علم مفاهیم شناسی در قرآن سری جدید جلد 21

ghaemiyeh.com

مشخصات کتاب

نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن جلد 21

تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش

ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان

1- آمرزش

1- آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 89 - 3،8،9

3 - همراهى توبه مرتدّان با اصلاح ( جبران گذشته ) ، شرط آمرزش گناهشان

الاّ الذين تابوا . .. و اصلحوا فانّ اللّه غفور رحيم

8 - غفران و رحمت الهى ، دليل پذيرش توبه مرتدّ و آمرزش گناه او

الا الذين تابوا . .. فان اللّه غفور رحيم

9 - توبه كنندگان ، مشمول مغفرت و رحمت الهى

الا الذين تابوا . .. فان اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 29

29 - عفو از گناهكاران مؤمن ، جلوه اى از فضل خداوند

و لقد عفا عنكم و اللّه ذو فضل على المؤمنين

جمله «و اللّه ذو فضل . .. »، به منزله علّتى براى عفو است ; يعنى چون خداوند صاحب فضل است از گناه شما صرفنظر كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 155 - 10،13

10 - عفو خداوند از گناه فراريان جنگ احد

انّ الّذين تولّوا . . و لقد عفا اللّه عنهم

13 - عفو و چشم پوشى خداوند از لغزش ها و گناهان ، پرتويى از غفران و حلم او

و لقد عفا اللّه عنهم انّ اللّه غفور حليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 157 - 5،6

5 - خداوند ، آمرزنده پيكارگران شهيد كارزار احد و بخشاينده رحمت هاى خويش به آنان

و لئن قتلتم فى سبيل اللّه او متّم لمغفرة من اللّه و رحمة

چون آيه مورد بحث در ضمن آياتى آمده كه مسائل نبرد احد را مطرح مى كرد، مى تواند اشاره مستقيم به شهيدان جنگ احد داشته باشد.

6 - آمرزش گناهان آدمى از سوى خداوند ، زمينه بهره مندى او از رحمت خاصّ الهى

لمغفرة من اللّه و رحمة

چون در آيه شريفه «مغفرة» مقدّم بر «رحمة» شده، مى توان نتيجه گرفت كه آمرزش گناهان مقدّمه اى براى دريافت رحمت خاص الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 170 - 17

17 - آمرزش تمامى گناهان شهدا

فرحين بما اتيهم اللّه . .. الّا خوف عليهم و لا هم يحزنون

چون گناه در عالم برزخ و قيامت موجب حزن و اندوه خواهد بود، و به دليل «الّا خوف . .. »، شهيدان هيچگونه حزن و اندوهى ندارند، معلوم مى شود تمام گناهان آنان مورد عفو الهى قرار گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 193 - 9،10،12،14

9 - آمرزش گناهان و پوشاندن بدى ها ، تقاضاى خردمندان از پيشگاه پروردگار

ربّنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا

10 - خداوند ، آمرزنده گناهان و پرده پوش اعمال ناپسند

فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا

12 - توجّه به ربوبيّت خداوند ، زمينه درخواست و انتظار آمرزش گناهان از او

ربّنا فاغفرلنا

14 - بخشش گناهان و پوشاندن ناروايى ها ، پرتوى از ربوبيّت الهى

ربّنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 -

4،19،20،29،32،35

4 - خردمندان مؤمن ، مشمول مغفرت الهى هستند .

ربّنا فاغفرلنا . .. فاستجاب لهم ربّهم

19 - بخشش گناهان و دخول در بهشت ، پاداش بزرگ الهى ، براى هجرت ، آوارگى ، آزار ديدن در راه خدا و جهاد و شهادت

فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم و اوذوا فى سبيلى و قاتلوا و قتلوا لاكفّرنّ عنه

20 - آمرزش گناهان و بهشت ، پاداش خداوند به هجرت كنندگان از شرك و كفر *

فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم . .. لاكفّرنّ عنهم سيّاتهم و لادخلنّهم جنّات

مى توان گفت مراد از هجرت به قرينه ادامه آيه (اخرجوا من ديارهم)، هجرتى است كه رانده شدن از خانه و كاشانه را در پى

داشته باشد. و اين هجرت همان ترك شرك و كفر است.

29 - پاكى ازگناه ، شرط ورود به بهشت *

لاكفّرنّ عنهم سيّئاتهم و لادخلنّهم جنّات

تقدّم جمله «لاكفّرنّ . .. » بر جمله «لادخلنّهم»، مى تواند اشاره به اين حقيقت باشد كه پاك شدن از گناه، مقدمه ورود به بهشت است.

32 - ترغيب الهى به تحمّل رنج ها و سختى هاى راه ايمان ، با وعده بهشت و آمرزش گناه مؤمنان آزارديده و رنج كشيده

فالّذين هاجروا . .. لاكفّرنّ عنهم سيّئاتهم و لادخلنّهم جنّات

35 - بهشت و آمرزش گناهان ، پاداش نيك خداوند

لاكفّرنّ . .. و لادخلنّهم ... ثواباً من عند اللّه و اللّه عنده حسن الثّواب

2- آثار آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 100 - 17

17 - آمرزش گناهان ، زمينه ساز برخوردار شدن از رحمت خاصّ خداوند *

و كان اللّه غفوراً رحيماً

تقديم «غفورا» بر «رحيما»، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 110 - 11

11 - آمرزش گناهان آدمى ، زمينه ساز شمول و جريان رحمت الهى بر وى

يجداللّه غفوراً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 137 - 8

8 - مغفرت و آمرزش گناهان از سوى خداوند ، زمينه هدايت پذيرى انسان *

لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم سبيلا

تقديم جمله «لم يكن اللّه ليغفر» بر جمله «لاليهديهم»، مى تواند اشاره به مطلب فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 10

10 - شمول رحمت خدا و آمرزش او تنها راه نجات از زيان گناه و گرايش هاى شرك آلود است .

لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 11

11- دستيابى به پاداش بزرگ الهى ( بهشت ) در گرو بخشوده شدن گناهان است .

أُولئك لهم مغفرة و أجر كبير

تقديم ذكرى «مغفرت» بر «أجر كبير» مى تواند اشاره به اين باشد كه: رسيدن به پاداش بزرگ الهى و ورود به بهشت ، در گرو آمرزش گناهان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 47 - 12

12- آمرزيده شدن گناهان ، زمينه ساز شمول رحمت الهى است . *

إلاّ تغفر لى و ترحمنى

برداشت فوق، از تقديم مغفرت بر رحمت، استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 16 - 10

10- راه يابى انسان به بهشت ، تنها پس از آمرزش گناهان وى از سوى خداوند است .

و نتجاوز عن سيّئاتهم فى أصحب الجنّة

از تعبير«نتجاوز. ..»، استفاده مى شود كه تا عفو و گذشت الهى شامل بنده گنه كار نشود، او قادر به ورود به بهشت و قرار گرفتن در زمره بهشتيان نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 19

19 - انسان ها در جهان آخرت ، در صورتى به رضايت و خرسندى خداوند دست خواهند يافت كه پيش از آن ، كاملاً پاك شده و مشمول غفران و آمرزش الهى قرار گرفته باشند .

و مغفرة من اللّه و رضون

تقديم «مغفرة» بر «رضوان»، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 21 - 6

6 - دستيابى به بهشت ، در گرو جلب غفران و آمرزش الهى است .

سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة

3- آثار آمرزش خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 34 - 14،15

14 - توبه انسان ها و پذيرش آن از سوى خداوند ، جلوه اى از مغفرت و رحمت اوست .

الا الذين تابوا من قبل ان تقدروا عليهم فاعلموا إنّ اللّه غفور رحيم

جمله « فاعلموا ان اللّه غفور رحيم» پس از «الذين تابوا» مى تواند به دو معنا اشاره داشته باشد: اول اينكه موفق شدن انسانها به توبه با توفيق خداوند و برخاسته از مغفرت و رحمت اوست. دوم اينكه پذيرش توبه نيز برخاسته از مغفرت و رحمت اوست.

15 - سقوط حد از محاربان مفسد در صورت توبه ، پرتويى از رحمت و مغفرت الهى است .

الا الذين تابوا . .. فاعلموا إنّ اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 145 - 21،23

21 - ربوبيت و غفران و رحمت الهى مقتضى آسان نمودن تكاليف در شرايط اضطرار است.

فمن اضطر غير باغ و لاعاد فإن ربك غفور رحيم

23 - رحمت و غفران خداوند برطرف كننده آثار و تبعات بد استفاده كردن از محرمات در حال اضطرار است. *

فمن اضطر غير باغ و لاعاد فإن ربك غفور رحيم

«غفور» صيغه مبالغه به معناى بسيار پوشاننده است. غفران خداوند در مورد مضطر به خوردن محرمات، ممكن است پوشاندن گناه و تبعات آن باشد و محتمل است برخى آثار نامطلوب و وضعى استفاده از آنها باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 3

3 - بنى اسرائيل پس از اذعان به گمراهى خويش ، به اين حقيقت رسيدند كه نجاتشان از فرجام شوم گوساله پرستى در گرو شمول رحمت خدا و مغفرت اوست .

قالوا لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 99 - 18

18 - برخوردارى مؤمنان انفاقگر از رحمت خداوند ، مقتضاى غفران و مهر بى پايان اوست .

و من الأعراب من يؤمن . .. و يتخذ ما ينفق قربت ... سيدخلهم اللّه فى رحمته

4- آثار آمرزش گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 133 - 8

8 - ورود به بهشتِ تقواپيشگان ، در گرو آمرزش گناهان

و سارعوا الى مغفرة من ربّكم و جنّة عرضها السّموات و الارض اعدّت للمتّقين

تقديم ذكرى آمرزش الهى بر بهشت پهناور، بيانگر تقدّم خارجى آن است; يعنى نخست بايد آمرزش حاصل شود، و آنگاه ورود به بهشت متّقين.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 29

29 - پاكى ازگناه ، شرط ورود به بهشت *

لاكفّرنّ عنهم سيّئاتهم و لادخلنّهم جنّات

تقدّم جمله «لاكفّرنّ . .. » بر جمله «لادخلنّهم»، مى تواند اشاره به اين حقيقت باشد كه پاك شدن از گناه، مقدمه ورود به بهشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 168 - 10

10 - آمرزش گناهان آدمى ، زمينه ساز بهره مندى وى از هدايت هاى الهى

لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 65 - 9

9 - آمرزش گناهان ، شرط ورود به بهشت

لكفّرنا عنهم سيئاتهم و لادخلنهم جنت النعيم

تقدم آمرزش بر ورود به بهشت مى تواند اشاره به اين باشد كه تا گناهان آدمى آمرزيده نشود، به بهشت وارد نخواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 6

6 - آمرزش گناهان ، زمينه ساز نيل به سعادت دنيا و آخرت است .

و أنت خير الغفرين. و اكتب لنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 53 - 13،15

13- خداوند ، امور انسان ها را بر اساس رحمت خويش و مغفرت خطا هاى آنان تدبير مى كند .

إن ربى غفور رحيم

15- آمرزيده شدن گناهان و خطا هاى آدمى ، شرط شمول رحمت خدا بر ايشان است .

إن ربى غفور رحيم

برداشت فوق، از تقدم «غفور» بر «رحيم» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 50 - 3

3 - بخشودگى گناهان ، مقدمه برخوردارى انسان از نعمت هاى اخروى

لهم مغفرة و رزق كريم

با توجه به تقديم «مغفرة» بر «رزق كريم» برداشت ياد شده استفاده مى شود.

5- آمرزش آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 37 - 4،13

4 - خداوند توبه آدم ( ع ) را پذيرفت ، گناهش را آمرزيد و او را مشمول رحمت خويش قرار داد .

فتاب عليه إنه هو التواب الرحيم

13 - از امام صادق ( ع ) روايت شده كه : « ان اللّه تبارك و تعالى لما اراد ان يتوب على آدم ( ع ) أرسل إليه جبرئيل فقال له : . . . ان اللّه تبارك و تعالى بعثنى إليك لأعلمك المناسك التى يريد ان يتوب عليك بها . . . ففعل ذلك آدم ( ع ) . . . فقال له جبرئيل ان اللّه تبارك و تعالى قد غفر لك و قبل توبتك . . . ;

هنگامى كه خداوند تبارك و تعالى اراده نمود توبه آدم(ع) را بپذيرد، جبرئيل را به سوى او فرستاد. پس جبرئيل به او گفت: ...خداوند مرا به سوى تو فرستاده است تا مناسك ]حج[ را به تو بياموزم تا به وسيله مناسك، خدا توبه تو را بپذيرد ... پس آدم(ع) آن مناسك را انجام داد ... جبرئيل به او گفت: خداوند تو را بخشيد و توبه تو را پذيرفت ...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 122 - 5،8

5 - خداوند با عطوفت و مهربانى توبه آدم را پذيرفت و گناه او را بخشيد .

ثمّ اجتبه ربّه فتاب عليه

«تاب»; يعنى، رجوع كرد و به دليل حرف «على» در آن معناى عطوفت و ترحم تضمين شده است; يعنى، خداوند در حالى به آدم توجه و عنايت كرد، كه بر او عطوف و مهربان بود.

8 - آدم ( ع ) ، پس از آمرزش گناهش ، راه رشد و تعالى خويش را بازيافت .

و هدى

در آيه قبل آمده بود كه آدم(ع) در پى نافرمانى و عصيان، از رشد و كمال خويش بازماند (غوى). فعل «هدى» در اين آيه دلالت مى كند كه خداوند آثار آن گمراهى را از ميان برد و راه كمال و برگزيدگى را الهى را به او نشان داد.

6- آمرزش اخروى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 18

18 - جهان آخرت ، عرصه ظهور غفران و آمرزگارى خداوند ، نسبت به بندگان و جلوه گاه رضايت و خرسندى او از آنان

و فى الأخرة . .. و مغفرة من اللّه و رضون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 21 - 8

8 - آمرزش و چشم پوشى از گناه بندگان در قيامت ، جلوه ربوبيت و پروردگارى خداوند

سابقوا إلى مغفرة من ربّكم

7- آمرزش اخروى گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 24 - 5

5 - گروهى از گنه كاران ، مورد عفو و بخشش خداوند در قيامت *

فما هم من المعتبين

با توجه به اين كه «من» در «من المعتبين» براى تبعيض است، به دست مى آيد كه عده اى مورد مغفرت هستند.

8- آمرزش اخروى متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 28 - 12

12 - مؤمنان تقواپيشه ، مشمول مغفرت و آمرزش خداوند در قيامت

يأيّها الذين ءامنوا اتّقوا . .. و يغفر لكم

9- آمرزش اخروى مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 28 - 12

12 - مؤمنان تقواپيشه ، مشمول مغفرت و آمرزش خداوند در قيامت

يأيّها الذين ءامنوا اتّقوا . .. و يغفر لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انشقاق - 84 - 8 - 6

6 - « قاسم بن محمد عن على قال : سمعت أباعبداللّه ( ع ) يقول : إنّ اللّه تبارك و تعالى إذا أراد أن يحاسب المؤمن أعطاه كتابه بيمينه و حاسبه فيما بينه و بينه فيقول : عبدى ! فعلت كذا . . . قد غفرتها لك و ابدلتها حسنات . . . و هو قول اللّه عزّوجلّ « فأمّا من اُوتى كتابه بيمينه فسوف يحاسب حساباً يسيراً » ;

قاسم بن محمد از على [بن أبى حمزه] روايت نموده كه گفت: از امام صادق(ع) شنيدم كه مى فرمود: خداى - تبارك و تعالى - زمانى كه بخواهد مؤمنى را محاسبه كند، نامه عملش را به دست راست وى مى دهد و او را در آنچه بين خود و او است محاسبه كرده، مى فرمايد: بنده من فلان كار را كردى؟ . .. من آن را براى تو بخشيدم و آن را به حسنه هايى تبديل كردم ... و اين سخن خداى عزّوجلّ است «فأمّا من اُوتى كتابه بيمينه . فسوف يحاسب حساباً يسيراً»».

10- آمرزش ارتداد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 52 - 3

3 - گناه ارتداد ، گناهى قابل عفو و آمرزش الهى

ثم اتخذتم العجل . .. ثم عفونا عنكم

11- آمرزش انسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 168 - 9

9 - آمرزش و هدايت انسان به دست خداوند است .

لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً

12- آمرزش انفاقگران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 8

8 - عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان ، برخوردار از آمرزش و دارنده نشان سپاس گزارى خداوند

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه ... إنّه غفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 17 - 9،12

9 - پاداش مضاعف به انفاق گران و آمرزش آنان ، جلوه قدرشناسى ، سپاسدارى و حلم خداوند است .

إن تقرضوا اللّه . .. يضعفه لكم و يغفر لكم و اللّه شكور حليم

12 - پاداش مضاعف به انفاق گران و آمرزش آنان ، جلوه تفضل و لطف ويژه خداوند به آنان است .

إن تقرضوا اللّه . .. يضعفه ... و اللّه شكور حليم

سپاس و تقدير خداوند از انفاق گران - با آن كه سود انفاق به خود آنان باز مى گردد - نشانه تفضل و لطف ويژه الهى به انفاق گران است.

13- آمرزش اهل خشيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 11 - 12

12 - آمرزش و اجر ارزشمند و پرب ها ، پاداش پيروان قرآن و خداترسان

من اتّبع الذكر و خشى الرحمن بالغيب فبشّره بمغفرة و أجر كريم

14- آمرزش اهل كتاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 65 - 1،10

1 - وعده حتمى خداوند به آمرزش تمامى گناهان گذشته اهل كتاب در صورت ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همه كتب آسمانى و پرهيز از گناهان

و لو ان أهل الكتب ءامنوا و اتقوا لكفرنا عنهم سيئاتهم

با توجه به آيه 59 (هل تنقمون منا الا ان ءامنا باللّه و ما انزل الينا و ما انزل من قبل) و نيز آيه 61 (و اذا جاءوكم قالوا ءامنا)، معلوم مى شود مراد از ايمان در «ءامنوا» ايمان به خدا، قرآن، همه كتب آسمانى و ايمان به پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) است.

10 - پرهيز از رشوه گيرى ، حرام خوارى ، تجاوزگرى و گفتار كفرآميز شرط آمرزش گناهان اهل كتاب و ورود آنان به بهشت

و لو ان أهل الكتب ءامنوا و اتقوا

متعلق «واتقوا» چنانچه گذشت، گناهان است، از مصاديق مورد نظر آن - با توجه به آيات گذشته -، گناهانى است كه در برداشت به آنها اشاره شد.

15- آمرزش بدكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 119 - 1

1- وعده قطعى خداوند به بخشش گناه بدكاران ، در صورت روى آوردن آنان به توبه و صلاح

ثمّ إن ربّك للذين عملوا السوء بجهلة ثمّ تابوا من بعد ذلك و أصلحوا إن ربّك من بع

16- آمرزش برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 7

7- رفتار برادران يوسف عليه وى ، گناه بود و بدون آمرزش خداوند عقوبت او را در پى داشت .

يغفر الله لكم

17- آمرزش برپاكنندگان نماز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 8

8 - عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان ، برخوردار از آمرزش و دارنده نشان سپاس گزارى خداوند

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه ... إنّه غفور

18- آمرزش بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 4

4 - خداوند ، گناه پيمان شكنى بنى اسرائيل را بخشود .

فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته

شمول فضل و رحمت الهى پس از بيان خطا و گناه، كنايه از عفو و گذشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 9

9 - خداوند نويد بخش آمرزش گناهان بنى اسرائيل در صورت رعايت آداب تعيين شده براى ورود و سكونتشان در بيت المقدس

اسكنوا . .. و ادخلوا الباب سجداً نغفر لكم خطيئتكم

ظاهر اين است كه «نغفر لكم» جواب براى همه اوامرى است كه در آيه مطرح شده. بنابراين تقدير چنين است: «إن تسكنوا و تأكلوا و تقولوا و تدخلوا الباب سجداً نغفر لكم».

19- آمرزش بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 34 - 9

9 - سپاس گزارى بهشتيان از خداوند ، به خاطر آمرزش خطا هاى آنان و قدردانى از كار هاى نيكشان

و قالوا الحمد للّه . .. إنّ ربّنا لغفور شكور

جمله «إنّ ربّنا لغفور شكور» بيان ديگرى از فلسفه سپاس گزارى از خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 8 - 7

7 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « . . .و من يعمل مثقال ذرّة شرّاً يره » يقول : إذا كان من أهل الجنّة رأى ذلك الشرّ يوم القيامة ثمّ غفر اللّه تعالى له ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «و من يعمل مثقال ذرّة شرّاً يره» روايت شده كه [خداوند] مى فرمايد: اگر [شخص ]از اهل بهشت باشد [و در دنيا عمل بدى انجام داده باشد] آن عمل بد را در قيامت مى بيند; آن گاه خداوند متعال او را مى آمرزد».

20- آمرزش پيروان دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 8 - 13

13 - آمرزش مؤمنان تائب و پيرو دين و وارد شدن آنان به بهشت از سوى خداوند ، حكيمانه و از موضع اقتدار است .

فاغفر للذين تابوا . .. إنّك أنت العزيز الحكيم

ياد شدن دو صفت عزت و حكمت در پايان آيه شريفه، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

21- آمرزش پيروان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 11 - 12

12 - آمرزش و اجر ارزشمند و پرب ها ، پاداش پيروان قرآن و خداترسان

من اتّبع الذكر و خشى الرحمن بالغيب فبشّره بمغفرة و أجر كريم

22- آمرزش پيروان نوح(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 41 - 7

7- نوح ( ع ) ، واسطه شمول مغفرت و رحمت خداوند بر مؤمنان و پيروان او

إن ربى لغفور رحيم

به دليل «اركبوا» كه خطاب به پيروان نوح است، متعلق «غفور» و «رحيم» نيز پيروان آن حضرت مى باشد; يعنى: إن ربى لغفور لكم رحيم بكم. (خداوند آمرزنده شما و نازل كننده رحمت بر شماست). لازمه اين سخن آن بود كه نوح مى فرمود: «ربكم» (پرورگار شما) نه «ربى». اين جابه جايى بيانگر اين نكته است كه: خداوند به واسطه نوع(ع)، مغفرت و رحمت خويش را به پيروان او مى گستراند.

23- آمرزش تائبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 106 - 7

7 - توبه كنندگانى كه صرفاً از خطاى خويش نادم باشند و عملا در مقام جبران خطا ها بر نيايند ، داراى سرنوشتى مبهم از جهت عذاب و غفران

و ءاخرون . .. إما يعذبهم و إما يتوب عليهم

خداوند در اين آيات سه گروه را ياد كرده است: 1 - «و من أهل المدينة . .. » ; 2 - «و آخرون اعترفوا بذنوبهم» ; 3 - «و آخرون مرجون لأمر اللّه» كه از مقايسه اين سه گروه مى توان نتيجه گرفت كه گروه سوم اصرار بر خطا ندارند و نادمند ; ولى همانند گروه دوم اعتراف به خطا نكرده و در مقام جبران برنيامده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 82 - 2،8

2 - توبه كنندگان از شرك ، كفر و عصيان ، با ايمان و عمل صالح و پى گيرى هدايت ، قطعاً مشمول مغفرت خداوند قرار خواهند گرفت .

و إنّى لغفّار لمن تاب و ءامن . .. ثمّ اهتدى

مراد از توبه به قرينه آيه قبل، توبه از گناه تعدى در مأكولات است و چون پس از «تاب»، سخن از ايمان به ميان آمده است، شامل توبه از شرك و كفر نيز مى شود.

8 - غفران خداوند در باره مؤمنان تائب و نيك كردار ، مغفرتى گسترده و پر دامنه است .

و إنّى لغفّار لمن تاب

«غفّار» صيغه مبالغه است و بر گستردگى غفران خداوند در مورد توبه كنندگان مؤمن و نيك كردار دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 8 - 13

13 - آمرزش مؤمنان تائب و پيرو دين و وارد شدن آنان به بهشت از سوى خداوند ، حكيمانه و از موضع اقتدار است .

فاغفر للذين تابوا . .. إنّك أنت العزيز الحكيم

ياد شدن دو صفت عزت و حكمت در پايان آيه شريفه، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

24- آمرزش تائبان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 4

4 - خداوند گناه آن گروه از بنى اسرائيل را كه پس از گوساله پرستى توبه كرده و با ايمان به يكتايى خدا به پرستش او بازگشتند ، آمرزيد و آنان را مشمول رحمت خويش قرار داد .

و الذين عملوا السيئات ثم تابوا من بعدها و ءامنوا

مصداق مورد نظر براى «الذين عملوا السيئات»، به دليل آيات پيشين، گوساله پرستان بنى اسرائيل است. اين آيه در حقيقت استثنايى براى آيه پيشين است.

25- آمرزش تكذيب محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 25 - 5

5 - تمامى گناهان ، حتى گناه كفر ، تكذيب پيامبر و تهمت و افترا بر او ، قابل بخشايش خداوند است .

أم يقولون افترى . .. يقبل التوبة عن عباده و يعفواْ عن السيّئات

از واژه «السيئات» - كه جمع محلى به الف و لام است - و نيز از ارتباط اين آيه با آيه قبل - كه سخن از تهمت افتراى پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر خدا از سوى مشركان بود - مطلب بالا استفاده مى شود.

26- آمرزش تلاوت كنندگان قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 8

8 - عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان ، برخوردار از آمرزش و دارنده نشان سپاس گزارى خداوند

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه ... إنّه غفور

27- آمرزش توابين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 89 - 9

9 - توبه كنندگان ، مشمول مغفرت و رحمت الهى

الا الذين تابوا . .. فان اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 129 - 6

6 - بخشايش و آمرزش توبه كنندگان و عذاب گناهكاران ، برخاسته از مشيّت خداوند

او يتوب عليهم او يعذّبهم . .. يغفر لمن يشآء و يعذّب من يشآء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 39 - 9

9 - خداوند ، آمرزنده گناه تائبان و رحيم و مهربان نسبت به آنان

فمن تاب . .. إنّ اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 40 - 10

10 - عذاب گنهكاران ، مظهر عزت و حكمت خداوند و آمرزش توبه كاران ، جلوه غفران و رحمت او

يعذب من يشاء و يغفر لمن يشاء

چنانچه «يعذب . .. و يغفر» اشاره به آيات پيشين داشته باشد. بيان عزت و حكمت خداوند پس از «فاقطعوا» و ذكر غفران و رحمت او پس از «فان اللّه يتوب عليه» در آن آيات، حاكى از برداشت مذكور خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 3

3 - خداوند ، آمرزنده بندگان توبه كار خويش و مهربان با ايشان است .

إن ربك من بعدها لغفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 167 - 16

16 - خداوند با گسترش رحمت خويش بر گنهكاران تائب ، آنان را مى بخشايد و به عذاب برزخى گرفتار نمى سازد .

و إنه لغفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 25 - 11،15،18

11- تائبان و كسانى كه از لغزش ها بازگشته و به سوى خداوند روى آورند ، از آمرزش و غفران او برخوردارند .

فإنه كان للأوّبين غفورًا

15- غفران خطاكاران تائب از سوى خداوند ، در جهت تربيت و رشد آنان است .

ربّكم . .. كان للأوّبين غفورًا

در برداشت فوق «ربّ» به معناى تربيت كننده گرفته شده است كه معناى اصلى آن است (مفردات راغب); يعنى، بخشايش خطاكاران در راستاى ربوبيت و مقام مربى بودن خداوند است.

18- « عن أبى بصير قال : سمعت أباعبدالله ( ع ) يقول : فى قوله تعالى : « إنه كان للأوّابين غفوراً » قال : هم التوابون المتعبدون ;

ابى بصير گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه درباره سخن خداى متعال «إنه كان للأوّابين غفوراً» فرمود: مقصود، توبه كنندگان متعبد است».

28- آمرزش تهمت به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 25 - 5

5 - تمامى گناهان ، حتى گناه كفر ، تكذيب پيامبر و تهمت و افترا بر او ، قابل بخشايش خداوند است .

أم يقولون افترى . .. يقبل التوبة عن عباده و يعفواْ عن السيّئات

از واژه «السيئات» - كه جمع محلى به الف و لام است - و نيز از ارتباط اين آيه با آيه قبل - كه سخن از تهمت افتراى پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر خدا از سوى مشركان بود - مطلب بالا استفاده مى شود.

29- آمرزش حاجيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 203 - 13

13 - حج گزارى كه در ايام تشريق بميرد ، آمرزيده است .

فمن تعجّل فى يومين فلا اثم عليه

امام صادق (ع) درباره آيه «فمن تعجّل . ..»، فرمود: يعنى من مات قبل ان يمضى، فلا اثم عليه


كافى، ج 4، ص 521، ح 10 ; نورالثقلين، ج 1، ص 201، ح 740.

30- آمرزش حبيب نجار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 27 - 1،4

1 - مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، بهره مند از غفران الهى

بما غفر لى ربّى

4 - مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، پس از به شهادت رسيدن ، از آگاه نبودن مردم از مورد غفران قرار گرفتن و عزيز شدنش در پيشگاه الهى ، تأسف خورد .

قال يليت قومى يعلمون . بما غفر لى ربّى و جعلنى من المكرمين

31- آمرزش حق ستيزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 12

12 - آمرزش گناه ستيزه جويان عليه دين ، پس از گرايش آنان به اسلام ، جلوه اى از مغفرت و رحمت خدا نسبت به انسانهاست .

و يغفر لكم و اللّه غفور رحيم

32- آمرزش حق طلبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 43 - 11

11 - حق گرايان برخوردار از مغفرت الهى ، و ملحدان و حق ناپذيران رويارو با مجازات دردناك او

مايقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل . .. إنّ ربّك لذو مغفرة

در آيات پيشين، قرآن پيامى حق معرفى شده است كه ملحدان با ايجاد شبهه در آن سعى مى كردند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مورد انكار قرار دهند. اكنون در اين آيه خداوند به غفران و عقاب خود اشاره كرده كه غفران منطبق بر حق گرايان و عقاب درباره ملحدان است.

33- آمرزش خائنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 110 - 4

4 - خداوند آمرزنده گناه خيانتكاران و حاميان آنان ، در صورت استغفار و توبه

هأنتم هؤلاء . .. او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً

با توجه به آيات قبل مى توان گفت از مصاديق مورد نظر براى «من يعمل سوءاً» خيانتكاران هستند و حاميان آنان از مصاديق «يظلم نفسه» مى باشند.

34- آمرزش خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 37 - 4

4 - خداوند توبه آدم ( ع ) را پذيرفت ، گناهش را آمرزيد و او را مشمول رحمت خويش قرار داد .

فتاب عليه إنه هو التواب الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 52 - 2

2 - آمرزش گناه بندگان به دست خدا و در اختيار اوست .

ثم عفونا عنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 11

11 - آمرزش گناهان انسان به دست خدا و در اختيار اوست .

نغفر لكم خطيكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 64 - 4

4 - خداوند ، گناه پيمان شكنى بنى اسرائيل را بخشود .

فلولا فضل اللّه عليكم و رحمته

شمول فضل و رحمت الهى پس از بيان خطا و گناه، كنايه از عفو و گذشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 155 - 15

15 - از امام صادق ( ع ) روايت شده است : « . . . من صبر كرهاً . . . نصيبه ما قال اللّه عز و جل : « و بشر الصابرين » اى بالجنة و المغفرة . . . ;

. .. كسى كه در مشكلات صبر كند پاداش وى همان بهشت و مغفرت الهى است كه در سخن خداى عز و جل «و بشر الصابرين» به آن بشارت داده شده است ... ».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 175 - 2،8

2 - دين فروشان و كتمان كنندگان حقايق كتاب هاى آسمانى ، از مغفرت الهى محروم و به آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .

أولئك الذين اشتروا . .. العذاب بالمغفرة

8 - بيان حقايق كتاب هاى آسمانى ، موجب دستيابى به هدايت و مغفرت الهى است .

إن الذين يكتمون . .. أولئك الذين اشتروا الضللة بالهدى و العذاب بالمغفرة

برداشت فوق از مفهوم آيه به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 176 - 6

6 - حق ستيزى موجب گمراهى ، محروميت از لطف و مغفرت خدا و گرفتار شدن به آتش دوزخ مى باشد .

لايكلمهم اللّه يوم القيمة . .. ذلك بأن اللّه نزل الكتب بالحق

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره به عقوبتهاى مطرح شده در آيات قبل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 182 - 11

11 - چنانچه وصيت ناعادلانه تبديل و اصلاح شود ، خداوند گناه وصيت كننده را خواهد بخشيد .

فمن خاف من موص جنفاً أو إثماً فاصلح بينهم فلا إثم عليه إن اللّه غفور رحيم

در برداشت فوق «إن اللّه غفور» در ارتباط با گناه وصيت كننده (فمن خاف من موص . .. إثماً» ملاحظه شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 199 - 10،13

10 - وعده الهى به آمرزش و رحمت استغفاركنندگان

و استغفروا اللّه ان اللّه غفور رحيم

گر چه آيه مزبور درباره كوچ از مَشعر و عرفات است ; ولى تعليل «ان اللّه غفور رحيم»، عام است. بنابراين وعده رحمت و آمرزش، به مطلق استغفاركنندگان است.

13 - طالبان آمرزش الهى به هنگام كوچ از مشعر و عرفات ، مشمول مغفرت و رحمت خداوند هستند .

ثم افيضوا . .. و استغفروا اللّه ان اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 221 - 21،22،23

21 - خداوند ، دعوت كننده انسان ها به بهشت و آمرزش خويش است .

و اللّه يدعوا الى الجنّة و المغفرة باذنه

22 - دستيابى به بهشت و مغفرت الهى ، به توفيق اوست .

و اللّه يدعوا الى الجنّة و المغفرة باذنه

باء در «باذنه» به معناى مصاحبت و متعلّق به «يدعوا» است و كلمه «اذن» به معناى توفيق است; يعنى دعوت الهى به بهشت، همراه با توفيق او براى دستيابى مؤمنان به بهشت است.

23 - عمل به تكاليف الهى ، وسيله رسيدن به بهشت و آمرزش است .

و لا تنكحوا المشركات . .. و اللّه يدعوا الى الجنّة و المغفرة باذنه

بنابراينكه مراد از دعوت الهى به بهشت و مغفرت، بيان احكام شرعى باشد (مانند حرمت ازدواج با مشركان و . ..) كه عمل به آن احكام، موجب آمرزش و درآمدن به بهشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 225 - 8

8 - عدم مؤاخذه بر سوگند هاى لغو ، جلوه اى از مغفرت و حِلم پروردگار

لا يؤاخذكم اللّه باللغو فى ايمانكم . .. و اللّه غفور حليم

ظاهراً مغفرت و حلم خدا مربوط به «لا يؤاخذ» است; نه «يؤاخذكم». چون مغفرت با عدم مؤاخذه مناسب است; نه با مؤاخذه.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 226 - 9

9 - كسانى كه با شكستن سوگند بر ترك آميزش جنسى به زندگى زناشويى بازگردند ، مشمول رحمت و غفران الهى هستند .

للذين يؤلون . .. فان فاءو فانّ اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 235 - 15،19

15 - توجّه ، به مغفرت و بردبارى خداوند ، منشأ ايجاد اميد به پاك شدن از گناهان

لا جناح . .. ان اللّه غفور حليم

19 - ضرورت آميختگى و همراهى ترس از خداوند ، با اميد به آمرزش او

و اعلموا . .. فاحذروه و اعلموا انّ اللّه غفور حليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 284 - 11،14

11 - تقدم غفران و رحمت الهى ، بر قهر و عذاب وى *

فيغفر لمن يشاء و يعذّب من يشاء

از تقديم ذكرى غفران بر عذاب استفاده شده است.

14 - خداوند ، قادر بر محاسبه اعمال و نيّات انسان و آمرزش و عذاب او

و ان تبدوا . .. يحاسبكم به اللّه فيغفر ... و يعذّب ... و اللّه على كلّ شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 285 - 14،17،19

14 - مؤمنان ، خواستار مغفرت پروردگار

غفرانك ربّنا

17 - غفران الهى ، مقتضاى ربوبيّت خداوند

غفرانك ربّنا

19 - رسولان الهى ، طالب و محتاج به مغفرت الهى

و قالوا سمعنا و اطعنا غفرانك ربّنا

بنابراينكه ضمير «قالوا» علاوه بر مؤمنين، به «رسل» نيز ارجاع شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 286 - 17،18

17 - مؤمنان ، خواستار عفو ( رفع آثار گناه ) ، غفران و رحمتِ پروردگارِ خويش

و اعف عنّا و اغفر لنا و ارحمنا

18 - عفو و غفران ، زمينه و مقدّمه رحمت خاصّ الهى *

و اعف عنّا و اغفر لنا و ارحمنا

چون عفو و غفران جلوه اى از رحمت الهى است، بنابراين مراد از «و ارحمنا» طلب رحمتى خاص خواهد بود. گفتنى است كه تقدّم ذكرى عفو و غفران، نشانه مقدّمه بودن آن دو براى رحمت خاص الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 16 - 4،5،6،8

4 - ايمان ، زمينه ساز غفران الهى و مصونيّت از عذاب دوزخ

امنّا فاغفرلنا ذنوبنا و قنا عذاب النار

برداشت فوق، از ترتّب «غفران» به وسيله «فاء» بر ايمان، استفاده شده است.

5 - اظهار ايمان قبل از دعا ، از آداب طلب غفران و نيايش

امنّا فاغفرلنا ذنوبنا و قنا عذاب النار

6 - بخشايش گناه بندگان ، جلوه ربوبيّت الهى است .

ربّنا . .. فاغفرلنا

از اسناد «غفران» به مقام ربوبيّت برداشت شده است.

8 - بخشايش گناهان انسان از سوى خداوند ، زمينه مصونيّت او از عذاب

فاغفرلنا ذنوبنا و قنا عذاب النار

تقواپيشگان، نخست بخشايش گناهان را مى طلبند و پس از آن، طالب دورى از عذاب هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 31 - 13

13 - محبّت و غفران الهى ، بشارتى به پيروان پيامبر (صلی الله علیه و آله)

فاتّبعونى يحببكم اللّه و يغفر لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 89 - 1،8،9

1 - مرتدانِ تائب ، مورد پذيرش و توجه خداوند ، ملائكه و مردم

كفروا بعد ايمانهم . .. انّ عليهم لعنة اللّه و الملئكة و الناس ... الاّ الذين تاب

8 - غفران و رحمت الهى ، دليل پذيرش توبه مرتدّ و آمرزش گناه او

الا الذين تابوا . .. فان اللّه غفور رحيم

9 - توبه كنندگان ، مشمول مغفرت و رحمت الهى

الا الذين تابوا . .. فان اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 16 - 11

11 - خداوند ، آمرزنده گناه زناكار و لواط كننده ، به شرط توبه و اصلاح

و الّذان يأتيانها منكم . .. فان تابا و اصلحا ... اِنّ اللّه كان توّاباً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 18 - 4

4 - خداوند ، كسانى را كه كافر از دنيا بروند ، نخواهد بخشيد .

و ليست التّوبة للّذين . .. و لا الّذين يموتون و هُم كفّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 23 - 19

19 - خداوند جبران كننده منقصت هاى ناشى از ازدواج با محارم در صورتى كه آن ازدواج ها قبل از حكم به تحريم صورت گرفته باشد .

حرّمت . ... اِنّ اللّه كان غفوراً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 25 - 35،37

35 - تجويز ازدواج با كنيزان ، مظهرى از غفران و رحمت الهى

و من لم يستطع منكم . .. فمن منا ملكت ايمانكم ... و اللّه غفور رحيم

37 - رحمت الهى ، منشأ غفران وى *

و اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 31 - 15

15 - خداوند ، آمرزنده گناهان و جاى دهنده پاكان در بهشت

نكفر عنكم . .. و ندخلكم مدخلا كريماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 43 - 32،33

32 - خداوند ، همواره « عفوّ » ( بسيار با گذشت ) و « غفور » ( بسيار آمرزنده ) است .

انّ اللّه كان عفوّاً غفوراً

33 - تخفيف احكام براى معذورين ، پرتويى از عفو و غفران الهى

فلم تجدوا ماءً . .. انّ اللّه كان عفوّاً غفوراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 48 - 9

9 - لزوم قرين ساختن خوف و رجا در ابلاغ مغفرت الهى به مردم

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

چون خداوند در عين اميدوار ساختن مردم به آمرزش، آن را مشروط به مشيت كرده تا حالت خوف به طور كلّى زايل نشود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 66 - 13

13 - سعادت متخلفان از فرمان خدا و رسول و ثبات آنان در ايمان ، در گرو حضورشان نزد پيامبر (صلی الله علیه و آله) و درخواست وساطت آن حضرت براى غفران الهى

و لو انّهم اذ ظلموا انفسهم . .. و لو انّهم فعلوا ما يوعظون به لكان خيراً لهم و ا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 96 - 3،5

3 - آمرزش و رحمت خاص خداوند نسبت به مجاهدان ، اجر بزرگ آنان

فضّل اللّه المجاهدين على القاعدين اجراً عظيماً. درجات منه و مغفرة و رحمة

«مغفرة» و «رحمة»، عطف بيان براى «اجراً عظيماً» است. و نكره آوردن كلمه «مغفرة» و «رحمة» دلالت بر مغفرت و رحمتى خاص دارد.

5 - بهره مندى انسان از رحمت خاص الهى ، در گرو آمرزش گناهان اوست .

مغفرة و رحمة

تقديم «مغفرة» بر «رحمة»، دلالت بر اين معنا دارد كه تا مغفرت حاصل نشود، آن رحمت خاص شامل آدمى نمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 99 - 6،7

6 - خداوند ، بسيار آمرزنده و پرده پوش است .

و كان اللّه عفوّاً غفوراً

7 - خداوند ، آمرزنده اى پرده پوش است .

و كان اللّه عفوّاً غفوراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 100 - 16

16 - خداوند ، بخشنده اى مهربان است .

و كان اللّه غفوراً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 106 - 6،8

6 - خداوند آمرزنده اى مهربان است .

إنّ اللّه كان غفوراً رحيماً

8 - آمرزش الهى نسبت بندگان ، آميخته با مهر و محبت است .

و استغفر اللّه إنّ اللّه كان غفوراً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 110 - 2،4،6،7،8،12

2 - خداوند ، آمرزنده گناه شرك و غير شرك ، در صورت استغفار و توبه

و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً

گفته شده مقصود از ظلم در «يظلم نفسه»، شرك است و مقصود از «سوء»، گناهانى غير از شرك.

4 - خداوند آمرزنده گناه خيانتكاران و حاميان آنان ، در صورت استغفار و توبه

هأنتم هؤلاء . .. او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً

با توجه به آيات قبل مى توان گفت از مصاديق مورد نظر براى «من يعمل سوءاً» خيانتكاران هستند و حاميان آنان از مصاديق «يظلم نفسه» مى باشند.

6 - توجه به غفران و رحمت الهى ، زمينه و انگيزه اى براى توبه و بازگشت گناهكاران به سوى خدا

و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً

7 - نويد خداوند به آمرزش حتمى گنهكاران در صورت توبه و استغفار

و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً

8 - گناهكار ، با توبه و استغفار ، آمرزش و رحمت الهى را درك و احساس مى كند .

و من يعمل سوءاً . .. ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً

كلمه «يجد»، از مصدر وجدان به معناى دريافتن و احساس كردن است; يعنى در وجود خود رحمت و مغفرت الهى را درك مى كند.

12 - خداوند ، آمرزنده اى مهربان است .

يجداللّه غفوراً رحيماً

بنابر اينكه «رحيم»، صفت «غفور» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 129 - 14

14 - رحمت خداوند ، سرچشمه غفران اوست .

فإنّ اللّه كان غفوراً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 137 - 8،9

8 - مغفرت و آمرزش گناهان از سوى خداوند ، زمينه هدايت پذيرى انسان *

لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم سبيلا

تقديم جمله «لم يكن اللّه ليغفر» بر جمله «لاليهديهم»، مى تواند اشاره به مطلب فوق باشد.

9 - هدايت و آمرزش انسان ها ، متكى به اراده خداوند است .

لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 152 - 8،9

8 - پاداش دهى خداوند به بندگان خويش ، پرتويى از غفران و رحمت اوست .

أولئك سوف يؤتيهم أجورهم و كان اللّه غفوراً رحيماً

9 - غفران و آمرزش خداوند نسبت به مؤمنان ، تجلى رحمت اوست . *

و الذين ءامنوا باللّه و رسله . .. و كان اللّه غفوراً رحيماً

وصف «رحيماً»، مى تواند اشاره به منشأ غفران الهى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 168 - 9

9 - آمرزش و هدايت انسان به دست خداوند است .

لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 47،48،49،51

47 - خداوند ، غفور ( بسيار آمرزنده ) و رحيم ( مهربان ) است .

فإنّ اللّه غفور رحيم

48 - بخشايش گناه بندگان از سوى خدا همراه با لطف و مهربانى بر ايشان است .

فإنّ اللّه غفور رحيم

در برداشت فوق «رحيم»، صفت براى «غفور» گرفته شده است.

49 - تسهيل تكاليف بر بندگان از سوى خداوند ، برخاسته از مغفرت و رحمت واسعه اوست .

فمن اضطر فى مخمصة غير متجانف لاثم فإنّ اللّه غفور رحيم

51 - برداشتن گناه ارتكاب محرمات در حال اضطرار ، پرتويى از مغفرت خداوند

فمن اضطر . .. فإنّ اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 9 - 2

2 - همراهى ايمان و عمل صالح ، زمينه جلب مغفرت و دستيابى به پاداش بزرگ الهى

وعد اللّه الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم مغفرة و اجر عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 18 - 16،17،20

16 - عذاب و مغفرت خداوند بر اساس مشيت اوست .

يغفر لمن يشاء و يعذب من يشاء

17 - تساوى يهود و نصارا با ديگر انسان ها در برخوردارى از آمرزش الهى و يا گرفتار شدن به عذاب

بل انتم بشر ممن خلق يغفر لمن يشاء و يعذب من يشاء

20 - مالكيت و فرمانروايى مطلق خداوند ، دليل نفوذ مشيت او در آمرزش و عذاب انسانها

يغفر لمن يشاء و يعذب من يشاء و للّه ملك السموت و الارض و ما بينهما

در برداشت فوق، جمله «للّه ملك . ..» دليل براى «يغفر لمن يشاء ...» گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 34 - 10،11

10 - خداوند ، آمرزنده و مهربان است .

فاعلموا إنّ اللّه غفور رحيم

11 - مغفرت و آمرزندگى خداوند همواره قرين رحمت و مهر اوست .

إنّ اللّه غفور رحيم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «رحيم» صفت براى «غفور» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 39 - 9،10

9 - خداوند ، آمرزنده گناه تائبان و رحيم و مهربان نسبت به آنان

فمن تاب . .. إنّ اللّه غفور رحيم

10 - پذيرش توبه ستمكاران ، جلوه اى از غفران و رحمت الهى

فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح فإنّ اللّه يتوب عليه إنّ اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 40 - 10

10 - عذاب گنهكاران ، مظهر عزت و حكمت خداوند و آمرزش توبه كاران ، جلوه غفران و رحمت او

يعذب من يشاء و يغفر لمن يشاء

چنانچه «يعذب . .. و يغفر» اشاره به آيات پيشين داشته باشد. بيان عزت و حكمت خداوند پس از «فاقطعوا» و ذكر غفران و رحمت او پس از «فان اللّه يتوب عليه» در آن آيات، حاكى از برداشت مذكور خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 45 - 25

25 - آمرزش گناهان صاحب حق قصاص از جانب خداوند ، به اندازه گذشت وى از گناه جانى

فمن تصدق به فهو كفارة له

امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از «فمن تصدق به فهو كفارة له» فرمود: يكفر عنه من ذنوبه بقدر ما عفا . .. .


كافى، ج 7، ص 358، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 637، ح 226 و 227

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 65 - 4

4 - خداوند ، آمرزنده گناهان

لكفّرنا عنهم سيئاتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 74 - 5،6،8

5 - خدا ، غفور ( بسيار آمرزنده ) و رحيم ( بسيار مهربان ) است .

و اللّه غفور رحيم

6 - گستردگى رحمت و آمرزش خداوند ، زمينه پذيرش توبه و استغفار كافران و مشركان

افلا يتوبون . .. و اللّه غفور رحيم

8 - لزوم توجه دادن خطاكاران به رحمت و آمرزش گسترده الهى براى ترغيب آنان به توبه و استغفار

افلا يتوبون . .. و اللّه غفور رحيم

هدف از يادآورى صفت آمرزندگى خداوند و رحمت گسترده او پس از فراخوانى خطاكاران به بازگشت و توبه، ترغيب آنان به استغفار مى باشد و اين درسى است براى همه كسانى كه خواهان توبه و بازگشت انسانها بسوى خداوند هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 98 - 6،8،11،12

6 - نجات از عقاب شديد الهى تنها در پرتو مغفرت و رحمت الهى ميسر است .

اعلموا إنّ اللّه شديد العقاب و إنّ اللّه غفور رحيم

8 - پاسدارى از حرمت كعبه و ماه هاى حرام عامل بهره مندى از مغفرت و رحمت الهى

جعل اللّه الكعبة البيت الحرام قيماً للناس . .. و إنّ اللّه غفور رحيم

آيه قبل نشان دهنده مصاديقى است كه از مغفرت و رحمت الهى بهره مند مى شوند و ازجمله آنان كسانى هستند كه حرمت كعبه و ماههاى حرام را پاس مى دارند. در برداشتهاى بعدى ديگر مصاديق آن منعكس خواهد شد.

11 - انسان بايد همواره بيمناك از گناهان خويش و اميدوار به رحمت و مغفرت الهى باشد .

اعلموا إنّ اللّه شديد العقاب و إنّ اللّه غفور رحيم

12 - شكنندگان حرمت كعبه و ماه هاى حرام و اعراض كنندگان از حكم قربانى نبايد از رحمت و مغفرت الهى مأيوس باشند .

جعل اللّه الكعبة البيت الحرام . .. إنّ اللّه شديد العقاب و إنّ اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 101 - 13

13 - خداوند آمرزنده گناه مترتب بر پرسش هاى بيجا تا پيش از تحريم آن *

لاتسئلوا عن اشياء . .. و اللّه غفور حليم

توصيف خداوند به «غفور» پس از بيان نهى از پرسشهاى بيجا مى تواند ناظر به آمرزش گناه كسانى باشد كه تا پيش از بيان نهى، چنين سؤالاتى را مطرح كرده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 118 - 9

9 - امكان آمرزش مشركان ، از سوى خداوند

و إن تغفر لهم فانك انت العزيز الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 27

27 - خداوند غفور (بسيار آمرزنده) و رحيم (مهربان) است.

فأنه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 145 - 19

19 - جعل احكام ثانوى (رفع حرمت در حال اضطرار) جلوه اى از مغفرت و رحمت الهى است.

فمن اضطر غير باغ و لاعاد فإن ربك غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 4

4 - عفو و مغفرت خداوند جلوه اى از رحمت اوست .

لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 3

3 - خداوند ، آمرزنده بندگان توبه كار خويش و مهربان با ايشان است .

إن ربك من بعدها لغفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 23

23 - خداوند بهترين بخشايشگر و آمرزنده مهربان است .

و أنت خير الغفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 167 - 8

8 - خداوند ، پروردگارى آمرزنده گناهان و مهربان با بندگان خويش

و إنه لغفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 4 - 6

6 - برخوردارى از آمرزش خداوند و بهره مندى از روزى هاى نيكو ، پاداش مؤمنان حقيقى

لهم . .. مغفرة و رزق كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 29 - 9

9 - شمول غفران الهى بر مؤمنان تقواپيشه ، نمود فضل عظيم خداوند

و يغفر لكم و اللّه ذوالفضل العظيم

جمله «و اللّه . .. » مى تواند به منزله تعليلى بر اعطاى پاداشهاى بيان شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 38 - 9

9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ رحمت و مغفرت الهى نسبت به كافران تنبّه يافته

قل للذين كفروا إن ينتهوا يغفر لهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه متعلق «إن ينتهوا» كفر باشد يعنى اگر از كفر دست كشيدند . .. .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 69 - 9،10،12

9 - خداوند ، آمرزنده گناهان و با بندگان خويش مهربان است .

إن اللّه غفور رحيم

10 - خداوند ، مجاهدان بدر را كه به خاطر اقدام نابهنگامشان در گرفتن اسير مرتكب گناه شدند ، مورد عفو و مغفرت خويش قرار داد .

ما كان لنبى أن يكون له أسرى . .. إن اللّه غفور رحيم

12 - مغفرت الهى پرتوى از رحمت اوست .

إن اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 10،12

10 - خداوند ، آمرزنده گناهان و با بندگان خويش مهربان است .

و اللّه غفور رحيم

12 - آمرزش گناه ستيزه جويان عليه دين ، پس از گرايش آنان به اسلام ، جلوه اى از مغفرت و رحمت خدا نسبت به انسانهاست .

و يغفر لكم و اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 74 - 7،9

7 - خداوند ، مهاجران و انصار را به مغفرت و روزى با كرامت نويد داد .

لهم مغفرة و رزق كريم

9 - خداوند ، بخشنده گناهان و لغزش هاى مؤمنان حقيقى و راستين

لهم مغفرة و رزق كريم

35- آمرزش خداترسان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 12 - 1

1 - خداترسان ، مشمول غفران عظيم خداوند و بهره مند از پاداش بزرگ او

إنّ الذين يخشون ربّهم بالغيب لهم مغفرة و أجر كبير

تنكير «مغفرة»; دلالت بر تعظيم دارد.

آمرزش خطاكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 12

12- مغفرت و آمرزش بندگان خطاكار ، پرتوى از رحمت و مهربانى خداوند است .

يغفر الله لكم و هو أرحم الرحمين

36- آمرزش داود(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 25 - 1،2

1 - دعاى داوود ( ع ) براى آمرزيده شدن ، مورد استجابت خدا قرار گرفت .

فاستغفر ربّه . .. فغفرنا له

2 - خداوند ، از لغزش داوود ( ع ) در امر داورى ميان دو گروه متخاصم درگذشت و او را مورد آمرزش قرار داد .

فغفرنا له ذلك

«ذلك» اشاره به لغزش مربوط به داورى ميان دو گروه متخاصم دارد.

37- آمرزش در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 41 - 1

1- حضرت ابراهيم ( ع ) از خداوند خواستار آمرزش خود ، پدر و مادرش و مؤمنان در روز برپايى قيامت شد .

ربّنا اغفرلى و لولدىّ و للمؤمنين يوم يقوم الحساب

38- آمرزش دزد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 39 - 11

11 - توبه و اصلاح ( خودسازى ) سارقان براى آمرزش و سقوط حد از ايشان ، مورد ترغيب خداوند

و السارق و السارقة . .. فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح فإنّ اللّه يتوب عليه

يادآورى توبه پس از بيان حد سرقت و وعده به عفو سارق، گشودن راهى است براى او تا به اين وسيله راه اصلاح در پيش گيرد و از حد رهايى يابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 40 - 11

11 - عقوبت سارقان و آمرزش آنان به صورت توبه و اصلاح خويش ، از جمله مشيت هاى الهى

يعذب من يشاء و يغفر لمن يشاء

مصداق مورد نظر براى «من يشاء»، با توجه به آيات پيشين، زن و يا مردى است كه مرتكب سرقت شود.

39- آمرزش زناكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 16 - 11

11 - خداوند ، آمرزنده گناه زناكار و لواط كننده ، به شرط توبه و اصلاح

و الّذان يأتيانها منكم . .. فان تابا و اصلحا ... اِنّ اللّه كان توّاباً رحيماً

40- آمرزش زنان انفاقگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 19

19 - مردان و زنان صدقه پرداز ، مورد مغفرت خداوندند .

و المتصدّقين و المتصدّقت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

41- آمرزش زنان اهل تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 1،3

1 - مردان و زنانى كه در برابر خداوند ، سر تسليم فرود مى آورند ، از آمرزش خداوند برخوردارند .

إنّ المسلمين و المسلمت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

بنابراين كه «مسلمين» از ريشه لغوى آن (سلم) و به همان معناى لغوى اش باشد، نكته ياد شده قابل استفاده است.

3 - مردان و زنان مسلمان ، مشمول آمرزش و غفران الهى اند .

إنّ المسلمين و المسلمت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

بنابراين احتمال كه مراد از «المسلمين» معناى اصطلاحى آن;يعنى، گرويدگان به دين اسلام باشد، نكته ياد شده، استفاده مى شود.

42- آمرزش زنان خاشع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 16

16 - مردان و زنان فروتن ، از آمرزش خداوند ، برخوردار خواهند بود .

و الخشعين و الخشعت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

43- آمرزش زنان خاضع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 9

9 - مردان و زنان مطيع و خاضع ، از آمرزش خداوند برخوردارند .

و القنتين و القنتت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة و أجرًا عظيمًا

«قانت» از مصدر «قنوت» است. «قنوت» در لغت، به معناى «اطاعت خاضعانه» است (مفردات راغب).

44- آمرزش زنان ذاكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 27

27 - مردان و زنانى كه زياد به ياد خداوندند ، از آمرزش او ، بهره مند خواهند بود .

و الذكرين اللّه كثيرًا و الذكرت أعدّ اللّه لهم مغفرة

45- آمرزش زنان روزه دار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 21

21 - مردان و زنان روزه گير ، مشمول آمرزش خداوندند .

و الصئمين و الصئمت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

46- آمرزش زنان صابر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 14

14 - خداوند ، مردان و زنان شكيبا را از آمرزش خود ، برخوردار مى كند .

و الصبرين و الصبرت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

47- آمرزش زنان صادق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 11

11 - مردان و زنان صداقت پيشه ، از آمرزش خداوند برخوردارند .

و الصدقين و الصدقت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

48- آمرزش زنان عفيف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 24

24 - مردان و زنان با عفت و پاكدامن ، مشمول آمرزش خداوندند .

و الحفظين فروجهم و الحفظت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

49- آمرزش زنان متذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 29

29 - مردان و زنانى كه به فراوانى خداوند را براى ديگران يادآورى مى كنند از آمرزش خداوند بهره مند خواهند بود .

و الذكرين اللّه كثيرًا و الذكرت أعدّ اللّه لهم مغفرة

«ذكر» (مصدر «ذاكر») به دو معنا آمده است: يكى، به خاطر سپردن، و ديگرى، بر زبان آوردن (مفردات راغب). احتمال دارد كه مراد از ذكر زبانى، يادآورى براى ديگران باشد.

50- آمرزش زنان مسلمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 3،5

3 - مردان و زنان مسلمان ، مشمول آمرزش و غفران الهى اند .

إنّ المسلمين و المسلمت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

بنابراين احتمال كه مراد از «المسلمين» معناى اصطلاحى آن;يعنى، گرويدگان به دين اسلام باشد، نكته ياد شده، استفاده مى شود.

5 - مردان و زنان مؤمن ، مشمول آمرزش خداوندند .

إنّ . .. و المؤمنين و المؤمنت ... أعدّ اللّه لهم مغفرة

51- آمرزش زنان مطيع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 9

9 - مردان و زنان مطيع و خاضع ، از آمرزش خداوند برخوردارند .

و القنتين و القنتت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة و أجرًا عظيمًا

«قانت» از مصدر «قنوت» است. «قنوت» در لغت، به معناى «اطاعت خاضعانه» است (مفردات راغب).

52- آمرزش شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 48 - 1،5،7،13

1 - شرك ، انحراف و لغزشى غير قابل آمرزش

انّ اللّه لا يغفر ان يشرك به

5 - هر گناهى - كوچكتر از شرك - قابل آمرزش و مغفرت

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

كلمه «دون» به معناى كمتر و پايينتر است.

7 - گناهانى كه در حدّ شرك باشد ، قابل آمرزش نيست .

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

برداشت فوق با توجّه به معناى كلمه «دون» (كمتر و پايينتر) استفاده شده است.

13 - تمامى گناهان ، حتّى گناهان كبيره - بجز شرك - قابل آمرزش و بخشش

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمودك الكبتئر فما سواها ... .

مقصود از قابل آمرزش بودن همه گناهان - بجز شرك - بخشش بدون توبه است ; زيرا مشرك هم اگر از شرك توبه كند، بخشيده مى شود.


كافى، ج 2، ص 284، ح 18 ; نورالثقلين، ج 1، ص 487، ح 283، 284، و ص 488، ح 290 ; تفسير برهان، ج 1، ص 374، ح 1، 2، 7 ; من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 376، ح 36، ب 179.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 110 - 2

2 - خداوند ، آمرزنده گناه شرك و غير شرك ، در صورت استغفار و توبه

و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً

گفته شده مقصود از ظلم در «يظلم نفسه»، شرك است و مقصود از «سوء»، گناهانى غير از شرك.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 17 - 9

9 - شرك ، گناهى نابخشودنى است .

ما كان للمشركين . .. أولئك حبطت أعملهم و فى النار هم خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 90 - 4

4- ايمان به يكتايى خدا ، پرستش او و آمرزش گناهان ( شركورزى ، فساد و بى عدالتى در مبادلات ) مقدمه هايى لازم براى حركت به سوى خدا و تقرب به درگاه اوست .

واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه

برداشت فوق، با توجه به حرف «ثم» - كه جمله «توبوا إليه» را بر «استغفروا ربكم» عطف كرده است - استفاده مى شود. گفتنى است متعلق استغفار به قرينه آيات پيشين، گناه شركورزى و بى عدالتى در مبادلات اقتصادى و نيز فسادگرى و مخالفت با پيامبران الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 9

9- ابراهيم ( ع ) ، شرك برخى از مشركان را قابل بخشش مى دانست .

سأستغفر لك ربّى

53- آمرزش شهيدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 157 - 5

5 - خداوند ، آمرزنده پيكارگران شهيد كارزار احد و بخشاينده رحمت هاى خويش به آنان

و لئن قتلتم فى سبيل اللّه او متّم لمغفرة من اللّه و رحمة

چون آيه مورد بحث در ضمن آياتى آمده كه مسائل نبرد احد را مطرح مى كرد، مى تواند اشاره مستقيم به شهيدان جنگ احد داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 170 - 17

17 - آمرزش تمامى گناهان شهدا

فرحين بما اتيهم اللّه . .. الّا خوف عليهم و لا هم يحزنون

چون گناه در عالم برزخ و قيامت موجب حزن و اندوه خواهد بود، و به دليل «الّا خوف . .. »، شهيدان هيچگونه حزن و اندوهى ندارند، معلوم مى شود تمام گناهان آنان مورد عفو الهى قرار گرفته است.

54- آمرزش صابران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 9

9- صبرپيشگان داراى اعمال صالح ، از مغفرت الهى بهره مند شده و گناهشان آمرزيده مى شود .

أُولئك لهم مغفرة

55- آمرزش صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 9

9- صبرپيشگان داراى اعمال صالح ، از مغفرت الهى بهره مند شده و گناهشان آمرزيده مى شود .

أُولئك لهم مغفرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 82 - 8

8 - غفران خداوند در باره مؤمنان تائب و نيك كردار ، مغفرتى گسترده و پر دامنه است .

و إنّى لغفّار لمن تاب

«غفّار» صيغه مبالغه است و بر گستردگى غفران خداوند در مورد توبه كنندگان مؤمن و نيك كردار دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 50 - 1

1 - مغفرت الهى و رزق گوارا ، پاداش مؤمنان نيك كردار در جهان آخرت

فالذين ءامنوا و عملوا . .. و رزق كريم

«رزق كريم» يعنى روزى طيب و گوارا.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 4 - 5

5 - مؤمنان داراى عمل صالح ، قطعاً مشمول آمرزش خداونداند .

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت أُولئك لهم مغفرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 2 - 1،13

1- مؤمنان صلاح پيشه و معتقد به حقانيت راه محمد (صلی الله علیه و آله) ، مورد غفران و لطف الهى

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. كفّر عنهم سيّئاتهم و أصلح بالهم

13- آمرزش گناهان و سامان يافتن شؤون حيات ، پاداش الهى به مؤمنان صالح پيرو قرآن

و الذين ءامنوا . .. كفّر عنهم سيّئاتهم و أصلح بالهم

«أصلح بالهم» يا به معناى اصلاح مطلق شؤون زندگى و يا اصلاح قلب و دل مؤمنان است، برداشت ياد شده براساس معناى اول است.

56- آمرزش ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 10

10- گناه كاران و ستم پيشگان نبايد از مغفرت الهى نااميد شده و خويشتن را سزاوار آمرزش ندانند .

إن ربك لذو مغفرة للناس على ظلمهم

«على» در «على ظلمهم» به معناى «مع» است.

57- آمرزش ظهاركنندگان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 2 - 8

8 - اعلام عفو و آمرزش از سوى خداوند نسبت به كسانى كه تا قبل از تحريم ظهار ، مرتكب آن شدند .

الذين يظهرون منكم . .. و إنّ اللّه لعفوّ غفور

58- آمرزش عاقلان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 4

4 - خردمندان مؤمن ، مشمول مغفرت الهى هستند .

ربّنا فاغفرلنا . .. فاستجاب لهم ربّهم

59- آمرزش عفيفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 26 - 13

13 - مردان و زنان نيك و پاكدامن ، از غفران خداوند و روزى نفيس و ارزشمند او بهره منداند .

و الطيّبون للطّيبت أُولئك مبرّءون ممّا يقولون لهم مغفرة و رزق كريم

واژه «كريم» در هر چيزى كه در جنس و نوع خودش، شريف و ارزشمند باشد، به كار مى رود. (مفردات راغب).

60- آمرزش علما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 8

8 - عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان ، برخوردار از آمرزش و دارنده نشان سپاس گزارى خداوند

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه ... إنّه غفور

61- آمرزش قبل از توبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 25 - 7

7 - امكان بخشودگى برخى از گناهان ، حتى بدون توبه *

يقبل التوبة . .. و يعفواْ عن السيّئات

برداشت ياد شده، بدين احتمال است كه «يعفواْ. ..» جمله اى مستقل از جمله پيشين باشد و دو فراز آيه، اشاره به دو مطلب جداگانه داشته باشد: 1- خداوند توبه گنه كاران را مى پذيرد; 2- برخى از گناهان بدون توبه نيز مورد بخشش قرار مى گيرد.

62- آمرزش قذف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 5 - 1

1 - گناه قذف ( نسبت دادن زنا بدون دليل به زنان پاكدامن ) على رغم بزرگى اش ، بخشودنى و قابل آمرزش از سوى خداوند است .

والذين يرمون المحصنت . ..أُولئك هم الفسقون. إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و أصل

63- آمرزش قوم سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 15 - 7،12

7 - خداوند ، پروردگارى بس آمرزنده و بخشايشگر براى مردم سبا

و ربّ غفور

خبر «ربّ» عبارتى محذوف است و آن - به قرينه «هم» و «كم» در اين آيه - «لكم» مى باشد.

12 - مردم سبا در مقطعى از تاريخ ، از سرزمينى آباد برخوردار بودند ، و خطاهايشان نيز از سوى خداوند بخشوده مى شد .

و لقد كان سبإ فى مسكنهم ءاية جنّتان عن يمين و شمال . .. بلدة طيبة و ربّ غفور

64- آمرزش قوم نوح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 7 - 3

3 - جلب غفران و آمرزش خداوند براى مردم ، از اهداف دعوت حضرت نوح ( ع )

و إنّى كلّما دعوتهم لتغفر لهم

65- آمرزش كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 11

11 - كفرپيشگان اگر ايمان آورند ، حتى در صورتى كه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) جنگيده باشند ، مشمول رحمت و مغفرت الهى خواهند شد .

إن يعلم اللّه . .. يغفر لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 12

12- تعجيل نكردن خداوند در نزول عذاب بر كفرپيشگان ، برخاسته از شمول مغفرت او بر آنان است .

يستعجلونك بالسيئة . .. إن ربك لذو مغفرة للناس على ظلمهم

جمله «يستعجلونك . ..» اشاره به اين معنا دارد كه خداوند در عذاب كردن كفرپيشگان تعجيل نمى كند و به آنان مهلت مى دهد و جمله «إن ربك ...» به منزله دليل و علت اين معناست ; يعنى ، بخشاينده بودن خدا موجب تعجيل نكردن و مهلت دادن اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 12 - 24

24 - عدم زدايش تمامى آثار گناهان كافران ، به صرف روى آوردن آنان به ايمان

يأيّها النبىّ إذا جاءك . .. فبايعهنّ و استغفر لهنّ اللّه

از اين كه پس از پذيرش بيعت مؤمنان، باز هم خداوند از پيامبر(صلی الله علیه و آله) خواسته است تا براى ايشان استغفار كند; معلوم مى شود كه به صرف ايمان، تمامى آثار گناهان گذشته محو نشده و نياز به استغفار است.

66- آمرزش كافران ذمى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 34 - 3

3- حكم كافرانِ غير معاند ، متمايز از كافران ستيزه جو ، در برخوردارى از عفو الهى

إنّ الذين كفروا و صدّوا . .. فلن يغفر اللّه لهم

بنابراين كه قيد «و صدّوا عن سبيل اللّه» احترازى باشد; مفهوم آيه اين مى شود كه اگر شخص كافر، ستيزه جويى با دين نداشته باشد، محكوم به «لن يغفر اللّه» نخواهد بود.

67- آمرزش كافران متنبه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 38 - 9

9 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ رحمت و مغفرت الهى نسبت به كافران تنبّه يافته

قل للذين كفروا إن ينتهوا يغفر لهم

برداشت فوق بر اين اساس است كه متعلق «إن ينتهوا» كفر باشد يعنى اگر از كفر دست كشيدند . .. .

68- آمرزش كافران محارب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 192 - 7

7 - آمرزش گناهان كافران محارب ، پس از ايمان آوردن آنان ، پرتوى از مغفرت و رحمت الهى است .

فإن انتهوا فإن اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 11

11 - كفرپيشگان اگر ايمان آورند ، حتى در صورتى كه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) جنگيده باشند ، مشمول رحمت و مغفرت الهى خواهند شد .

إن يعلم اللّه . .. يغفر لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 34 - 3

3- حكم كافرانِ غير معاند ، متمايز از كافران ستيزه جو ، در برخوردارى از عفو الهى

إنّ الذين كفروا و صدّوا . .. فلن يغفر اللّه لهم

بنابراين كه قيد «و صدّوا عن سبيل اللّه» احترازى باشد; مفهوم آيه اين مى شود كه اگر شخص كافر، ستيزه جويى با دين نداشته باشد، محكوم به «لن يغفر اللّه» نخواهد بود.

69- آمرزش كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 25 - 5

5 - تمامى گناهان ، حتى گناه كفر ، تكذيب پيامبر و تهمت و افترا بر او ، قابل بخشايش خداوند است .

أم يقولون افترى . .. يقبل التوبة عن عباده و يعفواْ عن السيّئات

از واژه «السيئات» - كه جمع محلى به الف و لام است - و نيز از ارتباط اين آيه با آيه قبل - كه سخن از تهمت افتراى پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر خدا از سوى مشركان بود - مطلب بالا استفاده مى شود.

70- آمرزش كنيز گناهكار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 32

32 - كنيزان وادار شده به فحشا از سوى مالكان ، مورد آمرزش و مشمول رحمت خدا هستند .

و من يكرههنّ فإنّ اللّه من بعد إكرههنّ غفور رحيم

71- آمرزش گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 52 - 10

10 - بخشوده شدن گناه ، نعمتى بايسته سپاسگزارى

ثم عفونا عنكم . .. لعلكم تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 199 - 10

10 - وعده الهى به آمرزش و رحمت استغفاركنندگان

و استغفروا اللّه ان اللّه غفور رحيم

گر چه آيه مزبور درباره كوچ از مَشعر و عرفات است ; ولى تعليل «ان اللّه غفور رحيم»، عام است. بنابراين وعده رحمت و آمرزش، به مطلق استغفاركنندگان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 203 - 13،14

13 - حج گزارى كه در ايام تشريق بميرد ، آمرزيده است .

فمن تعجّل فى يومين فلا اثم عليه

امام صادق (ع) درباره آيه «فمن تعجّل . ..»، فرمود: يعنى من مات قبل ان يمضى، فلا اثم عليه


كافى، ج 4، ص 521، ح 10 ; نورالثقلين، ج 1، ص 201، ح 740.

14 - پاكى حج گزار از گناه ، در صورت پرهيز از گناهان بزرگ

و من تأخر فلا اثم عليه لمن اتقى

امام صادق (ع): . .. «و من تأخر» ... «فلا اثم عليه» اذا اتّقى الكبائر


مجمع البيان، ج 2، ص 532.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 218 - 10

10 - آمرزش گناه مجاهدانى از صدر اسلام كه در ماه حرام با كفار جنگيدند . ( عبداللّه بن جحش و همراهان او )

ان الذين امنوا و الذين هاجروا

به دليل شأن نزول، از مصاديق اولى آيه، عبداللّه بن جحش و ياران او هستند كه پس از هجرت از مدينه به سوى نخله، با دشمن درگير شدند و آنان را كشتند و يا اسير كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 268 - 7،8،10

7 - خداوند ترغيب كننده آدمى به انفاق ، با وعده آمرزش گناهان و فزونى رزق

و اللّه يعدكم مغفرة منه و فضلا

كلمه «فضلا» به قرينه مقابله آن با وسوسه شيطان بر تهيدستى، به معناى فزونى در رزق است.

8 - انفاق ، موجب توسعه رزق و آمرزش گناهان

يا ايّها الّذين امنوا انفقوا . .. و اللّه يعدكم مغفرة منه و فضلا

10 - آمرزش گناهان و افزونى مال از جانب خداوند ، پاداشى براى انفاق كنندگان

يا ايّها الّذين امنوا انفقوا . .. و اللّه يعدكم مغفرة منه و فضلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 284 - 10

10 - بخشش گناهان انسان و يا عقاب وى ، به مشيّت الهى است .

فيغفر لمن يشاء و يعذّب من يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 89 - 3،8

3 - همراهى توبه مرتدّان با اصلاح ( جبران گذشته ) ، شرط آمرزش گناهشان

الاّ الذين تابوا . .. و اصلحوا فانّ اللّه غفور رحيم

8 - غفران و رحمت الهى ، دليل پذيرش توبه مرتدّ و آمرزش گناه او

الا الذين تابوا . .. فان اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 133 - 8،10،15،18،19

8 - ورود به بهشتِ تقواپيشگان ، در گرو آمرزش گناهان

و سارعوا الى مغفرة من ربّكم و جنّة عرضها السّموات و الارض اعدّت للمتّقين

تقديم ذكرى آمرزش الهى بر بهشت پهناور، بيانگر تقدّم خارجى آن است; يعنى نخست بايد آمرزش حاصل شود، و آنگاه ورود به بهشت متّقين.

10 - آمرزش گناهان و درآمدن به بهشت ، در گرو اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)

و اطيعوا اللّه و الرّسول . .. سارعوا الى مغفرة من ربّكم و جنّة

آمرزش گناهان، فعل خدا و در اختيار اوست. بنابراين مراد از شتاب به سوى مغفرت، انجام اعمالى است كه موجبات آمرزش الهى را فراهم مى سازد، كه به قرينه عطف شدن «سارعوا» بر «اطيعوا اللّه و الرسول»، همان پيروى از خدا و پيامبرش است.

15 - اطاعت خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) ، جلب رحمت الهى و آمرزش گناهان ، مراحلى در طول هم براى ورود به بهشت متّقين

و اطيعوا اللّه و الرّسول لعلّكم ترحمون. و سارعوا الى مغفرة من ربّكم و جنّة عرضها

18 - نيل به تقوا ، در گرو اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) و فراهم آوردن زمينه آمرزش گناهان

و اطيعوا اللّه و الرّسول . .. و سارعوا الى مغفرة من ربّكم و جنّة ... اعدّت للمتّ

معناى اينكه به سوى بهشت متّقيان بشتابيد، اين است كه از زمره متّقيان شويد و مخاطبين اين دعوت كسانى هستند كه به اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) و فراهم ساختن موجبات آمرزش، فراخوانده شدند. بنابراين از زمره اهل تقوا شدن به اين است كه از خدا و رسول او پيروى كرده و كارى كنند كه گناهشان آمرزيده شود.

19 - انجام فرايض دينى ، وسيله آمرزش گناهان

سارعوا الى مغفرة من ربّكم

اميرالمؤمنين على (ع) درباره «سارعوا الى مغفرة من ربّكم» فرمود: الى اداء الفرائض.


مجمع البيان، ج 2، ص 836 ; نورالثقلين، ج 1، ص 389، 354.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 135 - 6

6 - تنها خداوند آمرزنده گناهان است .

و من يغفر الذّنوب الّا اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 136 - 3،6،7،12

3 - آمرزش گناه بندگان ، پرتويى از « ربوبيت » خداوند

اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم

6 - آمرزش گناه بندگان ، جنبه اى از تربيت خداوندى نسبت به آنان

اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم

با توجّه به اينكه آمرزش بندگان به «ربّ» نسبت داده شده و «ربّ» به معناى مدبر و مربى است، معلوم مى شود كه بخشش گناه آدمى از سوى خداوند، براى تربيت اوست.

7 - ورود بندگان به بهشتى جاودانه ، در گرو آمرزش گناه آنان

اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم و جنّات تجرى . .. خالدين فيها

تقدّم ذكرى مغفرت و آمرزش بر بهشت (جزآؤهم مغفرة من ربّهم و جنّات)، حكايت از تقدّم واقعى و خارجى آن بر بهشت دارد; يعنى نخست بايد آمرزش صورت گيرد، آنگاه اجازه ورود به بهشت داده شود.

12 - آمرزش گناهان و بهشت هاى داراى نهر هاى جارى ، پاداش خوبى براى عمل كنندگان به دستورات الهى

اولئك جزآؤهم مغفرة من ربّهم و جنّات تجرى من تحتها الانهار خالدين فيها و نعم اجر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 148 - 5

5 - بخشايش گناهان و گذشت از اسراف ها و زياده روى ها و ثبات قدم ، پاداش الهى به مجاهدان صابر و نيايشگر

ربّنا اغفر . .. فاتيهم اللّه ثواب الدّنيا و حسن ثواب الاخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 152 - 29

29 - عفو از گناهكاران مؤمن ، جلوه اى از فضل خداوند

و لقد عفا عنكم و اللّه ذو فضل على المؤمنين

جمله «و اللّه ذو فضل . .. »، به منزله علّتى براى عفو است ; يعنى چون خداوند صاحب فضل است از گناه شما صرفنظر كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 155 - 10،13

10 - عفو خداوند از گناه فراريان جنگ احد

انّ الّذين تولّوا . . و لقد عفا اللّه عنهم

13 - عفو و چشم پوشى خداوند از لغزش ها و گناهان ، پرتويى از غفران و حلم او

و لقد عفا اللّه عنهم انّ اللّه غفور حليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 157 - 6

6 - آمرزش گناهان آدمى از سوى خداوند ، زمينه بهره مندى او از رحمت خاصّ الهى

لمغفرة من اللّه و رحمة

چون در آيه شريفه «مغفرة» مقدّم بر «رحمة» شده، مى توان نتيجه گرفت كه آمرزش گناهان مقدّمه اى براى دريافت رحمت خاص الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 170 - 17

17 - آمرزش تمامى گناهان شهدا

فرحين بما اتيهم اللّه . .. الّا خوف عليهم و لا هم يحزنون

چون گناه در عالم برزخ و قيامت موجب حزن و اندوه خواهد بود، و به دليل «الّا خوف . .. »، شهيدان هيچگونه حزن و اندوهى ندارند، معلوم مى شود تمام گناهان آنان مورد عفو الهى قرار گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 193 - 9،10،12،14

9 - آمرزش گناهان و پوشاندن بدى ها ، تقاضاى خردمندان از پيشگاه پروردگار

ربّنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا

10 - خداوند ، آمرزنده گناهان و پرده پوش اعمال ناپسند

فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا

12 - توجّه به ربوبيّت خداوند ، زمينه درخواست و انتظار آمرزش گناهان از او

ربّنا فاغفرلنا

14 - بخشش گناهان و پوشاندن ناروايى ها ، پرتوى از ربوبيّت الهى

ربّنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 23،32،35

23 - تنها خداوند آمرزنده گناهان و واردكننده بندگان به بهشت .

لاكفّرنّ عنهم سيّئاتهم و لادخلنّهم جنّات

32 - ترغيب الهى به تحمّل رنج ها و سختى هاى راه ايمان ، با وعده بهشت و آمرزش گناه مؤمنان آزارديده و رنج كشيده

فالّذين هاجروا . .. لاكفّرنّ عنهم سيّئاتهم و لادخلنّهم جنّات

35 - بهشت و آمرزش گناهان ، پاداش نيك خداوند

لاكفّرنّ . .. و لادخلنّهم ... ثواباً من عند اللّه و اللّه عنده حسن الثّواب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 16 - 11

11 - خداوند ، آمرزنده گناه زناكار و لواط كننده ، به شرط توبه و اصلاح

و الّذان يأتيانها منكم . .. فان تابا و اصلحا ... اِنّ اللّه كان توّاباً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 31 - 15

15 - خداوند ، آمرزنده گناهان و جاى دهنده پاكان در بهشت

نكفر عنكم . .. و ندخلكم مدخلا كريماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 48 - 5،8،13

5 - هر گناهى - كوچكتر از شرك - قابل آمرزش و مغفرت

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

كلمه «دون» به معناى كمتر و پايينتر است.

8 - آمرزش گناهان ، حتمى نخواهد بود .

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

13 - تمامى گناهان ، حتّى گناهان كبيره - بجز شرك - قابل آمرزش و بخشش

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

امام صادق (ع) درباره آيه فوق فرمودك الكبتئر فما سواها ... .

مقصود از قابل آمرزش بودن همه گناهان - بجز شرك - بخشش بدون توبه است ; زيرا مشرك هم اگر از شرك توبه كند، بخشيده مى شود.


كافى، ج 2، ص 284، ح 18 ; نورالثقلين، ج 1، ص 487، ح 283، 284، و ص 488، ح 290 ; تفسير برهان، ج 1، ص 374، ح 1، 2، 7 ; من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 376، ح 36، ب 179.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 64 - 16

16 - استغفار ( طلب آمرزش گناه ) ، موجب جلب رحمت الهى و پذيرش توبه و بخشش گناه

فاستغفروا اللّه و استغفر لهم الرّسول لوجدوا اللّه توّاباً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 96 - 4،5

4 - جهاد در راه خداوند ، موجب دستيابى به منزلتهايى والا و آمرزش گناهان و جلب رحمت خاص او

فضّل اللّه المجاهدين على القاعدين . .. درجات منه و مغفرة و رحمة

5 - بهره مندى انسان از رحمت خاص الهى ، در گرو آمرزش گناهان اوست .

مغفرة و رحمة

تقديم «مغفرة» بر «رحمة»، دلالت بر اين معنا دارد كه تا مغفرت حاصل نشود، آن رحمت خاص شامل آدمى نمى گردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 99 - 2

2 - عفو الهى از گناه ترك هجرت ، هر چند از سر ناتوانى باشد ، حتمى است .

لا يستطيعون حيلة . .. فاولئك عسى اللّه ان يعفو عنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 100 - 17

17 - آمرزش گناهان ، زمينه ساز برخوردار شدن از رحمت خاصّ خداوند *

و كان اللّه غفوراً رحيماً

تقديم «غفورا» بر «رحيما»، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 110 - 2،4،10،11

2 - خداوند ، آمرزنده گناه شرك و غير شرك ، در صورت استغفار و توبه

و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً

گفته شده مقصود از ظلم در «يظلم نفسه»، شرك است و مقصود از «سوء»، گناهانى غير از شرك.

4 - خداوند آمرزنده گناه خيانتكاران و حاميان آنان ، در صورت استغفار و توبه

هأنتم هؤلاء . .. او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً

با توجه به آيات قبل مى توان گفت از مصاديق مورد نظر براى «من يعمل سوءاً» خيانتكاران هستند و حاميان آنان از مصاديق «يظلم نفسه» مى باشند.

10 - توبه و استغفار ، افزون بر آمرزش گناهان ، موجب جلب رحمت الهى خواهد شد .

ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً

11 - آمرزش گناهان آدمى ، زمينه ساز شمول و جريان رحمت الهى بر وى

يجداللّه غفوراً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 116 - 2،3،4

2 - هر گناهى ، كمتر از شرك ، قابل آمرزش و مغفرت

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

كلمه «دون» به معناى كمتر و پايينتر است.

3 - گناه در حد شرك ، قابل آمرزش نيست .

إنّ اللّه لا يغفر ان يشرك به و يغفر ما دون ذلك

كلمه «دون» به معناى كمتر و پايينتر است. بنابراين اگر گناهى در حد شرك باشد قابل آمرزش نيست.

4 - آمرزش گناهان ، منوط به مشيت خداوند است .

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 137 - 8

8 - مغفرت و آمرزش گناهان از سوى خداوند ، زمينه هدايت پذيرى انسان *

لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم سبيلا

تقديم جمله «لم يكن اللّه ليغفر» بر جمله «لاليهديهم»، مى تواند اشاره به مطلب فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 3 - 48

48 - بخشايش گناه بندگان از سوى خدا همراه با لطف و مهربانى بر ايشان است .

فإنّ اللّه غفور رحيم

در برداشت فوق «رحيم»، صفت براى «غفور» گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 39 - 9

9 - خداوند ، آمرزنده گناه تائبان و رحيم و مهربان نسبت به آنان

فمن تاب . .. إنّ اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 45 - 25

25 - آمرزش گناهان صاحب حق قصاص از جانب خداوند ، به اندازه گذشت وى از گناه جانى

فمن تصدق به فهو كفارة له

امام صادق(ع) در پاسخ سؤال از «فمن تصدق به فهو كفارة له» فرمود: يكفر عنه من ذنوبه بقدر ما عفا . .. .


كافى، ج 7، ص 358، ح 1; نورالثقلين، ج 1، ص 637، ح 226 و 227

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 65 - 1،4

1 - وعده حتمى خداوند به آمرزش تمامى گناهان گذشته اهل كتاب در صورت ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، همه كتب آسمانى و پرهيز از گناهان

و لو ان أهل الكتب ءامنوا و اتقوا لكفرنا عنهم سيئاتهم

با توجه به آيه 59 (هل تنقمون منا الا ان ءامنا باللّه و ما انزل الينا و ما انزل من قبل) و نيز آيه 61 (و اذا جاءوكم قالوا ءامنا)، معلوم مى شود مراد از ايمان در «ءامنوا» ايمان به خدا، قرآن، همه كتب آسمانى و ايمان به پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) است.

4 - خداوند ، آمرزنده گناهان

لكفّرنا عنهم سيئاتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 95 - 16

16 - گناه شكار هاى صورت گرفته تا قبل از حكم به تحريم آن مورد عفو و بخشايش خداوند

لاتقتلوا الصيد و انتم حرم . .. عفا اللّه عما سلف

در آيه مورد بحث براى شكار در حال احرام دو حكم بيان شده است يكى حرمت آن كه بر گناهكارى شكار كننده دلالت دارد و ديگر لزوم كفّاره جمله «عفا اللّه عما سلف» مى تواند ناظر به هر دو جهت باشد. برداشت فوق به جهت اشاره اول اشاره دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 101 - 13

13 - خداوند آمرزنده گناه مترتب بر پرسش هاى بيجا تا پيش از تحريم آن *

لاتسئلوا عن اشياء . .. و اللّه غفور حليم

توصيف خداوند به «غفور» پس از بيان نهى از پرسشهاى بيجا مى تواند ناظر به آمرزش گناه كسانى باشد كه تا پيش از بيان

نهى، چنين سؤالاتى را مطرح كرده بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 165 - 11

11 - خداوند غفور (آمرزنده گناهان) و رحيم (مهربان به بندگان) است.

لغفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 5

5 - شمول رحمت خدا بر بندگان و آمرزش گناه آنان جلوه اى از ربوبيت خداوند بر بندگان است .

لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 29 - 10،11

10 - اعطاى بصيرت ويژه به تقواپيشگان و بخشش گناه آنان ، تفضلى از جانب خداست ، نه پاداش استحقاقى آنان .

يجعل لكم فرقانا . .. و اللّه ذوالفضل العظيم

11 - خداوند ، مؤمنان تقواپيشه را علاوه بر اعطاى بصيرت و بخشش گناهان ، از موهبت هاى ديگر نيز بهره مند خواهد كرد .

يجعل لكم فرقانا . .. و اللّه ذوالفضل العظيم

برداشت ف---وق مبتنى بر اين احتمال است كه جمله «و ال--لّه . .. » مستانفه باشد نه بيانگر تعليل.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 69 - 9

9 - خداوند ، آمرزنده گناهان و با بندگان خويش مهربان است .

إن اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 74 - 9

9 - خداوند ، بخشنده گناهان و لغزش هاى مؤمنان حقيقى و راستين

لهم مغفرة و رزق كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 3 - 3

3- بخشايش گناهان ، پرتوى از ربوبيت خداوند است .

استغفروا ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 41 - 8

8- بخشش گناهان بندگان وگسترش رحمت بر آنان ، جلوه اى از ربوبيت خداوند

إن ربى لغفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 3

3- بخشايش گناهان ، پرتوى از ربوبيت خداوند است .

استغفروا ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 90 - 4،5،9

4- ايمان به يكتايى خدا ، پرستش او و آمرزش گناهان ( شركورزى ، فساد و بى عدالتى در مبادلات ) مقدمه هايى لازم براى حركت به سوى خدا و تقرب به درگاه اوست .

واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه

برداشت فوق، با توجه به حرف «ثم» - كه جمله «توبوا إليه» را بر «استغفروا ربكم» عطف كرده است - استفاده مى شود. گفتنى است متعلق استغفار به قرينه آيات پيشين، گناه شركورزى و بى عدالتى در مبادلات اقتصادى و نيز فسادگرى و مخالفت با پيامبران الهى است.

5- بخشايش گناه بندگان ، پرتوى از ربوبيت خداوند است .

واستغفروا ربكم

9- آمرزش گناه استغفاركنندگان و باريافتن سالكان به درگاه الهى ، پرتوى از رحمت ، مهربانى و محبت خداوند به بندگان است .

واستغفروا ربكم ثم توبوا إليه إن ربى رحيم ودود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 11،14

11- آمرزش گناهان ، از شؤون خداوند است .

يغفر الله لكم

14- يوسف ( ع ) با توجه دادن برادرانش به رحمت گسترده الهى ، آنان را به آمرزش گناهانشان اميدوار ساخت .

يغفر الله لكم و هو أرحم الرحمين

جمله «و هو . ..» حاليه است و به منزله تعليل براى «يغفر الله» مى باشد ; يعنى، چون «ارحم الراحمين» است، گناه شما را مى بخشايد. قابل ذكر است كه يوسف با يادآورى اين صفت خداوند، پس از گذشت از گناه برادرانش، به اين نكته اشاره مى كند كه: من از شما درگذشتم پس او كه از همه - از من و غير من - مهربان تر است، بى هيچ ترديد از شما خواهد گذشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 98 - 3،4

3- آمرزش گناهان از شؤون خداوند است .

سوف أستغفر لكم ربى

4- آمرزش گناه بندگان ، پرتوى از ربوبيت خداست .

سوف أستغفر لكم ربى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 8

8- خداوند ، بخشاينده گناهان و ستم كارى هاى مردم است .

و إن ربك لذو مغفرة للناس على ظلمهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 73 - 3

3 - آمرزش گناهان به دست خداوند و در اختيار او است .

ليغفر لنا خطينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 16 - 5

5 - بخشودن گناه گنه كاران ، مقتضاى آمرزش گرى و مهرورزى خدا نسبت به بندگان

فغفر له إنّه هو الغفور الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 53 - 8،9،11،12،15

8 - خداوند ، تمامى گناهان خرد و كلان و كم و زياد بندگانش را مى آمرزد .

إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعًا

در آيه شريفه دو مطلب وجود دارد: 1- جمع آمدن واژه «ذنوب» به همراه الف و لام تعريف كه دلالت بر استغراق دارد; 2- آمدن «جميعاً» كه حال مؤكد براى «الذنوب» است. اين دو مى رساند كه تمامى گناهان - از هر نوع و به هر مقدار كه باشد - بى هيچ استثنايى، شامل غفران الهى خواهد شد.

9 - يأس و نااميدى از رحمت خداوند ، در عين وعده او به آمرزش تمامى گناهان بندگان ، امرى بى جا و نامعقول است .

لاتقنطوا من رحمة اللّه إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعًا

جمله «إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعاً» به منزله تعليل براى جمله «لاتقنطوا. ..» مى باشد; يعنى، از رحمت خدا مأيوس نشويد; چون او همه گناهان را مى آمرزد. با اين حساب يأس از رحمت خدا، امرى بى جا و نامعقول است.

11 - آمرزش تمامى گناهان بندگان ، مقتضاى ذات خداوند است .

لاتقنطوا من رحمة اللّه إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعًا

آمدن اسم جلاله به صورت اسم ظاهر (اللّه يغفر) به جاى ضمير (إنّه يغفر)، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.

12 - اميد به رحمت و لطف خداوند ، زمينه آمرزش تمامى گناهان از سوى او است .

لاتقنطوا من رحمة اللّه إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعًا

توصيه به مأيوس نشدن از رحمت خداوند، در حقيقت سفارش به اميد داشتن به لطف و رحمت او است; تا از اين رهگذر بتوان به آمرزش او دست يافت.

15 - گستردگى و انحصار غفران و رحمت خداوند ، مقتضى آمرزش تمامى گناهان خرد و كلان بندگان است .

إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعًا إنّه هو الغفور الرحيم

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جمله «إن-ّه هو الغفور. ..» در مقام تعليل براى جمله پيشين «إنّ اللّه يغفر...» مى باشد; يعنى، چون تنها خداوند غفور و رحيم است، تمامى گناهان را مى آمرزد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 3 - 8

8 - تضمين خداوند ، به آمرزش گناهان و پذيرش توبه بندگان

غافر الذنب و قابل التوب

ياد شدن دو مسأله آمرزش گناهان و پذيرش توبه در قالب صفت، گوياى اين نكته است كه اين دو، كارى است مستمر از خداوند و نيز تضمينى از سوى او بر انجام اين دو كار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 32 - 6

6 - خداوند ، لغزش ها و گناهان يكتاپرستان پايدار بر توحيد را ، مورد عفو و بخشش قرار مى دهد .

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه . .. نزلاً من غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 25 - 5،7

5 - تمامى گناهان ، حتى گناه كفر ، تكذيب پيامبر و تهمت و افترا بر او ، قابل بخشايش خداوند است .

أم يقولون افترى . .. يقبل التوبة عن عباده و يعفواْ عن السيّئات

از واژه «السيئات» - كه جمع محلى به الف و لام است - و نيز از ارتباط اين آيه با آيه قبل - كه سخن از تهمت افتراى پيامبر(صلی الله علیه و آله) بر خدا از سوى مشركان بود - مطلب بالا استفاده مى شود.

7 - امكان بخشودگى برخى از گناهان ، حتى بدون توبه *

يقبل التوبة . .. و يعفواْ عن السيّئات

برداشت ياد شده، بدين احتمال است كه «يعفواْ. ..» جمله اى مستقل از جمله پيشين باشد و دو فراز آيه، اشاره به دو مطلب جداگانه داشته باشد: 1- خداوند توبه گنه كاران را مى پذيرد; 2- برخى از گناهان بدون توبه نيز مورد بخشش قرار مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 2 - 13

13- آمرزش گناهان و سامان يافتن شؤون حيات ، پاداش الهى به مؤمنان صالح پيرو قرآن

و الذين ءامنوا . .. كفّر عنهم سيّئاتهم و أصلح بالهم

«أصلح بالهم» يا به معناى اصلاح مطلق شؤون زندگى و يا اصلاح قلب و دل مؤمنان است، برداشت ياد شده براساس معناى اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 5 - 8

8 - رفتار نامناسب و دور از آداب با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، گناهى نيازمند آمرزش الهى است .

لاتقدّموا . .. لاترفعوا أصوتكم ... و لاتجهروا له بالقول ... و لو أنّهم صبروا حتّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 21 - 8

8 - آمرزش و چشم پوشى از گناه بندگان در قيامت ، جلوه ربوبيت و پروردگارى خداوند

سابقوا إلى مغفرة من ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 9 - 12

12 - آمرزش گناهان و دستيابى به بهشت ، كاميابى بزرگ است .

يكفّر عنه سيّئاته و يدخله جنّ-ت . .. ذلك الفوز العظيم

72- آمرزش گناه ارتداد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 6

6- ارتداد ( مشرك شدن پس از توحيد و كفرورزى پس از ايمان ) گناهى قابل بخشش است .

و الذين عملوا السيئات . .. إن ربك من بعدها لغفور رحيم

73- آمرزش گناه جاهلانه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 119 - 4

4- بخشش خداوند از بدكاران ، در صورتى است كه آنان گناه را از روى جهل و نادانى به حقايق انجام داده باشند نه از سر عمد و خوى عصيان گرى

ثمّ إن ربّك للذين عملوا السوء بجهلة

مقصود از «بجهالة» ممكن است جهل به احكام الهى، در برابر علم نباشد; چون در اين صورت گناهى سر نزده است تا نياز به توبه و يا آمرزش الهى باشد; بلكه مراد، جهل در برابر عمل آگاهانه و از روى عمد و خوى عصيان گرى و نيز جهل به معارف بلند آسمانى است.

74- آمرزش گناه خطايى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 5 - 17

17 - گناه و جرم به حساب نياوردن گناهِ خطايى ، برخاسته از آمرزندگى و مهربانى خداوند است .

و ليس عليكم جناح فيما أخطأتم به . .. و كان اللّه غفورًا رحيمًا

75- آمرزش گناه شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 6

6- ارتداد ( مشرك شدن پس از توحيد و كفرورزى پس از ايمان ) گناهى قابل بخشش است .

و الذين عملوا السيئات . .. إن ربك من بعدها لغفور رحيم

76- آمرزش گناه صغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 110 - 1

1 - توبه و استغفار ، راهى براى آمرزش همه گناهان ، اعم از صغيره و كبيره

و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً

برخى بر آنند كه مراد از «سوءاً»، گناه صغيره است و مراد از ظلم در «يظلم نفسه»، گناهان كبيره است.

77- آمرزش گناه كبيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 110 - 1

1 - توبه و استغفار ، راهى براى آمرزش همه گناهان ، اعم از صغيره و كبيره

و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً

برخى بر آنند كه مراد از «سوءاً»، گناه صغيره است و مراد از ظلم در «يظلم نفسه»، گناهان كبيره است.

78- آمرزش گناه كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 6

6- ارتداد ( مشرك شدن پس از توحيد و كفرورزى پس از ايمان ) گناهى قابل بخشش است .

و الذين عملوا السيئات . .. إن ربك من بعدها لغفور رحيم

79- آمرزش گناه يهود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 7،8،11

7 - دنياگرايان يهود بر اين باور بودند كه خداوند گناهان آنان را ، حتى بدون توبه ، خواهد آمرزيد .

و يقولون سيغفر لنا و إن يأتهم عرض مثله يأخذوه

جمله «و إن يأتهم عرض . .. » حاكى از اين است كه گنهكاران يهود در عين آمادگى براى حرامخوارى مجدد، خود را مورد عفو و مغفرت خداوند مى پنداشتند. يعنى هرگز از عمل گذشته پشيمان نبودند تا توبه كنند.

8 - يهوديان دنياگرا به بهانه مغفرتى تضمين شده از جانب خدا ، از فرمان هاى وى سرپيچى مى كردند و مرتكب گناه مى شدند .

يأخذون عرض هذا الأدنى و يقولون سيغفر لنا

11 - ادعاى آمرزش گناه يهوديان بدون توبه ، از نسبت هاى دروغين دنياگرايان يهود به خداوند

و يقولون سيغفر لنا . .. ألم يؤخذ عليهم ... أن لا يقولوا على اللّه إلا الحق

80- آمرزش گناهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 10،12

10 - خداوند ، آمرزنده گناهان و با بندگان خويش مهربان است .

و اللّه غفور رحيم

12 - آمرزش گناه ستيزه جويان عليه دين ، پس از گرايش آنان به اسلام ، جلوه اى از مغفرت و رحمت خدا نسبت به انسانهاست .

و يغفر لكم و اللّه غفور رحيم

81- آمرزش گناهان صغيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 9

9 - بخشش گناهان كوچك و يا گناهانى كه انسان هر از گاهى مرتكب آن مى شود ، نمود از تفضل و گستردگى عفو الهى است .

الذين يجتنبون . .. الاّ اللّمم إنّ ربّك وسع المغفرة

با توجه به معانى واژه «اللّمم» و ارتباط عبارت «إنّ ربّك واسع المغفرة» با آن، برداشت بالا استفاده مى شود.

82- آمرزش گناهان كبيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 16

16- « عن ابراهيم بن العباس يقول : كنّا فى مجلس الرضا ( ع ) فتذاكروا الكبائر و قول المعتزلة فى ها : انها لاتغفر فقال الرضا ( ع ) : قال أبوعبدالله ( ع ) : قد نزل القرآن بخلاف قول المعتزلة ، قال الله عزوجل : إن ربك لذو مغفرة للناس على ظلمهم » . . . ;

ابراهيم بن عباس گويد: در مجلس امام رضا(ع) بوديم، سخن از گناهان كبيره و عقيده معتزله مبنى بر اينكه آن گناهان بخشيده نمى شوند، به ميان آوردند. امام رضا(ع) نقل از امام صادق(ع) فرمود: همانا قرآن برخلاف سخن معتزله نازل شده است. خداى عزوجل فرمود: «و إن ربك لذو مغفرة للناس على ظلمهم»...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 12 - 26

26 - روى آوردن به ايمان ، زمينه ساز آمرزش و رحمت الهى ، حتى نسبت به گناهان بزرگ

على أن لايشركن. .. و استغفر لهنّ اللّه إنّ اللّه غفور رحيم

از صدر آيه شريفه استفاده مى شود كه چه بسا، برخى از روى آورندگان به ايمان، در گذشته كفرآلود خويش مرتكب گناهان بزرگى شده بودند. از ذيل آن (إنّ اللّه غفور رحيم) نيز استفاده مى شود كه، آنان هم مورد غفران و رحمت الهى قرار مى گيرند.

83- آمرزش گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 110 - 8

8 - گناهكار ، با توبه و استغفار ، آمرزش و رحمت الهى را درك و احساس مى كند .

و من يعمل سوءاً . .. ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً

كلمه «يجد»، از مصدر وجدان به معناى دريافتن و احساس كردن است; يعنى در وجود خود رحمت و مغفرت الهى را درك مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 116 - 9

9 - گنهكارانى كه خود را به شرك نيالوده اند ، بايد اميدوار به مغفرت الهى باشند .

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 9

9 - خداون---د ، آمرزنده گناهكاران است ; هر چند پس از مدتى طولانى توبه كرده باشند .

و الذين عملوا السيئات ثم تابوا

برداشت فوق با توجه به كلمه «ثم» - كه براى تراخى است - استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 22

22 - آمرزش گناه خطاكاران و گسترانيدن رحمت بر ايشان ، از شؤون ولايت و سرپرستى خداوند بر بندگان خويش است .

أنت ولينا فاغفرلنا و ارحمنا

تفريع جمله «اغفر لنا و . .. » بر «أنت ولينا» به وسيله حرف فاء، حاكى از برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 24

24- خداوند ، درخواست طلب كنندگان آمرزش را اجابت مى كند و گناهانشان را مى آمرزد .

فاستغفروه . .. إن ربى قريب مجيب

دو صفت «قريب» و «مجيب» به صورت لفّ و نشر غير مرتب ، در ارتباط با «استغفروه» و «توبواإليه» ايراد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 12

12- مغفرت و آمرزش بندگان خطاكار ، پرتوى از رحمت و مهربانى خداوند است .

يغفر الله لكم و هو أرحم الرحمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 10

10- گناه كاران و ستم پيشگان نبايد از مغفرت الهى نااميد شده و خويشتن را سزاوار آمرزش ندانند .

إن ربك لذو مغفرة للناس على ظلمهم

«على» در «على ظلمهم» به معناى «مع» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 16 - 7

7 - تشويق شدن گنه كاران به آمرزش خواهى از ساحت پروردگار و نويد غفران و رحمت به آنان

إنّه هو الغفور الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 53 - 1،13

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ پيام اميدبخش رحمت و آمرزش خداوند به بندگان گنه كار

قل يعبادى الذين أسرفوا على أنفسهم لاتقنطوا من رحمة اللّه

13 - تجلى رحمت خداوند در آمرزش بندگان گنه كار

لاتقنطوا من رحمة اللّه إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعًا

84- آمرزش گناهكاران تائب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 1

1 - در صورتى كه گناهكاران توبه كنند ، خداوند گناهشان را خواهد بخشيد .

و الذين عملوا السيئات ثم تابوا . .. إن ربك من بعدها لغفور

85- آمرزش گوساله پرستان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 11،12

11 - آمرزش گناه گوساله پرستان بنى اسرائيل مؤثر در پيشبرد اهداف رسالت موسى ( ع )

إن ربك من بعدها لغفور رحيم

مخاطب در جمله «إن ربك . .. » حضرت موسى(ع) است. در اينكه چرا خداوند در بيان آمرزش گناهان بنى اسرائيل، موسى(ع) را مورد خطاب قرار داده و كلمه «رب» را به آن اضافه كرده، دو وجه مى توان ذكر كرد: بخشش گناه بنى اسرائيل در راستاى ربوبيت خدا بر موسى و طبعاً در راستاى پيشبرد رسالت اوست. توصيه اى است به موسى(ع) كه تو نيز از خطاها و لغزشهاى قومت، در صورت توبه، درگذر و آنها را ناديده انگار. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

12 - گذشت از گناه گوساله پرستان تائب و ناديده انگاشتن خطاى آنان پس از بازگشت به توحيد و پرستش خداى يكتا ، توصيه خداوند به موسى ( ع ) *

إن ربك من بعدها لغفور رحيم

برداشت فوق با توجه به دومين احتمالى است كه در توجيه خطاب به موسى(ع) ذكر شد. يعنى «ربك» اشاره به اين معنا باشد كه اى موسى تو نيز متخلق به اخلاق الهى باش و از خطاها و لغزشها درگذر.

86- آمرزش گوساله پرستان تائب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 154 - 1

1 - موسى ( ع ) پس از دريافت وعده الهى ( آمرزش گوساله پرستان تائب و به كيفر رساندن غير تائبان ) خشمش فرو نشست .

و لما سكت عن موسى الغضب

وقوع جمله «و لما سكت . .. »، پس از دو آيه گذشته، بيانگر اين است كه فرو نشستن غضب موسى(ع) به خاطر پذيرش توبه تائبان از سوى خدا و تهديد اصراركنندگان بر گوساله پرستى به كيفرى زودرس بوده است.

87- آمرزش لغزش متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 15 - 15

15- راه يافتن تقواپيشگان به بهشت ، پس از غفران لغزش هاى دنيوى آنان از سوى پروردگار

الجنّة الّتى وعد المتّقون فيها . .. و مغفرة من ربّهم

با توجه به اين كه در بهشت، زمينه لغزش و گناه نيست; تعبير «مغفرة» نظر به خطاهاى دنيوى دارد كه به هر حال - حتى همه اهل تقوا - از آن مصون نيستند.

88- آمرزش لواط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 16 - 11

11 - خداوند ، آمرزنده گناه زناكار و لواط كننده ، به شرط توبه و اصلاح

و الّذان يأتيانها منكم . .. فان تابا و اصلحا ... اِنّ اللّه كان توّاباً رحيماً

89- آمرزش متخلفان غزوه تبوك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 2

2 - شمول رحمت و غفران الهى ، نسبت به سه نفر از مسلمانان متخلف از جنگ تبوك

لقد تاب اللّه على النبى . .. و على الثلثة الذين خلّفوا

90- آمرزش متقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 56 - 6

6- لغزش هاى دنيوى متقين ، مورد غفران و بخشايش خداوند در آخرت *

و وقهم عذاب الجحيم

تعبير «وقاهم عذاب الجحيم»، مى رساند كه «متقين» چه بسا با همه تقواى خويش، لغزش هايى دارند كه آنان را در معرض كيفر قرار داده است; اما خداوند با رحمت خويش آنها را از عذاب دوزخ ايمن داشته است.

91- آمرزش مجاهدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 218 - 6،9،10

6 - مؤمنان و مهاجران مجاهد ، مشمول آمرزش الهى و رحمت او

الذين امنوا و الذين هاجروا . .. و اللّه غفور رحيم

9 - مؤمنان و مهاجران مجاهد در راه خدا نيز ، نيازمند غفران و رحمت حق هستند .

ان الّذين امنوا و الذين هاجروا و جاهدوا فى سبيل اللّه . .. و اللّه غفور رحيم

10 - آمرزش گناه مجاهدانى از صدر اسلام كه در ماه حرام با كفار جنگيدند . ( عبداللّه بن جحش و همراهان او )

ان الذين امنوا و الذين هاجروا

به دليل شأن نزول، از مصاديق اولى آيه، عبداللّه بن جحش و ياران او هستند كه پس از هجرت از مدينه به سوى نخله، با دشمن درگير شدند و آنان را كشتند و يا اسير كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 157 - 5

5 - خداوند ، آمرزنده پيكارگران شهيد كارزار احد و بخشاينده رحمت هاى خويش به آنان

و لئن قتلتم فى سبيل اللّه او متّم لمغفرة من اللّه و رحمة

چون آيه مورد بحث در ضمن آياتى آمده كه مسائل نبرد احد را مطرح مى كرد، مى تواند اشاره مستقيم به شهيدان جنگ احد داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 12 - 3

3 - آمرزش گناه و حيات جاودان در بوستان هاى بهشت ، تضمين شده از سوى خداوند ، براى مؤمنان راستين و مجاهدان راه او

تؤمنون باللّه . .. يغفر لكم ذنوبكم و يدخلكم جنّ-ت... و مسكن طيّبة

92- آمرزش مجاهدان غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 69 - 10

10 - خداوند ، مجاهدان بدر را كه به خاطر اقدام نابهنگامشان در گرفتن اسير مرتكب گناه شدند ، مورد عفو و مغفرت خويش قرار داد .

ما كان لنبى أن يكون له أسرى . .. إن اللّه غفور رحيم

93- آمرزش مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 45 - 13

13 - چشمپوشى از حق قصاص ، موجب آمرزش گناه مجرم و سقوط حق قصاص *

فمن تصدق به فهو كفارة له

چنانچه ضمير «له» به مجرم، كه از مضمون كلام به دست مى آيد، برگردد جمله «فهو كفارة له» علاوه بر سقوط حق

قصاص، به آمرزش گناه شخص مجرم نيز دلالت خواهد داشت.

94- آمرزش محسنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 91 - 20

20 - از امام صادق ( ع ) روايت شده : « شفاعتنا لأهل الكبائر من شيعتنا و اما التائبون فإن اللّه عزّ و جلّ يقول : « ما على المحسنين من سبيل » ;

شفاعت ما براى شيعيانى است كه گناهان كبيره مرتكب شده باشند اما توبه كنندگان، پس خداى عز و جل مى فرمايد: بر محسنين راهى [براى محكوميت ]نيست ».

95- آمرزش محسنان بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 16

16 - خداوند نيكوكاران بنى اسرائيل را در صورت اطاعت از فرمان هاى الهى ، علاوه بر بخشايش گناهان ، به پاداش افزونتر نويد داد .

سنزيد المحسنين

در برداشت فوق محسنان مقابل گناهكاران قرار داده نشده، بلكه به معناى لغوى آن (نيكوكاران) گرفته شده است. بر اين مبنا آيه شريفه ناظر به تقسيم بنى اسرائيل به دو گروه گنهكار و پاكدامن نيست، بلكه آنان را به دو گروه محسنان و غير محسنان تقسيم كرده است. جمله «نغفر لكم ... » مى رساند كه خدا گناه همگان - چه محسن و چه غير محسن - را خواهد بخشيد، ولى به نيكوكاران پاداشى افزونتر عنايت خواهد كرد.

96- آمرزش محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 1 - 10

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) بهره مند از غفران و رحمت خداوند

يأيّها النبىّ . .. و اللّه غفور رحيم

97- آمرزش مرتد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 137 - 1

1 - آمرزش و هدايت كسانى كه بار ها مرتد شوند و بر كفر خويش بيفزايند ، از سنت ها و برنامه هاى خداوندى نيست .

إنّ الذين ءامنوا ثم كفروا ثم ءامنوا . .. لم يكن اللّه ليغفر لهم

98- آمرزش مردان انفاقگر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 19

19 - مردان و زنان صدقه پرداز ، مورد مغفرت خداوندند .

و المتصدّقين و المتصدّقت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

99- آمرزش مردان اهل تسليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 1،3

1 - مردان و زنانى كه در برابر خداوند ، سر تسليم فرود مى آورند ، از آمرزش خداوند برخوردارند .

إنّ المسلمين و المسلمت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

بنابراين كه «مسلمين» از ريشه لغوى آن (سلم) و به همان معناى لغوى اش باشد، نكته ياد شده قابل استفاده است.

3 - مردان و زنان مسلمان ، مشمول آمرزش و غفران الهى اند .

إنّ المسلمين و المسلمت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

بنابراين احتمال كه مراد از «المسلمين» معناى اصطلاحى آن;يعنى، گرويدگان به دين اسلام باشد، نكته ياد شده، استفاده مى شود.

100- آمرزش مردان خاشع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 16

16 - مردان و زنان فروتن ، از آمرزش خداوند ، برخوردار خواهند بود .

و الخشعين و الخشعت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

101- آمرزش مردان خاضع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 9

9 - مردان و زنان مطيع و خاضع ، از آمرزش خداوند برخوردارند .

و القنتين و القنتت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة و أجرًا عظيمًا

«قانت» از مصدر «قنوت» است. «قنوت» در لغت، به معناى «اطاعت خاضعانه» است (مفردات راغب).

102- آمرزش مردان ذاكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 27

27 - مردان و زنانى كه زياد به ياد خداوندند ، از آمرزش او ، بهره مند خواهند بود .

و الذكرين اللّه كثيرًا و الذكرت أعدّ اللّه لهم مغفرة

103- آمرزش مردان روزه دار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 21

21 - مردان و زنان روزه گير ، مشمول آمرزش خداوندند .

و الصئمين و الصئمت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

104- آمرزش مردان صابر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 14

14 - خداوند ، مردان و زنان شكيبا را از آمرزش خود ، برخوردار مى كند .

و الصبرين و الصبرت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

105- آمرزش مردان صادق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 11

11 - مردان و زنان صداقت پيشه ، از آمرزش خداوند برخوردارند .

و الصدقين و الصدقت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

106- آمرزش مردان عفيف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 24

24 - مردان و زنان با عفت و پاكدامن ، مشمول آمرزش خداوندند .

و الحفظين فروجهم و الحفظت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

107- آمرزش مردان متذكر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 29

29 - مردان و زنانى كه به فراوانى خداوند را براى ديگران يادآورى مى كنند از آمرزش خداوند بهره مند خواهند بود .

و الذكرين اللّه كثيرًا و الذكرت أعدّ اللّه لهم مغفرة

«ذكر» (مصدر «ذاكر») به دو معنا آمده است: يكى، به خاطر سپردن، و ديگرى، بر زبان آوردن (مفردات راغب). احتمال دارد كه مراد از ذكر زبانى، يادآورى براى ديگران باشد.

108- آمرزش مردان مسلمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 3،5

3 - مردان و زنان مسلمان ، مشمول آمرزش و غفران الهى اند .

إنّ المسلمين و المسلمت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

بنابراين احتمال كه مراد از «المسلمين» معناى اصطلاحى آن;يعنى، گرويدگان به دين اسلام باشد، نكته ياد شده، استفاده مى شود.

5 - مردان و زنان مؤمن ، مشمول آمرزش خداوندند .

إنّ . .. و المؤمنين و المؤمنت ... أعدّ اللّه لهم مغفرة

109- آمرزش مردان مطيع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 9

9 - مردان و زنان مطيع و خاضع ، از آمرزش خداوند برخوردارند .

و القنتين و القنتت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة و أجرًا عظيمًا

«قانت» از مصدر «قنوت» است. «قنوت» در لغت، به معناى «اطاعت خاضعانه» است (مفردات راغب).

110- آمرزش مسلمانان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 30 - 11

11 - « قال على ( ع ) . . .ما من مسلم يذنب ذنباً فيعفو اللّه عنه فى الدنيا إلاّ كان أجلّ و أكرم من أن يعود عليه بعقوبة فى الآخرة ، و قد أجلّه اللّه فى الدنيا و تلا هذه الآية « و ما أصابكم من مصيبة فبما كسبت أيديكم و يعفواْ عن كثير » ;

امام على(ع) فرمود: . ..هيچ مسلمانى نيست كه گناهى مرتكب شود و خدا آن را در دنيا عفو كند مگر اين كه خداوند بزرگوارتر و كريم تر است از اين كه او را در آخرت، عقوبت نمايد، در حالى كه در دنيا به او مهلت داده بود، سپس امام(ع) اين آيه را تلاوت فرمود: «و ما أصابكم من مصيبة فبما كسبت أيديكم و يعفواْ عن كثير».

111- آمرزش مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 118 - 6،9،11،12

6 - عذاب و نيز آمرزش مشركان در قيامت در اختيار خداوند و به دست اوست

ان تعذبهم . .. و إن تغفر لهم

9 - امكان آمرزش مشركان ، از سوى خداوند

و إن تغفر لهم فانك انت العزيز الحكيم

11 - عزت و اقتدار خداوند ، دليل امكان آمرزش مشركان

و إن تغفر لهم فانك انت العزيز الحكيم

12 - تمامى افعال خداوند و حتى آمرزش مشركان ، بر اساس حكمت است .

و إن تغفر لهم فانك انت العزيز الحكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 106 - 9

9 - عن ابى جعفر ( ع ) فى قول اللّه عز و جل : « و آخرون مرجون لامر اللّه » قال : قوم كانوا مشركين فقتلوا مثل حمزة و جعفر و اشباههما من المؤمنين ، ثم انهم دخلوا فى الاسلام فوحدوا اللّه و تركوا الشرك و لم يعرفوا الايمان بقلوبهم فيكونوا من المؤمنين فتجب لهم الجنة و لم يكونوا على جحودهم فيكفروا فتجب لهم النار ، فهم على تلك الحال اما يعذبهم و اما يتوب عليهم ;

از امام باقر (ع) درباره سخن خداى عز و جل كه مى فرمايد: «و گروهى ديگر به امر خدا واگذار شده اند» روايت شده: آنان گروهى از مشركانند كه افرادى مثل حمزه و جعفر و امثال آن دو از مؤمنان را كشتند ; سپس داخل اسلام شدند ; پس خدا را به يگانگى خواندند و شرك را ترك كردند; ولى ايمان قلبى نداشتند تا از مؤمنان باشند و بهشت براى آنان لازم آيد و انكار قبلى نبودند تا كافر محسوب شوند و آتش براى آنان لازم آيد، پس آنان كه در اين حال بودند يا خداوند عذابشان مى كند يا آنها را مى آمرزد».

112- آمرزش معذوران از جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 91 - 18

18 - معاف شدگان از جهاد ، در عين معذور بودن ، نيازمند غفران و رحمت خدايند .

ليس على الضعفاء . .. و اللّه غفور رحيم

113- آمرزش منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 66 - 7،10

7 - اعلام امكان بخشيده شدن برخى از منافقان از سوى خداوند و وعده عذاب و كيفر حتمى براى برخى ديگر از آنان

إن نعف عن طائفة منكم نعذب طائفة

10 - اعلام امكان بخشيده شدن برخى از منافقان از سوى خداوند ، به دليل مداومت نداشتن آنان بر ارتكاب جرايم

إن نعف عن طائفة منكم نعذب طائفة بأنهم كانوا مجرمين

از اينكه خداوند علت بخشيده نشدن عده اى از منافقان را، استمرار آنان بر جرم بيان كرده، استفاده مى شود كه بخشيده شدن گروه ديگر، به دليل مداومت نداشتن آنان بر ارتكاب جرايم است.

114- آمرزش منافقان پيرو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 67 - 8

8 - امكان عفو عناصر غير اصلى و خط گيرنده نفاق و غير قابل بخشش بودن جرم عناصر اصلى و خط دهنده *

إن نعف عن طائفة . .. نعذب طائفة ... بعضهم من بعض

«بعضهم من بعض» تحت تأثير بودن برخى از منافقان از برخى ديگر را افاده مى كند و نيز اين آيه تفسير آيه قبل مى باشد و علت عفو گروهى و كيفر گروهى ديگر را بيان مى نمايد.

115- آمرزش موحدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 32 - 6

6 - خداوند ، لغزش ها و گناهان يكتاپرستان پايدار بر توحيد را ، مورد عفو و بخشش قرار مى دهد .

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه . .. نزلاً من غفور رحيم

116- آمرزش موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 16 - 4

4 - پذيرفته شدن تقاضاى موسى ( ع ) از سوى خداوند و تعلق اراده او بر بخشودن خطاى موسى ( ع ) و نجات وى از فرعونيان

قال ربّ . .. فاغفرلى فغفر له

117- آمرزش مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 218 - 6،9

6 - مؤمنان و مهاجران مجاهد ، مشمول آمرزش الهى و رحمت او

الذين امنوا و الذين هاجروا . .. و اللّه غفور رحيم

9 - مؤمنان و مهاجران مجاهد در راه خدا نيز ، نيازمند غفران و رحمت حق هستند .

ان الّذين امنوا و الذين هاجروا و جاهدوا فى سبيل اللّه . .. و اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 133 - 5

5 - آمرزش الهى و بهشت تقواپيشگان ، مقصود بايسته اى براى اهل ايمان

و سارعوا الى مغفرة من ربّكم . .. اعدّت للمتّقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 22

22 - مهاجر آواره و آزار ديده در راه خدا ، و جهادگر و جان باخته ، مصداق مؤمن خردمند

لايات لاولى الالباب . .. فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم ... و قاتلوا و قتلوا

اجابت دعاى خردمندان به دليل اعمال آنان است. «انّى لا اضيع ... » و جمله «فالّذين» به دليل «فا»، بيانگر آن اعمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 152 - 9

9 - غفران و آمرزش خداوند نسبت به مؤمنان ، تجلى رحمت اوست . *

و الذين ءامنوا باللّه و رسله . .. و كان اللّه غفوراً رحيماً

وصف «رحيماً»، مى تواند اشاره به منشأ غفران الهى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 9 - 1

1 - وعده الهى به مؤمنان داراى عمل صالح ، به آمرزش و پاداش بزرگ

وعد اللّه الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم مغفرة و اجر عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 93 - 3

3 - تبرئه مؤمنان از گناه شراب خوارى و قماربازى ، مشروط به دست كشيدن از آن پس از نهى خداوند

ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جناح فيما طعموا إذا ما اتقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 4 - 6

6 - برخوردارى از آمرزش خداوند و بهره مندى از روزى هاى نيكو ، پاداش مؤمنان حقيقى

لهم . .. مغفرة و رزق كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 29 - 9،11

9 - شمول غفران الهى بر مؤمنان تقواپيشه ، نمود فضل عظيم خداوند

و يغفر لكم و اللّه ذوالفضل العظيم

جمله «و اللّه . .. » مى تواند به منزله تعليلى بر اعطاى پاداشهاى بيان شده باشد.

11 - خداوند ، مؤمنان تقواپيشه را علاوه بر اعطاى بصيرت و بخشش گناهان ، از موهبت هاى ديگر نيز بهره مند خواهد كرد .

يجعل لكم فرقانا . .. و اللّه ذوالفضل العظيم

برداشت ف---وق مبتنى بر اين احتمال است كه جمله «و ال--لّه . .. » مستانفه باشد نه بيانگر تعليل.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 41 - 7

7- نوح ( ع ) ، واسطه شمول مغفرت و رحمت خداوند بر مؤمنان و پيروان او

إن ربى لغفور رحيم

به دليل «اركبوا» كه خطاب به پيروان نوح است، متعلق «غفور» و «رحيم» نيز پيروان آن حضرت مى باشد; يعنى: إن ربى لغفور لكم رحيم بكم. (خداوند آمرزنده شما و نازل كننده رحمت بر شماست). لازمه اين سخن آن بود كه نوح مى فرمود: «ربكم» (پرورگار شما) نه «ربى». اين جابه جايى بيانگر اين نكته است كه: خداوند به واسطه نوع(ع)، مغفرت و رحمت خويش را به پيروان او مى گستراند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 82 - 8

8 - غفران خداوند در باره مؤمنان تائب و نيك كردار ، مغفرتى گسترده و پر دامنه است .

و إنّى لغفّار لمن تاب

«غفّار» صيغه مبالغه است و بر گستردگى غفران خداوند در مورد توبه كنندگان مؤمن و نيك كردار دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 50 - 1

1 - مغفرت الهى و رزق گوارا ، پاداش مؤمنان نيك كردار در جهان آخرت

فالذين ءامنوا و عملوا . .. و رزق كريم

«رزق كريم» يعنى روزى طيب و گوارا.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 16

16 - مؤمنان باگذشت ، مورد غفران و آمرزش خدا قرار دارند .

و ليعفوا و ليصفحوا ألا تحبّون أن يغفر اللّه لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 4 - 5

5 - مؤمنان داراى عمل صالح ، قطعاً مشمول آمرزش خداونداند .

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت أُولئك لهم مغفرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 8 - 13

13 - آمرزش مؤمنان تائب و پيرو دين و وارد شدن آنان به بهشت از سوى خداوند ، حكيمانه و از موضع اقتدار است .

فاغفر للذين تابوا . .. إنّك أنت العزيز الحكيم

ياد شدن دو صفت عزت و حكمت در پايان آيه شريفه، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 2 - 1،13

1- مؤمنان صلاح پيشه و معتقد به حقانيت راه محمد (صلی الله علیه و آله) ، مورد غفران و لطف الهى

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. كفّر عنهم سيّئاتهم و أصلح بالهم

13- آمرزش گناهان و سامان يافتن شؤون حيات ، پاداش الهى به مؤمنان صالح پيرو قرآن

و الذين ءامنوا . .. كفّر عنهم سيّئاتهم و أصلح بالهم

«أصلح بالهم» يا به معناى اصلاح مطلق شؤون زندگى و يا اصلاح قلب و دل مؤمنان است، برداشت ياد شده براساس معناى اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 3 - 2

2- نيك فرجامى و غفران لغزش هاى مؤمنان ، نتيجه پيروى از حق و پيام پروردگارشان

و الذين ءامنوا . .. ذلك بأنّ ... و أنّ الذين ءامنوا اتّبعوا الحقّ من ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 19 - 14

14- خداوند ، دوستدار و خواهان بخشش لغزش هاى اهل ايمان ، هر چند با وساطت بنده محبوبش ( پيامبر (صلی الله علیه و آله) )

و استغفر . .. و للمؤمنين و المؤمنت

اين كه خداوند، به پيامبر(صلی الله علیه و آله) دستور داده تا براى اهل ايمان استغفار كند; مى نماياند كه خداوند راهى را براى بخشش گناه مؤمنان گشوده تا در نتيجه آنان را از لطف و غفران خويش بهره مند سازد. ازاين رو پيامبرش را به وساطت فراخوانده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 5 - 10

10 - نويد الهى ، به آمرزش گناهان و لغزش هاى مؤمنان

و يكفّر عنهم سيّئاتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 44

44- آميختگى ايمان و عمل صالح ، شرط برخوردارى مؤمنان از مغفرت و پاداش عظيم الهى

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 14 - 20

20 - غفران و چشم پوشى از لغزش هاى اهل ايمان ، جلوه رحمت خاص الهى به مؤمنان

إنّ اللّه غفور رحيم

با توجه به اين كه واژه «رحيم» به معناى رحمت خاصه الهى در حق مؤمنان است; از ارتباط «غفور» و «رحيم» مى توان به مطلب بالا ره برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 12 - 3

3 - آمرزش گناه و حيات جاودان در بوستان هاى بهشت ، تضمين شده از سوى خداوند ، براى مؤمنان راستين و مجاهدان راه او

تؤمنون باللّه . .. يغفر لكم ذنوبكم و يدخلكم جنّ-ت... و مسكن طيّبة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 8 - 15

15 - مؤمنان در عرصه قيامت ، خواستار آمرزش الهى اند .

و اغفرلنا

118- آمرزش مؤمنان راستين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 74 - 9

9 - خداوند ، بخشنده گناهان و لغزش هاى مؤمنان حقيقى و راستين

لهم مغفرة و رزق كريم

119- آمرزش مهاجران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 218 - 6،9

6 - مؤمنان و مهاجران مجاهد ، مشمول آمرزش الهى و رحمت او

الذين امنوا و الذين هاجروا . .. و اللّه غفور رحيم

9 - مؤمنان و مهاجران مجاهد در راه خدا نيز ، نيازمند غفران و رحمت حق هستند .

ان الّذين امنوا و الذين هاجروا و جاهدوا فى سبيل اللّه . .. و اللّه غفور رحيم

120- اميدواران به آمرزش هاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 36 - 16

16- شدت اميدوارى حضرت ابراهيم ( ع ) به غفران و رحمت الهى ، حتى نسبت به مردم هدايت ناپذير و مخالفان خود

و من عصانى فإنك غفور رحيم

از اينكه حضرت ابراهيم(ع) امر مخالفان خود را به خدا واگذاشته و صفت غفران و رحمت او را بر زبان جارى كرده است، برداشت فوق به دست مى آيد.

121- اميدوارى به آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 235 - 15،19

15 - توجّه ، به مغفرت و بردبارى خداوند ، منشأ ايجاد اميد به پاك شدن از گناهان

لا جناح . .. ان اللّه غفور حليم

19 - ضرورت آميختگى و همراهى ترس از خداوند ، با اميد به آمرزش او

و اعلموا . .. فاحذروه و اعلموا انّ اللّه غفور حليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 40 - 9

9 - ايجاد بيم در گنهكاران ، در عين اميدوار ساختن آنان به مغفرت الهى ، از روش هاى قرآن براى ترك گناه

يعذب من يشاء و يغفر لمن يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 9

9 - ضرورت اميدوار بودن به رحمت و مغفرت خدا ، حتى با داشتن پيشينه گناهى چون شرك و ارتداد

لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 38 - 10

10 - لزوم ايجاد اميد به مغفرت و رحمت الهى در دل گمراهان براى گرايش دادن آنان به دين و ديندارى

قل للذين كفروا إن ينتهوا يغفر لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 21

21 - لزوم اميدوار ساختن گنهكاران به آمرزش و رحمت خداوند و جذب آنان به محيط صلاح

فقل . .. من عمل منكم سوءاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 14

14- يوسف ( ع ) با توجه دادن برادرانش به رحمت گسترده الهى ، آنان را به آمرزش گناهانشان اميدوار ساخت .

يغفر الله لكم و هو أرحم الرحمين

جمله «و هو . ..» حاليه است و به منزله تعليل براى «يغفر الله» مى باشد ; يعنى، چون «ارحم الراحمين» است، گناه شما را مى بخشايد. قابل ذكر است كه يوسف با يادآورى اين صفت خداوند، پس از گذشت از گناه برادرانش، به اين نكته اشاره مى كند كه: من از شما درگذشتم پس او كه از همه - از من و غير من - مهربان تر است، بى هيچ ترديد از شما خواهد گذشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 98 - 16،17

16- يعقوب ( ع ) با توجه دادن فرزندانش به آمرزگارى و مهربانى خداوند ، آنان را به آمرزش گناهانشان اميدوار ساخت .

سوف أستغفر لكم ربى إنه هو الغفور الرحيم

17- اميدوار ساختن مردم به مغفرت و رحمت الهى و بخشوده شدن گناهانشان ، شيوه اى پسنديده و از خصلت هاى پيامبران است .

سوف أستغفر لكم ربى إنه هو الغفور الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 10

10- گناه كاران و ستم پيشگان نبايد از مغفرت الهى نااميد شده و خويشتن را سزاوار آمرزش ندانند .

إن ربك لذو مغفرة للناس على ظلمهم

«على» در «على ظلمهم» به معناى «مع» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 51 - 1،3

1 - اظهار اميدوارى ساحران مؤمن به موسى ( ع ) ، به برخوردارى از غفران الهى

إنّا نطمع أن يغفر لنا ربّنا خطينا

3 - قرار گرفتن در صف نخستين مؤمنان ، سرمايه اميد ساحران به آمرزش الهى

إنّا نطمع أن يغفر . .. أن كنّا أوّل المؤمنين

عبارت «أن كنّا. ..» تعليل براى اميد داشتن به غفران الهى است; يعنى، چون ما در صف نخستين ايمان آوردگان به موسى قرار گرفتيم اين ما را اميدوار به غفران مى نمايد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 82 - 1،4

1 - پروردگار جهانيان ، كسى است كه مى توان به غفران و بخشايش او در قيامت ، دل بست .

إلاّ ربّ العلمين . .. و الذى أطمع أن يغفرلى خطيئتى يوم الدين

4 - لزوم نگرانى همواره انسان از كردار و فرجام كار خويش و مطمئن نبودن به آمرزش الهى

و الذى أطمع أن يغفرلى خطيئتى يوم الدين

وقتى حضرت ابراهيم(ع) خود را صرفاً اميدوار به مغفرت الهى معرفى كند، جاى اطمينانى براى ديگران نخواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 53 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور ابلاغ پيام اميدبخش رحمت و آمرزش خداوند به بندگان گنه كار

قل يعبادى الذين أسرفوا على أنفسهم لاتقنطوا من رحمة اللّه

122- اميدوارى به آمرزش خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 23 - 5،10

5 - آدم و حوا اميدوار به مغفرت و رحمت الهى

و إن لم تغفر لنا و ترحمنا

10 - مغفرت و رحمت الهى تنها اميد و وسيله رهايى گنهكاران از خسران گناه است.

و إن لم تغفر لنا و ترحمنا لنكونن من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 116 - 7،9

7 - گنهكار بايد بيمناك از گناه خويش و اميدوار به مغفرت الهى باشد .

إنّ اللّه . .. و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

خداوند با اشاره به اينكه آمرزش گناهان حتمى نخواهد بود و تنها مشيت الهى آن را رقم خواهد زد، خواسته است انسانها را از يكسو اميدوار به رحمت و آمرزش كند (رجاء) و از سوى ديگر آنان را نسبت به گناهان بيمناك سازد (خوف).

9 - گنهكارانى كه خود را به شرك نيالوده اند ، بايد اميدوار به مغفرت الهى باشند .

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 149 - 8

8 - قوم موسى على رغم پيشينه گوساله پرستى به رحمت و مغفرت الهى اميدوار بودند .

لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا

123- اهميت آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 5 - 16

16 - ره يابى به بهشت جاودان و زودوده شدن گناهان ، رستگارى بزرگ و حقيقى در بينش الهى

و كان ذلك عند اللّه فوزًا عظيمًا

124- اهميت آمرزش اخروى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 41 - 7

7- نياز همه انسان ها ، حتى انبياى بزرگ ، به آمرزش الهى در روز قيامت

ربّنا اغفرلى و لولدىّ و للمؤمنين يوم يقوم الحساب

125- اهميت آمرزش خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 14 - 9

9 - بخشايش و رحمت ، اساس و محور مشيت الهى است .

يغفر لمن يشاء و يعذّب من يشاء و كان اللّه غفورًا رحيمًا

خداوند، گر چه متعلق مشيت را هم غفران و هم مجازات دانسته; ولى در نهايت بر مغفرت و رحمت ازلى خود تأكيد ورزيده است. البته اين برداشت، منوط به اين است كه فاعل «يشاء» همان فاعل «يغفر» و «يعذّب» باشد و ضمير فاعل به خداوند باز گردد.

126- ايمان به آمرزش خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 34 - 12

12 - ضرورت توجه و باور به آمرزندگى و رحمت بيكران خداوند

فاعلموا إنّ اللّه غفور رحيم

127- بشارت آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 25 - 12

12- خداوند نويدبخش انسان هاى صالح ، به غفران لغزش هاى ناخواسته آنان در حقوق والدين

ربّكم أعلم بما فى نفوسكم إن تكونوا صلحين فإنه كان للأوّبين غفورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 16 - 7

7 - تشويق شدن گنه كاران به آمرزش خواهى از ساحت پروردگار و نويد غفران و رحمت به آنان

إنّه هو الغفور الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 11 - 11

11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور بشارت دادن پيروان قرآن و خداترسان به مغفرت و اجر ارزشمند و پرب هاى الهى

من اتّبع الذكر و خشى الرحمن بالغيب فبشّره بمغفرة و أجر كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 5 - 10

10 - نويد الهى ، به آمرزش گناهان و لغزش هاى مؤمنان

و يكفّر عنهم سيّئاتهم

128- بشارت به آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 110 - 7

7 - نويد خداوند به آمرزش حتمى گنهكاران در صورت توبه و استغفار

و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 14

14- نويد به مغفرت گناه بندگان و تهديد آنان به عذاب شديد ، مقتضاى ربوبيت خداوند است .

و إن ربك لذو مغفرة . .. و إن ربك لشديد العقاب

129- بشارت به آمرزش گناهان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 8

8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور ابلاغ نويد خداوند به اسيران جنگ بدر ( آمرزش گناهان ايشان و . . . ) در صورت گرايش به اسلام

قل لمن فى أيديكم من الأسرى

130- تلاش براى آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 21 - 3

3 - تلاش هرچه بيشتر انسان ها ، براى رسيدن به غفران الهى و بهشت جاودان ، توصيه خداوند به آنان

سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة

131- توكل به آمرزش خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 41 - 4

4- اتكا به مغفرت و رحمت خدا براى نجات از حادثه طوفان ، توصيه نوح ( ع ) به پيروان خويش

قال اركبوا فيها . .. إن ربى لغفور رحيم

نوح(ع) با يادآورى مغفرت و رحمت الهى ، پس از فرمانش مبنى بر سوار شدن به كشتى ، درصدد بيان اين حقيقت بود كه كشتى تنها يك وسيله است و آنچه تأمين كننده نجات مى باشد شمول مغفرت و رحمت الهى است.

132- حتميت آمرزش مستغفرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 45

45 - آمرزيده شدن استغفاركنندگان ، تضمين شده از جانب خداوند

و استغفروا اللّه إنّ اللّه غفور رحيم

آمدن دو صفت «غفور و رحيم» - به صيغه مبالغه - اشاره به وعده اجابت و تضمين پذيرش استغفار دارد.

133- درخواست آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 37 - 8

8 - ضرورت توبه به درگاه خدا و طلب آمرزش گناهان از او

فتلقى ءادم من ربه كلمت . .. إنه هو التواب الرحيم

گويا هدف از طرح توبه آدم(ع) - به عنوان اولين انسان - نشان دادن وظيفه آدميان هنگام مبتلا شدن به لغزش و گناه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 286 - 9

9 - لزوم تلاش براى دور ماندن از خطا و نسيان در انجام تكاليف الهى *

ربّنا لا تؤاخذنا ان نيسنا او اخطأنا

از درخواست نفى مؤاخذه بر نسيان و خطا استفاده مى شود كه احتمال عقاب بر ترك تكاليف به جهت فراموشى و يا خطا نيز وجود دارد. پس بايد از بروز خطا و نسيان در تكاليف الهى تا حدّ وسع و توان جلوگيرى كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 74 - 4

4 - بازگشت به توحيد و طلب آمرزش از خداوند ، راه نجات مشركان ، از عذاب دردناك

ليمسن الذين كفروا منهم عذاب اليم . .. افلا يتوبون إلى اللّه و يستغفرونه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 23 - 4

4 - آدم و حوا پس از اعتراف به لغزش خويش از خداوند خواستند تا گناهشان را بيامرزد و بر آنان ترحم كند.

قالا ربنا ظلنا أنفسنا و إن لم تغفر لنا و ترحمنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 155 - 21

21 - موسى ( ع ) در مناجات خويش با خداوند ، در پى هلاكت همراهانش در ميعادگاه مناجات ، از خداوند خواست تا وى و همراهانش را ببخشايد و بر آنان ترحم كند .

فاغفرلنا و ارحمنا و أنت خير الغفرين

134- ذكر آمرزش خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 98 - 13

13 - توجه به عقاب ، رحمت و مغفرت الهى زمينه ساز عمل به احكام دين و پرهيز از اعمال ناپسند

و اعلموا إنّ اللّه شديد العقاب و إنّ اللّه غفور رحيم

هدف از بيان شدت عقاب، و بيان رحمت و مغفرت الهى پس از تبيين احكام، اين است كه زمينه انجام اوامر خدا و پرهيز از نافرمانى وى در مخاطبان به وجود آيد.

135- زمينه آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 285 - 16

16 - پذيرش و اطاعت فرامين الهى ، زمينه غفران از جانب خداوند

و قالوا سمعنا و اطعنا غفرانك ربّنا

پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان كه در آيه به عنوان الگوى تمامى انسانها معرفى شده اند، اميد به غفران را پس از پذيرش و اطاعت مطرح كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 31 - 9،14،16

9 - اهميّت التزام به ولايت رهبران الهى و پيروى از آنان

قل ان كنتم . .. فاتبعونى يحببكم اللّه و يغفر لكم

قرآن، محبت الهى و غفران گناهان را پيامد پذيرش ولايت رهبران الهى گرفته است.

14 - پذيرش رهبران الهى و تبعيّت از آنان ، زمينه بخشايش گناهان

فاتّبعونى . .. و يغفر لكم

16 - محبّت الهى نسبت به بندگان ، زمينه بخشايش همه گناهان آنان *

يحببكم اللّه و يغفر لكم ذنوبكم

تقدم حب خدا بر غفران، بيانگر نقش محبت خدا براى غفران گناهان است. و تعميم غفران به همه گناهان، از اضافه شدن «ذنوب» استفاده شده است; زيرا جمع مضاف افاده عموم مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 193 - 15

15 - ايمان ، زمينه مغفرت گناهان و پوشاندن اعمال ناروا از سوى خداوند

فامنّا ربّنا فاغفرلنا ذنوبنا و كفّر عنّا سيّئاتنا

تفريع جمله «اغفر» بر جمله «آمنّا»، با كلمه «فا» مى رساند كه خردمندان پس از ايمان، خود را شايسته دعا و درخواست آمرزش مى ديدند و پذيرش آن را انتظار داشتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 106 - 7

7 - استغفار ، زمينه اى براى جلب غفران و رحمت الهى

و استغفر اللّه إنّ اللّه كان غفوراً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 110 - 1

1 - توبه و استغفار ، راهى براى آمرزش همه گناهان ، اعم از صغيره و كبيره

و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً

برخى بر آنند كه مراد از «سوءاً»، گناه صغيره است و مراد از ظلم در «يظلم نفسه»، گناهان كبيره است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 129 - 15

15 - تلاش براى اصلاح بين مسلمانان و رعايت تقوا ، زمينه برخوردارى از غفران و رحمت الهى

و إن تصلحوا و تتقوا فإنّ اللّه كان غفوراً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 99 - 10،12،17

10 - انفاق ، از عوامل تقرب به خدا و جلب دعاى رسول (صلی الله علیه و آله) و رحمت و غفران الهى

و يتخذ ما ينفق قربت . .. ألا إنها قربة لهم سيدخلهم ... غفور رحيم

12 - دعاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) مايه تقرب انسان به خدا و زمينه ساز جلب رحمت و غفران الهى

و صلوت الرسول ألا إنها قربة . .. غفور رحيم

با توجه به اينكه ضمير «إنها» مى تواند به «صلوات» بازگردد، برداشت فوق به دست مى آيد.

17 - انفاق هاى خالصانه مؤمنان ، زمينه آمرزش لغزش هاى گذشته شان و شمول رحمت گسترده الهى بر ايشان

سيدخلهم اللّه فى رحمته إن اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 102 - 2،5

2 - اعتراف به گناه و انتقاد از خويش ، وسيله جلبِ غفران و رحمت الهى و از اركان توبه است .

و ءاخرون اعترفوا . .. عسى اللّه يتوب عليهم إن اللّه غفور رحيم

5 - توجه گنهكار به زشتى عمل خويش و اعتراف به آن و نيز ندامت از آن ، به منزله توبه و زمينه بخشش گناه از سوى خدا

اعترفوا بذنوبهم . .. عسى اللّه أن يتوب عليهم

از اينكه خداوند در مقابل «اعترفوا» وعده «عسى اللّه أن يتوب» را داده است و بعد از اعتراف، مسأله ديگرى را به عنوان توبه مطرح نكرده است، مى توان مطلب فوق را استفاده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 98 - 8

8- وساطت و شفاعت پيامبران در نزد خداوند ، مؤثر در آمرزش بندگان و جلب رحمت او بر ايشان

سوف أستغفر لكم ربى

برداشت فوق بر اساس دومين احتمالى است كه در توضيح برداشت قبل آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 13

13- برخوردارى از مغفرت و رحمت الهى ، نيازمند تلاش و مجاهدت خود انسانهاست .

للذين هاجروا . .. و صبروا إن ربّك من بعدها لغفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 25 - 8

8- صلاح پيشگان و توبه كنندگان از لغزش ها ، داراى زمينه برخوردارى از غفران و آمرزش

إن تكونوا صلحين فإنه كان للأوّبين غفورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 73 - 13

13 - ايمان به خداوند ، زمينه ساز بخشش گناهان از سوى او است .

إنّا ءامنّا بربّنا ليغفر لنا خطينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 74 - 4

4 - ايمان و توبه ، موجب بخشش گناهان ، قبل از حضور در پيشگاه خداوند است .

إنّا ءامنّا بربّنا ليغفر . .. إنّه من يأت ربّه مجرمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 109 - 6

6 - ايمان در ميدان زندگى دنيوى ، زمينه ساز برخوردارى انسان از آمرزش و رحمت پروردگار

يقولون ربّنا ءامنّا فاغفر لنا و ارحمنا

تفريع جمله «اغفرلنا» بر «آمنّا» به وسيله «فاء»، بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 6 - 10

10 - گناه ، هر چند بزرگ باشد ( مانند افترا و دروغ بر خدا و رسول او ) در صورت توبه و استغفار از آن ، قابل بخشش و غفران الهى است .

و قال الذين كفروا إن هذا إلاّ إفك افتريه . .. إنّه كان غفورًا رحيمًا

تذكر به غفران و رحمت الهى، پس از ردّ تهمت ها و افتراهاى كافران بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن، مى تواند به منظور تشويق به توبه و استغفار و نويد به غفران و بخشش باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 51 - 4،7،8

4 - توبه و رويكرد به دين و تحمل سختى هاى آن ، زمينه ساز جلب غفران و آمرزش الهى

قالوا ءامنّا بربّ العلمين . .. قالوا لاضير إنّا إلى ربّنا منقلبون . إنّا نطمع أ

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه ساحران پس از ايمان به خدا و پذيرش شكنجه هاى فرعون، نسبت به غفران و آمرزش الهى اظهار اميدوارى كردند.

7 - سبقت در ايمان و قرار گرفتن در صف نخستين مؤمنان و حق گرايان ، موجب جلب آمرزش الهى

إنّا نطمع أن يغفر لنا ربّنا خطينا أن كنّا أوّل المؤمنين

برداشت ياد شده از تعليل قرار گرفتن جمله «أن كنّا أوّل المؤمنين» براى جمله قبل (إنّا نطمع. ..) استفاده مى شود.

8 - تحمل دشوارى ها در راه دين در نظر مؤمنان راستين ، تنها زمينه ساز برخوردارى از مغفرت الهى است و نه تضمينى حتمى .

قالوا لاضير . .. إنّا نطمع أن يغفر لنا ربّنا

ساحران مؤمن، در عين اظهار آمادگى براى پذيرش هر دشوارى، خود را در آن مرتبه نديدند كه حتماً مورد غفران قرار مى گيرند; بلكه فقط اظهار اميدوارى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 7 - 4،6

4 - سعادت و برخوردارى از غفران و اجر بزرگ الهى ، در گرو توأم بودن ايمان و عمل صالح است .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم مغفرة و أجر كبير

6 - ايمان همراه با عمل صالح ، از موجبات آمرزش الهى و بهره مند شدن از اجر بزرگ خداوند

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم مغفرة و أجر كبير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 25 - 3

3 - استغفار ، سجده ، توبه و انابه ، از زمينه هاى آمرزش الهى

فاستغفر ربّه و خرّ راكعًا و أناب . فغفرنا له ذلك

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه نويد خداوند به آمرزش داوود(ع) پس از استغفار، سجده، انابه و توبه او بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 53 - 12

12 - اميد به رحمت و لطف خداوند ، زمينه آمرزش تمامى گناهان از سوى او است .

لاتقنطوا من رحمة اللّه إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعًا

توصيه به مأيوس نشدن از رحمت خداوند، در حقيقت سفارش به اميد داشتن به لطف و رحمت او است; تا از اين رهگذر بتوان به آمرزش او دست يافت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 54 - 5

5 - توبه از گناهان و بازگشت به سوى خداوند ، نخستين گام براى جلب غفران الهى

و أنيبوا إلى ربّكم و أسلموا له

از تقدم «أنيبوا» بر «أسلموا. ..» مى توان برداشت بالا را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 22

22 - نقش مؤثر دعا و مناجات ، در پذيرش توبه و آمرزش گناهان و مصونيت از عذاب دوزخ

فاغفر للذين تابوا . .. و قهم عذاب الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 32 - 7

7 - پايدارى بر اصول ، پوشش دهنده و جبران كننده كاستى ها در ميدان عمل و لغزش ها در فروع است .

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه . .. نزلاً من غفور رحيم

از تعبير «قالوا ربّنا اللّه ثمّ استقاموا» و تتميم آن با عبارت «نُزُلاً من غفور رحيم» استفاده مى شود كه انسان ها داراى خطا، لغزش، سهو و نسيان خواهند بود; ولى آنچه مهم است پايدارى بر اصل «توحيد ربوبى» است و در پرتو اين امر لغزش هاى غير اصولى قابل بخشش مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 22

22 - مودت اهل بيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، زمينه ساز برخوردارى انسان از غفران و لطف الهى

قل لا أسئلكم عليه أجرًا إلاّ المودة فى القربى . .. غفور شكور

با توجه به اين كه «إنّ اللّه غفور شكور» پس از طرح محبت اهل بيت ذكر گرديده، مطلب بالا را مى توان استفاده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 25 - 3

3 - توبه ، زمينه ساز آمرزش و بخشايش تمامى گناهان انسان از سوى خداوند

يقبل التوبة عن عباده و يعفواْ عن السيّئات

عطف «يعفواْ» بر «يقبل التوبة» گوياى زمينه ساز بودن توبه براى بخشايش گناهان است و «السيئات» - كه جمع با الف و لام است - بيانگر اين مى باشد كه خداوند با توبه بندگان، تمامى گناهان آنان را مى بخشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 6،7،10

6- ايمان به خدا و اجابت دعوت او ، باعث غفران خطا ها و لغزش ها و رهايى از عذاب دوزخ

و ءامنوا به يغفر لكم من ذنوبكم و يجركم من عذاب أليم

7- هر كس ، خود زمينه ساز بهرهورى از غفران الهى است .

و ءامنوا به يغفر لكم

از ترتب غفران بر ايمان، مطلب بالا قابل برداشت است.

10- تنها برخى از گناهان ، قابل بخشش در پرتو ايمان و اعتقاد به خداوند *

أجيبوا داعى اللّه و ءامنوا به يغفر لكم من ذنوبكم

«من» در «من ذنوبكم» براى تبعيض است و اين احتمال وجود دارد كه تبعيض، نظر به نوع گناه داشته باشد; يعنى، برخى از گناهان با ايمان آوردن بخشيده مى شود و برخى ديگر خير.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 2 - 18

18- گرايش به ايمان و عمل صالح ، زمينه ساز بخشايش و غفران خطا هاى گذشته انسان

و الذين ءامنوا . .. كفّر عنهم سيّئاتهم

«كفّر عنهم سيّئاتهم» مى تواند صرفاً نظر به گناهان قبل از ايمان و اسلام داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 7

7 - اعتقاد مسلمانان به نقش مؤثر وساطت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در پيشگاه خداوند براى آمرزش خطاها

سيقول لك المخلّفون . .. فاستغفر لنا

اعراب متخلّف، با درخواست استغفار از پيامبر(صلی الله علیه و آله) نشان دادند كه اين باور و فرهنگ دينى در ميان مسلمانان وجود داشته است كه اگر آن حضرت براى آنان استغفار كند، مستجاب خواهد شد البته خداوند، صداقت درونى اعراب را زير سؤال برده است; ولى از آيه شريفه وجود چنين تفكرى در ميان مسلمانان استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 3 - 6،9

6 - غفران الهى و پاداش عظيم او ، در انتظار رعايت كنندگان ادب و احترام محضر پيامبر (صلی الله علیه و آله)

لهم مغفرة و أجر عظيم

9 - برخوردارى از تقواى الهى ، زمينه ساز غفران و پاداش عظيم خداوند

امتحن اللّه قلوبهم للتقوى لهم مغفرة و أجر عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 14 - 18

18 - اطاعت از خدا و رسول او و قرار گرفتن انسان در مسير اصلى حق ، زمينه بخشش لغزش هاى وى

و إن تطيعوا اللّه و رسوله . .. إنّ اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 12 - 20،26

20 - تأثير استغفار پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى امت ، در برخوردارى آنان از غفران الهى

و استغفر لهنّ اللّه إنّ اللّه غفور رحيم

26 - روى آوردن به ايمان ، زمينه ساز آمرزش و رحمت الهى ، حتى نسبت به گناهان بزرگ

على أن لايشركن. .. و استغفر لهنّ اللّه إنّ اللّه غفور رحيم

از صدر آيه شريفه استفاده مى شود كه چه بسا، برخى از روى آورندگان به ايمان، در گذشته كفرآلود خويش مرتكب گناهان بزرگى شده بودند. از ذيل آن (إنّ اللّه غفور رحيم) نيز استفاده مى شود كه، آنان هم مورد غفران و رحمت الهى قرار مى گيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 12 - 2،3

2 - ترس از خدا - در عين پنهان بودن او از انظار - عامل جلب غفران و پاداش بزرگ الهى

إنّ الذين يخشون ربّهم بالغيب لهم مغفرة و أجر كبير

«با» در «بالغيب» يا به معناى ملابست است و يا به معناى «فى». در صورت اول «بالغيب» حال براى «ربّهم» و در صورت دوم متعلق به «يخشون» خواهد بود. گفتنى است برداشت ياد شده، مبتنى بر احتمال نخست مى باشد.

3 - ترس از خدا به دور از انظار مردمان و پيراسته از ريا ، موجب جلب غفران و پاداش بزرگ او است .

إنّ الذين يخشون ربّهم بالغيب لهم مغفرة و أجر كبير

136- زمينه آمرزش اهل مكه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 7 - 10

10 - رحمت و غفران گسترده الهى ، پشتوانه بخشايش گناه اهل مكه و پيدايش مودّت ميان آنان و مؤمنان

عسى اللّه أن يجعل بينكم . .. و اللّه غفور رحيم

از ارتباط ميان «واللّه غفور رحيم» با صدر آيه - كه نويد به اصلاح روابط مؤمنان مدينه و مكيان ستيزه جو را دربردارد - استفاده مى شود كه آن عداوت ها، پايان خواهد يافت و معاندان به سوى توبه روى خواهند آورد و رحمت و غفران گسترده الهى آنان را دربرخواهد گرفت و در پرتو اين رحمت و آمرزش، مودّت حاصل خواهد شد.

137- زمينه آمرزش توابين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 119 - 9

9- ربوبيت خداوند ، مقتضى غفران و رحمت گسترده نسبت به گناهكاران توبه كننده است .

إن ربّك للذين . .. إن ربّك من بعدها لغفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 25 - 8

8- صلاح پيشگان و توبه كنندگان از لغزش ها ، داراى زمينه برخوردارى از غفران و آمرزش

إن تكونوا صلحين فإنه كان للأوّبين غفورًا

138- زمينه آمرزش حق ستيزان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 34 - 2

2- امكان شمول عفو الهى ، نسبت به كافران حق ستيز ، به شرط توبه و پشيمانى قبل از مرگ

إنّ الذين كفروا و . .. ثمّ ماتوا و هم كفّار فلن يغفر اللّه لهم

از مفهوم آيه شريفه، استفاده مى شود كه اگر كافر معاند در حال كفر نميرد و قبل از مرگ توبه كند، مشمول «لن يغفر اللّه» نخواهد بود.

139- زمينه آمرزش خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 175 - 7

7 - كتاب هاى آسمانى و احكام نازل شده از ناحيه خدا ، هدايت آفرين و زمينه ساز جلب مغفرت الهى اند .

إن الذين يكتمون . .. أولئك الذين اشتروا الضللة بالهدى و العذاب بالمغفرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 74 - 8

8 - ايمان ، هجرت ، جهاد ، يارى كردن مؤمنان و دين خدا ، زمينه بهره مند شدن از مغفرت و روزى باكرامت خداوند .

و الذين ءامنوا و هاجروا . .. لهم مغفرة و رزق كريم

140- زمينه آمرزش صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 25 - 8

8- صلاح پيشگان و توبه كنندگان از لغزش ها ، داراى زمينه برخوردارى از غفران و آمرزش

إن تكونوا صلحين فإنه كان للأوّبين غفورًا

141- زمينه آمرزش ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 16

16- گذشت ستم ديدگان از ستم پيشگان ، زمينه ساز شمول مغفرت الهى بر ستمكاران است .

لاتثريب عليكم اليوم يغفر الله لكم

142- زمينه آمرزش كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 34 - 2

2- امكان شمول عفو الهى ، نسبت به كافران حق ستيز ، به شرط توبه و پشيمانى قبل از مرگ

إنّ الذين كفروا و . .. ثمّ ماتوا و هم كفّار فلن يغفر اللّه لهم

از مفهوم آيه شريفه، استفاده مى شود كه اگر كافر معاند در حال كفر نميرد و قبل از مرگ توبه كند، مشمول «لن يغفر اللّه» نخواهد بود.

143- زمينه آمرزش گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 13

13 - اجراى فرمان هاى الهى ، زمينه ساز آمرزش گناهان است .

ادخلوا الباب سجداً . .. نغفر لكم خطيكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 20

20 - آمرزش گناهان و بهشت ، پاداش خداوند به هجرت كنندگان از شرك و كفر *

فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم . .. لاكفّرنّ عنهم سيّاتهم و لادخلنّهم جنّات

مى توان گفت مراد از هجرت به قرينه ادامه آيه (اخرجوا من ديارهم)، هجرتى است كه رانده شدن از خانه و كاشانه را در پى داشته باشد. و اين هجرت همان ترك شرك و كفر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 31 - 2

2 - دورى از گناهان بزرگ ، زمينه آمرزش گناهان كوچك

ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سيّئاتكم

144- زمينه آمرزش مخالفان انبيا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 43 - 14

14 - امكان برخوردارى مخالفان پيامبران ، از مغفرت و آمرزش الهى ( در صورت بازگشت و توبه )

إنّ ربّك لذو مغفرة

سياق آيه با اين معنا سازگار است كه نويد به مغفرت، نظر به كسانى دارد كه در برابر آيات الهى، الحاد ورزيده و با پيامبر مخالفت كرده اند; ولى راه بازگشت بر آنان باز است.

145- زمينه آمرزش مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 18 - 4

4 - بيعت ويژه مؤمنان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در جريان حديبيه ، باعث غفران لغزش هاى گذشته آنان نزد خداوند *

لقد رضى اللّه عن المؤمنين إذ يبايعونك تحت الشجرة

تعبير «رضى اللّه عن المؤمنين» - به جاى تعبير «رضى عن بيعتكم» - اين برداشت را افاده مى كند كه خود مؤمنان - علاوه بر عملشان - مورد رضايت الهى قرار گرفتند.

146- سنت آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 14 - 8

8 - سنت اصيل و ازلى خداوند ، غفران و رحمتى گسترده و فراگير

و كان اللّه غفورًا رحيمًا

147- شرايط آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 89 - 3

3 - همراهى توبه مرتدّان با اصلاح ( جبران گذشته ) ، شرط آمرزش گناهشان

الاّ الذين تابوا . .. و اصلحوا فانّ اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 129 - 16

16 - عدم رعايت عدالت نسبى بين همسران ، گناه و آمرزش آن در گرو بازگشت به عدالت و رعايت تقواست .

و لن تستطيعوا ان تعدلوا بين النساء . .. و إن تصلحوا و تتقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 65 - 10

10 - پرهيز از رشوه گيرى ، حرام خوارى ، تجاوزگرى و گفتار كفرآميز شرط آمرزش گناهان اهل كتاب و ورود آنان به بهشت

و لو ان أهل الكتب ءامنوا و اتقوا

متعلق «واتقوا» چنانچه گذشت، گناهان است، از مصاديق مورد نظر آن - با توجه به آيات گذشته -، گناهانى است كه در برداشت به آنها اشاره شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 20

20 - توبه و اصلاح رفتارها شرط آمرزش است.

ثم تاب من بعده و أصلح

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 1،5

1 - در صورتى كه گناهكاران توبه كنند ، خداوند گناهشان را خواهد بخشيد .

و الذين عملوا السيئات ثم تابوا . .. إن ربك من بعدها لغفور

5 - خداوند حتى گناه كسانى را كه تصميم بر كشتن انبيا داشته باشند ، به شرط توبه و ايمان ، خواهد بخشيد .

و الذين عملوا السيئات . .. إن ربك من بعدها لغفور رحيم

از مصاديق مورد نظر براى «السيئات» به دليل جمله «و كادوا يقتلوننى»، تصميم بر كشتن هارون - كه از پيامبران است - مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 119 - 4

4- بخشش خداوند از بدكاران ، در صورتى است كه آنان گناه را از روى جهل و نادانى به حقايق انجام داده باشند نه از سر عمد و خوى عصيان گرى

ثمّ إن ربّك للذين عملوا السوء بجهلة

مقصود از «بجهالة» ممكن است جهل به احكام الهى، در برابر علم نباشد; چون در اين صورت گناهى سر نزده است تا نياز به توبه و يا آمرزش الهى باشد; بلكه مراد، جهل در برابر عمل آگاهانه و از روى عمد و خوى عصيان گرى و نيز جهل به معارف بلند آسمانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 25 - 9

9- صلاح پيشگى ، از شرايط لازم برخوردارى از عفو و آمرزش خداوند

إن تكونوا صلحين فإنه كان للأوّبين غفورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 82 - 13

13 - پذيرش توبه و بخشش گناهان ، مشروط به مداومت بر ترك آنها و پرهيز از گناه مجدد است .

و إنّى لغفّار لمن تاب . .. ثمّ اهتدى

«ثمّ اهتدى» كه به مرحله بعد از توبه نظر دارد، گوياى اين نكته است كه اگر پس از توبه، راه هدايت ترك شود و آنچه از آن

توبه شده، دوباره انجام گيرد، انسان مشمول مغفرت الهى نخواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 54 - 4

4 - توبه و تسليم در برابر پروردگار ، شرط بهره مند شدن بندگان گنه كار از آمرزش الهى

إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعًا . .. و أنيبوا إلى ربّكم و أسلموا له

توصيه خداوند به انابه و تسليم شدن بندگان گنه كار، پس از وعده به آمرزش گناهان آنان، مى تواند بيانگر شرايط اين آمرزش باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 55 - 2

2 - پيروى از تعاليم قرآن ، از شرايط بهره مند شدن از غفران و آمرزش الهى

إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعًا . .. و اتّبعوا أحسن ما أُنزل إليكم من ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 7 - 15

15 - توبه و پيمودن راه خداوند ( اسلام ) ، دو شرط لازم براى جلب غفران و آمرزش الهى

فاغفر للذين تابوا و اتّبعوا سبيلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 2 - 19

19- بخشش لغزش ها از سوى خدا ، منوط به پايبندى انسان به اصول عقيدتى و اعمال ارزشى است .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. كفّر عنهم سيّئاتهم

از ترتّب «كفّر عنهم سيّئاتهم» بر «آمنوا و عملوا الصالحات و آمنوا بمانزّل»، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 44

44- آميختگى ايمان و عمل صالح ، شرط برخوردارى مؤمنان از مغفرت و پاداش عظيم الهى

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 28 - 11

11 - ايمان ، از شرايط آمرزيدن بندگان

ربّ اغفر لى . .. و لمن دخل بيتى مؤمنًا و للمؤمنين و المؤمنت

148- شرايط آمرزش بدعت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 119 - 7

7- گناه حلال و حرام شمردن امور ( بدعت گذارى ) ، اگر از سر جهل و نقصان علم باشد - در صورت توبه و اصلاح گذشته ها - مورد غفران و بخشش الهى است .

لاتقولوا . .. هذا حلل و هذا حرام ... و على الذين هادوا حرّمنا ... و لكن كانو

149- شرايط آمرزش برگزيدگان موسى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 19

19 - تقواپيشگى ، پرداخت زكات و ايمان به آيات الهى ، شرط برخوردار شدن همراهان موسى در ميعادگاه مناجات ، از مغفرت و رحمت خاص الهى بود .

فاغفرلنا و ارحمنا و أنت خير الغفرين . .. فسأكتبها للذين يتقون

جمله «فسأكتبها . .. » پاسخى است به درخواستهاى موسى(ع) و از جمله آنهاست تقاضاى رحمت و مغفرت براى همراهان خويش در ميعادگاه مناجات

150- شرايط آمرزش بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 9

9 - خداوند به قوم موسى - در صورت ورود به بيت المقدس با رعايت آداب آن - نويد آمرزش گناهانشان را داد .

ادخلوا هذه القرية . .. و قولوا حطة نغفر لكم خطيكم

ظاهر اين است كه «نغفر لكم» جواب براى همه امرهايى است كه در آيه شريفه مطرح شده بود. بنابراين تقدير چنين است: «ان تدخلوا و تأكلوا و تدخلوا الباب سجداً و تقولوا حطة نغفر لكم».

151- شرايط آمرزش خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 74 - 7

7 - توبه و استغفار ، شرط برخوردارى از مغفرت خداوند و رحمت خاص او

افلا يتوبون . .. و اللّه غفور رحيم

152- شرايط آمرزش شرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 82 - 13

13 - پذيرش توبه و بخشش گناهان ، مشروط به مداومت بر ترك آنها و پرهيز از گناه مجدد است .

و إنّى لغفّار لمن تاب . .. ثمّ اهتدى

«ثمّ اهتدى» كه به مرحله بعد از توبه نظر دارد، گوياى اين نكته است كه اگر پس از توبه، راه هدايت ترك شود و آنچه از آن توبه شده، دوباره انجام گيرد، انسان مشمول مغفرت الهى نخواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 6 - 15

15 - شرك ، گناهى قابل بخشش در پرتو گرايش به توحيد و استغفار

فاستقيموا إليه و استغفروه

خداوند، در اين آيه و در پى دعوت به توحيد، مشركان را به روى آوردن به استغفار فراخوانده است; از اين مطلب روشن مى شود كه چنانچه مجالى براى پذيرش استغفار نبود، دعوت بدان بى معنا مى نمود.

153- شرايط آمرزش ظالمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 15

15- گذشت مظلوم از ظالم كافى در آمرزش او نيست و به مغفرت و رحمت الهى نيز منوط است .

لاتثريب عليكم اليوم يغفر الله لكم و هو أرحم الرحمين

از اينكه يوسف(ع) پس از گذشتن از حق خويش و بخشودن برادرانش از خداوند مى خواهد گناه آنان را بيامرزد ، مى توان برداشت فوق را به دست آورد.

154- شرايط آمرزش عصيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 82 - 2

2 - توبه كنندگان از شرك ، كفر و عصيان ، با ايمان و عمل صالح و پى گيرى هدايت ، قطعاً مشمول مغفرت خداوند قرار خواهند گرفت .

و إنّى لغفّار لمن تاب و ءامن . .. ثمّ اهتدى

مراد از توبه به قرينه آيه قبل، توبه از گناه تعدى در مأكولات است و چون پس از «تاب»، سخن از ايمان به ميان آمده است، شامل توبه از شرك و كفر نيز مى شود.

155- شرايط آمرزش قاذف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 5 - 2

2 - قذف كنندگان ( كسانى كه به زنان پاكدامن بدون دليل نسبت زنا دهند ) ، در صورت توبه و اصلاح رفتار خويش و جبران زيان وارده بر شخص متهم ، مشمول بخشش و آمرزش خدا خواهند شد .

والذين يرمون المحصنت . .. أُولئك هم الفسقون . إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و ا

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه اصلاح، پس از توبه و پشيمانى در هر موردى، متناسب با همان مورد است. بنابراين اصلاح گناه تهمت زدن، به اين خواهد بود كه ضرر و زيان مادى، معنوى، فردى و اجتماعى وارده بر متهم جبران شود.

156- شرايط آمرزش كفر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 82 - 2

2 - توبه كنندگان از شرك ، كفر و عصيان ، با ايمان و عمل صالح و پى گيرى هدايت ، قطعاً مشمول مغفرت خداوند قرار خواهند گرفت .

و إنّى لغفّار لمن تاب و ءامن . .. ثمّ اهتدى

مراد از توبه به قرينه آيه قبل، توبه از گناه تعدى در مأكولات است و چون پس از «تاب»، سخن از ايمان به ميان آمده است، شامل توبه از شرك و كفر نيز مى شود.

157- شرايط آمرزش گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 48 - 6،7

6 - آمرزش گناهان ، منوط به مشيت خداوند است .

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

7 - گناهانى كه در حدّ شرك باشد ، قابل آمرزش نيست .

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

برداشت فوق با توجّه به معناى كلمه «دون» (كمتر و پايينتر) استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 6

6 - گناهان اتفاقى در زندگى اجتناب كنندگان از كبائر ، مورد عفو و اغماض الهى

الذين يجتنبون كبئر الإثم . .. إلاّ اللّمم

برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «اللّمم» در آيه شريفه، گناهانى باشد كه انسان به طور اتفاقى مرتكب آن مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 5

158- شرايط آمرزش گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 18

18- برخوردارى گناهكاران از رحمت و بخشش خداوند ، مشروط به توبه عملى و تدارك گذشته هاست .

ثمّ إن ربّك للذين هاجروا من بعد ما فتنوا ثمّ جهدوا و صبروا إن ربّك من بعدها لغف

159- شرايط آمرزش مرتدان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 15

15- مرتدان ، در صورت توبه ، هجرت و جهاد در راه خدا و صبر و مقاومت در برابر كافران ، مورد غفران و رحمت الهى قرار مى گيرند .

من كفر بالله من بعد إيمنه . .. ثمّ ... إن ربّك من بعدها لغفور رحيم

160- شرايط آمرزش مسرفان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 82 - 4

4 - رهبانيت گرايان و اسراف كنندگان ، در صورت توبه ، مشمول مغفرت الهى قرار خواهند بود .

كلوا . .. و لاتطغوا ... و إنّى لغفّار لمن تاب

161- شرايط آمرزش مشرك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 82 - 2

2 - توبه كنندگان از شرك ، كفر و عصيان ، با ايمان و عمل صالح و پى گيرى هدايت ، قطعاً مشمول مغفرت خداوند قرار خواهند گرفت .

و إنّى لغفّار لمن تاب و ءامن . .. ثمّ اهتدى

مراد از توبه به قرينه آيه قبل، توبه از گناه تعدى در مأكولات است و چون پس از «تاب»، سخن از ايمان به ميان آمده است، شامل توبه از شرك و كفر نيز مى شود.

162- شرايط آمرزش مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 107 - 11

11 - مشركان در صورت ترك آيين شرك و گرويدن به توحيد و يكتاپرستى ، مورد غفران و رحمت خداوند قرار خواهند گرفت .

لاتدع من دون اللّه ما لاينفعك و لايضرك . .. فلا راد لفضله يصيب به من يشاء من عبا

ذكر «غفران و رحمت» پس از بيان اختصاص فضل خدا به يكتاپرستان، بيانگر ترغيب مشركان به ترك جبهه شرك و دخول در جرگه موحدان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 17

17- وعده خداوند به آمرزش مشركان ، در صورت بازگشت از شرك

تعلى عمّا يقولون . .. إنه كان حليمًا غفورًا

ذكر تعليل «غفور» در پايان جمله، مى تواند نويدى باشد بر مشركان كه على رغم گناه بزرگ و سخنان ناروا درباره خداوند، امكان آمرزش آنان، وجود دارد.

163- شكر نعمت آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 52 - 10

10 - بخشوده شدن گناه ، نعمتى بايسته سپاسگزارى

ثم عفونا عنكم . .. لعلكم تشكرون

164- عقيده به آمرزش خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 169 - 7،8،9،15

7 - دنياگرايان يهود بر اين باور بودند كه خداوند گناهان آنان را ، حتى بدون توبه ، خواهد آمرزيد .

و يقولون سيغفر لنا و إن يأتهم عرض مثله يأخذوه

جمله «و إن يأتهم عرض . .. » حاكى از اين است كه گنهكاران يهود در عين آمادگى براى حرامخوارى مجدد، خود را مورد عفو و مغفرت خداوند مى پنداشتند. يعنى هرگز از عمل گذشته پشيمان نبودند تا توبه كنند.

8 - يهوديان دنياگرا به بهانه مغفرتى تضمين شده از جانب خدا ، از فرمان هاى وى سرپيچى مى كردند و مرتكب گناه مى شدند .

يأخذون عرض هذا الأدنى و يقولون سيغفر لنا

9 - اطمينان به مغفرت الهى ، در حين ارتكاب گناه ، باورى بس نكوهيده و گمانى ناصواب است .

يأخذون عرض هذا الأدنى و يقولون سيغفر لنا

15 - اظهار اطمينان به مغفرت الهى ، على رغم اصرار بر گناه ، سخنى نابحق درباره خداست .

و يقولون سيغفر لنا . .. ألم يؤخذ عليهم ... أن لا يقولوا على اللّه إلا الحق

165- عموميت آمرزش خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 71 - 16

16 - امكان شمول رحمت و مغفرت الهى حتى بر جوامع منحط و آلوده به خون انبيا

فريقاً يقتلون . .. فعموا و صموا ثم تاب اللّه عليهم

166- عوامل آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 175 - 8

8 - بيان حقايق كتاب هاى آسمانى ، موجب دستيابى به هدايت و مغفرت الهى است .

إن الذين يكتمون . .. أولئك الذين اشتروا الضللة بالهدى و العذاب بالمغفرة

برداشت فوق از مفهوم آيه به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 165 - 12

12 - كسانى كه در آزمونهاى الهى موفق باشند، از مغفرت الهى برخوردار و از رحمت او بهره مند خواهند شد.

ليبلوكم فى ما ءاتيكم . .. إنه لغفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 50 - 4،5

4 - ايمان همراه با عمل صالح ، موجب مغفرت و زداينده آثار گناه شرك و كفر

فالذين ءامنوا . .. لهم مغفرة

5 - ايمان به خداى يگانه ( توحيد و نفى شرك ) ، مايه برخوردارى از غفران الهى و عمل صالح ، مايه بهره مندى از نعمت هاى بهشت

فالذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم مغفرة و رزق كريم

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه «مغفرت» مربوط به ايمان و «رزق كريم» مرتبط با عمل صالح باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 51 - 11

11 - ربوبيت الهى ، مقتضى آمرزش خطا ها و گناهان بندگان مؤمن

إنّا نطمع أن يغفر لنا ربّنا خطينا أن كنّا أوّل المؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 11 - 7

7 - توبه و نيكى پس از گناه و ظلم ، موجب بهره مندى از رحمت و غفران الهى

إلاّمن ظلم ثمّ بدّل حسنا بعد سوء فإنّى غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 3 - 2

2- نيك فرجامى و غفران لغزش هاى مؤمنان ، نتيجه پيروى از حق و پيام پروردگارشان

و الذين ءامنوا . .. ذلك بأنّ ... و أنّ الذين ءامنوا اتّبعوا الحقّ من ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 12 - 1

1 - دستيابى به مغفرت الهى و بوستان هاى بهشت ، ره آورد پايدارى بر ايمان به خدا و رسول و جهاد با مال و جان در راه خدا است .

تؤمنون باللّه . .. و تجهدون ... يغفر لكم ذنوبكم و يدخلكم جنّ-ت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 5 - 6

6 - تأثير استغفار و شفاعت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در آمرزش گناهان مردم

تعالوا يستغفر لكم رسول اللّه

در اين آيه به منافقان پيشنهاد مى شود اگر توبه كنيد، پيامبر(صلی الله علیه و آله) برايتان استغفار خواهد كرد. از اين مطلب معلوم مى شود، استغفار آن حضرت براى ديگران تأثير داشته است و گرنه پيشنهاد ياد شده بى معنا خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 17 - 7

7 - قرض به خداوند ( انفاق ) ، موجب جلب آمرزش او است .

إن تقرضوا اللّه قرضًا حسنًا . .. يغفر لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 8 - 16،22

16 - ايمان و همراهى در امر دين ، موجب جلب آمرزش الهى

و الذين ءامنوا معه . .. يقولون ... و اغفرلنا

22 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ : « توبوا إلى اللّه توبة نصوحاً » قال : هو صوم « يوم الأربعاء » و « يوم

الخميس » و « يوم الجمعة » ;

از امام صادق(ع) درباره سخن خداى عزّوجلّ «توبوا إلى اللّه توبة نصوحاً» روايت شده كه توبه نصوح، روزه گرفتن در روزهاى چهارشنبه، پنج شنبه و جمعه است». شايد مراد اين باشد كه روزه در اين ايّام، مانند توبه نصوح موجب آمرزش گناهان است و شايد مقصود اين باشد كه از شرايط توبه نصوح، روزه گرفتن در اين ايّام است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 4 - 3

3 - عبادت خداوند ، رعايت تقواى الهى و اطاعت از پيامبران ، از موجبات آمرزش گناهان و نجات از عذاب الهى در دنيا

أن اعبدوا اللّه . .. يغفر لكم من ذنوبكم و يؤخّركم إلى أجل مسمًّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 7 - 4

4 - عبادت خداوند ، تقواپيشگى و اطاعت از رسولان ، موجبات غفران و آمرزش الهى است .

قال يقوم . .. أن اعبدوا اللّه ... و إنّى كلّما دعوتهم لتغفر لهم

167- عوامل آمرزش گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 12

12 - استغفار به درگاه خدا ، موجب آمرزش گناهان است .

و قولوا حطة نغفر لكم خطيكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 195 - 19

19 - بخشش گناهان و دخول در بهشت ، پاداش بزرگ الهى ، براى هجرت ، آوارگى ، آزار ديدن در راه خدا و جهاد و شهادت

فالّذين هاجروا و اخرجوا من ديارهم و اوذوا فى سبيلى و قاتلوا و قتلوا لاكفّرنّ عنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 119 - 2

2- هر نوع گناه و بدكارى به وسيله توبه ، قابل آمرزش است .

ثمّ إن ربّك للذين عملوا السوء . .. ثمّ تابوا من بعد ذلك ... لغفور رحيم

گفتنى است كه برداشت فوق با توجه به اطلاق «السوء» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 11

11 - خداترسى ، تلاوت قرآن ، برپاداشتن نماز و انفاق در نهان و آشكار ، از اسباب آمرزش گناهان و دريافت افتخار سپاس

گزارى خداوند

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا . .. إنّ الذين يتلون كتب اللّه ... و يزيدهم

168- عوامل محروميت از آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 34 - 1،5،6

1- مرگ كافران مخالف راه خدا در حال كفر ، مايه محروميت ابدى از عفو و رحمت الهى

إنّ الذين كفروا و . .. فلن يغفر اللّه لهم

مرگ كافران مخالف راه خدا در حال كفر، مايه محروميت ابدى از عفو و رحمت الهى

5- اطاعت نداشتن از خدا و رسول او ، منتهى به عنادورزى با دين و محروميت ابدى از غفران الهى *

يأيّها الذين ءامنوا أطيعوا اللّه و . .. إنّ الذين كفروا و ... فلن يغفر اللّه له

از ارتباط «أطيعوا اللّه و. ..» با «إنّ الذين كفروا و...»، مطلب بالا استفاده مى شود.

6- نقش اعمال خود انسان ، در محروميت او از رحمت و غفران بى كران الهى

إنّ الذين كفروا و صدّوا . .. فلن يغفر اللّه لهم

«فا» در «فلن يغفر اللّه» مى رساند كه عدم غفران، نتيجه فعل خود كافران است (كفروا و صدّوا)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 6 - 7

7 - فسق و انحراف از حق ، موجب محروميت از هدايت و غفران الهى

إنّ اللّه لايهدى القوم الفسقين

169- قانونمندى آمرزش خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 137 - 6

6 - نظام آمرزش و غفران و نيز هدايتگرى خداوند ، داراى سنن و قوانين

إنّ الذين . .. لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم سبيلا

170- گناهان قابل آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 3 - 8

8 - عدم تنافى ايمان و تقوا ، با وجود بعضى از خطا ها و كاستى هاى قابل غفران در زندگى فرد

الذين امتحن اللّه قلوبهم للتقوى لهم مغفرة

نويد به مغفرت، در جايى مفيد خواهد بود كه لغزش و يا احتمال لغزش، وجود داشته باشد.

171- محرومان از آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 175 - 2،6

2 - دين فروشان و كتمان كنندگان حقايق كتاب هاى آسمانى ، از مغفرت الهى محروم و به آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .

أولئك الذين اشتروا . .. العذاب بالمغفرة

6 - عالمان بى تعهد و وظيفه نشناس ، از مغفرت الهى محروم و به آتش دوزخ گرفتار خواهند شد .

أولئك الذين اشتروا . .. العذاب بالمغفرة فما أصبر هم على النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 80 - 3،5

3 - منافقان استهزاگر و عهدشكن ، محروم از غفران الهى

إن تستغفر لهم سبعين مرة فلن يغفر اللّه لهم

5 - كافران به خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، محروم از آمرزش الهى .

فلن يغفر اللّه لهم ذلك بأنهم كفروا باللّه و رسوله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 11 - 8

8 - ظالمان و گنه كارانِ غافل از جبران بدى هاى خويش ، از بخشش و رحمت خداوند محروم اند .

إلاّمن ظلم ثمّ بدّل حسنا بعد سوء فإنّى غفور رحيم

از اين كه خداوند، تنها به توبه كنندگان و جبران كنندگان بدى هاى خويش، نويد غفران و رحمت داده است، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - منافقون - 63 - 6 - 3،8

3 - منافقان ، محروم از غفران و آمرزش الهى

لن يغفر اللّه لهم

8 - فاسقان و منحرفان از حق ، محروم از هدايت و غفران الهى

إنّ اللّه لايهدى القوم الفسقين

172- محرومان از آمرزش خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 145 - 22

22 - ستمگران و متجاوزان، محروم از رحمت و مغفرت الهى

فمن اضطر غير باغ و لاعاد فإن ربك غفور رحيم

173- محرومان از آمرزش هاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 33

33 - برده دارانِ وادار كننده كنيزان خويش به فحشا و فساد جنسى ، محروم از آمرزش و رحمت خدا هستند .

و من يكرههنّ فإنّ اللّه من بعد إكرههنّ غفور رحيم

در آيه ياد شده متعلق «غفور» و «رحيم» ذكر نشده است. با توجه به اين كه بعيد است خداوند به برده داران، به خاطر گناه اكراهشان و نيز مورد هشدار قرار گرفتن آنان وعده غفران و رحمت بدهد، به نظر مى رسد مقصود كنيزانى خواهد بود كه مجبور به فحشا شده اند. بر اين اساس اختصاص يافتن اين وعده به كنيزان، حاكى از محروميت برده داران از اين موهبت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 7

7 - ملائكه هنگام روبه رو شدن با منكران معاد در قيامت ، به آنان خواهند گفت كه شما از غفران الهى و بهشت محروميد .

يوم يرون الملئكة لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجرًا محجورًا

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه فاعل «يقولون» ملائكه باشد و «حجراً محجوراً» نيز مقول قول ايشان باشد. گفتنى است كه در اين صورت، مقصود از اين كلام، اعلام محروميت و ممنوعيت منكران معاد از غفران الهى و بهشت است.

174- محروميت از آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 176 - 6

6 - حق ستيزى موجب گمراهى ، محروميت از لطف و مغفرت خدا و گرفتار شدن به آتش دوزخ مى باشد .

لايكلمهم اللّه يوم القيمة . .. ذلك بأن اللّه نزل الكتب بالحق

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره به عقوبتهاى مطرح شده در آيات قبل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 168 - 1،6،8

1 - كفرپيشگان ستمگر ، محروم از آمرزش و هدايت الهى

إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً

تكرار نشدن «الذين» در جمله «و ظلموا» دلالت مى كند كه مجموع دو صفت «كفر» و «ظلم» موجب محروميت از آمرزش و هدايت الهى است.

6 - كفرپيشگى و ستمگرى گروهى از اهل كتاب مايه محروميت آنان از مغفرت و هدايت الهى

إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً

مصداق مورد نظر از «الذين كفروا و ظلموا» - به دليل آيات گذشته - گروهى از اهل كتاب هستند.

8 - محروميت كافران ستمگر از مغفرت و هدايت ، از سنت هاى الهى

إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً

175- محروميت از آمرزش خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 138 - 4

4 - محروم ماندن آدمى از مغفرت و هدايت الهى ، موجب گرفتار شدن وى به عذاب دردناك

لم يكن اللّه يغفر لهم و لاليهديهم . .. بشر المنفقين بانّ لهم عذاباً أليماً

ظاهراً مراد از منافقان، همان كسانى هستند كه در آيه قبل توصيف شدند، كه از جمله توصيف آنان به محروميت از هدايت و مغفرت بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 168 - 2

2 - انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و كفر به قرآن و بازداشتن ديگران از راه خدا ، موجب محروميت از هدايت و آمرزش الهى

إنّ الذين كفروا و ظلموا لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم طريقاً

با توجه به آيات قبل مراد از «كفر»، كفر به پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن است و مراد از ظلم، بازداشتن ديگران از راه خداست.

176- مشمولان آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 286 - 20

20 - عفو ، غفران و رحمت نسبت به مؤمنان ، از شؤون ولايت الهى

و اعف عنّا و اغفر لنا و ارحمنا انت مولينا

جمله «انت مولينا» به منزله دليل براى درخواست مطالب قبلى است; يعنى خدايا چون تو مولاى ما هستى عفو كن و . ..

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 100 - 18

18 - مهاجران به سوى خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) ، مشمول غفران و رحمت خاصّ الهى هستند .

و من يهاجر . .. فقد وقع اجره على اللّه و كان اللّه غفوراً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 70 - 11

11 - كفرپيشگان اگر ايمان آورند ، حتى در صورتى كه عليه پيامبر (صلی الله علیه و آله) جنگيده باشند ، مشمول رحمت و مغفرت الهى

خواهند شد .

إن يعلم اللّه . .. يغفر لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 118 - 2

2 - شمول رحمت و غفران الهى ، نسبت به سه نفر از مسلمانان متخلف از جنگ تبوك

لقد تاب اللّه على النبى . .. و على الثلثة الذين خلّفوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 11 - 9

9- صبرپيشگان داراى اعمال صالح ، از مغفرت الهى بهره مند شده و گناهشان آمرزيده مى شود .

أُولئك لهم مغفرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 2،10،15

2- خداوند ، نسبت به مهاجرانى كه با هجرت ، جهاد و صبر ، دين خود را حفظ كردند ، بسيار بخشنده و مهربان است .

ثمّ إن ربّك للذين هاجروا من بعد ما فتنوا ثمّ جهدوا و صبروا

خبر «إن ربّك للذين . ..» محذوف است كه «لغفور رحيم» بر آن دلالت دارد.

10- هجرت كنندگان مجاهد و صابر ، بشارت داده شده به مغفرت و رحمت گسترده الهى

ثمّ إن ربّك للذين هاجروا . .. إن ربّك من بعدها لغفور رحيم

15- مرتدان ، در صورت توبه ، هجرت و جهاد در راه خدا و صبر و مقاومت در برابر كافران ، مورد غفران و رحمت الهى قرار مى گيرند .

من كفر بالله من بعد إيمنه . .. ثمّ ... إن ربّك من بعدها لغفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 25 - 11

11- تائبان و كسانى كه از لغزش ها بازگشته و به سوى خداوند روى آورند ، از آمرزش و غفران او برخوردارند .

فإنه كان للأوّبين غفورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 16 - 4

4 - پذيرفته شدن تقاضاى موسى ( ع ) از سوى خداوند و تعلق اراده او بر بخشودن خطاى موسى ( ع ) و نجات وى از فرعونيان

قال ربّ . .. فاغفرلى فغفر له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 4 - 5

5 - مؤمنان داراى عمل صالح ، قطعاً مشمول آمرزش خداونداند .

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت أُولئك لهم مغفرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 7 - 2

2 - مؤمنانِ داراى عمل صالح ، شايسته غفران و پاداش الهى اند .

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم مغفرة و أجر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 27 - 1،4

1 - مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، بهره مند از غفران الهى

بما غفر لى ربّى

4 - مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، پس از به شهادت رسيدن ، از آگاه نبودن مردم از مورد غفران قرار گرفتن و عزيز شدنش در پيشگاه الهى ، تأسف خورد .

قال يليت قومى يعلمون . بما غفر لى ربّى و جعلنى من المكرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 24 - 5

5 - گروهى از گنه كاران ، مورد عفو و بخشش خداوند در قيامت *

فما هم من المعتبين

با توجه به اين كه «من» در «من المعتبين» براى تبعيض است، به دست مى آيد كه عده اى مورد مغفرت هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 43 - 11

11 - حق گرايان برخوردار از مغفرت الهى ، و ملحدان و حق ناپذيران رويارو با مجازات دردناك او

مايقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل . .. إنّ ربّك لذو مغفرة

در آيات پيشين، قرآن پيامى حق معرفى شده است كه ملحدان با ايجاد شبهه در آن سعى مى كردند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مورد انكار قرار دهند. اكنون در اين آيه خداوند به غفران و عقاب خود اشاره كرده كه غفران منطبق بر حق گرايان و عقاب درباره ملحدان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 57 - 2

2- نقش پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در برخوردارى تقواپيشگان از فضل و بخشش الهى *

فضلاً من ربّك

تعبير «ربّك» - به جاى «ربّهم» - مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، در رسيدن فضل الهى به بهشتيان مؤثر بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 2 - 1

1- مؤمنان صلاح پيشه و معتقد به حقانيت راه محمد (صلی الله علیه و آله) ، مورد غفران و لطف الهى

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت . .. كفّر عنهم سيّئاتهم و أصلح بالهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 45

45- از ميان اصحاب پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تنها پايداران بر طريق ايمان و عمل نيك ، برخوردار از مغفرت و پاداش عظيم الهى اند .

وعد اللّه الذين ءامنوا و عملوا الصلحت منهم مغفرة و أجرًا عظيمًا

در صورتى كه «من» در «منهم» براى تبعيض باشد; از آيه شريفه استفاده مى شود كه از ميان كسانى كه همراه پيامبرند، تنها بخشى از آنان - كه اهل ايمان و عمل صالح بوده و بر اين وصف پايدار مى باشند - از مغفرت و اجر الهى برخورداراند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 10 - 2

2 - كسانى كه در دنيا در انجام امور خير از ديگران سبقت مى گيرند ، در آخرت نيز پيش از ديگران مشمول رحمت ، پاداش و غفران الهى خواهند بود .

و السبقون السبقون

برخى از مفسران بر آنند كه مراد از سبقت در «السابقون» اول، سبقت در انجام امور خير در دنيا و مراد از سبقت در «السابقون» دوم، پيشى گرفتن از ديگران در آخرت در دريافت رحمت و پاداش الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 28 - 12

12 - مؤمنان تقواپيشه ، مشمول مغفرت و آمرزش خداوند در قيامت

يأيّها الذين ءامنوا اتّقوا . .. و يغفر لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 2 - 8

8 - اعلام عفو و آمرزش از سوى خداوند نسبت به كسانى كه تا قبل از تحريم ظهار ، مرتكب آن شدند .

الذين يظهرون منكم . .. و إنّ اللّه لعفوّ غفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 12 - 1

1 - خداترسان ، مشمول غفران عظيم خداوند و بهره مند از پاداش بزرگ او

إنّ الذين يخشون ربّهم بالغيب لهم مغفرة و أجر كبير

تنكير «مغفرة»; دلالت بر تعظيم دارد.

177- مشمولان آمرزش خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 165 - 12

12 - كسانى كه در آزمونهاى الهى موفق باشند، از مغفرت الهى برخوردار و از رحمت او بهره مند خواهند شد.

ليبلوكم فى ما ءاتيكم . .. إنه لغفور رحيم

178- مشمولان آمرزش هاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 82 - 2

2 - توبه كنندگان از شرك ، كفر و عصيان ، با ايمان و عمل صالح و پى گيرى هدايت ، قطعاً مشمول مغفرت خداوند قرار خواهند گرفت .

و إنّى لغفّار لمن تاب و ءامن . .. ثمّ اهتدى

مراد از توبه به قرينه آيه قبل، توبه از گناه تعدى در مأكولات است و چون پس از «تاب»، سخن از ايمان به ميان آمده است، شامل توبه از شرك و كفر نيز مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 5 - 2

2 - قذف كنندگان ( كسانى كه به زنان پاكدامن بدون دليل نسبت زنا دهند ) ، در صورت توبه و اصلاح رفتار خويش و جبران زيان وارده بر شخص متهم ، مشمول بخشش و آمرزش خدا خواهند شد .

والذين يرمون المحصنت . .. أُولئك هم الفسقون . إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و ا

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه اصلاح، پس از توبه و پشيمانى در هر موردى، متناسب با همان مورد است. بنابراين اصلاح گناه تهمت زدن، به اين خواهد بود كه ضرر و زيان مادى، معنوى، فردى و اجتماعى وارده بر متهم جبران شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 16

16 - مؤمنان باگذشت ، مورد غفران و آمرزش خدا قرار دارند .

و ليعفوا و ليصفحوا ألا تحبّون أن يغفر اللّه لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 26 - 13

13 - مردان و زنان نيك و پاكدامن ، از غفران خداوند و روزى نفيس و ارزشمند او بهره منداند .

و الطيّبون للطّيبت أُولئك مبرّءون ممّا يقولون لهم مغفرة و رزق كريم

واژه «كريم» در هر چيزى كه در جنس و نوع خودش، شريف و ارزشمند باشد، به كار مى رود. (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 32

32 - كنيزان وادار شده به فحشا از سوى مالكان ، مورد آمرزش و مشمول رحمت خدا هستند .

و من يكرههنّ فإنّ اللّه من بعد إكرههنّ غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 -

1،3،5،9،11،14،16،19،21،24،27،29

1 - مردان و زنانى كه در برابر خداوند ، سر تسليم فرود مى آورند ، از آمرزش خداوند برخوردارند .

إنّ المسلمين و المسلمت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

بنابراين كه «مسلمين» از ريشه لغوى آن (سلم) و به همان معناى لغوى اش باشد، نكته ياد شده قابل استفاده است.

3 - مردان و زنان مسلمان ، مشمول آمرزش و غفران الهى اند .

إنّ المسلمين و المسلمت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

بنابراين احتمال كه مراد از «المسلمين» معناى اصطلاحى آن;يعنى، گرويدگان به دين اسلام باشد، نكته ياد شده، استفاده مى شود.

5 - مردان و زنان مؤمن ، مشمول آمرزش خداوندند .

إنّ . .. و المؤمنين و المؤمنت ... أعدّ اللّه لهم مغفرة

9 - مردان و زنان مطيع و خاضع ، از آمرزش خداوند برخوردارند .

و القنتين و القنتت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة و أجرًا عظيمًا

«قانت» از مصدر «قنوت» است. «قنوت» در لغت، به معناى «اطاعت خاضعانه» است (مفردات راغب).

11 - مردان و زنان صداقت پيشه ، از آمرزش خداوند برخوردارند .

و الصدقين و الصدقت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

14 - خداوند ، مردان و زنان شكيبا را از آمرزش خود ، برخوردار مى كند .

و الصبرين و الصبرت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

16 - مردان و زنان فروتن ، از آمرزش خداوند ، برخوردار خواهند بود .

و الخشعين و الخشعت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

19 - مردان و زنان صدقه پرداز ، مورد مغفرت خداوندند .

و المتصدّقين و المتصدّقت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

21 - مردان و زنان روزه گير ، مشمول آمرزش خداوندند .

و الصئمين و الصئمت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

24 - مردان و زنان با عفت و پاكدامن ، مشمول آمرزش خداوندند .

و الحفظين فروجهم و الحفظت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

27 - مردان و زنانى كه زياد به ياد خداوندند ، از آمرزش او ، بهره مند خواهند بود .

و الذكرين اللّه كثيرًا و الذكرت أعدّ اللّه لهم مغفرة

29 - مردان و زنانى كه به فراوانى خداوند را براى ديگران يادآورى مى كنند از آمرزش خداوند بهره مند خواهند بود .

و الذكرين اللّه كثيرًا و الذكرت أعدّ اللّه لهم مغفرة

«ذكر» (مصدر «ذاكر») به دو معنا آمده است: يكى، به خاطر سپردن، و ديگرى، بر زبان آوردن (مفردات راغب). احتمال دارد كه مراد از ذكر زبانى، يادآورى براى ديگران باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 16

16- غفران و رحمت الهى ، گسترده و فراگير نسبت به تمامى توبه كنندگان

أم يقولون افتريه قل إن افتريته فلا تملكون لى من اللّه شيئًا . .. و هو الغفور ال

با توجه به اين كه مخاطبان تهديد الهى در صدر آيه شريفه، كسانى اند كه رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن را انكار مى كردند; تذكر «هو الغفور الرحيم» در پايان چنين آيه اى، بدان معنا است كه در صورت توبه، حتى منكران رسالت هم مورد غفران قرار مى گيرند.

179- مظاهر آمرزش خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 173 - 12

12 - گنهكار نشمردن كسانى كه در حال اضطرار از محرمات بهره مى گيرند ، پرتوى از مغفرت الهى است .

فمن اضطر . .. فلا إثم عليه إن اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 192 - 6،7

6 - فرمان خداوند ، مبنى بر ترك جنگ با كافرانى كه دست از جنگ و فتنه برداشته اند ، پرتوى از مغفرت و رحمت اوست .

فإن انتهوا فإن اللّه غفور رحيم

7 - آمرزش گناهان كافران محارب ، پس از ايمان آوردن آنان ، پرتوى از مغفرت و رحمت الهى است .

فإن انتهوا فإن اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 69 - 11

11 - حكم الهى بر حليت غنايم و فديه ها ، جلوه اى از مغفرت و رحمت خداوند است .

فكلوا . .. إن اللّه غفور رحيم

180- منشأ آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 25 - 37

37 - رحمت الهى ، منشأ غفران وى *

و اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 129 - 14

14 - رحمت خداوند ، سرچشمه غفران اوست .

فإنّ اللّه كان غفوراً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 137 - 9

9 - هدايت و آمرزش انسان ها ، متكى به اراده خداوند است .

لم يكن اللّه ليغفر لهم و لاليهديهم سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 40 - 5،6،14

5 - عذاب و يا آمرزش انسان ها ، وابسته به خواست و مشيت خداوند

يعذب من يشاء و يغفر لمن يشاء

6 - حاكميت و سلطه خداوند بر جهان هستى ، دليل وابستگى آمرزش و عذاب انسان ها به خواست و اراده اوست . *

له ملك السموت و الارض يعذب من يشاء و يغفر لمن يشاء

14 - عذاب و آمرزش انسان ها پرتويى از قدرت مطلق خداوند

يعذب من يشاء و يغفر لمن يشاء و اللّه على كل شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 118 - 5

5 - خداوند ، اختياردار عذاب و آمرزش معتقدان به الوهيت عيسى ( ع ) و مادرش مريم ( ع ) است .

ان تعذبهم . .. و إن تغفر لهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 3

3- بخشايش گناهان ، پرتوى از ربوبيت خداوند است .

استغفروا ربكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 8

8- خداوند ، بخشاينده گناهان و ستم كارى هاى مردم است .

و إن ربك لذو مغفرة للناس على ظلمهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 47 - 10

10- آمرزش گناهان ، به دست خدا و در اختيار او است .

سأستغفر لك ربّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 73 - 3،14

3 - آمرزش گناهان به دست خداوند و در اختيار او است .

ليغفر لنا خطينا

14 - بخشش گناهان ، پرتوى از ربوبيت خداوند است .

إنّا ءامنّا بربّنا ليغفر لنا خطينا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 62 - 16

16 - مغفرت و آمرزش را بايد از خدا طلبيد .

و استغفر لهم اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 82 - 5

5 - تنها آفريدگار هدايت گر ، و روزى دهنده ، شفابخش و حيات آفرين ، شايسته براى دل بستن انسان به غفران و بخشايش او

الذى خلقنى . .. و الذى أطمع أن يغفر ... يوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 16 - 5

5 - بخشودن گناه گنه كاران ، مقتضاى آمرزش گرى و مهرورزى خدا نسبت به بندگان

فغفر له إنّه هو الغفور الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 71 - 5

5 - اصلاح اعمال و آمرزش گناهان ، در دست خداوند است .

يصلح لكم أعملكم و يغفر لكم ذنوبكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 2 - 8

8 - رحمت خداوند ، منشأ آمرزش گرى او است .

و هو الرحيم الغفور

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «الغفور» صفت براى «الرحيم» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 15 - 8

8 - آمرزش گرى خداوند ، برخاسته از ربوبيت او است .

و ربّ غفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 53 - 11،13،15

11 - آمرزش تمامى گناهان بندگان ، مقتضاى ذات خداوند است .

لاتقنطوا من رحمة اللّه إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعًا

آمدن اسم جلاله به صورت اسم ظاهر (اللّه يغفر) به جاى ضمير (إنّه يغفر)، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.

13 - تجلى رحمت خداوند در آمرزش بندگان گنه كار

لاتقنطوا من رحمة اللّه إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعًا

15 - گستردگى و انحصار غفران و رحمت خداوند ، مقتضى آمرزش تمامى گناهان خرد و كلان بندگان است .

إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعًا إنّه هو الغفور الرحيم

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جمله «إن-ّه هو الغفور. ..» در مقام تعليل براى جمله پيشين «إنّ اللّه يغفر...» مى باشد; يعنى، چون تنها خداوند غفور و رحيم است، تمامى گناهان را مى آمرزد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 5 - 11

11 - غفران و رحمت الهى ، برخاسته از مقام الوهيت او

و اللّه غفور رحيم

181- منشأ آمرزش خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 151 - 11

11 - غفران خداوند ، نشأت گرفته از رحمت و مهربرترين اوست .

رب اغفر لى و لأخى . .. و أنت أرحم الرحمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 14 - 12

12 - غفران الهى ، از رحمت گسترده او نشأت يافته است ; نه نياز و چشمداشت

و للّه ملك . .. و كان اللّه غفورًا رحيمًا

برداشت ياد شده بنابر اين نكته است كه «رحيماً» صفت «غفوراً» باشد; يعنى، خدا بخشاينده اى است كه از سر رحمت مى بخشايد; ونه مانند آدميان كه اگر مى بخشند، در مقابل چشمداشتى از خلق يا خالق دارند.

182- منشأ آمرزش صالحان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 15 - 18

18- مغفرت و محو كاستى هاى اعمال و لغزش هاى صالحان ، جلوه اى از ربوبيت الهى است .

و مغفرة من ربّهم

از ارتباط غفران با وصف ربوبيت خدا، مى توان نتيجه گرفت كه خطاپوشى خداوند نسبت به مؤمنان نيك كردار متقى، ناشى از مقام ربوبيت و پروردگارى او است.

183- منشأ آمرزش ظلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 8

8- خداوند ، بخشاينده گناهان و ستم كارى هاى مردم است .

و إن ربك لذو مغفرة للناس على ظلمهم

184- منشأ آمرزش كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 14 - 5

5 -اراده و مشيت خداوند ، در غفران يا كيفر كافران بى هيچ گونه معارضى ، تحقق مى پذيرد .

و للّه ملك السموت و الأرض يغفر لمن يشاء و يعذّب من يشاء

از ارتباط «للّه ملك. ..» با «يغفر لمن...» استفاده مى شود كه مشيّت الهى معارض ندارد.

185- منشأ آمرزش گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 52 - 2

2 - آمرزش گناه بندگان به دست خدا و در اختيار اوست .

ثم عفونا عنكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 58 - 11

11 - آمرزش گناهان انسان به دست خدا و در اختيار اوست .

نغفر لكم خطيكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 11

11 - آمرزش گناهان انسان به دست خدا و در اختيار اوست .

نغفر لكم خطيئتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 25 - 2

2 - پذيرش توبه گنه كاران و بخشش اعمال ناشايست آنان ، تنها در اختيار خداوند است .

و هو الذى يقبل التوبة عن عباده

«هو» مبتدا و «الذى يقبل» خبر است. موصول آمدن خبر، حكايت از اين حقيقت دارد كه مضمون صله (يقبل التوبة) از صفات تغييرناپذير مبتدا و از شؤون ثابت او است.

186- منشأ آمرزش گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 106 - 2

2 - كيفر گنهكاران يا بخشودن خطاى آنان ، مبتنى بر مشيت الهى

و ءاخرون مرجون لأمر اللّه إما يعذبهم و إما يتوب عليهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 21 - 16

16 - آمرزش گناه بندگان و اعطاى بهشت پهناور به آنان ، جلوه فضل و فزون بخشى خداوند به آنان است ; نه استحقاق ايشان .

سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة . .. ذلك فضل اللّه

187- منشأ آمرزش مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 9 - 7

7 - خداوند ، گناهان و بدى هاى مؤمنان داراى عمل صالح را زدوده و مى آمرزد .

و من يؤمن باللّه و يعمل صلحًا يكفّر عنه سيّئاته

188- موانع آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 119 - 11

11- ظلم و گناه ، مانع از برخوردارى انسان از غفران و رحمت گسترده خدا

كانوا أنفسهم يظلمون . .. ثمّ تابوا ... إن ربّك من بعدها لغفور رحيم

تعبير و قيد «من بعدها» مى رساند كه قبل از توبه واقعى، انسان نمى تواند از بخشش و رحمت الهى با همه گستردگى آن سود جويد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 52 - 9

9 - ستم پيشگى ، موجب پذيرفته نشدن عذر آدمى از گناه ، محروميت از رحمت خدا و جاى گرفتن در سراى بد

يوم لاينفع الظلمين معذرتهم و لهم اللعنة و لهم سوء الدار

189- موانع آمرزش منافقان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 80 - 7

7 - كفر منافقان به خدا و رسول او ، مانع آمرزش آنان

فلن يغفر اللّه لهم ذلك بأنهم كفروا باللّه و رسوله

190- موجبات آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 157 - 1

1 - كشته شدن ( شهادت ) و مردن در راه خدا ، موجب آمرزش گناهان و بهره مندى از رحمت خداوند

و لئن قتلتم فى سبيل اللّه او متّم لمغفرة من اللّه و رحمة

مناسبت حكم و موضوع (مرگ و مغفرت) اقتضا مى كند كه «فى سبيل اللّه» پس از «متّم» مقدّر باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 110 - 3

3 - توبه و استغفار از ستم و تجاوز به خود و يا ديگران ، موجب آمرزش است .

و من يعمل سوءاً او يظلم نفسه ثم يستغفر اللّه يجداللّه غفوراً رحيماً

برخى از مفسران بر آنند كه مراد از «سوءاً»، تجاوز و تعدى به ديگران است و مراد از «يظلم نفسه» ستم نمودن به خويشتن.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 116 - 4

4 - آمرزش گناهان ، منوط به مشيت خداوند است .

و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 129 - 17

17 - جبران خطا هاى گذشته و پرهيز از ارتكاب گناه ، موجب آمرزش و جلب رحمت الهى *

و إن تصلحوا و تتقوا فإنّ اللّه كان غفوراً رحيماً

جمله «ان تصلحوا» مى تواند اشاره به جبران و اصلاح گذشته ها و جمله «تتقوا» بيانگر رعايت تقوا و پرهيز از آن گناهان در آينده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 152 - 7

7 - اعتقاد به خدا و تمامى پيامبران ، موجب جلب غفران و رحمت الهى است .

و الذين ءامنوا باللّه و رسله . .. و كان اللّه غفوراً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 9 - 2

2 - همراهى ايمان و عمل صالح ، زمينه جلب مغفرت و دستيابى به پاداش بزرگ الهى

وعد اللّه الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم مغفرة و اجر عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 98 - 8

8 - پاسدارى از حرمت كعبه و ماه هاى حرام عامل بهره مندى از مغفرت و رحمت الهى

جعل اللّه الكعبة البيت الحرام قيماً للناس . .. و إنّ اللّه غفور رحيم

آيه قبل نشان دهنده مصاديقى است كه از مغفرت و رحمت الهى بهره مند مى شوند و ازجمله آنان كسانى هستند كه حرمت كعبه و ماههاى حرام را پاس مى دارند. در برداشتهاى بعدى ديگر مصاديق آن منعكس خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 4

4 - خداوند گناه آن گروه از بنى اسرائيل را كه پس از گوساله پرستى توبه كرده و با ايمان به يكتايى خدا به پرستش او بازگشتند ، آمرزيد و آنان را مشمول رحمت خويش قرار داد .

و الذين عملوا السيئات ثم تابوا من بعدها و ءامنوا

مصداق مورد نظر براى «الذين عملوا السيئات»، به دليل آيات پيشين، گوساله پرستان بنى اسرائيل است. اين آيه در حقيقت استثنايى براى آيه پيشين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 161 - 12

12 - استغفار به درگاه خدا موجب آمرزش گناهان است .

و قولوا حطة . .. نغفر لكم خطيئتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 114 - 6،8

6- انجام كار هاى نيك ، موجب آمرزش گناهان است .

إن الحسنت يذهبن السيئات

برداشت فوق ، بر اين اساس است كه مراد از زدوده شدن «سيئات» از ميان رفتن گناهان باشد. بر اين مبنا جمله «إن الحسنات ...»; يعنى ، كارهاى نيك باعث مى شود كه گناهان از ميان برود و آدمى آمرزيده شود.

8- نماز هاى يوميه ، مايه ترك كار هاى ناروا و نيز موجب آمرزش گناهان است .

و أقم الصلوة . .. إن الحسنت يذهبن السيئات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 10 - 10،13

10- خداوند ، فراخوان مردم به ايمان ، براى آمرزش برخى از گناهانشان و به تأخير انداختن أجل آنان تا مدت معين

يدعوكم ليغفر لكم من ذنوبكم و يؤخّركم إلى أجل مسمًّى

13- ايمان به خدا ، از عوامل آمرزش برخى از گناهان و موجب ادامه زندگى تا اجل طبيعى

يدعوكم ليغفر لكم . .. و يؤخّركم إلى أجل مسمًّى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 110 - 11

11- هجرت ، جهاد و صبر ، موجب جلب بخشش و رحمت گسترده الهى

ثمّ إن ربّك للذين هاجروا . .. إن ربّك من بعدها لغفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 25 - 14

14- اصرار بر توبه و بازگشت مستمر از گناه ، از عوامل جلب غفران الهى است .

فإنه كان للأوّبين غفورًا

«أوّاب» صيغه مبالغه و به معناى شخص بسيار توبه كننده است. استعمال اين صيغه به جاى «تائب» (توبه كننده) مى تواند بيانگر برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 8،13،18،23،26

8 - اسلام و ايمان ، زمينه ساز برخوردارى از آمرزش الهى است .

إنّ المسلمين . .. و المؤمنين ... أعدّ اللّه لهم مغفرة

13 - اطاعت خاضعانه از خدا و صداقت ، سبب مى شود كه فرد ، مشمول آمرزش خداوند شوند .

و القنتين . .. و الصدقين ... أعدّ اللّه لهم مغفرة

18 - شكيبايى و فروتنى ، زمينه آمرزش را فراهم مى آورد .

و الصبرين . .. و الخشعين ... أعدّ اللّه لهم مغفرة

23 - پرداخت صدقه و روزه دارى ، از جمله عوامل جلب آمرزش خداوند است .

و المتصدّقين . .. و الصئمين ... أعدّ اللّه لهم مغفرة

26 - عفت و پاك دامنى و به ياد خداوند بودن ، از اسباب جلب آمرزش خداوند است .

و الحفظين فروجهم . .. و الذكرين اللّه ... أعدّ اللّه لهم مغفرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 27 - 6

6 - ايمان و دفاع از دين تا مرز شهادت و ايثار ، موجب غفران الهى و رسيدن به عزت و كرامت در پيشگاه خدا است .

قال يقوم اتّبعوا المرسلين . .. إنّى ءامنت بربّكم فاسمعون . قيل ادخل الجنّة ... ب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 35 - 4

4 - ربوبيت خداوند ، مقتضى آمرزش است .

قال ربّ اغفرلى

191- موجبات آمرزش خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 129 - 9،15

9 - صلح و سازش و رعايت تقوا در محيط خانواده بويژه با داشتن چند همسر ، موجب غفران و رحمت الهى

فلاتميلوا كل الميل . .. و إن تصلحوا و تتقوا فإنّ اللّه كان غفوراً رحيماً

15 - تلاش براى اصلاح بين مسلمانان و رعايت تقوا ، زمينه برخوردارى از غفران و رحمت الهى

و إن تصلحوا و تتقوا فإنّ اللّه كان غفوراً رحيماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 98 - 9،10

9 - قربانى كردن و عمل به احكام آن موجب بهره مندى از مغفرت و رحمت الهى

و الهدى و القلئد . .. و إنّ اللّه غفور رحيم

10 - به جاى آورى حج با ويژگى هاى سزاوار آن ، موجب بهره مندى از مغفرت و رحمت الهى

جعل اللّه الكعبة البيت الحرام قيماً للناس . .. و إنّ اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 75 - 3

3 - كسانى كه پس از مؤمنان و مهاجران نخستين ايمان آورند ، همانند مؤمنان نخستين از مغفرت خدا و روزى هاى با كرامت او بهره مند خواهند شد .

لهم مغفرة و رزق كريم. و الذين ءامنوا من بعد ... فأولئك منكم

192- موجبات آمرزش گناه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 45 - 12،13

12 - چشمپوشى از قصاص در پى دارنده آمرزش گناهان صاحب حق

فمن تصدق به فهو كفارة له

13 - چشمپوشى از حق قصاص ، موجب آمرزش گناه مجرم و سقوط حق قصاص *

فمن تصدق به فهو كفارة له

چنانچه ضمير «له» به مجرم، كه از مضمون كلام به دست مى آيد، برگردد جمله «فهو كفارة له» علاوه بر سقوط حق قصاص، به آمرزش گناه شخص مجرم نيز دلالت خواهد داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 65 - 3

3 - ايمان به خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و كتب آسمانى و دامن گرفتن از گناه ، موجب آمرزش گناهان گذشته آدمى

و لو ان أهل الكتب ءامنوا و اتقوا لكفرنا عنهم سيئاتهم

متعلق «واتقوا» به قرينه «سيئاتهم» گناهان است، و مراد از «سيئاتهم» در «لكفرنا عنهم سيئاتهم» گناهان پيش از ايمان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 89 - 6

6 - شكستن سوگند گناه و پرداخت كفاره موجب بخشايش آن است .

و لكن يؤاخذكم بما عقدتم الأيمن فكفّرته . .. ذلك كفّرة ايمنكم

مؤاخذه سوگندشكنان دليل عصيانگرى آنان است و كلمه كفاره كه به معناى پوشاننده است اشاره به بخشودگى گناه - در پى پرداخت كفاره - دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 93 - 12

12 - تقوا شرط شايستگى مؤمنان نيك كردار براى بخشايش گناهانشان

ليس على الذين ءامنوا و عملوا الصلحت جناح فيما طعموا إذا ما اتقوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 29 - 6

6 - رعايت تقوا و ترس از خدا ، موجب زدايش گناهان و آمرزش آنهاست .

يأيها الذين ءامنوا إن تتقوا اللّه . .. يكفر عنكم سيئاتكم و يغفر لكم

تكفير (مصدر يكفر) و غفران (مصدر يغفر)، هر دو به معناى پوشانيدن و مستور ساختن است و مراد از آن زدايش و آمرزش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 71 - 2

2 - تقواى مؤمنان ، سبب مى شود كه خداوند ، گناهان آنان را بيامرزد .

يأيّها الذين ءامنوا اتّقوا اللّه . .. و يغفر لكم ذنوبكم

193- موجبات آمرزش مؤمنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بروج - 85 - 15 - 7

7 - جود و فيض گسترده خداوند ، مايه آمرزش گناه مؤمنان و دوست داشتن آنان است .

هو الغفور الودود . .. المجيد

194- نشانه هاى آمرزش خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 17

17 - پذيرش توبه مشركان ، برخاسته از غفران و رحمت گسترده الهى است .

فإن تابوا . .. فخلّوا سبيلهم إن اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 27 - 6

6 - پذيرش توبه گنهكاران ، جلوه خطاپوشى و مهربانى خداوند

ثم يتوب اللّه . .. و اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 91 - 16،17

16 - پذيرش عذر مؤمنان براى معافيت از جهاد ، تبلور غفران و رحمت الهى

ليس على الضعفاء . .. و اللّه غفور رحيم

17 - رفع تكليف حرجى ( مشقت بار ) و نيز جعل قاعده احسان ، جلوه غفران و رحمت الهى براى بندگان

ما على المحسنين من سبيل و اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 102 - 9

9 - پذيرفته شدن توبه گنهكاران معترف و نادم ، جلوه اى از غفران و رحمت الهى

عسى اللّه أن يتوب عليهم إن اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 41 - 6

6- نجات پيروان نوح از حادثه طوفان ، پرتوى از مغفرت و رحمت الهى بود .

قال اركبوا فيها . .. إن ربى لغفور رحيم

195- نعمت آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 52 - 4،10

4 - آمرزش گناه ارتداد و گوساله پرستى بنى اسرائيل ، از نعمت هاى بزرگ خداوند بر آنان

ثم عفونا عنكم من بعد ذلك

چون آيه هاى اين بخش از سوره، در صدد بيان نعمتهاى الهى به بنى اسرائيل است، مفاد جمله «عفونا عنكم» نيز به منظور بيان نعمت ايراد شده است و از آن جا كه اين معنا با حرف «ثم» به ديگر نعمتها عطف گرديده، اشاره به رتبه برتر نعمت آمرزش نسبت به نعمتهاى ديگر دارد.

10 - بخشوده شدن گناه ، نعمتى بايسته سپاسگزارى

ثم عفونا عنكم . .. لعلكم تشكرون

196- نياز انبيا به آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 151 - 3

3 - انبياى بزرگ نيز نيازمند آمرزش خداوند هستند .

قال رب اغفر لى و لأخى

197- نياز به آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 91 - 18

18 - معاف شدگان از جهاد ، در عين معذور بودن ، نيازمند غفران و رحمت خدايند .

ليس على الضعفاء . .. و اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 106 - 4

4 - برخى از توبه كنندگان نادم ، نيازمند نويد غفران و گروهى ديگر نيازمند باقى ماندن در حال بيم و اضطراب

و ءاخرون مرجون لأمر اللّه

از اينكه خداوند به گروهى از توبه كنندگان نويد غفران داد و گروهى ديگر را با سرنوشتى مبهم، در اضطراب وانهاد، مطلب

فوق را مى توان به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 41 - 7

7- نياز همه انسان ها ، حتى انبياى بزرگ ، به آمرزش الهى در روز قيامت

ربّنا اغفرلى و لولدىّ و للمؤمنين يوم يقوم الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 111 - 5

5- نياز شديد همه انسان ها در قيامت ، به غفران و رحمت الهى

إن ربّك من بعدها لغفور رحيم . يوم تأتى كلّ نفس تجدل عن نفسها

برداشت فوق، با توجه به اين مطلب است كه آيه قبل، دربردارنده بشارت غفران و رحمت الهى باشد و بشارت بودن وعده غفران، در صورتى است كه انسان نياز مبرم به آن داشته باشد; زيرا مجادله و دفاع كردن از خود، بيانگر نوعى نياز به عنايت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 82 - 3

3 - نياز شديد انسان در قيامت به مغفرت و آمرزش پروردگار

و الذى أطمع أن يغفرلى خطيئتى يوم الدين

جايى كه حضرت ابراهيم(ع) خود را نيازمند مغفرت خدا بداند، ديگر انسان ها به آن بيشتر و شديدتر نياز خواهند داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 4 - 6

6 - انسان هاى مؤمن نيز در معرض لغزش و نيازمند آمرزش اند . *

الذين ءامنوا . .. أُولئك لهم مغفرة

اين كه خداوند فرموده است: براى مؤمنان قطعاً مغفرتى وجود دارد، به ملازمه دلالت بر وجود لغزش مى كند و اگر نه آمرزيدن معنا نداشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 27 - 2

2 - مؤمنان هرچند از ايمان بالايى برخوردار باشند ، باز به غفران و بخشش خدا نياز دارند .

قيل ادخل الجنّة قال . .. بما غفر لى ربّى

برداشت ياد شده از آن جا است كه مؤمن انطاكيه - كه از ايمان بالايى برخوردار بود - باز مورد غفران و بخشش الهى قرار گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 32 - 5

5 - انسان ها ، حتى موحدان راستين ، نيازمند مغفرت و آمرزش الهى

نزلاً من غفور رحيم

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات قبل، مطلب ياد شده به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 43 - 12

12 - تمامى انسان ها - حتى پيامبران - نيازمند مغفرت و بخشش اند .

إنّ ربّك لذو مغفرة

بنابراين كه «لذو مغفرة» براى حق گرايان باشد و با توجه به اين كه پيامبران در رأس حق گرايان قرار دارند، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 9

9- جنيان ، نيازمند غفران الهى ، همانند آدميان

و ءامنوا به يغفر لكم من ذنوبكم و يجركم من عذاب أليم

وعده غفران، نشانگر نياز است; چه اين كه اگر نيازى در كار نباشد، نويد تحقق نمى يابد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 48

48- همه انسان ها حتى مؤمنان ، در معرض لغزش و نيازمند مغفرت الهى

وعد اللّه الذين . .. مغفرة

اين كه خداوند، به مؤمنان داراى عمل صالح نويد مغفرت داده است; در حقيقت مى نماياند كه بعضى از لغزش ها، براى همگان متوقع است و در صورت حفظ ايمان و عمل صالح، قابل جبران و بخشش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 20 - 41

41 - انسان ها ، هر چند بسيار نيكوكار باشند ، نيازمند آمرزش الهى اند .

و ما تقدّموا لأنفسكم . .. و استغفروا اللّه

مطلب ياد شده از ذكر شدن استغفار پس از تشويق به انجام دادن كارهاى خير به دست مى آيد.

198- نياز به آمرزش خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 4 - 4

4 - انسان ها ، حتى مؤمنان حقيقى ، در معرض لغزش و نيازمند مغفرت خداوند *

أولئك هم المؤمنون حقا لهم . .. مغفرة و رزق كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 74 - 10

10 - همه انسان ها ، حتى مؤمنان حقيقى ، از خطا و گناه مصون نيستند و نيازمند مغفرت الهى هستند .

أولئك هم المؤمنون حقا لهم مغفرة و رزق كريم

199- واسطه هاى آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 41 - 7

7- نوح ( ع ) ، واسطه شمول مغفرت و رحمت خداوند بر مؤمنان و پيروان او

إن ربى لغفور رحيم

به دليل «اركبوا» كه خطاب به پيروان نوح است، متعلق «غفور» و «رحيم» نيز پيروان آن حضرت مى باشد; يعنى: إن ربى لغفور لكم رحيم بكم. (خداوند آمرزنده شما و نازل كننده رحمت بر شماست). لازمه اين سخن آن بود كه نوح مى فرمود: «ربكم» (پرورگار شما) نه «ربى». اين جابه جايى بيانگر اين نكته است كه: خداوند به واسطه نوع(ع)، مغفرت و رحمت خويش را به پيروان او مى گستراند.

200- وعده آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 12 - 30

30 - كفر ( شكستن پيمان خدا ، ترك نماز و . . . ) پس از دريافت وعده بهشت و آمرزش گناهان ، ضلالت و انحراف است .

لاكفرن عنكم سياتكم . .. فمن كفر بعد ذلك منكم فقد ضل سواء السبيل

بنابر اينكه مشاراليه «ذلك»، جمله «لاكفرن . .. و لادخلنكم» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 119 - 1

1- وعده قطعى خداوند به بخشش گناه بدكاران ، در صورت روى آوردن آنان به توبه و صلاح

ثمّ إن ربّك للذين عملوا السوء بجهلة ثمّ تابوا من بعد ذلك و أصلحوا إن ربّك من بع

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 17

17- وعده خداوند به آمرزش مشركان ، در صورت بازگشت از شرك

تعلى عمّا يقولون . .. إنه كان حليمًا غفورًا

ذكر تعليل «غفور» در پايان جمله، مى تواند نويدى باشد بر مشركان كه على رغم گناه بزرگ و سخنان ناروا درباره خداوند، امكان آمرزش آنان، وجود دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 53 - 9

9 - يأس و نااميدى از رحمت خداوند ، در عين وعده او به آمرزش تمامى گناهان بندگان ، امرى بى جا و نامعقول است .

لاتقنطوا من رحمة اللّه إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعًا

جمله «إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعاً» به منزله تعليل براى جمله «لاتقنطوا. ..» مى باشد; يعنى، از رحمت خدا مأيوس نشويد; چون او همه گناهان را مى آمرزد. با اين حساب يأس از رحمت خدا، امرى بى جا و نامعقول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 43

43- وعده الهى به بهره مندى مؤمنانِ نيك كردار ، از مغفرت و پاداشى عظيم

وعد اللّه الذين ءامنوا و عملوا الصلحت منهم مغفرة و أجرًا عظيمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 4 - 1

1 - وعده نوح ( ع ) به قوم خود ، مبنى بر آمرزش گناهان ، مصونيت از عذاب الهى و تداوم زندگى تا فرارسيدن اجل مسمى ( مرگ مقدر ) ، در صورت ايمان آوردن آنان

يغفر لكم من ذنوبكم و يوخّركم إلى أجل مسمًّى

«أجل» به معناى پايان زندگى و نهايت زمان عمر آدمى و «مسمّى» به معناى معين و مشخص است. مقصود از تأخير اجل مسمى، نازل نشدن عذاب الهى و تداوم زندگى تا فرارسيدن مرگ مقدر الهى است كه هر انسانى، حتماً با آن روبه رو خواهد شد.

201- وعده آمرزش به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - ضحى - 93 - 5 - 2

2 - خداوند ، با وعده قطعى به پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، درباره بخشش پياپى به آن حضرت تا حد رضايت كامل در آخرت ، او را تسلا داده و بر دور بودن هميشگى آن حضرت از قهر و خشم خود تأكيد كرد .

ما ودّعك . .. و لسوف يعطيك ربّك فترضى

«لام» در «لسوف»، حرف ابتدا و براى تأكيد است.

202- ويژگيهاى آمرزش خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 28

28 - مغفرت خداوند آميخته با مهر و محبت اوست.

فأنه غفور رحيم

از نظر ادبى در كلمه «رحيم» دو احتمال وجود دارد. يكى آنكه خبر دوم براى «ان» باشد، و ديگر آنكه صفت براى «غفور». برداشت فوق مستفاد از تركيب دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 5 - 19

19 - آمرزش الهى ، آميخته با رحمت و مهربانى است .

إن اللّه غفور رحيم

برداشت فوق بر اين اساس است كه «رحيم» صفت «غفور» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 106 - 3

3 - تعلق مشيت خداوند به كيفر و يا بخشودن خطاكاران ، بر اساس علم و حكمت گسترده او و داراى فلسفه اى عالمانه و حكيمانه است .

إما يعذبهم و إما يتوب عليهم و اللّه عليم حكيم

203- يأس از آمرزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 153 - 8

8 - انسان ها نبايد على رغم ارتكاب گناهان بسيار و يا گرفتار شدن به ارتداد ، از پذيرش توبه خويش و مغفرت و رحمت الهى مأيوس باشند .

و الذين عملوا السيئات . .. إن ربك من بعدها لغفور رحيم

كلمه «السيئات» جمع «سيئة» است و «ال» در آن مفيد استغراق و شمول مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 49 - 3

3 - نااميدى دوزخيان از نجات كامل خود از عذاب جهنم و يا تخفيف و بخشش عمده آن

ادعوا ربّكم يخفّف عنّا يومًا من العذاب

دوزخيان، از نگهبانان جهنم درخواست تخفيف تنها يك روز و اندكى از عذاب خود را دارند. از اين نكته مى توان برداشت ياد شده را به دست آورد.

2- آمرزش هاي خدا

1- آثار آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 47 - 8

8- نوح ( ع ) ، رهايى خويش از زيان كارى را در گرو مغفرت و رحمت الهى مى دانست .

إلاّ تغفر لى و ترحمنى أكن من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 53 - 13،14

13- خداوند ، امور انسان ها را بر اساس رحمت خويش و مغفرت خطا هاى آنان تدبير مى كند .

إن ربى غفور رحيم

14- ترحم خدا بر برخى انسان ها و نجات آنان از سيطره نفس امّاره ، برخاسته از رحمت و غفران اوست .

إن النفس . .. إلاّ ما رحم ربى إن ربى غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 15

15- گذشت مظلوم از ظالم كافى در آمرزش او نيست و به مغفرت و رحمت الهى نيز منوط است .

لاتثريب عليكم اليوم يغفر الله لكم و هو أرحم الرحمين

از اينكه يوسف(ع) پس از گذشتن از حق خويش و بخشودن برادرانش از خداوند مى خواهد گناه آنان را بيامرزد ، مى توان برداشت فوق را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 15

15- تحمل سخنان ناروا و سخيف مشركان درباره خداوند ، ناشى از بردبارى و آمرزندگى خداست .

إنكم لتقولون قولاً عظيمًا . .. سبحنه و تعلى عمّا يقولون علوًّا كبيرًا ... إنه

ذكر «إنه كان حليماً غفوراً»، پس از بيان سخنان نارواى مشركان درباره خداوند، به اين معنا اشعار دارد كه آن سخنان، شايسته واكنش و مجازات است اما چون خداوند حليم و غفور است، آنها را تحمل مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 58 - 4

4- غفران و رحمت گسترده الهى ، مانع مؤاخذه و مجازات سريع كافران هدايت ناپذير است .

و ربّك الغفور ذوالرحمة لو يؤاخذهم بما كسبوا لعجّل لهم العذاب

مرجع ضمير «هم» در «يؤاخذهم» واژه «مَن ذُكِّرَ. ..» در آيه قبل است; يعنى، آنان كه از آيات الهى، اِعراض كرده و به مهلكه هدايت ناپذيرى درافتادند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 5 - 6

6 - پذيرش توبه قذف كنندگان و پاك شدن آنان از آثار فسق ، ناشى از غفران و رحمت خداوند است .

والذين يرمون المحصنت . .. أُولئك هم الفسقون 0 إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و أ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 6 - 9

9 - غفران و رحمت خداوند ، دليل و فلسفه تأخير و يا انصراف از نزول عذاب بر برخى از بندگان گنه كار

انّه كان غفورًا رحيمًا

جمله «إنّه كان غفوراً رحيماً» تعليل براى جمله اى مقدر و مناسب آن (مانند «أخر عقوبته» و «انصرف عن عذابه») است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 70 - 10

10 - تبديل بدى هاى مردم توبه كار ، مؤمن و نيكوكار به خوبى ها و جايگزين كردن ثواب به جاى عقاب آنان ، برخاسته از غفران و مهربانى خداوند

إلاّ من تاب . .. فأُولئك يبدّل اللّه سيّئاتهم حسنت و كان اللّه غفورًا رحيمًا

يادآورى دو صفت غفران و رحمت خداوند، پس از وعده تبديل بدى هاى مؤمنان به خوبى ها، مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 5 - 17

17 - گناه و جرم به حساب نياوردن گناهِ خطايى ، برخاسته از آمرزندگى و مهربانى خداوند است .

و ليس عليكم جناح فيما أخطأتم به . .. و كان اللّه غفورًا رحيمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 24 - 12،13

12 - توفيق دادن خداوند به منافقان ، براى توبه ، از آمرزگارى و رحمت او است .

المنفقين . .. أو يتوب عليهم إنّ اللّه كان غفورًا رحيمًا

13 - اعطاى پاداش از ناحيه خداوند به راستگويان ، از آمرزگارى و رحمت او است .

ليجزى اللّه الصدقين . .. إنّ اللّه كان غفورًا رحيمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 50 - 34

34 - تشريع احكامى اختصاصى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) به منظور رفع حرج از آن حضرت ، برخاسته از آمرزندگى و رحمت خداوند است .

لكيلا يكون عليك حرج و كان اللّه غفورًا رحيمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 73 - 14

14 - گذشت از لغزش مؤمنان ، برخاسته از آمرزشگرى و رحمت خداوند است .

و يتوب اللّه على المؤمنين . .. و كان اللّه غفورًا رحيمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 30 - 9،10

9 - اعطاى اجر كامل و بيش از استحقاق به عالمان خداترس ، تلاوت گران قرآن ، برپادارندگان نماز و انفاق كنندگان ، برخاسته از صفت آمرزندگى و سپاس گزارى خداوند است .

ليوفّيهم أجورهم و يزيدهم من فضله إنّه غفور شكور

جمله «إنّه غفور شكور» در مقام تعليل براى «ليوفّيهم. ..» است; يعنى، چون خداوند نسبت به بندگانش غفور و شكور است، به آنان پاداش كامل و بيش از استحقاق مى هد.

10 - آمرزندگى و سپاس گزارى خداوند نسبت به بندگانش ، مقتضى اميدوارى به فضل و احسان او است .

يرجون تجرة لن تبور . ليوفّيهم أُجورهم ... إنّه غفور شكور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 5 - 21

21 - دوام جهان هستى ، برخاسته از غفران و رحمت بى كران حق ، با وجود شرك و ناسپاسى آدميان

له ما فى السموت . .. تكاد السموت يتفطّرن ... ألا إنّ اللّه هو الغفور الرحيم

چنانچه اين آيات در مقام توحيد و نفى شرك باشد، ارتباط آخرين عبارت آيه (ألا إنّ اللّه. ..) با بخش اول آيه، مى تواند از جهت ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 15

15- مهلت خداوند به كافران ، ناشى از غفران و رحمت او است ; نه جهل و ناتوانى او .

فلا تملكون . .. هو أعلم ... و هو الغفور الرحيم

تعبير «و هو الغفور الرحيم» در پى تهديد كافران، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد. بدين معنا كه خداوند، قادر است

كافران را كيفر دهد; اما آن را به تأخير انداخته، تا مگر بنده اى استغفار نموده و رو به سوى حق آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 11

11- غفران الهى ، پناهگاه مؤمنان از آثار سخت گناهان و عذاب دردناك

يغفر لكم . .. و يجركم من عذاب أليم

در برداشت ياد شده عطف «يجركم. ..» بر «يغفرلكم...» تفسيرى دانسته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 12 - 12

12 - اجازه گفتوگوى محرمانه با پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله) ، بدون دادن « صدقه نجوا » براى افراد ناتوان ، برخاسته از غفران و رحمت خداوند

فإن لم تجدوا فإنّ اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 7 - 10

10 - رحمت و غفران گسترده الهى ، پشتوانه بخشايش گناه اهل مكه و پيدايش مودّت ميان آنان و مؤمنان

عسى اللّه أن يجعل بينكم . .. و اللّه غفور رحيم

از ارتباط ميان «واللّه غفور رحيم» با صدر آيه - كه نويد به اصلاح روابط مؤمنان مدينه و مكيان ستيزه جو را دربردارد - استفاده مى شود كه آن عداوت ها، پايان خواهد يافت و معاندان به سوى توبه روى خواهند آورد و رحمت و غفران گسترده الهى آنان را دربرخواهد گرفت و در پرتو اين رحمت و آمرزش، مودّت حاصل خواهد شد.

2- آثار عقيده به آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 28 - 11،12

11 - آگاهى و اعتقاد به عزت مندى و آمرزندگى خداوند ، منشأ خشيت و خداترسى عالمان راستين و اهل معرفت

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا إنّ اللّه عزيز غفور

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّ اللّه عزيز غفور»، در مقام تعليل براى «إنّما يخشى اللّه . ..» مى باشد; زيرا عزت مندى خداوند، نشانگر كمال قدرت او بر انتقام و كيفر است. هم چنين آمرزنده بودن خداوند، آن گاه صادق است كه او بر كيفر و عقوبت قادر باشد. بنابراين توجه به اين قدرت است كه موجب خشيت و خداترسى خواهد شد.

12 - آگاهى و اعتقاد به عزت مندى و آمرزندگى خداوند ، موجب خشيت و خداترسى است .

إنّما يخشى اللّه من عباده العلمؤا إنّ اللّه عزيز غفور

3- آثار محروميت از آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 47 - 10

10- زيان كارى و خسارت واقعى انسان ، در عدم آمرزش گناهان و شامل نشدن رحمت خداوند بر اوست .

و إلاّ تغفر لى و ترحمنى أكن من الخسرين

4- آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 23 - 9

9 - آدم و حوا آمرزش خدا و رحمت وى را تنها عامل نجات خويش از زيانكارى دانستند.

و إن لم تغفر لنا و ترحمنا لنكونن من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 66 - 7،10

7 - اعلام امكان بخشيده شدن برخى از منافقان از سوى خداوند و وعده عذاب و كيفر حتمى براى برخى ديگر از آنان

إن نعف عن طائفة منكم نعذب طائفة

10 - اعلام امكان بخشيده شدن برخى از منافقان از سوى خداوند ، به دليل مداومت نداشتن آنان بر ارتكاب جرايم

إن نعف عن طائفة منكم نعذب طائفة بأنهم كانوا مجرمين

از اينكه خداوند علت بخشيده نشدن عده اى از منافقان را، استمرار آنان بر جرم بيان كرده، استفاده مى شود كه بخشيده شدن گروه ديگر، به دليل مداومت نداشتن آنان بر ارتكاب جرايم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 91 - 18

18 - معاف شدگان از جهاد ، در عين معذور بودن ، نيازمند غفران و رحمت خدايند .

ليس على الضعفاء . .. و اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 47 - 11

11- مغفرت و رحمت خداوند ، جلوه اى از ربوبيت اوست .

قال رب . .. و إلاّ تغفر لى و ترحمنى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 61 - 24

24- خداوند ، درخواست طلب كنندگان آمرزش را اجابت مى كند و گناهانشان را مى آمرزد .

فاستغفروه . .. إن ربى قريب مجيب

دو صفت «قريب» و «مجيب» به صورت لفّ و نشر غير مرتب ، در ارتباط با «استغفروه» و «توبواإليه» ايراد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 53 - 12

12- مغفرت و رحمت خداوند بر بندگان ، پرتوى از ربوبيت او بر ايشان است .

إلاّ ما رحم ربى إن ربى غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 98 - 16،17

16- يعقوب ( ع ) با توجه دادن فرزندانش به آمرزگارى و مهربانى خداوند ، آنان را به آمرزش گناهانشان اميدوار ساخت .

سوف أستغفر لكم ربى إنه هو الغفور الرحيم

17- اميدوار ساختن مردم به مغفرت و رحمت الهى و بخشوده شدن گناهانشان ، شيوه اى پسنديده و از خصلت هاى پيامبران است .

سوف أستغفر لكم ربى إنه هو الغفور الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 8،10

8- خداوند ، بخشاينده گناهان و ستم كارى هاى مردم است .

و إن ربك لذو مغفرة للناس على ظلمهم

10- گناه كاران و ستم پيشگان نبايد از مغفرت الهى نااميد شده و خويشتن را سزاوار آمرزش ندانند .

إن ربك لذو مغفرة للناس على ظلمهم

«على» در «على ظلمهم» به معناى «مع» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 36 - 18

18- غفران و آمرزندگى خداوند ، آميخته با مهربانى است .

فإنك غفور رحيم

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «رحيم» در اين آيه صفت براى «غفور» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 115 - 18

18- خداوند ، داراى غفران و رحمت گسترده است .

فإن الله غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 119 - 10

10- خداوند ، داراى بخشش و رحمت گسترده است .

إن ربّك . .. لغفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 25 - 9

9- صلاح پيشگى ، از شرايط لازم برخوردارى از عفو و آمرزش خداوند

إن تكونوا صلحين فإنه كان للأوّبين غفورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 58 - 1،2

1- خداوند ، بسيار آمرزنده و داراى رحمت گسترده است .

و ربّك الغفور ذوالرحمة

«غفور» صيغه مبالغه است و حرف «ال» در «الرحمة» بر كمال (استغراق صفات) دلالت دارد، بنابراين، «ذوالرحمة» يعنى «مالكِ رحمتِ كامل» و اين، حاكى از گستردگى رحمت الهى است.

2- غفران و رحمت خداوند ، جلوه هايى از مقام ربوبيّت او است .

و ربّك الغفور ذوالرحمة

«الغفور» مى تواند خبر و يا صفت براى «ربّك» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 82 - 1

1 - خداوند ، بسيار آمرزنده است .

و إنّى لغفّار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 18

18 - غفران و رحمت الهى ، محبوب و مطلوب همه اهل ايمان

ألا تحبّون أن يغفر اللّه لكم

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه استفهام در «ألا تحبّون» تقريرى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 33 - 33

33 - برده دارانِ وادار كننده كنيزان خويش به فحشا و فساد جنسى ، محروم از آمرزش و رحمت خدا هستند .

و من يكرههنّ فإنّ اللّه من بعد إكرههنّ غفور رحيم

در آيه ياد شده متعلق «غفور» و «رحيم» ذكر نشده است. با توجه به اين كه بعيد است خداوند به برده داران، به خاطر گناه اكراهشان و نيز مورد هشدار قرار گرفتن آنان وعده غفران و رحمت بدهد، به نظر مى رسد مقصود كنيزانى خواهد بود كه مجبور به فحشا شده اند. بر اين اساس اختصاص يافتن اين وعده به كنيزان، حاكى از محروميت برده داران از اين موهبت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 51 - 4،7

4 - توبه و رويكرد به دين و تحمل سختى هاى آن ، زمينه ساز جلب غفران و آمرزش الهى

قالوا ءامنّا بربّ العلمين . .. قالوا لاضير إنّا إلى ربّنا منقلبون . إنّا نطمع أ

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه ساحران پس از ايمان به خدا و پذيرش شكنجه هاى فرعون، نسبت به غفران و آمرزش الهى اظهار اميدوارى كردند.

7 - سبقت در ايمان و قرار گرفتن در صف نخستين مؤمنان و حق گرايان ، موجب جلب آمرزش الهى

إنّا نطمع أن يغفر لنا ربّنا خطينا أن كنّا أوّل المؤمنين

برداشت ياد شده از تعليل قرار گرفتن جمله «أن كنّا أوّل المؤمنين» براى جمله قبل (إنّا نطمع. ..) استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 82 - 1،4

1 - پروردگار جهانيان ، كسى است كه مى توان به غفران و بخشايش او در قيامت ، دل بست .

إلاّ ربّ العلمين . .. و الذى أطمع أن يغفرلى خطيئتى يوم الدين

4 - لزوم نگرانى همواره انسان از كردار و فرجام كار خويش و مطمئن نبودن به آمرزش الهى

و الذى أطمع أن يغفرلى خطيئتى يوم الدين

وقتى حضرت ابراهيم(ع) خود را صرفاً اميدوار به مغفرت الهى معرفى كند، جاى اطمينانى براى ديگران نخواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 11 - 8

8 - ظالمان و گنه كارانِ غافل از جبران بدى هاى خويش ، از بخشش و رحمت خداوند محروم اند .

إلاّمن ظلم ثمّ بدّل حسنا بعد سوء فإنّى غفور رحيم

از اين كه خداوند، تنها به توبه كنندگان و جبران كنندگان بدى هاى خويش، نويد غفران و رحمت داده است، مطلب ياد شده استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 16 - 4

4 - پذيرفته شدن تقاضاى موسى ( ع ) از سوى خداوند و تعلق اراده او بر بخشودن خطاى موسى ( ع ) و نجات وى از فرعونيان

قال ربّ . .. فاغفرلى فغفر له

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 35 - 1

1 - مردان و زنانى كه در برابر خداوند ، سر تسليم فرود مى آورند ، از آمرزش خداوند برخوردارند .

إنّ المسلمين و المسلمت . .. أعدّ اللّه لهم مغفرة

بنابراين كه «مسلمين» از ريشه لغوى آن (سلم) و به همان معناى لغوى اش باشد، نكته ياد شده قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 2 - 8

8 - رحمت خداوند ، منشأ آمرزش گرى او است .

و هو الرحيم الغفور

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «الغفور» صفت براى «الرحيم» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 4 - 5

5 - مؤمنان داراى عمل صالح ، قطعاً مشمول آمرزش خداونداند .

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت أُولئك لهم مغفرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 15 - 7،12

7 - خداوند ، پروردگارى بس آمرزنده و بخشايشگر براى مردم سبا

و ربّ غفور

خبر «ربّ» عبارتى محذوف است و آن - به قرينه «هم» و «كم» در اين آيه - «لكم» مى باشد.

12 - مردم سبا در مقطعى از تاريخ ، از سرزمينى آباد برخوردار بودند ، و خطاهايشان نيز از سوى خداوند بخشوده مى شد .

و لقد كان سبإ فى مسكنهم ءاية جنّتان عن يمين و شمال . .. بلدة طيبة و ربّ غفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 7 - 6

6 - ايمان همراه با عمل صالح ، از موجبات آمرزش الهى و بهره مند شدن از اجر بزرگ خداوند

و الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم مغفرة و أجر كبير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 34 - 10

10 - آمرزندگى و قدردانى از بندگان ، از شؤون ربوبيت خداوند است .

إنّ ربّنا لغفور شكور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 27 - 1،2،4

1 - مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، بهره مند از غفران الهى

بما غفر لى ربّى

2 - مؤمنان هرچند از ايمان بالايى برخوردار باشند ، باز به غفران و بخشش خدا نياز دارند .

قيل ادخل الجنّة قال . .. بما غفر لى ربّى

برداشت ياد شده از آن جا است كه مؤمن انطاكيه - كه از ايمان بالايى برخوردار بود - باز مورد غفران و بخشش الهى قرار گرفت.

4 - مؤمن انطاكيه ( حبيب نجار ) ، پس از به شهادت رسيدن ، از آگاه نبودن مردم از مورد غفران قرار گرفتن و عزيز شدنش در پيشگاه الهى ، تأسف خورد .

قال يليت قومى يعلمون . بما غفر لى ربّى و جعلنى من المكرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 53 - 9،13،15

9 - يأس و نااميدى از رحمت خداوند ، در عين وعده او به آمرزش تمامى گناهان بندگان ، امرى بى جا و نامعقول است .

لاتقنطوا من رحمة اللّه إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعًا

جمله «إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعاً» به منزله تعليل براى جمله «لاتقنطوا. ..» مى باشد; يعنى، از رحمت خدا مأيوس نشويد; چون او همه گناهان را مى آمرزد. با اين حساب يأس از رحمت خدا، امرى بى جا و نامعقول است.

13 - تجلى رحمت خداوند در آمرزش بندگان گنه كار

لاتقنطوا من رحمة اللّه إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعًا

15 - گستردگى و انحصار غفران و رحمت خداوند ، مقتضى آمرزش تمامى گناهان خرد و كلان بندگان است .

إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعًا إنّه هو الغفور الرحيم

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جمله «إن-ّه هو الغفور. ..» در مقام تعليل براى جمله پيشين «إنّ اللّه يغفر...» مى باشد; يعنى، چون تنها خداوند غفور و رحيم است، تمامى گناهان را مى آمرزد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 3 - 1،8

1 - خداوند ، آمرزنده گناهان است .

غافر الذنب

8 - تضمين خداوند ، به آمرزش گناهان و پذيرش توبه بندگان

غافر الذنب و قابل التوب

ياد شدن دو مسأله آمرزش گناهان و پذيرش توبه در قالب صفت، گوياى اين نكته است كه اين دو، كارى است مستمر از خداوند و نيز تضمينى از سوى او بر انجام اين دو كار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 42 - 17

17 - عزت مندى و آمرزندگى خداوند ، نشانه استحقاق انحصارى او براى الوهيت و عبادت

تدعوننى لأكفر باللّه و أشرك به . .. و أنا أدعوكم إلى العزيز الغفّ-ر

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه مؤمن آل فرعون، در رد آيين شرك و بت پرستى، به معرفى خدايى پرداخت كه دو صفت عزت مندى و آمرزندگى را دارا است و اين خود نوعى استدلال بر بطلان شرك و اثبات حقانيت عقيده توحيدى مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 24 - 5

5 - گروهى از گنه كاران ، مورد عفو و بخشش خداوند در قيامت *

فما هم من المعتبين

با توجه به اين كه «من» در «من المعتبين» براى تبعيض است، به دست مى آيد كه عده اى مورد مغفرت هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 32 - 6

6 - خداوند ، لغزش ها و گناهان يكتاپرستان پايدار بر توحيد را ، مورد عفو و بخشش قرار مى دهد .

إنّ الذين قالوا ربّنا اللّه . .. نزلاً من غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 43 - 9،11،12

9 - پروردگار ، هم داراى بخشايش و هم داراى عقابى دردناك است .

إنّ ربّك لذو مغفرة و ذو عقاب أليم

11 - حق گرايان برخوردار از مغفرت الهى ، و ملحدان و حق ناپذيران رويارو با مجازات دردناك او

مايقال لك إلاّ ما قد قيل للرسل . .. إنّ ربّك لذو مغفرة

در آيات پيشين، قرآن پيامى حق معرفى شده است كه ملحدان با ايجاد شبهه در آن سعى مى كردند پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مورد انكار قرار دهند. اكنون در اين آيه خداوند به غفران و عقاب خود اشاره كرده كه غفران منطبق بر حق گرايان و عقاب درباره ملحدان است.

12 - تمامى انسان ها - حتى پيامبران - نيازمند مغفرت و بخشش اند .

إنّ ربّك لذو مغفرة

بنابراين كه «لذو مغفرة» براى حق گرايان باشد و با توجه به اين كه پيامبران در رأس حق گرايان قرار دارند، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 22

22 - مودت اهل بيت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، زمينه ساز برخوردارى انسان از غفران و لطف الهى

قل لا أسئلكم عليه أجرًا إلاّ المودة فى القربى . .. غفور شكور

با توجه به اين كه «إنّ اللّه غفور شكور» پس از طرح محبت اهل بيت ذكر گرديده، مطلب بالا را مى توان استفاده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 16 - 10

10- راه يابى انسان به بهشت ، تنها پس از آمرزش گناهان وى از سوى خداوند است .

و نتجاوز عن سيّئاتهم فى أصحب الجنّة

از تعبير«نتجاوز. ..»، استفاده مى شود كه تا عفو و گذشت الهى شامل بنده گنه كار نشود، او قادر به ورود به بهشت و قرار گرفتن در زمره بهشتيان نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 34 - 5

5- اطاعت نداشتن از خدا و رسول او ، منتهى به عنادورزى با دين و محروميت ابدى از غفران الهى *

يأيّها الذين ءامنوا أطيعوا اللّه و . .. إنّ الذين كفروا و ... فلن يغفر اللّه له

از ارتباط «أطيعوا اللّه و. ..» با «إنّ الذين كفروا و...»، مطلب بالا استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 5 - 10

10 - نويد الهى ، به آمرزش گناهان و لغزش هاى مؤمنان

و يكفّر عنهم سيّئاتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 14 - 5

5 -اراده و مشيت خداوند ، در غفران يا كيفر كافران بى هيچ گونه معارضى ، تحقق مى پذيرد .

و للّه ملك السموت و الأرض يغفر لمن يشاء و يعذّب من يشاء

از ارتباط «للّه ملك. ..» با «يغفر لمن...» استفاده مى شود كه مشيّت الهى معارض ندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 18 - 4

4 - بيعت ويژه مؤمنان با پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در جريان حديبيه ، باعث غفران لغزش هاى گذشته آنان نزد خداوند *

لقد رضى اللّه عن المؤمنين إذ يبايعونك تحت الشجرة

تعبير «رضى اللّه عن المؤمنين» - به جاى تعبير «رضى عن بيعتكم» - اين برداشت را افاده مى كند كه خود مؤمنان - علاوه بر عملشان - مورد رضايت الهى قرار گرفتند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 29 - 44

44- آميختگى ايمان و عمل صالح ، شرط برخوردارى مؤمنان از مغفرت و پاداش عظيم الهى

الذين ءامنوا و عملوا الصلحت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 18،19

18 - جهان آخرت ، عرصه ظهور غفران و آمرزگارى خداوند ، نسبت به بندگان و جلوه گاه رضايت و خرسندى او از آنان

و فى الأخرة . .. و مغفرة من اللّه و رضون

19 - انسان ها در جهان آخرت ، در صورتى به رضايت و خرسندى خداوند دست خواهند يافت كه پيش از آن ، كاملاً پاك شده و مشمول غفران و آمرزش الهى قرار گرفته باشند .

و مغفرة من اللّه و رضون

تقديم «مغفرة» بر «رضوان»، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 21 - 3،6،8

3 - تلاش هرچه بيشتر انسان ها ، براى رسيدن به غفران الهى و بهشت جاودان ، توصيه خداوند به آنان

سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة

6 - دستيابى به بهشت ، در گرو جلب غفران و آمرزش الهى است .

سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة

8 - آمرزش و چشم پوشى از گناه بندگان در قيامت ، جلوه ربوبيت و پروردگارى خداوند

سابقوا إلى مغفرة من ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 28 - 12

12 - مؤمنان تقواپيشه ، مشمول مغفرت و آمرزش خداوند در قيامت

يأيّها الذين ءامنوا اتّقوا . .. و يغفر لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 2 - 8

8 - اعلام عفو و آمرزش از سوى خداوند نسبت به كسانى كه تا قبل از تحريم ظهار ، مرتكب آن شدند .

الذين يظهرون منكم . .. و إنّ اللّه لعفوّ غفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 7 - 8،9

8 - قدرت خداوند ، همراه با غفران و رحمت است .

و اللّه قدير و اللّه غفور رحيم

9 - بخشايش و رحمت الهى نسبت به خلق ، در اوج قدرت و توانمندى او بر مجازات گنه كاران و عنادورزان

و اللّه قدير و اللّه غفور رحيم

تقدم «قدير» بر صفت «غفور رحيم»، مى تواند اشاره به مطلب بالا داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ممتحنه - 60 - 12 - 20،25

20 - تأثير استغفار پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى امت ، در برخوردارى آنان از غفران الهى

و استغفر لهنّ اللّه إنّ اللّه غفور رحيم

25 - غفران و رحمت الهى ، پشتوانه اجابت دعاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و آمرزش خواهى آن حضرت براى امت

و استغفر لهنّ اللّه إنّ اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تحريم - 66 - 1 - 10

10 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) بهره مند از غفران و رحمت خداوند

يأيّها النبىّ . .. و اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - انفطار - 82 - 6 - 7

7 - خداوند ، بخشنده و بخشايشگر و جامع هرگونه شرافت و فضيلت است .

بربّك الكريم

كريم (در اوصاف خداوند); يعنى، داراى جود و عطاى بى پايان و جامع انواع خير و شرف و فضل (نهايه ابن اثير). برخى آن را به معناى «صفوح» (كسى كه از خطاى ديگران بسيار چشم پوشى مى كند) مى دانند. (مقاييس اللغة)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - زلزله - 99 - 8 - 7

7 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله « . . .و من يعمل مثقال ذرّة شرّاً يره » يقول : إذا كان من أهل الجنّة رأى ذلك الشرّ يوم القيامة ثمّ غفر اللّه تعالى له ;

از امام باقر(ع) درباره سخن خداوند «و من يعمل مثقال ذرّة شرّاً يره» روايت شده كه [خداوند] مى فرمايد: اگر [شخص ]از اهل بهشت باشد [و در دنيا عمل بدى انجام داده باشد] آن عمل بد را در قيامت مى بيند; آن گاه خداوند متعال او را مى آمرزد».

5- آمرزشهاى خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 111 - 4

4- جلوه و ظهور غفران و رحمت گسترده الهى در قيامت

إن ربّك . .. لغفور رحيم . يوم تأتى كلّ نفس تجدل عن نفسها

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «يوم» ظرف براى «لغفور رحيم» باشد.

6- اعلام آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 49 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار باخبر ساختن بندگان از غفران ، آمرزش ، رحمت و مهربانى خداوند

نبّىء عبادى أنى أنا الغفور الرحيم

7- اميدواران به آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 73 - 2

2 - ساحران مؤمن ، به گناه و خطاى خويش معترف و به آمرزش خداوند اميدوار بودند .

إنّا ءامنّا بربّنا ليغفر لنا خطينا

«خطايا» (جمع «خطيئة») به معناى گناهانى است كه از روى عمد انجام شود (لسان العرب).

8- اميدوارى به آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 90 - 6

6 - لزوم اميدوار ساختن منحرفان و خطاكاران ، به رحمت و مغفرت الهى

إنّما فتنتم به و إنّ ربّكم الرحمن

9- اهميت آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 7،14

7- رفتار برادران يوسف عليه وى ، گناه بود و بدون آمرزش خداوند عقوبت او را در پى داشت .

يغفر الله لكم

14- يوسف ( ع ) با توجه دادن برادرانش به رحمت گسترده الهى ، آنان را به آمرزش گناهانشان اميدوار ساخت .

يغفر الله لكم و هو أرحم الرحمين

جمله «و هو . ..» حاليه است و به منزله تعليل براى «يغفر الله» مى باشد ; يعنى، چون «ارحم الراحمين» است، گناه شما را مى بخشايد. قابل ذكر است كه يوسف با يادآورى اين صفت خداوند، پس از گذشت از گناه برادرانش، به اين نكته اشاره مى كند كه: من از شما درگذشتم پس او كه از همه - از من و غير من - مهربان تر است، بى هيچ ترديد از شما خواهد گذشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - صف - 61 - 12 - 10

10 - دستيابى به غفران الهى و نعمت هاى جاودان بهشت ، رستگارى بزرگى است .

يغفر لكم ذنوبكم . .. ذلك الفوز العظيم

10- اهميت اعلام آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 49 - 1،5

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار باخبر ساختن بندگان از غفران ، آمرزش ، رحمت و مهربانى خداوند

نبّىء عبادى أنى أنا الغفور الرحيم

5- آگاه ساختن بندگان از آمرزندگى و رحمت خداوند و آگاهى از آن ، امرى داراى اهميت

نبّىء عبادى أنى أنا الغفور الرحيم

طبق آنچه در كتابهاى لغت آمده است «نبأ» اسم مصدر فعل «نبى» و به معناى خبر است و در خبرهايى استعمال مى شود كه داراى اهميت و فايده عظيمى باشد.

11- اهميت اميدوارى به آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 49 - 2

2- پيامبر (صلی الله علیه و آله) عهده دار اميدوار ساختن بندگان خطاكار و گنهكار به غفران و رحمت خداوند

نبّىء عبادى أنى أنا الغفور الرحيم

«غفران» و «آمرزش» اصولاً در جايى به كار مى روند كه در كنار آن، خطا و لغزشى وجود داشته باشد. از اين رو ممكن است مراد از «عبادى» آن دسته از بندگانى باشند كه لغزش و گناهى مرتكب شده اند.

12- اهميت عقيده به آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 5 - 13

13 - توجه و اعتقاد به عزت و غفران خداوند ، برخوردار از اهميتى والا در ميان مجموعه معارف الهى

ألا هو العزيز الغفّ-ر

13- اهميت علم به آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 42 - 18

18 - عزت مندى و آمرزندگى خداوند ، از دانستنى هاى مهم در معارف توحيدى

أنا أدعوكم إلى العزيز الغفّ-ر

از اين كه مؤمن آل فرعون در شناساندن خدا و توحيد ربوبى او، از دو صفت عزت مندى و آمرزندگى او ياد كرده است، مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

14- بشارت آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 13

13- يوسف ( ع ) برادرانش را به آمرزش خدا و شمول رحمتش بر آنان نويد داد .

يغفر الله لكم و هو أرحم الرحمين

برداشت فوق بر اين اساس است كه «يغفر الله . ..» جمله اى خبرى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 31 - 5

5- مبلغان مؤمن جن ، نويد دهنده قوم خويش به غفران الهى و رهايى از عذاب ، در پرتو ايمان

يقومنا . .. و ءامنوا به يغفر لكم من ذنوبكم و يجركم من عذاب أليم

15- تقدم آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 43 - 15

15 - مغفرت و بخشايش خداوند ، مقدم بر مجازات و عقوبت او

إنّ ربّك لذو مغفرة و ذو عقاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 14 - 7

7 - غفران و بخشايش خداوند ، امرى اصيل و مقدم بر كيفر و عذاب او

يغفر لمن يشاء و يعذّب من يشاء و كان اللّه غفورًا رحيمًا

تقدم لفظى «يغفر» بر «يعذّب»، حكايت از تقدم معنوى و اصالت غفران دارد و ذيل آيه شريفه، اين معنا را تقويت مى كند.

16- زمينه آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 92 - 16

16- گذشت ستم ديدگان از ستم پيشگان ، زمينه ساز شمول مغفرت الهى بر ستمكاران است .

لاتثريب عليكم اليوم يغفر الله لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 82 - 3،4

3 - توبه ، ايمان ، عمل صالح ، و پى گيرى هدايت ، زمينه هاى جلب غفران خداوند

و إنّى لغفّار . .. ثمّ اهتدى

با توجه به اين كه توبه، ايمان و عمل صالح، خود حكايت از هدايت يافتگى دارد، «ثمّ اهتدى» براى بيان استمرار بر هدايت و پى گيربودن در مورد آن است.

4 - رهبانيت گرايان و اسراف كنندگان ، در صورت توبه ، مشمول مغفرت الهى قرار خواهند بود .

كلوا . .. و لاتطغوا ... و إنّى لغفّار لمن تاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 22 - 15

15 - عفو و گذشت كريمانه از خطا هاى ديگران ، زمينه ساز جلب غفران و آمرزش الهى است .

و ليعفوا و ليصفحوا ألا تحبّون أن يغفر اللّه لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 26 - 14

14 - نيك كردارى ، پاك دامنى و دورى از فحشا ، باعث جلب مغفرت الهى و بهره مندى از روزىِ نفيس و ارزشمند او است .

و الطيّبون للطّيبت أُولئك مبرّءون ممّا يقولون لهم مغفرة و رزق كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 82 - 7

7 - ربوبيت خداوند ، مقتضى دل بستن انسان ها به مغفرت و آمرزش او در روز قيامت

ربّ العلمين. .. الذى أطمع أن يغفرلى خطيئتى يوم الدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 43 - 10

10 - مقام پروردگار ، مقتضى جامعيت و برخوردارى از بخشايش و جزادهى

إنّ ربّك لذو مغفرة و ذو عقاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 14،17

14 - ضعف و فتور طبيعى انسان ، عامل مغفرت بى كران الهى نسبت به وى

إنّ ربّك وسع المغفرة هو أعلم بكم

17 - تأثيرات ناخواسته دوره جنينى در شخصيت انسان ، عامل خطاپوشى و مغفرت الهى ، نسبت به وى *

إنّ ربّك وسع المغفرة هو أعلم بكم . .. و إذ أنتم أجنّة فى بطون أُمّهتكم

عبارت «إذ أنتم أجنّة. ..» مى تواند توضيح و تعليل براى «إنّ ربّك واسع المغفرة» باشد. بدين معنا كه انسان در دوره جنين، خواه ناخواه تأثيراتى مى پذيرد و آثار آن بر خداوند نمايان و آشكار است. ازاين رو خداوند با عفو و اغماض با او برخورد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 21 - 2

2 - انسان ها ، بايد دنيا را ميدان مسابقه جهت دست يافتن به بهشت و آمرزش الهى قرار دهند .

و ما الحيوة الدنيا إلاّ متع الغرور . سابقوا إلى مغفرة من ربّكم و جنّة

17- زمينه جلب آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 14 - 14

14 - عفو ، گذشت و چشم پوشى از دشمنى ها و خطا هاى ديگران ، زمينه ساز جلب غفران و رحمت الهى است .

و إن تعفوا و تصفحوا و تغفروا فإنّ اللّه غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 56 - 8

8 - تقواپيشگى ، از زمينه هاى جلب آمرزش الهى

هو أهل التقوى و أهل المغفرة

تقديم «أهل التقوى» بر «أهل المغفرة»، ممكن است نشانگر مطلب ياد شده باشد.

18- شرايط آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 5 - 2

2 - قذف كنندگان ( كسانى كه به زنان پاكدامن بدون دليل نسبت زنا دهند ) ، در صورت توبه و اصلاح رفتار خويش و جبران زيان وارده بر شخص متهم ، مشمول بخشش و آمرزش خدا خواهند شد .

والذين يرمون المحصنت . .. أُولئك هم الفسقون . إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و ا

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه اصلاح، پس از توبه و پشيمانى در هر موردى، متناسب با همان مورد است. بنابراين اصلاح گناه تهمت زدن، به اين خواهد بود كه ضرر و زيان مادى، معنوى، فردى و اجتماعى وارده بر متهم جبران شود.

19- عظمت آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 21 - 7

7 - غفران الهى نسبت به بندگان در قيامت ، چنان عظيم است كه در تصور كسى نمى گنجد .

سابقوا إلى مغفرة من ربّكم

نكره و مبهم آمدن «مغفرة»، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.

20- عموميت آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 6 - 12

12- تعجيل نكردن خداوند در نزول عذاب بر كفرپيشگان ، برخاسته از شمول مغفرت او بر آنان است .

يستعجلونك بالسيئة . .. إن ربك لذو مغفرة للناس على ظلمهم

جمله «يستعجلونك . ..» اشاره به اين معنا دارد كه خداوند در عذاب كردن كفرپيشگان تعجيل نمى كند و به آنان مهلت مى دهد و جمله «إن ربك ...» به منزله دليل و علت اين معناست ; يعنى ، بخشاينده بودن خدا موجب تعجيل نكردن و مهلت دادن اوست.

21- عوامل جلب آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 14 - 13

13 - عفو ، گذشت و چشم پوشى از دشمنى ها و خطا هاى همسران و فرزندان ، عامل جلب غفران و رحمت خداوند است .

و إن تعفوا و تصفحوا و تغفروا فإنّ اللّه غفور رحيم

22- عوامل محروميت از آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 22 - 9

9 - جرم پيشگى و تبه كارى ، موجب محروميت از غفران و رحمت الهى

لابشرى يومئذ للمجرمين و يقولون حجرًا محجورًا

23- منشأ آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 24 - 11

11 - آمرزگارى خداوند ، برخاسته از رحمت و مهربانى او است .

إنّ اللّه كان غفورًا رحيمًا

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه «رحيماً» صفت براى «غفوراً» باشد.

24- نشانه آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 98 - 14

14- پذيرش توبه بندگان جلوه اى از « غفور » و « رحيم » بودن خداوند است .

سوف أستغفر لكم ربى إنه هو الغفور الرحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 41 - 5

5 - تداوم نظم كنونى جهان و ادامه حيات در آن ، جلوه اى از حلم و غفران الهى

إنّ اللّه يمسك السموت . .. إنّه كان حليمًا غفورًا

برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه «إنّه كان حليماً غفوراً» در مقام تعليل براى جملات پيشين است; يعنى، خداوند آسمان ها و زمين را از فروپاشى حفظ مى كند; زيرا او نسبت به بندگانش بردبار و آمرزنده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 32 - 4

4 - نعمت هاى بى كران و توصيف ناپذير بهشتى ، جلوه اى از غفران و رحمت گسترده الهى است .

نزلاً من غفور رحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 5 - 12

12 - وحى ، تجلى رحمت و غفران بى پايان الهى است .

كذلك يوحى . .. ألا إنّ اللّه هوالغفور الرحيم

25- نشانه وسعت آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 21

21 - تكميل نقايص عملكرد نيك از سوى خدا ، نشانى از مغفرت بى پايان او است .

و من يقترف . .. إنّ اللّه غفور شكور

26- نشانه هاى آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 23 - 23

23 - پاداش مضاعف خداوند به اعمال نيك مؤمنان ، جلوه اى از غفران و سپاسگزارى او است .

و من يقترف . .. إنّ اللّه غفور شكور

27- نشانه هاى وسعت آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 9

9 - بخشش گناهان كوچك و يا گناهانى كه انسان هر از گاهى مرتكب آن مى شود ، نمود از تفضل و گستردگى عفو الهى است .

الذين يجتنبون . .. الاّ اللّمم إنّ ربّك وسع المغفرة

با توجه به معانى واژه «اللّمم» و ارتباط عبارت «إنّ ربّك واسع المغفرة» با آن، برداشت بالا استفاده مى شود.

28- نعمت آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 15 - 17

17- غفران و خوشنودى پروردگار از بهشتيان ، نعمتى عظيم براى ايشان

فيها . .. و مغفرة من ربّهم

در اين آيه مغفرت پروردگار، همانند ساير نعمت ها، تذكر داده شده است و تنوين «مغفرة» دال بر تفخيم است.

29- نياز به آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 47 - 9

9- همگان ، حتى پيامبران الهى براى نيل به سعادت ، نيازمند مغفرت و رحمت الهى اند .

إلاّ تغفر لى و ترحمنى أكن من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 19 - 13

13- همه انسان ها ، حتى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان واقعى ، در معرض خطا و لغزش و نيازمند غفران الهى

و استغفر لذنبك و للمؤمنين و المؤمنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نصر - 110 - 3 - 12

12 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) در ادامه حيات خويش ، نيازمند مغفرت الهى و ملزم به طلب آن از خداوند بود .

و استغفره

استغفار پيامبر(صلی الله علیه و آله) - با آن كه معصوم است - ممكن است به معناى درخواست ادامه يافتن مغفرت الهى باشد و مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، گرچه بالاترين درجه عبادت را داشت; ولى همواره آن را در برابر عظمت خداوند، ناچيز ديده و با احساس شرمندگى به درگاه خداوند از او پوزش مى طلبيد برداشت ياد شده ناظر به احتمال نخست است.

30- وسعت آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 82 - 8

8 - غفران خداوند در باره مؤمنان تائب و نيك كردار ، مغفرتى گسترده و پر دامنه است .

و إنّى لغفّار لمن تاب

«غفّار» صيغه مبالغه است و بر گستردگى غفران خداوند در مورد توبه كنندگان مؤمن و نيك كردار دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 5 - 1

1 - گناه قذف ( نسبت دادن زنا بدون دليل به زنان پاكدامن ) على رغم بزرگى اش ، بخشودنى و قابل آمرزش از سوى خداوند است .

والذين يرمون المحصنت . ..أُولئك هم الفسقون. إلاّ الذين تابوا من بعد ذلك و أصل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 53 - 8

8 - خداوند ، تمامى گناهان خرد و كلان و كم و زياد بندگانش را مى آمرزد .

إنّ اللّه يغفر الذنوب جميعًا

در آيه شريفه دو مطلب وجود دارد: 1- جمع آمدن واژه «ذنوب» به همراه الف و لام تعريف كه دلالت بر استغراق دارد; 2- آمدن «جميعاً» كه حال مؤكد براى «الذنوب» است. اين دو مى رساند كه تمامى گناهان - از هر نوع و به هر مقدار كه باشد - بى هيچ استثنايى، شامل غفران الهى خواهد شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 8 - 16

16- غفران و رحمت الهى ، گسترده و فراگير نسبت به تمامى توبه كنندگان

أم يقولون افتريه قل إن افتريته فلا تملكون لى من اللّه شيئًا . .. و هو الغفور ال

با توجه به اين كه مخاطبان تهديد الهى در صدر آيه شريفه، كسانى اند كه رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن را انكار مى كردند; تذكر «هو الغفور الرحيم» در پايان چنين آيه اى، بدان معنا است كه در صورت توبه، حتى منكران رسالت هم مورد غفران قرار مى گيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - محمد - 47 - 34 - 2

2- امكان شمول عفو الهى ، نسبت به كافران حق ستيز ، به شرط توبه و پشيمانى قبل از مرگ

إنّ الذين كفروا و . .. ثمّ ماتوا و هم كفّار فلن يغفر اللّه لهم

از مفهوم آيه شريفه، استفاده مى شود كه اگر كافر معاند در حال كفر نميرد و قبل از مرگ توبه كند، مشمول «لن يغفر اللّه» نخواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 32 - 8،10

8 - پروردگار ، داراى مغفرت گسترده و عفو بى كران

إنّ ربّك وسع المغفرة

10 - آگاهى كامل و قدرت نامحدود خداوند ، آميخته با خطاپوشى و مغفرت گسترده او

إنّ ربّك هو أعلم بمن ضلّ . .. و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض ... إنّ ربّك وس

از ارتباط آيات شريفه، مى توان استفاده كرد كه خداوند در عين آگاهى كامل به عملكرد انسان ها و قدرت نامحدود او بر مجازات آنان، از كاستى هاى ايشان درمى گذرد.

31- ويژگى آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 119 - 12

12- بخشش خداوند ، آميخته با مهربانى است .

إن ربّك من بعدها لغفور رحيم

برداشت فوق، مبتنى بر اين نكته است كه «رحيم» صفت براى «غفور» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 5 - 18

18 - غفران و آمرزندگى خداوند ، آميخته با مهربانى و شفقت او است .

و كان اللّه غفورًا رحيمًا

«رحيماً» در صورتى كه صفت براى «غفوراً» باشد، بيان كننده نكته ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 50 - 33

33 - آمرزندگى خداوند ، همراه مهر و شفقت است .

و كان اللّه غفورًا رحيمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 59 - 17

17 - آمرزگارى خداوند ، با رحمت و شفقت همراه است .

و كان اللّه غفورًا رحيمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 28 - 13

13 - اقتدار و عزت مندى خداوند ، همراه با آمرزندگى و مهربانى نسبت به بندگان است .

إنّ اللّه عزيز غفور

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «غفور» صفت براى «عزيز» باشد.

32- ويژگيهاى آمرزشهاى خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 49 - 4

4- غفران خداوند ، آميخته با رحمت و مهربانى اوست .

أنا الغفور الرحيم

برداشت فوق بنابراين نكته است كه «الرحيم» صفت براى «الغفور» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 73 - 13

13 - آمرزشگرى خداوند با مهربانى و رحمت همراه است .

و كان اللّه غفورًا رحيمًا

3- آميزش

1- آميزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 197 - 22

22 - حرمت جماع ، دروغ ، ناسزاگويى و سوگند به « لا و اللّه و بلى و اللّه » در حج

فلا رفث و لا فسوق و لا جدال فى الحج

امام صادق (ع): . .. و «الرَفث» الجماع و «الفُسوق» الكذب و السباب و «الجدال» قول الرجل لا و اللّه و بلى و اللّه


كافى، ج 4، ص 337، ح 3 ; نورالثقلين، ج 1، ص 194، ح 704.

2- آثار آميزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 43 - 23

23 - جماع ، از موجبات غسل و يا تيمم

او لمستم النساء . .. فتيمّموا

مؤيّد برداشت فوق فرمايش امام صادق (ع) است كه درباره «لمستم النساء» در آيه فوق فرمود: هو الجماع . .. .


كافى، ج 5، ص 555، ح 5 ; نورالثقلين، ج 1، ص 484، ح 270.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 49 - 3

3 - عدّه طلاق ، از آثار و توابع آميزش مرد و زن است ، نه تابع عقد .

إذا نكحتم المؤمنت ثمّ طلّقتموهنّ من قبل أن تمسّوهنّ فما لكم عليهنّ من عدّة تعتد

3- آداب آميزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 222 -

5،6،9،10،11،13،14،20

5 - حرمت آميزش با زنان حائض ، تا زمان پاك شدن آنان از حيض

فاعتزلوا النساء فى المحيض و لا تقربوهن حتى يطهرن

گر چه ظاهر جمله «فاعتزلوا النساء» مطلق معاشرت است ; ولى اباحه آميزش پس از گذشت ايام حيض و غسل كه جمله «حتى يطهرن فاذا تطهّرن فاتوهن من حيث» دلالت بر آن دارد، قرينه اى است كه آنچه مباح نبوده و اعتزال از آن واجب شده، تنها آميزش است، نه مطلق معاشرت; و گر نه مى فرمود «فاذا تطهرن فعاشروهن».

6 - حرمت وَطى در قُبُل ، در ايام حيض

فاعتزلوا النساء فى المحيض

كلمه «محيض» در صدر آيه مصدر است; امّا در جمله «فاعتزلوا النساء من المحيض» اسم مكان مى باشد به دليل تكرار لفظ در حال كه اگر هر دو به يك معنا بود، على القاعده بايد دوّمى به صورت ضمير آورده مى شد.

9 - زيانبار بودن آميزش در ايام حيض

و يسئلونك عن المحيض قل هو اذىً فاعتزلوا

بنابراينكه سؤال، از مقاربت در ايام حيض باشد; نه خود حيض و ماهيّت آن. بر اين مبنا كلمه «هو» به آميزش در ايام حيض برمى گردد; يعنى بگو اى پيامبر آميزش در ايام حيض زيانبار است.

10 - لزوم رعايت بهداشت در آميزش جنسى

و لا تقربوهنّ حتى يطهرن فاذا تطهّرن فأتوهنّ

با توجّه به اينكه جواز آميزش جنسى، وابسته به قطع خون و تحصيل طهارت شده است.

11 - جواز آميزش با زنان ، پس از پاكى آنان از حيض و تحصيل طهارت ( غسل )

و لا تقربوهنّ حتى يطهرن فاذا تطهّرن فأتوهنّ

گر چه مفهوم «حتى يطهرن» جواز آميزش به مجرد پاكى و قطع خون است ; ولى با تصريح به مشروط بودن آميزش به غُسل در جمله «فاذا تطهّرن» (آنگاه كه غسل كردند)، مفهوم «حتى يطهرن» مورد عنايت نيست.

13 - آميزش با زنان ، بايد از مجراى متعارف آن ( فرج ) باشد .

فاذا تطهرن فأتوهنّ من حيث امركم اللّه

14 - لزوم رعايت احكام و مقررات الهى ، در آميزش با زنان

فاذا تطهرن فأتوهنّ من حيث امركم اللّه

برخى برآنند كه «من حيث» در صدد بيان محلّ آميزش (فرج) نيست; و گر نه كلمه «فى» به كار مى رفت. بنابراين تذكر است به مراعات احكام شرعى و پرهيز از موارد ممنوع. مانند ايام روزه و ... .

20 - آميزش جنسى در ايّام حيض ، خلاف پاكيزگى است .

و يسئلونك عن المحيض . .. فاعتزلوا النساء فى المحيض ... ان اللّه يحب التوابين و ي

نهى از آميزش در ايام حيض و سپس اظهار محبّت به پاكيزگان، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 223 - 8،9،11

8 - لزوم دقّت در انتخاب همسر و مراعات آداب آميزش ، براى به وجود آمدن فرزندان صالح

نساؤكم حرث لكم . .. و قدّموا لانفسكم

دقّت كشاورز در انتخاب زمين مورد كشت و نيز سعى تمام در به وجود آوردن شرايطى براى به ثمر نشاندن محصولى عالى، از وجود مشابهت بين همسر و كشتزار است كه مى تواند مورد نظرآيه باشد.

9 - لزوم بهره گيرى از روابط زناشويى و خانوادگى ، در جهت ذخيره و تقديم اعمال خير براى آخرت

فاتوا حرثكم انى شئتم و قدّموا لانفسكم

از اينكه در پى سخن از «حرث» بودن زنان توصيه به پيش فرستادن اعمال خير شده است، به دست مى آيد كه زندگى از نظر قرآن بايد در مسير رسيدن به بهره هاى اخروى و انجام اعمال نيك قرار گيرد.

11 - لزوم رعايت تقواى الهى در روابط زناشويى

نساؤكم حرث لكم . .. و اتقوا اللّه

4- آميزش آدم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 189 - 7

7 - حوا در پى آميزش آدم با وى به بارى سبك حامله شد .

فلما تغشيها حملت حملا خفيفا

«تغشى» يعنى «پوشانيد» و در آيه كنايه از آميزش است. ضمير در «تغشى» به «نفس واحده» - كه مراد از آن آدم(ع) است - برمى گردد.

5- آميزش با كنيز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 6 - 1

1 - لزوم حفظ و نگه دارى دامن از همگان ، جز از همسر و كنيز خويش

و الذين هم لفروجهم حفظون . إلاّ على أزوجهم أو ما ملكت أيمنهم

استثنا در آيه فوق، استثناى مفرغ (خالى از مستثنى منه) است. با توجه به اين كه حذف «مستثنى منه» در كلام موجب، جايز نيست، حذف آن در آيه بالا، بدان جهت است كه «حافظون» متضمن معناى نفى است; يعنى، «لايرسلونها على أحد إلاّ على أزواجهم أو ما ملكت أيمانهم; مؤمنان در آميزش با احدى، خود را آزاد و رها نمى سازند; مگر با همسران خود يا كنيزانى كه در تملك آنان قرار دارند».

6- آميزش با همسر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 6 - 1

1 - لزوم حفظ و نگه دارى دامن از همگان ، جز از همسر و كنيز خويش

و الذين هم لفروجهم حفظون . إلاّ على أزوجهم أو ما ملكت أيمنهم

استثنا در آيه فوق، استثناى مفرغ (خالى از مستثنى منه) است. با توجه به اين كه حذف «مستثنى منه» در كلام موجب، جايز نيست، حذف آن در آيه بالا، بدان جهت است كه «حافظون» متضمن معناى نفى است; يعنى، «لايرسلونها على أحد إلاّ على أزواجهم أو ما ملكت أيمانهم; مؤمنان در آميزش با احدى، خود را آزاد و رها نمى سازند; مگر با همسران خود يا كنيزانى كه در تملك آنان قرار دارند».

7- آميزش در اعتكاف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 25

25 - اعتكاف كنندگان در مساجد حتى در شب هاى اعتكاف نيز از آميزش جنسى بايد پرهيز كنند .

فالن بشروهن . .. و لاتبشروهن و أنتم عكفون فى المسجد

جمله «و لاتباشروهن» به منزله تبصره اى است براى «فالآن باشروهن»; يعنى، توهّم نشود كه حليت آميزش در شبهاى روزه، شامل حال اعتكاف نيز مى شود.

8- آميزش در حج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 197 - 22،25

22 - حرمت جماع ، دروغ ، ناسزاگويى و سوگند به « لا و اللّه و بلى و اللّه » در حج

فلا رفث و لا فسوق و لا جدال فى الحج

امام صادق (ع): . .. و «الرَفث» الجماع و «الفُسوق» الكذب و السباب و «الجدال» قول الرجل لا و اللّه و بلى و اللّه


كافى، ج 4، ص 337، ح 3 ; نورالثقلين، ج 1، ص 194، ح 704.

25 - دعوت كنايه آميز از زن ، به جماع و هر گونه معصيتى در حج حرام است .

فلا رفث و لا فسوق و لا جدال فى الحجّ

رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) درباره جمله «فلا رفث» فرمود: الرفث الاعرابة و التعريض للنّساء بالجماع و «الفسوق» المعاصى كلّها


الدّر المنثور، ج 1، ص 528.

9- آميزش در حيض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 222 - 20،21،22،23

20 - آميزش جنسى در ايّام حيض ، خلاف پاكيزگى است .

و يسئلونك عن المحيض . .. فاعتزلوا النساء فى المحيض ... ان اللّه يحب التوابين و ي

نهى از آميزش در ايام حيض و سپس اظهار محبّت به پاكيزگان، مى تواند اشاره به برداشت فوق باشد.

21 - خداوند كسانى را كه از گناه آميزش در حال حيض توبه كنند ، دوست دارد

فاعتزلوا النساء فى المحيض . .. ان اللّه يحب التوابين

22 - خداوند پرهيزكنندگان از آميزش در حال حيض را دوست دارد .

فاعتزلوا النساء فى المحيض . .. ان اللّه ... و يحب المتطهرين

از مصاديق پاكيزگان، به مقتضاى ارتباط صدر و ذيل آيه، پرهيزكنندگان از آميزش در ايام حيض مى باشد.

23 - تعديل روابط با زنان حائض در اسلام

و يسئلونك عن المحيض قل هو اذىً فاعتزلوا

آن گونه كه در شأن نزول آمده است، در جاهليّت بكلّى از معاشرت با زنان حائض خوددارى مى كردند و متقابلا از سويى مسيحيان، آن را در حال جايز مى دانستند; ولى اسلام راه ميانه را نشان داده است.

10- آميزش در شبهاى ماه رمضان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 1،2،5،7،11،13،19

1 - آميزش با همسران در برهه اى از عصر بعثت ، حتى در شب هاى ماه رمضان ، بر روزه داران حرام بود .

أحل لكم ليلة الصيام الرفث إلى نسائكم

«رفث» به سخنى كه در معناى آميزش و ترغيب به آن صراحت دارد گفته مى شود و در آيه شريفه كنايه از خود آميزش است (اقتباس از مفردات راغب). متعدى شدن آن به «إلى» و نيز جمله «فالآن باشروهن» قرينه بر اين معناى كنايى است. جمله «كنتم تختانون» كه حكايت از تحقق تمرد دارد و نيز مفهوم «فالآن باشروهن» دلالت بر اين دارند كه آميزش در شبهاى رمضان حرام بوده است.

2 - حرمت آميزش با همسران در شب هاى رمضان پس از مدتى نسخ شده و اين عمل حلال گشت .

أحل لكم ليلة الصيام الرفث إلى نسائكم . .. فالن بشروهن

5 - نياز جنسى زن و شوهر به يكديگر از حكمت هاى حليت آميزش جنسى در شب هاى رمضان

أحل لكم ليلة الصيام الرفث إلى نسائكم هن لباس لكم و أنتم لباس لهن

جمله «هن لباس لكم . ..» بيانگر حكمت و دليل اعلام حليت (أحل لكم ...) است.

7 - بسيارى از مسلمانان صدر اسلام به حرمت آميزش در شب هاى ماه رمضان اعتنا نكرده و نافرمانى مى كردند .

علم اللّه أنكم كنتم تختانون أنفسكم

بديهى است كه همه مسلمانان مرتكب خلاف نشدند. بنابراين، مخاطب قرار دادن همه آنان با جمله «كنتم تختانون ...» گوياى اين است كه تعداد متخلفان اندك نبوده است.

11 - نافرمانى مسلمانان و ناديده گرفتن حرمت آميزش در شب هاى رمضان ، از زمينه هاى نسخ آن حكم بود .

أحل لكم . .. علم اللّه أنكم كنتم تختانون أنفسكم فتاب عليكم و عفا عنكم

جمله «علم اللّه . ..» نيز همانند «هن لباس لكم ...» بيان حكمت و دليل جعل حليت آميزش در شبهاى ماه رمضان (أحل لكم ...) است.

13 - تحقق عينى و ملموس شدن دشوارى پرهيز از آميزش جنسى ، از علل حكم الهى به حليت آن در شب هاى رمضان

علم اللّه أنكم كنتم تختانون أنفسكم فتاب عليكم و عفا عنكم

چنانچه گذشت، جمله «علم اللّه . ..» (خدا دانست كه شما به خود خيانت كرديد) از علل نسخ حرمت آميزش است و از آن جا كه خداوند پيش از تحقق وقايع و حوادث، بدآنها علم دارد; مقصود از «علم اللّه ...» تحقق معلوم در خارج است. بنابراين علت نسخ حرمت، تحقق تمرد و خيانت است نه علم و آگاهى پيشين خداوند به آن.

19 - جواز مباشرت جنسى با همسران در شب هاى رمضان ، از ابتداى شب تا طلوع فجر است .

فالن بشروهن . .. حتى يتبيّن لكم الخيط الأبيض

قيد «از ابتداى شب تا طلوع فجر» در اين برداشت، مبتنى بر اين است كه «حتى يتبين» غايت براى «باشروهن» نيز باشد.

11- آميزش در ظهار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 3 - 4

4 - كفّاره ظهار ، بايد پيش از تماس و آميزش با زن داده شود .

فتحرير رقبة من قبل أن يتماسّا

«تماس» در تعبير قرآن، كنايه از آميزش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - مجادله - 58 - 4 - 4

4 - ظهاركننده ، روزه ظهار را بايد پيش از تماس و آميزش با زنش بگيرد .

فصيام شهرين متتابعين من قبل أن يتماسّا

12- آميزش زيد بن حارثه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 37 - 17

17 - زيدبن حارثه ، پس از كام گيرى از همسرش ، او را طلاق داد و از وى جدا شد .

فلمّا قضى زيد منها وطرًا زوّجنكها

«وطر» در لغت «نياز مهم» را گويند (مفردات راغب). در آيه، «قضى ... وطراً» كنايه از به پايان رسيدن حاجت زيد از نكاح با زينب و به اتمام رسيدن زمان مجاز زناشويى آن دو است.

13- آميزش محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 51 - 21

21 - « عن الحلبى عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : سألته عن قول اللّه عزّوجلّ . . . ترجى من تشاء منهنّ و تؤوى إليك من تشاء » قال : من آوى فقد نكح و من أرجى فلم ينكح . . . ;

حلبى از امام صادق(ع) درباره اين سخن خداوند عزّوجلّ: «ترجى من تشاء منهنّ و تؤوى إليك من تشاء» پرسيد. آن حضرت فرمود: هر كدام را كه نزد خود نگه داشت، با او آميزش كرد و هر كدام را كه تأخير انداخت با وى آميزش نكرد...».

14- آميزش موجودات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 50 - 14

14 - « عن محمدبن مسلم قال : سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ : « أعطى كلّ شىء خلقه ثمّ هدى » قال : ليس شىء من خلق اللّه إلاّ و هو يعرف من شكله الذكر من الاُنثى ، قلت : ما يعنى « ثمّ هدى » ؟ قال : هداه للنكاح والسفاح من شكله ;

محمدبن مسلم گفت: از امام صادق(ع) در باره سخن خدا «أعطى كلّ شىء خلقه ثمّ هدى» پرسيدم، فرمود: هيچ چيزى از مخلوقات خداوند نيست، مگر اين كه از جنس خود نر را از ماده تمييز مى دهد. گفتم: معناى «ثمّ هدى» چيست؟ فرمود: خداوند آن را با جفت گيرى صحيح و ناصحيح با هم نوعاً خود آشنا ساخته است».

15- احكام آميزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 2،19،25

2 - حرمت آميزش با همسران در شب هاى رمضان پس از مدتى نسخ شده و اين عمل حلال گشت .

أحل لكم ليلة الصيام الرفث إلى نسائكم . .. فالن بشروهن

19 - جواز مباشرت جنسى با همسران در شب هاى رمضان ، از ابتداى شب تا طلوع فجر است .

فالن بشروهن . .. حتى يتبيّن لكم الخيط الأبيض

قيد «از ابتداى شب تا طلوع فجر» در اين برداشت، مبتنى بر اين است كه «حتى يتبين» غايت براى «باشروهن» نيز باشد.

25 - اعتكاف كنندگان در مساجد حتى در شب هاى اعتكاف نيز از آميزش جنسى بايد پرهيز كنند .

فالن بشروهن . .. و لاتبشروهن و أنتم عكفون فى المسجد

جمله «و لاتباشروهن» به منزله تبصره اى است براى «فالآن باشروهن»; يعنى، توهّم نشود كه حليت آميزش در شبهاى روزه، شامل حال اعتكاف نيز مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 222 - 5،6،7،11،13،15

5 - حرمت آميزش با زنان حائض ، تا زمان پاك شدن آنان از حيض

فاعتزلوا النساء فى المحيض و لا تقربوهن حتى يطهرن

گر چه ظاهر جمله «فاعتزلوا النساء» مطلق معاشرت است ; ولى اباحه آميزش پس از گذشت ايام حيض و غسل كه جمله «حتى يطهرن فاذا تطهّرن فاتوهن من حيث» دلالت بر آن دارد، قرينه اى است كه آنچه مباح نبوده و اعتزال از آن واجب

شده، تنها آميزش است، نه مطلق معاشرت; و گر نه مى فرمود «فاذا تطهرن فعاشروهن».

6 - حرمت وَطى در قُبُل ، در ايام حيض

فاعتزلوا النساء فى المحيض

كلمه «محيض» در صدر آيه مصدر است; امّا در جمله «فاعتزلوا النساء من المحيض» اسم مكان مى باشد به دليل تكرار لفظ در حال كه اگر هر دو به يك معنا بود، على القاعده بايد دوّمى به صورت ضمير آورده مى شد.

7 - فلسفه حرمت آميزش در زمان حيض ، مشقّتبار بودن آن براى زن است .

عن المحيض قل هو اذىً فاعتزلوا النساء فى المحيض

11 - جواز آميزش با زنان ، پس از پاكى آنان از حيض و تحصيل طهارت ( غسل )

و لا تقربوهنّ حتى يطهرن فاذا تطهّرن فأتوهنّ

گر چه مفهوم «حتى يطهرن» جواز آميزش به مجرد پاكى و قطع خون است ; ولى با تصريح به مشروط بودن آميزش به غُسل در جمله «فاذا تطهّرن» (آنگاه كه غسل كردند)، مفهوم «حتى يطهرن» مورد عنايت نيست.

13 - آميزش با زنان ، بايد از مجراى متعارف آن ( فرج ) باشد .

فاذا تطهرن فأتوهنّ من حيث امركم اللّه

15 - جواز استمتاع از زنان بدون آميزش با آنان ، در ايام حيض

يسئلونك عن المحيض . .. فاعتزلوا النساء فى المحيض

بنابراينكه مراد از «فى المحيض»، مكان حيض باشد; تنها آميزش، تحريم شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 223 - 4،5

4 - جواز آميزش با همسران ، به هر صورت و كيفيّتى

نساؤكم حرث لكم فأتوا حرثكم انى شئتم

بنابراينكه «أنّى» به معناى «كيفَ» باشد.

5 - زن بايد در تمتّعات جنسى مرد ، تسليم او باشد . *

نساؤكم حرث لكم فأتوا حرثكم انى شئتم

از اينكه براى مردان در تمتّع از زنان، نوعى آزادى (أنّى شئتم) قائل شده است، چنين استفاده مى شود كه زن نيز بايد در اين محدوده تسليم شوهر باشد و در غير اين صورت، كلام لغو مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 226 - 1،2،3،5،6،7

1 - مرد مى تواند تا مدّت چهار ماه بر سوگند به ترك آميزش با همسر خويش ( ايلاء ) باقى بماند .

للذين يؤلون من نسائهم تربّص اربعة اشهر

«يؤلون» از «ايلاء» و در لغت به معناى سوگند است. اما در اصطلاح، سوگند مرد بر ترك آميزش با همسر خويش به مدّت بيش از چهار ماه است. مراد آيه نيز معناى اصطلاحى آن است.

2 - جواز سوگند بر ترك آميزش جنسى با همسران ( ايلاء ) و انعقاد آن

للذين يؤلون من نسائهم تربّص اربعة اشهر

3 - شرط تحقق ايلاء و احكام خاص آن ، سوگند بر ترك آميزش جنسى در بيش از چهار ماه است .

للذين يؤلون من نسائهم تربّص اربعة اشهر

از اينكه خداوند مى فرمايد كه ايلاءكننده مى تواند چهار ماه منتظر بماند; معلوم مى شود كه ايلاء و احكام خاص آن در صورتى است كه سوگند بر ترك آميزش، يا براى هميشه باشد و يا براى مدتى بيش از چهار ماه.

5 - پس از ايلاء ، زن ، تا چهار ماه حق درخواست آميزش جنسى از مرد را ندارد .

للذين يؤلون من نسائهم تربّص اربعة اشهر

از كلمه «للذين»، استفاده مى شود كه مرد در اين مدت حق ترك آميزش را دارد; بنابراين براى زن در اين مدت حق درخواست آميزش نيست.

6 - لزوم آميزش مردان با همسران خويش در هر چهار ماه *

للذين يؤلون من نسائهم تربّص اربعة اشهر

به نظر مى رسد كه اگر ترك آميزش در بيشتر از چهار ماه جايز بود، به همان مقدار، حكم ايلاء از نظر زمان افزايش مى يافت.

7 - وجوب آميزش يا طلاق بر ايلاءكننده ، پس از گذشت چهار ماه از ايلاء

للذين يؤلون . .. فان فاءو ... و ان عزموا الطلاق

از اينكه «تربّص» تا چهار ماه است، معلوم مى شود كه پس از آن، شخص مُلزم به يكى از دو كار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 233 - 40

40 - ممنوعيّت محروم نمودن همسر ( مرد يا زن ) از آميزش جنسى ، به بهانه وجود فرزند و شيرخوارگى او

لا تضارّ والدة بولدها و لا مولود بولده

امام صادق (ع): كانت المرأة منّا ترفع يدها الى زوجها اذا اراد مجامعتها فتقول: لا اَدعك لانّى اخاف ان احمل على ولدى و يقول الرجل لا اجامعك انى اخاف ان تعلقى فاقتل ولدى فنهى اللّه عزّ و جل اَن تضارّ المرأة الرّجل و ان يضارّ الرّجل المرأة . ..


كافى، ج 6، ص 103، ح 3 ; نورالثقلين، ج 1، ص 227، ح 884.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 24 - 10

10 - لزوم عفت و پاكدامنى براى مردان و حفظ حدود الهى در مسائل جنسى

محصنين غير مسافحين

«محصنين»، حال است براى فاعل «ابتغاء». يعنى انتخاب همسر براى ازدواج و زناشويى بايد به صورت حلال باشد، نه به صورت زنا و بى عفتى. گفتنى است كه «سفاح» به معناى زنا و بى عفتى است و «غير مسافحين»، تأكيد براى محصنين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 6 - 17

17 - جماع ، موجب غسل و ناقض آن است .

او لمستم النساء فلم تجدوا ماء فتيمموا

«لمستم» از باب مفاعله به اين معناست كه هر يك از مرد و زن يكديگر را لمس كنند و اين، كنايه از جماع است. برداشت فوق را فرمايش امام صادق(ع) تأييد مى كند كه در مورد «لامستم النساء» فرمود: هو الجماع ... .


كافى، ج 5، ص 555، ح 5; تفسير برهان، ج 1، ص 452، ح 9.

16- بهداشت در آميزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 222 - 10

10 - لزوم رعايت بهداشت در آميزش جنسى

و لا تقربوهنّ حتى يطهرن فاذا تطهّرن فأتوهنّ

با توجّه به اينكه جواز آميزش جنسى، وابسته به قطع خون و تحصيل طهارت شده است.

17- ترك آميزش با همسر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 81 - 2،3

2 - قوم لوط به سبب گرايش شديد به لواط ، همبسترى با زنان خويش را ترك كردند .

إنكم لتأتون الرجال شهوة من دون النساء

«شهوة»، مفعول مطلق براى فعل محذوف (يشتهونها) است و دلالت بر گرايش و علاقه شديد مردان قوم لوط به لواط دارد.

3 - متاركه زنان و ترك همبسترى با آنان ، امرى نكوهيده و ناروا

إنكم لتأتون الرجال شهوة من دون النساء

«من دون النساء» حكايت از آن دارد كه قوم لوط ازدواج با زنان و زناشويى با همسران خويش را ترك كرده بودند. بنابراين نكوهشى كه از استفهام توبيخى «أتأتون ... » استفاده مى شود، دلالت بر ناروايى ترك ازدواج و متاركه زناشويى با همسران نيز دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 29 - 3

3 - قوم لوط ، از آميزش با زنان اعراض كرده و به عمل لواط ، روى آورده بودند .

أئنّكم لتأتون الرجال و تقطعون السبيل

مراد از «سبيل»، در اين آيه، احتمال دارد كه به قرينه مقام، راه ايجاد نسل باشد و احتمال دارد كه راهزنى باشد. برداشت بالا بنابر احتمال نخست است. گفتنى است، بنابراين احتمال، «تقطعون السبيل» كنايه از قطع نسل، به سبب ترك آميزش با زنان است.

18- تشويق به آميزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 14،16

14 - توالد و تناسل از حكمت هاى حليت آميزش و ترغيب نمودن خداوند به آن

فالن بشروهن و ابتغوا ما كتب اللّه لكم

مفسران بر آنند كه مقصود از «ما كتب . ..» فرزند است. بنابراين جمله «فالآن ...»; يعنى، با همسران خويش آميزش كنيد و در پى چيزى (فرزندانى) باشيد كه خداوند براى شما مقرر كرده است.

16 - مباشرت با همسران و استفاده از مباحات ، سفارش خداوند به مسلمانان

فالن بشروهن . .. كلوا و اشربوا

جمله «فالآن باشروهن» - چنانچه همگان بر آنند - حاكى از اباحه آميزش است نه وجوب آن. به كارگيرى فعل امر (باشروهن ...) براى بيان اباحه، مى تواند گوياى ترغيب به آن فعل مباح باشد.

19- تقوا در آميزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 223 - 11،16

11 - لزوم رعايت تقواى الهى در روابط زناشويى

نساؤكم حرث لكم . .. و اتقوا اللّه

16 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور بشارت به مؤمنانى كه تقوا و حدود الهى را در زندگى زناشويى و محيط خانواده مراعات مى كنند و با يكديگر رفتارى پسنديده دارند .

نساؤكم حرث لكم . .. و اعلموا انّكم ملاقوه و بشّر المؤمنين

20- سرزنش آميزش در صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 6 - 4

4 - ارضاى غرايز جنسى حتى از راه آميزش با همسر و يا كنيز خود ، مورد ملامت در بينش برخى از مردم عصر بعثت

فإنّهم غير ملومين

تعبير «غير ملومين» (نكوهيده نيستند)، مى تواند تعريض به انديشه رهبانانى باشد كه هرگونه ارضاى غرايز جنسى را، منافى با مقامات معنوى مى پنداشتند.

طلاق پس از آميزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 49 - 2

2 - لازم است كه زنان مطلّقه اى كه شوهران شان با آنان تماس داشته اند ، عدّه نگه دارند .

إذا نكحتم المؤمنت ثمّ طلّقتموهنّ من قبل أن تمسّوهنّ فما لكم عليهنّ من عدّة

21- طلاق قبل از آميزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 49 - 1،5

1 - زنانى كه به همسرى مردانى درآمده اند و شوهرانشان پيش از تماس با آنان ، ايشان را طلاق داده اند ، عدّه ندارند .

يأيّها الذين ءامنوا إذا نكحتم المؤمنت ثمّ طلّقتموهنّ من قبل أن تمسّوهنّ فما لك

5 - عُلقه ازدواج زنانى كه بدون آميزش ، طلاق داده شده اند ، بلافاصله پس از طلاق ، قطع مى شود و آزادند تا ازدواج كنند .

إذا نكحتم . .. ثمّ طلّقتموهنّ من قبل أن تمسّوهنّ فما لكم عليهنّ من عدّة

22- فلسفه

حليت آميزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 14

14 - توالد و تناسل از حكمت هاى حليت آميزش و ترغيب نمودن خداوند به آن

فالن بشروهن و ابتغوا ما كتب اللّه لكم

مفسران بر آنند كه مقصود از «ما كتب . ..» فرزند است. بنابراين جمله «فالآن ...»; يعنى، با همسران خويش آميزش كنيد و در پى چيزى (فرزندانى) باشيد كه خداوند براى شما مقرر كرده است.

23- نياز به آميزش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 37 - 22

22 - زناشويى ، از نياز هاى اساسى انسان است .

فلمّا قضى زيد منها وطرًا

4- آيات خدا

1- آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 39 - 4

4 - خداوند رهنمود ها و هدايت هاى خويش را همراه با آيت و نشانى بر الهى بودن آنها ، به سوى مردم مى فرستد .

فإما يأتينكم منى هدًى . .. الذين كفروا و كذبوا بأيتنا

كلمه «آيات» جمع آيت و به معناى علامتها و نشانه هاست. مراد از آن - به دليل كلمه «هدًى» و «هداى» در آيه قبل - هدايتها و رهنمودهاى الهى است. تعبير كردن از هدايت به «آيات» براى رساندن اين معناست كه: خداوند، رهنمودهاى خويش را به گونه اى كه نشان دهنده حقانيت و خدايى بودن آنها باشد، ارائه مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 73 - 15

15 - زنده شدن مقتول بنى اسرائيل و معرفى قاتل خويش ، از آيات خدا و از نشانه هاى اقتدار اوست .

فقلنا اضربوه ببعضها كذلك . .. يريكم ءايته لعلكم تعقلون

از مصداقهاى «آياته» - كه آيه ناظر به آن است - زنده شدن مقتول بنى اسرائيل مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 187 - 34

34 - روزه و اعتكاف و احكام آن دو و نيز احكام قصاص و وصيت ، از آيات الهى است .

كذلك يبين اللّه ءايته للناس

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 211 - 4،13

4 - خداوند ، آيات روشن و معجزه هاى فراوانى براى بنى اسرائيل فرستاد .

كم اتيناهم من اية بيّنة

13 - پس از نزول آيات و اتمام حجّت ، عذرى براى تمرّد نيست .

كم اتيناهم من اية بيّنة . .. و من يبدّل نعمة اللّه من بعد ما جاءته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 213 - 33

33 - كتاب هاى آسمانى ، دلايل روشن الهى است .

و انزل معهم الكتاب . .. من بعد ما جاءتهم البيّنات

ظاهراً مراد از «بيّنات» (دلايل روشن) همان كتابهاى آسمانى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 219 - 18

18 - احكام الهى ، از نشانه هاى پروردگار

كذلك يبيّن اللّه لكم الايات

مستفاد از اطلاق آيه (نشانه) بر احكام الهى; چون مراد از «الايات» (نشانه ها)، احكام است كه در بخشهاى ديگر اين آيه و آيات قبلى، بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 242 - 5

5 - احكام الهى ، نشانه هاى خداوند براى شناخت او

يبيّن اللّه لكم اياته

مراد از «آيات» (نشانه ها) احكام الهى است ; چون «كذلك» اشاره به احكام گذشته دارد; بنابراين هر حكم الهى، نشانى از او دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 243 - 2

2 - واقعه تاريخى آن قومى كه از ديارشان خارج شدند و به امر خداوند مردند و سپس زنده شدند ، آيات الهى است .

يبين اللّه لكم اياته . .. الم تر الى الّذين خرجوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 252 - 1،2،3،4

1 - ميراندن و زنده كردن خداوند ، جمعيّتى را كه به سبب ترس مرگ از ديارشان گريختند ، از آيات الهى

الم تر الى الّذين خرجوا . .. تلك ايات اللّه

كلمه «تلك» علاوه بر اينكه اشاره به داستان طالوت و جالوت است، مى تواند اشاره به قصّه سابق بر آن نيز باشد; يعنى قصّه آنان كه از مرگ گريختند و . .. .

2 - داستان طالوت و هلاكت جالوتيان ، از آيات الهى

الم تر الى الملأ من بنى اسرائيل . .. تلك ايات اللّه

كلمه «تلك» اشاره به داستان طالوت و جالوت است.

3 - دفع تجاوز و ستمگرى و جلوگيرى از فساد آدميان در زمين به وسيله يكديگر ، از آيات الهى

و لو لا دفع اللّه الناس . .. تلك ايات اللّه

«تلك» مى تواند اشاره به سنّتى باشد كه خداوند با جمله «و لو لا دفع اللّه . .. » بيان فرموده است.

4 - داستان هاى بازگوشده در قرآن ، از آيات الهى

تلك ايات اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 258 - 11،14

11 - قانون حيات و مرگ ، نشانه و پرتوِ ربوبيّت الهى

ربّى الّذى يحيى و يميت

14 - طلوع دائمى خورشيد از مشرق ، جلوه اى از قدرت الهى و نشانه ربوبيّت او

حاجّ ابرهيم فى ربّه . .. فان اللّه يأتى بالشمس من المشرق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 259 - 15،16،21،22

15 - مرگ صد ساله عزير و حيات وى پس از آن ، شاهد و نشانه اى است براى همگان بر زنده شدن مردگان در رستاخيز

قال انّى يحيى هذه اللّه . .. و لنجعلك ايةً للنّاس

16 - عدم فساد مواد غذايى و نوشيدنى ، على رغم وجود عوامل فسادآور طبيعى ، نشانه الهى بر امكان حيات طولانى موجودات

فانظر الى طعامك و شرابك لم يتسنّه

21 - مشاهده زنده شدنِ مردگان ، موجب شناخت قدرت مطلقِ خداوند

فلمّا تبيّن له قال اعلم انّ اللّه على كلّ شىء قدير

22 - ميرانده شدن عزير و زنده شدن وى پس از صد سال و سالم ماندن خوردنى و آشاميدنى او از فساد و حيات مجدد الاغش ، پرتويى از قدرت مطلق الهى

فلمّا تبيّن له قال اعلم انّ اللّه على كلّ شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 266 - 5

5 - داستان ابراهيم ( ع ) و نمرود و قصّه عُزير و يا اِرمياى پيامبر و زنده شدن مرغان كوبيده شده و نيز تمامى احكام و مقررات انفاق ، از آيات الهى است .

الم تر . .. او كالذى مرّ ... فخذ اربعة من الطير ... مثل الّذين ... كذلك يبيّن ال

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 4 - 11

11 - كتب آسمانى ( قرآن ، تورات و انجيل ) ، از آيات الهى

انزل التورية و الانجيل . .. و انزل الفرقان اِنّ الّذين كفروا بايات اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 27 - 5

5 - پيدايش مستمر حيات و مرگ به دست خدا ، نشانه قدرت اوست .

تخرج الحىّ من الميّت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 41 - 4

4 - ناتوانى زكريا بر تكلّم تا سه روز ، نشانه الهى بودن بشارت اعطاى فرزند به وى

قال ربّ اجعل لى اية قال ايتك الاّ تكلّم الناس ثلثة ايام

درخواست آيه و نشانه (اجعل لى اية) از سوى زكريا، براى تشخيص الهى بودن بشارت بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 49 - 20

20 - بهرهورى انسان از آيات الهى ، مشروط به قابليّت هاى ويژه در او

انّ فى ذلك لاية لكم ان كنتم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 50 - 10

10 - معجزات عيسى ( ع ) ، نشانه اى از سوى پروردگار ، براى اثبات رسالت او و صحّت تغيير برخى احكام الهى توسط وى

و لاحلّ لكم . .. و جئتكم باية من ربّكم

جمله «و جئتكم باية»، پس از بيان تغيير برخى احكام، تذكر به اين معناست كه تغيير احكام بايد تنها از جانب پيامبران - با ارائه معجزه براى اثبات نبوّت - صورت گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 58 - 1

1 - سرگذشت حضرت زكريا ، مريم ، يحيى و عيسى ( ع ) و پيروان آن حضرت ، آيات الهى و پند هاى حكيمانه

ذلك نتلوه عليك من الايات و الذّكر الحكيم

«ذلك»، اشاره به سرگذشت كسانى است كه در آيات پيشين مطرح شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 70 - 7

7 - روشن بودن حقّانيّت آيات الهى ( پيامبر و قرآن ) براى اهل كتاب

يا اهل الكتاب لم تكفرون بايات اللّه و انتم تشهدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 72 - 1،2،3

1 - تظاهر به پذيرش اسلام و قرآن و سپس كفر به آن دو ، از راه هاى آميختن حق به باطل توسط اهل كتاب

يا اهل الكتاب لم تلبسون الحقّ بالباطل . .. و طائفة من اهل الكتاب

به نظر مى رسد جمله «و قالت طائفة . .. »، پس از «لم تلبسون»، ذكر مصداقى براى تلبيس حق به باطل باشد.

2 - توصيه گروهى از اهل كتاب به ديگران مبنى بر ايمان به قرآن در اوّل روز و كفر به آن در آخر روز ، به منظور بازگشت مؤمنان از اسلام

و قالت طائفة من اهل الكتاب . .. لعلهم يرجعون

بنابراينكه «وجه النهار»، متعلّق به «امنوا» و «اخره»، متعلق به «اكفروا» باشد.

3 - اظهار ايمان در ابتداى روز و كفر در انت هاى آن ، حيله يهود براى متزلزل ساختن مؤمنان

و قالت طائفة . .. لعلّهم يرجعون

مفسرين طبق شأن نزول، آيه را حمل بر يهوديان كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 97 - 3

3 - مقام ابراهيم در كعبه ، از آيات روشن خداوند

فيه ايات بيّنات مقام ابرهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 98 - 2

2 - كفر اهل كتاب به آيات الهى ( انكار حليّت خوردنى ها قبل از نزول تورات در آيين ابراهيم و انكار تقدّم تاريخى بناى كعبه )

كل الطعام . .. قل يا اهل الكتب لم تكفرون بايات اللّه

مراد از «ايات اللّه»، مضامينى است كه در آيه هاى قبل بيان شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 101 - 7

7 - پذيرش آيات الهى و تبعيّت از پيامبران ، از مصاديق بارز اعتصام و پيروى كامل از خداوند

و انتم تتلى عليكم ايات اللّه و فيكم رسوله و من يعتصم باللّه

ظاهراً «و من يعتصم باللّه»، توضيح جمله «و انتم تتلى عليكم» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 103 - 26

26 - ايجاد وحدت پس از تفرقه ، و اُلفت ميان دل ها و برادرى ميان افراد جامعه پس از دشمنى ها ، از آيات خداوند براى بندگان

اذ كنتم اعداء . .. كذلك يبيّن اللّه لكم اياته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 105 - 6

6 - دلايل و نشانه هاى ارائه شده از سوى خداوند ، قابل فهم براى مردم

من بعد ما جاءهم البيّنات

اوّلا از واژه «بيّنه»، روشن و قابل فهم بودن استفاده مى شود; ثانياً آنگاه احتجاج تمام است و مذمّت بجا، كه بيّنات، قابل فهم باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 108 - 1،2،3،4،5

1 - بيان آثار و نتايج رفتار انسان ها - مؤمن و كافر - در قيامت ، از آيات حق الهى

يوم تسودّ . .. تلك ايات اللّه نتلوها عليك بالحق

2 - آيات روشنگرِ سرنوشت دو طايفه مؤمنان و كافران ، همراه حق و به دور از شائبه بطلان و انحراف

يوم تسودّ . .. تلك ايات اللّه نتلوها عليك بالحق

بنابراينكه «بالحق»، قيد باشد براى آيات و «باء»، به معناى مصاحبت باشد.

3 - فرمان به اعتصام به حبل الهى ، پرهيز از تفرقه ، دستور به دعوت خير ، امر به معروف و نهى از منكر ، از آيات بحق الهى

و اعتصموا بحبل اللّه جميعاً و لا تفرّقوا . .. و لتكن منكم امّة ... تلك ايات اللّ

بنابراينكه مشاراليه «تلك»، تمامى مطالب گذشته در آيات قبل باشد.

4 - حقّانيّت آيات الهى ( قرآن )

تلك ايات اللّه نتلوها عليك بالحق

5 - عذاب سيه رويان ( اهل كفر ) و استغراق سفيدرويان در رحمت الهى ، از آيات بحق خداوند

فذوقوا العذاب بما كنتم تكفرون . .. ففى رحمة اللّه ... تلك ايات اللّه

بنابراينكه مشاراليه «تلك»، مطالب مذكور در دو آيه قبل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 118 - 26،29

26 - ايمان و تعقّل ، شرط بهرهورى از آيات الهى

يا ايها الذين امنوا . .. قد بيّنّا لكم الايات ان كنتم تعقلون

به نظر مى رسد كه «ان كنتم تعقلون»، شرط بهرهورى از تبيين آيات باشد، نه شرط اصل بيان چون محقق شده است.

29 - آيات الهى ، راهنماى مؤمنان اهل تعقّل و انديشه ، در شناخت صواب از خطا

قد بيّنّا لكم الايات ان كنتم تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 119 - 3

3 - انديشه در آيات الهى ( افشاى توطئه و دشمنى كافران ) ، موجب رويگردانى اهل ايمان از محبّت بيگانگان

لا يألونكم خبالا ودّوا ما عنتّم . .. قد بيّنّا لكم الايات ان كنتم تعقلون. ها انت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 164 - 8

8 - تلاوت آيات قرآن ( ارائه نشانه هاى خدا و حقانيّت اسلام ) زمينه ساز تربيت و تزكيه انسانها

يتلوا عليهم ءايته و يزكّيهم

تقدّم ذكرى تلاوت قرآن بر تزكيه، دلالت بر تقدّم رتبه اى آن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 190 - 1،3،9،10،12

1 - خلقت آسمان ها و زمين و گردش شب و روز ، دربردارنده نشانه هاى فراوان بر قدرت مطلق خداوند

و اللّه على كلّ شىء قدير. انّ فى خلق السّموات و الارض و اختلاف الّيل و النّهار ل

جمله «انّ فى . .. » مى تواند بيانگر دليلى براى قدرت مطلق الهى (و اللّه على كل شىء قدير) باشد كه در آيه قبل مطرح شد. بنابراين مراد از «لايات»، نشانه هاى قدرت مطلق الهى خواهد بود.

3 - نظمِ شب و روز ، از آيات الهى

انّ فى . .. و اختلاف الّيل و النّهار لايات

9 - فراوانى و ظرافت نشانه هاى خداوند در هستى

انّ فى خلق . .. لايات لاولى الالباب

چون تنها صاحبان خرد ناب از آيات موجود در آفرينش بهره مند مى شوند و نه غير آنان، بايد اين آيات داراى ظرافتهايى خاص باشد. جمع بودن كلمه «ايات» و نكره بودن آن، دلالت بر كثرت و فراوانى آن نشانه ها دارد.

10 - صاحبان خرد ناب ، تنها دريابندگان نشانه هاى الهى در آفرينش

انّ فى خلق السّموات . .. لايات لاولى الالباب

آيات الهى در آفرينش وجود دارد، چه صاحب خردى باشد و يا نباشد. بنابراين «لاولى الالباب»، ناظر به بهره مندى از آن آيات است. يعنى تنها خردمندان به نشانه بودن آنها پى مى برند و ديگران از آن محرومند.

12 - انديشه پيراسته از آلودگى ها و ناخالصى ها ، زمينه ساز درك آيات الهى در آفرينش

انّ فى خلق السّموات . .. لايات لاولى الالباب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 56 - 2

2 - كتب آسمانى ، نبوّت و حكومت پيامبران ، از آيات خداوند

فقد اتينا ال ابرهيم الكتب و الحكمة و اتيناهم ملكاً عظيماً. .. انّ الذين كفروا با

با توجه به آيه 54 مى توان گفت: كتاب، حكمت و ملك عظيم از مصاديق «بآياتنا» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 153 - 17

17 - گرفتارى يهود به صاعقه ، از بينات الهى براى آنان

فأخذتهم الصعقة بظلمهم ثم اتخذوا العجل من بعد ما جاءتهم البينت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 86 - 4

4 - قرآن و پيامبر (صلی الله علیه و آله) دو مصداق بزرگ از آيات الهى

كفروا و كذبوا بايتنا

به قرينه آيات قبل مصداق مورد نظر براى «آياتنا» قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 89 - 21

21 - احكام و قوانين خداوند ، از جمله آيات اوست

كذلك يبين اللّه لكم ءايته

مراد از «آيات» - به قرينه آيات پيشين - احكام و قوانين الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 34 - 3

3 - پيامبران، آيات الهى هستند.

فإنهم لا يكذبكونك و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون. و لقد كذبت رسل من قبلك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 37 - 4،6

4 - خداوند، توانا بر فرستادن هرگونه معجزه و نشانه

قل إن اللّه قادر على أن ينزل ءاية

6 - ناآگاهى اغلب مشركان از قدرت خداوند بر فرستادن هرگونه معجزه و نشانه

إن اللّه قادر على أن ينزل ءاية و لكن أكثرهم لايعلمون

مفعول «لايعلمون»، به قرينه فراز قبل آن، قدرت الهى است، يعنى: «لايعلمون أن اللّه قادر . ..»

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 38 - 13

13 - تمامى جنبندگان زمين و چگونگى زندگى آنها، آيات قدرت خداوند است.

إن اللّه قادر على أن ينزل . .. و ما من دابة فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 97 - 5

5 - آگاهان و دانشمندان از آيات و مظاهر تفصيل يافته خداوند در طبيعت بهره مى برند.

قد فصلنا الأيت لقوم يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 99 - 10،11،13

10 - تنوع ميوه ها و درختان زيتون و انار از آيات خداشناسى و توحيد است.

و الزيتون و الرمان مشتبها و غير متشبه

11 - گوناگونى درختان يك ميوه و تفاوت ثمره هاى آن، در عين شباهت با يكديگر، از آيات خداشناسى و توحيد است.

و هو الذى . .. و الزيتون و الرمان مشتبها و غير متشبه

13 - دوران ثمردهى تا رسيدن ميوه اصله نخل و تاك انگور و درخت زيتون و انار، شايان مطالعه و تأمل و راهى براى

خداشناسى است.

و من النخل . .. من أعناب و الزيتون و الرمان ... أنظروا إلى ثمره إذا أثمر و ينعه

مرجع ضمير «ثمره» مى تواند «الرمان» باشد و نيز مى تواند «النخل» «اعناب» «الزيتون» به صورت بدل باشد. برداشت فوق بر اين مبنا صورت گرفته است. لذا فرمان «انظروا» شامل تمامى موارد مذكور در آيه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 64 - 7

7 - پيامبرى نوح ( ع ) و معارف ارائه شده از سوى وى ، از آيات خداوند

فكذبوه . .. و أغرقنا الذين كذبوا بايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 133 - 3

3 - هر يك از عذاب هاى نازل شده بر فرعونيان به تنهايى آيت و نشانى بر حقانيت رسالت موسى بود .

فأرسلنا عليهم . .. ءايت مفصلت

جمع آوردن كلمه «ءايت» دلالت دارد كه هر كدام از عذابهاى ذكر شده به تنهايى آيت و نشان حقانيت موسى بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 4

4 - خداوند در طول تاريخ آيات و نشانه هاى الوهيت و ربوبيت خويش را به آدميان ارائه كرده است .

كفروا بايت اللّه . .. كذبوا بايت ربهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 9 - 1

1 - قرآن ، مجموعه اى از آيات و نشانه هاى خداوند است .

اشتروا بأيت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 5 - 4

4 - حركت منظم ماه در مدار خود و منازل آن ( هلال ، تربيع ، بدر و . . . ) آيت و نشانه ربوبيت خداست .

و القمر نوراً و قدره منازل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 92 - 8

8 - سرگذشت اقوام پيشين ، از آيات و نشانه هاى خداوند و مايه هاى عبرت مردم

لتكون لمن خلفك ءاية و إن كثيراً من الناس عن ءايتنا لغفلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 1 - 7

7- قرآن ، از آيات خدا و نشانه هاى اوست .

تلك ءايت الكتب المبين

«آيات» به معناى نشانه هاست و آيه هاى قرآن به اين دليل آيات ناميده شده است كه ويژگيهاى نازل كننده خود را نشان مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 7 - 1

1- داستان يوسف و برادرانش ، حاوى نشانه ها و آياتى فراوان از ربوبيت خدا و علم و حكمت او

إن ربك عليم حكيم. لقد كان فى يوسف و إخوته ءايت للسائلين

«آيات» به معناى نشانه هاست و چون در جمله «لقد كان . ..» بيان نشده است كه داستان يوسف و برادرانش نشانه چه حقيقت و يا حقايقى مى تواند باشد و به عبارت ديگر، متعلق «آيات» ذكر نشده است، مى توان گفت متعلق آن، حقايق مطرح شده در آيه قبل است كه از جمله آنها ربوبيت، علم و حكمت خداوند است (إن ربك عليم حكيم).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 1 - 5

5- قرآن و آيات آن ، از نشانه هاى خداوند است .

تلك ءايت الكتب

كلمه «آيات» به معناى نشانه هاست و آيات قرآن به اين دليل آيات ناميده شدند كه ويژگيهاى نازل كننده خود را نشان مى دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 27 - 6

6- خلقت جن از آتش ، از آيات خداوند است .

و الجانّ خلقنه من قبل من نار السموم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 12 - 7

7- رام و مسخر بودن شب ، روز ، خورشيد ، ماه و ستارگان نشانه هايى از خدا و نمونه هايى از قدرت اوست .

و سخ-ّر لكم الّيل و النهار و الشمس و القمر . .. إن فى ذلك لأيت لقوم يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 72 - 4،7

4- برخوردارى انسان ها از وجود فرزندانى در پرتو نظام همسردارى ، از نعمت هاى خداوند و نشانه هاى اوست .

و الله جعل لكم من أنفسكم أزوجًا و جعل لكم من أزوجكم بنين و حفدة

آيه فوق در شمار چندين آيه قبل است كه در مقام امتنان بر انسانها و بيان توحيد و اثبات بطلان شرك است. گفتنى است ذيل همين آيه (أفبالباطل يؤمنون ...) مؤيد برداشت فوق است.

7- برخوردارى انسان در زندگى خانوادگى از يارى بى دريغ افرادى چون نوادگان و خويشاوندان ، از نعمت هاى خداوند و از نشانه هاى اوست .

و جعل لكم من أزوجكم بنين و حفدة

ماده «حفدة» در مورد يارانى به كار مى رود كه از خدمت گزارى تعدى نمىورزند كه مفسّران مصداق اين معنا را نوادگان يا همه خويشاوندان دانسته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 16،17

16- معراج ، از جمله آيات و نشانه هاى مهم الهى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

أسرى . .. لنريه من ءايتنا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه خودِ فعلِ «اسراء» (بردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به معراج) مصداق آيات الهى باشد و خداوند پيامبرش را به معراج برد تا او بدين وسيله به قدرت و عظمت الهى پى ببرد.

17- سير پيامبر (صلی الله علیه و آله) در يك شب از مسجدالحرام به مسجدالاقصى ، از جمله آيات مهم الهى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

سبحن الذى أسرى . .. لنريه من ءايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 9 - 1

1- سرگذشت اصحاب كهف ، از آيات و نشانه هاى الهى است .

أم حسبت أن أصحب الكهف و الرقيم كانوا من ءايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 11 - 3

3- حيات طولانى اصحاب كهف در خواب ، از آيات الهى است .

كانوا من ءايتنا عجبًا . .. فضربنا على ءاذانهم فى الكهف سنين عددًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 17 - 8،9

8- موقعيّت جغرافيايى ويژه غار و استراحت گاهِ اصحاب كهف و نحوه تابش خورشيد به آن ، از آيات الهى است .

ذلك من ءايت اللّه

مشاراليه «ذلك» مطالب مطرح شده در آيه، درباره وضعيّت جغرافيايى غار و نحوه قرار گرفتن اصحاب كهف در آن و ديگر خصوصيّات است.

9- رهنمون شدن اصحاب كهف به غارى ويژه - كه براى ساليانى دراز ، بدن آنان را سالم نگاه دارد - از آيات الهى بود .

و ترى الشمس . .. ذلك من ءايت اللّه

«ذلك» به غار اصحاب كهف و خصوصيات آن اشاره دارد. آيت بودن اين مجموعه، شايد بدان جهت باشد كه خداوند، براى حفظ بدن ها و سالم ماندن اجساد اصحاب كهف در طول ساليانى دراز، آنان را به غارى هدايت كرد كه بهترين شرايط طبيعى را براى چنين منظورى در خود داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 19 - 2

2- بيدارى اصحاب كهف ، همچون خواب شگفت و سلامت جسم شان در آن مدّت طولانى ، آيت و نشانه اى الهى بود .

و كذلك بعثنهم

مشاراليه «ذلك» - كه بعث و بيدارسازى اصحاب كهف به آن تشبيه شده است - خواب طولانى آنان و تدابيرى است كه در مدّت خواب براى سلامت آنان به كار برده شده بود. وجه شبه مورد نظر - آنگونه كه از جمله «ذلك من آيات اللّه من يهد اللّه فهو المهتد» در آيه هفده به دست مى آيد - نشانه بودن و دلالت اين حوادث بر امدادهاى هدايت گرانه خداوند، به موحّدان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 2

2- كشف مخفى گاه اصحاب كهف ، پس از اختفاى دراز مدّت آن ، آيت و نشانه اى الهى بود .

و كذلك أعثرنا عليهم

«ذلك» اشاره به خواب طولانى اصحاب كهف و سالم ماندن و بيدارى آنان دارد و آگاه سازى مردم، به آن تشبيه شده است. وجه شباهت - آن گونه كه از آيات پيش استفاده مى شود - نشانه بودن اين حوادث بر امداد خداوند به موحّدان در مسير هدايت آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 23 - 2

2 - خداوند داراى نشانه ها و معجزات بزرگ و فراوانى است كه تنها برخى ازآن را در وادى طوى به موسى ( ع ) ارائه كرد .

من ءايتنا الكبرى

«الكبرى» صفت است براى «آياتنا» و دلالت مى كند كه خداوند آيات گوناگونى دارد كه «يدبيضا» و «معجزه عصا» نمونه اى از برترين انواع آنها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 37 - 7

7- هلاكت و شكست كافران و دين ستيزان و پيروزى مؤمنان ، از آيات الهى است .

سأُوريكم ءايتى

برداشت ياد شده به خاطر اين است كه از هلاكت كافران و پيروزى مسلمانان به «آيات» تعبير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 158 - 3

3 - هلاكت ثموديان با عذاب استيصال ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران

فأخذهم العذاب إنّ فى ذلك لأية

واژه «آية» در اين جا مرادف «عبرة» است و نكره آمدن براى تفخيم مى باشد; يعنى، «إنّ فى ذلك لعبرة عظيمة».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 15 - 7،8

7 - كشتى نوح ( ع ) ، اثرى باقيمانده از طوفان نوح ، و آيه بزرگ الهى براى همه جهانيان است .

فأنجينه و أصحب السفينة و جعلنها ءاية للعلمين

8 - نجات نوح ( ع ) و اصحاب كشتى وى و باقى ماندن كشتى ، به عنوان آيه الهى براى مردم ، به دست خداوند بود .

فأنجينه و أصحب السفينة و جعلنها ءاية للعلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 24 - 12

12 - نجات حضرت ابراهيم ( ع ) از مجازات قوم اش ( آتش ، گستردگى آتش ، پرتاب كردن ، . . . ) ، نشانه هاى چندى از خدا ، براى اهل ايمان است .

فأنجيه اللّه من النار إنّ فى ذلك لأيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 35 - 2

2 - آثارى از شهر ويران شده قوم لوط ، به عنوان نشانه روشن قدرت خدا باقى ماند .

إنّا منزلون على أهل هذه القرية رجزًا . .. و لقد تركنا منها ءاية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 20 - 1،5

1 - از جمله آيات خداوند ، آفريدن انسان ها از خاك است .

و من ءايته أن خلقكم من تراب

5 - پراكندگى انسان ها و سكنا گزيدن آنها در مناطق مختلف زمين ، از آيات الهى است .

و من ءايته . .. ثمّ إذا أنتم بشر تنتشرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 21 -

1،5،8،9،12،13،14،15

1 - آفرينش همسران از جنسى همگون ، از آيات الهى است .

و من ءايته أن خلق لكم من أنفسكم أزوجًا

5 - پيدايش همزيستى مسالمت آميز ميان زن و مرد ، پس از ازدواج و بر انگيخته شدن عواطف ظريف دوستانه ميان آنان ، از آيات الهى است .

خلق لكم من أنفسكم أزوجًا لتسكنوا إليها و جعل بينكم مودّة و رحمة

برداشت بالا بنابراين است كه عبارت «و جعل بينكم . ..» ارائه كلام سابق باشد. در اين صورت «و جعل بينكم...» درصدد بيان اين مهم است كه زن و مرد ناآشنا، چگونه پس از ازدواج، الفت و انس و زندگى محبت آميزى پيدا مى كنند.

8 - وجود مهر و عواطف دوستانه ميان زن و شوهر ، عنايت خدادادى و از آيات الهى است .

و من ءايته . .. و جعل بينكم مودّة و رحمة

9 - وجود عواطف دوستانه ميان اعضاى خانواده و نيز مهرورزى آنها به هم از آيات الهى است .

و جعل بينكم مودّة و رحمة

احتمال دارد عبارت «و جعل بينكم. ..» ادامه عبارت پيشين و ناظر به شفقت و مهر و ترحمى باشد كه از ناحيه والدين به فرزندان، و بر عكس اعمال مى گردد.

12 - پيدايش دوستى و محبت ميان انسان ها ، برخاسته از لطف و عنايت خداوند و از آيات او است .

و من ءايته . .. و جعل بينكم مودّة و رحمة

نكته فوق بنابر اين احتمال است كه خطاب «و جعل بينكم مودّة. ..» خطاب به همه انسان ها است.

13 - آيه بودن آفرينش انسان از خاك ، براى متفكران ، قابل درك است .

و من ءايته أن خلقكم من تراب . .. إنّ فى ذلك لأيت لقوم يتفكّرون

14 - آيه بودن پديده آرامش آفرينى ازدواج ، براى خردورزان قابل درك است .

أن خلق لكم من أنفسكم أزوجًا لتسكنوا إليها . .. إنّ فى ذلك لأيت لقوم يتفكّرون

15 - انديشمندان و متفكران ، آيه الهى بودن روابط دوستانه زن و شوهر و محبت بين انسان ها را درمى يابند .

و من ءايته أن . .. و جعل بينكم مودّة و رحمة إنّ فى ذلك لأيت لقوم يتفكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 22 - 1،3

1 - آفرينش آسمان ها و زمين و گوناگونى زبان ها و رنگ هاى آدميان ، از آيات الهى است .

و من ءايته خلق السموت و الأرض و اختلف ألسنتكم و ألونكم

3 - اختلاف مردمان در آهنگ گفتار ، از آيات الهى است .

و من ءايته . .. و اختلف ألسنتكم

بنابراين كه مراد از اختلاف در زبان، تفاوت اداى كلمات از سوى انسان ها، حتى اهل يك زبان و لهجه باشد، نكته بالا قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 23 - 1،2،4،11

1 - پديده خواب ، از آيات الهى است .

و من ءايته منامكم باليل و النهار

2 - فراهم بودن امكان خواب در شب و روز براى انسان ها از آيات الهى است .

و من ءايته منامكم باليل و النهار

بنابر اين كه «و النهار» عطف به «الليل» باشد، استفاده مى شود كه شب و روز، هر دو ظرفى مناسب براى خواب هستند.

4 - تلاش و كوشش آدميان در كسب معاش و روزى ، از آيات الهى است .

و من ءايته . .. و ابتغاؤكم من فضله

11 - آيه بودن خواب در شب و تلاش در روز براى كسب روزى ، براى دارندگان گوش شنوا ، قابل درك است .

إنّ فى ذلك لأيت لقوم يسمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 24 - 2

2 - نزول باران و سرسبز و با طراوت شدن زمين به وسيله آن ، ازآيه هاى خداوند است .

و من ءايته . .. و ينزّل من السماء ماء فيحيى به الأرض بعد موتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 37 - 6،7

6 - فزونى و كاستى يافتن رزق و روزى انسان ها ، از آيات الهى براى مؤمنان است .

أنّ اللّه يبسط الرزق . .. إنّ فى ذلك لأيت لقوم يؤمنون

7 - صاحبان ايمان ، قبض و بسط هاى اقتصادى را ، از آيات خداوند تلقى مى كنند .

أنّ اللّه يبسط الرزق . .. إنّ فى ذلك لأيت لقوم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 40 - 8،9

8 - آفرينش انسان ها و تأمين روزى آنان ، از آيات الهى است .

اللّه الذى خلقكم ثمّ رزقكم

9 - مرگ انسان ها ، از آيات الهى است .

اللّه الذى . .. ثمّ يميتكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 46 - 1

1 - باد هاى نويدبخشِ نزول باران ، از آيات و نشانه هاى خداوند است .

و من ءايته أن يرسل الرياح مبشّرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 54 - 7

7 - از ضَعف به كمال جسمانى رسيدنِ انسان ها و سپس فرتوت و ناتوان شدن آنان ، از آيه هاى خداوند است .

اللّه الذى خلقكم من ضعف . .. و شيبة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 29 - 7،20

7 - خداوند ، فراخوان انسان ها به مطالعه در اَسرار طبيعت ، به منظور شناخت آفريدگار

ألم تر أنّ اللّه يولج الّيل . .. و سخّر الشمس و القمر

20 - توجه ژرف به گردش شب و روز و رام بودن و در مدار مشخص بودن خورشيد و ماه ، انسان را به قابل فهم بودن آگاهى خداوند از اَعمال انسان ها ، رهنمون مى كند .

ألم تر . .. و أنّ اللّه بما تعملون خبير

«أنّ اللّه بما. ..» عطف بر «أنّ اللّه يولج...» است. بنابراين، ارتباط «أنّ اللّه...» با فراز قبلى هم روشن مى شود و آن اين است كه هر كس چنان ساخت و سازى را ببيند، خواهد فهميد كه خداوند، به كردار انسان ها آگاه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 32 - 17

17 - نجات از بلا هاى خطرناك و مرگ آفرين در پى دعا ، از آيه هاى توحيد خداوند است .

دعوا اللّه مخلصين . .. فلمّا نجّيهم ... و ما يجحد بأيتنا إلاّ كلّ ختّار كفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 7 - 3

3 - زيبا و نيكو آفريده شدن پديده ها ، از جمله آيات الهى است .

اللّه الذى . .. الذى أحسن كلّ شىء خلقه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 9 - 4

4 - متناسب آفريده شدن اندام انسان و نفخِ روح در آن ، از آيات الهى است .

اللّه الذى أحسن . .. و بدأ خلق الإنسن ... ثمّ سوّيه و نفخ فيه من روحه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 22 - 8

8 - بلا هاى مقطعى دنيا ، آيات پروردگار در جهت تذكر به انسان ها است .

و لنذيقنّهم من العذاب الأدنى . .. لعلّهم يرجعون . و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه

به قرينه «ذكّر» احتمال دارد مراد از آيات الهى - كه در اين آيه، يادآورى شده - همان «العذاب الأدنى» باشد كه در آيه پيش ذكر شده است; چه اين كه عذاب ياد شده در آن آيه، به منظور تنبّه مطرح شده بود و در اين آيه هم منظور از آن، عبرت گرفتن، ذكر شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 26 - 4،11

4 - تاريخ و سرگذشت ناگوار پيشينيان كافر ، حامل آيه هاى فراوانى از قدرت نمايى خداوند است .

أوَلم يهد لهم كم أهلكنا من قبلهم من القرون . .. إنّ فى ذلك لأيت

11 - سقوط ملت ها و تمدن ها ، جلوه اى از آيات ( قدرت ) الهى است .

أهلكنا من قبلهم . .. إنّ فى ذلك لأيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 19 - 14

14 - حوادث تاريخى ، درس آموز و آيه خداوند است .

إنّ فى ذلك لأيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 46 - 3

3 - آيات قرآن ، از نشانه ها و جلوه هاى ربوبيت پروردگار است .

و ما تأتيهم من ءاية من ءايت ربّهم

برداشت ياد شده بر اين پايه استوار است كه مقصود از «آيات»، آيه هاى قرآن مى باشد و اضافه آن به صفت «ربّ»، بيانگر مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 52 - 8

8 - وجود آيات و نشانه هاى فراوان و گوناگون قدرت خداوند و ربوبيت او ، در چگونگى رسيدن روزى انسان ها و فراخى و تنگى آن

أنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر إنّ فى ذلك لأيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 9 - 3

3 - زمين و چگونگى شكل گيرى و آفرينش آن ، از نزديك ترين و آشكارترين زمينه هاى توجه انسان به خالقيت خداوند

قل أئنّكم لتكفرون بالذى خلق الأرض

از اين كه خداوند از ميان همه نشانه ها و دلايل، آفرينش زمين را به عنوان دليل خالقيت و آفريدگارى خود ياد كرده است، مى توان مطلب بالا را به دست آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 29 - 1،7

1 - آفرينش آسمان ها و زمين و جانداران ، از نشانه هاى روشن خدا و قدرت او است .

و من ءايته خلق السموت و الأرض و ما بثّ فيهما من دابّة

7 - آفرينش آسمان ها ، زمين و موجودات زنده ، تنها بخشى از آيات الهى است .

و من ءايته

با توجه به معناى «من» - كه براى تبعيض است - به دست مى آيد كه جهان هستى سرشار از آيات خداوند است و آفرينش آسمان ها و زمين تنها بخشى از آنها مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 48 - 10

10 - ابتلاى فرعونيان به گرفتارى ها و عذاب هاى دنيايى ، نمودى از آيات و نشانه هاى خداوند در حق آنان

و ما نريهم من ءاية . .. و أخذنهم بالعذاب

از ارتباط صدر و ذيل آيه شريفه، مطلب بالا قابل برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 5 - 2

2 - ريزش باران از سمت آسمان و تأمين روزى خلق و حيات زمين در پرتو آن ، آيتى خداوندى براى خردورزان

و ما أنزل اللّه من السماء . .. ءايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 38 - 1

1 - سرگذشت موسى ( ع ) و رسالت او در هدايت فرعون ، آيتى الهى و درس آموز

و فى موسى إذ أرسلنه إلى فرعون

عبارت «و فى موسى» عطف بر جمله «تركنا فيها آية» است; يعنى، «و فى قصة موسى آية».

2- آثار ارائه آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 27 - 5

5- خداوند ، فراهم آورنده زمينه هاى توبه و بازگشت انسان ، با نماياندن آيات گوناگون به او

و صرّفنا الأيت لعلّهم يرجعون

3- آثار استهزاى آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 9

9- جدال به باطل در برابر حق و به استهزا گرفتن آيات الهى ، زمينه ساز اِعراض از آن و بى اثر ماندن رهنمود هاى الهى است .

و يجدل الذين كفروا بالبطل ليدحضوا به الحقّ . .. و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه

ارتباط آيه مورد بحث با آيه قبل را مى توان اين چنين تصوير كرد كه اِعراض كنندگان از آيات الهى، همان مجادلگرانى هستند كه با جدال باطل و استهزاى آيات الهى، خود را از فيض آن محروم مى سازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 106 - 4

4- استهزاى آيات و پيامبران الهى ، شيوه كافران و عامل دوزخى شدن و حبط عمل آنان است .

جزاؤهم جهنّم بما كفروا واتخذوا ءايتى و رسلى هزوًا

«هزواً» و «هزءاً» به يك معنا است و مصدرى است كه حمل آن بر «آيات» و «رسل» براى مبالغه است. راغب، آن را «شوخى ناآشكار» و ديگران، آن را «تمسخر» معنا كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 9 - 6

6 - انكار و استهزا نسبت به آيات الهى ، پس از علم به آنها ، درپى دارنده كيفر اخروى

و إذا علم . .. لهم عذاب مهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 10

10 - حرمت شكنى و استهزا نسبت به آيات الهى ، گناهى بس بزرگ و درپى دارنده عذابى سخت

ويل لكلّ أفّاك أثيم . .. اتّخذها هزوًا ... و لهم عذاب عظيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 35 - 2

2 - عذاب اخروى كافران ، معلول استهزاى ايشان نسبت به آيات الهى و فريفتگى آنان به زندگانى دنيا

ذلكم بأنّكم اتّخذتم ءايت اللّه هزوًا و غرّتكم الحيوة الدنيا

4- آثار اصرار بر تكذيب آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 82 - 8

8 - استمرار يافتن ترديد و ناباورى بشر نسبت به آيات الهى ، عامل نابودى آنان با عذاب قهر الهى

و إذا وقع القول . .. أنّ الناس كانوا بايتنا لايوقنون

تعبير «كانوا بأياتنا. ..» بيانگر استمرار يافتن كفر و ناباورى نسبت به آيات الهى است.

5- آثار اعراض از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 136 - 5

5 - بى اعتنايى به آيات خدا ، زمينه ساز تكذيب آنهاست .

بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

جمله «و كانوا . .. » مى تواند تعليل براى «كذبوا ... » باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 146 - 11،12،13،14

11 - تكذيب آيات الهى و بى اعتنايى به آنها موجب محروم شدن از درك آيات و معارف الهى است .

سأصرف عن ءايتى . .. ذلك بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره باشد به «صرف» كه از «سأصرف» استفاده مى شود. يعنى به اين دليل متكبران را از درك آيات خويش محروم مى كنيم كه آنها را تكذيب كردند و به آن بى اعتنا بودند.

12 - تكذيب آيات الهى و بى اعتنايى به آنها موجب برخوردار شدن از روحيه خودبزرگ بينى و كبرورزى است .

الذين يتكبرون فى الأرض . .. ذلك بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مشاراليه «ذلك» تكبر در زمين - كه از «يتكبرون فى الأرض» استفاده مى شود - باشد. غفلت در «كانوا عنها غفلين» به معناى بى اعتنايى به آيات است، نه بى خبرى و ناآگاهى از وجود آنها. زيرا تكذيب آيات الهى فرع آگاهى از وجود آن آيات است.

13 - تكذيب آيات الهى و بى اعتنايى به آنها موجب پيدايش روحيه ناباورى به حقايق دين مى شود .

إن يروا كل ءاية لا يؤمنوا بها . .. ذلك بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

14 - تكذيب آيات الهى و تغافل از آن ، موجب نپذيرفتن راه رشد و تعالى و مايه چنگ زدن به راه هاى ضلالت است .

و إن يروا سبيل الرشد لا يتخذوه . .. ذلك بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 17 - 18

18- ناديده گرفتن آيات الهى ، زمينه ساز گمراهى انسان است .

ذلك من ءايت اللّه . .. و من يضلل فلن تجد له وليًّا مرشدًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 58 - 3

3- اَعمال اِعراض كنندگان از آيات الهى ، مقتضى تعجيل و زودرسى عذاب بر ايشان است .

لو يؤاخذهم بما كسبوا لعجّل لهم العذاب

اگر بخواهند محتواى جمله شرطيه را به گونه اى بيان كنند كه علاوه بر گذشته، وضعيّت آينده را نيز بازگو كند، يكى از شرط و جزا را مضارع و ديگرى را ماضى مى آورند. بنابراين «لو يؤاخذهم ... لعجل» بيان مى دارد كه در گذشته، چنين بود و در آينده نيز همين گونه خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 59 - 5

5- اِعراض از آيات الهى و نشنيده انگاشتن آن و غفلت از گناهان گذشته خويش ، ستم ، و موجب سقوط و نابودى امّت ها است .

و من أظلم . .. و تلك القرى أهلكنهم لمّا ظلموا

مراد از ظلم در «لم ا ظلموا» - به دليل ارتباط اين آيه با آيات قبل - همان امورى است كه در آيه پنجاه و هفت بيان شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 48 - 2

2 - تكذيب پيامبران و آيات الهى و روى گردانى از آنان ، درپى دارنده عذاب الهى است .

أنّ العذاب على من كذّب و تولّى

متعلق تكذيب به دليل آيات گذشته، رسالت پيامبران و نيز آياتى است كه براى اثبات آن ارائه مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 22 - 5

5 - گرفتار شدن تكذيب كنندگان آيات الهى به عذاب عظيم در قيامت ، حاصل و پى آمد اعراض آنان از آيات خدا ، پس از توجه به آنها است .

و لنذيقنّهم من العذاب . .. دون العذاب الأكبر ... و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه

«و من أظلم. ..» به منزله تعليل آيه قبل است و درصدد تبيين چرايىِ گرفتار آمدن مجرمان به عذاب سخت قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 17 - 3

3 - روى گردانى از آيه خدا ، مجازات الهى را درپى دارد .

لقد كان لسبإ فى مسكنهم ءاية . .. فأعرضوا ... ذلك جزينهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 40 - 3

3 - بى اعتنايى به دلايل توحيد ربوبى در جهان هستى ، نمود آشكار كژانديشى و الحاد است .

و من ءايته . .. و من ءايته ... إنّ الذين يلحدون فى ءايتنا

6- آثار ايمان به آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 54 - 3،11،12،13،16

3 - ايمان به آيات خداوند موجب ارزشمندى آدمى در پيشگاه خداوند است.

و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم

موظف شدن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به سلام به مؤمنان، گوياى مقام رفيع مؤمنان در پيشگاه خداوند است.

11 - پروردگار عالم بر خود واجب كرده كه مؤمنان به آياتش را مشمول رحمت خويش گرداند.

و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم كتب ربكم على نفسه الرحمة

12 - ابلاغ سلام و رحمت خداوند به مؤمنان به آيات او، از وظايف پيامبر(صلی الله علیه و آله)

و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا فقل سلم عليكم كتب ربكم على نفسه الرحمة

جمله «فقل سلام عليكم» داراى دو احتمال است: يكى اينكه «به آنان سلام كن» و دوم اينكه «سلام خداوند را به آنان برسان». برداشت فوق مبتنى بر احتمال دوم است.

13 - ايمان به آيات خداوند موجب جلب رحمت او مى شود.

و إذا جاءك الذين يؤمنون بأيتنا . .. كتب ربكم على نفسه الرحمة

16 - آرامش و امنيت يافتن مؤمنان به آيات خداوند، پرتويى از رحمت اوست.

فقل سلم عليكم كتب ربكم على نفسه الرحمة

جمله «كتب ربكم» به منزله تعليل براى «سلام عليكم» مى باشد. يعنى رحمت الهى عامل سلامت يافتن مؤمنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 127 - 8

8 - ايمان به آيات و هدايت هاى خداوند ، شرط مصون ماندن از عذاب هاى الهى در دنيا و آخرت

و كذلك نجزى . .. لم يؤمن ... أشدّ و أبقى

7- آثار پيروى از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 47 - 10

10 - سعادت انسان ها تنها در گرو ايمان به خدا و پيروى از آيات الهى است .

لولا أرسلت إلينا رسولاً فنتّبع ءايتك و نكون من المؤمنين

8- آثار تذكر آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 15 - 4

4 - آيات الهى ، با فطرت و خِرد بشر آشنا است و تنها ، نيازمند تذكّر و يادآورى است .

إنّما يؤمن بأيتنا الذين إذا ذكّروا بها خرّوا سجّدًا

9- آثار تكذيب آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 29،33،34

29 - انكار آيات الهى و كشتن انبيا ، موجب خوار گشتن و درمانده شدن هميشگى بنى اسرائيل شد .

ذلك بأنهم كانوا يكفرون بأيت اللّه و يقتلون النبيين

«ذلك» اشاره به «ذلة»، «مسكنة» و «غضب الهى» است و باء در «بأنهم» سببيه مى باشد.

33 - انكار آيات الهى و كفر به آنها ، موجب ذلت و درماندگى آدمى خواهد شد .

و ضربت عليهم الذلة . .. ذلك بأنهم كانوا يكفرون بأيت اللّه

34 - انكار آيات الهى و كفر به آنها ، در پى دارنده خشم و غضب خداوند است .

و باءو بغضب من اللّه ذلك بأنهم كانوا يكفرون بأيت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 11 - 7

7 - تكذيب پيامبران و آيات الهى از عوامل سقوط و انحطاط تمدنهاى بشرى

ثم انظروا كيف كان عقبة المكذبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 7،8

7 - افترا به خداوند و تكذيب آيات الهى، مانع سعادت و رستگارى است.

و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته إنه لايفلح الظلمون

8 - علماى اهل كتاب، تكذيب كنندگان آيات الهى و ستمگرانى محروم از سعادت و رستگارى

الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه . .. و من أظلم ... إنه لايفلح الظلمون

مراد از ضمير در «آتيناهم» به قرينه حكم و موضوع، عالمان اهل كتاب مى تواند باشد كه دريافت كنندگان كتب آسمانى هستند، نه مردم معمولى از يهود و نصارا.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 3،7

3 - درك نكردن و غوطهور شدن در تاريكيهاى جهل و گمراهى، پيامد تكذيب آيات الهى است.

و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظلمت من يشإاللّه يضللّه

كرى و لالى تكذيب كنندگان، كنايه از درك نكردن و سردرگمى آنان است. محتمل است اين حالت كيفرى از جانب خداوند براى آنان باشد; چنانچه جمله «من يشإاللّه» شاهد بر آن است.

7 - تكذيب آيات الهى زمينه تعلق مشيت الهى به گمراه كردن انسان

و الذين كذبوا بأيتنا . .. من يشإاللّه يضللّه

طرح مشيت الهى پس از سخن از تكذيب آيات و آثار آن، بيانگر زمينه هاى تعلق مشيت الهى به گمراه كردن برخى از آدميان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 110 - 8

8 - حق ناپذيرى و انكار آيات الهى، طغيان و موجب حيرت و سرگردانى است.

كما لم يؤمنوا به أول مرة و نذرهم فى طغينهم يعمهون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 9 - 4

4 - استمرار انكار و تكذيب آيات الهى عامل خسارت و از دست دادن سرمايه جان

و من خفت موزينه . .. بما كانوا بأيتنا يظلمون

«باياتنا» متعلق به «يظلمون» است و چون «يظلمون» به وسيله حرف «باء» متعدى شده، متضمن معناى تكذيب است يعنى: يكذبون باياتنا حالكونهم ظالمين.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 40 - 1،10

1 - تكذيب كنندگان آيات الهى و آنان كه از سر تكبّر و خودبرتربينى معارف الهى را نپذيرند، از رحمتهاى ويژه الهى در دنيا محرومند.

ان الذين كذبوا بأيتنا و استكبروا عنها لاتفتح لهم أبوب السماء

چنانچه جمله «لاتفتح . ..» بيان محروميتى باشد كه در دنيا دامنگير تكذيب كنندگان مى شود، گشوده نشدن درهاى آسمان براى آنان، كنايه از شامل نشدن رحمتهاى خاص الهى بر آنان است.

10 - تكذيب آيات الهى و تكبّر در مقابل معارف دين، موجب مسدود شدن تمامى راههاى ورود به بهشت

لاتفتح لهم أبوب السماء و لايدخلون الجنة

در برداشت فوق جمله «و لايدخلون . ..» تفسير جمله «لاتفتح لهم ...» گرفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 11

11 - انكار مستمر آيات الهى ، موجب محروم شدن از بهشت و مواهب آن

فاليوم ننسيهم كما نسوا . .. و ما كانوا بايتنا يجحدون

آيه مورد بحث تبيين كننده حال كافرانى است كه در روز قيامت از مواهب بهشتى محروم خواهند شد و اين فراز آيه (و ما كانوا . .. ) بيانگر اين است كه منكران آيات الهى از آن كافران خواهند بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 146 - 11،12،13،14

11 - تكذيب آيات الهى و بى اعتنايى به آنها موجب محروم شدن از درك آيات و معارف الهى است .

سأصرف عن ءايتى . .. ذلك بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره باشد به «صرف» كه از «سأصرف» استفاده مى شود. يعنى به اين دليل متكبران را از درك آيات خويش محروم مى كنيم كه آنها را تكذيب كردند و به آن بى اعتنا بودند.

12 - تكذيب آيات الهى و بى اعتنايى به آنها موجب برخوردار شدن از روحيه خودبزرگ بينى و كبرورزى است .

الذين يتكبرون فى الأرض . .. ذلك بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه مشاراليه «ذلك» تكبر در زمين - كه از «يتكبرون فى الأرض» استفاده مى شود - باشد. غفلت در «كانوا عنها غفلين» به معناى بى اعتنايى به آيات است، نه بى خبرى و ناآگاهى از وجود آنها. زيرا تكذيب آيات الهى فرع آگاهى از وجود آن آيات است.

13 - تكذيب آيات الهى و بى اعتنايى به آنها موجب پيدايش روحيه ناباورى به حقايق دين مى شود .

إن يروا كل ءاية لا يؤمنوا بها . .. ذلك بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

14 - تكذيب آيات الهى و تغافل از آن ، موجب نپذيرفتن راه رشد و تعالى و مايه چنگ زدن به راه هاى ضلالت است .

و إن يروا سبيل الرشد لا يتخذوه . .. ذلك بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 147 - 1

1 - تكذيب آيات الهى و انكار قيامت ، موجب تباه شدن همه اعمال نيك آدمى است .

و الذين كذبوا بايتنا و لقاء الأخرة حبطت أعملهم

«حبط» به معناى تباه شدن و هدر رفتن است و مراد از «اعمال»، كردار و رفتار نيك است. زيرا تباه شدن اعمال ناپسند موجب منفعت آدمى در دنيا و آخرت خواهد شد. چون «اعمال»، به صورت جمع آمده و به كلمه بعد اضافه شده، مفيد استغراق و شمول است. بنابراين «اعمالهم» يعنى تمام كارهاى نيك آنان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 177 - 2،3،4

2 - كفرپيشگان با تكذيب آيات الهى همواره بر خويش ستم مى كنند .

و أنفسهم كانوا يظلمون

3 - تكذيب كنندگان آيات الهى با تكذيبشان ضررى را متوجه ساحت قدس الهى نخواهند كرد .

و أنفسهم كانوا يظلمون

تقديم «أنفسهم» بر «يظلمون» مفيد حصر است و اين حصر مى تواند در ارتباط با خداوند ايراد شده باشد ; يعنى: مكذبان با تكذيب آيات، به خداوند ضرر نمى رسانند و تنها به خود ستم مى كنند.

4 - تكذيب كنندگان آيات الهى با تكذيبشان ضررى را متوجه ديگران نخواهند كرد .

و أنفسهم كانوا يظلمون

برداشت فوق بر اين مبناست كه حصر در ارتباط با ديگران، پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مسلمانان، مطرح باشد ; يعنى: تكذيب كنندگان با تكذيب آيات ضررى را متوجه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يا مسلمانان نخواهند كرد، بلكه خود ضرر خواهند ديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 178 - 7

7 - تكذيب آيات الهى موجب زيان و ضايع كردن سرمايه عمر است .

من يضلل فأولئك هم الخسرون

از مصاديق مورد نظر براى گمراهان، به قرينه آيه قبل، تكذيب كنندگان آيات الهى هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 9

9 - گرفتار شدن به دوزخ نمود زيانكارى تكذيب كنندگان آيات الهى است .

فأولئك هم الخسرون. و لقد ذرأنا لجهنم كثيراً من الجن و الإنس

آيه مورد بحث مى تواند توضيح زيانى باشد كه در ذيل آيه قبل براى گمراهان بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 184 - 7

7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) به گونه اى صريح و آشكار خطر تكذيب آيات را براى كفرپيشگان بيان مى كرد .

إن هو إلا نذير مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 95 - 3،5

3 - اقوام پيامبران گذشته ، با تكذيب آيات و نشانه هاى الهى ، سرمايه سعادت خويش را از كف دادند .

و لاتكونن من الذين كذبوا بأيت اللّه فتكون من الخسرين

5 - تكذيب آيات الهى ، در پى دارنده خسران و بر باد رفتن سرمايه سعادت انسان است .

و لاتكونن من الذين كذبوا بأيت اللّه فتكون من الخسرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 96 - 1

1 - تكذيب آيات و نشانه هاى الهى ، زمينه ساز گرفتارى مكذبان به عذاب استيصال است .

و لاتكونن من الذين كذبوا بأيت اللّه . .. إن الذين حقت عليهم كلمت ربك

از ارتباط اين آيه با آيه قبل استفاده مى شود كه: مراد از «الذين حقت عليهم» تكذيب كنندگان آيات الهى اند و از ذيل آيه بعد، جمله «حتى يروا العذاب الإليم» و ذيل آيه بعد از اين; يعنى، جمله «لما آمنوا كشفنا عنهم عذاب الخزى فى الحياة

الدنيا» استفاده مى شود كه مراد از «كلمت ربك» عذاب دنيوى استيصال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 83 - 4

4- تكذيب رسولان و اعراض از آيات الهى ، زمينه ساز نزول عذاب الهى

كذّب أصحب الحجر المرسلين . .. معرضين ... فأخذتهم الصيحة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 3

3- بزرگ ترين ظلم ها و جنايت ها در تاريخ بشر ، داراى ريشه در انكار آيات الهى و غفلت از كيفر اَعمال است . *

و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه فأعرض عنها و نسى ما قدّمت يداه

برداشت بالا، بنابراين احتمال است كه منظور از ظلم در «من أظلم» صرفاً، ظلم به نفس نباشد، بلكه علاوه بر آن، شامل ظلم به غير نيز بشود و جمله «نسى ما قدمت يداه» كنايه از عدم اعتقاد به كيفر كردار و بقاى عمل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 105 - 5

5- اَعمال آدمى ، در نتيجه كفر به آيات پروردگار و انكار معاد ، تباه شده و در قيامت سودى نخواهد بخشيد .

الذين كفروا بأيت ربّهم و لقائه فحبطت أعملهم

«حبط» به معناى «هدر رفتن و تباه شدن و فساد عمل» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 75 - 8

8- كفرورزى به آيات الهى ، فريفتگى به جاه و مقام و دل بستن به هم فكران در برابر مؤمنان ، از نمود هاى كامل گمراهى

قل من كان فى الضللة

جمله «من كان فى الضلالة . ..» پاسخى است به گفته كافران كه هنگام شنيدن آيات خدا، به مؤمنان مى گفتند: «أىّ الفريقين خير ...». در اين آيه كافرانِ به آيات الهى، اهل ضلالت معرفى شده اند و در آيه بعد مؤمنان به آيات الهى، اهل هدايت قلمداد شده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 77 - 1

1- برخى از ناآگاهان كفر به آيات الهى را ، موجب دستيابى خود به مال و فرزند فراوان مى پندارند .

كفر بأيتنا و قال لأُتينّ مالاً و ولدًا

جمله «قال لأُوتينّ. ..» بر «كفر بأياتنا» مترتب است; يعنى، گوينده اين سخن به گمان اين كه كفر او، موجب دستيابى به مال و فرزند مى گردد، كفر را برگزيده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 48 - 2

2 - تكذيب پيامبران و آيات الهى و روى گردانى از آنان ، درپى دارنده عذاب الهى است .

أنّ العذاب على من كذّب و تولّى

متعلق تكذيب به دليل آيات گذشته، رسالت پيامبران و نيز آياتى است كه براى اثبات آن ارائه مى كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 128 - 2

2 - كفر به آيات و هدايت هاى الهى ، عامل نابودى امت هاى بسيار در طول تاريخ بوده است .

و كذلك نجزى من أسرف و لم يؤمن . .. كم أهلكنا قبلهم من القرون

به قرينه آيات پيشين، هلاكت امت هاى پيشين، به دليل كفرورزى آنان در برابر آيات و هدايت هاى الهى بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 135 - 1

1- كافران مكه با انكار آيات الهى - پس از اتمام حجت بر ايشان - مستحق نابودى و عذاب بودند .

و لو أنّا أهلكنهم . .. فستعلمون من أصحب الصرط السوىّ و من اهتدى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 77 - 6

6- تكذيب آيات الهى ، زشت كارى و سوء پيشينه ، زمينه هاى نزول عذاب الهى و هلاكت

الذين كذّبوا بايتنا إنّهم كانوا قوم سوء فأغرقنهم أجمعين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 67 - 1،2

1 - كبرورزى در برابر آيات الهى و تكذيب آن ، در پى دارنده عذاب اخروى

لاتجئروا اليوم . .. قد كانت ءايتى ... تنكصون . مستكبرين به

آيه فوق، در ادامه آيه قبل، خطاب به رفاهمندان گرفتار عذاب و تعليل براى ردّ فرياد خواهى آنان است. «استكبار» به معناى كبرورزيدن است و «به» متعلق به «مستكبرين» مى باشد. بنابراين «مستكبرين» متضمن معناى تكذيب است; يعنى، «مكذبين به استكباراً; در حالى كه از سر كبرورزى آن را دروغ مى خوانديد».

2 - كبرورزى مرفهان كفرپيشه ، در برابر آيات الهى ( قرآن ) و تكذيب آن ، عامل محروميت آنان از نصرت خداوند در قيامت

لاتجئروا اليوم . .. قد كانت ءايتى تتلى عليكم ... تنكصون . مستكبرين به

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 105 - 4

4 - اصرار بر كفر و تكذيب آيات الهى ، در پى دارنده عذاب ابدى دوزخ

فى جهنّم خلدون . .. ألم تكن ءايتى تتلى عليكم فكنتم بها تكذّبون

جمله «كنتم بها تكذّبون» ماضى استمرارى و بيانگر پافشارى كافران بر كفر و تكذيب است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 36 - 7

7 - تكذيب آيات خداوند و نپذيرفتن دعوت انبيا ، در پى دارنده سقوط و نابودى جوامع بشرى

فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيتنا فدمّرنهم تدميرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 39 - 3

3 - همه مردمان عاد ، ثمود ، اصحاب رسّ و مردم دوران هاى بين اقوام ياد شده ، به خاطر تكذيب آيات خدا و رسولان او ، به شكل شگفت آورى درهم شكسته شده و نابود گرديدند .

و كلاًّ تبّرنا تتبيرًا

«تتبير» (مصدر «تبّرنا») به معناى درهم شكستن و هلاك كردن است (لسان العرب). «تتبيراً» - كه مفعول مطلق براى «تبّرنا» است - نيز براى تأكيد معناى درهم شكستن و هلاك كردن و نوع شگفت آور آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 23 - 6

6 - كافرانِ به آيات خدا و معاد ، عذابى دردناك خواهند داشت .

و الذين كفروا بأيت اللّه و لقائه . .. و أولئك لهم عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 53 - 7

7 - كفر و انكارِ آيات الهى ، موجب نزول عذاب است .

و الذين . .. كفروا باللّه ... و يستعجلونك بالعذاب و لولا أجل مسمّى لجاءهم العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 63 - 5

5 - كفر و انكار آيات الهى ، بى ترديد به زيان انسان ها است .

و الذين كفروا بأيت اللّه أُولئك هم الخسرون

«خسارت» - ضد ربح (سود) - به معناى ضرر و زيان است و آمدن ضمير فصل (هم)، دلالت بر حصر و تأكيد مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 72 - 7

7 - كفر و انكار مغرورانه آيات الهى ، عامل جاودانگى در دوزخ

قيل ادخلوا أبوب جهنّم خلدين فيها فبئس مثوًى المتكبّرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 16 - 1

1 - قوم عاد ، بر اثر انكار آيات الهى ( دلايل توحيد ، رسالت پيامبران و . . . ) به عذاب دنيايى گرفتار شدند .

و كانوا بأيتنا يجحدون . فأرسلنا عليهم ريحًا صرصرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 9 - 6

6 - انكار و استهزا نسبت به آيات الهى ، پس از علم به آنها ، درپى دارنده كيفر اخروى

و إذا علم . .. لهم عذاب مهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 10 - 1

1 - كسانى كه به كفر و تكذيب آيات الهى بپردازند ، اهل دوزخ اند .

و الذين كفروا و كذّبوا بايتنا أُولئك أصحب النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 28 - 6

6 - تكذيب آيات الهى ، مايه گرفتارى به عذاب جهنم و محروميت از لذّت برودت و آشاميدن آب در آخرت

إنّ جهنّم . .. لايذوقون ... و كذّبوا بايتنا كذّابًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 30 - 2

2 - عذاب جهنم و افزايش آن ، نتيجه انكار معاد و تكذيب آيات الهى و عقوبتى متناسب با آن گناهان است .

فذوقوا فلن نزيدكم

«فاء» در «فذوقوا» و «فلن نزيدكم» دلالت مى كند كه چشيدن عذاب فزاينده پيامدى مناسب براى گناهان بيان شده در آيات پيشين است.

10- آثار تلاوت آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 1

1 - تلاوت آيه هاى روشن و متعدد خدا براى مشركان ، جهت اصلاح عقايد آنان

و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت

11- آثار دشمنى با آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 59 - 2

2 - خداوند ، بر قلب كسانى كه به هنگام مواجهه با آيات الهى ، از روى لجاجت ، آنها را عارى از حقيقت اعلام مى كنند ، مهر مى زند .

و لئن جئتهم بأية ليقولنّ الذين كفروا إن أنتم إلاّ مبطلون . كذلك يطبع اللّه

12- آثار ذكر آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 50 - 1

1 - توجه به آيات الهى ، عامل گريز انسان از شرك و كفر و شتاب به سوى خداوند

ففرّوا إلى اللّه

در آيات پيشين سخن از نشانه هاى خداوند بود و «فاء» در «ففرّوا» مى رساند كه نتيجه توجه به نشانه هاى الهى حركت پر شتاب به سوى خداوند، براى گريز از مهلكه كفر و شرك است.

13- آثار رؤيت آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 108 - 3

3- مطلوبيت تسبيح پروردگار همراه با خضوع و سجده براى او ، با مشاهده آيات بحقّ او

إذا يتلى عليهم يخرّون للأذقان سجّدًا . و يقولون سبحن ربّنا

14- آثار شك به آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 95 - 4

4 - شك و ترديد در آيات الهى ، زمينه ساز تكذيب آنهاست .

فلاتكونن من الممترين. و لاتكونن من الذين كذبوا بأيت اللّه

15- آثار ظلم به آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 22 - 7

7 - انتقام خداوند از مجرمان ، پى آمد ظلم آنان به آيات الهى است .

و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه ثمّ أعرض عنها إنّا من المجرمين منتقمون

«إنّا من المجرمين. ..» به منزله تعليل براى عذاب تكذيب كنندگان آيات خدا و اعراض كنندگان از آن است.

16- آثار عدم تعقل در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 19 - 8

8 - كفر و تكذيب دين ، برخاسته از تأمل نكردن و نينديشيدن در آيات الهى در طبيعت است .

و لقد كذّب الذين من قبلهم . .. أولم يروا إلى الطير ... إنّه بكل شىء بصير

از سرزنش شدن كافران تكذيب گر، به خاطر تأمل نكردن در پديده هاى طبيعت (مانند پرندگان) مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.

17- آثار عذاب مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 85 - 7

7 - باز ايستادن ظالمان تكذيب گر از نطق و سخن ، با مشاهده نزول عذاب الهى بر آنان

و وقع القول عليهم . .. فهم لاينطقون

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مراد از «وقع القول. ..» حلول عذاب باشد.

18- آثار غفلت از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 8 - 2

2 - انكار لقاى خدا ، دلبستگى به دنيا و غفلت از آيات الهى ، زمينه ساز اعمال نارواست .

إن الذين لايرجون لقاءنا . .. أولئك مأويهم النار بما كانوا يكسبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 126 - 7

7 - غفلت از آيات و هدايت هاى خداوند و به فراموشى سپردن آنها ، از عوامل محروميت انسان از توجه و عنايت او ، در قيامت

أتتك ءايتنا فنسيتها و كذلك اليوم تنسى

مراد از نسيان در «نسيتها» به قرينه «من أعرض عن ذكرى» (در آيات پيشين) بى توجهى و روى گردانى از آيات الهى است. و تقابل آن با «تنسى»، گوياى اين نكته است كه نسيان در آن كلمه نيز، به معناى اعراض و ترك مى باشد.

19- آثار فراموشى آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 126 - 2،7

2 - به فراموشى سپردن آيات و هدايت هاى الهى و غفلت از آن ، موجب كور محشور شدن در قيامت است .

لم حشرتنى أعمى . .. قال كذلك أتتك ءايتنا فنسيتها

7 - غفلت از آيات و هدايت هاى خداوند و به فراموشى سپردن آنها ، از عوامل محروميت انسان از توجه و عنايت او ، در قيامت

أتتك ءايتنا فنسيتها و كذلك اليوم تنسى

مراد از نسيان در «نسيتها» به قرينه «من أعرض عن ذكرى» (در آيات پيشين) بى توجهى و روى گردانى از آيات الهى است. و تقابل آن با «تنسى»، گوياى اين نكته است كه نسيان در آن كلمه نيز، به معناى اعراض و ترك مى باشد.

20- آثار كفر به آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 30،33،34

30 - بنى اسرائيل ، به خاطر كفرشان به آيات الهى و كشتن پيامبران ، مورد غضب خداوند قرار گرفتند .

ذلك بأنهم كانوا يكفرون بأيت اللّه و يقتلون النبيين

33 - انكار آيات الهى و كفر به آنها ، موجب ذلت و درماندگى آدمى خواهد شد .

و ضربت عليهم الذلة . .. ذلك بأنهم كانوا يكفرون بأيت اللّه

34 - انكار آيات الهى و كفر به آنها ، در پى دارنده خشم و غضب خداوند است .

و باءو بغضب من اللّه ذلك بأنهم كانوا يكفرون بأيت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 97 - 6

6 - كفرورزى و نفاق در برابر آيات عالمانه و حكيمانه خدا ، دليل بى فرهنگى و جهل انسان ، هر چند در ظاهر متمدن باشد .

الأعراب أشد كفراً و نفاقاً و أجدر ألّا يعلموا حدود ما أنزل اللّه على رسوله و الل

گرچه آيه ظاهراً باديه نشينان را داراى خصلت كفر و نفاق شديد معرفى كرده، ولى با اين بيان، نوعى تلازم ميان كفر و نفاق و بى فرهنگى را اثبات كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 98 - 1

1- عذاب هاى اخروى گمراهان ، نتيجه عملكرد كفرآميز خود آنان در قبال آيات الهى است .

و من يضلل . .. و نحشرهم يوم القيمة ... ذلك جزاؤهم بأنهم كفروا بأيتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 74 - 7

7- كفر به آيات خداوند ، زمينه ساز زوال نعمت ها و موهبت هاى الهى

و إذا تتلى عليهم ءايتنا . .. و كم أهلكنا قبلهم من قرن

21- آثار لجاجت با آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 59 - 8

8 - لجاجت كنندگان در برابر پذيرش آيات الهى ، در معرض از دست دادن قواى درك معارف الهى اند .

و لئن جئتهم بأية ليقولنّ الذين كفروا إن أنتم إلاّ مبطلون . كذلك يطبع اللّه على ق

22- آثار مبارزه با آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 6 - 3

3 - تكذيب پيامبران و ستيزه جويى با آيات الهى ، موجب دوزخى شدن انسان ها

و كذلك حقّت كلمت ربّك على الذين كفروا أنّهم أصحب النار

23- آثار مجادله در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 3،4،13

3 - جدال بدون دليل و برهان در آيات الهى ( دين ) ، موجب گمراهى و محروميت ابدى از هدايت الهى است .

كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب . الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيه

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين ديدگاه است كه «الذين يجادلون . ..» بدل براى «من» در آيه پيش باشد.

4 - جدال در آيات الهى ( تعاليم دين ) ، بدون دليل و برهان و از سر جهل و بى فكرى ، موجب ترديد و شكاك بودن انسان در معارف الهى و زياده روى در مخالفت با آن

كذلك يضلّ اللّه من هو مسرف مرتاب . الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيه

جمله «الذين يجادلون. ..» در واقع بيانگر علت مسرف و مرتاب (شكاك) بودن برخى از انسان ها است; يعنى، چون برخى به جاى فكر كردن در آيات الهى، از سر جهل و يا تقليد به مجادله با آن بر مى خيزند. از اين رو نسبت به تعاليم الهى همواره در شك و ترديد به سر مى برند و در مخالفت با تعاليم آسمانى اسراف مى كنند.

13 - پافشارى بر راه باطل ، ترديد در حق و جدال در آيات الهى - باوجود دلايل روشن - نشانه مهر شدن قلب و وجود روح تكبر و تجاوزگرى در آدمى

من هو مسرف مرتاب . الذين يجدلون فى ءايت اللّه ... كذلك يطبع اللّه على كلّ قلب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 74 - 6

6 - تكذيب پيامبران ، مجادله در آيات الهى و شركورزى ، نمودهايى از اضلال خداوند است .

الذين يجدلون فى ءايت . .. الذين كذّبوا بالكتب و بما أرسلنا به ... كذلك يضلّ ا

24- آثار محروميت از درك آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 16

16- هدايت پذيرى كسانى كه بر دل هايشان پرده افكنده شده و بر گوش هايشان سنگينى نشسته ( محرومان از درك و فهم آيات الهى ) ، ناممكن است .

و إن تدعهم إلى الهدى فلن يهتدوا إذًا أبدًا

«لن» براى نفى هميشگى است كه در آيه مورد بحث، با كلمه «أبداً» نيز بر آن تأكيد مجدد شده است; يعنى، چنين افرادى، هرگز و هيچ گاه، هدايت نخواهند شد و بايد از آنان مأيوس بود.

25- آثار مطالعه آيات آفاقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 9 - 6

6 - مطالعه در مراحل آفرينش زمين ، زمينه ساز توجه انسان به يگانگى آفريدگار آن

قل أئنّكم لتكفرون بالذى خلق الأرض فى يومين و تجعلون له أندادًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 53 - 8

8 - مطالعه و تدبر در جهان آفرينش ( آفاق و انفس ) ، زمينه ساز ره يابى انسان به توحيد و ربوبيت بى همتاى خداوند

سنريهم ءايتنا . .. أنّه الحق

بنابراين كه ضمير «أنّه» به «خدا» بازگردد، مطلب بالا قابل برداشت است.

26- آثار مطالعه آيات انفسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 53 - 8

8 - مطالعه و تدبر در جهان آفرينش ( آفاق و انفس ) ، زمينه ساز ره يابى انسان به توحيد و ربوبيت بى همتاى خداوند

سنريهم ءايتنا . .. أنّه الحق

بنابراين كه ضمير «أنّه» به «خدا» بازگردد، مطلب بالا قابل برداشت است.

27- آثار مطالعه آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 17 - 13

13- مطالعه آيات الهى ، زمينه ساز نيل به هدايت است .

ذلك من ءايت اللّه من يهد اللّه فهو المهتد

28- آثار يقين به آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 24 - 6

6 - صبر و يقين برخى از پيروان موسى ( ع ) به آيات الهى ، زمينه ساز گزينش آنان از سوى خدا براى پيشوايى بنى اسراييل بود .

و جعلنا منهم أئمّة . .. لمّا صبروا و كانوا بأيتنا يوقنون

بنابراين احتمال كه در «لمّا» معناى جزا باشد; يعنى، آنان به رهبرى انتخاب شدند، به پاداش صبرى كه پيشه كردند و يقينى كه به آيات الهى پيدا كردند.

29- آداب تذكر آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 1

1 - بندگان خالص خدا به هنگام شنيدن و يادآور شدن آيات الهى ، مانند كران و كوران ، با بى اعتنايى و ناخرسندى از آنها نمى گذرند .

و الذين إذا ذكّروا بأيت ربّهم لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

فعل «خرّ» در معناى «سقط» به كار مى رود كه به معناى فرود از بالا به پايين است (لسان العرب) و «صمّاً» و «عمياناً» حال براى فاعل «يخرّوا» است. گفتنى است فعل «لم يخرّوا» در معناى كنايى به كار رفته است و مقصود از آن آن ناخرسندى و امتناع كردن است; زيرا انسان با فرود آوردن سر به طرف پايين، ناخرسندى خود را ابراز مى دارد.

30- آرامش زمين از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 88 - 2

2 - آرامش سطح زمين و پيكر كوه ها ، با وجود حركت هاى وضعى و انتقالى آنها ، آيتى از آيات الهى

ألم يروا أنّا جعلنا الّيل . .. و ترى الجبال تحسبها جامدة و هى تمرّ مرّ السحاب

آيه ياد شده مانند آيه 86، در مقام بيان نشانه هاى توحيد است و «تمرُّ» اشاره به حركت هاى وضعى و انتقالى زمين دارد كه امروز، از نظر دانش بشر امرى پذيرفته شده و قطعى است. ذكر «جبال» نيز شايد از آن جهت باشد كه كوه ها در نظر

آدميان، مظهر صلابت و ايستايى است و نيز حركت كوه ها مستلزم حركت زمين است.

31- آسايش مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 182 - 2

2 - خداوند با عواملى خام كننده و خالى از هشدار ( رفاه ها و آسايش ها . . . ) تكذيب كنندگان آيات را به سير در راه سقوط وامى دارد .

سنستدرجهم من حيث لايعلمون

32- آسمان از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 44 - 5،6

5 - خلقت هدف دار آسمان ها و زمين ، نشانه و آيه بزرگ خدا براى مؤمنان است .

خلق اللّه السموت و الأرض . .. إنّ فى ذلك لأية للمؤمنين

6 - براى درك آيه بودن آسمان ها و زمين ، داشتن ايمان و زمينه لازم شرط است .

خلق اللّه السموت و الأرض بالحقّ . .. لأية للمؤمنين

تخصيص به ذكر مؤمنان از بين مردم براى بيان اين كه آسمان ها و زمين، آيه براى آنان است; از اين جهت است كه آنان، از آيه بهره مى گيرند.

33- آفرينش از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 115 - 5

5 - هستى ، وجه و پرتوى از خداوند است .

و للّه المشرق و المغرب فأينما تولوا فثم وجه اللّه

تفريع اين حقيقت كه: به هر جهتى و در هر مكانى روى آوريد آن جا وجه خداست بر اينكه همه مكانها و جهتها ملك خداست، اشاره به اين دارد كه: مملوكهاى خدا (هستى) وجه و پرتوى از اوست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 5 - 8

8 - جهان آفرينش ، آيات و نشانه هاى ربوبيت خداوند

اللّه الذى خلق السموت . .. هو الذى جعل الشمس ... يفصل الأيت

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «آيات» آيات تكوين باشد نه آيات تدوين.

34- آيات آفاقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 164 - 19

19 - دستيابى به توحيد و رحمانيت و رحيميت خدا از طريق جهان آفرينش ، در گرو انديشه كردن در آن است .

إن فى خلق السموت . .. لأيت لقوم يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 141 - 3

3 - مظاهر گوناگون طبيعت جلوه قدرت خداوند است.

و هو الذى أنشأ جنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 5 - 11

11 - جهان آفرينش ، كتاب خداشناسى و پديده هاى آن ، جلوه گاه توحيد ربوبى است .

ما خلق اللّه ذلك إلا بالحق يفصل الأيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 6 - 1،4،6،7،8

1 - آمد و رفت شب و روز ، از آيات و نشانه هاى روشن ربوبيت خداست .

إن ربكم اللّه . .. إن فى اختلف الّيل و النهار ... لأيت

4 - جهان آفرينش ، كتاب خداشناسى

ما خلق اللّه فى السموت و الأرض لأيت

6 - هر پديده اى در جهان آفرينش ، حاوى دليل هاى روشن بر تدبير و ربوبيت بى همتاى خداوند است .

و ما خلق اللّه فى السموت و الأرض لأيت

7 - لزوم مطالعه و تدبر در پديده هاى جهان آفرينش ، براى شناخت خدا و ربوبيت او

إن فى اختلف الّيل و النهار و ما خلق اللّه فى السموت و الأرض لأيت

8 - تقوا و پارسايى ، زمينه اى لازم براى فهم و درك دلايل توحيد ربوبى موجود در جهان آفرينش

إن فى اختلف الّيل و النهار و ما خلق اللّه فى السموت و الأرض لأيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 7 - 6

6 - جهان آفرينش ، سرشار از آيات و دلايل روشن توحيد ربوبى

إن فى اختلف الّيل و النهار . .. لأيت ... و الذين هم عن ءايتنا غفلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 101 - 4،5

4 - جهان خلقت ( آسمان ها و زمين و پديده هاى آنها ) بسترى مناسب براى شناخت خداوند است .

قل انظروا ماذا فى السموت و الأرض

5 - در آسمان ها و زمين ، نشانه هاى نهفته بسيارى بر توحيد ربوبى هست كه بشر با جست و جو و مطالعه ، بدان دست خواهد يافت .

قل انظروا ماذا فى السموت و الأرض و ما تغنى الأيت

جمله «ماذا فى السماوات و الأرض» استفهاميه است; يعنى، چه چيزهايى در آسمانها و زمين هست؟ و اينكه خداوند دستور مى دهد روى اين سؤال تفكر كنيد، معنايش اين است كه جواب اين سؤال را با تفكر و مطالعه پيدا كنيد كه نتيجه آن رسيدن به توحيد ربوبى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 105 - 1،4

1- آسمان ها و زمين ، حاوى آيات و نشانه هايى بسيار بر توحيد و يكتايى خداوند است .

و كأيّن من ءاية فى السموت و الأرض

«كأيّن» كنايه از عدد است و دلالت بر كثرت دارد. اين كلمه مبتدا و عبارت «فى السموت و الأرض» خبر آن است و «من آية» تمييز آن مى باشد. مقصود از «آية» به قرينه «و ما يؤمن أكثرهم بالله» در آيه بعد، آيت و نشان بر توحيد است.

4- آنان كه با مشاهده نشانه هاى موجود در آسمان ها و زمين ( هستى ) به توحيد و يكتايى خداوند پى نبرند ، سزاوار سرزنش و نكوهشند .

و كأيّن من ءاية فى السموت و الأرض يمرون عليها و هم عنها معرضون

لحن آيه شريفه گوياى مذمت و سرزنش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 10 - 8

8- شكافتن زمين و بيرون آمدن پديده هاى زمينى از آن و نيز شكافتن آسمان و نزول پديده هاى آسمانى از آن ، از نشانه هاى وجود خداوند

أفى الله شكّ فاطر السموت و الأرض

«فاطر» در لغت به معناى شكافتن است و احتمال دارد مراد از «فاطر السموات و الأرض» همان معناى لغوى آن باشد; يعنى، شكافتن آسمان و زمين براى بيرون آوردن پديده هاى آسمانى و زمينى از آنها.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 19 - 5

5- نگرش دقيق به آفرينش ، راهى براى شناخت آفريدگار عالم است .

ألم تر أن الله خلق السموت و الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 16 - 5

5- تزيين آسمان و قرار دادن برجهايى در آن ، از آيات خداوند است .

و لقد جعلنا فى السّماء بروجًا و زين-ّها للنظرين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 19 - 9

9- وجود زمين هاى هموار و پديدارى كوه ها ، براى ثبات و استقرار زمين و رويش گياهان و پديده هاى معدنى ، از آيات الهى است .

و الأرض مددنها و ألقينا فيها روسى و أنبتنا فيها من كلّ شىء موزون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 22 - 13

13- به حركت درآوردن باد ها براى تلقيح ابر ها ، نزول باران و سيراب كردن انسان ها به وسيله آن ، از آيات الهى است .

و أرسلنا الريح لوقح فأنزلنا من السّماء ماء فأسقينكموه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 3 - 4

4- آفرينش حق مدار آسمان ها و زمين ، گواه وحدانيت خدا و نبود شريك براى او

أن أنذروا أنه لا إله إلاّ أنا فاتقون . خلق السموت و الأرض بالحق تعلى عمّا يشر

جمله «خلق السماوات و الأرض» به منزله تعليل براى مضمون «لا إله إلاّ أنا» در آيه قبل است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 10 - 2

2- فرستادن آب ( باران ) از آسمان ( ابر ) از نشانه هاى توحيد است .

سبحنه و تعلى عمّا يشركون . .. هو الذى أنزل من السّماء ماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 11 - 8،10،13

8- بارش آب باران از آسمان ، جهت حيات گياهان از آيات الهى است .

هو الذى أنزل من السّماء ماء . .. إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون

ممكن است مشاراليه «ذلك» عبارت «أنزل . .. ماء» در آيه قبل باشد.

10- انديشمندان و متفكران ، داراى زمينه لازم براى درك آيت بودن مظاهر طبيعت

إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون

13- برآورده شدن نياز هاى انسان از طبيعت ، از نشانه هاى توحيد و خداشناسى است .

هو الذى أنزل . .. ماء لكم ... ينبت لكم به ... إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 13 - 4،6

4- آفرينش موجودات زمينى با رنگ هاى گوناگون ، نشانه اى از خداوند و نمونه اى از قدرت اوست .

و ما ذرأ لكم فى الأرض مختلفًا ألونه إن فى ذلك لأية

6- لزوم توجه به طبيعت و دقت در رنگ آميزى هاى گوناگون آن ، به منظور شناخت خداوند

إن فى ذلك لأية لقوم يذّكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 48 - 5

5- پديده هاى مادى و پيدايش و گردش سايه هاى آنها از راست و چپ ، از آيات خداوند است .

أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل

مورد سرزنش قرار دادن كسانى كه به اشياء و گردش سايه هاى آنان نظر عميق نمى كنند، قطعاً به خاطر خود آنان نيست; بلكه از اين جهت است كه با نظر به آنها مى توان به خداوند پى برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 65 - 7

7- نزول باران از آسمان و حيات يافتن زمين موات با آن ، از آيات خداوند

و الله أنزل من السّماء ماء فأحيا به الأرض . .. إن فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 8

8- در فرآورده هاى خرما و انگور براى خردورزان ، آيت و نشانه اى از قدرت و ربوبيت خداوند است .

و من ثمرت النخيل و الأعنب تتّخذون منه سكرًا و رزقًا حسنًا إن فى ذلك لأية لقوم ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 69 - 18

18- در زندگى زنبور هاى عسل ، نشانه اى مهم بر خداشناسى براى اهل تفكر و انديشه وجود دارد .

و أوحى ربّك إلى النحل . .. إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 79 - 2،3

2- دقت و انديشه در كيفيت پرواز پرندگان ، از راه هاى خداشناسى

ألم يروا إلى الطير مسخّرت فى جوّ السّماء ما يمسكهنّ إلاّ الله

3- تفكر در حركت منظم و رام شده اجرام آسمانى ، از راه هاى خداشناسى *

ألم يروا إلى الطير . .. ما يمسكهنّ إلاّ الله

ممكن است منظور از «طير» تنها پرندگان نباشد; بلكه شامل همه اجسام شناور در فضا نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 81 - 3،8

3- انديشيدن در اهميت سايه و عوامل سايه افكن و رهايى از تابش مداوم آفتاب ، از راه هاى خداشناسى است .

و الله جعل لكم ممّا خلق ظللاً

8- لزوم انديشيدن انسان در خواصّ اشياى مورد استفاده خود ، براى خداشناسى

ممّا خلق ظللاً . .. من الجبال أكننًا ... سربيل تقيكم الحرّ ... تقيكم بأسكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 19

19- در جهان هستى ، آيات و نشانه هاى ويژه اى وجود دارد كه خداوند آنها را تنها به برخى از افراد ارائه مى دهد .

أسرى بعبده . .. لنريه من ءايتنا

از اينكه خداوند هدف از به معراج بردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) را نشان دادن برخى از آيات خود ذكر كرده است، اين حقيقت را مى رساند كه اين آيات از آيات ويژه اى است كه تنها به افرادى چون پيامبراسلام ارائه مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 12 - 1،3،4،15

1- خداوند ، شب و روز را دو نشانه از نشانه ها و آيات خويش قرار داده است .

و جعلنا الّيل و النهار ءايتين

3- محو شدن نور ماه در شب و روشنگرى خورشيد ، دو نشانه از نشانه هاى خداست .

فمحونا ءاية الّيل و جعلنا ءاية النهار مبصرة

اين برداشت بنابراين است كه منظور از «آية الليل» ماه و «آية النهار» خورشيد باشد.

4- مظاهر هستى ، تحت تدبير خداوند و نشانه وجود اوست .

و جعلنا الّيل و النهار ءايتين فمحونا ءاية الّيل و جعلنا ءاية النهار مبصرة

15- « يزيدبن سلام . . . سأل رسول الله (صلی الله علیه و آله) فقال له : . . . فما بال الشمس و القمر لايستويان فى الضوء و النور ، قال : . . . أمر الله تعالى جبرئيل : أن يمحو ضوء القمر فمحاه . . . و ذلك قول الله عزّوجلّ : « و جعلنا الليل و النهار آيتين فمحونا آية الليل و جعلنا آية النهار مبصرة . . . » . . . ;

يزيدبن سلام از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) سؤال كرد، پس به حضرت گفت:. .. چگونه است كه خورشيد و ماه در نور و روشنايى با هم مساوى نيستند؟ حضرت جواب فرمود:... خداوند تعالى به جبرئيل فرمان داد تا نور ماه را محو كند، پس او نور ماه را محو كرد ... و آن همان سخن خدا است كه فرمود: «و جعلنا الليل و النهار آيتين فمحونا آية الليل و جعلنا آية النهار مبصرة...»...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 15 - 4

4- تبيين آيات الهى در طبيعت و تذكر به محاسبه اعمال در قيامت ، براى هدايت آدميان است .

و جعلنا الّيل و النهار ءايتين . .. اقرأ كتبك ... من اهتدى فإنما يهتدى لنفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 44 - 2

2- آسمان ها و زمين و موجودات مستقر در آنها ، خود گوياترين دليل بر كمال آفريدگار و تنزيه او از شريك و هرگونه نقص و كاستى است .

تسبّح له السموت السبع و الأرض و من فيهنّ

«تسبيح» در لغت به معناى «تنزيه» است (مفردات راغب) و «تنزيه»; يعنى، دور دانستن خداوند از چيزهايى كه بر او سزاوار نيست (مجمع البحرين). گفتنى است، تنزيه به دو صورت ممكن است: تنزيه به زبان گفتار و تنزيه به زبان حال. برداشت فوق مبتنى بر صورت دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 32 - 4

4- آسمان ، حاوى آيات گوناگون براى راه يابى به خداشناسى و توحيد است .

و هم عن ءايتها معرضون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 62 - 5

5 - جهان و نظام آن ، زمينه اى مناسب براى خدا شناسى و ره يابى به توحيد و پوچى مرام شرك

ذلك بأنّ اللّه هو الحقّ . .. و أنّ اللّه هو العلىّ الكبير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 21 - 3

3 - تبديل آب و علوفه در درون حيوانات به شير گوارا و قابل شرب ، پيام دار درس خداشناسى براى انسان

نسقيكم ممّا فى بطونها

«من» در «ممّا فى بطونها» مى تواند نشويه باشد. در اين صورت «ما»، كنايه از آب و علوفه اى مى باشد كه حيوان از آن تغذيه كرده است. بنابراين «ممّا فى بطونها» رساننده اين مطلب است كه شير، مايعى نشأت يافته از همان علوفه و آبى است كه حيوان از آن تغذيه كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 84 - 2

2 - نظام طبيعت ، بسترى مناسب براى خداشناسى و ره يافتن به توحيد

قل لمن الأرض و من فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 45 - 3

3 - پى نبردن انسان به ربوبيت خداوند از راه امتداد و گسترانيدن سايه ها ، از جانب او ، جاى شگفتى دارد .

ألم تر إلى ربّك كيف مدّ الظلّ

برداشت فوق، بر اين احتمال استوار است كه استفهام در «ألم تر. ..» از نوع استفهام تعجبى باشد; چنان كه نظر بسيارى از مفسران و ادبا (مانند ابن هشام در كتاب «مغنى اللبيب») مطابق همين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 61 - 10

10 - آفرينش ستارگان ، خورشيد و ماه تابان ، از نشانه هاى قدرت خدا و يكتايى او

تبارك الذى جعل فى السماء بروجًا . .. و قمرًا منيرًا

برداشت فوق، از آن جا است كه آيه شريفه در رديف سلسله آياتى قرار دارد كه در مقام محكوميت شرك و اثبات توحيد و يگانگى خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 62 - 4

4 - تفكر در آفرينش شب و روز و جانشين شدن آن دو به جاى يكديگر ، آموزنده درس خداشناسى

و هو الذى جعل الّيل و النهار خلفة لمن أراد أن يذّكّر

«تذكر»( مصدر «يذّكّر») از نظر لغت به معناى يادآوردن چيزى است كه فراموش شده است (لسان العرب); ولى اين واژه در آيه شريفه - به گفته بيشتر مفسران - به معناى تفكر و تأمل براى درس آموختن و نتيجه گرفتن از آفرينش شب و روز است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 24 - 7

7 - امكان شناخت ربوبيت بى همتاى خدا از مظاهر هستى

قال ربّ السموت و الأرض و ما بينهما إن كنتم موقنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 26 - 4

4 - جلوه ربوبيت يگانه خدا در پهنه آفاق و انفس

قال ربّ السموت و الأرض . .. ربّكم و ربّ ءابائكم الأوّلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 28 - 6

6 - نظامِ طلوع و غروب خورشيد ، نيازمند تدبير و نشانگر وجود پروردگار يگانه

قال ربّ المشرق و المغرب

«مشرق» و «مغرب» مى تواند مصدر ميمى و به معناى شروق (طلوع) و غروب باشد. بنابراين «ربّ المشرق و المغرب»; يعنى، پروردگار طلوع و غروب.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 60 - 11

11 - نظام هستى ، شاهدى گويا بر يگانگى خداوند و پوچى و بطلان شرك

أمّن خلق السموت. .. أءله مع اللّه

در آيه مورد بحث، خداوند نخست، نمودهاى قدرت بى چون خود را در نظام طبيعت به رخ انسان كشيده و مظاهر هماهنگ آن را به وى نمايانده است و پس از آن، وى را مورد خطاب قرار داده كه: آيا به جز او، خداى ديگرى نيز وجود دارد كه شريك و همتاى او قرار گيرد؟ پاسخ اين است كه: هرگز!

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 61 - 1،2

1 - آرامش زمين و آمادگى آن براى زندگى بشر ، جلوه اى ديگر از تدبير خداوند

أمّن جعل الأرض قرارًا

«قرار» مصدر به معناى اسم فاعل است; يعنى، «جعل الأرض قارة مستقرة; زمين را آرام و برقرار ساخته است تا انسان بتواند در آن زندگى كند نه مضطرب و لرزان». گفتنى است كه برخى از مفسران «قرار» را به معناى اسم مكان (يعنى قرارگاه) گرفته اند.

2 - رود ها و نهر هاى جارى بر بستر شكاف هاى زمين و كوه هاى استوار بر پهنه آن ، نمودى ديگر از تدبير خداى يگانه

و جعل خللها أنهرًا و جعل لها روسى

«خلال» (جمع «خلل») به معناى شكاف ها است. «نهر» (مفرد «أنهار») مشترك لفظى است ميان آب جارى و مكانى كه در آن آب روان باشد. بنابراين، عبارت «جعل خلالها أنهاراً» را مى توان به دو صورت زير معنا كرد: 1- شكاف هاى زمين را مكانى براى جريان آب قرار داده است. 2- در بستر شكاف هاى زمين آب هاى روان قرار داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 64 - 7

7 - چرخه منظم حيات و ارتباط و هماهنگى كامل ميان عوامل جوى و زمينى ، نشانه يكتايى مدبر هستى

أمّن يبدؤا الخلق ثمّ يعيده و من يرزقكم من السماء و الأرض

عبارت «من السماء و الأرض» مى تواند اشاره به وجود هماهنگى عوامل زمينى و آسمانى، در تدارك نيازمندى هاى انسان داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 86 - 8

8 - وجود نشانه هاى روشن و غيرقابل انكار الهى ، در نظام شب و روز براى جويندگان حقيقت

إنّ فى ذلك لأيت لقوم يؤمنون

عبارت «قوم يؤمنون»; يعنى، كسانى كه داراى زمينه گرايش به حق اند و اگر حق را بيابند به آن ايمان مى آورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 24 - 1،7،8

1 - نشان دادن برق هاى اميدزا و خوف آفرين ، از آيات الهى است .

و من ءايته يريكم البرق خوفًا و طمعًا

7 - آيه بودن رخداد هاى طبيعى ، براى كسانى قابل درك است كه قوه عقلانى خويش را به كار مى گيرند .

و من ءايته يريكم البرق . .. و ينزّل من السماء ماء فيحيى به الأرض ... إنّ فى ذلك

8 - پديده هاى طبيعى ، مانند برق و باران و رويش گياهان ، از منابع خداشناسى است .

يريكم البرق . .. إنّ فى ذلك لأيت لقوم يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 25 - 1

1 - تداوم بقا و ثبات آسمان و زمين ، از نشانه هاى خداوند است .

و من ءايته أن تقوم السماء و الأرض بأمره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 48 - 9

9 - وزش باد ها و تحولات جوّى و به دنبال آن ، بارش باران ، از آيه هاى خداوند است .

اللّه الذى يرسل الرياح فتثير سحابًا . .. و يجعله كسفًا فترى الودق يخرج من خلله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 29 - 9

9 - مسخّر و رام بودن ماه و خورشيد ، از آيه هاى خداوند است .

ألم تر أنّ اللّه . .. و سخّر الشمس و القمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 31 - 4،7

4 - آمادگى شرايط طبيعى و خصوصيات اجسام ، براى ساختن كشتى و حركت بر آب ، از نشانه هاى خدا است .

ألم تر أنّ الفلك تجرى فى البحر بنعمت اللّه ليريكم من ءايته

7 - استفاده از عالم طبيعت و رخداد هاى در پيش روى انسان ها ، جهت رهنمونى آنان به خداشناسى ، از شيوه هاى هدايتى قرآن است .

ألم تر أنّ الفلك تجرى فى البحر بنعمت اللّه ليريكم من ءايته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 4 - 5

5 - آسمان ها و زمين و موجودات آنها ، نشانه و آيه خداوندند .

اللّه الذى خلق السموت و الأرض و ما بينهما

جمله «الذى خلق السماوات و. ..» وصف خداوند است. بديهى است كه صفت هر چيزى معرّف آن است و از اين رو، مى توان استفاده كرد كه وجود زمين و آسمان ها و پديده هاى موجود در آنها، دليل وجود خدايند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 27 - 2

2 - رويش گياهان مختلف ، با كاربرد هاى گوناگون ، از آميختن دو عنصر آب و خاك ، به منظور استفاده انسان ها و دام ها ، از آيات الهى است .

أوَلم يروا أنّا نسوق الماء إلى الأرض الجرز فنخرج به زرعًا تأكل منه أنعمهم و أنف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 9 - 11

11 - در احاطه آسمان و زمين بر انسان ها ، از آيه هاى خداوند براى هر بنده اهل انابه اى است .

إن فى ذلك لأية لكلّ عبد منيب

مشاراليه «ذلك» «ما بين أيديهم و ما خلفهم من السماء و الأرض» است. گفتنى است كه «إنابة» (مصدر «منيب») به معناى رجوع كننده است و «عبد منيب» كسى است كه پيوسته رو به خدا دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 13 - 1

1 - در پى هم آمدن شب و روز و جايگزينى مستمر يكى جاى ديگرى ، جلوه اى از توانايى مطلق خدا و يكتايى او

يولج الّيل فى النهار و يولج النهار فى الّيل

«إيلاج» (مصدر «يولج») به معناى وارد كردن است. وارد كردن شب در روز و روز در شب، مى تواند كنايه از جابه جا كردن شب و روز باشد; يعنى، خدا شب را تدريجاً به جاى روز و روز را به تدريج در جاى شب قرار مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 27 - 5،9،10

5 - باران حيات بخش ، نشانه قدرت و يكتايى خداوند

ألم تر أن اللّه أنزل من السماء ماء فأخرجنا به ثمرت مختلفًا ألونها

9 - آفرينش راه ها و رگه هاى كوه ها به رنگ هاى سفيد ، سرخ و سياه پر رنگ ، نشانه قدرت و يكتايى خداوند

ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء . .. و من الجبال جدد بيض و حمر مختلف ألونها و غر

«جُدَد» (جمع «جُدّة») در معناى طرق و خطوط استعمال مى شود. البته ممكن است مقصود از آن رگه هاى مختلف كوه ها باشد. «غربيب» (مفرد «غرابيب») به معناى سياه پر رنگ و «أسود» (مفرد «سود») به معناى سياه است. آمدن اين واژه با هم نشانگر شدت و نهايت صفت سياهى براى بعضى از كوه ها است.

10 - وجود راه ها و رگه هاى رنگارنگ و گوناگون در كوه ها ، از نمود هاى تدبير خداوند براى انسان ها

و من الجبال جدد بيض و حمر مختلف ألونها و غرابيب سود

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 28 - 1،2

1 - آفرينش انسان ، جنبندگان و دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) ، از نشانه هاى ربوبيت بى همتاى خداوند

ألم تر أنّ اللّه . .. و من الناس و الدّوابّ و الأنعم

«أنعام» جمع «نَعَم» (شتر) مى باشد; ولى اين واژه در مجموع شتر، گاو و گوسفند نيز به كار مى رود; چنان كه در آيه شريفه به همين معنا استعمال شده است (مفردات راغب).

2 - تنوع رنگ ها در انسان ها ، جنبندگان و دام ها ، از نعمت هاى الهى

و من الناس و الدّوابّ و الأنعم مختلف ألونه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 37 - 1

1 - شب ، آن گاه كه روشنايى روز از آن رفته باشد ، از آيات بزرگ خداوند و از نشانه هاى قدرت او است .

و ءاية لهم الّيل نسلخ منه النهار

«سلخ» (مصدر «نسلخ») در اصل به معناى ازاله پوست حيوان است و در آيه شريفه، كنايه از اخراج و ازاله روشنايى روز از

شب است. جمله «نسلخ منه...» يا استئناف بيانى است و يا حال براى «الليل» مى باشد. گفتنى است تنكير «آية» بر تعظيم دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 38 - 4

4 - خورشيد ، به هنگام روان شدن به سوى قرارگاه ويژه اش ، از آيات و نشانه هاى بزرگ قدرت خداوند است .

و الشمس تجرى لمستقر لها

برداشت ياد شده از آن جا است كه «والشمس» عطف بر «الليل» است و همان گونه كه شب از آيات الهى شناسانده شده (و آية لهم الليل) خورشيد نيز چنين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 41 - 1

1 - سوار شدن انسان ها بر كشتى هاى پربار و مجهز ، از آيات و نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند است .

و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون

«مشحون» به معناى «مملو» است و «فلك مشحون»; يعنى، كشتى پربار و مجهز به تجهيزات لازم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 42 - 2

2 - آفرينش مركب هايى مانند كشتى ( چهارپايان و . . . ) در سير و سفر و حمل و نقل براى بشر ، از آيات و نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند

و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون . و خلقنا لهم من مثله ما يركبون

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «و خلقنا لهم. ..» عطف بر جمله «حملنا ذرّيّتهم» مى باشد و درصدد بيان نشانه هاى تدبير و قدرت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 21 - 14

14 - طبيعت و پديده هاى موجود در زمين چون باران ، چشمه سار ها و كشت ها ، بستر مناسب براى خداشناسى

ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. ثمّ يخرج به زرعًا ... ثمّ يجعله حطمًا

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه، درصدد نشان دادن جلوه هاى قدرت خداوند است. بنابراين توصيه و تشويق خداوند به مطالعه و ژرف نگرى در طبيعت و پديده هاى موجود در زمين، گوياى برداشت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 52 - 10

10 - ايمان ، زمينه درك آيات و نشانه هاى الهى در طبيعت

إنّ فى ذلك لأيت لقوم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 63 - 2

2 - جهان هستى ، جلوه اى از قدرت و توحيد ربوبى خداوند است .

له مقاليد السموت و الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 13 - 7

7 - نزول مدام رزق ( باران ) از آسمان ، از آيات و نشانه هاى روشن خداوند

هو الذى يريكم ءايته و ينزّل لكم من السّماء رزقًا

يادآورى نزول باران از سوى خداوند - پس از يادآورى ارائه آيات الهى به بشر - از باب ذكر خاص پس از عام و بيانگر مصداق روشن آن آيات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 10 - 4،7

4 - آفرينش كوه هاى استوار ، ايجاد نعمت ها و تقدير معيشت موجودات زمين در چهار روز ( مرحله )

و جعل فيها روسى من فوقها . .. فى أربعة أيّام

برداشت ياد شده براين اساس است كه «فى أربعة أيّام» ظرف براى مجموع عبارت هاى آيه باشد.

7 - كوه هاى استوار ، بركت سرشار زمين ، تغيير فصل ها و تأمين نيار هاى غذايى موجودات ، از نشانه هاى ربوبيت بى همتاى خدا

ذلك ربّ العلمين . و جعل فيها روسى من فوقها و برك فيها و قدّر فيها أقوتها فى أرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 37 - 1

1 - « شب و روز » و « خورشيد و ماه » ، از آيات و نشانه هاى خداوند است .

و من ءايته الّيل و النهار والشمس والقمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 39 - 1،2،4

1 - حيات و خرمى زمين پژمرده با نزول باران ، از آيات و نشانه هاى قدرت خداوند است .

و من ءايته أنّك ترى الأرض خشعة فإذا أنزلنا عليها الماء اهتزّت و ربت

«خشوع» (مصدر «خاشعة») در اصل به معناى تضرع و تواضع است و در مورد زمين كنايه از خشكى و فسردگى مى باشد. «اهتزاز» (مصدر «اهتزّت») به معناى تحرك و جنبش است كه نشانه شادابى و خرمى مى باشد. «ربو» (مصدر «ربت») به معناى افزايش و نموّ است و در اين جا مقصود رويش گياهان مى باشد.

2 - جهان ، سرشار از نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند است .

و من ءايته أنّك ترى الأرض

كلمه «من» در «و من آياته» براى تبعيض است و از اين كه حيات و سرسبزى زمين، تنها بخشى از آيات معرفى شده، مطلب بالا قابل استفاده است.

4 - شناخت پديده هاى جهان ، راهى روشن براى خدا شناسى است .

و من ءايته أنّك ترى الأرض خشعة

از اين كه خداشناسى، ره آورد توجه به جهان طبيعت معرفى شده،برداشت ياد شده قابل استفاده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 53 - 3،7،14

3 - نشانه ها و دلايل حقانيت قرآن ، نهفته در متن طبيعت و اسرار وجود آدمى

سنريهم ءايتنا فى الأفاق . .. أنّه الحقّ

بنابراين كه ضمير «أنّه» به قرآن باز گردد، انطباق آيات مربوط به پديده هاى طبيعى با واقعيت جهان طبيعت، نشانگر حقانيت قرآن است.

7 - جهان آفرينش و دنياى درون انسان ، كانون تجلى حقانيت خداوند است .

سنريهم ءايتنا . .. و فى أنفسهم

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه ضمير «أنّه» به خداوند باز گردد.

14 - آيات آفاقى و انفسى خداوند در هستى ، نشانى از ربوبيت و تدبير يگانه او است .

سنريهم ءايتنا . .. أَوَلم يكف بربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 32 - 1،5

1 - حركت كشتى هاى كوه پيكر در دريا ها ، آيه اى الهى و نشانى از تدبير ، علم و قدرت خداوند است .

و من ءايته الجوار فى البحر

«جوار» (جمع «جارية») وصف «سفن» (جمع «سفينة») است كه به دليل اختصار حذف گشته، و وصف جريان و حركت كشتى ها جايگزين آن شده است.

5 - جهان هستى ، سرشار از آيات و قدرت بى مانند خداوند است .

و من ءايته الجوار فى البحر كالأعلم

از حرف «من» - كه براى تبعيض است - استفاده مى شود كه حركت كشتى در دريا، تنها گوشه اى از آيات فراوان خداوند در هستى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 9 - 8

8 - جهان آفرينش ، جلوه اى از قدرت شكست ناپذير و علم گسترده خداوند است .

خلقهنّ العزيز العليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 7 - 3

3- آسمان ها و زمين و سراسر نظام هستى ، نمودار ربوبيت عالى و خدشه ناپذير خداوند است .

ربّ السموت و الأرض و ما بينهما إن كنتم موقنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 3 - 1

1 - آيات و نشانه هاى خداوند ، متجلى در گستره آسمان ها و زمين

من اللّه العزيز الحكيم . إنّ فى السموت و الأرض لأيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 5 - 7

7 - نقش سازنده حركت باد ها در شرايط زيستى زمين ، نشانه اى از خداوند براى اهل انديشه

و تصريف الريح ءايت لقوم يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 6 - 4

4 - اسرار و قوانين نهفته در متن حيات و طبيعت ، نشانه هايى ارجمند بر وجود خداى يگانه

تلك ءايت اللّه

از تعبير «تلك» - كه اشاره به دور است - مى توان استفاده كرد مشاراليه آن، آيات تكوينى است، نه آياتى كه بالفعل نازل مى شود. همان طور كه اين تعبير، بيانگر ارجمندى و اهميت آيات تكوينى نيز مى باشد. تصريح به «آيات اللّه» پس از تذكر به اين نشانه ها در آيات پيشين، مى تواند پيامدار توحيد باشد; يعنى، اين نشانه ها - با همه شگفتى و تنوع - نظام واحدى را شكل بخشيده است و نمى تواند جز از مبدئى يگانه باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 6 - 7

7- نشانه هاى وجود ، قدرت و علم خداوند ، مشهود در پهنه هستى براى بشر

أفلم ينظروا إلى السماء فوقهم . .. و الأرض مددنها

واژه بالا، اشاره به آن دارد كه آسمان - با اين عظمت و شگفتى - در منظر و چشم انداز انسان قرار دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 7 - 2،4،7،9

2- وجود كوه هاى استوار بر بستر زمين ، از آيات الهى است .

و ألقينا فيها روسى

4- رويش گياهان بهجت آفرين در زمين ، به تدبير الهى و آيتى خداوندى است .

و أنبتنا فيها من كلّ زوج بهيج

7- هدايت گرى مظاهر هستى به سوى خداوند ، آميخته با زيبايى و سرورآفرينى

بنينها و زيّنّ-ها . .. من كلّ زوج بهيج

خداوند در اين آيه ها، نمودهاى علم، قدرت و نشانه هاى وجود خويش را گاه به زينت و زيبايى توصيف كرده و گاه به بهجت و سرورآفرينى. اين مى نماياند كه كار هدايت، بايد با جاذبه و شور و شوق انجام گيرد; نه تحميل و خشونت.

9- تنوع و گوناگونى گسترده گياهان ، از آيات الهى است .

و أنبتنا فيها من كلّ زوج بهيج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 9 - 1

1- ريزش باران پر بركت از آسمان ، آيتى خداوندى است .

و نزّلنا من السماء ماء مبركًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 10 - 1

1- نخل هاى افراشته ، با شكوفه هايى انبوه و برهم چيده ، آيتى خداوندى است .

و النخل باسقت لها طلع نضيد

«باسقات» (جمع «باسق») به معناى بلند و برافراشته، «طلع» به معناى شكوفه و «نضيد» به معناى روى هم افتاده و انبوه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 20 - 1،3

1 - وجود نشانه هاى فراوان و مهم الهى در زمين براى اهل يقين

و فى الأرض ءايت للموقنين

جمع و نكره آمدن «آيات»، دلالت بر فراوانى و عظمت آن دارد.

3 - مطالعه مظاهر طبيعت در زمين ، از راه هاى تحكيم مبانى توحيد و خداشناسى

و فى الأرض ءايت للموقنين

برداشت ياد شده در صورتى است كه «موقنين» نظر به كسانى داشته باشد كه بالفعل، داراى يقين به خدا و توحيداند. در نتيجه مطالعه آيات تكوينى خداوند در زمين، وسيله اى براى تحكيم پايه هاى معرفت و يقين آنان خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 22 - 2

2 - وجود روزى زمينيان در بلنداى آسمان ، از آيات الهى و مايه بينش

ءايت للموقنين . .. أفلاتبصرون . و فى السّماء رزقكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 18 - 5

5 - در جهان هستى ، نشانه هاى بزرگى از ربوبيت الهى وجود دارد كه جلوه گر شدن آنها براى انسان ها ، حتى پيامبر خاتم (صلی الله علیه و آله) ، ممكن و مقدور نيست .

لقد رأى من ءايت ربّه الكبرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 42 - 5

5 - هر يك از موجودات جهان هستى ، دليل و نشانه وجود واجب الوجود و توحيد الهى

و أنّ إلى ربّك المنتهى

منتهى شدن همه چيز به خداوند، مى تواند به اين معنا باشد كه تأمل در موجودات ممكن، در نهايت انسان را به وجود واجب الوجود هدايت مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 5 - 3

3 - توجه به قانون مندى خورشيد و ماه ، پيامدار درس توحيد براى انسان

الرحمن . .. الشّمس و القمر بحسبان

آغاز سوره با وصف «الرحمان»، در مقام نماياندن جلوه هاى الهى به انسان است كه از آن جمله، قانون مندى خورشيد و ماه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 12 - 3

3 - همه مظاهر طبيعت ، از رياحين تا پوسته حبوبات ، نشانى از طراح حسابگر هستى ( خداوند ) است .

الرحمن . .. و الحبّ ذوالعصف و الريحان

با توجه به اين كه در آيات پيشين سخن از حاكميت سنجش بر نظام هستى بود، ممكن است بيان اين دقايق در اين آيات، به منظور نماياند آن حساب گرى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 23 - 3

3 - خداوند ، خواهان توجه جن و انس به مظاهر جمال و زيبايى در هستى و آموختن درس توحيد از آن

يخرج منهما اللؤلؤ و المرجان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيات شريفه، در مقام توجه دادن جن و انس به مبدأ ربوبى است. تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس يا مرد و زن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 1 - 5

5 - پديده هاى موجود در آسمان ها و زمين ، هر يك نشانى كامل از آفريدگار و مبرّا بودن ذات او از هرگونه عيب و نقص

سبّح للّه ما فى السموت و الأرض

چنانچه مراد از «سبّح» تسبيح تكوينى باشد، به كارگيرى واژه «ما» - كه براى افاده عموم است - مى رساند كه وجود و هستى هر پديده اى، نشانى گويا از آفريدگار خود بوده و نشان مى دهد كه او از هر نقصى و كاستى منزّه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 1 - 5

5 - مطالعه طبيعت و نظام هستى ، زمينه خداشناسى و پى بردن به اقتدار و كاردانى آفريدگار جهان

سب-ّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض و هو العزيز الحكيم

خبر دادن خداوند از تسبيح موجودات، در حقيقت توجه دادن انسان ها به حقايق نهفته در متن طبيعت است كه هر يك با زبان حال، وجود خدا و صفات كمالى او را نجوا مى كنند. گوش فرادادن به اين نجوا، زمينه ساز ادراك عزت و حكمت

خداوندى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 24 - 10

10 - هر يك از مظاهر هستى ، گواهى بر مبرّا بودن آفريدگار آن ، از هر عيب و كاستى

يسبّح له ما فى السموت و الأرض

برداشت ياد شده، بدان اعتبار است كه مراد از «تسبيح»، تسبيح وجودى و به زبان حال باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 1 - 8

8 - مطالعه در پديده هاى هستى ، راهنماى انسان به معرفت و شناخت خداوند

يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 10 - 2

2 - وجود آيات و نشانه هاى گوناگون از خداوند ، در پهنه جهان

كذّبوا بايتنا

مطلب ياد شده، از آمدن «بأياتنا» به صورت صيغه جمع استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 12 - 3،13

3 - آسمان ها و زمين ، نشانه قدرت خداوند و آيت يكتايى او است .

اللّه الذى خلق سبع سموت و من الأرض

13 - طبيعت ، بستر شناخت ماوراء طبيعت ( خدا و صفات او و . . . )

اللّه الذى خلق سبع سموت و من الأرض . .. لتعلموا ...أنّ اللّه قد أحاط بكلّ شىء ع

برداشت ياد شده، از آن جا است كه خداوند، با طرح مسأله آفرينش آسمان هاى هفتگانه و زمين و تدبير امور آنها، درصدد نشان دادن قدرت مطلق و علم همه جانبه الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 3 - 11

11 - طبيعت و جهان آفرينش ، بستر خداشناسى

الذى خلق سبع سموت . .. هل ترى من فطور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 19 - 9

9 - طبيعت ، بستر خداشناسى است .

أولم يروا إلى الطير . .. ما يمسكهنّ إلاّ الرحمن إنّه بكلّ شىء بصير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 15 - 6

6 - انديشه در چگونگى مبدأ آفرينش آسمان ها ، راهى براى شناخت خدا و اوصاف او است .

ألم تروا كيف خلق اللّه سبع سموت طباقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 16 - 5

5 - انديشه در چگونگى آفرينش ماه و خورشيد ، راهى براى شناخت خدا و اوصاف او

ألم تروا كيف . .. و جعل القمر فيهنّ نورًا و جعل الشمس سراجًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 24 - 3

3 - خوراكى هاى انسان ، همانند مراحل رشد و فناى جسم او ، دربردارنده دلايل و نشانه هاى خداوند است .

فلينظر الإنسن إلى طعامه

مراد از نظر به طعام - به قرينه آيات بعد - نظر به اسباب و نتايج آن و وابسته بودن مراحل پيدايش آن به خداوند است. عطف آياتى كه درباره غذاى انسان است، بر آياتى كه از حدوث و مرگ جسم او سخن گفته بود; نشانه هماهنگى نعمت هاى درونى و برونى انسان در دلالت بر خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 30 - 3

3 - توجّه به جنگل هاى انبوه و درختان تناور ، مايه شناخت خداوند و قدرت او و بازدارنده انسان از ناسپاسى و كفرورزى به او است .

ما أكفره . .. فلينظر الإنسن ... حدائق غلبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 31 - 3

3 - توجّه به باغ هاى ميوه و مرغزار ها ، مايه شناخت خداى قادر و بازدارنده انسان از ناسپاسى و كفرورزى به او است .

ما أكفره . .. و فكهة و أبًّا

35- آيات انفسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 26 - 4

4- تبديل گِل و لاى بد بو و تيره رنگ به انسان ، از آيات خداوند است .

و لقد خلقنا الإنسن من صلصل من حمإ مسنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 26 - 4،5

4 - جلوه ربوبيت يگانه خدا در پهنه آفاق و انفس

قال ربّ السموت و الأرض . .. ربّكم و ربّ ءابائكم الأوّلين

5 - وجود انسان از مظاهر مهم و بارز ربوبيت خدا

ربّ السموت و الأرض . .. ربّكم و ربّ ءابائكم الأوّلين

برداشت ياد شده از آن جا است كه تعبير «و ما بينهما» (در آيه پيش) شامل انسان نيز مى شده ولى با اين حال اختصاص به ذكر يافته و به صورت جداگانه مورد توجه قرار گرفته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 9 - 6

6 - قواى ادراكى ( چشم و گوش و قلب انسان ) از نشانه هاى خداوند است .

اللّه الذى أحسن . .. و بدأ خلق الإنسن ... و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 28 - 1،2

1 - آفرينش انسان ، جنبندگان و دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) ، از نشانه هاى ربوبيت بى همتاى خداوند

ألم تر أنّ اللّه . .. و من الناس و الدّوابّ و الأنعم

«أنعام» جمع «نَعَم» (شتر) مى باشد; ولى اين واژه در مجموع شتر، گاو و گوسفند نيز به كار مى رود; چنان كه در آيه شريفه به همين معنا استعمال شده است (مفردات راغب).

2 - تنوع رنگ ها در انسان ها ، جنبندگان و دام ها ، از نعمت هاى الهى

و من الناس و الدّوابّ و الأنعم مختلف ألونه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 53 - 3،7،14

3 - نشانه ها و دلايل حقانيت قرآن ، نهفته در متن طبيعت و اسرار وجود آدمى

سنريهم ءايتنا فى الأفاق . .. أنّه الحقّ

بنابراين كه ضمير «أنّه» به قرآن باز گردد، انطباق آيات مربوط به پديده هاى طبيعى با واقعيت جهان طبيعت، نشانگر حقانيت قرآن است.

7 - جهان آفرينش و دنياى درون انسان ، كانون تجلى حقانيت خداوند است .

سنريهم ءايتنا . .. و فى أنفسهم

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه ضمير «أنّه» به خداوند باز گردد.

14 - آيات آفاقى و انفسى خداوند در هستى ، نشانى از ربوبيت و تدبير يگانه او است .

سنريهم ءايتنا . .. أَوَلم يكف بربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 21 - 1،5،6

1 - وجود انسان و شگفتى هاى آن ، نشانه هايى از خداوند براى حق جويان

و فى الأرض ءايت . .. و فى أنفسكم

5 - مطالعه در وجود انسان و شگفتى هاى آن ، از راه هاى تحكيم مبانى توحيدى و خداشناسى

و فى الأرض ءايت . .. و فى أنفسكم أفلاتبصرون

6 - « و فى المجمع ، و قيل : يعنى أنّه خلقك سميعاً بصيراً تغضب و ترضى و تجوع و تشبع و ذلك كلّه من آيات اللّه تعالى ، عن الصادق ( ع ) ;

در مجمع البيان [ذيل آيه «و فى الأرض آيات. .. و فى أنفسكم»] آمده است: يعنى، خداوند تو را شنوا و بينا آفريد; خشمگين مى شوى، راضى مى گردى، گرسنگى و سيرى دارى، اينها همه از آيات خداى تعالى است و اين معنا از امام صادق(ع) روايت شده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 23 - 9

9 - نطق و شعورمندى انسان ، نشانه اى از آيات حق الهى *

و فى أنفسكم أفلاتبصرون . .. إنّه لحقّ مثل ما أنّكم تنطقون

از ارتباط ميان «إنّه لحقّ» با «تنطقون»، ممكن است مطلب بالا استفاده شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 4 - 3

3 - مطالعه در نظام سخن گويى و بيان آدمى ، راهگشاى انسان به سوى معرفت خداوند و رحمت او

الرحمن . .. علّمه البيان

از اين كه خداوند تعليم بيان را به خود نسبت داده، ممكن است در مقام تذكر اين حقيقت به انسان ها باشد كه قدرت بيان، امرى خود شكل يافته نيست و اگر تدبير و تقدير الهى و نيز رحمت او نبود، آدمى همچون ديگر موجودات قادر به تكلم و بيان مقاصد خويش نبود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - ملك - 67 - 23 - 3

3 - پيدايش بشر و نعمت هاى نهفته در وجود او ( قدرت شنوايى ، بينايى و تعقّل ) ، نشانه و جلوه قدرت خداى رحمان

الرحمن . .. هو الذى أنشاكم و جعل لكم السمع و الأبصر و الأفئدة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 21 - 12

12 - وجود نشانه هاى خداشناسى ، در مراحل پيدايش تا مرگ انسان

ما أكفره . من أىّ شىء خلقه ... ثمّ أماته فأقبره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 24 - 3

3 - خوراكى هاى انسان ، همانند مراحل رشد و فناى جسم او ، دربردارنده دلايل و نشانه هاى خداوند است .

فلينظر الإنسن إلى طعامه

مراد از نظر به طعام - به قرينه آيات بعد - نظر به اسباب و نتايج آن و وابسته بودن مراحل پيدايش آن به خداوند است. عطف آياتى كه درباره غذاى انسان است، بر آياتى كه از حدوث و مرگ جسم او سخن گفته بود; نشانه هماهنگى نعمت هاى درونى و برونى انسان در دلالت بر خداوند است.

36- آيات خدا بر فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 24 - 3

3 - تغيير حالت عصاى موسى ( ع ) و يدبيضاى او ، دو آيت و معجزه براى ارشاد و هدايت فرعون بود .

ءاية أُخرى . .. اذهب إلى فرعون

37- آيات خدا در آسمان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 105 - 1،4،5

1- آسمان ها و زمين ، حاوى آيات و نشانه هايى بسيار بر توحيد و يكتايى خداوند است .

و كأيّن من ءاية فى السموت و الأرض

«كأيّن» كنايه از عدد است و دلالت بر كثرت دارد. اين كلمه مبتدا و عبارت «فى السموت و الأرض» خبر آن است و «من آية» تمييز آن مى باشد. مقصود از «آية» به قرينه «و ما يؤمن أكثرهم بالله» در آيه بعد، آيت و نشان بر توحيد است.

4- آنان كه با مشاهده نشانه هاى موجود در آسمان ها و زمين ( هستى ) به توحيد و يكتايى خداوند پى نبرند ، سزاوار سرزنش و نكوهشند .

و كأيّن من ءاية فى السموت و الأرض يمرون عليها و هم عنها معرضون

لحن آيه شريفه گوياى مذمت و سرزنش است.

5- زمين در حركت است و انسان ها را بر آيات آسمانى عبور مى دهد .

كأيّن من ءاية فى السموت و الأرض يمرون عليها

چنان چه جمله «يمرون عليها» را به معناى حقيقى آن و نه معناى كنايى اش (مشاهده مى كنند) حمل كنيم، حاكى از حركت زمين خواهد بود ; زيرا مرور بر آيات آسمانى با اين معنا سازگار مى باشد كه زمين حركت كند و انسانها به واسطه حركت آن بر آيات آسمانى عبور نمايند (برگرفته شده از تفسيرالميزان).

38- آيات خدا در آفرينش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 105 - 4

4- آنان كه با مشاهده نشانه هاى موجود در آسمان ها و زمين ( هستى ) به توحيد و يكتايى خداوند پى نبرند ، سزاوار سرزنش و نكوهشند .

و كأيّن من ءاية فى السموت و الأرض يمرون عليها و هم عنها معرضون

لحن آيه شريفه گوياى مذمت و سرزنش است.

39- آيات خدا در بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 50 - 1

1 - حضرت عيسى و مادرش مريم ( ع ) ، نشانه اى الهى براى امت پس از حضرت موسى ( ع )

ثمّ أرسلنا موسى . .. و جعلنا ابن مريم و أُمّه ءاية

40- آيات خدا در تاريخ قوم لوط

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 75 - 1

1- در سرگذشت قوم لوط براى هوشمندان ژرف نگر و پژوهندگان روشن بين ، نشانه هاى بسيارى از خدا و عظمت او وجود دارد .

و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل. إن فى ذلك لأيت للمتوسّمين

«متوسم» در لغت به كسى گفته مى شود كه در علامتها و نشانه ها به دقت بنگرد و مقصود از آن كسى است كه در جست و جوى علل و عوامل بروز حوادث و نيز عواقب و پيامدهاى امور بوده و هوشمندانه در آنها نظر افكند.

41- آيات خدا در زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 105 - 1،4

1- آسمان ها و زمين ، حاوى آيات و نشانه هايى بسيار بر توحيد و يكتايى خداوند است .

و كأيّن من ءاية فى السموت و الأرض

«كأيّن» كنايه از عدد است و دلالت بر كثرت دارد. اين كلمه مبتدا و عبارت «فى السموت و الأرض» خبر آن است و «من آية» تمييز آن مى باشد. مقصود از «آية» به قرينه «و ما يؤمن أكثرهم بالله» در آيه بعد، آيت و نشان بر توحيد است.

4- آنان كه با مشاهده نشانه هاى موجود در آسمان ها و زمين ( هستى ) به توحيد و يكتايى خداوند پى نبرند ، سزاوار سرزنش و نكوهشند .

و كأيّن من ءاية فى السموت و الأرض يمرون عليها و هم عنها معرضون

لحن آيه شريفه گوياى مذمت و سرزنش است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 8 - 1

1- مظاهر وجود و عظمت آفريدگار در آسمان و زمين ، مايه بصيرت و تذكّر بندگان روى آورده به خداوند

أفلم ينظروا إلى السماء . .. و الأرض مددنها ... تبصرة و ذكرى لكلّ عبد منيب

«منيب»، به معناى بازگشت كننده و روى آورنده به خدا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 20 - 1،2

1 - وجود نشانه هاى فراوان و مهم الهى در زمين براى اهل يقين

و فى الأرض ءايت للموقنين

جمع و نكره آمدن «آيات»، دلالت بر فراوانى و عظمت آن دارد.

2 - حق باوران اهل يقين ، توانا به درك پيام هاى بايسته آيات الهى در زمين

و فى الأرض ءايت للموقنين

42- آيات خدا در سدرة المنتهى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 18 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شاهد آيات و نشانه هاى برتر الهى در كنار « سدرة المنتهى »

لقد رأى من ءايت ربّه الكبرى

43- آيات خدا در سرزمين سبا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 15 - 2

2 - وجود دو باغ در بخش راست و چپ شهر سبا ، نشانه اى از نشانه هاى خدا بود .

و لقد كان لسبإ فى مسكنهم ءاية جنّتان عن يمين و شمال

44- آيات خدا در قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 57 - 10

10 - قرآن ، مجموعه اى است از نشانه هاى خداوند .

كذّبوا ب-َايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 11

11 - قرآن ، حاوى آيات الهى است .

و كذلك أنزلنا إليك الكتب . .. و ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 49 - 1

1 - قرآن ، حاوى آيات روشن الهى است .

و كذلك أنزلنا إليك الكتب . .. بل هو ءايت بيّنت

مرجع ضمير «هو»، «الكتاب» در آيه چهل و هفت است.

45- آيات خدا در قصه ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 75 - 2

2- سرگذشت ابراهيم ( ع ) و لوط ( ع ) و قوم او ، سرشار از نشانه هاى خداوند

قالوا لاتوجل إنا نبشرك بغلم عليم . .. و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل. إن فى ذلك

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ذلك» اشاره به مجموعه داستانهاى ابراهيم(ع) و لوط(ع) باشد.

46- آيات خدا در قصه قوم سبأ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 19 - 12،13

12 - قصه مردم سبا و فروپاشى كامل آنان در پى كفران نعمت هاى الهى ، دربردارنده آيات خدا براى صبرپيشگان شكرگزار است .

إنّ فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

13 - ماجراى برخوردارى اهل سبأ از نعمت هاى فراوان و امنيت و جارى شدن سيل در ميان آنان و پراكندگى و متلاشى شدنشان ، آيات متعددى از خدا در خود دارد .

لقد كان لسبإ فى مسكنهم ءاية جنّتان . .. بلدة طيبة و ربّ غفور ... فأرسلنا عليهم س

47- آيات خدا در قصه لوط(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 75 - 2

2- سرگذشت ابراهيم ( ع ) و لوط ( ع ) و قوم او ، سرشار از نشانه هاى خداوند

قالوا لاتوجل إنا نبشرك بغلم عليم . .. و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل. إن فى ذلك

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ذلك» اشاره به مجموعه داستانهاى ابراهيم(ع) و لوط(ع) باشد.

48- آيات خدا در قصه يوسف(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 7 - 6

6- تنها جويندگان حقيقت و پژوهشگران وادى معرفت ، به نشانه هاى ربوبيت خدا و علم و حكمت او در داستان يوسف پى خواهند برد .

لقد كان فى يوسف و إخوته ءايت للسائلين

بديهى است كه داستان يوسف(ع) و برادرانش، حاوى آيات و نشانه هاست ، چه پرسشگرى باشد يا نباشد. بنابراين حرف لام در «للسائلين» لام انتفاع است و «للسائلين» گوياى اين است كه پرسشگران و محققان ، از آن داستان سود مى برند.

49- آيات خدا در كتب آسمانى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 2

2 - سرگذشت حضرت نوح و موسى ( ع ) و پيامبران مبعوث شده در فاصله ميان آنان و تكذيب شدن آنان و هلاكت مكذبان به عذاب استيصال ، آياتى است كه در كتاب هاى آسمانى پيشين نيز آمده بود .

و اتل عليهم نبأ نوح . .. فإن كنت فى شك مما أنزلنا إليك فسئل الذين يقرءون الكتب م

برداشت فوق از ارتباط ميان اين آيه شريفه و مجموعه آيات 71 تا 93 - كه با هم يك بند را تشكيل مى دهند - استفاده مى شود.

50- آيات خدا در مسيحيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 114 - 9

9 - برجاى ماندن نشانه و آيتى الهى در جامعه مسيحيت با نزول مائده آسمانى ، از انگيزه هاى مسيح براى درخواست آن از خداوند

أنزل علينا مائدة من السماء تكون . .. ءاية منك

51- آيات خدا در ولادت يحيى(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 10 - 5

5- ناتوانى زكريا ( ع ) از سخن گفتن با مردم به مدت سه شبانه روز كامل ، نشانه اى الهى بر زمان تحقق يافتن بشارت فرزند بود .

قال ءايتك ألاّ تكلّم الناس ثلث ليال سويًّا

«سويّاً» يا صفت براى «ثلاث ليال» است و يا حال براى فاعل «ألاّ تكلّم» و در هر دو صورت مراد از «سه شب» سه شبانه روز است. آيه چهل و يكم سوره آل عمران شاهد اين معنا است. فعل «ألاّ تكلّم» فعل نفى است و مراد از آن، تكليف زكريا به سكوت نيست، بلكه از صادر نشدن سخنى از زكرياخبر مى دهد.

52- آيات خدا و تعقّل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 266 - 11

11 - بيان آيات الهى ( احكام و معارف دينى ) همراه با تمثيل ، ابزار و زمينه اى براى انديشيدن انسان

كذلك يبيّن اللّه لكم الايات لعلّكم تتفكّرون

53- آيات منسوخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 12

12- « عن أبى عبدالله ( ع ) قال : . . . قد أنزل الله . . . « و من ثمرات النخيل و الأعناب تتّخذون منه سكراً و رزقاً حسناً » فكان المسلمون بذلك ثمّ أنزل الله آية التحريم هذه الأية : « إنما الخمر و الميسر و الأنصاب . . . فاجتنبوه . . . » فهذه آية التحريم ، و هى نسخت الأية الأخرى

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود:. .. به تخقيق خداوند نازل فرمود:... «و من ثمرات النخيل و الأعناب تتّخذون منه سكراً و رزقاً حسناً» پس مسلمان هم به همين گونه ( گرفتن شراب و خوردن آن ) عمل مى كردند; سپس خداوند آيه تحريم شراب را كه اين آيه باشد «إنما الخمر و الميسر و الأنصاب ... فاجتنبوه ...» نازل فرمود ... پس اين آيه تحريم است و اين آيه، آيه ديگر را نسخ كرده است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 102 - 2

2- آيات ناسخ و منسوخ ، همه از جانب پروردگار نازل شده است .

قل نزّله روح القدس من ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 110 - 23

23- « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قوله : « و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها » قال : نسختها « فاصدع بما تؤمر » السورة حجر الأية 94 ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه درباره سخن خدا «و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها» فرمود: اين آيه شريفه، به وسيله آيه 94 از سوره حجر: «فاصدع بما تؤمر» نسخ شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 9 - 17

17 - « عن مسعدة ابن صدقة قال : دخل سفيان الثورى على أبى عبداللّه . . . فأتاه قوم ممّن يظهرون الزهد . . . فقالوا يقول اللّه تبارك و تعالى مخبراً عن قوم من أصحاب النبىّ (صلی الله علیه و آله) « و يؤثرون على أنفسهم و لو كان بهم خصاصة . . . « فمدح فعلهم . . . فقال أبوعبداللّه ( ع ) : . . . أخبرونى . . . ألكم علم بناسخ القرآن و منسوخه . . . فقالوا له أو بعضه و أمّا كلّه فلا فقال لهم . . . فأمّا ما ذكرتم من أخبار اللّه عزّوجلّ إيّانا فى كتابه عن القوم الذين اخبر عنهم بحسن فعالهم فقد كان مباحاً جائزاً و لم يكونوا نهوا عنه و ثوابهم منه على اللّه عزّوجلّ و . . . انّ اللّه جلّ و تقدس أمر بخلاف ما عملوا به فصار أمره ناسخاً لفعلهم . . . هذا ما نطق به الكتاب . . . « والذين إذا أنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواماً » ;

از مسعدة بن صدقه روايت شده است: سفيان ثورى وارد بر امام صادق(ع) شد . .. و جمعى از كسانى كه اظهار زهد مى كردند وارد شدند ... و گفتند: خداى تعالى در حالى كه از قومى از اصحاب پيغمبر خبر مى دهد، مى فرمايد: «ويؤثرون على أنفسهم ...» و فعل آنان را ستوده است ... پس امام صادق(ع) فرمود: آيا شما از ناسخ و منسوخ قرآن آگاهى داريد ... گفتند: بعضى را مى دانيم; ولى همه رانمى دانيم. امام به آنان فرمود: ... آنچه را ياد نموديد كه خداوند در كتاب خود از حسن عمل قومى خبر داده، اين عمل در آن زمان مباح بوده و از آن نهى نشده بود و ثواب آن عمل براى آنان نزد خداوند بوده است; ولى خداوند برخلاف عمل آنان، امر فرموده و امر خدا ناسخ فعل آنان است ... اين است آنچه كتاب خدا به آن سخن گفته: والذين إذا أنفقوا لم يسرفوا...».

54- آيات ناسخ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 102 - 2

2- آيات ناسخ و منسوخ ، همه از جانب پروردگار نازل شده است .

قل نزّله روح القدس من ربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 110 - 23

23- « عن أبى عبدالله ( ع ) فى قوله : « و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها » قال : نسختها « فاصدع بما تؤمر » السورة حجر الأية 94 ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه درباره سخن خدا «و لاتجهر بصلاتك و لاتخافت بها» فرمود: اين آيه شريفه، به وسيله آيه 94 از سوره حجر: «فاصدع بما تؤمر» نسخ شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حشر - 59 - 9 - 17

17 - « عن مسعدة ابن صدقة قال : دخل سفيان الثورى على أبى عبداللّه . . . فأتاه قوم ممّن يظهرون الزهد . . . فقالوا يقول

اللّه تبارك و تعالى مخبراً عن قوم من أصحاب النبىّ (صلی الله علیه و آله) « و يؤثرون على أنفسهم و لو كان بهم خصاصة . . . « فمدح فعلهم . . . فقال أبوعبداللّه ( ع ) : . . . أخبرونى . . . ألكم علم بناسخ القرآن و منسوخه . . . فقالوا له أو بعضه و أمّا كلّه فلا فقال لهم . . . فأمّا ما ذكرتم من أخبار اللّه عزّوجلّ إيّانا فى كتابه عن القوم الذين اخبر عنهم بحسن فعالهم فقد كان مباحاً جائزاً و لم يكونوا نهوا عنه و ثوابهم منه على اللّه عزّوجلّ و . . . انّ اللّه جلّ و تقدس أمر بخلاف ما عملوا به فصار أمره ناسخاً لفعلهم . . . هذا ما نطق به الكتاب . . . « والذين إذا أنفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواماً » ;

از مسعدة بن صدقه روايت شده است: سفيان ثورى وارد بر امام صادق(ع) شد . .. و جمعى از كسانى كه اظهار زهد مى كردند وارد شدند ... و گفتند: خداى تعالى در حالى كه از قومى از اصحاب پيغمبر خبر مى دهد، مى فرمايد: «ويؤثرون على أنفسهم ...» و فعل آنان را ستوده است ... پس امام صادق(ع) فرمود: آيا شما از ناسخ و منسوخ قرآن آگاهى داريد ... گفتند: بعضى را مى دانيم; ولى همه رانمى دانيم. امام به آنان فرمود: ... آنچه را ياد نموديد كه خداوند در كتاب خود از حسن عمل قومى خبر داده، اين عمل در آن زمان مباح بوده و از آن نهى نشده بود و ثواب آن عمل براى آنان نزد خداوند بوده است; ولى خداوند برخلاف عمل آنان، امر فرموده و امر خدا ناسخ فعل آنان است ... اين است آنچه كتاب خدا به آن سخن گفته: والذين إذا أنفقوا لم يسرفوا...».

55- ابتلاى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 17

17 - مرگ، آغاز گرفتارى مشركان و تكذيب كنندگان آيات الهى است.

حتى إذا جاءتهم رسلنا يتوفونهم قالوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 183 - 3

3 - تكذيب كنندگان آيات خداوند گرفتار مكر و كيد او خواهند شد .

إن كيدى متين

56- ابراهيم(ع) هنگام استماع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولئك . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

57- ابزار فهم آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 22 - 6

6 - علم و آگاهى ، داراى نقشى اساسى در شناخت و تشخيص آيات الهى است .

إنّ فى ذلك لأيت للعلمين

موارد ياد شده، براى همه، آيه است. اين كه از بين همه انسان ها، عالمان را ذكر كرده، گوياى حقيقت ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 24 - 7

7 - آيه بودن رخداد هاى طبيعى ، براى كسانى قابل درك است كه قوه عقلانى خويش را به كار مى گيرند .

و من ءايته يريكم البرق . .. و ينزّل من السماء ماء فيحيى به الأرض ... إنّ فى ذلك

58- ابلاغ آيات خدا بر كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 3 - 4

4 - نگرانى براى كافران ، پس از ابلاغ آيات روشن الهى به آنان موردى ندارد .

تلك ءايت الكتب المبين . لعلّك بخع نفسك ألاّيكونوا مؤمنين

59- اتمام حجت با آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 31 - 4

4 - اتمام حجت الهى بر كافران در دنيا ، با تلاوت مداوم آيات وحى بر آنان

أفلم تكن ءايتى تتلى عليكم

60- اجتناب از تكذيب آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 51 - 12

12 - هراس از قيامت، زمينه ساز اجتناب از كفر و تكذيب آيات الهى است.

و أنذر به الذين يخافون أن يحشروا . .. لعلهم يتقون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 35 - 4

4 - ضرورت گوش سپارى به سخنان پيامبران و پرهيز از تكذيب آيات الهى

رسل منكم يقصون عليكم ءايتى فمن اتقى

تقواى مورد نظر در جمله «فمن اتقى»، به قرينه آيه بعد، پرهيز از تكذيب انبيا و آيات الهى است.

61- احكام از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 18 - 1

1 - قوانين و احكام خداوند ، از آيات و نشانه هاى او است .

و يبيّن اللّه لكم الأيت

برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه الف و لام «الأيات» از نوع عهد ذكرى بوده و مقصود از آن، مجموعه آيات حاوى احكام و قوانينى باشد كه تا كنون در اين سوره آمده است; مثل: آيات مربوط به احكام زنا، قذف و. ... گفتنى است جمله «فيها آيات بيّنات» در آغاز سوره تأييد كننده همين برداشت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 58 - 20

20 - احكام و قوانين قرآن ، از آيات و نشانه هاى خداوندى است .

ليستئذنكم الذين ملكت أيمنكم . .. كذلك يبيّن اللّه لكم الأيت

برداشت ياد شده از آن جا است كه خداوند متعال در آيه شريفه، پس از بيان يك سلسله احكام مربوط به روابط فرزندان با والدين خود و نيز روابط خدمت كاران با صاحبان خويش، آنها را «آيات» ناميد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 33

33 - احكام و قوانين قرآن مانند احكام حرجى و . . . ، از آيات و نشانه هاى خداوندى است .

القوعد من النساء . ..فليس عليهن جناح أن يضعن ثبابهنّ ...ليس على الأعمى حرج ... ف

62- احياى زمين از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 33 - 1

1 - پديده حيات و احياى زمينِ مرده ، آيه و نشانه اى بزرگ از خداوند است .

و ءاية لهم الأرض الميتة أحيينها . .. حبًّا

«حَبّ» به معناى انواع دانه ها (چون گندم، جو، برنج و. ..) است. گفتنى است كه نكره آمدن «آية» براى تفخيم مى باشد.

63- ادريس(ع) هنگام استماع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولئك . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

64- ارائه آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 73 - 12

12 - خداوند ، آيات و نشانه هاى قدرت خويش را همواره و به گونه اى روشن براى مردم نمايان مى سازد .

و يريكم ءايته

آيات به معناى نشانه هاست، به نظر مى رسد در آيه فوق - به مناسبت بيان احياى مردگان - مراد از آيات، نشانه ها و دلايل قيامت يا قدرت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 93 - 7،8،9

7 - وعده خداوند به نشان دادن آيات غيرقابل انكار خويش ، به همه حق ستيزان در زمانى نه چندان دور

سيريكم ءايته فتعرفونها

با توجه به اين كه مخاطب آيات پيشين منكران توحيد و معاد بوده اند، ممكن است مخاطب «سيريكم» و «تعرفونها» نيز همان ها باشند.

8 - مرگ هر انسان ، آغاز نمودار گشتن آيات انكارناپذير خدا بر وى

سيريكم ءايته فتعرفونها

با توجه به حرف «سين» در «سيريكم» - كه نشانگر فرارسى نزديك است - و با توجه به ضمير «كم » - كه مى تواند شامل همه انسان ها بشود - احتمال مى رود وعده مزبور ناظر به مرگ انسان ها باشد كه در آن لحظه بسيارى از گفته هاى پيامبران بر آنان مكشوف مى گردد و آنها قادر به انكار آن نيستند. مرگ تنها امرى است كه هم زود فرا مى رسد و هم همگانى است.

9 - وعده خداوند به آشكار ساختن آيات و نشانه هاى جديد خود در طول زمان هابراى هر نسل

سيريكم ءايته فتعرفونها

احتمال مى رود كه عبارت «سيريكم آياته. ..» وعده اى به نسل هاى آينده باشد كه از درك حضور پيامبر(صلی الله علیه و آله) محروم اند; اما خداوند در هر زمان با نشان دادن آياتى جديد، به آنان معرفت مى بخشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 31 - 6

6 - فلسفه فراهم آوردن امكانات حركت كشتى در آب ، ارائه برخى از آيات خدا به بندگان است .

ألم تر أنّ الفلك تجرى فى البحر بنعمت اللّه ليريكم من ءايته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 13 - 1

1 - خداوند آيات و نشانه هاى خود را پيوسته به انسان ها نشان مى دهد .

هو الذى يريكم ءايته

فعل مضارع «يريكم» بر استمرار دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 81 - 1

1 - خداوند ، آيات و نشانه هاى قدرت و ربوبيت بى همتاى خود را به انسان ها نشان داده و شناسانده است .

و يريكم ءايته

65- ارائه آيات خدا بر بنى اسرائيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 33 - 6

6- آيات و معجزات الهى براى بنى اسرائيل ، داراى اهداف گوناگون از جمله امتحان آنان *

و ءاتينهم من الأيت ما فيه بلؤا مبين

تعبير «فيه بلاء»، اين احتمال را مطرح مى سازد كه هر آيه اى صرفاً بُعد آزمايشى نداشته است.

66- ارائه آيات خدا بر فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 56 - 1

1 - خداوند تمامى آيات و دلايل خود را به فرعون نماياند .

و لقد أرينه ءايتنا كلّها

مراد از «آياتنا» آيات و معجزاتى است كه خداوند به موسى(ع) عطا كرده بود و «كلّها» دلالت مى كند كه فرعون تمامى آن معجزات را يكى پس از ديگرى تا پايان عمر خويش، مشاهده كرده بود; ولى آنها را تكذيب كرد و از ايمان آوردن به موسى(ع) امتناع ورزيد.

67- ارائه آيات خدا به آل فرعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 41 - 2

2 - ارائه آيات و معجزات متعدد به آل فرعون

و لقد جاء ءال فرعون النّذر

مراد از انذارها به قرينه آيه بعد، مى تواند معجزات هشداردهنده باشد; نه صرف انذارهاى قولى.

68- ارائه آيات خدا به كافران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 27 - 4

4- سنت خداوند بر هلاكت اقوام كافر ، پس از نماياندن آيات گوناگون به آنان

و لقد أهلكنا . .. و صرّفنا الأيت لعلّهم يرجعون

تذكر به «صرّفنا آيات»، در حقيقت بيانگر اين است كه خداوند تا وقتى كه اتمام حجت نكند و آيات متعدد به كافران ننماياند; ايشان را هلاك نمى كند.

69- ارائه آيات خدا به محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 14،15،18،23،25

14- بردن پيامبر (صلی الله علیه و آله) از مسجدالحرام به مسجدالاقصى در يك شب ، براى نشان دادن برخى از آيات مهم الهى به آن حضرت بود .

أسرى بعبده . .. لنريه من ءايتنا

15- معراج پيامبر (صلی الله علیه و آله) به منظور نماياندن گوشه اى از آيات مهم الهى به آن حضرت

أسرى بعبده . .. لنريه من ءايتنا

در آيه فوق هدف از بردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به معراج، نشان دادن گوشه اى از آيات خداوندى ذكر شده و اين نشانگر آن است كه اين آيات تاكنون بر ايشان و ديگران مخفى و ناشناخته مانده بود و طبعاً بايد از آيات مهم و ويژه الهى باشد.

18- عبوديت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، رمز شايستگى آن حضرت براى مشاهده آيات مهم الهى

أسرى بعبده . .. لنريه من ءايتنا

توصيف پيامبر(صلی الله علیه و آله) به «عبده» از ميان ساير اوصاف، مى تواند بيانگر نقش اين صفت در انتخاب آن حضرت براى معراج باشد; يعنى، چون پيامبر(صلی الله علیه و آله) عبد خاص خدا بود، اين شايستگى را پيدا كرد كه براى ديدن آيات خاص خداوند، به معراج برود.

23- « أبى الربيع قال : . . . تلا أبوجعفر ( ع ) هذه الأية « سبحان الذى أسرى بعبده ليلاً من المسجدالحرام إلى المسجدالأقصى الذى باركناً حوله لنريه من آياتنا » فكان من الأيات التى أراها الله تبارك و تعالى محمداً (صلی الله علیه و آله) حيث أسرى به إلى بيت المقدس ان حشر الله عزّ ذكره الأولين و الأخرين من النّبييّن و المرسلين . . . ;

ابى الربيع گويد:. .. امام باقر(ع) اين آيه را «سبحان الذى أسرى ... آياتنا» تلاوت كرد [و فرمود]: از آياتى كه خداوند - تبارك و تعالى - به حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) هنگامى كه او را به بيت المقدس برده بود نشان داد، آن بود كه خداوند - عزّ ذكره - تمام انبيا و رسولان از اولين و آخرين آنان را (در آن جا) جمع كرد...».

25- « عن جعفربن محمد ( ع ) قال : أتى رجل أميرالمؤمنين ( ع ) . . . فقال له على ( ع ) : . . . إن الله عزّوجلّ يقول فى كتابه « سبحان الذى أسرى بعبده . . . لنريه من آياتنا » فكان من آيات الله عزّوجلّ التى أراها محمداً (صلی الله علیه و آله) انه أتاه جبرئيل ( ع ) فاحتمله من مكة فوافى به بيت المقدس فى ساعة من الليل ثمّ أتاه بالبراق فرفعه إلى السماء ثمّ إلى البيت امعمور . . . ;

از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: مردى خدمت[حضرت]اميرالمؤمنين(ع) رسيد . .. حضرت به او فرمود: ... خداى عزّوجلّ در كتاب خود مى فرمايد: «سبحان الذى أسرى بعبده ... لنريه من آياتنا» يكى از آياتى كه خداى عزّوجلّ به[حضرت]محمد(صلی الله علیه و آله) نشان داد، اين بود كه جبرئيل به نزد آن حضرت آمد و او را از مكه حمل كرده و در پاسى از شب به بيت المقدس رساند. سپس بُراق را براى آن حضرت آورد و او را به سمت آسمان و سپس به بيت المعمور برد...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 18 - 1،3،4

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، شاهد آيات و نشانه هاى برتر الهى در كنار « سدرة المنتهى »

لقد رأى من ءايت ربّه الكبرى

3 - مشاهده آثار بزرگ ربوبى خداوند ، آخرين دستاورد پيامبر (صلی الله علیه و آله) در كنار « سدرة المنتهى »

لقد رأى من ءايت ربّه الكبرى

4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، با عظمت وجودى ، تنها شاهد برخى از آيات الهى در « سدرة المنتهى »

لقد رأى من ءايت ربّه الكبرى

با توجه به آمدن «من» تبعيضيه، مطلب بالا استفاده مى شود.

70- ارزش آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 44 - 40

40 - گرانقدرى آيات الهى و بى ارزشى هر بهايى در قبال آن

و لاتشتروا بايتى ثمناً قليلا

وصف «قليلا» قيد توضيحى است. يعنى هر بهايى كه در قبال آيات الهى قرار گيرد بهايى، اندك و ناچيز است.

71- ارزش ايمان به آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 72 - 8

8 - خداوند علاوه بر تكذيب كنندگان آيات الهى از قوم عاد ، غير مؤمنان ايشان را نيز به هلاكت رساند .

قطعنا دابر الذين كذبوا بايتنا و ما كانوا مؤمنين

72- استفاده از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 118 - 15

15 - تنها اهل يقين ( كسانى كه از عنادورزى و لجاجت پيراسته اند ) ، از آيات الهى بهره مند شده و در پرتو آن ، حقايق و

معارف دينى را در مى يابند .

قد بيّنّا الأيت لقوم يوقنون

چون آيات و نشانه هاى صداقت پيامبر به همگان ارائه شده است، لام در «لقوم» لام انتفاع مى باشد و جمله فوق چنين معنا مى شود: ما آيات و نشانه ها را براى همگان بيان داشته ايم، ولى اهل يقين از آنها بهره مى برند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 126 - 5

5 - آنان كه به تذكارهاى خداوند توجه كرده و از آن غفلت نمى كنند، از آيات الهى بهره مى برند.

قد فصلنا الأيت لقوم يذكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 32 - 17

17 - تنها عالمان از تبيين و تشريح آيات الهى بهره مند مى شوند.

كذلك نفصل الأيت لقوم يعلمون

خطاب كلى «يا بنى آدم» در صدر اين بخش از آيات شاهد بر اين است كه تشريح معارف قرآن براى همگان است، بنابراين نام بردن از خصوص عالمان (لقوم يعلمون) مى تواند بدان جهت باشد كه تنها آنان بهره مند خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 101 - 7

7 - از آيات و نشانه هاى الهى در آسمان ها و زمين و از هشدار هاى پيامبران ، تنها كسانى كه زمينه ايمان دارند ، بهره مند خواهند شد .

قل انظروا ماذا فى السموت و الأرض و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 9 - 12

12 - بندگانى كه همواره در صدد بازگشت به خدايند ، از آيات الهى بهره مى برند .

إنّ فى ذلك لأية لكلّ عبد منيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 20 - 15

15 - مؤمنان و دارندگان روحيه حق پذيرى و ايمان ، بهره مند از آيات و نشانه هاى الهى

و لتكون ءاية للمؤمنين

لام در «للمؤمنين» براى انتفاع است.

73- استكبار با آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 31 - 1،7

1 - كافران در قيامت ، مورد ملامت و سرزنش به خاطر استكبار در برابر آيات الهى

و أمّا الذين كفروا أفلم تكن ءايتى تتلى عليكم فاستكبرتم

7 - روحيه استكبارى كافران در برابر آيات الهى ، معلول عملكرد و جرايم گذشته خود آنان *

فاستكبرتم و كنتم قومًا مجرمين

براساس اين احتمال كه تعبير «و كنتم. ..» در مقام تعليل گرايش كافران به استكبار باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 7 - 1

1 - برخى از مردم اصلاً ، روحيه حق پذيرى ندارند و در صورت تلاوت آيات الهى بر آنان ، مستكبرانه از آن روى برمى گردانند .

و من الناس . .. و إذا تتلى عليه ءايتنا ولّى مستكبرًا

74- استكبار به آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 133 - 10

10 - گناه و تبهكارى فرعونيان ، مايه استكبار آنان در برابر آيات الهى شد .

ءايت مفصلت فاستكبروا و كانوا قوما مجرمين

جمله «كانوا . .. » بيانگر ريشه كبرورزى فرعونيان در برابر آيات الهى است.

75- استماع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 7 - 2

2 - كفر به آيات الهى ، پس از شنود و شهود آن ، دروغ پردازى و گناهى نابخشودنى است .

فبأىّ حديث بعد اللّه و ءايته يؤمنون . ويل لكلّ أفّاك أثيم

برداشت ياد شده با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل و اين نكته است كه «أفّاك أثيم» به كسانى اطلاق شده كه آيات الهى را تصديق نكرده و بدان كفر ورزيده اند. بر اين اساس عدم ايمان به آيات روشن الهى، خود دروغ و گناهى عظيم و نابخشودنى خواهد بود.

76- استهزاگران آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 68 - 9

9 - منافقان استهزاكننده خدا ، پيامبر (صلی الله علیه و آله) و آيات الهى ، مورد استهزاى خداوند

قل أباللّه و ءايته و رسوله كنتم تستهزءون . .. وعد اللّه المنفقين ... نار جهنم خل

به كار رفتن كلمه «وعد» به جاى وعيد و نيز تعبير «هى حسبهم» افاده نوعى استهزا دارد كه مى تواند پاسخ مناسبى به استهزاى منافقان نسبت به خدا و . .. باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 56 - 10

10- منكرانِ پيامبران ، در طول تاريخ ، آيات خداوند و انذار هاى رسولان الهى را به تمسخر و استهزا گرفتند .

و ما نرسل المرسلين . .. واتخذوا ءايتى و ما أُنذروا هزوًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 106 - 4

4- استهزاى آيات و پيامبران الهى ، شيوه كافران و عامل دوزخى شدن و حبط عمل آنان است .

جزاؤهم جهنّم بما كفروا واتخذوا ءايتى و رسلى هزوًا

«هزواً» و «هزءاً» به يك معنا است و مصدرى است كه حمل آن بر «آيات» و «رسل» براى مبالغه است. راغب، آن را «شوخى ناآشكار» و ديگران، آن را «تمسخر» معنا كرده اند.

77- استهزاى آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 231 - 9،10،11

9 - حرمت استهزاى آيات الهى

و لا تتّخذوا ايات اللّه هزواً

10 - رجوع مرد به زن مُطلّقه به قصد آزار ، مسخره گرفتن آيات الهى است .

و لا تمسكوهنّ ضراراً . .. و لا تتّخذوا ايات اللّه هُزُواً

11 - سوءاستفاده از مقررات دين ، استهزاى دين و آيات الهى است .

و لا تمسكوهنّ ضراراً . .. و لا تتخذوا ايات اللّه هُزُواً

تمسّك به قانون حق رجوع - كه به مصلحت انسانها وضع شده -، براى اضرار به همسران، استهزاى آيات و مقررات الهى قلمداد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 -

1،2،6،9،10،11،12،16،17

1 - شركت جستن در مجالسى كه آيات الهى مورد استهزا و انكار قرار گيرد ، حرام است .

و قد نزل عليكم فى الكتب . .. فلاتقعدوا معهم حتّى يخوضوا فى حديث غيره

2 - حرمت نشست در مجالس استهزاى به آيات الهى و كفر به آنها ، حكمى كه قبلا نيز در قرآن بيان شده بود .

و قد نزّل عليكم فى الكتب أن إذا سمعتم . .. و يستهزأُ بها فلاتقعدوا معهم

6 - استهزا كنندگان آيات الهى ، كافرند .

إذا سمعتم ءايت اللّه يكفر بها و يستهزأ بها

ظاهراً جمله «يستهزأ بها» توضيح و تفسير براى جمله «يكفر بها» است، بازگشت ضمير مفرد در «غيره» به اين دو جمله، دلالت بر وحدت كفر و استهزا دارد.

9 - استهزاى يهود و مشركان به آيات الهى و شركت منافقان در جمع آنان

إذا سمعتم ءايت اللّه يكفر بها و يستهزأ بها فلاتقعدوا معهم

ابن عباس در شأن نزول آيه گفته است: منافقان، در مجالسى كه از سوى يهود ترتيب مى يافت و قرآن مورد تمسخر قرار مى گرفت، شركت مى كردند و سدى گفته است: مشركان آنگاه كه با مسلمانان در يك مجلس مى نشستند، قرآن را استهزا مى كردند و به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) دشنام مى دادند.


مجمع البيان، ذيل آيه; الدرالمنثور، ج 2، ص 235.

10 - جواز معاشرت و مجالست با كافران ، آنگاه كه آيات الهى را استهزا نكنند و سخنانشان كفر به آيات الهى نباشد .

فلاتقعدوا معهم حتّى يخوضوا فى حديث غيره

مفهوم جمله «حتى يخوضوا . ..»، جواز معاشرت با شرط ذكر شده است.

11 - لزوم مبارزه منفى با استهزاگران آيات الهى و كفرورزان به آن

إذا سمعتم ءايت اللّه يكفر بها و يستهزأ بها فلاتقعدوا معهم حتّى

12 - شركت كنندگان در مجالس كفر و استهزاى به آيات الهى ، همسانِ با كافرانِ استهزاگر

يكفر بها . .. فلاتقعدوا معهم حتّى يخوضوا فى حديث غيره إنّكم إذاً مثلهم

16 - يكسانى سرنوشت شوم كافران و منافقان و شركت كنندگان در مجالس كفر و گناه و استهزا به آيات الهى

انكم اذاً مثلهم إنّ اللّه جامع المنفقين . .. جميعاً

17 - مسلمان شركت كننده در مجالس كفر و استهزاى به آيات الهى منافق است .

فلاتقعدوا معهم حتّى يخوضوا فى حديث غيره إنّكم إذاً مثلهم . .. جميعاً

جمله «ان اللّه . ..»، پس از بيان حرمت مجالست با استهزا كنندگان، دلالت مى كند كه مراد از منافقان، همان مسلمانانى هستند كه در آن مجالس شركت مى كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 8،9،12

8 - تمسخر حق (قرآن) و آيات الهى، شيوه كافران مكه بوده است.

فسوف تأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

مفاد جمله «كانوا به يستهزءون» ماضى استمرارى است و بيانگر تداوم استهزا از سوى كافران عصر نزول اين سوره است.

9 - رويگردانى، تكذيب و تمسخر، مراحل مبارزه و رويارويى كافران با آيات الهى و قرآن*

ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين. فقد كذّبوا بالحق ... ما كانوا به ي

12 - تكذيب آيات الهى با تمسخر و استهزا از شيوه هاى كافران

فقد كذبوا بالحق لمّا جاءهم فسوف تأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 56 - 11

11- تمسخر و استهزاى آيات الهى و انذار هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله) از روش هاى جدال باطل بوده است .

و يجدل الذين كفروا بالبطل ليدحضوا به الحقّ واتخذوا ءايتى و ما أُنذروا هزوًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 106 - 5

5- كفر به آيات و رسولان الهى ، در حقيقت ، ريش خند كردن و تمسخر آنها است .

بما كفروا واتخذوا ءايتى و رسلى هزوًا

تمسخر آيات و رسل از سوى كافران، به دو گونه تصور مى شود: 1- تمسخر با زبان و قلم و مانند اين ها 2- تمسخرى كه از عمل و برخورد كلّى با پيامبران و آيات الهى انتزاع مى شود. به عبارت ديگر، ممكن است كه كسى، هيچ تمسخر لفظى نسبت به آيات و رسولان ابراز نكند، ولى نحوه برخورد او با آن ها، به گونه اى باشد كه گويا هيچ حقيقتى براى آنان قائل نبوده و آن ها را در بينش خود صرفاً، مسخره بپندارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 10 - 1

1 - فرجام حتمى بدكاران ، تكذيب و تمسخر آيات خداوند است .

ثمّ كان عقبة الذين أسئوا السوأى أن كذّبوا بأيت اللّه و كانوا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «عاقبة» خبر مقدم «كان»، و «السوأى» مفعول مطلقِ «أسائوا» و «أن كذّبوا» اسم مؤخر فعل «كان» باشد. بنابراين، جمله، چنين مى شود: «ثمّ كان التكذيبُ عاقبةَ الذين أساؤوا». لازم به ذكر است كه آورده شدن جمله با فعل ماضى «كان»، دلالت بر حتميّت آن مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 35 - 1

1 - استهزاى آيات الهى ، شيوه كافران مستكبر و دنيامحور

فاستكبرتم . .. اتّخذتم ءايت اللّه هزوًا

از اين كه به جاى «استهزأتم» و يا تعابير مشابه ديگر، گفته شده «اتّخدتم آيات اللّه هزواً»، مى توان به مطلب بالا راه برد.

78- استهزاى معرضان از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 7 - 12

12 - لهوگرايانِ رويگردان از آيات خداوند ، مورد استهزاى خداوندند .

فبشّره بعذاب أليم

كاربرد «بشارت» - كه در خبر خوش حال كننده استعمال مى شود - براى «عذاب» به منظور استهزا و تمسخر است.

79- اسحاق(ع) هنگام استماع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولئك . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

80- اسراف معرضان از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 127 - 2

2 - روى گردانان از آيات خداوند و رهنمود هاى او ، مصداق كامل و بارز اسراف كاران اند .

و من أعرض عن ذكرى . .. و كذلك نجزى من أسرف

چنانچه «كذلك نجزى. ..» عطف به آيه قبل و ادامه گفت وگوى خداوند با غافلان از ياد خدا باشد، «من أسرف» عنوان ديگرى براى غافلان خواهد بود.

81- اسماعيل(ع) هنگام استماع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولئك . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

82- اعراض از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 4 - 1،2،4

1 - رويگردانى از هر آيت خداوند، شيوه كافران عصر بعثت

و ما تأتيهم من ءاية من ءايت ربهم إلا كانوا عنها معرضين

2 - رويگردانى از آيات خداوند و بى توجهى به آن كفر است.

ثم الذين كفروا . .. و ما تأتيهم من ءاية من ءايت ربهم إلا كانوا عنها معرضين

اين آيه بيانگر ويژگيهاى فكرى و روحى كافران است كه در آيه اول مطرح شد. از اين رو مى تواند بيان ويژگيهايى باشد كه در مجموع موجب اطلاق «كافر» بر آنان شده است، نه بيان حالات آنان پس از كفر.

4 - برخى از كافران در برابر آيات و معجزات، در عين اتمام حجت خداوند بر آنان، سرسختى نشان داده و لجاجت مىورزند.

و ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين

آمدن آيات و معجزات متعدد، گوياى قطع عذر و اتمام حجت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 6،7،9

6 - رويگردانى از آيات خداوند، تكذيب حق است.

إلا كانوا عنها معرضين. فقد كذّبوا بالحق

7 - رودررويى با حق و تكذيب آن، زمينه رويگردانى از آيات الهى

و ما تأتيهم . .. إلا كانوا عنها معرضين. فقد كذّبوا بالحق

«فاء» در «فقد كذبوا» مى تواند سببيه باشد، بر اين مبنا جمله «فقد كذبوا . .. » بيانگر سبب و زمينه اعراض مذكور در آيه قبل است.

9 - رويگردانى، تكذيب و تمسخر، مراحل مبارزه و رويارويى كافران با آيات الهى و قرآن*

ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين. فقد كذّبوا بالحق ... ما كانوا به ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 81 - 2

2- اصحاب حجر ( قوم ثمود ) ، از معجزات و آيات الهى روى برتافته و بر كفر خويش اصرار ورزيدند .

و ءاتينهم ءايتنا فكانوا عنها معرضين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 72 - 12

12- ناديده گرفتن آثار وجود خداوند در مظاهر هستى ، كفران و ناسپاسى نعمت هاى اوست .

و الله جعل لكم . .. بنعمت الله هم يكفرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 61 - 7

7 - منكران آيات خدا و كافران به خدا ، تحت تأثير عوامل بيرونى و منفعلانه ، از خدا و آيات او ، روى گرداندند و نه با منطق و برهان

و لئن سألتهم من خلق . .. و سخّر ... ليقولنّ اللّه فأنّى يؤفكون

مجهول آورده شدن فعل «يؤفكون» دلالت بر اين مى كند كه مشركان و منكران آيات خدا و مؤمنان به باطل، تحت تأثير القائات بيرونى، چنين روى كردى را پيدا كرده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 63 - 15

15 - نينديشيدن مشركان در آيات و دلايل وحدانيت خداوند ، باعث انحراف آنان از حق است .

ليقولنّ اللّه فأنّى يؤفكون . .. و لئن سألتهم من نزّل من السماء ماء فأحيا به الأر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 7 - 1

1 - برخى از مردم اصلاً ، روحيه حق پذيرى ندارند و در صورت تلاوت آيات الهى بر آنان ، مستكبرانه از آن روى برمى گردانند .

و من الناس . .. و إذا تتلى عليه ءايتنا ولّى مستكبرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 11 - 11

11 - چشم بستن بر مظاهر يك تايى خدا در هستى ، ظلم و گمراهى آشكار است .

هذا خلق اللّه . .. بل الظلمون فى ضلل مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 20 - 19

19 - چشم بستن بر مظاهر وجود خدا و پرداختن به جدال هاى جاهلانه درباره او ، كفرانِ نعمت است .

ألم تروا أنّ اللّه . .. و أسبغ عليكم نعمه ... و من الناس من يجدل فى اللّه بغير

ذكر «و من الناس. ..» پس از بيان آيات خداوند - كه از جمله آنها وُفورِ نعمت بود - مى تواند اشاره به نكته مذكور باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 22 - 1،2

1 - روى بر تافتن از آيات پروردگار ، با توجه به الهى بودن آن ، ظالمانه ترين عمل ها است .

و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه ثمّ أعرض عنها

2 - ظالم ترين مردم ، كسانى اند كه پس از توجه به آيات خدا ، از آن روى بگردانند .

و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه ثمّ أعرض عنها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 23 - 1

1 - روى گردانى كامل وليدبن مغيره ، از آيات الهى و دعوت پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

ثمّ أدبر و استكبر

«إدبار» (مصدر «أدبر») به معناى پشت كردن است و مقصود از آن اعراض و روى گردانى كامل است.

83- اعراض از مغالطه گران در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 2،3

2 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) موظف به اجتناب از بحث و جدال و درگير شدن با مغالطه گران و شبهه افكنان در آيات قرآن و ديگر آيات الهى

و إذا رأيت الذين يخوضون فى ءايتنا فأعرض عنهم

3 - پرهيز از بحث و مجادله با ياوه گويان و مغالطه گران در مورد دين و آيات الهى، وظيفه مؤمنان است.

و إذا رأيت الذين يخوضون فى ءايتنا فأعرض عنهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 69 - 5

5 - فلسفه تحريم همنشينى با ياوه گويان مغالطه گر در آيات الهى، بازداشتن آنها از اين عمل ناپسند است.

فلاتقعد بعد الذكرى . ..و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى لعلهم يت

84- افساد مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 103 - 14

14 - تكذيب كنندگان آيات الهى و منكران رسالت انبيا ، از مفسدان و در معرض فرجامى شوم هستند .

فظلموا بها فانظر كيف كان عقبة المفسدين

به كارگيرى عنوان «مفسدين» براى فرعون و اشرافيان دربارش مى تواند به اين سبب باشد كه آنان آيات الهى را تكذيب كردند و رسالت موسى(ع) را نپذيرفتند. همچنين مى تواند براى تبيين ريشه تكذيب آيات الهى و انكار رسالت از سوى آنان باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

85- اقرار مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 85 - 2

2 - حتميت يافتن مجازات الهى درباره تكذيب كنندگان آيات او ، پس از متقاعد شدن آنان نسبت به مجرم بودن خويش

أكذّبتم بايتى . .. و وقع القول عليهم

برخى از مفسران كلمه «وقع» را به معناى «حَقَّ» (قطعيت يافت) گرفته اند. گفتنى است كه واژه «القول» - چنان كه پيش از اين نيز گفته شد - كنايه از عذاب است.

86- اقوام انبيا و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 95 - 1،3

1 - اقوام پيامبران پيشين ، آيات و نشانه هاى الهى را تكذيب كردند .

و لاتكونن من الذين كذبوا بأيت اللّه

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه هاى قبل مى توان گفت كه مراد از « الذين كذبوا بأيت اللّه» اقوام پيامبران گذشته است.

3 - اقوام پيامبران گذشته ، با تكذيب آيات و نشانه هاى الهى ، سرمايه سعادت خويش را از كف دادند .

و لاتكونن من الذين كذبوا بأيت اللّه فتكون من الخسرين

87- القاى شبهه در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 1

1 - برخى مشركان و مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) با ياوه گويى در صدد مغالطه و ايجاد شبهه در مورد آيات قرآن و ديگر آيات الهى بودند.

و إذا رأيت الذين يخوضون فى ءايتنا

طبرسى (ره) درباره معنى خوض مى گويد: «الخوض التخليط فى المفاوضة على سبيل اللعب و العبث و ترك التفهم و التبيين». يعنى خوض خلط كردن در گفتگو براى بازى و بيهوده گويى است، نه براى فهم و روشن شدن حقيقت.

88- امت ها و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 60 - 6

6- اعلام يكسان بودن رفتار امت ها در برخورد با آيات الهى و تعميم عكس العمل پيشينيان به نسل هاى بعد ، برخواسته از اشراف و احاطه خداوند به همه انسانهاست .

و ما منعنا أن نرسل بالأيت إلاّ أن كذّب بها الأوّلون . .. إن ربّك أحاط بالناس

خداوند، رفتار معجزه طلبان پيشين با معجزه خواهان بعدى را يكسان تلقى كرده و برخورد خود را به همه آنها تعميم داده است و اين آيه، در مقام تعليل آن مى فرمايد: «پروردگار به مردم احاطه دارد».

89- امتحان با آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 33 - 1

1- ارائه آيات و معجزات از سوى خداوند به بنى اسرائيل ، دربردارنده آزمونى آشكار و انكارناپذير براى ايشان

و ءاتينهم من الأيت ما فيه بلؤا مبين

90- انبيا از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 15 - 18

18 - پيامبران و رسولان ، از آيات الهى اند .

إذ جاءتهم الرسل . .. و كانوا بأيتنا يجحدون

91- انبيا هنگام استماع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 15

15- پيامبران و هدايت يافتگان برگزيده ، به هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتند و مى گريند .

من النبيّن . .. و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و

92- انتقام از مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 22 - 4،6

4 - خداوند ، از مجرمان منكر آيات الهى قطعاً انتقام خواهد گرفت .

ذكّر بأيت ربّه ثمّ أعرض عنها إنّا من المجرمين منتقمون

6 - عذاب بزرگ اخروى ، همان انتقام الهى از مجرمان تكذيب كننده آيات خدا است .

ذوقوا عذاب النار الذى كنتم به تكذّبون . .. العذاب الأكبر ... إنّا من المجرمين من

93- اندوه مكذّبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 49 - 2

2 - ترس و اندوه، عذاب دنيوى تكذيب كنندگان آيات الهى

فمن ءامن و أصلح فلاخوف عليهم و لاهم يحزنون. و الذين كذبوا بأيتنا يمسهم العذاب

مطرح شدن عذاب براى تكذيب كنندگان، پس از نفى ترس و اندوه براى مؤمنان، اشاره به اين است كه عذاب دنيوى تكذيب كنندگان همان ترس و اندوه دنيوى آنان است.

94- انذار معرضان از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 13 - 1

1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور بيم دادن به كسانى كه آيات روشن توحيد و ربوبيت خداوند را نپذيرفته ، از آن اعراض مى كنند .

فإن أعرضوا فقل أنذرتكم

آيات پيشين - كه بيانگر دلايل توحيد و ربوبيت يگانه خداوند بود - قرينه بر اين است كه متعلق «أعرضوا» دلايل روشن توحيد و ربوبيت مى باشد.

95- انكار آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 52 - 7

7 - انكار آيات الهى ، بارزترين گناه فرعونيان و كافران قبل از آنها

كفروا بايت اللّه فأخذهم اللّه بذنوبهم

مراد از «ذنوبهم» گناهانى است كه كفر به آيات، بخشى از آن گناهان است، و گرنه به جاى «بذنوبهم» مى فرمود «بكفرهم». بنابراين ذكر بخصوص انكار آيات دلالت بر اين دارد كه انكار آيات از بارزترين گناهان آنان بوده است.

96- انگور از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 8

8- در فرآورده هاى خرما و انگور براى خردورزان ، آيت و نشانه اى از قدرت و ربوبيت خداوند است .

و من ثمرت النخيل و الأعنب تتّخذون منه سكرًا و رزقًا حسنًا إن فى ذلك لأية لقوم ي

97- اهل بصيرت و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 46 - 7

7 - ساحران هماورد موسى ( ع ) ، فاقد روحيه تسليم ناپذيرى اشراف و درباريان فرعون و برخوردار از فطرت حق پذيرى

فألقى عصاه . .. قال للملإ حوله إنّ هذا لسحر عليم... فألقى موسى عصاه ... فأُلقى

با اين كه فرعون و نزديكان وى، نيز شاهد بلعيده شدن ابزار سحر ساحران توسط معجزه موسى بودند; اما تنها ساحران به سجده درافتادند و اين حكايت از مطلب ياد شده دارد.

98- اهل يقين و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 20 - 1،2

1 - وجود نشانه هاى فراوان و مهم الهى در زمين براى اهل يقين

و فى الأرض ءايت للموقنين

جمع و نكره آمدن «آيات»، دلالت بر فراوانى و عظمت آن دارد.

2 - حق باوران اهل يقين ، توانا به درك پيام هاى بايسته آيات الهى در زمين

و فى الأرض ءايت للموقنين

99- اهميت آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 126 - 6

6 - كسانى كه آيات الهى و معارف آن را فراگرفته و آن را به فراموشى نسپرده و غفلت نمى كنند، نزد خداوند ارجمندند.

قد فصلنا الأيت لقوم يذكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 33 - 2

2- انتخاب بنى اسرائيل از ميان ملت هاى عصر خويش ، براى دريافت آيات الهى و زمينه آزمون بود .

و لقد اخترنهم . ..و ءاتينهم من الأيت

از ارتباط «و آتيناهم» با «اخترناهم»، مى توان استفاده كرد كه «آتيناهم» تفسير و توضيح و تبيين «اخترناهم» است; يعنى، اين اختيار و انتخاب، ريشه نژادى و نسلى ندارد; بلكه فلسفه فرهنگى و علمى دارد.

100- اهميت تعقل در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 35 - 6

6 - تأمّل در حوادث و تحولات ، امرى شايسته و لازم است .

و لقد تركنا منها ءاية بيّنة لقوم يعقلون

101- اهميت تلاوت آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 2 - 6

6 - تلاوت آيات الهى ، تزكيه نفوس و تعليم كتاب و حكمت ، اصول و محور هاى برنامه رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) در هدايت خلق

يتلوا عليهم ءايته و يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة

102- اهميت توجه به آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مزمل - 73 - 4 - 6

6 - لزوم توجه به معانى و مفاهيم آيات قرآن به هنگام قرائت

و رتّل القرءان ترتيلاً

برداشت ياد شده با توجه به اين حقيقت است كه قرائت قرآن با تأنّى و شمرده شمرده، در پى دارنده تفكّر و تأمّل در معانى و مفاهيم آيات آن است و شايد مقصود آيه شريفه، بيان اين حقيقت باشد.

103- اهميت درك آيات آفاقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 4 - 4

4 - ره يابى به آيات نهفته در مسأله حيات و شعور ، پيچيده تر از شناخت نشانه هاى الهى در آسمان ها و زمين

إنّ فى السموت . .. و فى خلقكم و ... ءايت لقوم يوقنون

از اين كه موجودات زنده، شعورمند و حسّاس، پس از آسمان ها و زمين ياد شده و انديشه در آن زمينه «يقين» معرفى گرديده است، ژرفاى مسأله حيات و شعور استفاده مى شود.

104- اهميت درك آيات انفسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 4 - 4

4 - ره يابى به آيات نهفته در مسأله حيات و شعور ، پيچيده تر از شناخت نشانه هاى الهى در آسمان ها و زمين

إنّ فى السموت . .. و فى خلقكم و ... ءايت لقوم يوقنون

از اين كه موجودات زنده، شعورمند و حسّاس، پس از آسمان ها و زمين ياد شده و انديشه در آن زمينه «يقين» معرفى گرديده است، ژرفاى مسأله حيات و شعور استفاده مى شود.

105- اهميت ذكر آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 127 - 1

1 - هدايت يافتگان و يادكنندگان آيات و معارف الهى از جايگاهى آكنده از آرامش در نزد خداوند برخوردارند.

فمن يرد الله أن يهديه . .. قد فصلنا الأيت لقوم يذكرون. لهم دارالسلم عند ربهم

106- اهميت مطالعه آيات انفسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 21 - 2

2 - آيات الهى در وجود انسان ، داراى اهميتى ويژه و شايان مطالعه عميق

و فى الأرض ءايت . .. و فى أنفسكم أفلاتبصرون

از اختصاص به ذكر يافتن «أنفسكم» در قبال همه مظاهر هستى، اهميت آن و از تعبير «أفلاتبصرون» لزوم مطالعه ژرف برداشت مى شود.

107- اهميت يقين به آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 24 - 7

7 - برخوردارى از روحيه صبر و بردبارى و نيز يقين به آيات الهى ، از شرايط رهبرى و امامت دينى است .

و جعلنا منهم أئمّة . .. لمّا صبروا و كانوا بأيتنا يوقنون

«لمّا» زمانى است و دلالت مى كند بر اين كه برگزيدگان بنى اسراييل، زمانى كه به مقام صبر و يقين رسيدند، به پيشوايى انتخاب شدند و اين، نشان مى دهد كه رهبران دينى بايد چنين مقامى را براى خود تحصيل كنند و يا واجد آن دو باشند.

108- ايام الله و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 14

14- ايام الله و رويداد هاى آن ، دربردارنده نشانه ها و آيات الهى براى مردمان صبرپيشه و شكرگزار

إن فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

مشاراليه «ذلك»، «ذكر» و متعلق «ذكر»، «أيام الله» است و اين حكايت از آن دارد كه «أيام الله» حاوى آيات خداوندى است.

109- ايمان به آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 108 - 11

11 - ايمان به آيات الهى و احكام دين ، طريق درست و راه اعتدال است .

و من يتبدل الكفر بالإيمن فقد ضل سواء السبيل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 8،10،12

8 - پذيرش آيات خداوند، زمينه تعلق مشيت وى بر هدايت انسان به راه مستقيم

و الذين كذبوا بأيتنا . .. يجعله على صرط مستقيم

10 - ايمان به آيات الهى، نشانه سلامت درك و انديشه

و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظلمت . .. يجعله على صرط مستقيم

12 - ايمان به آيات الهى، صراط مستقيم است.

و الذين كذبوا . .. من يشإاللّه يضللّه و من يشأ يجعله على صرط مستقيم

برداشت فوق از قرينه مقابله استفاده شده است. يعنى وقتى تكذيب آيات خداوند گمراه ساختن باشد، نقطه مقابل آن - كه ايمان به آيات است - صراط مستقيم خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 104 - 10

10 - ايمان به آيات الهى بينايى و كفر به آن كورى است.

قد جاءكم بصائر من ربكم فمن أبصر فلنفسه و من عمى فعليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 110 - 5

5 - ايمان به رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيات خداوند منوط به برخوردارى انسان از قلب وبينش سالم است.

و نقلب أفئدتهم . .. كما لم يؤمنوا به أول مرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 118 - 8،9

8 - التزام عملى به احكام خداوند، نشانه ايمان به آيات اوست.

فكلوا . .. إن كنتم بأيته مؤمنين

9 - ايمان به آيات خداوند زمينه التزام عملى به احكام ابلاغ شده از جانب اوست.

فكلوا . .. إن كنتم بأيته مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 124 - 1

1 - مجرمان سردمدار مكه از ايمان به رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيات خدا به بهانه هاى واهى سر باز مى زدند.

أكبر مجرميها . .. قالوا لن نؤمن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 15

15 - ايمان به آيات الهى، على رغم سابقه اعراض و تكذيب، موجب رهايى از عذاب الهى خواهد شد.

سنجزى الذين يصدفون . .. بما كانوا يصدفون

«با» در «بما كانوا . .. » سببيه و «ما» مصدريه است. آمدن «كان» و مانند آن قبل از فعل مضارع دلالت بر استمرار معناى آن فعل دارد. لذا «سنجزى ... بما كانوا يصدفون» يعنى «آنان را به سبب اعراض مستمرشان به عذاب سوء كيفر مى دهيم». بنابراين اگر كسانى پس از مدتى سرپيچى، آيات الهى را تصديق كردند به عذاب گرفتار نخواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 10 - 9،12

9 - ايمان به آيات خداوند و پيروى از قوانين دين، شكرگزارى نعمتهاى الهى است.

اتبعوا ما أنزل إليكم . .. قليلا ما تشكرون

12 - باور به خدادادى بودن امكانات زمين و اسباب معيشت، زمينه ساز ايمان به آيات الهى و پيروى از انبياست.

و لقد مكنكم فى الأرض و جعلنا لكم فيها معيش

چون بيان نعمتهاى ياد شده و تذكر به خدادادى بودن آنها، پس از فرمان دادن به تبعيت از قرآن (اتبعوا . ..) و پيروى از رسولان الهى (فلنسئلن الذين أرسل اليهم) ايراد شده، اشاره به اين حقيقت دارد كه انسانها در صورت توجه به نعمتها و باور به خدادادى بودن آنها، از انبيا پيروى كرده و به آيات خدا ايمان مى آورند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 18

18 - ايمان به خداوند و آيات او مانع ولايت و حاكميت شياطين بر انسان

إنا جعلنا . .. للذين لا يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 72 - 2

2 - گروهى از قوم هود رسالت وى را پذيرفتند و آيات الهى را تصديق كردند و به يگانگى خداوند ايمان آوردند .

و الذين معه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 126 - 2،3،4،6

2 - ايمان ساحران به آيات الهى تنها انگيزه فرعون بر شكنجه و مجازات آنان

إن هذا لمكر مكرتموه فى المدينة لتخرجوا . .. و ما تنقم منا إلا أن ءامنا بايت ربنا

نقمت «مصدر تنقم» به معناى عقوبت كردن و كراهت داشتن است و «أن ءامنا» مفعولٌ له براى «تنقم» مى باشد. تقدير جمله چنين است: و ما تنقم منا لشىء إلا لايماننا. يعنى اى فرعون تنها چيزى كه تو را بر عقوبت ما واداشته ايمان ماست، نه اينكه ما را توطئه گر و امثال آن بدانى. به عبارت ديگر يعنى تو خود مى دانى كه اتهامهايت واقعيت ندارد.

3 - ساحران گرويده به موسى ( ع ) ، برخوردار از ايمانى راسخ به آيات خداوند

و ما تنقم منا إلا أن ءامنا بايت ربنا

4 - ساحران گرويده به موسى ( ع ) به مجرد آگاهى به آيات الهى ، آنها را باور كردند و بدآنهاايمان آوردند .

ءامنا بايت ربنا لما جاءتنا

برداشت فوق با توجه به كلمه «لما» استفاده شده است.

6 - ساحران مؤمن به موسى ( ع ) ، در ايمان خويش متكى به آيات و براهينى متعدد بودند .

أن ءامنا بايت ربنا لما جاءتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 147 - 2

2 - تصديق آيات الهى و ايمان به روز قيامت از شرايط ارزشمندى اعمال نيك در پيشگاه خداوند است .

و الذين كذبوا بايتنا و لقاء الأخرة حبطت أعملهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 14،15،19

14 - برخوردار شدن از رحمت خاص الهى در گرو ايمان به تمامى آيات خداست .

فسأكتبها للذين يتقون . .. و الذين هم بايتنا يؤمنون

15 - خداوند نويدبخش موسى ( ع ) به استجابت دعايش براى سعادت بنى اسرائيل در دنيا و آخرت ، به شرط رعايت تقوا ، پرداخت زكات و ايمان به همه آيات الهى

فسأكتبها للذين يتقون و يؤتون الزكوة و الذين هم بايتنا يؤمنون

19 - تقواپيشگى ، پرداخت زكات و ايمان به آيات الهى ، شرط برخوردار شدن همراهان موسى در ميعادگاه مناجات ، از مغفرت و رحمت خاص الهى بود .

فاغفرلنا و ارحمنا و أنت خير الغفرين . .. فسأكتبها للذين يتقون

جمله «فسأكتبها . .. » پاسخى است به درخواستهاى موسى(ع) و از جمله آنهاست تقاضاى رحمت و مغفرت براى همراهان خويش در ميعادگاه مناجات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 157 - 3

3 - پيروى از رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) ، نمود ايمان به آيات الهى است .

الذين هم بايتنا يؤمنون. الذين يتبعون الرسول

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 4

4 - جنيان همانند انسان ها مكلف به تصديق آيات الهى و انجام فرمان هاى او هستند .

و لقد ذرأنا لجهنم كثيراً من الجن و الإنس

با توجه به آيه قبل معلوم مى شود جنيانى به دوزخ خواهند رفت كه آيات الهى را تكذيب كنند. بنابراين آنها موجوداتى هستند مكلف به تكاليف الهى و از جمله تكاليف آنها ايمان آوردن به آيات الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 41 - 11

11 - آزمودن مسلمانان در ادعاى ايمانشان به خدا و آيات او منشايى براى تشريع دستور خمس

و اعلموا أنما غنمتم

برداشت فوق ناظر بر اين اساس است كه جمله «و اللّه على كل شىء قدير» ناظر به لزوم پرداخت خمس باشد. يعنى اين

فرمان نه از آن روست كه خداوند نيازمند اموال شماست و بر رفع نياز بينوايان توانا نيست، بلكه هدف از اين فرمان اولا تمايز مؤمنان راستين از غير ايشان است و ثانيا اين است كه نياز نيازمندان هر جامعه توسط همان جامعه تأمين شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 55 - 1،4

1 - حق ناپذيرى و پافشارى بر كفر ، موجب از ميان رفتن توفيق آدمى براى ايمان به آيات الهى است .

الذين كفروا فهم لايؤمنون

با توجه به فعل مضارع «لايؤمنون» كه دلالت بر استمرار دارد، جلمه «هم لايؤمنون» به اين معناست كه آنان ايمان نخواهند آورد. و چون اين جمله به وسيله «فاء» بر جمله «كفروا» عطف شده، دلالت مى كند كه سلب توفيق ايمان از آنها بر اثر كفرورزى بوده است.

4 - ايمان به آيات الهى ، نشان انسانيت انسان و ملاك ارجمندى او در پيشگاه خداوند

إن شر الدواب عنداللّه الذين كفروا فهم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 69 - 1،2

1 - ايمان به آيات الهى و تسليم محض بودن در برابر خداوند ، دو ويژگى بارز بندگان خاص خداوند است .

يعباد . .. الذين ءامنوا بايتنا و كانوا مسلمين

2 - ايمان به آيات الهى و تسليم بودن در برابر خداوند ، حقيقت عبوديت و بندگى است .

يعباد . .. الذين ءامنوا بايتنا و كانوا مسلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 70 - 1

1 - راه يابى به بهشت ، فرجام نيك ايمان به آيات الهى و تسليم بودن در برابر حق

الذين ءامنوا بايتنا و كانوا مسلمين . ادخلوا الجنّة أنتم و أزوجكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 31 - 2

2 - پرهيز از طغيان گرى ، ترس از حسابرسى اعمال و پذيرش آيات الهى ، مصداق تقواپيشگى است .

للطّ-غين . .. إنّهم كانوا لايرجون حسابًا . و كذّبوا بايتنا ... إنّ للمتّقين مف

از تقابل بين متقين و طغيان گران، دانسته مى شود كه منزّه بودن از صفات طغيان گران، تقواپيشگى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 17 - 4

4 - ايمان به آيات الهى ، سفارش يكديگر به استقامت در تكاليف دشوار و اظهار محبت به بردگان ، يتيمان و تنگدستان ، قدردانى از نعمت هاى بينايى ، گويايى و هدايت است .

ألم نجعل له عينين . و لسانًا و شفتين . و هدينه النجدين ... ثمّ كان من الذين ءام

«الذين آمنوا» گرچه مطلق است; ولى مصداق بارز آنها - به قرينه «و الذين كفروا بآياتنا» در آيات بعد - مؤمنان به آيات

الهى است و آيات پيشين - كه بعضى از تكاليف را «عقبة» ناميده بود - قرينه بر مراد از «صبر» است و سياق آيات نشان مى دهد كه مراد از «مرحمة»، ترّحم بر «رقبة»، «يتيم» و «مسكين» است. ارتباط اين آيات با آيه هاى پيشين - كه نعمت هاى الهى را برشمرده - گوياى برداشت ياد شده است; زيرا «بينايى و بصيرت»، زمينه ساز «ايمان» و «داشتن زبان و لب»، زمينه ساز توصيه است.

110- باران از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 13 - 7

7 - نزول مدام رزق ( باران ) از آسمان ، از آيات و نشانه هاى روشن خداوند

هو الذى يريكم ءايته و ينزّل لكم من السّماء رزقًا

يادآورى نزول باران از سوى خداوند - پس از يادآورى ارائه آيات الهى به بشر - از باب ذكر خاص پس از عام و بيانگر مصداق روشن آن آيات است.

111- بارش باران از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 11 - 8

8- بارش آب باران از آسمان ، جهت حيات گياهان از آيات الهى است .

هو الذى أنزل من السّماء ماء . .. إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون

ممكن است مشاراليه «ذلك» عبارت «أنزل . .. ماء» در آيه قبل باشد.

112- بازى با آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 2 - 2

2- برخورد ناشايست و بازى گرانه مشركان با آيات الهى ، نشانگر اوج غفلت و بى خبرى آنان است .

و هم فى غفلة معرضون . مايأتيهم من ذكر من ربّهم

جمله «مايأتيهم من ذكر. ..» يا بيان براى جمله پيشين است و يا در حكم تعليل براى آن. در هر صورت بيانگر چگونگى و چرايى غفلت و بى خبرى عميق مشركان است.

113- برخورد با آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 1

1 - روش كافران مكه در برخورد با آيات الهى همسان با روش فرعونيان و كافران پيش از آنها

كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم

114- برخورد با مغالطه گران در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 6،16

6 - لزوم سوق دادن ياوه گويان و مغالطه گران درباره قرآن و آيات الهى به بحثهاى ديگر

الذين يخوضون . .. فأعرض عنهم حتى يخوضوا فى حديث غيره

16 - دستور بى اعتنايى به مغالطه گران درباره آيات، در معرض فراموشى از سوى مسلمانان صدر اسلام

و إما ينسينك الشيطن فلاتقعد بعد الذكرى

115- برگزيدگان خدا هنگام استماع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 15

15- پيامبران و هدايت يافتگان برگزيده ، به هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتند و مى گريند .

من النبيّن . .. و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و

116- برهان در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 8

8 - معارف دينى و آيات الهى ، مبتنى بر دليل و برهان

الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 3

3 - آيات الهى و معارف قرآنى ، مبتنى بر دليل و برهان است .

الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيهم

117- بشارت ظهور آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 53 - 4

4 - نويد خداوند به ظهور همواره و تدريجى اسرار نوين علمى و آيات الهى براى نسل هاى بشر

سنريهم ءايتنا فى الأفاق . .. أنّه الحقّ

برداشت ياد شده در صورتى است كه آيات قرآن را در زمينه مسائل اعتقادى و ايمانى، محدود به زمان عصر نزول ندانيم. در اين صورت آيه شريفه در هر زمان، به مخاطبان عصر خويش نويد بروز آيات جديدى را مى دهد.

118- بندگان خدا و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 1

1 - بندگان خالص خدا به هنگام شنيدن و يادآور شدن آيات الهى ، مانند كران و كوران ، با بى اعتنايى و ناخرسندى از آنها نمى گذرند .

و الذين إذا ذكّروا بأيت ربّهم لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

فعل «خرّ» در معناى «سقط» به كار مى رود كه به معناى فرود از بالا به پايين است (لسان العرب) و «صمّاً» و «عمياناً» حال براى فاعل «يخرّوا» است. گفتنى است فعل «لم يخرّوا» در معناى كنايى به كار رفته است و مقصود از آن آن ناخرسندى و امتناع كردن است; زيرا انسان با فرود آوردن سر به طرف پايين، ناخرسندى خود را ابراز مى دارد.

119- بهانه جويى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 85 - 6

6 - فروماندن ظالمان تكذيب كننده آيات خدا ، از عذرآورى و بهانه تراشى در محكمه الهى ، پس از قطعى شدن عذاب بر آنان

وقع القول عليهم . .. فهم لاينطقون

در برداشت ياد شده قيد «پس از قطعى شدن. ..»، بر اين اساس است كه «وقع القول...» به معناى «حقّ القول...» باشد.

120- بهره مندان از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 86 - 10

10 - تنها اهل ايمان ( دارندگان زمينه گرايش به حق ) ، بهره مند از آيات گسترده الهى

إنّ فى ذلك لأيت لقوم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 24 - 13

13 - مؤمنان ، شايسته بهره گيرى از آيات الهى اند .

إنّ فى ذلك لأيت لقوم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 22 - 4

4 - بهرهورى دانشوران و عالِمان از آيات الهى است .

إنّ فى ذلك لأيت للعلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 31 - 9

9 - تحمل كنندگان سختى هاى دريا و دارندگان روحيه شكر ، بهره مند از نشانه هاى خدا از آن

ليريكم من ءايته إنّ فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

احتمال دارد «صبّار» به قرينه آيه بعد، مربوط به صبر پيشه كردن در امواج و دلهره هاى دريا باشد.

121- بى اعتنايى به آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 36 - 3

3 - كسانى كه آيات الهى و دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را ناشنيده مى انگارند، مردگانى متحركند.

إنما يستجيب الذين يسمعون و الموتى يبعثهم اللّه

به كار رفتن كلمه «الموتى» در برابر «الذين يسمعون» حاكى از آن است كه آن دسته كه در برابر دعوت پيامبر(صلی الله علیه و آله) به گونه اى رفتار مى كنند كه گويا اصلاً چيزى نشنيده اند، مرده دلانى هستند كه كلمه «الموتى» در خور آنان است.

122- بى اعتنايى به معرضان از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 126 - 6

6 - خداوند در روز قيامت ، از افراد بى اعتنا به آيات و معارف الهى ، روى برگردانده و به آنان بى اعتنا خواهد بود .

أتتك ءايتنا فنسيتها و كذلك اليوم تنسى

در فعل «تنسى» گرچه فاعل، مجهول است; ولى به قرينه «ربّ لم حشرتنى» (در آيه قبل) مى توان گفت كه فاعل، خداوند است. نسيان، مشترك بين دو معنا است: 1- ترك از روى غفلت; 2- ترك از روى عمد (مصباح). در اين آيه به قرينه آيات پيشين، معناى دوم مراد است.

123- بى اعتنايى به مغالطه گران در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 16

16 - دستور بى اعتنايى به مغالطه گران درباره آيات، در معرض فراموشى از سوى مسلمانان صدر اسلام

و إما ينسينك الشيطن فلاتقعد بعد الذكرى

124- بى تأثيرى آيات خدا بر اهل عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 97 - 1

1 - كسانى كه از سوى خداوند محكوم به عذاب استيصال شوند ، اگر تمام معجزات و نشانه هاى الهى بر آنان عرضه شود ، هرگز تسليم نشده و ايمان نخواهند آورد .

إن الذين حقت عليهم كلمت ربك لايؤمنون. و لو جاءتهم كل ءاية

125- بى تأثيرى آيات خدا بر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 101 - 12

12 - مشركان ، مردمى بودند كه اگر تمام آيات الهى به آنان ارائه مى شد و تمام پيامبران آنان را هشدار مى دادند ، كمترين تأثيرى در آنها نمى كرد .

أفأنت تكره الناس حتى لايكونوا مؤمنين . .. و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنو

126- بى تأثيرى آيات خدا در گناهكاران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 14 - 11

11 - تلاوت آيات قرآن ، بر كسانى كه قلب شان بر اثر گناه ، سياه و فاسد شده ، تأثيرى ندارد .

إذا تتلى عليه ءايتنا . .. بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون

127- بى عقلى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 100 - 3

3 - كسانى كه پيامبران الهى را تكذيب كنند و به آيات و نشانه هاى خدا ايمان نياورند ، مردمى بى خرد و نادان هستند .

و يجعل الرجس على الذين لايعقلون

مراد از «الذين لايعقلون» - به قرينه مقابله با «ما كان لنفس أن تؤمن . ..» - تكذيب كنندگان و كافران هستند. گفتنى است ذكر «لايعقلون» به جاى «لايؤمنون» برداشت فوق را تأييد مى كند.

128- بى منطقى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 84 - 10

10 - تكذيب بى دليل آيات الهى ، شيوه مستمر و عادت هميشگى كافران

أمّاذا كنتم تعملون

تعبير «كنتم تعملون» ماضى استمرارى و بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 7

7 - دشمنان ديانت و ستيزه جويان با آيات الهى ، فاقد منطق و برهان

الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيهم

برداشت يادشده بر اين اساس است كه «بغير سلطان . ..» قيد توضيحى باشد; يعنى، همواره چنين است كه مجادله گران با آيات الهى، بدون حجت و برهان به مجادله مى پردازند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 2

2 - دشمنان ديانت و ستيزه جويان با آيات الهى ، فاقد منطق و برهان

الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيهم

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه عبارت «بغير سلطان» قيد توضيحى باشد; يعنى، همواره چنين است كه مجادله گران در آيات الهى، بدون حجت و برهان به جدال برمى خيزند.

129- بيدارى از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 42 - 15

15 - « حيات و مرگ » و « خواب و بيدارى » ، در بردارنده آيات متعدد خداوند و جلوه هاى گوناگون قدرت او

اللّه يتوفّى الأنفس حين موتها . .. فيمسك ... و يرسل الأُخرى ... إنّ فى ذلك لأيت

جمع آمدن «آيات» مى رساند كه آيه و نشانه بودن «حيات و مرگ» و «خواب و بيدارى»، از جهات مختلف و گوناگون است.

130- بينش توطئه گران عليه آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 5 - 7

7 - تلاش گران بر ضد آيات خدا - به زعم خود - درصدد ناتوان جلوه دادن خدا هستند .

الذين سَعَوْ فى ءايتنا معجزين

از جمله معناهايى كه براى «معاجزين» ذكر شده، اين است كه افراد ياد شده در اين آيه، به گمان خود تلاش مى كنند تا خدا را از ايجاد قيامت ناتوان جلوه دهند (مفردات راغب).

131- پليدى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 100 - 4

4 - كافران و تكذيب كنندگان آيات الهى ، مردمى پليد هستند .

و يجعل الرجس على الذين لايعقلون

132- تبديل آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 41

41- غير موحّدان براى بى نشان ساختن آيات الهى و تبديل آن به خاطره اى گنگ و بى هدف ، تلاش مى كردند .

فقالوا ابنوا عليهم بنينًا . .. قال الذين ... لنتّخذنّ عليهم مسجدًا

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه كلمه «ربّهم» از اعتقاد گويندگان، به تفاوت ربِّ اصحاب كهف با ربِّ ديگران حكايت كند; زيرا، در غير اين صورت، مناسب آن بود كه كلمه «ربّنا» جايگزين آن گردد. بنابراين، گويندگان آن، موحّد نبودند و در صدد ارائه طرحى بودند كه نشانى از توحيد نداشته باشد.

133- تبليغ آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 134 - 9

9 - اتمام حجت و فرستادن پيامبران براى ابلاغ آيات الهى ، مقتضاى ربوبيت الهى است .

ربّنا لولا أرسلت إلينا رسولاً فنتّبع ءايتك

134- تبيين آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 73 - 12

12 - خداوند ، آيات و نشانه هاى قدرت خويش را همواره و به گونه اى روشن براى مردم نمايان مى سازد .

و يريكم ءايته

آيات به معناى نشانه هاست، به نظر مى رسد در آيه فوق - به مناسبت بيان احياى مردگان - مراد از آيات، نشانه ها و دلايل قيامت يا قدرت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 219 - 17،19،26

17 - خداوند ، بيانگر آيات و احكام براى مردم

كذلك يبيّن اللّه لكم الايات

19 - تبيين آيات از سوى خداوند ، زمينه اى براى تفكر مردم در امور دنيا و آخرت

كذلك يبين اللّه لكم الايات لعلّكم تتفكرون. فى الدنيا و الاخرة

26 - بيان آيات و احكام از سوى خداوند ، براى ترغيب انسان به انديشيدن درباره نتايج دنيوى و اخروى

لعلّكم تتفكرون. فى الدنيا و الاخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 221 - 25،26

25 - خداوند ، بيانگر آيات ( احكام و فلسفه آن ) ، براى انسانها

و لا تنكحوا المشركات . .. و يبيّن اياته للناس

26 - هدف تبيين آيات از سوى خداوند ، يادآورى به انسانهاست .

و يبيّن اياته للناس لعلهم يتذكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 242 - 1،2،3،7

1 - خداوند ، بيان كننده احكام خويش به صورت روشن

كذلك يبيّن اللّه لكم اياته

2 - تبيين آيات الهى از سوى خداوند ، برانگيزاننده تعقّل

كذلك يبيّن اللّه لكم اياته لعلّكم تعقلون

3 - تعقّل ، هدف تبيين آيات و احكام از سوى خداوند

كذلك يبيّن اللّه لكم اياته لعلّكم تعقلون

7 - شناخت احكام الهى ، در گرو وحى و تبيين الهى و نيز تعقل و انديشه است .

كذلك يبيّن اللّه لكم اياته لعلّكم تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 252 - 5

5 - خداوند ، بيان كننده آيات خويش بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به دور از هر گونه راهيابى باطل در آن

تلك ايات اللّه نتلوها عليك بالحق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 103 - 28

28 - هدايت انسان ها ، هدف تبيين آيات از سوى خداوند

كذلك يبيّن اللّه لكم اياته لعلكم تهتدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 89 - 20

20 - خداوند ، آيات و احكام خويش را به روشنى براى اهل ايمان بيان كرده است .

كذلك يبين اللّه لكم ءايته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 126 - 7

7 - خداوند آيات و سنتهاى خويش را در جهان به روشنى بيان كرده است.

قد فصلنا الأيت لقوم يذكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 6،8

6 - بيان آيات الهى به مردم و بيم دادن به آنان در مورد قيامت، از وظايف مهم انبياست.

رسل منكم يقصون عليكم ءايتى و ينذرونكم لقاء يومكم هذا

8 - مطلع ساختن مردم از آيات الهى و مضامين آن، و انذار از قيامت دو وظيفه اساسى مبلغان دين است.

يقصون عليكم ءايتى و ينذرونكم لقاء يومكم هذا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 32 - 15،16،17

15 - خداوند بيان كننده آيات و احكام خويش براى مردم

يبنى ءادم . .. كذلك نفصل الأيت

16 - بيان احكام خوراكيها، نوشيدنيها، زينتها و تعيين حد و مرز حليت آنها، نمونه اى از تبيين احكام و آيات الهى از سوى خداوند است.

خذوا زينتكم عند كل مسجد و كلوا و اشربوا و لاتسرفوا . .. كذلك نفصل الأيت

17 - تنها عالمان از تبيين و تشريح آيات الهى بهره مند مى شوند.

كذلك نفصل الأيت لقوم يعلمون

خطاب كلى «يا بنى آدم» در صدر اين بخش از آيات شاهد بر اين است كه تشريح معارف قرآن براى همگان است، بنابراين نام بردن از خصوص عالمان (لقوم يعلمون) مى تواند بدان جهت باشد كه تنها آنان بهره مند خواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 58 - 12

12 - تنها قدرشناسان و شكرگزاران بهره مند از بيان هاى گوناگون آيات الهى هستند .

كذلك نصرف الأيت لقوم يشكرون

بديهى است تبيين آيات به صورتهاى گوناگون براى همگان است. بنابراين تقييد آن به «لقوم يشكرون» حاكى از اين است كه تنها شاكران از آن بهره مى گيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 174 - 1،2

1 - خداوند آيات قرآن را به گونه اى روشن براى مردم بيان كرده است .

كذلك نفصل الأيت

2 - بيان مراحل و مراتب وجودى انسان و تبيين موفقيت انسان در آن مراحل ، نمونه اى از تبيين آيات قرآن است .

كذلك نفصل الأيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 82 - 1

1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در قبال روى گردانى كافران از دعوت آن حضرت پس از تبيين آيات الهى بر آنان ، مسؤوليتى نداشت .

فإن تولّوا فإنما عليك البلغ المبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 12 - 14

14- تذكر به اهميت و نقش گردش شب و روز در حيات انسان ، نمودى از بيان تفصيلى آيات توسط خداوند

و جعلنا الّيل و النهار ءايتين . .. و كلّ شىء فصّلنه تفصيلاً

يكى از مصاديق «كلّ شىء. ..» به قرينه جمله «و جعلنا الليل و النهار آيتين» مى تواند گردش شب و روز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 41 - 1

1- خداوند ، آيات خويش را در قرآن به گونه هاى متنوع و فراوان تبيين كرد تا مشركان تنبه يابند .

و لقد صرّفنا فى هذا القرءان ليذّكّروا

«صرف» در لغت به معناى تحول و دگرگونى است و باب تفعيل آن، دلالت بر كثرت مى كند. بنابراين مراد از آن، تبيين با بيانات گوناگون است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 58 - 19،21

19 - خداوند ، آيات خود را براى انسان ها تبيين و تشريح مى كند .

كذلك يبيّن اللّه لكم الأيت

21 - تبين و تشريح آيات الهى از سوى خداوند ، عالمانه و حكيمانه است .

كذلك يبيّن اللّه لكم الأيت و اللّه عليم حكيم

جمله «و اللّه عليم حكيم» جمله اى معترضه و يا حاليه است كه در هر صورت، بيانگر اين نكته است كه تبيين و تشريح آيات از سوى خداى عليم و حكيم است و همه كارهاى او عالمانه و حكيمانه مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 59 - 4،6

4 - خداوند ، آيات خود را براى انسان ها تبيين و تشريح مى كند .

كذلك يبيّن اللّه لكم الأيت

6 - تبيين و تشريح آيات الهى از سوى خداوند ، عالمانه و حكيمانه است .

كذلك يبيّن اللّه لكم ءايته و اللّه عليم حكيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 32

32 - خداوند ، آيات خويش را براى انسان ها تبيين و تشريح مى كند .

كذلك يبيّن اللّه لكم الأيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 47 - 9

9 - پيامبران الهى ، وظيفه دار تبيين آيات و نشانه هاى خداوند

لولا أرسلت إلينا رسولاً فنتّبع ءايتك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 29 - 5

5 - مشركان ، به رغم تبيينِ قابلِ فهم آيات الهى ، از آن سودى نمى برند و درباره آن نمى انديشند .

كذلك نفصّل الأيت لقوم يعقلون . بل اتّبع الذين ظلموا

«بل» اضراب، براى خارج كردن مشركان از «لقوم يعقلون» و تعريضى است، به اين كه براساس توضيحى كه درباره خداوند، با مَثَلى روشن داده شد، مشركان، بايد از عقيده باطل خود دست بكشند، اما آنان، چون مردمانى هواپرست اند حاضر به ترك مواضع خويش نيستند.

135- تحريف آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 211 - 10

10 - تحريفگران و تبديل كنندگان دين و آيات روشن الهى ، مستحق عذابى شديد

و من يبدل نعمة اللّه . .. فان اللّه شديد العقاب

از مصاديق روشن و مورد نظر نعمتهاى الهى، دين و آيات خداوندى است. و مراد از تبديل، تحريف است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 212 - 4،6

4 - دلبستگى به جلوه هاى مادى دنيا ، از عوامل تحريف آيات الهى و تبديل نعمت هاى او

و من يبدل . .. زين للذين كفروا

جلمه «زيّن . ..»، بيان علّت براى «و من يبدّل ...» است.

6 - تحريف آيات و تبديل نعمت هاى الهى ، كفر است .

و من يبدل نعمة اللّه . .. زين للذين كفروا

جلمه «زيّن . ..»، تعليل براى جمله «و من يبدّل ...» است. بنابراين تبديل كنندگان و تحريفگران، از مصاديق كافران (الذين كفروا) خواهند بود.

136- تحريفگران آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 40 - 9

9 - تحريف گران آيات الهى و منحرفان از راه توحيد ، فاقد امنيت در برابر آسيب هاى صحنه قيامت

إنّ الذين يلحدون فى ءايتنا . .. أفمن يلقى فى النار خير أم من يأتى ءامنًا يوم ال

از تقابل دو گروه ياد شده در آيه، مطلب بالا قابل برداشت است.

137- تداوم تكذيب آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 9 - 4

4 - استمرار انكار و تكذيب آيات الهى عامل خسارت و از دست دادن سرمايه جان

و من خفت موزينه . .. بما كانوا بأيتنا يظلمون

«باياتنا» متعلق به «يظلمون» است و چون «يظلمون» به وسيله حرف «باء» متعدى شده، متضمن معناى تكذيب است يعنى: يكذبون باياتنا حالكونهم ظالمين.

138- تذكر آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 1

1- روى گردانى از آيات پروردگار پس از تذكّر يافتن و آگاهى به آن ، بزرگ ترين ظلم است .

و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه فأعرض عنها

«ذكر» يعنى، شناختى كه در حافظه حاضر باشد (برگرفته شده از مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 6 - 3

3 - يادكرد آيات تكوينى به انسان ها ، تذكرى سازنده و ضرورى در هدايت آنان

تلك ءايت اللّه نتلوها عليك بالحقّ

بنابراين كه «بالحقّ» متعلق به «نتلو» باشد، مى توان استفاده كرد كه تلاوت آيات و تذكر به آن، امرى بايسته و ضرورى در جهت هدايت بشر است.

139- تذكر فرجام مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 25 - 6

6 - يادآورى سرنوشت شوم تكذيب كنندگان آيات حق ، هشدارى جدى براى مشركان عصر بعثت و مايه تحكيم روحيه استقامت و پايدارى پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

فانتقمنا منهم فانظر كيف كان عقبة المكذّبين

140- ترس مكذّبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 49 - 2

2 - ترس و اندوه، عذاب دنيوى تكذيب كنندگان آيات الهى

فمن ءامن و أصلح فلاخوف عليهم و لاهم يحزنون. و الذين كذبوا بأيتنا يمسهم العذاب

مطرح شدن عذاب براى تكذيب كنندگان، پس از نفى ترس و اندوه براى مؤمنان، اشاره به اين است كه عذاب دنيوى تكذيب كنندگان همان ترس و اندوه دنيوى آنان است.

141- تشويق به درك آيات آفاقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 10

10- تشويق آدمى به شناخت طبيعت و آثار قدرت الهى ، از راه تعقل و خردورزى

و من ثمرت النخيل . .. إن فى ذلك لأية لقوم يعقلون

برداشت فوق، با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه داراى لحن و آهنگى تشويق و تحريص كننده است.

142- تعقل در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 219 - 19

19 - تبيين آيات از سوى خداوند ، زمينه اى براى تفكر مردم در امور دنيا و آخرت

كذلك يبين اللّه لكم الايات لعلّكم تتفكرون. فى الدنيا و الاخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 75 - 6

6- قرآن ، فراخوان مردم به هوشمندى و ژرف نگرى در آيات الهى و حوادث و تحولات تاريخى

و نبّئهم عن ضيف إبرهيم . .. و أمطرنا عليهم حجارة من سجّيل . إن فى ذلك لأيت للمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 3

3 - لزوم دقت و تفكر در آيات الهى

فقد كذّبوا بالحق لمّا جاءهم

مذمت تكذيب آيات بدون تأمل و درنگ، گوياى برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 35

35 - آيات خداوندى و احكام الهى ، عميق ، حكيمانه و شايسته هر گونه تعقل و انديشه كردن انسان در آنها است .

ليس على الأعمى حرج . .. كذلك يبيّن اللّه لكم الأيت لعلّكم تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 71 - 2،3

2 - تشويق خداوند به تأمل و انديشه در جلوه هاى قدرت الهى در طبيعت ( مانند شتر ، گاو و گوسفند )

أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعمًا

3 - خداوند ، كافران را به جهت انديشه نكردن در جلوه هاى قدرت الهى در طبيعت سرزنش كرده است .

أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعمًا

برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه درباره كافران و درصدد سرزنش آنان است.

143- تفاوت آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 106 - 10

10 - تفاوت آيات الهى و برترى برخى بر برخى ديگر

نأت بخير منها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 18 - 2

2 - آيات و نشانه هاى ربوبى ، در عظمت و بزرگى مختلف است ( برخى بزرگ تر از برخى ديگر است ) .

رأى من ءايت ربّه الكبرى

در صورتى كه «الكبرى» صفت تخصيصى «آيات» باشد، به دست مى آيد كه آيات ربوبى، بر دو دسته بزرگ و بزرگ تر تقسيم مى شود.

144- تفكر در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 13 - 10

10 - انديشه و تأمل در آيات الهى ، يكى از مراتب شكرگزارى به درگاه پروردگار

اللّه الذى . .. لعلّكم تشكرون ... إنّ فى ذلك لأيت لقوم يتفكّرون

145- تكبر مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 1

1 - كسانى كه بدون هيچ دليل و برهانى ، به مجادله و ستيزه جويى در آيات الهى ( دين ) بر مى خيزند ، در دل آنان نوعى كبر و خودبرتربينى نهفته است .

إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيهم إن فى صدورهم إلاّ كبر

«سلطان» به معناى حجت و برهان است.

146- تكذيب آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 11 - 3،4،5،6،8،10،12

3 - فرعونيان و پيشينيانشان كه تكذيب كننده آيات خدا بودند ، آتشگيره هاى دوزخند .

اولئك هم وقود النار. كدأب ال فرعون و الذين من قبلهم كذبوا باياتنا

«كدأب ال»، يا تشبيه كافران عصر بعثت است به فرعونيان و پيشينيانشان و يا نمونه و مثالى است براى كافرانى كه خود را بى نياز از خدا پنداشتند و آتشگيره دوزخ شدند.

4 - فرعونيان و پيشينيانشان ، تكذيب كنندگان آيات الهى

كدأب ال فرعون و الذين من قبلهم كذّبوا باياتنا

5 - مجازات كافران و تكذيب كنندگان آيات الهى ، از سنّت هاى خداوند است .

كدأب ال فرعون و الذين من قبلهم كذّبوا باياتنا فاخذهم اللّه بذنوبهم

خداوند همه كافران را در همه عصرها، تهديد به عذاب كرده و از اين، عموميّت سنت الهى در مورد كافران، استنباط مى شود.

6 - تكذيب آيات الهى ، گناه بزرگى است .

كذّبوا باياتنا فاخذهم اللّه بذنوبهم و اللّه شديد العقاب

شدّت عقاب، بيانگر بزرگى گناه است.

8 - فرعونيان و پيشينيانشان كه تكذيب كنندگان آيات الهى بودند ، گرفتار عقوبت شديد خدا شدند .

كذّبوا باياتنا فاخذهم اللّه بذنوبهم و اللّه شديد العقاب

10 - سابقه تكذيب و مقابله با آيات الهى در سراسر تاريخ

كدأب ال فرعون و الذين من قبلهم كذّبوا باياتنا

12 - فرعونيان ، جز تكذيب آيات الهى ، مرتكب گناهان ديگرى نيز شدند . *

كذّبوا باياتنا فاخذهم اللّه بذنوبهم

اينكه كلمه «ذنوب» را به صورت اسم ظاهر و با صيغه جمع آورده است، مى تواند اشاره به مطلب فوق باشد; در غير اين صورت مى فرمود: «فاخذهم اللّه به» و يا «فاخذهم اللّه بذنبهم».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 14 - 2

2 - شهوت پرستى و زراندوزى ، زمينه كفر و تكذيب آيات الهى

زيّن للنّاس حبّ الشّهوات . .. من الذهب و الفضّة

بنابراينكه منظور از «للنّاس»، كافران باشد; به قرينه آيات پيشين كه سخن از آنان بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 19 - 14

14 - كفر و انكار آگاهانه آيات الهى ، كيفر سريع خداوند را در پى دارد .

و من يكفر بايات اللّه فانّ اللّه سريع الحساب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 21 - 5

5 - وجود منكران آيات الهى ، قاتلان پيامبران و عدالتخواهان ، در ميان اهل كتاب و مشركان

قل للّذين اوتوا الكتاب و الامّيّن . .. انّ الذين يكفرون بايات اللّه و يقتلون الن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 70 - 2،3،5

2 - انكار و پوشاندن آيات الهى توسط اهل كتاب ، وسيله اى براى گمراه كردن ديگران

ودّت طائفة من اهل الكتاب لو يضلّونكم . .. لم تكفرون بايات اللّه

كفر، در لغت - چه همراه باء باشد و يا نباشد - به معناى انكار و پوشاندن است (القاموس المحيط. )

3 - گمراه كردن مؤمنان ، كفر به آيات الهى است . *

ودّت طائفة . .. يا اهل الكتاب لم تكفرون بايات اللّه

به نظر مى رسد مراد از جمله «لم تكفرون . .. »، تعبير ديگر و يا بيان مصداقى از جمله «لو يضلونكم» باشد.

5 - نكوهش كفرِ آگاهانه به آيات الهى

لم تكفرون بايات اللّه و انتم تشهدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 112 - 17،20

17 - عصيان اهل كتاب ( يهود ) و تجاوز مداومشان ، باعث كفرشان به آيات الهى و كشتن پيامبران

ذلك بانّهم كانوا يكفرون بئايت اللّه . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

بنابر اينكه مشاراليه «ذلك بما عصوا»، كفر به آيات الهى و كشتن پيامبران باشد.

20 - هشدار خداوند به پرهيز از گناه ، تجاوز و كفر به آيات الهى

ذلك بانّهم كانوا يكفرون . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

بيان علت ذلّتها و گرفتاريهاى يهود، هشدارى است به تمام مرتكبين گناه.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 56 - 3

3 - اخلالگرى در برنامه انبيا ، انكار آيات الهى و كفر به آنهاست .

و منهم من صدّ عنه . .. انّ الّذين كفروا باياتنا سوف نُصليهم ناراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 1

1 - شركت جستن در مجالسى كه آيات الهى مورد استهزا و انكار قرار گيرد ، حرام است .

و قد نزل عليكم فى الكتب . .. فلاتقعدوا معهم حتّى يخوضوا فى حديث غيره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 155 - 3،9

3 - آيات الهى ( معجزات پيامبران و . . . ) مورد انكار يهوديان

و كفرهم بايت اللّه

9 - يهود ، مورد نفرين و غضب خداوند به سبب پيمان شكنى ، انكار آيات الهى و كشتن پيامبران

فبما نقضهم ميثقهم . .. و قتلهم الأنبياء

برداشت فوق بر اين اساس است كه «بما نقضهم . ..» به قرينه آيات مشابه، متعلق به فعلى محذوف همانند «لعناهم» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 162 - 7

7 - عالمان ژرفنگر يهود ، خواسته نابجا از پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نداشته و از صفات زشت و اعمال نارواى يهوديان ( پيمان شكنى ، انكار آيات الهى و . . . ) بر حذر بودند .

يسئلك أهل الكتب . .. لكن الرسخون فى العلم منهم و المؤمنون يؤمنون

خداوند در آيه 153 تا آيه مورد بحث بهانه گيريها و صفات زشت اهل كتاب و به خصوص يهوديان را بيان نموده و آيه مورد

بحث با كلمه «لكن» مؤمنان واقعى و عالمان ژرفنگر را، استثنا كرده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 10 - 1،2،3

1 - كافران و تكذيب كنندگان آيات الهى ، اصحاب دوزخ هستند .

و الذين كفروا و كذبوا . .. أولئك اصحب الجحيم

2 - كفر و تكذيب آيات الهى ، موجب گرفتارى به آتش برافروخته دوزخ

و الذين كفروا و كذبوا بايتنا أولئك اصحب الجحيم

3 - انكار لزوم برپايى عدالت و عدم اجراى آن ، حتى نسبت به دشمنان ، از مصاديق كفر و تكذيب آيات الهى است . *

و لايجر منكم شنئان . .. و الذين كفروا و كذبوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 5،9،12

5 - تكذيب آيات الهى، تكذيب حق است.

و ما تأتيهم من ءاية . .. فقد كذّبوا بالحق

9 - رويگردانى، تكذيب و تمسخر، مراحل مبارزه و رويارويى كافران با آيات الهى و قرآن*

ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين. فقد كذّبوا بالحق ... ما كانوا به ي

12 - تكذيب آيات الهى با تمسخر و استهزا از شيوه هاى كافران

فقد كذبوا بالحق لمّا جاءهم فسوف تأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 5

5 - كتمان حقانيت پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)، مصداق بارز تكذيب آيات الهى و از بزرگترين ظلمهاست.

الذين ءاتينهم الكتب . .. و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته

در آيه قبل سخن از تكذيب پيامبر(صلی الله علیه و آله) بود و اين آيه در مقام هشدار به تكذيب كنندگان آن حضرت است. چرا كه وى مصداقى روشن براى آيات الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 5،7

5 - تكذيب قرآن و آيات الهى از سوى برخى كفار، با وجود علم و آگاهى بر حقانيت آن

إن هذا إلا أسطير الأولين . .. بل بدالهم ما كانوا يخفون

چون در آيات قبل سخن از تكذيب قرآن و آيات الهى بود، مراد از «ما كانوا يخفون» مى تواند موارد مذكور باشد.

7 - وعده دروغين برخى كفار مبنى بر اصلاح خويش و تكذيب نكردن آيات الهى در صورت بازگشت به دنيا

فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب . .. و إنهم لكذبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 33 - 5،7،8،12

5 - انكار آيات الهى هدف اصلى كافران از تكذيب پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)

فإنهم لا يكذبكونك و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون

7 - انكار آيات الهى، ستم است.

فإنهم لا يكذبكونك و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون

ممكن است ستمكار خواندن منكران به اين اعتبار باشد كه آنان با انكار خويش در زمره ستمگران قرار گرفتند، نه اينكه ستم مسبوق بر انكار باشد.

8 - پيامبر(صلی الله علیه و آله)، آيت الهى و تكذيب رسالت وى انكار آيات خداوند و ستم است.

فإنهم لا يكذبكونك و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون

12 - خداوند تسلّى دهنده پيامبر(صلی الله علیه و آله) با بيان اينكه هدف تكذيب كفار آيات الهى است، نه شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله)

فإنهم لا يكذبكونك و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 10 - 8

8 - تبعيت از ولايتهاى غير الهى و تكذيب آيات خداوند، ناسپاسى نعمتهاى اوست.

و لاتتبعوا من دونه أولياء . .. قليلا ما تشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 15

15 - پندار شريك براى خدا، افترا بر وى و تكذيب آيات اوست.

فمن أظلم ممن افترى على الله كذبا . .. أين ما كنتم تدعون من دون الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 13

13 - انكار آيات الهى ، كفرپيشگى است .

فاليوم ننسيهم كما نسوا . .. و ما كانوا بايتنا يجحدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 64 - 6

6 - تكذيب كنندگان آيات الهى ، در خطر گرفتار شدن به عذاب دنيوى هستند .

و أغرقنا الذين كذبوا بايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 103 - 8،9

8 - فرعون و بزرگان دربار او ، آيات و معجزات ارائه شده از سوى موسى را تكذيب كردند .

بئايتنا إلى فرعون و ملإيه فظلموا بها

ضمير در «بها» به «آياتنا» برمى گردد و چون «ظلم» به حرف باء متعدى شده (ظلموا بها) متضمن معناى تكذيب است.

9 - ناديده گرفتن آيات الهى و تكذيب آنها ، ظلم است .

فظلموا بها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 136 - 4،6

4 - فرعونيان آيات الهى را تكذيب كرده و به آن بى اعتنا بودند .

بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

در برداشت فوق ضمير «عنها» به «ايتنا» برگردانده شده است. گفتنى است كه در اين صورت «غفلت» به معناى بى اعتنايى خواهد بود، نه به معناى بى خبرى ; زيرا جمله قبل (كذبوا ... ) دلالت مى كند كه فرعونيان از آيات الهى بى خبر نبودند.

6 - فرعونيان با غفلت از انتقام گيرى خداوند ، آيات او را تكذيب كردند .

بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير «عنها» به «نقمت» (برگرفته شده از «انتقمنا») برگردد و جمله «و كانوا . .. » حال براى ضمير «كذبوا» باشد. گفتنى است در اين صورت غفلت به معناى حقيقى آن (بى خبر بودن و توجه نداشتن) خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 14

14- تكذيب معجزات و آيات الهى ، ظلم به آنهاست .

كذّب بها الأوّلون . .. فظلموا بها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 105 - 3

3 - دروغ شمردن آيات الهى ، اساسى ترين جرم دوزخيان

ألم تكن ءايتى تتلى . .. بها تكذّبون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 14 - 11

11 - « عن أبى عمرو الزبيرى عن أبى عبداللّه قال : قلت له أخبرنى عن وجوه الكفر فى كتاب اللّه قال : الكفر فى كتاب اللّه على خمسة أوجه : فمنها كفر الجحود على معرفة و هو أن يجحد الجاحد و هو يعلم أنّه حق قد استقر عنده و قد قال اللّه عزّوجلّ : « و جحدوا بها و استيقنتها أنفسهم ظلماً و علوّاً » ;

از ابوعمر زبيرى نقل شده كه گفت: به امام صادق(ع) عرض كردم: مرا از اقسام كفر - كه در كتاب خدا آمده است - خبر ده؟ فرمود: كفر در كتاب خدا بر پنج قسم است: يكى از آنها كفر انكارى است با وجود شناخت و آن اين است كه انكاركننده چيزى [از آيات الهى] را منكر شود در حالى كه مى داند آن چيز حتماً حق است. خداوند عزّوجلّ فرموده است: «و جحدوا بها و استيقنتها أنفسهم ظلماً و علوّاً»...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 84 - 3،5،10

3 - تكذيب نشانه هاى خدا ، اصلى ترين موضوع دادگاه كيفرى كافران

حتّى إذا جاءو قال أكذّبتم بايتى

5 - تكذيب آيات الهى ، جرم مشترك همه كافران در طول تاريخ

و يوم نحشر من كلّ أُمّة فوجًا. .. حتّى إذا جاءو قال أكذّبتم بايتى

با اين كه گروه هاى حاضر در دادگاه، هر كدام از امتى خاص و متفاوت است; ولى همه آنها به خاطر يك جرم (تكذيب آيات الهى) محاكمه مى شوند.

10 - تكذيب بى دليل آيات الهى ، شيوه مستمر و عادت هميشگى كافران

أمّاذا كنتم تعملون

تعبير «كنتم تعملون» ماضى استمرارى و بيانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 10 - 1

1 - فرجام حتمى بدكاران ، تكذيب و تمسخر آيات خداوند است .

ثمّ كان عقبة الذين أسئوا السوأى أن كذّبوا بأيت اللّه و كانوا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «عاقبة» خبر مقدم «كان»، و «السوأى» مفعول مطلقِ «أسائوا» و «أن كذّبوا» اسم مؤخر فعل «كان» باشد. بنابراين، جمله، چنين مى شود: «ثمّ كان التكذيبُ عاقبةَ الذين أساؤوا». لازم به ذكر است كه آورده شدن جمله با فعل ماضى «كان»، دلالت بر حتميّت آن مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 81 - 6

6 - هيچ يك از آيات الهى ، قابل انكار نيست .

فأىّ ءايت اللّه تنكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 26 - 13

13- انكار آيات الهى پس از دريافت آن ، به هدر دادن ابزار و امكانات معرفت است .

فما أغنى عنهم سمعهم و . .. إذ كانوا يجحدون بايت اللّه

مراد از «ما أغنى. ..» باطل ماندن و هدر رفتن «سمع»، «أبصار» و «أفئدة» است كه در اصل، مى توانسته است انسان را در مسير حق بى نياز سازد.

147- تكذيبگران آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 10 - 4

4 - كافران تكذيب گر آيات الهى ، به صورت دائمى و جاودانه در دوزخ جاى دارند .

و الذين كفروا . .. أصحب النار خلدين فيها

148- تلاش براى بى تأثيرى آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 5 - 6

6 - تلاش كنندگان بر ضد آيات خدا ، درصددند تا آنها را بى اثر ساخته و در بين مردم از كارآيى بيندازند .

الذين سَعَْو فى ءايتنا معجزين

«عجز» (ريشه «معاجز») مخالف قدرت است (مفردات راغب). چيزى كه كافران درصدد ناتوان ساختن آن بودند، همان آيات الهى است و مقصود از اين ناتوانى، بى اثر ساختن و از كارايى انداختن آنها در دل و نفوس مردم مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 38 - 2

2 - تلاش گران بر ضد آيات خدا ، در پى بى اثر ساختن و از كارآيى انداختن آنها در ميان مردم اند .

و الذين يسعون فى ءايتنا معجزين

«معاجزين» حال براى ضمير فاعلى «يسعون» است. «معاجزين» از ريشه «عجز» است كه مقابل توان و قدرت استعمال مى شود (مفردات راغب) و مراد از آن در آيه شريفه، به عجز درآوردن است; يعنى، آيات را به گونه اى جلوه مى دهد كه از اثر ساقط شود.

149- تلاش توطئه گران عليه آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 38 - 2،3

2 - تلاش گران بر ضد آيات خدا ، در پى بى اثر ساختن و از كارآيى انداختن آنها در ميان مردم اند .

و الذين يسعون فى ءايتنا معجزين

«معاجزين» حال براى ضمير فاعلى «يسعون» است. «معاجزين» از ريشه «عجز» است كه مقابل توان و قدرت استعمال مى شود (مفردات راغب) و مراد از آن در آيه شريفه، به عجز درآوردن است; يعنى، آيات را به گونه اى جلوه مى دهد كه از اثر ساقط شود.

3 - تلاش گران بر ضد آيات الهى ، در صدد ناتوان جلوه دادن خدا هستند .

و الذين يسعون فى ءايتنا معجزين

متعلق «معاجزين» ذكر نشده و به قرينه «آياتنا» مى تواند خدا باشد; يعنى، آنان بر ضد آيات الهى تلاش مى كنند تا از آنها براى اثبات ناتوانى خداوند استفاده كنند.

150- تلاوت آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 129 - 2،7

2 - تلاوت آيات الهى ، تعليم كتاب آسمانى ، آموزش حكمت ( معارف و احكام دين و . . . ) و پاكسازى نسل ابراهيم و اسماعيل ( ع ) از آلودگى ها و ناخالصى ها ، از ويژگى هاى پيامبرى كه ابراهيم و اسماعيل ( ع ) خواستار بعثت او بودند .

ربنا وابعث فيهم رسولا منهم يتلوا عليهم ءايتك و يعلمهم الكتب و الحكمة و يزكّيهم

7 - تلاوت آيات خدا ، تعليم كتاب آسمانى ، آموزش حكمت و پاكسازى مردم از آلودگى ها ، از وظايف پيامبران و از اهداف بعثت ايشان است .

يتلوا عليهم ءايتك و يعلمهم الكتب و الحكمة و يزكّيهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 151 - 7

7 - تلاوت آيات الهى بر مردم و پاكسازى آنان از آلودگى ها ( شرك و . . . ) از وظايف پيامبر (صلی الله علیه و آله) و از اهداف رسالت اوست .

يتلوا عليكم ءايتنا و يزكيكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 113 - 2،6،7،10،11

2 - برخى از اهل كتاب ، منكر آيات الهى ، قاتل انبيا و اهل عصيان و تعدى و برخى ديگر پذيراى طاعت خدا ، اهل تلاوت آيات الهى و سجده كننده در پيشگاه او هستند .

ذلك بانّهم كانوا يكفرون . .. ليسوا سوآءً من اهل الكتب ... و هم يسجدون

6 - اطاعت خداوند ، خواندن آيات الهى به هنگام شب و در حال سجده ، ملاك ارزشمندى انسانها

ليسوا سوآءً من اهل الكتب امّة قائمة . .. و هم يسجدون

7 - ارزش والاى اطاعت و بندگى خدا ، تلاوت آيات الهى ( قرآن و . . . ) به هنگام شب و در حال سجده به درگاه وى

يتلون ءايت اللّه ءاناء الّيل و هم يسجدون

بنابر اينكه جمله «و هم يسجدون»، حال باشد.

10 - تلاوت آيات خدا و سجده به درگاه او ، قيام به امر خداوند است .

امة قائمة يتلون . .. و هم يسجدون

بنابر اينكه «يتلون . .. »، تفسير «قائمة» باشد.

11 - اطاعت خداوند ، تلاوت آيات الهى و سجده به درگاه او ، از اصول رفتارى مشترك بين اديان الهى

من اهل الكتب امة قائمة يتلون . .. و هم يسجدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 114 - 6،8،11،13

6 - گروهى از اهل كتاب كه اطاعت خدا نمودند و به هنگام شب آيات الهى را تلاوت كردند و سجده به درگاهش نمودند ، از زمره صالحان هستند .

من اهل الكتب امة قائمة . .. و اولئك من الصالحين

8 - قيام به امر دين ( اطاعت خدا ) تلاوت آيات خدا ، سجده به درگاه او ، ايمان به خدا و معاد ، امر به معروف و نهى از منكر و شتاب در امور خير ، ويژگى امّت شايسته و صالح

امة قائمة . .. و اولئك من الصالحين

11 - صالح شدن انسان ها ، در گرو استوارى در اطاعت خدا ، تلاوت آيات الهى به هنگام شب و سجده به درگاه او

امة قائمة . .. و هم يسجدون ... و اولئك من الصالحين

13 - قيام به طاعت خدا ، تلاوت آيات او ، سجده به درگاه او ، ايمان به خدا و معاد ، امر به معروف و نهى از منكر و شتاب در نيكى ها ، حبل الهى است . *

ضربت عليهم الذّلّة . .. الّا بحبل من اللّه ... ليسوا سواءً من اهل الكتب ... يؤمن

به نظر مى رسد صفات مذكور، بيانگر «حبل اللّه» است; چون دارندگان اين صفات، قطعاً از ذلت به دور هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 115 - 4،7

4 - قيام به طاعت خدا ، تلاوت آيات وى در شب هنگام در حال سجده ، ايمان به خدا و معاد ، امر به معروف ، نهى از منكر و شتاب در نيكى ها ، از اعمال خير

من اهل الكتب امّة قائمة . .. و ما يفعلوا من خير

7 - قيام به امر خدا ، تلاوت آيات او ، سجده ، ايمان به خدا و معاد ، امر به معروف و نهى از منكر و شتاب در امر خير ، از ويژگى هاى تقواپيشگان

امّة قائمة يتلون ءايت اللّه . .. و اللّه عليم بالمتّقين

آيه، در صدد بيان پاداش كسانى است كه خصلتهاى مذكور را دارند، از آنها تعبير به متّقين كرده، پس آن خصلتها از آن متقين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 164 - 7

7 - تلاوت آيات الهى ، تزكيه نفوس و تعليم كتاب و حكمت ، سرلوحه برنامه ها و مسؤوليت هاى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

اذا بعث فيهم رسولا . .. يتلوا عليهم ءايته و يزكّيهم و يعلّمهم الكتب و الحكمة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 35 - 2

2 - تلاوت و گزارش آيات الهى براى آدميان، از وظايف اصلى انبيا و فرستادگان الهى است.

إما يأتينكم رسل منكم يقصون عليكم ءايتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 52 - 3،4

3 - تلاوت آيات الهى براى مردم ، شيوه تبليغ رسولان و پيامبران

و ما أرسلنا من قبلك من رسول و لانبىّ إلاّ إذا تمنّى . .. فى أُمنيّته

4 - شبهه آفرينى شيطان به هنگام تلاوت آيات الهى توسط پيامبران براى مردم

و ما أرسلنا من قبلك من رسول و لانبىّ إلاّ إذا تمنّى ألقى الشيطن فى أُمنيّته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 66 - 2

2 - تلاوت مستمر آيات الهى از سوى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر مردم

قد كانت ءايتى تتلى عليكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 7 - 1

1 - برخى از مردم اصلاً ، روحيه حق پذيرى ندارند و در صورت تلاوت آيات الهى بر آنان ، مستكبرانه از آن روى برمى گردانند .

و من الناس . .. و إذا تتلى عليه ءايتنا ولّى مستكبرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 11

11 - نقش پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، تلاوت آيه هاى روشن الهى بر مردم است .

و إذا تتلى عليهم . .. قالوا ما هذا إلاّ رجل

مجهول آوردن «تتلى» به خاطر واضح بودن تلاوت كننده بوده و «هذا» و «رجل» قرينه است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) چنين كارى را انجام مى داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 71 - 9،10،14

9 - پرسش ملامت آميز نگهبانان و دربانان دوزخ از كافران ، درباره آمدن پيامبران تلاوت كننده آيات الهى و انذارگران

و قال لهم خزنتها ألم يأتكم رسل منكم يتلون عليكم ءايت ربّكم و ينذرونكم لقاء يومك

10 - اعتراف كافران در حضور نگهبانان و دربانان دوزخ ، به آمدن پيامبران تلاوت گر آيات خداوند و انذارگران الهى براى هدايت آنان

ألم يأتكم رسل منكم يتلون عليكم ءايت ربّكم و ينذرونكم لقاء يومكم هذا

14 - تلاوت وحى و آيات الهى براى مردم ، از وظايف فرستادگان الهى

رسل منكم يتلون عليكم ءايت ربّكم

151- تلاوت آيات خدا بر مردم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - قصص - 28 - 59 - 8،9

8 - اقدام پيامبران ، به قرائت متن كلام خداوند ( آيات الهى ) بر مردم

و ما كان ربّك مهلك القرى حتّى يبعث فى أُمّها رسولاً يتلوا عليهم ءايتنا

9 - تلاوت آيات الهى بر مردمان ، مهم ترين وظيفه پيامبران

حتّى يبعث فى أُمّها رسولاً يتلوا عليهم ءايتنا

152- تلاوت آيات خدا بر مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 1

1 - تلاوت آيه هاى روشن و متعدد خدا براى مشركان ، جهت اصلاح عقايد آنان

و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت

153- تلاوت آيات خدا در خانه همسران محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 34 - 8

8 - در خانه هاى همسران پيامبر ، آيات خدا و حكمت ، تلاوت مى شده است .

و اذكرن ما يتلى فى بيوتكنّ من ءايت اللّه و الحكمة

154- تنزيه آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 6 - 2

2 - آيات الهى ، حق و پيراسته از هرگونه باطل و بيهودگى

نتلوها عليك بالحقّ

برداشت بالا، بر اين پايه است كه «بالحقّ» حال براى مفعول «نتلو» باشد.

155- تنوع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 105 - 1

1 - خداوند آيات خويش را به شكلهاى مختلف براى بصيرت دادن به انسانها ارائه مى كند.

قد جاءكم بصائر . .. كذلك نصرف الأيت و ليقولوا

«ليقولوا» عطف به محذوف است كه به قرينه آيه قبل، كه سخن از بصائر بود، مى تواند فعل «لتبصروا» و يا هر فعل ديگرى كه بيانگر اين معنى است باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 59 - 4

4 - آيات و نشانه هاى خداوند ، متعدد و گوناگون است .

ءايتى

برداشت ياد شده از جمع آمدن «آيات» استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 71 - 15

15 - آيات و نشانه هاى خداوند ، متعدد و گوناگون است .

ءايت ربّكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 4 - 3

3 - آيات و نشانه هاى خداوند ، متعدد و گوناگون است .

ما يجدل فى ءايت اللّه

برداشت ياد شده، از جمع آمدن «آيات» به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 13 - 2

2 - آيات و نشانه هاى خداوند ، متعدد و گوناگون است .

ءايته

156- توجه به آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 120 - 4

4 - ضرورت اظهار عبوديت در برابر خداوند به هنگام توجه به عظمت او و مشاهده آيات بزرگ وى

و ألقى السحرة سجدين

از اهداف بيان سجده ساحران به هنگام مشاهده آيات الهى و توجه يافتن به عظمت خدا، تعليم همگانى است به اينكه پس از مشاهده آيات الهى و توجه به عظمت او شايسته است كه در برابر او كرنش كنند و سر تعظيم فرود آورند.

157- توطئه عليه آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 51 - 1

1 - تلاش پى گير مشركان عصر بعثت ، عليه آيات الهى ( قرآن ) و ناكام ساختن پيامبر (صلی الله علیه و آله) در دعوت خويش

و الذين سعوا فى ءايتنا معجزين أولئك أصحب الجحيم

«سعى» (مصدر «سعوا») به معناى تلاش كردن است و «فى آياتنا» به تقدير «فى ابطال آياتنا» مى باشد. «معاجزة» (مصدر «معاجزين») اگر از «عَجُز» (دنباله) مشتق شده باشد به معناى سبقت گرفتن از چيزى و پشت سرگذاشتن آن است

و اگر از «عَجْز» (ناتوانى) مشتق شده باشد، به معناى ناتوان كردن مى باشد. در هر صورت «معاجزين» حال براى فاعل «سعوا» است و مفعول آن محذوف مى باشد و تقدير آن مى تواند «معاجزينا» و يا «معاجزين رسولنا» باشد. «جحيم» نيز به معناى آتش بر افروخته و شعلهور است.

158- توطئه گران عليه آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 5 - 6

6 - تلاش كنندگان بر ضد آيات خدا ، درصددند تا آنها را بى اثر ساخته و در بين مردم از كارآيى بيندازند .

الذين سَعَْو فى ءايتنا معجزين

«عجز» (ريشه «معاجز») مخالف قدرت است (مفردات راغب). چيزى كه كافران درصدد ناتوان ساختن آن بودند، همان آيات الهى است و مقصود از اين ناتوانى، بى اثر ساختن و از كارايى انداختن آنها در دل و نفوس مردم مى باشد.

159- تهديد تحريفگران آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 40 - 12

12 - تهديد خداوند ، نسبت به تحريف گران آيات الهى

اعملوا ما شئتم

تعبير «اعملوا ما شئتم» كنايه از ناتوانى تحريف گران آيات الهى براى فرار از مجازات است. آنان در نهايت نتيجه اعمال خود را خواهند چشيد; هر چند اكنون به خود وانهاده شده باشند.

160- تهديد مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 52 - 3

3 - كافران منكر نبوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و منكر آيات الهى قرآن ، مورد تهديد خداوندند .

و ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون . .. و قالوا لولا أنزل عليه ءايت ... أَوَلم يكف

اعلام كفايت گواهى خداوند ميان منكران و پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى تواند تهديدى براى كافران منكر قرآن باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 53 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، كافرانِ منكر آيات الهى را ، به عذاب ، تهديد كرده بود .

و يستعجلونك بالعذاب

«ال» در «العذاب» مى تواند عهد باشد و اشاره به عذابى باشد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به آن وعده داده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 54 - 2

2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) كافران منكر آيات الهى را ، تهديد به عذاب كرده بود .

يستعجلونك بالعذاب

161- جادوانگارى آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 7 - 1

1- حق ناباوران كافر ، آيات الهى را سحر و جادوئى روشن قلمداد مى كردند .

و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت قال الذين كفروا . .. هذا سحر

162- جاودانگى عذاب مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 16 - 3

3 - كفرپيشه گان مكذّبان آيات الهى ، همواره در عذاب خواهند ماند .

و أمّا الذين كفروا . .. فى العذاب محضرون

«محضرون» - اسم مفعول «إحضار» - به چيزى گفته مى شود كه همواره حاضر باشد. چنين نكته اى، مستلزم اين است كه افراد ياد شده، هيچ گاه از عذاب غايب نباشند.

163- جايگاه آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 49 - 3

3 - جايگاه آيات روشن الهى ، سينه برخورداران از علم است .

بل هو ءايت بيّنت فى صدور الذين أوتوا العلم

164- جرم معرضان از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 22 - 3

3 - اعراض كنندگان از آيات الهى ، مردمى مجرم اند .

و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه ثمّ أعرض عنها إنّا من المجرمين منتقمون

165- جوامع مكذب آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 177 - 1

1 - حالت جوامع تكذيب كننده آيات الهى ، حالتى شوم است .

ساء مثلاً القوم الذين كذبوا بايتنا

166- جهل مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 100 - 3

3 - كسانى كه پيامبران الهى را تكذيب كنند و به آيات و نشانه هاى خدا ايمان نياورند ، مردمى بى خرد و نادان هستند .

و يجعل الرجس على الذين لايعقلون

مراد از «الذين لايعقلون» - به قرينه مقابله با «ما كان لنفس أن تؤمن . ..» - تكذيب كنندگان و كافران هستند. گفتنى است ذكر «لايعقلون» به جاى «لايؤمنون» برداشت فوق را تأييد مى كند.

167- چهارپايان از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 42 - 2

2 - آفرينش مركب هايى مانند كشتى ( چهارپايان و . . . ) در سير و سفر و حمل و نقل براى بشر ، از آيات و نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند

و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون . و خلقنا لهم من مثله ما يركبون

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «و خلقنا لهم. ..» عطف بر جمله «حملنا ذرّيّتهم» مى باشد و درصدد بيان نشانه هاى تدبير و قدرت خداوند است.

168- حالات مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 15

15 - حالت درونى تكذيب كنندگان آيات الهى مانند حالت سگ تشنه اى است كه همواره له له مى زند .

ذلك مثل القوم الذين كذبوا بايتنا

«ذلك» اشاره به حالتى است كه جمله «فمثله . .. » آن را درباره سگ بيان داشت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 177 - 1،5

1 - حالت جوامع تكذيب كننده آيات الهى ، حالتى شوم است .

ساء مثلاً القوم الذين كذبوا بايتنا

5 - كسانى كه با تكذيب آيات الهى بر خود ستم مى كنند ، حالتى شوم و ناهنجار دارند .

ساء مثلا القوم الذين . .. أنفسهم كانوا يظلمون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «أنفسهم كانوا يظلمون» عطف بر «كذبوا بأيتنا» باشد ; يعنى: «ساء مثلا القوم الذين أنفسهم كانوا يظلمون». قابل ذكر است كه در برداشتهاى گذش--ته جم---له «أنفسهم كانوا يظلمون» عطف بر جمله «ساء مثلا ... » گرفته شده بود.

169- حتميت كيفر مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 85 - 2،6

2 - حتميت يافتن مجازات الهى درباره تكذيب كنندگان آيات او ، پس از متقاعد شدن آنان نسبت به مجرم بودن خويش

أكذّبتم بايتى . .. و وقع القول عليهم

برخى از مفسران كلمه «وقع» را به معناى «حَقَّ» (قطعيت يافت) گرفته اند. گفتنى است كه واژه «القول» - چنان كه پيش از اين نيز گفته شد - كنايه از عذاب است.

6 - فروماندن ظالمان تكذيب كننده آيات خدا ، از عذرآورى و بهانه تراشى در محكمه الهى ، پس از قطعى شدن عذاب بر آنان

وقع القول عليهم . .. فهم لاينطقون

در برداشت ياد شده قيد «پس از قطعى شدن. ..»، بر اين اساس است كه «وقع القول...» به معناى «حقّ القول...» باشد.

170- حق پذيران و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 20 - 2

2 - حق باوران اهل يقين ، توانا به درك پيام هاى بايسته آيات الهى در زمين

و فى الأرض ءايت للموقنين

171- حق طلبان و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 86 - 10

10 - تنها اهل ايمان ( دارندگان زمينه گرايش به حق ) ، بهره مند از آيات گسترده الهى

إنّ فى ذلك لأيت لقوم يؤمنون

172- حقانيت آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 6 - 2

2 - آيات الهى ، حق و پيراسته از هرگونه باطل و بيهودگى

نتلوها عليك بالحقّ

برداشت بالا، بر اين پايه است كه «بالحقّ» حال براى مفعول «نتلو» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 7 - 4

4- تأثير آيات الهى در قلب ها ، نتيجه حقانيّت و روشنى آنها است ; نه معلول سحر بودن .

ءايتنا بيّنت قال الذين كفروا . .. هذا سحر

173- حقيقت تكذيب آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 106 - 5

5- كفر به آيات و رسولان الهى ، در حقيقت ، ريش خند كردن و تمسخر آنها است .

بما كفروا واتخذوا ءايتى و رسلى هزوًا

تمسخر آيات و رسل از سوى كافران، به دو گونه تصور مى شود: 1- تمسخر با زبان و قلم و مانند اين ها 2- تمسخرى كه از عمل و برخورد كلّى با پيامبران و آيات الهى انتزاع مى شود. به عبارت ديگر، ممكن است كه كسى، هيچ تمسخر لفظى نسبت به آيات و رسولان ابراز نكند، ولى نحوه برخورد او با آن ها، به گونه اى باشد كه گويا هيچ حقيقتى براى آنان قائل نبوده و آن ها را در بينش خود صرفاً، مسخره بپندارد.

174- حكمت در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 35

35 - آيات خداوندى و احكام الهى ، عميق ، حكيمانه و شايسته هر گونه تعقل و انديشه كردن انسان در آنها است .

ليس على الأعمى حرج . .. كذلك يبيّن اللّه لكم الأيت لعلّكم تعقلون

175- حيات از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 23 - 7

7- مرگ و حيات ، از آيات خداوند است .

و إنا لنحن نحى و نميت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 33 - 1

1 - پديده حيات و احياى زمينِ مرده ، آيه و نشانه اى بزرگ از خداوند است .

و ءاية لهم الأرض الميتة أحيينها . .. حبًّا

«حَبّ» به معناى انواع دانه ها (چون گندم، جو، برنج و. ..) است. گفتنى است كه نكره آمدن «آية» براى تفخيم مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 36 - 8

8 - نوع حيات و حاكميت قانون زوجيت ( نر و ماده بودن ) ، از آيات خداوند و از نشانه هاى قدرت او است .

و ءاية لهم الأرض . .. سبحن الذى خلق الأزوج كلّها... و ممّا لايعلمون

برداشت ياد شده، از آن جا است كه آيه شريفه، در ضمن سلسله آياتى قرار دارد كه درصدد بيان نشانه هاى قدرت خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 42 - 15

15 - « حيات و مرگ » و « خواب و بيدارى » ، در بردارنده آيات متعدد خداوند و جلوه هاى گوناگون قدرت او

اللّه يتوفّى الأنفس حين موتها . .. فيمسك ... و يرسل الأُخرى ... إنّ فى ذلك لأيت

جمع آمدن «آيات» مى رساند كه آيه و نشانه بودن «حيات و مرگ» و «خواب و بيدارى»، از جهات مختلف و گوناگون است.

176- خرما از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 8

8- در فرآورده هاى خرما و انگور براى خردورزان ، آيت و نشانه اى از قدرت و ربوبيت خداوند است .

و من ثمرت النخيل و الأعنب تتّخذون منه سكرًا و رزقًا حسنًا إن فى ذلك لأية لقوم ي

177- خشوع هنگام استماع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 18

18- خضوع و خشوع و سجده و گريه به هنگام استماع آيات الهى ، نشانه برخوردارى از نعمت ويژه خداوند است .

أُولئك الذين أنعم اللّه عليهم . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و ب

«إذا تتلى» خبر اول و يا خبر بعد از خبر براى «أُولئك» است; يعنى آنان اين چنين هستند كه هنگام استماع آيات به سجده افتاده و گريه مى كنند.

178- خضوع بر آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 19

19- گريه در حال سجده و خضوع در مقابل آيات الهى ، از آثار نعمت هدايت و برگزيدگى در پيشگاه خداوند است .

و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

179- خضوع هنگام استماع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 18

18- خضوع و خشوع و سجده و گريه به هنگام استماع آيات الهى ، نشانه برخوردارى از نعمت ويژه خداوند است .

أُولئك الذين أنعم اللّه عليهم . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و ب

«إذا تتلى» خبر اول و يا خبر بعد از خبر براى «أُولئك» است; يعنى آنان اين چنين هستند كه هنگام استماع آيات به سجده افتاده و گريه مى كنند.

180- خواب از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 42 - 15

15 - « حيات و مرگ » و « خواب و بيدارى » ، در بردارنده آيات متعدد خداوند و جلوه هاى گوناگون قدرت او

اللّه يتوفّى الأنفس حين موتها . .. فيمسك ... و يرسل الأُخرى ... إنّ فى ذلك لأيت

جمع آمدن «آيات» مى رساند كه آيه و نشانه بودن «حيات و مرگ» و «خواب و بيدارى»، از جهات مختلف و گوناگون است.

181- خواسته هاى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 53 - 1،3

1 - كافرانِ منكرِ آيات الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواهانِ تعجيل در عذاب خود بودند .

و يستعجلونك بالعذاب

3 - كافران منكر آيات الهى ، بر عذاب خواهى خود از پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مصرّ بودند و بر آن پافشارى مى كردند .

و يستعجلونك بالعذاب

فعل مضارع «يستعجلون» دلالت بر استمرار و پافشارى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 54 - 1،3

1 - كافران منكر آيات الهى ، از پيامبر (صلی الله علیه و آله) خواستار تعجيل در عذاب خود بودند .

يستعجلونك بالعذاب

3 - كافران منكر آيات الهى ، بر عذاب خواهى خود از پيامبر (صلی الله علیه و آله) پافشارى مى كردند .

يستعجلونك بالعذاب

فعل مضارع «يستعجلون» بر استمرار و اصرار، دلالت دارد.

182- خورشيد از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 38 - 4

4 - خورشيد ، به هنگام روان شدن به سوى قرارگاه ويژه اش ، از آيات و نشانه هاى بزرگ قدرت خداوند است .

و الشمس تجرى لمستقر لها

برداشت ياد شده از آن جا است كه «والشمس» عطف بر «الليل» است و همان گونه كه شب از آيات الهى شناسانده شده (و آية لهم الليل) خورشيد نيز چنين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 37 - 1

1 - « شب و روز » و « خورشيد و ماه » ، از آيات و نشانه هاى خداوند است .

و من ءايته الّيل و النهار والشمس والقمر

183- درخواست آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 10 - 1،2،3

1- زكريا ( ع ) خواستار نشانه اى از خداوند ، براى شناخت زمان آمادگى او و همسرش براى برخوردارى از فرزند

قال ربّ اجعل لى ءاية

هدف زكريا از خواستن آيه و علامت، يا رفع ترديد در صحت بشارت بوده و يا آمادگى براى رعايت آداب هم بسترى و يا

پرداختن به شكرگزارى و امثال آن. براى احتمال سوم در آيه شاهدى وجود ندارد. برخى احتمال اول را نيز به دليل نسبت دادن ترديد به پيامبران، نپذيرفته و احتمال دوم را صحيح دانسته اند. برداشت ياد شده براين اساس است.

2- زكريا ( ع ) ، خواهان علامت و نشانه اى بر الهى بودن بشارت تولد يحيى به وى *

قال ربّ اجعل لى ءاية

علامت خواهى زكريا ممكن است از آن جهت باشد كه وى اطمينان يابد آنچه او دريافت داشته، وحى الهى بوده است و نه القاآت شيطانى; امكان ترديد در اين امور براى پيامبران با توجه به اين نكته است كه آنان تنها با امدادهاى خداوند از آزار شياطين و القاآت آنها مصون مى ماندند و خداوند گاه با ارائه نشانه و گاه با وسيله ديگر آنان را مطمئن مى ساخت.

3- درخواست علامت از خدا براى اطمينان فزون تر ، با مقام پيامبرى سازگار است .

قال ربّ اجعل لى ءاية قال ءايتك ألاّ تكلّم الناس

184- درك آيات آفاقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 19 - 6

6- پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، الگو و داراى نقش پيشتاز در درك معارف عالم آفرينش

ألم تر أن الله خلق السموت و الأرض بالحقّ

خطاب «ألم تر» اگرچه خطابى عام براى همه انسانهاست، اما مخاطب قرار دادن پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى تواند رهنمودى باشد به اين نكته كه آن حضرت در درك واقعيات عالم پيشتاز است و ديگران بايد آن حضرت را سرمشق خود قرار دهند.

185- درك آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 99 - 15

15 - مؤمنان داراى زمينه لازم براى درك آيات خداوند در طبيعت هستند.

و هو الذى أنزل . .. إن فى ذلكم لأيت لقوم يؤمنون

«ذلكم» اشاره به موارد مذكور در آيه، از قبيل نزول باران، رشد گياهان، درختان ميوه و تشابه و اختلاف آنها و . .. است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 65 - 8

8- آيت خداوند بودن آب باران و حيات موجودات ، براى مردم حق شنو قابل درك است .

و الله أنزل من السّماء ماء . .. إن فى ذلك لأية لقوم يسمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 54 - 7

7 - تنها بهره مندان از خرد ، توان درك آيات ربوبيت الهى و بهره بردن ازآن را دارند .

إنّ فى ذلك لأيت لأُولى النهى

به خاطر اين كه عقل از پليدى ها نهى مى كند، آن را «نهيه» مى گويند و جمع آن «نهى» است. لام در «لأُولى النهى» براى اختصاص است و مراد اين است كه هر چند آيات و نشانه ها براى همه انسان ها است; ولى تنها خردمندان مى توانند آن را درك كنند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 33 - 6

6 - انسان هاى صبور و شاكر ، بهره مند از فهم و درك نشانه هاى قدرت الهى در حركت و سكون كشتى ها

و من ءايته . .. إنّ فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

با توجه به اين كه لام در «لكلّ صبّار شكور» لام انتفاع است، مطلب بالا استفاده مى شود.

186- درك كنندگان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 20 - 2

2 - حق باوران اهل يقين ، توانا به درك پيام هاى بايسته آيات الهى در زمين

و فى الأرض ءايت للموقنين

187- دشمنان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 53 - 6

6 - بى دادگران كفرپيشه تاريخ ، مردمانى حق ستيز و غير قابل آشتى با آيات وحى و رسولان الهى

و إنّ الظلمين لفى شقاق بعيد

188- دشمنى با آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 4 - 1

1 - تنها كافران حق ناپذير به مجادله و ستيزه جويى با آيات الهى مى پردازند و از پذيرش آن سر باز مى زنند .

مايجدل فىءايت اللّه إلاّ الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 22 - 1

1 - ظاهر شدن عناد و دشمنى وليدبن مغيره ، در چهره او به هنگام روبه رو شدن با آيات الهى قرآن

ثمّ عبس و بسر

«عبس» به معناى روى ترش كردن و اخم نمودن است. «بسر» نيز به دو معنا آمده است: 1- رو ترش كردن (اين معنا معادل معناى «عبس» است.) 2- عجله كردن و گرفتن پيش از وقت.

189- ذكر آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 126 - 8

8 - توجه به آيات و سنتهاى خداوند و به ياد آوردن پيوسته آنها زمينه دستيابى به صراط مستقيم است.

و هذا صرط ربك مستقيما قد فصلنا الأيت لقوم يذكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 30 - 3

3 - توجّه به آيات فراوان الهى ، مقتضى روى آوردن به دين خدااست .

و من ءايته . .. فأقم وجهك للدين حنيفًا

احتمال دارد «فا» در «فأقم» تفريع بر آياتى باشد كه در صدد اثبات يك تايى خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 22 - 2،5

2 - ظالم ترين مردم ، كسانى اند كه پس از توجه به آيات خدا ، از آن روى بگردانند .

و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه ثمّ أعرض عنها

5 - گرفتار شدن تكذيب كنندگان آيات الهى به عذاب عظيم در قيامت ، حاصل و پى آمد اعراض آنان از آيات خدا ، پس از توجه به آنها است .

و لنذيقنّهم من العذاب . .. دون العذاب الأكبر ... و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه

«و من أظلم. ..» به منزله تعليل آيه قبل است و درصدد تبيين چرايىِ گرفتار آمدن مجرمان به عذاب سخت قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - احزاب - 33 - 34 - 1،5

1 - همسران پيامبر ، مكلف بودند كه هر آنچه در خانه هايشان ، از آيات خداوند و حكمت تلاوت مى شود يادآورى كنند و به ياد داشته باشند .

ينساء النبىّ . .. و اذكرن ما يتلى فى بيوتكنّ من ءايت اللّه و الحكمة

5 - به خاطر داشتن آيات خدا و حكمت ، امرى شايسته و بايسته است .

و اذكرن ما يتلى . .. من ءايت اللّه و الحكمة

190- ذكر آيات خدا هنگام تلاوت قرآن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - علق - 96 - 1 - 9

9 - لزوم توجه به صفات و نشانه هاى خداوند ، هنگام قرائت قرآن

اقرأ باسم ربّك

حرف «باء» در «باسم ربّك»، براى الصاق يا استعانت و يا مصاحبت است. و در صورت اخير مفاد آيه شريفه لزوم همراه ساختن تمام لحظات قرائت با ذكر اسم خداوند است. در حقيقت مراد توجّه به صفات و نشانه هايى است كه اين اسم، بيانگر آن است.

191- ذلت اخروى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 87 - 10

10 - قيامت روز ذلت كافران و پايان بخشيدن به گردن فرازى گردنگشان دنيا

أكذّبتم بايتى . .. و كلّ أتوه دخرين

هرچند تعبير «كلّ أتوه» شامل همه مؤمنان و كافران مى شود; اما با توجه به اصل تناسب و ارتباط آيات، مى توان گفت كه نظر عمده، متوجه تكذيب كنندگان آيات الهى است. مبنى بر اين كه آنان گرچه در دنيا ظالمانه كفر ورزيده اند; اما بايد بدانند كه در آخرت، مجال گستاخى براى هيچ يك از آنان نيست.

192- رجعت از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 83 - 7

7 - احياى مردگان و بازگرداندن آنان به دنيا ، آيتى ديگر براى اتمام حجت با كافران زمين است .

أخرجنا لهم دابّة من الأرض. .. و يوم نحشر من كلّ أُمّة فوجًا

193- رجعت مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 83 - 6

6 - تكذيب آيات الهى ، بارزترين و محورى ترين جرم رجعت شوندگان

فوجًا ممّن يكذّب بايتنا

194- رحمت آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 21

21- آيات الهى در قرآن و ديگر كتب آسمانى ، جلوه رحمت واسعه او است .

إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن

استناد «آيات» به «رحمن» گوياى برداشت ياد شده است. مضارع بودن «تتلى» دلالت دارد كه وصف «النبيّن» و «من هدينا واجتبينا» در هر زمان، چنين اقتضايى دارد; بنابراين «آيات الرحمن» شامل قرآن نيز مى شود.

195- رفاه مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 182 - 2

2 - خداوند با عواملى خام كننده و خالى از هشدار ( رفاه ها و آسايش ها . . . ) تكذيب كنندگان آيات را به سير در راه سقوط وامى دارد .

سنستدرجهم من حيث لايعلمون

196- روز از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 12 - 1

1- خداوند ، شب و روز را دو نشانه از نشانه ها و آيات خويش قرار داده است .

و جعلنا الّيل و النهار ءايتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 37 - 1

1 - « شب و روز » و « خورشيد و ماه » ، از آيات و نشانه هاى خداوند است .

و من ءايته الّيل و النهار والشمس والقمر

197- روزى از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 13 - 7

7 - نزول مدام رزق ( باران ) از آسمان ، از آيات و نشانه هاى روشن خداوند

هو الذى يريكم ءايته و ينزّل لكم من السّماء رزقًا

يادآورى نزول باران از سوى خداوند - پس از يادآورى ارائه آيات الهى به بشر - از باب ذكر خاص پس از عام و بيانگر مصداق روشن آن آيات است.

198- روزى مكذّبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 4

4 - همه مردم، حتى افترا زنندگان بر خدا و تكذيب كنندگان آيات او، تا فرا رسيدن مرگشان به بهره مقدر خويش در دنيا خواهند رسيد.

فمن أظلم . .. أولئك ينالهم نصيبهم من الكتب حتى إذا جاءتهم رسلنا

«الكتاب» مصدر و به معناى اسم مفعول است، يعنى مكتوب و مقدر. «من» براى ابتداى غايت است. يعنى آنچه از مقدرات الهى سهم كافران است، به آنان خواهد رسيد.

199- روش برخورد با آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 5 - 13

13 - ايمان ، يقين و تعقّل ، عناصرى مرتبط و متكامل در مواجهه مثبت با آيات الهى

لأيت للمؤمنين . .. ءايت لقوم يوقنون ... ءايت لقوم يعقلون

با توجه به اين كه در راستاى شناخت پديده هاى گوناگون هستى، تعابير متفاوتى (مؤمنين، يوقنون، يعقلون) به كار رفته است; مى توان استفاده كرد كه هر يك از آنها، در بخش هاى خاصى از جهان هستى كاربرد دارد.

200- روش تبيين آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 58 - 14

14 - به كارگيرى تمثيل و تشبيه در تفهيم معارف دين ، شيوه اى از شيوه هاى گوناگون بيان آيات الهى در قرآن

و البلد الطيب . .. كذلك نصرف الأيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 14

14 - ارائه نمونه هاى عينى ، روش خداوند در تفصيل و تبيين آيات خود

إنما مثل الحيوة الدنيا كماء أنزلنه . .. كذلك نفصل الأيت لقوم يتفكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 20

20 - خداوند ، به تشريح و تبيين آيات خود براى مردم ، با استفاده از تمثيل هاى روشن ، اهتمام دارد .

ضرب لكم مثلاً . .. كذلك نفصّل الأيت

201- روشنايى خورشيد از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 12 - 3

3- محو شدن نور ماه در شب و روشنگرى خورشيد ، دو نشانه از نشانه هاى خداست .

فمحونا ءاية الّيل و جعلنا ءاية النهار مبصرة

اين برداشت بنابراين است كه منظور از «آية الليل» ماه و «آية النهار» خورشيد باشد.

202- رويش برنج از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 33 - 2

2 - رويش انواع دانه ها ( چون گندم ، جو ، برنج و . . . ) از زمين ، نشانه اى بزرگ از قدرت خدا است .

و ءاية لهم الأرض الميتة أحيينها و أخرجنا منها حبًّا

مقصود از «حَبّ» در آيه شريفه، جنسِ «حَبّ» و به معناى انواع دانه ها (چون گندم، جو، برنج و. ..) است و نكره آمدن آن - با توجه به اين كه آيه شريفه در مقام برشمردن نعمت هاى الهى و امتنان است - گوياى همين نكته است.

203- رويش جو از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 33 - 2

2 - رويش انواع دانه ها ( چون گندم ، جو ، برنج و . . . ) از زمين ، نشانه اى بزرگ از قدرت خدا است .

و ءاية لهم الأرض الميتة أحيينها و أخرجنا منها حبًّا

مقصود از «حَبّ» در آيه شريفه، جنسِ «حَبّ» و به معناى انواع دانه ها (چون گندم، جو، برنج و. ..) است و نكره آمدن آن - با توجه به اين كه آيه شريفه در مقام برشمردن نعمت هاى الهى و امتنان است - گوياى همين نكته است.

204- رويش گندم از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 33 - 2

2 - رويش انواع دانه ها ( چون گندم ، جو ، برنج و . . . ) از زمين ، نشانه اى بزرگ از قدرت خدا است .

و ءاية لهم الأرض الميتة أحيينها و أخرجنا منها حبًّا

مقصود از «حَبّ» در آيه شريفه، جنسِ «حَبّ» و به معناى انواع دانه ها (چون گندم، جو، برنج و. ..) است و نكره آمدن آن -

با توجه به اين كه آيه شريفه در مقام برشمردن نعمت هاى الهى و امتنان است - گوياى همين نكته است.

205- رويش گياهان از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 11 - 8

8- بارش آب باران از آسمان ، جهت حيات گياهان از آيات الهى است .

هو الذى أنزل من السّماء ماء . .. إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون

ممكن است مشاراليه «ذلك» عبارت «أنزل . .. ماء» در آيه قبل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 33 - 2

2 - رويش انواع دانه ها ( چون گندم ، جو ، برنج و . . . ) از زمين ، نشانه اى بزرگ از قدرت خدا است .

و ءاية لهم الأرض الميتة أحيينها و أخرجنا منها حبًّا

مقصود از «حَبّ» در آيه شريفه، جنسِ «حَبّ» و به معناى انواع دانه ها (چون گندم، جو، برنج و. ..) است و نكره آمدن آن - با توجه به اين كه آيه شريفه در مقام برشمردن نعمت هاى الهى و امتنان است - گوياى همين نكته است.

206- رهبران ظالم و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 124 - 3،12

3 - عدم تأثير آيات (معجزات) الهى در سردمداران مجرم

و إذا جاءتهم ءاية قالوا لن نؤمن حتى نؤتى مثل ما أوتى رسل الله

12 - القاى شبهات و بهانه جويى در برابر آيات الهى و رسالت رسولان او، از مكرهاى سردمداران مجرم بوده است.

أكبر مجرميها ليمكروا . .. لن نؤمن حتى نؤتى ... بما كانوا يمكرون

يادآور شدن اشكال تراشيهاى سردمداران كفر، پس از ذكر مكر و فريبكارى آنان، مى تواند بيان مصداقى بارز براى مكر و فريب آنان باشد.

207- زكريا(ع) هنگام استماع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولئك . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

208- زمان ارائه آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 38 - 11

11- ارائه آيت ها و معجزه ها ، هر كدام داراى وقتى مشخص و مختص به دوره و زمان خاص خود است .

ما كان لرسول أن يأتى بأية . .. لكل أجل كتاب

در پى بيان اين حقيقت كه معجزه در اختيار پيامبر نيست بلكه در اختيار خداوند و به اذن اوست، اين پرسش مطرح مى شود كه چرا خداوند اذن ارائه معجزه هاى درخواستى را به پيامبرش نمى دهد تا مردمان ايمان بياورند؟ جمله «لكل أجل كتاب» در پاسخ سؤال مذكور بيان مى دارد كه انجام هر كارى و از جمله ارائه معجزات، زمانى مشخص دارد ; اين گونه نيست كه هر كارى در هر زمان بتواند تحقق يابد.

209- زمين از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 44 - 5،6

5 - خلقت هدف دار آسمان ها و زمين ، نشانه و آيه بزرگ خدا براى مؤمنان است .

خلق اللّه السموت و الأرض . .. إنّ فى ذلك لأية للمؤمنين

6 - براى درك آيه بودن آسمان ها و زمين ، داشتن ايمان و زمينه لازم شرط است .

خلق اللّه السموت و الأرض بالحقّ . .. لأية للمؤمنين

تخصيص به ذكر مؤمنان از بين مردم براى بيان اين كه آسمان ها و زمين، آيه براى آنان است; از اين جهت است كه آنان، از آيه بهره مى گيرند.

210- زمينه استفاده از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 52 - 13

13 - تأثيرپذيرى از آيات روشن الهى در جهان طبيعت ، مستلزم داشتن حيات و شعور انسانى است .

اللّه الذى يرسل الريح . .. فإنّك لاتسمع الموتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 31 - 8،10

8 - استفاده از آيات الهى ، در سايه بردبار بودن بر دشوارى هاى راه بهرهورى از آنها است .

ليريكم من ءايته إنّ فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

تعليل ذيل آيه، احتمال دارد به اين معنا باشد كه استفاده از آيات الهى، داراى رنج و سختى است و تنها كسانى به خوبى مى

توانند از آن آيات بهره ببرند كه آن سختى ها را بر خود هموار سازند.

10 - برخوردارى از روحيه شكر ، زمينه بهرهورى از آيات الهى است .

إنّ فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 19 - 15،16

15 - بهرهورى از آيات الهى براى كسانى ميسر است كه در سختى فهم آنها ، صبر پيشه كنند .

إنّ فى ذلك لأيت لكلّ صبّار

اين كه در اين آيه، آيات متعدد ماجراى اهل سبأ، براى صبرپيشگان و شكرگزاران دانسته شده است; مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه قبول آيت بودن آنها، نياز به فهم و معرفتى درخور دارد. به تناسب ذكر صفت صبر، استفاده مى شود كه فهم و قبول آيات خداوندى، احتياج به صبر دارد.

16 - استفاده از آيات الهى براى كسانى ميسر است كه از روحيه شكرگزارى برخوردار باشند .

إنّ فى ذلك لإيت لكلّ . .. شكور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 13 - 9

9 - حالت انابه و خداخواهى ، زمينه ساز درك آيات الهى و تأثيرپذيرى از آنها است .

و ما يتذكّر إلاّ من ينيب

211- زمينه استهزاى آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 9 - 1

1 - آگاهى اندك و سطحى كافران از قرآن ، دستمايه آنان براى تمسخر آيات الهى

و إذا علم من ءايتنا شي-ًا اتّخذها هزوًا

كلمه «شيئاً»، اندك و ناچيز بودن اطلاعات كافران را افاده مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 35 - 3

3 - دل بستگى به حيات دنيا و به سخره گرفتن آيات الهى ، داراى ارتباط و پيوستگى عميق با يكديگر

اتّخذتم ءايت اللّه هزوًا و غرّتكم الحيوة الدنيا

از ذكر «و غرّتكم. ..» - در پى «اتّخذتم آيات...» - و تكيه بر آن دو به عنوان دو عامل اصلى دوزخى شدن كافرانِ مستكبر، مطلب بالا استفاده مى شود.

212- زمينه ايمان به آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 58 - 1،4

1 - اعتقاد راستين به ربوبيت يگانه خداوند ، مستلزم ايمان آوردن به نشانه ها و آيات او است .

و الذين هم بايت ربّهم يومنون

4 - بيم از خدا و كيفر او ، زمينه ساز ايمان آوردن به آيات او است .

إنّ الذين هم من خشية ربّهم . .. و الذين هم بأيت ربّهم يؤمنون

تقديم «خشيت» بر «ايمان» مى تواند بيانگر برداشت فوق باشد.

213- زمينه تكذيب آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 25 - 7

7 - افكنده شدن حجاب بر انديشه و قلب آدمى، زمينه انكار هر گونه معجزه و آيت الهى است.

و جعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه . .. و إن يروا كل ءاية لايؤمنوا بها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 49 - 6

6 - عدول از حق در بينش و اعتقادات، زمينه تكذيب آيات الهى

و الذين كذبوا بأيتنا يمسهم العذاب بما كانوا يفسقون

جمله «بما كانوا يفسقون» مى تواند بيان علت تكذيب منجر به عذاب باشد. يعنى چون آنان فاسق بودند، تكذيب مى كردند. و چون سوره انعام مكى است و آيات قبل هم بحث از اعتقادات مى باشد، به نظر مى رسد اين فسق، فسق اعتقادى باشد، نه فسق عملى.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 6

6 - فريبندگى حيات دنيا زمينه ساز گرايش گروهى از انسان ها به كفرپيشگى و انكار مداوم آيات خدا

حرمهما على الكفرين . .. غرتهم الحيوة الدنيا ... و ما كانوا بايتنا يجحدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 136 - 5

5 - بى اعتنايى به آيات خدا ، زمينه ساز تكذيب آنهاست .

بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

جمله «و كانوا . .. » مى تواند تعليل براى «كذبوا ... » باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 13

13 - عالمان دينىِ دنياگرا و پيرو هوا و هوس ، در خطر تكذيب آيات الهى و گرايش به كفر هستند .

فانسلخ منها . .. و لكنه أخلد إلى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 95 - 4

4 - شك و ترديد در آيات الهى ، زمينه ساز تكذيب آنهاست .

فلاتكونن من الممترين. و لاتكونن من الذين كذبوا بأيت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 99 - 12

12- ستم پيشگى ، زمينه ساز كفر و انكار آيات الهى است .

فأبى الظلمون إلاّ كفورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 77 - 4

4- سابقه زشت كارى قوم نوح ، زمينه ساز تكذيب آيات الهى از سوى آنان بود .

الذين كذّبوا بايتنا إنّهم كانوا قوم سوء

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه جمله «إنّهم كانوا. ..» در مقام تعليل براى جمله پيشين باشد. گفتنى است فعل «كانوا» - كه مفيد استقرار وصف است - بيانگر دوام وصف سوء در ميان قوم نوح است و از آن جايى كه فعل ماضى است، از آن به سوء سابقه تعبير شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - شمس - 91 - 11 - 4

4 - اصرار بر گناه و نقض حريم ديگران ، زمينه ساز تكذيب آيات الهى است .

كذّبت ثمود بطغويها

از مصاديق «طغيان» (فراتر از حد رفتن «العين»)، تجاوز به حقوق ديگران است.

214- زمينه درك آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 105 - 8

8 - علم و آگاهى، زمينه درك و پذيرش آيات الهى است.

لنبينه لقوم يعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 15

15- صبر پيشه كردن در برابر مشكلات و بلايا و شكرگزارى در مقابل نعمت هاى الهى ، مايه رشد معرفت آدمى و درك بهتر آيات و نشانه هاى خدا

إن فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 52 - 10

10 - ايمان ، زمينه درك آيات و نشانه هاى الهى در طبيعت

إنّ فى ذلك لأيت لقوم يؤمنون

215- زمينه دشمنى با آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 7 - 3

3- موضع گيرى عليه آيات الهى ، ناشى از خصلت هاى منفى خود انسان است ; نه ابهام و نارسايى پيام وحى . *

ءايتنا بيّنت قال الذين كفروا للحقّ . .. هذا سحر مبين

ماضى بودن فعل «كفروا»، نشان مى دهد كه پيش زمينه هاى فكرى و روحى در جهت گيرى ها و موضع گيرى هاى كافران عليه آيات الهى، تأثيرى بسزا و تعيين كننده دارد.

216- زمينه ذكر آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 10 - 13

13 - يادآورى نعمتهاى الهى راهى براى توجه دادن انسانها به آيات خدا و ايجاد روحيه تسليم در برابر احكام او

و لقد مكنكم فى الأرض . .. قليلا ما تشكرون

217- زمينه شناخت آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 75 - 4

4- شناخت صحيح آيات الهى ، در گرو هوشيارى ، فراست و ژرف نگرى است .

إن فى ذلك لأيت للمتوسّمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 11 - 10

10- انديشمندان و متفكران ، داراى زمينه لازم براى درك آيت بودن مظاهر طبيعت

إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون

218- زمينه فهم آيات آفاقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 5 - 10

10 - خردورزى ، زمينه دستيابى انسان به جهان بينى الهى و فهم و شناخت نشانه هاى خداوند در پهنه گيتى

ءايت لقوم يعقلون

219- زمينه فهم آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 52 - 5

5 - علم و دانش ، زمينه ساز درك آيات و نشانه هاى خدا و موجب پندآموزى از درس هاى نهفته در سرگذشت اقوام هلاك شده پيشين

إنّ فى ذلك لأية لقوم يعلمون

قيد «لقوم يعلمون» نشانگر آن است كه جهل و نادانى، مانع از شناخت درس ها و آيات الهى است و تنها با داشتن درك و پيش فرض هاى معرفتى، مى توان از آيات الهى پند گرفت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 13 - 9

9 - حالت انابه و خداخواهى ، زمينه ساز درك آيات الهى و تأثيرپذيرى از آنها است .

و ما يتذكّر إلاّ من ينيب

220- زمينه قبول آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 105 - 8

8 - علم و آگاهى، زمينه درك و پذيرش آيات الهى است.

لنبينه لقوم يعلمون

221- زمينه نزول آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 134 - 11

11 - فرستادن پيامبران ، همواركننده راه دسترسى انسان به هدايت و آيات الهى است .

لولا أرسلت إلينا رسولاً فنتّبع ءايتك

222- زوجيت از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 36 - 8

8 - نوع حيات و حاكميت قانون زوجيت ( نر و ماده بودن ) ، از آيات خداوند و از نشانه هاى قدرت او است .

و ءاية لهم الأرض . .. سبحن الذى خلق الأزوج كلّها... و ممّا لايعلمون

برداشت ياد شده، از آن جا است كه آيه شريفه، در ضمن سلسله آياتى قرار دارد كه درصدد بيان نشانه هاى قدرت خداوند است.

223- زيان مكذّبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 9 - 1

1 - قيامت روز ظهور و بروز خسارت و زيانكارى تكذيب كنندگان آيات خداوند است.

و من خفت موزينه فأولئك الذين خسروا أنفسهم بما كانوا بأيتنا يظلمون

224- زيانكارى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 9

9 - گرفتار شدن به دوزخ نمود زيانكارى تكذيب كنندگان آيات الهى است .

فأولئك هم الخسرون. و لقد ذرأنا لجهنم كثيراً من الجن و الإنس

آيه مورد بحث مى تواند توضيح زيانى باشد كه در ذيل آيه قبل براى گمراهان بيان شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 105 - 1

1- كافرانِ به آيات پروردگار و منكرانِ قيامت ، زيانكارترين مردم اند .

الأخسرين أعملاً . .. أُولئك الذين كفروا بأيت ربّهم و لقائه

كفر به لقاى پروردگار، تعبيرى ديگر از كفر به قيامت است، از آن جهت كه ملاقات با پروردگار (با حساب و جزا و پاداش او)

در قيامت صورت مى گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 63 - 4

4 - كافران و منكران آيات الهى ، مردمى زيانكار و خسارت ديده اند .

و الذين كفروا بأيت اللّه أُولئك هم الخسرون

225- سجده هنگام استماع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 18

18- خضوع و خشوع و سجده و گريه به هنگام استماع آيات الهى ، نشانه برخوردارى از نعمت ويژه خداوند است .

أُولئك الذين أنعم اللّه عليهم . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و ب

«إذا تتلى» خبر اول و يا خبر بعد از خبر براى «أُولئك» است; يعنى آنان اين چنين هستند كه هنگام استماع آيات به سجده افتاده و گريه مى كنند.

226- سختى فهم آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 19 - 15

15 - بهرهورى از آيات الهى براى كسانى ميسر است كه در سختى فهم آنها ، صبر پيشه كنند .

إنّ فى ذلك لأيت لكلّ صبّار

اين كه در اين آيه، آيات متعدد ماجراى اهل سبأ، براى صبرپيشگان و شكرگزاران دانسته شده است; مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه قبول آيت بودن آنها، نياز به فهم و معرفتى درخور دارد. به تناسب ذكر صفت صبر، استفاده مى شود كه فهم و قبول آيات خداوندى، احتياج به صبر دارد.

227- سرزنش اعراض از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 80 - 11

11 - سطحى نگرى و بى تفاوتى انسان نسبت به مظاهر وجود و طبيعت ، مورد نكوهش خداوند

و هو الذى يحى . .. أفلاتعقلون

228- سرزنش تكذيب آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 4

4 - تكذيب قرآن، نكوهيده تر از تكذيب ديگر آيات الهى است.

ما تأتيهم من ءاية . .. فقد كذّبوا بالحق

مراد از «الحق» مى تواند قرآن باشد. در اين آيه نسبت به آيه قبل «ترقى» صورت گرفته است. يعنى اينكه كافران آيات را تكذيب كردند و عجيبتر آنكه قبل از آن قرآن را تكذيب كردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 81 - 5

5 - انكار آيات ونشانه هاى الهى ، در عين روشن و قابل شناخت بودن آنها ، عملى است در خور سرزنش و تقبيح .

فأىّ ءايت اللّه تنكرون

استفهام (أىّ) براى توبيخ است.

229- سرزنش محرومان از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 31 - 6

6 - محروم ماندگان از شنيدن و درك آيات الهى ، معاف از ملامت در روز قيامت

أفلم تكن ءايتى تتلى عليكم

از مفهوم آيه، استفاده مى شود: كسانى كه از شنيدن آيات الهى دور مانده اند و آيات بر آنان تلاوت نشده است، مورد ملامت نيستند.

230- سرزنش معرضان از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 105 - 4

4- آنان كه با مشاهده نشانه هاى موجود در آسمان ها و زمين ( هستى ) به توحيد و يكتايى خداوند پى نبرند ، سزاوار سرزنش و نكوهشند .

و كأيّن من ءاية فى السموت و الأرض يمرون عليها و هم عنها معرضون

لحن آيه شريفه گوياى مذمت و سرزنش است.

231- سرزنش مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 84 - 2

2 - توبيخ كافران از سوى خدا ، به خاطر تكذيب بى دليل نشانه ها و آيات او

حتّى إذا جاءو قال أكذّبتم بايتى و لم تحيطوا بها علمًا

232- سرنوشت مجادله گران در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 69 - 1،2

1 - توصيه خداوند به نگريستن و تأمل كردن در سرنوشت كسانى كه درباره آيات الهى به جدال و ستيزه جويى برمى خيزند .

ألم تر إلى الذين يجدلون فى ءايت اللّه أنّى يصرفون

2 - سرنوشت شوم مجادله گران و ستيزه جويان با آيات الهى ، درس آموز و عبرت انگيز است .

ألم تر إلى الذين يجدلون فى ءايت اللّه أنّى يصرفون

233- سرنوشت مكذّبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 4

4 - همه مردم، حتى افترا زنندگان بر خدا و تكذيب كنندگان آيات او، تا فرا رسيدن مرگشان به بهره مقدر خويش در دنيا خواهند رسيد.

فمن أظلم . .. أولئك ينالهم نصيبهم من الكتب حتى إذا جاءتهم رسلنا

«الكتاب» مصدر و به معناى اسم مفعول است، يعنى مكتوب و مقدر. «من» براى ابتداى غايت است. يعنى آنچه از مقدرات الهى سهم كافران است، به آنان خواهد رسيد.

234- سنگينى گوش معرضان از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 7 - 8

8 - رواج دهندگان سخنان باطل ، به قدرى از آيات خدا گريزانند كه گويا سنگينى گوش دارند .

كأنّ فى أُذنيه وقرًا

235- سهولت فهم آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 14 - 2

2 - آيات الهى ، روشن و قابل درك براى همه جان ها و وجدان ها ، حتى حق ستيزترين انسان ها

فلمّا جاءتهم ءايتنا مبصرة . .. و جحدوا بها و استيقنتها أنفسهم

236- شاكران و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 58 - 12

12 - تنها قدرشناسان و شكرگزاران بهره مند از بيان هاى گوناگون آيات الهى هستند .

كذلك نصرف الأيت لقوم يشكرون

بديهى است تبيين آيات به صورتهاى گوناگون براى همگان است. بنابراين تقييد آن به «لقوم يشكرون» حاكى از اين است كه تنها شاكران از آن بهره مى گيرند.

237- شب از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 12 - 1

1- خداوند ، شب و روز را دو نشانه از نشانه ها و آيات خويش قرار داده است .

و جعلنا الّيل و النهار ءايتين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 37 - 1

1 - شب ، آن گاه كه روشنايى روز از آن رفته باشد ، از آيات بزرگ خداوند و از نشانه هاى قدرت او است .

و ءاية لهم الّيل نسلخ منه النهار

«سلخ» (مصدر «نسلخ») در اصل به معناى ازاله پوست حيوان است و در آيه شريفه، كنايه از اخراج و ازاله روشنايى روز از شب است. جمله «نسلخ منه...» يا استئناف بيانى است و يا حال براى «الليل» مى باشد. گفتنى است تنكير «آية» بر تعظيم دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 37 - 1

1 - « شب و روز » و « خورشيد و ماه » ، از آيات و نشانه هاى خداوند است .

و من ءايته الّيل و النهار والشمس والقمر

238- شترصالح(ع) از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 16

16- ناقه قوم ثمود ، از جمله آيات الهى براى اخطار به آنان به خاطر حق ناپذيريشان

و ءاتينا ثمود الناقة . .. و ما نرسل بالأيت إلاّ تخويفًا

239- شرايط آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 38 - 11

11- ارائه آيت ها و معجزه ها ، هر كدام داراى وقتى مشخص و مختص به دوره و زمان خاص خود است .

ما كان لرسول أن يأتى بأية . .. لكل أجل كتاب

در پى بيان اين حقيقت كه معجزه در اختيار پيامبر نيست بلكه در اختيار خداوند و به اذن اوست، اين پرسش مطرح مى شود كه چرا خداوند اذن ارائه معجزه هاى درخواستى را به پيامبرش نمى دهد تا مردمان ايمان بياورند؟ جمله «لكل أجل كتاب» در پاسخ سؤال مذكور بيان مى دارد كه انجام هر كارى و از جمله ارائه معجزات، زمانى مشخص دارد ; اين گونه نيست كه هر كارى در هر زمان بتواند تحقق يابد.

240- شرايط استفاده از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 67 - 10

10 - روحيه حرف شنوى و حق پذيرى ، شرط بهره مندى از آيات الهى است .

إن فى ذلك لأيت لقوم يسمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 9

9- تعقل و خردورزى ، شرط درك صحيح حقايق هستى و بهره گيرى از آيات الهى

إن فى ذلك لأية لقوم يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 69 - 19

19- تفكر و انديشيدن ، شرط درك صحيح حقايق و بهره گيرى از آيات الهى است .

إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 79 - 8

8- داشتن روحيه حق پذيرى و حق جويى ، شرط بهرهورى از آيات الهى

إن فى ذلك لأيت لقوم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 44 - 6

6 - براى درك آيه بودن آسمان ها و زمين ، داشتن ايمان و زمينه لازم شرط است .

خلق اللّه السموت و الأرض بالحقّ . .. لأية للمؤمنين

تخصيص به ذكر مؤمنان از بين مردم براى بيان اين كه آسمان ها و زمين، آيه براى آنان است; از اين جهت است كه آنان، از آيه بهره مى گيرند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 32 - 14

14 - استفاده از آيه هاى خدا ، براى رهيافت به خداشناسى ، منوط به حفظ بى طرفى و دست كشيدن از دغلكارى و حق ناپذيرى است .

و ما يجحد بأيتنا إلاّ كلّ ختّار كفور

241- شرايط درك آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 17

17- درك آيات و نشانه هاى الهى ، مقتضى استعداد و شرايط لازم

إن فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور

با اينكه آيات الهى براى همه مردم است، اختصاص دادن آنها به صابران شكرگزار، حكايت از آن دارد كه درك آيات الهى، استعداد و شرايط ويژه اى مى طلبد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 9

9- تعقل و خردورزى ، شرط درك صحيح حقايق هستى و بهره گيرى از آيات الهى

إن فى ذلك لأية لقوم يعقلون

242- شرايط شناخت آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 13 - 9

9 - تفكر و تأمل ، شرط شناخت آيات الهى ، در گستره نظام جهان

إنّ فى ذلك لأيت لقوم يتفكّرون

243- شك اقوام پيشين در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 94 - 12

12 - ترديد در الهى بودن قرآن ، همانند ترديد اقوام پيشين در آيات نازل شده بر آنان مى باشد و در پى دارنده فرجامى شوم است .

لقد جاءك الحق من ربك فلاتكونن من الممترين

با توجه به ارتباط اين آيه با آيات قبل، مى توان گفت كه: مراد از «الممترين» اقوام پيامبران گذشته است كه با نپذيرفتن آيات الهى و ترديد در آنها، گرفتار فرجام شومى شدند.

244- شگفتى تكذيب آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 61 - 5

5 - انكار آيات خدا و ايمان به باطل ، از سوى مشركان ، به رغم باور آنان بر خالقيت خدا و تسخير خورشيد و ماه از سوى او ، امرى شگفت آور است .

و ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون . .. و قالوا لولا أنزل عليه ءايت ... و الذين ءا

245- شناخت آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 77 - 2

2- ايمان و روح حق پذيرى ، زمينه ساز شناخت صحيح آيات الهى و حوادث تاريخى و بهره گيرى از آنهاست .

إن فى ذلك لأية للمؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 1

1- روى گردانى از آيات پروردگار پس از تذكّر يافتن و آگاهى به آن ، بزرگ ترين ظلم است .

و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه فأعرض عنها

«ذكر» يعنى، شناختى كه در حافظه حاضر باشد (برگرفته شده از مفردات راغب).

246- شياطين و مكذّبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 17

17 - سلطه و حاكميت شياطين بر منكران آيات الهى، سنت خداوند و تحت اراده اوست.

إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لا يؤمنون

247- شير شتر از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 66 - 3

3- بيرون آوردن شير خالص و آماده نوشيدن ، از بين خون و سرگين داخل شكنبه شتر ، گاو و گوسفند ، از آيات خداوند

و إن لكم فى الأنعم لعبرة نسقيكم ممّا فى بطونه من بين فرث و دم لبنًا خالصًا سائغ

248- شير گاو از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 66 - 3

3- بيرون آوردن شير خالص و آماده نوشيدن ، از بين خون و سرگين داخل شكنبه شتر ، گاو و گوسفند ، از آيات خداوند

و إن لكم فى الأنعم لعبرة نسقيكم ممّا فى بطونه من بين فرث و دم لبنًا خالصًا سائغ

249- شير گوسفند از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 66 - 3

3- بيرون آوردن شير خالص و آماده نوشيدن ، از بين خون و سرگين داخل شكنبه شتر ، گاو و گوسفند ، از آيات خداوند

و إن لكم فى الأنعم لعبرة نسقيكم ممّا فى بطونه من بين فرث و دم لبنًا خالصًا سائغ

250- صبر در فهم آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 19 - 15

15 - بهرهورى از آيات الهى براى كسانى ميسر است كه در سختى فهم آنها ، صبر پيشه كنند .

إنّ فى ذلك لأيت لكلّ صبّار

اين كه در اين آيه، آيات متعدد ماجراى اهل سبأ، براى صبرپيشگان و شكرگزاران دانسته شده است; مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه قبول آيت بودن آنها، نياز به فهم و معرفتى درخور دارد. به تناسب ذكر صفت صبر، استفاده مى شود كه فهم و قبول آيات خداوندى، احتياج به صبر دارد.

251- طوفان نوح(ع) از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 15 - 4

4 - دعوت خداوند از خلق ، براى پندگيرى از آيات او و رخداد طوفان نوح

و لقد تركنها ءاية فهل من مدّكر

تعبير«فهل من مدكر» براى انگيزش است.

252- ظالمان و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 33 - 6

6 - ستمكاران آيات الهى را انكار مى كنند.

و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون

253- ظلم اعراض از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 1

1- روى گردانى از آيات پروردگار پس از تذكّر يافتن و آگاهى به آن ، بزرگ ترين ظلم است .

و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه فأعرض عنها

«ذكر» يعنى، شناختى كه در حافظه حاضر باشد (برگرفته شده از مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 86 - 3

3 - مشاهده آيات مختلف خداوند و ناديده گرفتن آنها ، ظلمى غيرقابل بخشش

و وقع القول عليهم بما ظلموا . .. ألم يروا ... إنّ فى ذلك لأيت

آيه ياد شده مى تواند تفسير و توضيحى باشد بر آنچه در آيه پيش به عنوان «ظلم» مطرح شده است.

254- ظلم به آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 14

14- تكذيب معجزات و آيات الهى ، ظلم به آنهاست .

كذّب بها الأوّلون . .. فظلموا بها

255- ظلم تكذيب آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 2،3

2 - تكذيب كنندگان آيات خداوند، ستمگرترين مردم هستند.

و من أظلم ممن . .. أو كذب بايته

3 - افتراى به خداوند و تكذيب آيات الهى، بزرگترين ظلم است.

و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 2

2 - بدعت در دين الهى، همانند تكذيب آيات خداوند، بزرگترين ستم است.

فمن أظلم ممن افترى على الله كذبا أو كذب بأيته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 177 - 2

2 - كفرپيشگان با تكذيب آيات الهى همواره بر خويش ستم مى كنند .

و أنفسهم كانوا يظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 37 - 7

7 - تكذيب آيات و رسولان الهى ، ظلم است و تكذيب كنندگان ، مردمانى ظالم اند .

الذين كذّبوا بأيتنا . .. كذّبوا الرسل ... و أعتدنا للظلمين عذابًا أليمًا

مراد از «الظالمين» در آيه همان تكذيب كنندگان آيات و انبيا هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 85 - 3

3 - تكذيب آيات الهى بدون ارائه دليل علمى ، ظلمى نابخشودنى و غيرقابل اعتذار

أكذّبتم بايتى و لم تحيطوا بها علمًا . .. و وقع القول عليهم بما ظلموا

برداشت ياد شده با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 5 - 7

7 - تكذيب آيات الهى ، ظلم است .

الذين كذّبوا بايت اللّه و اللّه لايهدى القوم الظلمين

256- ظلم مغالطه در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 17

17 - مغالطه گران و ياوه گويان و جدل كنندگان در مورد قرآن و آيات الهى ستمكارند.

الذين يخوضون فى ءايتنا . .. مع القوم الظلمين

257- ظلم مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 1

1 - افترازنندگان بر خدا و تكذيب كنندگان آيات الهى، ستمكارترين مردمند.

فمن أظلم ممن افترى على الله كذبا أو كذب بأيته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 177 - 2،5

2 - كفرپيشگان با تكذيب آيات الهى همواره بر خويش ستم مى كنند .

و أنفسهم كانوا يظلمون

5 - كسانى كه با تكذيب آيات الهى بر خود ستم مى كنند ، حالتى شوم و ناهنجار دارند .

ساء مثلا القوم الذين . .. أنفسهم كانوا يظلمون

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه جمله «أنفسهم كانوا يظلمون» عطف بر «كذبوا بأيتنا» باشد ; يعنى: «ساء مثلا القوم الذين أنفسهم كانوا يظلمون». قابل ذكر است كه در برداشتهاى گذش--ته جم---له «أنفسهم كانوا يظلمون» عطف بر جمله «ساء مثلا ... » گرفته شده بود.

258- ظلمت مكذّبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 1

1 - تكذيب كنندگان آيات الهى (قرآن)، كرها و لالهايى فرو رفته در ظلمتها هستند.

و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظلمت

259- عاقلان و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 67 - 8

8- در فرآورده هاى خرما و انگور براى خردورزان ، آيت و نشانه اى از قدرت و ربوبيت خداوند است .

و من ثمرت النخيل و الأعنب تتّخذون منه سكرًا و رزقًا حسنًا إن فى ذلك لأية لقوم ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 35 - 4

4 - بقاياى شهر ويران شده قوم لوط براى خردمندان ، آيه الهى است .

و لقد تركنا منها ءاية . .. لقوم يعقلون

260- عبرت از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 73 - 2

2 - پندپذيرى و درس آموزى از آيات الهى ، از اوصاف بندگان خالص خدا

و الذين إذا ذكّروا بأيت ربّهم لم يخرّوا عليها صمًّا و عميانًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 13 - 10

10 - درس آموزى و هوشيارى ، فلسفه ارائه آيات الهى از سوى خداوند

هو الذى يريكم ءايته . .. و ما يتذكّر إلاّ من ينيب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 37 - 7

7 - نشانه هاى عبرت آموز الهى بر پهنه زمين ، بى تأثير در مردمان غافل و سرمست *

ءاية للذين يخافون العذاب الأليم

اختصاص يافتن «آية» به «للذين يخافون. ..»، بيانگر اين حقيقت است كه اگر مايه هاى ابتدايى معرفت، در درون فرد وجود نداشته باشد و او در غفلت و سرخوشى فرو رفته باشد، از آيات الهى ره به مقصد و مقصود نخواهد برد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 15 - 4

4 - دعوت خداوند از خلق ، براى پندگيرى از آيات او و رخداد طوفان نوح

و لقد تركنها ءاية فهل من مدّكر

تعبير«فهل من مدكر» براى انگيزش است.

261- عدم تعقل در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 2

2- نينديشيدن در آيات الهى ( قرآن ) و گذر كردن از آن بدون تأمل و انديشه ، ستم كارى است .

و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه فأعرض عنها

عطف «أعرض» به وسيله حرف «فاء» گوياى آن است كه برخى، بدون تأمل و درنگ، پس از گوشزدشدن آيات الهى به آنان، از آن رومى گردانند و همين، موجب ورود آنان به زمره ستم كاران مى شود.

262- عذاب اخروى معرضان از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 127 - 7

7 - مسرفان و ترك كنندگان ايمان به آيات خداوند ، علاوه بر كيفر شدن در دنيا و كور بودن در روز قيامت ، آخرتى همراه با عذاب سخت تر و مداوم تر خواهند داشت .

و لعذاب الأخرة أشدّ و أبقى

«كذلك» مى رساند كه زندگى سخت در دنيا و كورى قيامت، علاوه بر غافلان، مسرفان بى ايمان را نيز تهديد مى كند و جمله «لعذاب الأخرة. ..» حاكى از عذابى اضافه بر آن است كه پس از پايان روز قيامت، آغاز شده و شديدتر و طولانى تر از عذاب، دنيا و قيامت خواهد بود.

263- عذاب اخروى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 37 - 8

8 - تكذيب كنندگان آيات و رسولان الهى ، علاوه بر هلاكت دنيوى ، در آخرت نيز دچار عذابى دردناك و رنج آور خواهند شد .

الذين كذّبوا بأيتنا فدمّرنهم . .. كذّبوا الرسل أغرقنهم ... و أعتدنا للظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 16 - 16

16 - مستكبران و منكران آيات الهى ، به عذاب هاى سخت اخروى گرفتار خواهند شد .

فاستكبروا فى الأرض . .. و كانوا بأيتنا يجحدون... و لعذاب الأخرة أخزى

264- عذاب توطئه گران عليه آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 5 - 3،4

3 - تلاش گران بر ضد آيات الهى ، قطعاً عذابى دردناك خواهند داشت .

و الذين سَعَوْ فى ءايتنا . .. أُولئك لهم عذاب ... أليم

4 - عذاب تلاش كنندگان بر ضد آيات خدا ، عذابى بس بد و پليد است .

و الذين سَعَوْ فى ءايتنا . .. لهم عذاب من رجز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 38 - 4

4 - حضور دائمى تلاش گران بر ضد آيات الهى در عذاب قطعى است .

و الذين يسعون فى ءايتنا . .. أُولئك فى العذاب محضرون

«محضرون» (اسم مفعول از مصدر «احضار») به چيزى گفته مى شود كه همواره حاضر باشد. اين نكته مستلزم حضور هميشگى و غايب نبودن در هيچ وقت است.

265- عذاب دنيوى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 129 - 4

4 - كفرورزان به آيات و هدايت هاى الهى ، سزاوار كيفر و عذاب در دنيا هستند .

و لولا كلمة سبقت من ربّك لكان لزامًا

كلمه «لزاماً» مصدر باب مفاعله است و خبر قرار گرفتن مصدر، حاكى از مبالغه است. بنابراين مفاد جمله «لكان لزاماً» چنين مى شود: [اگر سنت مهلت نبود ]عذاب، ملازم مخالفان بود و [حتى اندك زمانى] از آنان فاصله نمى گرفت.

266- عذاب ذلت بار مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 98 - 9

9 - جامعه هاى كفرپيشه و تكذيب گر ، در معرض عذاب ذلتبار الهى اند .

فلولا كانت قرية ءامنت . .. لها ءامنوا كشفنا عنهم عذاب الخزى

267- عذاب معرضان از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 13

13 - خداوند، اعراض كنندگان از آيات خويش (قرآن) را به عذابى سخت گرفتار خواهد ساخت.

سنجزى الذين يصدفون عن ءايتنا سوء العذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 58 - 3

3- اَعمال اِعراض كنندگان از آيات الهى ، مقتضى تعجيل و زودرسى عذاب بر ايشان است .

لو يؤاخذهم بما كسبوا لعجّل لهم العذاب

اگر بخواهند محتواى جمله شرطيه را به گونه اى بيان كنند كه علاوه بر گذشته، وضعيّت آينده را نيز بازگو كند، يكى از شرط و جزا را مضارع و ديگرى را ماضى مى آورند. بنابراين «لو يؤاخذهم ... لعجل» بيان مى دارد كه در گذشته، چنين بود و در آينده نيز همين گونه خواهد بود.

268- عذاب مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 49 - 1،2

1 - تكذيب كنندگان آيات الهى به عذاب گرفتار خواهند شد.

و الذين كذبوا بأيتنا يمسهم الهذاب

2 - ترس و اندوه، عذاب دنيوى تكذيب كنندگان آيات الهى

فمن ءامن و أصلح فلاخوف عليهم و لاهم يحزنون. و الذين كذبوا بأيتنا يمسهم العذاب

مطرح شدن عذاب براى تكذيب كنندگان، پس از نفى ترس و اندوه براى مؤمنان، اشاره به اين است كه عذاب دنيوى تكذيب كنندگان همان ترس و اندوه دنيوى آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 44 - 3

3 - بهشتيان براى ملامت و سرزنش دوزخيان ، از آنان جوياى تحقق وعيد هاى الهى براى منكران آيات خداوند خواهند شد .

و نادى . .. فهل وجدتم ما وعد ربكم حقاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 64 - 6

6 - تكذيب كنندگان آيات الهى ، در خطر گرفتار شدن به عذاب دنيوى هستند .

و أغرقنا الذين كذبوا بايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 9

9 - ستم پيشگان و تكذيب كنندگان آيات الهى ، در خطر هلاكت و نابودى با عذاب هاى الهى

كذبوا بايت ربهم . .. و كل كانوا ظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 73 - 6

6 - تكذيب كنندگان آيات الهى ، مستحق عذاب استيصال و در معرض آن هستند .

و أغرقنا الذين كذبوا بأيتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 96 - 1،3

1 - تكذيب آيات و نشانه هاى الهى ، زمينه ساز گرفتارى مكذبان به عذاب استيصال است .

و لاتكونن من الذين كذبوا بأيت اللّه . .. إن الذين حقت عليهم كلمت ربك

از ارتباط اين آيه با آيه قبل استفاده مى شود كه: مراد از «الذين حقت عليهم» تكذيب كنندگان آيات الهى اند و از ذيل آيه بعد، جمله «حتى يروا العذاب الإليم» و ذيل آيه بعد از اين; يعنى، جمله «لما آمنوا كشفنا عنهم عذاب الخزى فى الحياة الدنيا» استفاده مى شود كه مراد از «كلمت ربك» عذاب دنيوى استيصال است.

3 - محكوم شدن مكذبان آيات الهى به عذاب استيصال ، از شؤون ربوبيت الهى و مقتضاى آن است .

إن الذين حقت عليهم كلمت ربك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 85 - 1

1 - نزول عذاب بر كافران تكذيب گر ، پس از پايان يافتن محاكمه آنان

قال أكذّبتم بايتى . .. و وقع القول عليهم

در تفسير «وقع القول عليهم» چند نظر ابراز شده است كه از جمله آنها «حلول عذاب» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 16 - 1،2

1 - كافران دروغ انگارِ آيات الهى و آخرت ، گرفتار عذابند .

و أمّا الذين كفروا و كذّبوا بأيتنا و لقاىِ الأخرة فأولئك فى العذاب محضرون

2 - ورود و ماندگارى كافران و تكذيب گران آيات خدا و لقاء اللّه ، به عذاب ، به صورت جبرى است .

و أمّا الذين كفروا . .. فى العذاب محضرون

به صورت مفعولى آورده شدن احضار افراد ياد شده به جهنم و يا حاضر بودن شان در آن، مى تواند اشاره به نكته فوق داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 11 - 2،5

2 - منكران آيات و نشانه هاى پروردگار ، داراى عذابى سخت و هول انگيز

و الذين كفروا بايت ربّهم لهم عذاب من رجز أليم

«رجز» در لغت، به معناى اضطراب مى باشد (مفردات راغب).

5 - عذاب سخت منكران آيات الهى ، در قيامت به وسيله موادى آلوده و نفرت انگيز *

لهم عذاب من رجز أليم

«رجز» مى تواند به معناى «رجس» و آلودگى باشد در اين صورت اگر «من» نشويه باشد، براشت ياد شده استفاده مى

شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 10 - 2

2 - گرفتارى به جهنم و عذاب الهى ، سرنوشت تكذيب كنندگان آيات الهى است .

ويل يومئذ للمكذّبين

به قرينه «إذا تتلى عليه آياتنا. ..» در آيات بعد، عنوان «مكذّبين»، تكذيب كنندگان آيات خداوند را در برمى گيرد.

269- عذر بر تكذيب آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 52 - 7

7 - انسان ها با نزول قرآن و دريافت آن هيچ عذر و توجيهى براى گرايش به كفر ، به فراموشى سپردن قيامت ، فريب خوردن به حيات دنيا و انكار آيات الهى ندارند .

الذين اتخذوا دينهم لهواً و لعباً . .. و لقد جئنهم بكتب

آيه مورد بحث در پى بيان گرفتارى كافران به آتش دوزخ و بيان عامل دوزخى شدن آنان، اشاره به اتمام حجت الهى براى همگان دارد. يعنى با نزول قرآن و معارف آن بهانه اى براى روى آورى به عقايد و اعمالى كه در آيه قبل علل گرفتارى به دوزخ معرفى شده، وجود ندارد.

270- عظمت آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 9 - 4

4- خداوند ، آياتى بس شگفت تر از ماجراى اصحاب كهف دارد .

أم حسبت أنّ أصحب الكهف . .. كانوا من ءايتنا عجبًا

نفى شگفتى از ماجراى اصحاب كهف - على رغم شگفتى آن در نظر آدميان - گواه اين مطلب است كه خداوند، آياتى بس عجيب تر از اين داستان نيز آفريده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 18 - 2

2 - آيات و نشانه هاى ربوبى ، در عظمت و بزرگى مختلف است ( برخى بزرگ تر از برخى ديگر است ) .

رأى من ءايت ربّه الكبرى

در صورتى كه «الكبرى» صفت تخصيصى «آيات» باشد، به دست مى آيد كه آيات ربوبى، بر دو دسته بزرگ و بزرگ تر تقسيم مى شود.

271- علم به آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 52 - 9

9 - مؤمنان ، مردمى دانا به منشأ روزى ها و آگاه به وجود آيات و نشانه هاى خداوند در فراخى و تنگى رزق و روزى

أنّ اللّه يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر إنّ فى ذلك لأيت لقوم يؤمنون

272- علما و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 46 - 7

7 - ساحران هماورد موسى ( ع ) ، فاقد روحيه تسليم ناپذيرى اشراف و درباريان فرعون و برخوردار از فطرت حق پذيرى

فألقى عصاه . .. قال للملإ حوله إنّ هذا لسحر عليم... فألقى موسى عصاه ... فأُلقى

با اين كه فرعون و نزديكان وى، نيز شاهد بلعيده شدن ابزار سحر ساحران توسط معجزه موسى بودند; اما تنها ساحران به سجده درافتادند و اين حكايت از مطلب ياد شده دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 22 - 4،5

4 - بهرهورى دانشوران و عالِمان از آيات الهى است .

إنّ فى ذلك لأيت للعلمين

5 - آيه بودن آفرينش آسمان ها و زمين و تفاوت زبان ها و رنگ هاى مردم ، براى دانشمندان قابل درك است .

و من ءايته خلق السموت و الأرض و اختلف ألسنتكم و ألونكم إنّ فى ذلك لأيت للعل

273- عوامل تأثير آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 7 - 4

4- تأثير آيات الهى در قلب ها ، نتيجه حقانيّت و روشنى آنها است ; نه معلول سحر بودن .

ءايتنا بيّنت قال الذين كفروا . .. هذا سحر

274- عوامل تكذيب آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 86 - 5

5 - استكبار از ريشه هاى كفر و عامل تكذيب آيات الهى

و انهم لايستكبرون . .. و الذين كفروا و كذبوا بايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 33 - 10

10 - انكار آيات الهى نشأت گرفته از روح سركش و ستمگر كافران است، نه جهل و ناآگاهى آنان

فإنهم لا يكذبكونك و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون

«جحد» به انكارى كه بر خلاف اعتقاد قلبى باشد گفته مى شود. محتمل است ستمكار شمردن منكران در آيه به جهت مخالفت آگاهانه آنان با پيامبر(صلی الله علیه و آله) باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 2

2 - درك نكردن و غوطهور بودن در تاريكى جهل و گمراهى، ريشه تكذيب آيات الهى است.

و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظلمت

«صم و بكم» (كرى و لالى)، علاوه بر بيان حقيقت حال تكذيب كنندگان، اشاره به ريشه تكذيب آيات نيز مى تواند باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 64 - 12،13

12 - كوردلى قوم نوح ( ع ) ، ريشه انكار و تكذيب آيات خداوند از سوى آنان

كذبوا بايتنا إنهم كانوا قوماً عمين

13 - انكار آيات الهى برخاسته از كوردلى منكران ، و نه ابهام و خفاى نشانه هاى خداوند

كذبوا بايتنا إنهم كانوا قوماً عمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 133 - 8،11

8 - استكبار خود بزرگ بينى مايه انكار آيات الهى است .

ءايت مفصلت فاستكبروا

11 - گناه و تبهكارى ، زمينه ساز پيدايش روحيه استكبارى و مايه انكار آيات الهى است .

فاستكبروا و كانوا قوما مجرمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 12

12 - دنياخواهى و هواپرستى بلعم باعورا موجب فاصله گرفتن او از آيات الهى و تكذيب آنها شد .

فانسلخ منها . .. و لكنه أخلد إلى الأرض

جمله «و لكنه أخلد . .. » مى تواند بيانگر علت «فانسلخ منها» باشد. يعنى دنياخواهى و هواپرستى بلعم باعورا باعث شد كه از آيات الهى فاصله گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 106 - 4

4 - شقاوت و گمراهى ، عامل روى آوردن سران و اشراف مرفّه ، به تكذيب آيات الهى

ألم تكن ءايتى . .. تكذّبون . قالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا و كنّا قومًا ضالّين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 4 - 6

6 - كفرورزى به آيات الهى برخاسته از روح استكبارى است .

ألاّيكونوا مؤمنين . إن نشأ ننزّل ... فظلّت أعنقهم

تعبير «ظلّت أعناقهم خاضعين» نشانگر آن است كه مقاومت كافران در برابر آيات قرآن برخاسته از خوى سركشى و گردن فرازى بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 14 - 3

3 - روحيه ستمگرى و جاه طلبى فرعونيان ، عامل موضع گيرى آنان در برابر آيات الهى

و جحدوا بها. .. ظلمًا و علوًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 32 - 13

13 - روحيه ناسپاسى و دغلكارى ، مايه انكار آيات الهى است .

و ما يجحد بأيتنا إلاّ كلّ ختّار كفور

«ختر» به معناى «غدر» و دغلكارى شديد است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 59 - 6

6 - خود برتربينى و بزرگ منشى ، منشأ كفر و حق ناپذيرى و سبب تكذيب آيات الهى

قد جاءتك ءايتى فكذّبت بها و استكبرت و كنت من الكفرين

«إستكبار» (مصدر «استكبرت») به معناى خود را برتر از آنچه هست، ديدن و نشان دادن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 63 - 3

3 - روح لجاجت و ستيزه جويى ، از عوامل انكار آيات الهى و نپذيرفتن حق

كذلك يؤفك الذين كانوا بأيت اللّه يجحدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 31 - 5

5 - استكبار و جرم پيشگى ، مهم ترين عامل گرايش كافران به كفر و انكار آيات الهى

ءايتى تتلى عليكم فاستكبرتم و كنتم قومًا مجرمين

با توجه به اين كه خداوند، درباره كافران تنها به دو ويژگى (استكبار و جرم پيشگى) تصريح كرده است; اساسى بودن عوامل

ياد شده در گرايش كافران به كفر استفاده مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 3 - 1

1 - تكذيب آيات الهى و معجزات پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سوى كافران ، معلول هواپرستى آنان

و كذّبوا و اتّبعوا أهواءهم

آمدن عبارت «و اتّبعوا أهواءهم» - پس از «كذّبوا»، اين نكته را مى رساند كه خواهش هاى نفسانى كافران، بازدارنده ايشان از تصديق به آيات و معجزات مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 28 - 4

4 - طغيان گرى و گناه بى حد ، پيامد تكذيب آيات و نشانه هاى خداوند است .

للطّ-غين . .. و كذّبوا بايتنا كذّابًا

ارتباط اين آيه با آيات پيشين، گوياى برداشت ياد شده است. مراد از «آياتنا»، ممكن است آيات نازل شده از سوى خداوند باشد. هم چنين مى تواند علاوه بر آن، آيات و نشانه هاى وجود و يگانگى خداوند نيز باشد.

275- عوامل دشمنى با آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 4 - 2

2 - كفر و روح حق ناپذيرى ، عامل مجادله و ستيزه جويى با آيات الهى

ما يجدل فى ءايت اللّه إلاّ الذين كفروا

276- عوامل رفع شك از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 55 - 7

7 - عذاب استيصال ، برطرف كننده هرگونه شك و ريب از دل كفرپيشگان نسبت به آيات الهى

أو يأتيهم عذاب يوم عقيم

277- عوامل عبرت از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 13 - 8

8 - تنها كسانى كه با توبه و اخلاص به سوى خدا روى مى آورند ، شايسته درس آموختن و هوشيار شدن از آيات الهى اند .

هو الذى يريكم ءايته . .. و ما يتذكّر إلاّ من ينيب

«إنابة» (مصدر «ينيب») به معناى رجوع است و انابه به درگاه خداوند، به معناى بازگشت به او با توبه و اخلاص است (بر گرفته از مفردات راغب).

278- عوامل كفر به آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 99 - 6،7

6 - فسق و انحراف ، مايه انكار آيات خدا و از دست دادن زمينه هاى ايمان است .

و ما يكفر بها إلا الفسقون

7 - فسق و انحراف يهوديان ، موجب كفرشان به قرآن و آيات الهى است .

و ما يكفر بها إلا الفسقون

مصداق روشن براى «الفاسقون» - به قرينه آيات قبل و بعد - يهوديان هستند. آيات پيشين برخى از بهانه هاى يهود را براى اعراض از ايمان يادآور شده و آيه مورد بحث بيان مى دارد كه ريشه اصلى اعراض يهود از ايمان انحراف و فسق پيشگى آنان است.

279- عوامل مجادله در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 4 - 2

2 - كفر و روح حق ناپذيرى ، عامل مجادله و ستيزه جويى با آيات الهى

ما يجدل فى ءايت اللّه إلاّ الذين كفروا

280- عوامل محروميت مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 67 - 2

2 - كبرورزى مرفهان كفرپيشه ، در برابر آيات الهى ( قرآن ) و تكذيب آن ، عامل محروميت آنان از نصرت خداوند در قيامت

لاتجئروا اليوم . .. قد كانت ءايتى تتلى عليكم ... تنكصون . مستكبرين به

281- عوامل نزول آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 4

4- ربوبيّت الهى ، مقتضى ارائه آيات ، براى رشد و تعالى بشر است .

ذكّر بأيت ربّه

282- عيسى(ع) از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 21 - 11،13

11- حضرت عيسى ( ع ) و آفرينش او بدون پدر ، نشانه اى بزرگ براى پى بردن مردم به قدرت خداوند

و لنجعله ءاية للناس

ضمير مفعولى «لنجعله» به عيسى(ع) بازمى گردد. تنوين «آيةً»، مفيد تفخيم است; يعنى بدان جهت عيسى(ع) را به تو عطا كرديم كه او را براى مردم آيتى بزرگ قرار دهيم.

13- تولد عيسى ( ع ) بدون پدر و نشانه بودن او براى قدرد خداوند و رحمت الهى بودن او ، از مقدرات خداوند و غير قابل تغيير بود .

كذلك . .. و لنجعله ءاية للناس و رحمة منّا و كان أمرًا مقضيًّا

جمله «كان أمراً مقضيّاً» ممكن است تنها در باره تولد عيسى(ع) باشد و ممكن است به هر سه موضوعى كه در آيه ذكر شده است، مربوط باشد. «مقضيّاً» اسم مفعول از «قضاء» است; يعنى آنچه قطعى شده و فيصله يافته باشد. «أمر» در معانى «فرمان» و «حادثه» استعمال مى شود. كلمه «مقضيّاً» قرينه بر اراده معناى دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 91 - 10

10- مريم ( س ) و فرزندش عيسى ( ع ) ، آيت الهى و نشانه رمز و راز آفرينش خداوندى براى جهانيان

و جعلنها و ابنها ءاية للعلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 50 - 1

1 - حضرت عيسى و مادرش مريم ( ع ) ، نشانه اى الهى براى امت پس از حضرت موسى ( ع )

ثمّ أرسلنا موسى . .. و جعلنا ابن مريم و أُمّه ءاية

283- عيسى(ع) هنگام استماع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولئك . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

284- غافلان از آيات انفسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 23 - 2

2 - كافران ، بى اعتنا به مرگ ، قبر و قيامت خود و بى توجّه به نشانه هاى خدا در خلقت خويش

كلاّ

«كلاّ» مى تواند براى ردع و باز داشتن از توهّمى باشد كه آيات پيشين، زمينه ساز پيدايش آن بود و آن اين كه با وجود زمينه هاى توجّه به خداوند در آفرينش انسان از نطفه تا زمان مرگ و دفن او، ممكن نيست كسى در كفر بماند. «كلاّ» دلالت دارد كه نبايد چنين پنداشت، زيرا افرادى با وجود تمام اين نشانه ها، بر كفر خود اصرار ورزيدند.

285- غافلان از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 7 - 7

7 - دلخوش بودن به دنيا و آرامش يافتن به آن و غفلت از آيات الهى ، از اوصاف كافران و امرى مذموم و ناپسند

إن الذين . .. و رضوا بالحيوة الدنيا و اطمأنوا بها ... غفلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 23 - 2

2 - كافران ، بى اعتنا به مرگ ، قبر و قيامت خود و بى توجّه به نشانه هاى خدا در خلقت خويش

كلاّ

«كلاّ» مى تواند براى ردع و باز داشتن از توهّمى باشد كه آيات پيشين، زمينه ساز پيدايش آن بود و آن اين كه با وجود زمينه هاى توجّه به خداوند در آفرينش انسان از نطفه تا زمان مرگ و دفن او، ممكن نيست كسى در كفر بماند. «كلاّ» دلالت دارد كه نبايد چنين پنداشت، زيرا افرادى با وجود تمام اين نشانه ها، بر كفر خود اصرار ورزيدند.

286- غفلت از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 92 - 9

9 - همواره مردم بسيارى از آيات و نشانه هاى خداوند و سرگذشت پندآموز اقوام پيشين ، در غفلت هستند .

لتكون لمن خلفك ءاية و إن كثيراً من الناس عن ءايتنا لغفلون

287- فراوانى آيات آفاقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 37 - 2

2 - جهان هستى ، سرشار از آيات و نشانه هاى خداوند است .

و من ءايته

كلمه «مِنْ» در «من آياته» براى تبعيض است. از اين كه شب و روز و ماه و خورشيد با تمام عظمت، بخشى از آيات الهى معرفى شده اند، برداشت بالا استفاده مى شود.

288- فرجام استهزاى آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 10 - 3

3 - تكذيب و استهزاى آيات الهى ، بدترين فرجام را دارد .

ثمّ كان عقبة الذين أسئوا السوأى

بنابر اين كه «عاقبة» خبر مقدم «كان» و «السوأى» اسم آن و «أن كذّبوا» مفعولٌ له فعل «أسائوا» باشد، نكته بالا فهميده مى شود.

289- فرجام تكذيب آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 10 - 3

3 - تكذيب و استهزاى آيات الهى ، بدترين فرجام را دارد .

ثمّ كان عقبة الذين أسئوا السوأى

بنابر اين كه «عاقبة» خبر مقدم «كان» و «السوأى» اسم آن و «أن كذّبوا» مفعولٌ له فعل «أسائوا» باشد، نكته بالا فهميده مى شود.

290- فرجام شوم مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 19 - 1

1 - منكران آيات الهى كه به بردگان ، يتيمان و مسكينان خدمتى نكرده و صبر و ترحّم ، را رواج ندهند ، در آخرت گرفتار فرجامى شوم و نكبت بار خواهند شد .

و الذين كفروا بايتنا هم أصحب المشئمة

«مشأمة» از «شُؤم»، نقطه مقابل يُمْن (صحاح) گرفته شده است. (العين)

291- فرجام مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 11

11 - هشدار خداوند به افترا زنندگان به او و تكذيب كنندگان آيات الهى و تهديد آنان به سرانجامى شوم

و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته إنه لايفلح الظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 36 - 1

1 - گرفتارى به آتش دوزخ فرجام منكران رسالت انبيا و تكذيب كنندگان آيات الهى (احكام و معارف نازل شده بر پيامبران)

و الذين كذبوا . .. هم فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 40 - 7

7 - ورود تكذيب كنندگان و مستكبران به بهشت، مخالف سنتهاى خداوند در نظام آفرينش

و لايدخلون الجنة حتى يلج الجمل فى سم الخياط

ورود شتر به روزنه سوزن گرچه عقلا محال نيست، ولى بر خلاف نظام جارى در طبيعت است. بنابراين به كارگيرى ضرب المثل مذكور مى تواند بيانگر اين باشد كه ورود تكذيب كنندگان به بهشت اگر چه امتناع عقلى ندارد، ولى با سنن الهى ناسازگار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 103 - 13،14

13 - ضرورت بررسى و دقت در فرجام شوم فسادگران و تكذيب كنندگان آيات الهى و رسالت پيامبران

فظلموا بها فانظر كيف كان عقبة المفسدين

14 - تكذيب كنندگان آيات الهى و منكران رسالت انبيا ، از مفسدان و در معرض فرجامى شوم هستند .

فظلموا بها فانظر كيف كان عقبة المفسدين

به كارگيرى عنوان «مفسدين» براى فرعون و اشرافيان دربارش مى تواند به اين سبب باشد كه آنان آيات الهى را تكذيب كردند و رسالت موسى(ع) را نپذيرفتند. همچنين مى تواند براى تبيين ريشه تكذيب آيات الهى و انكار رسالت از سوى آنان باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 18

18 - توجه به داستان بلعم باعورا برانگيزاننده آدمى به تفكر در سرنوشت شوم تكذيب كنندگان و ايجادكننده زمينه هاى هدايت در وى است .

فاقصص القصص لعلهم يتفكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 17 - 12

12 - تكذيب گران آيات الهى ( قرآن ) مردمانى بدفرجام

أو كذب بأيته إنه لا يفلح المجرمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 87 - 10

10 - قيامت روز ذلت كافران و پايان بخشيدن به گردن فرازى گردنگشان دنيا

أكذّبتم بايتى . .. و كلّ أتوه دخرين

هرچند تعبير «كلّ أتوه» شامل همه مؤمنان و كافران مى شود; اما با توجه به اصل تناسب و ارتباط آيات، مى توان گفت كه نظر عمده، متوجه تكذيب كنندگان آيات الهى است. مبنى بر اين كه آنان گرچه در دنيا ظالمانه كفر ورزيده اند; اما بايد بدانند كه در آخرت، مجال گستاخى براى هيچ يك از آنان نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 10 - 2

2 - گرفتارى به جهنم و عذاب الهى ، سرنوشت تكذيب كنندگان آيات الهى است .

ويل يومئذ للمكذّبين

به قرينه «إذا تتلى عليه آياتنا. ..» در آيات بعد، عنوان «مكذّبين»، تكذيب كنندگان آيات خداوند را در برمى گيرد.

292- فرعون و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 103 - 8

8 - فرعون و بزرگان دربار او ، آيات و معجزات ارائه شده از سوى موسى را تكذيب كردند .

بئايتنا إلى فرعون و ملإيه فظلموا بها

ضمير در «بها» به «آياتنا» برمى گردد و چون «ظلم» به حرف باء متعدى شده (ظلموا بها) متضمن معناى تكذيب است.

293- فرعونيان و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 136 - 4

4 - فرعونيان آيات الهى را تكذيب كرده و به آن بى اعتنا بودند .

بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

در برداشت فوق ضمير «عنها» به «ايتنا» برگردانده شده است. گفتنى است كه در اين صورت «غفلت» به معناى بى اعتنايى خواهد بود، نه به معناى بى خبرى ; زيرا جمله قبل (كذبوا ... ) دلالت مى كند كه فرعونيان از آيات الهى بى خبر نبودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 52 - 1

1 - روش كافران مكه در برخورد با آيات الهى ، همانند روش فرعونيان و كافران پيش از آنان

كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم

«دأب» به معناى عادت و روش است. و چون آيه به دنبال قضاياى جنگ بدر آمده، معلوم مى شود مشبه كافران مكه هستند و تقدير جمله چنين است: داب هؤلاء الكفره كدأب ءال فرعون. قابل ذكر است مراد از ضمير در «قبلهم» آل فرعون هستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 3

3 - آل فرعون از مظاهر بارز تكذيب كنندگان آيات الهى

كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم كذبوا بايت ربهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 3

294- فسق مكذّبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 49 - 5

5 - تكذيب كنندگان آيات الهى، فاسقند.

و الذين كذبوا بأيتنا يمسهم العذاب بما كانوا يفسقون

295- فطريت آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 15 - 4

4 - آيات الهى ، با فطرت و خِرد بشر آشنا است و تنها ، نيازمند تذكّر و يادآورى است .

إنّما يؤمن بأيتنا الذين إذا ذكّروا بها خرّوا سجّدًا

296- فلسفه آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 4

4- ربوبيّت الهى ، مقتضى ارائه آيات ، براى رشد و تعالى بشر است .

ذكّر بأيت ربّه

297- فلسفه ارائه آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 73 - 13

13 - از اهداف ارائه آيات به مردم ، ايجاد زمينه هاى فهم اقتدار و توانمندى خداوند در آنان است .

و يريكم ءايته لعلكم تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 19

19- ظهور برخى آيات و معجزات الهى براى امت ها در هر عصر و زمانى ، تنها به منظور بيم دادن به آنان است .

و ما نرسل بالأيت إلاّ تخويفًا

مضارع بودن «نرسل» و استفاده تبعيض از باى «بالأيات» مفيد اين معناست كه: هر چند به معجزات اقتراحى پاسخ نمى گوييم; اما براى هشدار دادن به جوامع، هر از چند گاه، آياتى بيم دهنده خواهيم فرستاد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 13 - 10

10 - درس آموزى و هوشيارى ، فلسفه ارائه آيات الهى از سوى خداوند

هو الذى يريكم ءايته . .. و ما يتذكّر إلاّ من ينيب

298- فلسفه تبيين آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 58 - 13

13 - گرايش انسان به شكرگزارى از خدا ، هدف بيان هاى گوناگون آيات الهى

كذلك نصرف الأيت لقوم يشكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 174 - 3

3 - بازگشت مردم از شرك به توحيد ، از اهداف تبيين آيات از سوى خداوند است .

نفصل الأيت و لعلهم يرجعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 15 - 4

4- تبيين آيات الهى در طبيعت و تذكر به محاسبه اعمال در قيامت ، براى هدايت آدميان است .

و جعلنا الّيل و النهار ءايتين . .. اقرأ كتبك ... من اهتدى فإنما يهتدى لنفسه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 34

34 - تعقل و خردورزى ، فلسفه و هدف تبيين و تشريح آيات خداوندى و احكام الهى در قرآن است .

ليس على الأعمى حرج . .. كذلك يبيّن اللّه لكم الأيت لعلّكم تعقلون

299- فلسفه نزول آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 27 - 6

6 - فرستادن آيات و معجزات براى مردم، به مقتضاى ربوبيت الهى و براى تربيت آنان است.

فقالوا يليتنا نرد و لا نكذب بأيت ربنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 134 - 1

1 - اتمام حجت و سلب حقانيت از هرگونه اعتراض ، از اهداف فرستادن پيامبران و نزول آيات و معجزات

و لو أنّا أهلكنهم بعذاب من قبله لقالوا ربّنا لولا أرسلت

مراد از ضمير در «من قبله» - به قرينه «لولا أرسلت» - رسول است و ممكن است مربوط به كلمه «بيّنة» (در آيه قبل) باشد گرچه كلمه «بيّنة» مؤنث است; ولى به اعتبار اين كه به معناى برهان است، ارجاع ضمير مذكر به آن صحيح مى باشد.

300- فهم آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 46 - 2

2 - آيات الهى ( قرآن ) ، روشن و قابل شناخت براى انسان است .

لقد أنزلنا ءايت مبيّنت

برداشت ياد شده، از توصيف آيات الهى به «مبيّنات» (روشنگر) به دست مى آيد; زيرا چيزى كه صفت روشنگرى داشته باشد، بى گمان خود روشن و قابل درك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 22 - 5

5 - آيه بودن آفرينش آسمان ها و زمين و تفاوت زبان ها و رنگ هاى مردم ، براى دانشمندان قابل درك است .

و من ءايته خلق السموت و الأرض و اختلف ألسنتكم و ألونكم إنّ فى ذلك لأيت للعل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 23 - 11،12

11 - آيه بودن خواب در شب و تلاش در روز براى كسب روزى ، براى دارندگان گوش شنوا ، قابل درك است .

إنّ فى ذلك لأيت لقوم يسمعون

12 - گوش شنوا ، وسيله اى براى شناخت آيات الهى است .

إنّ فى ذلك لأيت لقوم يسمعون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 28 - 22

22 - آيات خدا و معارف دينى ، به وسيله عقل ، قابل درك و فهم است .

نفصّل الأيت لقوم يعقلون

301- قداست آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 7

7 - حفظ حرمت و قداست آيات الهى ، مقدم بر روابط و علقه هاى اجتماعى است .

أن إذا سمعتم ءايت اللّه يكفر بها و يستهزأ بها فلاتقعدوا معهم

302- قرآن از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 157 - 9

9 - قرآن از آيات الهى است.

فقد جاءكم بينة من ربكم . .. فمن أظلم ممن كذب بأيت الله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 11 - 10

10 - معارف قرآن ، آيات و نشانه هاى خدايند .

و نفصل الأيت

مقصود از «الأيات» مى تواند همه معارف مطرح شده در قرآن باشد. بنابر اين تعبير از آن معارف به «آيات» مفيد برداشت فوق است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 17 - 5

5 - قرآن ، مجموعه اى از آيات و نشانه هاى خداوند

أو كذّب بأيته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 95 - 2

2 - قرآن ، آيت و نشانه الهى است .

فإن كنت فى شك مما أنزلنا إليك . .. و لاتكونن من الذين كذبوا بأيت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 1 - 7

7- قرآن ، از آيات خدا و نشانه هاى اوست .

تلك ءايت الكتب المبين

«آيات» به معناى نشانه هاست و آيه هاى قرآن به اين دليل آيات ناميده شده است كه ويژگيهاى نازل كننده خود را نشان مى دهد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 1 - 5

5- قرآن و آيات آن ، از نشانه هاى خداوند است .

تلك ءايت الكتب

كلمه «آيات» به معناى نشانه هاست و آيات قرآن به اين دليل آيات ناميده شدند كه ويژگيهاى نازل كننده خود را نشان مى دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 133 - 13

13 - قرآن ، از آيات الهى است .

ب--َاية من ربّه أوَلم تأتهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 51 - 3

3 - قرآن ، مجموعه اى از نشانه هاى خداوند

فى ءايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 58 - 3

3 - قرآن ، مجموعه اى از آيات و نشانه هاى خداوند

و الذين هم بأيت ربّهم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 59 - 5

5 - احكام و قوانين قرآن ، از آيات و نشانه هاى خداوندى است .

و إذا بلغ الأطفل منكم الحلم فليستئذنوا . .. كذلك يبيّن اللّه لكم ءايته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 46 - 3

3 - آيات قرآن ، از نشانه ها و جلوه هاى ربوبيت پروردگار است .

و ما تأتيهم من ءاية من ءايت ربّهم

برداشت ياد شده بر اين پايه استوار است كه مقصود از «آيات»، آيه هاى قرآن مى باشد و اضافه آن به صفت «ربّ»، بيانگر مطلب بالا است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 28 - 8

8 - قرآن ، از آيات الهى است .

كانوا بأيتنا يجحدون

مصداق مورد نظر براى «آياتنا» - به قرينه آيه 26 - قرآن است.

303- قرآن و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 5 - 9

9 - قرآن ، تبيين گر آيات و جلوه هاى ربوبيت الهى در پديده هاى جهان آفرينش

ما خلق اللّه ذلك إلا بالحق يفصل الأيت

304- قصه لوط(ع) از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 174 - 1

1 - نجات لوط ( ع ) و خاندانش - به جز همسر وى - و هلاكت قوم زشت كردارش ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران

إنّ فى ذلك لأية

«ذلك» به جريان نجات لوط(ع) و كسان وى و نيز هلاكت قوم فساد پيشه اش اشاره دارد. «آية» در اين جا معادل «عبرة» است و نكره آمدن آن براى بيان عظمت واقعه و درسى مى باشد كه در آن نهفته است.

305- قصه موسى(ع) از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 67 - 1

1 - سرگذشت موسى و فرعونيان ، آيتى بزرگ ، شايان تفكر و عبرت آموز

إنّ فى ذلك لأية

«ذلك» اشاره به ماجراى ميان موسى(ع) و فرعون دارد. «آية» نيز در اين جا معادل «عبرة» و نكره آمدن آن براى تفخيم است. بنابراين جمله «إنّ فى ذلك لأية»; يعنى، به راستى در اين ماجرا عبرتى بزرگ وجود دارد.

306- قصه نوح(ع) از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 41 - 2

2 - سوار شدن فرزندان نوح ( ع ) و همراهان مؤمن او بر كشتى و نجات آنان از غرق شدن ، از آيات و نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند است .

و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون

برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه ضمير «لهم» و «ذرّيّتهم» به «عباد» بازگردد (البته به اعتبار اين كه عباد از بشر مى باشند). و نيز مقصود از «فلك مشحون» كشتى حضرت نوح(ع) باشد كه در آيه 119 سوره «شعراء» به همين تعبير آمده است (فأنجيناه و من معه فى الفلك المشحون). بر اين اساس معناى آيه چنين مى شود: «آية لهم أنّا حملنا ذرّيات البشر فى سفينة نوح».

307- قصه هود(ع) از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 139 - 5

5 - سرگذشت هود ( ع ) و قوم عاد ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران

فكذّبوه فأهلكنهم إنّ فى ذلك لأية

واژه «ذلك» اشاره دارد به: نصيحت هاى هود(ع) و هشدارهاى وى به عاديان، تأثير ناپذيرى آنان، تكذيب رسالت او و سرانجام هلاكت آنان به اراده خداوند. گفتنى است كه كلمه «آية» در اصل، به معناى نشانه است و در اين جا معنايى معادل «عبرة» دارد و نكره آمدن آن براى تفخيم و بيانگر وجود مايه هاى بزرگ عبرت در داستان هود و عاديان است.

308- قوم عاد و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 59 - 1،2،8

1- قوم عاد ، برخوردار از آيات و نشانه هاى بسيار براى درك توحيد ربوبى

و تلك عاد جحدوا بأيت ربهم

2- اكثريت قاطع قوم عاد ، آيات الهى و نشانه هاى ربوبيت خداوند را انكار كردند .

و تلك عاد جحدوا بأيت ربهم

با اينكه عده اى از مردم عاد ايمان آوردند، خداوند انكار آيات و مخالفت با پيامبران را به همه قوم نسبت مى دهد تا به اين نكته اشاره كند كه: اكثريت قريب به اتفاق آنان، به كفرورزى اصرار داشتند و مؤمنان در قياس با آنها، چيزى به شمار نمى آمدند. قابل ذكر است كه چون فعل «جحد» به وسيله حرف «با» متعدى شده، معناى «كفر» در آن اشراب شده است.

8- توده هاى قوم عاد ، به پيروى از فرمان سران خويش ، آيات الهى را انكار و با پيامبران مخالفت مى كردند .

و تلك عاد جحدوا بأيت ربهم و عصوا رسله واتبعوا أمر كل جبار عنيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 15 - 15

15 - لجاجت و عناد مستمر قوم عاد ، در برابر آيات روشن الهى

أَوَلم يروا . .. و كانوا بأيتنا يجحدون

«جحد» (مصدر «يجحدون») به معناى انكار كردن چيزى است كه حقانيت آن براى منكر روشن است.

309- كافران به آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 13 - 4

4- اقوام هدايت ناپذير پيشين ، على رغم دريافت آيات الهى به آنان ، ايمان نياوردند .

لايؤمنون به و قد خلت سنة الأولين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 104 - 4

4- عذاب دردناك ، فرجام و كيفر كافرانى است كه از سر لجاج و عناد به آيات الهى ايمان نمى آورند .

إن الذين لايؤمنون بأيت الله . .. لهم عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 105 - 2

2- تنها كسانى كه به آيات الهى ايمان ندارند ، به قرآن كريم دروغ و افترا مى بندند .

إنما يفترى الكذب الذين لايؤمنون بأيت الله

310- كافران مكه و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 8

8 - تمسخر حق (قرآن) و آيات الهى، شيوه كافران مكه بوده است.

فسوف تأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

مفاد جمله «كانوا به يستهزءون» ماضى استمرارى است و بيانگر تداوم استهزا از سوى كافران عصر نزول اين سوره است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 52 - 1

1 - روش كافران مكه در برخورد با آيات الهى ، همانند روش فرعونيان و كافران پيش از آنان

كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم

«دأب» به معناى عادت و روش است. و چون آيه به دنبال قضاياى جنگ بدر آمده، معلوم مى شود مشبه كافران مكه هستند و تقدير جمله چنين است: داب هؤلاء الكفره كدأب ءال فرعون. قابل ذكر است مراد از ضمير در «قبلهم» آل فرعون هستند.

311- كافران و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 4 - 1،4

1 - رويگردانى از هر آيت خداوند، شيوه كافران عصر بعثت

و ما تأتيهم من ءاية من ءايت ربهم إلا كانوا عنها معرضين

4 - برخى از كافران در برابر آيات و معجزات، در عين اتمام حجت خداوند بر آنان، سرسختى نشان داده و لجاجت مىورزند.

و ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين

آمدن آيات و معجزات متعدد، گوياى قطع عذر و اتمام حجت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 9

9 - رويگردانى، تكذيب و تمسخر، مراحل مبارزه و رويارويى كافران با آيات الهى و قرآن*

ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين. فقد كذّبوا بالحق ... ما كانوا به ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 4

4 - اتهام سحر، وسيله اى براى مبارزه كافران با رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيات الهى

لقال الذين كفروا إن هذا إلا سحر مبين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 5

5 - تكذيب قرآن و آيات الهى از سوى برخى كفار، با وجود علم و آگاهى بر حقانيت آن

إن هذا إلا أسطير الأولين . .. بل بدالهم ما كانوا يخفون

چون در آيات قبل سخن از تكذيب قرآن و آيات الهى بود، مراد از «ما كانوا يخفون» مى تواند موارد مذكور باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 33 - 5،12

5 - انكار آيات الهى هدف اصلى كافران از تكذيب پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)

فإنهم لا يكذبكونك و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون

12 - خداوند تسلّى دهنده پيامبر(صلی الله علیه و آله) با بيان اينكه هدف تكذيب كفار آيات الهى است، نه شخص پيامبر(صلی الله علیه و آله)

فإنهم لا يكذبكونك و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 52 - 2

2 - همگونى روش كافران در طول تاريخ در برخورد با آيات الهى

كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 11

11- كفرپيشگان ، مشركان و آنان كه به خدا دروغ مى بندند ، از شنيدن و ديدن آيات الهى ناتوانند .

و من أظلم ممن افترى . .. أُولئك ... ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 7

7- پاسخ كافران عصر بعثت ، در برابر آيات روشن و دلايل كافى توحيد و اسلام ، بيان وضعيت بهتر اقتصادى و اجتماعى خود نسبت به مؤمنان بود .

قال الذين كفروا للذين ءامنوا . .. أىّ الفريقين خير مقامًا و أحسن نديًّا

لام در «للذين آمنوا» ممكن است براى تبليغ باشد. در اين صورت مؤمنان مخاطب كافران خواهند بود. همچين مى تواند براى تعليل بوده و مراد اين باشد كه كافران، به خاطر مؤمنان و در باره آنان، پرسش يادشده را مطرح كرده بودند.

312- كافران هنگام تلاوت آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 8 - 6

6 - استكبار كافران و اصرارشان بر كفر ، هنگام تلاوت آيات الهى بر آنان

تتلى عليه ثمّ يصرّ مستكبرًا

بنابراين كه «ثمّ» براى تراخى رتبى باشد - نه زمانى- برداشت بالا استفاده مى شود.

313- كتمان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 21 - 41

41- غير موحّدان براى بى نشان ساختن آيات الهى و تبديل آن به خاطره اى گنگ و بى هدف ، تلاش مى كردند .

فقالوا ابنوا عليهم بنينًا . .. قال الذين ... لنتّخذنّ عليهم مسجدًا

برداشت ياد شده، بر اين اساس است كه كلمه «ربّهم» از اعتقاد گويندگان، به تفاوت ربِّ اصحاب كهف با ربِّ ديگران حكايت كند; زيرا، در غير اين صورت، مناسب آن بود كه كلمه «ربّنا» جايگزين آن گردد. بنابراين، گويندگان آن، موحّد نبودند و در صدد ارائه طرحى بودند كه نشانى از توحيد نداشته باشد.

314- كرى مكذّبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 1،13

1 - تكذيب كنندگان آيات الهى (قرآن)، كرها و لالهايى فرو رفته در ظلمتها هستند.

و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظلمت

13 - عن أبى جعفر(ع) فى قوله: «الذين كذبوا باياتنا صم و بكم» يقول: «صم» عن الهدى و «بكم» لايتكلمون بخير «فى الظلمات» يعنى ظلمات الكفر . .. .

از امام باقر(ع) درباره آيه «الذين كذبوا باياتنا . ..» روايت شده است: تكذيب كنندگان آيات الهى «كرانند» از (شنيدن آيات) هدايت، «لالند» از سخن خير گفتن، «در تاريكيها قرار دارند» يعنى تاريكيهاى كفر ... .

315- كشتى از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 41 - 1

1 - سوار شدن انسان ها بر كشتى هاى پربار و مجهز ، از آيات و نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند است .

و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون

«مشحون» به معناى «مملو» است و «فلك مشحون»; يعنى، كشتى پربار و مجهز به تجهيزات لازم.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 42 - 2

2 - آفرينش مركب هايى مانند كشتى ( چهارپايان و . . . ) در سير و سفر و حمل و نقل براى بشر ، از آيات و نشانه هاى قدرت و تدبير خداوند

و ءاية لهم أنّا حملنا ذرّيّتهم فى الفلك المشحون . و خلقنا لهم من مثله ما يركبون

برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «و خلقنا لهم. ..» عطف بر جمله «حملنا ذرّيّتهم» مى باشد و درصدد بيان نشانه هاى تدبير و قدرت خداوند است.

316- كشتى نوح(ع) از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 15 - 1

1 - برجاى ماندن كشتى نوح - براى چندى - در زمين ، به عنوان نشانه الهى و به منظور عبرت آموزى خلق

و لقد تركنها ءاية فهل من مدّكر

واژه «آية» در معانى «علامت»، «معجزه» و «عبرت» به كار مى رود. گفتنى است برداشت ياد شده بر اين احتمال است كه ضمير «تركناها» به «ذات ألواح» بازگردد.

317- كفر به آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 4 - 9،13

9 - كفر به آيات خدا ، موجب عذاب سخت الهى بر كافران

انّ الّذين كفروا بايات اللّه لهم عذاب شديد

13 - تهديد شدن اهل كتاب ( يهود و نصارا ) به عذاب سخت الهى ، در صورت كفر به آيات خداوند ، قرآن ، تورات و انجيل

نزّل عليك . .. انّ الّذين كفروا ... لهم عذاب شديد

از شأن نزول به دست مى آيد كه مورد آيه، اهل كتابند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 21 - 3،6

3 - كفر به آيات الهى ، منشأ قتل انبيا و عدالتخواهان

انّ الذين يكفرون . .. و يقتلون النّبيّن ... و يقتلون الذين يأمرون بالقسط

6 - همسانى گناه كفر به آيات الهى ، با قتل انبيا و مردمان عدالتخواه

انّ الذين يكفرون . .. و يقتلون النّبيّن ... و يقتلون

همسانى گناه، از همگون بودن كيفر، استفاده شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 25 - 1

1 - تهديد اهل كتاب از سوى خداوند ، به لحاظ كفرشان به آيات الهى ، قتل پيامبران و عدالتخواهان و افترايشان در دين

قالوا لن تمسّنا النار . .. فكيف اذا جمعناهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 98 - 8

8 - توجّه به نظارت و آگاهى خداوند بر اعمال انسان ، عامل بازدارنده از كفر به آيات خداوند

و اللّه شهيد على ما تعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 112 - 11،18،20

11 - كفر مستمر يهود به آيات الهى و كشتن نارواى پيامبران ، موجب ذلت ، درماندگى و گرفتارى آنان به غضب الهى

ضربت عليهم الذّلّة . .. و باءُو بغضب من اللّه و ضربت عليهم المسكنة ذلك بانّهم كا

18 - گناه ، عصيان ، تعدّى و تجاوز مداوم ، موجب كفر به آيات الهى

بانّهم كانوا يكفرون بئايت اللّه و يقتلون الانبياء بغير حقّ ذلك بما عصوا و كانوا

بنابر اينكه مشاراليه «ذلك» در «ذلك بما عصوا»، كفر به آيات الهى باشد.

20 - هشدار خداوند به پرهيز از گناه ، تجاوز و كفر به آيات الهى

ذلك بانّهم كانوا يكفرون . .. ذلك بما عصوا و كانوا يعتدون

بيان علت ذلّتها و گرفتاريهاى يهود، هشدارى است به تمام مرتكبين گناه.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - آل عمران - 3 - 113 - 2

2 - برخى از اهل كتاب ، منكر آيات الهى ، قاتل انبيا و اهل عصيان و تعدى و برخى ديگر پذيراى طاعت خدا ، اهل تلاوت آيات الهى و سجده كننده در پيشگاه او هستند .

ذلك بانّهم كانوا يكفرون . .. ليسوا سوآءً من اهل الكتب ... و هم يسجدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 25

25 - بنى اسرائيل ، آيات خدا را انكار كردند و به آنها كفر ورزيدند .

كانوا يكفرون بأيت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 70 - 3،5

3 - گمراه كردن مؤمنان ، كفر به آيات الهى است . *

ودّت طائفة . .. يا اهل الكتاب لم تكفرون بايات اللّه

به نظر مى رسد مراد از جمله «لم تكفرون . .. »، تعبير ديگر و يا بيان مصداقى از جمله «لو يضلونكم» باشد.

5 - نكوهش كفرِ آگاهانه به آيات الهى

لم تكفرون بايات اللّه و انتم تشهدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

3 - نساء - 4 - 56 - 1،3

1 - آتش سوزانِ جهنّم ، كيفر كافرانِ به آيات الهى

انّ الذين كفروا باياتنا سوف نُصليهم ناراً

3 - اخلالگرى در برنامه انبيا ، انكار آيات الهى و كفر به آنهاست .

و منهم من صدّ عنه . .. انّ الّذين كفروا باياتنا سوف نُصليهم ناراً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 140 - 2

2 - حرمت نشست در مجالس استهزاى به آيات الهى و كفر به آنها ، حكمى كه قبلا نيز در قرآن بيان شده بود .

و قد نزّل عليكم فى الكتب أن إذا سمعتم . .. و يستهزأُ بها فلاتقعدوا معهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 10 - 2

2 - كفر و تكذيب آيات الهى ، موجب گرفتارى به آتش برافروخته دوزخ

و الذين كفروا و كذبوا بايتنا أولئك اصحب الجحيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 1

1 - توبيخ كافران به آيات الهى به جهت تدبر نكردن در تاريخ و درس نگرفتن از سرنوشت هلاكتبار امتهاى گذشته

ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 104 - 10

10 - ايمان به آيات الهى بينايى و كفر به آن كورى است.

قد جاءكم بصائر من ربكم فمن أبصر فلنفسه و من عمى فعليها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 133 - 7

7 - كبرورزى و خودبزرگ بينى فرعونيان ، ريشه كفرورزى آنان به آيات الهى و رسالت موسى

فأرسلنا عليهم . .. فاستكبروا

استكبار به معناى خود بزرگ بينى است و چون «استكبروا» با حرف «فا» بر ارسال آيات تفريع شده، لازمه معناى آن (انكار كردن و نپذيرفتن) اراده شده است. به كارگيرى استكبار به جاى انكار و نپذيرفتن، براى رساندن علت انكار است ; يعنى انكار فرعونيان از سر خود بزرگ بينى و تكبر بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 52 - 3

3 - آل فرعون از مظاهر بارز كافران به آيات الهى

كدأب ءال فرعون . .. كفروا بايت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 53 - 12

12 - هلاكت و نابودى مشركان مكه در كارزار بدر ، پيامد گناهان و كفرشان به آيات الهى بود .

ذلك بأن اللّه لم يك مغيرا نعمة أنعمها على قوم حتى يغيروا ما بأنفسهم

«ذلك» علاوه بر اينكه اشاره به فرجام شوم فرعونيان و كافران پيش از آنان است، مى تواند اشاره به قضاياى جنگ بدر و نابودى مشركان مكه نيز داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 7 - 2

2 - كفر به آيات الهى ، پس از شنود و شهود آن ، دروغ پردازى و گناهى نابخشودنى است .

فبأىّ حديث بعد اللّه و ءايته يؤمنون . ويل لكلّ أفّاك أثيم

برداشت ياد شده با توجه به ارتباط اين آيه با آيه قبل و اين نكته است كه «أفّاك أثيم» به كسانى اطلاق شده كه آيات الهى را تصديق نكرده و بدان كفر ورزيده اند. بر اين اساس عدم ايمان به آيات روشن الهى، خود دروغ و گناهى عظيم و نابخشودنى خواهد بود.

318- كفر توطئه گران عليه آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 5 - 2

2 - كافران ، تلاش گران بر ضد آيات الهى اند .

الذين ءامنوا . .. أُولئك لهم مغفرة ... و الذين سَعَوْ فى ءايتنا ... أُولئك له

به قرينه مقابله «الذين سَعَوْ» با «الذين آمنوا»، به دست مى آيد كه مراد از آنان همان كافران اند.

319- كفر مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 9

9 - آيات خداوند را ، جز كافران ، كسى انكار نمى كند .

و ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون

320- كوردلى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 64 - 11

11 - تكذيب كنندگان قوم نوح ( ع ) ، مردمى كوردل بودند .

إنهم كانوا قوماً عمين

كلمه «عمين» جمع «عمى» به معناى فاقدان بصيرت است.

321- كوردلى منكران آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 64 - 13

13 - انكار آيات الهى برخاسته از كوردلى منكران ، و نه ابهام و خفاى نشانه هاى خداوند

كذبوا بايتنا إنهم كانوا قوماً عمين

322- كيفر اخروى تكذيب آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 20 - 3

3 - انكار آيات الهى ، آزادنكردن بردگان و غذا ندادن به گرسنگان يتيم و مسكين و توصيه نكردن به صبر و ترحّم ، مايه گرفتارى به آتش فراگير و گريزناپذير

فكّ رقبة . .. و الذين كفروا ... عليهم نار مؤصدة

323- كيفر استكبار با آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 93 - 21

21 - استكبار در برابر آيات الهى، عذاب خواركننده پس از مرگ را (در برزخ) به دنبال دارد.

اليوم تجزون عذاب الهون . .. كنتم عن ءايته تستكبرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 57 - 8

8 - استكبار در برابر خدا و آيات او ، درپى دارنده عذاب ذلت بخش و خوار كننده دوزخ

و الذين كفروا و كذّبوا ب-َايتنا . .. عذاب مهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 7 - 2

2 - برخورد مستكبرانه با آيات الهى ، عذاب آور است .

و إذا تتلى عليه ءايتنا ولّى . .. فبشّره بعذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 16 - 7

7 - استكبار و عناد در برابر آيات الهى ، موجب استحقاق كيفر دنيوى

فاستكبروا . .. و كانوا بأيتنا يجحدون . فأرسلنا عليهم ريحًا

324- كيفر استهزاگران آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 10

10 - عذاب خداوند و سرانجامى شوم در انتظار تكذيب كنندگان و استهزاگران حق (قرآن و ديگر آيات خداوند)

فقد كذّبوا بالحق لمّا جاءهم فسوف يأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

325- كيفر استهزاى آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 10 - 4

4 - تكذيب و استهزاى مدام آيات الهى ، فرجامى شوم ( عذاب ) در پى دارد .

ثمّ كان عقبة الذين أسئوا السوأى

برداشت فوق بنابر اسم بودن «السوأى» براى «كان» و تعليل بودن «أن كذّبوا» براى «السوأى» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 48 - 9

9 - استهزا و تمسخر آيات الهى ، درپى دارنده عذاب ها و گرفتارى هاى دنيايى

إذا هم منها يضحكون . .. و أخذنهم بالعذاب

326- كيفر اعراض از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 36 - 2

2 - اعراض و امتناع از پذيرش آيات الهى بر اثر كبرورزى و خودبرتربينى، در پى دارنده آتش دوزخ است.

و الذين كذبوا بأيتنا و استكبروا عنها أولئك أصحب النار

استكبار به معناى كبرورزى و خودبرتربينى است، و چون اين كلمه با حرف «عن» متعدى شده، متضمن معناى اعراض و امتناع است. بنابراين «استكبروا عنها» يعنى اعرضوا عنها متكبّرين.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 41 - 2

2 - تكذيب كنندگان و اعراض كنندگان از آيات الهى در بسترى از آتش جهنم و توده هايى آتشين بر فراز خويش، گرفتار خواهند شد.

لهم من جهنم مهاد و من فوقهم غواش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 83 - 1

1- اصحاب حجر ( قوم ثمود ) پس از تكذيب رسولان و اعراض از معجزات و آيات الهى ، صبحگاهان گرفتار صداى وحشتناك و غرش سهمگين شدند .

و لقد كذّب أصحب الحجر المرسلين . و ءاتينهم ءايتنا ... معرضين ... فأخذتهم الصي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 57 - 12

12- محروم شدن از درك پيام هاى قرآن ، كيفر بى اعتنايى به آيات خدا و فرو رفتن در غفلت از گناهان است .

ذكّر بأيت ربّه فأعرض عنها . .. إنّا جعلنا على قلوبهم أكنّة أن يفقهوه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 58 - 9

9- جدال در برابر آياتِ حق و اِعراض از آنها و غفلت از گناهان ، داراى كيفر قطعى است .

ذكّر بأيت ربّه فأعرض عنها . .. بل لهم موعد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 90 - 4

4 - سوختن چهره بدكاران به وسيله آتش دوزخ ، جزاى روى گردانى آنان از آيات الهى

فكبّت وجوههم فى النّار هل تجزون إلاّ ما كنتم تعملون

از تعبير «هل تجزون. ..» تناسب كيفر با گناه استفاده مى شود و اين تناسب، در مورد آنان كه با صورت در آتش افكنده مى شوند، مى تواند بدان جهت باشد كه آنان روى از حق برمى تافتند (ولوا مدبرين).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 22 - 5

5 - گرفتار شدن تكذيب كنندگان آيات الهى به عذاب عظيم در قيامت ، حاصل و پى آمد اعراض آنان از آيات خدا ، پس از توجه به آنها است .

و لنذيقنّهم من العذاب . .. دون العذاب الأكبر ... و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه

«و من أظلم. ..» به منزله تعليل آيه قبل است و درصدد تبيين چرايىِ گرفتار آمدن مجرمان به عذاب سخت قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 16 - 3

3 - روى گردانى از آيه خدا پس از تبيين آن ، درپى دارنده عذاب استيصال از جانب خداوند

لقد كان لسبإ فى مسكنهم ءاية جنّتان . .. فأعرضوا فأرسلنا عليهم سيل العرم

احتمال دارد متعلق «أعرضوا» «آية» باشد كه در آيه قبل از آن سخن گفته شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 13 - 3

3 - صاعقه آسمانى ، كيفر روى گردانى از آيات روشن الهى است .

قل أئنّكم لتكفرون بالّذى . .. فإن أعرضوا فقل أنذرتكم صعقة

327- كيفر تكذيب آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 38 - 4

4 - جنيان نيز همانند آدميان، در صورت تكذيب آيات الهى و گرايش به كفر و شرك، در معرض مجازاتهاى الهى هستند.

قال ادخلوا فى أمم قد خلت من قبلكم من الجن و الإنس فى النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 8

8 - بى اعتنايى خداوند به كافران و به فراموشى سپردن آنان در آخرت ، سزاى غفلت آنان از قيامت و انكار آيات الهى است .

فاليوم ننسيهم كما نسوا لقاء يومهم هذا و ما كانوا بايتنا يجحدون

حرف «كاف» در «كما نسوا» تعليليه است و «ما» مصدريه ; يعنى «لنسيانهم». همچنين «ما» در «ما كانوا» مصدريه است و عطف بر «ما نسوا»، يعنى: لكونهم باياتنا يجحدون.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 64 - 5

5 - خداوند ، قوم نوح ( ع ) را به خاطر تكذيب آياتش ، با غرق كردن در آب به هلاكت رساند .

و أغرقنا الذين كذبوا بايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 72 - 6

6 - تمامى تكذيب كنندگان آيات الهى از قوم عاد ، با عذاب نازل شده از جانب خداوند به هلاكت رسيدند .

و قطعنا دابر الذين كذبوا

دابِر هر چيز به معناى آخر آن است. «قطع دابر» يعنى نابودسازى آخرين نفر ; و اين كنايه از نابودى همگان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 136 - 7

7 - تكذيب آيات الهى و بى اعتنايى به آنها سبب هلاكت و غرق شدن فرعونيان در دريا شد .

فأغرقنهم فى اليم بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

حرف «باء» در «بأنهم كذبوا» سببيه است و مى رساند كه تكذيب آيات و بى اعتنايى به آنها سبب انتقام الهى بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 147 - 7

7 - تباه شدن اعمال نيك ، جزايى مناسب براى تكذيب آيات الهى و روز قيامت است .

حبطت أعملهم هل يجزون إلا ما كانوا يعملون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 10

10 - عالمان دينى دنيادوست و هواپرست و تكذيب كنندگان آيات الهى ، اهل دوزخند .

لكنه أخلد إلى الأرض و اتبع هوه . .. و لقد ذرأنا لجهنم كثيراً

برداشت فوق مقتضاى ارتباط آيه مورد بحث با آيات پيشين است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 5،6

5 - خداوند ، فرعونيان و كافران پيش از آنان را به سبب تكذيب آيات الهى و ارتكاب گناهان به هلاكت رساند .

فأهلكنهم بذنوبهم

6 - هلاكت كافران در جنگ بدر كيفرى از سوى خداوند به سبب تكذيب آيات الهى و انكار رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله)

كدأب ءال فرعون . .. فأهلكنهم بذنوبهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 102 - 4

4 - بسيارى از اقوام پيشين به دليل فقدان زمينه ايمان و تكذيب آيات الهى و نپذيرفتن هشدار هاى پيامبرانشان ، با عذاب استيصال نابود شدند .

و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون. فهل ينتظرون إلا مثل أيام الذين خلوا من

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 77 - 5

5- خداوند ، تمامى افراد قوم نوح را به خاطر تكذيب آيات الهى ، زشت كارى و سوء پيشينه غرق كرد .

الذين كذّبوا بايتنا إنّهم كانوا قوم سوء فأغرقنهم أجمعين

برداشت ياد شده مبتنى براين است كه جمله «إنّهم كانوا. ..» ضمن اين كه تعليل براى جمله پيشين است، مقدمه اى براى جمله «فأغرقناهم...» نيز باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 57 - 2

2 - عذاب دوزخ ، عقوبت كفر به خدا و تكذيب آيات او ( قرآن )

و الذين كفروا و كذّبوا ب-َايتنا فأولئك لهم عذاب مهين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 36 - 5

5 - خداوند ، فرعون و قومش را به خاطر تكذيب آيات الهى ، دچار هلاكتى سخت و شگفت آور كرد .

الذين كذّبوا بأيتنا فدمّرنهم تدميرًا

«تدمير» (مصدر «دمّرنا») به معناى هلاك و نابودى كردن است و «تدميراً» - كه مفعول مطلق براى «دمّرنا» است - براى تأكيد معناى هلاكت و نوع شگفت آور آن است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 38 - 1

1 - خداوند ، قوم عاد ، ثمود و اصحاب رسّ را به خاطر تكذيب آيات و رسولان الهى درهم شكست و نابود ساخت .

و عادًا و ثمودا و أصحب الرّسّ و قرونًا بين ذلك كثيرًا

نصب كلمه هاى «عاداً»، «ثمودا» و «أصحاب الرسّ» به وسيله فعلى محذوف «دمّرنا» و «أهلكنا» مى باشد. گفتنى است علت هلاكت اقوام ياد شده، همان تكذيب است كه در آيات قبل در باره فرعونيان و قوم نوح آمده بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 201 - 4

4 - ايمان نياوردن به آيات الهى ، درپى دارنده عذابى دردناك

لايؤمنون به حتّى يروا العذاب الأليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 84 - 6

6 - تكذيب آيات و نشانه هاى الهى بدون تحقيق و دليل علمى ، جرمى بزرگ و داراى كيفر

قال أكذّبتم بايتى و لم تحيطوا بها علمًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 10 - 4

4 - تكذيب و استهزاى مدام آيات الهى ، فرجامى شوم ( عذاب ) در پى دارد .

ثمّ كان عقبة الذين أسئوا السوأى

برداشت فوق بنابر اسم بودن «السوأى» براى «كان» و تعليل بودن «أن كذّبوا» براى «السوأى» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 28 - 5

5 - انكار آيات الهى ، از سر عناد و حق ستيزى ، در پى دارنده آتش هميشگى دوزخ

لهم فيها دار الخلد بما كانوا بأيتنا يجحدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 35 - 5

5 - بحث و جدل بيهوده و انكارآميز درباره آيات الهى ، داراى كيفر و عذاب

و يعلم الذين يجدلون فى ءايتنا ما لهم من محيص

328- كيفر توطئه گران عليه آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 5 - 1

1 - فلسفه وقوع قيامت ، كيفر دادن به كسانى است كه بر ضد آيات خدا تلاش مى كنند .

لتأتينّكم . .. ليجزى الذين ... و الذين سَعَوْ فى ءايتنا معجزين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 38 - 1

1 - كسانى كه همواره بر ضد آيات الهى تلاش مى كنند ، كيفر خواهند ديد .

و الذين يسعون فى ءايتنا . .. أُولئك فى العذاب محضرون

329- كيفر دشمنى با آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 59 - 1

1 - كيفر مخالفت هاى لجوجانه و عنادآميز با آيات الهى ، از دست دادن استعداد هدايت است .

ليقولنّ الذين كفروا إن أنتم إلاّ مبطلون . كذلك يطبع اللّه على قلوب الذين لايعلمو

«طبع» همانند «ختم»، در لغت، به معناى «اثر پديد آمده از نقش (مهر داراى خطوط برجسته)» است و مجازاً، در بستن و مهر و موم كردن چيزى استعمال مى شود (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 16 - 7

7 - استكبار و عناد در برابر آيات الهى ، موجب استحقاق كيفر دنيوى

فاستكبروا . .. و كانوا بأيتنا يجحدون . فأرسلنا عليهم ريحًا

330- كيفر كفر به آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 98 - 2

2- آتش همواره شعلهور حهنّم ، كيفر كفر به آيات الهى و انكار روز رستاخيز

كلّما خبت زدنهم سعيرًا . ذلك جزاؤهم بأنهم كفروا بأيتنا و قالوا أءذا كنّا عظمً

331- كيفر مبارزه با آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 51 - 5

5 - خلود در جهنم ، كيفر مقابله كنندگان با آيات الهى ( قرآن )

و الذين سعوا فى ءايتنا معجزين أولئك أصحب الجحيم

332- كيفر مجادله با آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 58 - 9

9- جدال در برابر آياتِ حق و اِعراض از آنها و غفلت از گناهان ، داراى كيفر قطعى است .

ذكّر بأيت ربّه فأعرض عنها . .. بل لهم موعد

333- كيفر معرضان از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 127 - 7

7 - مسرفان و ترك كنندگان ايمان به آيات خداوند ، علاوه بر كيفر شدن در دنيا و كور بودن در روز قيامت ، آخرتى همراه با عذاب سخت تر و مداوم تر خواهند داشت .

و لعذاب الأخرة أشدّ و أبقى

«كذلك» مى رساند كه زندگى سخت در دنيا و كورى قيامت، علاوه بر غافلان، مسرفان بى ايمان را نيز تهديد مى كند و جمله «لعذاب الأخرة. ..» حاكى از عذابى اضافه بر آن است كه پس از پايان روز قيامت، آغاز شده و شديدتر و طولانى تر از عذاب، دنيا و قيامت خواهد بود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 9 - 3

3 - وعده خداوند به پاداش مؤمنان و كيفر معرضان از آيات خدا ، وعده اى حق و تخلّف ناپذير است .

فبشّره بعذاب أليم . .. لهم جن-ّ-ت النعيم ... وعد اللّه حقًّا

«وعد» مفعول مطلق و «حقّاً» تأكيد آن است و دلالت بر حقانيت و تخلّف ناپذيرى آن مى كند.

334- كيفر مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 39 - 1

1 - آتش دوزخ ، كيفر و سزاى انكار كنندگان و تكذيب كنندگان آيات الهى است .

و الذين كفروا و كذبوا بأيتنا أولئك أصحب النار

«تكذيب» (مصدر كذبوا) به معناى: نسبت دروغ دادن است. «آياتنا» علاوه بر تعلقش به «كذبوا» متعلق به «كفروا» نيز مى باشد. جمله «الذين كفروا ...» عطف بر جمله «من تبع ...» است و بيانگر گروهى است كه هدايتها و رهنمودهاى الهى را پذيرا نيستند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 10

10 - عذاب خداوند و سرانجامى شوم در انتظار تكذيب كنندگان و استهزاگران حق (قرآن و ديگر آيات خداوند)

فقد كذّبوا بالحق لمّا جاءهم فسوف يأتيهم أنبؤا ما كانوا به يستهزءون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 36 - 1،3

1 - گرفتارى به آتش دوزخ فرجام منكران رسالت انبيا و تكذيب كنندگان آيات الهى (احكام و معارف نازل شده بر پيامبران)

و الذين كذبوا . .. هم فيها خلدون

3 - آتش دوزخ ابدى است و تكذيب كنندگان آيات الهى در آن جاودان هستند.

أولئك أصحب النار هم فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 41 - 2

2 - تكذيب كنندگان و اعراض كنندگان از آيات الهى در بسترى از آتش جهنم و توده هايى آتشين بر فراز خويش، گرفتار خواهند شد.

لهم من جهنم مهاد و من فوقهم غواش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 8

8 - بى اعتنايى خداوند به كافران و به فراموشى سپردن آنان در آخرت ، سزاى غفلت آنان از قيامت و انكار آيات الهى است .

فاليوم ننسيهم كما نسوا لقاء يومهم هذا و ما كانوا بايتنا يجحدون

حرف «كاف» در «كما نسوا» تعليليه است و «ما» مصدريه ; يعنى «لنسيانهم». همچنين «ما» در «ما كانوا» مصدريه است و عطف بر «ما نسوا»، يعنى: لكونهم باياتنا يجحدون.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 182 - 1،2

1 - خداوند تكذيب كنندگان آياتش را بتدريج به ورطه هاى سقوط مى كشاند تا شايسته دوزخ شوند .

و الذين كذبوا بايتنا سنستدرجهم من حيث لايعلمون

«استدرجه إلى كذا» يعنى او را بتدريج و گام به گام به چيزى نزديك كرد. متعلق «سنستدرجهم»، به دليل آيه 179، جهنم است ; يعنى تكذيب كنندگان را بتدريج به جهنم نزديك مى كنيم.

2 - خداوند با عواملى خام كننده و خالى از هشدار ( رفاه ها و آسايش ها . . . ) تكذيب كنندگان آيات را به سير در راه سقوط

وامى دارد .

سنستدرجهم من حيث لايعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 183 - 1،2،4

1 - سنت خداوند بر امهال كفرپيشگانِ تكذيب كننده و تأخير در هلاكت و عذاب ايشان است .

و أملى لهم إن كيدى متين

املاء (مصدر اُملى از ماده ملاوة) به معناى مهلت دادن و تأخير انداختن است. به مناسبت اينكه حقيقت بيان شده (مهلت دادن و تأخير انداختن) درباره تكذيب كنندگان آيات الهى است، معلوم مى شود مراد از تأخير، تأخير در عذاب است.

2 - تكذيب كنندگان آيات الهى سزاوار عذاب از جانب خداوند هستند .

و أملى لهم

آنگاه مهلت دادن و تأخير انداختن عذاب موضوع پيدا مى كند كه استحقاق عذاب بالفعل وجود داشته باشد.

4 - تأخير در عذاب تكذيب كنندگان و كشاندن تدريجى آنان به ورطه هاى سقوط با عواملى خوشايند و خام كننده ، مكر خدا با ايشان است .

سنستدرجهم . .. و أملى لهم إن كيدى متين

مراد از «كيد» همان استدراج و امهالى است كه در آيه قبل مطرح شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 73 - 5

5 - خداوند ، آن دسته از قوم نوح را كه آيات الهى را تكذيب كردند ، در آب غرق نمود .

و أغرقنا الذين كذبوا بأيتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 106 - 1

1- دوزخ ، جزاى كافرانِ به آيات الهى و منكران معاد است .

ذلك جزاؤهم جهنّم بما كفروا

مراد از كفر، به قرينه آيه قبل، كفر به آيات خدا و معاد است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 23 - 6

6 - كافرانِ به آيات خدا و معاد ، عذابى دردناك خواهند داشت .

و الذين كفروا بأيت اللّه و لقائه . .. و أولئك لهم عذاب أليم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 22 - 5

5 - گرفتار شدن تكذيب كنندگان آيات الهى به عذاب عظيم در قيامت ، حاصل و پى آمد اعراض آنان از آيات خدا ، پس از توجه به آنها است .

و لنذيقنّهم من العذاب . .. دون العذاب الأكبر ... و من أظلم ممّن ذكّر بأيت ربّه

«و من أظلم. ..» به منزله تعليل آيه قبل است و درصدد تبيين چرايىِ گرفتار آمدن مجرمان به عذاب سخت قيامت است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 29 - 8

8 - مجازات الهى ، در انتظار منكران معاد و تكذيب كنندگان آيات او است .

إنّهم كانوا . .. و كلّ شىء أحصينه كتبًا

جمله «وكلّ شىء . ..»، - پس از بيان انكار معاد و تكذيب آيات از سوى طغيانگران - تهديد آنان به مجازات در آخرت است.

335- كيفر منكران آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 18

18 - مشركان ، مانعان زكات و منكران آيات الهى ، در خطر گرفتار شدن به عذاب خدا هستند .

قال عذابى أصيب به من أشاء و رحمتى . .. فسأكتبها للذين ... بايتنا يؤمنون

336- گريه هنگام استماع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 18

18- خضوع و خشوع و سجده و گريه به هنگام استماع آيات الهى ، نشانه برخوردارى از نعمت ويژه خداوند است .

أُولئك الذين أنعم اللّه عليهم . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و ب

«إذا تتلى» خبر اول و يا خبر بعد از خبر براى «أُولئك» است; يعنى آنان اين چنين هستند كه هنگام استماع آيات به سجده افتاده و گريه مى كنند.

337- گناه استهزاى آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 10

10 - حرمت شكنى و استهزا نسبت به آيات الهى ، گناهى بس بزرگ و درپى دارنده عذابى سخت

ويل لكلّ أفّاك أثيم . .. اتّخذها هزوًا ... و لهم عذاب عظيم

338- گناه بى احترامى به آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 10 - 10

10 - حرمت شكنى و استهزا نسبت به آيات الهى ، گناهى بس بزرگ و درپى دارنده عذابى سخت

ويل لكلّ أفّاك أثيم . .. اتّخذها هزوًا ... و لهم عذاب عظيم

339- گناه تكذيب آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 15

15 - تكذيب آيات الهى، گناه و موجب هلاكت و نابودى است.

و ما تأتيهم من ءاية . .. فأهلكنهم بذنوبهم

كاربرد عنوان «ذنوب» در مورد تكذيب كنندگان آيات روشن مى سازد كه تكذيب از مصاديق «گناه» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 129 - 6

6 - انكار آيات الهى و روى گردانى از ياد خدا ، گناهى نابخشودنى است .

و من أعرض عن ذكرى . .. و لم يؤمن ب-َايت ربّه ... لولا كلمة سبقت من ربّك لكان لز

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 84 - 6

6 - تكذيب آيات و نشانه هاى الهى بدون تحقيق و دليل علمى ، جرمى بزرگ و داراى كيفر

قال أكذّبتم بايتى و لم تحيطوا بها علمًا

340- گناه مجادله در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 37 - 3

3 - مجادله در آيات الهى و ايجاد شبهات اعتقادى ، از گناهان بزرگ است .

و يعلم الذين يجدلون فى ءايتنا . .. و الذين يجتنبون كبئر الإثم

341- گناه مكذّبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 40 - 12

12 - تكذيب كنندگان آيات الهى و آنان كه از سر تكبّر معارف دين را نپذيرند، مردمى تجاوزگر و گناهكارند.

و كذلك نجزى المجرمين

«جرم» به معناى تعدى و گناه است.

342- گناهكاران و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 12 - 4

4- خداوند ، از طريق انبياى خود ، على رغم مورد استهزا قرار گرفتن آنها ، آيات خود را در قلب هاى تبهكاران نفوذ مى دهد . *

كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه ممكن است سؤال شود: چگونه خداوند انبياى خود را به سوى مردم گسيل مى دهد در حالى كه آنان مورد استهزا قرار مى گيرند و در اين صورت غرض برآورده نمى شود؟ خداوند جواب مى دهد كه با همين وضعيت، ما آيات خود را در دلها نفوذ مى دهيم.

343- لالى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 1،13

1 - تكذيب كنندگان آيات الهى (قرآن)، كرها و لالهايى فرو رفته در ظلمتها هستند.

و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظلمت

13 - عن أبى جعفر(ع) فى قوله: «الذين كذبوا باياتنا صم و بكم» يقول: «صم» عن الهدى و «بكم» لايتكلمون بخير «فى الظلمات» يعنى ظلمات الكفر . .. .

از امام باقر(ع) درباره آيه «الذين كذبوا باياتنا . ..» روايت شده است: تكذيب كنندگان آيات الهى «كرانند» از (شنيدن آيات) هدايت، «لالند» از سخن خير گفتن، «در تاريكيها قرار دارند» يعنى تاريكيهاى كفر ... .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 85 - 7

7 - باز ايستادن ظالمان تكذيب گر از نطق و سخن ، با مشاهده نزول عذاب الهى بر آنان

و وقع القول عليهم . .. فهم لاينطقون

برداشت ياد شده بر اين اساس است كه مراد از «وقع القول. ..» حلول عذاب باشد.

344- ماه (گردون) از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 37 - 1

1 - « شب و روز » و « خورشيد و ماه » ، از آيات و نشانه هاى خداوند است .

و من ءايته الّيل و النهار والشمس والقمر

345- مبارزه با آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 5 - 9

9 - رويگردانى، تكذيب و تمسخر، مراحل مبارزه و رويارويى كافران با آيات الهى و قرآن*

ما تأتيهم من ءاية . .. إلا كانوا عنها معرضين. فقد كذّبوا بالحق ... ما كانوا به ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 7 - 4

4 - اتهام سحر، وسيله اى براى مبارزه كافران با رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) و آيات الهى

لقال الذين كفروا إن هذا إلا سحر مبين

مبغوضيت مجادله گران در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 35 - 1

1 - كسانى كه بى هيچ دليل و برهانى ، به مجادله و ستيزه جويى در آيات الهى ( دين ) برخيزند ، مبغوض خدا و مؤمنان هستند .

الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيهم كبر مقتًا عنداللّه و عند الذين ءا

«سلطان» به معناى حجت و برهان و «مقت» به معناى بغض شديد است.

346- مجادله در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 4 - 1

1 - تنها كافران حق ناپذير به مجادله و ستيزه جويى با آيات الهى مى پردازند و از پذيرش آن سر باز مى زنند .

مايجدل فىءايت اللّه إلاّ الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 35 - 1،5

1 - تهديد كافران مجادله گر در آيات الهى از سوى خداوند

و يعلم الذين يجدلون فى ءايتنا

5 - بحث و جدل بيهوده و انكارآميز درباره آيات الهى ، داراى كيفر و عذاب

و يعلم الذين يجدلون فى ءايتنا ما لهم من محيص

347- مجرميت مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 12 - 6

6 - تكذيب كنندگان آيات الهى ، مردمانى مجرم و تبهكارند .

ثمّ كان عقبة الذين أسئوا السوأى أن كذّبوا بأيت اللّه . .. و يوم تقوم الساعة ي

احتمال دارد كه «ال» در «المجرمون» عهد بوده و مراد از آن، «الذين أسائوا السوأى» باشد. اين، از باب وضعِ اسم ظاهر به جاى ضمير به جهت ذكر صفت ديگرى براى آنان است.

348- محاكمه مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 85 - 6

6 - فروماندن ظالمان تكذيب كننده آيات خدا ، از عذرآورى و بهانه تراشى در محكمه الهى ، پس از قطعى شدن عذاب بر آنان

وقع القول عليهم . .. فهم لاينطقون

در برداشت ياد شده قيد «پس از قطعى شدن. ..»، بر اين اساس است كه «وقع القول...» به معناى «حقّ القول...» باشد.

349- محدوده علم استهزاگران آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 9 - 7

7 - نقّادان و عيب جويان آيات الهى ، داراى آگاهى هاى محدود و نگرش هاى جزيى و نارسا نسبت به آن

و إذا علم من ءايتنا شي-ًا اتّخذها هزوًا

350- محرومان از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 101 - 9،11،12

9 - كسانى كه زمينه ايمان را از دست داده اند ، از نشانه هاى الهى در آسمان ها و زمين و از انذار هاى پيامبران ، كمترين بهره اى نخواهند برد .

قل انظروا ماذا فى السموت و الأرض و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون

11 - مشركان مكه ، گروهى بودند كه زمينه ايمان به آيات الهى و هشدار هاى پيامبران را ، از دست داده بودند .

أفأنت تكره الناس حتى يكونوا مؤمنين . .. و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون

12 - مشركان ، مردمى بودند كه اگر تمام آيات الهى به آنان ارائه مى شد و تمام پيامبران آنان را هشدار مى دادند ، كمترين تأثيرى در آنها نمى كرد .

أفأنت تكره الناس حتى لايكونوا مؤمنين . .. و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 102 - 1

1 - مردمى كه زمينه ايمان را از دست بدهند و از آيات الهى و هشدار پيامبران تأثير نپذيرند ، مستحق عذاب استيصال هستند .

و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون. فهل ينتظرون إلا مثل أيام الذين خلوا من

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 29 - 5

5 - مشركان ، به رغم تبيينِ قابلِ فهم آيات الهى ، از آن سودى نمى برند و درباره آن نمى انديشند .

كذلك نفصّل الأيت لقوم يعقلون . بل اتّبع الذين ظلموا

«بل» اضراب، براى خارج كردن مشركان از «لقوم يعقلون» و تعريضى است، به اين كه براساس توضيحى كه درباره خداوند، با مَثَلى روشن داده شد، مشركان، بايد از عقيده باطل خود دست بكشند، اما آنان، چون مردمانى هواپرست اند حاضر به ترك مواضع خويش نيستند.

351- محرومان از استماع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 101 - 3

3- دوزخ ، فرجام كافرانى است كه طاقت شنيدن آيات الهى را ندارند .

و عرضنا جهنّم يومئذ للكفرين . .. و كانوا لايستطيعون سمعًا

352- محرومان از درك آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 46 - 2

2- مشركان مكه ، در اثر مستورى قلب و سنگينى گوشهايشان ، از ادراك صحيح آيات خدا ، محروم بودند .

و جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالأخرة حجابًا مستورًا و جعلنا على قلوبهم أكنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 101 - 1

1- بارزترين ويژگى كافران ، محجوب بودن آنان از ديدن و درك آيات الهى است .

الذين كانت أعينهم فى غطاء عن ذكرى

مراد از ديدن ذكر خدا، مشاهده و درك آيات و نشانه هايى است كه مايه ياد خداوند هستند (گفتن مسبّب و اراده سبب) و مفاد آيه، اين است كه مشاهده آيات خداوند، كافران را به ياد او نمى افكند، گويا پوششى بر چشم هاى آنان است كه ديدن آن آيات، بر ايشان مقدور نيست.

353- محرومان از فهم آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 146 - 5،7،10

5 - خداوند دارندگان روحيه ناباورى به آيات الهى را از درك آيات و معارف خويش محروم مى سازد .

سأصرف عن ءايتى الذين يتكبرون . .. و إن يروا كل ءاية لا يؤمنوا بها

جمله «إن يروا . .. » عطف بر «يتكبرون ... » و صله ديگرى براى «الذين» است. يعنى: «سأصرف عن ءايتى الذين إن يروا ... ». بنابراين «إن يروا» اشاره به گروهى ديگر دارد كه خداوند آنان را از درك آيات و معارف بازمى دارد.

7 - خداوند بى اعتنايان به راه رشد و هدايت را از درك معارف دين و آيات خويش محروم مى سازد .

سأصرف عن ءايتى الذين . .. و إن يروا سبيل الرشد لا يتخذوه سبيلا

جمله «و إن يروا سبيل الرشد» عطف بر «يتكبرون» و در حقيقت صله ديگرى براى «الذين» است ; يعنى: «سأصرف عن ءايتى الذين إن يروا سبيل الرشد . .. .» بنابراين جمله «و إن يروا سبيل الرشد» اشاره به گروه سومى دارد كه خداوند آنان را از درك معارف دين بازمى دارد.

10 - خداوند انسانهايى را كه با برخورد به راه ضلالت آن را روش زندگانى خويش قرار مى دهند ، از درك معارف و آيات خويش محروم مى سازد .

سأصرف عن ءايتى الذين . .. و إن يروا سبيل الغى يتخذوه سبيلا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 8،11،12

8 - بسيارى از انسان ها و جنيان ، على رغم برخوردارى از چشمهايى بينا و گوشهايى شنوا ، خويشتن را از ديدن و شنيدن آيات الهى محروم مى سازند .

و لهم أعين لايبصرون بها و لهم ءاذان لايسمعون بها

11 - جهنم فرجام انسان ها و جنيانى است كه خود را از درك معارف و حقايق دين محروم ساخته اند .

و لقد ذرأنا لجهنم . .. لهم قلوب لايفقهون بها

12 - تكذيب كنندگان آيات الهى ، در محروم بودن از درك معارف الهى مانند چارپايانند .

أولئك كالأنعم

همسانى گمراهان تكذيب كننده آيات با چهارپايان و به اصطلاح «وجه شبه»، به دليل جمله «لايفقهون بها و . .. » (محروميت از درك معارف الهى) است.

354- محروميت اخروى معرضان از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 127 - 3

3 - اسراف كنندگان و روى گردانان از ايمان به آيات الهى ، از عنايت و توجه خداوند در قيامت محروم خواهند بود .

و كذلك اليوم تنسى . و كذلك نجزى من أسرف و لم يؤمن ب-َايت ربّه

355- محروميت از استماع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 101 - 4

4- كفر و حق ناپذيرى ، عامل عجز انسان از گوش فرا دادن به آيات الهى است .

عن ذكرى و كانوا لايستطيعون سمعًا

مفاد «كانوا لايستطيعون. ..» ماضى استمرارى است; يعنى، كافران، پيوسته ناتوان از شنوايى بوده اند. روشن است كه نفى شنوايى، به معناى حسّى آن مراد نيست، بلكه بيانِ اين است كه حال كافران در برابر استماع تذكرات، همانند حال كسى است كه هيچ گاه قدرت شنوايى نداشته است.

356- محروميت از فهم آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 146 - 5،11

5 - خداوند دارندگان روحيه ناباورى به آيات الهى را از درك آيات و معارف خويش محروم مى سازد .

سأصرف عن ءايتى الذين يتكبرون . .. و إن يروا كل ءاية لا يؤمنوا بها

جمله «إن يروا . .. » عطف بر «يتكبرون ... » و صله ديگرى براى «الذين» است. يعنى: «سأصرف عن ءايتى الذين إن يروا ... ». بنابراين «إن يروا» اشاره به گروهى ديگر دارد كه خداوند آنان را از درك آيات و معارف بازمى دارد.

11 - تكذيب آيات الهى و بى اعتنايى به آنها موجب محروم شدن از درك آيات و معارف الهى است .

سأصرف عن ءايتى . .. ذلك بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

برداشت فوق بر اين اساس است كه «ذلك» اشاره باشد به «صرف» كه از «سأصرف» استفاده مى شود. يعنى به اين دليل متكبران را از درك آيات خويش محروم مى كنيم كه آنها را تكذيب كردند و به آن بى اعتنا بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 6،8،11

6 - بسيارى از انسان ها و جنيان ، على رغم داشتن قلب و ابزار درك ، خويشتن را از فهم حقايق و معارف الهى محروم مى سازند .

لهم قلوب لايفقهون بها

جمله «لهم قلوب» (آنها قلب دارند) مى رساند كه انسانها و جنيان گمراه ابزار درك دارند و جمله «لايفقهون بها» توضيح مى دهد كه آنان از ابزار شناختى كه در اختيار دارند بهره نمى گيرند.

8 - بسيارى از انسان ها و جنيان ، على رغم برخوردارى از چشمهايى بينا و گوشهايى شنوا ، خويشتن را از ديدن و شنيدن آيات الهى محروم مى سازند .

و لهم أعين لايبصرون بها و لهم ءاذان لايسمعون بها

11 - جهنم فرجام انسان ها و جنيانى است كه خود را از درك معارف و حقايق دين محروم ساخته اند .

و لقد ذرأنا لجهنم . .. لهم قلوب لايفقهون بها

357- محروميت مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 4

4 - محروميت تكذيب كنندگان آيات الهى از راههاى تحصيل معرفت و شناخت

و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 40 - 1،5،6

1 - تكذيب كنندگان آيات الهى و آنان كه از سر تكبّر و خودبرتربينى معارف الهى را نپذيرند، از رحمتهاى ويژه الهى در دنيا محرومند.

ان الذين كذبوا بأيتنا و استكبروا عنها لاتفتح لهم أبوب السماء

چنانچه جمله «لاتفتح . ..» بيان محروميتى باشد كه در دنيا دامنگير تكذيب كنندگان مى شود، گشوده نشدن درهاى آسمان براى آنان، كنايه از شامل نشدن رحمتهاى خاص الهى بر آنان است.

5 - تكذيب كنندگان آيات الهى و مستكبران، محروم از ورود به بهشت

إن الذين كذبوا بأيتنا و استكبروا عنها . .. لايدخلون الجنة

6 - ورود تكذيب كنندگان آيات الهى و مستكبران به بهشت، امرى ناممكن، همچون عبور شتر از روزنه سوزن

و لايدخلون الجنة حتى يلج الجمل فى سم الخياط

«جمل» به معناى شتر است و «سم» به معناى روزنه اى است كه در انتهاى سوزن براى عبور نخ تعبيه شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 96 - 2،5

2 - تكذيب كنندگانى كه از سوى خداوند محكوم به عذاب استيصال شوند ، زمينه پذيرش دعوت پيامبران را از دست داده و هرگز به آيات و نشانه هاى الهى ايمان نخواهند آورد .

إن الذين حقت عليهم كلمت ربك لايؤمنون

5 - محروم ساختن تكذيب كنندگان آيات الهى از ايمان ، سنت خدا و مقتضاى ربوبيت اوست .

إن الذين حقت عليهم كلمت ربك لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 23 - 4

4 - كافرانِ به آيات خدا و معاد ، حظّى از رحمت خداوند ، نخواهند داشت .

و الذين كفروا بأيت اللّه و لقائه أولئك يئسوا من رحمتى

«يئسوا من رحمتى» مى تواند جمله خبرى باشد و مى تواند كنايه از قضاى الهى مبنى بر مشمول رحمت قرار نگرفتن افراد ياد شده باشد. برداشت بالا بنابر احتمال دوم است.

358- مخالفت با آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مدثر - 74 - 23 - 4

4 - خوى استكبار و برترى طلبى ، عامل اصلى دين ستيزى و مخالفت وليدبن مغيره ، با آيات الهى و پيامبراسلام (صلی الله علیه و آله)

و استكبر

خداوند در آيه 16، وليدبن مغيره را به عنوان مخالف و دشمن آيات قرآن معرفى كرده (إنّه كان لآياتنا عنيداً) و در آيه مورد بحث، از او به عنوان مستكبر و برترى طلب ياد نموده است. از اين نكته مى توان استفاده كرد كه مخالفت و دشمنى او با قرآن و پيامبراسلام(صلی الله علیه و آله)، ناشى از خوى استكبار و برترى طلبى او بود.

359- مراتب آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 18 - 2

2 - آيات و نشانه هاى ربوبى ، در عظمت و بزرگى مختلف است ( برخى بزرگ تر از برخى ديگر است ) .

رأى من ءايت ربّه الكبرى

در صورتى كه «الكبرى» صفت تخصيصى «آيات» باشد، به دست مى آيد كه آيات ربوبى، بر دو دسته بزرگ و بزرگ تر تقسيم مى شود.

360- مرگ از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 23 - 7

7- مرگ و حيات ، از آيات خداوند است .

و إنا لنحن نحى و نميت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 42 - 15

15 - « حيات و مرگ » و « خواب و بيدارى » ، در بردارنده آيات متعدد خداوند و جلوه هاى گوناگون قدرت او

اللّه يتوفّى الأنفس حين موتها . .. فيمسك ... و يرسل الأُخرى ... إنّ فى ذلك لأيت

جمع آمدن «آيات» مى رساند كه آيه و نشانه بودن «حيات و مرگ» و «خواب و بيدارى»، از جهات مختلف و گوناگون است.

361- مرگ مكذّبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 37 - 17

17 - مرگ، آغاز گرفتارى مشركان و تكذيب كنندگان آيات الهى است.

حتى إذا جاءتهم رسلنا يتوفونهم قالوا

362- مريم(س) از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 91 - 10

10- مريم ( س ) و فرزندش عيسى ( ع ) ، آيت الهى و نشانه رمز و راز آفرينش خداوندى براى جهانيان

و جعلنها و ابنها ءاية للعلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 50 - 1

1 - حضرت عيسى و مادرش مريم ( ع ) ، نشانه اى الهى براى امت پس از حضرت موسى ( ع )

ثمّ أرسلنا موسى . .. و جعلنا ابن مريم و أُمّه ءاية

363- مريم(س) هنگام استماع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولئك . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

364- مشاهده آيات آفاقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 105 - 2

2- آيات توحيد در هستى همواره در مرآى و منظر انسانهاست .

و كأيّن من ءاية فى السموت و الأرض يمرون عليها

«مرور» به معناى گذر كردن است و گذر كردن مردم بر آيات و نشانه هاملازم با مشاهده كردن آنهاست. گفته شده از آن جا كه انسانها بر آيات آسمانى عبور نمى كنند، جمله «يمرون عليها» درباره آن آيات كنايه از «مشاهده مى كنند» است.

365- مشركان مكه و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 101 - 11

11 - مشركان مكه ، گروهى بودند كه زمينه ايمان به آيات الهى و هشدار هاى پيامبران را ، از دست داده بودند .

أفأنت تكره الناس حتى يكونوا مؤمنين . .. و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 93 - 8

8- اتكاى مشركان مكه به ملاك هاى مادى و حسى ، در شناخت معجزات و آيات الهى

حتى تفجر لنا . .. حتى تنزّل علينا كتبًا نقرؤه

366- مشركان و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 1

1 - برخى مشركان و مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) با ياوه گويى در صدد مغالطه و ايجاد شبهه در مورد آيات قرآن و ديگر آيات الهى بودند.

و إذا رأيت الذين يخوضون فى ءايتنا

طبرسى (ره) درباره معنى خوض مى گويد: «الخوض التخليط فى المفاوضة على سبيل اللعب و العبث و ترك التفهم و التبيين». يعنى خوض خلط كردن در گفتگو براى بازى و بيهوده گويى است، نه براى فهم و روشن شدن حقيقت.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 11

11- كفرپيشگان ، مشركان و آنان كه به خدا دروغ مى بندند ، از شنيدن و ديدن آيات الهى ناتوانند .

و من أظلم ممن افترى . .. أُولئك ... ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 2 - 2

2- برخورد ناشايست و بازى گرانه مشركان با آيات الهى ، نشانگر اوج غفلت و بى خبرى آنان است .

و هم فى غفلة معرضون . مايأتيهم من ذكر من ربّهم

جمله «مايأتيهم من ذكر. ..» يا بيان براى جمله پيشين است و يا در حكم تعليل براى آن. در هر صورت بيانگر چگونگى و چرايى غفلت و بى خبرى عميق مشركان است.

367- مطالعه آيات آفاقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 9 - 6

6 - تشويق خداوند به دقت نظر در افق هاى آسمان و زمين ، جهت آگاهى يافتن از قدرت خدا بر تجديد حيات مردگان

رجل ينبّئكم إذا مزّقتم كلّ ممزّق إنّكم لفى خلق جديد . ..أفلم يروا إلى ما بين أيد

«أفلم يروا» تشويق و تحريك بر انديشيدن در آسمان ها و زمين است و اين كه انسان ها در احاطه آنها هستند و هيچ راه گريزى از آن نيست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 28 - 9

9 - مطالعه درباره طبيعت ، از راه هاى خداشناسى

ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. الأنعم مختلف ألونه كذلك إنّما يخشى الل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 37 - 10

10 - مطالعه آفاقى ، روشى كارآمد در جهت گرايش به توحيد

و من ءايته الّيل و النهار . .. و اسجدوا للّه

368- معجزه از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 50 - 7

7 - معجزات ، آيات الهى اند .

لولا أنزل عليه ءايت . .. قل إنّما الأيت عند اللّه

تعبير از معجزات به «آيات»، حاكى از حقيقت بالا است.

369- معجزه براى مكذبان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 18

18- اعطاى معجزه به امت هاى حق ناپذير و تكذيب كننده آيات الهى ، كارى بيهوده و دور از ساحت خداست .

و ما منعنا أن نرسل . .. و ما نرسل بالأيت إلاّ تخويفًا

عبارت «و ما نرسل بالأيات إلاّ تخويفاً»(ما معجزات را جز براى بيم دادن نفرستاديم) مى تواند توضيحى باشد براى امتناع خداوند از ارائه معجزه به امتهاى بعدى به خاطر تكذيب شدن معجزات توسط پيشينيان. با اين بيان كه هدف از ارائه معجزه بيم دادن است. وقتى امتها آن را تكذيب كنند، ارائه آن لغو و بيهوده خواهد بود و چنين امرى از ساحت خداوند به دور است.

370- معراج از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 1 - 16

16- معراج ، از جمله آيات و نشانه هاى مهم الهى براى پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود .

أسرى . .. لنريه من ءايتنا

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه خودِ فعلِ «اسراء» (بردن پيامبر(صلی الله علیه و آله) به معراج) مصداق آيات الهى باشد و خداوند پيامبرش را به معراج برد تا او بدين وسيله به قدرت و عظمت الهى پى ببرد.

371- معرضان از آيات آفاقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 32 - 5

5- كافران ، از آيات آسمانى خداوند اعراض كرده و روى گردان اند .

و هم عن ءايتها معرضون

372- معرضان از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 146 - 16

16 - گروهى از مردم عصر موسى آيات خدا را دروغ پنداشتند و به آنها بى اعتنا بودند .

ذلك بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 105 - 3

3- كفرپيشگان ، در آيات و نشانه هاى توحيد تأمل نمى كنند و دلالت آنها را بر توحيد درنمى يابند .

يمرون عليها و هم عنها معرضون

«اعراض» (مصدر معرضون) به معناى روى گرداندن است و روى گرداندن از نشانه هاى توحيد به معناى تأمل نكردن در آنها و درك نكردن دلالتشان بر يكتايى خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 32 - 5

5- كافران ، از آيات آسمانى خداوند اعراض كرده و روى گردان اند .

و هم عن ءايتها معرضون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 7 - 4

4 - كسانى كه در پى كسب لهو و گمراهى مردم اند ، در برخورد با آيات خداوند ، از آن اِعراض مى كند .

و من الناس من يشترى لهو الحديث ليضلّ عن سبيل اللّه . .. و إذا تتلى عليه ءايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 46 - 1

1 - كافران صدراسلام از تمامى آيات و نشانه هاى پروردگار ، اعراض كرده و آنها را نپذيرفتند .

و ما تأتيهم من ءاية من ءايت ربّهم إلاّ كانوا عنها معرضين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 2 - 1

1 - كافران ، روى گردان از تأمل و انديشه در آيات و نشانه هاى الهى

و إن يروا ءاية يعرضوا

373- معرضان از آيات خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 126 - 6

6 - خداوند در روز قيامت ، از افراد بى اعتنا به آيات و معارف الهى ، روى برگردانده و به آنان بى اعتنا خواهد بود .

أتتك ءايتنا فنسيتها و كذلك اليوم تنسى

در فعل «تنسى» گرچه فاعل، مجهول است; ولى به قرينه «ربّ لم حشرتنى» (در آيه قبل) مى توان گفت كه فاعل، خداوند است. نسيان، مشترك بين دو معنا است: 1- ترك از روى غفلت; 2- ترك از روى عمد (مصباح). در اين آيه به قرينه آيات پيشين، معناى دوم مراد است.

374- مغالطه گران در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 1

1 - برخى مشركان و مخالفان پيامبر(صلی الله علیه و آله) با ياوه گويى در صدد مغالطه و ايجاد شبهه در مورد آيات قرآن و ديگر آيات الهى بودند.

و إذا رأيت الذين يخوضون فى ءايتنا

طبرسى (ره) درباره معنى خوض مى گويد: «الخوض التخليط فى المفاوضة على سبيل اللعب و العبث و ترك التفهم و التبيين». يعنى خوض خلط كردن در گفتگو براى بازى و بيهوده گويى است، نه براى فهم و روشن شدن حقيقت.

375- مفتريان بر خدا و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 20 - 11

11- كفرپيشگان ، مشركان و آنان كه به خدا دروغ مى بندند ، از شنيدن و ديدن آيات الهى ناتوانند .

و من أظلم ممن افترى . .. أُولئك ... ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون

376- مقام نبوت و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 10 - 3

3- درخواست علامت از خدا براى اطمينان فزون تر ، با مقام پيامبرى سازگار است .

قال ربّ اجعل لى ءاية قال ءايتك ألاّ تكلّم الناس

377- مقامات ذاكران آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 127 - 1

1 - هدايت يافتگان و يادكنندگان آيات و معارف الهى از جايگاهى آكنده از آرامش در نزد خداوند برخوردارند.

فمن يرد الله أن يهديه . .. قد فصلنا الأيت لقوم يذكرون. لهم دارالسلم عند ربهم

378- مكذبان آيات آفاقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 31 - 3

3 - فرعون دلايل آفاقى و انفسى ارائه شده از سوى موسى را گوياى صدق ادعاى او ندانسته و تنها معجزه را شاهد صدق گفتارش مى دانست .

قال ربّ السموت و الأرض . .. قال ... لأجعلنّك من المسجونين . قال أوَلوجئتك بشىء

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه فرعون دلايل آفاقى وانفسى حضرت موسى را نپذيرفت و ضمن تمسخر آنها، او را به زندان تهديد كرد; ولى آن گاه كه آن حضرت مسأله معجزه (شىء مبين) را مطرح ساخت، فرعون به ظاهر به آن تن داد و

پذيرفت.

379- مكذبان آيات انفسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 31 - 3

3 - فرعون دلايل آفاقى و انفسى ارائه شده از سوى موسى را گوياى صدق ادعاى او ندانسته و تنها معجزه را شاهد صدق گفتارش مى دانست .

قال ربّ السموت و الأرض . .. قال ... لأجعلنّك من المسجونين . قال أوَلوجئتك بشىء

برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه فرعون دلايل آفاقى وانفسى حضرت موسى را نپذيرفت و ضمن تمسخر آنها، او را به زندان تهديد كرد; ولى آن گاه كه آن حضرت مسأله معجزه (شىء مبين) را مطرح ساخت، فرعون به ظاهر به آن تن داد و پذيرفت.

380- مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 61 - 25

25 - بنى اسرائيل ، آيات خدا را انكار كردند و به آنها كفر ورزيدند .

كانوا يكفرون بأيت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 2،6،8

2 - تكذيب كنندگان آيات خداوند، ستمگرترين مردم هستند.

و من أظلم ممن . .. أو كذب بايته

6 - مشركان، از مصاديق بارز افترا زنندگان به خدا و تكذيب كنندگان آيات الهى هستند.

أئنكم لتشهدون أن مع اللّه ءالهة . .. من أظلم ممن افترى ... أو كذب بايته

8 - علماى اهل كتاب، تكذيب كنندگان آيات الهى و ستمگرانى محروم از سعادت و رستگارى

الذين ءاتينهم الكتب يعرفونه . .. و من أظلم ... إنه لايفلح الظلمون

مراد از ضمير در «آتيناهم» به قرينه حكم و موضوع، عالمان اهل كتاب مى تواند باشد كه دريافت كنندگان كتب آسمانى هستند، نه مردم معمولى از يهود و نصارا.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 28 - 8

8 - كافران تكذيب كننده آيات الهى حتى در صورت بازگشت به دنيا ايمان نمى آورند.

فقالوا يليتنا نرد . .. و لو ردوا لعادوا لما نهوا عنه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 33 - 6

6 - ستمكاران آيات الهى را انكار مى كنند.

و لكن الظلمين بأيت اللّه يجحدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 45 - 7

7 - قطع هر گونه امداد الهى به ظالمانِ تكذيب كننده آيات الهى*

فقطع دابر

«دابر» به معنى پشت و عقب است و از معانى محتمل كنايى در آيه قطع هر گونه امداد و فيض الهى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 150 - 12

12 - مدعيان تحريمهاى بى اساس، تكذيب كننده آيات خداوند و منكران آخرت هستند.

قل هلم . .. و لا تتبع أهواء الذين كذبوا بأيتنا و الذين لا يؤمنون بالأخرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 41 - 6

6 - آنان كه آيات الهى را دروغ بشمارند و از سر تكبّر آنها را انكار كنند، از ستم پيشگانند.

إن الذين كذبوا . .. كذلك نجزى الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 103 - 16

16 - فسادگران داراى زمينه هايى براى تكذيب آيات الهى و انكار رسالت پيامبران

فظلموا بها فانظر كيف كان عقبة المفسدين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 136 - 4،6،8

4 - فرعونيان آيات الهى را تكذيب كرده و به آن بى اعتنا بودند .

بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

در برداشت فوق ضمير «عنها» به «ايتنا» برگردانده شده است. گفتنى است كه در اين صورت «غفلت» به معناى بى اعتنايى خواهد بود، نه به معناى بى خبرى ; زيرا جمله قبل (كذبوا ... ) دلالت مى كند كه فرعونيان از آيات الهى بى خبر نبودند.

6 - فرعونيان با غفلت از انتقام گيرى خداوند ، آيات او را تكذيب كردند .

بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

برداشت فوق مبتنى بر اين است كه ضمير «عنها» به «نقمت» (برگرفته شده از «انتقمنا») برگردد و جمله «و كانوا . .. » حال براى ضمير «كذبوا» باشد. گفتنى است در اين صورت غفلت به معناى حقيقى آن (بى خبر بودن و توجه نداشتن)

خواهد بود.

8 - بى اعتنايان به آيات الهى و تكذيب كنندگان آنها ، در خطر گرفتار شدن به انتقام خداوند هستند .

فانتقمنا منهم . .. بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 146 - 4،5،16

4 - گروهى از انسان ها هيچ نشانه اى را كه براى اثبات حقانيت دين به آنان ارائه شود ، تصديق نمى كنند و بدان ايمان نمى آورند .

و إن يروا كل ءاية لا يؤمنوا بها

5 - خداوند دارندگان روحيه ناباورى به آيات الهى را از درك آيات و معارف خويش محروم مى سازد .

سأصرف عن ءايتى الذين يتكبرون . .. و إن يروا كل ءاية لا يؤمنوا بها

جمله «إن يروا . .. » عطف بر «يتكبرون ... » و صله ديگرى براى «الذين» است. يعنى: «سأصرف عن ءايتى الذين إن يروا ... ». بنابراين «إن يروا» اشاره به گروهى ديگر دارد كه خداوند آنان را از درك آيات و معارف بازمى دارد.

16 - گروهى از مردم عصر موسى آيات خدا را دروغ پنداشتند و به آنها بى اعتنا بودند .

ذلك بأنهم كذبوا بايتنا و كانوا عنها غفلين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 17

17 - بلعم باعورا پس از ايمان به آيات الهى آنها را تكذيب كرد .

فمثله كمثل الكلب . .. ذلك مثل القوم الذين كذبوا بايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 177 - 3،4

3 - تكذيب كنندگان آيات الهى با تكذيبشان ضررى را متوجه ساحت قدس الهى نخواهند كرد .

و أنفسهم كانوا يظلمون

تقديم «أنفسهم» بر «يظلمون» مفيد حصر است و اين حصر مى تواند در ارتباط با خداوند ايراد شده باشد ; يعنى: مكذبان با تكذيب آيات، به خداوند ضرر نمى رسانند و تنها به خود ستم مى كنند.

4 - تكذيب كنندگان آيات الهى با تكذيبشان ضررى را متوجه ديگران نخواهند كرد .

و أنفسهم كانوا يظلمون

برداشت فوق بر اين مبناست كه حصر در ارتباط با ديگران، پيامبر(صلی الله علیه و آله) و مسلمانان، مطرح باشد ; يعنى: تكذيب كنندگان با تكذيب آيات ضررى را متوجه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و يا مسلمانان نخواهند كرد، بلكه خود ضرر خواهند ديد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 178 - 4

4 - تصديق كنندگان آيات الهى ، هدايت يافتگان ، و تكذيب كنندگان آيات الهى ، ضلالت پيشگانند .

الذين كذبوا بايتنا . .. من يهد اللّه فهو المهتدى و من يضلل

با توجه به آيه قبل معلوم مى شود مصداق مورد نظر براى ضلالت، تكذيب آيات خداوند است و مصاق هدايت، تصديق آيات و

ايمان به آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 2،3،8

2 - فرعونيان و پيشينيان آنان مردمى گنهكار و تكذيب كننده آيات الهى

كذبوا بايت ربهم فأهلكنهم بذنوبهم

3 - آل فرعون از مظاهر بارز تكذيب كنندگان آيات الهى

كدأب ءال فرعون و الذين من قبلهم كذبوا بايت ربهم

8 - تكذيب كنندگان آيات و نشانه هاى خداوند ظالم هستند .

كذبوا بايت ربهم . .. و كل كانوا ظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 95 - 1

1 - اقوام پيامبران پيشين ، آيات و نشانه هاى الهى را تكذيب كردند .

و لاتكونن من الذين كذبوا بأيت اللّه

با توجه به ارتباط اين آيه با آيه هاى قبل مى توان گفت كه مراد از « الذين كذبوا بأيت اللّه» اقوام پيامبران گذشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 59 - 2،8

2- اكثريت قاطع قوم عاد ، آيات الهى و نشانه هاى ربوبيت خداوند را انكار كردند .

و تلك عاد جحدوا بأيت ربهم

با اينكه عده اى از مردم عاد ايمان آوردند، خداوند انكار آيات و مخالفت با پيامبران را به همه قوم نسبت مى دهد تا به اين نكته اشاره كند كه: اكثريت قريب به اتفاق آنان، به كفرورزى اصرار داشتند و مؤمنان در قياس با آنها، چيزى به شمار نمى آمدند. قابل ذكر است كه چون فعل «جحد» به وسيله حرف «با» متعدى شده، معناى «كفر» در آن اشراب شده است.

8- توده هاى قوم عاد ، به پيروى از فرمان سران خويش ، آيات الهى را انكار و با پيامبران مخالفت مى كردند .

و تلك عاد جحدوا بأيت ربهم و عصوا رسله واتبعوا أمر كل جبار عنيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 99 - 11

11- تنها شيوه حق ناپذيران ستم پيشه در برخورد با آيات الهى ، انكار آنهاست .

فأبى الظلمون إلاّ كفورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 57 - 4

4 - فرعون آيات و معجزات الهى موسى ( ع ) را سِحر خواند و آن را وسيله اى براى بيرون راندن فرعونيان از مصر دانست .

لتخرجنا من أرضنا بسحرك يموسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 77 - 1،2

1- خداوند ، حضرت نوح ( ع ) را از گزند تكذيب كنندگان آيات الهى نجات داد و از او كاملاً حمايت كرد .

و نصرنه من القوم الذين كذّبوا بايتنا

واژه «نصر» هرگاه با «من» متعدى شود، متضمن معناى نجات و خلاصى است (برگرفته از «قاموس المحيط»).

2- قوم نوح ، آيات الهى را تكذيب كردند .

و نصرنه من القوم الذين كذّبوا بايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 106 - 4

4 - شقاوت و گمراهى ، عامل روى آوردن سران و اشراف مرفّه ، به تكذيب آيات الهى

ألم تكن ءايتى . .. تكذّبون . قالوا ربّنا غلبت علينا شقوتنا و كنّا قومًا ضالّين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 36 - 4

4 - فرعون و قوم او ، دعوت حضرت موسى و هارون ( ع ) را نپذيرفته و آيات و معجزات الهى را تكذيب كردند .

فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيتنا فدمّرنهم تدميرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 82 - 3

3 - ترديد و ناباورى نسبت به آيات الهى ، مشكل مجموعه هاى آينده بشرى

أنّ الناس كانوا بايتنا لايوقنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 47 - 10

10 - اكثر مشركان مكه ، كافر بوده و به آيات خدا ، ايمان نياوردند .

و من هؤلاء من يؤمن به و ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون

به قرينه «و من هؤُلاء من يؤمن به»، «الكافرون»، اكثر مشركان مكه را تشكيل مى دهند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 49 - 8،9

8 - آيات الهى را ، جز ظالمان ، انكار نمى كنند .

و ما يجحد بأيتنا إلاّ الظلمون

9 - مشركان مكه ، مردمى ستم پيشه و منكر آيات الهى بودند .

ما يجحد بأيتنا إلاّ الكفرون . .. و ما يجحد بأيتنا إلاّ الظلمون

«ال» در «الظالمون» عهد بوده و اشاره به «الكافرون» در آيه چهل و هفت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 53 - 4

4 - كافرانِ منكرِ آيات الهى ، وعده پيامبر (صلی الله علیه و آله) را بر عذاب ، در صورت تداوم كفر ، باور نداشتند .

و يستعجلونك بالعذاب

شتاب كافران در گرفتار شدن به عذاب، با وجود اين كه هيچ كسى، حتى كافر، علاقه و تمايل به عذاب ندارد، نشان مى دهد كه آنان، تعجيل در عذاب را، از ناباورى و يا استهزا مى خواسته اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 32 - 16

16 - منكران آيات الهى ، جز دغلكاران ناسپاس نيستند .

و ما يجحد بأيتنا إلاّ كلّ ختّار كفور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - يس - 36 - 46 - 1

1 - كافران صدراسلام از تمامى آيات و نشانه هاى پروردگار ، اعراض كرده و آنها را نپذيرفتند .

و ما تأتيهم من ءاية من ءايت ربّهم إلاّ كانوا عنها معرضين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 42 - 1

1 - فرعونيان ، تمامى آيات و معجزات الهى را تكذيب كردند .

كذّبوا بايتنا كلّها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 5 - 6

6 - قوم يهود ، تكذيب كنندگان آيات الهى ( قرآن )

بئس مثل القوم الذين كذّبوا بايت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - تغابن - 64 - 10 - 1

1 - كسانى كه به كفر و تكذيب آيات الهى بپردازند ، اهل دوزخ اند .

و الذين كفروا و كذّبوا بايتنا أُولئك أصحب النار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 28 - 1

1 - طغيان گران دوزخى ، آيات الهى را دروغ شمرده و بر تكذيب آن اصرار مىورزيدند .

و كذّبوا بايتنا كذّابًا

«كذّاباً» (مصدر باب «تفعيل»)، مفعول مطلقى است كه بر تأكيد دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 86 - 1،2

1 - دوزخ جايگاه كفرپيشگان و تكذيب كنندگان آيات خداوند

و الذين كفروا و كذبوا بايتنا أولئك اصحب الجحيم

2 - مشركان و يهوديان ، مردمانى كفر پيشه و تكذيب كننده آيات الهى

و الذين كفروا و كذبوا بايتنا

با توجه به آيات گذشته معلوم مى شود مصداق بارز از «الذين كفروا و كذبوا . ..» مشركان و يهوديان منكر قرآن و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد.

381- مكذبان آيات خدا در جهنم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 39 - 2

2 - كفر پيشگان و تكذيب كنندگان آيات الهى ، براى هميشه در دوزخ خواهند بود .

أولئك أصحب النار هم فيها خلدون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 54 - 6

6 - عذابِ كافران منكر آيات خدا ، در جهنم قطعى است .

يستعجلونك بالعذاب و إنّ جهنّم لمحيطة بالكفرين

جمله اسميه "إنّ جهنّم" و تأكيد "إنّ" بر حتميت عذاب، دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 16 - 2

2 - ورود و ماندگارى كافران و تكذيب گران آيات خدا و لقاء اللّه ، به عذاب ، به صورت جبرى است .

و أمّا الذين كفروا . .. فى العذاب محضرون

به صورت مفعولى آورده شدن احضار افراد ياد شده به جهنم و يا حاضر بودن شان در آن، مى تواند اشاره به نكته فوق داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 19 - 11،12

11 - كافران و تكذيب گران آيات الهى ، اهل دوزخ اند .

و الذين كفروا و كذّبوا بايتنا أُولئك أصحب الجحيم

12 - دوزخ ، جايگاه ابدى كافران و تكذيب گران بوده و آنان هرگز از آن رهايى نخواهند يافت .

أُولئك أصحب الجحيم

«صاحب» (مفرد «أصحاب») به معناى يار و ملازم است. بنابراين «أصحاب الجحيم»; يعنى، كسانى كه با دوزخ يار و ملازم بوده و هرگز از آن جدا نخواهند شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - مطففين - 83 - 10 - 2

2 - گرفتارى به جهنم و عذاب الهى ، سرنوشت تكذيب كنندگان آيات الهى است .

ويل يومئذ للمكذّبين

به قرينه «إذا تتلى عليه آياتنا. ..» در آيات بعد، عنوان «مكذّبين»، تكذيب كنندگان آيات خداوند را در برمى گيرد.

382- مكذبان آيات خدا در قيامت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 12 - 7

7 - بدكارانِ دروغ انگارِ آيات الهى ، در روز قيامت ، نااميد و اندوه ناك اند .

ثمّ كان عقبة الذين أسئوا السوأى أن كذّبوا بأيت اللّه . .. و يوم تقوم الساعة ي

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - بلد - 90 - 19 - 2

2 - سمت چپ در آخرت ، جايگاه استقرار كسانى است كه به آيات الهى كفر ورزيده و از آزادسازى بردگان ، غذا دادن به يتيمان و مستمندان و توصيه يكديگر به صبر و ترحم ، امتناع كرده اند .

فكّ رقبة . .. و الذين كفروا بايتنا هم أصحب المشئمة

چنانچه «مشأمة» به معناى «سمت چپ» باشد - كه در «صحاح» از جمله معانى آن شمرده شده است - برداشت ياد شده استفاده مى شود. كلمه «أصحاب»، بيانگر حضور طولانى «اصحاب المشأمة» در سمت چپ است به گونه اى كه با آن مصاحبت داشته و از آن فاصله نمى گيرند.

383- مكذبان آيات خدا و چهارپايان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 179 - 12،13

12 - تكذيب كنندگان آيات الهى ، در محروم بودن از درك معارف الهى مانند چارپايانند .

أولئك كالأنعم

همسانى گمراهان تكذيب كننده آيات با چهارپايان و به اصطلاح «وجه شبه»، به دليل جمله «لايفقهون بها و . .. » (محروميت از درك معارف الهى) است.

13 - تكذيب كنندگان آيات الهى به دليل بهره نگرفتن از ابزار شناخت معارف الهى از چارپايان بدترند .

بل هم أضل

حرف «بل» براى اضراب است كه در اين مورد به معناى انتقال از غرضى به غرض مهمتر مى باشد. در نتيجه مفاد «بل» اين

است كه اگر چه تكذيب كنندگان مانند چهارپايان از درك آيات الهى محرومند، ولى چون از ابزارى براى شناخت آيات الهى بهره مند بودند كه حيوانات فاقد آن هستند، بايد آنان را از چهارپايان نيز فرومايه تر خواند.

384- مكذبان آيات خدا و سگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 15

15 - حالت درونى تكذيب كنندگان آيات الهى مانند حالت سگ تشنه اى است كه همواره له له مى زند .

ذلك مثل القوم الذين كذبوا بايتنا

«ذلك» اشاره به حالتى است كه جمله «فمثله . .. » آن را درباره سگ بيان داشت.

385- مكذّبان آيات خدا و شياطين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - اعراف - 7 - 27 - 16

16 - كافران و منكران آيات الهى تحت نفوذ و ولايت شياطين هستند.

ذلك من ءايت الله . .. إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لا يؤمنون

جمله «ذلك من آيات الله» در آيه قبل مى تواند بيانگر متعلق «لا يؤمنون» باشد.

386- مكذبان آيات خدا هنگام عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 97 - 2

2 - تكذيب كنندگان محكوم به عذاب استيصال ، آن گاه كه عذاب دردناك الهى را ببينند و راهى جز تسليم شدن براى آنان نماند ، از تكذيب دست برداشته و اظهار ايمان خواهند كرد .

إن الذين حقت عليهم كلمت ربك لايؤمنون . .. حتى يروا العذاب الأليم

387- مكر مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 32 - 16

16 - منكران آيات الهى ، جز دغلكاران ناسپاس نيستند .

و ما يجحد بأيتنا إلاّ كلّ ختّار كفور

388- منابع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 4 - 3

3 - آسمان ، منبع آيات و نشانه هاى شگفت الهى

من السماء ءاية فظلّت أعنقهم لها خضعين

تنكير «آية»،تنكير تفخيم است. بنابراين «إن نشأ...من السماء آية»; يعنى، اگر بخواهيم، بر آنان از آسمان آيتى عظيم و شگفت فرود مى آوريم ... گفتنى است كه جمله بعد «فظلّت أعناقهم...» قرينه براى همين معنا نيز مى باشد.

389- منشأ آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 11 - 3

3 - آيات الهى در نظام تكوين و تشريع ، نشأت يافته از مقام ربوبيت و در جهت تكامل خلق

و الذين كفروا بايت ربّهم

با توجه به اين كه در آيات پيشين، هم سخن از نشانه هاى تكوينى خدا و هم سخن از قرآن به ميان آمده است; واژه «آيات» در اين آيه مى تواند به هر دو بخش اشاره داشته باشد. وصف «ربّ» نيز بيانگر جنبه ربوبيت و تكامل بخشى اين آيات است.

390- منشأ استهزاى آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 9 - 2

2 - برخورد استهزا آميز با آيات الهى ، داراى ريشه در خصلت هاى استكبارى *

يصرّ مستكبرًا . .. اتّخذها هزوًا

از ارتباط اين آيه با آيه قبل، مطلب بالا استفاده مى شود.

391- منشأ افترا به آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 7 - 4

4 - دروغ پردازى عليه دين و آيات الهى ، داراى ريشه در گناه پيشگى فرد

أفّاك أثيم

مى توان گفت: «أثيم» در مقام بيان فلسفه «أفّاك» است.

392- منشأ تكذيب آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 2

2- كفر ، منشأ نپذيرفتن دلايل و آيات روشن الهى

و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت قال الذين كفروا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 57 - 5

5 - كفر به خدا و تكذيب آيات او ( قرآن ) ، برخاسته از خوى استكبار و خود بزرگ بينى

و الذين كفروا و كذّبوا ب-َايتنا . .. عذاب مهين

توصيف «عذاب» به «مهين» (ذليل كننده)، گوياى اين حقيقت است كه كفر به خدا و تكذيب آيات او، كردارى برخاسته از روح استكبارى و خودبزرگ بينى است و خداوند، متناسب با آن، كيفرى را تعيين فرموده است تا آن روح را درهم بشكند و به خوارى و ذلتشان بكشاند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 36 - 5

5 - دلبستگى به زندگى دنيايى ، منشأ اصلى مجادله در آيات الهى و انكار آن است .

و يعلم الذين يجدلون . .. فما أُوتيتم من شىء فمتع الحيوة الدنيا

با توجه به فاى تفريع در «فما أُوتيتم»، مى توان استفاده كرد كه مجادله در آيات الهى و انكار آن، از دنيامحورى برخاسته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - دخان - 44 - 35 - 3

3- دين ستيزى و انكار آيات الهى ، داراى ريشه در نوع نگرش انسان به زندگى و مرگ

إن هى إلاّ موتتنا الأُولى

393- منشأ گمراهى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 61 - 7

7 - منكران آيات خدا و كافران به خدا ، تحت تأثير عوامل بيرونى و منفعلانه ، از خدا و آيات او ، روى گرداندند و نه با منطق و برهان

و لئن سألتهم من خلق . .. و سخّر ... ليقولنّ اللّه فأنّى يؤفكون

مجهول آورده شدن فعل «يؤفكون» دلالت بر اين مى كند كه مشركان و منكران آيات خدا و مؤمنان به باطل، تحت تأثير القائات بيرونى، چنين روى كردى را پيدا كرده اند.

394- منشأ مجادله در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 1،5

1 - كسانى كه بدون هيچ دليل و برهانى ، به مجادله و ستيزه جويى در آيات الهى ( دين ) بر مى خيزند ، در دل آنان نوعى كبر و خودبرتربينى نهفته است .

إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيهم إن فى صدورهم إلاّ كبر

«سلطان» به معناى حجت و برهان است.

5 - كبر و خودبرتربينى ، عامل جدال و ستيزه جويى كافران و مشركان با آيات الهى و پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)

إنّ الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. إن فى صدورهم إلاّ كبر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 36 - 5

5 - دلبستگى به زندگى دنيايى ، منشأ اصلى مجادله در آيات الهى و انكار آن است .

و يعلم الذين يجدلون . .. فما أُوتيتم من شىء فمتع الحيوة الدنيا

با توجه به فاى تفريع در «فما أُوتيتم»، مى توان استفاده كرد كه مجادله در آيات الهى و انكار آن، از دنيامحورى برخاسته است.

395- منكران آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 21 - 5

5 - وجود منكران آيات الهى ، قاتلان پيامبران و عدالتخواهان ، در ميان اهل كتاب و مشركان

قل للّذين اوتوا الكتاب و الامّيّن . .. انّ الذين يكفرون بايات اللّه و يقتلون الن

396- موارد آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 51 - 14

14 - تحقق روز قيامت از مهمترين آيات خدا *

كما نسوا لقاء يومهم هذا و ما كانوا بايتنا يجحدون

بديهى است كه معاد و برپايى قيامت از آيات الهى است. بنابراين ذكر به خصوص آن مى تواند به اين جهت باشد كه در بين ديگر آيات از اهميت خاصى برخوردار است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 77 - 1

1- آثار به جا مانده از شهر ويران شده قوم لوط ، نشانه اى بزرگ از خدا و عظمت او براى اهل ايمان است .

و إنها لبسبيل مقيم . إن فى ذلك لأية للمؤمنين

تنوين «لأيةً» براى تفخيم و تعظيم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 66 - 3

3- بيرون آوردن شير خالص و آماده نوشيدن ، از بين خون و سرگين داخل شكنبه شتر ، گاو و گوسفند ، از آيات خداوند

و إن لكم فى الأنعم لعبرة نسقيكم ممّا فى بطونه من بين فرث و دم لبنًا خالصًا سائغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 121 - 1

1 - نجات نوح ( ع ) و پيروانش و هلاكت كفرپيشگان قوم وى ، آيتى بزرگ و عبرت آموز براى ديگران

إنّ فى ذلك لأية و ما كان أكثرهم مؤمنين

«ذلك» به جريان نجات نوح(ع) و پيروان وى و نيز هلاكت قوم كفرپيشه وى اشاره دارد. «آية» در اين جا مرادف «عبرة» مى باشد و نكره آمدن آن بيانگر عظمت آن است.

397- موانع استفاده از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 86 - 11

11 - روحيه لجاج و حق ناپذيرى ، مانع بهرهورى انسان از آيات الهى

إنّ فى ذلك لأيت لقوم يؤمنون

قيد «لقوم يؤمنون» نشانگر آن است كه كسانى كه مصمم بر عدم پذيرش حق اند، از آيات روشن و غيرقابل انكار و گسترده الهى در نظام آفرينش، كمترين بهره را نخواهند برد.

398- موانع ايمان به آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 7 - 5،7

5 - روحيه استكبارى و خودبزرگ بينى ، مانع از درك و پذيرش آيات الهى است .

ولّى مستكبرًا كأن لم يسمعها

7 - برخورد منفى با آيات الهى ، مانع از پذيرش آنها است .

و من الناس من يشترى لهو الحديث ليضلّ عن سبيل اللّه . .. و إذا تتلى عليه ءايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 15 - 14

14 - كبرورزيدن ، مانع ايمان به آيات خدا است .

إنّما يؤمن . .. و هم لايستكبرون

399- موانع درك آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 39 - 11

11 - سلب قدرت بينش و برداشت صحيح از آيات الهى، نمودى از گمراه ساختن خداوند است.

و الذين كذبوا بأيتنا صم و بكم فى الظلمت من يشإاللّه يضللّه

جمله «من يشإاللّه» بيانگر اين معنى است كه كرى و لالى تكذيب كنندگان آيات الهى تحقق همان مشيت الهى در مورد گمراه ساختن تكذيب كنندگان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 8 - 10

10 - دروغ پردازى و گناه پيشگى ، مانع از شنود و دريافت بايسته آيات الهى است .

أفّاك أثيم . يسمع ءايت اللّه ... ثمّ يصرّ مستكبرًا كأن لم يسمعها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 44 - 3

3 - كفر و لجاجت ، مانع درك حقيقت نشانه هاى الهى

و إن يروا. .. يقولوا سحاب

آنچه حقيقتاً پاره هاى عذاب را در چشم كافران تكه هاى متراكم ابر جلوه مى دهد، لجاجت و حق ستيزى آنان است.

400- موانع رؤيت آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 54 - 4

4 - ترديد در قيامت ، حجاب آدمى در ديدن آيات روشن توحيدى است .

سنريهم ءايتنا . .. ألا إنّهم فى مرية من لقاء ربّهم

برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه ضمير «أنّه الحقّ» در آيه قبل به خدا برگردد. در اين صورت مى توان گفت كه: عبارت «ألا إنّهم فى مرية» در مقام بيان اين است كه ترديد در قيامت، باعث شده است كه كافران نتوانند از آيات روشن توحيدى بهره ببرند.

401- موانع شناخت آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 21 - 3

3 - روحيه ناباورى و سطحى نگرى ، مانع رهجويى انسان به شناخت آيات الهى

ءايت للموقنين . ..أفلاتبصرون

تصريح به «موقنين» و توبيخ كافران با عبارت «أفلاتبصرون»، مى رساند كه مشكل اصلى آنان - كه آيات الهى را در زمين و وجود انسان، نمى بينند و يا پيام آن را درك نمى كنند - سست انديشى، ناباورى و سطحى نگرى است.

402- موانع فهم آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 146 - 1،2

1 - خداوند ، متكبران و خودبزرگ بينان را از درك آيات و معارف خويش بازمى دارد .

سأصرف عن ءايتى الذين يتكبرون فى الأرض

كلمه «صرف» آنگاه كه با «عن» متعدى شود، به معناى بازداشتن و مانع شدن است. و بازداشتن از آيات الهى يا به معناى مانع شدن از فهم آيات است و يا به معناى بازدارى از ايمان به آيات و يا جلوگيرى از ابطال و از ميان بردن آنهاست. تنها معناى اول با همه فرازهاى آيه متناسب است.

2 - تكبر و خودبزرگ بينى ، زمينه از دست دادن توان درك آيات و معارف الهى است .

سأصرف عن ءايتى الذين يتكبرون فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 7 - 5

5 - روحيه استكبارى و خودبزرگ بينى ، مانع از درك و پذيرش آيات الهى است .

ولّى مستكبرًا كأن لم يسمعها

403- موانع قبول آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 130 - 11

11 - زندگى دنيا عامل فريب خوردن كافران در نپذيرفتن آيات و پند نگرفتن از انذار انبيا

و غرتهم الحيوة الدنيا

404- موجبات نزول آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 4 - 5

5 - فرستادن آيات و معجزات، مقتضاى ربوبيت خداوند و عنايت او به هدايت مردم

و ما تأتيهم من ءاية من ءايت ربهم

405- موسى(ع) هنگام استماع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولئك . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

406- موضعگيرى عليه آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 4

4 - مشركان ، به بهانه حفظ سنت هاى دينى به يادگار مانده از پدرانشان ، در مقابل آيات روشن الهى موضع گيرى كردند .

إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت قالوا ما هذا إلاّ رجل يريد أن يصدّكم عمّا كان يعب

407- موعظه به مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 176 - 16

16 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند مأمور شد تا داستان بلعم باعورا را براى تكذيب كنندگان آيات الهى گزارش كند .

فاقصص القصص

«قصّ» (مصدر «اُقصص») به معناى بيان كردن و بازگو كردن است. «قصص» به معناى خبر و داستان است و «ال» در آن عهد ذكرى و اشاره به داستان بلعم باعورا است.

408- مؤمنان به آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 118 - 6

6 - مؤمنان به آيات خداوند به احكام و قوانين او گردن مى نهند.

فكلوا مما ذكر اسم الله عليه إن كنتم بأيته مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 156 - 17

17 - موحدان ، پرداخت كنندگان زكات و مؤمنان به آيات الهى ، مصون از عذاب هاى الهى هستند .

عذابى أصيب به من أشاء و رحمتى . .. فسأكتبها للذين ... بايتنا يؤمنون

جمله «سأكتبها» به منزله تفسيرى است براى «من أشاء». يعنى بيان مى كند كه چه كسانى مصون از عذاب الهى هستند و مشيت الهى بر عذاب نكردن آنان تعلق نمى گيرد و چه كسانى در خطر گرفتار شدن به عذاب الهى هستند. منطوق جمله «سأكتبها» بيانگر طايفه اول و مفهوم آن بيانگر طايفه دوم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 178 - 4

4 - تصديق كنندگان آيات الهى ، هدايت يافتگان ، و تكذيب كنندگان آيات الهى ، ضلالت پيشگانند .

الذين كذبوا بايتنا . .. من يهد اللّه فهو المهتدى و من يضلل

با توجه به آيه قبل معلوم مى شود مصداق مورد نظر براى ضلالت، تكذيب آيات خداوند است و مصاق هدايت، تصديق آيات و ايمان به آنهاست.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 107 - 1

1- بوستان هاى فردوس ، منزل گاهى تضمين شده براى نيك كردارانِ مؤمنِ به آيات الهى و قيامت است .

إنّ الذين ءامنوا . .. نزلاً

متعلق ايمان در «آمنوا» به قرينه آيات قبل - كه درباره كفر به آيات و لقاى پروردگار بود - ايمان به آيات و قيامت است. «فردوس» يعنى «وادى سرسبز». برخى از زبان شناسان، آن را كلمه اى رومى مى دانند كه به زبان عرب وارد شده است (تاج العروس) كلمه «نزل» در معانى «منزل» و «وسايل پذيرايى» و... استعمال مى شود. برداشت ياد شده، براساس معناى نخست است. فعل ماضى (كانت) درباره حوادث آينده، بر وقوع حتمى و تضمين شده آن حوادث دلالت دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 72 - 3

3 - ساحر مؤمن مصر ، تحت تأثير آيات و بينات الهى ، قرار گرفتند و خدا را بر فرعون ترجيح دادند .

لن نؤثرك على ما جاءنا من البيّنت والذى فطرنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 53 - 9،13

9 - مؤمنان ، به آيه هاى الهى ، ايمان دارند و در برابر خداوند تسليم اند .

من يؤمن بأيتنا فهم مسلمون

13 - كسانى كه پديده هاى عالم را به عنوان آيه هاى خداوند باور دارند ، به پيام هاى آسمانى ، گوش فرا مى دهند .

إن تسمع إلاّ من يؤمن بأيتنا فهم مسلمون

مراد از «آيات» ممكن است آيات آفاقى و يا انفسى باشد و احتمال دارد آيات تشريعى باشد. برداشت، بنابر احتمال نخست

است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 8 - 2

2 - مؤمنان به آيات خدا و انجام دهندگان عمل صالح ، جايگاه شان بهشت است .

إنّ الذين ءامنوا و عملوا الصلحت لهم جن-ّ-ت النعيم

به قرينه مقابله با آيه قبل، متعلق «آمنوا» در اين آيه كسانى اند كه به آيات الهى ايمان آورده اند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 15 - 1،11

1 - برخورداران از روحيه تواضع و حق پذيرى ، تنها گروندگان به آيات الهى اند .

إنّما يؤمن بأيتنا الذين إذا ذكّروا بها خرّوا سجّدًا

11 - مؤمنان ، در پيشگاه آيات الهى ، هيچ استكبارى از خود بروز نمى دهند و تسليم اند .

إنّما يؤمن بأيتنا الذين إذا ذكّروا. .. و هم لايستكبرون

متعلَّق «يستكبرون» در آيه، بيان نشده است. به قرينه سياق، احتمال دارد كه واژه «آيات» باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 69 - 3

3 - تقواپيشگان ، به آيات الهى ايمان آورده و در برابر اراده الهى تسليم اند .

إلاّ المتّقين . يعباد ... الذين ءامنوا بايتنا و كانوا مسلمين

409- مؤمنان و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 101 - 7

7 - از آيات و نشانه هاى الهى در آسمان ها و زمين و از هشدار هاى پيامبران ، تنها كسانى كه زمينه ايمان دارند ، بهره مند خواهند شد .

قل انظروا ماذا فى السموت و الأرض و ما تغنى الأيت و النذر عن قوم لايؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 86 - 10

10 - تنها اهل ايمان ( دارندگان زمينه گرايش به حق ) ، بهره مند از آيات گسترده الهى

إنّ فى ذلك لأيت لقوم يؤمنون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 15 - 11

11 - مؤمنان ، در پيشگاه آيات الهى ، هيچ استكبارى از خود بروز نمى دهند و تسليم اند .

إنّما يؤمن بأيتنا الذين إذا ذكّروا. .. و هم لايستكبرون

متعلَّق «يستكبرون» در آيه، بيان نشده است. به قرينه سياق، احتمال دارد كه واژه «آيات» باشد.

410- مؤمنان و تعقل در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 6

6 - مؤمنان راستين ، سيركنندگان در زمين براى شناخت نشانه هاى خدا و تعقل در آنها

السئحون

«سيح و سياحت» (مصدر السائحون) به معناى سير و سفر كردن است و توصيف مؤمنان به سائحون مى تواند ناظر به مطلب فوق باشد.

411- مؤمنان و شناخت آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 112 - 6

6 - مؤمنان راستين ، سيركنندگان در زمين براى شناخت نشانه هاى خدا و تعقل در آنها

السئحون

«سيح و سياحت» (مصدر السائحون) به معناى سير و سفر كردن است و توصيف مؤمنان به سائحون مى تواند ناظر به مطلب فوق باشد.

412- مهتدين هنگام استماع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 15

15- پيامبران و هدايت يافتگان برگزيده ، به هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتند و مى گريند .

من النبيّن . .. و ممّن هدينا واجتبينا إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و

413- مهلت به مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 183 - 1،4،5

1 - سنت خداوند بر امهال كفرپيشگانِ تكذيب كننده و تأخير در هلاكت و عذاب ايشان است .

و أملى لهم إن كيدى متين

املاء (مصدر اُملى از ماده ملاوة) به معناى مهلت دادن و تأخير انداختن است. به مناسبت اينكه حقيقت بيان شده (مهلت دادن و تأخير انداختن) درباره تكذيب كنندگان آيات الهى است، معلوم مى شود مراد از تأخير، تأخير در عذاب است.

4 - تأخير در عذاب تكذيب كنندگان و كشاندن تدريجى آنان به ورطه هاى سقوط با عواملى خوشايند و خام كننده ، مكر خدا با ايشان است .

سنستدرجهم . .. و أملى لهم إن كيدى متين

مراد از «كيد» همان استدراج و امهالى است كه در آيه قبل مطرح شد.

5 - امهال خداوند به كفرپيشگان تكذيب كننده ، زمينه ساز افزايش عذاب آنان است .

و أملى لهم إن كيدى متين

چون امهال به عنوان «كيد» مطرح شده است، معلوم مى شود مهلت دادن در اينجا براى افزون شدن عذاب است.

414- ناپسندى تكذيب آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جمعه - 62 - 5 - 5

5 - تكذيب آيات الهى ، بس زشت و ناپسند در نزد خداوند

بئس مثل القوم الذين كذّبوا بايت اللّه

415- ناپسندى غفلت از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 7 - 7

7 - دلخوش بودن به دنيا و آرامش يافتن به آن و غفلت از آيات الهى ، از اوصاف كافران و امرى مذموم و ناپسند

إن الذين . .. و رضوا بالحيوة الدنيا و اطمأنوا بها ... غفلون

416- نزول آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 4 - 1

1 - قدرت خداوند ، بر نزول نشانه اى انكارناپذير از آسمان براى ناگزيرساختن كافران به ايمان

إن نشأ ننزّل عليهم من السماء ءاية فظلّت . .. خضعين

417- نشانه هاى تكذيب آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 86 - 2

2 - ناديده گرفتن اهميت نقش شب و روز در زندگى انسان ، نمونه اى از تكذيب جاهلانه آيات الهى

أكذّبتم بايتى و لم تحيطوابها علمًا . .. ألم يروا أنّا جعلنا الّيل ... و النهار

«ألم يروا. ..» به اصطلاح ذكر خاص بعد از عام و يادآورى نمونه اى از آيات الهى است كه از سوى كافران مورد تكذيب قرار گرفته است.

418- نظارت بر تحريفگران آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 40 - 1

1 - خداوند ، ناظر و مراقب اعمال كژانديشان و تحريف گران آيات الهى است .

إنّ الذين يلحدون فى ءايتنا لايخفون علينا

«الحاد» (مصدر «يلحدون») به معناى ميل و انحراف است. منظور از آيات در «يلحدون فى آياتنا» آيه هاى قرآن كريم و يا دلايل و نشانه هاى ربوبيت خدا در جهان است كه در صورت دوم الحاد در آيات به معناى نگاه استقلالى به آيات و غفلت از جنبه نشانه بودن آنها خواهد بود.

419- نقش آيات آفاقى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 58 - 2

2 - نظام آفرينش ، نشانه خدا و جلوه پروردگارى او است .

و الذين هم بأيت ربّهم يؤمنون

مراد از «آيات»، مى تواند نشانه هاى خداوندگارى او در جهان آفرينش باشد. هم چنين مى تواند دلايل ربوبيت او در كتاب آسمانى (قرآن) باشد. برداشت فوق بر پايه احتمال اول است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 24 - 9

9 - استفاده از كاركرد عوامل طبيعى در طبيعت براى اثبات وجود خداوند ، از شيوه هاى تبليغى قرآن كريم است .

و من ءايته يريكم البرق خوفًا و طمعًا و ينزّل من السماء ماء فيحيى به الأرض بعد م

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 53 - 12

12 - اسرار علمى نهفته در نظام جهان و وجود انسان ، كافى براى پى بردن به حضور و احاطه علم الهى بر هستى

سنريهم ءايتنا . .. أَوَ لم يكف بربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 35 - 2

2 - آيات و نشانه هاى الهى در پهنه طبيعت ، معرفت بخش انسان ها و انذاردهنده حق پوشان

و من ءايته . .. و يعلم الذين يجدلون فى ءايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 4 - 1

1 - آفرينش انسان و ساير جانداران ، دربردارنده نشانه هايى از خداوند براى جويندگان يقين

و فى خلقكم و ما يبثّ من دابّة ءايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 33 - 1

1- نمود هاى آفرينش ، گواهى آشكار بر قدرت خداوند

أوَلم يروا أنّ اللّه الذى خلق السموت و الأرض . .. بقدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 8 - 1

1- مظاهر وجود و عظمت آفريدگار در آسمان و زمين ، مايه بصيرت و تذكّر بندگان روى آورده به خداوند

أفلم ينظروا إلى السماء . .. و الأرض مددنها ... تبصرة و ذكرى لكلّ عبد منيب

«منيب»، به معناى بازگشت كننده و روى آورنده به خدا است.

420- نقش آيات انفسى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 53 - 12

12 - اسرار علمى نهفته در نظام جهان و وجود انسان ، كافى براى پى بردن به حضور و احاطه علم الهى بر هستى

سنريهم ءايتنا . .. أَوَ لم يكف بربّك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 4 - 1

1 - آفرينش انسان و ساير جانداران ، دربردارنده نشانه هايى از خداوند براى جويندگان يقين

و فى خلقكم و ما يبثّ من دابّة ءايت

421- نقش آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 5 - 3

3- موسى ( ع ) ، وظيفه دار هدايت مردم خويش به سوى نور و خارج كردن آنان از ظلمت ها ، با آيات و معجزات الهى .

و لقد أرسلنا موسى بأيتنا أن أخرج قومك من الظلمت إلى النور

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 105 - 2،3

2- رهنمود هاى الهى و آثار و نشانه هاى خداوند ، رشدآفرين و تكامل بخش انسان ها است .

كفروا بأيت ربّهم

كلمه «ربّ» در آيه، گوياى برداشت بالا است.

3- ربوبيّت خداوند مقتضى ارائه آيات در جهت هدايت مردم است .

كفروا بأيت ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 42 - 13

13 - معجزات و آيات الهى ، سبب تقويت روحيه پيامبران

اذهب . .. ب--َايتى و لاتنيا فى ذكرى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 126 - 1

1 - خداوند ، آيات متعددى را براى هدايت بشر و يادآورى به او فرستاده است .

قال كذلك أتتك ءايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 127 - 4

4 - ارائه آيات براى هدايت بشر ، پرتواى از ربوبيت الهى

ب-َايت ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 46 - 1

1 - خداوند ، آيات روشنگرى را به منظور هدايت مردمان نازل كرد .

لقد أنزلنا ءايت مبيّنت

جمله «و اللّه يهدى. ..» قرينه بر اين است كه نزول آيات روشن كننده، به منظور هدايت مردم است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 8 - 2

2 - رسوخ روحيه حق ناپذيرى در بيشتر كافران ، عامل بى تأثيرى آيات الهى درآنان

و ما كان أكثرهم مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 15 - 6

6 - آيات الهى ( معجزات ) توشه راه و حربه پيروزى موسى و هارون ( ع )

قال كلاّ فاذهبا بايتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - شعراء - 26 - 46 - 6

6 - تأثير عميق آيات الهى در آگاهان و اهل شناخت

فأُلقى السحرة سجدين

برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه ساحران چون با افسون آشنا بودند و خيال را از واقعيت تشخيص مى دادند، زودتر از ديگران به معجزه بودن كار موسى(ع) و حقانيت رسالت وى پى بردند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 15 - 8

8 - آيات الهى ، نمودار عظمت و تنزّه ذات او از هر كاستى است .

إذا ذكّروا بها . .. سبّحوا بحمد ربّهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 22 - 9

9 - آيات و نشانه هاى عبرت آموز و هشداردهنده الهى ، براى رشد انسان ها است .

ذكّر بأيت ربّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - سجده - 32 - 27 - 9

9 - كافران ، از سوى خداوند ، به خاطر بصيرت نيافتن از مشاهده آيات گسترده الهى در زمين ، سرزنش شده اند .

أوَلم يروا أنّا نسوق . .. فنخرج ... تأكل منه... أفلايبصرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 43 - 2

2 - خداوند براى هدايت مردم ، براى آنان آيات روشن مى فرستد .

ءايتنا بيّنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 59 - 1،2،3،5

1 - خداوند ، پيش از عذاب كردن مردم ، آنان را از راه نشان دادن آيات و نشانه هاى خود هدايت كرده و با آنها اتمام حجت مى كند .

لو أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين . .. بلى قد جاءتك ءايتى فكذّبت بها

«بلى » حرف جواب است و در اين آيه براى اثبات چيزى مى باشد كه مورد انكار قرار گرفته است; زيرا كافران هدايت كردن خدا را منكر شده و مى گفتند: اگر خدا ما را هدايت مى كرد، ما از تقواپيشگان بوديم. خداوند اين سخن را رد مى كند و مى فرمايد: آرى آيات ما براى هدايتتان آمد; ولى شما آنها را تكذيب كرديد.

2 - با شناخت آيات و نشانه هاى خداوند ، هيچ عذرى از كافران و منكران خداوند پذيرفته نيست .

لو أنّ اللّه هدينى لكنت من المتّقين . .. بلى قد جاءتك ءايتى فكذّبت بها

آيه شريفه، پاسخى است به ادعاى كافران كه مى گفتند: اگر خداوند ما را هدايت مى كرد، ما با تقوا مى شديم و قهراً گرفتار عذاب نمى گشتيم.

3 - خداوند براى هدايت مردم ، آيات و نشانه هاى ويژه اى ارائه كرده است .

بلى قد جاءتك ءايتى فكذّبت

از تعبير «قد جاءتك» (آمد تو را) استفاده مى شود كه مقصود از «آياتى» آيات و نشانه هاى ويژه اى به جز آيات و نشانه هاى موجود در عالم طبيعت و در انظار همگان است; زيرا نشانه هاى طبيعت همواره پيش انسان ها است و آمدن آنها معنا ندارد.

5 - قابل شناخت بودن خداوند از راه آيات و نشانه هاى او

بلى قد جاءتك ءايتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 71 - 16

16 - قابل شناخت بودن خداوند ، از راه وحى و آيات و نشانه هاى او

ألم يأتكم رسل منكم يتلون عليكم ءايت ربّكم

سرزنش شدن كافران به خاطر توجه نكردن به آيات الهى، نشانگر اين حقيقت است كه آيات الهى، قابل شناخت است و انسان از اين راه مى تواند به خدا پى ببرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 13 - 3،4

3 - قابل شناخت بودن خداوند و اوصاف او ، از راه مشاهده آيات و نشانه هاى الهى در جهان

هو الذى يريكم ءايته

4 - اتمام حجت خداوند بر انسان ها ، از راه ارائه آيات و نشانه هايش بر حقانيت خود

هو الذى يريكم ءايته

يادآورى آيات و نشانه هاى ارائه شده از سوى خداوند به بشر - پس از ذكر عذاب شدن كافران و منكران - مى تواند به منظور اتمام حجت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 8 - 8

8 - تأثير مقطعى و ناپايدار آيات الهى بر روح مستكبران *

تتلى عليه ثمّ يصرّ مستكبرًا كأن لم يسمعها

بنابراين كه واژه «ثمّ» دال بر تراخى زمانى باشد، مى توان چنين برداشت كرد كه آيات الهى، تأثير گذرا و مقطعى در كافران دارد; اما در نهايت انگيزه هاى استكبارى آنان، مانع از تأثيرگذارى آن آيات در وجود آنها مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 11 - 3

3 - آيات الهى در نظام تكوين و تشريع ، نشأت يافته از مقام ربوبيت و در جهت تكامل خلق

و الذين كفروا بايت ربّهم

با توجه به اين كه در آيات پيشين، هم سخن از نشانه هاى تكوينى خدا و هم سخن از قرآن به ميان آمده است; واژه «آيات» در اين آيه مى تواند به هر دو بخش اشاره داشته باشد. وصف «ربّ» نيز بيانگر جنبه ربوبيت و تكامل بخشى اين آيات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 27 - 9

9- اراده و تصميم خود انسان ، عامل نهايى هدايت وى و ارائه آيات ، تنها زمينه ساز آن

و صرّفنا الأيت لعلّهم يرجعون

«لعلّ» مى رساند كه نماياندن نشانه هاى گوناگون، داراى تأثير حتمى و جبرى نيست; بلكه اين خود انسان است كه بايد تصميم به بازگشت و توبه داشته باشد. اين مطلب از نسبت رجوع به خود گمراهان، استفاده مى شود (يرجعون).

422- نور ماه از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 12 - 3

3- محو شدن نور ماه در شب و روشنگرى خورشيد ، دو نشانه از نشانه هاى خداست .

فمحونا ءاية الّيل و جعلنا ءاية النهار مبصرة

اين برداشت بنابراين است كه منظور از «آية الليل» ماه و «آية النهار» خورشيد باشد.

423- وسعت آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 3 - 1

1 - آيات و نشانه هاى خداوند ، متجلى در گستره آسمان ها و زمين

من اللّه العزيز الحكيم . إنّ فى السموت و الأرض لأيت

424- وضوح آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 104 - 9

9 - نپذيرفتن آيات الهى، نتيجه كوردلى است، نه معلول خفاى آيات.

قد جاءكم بصائر من ربكم فمن أبصر فلنفسه و من عمى فعليها

كاربرد فعل «عمى» (كور شد) در مورد كسانى است كه آيات روشن خداوند را درك نمى كنند، بيانگر اين است كه آنان چشم خود را به روى حقايق مى بندند، نه اينكه حقايق پنهان باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 73 - 1

1- آيات و دلايل ارائه شده از سوى خداوند ، روشن و خالى از ابهام است .

و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت

«بيّنة» به معناى آشكار و واضح است «آيات بيّنات»; يعنى، آياتى كه دلالت آن روشن و بر فهم مراد وافى است و از نظر استدلال تام مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 46 - 2

2 - آيات الهى ( قرآن ) ، روشن و قابل شناخت براى انسان است .

لقد أنزلنا ءايت مبيّنت

برداشت ياد شده، از توصيف آيات الهى به «مبيّنات» (روشنگر) به دست مى آيد; زيرا چيزى كه صفت روشنگرى داشته باشد، بى گمان خود روشن و قابل درك است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 14 - 2

2 - آيات الهى ، روشن و قابل درك براى همه جان ها و وجدان ها ، حتى حق ستيزترين انسان ها

فلمّا جاءتهم ءايتنا مبصرة . .. و جحدوا بها و استيقنتها أنفسهم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 81 - 5

5 - انكار آيات ونشانه هاى الهى ، در عين روشن و قابل شناخت بودن آنها ، عملى است در خور سرزنش و تقبيح .

فأىّ ءايت اللّه تنكرون

استفهام (أىّ) براى توبيخ است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 9 - 1

1 - كفر و شرك به خداوند ، با وجود آيات آشكار او ، امرى شگفت و تعجب آور

قل أئنّكم لتكفرون بالذى خلق الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 7 - 4

4- تأثير آيات الهى در قلب ها ، نتيجه حقانيّت و روشنى آنها است ; نه معلول سحر بودن .

ءايتنا بيّنت قال الذين كفروا . .. هذا سحر

425- ويژگى آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 64 - 13

13 - انكار آيات الهى برخاسته از كوردلى منكران ، و نه ابهام و خفاى نشانه هاى خداوند

كذبوا بايتنا إنهم كانوا قوماً عمين

426- ويژگيهاى آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 61 - 35

35 - آيات خداوندى و احكام الهى ، عميق ، حكيمانه و شايسته هر گونه تعقل و انديشه كردن انسان در آنها است .

ليس على الأعمى حرج . .. كذلك يبيّن اللّه لكم الأيت لعلّكم تعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 56 - 3

3 - آيات الهى و معارف قرآنى ، مبتنى بر دليل و برهان است .

الذين يجدلون فى ءايت اللّه بغير سلطن أتيهم

427- هارون(ع) هنگام استماع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولئك . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

428- هدايت با آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 17 - 11

11- بهره مند شدن آدمى از هدايت ، به وسيله آيات الهى ، درگروِ توفيق بخشى او است .

ذلك من ءايت اللّه من يهد اللّه فهو المهتد

429- هدايت مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 36 - 1

1 - موسى و هارون ( ع ) به فرمان خداوند ، براى هدايت تكذيب كنندگان آيات و معجزات الهى ، به جانب آنان فرستاده شدند .

فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيتنا

مقصود از «القوم الذين كذّبوا» فرعون و قوم او (قبطيان) است و مراد از «آياتنا» نشانه ها و معجزات الهى مى باشد نه آيات الهى در تورات; زيرا تورات پس از به هلاكت رسيدن فرعون و قوم او، براى بنى اسرائيل نازل گرديد.

430- هدايت مؤمنان به آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 76 - 3

3- ارزشمندى و مخصوص بودن هدايت اعطايى از جانب خداوند به مؤمنان و باورداران آيات الهى .

و يزيد اللّه الذين اهتدوا هدًى

نكره بودن «هدىً» بر ويژگى آن دلالت دارد; يعنى، هدايتى كه قابل تعريف نيست اين آيه به دنبال آيه پيش، پاسخى به گفته كافران است كه هنگام شنيدن آيات الهى به مؤمنان، مى گفتند: «أىّ الفريقين خير . ..». بنابراين «الذين اهتدوا» همان «الذين آمنوا» هستند كه در آيا پيش از آنان ياد شده بود.

431- هدايت ناپذيرى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 111 - 3

3 - اگر امور غيبى براى بهانه جويان و منكران آيات الهى محسوس شود، ايمان نمى آورند.

و لو أننا نزّلنا إليهم الملئكة و كلمهم الموتى و حشرنا عليهم كل شىء قبلا ما كانوا

ملائكه، سخن گفتن مردگان، شهادت موجودات جملگى از امور غيبى هستند كه حتى در فرض محسوس شدن آنها، گروهى ايمان نخواهند آورد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 6 - 6

6 - هدايت ناپذيران از وحى و آيات الهى ، تأثيرناپذير از هر پيام و ابزار هدايتى ديگر

فبأىّ حديث بعد اللّه و ءايته يؤمنون

جمله «فبأىّ حديث. ..» - كه مفيد استفهام تعجبى است - مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه اگر انسان در پرتو آيات الهى هدايت نشود; ديگر به هدايتى دست نخواهد يافت; چه اين كه هدايت ديگرى نيست تا از آن بهره مند گردد.

432- هدايتگرى آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 105 - 1

1 - خداوند آيات خويش را به شكلهاى مختلف براى بصيرت دادن به انسانها ارائه مى كند.

قد جاءكم بصائر . .. كذلك نصرف الأيت و ليقولوا

«ليقولوا» عطف به محذوف است كه به قرينه آيه قبل، كه سخن از بصائر بود، مى تواند فعل «لتبصروا» و يا هر فعل ديگرى كه بيانگر اين معنى است باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 126 - 7

7 - ربوبيت خداوند بر بندگان مايه هدايت آنان به وسيله آيات و نشانه هاى خويش

ءامنا بايت ربنا لما جاءتنا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 126 - 1،5

1 - خداوند ، آيات متعددى را براى هدايت بشر و يادآورى به او فرستاده است .

قال كذلك أتتك ءايتنا

5 - هدايت هاى ابلاغ شده از سوى خداوند ، آيات او هستند .

إمّا يأيتنّكم منّى هدًى فمن اتبع هداى . .. قال كذلك أتتك ءايتنا

در آيات پيشين «هدايت» محور كلام بود. در اين آيه از هدايت هاى الهى - كه در «هدًى» و «هداى» مطرح گرديده بود - با تعبير «آياتنا» ياد شده است تا گوياى اين حقيقت باشد كه هدايت هاى الهى، همان آيات او مى باشند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 34 - 1

1 - خداوند ، فرستنده آيات روشنگر حقايق و راه هدايت از گمراهى ، براى مردمان

و لقد أنزلنا إليكم ءايت مبيّنت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 35 - 19

19 - خداوند ، هدايتگر مردم از طريق نزول آيات روشنگر ، تبيين سرگذشت امت هاى پيشين و موعظه و اندرزها

و لقد أنزلنا إليكم ءايت مبيّنت و مثلاً من الذين خلوا من قبلكم و موعظة . .. يهد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 46 - 6

6 - آيات الهى ( قرآن ) ، بيانگر صراط مستقيم الهى و رهنمون كننده به اين راه است .

لقد أنزلنا ءايت مبيّنت و اللّه يهدى من يشاء إلى صرط مستقيم

خداوند متعال، در توصيف آياتش فرمود: «آيات روشنگر»; ولى متعلق روشنگرى را (اين كه چه چيز را روشن مى سازد) بيان نفرمود; ولى ذيل آيه (و اللّه يهدى. ..) مى تواند قرينه باشد كه متعلق آن، صراط مستقيم الهى و هدايت به اين راه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 6 - 3،7

3 - يادكرد آيات تكوينى به انسان ها ، تذكرى سازنده و ضرورى در هدايت آنان

تلك ءايت اللّه نتلوها عليك بالحقّ

بنابراين كه «بالحقّ» متعلق به «نتلو» باشد، مى توان استفاده كرد كه تلاوت آيات و تذكر به آن، امرى بايسته و ضرورى در جهت هدايت بشر است.

7 - معارف وحى و آيات الهى ، نيرومندترين وسيله و عامل هدايت انسان

فبأىّ حديث بعد اللّه و ءايته يؤمنون

خداوند مى فرمايد: پس از قرآن ديگر پيامى نيست كه بتواند منكران قرآن را هدايت كند. از اين بيان استفاده مى شود كه قرآن بالاترين حد كارايى و روشنگرى را دارا است.

433- هشدار به مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 21 - 11

11 - هشدار خداوند به افترا زنندگان به او و تكذيب كنندگان آيات الهى و تهديد آنان به سرانجامى شوم

و من أظلم ممن افترى على اللّه كذبا أو كذب بايته إنه لايفلح الظلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 88 - 9

9 - آگاهى خداوند به كردار آدميان ، هشدارى است نسبت به موضع گيرى آنان در برابر آيات الهى .

ألم يروا أنّا جعلنا الّيل . .. و ترى الجبال... صنع اللّه الذى أتقن كلّ شىء إنّه

تذكر به «إنّه خبير. ..» پس از يادآورى آيات توحيدى، هشدارى است به آدميان كه مبادا از كنار اين آيات بى تفاوت بگذرند و آنها را ناديده بگيرند!

434- هلاكت مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 72 - 8

8 - خداوند علاوه بر تكذيب كنندگان آيات الهى از قوم عاد ، غير مؤمنان ايشان را نيز به هلاكت رساند .

قطعنا دابر الذين كذبوا بايتنا و ما كانوا مؤمنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 54 - 9

9 - ستم پيشگان و تكذيب كنندگان آيات الهى ، در خطر هلاكت و نابودى با عذاب هاى الهى

كذبوا بايت ربهم . .. و كل كانوا ظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 135 - 8

8- نابودى تكذيب كنندگان پيامبران و آيات الهى ، كيفرى كه هر لحظه و در هر شرايط انتظار وقوع آن وجود دارد .

و لو أنّا أهلكنهم بعذاب . .. فتربّصوا فستعلمون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 37 - 8

8 - تكذيب كنندگان آيات و رسولان الهى ، علاوه بر هلاكت دنيوى ، در آخرت نيز دچار عذابى دردناك و رنج آور خواهند شد .

الذين كذّبوا بأيتنا فدمّرنهم . .. كذّبوا الرسل أغرقنهم ... و أعتدنا للظلمين

435- هماهنگى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 59 - 9

9- مشركان و كافران طول تاريخ ، داراى جبهه اى واحد و انگيزه و عملكردى همگون در برخورد با آيات الهى و معجزه هاى انبيا

و ما منعنا أن نرسل بالأيت إلاّ أن كذّب بها الأوّلون

تعبير «الأوّلون» نشان مى دهد كه مشركان دوره هاى بعد، دنباله رو اسلاف خويشند و سرايت دادن حكم پيشينيان به نسلهاى بعدى، بيانگر انگيزه و عملكرد واحد آنان است.

436- همنشينى با مغالطه گران در آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 68 - 15

15 - همنشينى و مجالست با مغالطه گران و ياوه گويان و جدل كنندگان در مورد قرآن و آيات الهى حرام است.

الذين يخوضون فى ءايتنا . .. فلاتقعد بعد الذكرى مع القوم الظلمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 69 - 5

5 - فلسفه تحريم همنشينى با ياوه گويان مغالطه گر در آيات الهى، بازداشتن آنها از اين عمل ناپسند است.

فلاتقعد بعد الذكرى . ..و ما على الذين يتقون من حسابهم من شىء و لكن ذكرى لعلهم يت

437- يأس اخروى مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 12 - 7

7 - بدكارانِ دروغ انگارِ آيات الهى ، در روز قيامت ، نااميد و اندوه ناك اند .

ثمّ كان عقبة الذين أسئوا السوأى أن كذّبوا بأيت اللّه . .. و يوم تقوم الساعة ي

438- يأس مكذبان آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 23 - 1

1 - كافرانِ به آيات الهى و لقاءاللّه ، از رحمت خداوند ، مأيوس اند .

و الذين كفروا بأيت اللّه و لقائه أولئك يئسوا من رحمتى

439- يحيى(ع) هنگام استماع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولئك . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

440- يعقوب(ع) هنگام استماع آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 58 - 16

16- زكريا ، يحيى ، مريم ( س ) ، عيسى ، ابراهيم ، اسحق ، يعقوب ، موسى ، هارون ، اسماعيل ، و ادريس ( ع ) ، هنگام شنيدن آيات الهى به سجده مى افتادند و در حال سجود اشك مى ريختند .

أُولئك . .. إذا تتلى عليهم ءايت الرحمن خرّوا سجّدًا و بكيًّا

441- يهود و آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - نساء - 4 - 155 - 3

3 - آيات الهى ( معجزات پيامبران و . . . ) مورد انكار يهوديان

و كفرهم بايت اللّه

5- بابل

1- اهل بابل و جادو

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 15،24،25،32

15 - هاروت و ماروت به مردمان بابل سحر مى آموختند .

و ما أنزل على الملكين . .. و ما يعلمان من أحد

24 - مردم بابل از هاروت و ماروت سحرى را آموختند كه بتوانند با آن بين زن و شوهرش جدايى افكنند .

فيتعلمون منهما ما يفرقون به بين المرء و زوجه

25 - نقش مردم بابل در رواج علم سحر

فيتعلمون منهما ما يفرقون به بين المرء و زوجه

32 - مردم بابل از هاروت و ماروت سحرهايى را فرا گرفتند كه نتيجه اى جز ضرر براى آنان نداشت .

يتعلمون مايضرهم و لاينفعهم

2- بت پرستى اهل بابل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 74 - 5

5 - بتهاى متعددى مورد پرستش آزر و قوم او بودند.

أتتخذ أصناما ءالهة إنى أريك و قومك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 77 - 12

12 - اهل بابل به سبب پندار ربوبيت براى اجرام آسمانى و پرستش بتها، گمراه بودند.

أتتخذ أصناما . .. كوكبا ... القمر ... القوم الضالين

به گفته بسيارى از مفسران، احتجاج ابراهيم(ع) با مشركان در سرزمين بابل روى داده است.

3- تعليم جادو در بابل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 13

13 - يهوديان براى مبارزه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) علاوه بر انكار بشارت هاى تورات ، از سحر و جادو مدد مى گرفتند .

نبذ فريق . .. كتب اللّه وراء ظهورهم ... واتبعوا ما تتلوا الشيطين

در آيه قبل گذشت كه جمله «نبذ فريق» پس از «لما جاءهم» مى رساند كه: يهود به خاطر اينكه بتوانند رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله) را انكار كنند بشارتهاى تورات را درباره آن حضرت، ناديده گرفتند. عطف جمله «اتبعوا ...» بر «نبذ فريق» نيز اقتضا مى كند كه دنبال كردن سحر به همين منظور بوده است.

4- خورشيدپرستى اهل بابل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 78 - 4

4 - مردم سرزمين ابراهيم (بابل) خورشيد را در تدبير امور خويش مؤثر مى دانستند.

فلما رءا الشمس بازغة قال هذا ربى هذا أكبر

5- عقيده اهل بابل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 78 - 4

4 - مردم سرزمين ابراهيم (بابل) خورشيد را در تدبير امور خويش مؤثر مى دانستند.

فلما رءا الشمس بازغة قال هذا ربى هذا أكبر

6- گمراهى اهل بابل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 77 - 12

12 - اهل بابل به سبب پندار ربوبيت براى اجرام آسمانى و پرستش بتها، گمراه بودند.

أتتخذ أصناما . .. كوكبا ... القمر ... القوم الضالين

به گفته بسيارى از مفسران، احتجاج ابراهيم(ع) با مشركان در سرزمين بابل روى داده است.

7- ماروت در بابل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 14

14 - هاروت و ماروت فرشتگانى ساكن سرزمين بابل

و ما أنزل على الملكين ببابل هروت و مروت

«ببابل» متعلق به محذوف و حال براى «الملكين» مى باشد; يعنى: الملكين كائنين ببابل. مقصود از «بابل» بنابر آنچه بسيارى از مفسران گفته اند، بابل عراق - كه شهرى بر ساحل رود فرات و نزديك حله است - مى باشد.

8- ملائكه بابل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 14

14 - هاروت و ماروت فرشتگانى ساكن سرزمين بابل

و ما أنزل على الملكين ببابل هروت و مروت

«ببابل» متعلق به محذوف و حال براى «الملكين» مى باشد; يعنى: الملكين كائنين ببابل. مقصود از «بابل» بنابر آنچه بسيارى از مفسران گفته اند، بابل عراق - كه شهرى بر ساحل رود فرات و نزديك حله است - مى باشد.

9- هاروت در بابل

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 102 - 14

14 - هاروت و ماروت فرشتگانى ساكن سرزمين بابل

و ما أنزل على الملكين ببابل هروت و مروت

«ببابل» متعلق به محذوف و حال براى «الملكين» مى باشد; يعنى: الملكين كائنين ببابل. مقصود از «بابل» بنابر آنچه بسيارى از مفسران گفته اند، بابل عراق - كه شهرى بر ساحل رود فرات و نزديك حله است - مى باشد.

6- باد

1- آثار باد گرم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 42 - 2

2 - تأثير باد هاى وزنده بر اصحاب الشمال ، همچون تأثير سم در بدن است .

فى سموم

راغب در مفردات «سموم» را به باد گرمى كه همانند سم تأثير گذارد، معنا كرده است.

2- آثار توقف باد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 33 - 1

1 - ركود و سكون كشتى ها با جلوگيرى از وزش باد ، امرى سهل و آسان براى خداوند است .

إن يشأ يسكن الريح فيظللن رواكد على ظهره

3- اقسام باد ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 1 - 7

7 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : الرياح ثمان : أربع منها عذاب و أربع منها رحمة . . . و الرحمة منها . . . المرسلات . . . فيُرسل اللّه المرسلات فتُثِيرُ السَّحاب . . . ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: بادها هشت گونه اند; چهارگونه از آنها بادهاى عذاب و چهارگونه ديگر رحمت اند. .. و از جمله بادهاى رحمت... «مرسلات» است... پس خداوند «مرسلات» را مى فرستد تا ابرها را به حركت درآورد».

4- انرژى باد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 57 - 5

5 - باد ها داراى نيرويى بس عظيم

حتى إذا أقلت سحاباً ثقالا

به كارگيرى فعل «أقلت» (به آسانى حمل كرد و آن را قليل يافت)، على رغم توصيف ابرها به سنگينى، بيانگر اين معناست كه بادها از نيروى بسيارى برخوردار هستند ; به گونه اى كه جابه جايى توده هاى سنگين براى آنان كارى آسان است.

5- انقياد باد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 81 - 2

2- حركت تند باد ها ، با فرمان حركت سليمان ( ع ) انجام مى گرفت .

و لسليمن الريح عاصفة تجرى بأمره

6- اهميت باد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 1 - 6

6 - اهميت و نقش مؤثر باد هاى پياپى و زنده ، در زندگى بشر

و المرسلت عرفًا

برداشت ياد شده، به سبب اين است كه «مرسلات»، مقسم به (مورد سوگند خداوند) قرار گرفته است.

7- اهميت باد ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 1 - 2

2 - نقش مهم باد ها و جابه جا شدن ذرات ، در نظام حيات و زندگى

و الذريت ذروًا

سوگند الهى به پديده پراكنش و جا به جايى ذرات به وسيله بادها، نشان از اهميت آن در نظام طبيعت و حيات دارد.

8- اهميت وزش باد ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 4 - 4

4 - وزش باد ها ، تشكيل توده هاى ابر و حركت آنها و ريزش باران ، از مظاهر حكمت و تدبير الهى در نظام طبيعت

و الذريت ذروًا . فالحملت وقرًا . فالجريت يسرًا . فالمقسّمت أمرًا

خداوند، با برشمردن بخشى از امور دقيق طبيعت و مهم دانستن آنها با سوگند خوردن، در حقيقت تدبير و حكمت خويش را به آدميان يادآور شده است.

9- باد بشارت دهنده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 57 - 1،2

1 - باد ها ، پيام آورانى نويدبخشِ نزول باران

و هو الذى يرسل الريح بشراً بين يدى رحمته

«بُشر» مخفف «بُشُر»، جمع بشير و يا بَشُور، است و حال براى «الرياح» مى باشد.

2 - خداوند باد هاى نويددهنده باران را به حركت مى آورد و ابر ها را به سرزمين هاى خشك گسيل مى دارد .

و هو الذى يرسل الريح بشراً بين يدى رحمته . .. سقنه لبلد ميت

10- باد رحمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 1 - 7

7 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : الرياح ثمان : أربع منها عذاب و أربع منها رحمة . . . و الرحمة منها . . . المرسلات . . . فيُرسل اللّه المرسلات فتُثِيرُ السَّحاب . . . ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: بادها هشت گونه اند; چهارگونه از آنها بادهاى عذاب و چهارگونه ديگر رحمت اند. .. و از جمله بادهاى رحمت... «مرسلات» است... پس خداوند «مرسلات» را مى فرستد تا ابرها را به حركت درآورد».

11- باد سرد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 6 - 1

1 - قوم عاد ، به وسيله بادى سركش ، بسيار سرد و توفنده به هلاكت رسيدند .

و أمّا عاد فأُهلكوا بريح صرصر عاتية

«صرصر»; يعنى، صداى شديد و يا [هواى] سرد شديد; به گونه اى كه بسوزاند. «عُتُوّ» (مصدر «عاتية») به معناى استكبار و تجاوز از حد است. (قاموس المحيط)

12- باد عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - حاقه - 69 - 6 - 1

1 - قوم عاد ، به وسيله بادى سركش ، بسيار سرد و توفنده به هلاكت رسيدند .

و أمّا عاد فأُهلكوا بريح صرصر عاتية

«صرصر»; يعنى، صداى شديد و يا [هواى] سرد شديد; به گونه اى كه بسوزاند. «عُتُوّ» (مصدر «عاتية») به معناى استكبار و تجاوز از حد است. (قاموس المحيط)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 1 - 7

7 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : الرياح ثمان : أربع منها عذاب و أربع منها رحمة . . . و الرحمة منها . . . المرسلات . . . فيُرسل اللّه المرسلات فتُثِيرُ السَّحاب . . . ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: بادها هشت گونه اند; چهارگونه از آنها بادهاى عذاب و چهارگونه ديگر رحمت اند. .. و از جمله بادهاى رحمت... «مرسلات» است... پس خداوند «مرسلات» را مى فرستد تا ابرها را به حركت درآورد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 42 - 1

1 - باد وزيده بر قوم عاد ، از ميان برنده تمامى مظاهر حيات بود .

الريح العقيم . ماتذر من شىء

13- باد هاى باران زا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 63 - 4

4 - نقش تعيين كننده باد هاى باران زا در زندگى بشر

و من يرسل الريح بشرًا بين يدى رحمته

14- باد هاى بهشتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 22 - 16

16- « عن أبى هريرة قال : سمعت رسول الله (صلی الله علیه و آله) يقول : ريح الجنوب من الجنة و هى الريح اللواقح التى ذكر الله فى كتابه . . . ;

ابوهريره گويد: از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنيدم كه فرمود: باد جنوب از بهشت است و آن باد باردارى است كه خدا در كتاب خود ياد فرموده است. ..».

15- باد هاى مبشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 46 - 1،2،4

1 - باد هاى نويدبخشِ نزول باران ، از آيات و نشانه هاى خداوند است .

و من ءايته أن يرسل الرياح مبشّرت

2 - خداوند ، فرستنده باد هاى نويدبخش باران است .

و من ءايته أن يرسل الرياح مبشّرت

4 - فلسفه وزش باد هاى نويدبخش باران ، قبل از نزول آن ، احساس لذت بيشتر از رحمت الهى است .

أن يرسل الرياح مبشّرت و ليذيقكم من رحمته

«بشر» ريشه «مبشّرات» است و به خبرى گفته مى شود كه خوشحالى آور است و چهره شنونده، با آن، باز و شكفته مى شود. در ضمن، «مبشّرات» در مقام تعليل براى فعل «يرسل» و «ليذيقكم» عطف بر «مبشّرات» است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 51 - 5

5 - انسان ها ، به محض مشاهده باد هاى نويد بخش باران ، بدون توجّه به خدايى بودن آنها ، خوش حال مى شوند ، ولى در برخورد با باد هاى مخرّب ، ناسپاس مى گردند !

فإذا أصاب به من يشاء من عباده . .. يستبشرون ... و لئن أرسلنا ريحًا ... يكفرون

«يكفرون» به قرينه اين كه سخن از نعمت و قطع شدن آن است، كفر و ناسپاسى است.

16- باد هاى مخرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 51 - 1،3،5،6،7

1 - انسان ها ، به هنگام مشاهده وزش باد هاى مضر و نابودكننده مزارع ، به ناسپاسى مى گرايند .

و لئن أرسلنا ريحًا . .. يكفرون

«ريح» در مقابل «رياح» در آيه چهل و نه است. معمولاً، بادهاى سودمند، به صيغه جمع آورده مى شوند و در صورتى كه سخن از باد سوزان و مخرب باشد به صيغه مفرد مى آيد. قرينه مقابله و نيز واژه «مصفرّاً» - كه حال براى ضمير مفعولى «رأوه» است - مؤيد اين نكته اند كه مراد از «ريح» بادهاى سوزان و مخرب اند.

3 - باد ها ، داراى گونه هاى مختلفِ مفيد و مضرّ است .

يرسل الرياح . .. أرسلنا ريحًا

5 - انسان ها ، به محض مشاهده باد هاى نويد بخش باران ، بدون توجّه به خدايى بودن آنها ، خوش حال مى شوند ، ولى در برخورد با باد هاى مخرّب ، ناسپاس مى گردند !

فإذا أصاب به من يشاء من عباده . .. يستبشرون ... و لئن أرسلنا ريحًا ... يكفرون

«يكفرون» به قرينه اين كه سخن از نعمت و قطع شدن آن است، كفر و ناسپاسى است.

6 - باد هاى مخرّب در مقايسه با باد هاى مفيد ، نادرند .

يرسل الرياح . .. و لئن أرسلنا ريحًا

آورده شدن فعل مضارع «يرسل» براى بادهاى نويد بخشِ باران - كه دلالت بر استمرار دارد - در مقابل جمله شرطى «و لئن أرسلنا . ..» مى تواند گوياى حقيقت يادشده باشد.

7 - در صورت وزش باد هاى مخرّب ، گياهان ، سرسبزى خود را از دست داده و به زردى مى گرايند .

و لئن أرسلنا ريحًا فرأوه مصفرًّا

مرجع ضمير مفعولى «رأوه»، «نباتِ» مستفاد از آيه پيش (آثار رحمة اللّه) است.

17- باد هاى مفيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 51 - 3،6

3 - باد ها ، داراى گونه هاى مختلفِ مفيد و مضرّ است .

يرسل الرياح . .. أرسلنا ريحًا

6 - باد هاى مخرّب در مقايسه با باد هاى مفيد ، نادرند .

يرسل الرياح . .. و لئن أرسلنا ريحًا

آورده شدن فعل مضارع «يرسل» براى بادهاى نويد بخشِ باران - كه دلالت بر استمرار دارد - در مقابل جمله شرطى «و لئن أرسلنا . ..» مى تواند گوياى حقيقت يادشده باشد.

18- پيدايش باد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 63 - 7

7 - ناتوانى غيرخدا از پديد آوردن علايم راهنما ( چون ستارگان ) و عوامل نويدبخش و رحمت آفرين ( چون باد و باران ) به گستردگى پهنه زمين

أمّن يهديكم فى ظلمت البرّ و البحر . .. أءله مع اللّه

از ارتباط «من يهدى» با «أءله مع اللّه» استفاده مى شود كه تنها خداوند، قادر به ايجاد عواملى است كه انسان را در ظلمت هاى شب در سراسر زمين (خشكى و دريا) هدايت كند و باران رحمت را در پى بادهاى مژده دهنده به دورترين نقاط برساند.

19- تسخير باد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 36 - 5

5 - باد ، نيرويى قابل تسخير براى بشر

فسخّرنا له الريح تجرى بأمره رخاءً حيث أصاب

20- تسخير باد براى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 81 - 1،2،3،4،9

1- خداوند ، تند باد ها را براى سليمان ( ع ) تسخير و رام كرد .

و سخّرنا مع داود الجبال . .. و لسليمن الريح عاصفة تجرى بأمره

«لسليمان. ..» عطف بر عبارت «مع داود...» است; يعنى، «سخّرنالسليمان الريح»

2- حركت تند باد ها ، با فرمان حركت سليمان ( ع ) انجام مى گرفت .

و لسليمن الريح عاصفة تجرى بأمره

3- حركت تند باد به سوى سرزمين سرشار از بركات الهى به فرمان سليمان ( ع )

تجرى بأمره إلى الأرض التى بركنا فيها

4- مسخر و رام بودن تندباد ها در دست سليمان ( ع ) و فرمان روايى ايشان بر آنها ، معجزه آن حضرت و دليل پيامبرى او

و لسليمن الريح عاصفة

نوع مفسران برآنند كه اين آيه و آيات ديگر، در مقام بيان معجزه هاى پيامبران گذشته و دلايل نبوت آنان است.

9- رام كردن تندباد ها و به فرمان درآوردن آنها براى سليمان ( ع ) ، كارى حكيمانه و عالمانه از سوى خداوند بود .

و لسليمن الريح عاصفة . .. و كنّا بكلّ شىء علمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 12 - 2،3،4

2 - مسخّر و رام شدن باد براى سليمان ( ع ) از جانب خداوند

و لسليمن الريح

«الريح» عطف به «الحديد» در آيه قبل است و منظور از آن - به تناسب مقام - مسخّر بودن باد براى سليمان(ع) است.

3 - مسخّر بودن باد براى سليمان ( ع ) ، فضيلتى اعطا شده از جانب خدا براى او

و لقد ءاتينا . .. فضلاً ... و لسليمن الريح

4 - بادِ تحت امر سليمان ( ع ) ، مسير دو ماهه رفت و برگشت را در يك روز طى مى كرد .

و لسليمن الريح غدوها شهر و رواحها شهر

«غدوّ» در لغت به رفتن در طرف صبح آمده (المنجد) و «رواح» استعاره براى رفتن از ظهر به بعد است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 36 - 3،4

3 - جريان ملايم باد تحت فرمان سليمان بود و به هر سوى كه او مى خواست روان مى گشت .

فسخّرنا له الريح تجرى بأمره رخاءً حيث أصاب

«رخاء» به معناى آرامى و ملايمت است و ضمير فاعل در «أصاب» به سليمان بازمى گردد. «اصابة» (مصدر «أصاب») معادل قصد و اراده است; يعنى، هر جا سليمان اراده كند.

4 - مسخر بودن باد براى سليمان ( ع ) از خصوصيات حكومت ممتاز آن حضرت بود .

هب لى ملكًا . .. فسخّرنا له الريح تجرى بأمره رخاءً حيث أصاب

21- تشبيه به باد داغ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 21 - 1

1 - ايمان چون سايه ، آرام بخش و فرح زا است و كفر چون بادِ داغ ، آزاردهنده و ناراحت كنند .

و لا الظلّ و لا الحرور

«ظلّ» به معناى سايه و «حرور» به معناى باد داغ است. گفتنى است در اين آيه، ايمان به سايه تشبيه شده است و كفر به باد داغ.

22- تنوع باد ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 46 - 6

6 - باد هاى متعددى در نزول باران نقش دارند .

يرسل الرياح . .. و ليذيقكم من رحمته

جمع آورده شدن «رياح» ممكن است اشاره به اين واقعيت داشته باشد كه در تشكيل ابرها و نزول باران از آنها، بادهاى متعددى از جناح هاى گرم و سرد نقش دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 51 - 3

3 - باد ها ، داراى گونه هاى مختلفِ مفيد و مضرّ است .

يرسل الرياح . .. أرسلنا ريحًا

23- حركت باد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 57 - 2

2 - خداوند باد هاى نويددهنده باران را به حركت مى آورد و ابر ها را به سرزمين هاى خشك گسيل مى دارد .

و هو الذى يرسل الريح بشراً بين يدى رحمته . .. سقنه لبلد ميت

24- سوزندگى باد عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 42 - 3

3 - باد وزيده بر قوم عاد ، داراى خاصيتى سوزاننده و متلاشى كننده مظاهر حيات *

ما تذر من شىء أتت عليه إلاّ جعلته كالرّميم

تعبير «ما تذر من شىء» مى رساند كه اين باد بر هر جسمى كه مىوزيد، آن را مانند حرارت آتش پوسانده و اجزاى آن را در معرض متلاشى شدن، قرار مى داد.

25- سوگند به باد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 1 - 5

5 - سوگند خداوند ، به باد هاى پياپى

و المرسلت عرفًا

برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه مراد از «مرسلات» بادها باشد.

26- عبرت از حركت باد ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 5 - 9

9 - تغيير و تحول در حركت باد ها ، امرى الهى و در راستاى درس آموزى بشر

و تصريف الريح

با توجه به واژه «تصريف» - كه به معناى تغيير و دگرگونى از حالتى به حالتى ديگر است - برداشت بالا به دست مى آيد.

27- عذاب با باد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 19 - 5

5 - « عن أبى جعفر ( ع ) . . . ان للّه عزّوجلّ جنوداً من رياح يعذّب بها من يشاء ممّن عصاه . . . و لكلّ ريح منهنّ اسم أما تسمع قوله تعالى « . . .إنّا أرسلنا عليهم ريحاً صرصراً . . . » ;

از امام باقر(ع) روايت شده: . ..براى خداوند لشگريانى از بادها هستند كه با آنها هر كه را بخواهد - از كسانى كه او را عصيان كرده - عذاب مى كند و براى هر بادى از آنها نامى است آيا نشنيده اى سخن خداوند را كه فرموده «...إنّا أرسلنا عليهم ريحاً صرصراً...».»

28- عذاب با باد تند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 16 - 2

2 - قوم عاد ، با تندبادى بسيار سرد و توفنده به هلاكت رسيدند .

فأرسلنا عليهم ريحًا صرصرًا

«صرصر» به معناى بسيار سرد و سوزان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 41 - 2

2 - كفر و حق ستيزى قوم عاد ، منتهى به عذاب الهى با بادى ويرانگر

و فى عاد إذ أرسلنا عليهم الريح العقيم

29- عذاب با باد سرد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 16 - 2،3

2 - قوم عاد ، با تندبادى بسيار سرد و توفنده به هلاكت رسيدند .

فأرسلنا عليهم ريحًا صرصرًا

«صرصر» به معناى بسيار سرد و سوزان است.

3 - باد هاى سرد و توفنده ، از ابزار عذاب الهى در هلاكت جوامع مستكبر

فأرسلنا عليهم ريحًا صرصرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 19 - 1

1 - عذاب قوم عاد ، به وسيله وزش بادى بسيار شديد و سرد

إنّا أرسلنا عليهم ريحًا صرصرًا

«صرصر» در وصف باد آورده مى شود و آن بادى است كه سخت زوزه بكشد يا بسيار سرد باشد (قاموس المحيط).

30- عذاب با باد شديد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 19 - 1

1 - عذاب قوم عاد ، به وسيله وزش بادى بسيار شديد و سرد

إنّا أرسلنا عليهم ريحًا صرصرًا

«صرصر» در وصف باد آورده مى شود و آن بادى است كه سخت زوزه بكشد يا بسيار سرد باشد (قاموس المحيط).

31- عذاب با باد گرم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 42 - 1

1 - زندگى هميشگى در ميان باد بسيار گرم و شديد ، فرجام اخروى اصحاب الشمال

فى سموم

«فى سموم» خبر براى مبتداى محذوف و به تقدير «أُولئك فى سموم» است. «سموم» به باد گرم گفته مى شود (قاموس المحيط) و نكره آمدن آن بيانگر شدت وزش باد و نيز درجه بالاى گرماى آن است. جمله اسميه نيز بيانگر آن است كه اين دسته، براى هميشه گرفتار آن خواهند بود و هرگز از آن خلاص نخواهند شد.

32- فوايد باد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 46 - 4،9،11

4 - فلسفه وزش باد هاى نويدبخش باران ، قبل از نزول آن ، احساس لذت بيشتر از رحمت الهى است .

أن يرسل الرياح مبشّرت و ليذيقكم من رحمته

«بشر» ريشه «مبشّرات» است و به خبرى گفته مى شود كه خوشحالى آور است و چهره شنونده، با آن، باز و شكفته مى شود. در ضمن، «مبشّرات» در مقام تعليل براى فعل «يرسل» و «ليذيقكم» عطف بر «مبشّرات» است.

9 - از جمله فوايد باد ها ، به حركت در آوردن كشتى ها در دريا ها است .

أن يرسل الرياح . .. و لتجرى الفلك بأمره

«لام» در «لتجرى» تعليل براى فعل «يرسل» است.

11 - باد ها وسيله اى براى برخوردار شدن انسان ها از مواهب مادى طبيعت است .

يرسل الرياح . .. و لتبتغوا من فضله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 48 - 1،6،10

1 - جريان باد ها و پراكنده شدن ابر ها در آسمان به وسيله آن ، تنها ، با مشيّت خداوند است .

اللّه الذى يرسل الرياح فتثير سحابًا . .. كيف يشاء

مصدر ثلاثى «تثير»، «ثور» و به معناى «به حركت درآوردن و پراكندن» است. فعل مضارع «يرسل» مى تواند اشاره به استمرار و هميشگى جريان باد داشته باشد.

6 - باد هاى متعددى در پيدايش ابر هاى باران زا نقش دارند .

يرسل الرياح فتثير سحابًا

جمع آورده شدن «رياح» ممكن است به خاطر اشاره به واقعيّتى خارجى باشد و آن، اين است كه در تشكيل ابرها، بادهاى متعددى از جناح هاى گرم و سرد نقش دارند.

10 - باران ، از فوايد مهم جريان باد است .

اللّه الذى يرسل الرياح فتثير سحابًا . .. و يجعله كسفًا فترى الودق يخرج من خلله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 9 - 2

2 - باد ، عامل حركت و تشكيل ابرها

و اللّه الذى أرسل الريح فتثير سحابًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 33 - 3

3 - باد ها ، از منابع انرژى در زندگى انسان

إن يشأ يسكن الريح فيظللن رواكد على ظهره

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 1 - 7

7 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : الرياح ثمان : أربع منها عذاب و أربع منها رحمة . . . و الرحمة منها . . . المرسلات . . . فيُرسل اللّه المرسلات فتُثِيرُ السَّحاب . . . ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: بادها هشت گونه اند; چهارگونه از آنها بادهاى عذاب و چهارگونه ديگر رحمت اند. .. و از جمله بادهاى رحمت... «مرسلات» است... پس خداوند «مرسلات» را مى فرستد تا ابرها را به حركت درآورد».

33- فوايد باد ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 22 - 1،2،5،13،15

1- خداوند ، فرستنده باد ها براى بارورى ابرها

و أرسلنا الريح لوقح

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه بارورسازى بادها - به قرينه جمله «فأنزلنا من السّماء ماء» - بارور كردن ابرها براى نزول باران باشد.

2- باد ها ، وسيله جا به جا كردن گرده هاى نر ، براى بارور ساختن گياهان و درختان است .

و أرسلنا الريح لوقح

برداشت فوق، بنابراين احتمال است كه مراد از «الرياح لواقح» (بادهاى باروركننده) بادهايى است كه مواد بارداركننده را از گياهان نر، به گياهان ماده منتقل مى كنند.

5- باد ها ، داراى نقشى تعيين كننده در پديد آمدن و نزول باران از ابرها

و أرسلنا الريح لوقح فأنزلنا من السّماء ماء

«فا» در «فأنزلنا» عاطفه و براى ترتيب است و اين مى تواند مفيد معناى ياد شده باشد.

13- به حركت درآوردن باد ها براى تلقيح ابر ها ، نزول باران و سيراب كردن انسان ها به وسيله آن ، از آيات الهى است .

و أرسلنا الريح لوقح فأنزلنا من السّماء ماء فأسقينكموه

15- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : لله رياح رحمة لواقح ينشرها بين يدى رحمته ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود: خدا بادهاى رحمتى دارد باردار كه پيشاپيش رحمت خود (باران) آنها را منتشر مى كند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 48 - 1،3

1 - باد ها ، پيام آورانى نويد بخش براى نزول باران

و هو الذى أرسل الريح بشرًا بين يدى رحمته

«بشراً» (مخفف «بُشُر» و جمع «بُشور») حال براى «الرياح» است و «رياح» (جمع «ريح») به معناى بادها است.

3 - باد ها ، داراى نقش تعيين كننده در شكل گيرى و نزول باران

و هو الذى أرسل الريح بشرًا بين يدى رحمته و أنزلنا من السماء ماء طهورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 5 - 7

7 - نقش سازنده حركت باد ها در شرايط زيستى زمين ، نشانه اى از خداوند براى اهل انديشه

و تصريف الريح ءايت لقوم يعقلون

34- گوارا باد به بهشتيان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - طور - 52 - 19 - 2

2 - خوردن و آشاميدن بهشتيان ، همراه با پيام « گوارا باد » به ايشان

كلوا و اشربوا هني-ًا

جمله «كلوا و اشربوا» مقول قول محذوف است; يعنى، «يقال لهم كلوا. .. هنيئاً».

35- مالك باد ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 22 - 15

15- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : لله رياح رحمة لواقح ينشرها بين يدى رحمته ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود: خدا بادهاى رحمتى دارد باردار كه پيشاپيش رحمت خود (باران) آنها را منتشر مى كند».

36- مراد از باد عقيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 41 - 5

5 - « عن علىّ بن أبى طالب رضى اللّه عنه قال : « الريح العقيم » النكياء ;

از امام على(ع) روايت شده كه «الريح العقيم»، بادى است كه از مسير خود خارج شده باشد».

37- مسموميت باد گرم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 42 - 2

2 - تأثير باد هاى وزنده بر اصحاب الشمال ، همچون تأثير سم در بدن است .

فى سموم

راغب در مفردات «سموم» را به باد گرمى كه همانند سم تأثير گذارد، معنا كرده است.

38- منشأ باد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 48 - 1

1 - جريان باد ها و پراكنده شدن ابر ها در آسمان به وسيله آن ، تنها ، با مشيّت خداوند است .

اللّه الذى يرسل الرياح فتثير سحابًا . .. كيف يشاء

مصدر ثلاثى «تثير»، «ثور» و به معناى «به حركت درآوردن و پراكندن» است. فعل مضارع «يرسل» مى تواند اشاره به استمرار و هميشگى جريان باد داشته باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 9 - 1

1 - وزش باد ها ، تحت فرمان خداوند

و اللّه الذى أرسل الريح

39- منشأ باد عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 42 - 4

4 - « عن أبى جعفر ( ع ) قال : الريح العقيم تخرج من تحت الأرضين السبع و ما خرج منها شىء قط إلاّ على قوم عاد حين غضب اللّه عليهم فأمر الخزّان أن يخرجوا منها بقدر مثل سعة الخاتم . . . ;

از امام باقر(ع) روايت شده كه «ريح عقيم» از زير زمين هاى هفتگانه خارج مى شود و تاكنون چيزى از آن خارج نشده; مگر براى قوم عاد. آن گاه كه خداوند بر آنان غضب كرد، پس خزانه داران آن باد را امر كرد كه از آن باد به اندازه اى كه از وسعت مثل انگشترى خارج مى شود، بر قوم عاد خارج كنند...».

40- منشأ باد ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 22 - 1

1- خداوند ، فرستنده باد ها براى بارورى ابرها

و أرسلنا الريح لوقح

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه بارورسازى بادها - به قرينه جمله «فأنزلنا من السّماء ماء» - بارور كردن ابرها براى نزول باران باشد.

41- منشأ باد هاى مبشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 63 - 3

3 - ارسال باد هاى مژده دهنده باران ، نمودى ديگر از تدبير خداى يگانه

و من يرسل الريح بشرًا بين يدى رحمته

42- منشأ باد هاى مخرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 51 - 4

4 - وزش باد هاى مخرّب و نابود كننده گياهان ، به دست خدا است .

أرسلنا ريحًا فرأوه مصفرًّا

43- منشأ تسخير باد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - سبأ - 34 - 12 - 2

2 - مسخّر و رام شدن باد براى سليمان ( ع ) از جانب خداوند

و لسليمن الريح

«الريح» عطف به «الحديد» در آيه قبل است و منظور از آن - به تناسب مقام - مسخّر بودن باد براى سليمان(ع) است.

44- منشأ تسخير باد براى سليمان(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 81 - 8

8- مسخر گشتن تندباد و به فرمان درآمدن آن براى سليمان ( ع ) ، در پرتو اراده و علم گسترده الهى بود .

و لسليمن الريح . .. و كنّا بكلّ شىء علمين

عبارت «بكلّ شىء عالمين» مى رساند كه اين كار، براساس قوانين علمى صورت گرفته و خداوند با علم گسترده خويش به آن قوانين، اراده كرده بود كه تندباد تحت فرمان سليمان قرار گيرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - ص - 38 - 36 - 2

2 - نيروى باد ، تحت تسخير سليمان ( ع ) از ناحيه خداوند

فسخّرنا له الريح

45- منشأ حركت باد ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 5 - 9

9 - تغيير و تحول در حركت باد ها ، امرى الهى و در راستاى درس آموزى بشر

و تصريف الريح

با توجه به واژه «تصريف» - كه به معناى تغيير و دگرگونى از حالتى به حالتى ديگر است - برداشت بالا به دست مى آيد.

46- منشأ وزش باد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 33 - 2

2 - وزش و سكون باد ها ، به خواست و اراده خداوند است .

إن يشأ يسكن الريح

47- منشأ وزش باد ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 3 - 3

3 - حركت نرم توده هاى سنگين بار ابر در فضا با وزش باد ها ، امرى الهى و شايان تأمل

فالحملت وقرًا . فالجريت يسرًا

در صورتى كه «جاريات» وصف ابرها باشد، از ملاحظه «وقراً» (سنگين بارى ابرها) و «يسراً» (حركت نرم ابرها على رغم

سنگين بارى آنها)، مطلب بالا استفاده مى شود.

48- نعمت باد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 46 - 17،18

17 - باد ها و رهاورد هاى آن ، نعمت خداوند و شايسته شكر و سپاس است .

يرسل الرياح . .. و لعلّكم تشكرون

«لعلّ» در آيه، به معناى تعليل است.

18 - انسان ها ، به رغم بهره مند بودن از نعمت و فوايد باد ، ممكن است از شكر آن نعمت ، سرباز زنند .

و لعلّكم تشكرون

«لعلّ» از حروف شبيه به فعل و براى انشا و رجا است استعمال آن در آيه، مى تواند به منظور اشاره به نكته ياد شده باشد.

49- نقش باد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 57 - 1،4،5

1 - باد ها ، پيام آورانى نويدبخشِ نزول باران

و هو الذى يرسل الريح بشراً بين يدى رحمته

«بُشر» مخفف «بُشُر»، جمع بشير و يا بَشُور، است و حال براى «الرياح» مى باشد.

4 - باد ، عامل جابه جايى توده هاى سنگين و پر آب ابرها

حتى إذا أقلت سحاباً ثقالا

«سحاب» جمع «سحابة» و «ثقال» جمع «ثقيل» (سنگين) است و سنگينى ابرها به بزرگى توده ها و پرآبى آنهاست.

5 - باد ها داراى نيرويى بس عظيم

حتى إذا أقلت سحاباً ثقالا

به كارگيرى فعل «أقلت» (به آسانى حمل كرد و آن را قليل يافت)، على رغم توصيف ابرها به سنگينى، بيانگر اين معناست كه بادها از نيروى بسيارى برخوردار هستند ; به گونه اى كه جابه جايى توده هاى سنگين براى آنان كارى آسان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 46 - 3،6،7،18

3 - باد ها ، داراى نقشى بس مهم در بهره مندى انسان ها از رحمت ها و مواهب الهى اند .

و من ءايته أن يرسل الرياح . .. و ليذيقكم من رحمته

6 - باد هاى متعددى در نزول باران نقش دارند .

يرسل الرياح . .. و ليذيقكم من رحمته

جمع آورده شدن «رياح» ممكن است اشاره به اين واقعيت داشته باشد كه در تشكيل ابرها و نزول باران از آنها، بادهاى متعددى از جناح هاى گرم و سرد نقش دارند.

7 - باد ها ، به عنوان عاملى طبيعى ، در خدمت بشرند .

أن يرسل الرياح . .. و ليذيقكم ... و لتبتغوا من فضله

18 - انسان ها ، به رغم بهره مند بودن از نعمت و فوايد باد ، ممكن است از شكر آن نعمت ، سرباز زنند .

و لعلّكم تشكرون

«لعلّ» از حروف شبيه به فعل و براى انشا و رجا است استعمال آن در آيه، مى تواند به منظور اشاره به نكته ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 50 - 4

4 - باد و باران ، جلوه اى از رحمت خداوند براى انسان ها است .

يرسل الرياح . .. فترى الودق يخرج من خلله ... فانظر إلى ءاثر رحمت اللّه

50- نقش باد ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 69 - 5

5- باد هاى كوبنده و درهم شكننده ، از عوامل خداوند در كيفر اعراض كنندگان از او

يعيدكم . .. فيرسل عليكم قاصفًا من الريح فيغرقكم بما كفرتم

«قاصف» از مصدر «قصف» به معناى شكننده است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 48 - 12

12 - با وجود تأثير باد ها در ايجاد ابر هاى باران زا ، انتخاب نقطه اى براى بارش باران ، به دست خداوند است .

يرسل الرياح فتثير سحابًا . .. فترى الودق يخرج من خلله فإذا أصاب به من يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 1 - 2،4

2 - نقش مهم باد ها و جابه جا شدن ذرات ، در نظام حيات و زندگى

و الذريت ذروًا

سوگند الهى به پديده پراكنش و جا به جايى ذرات به وسيله بادها، نشان از اهميت آن در نظام طبيعت و حيات دارد.

4 - « عن جميل عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله « والذاريات ذرواً » فقال إنّ إبن الكوّاء سأل أميرالمؤمنين عن « الذاريات ذرواً » قال : الريح . . . ;

جميل از امام صادق(ع) روايت نموده كه ابن الكوّاء از اميرمؤمنان(ع) از سخن خداوند «و الذاريات ذرواً» سؤال كرد، [آن حضرت ]فرمود: مراد از «الذاريات» باد است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 2 - 3

3 - سوگند الهى ، به باد هاى حامل ابر هاى سنگين و آبستن باران

فالحملت وقرًا

كلمه «حاملات»، مى تواند وصفى ديگر براى بادها باشد. در اين صورت مراد از «وِقْر» (بار سنگين)، ابر سنگين و باران زا خواهد بود كه به وسيله بادها حمل مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 3 - 2

2 - نقش عظيم باد ها و حركت نرم آنها در آسمان ، در شگل گيرى توده هاى سنگين ابرها

و الذريت ذروًا . فالحملت وقرًا . فالجريت يسرًا

«جاريات» مانند دو وصف قبل، مى تواند مربوط به بادها باشد; يعنى، «اقسم بالرياح الجارية فى السماء يسراً». برداشت بالا برپايه اين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 4 - 3

3 - كيفيت رانش ابر ها به وسيله باد ها ، ريزش باران و برخوردارى قسمت هاى مختلف زمين از آن ، داراى اهميت و شايان مطالعه

فالمقسّمت أمرًا

برداشت بالا، با توجه به اين نكته است كه مراد از «مقسّمات» بادها باشند كه با راندن ابرها و ريزش تدريجى باران، ذخيره هاى حياتى آب را بر سرزمين هاى پست و بلند و دور و نزديك تقسيم مى كنند.

51- نقش باد هاى تند

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 22 - 9

9 - وزش باد هاى تند ، عامل طوفانى شدن دريا و تشكيل امواج

جاءتها ريح عاصف و جاءهم الموج من كل مكان

52- نقش باد هاى غبارزا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 14 - 2

2 - باد هاى غبار افشان ، عامل نزول باران از ابر ها است . *

و أنزلنا من المعصرت ماء

برخى از اهل لغت «معصرات» را به معناى بادهايى كه داراى غبار است، مى دانند. اين معنا در صورتى مناسب با آيه شريفه است كه حرف «من» در «من المعصرات»، به معناى «باء» استعانت باشد. (لسان العرب)

53- نقش باد هاى مبشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 63 - 4،6

4 - نقش تعيين كننده باد هاى باران زا در زندگى بشر

و من يرسل الريح بشرًا بين يدى رحمته

6 - ستارگان راهنما ، باد هاى بشارت بخش و باران هاى رحمت آفرين ، نشانه هاى روشن توحيد و پوچى و بطلان شرك

أمّن يهديكم . .. أءله مع اللّه

مفاد جمله «أءله مع اللّه» با توجه به صدر آيه اين است كه: با وجود اين نشانه ها - كه بيانگر نقش اراده خدا در حيات بشر است - مجالى براى روى آوردن به غيرخدا نمى ماند; زيرا اصولاً كسى جز او نقشى در تدبير نظام هستى ندارد.

54- نقش باد هاى ملايم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 22 - 5،6

5 - سفر هاى دريايى با كشتى هاى بادبانى ، در گرو وزش باد هاى ملايم و موافق

حتى إذا كنتم فى الفلك و جرين بهم بريح طيبة

6 - وزش باد هاى فرح بخش و موافق ، مايه شادمانى دريانوردان سوار بر كشتى هاى بادبانى

حتى إذا كنتم فى الفلك و جرين بهم بريح طيبة و فرحوا بها

55- وزش باد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 164 - 15

15 - وزش باد ها و چرخش آنها از سويى به سوى ديگر ، از نشانه هاى توحيد و رحمت آفرينى خداوند است .

إن فى . .. و تصريف الريح ... لأيت

«تصريف» به معناى برگرداندن از جهتى به جهت ديگر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 9 - 1

1 - وزش باد ها ، تحت فرمان خداوند

و اللّه الذى أرسل الريح

56- وزش باد ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 48 - 9

9 - وزش باد ها و تحولات جوّى و به دنبال آن ، بارش باران ، از آيه هاى خداوند است .

اللّه الذى يرسل الرياح فتثير سحابًا . .. و يجعله كسفًا فترى الودق يخرج من خلله

57- باد ها

58- اقسام باد ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - مرسلات - 77 - 1 - 7

7 - « قال رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) : الرياح ثمان : أربع منها عذاب و أربع منها رحمة . . . و الرحمة منها . . . المرسلات . . . فيُرسل اللّه المرسلات فتُثِيرُ السَّحاب . . . ;

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: بادها هشت گونه اند; چهارگونه از آنها بادهاى عذاب و چهارگونه ديگر رحمت اند. .. و از جمله بادهاى رحمت... «مرسلات» است... پس خداوند «مرسلات» را مى فرستد تا ابرها را به حركت درآورد».

59- اهميت باد ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 1 - 2

2 - نقش مهم باد ها و جابه جا شدن ذرات ، در نظام حيات و زندگى

و الذريت ذروًا

سوگند الهى به پديده پراكنش و جا به جايى ذرات به وسيله بادها، نشان از اهميت آن در نظام طبيعت و حيات دارد.

60- اهميت وزش باد ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 4 - 4

4 - وزش باد ها ، تشكيل توده هاى ابر و حركت آنها و ريزش باران ، از مظاهر حكمت و تدبير الهى در نظام طبيعت

و الذريت ذروًا . فالحملت وقرًا . فالجريت يسرًا . فالمقسّمت أمرًا

خداوند، با برشمردن بخشى از امور دقيق طبيعت و مهم دانستن آنها با سوگند خوردن، در حقيقت تدبير و حكمت خويش را به آدميان يادآور شده است.

61- تنوع باد ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 46 - 6

6 - باد هاى متعددى در نزول باران نقش دارند .

يرسل الرياح . .. و ليذيقكم من رحمته

جمع آورده شدن «رياح» ممكن است اشاره به اين واقعيت داشته باشد كه در تشكيل ابرها و نزول باران از آنها، بادهاى متعددى از جناح هاى گرم و سرد نقش دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 51 - 3

3 - باد ها ، داراى گونه هاى مختلفِ مفيد و مضرّ است .

يرسل الرياح . .. أرسلنا ريحًا

62- عبرت از حركت باد ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 5 - 9

9 - تغيير و تحول در حركت باد ها ، امرى الهى و در راستاى درس آموزى بشر

و تصريف الريح

با توجه به واژه «تصريف» - كه به معناى تغيير و دگرگونى از حالتى به حالتى ديگر است - برداشت بالا به دست مى آيد.

63- فوايد باد ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 22 - 1،2،5،13،15

1- خداوند ، فرستنده باد ها براى بارورى ابرها

و أرسلنا الريح لوقح

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه بارورسازى بادها - به قرينه جمله «فأنزلنا من السّماء ماء» - بارور كردن ابرها براى نزول باران باشد.

2- باد ها ، وسيله جا به جا كردن گرده هاى نر ، براى بارور ساختن گياهان و درختان است .

و أرسلنا الريح لوقح

برداشت فوق، بنابراين احتمال است كه مراد از «الرياح لواقح» (بادهاى باروركننده) بادهايى است كه مواد بارداركننده را از گياهان نر، به گياهان ماده منتقل مى كنند.

5- باد ها ، داراى نقشى تعيين كننده در پديد آمدن و نزول باران از ابرها

و أرسلنا الريح لوقح فأنزلنا من السّماء ماء

«فا» در «فأنزلنا» عاطفه و براى ترتيب است و اين مى تواند مفيد معناى ياد شده باشد.

13- به حركت درآوردن باد ها براى تلقيح ابر ها ، نزول باران و سيراب كردن انسان ها به وسيله آن ، از آيات الهى است .

و أرسلنا الريح لوقح فأنزلنا من السّماء ماء فأسقينكموه

15- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : لله رياح رحمة لواقح ينشرها بين يدى رحمته ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود: خدا بادهاى رحمتى دارد باردار كه پيشاپيش رحمت خود (باران) آنها را منتشر مى كند».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 48 - 1،3

1 - باد ها ، پيام آورانى نويد بخش براى نزول باران

و هو الذى أرسل الريح بشرًا بين يدى رحمته

«بشراً» (مخفف «بُشُر» و جمع «بُشور») حال براى «الرياح» است و «رياح» (جمع «ريح») به معناى بادها است.

3 - باد ها ، داراى نقش تعيين كننده در شكل گيرى و نزول باران

و هو الذى أرسل الريح بشرًا بين يدى رحمته و أنزلنا من السماء ماء طهورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 5 - 7

7 - نقش سازنده حركت باد ها در شرايط زيستى زمين ، نشانه اى از خداوند براى اهل انديشه

و تصريف الريح ءايت لقوم يعقلون

64- مالك باد ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 22 - 15

15- « عن أبى جعفر ( ع ) قال : لله رياح رحمة لواقح ينشرها بين يدى رحمته ;

از امام باقر(ع) روايت شده است كه فرمود: خدا بادهاى رحمتى دارد باردار كه پيشاپيش رحمت خود (باران) آنها را منتشر مى كند».

65- منشأ باد ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 22 - 1

1- خداوند ، فرستنده باد ها براى بارورى ابرها

و أرسلنا الريح لوقح

برداشت فوق، مبتنى بر اين احتمال است كه بارورسازى بادها - به قرينه جمله «فأنزلنا من السّماء ماء» - بارور كردن ابرها براى نزول باران باشد.

66- منشأ حركت باد ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 5 - 9

9 - تغيير و تحول در حركت باد ها ، امرى الهى و در راستاى درس آموزى بشر

و تصريف الريح

با توجه به واژه «تصريف» - كه به معناى تغيير و دگرگونى از حالتى به حالتى ديگر است - برداشت بالا به دست مى آيد.

67- منشأ وزش باد ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 3 - 3

3 - حركت نرم توده هاى سنگين بار ابر در فضا با وزش باد ها ، امرى الهى و شايان تأمل

فالحملت وقرًا . فالجريت يسرًا

در صورتى كه «جاريات» وصف ابرها باشد، از ملاحظه «وقراً» (سنگين بارى ابرها) و «يسراً» (حركت نرم ابرها على رغم سنگين بارى آنها)، مطلب بالا استفاده مى شود.

68- نقش باد ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - اسراء - 17 - 69 - 5

5- باد هاى كوبنده و درهم شكننده ، از عوامل خداوند در كيفر اعراض كنندگان از او

يعيدكم . .. فيرسل عليكم قاصفًا من الريح فيغرقكم بما كفرتم

«قاصف» از مصدر «قصف» به معناى شكننده است (مفردات راغب).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 48 - 12

12 - با وجود تأثير باد ها در ايجاد ابر هاى باران زا ، انتخاب نقطه اى براى بارش باران ، به دست خداوند است .

يرسل الرياح فتثير سحابًا . .. فترى الودق يخرج من خلله فإذا أصاب به من يشاء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 1 - 2،4

2 - نقش مهم باد ها و جابه جا شدن ذرات ، در نظام حيات و زندگى

و الذريت ذروًا

سوگند الهى به پديده پراكنش و جا به جايى ذرات به وسيله بادها، نشان از اهميت آن در نظام طبيعت و حيات دارد.

4 - « عن جميل عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله « والذاريات ذرواً » فقال إنّ إبن الكوّاء سأل أميرالمؤمنين عن « الذاريات ذرواً » قال : الريح . . . ;

جميل از امام صادق(ع) روايت نموده كه ابن الكوّاء از اميرمؤمنان(ع) از سخن خداوند «و الذاريات ذرواً» سؤال كرد، [آن حضرت ]فرمود: مراد از «الذاريات» باد است».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 2 - 3

3 - سوگند الهى ، به باد هاى حامل ابر هاى سنگين و آبستن باران

فالحملت وقرًا

كلمه «حاملات»، مى تواند وصفى ديگر براى بادها باشد. در اين صورت مراد از «وِقْر» (بار سنگين)، ابر سنگين و باران زا خواهد بود كه به وسيله بادها حمل مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 3 - 2

2 - نقش عظيم باد ها و حركت نرم آنها در آسمان ، در شگل گيرى توده هاى سنگين ابرها

و الذريت ذروًا . فالحملت وقرًا . فالجريت يسرًا

«جاريات» مانند دو وصف قبل، مى تواند مربوط به بادها باشد; يعنى، «اقسم بالرياح الجارية فى السماء يسراً». برداشت بالا برپايه اين احتمال است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 4 - 3

3 - كيفيت رانش ابر ها به وسيله باد ها ، ريزش باران و برخوردارى قسمت هاى مختلف زمين از آن ، داراى اهميت و شايان مطالعه

فالمقسّمت أمرًا

برداشت بالا، با توجه به اين نكته است كه مراد از «مقسّمات» بادها باشند كه با راندن ابرها و ريزش تدريجى باران، ذخيره هاى حياتى آب را بر سرزمين هاى پست و بلند و دور و نزديك تقسيم مى كنند.

69- وزش باد ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 48 - 9

9 - وزش باد ها و تحولات جوّى و به دنبال آن ، بارش باران ، از آيه هاى خداوند است .

اللّه الذى يرسل الرياح فتثير سحابًا . .. و يجعله كسفًا فترى الودق يخرج من خلله

7- باديه نشينان

1- باديه نشينان

آثار بدخواهى باديه نشينان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 98 - 11

11 - إخبار خداوند به تحقق بدخواهى هاى باديه نشينان در مورد خودشان و نه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

يتخذ ما ينفق مغرماً و يتربّص بكم الدوائر عليهم داثرة السوء

برداشت فوق بدان احتمال است كه جمله «عليهم دائرة السوء» در مقام إخبار باشد.

2- آرزوى باديه نشينان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 98 - 6

6 - برخى از باديه نشينان ، در آرزوى رسيدن بلا و حوادث ناگوار به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان به منظور نجات يافتن از پرداخت ماليات ( انفاق )

و من الأعراب من يتخذ ما ينفق مغرماً و يتربّص بكم الدوائر

3- اخلاص باديه نشينان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 99 - 5

5 - برخى از باديه نشينان ، داراى انفاق هاى خالصانه جهت تقرب به خدا و جلب دعا و درود پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى خويش

و من الأعراب . .. و يتخذ ما ينفق قربت عند اللّه و صلوت الرسول

4- ادعاهاى باديه نشينان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 14 - 1

1 - برخى از باديه نشينان صدراسلام ، مدعى ايمان با وجود عدم باور قلبى آنان به حقيقت دين

قالت الأعراب ءامنّا قل لم تؤمنوا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 16 - 1

1 - نكوهش اعراب ( باديه نشينان ) از سوى خداوند ، به سبب تلاش براى مؤمن نماياندن خويش ; على رغم آگاهى خداوند به ايمان يا بى ايمانى آنان

قالت الأعراب ءامنّا . .. قل أتعلّمون اللّه بدينكم و اللّه يعلم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 17 - 10

10 - تأكيد خداوند ، بر عدم صداقت اعراب بدوى در ادعاى ايمان

بل اللّه يمنّ عليكم أن هديكم للإيمن إن كنتم صدقين

تعبير «إن كنتم صدقين» در حقيقت ايمان اعراب را زير سؤال برده است; يعنى، شما صادق نيستيد و چنان كه قبلاً يادآور شديم، شما تنها تسليم شده ايد; ولى ايمان نياورده ايد. بر فرض كه واقعاً ايمان آورده باشيد، شايسته اين است كه خدا بر شما منت نهد; نه شما بر او.

5- استيذان باديه نشينان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 90 - 1

1 - اذن خواستن گروهى از باديه نشينان معذور براى مشاركت نكردن در جنگ

و جاء المعذّرون من الأعراب ليؤذن لهم

«اعراب» اسم جمع و به معناى باديه نشينان است. «معذّرون» مى تواند اسم فاعل از «باب تفعيل» باشد; يعنى، كسانى كه از شركت در جهاد كوتاهى مى كنند و به دروغ نشان مى دهند كه عذر دارند و مى تواند اسم فاعل از «باب افتعال» باشد كه در اصل «معتذرون» بوده و تاى باب افتعال، به جهت قرب مخرج با ذال، قلب به ذال شده و در آن ادغام گشته است; يعنى، كسانى كه داراى عذر موجهند. برداشت فوق بر پايه احتمال دوم است.

6- اسلام باديه نشينان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 17 - 1

1 - منّت گذارى بى جاى اعراب بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به سبب اسلام آوردن خود

يمنّون عليك أن أسلموا

امتنان باديه نشينان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 17 - 1

1 - منّت گذارى بى جاى اعراب بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به سبب اسلام آوردن خود

يمنّون عليك أن أسلموا

7- انفاق باديه نشينان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 98 - 8

8 - اقدام برخى از باديه نشينان صدر اسلام ، به انفاق هاى اكراهى و ناخواسته

و من الأعراب من يتخذ ما ينفق مغرماً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 99 - 5

5 - برخى از باديه نشينان ، داراى انفاق هاى خالصانه جهت تقرب به خدا و جلب دعا و درود پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى خويش

و من الأعراب . .. و يتخذ ما ينفق قربت عند اللّه و صلوت الرسول

8- باديه نشينان جزيرة العرب و احكام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 97 - 2

2 - باديه نشينان جزيرة العرب در عصر بعثت ، مردمى دور از فرهنگ دينى و جاهلتر از آن بودند كه مرز احكام الهى را به درستى بشناسند .

الأعراب أشد كفراً و نفاقاً و أجدر ألّا يعلموا حدود ما أنزل اللّه

9- باديه نشينان صدراسلام و ايمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 14 - 3

3 - شناخت سطحى و صورى برخى از باديه نشينان صدر اسلام ، از ايمان و دين دارى

قالت الأعراب ءامنّا قل لم تؤمنوا و لكن قولوا أسلمنا

احتمال مى رود كه ادعاى باديه نشينان، نه از آن جهت بوده كه به امتيازى دست يابند; بلكه واقعاً قادر نبودند كه فرق اسلام و ايمان را تشخيص دهند و گمان مى كردند كه صرف تسليم در برابر نيروى مسلمانان، ايمان به شمار مى رود.

10- باديه نشينان صدراسلام و دين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 14 - 3

3 - شناخت سطحى و صورى برخى از باديه نشينان صدر اسلام ، از ايمان و دين دارى

قالت الأعراب ءامنّا قل لم تؤمنوا و لكن قولوا أسلمنا

احتمال مى رود كه ادعاى باديه نشينان، نه از آن جهت بوده كه به امتيازى دست يابند; بلكه واقعاً قادر نبودند كه فرق اسلام و ايمان را تشخيص دهند و گمان مى كردند كه صرف تسليم در برابر نيروى مسلمانان، ايمان به شمار مى رود.

11- باديه نشينان مدينه و محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 120 - 1

1 - تخلف از فرمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) براى اهل مدينه و باديه نشينان اطراف آن - كه نزديك ترين مردم به آن حضرتند - سزاوار نيست .

ما كان لأهل المدينة . .. أن يتخلفوا عن رسول اللّه

12- باديه نشينان و انفاق

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 98 - 1،6

1 - گروهى از بدويان بى فرهنگ در عصر بعثت ، انفاق ( زكات و صدقات ) را غرامت و تاوان تلقى مى كردند .

و من الأعراب من يتخذ ما ينفق مغرماً

6 - برخى از باديه نشينان ، در آرزوى رسيدن بلا و حوادث ناگوار به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان به منظور نجات يافتن از پرداخت ماليات ( انفاق )

و من الأعراب من يتخذ ما ينفق مغرماً و يتربّص بكم الدوائر

13- باديه نشينان و جهاد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 90 - 1،3

1 - اذن خواستن گروهى از باديه نشينان معذور براى مشاركت نكردن در جنگ

و جاء المعذّرون من الأعراب ليؤذن لهم

«اعراب» اسم جمع و به معناى باديه نشينان است. «معذّرون» مى تواند اسم فاعل از «باب تفعيل» باشد; يعنى، كسانى كه

از شركت در جهاد كوتاهى مى كنند و به دروغ نشان مى دهند كه عذر دارند و مى تواند اسم فاعل از «باب افتعال» باشد كه در اصل «معتذرون» بوده و تاى باب افتعال، به جهت قرب مخرج با ذال، قلب به ذال شده و در آن ادغام گشته است; يعنى، كسانى كه داراى عذر موجهند. برداشت فوق بر پايه احتمال دوم است.

3 - عذرتراشى برخى از باديه نشينان براى شركت نكردن در جنگ

و جاء المعذّرون من الأعراب

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «معذّرون» اسم فاعل از باب تفعيل باشد.

14- باديه نشينان و دعاى محمد (صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 99 - 5

5 - برخى از باديه نشينان ، داراى انفاق هاى خالصانه جهت تقرب به خدا و جلب دعا و درود پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى خويش

و من الأعراب . .. و يتخذ ما ينفق قربت عند اللّه و صلوت الرسول

15- باديه نشينان و زكات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 98 - 1،5

1 - گروهى از بدويان بى فرهنگ در عصر بعثت ، انفاق ( زكات و صدقات ) را غرامت و تاوان تلقى مى كردند .

و من الأعراب من يتخذ ما ينفق مغرماً

5 - نارضايتى و خشم شديد برخى از باديه نشينان از انفاق هاى مالى و پرداخت ماليات به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حكومت اسلامى

و من الأعراب . .. و يتربّص بكم الدوائر

16- باديه نشينان و صدقات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 98 - 1،5

1 - گروهى از بدويان بى فرهنگ در عصر بعثت ، انفاق ( زكات و صدقات ) را غرامت و تاوان تلقى مى كردند .

و من الأعراب من يتخذ ما ينفق مغرماً

5 - نارضايتى و خشم شديد برخى از باديه نشينان از انفاق هاى مالى و پرداخت ماليات به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حكومت اسلامى

و من الأعراب . .. و يتربّص بكم الدوائر

17- باديه نشينان و ماليات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 98 - 5،6

5 - نارضايتى و خشم شديد برخى از باديه نشينان از انفاق هاى مالى و پرداخت ماليات به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حكومت اسلامى

و من الأعراب . .. و يتربّص بكم الدوائر

6 - برخى از باديه نشينان ، در آرزوى رسيدن بلا و حوادث ناگوار به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مسلمانان به منظور نجات يافتن از پرداخت ماليات ( انفاق )

و من الأعراب من يتخذ ما ينفق مغرماً و يتربّص بكم الدوائر

18- باديه نشينان و محمد (صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 98 - 5

5 - نارضايتى و خشم شديد برخى از باديه نشينان از انفاق هاى مالى و پرداخت ماليات به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حكومت اسلامى

و من الأعراب . .. و يتربّص بكم الدوائر

19- بهانه جويى باديه نشينان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 90 - 3

3 - عذرتراشى برخى از باديه نشينان براى شركت نكردن در جنگ

و جاء المعذّرون من الأعراب

برداشت فوق مبتنى بر اين احتمال است كه «معذّرون» اسم فاعل از باب تفعيل باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 13

13 - عذر باديه نشينان براى توجيه غيبت خويش از سفر حديبيه ، بهانه اى واهى و مخالف نيات درونى آنان

سيقول . .. فاستغفر لنا يقولون بألسنتهم ما ليس فى قلوبهم

برداشت بالا با توجه به اين نكته است كه تعبير «يقولون. ..» در رابطه با «شغلتنا أموالنا و أهلونا» باشد; يعنى، اعراب در اين كه گرفتارى مالى و خانوادگى را عذر آورده اند; دروغ مى گويند و مشكل آنان چيز ديگرى است.

20- بى فرهنگى باديه نشينان جزيرة العرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 97 - 2

2 - باديه نشينان جزيرة العرب در عصر بعثت ، مردمى دور از فرهنگ دينى و جاهلتر از آن بودند كه مرز احكام الهى را به درستى بشناسند .

الأعراب أشد كفراً و نفاقاً و أجدر ألّا يعلموا حدود ما أنزل اللّه

21- بينش باديه نشينان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 98 - 1

1 - گروهى از بدويان بى فرهنگ در عصر بعثت ، انفاق ( زكات و صدقات ) را غرامت و تاوان تلقى مى كردند .

و من الأعراب من يتخذ ما ينفق مغرماً

22- بينش غلط باديه نشينان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 18

18 - سفر حديبيه ، براى مسلمانان همراه با پيروزى و خلاف انتظار اعراب متخلف

سيقول لك المخلّفون . .. فاستغفر لنا

در آيات پيشين، سفر حديبيه به عنوان سفرى پر بار معرفى شده و خداوند پس از تمجيد آثار اين سفر، عذرخواهى هاى آينده اعراب متخلف را يادآور شده است. با توجه به اين نكته، از مجموع آيات استفاده مى شود كه اعراب متخلف، انتظار چنين فرجام فرخنده اى را براى اين سفر نداشته و با مشاهده نتايج مثبت آن، از تخلف خود اظهار ندامت خواهند كرد.

23- تحقق بدخواهى باديه نشينان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 98 - 11

11 - إخبار خداوند به تحقق بدخواهى هاى باديه نشينان در مورد خودشان و نه پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان

يتخذ ما ينفق مغرماً و يتربّص بكم الدوائر عليهم داثرة السوء

برداشت فوق بدان احتمال است كه جمله «عليهم دائرة السوء» در مقام إخبار باشد.

24- تخلف باديه نشينان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 1

1 - تخلّف برخى از اعراب باديه نشين در سفرِ منتهى به صلح حديبيه ، از همراهى و يارى پيامبر (صلی الله علیه و آله)

سيقول لك المخلّفون من الأعراب

با توجه به اين كه آيات پيشين درباره «فتح مبين» (صلح حديبيه) بود; استفاده مى شود كه تخلّف اين گروه از اعراب، در رابطه با همين سفر است كه به صلح حديبيه منتهى گشت.

25- تشبيه به باديه نشينان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 97 - 7

7 - جاهلان به حدود و احكام الهى همانند بيابان گردان دور از تمدنند ، هر چند كه شهر نشين باشند .

الأعراب . .. أجدر ألّا يعلموا حدود ما أنزل اللّه

از آيه تلازم ميان بدوى بودن و ندانستن احكام الهى استفاده مى شود.

26- تقرب باديه نشينان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 99 - 5

5 - برخى از باديه نشينان ، داراى انفاق هاى خالصانه جهت تقرب به خدا و جلب دعا و درود پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى خويش

و من الأعراب . .. و يتخذ ما ينفق قربت عند اللّه و صلوت الرسول

27- جهل باديه نشينان جزيرة العرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 97 - 2

2 - باديه نشينان جزيرة العرب در عصر بعثت ، مردمى دور از فرهنگ دينى و جاهلتر از آن بودند كه مرز احكام الهى را به درستى بشناسند .

الأعراب أشد كفراً و نفاقاً و أجدر ألّا يعلموا حدود ما أنزل اللّه

28- حق ناپذيرى باديه نشينان جزيرة العرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 97 - 1

1 - باديه نشينان جزيرة العرب در عصر بعثت ، در كفر و نفاق پابرجاتر و در امتناع از پذيرش سخن حق ، سخت تر بودند .

الأعراب أشد كفراً و نفاقاً

29- خانه سازى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 80 - 5

5- آفرينش دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند ) ، به گونه اى كه از پوست آنها خانه و سرپناه سبك و قابل انتقال ( براى عشاير و صحرانشين ) ساخته شود ، به قدرت خداست .

و الله . .. جعل لكم من جلود الأنعم بيوتًا تستخفّونها يوم ظعنكم و يوم إقامتكم

30- دروغگويى باديه نشينان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 17 - 10

10 - تأكيد خداوند ، بر عدم صداقت اعراب بدوى در ادعاى ايمان

بل اللّه يمنّ عليكم أن هديكم للإيمن إن كنتم صدقين

تعبير «إن كنتم صدقين» در حقيقت ايمان اعراب را زير سؤال برده است; يعنى، شما صادق نيستيد و چنان كه قبلاً يادآور شديم، شما تنها تسليم شده ايد; ولى ايمان نياورده ايد. بر فرض كه واقعاً ايمان آورده باشيد، شايسته اين است كه خدا بر شما منت نهد; نه شما بر او.

31- رد ادعاى ايمان باديه نشينان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 14 - 5،9

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور رد ادعاى ايمان باديه نشينان ، در عين پذيرش اسلام آنان

قل لم تؤمنوا و لكن قولوا أسلمنا

9 - رد ادعاى ايمان اعراب از سوى خداوند ، نمودى از علم او به ژرفاى قلب آدميان

إنّ اللّه عليم خبير . قالت الأعراب ءامنّا قل لم تؤمنوا و لكن قولوا أسلمنا

با توجه به ارتباط اين آيه با ذيل آيه قبل، برداشت بالا به دست مى آيد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 15 - 7

7 - وجود شك و دلبستگى به مال و جان در ميان اعراب ، دليل رد ادعاى ايمان آنان از سوى خداوند

قل لم تؤمنوا . .. إنّما المؤمنون ... ثمّ لم يرتابوا و جهدوا بأمولهم و أنفسهم

32- روش برخورد باديه نشينان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 17 - 1

1 - منّت گذارى بى جاى اعراب بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به سبب اسلام آوردن خود

يمنّون عليك أن أسلموا

33- سرزنش باديه نشينان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 16 - 1

1 - نكوهش اعراب ( باديه نشينان ) از سوى خداوند ، به سبب تلاش براى مؤمن نماياندن خويش ; على رغم آگاهى خداوند به ايمان يا بى ايمانى آنان

قالت الأعراب ءامنّا . .. قل أتعلّمون اللّه بدينكم و اللّه يعلم

34- سطحى نگرى باديه نشينان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 14 - 3

3 - شناخت سطحى و صورى برخى از باديه نشينان صدر اسلام ، از ايمان و دين دارى

قالت الأعراب ءامنّا قل لم تؤمنوا و لكن قولوا أسلمنا

احتمال مى رود كه ادعاى باديه نشينان، نه از آن جهت بوده كه به امتيازى دست يابند; بلكه واقعاً قادر نبودند كه فرق اسلام و ايمان را تشخيص دهند و گمان مى كردند كه صرف تسليم در برابر نيروى مسلمانان، ايمان به شمار مى رود.

35- سوءظن باديه نشينان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 12 - 9

9 - اعراب متخلف از دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بدگمان به خداوند و فرجام مؤمنان

بل ظننتم أن لن ينقلب . .. و ظننتم ظنّ السوء

پندار بد اعراب، يا از آن جهت بوده كه گمان مى كردند خداوند، پيامبرش را يارى نخواهد كرد - و اين بدگمانى به خدا است - و يا از آن جهت بوده كه آينده اى تيره براى مؤمنان در ذهن خود ترسيم كرده بودند.

36- شك باديه نشينان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 15 - 7

7 - وجود شك و دلبستگى به مال و جان در ميان اعراب ، دليل رد ادعاى ايمان آنان از سوى خداوند

قل لم تؤمنوا . .. إنّما المؤمنون ... ثمّ لم يرتابوا و جهدوا بأمولهم و أنفسهم

37- نشينان ضعف باديه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 98 - 9

9 - منافقان باديه نشين و از انفاق گريز ، داراى موضع ضعيف در قبال مؤمنان صدر اسلام

و من الأعراب . .. و يتربّص بكم الدوائر

آرزوى بلا و بدبختى كردن براى مؤمنان (يتربص بكم الدوائر) بيانگر ضعف آنان است زيرا اگر داراى قدرت بودند با شمشير و زور، عليه قوانين اسلامى مى شوريدند.

38- عذرخواهى باديه نشينان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 11 - 13

13 - عذر باديه نشينان براى توجيه غيبت خويش از سفر حديبيه ، بهانه اى واهى و مخالف نيات درونى آنان

سيقول . .. فاستغفر لنا يقولون بألسنتهم ما ليس فى قلوبهم

برداشت بالا با توجه به اين نكته است كه تعبير «يقولون. ..» در رابطه با «شغلتنا أموالنا و أهلونا» باشد; يعنى، اعراب در اين كه گرفتارى مالى و خانوادگى را عذر آورده اند; دروغ مى گويند و مشكل آنان چيز ديگرى است.

39- غضب باديه نشينان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 98 - 5

5 - نارضايتى و خشم شديد برخى از باديه نشينان از انفاق هاى مالى و پرداخت ماليات به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حكومت اسلامى

و من الأعراب . .. و يتربّص بكم الدوائر

40- فلسفه ادعاى ايمان باديه نشينان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 14 - 2

2 - برخى از باديه نشينان ، مدعى ايمان به اميد برخوردارى از امتيازات آن *

قالت الأعراب ءامنّا قل لم تؤمنوا

با توجه به اين كه اعراب، خود را مؤمن معرفى كرده اند، ولى قرآن سخن آنان را رد كرده است; اين احتمال جان مى گيرد كه اظهار ايمان اعراب، به خاطر آن بوده است كه از امتيازات ويژه مؤمنان برخوردار شوند.

41- قبول اسلام باديه نشينان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 14 - 5

5 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، مأمور رد ادعاى ايمان باديه نشينان ، در عين پذيرش اسلام آنان

قل لم تؤمنوا و لكن قولوا أسلمنا

42- كفر باديه نشينان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 97 - 3

3 - افراد بدوى و به دور از تمدن و فرهنگ ، داراى كفر و نفاقى سخت تر در مقايسه با مردم متمدن و داراى فرهنگ

الأعراب أشد كفراً و نفاقاً

43- كفر باديه نشينان جزيرة العرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 97 - 1

1 - باديه نشينان جزيرة العرب در عصر بعثت ، در كفر و نفاق پابرجاتر و در امتناع از پذيرش سخن حق ، سخت تر بودند .

الأعراب أشد كفراً و نفاقاً

44- مال دوستى باديه نشينان صدر اسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 15 - 7

7 - وجود شك و دلبستگى به مال و جان در ميان اعراب ، دليل رد ادعاى ايمان آنان از سوى خداوند

قل لم تؤمنوا . .. إنّما المؤمنون ... ثمّ لم يرتابوا و جهدوا بأمولهم و أنفسهم

45- محمد(صلی الله علیه و آله) و باديه نشينان صدراسلام

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 14 - 9

9 - رد ادعاى ايمان اعراب از سوى خداوند ، نمودى از علم او به ژرفاى قلب آدميان

إنّ اللّه عليم خبير . قالت الأعراب ءامنّا قل لم تؤمنوا و لكن قولوا أسلمنا

با توجه به ارتباط اين آيه با ذيل آيه قبل، برداشت بالا به دست مى آيد.

46- مسؤوليت باديه نشينان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 97 - 11

11 - انسان هاى متمدن و با فرهنگ ، داراى مسؤوليتى فزونتر نسبت به بدويان دور از فرهنگ

الأعراب . .. و أجدر ألّا يعلموا حدود ما أنزل اللّه

لحن آيه گرچه توبيخ مردمان بدوى است، ولى واژه «أجدر» از يك سو نشان دهنده اين است كه تكليف آنان به لحاظ موقعيتشان سبكتر است و متقابلا شهرنشينان متمدن، به دليل داشتن زمينه هاى بيشتر كسب علم، داراى مسؤوليت بيشتر هستند.

47- منشأ تخلف باديه نشينان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 12 - 3

3 - ترس از مرگ ، عامل اصلى تخلّف اعراب از همراهى پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در سفر حديبيه

بل ظننتم أن لن ينقلب الرسول و المؤمنون إلى أهليهم أبدًا

48- مؤمنان صدر اسلام و باديه نشينان كافر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 97 - 14

14 - تذكر خداوند به لزوم غافل نشدن مؤمنان از خطر اعراب كفرپيشه همجوار خويش ، پس از پايان يافتن پيروزمندانه جنگ با دشمنان خارجى ( روميان در جنگ تبوك ) *

الأعراب أشد كفراً و نفاقاً

با توجه به اينكه آيات قبل در مورد بازگشت پيروزمندانه مؤمنان از جنگ تبوك است، احتمال دارد كه اين آيه هشدارى به مؤمنان مجاهد باشد كه پس از آن پيروزى، احساس امنيت نكنند و توجه كنند كه در اطرافشان، باديه نشينان جاهل و

متعصب در كفر نيز، خطرى جدى به شمار مى روند.

49- ناخشنودى باديه نشينان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 98 - 5

5 - نارضايتى و خشم شديد برخى از باديه نشينان از انفاق هاى مالى و پرداخت ماليات به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و حكومت اسلامى

و من الأعراب . .. و يتربّص بكم الدوائر

50- نفاق باديه نشينان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 97 - 3

3 - افراد بدوى و به دور از تمدن و فرهنگ ، داراى كفر و نفاقى سخت تر در مقايسه با مردم متمدن و داراى فرهنگ

الأعراب أشد كفراً و نفاقاً

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 101 - 4

4 - حركت هاى نفاق آميز منافقان مدينه ، پيچيده تر و شديدتر از منافقان باديه نشين بود .

و ممن حولكم . .. و من أهل المدينة مردوا على النفاق

51- نفاق باديه نشينان جزيرة العرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 97 - 1

1 - باديه نشينان جزيرة العرب در عصر بعثت ، در كفر و نفاق پابرجاتر و در امتناع از پذيرش سخن حق ، سخت تر بودند .

الأعراب أشد كفراً و نفاقاً

52- ويژگيهاى باديه نشينان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 97 - 3

3 - افراد بدوى و به دور از تمدن و فرهنگ ، داراى كفر و نفاقى سخت تر در مقايسه با مردم متمدن و داراى فرهنگ

الأعراب أشد كفراً و نفاقاً

53- ويژگيهاى باديه نشينان جزيرة العرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 97 - 1،2

1 - باديه نشينان جزيرة العرب در عصر بعثت ، در كفر و نفاق پابرجاتر و در امتناع از پذيرش سخن حق ، سخت تر بودند .

الأعراب أشد كفراً و نفاقاً

2 - باديه نشينان جزيرة العرب در عصر بعثت ، مردمى دور از فرهنگ دينى و جاهلتر از آن بودند كه مرز احكام الهى را به درستى بشناسند .

الأعراب أشد كفراً و نفاقاً و أجدر ألّا يعلموا حدود ما أنزل اللّه

54- باديه نشينان مدينه

باديه نشينان مدينه و محمد(صلی الله علیه و آله)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 120 - 1

1 - تخلف از فرمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) براى اهل مدينه و باديه نشينان اطراف آن - كه نزديك ترين مردم به آن حضرتند - سزاوار نيست .

ما كان لأهل المدينة . .. أن يتخلفوا عن رسول اللّه

55- باديه نشينى

56- آثار باديه نشينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 97 - 8

8 - باديه نشينى و دورى از فرهنگ اجتماعى ، زمينه ناآگاهى نسبت به حدود و احكام الهى

الأعراب . .. و أجدر ألّا يعلموا حدود ما أنزل اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - فتح - 48 - 12 - 11

11 - جامعه بى فرهنگ بدوى ، زاينده انسان هاى بى ارج و مسؤوليت گريز *

و كنتم قومًا بورًا

برداشت بالا با توجّه به اين نكته است كه در اين مجموعه آيات، به جاى هر عنوان ديگرى، تعبير «الأعراب» مطرح شده و اين تعبير مى تواند مشعر به عليت باشد. هم چنين واژه «كنتم» حكايت از ديرينه اى طولانى دارد و «قوماً» اشاره به

حيثيت اجتماعى مى تواند داشته باشد و واژه «بوراً» نيز به معناى بى خاصيتى و بيهودگى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - حجرات - 49 - 14 - 4

4 - باديه نشينى ، از عوامل كندى نفوذ فرهنگ و معارف عميق دين در ميان اعراب *

قالت الأعراب ءامنّا قل لم تؤمنوا

از اين كه خداوند وصف بدويت [اعراب] را مورد اشاره و موضوع سخن قرار داده است، احتمال معناى ياد شده مى رود.

57- ارزش باديه نشينى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 100 - 19

19- زندگانى در شهر ها و آباديها ، برتر از صحرانشينى و بيابان گردى است .

قد أحسن بى إذ . .. جاء بكم من البدو

از اينكه يوسف(ع) كوچ كردن خاندان يعقوب از صحراها و بيابانها را به شهر و آبادى از احسانها و نعمتهاى خداوند شمرد ، برداشت فوق استفاده مى شود.

58- باديه نشينى آل يعقوب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 100 - 17

17- خاندان يعقوب پيش از ورود به مصر ، از صحرانشينان بودند .

و جاء بكم من البدو

«بدو» به معناى صحرا و بيابان است.

59- باديه نشينى در جزيرة العرب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 97 - 15

15 - مردم جزيرة العرب در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) دو گروه شهرنشين و باديه نشين بودند .

الأعراب أشد كفراً و نفاقاً

60- باديه نشينى مردم مشرق سرزمين ذوالقرنين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 90 - 1،3

1- ذوالقرنين ، در سفر دوم خويش ، به آخرين نقطه خشكى در سمت مشرق رسيد و با مردمى بدوى و عارى از تمدن روبه رو شد .

بلغ مطلع الشمس . .. لم نجعل لهم من دونها سترًا

ضمير «دونها» به «الشمس» بازمى گردد و مفاد جمله «لم نجعل. ..» اين است كه مردم آن سرزمين، جز خورشيد، پوششى نداشتند; يعنى، هيچ بنا و ساختمانى كه سايبان آنان باشد و هيچ پوشاكى كه بدنشان را به پوشاند، در بين آنان مشاهده نمى شد، لذا از آنان، تعبير به اقوامى بدوى شده است.

3- ذوالقرنين ، در شرق سرزمين خويش ، با مردمى ساكن بيابانى كويرى و بدون گياه مواجه شد . *

لم نجعل لهم من دونها سترًا

از واژه «لم نجعل» اين احتمال جان مى گيرد كه بى پناهى در برابر تابش آفتاب، معلول امورى بود كه به «جعل» الهى مربوط مى شود، مانند كويرى بودن سرزمين كه از امور طبيعى است.

8- باران

1- آثار بارش باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 28 - 9

9 - دريافت باران ، پس از نياز و نااميدى ، زمينه ساز توجه انسان به ولايت الهى بر هستى و روى آورى به ستايش او

و هو الذى ينزّل الغيث من بعد ما قنطوا . .. و هو الولىّ الحميد

2- آثار ذكر هدفدارى باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 14 - 6

6 - توجّه به نزول باران و هدفدار بودن باران زمينه ساز پى بردن به قدرت خداوند و پذيرش معاد است .

عمّ يتساءلون . .. ألم نجعل ... و أنزلنا من المعصرت ماء ثجّاجًا

توجّه به نعمت باران، مى تواند انسان را به اين نكته رهنمون سازد كه اين نعمت ها، به گزاف در اختيار انسان قرار داده نشده و هدف از آن، جز با معاد تحقق نيافتنى است. هم چنين مى تواند بيانگر اين باشد كه حيات زمين مرده به وسيله باران، نمونه بارزى براى زنده شدن مردگان است و استبعاد معاد وجهى ندارد.

3- ابتلا به كمبود باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 9

9- قوم عاد ، بر اثر شركورزى و ارتكاب گناه ، به كمبود باران مبتلا شده بودند .

ثم توبوا إليه يرسل السماء عليكم مدرارًا

نويد به نزول باران و فراوانى آن ، آن گاه مى توانست مؤثر باشد و مردمان را به پذيرش تعاليم و دستورهاى هود(ع) گرايش دهد كه آنان از كمبود باران در زحمت باشند.

4- ابر باران زا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 164 - 16

16 - ابر هاى باران زا ، از نشانه هاى توحيد و رحمت گسترى خداوند است .

إن فى . .. السحاب المسخر بين السماء و الأرض لأيت

«سحاب» جمع سحابة و به معناى ابرهاى باران زا است. (لسان العرب)

5- ابر هاى باران زا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 2 - 3،4

3 - سوگند الهى ، به باد هاى حامل ابر هاى سنگين و آبستن باران

فالحملت وقرًا

كلمه «حاملات»، مى تواند وصفى ديگر براى بادها باشد. در اين صورت مراد از «وِقْر» (بار سنگين)، ابر سنگين و باران زا خواهد بود كه به وسيله بادها حمل مى شود.

4 - « عن جميل عن أبى عبداللّه ( ع ) : . . .فقال إنّ إبن الكوّاء سأل أميرالمؤمنين . . . عن « فالحاملات وِقْراً » فقال : هى السحاب . . . ;

جميل از امام صادق(ع) روايت نموده كه اميرمؤمنان(ع) در جواب ابن الكوّاء كه از سخن خداوند «فالحاملات وقراً» سؤال نموده بود، فرمود: مراد ابر است. »

6- ابر هاى بى باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 51 - 9

9 - انسان ها ، با مشاهده خالى بودن ابر ها از باران ، ناسپاس مى شوند .

و لئن أرسلنا ريحًا فرأوه مصفرًّا لظلّوا من بعده يكفرون

طبق آنچه كه راغب، در مفردات اظهار داشته، ممكن است: «مصفرّاً» از ريشه «صفر» - بر وزن سفر - به معناى «خالى بودن» باشد.

7- اميدوارى به باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 12 - 2

2- هراس مردم از خشكسالى و اميد آنان به نزول باران ، زمينه ساز پديد آمدن برق هاى آسمانى و نماياندن آنها به ايشان است .

هو الذى يريكم البرق خوفًا و طمعًا

هر يك از دو كلمه «خوفاً» و «طمعاً» مى تواند مفعول له حصولى باشد و مى تواند مفعول له تحصيلى باشد. بر فرض نخست مفاد عبارت «هو الذى ...» چنين مى شود: «چون هراس داشتيد و نيز اميدوار بوديد برقهاى آسمانى را براى شما پديدار مى كنيم». و بر مبناى دوم مفاد «هو الذى ...» چنين مى شود: «براى آنكه بهراسيد و نيز اميدوار شويد، برقهاى آسمانى را به شما مى نمايانيم». برداشت فوق بر اساس احتمال اول است.

8- اهميت ابر هاى باران زا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 2 - 2

2 - شكل گيرى ابر ها با توده هاى عظيم ذرات آب ، امرى مهم و شايان مطالعه

فالحملت وقرًا

سوگند الهى به نظام شكل گيرى ابرها و حمل توده هاى عظيم ذرات آب به وسيله آنها، نشان از اهميت آن دارد و انسان را به مطالعه و تأمل در آن فرا مى خواند.

9- اهميت باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 60 - 6

6 - اهميت ويژه باران و رويش گياهان در مجموعه نعمت هاى بى كران الهى براى انسان

و أنزل لكم من السماء ماء فأنبتنا به حدائق

اختصاص به ذكر يافتن نزول باران و رويش گياهان از ميان ساير نعمت ها، دلالت بر اهميت ويژه آنها براى آدميان دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 25 - 3

3 - نقش اساسى آب و باران در تغذيه انسان

إلى طعامه . أنّا صببنا الماء صبًّا

عبارت «أنّا صببنا. ..»، بدل اشتمال براى «طعامه» و گوياى ارتباط تنگاتنگ آب و طعام است.

10- اهميت بارش باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 15

15 - طبيعت ( نزول باران ، رويش گياهان و . . . ) از منابع تفكر و نشانه هاى ربوبيت خداوند است .

كماء أنزلنه من السماء فاختلط به نبات الأرض . .. كذلك نفصل الأيت لقوم يتفكرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 18 - 10

10 - امتنان خداوند بر انسان ، به خاطر نزول باران

و أنزلنا من السماء ماء بقدر فأسكن-ّه فى الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 4 - 4

4 - وزش باد ها ، تشكيل توده هاى ابر و حركت آنها و ريزش باران ، از مظاهر حكمت و تدبير الهى در نظام طبيعت

و الذريت ذروًا . فالحملت وقرًا . فالجريت يسرًا . فالمقسّمت أمرًا

خداوند، با برشمردن بخشى از امور دقيق طبيعت و مهم دانستن آنها با سوگند خوردن، در حقيقت تدبير و حكمت خويش را به آدميان يادآور شده است.

11- اهميت تقسيم باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 4 - 3

3 - كيفيت رانش ابر ها به وسيله باد ها ، ريزش باران و برخوردارى قسمت هاى مختلف زمين از آن ، داراى اهميت و شايان مطالعه

فالمقسّمت أمرًا

برداشت بالا، با توجه به اين نكته است كه مراد از «مقسّمات» بادها باشند كه با راندن ابرها و ريزش تدريجى باران، ذخيره هاى حياتى آب را بر سرزمين هاى پست و بلند و دور و نزديك تقسيم مى كنند.

12- باد هاى باران زا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 63 - 4

4 - نقش تعيين كننده باد هاى باران زا در زندگى بشر

و من يرسل الريح بشرًا بين يدى رحمته

13- باران آتش

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - آل عمران - 3 - 61 - 23

23 - نزول بارانى از آتش بر نمايندگان نصاراى نجران در صورت مباهله

ثم نبتهل فنجعل لعنت اللّه على الكاذبين

عاقب و طيب به نمايندگى نصاراى نجران بنزد پيامبر (صلی الله علیه و آله) آمدند . .. و در پى حاضر نشدن آنان براى مباهله، پيامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: و الّذى بعثنى بالحقّ نبيّا لو فعلا لامطر عليهما الوادى نارا.


مناقب ابن المغازى، ص 263، چاپ اسلاميه 1403 قمرى.

14- باران از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 13 - 7

7 - نزول مدام رزق ( باران ) از آسمان ، از آيات و نشانه هاى روشن خداوند

هو الذى يريكم ءايته و ينزّل لكم من السّماء رزقًا

يادآورى نزول باران از سوى خداوند - پس از يادآورى ارائه آيات الهى به بشر - از باب ذكر خاص پس از عام و بيانگر مصداق روشن آن آيات است.

15- باران در غزوه بدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 6،7،10،13،14،18

6 - خداوند در آستانه جنگ بدر مسلمانان را از نعمت باران بهره مند ساخت .

و ينزل عليكم من السماء ماء

7 - فراهم شدن آب براى غسل و وضو و تطهير نجاست ها و قذارت ها ، از اهداف نزول باران براى مجاهدان بدر

و ينزل عليكم من السماء ماء ليطهّركم به

ذكر نشدن متعلق «يطهركم» حكايت از عموميت آن متعلق دارد (نجاستهاى ظاهرى و باطنى). يعنى خداوند باران را فرو فرستاد تا نجاستهاى ظاهرى را به وسيله آن برطرف سازيد و آنان كه جنب هستند غسل كنند و ديگران وضو بسازند.

10 - نزول باران در آستانه جنگ بدر براى تطهير مجاهدان ، زمينه ساز برطرف شدن نگرانى ها و وسوسه هاى ايجاد شده از سوى شيطان

و ينزل عليكم . .. و يذهب عنكم رجز الشيطن

13 - تقويت دل هاى مجاهدان با مشاهده امداد هاى حسى ، از اهداف نزول باران در آستانه جنگ بدر

و ينزل عليكم . .. ليربط على قلوبكم

«ربط على قلبه» يعنى دلهاى آنان را استحكام بخشيد، و اين كنايه از ايجاد شهامت و شجاعت است. گفتنى است تناسب نزول باران با استحكام دلها براى نبرد اين است كه مجاهدان در زمانى كه نياز فراوان به آب دارند با نزول باران، امداد الهى را لمس كرده و بدان يقين كنند.

14 - ريزش باران در آستانه جنگ بدر ، از عوامل مؤثر در پيروزى مسلمانان در آن جنگ

و ينزل عليكم . .. و يثبت به الأقدام

18 - استحكام اردوگاه مسلمانان و استوارى گام هاى آنان بر شنزار محل اقامتشان ، از اهداف نزول باران در آستانه جنگ بدر

ينزل عليكم من السماء ماء ليطهّركم . .. و يثبت به الأقدام

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «الاقدام» گامهاى مجاهدان باشد. بنابراين «و يثبت به الاقدام» يعنى هدف از نزول باران اين بود كه خداوند گامهاى شما را استوار سازد و از لغزش و فرو رفتن در شنزارها بازدارد.

16- باران رحمت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 58 - 4

4 - گياهان نهفته در سرزمين هاى نامستعد ، هر چند باران رحمت بر آن ببارد ، تهى از خير و بركتند و بازدهيشان اندك است .

و الذى خبث لايخرج إلا نكداً

«نكد» به معناى چيزى است كه خير در آن نباشد و بى خير بودن گياهان به اين است كه بازدهى آن اندك باشد.

17- باران عذاب

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 58 - 1

1 - بارش بارانى از عذاب مرگبار بر قوم فسادپيشه لوط

و أمطرنا عليهم مطرًا

تنكير «مطراً» تنكير تنويع است; يعنى، نوعى باران فرستاديم كه آنان را در كام مرگ فرو برد.

18- بارش باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 22 - 7،12

7 - خداوند ، نازل كننده باران از ابرها

و أنزل من السماء ماء

«سماء» به هر چيزى كه در جهت بالا قرار گرفته باشد گفته مى شود. تكرار كلمه «السماء» در آيه، حكايت از آن دارد كه مراد از آن در هر فراز، مصداقى خاص از معناى ذكر شده است; در جمله نخست چون در مقابل «الأرض» قرار گرفته به معناى آسمان است و در جمله دوم به قرينه «ماء» مى توان گفت كه مقصود از آن «ابر» مى باشد.

12 - آفرينش آسمان ، نزول باران ، به ثمر رسيدن ميوه ها و پيدايش روزى براى انسان ها ، جلوه هايى از ربوبيت خداوند است .

اعبدوا ربكم . .. الذى جعل لكم ... رزقاً لكم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 57 - 1،6

1 - باد ها ، پيام آورانى نويدبخشِ نزول باران

و هو الذى يرسل الريح بشراً بين يدى رحمته

«بُشر» مخفف «بُشُر»، جمع بشير و يا بَشُور، است و حال براى «الرياح» مى باشد.

6 - خداوند با ابر هاى گسيل داده شده ، سرزمين هاى خشك و مرده را از آب باران سيراب مى كند .

سقنه لبلد ميت فانزلنا به الماء

ضمير در «به» به سحاب برمى گردد و حرف «باء» در آن سببيه است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 7،10،13،18

7 - فراهم شدن آب براى غسل و وضو و تطهير نجاست ها و قذارت ها ، از اهداف نزول باران براى مجاهدان بدر

و ينزل عليكم من السماء ماء ليطهّركم به

ذكر نشدن متعلق «يطهركم» حكايت از عموميت آن متعلق دارد (نجاستهاى ظاهرى و باطنى). يعنى خداوند باران را فرو فرستاد تا نجاستهاى ظاهرى را به وسيله آن برطرف سازيد و آنان كه جنب هستند غسل كنند و ديگران وضو بسازند.

10 - نزول باران در آستانه جنگ بدر براى تطهير مجاهدان ، زمينه ساز برطرف شدن نگرانى ها و وسوسه هاى ايجاد شده از سوى شيطان

و ينزل عليكم . .. و يذهب عنكم رجز الشيطن

13 - تقويت دل هاى مجاهدان با مشاهده امداد هاى حسى ، از اهداف نزول باران در آستانه جنگ بدر

و ينزل عليكم . .. ليربط على قلوبكم

«ربط على قلبه» يعنى دلهاى آنان را استحكام بخشيد، و اين كنايه از ايجاد شهامت و شجاعت است. گفتنى است تناسب نزول باران با استحكام دلها براى نبرد اين است كه مجاهدان در زمانى كه نياز فراوان به آب دارند با نزول باران، امداد الهى را لمس كرده و بدان يقين كنند.

18 - استحكام اردوگاه مسلمانان و استوارى گام هاى آنان بر شنزار محل اقامتشان ، از اهداف نزول باران در آستانه جنگ بدر

ينزل عليكم من السماء ماء ليطهّركم . .. و يثبت به الأقدام

برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «الاقدام» گامهاى مجاهدان باشد. بنابراين «و يثبت به الاقدام» يعنى هدف از نزول باران اين بود كه خداوند گامهاى شما را استوار سازد و از لغزش و فرو رفتن در شنزارها بازدارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 3

3 - خداوند ، فروريزنده باران از آسمان

كماء أنزلنه من السماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 22 - 9،13

9- نزول باران ، تحت تدبير خداوند و به ميزان مشخص و اندازه اى معين است .

و إن من شىء إلاّ عندنا خزائنه و ما ننزّله إلاّ بقدر معلوم . .. فأنزلنا من السّما

13- به حركت درآوردن باد ها براى تلقيح ابر ها ، نزول باران و سيراب كردن انسان ها به وسيله آن ، از آيات الهى است .

و أرسلنا الريح لوقح فأنزلنا من السّماء ماء فأسقينكموه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 10 - 2

2- فرستادن آب ( باران ) از آسمان ( ابر ) از نشانه هاى توحيد است .

سبحنه و تعلى عمّا يشركون . .. هو الذى أنزل من السّماء ماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 65 - 7

7- نزول باران از آسمان و حيات يافتن زمين موات با آن ، از آيات خداوند

و الله أنزل من السّماء ماء فأحيا به الأرض . .. إن فى ذلك لأية

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 53 - 9

9 - نزول باران از آسمان و رويش گياهان مختلف به وسيله آن ، پرتويى از ربوبيت خداوند است .

الذى . .. و أنزل من السماء ماء فأخرجنا به أزوجًا من نبات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 63 - 1،6،9

1 - نزول باران از آسمان ، يكى ديگر از جلوه هاى ربوبيت و تدبير خداوند

ألم تر . .. فتصبح الأرض مخضرّة

استفهام در «ألم تر. ..» براى تقرير است. در اين جا روى سخن با مردمى است كه باور داشتند: نزول باران از آسمان و سبز و خرم شدن زمين توسط آن و به گردش درآمدن چرخه حيات و سامان يافتن زندگى آدميان، همه تنها در پرتو قدرت و در سايه تدبير خداوند ميسر شده است; اما در عين حال مى پنداشتند كه سرنوشت آنان در دست خدايان ديگرى رقم مى خورد.

6 - نزول باران و نفوذ آن در دل خاك و سبز و خرم شدن زمين توسط آن ، آيتى از احاطه خدا بر ظاهر و باطن اشيا و نفوذ او در تار و پود پديد هاى هستى است .

ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. إنّ اللّه لطيف

«لطيف» از (مصدر «لطافة») به معناى دقيق است و از مصدر «لطف» به معناى اهل رفق و مدارا مى باشد. توصيف خداوند به «لطيف» بر پايه معناى اول، كنايه از آن است كه خداوند در دل و جان اشيا نفوذ و حضور دارد; به گونه اى كه كسى آن را احساس نمى كند. بنابراين ذكر اين صفت پس از بيان نزول باران - كه به صورت نامحسوس در دل زمين نفوذ مى كند - بيانگر اين حقيقت است كه باران، يكى از نشانه هاى لطيف بودن خداوند است. برداشت فوق بر پايه همين معنا است.

9 - نزول باران و رويش گياهان توسط آن ، از نشانه هاى داشتن آگاهى همه جانبه خدا به امور انسان ها

ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. إنّ اللّه لطيف خبير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 43 - 8

8 - تشكيل و تراكم ابر ها و نزول باران و تگرگ ، جلوه فرمان روايى و قدرت بى مانند خداوند بر جهان ( آسمان ها و زمين )

و للّه ملك السموت . .. أنّ اللّه يزجى سحابًا ... و ينزّل من السماء من جبال فيها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 24 - 2،6

2 - نزول باران و سرسبز و با طراوت شدن زمين به وسيله آن ، ازآيه هاى خداوند است .

و من ءايته . .. و ينزّل من السماء ماء فيحيى به الأرض بعد موتها

6 - برق هايى ترس آفرين و طمع زا ، بارش باران و رويش گياهان با آن ، نشانه هاى قدرت خداوند

يريكم البرق . .. إنّ فى ذلك لأيت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 48 - 5،9

5 - مراحل مختلف تشكيل ابر و نزول باران ، نشانه قانون مندى جهان هستى است .

يرسل الرياح فتثير سحابًا فيبسطه . .. و يجعله كسفًا ... يخرج من خلله

كاربرد فعل هاى مضارع «يرسل»، «تثير»، «يبسط»، «يجعل» و «يخرج»، نشان دهنده روندى دائمى است و چنين امرى، حاكى از نظام دارى آن است.

9 - وزش باد ها و تحولات جوّى و به دنبال آن ، بارش باران ، از آيه هاى خداوند است .

اللّه الذى يرسل الرياح فتثير سحابًا . .. و يجعله كسفًا فترى الودق يخرج من خلله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 49 - 2

2 - بارش باران پس از مدت ها انتظار و مأيوس شدن انسان ها از آن ، خوشحالى فوق العاده اى در پى دارد . *

إذا هم يستبشرون . و إن كانوا ... لمبلسين

احتمال دارد تكرار «من قبل» به منظور بيان طولانى بودن نباريدن باران و نااميدى عميق مردم باشد. در اين صورت، كيفيت خوشحالى، تابع مقدار نااميدى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 21 - 15

15 - مرگ و نزول باران حيات آفرين ( رويش كشت ها و خشك و خرد شدن آنها ) ، نشانه قدرت خداوند بر حيات بخشيدن دوباره انسان ها در قيامت

ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. ثمّ يخرج به زرعًا ... ثمّ يجعله حطمًا

طبق نظر برخى از مفسران از آن جايى كه آيه شريفه پس از آيات مربوط به معاد و بهشت و جهنم آمده است، مى تواند درصدد اثبات قدرت خداوند بر آفرينش مجدد انسان ها در قيامت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 11 - 1،3

1 - نزول باران ، نعمتى الهى و براساس تقدير منظم و اندازه معين

و الذى نزّل من السماء ماء بقدر

واژه «قدر» (قيد «نزّل») مى تواند به معناى اندازه باشد; يعنى، باران را به اندازه معين نازل مى كند. هم چنين مى تواند به معناى تقدير و برنامه باشد; يعنى، باران براساس تقدير و برنامه منظم نازل مى شود.

3 - قوانين طبيعى مربوط به نزول باران ، نمودى از عزت و دانايى مطلق خداوند

خلقهنّ العزيز العليم . .. و الذى نزّل من السماء ماء بقدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 5 - 2

2 - ريزش باران از سمت آسمان و تأمين روزى خلق و حيات زمين در پرتو آن ، آيتى خداوندى براى خردورزان

و ما أنزل اللّه من السماء . .. ءايت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 9 - 1،2

1- ريزش باران پر بركت از آسمان ، آيتى خداوندى است .

و نزّلنا من السماء ماء مبركًا

2- فرايند تشكيل توده هاى ابر و ريزش تدريجى باران ، تدبيرى الهى است .

و نزّلنا من السماء ماء مبركًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 69 - 1

1 - تشكيل دادن ابر و ريزاندن باران از آن ، خارج از قلمرو توانايى بشر

ءأنتم أنزلتموه من المزن

«مزن» به معناى ابر است. استفهام در «ءأنتم...» استفهام انكارى و معادل حرف نفى است; يعنى، شما نمى توانيد آبى را كه مى نوشيد، از ابر فرود آوريد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 74 - 2

2 - آفرينش انسان از منى ، بر آوردن دانه ها از دل خاك و رشد و نموّ دادن آن ، فرو فرستادن باران از آسمان و ايجاد درخت آتش زنه براى بيابان گردان ; بيانگر مبرّا بودن ساحت او از نقص و كاستى

أفرءيتم ما تمنون . .. فسبّح باسم ربّك العظيم

تفريع «فسبّح» بر مطالب آيات پيشين، نشانگر مطلب ياد شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 13

13 - بارش باران و سرسبز شدن مزارع ، برانگيزاننده شگفتى كشاورزان و مايه سرور و شادمانى آنان

كمثل غيث أعجب الكفّار نباته

«اعجاب» (مصدر «أعجب») به معناى به شگفتى واداشتن است و «كافر» (مفرد «كفّار») در اين جا به معناى كشاورز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 14 - 6

6 - توجّه به نزول باران و هدفدار بودن باران زمينه ساز پى بردن به قدرت خداوند و پذيرش معاد است .

عمّ يتساءلون . .. ألم نجعل ... و أنزلنا من المعصرت ماء ثجّاجًا

توجّه به نعمت باران، مى تواند انسان را به اين نكته رهنمون سازد كه اين نعمت ها، به گزاف در اختيار انسان قرار داده نشده و هدف از آن، جز با معاد تحقق نيافتنى است. هم چنين مى تواند بيانگر اين باشد كه حيات زمين مرده به وسيله باران، نمونه بارزى براى زنده شدن مردگان است و استبعاد معاد وجهى ندارد.

19- بارش باران از آسمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 10 - 12

12 - خداوند ، فرو فرستنده باران از سمت آسمان است .

و أنزلنا من السماء ماء

20- بارش باران از آيات خدا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 11 - 8

8- بارش آب باران از آسمان ، جهت حيات گياهان از آيات الهى است .

هو الذى أنزل من السّماء ماء . .. إن فى ذلك لأية لقوم يتفكّرون

ممكن است مشاراليه «ذلك» عبارت «أنزل . .. ماء» در آيه قبل باشد.

بارش باران در خشكسالى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 28 - 6

6 - بارش باران ، پس از خشكسالى و نوميدى انسان ، نمودى از تقدير الهى در معيشت انسان

و لكن ينزّل بقدر ما يشاء . .. ينزّل الغيث من بعد ما قنطوا

21- بارش باران سنگ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 84 - 1

1 - خداوند با فرو ريختن بارانى بى نظير ( بارشى از سنگ ) بر سر قوم لوط ، آنان را به هلاكت رساند .

و أمطرنا عليهم مطراً

«مَطَر» مفعول به براى «أمطرنا» است و نكره آمدنش حكايت از آن دارد كه بارشى عجيب و بى نظير بوده است و با توجه به آيه 82 از سوره هود (و أمطرنا عليها حجارة . .. ) معلوم مى شود كه عذاب قوم لوط سنگباران بوده است.

22- بارش قطره اى باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 48 - 11

11 - نزول قطره اى باران - و نه ريزش سيل آساى آن - براساس نظام پديد آمده از ناحيه خداوند است .

اللّه الذى يرسل الرياح فتثير سحابًا فيبسطه فى السماء كيف يشاء و يجعله كسفًا فترى

23- بركت باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 9 - 7

7- درخت ها و كشتزار ها ، دو نمود بركت باران و بقاى رحمت آن

ماء مبركًا فأنبتنا به جنّ-ت و حبّ الحصيد

24- بشارت باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 8

8- نزول باران هاى فراوان ، در صورت پرهيز از شرك و گرايش به توحيد و پرستش خدا ، از نويد هاى هود ( ع ) به قوم خويش

و يقوم استغفروا ربكم ثم توبوا إليه يرسل السماء عليكم مدرارًا

فعل مضارع «يرسل» به اصطلاح در جواب فعل امر (استغفروا ربكم ثم توبوا إليه) قرار گرفته و با «إنْ» شرطيه مقدر مجزوم شده است; يعنى: «إنْ تستغفروا و تتوبوا يرسل . ..; اگر استغفار كنيد و به سوى خدا حركت كنيد، او ابرهاى پر باران را براى شما خواهد فرستاد».

25- پاكيزگى باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 48 - 4

4 - آب باران ، پاكيزه ترين و زلال ترين آب ها

و أنزلنا من السماء ماء طهورًا

26- پيدايش باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 63 - 7

7 - ناتوانى غيرخدا از پديد آوردن علايم راهنما ( چون ستارگان ) و عوامل نويدبخش و رحمت آفرين ( چون باد و باران ) به گستردگى پهنه زمين

أمّن يهديكم فى ظلمت البرّ و البحر . .. أءله مع اللّه

از ارتباط «من يهدى» با «أءله مع اللّه» استفاده مى شود كه تنها خداوند، قادر به ايجاد عواملى است كه انسان را در ظلمت هاى شب در سراسر زمين (خشكى و دريا) هدايت كند و باران رحمت را در پى بادهاى مژده دهنده به دورترين نقاط برساند.

27- تأخير در بارش باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 49 - 1

1 - انسان ها ، در پى تأخير بارش باران بر آنها ، اندوهگين و نااميد مى شوند .

و إن كانوا من قبل أن ينزّل عليهم من قبله لمبلسين

«إبلاس» - مصدر «مبلسين» - به معناى «اندوهِ ناشى از شدت سختى» است (مفردات راغب). و نيز به معناى «يأس و نااميدى» نيز آمده است (لسان العرب).

28- تداوم بارش باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 13 - 7

7 - نزول مدام رزق ( باران ) از آسمان ، از آيات و نشانه هاى روشن خداوند

هو الذى يريكم ءايته و ينزّل لكم من السّماء رزقًا

يادآورى نزول باران از سوى خداوند - پس از يادآورى ارائه آيات الهى به بشر - از باب ذكر خاص پس از عام و بيانگر مصداق روشن آن آيات است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 11 - 1

1 - آسمان ، داراى باران هاى پياپى و فائده هاى مداوم و جايگاه ظهور مكرر ستارگان

و السماء ذات الرجع

«رَجْع» به معناى بازگرداندن و «رجوع» به معناى بازگشتن است (مفردات راغب). «ذات الرجع» وصفى است كه بر ثبوت و تداوم دلالت دارد و مراد از آن مى تواند بازگشت دادن بخارهاى متصاعد به صورت باران باشد. گفته «مقاييس اللغة» - كه «رَجْع» را به معناى «باران» دانسته است - اين احتمال را تأييد مى كند. برخى از مفسران، آن را بر تمام فايده هاى آسمانى، ظهور مكرر ستارگان در شب ها، تأثير حوادث آسمانى در پيدايش مكرر فصول سال، تطبيق داده اند.

29- تشبيه به باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 7،22

7- حق در تشبيه مانند باران و سيلاب است و باطل همسان كف هاى پف كرده بر روى آن

أنزل من السماء ماء فسالت أودية بقدرها فاحتمل السيل زبدًا رابيًا . .. كذلك يضرب ا

22- همانندى حق با آب فرود آمده از آسمان و نيز با فلزات ذوب شده و همسانى باطل با كف سيلاب ها و كف فلزات ذوب شده ، از ضرب المثل هاى قرآن است .

كذلك يضرب الله الحق و البطل . .. كذلك يضرب الله الأمثال

30- تشبيه به باران در تاريكى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 19 - 2

2 - قرآن براى منافقان بسان بارانى است همراه با رعد و برق در شبى تاريك و مخوف

أو كصيب من السماء فيه ظلمت و رعد و برق

31- تفكر در عوامل بارش باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 63 - 5

5 - لزوم تفكر و نگرش عميق ، به علت اصلى نزول باران از آسمان

ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء

32- تفكر درباره باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 25 - 2

2 - وابستگى ريزش باران به خداوند ، حقيقتى شايسته و بايسته تأمل

فلينظر . .. أنّا صببنا الماء صبًّا

آيه شريفه بدل براى «طعامه» در آيه قبل است و در حقيقت فرمان تأمّل و نظر (فلينظر) به آن ارتباط مى يابد.

33- تقدير باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 22 - 9

9- نزول باران ، تحت تدبير خداوند و به ميزان مشخص و اندازه اى معين است .

و إن من شىء إلاّ عندنا خزائنه و ما ننزّله إلاّ بقدر معلوم . .. فأنزلنا من السّما

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 18 - 2

2 - بارش باران ، حساب شده و به ميزان معين است .

و أنزلنا من السماء ماء بقدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 50 - 1

1 - نزول باران به اندازه هاى مختلف - ( كم و يا فراوان ) - و در سرزمين هاى گوناگون ، به تقدير خداوند است .

و لقد صرّفنه بينهم

«تصريف» (مصدر «صرّفنا») به معناى تغيير دادن چيزى از حالتى به حالت ديگر است و چون اين واژه از باب تفعيل است، دلالت بر كثرت وقوع اين معنا مى كند. بر اين اساس، مقصود از تغيير دادن آبها (صرّفناه)، تغيير دادن مقدار و محل فرود آنها است. گفتنى است كه برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه ضمير مفرد در «صرّفناه» به «ماء» بازگردد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 11 - 1

1 - نزول باران ، نعمتى الهى و براساس تقدير منظم و اندازه معين

و الذى نزّل من السماء ماء بقدر

واژه «قدر» (قيد «نزّل») مى تواند به معناى اندازه باشد; يعنى، باران را به اندازه معين نازل مى كند. هم چنين مى تواند به معناى تقدير و برنامه باشد; يعنى، باران براساس تقدير و برنامه منظم نازل مى شود.

34- تكرار بارش باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - طارق - 86 - 12 - 5

5 - بازگشت هاى مكرر نزولات آسمانى و رويش گياهان از دل زمين ، از نشانه هاى امكان معاد است .

ذات الرجع . .. ذات الصدع

توصيف آسمان و زمين به اوصاف ياد شده - در سياق آيات معاد - به همسانى آن اوصاف، با اعاده انسان در آخرت اشاره دارد.

35- خالق ابر هاى باران زا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 12 - 4

4- خداوند پديد آورنده ابر هاى سنگين پرباران

و ينشىء السحاب الثقال

«انشاء» (مصدر ينشىء) به معناى خلق كردن و پديد آوردن است. «سحاب» (جمع سحابة) به معناى ابرهاى باران زاست و «ثقال» نيز جمع ثقيل است.

36- درخواست باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - احقاف - 46 - 24 - 5

5- قوم عاد ، گرفتار كم آبى و چشم انتظار نزول باران قبل از گرفتار شدن به عذاب *

قالوا هذا عارض ممطرنا

از تعبير «هذا عارض ممطرنا»، استفاده مى شود كه آنان در انتظار باران بودند; چه اين كه اگر انتظار آن را نداشتند، بى تفاوت بدان مى نگريستند.

37- رحمت باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 57 - 3

3 - باران ، رحمتى از جانب خداوند است .

بشراً بين يدى رحمته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 48 - 2

2 - باران ، جلوه رحمت الهى براى آدميان

أرسل الريح بشرًا بين يدى رحمته و أنزلنا من السماء ماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 46 - 5

5 - باران ، رحمت الهى براى بندگان است .

أن يرسل الرياح مبشّرت و ليذيقكم من رحمته

مراد از «رحمت» به قرينه «يرسل» و «مبشّرات» و «يذيق» باران است.

38- زمينه باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 14 - 1،2

1 - فشرده شدن ابر هاى باران زا ، عامل نزول باران از آسمان

و أنزلنا من المعصرت ماء

«عصر» به معناى فشردن و باب افعال آن به معناى فرارسيدن زمان عصاره دادن است. برخى از اهل لغت گفته اند: «معصر»; يعنى، ابرى كه زمان افشره ريزى آن فرارسيده باشد. (لسان العرب)

2 - باد هاى غبار افشان ، عامل نزول باران از ابر ها است . *

و أنزلنا من المعصرت ماء

برخى از اهل لغت «معصرات» را به معناى بادهايى كه داراى غبار است، مى دانند. اين معنا در صورتى مناسب با آيه شريفه است كه حرف «من» در «من المعصرات»، به معناى «باء» استعانت باشد. (لسان العرب)

39- زمينه بارش باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 48 - 4

4 - قطعه قطعه شدن ابر ها پس از گستردگى آب ها در فضا ، زمينه ساز ريزش دانه هاى باران است .

و يجعله كسفًا فترى الودق يخرج من خلله

«كسفة» مفرد «كسف» به معناى «قطعه اى از ابر و پنبه و امثال آن» است كه حالت پوشانندگى داشته باشند (مفردات راغب). لازم به ذكر است كه «ودق» در آيه، به معناى باران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 11 - 2

2 - استغفار و ايمان ، از عوامل نزول باران و فزونى نعمت ها است .

استغفروا ربّكم . .. يرسل السماء عليكم مدرارًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - جن - 72 - 16 - 2

2 - ايمان و دين دارى ، موجب نزول باران و فراهم آمدن آب فراوان

و ألّوِاستقموا على الطريقة لأسقينهم ماء غدقًا

40- زمينه نزول باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

4 - مائده - 5 - 66 - 7

7 - نقش برپايى كتب آسمانى در نزول باران و ديگر مواهب آسمانى و رويش گياهان و دستيابى به ديگر نعمت هاى زمين

و لو انهم اقاموا التورية و الانجيل . .. لاكلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم

41- شگفتى باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 25 - 1

1 - خداوند ، فرو ريزنده باران به گونه اى شگفت آور

أنّا صببنا الماء صبًّا

«صبّ»; يعنى، ريختن و «صبّاً» مفعول مطلقى است كه مضمون جمله را تأكيد مى كند. تأكيد در اين موارد، گوياى شگفت آور بودن محتواى جمله است.

42- عبرت از تقدير باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 50 - 2

2 - نزول باران در سرزمين هاى گوناگون و به اندازه هاى مختلف ، مايه پندگيرى و درس آموزى

و لقد صرّفنه بينهم ليذّكّروا

43- عذاب با باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 102 - 1

1- جوشش آب هاى سيل آسا ، بارش باران هاى طوفان زا ، زير و زبر شدن آباديها ، فرو ريختن سنگ هاى عذاب و ايجاد صيحه و غرش هاى تخريب گر ، نمونه هايى است از عقوبت هاى الهى و عذاب هاى استيصال .

و كذلك أخذ ربك

«ذلك» اشاره به عذابهايى است كه در اين سوره بيان شده است; از قبيل طوفان نوح ، زير و زبر شدن آباديهاى قوم لوط و . .. .

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 11 - 3

3 - انتقام الهى از قوم نوح ، با ريزش بارانى شديد و سيل آسا بر ايشان

ففتحنا أبوب السّماء بماء منهمر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - قمر - 54 - 12 - 2

2 - پيوستن آب هاى آسمان و زمين به يكديگر ، براى محقق ساختن اراده الهى عليه قوم نوح

ففتحنا أبوب السّماء . .. و فجّرنا الأرض عيونًا فالتقى الماء على أمر قد قدر

44- علم خدا به باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 4 - 8،9

8 - خداوند ، به هر آنچه در دل خاك فرو مى رود ( قطرات باران ، دانه هاى گياهان و . . . ) و هر آنچه از دل خاك بيرون مى آيد ( انواع گياهان و . . . ) آگاه است .

يعلم ما يلج فى الأرض و ما يخرج منها

«ولوج» (مصدر «يلج») معادل «دخول» است و واژه «ما» (آنچه) در «ما يلج. ..» شامل قطرات باران، دانه هاى گياهان و... است. هم چنين كلمه «ما» در «ما يخرج» دربرگيرنده انواع گياهان، جنبندگان، آب و... است.

9 - آگاهى خداوند ، به هر آنچه از آسمان به زمين نازل مى شود ( باران ، فرشتگان ، تابش خورشيد ، ماه ، ستارگان و . . . ) و هر آنچه از زمين به آسمان بالا مى رود ( بخار آب ، فرشتگان ، اعمال مردمان و . . . )

يعلم . .. و ما ينزّل من السّماء و ما يعرج فيها

45- عوامل بارش باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 22 - 5

5- باد ها ، داراى نقشى تعيين كننده در پديد آمدن و نزول باران از ابرها

و أرسلنا الريح لوقح فأنزلنا من السّماء ماء

«فا» در «فأنزلنا» عاطفه و براى ترتيب است و اين مى تواند مفيد معناى ياد شده باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - نور - 24 - 43 - 4،5

4 - دانه هاى باران ، از لابه لاى اجزاى متراكم ابر ها بيرون مى آيد .

فترى الودق يخرج من خلله

«ودق» به معناى باران است; چه كم باشد و چه زياد; چه شديد باشد و چه ضعيف (لسان العرب).

5 - حركت ابر ، جمع اجزاى آن و تراكم و فشردگى آنها ، موجب پيدايش و نزول باران مى شود .

أنّ اللّه يزجى سحابًا ثمّ يؤلّف بينه ثمّ يجعله ركامًا فترى الودق يخرج من خلله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 48 - 1،3

1 - باد ها ، پيام آورانى نويد بخش براى نزول باران

و هو الذى أرسل الريح بشرًا بين يدى رحمته

«بشراً» (مخفف «بُشُر» و جمع «بُشور») حال براى «الرياح» است و «رياح» (جمع «ريح») به معناى بادها است.

3 - باد ها ، داراى نقش تعيين كننده در شكل گيرى و نزول باران

و هو الذى أرسل الريح بشرًا بين يدى رحمته و أنزلنا من السماء ماء طهورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 46 - 6

6 - باد هاى متعددى در نزول باران نقش دارند .

يرسل الرياح . .. و ليذيقكم من رحمته

جمع آورده شدن «رياح» ممكن است اشاره به اين واقعيت داشته باشد كه در تشكيل ابرها و نزول باران از آنها، بادهاى متعددى از جناح هاى گرم و سرد نقش دارند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 48 - 10

10 - باران ، از فوايد مهم جريان باد است .

اللّه الذى يرسل الرياح فتثير سحابًا . .. و يجعله كسفًا فترى الودق يخرج من خلله

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 9 - 3

3 - ابر ها ، عامل نزول باران

فتثير سحابًا فسقنه إلى بلد ميّت فأحيينا به الأرض

46- عوامل تشكيل ابر هاى باران زا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 3 - 2

2 - نقش عظيم باد ها و حركت نرم آنها در آسمان ، در شگل گيرى توده هاى سنگين ابرها

و الذريت ذروًا . فالحملت وقرًا . فالجريت يسرًا

«جاريات» مانند دو وصف قبل، مى تواند مربوط به بادها باشد; يعنى، «اقسم بالرياح الجارية فى السماء يسراً». برداشت بالا برپايه اين احتمال است.

47- عوامل كمى باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 28 - 7

7 - كمى بارش در فصل نياز انسان ها به آب ، تدبيرى الهى در جهت بازداشتن آنان از سركشى و خودبينى است .

و لو بسط اللّه الرزق لعباده لبغوا . .. ينزّل الغيث من بعد ما قنطوا

48- فلسفه بارش باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 11 - 1

1- تأمين روزى خلق ، از اهداف مهم ريزش باران و رويش درخت ها و گياهان

و نزّلنا من السماء . .. فأنبتنا به جنّ-ت و حبّ الحصيد ... رزقًا للعباد

49- فوايد باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 22 - 9،10

9 - آب هاى نازل شده از ابر ها ، سببى اساسى براى پيدايش روزى انسان ها

فأخرج به من الثمرت رزقاً لكم

10 - خداوند ، به وسيله آب هاى نازل شده از آسمان ، درختان رابه ثمر مى رساند .

و أنزل من السماء ماء فأخرج به من الثمرت رزقاً لكم

«ثمرة» - كه مفرد «ثمرات» است - به ميوه درختان گفته مى شود. «من» در «من الثمرات» مى تواند به معناى بعض باشد، در اين صورت «من الثمرات» مفعول براى «اخرج» است; يعنى: فأخرج به بعض الثمرات ليكون رزقاً لكم. همچنين مى تواند «من» بيانيه باشد دراين صورت «رزقاً» مفعول براى «اخرج» خواهد بود; يعنى: اخرج به رزقاً لكم و هى الثمرات.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 164 - 10،12

10 - فرو فرستادن آب از آسمان و زنده كردن زمين به وسيله آن ، از نشانه هاى توحيد و رحمت گسترى خداوند است .

إن فى . .. ما أنزل اللّه من السماء من ماء فأحيا به الأرض ... لأيت

12 - باران ، منشأ حيات در زمين و موجب پيدايش جنبندگان در آن است .

فأحيا به الأرض بعد موتها و بث فيها من كل دابة

«بث» به معناى پراكنده ساختن است و مراد از آن در آيه شريفه ايجاد انواع جنبندگان و ازدياد آنها با توالد و تناسل و پراكنده ساختنشان در زمين است. «بث فيها» مى تواند عطف بر «أحيا ...» باشد كه در اين صورت متفرع بر «أنزل من السماء من ماء» خواهد بود و گوياى اين است كه: منشأ به وجود آمدن حيوانات آبهاى فرود آمده از آسمان مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 6 - 11

11 - نقش ريزش فراوان و مداوم باران و جريان رودها در پيدايش تمدنهاى قدرتمند

قرن مكنهم فى الأرض . .. و أرسلنا السماء عليهم مدرارا و جعلنا الأنهر

«مدرارا» يعنى داراى ريزش فراوان، پى در پى و به مقدار نياز (مجمع البيان، ذيل آيه 52 سوره هود)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 99 - 2،4،7،8

2 - خداوند با آب باران گياهان را از زمين مى روياند.

أنزل من السماء ماء فأخرجنا به نبات كل شىء

4 - سرسبزى زمين و رشد نباتات مرهون ريزش باران است.

أنزل من السماء ماء . .. فأخرجنا منه خضرا

7 - خداوند با باران از شكوفه هاى نخل، خوشه هايى سر فروهشته و در دسترس را مى روياند.

فأخرجنا . .. و من النخل من طلعها قنوان دانية

«طلع» به معناى شكوفه خرما و «قنوان» نيز به معناى خوشه است و «قنوان دانية» يعنى خوشه هاى نزديك كه در دسترش باشد.

8 - خداوند با آب باران تاكستانهاى انگور و باغهاى زيتون و انار را پديدار مى سازد.

و جنت من أعناب و الزيتون و الرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 22 - 8،10،12

8- خداوند ، آب باران را وسيله سيرابى انسان ها قرار داد .

فأنزلنا من السّماء ماء فأسقينكموه

10- آب باران ، از وسايل معيشت خدادادى براى انسانها

و جعلنا لكم فيها معيش . .. فأنزلنا من السّماء ماء فأسقينكموه

12- آب باران ، بهترين و مناسب ترين آب ها براى نوشيدن و سيراب شدن انسان

فأنزلنا من السّماء ماء فأسقينكموه

از اينكه خداوند، براى سيراب شدن انسان از ميان انواع آبها، تنها آب باران را به عنوان وسيله نوشيدنى معرفى كرد، مى تواند بيانگر حقيقت فوق باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 10 - 3

3- رويش گياهان و به وجود آمدن مراتع و جنگل ها ، در اثر نزول باران است .

أنزل من السّماء ماء . .. و منه شجر

«شجر» شامل گياه بدون ساقه و با ساقه مى شود كه از آنها به مراتع و جنگلها تعبير شد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 65 - 3

3- خداوند ، احياگر زمين هاى موات به وسيله آب باران

و الله أنزل من السّماء ماء فأحيا به الأرض بعد موتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - كهف - 18 - 45 - 4،7

4- باران ، از عناصر اصلى حيات گياهى در زمين است .

كماء أنزلنه من السماء فاختلط به نبات الأرض

چنان چه «باء» در «فاختلط به» براى تعديه باشد، جمله «فاختلط به نبات الأرض» معنايى مبالغه آميز خواهد داشت; يعنى، نقش آب، به قدرى برجسته است كه بايد گفت گياه زمين، با آب، مخلوط شده است.

7- رشد انبوه گياهان با نزول باران و زوال سريع آن با خزان ، نمودى از سرخوشى هاى ناپايدار زندگى دنيا است .

الحيوة الدنيا كما أنزلنه من السماء فاختلط به نبات الأرض فأصبح هشيمًا تذروه الري

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 53 - 8،9

8 - باران ، از عوامل اصلى رويش گياهان

أنزل . .. فأخرجنا

9 - نزول باران از آسمان و رويش گياهان مختلف به وسيله آن ، پرتويى از ربوبيت خداوند است .

الذى . .. و أنزل من السماء ماء فأخرجنا به أزوجًا من نبات

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 30 - 2،11

2- جهان طبيعت ، داراى آسمان هاى متعدد

السموت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - حج - 22 - 63 - 2

2 - باران ، عامل سرسبزى زمين ، رويش حبوبات و مايه گردش چرخه حيات

أنزل من السماء ماء فتصبح الأرض مخضرّة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 19 - 1،6

1 - پيدايش باغ هاى خرما و انگور بر اثر ريزش باران ، به اراده خداوند است .

فأنشأنا لكم به جن-ّت من نخيل و أعنب

«إنشاء» (مصدر «أنشأنا») به معناى پديد آوردن و پروراندن «جنّات» (جمع «جنّة») به معناى باغات است. «نخيل» نيز جمع «نخيلة» (خرما) و «أعناب» جمع «عنب» (انگور) است.

6 - پيدايش گياهان مختلف با ميوه هاى متفاوت به وسيله ريزش باران ، يكى از جلوه هاى تدبير و ربوبيت خداوند است .

فأنشأنا لكم به جنّت . .. لكم فيها فوكه كثيرة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 48 - 5

5 - آب باران ، وسيله اى براى نظافت و پاكيزكى

و أنزلنا من السماء ماء طهورًا

«طهور» صيغه مبالغه از مصدر «طهارت» است و آمدن اين واژه به صيغيه، مبالغه نه بر وزن فاعل (طاهر)، مى تواند حاكى از اين حقيقت باشد كه آب ضمن آن كه خود پاك و پاكيزه است، عنصرى پاك كننده نيز مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 49 - 1،2،3،4،5

1 - آب باران ، منشأ پيدايش حيات و رويش گياهان و نباتات در بستر زمين

ماء طهورًا . لنحيى به بلدة ميتًا

2 - زمين ، بدون نزول باران ، مرده و فاقد حيات نباتى خواهد بود .

لنحيى به بلدة ميتًا

3 - آب باران ، مناسب ترين آب براى كشاورزى و احياى زمين هاى مرده

و أنزلنا من السماء ماء طهورًا لنحيى به بلدة ميتًا

از اين كه خداوند از ميان انواع آب ها، آب باران را عامل احياى زمين برشمرده و قيد «طهور» (پاك و پاك كننده) را بر آن افزوده است، مى توان برداشت فوق را به دست آورد.

4 - آب باران ، وسيله سيراب شدن بسيارى از انسان ها و دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند )

و نسقيه ممّا خلقنا أنعمًا و أناسىّ كثيرًا

«أنعام» واژه اى است كه بر شتر، گاو و گوسفند اطلاق مى شود و «أناسىّ» (جمع «انسى») مرادف معناى انسان ها است.

5 - آب باران ، مناسب ترين آب براى نوشيدن و سيراب شدن انسان و دام ها ( شتر ، گاو و گوسفند )

أنزلنا من السماء ماء طهورًا . .. و نسقيه ممّا خلقنا أنعمًا و أناسىّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 60 - 3

3 - نزول باران از سمت آسمان و رويش بوستان هاى پرطراوت در پرتو آن ، جلوه تدبير خداى يگانه

و أنزل لكم من السماء ماء فأنبتنا به حدائق ذات بهجة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 63 - 2،3

2 - مشركان ، به اين كه حيات بخش زمين مرده ، با آب باران ، خداوند است ، اعتقاد داشتند .

و لئن سألتهم من نزّل . .. فأحيا به الأرض من بعد موتها ليقولنّ اللّه

3 - خداوند ، نازل كننده آب از آسمان ، و حيات بخش زمين مرده ، با باران است .

من نزّل من السماء ماء فأحيا به الأرض من بعد موتها ليقولنّ اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 24 - 2،3

2 - نزول باران و سرسبز و با طراوت شدن زمين به وسيله آن ، ازآيه هاى خداوند است .

و من ءايته . .. و ينزّل من السماء ماء فيحيى به الأرض بعد موتها

3 - باران ، مايه حيات زمين و طبيعت است .

و ينزّل من السماء ماء فيحيى به الأرض بعد موتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 25 - 9

9 - احياى زمين موات با نزول باران ، دليل قدرت خداوند بر احياى مجددانسان ها در قيامت است .

و من ءايته . .. و ينزّل من السماء ماء فيحيى به الأرض بعد موتها ... ثمّ إذا دعاك

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 50 - 3،7،8،10،16

3 - باران ، داراى نقشى اساسى در حيات و آبادانى زمين است

فانظر إلى ءاثر رحمت اللّه كيف يحى الأرض بعد موتها

مراد از «آثار رحمت اللّه» در آيه، به قرينه «يحى الأرض» و نيز آيه چهل و هشت، باران است.

7 - زمين ، بدون بارش باران و رويش گياهان ، مرده و موات است .

يحى الأرض بعد موتها

8 - احياى مجدد زمين مرده با باران ، نشانه اى گويا بر توان مندى خداوند در بازآفرينى انسان ها ، در قيامت است .

يحى الأرض بعد موتها إنّ ذلك لمحى الموتى

10 - رويش گياهان و حيات يافتن زمين ، با باران ، به دست خداوند است .

كيف يحى الأرض

16 - قدرت مطلق خداوند ، منشأ ريزش باران ، و احياى زمين به وسيله آن است .

فترى الودق يخرج من خلله . .. يحى الأرض بعد موتها ... و هو على كل شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 10 - 13

13 - پوشش گياهى بر سطح زمين ، مرهون بارش باران است .

و أنزلنا من السماء ماء فأنبتنا فيهامن كلّ زوج كريم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 9 - 4

4 - باران ، منشأ حيات در زمين

فسقنه إلى بلد ميّت فأحيينا به الأرض بعد موتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 21 - 3

3 - باران ، منشأ پيدايش چشمه سار ها در زمين

أنزل من السماء ماء فسلكه ينبيع فى الأرض

«ينبوع» (مفرد «ينابيع») به معناى مكان جوشش آب (چشمه) است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - غافر - 40 - 13 - 6

6 - نزول باران ، در جهت منافع انسان ها است .

و ينزّل لكم من السماء رزقًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - فصلت - 41 - 39 - 1،3،6،10

1 - حيات و خرمى زمين پژمرده با نزول باران ، از آيات و نشانه هاى قدرت خداوند است .

و من ءايته أنّك ترى الأرض خشعة فإذا أنزلنا عليها الماء اهتزّت و ربت

«خشوع» (مصدر «خاشعة») در اصل به معناى تضرع و تواضع است و در مورد زمين كنايه از خشكى و فسردگى مى باشد. «اهتزاز» (مصدر «اهتزّت») به معناى تحرك و جنبش است كه نشانه شادابى و خرمى مى باشد. «ربو» (مصدر «ربت») به معناى افزايش و نموّ است و در اين جا مقصود رويش گياهان مى باشد.

3 - حيات و سرسبزى پهنه زمين ، در گرو نزول باران به اراده الهى

فإذا أنزلنا عليها الماء اهتزّت و ربت

6 - نزول باران ، زمينه تحول عناصر خاك و مهيّا شدن زمين براى رويش گياهان

فإذا أنزلنا عليها الماء اهتزّت و ربت

10 - شباهت رستاخيز انسان ها در قيامت ، به رويش گياهان پس از ريزش باران

و من ءايته أنّك ترى الأرض خشعة . .. إنّ الذى أحياها لمحى الموتى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 28 - 3

3 - نقش اساسى باران در تأمين روزى انسان ها

ينزّل بقدر ما يشاء . .. ينزّل الغيث من بعد ما قنطوا

از اين كه در آيه قبل، سخن از تنظيم به اندازه معيشت به ميان آمده و در اين آيه مسأله نزول باران مطرح شده است، مى توان تأثير باران را در تأمين معيشت استفاده كرد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 11 - 4

4 - خرّمى و حيات زمين ، وابسته به نزول باران است .

نزّل من السماء ماء بقدر فأنشرنا به بلدة ميتًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - جاثيه - 45 - 5 - 3،4،5

3 - فروفرستادن باران بهوسيله خداوند ، جلوه اى از روزى رسانى او به مخلوقات

و ما أنزل اللّه من السماء من رزق

«من» در «من رزق» بيانيه است.

4 - نزول باران ، تدبيرى الهى در گسترش بخشيدن به پوشش گياهى و زندگى جانداران در پهنه زمين

و ما أنزل اللّه من السماء من رزق فأحيا به الأرض بعد موتها

تفريع حيات زمين بر نزول باران از آسمان، مى تواند بيانگر اهميت محورى و اساسى آن در حيات تمامى پهنه زمين و بهره مندى تمام عرصه حيات نباتى و حيوانى از آن باشد.

5 - باران ، مايه حيات زمين

و ما أنزل اللّه من السماء . .. فأحيا به الأرض

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 9 - 3،4

3- قطره هاى بركت آفرين باران ، پيامدار بصيرت و بيدارى براى حق جويان

تبصرة و ذكرى لكلّ عبد منيب . و نزّلنا من السماء ماء مبركًا

از ارتباط اين آيه با آيه قبل، مطلب بالا قابل برداشت است.

4- پيدايش بوستان ها و كشتزار ها در پى نزول باران ، درسى براى خداجويان

و نزّلنا من السماء ماء مبركًا فأنبتنا به جنّت و حبّ الحصيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 17 - 5

5 - نقش باران ، در تبديل شدن زمين هاى خشك و مرده به زمين هاى زنده ، سرسبز و خرّم

أنّ اللّه يحىِ الأرض بعد موتها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 20 - 12

12 - نقش اصلى و تعيين كننده باران ، در رويش و بالندگى گياهان

كمثل غيث أعجب الكفّار نباته

«غيث» به معناى باران است و ضمير «نباته» به «غيث» بازمى گردد. اضافه «نبات» به ضمير «ه» لاميه است; يعنى، «نبات له» (گياهى كه از آن باران است). انتساب گياه به باران، با اين كه نور خورشيد و عناصر خاك نيز در رشد آن دخالت دارد، حكايت از نقش اصلى باران در رشد آن دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 12 - 10

10 - تأثير نزول باران فراوان و پى درپى ، در آبادانى ( پيدايش باغ ها و نهر ها و . . . )

يرسل السماء عليكم مدرارًا . .. و يجعل لكم جنّ-ت و يجعل لكم أنهرًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 15 - 1

1 - نزول باران بر زمين ، مايه توليد حبوبات و رويش گياهان است .

و أنزلنا . .. لنخرج به حبّ-ًا و نباتًا

«باء» در «به»، براى استعانت است و بيانگر نقش باران در رويش دانه ها و گياهان و نيز ميوه هايى است كه در بوستان هاى پوشيده از درخت، حاصل مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 25 - 3

3 - نقش اساسى آب و باران در تغذيه انسان

إلى طعامه . أنّا صببنا الماء صبًّا

عبارت «أنّا صببنا. ..»، بدل اشتمال براى «طعامه» و گوياى ارتباط تنگاتنگ آب و طعام است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 26 - 2

2 - بارش آب هاى آسمانى بر زمين ، به مرور زمان ، آن را نرم و حاصل خيز مى كند .

صببنا الماء . .. ثمّ شققنا الأرض شقًّا

حرف «ثمّ»، دلالت بر مرور زمان دارد. عطف اين آيه بر آيه قبل، اشاره دارد كه بارش باران در نرم شدن و شكافته شدن زمين، تأثير به سزايى دارد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 27 - 2

2 - بارش باران و نرم شدن خاك زمين و شيار خوردن آن ، زمينه ساز حصول غله جات و تأمين غذاى انسان ها

صببنا الماء . .. شققنا الأرض .... فأنبتنا فيها حبًّا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 28 - 1

1 - خداوند ، روياننده انگور بهوسيله بارش باران و آماده سازى زمين

فأنبتنا فيها. .. عنبًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 30 - 2

2 - ايجاد باغ هاى پردرخت با نزول باران بر زمين مساعد ، نعمت خداوند و مقتضى شكرگزارى انسان از او است .

صببنا . .. شققنا ... فأنبتنا ... و حدائق غلبًا

چنانچه «غلبا» توصيف ذات «حدائق» باشد - نه درختان آن - ضخامت بستان كنايه از انبوه و متراكم بودن درختان آن خواهد بود. برداشت ياد شده، براساس ارتباط اين آيه با «ما أكفره» در آيات پيشين است. با توجّه به اين احتمال كه «كفر» در آن آيه، به معناى كفران نعمت باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 31 - 1

1 - خداوند ، باران و زمين مساعد را وسيله فراهم آمدن ميوه مصرفى انسان و علوفه حيوانات قرار داده است .

صببنا الماء . .. شققنا الأرض ... و فكهة و أبًّا

«أبّ»; يعنى، علوفه چرندگان، چه براى آنها چيده شود و چه خود به چرا مشغول شوند. (لسان العرب)

50- قانونمندى بارش باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 18 - 2

2 - بارش باران ، حساب شده و به ميزان معين است .

و أنزلنا من السماء ماء بقدر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 48 - 1

1 - جريان باد ها و پراكنده شدن ابر ها در آسمان به وسيله آن ، تنها ، با مشيّت خداوند است .

اللّه الذى يرسل الرياح فتثير سحابًا . .. كيف يشاء

مصدر ثلاثى «تثير»، «ثور» و به معناى «به حركت درآوردن و پراكندن» است. فعل مضارع «يرسل» مى تواند اشاره به استمرار و هميشگى جريان باد داشته باشد.

51- قوم عاد و كمبود باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 9

9- قوم عاد ، بر اثر شركورزى و ارتكاب گناه ، به كمبود باران مبتلا شده بودند .

ثم توبوا إليه يرسل السماء عليكم مدرارًا

نويد به نزول باران و فراوانى آن ، آن گاه مى توانست مؤثر باشد و مردمان را به پذيرش تعاليم و دستورهاى هود(ع) گرايش دهد كه آنان از كمبود باران در زحمت باشند.

52- مطالعه ابر هاى باران زا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 2 - 2

2 - شكل گيرى ابر ها با توده هاى عظيم ذرات آب ، امرى مهم و شايان مطالعه

فالحملت وقرًا

سوگند الهى به نظام شكل گيرى ابرها و حمل توده هاى عظيم ذرات آب به وسيله آنها، نشان از اهميت آن دارد و انسان را به مطالعه و تأمل در آن فرا مى خواند.

53- مطالعه باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 27 - 1

1 - تشويق و ترغيب خداوند به مطالعه و دقت نظر در مظاهر طبيعت ; چون نزول باران و چگونگى پيدايش انواع ميوه ها

ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء فأخرجنا به ثمرت مختلفًا ألونها

«ثمرة» (مفرد «ثمرات») به معناى ميوه است.

54- مطالعه بارش باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 50 - 2

2 - ضرورت ژرف انديشى در آثار بارش باران

فترى الودق يخرج من خلله . .. فانظر إلى ءاثر رحمت اللّه

مراد از «رحمت» در آيه، به قرينه آيات سابق كه درباره كيفيت پيدايش و بارش نزولات آسمانى بود، باران است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 21 - 11

11 - خداوند ، فراخوان انسان ها به مطالعه و نگاه عميق به مبدأ نزول باران و چگونگى رويش كشت هاى رنگارنگ و خشك و خرد شدن آنها

ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء . .. ثمّ يخرج به زرعًا ... ثمّ يجعله حطمًا

55- مطالعه تقسيم باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 4 - 3

3 - كيفيت رانش ابر ها به وسيله باد ها ، ريزش باران و برخوردارى قسمت هاى مختلف زمين از آن ، داراى اهميت و شايان مطالعه

فالمقسّمت أمرًا

برداشت بالا، با توجه به اين نكته است كه مراد از «مقسّمات» بادها باشند كه با راندن ابرها و ريزش تدريجى باران، ذخيره هاى حياتى آب را بر سرزمين هاى پست و بلند و دور و نزديك تقسيم مى كنند.

56- مكان بارش باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 48 - 12

12 - با وجود تأثير باد ها در ايجاد ابر هاى باران زا ، انتخاب نقطه اى براى بارش باران ، به دست خداوند است .

يرسل الرياح فتثير سحابًا . .. فترى الودق يخرج من خلله فإذا أصاب به من يشاء

57- منابع باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 53 - 10

10 - آسمان ، مبدأ و سرچشمه نزول آب و باران هاى اوليه زمين

و أنزل من السماء ماء فأخرجنا

فعل ماضى «أنزل» و نيز نكره بودن «ما» قرينه هايى است بر اين كه ممكن است مراد از آب نازل شده در اين آيه، باران هاى اوليه زمين باشد كه شرايط زندگى را در زمين فراهم آورده است. مبدأ و سرچشمه اين آب ها در آسمان بوده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 22 - 8

8 - « عن على رضى اللّه عنه عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى قوله « و فى السّماء رزقكم و ما توعدون » قال : المطر ;

امام على(ع) از رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خداوند «و فى السّماء رزقكم. ..» روايت نموده كه مراد باران است».

58- منشأ باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 22 - 7

7 - خداوند ، نازل كننده باران از ابرها

و أنزل من السماء ماء

«سماء» به هر چيزى كه در جهت بالا قرار گرفته باشد گفته مى شود. تكرار كلمه «السماء» در آيه، حكايت از آن دارد كه مراد از آن در هر فراز، مصداقى خاص از معناى ذكر شده است; در جمله نخست چون در مقابل «الأرض» قرار گرفته به معناى آسمان است و در جمله دوم به قرينه «ماء» مى توان گفت كه مقصود از آن «ابر» مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 164 - 8

8 - خداوند نازل كننده باران از آسمان

و ما أنزل من السماء من ماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 24 - 3

3 - خداوند ، فروريزنده باران از آسمان

كماء أنزلنه من السماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 32 - 1

1- تنها خداوند ، خالق و آفريننده آسمان ها و زمين و نازل كننده باران از آسمان است .

الله الذى خلق السموت و الأرض و أنزل من السّماء ماء

معرفه بودن مسنداليه و مسند، يعنى «الله» و «الذى خلق . ..»، دلالت بر حصر مى كند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 10 - 1،5

1- نزول آب ( باران ) از آسمان ، تنها به دست خداست .

هو الذى أنزل من السّماء ماء

5- آب هاى زمين در گذشته از آسمان فرود آمده است .

هو الذى أنزل . .. تسيمون . ينبت

«أنزل» به صورت ماضى تعبير شده است; ولى «تسيمون» و «ينبت» به صورت مضارع بيان گرديده، در صورتى كه اينها از نتايج باران است. از اين رو مى توان استفاده كرد كه مقصود از «أنزل» در اين جا، بارانهاى معمولى كه از ابرها فرو مى ريزند نيست; بلكه اشاره به بارانهايى است كه قبلاً بر زمين باريده است تا زمين سرد شده و آب در نقاط كم ارتفاع و نيز طبقات زمين ذخيره گشته است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - مؤمنون - 23 - 18 - 1

1 - نزول باران از آسمان ، كارى خدايى و جلوه اى از نظارت دقيق او بر كار خلق است .

و ما كنّا عن الخلق غفلين . و أنزلنا من السماء ماء بقدر

ذكر نزول باران پس از اعلام اين كه: «خداوند از احوال خلق غافل نيست (و ما كنّا عن الخلق غافلين)» بيان نمونه اى از نظارت همه جانبه و دقيق او بر احوال آفريده هايش مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 63 - 3

3 - ارسال باد هاى مژده دهنده باران ، نمودى ديگر از تدبير خداى يگانه

و من يرسل الريح بشرًا بين يدى رحمته

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - عنكبوت - 29 - 63 - 1،3

1 - مشركان به اين كه منشأ نزول باران ، خدا است ، اعتقاد داشتند .

و لئن سألتهم من نزّل من السماء ماء . .. ليقولنّ اللّه

3 - خداوند ، نازل كننده آب از آسمان ، و حيات بخش زمين مرده ، با باران است .

من نزّل من السماء ماء فأحيا به الأرض من بعد موتها ليقولنّ اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 50 - 16

16 - قدرت مطلق خداوند ، منشأ ريزش باران ، و احياى زمين به وسيله آن است .

فترى الودق يخرج من خلله . .. يحى الأرض بعد موتها ... و هو على كل شىء قدير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 10 - 12

12 - خداوند ، فرو فرستنده باران از سمت آسمان است .

و أنزلنا من السماء ماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 27 - 2،3

2 - خداوند ، نازل كننده باران از آسمان ( فضا و ابر ها )

أنّ اللّه أنزل من السماء ماء

«سماء» به هر چيزى گفته مى شود كه در جهت بالا قرار گرفته باشد و مقصود از آن در آيه شريفه، فضا و ابرهاى موجود در بالاى سر موجودات زمينى مى باشد.

3 - آسمان ( فضا و ابر ها ) ، منشأ نزول باران و منبع آب ها

أنزل من السماء ماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 21 - 1

1 - خداوند ، نازل كننده آب باران از آسمان ( فضاى بالا ) است .

ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 28 - 1،11

1 - خداوند ، فرو فرستنده باران ، پس از نااميدى انسان از بارش آن

و هو الذى ينزّل الغيث من بعد ما قنطوا

11 - تنظيم معيشت و نزول باران ، پس از يأس ونااميدى انسان ، جلوه اى از ولايت ستوده و بى نقص خداوند است .

و لو بسط اللّه الرزق . .. و لكن ينزّل بقدر ما يشاء ... و هو الذى ينزّل الغيث ..

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 11 - 6

6- اراده الهى ، حاكم بر نزول باران و رويش زندگى در سرزمين هاى مرده

و نزّلنا من السماء . .. و أحيينا به بلدة ميتًا

انتساب فعل «نزّلنا» و «أحيينا» به خداوند و عوامل تحت فرمان او، تأكيدى بر حاكميت اراده او بر هستى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 69 - 3،4

3 - نزول باران از ابر ، جلوه اى از قدرت الهى است .

أم نحن المنزلون

4 - تنها خداوند ، توانا بر نازل كردن باران از ابر

أم نحن المنزلون

«المنزلون»، مسند محلى به «ال» و مفيد حصر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 14 - 3

3 - نزول باران هاى فراوان از ابر هاى باردار ، به تدبير خداوند و اراده او است .

و أنزلنا من المعصرت ماء ثجّاجًا

«ثجاج» مبالغه «ثاجّ» است; يعنى، بسيار ريزنده (لسان العرب). اين كلمه در معناى لازم و متعدى هر دو استعمال شده است و در آيه شريفه، معناى لازم مناسب تر است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 25 - 1،2

1 - خداوند ، فرو ريزنده باران به گونه اى شگفت آور

أنّا صببنا الماء صبًّا

«صبّ»; يعنى، ريختن و «صبّاً» مفعول مطلقى است كه مضمون جمله را تأكيد مى كند. تأكيد در اين موارد، گوياى شگفت آور بودن محتواى جمله است.

2 - وابستگى ريزش باران به خداوند ، حقيقتى شايسته و بايسته تأمل

فلينظر . .. أنّا صببنا الماء صبًّا

آيه شريفه بدل براى «طعامه» در آيه قبل است و در حقيقت فرمان تأمّل و نظر (فلينظر) به آن ارتباط مى يابد.

59- منشأ بارش باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

5 - انعام - 6 - 99 - 1

1 - فروفرستنده باران از آسمان خداوند است.

و هو الذى أنزل من السماء ماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - حجر - 15 - 22 - 4

4- خداوند ، فرو فرستنده باران از آسمان

فأنزلنا من السّماء ماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - نحل - 16 - 65 - 1

1- خداوند ، نازل كننده آب ( باران ) از آسمان

و الله أنزل من السّماء ماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 60 - 3

3 - نزول باران از سمت آسمان و رويش بوستان هاى پرطراوت در پرتو آن ، جلوه تدبير خداى يگانه

و أنزل لكم من السماء ماء فأنبتنا به حدائق ذات بهجة

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

13 - نمل - 27 - 63 - 5

5 - ريزش باران بر گستره زمين ، از نمود هاى بارز رحمت الهى بر خلق

و من يرسل الريح بشرًا بين يدى رحمته

در اين آيه واژه «رحمة» بدون قرينه لفظى در مورد باران به كار رفته است و اين نشان مى دهد كه باران مادر رحمت ها است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 48 - 14

14 - نزول باران در مناطق مختلف ، به خواست و مشيت خداوند است .

فإذا أصاب به من يشاء من عباده

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - لقمان - 31 - 34 - 3

3 - تنها خداوند ، نازل كننده باران است .

إنّ اللّه . .. و ينزّل الغيث

عطف جمله فعليه «ينزّل. ..» بر جمله اسميه «إنّ اللّه...» همان معنا و مفهوم جمله اسميه را مى رساند. در جمله سابق، علم به قيامت، در خداوند منحصر شده است، لذا «ينزّل...» هم دلالت بر انحصار نزول باران در خداوند مى كند.

60- منشأ گوارايى آب باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - واقعه - 56 - 70 - 1

1 - شيرين و گوارا بودن آب باران ، نمود مشيت و اراده الهى است .

أفرءيتم الماء الذى تشربون . .. لو نشاء جعلنه أُجاجًا

61- منشأ نزول باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - هود - 11 - 52 - 7

7- خداوند ، گسيل دهنده ابر ها و نازل كننده باران

يرسل السماء عليكم مدرارًا

مراد از «سماء» به مناسبت مورد، ابر است و «مدراراً» صيغه مبالغه و به معناى بسيار بارنده مى باشد.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - رعد - 13 - 17 - 1

1- خداوند نازل كننده باران از آسمان

أنزل من السماء ماء

62- منشأ نفوذ باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 21 - 2

2 - خداوند ، باران را به صورت چشمه سار ها در دل زمين راه داده و روان ساخته است .

أنّ اللّه أنزل من السماء ماء فسلكه ينبيع فى الأرض

«سلوك» (مصدر «سلك») به معناى داخل كردن و نفوذ دادن شىء است.

63- موانع بارش باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 41 - 18

18 - « قال الصادق ( ع ) : حياة دوابّ البحر بالمطر ، فإذا كُفّ المطر ظهر الفساد فى البرّ و البحر و ذلك إذا كثرت الذنوب و المعاصى . . . ;

امام صادق(ع) فرمود: حيات جنبدگان دريا، وابسته به باران است و اگر باران نبارد، در خشكى و دريا، فساد آشكار مى شود. آن، هنگامى است كه گناه و معصيت ها زياد شود».

64- نعمت باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - انفال - 8 - 11 - 6

6 - خداوند در آستانه جنگ بدر مسلمانان را از نعمت باران بهره مند ساخت .

و ينزل عليكم من السماء ماء

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 49 - 9

9 - جريان باد ها ، نزول باران ، احياى سرزمين هاى مرده و سيراب كردن دام ها و انسان ها از نعمت هاى الهى و از نشانه هاى ربوبيت خداوند

ألم تر إلى ربّك . .. و هو الذى أرسل ... أنزلنا من السماء ماء طهورًا . لنحيى به ب

برداشت فوق، به خاطر اين نكته است كه اين آيه، مانند آيات گذشته، درصدد برشمردن نعمت هاى الهى و اثبات ربوبيت مطلق خداوند است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

12 - فرقان - 25 - 50 - 7

7 - باران ، نعمتى بزرگ و مقتضى شكر و سپاس گزارى است .

لقد صرّفنه بينهم ليذّكّروا فأبى أكثر الناس إلاّ كفورًا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - زخرف - 43 - 11 - 1

1 - نزول باران ، نعمتى الهى و براساس تقدير منظم و اندازه معين

و الذى نزّل من السماء ماء بقدر

واژه «قدر» (قيد «نزّل») مى تواند به معناى اندازه باشد; يعنى، باران را به اندازه معين نازل مى كند. هم چنين مى تواند به معناى تقدير و برنامه باشد; يعنى، باران براساس تقدير و برنامه منظم نازل مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 15 - 1

1 - نزول باران بر زمين ، مايه توليد حبوبات و رويش گياهان است .

و أنزلنا . .. لنخرج به حبّ-ًا و نباتًا

«باء» در «به»، براى استعانت است و بيانگر نقش باران در رويش دانه ها و گياهان و نيز ميوه هايى است كه در بوستان هاى پوشيده از درخت، حاصل مى شود.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 25 - 4

4 - باران و آب از نعمت هاى خداوند و مقتضى شكرگزارى انسان به درگاه او است .

ما أكفره . .. إنّا صببنا الماء صبًّا

كفر در «ما أكفره» - به قرينه آيات پيشين - ممكن است به معناى كفران نعمت باشد. بنابراين آيه، در صدد برشمردن نعمت هاى خداوند به انسان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 28 - 5

5 - روياندن تاك و سبزيجات ، با فرستادن باران و قابل كشت ساختن زمين ، از نعمت هاى خداوند و مقتضى شكرگزارى انسان از او است .

ما أكفره . .. فأنبتنا فيها ... عنبًا و قضبًا

برداشت ياد شده، با توجّه به اين احتمال است كه «كفر» در «ما أكفره» به معناى كفران نعمت باشد.

65- نعمت وفور باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 11 - 5

5 - باران فروان و پى درپى ، از نعمت هاى بزرگ الهى براى بشر

يرسل السماء عليكم مدرارًا

يادآورى نزول باران، به عنوان نخستين ثمره استغفار و ايمان، بيانگر برداشت ياد شده است.

66- نفوذ باران در زمين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - زمر - 39 - 21 - 2

2 - خداوند ، باران را به صورت چشمه سار ها در دل زمين راه داده و روان ساخته است .

أنّ اللّه أنزل من السماء ماء فسلكه ينبيع فى الأرض

«سلوك» (مصدر «سلك») به معناى داخل كردن و نفوذ دادن شىء است.

67- نقش ابر هاى باران زا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - نبأ - 78 - 14 - 1،2،3،5

1 - فشرده شدن ابر هاى باران زا ، عامل نزول باران از آسمان

و أنزلنا من المعصرت ماء

«عصر» به معناى فشردن و باب افعال آن به معناى فرارسيدن زمان عصاره دادن است. برخى از اهل لغت گفته اند: «معصر»; يعنى، ابرى كه زمان افشره ريزى آن فرارسيده باشد. (لسان العرب)

2 - باد هاى غبار افشان ، عامل نزول باران از ابر ها است . *

و أنزلنا من المعصرت ماء

برخى از اهل لغت «معصرات» را به معناى بادهايى كه داراى غبار است، مى دانند. اين معنا در صورتى مناسب با آيه شريفه است كه حرف «من» در «من المعصرات»، به معناى «باء» استعانت باشد. (لسان العرب)

3 - نزول باران هاى فراوان از ابر هاى باردار ، به تدبير خداوند و اراده او است .

و أنزلنا من المعصرت ماء ثجّاجًا

«ثجاج» مبالغه «ثاجّ» است; يعنى، بسيار ريزنده (لسان العرب). اين كلمه در معناى لازم و متعدى هر دو استعمال شده است و در آيه شريفه، معناى لازم مناسب تر است.

5 - ابر هاى باران زا ، از منابع تأمين آب مورد نياز براى موجودات زمين

و أنزلنا من المعصرت ماء ثجّاجًا

68- نقش باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

2 - بقره - 2 - 265 - 1

1 - مثل انفاق كنندگان اموال براى خشنودى خدا و ثبات نفس خويش ، همچون بوستانى است بر تپّه اى بلند كه يا رگبارى تُند بر آن بارد و دو چندان ميوه دهد و يا باران ملايمى بر آن بارد و آن را به ثمر بنشاند .

و مثل الّذين ينفقون اموالهم ابتغاء مرضات اللّه . .. كمثل جنّة ... اُكُلَها ضِعفِ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 57 - 6،7

6 - خداوند با ابر هاى گسيل داده شده ، سرزمين هاى خشك و مرده را از آب باران سيراب مى كند .

سقنه لبلد ميت فانزلنا به الماء

ضمير در «به» به سحاب برمى گردد و حرف «باء» در آن سببيه است.

7 - خداوند به وسيله آب هاى فروآمده از ابر ها ، انواع ميوه ها را به ثمر مى نشاند .

فأنزلنا به الماء فأخرجنا به من كل الثمرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

6 - اعراف - 7 - 58 - 1

1 - گياهان نهفته در سرزمين هاى مستعد ، بر اثر بارش باران ، به تمامى مى رويد و بازدهى آن فراوان است .

و البلد الطيب يخرج نباته بإذن ربه

با توجه به مقابله دو فراز «يخرج نباته باذن ربه» و «و الذى خبث . .. » معلوم مى شود در جمله «يخرج نباته» ضد معناى «نكدا»، همانند «مباركا»، لحاظ شده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

9 - ابراهيم - 14 - 32 - 7

7- نزول باران و رويش نباتات و ميوه ها ، دليل و نشانه توحيد خداوند است .

الله الذى خلق السموت و الأرض و أنزل من السّماء ماء فأخرج به من الثمرت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - طه - 20 - 53 - 14

14 - باران و گياه ، داراى نقشى بسزا در زندگى انسان ها

و أنزل من السماء ما فأخرجنا به أزوجًا من كلّ نبات

مخاطب قرار گرفتن انسان ها در صدر آيه، نشان مى دهد كه نعمت هاى ياد شده در آيه، در جهت منافع آنان است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 24 - 8

8 - پديده هاى طبيعى ، مانند برق و باران و رويش گياهان ، از منابع خداشناسى است .

يريكم البرق . .. إنّ فى ذلك لأيت لقوم يعقلون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 48 - 15

15 - بارش باران موجب شادمانى برخورداران از آن مى شود .

فإذا أصاب به من يشاء من عباده إذا هم يستبشرون

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 49 - 2

2 - بارش باران پس از مدت ها انتظار و مأيوس شدن انسان ها از آن ، خوشحالى فوق العاده اى در پى دارد . *

إذا هم يستبشرون . و إن كانوا ... لمبلسين

احتمال دارد تكرار «من قبل» به منظور بيان طولانى بودن نباريدن باران و نااميدى عميق مردم باشد. در اين صورت، كيفيت خوشحالى، تابع مقدار نااميدى است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

14 - روم - 30 - 50 - 4

4 - باد و باران ، جلوه اى از رحمت خداوند براى انسان ها است .

يرسل الرياح . .. فترى الودق يخرج من خلله ... فانظر إلى ءاثر رحمت اللّه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

15 - فاطر - 35 - 27 - 5

5 - باران حيات بخش ، نشانه قدرت و يكتايى خداوند

ألم تر أن اللّه أنزل من السماء ماء فأخرجنا به ثمرت مختلفًا ألونها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

16 - شورى - 42 - 28 - 4

4 - باران هاى مفيد و نافع ، جلوه اى از رحمت عام و گسترده الهى در عرصه هستى

ينزّل الغيث . .. و ينشر رحمته

«غيث» به معناى باران مفيد و سودمند آمده است (مجمع البيان).

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 9 - 7

7- درخت ها و كشتزار ها ، دو نمود بركت باران و بقاى رحمت آن

ماء مبركًا فأنبتنا به جنّ-ت و حبّ الحصيد

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

17 - ق - 50 - 11 - 7

7- پيدايشِ حيات به وسيله باران ، آيتى الهى و دليلى بر امكان معاد

و أحيينا به بلدة ميتًا كذلك الخروج

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 22 - 3

3 - نقش اساسى باران ، آفتاب و هوا ، در فراهم آمدن روزى آدميان *

و فى السّماء رزقكم

از آن جايى كه باران، آفتاب و هوا از طرف بالا مشرف بر زمين اند و نقش اساسى در پيدايش غذاى آدميان دارند، تعبير «و فى السماء رزقكم» آمده است.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - رحمن - 55 - 22 - 3

3 - « عن على ( ع ) قال : « يخرج منهما اللؤلؤ و المرجان » قال : من ماء السّماء و من ماء البحر فإذا أمطرت فتحت الأصداف أفواهها فى البحر فيقع فيها من ماء المطر فتخلق اللؤلؤة الصغيرة من القطرة الصغيرة و اللؤلؤة الكبيرة من القطرة الكبيرة ;

از امام على(ع) درباره سخن خداوند «يخرج منهما اللؤلؤ و المرجان» روايت شده: كه فرمود: [پيدايش لؤلؤ] از باران آسمان و آب دريا است. آن گاه كه باران مى بارد، صدف ها دهانه خود را در دريا باز نموده و از آب باران داخل آن مى شود. پس لؤلؤ كوچك از قطره هاى كوچك باران و لؤلؤ بزرگ از قطره هاى بزرگ باران به وجود مى آيد».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - حديد - 57 - 17 - 10

10 - « عن عبدالرحمن بن الحجاج عن أبى ابراهيم ( ع ) فى قول اللّه عزّوجلّ « يحيى الأرض بعد موتها » قال : ليس يحييها بالمطر و لكن يبعث اللّه رجالاً فيحيون العدل فتحيى الأرض لإحياء العدل . . . ;

عبدالرحمان بن حجاج از امام كاظم(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ «يحيى الأرض بعد موتها» روايت نموده است: اين احياى زمين به بارش باران نيست; بلكه خداوند مردانى را مبعوث مى كند كه عدالت را در زمين احيا كنند. پس زمين به احياى عدالت احيا مى شود...».

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - عبس - 80 - 29 - 4

4 - باران و زمين مناسب ، دو عنصر اصلى در رشد و بارورى درختان زيتون و خرما است .

صببنا الماء . .. ثمّ شققنا ... و زيتونًا و نخلاً

69- وعده باران

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - نوح - 71 - 11 - 1

1 - وعده نوح ( ع ) به قوم خود ، مبنى بر ريزش باران فراوان و پى درپى بر آنان ، در صورت استغفار و ايمان آوردن آنان

فقلت استغفروا ربّكم . .. يرسل السماء عليكم مدرارًا

يكى از معانى «سماء»، باران است (صحاح) و در اين آيه شريفه در همين معنا به كار رفته است. «مدراراً» به معناى ريزش فراوان و پى درپى است.

9- باردار

1- تغذيه باردار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

10 - مريم - 19 - 25 - 8

8- « عن أميرالمؤمنين ( ع ) قال : . . . ما تأكل الحامل من شىء و لاتتداوى به أفضل من الرطب قال اللّه - عزّوجلّ- لمريم ( ع ) « و هزّى إليك بجذع النخلة تساقط عليك رطباً جنيّاً . فكلى و اشربى و قرّى عيناً » . . . ;

از اميرالمؤمنان(ع) روايت شده است كه فرمود: . .. زن باردار، بهتر از خرماى تازه، چيزى نمى خورد و خود را با چيزى بهتر از آن، مداوا نمى كند. خداوند - عزّوجلّ- به مريم فرمود: «و هزّى إليك بجذع النخلة تساقط عليك رطباً جنيّاً . فكلى ...»...».

2- رجم باردار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - نجم - 53 - 38 - 5

5 - « و رووا أنّه أتى بحامل قد زنت فأمر برجمها فقال له أميرالمؤمنين ( ع ) : هب لك سبيل عليها ، أىّ سبيل لك على ما فى بطنها ؟ ! و اللّه تعالى يقول : « و لاتزروا وازرة وزر أُخرى » » .

روايت شده: زنى حامله را كه زنا داده بود [نزد خليفه ]آوردند. وى فرمان رجم او را صادر كرد. اميرالمؤمنين(ع) فرمود: گيرم تو حق رجم او را داشته باشى، چه حقى بر بچه اش دارى كه در شكم او است؟ در حالى كه خداوند مى فرمايد: «و لاتزروا وازة وزر اُخرى»».

3- روزه زن باردار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

1 - بقره - 2 - 184 - 26

26 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) فى قوله : « و على الذين يطيقونه فدية طعام مسكين » قال : المرأة تخاف على ولدها . . . ;

از امام صادق (ع) درباره سخن خداوند كه مى فرمايد: «كسانى كه طاقت روزه گرفتن ندارند به عنوان كفاره، طعامى به تهيدست بدهند» روايت شده است: مراد زنى است كه بر بچه خود ]جنين يا كودك شيرخوار خود [مى ترسد . .. ».

4- سوگند به ابرهاى باردار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 2 - 1

1 - سوگند الهى به ابر هاى گرانبار

فالحملت وقرًا

«وِقْر» بر بار سنگين اطلاق مى شود. مقصود از حمل كننده هاى بار سنگين، ابرها است كه در پى بادها مى آيند و با خود توده هاى عظيم ذرات آب را حمل مى كنند.

5- شتر باردار ده ماهه

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

20 - تكوير - 81 - 4 - 2

2 - شترى كه ده ماه از آبستنى آن گذشته ، مرغوب ترين سرمايه عرب در عصر بعثت

و إذا العشار عطّلت

«عشار»، جمع «عُشَراء» است و «ناقه عُشراء» شترى است كه ده ماه از آبستنى آن گذشته باشد. از ديدگاه شترداران، شتر در اين دوران زيباترين حالت و مرغوب ترين وضعيت را دارد. (لسان العرب)

6- عده طلاق باردار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

19 - طلاق - 65 - 4 - 5،6،13،14،15

5 - عدّه طلاق زنان باردار ، تا پايان باردارى آنان است .

و أُولت الأحمال أجلهنّ أن يضعن حملهنّ

6 - زنان باردارِ طلاق داده شده ، پيش از وضع حمل ، حق ازدواج مجدد را ندارند و تنها پس از آن مى توانند ازدواج كنند .

و أُولت الأحمال أجلهنّ أن يضعن حملهنّ

13 - « قال ابن عباس هى فى المطلّقات خاصة ، و هو المروى عن أئمّتنا ;

ابن عباس گفت: اين [انقضاى عدّه با وضع حمل]، مخصوص زنان مطلّقه است [نه زنانى كه شوهرانشان فوت شده اند] و همين مطلب از ائمه ما(ع) روايت شده است».

14 - « عبدالرحمن بن الحجاج عن أبى الحسن ( ع ) قال : سألته عن الحلبى إذا طلّق ها زوجها فوضعت سقطاً تمّ أو لم يتمّ أو وضعته مضغة ، قال : كلّ شىء وضعته يستبين أنه حمل تمّ أو لم يتمّ فقد انقضت عدّتها و إن كانت مضغة ;

عبد الرحمان بن حجاج از امام كاظم(ع) روايت كرده و مى گويد: از ايشان درباره زن باردار پرسيدم كه اگر شوهر او را طلاق دهد و بعد از طلاق حمل خود را تمام شده يا تمام نشده سقط و يا به صورت مضغه فرود آورد [حكم عده او چيست؟ ]فرمود: هر چه را زن زمين بگذارد كه معلوم باشد حمل بوده - خلقش تمام باشد يا ناتمام - عدّه او منقضى شده، اگر چه حمل مضغه باشد».

15 - « عن عبدالرحمن بن أبى عبداللّه البصرى عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : سألته عن رجل طلّق إمرأته و هى حبلى و كان فى بطنها إثنان فوضعت واحداً و بقى واحد ؟ قال : قال : تبين بالاوّل و لاتحلّ للأزواج حتّى تضع ما فى بطنها ;

عبدالرحمان بن ابى عبداللّه بصرى مى گويد: از امام صادق(ع) پرسيدم: مردى زن حامله خود را طلاق داده و او دو فرزند داشته است، يكى را فرود آورده و ديگرى باقيمانده است[حكم عدّه او چيست؟] امام فرمود: با فرود آمدن فرزند اوّل، از شوهر منقطع مى گردد، ولى براى ديگران حلال نمى شود تا آن كه آنچه در شكم دارد فرود آورد».

7- مطالعه حركت ابر هاى باردار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 3 - 3

3 - حركت نرم توده هاى سنگين بار ابر در فضا با وزش باد ها ، امرى الهى و شايان تأمل

فالحملت وقرًا . فالجريت يسرًا

در صورتى كه «جاريات» وصف ابرها باشد، از ملاحظه «وقراً» (سنگين بارى ابرها) و «يسراً» (حركت نرم ابرها على رغم سنگين بارى آنها)، مطلب بالا استفاده مى شود.

8- منشأ حركت ابر هاى باردار

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

18 - ذاريات - 51 - 3 - 3

3 - حركت نرم توده هاى سنگين بار ابر در فضا با وزش باد ها ، امرى الهى و شايان تأمل

فالحملت وقرًا . فالجريت يسرًا

در صورتى كه «جاريات» وصف ابرها باشد، از ملاحظه «وقراً» (سنگين بارى ابرها) و «يسراً» (حركت نرم ابرها على رغم سنگين بارى آنها)، مطلب بالا استفاده مى شود.

10- بازجويى

1- احكام بازجويى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 2

2- مشروعيت بازجويى و توقيف متهمانى كه مجرم در ميان آنان است .

إنكم لسرقون . .. قالوا نفقد صواع الملك و لمن جاء به حمل بعير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 73 - 8

8- سوء پيشينه افراد ، مجوز بازداشت و بازجويى آنان به مجرد سوء ظن به ايشان

تالله لقد علمتم ما جئنا لنفسد فى الأرض و ما كنا سرقين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 74 - 6

6- سابقه نيك متهمان و سوگند آنان بر بى گناهى ، مانع جواز بازرسى و تحقيق درباره اتهام آنان نمى شود .

قالوا تالله لقد علمتم . .. فما جزؤه إن كنتم كذبين

از آن جا كه كارگزاران يوسف به حسن سابقه فرزندان يعقوب اعتنايى نكردند و به سوگند آنان بر بى گناهى خويش وقعى ننهادند ، مى توان برداشت فوق را استفاده كرد.

2- بازجويى آشكار ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 61 - 1

1- بت پرستان ، خواهان احضار ابراهيم ( ع ) و بازجويى علنى از وى براى كشف شكننده بت ها

قالوا فأتوا به على أعين الناس

3- بازجويى اخروى انسان ها

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - توبه - 9 - 94 - 21

21 - قيامت ، روز حضور انسان در برابر خدا و آگاه شدن او از تمامى كرده هايش و نيز روز محاكمه و تعيين سرنوشت

ثم تردون إلى علم الغيب و الشهدة فينبئكم بما كنتم تعملون

4- بازجويى اخروى مشركان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 28 - 4،7

4 - توقيف و بازداشت مشركان و جدا كردن آنان از ديگران براى بازجويى و محاكمه در قيامت

و يوم نحشرهم جميعاً ثم نقول للذين أشركوا مكانكم أنتم و شركاؤكم فزيلنا بينهم . ..

برداشت فوق بر اين پايه است كه ضمير «بينهم» به عموم كسانى كه در عرصه محشر جمع شده اند (نيكان و بدان، و مؤمنان و مشركان) برگردد ; يعنى، پس از حشرِ جميع خلايق در محشر، به مشركان فرمان ايست خواهيم داد و آن گاه ميان آنان و ديگران جدايى خواهيم افكند.

7 - خداوند ، پس از توقيف مشركان و معبودهايشان در عرصه محشر ، نخست آنان را از هم جدا كرده و سپس به بازجويى و محاكمه آنان خواهد پرداخت .

ثم نقول للذين أشركوا مكانكم أنتم و شركاؤكم فزيلنا بينهم . .. ما كنتم إيانا تعبدو

برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «بينهم» به اهل شرك و معبودهايشان بازگردد. گفتنى است كه «تزييل» (مصدر زيلنا) به معناى دور كردن دو چيز از يكديگر و جدايى افكندن ميان آن دو است.

5- بازجويى از بت بزرگ قوم ابراهيم

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 63 - 4

4- ابراهيم ( ع ) با درخواست از بت پرستان براى بازجويى از بت ها ، عجز و ناتوانى آنها را براى آنان به نمايش گذاشت .

فسلوهم إن كانوا ينطقون

6- بازجويى از زنان اشراف مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 51 - 1،2،3

1- پادشاه مصر به منظور بازجويى از زنان اشراف درباره ماجرايشان با يوسف ( ع ) آنان را احضار كرد .

قال ما خطبكنّ

2- پادشاه مصر داستان يوسف و زنان اشراف را ، ماجرايى بزرگ ارزيابى كرد و خود عهده دار بازجويى از زنان اشراف شد .

قال ما خطبكنّ إذ رودتنّ يوسف عن نفسه

«خطب» به معناى كار و امر بزرگ است. و مراد از آن در اين جا داستان و ماجراست.

3- بازجويى پادشاه از زنان اشراف ، پاسخى به پيام و تقاضاى يوسف ( ع ) بود .

فسئله ما بال النسوة . .. قال ما خطبكنّ

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 52 - 3

3- يوسف ( ع ) با تقاضاى دادرسى و درخواست بازجويى از زنان ، درصدد بود تا به پادشاه اثبات كند كه هرگز با همسر وى رابطه نامشروع نداشته و به او خيانت نكرده است .

ذلك ليعلم أنى لم أخنه بالغيب

برداشت فوق ، بر اين اساس است كه ضمير در «يعلم» و «لم أخنه» به «ملك» باز گردد.

7- بازجويى از متهمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 74 - 6

6- سابقه نيك متهمان و سوگند آنان بر بى گناهى ، مانع جواز بازرسى و تحقيق درباره اتهام آنان نمى شود .

قالوا تالله لقد علمتم . .. فما جزؤه إن كنتم كذبين

از آن جا كه كارگزاران يوسف به حسن سابقه فرزندان يعقوب اعتنايى نكردند و به سوگند آنان بر بى گناهى خويش وقعى ننهادند ، مى توان برداشت فوق را استفاده كرد.

8- بازجويى از مهمانان زليخا

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 50 - 7

7- بازجويى از زنانى كه در ماجراى ميهمانى زليخا دست هاى خويش را بريدند ، شرط يوسف ( ع ) براى بيرون آمدن از زندان و حاضر شدن در نزد پادشاه

قال ارجع إلى ربك فسئله ما بال النسوة الّ-تى قطعن أيديهنّ

9- بازجويى پادشاه مصر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 51 - 1،2،3

1- پادشاه مصر به منظور بازجويى از زنان اشراف درباره ماجرايشان با يوسف ( ع ) آنان را احضار كرد .

قال ما خطبكنّ

2- پادشاه مصر داستان يوسف و زنان اشراف را ، ماجرايى بزرگ ارزيابى كرد و خود عهده دار بازجويى از زنان اشراف شد .

قال ما خطبكنّ إذ رودتنّ يوسف عن نفسه

«خطب» به معناى كار و امر بزرگ است. و مراد از آن در اين جا داستان و ماجراست.

3- بازجويى پادشاه از زنان اشراف ، پاسخى به پيام و تقاضاى يوسف ( ع ) بود .

فسئله ما بال النسوة . .. قال ما خطبكنّ

10- بازجويى در محشر

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

7 - يونس - 10 - 30 - 5

5 - محشر ، عرصه اى است كه در آن هر فردى به بازرسى ، زير و رو و سبك و سنگين كردن اعمال و كرده هاى خود مشغول خواهد بود .

و يوم نحشر هم جميعاً . .. هنالك تبلوا كل نفس ما أسلفت

11- جواز بازجويى از متهمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 2

2- مشروعيت بازجويى و توقيف متهمانى كه مجرم در ميان آنان است .

إنكم لسرقون . .. قالوا نفقد صواع الملك و لمن جاء به حمل بعير

12- جواز بازجويى از مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 2

2- مشروعيت بازجويى و توقيف متهمانى كه مجرم در ميان آنان است .

إنكم لسرقون . .. قالوا نفقد صواع الملك و لمن جاء به حمل بعير

13- درخواست بازجويى ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 61 - 1

1- بت پرستان ، خواهان احضار ابراهيم ( ع ) و بازجويى علنى از وى براى كشف شكننده بت ها

قالوا فأتوا به على أعين الناس

14- دلايل بازجويى از برادران يوسف

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 1

1- گم شدن جام آبخورى پادشاه ، دليل ارائه شده به فرزندان يعقوب براى متوقف ساختن و بازجويى از آنان

ماذا تفقدون. قالوا نفقد صواع الملك

«صواع» به معناى پيمانه است.

15- زليخا قبل از مجلس بازجويى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 51 - 17

17- زليخا پيش از جلسه بازجويى و محكمه دادرسى ، يوسف ( ع ) را مجرم معرفى مى كرد و به كام جويى از وى متهم مى ساخت .

قالت امرأت العزيز الئن حصحص الحق أنا رودته عن نفسه و إنه لمن الصدقين

برداشت فوق از قيد «الآن» استفاده مى شود.

16- عوامل بازجويى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 73 - 8

8- سوء پيشينه افراد ، مجوز بازداشت و بازجويى آنان به مجرد سوء ظن به ايشان

تالله لقد علمتم ما جئنا لنفسد فى الأرض و ما كنا سرقين

17- فلسفه بازجويى ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 62 - 2

2- بت پرستان ، ابراهيم ( ع ) را براى اعتراف به شكستن بت ها مورد بازجويى قرار دادند .

قالوا ءأنت فعلت هذا بالهتنا يإبرهيم

استفهام در «ءأنت» استفهام تقريرى و به منظور اعتراف گرفتن از مخاطب است; يعنى، بت پرستان مى دانستند كه ابراهيم(ع) شكننده بت ها است; ولى به خاطر اقرار و اعتراف گرفتن از آن حضرت گفتند: «ءأنت فعلت».

18- مكان بازجويى ابراهيم(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

11 - انبياء - 21 - 62 - 3

3- بتكده قوم ابراهيم ، محل محاكمه و بازجويى ابراهيم ( ع ) *

قالوا ءأنت فعلت هذا بالهتنا يإبرهيم

«هذا» اشاره به شىء نزديك است و مشاراليه آن، عمل ابراهيم(ع) (شكستن بت ها) است. از اين رو مى توان استفاده كرد كه محل محاكمه آن حضرت در خود بتكده و يا نزديك به آن بوده است.

19- موارد جواز بازجويى

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 2

2- مشروعيت بازجويى و توقيف متهمانى كه مجرم در ميان آنان است .

إنكم لسرقون . .. قالوا نفقد صواع الملك و لمن جاء به حمل بعير

11- بازداشت

1- احكام بازداشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 2

2- مشروعيت بازجويى و توقيف متهمانى كه مجرم در ميان آنان است .

إنكم لسرقون . .. قالوا نفقد صواع الملك و لمن جاء به حمل بعير

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 73 - 8

8- سوء پيشينه افراد ، مجوز بازداشت و بازجويى آنان به مجرد سوء ظن به ايشان

تالله لقد علمتم ما جئنا لنفسد فى الأرض و ما كنا سرقين

2- بازداشت بنيامين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 78 - 1

1- يوسف ( ع ) بنيامين را بازداشت كرد و از رفتن او به همراه برادرانش جلوگيرى كرد .

فهو جزؤه . .. قالوا يأيها العزيز إن له أبًا شيخًا كبيرًا


الدرالمنثور، ج4، ص564.

3- تأثير بازداشت بنيامين در يعقوب(ع)

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 84 - 2

2- ماجراى بنيامين ، خاطره يوسف ( ع ) را براى يعقوب ( ع ) تجديد كرد و موجب اظهار تأسف شديد او بر فراق يوسف ( ع ) شد .

و قال يأسفى على يوسف

حرف «الف» در آخر «اسفى» منقلب از ياى متكلم است. بنابراين «يأسفى» ، يعنى اى دريغ من.

4- جواز بازداشت متهمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 2

2- مشروعيت بازجويى و توقيف متهمانى كه مجرم در ميان آنان است .

إنكم لسرقون . .. قالوا نفقد صواع الملك و لمن جاء به حمل بعير

5- جواز بازداشت مجرمان

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 2

2- مشروعيت بازجويى و توقيف متهمانى كه مجرم در ميان آنان است .

إنكم لسرقون . .. قالوا نفقد صواع الملك و لمن جاء به حمل بعير

6- عوامل بازداشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 73 - 8

8- سوء پيشينه افراد ، مجوز بازداشت و بازجويى آنان به مجرد سوء ظن به ايشان

تالله لقد علمتم ما جئنا لنفسد فى الأرض و ما كنا سرقين

7- غيرقانونى بودن بازداشت بنيامين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 76 - 7

7- نگاه داشتن بنيامين در مصر حتى به جرم سرقت ، بر طبق قوانين جزايى پادشاه مصر ، براى يوسف ( ع ) مجاز نبود .

ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك

دين به معناى آيين و روش است و مراد از آن به اعتبار اضافه شدنش به «ملك» قوانين و مقررات حاكم بر مصر مى باشد. قابل ذكر است كه به قرينه «فما جزاؤه ...» در آيه 74، اگر سارق مى خواست بر اساس آيين خودش تنبيه شود، قاضى و حاكم مصر مى توانست بر آن اساس حكم كند.

8- منشأ بازداشت بنيامين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 83 - 5،6

5- يعقوب ( ع ) ، ماجراى گرفتارى بنيامين را نتيجه توطئه اى برخاسته از جلوه پرداز هاى نفس فرزندان خويش دانست .

قال بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا

جمله «سوّلت لكم . ..» ; يعنى ، نفس شما امر ناپسندى را براى شما زيبا جلوه داد و ارتكاب آن را براى شما آسان ساخت. اين جمله حاكى از اطمينان يعقوب به توطئه فرزندانش است.

6- آگاهى يعقوب به اينكه بازداشت بنيامين بر اساس كيد و نقشه اى از طرف فرزندانش ( يوسف ، بنيامين يا برادران ديگر ) بوده است . *

قال بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا

در اينكه چرا يعقوب(ع) گزارش فرزندانش را باور نكرد و آنان را على رغم داشتن شهود عينى - كه جاى شك باقى نمى گذاشت - به تسويل كردن متهم ساخت، پاسخهايى ذكر كرده اند. آنچه به نظر روشن تر مى رسد اين است كه: 1- يعقوب(ع) به فراست خاص خويش و اطمينانش به درست كارى بنيامين دريافته بود كه گزارش ياد شده واقعيت ندارد. 2- كيد و نقشه اى براى گرفتار شدن بنيامين در كار بوده و به اصطلاح كاسه اى زير نيم كاسه بوده است. 3- اين كيد و نقشه از ناحيه فرزندانش اجرا شده است. اينها واقعيتهايى بود كه يعقوب(ع) به فراست دريافت ; ولى نكته اى كه براى او - پس از آنكه فهميده بود نقشه گرفتارى بنيامين از ناحيه فرزندانش است - مجهول و مبهم مانده بود، اين بود كه متوجه نشد خود بنيامين و يوسف طرّاح و مجرى آن نقشه بودند.

9- موارد جواز بازداشت

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 72 - 2

2- مشروعيت بازجويى و توقيف متهمانى كه مجرم در ميان آنان است .

إنكم لسرقون . .. قالوا نفقد صواع الملك و لمن جاء به حمل بعير

10- يعقوب(ع) و بازداشت بنيامين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 83 - 3،6

3- يعقوب ( ع ) ، فرزندانش را در گرفتارى بنيامين و باز نگشتن وى مقصر دانست .

قال بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا

6- آگاهى يعقوب به اينكه بازداشت بنيامين بر اساس كيد و نقشه اى از طرف فرزندانش ( يوسف ، بنيامين يا برادران ديگر ) بوده است . *

قال بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا

در اينكه چرا يعقوب(ع) گزارش فرزندانش را باور نكرد و آنان را على رغم داشتن شهود عينى - كه جاى شك باقى نمى گذاشت - به تسويل كردن متهم ساخت، پاسخهايى ذكر كرده اند. آنچه به نظر روشن تر مى رسد اين است كه: 1- يعقوب(ع) به فراست خاص خويش و اطمينانش به درست كارى بنيامين دريافته بود كه گزارش ياد شده واقعيت ندارد. 2- كيد و نقشه اى براى گرفتار شدن بنيامين در كار بوده و به اصطلاح كاسه اى زير نيم كاسه بوده است. 3- اين كيد و نقشه از ناحيه فرزندانش اجرا شده است. اينها واقعيتهايى بود كه يعقوب(ع) به فراست دريافت ; ولى نكته اى كه براى او - پس از آنكه فهميده بود نقشه گرفتارى بنيامين از ناحيه فرزندانش است - مجهول و مبهم مانده بود، اين بود كه متوجه نشد خود بنيامين و يوسف طرّاح و مجرى آن نقشه بودند.

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 84 - 1

1- يعقوب ( ع ) پس از شنيدن خبر بازداشت بنيامين و مقصر دانستن فرزندانش ، بر آنان خشم گرفت و از ايشان روى برتافت .

و تولى عنهم

«تولى» به معناى روى گردانى است. روى گردانى يعقوب(ع) از فرزندانش به قرينه «فهو كظيم» از سر خشم و غضب بر آنان بوده است.

11- يوسف(ع) و بازداشت بنيامين

جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش

8 - يوسف - 12 - 76 - 7

7- نگاه داشتن بنيامين در مصر حتى به جرم سرقت ، بر طبق قوانين جزايى پادشاه مصر ، براى يوسف ( ع ) مجاز نبود .

ما كان ليأخذ أخاه فى دين الملك

دين به معناى آيين و روش است و مراد از آن به اعتبار اضافه شدنش به «ملك» قوانين و مقررات حاكم بر مصر مى باشد. قابل ذكر است كه به قرينه «فما جزاؤه ...» در آيه 74، اگر سارق مى خواست بر اساس آيين خودش تنبيه شود، قاضى و حاكم مصر مى توانست بر آن اساس حكم كند.