... كه به قرينه «اتقوا اللّه» حذف شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 51 - 4

4 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور به سرمايه گذارى بيشتر تبليغى براى بيمناكان از حشر و قيامت

و أنذر به الذين يخافون أن يحشروا إلى ربهم

با اينكه انبيا بايد همه مردم را انذار دهند، ولى معرفى يك دسته براى انذار بيانگر عنايت بيشتر به آنان در امر تبليغ و انذار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 61 - 4

4 - موحدانِ بيمناك از پروردگار و روز قيامت ، پيشتاز در انجام كار هاى نيك

و هم لها سبفون

«لها» متعلق به «سابقون» است كه مفعول آن محذوف مى باشد. پس تقدير آن چنين مى شود: «و هم سابقون غيرهم لها». «سبق» به معناى پيشى گرفتن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 1،15

1 - مردمان الهى و والا مقامى كه تجارت و داد و ستد ، آنان را از ذكر خدا ، اقامه نماز و پرداخت زكات باز نمى دارد ، همواره ترسان از روز قيامت اند .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة يخافون يوم

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «رجال» مبتدا و «يخافون» خبر آن باشد.

15 - مردان الهى ، همواره از قيامت ترسان اند .

رجال . .. يخافون يومًا تتقلّب فيه القلوب و الأبصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 33 - 1،6

1 - خداوند ، فراخوان مردمان به تقوا و ترس از روز قيامت

يأيّها الناس اتّقوا ربّكم و اخشوا يومًا

6 - قيامت ، روزى هول انگيز است و شايسته است كه انسان ، از آن نگران باشد .

و اخشوا يومًا لايجزى والد عن ولده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 2

2 - عبادت شبانه با سجده و قيام ، دغدغه خاطر داشتن از روز قيامت و اميد به رحمت الهى ، از اوصاف و نشانه هاى مؤمنان راستين

أمّن هو قنت ءاناء الّيل ساجدًا و قائمًا يحذر الأخرة و يرجوا رحمة ربّه

آيه شريفه به قرينه مقابله با آيه قبل - كه درباره انسان هاى كافر بود - درصدد بيان اوصاف و نشانه هاى مؤمنان راستين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 18 - 3

3 - مؤمنان ، داراى بيم و نگرانى همراه با مراقبت ، نسبت به رستاخيز

و الذين ءامنوا مشفقون منها

«اشفاق» (مصدر «مشفقون») به معناى هراس داشتن توأم با عنايت و مراقبت نسبت به چيزى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 7 - 2

2 - خوف از قيامت ، از ويژگى هاى ابرار است .

و يخافون يومًا كان شرّه مستطيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 10 - 1

1 - ترس از احوال روز قيامت ، از ويژگى هاى ابرار

إنّا نخاف من ربّنا يومًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 45 - 4

4 - حوادث قيامت ، هولناك و سزاوار ترس و نگرانى است .

من يخشيها

110- ترس از كيفر اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 13 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اعلام هراس داشتن خود از پيامد هاى ناگوار اخروى عصيان و نافرمانى خدا به مردم

قل إنّى أخاف إن عصيت ربّى عذاب يوم عظيم

111- ترس از كيفرهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 165 - 13

13 - آدمى در هر حال بايد از عقوبتهاى الهى ترسان و به رحمت او اميدوار باشد.

إن ربك سريع العقاب و إنه لغفور رحيم

112- ترس از گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 116 - 7

7 - گنهكار بايد بيمناك از گناه خويش و اميدوار به مغفرت الهى باشد .

إنّ اللّه . .. و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

خداوند با اشاره به اينكه آمرزش گناهان حتمى نخواهد بود و تنها مشيت الهى آن را رقم خواهد زد، خواسته است انسانها را از يكسو اميدوار به رحمت و آمرزش كند (رجاء) و از سوى ديگر آنان را نسبت به گناهان بيمناك سازد (خوف).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 98 - 11

11 - انسان بايد همواره بيمناك از گناهان خويش و اميدوار به رحمت و مغفرت الهى باشد .

اعلموا إنّ اللّه شديد العقاب و إنّ اللّه غفور رحيم

113- ترس از مخالفت با خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 33 - 2

2 - متقين ، در عين اعتقاد به رحمانيت خداوند ، بيمناك از مخالفت با او *

من خشى الرحمن بالغيب

از اين كه وصف «الرحمان» مفعول «خشى» قرار گرفته است، مى توان به مطلب فوق ره برد; زيرا در نظر ابتدايى، وصف «منتقم،قهار و. ..» متناسب با خشيت است و اين كه وصف «رحمت» به كار گرفته شده است، مى رساند كه رجاى متقين آنان را به گناه نمى كشاند.

114- ترس از مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 243 - 1

1 - فرار هزاران تن از اقوام گذشته از ديار خويش به خاطر ترس از مرگ ، و ميرانده شدن و دوباره زنده شدن آنان پس از مدّتى از سوى خداوند

الم تر الى الّذين . .. ثمّ احياهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 252 - 1

1 - ميراندن و زنده كردن خداوند ، جمعيّتى را كه به سبب ترس مرگ از ديارشان گريختند ، از آيات الهى

الم تر الى الّذين خرجوا . .. تلك ايات اللّه

كلمه «تلك» علاوه بر اينكه اشاره به داستان طالوت و جالوت است، مى تواند اشاره به قصّه سابق بر آن نيز باشد; يعنى قصّه آنان كه از مرگ گريختند و . .. .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 28 - 11

11 - خداترسى ، تقويت كننده روحيه آدمى در برخورد با حادثه مرگ

لئن بسطت إلى يدك . .. انى اخاف اللّه رب العلمين

جمله «انى اخاف اللّه» تعليل است براى «ما انا بباسط . ..» و مى رساند كه هابيل به خاطر ترس از خداوند، خطر مرگ را ناديده گرفته و از پيشدستى به كشتن قابيل خوددارى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 16 - 6

6 - منافقان حاضر در غزوه احزاب ، براى نجات از مرگ و يا كشته شدن ، تصميم به فرار از جهاد گرفتند .

إن يريدون إلاّ فرارًا . .. إن فررتم من الموت أو القتل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 20 - 5

5 - منافقان مدينه ، به شدت از كشته شدن و آسيب ديدن ، واهمه داشتند .

و إن يأت الأحزاب يودّوا لو أنّهم بادون فى الأعراب

اين كه مى فرمايد: «دوست داشتند در بيابان باشند» كنايه از اين است كه نمى خواستند در مدينه باشند تا از جنگ، آسيبى به آنها برسد و يا كشته شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 12 - 3

3 - ترس از مرگ ، عامل اصلى تخلّف اعراب از همراهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در سفر حديبيه

بل ظننتم أن لن ينقلب الرسول و المؤمنون إلى أهليهم أبدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 7 - 1،3

1 - يهود ، قومى هراسان از مرگ و غير مشتاق براى لقاى الهى

و لايتمنّونه أبدًا

3 - ظالمان ، در هراس از مرگ و گريزان از آن

و لايتمنّونه . .. و اللّه عليم بالظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 8 - 2

2 - قوم يهود ، مردمى هراسان از مرگ

قل إنّ الموت الذى تفرّون منه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 100 - 11

11 - ترس از مواجهه با مرگ در مسير هجرت ، نبايد مانع اقدام به آن گردد .

و من يخرج من بيته مهاجراً الى اللّه و رسوله ثم يدركه الموت فقد وقع اجره على اللّ

115- ترس از معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 81 - 1

1 - نترسيدن از پيامد شرك به خداى يگانه و در هراس بودن از شريكان موهوم او، كارى شگفت و نابخردانه است.

و كيف أخاف ما أشركتم و لاتخافون أنكم أشركتم بالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 51 - 9

9- معتقدان به خدايان متعدد ( مشركان ) ، از معبود هاى خويش هراسان بودند .

لاتتخذوا إلهين اثنين . .. فإيّ-ى فارهبون

«فا» در «فإيّاى» جواب شرط مقدر است و آوردن آن بر سر مفعول مقدم - كه مفيد حصر است - مى تواند حكايت از نكته ياد شده بكند.

116- ترس از معجزه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 22 - 5

5 - فرعون با مشاهده معجزه موسى ( ع ) ، وحشت زده از آن روى برتافت و شتابزده گريزان شد . *

ثمّ أدبر يسعى

«إدبار» فرعون، - در يك احتمال - به معناى فرار او از ترس معجزه موسى(ع) است كه در شكل مار عظيم ظاهر شده بود.

117- ترس از ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 6

6 - وحشت مجرمان از ملائكه به هنگام رو در رويى با آنها ، به هنگام مرگ و روز رستاخيز

يوم يرون الملئكة لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجرًا محجورًا

118- ترس از موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 80 - 13،14

13 - ابراهيم(ع) ترس مفروض از پديده هاى جهان را به خواست و مشيت خداوند دانست، نه تأثير مستقل پديده ها و ربوبيت آنها

و لا أخاف ما تشركون به إلا أن يشاء ربى شيئا

14 - خوف انگيز بودن برخى پديده ها و رخدادهاى جهان به مشيت خداوند است، نه ربوبيت پديده ها و تأثير آنها.

و لا أخاف ما تشركون به إلا أن يشاء ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 81 - 9

9 - ترس از آسيب رسانى برخى موجودات، از عوامل شريك پنداشتن آنها براى خداوند است.

و كيف أخاف ما أشركتم . .. فأى الفريقين أحق بالأمن

119- ترس از مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 13 - 2،4

2 - ترس منافقان از مؤمنان ، بيشتر و جدى تر از ترس آنان از خداوند

لأنتم أشدّ رهبة فى صدورهم من اللّه

4 - عقب نشينى منافقان از همگامى با كافران ، معلول ترس عميق آنان از مؤمنان

لئن أُخرجوا لايخرجون معهم . .. لأنتم أشدّ رهبة فى صدورهم من اللّه

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل و اين كه «لأنتم أشد رهبة» در مقام بيان علت عقب نشينى منافقان از يارى كافران باشد، مطلب بالا قابل برداشت است.

120- ترس از نفخ صور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 87 - 2

2 - دميده شدن در صور ، داراى پى آمد هاى سنگين و وحشت بار براى همه موجودات هستى

و يوم ينفخ فى الصور ففزع من فى السموت و من فى الأرض

تعبير «السماوات و الأرض» دربرگيرنده همه هستى است.

121- ترس از وعيدهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 14 - 5،6

5- رهايى از چنگال ظالمان با هلاك شدنشان و سكونت در جاى آنان ، تنها براى كسانى ميسّر است كه از مقام و وعيد خداوند بترسند .

لنهلكنّ الظلمين . و لنسكننّكم الأرض من بعدهم ذلك لمن خاف مقامى و خاف وعيد

6- كسانى از امداد هاى ويژه خداوند برخوردار مى شوند كه از مقام الهى ( حسابرسى ) و وعيد او ترس داشته باشند .

و لنسكننّكم الأرض من بعدهم ذلك لمن خاف مقامى و خاف وعيد

«مقام» اسم مكان است و به قرينه ترس و وعيدى كه به دنبال آن آمده است مى تواند به معناى مكان قيام براى حسابرسى باشد.

122- ترس اشراف قوم فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 127 - 3

3 - اشراف دربار فرعون بيمناك از برچيده شدن نظام فرعونى و به قدرت رسيدن موسى ( ع ) و قوم او

أتذر موسى و قومه ليفسدوا فى الأرض و يذرك و ءالهتك

123- ترس اصحاب كهف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 19 - 33

33- اصحاب كهف ، از پى بردن مردم به مخفى گاه شان نگران و بيم ناك بودند و براى پيش گيرى از افشاى آن ، تلاش مى كردند .

و لايشعرنّ بكم أحدًا

124- ترس اقوام پيشين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 13 - 6

6- نگرانى و ترس اقوام كفرپيشه از گسترش و تأثير تعاليم انبيا در صورت حضور آنان در جامعه

لنخرجنّكم من أرضنا أو لتعودنّ فى ملّتنا

125- ترس امام حسن(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 7 - 6

6 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، وفاكنندگان به نذر خويش و بيم داران از قيامت بودند .

يوفون بالنذر و يخافون يومًا كان شرّه مستطيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 10 - 6

6 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، مظهر بيم دارى از قيامت و ايمان به روز جزا

إنّا نخاف من ربّنا يومًا عبوسًا قمطريرًا

126- ترس امام حسين(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 7 - 6

6 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، وفاكنندگان به نذر خويش و بيم داران از قيامت بودند .

يوفون بالنذر و يخافون يومًا كان شرّه مستطيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 10 - 6

6 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، مظهر بيم دارى از قيامت و ايمان به روز جزا

إنّا نخاف من ربّنا يومًا عبوسًا قمطريرًا

127- ترس امام على(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 7 - 6

6 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، وفاكنندگان به نذر خويش و بيم داران از قيامت بودند .

يوفون بالنذر و يخافون يومًا كان شرّه مستطيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 10 - 6

6 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، مظهر بيم دارى از قيامت و ايمان به روز جزا

إنّا نخاف من ربّنا يومًا عبوسًا قمطريرًا

128- ترس انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 21 - 7

7 - ترس از غير خدا ، منافاتى با مقام نبوت ندارد .

لاتخف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 39 - 3

3 - پيامبران ، از كسى جز خداوند ، ترس و هراسى نداشتند .

الذين يبلّغون . .. و يخشونه و لايخشون أحدًا إلاّ اللّه

129- ترس انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 16

16 - انسان ها ، طبيعتاً ، نگران از دست رفتن حقوق خويش از سوى همسانان خودند .

تخافونهم كخيفتكم أنفسكم

130- ترس انسان ها در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 4 - 1

1 - مردم در قيامت ، مانند پروانه هاى ريز و پراكنده در هوا ، هراسان و بى سامان به هر طرف روى خواهند آورد .

يوم يكون الناس كالفراش المبثوث

«فَراشَة» (مفرد «فَراش»); يعنى، آنچه بال زده و در حرارت چراغ سقوط كرده و خود را مى سوزاند (تاج العروس) «فرّاء» آنها را ملخ هايى مى داند كه روى زمين گسترده و در هم مى لولند (مجمع البيان). تشبيه مردم در قيامت به آن حشرات، نشانگر سردرگمى، ترس و اضطرابى است كه انسان ها را به هر سو خواهد كشاند.

131- ترس اولياء الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 1،15

1 - مردمان الهى و والا مقامى كه تجارت و داد و ستد ، آنان را از ذكر خدا ، اقامه نماز و پرداخت زكات باز نمى دارد ، همواره ترسان از روز قيامت اند .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتاء الزكوة يخافون يوم

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «رجال» مبتدا و «يخافون» خبر آن باشد.

15 - مردان الهى ، همواره از قيامت ترسان اند .

رجال . .. يخافون يومًا تتقلّب فيه القلوب و الأبصر

132- ترس بازماندگان اهل عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 47 - 4

4- به هلاكت رساندن گروهى از مردم و به دنبال آن ايجاد بحران روانى در بازماندگان ، از جمله عذاب هاى دنيوى خداوند

أو يأخذهم على تخوّف

133- ترس بدكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 47 - 2

2- بدكاران ، به هلاكت در حال وحشت و هراس تهديد شدند .

أفأمن الذين مكروا السيّئات . .. أو يأخذهم على تخوّف

134- ترس بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 109 - 5

5 - بندگان شايسته خدا ، همواره معترف به ايمان و بيمناك از كاستى اعمال خويش

إنّه كان فريق من عبادى يقولون ربّنا ءامنّا فاغفر لنا و ارحمنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 4

4 - پيوستگى و گريزناپذيرى عذاب جهنم ، موجب هراسناكى و اضطراب شديد بندگان خالص خدا از سرنوشت اخروى شان

إنّ عذابهاكان غرامًا

درخواست رهايى از عذاب و تعليل آن به اين كه آن عذاب دائمى و گريزناپذير است، برداشت فوق را مى رساند.

135- ترس بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 22 - 2

2 - هراس قوم موسى ( بنى اسرائيل ) از برخورد و رويارويى با زورگويان قدرتمند حاكم بر سرزمين مقدس

قالوا يموسى ان فيها قوماً جبارين و إنّا لن ندخلها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 24 - 2

2 - هراس قوم موسى ( ع ) ( بنى اسرائيل ) از برخورد و رويارويى با زورگويان قدرتمند حاكم بر سرزمين مقدس

قالوا يموسى إنّا لن ندخلها ابداً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 171 - 2

2 - قوم موسى هراساان از سقوط كوهِ برافراشته شده بر سر آنان

و ظنوا أنه واقع بهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 61 - 2

2 - اظهار نگرانى و وحشت همراهان موسى از گرفتار آمدن در كمند سپاه فرعون

قال أصحب موسى إنّا لمدركون

«ادراك» (مصدر مجهول «مدركون») به معناى گرفتار شدن است «إنّا لمدركون»; يعنى، ما قطعاً گرفتار خواهيم شد.

136- ترس بيماردلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 20 - 8

8- نگاه بيماردلان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پس از نزول آيات جهاد ، نگاهى وحشت زده و محتضرگونه

ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت

137- ترس پسنديده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 12

12 - خداوند تنها مقامى كه شايسته و بايسته ترسيدن و پروا داشتن است .

و إيّى فاتّقون

روشن است كه پروا داشتن و ترسيدن از خدا، به لحاظ عذابها و كيفرهايى است كه او براى خاطيان و گنهكاران مقرر فرموده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 150 - 14

14 - ترس از خداوند ، زمينه ساز عمل به احكام اوست .

فولوا وجوهكم شطره . .. فلا تخشوهم واخشونى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 229 - 16

16 - احتمال و ترس معقول و متعارف از مراعات نكردن حدود الهى در خانواده ، مُجوّز طلاق خُلع *

فان خفتم اَلاّ يقيما حدود اللّه

با توجّه به اينكه «ان خفتم»، خطاب به عموم مردم است، معلوم مى شود نگرانى زن و شوهر بايد به نحوى باشد كه عموم مردم نيز در صورت آگاهى، اين نگرانى را داشته باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 233 - 37،39

37 - خداترسى و توجّه به نظارت او بر اعمال ، عامل رعايت حقوق متقابل مادر ، پدر و دايه

و الوالدات يرضعن . .. و اتقوا اللّه و اعلموا ان اللّه بما تعملون بصير

39 - خداترسى و توجّه به آگاهى او ، عامل رعايت مصالح نوزادان و مسائل مربوط به شيردهى آنان از سوى پدر ، مادر ، وارثان پدر و دايه

و الوالدات يرضعن . .. و اتقوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 235 - 12

12 - آگاهى همه جانبه خداوند بر اسرار انسان ، مقتضى ترس و پروا داشتن از او

و اعلموا انّ اللّه يعلم ما فى انفسكم فاحذروه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 281 - 8

8 - توجه به قيامت و خوف از آن ، بازدارنده آدمى از اعمال ناشايست ( ربا و . . . ) و ترغيب كننده او به اعمال شايسته ( انفاق ، صدقه و . . . )

يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللّه و ذروا ما بقى من الرّبوا . .. و ان تصدقوا خير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 16 - 3

3 - نگرانى دائمى متّقين ، از كردار خويش و عذاب الهى

للّذين اتقوا . .. يقولون ربّنا ... فاغفرلنا ذنوبنا و قنا عذاب النار

استمرار و دوام، از فعل مضارع «يقولون» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 28 - 16

16 - ترس از خداوند ، موجب پرهيز از پذيرش ولايت كافران

لا يتّخذ المؤمنون الكافرين اولياء . .. و يحذّركم الله نفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 30 - 14

14 - ترس از خدا ، مايه ترك كردار بد

و ما عملت من سوء تودّ . .. و يحذركم اللّه نفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 102 - 6

6 - ترس از خدا و رعايت تقوا ، زمينه ساز تسليم دائمى و همه جانبه در برابر خداوند

اتقوا اللّه حقّ تقاته و لا تموتنّ الاّ و انتم مسلمون

جمله «و لا تموتنّ الاّ و انتم مسلمون»، دالّ بر دوام است و حذف متعلق «مسلمون»، دلالت بر همه جانبه بودن تسليم دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 12،13

12 - ضرورت تقواپيشگى و خداترسى

فاتّقوا اللّه

13 - خداترسى و تقواپيشگى ، موجب سزاوار شدن اهل ايمان ، براى نصرت و يارى خداوند

و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة فاتّقوا اللّه

تفريع جمله «فاتّقوا اللّه»، بر بيان نصرت الهى در بدر «و لقد نصركم اللّه ببدر»، نمايانگر علّت سزاوار شدن مؤمنان به يارى خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 13،16

13 - ترس از خدا ، زمينه مسؤوليت پذيرى ، و ترس از غير خدا ، زمينه گريز از مسؤوليت

الّذين استجابوا . .. فلا تخافوهم و خافون

16 - ترس از خدا و نترسيدن از ديگران ، لازمه ايمان است .

فلا تخافوهم و خافون ان كنتم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 194 - 14

14 - هراس خردمندان مؤمن از خوارى و خذلان در روز قيامت

و لا تخزنا يوم القيمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 22

22 - ترس و خشيت ، تنها سزاوار مقام بلند و رفيع خداوند است .

اذا فريق منهم يخشون النّاس كخشية اللّه او اشدّ خشية

ترسِ آميخته با تعظيم را «خشية» مى گويند. يعنى اگر عظمت كسى يا چيزى باعث ترس از او شود، مى گويند از او خشيت دارد. و نكوهش خداوند از ترسيدن از غير او دلالت مى كند كه تنها بايد از او خشيت داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 18

18 - لزوم ترس از خدا و نترسيدن از دشمنان دين

فلاتخشوهم و اخشون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 51 - 2،8

2 - بيمناكان از حشر و حضور در پيشگاه خداوند داراى زمينه مساعد براى پذيرش انذار و دعوت پيامبران هستند.

و أنذر به الذين يخافون أن يحشروا إلى ربهم

8 - هراس از روزى كه در آن جز خداوند ياور و شفيعى نيست، زمينه پذيرش انذارهاى انبيا

و أنذر به الذين يخافون أن يحشروا إلى ربهم ليس لهم من دونه ولى و لا شفيع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 81 - 3

3 - مشركان سزاوار هراس از خداوند به سبب شريك پنداشتن براى او هستند.

و لاتخافون أنكم أشركتم بالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 154 - 6

6 - هيچ مقامى ، جز خدا ، شايسته آن نيست كه آدمى در برابر آن هراسان شود .

للذين هم لربهم يرهبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 2 - 8

8 - ايمان ، توكل بر خدا و خداترسى ، از ارزش هاى متعالى

وجلت قلوبهم . .. و على ربهم يتوكلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 67 - 4

4 - نگرانى از فريفته شدن مردم با تبليغات سوء و مشتبه شدن حق و باطل بر آنان ، امرى بايسته و هراسى نيكو است .

فأوجس فى نفسه خيفة موسى

نهى از خوف كه در آيه بعد آمده است، موسى(ع) را به خاطر نگرانى اش، تخطئه نكرده است; بلكه جمله «إنّك أنت الأعلى» از فرجام كار و اين كه پيروزى با موسى(ع) خواهد بود، خبر مى دهد و نگرانى موسى(ع) را زايل مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 9 - 4

4 - ترس از خدا و نگرانى از دست نيافتن به تزكيه نفس ، ترسى به سزا و حالتى مطلوب در پيشگاه خداوند

و هو يخشى

138- ترس خانواده ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 52 - 3

3- ابراهيم ( ع ) و خانواده وى با مشاهده ورود مهمانان ( فرشتگان ) به محضر ايشان ، هراسناك و مضطرب شدند .

إذ دخلوا عليه . .. قال إنا منكم وجلون

با اينكه ملائكه بر شخص حضرت ابراهيم(ع) وارد شدند (دخلوا عليه) امّا آن حضرت هراس و اضطراب را به صورت جمع (إنا منكم وجلون) بيان كرده است و اين نشان دهنده هراس خود او و خانواده اش مى باشد. لازم به ذكر است كه «وجل» به آن ترسى گفته مى شود كه سراپاى وجود انسان را فراگيرد (مفردات راغب).

139- ترس داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 22 - 2،3

2 - داوود ( ع ) ، برخوردار از روحيات و خصوصيات بشرى ( مانند ترس و . . . ) در برخورد ناگهانى با خطرات

إذ دخلوا على داود ففزع منهم

3 - پى بردن نزاع كنندگان و شاكيان به وحشت داوود ( ع ) از ورودشان و دلدارى دادن آنان به آن حضرت

إذ دخلوا على داود ففزع منهم قالوا لاتخف

140- ترس در برزخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 170 - 16،18

16 - عالم پس از مرگ ( برزخ ) ، جايگاه ترس و اندوه براى برخى از انسانها

و يستبشرون بالّذين لم يلحقوا بهم من خلفهم الّا خوف عليهم و لا هم يحزنون

اگر در عالم برزخ براى هيچ كس، هيچ حزن و اندوهى نبود، سرور و شادمانى شهيدان بر اينكه نه خود و نه ديگر همرزمانشان كه با شهادت به آنان ملحق مى شوند، حزن و اندوهى ندارند، بى مورد خواهد بود.

18 - وجود شادمانى ، ترس و اندوه ( حالات روحى ) براى انسان در عالم برزخ

فرحين بما اتيهم اللّه من فضله . .. الّا خوف عليهم و لا هم يحزنون

141- ترس در تبليغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 48 - 4

4 - ايجاد بيم و اميد، از روشهاى اساسى در تبليغ

و ما نرسل المرسلين إلا مبشرين و منذرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 19

19- لزوم رعايت اعتدال در تهديد و ايجاد موازنه بين خوف و رجا ، در كار تبليغ و هدايت خلق

قل إن افتريته فلا تملكون لى من اللّه شيئًا . .. و هو الغفور الرحيم

خداوند، همپاى تهديد منكران رسالت، غفران گسترده خويش را نيز به رخ آنان مى كشد و اين خود گوياى حقيقت ياد شده است.

142- ترس در تربيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 57 - 10

10 - ايجاد بيم و اميد ، روشى براى تربيت

انّ الّذين كفروا . .. و الّذين امنوا

خداوند براى تربيت انسانها، آنان را از دوزخ بيم داده و به بهشت جاودان اميدوار مى سازد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 110 - 9

9 - طرح بيم و اميد به همراه يكديگر ، از روش هاى قرآن براى ارشاد و تربيت انسانها

فمن يجدل اللّه عنهم يوم القيمة . .. و من يعمل سوءاً ... يجداللّه غفوراً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 20

20- بيم و اخطار ، از هدف هاى تربيتى - هدايتى قرآن

و ما نرسل بالأيت إلاّ تخويفًا . .. و نخوّفهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 20 - 13

13 - « بيم و اميد » ، « بشارت و انذار » و « تهديد و تشويق » ، از روش هاى تربيتى قرآن

إنّ الخسرين . .. لهم من فوقهم ظلل من النار ... لكن الذين اتّقوا ربّهم لهم غرف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 10 - 28

28 - بشارت و انذار و ايجاد اميد از سويى و خوف از سوى ديگر ، از روش هاى قرآن براى تربيت مؤمنان

و كلاًّ وعد اللّه الحسنى و اللّه بما تعملون خبير

وعده پاداش هاى برتر اخروى به مؤمنان از يك سو و هشدار به اين كه مواظب اعمال خود باشند از سوى ديگر، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 12 - 4

4 - اخطار و بشارت و ايجاد خوف و رجا ، روش تربيتى و هدايتى قرآن كريم

و للذين كفروا بربّهم عذاب جهنّم . .. إنّ الذين يخشون ربّهم بالغيب لهم مغفرة و أج

143- ترس در جنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 122 - 12

12 - سستى و هراس در هنگامه هاى دشوار ( همانند جنگ ) و تصميم به نافرمانى از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به تنهايى ، موجب خروج از ولايت و حمايت الهى نيست .

اذ همّت . .. و اللّه وليّهما

جمله «و اللّه وليّهما»، در عين اعتراض به گروههايى كه قصد انحراف از جنگ و نافرمانى از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را داشتند، بيانگر اين است كه اين تصميمشان، باعث نشد كه ولايت الهى از آنان منقطع شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 13

13 - اعتقاد به مقدّر بودن مرگ ، از ميان برنده هراس آدمى براى سفر و حضور در ميدان نبرد ( صحنه هاى دشوار زندگى )

قالوا . .. ما ماتوا و ما قتلوا ... و اللّه يحيى و يميت

جمله «و اللّه يحيى و يميت»، مى تواند به منظور زدودن هراس از شركت در پيكار ايراد شده باشد.

144- ترس در جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 2

2 - شايعه پراكنانى كه مردم را از جهاد مى ترسانند ، شيطانند .

قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لكم . .. انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

بنابر اينكه «ذلكم»، اشاره به همان مردمى باشد كه مؤمنان را از جنگ مى ترساندند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 244 - 1

1 - توجه به حاكميّت خداوند در حيات و مرگ ، برطرف كننده ترس آدمى براى پيكار در راه او

الم تر الى الّذين . .. و قاتلوا فى سبيل اللّه

145- ترس در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 56 - 10

10 - نيايش كنندگان به درگاه خدا با حالت بيم و اميد ، از زمره محسانند .

و ادعوه خوفاً و طمعاً إن رحمت اللّه قريب من المحسنين

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه جمله «إن ال---لّه . .. » بيانگر علت «فادعوه ... » باشد يعنى توصيه ما به دعا و نيايش بدان جهت است كه شما را مشمول رحمت خويش قرار دهيم بر اين مبنا آيه دلالت مى كند كه دعا و نيايش مصداق احسان و نيايش كنندگان از زمره محسنانند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 16 - 3،5

3 - نيايش مؤمنان راستين به درگاه خدا در دل شب ، همراه با بيم و اميد است .

يدعون ربّهم خوفًا و طمعًا

5 - توأم بودن بيم و اميد در دعا و نيايش ، امرى بايسته و لازم است .

يدعون ربّهم خوفًا و طمعًا

146- ترس در قضاوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 44 - 23

23 - ترس از مردم در قضاوت بر اساس كتاب هاى آسمانى ، ناروا و مورد نهى خداوند

يحكم بها . .. فلاتخشوا الناس

147- ترس در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 274 - 8

8 - انفاق كنندگان در راه خداوند ، ترس و اندوهى در رستاخيز نخواهند داشت .

و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

بنابراينكه عدم «خوف» و «حزن» تنها مربوط به آخرت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 277 - 10

10 - مؤمنان داراى عمل صالح ، ترس و اندوهى در رستاخيز ندارند .

انّ الّذين امنوا . .. و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

بنابراينكه عدم «خوف» و «حزن» مربوط به آخرت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 42 - 10

10- قيامت ، روز خيره شدن چشم ها از شدت ترس و هولناكى آن

ليوم تشخص فيه الأبصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 97 - 7

7- نمود حالت ترس و وحشت انسان در ديدگان وى در قيامت

فإذا هى شخصة أبصر الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 2 - 13

13- هراس سخت و سهمگين مردم در عرصه رستاخيز ، جلوه اى از عذاب قهر خداوند

و لكنّ عذاب اللّه شديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 7 - 1

1 - در آستانه برپايى قيامت ، چشمان انسان ها از ترس و اضطراب ، به گردش در مى آيد .

فإذا برق البصر

فعل «بَرَقَ» وقتى به چشم نسبت داده شود، به معناى اضطراب و به گردش آمدن چشم از ترس است (مفردات راغب). گفتنى است آيه شريفه در مقام بيان حوادثى است كه در آستانه برپايى قيامت و لحظه هاى نخستين رستاخيز رخ خواهد داد.

148- ترس در مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 26 - 2

2 - مسلمانان تا پيش از هجرت به مدينه ، همواره هراسان از گرفتار آمدن به چنگ دشمنان و نابود شدن به دست آنان

تخافون أن يتخطفكم الناس

«تخطف» به معناى گرفتن با سرعت است و در آيه مى تواند كنايه از غلبه و نابودى باشد. فعل مضارع «تخافون» حكايت از استمرار اين وضعيت دارد.

149- ترس در مناجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 16 - 5

5 - توأم بودن بيم و اميد در دعا و نيايش ، امرى بايسته و لازم است .

يدعون ربّهم خوفًا و طمعًا

150- ترس در هدايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 14 - 5

5 - انذار و ايجاد ترس در مردم ، شيوه اى لازم و داراى سهمى وافر در هدايت آنان

إنّ علينا للهدى . .. فأنذرتكم نارًا تلظّى

151- ترس دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 60 - 6،7

6 - وحشت دشمن از توان رزمى مسلمانان ، تعيين كننده مرز قدرت نظامى ضرورى در جامعه ايمانى

و أعدوا لهم ما استطعتم . .. ترهبون به عدو اللّه

جمله «ترهبون . .. » به منزله تفسير و توضيحى است براى «ما استطعتم». يعنى توان نظامى بايد به حدى رسد كه دشمن را به وحشت اندازد، نه كمتر از آن ; هر چند جامعه اسلامى بر بيشتر از اين مقدار توانمند باشد.

7 - اهل ايمان بايد توان رزمى برتر خويش را به دشمنان دين بنمايانند .

ترهبون به عدو اللّه

وحشت دشمن از توان نظامى مستلزم اين است كه آنان بر توان نظامى اهل ايمان آگاه شوند. بنابراين مسلمانان بايد توان خويش را به گونه اى به آنان بنمايانند.

152- ترس دشمنان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 47 - 1

1- توطئه گران عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به هلاكت در حال وحشت و هراس تهديد شدند .

أفأمن الذين مكروا السيّئات . .. أو يأخذهم على تخوّف

«أخذ» (گرفتن) كنايه از هلاكت و «على تخوّف» حال براى مفعول «يأخذ» است. «تخوّف» ممكن است از ريشه «خوف» به معناى ترس باشد.

153- ترس دنياپرستان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 154 - 23

23 - ترس مسلمانان خودگزين و دنياطلبِ احد از افشاى موضع جاهلانه و شرك آميزشان در برابر رسول خدا (صلی الله علیه و آله)

و طائفة قد اهمّتهم انفسهم . .. يخفون فى انفسهم ما لايبدون لك

154- ترس دنيوى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 6

6 - وحشت مجرمان از ملائكه به هنگام رو در رويى با آنها ، به هنگام مرگ و روز رستاخيز

يوم يرون الملئكة لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجرًا محجورًا

155- ترس ذاكران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 38 - 11

11 - مردمانى كه دايم به ياد خدا هستند ، همواره در حال خوف و رجايند .

رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه . .. يخافون يومًا ... ليجزيهم اللّه أحس

برداشت ياد شده از آن جاست كه مردمان الهى، در عين هراس داشتن از وضعيت خود در قيامت (يخافون يوماً. ..)، چشم به پاداش فراوان خداوند و فضل او دوخته اند.

156- ترس رعد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 5

5- هراس و خوف رعد از خداوند

و يسبّح الرعد . .. من خيفته

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه «من خيفته» همان گونه كه تعليل براى تسبيح ملائكه است ، علت براى تسبيح رعد نيز باشد.

157- ترس رهبرى دينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 15 - 3

3 - نقش سازنده بيان ترس پيشوايان دين از عذاب الهى، در هدايت مردم و بازداشتن آنها از گناه

قل إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم

158- ترس زكريا(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 3 - 6

6- بيم زكريا ( ع ) از افشا شدن محتواى دعايش ، نزد مردم *

نادى ربّه نداءً خفيًّا

«خفيّاً» به قرينه «إنّى خفت الموالى» (در آيات بعد) مى تواند اشاره به نگرانى زكريا از پى بردن مردم به دعاى وى باشد.

159- ترس زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 72 - 4،5

4 - آسمان ها و زمين و كوه ها ، از قبول امانت الهى ، مى ترسيدند .

إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها و أشفقن منها

5 - خوددارى آسمان ها و زمين و كوه ها از قبول امانت الهى ، همراه با شفقت و ترس بود .

إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها و أشفقن منها

160- ترس شيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 48 - 16

16 - شيطان به دليل ترس از گرفتار شدن به عذاب الهى با ضربه هاى سهمگين فرشتگان جنگ بدر از آن معركه فرار كرد .

إنى أرى ما لاترون إنى أخاف اللّه

مراد از خوف خدا (إنى أخاف اللّه) به دليل «إنى ارى ما لاترون» گرفتار شدن به چنگ فرشتگان حاضر در كارزار بدر است.

161- ترس ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 54 - 3

3 - ترس و وحشت ستمگران ، به هنگام نزول عذاب قيامت ، تا درجه اى است كه اگر از هر يك از آنان به اندازه تمام آنچه در زمين است براى رهاييشان درخواست شود ، اگر مى داشتند ، بى درنگ نثار مى كردند .

و لو أن لكل نفس ظلمت ما فى الأرض لافتدت به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 12 - 3

3- وحشت و اضطراب شديد و ناگهانى جوامع ستمگر ، هنگام ظهور علايم و نشانه هاى عذاب الهى

فلمّا أحسّوا . .. إذا هم منها يركضون

مطلب ياد شده از «إذا»ى فجائيه - كه دلالت بر امر ناگهانى و به دور از انتظار مى كند - استفاده شده است; زيرا فرار ناگهانى دليل بر وجود نوعى اضطراب و وحشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 7 - 3

3 - ظالمان ، در هراس از مرگ و گريزان از آن

و لايتمنّونه . .. و اللّه عليم بالظلمين

162- ترس عاقلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 194 - 14

14 - هراس خردمندان مؤمن از خوارى و خذلان در روز قيامت

و لا تخزنا يوم القيمة

163- ترس علماى يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 41 - 25

25 - امتناع عالمان تحريفگر يهود از رويارويى با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، از ترس افشاى دروغ ها و تحريفهايشان *

سمعون لقوم ءاخرين لم يأتوك يحرفون الكلم من بعد مواضعه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 44 - 22

22 - عالمان يهود در عصر بعثت ، بيمناك از مردم خويش در حكم و قضاوت بر اساس تورات

و الربنيون و الاحبار بما استحفظوا من كتب اللّه . .. فلاتخشوا الناس

164- ترس فاطمه(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 7 - 6

6 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، وفاكنندگان به نذر خويش و بيم داران از قيامت بودند .

يوفون بالنذر و يخافون يومًا كان شرّه مستطيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 10 - 6

6 - حضرت على ، فاطمه ، حسن و حسين ( ع ) ، مظهر بيم دارى از قيامت و ايمان به روز جزا

إنّا نخاف من ربّنا يومًا عبوسًا قمطريرًا

165- ترس فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 6 - 4

4 - فرعون ، هامان و سپاهيانش همواره از خطر بنى اسرائيل ، در هراس بودند .

و نرى فرعون و همن . .. ما كانوا يحذرون

جمله «كانوا يحذرون» ماضى استمرارى و بيانگر ترس دائمى فرعونيان از بنى اسرائيل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 25 - 6

6 - وحشت و احساس خطر فرعون ، هامان و قارون از گسترش آيين موسى و قوت گرفتن پيروان آن حضرت

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه

از فرمان فرعون و. .. به قتل ايمان آورندگان به موسى(ع)، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 51 - 4

4 - بيم و نگرانى فرعون از گسترش و تأثير پيام موسى ( ع ) در ميان مردم مصر

و نادى فرعون . .. أفلاتبصرون

تبليغات فرعون، در جهت جلوگيرى از نفوذ پيام موسى(ع)، نشانگر نگرانى فرعون از گسترش آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 22 - 5

5 - فرعون با مشاهده معجزه موسى ( ع ) ، وحشت زده از آن روى برتافت و شتابزده گريزان شد . *

ثمّ أدبر يسعى

«إدبار» فرعون، - در يك احتمال - به معناى فرار او از ترس معجزه موسى(ع) است كه در شكل مار عظيم ظاهر شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 23 - 3

3 - فرعون ، تأثير رسالت موسى ( ع ) را بر ديگران پيش بينى كرده و از آن وحشت داشت .

فحشر فنادى

166- ترس فرعونيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 110 - 3

3 - فرعونيان ، هراسان از قدرت يابى موسى ( ع ) و بنى اسرائيل و از دست دادن حكومت و سرزمين خويش

يريد أن يخرجكم من أرضكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 112 - 4

4 - فرعونيان ، مرعوب عظمت و شگفتى معجزات موسى ( ع ) شدند .

يأتوك بكل سحر عليم

احضار همه ساحران زبردست مصر براى مقابله و مبارزه با موسى(ع)، بيانگر برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 6 - 4

4 - فرعون ، هامان و سپاهيانش همواره از خطر بنى اسرائيل ، در هراس بودند .

و نرى فرعون و همن . .. ما كانوا يحذرون

جمله «كانوا يحذرون» ماضى استمرارى و بيانگر ترس دائمى فرعونيان از بنى اسرائيل است.

167- ترس قابيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 28 - 18

18 - قابيل ، فاقد ترس از خداوند و غافل از ربوبيت گسترده او

انى اخاف اللّه رب العلمين

چون خداترسى هابيل مانع از اقدام به قتل شده، معلوم مى شود قابيل به دليل تصميمش بر برادركشى، هيچ ترسى از خدا در دل نداشته است.

168- ترس قارون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 25 - 6

6 - وحشت و احساس خطر فرعون ، هامان و قارون از گسترش آيين موسى و قوت گرفتن پيروان آن حضرت

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه

از فرمان فرعون و. .. به قتل ايمان آورندگان به موسى(ع)، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

169- ترس كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 1،2،4

1 - وعده الهى به القاى رعب و هراس در دل هاى كفرپيشگان

سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب

2 - ايجاد رعب و هراس در دل هاى كفرپيشگان ، نمونه اى از نصرت خداوند به پذيرندگان ولايت او

بل اللّه موليكم و هو خير النّاصرين. سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب

جمله «سنلقى . .. »، پس از جمله «و اللّه خير النّاصرين»، بيانگر مصداقى از يارى خداوند است.

4 - خداوند با القاى وحشت و دلهره در دل هاى كفرپيشگان تقويت كننده روحيه جامعه ايمانى در رويارويى با آنان

سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 28 - 10

10- كافران ، به هنگام مرگ دچار وحشت و ترس مى شوند .

الكفرين . الذين تتوفّ-هم الملئكة ... فألقوا السلم

تسليم شدن كافران به هنگام مرگ به قرينه «ما كنا نعمل من سوء» - كه در مقام دفاع بيان شده است - مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 13 - 7

7- كافران و عناصر سست ايمان ، داراى آينده اى پر بيم و هراس

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون

از مفهوم آيه شريفه، استفاده مى شود كه دو گروه در معرض بيم و هراس اند: 1- كافران، 2- آنان كه اظهار ايمان كرده ولى در طريق ايمان استقامت نورزند.

170- ترس كافران مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 26 - 3

3 - وحشت كافران مكه ، از تأثير شگفت قرآن و پيام وحى در شنوندگان

لاتسمعوا لهذا القرءان و الغوا فيه

171- ترس كوه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 72 - 4،5

4 - آسمان ها و زمين و كوه ها ، از قبول امانت الهى ، مى ترسيدند .

إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها و أشفقن منها

5 - خوددارى آسمان ها و زمين و كوه ها از قبول امانت الهى ، همراه با شفقت و ترس بود .

إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها و أشفقن منها

172- ترس گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 40 - 9

9 - ايجاد بيم در گنهكاران ، در عين اميدوار ساختن آنان به مغفرت الهى ، از روش هاى قرآن براى ترك گناه

يعذب من يشاء و يغفر لمن يشاء

173- ترس مادر موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 7 - 9

9 - توصيه مادر موسى از سوى خدا به دور كردن ترس و اندوه از خود نسبت به سرنوشت فرزندش

و لاتخافى و لاتحزنى

174- ترس مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 57 - 13

13- دعوت كنندگان به تعاليم الهى ، در عين تلاش براى كسب وسيله و راهى جهت تقرب به خداوند ، به رحمت او اميدوار و از عذابش بيمناكند .

يبتغون إلى ربّهم الوسيلة أيّهم أقرب و يرجون رحمته و يخافون عذابه

175- ترس متخلفان از مسافرت به حديبيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 12 - 3

3 - ترس از مرگ ، عامل اصلى تخلّف اعراب از همراهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در سفر حديبيه

بل ظننتم أن لن ينقلب الرسول و المؤمنون إلى أهليهم أبدًا

176- ترس متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 28 - 19

19 - تقواپيشگان ، خداترسند .

انما يتقبل اللّه من المتقين . .. انى اخاف اللّه رب العلمين

خداوند، هابيل را از زمره تقواپيشگان شمرده و سپس او را به خداترسى توصيف نمود.

177- ترس محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 15 - 1،2

1 - ترس پيامبر(صلی الله علیه و آله) از عذاب خداوند

قل إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم

2 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، مأمور به اظهار ترس خويش از عذاب در صورت نافرمانى از پروردگار

قل إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 37 - 11،14،33

11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از ترس مردم ، حقايقى را درباره مطلَّقه زيد ، پنهان مى كرد .

و تخفى فى نفسك ما اللّه مبديه و تخشى الناس

به قرينه ذيل آيه (فلمّا قضى زيد منها وطراً زوّجناكها) احتمال قوى اين است كه آنچه پيامبر(صلی الله علیه و آله) مخفى مى كرده، فرمان خداوند به ازدواج با زينب، مطلَّقه زيد، بوده است.

14 - شايسته است كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها از خداوند بترسد .

و اللّه أحقّ أن تخشيه

33 - « عن الرضا ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ « و تخفى فى نفسك ما اللّه مبديه و تخشى الناس » : إنّ اللّه عزّوجلّ عرف نبيّه أسماء أزواجه . . . و إحديهنّ من سمّى له زينب بنت جحش و هى يومئذ تحت زيد بن حارثة فأخفى إسمها فى نفسه و لم يبده لكيلا يقول أحد من المنافقين : إنّه قال فى إمرأة فى بيت رجل أنّ ها إحدى أزواجه . . . و خشى قول المنافقين . . . ;

از امام رضا(ع) درباره اين سخن خداى عزّوجلّ: «و تخفى فى نفسك ما اللّه مبديه» روايت شده كه خداى عزّوجلّ به پيغمبر خود نام هاى همسران اش را اعلام كرده بود و يكى از آنان، كسى بود كه براى پيغمبر، به نام زينب بنت جحش معرفى شده بود و زينب، در آن زمان همسر زيد بن حارثه بود. پس پيغمبر، نام او را مخفى مى داشت و آن را اظهار نمى كرد تا از منافقان كسى نگويد: پيغمبر درباره زنى كه در خانه ديگرى است، گفته است كه وى، يكى از همسران او است! ... رسول خدا، از گفته منافقان مى ترسيد...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 39 - 6

6 - خداوند ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) را ، براى هراس راه ندادن به خود در راه انجام دادن رسالت اش ، دلدارى داده است .

الذين يبلّغون رسلت اللّه و يخشونه و لايخشون أحدًا

ذكر اين آيه در لابه لاى آياتى كه در آن از پيامبر(صلی الله علیه و آله) و برخوردهاى ديگران با آن حضرت و در تنگنا قرار گرفتن اش سخن مى گويد، مى تواند اشعار به اين نكته داشته باشد كه «اى رسول خدا! با توجه به سنت رفتارى پيامبران پيشين، عمل كن و هراسى به خود راه نده».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 13 - 1،2

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور اعلام هراس داشتن خود از پيامد هاى ناگوار اخروى عصيان و نافرمانى خدا به مردم

قل إنّى أخاف إن عصيت ربّى عذاب يوم عظيم

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در خوف و هراس از عذاب قيامت ، در صورت عصيان و نافرمانى كردن

إنّى أخاف إن عصيت ربّى عذاب يوم عظيم

178- ترس محمد(صلی الله علیه و آله) از عذاب اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 15 - 26

26 - ترس پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) از عذاب قيامت ، عامل بازدارنده او از هر نافرمانى و گناه

إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم

179- ترس مردم دوران فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 55 - 3

3 - ترسيدن و حساب بردن مردم عصر فرعون از خشم و غضب او و تحريك شدنشان عليه كسانى كه باعث خشم او مى شدند .

فأرسل فرعون فى المدائن حشرين . .. و إنّهم لنا لغائظون

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه جمله «إنّهم لنا لغائظون» در مقام تعليل براى تعقيب بنى اسرائيل است; يعنى، چون آنان ما را به خشم آوردند، پس سزاوار است كه شما آنان را تعقيب كنيد.

180- ترس مريم(س)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 18 - 2

2- مريم ( س ) با وحشت از حضور مرد ناشناس نزد وى ، به خداوند پناه برد و او را از خشم خداوند برحذر داشت .

قالت إنّى أعوذ بالرحمن منك إن كنت تقيًّا

مريم(س) به جاى «اللّهم إنّى أعوذ بك» مرد ناشناس را مخاطب ساخت تا ترس از خشم خداوند را در دل او ايجاد كند. «تقوى» ; يعنى قرار دادن خويش در وقاية (مانع) از هر چيز ترسناك (مفردات راغب) و «تقيّاً»; يعنى پرهيزكننده از خطر. به قرينه كلام مريم(س) كه مخاطب خود را از خداوند ترساند، مراد خطر خشم خداوند است.

181- ترس مسلمانان سست ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 13 - 7

7- كافران و عناصر سست ايمان ، داراى آينده اى پر بيم و هراس

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون

از مفهوم آيه شريفه، استفاده مى شود كه دو گروه در معرض بيم و هراس اند: 1- كافران، 2- آنان كه اظهار ايمان كرده ولى در طريق ايمان استقامت نورزند.

182- ترس مسلمانان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 13 - 12،13

12 - مسلمانان صدر اسلام ، از نبرد با شرك پيشگان پيمان شكن ، در هراس بودند .

أتخشونهم

13 - خداوند ، مسلمانان صدر اسلام را به خاطر هراسشان از سطوت دشمن و خوددارى از نبرد با آنان ملامت كرد .

أتخشونهم

183- ترس مسلمانان مدينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 10 - 5،8،11

5 - هجوم احزاب متّحد به سوى مدينه ، باعث وحشت و نگرانى مسلمانان شد .

إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر

«زاغت الأبصار» مى تواند كنايه از به وجود آمدن آن چنان وحشتى باشد كه چشم شخص، قدرت ديد و تشخيص را از دست مى دهد.

8 - هجوم احزاب متّحد به مدينه ، براى درهم شكستن مسلمانان ، مسلمانان را به قدرى وحشت زده كرد كه همانند افراد محتضر شدند .

إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر و بلغت القلوب الحناجر

مراد از به حنجره رسيدن قلب ها، خفگى و به حال مرگ افتادن است.

11 - ايّام هجوم احزاب متّحد به مدينه ، روزهايى بس سخت و نگران كننده براى مسلمانان بود .

إذ جاءوكم . .. و إذ زاغت الأبصر و بلغت القلوب الحناجر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 11 - 2

2 - مسلمانان مدينه ، با هجوم احزاب متّحد به آنان ، دچار اضطراب و تزلزل شديد شدند .

و زلزلوا زلزالاً شديدًا

184- ترس مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 81 - 3

3 - مشركان سزاوار هراس از خداوند به سبب شريك پنداشتن براى او هستند.

و لاتخافون أنكم أشركتم بالله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 51 - 9

9- معتقدان به خدايان متعدد ( مشركان ) ، از معبود هاى خويش هراسان بودند .

لاتتخذوا إلهين اثنين . .. فإيّ-ى فارهبون

«فا» در «فإيّاى» جواب شرط مقدر است و آوردن آن بر سر مفعول مقدم - كه مفيد حصر است - مى تواند حكايت از نكته ياد شده بكند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 100 - 3

3- مشركان از ترس گرفتار شدن به فقر و فلاكت ، هر چند ثروت اختصاصى انبوه هم داشته باشند ، از آن انفاق نمى كنند .

قل لو أنتم تملكون خزائن رحمة ربّى إذًا لأمسكتم خشية الإنفاق

185- ترس معبودان باطل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 57 - 9

9- معبود هاى مشركان ، خود ترسان از عذاب خدا و اميدوار به رحمت او هستند .

يرجون رحمته و يخافون عذابه

186- ترس مكذّبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 49 - 2

2 - ترس و اندوه، عذاب دنيوى تكذيب كنندگان آيات الهى

فمن ءامن و أصلح فلاخوف عليهم و لاهم يحزنون. و الذين كذبوا بأيتنا يمسهم العذاب

مطرح شدن عذاب براى تكذيب كنندگان، پس از نفى ترس و اندوه براى مؤمنان، اشاره به اين است كه عذاب دنيوى تكذيب كنندگان همان ترس و اندوه دنيوى آنان است.

187- ترس مكذبان محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 51 - 2

2 - روى گردانى كافران مخالف پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از سخن بيداربخش و پندآموز قرآن ، همراه با ترس و نگرانى از آينده خويش بود .

فرّت من قسورة

از تشبيه اعراض كافران از قرآن، به فرار گورخران از شير ژيان - كه همراه با ترس و اضطراب شديد است - برداشت ياد شده استفاده مى شود.

188- ترس ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 4

4- هراس و خوف فرشتگان از خداوند

و الملئكة من خيفته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 50 - 1

1- فرشتگان ، همواره ، از مقام ربوبيت و قهّاريت خداوند ، در خوف و هراسند .

و الملئكة . .. يخافون ربّهم من فوقهم

«من فوقهم» حال براى «ربّ» است و دلالت بر علوّ و برترى خدا مى كند كه حاكى از قهّاريت اوست و فعل مضارع «يخافون» دلالت بر تداوم مى كند.

189- ترس ممنوع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 41 - 15

15 - نهراسيدن از پيامد هاى التزام به حقايق تورات و انجيل و ايمان به قرآن ، از توصيه هاى خداوند به بنى اسرائيل

و لاتشتروا بأيتى . .. و إيّى فاتقون

حصر در جمله «اياى فاتقون» - پس از بيان لزوم ايمان و پرهيز از دين فروشى - به اين اشاره دارد كه: ايمان به قرآن و التزام به حقايق تورات و انجيل، ممكن است براى شما يهوديان و نصرانيان مشكلاتى را به همراه داشته باشد - كه نبايد از آنها در هراس باشيد - و فقط از عذابهاى الهى بترسيد.

190- ترس منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 56 - 7،8

7 - منافقان ، گرفتار بيم و اضطراب درونى

و لكنهم قوم يفرقون

«فَرَق» (مصدر يفرقون) به معناى ترس و اضطراب شديد است ; يعنى، منافقان در ترس و اضطراب سختى به سر مى برند، گفتنى است كه آيه بعد، بيان تفصيلى همين جمله است.

8 - بيم منافقان از مؤمنان ، عامل مؤمن جلوه دادن خويش

و يحلفون باللّه إنهم لمنكم . .. و لكنهم قوم يفرقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 23 - 10

10 - برخى از مؤمنان ، بر خلاف منافقان ، از جهاد و كشته شدن ، ترسى ندارند .

و إن يأت الأحزاب يودّوا لو أنّهم بادون فى الأعراب . ..من المؤمنين رجال ... قضى ن

به قرينه مقابله، احتمال دارد كه آيه، در صدد بيان روحيه مؤمنان در مقابل منافقان باشد. در آيات سابق، از منافقانى ياد شده است كه از جهاد فرار مى كردند و يا دوست داشتند كه در صحنه جهاد، حضور نداشته باشند. در اين آيه، از مؤمنانى ياد مى كند كه به عهد خود وفادار ماندند و تا پاى جان ايستادند و اين نشان مى دهد كه آنان، ترسى ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 13 - 2

2 - ترس منافقان از مؤمنان ، بيشتر و جدى تر از ترس آنان از خداوند

لأنتم أشدّ رهبة فى صدورهم من اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 4 - 8،9

8 - منافقان ، همواره در وحشت و اضطراب اند .

يحسبون كلّ صيحة عليهم

9 - منافقان ، هر فريادى را عليه خود و هر حركتى را به ضرر خويش مى پندارند .

يحسبون كلّ صيحة عليهم

191- ترس منافقان مدينه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 19 - 3،4

3 - منافقان مدينه ، به هنگام خبردار شدن از وقوع جنگ احزاب ، به قدرى مى ترسيدند كه چشمان شان بى اختيار ، به چرخش مى افتاد .

فإذا جاء الخوف رأيتهم ينظرون إليك تدور أعينهم كالذى يغشى عليه من الموت

مراد از «الخوف» به قرينه بحث جهاد و هجوم دشمن، خبر جنگ و قتال است كه براى منافقان بسيار ترس آور بود.

4 - منافقان مدينه ، از شدت ترس از جنگ ، شبيه محتضر مى شدند .

فإذا جاء الخوف رأيتهم ينظرون إليك تدور أعينهم كالذى يغشى عليه من الموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 20 - 5،6

5 - منافقان مدينه ، به شدت از كشته شدن و آسيب ديدن ، واهمه داشتند .

و إن يأت الأحزاب يودّوا لو أنّهم بادون فى الأعراب

اين كه مى فرمايد: «دوست داشتند در بيابان باشند» كنايه از اين است كه نمى خواستند در مدينه باشند تا از جنگ، آسيبى به آنها برسد و يا كشته شوند.

6 - منافقان مدينه ، در عين ترس از حضور در مدينه ، به هنگام حمله دشمن ، دوست داشتند از اخبار مربوط به مسلمانان آگاه باشند .

و إن يأت الأحزاب يودّوا لو أنّهم بادون فى الأعراب يسئلون عن أنبائكم

192- ترس موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 87 - 1

1 - وحشت و هراس شديد موجودات آسمان ها و زمين در روز نفخ صور

و يوم ينفخ فى الصور ففزع من فى السموت و من فى الأرض

193- ترس موجودات آسمان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 87 - 1

1 - وحشت و هراس شديد موجودات آسمان ها و زمين در روز نفخ صور

و يوم ينفخ فى الصور ففزع من فى السموت و من فى الأرض

194- ترس موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 51 - 9

9 - مؤمنان و موحّدان راستين ، داراى خوف و رجا در پيشگاه خداوند

إنّا نطمع أن يغفر لنا ربّنا خطينا

ساحران از سويى خود را خطاكار مى دانستند و به همين جهت از عذاب الهى در هراس بودند. از سوى ديگر به خاطر پيشتازى در ايمان آوردن به موسى(ع)، اميدوار بودند كه خداوند آنان را ببخشايد.

195- ترس موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 12 - 12

12 - « عن الصادق جعفربن محمد ( ع ) إنّه قال : فى قول اللّه عزّوجلّ لموسى ( ع ) « فاخلع نعليك » قال : يعنى إرفع خوفيك ، يعنى خوفه من ضياع أهله و قد خلفها تمخض ، و خوفه من فرعون ;

از امام صادق(ع) در باره سخن خدا كه به موسى فرمود: «فاخلع نعليك» روايت شده كه فرمود: يعنى دو ترس خود را كنار بگذار; يعنى ترس او از تلف شدن همسر خويش كه وى را در حال زايمان برجاى گذاشته بود و ترس او از فرعون».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 21 - 2

2 - موسى ( ع ) از گرفتن عصاى مار شده خويش در بيم و هراس بود .

قال خذها و لاتخف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 12 - 2

2 - اقدام موسى ( ع ) مبنى بر بيان ترس و نگرانى خويش به خداوند .

قال ربّ إنّى أخاف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 14 - 4

4 - بيم موسى ( ع ) از اقدام فرعونيان مبنى بر قتل او به خاطر رفتار گذشته اش ( قتل مرد قبطى )

فأخاف أن يقتلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 21 - 1

1 - فرار موسى ( ع ) از مصر ، در پى كشتن مرد قبطى و ترس از انتقام فرعونيان

ففررت منكم لمّا خفتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 10 - 4،5

4 - ترس و گريز بى تأمل موسى ( ع ) ، با مشاهده تبديل عصاى دست خويش به مارى چالاك

فلمّا رءاها تهتزّ كأنّها جانّ ولّى مدبرًا

5 - موسى ، برخوردار از روحيات و خصوصيات بشرى ( مانند ترس و گريز ) در برخورد ناگهانى با خطرات

فلمّا رءاها تهتزّ . .. ولّى مدبرًا و لم يعقّب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 18 - 3

3 - درنگ موسى ( ع ) تا بامداد روز بعد در شهر ، همراه با هراس و انتظار پيشامد حادثه اى ناگوار براى خويش

فأصبح فى المدينة خائفًا يترقّب

«ترقّب» (مصدر «يترقّب») معادل «انتظار» است; يعنى، «ينتظر وقوع المكروه به». مفعول «يترقّب» نيز حذف شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 31 - 4

4 - ندا و فرمان خدا به موسى ( ع ) مبنى بر پيش آمدن و نترسيدن از عصاى مار شده خويش

يموسى أقبل و لاتخف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 33 - 3

3 - ترس موسى از كشته شدن به دست فرعونيان به تقاص قتل مرد قبطى

إنّى قتلت منهم نفسًا فأخاف أن يقتلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 34 - 7

7 - ترس موسى از روبه رو شدن با تكذيب فرعونيان و عدم توانايى وى در دفاع از رسالت خويش

إنّى أخاف أن يكذّبون

196- ترس موسى(ع) در ميقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 9

9 - ترس موسى ( ع ) از متهم شدن به كشتن حاضران در ميقات ، مايه اندوه فراوان بر هلاكت ايشان شد .

قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل

برداشت فوق توجيهى است احتمالى بر اينكه چرا موسى(ع) به خاطر هلاكت همراهانش به دور از چشمان بنى اسرائيل، اندوهناك شد.

197- ترس مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 155 - 6

6 - پيشه ساختن صبر و برپايى نماز ، دو وسيله كارساز براى تحمل ترس ها ، گرسنگى ها ، زيان هاى مالى و جانى و كمبود هاى به وجود آمده براى سالكان راه ايمان

يأيها الذين ءامنوا استعينوا بالصبر والصلوة . .. و لنبلونكم بشىء من الخوف ... و ا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 143 - 2

2 - وحشت برخى مؤمنان صدر اسلام از مرگ و شهادت در راه خدا

و لقد . .. فقد رايتموه و انتم تنظرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 173 - 19

19 - ترساندن مؤمنان از تجمع دشمن پس از جنگ احد ، توسط نعيم بن مسعود

الّذين قال لهم النّاس انّ النّاس قد جمعوا لكم

امام باقر و امام صادق (ع) درباره «النّاس» اوّل در آيه فوق فرمودند: انّه نعيم بن مسعود الاشجعى.


مجمع البيان، ج 2، ص 889 ; تفسير تبيان، ج 3، ص 52.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 3

3 - ترساندن مؤمنان از دشمن و بازداشتن آنان از جهاد ، عملى است شيطانى .

انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم . .. انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 35 - 16

16 - مؤمنان ، بايد همواره نسبت به ثمردهى ايمان و عمل خويش در مرز بيم و اميد باشند .

يأيها الذين ءامنوا اتقوا اللّه . .. جهدوا فى سبيله لعلكم تفلحون

كلمه «لعل» رساى به اين حقيقت است كه مؤمنان، هر چند مراحل تقوا و تقرب به خدا و جهاد را گذرانده باشند، نبايد رستگارى و فلاح را براى خويش حتمى بشمارند و در نتيجه به عمل خويش مغرور شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 6 - 4

4 - وحشت شديد برخى از مؤمنان از حضور يافتن در جنگ بدر

كأنما يساقون إلى الموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 77 - 11

11 - مؤمنان ، همواره بايد ميان بيم و اميد به سر برند و به اعمال نيك مغرور نشوند .

يأيّها الذين ءامنوا اركعوا . .. لعلّكم تفلحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 51 - 9

9 - مؤمنان و موحّدان راستين ، داراى خوف و رجا در پيشگاه خداوند

إنّا نطمع أن يغفر لنا ربّنا خطينا

ساحران از سويى خود را خطاكار مى دانستند و به همين جهت از عذاب الهى در هراس بودند. از سوى ديگر به خاطر پيشتازى در ايمان آوردن به موسى(ع)، اميدوار بودند كه خداوند آنان را ببخشايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 9 - 2

2 - عبادت شبانه با سجده و قيام ، دغدغه خاطر داشتن از روز قيامت و اميد به رحمت الهى ، از اوصاف و نشانه هاى مؤمنان راستين

أمّن هو قنت ءاناء الّيل ساجدًا و قائمًا يحذر الأخرة و يرجوا رحمة ربّه

آيه شريفه به قرينه مقابله با آيه قبل - كه درباره انسان هاى كافر بود - درصدد بيان اوصاف و نشانه هاى مؤمنان راستين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 18 - 3،5

3 - مؤمنان ، داراى بيم و نگرانى همراه با مراقبت ، نسبت به رستاخيز

و الذين ءامنوا مشفقون منها

«اشفاق» (مصدر «مشفقون») به معناى هراس داشتن توأم با عنايت و مراقبت نسبت به چيزى است.

5 - مؤمنان ، نسبت به فرجام اخروى خود بيمناك و نگران اند .

و الذين ءامنوا مشفقون منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 27 - 1

1 - ترس و نگرانى از عذاب پروردگار ، از ويژگى هاى مؤمنان و مسلمانان راستين

و الذين هم من عذاب ربّهم مشفقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 28 - 4

4 - اطمينان نداشتن نسبت به ايمنى خود از عذاب الهى ، دليل هراسناكى مؤمنان راستين از عذاب پروردگار

انّ عذاب ربّهم غير مأمون

جمله «إنّ عذاب ربّهم. ..» اعتراضى و پاسخ از سؤال مقدر است كه: چرا مؤمنان راستين از عذاب خداوند در هراس اند؟ پاسخ اين است كه چون هيچ كس نسبت به رهايى خويش از عذاب پروردگار اطمينان كامل ندارد.

198- ترس مؤمنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 83 - 4

4 - مؤمنان به موسى ( ع ) ، از رؤسا و اشراف قوم خود و از اذيت و شكنجه هاى فرعون در وحشت شديدى به سر مى بردند .

فما ءامن لموسى إلا ذرية من قومه على خوف من فرعون و ملإيهم أن يفتنهم

تنكير «خوف» دلالت بر شدت آن مى كند و از معانى فتنه عذاب و شكنجه است.

199- ترس مؤمنان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 17

17 - زندگى مؤمنان نيكوكار صدراسلام در بيشترين دوران بعثت ، همراه با ترس و ناامنى از سوى دشمنان بود .

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت . .. و ليبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنً

مقصود از خوف و ناامنى در آيه شريفه - به قرينه وعده جايگزين شدن آنان به جاى كافران حاكم - ناامنى و ترسى است كه از ناحيه كافران و دشمنان به وجود آمده بود و چون اين آيات، در سال هاى پايانى دوران بعثت نازل گرديده بود، مى رساند كه مؤمنان، بيشترين دوران بعثت را به حالت ترس و اضطراب گذرانده اند.

200- ترس ناپسند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 150 - 10،12

10 - اهل ايمان نبايد از دشمنان دين در هراس بوده و از آنان بترسند .

فلا تخشوهم

12 - مسلمانان در عمل به احكام الهى و مواضع به حق خويش ، نبايد از تبليغات و جار و جنجال دشمنان هراسى به خود راه دهند .

فلا تخشوهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 249 - 20

20 - ترس از هيبت سپاه دشمن ، از عوامل ايجاد ترديد و سستى اراده در پيكار *

قالوا لا طاقة لنا اليوم بجالوت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 268 - 1،3

1 - شيطان ، انسان را از فقر مى ترساند و مانع انفاق مى شود .

الشّيطان يعدكم الفقر

3 - ترس از فقر ، مانعى شيطانى براى انفاق

الشّيطان يعدكم الفقر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 5،7

5 - دلهره و هراس ، از عوامل عمده شكست در رويارويى با مشكلات

و هو خير النّاصرين. سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب بما اشركوا

7 - شرك به خدا ، از عوامل گرفتارى آدمى به دلهره و هراس

سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب بما اشركوا باللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 153 - 8

8 - دلهره و ترس و گريز مسلمانان از مهلكه كارزار احد ، موجب بى توجّهى در يارى رسانى به همرزمان خويش *

حتّى اذا فشلتم . .. اذ تصعدون و لا تلون على احد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 173 - 17

17 - نهراسيدن از كثرت دشمن و توكّل بر خدا در رويارويى با آنان ، از نشانه هاى مؤمنان پيرو خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)

الّذين استجابوا للّه و الرّسول . .. و قالوا حسبنا اللّه و نعم الوكيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 3،4،5،6،8،9،13،16

3 - ترساندن مؤمنان از دشمن و بازداشتن آنان از جهاد ، عملى است شيطانى .

انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم . .. انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

4 - كسانى كه به خاطر ترس از شركت در جهاد خوددارى مى كنند ، از اولياء و دوستان شيطان هستند .

انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

از «انّ النّاس قد جمعوا لكم فاخشوهم»، معلوم مى شود كه شيطان (ابليس و يا جاسوس دشمن)، همه مؤمنان را مى ترساند، ولى از «يخوّف اولياءه» استفاده مى شود كه تنها دوستانش را مى ترساند. بنابراين مراد از «يخوّف اولياءه»، فعليّت و تحقق ترس مى باشد كه مخصوص دوستان شيطان است. پس كسانى كه به خاطر ترس، از جهاد خوددارى كنند، اولياى شيطانند.

5 - دوستى شيطان ، زمينه ساز ترس از غير خدا

انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

6 - شيطان مؤمنان را از رويارويى با دوستانش مى ترساند .

انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

بنابر اينكه مفعول اوّل از فعل «يخوّف»، يعنى «كُم»، در تقدير باشد. يعنى شيطان شما را از دوستانش مى ترساند. جمله «فلا تخافوهم»، اين احتمال را تأييد مى كند.

8 - ايجاد ترس از دشمن در دل هاى مؤمنان مجاهد ، كار شيطان است .

انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

9 - ايجاد ترس ، از شگرد هاى شيطانى براى جلوگيرى مردم از گرايش به حقّ

انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

13 - ترس از خدا ، زمينه مسؤوليت پذيرى ، و ترس از غير خدا ، زمينه گريز از مسؤوليت

الّذين استجابوا . .. فلا تخافوهم و خافون

16 - ترس از خدا و نترسيدن از ديگران ، لازمه ايمان است .

فلا تخافوهم و خافون ان كنتم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 45 - 10

10 - مؤمنان با اعتماد به ولايت و نصرت الهى ، نبايد از دشمنى مخالفان ضعف و ترسى به خود راه دهند .

و اللّه اعلم باعدائكم و كفى باللّه وليّاً و كفى باللّه نصيراً

هدف از بيان ولايت و نصرت الهى پس از معرفى يهوديان به عنوان دشمن، اين است كه مبادا با تصور دشمنى يهود از آنان بهراسيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 14،20،21

14 - گروهى از مسلمانان صدر اسلام به گونه اى از نبرد با دشمن هراسناك بودند كه خداترسان از خدا مى ترسند .

اذا فريق منهم يخشون النّاس كخشية اللّه

برداشت فوق بر اين مبناست كه «كخشية اللّه» حال براى فاعل «يخشون» باشد كه در اين صورت مضافى مقدر است و تقدير كلام چنين خواهد بود: يخشون النّاس مثل اهل خشية اللّه.

20 - ترس از غير خدا ، از عوامل بازدارنده مردم از جهاد

يخشون النّاس كخشية اللّه

21 - سرزنش مسلمانانى كه از رويارويى با دشمنان در هراسند .

فلمّا كتب عليهم القتال اذا فريق منهم يخشون النّاس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 100 - 11

11 - ترس از مواجهه با مرگ در مسير هجرت ، نبايد مانع اقدام به آن گردد .

و من يخرج من بيته مهاجراً الى اللّه و رسوله ثم يدركه الموت فقد وقع اجره على اللّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 18

18 - لزوم ترس از خدا و نترسيدن از دشمنان دين

فلاتخشوهم و اخشون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 44 - 23،38

23 - ترس از مردم در قضاوت بر اساس كتاب هاى آسمانى ، ناروا و مورد نهى خداوند

يحكم بها . .. فلاتخشوا الناس

38 - عالمان بيمناك از دشمنى مردم ، در خطر ترجيح رفاه و آسايش بر ديندارى و نگهبانى از كتاب خدا

فلاتخشوا الناس . .. و لاتشتروا بايتى ثمناً قليلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 81 - 1،9

1 - نترسيدن از پيامد شرك به خداى يگانه و در هراس بودن از شريكان موهوم او، كارى شگفت و نابخردانه است.

و كيف أخاف ما أشركتم و لاتخافون أنكم أشركتم بالله

9 - ترس از آسيب رسانى برخى موجودات، از عوامل شريك پنداشتن آنها براى خداوند است.

و كيف أخاف ما أشركتم . .. فأى الفريقين أحق بالأمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 125 - 6،7،8

6 - باور به معاد و بازگشت به خدا پس از مرگ ، عامل نهراسيدن ساحران مؤمن از مجازات ها و شكنجه هاى فرعون

إنا إلى ربنا منقلبون

7 - تهديد ها و شكنجه ها ، بى تأثير در بازدارى مؤمنان راستين از طريق ايمان و باور هاى دينى

إنا إلى ربنا منقلبون

8 - ضرورت بى باكى و بى پروايى از تهديد ها و شكنجه ها در طريق ايمان

إنا إلى ربنا منقلبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 46 - 4

4 - با وجود تضمين همراهى و يارى خداوند ، نگرانى و ترس از عواقب كار ها ، فاقدتوجيه است .

لاتخافا إنّنى معكما

«إنّنى معكما» تعليل براى «لاتخافا» مى باشد; يعنى، نترسيد چون من با شما هستم پس آن جا كه تضمين يارى الهى در كار باشد، ترس و نگرانى بى مورد خواهد بود.

201- ترس نكوهيده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 92 - 14

14 - رسيدن به پاداش نيك خدا در گرو انفاق از مال با وجود علاقه به آن و ترس از فقر

لن تنالوا البر حتى تنفقوا ممّا تحبون

از رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) درباره آيه فوق سؤال شد آن حضرت فرمود: هو ان ينفق العبد المال و هو شحيح يأمل الدّنيا و يخاف الفقر.


مجمع البيان، ج 2، ص 793 ; تفسير برهان، ج 1، ص 298، ح 7.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 122 - 2،5،8

2 - سستى و ترس دو گروه از مسلمانان شركت كننده در جنگ احد ، مورد ملامت خداوند

اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا و اللّه وليّهما

«فشل» به معناى ضعف به همراه ترس است. (مفردات راغب).

5 - دسيسه منافقان ( عبداللّه بن أبى سلول ) ، براى ايجاد سستى و هراس در مسلمانان ، هنگام روانه شدن آنان به سوى احد

اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا

در مجمع البيان آمده است كه عبداللّه بن ابى سلول، دو طايفه از مسلمانان (برخى از مهاجر و انصار) را از رويارويى با مشركان برحذر مى داشت.

8 - يارى خداوند در از بين بردن هراس آن دو گروه از مسلمانان كه در جنگ احد ، به سستى مبتلا شدند .

اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا و اللّه وليّهما

جمله «اذ همّت» مى رساند كه قصد سستى داشتند، ولى از اين قصد منصرف شدند و به كار جنگ پرداختند. جمله «و اللّه وليّهما»، ظاهراً بيانگر علت انصراف آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 123 - 17

17 - هراس و سستى در رويارويى با دشمنان دين و عدم اتكا و توكّل بر خداوند ، نشانه بى تقوايى *

اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا . .. فاتّقوا اللّه لعلّكم تشكرون

جمله «فاتّقوا اللّه»، مى تواند تفريع براى تمامى مطالب سابق باشد; يعنى از سستى در جنگ و بى اعتقادى به ولايت خداوند و عدم توكّل بر او برحذر باشيد كه با تقواى الهى سازگار نيست.

202- ترس و اميد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 284 - 13

13 - استفاده قرآن از روش خوف و رجا در تربيت انسانها

يحاسبكم به اللّه فيغفر لمن يشاء و يعذّب من يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 102 - 4

4 - خداوند ، خواهان خارج نشدن انسان از حالت خوف و رجا

عسى اللّه يتوب عليهم

خداوند، به طور قطع نفرموده است كه توبه آنان پذيرفته مى شود; بلكه فرموده: اميد است كه پذيرفته شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 47 - 11

11- ايجاد حالت خوف و رجا در انسان ها ، از روش هاى تبليغى قرآن كريم

أو يأخذهم على تخوّف فإن ربّكم لرءوف رحيم

آوردن عبارت «فإن ربّكم لرءوف رحيم» - كه دلالت بر مهر و رحمت خداوند مى كند - پس از تهديد بدكاران، مى تواند مشعر به نكته فوق باشد.

203- ترس و اميدوارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 48 - 9

9 - لزوم قرين ساختن خوف و رجا در ابلاغ مغفرت الهى به مردم

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

چون خداوند در عين اميدوار ساختن مردم به آمرزش، آن را مشروط به مشيت كرده تا حالت خوف به طور كلّى زايل نشود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 110 - 9

9 - طرح بيم و اميد به همراه يكديگر ، از روش هاى قرآن براى ارشاد و تربيت انسانها

فمن يجدل اللّه عنهم يوم القيمة . .. و من يعمل سوءاً ... يجداللّه غفوراً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 98 - 11

11 - انسان بايد همواره بيمناك از گناهان خويش و اميدوار به رحمت و مغفرت الهى باشد .

اعلموا إنّ اللّه شديد العقاب و إنّ اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 165 - 13

13 - آدمى در هر حال بايد از عقوبتهاى الهى ترسان و به رحمت او اميدوار باشد.

إن ربك سريع العقاب و إنه لغفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 21 - 4

4 - ايجاد حالت ترس و اميد در انسان ها ، از روش هاى هدايتى قرآن است .

يعذّب من يشاء و يرحم من يشاء

اين كه عذاب و رحمت را خداوند، بسته به مشيت خود دانسته است، احتمال دارد به منظور ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 45 - 4

4 - به وجود آوردن خوف و رجا ، در دل مردمان ، از جمله مسؤوليت هاى پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) بود .

أرسلنك . .. مبشّرًا و نذيرًا

204- ترس هامان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 6 - 4

4 - فرعون ، هامان و سپاهيانش همواره از خطر بنى اسرائيل ، در هراس بودند .

و نرى فرعون و همن . .. ما كانوا يحذرون

جمله «كانوا يحذرون» ماضى استمرارى و بيانگر ترس دائمى فرعونيان از بنى اسرائيل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 25 - 6

6 - وحشت و احساس خطر فرعون ، هامان و قارون از گسترش آيين موسى و قوت گرفتن پيروان آن حضرت

قالوا اقتلوا أبناء الذين ءامنوا معه

از فرمان فرعون و. .. به قتل ايمان آورندگان به موسى(ع)، برداشت ياد شده استفاده مى شود.

205- ترس هنگام ولادت موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 7 - 1

1 - تولد موسى ( ع ) ، در فضايى آكنده از خوف و خطر و به دور از چشم ديگران

يذبّح أبناءهم . .. و أوحينا إلى أُمّ موسى أن أرضعيه

206- ترس يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 13 - 5

5- ترسيدن بر جان يوسف ( ع ) از حمله گرگها ، از دلايل مخالفت يعقوب ( ع ) با فرستادن يوسف به همراه فرزندانش

قال إنى . .. أخاف أن يأكله الذئب

207- ترس يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 7 - 1

1 - يهود ، قومى هراسان از مرگ و غير مشتاق براى لقاى الهى

و لايتمنّونه أبدًا

208- ترس يهود از مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 96 - 3،4

3 - روش و منش يهود ، نمايانگر حرص شديد آنان بر زندگانى دنيا و ترس از مرگ است .

و لتجدنهم أحرص الناس على حيوة

«لتجدن» مركب از فعل تجد (مى يابى)، لام قسم و نون تأكيد است; يعنى، البته و بدون هيچ ترديد مى يابى كه يهود حريص ترين مردمند. تأكيد بر اينكه مخاطب، دلبستگى يهود را بر زندگى دنيا مى يابد، گوياى اين معناست كه عملكرد يهود نمايانگر علاقه شديد آنان به حيات دنياست.

4 - نمايان بودن علاقه يهود به زندگى دنيا ، مانع آنان از اظهار اشتياق به حيات اخروى و تظاهر به نهراسيدن از مرگ

و لتجدنهم أحرص الناس على حيوة

جمله «لتجدنهم . ..» استشهادى است براى جمله «لن يتمنوه»; يعنى، اين حقيقت كه يهود تمناى مرگ و رسيدن به آخرت را ندارند، از زندگى آنان به خوبى معلوم مى شود; به گونه اى كه حتى خود آنان نيز نمى توانند آن را انكار كنند.

209- ترس يهود بنى قريظه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 26 - 3،6،7،12

3 - دل هاى يهوديان بنى قريظه ، آكنده از ترس و وحشت از مسلمانان مدينه شده بود .

و قذف فى قلوبهم الرعب

«رعب» در لغت، بريدن و لاعلاج شدن ناشى از ترسى است كه همه جان را فراگرفته است (مفردات راغب).

6 - خداوند ، بر دل هاى يهود بنى قريظه ، ترس و وحشت افكند .

و قذف فى قلوبهم الرعب

7 - چيره شدن ترس بر يهود بنى قريظه ، موجب شد كه آنان ، بدون هيچ گونه زحمتى از قلعه هاى مستحكم خارج شوند . *

و أنزل الذين ظهروهم . .. و قذف فى قلوبهم الرعب

ممكن است - چنان چه در كتاب هاى سيره و تاريخ آمده است - واقعيت امر، چنين باشد كه بر يهوديان، ترس چيره شد و باعث گرديد كه آنها، از قلعه هاى مستحكم خود بيرون بيايند و به راحتى در دست رس سپاه مسلمانان قرار بگيرند. بنابراين، ذكر «أنزل» پيش از «قذف» ممكن است به خاطر اهميت خارجى آن باشد.

12 - چيره شدن ترس بر سپاه يهود بنى قريظه ، باعث از بين رفتن توان رزمى آنان شد و به راحتى ، به دست مسلمانان مدينه ، شكست خوردند .

و قذف فى قلوبهم الرعب فريقًا تقتلون و تأسرون فريقًا

210- تشويق به ترس از حسابرسى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 14 - 7

7- ترس از حسابرسى خداوند و وعيد او ، امرى ارزشمند و مورد تشويق خداوند

ذلك لمن خاف مقامى و خاف وعيد

211- تشويق به ترس از وعيدهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 14 - 7

7- ترس از حسابرسى خداوند و وعيد او ، امرى ارزشمند و مورد تشويق خداوند

ذلك لمن خاف مقامى و خاف وعيد

212- جايگاه ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 10 - 7

7 - « دل » كانون عواطف و احساسات آدمى و مركز بيم ، اندوه ، اميد و شادمانى وى

و أصبح فؤاد أُمّ موسى فرغًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 26 - 9

9 - جايگاه ترس ، قلب آدمى است .

و قذف فى قلوبهم الرعب

213- خدا و ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 17

17 - خداوند ، هيچ گونه ترسى از بندگان خود ندارد .

ضرب لكم مثلاً . .. تخافونهم كخيفتكم أنفسكم

اين كه در مَثَل، براى نفى شريك از خداوند، موضوع ترس انسان ها رااز هم و نترسيدن آنها را از بَردگان شان مطرح كرده است، مى تواند رساننده نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 15 - 2،3،4

2 - خداوند ، از آثار هلاكت ثموديان پروايى نداشته و ترسى از پيامد هاى آن ندارد .

و لايخاف عقبيها

3 - خداوند ، بر همه حوادث هستى ، مسلّط است و از هيچ پيشامدى نمى هراسد .

و لايخاف عقبيها

4 - خداوند ، از نابود ساختن جامعه هاى بزرگ آلوده به گناه ، نمى هراسد و بر آثار و پيامد هاى آن سلطه كامل دارد .

و لايخاف عقبيها

214- رفع ترس ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 70 - 7

7- فرشتگان مهمان بر ابراهيم ( ع ) ، با معرفى خود و مأموريتشان ، ترس و دلهره را از ابراهيم ( ع ) زدودند .

قالوا لاتخف إنا أُرسلنا إلى قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 74 - 5

5- جدال و چون و چراى ابراهيم ( ع ) درباره قوم لوط ، پس از برطرف شدن ترس او و دريافت بشارت ( فرزنددار شدن ) بود .

فلما ذهب عن إبرهيم الروع و جاءته البشرى يجدلنا فى قوم لوط

215- رفع ترس از بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 62 - 1

1 - اقدام قاطع موسى ( ع ) براى زدودن وحشت همراهان خويش و ( ترس آنان از گرفتار شدن در كمند سپاه فرعون )

قال أصحب موسى إنّا لمدركون . قال كلاّ

216- رفع ترس از صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 14

14 - تبديل و جايگزين كردن ترس و اضطراب به امنيت و آرامش ، وعده خداوند به مؤمنان داراى عمل صالح

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت . .. و ليبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنً

217- رفع ترس از مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 14

14 - تبديل و جايگزين كردن ترس و اضطراب به امنيت و آرامش ، وعده خداوند به مؤمنان داراى عمل صالح

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت . .. و ليبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنً

218- رفع ترس ساره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 71 - 5

5- احساس امنيت ساره پس از ترس و وحشت از فرشتگان ، مايه شادى و خرسندى وى گرديد .

قالوا لاتخف إنا أُرسلنا إلى قوم لوط. وامرأته قائمة فضحكت

برداشت فوق، بر اين اساس است كه جمله «فضحكت» تفريع بر «لاتخف إنا اُرسلنا إلى قوم لوط» باشد.

219- رفع ترس مادر موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 10 - 2

2 - دل مادر موسى ، فارغ از ترس و اندوه نسبت به فرجام نوزادش پس از دريافت وحى الهى

و أوحينا إلى أُمّ موسى . .. أن لاتخافى ... و أصبح فؤاد أُمّ موسى فرغًا

220- رفع ترس موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 68 - 1

1 - دل قوى داشتن و نگران نبودن از پى آمد هاى سِحر ساحران فرعون ، مفاد وحى خداوند به موسى ( ع ) در ميدان مقابله با ساحران

فأوجس . .. قلنا لاتخف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 25 - 9

9 - اقدام شعيب به دلدارى موسى ( ع ) رفع نگرانى و ترس از وى و اعلام نجات يافتنش از شر فرعونيان

قال لاتخف نجوت من القوم الظلمين

221- زمينه ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 92 - 3

3 - پيامد هاى شوم نافرمانى خدا و رسول ، سزاوار بيم و هراس

و اطيعوا اللّه و اطيعوا الرسول و احذروا

متعلق «واحذروا» به قرينه صدر آيه مى تواند مخالفت با خدا و رسول باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 66 - 3

3 - سرنوشت بد و اقامتگاه ناگوار انسان در جهنم ، مقتضى هراسان بودن ، اضطراب ، تضرع و دعا كردن به درگاه الهى است .

ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم . .. إنّها ساءت مستقرًّا و مقامًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 23 - 14

14 - پديد آوردن حالت « خوف و رجا » ، « ترس و آرامش » و « بيم و اميد » در انسان ، از آثار قرآن است .

كتبًا . .. تقشعرّ منه جلود الذين يخشون ربّهم ثمّ تلين جلودهم و قلوبهم إلى ذكر ا

لرزش يا آرامش اندام و قلب، از آثار توجه به قرآن كريم است و اين دو نشانه وجود دو حالت خوف و رجا در انسان است.

222- زمينه ترس اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 8

8- گناه ، زمينه ساز هراس و نگرانى انسان در قيامت است .

فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه

223- زمينه ترس از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 94 - 11

11 - باور به قيامت و عذاب دردناك آن موجب ترس از خداوند وعمل به احكام او

ليعلم اللّه يخافه بالغيب

«باء» در بالغيب مى تواند سببيه باشد بر اين مبنا مراد از غيب امورى است كه از نظر شخص خائف و حواس وى پنهان مى باشد و از مصاديق بارز غيب و نهانى كه سبب خوف آدمى از خدا مى شود قيامت و عذاب آخرت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 109 - 6

6 - ياد قيامت و صحنه هاى بررسى اعمال در آن ، زمينه ساز رعايت تقوا و ترس از خداوند

و اتقوا اللّه . .. يوم يجمع اللّه الرسل

چنانچه «يوم» مفعول براى «اذكروا» باشد، جمله «اذكروا يوم . ..» پس از «اتقوا اللّه» مى تواند اشاره به علتى از علل لزوم تقوا و ترس از خدا داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 2 - 16

16- اعتقاد به يگانگى خداوند ، زمينه ساز تقواپيشگى و ترس و پروا داشتن از او

أن أنذروا أنه لا إله إلاّ أنا فاتقون

فاء در «فاتقون» فاى تفريع است. بنابراين اين مطلب به دست مى آيد كه: اگر كسى به توحيد و يگانگى خداوند معتقد شد، به دنبال آن زمينه تقواپيشگى براى او حاصل مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 33 - 3

3 - توجه به ربوبيت خداوند ، زمينه ساز ترس از او است .

يأيّها الناس اتّقوا ربّكم

اضافه «ربّ» به ضمير «كم» مى تواند براى رساندن اين نكته باشد كه خداوند، چون پروردگار شما است، از او بترسيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 16 - 13

13 - اعتقاد به قيامت و عذاب دوزخ ، سبب ترس از خدا و تقواپيشگى

لهم من فوقهم ظلل من النار . .. ذلك يخوّف اللّه به عباده يعباد فاتّقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 13 - 7

7 - برخوردارى از درك عميق ، مستلزم بيم از خدا است و نه خلق .

لأنتم أشدّ رهبة فى صدورهم من اللّه ذلك بأنّهم قوم لايفقهون

برداشت ياد شده با توجه به مفهوم آيه شريفه است كه هراس از مردم و خدانترسى را، به عدم درك عميق (فقاهت) مستند كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 40 - 5

5 - توجّه به ربوبيت خداوند ، مايه هراس از فرجام مخالفت با او است .

و أمّا من خاف مقام ربّه

224- زمينه ترس از عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 57 - 14

14- اميد به رحمت خداوند و ترس از عذابش ، مقتضاى ربوبيت اوست .

إلى ربّهم الوسيلة . .. و يرجون رحمته و يخافون عذابه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 57 - 1

1 - اعتقاد راستين به ربوبيت يگانه خداوند ، مستلزم بيم داشتن از عذاب او و نگران بودن از فرجام كار خويش

إنّ الذين هم من خشية ربّهم مشفقون

«خشية» به معناى ترس، بيم و هراس است. عبارت «من خشية ربّهم»، به تقدير «من خشية عذاب ربّهم» مى باشد. «إشفاق» (مصدر «مشفقون») نيز به معناى نگرانى، پريشانى، تشويش خاطر، اضطراب و در بيم و اميد بودن است.

225- زمينه ترس از عذاب اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 40 - 12

12 - اعتقاد به مواجه شدن با كردار خويش در قيامت ، زمينه ساز پذيرش انذار هاى خداوند و بيمناكى از عذاب قيامت

إنّا أنذرنكم عذابًا قريبًا يوم ينظر المرء ما قدّمت يداه

226- زمينه ترس از فرجام عمل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 40 - 10

10 - توجّه به وابستگى همه چيز به تدبير خداوند ، زمينه ساز ترس و نگرانى از فرجام كار ها است .

و أمّا من خاف مقام ربّه

227- زمينه ترس از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 16

16 - توجه و اعتقاد به صحنه هاى دشوار و سخت قيامت ، مقتضى ترس از آن روز است .

يخافون يومًا تتقلّب فيه القلوب و الأبصر

228- زمينه ترس خداترسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 10 - 6

6 - عاقبت انديشان و اهل خشيت ، تأثيرپذير از تذكرات و پند هاى قرآن

فذكّر . .. سيذّكّر من يخشى

229- زمينه ترس فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 44 - 2

2 - سخنان نرم موسى و هارون ( ع ) ، زمينه اى مناسب براى پى بردن فرعون به حقيقت و يا پيدايش باور هاى خويش

فقولا له قولاً ليّنًا لعلّه يتذكّر أو يخشى

«خشية» ترسى است كه آميخته با احساس عظمت طرف مقابل باشد (مفردات راغب). حرف «أو» فرعون را بين دو واكنش احتمالى ترسيم كرده است. بنابراين جمله «لعلّه...» بيان مى دارد كه اميد است فرعون يا حقيقت را فهميده و به آن يقين يابد و

يالااقل احتمال صداقت موسى و هارون(ع) را بدهد و در نتيجه خطر را بزرگ ديده و از آن هراسان شود.

230- سرزنش ترس از غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 52 - 8

8- ترس از غير خداوند ، امرى نكوهيده و مذموم است .

أفغير الله تتقون

«تقوا» در اصل به معناى حفظ خود از چيزى است كه مايه نگرانى و ترس باشد و به معناى خودِ ترس نيز آمده است. برداشت فوق، بر اساس معناى دوم است.

231- سرزنش ترس از فقر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 100 - 11

11- بخل از انفاق ، به خاطر ترس از فقر و تهى دستى ، امرى مذموم و نكوهيده است .

لو أنتم تملكون . .. لأمسكتم خشية الإنفاق

از اينكه آيه در مقام مذمت و توبيخ انسانها و يا مشركان به خاطر داشتن روحيه خست و بخل است; نكته فوق قابل استفاده است.

232- شقاوت محرومان از ترس خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 11 - 4

4 - محرومان از خشيت الهى ، شقى ترين افراداند .

من يخشى . .. الأشقى

تقابل دو گروه «اهل خشيت» و «اهل شقاوت»، بيانگر اين است كه در نگاه قرآن، «شقاوت» نيز مانند «خشيت»، حالتى نفسانى و هر يك ملازم با نبود ديگرى است.

233- شگفتى ترس از غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 52 - 9

9- واهمه داشتن از غير خداوند - با توجه به وحدانيت و مالكيت انحصارى او بر جهان - امرى شگفت آور و غير منطقى است .

إنما هو إله وحد . .. و له ما فى السموت و الأرض ... أفغير الله تتّقون

همزه «أفغير الله»، استفهام انكارى بوده و متضمن معناى تعجب است و تعجب در جايى رخ مى دهد كه كارى غير طبيعى و غير متداول باشد. اينكه پس از يادآورى «إنما هو إله واحد» و «له ما فى السماوات و الأرض» با شگفتى اظهار مى دارد: «أفغير الله تتّقون»، نكته فوق قابل استفاده است.

234- عموميت ترس در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 30 - 10

10 - نگرانى و هراس انسان ها حتى يكتاپرستان در قيامت

تتنزّل عليهم الملئكة ألاّتخافوا و لاتحزنوا

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه آيه شريفه مربوط به قيامت بوده و نگرانى موحدان از ناحيه سرنوشت و دشوارى هاى مراحل بعد پديد آمده باشد.

235- عوامل ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 62 - 12

12 - كفر به خدا ، انكار قيامت و نداشتن عمل صالح ، موجب غلبه ترس و اندوه بر آدمى است .

من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً . .. و لا خوف عليهم و لاهم يحزنون

مفهوم جمله «من آمن . ..» گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 235 - 12

12 - آگاهى همه جانبه خداوند بر اسرار انسان ، مقتضى ترس و پروا داشتن از او

و اعلموا انّ اللّه يعلم ما فى انفسكم فاحذروه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 122 - 5

5 - دسيسه منافقان ( عبداللّه بن أبى سلول ) ، براى ايجاد سستى و هراس در مسلمانان ، هنگام روانه شدن آنان به سوى احد

اذ همّت طائفتان منكم ان تفشلا

در مجمع البيان آمده است كه عبداللّه بن ابى سلول، دو طايفه از مسلمانان (برخى از مهاجر و انصار) را از رويارويى با مشركان

برحذر مى داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 151 - 7،14

7 - شرك به خدا ، از عوامل گرفتارى آدمى به دلهره و هراس

سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرّعب بما اشركوا باللّه

14 - دلهره و تزلزل روحى ، پيامد انديشه هاى دينى عارى از منطق و برهان *

سنلقى فى قلوب الّذين كفروا الرعب بما اشركوا باللّه ما لم ينزّل به سلطاناً

به نظر مى رسد شرك از آن نظر كه پندارى بدون برهان است - به دليل توصيف آن به «ما لم ينزّل به سلطاناً» - سبب رعب و دلهره شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 13

13 - فرمان جهاد ، مايه ترس برخى از مدعيان جهاد و مبارزه در صدر اسلام

فلمّا كتب عليهم القتال اذا فريق منهم يخشون النّاس كخشية اللّه او اشدّ خشية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 83 - 1

1 - نكوهش خداوند از افشاكنندگان اخبارى كه موجب احساس امنيت از هجوم دشمن و يا موجب ترس و وحشت از دشمن مى شود . ( اخبار امنيتى ) .

و اذا جاءهم امر من الامن او الخوف اذاعوا به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 15 - 10

10 - عذاب قيامت دهشتزا و سزاوار ترس بسيار

إنى أخاف إن عصيت ربى عذاب يوم عظيم

توصيف روز قيامت به «عظيم»، بيان عظمت رخدادهاى آن (عذاب و . .. ) نيز هست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 2 - 1

1 - دل مؤمنان راستين ، لرزان و بيمناك به هنگام ياد خدا

إنما المؤمنون الذين إذا ذكر اللّه وجلت قلوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 12 - 3،6

3- برق هاى آسمانى مايه هراس مردم و نيز موجب اميد آنان است .

هو الذى يريكم البرق خوفًا و طمعًا

برداشت فوق بر اين اساس است كه هر يك از «خوفاً» و «طمعاً» مفعول له تحصيلى باشد.

6- « قال الرضا ( ع ) فى قول الله عزوجل : « هو الذى يريكم البرق خوفاً و طمعاً » قال : خوفاً للمسافر و طمعاً للمقيم ;

از امام رضا(ع) درباره سخن خدا: «هو الذى يريكم البرق خوفاً و طمعاً» روايت شده است كه فرمود: مايه ترس براى مسافر و مايه اميد براى مقيم در وطن مى باشد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 3 - 6

6- لزوم خداترسى و هراس از فرجام مخالفت با تعاليم قرآن

إلاّ تذكرة لمن يخشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 65 - 4،5

4 - پيوستگى و گريزناپذيرى عذاب جهنم ، موجب هراسناكى و اضطراب شديد بندگان خالص خدا از سرنوشت اخروى شان

إنّ عذابهاكان غرامًا

درخواست رهايى از عذاب و تعليل آن به اين كه آن عذاب دائمى و گريزناپذير است، برداشت فوق را مى رساند.

5 - پيوستگى و گريزناپذيرى عذاب جهنم ، مقتضى ترس ، اضطراب ، تضرع و دعا كردن به درگاه الهى براى رهايى از آن

ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم إنّ عذابهاكان غرامًا

236- عوامل ترس ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 70 - 4

4- خوددارى فرشتگان از تناول غذا ، عامل ترس ابراهيم ( ع ) از آنان شد .

فلما رءآ أيديهم لاتصل إليه نكرهم و أوجس منهم خيفة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 28 - 2

2 - خوددارى ميهمانان از خوردن غذا ، مايه بيم و نگرانى حضرت ابراهيم ( ع )

قال ألا تأكلون . فأوجس منهم خيفة

«أوجس» معادل دو فعل «أحسّ و أضمر» مى باشد و تنوين «خيفة» براى تنويع است; يعنى، ابراهيم(ع) در درون خويش از آنان احساس نوعى ترس كرد.

237- عوامل ترس اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 49 - 6

6- شرك و دنياپرستى و مغرور شدن به مال و فرزند ، گناه و مايه دلهره و وحشت در آخرت است .

فترى المجرمين مشفقين ممّا فيه

آيات گذشته، در باره دنياپرستى و شرك بود، لذا مصداق مورد نظر از «مجرمين» همان مشركان سرمست به مواهب دنيوى اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 22 - 5

5 - بيم و هراس انسان ها در قيامت ، از عملكرد و دستاورد خود آنان است .

ترى الظلمين مشفقين ممّا كسبوا

238- عوامل ترس از حشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 51 - 10

10 - توجه به نبودن هيچ ياور و شفيعى جز خداوند در قيامت، موجب هرس از حشر

الذين يخافون . .. ليس لهم من دونه ولى و لا شفيع

239- عوامل ترس از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 52 - 10

10- در انحصار خداوند بودن جزا ( كيفر و پاداش ) ، مقتضى اختصاص دادن ترس ، به ترس از او

و له الدين واصبًا أفغير الله تتّقون

به تناسب موضوع (توبيخ ترس از غير خدا)، احتمال دارد مراد از «الدين» جزا باشد. اينكه ترس از غير خدا مورد سرزنش قرار گرفته ممكن است به خاطر اين باشد كه جزا منحصراً در اختيار خداوند است و در اين صورت، جايى براى ترس از غير خدا نمى ماند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 53 - 2

2- سرمنشأ بودن خداوند براى تمامى نعمت ها ، مقتضى اختصاص دادن ترس ، به ترس از او

أفغير الله تتّقون . و ما بكم من نعمة فمن الله

از اينكه آيات داراى يك سياق بوده و در صدد بيان نكاتى است كه انسانها را تحريص به ترس از خداوند مى كند، بيان «و ما بكم من نعمة. ..» پس از توبيخ ترس از غير خدا، مى تواند به منظور ياد شده باشد.

240- عوامل ترس از عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 57 - 17

17- شدت عذاب الهى ، عامل ترس و بيم دعوت كنندگان تعاليم الهى از آن است .

و يخافون عذابه إن عذاب ربّك كان محذورًا

«إن عذاب ربّك» تعليل براى «يخافون عذابه» است; يعنى، به اين دليل از عذاب خداوند در هراس هستند كه عذاب پروردگار بس سخت و دهشت بار است.

241- عوامل ترس از عصيان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 60 - 3

3- احاطه كامل خداوند بر انسان ، مقتضى ترس از نافرمانى اوست .

و ما نرسل بالأيت إلاّ تخويفًا . .. إن ربّك أحاط بالناس ... و نخوّفهم

242- عوامل ترس از قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 46 - 4

4 - توجه به نزديك بودن قيامت و اندك بودن فاصله آن با زندگانى دنيا ، افزايش دهنده ترس و نگرانى درباره گرفتارى هاى آن *

إنّما أنت منذر من يخشيها . كأنّهم يوم يرونها لم يلبثوا إلاّعشيّة أو ضحيها

243- عوامل ترس از مرگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 7 - 5

5 - دستاورد زشت و ظلم و ستم يهوديان ، سبب ترس و هراس آنان از مرگ

و لايتمنّونه أبدًا بما قدّمت أيديهم و اللّه عليم بالظلمين

244- عوامل ترس بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 66 - 2

2 - بد و ناگوار بودن جهنم براى انسان ، موجب هراسناكى و دست به دعا برداشتن بندگان خالص خدا به درگاه الهى براى رهايى از آن

ربّنا اصرف عنّا عذاب جهنّم . .. إنّها ساءت مستقرًّا و مقامًا

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّها ساءت. ..» تعليل براى جمله «و الذين يقولون ربّنا اصرف...» است; يعنى، چون جهنم جايگاه بدى است، بندگان خدا براى نجات خود از آن، دست به دعا برمى دارند.

245- عوامل ترس لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 33 - 10

10 - لوط ( ع ) ، با ورود ملائكه به محضرش ، نگران شد و ترسيد .

و قالوا لاتخف و لاتحزن

246- عوامل ترس مبلغان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 57 - 17

17- شدت عذاب الهى ، عامل ترس و بيم دعوت كنندگان تعاليم الهى از آن است .

و يخافون عذابه إن عذاب ربّك كان محذورًا

«إن عذاب ربّك» تعليل براى «يخافون عذابه» است; يعنى، به اين دليل از عذاب خداوند در هراس هستند كه عذاب پروردگار بس سخت و دهشت بار است.

247- عوامل ترس منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 13 - 6

6 - هراس از مردم و خدا نترسى منافقان ، معلول سطحى نگرى و سبك مغزى آنان است .

لأنتم أشدّ رهبة فى صدورهم من اللّه ذلك بأنّهم قوم لايفقهون

248- عوامل ترس موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 30 - 9

9 - موحدان راستين ، در خوف و هراس نسبت به سرنوشت اخروى خويش و اندوهناك از خطا ها و لغزش هاى خود

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا. .. ألاّتخافوا و لاتحزنوا

بنابراين نكته كه نزول ملائكه در دنيا و يا به هنگام مرگ باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.

249- عوامل ترس موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 32 - 5

5 - پيش آمدن ناگهانى حادثه طور ( مكالمه خدا ، تبديل عصا به اژد ها و يد بيضا ) باعث به هم ريختن آرامش موسى ( ع ) و چيره شدن ترس بر وى

فلمّا أتيها نودى . .. و اضمم إليك جناحك من الرّهب

250- عوامل رفع ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 62 - 3

3 - دوستى خدا ، مايه رفع اندوه و ترس انسان است .

ألا إن أولياء اللّه لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 63 - 6

6 - ايمان و تقواپيشگى ، موجب رفع اندوه و ترس انسان است .

ألا إن أولياء اللّه لا خوف عليهم و لا هم يحزنون الذين ءامنوا و كانوا يتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 64 - 4

4 - بشارت هاى خداوند به مؤمنان متقى ، موجب رفع ترس و اندوه آنان است .

ألا إن أولياء اللّه لا خوف عليهم و لا هم يحزنون. الذين ءامنوا و كانوا يتقون. لهم

جمله «لهم البشرى» مى تواند تعليل براى جمله «لا خوف عليهم و لا هم يحزنون» باشد ; يعنى، چون اولياى خدا در دنيا دريافت بشارت مى كنند، خوف و حزن از آنان رخت برمى بندد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 84 - 4

4 - توكل بر خداوند و تسليم شدن به او ، نجات دهنده انسان از دلهره و ترس از دشمنان

على خوف من فرعون و ملإيهم أن يفتنهم . .. فعليه توكلوا إن كنتم مسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 15

15 - ايمان و عمل صالح ، ( حاكميت دين ) موجب زدايش ترس و اضطراب و عامل امنيت و آرامش

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت . .. و ليبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنً

251- عوامل رفع ترس ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 74 - 1

1- ترس و دلهره ابراهيم ( ع ) ، با پى بردن به ماهيت مهمانان خويش ( فرشته بودن آنان ) برطرف شد .

فلما ذهب عن إبرهيم الروع

«الروع» به معناى ترس و دلهره است و «ال» در آن عهد ذكرى است و اشاره به ترسى دارد كه به خاطر تناول نكردن فرشتگان از طعام ابراهيم(ع)، بر وى عارض شد.

252- عوامل رفع ترس قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 11

11 - شكست اصحاب فيل ، ازميان برنده زمينه تهاجم ديگران به مكه و برطرف سازنده ترس شديد قريش از دشمن

و ءامنهم من خوف

نكره بودن «خوف»، بر شدّت آن دلالت دارد.

253- فلسفه ترس موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 67 - 6

6 - « عن أميرالمؤمن ين ( ع ) : لم يوجس موسى ( ع ) خيفة على نفسه بل أشفق من غلبه الجهّال و دُوَل الضلال ;

از اميرالمؤمن ين(ع): روايت شده است: موسى(ع) بر جان خويش نترسيد، بلكه ترسيد كه مبادا جاهلان و حكومت هاى گمراه غلبه يابند».

254- فلسفه ترس يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 7 - 5

5 - دستاورد زشت و ظلم و ستم يهوديان ، سبب ترس و هراس آنان از مرگ

و لايتمنّونه أبدًا بما قدّمت أيديهم و اللّه عليم بالظلمين

255- مبارزه با ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 244 - 1

1 - توجه به حاكميّت خداوند در حيات و مرگ ، برطرف كننده ترس آدمى براى پيكار در راه او

الم تر الى الّذين . .. و قاتلوا فى سبيل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 248 - 9

9 - فرستادن آرامش خاطر به سوى بنى اسرائيل از جانب خداوند ، به منظور استقامت و كاستن دلهره و اضطراب آنان در پيكار با دشمنان

ابعث لنا ملكاً نقاتل . .. ان ياتيكم التّابوت فيه سكينة

مراد از «سكينة» به مناسبت آيات قبل كه درباره جهاد و نبرد با دشمنان بود، يا خصوص آرامش و رفع نگرانى و دلهره در رويارويى با متجاوزان است و يا مصداق بارز و مورد نظر از آرامش.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 262 - 8

8 - انفاق كنندگانِ در راه خدا ، نه ترسى از آينده و نادارى بر آنان مستولى مى گردد ، و نه اندوهى از گذشته خويش و آنچه داده اند ، دارند .

و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

بنابراينكه عدم «خوف» و «حزن»، مربوط به دنيا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 274 - 9

9 - انفاق كنندگان در راه خدا ، نه ترسى ( از آينده و نادارى ) بر آنان مستولى خواهد گرديد و نه اندوهى ( از گذشته خويش و آنچه داده اند ) دارند .

و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون

بنابراينكه نفى «خوف» و «حزن» مربوط به دنيا باشد: خوف نسبت به آينده و حزن نسبت به گذشته. يعنى خداند زندگى آنان را به گونه اى تأمين مى كند كه بر داده هاى خويش محزون نباشند و هيچ ترسى از فقر و نادارى نسبت به آينده، احساس نكنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 168 - 17

17 - اعتقاد به مقدّر بودن مرگ ، از ميان برنده هراس و دلهره حضور در ميدان نبرد

قالوا . .. لو اطاعونا ما قتلوا قل فادرؤا عن انفسكم الموت

256- محسنان و ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 112 - 6

6 - آنان كه تسليم خدا باشند و اعمال نيك انجام دهند ، هرگز نه ترسى ايشان را فرا مى گيرد و نه بر امرى محزون مى شوند .

من أسلم . .. ولا خوف عليهم و لا هم يحزنون

برخى «لا خوف عليهم . ..» را مخصوص قيامت دانسته و جمله «فله أجره» را - كه ظرف تحقق آن قيامت است - شاهد بر آن مى دانند و برخى بر آنند كه مقتضاى تسليم خدا بودن اين است كه ترس و اندوه از زندگىِ شخصِ تسليم شده برافكنده شود و لذا ظرف «لاخوف عليهم ...» هم دنياست و هم آخرت.

257- مراتب ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 103 - 2

2- برپايى قيامت ، اندوه زا و همراه با وحشت و فزع و جزع بزرگ است .

لايحزنهم الفزع الأكبر

258- مراتب ترس اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 43 - 3

3- شدت وحشت و اضطراب و بهت زدگى غير قابل توصيف ستمگران در قيامت

يعمل الظلمون . .. مهطعين مقنعى رءوسهم لايرتدّ إليهم طرفهم و أفئدتهم هوآء

259- مصونيت از ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 13 - 1

1- يكتاپرستان استوار بر طريق ايمان ، ايمن از هر بيم و اندوه نسبت به گذشته و آينده

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقموا فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون

در معناى «لاخوف عليهم» گفته شده است كه «خوف» نسبت به آينده و موضوعى است كه در شرف وقوع مى باشد; ولى در «و لا هم يحزنون» حزن و اندوه، همواره بر امرى است كه تحقق يافته و سپرى شده است.

260- مصونيت از ترس اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 68 - 4

4 - بشارت خداوند به تقواپيشگان ، مبنى بر مصونيت آنان از هرگونه خوف و اندوه در قيامت

يعباد لا خوف عليكم اليوم و لا أنتم تحزنون

261- مصونيت از ترس نفخ صور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 87 - 6،7

6 - برخى از انسان ها و نيز برخى از موجودات آسمان ها ، ايمن از هراس و وحشت ناشى از نفخ صور

ففزع من فى السموت و من فى الأرض إلاّ من شاء اللّه

من شاء اللّه

7 - تعلق مشيت الهى بر ايمنى برخى موجودات از وحشت نفخ صور

ففزع . .. إلاّمن شاء اللّه

262- منافقان و ترس از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 13 - 6

6 - هراس از مردم و خدا نترسى منافقان ، معلول سطحى نگرى و سبك مغزى آنان است .

لأنتم أشدّ رهبة فى صدورهم من اللّه ذلك بأنّهم قوم لايفقهون

263- منشأ ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 175 - 5،8،9

5 - دوستى شيطان ، زمينه ساز ترس از غير خدا

انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

8 - ايجاد ترس از دشمن در دل هاى مؤمنان مجاهد ، كار شيطان است .

انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

9 - ايجاد ترس ، از شگرد هاى شيطانى براى جلوگيرى مردم از گرايش به حقّ

انّما ذلكم الشّيطان يخوّف اولياءه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 78 - 16

16 - خداوند ، منشأ تمام نعمت ها ( مانند سلامتى ، امنيت و گشايش روزى ) و تمام بلا ها ( از قبيل بيمارى ، ترس و گرسنگى )

و ان تصبهم حسنةٌ يقولوا هذه من عند اللّه و ان تصبهم سيّئة يقولوا هذه من عندك قل

از ائمه معصومين (ع) در معناى حسنات و سيئات در آيه فوق روايت شده است: . .. الصحة و السلامة و الامن و السعة فى الرزق و قد سمّاها اللّه حسنات ... يعنى بالسيّئة هاهنا المرض و الخوف و الجوع ... .


تفسير قمى، ج 1، ص 144 ; نورالثقلين، ج 1، ص 519، ح 416.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 80 - 13

13 - ابراهيم(ع) ترس مفروض از پديده هاى جهان را به خواست و مشيت خداوند دانست، نه تأثير مستقل پديده ها و ربوبيت آنها

و لا أخاف ما تشركون به إلا أن يشاء ربى شيئا

264- منشأ ترس ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 52 - 4

4- حضرت ابراهيم ( ع ) ترس و اضطراب خويش را كه ناشى از حضور مهمانان ( فرشتگان ) در محضر او بود ، به آنان اظهار كرد .

إذ دخلوا عليه . .. قال إنا منكم وجلون

265- منشأ ترس از عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 28 - 4

4 - اطمينان نداشتن نسبت به ايمنى خود از عذاب الهى ، دليل هراسناكى مؤمنان راستين از عذاب پروردگار

انّ عذاب ربّهم غير مأمون

جمله «إنّ عذاب ربّهم. ..» اعتراضى و پاسخ از سؤال مقدر است كه: چرا مؤمنان راستين از عذاب خداوند در هراس اند؟ پاسخ اين است كه چون هيچ كس نسبت به رهايى خويش از عذاب پروردگار اطمينان كامل ندارد.

266- منشأ ترس بنى نضير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 14

14 - پيدايش بيم و هراس در قلب يهوديان بنى نضير ، به اراده الهى

و قذف فى قلوبهم الرعب

267- منشأ ترس كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 2 - 16

16 - ايجاد وحشت در قلب كافران ، از ابزار الهى در حمايت از جهادگران مسلمان

هو الذى أخرج . .. و قذف فى قلوبهم الرعب

از اين كه خداوند، پس از بيان شكست يهود - به رغم برخوردارى آنان از تجهيزات و استحكامات - موضوع ايجاد وحشت را مطرح

كرده است; مطلب ياد شده استفاده مى شود.

268- منشأ رفع ترس قريش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قريش - 106 - 4 - 8

8 - خداوند ، قريش را در سفر و حضر ، از امنيت كامل برخوردار ساخته و هراس آنان را از ميان برد .

و ءامنهم من خوف

به قرينه آيات پيشين، مراد امنيت در مراحل كوچ و نيز رفع خطر فيل داران و نظاير آنها، در شهر مكه است.

269- منشأ رفع ترس موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 35 - 4

4 - اقدام خداوند به اطمينان بخشيدن به موسى ( ع ) و برطرف ساختن نگرانى وى ( ترس او از كشته شدن به تقاص قتل مرد قبطى )

قال ربّ إنّى قتلت منهم نفسًا . .. و نجعل لكما سلطنًا فلايصلون إليكما

270- موانع ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 62 - 2

2 - ايمان واقعى به خدا و قيامت و انجام اعمال صالح ، شرط دور ماندن مسلمانان ، يهوديان ، نصارا و صابئان از هرگونه ترس و اندوه

إن الذين ءامنوا . .. و لا خوف عليهم و لاهم يحزنون

تكرار «ايمان» در «ان الذين آمنوا» و «من آمن» حكايت از آن دارد كه: مراد از ايمان در جمله «من آمن» ايمان واقعى و راستين است نه ايمان صورى و اسمى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 112 - 6،9

6 - آنان كه تسليم خدا باشند و اعمال نيك انجام دهند ، هرگز نه ترسى ايشان را فرا مى گيرد و نه بر امرى محزون مى شوند .

من أسلم . .. ولا خوف عليهم و لا هم يحزنون

برخى «لا خوف عليهم . ..» را مخصوص قيامت دانسته و جمله «فله أجره» را - كه ظرف تحقق آن قيامت است - شاهد بر آن مى دانند و برخى بر آنند كه مقتضاى تسليم خدا بودن اين است كه ترس و اندوه از زندگىِ شخصِ تسليم شده برافكنده شود و لذا ظرف «لاخوف عليهم ...» هم دنياست و هم آخرت.

9 - تسليم خدا بودن بدون انجام اعمال نيك و انجام نيكى ها بدون تسليم خدا بودن ، تضمين كننده پاداش الهى نبوده و مانع از روى آوردن ترس و اندوه نخواهد شد .

من أسلم . .. ولا خوف عليهم و لا هم يحزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 156 - 13

13 - اعتقاد به مقدّر بودن مرگ ، از ميان برنده هراس آدمى براى سفر و حضور در ميدان نبرد ( صحنه هاى دشوار زندگى )

قالوا . .. ما ماتوا و ما قتلوا ... و اللّه يحيى و يميت

جمله «و اللّه يحيى و يميت»، مى تواند به منظور زدودن هراس از شركت در پيكار ايراد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 23 - 9

9 - ترس از خداوند ، شجاعت آفرين و خنثى كننده هراس از دشمن

قال رجلان من الذين يخافون . .. ادخلوا عليهم الباب

بيان شجاعت يوشع و كالب - كه از جمله «ادخلوا . ..» به دست مى آيد - پس از توصيف آنان به خداترس، مى رساند كه شجاعت و نهراسيدن آنان از دشمن به سبب خداترسيشان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 28 - 9

9 - ترس از خدا ، مانع ترس از ديگران *

لئن بسطت إلى يدك لتقتلنى . .. انى اخاف اللّه رب العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 69 - 10

10 - آرامش خاطر و ترس نداشتن از آينده ، در گرو ايمان به خدا و قيامت و عمل صالح

من ءامن باللّه و اليوم الاخر . .. فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 125 - 6

6 - باور به معاد و بازگشت به خدا پس از مرگ ، عامل نهراسيدن ساحران مؤمن از مجازات ها و شكنجه هاى فرعون

إنا إلى ربنا منقلبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 196 - 6

6 - توجه صالحان به ولايت و سرپرستى خدا بر ايشان ، عامل مقاومت آنها در مبارزه با اهل شرك و نهراسيدن از توطئه هاى ايشان

ثم كيدون فلاتنظرون . .. هو يتولى الصلحين

از اهداف بيان ولايت خدا بر صالحان، پس از طرح توطئه مشركان، اين است كه صالحان همواره توجه به يارى خدا داشته باشند و هرگز از مكرهاى مشركان نهراسند.

271- موانع ترس از دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 56 - 4،6

4- شناخت خداوند و ربوبيت فراگيرش ، موجب توكل كردن بر او و نهراسيدن از دشمنان دين

ثم لاتنظرون. إنى توكلت على الله ربى و ربكم

توصيف خداوند به ربوبيت (ربى و ربكم) ، پس از بيان توكل بر او ، مى رساند كه: خداوند رب همگان است ، شايسته و بايسته اين است كه بر او توكل شود.

6- مبلغان دين ، بايد با توكل بر خدا و وانهادن امور خويش به خداوند ، از مخالفان دين نهراسند و وظيفه خويش را قاطعانه به انجام رسانند .

فكيدونى جميعًا ثم لاتنظرون. إنى توكلت على الله ربى و ربكم

272- موانع ترس از فقر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 31 - 8

8- توجه به تضمين روزى همگان از سوى خداوند ، مانع بيمناك شدن از تهى دستى آينده خويش يا فرزندان

و لاتقتلوا أولدكم خشية إملق نحن نرزقهم و إيّاكم

273- موانع ترس موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 31 - 2

2 - توجه به پشتيبانى مداوم فرشتگان ، مانع راه يابى هراس و اندوه در دل هاى موحدان

تتنزّل عليهم الملئكة ألاّتخافوا . .. نحن أولياؤكم فى الحيوة الدنيا و فى الأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 14 - 7

7- توجه يكتاپرستان استوار بر ايمان به جاودانگى در بهشت ، زداينده هر گونه بيم و اندوه از ايشان

فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون . أُولئك أصحب الجنّة خلدين فيها

با توجه به ارتباط اين آيه با «فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون» در آيه قبل، توجه به وعده خداوند به بهشتى بودن موحدان نيك كردار، مى تواند زداينده ترس و اندوه آنان باشد.

274- موجبات ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 54 - 26

26 - دوستداران اهل كفر ، رويگردان از جهاد در راه خدا و هراسان و درمانده در برابر سرزنش دشمنان

من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتى اللّه يقوم يحبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 69 - 11

11 - كفر به خدا و قيامت و نداشتن عمل صالح ، موجب غلبه ترس و اندوه بر آدمى

من ءامن باللّه و اليوم الاخر و عمل صلحاً فلاخوف عليهم و لا هم يحزنون

275- موجبات ترس از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 56 - 6

6 - شناخت خداوند ، موجب تقواپيشگى و پروا داشتن از او است .

هو أهل التقوى

برداشت ياد شده، از معرفى شدن خداوند به «أهل تقوا»، استفاده مى شود.

276- موجبات ترس موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 9

9 - ترس موسى ( ع ) از متهم شدن به كشتن حاضران در ميقات ، مايه اندوه فراوان بر هلاكت ايشان شد .

قال رب لو شئت أهلكتهم من قبل

برداشت فوق توجيهى است احتمالى بر اينكه چرا موسى(ع) به خاطر هلاكت همراهانش به دور از چشمان بنى اسرائيل، اندوهناك شد.

277- موجبات نجات از ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 69 - 1

1 - ايمان به خدا و قيامت و انجام عمل صالح ، شرط رهايى مسلمانان ، يهوديان ، صائبى ها و نصارا از هرگونه ترس و اندوه

إنّ الذين ءامنوا و الذين هادوا و الصبئون و النصرى . .. و لا هم يحزنون

«صابئى» كه مفرد «صابئون» است به كسى گفته مى شود كه آيين خويش را رها كرده و به آيينى ديگر گرويده باشد ; با توجه به اين معنا مى توان گفت مصداق مورد نظر از «الصبئون» در اين آيه - به قرينه وقوع آن بين «الذين ءامنوا و الذين هادوا» «و النصرى»، كسانى هستند كه با ترك اسلام و يا يهوديت پذيراى آيين نصارا شده باشند.

278- مؤمنان و ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 62 - 11

11 - مؤمنان به خدا و قيامت و دارندگان عمل صالح ، در قيامت هيچ ترس و اندوهى نخواهند داشت .

من ءامن باللّه و اليوم الأخر و عمل صلحاً . .. و لا خوف عليهم و لاهم يحزنون

به قرينه «فلهم أجرهم عند ربهم» مى توان گفت: ظرف «لاخوف عليهم . ..» قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 48 - 5،6

5 - كسانى كه ايمان آورند و كار شايسته انجام دهند، نه از آينده خويش بيمناك و نه بر گذشته خويش غمناك هستند.

فمن ءامن و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون

غالباً «خوف» در مورد ترس از آينده و «حزن» در مورد اندوه بر گذشته به كار مى رود.

6 - مؤمنانى كه كار شايسته انجام دهند، نه ترس بر آنان مسلط گردد و نه اسير اندوه دايم شوند.

فمن ءامن و أصلح فلا خوف عليهم و لا هم يحزنون

از معانى حرف «على» استيلا و غلبه است. در اين جمله استيلاى ترس بر مؤمنان نفى شده است، نه اينكه هيچگاه در معرض آن قرار نمى گيرند. همچنين «لا يحزنون»، بيانگر نفى استمرار حزن بر آنان است نه تلقى مطلق حزن.

279- مؤمنان و ترس از غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 84 - 7

7 - مؤمنان بايد تسليم خدا و متكى به او بوده و از هيچ قدرتى نهراسند .

إن كنتم ءامنتم باللّه فعليه توكلوا إن كنتم مسلمين

280- نبوت و ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 28 - 4

4 - عدم منافات ترس از چيز هاى هراسناك ، با مقام نبوت *

فأوجس منهم خيفة قالوا لاتخف

281- نجات از ترس در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 112 - 8

8 - نجات آدمى از ترس و اندوه صحنه قيامت ، در گرو تسليم شدن در برابر خدا و انجام دادن اعمال نيك در دنياست .

من أسلم . .. ولا خوف عليهم و لا هم يحزنون

282- نشانه هاى ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 97 - 7

7- نمود حالت ترس و وحشت انسان در ديدگان وى در قيامت

فإذا هى شخصة أبصر الذين كفروا

283- نشانه هاى ترس از خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 195 - 9

9 - انفاق در راه خدا و تأمين نياز هاى مالى جهاد ، نشانه تقواپيشگى و خداترسى است .

واتقوا اللّه . .. و أنفقوا فى سبيل اللّه

بيان مسأله انفاق پس از امر به تقوا، مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه از مصاديق تقوا، انفاق كردن در راه خداست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 94 - 10

10 - عمل به احكام الهى حتى در نهان و به دور از چشم مردم نشانه ترس از خدا مى باشد .

ليعلم اللّه يخافه بالغيب

برداشت فوق بر اين اساس است كه «باء» در بالغيب به معناى «فى» باشد كه در نتيجه «غيب» به معناى نهان از چشم مردمان خواهد بود.

284- وعده رفع ترس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 55 - 16

16 - وعده خداوند به مؤمنان نيكوكار صدراسلام ، به تبديل و دگرگون كردن ترس و اضطراب آنان به امنيت و آرامش

وعد اللّه الذين ءامنوا منكم و عملوا الصلحت . .. و ليبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنً

ترس و اميدوارى

285- ترس و اميدوارى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 48 - 9

9 - لزوم قرين ساختن خوف و رجا در ابلاغ مغفرت الهى به مردم

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

چون خداوند در عين اميدوار ساختن مردم به آمرزش، آن را مشروط به مشيت كرده تا حالت خوف به طور كلّى زايل نشود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 110 - 9

9 - طرح بيم و اميد به همراه يكديگر ، از روش هاى قرآن براى ارشاد و تربيت انسانها

فمن يجدل اللّه عنهم يوم القيمة . .. و من يعمل سوءاً ... يجداللّه غفوراً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 98 - 11

11 - انسان بايد همواره بيمناك از گناهان خويش و اميدوار به رحمت و مغفرت الهى باشد .

اعلموا إنّ اللّه شديد العقاب و إنّ اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 165 - 13

13 - آدمى در هر حال بايد از عقوبتهاى الهى ترسان و به رحمت او اميدوار باشد.

إن ربك سريع العقاب و إنه لغفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 21 - 4

4 - ايجاد حالت ترس و اميد در انسان ها ، از روش هاى هدايتى قرآن است .

يعذّب من يشاء و يرحم من يشاء

اين كه عذاب و رحمت را خداوند، بسته به مشيت خود دانسته است، احتمال دارد به منظور ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 45 - 4

4 - به وجود آوردن خوف و رجا ، در دل مردمان ، از جمله مسؤوليت هاى پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) بود .

أرسلنك . .. مبشّرًا و نذيرًا

8- ترشروئي

1- آثار ترشرويى با يتيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ماعون - 107 - 2 - 4

4 - ترش رويى در برابر يتيمان و رد خواسته هاى آنان ، دورسازنده انسان از قرب به خداوند است .

فذلك

«ذلك»، اسم اشاره اى است كه براى دور به كار مى رود و در آيه شريفه يا براى تحقير به كار رفته و يا نشانگر دورى از خداوند است.

2- اجتناب از ترشرويى با موعظه پذيران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 11 - 1

1 - تأكيد خداوند بر ضرورت ترك ترش رويى با اندرز خواهان ; هر چند آنان ، جسمى معلول داشته و از طبقات اشراف نباشند .

كلاّ

كلمه «كلاّ» براى ممنوع ساختن و ردّ مطالبى است كه پيش از گفتن اين كلمه، مطرح شده بود.

3- ترشرويى اخروى كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 24 - 1

1 - كافران ، داراى چهره اى گرفته و عبوس در قيامت

و وجوه يومئذ باسرة

«بسر» (مصدر «باسرة») به معناى گرفتگى چهره است.

4- ترشرويى با عبدالله بن ام مكتوم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 1 - 4

4 - « روى عن الصادق ( ع ) انّها [ أى « عبس و تولّى . . . » ] نزلت فى رجل من بنى اميّة كان عند النبى (صلی الله علیه و آله) فجائه ابن اُمّ مكتوم فلمّا رأه تقذّر منه و جمع نفسه و عبس و أعرض بوجهه عنه فحكى اللّه سبحانه ذلك و أنكره عليه ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه آيه «عبس و تولّى» درباره مردى از بنى اميه نازل شده است. آن مرد نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود كه ابن امّ مكتوم هم به حضور ايشان رسيد. آن مرد وقتى ابن امّ مكتوم را ديد، از او بدش آمد و خود را جمع كرد و چهره در هم كشيد و روى از او برتافت. پس خداوند سبحان داستان وى را حكايت كرده، آن را بر وى ناپسند دانسته است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 2 - 2

2 - عبداللّه بن اُمّ مكتوم ، نابيناى مسلمانى كه گرفتار ترش رويى و اعراض يكى از حاضران مجلس پيامبر (صلی الله علیه و آله) شد .

أن جاءه الأعمى

برخى از مفسّران، نام شخصى را كه «أعمى» بود و آيه شريفه درباره حضور او نازل شده، «عمرو» و اكثريت «عبداللّه» نوشته اند; ولى همگان بر اين اتفاق دارند كه او فرزند نابيناى «ام مكتوم» بود. در شأن نزول آيه شريفه آمده است كه وى در حال ورود به مجلسى كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در آن حضور داشت، مورد اسائه ادب فردى از بنى اميه - كه گفته مى شود عثمان بن عفان بوده است - قرار گرفت.

5- سرزنش ترشرويى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 2 - 4

4 - آگاه نشدن شخص از اظهار انزجار و ناراحتى ديگران ، مجوّز چنين رفتارى با وى نيست و از زشتى آن نمى كاهد .

عبس و تولّى . أن جاءه الأعمى

با آن كه فرد نابينا، گرفتگى چهره را مشاهده نمى كرد; ولى آيه شريفه آن رفتار را نكوهيده خوانده و فاعل آن را مذمت كرده است.

6- عوامل ترشرويى در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قيامه - 75 - 24 - 2

2 - دل بستن به دنيا و غفلت از آخرت ، موجب اندوه شديد و گرفتگى چهره ها در قيامت

كلاّ بل تحبّون العاجلة . و تذرون الأخرة ... و وجوه يومئذ باسرة

9- ترك اولي

1- كيفر ترك اولى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 49 - 4

4 - هشدار خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، از گرفتار شدن به مجازات ترك اولى ، همچون يونس ( ع )

و لاتكن كصاحب الحوت . .. لنبذ بالعراء و هو مذموم

اين كه خداوند به پيامبر(صلی الله علیه و آله) هشدار داد كه مانند يونس مباش; اشاره به ترك اولى و مجازات آن دارد كه يونس(ع) گرفتار آن شده بود.

2- معرضان از ترك اولى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 50 - 7

7 - اجتناب صالحان و برگزيدگان الهى ، از ترك اولى

فجعله من الصلحين

برداشت ياد شده، از آن جا است كه خداوند يونس(ع) را - پس از توبه و پشيمانى او از ترك اولى - به مقام صالحان رساند.

10- تزكيه

1- آثار تزكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 8

8 - رسيدن امت ها به مقام تسليم در گرو بعثت پيامبران ; آموزش كتاب آسمانى و معارف و احكام دينى و پاك شدن از آلودگيهاست .

من ذريتنا أمة مسلمة لك . .. ربنا وابعث فيهم رسولا منهم يتلوا ... يزكّيهم

به نظر مى رسد درخواست ابراهيم (ع) و اسماعيل(ع) براى بعثت پيامبرى از ميان ذريه آنها درپى درخواست تشكيل «امت مسلمه» بدين جهت باشد كه: بعثت و هدفهاى آن، از ضروريات بنيادى براى تشكيل «امت مسلمه» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 39 - 5

5 - معافيت قانونى سارق از حد سرقت در صورت توبه و اصلاح ( خودسازى ) *

فمن تاب . .. و اصلح فإنّ اللّه يتوب عليه

يادآورى پذيرش توبه سارق پس از بيان حد سرقت، مى تواند اشاره به سقوط حد از وى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 43 - 4

4 - مبارزه با طغيان گران ، نيازمند مردانى خودساخته و فراهم آوردن مقدمات و ابزار مناسب

أوحينا إلى أُمّك . .. واصطنعتك لنفسى ... اذهبا إلى فرعون إنّه طغى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 16 - 10

10- اصلاح انديشه و اعتقاد ، نيازمند اصلاح نفس *

بل هم فى لبس من خلق جديد . .. و نعلم ما توسوس به نفسه

اين آيات، در مقام اصلاح انديشه منكران معاد است. خداوند، در پايان ادله عقلى بر امكان معاد مسأله وسوسه هاى نفسانى را مطرح كرده است. اين مى تواند از آن جهت باشد كه منكران معاد، براى اصلاح عقيده، همواره گمان نكنند كه مشكلشان عقلى و برهانى است; زيرا چه بسا عقيده نادرست، تكيه بر وسوسه هاى نفس داشته باشد كه در اين صورت، اصلاح عقيده نيازمند اصلاح نفس خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 9 - 15

15 - تهذيب نفس و ريشه كن ساختن رذايل نفسانى ، گامى مهم در مسير رستگارى *

و من يوق شحّ نفسه فأُولئك هم المفلحون

با توجه به اين كه واژه «شحّ» اشاره به پديده نفسانى دارد از كاربرد آن، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 2 - 8

8 - طهارت و پاكى نفس ، زمينه لازم براى فراگيرى معارف و احكام دين

و يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة

تقدم ذكرى «يزكّيهم» بر «يعلّمهم»، مى تواند اشاره به مطلب بالا داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 4 - 4

4 - طهارت و پاكيزگى جسم و جان ، از شرايط بايسته براى رهبران و مبلغان جامعه اسلامى و تأثيرگذار در موفقيت آنان

و ثيابك فطهّر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 18 - 9

9 - تزكيه و خودسازى ، از راه هاى پيشگيرى از طغيان و كفر

إنّه طغى . فقل هل لك إلى أن تزكّى

اين آيه از طرفى ناظر به آيه قبل است و راه دفع طغيان را ارائه مى دهد و از سويى ديگر، ناظر به آيه بعد است و زمينه هدايت به خداوند و دورى از كفر را بيان كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 19 - 5

5 - تزكيه و دورى از پليدى و طغيان ، هموارسازنده راه هدايت و خشيت الهى

إنّه طغى . .. أن تزكّى . و أهديك إلى ربّك فتخشى

• تزكيه و دورى از پليدى و طغيان، هموارسازنده راه هدايت و خشيت الهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 3 - 1،7

1 - تلاش براى تزكيه نفس و درست كارى ، مايه ارجمندى انسان و شايستگى او براى احترام افزون تر

و مايدريك لعلّه يزّكّى

«زكاة» در معانى «صلاح»، «پاكيزگى»، «نمو»، «بركت» و «مدح» استعمال شده است (لسان العرب). در اين آيه - به قرينه مقام - مراد صلاح (درست كارى) و پاكسازى درون است.

7 - مداومت بر تصفيه درون و پاكسازى باطن ، مؤثر و سودمند در بهره گيرى از مجالس پند و اندرز

أن جاءه الأعمى . و مايدريك لعلّه يزّكّى

فعل مضارع «يزّكّى» - نظير هر مضارع ديگرى كه از حالت هاى شخص خبر دهد - بر استمرار دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 14 - 4

4 - خودسازى و پاك سازى خويش از وابستگى به دنيا ، مايه نجات و صلاح است .

قد أفلح من تزكّى

تزكيه در آيه - به قرينه «بل تؤثرون الحياة الدنيا» در آيه بعد - شامل پاكى از علاقه به دنيا نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 15 - 2،7

2 - ذكر اوصاف خداوند و توجّه هميشگى به آنها ، از آثار تزكيه است .

تزكّى . و ذكر اسم ربّه فصلّى

شناخت اسم، بدون شناخت مسمّى حاصل نمى شود (مفردات راغب) و نمى توان تكلم به الفاظى را كه ذهن براى آن معنايى تصور نكرده است، «ذكر اسم» ناميد. بنابراين ياد نام هاى خداوند، ملازم با ياد محتواى آنها است كه بر ويژگى هاى او دلالت دارند. عطف اين آيه بر «تزكّى» در آيه قبل، بيانگر مقدمه بودن تزكيه براى «ذكر اسم» است.

7 - نمازگزاران ، در صورتى رستگاراند كه از تزكيه و ياد خدا برخوردار باشند .

قد أفلح من تزكّى . و ذكر اسم ربّه فصلّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 18 - 3

3 - كتاب هاى آسمانى امت هاى گذشته ، رستگارى را در گرو تزكيه ، يادِ نام خدا و اداى نماز دانسته ، از ترجيح زندگانى دنيا بر آخرت نكوهش كرده اند .

قد أفلح . .. إنّ هذا لفى الصحف الأُولى

مشاراليه «هذا» مى تواند آيه قبل (و الآخرة خير و أبقى) باشد و ممكن است آن را اشاره به مفاد آيات «قد أفلح. ..» به بعد بدانيم. برداشت ياد شده، ناظر به احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 19 - 3

3 - برترى آخرت بر زندگانى دنيا و توقف رستگارى بر تزكيه ، ياد نام خدا و اداى نماز ، از معارف ياد شده در كتاب هاى آسمانى ابراهيم و موسى ( ع )

قد أفلح . .. بل تؤثرون ... صحف إبرهيم و موسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 9 - 2

2 - خودسازى و پاك ساختن روح خويش از گناه و پليدى و سوق دادن آن به تقوا ، مايه نجات و كاميابى است .

فألهمها فجورها و تقويها. قد أفلح من زكّيها

مراد از «تزكيه نفس» - به قرينه آيه قبل - پاك سازى آن از «فجور» (گناه، فسق، دروغ و. ..) و رشد دادن آن به وسيله تقوا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 5 - 4

4 - انفاق ، پرهيز از ثروت اندوزى ، تزكيه خواهى ، سخاوت مندى و اخلاص ، از نشانه هاى تقواپيشگى است .

أعطى و اتّقى

فعل «اتّقى» در مقابل فعل «استغنى» (در آيات بعد)، قرار گرفته و نقطه مقابل استغنا (ثروت اندوزى) را «تقوا» ناميده است. از طرف ديگر عطف «اتّقى» بر «أعطى» - كه با عطف تفسيرى يا سبب بر مسبب و يا عكس آن سازگار است - انفاق را نشانه تقوا قرار داده است. آيات آخر سوره - كه از عنوان «من أعطى و اتّقى» با نامى ديگر (الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى ...) ياد كرده - مصاديق ديگر تقوا را بر شمرده است.

2- آثار تزكيه پدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 10 - 8

8- لزوم تصفيه درونى و اعتلاى روحى پدر ، هنگام انعقاد نطفه فرزند

قال ربّ اجعل لى ءاية قال ءايتك ألاّ تكلّم الناس ثلث ليال سويًّا

نشانه اى كه زكريا درخواست كرد، اگر براى تشخيص زمان انعقاد نطفه بوده، چنين درخواستى مى تواند نشانه حساسيت خاص مسأله باشد و آن حضرت براى مراعات مسائلى خاص و نيز آدابى لازم، زمان آن را خواهان گرديد تا با تهيه و تدارك مقدمات روحى لازم، اقدام به انجام مرحله انعقاد نطفه نمايد.

3- آثار علاقه به تزكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 3 - 2

2 - احتمال علاقه مندى افراد به تزكيه نفس ، كافى در لزوم احترام آنان و استقبال از حضورشان در مجالس وعظ و ارشاد

و مايدريك لعلّه يزّكّى

كلمه «لعلّ»، بر رجا و اميدوارى دلالت دارد و جمله «لعلّه يزّكّى» اميد به وجود تزكيه را در لزوم پذيرش مستمعان كافى مى داند.

4- اجتناب از هدايت اهل تزكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 4 - 11

11 - خوددارى از ارشاد كسانى كه در مسير خودسازى قرار دارند و استنكاف از راهنمايى پندپذيران ، كردارى نكوهيده و ناروا است .

عبس . .. و ما يدريك لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر

5- ارزش تزكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 9

9 - آموزش كتاب آسمانى ; يادگيرى حكمت ، احكام و معارف الهى و زدودن آلودگى ها و ناپاكى ها از خويشتن ، داراى جايگاهى رفيع و ارجمند در ديدگاه پيامبران الهى

ربنا وابعث فيهم رسولا منهم يتلوا . .. يزكّيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 151 - 10

10 - زدودن آلودگى ها و ناپاكى ها از خويشتن ، فراگيرى قرآن و آموختن حكمت ، احكام و معارف دين ، داراى جايگاهى رفيع و ارزشمند

كما أرسلنا فيكم رسولا . .. و يعلمكم الكتب و الحكمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 43 - 4

4 - زدودن كينه و عداوت از سينه ها ، ارزش الهى است .

و نزعنا ما فى صدورهم من غل

6- ارزش علاقه به تزكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 108 - 12

12 - اشتياق به خودسازى و تمايل به پاك سازى روح و انديشه ، ارزشى والا در بينش الهى

فيه رجال يحبون أن يتطهروا و اللّه يحب المطهرين

7- اعراض از تزكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 16 - 4

4 - تكذيب حكم انفاق و خوددارى از صرف مال در راه تزكيه نفس ، بالاترين درجه شقاوت است .

الأشقى . الذى كذّب و تولّى

ارتباط اين آيه با نقطه مقابل آن در آيات بعد (الذى يؤتى ماله يتزكّى»، بيانگر برداشت ياد شده است.

8- امكان تزكيه طغيانگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 18 - 10

10 - تزكيه و خودسازى ، حتى براى سركشانى چون فرعون ، امكان پذير است .

إنّه طغى . فقل هل لك إلى أن تزكّى

• تزكيه و خودسازى، حتى براى سركشانى چون فرعون، امكان پذير است.

9- امكان تزكيه فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 18 - 10

10 - تزكيه و خودسازى ، حتى براى سركشانى چون فرعون ، امكان پذير است .

إنّه طغى . فقل هل لك إلى أن تزكّى

• تزكيه و خودسازى، حتى براى سركشانى چون فرعون، امكان پذير است.

10- اميدوارى در تزكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 102 - 6

6 - خطاكار نادم و پشيمان ، نيازمند روحيه اميد براى خودسازى و تربيت

عسى اللّه يتوب عليهم إن اللّه غفور رحيم

11- اهتمام مؤمنان به تزكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 13

13 - اهتمام مؤمنان واقعى به خودسازى ، قبل از پرداختن به اصلاح جامعه *

التّئبون العبدون الحمدون . .. الأمرون بالمعروف و الناهون عن المنكر

تقدم لفظى صفات فردى (توبه، عبادت و . .. ) بر صفات اجتماعى (امر به معروف و نهى از منكر) مى تواند اشاره به تقدم حقيقى و رتبى آن داشته باشد.

12- اهميت تزكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 177 - 19

19 - هدف قرآن انسان سازى است نه مجرد تبيين مفاهيم نيكو و بيان رفتار هاى ناپسند

و لكن البر من ءامن

توضيح برداشت پيشين، بيانگر استفاده برداشت فوق از جمله «و لكن البر من ءامن» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 7

7 - گرفتن صدقه ( زكات ) از خطاكاران نادم از سوى حاكم اسلامى بايد به منظور تطهير روح و تكامل معنوى آنان باشد .

خذ من أمولهم صدقة تطهرهم و تزكيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 105 - 6

6 - هشدار خداوند به انسان ها ، براى مراقبت از اعمال و حركات نهان و آشكار خويش و سرباز نزدن از فرمان هاى او در خفا و علن

و ستردون إلى علم الغيب و الشهدة فينبئكم بما كنتم تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 76 - 11

11- لزوم اصلاح جامعه بشرى ، بر مبناى عدالت و اكتفا نكردن به خودسازى

و من يأمر بالعدل و هو على صرط مستقيم

برداشت فوق، براى اين است كه خداوند در عين اهميت دادن به خودسازى با بيان «و هو على صرط مستقيم»، موضوع دعوت به عدل و اصلاح جامعه را مطرح فرمود و حتى آن را مقدم آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 24 - 8

8 - خودسازى بر ارشاد ديگران ، مقدم است .

فاعبدنى و أقم الصلوة . .. فلايصدّنك ... اذهب إلى فرعون إنّه طغى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 42 - 15

15 - تقدم خودسازى بر ارشاد ديگران

واصطنعتك لنفسى . .. اذهب أنت و أخوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 17 - 7

7 - انسان متعهد ، علاوه بر پرداختن به خود ، بايد به اصلاح ديگران نيز همت بگمارد .

يبنىّ أقم الصلوة و أمر بالمعروف و انه عن المنكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 19 - 11

11- لزوم پرداختن به اصلاح خويش ، قبل از اصلاح ديگران

و استغفر لذنبك و للمؤمنين

از تقدم «لذنبك» بر «للمؤمنين و. ..» مى توان به مطلب بالا ره برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 6 - 6

6 - خودسازى و اصلاح و تربيت خويشتن ، در اولويت نخست و مقدّم در تربيت و اصلاح ديگران

قوا أنفسكم و أهليكم نارًا

مطلب ياد شده، از تقدم ذكرى «أنفسكم» بر «أهليكم» به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 4 - 3

3 - طهارت و پاكيزگى جسم و جان ، برخوردار از اهميت ويژه در سلسله تعاليم قرآن

و ثيابك فطهّر

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه توصيه به طهارت، در رديف توصيه هاى بزرگى (همچون تكبير خداوند) قرار گرفته است كه در مرحله نخست رسالت به پيامبر(صلی الله علیه و آله) ابلاغ شده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 18 - 8

8 - ضرورت پرداختن به تزكيه خويش و پاكسازى خود از هر گونه فساد و طغيان

فقل هل لك إلى أن تزكّى

• ضرورت پرداختن به تزكيه خويش و پاكسازى خود از هر گونه فساد و طغيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 4 - 13

13 - پاكسازى خويش از آلودگى ها ، داراى اهميتى بيشتر از آموختن پند و اندرز است .

لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر

تقديم «تزكيه» بر «تذكر»، گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 18 - 6

6 - انفاق ، در صورتى نشان تقواپيشگى است كه به قصد تزكيه نفس و پاك سازى ثروت انجام گيرد .

الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عصر - 103 - 3 - 9

9 - اصلاح جامعه در كنار اصلاح خويشتن ، ضرورتى اجتناب ناپذير در ثمربخشى وجود انسان

لفى خسر. إلاّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصبر

13- اهميت تزكيه انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 2 - 6

6 - تلاوت آيات الهى ، تزكيه نفوس و تعليم كتاب و حكمت ، اصول و محور هاى برنامه رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در هدايت خلق

يتلوا عليهم ءايته و يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة

14- اهميت تزكيه رهبران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 26 - 12

12 - لزوم مبارزه با هواى نفس ، براى رهبران و داوران جامعه الهى

يداود إنّا جعلنك خليفة فى الأرض فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى

15- اهميت تزكيه قاضى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 26 - 12

12 - لزوم مبارزه با هواى نفس ، براى رهبران و داوران جامعه الهى

يداود إنّا جعلنك خليفة فى الأرض فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى

16- اهميت رستگارى اهل تزكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 9 - 3

3 - خداوند ، در تأكيد بر رستگارى اهل تزكيه ، به « خورشيد و نور آن » ، « ماه » ، « روز و شب » ، « آسمان و زمين » ، « روح » و « ذات خويش » ، سوگند ياد كرده است .

و الشمس . .. قد أفلح من زكّيها

جمله «قد أفلح . ..» جواب قسم هايى است كه از آغاز سوره مطرح شده بود. برخى آن را جمله معترضه دانسته، جواب قسم را جمله «كذّبت ثمود...» و يا محذوف دانسته اند.

17- تزكيه انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 151 - 7،11

7 - تلاوت آيات الهى بر مردم و پاكسازى آنان از آلودگى ها ( شرك و . . . ) از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از اهداف رسالت اوست .

يتلوا عليكم ءايتنا و يزكيكم

11 - پيراستن مردم از آلودگى ها و تعليم قرآن ، احكام و معارف دين ، از وظايف اساسى مبلغان دين و از رؤوس برنامه هاى آنان است .

يتلوا عليكم ءايتنا و يزكيكم و يعلمكم الكتب و الحكمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 7 - 1،4

1 - مسلمانان براى تزكيه كسانى كه خود را از تعاليم الهى بى نياز مى پندارند ، هيچ تكليف و مسؤوليتى ندارند .

و ما عليك ألاّ يزّكّى

ما در «و ما عليك ألاّ يزّكّى» مى تواند نافيه باشد كه با تقدير مبتداى محذوف معناى آيه چنين مى شود: «نيست بر تو باكى در مورد اقدام نكردن او به تزكيه خويش» و نيز ممكن است استفهاميه و مفاد آن چنين باشد: «چيست بر تو در مورد اقدام نكردن او به تزكيه خويش»؟ در هر صورت مراد اين است كه بى توجّهى شخص كافر به تزكيه خويش، براى تو مسؤوليت آفرين نيست كه هدايت او را بر پذيرش مؤمن مقدم مى دارى!.

4 - وظيفه تزكيه و پاكسازى ديگران از آلودگى هاى معنوى ، تكليفى سنگين و نيازمند برخوردارى از كمالاتى ويژه است .

و ما عليك ألاّ يزّكّى

نفى تكليف از مخاطب، در مورد تزكيه كافرانى كه در مجلس پيامبر(صلی الله علیه و آله) حضور داشتند، بيانگر آن است كه وى در مقامى نبود كه اين تكليف از او ساخته باشد و خداوند، از چنين افرادى انجام دادن آن را نخواسته است.

18- تزكيه انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 18 - 1

1 - اهل سخاوت و انفاق كه با گذشت از ثروت خويش ، به تزكيه نفس مى پردازند ، با تقواترين مردم اند .

الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى

جمله «يتزكّى» حال است و فعل «زكا»; يعنى، نمو كرد و صالح شد و نيز به خالص هر چيز و آنچه به منظور پاك كردن ثروت پرداخته مى شود، زكات گفته مى شود (قاموس). بنابراين باب تفعّل آن - كه بر تكلّف دلالت دارد، يا به معناى با زحمت خود را رشد دادن و شايسته ساختن است و يا مراد از آن پرداختن زكات مال با جديّت تمام است. برداشت ياد شده، ناظر به معناى اول است.

19- تزكيه سخاوتمندان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 18 - 1

1 - اهل سخاوت و انفاق كه با گذشت از ثروت خويش ، به تزكيه نفس مى پردازند ، با تقواترين مردم اند .

الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى

جمله «يتزكّى» حال است و فعل «زكا»; يعنى، نمو كرد و صالح شد و نيز به خالص هر چيز و آنچه به منظور پاك كردن ثروت پرداخته مى شود، زكات گفته مى شود (قاموس). بنابراين باب تفعّل آن - كه بر تكلّف دلالت دارد، يا به معناى با زحمت خود را رشد دادن و شايسته ساختن است و يا مراد از آن پرداختن زكات مال با جديّت تمام است. برداشت ياد شده، ناظر به معناى اول است.

20- تزكيه علماى متعهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 174 - 18

18 - عالمان متعهد از تزكيه الهى برخوردار شده و در قيامت با خداوند هم سخن خواهند بود .

إن الذين يكتمون ما أنزل اللّه . .. لايكلمهم اللّه يوم القيمة و لايزكيهم

21- تزكيه قاضى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 106 - 2

2 - ضرورت نيايش قاضيان به درگاه خداوند ، براى دورى نفس آنان از تمايل به خيانتكاران

و لاتكن للخائنين خصيماً. و استغفر اللّه

22- تزكيه قبل از بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 43 - 5

5 - وجود برخى از كينه ها در سينه مؤمنان قبل از ورود به بهشت و زدودن آن با ورود به بهشت *

و نزعنا ما فى صدورهم من غل

23- تزكيه مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 7

7 - تلاوت آيات خدا ، تعليم كتاب آسمانى ، آموزش حكمت و پاكسازى مردم از آلودگى ها ، از وظايف پيامبران و از اهداف بعثت ايشان است .

يتلوا عليهم ءايتك و يعلمهم الكتب و الحكمة و يزكّيهم

24- تزكيه موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 144 - 11

11 - تصفيه موسى ( ع ) با مناجات چهل شبه ، مقدمه اى براى دريافت تورات بود .

يموسى إنى اصطفيتك . .. فخذ ما ءاتيتك

چون خداوند در پايان داستان مواعده خويش با موسى(ع) و مناجات چهل شبه وى، اعطاى پيامهاى خويش را، كه همان تورات باشد، مطرح ساخته، معلوم مى شود آن مواعده و مناجات به سبب اعطاى تورات بوده است.

25- تزكيه مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 16 - 3

3- احسان به والدين ، شكر ، صلاح جويى ، توبه و تسليم ، از جمله برترين اعمال مؤمنان

و وصّينا الإنسن بولديه إحسنًا . .. نتقبّل عنهم أحسن ما عملوا

ارتباط اين آيه با آيه پيشين، گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 10 - 6

6 - مؤمن ، درصدد جبران لغزش هاى خويش ، قبل از توجه به كاستى هاى ديگران *

يقولون ربّنا اغفر لنا و لإخوننا

تقدم «لنا» بر «لإخواننا» مى تواند از آن جهت باشد كه انسان، قبل از طلب بخشش براى خطاهاى ديگران، بايد خطاهاى خويش را به ياد آورده و طلب استغفار كند.

26- تزكيه نسل ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 2

2 - تلاوت آيات الهى ، تعليم كتاب آسمانى ، آموزش حكمت ( معارف و احكام دين و . . . ) و پاكسازى نسل ابراهيم و اسماعيل ( ع ) از آلودگى ها و ناخالصى ها ، از ويژگى هاى پيامبرى كه ابراهيم و اسماعيل ( ع ) خواستار بعثت او بودند .

ربنا وابعث فيهم رسولا منهم يتلوا عليهم ءايتك و يعلمهم الكتب و الحكمة و يزكّيهم

27- تزكيه نسل اسماعيل(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 2

2 - تلاوت آيات الهى ، تعليم كتاب آسمانى ، آموزش حكمت ( معارف و احكام دين و . . . ) و پاكسازى نسل ابراهيم و اسماعيل ( ع ) از آلودگى ها و ناخالصى ها ، از ويژگى هاى پيامبرى كه ابراهيم و اسماعيل ( ع ) خواستار بعثت او بودند .

ربنا وابعث فيهم رسولا منهم يتلوا عليهم ءايتك و يعلمهم الكتب و الحكمة و يزكّيهم

28- تشويق به تزكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 39 - 12

12 - خداوند ، ترغيب كننده ستمكاران و گنهكاران به توبه و اصلاح خويش ( خودسازى )

فمن تاب . .. فإنّ اللّه يتوب عليه إنّ اللّه غفور رحيم

توجه دادن ستمكاران به مغفرت، رحمت و توبه پذيرى خداوند مى تواند به منظور ترغيب آنان به توبه و اصلاح باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 18 - 1

1 - موسى ( ع ) از جانب خداوند ، مأمور راهنمايى فرعون به راه تكامل و درست كارى و ترغيب او به پاكسازى خويش از آلودگى ها

فقل هل لك إلى أن تزكّى

زكات به دو معنا است: 1. نمو 2. طهارت (مقاييس اللغة) و به كسى كه صالح و درست كار شود، مى گويند «تزكيه» شده است. (قاموس)

29- توصيه به تزكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 6 - 1

1 - توصيه خداوند ، به مؤمنان ، مبنى بر خودسازى و صيانت خويش از عوامل و موجبات بدبختى و دوزخى شدن

يأيّها الذين ءامنوا قوا أنفسكم . .. نارًا

بنا به گفته مفسران، مقصود از محافظت خود از آتش، صيانت خويش از موجبات و عواملى است كه منجر به آتش دوزخ مى شود; مانند ترك واجبات و يا انجام محرمات.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 4 - 2

2 - پاكدامنى و طهارت نفس از هر گونه آلودگى ها و گناهان ، از توصيه هاى نخستين خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

و ثيابك فطهّر

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه طهارت لباس، كنايه از طهارت نفس و روح و جان باشد (مانند پاكدامنى، پاكدلى و. ..).

30- ثروتمندان و تزكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 7 - 8

8 - ثروتمندان ، در خطر محروميت از تزكيه و تصفيه باطن *

أمّا من استغنى . .. ألاّ يزّكّى

برداشت ياد شده براساس احتمالى است كه در معناى «استغنى» داده شده كه مراد غنى و ثروتمند بودن است.

31- دعوت به تزكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 43 - 3

3 - مبارزه با هواى نفس ، در رأس دعوت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

أرءيت من اتّخذ إلهه هويه

32- رستگارى اهل تزكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 9 - 1

1 - پاك سازندگان و رشد دهندگان روح خويش ، اهل نجات اند و به هدف اصلى دست يافته و همواره در خوبى خواهند ماند .

قد أفلح من زكّيها

«زكاة» در لغت عرب، در اصل به معناى «طهارت»، «نمو»، «بركت» و «ستودن» است (نهايه ابن اثير) معناى اول و دوم، با آيه شريفه تناسب بيشترى دارد. «فلاح»; يعنى، پيروزمندى و رسيدن به مقصود (مفردات) و به معناى نجات و باقى ماندن در خوبى (قاموس) نيز آمده است.

33- زمينه تزكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 8

8 - پرداخت صدقه و زكات ، مايه تطهير ( پاكى روح از آلودگى ) و تزكيه ( رشد معنوى ) انسان است .

خذ من أمولهم صدقة تطهرهم و تزكيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 7

7 - توبه ، نخستين گام انسان در طريق خودسازى

التئبون العبدون

صفاتى كه در آيه ذكر شده به دو دسته فردى و اجتماعى قابل تقسيم است كه نخست صفات فردى ذكر شده و داراى جنبه خودسازى است. مقدم شدن صفت توبه بر ساير صفات، مى تواند بدان جهت باشد كه توبه نقش نخستين را داراست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 59 - 9

9- اهتمام به نماز و ضايع نساختن آن ، زمينه ساز مبارزه با هوا هاى نفسانى و شهوت پرستى

أضاعوا الصلوة واتبعوا الشهوت

تقديم عبارت «أضاعوا الصلاة» بر «اتبعوا الشهوات» گوياى نقش تضييع نماز، در بازشدن راه شهوات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 15 - 18

18- توفيق در ره يابى به صلاح و خودسازى ، نيازمند امداد و الهام الهى

قال ربّ أوزعنى أن أشكر نعمتك . .. و أن أعمل صلحًا

«أوزعنى» (از مصدر «ايزاع») به معناى الهام كردن و توفيق و بازداشتن از انحراف است. اين خود مى رساند كه توفيق شگرگزارى و خودسازى را نيز، بايد از خداوند طلب كرد و از او الهام گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 2 - 7

7 - خداشناسى ، زمينه لازم براى تزكيه و تعليم كتاب و حكمت

يتلوا عليهم ءايته و يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة

تقدم ذكرى «يتلوا عليهم آياته» بر «يزكّيهم و يعلّمهم الكتاب و الحكمة» احتمالاً اشاره به مطلبى دارد كه در اين برداشت آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 4 - 3،7

3 - تذكرات دينى براى انسان ، سودمند است و آموختن آن او را براى تزكيه آماده مى سازد .

لعلّه يزّكّى . أو يذّكّر فتنفعه الذكرى

«فاء» در «فتنفعه»، انتفاع را نتيجه تذكّرپذيرى قرارداده است; يعنى، چنانچه با حضور در مجلس پند و اندرز تذكر حاصل شود، نافع بودن آن حتمى است. ارتباط اين آيه با آيه قبل، گوياى اين است كه نافع بودن تذكّر، در رساندن انسان به تزكيه است.

7 - تنها كسانى شايسته حضور در مجالس وعظ و ارشادند ، كه خود را در مسير خودسازى قرار داده يا افرادى توصيه پذير و نصيحت خواه باشند .

يزّكّى . أو يذّكّر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 17 - 4

4 - آخرت گرايى ، زمينه ساز تزكيه ، ياد خدا و اداى نماز است .

من تزكّى . و ذكر اسم ربّه فصلّى ... و الأخرة خير و أبقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 9 - 4

4 - برخوردارى انسان ، از آگاهى لازم براى تزكيه و تطهير نفس

فألهمها فجورها و تقويها. قد أفلح من زكّيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 18 - 4

4 - جود و انفاق و صرف اموال شخصى خود براى رضاى خداوند ، زمينه ساز پاك سازى نفس و مايه پاكى ثروت است .

الذى يؤتى ماله يتزكّى

آيات بعد، انگيزه انفاق گرانِ با تقوا را، جلب رضايت خداوند معرفى كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 19 - 1

1 - انفاق در صورتى مايه تزكيه نفس بوده و نشانه درجه والاى تقوا است كه انفاق گر مديون كسى نبوده و حق نعمتى از ديگران

بر ذمه نداشته باشد .

الأتقى . الذى يؤتى ماله يتزكّى . و ما لأحد عنده من نعمة تجزى

«واو» در «و ما لأحد»، حاليه است و مفاد اين آيه را به منزله قيد براى «يتزكّى» و اوصاف پيشين قرار داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 20 - 6

6 - تزكيه نفس ، در گرو نيت خالص و قصد قربت است .

يتزكّى . .. ابتغاء وجه ربّه

34- زمينه محروميت از تزكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 7 - 8

8 - ثروتمندان ، در خطر محروميت از تزكيه و تصفيه باطن *

أمّا من استغنى . .. ألاّ يزّكّى

برداشت ياد شده براساس احتمالى است كه در معناى «استغنى» داده شده كه مراد غنى و ثروتمند بودن است.

35- عوامل تزكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - حمد - 1 - 5 - 11

11 - شناخت خدا و صفات او ، مايه ناديده انگاشتن خويش در پيشگاه خداوند است .

الحمد للّه . .. إياك نعبد و إياك نستعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 138 - 2

2 - خداوند ارائه كننده بهترين معارف و دستورات براى پاك سازى بشر از آلودگيها

و من أحسن من اللّه صبغة

جمله «و من أحسن . ..; چه كسى در رنگ آميزى كردن (تطهير) از خدا بهتر است.» به دليل وقوع آن پس از مطرح ساختن ايمان و فرستادن احكام و معارف قرآن و ... اشاره به اين دارد كه: احكام و معارفى كه خداوند نازل كرده و مردم را بدان فراخوانده، بهترين معارف و دستورات براى پاك سازى و تطهير آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 106 - 12

12 - نماز داراى نقشى بسزا در پاكسازى روحيات آدمى براى پرهيز از سوگند هاى دروغ و خيانت در شهادت

تحبسونهما من بعد الصلوة فيقسمان باللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 42 - 5

5 - نقش سختيها و كاستيها در سازندگى و تربيت انسان

فأخدنهم بالبأساء و الضراء لعلهم يتضرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 82 - 7

7 - توجه به شدت حرارت آتش دوزخ ، عامل خشنودى اندك انسان و گريه طولانى وى در دنيا و بيم او بر فرجام خويش

قل نار جهنم أشد حراً . .. فليضحكوا قليلا و ليبكوا كثيراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 103 - 24،26

24 - از امام جواد ( ع ) روايت شده كه فرمود : « . . . ان موالى أسئل اللّه صلاحهم او بعضهم قصروا فيما يجب عليهم فعلمت ذلك فاحببت ان اطهرهم و ازكيهم بما فعلت فى عامى هذا من امر الخمس قال اللّه تعالى « خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم و تزكّيهم بها . . . » ;

. .. دوستان ما - كه از خدا صلاح آنان را مسألت مى كنم - يا بعضى از آنان در تكليف واجب خود كوتاهى كردند و من آگاه شدم. پس دوست داشتم با برنامه اى كه اين سال در مورد خمس اجرا كردم، آنان را تطهير و تزكيه كنم. خداوند فرموده است: از اموال آنان صدقه بگير تا بدين وسيله آنها را تطهير و تزكيه كنى ...».

26 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه فرمود : « من زعم انّ الامام يحتاج الى ما فى ايدى النّاس فهو كافر انّما النّاس يحتاجون ان يقبل منهم الامام قال اللّه عزو جل : « خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم و تزكّيهم بها » ;

كسى كه گمان كند، امام به آنچه در دست مردم است نياز دارد، او كافر است ; بلكه مردم نياز دارند كه امام صدقه را از آنها قبول كند. خداى عز و جل فرمود: از اموال آنان صدقه بگير، تا بدين وسيله آنان را تطهير و تزكيه كنى».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 108 - 13

13 - نماز و ذكر خدا ، عامل خودسازى و پاكى روح و انديشه

لمسجد . .. فيه رجال يحبون أن يتطهروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 76 - 7

7 - ايمان و عمل صالح ، راه تزكيه نفس و رشد آدمى است .

و من يأته مؤمن ا قد عمل الصلحت . .. و ذلك جزاء من تزكّى

«تزكية» به معناى «تطهير» است. به نظر مى رسد مراد از آن در اين آيه، به قرينه آيات پيشين (كه سخن از ايمان و عمل صالح و دورى از كفر و شرك سخن گفته بود) تحصيل ايمان و عمل صالح براى طهارت از كفر و گناه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 4 - 6

6 - پرداخت زكات ، مايه طهارت جان و سلامت روان است .

و الذين هم للزكوة فعلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 7 - 19

19 - ياد قيامت و بيم از آن ، داراى نقش مؤثر در اصلاح و خود سازى انسان

و تنذر يوم الجمع

از اين كه خداوند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مأمور به انذار از قيامت مى كند، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 12 - 7،9

7 - صدقه ، مؤثرترين كار براى تطهير نفس و پالايش روح از آلودگى است .

ذلك خير لكم و أطهر

مقصود از طهارت در «و أطهر»، طهارت معنوى است و به كارگيرى اسم تفضيل، بيانگر تأثيرگذارى برتر صدقه در تطهير نفس مى باشد.

9 - اقدام به انجام بهترين عمل و مؤثرترين كار براى طهارت نفس ، حكمت واجب شدن صدقه ، پيش از نجوا و گفتوگوى محرمانه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

فقدّموا بين يدى نجويكم صدقة ذلك خير لكم و أطهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 10 - 13

13 - دعا و نيايش به درگاه خداوند ، داراى تأثير در تزكيه قلب ها از كينه و بدخواهى

يقولون ربّنا . .. و لاتجعل فى قلوبنا غلاّ

تمجيد خداوند از دعاى مؤمنان، نشانگر تأثير آن است; زيرا در صورتى كه دعا و تمنا لغو و بى تأثير باشد، مجالى براى تمجيد نخواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 4 - 8

8 - توبه ، موجب زدايش زنگار از قلب و روح مى شود .

إن تتوبا إلى اللّه فقد صغت قلوبكما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 20 - 2

2 - بذل مال در صورتى نشانه برترين تقوا و مايه تزكيه نفس و نجات از آتش است كه تنها به نيت دستيابى به لطف خداوند باشد .

الأتقى . الذى يؤتى ماله ... إلاّ ابتغاء وجه ربّه

36- محرومان از تزكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 18 - 7

7 - فرعون ، طغيان گرى محروم از هرگونه پاكى و صلاح

هل لك إلى أن تزكّى

سؤال موسى(ع) نشان مى دهد كه وى در وجود فرعون، به دنبال يافتن تمايلى - هر چند اندك - به سوى خير و صلاح بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 7 - 6

6 - بى نياز ديدن خويش از تعاليم دين ، مصداق بارز ناپاكى و محروميت از تزكيه است .

أمّا من استغنى . .. و ما عليك ألاّ يزّكّى

37- محروميت از تزكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 9 - 4

4 - ترس از خدا و نگرانى از دست نيافتن به تزكيه نفس ، ترسى به سزا و حالتى مطلوب در پيشگاه خداوند

و هو يخشى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 16 - 2

2 - مردم با گزينش دنيا به جاى آخرت ، خود را از تزكيه ، ياد خدا و اداى نماز دور نگه داشته ، از رستگارى محروم مى سازند .

قد أفلح . .. بل تؤثرون الحيوة الدنيا

38- مسؤول تزكيه انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 7 - 2

2 - كسانى كه شايستگى ارشاد ديگران را ندارند ، مسؤول ناپاكى آنان نيز نيستند . *

و ما عليك ألاّ يزّكّى

اين احتمال وجود دارد كه مفاد جمله «و ما عليك. ..»، بستن راه عذر بر اعتراض كننده به حضور ابن ام مكتوم باشد. با اين بيان كه اگر خود را در برابر ناپاكى كافران مسؤول مى دانى خطاكرده اى; زيرا همين برخوردى كه با آن نابينا داشتى، نشان مى دهد كه نمى توانى عهده دارِ مقام ارشاد ديگران باشى و اين تكليف از تو برنمى آيد.

39- مكان تزكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 108 - 11،15

11 - مسجد ، بايد پايگاهى براى تربيت و تهذيب انسان هاى شايسته باشد .

لمسجد أسّس . .. فيه رجال يحبون أن يتطهروا

15 - مكان و محيط مناسب ، از زمينه هاى لازم براى طهارت و خودسازى و كمال معنوى

لمسجد أسّس على التقوى . .. فيه رجال يحبون أن يتطهروا

40- موانع تزكيه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 3 - 4

4 - اندام ناقص ، مانع تزكيه نفس و پيدايش صلاح و درست كارى در افراد نيست .

أن جاءه الأعمى . و مايدريك لعلّه يزّكّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ليل - 92 - 16 - 3

3 - بخل و ثروت اندوزى حاصل از آن و تكذيب پاداش هاى الهى ، زمينه ساز تكذيب حكم انفاق و خوددارى از صرف مال در راه تزكيه نفس

و أمّا من بخل . .. الذى كذّب و تولّى

ارتباط اين آيه با آيات پيشين، بيانگر اتحاد «من بخل. ..» با «الذى كذّب...» است و ارتباط آن با آيات بعد - كه از اعطاى مال به قصد تزكيه سخن گفته است - قرينه بر اين است كه علاوه بر تكذيبِ هدايت و انذار; تكذيب حكم انفاق نيز مراد است.

11- تسبيح

1- آثار تسبيح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 41 - 13

13 - كثرت ياد خدا و تسبيح او ، سپاس نعمت اوست .

ايتك . .. و اذكر ربّك كثيراً و سبّح

پس از بشارت به اعطاى فرزند و قرار علامت براى الهى بودن بشارت، زكريا مأمور به ذكر خدا مى شود; لذا به نظر مى رسد دستور ذكر، براى شكر آن نعمتها باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 8

8 - كمال عبادت ، تحقق پذير در پرتو تنزيه حق از هر كاستى و ستايش او به جهت صفات كمال *

و سب-ّح بحمد رب-ّك

در صورتى كه باء در «بحمد» براى مصاحبت باشد، استفاده مى شود كه كمال عبادت، متوقف بر دو پايه است: تنزيه حق از كاستى ها و ستايش او بر صفات وجودى و كمالى.

2- آثار تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 9،19،22،24

9 - انسان در شرايط سخت ، براى كسب تحمل بيشتر ، به تسبيح و ياد خدا نيازمند است .

فاصبر على ما يقولون و سبّح بحمد ربّك

توصيه به تسبيح، پس از فرمان به «صبر»، نشانگر نقش تسبيح در توانمند شدن بر صبر است.

19 - پذيرش مقدرات الهى با ديده رضايت و خشنودى ، بازتاب شكيبايى و بى عيب و نقص خواندن خداوند در ساعات شبانه روز

و لولا كلمة سبقت من ربّك . .. و سبّح بحمد ربّك ... لعلّك ترضى

متعلق كلمه «ترضى» به قرينه آيه قبل - سنت امهال كافران است و مفاد آيه اين است كه به وسيله صبر و تسبيح و مداومت بر ثناى خداوند، محبت كارهاى او در نفس انسان رسوخ مى كند. در نتيجه مهلتى كه به كافران داده مى شود و نيز ديگر سنت هاى الهى را خواهد پسنديد. حرف «لعلّ» نيز بيانگر به وجود آمدن زمينه رضايت، پس از تسبيح مكرر است.

22 - نيل پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مقام رضا ، درگرو صبر ، تسبيح و حمد مداوم پروردگار

فاصبر . .. و سبّح ... لعلّك ترضى

24 - رضايت خاطر و آرامش درون ، از ثمرات تسبيح و تحميد خداوند در فرصت هاى مختلف شبانه روز *

و سبّح بحمد ربّك . .. لعلّك ترضى

ممكن است رضايت مطرح شده در اين آيه، مقابل دل گيرى حضرت رسول(صلی الله علیه و آله) از سخنان كافران باشد كه در صدر آيه مطرح بود. در اين صورت مقصود، رضايت خاطر و آرام يافتن درون خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 36 - 11

11 - خانه هايى كه در آنها همواره ذكر و تسبيح خدا گفته مى شود ، مركز نور خدا است .

مثل نوره كمشكوة . .. فى بيوت أذن اللّه أن ترفع و يذكر فيها اسمه يسبّح له فيها با

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 17 - 2

2 - تسبيح خداوند و تنزيه او از هر عيب و نقصى ، نجات دهنده انسان از عذاب الهى است .

و أمّا الذين كفروا . .. فى العذاب ... فسبحن اللّه

«فاء» در «فسبحان اللّه» فصيحه و يا تفريع است. بنابراين، معناى عبارت، با توجه به دو آيه پيش، چنين مى شود: «حال كه مشخص شد فرجام مؤمنان و كافران چيست، پس تسبيح كنيد كه جزء گروه نخست بشويد و از عذاب رهايى يابيد.».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 43 - 5

5 - دعا و تحيت فرشتگان به مؤمنان ، به سبب فراوانى ذكر و تسبيح خدا از سوى آنان است .

يأيّها الذين ءامنوا اذكروا اللّه . .. و سبّحوه ... هو الذى يصلّى عليكم و ملئكت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 13 - 8

8 - تسبيح و تنزيه خداوند ، نوعى شكر و سپاس گزارى نسبت به او است .

تذكروا نعمة ربّكم . .. و تقولوا سبحن الذى سخّر لنا هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 6

6 - تسبيح و ستايش ( عبادت ) پروردگار ، زمينه استوارى روح و دستيابى به صبر در برابر ناگوارى ها *

فاصبر على ما يقولون و سب-ّح بحمد رب-ّك

از ارتباط «سبّح بحمد ربّك» با «فاصبر. ..»، مى توان تأثير عبادت در تكامل روح و استوارى اراده را نتيجه گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 49 - 3

3 - تسبيح و حمد پروردگار ، در تكاپوى روزانه و آرامش شب و سحرگاهان ، شكيبايى آفرين براى مؤمنان *

و اصبر . .. و سبّح بحمد ربّك حين تقوم . و من الّيل فسبّحه و إدبر النجوم

برداشت ياد شده با توجه به نكات زير است: 1- «حين تقوم» اشاره به تلاش هاى روزانه «و من الّيل. ..» نظر به لحظه هاى آرام شب داشته باشد. 2- آيه شريفه را با «واصبر...» - كه در آيه قبل آمده - ملاحظه كنيم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 28 - 9

9 - تسبيح و ياد خدا ، برانگيزاننده آدمى به انفاق و دستگيرى از مستمندان و مانع بخل و مال دوستى

قال أوسطهم ألم أقل لكم لولا تسبّحون

توصيه به تسبيح و ياد خداوند، درباره اداى سهم فقيران (لولا تسبّحون)، مى رساند كه آن دو در برانگيختن آدمى به انفاق و دورى از بخل، مؤثر است و نقش دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 6 - 9

9 - تسبيح خداوند ، زمينه ساز شايستگى پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى دريافت قرآن و حفظ آن

سبّح اسم ربّك . .. سنقرئك فلاتنسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 8 - 4

4 - تسبيح خداوند ، زمينه ساز امداد هاى ويژه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و فراهم آورنده تسهيلات براى عمل كردن آن حضرت به تكليف الهى خويش

سبّح . .. و نيسّرك لليسرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 3 - 17،22

17 - توبه استغفاركنندگانى كه خداوند را تسبيح و حمد كنند ، در پيشگاه خداوند پذيرفته است .

فسبّح بحمد ربّك و استغفره إنّه كان توّابًا

22 - تسبيح ، حمد و استغفار ، زمينه ساز جلب عنايت و توجّه خداوند

فسبّح بحمد ربّك و استغفره إنّه كان توّابًا

تواب بودن خداوند، ممكن است به معناى رجوع به بندگان باشد; به اين معنا كه به آنان تفضل كرده آنان را بپذيرد. (برگرفته از قاموس)

3- آثار تسبيح داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 19 - 4

4 - تمامى كوه ها و پرندگان به خاطر تسبيح داوود ( ع ) همراه او به تسبيح مى پرداختند .

إنّا سخّرنا الجبال معه يسبّحن . .. و الطير محشورة كلّ له أوّاب

برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است كه واژه «كلّ» شامل «جبال» (كوه ها) هم بشود.

4- آثار تسبيح موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 24 - 12

12 - تسبيح مظاهر هستى به درگاه خداوند ، تذكرى به انسان غافل از ياد آفريدگار

لو أنزلنا هذا القرءان على جبل . .. له الأسماء الحسنى يسبّح له ما فى السموت و ا

ارتباط اين آيه با آيات پيشين و هماهنگى سياق آنها گوياى اين نكته است كه اگر انسان در غفلت از ياد حق به سر مى برد، همه هستى - حتى جمادات - در حال تسبيح حق اند.

5- آثار تسبيح يونس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 144 - 1،2

1 - يونس ( ع ) اگر به تسبيح خدا در شكم ماهى نمى پرداخت ، تا قيامت در آنجا مى ماند .

فلولا أنّه كان من المسبّحين . للبث فى بطنه إلى يوم يبعثون

2 - تسبيح مستمر يونس ( ع ) ، تنها وسيله نجات او از دل ماهى شد .

فلولا أنّه كان من المسبّحين . للبث فى بطنه إلى يوم يبعثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 146 - 5

5 - دعا و تسبيح يونس ( ع ) ، موجب برخوردار شدن او از لطف و امداد خداوند

إنّه كان من المسبّحين . .. و أنبتنا عليه شجرة من يقطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 147 - 4

4 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) الأنبياء و المرسلون على أربع طبقات . . . و نبىّ يرى فى منامه و يسمع الصوت و يعاين الملك و قد أرسل إلى طائفة قلّوا أو كثروا كيونس . قال اللّه ليونس « و أرسلناه إلى مائة ألف أو يزيدون » . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده كه: پيامبران و رسولان بر چهار طبقه اند . .. و پيامبرى است كه در خواب مى بيند و صدا را مى شنود و فرشته را مى بيند و به سوى گروهى از مردم - خواه كم يا زياد - فرستاده مى شود، مانند يونس كه خدا درباره اش مى فرمايد: «و أرسلناه إلى مائة ألف أو يزيدون»...».

6- آثار دوام تسبيح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 144 - 3

3 - دعا و تسبيح مستمر خداوند ، مايه نجات از گرفتارى و غم و اندوه

فلولا أنّه كان من المسبّحين . للبث فى بطنه إلى يوم يبعثون

7- آداب تسبيح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 41 - 11،15

11 - امر خداوند به زكريا ، مبنى بر كثرت ياد و تسبيح او ، به هنگام صبح و شام

و اذكر ربّك كثيراً و سبّح بالعشىّ و الابكار

15 - سه روز روزه سكوت ( سخن نگفتن جز با رمز و اشاره ) ، كثرت ذكر خدا و تسبيح او ، دستورالعمل خدا به زكريا براى دستيابى به خواسته خويش ( فرزند صالح ) *

قال ايتك الاّ تكلّم . .. و اذكر ربّك كثيراً و سبّح

در برداشت فوق، فعل «الاّ تكلّم» كه به صيغه نفى است، به معناى نهى گرفته شده است; به قرينه فعل امر «اذكر» كه بر آن عطف شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 9 - 9

9 - آغاز و پايان هر روز ، مناسب ترين لحظات براى ياد خدا و تسبيح او

و تسبّحوه بكرة و أصيلاً

اختصاص يافتن «بكرة» و «أصيلاً» به ذكر، ممكن است كنايه از همه لحظات نباشد، بلكه تأكيدى بر اين دو مجال به حساب آيد.

8- آداب تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 13

13 - تسبيح خداوند همراه با ستايش ، روشى نيكو در تسبيح اوست .

و نحن نسبح بحمدك

«باء» در «بحمدك» به معناى مصاحبت بوده و نيز مى تواند براى استعانت باشد. برداشت فوق بر اساس وجه اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 8

8- تسبيح خداوند همراه ستايش او ، روشى نيكو در تسبيح خدا

و يسبّح الرعد بحمده والملئكة من خيفته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 108 - 3

3- مطلوبيت تسبيح پروردگار همراه با خضوع و سجده براى او ، با مشاهده آيات بحقّ او

إذا يتلى عليهم يخرّون للأذقان سجّدًا . و يقولون سبحن ربّنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 15

15- سپيده دم و پسين گاه ، زمان هاى مناسب براى تسبيح خداوند

أن سبّحوا بكرة و عشيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 6،11،12،14،15،17

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، موظف به تسبيح و حمد پروردگار ، پيش از طلوع و غروب خورشيد

و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها

«باء» در «بحمد ربّك» يا براى مصاحبت است و يا استعانت. در هر صورت، فرمان به حمد و تسبيح با هم است. خطاب «سبّح» گرچه مربوط به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد، ولى آيات بعد، قرينه اى بر منحصر نبودن اين تكاليف به آن حضرت است.

11 - تسبيح و ستايش پروردگار ، پيش از طلوع و غروب آفتاب ، داراى ارزش و آثارى ويژه است .

و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها

12 - تسبيح و ستايش پروردگار ، در پاره هايى از شب و نزديك صبح و پس از غروب ، داراى آثار و ارزشى ويژه است .

و من ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار

مراد از «اطراف روز» آغاز و پايان آن است و جمع آمدن آن، يا به خاطر توافق لفظى با «آناء الليل» است و يا براى شمول لحظات متعددى از اول و آخر روز است تا توسعه وقت را برساند; يعنى، ذكر و دعا در لحظه هاى اول و آخر روز، مخصوص اولين لحظه روز و آخرين لحظه آن نيست.

14 - تسبيح خداوند ( منزه دانستن او از هر نقص ) ، سزاوار است همواره با ستايش او و آراسته دانستن او به هر كمال همراه باشد .

و سبّح بحمد ربّك

چنانچه «بحمد ربّك» حال براى فاعل «سبح» باشد، مفاد جمله چنين مى شود: خدا را تسبيح كن، در حالى كه او را حمد و ستايش مى كنى.

15 - تسبيح خداوند به وسيله ستايش او بر صفات كمالى اش ، روشى نيكو در تسبيح است .

فسبّح بحمد ربّك

در برداشت ياد شده «باء» در «بحمد ربّك» براى استعانت گرفته شده است.

17 - تسبيح و تنزيه پروردگار ، بايد با ستايش هايى باشد كه او خود را با آنها ستوده است .

فسبّح بحمد ربّك

در باره اضافه «حمد» به «ربّ»، دو وجه ادبى احتمال مى رود: 1- حمد به فاعل خود اضافه شده باشد. 2- حمد به مفعول خود اضافه شده باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر وجه اول است و مفاد آن اين است كه خداى خويش را، با حمدى كه او خود را به آن ستوده است تسبيح كن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 18 - 6

6 - شبانگاه و بامداد ، بهترين وقت براى تسبيح پروردگار جهان

يسبّحن بالعشىّ و الإشراق

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه تصريح به شبانگاه و بامداد به خاطر خصوصيت ويژه اى باشد كه در آن دو زمان وجود دارد و قهراً اين خصوصيت مى تواند حاكى از برترى و امتياز آن دو وقت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 75 - 2

2 - قرين و همراه كردن تسبيح و تنزيه خداوند با حمد و ستايش او ، امرى نيكو و پسنديده است .

يسبّحون بحمد ربّهم

«با» در «بحمد» براى مصاحبت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 2

2 - همراه ساختن تسبيح و تنزيه خداوند با حمد و ستايش او ، امرى نيكو و پسنديده

يسبّحون بحمد ربّهم

«با» در «بحمد» براى مصاحبت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 13

13 - همراه كردن تسبيح خداوند با حمد و ستايش او ، توصيه الهى

و سبّح بحمد ربّك بالعشىّ و الإبكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 26 - 10

10 - شب هنگام ، وقت مناسب براى عبادت ، تسبيح و ستايش خداوند

و من الّيل فاسجد له و سبّحه ليلاً طويلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 3 - 5

5 - لزومِ همراه ساختن تسبيح با حمد خداوند

فسبّح بحمد ربّك

«باء» در «بحمد ربّك» ممكن است براى مصاحبة باشد.

9- اخلاص در تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 5

5 - اخلاص كامل فرشتگان ، در تسبيح و عبادت خداوند

فالذين عند ربّك يسبّحون له بالّيل و النّهار

از اين كه به جاى «يسبّحونه»، عبارت «يسبّحون له» آمده و «لام» براى اختصاص مى باشد، مطلب بالا قابل برداشت است.

10- ارزش اخلاص در تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 10

10 - اخلاص در تسبيح و عبادت ، امرى شايسته و ارزشمند است .

فالذين عند ربّك يسبّحون له

از آمدن عبارت «يسبّحون له» به جاى «يسبّحونه»، اخلاص فرشتگان فهميده مى شود و از اين كه خداوند اخلاص فرشتگان را به رخ انسان ها مى كشد، مطلب بالا قابل برداشت است.

11- ارزش تداوم تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 14

14 - تداوم بخشيدن به تسبيح و حمد خداوند در تمامى اوقات شب و روز ، كارى ارزشمند و پسنديده

و سبّح بحمد ربّك بالعشىّ و الإبكر

تسبيح و حمد خداوند در شب و روز مى تواند كنايه از تداوم و استمرار بخشيدن به آنها در همه اوقات باشد.

12- ارزش تسبيح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 41 - 12

12 - كثرت ياد خداوند و تسبيح او در صبح و شام ( همه گاه ) ، مطلوب اوست .

و اذكر ربّك كثيراً و سبّح بالعشىّ و الابكار

13- ارزش تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 36 - 12

12 - ارزش والاى ذكر نام خدا و تسبيح و تقديس او

أن ترفع و يذكر فيها اسمه يسبّح له فيها بالغدوّ و الأصال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 143 - 2

2 - تسبيح خداوند ، عبادتى بس ارزشمند

فلولا أنّه كان من المسبّحين

پرداختن به تسبيح از ميان ديگر مظاهر عبادت، مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 166 - 3

3 - تسبيح و تنزيه خداوند ، داراى جايگاهى والا در ميان مجموعه عبادت ها و اعمال

و إنّا لنحن المسبّحون

توصيف فرشتگان و يا بندگان خالص خدا به «تسبيح گويان» (در آيه اى كه كه در مقام تمجيد از آنان است) مى تواند گوياى برداشت بالا باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 9 - 10

10 - ياد خدا و تسبيح و تقديس او ، بايسته و ارزشمند در همه لحظات زندگى

و تسبّحوه بكرة و أصيلاً

برداشت بالا بنابراين نكته است كه «بكرة» و «أصيلاً» كنايه از همه لحظه هاى تلاش و بيدارى انسان باشد كه از «بكرة» شروع شده و تا «أصيلاً» ادامه دارد.

14- اهميت تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 33 - 1،3

1 - موسى ( ع ) تسبيح فراوان و تبرئه مكرر خداوند را از پندار هاى باطل مشركان ، در گرو همراهى هارون با او مى دانست .

كى نسبّحك كثيرًا

مراد از تسبيح - به قرينه مأموريت موسى(ع) براى هدايت فرعون - تنزيه خداوند از داشتن شريك و هرگونه محدوديتى در الوهيت و ربوبيت است. فاعل «نسبّحك» موسى و هارون(ع) مى باشد و «كى نسبّحك» تعليل براى جمله هاى اخير است كه درخواست همراهى هارون رامطرح كرده بود; يعنى با پشتيبانى هارون، دعوت به توحيد - كه متضمن تنزيه خداوند از داشتن شريك است - افزايش خواهد يافت.

3 - روى آوردن عموم مردم به تسبيح خداوند ، از اهداف رسالت موسى و هارون ( ع ) بود .

يفقهوا قولى . .. كى نسبّحك كثيرًا

ممكن است مراد از تسبيح كثير، كثرت تسبيح كنندگان باشد. در اين صورت فاعل «نسبّحك» منحصر به موسى و هارون(ع) نخواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 8

8 - لزوم ذكر و تسبيح خداوند و توجه به او در همه اوقات

فسبّح . .. قبل طلوع ... ءانآىِ الّيل ... أطراف النهار

هر چند كه در اين آيه، اوقات خاصى در شبانه روز براى تسبيح پروردگار معين شده است; ولى با توجه به كثرت اين موارد، به نظر

مى رسد هدف، به ياد خدابودن و تسبيح او گفتن در همه فرصت ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 8

8 - تسبيح و تنزيه مستمر خداوند ، والاترين مرتبه عبوديت و بندگى است .

فإن استكبروا فالذين عند ربّك يسبّحون له بالّيل و النّهار

خداوند در برابر استكبار مشركان از عبادت او، به بيان عبادت مستمر و مداوم فرشتگان مى پردازد. از اين مطلب فهميده مى شود كه استمرار و تداوم تسبيح و تنزيه، بالاترين مرتبه بندگى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 3 - 1

1 - لزوم تسبيح و حمد خداوند و طلب بخشش گناهان از پيشگاه او

فسبّح بحمد ربّك و استغفره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 98 - 1،6

1- توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به تسبيح همراه با حمد و ستايش خداوند .

فسبّح بحمد ربّك و كن من السجدين

«باء» در «بحمده» براى مصاحبت است; يعنى، تسبيح بايد با حمد و ستايش پروردگار قرين و همراه باشد.

6- لزوم تسبيح و عبادت خداوند در برابر هرگونه سخن ناروا و شرك آميز درباره او

و لقد نعلم . .. بما يقولون . فسبّح بحمد ربّك

تفريع «فسبّح» به آيه قبل مى تواند به معناى اين باشد كه: حال كه آنان سخنان ناروا درباره خدا مى گويند و به تنقيص پروردگار مى پردازند، تو به تسبيح و حمد و عبادت او بپرداز.

15- بهشتيان و تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 10 - 2

2 - بهشتيان ، نيايش خود را با تسبيح و تنزيه خدا آغاز مى كنند .

فى جنت النعيم. دعويهم فيها سبحنك اللّهم

جمله «آخر دعواهم . .. » قرينه است بر اينكه مراد از «دعواهم فيها سبحانك» «أول دعواهم ... » مى باشد ; يعنى، آغاز نيايش اهل بهشت تسبيح خدا و پايان بخش آن، حمد و ستايش اوست.

16- پاداش تسبيح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 17 - 5

5 - پاداش سجده و تسبيح همراه با حمد خداوند و عبادت هاى شبانه و انفاق هاى مؤمنان ، فوق حد شمارش است .

إنّما يؤمن . .. سجّدًا و سبّحوا بحمد ربّهم ... تتجافى جنوبهم ... و ممّا رزقنهم

«فاء» در «فلاتعلم نفس» تفريع بر آيات پيش است كه در آنها صفات نيكوى مؤمنان شمرده شده است. بنابراين، معنا، چنين مى شود: «مؤمنانى كه داراى صفات ياد شده اند، پاداشى مخفى دارند». با توجه به تفريع احتمال دارد كه اختفاى پاداش، كنايه از فوق شمارش بودن باشد.

17- تداوم تسبيح بندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 4،6

4 - فرشتگان و بندگان مخلص حق ، در شب و روز همواره تسبيح گوى خداوند هستند .

فالذين عند ربّك يسبّحون له بالّيل و النهار

تعبير «بالّيل و النهار» كنايه از استمرار و تداوم است.

6 - فرشتگان و بندگان مخلص خدا ، در تسبيح و عبادت او خستگى ناپذيراند .

فالذين عند ربّك يسبّحون له . .. و هم لايسئمون

«السّامة» (مصدر «لايسئمون») به معناى خستگى و ملالت از ادامه كار است.

18- تداوم تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 15

15 - ربوبيت خداوند ، مقتضى تسبيح و حمد پيوسته او است .

و سبّح بحمد ربّك بالعشىّ و الإبكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 1 - 2

2 - تسبيح گويى موجودات براى خداوند ، تداوم داشته و هرگز قطع نمى شود .

يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

به كارگيرى فعل مضارع «يسبّح» به جاى فعل ماضى، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 1 - 3

3 - تسبيح و تنزيه موجودات عالم براى خداوند ، مستمر و دايمى است .

يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

آمدن فعل مضارع «يسبّح»، دلالت بر استمرار دارد.

19- تداوم تسبيح داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 18 - 3

3 - داوود ( ع ) به طور مستمر به تسبيح خدا مى پرداخت .

إنّا سخّرنا الجبال معه يسبّحن بالعشىّ و الإشراق

تسبيح كوه ها همراه داوود(ع)، بيانگر اين حقيقت است كه خود آن حضرت نيز به اين كار مى پرداخت. گفتنى است كه ذكر صبح و شام مى تواند كنايه از استمرار عمل تسبيح باشد.

20- تداوم تسبيح مخلصان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 4،6

4 - فرشتگان و بندگان مخلص حق ، در شب و روز همواره تسبيح گوى خداوند هستند .

فالذين عند ربّك يسبّحون له بالّيل و النهار

تعبير «بالّيل و النهار» كنايه از استمرار و تداوم است.

6 - فرشتگان و بندگان مخلص خدا ، در تسبيح و عبادت او خستگى ناپذيراند .

فالذين عند ربّك يسبّحون له . .. و هم لايسئمون

«السّامة» (مصدر «لايسئمون») به معناى خستگى و ملالت از ادامه كار است.

21- تداوم تسبيح مخلصين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 166 - 2

2 - تسبيح و تنزيه مستمر خداوند ، از اوصاف بندگان مخلَص خدا

إلاّ عباد اللّه المخلصين . .. و إنّا لنحن المسبّحون

22- تداوم تسبيح مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 20 - 1،2

1- تسبيح مداوم و شبانه روزى مقربان درگاه الهى

و من عنده . .. يسبّحون الّيل والنهار

2- سستى ناپذيرى مقربان الهى ( فرشتگان ) در تسبيح مستمر خداوند

و من عنده . .. يسبّحون الّيل والنهار لايفترون

«فتر» (مصدر «يفترون») به معناى ضعف و سستى است.

23- تداوم تسبيح ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 20 - 2

2- سستى ناپذيرى مقربان الهى ( فرشتگان ) در تسبيح مستمر خداوند

و من عنده . .. يسبّحون الّيل والنهار لايفترون

«فتر» (مصدر «يفترون») به معناى ضعف و سستى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 4،6

4 - فرشتگان و بندگان مخلص حق ، در شب و روز همواره تسبيح گوى خداوند هستند .

فالذين عند ربّك يسبّحون له بالّيل و النهار

تعبير «بالّيل و النهار» كنايه از استمرار و تداوم است.

6 - فرشتگان و بندگان مخلص خدا ، در تسبيح و عبادت او خستگى ناپذيراند .

فالذين عند ربّك يسبّحون له . .. و هم لايسئمون

«السّامة» (مصدر «لايسئمون») به معناى خستگى و ملالت از ادامه كار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 5 - 5

5 - فرشتگان ، همواره در حال ستايش ، تسبيح و تنزيه پروردگار خويش

و الملئكة يسبّحون بحمد ربّهم

فعل مضارع «يسبّحون» افاده استمرار مى كند.

24- تداوم تسبيح موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 1 - 2

2 - تسبيح گويى موجودات براى خداوند ، تداوم داشته و هرگز قطع نمى شود .

يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

به كارگيرى فعل مضارع «يسبّح» به جاى فعل ماضى، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

25- تسبيح آسمان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 1 - 1

1 - همه موجودات جهان ( آسمان ها ، زمين و . . . ) ، به تسبيح و تنزيه خداوند مشغول اند .

يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

«تسبيح»، به معناى تنزيه است.

26- تسبيح آسمان هاى هفتگانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 1

1- آسمان هاى هفتگانه و زمين و ساكنان آنها ، همواره در حال تسبيح و تنزيه خداوندند .

تسبّح له السموت السبع و الأرض و من فيهنّ

27- تسبيح انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 79 - 9،10

9- هم آوايى موجودات طبيعت ( كوه ها ، پرندگان و . . . ) با پيامبران در تسبيح خداوند

و سخّرنا مع داود الجبال يسبّحن والطير و كنّا فعلين

تعبير «كنّا فاعلين» (ما در گذشته اين كار را انجام مى داديم) براى بيان اين حقيقت است كه كوه ها و پرندگان تنها با داوود و سليمان هم آوا نشدند; بلكه پيش از اين نيز با پيامبران الهى هم آوا بودند.

10- هم آوايى موجودات طبيعت با پيامبران براى تسبيح خداوند ، جلوه اى از قدرت الهى است .

و سخّرنا مع داود الجبال يسبّحن والطير و كنّا فعلين

28- تسبيح پرندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 79 - 6،9

6- كوه ها و پرندگان ، به تسخير الهى همراه با داوود ( ع ) به تسبيح خدا مى پرداختند .

و سخّرنا مع داود الجبال يسبّحن و الطير

9- هم آوايى موجودات طبيعت ( كوه ها ، پرندگان و . . . ) با پيامبران در تسبيح خداوند

و سخّرنا مع داود الجبال يسبّحن والطير و كنّا فعلين

تعبير «كنّا فاعلين» (ما در گذشته اين كار را انجام مى داديم) براى بيان اين حقيقت است كه كوه ها و پرندگان تنها با داوود و سليمان هم آوا نشدند; بلكه پيش از اين نيز با پيامبران الهى هم آوا بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 10 - 7،8،10

7 - فرمان خداوند به پرندگان ، براى هم صدايى با داوود ( ع ) در تسبيح گويى

و لقد ءاتينا داود منّا فضلاً . .. و الطير

بنابراين احتمال كه نصب «الطير» به خاطر منادا بودن باشد، نكته ياد شده به دست مى آيد. لازم به ذكر است كه با احتمال ياد شده، «الطير» عطف به محل «جبال» خواهد بود.

8 - هم صدايى پرندگان با داوود ( ع ) در تسبيح گويى خداوند ، فضيلتى اعطا شده از جانب خدا به او

و لقد ءاتينا داود منّا فضلاً . .. و الطير

10 - هم آوايى كوه ها به همراهى پرندگان با داوود ( ع ) در تسبيح گويى خداوند

و لقد ءاتينا داود منّا فضلاً يجبال أوّبى معه و الطير

برداشت ياد شده بنابراين احتمال است كه «الطير» عطف به ضمير مجرور «معه» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 19 - 2،4

2 - تمامى پرندگان به خاطر تسبيح داوود ( ع ) ، پيوسته به او مراجعه مى كردند و با ايشان به تسبيح مى پرداختند .

و الطير محشورة كلّ له أوّاب

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه لام در «له» براى تعليل و ضمير آن به داوود بازگردد و نيز با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه عطف بر آيه قبل بوده و در آن سخن از تسبيح كوه ها با داوود(ع) به ميان آمده است. قهراً مقصود از رجوع بسيار پرندگان به آن حضرت (له أوّاب) رفت و آمد بسيار با ايشان، براى همراهى با او جهت تسبيح خواهد بود.

4 - تمامى كوه ها و پرندگان به خاطر تسبيح داوود ( ع ) همراه او به تسبيح مى پرداختند .

إنّا سخّرنا الجبال معه يسبّحن . .. و الطير محشورة كلّ له أوّاب

برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است كه واژه «كلّ» شامل «جبال» (كوه ها) هم بشود.

29- تسبيح حاملان عرش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 1

1 - فرشتگان حامل عرش و پيرامون آن ، به تسبيح و تنزيه خداوند همراه با ستايش او مى پردازند .

الذين يحملون العرش و من حوله يسبّحون بحمد ربّهم

30- تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 10،12

10 - فرشتگان ، تسبيح كننده ، ستايشگر و تقديس كننده خدا هستند .

و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك

12 - خلوص فرشتگان در تسبيح و ستايش خداوند

نحن نسبح بحمدك و نقدس لك

«لك» علاوه بر تعلقش به «نقدس»، متعلق به «نسبح» نيز مى باشد. خلوص از لام «لك» استفاده شده است; يعنى: نقدسك لك لا لغيرك.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 7

7- فرشتگان و رعد هاى آسمانى به وسيله حمد و ستايش خدا اورا تسبيح مى كنند .

و يسبّح الرعد بحمده

«باء» در «بحمده» مى تواند براى مصاحبت باشد و ممكن است براى استعانت باشد. برداشت ياد شده بر اساس احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 1

1- خداوند از هر كاستى و نقصى منزّه است .

سبحن الذى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 7،11،21،22

7- موجودات هستى ، بدون استثنا در حال تسبيح خداوند يكتا ، همراه با ستايش اويند .

و إن من شىء إلاّ يسبّح بحمده

بنابر اينكه باى «بحمده» براى مصاحبت باشد، استفاده مى شود كه موجودات، همراه با تسبيح، ثناگوى خداوندند.

11- با وجود تسبيح و ثناگويى تمامى موجودات آفرينش براى خداوند ، شرك به او و تنقيصش ، كارى ناروا و غير منطقى است .

أفأصفكم ربّكم بالبنين . .. تسبّح له السموت السبع و الأرض

ذكر «تسبح له السماوات و الأرض» پس از «أفأصفاكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملائكة إناثاً» به اين معناست كه: وقتى تمامى موجودات تسبيح گوى خداوندند، شريك گرفتن براى او عملى ناشايست است.

21- « عن الباقر ( ع ) : . . . دخل عليه رجل فقال : . . .يقول الله فى كتابه « و إن من شىء إلاّ يسبّح بحمده و لكن لاتفقهون تسبيحهم » فقال : نعم ، أما سمعت خشب البيت كيف ينقض ؟ و ذلك تسبيحه . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه شخصى وارد بر آن ضرت شد و گفت:. .. خداوند در كتابش مى فرمايد: «و إن من شىء إلاّ يسبّح بحمده و لكن لاتفقهون تسبيحهم» حضرت فرمود: آرى، آيا شكسته شدن چوب خانه را شنيده اى؟ آن صدا همان تسبيح اوست...».

22- « عن أبى الصباح عن أبى عبدالله ( ع ) قال : قلت له : قول الله « و إن من شىء إلاّ يسبّح بحمده » قال : كلّ شىء يسبح بحمده و أنّا لنرى أن ينقض الجدر هو تسبيحها ;

ابى الصباح گويد: به امام صادق(ع) گفتم: مراد از سخن خداوند «و إن من شىء إلاّ يسبّح بحمده» چيست؟ حضرت جواب فرمود: تمام موجودات با سپاس و ستايش، تسبيح خدا مى كنند و همانا ما شكستن ديوار را تسبيح او مى بينيم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 14

14- باور به وجود خداوند ، پرستش و تسبيح او ، داراى گذشته اى ديرين در تاريخ بشر است .

قومه . .. أن سبّحوا بكرة و عشيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 79 - 6،9

6- كوه ها و پرندگان ، به تسخير الهى همراه با داوود ( ع ) به تسبيح خدا مى پرداختند .

و سخّرنا مع داود الجبال يسبّحن و الطير

9- هم آوايى موجودات طبيعت ( كوه ها ، پرندگان و . . . ) با پيامبران در تسبيح خداوند

و سخّرنا مع داود الجبال يسبّحن والطير و كنّا فعلين

تعبير «كنّا فاعلين» (ما در گذشته اين كار را انجام مى داديم) براى بيان اين حقيقت است كه كوه ها و پرندگان تنها با داوود و سليمان هم آوا نشدند; بلكه پيش از اين نيز با پيامبران الهى هم آوا بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 16 - 6

6 - خداوند ، از هر عيب و نقصى منزه است .

سبحنك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 41 - 1،2،3،6،9،10،11

1 - همه موجودات با شعور آسمان ها و زمين ، تسبيح گوى خدا هستند .

ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض

«من» براى موجودات داراى شعور به كار مى رود.

2 - تسبيح خداوند به وسيله موجودات با شعور آسمان ها و زمين ، قابل درك و فهم براى انسان است .

ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض

برداشت ياد شده، از استفهام در «ألم تر» - كه از نوع تقريرى است - استفاده مى شود; زيرا استفهام تقريرى در جايى به كار مى رود كه مورد آن، براى مخاطب روشن و شناخته است.

3 - تمامى موجودات با شعور آسمان ها و زمين ، معترف به وجود خداوند و تنزيه گوى او از هر گونه نقص و ناروايى

ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض

6 - تسبيح گويى همه موجودات عالم براى خداوند ، جلوه اى از هدايت گرى او نسبت به آنها است .

اللّه نور السموت و الأرض . .. يهدى اللّه لنوره من يشاء ... ألم تر أنّ اللّه يسب

9 - همه موجودات عالم ، آگاه و آشنا به نيايش خويش در برابر خداوند و تسبيح و تنزيه او

أنّ اللّه يسبّح له من . .. و الطير صفّ-ت كلّ قد علم صلاته و تسبيحه

«صلاة» در اصل به معناى دعا است و دعا به معناى نيايش و مسألت است.

10 - همه موجودات عالم ، آگاه به شايستگى خداوند براى نيايش و تسبيح

كلّ قد علم صلاته و تسبيحه

11 - آگاهى آدميان از نيايش و تسبيح همه موجودات عالم براى خداوند ، راهى براى هدايت آنان به سوى او است .

ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض و الطير صفّ-ت كلّ قد علم صلاته

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه با بيان تسبيح موجودات براى خدا و آگاهى آنان از اين عمل، در صدد هدايت انسان ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 18 - 1،2

1 - اعتراف معبود هاى مشركان به روز رستاخيز و در پيشگاه خداوند ، به منزه بودن او از داشتن هر گونه شريك

و يوم يحشرهم و ما يعبدون من دون اللّه . .. قالوا سبحنك

2 - تسبيح و تنزيه خدا ، از آداب سخن گفتن با او

قالوا سبحنك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 58 - 8،9

8 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) به تسبيح و تنزيه همراه با حمد و ستايش خداوند

و سبّح بحمده

«باء» در «بحمده» براى مصاحبت است.

9 - قرين و همراه كردن تسبيح و تنزيه خداوند به حمد و ستايش او ، امرى نيكو و پسنديده

و سبّح بحمده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 8 - 8

8 - بيان تسبيح و تنزيه خداوند ، در نخستين مكالمه او با موسى

نودى . .. و سبحن اللّه ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 18 - 3،4

3 - اختصاص همه حمد ها به خداوند ، دليل لزوم تسبيح او است .

فسبحن اللّه . .. و له الحمد ... عشيًّا

جمله «و له الحمد» معترضه و «عشيّاً» عطف به محل «حين تمسون» است. لذا اين دو آيه درصدد توصيه به تسبيح گويى خداوند در وقت هاى چهارگانه ياد شده است. ذكر جمله معترضه در بين توصيه بالا، مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد.

4 - تسبيح خداوند در همه لحظه ها و فرصت ها ، لازم است .

فسبحن اللّه حين تمسون و حين تصبحون . .. و عشيًّا و حين تظهرون

احتمال دارد ذكر اوقات ياد شده - كه وقت هاى ممتاز شبانه روز است - كنايه از همه لحظه هاى مناسب شبانه روز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 42 - 1،2

1 - مؤمنان ، موظف به تسبيح خداوند در هر صبح و شام اند .

يأيّها الذين ءامنوا . .. و سبّحوه بكرة و أصيلاً

2 - تسبيح همواره خداوند ، مقتضاى ايمان مؤمنان است .

يأيّها الذين ءامنوا . .. و سبّحوه بكرة و أصيلاً

بنابراين احتمال كه «بكرة» و «أصيلاً» كنايه از شبانه روز باشد، معناى ياد شده فهميده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 43 - 3

3 - رحمت ويژه خداوند براى مؤمنان ، مقتضى ذكر و تسبيح فراوان او از سوى آنان

يأيّها الذين ءامنوا اذكروا اللّه ذكرًا كثيرًا . و سبّحوه... هو الذى يصلّى عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 10 - 4

4 - فرمان خداوند به كوه ها ، جهت هم صدا شدن با داوود ( ع ) در تسبيح خداوند

يجبال أوّبى معه

«أوّبى» (از مصدر «اوب») در اصل به معناى نوعى از بازگشت است (مفردات راغب) و مراد از آن - چنان كه مفسران نيز گفته اند - تكرار و رجوع در تسبيح گويى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 36 - 1

1 - ساحت خداوند ، از هرگونه نقص و كاستى منزه و مبرا است .

سبحن الذى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 144 - 3

3 - دعا و تسبيح مستمر خداوند ، مايه نجات از گرفتارى و غم و اندوه

فلولا أنّه كان من المسبّحين . للبث فى بطنه إلى يوم يبعثون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 166 - 1

1 - فرشتگان ، پيوسته به تسبيح و تنزيه خداوند مشغول اند .

و إنّا لنحن المسبّحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 18 - 2،3،5

2 - كوه ها ، در هر صبح و شام با داوود ( ع ) به تسبيح خدا مى پرداختند .

إنّا سخّرنا الجبال معه يسبّحن بالعشىّ و الإشراق

3 - داوود ( ع ) به طور مستمر به تسبيح خدا مى پرداخت .

إنّا سخّرنا الجبال معه يسبّحن بالعشىّ و الإشراق

تسبيح كوه ها همراه داوود(ع)، بيانگر اين حقيقت است كه خود آن حضرت نيز به اين كار مى پرداخت. گفتنى است كه ذكر صبح و شام مى تواند كنايه از استمرار عمل تسبيح باشد.

5 - همراهى كوه ها در تسبيح الهى با داوود ( ع ) ، نمود قدرت و مقام معنوى آن حضرت

ذاالأيد إنّه أوّاب . إنّا سخّرنا الجبال معه يسبّحن

جمله «إنّا سخّرنا الجبال. ..» مى تواند تعليل براى «ذاالأيد...» باشد; يعنى، داوود(ع) شخصيتى نيرومند در عبادت بود، زيرا ما كوه ها را با او همراه كرديم تا در صبح و شام با وى به تسبيح بپردازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 75 - 1،2،9

1 - فرشتگان به روز قيامت ، در اطراف عرش به تسبيح و تنزيه خداوند همراه با ستايش او خواهند پرداخت .

و ترى الملئكة حافّين من حول العرش يسبّحون بحمد ربّهم

2 - قرين و همراه كردن تسبيح و تنزيه خداوند با حمد و ستايش او ، امرى نيكو و پسنديده است .

يسبّحون بحمد ربّهم

«با» در «بحمد» براى مصاحبت است.

9 - همه خلايق در قيامت به حمد و ستايش خداوند خواهندپرداخت .

و قيل الحمد للّه ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 1،2،3

1 - فرشتگان حامل عرش و پيرامون آن ، به تسبيح و تنزيه خداوند همراه با ستايش او مى پردازند .

الذين يحملون العرش و من حوله يسبّحون بحمد ربّهم

2 - همراه ساختن تسبيح و تنزيه خداوند با حمد و ستايش او ، امرى نيكو و پسنديده

يسبّحون بحمد ربّهم

«با» در «بحمد» براى مصاحبت است.

3 - خداوند از هر عيب و نقصى ، منزه و مبرا است .

يسبّحون بحمد ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 9 - 1،8

1 - ايمان به خدا و رسول او ، يارى دين و تعظيم و تقديس پيوسته ذات الهى ، هدف عالى و نهايى رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

إنّا أرسلنك . .. لتؤمنوا باللّه و رسوله و تعزّروه و توقّروه و تسبّحوه بكرة و أص

8 - مؤمنان ، موظّف به تسبيح خداوند در هر صبح و شام

و تسبّحوه بكرة و أصيلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 11

11 - « روى عن أبى عبداللّه ( ع ) انّه سئل عن قوله « و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل الغروب » فقال تقول حين تصبح و حين تمسى عشرات مرّات « لا إله إلاّ اللّه وحده لا شريك له و له الملك و له الحمد يحيى و يميت و هو على كلّ شىء قدير ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند «و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل الغروب» سؤال شد، امام فرمود: «در وقت صبح و شام ده ها مرتبه مى گويى «لا إله إلاّ اللّه وحده لا شريك له و له الملك و له الحمد يحيى و يميت و هو على كلّ شىء قدير». ..».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 40 - 1،3،4

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظّف به عبادت و تسبيح پروردگار در بخشى از شب

و من الّيل فسبّحه

3 - تنزيه و ستايش پروردگار ، روح نماز و عبادت است . *

و سب-ّح . .. قبل طلوع الشمس و قبل الغروب . و من الّيل فسبّحه

در صورتى كه اين آيه با آيه قبل، نظر به نمازهاى پنجگانه داشته باشد; از به كار رفتن تعبير تسبيح و تحميد به جاى «صلاة»، مى توان مطلب بالا را استفاده كرد.

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به ادامه تسبيح پروردگار در پى هر سجده ( نماز )

فسبّحه و أدبر السجود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 48 - 9

9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور تسبيح و حمد پروردگار ، هم زمان با آغاز هر تلاش

و سبّح بحمد ربّك حين تقوم

درباره «حين تقوم» چندين احتمال از سوى مفسران مطرح شده است. به نظر مى رسد ارتباط «و سبح» با «و اصبر لحكم ربّك» مى تواند قرينه باشد بر اين كه مراد، هنگام برخاستن پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى انجام تبليغ و رسالت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 49 - 1،2

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به تسبيح پروردگار ، در بخشى از شب ( سحرگاهان )

و من الّيل فسبّحه

«من» در «من الّيل» تبعيضيه است; يعنى، بخشى از شب (سحرگاهان).

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به تسبيح خداوند در بين الطلوعين

و إدبر النجوم

مراد از «إدبار النجوم»، (زمان عقب نشينى ستارگان) وقتى است كه فجر طلوع مى كند; زيرا با طلوع فجر، كم كم ستارگان پنهان مى شوند و چنين به نظر مى رسد كه آنها عقب نشينى مى كنند. در نقطه مقابل آن غروب آفتاب است كه به نظر مى رسد ستارگان كم كم به پيش مى آيند و خود را نشان مى دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 74 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور تسبيح گفتن خداوند و مبرّا اعلام كردن ساحت او از هر نقص و كاستى

فسبّح باسم ربّك العظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 96 - 5،6

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور تسبيح گفتن خداوند و مبرّا اعلام كردن ساحت او از هر عيب و نقص

فسبّح باسم ربّك العظيم

6 - تسبيح خدا ، از مهم ترين ذكر ها است .

فسبّح باسم ربّك العظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 1 - 1

1 - تمامى موجودات آسمان ها و زمين ، تسبيح كننده خداى يگانه اند .

سب-ّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 24 - 9

9 - تمامى موجودات آسمان ها و زمين ، در حال تنزيه و تسبيح خداى يگانه اند .

يسبّح له ما فى السموت و الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 29 - 6

6 - تسبيح خداوند و اعتراف به گناهكارى خويش ، از آداب توبه

قالوا سبحن ربّنا إنّا كنّا ظلمين

برداشت ياد شده، از آن جا است كه اين آيه، درصدد بيان چگونگى توبه و پشيمانى صاحبان باغ است كه با تسبيح خدا و اعتراف به ستم كارى خويش، انجام پذيرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 52 - 4

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به تسبيح خدا و اعلام مبرّا بودن او از هر عيب و نقص

فسبّح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 1 - 1

1 - تسبيح خداوند و دور نگه داشتن نام هاى او از اوصاف ناروا ، وظيفه اى الهى برعهده پيامبر (صلی الله علیه و آله)

سبّح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 3 - 14،21

14 - ذكر صفات جلال و جمال خداوند ، پيش از درخواست از او ، از آداب دعا و استغفار

فسبّح بحمد ربّك و استغفره

فرمان «تسبيح»، بر ذكر صفات جلالى (سلبى) و فرمان «حمد» بر ذكر صفات جمالى (ثبوتى) دلالت دارد و تقديم آن دو بر فرمان استغفار، بيانگر برداشت ياد شده است.

21 - فرمان خداوند به تسبيح ، حمد و استغفار ، زمينه ساز توفيق يافتن انسان براى توبه به درگاه او است .

فسبّح بحمد ربّك و استغفره إنّه كان توّابًا

عبارت «تاب اللّه عليه»; يعنى، او را به توبه موفق ساخت (قاموس). جمله «إنّه كان توّاباً»، تعليل است و بيان مى كند كه دستورهاى سه گانه خداوند در اين آيه، به دليل «توّاب» بودن خداوند صادر شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 101 - 6

6 - ابداع كننده هستى (خداوند) سزاوار تسبيح و منزه از داشتن شريك و فرزند است.

سبحنه و تعلى عما يصفون. بديع السموت و الأرض

31- تسبيح خدا در آخر روز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 7،12

7 - تسبيح و حمد پروردگار در برخى از اوقات شب و در دو طرف روز ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و من ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار

«آناء» به معناى «ساعات و اوقات» است و «من» معناى تبعيض دارد. بنابراين «من آناء الليل»; يعنى، پاره هايى از شب را به تسبيح و تحميد بگذران. «بحمد ربّك» در صدر آيه، قرينه براين است كه اين تسبيح نيز بايد با حمد همراه باشد.

12 - تسبيح و ستايش پروردگار ، در پاره هايى از شب و نزديك صبح و پس از غروب ، داراى آثار و ارزشى ويژه است .

و من ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار

مراد از «اطراف روز» آغاز و پايان آن است و جمع آمدن آن، يا به خاطر توافق لفظى با «آناء الليل» است و يا براى شمول لحظات متعددى از اول و آخر روز است تا توسعه وقت را برساند; يعنى، ذكر و دعا در لحظه هاى اول و آخر روز، مخصوص اولين لحظه روز و آخرين لحظه آن نيست.

32- تسبيح خدا در اول روز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 7،12

7 - تسبيح و حمد پروردگار در برخى از اوقات شب و در دو طرف روز ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و من ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار

«آناء» به معناى «ساعات و اوقات» است و «من» معناى تبعيض دارد. بنابراين «من آناء الليل»; يعنى، پاره هايى از شب را به تسبيح و تحميد بگذران. «بحمد ربّك» در صدر آيه، قرينه براين است كه اين تسبيح نيز بايد با حمد همراه باشد.

12 - تسبيح و ستايش پروردگار ، در پاره هايى از شب و نزديك صبح و پس از غروب ، داراى آثار و ارزشى ويژه است .

و من ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار

مراد از «اطراف روز» آغاز و پايان آن است و جمع آمدن آن، يا به خاطر توافق لفظى با «آناء الليل» است و يا براى شمول لحظات متعددى از اول و آخر روز است تا توسعه وقت را برساند; يعنى، ذكر و دعا در لحظه هاى اول و آخر روز، مخصوص اولين لحظه روز و آخرين لحظه آن نيست.

33- تسبيح خدا در دعا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 87 - 19

19- تهليل و تنزيه خداوند و اعتراف به تقصير و گناه كارى خويش ، از آداب دعا و نيايش است .

فنادى فى الظلمت أن لاإله إلاّأنت سبحنك إنّى كنت من الظلمين

34- تسبيح خدا در سختى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 9

9 - انسان در شرايط سخت ، براى كسب تحمل بيشتر ، به تسبيح و ياد خدا نيازمند است .

فاصبر على ما يقولون و سبّح بحمد ربّك

توصيه به تسبيح، پس از فرمان به «صبر»، نشانگر نقش تسبيح در توانمند شدن بر صبر است.

35- تسبيح خدا در شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 12،15

12- زكريا ( ع ) با اشاره از قوم خويش خواست ، سپيده دم و پسين گاه به تسبيح خداوند بپردازند .

فأوحى إليهم أن سبّحوا بكرة و عشيًّا

«بكرة» به فاصله بين نماز صبح و طلوع خورشيد گفته مى شود (لسان العرب). «عشيّاً» يا به معناى «ظهر تا غروب» است و يا «آخر روز» و از برخى اهل لغت معانى ديگرى نيز نقل شده است (لسان العرب).

15- سپيده دم و پسين گاه ، زمان هاى مناسب براى تسبيح خداوند

أن سبّحوا بكرة و عشيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 7،12

7 - تسبيح و حمد پروردگار در برخى از اوقات شب و در دو طرف روز ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و من ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار

«آناء» به معناى «ساعات و اوقات» است و «من» معناى تبعيض دارد. بنابراين «من آناء الليل»; يعنى، پاره هايى از شب را به تسبيح و تحميد بگذران. «بحمد ربّك» در صدر آيه، قرينه براين است كه اين تسبيح نيز بايد با حمد همراه باشد.

12 - تسبيح و ستايش پروردگار ، در پاره هايى از شب و نزديك صبح و پس از غروب ، داراى آثار و ارزشى ويژه است .

و من ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار

مراد از «اطراف روز» آغاز و پايان آن است و جمع آمدن آن، يا به خاطر توافق لفظى با «آناء الليل» است و يا براى شمول لحظات متعددى از اول و آخر روز است تا توسعه وقت را برساند; يعنى، ذكر و دعا در لحظه هاى اول و آخر روز، مخصوص اولين لحظه روز و آخرين لحظه آن نيست.

36- تسبيح خدا در صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 12،15

12- زكريا ( ع ) با اشاره از قوم خويش خواست ، سپيده دم و پسين گاه به تسبيح خداوند بپردازند .

فأوحى إليهم أن سبّحوا بكرة و عشيًّا

«بكرة» به فاصله بين نماز صبح و طلوع خورشيد گفته مى شود (لسان العرب). «عشيّاً» يا به معناى «ظهر تا غروب» است و يا «آخر روز» و از برخى اهل لغت معانى ديگرى نيز نقل شده است (لسان العرب).

15- سپيده دم و پسين گاه ، زمان هاى مناسب براى تسبيح خداوند

أن سبّحوا بكرة و عشيًّا

37- تسبيح خدا در مبارزه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 10

10 - تسبيح و حمد مداوم پروردگار ، از راه هاى مقابله مؤمنان با تبليغات كافران عليه خدا و دين

فاصبر على ما يقولون و سبّح

38- تسبيح خدا در نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 18

18 - نماز هاى يوميه ، مشتمل بر تسبيح و تحميد پروردگار و تشريع شده در مكه ، پيش از هجرت

و سبّح . .. قبل طلوع ... ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار

اين آيه، با اوقاتِ چهار نماز تناسب دارد: صبح (قبل طلوع الشمس)، عصر (قبل غروب ها)، صبح و مغرب (اطراف النهار) و عشا (من آناء الليل). برخى با توجيه (أطراف النهار) به اين كه وسط روز نيز طرف آن است، نماز ظهر را نيز مشمول آيه دانسته اند; ولى چون سوره «طه» در مكه و پيش از سوره «اسرا» - كه حكم نماز ظهر در آن آمده - نازل شده است، مى توان گفت كه نماز ظهر را مطرح نكرده است.

39- تسبيح خدا قبل از صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور تسبيح و ستايش پروردگار ، قبل از طلوع خورشيد و قبل از غروب آن

و سب-ّح بحمد رب-ّك قبل طلوع الشمس و قبل الغروب

40- تسبيح خدا قبل از مغرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور تسبيح و ستايش پروردگار ، قبل از طلوع خورشيد و قبل از غروب آن

و سب-ّح بحمد رب-ّك قبل طلوع الشمس و قبل الغروب

41- تسبيح داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 79 - 6

6- كوه ها و پرندگان ، به تسخير الهى همراه با داوود ( ع ) به تسبيح خدا مى پرداختند .

و سخّرنا مع داود الجبال يسبّحن و الطير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 10 - 4،5،7،8،10

4 - فرمان خداوند به كوه ها ، جهت هم صدا شدن با داوود ( ع ) در تسبيح خداوند

يجبال أوّبى معه

«أوّبى» (از مصدر «اوب») در اصل به معناى نوعى از بازگشت است (مفردات راغب) و مراد از آن - چنان كه مفسران نيز گفته اند - تكرار و رجوع در تسبيح گويى است.

5 - هم صدايى كوه ها با داوود ( ع ) در تسبيح گويى ، از جمله فضيلت هاى اعطا شده از جانب خداوند به آن حضرت

و لقد ءاتينا داود منّا فضلاً يجبال أوّبى معه

جمله «يا جبال أوّبى معه»، بدل اشتمال و يا بدل كل از كل براى «فضلاً» است. بنابراين معنا چنين مى شود: ما به داوود(ع) فضيلتى داديم و گفتيم اى كوه ها با او در تكرار تسبيح هم صدا باشيد.

7 - فرمان خداوند به پرندگان ، براى هم صدايى با داوود ( ع ) در تسبيح گويى

و لقد ءاتينا داود منّا فضلاً . .. و الطير

بنابراين احتمال كه نصب «الطير» به خاطر منادا بودن باشد، نكته ياد شده به دست مى آيد. لازم به ذكر است كه با احتمال ياد شده، «الطير» عطف به محل «جبال» خواهد بود.

8 - هم صدايى پرندگان با داوود ( ع ) در تسبيح گويى خداوند ، فضيلتى اعطا شده از جانب خدا به او

و لقد ءاتينا داود منّا فضلاً . .. و الطير

10 - هم آوايى كوه ها به همراهى پرندگان با داوود ( ع ) در تسبيح گويى خداوند

و لقد ءاتينا داود منّا فضلاً يجبال أوّبى معه و الطير

برداشت ياد شده بنابراين احتمال است كه «الطير» عطف به ضمير مجرور «معه» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 18 - 2،5

2 - كوه ها ، در هر صبح و شام با داوود ( ع ) به تسبيح خدا مى پرداختند .

إنّا سخّرنا الجبال معه يسبّحن بالعشىّ و الإشراق

5 - همراهى كوه ها در تسبيح الهى با داوود ( ع ) ، نمود قدرت و مقام معنوى آن حضرت

ذاالأيد إنّه أوّاب . إنّا سخّرنا الجبال معه يسبّحن

جمله «إنّا سخّرنا الجبال. ..» مى تواند تعليل براى «ذاالأيد...» باشد; يعنى، داوود(ع) شخصيتى نيرومند در عبادت بود، زيرا ما كوه ها را با او همراه كرديم تا در صبح و شام با وى به تسبيح بپردازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 19 - 2

2 - تمامى پرندگان به خاطر تسبيح داوود ( ع ) ، پيوسته به او مراجعه مى كردند و با ايشان به تسبيح مى پرداختند .

و الطير محشورة كلّ له أوّاب

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه لام در «له» براى تعليل و ضمير آن به داوود بازگردد و نيز با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه عطف بر آيه قبل بوده و در آن سخن از تسبيح كوه ها با داوود(ع) به ميان آمده است. قهراً مقصود از رجوع بسيار پرندگان به آن حضرت (له أوّاب) رفت و آمد بسيار با ايشان، براى همراهى با او جهت تسبيح خواهد بود.

42- تسبيح در بين الطلوعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 49 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به تسبيح خداوند در بين الطلوعين

و إدبر النجوم

مراد از «إدبار النجوم»، (زمان عقب نشينى ستارگان) وقتى است كه فجر طلوع مى كند; زيرا با طلوع فجر، كم كم ستارگان پنهان مى شوند و چنين به نظر مى رسد كه آنها عقب نشينى مى كنند. در نقطه مقابل آن غروب آفتاب است كه به نظر مى رسد ستارگان كم كم به پيش مى آيند و خود را نشان مى دهند.

43- تسبيح در ذكر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 98 - 4

4- قرين و همراه كردن تسبيح پروردگار با حمد و ستايش او ، امرى نيكو و پسنديده در ذكر و عبادت

فسبّح بحمد ربّك

44- تسبيح در روز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 20 - 1

1- تسبيح مداوم و شبانه روزى مقربان درگاه الهى

و من عنده . .. يسبّحون الّيل والنهار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 4

4 - فرشتگان و بندگان مخلص حق ، در شب و روز همواره تسبيح گوى خداوند هستند .

فالذين عند ربّك يسبّحون له بالّيل و النهار

تعبير «بالّيل و النهار» كنايه از استمرار و تداوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 9 - 8،9

8 - مؤمنان ، موظّف به تسبيح خداوند در هر صبح و شام

و تسبّحوه بكرة و أصيلاً

9 - آغاز و پايان هر روز ، مناسب ترين لحظات براى ياد خدا و تسبيح او

و تسبّحوه بكرة و أصيلاً

اختصاص يافتن «بكرة» و «أصيلاً» به ذكر، ممكن است كنايه از همه لحظات نباشد، بلكه تأكيدى بر اين دو مجال به حساب آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 49 - 3

3 - تسبيح و حمد پروردگار ، در تكاپوى روزانه و آرامش شب و سحرگاهان ، شكيبايى آفرين براى مؤمنان *

و اصبر . .. و سبّح بحمد ربّك حين تقوم . و من الّيل فسبّحه و إدبر النجوم

برداشت ياد شده با توجه به نكات زير است: 1- «حين تقوم» اشاره به تلاش هاى روزانه «و من الّيل. ..» نظر به لحظه هاى آرام شب داشته باشد. 2- آيه شريفه را با «واصبر...» - كه در آيه قبل آمده - ملاحظه كنيم.

45- تسبيح در سحرگاه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 49 - 1،3

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به تسبيح پروردگار ، در بخشى از شب ( سحرگاهان )

و من الّيل فسبّحه

«من» در «من الّيل» تبعيضيه است; يعنى، بخشى از شب (سحرگاهان).

3 - تسبيح و حمد پروردگار ، در تكاپوى روزانه و آرامش شب و سحرگاهان ، شكيبايى آفرين براى مؤمنان *

و اصبر . .. و سبّح بحمد ربّك حين تقوم . و من الّيل فسبّحه و إدبر النجوم

برداشت ياد شده با توجه به نكات زير است: 1- «حين تقوم» اشاره به تلاش هاى روزانه «و من الّيل. ..» نظر به لحظه هاى آرام شب داشته باشد. 2- آيه شريفه را با «واصبر...» - كه در آيه قبل آمده - ملاحظه كنيم.

46- تسبيح در شب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 20 - 1

1- تسبيح مداوم و شبانه روزى مقربان درگاه الهى

و من عنده . .. يسبّحون الّيل والنهار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 36 - 10،13

10 - منزل هاى عظمت يافته به اذن خداوند ، محل تسبيح شبانه روزى مردمان شايسته است .

فى بيوت أذن اللّه أن ترفع . .. يسبّح له فيها بالغدوّ و الأصال

13 - صبح و شب ، موقعيت هاى بسيار مناسب براى تسبيح و تقديس خداوند

يسبّح له فيها بالغدوّ و الأصال

قيد «بالغدوّ و الأصال» براى اين نيست كه تسبيح را به دو وقت صبح و شب مقيد سازد. بنابراين اختصاص به ذكر يافتن اين دو وقت از ميان ديگر وقت ها بيانگر مناسب تر بودن آن دو، براى تسبيح و عبادت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 17 - 3،4

3 - تسبيح و تنزيه خداوند ، در هر صبح و شام ، لازم است .

فسبحن اللّه حين تمسون و حين تصبحون

برداشت بالا، بنابراين است كه «سبحان» بدل از فعل امر باشد.

4 - صبح گاهان و شام گاهان ، لحظه هايى ويژه و مناسب براى تسبيح و عبادت خدا است .

فسبحن اللّه حين تمسون و حين تصبحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 18 - 2

2 - تسبيح خداوند به هنگام شام گاه و نيم روز ، لازم است .

فسبحن اللّه . .. و عشيًّا و حين تظهرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 42 - 1،3

1 - مؤمنان ، موظف به تسبيح خداوند در هر صبح و شام اند .

يأيّها الذين ءامنوا . .. و سبّحوه بكرة و أصيلاً

3 - صبح گاهان و شام گاهان ، وقت هايى مناسب براى ذكر و تسبيح خداوندند .

اذكروا اللّه . .. و سبّحوه بكرة و أصيلاً

بنابراين كه «بكرة» و «أصيلاً» به همان معناى حقيقى خود به كار رفته باشند، نه معناى كنايه اى، معناى ياد شده فهميده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 18 - 2،6

2 - كوه ها ، در هر صبح و شام با داوود ( ع ) به تسبيح خدا مى پرداختند .

إنّا سخّرنا الجبال معه يسبّحن بالعشىّ و الإشراق

6 - شبانگاه و بامداد ، بهترين وقت براى تسبيح پروردگار جهان

يسبّحن بالعشىّ و الإشراق

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه تصريح به شبانگاه و بامداد به خاطر خصوصيت ويژه اى باشد كه در آن دو زمان وجود دارد و قهراً اين خصوصيت مى تواند حاكى از برترى و امتياز آن دو وقت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 12،16

12 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر تسبيح همراه با حمد خدا در هر صبح و شام

و سبّح بحمد ربّك بالعشىّ و الإبكر

16 - شبان گاهان و بامدادان ، دو وقت مناسب و شايسته براى ذكر خدا و تسبيح و حمد او

و سبّح بحمد ربّك بالعشىّ و الإبكر

برداشت ياد شده، از اختصاص به ذكر يافتن دو وقت يادشده براى تسبيح و حمد به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 4

4 - فرشتگان و بندگان مخلص حق ، در شب و روز همواره تسبيح گوى خداوند هستند .

فالذين عند ربّك يسبّحون له بالّيل و النهار

تعبير «بالّيل و النهار» كنايه از استمرار و تداوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 9 - 8،9

8 - مؤمنان ، موظّف به تسبيح خداوند در هر صبح و شام

و تسبّحوه بكرة و أصيلاً

9 - آغاز و پايان هر روز ، مناسب ترين لحظات براى ياد خدا و تسبيح او

و تسبّحوه بكرة و أصيلاً

اختصاص يافتن «بكرة» و «أصيلاً» به ذكر، ممكن است كنايه از همه لحظات نباشد، بلكه تأكيدى بر اين دو مجال به حساب آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 40 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) موظّف به عبادت و تسبيح پروردگار در بخشى از شب

و من الّيل فسبّحه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 26 - 4،10

4 - فرمان الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر شب زنده دارى و تسبيح خداوند در بيشتر اوقات شب

و سبّحه ليلاً طويلاً

10 - شب هنگام ، وقت مناسب براى عبادت ، تسبيح و ستايش خداوند

و من الّيل فاسجد له و سبّحه ليلاً طويلاً

47- تسبيح در صبح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 36 - 10،13

10 - منزل هاى عظمت يافته به اذن خداوند ، محل تسبيح شبانه روزى مردمان شايسته است .

فى بيوت أذن اللّه أن ترفع . .. يسبّح له فيها بالغدوّ و الأصال

13 - صبح و شب ، موقعيت هاى بسيار مناسب براى تسبيح و تقديس خداوند

يسبّح له فيها بالغدوّ و الأصال

قيد «بالغدوّ و الأصال» براى اين نيست كه تسبيح را به دو وقت صبح و شب مقيد سازد. بنابراين اختصاص به ذكر يافتن اين دو وقت از ميان ديگر وقت ها بيانگر مناسب تر بودن آن دو، براى تسبيح و عبادت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 17 - 3،4

3 - تسبيح و تنزيه خداوند ، در هر صبح و شام ، لازم است .

فسبحن اللّه حين تمسون و حين تصبحون

برداشت بالا، بنابراين است كه «سبحان» بدل از فعل امر باشد.

4 - صبح گاهان و شام گاهان ، لحظه هايى ويژه و مناسب براى تسبيح و عبادت خدا است .

فسبحن اللّه حين تمسون و حين تصبحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 42 - 1،3

1 - مؤمنان ، موظف به تسبيح خداوند در هر صبح و شام اند .

يأيّها الذين ءامنوا . .. و سبّحوه بكرة و أصيلاً

3 - صبح گاهان و شام گاهان ، وقت هايى مناسب براى ذكر و تسبيح خداوندند .

اذكروا اللّه . .. و سبّحوه بكرة و أصيلاً

بنابراين كه «بكرة» و «أصيلاً» به همان معناى حقيقى خود به كار رفته باشند، نه معناى كنايه اى، معناى ياد شده فهميده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 18 - 2،6

2 - كوه ها ، در هر صبح و شام با داوود ( ع ) به تسبيح خدا مى پرداختند .

إنّا سخّرنا الجبال معه يسبّحن بالعشىّ و الإشراق

6 - شبانگاه و بامداد ، بهترين وقت براى تسبيح پروردگار جهان

يسبّحن بالعشىّ و الإشراق

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه تصريح به شبانگاه و بامداد به خاطر خصوصيت ويژه اى باشد كه در آن دو زمان وجود دارد و قهراً اين خصوصيت مى تواند حاكى از برترى و امتياز آن دو وقت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 12،16

12 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر تسبيح همراه با حمد خدا در هر صبح و شام

و سبّح بحمد ربّك بالعشىّ و الإبكر

16 - شبان گاهان و بامدادان ، دو وقت مناسب و شايسته براى ذكر خدا و تسبيح و حمد او

و سبّح بحمد ربّك بالعشىّ و الإبكر

برداشت ياد شده، از اختصاص به ذكر يافتن دو وقت يادشده براى تسبيح و حمد به دست مى آيد.

48- تسبيح در ظهر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 18 - 2

2 - تسبيح خداوند به هنگام شام گاه و نيم روز ، لازم است .

فسبحن اللّه . .. و عشيًّا و حين تظهرون

49- تسبيح در عبادت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 98 - 4

4- قرين و همراه كردن تسبيح پروردگار با حمد و ستايش او ، امرى نيكو و پسنديده در ذكر و عبادت

فسبّح بحمد ربّك

50- تسبيح در عصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 12،15

12- زكريا ( ع ) با اشاره از قوم خويش خواست ، سپيده دم و پسين گاه به تسبيح خداوند بپردازند .

فأوحى إليهم أن سبّحوا بكرة و عشيًّا

«بكرة» به فاصله بين نماز صبح و طلوع خورشيد گفته مى شود (لسان العرب). «عشيّاً» يا به معناى «ظهر تا غروب» است و يا «آخر روز» و از برخى اهل لغت معانى ديگرى نيز نقل شده است (لسان العرب).

15- سپيده دم و پسين گاه ، زمان هاى مناسب براى تسبيح خداوند

أن سبّحوا بكرة و عشيًّا

51- تسبيح در نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 26 - 8

8 - تسبيح و تنزيه خداوند ، از اركان و اجزاى مهم نماز

و سبّحه ليلاً طويلاً

52- تسبيح رعد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 1،7

1- غرش آسمان تسبيح گوى خداوند و ستايش كننده اوست .

و يسبّح الرعد بحمده

«رعد» به صدايى كه از ابرها شنيده مى شود اطلاق مى گردد كه در فارسى به آن تندر و يا غرش آسمان مى گويند.

7- فرشتگان و رعد هاى آسمانى به وسيله حمد و ستايش خدا اورا تسبيح مى كنند .

و يسبّح الرعد بحمده

«باء» در «بحمده» مى تواند براى مصاحبت باشد و ممكن است براى استعانت باشد. برداشت ياد شده بر اساس احتمال دوم است.

53- تسبيح زكريا(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 41 - 11

11 - امر خداوند به زكريا ، مبنى بر كثرت ياد و تسبيح او ، به هنگام صبح و شام

و اذكر ربّك كثيراً و سبّح بالعشىّ و الابكار

54- تسبيح زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 1

1- آسمان هاى هفتگانه و زمين و ساكنان آنها ، همواره در حال تسبيح و تنزيه خداوندند .

تسبّح له السموت السبع و الأرض و من فيهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 1 - 1

1 - همه موجودات جهان ( آسمان ها ، زمين و . . . ) ، به تسبيح و تنزيه خداوند مشغول اند .

يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

«تسبيح»، به معناى تنزيه است.

55- تسبيح قبل از طلوع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 6،11،25،27

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، موظف به تسبيح و حمد پروردگار ، پيش از طلوع و غروب خورشيد

و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها

«باء» در «بحمد ربّك» يا براى مصاحبت است و يا استعانت. در هر صورت، فرمان به حمد و تسبيح با هم است. خطاب «سبّح» گرچه مربوط به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد، ولى آيات بعد، قرينه اى بر منحصر نبودن اين تكاليف به آن حضرت است.

11 - تسبيح و ستايش پروردگار ، پيش از طلوع و غروب آفتاب ، داراى ارزش و آثارى ويژه است .

و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها

25 - « اسماعيل بن الفضل قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ : « و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها » فقال : فريضة على كلّ مسلم أن يقول قبل طلوع الشمس عشر مرّات و قبل غروبها عشر مرّات : لا إله إلاّ اللّه وحده لاشريك له له الملك و له الحمد يحيى و يميت و هو حىّ لايموت بيده الخير و هو على كلّ شىء قدير ;

اسماعيل بن فضل مى گويد: از امام صادق(ع) در باره سخن خداى -عزّوجلّ - : «و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها» سؤال كردم، پس فرمود: بر هر مسلمانى فريضه است كه قبل از طلوع خورشيد و قبل از غروب آن، ده مرتبه بگويد: «لا إله إلاّ اللّه وحده لاشريك له. ..»».

27 - « عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى قوله : « و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها » قال : « قبل طلوع الشمس » صلاة الصبح « و قبل غروبها » صلاة العصر ;

از نبى اكرم(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه در باره قول خدا: «و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها» فرمود: قبل طلوع

الشمس» [وقت] نماز صبح است و «قبل غروبها» [وقت] نماز عصر است».

56- تسبيح قبل از غروب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 6،11،25،27

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، موظف به تسبيح و حمد پروردگار ، پيش از طلوع و غروب خورشيد

و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها

«باء» در «بحمد ربّك» يا براى مصاحبت است و يا استعانت. در هر صورت، فرمان به حمد و تسبيح با هم است. خطاب «سبّح» گرچه مربوط به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد، ولى آيات بعد، قرينه اى بر منحصر نبودن اين تكاليف به آن حضرت است.

11 - تسبيح و ستايش پروردگار ، پيش از طلوع و غروب آفتاب ، داراى ارزش و آثارى ويژه است .

و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها

25 - « اسماعيل بن الفضل قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ : « و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها » فقال : فريضة على كلّ مسلم أن يقول قبل طلوع الشمس عشر مرّات و قبل غروبها عشر مرّات : لا إله إلاّ اللّه وحده لاشريك له له الملك و له الحمد يحيى و يميت و هو حىّ لايموت بيده الخير و هو على كلّ شىء قدير ;

اسماعيل بن فضل مى گويد: از امام صادق(ع) در باره سخن خداى -عزّوجلّ - : «و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها» سؤال كردم، پس فرمود: بر هر مسلمانى فريضه است كه قبل از طلوع خورشيد و قبل از غروب آن، ده مرتبه بگويد: «لا إله إلاّ اللّه وحده لاشريك له. ..»».

27 - « عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى قوله : « و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها » قال : « قبل طلوع الشمس » صلاة الصبح « و قبل غروبها » صلاة العصر ;

از نبى اكرم(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه در باره قول خدا: «و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها» فرمود: قبل طلوع الشمس» [وقت] نماز صبح است و «قبل غروبها» [وقت] نماز عصر است».

57- تسبيح كوه ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 79 - 6،9

6- كوه ها و پرندگان ، به تسخير الهى همراه با داوود ( ع ) به تسبيح خدا مى پرداختند .

و سخّرنا مع داود الجبال يسبّحن و الطير

9- هم آوايى موجودات طبيعت ( كوه ها ، پرندگان و . . . ) با پيامبران در تسبيح خداوند

و سخّرنا مع داود الجبال يسبّحن والطير و كنّا فعلين

تعبير «كنّا فاعلين» (ما در گذشته اين كار را انجام مى داديم) براى بيان اين حقيقت است كه كوه ها و پرندگان تنها با داوود و سليمان هم آوا نشدند; بلكه پيش از اين نيز با پيامبران الهى هم آوا بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 10 - 4،5،10

4 - فرمان خداوند به كوه ها ، جهت هم صدا شدن با داوود ( ع ) در تسبيح خداوند

يجبال أوّبى معه

«أوّبى» (از مصدر «اوب») در اصل به معناى نوعى از بازگشت است (مفردات راغب) و مراد از آن - چنان كه مفسران نيز گفته اند - تكرار و رجوع در تسبيح گويى است.

5 - هم صدايى كوه ها با داوود ( ع ) در تسبيح گويى ، از جمله فضيلت هاى اعطا شده از جانب خداوند به آن حضرت

و لقد ءاتينا داود منّا فضلاً يجبال أوّبى معه

جمله «يا جبال أوّبى معه»، بدل اشتمال و يا بدل كل از كل براى «فضلاً» است. بنابراين معنا چنين مى شود: ما به داوود(ع) فضيلتى داديم و گفتيم اى كوه ها با او در تكرار تسبيح هم صدا باشيد.

10 - هم آوايى كوه ها به همراهى پرندگان با داوود ( ع ) در تسبيح گويى خداوند

و لقد ءاتينا داود منّا فضلاً يجبال أوّبى معه و الطير

برداشت ياد شده بنابراين احتمال است كه «الطير» عطف به ضمير مجرور «معه» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 18 - 2،5

2 - كوه ها ، در هر صبح و شام با داوود ( ع ) به تسبيح خدا مى پرداختند .

إنّا سخّرنا الجبال معه يسبّحن بالعشىّ و الإشراق

5 - همراهى كوه ها در تسبيح الهى با داوود ( ع ) ، نمود قدرت و مقام معنوى آن حضرت

ذاالأيد إنّه أوّاب . إنّا سخّرنا الجبال معه يسبّحن

جمله «إنّا سخّرنا الجبال. ..» مى تواند تعليل براى «ذاالأيد...» باشد; يعنى، داوود(ع) شخصيتى نيرومند در عبادت بود، زيرا ما كوه ها را با او همراه كرديم تا در صبح و شام با وى به تسبيح بپردازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 19 - 4

4 - تمامى كوه ها و پرندگان به خاطر تسبيح داوود ( ع ) همراه او به تسبيح مى پرداختند .

إنّا سخّرنا الجبال معه يسبّحن . .. و الطير محشورة كلّ له أوّاب

برداشت ياد شده بر پايه اين احتمال است كه واژه «كلّ» شامل «جبال» (كوه ها) هم بشود.

58- تسبيح گويى ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 30 - 10،12

10 - فرشتگان ، تسبيح كننده ، ستايشگر و تقديس كننده خدا هستند .

و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك

12 - خلوص فرشتگان در تسبيح و ستايش خداوند

نحن نسبح بحمدك و نقدس لك

«لك» علاوه بر تعلقش به «نقدس»، متعلق به «نسبح» نيز مى باشد. خلوص از لام «لك» استفاده شده است; يعنى: نقدسك لك لا لغيرك.

59- تسبيح محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 22

22 - نيل پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مقام رضا ، درگرو صبر ، تسبيح و حمد مداوم پروردگار

فاصبر . .. و سبّح ... لعلّك ترضى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 52 - 4

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظّف به تسبيح خدا و اعلام مبرّا بودن او از هر عيب و نقص

فسبّح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 26 - 4

4 - فرمان الهى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مبنى بر شب زنده دارى و تسبيح خداوند در بيشتر اوقات شب

و سبّحه ليلاً طويلاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 1 - 10

10 - تسبيح پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مايه رشد و تعالى او است .

ربّك

60- تسبيح مقربان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 206 - 2،7

2 - مقربان درگاه خدا همواره او را تسبيح مى كنند و وى را از هر نقص و عيب منزه مى شمرند .

إن الذين عند ربك . .. يسبحونه

نزد خدا بودن به معناى تقرب داشتن به درگاه اوست. بنابراين «الذين عند ربك»، يعنى مقربان درگاه خدا.

7 - لزوم اقتدا به مقربان الهى و الگو قرار دادن آنان در عبادت خالصانه خدا و تنزيه او از هر عيب و نقص

اذكر ربك . .. إن الذين عند ربك لا يستكبرون عن عبادته

61- تسبيح ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 2،7

2- فرشتگان تسبيح گوى خداوند و ستايش كننده اويند .

و يسبّح . .. و الملئكة

«الملائكة» عطف بر «الرعد» است ; يعنى: «يسبح الملائكة بحمده من خيفته».

7- فرشتگان و رعد هاى آسمانى به وسيله حمد و ستايش خدا اورا تسبيح مى كنند .

و يسبّح الرعد بحمده

«باء» در «بحمده» مى تواند براى مصاحبت باشد و ممكن است براى استعانت باشد. برداشت ياد شده بر اساس احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 20 - 3

3- « عن أبى عبداللّه ( ع ) : و الملائكة ينامون ، فقلت : يقول اللّه عزّوجلّ : « يسبّحون الليل والنهار لايفترون » فقال : أنفاسهم تسبيح ;

از امام صادق(ع) روايت شده: ملائكه نيز مى خوابند [راوى مى گويد عرض كردم: چگونه و حال آن كه] خدا مى فرمايد: «يسبّحون الليل والنهار لايفترون» فرمود: نفس هاى آنان تسبيح است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 166 - 1

1 - فرشتگان ، پيوسته به تسبيح و تنزيه خداوند مشغول اند .

و إنّا لنحن المسبّحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 75 - 1

1 - فرشتگان به روز قيامت ، در اطراف عرش به تسبيح و تنزيه خداوند همراه با ستايش او خواهند پرداخت .

و ترى الملئكة حافّين من حول العرش يسبّحون بحمد ربّهم

62- تسبيح موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 1،7،9،10،11،18،21،22

1- آسمان هاى هفتگانه و زمين و ساكنان آنها ، همواره در حال تسبيح و تنزيه خداوندند .

تسبّح له السموت السبع و الأرض و من فيهنّ

7- موجودات هستى ، بدون استثنا در حال تسبيح خداوند يكتا ، همراه با ستايش اويند .

و إن من شىء إلاّ يسبّح بحمده

بنابر اينكه باى «بحمده» براى مصاحبت باشد، استفاده مى شود كه موجودات، همراه با تسبيح، ثناگوى خداوندند.

9- تسبيح موجودات براى خداوند ، از طريق حمد و سپاس آنهاست .

يسبّح بحمده

بنابر حقيقى بودن اضافه «تسبيح» به موجودات و استعانت بودن «با» در «بحمده» نكته فوق به دست مى آيد.

10- همه موجودات ، علاوه بر تنزيه خداوند از هرگونه شريك و نقص ، بر اثبات تمامى شايستگى ها براى خداوند دلالت دارند .

يسبّح بحمده

بنابر اينكه «با» در «بحمده» مصاحبت باشد، استفاده مى شود كه علاوه بر «تنزيه» او را حمد مى كنند و چون حمد، در برابر كمال و شايستگى صورت مى گيرد، موجودات با حمدشان، به وجود شايستگى و كمال خداوند اعتراف مى كنند.

11- با وجود تسبيح و ثناگويى تمامى موجودات آفرينش براى خداوند ، شرك به او و تنقيصش ، كارى ناروا و غير منطقى است .

أفأصفكم ربّكم بالبنين . .. تسبّح له السموت السبع و الأرض

ذكر «تسبح له السماوات و الأرض» پس از «أفأصفاكم ربّكم بالبنين و اتّخذ من الملائكة إناثاً» به اين معناست كه: وقتى تمامى موجودات تسبيح گوى خداوندند، شريك گرفتن براى او عملى ناشايست است.

18- خداوند ، در برخورد با گناه نينديشيدن درباره حقايق هستى - چون تسبيح و حمد موجودات - بردبارانه برخورد كرده و در صورت توبه ، از آن درمى گذرد .

لاتفقهون تسبيحهم إنه كان حليمًا غفورًا

تعليل «إنه كان حليماً غفوراً» دلالت مى كند بر اينكه «لاتفقهون تسبيحهم» (تفقّه نمى كنيد در تسبيح آنان) گناه داشته و شايسته برخورد و مجازات است اما چون خداوند حليم و غفور است، بردبارانه برخورد مى كند.

21- « عن الباقر ( ع ) : . . . دخل عليه رجل فقال : . . .يقول الله فى كتابه « و إن من شىء إلاّ يسبّح بحمده و لكن لاتفقهون تسبيحهم » فقال : نعم ، أما سمعت خشب البيت كيف ينقض ؟ و ذلك تسبيحه . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه شخصى وارد بر آن ضرت شد و گفت:. .. خداوند در كتابش مى فرمايد: «و إن من شىء إلاّ يسبّح بحمده و لكن لاتفقهون تسبيحهم» حضرت فرمود: آرى، آيا شكسته شدن چوب خانه را شنيده اى؟ آن صدا همان تسبيح اوست...».

22- « عن أبى الصباح عن أبى عبدالله ( ع ) قال : قلت له : قول الله « و إن من شىء إلاّ يسبّح بحمده » قال : كلّ شىء يسبح بحمده و أنّا لنرى أن ينقض الجدر هو تسبيحها ;

ابى الصباح گويد: به امام صادق(ع) گفتم: مراد از سخن خداوند «و إن من شىء إلاّ يسبّح بحمده» چيست؟ حضرت جواب فرمود: تمام موجودات با سپاس و ستايش، تسبيح خدا مى كنند و همانا ما شكستن ديوار را تسبيح او مى بينيم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 79 - 10

10- هم آوايى موجودات طبيعت با پيامبران براى تسبيح خداوند ، جلوه اى از قدرت الهى است .

و سخّرنا مع داود الجبال يسبّحن والطير و كنّا فعلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 41 - 1،6،9

1 - همه موجودات با شعور آسمان ها و زمين ، تسبيح گوى خدا هستند .

ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض

«من» براى موجودات داراى شعور به كار مى رود.

6 - تسبيح گويى همه موجودات عالم براى خداوند ، جلوه اى از هدايت گرى او نسبت به آنها است .

اللّه نور السموت و الأرض . .. يهدى اللّه لنوره من يشاء ... ألم تر أنّ اللّه يسب

9 - همه موجودات عالم ، آگاه و آشنا به نيايش خويش در برابر خداوند و تسبيح و تنزيه او

أنّ اللّه يسبّح له من . .. و الطير صفّ-ت كلّ قد علم صلاته و تسبيحه

«صلاة» در اصل به معناى دعا است و دعا به معناى نيايش و مسألت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 75 - 9

9 - همه خلايق در قيامت به حمد و ستايش خداوند خواهندپرداخت .

و قيل الحمد للّه ربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 1 - 2

2 - تمام پديده هاى موجود در آسمان ها و زمين ، تسبيح گوى خداوند و معترف به مبرّا بودن ساحت او از هر نقص و كاستى

سبّح للّه ما فى السموت و الأرض

«تسبيح»، به معناى تنزيه و مبرّا كردن است. «ما» از الفاظ عموم بوده و دربرگيرنده همه پديده ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 1 - 1

1 - تمامى موجودات آسمان ها و زمين ، تسبيح كننده خداى يگانه اند .

سب-ّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 1 - 2

2 - تمامى موجوداتِ جهان آفرينش ، تسبيح گوى خدا هستند .

سبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 1 - 1

1 - تمامى موجودات جهان ، تسبيح گوى خدايند .

يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 1 - 1،3

1 - همه موجودات جهان ( آسمان ها ، زمين و . . . ) ، به تسبيح و تنزيه خداوند مشغول اند .

يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

«تسبيح»، به معناى تنزيه است.

3 - تسبيح و تنزيه موجودات عالم براى خداوند ، مستمر و دايمى است .

يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

آمدن فعل مضارع «يسبّح»، دلالت بر استمرار دارد.

63- تسبيح موجودات آسمان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 24 - 9

9 - تمامى موجودات آسمان ها و زمين ، در حال تنزيه و تسبيح خداى يگانه اند .

يسبّح له ما فى السموت و الأرض

64- تسبيح موجودات زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 24 - 9

9 - تمامى موجودات آسمان ها و زمين ، در حال تنزيه و تسبيح خداى يگانه اند .

يسبّح له ما فى السموت و الأرض

65- تسبيح موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 143 - 19

19 - موسى ( ع ) پس از به هوش آمدن خداوند را تسبيح گفت و وى را منزه از آن دانست كه رؤيت شود .

فلما أفاق قال سبحنك

«سبحان» به معناى منزه دانستن از عيب و نقص است كه به مناسبت مورد آن، عيب و نقصى كه موسى(ع) خداوند را از آن منزه دانست، امكان رؤيت اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 33 - 1

1 - موسى ( ع ) تسبيح فراوان و تبرئه مكرر خداوند را از پندار هاى باطل مشركان ، در گرو همراهى هارون با او مى دانست .

كى نسبّحك كثيرًا

مراد از تسبيح - به قرينه مأموريت موسى(ع) براى هدايت فرعون - تنزيه خداوند از داشتن شريك و هرگونه محدوديتى در الوهيت و ربوبيت است. فاعل «نسبّحك» موسى و هارون(ع) مى باشد و «كى نسبّحك» تعليل براى جمله هاى اخير است كه درخواست همراهى هارون رامطرح كرده بود; يعنى با پشتيبانى هارون، دعوت به توحيد - كه متضمن تنزيه خداوند از داشتن شريك است - افزايش خواهد يافت.

66- تسبيح مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 15 - 10،15

10 - تسبيح مؤمنان به درگاه خدا ، همراه با حمد و سپاس به درگاه او است .

سبّحوا بحمد ربّهم

15 - مؤمنان ، براى تسبيح و حمد خداوند ، استكبارى از خود بروز نمى دهند .

و سبّحوا بحمد ربّهم و هم لايستكبرون

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه متعلق «لايستكبرون» تسبيح و حمد باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 9 - 8

8 - مؤمنان ، موظّف به تسبيح خداوند در هر صبح و شام

و تسبّحوه بكرة و أصيلاً

67- تسبيح هارون(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 33 - 1

1 - موسى ( ع ) تسبيح فراوان و تبرئه مكرر خداوند را از پندار هاى باطل مشركان ، در گرو همراهى هارون با او مى دانست .

كى نسبّحك كثيرًا

مراد از تسبيح - به قرينه مأموريت موسى(ع) براى هدايت فرعون - تنزيه خداوند از داشتن شريك و هرگونه محدوديتى در الوهيت و ربوبيت است. فاعل «نسبّحك» موسى و هارون(ع) مى باشد و «كى نسبّحك» تعليل براى جمله هاى اخير است كه درخواست همراهى هارون رامطرح كرده بود; يعنى با پشتيبانى هارون، دعوت به توحيد - كه متضمن تنزيه خداوند از داشتن شريك است - افزايش خواهد يافت.

68- تسبيح يونس(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 143 - 1

1 - يونس ( ع ) ، در دل ماهى به تسبيح مستمر خدا پرداخت .

فلولا أنّه كان من المسبّحين

69- تشويق به تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 28 - 2

2 - ترغيب و برانگيخته شدن باغداران يمنى ، به تسبيح و ياد خدا از سوى برادر عاقل و معتدل خود

قال أوسطهم ألم أقل لكم لولا تسبّحون

«لولا» براى تحضيض و ترغيب است و تسبيح در اين آيه، به معناى ياد خداوند است; يعنى، «لولا تذكرون اللّه».

70- توصيه به تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 3 - 2

2 - تسبيح و حمد خداوند و استغفار به درگاه او ، پس از مشاهده امداد هاى الهى و گرايش وسيع مردم ، به دين ، فرمان و توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إذا جاء نصر اللّه و الفتح . و رأيت الناس يدخلون فى دين اللّه أفواجًا . فسبّح بحم

71- حمد در تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 14،15،17

14 - تسبيح خداوند ( منزه دانستن او از هر نقص ) ، سزاوار است همواره با ستايش او و آراسته دانستن او به هر كمال همراه باشد .

و سبّح بحمد ربّك

چنانچه «بحمد ربّك» حال براى فاعل «سبح» باشد، مفاد جمله چنين مى شود: خدا را تسبيح كن، در حالى كه او را حمد و ستايش مى كنى.

15 - تسبيح خداوند به وسيله ستايش او بر صفات كمالى اش ، روشى نيكو در تسبيح است .

فسبّح بحمد ربّك

در برداشت ياد شده «باء» در «بحمد ربّك» براى استعانت گرفته شده است.

17 - تسبيح و تنزيه پروردگار ، بايد با ستايش هايى باشد كه او خود را با آنها ستوده است .

فسبّح بحمد ربّك

در باره اضافه «حمد» به «ربّ»، دو وجه ادبى احتمال مى رود: 1- حمد به فاعل خود اضافه شده باشد. 2- حمد به مفعول خود اضافه شده باشد. برداشت ياد شده مبتنى بر وجه اول است و مفاد آن اين است كه خداى خويش را، با حمدى كه او خود را به آن ستوده است تسبيح كن.

72- دلايل تسبيح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 19 - 3

3 - حيات بخشى خداوند به مرده و زمين ، از دلايل لزوم تسبيح خداوند است .

فسبحن اللّه . .. يخرج الحىّ من الميّت ... و يحىِ الأرض بعد موتها

«يخرج الحىّ» مى تواند تعليل براى «فسبحان اللّه» باشد.

73- دلايل تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 3 - 4

4 - خداوند ، به دليل ايجاد زمينه براى ظهور شايستگى هاى نهفته در هر يك از موجودات ، سزاوار تسبيح و مبرّا دانستن او از هر

عيب و نقص

سبّح . .. الذى قدّر فهدى

74- ذكر تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 74 - 6

6 - تسيح خدا از مهم ترين ذكر ها است .

فسبّح باسم ربّك العظيم

75- رفعت خانه تسبيح گويان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 3،4

3 - منازل رفعت يافته به اذن خداوند ، تنها شايسته مردان تسبيح گويى است كه اشتغال به امور دنيا ، هيچ گاه آنان را از رابطه با خدا ، بازنمى دارد .

فى بيوت أذن اللّه أن ترفع . .. رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام ا

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه «فى بيوت» متعلق به «يسبح» و ظرف براى «رجال» باشد; يعنى، خانه هايى كه در آن مردمانى وجود دارند كه. .. .

4 - به اذن خدا خانه مردمان تسبيح گو ، ذاكر ، بر پا دارنده نماز و پرداخت كننده زكات ، داراى مجد و عظمت است .

فى بيوت أذن اللّه أن ترفع و يذكر فيها اسمه يسبّح له فيها . .. رجال لاتلهيهم تجر

76- روش تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 9

9- تسبيح موجودات براى خداوند ، از طريق حمد و سپاس آنهاست .

يسبّح بحمده

بنابر حقيقى بودن اضافه «تسبيح» به موجودات و استعانت بودن «با» در «بحمده» نكته فوق به دست مى آيد.

77- زمينه تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 10

10- خوف فرشتگان از خداوند ، آنان را به تسبيح و ستايش خداوند سوق مى دهد .

و يسبّح . .. والملئكة من خيفته

«من» در «من خيفته» براى تعليل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 16

16 - توجه به تدبير خداوند و قانون مند بودن عذاب ها و كيفر هاى او ، برانگيزنده انسان به تسبيح و ستايش او در همه حال

و لولا كلمة . .. بحمد ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 83 - 3

3 - اراده قاهر و قدرت مطلق خداوند بر پديد آوردن هر چيزى ، مقتضى تسبيح و تنزيه او از جانب انسان است .

و هو الخلّ-ق العليم . إنّما أمره إذا أراد شيئًا أن يقول له كن فيكون. فسبحن الذى

«فاء» در «فسبحان» فصيحه است و جمله «فسبحان الذى» جواب شرط مقدر مى باشد كه تقدير آن چنين است. «إن كان أمره كذلك فسبحه»; يعنى، حال كه خداوند چنان توان مند است كه با صرف اراده خويش - بدون ابزار و وسايل و بى درنگ - هر چيزى را مى تواند بيافريند، پس چنين خدايى سزاوار تسبيح و تنزيه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 9 - 4

4 - يارى دين خدا و تعظيم و تنزيه پيوسته ذات او ، لازمه ايمان و مكمل آن

لتؤمنوا . .. و تعزّروه و توقّروه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 7

7 - پروردگارى خداوند ، مقتضى گرايش انسان ها ، به تنزيه و ستايش او

و سب-ّح بحمد رب-ّك

از ارتباط ميان «و سبّح. ..» با وصف «ربّ»، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 74 - 8

8 - ربوبيت خداوند بر جهان هستى ، مقتضى تسبيح و تنزيه او است .

نحن خلقنكم . .. نحن جعلنها تذكرة ... فسبّح باسم ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 1 - 9

9 - درك عزت و حكمت مطلق خداوند ، برانگيزاننده موجودات هستى به تسبيح و تنزيه او

سبّح للّه . .. و هو العزيز الحكيم

جمله «و هو العزيز الحكيم» بيانگر دليل تسبيح گويى مخلوقات است; يعنى، آنها بدان جهت خداوند را تسبيح مى گويند كه او را عزيز و حكيم مى يابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 1 - 12

12 - درك فرامانروايى ، قداست ، عزّت و حكمت خدا ، برانگيزاننده موجودات هستى به تسبيح گويى او

يسبّح للّه . .. الملك القدّوس العزيز الحكيم

ذكر اوصاف «ملك»، «قدّوس» و. .. پس از «يسبّح للّه ...»، مى تواند بيانگر علت تسبيح گويى موجودات باشد; يعنى، موجودات هستى از آن رو خدا را تنزيه مى كنند كه او را فرمانرواى مطلق هستى، در كمال طهارت، پاكى و... مى يابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - اعلى - 87 - 2 - 5

5 - باور به خالقيت خداوند و كمال بخشى او ، زمينه ساز تسبيح نام او و پرهيز از همراه ساختن آن با هرگونه وصف نامناسب است .

سبّح اسم . .. الذى خلق فسوّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 3 - 9

9 - توجّه به ربوبيت خداوند ، زمينه ساز تسبيح ، حمد و استغفار به درگاه او است .

فسبّح بحمد ربّك و استغفره

78- زمينه تسبيح ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 10

10- خوف فرشتگان از خداوند ، آنان را به تسبيح و ستايش خداوند سوق مى دهد .

و يسبّح . .. والملئكة من خيفته

«من» در «من خيفته» براى تعليل است.

79- زمينه تسبيح موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 1 - 9

9 - درك عزت و حكمت مطلق خداوند ، برانگيزاننده موجودات هستى به تسبيح و تنزيه او

سبّح للّه . .. و هو العزيز الحكيم

جمله «و هو العزيز الحكيم» بيانگر دليل تسبيح گويى مخلوقات است; يعنى، آنها بدان جهت خداوند را تسبيح مى گويند كه او را عزيز و حكيم مى يابند.

80- زمينه تسبيح موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 33 - 2

2 - موسى ( ع ) ، تسبيح و تنزيه خداوند در برابر مشركان ، خود را نيازمند شرح صدر و داشتن بيان واضح مى دانست .

ربّ اشرح لى . .. كى نسبّحك كثيرًا

«كى نسبّحك» مى تواند تعليل براى تمام خواسته هاى موسى(ع)، از جمله درخواست شرح صدر و كاهش لكنت زبان باشد. موسى(ع) مى خواست براى رد آنچه گمراهان در باره خداوند توهم كرده اند، توان لازم را داشته باشد.

81- سستى در تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 3 - 11

11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور مغفرت خواهى و درخواست عفو خداوند ، از كوتاهى در تسبيح و حمد او و تقاضاى توجّه و عنايت مجدّد او به آن حضرت

و استغفره

استغفارى كه در اين سوره به آن امر شده است - به قرينه تعليق بر نصرت و فتح و عطف بر تسبيح و حمد - استغفار ويژه اى است. اين استغفار، در ارتباط با حمد و تسبيح، به معناى درخواست عفو از كاستى هاى آن و در ارتباط با «توّاباً»، به معناى درخواست رجوع مجدّد و مكرر خداوند و تقاضاى عنايت هاى تازه به تازه او است.

82- عجز از فهم تسبيح موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 12،13

12- آدميان ، از درك عميق و فهم كامل تسبيح همه موجودات هستى براى خداوند ، ناتوانند .

و لكن لاتفقهون تسبيحهم

بنابر اينكه مخاطب آيه، همان گونه كه از ظاهر آن برمى آيد، انسانها باشد، برداشت فوق به دست مى آيد.

13- مشركان تسبيح و ثناگويى موجودات براى خداوند را درك نمى كنند .

و لكن لاتفقهون تسبيحهم

بنابر اينكه اين آيه، ادامه قول پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد كه خداوند خطاب به آن حضرت فرمود: «به مشركان بگو. ...»، برداشت فوق استفاده مى شود.

83- علاقه به تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 35 - 3

3 - موسى ( ع ) ، علاقه مداوم خود و برادرش هارون ( ع ) را به تسبيح و ذكر خداوند ، ابراز داشت و خداوند را بر آن گواه دانست .

إنّك كنت بنا بصيرًا

جمله «إنّك. ..» مى تواند تعليل براى «كى نسبّحك كثيراً» باشد; يعنى خدايا! تو خوب مى دانى كه من و برادرم هارون چه روحيه اى داريم و نسبت به تسبيح و ذكر تو، تا چه حد علاقه منديم، بنابراين با پذيرش وزارت هارون، راه تسبيح و ذكر فراوان تر را بر ما هموار ساز.

84- عوامل تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 11

11- توجه به جلال و هيبت خداوند ، وادار كننده موجودات به تسبيح و ستايش او

و يسبّح الرعد بحمده والملئكة من خيفته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 98 - 5،9

5- حمايت خداوند از بندگان ، شايسته تسبيح ، سپاسگزارى و عبادت اوست .

و لقد نعلم أنك يضيق صدرك . .. فسبّح بحمد ربّك

«فا» در «فسبّح» تفريع بر آيه قبل است (آيه قبل درصدد دلدارى به پيامبر(صلی الله علیه و آله) در برابر سخنان آزار دهنده مشركان بود). تفريع اين آيه بر آن مى تواند به منظور نكته ياد شده باشد.

9- ربوبيت خداوند ، شايسته تسبيح ، حمد ، سجده و فروتنى انسان به پيشگاه او

فسبّح بحمد ربّك و كن من السجدين

85- عوامل تسبيح ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 5 - 6

6 - عظمت وحى ، موجب تسبيح و ستايش فرشتگان

كذلك يوحى إليك . .. و الملئكة يسبّحون بحمد ربّهم

جمله «و الملائكة . ..» عطف بر جمله «تكاد السماوات ...» است. بنابراين عظمت وحى به هنگام نزول به زمين، همان گونه كه آسمان ها را در آستانه فروپاشى قرار مى دهد، فرشتگان را نيز به تسبيح و تقديس خدا وا مى دارد.

86- فضايل تسبيح گويان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 3

3 - منازل رفعت يافته به اذن خداوند ، تنها شايسته مردان تسبيح گويى است كه اشتغال به امور دنيا ، هيچ گاه آنان را از رابطه با خدا ، بازنمى دارد .

فى بيوت أذن اللّه أن ترفع . .. رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام ا

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه «فى بيوت» متعلق به «يسبح» و ظرف براى «رجال» باشد; يعنى، خانه هايى كه در آن مردمانى وجود دارند كه. .. .

87- فضيلت تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 33 - 4

4 - تسبيح بسيار خداوند و منزه دانستن او از هر كاستى و شرك ، داراى فضيلتى بسيار است .

كى نسبّحك كثيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 12

12 - تسبيح و ستايش پروردگار ، در پاره هايى از شب و نزديك صبح و پس از غروب ، داراى آثار و ارزشى ويژه است .

و من ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار

مراد از «اطراف روز» آغاز و پايان آن است و جمع آمدن آن، يا به خاطر توافق لفظى با «آناء الليل» است و يا براى شمول لحظات متعددى از اول و آخر روز است تا توسعه وقت را برساند; يعنى، ذكر و دعا در لحظه هاى اول و آخر روز، مخصوص اولين لحظه روز و آخرين لحظه آن نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 6

6 - تسبيح و ذكر دايم خدا ، بر پايى نماز و پرداخت زكات ، داراى جايگاهى ويژه و ارزشمند در بين ساير اعمال و موجب بلند پايگى مقام و تكامل معنوى انسان

يسبّح له فيها . .. رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام الصلوة و إيتا

خداوند، در توصيف مردمان الهى و والا مقام تنها سه صفت را مطرح ساخته است: 1- ذكر خدا، 2- برپاداشتن نماز، 3- پرداخت زكات. ذكر سه عمل ياد شده از ميان صدها عمل نيك ديگر، حاكى از ارزش ويژه آنها و نيز تأثير آنها در تكامل معنوى انسان است.

88- فلسفه تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 42 - 6

6 - انحصار فرمان روايى جهان به خداوند و مرجع و مقصد بودن او براى حركت تمامى موجودات ، فلسفه تسبيح همه آنها براى خداوند است .

ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت . .. و للّه ملك السموت و الأرض و إلى ال

يادآورى فرمان روايى خداوند بر جهان آفرينش، پس از بيان تسبيح همه موجودات براى خداوند، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه آنچه موجودات جهان را به تسبيح خدا برمى انگيزاند، مالكيت و فرمانروايى انحصارى خداوند بر جهان است.

89- فلسفه تسبيح موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 42 - 6

6 - انحصار فرمان روايى جهان به خداوند و مرجع و مقصد بودن او براى حركت تمامى موجودات ، فلسفه تسبيح همه آنها براى خداوند است .

ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت . .. و للّه ملك السموت و الأرض و إلى ال

يادآورى فرمان روايى خداوند بر جهان آفرينش، پس از بيان تسبيح همه موجودات براى خداوند، مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه آنچه موجودات جهان را به تسبيح خدا برمى انگيزاند، مالكيت و فرمانروايى انحصارى خداوند بر جهان است.

90- فوايد تسبيح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 88 - 3

3- نقش تهليل و تسبيح خدا و اقرار به ظلم به خويشتن ، در استجابت دعا و رهايى از غم ها

فنادى فى الظلمت أن لاإله إلاّأنت سبحنك إنّى كنت من الظلمين . فاستجبنا له و ن

91- فهم تسبيح موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 19

19- انسان ، موظف به تلاش براى فهم حقايق هستى چون تسبيح و حمد موجودات براى خدا

لاتفقهون تسبيحهم إنه كان حليمًا غفورًا

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «إنه كان حليماً غفوراً» تهديد مشركان به خاطر نينديشيدن درباره تسبيح موجودات باشد. بنابراين، عبارت، اِشعار دارد بر اينكه تلاش براى فهم حقايق عالم لازم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 41 - 2

2 - تسبيح خداوند به وسيله موجودات با شعور آسمان ها و زمين ، قابل درك و فهم براى انسان است .

ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض

برداشت ياد شده، از استفهام در «ألم تر» - كه از نوع تقريرى است - استفاده مى شود; زيرا استفهام تقريرى در جايى به كار مى رود كه مورد آن، براى مخاطب روشن و شناخته است.

92- كيفيت تسبيح پرندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 41 - 7

7 - پرندگانى كه بدون بال زدن پرواز مى كنند ، تسبيح گوى خدا و معترف به مبرا بودن او از هر گونه نقص و عيب اند .

أنّ اللّه له من . .. و الطير صفّ-ت

«صافّات» حال براى «الطير» مى باشد و «الطير الصواف» به معناى پرندگان بال گشوده و بدون تحرك است (لسان العرب) و مقصود از آن، پرواز پرندگان در هوا بدون بال زدن است.

93- كيفيت تسبيح موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 41 - 13

13 - خداوند ، به چگونگى نيايش و تسبيح موجودات جهان براى او ، آگاه است .

يسبّح له من فى السموت . .. كلّ قد علم صلاته و تسبيحه

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه فاعل «علم» اللّه باشد. گفتنى است كه جمله «و اللّه عليم بما يفعلون» مى تواند شاهد همين معنا باشد.

94- مقامات تسبيح كنندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 143 - 3

3 - تسبيح كنندگان ، داراى مقام والا در پيشگاه خداوند

فلولا أنّه كان من المسبّحين

تعبير «من المسبّحين» (او از تسبيح كنندگان است) درباره شخصيتى كه او خود از پيامبران است، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

95- مكان تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 36 - 10

10 - منزل هاى عظمت يافته به اذن خداوند ، محل تسبيح شبانه روزى مردمان شايسته است .

فى بيوت أذن اللّه أن ترفع . .. يسبّح له فيها بالغدوّ و الأصال

96- منشأ تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 5 - 17

17 - تسبيح و عبادت ، برخاسته از ميزان درك نسبت به عظمت الهى

و هو العلىّ العظيم . .. و الملئكة يسبّحون بحمد ربّهم

از اين كه فرشتگان بر اساس دركشان از عظمت الهى، به تسبيح مداوم حق مى پردازند، مطلب بالا قابل برداشت است.

97- منشأ تسبيح ملائكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 5 - 16

16 - تسبيح و ستايش مداوم فرشتگان ، ره آورد درك و تلقى آنان از عظمت الهى است .

و هو العلىّ العظيم . .. و الملئكة يسبّحون بحمد ربّهم

برداشت بالا بر اين اساس است كه آيه درصدد بيان عظمت خدا باشد.

98- نشاط در تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 11

11 - نشاط در عبادت و خسته نشدن از تسبيح پروردگار ، امرى ستوده نزد خداوند

يسبّحون له . .. و هم لا يسئمون

99- نياز به تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 9

9 - انسان در شرايط سخت ، براى كسب تحمل بيشتر ، به تسبيح و ياد خدا نيازمند است .

فاصبر على ما يقولون و سبّح بحمد ربّك

توصيه به تسبيح، پس از فرمان به «صبر»، نشانگر نقش تسبيح در توانمند شدن بر صبر است.

100- وقت تسبيح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 17 - 3،4

3 - تسبيح و تنزيه خداوند ، در هر صبح و شام ، لازم است .

فسبحن اللّه حين تمسون و حين تصبحون

برداشت بالا، بنابراين است كه «سبحان» بدل از فعل امر باشد.

4 - صبح گاهان و شام گاهان ، لحظه هايى ويژه و مناسب براى تسبيح و عبادت خدا است .

فسبحن اللّه حين تمسون و حين تصبحون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 18 - 2،4

2 - تسبيح خداوند به هنگام شام گاه و نيم روز ، لازم است .

فسبحن اللّه . .. و عشيًّا و حين تظهرون

4 - تسبيح خداوند در همه لحظه ها و فرصت ها ، لازم است .

فسبحن اللّه حين تمسون و حين تصبحون . .. و عشيًّا و حين تظهرون

احتمال دارد ذكر اوقات ياد شده - كه وقت هاى ممتاز شبانه روز است - كنايه از همه لحظه هاى مناسب شبانه روز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 42 - 3

3 - صبح گاهان و شام گاهان ، وقت هايى مناسب براى ذكر و تسبيح خداوندند .

اذكروا اللّه . .. و سبّحوه بكرة و أصيلاً

بنابراين كه «بكرة» و «أصيلاً» به همان معناى حقيقى خود به كار رفته باشند، نه معناى كنايه اى، معناى ياد شده فهميده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 18 - 6

6 - شبانگاه و بامداد ، بهترين وقت براى تسبيح پروردگار جهان

يسبّحن بالعشىّ و الإشراق

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه تصريح به شبانگاه و بامداد به خاطر خصوصيت ويژه اى باشد كه در آن دو زمان وجود دارد و قهراً اين خصوصيت مى تواند حاكى از برترى و امتياز آن دو وقت باشد.

101- وقت تسبيح خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 11 - 15

15- سپيده دم و پسين گاه ، زمان هاى مناسب براى تسبيح خداوند

أن سبّحوا بكرة و عشيًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 130 - 6،7

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، موظف به تسبيح و حمد پروردگار ، پيش از طلوع و غروب خورشيد

و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل غروبها

«باء» در «بحمد ربّك» يا براى مصاحبت است و يا استعانت. در هر صورت، فرمان به حمد و تسبيح با هم است. خطاب «سبّح» گرچه مربوط به پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد، ولى آيات بعد، قرينه اى بر منحصر نبودن اين تكاليف به آن حضرت است.

7 - تسبيح و حمد پروردگار در برخى از اوقات شب و در دو طرف روز ، از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

و من ءانآىِ الّيل فسبّح و أطراف النهار

«آناء» به معناى «ساعات و اوقات» است و «من» معناى تبعيض دارد. بنابراين «من آناء الليل»; يعنى، پاره هايى از شب را به تسبيح و تحميد بگذران. «بحمد ربّك» در صدر آيه، قرينه براين است كه اين تسبيح نيز بايد با حمد همراه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 36 - 10،13

10 - منزل هاى عظمت يافته به اذن خداوند ، محل تسبيح شبانه روزى مردمان شايسته است .

فى بيوت أذن اللّه أن ترفع . .. يسبّح له فيها بالغدوّ و الأصال

13 - صبح و شب ، موقعيت هاى بسيار مناسب براى تسبيح و تقديس خداوند

يسبّح له فيها بالغدوّ و الأصال

قيد «بالغدوّ و الأصال» براى اين نيست كه تسبيح را به دو وقت صبح و شب مقيد سازد. بنابراين اختصاص به ذكر يافتن اين دو وقت از ميان ديگر وقت ها بيانگر مناسب تر بودن آن دو، براى تسبيح و عبادت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 55 - 12،16

12 - توصيه خداوند به پيامبر (صلی الله علیه و آله) مبنى بر تسبيح همراه با حمد خدا در هر صبح و شام

و سبّح بحمد ربّك بالعشىّ و الإبكر

16 - شبان گاهان و بامدادان ، دو وقت مناسب و شايسته براى ذكر خدا و تسبيح و حمد او

و سبّح بحمد ربّك بالعشىّ و الإبكر

برداشت ياد شده، از اختصاص به ذكر يافتن دو وقت يادشده براى تسبيح و حمد به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 9 - 9

9 - آغاز و پايان هر روز ، مناسب ترين لحظات براى ياد خدا و تسبيح او

و تسبّحوه بكرة و أصيلاً

اختصاص يافتن «بكرة» و «أصيلاً» به ذكر، ممكن است كنايه از همه لحظات نباشد، بلكه تأكيدى بر اين دو مجال به حساب آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 39 - 5،10

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور تسبيح و ستايش پروردگار ، قبل از طلوع خورشيد و قبل از غروب آن

و سب-ّح بحمد رب-ّك قبل طلوع الشمس و قبل الغروب

10 - « عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى قوله « و سب-ّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس و قبل الغروب » قال : قبل طلوع الشمس صلاة الصبح

، و قبل الغروب صلاة العصر ;

از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خداوند «و سبّح بحمد ربّك قبل طلوع الشمس. ..» روايت شده است كه فرمود: [مراد از تسبيح] قبل از طلوع خورشيد «نماز صبح» و [مراد از تسبيح] قبل از غروب «نماز عصر» است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 26 - 10

10 - شب هنگام ، وقت مناسب براى عبادت ، تسبيح و ستايش خداوند

و من الّيل فاسجد له و سبّحه ليلاً طويلاً

102- هدايت تسبيح گويان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 5

5 - مردمان تسبيح گو ، ذاكر ، بر پا دارنده نماز و پرداخت كننده زكات ، از هدايت خاص خداوند به نور خويش برخورداراند .

يهدى اللّه لنوره من يشاء . .. فى بيوت أذن اللّه ... يسبّح له فيها ... رجال لاتله

تسبيح كنندگان خدا

103- مقامات تسبيح كنندگان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 143 - 3

3 - تسبيح كنندگان ، داراى مقام والا در پيشگاه خداوند

فلولا أنّه كان من المسبّحين

تعبير «من المسبّحين» (او از تسبيح كنندگان است) درباره شخصيتى كه او خود از پيامبران است، مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.

تسبيح گويان

104- رفعت خانه تسبيح گويان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 3،4

3 - منازل رفعت يافته به اذن خداوند ، تنها شايسته مردان تسبيح گويى است كه اشتغال به امور دنيا ، هيچ گاه آنان را از رابطه با

خدا ، بازنمى دارد .

فى بيوت أذن اللّه أن ترفع . .. رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام ا

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه «فى بيوت» متعلق به «يسبح» و ظرف براى «رجال» باشد; يعنى، خانه هايى كه در آن مردمانى وجود دارند كه. .. .

4 - به اذن خدا خانه مردمان تسبيح گو ، ذاكر ، بر پا دارنده نماز و پرداخت كننده زكات ، داراى مجد و عظمت است .

فى بيوت أذن اللّه أن ترفع و يذكر فيها اسمه يسبّح له فيها . .. رجال لاتلهيهم تجر

105- فضايل تسبيح گويان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 3

3 - منازل رفعت يافته به اذن خداوند ، تنها شايسته مردان تسبيح گويى است كه اشتغال به امور دنيا ، هيچ گاه آنان را از رابطه با خدا ، بازنمى دارد .

فى بيوت أذن اللّه أن ترفع . .. رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام ا

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه «فى بيوت» متعلق به «يسبح» و ظرف براى «رجال» باشد; يعنى، خانه هايى كه در آن مردمانى وجود دارند كه. .. .

106- هدايت تسبيح گويان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 5

5 - مردمان تسبيح گو ، ذاكر ، بر پا دارنده نماز و پرداخت كننده زكات ، از هدايت خاص خداوند به نور خويش برخورداراند .

يهدى اللّه لنوره من يشاء . .. فى بيوت أذن اللّه ... يسبّح له فيها ... رجال لاتله

107- تسبيح گويان خدا

{تسبيح گويان خدا}

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 13 - 1،2،7

1- غرش آسمان تسبيح گوى خداوند و ستايش كننده اوست .

و يسبّح الرعد بحمده

«رعد» به صدايى كه از ابرها شنيده مى شود اطلاق مى گردد كه در فارسى به آن تندر و يا غرش آسمان مى گويند.

2- فرشتگان تسبيح گوى خداوند و ستايش كننده اويند .

و يسبّح . .. و الملئكة

«الملائكة» عطف بر «الرعد» است ; يعنى: «يسبح الملائكة بحمده من خيفته».

7- فرشتگان و رعد هاى آسمانى به وسيله حمد و ستايش خدا اورا تسبيح مى كنند .

و يسبّح الرعد بحمده

«باء» در «بحمده» مى تواند براى مصاحبت باشد و ممكن است براى استعانت باشد. برداشت ياد شده بر اساس احتمال دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 1

1- آسمان هاى هفتگانه و زمين و ساكنان آنها ، همواره در حال تسبيح و تنزيه خداوندند .

تسبّح له السموت السبع و الأرض و من فيهنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 75 - 1

1 - فرشتگان به روز قيامت ، در اطراف عرش به تسبيح و تنزيه خداوند همراه با ستايش او خواهند پرداخت .

و ترى الملئكة حافّين من حول العرش يسبّحون بحمد ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 1

1 - فرشتگان حامل عرش و پيرامون آن ، به تسبيح و تنزيه خداوند همراه با ستايش او مى پردازند .

الذين يحملون العرش و من حوله يسبّحون بحمد ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 38 - 4

4 - فرشتگان و بندگان مخلص حق ، در شب و روز همواره تسبيح گوى خداوند هستند .

فالذين عند ربّك يسبّحون له بالّيل و النهار

تعبير «بالّيل و النهار» كنايه از استمرار و تداوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 5 - 5

5 - فرشتگان ، همواره در حال ستايش ، تسبيح و تنزيه پروردگار خويش

و الملئكة يسبّحون بحمد ربّهم

فعل مضارع «يسبّحون» افاده استمرار مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 1 - 2

2 - تمام پديده هاى موجود در آسمان ها و زمين ، تسبيح گوى خداوند و معترف به مبرّا بودن ساحت او از هر نقص و كاستى

سبّح للّه ما فى السموت و الأرض

«تسبيح»، به معناى تنزيه و مبرّا كردن است. «ما» از الفاظ عموم بوده و دربرگيرنده همه پديده ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 1 - 2

2 - تمامى موجوداتِ جهان آفرينش ، تسبيح گوى خدا هستند .

سبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 1 - 1

1 - تمامى موجودات جهان ، تسبيح گوى خدايند .

يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 1 - 1

1 - همه موجودات جهان ( آسمان ها ، زمين و . . . ) ، به تسبيح و تنزيه خداوند مشغول اند .

يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

«تسبيح»، به معناى تنزيه است.

108- رفعت خانه تسبيح گويان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 3،4

3 - منازل رفعت يافته به اذن خداوند ، تنها شايسته مردان تسبيح گويى است كه اشتغال به امور دنيا ، هيچ گاه آنان را از رابطه با خدا ، بازنمى دارد .

فى بيوت أذن اللّه أن ترفع . .. رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام ا

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه «فى بيوت» متعلق به «يسبح» و ظرف براى «رجال» باشد; يعنى، خانه هايى كه در آن مردمانى وجود دارند كه. .. .

4 - به اذن خدا خانه مردمان تسبيح گو ، ذاكر ، بر پا دارنده نماز و پرداخت كننده زكات ، داراى مجد و عظمت است .

فى بيوت أذن اللّه أن ترفع و يذكر فيها اسمه يسبّح له فيها . .. رجال لاتلهيهم تجر

109- فضايل تسبيح گويان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 3

3 - منازل رفعت يافته به اذن خداوند ، تنها شايسته مردان تسبيح گويى است كه اشتغال به امور دنيا ، هيچ گاه آنان را از رابطه با خدا ، بازنمى دارد .

فى بيوت أذن اللّه أن ترفع . .. رجال لاتلهيهم تجرة و لابيع عن ذكر اللّه و إقام ا

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه «فى بيوت» متعلق به «يسبح» و ظرف براى «رجال» باشد; يعنى، خانه هايى كه در آن مردمانى وجود دارند كه. .. .

110- هدايت تسبيح گويان خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 37 - 5

5 - مردمان تسبيح گو ، ذاكر ، بر پا دارنده نماز و پرداخت كننده زكات ، از هدايت خاص خداوند به نور خويش برخورداراند .

يهدى اللّه لنوره من يشاء . .. فى بيوت أذن اللّه ... يسبّح له فيها ... رجال لاتله

12- تسليم

1- آثار تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 103 - 6،7،27

6 - نيل به تقواى شايسته و تسليم كامل در برابر خدا ، اعتصام و تمسك به ريسمان الهى است . *

اتّقوا اللّه حق تقاته و لا تموتنّ الا و انتم مسلمون. و اعتصموا بحبل اللّه جميعاً

به نظر مى رسد «اعتصموا»، بيانى براى جمله «اتقوا اللّه حق تقاته» و جمله «و لا تموتنّ» باشد.

7 - ايمان ، تقوا و تسليم ، زمينه هاى دستيابى جمعى به ريسمان الهى و پرهيز از پراكندگى

يا ايها الذين امنوا اتّقوا اللّه حق تقاته . .. و اعتصموا بحبل اللّه جميعاً و لا

امر به اعتصام جمعى و پرهيز از تفرقه پس از موارد ياد شده در آيات قبل، بيانگر برداشت فوق است.

27 - دعوت به تقواى شايسته و تسليم كامل در برابر خدا و اعتصام به او و هشدار به پرهيز از تفرقه ، شيوه قرآن در زمينه سازى براى وحدت و نيل به هدايت

يا ايها الذين امنوا . .. كذلك يبيّن اللّه لكم اياته لعلكم تهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 108 - 13

13 - تقواپيشگى و تسليم فرمان هاى الهى بودن ، موجب بهره مندى از هدايت الهى

و اتقوا اللّه و اسمعوا و اللّه لايهدى القوم الفسقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 116 - 8

8- راه رستگارى ، در پرتو تسليم بودن در برابر حلال و حرام الهى است .

و لاتقولوا . .. هذا حلل و هذا حرام لتفتروا على الله الكذب ... لايفلحون

اين برداشت با استفاده از مفهوم آيه شريفه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 22 - 1،3

1 - تسليم شدن كامل در برابر خدا ، همراه با عمل نيك ، چنگ زدن به ريسمان محكم الهى است

و من يسلم وجهه إلى اللّه و هو محسن فقد استمسك بالعروة الوثقى

«وجه» به معناى «صورت»، كنايه از توجه كامل است; چون صورت مهم ترين عضو بدن است كه در گرايش ها و تلاش هاى انسان، نقش ايفا مى كند.

3 - تسليم محض شدن در برابر خدا و اطاعت بى چون و چرا از او ، تضمين كننده فرجام نيك

و من يسلم وجهه إلى اللّه . .. و إلى اللّه عقبة الأُمور

2- آثار تسليم به حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 125 - 3

3 - تسليم بودن انسان در برابر حق و داشتن روحيه حق پذيرى، نشانه برخوردارى از هدايت و توفيق الهى است.

فمن يرد الله أن يهديه يشرح صدره للإسلم

اسلام در اين آيه مى تواند به معنى لغوى آن كه تسليم است، باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 102 - 11

11- برخوردارى از روحيه تسليم در برابر حق ، شرط بهرهورى از هدايت و بشارت قرآن

و هدًى و بشرى للمسلمين

3- آثار تسليم به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 112 - 2،5،6،8

2 - پاداش هاى الهى ( بهشت ) از آن كسانى است كه با تمام وجود تسليم خدا شده و از سر اخلاص كار هاى نيك انجام دهند .

من أسلم وجهه للّه و هو محسن فله أجره عند ربه

از مصاديق «أجر» - به دليل آيه قبل - «بهشت» است. «وجه» به معناى صورت است و مراد از آن در آيه شريفه، وجود و ذات آدمى است. «محسن» به كسى گفته مى شود كه كار نيك انجام دهد.

5 - يهود و نصارا ، در صورتى كه تسليم خدا شوند ( اسلام را بپذيرند ) و كار هاى نيك انجام دهند ، اهل بهشت خواهند بود .

قالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هوداً . .. بلى من أسلم ... فله أجره

6 - آنان كه تسليم خدا باشند و اعمال نيك انجام دهند ، هرگز نه ترسى ايشان را فرا مى گيرد و نه بر امرى محزون مى شوند .

من أسلم . .. ولا خوف عليهم و لا هم يحزنون

برخى «لا خوف عليهم . ..» را مخصوص قيامت دانسته و جمله «فله أجره» را - كه ظرف تحقق آن قيامت است - شاهد بر آن مى دانند و برخى بر آنند كه مقتضاى تسليم خدا بودن اين است كه ترس و اندوه از زندگىِ شخصِ تسليم شده برافكنده شود و لذا ظرف «لاخوف عليهم ...» هم دنياست و هم آخرت.

8 - نجات آدمى از ترس و اندوه صحنه قيامت ، در گرو تسليم شدن در برابر خدا و انجام دادن اعمال نيك در دنياست .

من أسلم . .. ولا خوف عليهم و لا هم يحزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 131 - 4،5،9،10

4 - هدف از فرمان خداوند به ابراهيم ( لزوم تسليم بودن در برابر او ) رشد و تربيت وى بوده است .

إذ قال له ربه أسلم

برداشت فوق، با توجه به كلمه «رب» - كه به معناى مدبر و مربى - استفاده شده است.

5 - تسليم خدا بودن و اطاعت كردن از فرمان هاى او ، موجب رشد و تربيت آدمى است .

إذ قال له ربه أسلم

9 - تسليم بودن ابراهيم ( ع ) در برابر خدا ، دليل گزينش وى و شايستگى او براى ملحق شدن به صالحان سراى آخرت

لمن الصلحين. إذ قال له ربه أسلم قال أسلمت

«إذ» در جمله «إذ قال . ..» حرف تعليل است، بيانگر علت گزينش ابراهيم و شايستگى او براى وارد شدن به جرگه صالحان مى باشد.

10 - درآمدن به جرگه صالحان سراى آخرت ، در گرو تسليم بودن و اطاعت كردن از خداوند است .

و إنه فى الأخرة لمن الصلحين. إذ قال له ربه أسلم قال أسلمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 136 - 11،16،17

11 - تسليم خدا بودن ، وظيفه اى ضرورى بر عهده همگان

و نحن له مسلمون

16 - تسليم بودن در برابر خدا ، مستلزم ايمان به همه پيامبران و كتاب هاى آسمانى است .

ءامنا باللّه و ما أنزل إلينا . .. و نحن له مسلمون

جمله «و نحن له مسلمون» مى تواند به منزله دليل و علت براى حقايق بيان شده در آيه مورد بحث باشد.

17 - ايمان به خدا ، پيامبران ، و كتاب هاى آسمانى و تسليم بودن در برابر خدا ، از اركان دين اسلام است .

قولوا ءامنا باللّه . .. و نحن له مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 137 - 1

1 - رسيدن به هدايت ، در گرو ايمان به خدا و ايمان به همه پيامبران و كتاب هاى آسمانى ، و تسليم بودن در برابر خداوند است .

فإن ءامنوا بمثل ما ءامنتم به فقد اهتدوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 16 - 3

3 - تسليم شدن در برابر خداوند و دورى از شرك، زمينه برخوردارى از رحمت الهى است.

قل إنى أمرت أن أكون أول من أسلم . .. من يصرف عنه يومئذ فقد رحمه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 25

25 - تسليم شدن در برابر خداوند، قرار گرفتن در بستر رشد و كمال جهان هستى است.

و أمرنا لنسلم لرب العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 72 - 4

4 - تسليم شدن در برابر پروردگار و اقامه نماز و پروا از او، نشانه برخوردارى از هدايت الهى است.

إن هدى الله هو الهدى و أمرنا لنسلم . .. و أن أقيموا الصلوة و اتقوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 126 - 1

1 - اسلام و روحيه تسليم در برابر پروردگار، صراط مستقيم اوست.

هذا صرط ربك مستقيما قد فصلنا الأيت

«هذا» مى تواند اشاره با «للاسلام» در آيه پيشين باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 84 - 4،6

4 - توكل بر خداوند و تسليم شدن به او ، نجات دهنده انسان از دلهره و ترس از دشمنان

على خوف من فرعون و ملإيهم أن يفتنهم . .. فعليه توكلوا إن كنتم مسلمين

6 - توكل بر خداوند ، لازمه ايمان و تسليم است .

إن كنتم ءامنتم باللّه فعليه توكلوا إن كنتم مسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 27

27- فرمانبردارى از خداوند و تسليم او بودن ، شرط درآمدن به جرگه صالحان است .

توفنى مسلمًا و ألحقنى بالصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 120 - 5

5- اطاعت و تسليم هر چه بيشتر در برابر خدا و بر راه مستقيم و معتدل بودن ، عامل ارجمندى فزون تر انسان نزد او

إن إبرهيم كان أُمّة قانتًا لله حنيفًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 34 - 15

15 - پرستش خداى يگانه و اطاعت بى چون و چرا از دستورات او ، از نشانه هاى ايمان راستين و مبرا بودن از پندار هاى شرك آميز

فإلهكم إله وحد فله أسلموا و بشّر المخبتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 91 - 11

11 - تسليم شدن در برابر خدا ، تبلور عبوديت و بندگى انسان در پيشگاه او

أُمرت أن أعبد ربّ هذه. .. و أُمرت أن أكون من المسلمين

بر اين فرض كه «أُمرت أن أكون. ..» عطف تفسيرى بر «أُمرت أن أعبد...» باشد، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 54 - 4

4 - توبه و تسليم در برابر پروردگار ، شرط بهره مند شدن بندگان گنه كار از آمرزش الهى

إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعًا . .. و أنيبوا إلى ربّكم و أسلموا له

توصيه خداوند به انابه و تسليم شدن بندگان گنه كار، پس از وعده به آمرزش گناهان آنان، مى تواند بيانگر شرايط اين آمرزش باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 51 - 3

3 - اعطاى نعمت از سوى خداوند به انسان ، مقتضى روى آورى به درگاه او و كرنش در برابر او

و إذا أنعمنا على الإنسن أعرض

از لحن نكوهش آميز آيه، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 69 - 4

4 - ايمان و تسليم هميشگى در برابر اراده الهى ، موجب امنيت و آرامش روحى انسان در قيامت

يعباد لا خوف عليكم اليوم . .. و كانوا مسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 15 - 34

34- توبه و تسليم به درگاه پروردگار ، زمينه و شرط استجابت دعا

قال ربّ أوزعنى . .. إنّى تبت إليك و إنّى من المسلمين

«إنّى» بيانگر نوعى تعليل است; يعنى، پروردگارا! مرا در راستاى شكر و صلاح يارى ده; زيرا من تائب و تسليم درگاه توأم. اين تعبير مى نماياند كه توبه و تسليم، داراى تأثير ويژه در استجابت دعا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 16 - 1،6

1- احسان به والدين ، روحيه شكر ، توبه ، صلاح جويى و تسليم ، شرط پذيرش تمام اعمال نيك انسان به درگاه خدا

أُولئك الذين نتقبّل عنهم أحسن ما عملوا

مراد از «أحسن. ..» مى تواند اعمال واجب و مستحب - در قبال اعمال مباح - باشد. كه در اين صورت از ارتباط دو آيه استفاده مى شود كه اگر كسى از روحيات ياد شده برخوردار بود اعمال نيك او (واجب و مستحب) پذيرفته مى شود.

6- خردمندان روى آورده به خدا ، با روحيه شكر ، توبه و تسليم ، در زمره بهشتيان

و بلغ أربعين سنة قال ربّ أوزعنى . .. إنّى تبت ... نتجاوز عن سيّئاتهم فى أصحب ال

مرجع ضمير «سيّئاتهم» كسانى است كه به سن رشد و كمال رسيده و به نيايش پرداخته و بر توبه و تسليم خويش تأكيد مىورزند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 17 - 7

7 - روح تسليم و اطاعت از خدا و رسول او ، ملاك اصلى ورود به بهشت

و من يطع اللّه و رسوله يدخله جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر

موضوع قرار گرفتن اطاعت به جاى هر عنوان ديگرى، مى تواند اشاره به مطلب بالا باشد.

4- آثار تسليم به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 52 - 3

3 - تسليم حكم پيامبر بودن و پذيرش داورى بر مبناى تعاليم دين ، نشانه خدا ترسى ، تقواپيشگى و مطيع خدا و رسول بودن است .

إذا دعوا إلى اللّه و رسوله ليحكم بينهم أن يقولوا سمعنا و أطعنا . .. و من يطع الل

برداشت ياد شده، از ارتباط ميان دو آيه فوق استفاده گرديده است.

5- آثار تسليم دشمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 16 - 8

8 - مسلمانان موظّف به پيكار بى امان با دشمنان نيرومند ، تا مرز كشتن و يا به تسليم كشاندن آنان

ستدعون إلى قوم أولى بأس شديد تقتلونهم أو يسلمون

6- آمرزش زنان اهل تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 1،3

1 - مردان و زنانى كه در برابر خداوند ، سر تسليم فرود مى آورند ، از آمرزش خداوند برخوردارند .

إنّ المسلمين و المسلمت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

بنابراين كه «مسلمين» از ريشه لغوى آن (سلم) و به همان معناى لغوى اش باشد، نكته ياد شده قابل استفاده است.

3 - مردان و زنان مسلمان ، مشمول آمرزش و غفران الهى اند .

إنّ المسلمين و المسلمت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

بنابراين احتمال كه مراد از «المسلمين» معناى اصطلاحى آن;يعنى، گرويدگان به دين اسلام باشد، نكته ياد شده، استفاده مى شود.

7- آمرزش مردان اهل تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 1،3

1 - مردان و زنانى كه در برابر خداوند ، سر تسليم فرود مى آورند ، از آمرزش خداوند برخوردارند .

إنّ المسلمين و المسلمت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

بنابراين كه «مسلمين» از ريشه لغوى آن (سلم) و به همان معناى لغوى اش باشد، نكته ياد شده قابل استفاده است.

3 - مردان و زنان مسلمان ، مشمول آمرزش و غفران الهى اند .

إنّ المسلمين و المسلمت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

بنابراين احتمال كه مراد از «المسلمين» معناى اصطلاحى آن;يعنى، گرويدگان به دين اسلام باشد، نكته ياد شده، استفاده مى شود.

8- اجتناب از تسليم به غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 133 - 14

14 - ضرورت اطاعت كامل از خدا و پرهيز از تسليم شدن در برابر غير او

و نحن له مسلمون

تقديم «له» بر «مسلمون» دلالت بر حصر دارد. بنابراين جمله «نحن له مسلمون»; يعنى، فقط در برابر او تسليم هستيم.

9- ارزش تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 210 - 7

7 - تسليم شدن در برابر خداوند پس از ديدن نشانه هاى عذاب و گذشتن فرصت ، بى فايده است .

هل ينظرون الاّ ان يأتيهم . .. و قضى الأمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 125 - 3

3 - تسليم در برابر خدا و برخوردارى از روحيه احسان و نيكى ، روح اديان الهى است .

و من احسن ديناً ممن اسلم وجهه للّه و هو محسن

از اين كه براى معرفى برترين دين، تنها دو ويژگى فوق ياد شده است، اهميت بنيادين آن دو در اديان الهى دانسته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 69 - 6

6 - تقوا ، ايمان و تسليم ، سه عنصر مرتبط باهم و ارزشمند

إلاّ المتّقين . .. الذين ءامنوا بايتنا و كانوا مسلمين

10- ارزش تسليم به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 103 - 5

5 - تسليم و انقياد در برابر فرمان هاى خداوند ، صفتى بس ارزشمند و پيامبرگونه

فلمّا أسلما و تلّه للجبين

برداشت يادشده از آن جا است كه آيه شريفه، در مقام تمجيد از دو انسان والا و پيامبران الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 33 - 6

6 - ارزش انسان ها ، در پرتو توحيد ، عمل صالح و روحيه تسليم در برابر خداوند است .

و من أحسن قولاً ممّن دعا إلى اللّه و عمل صلحًا و قال إنّنى من المسلمين

11- ارزش مقام تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 84 - 9

9 - مقام تسليم ، مقامى برتر از ايمان است .

إن كنتم ءامنتم باللّه فعليه توكلوا إن كنتم مسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 81 - 18

18- تسليم بودن در برابر خداوند ، مقامى بس بلند و ارزشمند

و الله جعل لكم . .. لعلّكم تسلمون

برداشت فوق، با توجه به اين است كه هدف و فلسفه آفرينش انسان و اعطاى نعمتهاى گوناگون به او، «تسليم بودن» دانسته شده است.

12- اهل تسليم در بهشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 16 - 6

6- خردمندان روى آورده به خدا ، با روحيه شكر ، توبه و تسليم ، در زمره بهشتيان

و بلغ أربعين سنة قال ربّ أوزعنى . .. إنّى تبت ... نتجاوز عن سيّئاتهم فى أصحب ال

مرجع ضمير «سيّئاتهم» كسانى است كه به سن رشد و كمال رسيده و به نيايش پرداخته و بر توبه و تسليم خويش تأكيد مىورزند.

13- اهميت تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 208 - 4

4 - تسليم همه جانبه در برابر خداوند و پرهيز از پيروى شيطان ، مرحله والايى از ايمان

يا ايها الذين امنوا ادخلوا فى السلم كافّة

با توجه به اينكه مؤمنان، مأمور به تسليم و پرهيز از تبعيّت شيطان هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 216 - 13،21

13 - لزوم تسليم و تعبّد در برابر احكام الهى

كتب عليكم القتال . .. و اللّه يعلم و انتم لا تعلمون

21 - لزوم رضايت به مقدّرات الهى ، على رغم ميلِ نفسانى خود

عسى ان تكرهوا شيئاً و هو خير لكم

رسول اللّه (صلی الله علیه و آله): . .. ارض عن اللّه بما قدّروا ان كان خلاف هواك ... فانّه مثبت فى كتاب اللّه ... قال: «و عسى ان تكرهوا شيئاً»


تفسير طبرى، ج 2، ص 201 ; الدر المنثور، ج 1، ص 587.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 285 - 13

13 - لازمه ايمان ، پذيرش و اطاعت و تسليم است .

لا نفرّق بين احد من رسله و قالوا سمعنا و اطعنا

«سمعنا» از سمع به معناى شنيدن، كنايه از پذيرش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 102 - 4،5

4 - رعايت تقواى كامل و شايسته و تسليم همه جانبه در برابر خداوند ، اعتصام و تمسك به اوست .

و من يعتصم باللّه . .. اتقوا اللّه حق تقاته و لا تموتنّ الاّ و انتم مسلمون

گويا آيه مورد بحث بيانى است براى شيوه تحقق و عينيّت يافتن اعتصام به خداوند.

5 - لزوم تداوم تسليم در برابر خداوند و فرمانبرى از او تا لحظه مرگ

و لا تموتنّ الاّ و انتم مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 66 - 2

2 - ضرورت تسليم در برابر فرامين خداوند ، حتى در صورت فرمان او به خودكشى و ترك خانه و كاشانه

و يسلّموا تسليماً. و لو انّا كتبنا عليهم ان اقتلوا انفسكم او اخرجوا من دياركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 111 - 9،12

9 - حواريون عيسى ( ع ) از وى خواستند تا به تسليمشان در برابر خدا و رسولش گواه باشد .

قالوا ءامنا و اشهد باننا مسلمون

برداشت فوق بر اين اساس است كه مخاطب فعل «اشهد» حضرت عيسى(ع) باشد. نياوردن ربنا و مانند آن در مقام درخواست از خداوند مى تواند مؤيد اين احتمال باشد.

12 - تسليم در برابر فرمان هاى خداوند ، يكى از اهداف اديان الهى

و اشهد باننا مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 22 - 4

4 - ارزش مندى عمل نيك ، به تسليم محض بودن در برابر خدا است .

يسلم وجهه إلى اللّه و هو محسن فقد استمسك بالعروة الوثقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 1 - 11

11 - لزوم تسليم روحى و درونى انسان ، در برابر حكم خدا و رسول *

إنّ اللّه سميع عليم

برداشت بالا بدان احتمال است كه وصف «عليم» پس از وصف «سميع» بيانگر اين جهت باشد كه اگر مؤمنان، رأى عجولانه خود را اظهار كنند، خداوند «سميع» است و اگر در دل نسبت به حكم خدا و رسول او موضعى مخالف داشته باشند، خداوند «عليم» است. بنابراين حتى در درون نيز، بايد منقاد حكم الهى باشند.

14- اهميت تسليم به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 112 - 9

9 - تسليم خدا بودن بدون انجام اعمال نيك و انجام نيكى ها بدون تسليم خدا بودن ، تضمين كننده پاداش الهى نبوده و مانع از روى آوردن ترس و اندوه نخواهد شد .

من أسلم . .. ولا خوف عليهم و لا هم يحزنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 128 - 1،2،4،13

1 - تسيلم خدا شدن ، از دعا هاى ابراهيم و اسماعيل ( ع ) به هنگام ساختن كعبه

و إذ يرفع إبرهيم القواعد . .. ربنا واجعلنا مسلمين لك

2 - ابراهيم و اسماعيل ( ع ) از خداوند خواستند تا از ميان نسلشان گروهى را به مقام تسليم نايل سازد .

و من ذريتنا أمة مسلمة لك

در برداشت فوق «من» در «من ذريتنا» به معناى بعض گرفته شده است.

4 - تسليم خدا بودن ، راه و روش بندگى كردن اوست .

ربنا واجعلنا مسلمين لك و من ذريتنا أمة مسلمة لك

13 - توفيق براى تسليم شدن در برابر خدا ، تبيين چگونه عبادت كردن او و پذيرش توبه ، پرتوهايى از رحمت الهى به بندگان است .

ربنا واجعلنا مسلمين . .. و أرنا مناسكنا و تب علينا إنك أنت التواب الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 130 - 5

5 - توحيد ربوبى و افعالى و تسليم بودن در برابر خدا و تصديق رسالت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و كتاب آن حضرت ( قرآن ) ، از اصول آيين ابراهيم است .

وابعث فيهم رسولا . .. و من يرغب عن ملة إبرهيم

آيه مورد بحث انسانها را به گزينش آيين ابراهيم دعوت مى كند و آيه هاى گذشته، اشاره به اصول اين آيين دارد. جمله «ربنا تقبل ...» بيانگر اين است كه: ابراهيم(ع) به توحيد ربوبى و افعالى و ... معتقد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 131 - 1،2

1 - خداوند ، از ابراهيم خواست تا همواره تسليم او باشد .

إذ قال له ربه أسلم

2 - ابراهيم ( ع ) ، فرمان خدا را بدون هيچ تأخيرى پذيرفت و تسليم بودن خويش را در برابر خدا ، اعلام كرد .

قال أسلمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 132 - 2،3،6،10،11،14

2 - ابراهيم ( ع ) ، پسرانش را به پيروى از آيين خويش ( تسليم خدا بودن ) توصيه كرد .

و وصى بها إبرهيم بنيه

ضمير «بها» مى تواند به «ملة إبراهيم» (در آيه 130) برگردد و نيز مى تواند به جمله «أسلمت» در آيه قبل بازگردانده شود. گفتنى است بازگشت هر دو فرض به يك معناست; زيرا آئين ابراهيم همان تسليم گشتن در برابر خداوند است.

3 - يعقوب ( ع ) ، پسرانش را به پيروى از آيين ابراهيم ( تسليم شدن در برابر خدا ) سفارش كرد .

و وصى بها إبرهيم بنيه و يعقوب

«يعقوب» عطف بر «إبراهيم» است; يعنى: «وصى بها يعقوب بنيه».

6 - آيين ابراهيم ( تسليم خدا بودن ) ، آيين برگزيده خداوند

إن اللّه اصطفى لكم الدين

10 - ابراهيم و يعقوب ( ع ) ، از پسرانشان خواستند تا همواره تسليم خدا بوده و مطيع فرمان او باشند .

فلاتموتن إلا و أنتم مسلمون

جمله «فلاتموتن . ..» كنايه از لزوم تسليم هميشگى در برابر خدا و همواره مطيع او بودن است.

11 - تسليم خدا بودن ، روح و جوهره اديان الهى است .

إن اللّه اصطفى لكم الدين فلاتموتن إلا و أنتم مسلمون

14 - توصيه به پذيرش آيين الهى و تسليم خدا بودن ، از بهترين وصيتهاست .

و وصى بها إبرهيم بنيه و يعقوب يبنى . .. فلاتموتن إلا و أنتم مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 134 - 1

1 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ، يعقوب و فرزندان آنان ، امتى پرستشگر خدا و تسليم در برابر او

تلك أمة قد خلت

مشاراليه «تلك» پيامبران ياد شده در آيه قبل و فرزندانشان است. به كارگيرى «تلك» براى اشاره به مذكر به لحاظ خبر (أمة) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 141 - 1

1 - ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق و يعقوب ( ع ) ، امتى پرستشگر خدا و تسليم در برابر او

تلك أمة قد خلت

مشار اليه «تلك» پيامبران ياد شده در آيه قبل است. به كارگيرى «تلك» براى اشاره به مذكر و لحاظ خبر (أمة) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 143 - 17،18

17 - مشخص شدن روحيه تعبد و تسليم در برابر خدا ، فلسفه تعيين بيت المقدس به عنوان قبله مسلمانان

إلا لنعلم من يتبع الرسول . .. و إن كانت لكبيرة إلا على الذين هدى اللّه

18 - هدايت يافتگان ، داراى روحيه تعبد و تسليم در برابر خدا و احكام الهى

و إن كانت لكبيرة إلا على الذين هدى اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 125 - 3،12

3 - تسليم در برابر خدا و برخوردارى از روحيه احسان و نيكى ، روح اديان الهى است .

و من احسن ديناً ممن اسلم وجهه للّه و هو محسن

از اين كه براى معرفى برترين دين، تنها دو ويژگى فوق ياد شده است، اهميت بنيادين آن دو در اديان الهى دانسته مى شود.

12 - بهترين دين ، از آن كسى است كه تسليم خدا باشد و بر پايه توجه به حضور خداوند او را پرستش كند .

و من احسن ديناً ممن اسلم وجهه للّه و هو محسن

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در پاسخ سؤال از معناى «احسان» فرمود: ان تعبد اللّه تعالى كانك تراه فان لم تكن تراه فانه يراك.


مجمع البيان، ج 3، ص 178; نورالثقلين، ج 1، ص 553، ح 579.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 94 - 1

1 - خداوند براى اقوام گذشته پيامبرانى را به منظور هدايت آنان و تسليم شدنشان در برابر او ارسال داشت .

و ما أرسلنا فى قرية من نبى إلا أخذنا أهلها بالبأساء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 84 - 7

7 - مؤمنان بايد تسليم خدا و متكى به او بوده و از هيچ قدرتى نهراسند .

إن كنتم ءامنتم باللّه فعليه توكلوا إن كنتم مسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 14 - 8

8- لزوم تسليم شدن در برابر خدا و پذيرش اسلام وتوحيد و الهى بودن قرآن

فإلّم يستجيبوا لكم . .. فهل أنتم مسلمون

استفهام در جمله «فهل أنتم . ..» استفهامى است كه به داعى امر و ترغيب ايراد شده است; يعنى: فاسلموا ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 18،24

18- لزوم تسليم شدن در برابر خداوند و احكام و مقدرات او

توفنى مسلمًا

«اسلام» (مصدر مسلماً) به معناى تسليم شدن و انقياد است. نياوردن متعلق «مسلماً» براى رساندن شمول و عموم آن مى باشد ; يعنى ، تسليم در برابر هر آنچه خداوند بخواهد فرمان دهد و يا تقدير كند.

24- انسان بايد براى تسليم بودن در برابر خدا و عاقبت به خير شدن و زيستن با صالحان در سراى آخرت ، دعا كرده و به درگاه خدا نيايش كند .

توفنى مسلمًا و ألحقنى بالصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 81 - 12،18

12- تسليم شدن انسان در برابر خدا ، هدف اصلى قرار گرفتن نعمت هاى مختلف در اختيار وى است .

كذلك يتمّ نعمته عليكم لعلّكم تسلمون

18- تسليم بودن در برابر خداوند ، مقامى بس بلند و ارزشمند

و الله جعل لكم . .. لعلّكم تسلمون

برداشت فوق، با توجه به اين است كه هدف و فلسفه آفرينش انسان و اعطاى نعمتهاى گوناگون به او، «تسليم بودن» دانسته شده

است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 27 - 11

11- دستيابى به مقام عبوديت و كرامت ، در پرتو تسليم محض در برابر خداوند است .

مكرمون . لايسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 108 - 6

6- روحيه تسليم ، امرى مهم در اديان الهى و پيامبر (صلی الله علیه و آله) فراخوان مردم به آن

فهل أنتم مسلمون

جمله «فهل أنتم مسلمون» متضمن معناى امر (أسلموا) است و از اين كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) همراه دعوت مردم به توحيد، آنان را به تسليم در برابر خدا فراخوانده است، اهميت و جايگاه بلند آن به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 7

7 - تسليم بودن و اخلاص داشتن در برابر پروردگار ، امرى مهم و بايسته است .

ضرب اللّه مثلاً . .. و رجلاً سلمًا لرجل

از تشبيه شدن وضعيت يكتاپرستان به برده اى كه تنها مملوك يك شخص است، مى توان برداشت ياد شده را استفاده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 54 - 2

2 - لزوم تسليم شدن همه گنه كاران در برابر پروردگار

الذين أسرفوا على أنفسهم . .. أسلموا له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 33 - 3

3 - روحيه تسليم در برابر خداوند ، امرى ضرورى براى مبلغان دينى

و من أحسن قولاً . .. و قال إنّنى من المسلمين

15- اهميت تسليم به دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 143 - 16

16 - لزوم تبعيت از پيامبر (صلی الله علیه و آله) و تسليم شدن در برابر احكام الهى

ما جعلنا القبلة . .. إلا لنعلم من يتبع الرسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 18

18- لزوم تسليم شدن در برابر خداوند و احكام و مقدرات او

توفنى مسلمًا

«اسلام» (مصدر مسلماً) به معناى تسليم شدن و انقياد است. نياوردن متعلق «مسلماً» براى رساندن شمول و عموم آن مى باشد ; يعنى ، تسليم در برابر هر آنچه خداوند بخواهد فرمان دهد و يا تقدير كند.

16- اهميت تسليم به قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 14 - 3

3 - لزوم تسليم در برابر تعاليم قرآن

و أنّا منّا المسلمون

17- اهميت تسليم به مقدرات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 18

18- لزوم تسليم شدن در برابر خداوند و احكام و مقدرات او

توفنى مسلمًا

«اسلام» (مصدر مسلماً) به معناى تسليم شدن و انقياد است. نياوردن متعلق «مسلماً» براى رساندن شمول و عموم آن مى باشد ; يعنى ، تسليم در برابر هر آنچه خداوند بخواهد فرمان دهد و يا تقدير كند.

18- اهميت مقام تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 13 - 7

7 - منزلت فرشتگان، منزلت انقياد و تسليم در برابر خدا، به دور از هرگونه تكبّر و عصيان در برابر او

فما يكون لك أن تتكبّر فيها

19- پاداش تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 67 - 2

2 - پاداش بزرگ الهى ، پيامد تسليم همه جانبه در برابر احكام خداوند و عمل به مواعظ او

و يسلموا تسليما . .. و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به ... و اذاً لأَتيناهم من لدنّا

20- پاداش زنان اهل تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 2

2 - مردان و زنانى كه در برابر فرمان خدا تسليم اند ، از پاداش عظيم خداوند برخوردارند .

إنّ المسلمين و المسلمت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة و أجرًا عظيمًا

21- پاداش مردان اهل تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 2

2 - مردان و زنانى كه در برابر فرمان خدا تسليم اند ، از پاداش عظيم خداوند برخوردارند .

إنّ المسلمين و المسلمت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة و أجرًا عظيمًا

22- تسليم اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 87 - 1،2

1- مشركان ، مراتب تسليم بودن خود را به پيشگاه خداوند ، در قيامت ابراز مى دارند .

و إذا رءا الذين أشركوا . .. و ألقوا إلى الله يومئذ السلم

2- مشركان ، تنها در قيامت و پس از ناگزيرى ، تسليم مى شوند .

و ألقوا إلى الله يومئذ السلم

ناگفته پيداست كه مشركان در دنيا هرگز تسليم حق و فرمان خدا نبوده اند (يعرفون نعمت الله ثمّ ينكرونها . ..). بنابراين ابراز تسليم با قيد «يومئذ» (در آن روز) گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 26 - 2

2 - مشركان در عرصه قيامت ، يكديگر را تسليم كيفر الهى كرده و به خذلان هم خواهند پرداخت . *

بل هم اليوم مستسلمون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «مستسلمون» - به قرينه «لاتناصرون» - به معناى تسليم كنندگان باشد. گفتنى است كلمه «بل» - كه براى اضراب انتقالى است - مؤيد همين برداشت است. بر اين اساس پيام آيه چنين مى شود: مشركان نه تنها به يارى هم نمى شتابند; بلكه با تسليم كردن يكديگر، به خذلان هم خواهند پرداخت.

23- تسليم به اراده خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 82 - 11

11 - لزوم رضا دادن به داده خدا و اظهار تسليم در برابر اراده او در تنگدستى

اللّه يبسط الرزق لمن يشاء من عباده و يقدر

24- تسليم به اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 208 - 1

1 - لزوم تسليم همه جانبه و همگانى مؤمنان ، در برابر اسلام و مقرّرات آن

يا ايها الذين امنوا ادخلوا فى السلم كافة

جمله «و لا تتبعوا خطوات الشيطان»، قرينه مى شود كه مراد از «سلم»، تبعيّت و تسليم در برابر اسلام و مقررات خداوند است ; نه فقط صلح بين افراد.

25- تسليم به اوامر خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 108 - 5،6،7،13

5 - گوش سپارى به فرمان هاى خداوند و تسليم در برابر آنها ، تكليفى الهى بر عهده اهل ايمان

و اسمعوا

6 - تسليم بودن در برابر فرمان هاى الهى ، نمودى از تقواپيشگى و نشان ترس از خداست .

و اتقوا اللّه و اسمعوا

7 - تقواپيشگى اجرا كنندگان احكام شهادات و تسليم بودن آنان در برابر احكام الهى ايشان را به اثبات و ايفاى حقوق مردم به طور صحيح مى رساند .

و اتقوا اللّه و اسمعوا

در برداشتهاى گذشته مخاطبان «اتقوا و اسمعوا» شاهدان گرفته شده بود ولى احتمال ديگرى نيز وجود دارد و آن اينكه مخاطبان در اين دو فراز حاكمان و قاضيان كه متصديان اجراى احكام هستند، باشند.

13 - تقواپيشگى و تسليم فرمان هاى الهى بودن ، موجب بهره مندى از هدايت الهى

و اتقوا اللّه و اسمعوا و اللّه لايهدى القوم الفسقين

26- تسليم به حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 20 - 4

4 - لزوم تسليم در برابر حق و پرهيز از بحث جدال آميز

فان حاجّوك فقل اسلمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 58 - 3

3 - برخى از كافران لجوج و گنه كاران سرمست ، تنها به وقت مشاهده عذاب الهى و يقين به نزول آن ، بيدار گشته و در برابر سخن حق ( قرآن ) تسليم شده و از آن پيروى مى كنند .

أو تقول حين ترى العذاب لو أنّ لى كرّة فأكون من المحسنين

27- تسليم به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 208 - 3،4،5

3 - روح ايمان ، تسليم در برابر خداوند و پرهيز از پيروى شيطان است . *

يا ايها الذين . .. ادخلوا فى السِلم كافّة و لا تتبعوا خطوات الشيطان

4 - تسليم همه جانبه در برابر خداوند و پرهيز از پيروى شيطان ، مرحله والايى از ايمان

يا ايها الذين امنوا ادخلوا فى السلم كافّة

با توجه به اينكه مؤمنان، مأمور به تسليم و پرهيز از تبعيّت شيطان هستند.

5 - تسليم در برابر فرامين الهى ، محور وحدت جامعه ايمانى

يا ايها الذين امنوا ادخلوا فى السلم كافّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 19 - 3،4

3 - تنها دين پذيرفته شده نزد خداوند اسلام ( تسليم بودن در برابر خدا ) است .

انّ الدّين عند اللّه الاسلام

4 - روح دين ، تسليم شدن در برابر خداست .

انّ الدّين عند اللّه الاسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 20 - 2،5،8،10

2 - تسليم كامل پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيروانش ، در برابر خداوند

فقل اسلمت وجهى للّه و من اتّبعن

5 - محور آيين پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تسليم در برابر خداوند

فقل اسلمت وجهى . .. ءاسلمتم فان اسلموا

8 - تسليم در برابر خداوند ، هدايت يافتن است .

فان اسلموا فقد اهتدوا

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، نگران رويگردانى كافران ، از تسليم در برابر خدا ( هدايت )

و ان تولّوا فانّما عليك البلاغ

از منحصر كردن وظيفه پيامبر (صلی الله علیه و آله) به تبليغ پيام الهى چنين برمى آيد كه گويا پيامبر (صلی الله علیه و آله) علاوه بر ابلاغ پيام، خود را موظف مى دانست كه مردم را در برابر خداوند، تسليم كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 21 - 1

1 - آنان كه از تسليم در برابر خدا روى گردانند ، كافرند .

و ان تولّوا . .. انّ الّذين يكفرون بايات اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 52 - 16،20،21

16 - ايمان به خداوند و تسليم در برابر او ، ويژگى ياوران انبيا

من انصارى الى اللّه . .. امنا باللّه و اشهد بانّا مسلمون

20 - درخواست حواريون از عيسى ( ع ) ، مبنى بر شهادت و گواهى او بر مقام تسليم آنان

امنا باللّه و اشهد بانّا مسلمون

21 - يارى كردن دين خدا و ايمان به او ، نشانه تسليم در برابر اوست .

نحن انصار اللّه امنّا باللّه و اشهد بانّا مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 53 - 4

4 - ايمان به خداوند و تسليم در برابر او ، مستلزم ايمان به آنچه فرءوف رستاده و نيز مستلزم پيروى از پيامبر اوست . *

امنا باللّه . .. ربّنا امنا بما انزلت و اتّبعنا الرّسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 64 - 11،12،14

11 - مسلمانان ، موظف به اعلام تسليم خود در برابر خداوند ، در صورت استنكاف مخالفان از پذيرش آن

فان تولّوا فقولوا اشهدوا بانّا مسلمون

12 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و پيروانش ، تسليم در برابر خداوند هستند .

فقولوا اشهدوا بانّا مسلمون

14 - تسليم در برابر خدا ، روح اديان الهى

فقولوا اشهدوا بانّا مسلمون

از تمام دستورات گذشته (عبادت خدا، نفى شرك و . .. ) تعبير به تسليم شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 68 - 3،4،7

3 - گرايش به حق ( حنيف بودن ) و تسليم خدا بودن ، حقيقت پيروى از حضرت ابراهيم ( ع ) و انبيا

و لكن كان حنيفاً مسلماً و ما كان من المشركين. انّ اولى الناس بابرهيم لَلّذين اتّ

4 - بيگانگى يهود و نصارا از آيين حضرت ابراهيم ( ع ) ( تسليم بودن در برابر خدا )

انّ اولى الناس بابرهيم لَلّذين اتّبعوه

جمله «ان اولى . .. »، تعريضى است به يهود و نصارا كه چنين نيستند.

7 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان به او ، همانند حضرت ابراهيم ، موحد و حنيف و تسليم محض خداوند

و لكن كان حنيفاً مسلماً . .. انّ اولى الناس ... و هذا النّبى و الّذين امنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 80 - 6،7

6 - ناسازگارى تسليم در برابر خدا ، با كفر ( اعتقاد به ربوبيّت غير خدا )

ايأمركم بالكفر بعد اذ انتم مسلمون

7 - توحيد و تسليم در برابر خداوند ، روح دعوت انبيا

و لا يأمركم ان تتّخذوا . .. ايأمركم بالكفر بعد اذ انتم مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 83 - 6،7،9،11،15،16

6 - تسليم در برابر خداوند ، حقيقت دين

افغير دين اللّه يبغون و له اسلم من فى السّموات

7 - تمامى موجودات داراى شعور ، خواسته يا ناخواسته ، در برابر خدا تسليم هستند .

افغير دين اللّه يبغون و له اسلم من فى السّموات طوعاً و كرهاً

با توجه به كلمه «من» كه براى ذوى العقول است، مقصود، موجودات باشعورند.

9 - تسليم در برابر خداوند ، همسويى با روند حركت كلّى نظام هستى است .

و له اسلم من فى السّموات و الارض طوعاً و كرهاً

11 - تسليم همه موجودات در برابر خداوند ، دليل لزوم پذيرش دين و تسليم انسان در برابر او

افغير دين اللّه يبغون و له اسلم من فى السّموات و الارض

15 - تسليم و اعتراف اصحاب يمين به ربوبيّت الهى از روى رغبت ; و اعتراف اصحاب شمال با كراهت ، در عالم ذرّ

و له اسلم من فى السّموات و الارض طوعاً و كرهاً

قال اصحاب اليمين بلى طوعاً و قال اصحاب الشّمال بلى كرهاً . .. فذلك قوله تعالى «و له اسلم من فى السّموات و الارض طوعاً و كرهاً».


علل الشرايع، ص 425، ح 6، ب 161 ; تفسير برهان، ج 1، ص 295، ح 1.

16 - تسليم فرشتگان ، در برابر خداوند

و له اسلم من فى السّموات

رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) درباره آيه فوق فرمود: اما من فى السّموات فالملائكة.


الدر المنثور، ج 2، ص 254.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 84 - 10،14،15،16،17

10 - ايمان نداشتن به تمامى پيامبران و كتب نازل شده بر آنان ، حاكى از تسليم نبودن در برابر خداست .

امنا . .. لا نفرّق بين احد منهم و نحن له مسلمون

14 - تسليم همه جانبه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيروانش در برابر خداوند

و نحن له مسلمون

از حذف متعلق تسليم، عموميّت آن استفاده مى شود.

15 - تسليم ، روح دين خداوند ( شريعت اسلام )

و نحن له مسلمون

گويا جمله «و نحن له مسلمون»، خلاصه اى از مطالب گذشته است.

16 - تسليم ، فقط بايد در برابر خداوند و براى او باشد .

و نحن له مسلمون

حصر از تقديم ظرف «له» بر متعلّقش «مسلمون» استفاده مى شود.

17 - تسليم مؤمنان در برابر خداوند ، هماهنگ با تسليم تمامى موجودات در برابر او

و له اسلم من فى السموات و الارض . .. و نحن له مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 85 - 3،6،11

3 - برگزيدن راه و روشى غير از تسليم در برابر خدا ، مورد پذيرش او نيست .

و من يبتغ غير الاسلام ديناً فلن يقبل منه

بنابراينكه مراد از «الاسلام»، به قرينه آيه قبل، معناى لغوى آن باشد، يعنى: تسليم در برابر خدا.

6 - مسلمانان ( كسانى كه در برابر خدا تسليم هستند ) ، بهره مند از سعادت و مصون از زيان در آخرت

و من يبتغ . .. و هو فى الاخرة من الخاسرين

11 - تسليم در برابر خدا و انتخاب دين اسلام ، نتيجه دورانديشى انسان

و من يبتغ غير الاسلام . .. و هو فى الاخرة من الخاسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 1 - 19

19 - لزوم تسليم در برابر احكام الهى

إنّ اللّه يحكم ما يريد

هدف از بيان و يادآورى حاكميت الهى پس از تبيين احكام ياد شده اين است كه مؤمنان با توجه به آن، در برابر احكام ياد شده، تسليم شوند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 44 - 4،6

4 - پيامبران يهود ، تسليم در برابر خداوند و قوانين او

يحكم بها النبيون الذين اسلموا

«الذين اسلموا» صفت توضيحى براى «النبيون» است.

6 - ضرورت تسليم در برابر خدا و احكام او

يحكم بها النبيون الذين اسلموا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 111 - 7،12

7 - تسليم در برابر دستورات خداوند و رسولش مسيح ( ع ) از ويژگى هاى بارز حواريون مسيح

و اشهد باننا مسلمون

جمله «ءامنوا بى و برسولى» حكايت از آن دارد كه متعلق «مسلمون» اوامر خدا و رسول او حضرت مسيح است.

12 - تسليم در برابر فرمان هاى خداوند ، يكى از اهداف اديان الهى

و اشهد باننا مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 14 - 18

18 - پذيرش ولايت خداوند، مستلزم تسليم شدن محض در برابر اوست.

قل أغير اللّه أتخذ وليا . .. قل إنى أمرت أن أكون أول من أسلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 23،26

23 - آدمى وظيفه دار تسليم در برابر پرودگار جهان است.

و أمرنا لنسلم لرب العلمين

چنانكه جمعى از اهل ادب (مانند كسائى و فراء) گفته اند، لام پس از ماده «أمر» حرف مصدرى است به معنى «ان». بنابراين فعل «نسلم» به تأويل مصدر رفته است و مفعول دوم براى «أمرنا» محسوب مى گردد.

26 - توحيد و اعتقاد به آن راه تسليم شدن در برابر پروردگار جهان است.

و أمرنا لنسلم لرب العلمين

جمله «لنسلم» مفعول لاجله براى «أمرنا» و مفعول دوم آن به قرينه قسمتهاى قبلى آيه «التوحيد» است. لذا معنى آيه چنين مى شود: ما فرمان به توحيد يافتيم، به جهت آنكه در برابر پروردگار جهان تسليم شويم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 163 - 5،6

5 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) داراى مقام تسليم و پذيرنده فرمانهاى خدا

و بذلك أمرت و أنا أول المسلمين

«اسلام»، مصدر «المسلمين»، به معناى تسليم شدن و متعلق «المسلمين» به دليل جمله قبل فرمانهاى خداوند است. بنابراين «انا أول المسلمين» يعنى من اول كسى هستم كه تسليم دستورهاى خدا شده ام.

6 - جايگاه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مقام تسليم، جايگاهى برتر از همه تسليم شدگان در برابر خدا

و أنا أول المسلمين

اول بودن گاهى به اعتبار زمان است و گاهى به اعتبار رتبه و مقام. به نظر مى رسد در جمله «أنا أول المسلمين» دومين معنا مراد باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 84 - 3

3 - موسى ( ع ) تسليم و توكل را نشانه هاى ايمان راستين به خدا اعلام كرده و قوم خويش را به دست يافتن به آن فراخواند .

و قال موسى يقوم إن كنتم ءامنتم باللّه فعليه توكلوا إن كنتم مسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 81 - 13

13- تسليم بودن در برابر خدا ، نمود سپاسگزارى انسان در برابر او

لعلّكم تشكرون . .. كذلك يتمّ نعمته عليكم لعلّكم تسلمون

برداشت فوق با توجه به ارتباط اين آيه با آيه 78 (و الله أخرجكم من بطون . .. لعلّكم تشكرون) است كه در آن شكر و سپاس

پروردگار، هدف و فلسفه اعطاى نعمتها به انسان معرفى شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 27 - 9،10

9- انقياد كامل در برابر خداوند ، جلوه عبوديت در برابر او است .

بل عباد مكرمون . لايسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون

10- تسليم كامل و انقياد محض در برابر خداوند ، امرى شايسته و بايسته

لايسبقونه بالقول و هم بأمره يعملون

برداشت ياد شده از توصيف و تمجيد خداوند از فرشتگان به «منقاد و تسليم بودن» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 78 - 17

17 - تسليم بودن در برابر خدا ، روح شريعت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

هو سمّيكم المسلمين من قبل و فى هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 81 - 8

8 - تسليم بودن در برابر خدا ، نمود حقيقى ايمان است .

يؤمن بايتنا فهم مسلمون

تفريع «هم مسلمون» بر «من يؤمن» بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 91 - 2

2 - پرستش پروردگار يگانه و تسليم محض در برابر او ، پيام و هدف استوار و تغييرناپذير پيامبر (صلی الله علیه و آله)

إنّما أُمرت أن أعبد ربّ هذه البلدة . .. أن أكون من المسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 12 - 4

4 - تسليم در برابر خداوند ، روح اسلام و ساير اديان توحيدى

أُمرت لأن أكون أوّل المسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 66 - 6

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، موظف به تسليم همه جانبه در برابر پروردگار جهان

و أُمرت أن أُسلم لربّ العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 69 - 1،2

1 - ايمان به آيات الهى و تسليم محض بودن در برابر خداوند ، دو ويژگى بارز بندگان خاص خداوند است .

يعباد . .. الذين ءامنوا بايتنا و كانوا مسلمين

2 - ايمان به آيات الهى و تسليم بودن در برابر خداوند ، حقيقت عبوديت و بندگى است .

يعباد . .. الذين ءامنوا بايتنا و كانوا مسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 1 - 11

11 - لزوم تسليم روحى و درونى انسان ، در برابر حكم خدا و رسول *

إنّ اللّه سميع عليم

برداشت بالا بدان احتمال است كه وصف «عليم» پس از وصف «سميع» بيانگر اين جهت باشد كه اگر مؤمنان، رأى عجولانه خود را اظهار كنند، خداوند «سميع» است و اگر در دل نسبت به حكم خدا و رسول او موضعى مخالف داشته باشند، خداوند «عليم» است. بنابراين حتى در درون نيز، بايد منقاد حكم الهى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 9 - 7

7 - لزوم ادامه جنگ با متجاوز ، تا مرحله تسليم وى در برابر امر الهى و گردن نهادن به صلح

فقتلوا الّتى تبغى حتّى تفىء إلى أمر اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 36 - 2

2 - اسلام و تسليم در برابر خداوند ، روح اديان آسمانى

فما وجدنا فيها غير بيت من المسلمين

از اطلاق «مسلم» بر ايمان آورندگان به لوط(ع)، استفاده مى شود كه تنها بر امت پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله) «مسلم» اطلاق نشده; بلكه اين عنوان از آنِ تمامى پيروان اديان آسمانى بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 5 - 6

6 - تسليم در برابر خداوند ، ايمان به او ، فرمانبرى از او ، توبه ، عبادت و روزه دارى ، از اوصاف زنان شايسته در نگاه وحى

أزوجًا خيرًا منكنّ مسلمت مؤمنت قنتت تئبت عبدت سئحت

«قنوت» (مصدر «قانتات») به معناى اطاعت همراه با خضوع است (مفردات راغب). «سياحت» (ماده «سائحات») به معناى سير در زمين به منظور عبادت است. اهل لغت و مفسران گفته اند: از آن جا كه روزه داران، تمام روز را بدون غذا سپرى مى كنند، به آنان «سائح» مى گويند (برگرفته از لسان العرب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 66 - 2

2 - ضرورت تسليم در برابر فرامين خداوند ، حتى در صورت فرمان او به خودكشى و ترك خانه و كاشانه

و يسلّموا تسليماً. و لو انّا كتبنا عليهم ان اقتلوا انفسكم او اخرجوا من دياركم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 67 - 2

2 - پاداش بزرگ الهى ، پيامد تسليم همه جانبه در برابر احكام خداوند و عمل به مواعظ او

و يسلموا تسليما . .. و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به ... و اذاً لأَتيناهم من لدنّا

28- تسليم به رهبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 65 - 14،15

14 - تسليم در برابر احكام و داورى هاى حاكمان حق ، از علايم ايمان است . *

فلا و ربّك لا يؤمنون حتّى يحكّموك . .. و يسلّموا تسليماً

چون امر قضاوت هميشگى و احكام قرآن جاودانى است و پيامبر (صلی الله علیه و آله) در همه ادوار حضور ندارد، بنابراين آيه مزبور شامل همه رهبران الهى و جانشينان بحق آن حضرت خواهد بود.

15 - لزوم تسليم در برابر رهبران الهى *

فلا و ربّك لا يؤمنون حتّى يحكّموك . .. و يسلّموا تسليماً

29- تسليم به غير خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 136 - 12

12 - تسليم غير خدا شدن ، امرى نكوهيده و ناشايست

ملة إبرهيم حنيفاً و ما كان من المشركين

تقديم «له» بر «مسلمون» گوياى حصر است. بنابراين جمله «نحن له مسلمون» بيانگر دو حقيقت است: 1- تسليم خدا بودن; 2- تسليم غير او نشدن.

30- تسليم به قضاوت مشروع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 49 - 20

20 - لزوم داورى بر اساس احكام الهى ، حتى با احتمال سرپيچى مردمان از پذيرش آن

و إن احكم . .. فان تولوا

31- تسليم به قضاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 156 - 3،7

3 - صابران كسانى هستند كه به هنگام مواجه شدن با مشكلات ، تسليم قضاى الهى بوده و همه شؤون خويش را از خدا دانسته و آن را ابراز مى كنند .

و بشر الصبرين. الذين ... قالوا إنا للّه و إنا إليه رجعون

7 - بشارت الهى از آنِ مؤمنانى است كه در برخورد با مشكلات و ناملايمات ، تسليم قضاى الهى باشند .

و بشر الصبرين. الذين إذا أصبتهم مصيبة قالوا إنا للّه و إنا إليه رجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 157 - 8

8 - مؤمنانى كه در مصيبت ها و سختى ها صابر و تسليم قضاى الهى باشند ، تنها كسانى هستند كه به هدايت دست يافته اند .

و بشر الصبرين. الذين ... و أولئك هم المهتدون

ضمير فصل (هم) و معرفه بودن خبر (المهتدون) حاكى از حصر است.

32- تسليم به مادر موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 11 - 3

3 - تسليم بودن اعضاى خانواده در برابر دستورات مادر موسى

و قالت لأُخته قصّيه فبصرت به عن جُنُب

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خواهر موسى، به محض شيندن فرمان مادر (قصّيه) بى درنگ به دنبال موسى روان شد.

33- تسليم به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 1 - 11

11 - لزوم تسليم روحى و درونى انسان ، در برابر حكم خدا و رسول *

إنّ اللّه سميع عليم

برداشت بالا بدان احتمال است كه وصف «عليم» پس از وصف «سميع» بيانگر اين جهت باشد كه اگر مؤمنان، رأى عجولانه خود را اظهار كنند، خداوند «سميع» است و اگر در دل نسبت به حكم خدا و رسول او موضعى مخالف داشته باشند، خداوند «عليم» است. بنابراين حتى در درون نيز، بايد منقاد حكم الهى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 65 - 11

11 - تسليم همه جانبه در برابر پيامبر (صلی الله علیه و آله) و احكام قضايى آن حضرت ، از علايم ايمان

فلا و ربّك لا يؤمنون حتّى يحكّموك . .. و يسلّموا تسليماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 66 - 12

12 - ارجاع داورى به پيامبر ، خشنودى از حكم وى و تسليم كامل در برابر ايشان ، سعادت و ثبات ايمان را در پى خواهد داشت .

فلا و ربّك . .. و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به لكان خيراً لهم و اشدّ تثبيتاً

بنابر اينكه «ما يوعظون» مطالب بيان شده در آيه قبل باشد و نه قتل و هجرت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 68 - 2

2 - ارجاع داورى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و رضايت از حكم وى و تسليم او بودن ، از عوامل هدايت و دستيابى به صراط مستقيم است .

حتى يحكّموك . .. و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به ... و لهديناهم صراطا مستقيما

بنابر اينكه مراد از «ما يوعظون به . .. »، همان مسائلى باشد كه در آيه 65 مطرح شده است; يعنى پذيرش حاكميت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و...

34- تسليم به مشيت خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 12،13،17،19

12 - شعيب ( ع ) و مؤمنان به رسالتش ، انسانهايى تسليم در برابر مشيت هاى خداوند

و ما يكون لنا أن نعود فيها إلا أن يشاء اللّه ربنا

13 - ضرورت تسليم در برابر مشيت هاى خداوند

إلا أن يشاء اللّه ربنا

17 - شعيب ( ع ) ، علم مطلق خداوند را دليل پذيرش ربوبيت وى و تسليم در برابر مشيتهايش دانست .

قال . .. إلا أن يشاء اللّه ربنا وسع ربنا كل شىء علماً

19 - علم همه جانبه خداوند بر هستى ، ملاك لزوم تسليم در برابر مشيت اوست .

إلا أن يشاء اللّه ربنا وسع ربنا كل شىء علماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 51 - 7

7 - مؤمنان راستين در انديشه انجام وظيفه و تسليم بودن به مشيت خدا و پذيراى هر پيروزى و شكست در راه او

إن تصبك حسنة تسؤهم قل لن يصيبنا إلا ما كتب اللّه لنا هو مولينا

35- تسليم در برابر عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 46 - 9

9- ناتوانى در مقابل عذاب الهى ، موجب تسليم شدن در برابر عذاب استيصال

أو يأخذهم فى تقلّبهم فما هم بمعجزين

«فا» در «فماهم» براى تعليل است.

36- تسليم در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 210 - 8

8 - حصول ايمان و تسليم در قيامت ، سودى ندارد . *

و قضى الأمر

بنابراينكه مراد از آمدن عذاب و ملائكه، نزول آنها در قيامت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 28 - 2

2 - قيامت ، صحنه زانو زدن انسان و تسليم الزامى او در برابر حق

و ترى كلّ أمّة جاثية

37- تسليم قاتل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 92 - 7

7 - خونب هاى قتل از روى خطا ، بايد به طور كامل تسليم خانواده مقتول گردد .

و من قتل مؤمنا خطاً . .. و دية مسلّمة الى اهله

در معناى كلمه «مسلّمة» گفته شده است: «المدفوعة اليهم موفّرة غير منقّصة». يعنى بايد به طور كامل و بدون هيچ كاستى تسليم شود. «مجمع البيان».

38- تسليم قلبى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 19 - 17

17 - تسليم از روى اعتقاد و باور قلبى ، تنها دين پذيرفته شده نزد خداوند

انّ الدّين عند اللّه الاسلام

امام باقر (ع) درباره آيه فوق فرمود: يعنى الدّين فيه الايمان.


تفسير عياشى، ج 1، ص 166، ح 22 ; نورالثقلين، ج 1، ص 323، ح 68.

39- تسليم گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 201 - 3

3 - قلب هاى جرم پيشه ، تسليم به هنگام مشاهده عذاب و نه در برابر دليل روشن وحى

بلسان عربىّ مبين . .. لايؤمنون به حتّى يروا العذاب الأليم

بنابر مفهوم غايت، مفاد آيه اين مى شود كه: مجرمان تنها با مشاهده عذاب دست از لجاجت برمى دارند.

40- تسليم محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 94 - 10

10 - ضرورت پرهيز از كشتن افراد و يا گروه هاى از دشمنان محارب كه تسليم شده و خواهان ترك نبرد هستند .

و لا تقولوا لمن القى اليكم السّلام لست مؤمنا

با توجه به معناى لغوى «سلام» (صلح)، مراد از القاى سلام، صلح خواهى است. يعنى اگر دشمن خواهان صلح است، نبرد با او جايز نيست و جمله «لست مؤمنا»، اشاره به اين معنى دارد كه در ترك تعرض، تنها ايمان شرط نيست ; بلكه تسليم و يا صلح خواهى نيز كافى است.

41- تسليم محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 64 - 12

12 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) و پيروانش ، تسليم در برابر خداوند هستند .

فقولوا اشهدوا بانّا مسلمون

42- تسليم مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 1 - 4

4- تسليم شدن مشركان در برابر مسلمانان و پذيرش صلح در حديبيه ، فتحى بزرگ براى جبهه اسلام *

إنّا فتحنا لك فتحًا مبينًا

اهميت صلح حديبيه، از آن رو است كه مشركان تا آن روز، جز به نابودى مسلمانان نمى انديشيدند; اما باصلح حديبيه، آنان در حقيقت مجموعه مسلمانان را به عنوان گروهى قدرتمند، رسماً پذيرفتند و اين در صحنه سياسى، فتحى بزرگ براى مسلمانان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 2 - 3

3 - مشركان ، تنها تسليم و متواضع در برابر قدرت سياسى و نظامى و نه منطق و برهان *

إنّا فتحنا . .. ليغفر لك اللّه

مراد از «غفران ذنب»، مى تواند زدايش بدگمانى ها و بدخواهى ها از سينه دشمنان باشد. با توجه به اين نكته، از مجموع دو آيه استفاده مى شود كه دل هاى سخت مشركان با منطق وحى، رام نگشته ولى با پيروزى سياسى پيامبر(صلی الله علیه و آله) در صلح حديبيه، به تسليم و تواضع واداشته شده است.

43- تسليم ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 38 - 3

3 - عزم ملكه سبا بر تسليم شدن در برابر سليمان ( ع ) ، پس از رد هداياى وى

قبل أن يأتونى مسلمين

از سخنان سليمان و تعبير «قبل أن يأتونى مسلمين» استفاده مى شود كه بلقيس مصمم بر تسليم شده بود و سليمان از قبل آن را مى دانست.

44- تسليم مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 16 - 3

3- احسان به والدين ، شكر ، صلاح جويى ، توبه و تسليم ، از جمله برترين اعمال مؤمنان

و وصّينا الإنسن بولديه إحسنًا . .. نتقبّل عنهم أحسن ما عملوا

ارتباط اين آيه با آيه پيشين، گوياى برداشت ياد شده است.

45- تسليم و كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 80 - 6

6 - ناسازگارى تسليم در برابر خدا ، با كفر ( اعتقاد به ربوبيّت غير خدا )

ايأمركم بالكفر بعد اذ انتم مسلمون

46- تلاش براى تسليم ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 37 - 5

5 - سليمان در تلاش مدام ، براى به تسليم واداشتن دربار سبا ، قبل از وقوع جنگ

فلنأتينّهم بجنود . .. و هم صغرون

لحن شديد و تهديدآميز سليمان(ع)، نشانگر آن است كه وى تلاش مى كرده تا كار به جنگ و خونريزى نينجامد; چه اين كه اگر او صرفاً مصمم بر جنگ بود، هشدارهاى قبلى خلاف منطق جنگ به شمار مى آمد.

47- توصيه به تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 31 - 1

1 - راه ندادن انديشه سركشى به خود و آمدن و تسليم شدن ، فرمان سليمان ( ع ) به ملكه سبا و درباريان وى

ألاّ تعلوا علىّ و أتونى مسلمين

«علو» (مصدر «تعلوا») به معناى استكبار و برترى جويى است. «اتيان» (مصدر «ائتونى») نيز به معناى حاضر شدن و «اسلام» (مصدر «مسلمين») معادل «تسليم» و «انقياد» است. آيه ياد شده حاوى سه فرمان است: الف) بر من برترى نجوييد. ب) نزد من بياييد. ج) تسليم دستورات من باشيد.

48- حقيقت تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 23 - 10

10- « عن أبى عبدالله ( ع ) . . . قال : أتدرون ما التسليم ؟ . . . هو والله الإخبات قول الله عزوجل : « الذين آمنوا و عملوا الصالحات و أخبتوا إلى ربّهم » ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: آيا مى دانيد تسليم چيست؟ . .. به خدا سوگند! تسليم همان إخبات است و آن سخن خداست كه فرمود: ... و أخبتوا إلى ربّهم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 28 - 7

7- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : . . . فأما ما فرض على القلب من الإيمان فالإقرار والمعرفة والعقد والرضا والتسليم بأن لاإله إلاّ الله وحده لا شريك له ، . . . و أن محمداً عبده و رسوله . . . و هو عمله و هو قول الله عزوجل : . . . « ألا بذكر الله تطمئنّ القلوب » . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه: آن [نوع ]ايمانى كه بر قلب واجب است، عبارت است از اقرار، شناخت، عهد و پيمان، رضايت و تسليم شدن به اينكه معبودى جز الله نيست و او تنهاست و شريكى ندارد . .. و اينكه محمد بنده و رسول خداست و اين [اقرار و ...] عمل قلب است و آن سخن خداى عزوجل است: ... ألا بذكر الله تطمئنّ القلوب ...».

49- دعوت به تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 20 - 6

6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور دعوت اهل كتاب و مشركان مكه و درس نخواندگان فاقد كتاب به تسليم در برابر خدا

و قل للّذين اوتوا الكتاب و الامّيّن ءاسلمتم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 108 - 6

6- روحيه تسليم ، امرى مهم در اديان الهى و پيامبر (صلی الله علیه و آله) فراخوان مردم به آن

فهل أنتم مسلمون

جمله «فهل أنتم مسلمون» متضمن معناى امر (أسلموا) است و از اين كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) همراه دعوت مردم به توحيد، آنان را به تسليم در برابر خدا فراخوانده است، اهميت و جايگاه بلند آن به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 31 - 5

5 - فراخوانى دربار سبا از سوى سليمان براى تسليم شدن در برابر خداى يگانه

بسم اللّه الحمن الرحيم . .. و أتونى مسلمين

برداشت ياد شده مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از «مسلمين» (به قرينه «بسم اللّه. ..») و نيز آيه 44 (أسلمت مع سليمان للّه) تسليم شدن در برابر خدا باشد; يعنى، «و أتونى مسلمين للّه».

50- دعوت به تسليم به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 7 - 5،8

5 - دعوت كردن مردم به تسليم شدن در برابر خداوند و دستور هاى او ، رسالت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)

و هو يدعى إلى الإسلم

«يدعى» به صورت مجهول آمده است; چون، دعوت كننده (پيامبراكرم(صلی الله علیه و آله)) معلوم مى باشد. بنابراين، اصل جمله به شكل زير است: «و الرسول يدعوه إلى الإسلام». گفتنى است كه كلمه «اسلام» در لغت به معناى تسليم و انقياد است و دين خداوند بدين جهت اسلام ناميده شده كه مردم را به اطاعت و انقياد در برابر فرمان ها و دستورات الهى فرا مى خواند.

8 - دعوت مردم از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به تسليم و انقياد در برابر خداوند - و نه فراخوانى آنان به اطاعت خويش - نشانه حقانيت او است .

و من أظلم ممّن افترى على اللّه . .. و هو يدعى إلى الإسلم

51- دلايل تسليم به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 131 - 7

7 - ربوبيت خدا ، بر همه هستى ها و عوالم ، دليل ابراهيم ( ع ) براى تسليم شدنش در برابر خدا

أسلمت لرب العلمين

مقتضاى محاوره خداوند و ابراهيم(ع) آن بود كه او در پاسخ خداوند بگويد «أسلمت لك». آوردن «لرب العالمين» به جاى «لك» اشاره به نكاتى دارد; از جمله بيان حقيقت با ارائه دليل آن; يعنى، چون ابراهيم دانست كه خداوند رب العالمين است، تسليم او

شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 14 - 9

9- ناتوانى همگان ، از آوردن همانند براى قرآن ، دليل لزوم پذيرش اسلام و تسليم شدن در برابر خداست .

فإلّم يستجيبوا لكم . .. فهل أنتم مسلمون

برداشت فوق ، با توجه به حرف «فاء» كه جمله «هل أنتم . ..» را بر «فإلّم يستجيبوا ...» تفريع كرده است ، استفاده مى شود.

52- زمينه تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 210 - 6،10

6 - برخى از مردم براى تسليم شدن در برابر خداوند ، منتظر آمدن خداوند و ملائكه هستند .

هل ينظرون الاّ ان يأتيهم اللّه فى ظلل من الغمام و الملئكة و قضى الأمر

بنابراينكه جمله «هل ينظرون»، تهديد به عذاب نباشد; بلكه بيان يك واقعيّت - كه همان توقّع نابجاى مردم است - باشد.

10 - توجه به بازگشت همه چيز به سوى خداوند ، زمينه تسليم شدن در برابر او و پرهيز از پيروى شيطان

و لا تتبعوا خطوات . .. و الى اللّه ترجع الأمور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 7 - 33

33 - رسوخ در علم ، زمينه ايجاد روحيّه تسليم در برابر خدا و آيات او

و الراسخون فى العلم يقولون امنّا به

جلمه «امنّا . .. » و همچنين لحن آيه، دلالت بر تسليم ايشان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 111 - 11

11 - تسليم در برابر فرمان هاى الهى ، در گرو رسيدن به مراحل والاتر ايمان

و اذ اوحيت إلى الحواريون . .. قالوا ءامنا و اشهد باننا مسلمون

حواريون مؤمن تنها پس از تقويت ايمانشان بر اثر الهام الهى به مقام تسليم رسيدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 10 - 13

13 - يادآورى نعمتهاى الهى راهى براى توجه دادن انسانها به آيات خدا و ايجاد روحيه تسليم در برابر احكام او

و لقد مكنكم فى الأرض . .. قليلا ما تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 42 - 6

6 - علم و معرفت ، زمينه ساز خضوع و تسليم انسان در برابر حق

و أُوتينا العلم من قبلها و كنّا مسلمين

تقديم «علم» بر «اسلام» مى تواند بيانگر مطلب فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 22 - 8

8 - توجه به بازگشت همه امور به خداوند ، برانگيزاننده انسان به تسليم شدن كامل در برابر او است .

و من يسلم وجهه إلى اللّه . .. و إلى اللّه عقبة الأُمور

ذكر «و إلى اللّه عاقبة الأُمور» پس از بيان نتيجه تسليمِ همراه احسان (فقد استمسك. ..)، مى تواند به منظور ايجاد انگيزه در انسان باشد تا او، براى به دست آوردن عاقبت پسنديده، به دنبال مقام تسليم برود.

53- زمينه تسليم به حق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 30 - 3

3- تقوا ، زمينه ساز اعتراف به حقايق و تسليم شدن در برابر آن

و قيل للذين اتّقوا ماذا أنزل ربّكم قالوا خيرًا

برداشت فوق با توجه به آيه 23 و 24 اين سوره است كه در آنها برخورد مستكبران را با همين سؤال مطرح كرده بود و آنان به دليل برخوردارى از روحيه استكبارى، قرآن را ساخته و پرداخته انسانها دانسته بودند. اما در اين جا متقين را مطرح كرده است كه به دليل داشتن تقوا در برابر واقعيت وحى، تسليم شده اند و آن را خير محض تلقى كرده اند.

54- زمينه تسليم به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 131 - 8

8 - باور به ربوبيت خدا بر جهان آفرينش ، وادار كننده آدمى به تسليم و اطاعت خدا

أسلمت لرب العلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 25

25- پذيرش ولايت خداوند ، زمينه ساز تسليم شدن در برابر خدا و شايسته بودن براى همزيستى با صالحان در سراى آخرت

أنت ولىّ فى الدنيا و الأخرة توفنى مسلمًا و ألحقنى بالصلحين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 81 - 11

11- توجه به اهميت و گستردگى نعمت هاى خداوند ، زمينه ساز تسليم شدن انسان در برابر خواست و فرمان اوست .

كذلك يتمّ نعمته عليكم لعلّكم تسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 34 - 12

12 - الوهيت يگانه خدا ، مقتضى تسليم محض بودن در برابر او و روى بر تافتن از غير او

فإلهكم إله وحد فله أسلموا

«له» متعلق به «أسلموا» بوده و تقديم آن مفيد حصر است; يعنى، فقط تسليم خدا بشويد و از طاعت غير او روى برتابيد. تفريع «له أسلموا» بر جمله «إلهكم إله واحد» با حرف «فا»، اين معنا را مى رساند كه: با توجه به اين كه معبود همه شما، تنها خداى يگانه است، ضرورت دارد كه تنها از او فرمان ببريد و از تسليم شدن به غير او، بپرهيزيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 54 - 3

3 - ربوبيت خداوند ، مقتضى توبه و بازگشت گنه كاران به سوى او و تسليم شدنشان در برابر او است .

و أنيبوا إلى ربّكم و أسلموا له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 38 - 2

2 - توجه به ربوبيت خداوند ، موجب شيفتگى انسان نسبت به انجام دستورات او است .

و الذين استجابوا لربّهم

با توجه به توضيح برداشت قبل و به كار رفتن كلمه «ربّ»، مى توان استفاده كرد كه در اثر توجه به ربوبيت الهى، فرمان هاى خداوند براى انسان، سهل و آسان گشته و انسان مشتاقانه به اجراى آن خواهد پرداخت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 15 - 33،35

33- سن چهل سالگى ، مقتضى گرايش انسان به توبه و تسليم در برابر پروردگار

و بلغ أربعين سنة قال ربّ . .. إنّى تبت إليك و إنّى من المسلمين

از اين كه خداوند، در مرحله رسيدن انسان به چهل سالگى، مسأله توبه و تسليم را مطرح ساخته; استفاده مى شود كه در رسيدن به اين سن، خصوصيتى وجود دارد كه انسان صالح با انگيزه فزون ترى به سوى خداوند رو مى آورد.

35- توبه راستين ، در پى دارنده تسليم انسان در برابر پروردگار *

إنّى تبت إليك و إنّى من المسلمين

برداشت بالا بدان احتمال است كه آمدن «إنّى من المسلمين» در پى «إنّى تبت إليك»، بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 1 - 7

7 - تقواى الهى ، مستلزم تسليم محض بودن در برابر حكم خدا و رسول

لاتقدّموا بين يدى اللّه و رسوله و اتّقوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 9،10

9- با مطالعه ژرف موجودات مادى ، مى توان انقياد و تذلل آنها را در برابر خداوند به دست آورد .

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل سجّدًا لله و

10- توجه به انقياد و تذلّل پديده هاى مادى در برابر خداوند ، زمينه ساز تسليم شدن انسان در برابر اوست .

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء . .. سجّدًا لله و هم دخرون

دعوت به ژرف انديشى درباره سجده و تذلّل موجودات مادى دربرابر خداوند، در واقع دعوت به عبرت آموزى از آنهاست.

55- زمينه تسليم به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 1 - 7

7 - تقواى الهى ، مستلزم تسليم محض بودن در برابر حكم خدا و رسول

لاتقدّموا بين يدى اللّه و رسوله و اتّقوا اللّه

56- زمينه هاى تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 19 - 2

2 - عدالت ، يكتايى ، اقتدار و حكمت خداوند مقتضى تسليم شدن انسان ، تنها در برابر او

قائماً بالقسط لا اله الاّ هو العزيز الحكيم. انّ الدّين عند اللّه الاسلام

مستفاد از ارتباط آيه مورد بحث با آيه پيشين.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 102 - 4،6،8

4 - رعايت تقواى كامل و شايسته و تسليم همه جانبه در برابر خداوند ، اعتصام و تمسك به اوست .

و من يعتصم باللّه . .. اتقوا اللّه حق تقاته و لا تموتنّ الاّ و انتم مسلمون

گويا آيه مورد بحث بيانى است براى شيوه تحقق و عينيّت يافتن اعتصام به خداوند.

6 - ترس از خدا و رعايت تقوا ، زمينه ساز تسليم دائمى و همه جانبه در برابر خداوند

اتقوا اللّه حقّ تقاته و لا تموتنّ الاّ و انتم مسلمون

جمله «و لا تموتنّ الاّ و انتم مسلمون»، دالّ بر دوام است و حذف متعلق «مسلمون»، دلالت بر همه جانبه بودن تسليم دارد.

8 - رعايت تقواپيشگى به شايستگى تمام ، تسليم دائمى و همه جانبه در برابر خداوند است .

اتّقوا اللّه حقّ تقاته و لا تموتنّ الاّ و انتم مسلمون

بنابراينكه جمله «و لا تموتنّ» كه دلالت بر دوام تسليم همه جانبه دارد، تفسير «حق تقاته» باشد.

57- عفو اهل تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 16 - 5

5- عفو و اغماض خداوند ، از خطا ها و لغزش هاى شكرگزاران تائب و تسليم به درگاه پروردگار

و نتجاوز عن سيّئاتهم

58- علم سليمان(ع) به تسليم ملكه سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 38 - 4

4 - آگاهى يافتن سليمان ( ع ) از تصميم بلقيس مبنى بر تسليم شدنش در برابر وى

قال يأيّها الملؤا . .. قبل أن يأتونى مسلمين

59- عوامل تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 208 - 3

3 - روح ايمان ، تسليم در برابر خداوند و پرهيز از پيروى شيطان است . *

يا ايها الذين . .. ادخلوا فى السِلم كافّة و لا تتبعوا خطوات الشيطان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 209 - 12

12 - آگاهى از عزت و حكمت الهى ، زمينه تسليم در برابر خداوند و دورى از متابعت شيطان

ادخلوا فى السلم . .. و لا تتبعوا ... ان اللّه عزيز حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 210 - 2

2 - برخى از مردم تا هنگامى كه عذاب الهى نازل نشود ، تسليم نمى شوند و ايمان نمى آورند .

هل ينظرون الا ان ياتيهم اللّه فى ظلل من الغمام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 94 - 3

3 - روى آوردن به درگاه خدا و تسليم خاضعانه در برابر او از اهداف گرفتار ساختن جوامع كفرپيشه به بلا ها و سختيها

أخذنا أهلها بالبأساء و الضراء لعلهم يضرعون

60- عوامل تسليم به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 72 - 6

6 - باور به اينكه حشر آدمى تنها به سوى خداست، برانگيزاننده او به تسليم در برابر خداوند و پروا از اوست.

و أمرنا لنسلم لرب . .. و اتقوه و هو الذى إليه تحشرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 108 - 5

5- وحدانيت خداوند ، مستلزم تسليم و انقياد مستمر در برابر او است .

أنّما إلهكم إله وحد فهل أنتم مسلمون

جمله «فهل أنتم مسلمون» جواب شرط مقدر و محذوف است و «فاء» براى ربط اين دو جمله مى باشد. بنابراين پيام آيه چنين مى شود: خداى شما يكى است و اين وحى الهى به من است. آيا پس از آگاهى به اين حقيقت تسليم آن خواهيد شد; يعنى، آگاهى و اعتقاد به توحيد، مستلزم تسليم و انقياد است. گفتنى است اسميه بودن جمله، دلالت بر استمرار دارد.

61- فرجام تسليم به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 2 - 4

4- مسلمان و تسليم خدا بودن ، فرجامى نيك و پسنديده دارد .

ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين

62- فضايل اهل تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 35 - 2

2 - فرمانبران و تسليم شدگان فرمان هاى الهى ، در نگاه ارزشى اسلام با مجرمان و تبهكاران برابر نيستند ; بلكه آنان برتراند .

أفنجعل المسلمين كالمجرمين

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه «مسلمين» در معناى لغوى آن به كار رفته باشد; نه اصطلاحى

63- فضيلت تسليم به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 125 - 1

1 - تسليم خدا بودن با تمام وجود به همراه انجام كار هاى نيك و شايسته ، بهترين آيين است .

و من احسن ديناً ممن اسلم وجهه للّه و هو محسن

مراد از «وجه»، ذات و نفس آدمى است كه از آن به تمام وجود تعبير شده است; «محسن» در برداشت فوق به معناى انجام دهنده كار نيك گرفته شده است.

64- قياس اهل تسليم با گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 35 - 2

2 - فرمانبران و تسليم شدگان فرمان هاى الهى ، در نگاه ارزشى اسلام با مجرمان و تبهكاران برابر نيستند ; بلكه آنان برتراند .

أفنجعل المسلمين كالمجرمين

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه «مسلمين» در معناى لغوى آن به كار رفته باشد; نه اصطلاحى

65- مراتب تسليم به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 128 - 5،6

5 - تسليم بودن در برابر خدا ، داراى مراتب و درجات است .

ربنا واجعلنا مسلمين لك

چون ابراهيم و اسماعيل (ع)، تسليم خدا بودند ولى باز هم تقاضاى توفيق براى نيل به اين مقام را داشتند، معلوم مى شود: مقام تسليم، داراى درجات و مراتب است.

6 - تمامى ذريه ابراهيم و اسماعيل ( ع ) ، شايستگى نايل شدن به مراحل والاى تسليم را دارا نيستند .

و من ذريتنا أمة مسلمة لك

«من» در «من ذريتنا» براى تبعيض است و گوياى برداشت فوق مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 14 - 22

22 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) بايد در بالاترين مرتبه تسليم در برابر خداوند باشد.

قل إنى أمرت أن أكون أول من أسلم

اگر اولويت مطرح شده در آيه از نظر رتبه و درجه تسليم باشد، پيامبر(صلی الله علیه و آله) مأمور به كسب پيشتازى در مقام تسليم است.

66- مقام تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 128 - 2،6

2 - ابراهيم و اسماعيل ( ع ) از خداوند خواستند تا از ميان نسلشان گروهى را به مقام تسليم نايل سازد .

و من ذريتنا أمة مسلمة لك

در برداشت فوق «من» در «من ذريتنا» به معناى بعض گرفته شده است.

6 - تمامى ذريه ابراهيم و اسماعيل ( ع ) ، شايستگى نايل شدن به مراحل والاى تسليم را دارا نيستند .

و من ذريتنا أمة مسلمة لك

«من» در «من ذريتنا» براى تبعيض است و گوياى برداشت فوق مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 111 - 8

8 - حواريون پس از اظهار ايمان خالصانه ، از خداوند خواستند تا بر نيلشان به مقام تسليم گواه باشد .

و اذ اوحيت . .. و اشهد باننا مسلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 163 - 5،6

5 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) داراى مقام تسليم و پذيرنده فرمانهاى خدا

و بذلك أمرت و أنا أول المسلمين

«اسلام»، مصدر «المسلمين»، به معناى تسليم شدن و متعلق «المسلمين» به دليل جمله قبل فرمانهاى خداوند است. بنابراين «انا أول المسلمين» يعنى من اول كسى هستم كه تسليم دستورهاى خدا شده ام.

6 - جايگاه پيامبر(صلی الله علیه و آله) در مقام تسليم، جايگاهى برتر از همه تسليم شدگان در برابر خدا

و أنا أول المسلمين

اول بودن گاهى به اعتبار زمان است و گاهى به اعتبار رتبه و مقام. به نظر مى رسد در جمله «أنا أول المسلمين» دومين معنا مراد باشد.

67- ملاكهاى تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 89 - 19

19 - علم همه جانبه خداوند بر هستى ، ملاك لزوم تسليم در برابر مشيت اوست .

إلا أن يشاء اللّه ربنا وسع ربنا كل شىء علماً

68- موانع تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 66 - 7

7 - وابستگى انسان به خويش ، شهر و ديار ( خانه و كاشانه ) مانعى جهت تسليم در برابر خداوند

و يسلّموا تسليماً. و لو انّا كتبنا ... ما فعلوه الّا قليل منهم

69- موانع تسليم در برابر دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 15 - 3

3- لجاجت و هدايت ناپذيرى ، عامل عدم تسليم و مقاومت در برابر تعاليم آسمانى

و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء فظلّوا فيه يعرجون . لقالوا إنما سكّرت أبصرنا

70- مؤمنان و مقام تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 84 - 10

10 - راه يافتگان از مرحله ايمان به مقام تسليم ، بر توكل به خدا توانمندند .

إن كنتم ءامنتم باللّه فعليه توكلوا إن كنتم مسلمين

71- نشانه تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 46 - 3

3 - سجده ، جلوه بارز بندگى ، پرستش و تسليم در ميان ملت ها در طول تاريخ

فأُلقى السحرة سجدين

72- نشانه هاى تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 120 - 5

5 - به خاك افتادن و سجده كردن ، از ديرباز جلوه بارز بندگى ، پرستش و تسليم بوده است .

و ألقى السحرة سجدين

ظاهراً مراد از «سجده» پيشانى بر خاك ساييدن است. بنابراين كلمه «سجدين» بيانگر اين است كه اظهار خضوع با پيشانى بر خاك نهادن (سجده) سابقه طولانى داشته و آيه بعد «ءامنا برب العلمين» دلالت مى كند كه اين عمل براى اظهار بندگى بوده است.

73- نشانه هاى تسليم به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 72 - 3

3 - اقامه نماز و تقوا، نشانه تسليم شدن در برابر پروردگار است.

و أمرنا لنسلم لرب العلمين. و أن أقيموا الصلوة و اتقوه

چون «تسليم» مذكور در آيه قبل حالتى درونى و تمكينى نفسانى است، امر به تقوا و اقامه نماز در پى آن مى تواند اشاره به جلوه هاى عملى آن حالت درونى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 92 - 4

4 - تلاش براى هدايت خلق با پيام وحى ، تبلور روحيه عبوديت و تسليم در برابر خدا

إنّما أُمرت أن أعبد . .. و أُمرت أن أكون من المسلمين . و أن أتلوا القرءان

با توجه به ارتباط «و أن أتلوا» با آيه قبل، مى توان مطلب ياد شده را استفاده كرد. ضمناً از تعبير «فمن اهتدى...» استفاده مى شود كه تلاوت مزبور، تلاوت شخصى نيست; بكله تلاوتى است در راستاى تبليغ و هدايت مردمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 15 - 37

37- روحيه شكر و صلاح جويى ، نمود توبه و تسليم در برابر پروردگار *

قال ربّ أوزعنى أن أشكر . .. إنّى تبت إليك و إنّى من المسلمين

بيان تعليل گونه «إنّى تبت. ..» - آن هم به صورت فعل ماضى - نشان مى دهد كه اساس گرايش فرد به شكر و صلاح، داشتن پيش زمينه توبه و تسليم است.

74- نعمت تسليم به خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 101 - 20

20- تسليم خدا بودن تا پايان عمر ، از نعمت هاى بزرگ الهى است .

توفنى مسلمًا

جمله «مرا در حال تسليم بميران» (توفنى مسلماً) كنايه از اين است كه من همواره تسليم تو باشم به گونه اى كه در هر لحظه و شرايطى كه جان دادم ، با اين وصف قرين بوده باشم.

75- وصول به مقام تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 8

8 - رسيدن امت ها به مقام تسليم در گرو بعثت پيامبران ; آموزش كتاب آسمانى و معارف و احكام دينى و پاك شدن از آلودگيهاست .

من ذريتنا أمة مسلمة لك . .. ربنا وابعث فيهم رسولا منهم يتلوا ... يزكّيهم

به نظر مى رسد درخواست ابراهيم (ع) و اسماعيل(ع) براى بعثت پيامبرى از ميان ذريه آنها درپى درخواست تشكيل «امت مسلمه» بدين جهت باشد كه: بعثت و هدفهاى آن، از ضروريات بنيادى براى تشكيل «امت مسلمه» است.

76- وعده به اهل تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 16 - 11

11- قبولى اعمال نيك و ورود در زمره بهشتيان ، وعده هميشگى و تخلف ناپذير الهى به اهل تسليم ، صلاح و شكر

وعد الصدق الذى كانوا يوعدون

13- تشبيهات

1- تشبيه به آتش افروز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 17 - 1

1 - حالت منافقان در اظهار ايمان ، به كسى مى ماند كه براى رهايى از ظلمت ، آتشى ناپايدار و گذرا برافروزد .

مثلهم كمثل الذى استوقد ناراً فلمّا أضاءت ما حوله ذهب اللّه بنورهم

«استيقاد» (مصدر استوقد) به معناى آتش افروختن است. «لما» حرف شرط است و جواب آن محذوف مى باشد و جمله «ذهب اللّه ...» بيانگر آن جواب است; يعنى: آن گاه كه آتش اطراف او را روشن كرد، خاموش شود و او در تاريكى بماند.

2- تشبيه به آغاز خلقت انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 29 - 13

13 - شباهت و همگونى معاد انسانها با آغاز آفرينش آنان

كما بدأكم تعودون

3- تشبيه به باديه نشينان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 97 - 7

7 - جاهلان به حدود و احكام الهى همانند بيابان گردان دور از تمدنند ، هر چند كه شهر نشين باشند .

الأعراب . .. أجدر ألّا يعلموا حدود ما أنزل اللّه

از آيه تلازم ميان بدوى بودن و ندانستن احكام الهى استفاده مى شود.

4- تشبيه به باران در تاريكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 19 - 2

2 - قرآن براى منافقان بسان بارانى است همراه با رعد و برق در شبى تاريك و مخوف

أو كصيب من السماء فيه ظلمت و رعد و برق

5- تشبيه به برق در تاريكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 19 - 2

2 - قرآن براى منافقان بسان بارانى است همراه با رعد و برق در شبى تاريك و مخوف

أو كصيب من السماء فيه ظلمت و رعد و برق

6- تشبيه به بى عقلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 42 - 2،5

2 - مشركانى كه قرآن را از زبان پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى شنيدند و به آن ايمان نمى آوردند مانند كسانى هستند كه از حس شنوايى محروم و از نيروى عقل و انديشه بى بهره اند .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

5 - مردمى كه به آيات قرآن گوش فرادهند و به آن ايمان نياورند ، مانند كسانى هستند كه از حس شنوايى محروم و از قوه عاقله بى نصيبند .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

7- تشبيه به بينايان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 10

10 - تنها وحى الهى تعيين كننده وظايف و شأن پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

قل لا أقول لكم . .. إنى ملك إن أتبع إلا ما يوحى إلىّ

8- تشبيه به جن زده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 14

14 - مرتد مانند جن زده است كه روى زمين بى هدف و سرگردان راه مى پيمايد.

و نرد على اعقابنا . .. كالذى استهوته الشيطين فى الأرض حيران

9- تشبيه به حيوان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 171 - 1

1 - مَثَل كفرپيشگان ، مَثَل حيوانى است كه از درك شنيده ها ناتوان است .

و مثل الذين كفروا كمثل الذى ينعق بما لايسمع

«نعق» (مصدر ينعق) به معناى: نهيب چوپان بر گوسفندان و امر و نهى اوست و مراد از «ما لايسمع» گوسفند و مانند آن مى باشد. به گفته مفسران در آيه شريفه، كافران لجوج به گوسفندان و دعوت كنندگان به معارف دين به چوپان تشبيه شده اند. بر اين مبنا بخشى از مشبه ذكر نشده و تقدير كلام چنين است: مثل الذين كفروا و الذى يدعوهم الى الأيمان كمثل الذى ... .

10- تشبيه به رعد در تاريكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 19 - 2

2 - قرآن براى منافقان بسان بارانى است همراه با رعد و برق در شبى تاريك و مخوف

أو كصيب من السماء فيه ظلمت و رعد و برق

11- تشبيه به سرگردان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 19

19 - مرتد به سرگردانى در بيابان مى ماند كه شيطانها او را به بى راهه مى خوانند و گروهى نيز او را به راه هدايت دعوت مى كنند.

كالذى استهوته الشيطين فى الأرض حيران له أصحب يدعونه إلى الهدى ائتنا

«فى الأرض» متعلق به «استهوى» است، و «استهوى فى الأرض» به معنى عقل او را در بيابان ربوده اند، مى تواند باشد و مراد از «اصحاب» در «له اصحاب يدعونه» ممكن است مشركان و يا موحدان باشند كه در برداشت فوق احتمال دوم برگزيده شده است.

12- تشبيه به شب تاريك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 27 - 8

8 - چهره مردمان زشت كار در قيامت ، مانند پاره اى از شب ديجور ، سياه خواهد بود .

و الذين كسبوا السيئات . .. كأنما أغشيت وجوههم قطعاً من الّيل مظلماً

13- تشبيه به صخره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 74 - 2

2 - قلب ها و دل هاى بنى اسرائيل در سختى و نفوذناپذيرى همانند سنگ و از آن سخت تر شد .

فهى كالحجارة أو أشد قسوة

«حجارة» جمع حجر و به معناى سنگها و صخره هاست.

14- تشبيه به صعود به آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 125 - 10

10 - راه يافتن حق (اسلام) به قلب حق ناپذير، مانند صعود در آسمان دشوار و يا غيرممكن است.

و من يرد أن يضله يجعل صدره ضيقا حرجا كأنما يصعد فى السماء

15- تشبيه به عبور شتر از سوزن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 40 - 9

9 - آسمان حاوى بهشت، داراى درهايى متعدد و راههايى گوناگون براى ورود به آن جايگاه برين

لاتفتح لهم أبوب السماء و لايدخلون الجنة

16- تشبيه به كر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 18 - 1

1 - منافق ر ها شده در ظلمت و گمراهى بسان شخص كر و لال و نابيناست .

تركهم فى ظلمت لايبصرون. صم بكم عمى

صم، بكم و عمى به ترتيب: جمع أصم (كر)، أبكم (لال) و أعمى (كور) است. كلمات ياد شده خبر براى مبتداى محذوف، يعنى ضمير «هم» است كه به توصيف شدگان در آيه قبل (منافقان رها شده در ظلمت) بر مى گردد.

17- تشبيه به كران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 5

5 - كسانى كه نتوانند از جنبندگان و شكل زندگى آنها به توانمندى خداوند پى ببرند، مانند كر و لالهايى فرو رفته در تاريكى هستند.

و ما من دابة فى الأرض . .. إلى ربهم يحشرون. و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظ

مقتضاى ارتباط بين آيه مورد بحث با آيه قبل مى تواند اين مضمون باشد كه همين آيات موجود در طبيعت براى هدايت كافى است و كسانى كه نتوانند از همين آيات توانمندى خداوند را (إن اللّه قادر على ان ينزل) دريابند، كر و لالهايى ظلمت زده هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 42 - 2،5

2 - مشركانى كه قرآن را از زبان پيامبر (صلی الله علیه و آله) مى شنيدند و به آن ايمان نمى آوردند مانند كسانى هستند كه از حس شنوايى محروم و از نيروى عقل و انديشه بى بهره اند .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

5 - مردمى كه به آيات قرآن گوش فرادهند و به آن ايمان نياورند ، مانند كسانى هستند كه از حس شنوايى محروم و از قوه عاقله بى نصيبند .

و منهم من يستمعون إليك أفأنت تسمع الصمّ و لو كانوا لا يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 80 - 7،8

7 - كافران حق ناپذير ، چونان مردگانى ناشنوا و غيرقابل تفهيم

إنّك لاتسمع الموتى

8 - كفرپيشگان روى گردان از دلايل آشكار ، همچون ناشنوايان روى برتافته از راهنماى خويش

و لاتسمع الصمّ الدعا إذا ولّوا مدبرين

18- تشبيه به كور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 18 - 1

1 - منافق ر ها شده در ظلمت و گمراهى بسان شخص كر و لال و نابيناست .

تركهم فى ظلمت لايبصرون. صم بكم عمى

صم، بكم و عمى به ترتيب: جمع أصم (كر)، أبكم (لال) و أعمى (كور) است. كلمات ياد شده خبر براى مبتداى محذوف، يعنى ضمير «هم» است كه به توصيف شدگان در آيه قبل (منافقان رها شده در ظلمت) بر مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 9 - 1

1 - مردمى كه ايمان نياورند و محكوم به عذاب الهى گردند ، مانند كسانى اند كه سدّى بلند در پيش رو و پشت سرشان نهاده شده و بر ديدگانشان پرده اى افكنده شده كه هيچ چيز نبينند .

و جعلنا من بين أيديهم سدًّا

تنكير «سدّاً» براى تعظيم است و به قرينه «فأغشيناهم»، مقصود از آن، سدّى بلند است.

19- تشبيه به كوران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 10

10 - تنها وحى الهى تعيين كننده وظايف و شأن پيامبر(صلی الله علیه و آله) است.

قل لا أقول لكم . .. إنى ملك إن أتبع إلا ما يوحى إلىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 43 - 2

2 - مردمى كه از نزديك ، اعمال و رفتار پيامبر (صلی الله علیه و آله) را نظاره كرده و از او تبعيت نمى كردند ، همانند آن نابينايى اند كه از نعمت بصيرت دل نيز محروم است .

و منهم من ينظر إليك أفأنت تهدى العمى و لو كانوا لا يبصرون

20- تشبيه به گوسفند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 171 - 9

9 - از امام باقر ( ع ) درباره آيه فوق روايت شده : « مثل الذين كفروا فى دعائك إياهم أى مثل الداعى لهم إلى الإيمان كمثل الناعق فى دعائه المنعوق به من البهائم التى لاتفهم و إنما تسمع الصوت فكما ان الأنعام لايحصل ل ها من دعاء الراعى إلا السماع دون تفهم المعنى فكذلك الكفار لايحصل لهم من دعائك إياهم إلى الإيمان إلا السماع دون تفهم المعنى ;

مثل تو اى رسول ما در دعوت اين كافران، به سان چوپانى است كه گوسفندان را فرا مى خواند و آن گوسفندان نمى فهمند او چه مى گويد و تنها صدايى مى شنوند. پس همان طور كه گوسفندان از فرياد چوپان غير از صدا، معنايى نمى فهمند، كافران نيز از دعوت تو آنها را به ايمان غير از شنيدن صدا هيچ معنايى نمى فهمند».

21- تشبيه به لال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 18 - 1

1 - منافق ر ها شده در ظلمت و گمراهى بسان شخص كر و لال و نابيناست .

تركهم فى ظلمت لايبصرون. صم بكم عمى

صم، بكم و عمى به ترتيب: جمع أصم (كر)، أبكم (لال) و أعمى (كور) است. كلمات ياد شده خبر براى مبتداى محذوف، يعنى ضمير «هم» است كه به توصيف شدگان در آيه قبل (منافقان رها شده در ظلمت) بر مى گردد.

22- تشبيه به لالها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 5

5 - كسانى كه نتوانند از جنبندگان و شكل زندگى آنها به توانمندى خداوند پى ببرند، مانند كر و لالهايى فرو رفته در تاريكى هستند.

و ما من دابة فى الأرض . .. إلى ربهم يحشرون. و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظ

مقتضاى ارتباط بين آيه مورد بحث با آيه قبل مى تواند اين مضمون باشد كه همين آيات موجود در طبيعت براى هدايت كافى است و كسانى كه نتوانند از همين آيات توانمندى خداوند را (إن اللّه قادر على ان ينزل) دريابند، كر و لالهايى ظلمت زده هستند.

23- تشبيه به مجنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 13

13 - بازگشت كننده به شرك (مرتد) مانند ديوانه اى سرگردان است كه شيطانها (جنيان) عقل او را زايل كرده اند.

أندعوا من دون الله . .. و نرد ... كالذى استهوته الشيطين

«استهوته الشياطين» يعنى شيطانها عقل و فكر او را برده اند. همچنين جمله «استهوته الشياطين» را در موردى كه شخصى جن زده شده باشد، به كار مى برند. (لسان العرب).

24- تشبيه به مردگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 36 - 3

3 - كسانى كه آيات الهى و دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را ناشنيده مى انگارند، مردگانى متحركند.

إنما يستجيب الذين يسمعون و الموتى يبعثهم اللّه

به كار رفتن كلمه «الموتى» در برابر «الذين يسمعون» حاكى از آن است كه آن دسته كه در برابر دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به گونه اى رفتار مى كنند كه گويا اصلاً چيزى نشنيده اند، مرده دلانى هستند كه كلمه «الموتى» در خور آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 80 - 7

7 - كافران حق ناپذير ، چونان مردگانى ناشنوا و غيرقابل تفهيم

إنّك لاتسمع الموتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 22 - 7

7 - كافران لجوج ، مانند مردگان در قبر ها ، از شنيدن سخن حق ناتوان بوده و هيچ راهى براى هدايتشان نيست .

و ما أنت بمسمع من فى القبور

در اين آيه كافران لجوج و حق ناپذير صدراسلام درمكه، به مردگان در قبرها تشبيه شده اند كه هيچ راهى براى هدايتشان نيست و آنان نيز هيچ زمينه اى براى پذيرش ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 9 - 4

4 - تشبيه خطاپيشگان در قيامت ، به جان باختگانى كه تحمّل مرگ آنان براى مادرشان هلاكت آفرين است . *

فأُمّه هاوية

فعل «هوى» در معانى مختلفى - از جمله «سَقَطَ» و «مات» - به كار رفته است (قاموس). بنابر معناى دوم، كلمه «هاوية»، به معناى «هالكة» خواهد بود نسبت دادن هلاكت به مادر كسى كه ميزان اعمال او سبك است، كنايه از عظمت سختى هاى وارد بر وى است; به گونه اى كه در آن موارد، مادران تاب تحمّل چنين وضعى را براى فرزند خود نداشته و هلاك خواهند شد. در اين

صورت مرجع ضمير «هى» در آيه بعد، عنوان «داهية» (مصيبت بزرگ) خواهد بود كه مفاد جمله «فأُمّه هاوية» است.

25- تشبيهات انجيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 33

33- تشبيه پيامبراسلام و ياران آن حضرت در انجيل ، به زراعتى شكوفا ، پرحاصل و شگفت انگيز

و مثلهم فى الإنجيل كزرع أخرج شطه فازره

«كزرع. ..» خبر براى «مثلهم فى الإنجيل» است.

26- تشبيهات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 18 - 1

1 - منافق ر ها شده در ظلمت و گمراهى بسان شخص كر و لال و نابيناست .

تركهم فى ظلمت لايبصرون. صم بكم عمى

صم، بكم و عمى به ترتيب: جمع أصم (كر)، أبكم (لال) و أعمى (كور) است. كلمات ياد شده خبر براى مبتداى محذوف، يعنى ضمير «هم» است كه به توصيف شدگان در آيه قبل (منافقان رها شده در ظلمت) بر مى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 19 - 2

2 - قرآن براى منافقان بسان بارانى است همراه با رعد و برق در شبى تاريك و مخوف

أو كصيب من السماء فيه ظلمت و رعد و برق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 74 - 2

2 - قلب ها و دل هاى بنى اسرائيل در سختى و نفوذناپذيرى همانند سنگ و از آن سخت تر شد .

فهى كالحجارة أو أشد قسوة

«حجارة» جمع حجر و به معناى سنگها و صخره هاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 146 - 1

1 - اطمينان اهل كتاب به نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) همانند اطمينان آنان به فرزندى پسرانشان بود .

الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم

ظاهر اين است كه مراد از ضمير مفعولى در «يعرفونه» پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد; گرچه اين احتمال نيز وجود دارد كه آن ضمير به تغيير قبله باز گردد. از آن جا كه «مشبه به» فرزندان مى باشد، اين احتمال قوى به نظر نمى رسد; زيرا تشبيه شناخت قبله به شناخت فرزندان، تناسب چندانى ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 197 - 12

12 - انسان در دنيا ، همچون مسافر است .

و تزوّدوا فان خير الزاد التقوى

از به كار بردن «تزوّدوا» استفاده مى شود كه انسان تشبيه به مسافرى شده است كه نياز به توشه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 261 - 1

1 - مالى كه در راه خدا انفاق مى شود ، همچون بذرى است كه هفت خوشه بروياند و در هر خوشه صد دانه باشد .

مثل الّذين ينفقون . .. مائة حبّة

از مُشبّه به (دانه) به دست مى آيد كه مُشبّه، مالى است كه شخص در راه خدا انفاق مى كند; نه اينكه مشبّه، خودِ انفاق كننده باشد; چنانچه ظاهر تشبيه افاده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 264 - 5،9

5 - همانندى انفاقِ توأم با منّت و آزار مؤمنان ، با انفاق همراه با رياىِ كافران

يا ايّها الّذين امنوا . .. كالّذى ينفق ماله رئاء النّاس و لا يؤمن باللّه

انفاق مؤمنان آنگاه كه با منّتِ و آزار توأم شود، همانند انفاق كافرانى است كه با ريا باشد.

9 - مَثَل انفاق كنندگانِ از روى منّت و آزار و ريا ، همچون صَخره صافى است كه بر روى آن قشرِ خاكى باشد و بذرهايى در آن افشانده شود و ناگهان ، رگبارى تند بر آن رسد و همه خاك ها را بشويد و آن سنگ را كِشت ناپذير كند .

فمثله كمثل صفوان عليه تراب فاصابه وابل فتركه صلداً لا يقدرون على شىءمما كسبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 266 - 1

1 - تشبيه انفاق كننده از روى منّت و آزار و ريا ، به صاحب بوستانى از خرما و انگور كه جوى ها در پاى درختانش جارى و هر گونه ميوه اى دهد و خود پير شده و فرزندانى ناتوان داشته باشد و ناگهان ، گِردبادى آتشزا به آن بوستان افتد و آنرا بسوزاند .

ايودّ احدكم ان تكون له جنّة . .. و اصابه الكبر ... نار فاحترقت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 275 - 1،4

1 - رباخواران ، همچون شيطان زدگان آشفته ، ديوانه و پريشان

الّذين يأكلون الرّبوا لا يَقُومونَ الاّ كما يقوم الّذى يتخبّطه الشّيطان من المسّ

با توجّه به معناى لغوى «تخبّط» كه ديوانگى و پريشانى است. (التّخبط المس بالجنون و التخيل).

4 - به كارگيرى تمثيل در قرآن ، روشى براى بيان حقايق و احكام دين

الّذين يأكلون الرّبوا لا يَقُومونَ الاّ كما يقوم الّذى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 59 - 1،3

1 - شباهت خلقت حضرت عيسى ( ع ) به خلقت آدم ( ع )

انّ مثل عيسى عنداللّه كمثل ادم

3 - عيسى ، همانند آدم ( ع ) مخلوق خداوند نه فرزند او .

انّ مثل عيسى عنداللّه كمثل ادم خلقه من تراب

چون اين آيه پس از سرگذشت حضرت عيسى (ع) آمده است، اشاره به پندار مسيحيان و ردّ آن است كه عيسى (ع) را به دليل نداشتن پدر، فرزند خداوند مى شمردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 135 - 12

12 - پشيمان نشدن و توبه نكردن از گناهان گذشته خود ، به منزله اصرار بر آن گناهان است .

الّذين اذا فعلوا فاحشة . .. فاستغفروا لذنوبهم ... و لم يصرّوا على ما فعلوا

بنابر اينكه جمله «و لم يصرّوا . .. »، عطف تفسيرى براى جمله «فاستغفروا» باشد يعنى اگر بعد از گناه، ياد خدا نكنند و استغفار ننمايند، در واقع اصراركنندگان بر گناه هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 10 - 2

2 - خوردن ظالمانه مال يتيم در واقع ، خوردن آتش است .

انّ الّذين ياكلون اموال اليتامى ظلماً انّما ياكلون فى بطونهم ناراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 77 - 14،15،16

14 - گروهى از مسلمانان صدر اسلام به گونه اى از نبرد با دشمن هراسناك بودند كه خداترسان از خدا مى ترسند .

اذا فريق منهم يخشون النّاس كخشية اللّه

برداشت فوق بر اين مبناست كه «كخشية اللّه» حال براى فاعل «يخشون» باشد كه در اين صورت مضافى مقدر است و تقدير كلام چنين خواهد بود: يخشون النّاس مثل اهل خشية اللّه.

15 - گروهى از مسلمانان صدر اسلام ، فزونتر از ترسِ خداترسان ، از رويارويى با دشمن هراسناك بودند .

اذا فريق منهم يخشون النّاس . .. او اشدّ خشيةً

اَوْ در «او اشدّ خشية» براى تنويع است و اشاره دارد به اينكه مسلمانان هراسناك از نبرد با دشمن، دو گروه بودند.

16 - گروهى از مسلمانان صدر اسلام به گونه اى كه از خدا ، ترسان بودند ، از رويارويى با دشمن مى ترسيدند .

اذا فريق منهم يخشون النّاس كخشية اللّه

در برداشت فوق «كخشية اللّه» صفت مفعول مطلق محذوف گرفته شده است و فاعل «خشية» ضميرى است كه به «فريق» بازمى گردد ; يعنى يخشون النّاس مثل خشيتهم من اللّه.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 135 - 27

27 - خوددارى از اداى شهادت ، همانند شهادت دروغ ، گناه و موجب كيفر الهى است .

و إن تلوا او تعرضوا فإنّ اللّه كان بما تعملون خبيراً

بيان آگاهى خداوند به عملكرد ناشايست آدمى، كنايه از كيفردهى اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 32 - 2،32،33،34

2 - كشتن نابحق يك انسان در نزد خداوند به منزله كشتن همه مردم است .

من قتل نفساً بغير نفس . .. فكانما قتل الناس جميعاً

32 - گمراه نبودن انسان هدايت يافته ، به منزله كشتن وى و هدايت انسان گمراه ، به منزله زنده كردنش مى باشد .

من قتل نفساً . .. فكانما قتل الناس جميعاً و من احياها فكانما احيا الناس جميعاً

امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق فرمود: من اخرجها من ضلال الى هدى فكانما احياها و من اخرجها من هدى الى ضلال فقد قتلها.


كافى، ج 2، ص 210، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 619، ح 153.

33 - سيراب نمودن تشنه اى كه به آب دسترسى ندارد ، به منزله احياى اوست .

و من احياها فكانما احيا الناس جميعاً

امام صادق(ع): . .. و من سقى الماء فى موضع لايوجد فيه الماء كان كمن احيا نفساً و «من احياها فكانما احيا الناس جميعاً».


كافى، ج 4، ص 57، ح 3; تفسير برهان، ج 1، ص 464، ح 9.

34 - خوددارى از اطعام مؤمن گرسنه ، به منزله كشتن وى و غذا دادن به او به منزله احياى اوست .

و من احياها فكانما احيا الناس جميعاً

از امام صادق(ع) روايت شده كه درباره اطعام مؤمن فرمود: . .. من احيى مؤمن فكانما احيا الناس جميعاً، فان لم تطعموه فقد امتموه و ان اطعمتموه فقد احييتموه.


كافى، ج 2، ص 20، ح 20; نورالثقلين، ج 1، ص 619، ح 152.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 36 - 3

3 - كسانى كه آيات الهى و دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را ناشنيده مى انگارند، مردگانى متحركند.

إنما يستجيب الذين يسمعون و الموتى يبعثهم اللّه

به كار رفتن كلمه «الموتى» در برابر «الذين يسمعون» حاكى از آن است كه آن دسته كه در برابر دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به گونه اى رفتار مى كنند كه گويا اصلاً چيزى نشنيده اند، مرده دلانى هستند كه كلمه «الموتى» در خور آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 5

5 - كسانى كه نتوانند از جنبندگان و شكل زندگى آنها به توانمندى خداوند پى ببرند، مانند كر و لالهايى فرو رفته در تاريكى هستند.

و ما من دابة فى الأرض . .. إلى ربهم يحشرون. و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظ

مقتضاى ارتباط بين آيه مورد بحث با آيه قبل مى تواند اين مضمون باشد كه همين آيات موجود در طبيعت براى هدايت كافى است و كسانى كه نتوانند از همين آيات توانمندى خداوند را (إن اللّه قادر على ان ينزل) دريابند، كر و لالهايى ظلمت زده هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 50 - 14

14 - نابرابرى ناآگاهان و آگاهان به محدوده قدرت و وظايف پيامبران، مانند نابرابرى كوران و بينايان

قل لا أقول لكم . .. إنى ملك ... قل هل يستوى الأعمى و البصير أفلاتتفكرون

در اينكه مراد از «أعمى» و «بصير» در آيه چيست، احتمالاتى وجود دارد; از آن جمله اينكه كسانى كه پس از بيان محدوده قدرت و وظايف پيامبران اين حقايق را دريافته و پذيرا مى شوند، «بصير» و آن كسانى كه جاهلانه سخنهاى واهى گفته و درخواستهاى نابجا دارند «أعمى» (كور) هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 71 - 13،14،19

13 - بازگشت كننده به شرك (مرتد) مانند ديوانه اى سرگردان است كه شيطانها (جنيان) عقل او را زايل كرده اند.

أندعوا من دون الله . .. و نرد ... كالذى استهوته الشيطين

«استهوته الشياطين» يعنى شيطانها عقل و فكر او را برده اند. همچنين جمله «استهوته الشياطين» را در موردى كه شخصى جن زده شده باشد، به كار مى برند. (لسان العرب).

14 - مرتد مانند جن زده است كه روى زمين بى هدف و سرگردان راه مى پيمايد.

و نرد على اعقابنا . .. كالذى استهوته الشيطين فى الأرض حيران

19 - مرتد به سرگردانى در بيابان مى ماند كه شيطانها او را به بى راهه مى خوانند و گروهى نيز او را به راه هدايت دعوت مى كنند.

كالذى استهوته الشيطين فى الأرض حيران له أصحب يدعونه إلى الهدى ائتنا

«فى الأرض» متعلق به «استهوى» است، و «استهوى فى الأرض» به معنى عقل او را در بيابان ربوده اند، مى تواند باشد و مراد از «اصحاب» در «له اصحاب يدعونه» ممكن است مشركان و يا موحدان باشند كه در برداشت فوق احتمال دوم برگزيده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 94 - 1

1 - انسان در پى مرگ، مانند آفرينش نخستين خويش، تنها نزد خداوند حضور مى يابد.

و لقد جئتمونا فردى كما خلقنكم أول مرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 104 - 10

10 - ايمان به آيات الهى بينايى و كفر به آن كورى است.

قد جاءكم بصائر من ربكم فمن أبصر فلنفسه و من عمى فعليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 125 - 10

10 - راه يافتن حق (اسلام) به قلب حق ناپذير، مانند صعود در آسمان دشوار و يا غيرممكن است.

و من يرد أن يضله يجعل صدره ضيقا حرجا كأنما يصعد فى السماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 29 - 13

13 - شباهت و همگونى معاد انسانها با آغاز آفرينش آنان

كما بدأكم تعودون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 40 - 6

6 - ورود تكذيب كنندگان آيات الهى و مستكبران به بهشت، امرى ناممكن، همچون عبور شتر از روزنه سوزن

و لايدخلون الجنة حتى يلج الجمل فى سم الخياط

«جمل» به معناى شتر است و «سم» به معناى روزنه اى است كه در انتهاى سوزن براى عبور نخ تعبيه شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 57 - 10

10 - حياتبخشى دوباره به مردگان به هنگام برپايى قيامت ، همانند رويش گياهان مرده و به ثمر نشاندن آنهاست .

فاخرجنا به من كل الثمرت كذلك نخرج الموتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 58 - 8

8 - نيكوكاران ، مانند سرزمين طيب ، سودمند و برخوردار از فيض فراوان خداوند

إن رحمت اللّه قريب من المحسنين. و هو الذى يرسل الريح ... و البلد الطيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 14،15

14 - حالت بلعم باعورا به سبب دنياگرايى مانند حالت سگى شد كه در هر حال ، چه بر او هجوم كنى و يا رهايش سازى ، زبان از كام بيرون آورَد و له له زند .

فمثله كمثل الكلب إن تحمل عليه يلهث او تتركه يلهث

«تحمل» از «حَمْلَة» گرفته شده و «حَمْلَة» به معناى هجوم كردن است. «مَثَل» در آيه شريفه به معناى حالت و صفت است.

15 - حالت درونى تكذيب كنندگان آيات الهى مانند حالت سگ تشنه اى است كه همواره له له مى زند .

ذلك مثل القوم الذين كذبوا بايتنا

«ذلك» اشاره به حالتى است كه جمله «فمثله . .. » آن را درباره سگ بيان داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 177 - 1

1 - حالت جوامع تكذيب كننده آيات الهى ، حالتى شوم است .

ساء مثلاً القوم الذين كذبوا بايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 12

12 - تكذيب كنندگان آيات الهى ، در محروم بودن از درك معارف الهى مانند چارپايانند .

أولئك كالأنعم

همسانى گمراهان تكذيب كننده آيات با چهارپايان و به اصطلاح «وجه شبه»، به دليل جمله «لايفقهون بها و . .. » (محروميت از درك معارف الهى) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 27 - 8

8 - چهره مردمان زشت كار در قيامت ، مانند پاره اى از شب ديجور ، سياه خواهد بود .

و الذين كسبوا السيئات . .. كأنما أغشيت وجوههم قطعاً من الّيل مظلماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 14 - 6

6- مَثَل درخواست كننده از خدايان دروغين مثل تشنه اى است كه از راه دور دستان خود را به طرف آب دراز مى كند تا آب ، خود به كام او برسد كه هرگز چنين نمى شود .

إلاّ كبسط كفيه إلى الماء ليبلغ فاه و ما هو ببلغه

برخى عبارت «إلاّ كبسط» را استثنا از استجابت گرفته اند و گفته اند تقدير كلام چنين است: «لايستجيبون بشىء من الأستجابة إلاّ استجابة كإستجابة الماء لباسط كفيه إلى الماء». و برخى آن را استثنا از «الذين يدعون» دانسته اند و گفته اند تقدير كلام چنين مى شود: «الذين يدعون من دونه ليسوا إلاّ كباسط كفيه إلى الماء». قابل ذكر است كه ضمير در «ليبلغ» به «الماء» و ضمير در «فاه» (دهانش) به «باسط» برمى گردد. و ضمير «هو» به «الماء» و ضمير در «ببالغه» به «فاه» ارجاع مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 16 - 15

15- نابرابرى مشركان با موحدان بسان نابرابرى انبوه تاريكى ها با روشنايى است .

أم هل تستوى الظلمت والنور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 4،7،8،21

4- فلزات گداخته شده در كوره هاى آتش ، كفهايى همانند كف هاى سيلاب از خود ايجاد مى كنند .

و مما يوقدون عليه فى النار . .. زبد مثله

«من» در «مما يوقدون» نشويه است. «ايقاد» (مصدر يوقدون) به معناى شعلهور ساختن آتش مى باشد. مراد از «ما» به قرينه «حلية» و «متاع» فلزاتى نظير طلا، نقره، مس و ... است. «فى النار» حال مؤكّده مى باشد. بنابراين «يوقدون ...» ; يعنى، و حاصل مى شود از فلزاتى كه آتش بر آن برافروزند (آن را ذوب كنند) كفى مانند كف سيلاب.

7- حق در تشبيه مانند باران و سيلاب است و باطل همسان كف هاى پف كرده بر روى آن

أنزل من السماء ماء فسالت أودية بقدرها فاحتمل السيل زبدًا رابيًا . .. كذلك يضرب ا

8- حق در تشبيه همانند فلزات گداخته شده و ذوب گشته است و باطل بسان كف هاى ايجاد شده بر روى آن

و مما يوقدون عليه فى النار . .. زبد مثله كذلك يضرب الله الحق و البطل

21- تشبيه حقايق به امور محسوس و آوردن مثل براى آنها از شيوه هاى قرآن

كذلك يضرب الله الأمثال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 30 - 2

2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) در رسالت و تلقّى وحى همانند پيامبران امت هاى پيشين و برخورد امتش با وى همسان برخورد امت هاى پيشين با پيامبران خويش

كذلك أرسلنك فى أُمّة قد خلت من قبلها أمم لتتلوا عليهم الذى أوحينا إليك

تشبيه در جمله «كذلك أرسلناك . ..» مقتضى مشبه، مشبه به و وجه شبه مى باشد. گفته شده مشبّه «ارسال پيامبر در امت خويش»، مشبه به «ارسال پيامبران در امتهاى گذشته» و وجه شبه «حقايقى است كه از آيات قبل و نيز آيه مورد بحث مى توان استفاده كرد». از آن حقايق است نفس رسالت، تلقى وحى، وظيفه پيامبرى، هدف ارسال (لتتلوا عليهم ...)، برخورد امتها، سرنوشت ايشان، سنت خداوند در امر هدايت و اضلال مردم پس از ارسال پيامبران (قل إن الله يضل من يشاء و يهدى إليه من أناب) و ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 24 - 5

5- استفاده از تشبيه به محسوس براى عينى و قابل فهم كردن تعاليم ، از روش هاى تعليمى قرآن كريم

ضرب الله مثلاً كلمة طيّبة كشجرة طيّبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 26 - 4

4- استفاده از تشبيه به محسوس براى عينى و قابل فهم كردن تعاليم ، از روش هاى تعليمى قرآن كريم است .

مثل كلمة خبيثة كشجرة خبيثة اجتثّت من فوق الأرض ما لها من قرار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 92 - 1،18

1- شكستن عهد و پيمان قطعى ، همانند گسستن رشته اى است ، پس از بافتن محكم آن

أوفوا بعهد الله . .. و لاتنقضوا ... و لاتكونوا كالتى نقضت غزلها من بعد قوّة أنك-

18- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : التى نقضت غزل ها إمرأة . . . يقال لها : رابطة ( ريطة ) . . . كانت حمقاء تغزل الشعر فإذا غزلت نقضته ثمّ عادت فغزلته فقال الله : « كالتى نقضت غزلها . . . » . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: آن زن كه رشته هى تافته خود را باز مى كرد زنى بود . .. به نام رابطه (يا ريطه) ... و او زن احمقى بود كه مو [ى بز و غيره]را مى تافت و پس از تافتن، آنها را باز مى كرد و سپس دوباره مى تافت. پس خداوند فرمود: كالتى نقضت غزلها...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 29 - 3

3- انسان بخيل ، همانند انسانى دست بسته به گردن است .

و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك

«و لاتجعل يدك مغلولة إلى عنقك» كنايه از امساك و پرهيز از انفاق (بُخل) است. اينكه از بُخل و امساك به «دستت را به گردنت مبند» تعبير شده، نشان مى دهد كه انسان بخيل، همانند شخص دست بسته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 11

11- مرگ و رستاخيز ، پديده اى مانند خواب و بيدارى است .

ليعلموا. .. أنّ الساعة لاريب فيها

به خواب رفتن اصحاب كهف و بيدارى آنان پس از چند قرن و استشهاد قرآن به اين واقعه براى بيان حقانيّت معاد، گواه اين مدعا است كه مرگ، مانند خواب، و رستاخيز قيامت، بسانِ بيدارى از خواب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 29 - 17

17- آب هاى غليظ و گداخته ، بسان گدازه مس ، پاسخى براى استغاثه و آب طلبى كافران در دوزخ است .

و إن يستغيثوا يغاثوا بماء كالمهل

«مهل» به معناى «درده روغن» و نيز «مس گداخته» است (مقاييس اللغة) و نيز به «خونابه اى كه از لاشه مردار بيرون آيد» گفته مى شود. (قاموس) وصف آنان با عبارت «يشوى الوجوه» با معناى «مس گداخته» سازگارتر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 48 - 7

7- انسان ها ، مانند زمان تولد ، فاقد هرگونه مال و فرزند و عنوان و اعتبار ، در صحنه قيامت حضور خواهند يافت .

لقد جئتمونا كما خلقنكم أوّل مرّة

تشبيه حضور انسان ها در قيامت به زمان تولد آنان، ممكن است از جهت همراه نداشتن امكانات مادّى و خالى بودن از هرگونه عنوان و اعتبار باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 86 - 3

3- غروب خورشيد در نقطه پايانى سفر ذوالقرنين به جانب مغرب ، چونان فرو رفتن آن در چشمه اى تيره فام بود .

وجدها تغرب فى عين حمئة

از جمله معانى «عين» چشمه است و به قرينه «وجدها» (آن را چنان يافت كه) مراد آيه آن نيست كه خورشيد، در چشمه اى داراى گل سياه فرو مى رفت، بلكه منظره غروب خورشيد را ذوالقرنين آنگونه مشاهده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 53 - 1

1 - قرار دادن زمين ، همانند گاهواره اى براى آرامش و آسايش انسان ، پرتويى از ربوبيت خداوند است .

الذى جعل لكم الأرض مهدًا

«مهد» جايگاهى است كه براى طفل آماده مى كنند (گهواره)، در آيه شريفه، زمين به گهواره اى كه طفل در آن مى آرمد، تشبيه شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 55 - 5

5 - خروج مجدد انسان از زمين و حيات تازه او ، همانند آفرينش نخستين او از زمين خواهد بود .

و منها نخرجكم تارة أُخرى

«تارة أخرى»; يعنى، بار ديگر گفتنى است كه مرتبه اول بيرون آمدن انسان از خاك، همان خلقت اوليه او از نطفه است و بار دوم زمانى است كه پس از مرگ مجدداً از زمين برانگيخته خواهد شد. «تارة أخرى» اشاره به همين تشابه دارد تا استعبادها را نيز تلويحاً رد كرده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 104 - 1

1- قيامت روزى است كه خداوند ، آسمان را هم چون پيچيدن طومارنامه ها ، در هم مى پيچد .

يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب

برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1- «طىّ» به معناى پيچيدن است. 2- «سجلّ» يا به معناى «كاتب» مى باشد كه در

اين صورت اضافه «طىّ» به «سجلّ» اضافه مصدر به فاعل است و «لام» در «للكتب» براى اختصاص و يا براى تقويت عامل «طىّ» است و يا به معناى هر چيزى است كه در آن نوشته باشند. در اين صورت اضافه «طىّ» اضافه به مفعول است و «لام» در «للكتب» به معناى «من أجل» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 2 - 12

12- بيم و هراس مردم در عرصه محشر ، به اندازه اى است كه آنان هچون مردم مى خورده و مست ، عقل و هوش خود را از كف خواهند داد .

و ترى الناس سكرى و ما هم بسكرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 31 - 4،5

4 - مثل كسى كه به خدا شرك مىورزد ، مثل كسى است كه از آسمان فرو افتد و طعمه مرغان شكارى گردد .

و من يشرك باللّه فكأنّما خرّ من السماء فتخطفه الطير

«خرّ و خُرور» (مصدر «خرّ») به معنا سقوط و فرو افتادن است. «خرّ من السماء»; يعنى، از آسمان فرو افتاد. «خَطف» (مصدر «تخطف») نيز به معناى ربودن است. «خطفته الطير»; يعنى، پرنده او را ربود. بنابراين معناى جمله ياد شده چنين است: هر كس به خدا شرك بورزد، چنان است كه گويا از آسمان فرو افتاده و پرنده شكارى او را ربوده است. گفتنى است كه تشبيه در آيه فوق، از باب تشبيه معقول به محسوس است;يعنى، مشرك - كه با روگرداندن از خداى متعال و فرو افتادن در پاى بت ها، در واقع از اوج كمالات انسانى سقوط مى كند و در دام شيطان گرفتار مى شود - به كسى تشبيه شده است كه از آسمان فرو افتد و طعمه پرندگان شكارى شود.

5 - كسى كه به خدا شرك مىورزد ، مانند كسى است كه از آسمان فرو افتد و باد او را به جايى دور بيفكند .

و من يشرك باللّه . .. أو تهوى به الريح فى مكان سحيق

جمله «أو تهوى به الريح. ..» عطف است بر «تخطفه الطير». «هُوى» (مصدر «تهوى»)، به معناى سقوط و فرو افتادن است و هرگاه با «باى» تعديه بيايد، به معناى اسقاط و فرو افكندن مى شود. «هوت به الريح»; يعنى، باد او را فروافكند. «سُحق» (مصدر «سحيق») به معناى بُعد و دور بودن است و «مكان سحيق»; يعنى، جايى دور. بنابراين تقدير جمله فوق چنين مى شود: «من يشرك باللّه فكأنّما تهوى به الريح فى مكان سحيق; هر كس به خدا شرك بورزد، چنان است كه گويا از آسمان فرو افتاده و باد او را به جايى دور افكنده است». گفتنى است كه در جمله ياد شده مشرك - كه با روى برتافتن از عبادت خداى يگانه و فرو افتادن در زير پاى بت ها و پرستش آنها، در واقع از اوج هدايت و روشنايى به نهايت ضلالت و تاريكى سقوط مى كند - به كسى تشبيه شده است كه از آسمان فرو مى افتد و باد او را به جايى دور كه راهى براى نجات نباشد فرو مى افكند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 81 - 1

1 - موضع گيرى كافران رفاه زده عصر بعثت ، در برابر رهنمود هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همانند موضع گيرى كافران پيشين در برابر رهنمود هاى پيامبرانشان

بل قالوا مثل ما قال الأوّلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 1،3

1 - اعمال و رفتار كفرپيشگان ، همانند سرابى است در كوير كه تشنه به پندار آب به سراغ آن مى رود و چيزى به دست نمى آورد .

و الذين كفروا أعملهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا

3 - اعمال و رفتار كفرپيشگان ، چون سراب فريبنده است .

و الذين كفروا أعملهم كسراب بقيعة يحسبه الظمأن ماء حتّى إذا جاءه لم يجده شيئًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 40 - 1

1 - اعمال كافران ، به مثابه تاريكى شديد در درياى ژرفناك با امواجى متلاطم و پوشيده از ابر است كه كمترين روزنه اى در آن نيست .

و الذين كفروا أعملهم . .. كظلمت فى بحر لجّىّ يغشيه موج من فوقه موج من فوقه سحا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 43 - 6،7

6 - خداوند ، از بالا و از ابر يخ زده - كه به كوه مى ماند - تگرگ فرو مى ريزد .

و ينزّل من السماء من جبال فيها من برد

«من جبال» بدل از «من السماء» و براى تشبيه كردن ابرها، به كوه ها است; همان گونه كه تشبيه اشياى بزرگ و با عظمت به كوه، بسيار معمول است; مانند كوه علم و. ... «بَرَد» نيز به معناى تگرگ است.

7 - در فضا ، انبوهى از ابر هاى يخ زده همچون كوه ، وجود دارد .

و ينزّل من السماء من جبال فيها من برد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 29 - 8

8 - دوست ناباب ، چونان شيطان است .

يويلتى ليتنى لم أتّخذ فلانًا خليلاً . لقد أضلّنى عن الذكر... و كان الشيطن للإن

برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه جمله «و كان الشيطان. ..» دنباله سخن ظالمان باشد و مقصود از «شيطان» ابليس نباشد; بلكه نامى باشد كه ظالمان براى دوستان ناباب و گمراه گر خود انتخاب كرده باشند; زيرا عمل گمراهى، كار شيطان است و هر كس چنين كارى را انجام دهد، همچون شيطان خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 44 - 6

6 - مردمان هواپرست را ، در حق نشنوى و بى خردى ، جز به چهارپايان ( شتر ، گاو و گوسفند ) نمى توان تشبيه كرد .

إن هم إلاّ كالأنعم

«أنعام» نامى است كه شامل سه نوع حيوان مى شود: شتر و گاو و گوسفند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 47 - 1

1 - آفرينش شب ، همچون لباس و پوشش ، تنها به قدرت خدا است .

و هو الذى جعل لكم الّيل لباسًا

جمله «و هو الذى جعل لكم الليل لباساً» براى حصر است و از نوع حصر إفرادى است; يعنى، تنها خدا شب را همچون پوشش براى انسان قرار داد; نه قدرتى ديگر. گفتنى است در اين جمله، شب به لباس و پوشش تشبيه شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 63 - 7

7 - شكافته شدن دريا با عصاى موسى و تقسيم شدن آب هاى آن به دو ديوار ; چون دو كوه بزرگ

فانفلق فكان كلّ فرق كالطود العظيم

فعل «كان» در اين جا به معناى «صار» است. «فرق» نيز معادل قطعه (پاره) و «طود» مرادف «جبل» (كوه) است. بنابراين «كان كلّ فرق...»; يعنى، هر پاره اى از آب دريا، مانند كوهى بزرگ شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 80 - 7،8

7 - كافران حق ناپذير ، چونان مردگانى ناشنوا و غيرقابل تفهيم

إنّك لاتسمع الموتى

8 - كفرپيشگان روى گردان از دلايل آشكار ، همچون ناشنوايان روى برتافته از راهنماى خويش

و لاتسمع الصمّ الدعا إذا ولّوا مدبرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 41 - 1،2

1 - دوست گيرندگان غيرخدا ، همانند عنكبوت اند كه خانه اى بس سست و بى بنياد ، براى خود ساخته است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا

2 - انتخاب كنندگان ولىّ و كارسازى غير از خدا ، همانند عنكبوت اند كه براى خود خانه اى بى بنياد ، بنا كرده است .

مثل الذين اتّخذوا من دون اللّه أولياء كمثل العنكبوت اتّخذت بيتًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 1

1 - معبودان باطل و جعلى ، در مقايسه با خداوند ، همانند بردگان زرخريد در برابر مالك خويش اند .

هل لكم من ما ملكت أيمنكم من شركاء فى ما رزقنكم فأنتم فيه سواء

مثلى كه در آيه آورده شده است، به قرينه آيات سابق - كه درباره اثبات خداوند و وحدانيت بود - براى نفى معبودانى است كه مشركان، آنان را در برابر خداوند، انتخاب كرده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 27 - 3

3 - زبان قرآن ، استفاده از كلمات و تشبيهات رايج و شناخته شده در ميان مردم است .

و البحر يمدّه من بعده سبعة أبحر

كلمه «سبعة» در آيه براى بيان كثرت است و مراد از آن، واقعاً، هفت درياى ديگر نيست. استفاده از چنين كلمه اى براى بيان مقصود، عين همان چيزى است كه در محاوره هاى عاميانه گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 28 - 1

1 - آفرينش نخستين انسان ها و زنده كردن مجدد آنان پس از مرگ ، براى خداوند همانند آفريدن يك تَن است .

ما خلقكم و لابعثكم إلاّ كنفس وحدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 46 - 3

3 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به منزله چراغى فروزان ( براى هدايت ) است .

و سراجًا منيرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 9 - 7،9

7 - تشبيه تجديد حيات انسان ها در قيامت ، به احياى زمين و پديد آمدن حيات در آن

أرسل الريح فتثير سحابًا فسقنه إلى بلد ميّت فأحيينا به الأرض بعد موتها كذلك الن

9 - احياى انسان ها در قيامت همچون احياى زمين از راه يك سلسله عوامل و زمينه هاى حيات آفرين خواهد بود .

فأحيينا به الأرض بعد موتها كذلك النشور

برداشت ياد شده از تشبيه به كار رفته در آيه شريفه به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 20 - 2

2 - ايمان چون نور ، مايه هدايت و روشنايى و كفر ، همچون ظلمت ، مايه گمراهى و تاريك بينى

و لا الظلمت و لا النور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 21 - 1

1 - ايمان چون سايه ، آرام بخش و فرح زا است و كفر چون بادِ داغ ، آزاردهنده و ناراحت كنند .

و لا الظلّ و لا الحرور

«ظلّ» به معناى سايه و «حرور» به معناى باد داغ است. گفتنى است در اين آيه، ايمان به سايه تشبيه شده است و كفر به باد داغ.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 22 - 7

7 - كافران لجوج ، مانند مردگان در قبر ها ، از شنيدن سخن حق ناتوان بوده و هيچ راهى براى هدايتشان نيست .

و ما أنت بمسمع من فى القبور

در اين آيه كافران لجوج و حق ناپذير صدراسلام درمكه، به مردگان در قبرها تشبيه شده اند كه هيچ راهى براى هدايتشان نيست و آنان نيز هيچ زمينه اى براى پذيرش ندارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 8 - 1

1 - مردمى كه ايمان نياورند و محكوم به عذاب الهى گردند ، مانند كسانى اند كه در گردنشان تا چانه ها ، غل و زنجير قرار داشته و سرهايشان به طرف بالا مانده باشد .

إنّا جعلنا فى أعنقهم أغللاً فهى إلى الأذقان فهم مقمحون

«ذقن» (مفرد «أذقان») به معناى چانه و «قمح» (ريشه «مقمحون») به معناى بلند كردن سر است. گفتنى است آيه شريفه در مقام تمثيل و تشبيهِ حالِ كافران و مشركانِ لجوجى است كه نمى خواستند هرگز ايمان بياورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 9 - 1

1 - مردمى كه ايمان نياورند و محكوم به عذاب الهى گردند ، مانند كسانى اند كه سدّى بلند در پيش رو و پشت سرشان نهاده شده و بر ديدگانشان پرده اى افكنده شده كه هيچ چيز نبينند .

و جعلنا من بين أيديهم سدًّا

تنكير «سدّاً» براى تعظيم است و به قرينه «فأغشيناهم»، مقصود از آن، سدّى بلند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 13 - 3

3 - وضعيت فرهنگى و دينى مردم عصر پيامبراسلام ، شبيه و مانند وضعيت مردم انطاكيه هنگام آمدن رسولان به سوى آنان

و اضرب لهم مثلاً أصحب القرية إذ جاءها المرسلون

بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «أصحاب القرية» مردم شهر «انطاكيه» است (كه هم اكنون جزء خاك تركيه و از شهرهاى تجارى آن مى باشد). گفتنى است «إذ» ظرف زمان و بدل اشتمال، براى «أصحاب القرية» است; يعنى، مثل بزن از مردم انطاكيه، آن گاه كه رسولان الهى به سوى شان آمدند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 39 - 3

3 - ماه ، پس از طى منزل هاى خود در 28 روز ، مانند شاخه خشكيده خرما مى شود .

و القمر قدّرنه منازل حتّى عاد كالعرجون القديم

«عرجون» (از ماده «عرجن») به معناى شاخه خوشه خرما است كه از درخت جدا شده باشد و پس از چندى زرد گشته و به شكل هلال درآمده باشد. گفتنى است صفت «قديم» اشاره به پژمردگى و كهنگى آن شاخه دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 70 - 7

7 - مؤمنان ، انسان هاى زنده دل و برخوردار از حيات واقعى و معقول ، و كافران ( چونان مردگان ) محروم از آن

لينذر من كان حيًّا و يحقّ القول على الكفرين

برداشت ياد شده از ارتباط ميان صدر و ذيل آيه شريفه; يعنى، به قرينه مقابله ميان انسان هاى زنده و كافران، به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 75 - 2،3

2 - مشركان چونان سپاهى آماده به خدمت ، پشتيبانِ معبود هاى خويشند .

و هم لهم جند محضرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه ضمير «هم» به مشركان و ضمير «لهم» به معبودها باز گردد.

3 - معبود هاى ادعايى به روز رستاخيز ، در حالى كه همچون سپاهِ آماده به خدمت براى مشركان اند ، از هرگونه يارى رسانى به آنان ناتوان خواهند بود .

لايستطيعون نصرهم و هم لهم جند محضرون

برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه ضمير «هم» به معبودها و ضمير «لهم» به مشركان بازگردد و اين جمله حال براى ضمير غايبى در«لايستطيعون» باشد. بر اين اساس، اين تركيب از باب مبالغه آمده است; زيرا متمركز كردن تمامى نيروها در قالب يك سپاهِ آماده به خدمت و در عين حال ناتوان بودن از يارى رسانى، نشان دهنده اوج ناتوانى معبودها مى باشد. گفتنى است بر اساس اين نظر، آيه شريفه ناظر به روز قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 49 - 1

1 - زنان و حوران بهشتى ، از شدت سفيدى و درخشندگى همچون تخم شترمرغ زير پر هستند .

كأنّهنّ بيض

«بيض» اسم جنس و مفرد آن «بيضة» و به معناى تخم شترمرغ است كه رنگ آن سفيد و درخشنده و كمى متمايل به زردى است و اين حيوان آن را زير پر خود مى پوشاند تا از غبار و آلودگى و دستبرد محفوظ ماند. عرب ها، زنان زيبا را به «بيض» تشبيه مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - صافات - 37 - 65 - 1

1 - ميوه و ثمره درخت « زقّوم » ، در زشتى همانند سر هاى شيطان ها است .

طلعها كأنّه رءوس الشيطين

«طلع»، به معناى «ثمره» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 29 - 5

5 - شباهت خدايان ادعايى شرك پيشگان ، به شريكان ناسازگار و سخت گير

ضرب اللّه مثلاً رجلاً فيه شركاء متشكسون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 42 - 7

7 - خواب ، پديده اى شبيه به مرگ

اللّه يتوفّى الأنفس حين موتها و الّتى لم تمت فى منامها

كاربرد «توفّى» در مورد خواب انسان، به مانند كاربرد آن در مورد مرگ او، ناظر به شباهت مرگ و خواب مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 39 - 10

10 - شباهت رستاخيز انسان ها در قيامت ، به رويش گياهان پس از ريزش باران

و من ءايته أنّك ترى الأرض خشعة . .. إنّ الذى أحياها لمحى الموتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 17 - 6

6 - مشركان عصر بعثت ، فرشتگان را موجوداتى شبيه خداوند در رحمت مى دانستند .

بما ضرب للرحمن مثلاً

با توجه به كلمه «رحمان» و «مثلاً»، مطلب بالا قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 45 - 1

1- ثمره درخت زقوم ، چونان موادى آلوده و مذاب و جوشان در درون دوزخيان

إنّ شجرت الزقّوم . طعام الأثيم . كالمهل يغلى فى البطون

در معناى «مُهل»، برخى به آلودگى و عده اى به مذاب بودن آن اشاره كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 46 - 1

1- جوشش زقّوم ، در درون دوزخيان ، چونان جوشش آب هاى داغ

كغلى الحميم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 12 - 7،13

7- لذّت جويى و شكمبارگى حيوان گونه كافران ، تنها بهره آنان از زندگى دنيايى

الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأنعم و النار مثوًى لهم

از مقابله دو بخش آيه - كه براى مؤمنان پايان خوش بهشت را يادآور شده - استفاده مى شود كه كافران، هرگز از آن نعمت هاى اخروى بهره نخواهند برد; بلكه تنها شهوت رانى و استفاده حيوان گونه از امكانات دنيا، نصيب آنان است.

13- بهره گيرى از نعمت هاى دنيوى و نينديشيدن به آفريننده آن ، شيوه اى حيوانى است . *

و الذين كفروا يتمتّعون و يأكلون كما تأكل الأنعم

برداشت بالا بدان احتمال است كه تشبيه كافر به حيوان، از آن جهت باشد كه حيوان هنگام بهره گيرى از موهبت هاى طبيعى، به پديدآورنده آن نمى انديشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 20 - 8

8- نگاه بيماردلان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پس از نزول آيات جهاد ، نگاهى وحشت زده و محتضرگونه

ينظرون إليك نظر المغشىّ عليه من الموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 24 - 3

3 - خدمت كاران بهشتى ، چونان مرواريد هاى نهفته در صدف

غلمان لهم كأنّهم لؤلؤ مكنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 7 - 4

4 - منظره رستاخيز آدميان ، همچون منظره ملخ هاى پراكنده بر پهنه زمين

يخرجون من الأجداث كأنّهم جراد منتشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 20 - 2

2 - اجساد قوم عاد ، پس از عذاب ، همانند نخل هاى ريشه كن شده از اعماق خاك

تنزع الناس كأنّهم أعجاز نخل منقعر

«عجز» (مفرد «أعجاز»)به معناى تنه و «منقعر» به معناى كنده شده از ريشه است (مختارالصحاح).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 31 - 4

4 - خشك شدن قوم ثمود ، همانند علف هاى خشك دامداران ، با يك صداى مهيب آسمانى

إنّا أرسلنا عليهم صيحة وحدة فكانوا كهشيم المحتظر

«هشيم» به گياه خشك و «محتظر» به كسى گفته مى شود كه براى دام آغل درست كند. بنابراين «هشيم المحتظر»; يعنى، علف خشكى كه دامدار براى دامش تهيه مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 24 - 1

1 - حركت كشتى هاى كوه پيكر در دريا ها ، به تدبير و اراده الهى

و له الجوار المنشات فى البحر كالأعلم

«جوارى» (جمع «جارية»)به معناى كشتى ها و «أعلام» (جمع «علم») به معناى كوه ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 37 - 2،3

2 - سرخ شدن آسمان و شباهت پيدا كردن آن به چرمى گلگون ، به هنگام فروپاشى در آستانه قيامت

فإذا انشقّت السّماء فكانت وردة كالدهان

«وردة» به معناى گل سرخ و «دهان» به معناى چرم قرمز است. بنابراين «كانت وردة كالدهان»; يعنى، همانند چرم گلگون سرخ خواهد شد.

3 - ذوب شدن اجرام آسمانى چون روغن گداخته ، به هنگام فروپاشى در آستانه قيامت

فإذا انشقّت السّماء فكانت وردة كالدهان

برداشت ياد شده در صورتى است كه «دهان» به معناى روغنى باشد كه در نتيجه گداختن به رنگ گل سرخ در آمده است (چنان كه عده اى از مفسران برآنند) برداشت بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 58 - 1

1 - حوريان بهشتى ، موجوداتى زيبا و جذاب همچون ياقوت و مرجان

كأنّهنّ الياقوت و المرجان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 23 - 1

1 - حوران بهشتى ، در نهايت صفا و طراوت همچون مرواريد نهفته در صدف

و حور عين . كأمثل اللؤلؤ المكنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 55 - 1

1 - دوزخيان ( اصحاب شمال ) ، آب داغ و جوشان دوزخ را همچون شترى تشنه ، با حرص و ولع خواهند نوشيد .

فشربون شرب الهيم

«هيم» جمع «هيماء» است و «هيماء» به شتر تشنه گفته مى شود. تشبيه حالت دوزخيان به هنگام نوشيدن از آب داغ جهنم به شترِ تشنه، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 17 - 2

2 - دل هاى غافل از ياد خداوند و بيگانه با كلام او ( قرآن ) ، چونان زمين مرده است .

أن تخشع قلوبهم لذكر اللّه . .. اعلموا أنّ اللّه يحىِ الأرض بعد موتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 11

11 - حيات دنيا ، همچون رستنى هاى كشتزار ، فريبا و ناپايدار است .

اعلموا أنّما الحيوة الدنيا . .. كمثل غيث أعجب الكفّار نباته ... ثمّ يكون حطمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 8 - 5

5 - تلاش هاى گسترده كافران عليه اسلام ، به مثابه پفى ناچيز در مقابل نورى عظيم و درخشان

يريدون ليطفؤا نور اللّه بأفوههم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 14 - 4

4 - خداوند ، از مؤمنان مى خواهد در يارى او مانند حواريون عيسى ( ع ) باشند .

يأيّها الذين ءامنوا كونوا أنصار اللّه كما قال عيسى ابن مريم . .. قال الحواريّون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 4 - 6

6 - منافقان ، به رغم ظاهر فريبنده و سخنان زيبايشان ، چونان چوب هاى تكيه شده بر ديوار ، خشك و بى روح اند .

كأنّهم خشب مسنّدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 12 - 4

4 - شباهت و همانندى كره زمين با آسمان ها ، در تركيبات ، خصوصيات و قوانين حاكم بر آنها

اللّه الذى خلق سبع سموت و من الأرض مثلهنّ

مفسران درباره وجه شبه در اين آيه (تشبيه زمين به آسمان)، دو احتمال داده اند: 1- شباهت و همانندى از نظر تركيبات، خصوصيات و قوانين حاكم بر آنها (احتمال برگزيده در برداشت بالا); 2- شباهت از نظر عدد; يعنى، كره زمين مانند آسمان هفت تا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - قلم - 68 - 17 - 1

1 - اعلام خداوند به كافرانِ برخوردار از ثروت و مكنت ، به آزمودنشان همچون آزمودن باغداران يمنى

إنّا بلونهم كما بلونا أصحب الجنّة

مفسران درباره «اصحاب الجنّة» (صاحبان باغ) چنين نوشته اند: اين باغ در حومه «يمن» در اختيار پيرمرد مؤمنى قرار داشت. او به قدر نياز از آن برمى گرفت و بقيه را به مستمندان مى داد. اما هنگامى كه چشم از دنيا پوشيد، فرزندانش گفتند: ما خود به محصول اين باغ سزاوارتريم; چون عيال و فرزندان ما بسيار است و نمى توانيم مانند پدرمان عمل كنيم. آنان سوگند ياد كردند تمام مستمندان را از آن محروم سازند. سرنوشت آنان همان شد كه در اين آيات از آن ياد شده است. (مجمع البيان و نيز برگرفته از الكشاف زمخشرى)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 7 - 2

2 - قوم عاد بر اثر باد ، مانند تنه هاى پوك و افتاده درختان خرما از پاى درآمدند .

فترى القوم فيها صرعى كأنّهم أعجاز نخل خاوية

«صريع» (مفرد «صرعى») به معناى چيز افكنده شده بر زمين و «أعجاز» به معناى ساقه هاى ريشه دار در زمين (تنه ها) است. «خاوية»; يعنى، شىء خالى و نيز به معناى شىء افتاده بر زمين آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 8 - 1

1 - گداخته شدن آسمان ، همچون ذوب فلزات در آستانه برپايى قيامت

يوم تكون السماء كالمهل

«مهل» به هر فلز گداخته شده (همچون طلا، نقره، مس و. ..) گفته مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - معارج - 70 - 9 - 1

1 - متلاشى و ذره ذره شدن كوه ها ، همچون پشم رنگين و پراكنده شده ، در آستانه برپايى قيامت

و تكون الجبال كالعهن

«عهن» به معناى پشم رنگ شده است. در آيه پنجم از سوره «قارعه» چنين آمده است: «و تكون الجبال كالعهن المنفوش»; (و كوه ها مانند پشم رنگين زده شده خواهند شد).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 16 - 1

1 - خداوند ، ماه را نورانى و خورشيد را همچون چراغ فروزنده آفريد .

و جعل القمر فيهنّ نورًا و جعل الشمس سراجًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 17 - 1

1 - خداوند ، انسان را همچون نباتات از زمين آفريده است .

و اللّه أنبتكم من الأرض نباتًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 18 - 5

5 - چگونگى زنده شدن انسان ها در قيامت ، همچون روييدن نباتات است .

و اللّه أنبتكم من الأرض نباتًا . .. و يخرجكم إخراجًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 15 - 3

3 - خداوند ، همانند رسول گرامى اسلام ، پيامبرى به سوى فرعون گسيل داشت .

كما أرسلنا إلى فرعون رسولاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 16 - 5

5 - تهديد شدن سران كفر و شرك در صدراسلام ، به مؤاخده شدن همچون مؤاخذه فرعون

إنّا أرسلنا إليكم رسولاً شهدًا عليكم . .. فعصى فرعون الرسول فأخذنه أخذًا وبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 26

26 - انفاق و صدقه ، به منزله قرض و وام دادن به خداوند است .

و أقرضوا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 50 - 1

1 - كافران لجوج و پندناپذير ، همچون گورخران رميده اند .

كأنّهم حمر مستنفرة

«حمار» (مفرد «حمر») به معناى خر اهلى يا وحشى است (الصحاح); ولى مفسران آن را در آيه شريفه، از نوع وحشى دانسته اند كه در فارسى از آن به گورخر تعبير مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 51 - 1

1 - روى گردانى كافران ، از شنودن كلام بيداربخش و پندآموز قرآن ، همچون فرار گورخران از شير ژيان ، بسيار شديد بود .

فرّت من قسورة

«قسورة» اسم جامد و به معناى شير است و گاهى اسم جمع و در معناى شكارچيان تيرانداز استعمال مى شود. (الصحاح)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 3 - 12

12 - انسان در اين جهان ، همچون رونده اى گم كرده راه و دين راهى است درست ، و دينداران مردمى راه يافته اند .

إنّا هدينه السبيل إمّا شاكرًا و إمّا كفورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 16 - 2

2 - قدح ها و كوزه هاى بهشتيان ( ابرار و . . . ) ، در صفا و شفافيت ، مانند شيشه و بلور و در سفيدى و زيبايى ، همچون نقره است .

كانت قواريرَا . قواريرَا من فضّة

برخى از مفسران، اين آيه را از باب تشبيه بليغ دانسته اند; نه اين كه ظرف هاى مورد استفاده بهشتيان، حقيقتاً از جنس شيشه و در عين حال نقره است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - انسان - 76 - 19 - 6

6 - جوانكان خدمت گزار ابرار در بهشت ، چون مرواريد پراكنده اند .

و يطوف عليهم ولدن مخلّدون إذا رأيتهم حسبتهم لؤلؤًا منثورًا

إذا رأيتهم حسبتهم لؤلؤًا منثورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 2 - 4

4 - فرشتگان وحى ، همچون طوفان با سرعت بسيار مأموريت خود را دنبال مى كردند .

فالعصفت عصفًا

«عاصفات» از نظر لغوى، به معناى تندبادها و طوفان ها است و اگر مقصود از آن، فرشتگان باشد، در اين كلام تشبيه و استعاره به كار رفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 33 - 1

1 - شراره هاى برخاسته از آتش دوزخ ، همانند شتران زرد رنگ است .

كأنّه جملت صفر

«جملات» جمع «جِمالة» است. «جمالة» يا جمع «جمل» (شتر) و يا اسم جمع است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 9 - 4،6

4 - خواب براى انسان ، نوعى مرگ است .

و جعلنا نومكم سباتًا

فعل «سُبِتَ» علاوه بر معناى «بى هوش شد»، به معناى «مُرد» نيز استعمال مى شود (مصباح). بنابراين، احتمال مى رود كه «سبات» به معناى مرگ باشد.

6 - مرگ و معاد انسان ، شبيه خواب و بيدارى است .

و جعلنا نومكم سباتًا

ياد كردن از خواب در ميان آياتى كه به منظور رفع استبعاد از معاد مطرح شده; ممكن است به جهت تشابهى باشد كه بين خواب و مرگ و نيز بيدارى و معاد وجود دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 10 - 1

1 - تاريكى شب - بسان لباسى پوشيده بر موجودات - با مستور ساختن آنها از ديد انسان ، مانع تلاش و فعاليت بيش از حد او است .

و جعلنا الّيل لباسًا

تقابل اين آيه و آيه بعد - كه روز را زمان تلاش براى زندگى دانسته است - بيانگر برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 15 - 6

6 - معاد انسان ، شبيه رويش گياهان از زمين است .

لنخرج به حبّ-ًا و نباتًا

ياد آورى اخراج دانه و گياه از زمين - در آياتى كه به منظور رفع استبعاد از معاد مطرح شده - گوياى تشابه معاد با رويش گياهان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 20 - 2

2 - حركت كوه ها در قيامت ، آنها را به توده غبارى شبيه كوه ، تبديل خواهد كرد .

و سيّرت الجبال فكانت سرابًا

تشبيه كوه به سراب، بيانگر آن است كه پس از حركت كوه ها در قيامت، آنچه ديده مى شود كوه نيست; ولى بيننده آن را كوه خواهد ديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 30 - 2

2 - زمين ، همچون گوى پرتاب شده در فضا است . *

دحيها

يكى از معانى «دحو»، بازى با پرتاب سنگ، گردو و . .. به سوى حفره اى است كه از پيش به همين منظور حفر شده است. آن حفره را «اُدحيّه» و سنگ را «مِدحاة» مى نامند (لسان العرب). بر اين اساس جمله «دحاها»، حاكى از پرتاب شدن زمين در فضا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نازعات - 79 - 46 - 1،2

1 - فاصله ولادت تا قيامت - در ديدگاه اهل محشر - فاصله اى ناچيز و همسان با عصر يك روز و يا وقت چاشت آن

كأنّهم . .. لم يلبثوا إلاّ عشيّة أو ضحها

مراد از «لَبْث» در «لم يلبثوا»، درنگى است كه در دنيا و برزخ رخ مى دهد. اين زمان گرچه زياد باشد، در مقايسه با آنچه انسان پس از حشر با آن مواجه خواهد شد، اندك است. براى «عشيّة» معانى متفاوتى ذكر شده است; از قبيل: «ظهر تا غروب»، «آخر روز» و «ظهر تا صبح فردا» (مصباح). «ضحى»; يعنى، گسترش نور خورشيد و پهناور شدن روز (مفردات راغب). اضافه «ضحى» به «عشيّة»، براى بيان اين نكته است كه مقدار صبح يا عصر از يك روز مراد است.

2 - فاصله قيامت و دنيا - هرچند طولانى باشد - در برابر عظمت حوادث قيامت ناچيز و بسان گذشت نيمروز از عمر دنيا است .

كأنّهم . .. لم يلبثوا إلاّ عشيّة أو ضحيها

مفاد «يرونها» ممكن است در ناچيز ديدن دوران گذشته، دخيل باشد; يعنى، ديدن قيامت و رخدادهاى آن، اين ذهنيت را در انسان ايجاد مى كند كه فاصله طولانى دنيا و برزخ، در نظر او اندك آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 11 - 2

2 - آسمان ، همچون سقفى فراگير و پوسته اى پوشاننده و قابل ازاله است .

و إذا السماء كشطت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 16 - 2،3

2 - سوگند خداوند ، به ستارگان متحرك كه مسير خود را طى كرده و مانند رفتن حيوانات غير اهلى به مخفيگاه خود ، از نظر ها محو مى گردند .

الجوار الكنّس

«كُنّس» جمع «كانِس» است و آن چيزى است كه پنهان مى شود. اين كلمه از ريشه «كَنَسَ الظبى» گرفته شده است; يعنى، آهو خود را در «كِناس» (پناهگاه) خود پنهان ساخت و استتار كرد. (نهايه ابن اثير)

3 - بعضى از اختران در طلوع ، حركت و غروب خود ، شبيه آهوان پنهانى هستند كه ظاهر شده و با حركت به سمت مخفيگاه خود

، ناپديد شوند .

بالخنّس . الجوار الكنّس

توصيف ستارگان با وصف «كُنّس» - كه از اوصاف آهوان است - تشبيه بديع و استعاره است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 11 - 1

1 - انجام دادن بعضى از كار هاى نيك ، دشوار و بسان افكندن خويش در يك راه كوهستانى و گردنه هاى صعب العبور است .

فلااقتحم العقبة

«اقتحام»; يعنى، بين كارى سخت و هولناك قرار گرفتن (مفردات). زمانى كه شخص بدون فحص و بررسى خود را در ماجرايى بزرگ بيفكند، گفته مى شود: «إقْتَحَمَ» (نهايه ابن اثير). راه دشوارى كه در كوه قرار دارد، «عقبة» ناميده مى شود (مفردات) و نيز «عقبة» به مسير صعب العبورى گفته مى شود كه از آن بر كوه بالا روند (قاموس). اين راه از آن جهت «عقبة» ناميده مى شود كه راه پيمايان، بايد در آن پشت سر هم و به يك ستون حركت كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 7 - 2

2 - كار هاى خير ، هر چند به وزن مورچه اى ريز و يا ذرّات معلق در هوا باشد ، باقى مانده ، در قيامت بر انسان عرضه خواهد شد .

فمن يعمل مثقال ذرّة خيرًا يره

«مثقال»; يعنى، وسيله اى كه با آن، وزن چيزى سنجيده شود (مفردات). «ذرّة» (مفرد «ذرّ») به معناى كوچك ترين نوع مورچه است (صحاح اللغة). برخى آن را يك صدم وزن «جو» دانسته و برخى گفته اند: مراد ذرّاتى است كه در شعاع خورشيد، مشاهده مى شود. (لسان العرب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 8 - 2

2 - كار هاى ناروا ، هر چند به وزن مورچه ريز و يا ذرّات معلق در هوا باشد ، باقى مانده ، در قيامت بر انسان عرضه خواهد شد .

و من يعمل مثقال ذرّة شرًّا يره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 4 - 1،3

1 - مردم در قيامت ، مانند پروانه هاى ريز و پراكنده در هوا ، هراسان و بى سامان به هر طرف روى خواهند آورد .

يوم يكون الناس كالفراش المبثوث

«فَراشَة» (مفرد «فَراش»); يعنى، آنچه بال زده و در حرارت چراغ سقوط كرده و خود را مى سوزاند (تاج العروس) «فرّاء» آنها را ملخ هايى مى داند كه روى زمين گسترده و در هم مى لولند (مجمع البيان). تشبيه مردم در قيامت به آن حشرات، نشانگر سردرگمى، ترس و اضطرابى است كه انسان ها را به هر سو خواهد كشاند.

3 - تشبيه وضع انسان ها در قيامت ، به انبوه ملخ هاى پراكنده *

يوم يكون الناس كالفراش المبثوث

برداشت ياد شده، ناظر به اين احتمال است كه فَراش - چنان كه فرّاء گفته است - به معناى ملخ هايى باشد كه بر زمين گسترده شده، درهم مى لولند. گفتنى است كه اين معنا، تنها از فرّاء نقل شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 5 - 1

1 - كوه ها در قيامت ، مانند پشم هاى رنگارنگى خواهند شد كه حلاجى شده و از هم باز شده باشد .

و تكون الجبال كالعهن المنفوش

«عهن»، به معناى پشمى است كه با رنگ هاى گوناگون رنگ آميزى شده باشد. برخى گفته اند: به هر پشمى «عِهْن» گفته مى شود. «نَقْش»; يعنى، بازكردن و كشيدن پشم تا آن جا كه اجزاى آن از هم بگسلد. (لسان العرب)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - قارعه - 101 - 9 - 4

4 - تشبيه خطاپيشگان در قيامت ، به جان باختگانى كه تحمّل مرگ آنان براى مادرشان هلاكت آفرين است . *

فأُمّه هاوية

فعل «هوى» در معانى مختلفى - از جمله «سَقَطَ» و «مات» - به كار رفته است (قاموس). بنابر معناى دوم، كلمه «هاوية»، به معناى «هالكة» خواهد بود نسبت دادن هلاكت به مادر كسى كه ميزان اعمال او سبك است، كنايه از عظمت سختى هاى وارد بر وى است; به گونه اى كه در آن موارد، مادران تاب تحمّل چنين وضعى را براى فرزند خود نداشته و هلاك خواهند شد. در اين صورت مرجع ضمير «هى» در آيه بعد، عنوان «داهية» (مصيبت بزرگ) خواهد بود كه مفاد جمله «فأُمّه هاوية» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فيل - 105 - 5 - 3،4

3 - بارش سنگ هاى پرندگان بر اصحاب فيل ، آنان را مانند كاه و خاشاك مرغزارى ساخت كه حيوانات در آن چرانده شده و ساقه هاى نرم شده گياهان آن ، بر زمين مانده باشد .

فجعلهم كعصف مأكول

«عصف»; يعنى، خاشاك گياهى كه خرد شده است (مفردات). توصيف آن به مأكول، به اعتبار خورده شدن مقدارى از آن، در چراى حيوانات است.

4 - تشبيه « جنازه هاى اصحاب فيل » ، به برگ هايى كه حيوانات ، آن را خورده و تفاله آن را بيرون داده باشند .

فجعلهم كعصف مأكول

در «قاموس» آمده است: «عصف مأكول»، ممكن است به معناى برگى باشد كه چارپايان آن را خورده باشند. بر اين اساس، مراد تشبيه اجساد فيل داران به سرگين خواهد بود كه از آن، با تعبيرى لطيف تر ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - فلق - 113 - 2 - 6

6 - تشبيه رهايى از شرور ، به شكافتن تاريكى

قل أعوذ بربّ الفلق . من شرّ ما خلق

27- تشبيهات محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 13 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور تشبيه كردن وضعيت فرهنگى و دينى مردم مكه ، به وضعيت مردمى همانند آنان در طول تاريخ

و اضرب لهم مثلاً أصحب القرية

«مَثَل» گاهى در معناى شبيه و مانند به كار مى رود كه در اين صورت معناى آيه چنين خواهد بود: اى پيامبر! براى وضعيت مردم مكه، شبيه و مانندى از تاريخ (اصحاب قريه) بياور. و گاهى به معناى خبر است; يعنى، اى پيامبر! براى مردم مكه خبر و داستان اصحاب قريه را نقل كن تا مردم از اين داستان عبرت گيرند. گفتنى است برداشت ياد شده براساس معناى نخست است.

28- تشبيهات مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 17 - 6

6 - مشركان عصر بعثت ، فرشتگان را موجوداتى شبيه خداوند در رحمت مى دانستند .

بما ضرب للرحمن مثلاً

با توجه به كلمه «رحمان» و «مثلاً»، مطلب بالا قابل برداشت است.

29- فلسفه تشبيهات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 58 - 14

14 - به كارگيرى تمثيل و تشبيه در تفهيم معارف دين ، شيوه اى از شيوه هاى گوناگون بيان آيات الهى در قرآن

و البلد الطيب . .. كذلك نصرف الأيت

30- فوايد تشبيهات قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 39 - 6

6 - استفاده از تشبيه ، براى بيان كردن حقايق ، از روش هاى بيانى قرآن است .

و الذين كفروا أعملهم كسراب بقيعة . .. إذا جاءه لم يجده شيئًا