ghaemiyeh.com
نام کتاب: علم مفاهیم شناسی در قرآن جلد 20
تحقیق و تالیف : رسول ملکیان اصفهانی - 1400 ش
ناشر دیجیتالی: مركز تحقيقات رايانه اي قائميه اصفهان
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
2 - آل عمران - 3 - 109 - 1
1 - مالكيّت انحصارى خداوند ، نسبت به آنچه در آسمان ها و زمين است .
و للّه ما فى السموات و ما فى الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - انفطار - 82 - 2 - 4
4 - فروپاشى ساختار آسمان ، زمينه به هم ريختن نظم ستارگان *
إذا السماء انفطرت . و إذا الكواكب انتثرت
ترتيب ذكرى دو حادثه، ممكن است ناظر به ترتيب حقيقى آنها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - بروج - 85 - 9 - 3
3 - تنها كسى مى تواند شكست ناپذير و ستوده كردار باشد كه بر تمامى آسمان ها و زمين ، سيطره داشته و حكمرانى كند .
العزيز الحميد . الذى له ملك السموت و الأرض
وصف «الذى له . ..»، مى تواند توجيه گر دو وصف قبلى باشد. تغيير عبارت - كه موصول و صله جايگزين صفت مشبهه شده است - مؤيد برداشت بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - بروج - 85 - 2 - 5
5 - قدرت خداوند بر آفرينش آسمان و برج هاى آن ، نشانه صداقت او در وعده آمدن قيامت است . *
و السماء ذات البروج . و اليوم الموعود
ياد كردن قيامت - پس از ذكر آسمان و برج هاى آن - ممكن است به اين لحاظ باشد كه توجّه به آسمان، باور به قيامت را تقويت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - احقاف - 46 - 33 - 5
5- عارض نگشتن كم ترين ضعف و خستگى بر خداوند ، در نتيجه آفرينش آسمان ها و زمين
و لم يعى بخلقهنّ
مفاد جمله «لم يعى بخلقهنّ» راه نيافتن تعب و خستگى در ذات حق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - طور - 52 - 36 - 2
2 - آفرينش آسمان ها و زمين ، نشانى از آفريدگار شايسته عبادت و اطاعت
أم خلقوا السموت و الأرض
خداوند با اين پرسش، كافران را به خالقيت خويش توجه داده است; تا از اين طريق آنان دست از لجاج بردارند و به اطاعت و عبادت او بگروند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - بروج - 85 - 2 - 5
5 - قدرت خداوند بر آفرينش آسمان و برج هاى آن ، نشانه صداقت او در وعده آمدن قيامت است . *
و السماء ذات البروج . و اليوم الموعود
ياد كردن قيامت - پس از ذكر آسمان و برج هاى آن - ممكن است به اين لحاظ باشد كه توجّه به آسمان، باور به قيامت را تقويت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - انبياء - 21 - 32 - 3
3- توجه به آفرينش آسمان و نقش آن براى اهل زمين ، راهى براى رسيدن به توحيد است .
أنّ السموت والأرض . .. و جعلنا السماء سقفًا محفوظًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 14
14 - توجه به آفرينش زمين و آسمان و مراحل آن ، عامل پى بردن انسان به قدرت و علم نامحدود خداوند
أئنّكم لتكفرون بالّذى خلق . .. ذلك تقدير العزيز العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - انبياء - 21 - 32 - 3
3- توجه به آفرينش آسمان و نقش آن براى اهل زمين ، راهى براى رسيدن به توحيد است .
أنّ السموت والأرض . .. و جعلنا السماء سقفًا محفوظًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - ذاريات - 51 - 47 - 4
4 - مطالعه بناى شگفت آسمان ، راهنماى انسان به عظمت قدرت و بى نيازى آفريدگار آن
و السّماء بنينها بأييْد
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - ق - 50 - 6 - 2
2- تأمل و انديشه در كيفيت آفرينش ، زيبايى و اتقان بناى آسمان ، زمينه ره جويى به حق
بل كذّبوا بالحقّ . .. أفلم ينظروا إلى السماء ... و ما لها من فروج
واژه «ينظر»، به معناى تأمل و نگاه از روى دقت و تحقيق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - ق - 50 - 6 - 2
2- تأمل و انديشه در كيفيت آفرينش ، زيبايى و اتقان بناى آسمان ، زمينه ره جويى به حق
بل كذّبوا بالحقّ . .. أفلم ينظروا إلى السماء ... و ما لها من فروج
واژه «ينظر»، به معناى تأمل و نگاه از روى دقت و تحقيق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - ق - 50 - 6 - 2
2- تأمل و انديشه در كيفيت آفرينش ، زيبايى و اتقان بناى آسمان ، زمينه ره جويى به حق
بل كذّبوا بالحقّ . .. أفلم ينظروا إلى السماء ... و ما لها من فروج
واژه «ينظر»، به معناى تأمل و نگاه از روى دقت و تحقيق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - هود - 11 - 107 - 3
3- سراى آخرت همچون دنيا ، داراى زمين و آسمان است .
مادامت السموت و الأرض
از آن جا كه آسمانها و زمين موجود به هنگام برپايى قيامت در هم فرو مى ريزد، معلوم مى شود مراد از «السماوات و الأرض» در اين آيه و آيه بعد، آسمانها و زمين سراى آخرت مى باشد. براين اساس «ال» در آن دو جانشين مضاف اليه است; يعنى: سماوات الأخرة و أرضها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - هود - 11 - 108 - 4
4- سراى آخرت همچون دنيا ، داراى زمين و آسمان است .
مادامت السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - ابراهيم - 14 - 48 - 4
4- وجود آسمان و زمين در آخرت ، در عين تبديل شدن نظم كنونى آنها در آستانه برپايى قيامت
يوم تبدّل الأرض غير الأرض و السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - رحمن - 55 - 33 - 4
4 - جهان آخرت ، متشكل از آسمان و زمين *
أن تنفذوا من أقطار السموت و الأرض
برداشت بالا با توجه به اين است كه آيه شريفه در مورد قيامت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - عنكبوت - 29 - 44 - 5،6
5 - خلقت هدف دار آسمان ها و زمين ، نشانه و آيه بزرگ خدا براى مؤمنان است .
خلق اللّه السموت و الأرض . .. إنّ فى ذلك لأية للمؤمنين
6 - براى درك آيه بودن آسمان ها و زمين ، داشتن ايمان و زمينه لازم شرط است .
خلق اللّه السموت و الأرض بالحقّ . .. لأية للمؤمنين
تخصيص به ذكر مؤمنان از بين مردم براى بيان اين كه آسمان ها و زمين، آيه براى آنان است; از اين جهت است كه آنان، از آيه بهره مى گيرند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - صافات - 37 - 6 - 2
2 - آسمان پرستاره ، نزديك ترين آسمان به زمين
إنّا زيّنّا السماء الدنيا بزينة الكواكب
«الدنيا» (مؤنث «أدنى») از افعال تفضيل بوده و به معناى «نزديك ترين» است و در مقابل «أقصى» (دورترين) قرار دارد. گفتنى است كه نزديك ترين بودن آسمان پرستاره، در مقايسه با كره زمين سنجيده شده كه انسان ها در آن زندگى مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 6،9
6 - ستارگان ، زينت بخش آسمان دنيا ( نزديك ترين آسمان به زمين )
و زيّنا السّماء الدّنيا بمصبيح
9 - آسمان دنيا ، ايمن و محفوظ از آسيب ها ، در پرتو اراده الهى
و زيّنا السّماء الدّنيا بمصبيح و حفظًا
«حفظاً» مفعول مطلق براى فعل مقدر «حفظنا» است; يعنى، «حفظنا السّماء الدّنيا حفظاً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - ملك - 67 - 5 - 1
1 - آسمان پرستاره ، نزديك ترين آسمان به زمين
و لقد زيّنّا السماء الدنيا بمصبيح
«دنيا» (افعل تفضيل) مؤنث «أدنى» است و از ريشه «دنوّ» (نزديك بودن) مشتق شده است. بنابراين «السماء الدنيا»; يعنى آسمان نزديك تر. گفتنى است مقصود از «مصابيح»، كواكب و ستارگان است كه همچون چراغ هاى پرفروغ مى درخشند; چنان كه در آيه 6 سوره «صافات»، به صراحت آمده است: «إنّا زيّنّا السماء الدنيا بزينة الكواكب».
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - ابراهيم - 14 - 48 - 13
13- « عن محمد بن مسلم قال : سمعت أباجعفر ( ع ) يقول : . . . لعلّكم ترون إنه إذا كان يوم القيامة . . . إن الله تبارك و تعالى لايعبد فى بلاده و لايخلق خلقاً يعبدونه . . . بلى و الله ليخلقنّ خلقاً من غير فحولة و لا إناث . . . و يخلق لهم أرضاً تحملهم و سماء تظلّهم أليس الله يقول : « يوم تبدّل الأرض غير الأرض و السماوات » . . . ;
محمد بن مسلم گويد: از امام باقر(ع) شنيدم كه مى فرمود: . .. شايد شما گمان كنيد هنگامى كه روز قيامت فرا رسد ... خداى تبارك و تعالى در بلاد خود عبادت نمى شود و خلقى را كه عبادت او ... كند، نمى آفريند؟ چنين نيست، به خدا سوگند! خدا خلقى را از غير نر و ماده مى آفريند و براى آنها زمينى كه آنان را حمل كند و آسمانى كه بر سر آنها سايه افكند، خلق مى كند. آيا خدا نفرموده است: يوم تبدّل الأرض غير الأرض و السماوات؟».
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - زمر - 39 - 67 - 5،12
5 - آسمان ها ، در روز قيامت پيچيده در دست قدرت خداوند است .
و السموت مطويّ-ت بيمينه
12 - « عن سليمان بن مهران ، قال سألت أباعبداللّه ( ع ) عن قول اللّه عزّوجلّ « و الأرض جميعاً قبضته يوم القيامة » فقال يعنى ملكه لايملكها معه أحد . . . « و السماوات مطويّات بيمينه » قال : اليمين اليد ، و اليد القدرة و القوّة يقول عزّوجلّ و السماوات مطويّات بقدرته و قوته سبحانه و تعالى عمّا يشركون ;
سليمان بن مهران گويد: از امام صادق(ع) از سخن خداوند عزّوجلّ كه مى فرمايد: «و الأرض جميعاً قبضته يوم القيامة» سؤال نمودم، حضرت فرمود: يعنى زمين ملك او است [در قيامت] و هيچ كس غير از او مالك زمين نيست. .. و درباره «و السماوات مطويّات بيمينه» فرمود: يمين همان يد است و مراد از آن قدرت و قوت است و خداوند عزّوجلّ فرمود: آسمان ها به قدرت و قوت خداوند به هم پيچيده مى شوند و او منزّه و برتر است از هرگونه شركى كه به او نسبت مى دهند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
6 - اعراف - 7 - 187 - 7
7 - لحظه برپايى قيامت ، لحظه اى دشوار و سنگين براى آسمان ها و زمين
ثقلت فى السموت و الأرض
متعدى شدن «ثقلت» با حرف «فى»، و نه حرف «على»، گوياى اين است كه آنچه در لحظه برپايى قيامت در آسمانها و زمين واقع مى شود، حوادثى عظيم است كه تحمل آن بر آسمانها و زمين دشوار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - انبياء - 21 - 103 - 7
7- « عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى معنى « الفزع الأكبر » : ان الناس يصاح بهم صيحة واحدة فلايبقى ميّت إلاّ نشر و لا حىّ إلاّ مات إلاّ ما شاء اللّه ثمّ يصاح بهم صيحة أخرى فينشر من مات و يصفون جميعاً و تنشقّ السماء و تهدّ الأرض و تخرّ الجبال و تزفر النيران و ترمى بمثل الجبال شرراً فلايبقى ذو روح إلاّ إنخلع قلبه و ذكر ذنبه و شغل بنفسه إلاّ ما شاء اللّه ;
از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روايت شده كه در معناى «فزع أكبر» فرمود: به درستى كه يك صيحه بر مردم زده مى شود كه مرده اى نمى ماند، مگر اين كه زنده مى شود وزنده اى نمى ماند، مگر اين كه مى ميرد، جز آنچه را كه خدا بخواهد.
سپس صيحه ديگرى بر آنان زده مى شود و آنان كه مرده اند زنده گشته و همگى به صف كشيده خواهند شد. و آسمان شكافته و زمين در هم كوبيده و كوه ها فرو ريخته و آتش شعله هايى چون كوه بركشد، پس هيچ صاحب روحى نماند، مگر اين كه [از هراس] دل او كنده شود و گناهان خود را يادآورد و هر كس به فكر خويش باشد، مگر آنچه را خدا بخواهد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - انبياء - 21 - 104 - 1،2
1- قيامت روزى است كه خداوند ، آسمان را هم چون پيچيدن طومارنامه ها ، در هم مى پيچد .
يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1- «طىّ» به معناى پيچيدن است. 2- «سجلّ» يا به معناى «كاتب» مى باشد كه در اين صورت اضافه «طىّ» به «سجلّ» اضافه مصدر به فاعل است و «لام» در «للكتب» براى اختصاص و يا براى تقويت عامل «طىّ» است و يا به معناى هر چيزى است كه در آن نوشته باشند. در اين صورت اضافه «طىّ» اضافه به مفعول است و «لام» در «للكتب» به معناى «من أجل» است.
2- قيامت و در هم پيچيده شدن آسمان در آستانه آن ، از حوادث درس آموز و شايسته ياد و يادآوررى
يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه نصب «يوم» به عامل مقدرى چون «أذكر» يا «أذكروا» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - طور - 52 - 10 - 1
1 - زمين همچون آسمان ، دست خوش تحولات عظيم در آستانه قيامت
يوم تمور السّماء . .. و تسير الجبال
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - رحمن - 55 - 37 - 1،2
1 - شكافته شدن آسمان و از هم پاشيدن آن ، در آستانه قيامت
فإذا انشقّت السّماء
«انشقاق» به معناى شكافته شدن و در مورد آسمان به معناى درهم ريختن نظم كنونى اجرام است.
2 - سرخ شدن آسمان و شباهت پيدا كردن آن به چرمى گلگون ، به هنگام فروپاشى در آستانه قيامت
فإذا انشقّت السّماء فكانت وردة كالدهان
«وردة» به معناى گل سرخ و «دهان» به معناى چرم قرمز است. بنابراين «كانت وردة كالدهان»; يعنى، همانند چرم گلگون سرخ خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - مزمل - 73 - 18 - 1
1 - شكافته شدن و از هم گسستن آسمان ، در آستانه برپايى قيامت
يومًا . .. السماء منفطر به
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «با» در «به» ظرفيه و به معناى «فى» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - مرسلات - 77 - 9 - 1،3
1 - آسمان ، در آستانه برپايى قيامت ، از هم گسيخته شده و اجزاى آن مى گسلد .
و إذا السماء فرجت
«فرج»، به معناى شكاف است (قاموس المحيط).
3 - متلاشى شدن نظم كنونى آسمان ، در آستانه برپايى قيامت
و إذا السماء فرجت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - نبأ - 78 - 19 - 1
1 - آسمان در نخستين مراحل برپايى قيامت ، به فضايى باز و خالى از موانع عبور تبديل خواهد شد .
و فتحت السماء فكانت أبوبًا
مبالغه موجود در تعبير «فكانت أبواباً» در تعبير «فكانت ذات أبواب» نيست; زيرا در تعبير اول، گويا آسمان - به جهت فراوانى راه عبور - چيزى جز همان درب ها نيست. جمله «فتحت السماء» عطف بر «ينفخ» و يا حال براى فاعل «تأتون» است. در هر دو صورت، حوادث آغازين قيامت را بيان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - انفطار - 82 - 1 - 1
1 - آسمان در آستانه قيامت ، از هم گسيخته خواهد شد .
إذا السماء انفطرت
«انفطار»; يعنى، انشقاق (تاج العروس). به قرينه «و إذا القبور بعثرت» در آيات بعد، انفصال اجزاى آسمان از يكديگر، پيش از حادثه قيامت و در آستانه آن خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - انفطار - 82 - 3 - 2
2 - ساختار زمين نيز مانند آسمان و ستارگان ، در آستانه قيامت به هم خورده و رخنه هاى فراوانى در پيكره آن پديدار خواهد شد .
إذا السماء . .. و إذا الكواكب ... و إذا البحار فجّرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - انشقاق - 84 - 1 - 1
1 - آسمان در آستانه قيامت ، از هم گسيخته شده و اجزاى آن مى گسلد .
إذا السماء انشقّت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
1 - بقره - 2 - 29 - 7
7 - خداوند در جهان آفرينش ، هفت آسمان قرار داد .
فسويهن سبع سموت
«تسوية» (مصدر سوى) به معناى ايجاد اعتدال است. از آنجا كه اين فعل در آيه شريفه با دو مفعول آورده شده ( «هن» مفعول اول و «سبع سماوات» مفعول دوم) معناى تصيير و تبديل نيز در آن تضمين شده است; يعنى، خداوند آسمان را معتدل ساخت و آن را به هفت آسمان تبديل كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 5
5- وجود آسمان هاى هفتگانه در نظام هستى
تسبّح له السموت السبع
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - مؤمنون - 23 - 17 - 2،3
2 - جهان آفرينش ، داراى هفت آسمان
و لقد خلقنا فوقكم سبع طرائق
3 - آسمان هاى هفتگانه ، بر فراز سر آدميان و هر يك بر روى ديگرى قرار دارد .
و لقد خلقنا فوقكم سبع طرائق
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - مؤمنون - 23 - 86 - 3،4
3 - جهان آفرينش ، داراى هفت آسمان و يك مركز بزرگ فرمان روايى
قل من ربّ السموت السبع و ربّ العرش العظيم
«عرش» در لغت به معناى سرير حكومت و فرمان روايى است.
4 - آسمان هاى هفتگانه و عرش عظيم ، مظهر ربوبيت يگانه خداوند
قل من ربّ السموت السبع و ربّ العرش العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 1،2
1 - خداوند ، جهان آفرينش را به صورت هفت آسمان بياراست و نظام بخشيد .
فقضهنّ سبع سموت
2 - شكل گيرى آسمان هاى هفتگانه در دو روز ( دو مرحله ) ، به اراده خداوند بود .
فقضهنّ سبع سموت فى يومين
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - نوح - 71 - 15 - 1،3
1 - جهان طبيعت ، داراى هفت آسمان
ألم تروا كيف خلق اللّه سبع سموت
3 - آسمان هاى هفت گانه ، به شكل طبقه طبقه و تودرتو است .
كيف خلق اللّه سبع سموت طباقًا
تعبير «ألم تروا كيف. ..»، مى تواند براى تشويق و تحريص ادا شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - نبأ - 78 - 12 - 1
1 - خداوند ، بر فراز ساكنان زمين ، هفت آسمان بنا كرده است .
و بنينا فوقكم سبعًا شدادًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - فرقان - 25 - 25 - 1،2،3،4
1 - شكافته شدن آسمان ، در آستانه برپايى قيامت و نزول فرشتگان از آن ، حادثه اى در خور تأمل و ياد و يادآورى
و يوم تشقّق السماء بالغمم و نزّل الملئكة تنزيلاً
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «يوم» متعلق به فعلى محذوف (همچون «اذكر») باشد.
2 - آسمان به همراه ابر ها ، در آستانه برپايى قيامت شكافته خواهد شد .
يوم تشقّق السماء بالغمم
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «با» در «بالغمام» براى ملابست باشد; مثل «ركب الامير بسلاحه; امير همراه سلاحش بر مركب خود سوار شد».
3 - آسمان ، در آستانه برپايى قيامت ، به وسيله ابر ها شكافته خواهد شد .
و يوم تشقّق السماء بالغمم
برداشت فوق، بر اين اساس است كه «با» در «بالغمام» براى سببيت باشد.
4 - با شكافته شدن آسمان در آستانه بر پايى قيامت ، فرشتگان بر اهل زمين فرود خواهند آمد .
و يوم تشقّق السماء بالغمم و نزّل الملئكة تنزيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - معارج - 70 - 8 - 1
1 - گداخته شدن آسمان ، همچون ذوب فلزات در آستانه برپايى قيامت
يوم تكون السماء كالمهل
«مهل» به هر فلز گداخته شده (همچون طلا، نقره، مس و. ..) گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - نازعات - 79 - 30 - 4
4 - فراهم شدن شرايط زندگانى در زمين ، با آغاز آفرينش آن و پيدايش آسمان و شب و روز هم زمان نبوده است .
و الأرض بعد ذلك دحيها
فعل «دحاها» دلالت بر وجود زمين قبل از بسط آن دارد و قيد «بعد ذلك»، نشانگر آن است كه گسترش زمين و آمادگى آن براى زندگانى انسان، از دوران ايجاد آسمان و شب و روز مؤخر بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
1 - بقره - 2 - 117 - 3
3 - آسمان ها و زمين ( جهان هستى ) را آغازى بوده است .
بديع السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
3 - آل عمران - 3 - 190 - 1،2،4
1 - خلقت آسمان ها و زمين و گردش شب و روز ، دربردارنده نشانه هاى فراوان بر قدرت مطلق خداوند
و اللّه على كلّ شىء قدير. انّ فى خلق السّموات و الارض و اختلاف الّيل و النّهار ل
جمله «انّ فى . .. » مى تواند بيانگر دليلى براى قدرت مطلق الهى (و اللّه على كل شىء قدير) باشد كه در آيه قبل مطرح شد. بنابراين مراد از «لايات»، نشانه هاى قدرت مطلق الهى خواهد بود.
2 - آسمان ها و زمين ، آفريده هايى حادث و داراى نظم
انّ فى خلق السّموات و الارض و اختلاف الّيل و النّهار
4 - آفرينش آسمان ها و زمين و گردش شب و روز ، دربردارنده نشانه هاى فراوان بر يكتايى خدا در مالكيّت و فرمانروايى بر هستى
و للّه ملك السّموات . .. انّ فى خلق السّموات ... لايات
جمله «انّ فى . .. »، مى تواند بيانگر دليلى براى يكتايى خداوند در فرمانروايى و مالكيّت باشد كه در آيه قبل (و للّه ملك السّموات ... ) مطرح شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
3 - آل عمران - 3 - 191 -
1،4،5،6،7،9،10،14،18
1 - آنان كه همواره و در هر حال به ياد خدا بوده و در آفرينش آسمان ها و زمين مى انديشند ، داراى خرد ناب هستند .
لايات لاولى الالباب. الّذين يذكرون اللّه قياماً و قعوداً و على جنوبهم و يتفكّرون
فعل مضارع «يذكرون»، دلالت بر استمرار و دوام ذكر دارد و «قيام»، جمع قائم (ايستاده) و «قعود»، جمع قاعد (نشسته) و «جنوب»، جمع جنب (پهلو)، كنايه از تمامى حالات آدمى است. چون غالباً آدمى از اين سه حالت خارج نيست.
4 - ارزش انديشيدن در آفرينش آسمان ها و زمين
الّذين . .. يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض
5 - ارزش انديشه در آفرينش آسمان ها و زمين ، در صورت توأم بودن آن با ياد خدا *
الّذين يذكرون اللّه . .. و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض
جمله «يتفكّرون» بدون تكرار «الّذين»، عطف بر «يذكرون» شده تا دلالت كند به اينكه هر دو صفت (ذكر و تفكّر)
توأماً، وصف «اولى الالباب» است ; نه اينكه اولوا الالباب دو گروهند ; عدّه اى ذاكر و عدّه اى ديگر متفكّر.
6 - همواره به ياد خداوند بودن و انديشيدن در آفرينش آسمان ها و زمين ، دو صفت برجسته خردمندان
لاولى الالباب. الّذين يذكرون اللّه قياماً و قعوداً و على جنوبهم و يتفكّرون فى خل
7 - ترغيب انسان ها به ياد هميشگى خدا و انديشيدن در آفرينش آسمان ها و زمين
الّذين يذكرون اللّه قياماً . .. و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض
ستايش خداوند از دارندگان صفات ياد شده و توصيف آنان به خردمندى، براى تشويق به تحصيل چنين ويژگيهايى است.
9 - آفرينش آسمان ها و زمين ، امرى با عظمت و ميدانى گسترده براى تفكّر مستمر
و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض
10 - كيفيّت آفرينش آسمان ها و زمين ، از منابع شناخت
و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض
«خلق» به معناى آفريدن و ايجاد كردن است ; ولى ظاهراً در آيه شريفه، مراد از آن چگونگى وجود آسمانها و زمين است.
14 - آنان كه با انديشيدن در خلقت آسمان ها و زمين به هدفدارى جهان پى نبرند ، نه خردمندند و نه شناخت صحيحى از آفرينش دارند .
لايات لاولى الالباب. الّذين ... و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت
18 - تفكّر در آفرينش آسمان و زمين ، موجب درك توحيد ربوبى ( جهان بينى توحيدى ) و اعتراف به آن
يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً
چون پس از تفكّر، خداوند را با ربّنا (پروردگار همه ما) ياد مى كنند، معلوم مى شود كه آدمى با انديشه در آفرينش، مى تواند به ربوبيت خداوند نسبت به همگان (توحيدى ربوبى) دست يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - يوسف - 12 - 105 - 1،4،5
1- آسمان ها و زمين ، حاوى آيات و نشانه هايى بسيار بر توحيد و يكتايى خداوند است .
و كأيّن من ءاية فى السموت و الأرض
«كأيّن» كنايه از عدد است و دلالت بر كثرت دارد. اين كلمه مبتدا و عبارت «فى السموت و الأرض» خبر آن است و «من آية» تمييز آن مى باشد. مقصود از «آية» به قرينه «و ما يؤمن أكثرهم بالله» در آيه بعد، آيت و نشان بر توحيد است.
4- آنان كه با مشاهده نشانه هاى موجود در آسمان ها و زمين ( هستى ) به توحيد و يكتايى خداوند پى نبرند ، سزاوار سرزنش و نكوهشند .
و كأيّن من ءاية فى السموت و الأرض يمرون عليها و هم عنها معرضون
لحن آيه شريفه گوياى مذمت و سرزنش است.
5- زمين در حركت است و انسان ها را بر آيات آسمانى عبور مى دهد .
كأيّن من ءاية فى السموت و الأرض يمرون عليها
چنان چه جمله «يمرون عليها» را به معناى حقيقى آن و نه معناى كنايى اش (مشاهده مى كنند) حمل كنيم، حاكى از حركت زمين خواهد بود ; زيرا مرور بر آيات آسمانى با اين معنا سازگار مى باشد كه زمين حركت كند و انسانها به واسطه حركت آن بر آيات آسمانى عبور نمايند (برگرفته شده از تفسيرالميزان).
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - فصلت - 41 - 11 - 2
2 - آسمان ، پيش از سامان يافتن و شكل گيرى به صورت توده هايى از دود بود .
ثمّ استوى إلى السماء و هى دخان
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
1 - بقره - 2 - 117 - 1،5
1 - خداوند ، آفريننده و مبتكر آسمان ها و زمين بدون وجود نمونه اى از پيش
بديع السموت و الأرض
«بديع» بر گرفته شده از ابداع است و «ابداع» به معناى اختراع چيزى است بدون الگو و نمونه قبلى.
5 - آفرينش آسمان ها و زمين ، بدون مثال و الگويى از پيش ، دليل منزه بودن خدا از اختيار كردن فرزند و نياز داشتن به آن
قالوا اتخذ اللّه ولداً سبحنه بل . .. بديع السموت و الأرض
برداشت فوق بر اين اساس است كه «بديع السماوات . ..» همانند جمله «له ما فى السماوات ...»، دليل و برهانى براى تنزيه خداوند از داشتن فرزند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - شورى - 42 - 11 - 2
2 - خلقت آسمان ها و زمين ، بدون هيچ گونه سابقه و الگوى پيشين
فاطر السموت و الأرض
«فاطر» (از ماده «فطر»)به معناى ابداع و آفرينش بدون سابقه نيز آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - روم - 30 - 48 - 1
1 - جريان باد ها و پراكنده شدن ابر ها در آسمان به وسيله آن ، تنها ، با مشيّت خداوند است .
اللّه الذى يرسل الرياح فتثير سحابًا . .. كيف يشاء
مصدر ثلاثى «تثير»، «ثور» و به معناى «به حركت درآوردن و پراكندن» است. فعل مضارع «يرسل» مى تواند اشاره به استمرار و هميشگى جريان باد داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - ق - 50 - 6 - 3
3- آفرينش شگفت ، زيبا و متقن آسمان ، نشانى از قدرت خداوند بر احياى مجدد مردگان
ذلك رجع بعيد . .. أفلم ينظروا إلى السماء فوقهم كيف بنينها
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - ملك - 67 - 3 - 2
2 - آسمان هاى هفتگانه در نظم و اتقان ، متناسب و مشابه هم اند .
سبع سموت طباقًا
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «طباقاً» از مصدر «طابَقَ» و به معناى مطابقت و مشابهت باشد. در اين صورت مقصود از آن، تشابه و تطابق آسمان ها در نظم و اتقان و مانند آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
5 - انعام - 6 - 73 - 2
2 - آفرينش آسمانها و زمين، هدفدار و در نهايت استوارى است.
و هو الذى خلق السموت و الأرض
«حق» كاربرد معنايى بسيارى دارد، از آن جمله كه قرينه تركيب با جمله «خلق السماوات»، به معناى هدفدارى و حكيمانه بودن آفرينش است، راغب نيز در مفردات به كاربرد اين معنى براى «حق» تصريح كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 6
6- آسمان ها و زمين و تمامى موجودات هستى ، داراى فرجام و پايانى معين و از پيش تعيين شده
ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ و أجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - سبأ - 34 - 9 - 11
11 - در احاطه آسمان و زمين بر انسان ها ، از آيه هاى خداوند براى هر بنده اهل انابه اى است .
إن فى ذلك لأية لكلّ عبد منيب
مشاراليه «ذلك» «ما بين أيديهم و ما خلفهم من السماء و الأرض» است. گفتنى است كه «إنابة» (مصدر «منيب») به معناى رجوع كننده است و «عبد منيب» كسى است كه پيوسته رو به خدا دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - ذاريات - 51 - 7 - 5
5 - « عن الحسين ابن خالد عن أبى الحسن الرضا ( ع ) قال قلت له أخبرنى عن قول اللّه « و السّماء ذات الحبك » فقال : هى محبوكة إلى الأرض و شبك بين أصابعه ، فقلت كيف تكون محبوكة إلى الأرض فقال . . . فبسط كفّه اليسرى ثم وضع اليمنى فقال : هذه أرض الدنيا و السّماء الدنيا على ها فوق ها قبة . . . ;
حسين بن خالد از امام رضا(ع) از آيه «و السّماء ذات الحبك» سؤال نمود، امام(ع) دست چپ خود را باز كرد و دست راست را مانند گنبد بر روى آن قرار داد و فرمود: اين زمين دنيا است و آسمان دنيا همچون گنبد بر بالاى آن قرار گرفته است [و همين گونه تا هفت زمين و هفت آسمان]».
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
1 - بقره - 2 - 29 - 9
9 - خلقت آسمان ها در دو مرحله : مرحله اى مختلط ، نامتمايز و نامتعادل ; و مرحله تفكيك شده ، متمايز و متعادل
ثم استوى إلى السماء فسويهن سبع سموت
مفرد آوردن كلمه «السماء» در جمله «ثم استوى الى السماء» و ارجاع ضمير جمع به آن در جمله «فسواهن» مى
تواند اشاره به اين معنا باشد كه: آسمانها پيش از هفتگانه شدن و تمايز يافتن به گونه اى مختلط بوده كه هم اطلاق آسمان (به صورت مفرد) و هم اطلاق آسمانها (به صورت جمع) بر آن صحيح بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 9 - 3
3 - متلاشى شدن نظم كنونى آسمان ، در آستانه برپايى قيامت
و إذا السماء فرجت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - فصلت - 41 - 11 - 5
5 - زمين و آسمان ( جهان هستى ) ، داراى نوعى شعور ، اراده و نطق
قالتا أتينا طائعين
از واژه «قالتا» استفاده مى شود كه آسمان و زمين داراى نوعى نطق اند; چنان كه ازجمله «أتينا طائعين» فهميده مى شود كه آن دو، از نوعى اراده و خواست نيز برخورداراند و از مجموع اراده و نطق نوعى شعور و ادراك استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - نازعات - 79 - 33 - 2
2 - ارزش انسان ، برتر از آسمان و زمين و نعمت هاى موجود در آن
متعًا لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - نازعات - 79 - 33 - 2
2 - ارزش انسان ، برتر از آسمان و زمين و نعمت هاى موجود در آن
متعًا لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - دخان - 44 - 39 - 1
1- آفرينش آسمان ها و زمين ، آفرينشى بحق ، بايسته ، ارزشمند و هدفدار
و ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما لعبين . ما خلقنهما إلاّ بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - ذاريات - 51 - 7 - 3
3 - آسمان ، داراى بنايى محكم ، استوار و خلل ناپذير
و السّماء ذات الحبك
در صورتى كه مراد از «حباك» (مفرد حبك) استوارى و استحكام باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - مرسلات - 77 - 9 - 2
2 - آسمان ، برخودار از استحكام ويژه و اجزاى آن داراى پيوندى خاص و از هم گسستنى
و إذا السماء فرجت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 12 - 3،4
3 - ساختار پر مقاومت آسمان ها بر فراز ساكنان زمين ، نعمتى الهى است .
و بنينا فوقكم سبعًا شدادًا
4 - بهره مند ساختن ساكنان زمين از آسمان هاى محكم و استوار ، دليل قدرت خداوند و ضرورت معاد است .
عمّ يتساءلون . .. ألم نجعل ... و بنينا فوقكم سبعًا شدادًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - نازعات - 79 - 27 - 1،2
1 - آسمان ، پديده اى مقاوم تر از جسم انسان ها و آفرينش آن باعظمت تر از آفرينش آنها است .
ءأنتم أشدّ خلقًا أم السماء
استفهام در «ءأنتم» تقريرى است و براى اعتراف گرفتن از مخاطب به كار مى رود. «السماء» ممكن است اشاره به آسمان مشهود باشد و نيز ممكن است اسم جنس بوده و بر تمام آسمان ها قابل تطبيق باشد. «شدّت»، به معناى صلابت و استحكام است. اين وصف درباره جسم و غير جسم به كار مى رود. بنابراين تعبير «أشدّ خلقاً» به معناى استحكام بيشتر در خلقت و يا دشوارتر بودن آفرينش [در نظر مخاطبان ]است.
2 - آفرينش آسمان با وجود صلابت بيشتر آن نسبت به پيكر انسان ، برهانى آشكار بر امكان معاد و قدرت خداوند بر زنده كردن دوباره انسان ها
ءأنتم أشدّ خلقًا أم السماء بنيها
«أنتم» خطاب به منكران معاد است كه آيات قبل سخنان آنان را نقل كرده بود. جمله «بناها» مستأنفه و مفاد آن اين است كه آسمان با آن كه محكم تر است، خداوند آن را ساخت; چگونه آفرينش دوباره خود را محال مى پنداريد؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - انفطار - 82 - 1 - 2
2 - آسمان ، داراى استحكامى ويژه و اجزاى آن ، داراى پيوندى خاص و قابل از هم گسستن
إذا السماء انفطرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - انشقاق - 84 - 1 - 2
2 - آسمان ، داراى استحكامى ويژه و اجزاى آن داراى پيوندى خاص و قابل از هم گسستن
إذا السماء انشقّت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - نبأ - 78 - 12 - 2
2 - آسمان هاى هفت گانه ، مقاوم و داراى استحكام است .
سبعًا شدادًا
«شداد» (جمع «شديد») از شدّت، (سختى و محكمى) مشتق شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - روم - 30 - 25 - 1
1 - تداوم بقا و ثبات آسمان و زمين ، از نشانه هاى خداوند است .
و من ءايته أن تقوم السماء و الأرض بأمره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 5
5 - نظام اداره هر آسمان مستقل و بى نياز از ديگر عوالم *
و أوحى فى كلّ سماء أمرها
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - انبياء - 21 - 104 - 6
6- آسمان بسان خلقت نخستين خود ، پس از در هم پيچيده شدن مجدداً شكل خواهد گرفت .
كما بدأنا أوّل خلق نعيده
برداشت برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «نعيده» اشاره به آفرينش آسمان پس از در هم پيچيده شدن آن باشد و نه تمامى مخلوقات.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - نازعات - 79 - 28 - 2،4
2 - خداوند ، آسمان را پديده اى به دور از كاستى و ناهماهنگى و به گونه اى موزون و متعادل قرار داده است .
فسوّيها
«سوِىّ» به چيزى گفته مى شود كه در مقدار و كيفيت آن، افراط و تفريط نشده باشد (مفردات راغب). بنابراين جمله «سوّاها»; يعنى، خداوند آسمان را به گونه اى قرار داد كه در شكل و اجزاى آن، تعادل برقرار است.
4 - برافراشتن آسمان و تعديل آن ، دليل قدرت خداوند بر احياى دوباره انسان ها است .
ءأنتم أشدّ . .. رفع سمكها فسوّيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
1 - بقره - 2 - 29 - 6،8،9
6 - خداوند در پى آفرينش مواهب زمين ، به معتدل ساختن آسمان پرداخت .
ثم استوى إلى السماء فسويهن
«إستواء» (مصدر استوى) آن گاه كه به «الى» متعدى شود، به معناى: روى آوردن و قصد كردن، است. جمله «فسواهن» (آسمانها را معتدل ساخت) هدف روى آوردن را بيان مى كند; يعنى: «استوى الى السماء لتسويتهن; خداوند به آسمانها روى كرد (اراده كرد) تا آنها را به اعتدال رساند».
8 - آسمان هاى هفتگانه جهان ، داراى اعتدال و بدون كمترين اعوجاج و ناهماهنگى
فسويهن سبع سموت
9 - خلقت آسمان ها در دو مرحله : مرحله اى مختلط ، نامتمايز و نامتعادل ; و مرحله تفكيك شده ، متمايز و متعادل
ثم استوى إلى السماء فسويهن سبع سموت
مفرد آوردن كلمه «السماء» در جمله «ثم استوى الى السماء» و ارجاع ضمير جمع به آن در جمله «فسواهن» مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه: آسمانها پيش از هفتگانه شدن و تمايز يافتن به گونه اى مختلط بوده كه هم اطلاق آسمان (به صورت مفرد) و هم اطلاق آسمانها (به صورت جمع) بر آن صحيح بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 14
14 - « و فى الحديث : إنّ عليّاً ( ع ) إذا حضر وقت الصلاة يتململ و يتزلزل و يتلّون فقيل له : ما لك يا أميرالمؤمنين ؟ فيقول جاء وقت الصلاة وقت أمانة عرضها اللّه على السماوات و الأرض فأبين أن يحملنها و أشفقن منها ;
روايت شده كه على(ع) هنگامى كه وقت نماز مى رسيد، ناآرام و لرزان و رنگ به رنگ مى شد. پس به آن حضرت گفته شد: چه شده شما را اى اميرالمؤمنين؟ فرمود: وقت نماز رسيده است! وقت امانتى كه بر آسمان ها و زمين عرضه شد و آنها از حمل آن سربرتافتند و از آن هراسيدند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 1
1 - خداوند ، تكاليف دين را ، به عنوان امانت به آسمان ها و زمين و كوه ها سپرد و آنان از قبول آن ، سر باز زدند .
إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها
لام در «ليعذّب. ..» در آيه بعد، براى تعليل عرضه امانت است. ذكر منافق مشرك و مؤمن در آن آيه، به دنبال تعليل «ليعذّب» قرينه است كه مراد از «الأمانة» در اين آيه، چيزى است كه افراد درباره آن، به سه گروه تقسيم مى شوند و آن، همانا تكاليف دينى است. گفتنى است كه آيه پيش كه درباره اطاعت از خدا و رسول است، نيز مى تواند قرينه بر برداشت بالا، باشد; چه اين كه اطاعت از خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، وقتى ميسّر است كه به تكاليف ارائه شده از سوى آنان عمل شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 4،5
4 - آسمان ها و زمين و كوه ها ، از قبول امانت الهى ، مى ترسيدند .
إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها و أشفقن منها
5 - خوددارى آسمان ها و زمين و كوه ها از قبول امانت الهى ، همراه با شفقت و ترس بود .
إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها و أشفقن منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - رحمن - 55 - 33 - 6
6 - خروج جن و انس از مدار زمين و عبور آنان در قلمرو آسمان ها ، امرى قانون مند و ممكن و تنها نيازمند تهيه ابزار مناسب *
يمعشر الجنّ و الإنس إن استطعتم . .. لاتنفذون إلاّ بسلطن
احتمال دارد كه آيه شريفه در رابطه با دنيا باشد كه در اين صورت از مجموع آيه مى توان استفاده كرد كه خروج از مدار زمين و كرات، امرى محال نيست; بلكه با تجهيزات مناسب قابل دسترسى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - انبياء - 21 - 30 - 11
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - فرقان - 25 - 25 - 1،2،4
1 - شكافته شدن آسمان ، در آستانه برپايى قيامت و نزول فرشتگان از آن ، حادثه اى در خور تأمل و ياد و يادآورى
و يوم تشقّق السماء بالغمم و نزّل الملئكة تنزيلاً
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «يوم» متعلق به فعلى محذوف (همچون «اذكر») باشد.
2 - آسمان به همراه ابر ها ، در آستانه برپايى قيامت شكافته خواهد شد .
يوم تشقّق السماء بالغمم
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه «با» در «بالغمام» براى ملابست باشد; مثل «ركب الامير بسلاحه; امير همراه سلاحش بر مركب خود سوار شد».
4 - با شكافته شدن آسمان در آستانه بر پايى قيامت ، فرشتگان بر اهل زمين فرود خواهند آمد .
و يوم تشقّق السماء بالغمم و نزّل الملئكة تنزيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - رحمن - 55 - 37 - 1
1 - شكافته شدن آسمان و از هم پاشيدن آن ، در آستانه قيامت
فإذا انشقّت السّماء
«انشقاق» به معناى شكافته شدن و در مورد آسمان به معناى درهم ريختن نظم كنونى اجرام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - حاقه - 69 - 16 - 1،2
1 - از هم شكافته شدن آسمان در آستانه برپايى قيامت
و انشقّت السماء
2 - آسمان پس از شكافته شدن در آستانه برپايى قيامت ، سست و نااستوار خواهد شد .
فهى يومئذ واهية
«وهى» (ماده «واهية») به چيزى گفته مى شود كه رسته اش سست شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - مزمل - 73 - 18 - 1
1 - شكافته شدن و از هم گسستن آسمان ، در آستانه برپايى قيامت
يومًا . .. السماء منفطر به
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «با» در «به» ظرفيه و به معناى «فى» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - مرسلات - 77 - 9 - 1
1 - آسمان ، در آستانه برپايى قيامت ، از هم گسيخته شده و اجزاى آن مى گسلد .
و إذا السماء فرجت
«فرج»، به معناى شكاف است (قاموس المحيط).
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - انشقاق - 84 - 1 - 1
1 - آسمان در آستانه قيامت ، از هم گسيخته شده و اجزاى آن مى گسلد .
إذا السماء انشقّت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - انشقاق - 84 - 3 - 4
4 - مرحله شكافته شدن آسمان - در مراحل مقدماتى قيامت - مقدم بر مرحله انبساط زمين و مؤثر در آن خواهد بود . *
إذا السماء انشقّت . .. و إذا الأرض مدّت
تقديم «إذا السماء. ..» بر «إذا الأرض ...»، ممكن است ناظر به تقدم زمانى آن باشد. ذكر اين دو رخداد در كنار يكديگر، مى تواند نشانگر ارتباط آن دو باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - مريم - 19 - 90 - 2،3
2- شكافته شدن آسمان ها ، قطعه قطعه شدن زمين و انهدام كوه ها ، امرى بسزا ، در برابر ادعاى باطل فرزند گزينى خداوند
تكاد السموت يتفطّرن منه و تنشقّ الأرض و تخرّ الجبال هدًّا
فعل «تكاد» - كه بر «وقوع نزديك» دلالت دارد - در معناى مجازى «سزاواربودن» به كار رفته و ممكن است مراد اين باشد كه برخورد اين سخن با مقام قدس الهى، مانند برخورد چيزى با اركان جهان هستى است; كه همه چيز را متلاشى كند و از ميان ببرد. و يا اين كه خشم خداوند از اين سخن به حدى است كه جاى آن دارد، آسمان و زمينى باقى نگذارد و همه چيز را نابود كند و كوه ها را درهم بريزد.
3- آسمان ها ، متعدد و قابل شكافته شدن از است .
تكاد السموت يتفطّرن منه
محتواى آيه، استعاره است، در اين موارد گرچه معانى حقيقى، اراده نشده است; ولى امكان پذيربودن معانى حقيقى ملحوظ مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - هود - 11 - 44 - 2،4،5
2- پس از حادثه طوفان نوح و غرق شدن كفرپيشگان ، آسمان از ناحيه خداوند فرمان يافت تا از بارش باز ايستد .
فكان من المغرقين. و قيل ... يسماء أقلعى
اقلاع (مصدر أقلعى) به معناى خوددارى كردن است. مراد از خوددارى كردن آسمان - به قرينه مقام - قطع باران مى باشد.
4- با فرمان الهى به آسمان و زمين ، آب ها كاسته شد ، جريان طوفان نوح تمام شد و كشتى نجات ، به سلامت بر كوه جودى مستقر گرديد .
و غيض الماء و قضى الأمر واستوت على الجودى
5- زمين ، آسمان و همه عوامل هستى ، در اختيار خدا و گوش به فرمان او هستند .
يأرض ابلعى ماءك و يسماء أقلعى و غيض الماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - فصلت - 41 - 11 - 3،4
3 - خداوند ، به آسمان و زمين فرمان داد تا - خواه يا ناخواه - در مسير تعيين شده به حركت در آيند و فرمان ببرند .
فقال لها و للأرض ائتيا طوعًا أو كرهًا
«طوع» به معناى رغبت و ميل و «كره» به معناى بى ميلى و عدم رغبت است.
4 - آسمان و زمين فرمانبر اراده الهى ، از سر ميل و رغبت
قالتا أتينا طائعين
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - انشقاق - 84 - 2 - 1،2
1 - آسمان ، مطيع و گوش به فرمان خداوند است .
و أذنت لربّها و حقّت
«أذنت»; يعنى، «استمعت» (لسان العرب). اين فعل ممكن است از «اُذُن» (گوش) گرفته شده باشد.
2 - آسمان ، براى اطاعت از فرمان خداوند ، شايستگى و آمادگى لازم را دارد .
و حقّت
«حقّ» و «حقيق»; يعنى، «جدير و خليق» (سزاوار و شايسته). (قاموس) بنابراين «حُقّت»; يعنى، سزاوار شد و اهليت و لياقت يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - حج - 22 - 18 - 1
1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا
ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب
«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - حاقه - 69 - 16 - 3
3 - متلاشى شدن نظم كنونى آسمان ، در آستانه برپايى قيامت
و انشقّت السماء فهى يومئذ واهية
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - تكوير - 81 - 11 - 1
1 - آسمان در قيامت بركنده و برچيده خواهد شد .
و إذا السماء كشطت
«كَشْط» (مصدر «كشطت») به معناى برداشتن پوشش از چيزى است; همان گونه كه پوست حيوان هنگام سلاّخى از آن برچيده گردد و همان گونه كه سقف از جاى كنده مى شود (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 1 - 1،2
1 - آسمان در آستانه قيامت ، از هم گسيخته خواهد شد .
إذا السماء انفطرت
«انفطار»; يعنى، انشقاق (تاج العروس). به قرينه «و إذا القبور بعثرت» در آيات بعد، انفصال اجزاى آسمان از
يكديگر، پيش از حادثه قيامت و در آستانه آن خواهد بود.
2 - آسمان ، داراى استحكامى ويژه و اجزاى آن ، داراى پيوندى خاص و قابل از هم گسستن
إذا السماء انفطرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - انفطار - 82 - 4 - 2
2 - دفن آخرين نسل انسان در زمين با به هم ريختن آسمان و ستارگان و زمين ، فاصله چندانى نخواهد داشت . *
و إذا القبور بعثرت
تعبير «قبر» و زير و رو شدن خاك آن، ممكن است حاكى از اين باشد كه هنگام پايان يافتن دنيا و آغاز آخرت، بقاياى جسم برخى از انسان ها در قبرها باقى خواهد ماند. كلمه «القبور» - به دليل داشتن «ال» استغراق - همه قبرهاى موجود در آن زمان را شامل مى شود. در نتيجه بايد گفت اين آيه، درباره ساير انسان ها - كه چيزى از جسمشان باقى نمانده باشد - سخنى نگفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - روم - 30 - 25 - 10
10 - آسمان و زمين ( هستى ) ، قبل از برپايى قيامت ، فرو مى ريزند .
تقوم السماء و الأرض بأمره ثمّ . .. إذا أنتم تخرجون
«ثمّ» براى تراخى است و آورده شدن آن بين دو جمله اى كه يكى درباره ثبات عالم و ديگرى احياى مردگان در قيامت است، نشان مى دهد كه بايد حادثه اى پس از قوام و ثبات عالم رخ بدهد و آنگاه فرمان حيات صادر شود. آن حادثه، به تناسب مقام، مى تواند فروپاشى عالم باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - ذاريات - 51 - 7 - 4
4 - آفرينش آسمان پرستاره و استوار ، امرى مهم و شايان مطالعه و تأمل
و السّماء ذات الحبك
سوگند، معمولاً به چيزهاى ارزشمند و بزرگ تعلق مى گيرد و انسان را به تأمل در متعلّقات آن فرا مى خواند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - دخان - 44 - 7 - 3
3- آسمان ها و زمين و سراسر نظام هستى ، نمودار ربوبيت عالى و خدشه ناپذير خداوند است .
ربّ السموت و الأرض و ما بينهما إن كنتم موقنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 2
2 - امانت عرضه شده الهى بر آسمان ها ، زمين و كوه ها و انسان ها ، بس عظيم و سنگين است .
إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها و أشفقن منها و ح
تعبير «أبين أن يحملنها و أشفقن منها» و تعليل قبول امانت از سوى انسان به «إنّه كان ظلوماً جهولاً» حكايت مى كند كه آن امانت، بس عظيم و سنگين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - ذاريات - 51 - 47 - 2
2 - بناى آسمان ، نمود قدرت و توانايى عظيم خداوند
و السّماء بنينها بأييْد
«أيد» در اصل جمع «يد» است و در معانى قدرت و نعمت نيز به كار مى رود. مراد از «أيد» در آيه شريفه، معناى اول (قدرت) است; يعنى، «و السّماء بنيناها بقوة». نكره آمدن «أيد» نيز، بيانگر عظمت قدرت الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - طور - 52 - 5 - 2
2 - نظام عالى آسمان ، جلوه گاه عظمت خداوند و شايان تأمل و تدبر
و السقف المرفوع
سوگند، همواره به امور مهم تعلق مى گيرد و خداوند با سوگند به آسمان رفيع، بشر را به اهميت آن متوجه ساخته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - غافر - 40 - 64 - 21
21 - تمجيد و تحسين خداوند از خويش به خاطر آفريدن آسمان ، زمين و انسان
اللّه الذى جعل لكم الأرض . .. و صوّركم ... فتبارك اللّه ربّ العلمين
جمله «فتبارك اللّه ربّ العالمين» داراى آهنگ تمجيد و تحسين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - اسراء - 17 - 99 - 3
3- خلقت آسمان ها و زمين ، به مراتب مهمتر از حيات دوباره انسان پس از مرگ است .
أو لم يروا أن الله الذى خلق السموت و الأرض قادر على أن يخلق مثلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - يس - 36 - 81 - 6
6 - آفرينش آسمان ها و زمين ، بسى مهم تر و با عظمت تر از آفرينش مجدد انسان ها است .
أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن يخلق مثلهم
شگفت آور بودن انكار معاد از سوى كافران - على رغم مشاهده قدرت خدا بر خلق جهان طبيعت - مى تواند ناشى از اين حقيقت باشد كه آفرينش جهان طبيعت، بسى مهم تر و با عظمت تر از خلق مجدد يكى از پديده هاى طبيعت (يعنى انسان) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - غافر - 40 - 57 - 3
3 - آفرينش جهان پهناور ( آسمان ها و زمين ) ، دليل توانايى خداوند بر آفرينش مجدد و رستاخيز انسان ها و جهان است .
لخلق السموت و الأرض أكبر من خلق الناس
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در سلسله آياتى قرار دارد كه درباره اثبات معاد و رد ديدگاه مشركان است; چنان كه در دو آيه بعد از آن بحث به ميان آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - ق - 50 - 6 - 6
6- نظم و قانون مندى دقيق و فراگير ، داراى اهميتى ويژه در نظام كرات آسمانى
كيف بنينها . .. و ما لها من فروج
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - لقمان - 31 - 10 - 12
12 - خداوند ، فرو فرستنده باران از سمت آسمان است .
و أنزلنا من السماء ماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - حجر - 15 - 16 - 1،5
1- خداوند در آسمان ها ، برج ها و منزلگاههايى قرار داده است .
و لقد جعلنا فى السّماء بروجًا
5- تزيين آسمان و قرار دادن برجهايى در آن ، از آيات خداوند است .
و لقد جعلنا فى السّماء بروجًا و زين-ّها للنظرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - فرقان - 25 - 61 - 3،6،8
3 - خداوند ، در آسمان ها برج ها و منزلگاه هايى براى ستارگان قرار داد .
الذى جعل فى السماء بروجًا
«بروج» (جمع «برج») به معناى قصرها است; ولى مقصود از آن در آيه شريفه - مطابق ديدگاه بيشتر مفسران و اهل لغت - مى تواند دو چيز باشد: 1- منازل و قرارگاه هاى معين براى ستارگان و كواكب. 2- خود كواكب و ستارگان. برداشت ياد شده مبتنى بر ديدگاه نخست است.
6 - خداوند در برج ها و منزلگاه هاى آسمانى ، خورشيد را قرار داد .
و جعل فيها سراجًا
برداشت فوق، بر اين اساس مبتنى است كه ضمير «فيها» به «بروج» بازگردد.
8 - خداوند در برج ها و منزلگاه هاى آسمانى ، ماه تابان را قرار داد .
بروجًا و جعل فيها . .. قمرًا منيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - بروج - 85 - 1 - 1
1 - آسمان ، داراى برج و بارو هاى مستحكم است .
و السماء ذات البروج
«برج» به چيزى گفته مى شود كه ظاهر و مرتفع باشد. به كاخ ها، دژها و برج هاى ديدبانى نيز به جهت ظهور و ارتفاع آن، «برج» گفته مى شود (لسان العرب). در آيه شريفه، مراد از آن، ستارگان يا جايگاه آنها است كه چون آشكاراند و يا وسيله حفاظت آسمان مى باشند، به آنها برج گفته مى شود. برخى «بروج» را بر منزل گاه هاى خورشيد - كه دوازده برج است - تطبيق داده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
6 - اعراف - 7 - 96 - 3
3 - آسمان و زمين منبع انواع بركت ها و دربردارنده خير هاى فراوان براى جوامع بشرى است .
لفتحنا عليهم بركت من السماء و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - روم - 30 - 25 - 1
1 - تداوم بقا و ثبات آسمان و زمين ، از نشانه هاى خداوند است .
و من ءايته أن تقوم السماء و الأرض بأمره
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - تكوير - 81 - 11 - 3
3 - آسمان ، پوششى كه تا قيامت باقى خواهد ماند .
و إذا السماء كشطت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - ذاريات - 51 - 47 - 8
8 - عن أبى جعفر ( ع ) : اليد فى كلام العرب القوّة و النعمة قال : . . . « و السّماء بنينا ها بأييْد » أى بقوّة . . . ;
از امام باقر(ع) روايت شده است: يد در كلام عرب به معناى قوت و نعمت است. خداى عزّوجلّ فرموده: «و السماء بنيناها بأييْد» يعنى بقوة...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - ذاريات - 51 - 48 - 4
4 - مهيّا گشتن سطح زمين براى زندگى ، پس از شكل گيرى بناى آسمان ( نظام كرات ) *
و السّماء بنينها . .. و الأرض فرشنها
ترتب لفظى «و الأرض. ..» بر «و السّماء...»، مى تواند بيانگر ترتيب حقيقى و تقدّم بنيان آسمان بر سامان زمين باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - نبأ - 78 - 12 - 1
1 - خداوند ، بر فراز ساكنان زمين ، هفت آسمان بنا كرده است .
و بنينا فوقكم سبعًا شدادًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
5 - اعراف - 7 - 40 - 8،9
8 - بهشت، حقيقتى موجود در آسمان
لاتفتح لهم أبوب السماء و لايدخلون الجنة
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «السماء» در جمله «لاتفتح . ..» حقيقتى مقابل زمين باشد. در اين صورت مراد از نگشودن درهاى آسمان، به قرينه فراز بعد، باز نبودن آنها براى ورود كافران به بهشت خواهد بود.
9 - آسمان حاوى بهشت، داراى درهايى متعدد و راههايى گوناگون براى ورود به آن جايگاه برين
لاتفتح لهم أبوب السماء و لايدخلون الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - ذاريات - 51 - 22 - 5
5 - بهشت موعود الهى ، در آسمان قرار دارد . *
و فى السّماء . .. و ما توعدون
با توجه به اين كه عمده ترين وعده خداوند به آدميان بهشت است، بسيارى از مفسران «ما توعدون» را به معناى بهشت گرفته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - زمر - 39 - 67 - 7
7 - ناچيز بودن جهان هستى ( آسمان ها و زمين ) ، در برابر عظمت و قدرت خداوند
و الأرض جميعًا قبضته . .. و السموت مطويّ-ت بيمينه
«قبضة» - بر وزن فعلة - دلالت بر «مرّة» مى كند; يعنى، يك مشت. اين تعبير و نيز تعبير پيچيده بودن آسمان ها در دست خدا، كنايه از ناچيز بودن آنها و نيز اشاره به عظمت خداوند است; زيرا به چيزى كه كاملاً در اختيار كسى باشد، مى گويند: در مشت او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - فرقان - 25 - 59 - 10،12
10 - انسان ها ، وظيفه دار سؤال كردن از افراد خبير و آگاه در باره مبدأ و چگونگى آفرينش جهان هستى ( آسمان ها ، زمين و . . . )
الذى خلق السموت . .. فسئل به خبيرًا
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين مطلب است كه «فا» در «فسئل به خبيراً» جواب براى شرط مقدر و تقدير آن چنين باشد: «إن شئت تحقيق ما ذكر فسئل به خبيراً». گفتنى است در برداشت فوق، مرجع ضمير «به» خلق و استوا و «خبيراً» مفعول براى «فسئل» دانسته شد.
12 - لزوم رجوع به افراد خبير و آگاه در مسائل مربوط به معارف الهى ، همچون مبدأ و چگونگى آفرينش آسمان ها و زمين
الحىّ الذى لايموت . .. الذى خلق السموت ... الرحمن فسئل به خبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - تكوير - 81 - 11 - 2
2 - آسمان ، همچون سقفى فراگير و پوسته اى پوشاننده و قابل ازاله است .
و إذا السماء كشطت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - نازعات - 79 - 34 - 4
4 - پيدايش آسمان ، زمين ، شب ، روز ، آب ، گياه و كوه ، حوادثى نابرابر با حادثه بزرگ قيامت
الطامّة الكبرى
«كبرى» اسم تفضيل است و قيامت را - در برابر آنچه در آيات پيشين ذكر شد - برترين و بزرگ ترين حادثه معرفى مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - مزمل - 73 - 18 - 4
4 - آسمان ، مجموعه اى است به هم پيوسته و منسجم .
يومًا . .. السماء منفطر به
گسستگى و از هم پاشيدگى آسمان در آستانه برپايى قيامت، دليل پيوستگى و انسجام فعلى آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - انفطار - 82 - 1 - 2
2 - آسمان ، داراى استحكامى ويژه و اجزاى آن ، داراى پيوندى خاص و قابل از هم گسستن
إذا السماء انفطرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - انشقاق - 84 - 1 - 2
2 - آسمان ، داراى استحكامى ويژه و اجزاى آن داراى پيوندى خاص و قابل از هم گسستن
إذا السماء انشقّت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - انبياء - 21 - 30 - 1
1- جهان طبيعت ( آسمان و زمين ) در ابتداى خلقت ، متراكم و به هم پيوسته بوده است .
أنّ السموت والأرض كانتا رتقًا
«رتق» به معناى ضمّ و پيوستن است و «فتق» به معناى فصل و جدا شدن است. مقصود از رتق پيوستگى و با هم بودن آسمان و زمين در آغاز خلقت و مراد از «فتق» جدا شدن و دورگشتن آن دو از هم در دوره بعد است. گفتنى است كه مقصود از رؤيت در «أوَلم ير» رؤيت قلبى و علمى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - شورى - 42 - 29 - 2
2 - آفرينش آسمان ها مقدم بر آفرينش زمين *
و من ءايته خلق السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - ابراهيم - 14 - 48 - 1،2،5
1- انتقام خداوند از ستمگران و عذاب كردن آنان در روزى است كه اين آسمان و زمين ، به آسمان و زمين ديگرى تبديل شوند .
و سكنتم فى مسكن الذين ظلموا أنفسهم . .. إن الله عزيز ذو انتقام . يوم تبدّل الأر
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «يوم تبدل . ..» ظرف براى انتقام باشد.
2- دگرگونى اساسى آسمان و زمين و تبديل نظام كنونى آنها به نظامى ديگر ، در آستانه برپايى قيامت
يوم تبدّل الأرض غير الأرض و السموت و برزوا لله
5- تبديل نظام كنونى جهان ( آسمان و زمين ) به نظامى متناسب با حيات جاودانه اخروى انسان در آستانه برپايى قيامت
يوم تبدل الأرض غير الأرض و السموت
السموات) ممكن است پاسخ اين سؤال باشد كه: چگونه ممكن است انسان در آخرت حيات جاودانه اى داشته باشد و مواجه با مرگ نشود؟ قرآن پاسخ مى دهد: نظام كنونى جهان متناسب با شرايط زندگى جاودانه دگرگون مى شود و به نظامى كاملاً متفاوت تغيير مى يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 11
11 - نگاه متحيرانه و بهت آميز موجودات آسمان ها و زمين ، پس از به پاخاستن با دومين نفخ صور در قيامت
ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام ينظرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
5 - انعام - 6 - 3 - 1
1 - تدبير و حاكميت مطلقه و يكسان خداوند بر آسمانها و زمين
و هو اللّه فى السموت و فى الأرض
اهل ادب گفته اند كه در مانند آيه مورد بحث، «فى السماوات . .. » نمى تواند متعلق به «اللّه» باشد، مگر اينكه معنى فعلى در آن منظور گردد و معنى مناسب در اين مورد، به قرينه آيات قبل و بعد، مسأله تدبير و نظارت خداوند بر تمامى موجودات است (مجمع البيان).
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - فصلت - 41 - 11 - 1
1 - خداوند ، پس از آفرينش زمين به سامان دادن آسمان پرداخت .
ثمّ استوى إلى السماء
«إستواء» (مصدر «إستوى») آن گاه كه با «إلى» متعدى شود، به معناى آهنگ كردن است. «ثمّ» (در «ثمّ
استوى») مى تواند براى ترتيب خارجى و يا ترتيب ذكرى باشد. برداشت بالا بر اساس احتمال اول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 5،11
5 - نظام اداره هر آسمان مستقل و بى نياز از ديگر عوالم *
و أوحى فى كلّ سماء أمرها
11 - آفرينش و تدبير آسمان ها و زمين ، جلوه اى از علم و قدرت الهى است .
ذلك تقدير العزيز العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
7 - يونس - 10 - 3 - 11
11 - تدبير امور آسمان ها و زمين در دست خداوند است .
الذى خلق السموت و الأرض . .. يدبر الأمر
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - مريم - 19 - 65 - 1
1- خداوند ، پروردگار آسمان ها و زمين و موجودات ميان آن دو است .
ربّ السموت والأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - سجده - 32 - 5 - 3
3 - امور زمين ، از آسمان تدبير مى شود .
يدبّر الأمر من السماء إلى الأرض
«من» ابتدايى و «إلى» انتهايى است. «من السماء» متضمن معناى «تنزيل» است; يعنى، امور از آسمان (عالم بالا) اداره مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - صافات - 37 - 5 - 1
1 - جهان طبيعت ( آسمان ها ، زمين و پديده هاى ميان آنها ) ، تحت ربوبيت خداى يگانه است .
إنّ إلهكم لوحد . ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - زمر - 39 - 5 - 10
10 - آفرينش و تدبير آسمان ها و زمين و پيدايش شب و روز و تسخير خورشيد و ماه ، جلوه هاى عزت و قدرتمندى خداوند است .
خلق السموت و الأرض . .. كلّ يجرى لأجل مسمًّى ألا هو العزيز
يادآورى عزت و قدرتمندى خداوند در پايان آيه شريفه و پس از يادآورى آفرينش آسمان، زمين و. ..، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - طلاق - 65 - 12 - 7،9،14
7 - آسمان ها و زمين ، تحت تدبير و حكومت خداوند قرار دارند .
يتنزّل الأمر بينهنّ
9 - آفرينش آسمان ها و زمين و تدبير امور آنها ، جلوه اى روشن و نشانه اى گوياى از قدرت بى پايان خداوند
اللّه الذى خلق سبع سموت . .. لتعلموا أنّ اللّه على كلّ شىء قدير
14 - آفرينش آسمان ها و زمين و تدبير امور آنها ، نشانه تحقّق وعده هاى خداوند به برپايى قيامت و وجود بهشت و
جهنّم است .
أعدّ اللّه لهم عذابًا شديدًا . .. جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر ... اللّه الذى خلق
يادآورى خلقت آسمان ها و زمين و تدبير امور آنها - پس از ذكر دو گروه دوزخيان و بهشتيان در آيات گذشته - مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - نبأ - 78 - 37 - 9
9 - تدبير امور آسمان ها و زمين و موجودات بين آنها از سوى خداوند ، بر پايه رحمت و عطوفت است .
لايملكون منه خطابًا
توصيف «ربّ» به «رحمان»، حاكى از نقش رحمت در تدبير نظام هستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 3،17
3 - هر يك از آسمان هاى هفتگانه ، داراى امر و تدبير ويژه خود
و أوحى فى كلّ سماء أمرها
17 - سامان دادن آسمان هاى هفتگانه ، تدبير امور آنها و آفرينش ستارگان و نگهبانى از آسمان ها ، جلوه اى از ربوبيت خدا و نشانه يكتايى او در تدبير هستى است .
ذلك ربّ العلمين . .. فقضهنّ سبع سموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - سجده - 32 - 5 - 8
8 - ملائكه ، آورنده فرمان هاى تدبير عالم از آسمان اند .
يدبّر الأمر . .. ثمّ يعرج إليه
احتمال دارد مرجع ضمير فاعلى «يعرج» ملكى باشد كه حامل فرمان هاى تدبيرى خداوند است و مرجع ضمير «إليه» مكانى باشد كه فرشته، پيش از نزول، در آن جا قرار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 4،5
4 - آسمان ها و زمين و كوه ها ، از قبول امانت الهى ، مى ترسيدند .
إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها و أشفقن منها
5 - خوددارى آسمان ها و زمين و كوه ها از قبول امانت الهى ، همراه با شفقت و ترس بود .
إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها و أشفقن منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
13 - نمل - 27 - 87 - 5
5 - هراس و وحشت شديد موجودات آسمان ها و زمين ، در لحظه فروپاشى جهان و نيز روز رستاخيز
و يوم ينفخ فى الصور ففزع من فى السموت و من فى الأرض
مراد از «ينفخ فى الصور» مى تواند مطلق نفخ صور و دربرگيرنده نفخه اوّلى - كه فروپاشى جهان و مرگ موجودات را در پى دارد - و نفخه ثانيه - كه منجر به برپايى رستاخيز مى شود - باشد. گفتنى است كه تعبير «فزع من فى السماوات و من فى الأرض» بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
13 - نمل - 27 - 87 - 1
1 - وحشت و هراس شديد موجودات آسمان ها و زمين در روز نفخ صور
و يوم ينفخ فى الصور ففزع من فى السموت و من فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - طور - 52 - 5 - 3
3 - « [ فى مجمع البيان فى قوله تعالى ] « و السقف المرفوع » هو السّماء عن على ( ع ) . . . ;
[در مجمع البيان آمده است]: «السقف المرفوع» آسمان است و اين معنا از امام على(ع) روايت شده است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - رحمن - 55 - 7 - 1،2
1 - خداوند ، برافرازنده آسمان
و السّماء رفعها
2 - برافراشتگى آسمان ، جلوه ديگرى از رحمت عام و گسترده خداوند
الرحمن . .. و السّماء رفعها
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - نازعات - 79 - 28 - 1،3،4
1 - سقف افراشته و مرتفع آسمان ساخته خداوند و جلوه قدرت او است .
رفع سمكها
«سَمْك»; يعنى، سقف و نيز قامت هر چيز را «سَمْك» مى گويند (قاموس). جمله «رفع...» تفسير جمله «بناها» در آيه قبل است; يعنى، ساختن آسمان به اين گونه بوده است كه خداوند، طاق آن را بالا برده و آن را همچون گنبدى برافراشته قرار داده است.
3 - هماهنگى اجزاى آسمان ، با فاصله اى اندك پس از مرحله آفرينش و برافراشتن آسمان صورت پذيرفته است .
رفع سمكها فسوّيها
فاء در «فسوّاها»، براى تعقيب و حاكى از تأخّر بدون فاصله تسويه است.
4 - برافراشتن آسمان و تعديل آن ، دليل قدرت خداوند بر احياى دوباره انسان ها است .
ءأنتم أشدّ . .. رفع سمكها فسوّيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 1،3،10،11،15
1- خداوند برافرازنده آسمانهاست .
الله الذى رفع السموت
3- آسمان ها ، بر ستونهايى نامرئى بنا شده و برپا گشته است .
رفع السموت بغير عمد ترونها
«عَمَد» جمع عمود و يا اسم جمع است و به معناى پايه هاست. جمله «ترونها» صفت براى عمد مى باشد. بنابراين «رفع السموت ...» ; يعنى، خداوند آسمانها را بدون پايه هايى كه شما مشاهده اش كنيد برافراشت. مفاد اين جمله اين است كه پايه هايى وجود دارد، ولى شما نمى بينيد.
10- تدبير امور عالم تنها درخور برافرازنده آسمانها ، سلطه دار عرش ، و اختياردار خورشيد و ماه است .
الله الذى رفع السموت . .. يدبر الأمر
در تركيب «الله الذى . ..» دو وجه گفته شده است: 1- «الله» مبتدا و «الذى» صفت آن است و جمله «يدبر الأمر» خبر براى «الله». 2- «الله» مبتدا و «الذى» خبر آن است. برداشت فوق از هر دو وجه استفاده مى شود، اگرچه بنابر وجه دوم دلالت آيه بر برداشت فوق صريح تر و روشن تر است.
11- آفرينش آسمان هاى متعدد و رفيع ، تسخير خورشيد و ماه ، از نشانه هاى توان و اقتدار خدا و يكتايى او در تدبير هستى است .
يفصّل الأيت
جمله هاى «الله الذى رفع السموت . ..» حاكى است كه متعلق «آيات» اقتدار خداوند ، سلطه او بر هستى و تدبير آفرينش است ; يعنى: «يفصل الأيات الدالة على قدرته و ...».
15- نظام هستى ( برافراشته بودن آسمانها ، رام بودن خورشيد و ماه به فرمان خدا و حركت آنها ) دليل و آيتى بر ربوبيت خداوند
الله الذى رفع السموت . .. لعلكم بلقاء ربكم توقنون
چون خداوند در ابتداى آيه با جمله «الله الذى . ..» توصيف و معرفى شد، ظاهر آن بود كه در جمله «لعلكم ...» نيز «لعلكم بلقاء الله» آورده شود. اين تعويض ; يعنى، آوردن «ربكم» به جاى «الله» مى رساند كه مقصود اصلى از توصيف «الله» به ويژگيهاى ياد شده، اثبات ربوبيّت اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - صافات - 37 - 6 - 8
8 - از ميان مجموعه آسمان ها ، تنها نزديك ترين آسمان به اهل زمين ، با ستارگان آراسته شده است . *
إنّا زيّنّا السماء الدنيا بزينة الكواكب
«الدنيا» صفت براى «السماء» است. اين وصف مى تواند قيد احترازى و گوياى اين حقيقت باشد كه تنها نزديك ترين آسمان، به زيور ستارگان آراسته شده است; نه همه آسمان ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - حجر - 15 - 16 - 3،5،6
3- خداوند ، آسمان ها را براى ناظران و تماشاگران تزيين كرده است .
و لقد جعلنا فى السّماء بروجًا و زين-ّها للنظرين
5- تزيين آسمان و قرار دادن برجهايى در آن ، از آيات خداوند است .
و لقد جعلنا فى السّماء بروجًا و زين-ّها للنظرين
6- « فى المجمع فى قوله : « زينّاها للناظرين » بالكواكب النيرة عن أبى عبدالله ( ع ) ;
در مجمع البيان درباره آيه: «زينّاها للناظرين» از امام صادق(ع) چنين روايت شده است: به وسيله ستارگان نورانى [زينت مى دهيم]».
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 8
8 - زيبايى و آراستگى ، نمودى از حركت طبيعى آسمان ها در جهت فرمان خدا *
قالتا أتينا طائعين . .. و زيّنا السّماء الدّنيا بمصبيح
به كار بردن واژه «زيّنّا» به جاى واژه هاى ديگر، نشانگر مطلب ياد شده است. گفتنى است ارتباط «زيّنّا» با تعبير «أتينا طائعين» مى رساند كه زيبايى نتيجه حركت و شكل گيرى طبيعى همراه با رغبت و ميل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - تغابن - 64 - 1 - 1
1 - همه موجودات جهان ( آسمان ها ، زمين و . . . ) ، به تسبيح و تنزيه خداوند مشغول اند .
يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
«تسبيح»، به معناى تنزيه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 1
1- آسمان هاى هفتگانه و زمين و ساكنان آنها ، همواره در حال تسبيح و تنزيه خداوندند .
تسبّح له السموت السبع و الأرض و من فيهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - حشر - 59 - 24 - 9
9 - تمامى موجودات آسمان ها و زمين ، در حال تنزيه و تسبيح خداى يگانه اند .
يسبّح له ما فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - هود - 11 - 44 - 5
5- زمين ، آسمان و همه عوامل هستى ، در اختيار خدا و گوش به فرمان او هستند .
يأرض ابلعى ماءك و يسماء أقلعى و غيض الماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 9
9 - مسخّر بودن آسمان ها و زمين براى انسان ، در بردارنده درس خداشناسى است .
ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما فى السموت
استفهام در آيه، مى تواند تقريرى باشد. بنابراين، مراد آيه اين خواهد بود كه شما، خود مى بينيد كه خداوند موجودات آسمان ها و زمين را مسخّر كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - انبياء - 21 - 104 - 1
1- قيامت روزى است كه خداوند ، آسمان را هم چون پيچيدن طومارنامه ها ، در هم مى پيچد .
يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته است: 1- «طىّ» به معناى پيچيدن است. 2- «سجلّ» يا به معناى «كاتب» مى باشد كه در اين صورت اضافه «طىّ» به «سجلّ» اضافه مصدر به فاعل است و «لام» در «للكتب» براى اختصاص و يا براى تقويت عامل «طىّ» است و يا به معناى هر چيزى است كه در آن نوشته باشند. در اين صورت اضافه «طىّ» اضافه به مفعول است و «لام» در «للكتب» به معناى «من أجل» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - رحمن - 55 - 37 - 2
2 - سرخ شدن آسمان و شباهت پيدا كردن آن به چرمى گلگون ، به هنگام فروپاشى در آستانه قيامت
فإذا انشقّت السّماء فكانت وردة كالدهان
«وردة» به معناى گل سرخ و «دهان» به معناى چرم قرمز است. بنابراين «كانت وردة كالدهان»; يعنى، همانند چرم گلگون سرخ خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - معارج - 70 - 8 - 1
1 - گداخته شدن آسمان ، همچون ذوب فلزات در آستانه برپايى قيامت
يوم تكون السماء كالمهل
«مهل» به هر فلز گداخته شده (همچون طلا، نقره، مس و. ..) گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - تكوير - 81 - 11 - 2
2 - آسمان ، همچون سقفى فراگير و پوسته اى پوشاننده و قابل ازاله است .
و إذا السماء كشطت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - حج - 22 - 31 - 4،5
4 - مثل كسى كه به خدا شرك مىورزد ، مثل كسى است كه از آسمان فرو افتد و طعمه مرغان شكارى گردد .
و من يشرك باللّه فكأنّما خرّ من السماء فتخطفه الطير
«خرّ و خُرور» (مصدر «خرّ») به معنا سقوط و فرو افتادن است. «خرّ من السماء»; يعنى، از آسمان فرو افتاد. «خَطف» (مصدر «تخطف») نيز به معناى ربودن است. «خطفته الطير»; يعنى، پرنده او را ربود. بنابراين معناى جمله ياد شده چنين است: هر كس به خدا شرك بورزد، چنان است كه گويا از آسمان فرو افتاده و پرنده شكارى او را ربوده است. گفتنى است كه تشبيه در آيه فوق، از باب تشبيه معقول به محسوس است;يعنى، مشرك - كه با روگرداندن از خداى متعال و فرو افتادن در پاى بت ها، در واقع از اوج كمالات انسانى سقوط مى كند و در دام شيطان گرفتار مى شود - به كسى تشبيه شده است كه از آسمان فرو افتد و طعمه پرندگان شكارى شود.
5 - كسى كه به خدا شرك مىورزد ، مانند كسى است كه از آسمان فرو افتد و باد او را به جايى دور بيفكند .
و من يشرك باللّه . .. أو تهوى به الريح فى مكان سحيق
جمله «أو تهوى به الريح. ..» عطف است بر «تخطفه الطير». «هُوى» (مصدر «تهوى»)، به معناى سقوط و فرو افتادن است و هرگاه با «باى» تعديه بيايد، به معناى اسقاط و فرو افكندن مى شود. «هوت به الريح»; يعنى، باد او را فروافكند. «سُحق» (مصدر «سحيق») به معناى بُعد و دور بودن است و «مكان سحيق»; يعنى، جايى دور. بنابراين تقدير جمله فوق چنين مى شود: «من يشرك باللّه فكأنّما تهوى به الريح فى مكان سحيق; هر كس به خدا شرك بورزد، چنان است كه گويا از آسمان فرو افتاده و باد او را به جايى دور افكنده است». گفتنى است كه در جمله ياد شده
مشرك - كه با روى برتافتن از عبادت خداى يگانه و فرو افتادن در زير پاى بت ها و پرستش آنها، در واقع از اوج هدايت و روشنايى به نهايت ضلالت و تاريكى سقوط مى كند - به كسى تشبيه شده است كه از آسمان فرو مى افتد و باد او را به جايى دور كه راهى براى نجات نباشد فرو مى افكند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - طلاق - 65 - 12 - 4
4 - شباهت و همانندى كره زمين با آسمان ها ، در تركيبات ، خصوصيات و قوانين حاكم بر آنها
اللّه الذى خلق سبع سموت و من الأرض مثلهنّ
مفسران درباره وجه شبه در اين آيه (تشبيه زمين به آسمان)، دو احتمال داده اند: 1- شباهت و همانندى از نظر تركيبات، خصوصيات و قوانين حاكم بر آنها (احتمال برگزيده در برداشت بالا); 2- شباهت از نظر عدد; يعنى، كره زمين مانند آسمان هفت تا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
5 - انعام - 6 - 125 - 10
10 - راه يافتن حق (اسلام) به قلب حق ناپذير، مانند صعود در آسمان دشوار و يا غيرممكن است.
و من يرد أن يضله يجعل صدره ضيقا حرجا كأنما يصعد فى السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 1
1 - خداوند ، جهان آفرينش را به صورت هفت آسمان بياراست و نظام بخشيد .
فقضهنّ سبع سموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - طلاق - 65 - 12 - 2
2 - جهان ، داراى هفت آسمان
سبع سموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - نوح - 71 - 15 - 1
1 - جهان طبيعت ، داراى هفت آسمان
ألم تروا كيف خلق اللّه سبع سموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
1 - بقره - 2 - 29 - 7،8
7 - خداوند در جهان آفرينش ، هفت آسمان قرار داد .
فسويهن سبع سموت
«تسوية» (مصدر سوى) به معناى ايجاد اعتدال است. از آنجا كه اين فعل در آيه شريفه با دو مفعول آورده شده ( «هن» مفعول اول و «سبع سماوات» مفعول دوم) معناى تصيير و تبديل نيز در آن تضمين شده است; يعنى، خداوند آسمان را معتدل ساخت و آن را به هفت آسمان تبديل كرد.
8 - آسمان هاى هفتگانه جهان ، داراى اعتدال و بدون كمترين اعوجاج و ناهماهنگى
فسويهن سبع سموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
1 - بقره - 2 - 33 - 6
6 - جهان آفرينش ، داراى آسمانهايى متعدد
إنى أعلم غيب السموت
آوردن «سماوات» به صورت جمع، حاكى از برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
1 - بقره - 2 - 107 - 3
3 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
أن اللّه له ملك السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
1 - بقره - 2 - 116 - 8
8 - جهان هستى داراى آسمانهايى متعدد
له ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
1 - بقره - 2 - 117 - 2
2 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
بديع السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
1 - بقره - 2 - 164 - 2
2 - جهان آفرينش داراى آسمان هاى متعدد
إن فى خلق السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
2 - بقره - 2 - 255 - 10
10 - تعدد آسمان ها در نظام هستى
له ما فى السموات
از صيغه جمع استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
2 - آل عمران - 3 - 29 - 9
9 - وجود آسمان هاى متعدد در نظام هستى
و يعلم ما فى السموات
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 24
24 - تعدد آسمانها
و للّه ميراث السّموات
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
3 - آل عمران - 3 - 189 - 2
2 - آسمان ها ، متعددند .
و للّه ملك السّموات و الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
3 - آل عمران - 3 - 191 - 8
8 - آسمان ها متعددند .
فى خلق السّموات و الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
4 - نساء - 4 - 126 - 2
2 - جهان آفرينش داراى آسمان هاى متعدد
و للّه ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
4 - نساء - 4 - 131 - 2
2 - جهان آفرينش داراى آسمان هاى متعدد
و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
4 - نساء - 4 - 132 - 2
2 - جهان آفرينش داراى آسمان هاى متعدد
و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
4 - نساء - 4 - 170 - 14
14 - آسمان ها ، متعددند .
فان للّه ما فى السموت و الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
4 - نساء - 4 - 171 - 35
35 - آسمان ها ، متعدد هستند .
له ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
4 - مائده - 5 - 18 - 21
21 - تعدد آسمانها
و للّه ملك السموت و الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
4 - مائده - 5 - 40 - 4
4 - تعدد آسمانها
له ملك السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
4 - مائده - 5 - 97 - 16
16 - آسمان ها متعدد هستند .
يعلم ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
4 - مائده - 5 - 120 - 3
3 - آسمان ها متعدد هستند .
للّه ملك السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
5 - انعام - 6 - 1 - 5
5 - تعدد آسمانها در جهان آفرينش
خلق السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
5 - انعام - 6 - 3 - 4
4 - تعدّد آسمانها در جهان آفرينش
و هو اللّه فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
5 - انعام - 6 - 12 - 4
4 - جهان هستى داراى آسمانهاى متعدد است.
قل لمن ما فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
5 - انعام - 6 - 14 - 6
6 - جهان آفرينش داراى آسمانهاى متعدد است.
فاطر السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
5 - انعام - 6 - 73 - 3
3 - خداوند آسمانهاى متعددى در اين جهان آفريده است.
خلق السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
5 - انعام - 6 - 79 - 5
5 - پهنه گيتى داراى آسمانهاى متعدد است.
فطر السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
6 - اعراف - 7 - 158 - 8
8 - جهان آفرينش در بر دارنده آسمانهايى متعدد
له ملك السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
6 - اعراف - 7 - 185 - 5
5 - جهان آفرينش داراى آسمان هاى متعدد
أو لم ينظروا فى ملكوت السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
7 - توبه - 9 - 36 - 3
3 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
يوم خلق السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
7 - توبه - 9 - 116 - 2
2 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
له ملك السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
7 - يونس - 10 - 3 - 5
5 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
الذى خلق السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
7 - يونس - 10 - 6 - 3
3 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
و ما خلق اللّه فى السموت و الأرض لأيت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
7 - يونس - 10 - 18 - 12
12 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
فى السموت و لا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
7 - يونس - 10 - 55 - 2
2 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد است .
السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
7 - يونس - 10 - 66 - 5
5 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
من فى السموت و من فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
7 - يونس - 10 - 68 - 8
8 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
7 - يونس - 10 - 101 - 8
8 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد است .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - هود - 11 - 7 - 3
3- جهان آفرينش ، داراى آسمانهايى متعدد
هو الذى خلق السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - هود - 11 - 123 - 3
3- جهان ، حاوى آسمانهايى متعدد
و لله غيب السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - يوسف - 12 - 101 - 13
13- جهان آفرينش حاوى آسمان هاى متعدد
فاطر السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - يوسف - 12 - 105 - 6
6- جهان آفرينش حاوى آسمانهايى متعدد
كأيّن من ءاية فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 2
2- جهان آفرينش داراى آسمانهايى متعدد است .
رفع السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - رعد - 13 - 15 - 4
4- جهان آفرينش حاوى آسمانهايى متعدد است .
و لله يسجد من فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 2
2- جهان دربردارنده آسمانهايى متعدد
رب السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - ابراهيم - 14 - 2 - 3
3- جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد است .
له ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - ابراهيم - 14 - 10 - 9
9- عالم آفرينش داراى آسمان هاى متعدد است .
فاطر السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 7
7- جهان آفرينش داراى آسمان هاى متعدد است .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 3
3- جهان آفرينش داراى آسمان هاى متعدد است .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - ابراهيم - 14 - 48 - 6
6- جهان هستى ، داراى آسمان هاى متعدد
و السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - حجر - 15 - 85 - 4
4- جهان ، داراى آسمان هاى متعدد است .
و ما خلقنا السموت . .. إلاّ بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - نحل - 16 - 3 - 3
3- جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
خلق السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - نحل - 16 - 49 - 3
3- جهان آفرينش ، آسمان هاى متعدد دارد .
ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - نحل - 16 - 52 - 2
2- جهان هستى ، داراى آسمان هاى متعدد
و له ما فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - حج - 22 - 18 - 2
2 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد است .
ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - مؤمنون - 23 - 71 - 8
8 - جهان آفرينش داراى آسمان هاى متعدد
لفسدت السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - هود - 11 - 107 - 4
4- سراى آخرت ، داراى يك زمين است و آسمانهايى متعدد دارد .
مادامت السموت و الأرض
برداشت فوق ، از جمع آوردن «سماوات» و مفرد آوردن «أرض» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - هود - 11 - 108 - 5
5- سراى آخرت ، داراى يك زمين است و آسمانهايى متعدد دارد .
مادامت السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 109 - 2
2 - جهان آفرينش داراى آسمان هاى متعدّد
و للّه ما فى السّموات
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
3 - آل عمران - 3 - 129 - 2
2 - تعدّد آسمانها
و للّه ما فى السّموات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 133 - 13
13 - تعدد آسمانها
عرضها السّموات
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - اسراء - 17 - 55 - 4
4- جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد است .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - اسراء - 17 - 102 - 6
6- عالم آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد است .
ربّ السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - كهف - 18 - 14 - 12
12- جهان آفرينش ، متشكّل از آسمان هايى متعدّد است .
ربّ السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - كهف - 18 - 26 - 9
9- جهان هستى حاوى آسمان هايى متعدد است .
غيب السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - مريم - 19 - 65 - 4
4- جهان آفرينش ، حاوى آسمان هايى متعدد
ربّ السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - مريم - 19 - 90 - 3
3- آسمان ها ، متعدد و قابل شكافته شدن از است .
تكاد السموت يتفطّرن منه
محتواى آيه، استعاره است، در اين موارد گرچه معانى حقيقى، اراده نشده است; ولى امكان پذيربودن معانى حقيقى ملحوظ مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - مريم - 19 - 93 - 7
7- آسمان ها متعدد و داراى موجوداتى شعورمند است .
إن كلّ من فى السموت والأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - طه - 20 - 4 - 5
5- آسمان ها ، متعدد و داراى رفعت و عظمت است .
والسموت العلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - طه - 20 - 6 - 4
4 - جهان آفرينش ، مشتمل بر آسمان هاى متعدد است .
له ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - انبياء - 21 - 19 - 4
4- جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد است .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - انبياء - 21 - 30 - 3
3- آب ، سرچشمه حيات و زندگى در جهان طبيعت
و جعلنا من الماء كلّ شىء حىّ
«من» در «من الماء» ابتدائيه است; يعنى، هر چيز دارى حيات از آب نشأت گرفته و منشأ آن آب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - انبياء - 21 - 56 - 6
6- جهان طبيعت ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - حج - 22 - 64 - 2
2 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
له ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - مؤمنون - 23 - 17 - 2
2 - جهان آفرينش ، داراى هفت آسمان
و لقد خلقنا فوقكم سبع طرائق
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - نور - 24 - 35 - 6
6 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد است .
اللّه نور السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - نور - 24 - 41 - 5
5 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد است .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - نور - 24 - 42 - 3
3 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - نور - 24 - 64 - 3
3 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - فرقان - 25 - 2 - 4
4 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
له ملك السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - فرقان - 25 - 6 - 6
6 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - فرقان - 25 - 59 - 2
2 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
13 - شعراء - 26 - 24 - 8
8 - جهان آفرينش ، متشكل از آسمان هاى متعدد
ربّ السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
13 - نمل - 27 - 25 - 3
3 - جهان آفرينش داراى آسمان هاى متعدد
يخرج الخبء فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
13 - نمل - 27 - 60 - 2
2 - وجود آسمان هاى متعدد در جهان آفرينش
خلق السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
13 - نمل - 27 - 65 - 4
4 - وجود آسمان هاى متعدد در جهان آفرينش
من فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
13 - نمل - 27 - 87 - 3
3 - وجود آسمان هاى متعدد در جهان آفرينش
من فى السموت و من فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - عنكبوت - 29 - 44 - 2
2 - عالَم آفرينش ، آسمان هاى متعدد دارد .
خلق اللّه السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - عنكبوت - 29 - 52 - 6
6 - عالَم ، آسمان هاى متعددى دارد .
يعلم ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - عنكبوت - 29 - 61 - 3
3 - عالم ، آسمان هاى متعدد دارد .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - روم - 30 - 8 - 7
7 - جهان هستى ، داراى آسمان هاى متعدد است .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - روم - 30 - 22 - 2
2 - عالم آفرينش ، آسمان هاى متعدد دارد .
خلق السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - روم - 30 - 26 - 2
2 - عالم ، آسمان هاى متعدد دارد .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - روم - 30 - 27 - 8
8 - عالم آفرينش ، آسمان هاى متعدد دارد .
فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - لقمان - 31 - 10 - 2
2 - عالم آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد است .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 5
5 - عالَم ، دربردارنده آسمان هاى متعدّد است .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - لقمان - 31 - 25 - 2
2 - عالَم آفرينش ، آسمان هاى متعدد دارد .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - لقمان - 31 - 26 - 4
4 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد است .
للّه ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - سجده - 32 - 4 - 3
3 - آسمان هاى عالم ، متعددند .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 3
3 - عالم ، آسمان هاى متعدد دارد .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - سبأ - 34 - 1 - 4
4 - عالم ، آسمان هاى متعددى دارد .
له ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - سبأ - 34 - 3 - 17
17 - در عالم ، آسمان هاى متعددى وجود دارد .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - سبأ - 34 - 22 - 7
7 - عالم ، آسمان هاى متعدد دارد .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - سبأ - 34 - 24 - 6
6 - عالم ، آسمان هاى متعدد دارد .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - فاطر - 35 - 1 - 7
7 - جهان طبيعت ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - فاطر - 35 - 38 - 4
4 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - فاطر - 35 - 40 - 8
8 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - فاطر - 35 - 41 - 4
4 - وجود آسمان هاى متعدد در جهان
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - فاطر - 35 - 44 - 11
11 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - يس - 36 - 81 - 2
2 - جهان طبيعت ، داراى آسمان هاى متعدد است .
خلق السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - صافات - 37 - 5 - 3
3 - جهان آفرينش ، متشكل از آسمان هاى متعدد
ربّ السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - صافات - 37 - 6 - 3
3 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
إنّا زيّنّا السماء الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - ص - 38 - 10 - 4
4 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - ص - 38 - 66 - 4
4 - جهان ، متشكل از آسمان هاى متعدد
ربّ السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - زمر - 39 - 5 - 3
3 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد
خلق السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - زمر - 39 - 38 - 3
3 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - زمر - 39 - 44 - 7
7 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - زمر - 39 - 46 - 6
6 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - زمر - 39 - 63 - 3
3 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - زمر - 39 - 67 - 8
8 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 4
4 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 37 - 1،2
1 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
2 - اعتقاد مردم مصر ، به وجود آسمان هاى متعدد در عصر فرعون
أسبب السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - غافر - 40 - 57 - 7
7 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - شورى - 42 - 11 - 4
4 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد
فاطر السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - شورى - 42 - 12 - 5
5 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
مقاليد السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - شورى - 42 - 29 - 3
3 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - شورى - 42 - 49 - 3
3 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - شورى - 42 - 53 - 5
5 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - زخرف - 43 - 9 - 7
7 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد است .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - زخرف - 43 - 85 - 4
4 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
له ملك السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - دخان - 44 - 7 - 6
6- جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
ربّ السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - دخان - 44 - 38 - 3
3- جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - جاثيه - 45 - 3 - 3
3 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - جاثيه - 45 - 13 - 2
2 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - جاثيه - 45 - 22 - 2
2 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - جاثيه - 45 - 27 - 2
2 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - جاثيه - 45 - 36 - 5
5 - جهان هستى ، داراى آسمان هاى متعدد
ربّ السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - جاثيه - 45 - 37 - 4
4 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - نجم - 53 - 31 - 2
2 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
و للّه ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - رحمن - 55 - 29 - 4
4 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
يسله من فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - رحمن - 55 - 33 - 5
5 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
يمعشر الجنّ . .. من أقطار السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - حديد - 57 - 1 - 3
3 - جهان آفرينش ، متشكل از آسمان هاى متعدد
ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - حديد - 57 - 2 - 3
3 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
له ملك السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - حديد - 57 - 4 - 2
2 - جهان آفرينش ، متشكل از آسمان هاى متعدد
خلق السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - حديد - 57 - 5 - 2
2 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد است .
ملك السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - حديد - 57 - 10 - 8
8 - جهان آفرينش ، متشكل از آسمان هاى متعدد
و للّه ميرث السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - مجادله - 58 - 7 - 3
3 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد است .
يعلم ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - صف - 61 - 1 - 6
6 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد است .
سبّح للّه ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - جمعه - 62 - 1 - 6
6 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد است .
يسبّح للّه ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - منافقون - 63 - 7 - 12
12 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
و للّه خزائن السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - تغابن - 64 - 1 - 5
5 - جهان طبيعت ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - تغابن - 64 - 3 - 3
3 - جهان طبيعت ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - تغابن - 64 - 4 - 2
2 - جهان طبيعت ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - ملك - 67 - 3 - 3
3 - آسمان ، متعدد و داراى هفت طبقه است .
سبع سموت طباقًا
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه «طباقاً» جمع «طَبَق» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - ملك - 67 - 5 - 3
3 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
إنّا زيّنّا السماء الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - نبأ - 78 - 37 - 3
3 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد است .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - بروج - 85 - 9 - 2
2 - تعدد آسمان ها ، در جهان هستى
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - ذاريات - 51 - 7 - 2
2 - آسمان ، داراى راه هاى متعدد و ويژه *
و السّماء ذات الحبك
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «حُبُك» به معناى راه ها باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - نوح - 71 - 15 - 6
6 - انديشه در چگونگى مبدأ آفرينش آسمان ها ، راهى براى شناخت خدا و اوصاف او است .
ألم تروا كيف خلق اللّه سبع سموت طباقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - رعد - 13 - 3 - 2
2- تغيير و تحول آسمان ها و زمين از شكل آغازين خود *
رفع السموت . .. مدّ الأرض
ظاهر جمله «رفع السموت» اين است كه برافراشته شدن صفتى مى باشد كه عارض بر آسمانها شده است ; يعنى، در ابتداى خلقتشان برافراشته نبودند، خداوند آنها را برافراشته كرد و نيز «مدّ الأرض» در اين معنا ظهور دارد كه زمين در آغاز گسترده نبود، خداوند آن را گسترانيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
6 - اعراف - 7 - 185 - 13،14
13 - دقت و تفكر در ملكوت آسمان ها و زمين و ديگر آفريده ها ، بهترين وسيله براى ايمان به خداى يگانه و روز قيامت
فبأى حديث بعده يؤمنون
برداشت فوق بر اين اساس است كه ضمير «بعده» به استدلالى كه از «أو لم ينظروا» فهميده مى شود، برگردانده شود. بر اين مبنا «باء» در «بأىّ» سببيه است. يعنى اگر جهان آفرينش از آن جهت كه نيازمند آفريننده است نتواند آدمى را به خداى يگانه مؤمن كند، كدامين دليل توان اثبات آن را دارد؟
14 - آنان كه از طريق انديشه در ملكوت آسمان ها و زمين ( نياز جهان هستى به مالك و هستى بخش ) هدايت نشوند ، هيچ دليلى ديگر نمى تواند آنان را هدايت كند .
فبأى حديث بعده يؤمنون
توضيح برداشت پيش راهنماى اين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - انشقاق - 84 - 2 - 4
4 - شكافته شدن آسمان در آستانه قيامت ، در جهت كمال آن و جلوه اى از ربوبيت خداوند است .
و أذنت لربّها
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
13 - شعراء - 26 - 24 - 10
10 - جهان طبيعت ( آسمان ها ، زمين و . . . ) رو به رشد و كمال است .
قال ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
«ربّ» به معناى تربيت كردن است و «تربيت» ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى و رو به رشد دارد. برداشت ياد شده نيز مبتنى بر اين معنا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - صافات - 37 - 5 - 10
10 - جهان ( آسمان ها و زمين و . . . ) ، داراى روندى رو به رشد و كمال
ربّ السموت . .. و ربّ المشرق
«رب» به معناى تربيت كردن است و تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است، تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از روند رو به رشد و تكامل دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
1 - بقره - 2 - 29 - 9
9 - خلقت آسمان ها در دو مرحله : مرحله اى مختلط ، نامتمايز و نامتعادل ; و مرحله تفكيك شده ، متمايز و متعادل
ثم استوى إلى السماء فسويهن سبع سموت
مفرد آوردن كلمه «السماء» در جمله «ثم استوى الى السماء» و ارجاع ضمير جمع به آن در جمله «فسواهن» مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه: آسمانها پيش از هفتگانه شدن و تمايز يافتن به گونه اى مختلط بوده كه هم اطلاق آسمان (به صورت مفرد) و هم اطلاق آسمانها (به صورت جمع) بر آن صحيح بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - نحل - 16 - 79 - 1،4
1- لزوم انديشيدن انسان ها در كيفيت پرواز پرندگان در جو آسمان و قوانين حاكم بر آن
ألم يروا إلى الطير مسخّرت فى جوّ السّماء
«رؤيت» كه به معناى ديدن با چشم است، هر گاه با «إلى» متعدى شود، متضمن معناى نظر و دقت مى شود.
4- پرواز پرندگان در جوّ آسمان بدون سقوط بر زمين ، از نشانه هاى قدرت خداوند است .
ألم يروا إلى الطير مسخّرت فى جوّ السّماء ما يمسكهنّ إلاّ الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 7
7 - ستارگان ، چراغ هاى آسمان اول و زيبايى بخش آن
و زيّنا السّماء الدّنيا بمصبيح
«مصباح» (مفرد «مصابيح») به معناى چراغ است و مراد از آن ستاره مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - فاطر - 35 - 41 - 1
1 - تنها خداوند ، نگه دارنده نظم كنونى آسمان ها و زمين از زوال و پاشيدگى است و هيچ قدرت ديگرى در آن نقش ندارد .
إنّ اللّه يمسك السموت و الأرض أن تزولا و لئن زالتا إن أمسكهما من أحد من بعده
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - نور - 24 - 42 - 1
1 - فرمان روايى آسمان ها و زمين ، تنها از آنِ خداوند است .
و للّه ملك السموت و الأرض
تقديم خبر (للّه) بر مبتدا (ملك السماوات. ..)، مفيد حصر و اختصاص است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - عنكبوت - 29 - 22 - 2
2 - آسمان و زمين ، تحت قدرت قاهر خداوندى است .
و ما أنتم بمعجزين فى الأرض و لا فى السماء
«ما أنتم بمعجزين» كنايه از اين است كه او، توان بيشترى دارد و شما، نمى توانيد از قدرت او، فرار كنيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
1 - بقره - 2 - 107 - 1
1 - سلطنت و حكومت بر آسمان ها و زمين ( جهان هستى ) تنها در اختيار خداوند است .
ألم تعلم أن اللّه له ملك السموت و الأرض
تقديم خبر (له) بر مبتدا (ملك السماوات . ..) دلالت بر حصر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
5 - انعام - 6 - 3 - 1
1 - تدبير و حاكميت مطلقه و يكسان خداوند بر آسمانها و زمين
و هو اللّه فى السموت و فى الأرض
اهل ادب گفته اند كه در مانند آيه مورد بحث، «فى السماوات . .. » نمى تواند متعلق به «اللّه» باشد، مگر اينكه معنى فعلى در آن منظور گردد و معنى مناسب در اين مورد، به قرينه آيات قبل و بعد، مسأله تدبير و نظارت خداوند بر تمامى موجودات است (مجمع البيان).
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
6 - اعراف - 7 - 158 - 4
4 - فرمانروايى و حاكميت بر آسمان ها و زمين در انحصار خداوند است .
الذى له ملك السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
7 - توبه - 9 - 116 - 9
9 - يگانه فرمانرواى آسمان ها و زمين ، تنها قدرت قابل اتكا براى انسانها
إن اللّه له ملك السموت و الأرض . .. و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لانصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
7 - يونس - 10 - 3 - 8
8 - خدا ، فرمانرواى آسمان ها و زمين است .
الذى خلق السموت . .. ثم استوى على العرش
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - كهف - 18 - 26 - 18
18- حاكميت و فرمان روايى بر آسمان ها و زمين ، در انحصار خداوند است .
و لايشرك فى حكمه أحدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - فرقان - 25 - 2 - 1،3
1 - فرمان روايى جهان ( آسمان ها و زمين ) تنها از آن خدا است .
تبارك . .. الذى له ملك السموت و الأرض
3 - فرمان روايى و حكومت خداوند بر آسمان ها و زمين ، خاستگاه نزول كتابى كه تبيين كننده حق از باطل براى انسان ها است .
تبارك الذى نزّل الفرقان على عبده . .. الذى له ملك السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - ص - 38 - 10 - 1
1 - فرمانروايى جهان هستى ( آسمان ها ، زمين و موجودات ميان آن دو ) تنها در اختيار خداوند است .
أم لهم ملك السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - زمر - 39 - 44 - 4
4 - جهان آفرينش ( آسمان ها ، زمين و . . . ) تحت فرمانروايى خدا است .
له ملك السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - زخرف - 43 - 85 - 1
1 - يگانه فرمانرواى آسمان ها و زمين و مجموعه هستى ، شايان ستايش و تمجيد است .
و تبارك الذى له ملك السموت و الأرض
واژه «تبارك» كه در مقام ستايش به كار مى رود، از ماده «بركت» به معناى خير فراوان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - جاثيه - 45 - 27 - 1
1 - خداوند ، يگانه فرمانرواى آسمان ها و زمين
و للّه ملك السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - فتح - 48 - 14 - 1
1 - خداوند ، تنها مالك و فرمانرواى آسمان ها و زمين
و للّه ملك السموت و الأرض
«ملك» به معناى پادشاهى و فرمانروايى و ملازم با مالكيت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - حديد - 57 - 2 - 1
1 - فرمانروايى آسمان ها و زمين ، تنها در اختيار خداوند است .
له ملك السموت و الأرض
تقديم خبر (له) بر مبتدا (ملك) افاده حصر مى كند و «ملك» به معناى سلطنت و فرمانروايى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - حديد - 57 - 5 - 1
1 - فرمانروايى آسمان ها و زمين ، تنها در اختيار خداوند است .
له ملك السموت و الأرض
«ملك» به معناى سلطنت و فرمانروايى است و تقديم خبر (له) بر مبتدا (ملك. ..) افاده حصر مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - طلاق - 65 - 12 - 7
7 - آسمان ها و زمين ، تحت تدبير و حكومت خداوند قرار دارند .
يتنزّل الأمر بينهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - بروج - 85 - 9 - 1
1 - حاكميت و مالكيت بر آسمان ها و زمين ، مخصوص خداوند است .
له ملك السموت و الأرض
«مُلك» اسم مصدر و به معناى بر عهده داشتن سلطنت است (مصباح). هر جا كلمه «مُلك» به كار رود، مستلزم «مِلك» (مالكيت) نيز خواهد بود. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
5 - انعام - 6 - 1 - 4
4 - آسمانها و زمين، مخلوقاتى حادث و بديع هستند.
الحمد للّه الذى خلق السموت و الأرض و جعل الظلمت و النور
خالق، پديدآورنده اى را گويند كه بدون نمونه قبلى چيزى را ابداع و ايجاد نمايد. (الخلق ... إبداع الشىء على مثال لم
يسبق اليه. لسان العرب.)
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
7 - توبه - 9 - 36 - 2
2 - آسمان ها و زمين ، پديده اى حادث و نه قديم
يوم خلق السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 6،15
6- آسمانها ، عرش ، خورشيد و ماه تا سرآمدى معيّن در حركتند .
كل يجرى لأجل مسمًّى
مضاف اليه محذوف از كلمه «كل» ضميرى است كه به «السموت»، «عرش»، «شمس» و «قمر» باز مى گردد. «مسمّى» يعنى مشخص و معين. «اجل» در لغت به معناى مدت و نيز به معناى پايان مدت آمده است. برداشت فوق بر اساس دومين معناست. گفتنى است كه بر اين مبنا «لام» در «لأجل» به معناى «إلى» خواهد بود.
15- نظام هستى ( برافراشته بودن آسمانها ، رام بودن خورشيد و ماه به فرمان خدا و حركت آنها ) دليل و آيتى بر ربوبيت خداوند
الله الذى رفع السموت . .. لعلكم بلقاء ربكم توقنون
چون خداوند در ابتداى آيه با جمله «الله الذى . ..» توصيف و معرفى شد، ظاهر آن بود كه در جمله «لعلكم ...» نيز «لعلكم بلقاء الله» آورده شود. اين تعويض ; يعنى، آوردن «ربكم» به جاى «الله» مى رساند كه مقصود اصلى از توصيف «الله» به ويژگيهاى ياد شده، اثبات ربوبيّت اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
13 - نمل - 27 - 87 - 11
11 - مرگ و رستاخيز ، حقيقتى عام و دربرگيرنده تمامى موجودات شعورمند آسمان و زمين
ففزع من فى السموت و من فى الأرض . .. و كلّ أتوه
بنابراين فرض كه در آيه فوق، هم مرگ لحاظ شده باشد و هم رستاخيز و به عبارت ديگر مراد از «ينفخ فى الصور» هم نفخه اولى باشد و هم نفخه ثانيه، تعبير «من فى السماوات و من فى الأرض» و نيز عبارت «و كلّ أتوه داخرين» مى رساند كه حكم بيان شده در آيه، اختصاص به موجوداتى خاص ندارد; بلكه همه موجودات هستى مشمول آن حكم مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - مريم - 19 - 95 - 1
1- تمامى موجودات شعورمند آسمان ها و زمين ، روز قيامت در محضر خداوند حضور خواهند يافت .
و كلّهم ءاتيه يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - عنكبوت - 29 - 44 - 1،5
1 - خداوند ، آسمان ها و زمين را ، به حق ، آفريده است .
خلق اللّه السموت و الأرض بالحقّ
5 - خلقت هدف دار آسمان ها و زمين ، نشانه و آيه بزرگ خدا براى مؤمنان است .
خلق اللّه السموت و الأرض . .. إنّ فى ذلك لأية للمؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - حجر - 15 - 85 - 1
1- خداوند آسمان ها ، زمين و موجودات در فضا را بر اساس حق ( حكيمانه و با مقصودى صحيح ) آفريد .
و ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ
يكى از موارد كاربرد واژه «حق» جايى است كه كارى به مقتضاى حكمت و بر اساس مصلحت انجام پذيرفته باشد (مفردات راغب). برداشت فوق بر اساس اين كاربرد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - دخان - 44 - 39 - 1،2،3
1- آفرينش آسمان ها و زمين ، آفرينشى بحق ، بايسته ، ارزشمند و هدفدار
و ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما لعبين . ما خلقنهما إلاّ بالحقّ
2- آفرينش آسمان ها و زمين ، به دور از هرگونه پوچى ، بيهودگى و بطلان
و ما خلقنا السموت و الأرض . .. لعبين ... إلاّ بالحقّ
3- حقانيت آفرينش جهان ، مستلزم وجود معاد
إن هى إلاّ موتتنا الأُولى . .. ما خلقنهما إلاّ بالحقّ
از اين كه حقانيت آفرينش در مقام رد انديشه منكران معاد مطرح شده، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - جاثيه - 45 - 22 - 1
1 - آفرينش آسمان ها و زمين از سوى خداوند ، آفرينشى به حق و هدفدار
و خلق اللّه السموت و الأرض
«حق» به چيزى گفته مى شود كه براساس حكمت و فلسفه اى بايسته پديد آمده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 1
1- آفرينش آسمان ها و زمين و موجودات هستى ، آفرينشى بايسته و بحق
ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - تغابن - 64 - 3 - 2
2 - آفرينش جهان ( آسمان ها ، زمين و . . . ) ، براساس حق و هدفدار و به دور از بيهوده كارى است .
خلق السموت و الأرض بالحقّ
«حقّ» در مقابل باطل قرار دارد. يكى از معانى «باطل» عبث و بيهوده كارى است; يعنى، كارى كه در آن هدف معقولى لحاظ نشود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - انبياء - 21 - 32 - 1
1- خداوند ، آسمان را سقفى محفوظ از سقوط قرار داد .
و جعلنا السماء سقفًا محفوظًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - مزمل - 73 - 18 - 4
4 - آسمان ، مجموعه اى است به هم پيوسته و منسجم .
يومًا . .. السماء منفطر به
گسستگى و از هم پاشيدگى آسمان در آستانه برپايى قيامت، دليل پيوستگى و انسجام فعلى آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - مؤمنون - 23 - 86 - 5
5 - عرش عظيم الهى ، حقيقتى غير از آسمان هاى هفتگانه
قل من ربّ السموت السبع و ربّ العرش العظيم
ذكر جداگانه عرش و توصيف آن به وصف «عظيم»، مى تواند بيانگر مطلب فوق باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
2 - آل عمران - 3 - 83 - 8
8 - وجود موجوداتى داراى شعور در آسمانها
و له اسلم من فى السموات و الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
1 - بقره - 2 - 117 - 1
1 - خداوند ، آفريننده و مبتكر آسمان ها و زمين بدون وجود نمونه اى از پيش
بديع السموت و الأرض
«بديع» بر گرفته شده از ابداع است و «ابداع» به معناى اختراع چيزى است بدون الگو و نمونه قبلى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
5 - انعام - 6 - 1 - 1
1 - ستايش مخصوص خداوند آفريدگار آسمانها و زمين و پديدآورنده تاريكيها و نور است.
الحمد للّه الذى خلق السموت و الأرض و جعل الظلمت و النور
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
5 - انعام - 6 - 2 - 1
1 - تنها خداوند پديدآورنده آسمانها و زمين و برقرار كننده نور و ظلمت، آفريدگار آدمى است.
الحمد للّه الذى خلق . .. هو الذى خلقكم من طين
معرفه بودن مسنداليه «هو» و مسند «الذى» مفيد حصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
5 - انعام - 6 - 73 - 1
1 - يگانه آفريدگار آسمانها و زمين خداوند است.
و هو الذى خلق السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
5 - انعام - 6 - 79 - 3،4
3 - پديدآورنده آسمانها و زمين شايسته ربوبيت و عبادت خالصانه است، نه پديده هاى جهان.
لا أحب الأفلين . .. إنى وجهت وجهى للذى فطر السموت و الأرض
4 - خداوند يگانه، پديدآورنده آسمانها و زمين است.
فطر السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
5 - انعام - 6 - 101 - 1،2
1 - خداوند پديدآورنده آسمان و زمين بدون داشتن نمونه و الگويى از قبل
بديع السموت و الأرض
«بديع» يعنى خالق و مبدع. معنى بديع بودن خداوند آن است كه او خالق و مخترع عالم است، بدون الگو گرفتن از نمونه اى. (لسان العرب).
2 - خداوند ايجادكننده آسمانها و زمين از كتم عدم است.
بديع السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
5 - انعام - 6 - 102 - 1
1 - تنها خداى مبدع آسمانها و زمين و آفريننده هستى و بى نياز از شريك و فرزند، شايسته پروردگارى آدميان است.
بديع السموت . .. ذلكم الله ربكم لا إله إلا هو
در آيه گذشته، صفات متعددى براى خداوند ذكر گرديد و «ذلكم» در اين آيه اشاره به خداوند، با تمامى صفات مذكور در آيه پيشين، است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - مؤمنون - 23 - 17 - 1
1 - خدا ، آفريدگار آسمان ها
و لقد خلقنا فوقكم سبع طرائق
«طريقة» (مفرد «طرائق») به هر چيزى كه روى آن، چيزى شبيه خودش قرار گرفته باشد، گفته مى شود و مراد از «سبع طرائق» به قرينه «فوقكم» (بالاى سر شما)، هفت آسمان است. بنابراين به آسمان هاى هفتگانه، بدان جهت كه روى هم قرار دارند، «طرائق» گفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - سجده - 32 - 4 - 1
1 - خداوند ، آفريننده آسمان ها و زمين و موجودات ميان آن دو است .
اللّه الذى خلق السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - ص - 38 - 27 - 1
1 - خداوند ، خالق آسمان ، زمين و پديده هاى ميان آن دو است .
و ما خلقنا السماء و الأرض و ما بينهما بطلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - نازعات - 79 - 27 - 5
5 - منكران معاد در عصر بعثت ، آسمان را آفريده خداوند مى دانستند .
أم السماء بنيها
استدلال آيه شريفه بر امكان معاد، بدون پذيرش آفريدگارى خداوند براى آسمان، ناتمام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - نازعات - 79 - 30 - 1
1 - خداوند ، پس از آفرينش آسمان و ايجاد شب و روز ، زمين را گسترده ساخت .
و الأرض بعد ذلك دحيها
«دحو» به معناى بسط دادن و گستراندن است. «بعد ذلك» دلالت دارد كه اين مرحله از تغييرات زمين، پس از تعديل آسمان و آفرينش تاريكى و روشنى بوده است. مراد از بسط زمين - به قرينه آيات بعد - آماده سازى و سامان دادن آن براى زندگانى جانداران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
1 - بقره - 2 - 164 - 1
1 - آسمان ها و زمين ( هستى ) آفريده هاى خداوند يكتاست .
إن فى خلق السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
5 - انعام - 6 - 14 - 1،5
1 - جز خداوند خالق آسمانها و زمين و روزى دهنده بى نياز، كسى شايسته ولايت و سرپرستى نيست.
قل أغير اللّه أتّخد وليا فاطر السموت و الأرض و هو يطعم و لا يطعم
5 - خداوند ابداع كننده آسمانها و زمين، بدون الگو و نمونه قبلى
قل أغير اللّه أتّخد وليا فاطر السموت و الأرض
«فطر» به معناى ايجاد و اختراع است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
7 - يونس - 10 - 3 - 4
4 - خدا ، آفريدگار آسمان ها و زمين است .
الذى خلق السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - هود - 11 - 7 - 1
1- خداوند ، آفريننده آسمان ها و زمين است .
هو الذى خلق السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - يوسف - 12 - 101 - 12
12- خداوند پديد آورنده آسمان ها و زمين
فاطر السموت و الأرض
«فاطر» به معناى آفريننده و پديد آورنده است. اين كلمه در آيه شريفه مناداست ; يعنى: «يافاطر السموت».
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - ابراهيم - 14 - 10 - 7
7- خداوند ، پديد آورنده آسمان ها و زمين ( عالم آفرينش ) است .
أفى الله شكّ فاطر السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 1
1- تنها خداوند ، خالق و آفريننده آسمان ها و زمين و نازل كننده باران از آسمان است .
الله الذى خلق السموت و الأرض و أنزل من السّماء ماء
معرفه بودن مسنداليه و مسند، يعنى «الله» و «الذى خلق . ..»، دلالت بر حصر مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - نحل - 16 - 3 - 1،8
1- آفريننده آسمان ها و زمين ( جهان هستى ) ، خداوند است .
خلق السموت و الأرض
8- مشركان صدراسلام ، خداوند را خالق آسمان ها و زمين مى دانستند .
أتى أمر الله . .. سبحنه و تعلى عمّا يشركون ... خلق السموت و الأرض بالحق تعلى
«تعالى عمّا يشركون» مربوط به «بالحق» است و نه «خلق السماوات و . ..» بنابراين، از آيه استفاده مى شود كه مشركان درباره اصل خلقت عالم حرفى نداشته اند، بلكه درباره حقانيت و پوچى آن توهماتى داشته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - طه - 20 - 4 - 1،2،4
1- قرآن ، پيامى فرود آمده از سوى آفريدگار زمين و آسمان ها است .
تنزيلاً ممّن خلق الأرض والسموت
«تنزيلاً» مصدر به معناى اسم مفعول و حال براى «القرآن» - در آيات قبل - است.
2- خداوند ، آفريدگار آسمان هاى مرتفع و زمين است .
خلق الأرض والسموت العلى
«على» (جمع «علياً») اسم تفضيل است. توصيف آسمان ها به مرتفع تر از زمين، براى بيان عظمت رتبه ها و مقام هايى است كه قرآن از آن مقام، به زمين نازل شده است.
4- توان مندى خداوند بر آفرينش زمين و آسمان هاى مرتفع ، نشان اقتدار او برفرستادن كتابى شايسته ، براى تذكر و اندرز انسان ها است .
تذكرة. .. ممّن خلق الأرض والسموت العلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - انبياء - 21 - 56 - 3
3- خداوند ، خالق جهان طبيعت ( آسمان ها ، زمين و انسان ) است .
ربّكم ربّ السموت والأرض الذى فطرهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - فرقان - 25 - 59 - 1
1 - خداوند ، آفريدگار آسمان ها و زمين و پديده هاى ميان آنها است .
الذى خلق السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
13 - نمل - 27 - 60 - 1
1 - خدا ، آفريدگار يگانه آسمان ها و زمين
أمّن خلق السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - عنكبوت - 29 - 61 - 1،2
1 - مشركان ، به خالقيت خدا براى آسمان ها و زمين و مسخِّر كننده خورشيد و ماه ، باور داشتند .
و لئن سألتهم من خلق السموت و الأرض و سخّر الشمس و القمر ليقولنّ اللّه
2 - خداوند ، خالق آسمان ها و زمين است .
من خلق السموت و الأرض . .. ليقولنّ اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - روم - 30 - 8 - 2
2 - آفريننده آسمان ها و زمين و تمامى موجودات ، خداوند است .
ما خلق اللّه السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - لقمان - 31 - 10 - 1
1 - خداوند ، آسمان ها را بدون پايه و ستون آفريده است .
خلق السموت بغير عمد ترونها
«ترونها» احتمال دارد قيد توصيحى براى «بغير عمد» باشد. در اين صورت، معناى «خلق السماوات بغير عمد» اين است كه خداوند، آسمان ها را بدون ستون آفريده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - لقمان - 31 - 25 - 1
1 - خالق آسمان ها و زمين ، در بينش كافران نيز خداوند است .
و لئن سألتهم من خلق السموت و الأرض ليقولنّ اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - فاطر - 35 - 1 - 4
4 - خداوند ، خالق آسمان ها و زمين است .
فاطر السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - يس - 36 - 81 - 1،5،7،8
1 - آسمان ها و زمين ، مخلوق خدا و جلوه اى از قدرت او است .
أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر
5 - شگفت آور بودن انكار معاد و احياى مجدد انسان ها ، به قدرت خداى خالق آسمان ها و زمين
أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن يخلق مثلهم
برداشت ياد شده از آن جا است كه استفهام در «أوَليس . ..» استفهام انكارى و تعجبى است.
7 - مشركان و كافران در عصر بعثت - على رغم انكار قيامت و تجديد حيات انسان ها - به آفرينش آسمان ها و زمين به وسيله خدا و نيز به عظمت اين آفرينش اعتقاد داشتند .
أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن يخلق مثلهم
برداشت ياد شده با توجه به اين حقيقت است كه استدلال خداوند بر اثبات معاد، از راه آفرينش نخستين جهان طبيعت، مبتنى بر اين حقيقت است كه كافران، جهان طبيعت را جلوه اى از خالقيت و قدرت خدا بدانند.
8 - خداوندِ خالق آسمان ها و زمين ، بر آفرينش مجدد انسان ها و نوسازى آدمى از ذرات پوسيده و پراكنده دنيايى او در قيامت ، توانا است .
قال من يحىِ العظم و هى رميم . .. أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن ي
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - زمر - 39 - 5 - 1
1 - خدا ، آفريننده آسمان ها و زمين
خلق السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - زمر - 39 - 46 - 5
5 - خداوند ، خالق آسمان ها و زمين است .
اللهمّ فاطر السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - شورى - 42 - 11 - 1
1 - خداند ، آفريننده آسمان ها و زمين
فاطر السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - حديد - 57 - 4 - 1
1 - خداوند ، خالق و آفريدگار آسمان ها و زمين است .
هو الذى خلق السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - تغابن - 64 - 3 - 1
1 - خداوند ، آفريننده آسمان ها و زمين است .
خلق السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - طلاق - 65 - 12 - 1
1 - خداوند ، خالق و آفريننده آسمان ها و زمين است .
اللّه الذى خلق سبع سموت و من الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - ملك - 67 - 3 - 1
1 - خداوند ، خالق آسمان ها است .
الذى خلق سبع سموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
13 - نمل - 27 - 25 - 2
2 - خداى پديدآورنده موجودات آسمان و زمين از كتم عدم ، شايسته پرستش است ، نه مخلوقات و مظاهر طبيعت .
يسجدون للشمس . ..ألاّيسجدوا للّه الذى يخرج الخبء فى السموت و الأرض
«ال» در «الخبء» براى جنس و مفيد استغراق است «خَبْء» به معناى مستور (مصدر به معناى مفعول) مى باشد. بنابراين «يخرج الخبء»; يعنى، «يخرج جميع الأشياء المستورة تحت استار العدم منها إلى الوجود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - ملك - 67 - 5 - 11
11 - شيطان ها ، ناتوان از شنود و دستيابى به اطلاعات و اخبار آسمان
و جعلنها رجومًا للشيطين
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - حجر - 15 - 18 - 3
3- در آسمان ها ، خبر ها و اطلاعاتى مبادله مى شود كه قابل شنود براى موجوداتى چون شياطين است .
من كلّ شيطن رجيم . إلاّ من استرق السمع
لازمه استراق سمع، وجود و تبادل اخبارى است كه قابل شنيدن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - زخرف - 43 - 84 - 4
4 - اعتقاد مشركان به تقسيم كار هاى آسمان و زمين ، ميان خدا و فرزندى كه براى او تصوير كرده اند . *
قل إن كان للرحمن ولد . .. و هو الذى فى السماء إله و فى الأرض إله
برداشت بالا بدان احتمال است كه ميان اين آيه و آيه «إن كان للرحمان ولد» (آيه 81) بدين گونه ارتباط باشد كه مشركان علاوه بر اعتقاد به فرزنددارى خدا، بر اين باور بوده اند كه الوهيت آسمان و زمين ميان او و فرزندش تقسيم شده است. گفتنى است كه اين آيات ردى بر هر دو ديدگاه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - منافقون - 63 - 7 - 9
9 - آسمان ها و زمين ، خزائن و منابع رزق موجودات
يقولون لاتنفقوا . .. و للّه خزائن السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 22 - 6،12
6 - خداوند ، آسمان در جهت منافع انسان ها برافراشته ساخت .
الذى جعل لكم . .. السماء بناء
كلمه «بناء» در لغت عرب معنايى دارد كه شامل: ساختمان، خيمه، چادر و مانند اينها مى شود. اطلاق «بناء» بر آسمان از باب تشبيه است; يعنى: جعل لكم السماء كالبناء.
12 - آفرينش آسمان ، نزول باران ، به ثمر رسيدن ميوه ها و پيدايش روزى براى انسان ها ، جلوه هايى از ربوبيت خداوند است .
اعبدوا ربكم . .. الذى جعل لكم ... رزقاً لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
1 - بقره - 2 - 29 - 11،12
11 - آفرينش آسمان هاى هفتگانه و مواهب زمين ، آفرينشى عالمانه است .
هو الذى خلق . .. و هو بكل شىء عليم
12 - آفرينش موجودات زمين و آسمان هاى هفتگانه ، دليل توانايى خدا بر زنده كردن مردگان است .
ثم يحييكم ثم إليه ترجعون. هو الذى خلق لكم ... فسويهن سبع سموت
جمله «هو الذى . ..» مى تواند مرتبط با ذيل آيه قبل باشد و نيز مى تواند با صدر آن آيه در ارتباط باشد. برداشت فوق مبتنى بر احتمال نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
1 - بقره - 2 - 164 - 3
3 - آفرينش آسمان ها و زمين ، حاوى نشانه هايى بر توحيد و حاكى از رحمانيت و رحيميت خداوند است .
لا إله إلا هو الرحمن الرحيم. إن فى خلق السموت و الأرض ... لأيت
آيه مورد بحث - به قرينه آيه قبل - در مقام استدلال بر توحيد و رحمانيت و رحيميت خداوند است و لذا مقصود از «آيات» در ذيل آيه، نشانه هاى توحيد و رحمت گسترى خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - فاطر - 35 - 41 - 2
2 - نظم كنونى آسمان ها و زمين در بقا ، همانند مرحله آغازين خود ، نيازمند به اراده و تدبير خداوند است .
إنّ اللّه يمسك السموت و الأرض . .. إن أمسكهما من أحد من بعده
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - زمر - 39 - 6 - 16،18،20،23
16 - آفريدن جهان هستى ( آسمان ، زمين ، انسان و . . . ) ، از اوصاف و نشانه هاى خداى حقيقى ( اللّه )
خلق السموت و الأرض . .. خلقكم من نفس وحدة ... ذلكم اللّه
«ذلكم» اشاره به كسى است كه اشياى ذكر شده را آفريده و صاحب اوصاف خلق و جعل است.
18 - آفرينش جهان ( آسمان ، زمين ، خورشيد ، ماه و انسان ) جلوه ربوبيت خدا است .
خلق السموت و الأرض . .. خلقكم من نفس وحدة ... ذلكم اللّه ربّكم
20 - آفرينش آسمان ها ، زمين ، خورشيد ، ماه و انسان ، جلوه فرمانروايى مطلق خدا بر جهان هستى است .
خلق السموت و الأرض . .. له الملك
23 - آفرينش جهان ( آسمان ، زمين و انسان ) ، دليل يكتايى خدا و پوچى معبود هاى ديگر
خلق السموت و الأرض . .. خلقكم من نفس وحدة ... لا إله إلاّ هو
برداشت بالا مبتنى براين ديدگاه است كه جمله «لا إله إلاّ هو» - كه پس از بحث از خلقت جهان آمده است - به منزله نتيجه و جمع بندى آن بحث باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - غافر - 40 - 64 - 5،13
5 - ثبات زمين و قابل سكونت بودن آن براى بشر و برافراشته ساختن آسمان ، جلوه هايى از قدرت و ربوبيت بى همتاى خداوند
ذلكم اللّه ربّكم . .. اللّه الذى جعل لكم الأرض قرارًا
13 - آفرينش زمين ، آسمان ، انسان و روزى هاى او ، از اوصاف معبود و ربّ حقيقى
اللّه الذى جعل لكم الأرض . .. و صوّركم فأحسن صوركم و رزقكم من الطيّبت ذلكم اللّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - فصلت - 41 - 11 - 7
7 - شكل گيرى نظام آسمان ها و زمين ، براساس جاذبه ها و قوانين طبيعت *
قالتا أتينا طائعين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «طوعاً» اشاره به حركت طبيعى و «كرهاً» حكايت از حركت قسرى داشته باشد و آيه بيانگر حاكميت حركت طبيعى حلقه هاى تكوين در نظام آسمان ها و زمين باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - نازعات - 79 - 28 - 3
3 - هماهنگى اجزاى آسمان ، با فاصله اى اندك پس از مرحله آفرينش و برافراشتن آسمان صورت پذيرفته است .
رفع سمكها فسوّيها
فاء در «فسوّاها»، براى تعقيب و حاكى از تأخّر بدون فاصله تسويه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
1 - بقره - 2 - 30 - 1
1 - خداوند بعد از آفرينش آسمان ها و مواهب زمين ، به خلقت انسان پرداخت ، تا او را به منصب خلافت برساند .
خلق لكم ما فى الأرض . .. و إذ قال ربّك للملئكة إنى جاعل فى الأرض خليفة
با توجه به آيه 34 از همين سوره و آيات ديگرى كه درباره خلقت آدم (ع) است، مى توان گفت: سخن خداوند با فرشتگان درباره آدم، قبل از خلقت وى بوده است. بنابراين «إنى جاعل فى الأرض خليفة» علاوه بر بيان خلافت آدم(ع) دلالت بر آفرينش او نيز دارد; يعنى: مى خواهم ]موجودى[ بيافرينم و او را خليفه قرار دهم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
5 - انعام - 6 - 1 - 2،8
2 - آفرينش آسمانها و زمين و پديدآوردن نور و ظلمت به دست خداوند، دليل اختصاص ستايش به اوست.
الحمد للّه الذى خلق
«الذى خلق»، صفت «اللّه» و بيان وجه اختصاص حمد به اوست و اين تعليق، كه به گفته اهل ادب تعليق حكم «الحمدللّه» بر وصف «الذى خلق» است، بيانگر انحصار شايستگى ستايش به آفريننده هستى است.
8 - پديده ظلمت و نور در جهان، نظامى تابع آفرينش آسمانها و زمين
الحمد للّه الذى خلق السموت . .. و جعل الظلمت و النور
در اين آيه آفرينش آسمان و زمين با فعل «خلق» بيان شده، ولى درباره ظلمت و نور از فعل «جعل» استفاده شده است. توجيه اين تفاوت، به گفته برخى از مفسران، تبعى بودن آفرينش نور و ظلمت نسبت به مجموعه هستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
5 - انعام - 6 - 73 - 3
3 - خداوند آسمانهاى متعددى در اين جهان آفريده است.
خلق السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
6 - اعراف - 7 - 54 - 1،4
1 - خداوند ، آفريدگار آسمان ها و زمين و پروردگار راستين انسانهاست .
إن ربكم اللّه الذى خلق السموت و الأرض فى ستة أيام
4 - خداوند پس از آفرينش آسمان ها و زمين ( نظام هستى ) با استيلا بر عرش ، به تدبير امور آنها پرداخت .
ثم استوى على العرش
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - هود - 11 - 7 - 16
16- « عن محمد بن مسلم قال : قال لى أبوجعفر ( ع ) : كان كل شىء ماءاً و كان عرشه على الماء ، فأمر الله عز ذكره الماء فاضطرم ناراً ثم أمر النار فخمدت فارتفعت من خمودها دخان فخلق الله عزوجل السموات من ذلك الدخان و خلق الله عزوجل الأرض من الرّماد . . . ;
محمدبن مسلم گويد: امام باقر(ع) به من فرمود: همه چيز آب بود و عرش خدا بر آب قرار داشت; پس خداى عزّ ذكره به آب امر كرد، پس آن آب آتشى برافروخته شد، سپس آتش را امر كرد خاموش شود و خاموش شد، پس بر اثر خاموشى آتش دودى از آن برخاست; آن گاه خداوند آسمانها را از آن دود آفريد و زمين را از خاكستر آفريد . ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 11
11- آفرينش آسمان هاى متعدد و رفيع ، تسخير خورشيد و ماه ، از نشانه هاى توان و اقتدار خدا و يكتايى او در تدبير هستى است .
يفصّل الأيت
جمله هاى «الله الذى رفع السموت . ..» حاكى است كه متعلق «آيات» اقتدار خداوند ، سلطه او بر هستى و تدبير آفرينش است ; يعنى: «يفصل الأيات الدالة على قدرته و ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 13
13- آفرينش آسمان ها و زمين ( عالم آفرينش ) ، دليل قدرتمندى خداوند بر تحقق وعده عذاب كافران و حبط عمل
نيكشان
من ورائه جهنّم . .. مثل الذين كفروا بربّهم أعملهم كرماد اشتدّت به الريح ... ألم
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 2
2- آفرينش آسمان ها و زمين دليل و نشانه توحيد خداوند است .
الله الذى خلق السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - نحل - 16 - 3 - 4،7
4- آفرينش حق مدار آسمان ها و زمين ، گواه وحدانيت خدا و نبود شريك براى او
أن أنذروا أنه لا إله إلاّ أنا فاتقون . خلق السموت و الأرض بالحق تعلى عمّا يشر
جمله «خلق السماوات و الأرض» به منزله تعليل براى مضمون «لا إله إلاّ أنا» در آيه قبل است.
7- آفرينش آسمان ها و زمين ( جهان هستى ) دليلى بر قدرت خداوند بر محقق ساختن وعده هايش
أتى أمر الله . .. خلق السموت و الأرض بالحق تعلى عمّا يشركون
جمله «خلق السماوات . ..» مى تواند به منزله تعليلى براى روشن نمودن قدرت خداوند بر محقق ساختن وعده هايش باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - كهف - 18 - 51 - 1
1- شياطين ، فاقد كمترين دخالت و نظارت در كار آفرينش آسمان ها و زمين و نيز خلقت خودشان اند .
ما أشهدتّهم خلق السموت والأرض و لاخلق أنفسهم
«إشهاد» يعنى، ديگرى را به شهادت و حضور خواندن. نفى شاهد گرفته شدن شياطين در آفرينش آسمان ها و زمين و خلقت خود آن ها، كنايه از آن است كه آنان، هيچ نقشى در الوهيت و تدبير جهان نداشته اند تا در موقع آفرينش، به حضور فراخوانده شده و شاهد خلقت باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - انبياء - 21 - 30 - 8
8- انديشيدن در پديده هاى جهان خلقت ، از راه هاى دستيابى انسان به توحيد و يگانگى خداوند
أوَلم ير الذين كفروا أنّ السموت . .. أفلايؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - فرقان - 25 - 59 - 7،8
7 - آفرينش جهان هستى ( آسمان ها ، زمين و . . . ) جلوه اى از رحمانيت خداوند
الذى خلق السموت و الأرض . .. الرحمن
برداشت فوق، بر اين اساس استوار است كه «الذى خلق» مبتدا و «الرحمان» خبر آن باشد; يعنى، آن كسى كه جهان را آفريد، رحمان است و قهراً جهان، جلوه اى از رحمانيتش مى باشد.
8 - آفرينش جهان هستى ( آسمان ها ، زمين و . . . ) جلوه اى از حيات جاويدان خداوند
الحىّ الذى لايموت . .. الذى خلق السموت و الأرض
برداشت فوق، بر اين اساس استوار است كه «الذى خلق» صفت براى »الحىّ» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - روم - 30 - 22 - 1،5
1 - آفرينش آسمان ها و زمين و گوناگونى زبان ها و رنگ هاى آدميان ، از آيات الهى است .
و من ءايته خلق السموت و الأرض و اختلف ألسنتكم و ألونكم
5 - آيه بودن آفرينش آسمان ها و زمين و تفاوت زبان ها و رنگ هاى مردم ، براى دانشمندان قابل درك است .
و من ءايته خلق السموت و الأرض و اختلف ألسنتكم و ألونكم إنّ فى ذلك لأيت للعل
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - لقمان - 31 - 10 - 1
1 - خداوند ، آسمان ها را بدون پايه و ستون آفريده است .
خلق السموت بغير عمد ترونها
«ترونها» احتمال دارد قيد توصيحى براى «بغير عمد» باشد. در اين صورت، معناى «خلق السماوات بغير عمد» اين است كه خداوند، آسمان ها را بدون ستون آفريده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - يس - 36 - 81 - 3
3 - آفرينش آسمان ها و زمين ، دليل و نشانه توانايى خداوند بر برپايى قيامت و آفرينش مجدد انسان ها
أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن يخلق مثلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - زمر - 39 - 5 - 10
10 - آفرينش و تدبير آسمان ها و زمين و پيدايش شب و روز و تسخير خورشيد و ماه ، جلوه هاى عزت و قدرتمندى خداوند است .
خلق السموت و الأرض . .. كلّ يجرى لأجل مسمًّى ألا هو العزيز
يادآورى عزت و قدرتمندى خداوند در پايان آيه شريفه و پس از يادآورى آفرينش آسمان، زمين و. ..، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - زمر - 39 - 38 - 2
2 - جهان ( آسمان ها ، زمين و . . . ) ، مخلوق خدا و جلوه قدرت او است .
و لئن سألتهم من خلق السموت و الأرض ليقولنّ اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 1،11
1 - خداوند ، جهان آفرينش را به صورت هفت آسمان بياراست و نظام بخشيد .
فقضهنّ سبع سموت
11 - آفرينش و تدبير آسمان ها و زمين ، جلوه اى از علم و قدرت الهى است .
ذلك تقدير العزيز العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - شورى - 42 - 11 - 2،3
2 - خلقت آسمان ها و زمين ، بدون هيچ گونه سابقه و الگوى پيشين
فاطر السموت و الأرض
«فاطر» (از ماده «فطر»)به معناى ابداع و آفرينش بدون سابقه نيز آمده است.
3 - آسمان ها و زمين ، پيش از شكل يافتن به وضع موجود به صورت توده اى واحد و متراكم بود .
فاطر السموت و الأرض
«فطر» (مصدر «فاطر») به معناى دريدن و جدا كردن است. به كارگيرى اين ماده مى تواند به اين مطلب اشاره داشته باشد كه آسمان ها، پيش از اين كه به شكل فعلى در آيد به صورت يك توده فشرده و متراكمى بود و سپس با انفجار عظيم از هم جدا و متفرق شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - شورى - 42 - 29 - 1،7
1 - آفرينش آسمان ها و زمين و جانداران ، از نشانه هاى روشن خدا و قدرت او است .
و من ءايته خلق السموت و الأرض و ما بثّ فيهما من دابّة
7 - آفرينش آسمان ها ، زمين و موجودات زنده ، تنها بخشى از آيات الهى است .
و من ءايته
با توجه به معناى «من» - كه براى تبعيض است - به دست مى آيد كه جهان هستى سرشار از آيات خداوند است و
آفرينش آسمان ها و زمين تنها بخشى از آنها مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 5
5- آفرينش بهينه آسمان ها و زمين و ساير موجودات ، نمود عزت و حكمت الهى است .
من اللّه العزيز الحكيم . ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّبالحقّ
از ارتباط اين آيه با ذيل آيه قبل (من اللّه العزيز الحكيم)، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - احقاف - 46 - 33 - 4
4- آفرينش توانمندانه آسمان ها و زمين از سوى خداوند ، دليل قدرت او بر تجديد حيات مردگان
اللّه الذى خلق . .. و لم يعى بخلقهنّ بقدر على أن يحيى الموتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - ق - 50 - 38 - 3،6
3 - آفرينش آسمان ها و زمين ، نمودى از قدرت عظيم الهى
و لقد خلقنا السموت و الأرض
به قرينه آيات پيشين - كه بيان كننده قدرت قاهره الهى بود - و نيز به قرينه ذيل آيه (و ما مسّنا من لغوب) طرح مسأله آفرينش آسمان و زمين براى نماياندن قدرت الهى است.
6 - خلقت آسمان ها و زمين بدون كم ترين زحمت و دشوارى ، نشان قدرت خداوند بر معاد
و لقد خلقنا . .. و ما مسّنا من لغوب
با توجه به اين كه سياق عمده آيات پيشين، در اثبات معاد بود; طرح خالقيت خدا و آسان بودن خلقت براى او، مى تواند بيانگر امكان معاد و دشوار نبودن آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - طلاق - 65 - 12 - 9،11،14
9 - آفرينش آسمان ها و زمين و تدبير امور آنها ، جلوه اى روشن و نشانه اى گوياى از قدرت بى پايان خداوند
اللّه الذى خلق سبع سموت . .. لتعلموا أنّ اللّه على كلّ شىء قدير
11 - آفرينش آسمان ها و زمين ، جلوه اى روشن و نشانه اى گويا از علم مطلق و همه جانبه خداوند است .
اللّه الذى خلق سبع سموت . .. لتعلموا ... أنّ اللّه قد أحاط بكلّ شىء علمًا
14 - آفرينش آسمان ها و زمين و تدبير امور آنها ، نشانه تحقّق وعده هاى خداوند به برپايى قيامت و وجود بهشت و جهنّم است .
أعدّ اللّه لهم عذابًا شديدًا . .. جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر ... اللّه الذى خلق
يادآورى خلقت آسمان ها و زمين و تدبير امور آنها - پس از ذكر دو گروه دوزخيان و بهشتيان در آيات گذشته - مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - ملك - 67 - 3 - 4
4 - آفرينش آسمان هفتگانه ، جلوه و نشانه فرمان روايى و قدرت مطلق و بى چون خداوند
بيده الملك . .. الذى خلق سبع سموت طباقًا
جمله «الذى خلق سبع سماوات طباقاً» توضيح و تبيين ديگرى براى آثار و جلوه هاى ملك و قدرت مطلق خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
6 - اعراف - 7 - 54 - 3
3 - آفرينش آسمان ها و زمين ، آفرينشى تدريجى ، در شش دوره و مرحله ، بوده است .
خلق السموت و الأرض فى ستة أيام
مراد از «يوم» در آيه شريفه معناى متعارف آن (روز و يا شبانه روز) نيست، بلكه مقصود شش دوره و مرحله است. زيرا روز به معناى متعارف آن، پس از آفرينش آسمانها و زمين تحقق يافته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - هود - 11 - 7 - 2،14
2- آفرينش آسمان ها و زمين ، تدريجى بوده و در شش روز ( شش دوره ) به انجام رسيده است .
خلق السموت و الأرض فى ستة أيام
مراد از «أيام» در آيه شريفه ، معناى متعارف آن (روزها يا شبانه روزها) نيست; بلكه مقصود ، دوره ها و مرحله هاست; زيرا روز به معناى متعارف آن ، پس از خلقت زمين قابل فرض است.
14- « عن الرضا ( ع ) قال : إن الله تبارك و تعالى . . . خلق السموات و الأرض فى ستة أيام . . . ليظهر للملائكة ما يخلقه منها شيئاً بعد شىء فيستدل بحدوث ما يحدث على الله تعالى مرّة بعد مرّة . . . و أما قوله عزوجل : « ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً » فإنه خلقهم ليبلوهم بتكليف طاعته و عبادته ، لا على سبيل الإمتحان والتجربة لأنه لم يزل عليماً بكلّ شىء . . . ;
از امام رضا(ع) روايت شده است كه فرمود: همانا خداى تبارك و تعالى . .. آسمانها و زمين را در شش روز آفريد ... تا آنچه را مى آفريند براى ملائكه يكى پس از ديگرى آشكار كند، كه به وسيله حدوث پديده ها تازه به تازه بر وجود خدا استدلال شود ... و اما قول خداى عزوجل «ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً»; يعنى، خدا انسانها را آفريد تا آنان را به وسيله تكليف به طاعت و عبادت خود آزمايش كند. البته نه براى امتحان و كشف مجهول; زيرا از ازل به همه چيز آگاه بوده و هست ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - حديد - 57 - 4 - 4
4 - آفرينش آسمان ها و زمين ، آفرينشى تدريجى بود و در شش مرحله انجام پذيرفت .
خلق السموت و الأرض فى ستّة أيّام
واژه «يوم» (مفرد «أيّام») در معناى برهه اى از زمان (كوتاه يا بلند) نيز به كار مى رود. بر اين اساس «ستة أيّام» (شش روز)، به معناى شش برهه بوده و بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
1 - بقره - 2 - 29 - 11
11 - آفرينش آسمان هاى هفتگانه و مواهب زمين ، آفرينشى عالمانه است .
هو الذى خلق . .. و هو بكل شىء عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - انبياء - 21 - 104 - 6
6- آسمان بسان خلقت نخستين خود ، پس از در هم پيچيده شدن مجدداً شكل خواهد گرفت .
كما بدأنا أوّل خلق نعيده
برداشت برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه «نعيده» اشاره به آفرينش آسمان پس از در هم پيچيده شدن آن باشد و نه تمامى مخلوقات.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - اسراء - 17 - 92 - 1،2
1- فرود آوردن قطعاتى از آسمان ، از معجزات اقتراحى و مورد درخواست مشركان مكه از پيامبر (صلی الله علیه و آله)
أو تسقط السّماء . .. علينا كسفًا
«كِسَف» جمع «كَسْف» به معناى قطعه است (لسان العرب).
2- فرود آوردن قطعاتى از آسمان بر مشركان مكه ، پيش شرط آنان در ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله)
و قالوا لن نؤمن لك . .. أو تسقط السّماء كما زعمت علينا كسفًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
13 - شعراء - 26 - 187 - 1
1 - مردم اَيكه ، خواهان فرو ريختن قطعات آسمانى بر سرشان توسط شعيب ( ع )
فأسقط علينا كسفًا من السماء إن كنت من الصدقين
«كِسْفة» (مفرد «كِسَف») مرادف «قطعة» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - اسراء - 17 - 93 - 5،6
5- صعود پيامبر (صلی الله علیه و آله) به آسمان و آوردن دستخطى قابل خواندن و گواه بر صعود واقعى خويش ، معجزه درخواستى مشركان مكه از آن حضرت
أو ترقى فى السّماء و لن نؤمن لرقيّك حتى تنزّل علينا كتبًا نقرؤه
6- صعود پيامبر (صلی الله علیه و آله) به آسمان و آوردن نامه اى براى حقانيت خويش ، پيش شرط مشركان مكه براى ايمان آوردن به آن حضرت
و قالوا لن نؤمن لك حتى . .. أو ترقى فى السّماء و لن نؤمن لرقيّك حتى تنزّل علينا
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
5 - اعراف - 7 - 40 - 9
9 - آسمان حاوى بهشت، داراى درهايى متعدد و راههايى گوناگون براى ورود به آن جايگاه برين
لاتفتح لهم أبوب السماء و لايدخلون الجنة
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - مريم - 19 - 93 - 4
4- رحمانيت خداوند ، دليل مملوك بودن موجودات آسمان ها و زمين و مالكيت مطلق خداوند
إن كلّ من فى السموت والأرض إلاّ ءاتى الرحمن عبدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - غاشيه - 88 - 18 - 1
1 - توجه به افراشته بودن آسمان و شناخت عوامل مؤثر در اين پديده شگفت ، توصيه خداوند به انديشمندان
أفلاينظرون . .. و إلى السماء كيف رفعت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 9 - 5
5 - شگفت آور بودن انكار معاد و عالم آخرت ، با توجه به مخلوق خدا بودن آسمان و زمين
الذين لايؤمنون بالأخرة . .. أفلم يروا إلى ما بين أيديهم و ما خلفهم
استفهام در «أفلم» تعجيبى است و دلالت مى كند بر اين كه كفر به آخرت و انكار معاد، با توجه به اين كه آسمان و زمين در احاطه خدا قرار دارند، امر شگفت آورى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - غافر - 40 - 36 - 1
1 - فرمان فرعون به هامان ، مبنى بر ساختن بنايى بلند براى رسيدن به راه هاى آسمان ها
و قال فرعون يهمن ابن لى صرحًا لعلّى أبلغ الأسبب
«صرح» به معناى قصر و بناى بلند است. مقصود از آن در اين آيه، بناى بلند (مانند برج) و يا رصدخانه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - نبأ - 78 - 19 - 1
1 - آسمان در نخستين مراحل برپايى قيامت ، به فضايى باز و خالى از موانع عبور تبديل خواهد شد .
و فتحت السماء فكانت أبوبًا
مبالغه موجود در تعبير «فكانت أبواباً» در تعبير «فكانت ذات أبواب» نيست; زيرا در تعبير اول، گويا آسمان - به جهت فراوانى راه عبور - چيزى جز همان درب ها نيست. جمله «فتحت السماء» عطف بر «ينفخ» و يا حال براى فاعل «تأتون» است. در هر دو صورت، حوادث آغازين قيامت را بيان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - طه - 20 - 4 - 5
5- آسمان ها ، متعدد و داراى رفعت و عظمت است .
والسموت العلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - انشقاق - 84 - 6 - 6
6 - زمان شكافته شدن آسمان و گسترش زمين و تخليه درون آن ، زمان حضور انسان ها در پيشگاه پروردگار است .
إذا السماء انشقّت . .. فملقيه
«إذا» در «إذا السماء انشقت» ظرف است و مظروف آن به قرينه «فملاقيه» محذوف مى باشد; بنابراين مراد چنين خواهد بود: «إذا السماء انشقت . .. لاقى الإنسان ربّه».
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - تكوير - 81 - 11 - 2
2 - آسمان ، همچون سقفى فراگير و پوسته اى پوشاننده و قابل ازاله است .
و إذا السماء كشطت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - صافات - 37 - 6 - 1
1 - جلوه زيباى آسمان ، نشان ديگرى از ربوبيت يگانه خدا
إنّ إلهكم لوحد . ربّ السموت ... إنّا زيّنّا السماء الدنيا بزينة الكواكب
برداشت ياد شده از آن جا است كه جمله «إنا زيَّنّا السماء. ..» به منزله تعليل براى جملات پيشين است كه در آنها از معبود واحد و توحيد ربوبىِ خداوند، سخن به ميان آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 12
12 - زيبايى و ايمنى آسمان ، نشانى از عزت و علم الهى است .
و زيّنا السّماء . .. و حفظًا ذلك تقدير العزيز العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - ق - 50 - 6 - 3
3- آفرينش شگفت ، زيبا و متقن آسمان ، نشانى از قدرت خداوند بر احياى مجدد مردگان
ذلك رجع بعيد . .. أفلم ينظروا إلى السماء فوقهم كيف بنينها
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - ملك - 67 - 5 - 2
2 - جلوه زيباى آسمان ، نشان ديگرى از ربوبيت يگانه خداوند
تبرك الذى بيده الملك . .. و لقد زيّنّا السماء الدنيا بمصبيح
برداشت ياد شده، از آن جا است كه اين آيه، در توضيح و تبيين آيات گذشته است. گفتنى است كه در آن آيات درباره فرمان روايى و قدرت بى همتاى خداوند سخن به ميان آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - صافات - 37 - 6 - 4
4 - ستارگان ، زينت بخش آسمان
إنّا زيّنّا السماء الدنيا بزينة الكواكب
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - ملك - 67 - 5 - 4
4 - ستارگان ، زينت بخش آسمان
إنّا زيّنّا السماء الدنيا بمصبيح
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - ملك - 67 - 5 - 7
7 - از ميان مجموعه آسمان ها ، تنها نزديك ترين آسمان ها به اهل زمين ، مزيّن به ستارگان است . *
إنّا زيّنّا السماء الدنيا بمصبيح
«الدنيا»، صفت براى «السماء»است. اين وصف مى تواند قيد احترازى و گوياى اين حقيقت باشد كه نزديك ترين آسمان - نه همه آسمان ها - به زيور ستارگان آراسته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 3
3- آسمان ها ، بر ستونهايى نامرئى بنا شده و برپا گشته است .
رفع السموت بغير عمد ترونها
«عَمَد» جمع عمود و يا اسم جمع است و به معناى پايه هاست. جمله «ترونها» صفت براى عمد مى باشد. بنابراين «رفع السموت ...» ; يعنى، خداوند آسمانها را بدون پايه هايى كه شما مشاهده اش كنيد برافراشت. مفاد اين جمله اين است كه پايه هايى وجود دارد، ولى شما نمى بينيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 3،22
3- آسمان ها ، بر ستونهايى نامرئى بنا شده و برپا گشته است .
رفع السموت بغير عمد ترونها
«عَمَد» جمع عمود و يا اسم جمع است و به معناى پايه هاست. جمله «ترونها» صفت براى عمد مى باشد. بنابراين «رفع السموت ...» ; يعنى، خداوند آسمانها را بدون پايه هايى كه شما مشاهده اش كنيد برافراشت. مفاد اين جمله اين است كه پايه هايى وجود دارد، ولى شما نمى بينيد.
22- « عن أبى الحسن الرضا ( ع ) . . . [ فى قوله تعالى ] « بغير عمد ترونها » . . . فقال ثَمّ عمد و لكن لاترونها ;
از امام رضا(ع) [درباره سخن خداوند ]«بغير عمد ترونها» روايت شده است كه فرمود: در آن جا ستونهايى است وليكن شما آنها را نمى بينيد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - لقمان - 31 - 10 - 1
1 - خداوند ، آسمان ها را بدون پايه و ستون آفريده است .
خلق السموت بغير عمد ترونها
«ترونها» احتمال دارد قيد توصيحى براى «بغير عمد» باشد. در اين صورت، معناى «خلق السماوات بغير عمد» اين است كه خداوند، آسمان ها را بدون ستون آفريده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 15 - 9
9- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و لله يسجد من فى السموات و الأرض طوعاً و كرهاً . . . » أما من يسجد من أهل السموات طوعاً فالملائكة . . . و من يسجد من أهل الأرض طوعاً فمن ولد فى الإسلام . . . و أما من يسجد كرهاً فمن أجبر على الإسلام . . . ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خدا: «و لله يسجد من فى السموات و الأرض طوعاً و كرهاً . ..» روايت شده: اما كسانى از اهل آسمانها كه از روى رغبت سجده مى كنند فرشتگان هستند ... و اما كسانى كه از اهل زمين با ميل و رغبت سجده مى كنند، آنانند كه در اسلام (محيطوخانواده اسلامى) متولد شده اند ... و اما آنان كه از روى اجبار سجده مى كنند، كسانى اند كه به پذيرش اسلام مجبور شده اند ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - حج - 22 - 18 - 1
1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا
ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب
«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 57 - 1
1 - آفرينش مجموعه عالم ( آسمان ها و زمين ) ، در مقايسه با آفرينش انسان ها بزرگ تر و آفريدن آن سخت تر و مهم تر است .
لخلق السموت و الأرض أكبر من خلق الناس
مقصود از «أكبر»، با عظمت تر، سخت تر و مهم تر بودن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - انبياء - 21 - 4 - 1
1- آگاهى پروردگار به تمامى سخنان اهل زمين و آسمان
قال ربّى يعلم القول فى السماء والأرض
سرخى آسمان
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - رحمن - 55 - 37 - 2
2 - سرخ شدن آسمان و شباهت پيدا كردن آن به چرمى گلگون ، به هنگام فروپاشى در آستانه قيامت
فإذا انشقّت السّماء فكانت وردة كالدهان
«وردة» به معناى گل سرخ و «دهان» به معناى چرم قرمز است. بنابراين «كانت وردة كالدهان»; يعنى، همانند چرم گلگون سرخ خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - حاقه - 69 - 16 - 2
2 - آسمان پس از شكافته شدن در آستانه برپايى قيامت ، سست و نااستوار خواهد شد .
فهى يومئذ واهية
«وهى» (ماده «واهية») به چيزى گفته مى شود كه رسته اش سست شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - نازعات - 79 - 28 - 1
1 - سقف افراشته و مرتفع آسمان ساخته خداوند و جلوه قدرت او است .
رفع سمكها
«سَمْك»; يعنى، سقف و نيز قامت هر چيز را «سَمْك» مى گويند (قاموس). جمله «رفع...» تفسير جمله «بناها» در آيه قبل است; يعنى، ساختن آسمان به اين گونه بوده است كه خداوند، طاق آن را بالا برده و آن را همچون گنبدى برافراشته قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - انبياء - 21 - 32 - 1
1- خداوند ، آسمان را سقفى محفوظ از سقوط قرار داد .
و جعلنا السماء سقفًا محفوظًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - طور - 52 - 44 - 1
1 - ناباورى كفرپيشگان به حقانيت وعده هاى الهى ، حتى با مشاهده نمود هاى عينى عذاب و سقوط سنگى از آسمان بر آنان
و إن يروا كسفًا . .. يقولوا سحاب مركوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - مريم - 19 - 94 - 1
1- سلطه و سيطيره خداوند ، بر تمامى موجودات با شعور آسمان ها و زمين
إن كلّ من فى السموت . .. لقد أحصيهم
«إحصاء» به معناى احاطه داشتن بر چيزى (لسان العرب) و يا به معناى شمارش كردن است; ولى دراين آيه به قرينه «عدّهم»، معناى احاطه و تحت سلطه خويش داشتن، مناسب تر به نظر مى رسد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - ذاريات - 51 - 7 - 1
1 - سوگند خداوند ، به آسمان تزيين يافته با ستارگان
و السّماء ذات الحبك
«حبيكة» و «حباك» (مفردهاى «حُبُك») در معانى استحكام، راه و زيبايى به كار مى رود. برداشت ياد شده براساس معناى اخير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - طور - 52 - 5 - 1
1 - سوگند خداوند ، به سقف برافراشته ( آسمان )
و السقف المرفوع
«مرفوع»; يعنى، بلند و برافراشته شده. مراد از «سقف مرفوع» ظاهراً آسمان است كه همچون سقفى بلند، بر فراز آدميان بر افراشته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - بروج - 85 - 1 - 2
2 - سوگند خداوند ، به آسمان و برج هاى آن
و السماء ذات البروج
قسم به آسمان، با وصف خاص آن، قسم به موصوف و وصف، هر دو است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - طارق - 86 - 1 - 1
1 - سوگند خداوند به آسمان
و السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - طارق - 86 - 4 - 3
3 - خداوند ، با سوگند به آسمان و ستارگان ، بر مراقبت از انسان و افكار و كردار او ، تأكيد ورزيده است .
و السماء و الطارق . .. إن كلّ نفس لمّا عليها حافظ
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - طارق - 86 - 11 - 3
3 - سوگند خداوند به آسمان و به ارجاع هاى مكررى كه پديد مى آورد .
و السماء ذات الرجع
سوگند به چيزى كه داراى وصف خاصى است، در حقيقت سوگند به وصف نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - طارق - 86 - 13 - 2
2 - خداوند ، با سوگند به آسمان و زمين ، بر فارق بودن قرآن بين حق و باطل ، تأكيد ورزيده است .
و السماء . .. و الأرض ... إنّه لقول فصل
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - شمس - 91 - 5 - 1
1 - سوگند خداوند به آسمان
و السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - شمس - 91 - 9 - 3
3 - خداوند ، در تأكيد بر رستگارى اهل تزكيه ، به « خورشيد و نور آن » ، « ماه » ، « روز و شب » ، « آسمان و زمين » ، « روح » و « ذات خويش » ، سوگند ياد كرده است .
و الشمس . .. قد أفلح من زكّيها
جمله «قد أفلح . ..» جواب قسم هايى است كه از آغاز سوره مطرح شده بود. برخى آن را جمله معترضه دانسته، جواب قسم را جمله «كذّبت ثمود...» و يا محذوف دانسته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - شمس - 91 - 10 - 4
4 - خداوند ، در تأكيد بر زيان كارى و تباهى گناه كاران ، به « خورشيد و نور آن » ، « ماه » « روز و شب » ، « آسمان و زمين » ، « نفس انسان » و « ذات خويش » سوگند ياد كرده است .
و الشّمس . .. و قد خاب من دسّيها
تكرار «قد»، نشانگر آن است كه جمله «قد خاب. ..»، جوابى مستقل براى قسم هاى پيشين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - بروج - 85 - 1 - 2
2 - سوگند خداوند ، به آسمان و برج هاى آن
و السماء ذات البروج
قسم به آسمان، با وصف خاص آن، قسم به موصوف و وصف، هر دو است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - شمس - 91 - 5 - 3
3 - سوگند خداوند ، به بنيان نهادن آسمان و آفرينش آن
و ما بنيها
حرف «ما» مصدرى بوده و مفاد آيه شريفه، سوگند به «بناكردن آسمان» است. برخى «ما» را موصول دانسته اند; ولى يك نواختى سوگندها - كه تمامى آنها سوگند به مخلوقات است - مؤيد مصدرى بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - شمس - 91 - 5 - 5
5 - سوگند خداوند به سازنده آسمان
و ما بنيها
چنانچه «ما» در «مابناها» موصول باشد، مراد از آن خداوند خواهد بود. آوردن «ما» در اين موارد - با توجّه به اين كه اين كلمه بيش از «من» موصول، ابهام دارد - بيانگر اين است كه حقيقت موضوع و عظمت آن، قابل تعريف نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - شمس - 91 - 5 - 3
3 - سوگند خداوند ، به بنيان نهادن آسمان و آفرينش آن
و ما بنيها
حرف «ما» مصدرى بوده و مفاد آيه شريفه، سوگند به «بناكردن آسمان» است. برخى «ما» را موصول دانسته اند; ولى يك نواختى سوگندها - كه تمامى آنها سوگند به مخلوقات است - مؤيد مصدرى بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - فصلت - 41 - 11 - 5
5 - زمين و آسمان ( جهان هستى ) ، داراى نوعى شعور ، اراده و نطق
قالتا أتينا طائعين
از واژه «قالتا» استفاده مى شود كه آسمان و زمين داراى نوعى نطق اند; چنان كه ازجمله «أتينا طائعين» فهميده مى شود كه آن دو، از نوعى اراده و خواست نيز برخورداراند و از مجموع اراده و نطق نوعى شعور و ادراك استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 6
6 - آسمان ها و زمين و كوه ها داراى نوعى شعورند .
إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها و أشفقن منها
خوددارى از پذيرش امانت الهى، حكايت از نوعى شعور و ادراك مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - ابراهيم - 14 - 10 - 8
8- شكافتن زمين و بيرون آمدن پديده هاى زمينى از آن و نيز شكافتن آسمان و نزول پديده هاى آسمانى از آن ، از نشانه هاى وجود خداوند
أفى الله شكّ فاطر السموت و الأرض
«فاطر» در لغت به معناى شكافتن است و احتمال دارد مراد از «فاطر السموات و الأرض» همان معناى لغوى آن باشد; يعنى، شكافتن آسمان و زمين براى بيرون آوردن پديده هاى آسمانى و زمينى از آنها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - انفطار - 82 - 3 - 2
2 - ساختار زمين نيز مانند آسمان و ستارگان ، در آستانه قيامت به هم خورده و رخنه هاى فراوانى در پيكره آن پديدار خواهد شد .
إذا السماء . .. و إذا الكواكب ... و إذا البحار فجّرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - بروج - 85 - 1 - 4
4 - آسمان ، موجودى شگفت است و برج هاى آن بر شگفتى اش افزوده است .
و السماء ذات البروج
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - طارق - 86 - 11 - 4
4 - آسمان ، آفريده اى شگفت است و تجديد حوادث آن بر شگفتى اش افزوده است .
و السماء ذات الرجع
سوگند خداوند به هر چيز، حاكى از عظمت آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - غاشيه - 88 - 18 - 1
1 - توجه به افراشته بودن آسمان و شناخت عوامل مؤثر در اين پديده شگفت ، توصيه خداوند به انديشمندان
أفلاينظرون . .. و إلى السماء كيف رفعت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - بروج - 85 - 1 - 4
4 - آسمان ، موجودى شگفت است و برج هاى آن بر شگفتى اش افزوده است .
و السماء ذات البروج
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - صافات - 37 - 6 - 5
5 - هنرنمايى شگفت انگيز خدا در زيباسازى آسمان به وسيله ستارگان
إنّا زيّنّا السماء الدنيا بزينة الكواكب
برداشت ياد شده از تنكيرِ «زينة» - كه بر تفخيم و تعجيب دلالت دارد - استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - طارق - 86 - 11 - 4
4 - آسمان ، آفريده اى شگفت است و تجديد حوادث آن بر شگفتى اش افزوده است .
و السماء ذات الرجع
سوگند خداوند به هر چيز، حاكى از عظمت آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - ق - 50 - 6 - 3
3- آفرينش شگفت ، زيبا و متقن آسمان ، نشانى از قدرت خداوند بر احياى مجدد مردگان
ذلك رجع بعيد . .. أفلم ينظروا إلى السماء فوقهم كيف بنينها
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - جن - 72 - 8 - 3
3 - آسمان ، مملو از نگهبانان نيرومند و شهاب ها
فوجدنها ملئت حرسًا شديدًا و شهبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - حجر - 15 - 18 - 5
5- شياطين ، در صورت نزديك شدن به آسمان ، با شعله هاى آتش فروزان و آشكار ، تحت تعقيب قرار مى گيرند .
إلاّ من استرق السمع فأتبعه شهاب مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
5 - انعام - 6 - 125 - 9
9 - در تنگنا قرار گرفتن سينه و قلب آدمى به هنگام صعود به آسمان
يجعل صدره ضيقا حرجا كأنما يصعد فى السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - صافات - 37 - 8 - 4
4 - قدرت شياطين بر صعود به نزديك ترين آسمان
إنّا زيّنّا السماء الدنيا . .. لايسّمّعون إلى الملإالأعلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - رحمن - 55 - 33 - 7
7 - ترغيب ضمنى خداوند ، به ايجاد آمادگى لازم براى تسخير فضا و كرات *
إن استطعتم أن تنفذوا . .. لاتنفذون إلاّ بسلطن
بنابراين كه آيه شريفه مربوط به دنيا باشد، جمله «لاتنفذون إلاّ بسلطان» را مى توان ترغيبى از سوى خداوند براى كسب آمادگى و قدرت تسخير فضا دانست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - مؤمنون - 23 - 17 - 3
3 - آسمان هاى هفتگانه ، بر فراز سر آدميان و هر يك بر روى ديگرى قرار دارد .
و لقد خلقنا فوقكم سبع طرائق
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - ملك - 67 - 3 - 3
3 - آسمان ، متعدد و داراى هفت طبقه است .
سبع سموت طباقًا
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه «طباقاً» جمع «طَبَق» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - نوح - 71 - 15 - 3
3 - آسمان هاى هفت گانه ، به شكل طبقه طبقه و تودرتو است .
كيف خلق اللّه سبع سموت طباقًا
تعبير «ألم تروا كيف. ..»، مى تواند براى تشويق و تحريص ادا شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - جن - 72 - 9 - 3
3 - جن ، از هنگام نزول قرآن ، براى هميشه از استراق سمع از آسمان ، با مانع شهاب ها روبه رو شده و با آن مورد هدف قرار مى گرفتند .
فمن يستمع الأن يجد له شهابًا رصدًا
«رصد» اسم جمع «راصد» (مراقب و نگهبان) و در اين آيه استعاره است; يعنى، «شهاب» به نگهبانى كه از چيزى حفاظت و دفاع مى كند، تشبيه شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - حجر - 15 - 18 - 5
5- شياطين ، در صورت نزديك شدن به آسمان ، با شعله هاى آتش فروزان و آشكار ، تحت تعقيب قرار مى گيرند .
إلاّ من استرق السمع فأتبعه شهاب مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - صافات - 37 - 8 - 9،10
9 - شياطينى كه براى استراق سمع به آسمان نزديك صعود كنند ، از هر سو مورد هدف قرار گرفته و رانده خواهند شد .
و يقذفون من كلّ جانب
«قذف» (مصدر «يقذفون»)، به معناى «رمى»; يعنى، راندن و هدف قرار دادن شىء به وسيله سنگ، تير و مانند آنها است.
10 - آسمان نزديك ، از هر سو از نفوذ شياطين محفوظ است .
و يقذفون من كلّ جانب
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - صافات - 37 - 9 - 1
1 - شياطينى كه به قصد استراق سمع به آسمان صعود كنند ، به ذلت و خوارى رانده شده و به اين مقصد نخواهند رسيد .
و يقذفون من كلّ جانب . دحورًا
«دُحور» به معناى طرد و دور ساختن به وضع ذلت و خوارى است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - صافات - 37 - 10 - 7،4
7 - « عن أبى عبداللّه ( ع ) قال : . . .قال [ رسول اللّه (صلی الله علیه و آله) فى حديث المعراج ] : . . . صعد جبرئيل و صعدت معه إلى سماء الدنيا و عليها ملك يقال له : اسماعيل ، هو صاحب الخطفة التى قال اللّه عزّوجلّ : « إلاّ من خطف الخطفة فأتبعه شهاب ثاقب » و تحته سبعون ألف ملك تحت كلّ ملك سبعون ألف ملك . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است . ..[كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در حديث معراج]; فرمود: جبرئيل بالا رفت و من هم با او به آسمان دنيا بالا رفتم. در آن جا فرشته اى بود به نام اسماعيل. او مأمور تعقيب ربايندگان اخبار (صاحبان خطفه)
بود كه خداوند مى فرمايد: «إلا من خطف الخطفة...» و هفتاد هزار فرشته تحت فرمان او بودند كه هر كدام از آنان نيز هفتاد هزار فرشته را تحت فرمان [خود] داشتند».
4 - شياطينى كه دزدانه به آسمان نزديك صعود كنند و به جمع آورى اطلاعات و اخبار بپردازند ، با گلوله آتشين ، مؤثر و سوراخ كننده ، مورد تعقيب و اصابت قرار خواهند گرفت .
إلاّ من خطف الخطفة فأتبعه شهاب ثاقب
«شهاب» به شعله اى از آتش افروخته (گلوله آتشين) گفته مى شود. «ثاقب» نيز به معناى نافذ و سوراخ كننده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 3
3- آسمان ها و زمين و تمامى موجودات در آنها ، همواره در حال عبادت خداوندند .
تسبّح له السموت السبع و الأرض و من فيهنّ
اصل در لغت تسبيح «المرّ السريع فى عبادة الله» است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - ذاريات - 51 - 23 - 3
3 - آسمان و زمين ، تحت ربوبيت الهى و تدبير يگانه آن ، شايان تأمل و درس آموزى
فَوَربّ السّماء و الأرض
اهميت ربوبيت الهى نسبت به آسمان و زمين، از آن جهت مى باشد كه مورد قسم قرار گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - مريم - 19 - 93 - 1
1- تمامى موجودات شعورمند آسمان ها و زمين ، بندگان خدا و مملوك اويند .
أن يتّخذ ولدًا . إن كلّ من فى السموت ... ءاتى الرحمن عبدًا
«آتى» اسم فاعل است و زمان در آن ملحوظ نيست و مراد از «اتيان» معناى مجازى آن است. مقصود آيه اين است كه موجودات هستى، دربرابر خداوند اظهار وجودى جز عبوديت ندارند; همگان مملوك اويند و از خود استقلالى ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - احقاف - 46 - 4 - 4
4- ناتوانى بت ها و معبود هاى مشركان ، از آفرينش موجودات زمينى و مشاركت در خلقت و تدبير امور آسمان ها
ماذا خلقوا من الأرض أم لهم شرك فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - ص - 38 - 10 - 7
7 - بشر ، ناتوان از صعود كامل به تمامى آسمان ها و دستيابى به همه حقايق عالم
فليرتقوا فى الأسبب
«سبب» (مفرد «أسباب») به معناى ريسمانى است كه به وسيله آن فرد از درخت خرما و مانند آن بالا مى رود و مقصود از آن مى تواند وسيله صعود به آسمان ها باشد. برداشت ياد شده نيز مبتنى بر اين احتمال است. گفتنى است: امر «ليرتقوا» در تعجيز به كار رفته است; يعنى، به دنبال وسيله هاى صعود برويد; ولى هرگز نمى توانيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - سبأ - 34 - 9 - 9
9 - تهديد شدن منكران معاد ، به سقوط قطعه هايى از آسمان بر سرشان
إن نشأ . .. أو نسقط عليهم كسفًا من السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - اسراء - 17 - 92 - 3
3- تهديد پيامبر (صلی الله علیه و آله) به مشركان مكه ، در امكان نزول عذاب با سقوط قطعاتى از آسمان بر سر آنان
أو تسقط السّماء كما زعمت علينا كسفًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 1
1 - خداوند ، تكاليف دين را ، به عنوان امانت به آسمان ها و زمين و كوه ها سپرد و آنان از قبول آن ، سر باز زدند .
إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها
لام در «ليعذّب. ..» در آيه بعد، براى تعليل عرضه امانت است. ذكر منافق مشرك و مؤمن در آن آيه، به دنبال تعليل «ليعذّب» قرينه است كه مراد از «الأمانة» در اين آيه، چيزى است كه افراد درباره آن، به سه گروه تقسيم مى شوند و آن، همانا تكاليف دينى است. گفتنى است كه آيه پيش كه درباره اطاعت از خدا و رسول است، نيز مى تواند قرينه بر برداشت بالا، باشد; چه اين كه اطاعت از خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، وقتى ميسّر است كه به تكاليف ارائه شده از سوى آنان عمل شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 1
1 - خداوند ، تكاليف دين را ، به عنوان امانت به آسمان ها و زمين و كوه ها سپرد و آنان از قبول آن ، سر باز زدند .
إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها
لام در «ليعذّب. ..» در آيه بعد، براى تعليل عرضه امانت است. ذكر منافق مشرك و مؤمن در آن آيه، به دنبال تعليل «ليعذّب» قرينه است كه مراد از «الأمانة» در اين آيه، چيزى است كه افراد درباره آن، به سه گروه تقسيم مى شوند و آن، همانا تكاليف دينى است. گفتنى است كه آيه پيش كه درباره اطاعت از خدا و رسول است، نيز مى تواند قرينه بر برداشت بالا، باشد; چه اين كه اطاعت از خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، وقتى ميسّر است كه به تكاليف ارائه شده از سوى آنان عمل شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - شمس - 91 - 5 - 2
2 - آسمان ، موجودى با عظمت
و السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - طه - 20 - 4 - 5
5- آسمان ها ، متعدد و داراى رفعت و عظمت است .
والسموت العلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - زخرف - 43 - 82 - 2
2 - عظمت و هماهنگى تدبير آسمان ها و زمين و عرش ، نشان دهنده حاكميت خداى يگانه بر هستى است .
سبحن ربّ السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - دخان - 44 - 38 - 4
4- ساختار عظيم و پيچيده آسمان ها و زمين و مظاهر هستى ، خود گواه وجود اهداف ارزشمند در امر آفرينش *
و ما خلقنا السموت . .. لعبين
از اين كه خداوند، آسمان ها و زمين و ساير موجودات را به خصوص ياد كرده و به جاى آن واژه جامعى چون «العالمين» را قرار نداده است نقش پيامدار هر يك را در نفى بازيچه بودن آفرينش مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - نازعات - 79 - 27 - 1
1 - آسمان ، پديده اى مقاوم تر از جسم انسان ها و آفرينش آن باعظمت تر از آفرينش آنها است .
ءأنتم أشدّ خلقًا أم السماء
استفهام در «ءأنتم» تقريرى است و براى اعتراف گرفتن از مخاطب به كار مى رود. «السماء» ممكن است اشاره به آسمان مشهود باشد و نيز ممكن است اسم جنس بوده و بر تمام آسمان ها قابل تطبيق باشد. «شدّت»، به معناى صلابت و استحكام است. اين وصف درباره جسم و غير جسم به كار مى رود. بنابراين تعبير «أشدّ خلقاً» به معناى استحكام بيشتر در خلقت و يا دشوارتر بودن آفرينش [در نظر مخاطبان ]است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - شمس - 91 - 5 - 4
4 - ساختن آسمان ، كارى بزرگ و نشانه عظمت خداوند است .
و ما بنيها
تعبير «و مابناها» - سوگند به بانى باشد يا بنا - نشانگر عظمت هر دو است; زيرا عظمت هر يك، حاكى از عظمت ديگرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 11
11- آفرينش آسمان ها و زمين داراى عظمتى بس فراتر از اعطاى زندگى به انسان ها و ميراندن آنان
ألم تر أن الله خلق السموت و الأرض بالحقّ إن يشأ يذهبكم و يأت بخلق جديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - اسراء - 17 - 99 - 4
4- بى دقتى و جهل كافران به عظمت آفرينش آسمان ها و زمين ، زمينه ساز انكار حيات دوباره انسان از سوى آنان است .
أو لم يروا أن الله الذى خلق السموت و الأرض قادر على أن يخلق مثلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - صافات - 37 - 11 - 3
3 - عظمت آفرينش آسمان ها ، زمين ، فرشتگان و ديگر موجودات آسمانى
أهم أشدّ خلقًا أم من خلقنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - غافر - 40 - 57 - 1
1 - آفرينش مجموعه عالم ( آسمان ها و زمين ) ، در مقايسه با آفرينش انسان ها بزرگ تر و آفريدن آن سخت تر و مهم تر است .
لخلق السموت و الأرض أكبر من خلق الناس
مقصود از «أكبر»، با عظمت تر، سخت تر و مهم تر بودن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - صافات - 37 - 11 - 3
3 - عظمت آفرينش آسمان ها ، زمين ، فرشتگان و ديگر موجودات آسمانى
أهم أشدّ خلقًا أم من خلقنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 8
8- عمر آسمان ها و خورشيد و ماه ( جهان آفرينش ) محدود و تمام شدنى است .
كل يجرى لأجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - فصلت - 41 - 11 - 2
2 - آسمان ، پيش از سامان يافتن و شكل گيرى به صورت توده هايى از دود بود .
ثمّ استوى إلى السماء و هى دخان
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - هود - 11 - 7 - 5
5- آب ماده اصلى براى آفرينش آسمان ها و زمين *
خلق السموت و الأرض فى ستة أيام و كان عرشه على الماء
برداشت فوق، مقتضاى ارتباط ميان دو جمله «خلق السموات . ..» و «كان عرشه على الماء» است; يعنى، بيان اين معنا كه: پيش از آفرينش آسمانها و زمين، هستى منحصر به آب بود و خداوند بر آنها حاكميت داشت، مى تواند به اين نكته اشاره داشته باشد كه خداوند، آن آبهاى پيشين يا قسمتى از آنها را به آسمان و زمين تبديل كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - انشقاق - 84 - 1 - 3
3 - استحكام و از هم پاشيدگى اجزاى آسمان ، تابع شرايط خاص و تأثيرات اسباب و علل است .
إذا السماء انشقّت
«إنشقاق» (شكافته شدن) مطاوعه «شقّ» (شكافتن) است و نتيجه و بازتاب آن را بيان مى كند. بنابراين آسمان، تحت تأثير عاملى شكافنده از هم مى گسلد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - انبياء - 21 - 30 - 2
2- جهان طبيعت ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - فرقان - 25 - 25 - 3
3 - آسمان ، در آستانه برپايى قيامت ، به وسيله ابر ها شكافته خواهد شد .
و يوم تشقّق السماء بالغمم
برداشت فوق، بر اين اساس است كه «با» در «بالغمام» براى سببيت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - مزمل - 73 - 18 - 2
2 - آسمان از شدت هراس و هولناكى روز محشر ، شكافته و از هم گسسته خواهد شد .
يومًا . .. السماء منفطر به
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «با» در «به» سببيت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - انشقاق - 84 - 1 - 3
3 - استحكام و از هم پاشيدگى اجزاى آسمان ، تابع شرايط خاص و تأثيرات اسباب و علل است .
إذا السماء انشقّت
«إنشقاق» (شكافته شدن) مطاوعه «شقّ» (شكافتن) است و نتيجه و بازتاب آن را بيان مى كند. بنابراين آسمان، تحت تأثير عاملى شكافنده از هم مى گسلد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - شورى - 42 - 5 - 15
15 - آسمان ها و زمين در معرض فروپاشى در برابر عظمت الهى
و هو العلىّ العظيم . تكاد السموت يتفطّرن
برداشت ياد شده بر اين پايه است كه آيه شريفه، مرتبط با ذيل آيه قبل (و هو العلىّ العظيم) بوده و درصدد ارائه عظمت خدا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - فاطر - 35 - 41 - 2
2 - نظم كنونى آسمان ها و زمين در بقا ، همانند مرحله آغازين خود ، نيازمند به اراده و تدبير خداوند است .
إنّ اللّه يمسك السموت و الأرض . .. إن أمسكهما من أحد من بعده
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - ذاريات - 51 - 7 - 1
1 - سوگند خداوند ، به آسمان تزيين يافته با ستارگان
و السّماء ذات الحبك
«حبيكة» و «حباك» (مفردهاى «حُبُك») در معانى استحكام، راه و زيبايى به كار مى رود. برداشت ياد شده براساس معناى اخير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 9
9 - آسمان دنيا ، ايمن و محفوظ از آسيب ها ، در پرتو اراده الهى
و زيّنا السّماء الدّنيا بمصبيح و حفظًا
«حفظاً» مفعول مطلق براى فعل مقدر «حفظنا» است; يعنى، «حفظنا السّماء الدّنيا حفظاً».
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - غاشيه - 88 - 18 - 1
1 - توجه به افراشته بودن آسمان و شناخت عوامل مؤثر در اين پديده شگفت ، توصيه خداوند به انديشمندان
أفلاينظرون . .. و إلى السماء كيف رفعت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
13 - نمل - 27 - 75 - 1
1 - آسمان و زمين ( جهان آفرينش ) ، داراى اسرارى بس مخفى كه تنها براى خداوند آشكار است .
و ما من غائبة فى السماء و الأرض إلاّ فى كتب مبين
«غائبة» به هر امر بسيار مخفى گفته مى شود; زيرا «تاء» در آن براى مبالغه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
1 - بقره - 2 - 33 - 3،7،8
3 - فرشتگان در پى با خبر شدن از نام هاى حقايق هستى ، دانستند كه آسمان ها و زمين داراى غيب و نهان است .
فلمّا أنبأهم . .. قال ألم أقل لكم إنى أعلم غيب السموت و الأرض
7 - آسمان ها و زمين ( هستى ) ، داراى غيب و نهانى كه حتى بر فرشتگان هم مخفى بود .
إنى أعلم ما لاتعلمون . .. ألم أقل لكم إنى أعلم غيب السموت و الأرض
8 - خداوند ، آگاه به غيب و نهان آسمان ها و زمين ( هستى )
إنى أعلم غيب السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - هود - 11 - 123 - 1
1- آسمان ها و زمين ، داراى غيبى وراى آنچه احساس و مشاهده مى شود .
و لله غيب السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - نحل - 16 - 77 - 1،2،6
1- امور غيبى و پنهانى آسمان ها و زمين ، در انحصار خداست .
و لله غيب السموت و الأرض
2- وجود رخدادهايى نهانى در آسمان ها و زمين ، غير قابل كشف براى آدميان
و لله غيب السموت و الأرض
غيب دانستن برخى از امور و رخدادهاى موجود در آسمانها، دليل آن است كه آنها از قلمرو دانش بشر بيرون است.
6- برپايى قيامت ، از جمله امور غيبى آسمان ها و زمين است .
و لله غيب السموت و الأرض و ما أمر الساعة
.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - كهف - 18 - 26 - 4
4- آسمان ها و زمين ، حاوى حقايقى نهفته و اسرارى نهان از غير خدا
له غيب السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
13 - نمل - 27 - 65 - 1
1 - تنها خداوند يكتا ، آگاه به غيب آسمان ها و زمين
قل لايعلم من فى السموت و الأرض الغيب إلاّ اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - فاطر - 35 - 38 - 1،2
1 - خداوند ، به حقايق پنهانى آسمان ها و زمين آگاه است .
إنّ اللّه علم غيب السموت و الأرض
2 - وجود حقايقى پنهان از ديد انسان ها در آسمان ها و زمين
إنّ اللّه علم غيب السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - حجرات - 49 - 18 - 1،7
1 - خداوند ، آگاه به اسرار نهفته ( غيب ) آسمان ها و زمين
إنّ اللّه يعلم غيب السموت و الأرض
7 - آسمان ها و زمين ، علاوه بر ابعاد مادى و مشهود ، داراى زوايايى پنهان و اسرارى نامكشوف بر آدميان
يعلم ما فى السموت و ما فى الأرض . .. يعلم غيب السموت و الأرض
در آيات پيشين سخن از علم خدا به مطلق موجودات هستى بود; ولى در اين آيه بر زواياى پنهان و نامكشوف آن تأكيد شده است. جمع دو آيه، بيانگر معناى بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - معارج - 70 - 8 - 2
2 - نظام و نظم موجود آسمان ، داراى فرجامى محدود و رو به نابودى
يوم تكون السماء كالمهل
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - تكوير - 81 - 11 - 3
3 - آسمان ، پوششى كه تا قيامت باقى خواهد ماند .
و إذا السماء كشطت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 6
6- آسمان ها و زمين و تمامى موجودات هستى ، داراى فرجام و پايانى معين و از پيش تعيين شده
ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ و أجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 10
10 - تمامى موجودات آسمان ها و زمين ، پس از به پاخاستن با دومين نفخ صور ، در انتظار سرنوشت خود به سر خواهند برد .
ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم قيام ينظرون
«نظر» (مصدر «ينظرون») هم به معناى انتظار است و هم به معناى نظر متحيرانه و بهت آميز. برداشت ياد شده مبتنى بر معناى نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - انشقاق - 84 - 2 - 4
4 - شكافته شدن آسمان در آستانه قيامت ، در جهت كمال آن و جلوه اى از ربوبيت خداوند است .
و أذنت لربّها
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - ابراهيم - 14 - 51 - 1
1- تغيير و تبديل نظام كنونى آسمان ها و زمين به نظام ديگر در آستانه برپايى قيامت ، به منظور كيفر و پاداش انسانهاست .
يوم تبدّل الأرض غير الأرض . .. و برزوا لله ... ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ليجزى» متعلق به «برزوا» در آيه 48 باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 7
7- حركت آسمانها ، عرش ، خورشيد و ماه براى سپرى شدن مدت معين شده براى حيات دنياست .
كل يجرى لأجل مسمًّى
برداشت فوق بر اين اساس است كه «لأجل» به معناى مدت باشد. بر اين اساس «لام» در «لأجل» به معناى غايت و هدف است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - غافر - 40 - 64 - 4
4 - خداوند ، آسمان را در جهت منافع انسان ها برافراشته ساخت .
اللّه الذى جعل لكم . .. و السماء بناء
«بناء»، در لغت معنايى دارد كه شامل: ساختمان، خيمه، چادر و مانند اين ها مى شود: اطلاق «بناء» بر آسمان از باب تشبيه است; يعنى، «جعل لكم السماء كالبناء».
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - هود - 11 - 7 - 9
9- پديد آمدن نيكوكارترين انسان ها ( انسان هاى كامل ) از هدف هاى آفرينش آسمان ها و زمين است .
خلق السموت و الأرض . .. ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً
«ليبلوكم» متعلق به «خلق السموات . ..» است و بيانگر هدف آفرينش مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - طلاق - 65 - 12 - 12
12 - آگاه شدن بشر به قدرت و علم همه جانبه خداوند ، از حكمت هاى آفرينش آسمان ها و زمين
اللّه الذى خلق سبع سموت . .. لتعلموا أنّ اللّه على كلّ شىء قدير و أنّ اللّه قد
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه «لام» در جمله «لتعلموا. ..» تعليل براى عبارت «خلق سبع سماوات» است و اين جمله بيانگر علت و فلسفه آفرينش آسمان ها و زمين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - ق - 50 - 6 - 4
4- زينت و زيبايى آسمان ، به تدبير الهى و در جهت ره يابى انسان به حق
أفلم ينظروا . .. و زيّنّ-ها
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
1 - بقره - 2 - 22 - 6
6 - خداوند ، آسمان در جهت منافع انسان ها برافراشته ساخت .
الذى جعل لكم . .. السماء بناء
كلمه «بناء» در لغت عرب معنايى دارد كه شامل: ساختمان، خيمه، چادر و مانند اينها مى شود. اطلاق «بناء» بر آسمان از باب تشبيه است; يعنى: جعل لكم السماء كالبناء.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
1 - بقره - 2 - 164 - 9
9 - آسمان مبدأ پيدايش آب هاى موجود در زمين است .
و ما أنزل من السماء من ماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
7 - يونس - 10 - 31 - 2
2 - آسمان و زمين ، دو منبع روزى براى انسانها
قل من يرزقكم من السماء و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 5
5- آسمان ، منبع اصلى آبها
و أنزل من السّماء ماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - حجر - 15 - 22 - 11
11- منبع اصلى آب ها ، آسمان ( ابر ها ) است .
فأنزلنا من السّماء ماء فأسقينكموه
از اينكه خداوند، در مقام امتنان به بندگان مى فرمايد: «ما از آسمان آب فرستاديم و با آن شما را سيراب كرديم» - با اينكه در زمين هم آب براى سيراب كردن هست - حكايت از آن دارد كه منابع زمينى آبها هم، از آسمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - نحل - 16 - 10 - 1
1- نزول آب ( باران ) از آسمان ، تنها به دست خداست .
هو الذى أنزل من السّماء ماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - نحل - 16 - 73 - 4
4- آسمان و زمين ، در تأمين روزى انسان نقش دارند .
ما لايملك لهم رزقًا من السموت و الأرض شيئًا
از اينكه خداوند فرمود: معبودها قادر به روزى رسانى به انسان از آسمان و زمين نيستند، استفاده مى شود كه زمينه روزى رسانى در آسمانها همچون زمين، وجود دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - فاطر - 35 - 27 - 3
3 - آسمان ( فضا و ابر ها ) ، منشأ نزول باران و منبع آب ها
أنزل من السماء ماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - شورى - 42 - 12 - 3
3 - آسمان و زمين ، گنجينه هاى خيرات و روزى موجودات
له مقاليد السموت و الأرض يبسط الرزق
از كلمه «مقاليد» (كليدها) و نيز جمله «يبسط الرزق»، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - نازعات - 79 - 33 - 1
1 - سودمندى آسمان ، شب ، روز ، زمين ، آب ، گياه و كوه ها براى انسان و دام ، هدف خداوند از آفرينش و سامان بخشى آنها است .
متعًا لكم و لأنعمكم
«متاعاً» مفعول له است. اين كلمه گرچه اسم است براى هر چيزى كه سودمند باشد (لسان العرب); ولى در اين آيه جايگزين مصدر شده است; يعنى، «تمتيعاً لكم».
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - طارق - 86 - 11 - 1،2
1 - آسمان ، داراى باران هاى پياپى و فائده هاى مداوم و جايگاه ظهور مكرر ستارگان
و السماء ذات الرجع
«رَجْع» به معناى بازگرداندن و «رجوع» به معناى بازگشتن است (مفردات راغب). «ذات الرجع» وصفى است كه بر ثبوت و تداوم دلالت دارد و مراد از آن مى تواند بازگشت دادن بخارهاى متصاعد به صورت باران باشد. گفته «مقاييس اللغة» - كه «رَجْع» را به معناى «باران» دانسته است - اين احتمال را تأييد مى كند. برخى از مفسران، آن را بر تمام فايده هاى آسمانى، ظهور مكرر ستارگان در شب ها، تأثير حوادث آسمانى در پيدايش مكرر فصول سال، تطبيق داده اند.
2 - توجّه به تأثير آسمان در تداوم بازگشت بعضى از پديده ها ، زمينه ساز باور به معاد
و السماء ذات الرجع
ارتباط اين سوگند با قبل و بعد آن - به ويژه آيه «إنّه على رجعه لقادر» كه كلمه «رجع» در آن نيز آمده است - بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - انبياء - 21 - 16 - 1
1- آفرينش آسمان و زمين و موجودات فضا ( جهان هستى ) ، بيهوده و بازيچه نيست ; بلكه جهت دار و هدفمند است .
و ما خلقنا السماء والأرض و ما بينهما لعبين
«لعب» به معناى كارى است بى فايده كه مقصود صحيح و مصلحتى در آن نباشد. «لاعبين» نيز حال براى ضمير
«خلقنا» است; يعنى، ما جهان را به قصد بازيچه و سرگرمى نيافريديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - دخان - 44 - 38 - 1
1- آفرينش آسمان ها و زمين و موجودات هستى ، به دور از بازيگرى و اهداف پوچ
و ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما لعبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - ق - 50 - 6 - 5
5- خلقت آسمان ها و كهكشان ها ، براساس دقيق ترين قوانين و به دور از كم ترين كاستى
إلى السماء . .. و زيّنّ-ها ... و ما لها من فروج
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - رحمن - 55 - 33 - 6
6 - خروج جن و انس از مدار زمين و عبور آنان در قلمرو آسمان ها ، امرى قانون مند و ممكن و تنها نيازمند تهيه ابزار مناسب *
يمعشر الجنّ و الإنس إن استطعتم . .. لاتنفذون إلاّ بسلطن
احتمال دارد كه آيه شريفه در رابطه با دنيا باشد كه در اين صورت از مجموع آيه مى توان استفاده كرد كه خروج از مدار زمين و كرات، امرى محال نيست; بلكه با تجهيزات مناسب قابل دسترسى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - ق - 50 - 6 - 6
6- نظم و قانون مندى دقيق و فراگير ، داراى اهميتى ويژه در نظام كرات آسمانى
كيف بنينها . .. و ما لها من فروج
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - شورى - 42 - 29 - 5
5 - جانداران موجود در آسمان ها ، فراوان و گسترده اند ; نه اندك و استثنايى
و ما بثّ فيهما من دابّة
با توجه به واژه «بثّ» - كه به معناى پراكندگى است - فراوانى موجودات زنده در آسمان هارا مى توان استفاده كرد; زيرا با توجه به فراخناى آسمان ها، اگر موجودات زنده اندك باشند، تعبير «بثّ» مناسب نمى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - معارج - 70 - 8 - 1
1 - گداخته شدن آسمان ، همچون ذوب فلزات در آستانه برپايى قيامت
يوم تكون السماء كالمهل
«مهل» به هر فلز گداخته شده (همچون طلا، نقره، مس و. ..) گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - فصلت - 41 - 11 - 3
3 - خداوند ، به آسمان و زمين فرمان داد تا - خواه يا ناخواه - در مسير تعيين شده به حركت در آيند و فرمان ببرند .
فقال لها و للأرض ائتيا طوعًا أو كرهًا
«طوع» به معناى رغبت و ميل و «كره» به معناى بى ميلى و عدم رغبت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 8
8 - زيبايى و آراستگى ، نمودى از حركت طبيعى آسمان ها در جهت فرمان خدا *
قالتا أتينا طائعين . .. و زيّنا السّماء الدّنيا بمصبيح
به كار بردن واژه «زيّنّا» به جاى واژه هاى ديگر، نشانگر مطلب ياد شده است. گفتنى است ارتباط «زيّنّا» با تعبير «أتينا طائعين» مى رساند كه زيبايى نتيجه حركت و شكل گيرى طبيعى همراه با رغبت و ميل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - حجر - 15 - 14 - 1،2
1- اگر درى از آسمان به قدرت خداوند گشوده شود كه كافران مكه براى دريافت حقايق به آنجا بروند ، ايمان نخواهند آورد .
كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به ... و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء
2- مجرمان هدايت ناپذير ، در صورت گشوده شدن درى از آسمان و راه يافتن آنان به آنجا جهت مشاهده حقايق ، باز ايمان نخواهند آورد .
كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به ... و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - حجر - 15 - 15 - 1،2
1- كافران هدايت ناپذير مكه ، در صورت مشاهده گشايش درى از آسمان براى بالا رفتن خود و درك حقايق ، آن را نوعى چشم بندى و سحر وانمود خواهند كرد .
و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء فظلّوا فيه يعرجون . لقالوا إنما سكّرت أبصرنا
«سكر» در لغت حالتى را گفته اند كه عارض بر عقل مى شود. بنابراين مراد از ادعاى آنان اين مى شود كه: آنان خود را گرفتار نوعى چشم بندى مى دانستند.
2- كافران مكه ، مردمى حق ناپذير و لجاجت پيشه در برابر آيات الهى
و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء فظلّوا فيه يعرجون . لقالوا إنما سكّرت أبصرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
2 - بقره - 2 - 284 - 1
1 - تنها خداوند مالك تمام موجودات آسمان ها و زمين است .
للّه ما فى السّموات و ما فى الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 180 - 21
21 - مالكيت اصلى و نهايى آسمان ها و زمين ( تمام هستى ) ، از آن خداوند است .
و للّه ميراث السّموات و الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
4 - نساء - 4 - 126 - 1
1 - خداوند ، تنها مالك آسمان ها و زمين و آنچه در آنهاست ( تمامى هستى )
و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
«ما فى السموات و ما فى الارض»، كنايه از تمامى هستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
4 - نساء - 4 - 131 - 1
1 - خداوند ، مالك تمامى موجودات آسمان ها و زمين است .
و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
4 - مائده - 5 - 17 - 16
16 - سلطنت و مالكيت مطلق خداوند بر آسمان ها ، زمين و آنچه ميان آن دو است . ( تمام هستى )
و للّه ملك السموت و الأرض و ما بينهما
تقديم «للّه» دلالت بر حصر دارد. يعنى تنها او مالك آسمانها و ... است. لذا از اين معنا به مالكيت مطلق تعبير شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
4 - مائده - 5 - 18 - 18
18 - تنها خداوند ، مالك و فرمانرواى آسمان ها و زمين و آنچه ميان آن دو است . ( تمام هستى )
و للّه ملك السموت و الارض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
4 - مائده - 5 - 40 - 1
1 - خداوند ، تنها مالك آسمان ها و زمين ( تمام هستى ) و حاكم بر آنها
الم تعلم إنّ اللّه له ملك السموت و الارض
آسمانها و زمين كنايه از تمامى هستى است. و ملك به معناى حاكميت و در دست داشتن زمام امور است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
4 - مائده - 5 - 120 - 1،7
1 - تنها خداوند ، مالك و فرمانرواى آسمان ها ، زمين و هر آنچه در آنهاست .
للّه ملك السموت و الارض و ما فيهن
7 - مالكيت خداوند بر آسمان ها و زمين و توانايى مطلق وى ، ضامن اعطاى بهشت جاودانه به صادقان
ينفع الصدقين صدقهم لهم جنت . .. و ما فيهن و هو على كل شىء قدير
بيان مالكيت خداوند بر هستى و توانايى مطلق او پس از وعده بهشتى جاويدان به صدق پيشگان، مى تواند اشاره به اين باشد كه تحقق بخشيدن به اين وعده هرگز از توان خداوند خارج نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
6 - اعراف - 7 - 185 - 1
1 - آسمان ها و زمين موجوداتى مملوك ، وابسته به هستى بخش و نيازمند آفريدگار
أو لم ينظروا فى ملكوت السموت و الأرض
«ملكوت» مصدر است و به نايب فاعلش (السموات و الأرض) اضافه شده است. يعنى «ملكوت» در آيه شريفه مصدر مجهول مى باشد. بنابراين «ملكوت السموات»، يعنى مملوك بودن آسمانها. گفتنى است مراد از مملوكيت در اينجا مملوكيت حقيقى و تكوينى، يعنى وابستگى وجودى، است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - انشقاق - 84 - 2 - 3
3 - خداوند ، مالك و مدبّر شؤون آسمان است .
لربّها
اصل معناى «ربّ»، تربيت كردن است (مفردات). «ربّ» هر چيز، مالك و حق دار آن و يا ملازمت كننده با آن چيز است. (قاموس)
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
3 - آل عمران - 3 - 189 - 1
1 - خداوند ، تنها مالك و فرمانرواى آسمان ها و زمين
و للّه ملك السّموات و الارض
«مُلك» به معناى پادشاهى و فرمانروايى و ملازم با مالكيت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
7 - توبه - 9 - 116 - 1
1 - خداوند ، تنها مالك و فرمانرواى آسمان ها و زمين
إن اللّه له ملك السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 1
1- خداوند ، مالك و مدبر آسمان ها و زمين است .
قل من رب السموت و الأرض قل الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - سبأ - 34 - 1 - 3
3 - تمامى آنچه در آسمان ها و آنچه در زمين است ، از آنِ خدا است .
الحمد للّه الذى له ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - ص - 38 - 66 - 1
1 - خداوند ، مالك و مدبر جهان هستى ( آسمان ها ، زمين و . . . )
ربّ السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - شورى - 42 - 49 - 2
2 - كفر و ناسپاسى انسان ها و روى گردانى آنان از پيام وحى ، بى تأثير براى يگانه مالك آسمان ها و زمين
فإنّ الإنسن كفور . للّه ملك السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - فتح - 48 - 14 - 1
1 - خداوند ، تنها مالك و فرمانرواى آسمان ها و زمين
و للّه ملك السموت و الأرض
«ملك» به معناى پادشاهى و فرمانروايى و ملازم با مالكيت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - نجم - 53 - 31 - 1
1 - گستره آفرينش ( آسمان ها ، زمين و . . . ) ، تحت مالكيت مطلقه الهى
و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - بروج - 85 - 9 - 1
1 - حاكميت و مالكيت بر آسمان ها و زمين ، مخصوص خداوند است .
له ملك السموت و الأرض
«مُلك» اسم مصدر و به معناى بر عهده داشتن سلطنت است (مصباح). هر جا كلمه «مُلك» به كار رود، مستلزم «مِلك» (مالكيت) نيز خواهد بود. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - منافقون - 63 - 7 - 10
10 - خداوند ، مالك حقيقى منابع رزق آسمان ها و زمين است .
و للّه خزائن السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - هود - 11 - 123 - 2
2- تنها خداوند مالك غيب آسمان ها و زمين است .
و لله غيب السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - كهف - 18 - 26 - 5
5- حقايق نهانى آسمان ها و زمين ، در انحصار مالكيت خداوند است .
له غيب السموت و الأرض
تقديم «له» دلالت بر حصر مى كند و حرف «لام» در آن، براى تمليك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - شورى - 42 - 12 - 1
1 - كليد هاى آسمان و زمين ، تنها در اختيار خداوند است .
له مقاليد السموت و الأرض
تقديم «له» (خبر) بر «مقاليد» (مبتدا) مفيد حصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
1 - بقره - 2 - 116 - 6
6 - همه موجودات آسمان ها و زمين از آنِ خداوند است .
بل له ما فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
4 - نساء - 4 - 132 - 1
1 - خداوند ، يگانه مالك تمامى موجودات آسمان ها و زمين ( تمام هستى )
و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - ابراهيم - 14 - 2 - 2
2- تمامى موجودات آسمان ها و زمين فقط از آنِ خداوند است .
الله الذى له ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - شورى - 42 - 53 - 3
3 - تمامى موجودات زمين و آسمان ، مملوك خداوند هستى اند .
له ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
5 - انعام - 6 - 12 - 2
2 - مالكيت مطلق خداوند بر موجودات آسمانها و زمين، بديهى و غيرقابل انكار
قل لمن ما فى السموت و الأرض قل للّه
جواب خداوند به سؤال خود، نشانگر بديهى و غير قابل انكار بودن جواب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - مريم - 19 - 93 - 1
1- تمامى موجودات شعورمند آسمان ها و زمين ، بندگان خدا و مملوك اويند .
أن يتّخذ ولدًا . إن كلّ من فى السموت ... ءاتى الرحمن عبدًا
«آتى» اسم فاعل است و زمان در آن ملحوظ نيست و مراد از «اتيان» معناى مجازى آن است. مقصود آيه اين است كه موجودات هستى، دربرابر خداوند اظهار وجودى جز عبوديت ندارند; همگان مملوك اويند و از خود استقلالى ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - طه - 20 - 6 - 1
1 - خداوند يگانه مالك آسمان ها و زمين است .
له ما فى السموت و ما فى الأرض
تقديم «له» بر حصر دلالت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - روم - 30 - 26 - 1
1 - خداوند ، تنها مالك تمامى موجودات آسمان ها و زمين است .
و له من فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - لقمان - 31 - 26 - 1
1 - تمام موجودات آسمان و زمين ، ملك خداوندند .
للّه ما فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - فتح - 48 - 7 - 1
1 - نيرو ها و قواى آسمان ها و زمين ، ملك خداوند و در خدمت تحقق اراده او
و للّه جنود السموت و الأرض
«لام» در «للّه» مفيد اختصاص و ملكيت است و مى رساند كه نيروهاى هستى، مسخّر خدا و در خدمت تحقق اهداف اويند; چه اين كه اطلاق «جند» بر قواى هستى ممكن است، به همين جهت صورت گرفته باشد; زيرا در اين واژه، هدف دارى و قرار داشتن تحت فرماندهى واحد نهفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - فتح - 48 - 4 - 13
13 - نيرو ها و قواى آسمان ها و زمين ، تنها از آن خداوند و در اختيار او است .
و للّه جنود السموت و الأرض
«لام» در «للّه» مفيد اختصاص و ملكيت است و مى رساند كه قواى هستى، مسخّر خدا و در خدمت تحقق اهداف او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
2 - بقره - 2 - 255 - 9
9 - حاكميّت و مالكيّت مطلق خداوند ، بر آنچه در آسمان ها و زمين است . ( عالم هستى )
له ما فى السّموات و ما فى الارض
لازمه ملكيّت بر هر چيز، حاكميّت نسبت به آن است; بلكه ملكيّت، مساوق با حاكميت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - حجر - 15 - 17 - 1
1- خداوند ، آسمان را از شرّ هر شيطانى ، مصون داشته است .
و حفظنها من كلّ شيطن رجيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - حجر - 15 - 18 - 8
8- « عن على ( ع ) انه قال : كنّا مع رسول الله (صلی الله علیه و آله) ذات ليلة إذ رمى نجم فاستنار فقال رسول الله (صلی الله علیه و آله) : ان الله عزّوحلّ منع السّماء بهذه النجوم . . . و تلا قول الله عزّوحلّ : « إلاّ من استرق السمع فأتبعه شهاب مبين » . . . ;
از على(ع) روايت شده است كه فرمود: شبى را در خدمت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بوديم كه ستاره اى پرتاب شد و روشن گرديد. پس رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: خداوند عزّوحلّ با همين [شهاب] ستارگان آسمان را حفظ كرد و سخن خداوند عزّوحلّ: «إلاّ من استرق السمع فأتبعه شهاب مبين» را تلاوت كرد...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - صافات - 37 - 7 - 1
1 - خداوند ، آسمان پرستاره را از نفوذ هر شيطانى حفظ كرده است .
و حفظًا من كلّ شيطن
برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه نصبِ «حفظًا»، به خاطر مفعول مطلق بودنِ آن به فعل مقدر «حفظناها» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - صافات - 37 - 8 - 10
10 - آسمان نزديك ، از هر سو از نفوذ شياطين محفوظ است .
و يقذفون من كلّ جانب
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 17
17 - سامان دادن آسمان هاى هفتگانه ، تدبير امور آنها و آفرينش ستارگان و نگهبانى از آسمان ها ، جلوه اى از ربوبيت خدا و نشانه يكتايى او در تدبير هستى است .
ذلك ربّ العلمين . .. فقضهنّ سبع سموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - رحمن - 55 - 37 - 4
4 - نظام و نظم موجود آسمان ، داراى امدى محدود است ; نه جاودان .
فإذا انشقّت السّماء فكانت وردة كالدهان
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - ذاريات - 51 - 23 - 3
3 - آسمان و زمين ، تحت ربوبيت الهى و تدبير يگانه آن ، شايان تأمل و درس آموزى
فَوَربّ السّماء و الأرض
اهميت ربوبيت الهى نسبت به آسمان و زمين، از آن جهت مى باشد كه مورد قسم قرار گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - انشقاق - 84 - 2 - 3
3 - خداوند ، مالك و مدبّر شؤون آسمان است .
لربّها
اصل معناى «ربّ»، تربيت كردن است (مفردات). «ربّ» هر چيز، مالك و حق دار آن و يا ملازمت كننده با آن چيز است. (قاموس)
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 1
1- خداوند ، مالك و مدبر آسمان ها و زمين است .
قل من رب السموت و الأرض قل الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
13 - شعراء - 26 - 24 - 2
2 - پروردگار جهان ، همان مربّى و مدبّر آسمان ها و زمين و موجودات ميان آنها است .
قال فرعون و ما ربّ العلمين . قال ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - ص - 38 - 66 - 1
1 - خداوند ، مالك و مدبر جهان هستى ( آسمان ها ، زمين و . . . )
ربّ السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - نبأ - 78 - 37 - 1
1 - خداوند ، مالك و مدبّر آسمان ها و زمين و تمام موجودات بين آنها است .
ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - سجده - 32 - 4 - 2
2 - آفرينش آسمان ها و زمين و موجودات ميان آن دو ، در شش روز ( شش مرحله و دوره ) انجام گرفته است .
خلق . .. فى ستّة أيّام
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
7 - يونس - 10 - 3 - 6
6 - آفرينش آسمان ها و زمين در مدتى برابر شش روز
الذى خلق السموت و الأرض فى ستة أيام
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - هود - 11 - 7 - 2
2- آفرينش آسمان ها و زمين ، تدريجى بوده و در شش روز ( شش دوره ) به انجام رسيده است .
خلق السموت و الأرض فى ستة أيام
مراد از «أيام» در آيه شريفه ، معناى متعارف آن (روزها يا شبانه روزها) نيست; بلكه مقصود ، دوره ها و مرحله هاست; زيرا روز به معناى متعارف آن ، پس از خلقت زمين قابل فرض است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - فرقان - 25 - 59 - 3
3 - آفرينش آسمان ها و زمين در مدتى برابر شش روز
الذى خلق السموت و الأرض و ما بينهما فى ستّة أيّام
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - حديد - 57 - 4 - 3،4
3 - خداوند ، آسمان ها و زمين را در شش روز آفريد
خلق السموت و الأرض فى ستّة أيّام
4 - آفرينش آسمان ها و زمين ، آفرينشى تدريجى بود و در شش مرحله انجام پذيرفت .
خلق السموت و الأرض فى ستّة أيّام
واژه «يوم» (مفرد «أيّام») در معناى برهه اى از زمان (كوتاه يا بلند) نيز به كار مى رود. بر اين اساس «ستة أيّام» (شش روز)، به معناى شش برهه بوده و بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 2،14
2 - شكل گيرى آسمان هاى هفتگانه در دو روز ( دو مرحله ) ، به اراده خداوند بود .
فقضهنّ سبع سموت فى يومين
14 - توجه به آفرينش زمين و آسمان و مراحل آن ، عامل پى بردن انسان به قدرت و علم نامحدود خداوند
أئنّكم لتكفرون بالّذى خلق . .. ذلك تقدير العزيز العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - ق - 50 - 38 - 1
1 - آفرينش آسمان و زمين و موجودات هستى ، بهوسيله خداوند در شش مرحله
و لقد خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما فى ستّة أيّام
مراد از «يوم» در آيه شريفه، معناى متعارف آن (روز يا شبانه روز) نيست; بلكه مقصود شش دوره و مرحله است; زيرا روز به معناى متعارف آن پس از آفرينش آسمان ها و زمين تحقق يافته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
1 - بقره - 2 - 29 - 9
9 - خلقت آسمان ها در دو مرحله : مرحله اى مختلط ، نامتمايز و نامتعادل ; و مرحله تفكيك شده ، متمايز و متعادل
ثم استوى إلى السماء فسويهن سبع سموت
مفرد آوردن كلمه «السماء» در جمله «ثم استوى الى السماء» و ارجاع ضمير جمع به آن در جمله «فسواهن» مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه: آسمانها پيش از هفتگانه شدن و تمايز يافتن به گونه اى مختلط بوده كه هم اطلاق آسمان (به صورت مفرد) و هم اطلاق آسمانها (به صورت جمع) بر آن صحيح بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
6 - اعراف - 7 - 54 - 3
3 - آفرينش آسمان ها و زمين ، آفرينشى تدريجى ، در شش دوره و مرحله ، بوده است .
خلق السموت و الأرض فى ستة أيام
مراد از «يوم» در آيه شريفه معناى متعارف آن (روز و يا شبانه روز) نيست، بلكه مقصود شش دوره و مرحله است. زيرا روز به معناى متعارف آن، پس از آفرينش آسمانها و زمين تحقق يافته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
7 - يونس - 10 - 3 - 7
7 - آفرينش آسمان ها و زمين ، در شش مرحله
الذى خلق السموت و الأرض فى ستة أيام
كلمه «يوم» به معناى مقدارى از زمان به كار مى رود - كوتاه باشد يا بلند - بنابراين مى توان گفت: «ستة أيام» به معناى شش دوره و مرحله است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - فرقان - 25 - 59 - 4
4 - آفرينش آسمان ها و زمين در شش دوره و مرحله بوده است .
الذى خلق السموت و الأرض و ما بينهما فى ستّة أيّام
كلمه «يوم»، در معناى مقدارى از زمان به كار مى رود (كوتاه باشد يا بلند). بنابراين مى توان گفت: «ستّة أيّام» به معناى شش دوره و مرحله است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - فرقان - 25 - 61 - 12
12 - « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله تبارك و تعالى : « تبارك الذى جعل فى السماء بروجاً فالبروج الكواكب ;
امام باقر(ع) در باره سخن خدا «. ..جعل فى السماء بروجاً» فرمود: برج هاى آسمان، ستارگان است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - اسراء - 17 - 102 - 4
4- آسمان ها و زمين ، تحت ربوبيت خداست .
ما أنزل هؤلاء إلاّ ربّ السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - كهف - 18 - 14 - 13
13- تدبير امور آسمان ها و زمين ( جهان هستى ) ، به دست خداوند است .
ربّ السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - انبياء - 21 - 56 - 1
1- جهان هستى ( آسمان ها ، زمين و انسان ها ) ، تحت ربوبيت خداوند است .
بل ربّكم ربّ السموت والأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - دخان - 44 - 7 - 1
1- فرستنده قرآن و رسولان ، همان پروردگار يگانه آسمان ها و زمين و موجودات است .
إنّا أنزلنه . .. إنّا كنّا مرسلين ... ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - جاثيه - 45 - 36 - 4
4 - خداوند ، يگانه پروردگار آسمان ها و زمين و تمامى جهانيان
ربّ السموت و ربّ الأرض ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - مريم - 19 - 65 - 1
1- خداوند ، پروردگار آسمان ها و زمين و موجودات ميان آن دو است .
ربّ السموت والأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - طه - 20 - 5 - 2
2 - عرش ، مركز تدبير و كنترل آسمان ها و زمين و تحت سيطره خداوند است .
خلق الأرض والسموت العلى . الرحمن على العرش استوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
13 - نمل - 27 - 87 - 11
11 - مرگ و رستاخيز ، حقيقتى عام و دربرگيرنده تمامى موجودات شعورمند آسمان و زمين
ففزع من فى السموت و من فى الأرض . .. و كلّ أتوه
بنابراين فرض كه در آيه فوق، هم مرگ لحاظ شده باشد و هم رستاخيز و به عبارت ديگر مراد از «ينفخ فى الصور» هم نفخه اولى باشد و هم نفخه ثانيه، تعبير «من فى السماوات و من فى الأرض» و نيز عبارت «و كلّ أتوه داخرين» مى رساند كه حكم بيان شده در آيه، اختصاص به موجوداتى خاص ندارد; بلكه همه موجودات هستى مشمول آن حكم مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 12
12 - زيبايى و ايمنى آسمان ، نشانى از عزت و علم الهى است .
و زيّنا السّماء . .. و حفظًا ذلك تقدير العزيز العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - ذاريات - 51 - 7 - 4
4 - آفرينش آسمان پرستاره و استوار ، امرى مهم و شايان مطالعه و تأمل
و السّماء ذات الحبك
سوگند، معمولاً به چيزهاى ارزشمند و بزرگ تعلق مى گيرد و انسان را به تأمل در متعلّقات آن فرا مى خواند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - ق - 50 - 6 - 1
1- نكوهش كافران از سوى خداوند ، به خاطر نينديشيدن در عظمت ، زيبايى و اتقان نظام آسمان
أفلم ينظروا إلى السماء فوقهم . .. و ما لها من فروج
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - اسراء - 17 - 99 - 2
2- تشويق و ترغيب آدميان به تفكر درباره پيدايش آسمان ها و زمين ، جهت درك تحقق معاد
أو لم يروا أن الله الذى خلق السموت و الأرض قادر على أن يخلق مثلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - ق - 50 - 6 - 1
1- نكوهش كافران از سوى خداوند ، به خاطر نينديشيدن در عظمت ، زيبايى و اتقان نظام آسمان
أفلم ينظروا إلى السماء فوقهم . .. و ما لها من فروج
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - ق - 50 - 6 - 1
1- نكوهش كافران از سوى خداوند ، به خاطر نينديشيدن در عظمت ، زيبايى و اتقان نظام آسمان
أفلم ينظروا إلى السماء فوقهم . .. و ما لها من فروج
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - غاشيه - 88 - 18 - 2
2 - بررسى قوانين حاكم بر آسمان و فضاى بالا ، زمينه ساز باور به قدرت خداوند بر ايجاد معاد
و إلى السماء كيف رفعت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 1
1 - خداوند ، فراخوان به ژرف كاوى درباره مسخر و رام بودن همه موجودات آسمان ها و زمين ، براى مردم
ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - مؤمنون - 23 - 17 - 3
3 - آسمان هاى هفتگانه ، بر فراز سر آدميان و هر يك بر روى ديگرى قرار دارد .
و لقد خلقنا فوقكم سبع طرائق
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - انشقاق - 84 - 1 - 4
4 - « عن علىّ قال : تنشق السماء من المجرّة ;
از على(ع) روايت شده كه فرمود: آسمان از طريق كهكشان از هم گسيخته مى شود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - حاقه - 69 - 17 - 1
1 - فرشتگان هنگام برپا شدن قيامت ، در اطراف آسمان استقرار خواهند يافت .
و الملك على أرجائها
«أرجاء» به معناى نواحى و اطراف است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - صافات - 37 - 8 - 8
8 - گفت و شنود فرشتگان والامقام ، در نزديك ترين آسمان ها درباره اهل زمين و امور غيبى
لايسّمّعون إلى الملإالأعلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
5 - انعام - 6 - 75 - 3،4
3 - ابراهيم(ع) به دليل مشاهده ملكوت آسمانها و زمين بت پرستى را گمراهى آشكارى مى ديد.
إنى أريك و قومك فى ضلل مبين. و كذلك نرى إبرهيم
جمله «و كذلك نرى» احتمالا در صدد بيان سبب و زمينه گفته هاى ابراهيم(ع) در آيه قبل است.
4 - ورود ابراهيم(ع) در زمره اهل يقين، برجسته ترين هدف نماياندن ملكوت (سلطنت و مالكيت خداوند) آسمانها و زمين به او بوده است.
و كذلك نرى إبرهيم ملكوت السموت و الأرض و ليكون من الموقنين
جمله «و ليكون . ..» عطف بر محذوف است. يعنى ارائه ملكوت به ابراهيم(ع) براى مقاصدى بوده و از آن جمله اينكه وى از اهل يقين باشد. بيان اين هدف از ميان اهداف ديگر، نشانه برجسته بودن و اهميت آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - غاشيه - 88 - 20 - 3
3 - آفرينش شتر ، برافراشتن آسمان ، استوارسازى كوه ها و هموار ساختن زمين ، داراى منافعى درخور توجه براى انسان ها است .
أفلاينظرون إلى . .. و إلى الأرض كيف سطحت
آيه شريفه، گرچه توجّه دادن انسان ها به مظاهر قدرت خداوند در زمين و آسمان است; ولى تكيه بر اوصاف ياد شده، نشانه سودمند بودن آنها به حال آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - روم - 30 - 25 - 2،4
2 - قوام و ثبات آسمان ها و زمين ، به فرمان خداوند است .
أن تقوم السماء و الأرض بأمره
4 - ثبات و استقرار آسمان و زمين ، به فرمان و قدرت خداوند و بدون اسباب و علل ظاهرى است .
و من ءايته أن تقوم السماء و الأرض بأمره
اين كه خداوند، برپايى و استقرار و ثبات آسمان و زمين را بدون اسناد به علتى ظاهرى، به امر و فرمان خود معرفى مى كند، حاكى است كه آسمان و زمين، بدون علت ظاهرى برپا هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - ذاريات - 51 - 47 - 1
1 - خداوند ، بناكننده آسمان
و السّماء بنينها
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 4
4 - نظام آسمان ها ، تحت هدايت وحى الهى ( امر و تدبير خداوند )
و أوحى فى كلّ سماء أمرها
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - رحمن - 55 - 10 - 5
5 - سامان زمين و نظام آسمان ، تحت ربوبيت يگانه خداوند
الرحمن . .. و السّماء رفعها ... و الأرض وضعها
آيه شريفه، همراه با همه پيام هايى كه دارد، ممكن است ردّى بر اين نظريه مشركان باشد كه قائل به وجود مدبرهايى غير از خدا در آسمان و زمين هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 6
6 - ستارگان ، زينت بخش آسمان دنيا ( نزديك ترين آسمان به زمين )
و زيّنا السّماء الدّنيا بمصبيح
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - ق - 50 - 6 - 4
4- زينت و زيبايى آسمان ، به تدبير الهى و در جهت ره يابى انسان به حق
أفلم ينظروا . .. و زيّنّ-ها
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - طور - 52 - 36 - 1
1 - آفرينش آسمان ها و زمين ، مخصوص خداوند و غير او فاقد كمترين تأثير درآن
أم خلقوا السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 7
7 - ستارگان ، چراغ هاى آسمان اول و زيبايى بخش آن
و زيّنا السّماء الدّنيا بمصبيح
«مصباح» (مفرد «مصابيح») به معناى چراغ است و مراد از آن ستاره مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - سبأ - 34 - 9 - 10
10 - سقوط قطعه هايى از آسمان بر سر منكران معاد ، بسته به خواست و مشيت خدا است .
إن نشأ . .. أو نسقط عليهم كسفًا من السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - ذاريات - 51 - 47 - 7
7 - نظام آسمان ها ، همچنان در حال گسترش ، به تدبير و اراده خداوند
و السّماء بنينها بأييْد و إنّا لموسعون
«لموسعون» - چنانكه برخى گفته اند - مى تواند بدين معنا باشد كه ما آسمان را بنا نهاديم و همچنان بر وسعت و گستردگى آن مى افزاييم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - فاطر - 35 - 41 - 2
2 - نظم كنونى آسمان ها و زمين در بقا ، همانند مرحله آغازين خود ، نيازمند به اراده و تدبير خداوند است .
إنّ اللّه يمسك السموت و الأرض . .. إن أمسكهما من أحد من بعده
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - طارق - 86 - 3 - 1
1 - « طارق » ، ستاره اى است داراى پرتوى نافذ و شكافنده تاريكى ها در صحنه آسمان .
النجم الثاقب
«ثَقْب»; يعنى، دريدگى كم عمق (مصباح) و چون نور ستاره نفوذ مى كند، آن را «ثاقب» گويند. (مقاييس اللغة) استفهام از شناخت «طارق» - در آيه قبل - و توصيف آن به «نجم ثاقب» - در اين آيه - بيانگر آن است ستاره اى خاص مورد نظر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - نور - 24 - 35 - 1
1 - خداوند ، نور آسمان ها و زمين است .
اللّه نور السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - فاطر - 35 - 41 - 1
1 - تنها خداوند ، نگه دارنده نظم كنونى آسمان ها و زمين از زوال و پاشيدگى است و هيچ قدرت ديگرى در آن نقش ندارد .
إنّ اللّه يمسك السموت و الأرض أن تزولا و لئن زالتا إن أمسكهما من أحد من بعده
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - صافات - 37 - 7 - 2
2 - ستارگان ، حافظان آسمان نزديك از نفوذ شيطان ها
بزينة الكواكب . و حفظًا من كلّ شيطن
برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه نصبِ «حفظا» به سبب عطف بر «بزينة» باشد (از نوع عطف بر معنا كه در كلام عرب بسيار است). بر اين اساس، تقدير آيه چنين مى شود: «إنا خلقنا الكواكب زينة للسماء و حفظا لها» (ما ستارگان را براى زينت آسمان و نيز براى محفوظ ماندن آن از نفوذ شيطان آفريديم). بنابراين پيام آيه شريفه مانند آيه پنجم سوره ملك خواهد بود: «و لقد زينا السماء الدنيا بمصابيح و جعلناها رجوما للشياطين».
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - ملك - 67 - 5 - 9
9 - ستارگان پرفروغ ، مايه طرد شيطان ها و حفظ آسمان نزديك از نفوذ آنها است .
و جعلنها رجومًا للشيطين
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
2 - آل عمران - 3 - 29 - 10
10 - آسمان ها دربردارنده موجوداتى است .
و يعلم ما فى السموات
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
3 - آل عمران - 3 - 191 - 12
12 - آسمان ها و زمين ، آفريده هايى حادث
فى خلق السّموات و الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 5
5 - برخى از موجودات آسمان ها و زمين ، از مرگ ناشى از نفخ صور ايمن خواهند بود .
و نفخ فى الصور فصعق من فى السموت و من فى الأرض إلاّ من شاء اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
7 - يونس - 10 - 101 - 2
2 - پديده هاى گوناگون در آسمان ها و زمين ، آيات و نشانه هاى توحيد و ربوبيت مطلق خدا بر جهان هستى است .
قل انظروا ماذا فى السموت و الأرض و ما تغنى الأيت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - حج - 22 - 70 - 1
1 - احاطه علمى خداوند به تمام آنچه كه در آسمان ها و زمين هست .
ألم تعلم أنّ اللّه يعلم ما فى السماء و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - عنكبوت - 29 - 52 - 7
7 - آسمان ها ، مانند زمين ، داراى موجوداتى است .
يعلم ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - لقمان - 31 - 26 - 5
5 - آسمان ها ، چونان زمين ، دربردارنده موجوداتى قابل توجه اند .
للّه ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - حجرات - 49 - 16 - 4
4 - آگاهى خداوند ، به تمامى موجودات آسمان ها و زمين
و اللّه يعلم ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - انبياء - 21 - 4 - 2
2- وجود سخن و كلام در ميان موجودات آسمانى
قال ربّى يعلم القول فى السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
7 - يونس - 10 - 66 - 4
4 - وجود موجوداتى با شعور و عاقل در آسمانها
من فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - رعد - 13 - 15 - 5
5- آسمان ها حاوى موجوداتى مادى و داراى عقل و شعور
و لله يسجد من فى السموت . .. و ظللهم
برداشت فوق از كلمه «من» و ضمير «هم» كه براى موجودات داراى شعور و عقل به كار مى رود استفاده شده است و سايه داشتن آن موجودات حاكى از مادى بودن آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 4
4- آسمان ها ، داراى موجوداتى با شعور
تسبّح له السموت . .. و من فيهنّ
كاربرد «من» - كه نوعاً براى ذى العقول (موجودات با شعور) است، به جاى «ما» كه براى عموم موجودات است، دلالت بر نكته ياد شده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - اسراء - 17 - 55 - 5
5- در آسمان ها ، همچون زمين ، موجوداتى باشعور زندگى مى كنند .
أعلم بمن فى السموت و الأرض
استعمال «من» - كه غالباً براى موجودات ذى شعور اطلاق مى گردد - در آيه فوق، مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - مريم - 19 - 93 - 2،7
2- قائلان به فرزندگزينى خداوند ، فرزند خوانده او را از بين موجودات شعورمند آسمان ها و زمين مى دانستند .
من فى السموت والأرض
كلمه «من» موصولى است كه براى عاقلان به كار مى رود. به كار بردن آن، ممكن است ناظر به پندار فرزندخواندگى فرشتگان، عيسى و عزير(ع) براى خدا باشد در نتيجه تعبير «موجودات آسمان ها» كنايه از ملائكه و «موجودات زمين» كنايه از عيسى و عزير خواهد بود.
7- آسمان ها متعدد و داراى موجوداتى شعورمند است .
إن كلّ من فى السموت والأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - مريم - 19 - 94 - 1،3
1- سلطه و سيطيره خداوند ، بر تمامى موجودات با شعور آسمان ها و زمين
إن كلّ من فى السموت . .. لقد أحصيهم
«إحصاء» به معناى احاطه داشتن بر چيزى (لسان العرب) و يا به معناى شمارش كردن است; ولى دراين آيه به قرينه «عدّهم»، معناى احاطه و تحت سلطه خويش داشتن، مناسب تر به نظر مى رسد.
3- آمار تمامى موجودات عاقل در آسمان ها و زمين ، به طور دقيق در اختيار خداوند و احاطه علمى او است .
إن كلّ من فى السموت . .. وعدّهم عدًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - مريم - 19 - 95 - 1
1- تمامى موجودات شعورمند آسمان ها و زمين ، روز قيامت در محضر خداوند حضور خواهند يافت .
و كلّهم ءاتيه يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - انبياء - 21 - 19 - 3
3- وجود موجوداتى داراى شعور و عقل در آسمان ها و زمين
و له من فى السموت والأرض
«من» در موجوداتى استعمال مى شود كه داراى شعور و عقل باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - مؤمنون - 23 - 71 - 9
9 - آسمان ها نيز ، همچون زمين در بردارنده موجوداتى شعورمند *
لفسدت السموت و الأرض و من فيهنّ
كلمه «من» گرچه گاهى در غير ذوى العقول به كار مى رود; ولى غالباً در عقلا و موجودات شعورمند كاربرد دارد. برداشت فوق، بر پايه كاربرد دوم آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - نور - 24 - 41 - 1،2،3،4
1 - همه موجودات با شعور آسمان ها و زمين ، تسبيح گوى خدا هستند .
ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض
«من» براى موجودات داراى شعور به كار مى رود.
2 - تسبيح خداوند به وسيله موجودات با شعور آسمان ها و زمين ، قابل درك و فهم براى انسان است .
ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض
برداشت ياد شده، از استفهام در «ألم تر» - كه از نوع تقريرى است - استفاده مى شود; زيرا استفهام تقريرى در جايى به كار مى رود كه مورد آن، براى مخاطب روشن و شناخته است.
3 - تمامى موجودات با شعور آسمان ها و زمين ، معترف به وجود خداوند و تنزيه گوى او از هر گونه نقص و ناروايى
ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض
4 - وجود موجودات با شعور در آسمان ها
ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
13 - نمل - 27 - 65 - 8
8 - وجود موجوداتى شعورمند در آسمان ها
من فى السموت
واژه «من» نوعاً براى صاحبان عقل به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
13 - نمل - 27 - 87 - 4،11
4 - آسمان ها همچون زمين ، دربردارنده موجوداتى شعورمند و با احساس
ففزع من فى السموت و من فى الأرض
تعبير «فزع» نشانگر احساس و «مَن» بيانگر شعورمندى موجودات آسمانى است.
11 - مرگ و رستاخيز ، حقيقتى عام و دربرگيرنده تمامى موجودات شعورمند آسمان و زمين
ففزع من فى السموت و من فى الأرض . .. و كلّ أتوه
بنابراين فرض كه در آيه فوق، هم مرگ لحاظ شده باشد و هم رستاخيز و به عبارت ديگر مراد از «ينفخ فى الصور» هم نفخه اولى باشد و هم نفخه ثانيه، تعبير «من فى السماوات و من فى الأرض» و نيز عبارت «و كلّ أتوه داخرين» مى رساند كه حكم بيان شده در آيه، اختصاص به موجوداتى خاص ندارد; بلكه همه موجودات هستى مشمول آن حكم مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - روم - 30 - 26 - 4
4 - موجوداتى شعورمند ، در آسمان ها وجود دارند .
و له من فى السموت
از آن جايى كه «من» موصول نوعاً و غالباً براى موجودات داراى شعور به كار مى رود، نكته ياد شده فهميده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 2،3
2 - آسمان ها و زمين ، دربردارنده موجوداتى زنده ، شعورمند و با احساس
و نفخ فى الصور فصعق من فى السموت و من فى الأرض
«من» براى موجودات داراى شعور به كار مى رود. آمدن اين كلمه و نيز مسأله مردن و ايستادن و نگاه كردن موجودات آسمانى و زمينى در صحنه قيامت (إذا هم قيام ينظرون)، گوياى برداشت ياد شده است.
3 - مرگ و رستاخيز ، حقيقتى عام و در برگيرنده تمامى موجودات شعورمند آسمان ها و زمين و نه مخصوص انسان ها
و نفخ فى الصور فصعق من فى السموت و من فى الأرض . .. ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم ق
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - رحمن - 55 - 29 - 3
3 - وجود مخلوقاتى شعورمند ، در آسمان ها
يسله من فى السموت
كلمه «من»، غالباً در مورد موجودات شعورمند به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - حديد - 57 - 1 - 4
4 - موجودات آسمان ها و زمين ، همگى برخوردار از نوعى شعور و ادراك
سبّح للّه ما فى السموت و الأرض
تسبيح خداوند و مبرّا دانستن ساحت مقدس او از عيب و كاستى، بيانگر معرفت و شناخت عالى موجودات نسبت به خالق و آفريننده خويش است. شناخت و معرفت كامل خدا، مبتنى بر اين است كه شناسنده، از نوعى ادراك و شعور بالايى برخوردار باشد. گفتنى است كه برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «سبّح...»، تسبيح متداول (تسبيح زبانى) باشد; نه تسبيح تكوينى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - شورى - 42 - 29 - 4،5
4 - آسمان ها ، دربردارنده موجودات زنده و جاندار
و ما بثّ فيهما من دابّة
برداشت ياد شده با توجه به معناى «دابّة» است كه به موجود زنده و داراى حركت، اطلاق مى شود.
5 - جانداران موجود در آسمان ها ، فراوان و گسترده اند ; نه اندك و استثنايى
و ما بثّ فيهما من دابّة
با توجه به واژه «بثّ» - كه به معناى پراكندگى است - فراوانى موجودات زنده در آسمان هارا مى توان استفاده كرد; زيرا با توجه به فراخناى آسمان ها، اگر موجودات زنده اندك باشند، تعبير «بثّ» مناسب نمى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - صافات - 37 - 8 - 5
5 - شياطين ، موجوداتى غير آسمانى
لايسّمّعون إلى الملإالأعلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
4 - مائده - 5 - 17 - 23
23 - وجود موجوداتى ميان آسمان ها و زمين
و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
8 - رعد - 13 - 15 - 5
5- آسمان ها حاوى موجوداتى مادى و داراى عقل و شعور
و لله يسجد من فى السموت . .. و ظللهم
برداشت فوق از كلمه «من» و ضمير «هم» كه براى موجودات داراى شعور و عقل به كار مى رود استفاده شده است و سايه داشتن آن موجودات حاكى از مادى بودن آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - سبأ - 34 - 2 - 4
4 - فرود آمدن موجوداتى از آسمان به سوى زمين و بالا رفتن موجوداتى از ناحيه زمين به سوى آسمان
و ما ينزل من السماء و ما يعرج فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - سبأ - 34 - 2 - 2
2 - خداوند ، به آنچه از آسمان نازل مى شود و آنچه به آسمان ها بالا مى رود ، علم دارد .
للّه الذى . .. يعلم ... و ما ينزل من السماء و ما يعرج فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 8
8 - زيبايى و آراستگى ، نمودى از حركت طبيعى آسمان ها در جهت فرمان خدا *
قالتا أتينا طائعين . .. و زيّنا السّماء الدّنيا بمصبيح
به كار بردن واژه «زيّنّا» به جاى واژه هاى ديگر، نشانگر مطلب ياد شده است. گفتنى است ارتباط «زيّنّا» با تعبير «أتينا طائعين» مى رساند كه زيبايى نتيجه حركت و شكل گيرى طبيعى همراه با رغبت و ميل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - فصلت - 41 - 11 - 5
5 - زمين و آسمان ( جهان هستى ) ، داراى نوعى شعور ، اراده و نطق
قالتا أتينا طائعين
از واژه «قالتا» استفاده مى شود كه آسمان و زمين داراى نوعى نطق اند; چنان كه ازجمله «أتينا طائعين» فهميده مى شود كه آن دو، از نوعى اراده و خواست نيز برخورداراند و از مجموع اراده و نطق نوعى شعور و ادراك استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
4 - مائده - 5 - 97 - 14
14 - گزينش كعبه از ميان تمامى نقاط زمين براى انجام مناسك حج ، نشان آگاهى خداوند به نظام آسمان ها و زمين *
جعل اللّه الكعبة . .. ذلك لتعلموا إنّ اللّه يعلم ما فى السموت و ما فى الارض
ارتباط عميق بين جعل كعبه و خصوصيات آن با آگاهى خداوند بر آسمانها و زمين اين احتمال را در ذهن ترسيم مى كند كه آيه ناظر به ويژگيهاى منطقه اى و جغرافيايى كعبه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - معارج - 70 - 8 - 2
2 - نظام و نظم موجود آسمان ، داراى فرجامى محدود و رو به نابودى
يوم تكون السماء كالمهل
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - نازعات - 79 - 28 - 2
2 - خداوند ، آسمان را پديده اى به دور از كاستى و ناهماهنگى و به گونه اى موزون و متعادل قرار داده است .
فسوّيها
«سوِىّ» به چيزى گفته مى شود كه در مقدار و كيفيت آن، افراط و تفريط نشده باشد (مفردات راغب). بنابراين جمله «سوّاها»; يعنى، خداوند آسمان را به گونه اى قرار داد كه در شكل و اجزاى آن، تعادل برقرار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - ملك - 67 - 3 - 2
2 - آسمان هاى هفتگانه در نظم و اتقان ، متناسب و مشابه هم اند .
سبع سموت طباقًا
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «طباقاً» از مصدر «طابَقَ» و به معناى مطابقت و مشابهت باشد. در اين صورت مقصود از آن، تشابه و تطابق آسمان ها در نظم و اتقان و مانند آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - نوح - 71 - 15 - 2
2 - وجود مطابقت و نظم و هماهنگى ، ميان آسمان هاى هفت گانه
ألم تروا كيف خلق اللّه سبع سموت طباقًا
«طباق» در دو معنا به كار مى رود: 1- مطابق و موافق كامل بودن چيزى با چيز ديگر; 2 قرار گرفتن چيزى بر فراز چيز ديگر. بر مبناى معناى نخست، مقصود وجود هماهنگى و نظم در آسمان ها است. و براساس معناى دوم مراد طبقات آسمان ها است كه به شكل طبقه طبقه و تودرتو مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - نبأ - 78 - 12 - 3
3 - ساختار پر مقاومت آسمان ها بر فراز ساكنان زمين ، نعمتى الهى است .
و بنينا فوقكم سبعًا شدادًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - حجر - 15 - 17 - 5
5- « عن أبى عبدالله الصادق ( ع ) قال : كان ابليس لعنه الله يخترق السماوات السبع فلمّا ولد عيسى ( ع ) حجب عن ثلاث سماوات و كان يخترق أربع سماوات فلمّا ولد رسول الله (صلی الله علیه و آله) حجب عن السبع كلّها و رميت الشياطين بالنجوم . . . ;
از امام صادق(ع) روايت شده است كه فرمود: ابليس - كه لعنت خدا بر او باد - راه را براى ورود خود به آسمان باز مى كرد; چون حضرت عيسى متولد شد از ورود به سه آسمان ممنوع شد و به چهار آسمان راه داشت. پس آن گاه كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) متولد شد، وى از ورود به آسمانهاى هفتگانه كلاًّ ممنوع شد و از آن پس شياطين هدف ستارگان قرار گرفتند...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - صافات - 37 - 7 - 1،4
1 - خداوند ، آسمان پرستاره را از نفوذ هر شيطانى حفظ كرده است .
و حفظًا من كلّ شيطن
برداشت ياد شده مبتنى بر اين ديدگاه است كه نصبِ «حفظًا»، به خاطر مفعول مطلق بودنِ آن به فعل مقدر «حفظناها» باشد.
4 - تلاش شيطان ها ، براى شيطنت و نفوذ در آسمان نزديك
و حفظًا من كلّ شيطن مارد
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - صافات - 37 - 10 - 1،2
1 - برخى از شياطين ، به صعود به آسمان نزديك موفق شده و با سرعت و دزدانه به اطلاعات و اخبار ناچيزى
دست خواهند يافت .
لايسّمّعون إلى الملإالأعلى . .. إلاّ من خطف الخطفة
«خَطِفَ» به معناى اختلاس و ربودن با سرعت است و «خطفة» - بر وزن «فعلة» كه دال بر «مرّة» است - مفعول مطلق و به معناى يك بار ربودن است. گفتنى است كه در اين آيه، كنايه از ربودنِ كم و ناچيز از اطلاعات و اخبار موجود در آسمان است.
2 - اصرار برخى از شياطين به صعود به آسمان نزديك ، جهت كسب اطلاعات و اخبار غيبى
إلاّ من خطف الخطفة
تلاش دزدانه شياطين همراه با خطرپذيرى آنان براى صعود به آسمان، مى تواند حاكى از اصرار آنان بر اين صعود باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - ملك - 67 - 5 - 10
10 - تلاش شياطين ، براى نفوذ در آسمان جهت شنود اخبار آن
و جعلنها رجومًا للشيطين
از آيات مشابه (مانند آيات 7 و 8 سوره «صافات») استفاده مى شود كه شيطان ها، به منظور استراق سمع و شنود اخبار آسمان، به آن جا نفوذ مى كنند; ولى هربار مورد هدف قرار مى گيرند و رانده مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - حجر - 15 - 17 - 4
4- شيطان ، موجودى قدرتمند و توانا بر صعود و نفوذ بر آسمانها
و حفظنها من كلّ شيطن رجيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - نحل - 16 - 65 - 2
2- آسمان ، از منابع آب است .
و الله أنزل من السّماء ماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 2
2- آسمان ها و زمين و موجودات مستقر در آنها ، خود گوياترين دليل بر كمال آفريدگار و تنزيه او از شريك و هرگونه نقص و كاستى است .
تسبّح له السموت السبع و الأرض و من فيهنّ
«تسبيح» در لغت به معناى «تنزيه» است (مفردات راغب) و «تنزيه»; يعنى، دور دانستن خداوند از چيزهايى كه بر او سزاوار نيست (مجمع البحرين). گفتنى است، تنزيه به دو صورت ممكن است: تنزيه به زبان گفتار و تنزيه به زبان حال. برداشت فوق مبتنى بر صورت دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
11 - طه - 20 - 53 - 10
10 - آسمان ، مبدأ و سرچشمه نزول آب و باران هاى اوليه زمين
و أنزل من السماء ماء فأخرجنا
فعل ماضى «أنزل» و نيز نكره بودن «ما» قرينه هايى است بر اين كه ممكن است مراد از آب نازل شده در اين آيه، باران هاى اوليه زمين باشد كه شرايط زندگى را در زمين فراهم آورده است. مبدأ و سرچشمه اين آب ها در آسمان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - مؤمنون - 23 - 17 - 4
4 - آسمان ها ، راه ميان خدا و خلق است ، و نه حاجبى ميان او و آفريده ها .
و لقد خلقنا فوقكم سبع طرائق
«طريقة» گاهى به معناى راهى است كه بر اثر رفت و آمد رهروان، كوبيده و هموار شده باشد. بر اين فرض، معناى جمله فوق چنين مى شود: «به راستى كه ما بر فراز سر شما، هفت راه آفريديم». تسميه آسمان ها به «طرائق» نيز از آن رو است كه آسمان، ممرّ فرمانى است كه از سوى خدا به زمين نازل مى شود (يتنزل الأمر بينهنّ) طلاق / 12 و راههاى صعود گفته هاى پاك و اعمال صالح است (إليه يصعد الكلم الطيب و العمل الصالح يرفعه) فاطر/ 10 و محل رفت و آمد فرشتگان است (و ما نتنزّل إلاّ بأمر ربّك) مريم / 64.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
12 - مؤمنون - 23 - 18 - 6
6 - شكل گيرى نخستين قطره هاى آب در جو آسمان ، بدون وجود كمترين آب بر پهنه زمين *
و أنزلنا من السماء ماء بقدر فأسكن-ّه فى الأرض
بيان «نزول آب از آسمان» مى تواند به اين اشاره داشته باشد كه زمين در آغاز پيدايش آب، كره اى خشك بود و نخستين قطره هاى آب در جو آسمان شكل گرفت. سپس در زمين به صورت درياها و منابع زير زمينى، مستقر گرديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
13 - شعراء - 26 - 4 - 3
3 - آسمان ، منبع آيات و نشانه هاى شگفت الهى
من السماء ءاية فظلّت أعنقهم لها خضعين
تنكير «آية»،تنكير تفخيم است. بنابراين «إن نشأ...من السماء آية»; يعنى، اگر بخواهيم، بر آنان از آسمان آيتى عظيم و شگفت فرود مى آوريم ... گفتنى است كه جمله بعد «فظلّت أعناقهم...» قرينه براى همين معنا نيز مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - لقمان - 31 - 10 - 17
17 - نخستين قطره هاى آب ، در آسمان شكل گرفته است . *
و أنزلنا من السماء ماء
تعبير «و أنزلنا من السماء ماء» ممكن است بيان كننده اين باشد كه در مراحل خلقت، نخستين قطره هاى آب، قبل از آن كه آبى در زمين وجود داشته باشد، در آسمان شكل گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - سجده - 32 - 5 - 8
8 - ملائكه ، آورنده فرمان هاى تدبير عالم از آسمان اند .
يدبّر الأمر . .. ثمّ يعرج إليه
احتمال دارد مرجع ضمير فاعلى «يعرج» ملكى باشد كه حامل فرمان هاى تدبيرى خداوند است و مرجع ضمير «إليه» مكانى باشد كه فرشته، پيش از نزول، در آن جا قرار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - سبأ - 34 - 9 - 2
2 - وجود آسمان و زمين در مقابل ديدگان انسان ها ، نشانه قدرت الهى است .
أفلم يروا إلى ما بين أيديهم و ما خلفهم من السماء و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - فاطر - 35 - 3 - 7
7 - آسمان و زمين ، از منابع ارتزاق انسان ها و تأثير گذارد در حيات آنان
يرزقكم من السماء و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - فاطر - 35 - 27 - 2
2 - خداوند ، نازل كننده باران از آسمان ( فضا و ابر ها )
أنّ اللّه أنزل من السماء ماء
«سماء» به هر چيزى گفته مى شود كه در جهت بالا قرار گرفته باشد و مقصود از آن در آيه شريفه، فضا و ابرهاى موجود در بالاى سر موجودات زمينى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - زمر - 39 - 21 - 4
4 - آسمان ، از منابع آب در زمين
أنزل من السماء ماء فسلكه ينبيع فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
16 - غافر - 40 - 13 - 5،7
5 - خداوند به طور پيوسته ، نازل كننده رزق انسان ها ( باران ) از آسمان است .
و ينزّل لكم من السّماء رزقًا
7 - نزول مدام رزق ( باران ) از آسمان ، از آيات و نشانه هاى روشن خداوند
هو الذى يريكم ءايته و ينزّل لكم من السّماء رزقًا
يادآورى نزول باران از سوى خداوند - پس از يادآورى ارائه آيات الهى به بشر - از باب ذكر خاص پس از عام و بيانگر مصداق روشن آن آيات است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - ق - 50 - 9 - 1
1- ريزش باران پر بركت از آسمان ، آيتى خداوندى است .
و نزّلنا من السماء ماء مبركًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - ذاريات - 51 - 22 -
1،2،3،4،6،7،8
1 - آسمان ذخيره دار روزى خلق در زمين
و فى السّماء رزقكم
2 - وجود روزى زمينيان در بلنداى آسمان ، از آيات الهى و مايه بينش
ءايت للموقنين . .. أفلاتبصرون . و فى السّماء رزقكم
3 - نقش اساسى باران ، آفتاب و هوا ، در فراهم آمدن روزى آدميان *
و فى السّماء رزقكم
از آن جايى كه باران، آفتاب و هوا از طرف بالا مشرف بر زمين اند و نقش اساسى در پيدايش غذاى آدميان دارند، تعبير «و فى السماء رزقكم» آمده است.
4 - تقدير روزى آدميان در آسمان و عالم بالا *
و فى السّماء رزقكم
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعبير «فى السّماء رزقكم» به قرينه برخى آيات ديگر - كه تقدير امور زمين از سوى آسمان دانسته شده - به معناى تقدير روزى مردم در آسمان باشد.
6 - تحقق وعده هاى الهى به نزول رحمت يا عذاب ، از سمت آسمان
فى السّماء رزقكم و ماتوعدون
برداشت ياد شده بنابراين است كه مراد از «ما توعدون»، همه وعد و وعيدهاى الهى باشد و نه خصوص بهشت.
7 - تدبير ، تقدير و قدرت الهى در تأمين روزى زمينيان از آسمان ، نشانه قدرت او بر تحقق وعده هاى خويش *
و فى السّماء رزقكم و ما توعدون
با توجه به اين كه در آيات پيشين سخن از تحقق رستاخيز و وجود دوزخ و بهشت بود; ممكن است اين آيه درصدد رفع شبهه انسان در قدرت خدا باشد. ازاين رو عبارت «و فى السّماء رزقكم» به عنوان نمودى از قدرت خداوند ياد شده است.
8 - « عن على رضى اللّه عنه عن النبى (صلی الله علیه و آله) فى قوله « و فى السّماء رزقكم و ما توعدون » قال : المطر ;
امام على(ع) از رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) درباره سخن خداوند «و فى السّماء رزقكم. ..» روايت نموده كه مراد باران است».
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - ذاريات - 51 - 47 - 6
6 - آسمان ، منشأ رزق نعمت روزافزون خداوند بر خلق *
و السّماء بنينها بأييْد و إنّا لموسعون
احتمال دارد كه تعبير «لموسعون» - پس از بيان بناى آسمان - اشاره به بذل نعمت گسترده خدا بر خلق داشته باشد كه به صورت باران از آسمان تابش نور آفتاب و. .. بر اهل زمين فرو مى ريزد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - نجم - 53 - 26 - 2
2 - آسمان ، مركز و جايگاه بسيارى از فرشتگان
و كم من ملك فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - عنكبوت - 29 - 63 - 4
4 - آسمان ، از جمله منابع آب است .
من نزّل من السماء ماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - روم - 30 - 8 - 12
12 - آسمان ها و زمين و موجودات عالم ، از منابع شناخت اند .
أَوَلم يتفكّروا . .. ما خلق اللّه السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - لقمان - 31 - 11 - 1
1 - آسمان ها و كوه ها و جنبندگان و . . . ، تبلور آفرينندگى خداوند است .
هذا خلق اللّه فأرونى ماذا خلق الذين من دونه
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 2
2 - قرار داشتن نظام آسمان ها و زمين در خدمت منافع انسان ، به اراده و تدبير خدا است .
ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - سجده - 32 - 4 - 5
5 - آسمان ها و زمين و موجودات آنها ، نشانه و آيه خداوندند .
اللّه الذى خلق السموت و الأرض و ما بينهما
جمله «الذى خلق السماوات و. ..» وصف خداوند است. بديهى است كه صفت هر چيزى معرّف آن است و از اين رو، مى توان استفاده كرد كه وجود زمين و آسمان ها و پديده هاى موجود در آنها، دليل وجود خدايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
15 - سبأ - 34 - 24 - 3،4
3 - روزى انسان ها ، از طريق آسمان ها و زمين تأمين مى شود .
قل من يرزقكم من السموت و الأرض
4 - خداوند ، روزى دهنده انسان ها از طريق منابع آسمانى و زمينى
قل من يرزقكم من السموت و الأرض قل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - منافقون - 63 - 7 - 9
9 - آسمان ها و زمين ، خزائن و منابع رزق موجودات
يقولون لاتنفقوا . .. و للّه خزائن السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - طلاق - 65 - 12 - 3
3 - آسمان ها و زمين ، نشانه قدرت خداوند و آيت يكتايى او است .
اللّه الذى خلق سبع سموت و من الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - نوح - 71 - 15 - 4
4 - آسمان هفت گانه ، جلوه عظمت ربوبى خداوند و قدرت او
مالكم لاترجون للّه وقارًا . .. ألم تروا كيف خلق اللّه سبع سموت طباقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 6
6 - آسمان ها ، موجوداتى دارد كه همه آنها ، در خدمت انسان اند .
لكم ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - حديد - 57 - 1 - 5
5 - پديده هاى موجود در آسمان ها و زمين ، هر يك نشانى كامل از آفريدگار و مبرّا بودن ذات او از هرگونه عيب و نقص
سبّح للّه ما فى السموت و الأرض
چنانچه مراد از «سبّح» تسبيح تكوينى باشد، به كارگيرى واژه «ما» - كه براى افاده عموم است - مى رساند كه وجود و هستى هر پديده اى، نشانى گويا از آفريدگار خود بوده و نشان مى دهد كه او از هر نقصى و كاستى منزّه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - جن - 72 - 8 - 4
4 - نگهبانان و شهاب ها ، از هنگام نزول آيات قرآن ، مانع استراق سمع جن از آسمان شدند .
و أنّا لمسنا السماء فوجدنها ملئت حرسًا شديدًا و شهبًا
آيه بعد (فمن يستمع الآن يجد له شهاباً رصداً)، قرينه است بر اين كه جنيان از استراق سمع از آسمان، از وقت نزول قرآن و استماع آن، منع شده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - جن - 72 - 8 - 3
3 - آسمان ، مملو از نگهبانان نيرومند و شهاب ها
فوجدنها ملئت حرسًا شديدًا و شهبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - لقمان - 31 - 10 - 3
3 - نيروى نگهدارنده آسمان ها ( جاذبه ) نمونه اى از حقايق موجود ، اما نامرئى براى بشر است .
بغير عمد ترونها
قيد «ترونها» مى تواند احترازى باشد. در اين صورت، عبارت اِشعار دارد به اين كه نيرويى (ستون مانند) آسمان ها را نگه مى دارد و لكن قابل مشاهده نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
13 - شعراء - 26 - 24 - 9
9 - نياز آسمان ها و زمين و همه موجودات ميان آن دو به مربّى و مدبّر
ربّ السموت و الأرض و ما بينهما إن كنتم موقنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
6 - اعراف - 7 - 185 - 1
1 - آسمان ها و زمين موجوداتى مملوك ، وابسته به هستى بخش و نيازمند آفريدگار
أو لم ينظروا فى ملكوت السموت و الأرض
«ملكوت» مصدر است و به نايب فاعلش (السموات و الأرض) اضافه شده است. يعنى «ملكوت» در آيه شريفه مصدر مجهول مى باشد. بنابراين «ملكوت السموات»، يعنى مملوك بودن آسمانها. گفتنى است مراد از مملوكيت در اينجا مملوكيت حقيقى و تكوينى، يعنى وابستگى وجودى، است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 3،4
3 - آسمان محل ظهور و بروز وحى بر پيامبران
قد نرى تقلب وجهك فى السماء
4 - هر ناحيه اى از آسمان مى توانست و احتمال داشت كه محل ظهور و پيدايش فرشته وحى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) باشد .
قد نرى تقلب وجهك فى السماء
از اينكه پيامبر(صلی الله علیه و آله) براى مشاهده نزول فرشته وحى به نقطه اى خاص و معين چشم نمى دوخت و صورتش را به هر سويى مى چرخانيد، به برداشت فوق مى توان دست يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - حديد - 57 - 21 - 9
9 - وسعت بهشت ، به اندازه وسعت همه آسمان ها و زمين است .
و جنّة عرضها كعرض السّماء و الأرض
واژه «عرض» در آيه شريفه معادل «سعه» است - نه مقابل طول - و «ال» در «السماء» جنسيه مى باشد. بنابراين «السماء»; يعنى، همه آسمان ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
10 - كهف - 18 - 26 - 16
16- موجودات آسمان ها و زمين ، فاقد ولىّ و سرپرستى جز خدا
له غيب السموت و الأرض . .. ما لهم من دونه من ولىّ
محتمل است كه ضمير «لهم» - به قرينه «السموات و الأرض» - به موجوداتى كه در آن ها است، بازگردد. در چنين مواردى، اهميت عقلا، ديگران را تحت الشعاع قرار مى دهد و ضمير، مناسب آنان آورده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
18 - ذاريات - 51 - 7 - 3
3 - آسمان ، داراى بنايى محكم ، استوار و خلل ناپذير
و السّماء ذات الحبك
در صورتى كه مراد از «حباك» (مفرد حبك) استوارى و استحكام باشد، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - مرسلات - 77 - 9 - 2
2 - آسمان ، برخودار از استحكام ويژه و اجزاى آن داراى پيوندى خاص و از هم گسستنى
و إذا السماء فرجت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - نازعات - 79 - 27 - 1
1 - آسمان ، پديده اى مقاوم تر از جسم انسان ها و آفرينش آن باعظمت تر از آفرينش آنها است .
ءأنتم أشدّ خلقًا أم السماء
استفهام در «ءأنتم» تقريرى است و براى اعتراف گرفتن از مخاطب به كار مى رود. «السماء» ممكن است اشاره به آسمان مشهود باشد و نيز ممكن است اسم جنس بوده و بر تمام آسمان ها قابل تطبيق باشد. «شدّت»، به معناى صلابت و استحكام است. اين وصف درباره جسم و غير جسم به كار مى رود. بنابراين تعبير «أشدّ خلقاً» به معناى استحكام بيشتر در خلقت و يا دشوارتر بودن آفرينش [در نظر مخاطبان ]است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - انفطار - 82 - 1 - 2
2 - آسمان ، داراى استحكامى ويژه و اجزاى آن ، داراى پيوندى خاص و قابل از هم گسستن
إذا السماء انفطرت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - انشقاق - 84 - 1 - 2
2 - آسمان ، داراى استحكامى ويژه و اجزاى آن داراى پيوندى خاص و قابل از هم گسستن
إذا السماء انشقّت
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
5 - انعام - 6 - 73 - 2
2 - آفرينش آسمانها و زمين، هدفدار و در نهايت استوارى است.
و هو الذى خلق السموت و الأرض
«حق» كاربرد معنايى بسيارى دارد، از آن جمله كه قرينه تركيب با جمله «خلق السماوات»، به معناى هدفدارى و حكيمانه بودن آفرينش است، راغب نيز در مفردات به كاربرد اين معنى براى «حق» تصريح كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 1
1- خداوند ، آسمان ها و زمين را هدفمند و بر اساس حكمت آفريد .
ألم تر أن الله خلق السموت و الأرض بالحقّ
«حق» در برابر باطل (بيهوده) است و مراد از آن، اين است كه فاعل حق براى كارش هدفى پسنديده در نظر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
14 - روم - 30 - 8 - 3
3 - آسمان ها و زمين و تمامى موجودات هستى ، آفريده هايى هدف دار و پيراسته از هرگونه باطل اند .
ما خلق اللّه السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ
«باء» در «بالحقّ» براى «ملابسه» است و دلالت مى كند كه حق بودن آفرينش، وصف انفكاك ناپذير آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - دخان - 44 - 38 - 2
2- وجود معاد و حيات اخروى ، معنادهنده به آفرينش آسمان ها و زمين و ساير پديده هاى جهان
إنّ هؤلاء ليقولون . .. و ما خلقنا السموت ... لعبين
خداوند، پس از بيان عقيده باطل كافران در زمينه نفى معاد و در جهت تبيين ضرورت معاد، به هدف مند بودن آفرينش اشاره كرده است; يعنى، اگر زندگى در حيات دنيا خلاصه شود، آفرنيش معنايى عالمانه و حكيمانه پيدا نخواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - دخان - 44 - 39 - 1
1- آفرينش آسمان ها و زمين ، آفرينشى بحق ، بايسته ، ارزشمند و هدفدار
و ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما لعبين . ما خلقنهما إلاّ بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - جاثيه - 45 - 22 - 1
1 - آفرينش آسمان ها و زمين از سوى خداوند ، آفرينشى به حق و هدفدار
و خلق اللّه السموت و الأرض
«حق» به چيزى گفته مى شود كه براساس حكمت و فلسفه اى بايسته پديد آمده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - تغابن - 64 - 3 - 2
2 - آفرينش جهان ( آسمان ها ، زمين و . . . ) ، براساس حق و هدفدار و به دور از بيهوده كارى است .
خلق السموت و الأرض بالحقّ
«حقّ» در مقابل باطل قرار دارد. يكى از معانى «باطل» عبث و بيهوده كارى است; يعنى، كارى كه در آن هدف معقولى لحاظ نشود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
20 - نازعات - 79 - 28 - 3
3 - هماهنگى اجزاى آسمان ، با فاصله اى اندك پس از مرحله آفرينش و برافراشتن آسمان صورت پذيرفته است .
رفع سمكها فسوّيها
فاء در «فسوّاها»، براى تعقيب و حاكى از تأخّر بدون فاصله تسويه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - ملك - 67 - 3 - 2
2 - آسمان هاى هفتگانه در نظم و اتقان ، متناسب و مشابه هم اند .
سبع سموت طباقًا
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين نكته است كه «طباقاً» از مصدر «طابَقَ» و به معناى مطابقت و مشابهت باشد. در اين صورت مقصود از آن، تشابه و تطابق آسمان ها در نظم و اتقان و مانند آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
19 - نوح - 71 - 15 - 2
2 - وجود مطابقت و نظم و هماهنگى ، ميان آسمان هاى هفت گانه
ألم تروا كيف خلق اللّه سبع سموت طباقًا
«طباق» در دو معنا به كار مى رود: 1- مطابق و موافق كامل بودن چيزى با چيز ديگر; 2 قرار گرفتن چيزى بر فراز چيز ديگر. بر مبناى معناى نخست، مقصود وجود هماهنگى و نظم در آسمان ها است. و براساس معناى دوم مراد طبقات آسمان ها است كه به شكل طبقه طبقه و تودرتو مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه -
فيش
17 - زخرف - 43 - 82 - 2
2 - عظمت و هماهنگى تدبير آسمان ها و زمين و عرش ، نشان دهنده حاكميت خداى يگانه بر هستى است .
سبحن ربّ السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 129 - 1
1 - مالكيت آسمان ها و زمين ( هستى ) و حاكميت بر آنها ، در انحصار خداوند است .
و للّه ما فى السّموات و ما فى الارض
تقديم «لِلّه» بيانگر انحصار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 9 - 3
3 - تنها كسى مى تواند شكست ناپذير و ستوده كردار باشد كه بر تمامى آسمان ها و زمين ، سيطره داشته و حكمرانى كند .
العزيز الحميد . الذى له ملك السموت و الأرض
وصف «الذى له . ..»، مى تواند توجيه گر دو وصف قبلى باشد. تغيير عبارت - كه موصول و صله جايگزين صفت مشبهه شده است - مؤيد برداشت بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 33 - 5
5- عارض نگشتن كم ترين ضعف و خستگى بر خداوند ، در نتيجه آفرينش آسمان ها و زمين
و لم يعى بخلقهنّ
مفاد جمله «لم يعى بخلقهنّ» راه نيافتن تعب و خستگى در ذات حق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 36 - 2
2 - آفرينش آسمان ها و زمين ، نشانى از آفريدگار شايسته عبادت و اطاعت
أم خلقوا السموت و الأرض
خداوند با اين پرسش، كافران را به خالقيت خويش توجه داده است; تا از اين طريق آنان دست از لجاج بردارند و به اطاعت و عبادت او بگروند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 117 - 3
3 - آسمان ها و زمين ( جهان هستى ) را آغازى بوده است .
بديع السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 105 - 1،4،5
1- آسمان ها و زمين ، حاوى آيات و نشانه هايى بسيار بر توحيد و يكتايى خداوند است .
و كأيّن من ءاية فى السموت و الأرض
«كأيّن» كنايه از عدد است و دلالت بر كثرت دارد. اين كلمه مبتدا و عبارت «فى السموت و الأرض» خبر آن است و «من آية» تمييز آن مى باشد. مقصود از «آية» به قرينه «و ما يؤمن أكثرهم بالله» در آيه بعد، آيت و نشان بر توحيد است.
4- آنان كه با مشاهده نشانه هاى موجود در آسمان ها و زمين ( هستى ) به توحيد و يكتايى خداوند پى نبرند ، سزاوار سرزنش و نكوهشند .
و كأيّن من ءاية فى السموت و الأرض يمرون عليها و هم عنها معرضون
لحن آيه شريفه گوياى مذمت و سرزنش است.
5- زمين در حركت است و انسان ها را بر آيات آسمانى عبور مى دهد .
كأيّن من ءاية فى السموت و الأرض يمرون عليها
چنان چه جمله «يمرون عليها» را به معناى حقيقى آن و نه معناى كنايى اش (مشاهده مى كنند) حمل كنيم، حاكى از حركت زمين خواهد بود ; زيرا مرور بر آيات آسمانى با اين معنا سازگار مى باشد كه زمين حركت كند و انسانها به واسطه حركت آن بر آيات آسمانى عبور نمايند (برگرفته شده از تفسيرالميزان).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 117 - 1،5
1 - خداوند ، آفريننده و مبتكر آسمان ها و زمين بدون وجود نمونه اى از پيش
بديع السموت و الأرض
«بديع» بر گرفته شده از ابداع است و «ابداع» به معناى اختراع چيزى است بدون الگو و نمونه قبلى.
5 - آفرينش آسمان ها و زمين ، بدون مثال و الگويى از پيش ، دليل منزه بودن خدا از اختيار كردن فرزند و نياز داشتن به آن
قالوا اتخذ اللّه ولداً سبحنه بل . .. بديع السموت و الأرض
برداشت فوق بر اين اساس است كه «بديع السماوات . ..» همانند جمله «له ما فى السماوات ...»، دليل و برهانى براى تنزيه خداوند از داشتن فرزند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 11 - 2
2 - خلقت آسمان ها و زمين ، بدون هيچ گونه سابقه و الگوى پيشين
فاطر السموت و الأرض
«فاطر» (از ماده «فطر»)به معناى ابداع و آفرينش بدون سابقه نيز آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 73 - 2
2 - آفرينش آسمانها و زمين، هدفدار و در نهايت استوارى است.
و هو الذى خلق السموت و الأرض
«حق» كاربرد معنايى بسيارى دارد، از آن جمله كه قرينه تركيب با جمله «خلق السماوات»، به معناى هدفدارى و حكيمانه بودن آفرينش است، راغب نيز در مفردات به كاربرد اين معنى براى «حق» تصريح كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 6
6- آسمان ها و زمين و تمامى موجودات هستى ، داراى فرجام و پايانى معين و از پيش تعيين شده
ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ و أجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 29 - 9
9 - خلقت آسمان ها در دو مرحله : مرحله اى مختلط ، نامتمايز و نامتعادل ; و مرحله تفكيك شده ، متمايز و متعادل
ثم استوى إلى السماء فسويهن سبع سموت
مفرد آوردن كلمه «السماء» در جمله «ثم استوى الى السماء» و ارجاع ضمير جمع به آن در جمله «فسواهن» مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه: آسمانها پيش از هفتگانه شدن و تمايز يافتن به گونه اى مختلط بوده كه هم اطلاق آسمان (به صورت مفرد) و هم اطلاق آسمانها (به صورت جمع) بر آن صحيح بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 39 - 1
1- آفرينش آسمان ها و زمين ، آفرينشى بحق ، بايسته ، ارزشمند و هدفدار
و ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما لعبين . ما خلقنهما إلاّ بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 5
5 - نظام اداره هر آسمان مستقل و بى نياز از ديگر عوالم *
و أوحى فى كلّ سماء أمرها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 29 - 6،8،9
6 - خداوند در پى آفرينش مواهب زمين ، به معتدل ساختن آسمان پرداخت .
ثم استوى إلى السماء فسويهن
«إستواء» (مصدر استوى) آن گاه كه به «الى» متعدى شود، به معناى: روى آوردن و قصد كردن، است. جمله «فسواهن» (آسمانها را معتدل ساخت) هدف روى آوردن را بيان مى كند; يعنى: «استوى الى السماء لتسويتهن; خداوند به آسمانها روى كرد (اراده كرد) تا آنها را به اعتدال رساند».
8 - آسمان هاى هفتگانه جهان ، داراى اعتدال و بدون كمترين اعوجاج و ناهماهنگى
فسويهن سبع سموت
9 - خلقت آسمان ها در دو مرحله : مرحله اى مختلط ، نامتمايز و نامتعادل ; و مرحله تفكيك شده ، متمايز و متعادل
ثم استوى إلى السماء فسويهن سبع سموت
مفرد آوردن كلمه «السماء» در جمله «ثم استوى الى السماء» و ارجاع ضمير جمع به آن در جمله «فسواهن» مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه: آسمانها پيش از هفتگانه شدن و تمايز يافتن به گونه اى مختلط بوده كه هم اطلاق آسمان (به صورت مفرد) و هم اطلاق آسمانها (به صورت جمع) بر آن صحيح بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 14
14 - « و فى الحديث : إنّ عليّاً ( ع ) إذا حضر وقت الصلاة يتململ و يتزلزل و يتلّون فقيل له : ما لك يا أميرالمؤمنين ؟ فيقول جاء وقت الصلاة وقت أمانة عرضها اللّه على السماوات و الأرض فأبين أن يحملنها و أشفقن منها ;
روايت شده كه على(ع) هنگامى كه وقت نماز مى رسيد، ناآرام و لرزان و رنگ به رنگ مى شد. پس به آن حضرت گفته شد: چه شده شما را اى اميرالمؤمنين؟ فرمود: وقت نماز رسيده است! وقت امانتى كه بر آسمان ها و زمين عرضه شد و آنها از حمل آن سربرتافتند و از آن هراسيدند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 1
1 - خداوند ، تكاليف دين را ، به عنوان امانت به آسمان ها و زمين و كوه ها سپرد و آنان از قبول آن ، سر باز زدند .
إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها
لام در «ليعذّب. ..» در آيه بعد، براى تعليل عرضه امانت است. ذكر منافق مشرك و مؤمن در آن آيه، به دنبال تعليل «ليعذّب» قرينه است كه مراد از «الأمانة» در اين آيه، چيزى است كه افراد درباره آن، به سه گروه تقسيم مى شوند و آن، همانا تكاليف دينى است. گفتنى است كه آيه پيش كه درباره اطاعت از خدا و رسول است، نيز مى تواند قرينه بر برداشت بالا، باشد; چه اين كه اطاعت از خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، وقتى ميسّر است كه به تكاليف ارائه شده از سوى آنان عمل شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 4،5
4 - آسمان ها و زمين و كوه ها ، از قبول امانت الهى ، مى ترسيدند .
إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها و أشفقن منها
5 - خوددارى آسمان ها و زمين و كوه ها از قبول امانت الهى ، همراه با شفقت و ترس بود .
إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها و أشفقن منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 90 - 2،3
2- شكافته شدن آسمان ها ، قطعه قطعه شدن زمين و انهدام كوه ها ، امرى بسزا ، در برابر ادعاى باطل فرزند گزينى خداوند
تكاد السموت يتفطّرن منه و تنشقّ الأرض و تخرّ الجبال هدًّا
فعل «تكاد» - كه بر «وقوع نزديك» دلالت دارد - در معناى مجازى «سزاواربودن» به كار رفته و ممكن است مراد اين باشد كه برخورد اين سخن با مقام قدس الهى، مانند برخورد چيزى با اركان جهان هستى است; كه همه چيز را متلاشى كند و از ميان ببرد. و يا اين كه خشم خداوند از اين سخن به حدى است كه جاى آن دارد، آسمان و زمينى باقى نگذارد و همه چيز را نابود كند و كوه ها را درهم بريزد.
3- آسمان ها ، متعدد و قابل شكافته شدن از است .
تكاد السموت يتفطّرن منه
محتواى آيه، استعاره است، در اين موارد گرچه معانى حقيقى، اراده نشده است; ولى امكان پذيربودن معانى حقيقى ملحوظ مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 18 - 1
1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا
ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب
«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 25 - 10
10 - آسمان و زمين ( هستى ) ، قبل از برپايى قيامت ، فرو مى ريزند .
تقوم السماء و الأرض بأمره ثمّ . .. إذا أنتم تخرجون
«ثمّ» براى تراخى است و آورده شدن آن بين دو جمله اى كه يكى درباره ثبات عالم و ديگرى احياى مردگان در قيامت است، نشان مى دهد كه بايد حادثه اى پس از قوام و ثبات عالم رخ بدهد و آنگاه فرمان حيات صادر شود. آن حادثه، به تناسب مقام، مى تواند فروپاشى عالم باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 7 - 3
3- آسمان ها و زمين و سراسر نظام هستى ، نمودار ربوبيت عالى و خدشه ناپذير خداوند است .
ربّ السموت و الأرض و ما بينهما إن كنتم موقنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 99 - 3
3- خلقت آسمان ها و زمين ، به مراتب مهمتر از حيات دوباره انسان پس از مرگ است .
أو لم يروا أن الله الذى خلق السموت و الأرض قادر على أن يخلق مثلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 81 - 6
6 - آفرينش آسمان ها و زمين ، بسى مهم تر و با عظمت تر از آفرينش مجدد انسان ها است .
أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن يخلق مثلهم
شگفت آور بودن انكار معاد از سوى كافران - على رغم مشاهده قدرت خدا بر خلق جهان طبيعت - مى تواند ناشى از اين حقيقت باشد كه آفرينش جهان طبيعت، بسى مهم تر و با عظمت تر از خلق مجدد يكى از پديده هاى طبيعت (يعنى انسان) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 57 - 3
3 - آفرينش جهان پهناور ( آسمان ها و زمين ) ، دليل توانايى خداوند بر آفرينش مجدد و رستاخيز انسان ها و جهان است .
لخلق السموت و الأرض أكبر من خلق الناس
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در سلسله آياتى قرار دارد كه درباره اثبات معاد و رد ديدگاه مشركان است; چنان كه در دو آيه بعد از آن بحث به ميان آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 6 - 6
6- نظم و قانون مندى دقيق و فراگير ، داراى اهميتى ويژه در نظام كرات آسمانى
كيف بنينها . .. و ما لها من فروج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 67 - 7
7 - ناچيز بودن جهان هستى ( آسمان ها و زمين ) ، در برابر عظمت و قدرت خداوند
و الأرض جميعًا قبضته . .. و السموت مطويّ-ت بيمينه
«قبضة» - بر وزن فعلة - دلالت بر «مرّة» مى كند; يعنى، يك مشت. اين تعبير و نيز تعبير پيچيده بودن آسمان ها در دست خدا، كنايه از ناچيز بودن آنها و نيز اشاره به عظمت خداوند است; زيرا به چيزى كه كاملاً در اختيار كسى باشد، مى گويند: در مشت او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 59 - 10،12
10 - انسان ها ، وظيفه دار سؤال كردن از افراد خبير و آگاه در باره مبدأ و چگونگى آفرينش جهان هستى ( آسمان ها ، زمين و . . . )
الذى خلق السموت . .. فسئل به خبيرًا
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين مطلب است كه «فا» در «فسئل به خبيراً» جواب براى شرط مقدر و تقدير آن چنين باشد: «إن شئت تحقيق ما ذكر فسئل به خبيراً». گفتنى است در برداشت فوق، مرجع ضمير «به» خلق و استوا و «خبيراً» مفعول براى «فسئل» دانسته شد.
12 - لزوم رجوع به افراد خبير و آگاه در مسائل مربوط به معارف الهى ، همچون مبدأ و چگونگى آفرينش آسمان ها و زمين
الحىّ الذى لايموت . .. الذى خلق السموت ... الرحمن فسئل به خبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 29 - 2
2 - آفرينش آسمان ها مقدم بر آفرينش زمين *
و من ءايته خلق السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 3 - 11
11 - تدبير امور آسمان ها و زمين در دست خداوند است .
الذى خلق السموت و الأرض . .. يدبر الأمر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 65 - 1
1- خداوند ، پروردگار آسمان ها و زمين و موجودات ميان آن دو است .
ربّ السموت والأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 5 - 3
3 - امور زمين ، از آسمان تدبير مى شود .
يدبّر الأمر من السماء إلى الأرض
«من» ابتدايى و «إلى» انتهايى است. «من السماء» متضمن معناى «تنزيل» است; يعنى، امور از آسمان (عالم بالا) اداره مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 5 - 1
1 - جهان طبيعت ( آسمان ها ، زمين و پديده هاى ميان آنها ) ، تحت ربوبيت خداى يگانه است .
إنّ إلهكم لوحد . ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 5 - 10
10 - آفرينش و تدبير آسمان ها و زمين و پيدايش شب و روز و تسخير خورشيد و ماه ، جلوه هاى عزت و قدرتمندى خداوند است .
خلق السموت و الأرض . .. كلّ يجرى لأجل مسمًّى ألا هو العزيز
يادآورى عزت و قدرتمندى خداوند در پايان آيه شريفه و پس از يادآورى آفرينش آسمان، زمين و. ..، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 12 - 7،9،14
7 - آسمان ها و زمين ، تحت تدبير و حكومت خداوند قرار دارند .
يتنزّل الأمر بينهنّ
9 - آفرينش آسمان ها و زمين و تدبير امور آنها ، جلوه اى روشن و نشانه اى گوياى از قدرت بى پايان خداوند
اللّه الذى خلق سبع سموت . .. لتعلموا أنّ اللّه على كلّ شىء قدير
14 - آفرينش آسمان ها و زمين و تدبير امور آنها ، نشانه تحقّق وعده هاى خداوند به برپايى قيامت و وجود بهشت و جهنّم است .
أعدّ اللّه لهم عذابًا شديدًا . .. جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر ... اللّه الذى خلق
يادآورى خلقت آسمان ها و زمين و تدبير امور آنها - پس از ذكر دو گروه دوزخيان و بهشتيان در آيات گذشته - مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 37 - 9
9 - تدبير امور آسمان ها و زمين و موجودات بين آنها از سوى خداوند ، بر پايه رحمت و عطوفت است .
لايملكون منه خطابًا
توصيف «ربّ» به «رحمان»، حاكى از نقش رحمت در تدبير نظام هستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 4،5
4 - آسمان ها و زمين و كوه ها ، از قبول امانت الهى ، مى ترسيدند .
إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها و أشفقن منها
5 - خوددارى آسمان ها و زمين و كوه ها از قبول امانت الهى ، همراه با شفقت و ترس بود .
إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها و أشفقن منها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 87 - 5
5 - هراس و وحشت شديد موجودات آسمان ها و زمين ، در لحظه فروپاشى جهان و نيز روز رستاخيز
و يوم ينفخ فى الصور ففزع من فى السموت و من فى الأرض
مراد از «ينفخ فى الصور» مى تواند مطلق نفخ صور و دربرگيرنده نفخه اوّلى - كه فروپاشى جهان و مرگ موجودات را در پى دارد - و نفخه ثانيه - كه منجر به برپايى رستاخيز مى شود - باشد. گفتنى است كه تعبير «فزع من فى السماوات و من فى الأرض» بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 87 - 1
1 - وحشت و هراس شديد موجودات آسمان ها و زمين در روز نفخ صور
و يوم ينفخ فى الصور ففزع من فى السموت و من فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 1،3،10،11،15
1- خداوند برافرازنده آسمانهاست .
الله الذى رفع السموت
3- آسمان ها ، بر ستونهايى نامرئى بنا شده و برپا گشته است .
رفع السموت بغير عمد ترونها
«عَمَد» جمع عمود و يا اسم جمع است و به معناى پايه هاست. جمله «ترونها» صفت براى عمد مى باشد. بنابراين «رفع السموت ...» ; يعنى، خداوند آسمانها را بدون پايه هايى كه شما مشاهده اش كنيد برافراشت. مفاد اين جمله اين است كه پايه هايى وجود دارد، ولى شما نمى بينيد.
10- تدبير امور عالم تنها درخور برافرازنده آسمانها ، سلطه دار عرش ، و اختياردار خورشيد و ماه است .
الله الذى رفع السموت . .. يدبر الأمر
در تركيب «الله الذى . ..» دو وجه گفته شده است: 1- «الله» مبتدا و «الذى» صفت آن است و جمله «يدبر الأمر» خبر براى «الله». 2- «الله» مبتدا و «الذى» خبر آن است. برداشت فوق از هر دو وجه استفاده مى شود، اگرچه بنابر وجه دوم دلالت آيه بر برداشت فوق صريح تر و روشن تر است.
11- آفرينش آسمان هاى متعدد و رفيع ، تسخير خورشيد و ماه ، از نشانه هاى توان و اقتدار خدا و يكتايى او در تدبير هستى است .
يفصّل الأيت
جمله هاى «الله الذى رفع السموت . ..» حاكى است كه متعلق «آيات» اقتدار خداوند ، سلطه او بر هستى و تدبير آفرينش است ; يعنى: «يفصل الأيات الدالة على قدرته و ...».
15- نظام هستى ( برافراشته بودن آسمانها ، رام بودن خورشيد و ماه به فرمان خدا و حركت آنها ) دليل و آيتى بر ربوبيت خداوند
الله الذى رفع السموت . .. لعلكم بلقاء ربكم توقنون
چون خداوند در ابتداى آيه با جمله «الله الذى . ..» توصيف و معرفى شد، ظاهر آن بود كه در جمله «لعلكم ...» نيز «لعلكم بلقاء الله» آورده شود. اين تعويض ; يعنى، آوردن «ربكم» به جاى «الله» مى رساند كه مقصود اصلى از توصيف «الله» به ويژگيهاى ياد شده، اثبات ربوبيّت اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 16 - 3،5،6
3- خداوند ، آسمان ها را براى ناظران و تماشاگران تزيين كرده است .
و لقد جعلنا فى السّماء بروجًا و زين-ّها للنظرين
5- تزيين آسمان و قرار دادن برجهايى در آن ، از آيات خداوند است .
و لقد جعلنا فى السّماء بروجًا و زين-ّها للنظرين
6- « فى المجمع فى قوله : « زينّاها للناظرين » بالكواكب النيرة عن أبى عبدالله ( ع ) ;
در مجمع البيان درباره آيه: «زينّاها للناظرين» از امام صادق(ع) چنين روايت شده است: به وسيله ستارگان نورانى [زينت مى دهيم]».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 8
8 - زيبايى و آراستگى ، نمودى از حركت طبيعى آسمان ها در جهت فرمان خدا *
قالتا أتينا طائعين . .. و زيّنا السّماء الدّنيا بمصبيح
به كار بردن واژه «زيّنّا» به جاى واژه هاى ديگر، نشانگر مطلب ياد شده است. گفتنى است ارتباط «زيّنّا» با تعبير «أتينا طائعين» مى رساند كه زيبايى نتيجه حركت و شكل گيرى طبيعى همراه با رغبت و ميل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 1 - 1
1 - همه موجودات جهان ( آسمان ها ، زمين و . . . ) ، به تسبيح و تنزيه خداوند مشغول اند .
يسبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
«تسبيح»، به معناى تنزيه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 24 - 9
9 - تمامى موجودات آسمان ها و زمين ، در حال تنزيه و تسبيح خداى يگانه اند .
يسبّح له ما فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 9
9 - مسخّر بودن آسمان ها و زمين براى انسان ، در بردارنده درس خداشناسى است .
ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما فى السموت
استفهام در آيه، مى تواند تقريرى باشد. بنابراين، مراد آيه اين خواهد بود كه شما، خود مى بينيد كه خداوند موجودات آسمان ها و زمين را مسخّر كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 12 - 4
4 - شباهت و همانندى كره زمين با آسمان ها ، در تركيبات ، خصوصيات و قوانين حاكم بر آنها
اللّه الذى خلق سبع سموت و من الأرض مثلهنّ
مفسران درباره وجه شبه در اين آيه (تشبيه زمين به آسمان)، دو احتمال داده اند: 1- شباهت و همانندى از نظر تركيبات، خصوصيات و قوانين حاكم بر آنها (احتمال برگزيده در برداشت بالا); 2- شباهت از نظر عدد; يعنى، كره زمين مانند آسمان هفت تا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 1
1 - خداوند ، جهان آفرينش را به صورت هفت آسمان بياراست و نظام بخشيد .
فقضهنّ سبع سموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 12 - 2
2 - جهان ، داراى هفت آسمان
سبع سموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 15 - 1
1 - جهان طبيعت ، داراى هفت آسمان
ألم تروا كيف خلق اللّه سبع سموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 109 - 2
2 - جهان آفرينش داراى آسمان هاى متعدّد
و للّه ما فى السّموات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 129 - 2
2 - تعدّد آسمانها
و للّه ما فى السّموات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 133 - 13
13 - تعدد آسمانها
عرضها السّموات
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 55 - 4
4- جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد است .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 102 - 6
6- عالم آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد است .
ربّ السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 14 - 12
12- جهان آفرينش ، متشكّل از آسمان هايى متعدّد است .
ربّ السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 26 - 9
9- جهان هستى حاوى آسمان هايى متعدد است .
غيب السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 65 - 4
4- جهان آفرينش ، حاوى آسمان هايى متعدد
ربّ السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 90 - 3
3- آسمان ها ، متعدد و قابل شكافته شدن از است .
تكاد السموت يتفطّرن منه
محتواى آيه، استعاره است، در اين موارد گرچه معانى حقيقى، اراده نشده است; ولى امكان پذيربودن معانى حقيقى ملحوظ مى
شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 93 - 7
7- آسمان ها متعدد و داراى موجوداتى شعورمند است .
إن كلّ من فى السموت والأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 4 - 5
5- آسمان ها ، متعدد و داراى رفعت و عظمت است .
والسموت العلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 6 - 4
4 - جهان آفرينش ، مشتمل بر آسمان هاى متعدد است .
له ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 19 - 4
4- جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد است .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 30 - 3
3- آب ، سرچشمه حيات و زندگى در جهان طبيعت
و جعلنا من الماء كلّ شىء حىّ
«من» در «من الماء» ابتدائيه است; يعنى، هر چيز دارى حيات از آب نشأت گرفته و منشأ آن آب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 56 - 6
6- جهان طبيعت ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 64 - 2
2 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
له ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 17 - 2
2 - جهان آفرينش ، داراى هفت آسمان
و لقد خلقنا فوقكم سبع طرائق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 35 - 6
6 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد است .
اللّه نور السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 41 - 5
5 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد است .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 42 - 3
3 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 64 - 3
3 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 2 - 4
4 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
له ملك السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 6 - 6
6 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 59 - 2
2 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 24 - 8
8 - جهان آفرينش ، متشكل از آسمان هاى متعدد
ربّ السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 25 - 3
3 - جهان آفرينش داراى آسمان هاى متعدد
يخرج الخبء فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 60 - 2
2 - وجود آسمان هاى متعدد در جهان آفرينش
خلق السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 65 - 4
4 - وجود آسمان هاى متعدد در جهان آفرينش
من فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 87 - 3
3 - وجود آسمان هاى متعدد در جهان آفرينش
من فى السموت و من فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 44 - 2
2 - عالَم آفرينش ، آسمان هاى متعدد دارد .
خلق اللّه السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 52 - 6
6 - عالَم ، آسمان هاى متعددى دارد .
يعلم ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 61 - 3
3 - عالم ، آسمان هاى متعدد دارد .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 8 - 7
7 - جهان هستى ، داراى آسمان هاى متعدد است .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 22 - 2
2 - عالم آفرينش ، آسمان هاى متعدد دارد .
خلق السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 26 - 2
2 - عالم ، آسمان هاى متعدد دارد .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 27 - 8
8 - عالم آفرينش ، آسمان هاى متعدد دارد .
فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 10 - 2
2 - عالم آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد است .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 5
5 - عالَم ، دربردارنده آسمان هاى متعدّد است .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 25 - 2
2 - عالَم آفرينش ، آسمان هاى متعدد دارد .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 26 - 4
4 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد است .
للّه ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 4 - 3
3 - آسمان هاى عالم ، متعددند .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 3
3 - عالم ، آسمان هاى متعدد دارد .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 1 - 4
4 - عالم ، آسمان هاى متعددى دارد .
له ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 3 - 17
17 - در عالم ، آسمان هاى متعددى وجود دارد .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 22 - 7
7 - عالم ، آسمان هاى متعدد دارد .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 24 - 6
6 - عالم ، آسمان هاى متعدد دارد .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 1 - 7
7 - جهان طبيعت ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 38 - 4
4 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 40 - 8
8 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 41 - 4
4 - وجود آسمان هاى متعدد در جهان
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 44 - 11
11 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 81 - 2
2 - جهان طبيعت ، داراى آسمان هاى متعدد است .
خلق السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 5 - 3
3 - جهان آفرينش ، متشكل از آسمان هاى متعدد
ربّ السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 6 - 3
3 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
إنّا زيّنّا السماء الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 10 - 4
4 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 66 - 4
4 - جهان ، متشكل از آسمان هاى متعدد
ربّ السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 5 - 3
3 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد
خلق السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 38 - 3
3 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 44 - 7
7 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 46 - 6
6 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 63 - 3
3 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 67 - 8
8 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 4
4 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 37 - 1،2
1 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
2 - اعتقاد مردم مصر ، به وجود آسمان هاى متعدد در عصر فرعون
أسبب السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 57 - 7
7 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 11 - 4
4 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد
فاطر السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 12 - 5
5 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
مقاليد السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 29 - 3
3 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 49 - 3
3 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 53 - 5
5 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 9 - 7
7 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد است .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 85 - 4
4 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
له ملك السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 7 - 6
6- جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
ربّ السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 38 - 3
3- جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 3 - 3
3 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 13 - 2
2 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 22 - 2
2 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 27 - 2
2 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 36 - 5
5 - جهان هستى ، داراى آسمان هاى متعدد
ربّ السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 37 - 4
4 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 31 - 2
2 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
و للّه ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 29 - 4
4 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
يسله من فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 33 - 5
5 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
يمعشر الجنّ . .. من أقطار السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 1 - 3
3 - جهان آفرينش ، متشكل از آسمان هاى متعدد
ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 2 - 3
3 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
له ملك السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 4 - 2
2 - جهان آفرينش ، متشكل از آسمان هاى متعدد
خلق السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 5 - 2
2 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد است .
ملك السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 10 - 8
8 - جهان آفرينش ، متشكل از آسمان هاى متعدد
و للّه ميرث السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - مجادله - 58 - 7 - 3
3 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد است .
يعلم ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 1 - 6
6 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد است .
سبّح للّه ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جمعه - 62 - 1 - 6
6 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد است .
يسبّح للّه ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 7 - 12
12 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
و للّه خزائن السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 1 - 5
5 - جهان طبيعت ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 3 - 3
3 - جهان طبيعت ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 4 - 2
2 - جهان طبيعت ، داراى آسمان هاى متعدد
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 3 - 3
3 - آسمان ، متعدد و داراى هفت طبقه است .
سبع سموت طباقًا
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين است كه «طباقاً» جمع «طَبَق» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 5 - 3
3 - جهان آفرينش ، داراى آسمان هاى متعدد
إنّا زيّنّا السماء الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 37 - 3
3 - جهان ، داراى آسمان هاى متعدد است .
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 9 - 2
2 - تعدد آسمان ها ، در جهان هستى
السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 3 - 2
2- تغيير و تحول آسمان ها و زمين از شكل آغازين خود *
رفع السموت . .. مدّ الأرض
ظاهر جمله «رفع السموت» اين است كه برافراشته شدن صفتى مى باشد كه عارض بر آسمانها شده است ; يعنى، در ابتداى خلقتشان برافراشته نبودند، خداوند آنها را برافراشته كرد و نيز «مدّ الأرض» در اين معنا ظهور دارد كه زمين در آغاز گسترده نبود، خداوند آن را گسترانيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 24 - 10
10 - جهان طبيعت ( آسمان ها ، زمين و . . . ) رو به رشد و كمال است .
قال ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
«ربّ» به معناى تربيت كردن است و «تربيت» ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى و رو به رشد دارد. برداشت ياد شده نيز مبتنى بر اين معنا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 5 - 10
10 - جهان ( آسمان ها و زمين و . . . ) ، داراى روندى رو به رشد و كمال
ربّ السموت . .. و ربّ المشرق
«رب» به معناى تربيت كردن است و تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است، تا آن گاه كه به حد تمام و كمال
برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از روند رو به رشد و تكامل دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 29 - 9
9 - خلقت آسمان ها در دو مرحله : مرحله اى مختلط ، نامتمايز و نامتعادل ; و مرحله تفكيك شده ، متمايز و متعادل
ثم استوى إلى السماء فسويهن سبع سموت
مفرد آوردن كلمه «السماء» در جمله «ثم استوى الى السماء» و ارجاع ضمير جمع به آن در جمله «فسواهن» مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه: آسمانها پيش از هفتگانه شدن و تمايز يافتن به گونه اى مختلط بوده كه هم اطلاق آسمان (به صورت مفرد) و هم اطلاق آسمانها (به صورت جمع) بر آن صحيح بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 41 - 1
1 - تنها خداوند ، نگه دارنده نظم كنونى آسمان ها و زمين از زوال و پاشيدگى است و هيچ قدرت ديگرى در آن نقش ندارد .
إنّ اللّه يمسك السموت و الأرض أن تزولا و لئن زالتا إن أمسكهما من أحد من بعده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 107 - 1
1 - سلطنت و حكومت بر آسمان ها و زمين ( جهان هستى ) تنها در اختيار خداوند است .
ألم تعلم أن اللّه له ملك السموت و الأرض
تقديم خبر (له) بر مبتدا (ملك السماوات . ..) دلالت بر حصر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 3 - 1
1 - تدبير و حاكميت مطلقه و يكسان خداوند بر آسمانها و زمين
و هو اللّه فى السموت و فى الأرض
اهل ادب گفته اند كه در مانند آيه مورد بحث، «فى السماوات . .. » نمى تواند متعلق به «اللّه» باشد، مگر اينكه معنى فعلى در آن منظور گردد و معنى مناسب در اين مورد، به قرينه آيات قبل و بعد، مسأله تدبير و نظارت خداوند بر تمامى موجودات است (مجمع البيان).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 158 - 4
4 - فرمانروايى و حاكميت بر آسمان ها و زمين در انحصار خداوند است .
الذى له ملك السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 116 - 9
9 - يگانه فرمانرواى آسمان ها و زمين ، تنها قدرت قابل اتكا براى انسانها
إن اللّه له ملك السموت و الأرض . .. و ما لكم من دون اللّه من ولىّ و لانصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 3 - 8
8 - خدا ، فرمانرواى آسمان ها و زمين است .
الذى خلق السموت . .. ثم استوى على العرش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 26 - 18
18- حاكميت و فرمان روايى بر آسمان ها و زمين ، در انحصار خداوند است .
و لايشرك فى حكمه أحدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 2 - 1،3
1 - فرمان روايى جهان ( آسمان ها و زمين ) تنها از آن خدا است .
تبارك . .. الذى له ملك السموت و الأرض
3 - فرمان روايى و حكومت خداوند بر آسمان ها و زمين ، خاستگاه نزول كتابى كه تبيين كننده حق از باطل براى انسان ها است .
تبارك الذى نزّل الفرقان على عبده . .. الذى له ملك السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 10 - 1
1 - فرمانروايى جهان هستى ( آسمان ها ، زمين و موجودات ميان آن دو ) تنها در اختيار خداوند است .
أم لهم ملك السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 44 - 4
4 - جهان آفرينش ( آسمان ها ، زمين و . . . ) تحت فرمانروايى خدا است .
له ملك السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 85 - 1
1 - يگانه فرمانرواى آسمان ها و زمين و مجموعه هستى ، شايان ستايش و تمجيد است .
و تبارك الذى له ملك السموت و الأرض
واژه «تبارك» كه در مقام ستايش به كار مى رود، از ماده «بركت» به معناى خير فراوان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 27 - 1
1 - خداوند ، يگانه فرمانرواى آسمان ها و زمين
و للّه ملك السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 14 - 1
1 - خداوند ، تنها مالك و فرمانرواى آسمان ها و زمين
و للّه ملك السموت و الأرض
«ملك» به معناى پادشاهى و فرمانروايى و ملازم با مالكيت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 2 - 1
1 - فرمانروايى آسمان ها و زمين ، تنها در اختيار خداوند است .
له ملك السموت و الأرض
تقديم خبر (له) بر مبتدا (ملك) افاده حصر مى كند و «ملك» به معناى سلطنت و فرمانروايى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 5 - 1
1 - فرمانروايى آسمان ها و زمين ، تنها در اختيار خداوند است .
له ملك السموت و الأرض
«ملك» به معناى سلطنت و فرمانروايى است و تقديم خبر (له) بر مبتدا (ملك. ..) افاده حصر مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 12 - 7
7 - آسمان ها و زمين ، تحت تدبير و حكومت خداوند قرار دارند .
يتنزّل الأمر بينهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 9 - 1
1 - حاكميت و مالكيت بر آسمان ها و زمين ، مخصوص خداوند است .
له ملك السموت و الأرض
«مُلك» اسم مصدر و به معناى بر عهده داشتن سلطنت است (مصباح). هر جا كلمه «مُلك» به كار رود، مستلزم «مِلك» (مالكيت) نيز خواهد بود. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 36 - 2
2 - آسمان ها و زمين ، پديده اى حادث و نه قديم
يوم خلق السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 6،15
6- آسمانها ، عرش ، خورشيد و ماه تا سرآمدى معيّن در حركتند .
كل يجرى لأجل مسمًّى
مضاف اليه محذوف از كلمه «كل» ضميرى است كه به «السموت»، «عرش»، «شمس» و «قمر» باز مى گردد. «مسمّى» يعنى مشخص و معين. «اجل» در لغت به معناى مدت و نيز به معناى پايان مدت آمده است. برداشت فوق بر اساس دومين معناست. گفتنى است كه بر اين مبنا «لام» در «لأجل» به معناى «إلى» خواهد بود.
15- نظام هستى ( برافراشته بودن آسمانها ، رام بودن خورشيد و ماه به فرمان خدا و حركت آنها ) دليل و آيتى بر ربوبيت خداوند
الله الذى رفع السموت . .. لعلكم بلقاء ربكم توقنون
چون خداوند در ابتداى آيه با جمله «الله الذى . ..» توصيف و معرفى شد، ظاهر آن بود كه در جمله «لعلكم ...» نيز «لعلكم بلقاء الله» آورده شود. اين تعويض ; يعنى، آوردن «ربكم» به جاى «الله» مى رساند كه مقصود اصلى از توصيف «الله» به ويژگيهاى ياد شده، اثبات ربوبيّت اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 95 - 1
1- تمامى موجودات شعورمند آسمان ها و زمين ، روز قيامت در محضر خداوند حضور خواهند يافت .
و كلّهم ءاتيه يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 85 - 1
1- خداوند آسمان ها ، زمين و موجودات در فضا را بر اساس حق ( حكيمانه و با مقصودى صحيح ) آفريد .
و ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ
يكى از موارد كاربرد واژه «حق» جايى است كه كارى به مقتضاى حكمت و بر اساس مصلحت انجام پذيرفته باشد (مفردات راغب). برداشت فوق بر اساس اين كاربرد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 39 - 1،2،3
1- آفرينش آسمان ها و زمين ، آفرينشى بحق ، بايسته ، ارزشمند و هدفدار
و ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما لعبين . ما خلقنهما إلاّ بالحقّ
2- آفرينش آسمان ها و زمين ، به دور از هرگونه پوچى ، بيهودگى و بطلان
و ما خلقنا السموت و الأرض . .. لعبين ... إلاّ بالحقّ
3- حقانيت آفرينش جهان ، مستلزم وجود معاد
إن هى إلاّ موتتنا الأُولى . .. ما خلقنهما إلاّ بالحقّ
از اين كه حقانيت آفرينش در مقام رد انديشه منكران معاد مطرح شده، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 22 - 1
1 - آفرينش آسمان ها و زمين از سوى خداوند ، آفرينشى به حق و هدفدار
و خلق اللّه السموت و الأرض
«حق» به چيزى گفته مى شود كه براساس حكمت و فلسفه اى بايسته پديد آمده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 1
1- آفرينش آسمان ها و زمين و موجودات هستى ، آفرينشى بايسته و بحق
ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 3 - 2
2 - آفرينش جهان ( آسمان ها ، زمين و . . . ) ، براساس حق و هدفدار و به دور از بيهوده كارى است .
خلق السموت و الأرض بالحقّ
«حقّ» در مقابل باطل قرار دارد. يكى از معانى «باطل» عبث و بيهوده كارى است; يعنى، كارى كه در آن هدف معقولى لحاظ نشود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 164 - 1
1 - آسمان ها و زمين ( هستى ) آفريده هاى خداوند يكتاست .
إن فى خلق السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 14 - 1،5
1 - جز خداوند خالق آسمانها و زمين و روزى دهنده بى نياز، كسى شايسته ولايت و سرپرستى نيست.
قل أغير اللّه أتّخد وليا فاطر السموت و الأرض و هو يطعم و لا يطعم
5 - خداوند ابداع كننده آسمانها و زمين، بدون الگو و نمونه قبلى
قل أغير اللّه أتّخد وليا فاطر السموت و الأرض
«فطر» به معناى ايجاد و اختراع است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 3 - 4
4 - خدا ، آفريدگار آسمان ها و زمين است .
الذى خلق السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 7 - 1
1- خداوند ، آفريننده آسمان ها و زمين است .
هو الذى خلق السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 101 - 12
12- خداوند پديد آورنده آسمان ها و زمين
فاطر السموت و الأرض
«فاطر» به معناى آفريننده و پديد آورنده است. اين كلمه در آيه شريفه مناداست ; يعنى: «يافاطر السموت».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 10 - 7
7- خداوند ، پديد آورنده آسمان ها و زمين ( عالم آفرينش ) است .
أفى الله شكّ فاطر السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 1
1- تنها خداوند ، خالق و آفريننده آسمان ها و زمين و نازل كننده باران از آسمان است .
الله الذى خلق السموت و الأرض و أنزل من السّماء ماء
معرفه بودن مسنداليه و مسند، يعنى «الله» و «الذى خلق . ..»، دلالت بر حصر مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 3 - 1،8
1- آفريننده آسمان ها و زمين ( جهان هستى ) ، خداوند است .
خلق السموت و الأرض
8- مشركان صدراسلام ، خداوند را خالق آسمان ها و زمين مى دانستند .
أتى أمر الله . .. سبحنه و تعلى عمّا يشركون ... خلق السموت و الأرض بالحق تعلى
«تعالى عمّا يشركون» مربوط به «بالحق» است و نه «خلق السماوات و . ..» بنابراين، از آيه استفاده مى شود كه مشركان درباره اصل خلقت عالم حرفى نداشته اند، بلكه درباره حقانيت و پوچى آن توهماتى داشته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 4 - 1،2،4
1- قرآن ، پيامى فرود آمده از سوى آفريدگار زمين و آسمان ها است .
تنزيلاً ممّن خلق الأرض والسموت
«تنزيلاً» مصدر به معناى اسم مفعول و حال براى «القرآن» - در آيات قبل - است.
2- خداوند ، آفريدگار آسمان هاى مرتفع و زمين است .
خلق الأرض والسموت العلى
«على» (جمع «علياً») اسم تفضيل است. توصيف آسمان ها به مرتفع تر از زمين، براى بيان عظمت رتبه ها و مقام هايى است كه قرآن از آن مقام، به زمين نازل شده است.
4- توان مندى خداوند بر آفرينش زمين و آسمان هاى مرتفع ، نشان اقتدار او برفرستادن كتابى شايسته ، براى تذكر و اندرز انسان ها است .
تذكرة. .. ممّن خلق الأرض والسموت العلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 56 - 3
3- خداوند ، خالق جهان طبيعت ( آسمان ها ، زمين و انسان ) است .
ربّكم ربّ السموت والأرض الذى فطرهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 59 - 1
1 - خداوند ، آفريدگار آسمان ها و زمين و پديده هاى ميان آنها است .
الذى خلق السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 60 - 1
1 - خدا ، آفريدگار يگانه آسمان ها و زمين
أمّن خلق السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 61 - 1،2
1 - مشركان ، به خالقيت خدا براى آسمان ها و زمين و مسخِّر كننده خورشيد و ماه ، باور داشتند .
و لئن سألتهم من خلق السموت و الأرض و سخّر الشمس و القمر ليقولنّ اللّه
2 - خداوند ، خالق آسمان ها و زمين است .
من خلق السموت و الأرض . .. ليقولنّ اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 8 - 2
2 - آفريننده آسمان ها و زمين و تمامى موجودات ، خداوند است .
ما خلق اللّه السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 10 - 1
1 - خداوند ، آسمان ها را بدون پايه و ستون آفريده است .
خلق السموت بغير عمد ترونها
«ترونها» احتمال دارد قيد توصيحى براى «بغير عمد» باشد. در اين صورت، معناى «خلق السماوات بغير عمد» اين است كه خداوند، آسمان ها را بدون ستون آفريده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 25 - 1
1 - خالق آسمان ها و زمين ، در بينش كافران نيز خداوند است .
و لئن سألتهم من خلق السموت و الأرض ليقولنّ اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 1 - 4
4 - خداوند ، خالق آسمان ها و زمين است .
فاطر السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 81 - 1،5،7،8
1 - آسمان ها و زمين ، مخلوق خدا و جلوه اى از قدرت او است .
أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر
5 - شگفت آور بودن انكار معاد و احياى مجدد انسان ها ، به قدرت خداى خالق آسمان ها و زمين
أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن يخلق مثلهم
برداشت ياد شده از آن جا است كه استفهام در «أوَليس . ..» استفهام انكارى و تعجبى است.
7 - مشركان و كافران در عصر بعثت - على رغم انكار قيامت و تجديد حيات انسان ها - به آفرينش آسمان ها و زمين به وسيله خدا و نيز به عظمت اين آفرينش اعتقاد داشتند .
أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن يخلق مثلهم
برداشت ياد شده با توجه به اين حقيقت است كه استدلال خداوند بر اثبات معاد، از راه آفرينش نخستين جهان طبيعت، مبتنى بر اين حقيقت است كه كافران، جهان طبيعت را جلوه اى از خالقيت و قدرت خدا بدانند.
8 - خداوندِ خالق آسمان ها و زمين ، بر آفرينش مجدد انسان ها و نوسازى آدمى از ذرات پوسيده و پراكنده دنيايى او در قيامت ، توانا است .
قال من يحىِ العظم و هى رميم . .. أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن ي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 5 - 1
1 - خدا ، آفريننده آسمان ها و زمين
خلق السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 46 - 5
5 - خداوند ، خالق آسمان ها و زمين است .
اللهمّ فاطر السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 11 - 1
1 - خداند ، آفريننده آسمان ها و زمين
فاطر السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 4 - 1
1 - خداوند ، خالق و آفريدگار آسمان ها و زمين است .
هو الذى خلق السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 3 - 1
1 - خداوند ، آفريننده آسمان ها و زمين است .
خلق السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 12 - 1
1 - خداوند ، خالق و آفريننده آسمان ها و زمين است .
اللّه الذى خلق سبع سموت و من الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 3 - 1
1 - خداوند ، خالق آسمان ها است .
الذى خلق سبع سموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 18 - 3
3- در آسمان ها ، خبر ها و اطلاعاتى مبادله مى شود كه قابل شنود براى موجوداتى چون شياطين است .
من كلّ شيطن رجيم . إلاّ من استرق السمع
لازمه استراق سمع، وجود و تبادل اخبارى است كه قابل شنيدن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 7 - 9
9 - آسمان ها و زمين ، خزائن و منابع رزق موجودات
يقولون لاتنفقوا . .. و للّه خزائن السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 30 - 1
1 - خداوند بعد از آفرينش آسمان ها و مواهب زمين ، به خلقت انسان پرداخت ، تا او را به منصب خلافت برساند .
خلق لكم ما فى الأرض . .. و إذ قال ربّك للملئكة إنى جاعل فى الأرض خليفة
با توجه به آيه 34 از همين سوره و آيات ديگرى كه درباره خلقت آدم (ع) است، مى توان گفت: سخن خداوند با فرشتگان
درباره آدم، قبل از خلقت وى بوده است. بنابراين «إنى جاعل فى الأرض خليفة» علاوه بر بيان خلافت آدم(ع) دلالت بر آفرينش او نيز دارد; يعنى: مى خواهم ]موجودى[ بيافرينم و او را خليفه قرار دهم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 1 - 2،8
2 - آفرينش آسمانها و زمين و پديدآوردن نور و ظلمت به دست خداوند، دليل اختصاص ستايش به اوست.
الحمد للّه الذى خلق
«الذى خلق»، صفت «اللّه» و بيان وجه اختصاص حمد به اوست و اين تعليق، كه به گفته اهل ادب تعليق حكم «الحمدللّه» بر وصف «الذى خلق» است، بيانگر انحصار شايستگى ستايش به آفريننده هستى است.
8 - پديده ظلمت و نور در جهان، نظامى تابع آفرينش آسمانها و زمين
الحمد للّه الذى خلق السموت . .. و جعل الظلمت و النور
در اين آيه آفرينش آسمان و زمين با فعل «خلق» بيان شده، ولى درباره ظلمت و نور از فعل «جعل» استفاده شده است. توجيه اين تفاوت، به گفته برخى از مفسران، تبعى بودن آفرينش نور و ظلمت نسبت به مجموعه هستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 73 - 3
3 - خداوند آسمانهاى متعددى در اين جهان آفريده است.
خلق السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 54 - 1،4
1 - خداوند ، آفريدگار آسمان ها و زمين و پروردگار راستين انسانهاست .
إن ربكم اللّه الذى خلق السموت و الأرض فى ستة أيام
4 - خداوند پس از آفرينش آسمان ها و زمين ( نظام هستى ) با استيلا بر عرش ، به تدبير امور آنها پرداخت .
ثم استوى على العرش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 7 - 16
16- « عن محمد بن مسلم قال : قال لى أبوجعفر ( ع ) : كان كل شىء ماءاً و كان عرشه على الماء ، فأمر الله عز ذكره الماء فاضطرم ناراً ثم أمر النار فخمدت فارتفعت من خمودها دخان فخلق الله عزوجل السموات من ذلك الدخان و خلق الله عزوجل الأرض من الرّماد . . . ;
محمدبن مسلم گويد: امام باقر(ع) به من فرمود: همه چيز آب بود و عرش خدا بر آب قرار داشت; پس خداى عزّ ذكره به آب امر كرد، پس آن آب آتشى برافروخته شد، سپس آتش را امر كرد خاموش شود و خاموش شد، پس بر اثر خاموشى آتش دودى از آن برخاست; آن گاه خداوند آسمانها را از آن دود آفريد و زمين را از خاكستر آفريد . ..».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 11
11- آفرينش آسمان هاى متعدد و رفيع ، تسخير خورشيد و ماه ، از نشانه هاى توان و اقتدار خدا و يكتايى او در تدبير هستى است .
يفصّل الأيت
جمله هاى «الله الذى رفع السموت . ..» حاكى است كه متعلق «آيات» اقتدار خداوند ، سلطه او بر هستى و تدبير آفرينش است ; يعنى: «يفصل الأيات الدالة على قدرته و ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 13
13- آفرينش آسمان ها و زمين ( عالم آفرينش ) ، دليل قدرتمندى خداوند بر تحقق وعده عذاب كافران و حبط عمل نيكشان
من ورائه جهنّم . .. مثل الذين كفروا بربّهم أعملهم كرماد اشتدّت به الريح ... ألم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 2
2- آفرينش آسمان ها و زمين دليل و نشانه توحيد خداوند است .
الله الذى خلق السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 3 - 4،7
4- آفرينش حق مدار آسمان ها و زمين ، گواه وحدانيت خدا و نبود شريك براى او
أن أنذروا أنه لا إله إلاّ أنا فاتقون . خلق السموت و الأرض بالحق تعلى عمّا يشر
جمله «خلق السماوات و الأرض» به منزله تعليل براى مضمون «لا إله إلاّ أنا» در آيه قبل است.
7- آفرينش آسمان ها و زمين ( جهان هستى ) دليلى بر قدرت خداوند بر محقق ساختن وعده هايش
أتى أمر الله . .. خلق السموت و الأرض بالحق تعلى عمّا يشركون
جمله «خلق السماوات . ..» مى تواند به منزله تعليلى براى روشن نمودن قدرت خداوند بر محقق ساختن وعده هايش باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 51 - 1
1- شياطين ، فاقد كمترين دخالت و نظارت در كار آفرينش آسمان ها و زمين و نيز خلقت خودشان اند .
ما أشهدتّهم خلق السموت والأرض و لاخلق أنفسهم
«إشهاد» يعنى، ديگرى را به شهادت و حضور خواندن. نفى شاهد گرفته شدن شياطين در آفرينش آسمان ها و زمين و خلقت خود آن ها، كنايه از آن است كه آنان، هيچ نقشى در الوهيت و تدبير جهان نداشته اند تا در موقع آفرينش، به حضور فراخوانده شده و شاهد خلقت باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 30 - 8
8- انديشيدن در پديده هاى جهان خلقت ، از راه هاى دستيابى انسان به توحيد و يگانگى خداوند
أوَلم ير الذين كفروا أنّ السموت . .. أفلايؤمنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 59 - 7،8
7 - آفرينش جهان هستى ( آسمان ها ، زمين و . . . ) جلوه اى از رحمانيت خداوند
الذى خلق السموت و الأرض . .. الرحمن
برداشت فوق، بر اين اساس استوار است كه «الذى خلق» مبتدا و «الرحمان» خبر آن باشد; يعنى، آن كسى كه جهان را آفريد، رحمان است و قهراً جهان، جلوه اى از رحمانيتش مى باشد.
8 - آفرينش جهان هستى ( آسمان ها ، زمين و . . . ) جلوه اى از حيات جاويدان خداوند
الحىّ الذى لايموت . .. الذى خلق السموت و الأرض
برداشت فوق، بر اين اساس استوار است كه «الذى خلق» صفت براى »الحىّ» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 22 - 1،5
1 - آفرينش آسمان ها و زمين و گوناگونى زبان ها و رنگ هاى آدميان ، از آيات الهى است .
و من ءايته خلق السموت و الأرض و اختلف ألسنتكم و ألونكم
5 - آيه بودن آفرينش آسمان ها و زمين و تفاوت زبان ها و رنگ هاى مردم ، براى دانشمندان قابل درك است .
و من ءايته خلق السموت و الأرض و اختلف ألسنتكم و ألونكم إنّ فى ذلك لأيت للعل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 10 - 1
1 - خداوند ، آسمان ها را بدون پايه و ستون آفريده است .
خلق السموت بغير عمد ترونها
«ترونها» احتمال دارد قيد توصيحى براى «بغير عمد» باشد. در اين صورت، معناى «خلق السماوات بغير عمد» اين است كه خداوند، آسمان ها را بدون ستون آفريده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 81 - 3
3 - آفرينش آسمان ها و زمين ، دليل و نشانه توانايى خداوند بر برپايى قيامت و آفرينش مجدد انسان ها
أوَليس الذى خلق السموت و الأرض بقدر على أن يخلق مثلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 5 - 10
10 - آفرينش و تدبير آسمان ها و زمين و پيدايش شب و روز و تسخير خورشيد و ماه ، جلوه هاى عزت و قدرتمندى خداوند است .
خلق السموت و الأرض . .. كلّ يجرى لأجل مسمًّى ألا هو العزيز
يادآورى عزت و قدرتمندى خداوند در پايان آيه شريفه و پس از يادآورى آفرينش آسمان، زمين و. ..، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 38 - 2
2 - جهان ( آسمان ها ، زمين و . . . ) ، مخلوق خدا و جلوه قدرت او است .
و لئن سألتهم من خلق السموت و الأرض ليقولنّ اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 1،11
1 - خداوند ، جهان آفرينش را به صورت هفت آسمان بياراست و نظام بخشيد .
فقضهنّ سبع سموت
11 - آفرينش و تدبير آسمان ها و زمين ، جلوه اى از علم و قدرت الهى است .
ذلك تقدير العزيز العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 11 - 2،3
2 - خلقت آسمان ها و زمين ، بدون هيچ گونه سابقه و الگوى پيشين
فاطر السموت و الأرض
«فاطر» (از ماده «فطر»)به معناى ابداع و آفرينش بدون سابقه نيز آمده است.
3 - آسمان ها و زمين ، پيش از شكل يافتن به وضع موجود به صورت توده اى واحد و متراكم بود .
فاطر السموت و الأرض
«فطر» (مصدر «فاطر») به معناى دريدن و جدا كردن است. به كارگيرى اين ماده مى تواند به اين مطلب اشاره داشته باشد كه آسمان ها، پيش از اين كه به شكل فعلى در آيد به صورت يك توده فشرده و متراكمى بود و سپس با انفجار عظيم از هم جدا و متفرق شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 29 - 1،7
1 - آفرينش آسمان ها و زمين و جانداران ، از نشانه هاى روشن خدا و قدرت او است .
و من ءايته خلق السموت و الأرض و ما بثّ فيهما من دابّة
7 - آفرينش آسمان ها ، زمين و موجودات زنده ، تنها بخشى از آيات الهى است .
و من ءايته
با توجه به معناى «من» - كه براى تبعيض است - به دست مى آيد كه جهان هستى سرشار از آيات خداوند است و آفرينش آسمان ها و زمين تنها بخشى از آنها مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 5
5- آفرينش بهينه آسمان ها و زمين و ساير موجودات ، نمود عزت و حكمت الهى است .
من اللّه العزيز الحكيم . ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّبالحقّ
از ارتباط اين آيه با ذيل آيه قبل (من اللّه العزيز الحكيم)، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 33 - 4
4- آفرينش توانمندانه آسمان ها و زمين از سوى خداوند ، دليل قدرت او بر تجديد حيات مردگان
اللّه الذى خلق . .. و لم يعى بخلقهنّ بقدر على أن يحيى الموتى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 38 - 3،6
3 - آفرينش آسمان ها و زمين ، نمودى از قدرت عظيم الهى
و لقد خلقنا السموت و الأرض
به قرينه آيات پيشين - كه بيان كننده قدرت قاهره الهى بود - و نيز به قرينه ذيل آيه (و ما مسّنا من لغوب) طرح مسأله آفرينش آسمان و زمين براى نماياندن قدرت الهى است.
6 - خلقت آسمان ها و زمين بدون كم ترين زحمت و دشوارى ، نشان قدرت خداوند بر معاد
و لقد خلقنا . .. و ما مسّنا من لغوب
با توجه به اين كه سياق عمده آيات پيشين، در اثبات معاد بود; طرح خالقيت خدا و آسان بودن خلقت براى او، مى تواند بيانگر امكان معاد و دشوار نبودن آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 12 - 9،11،14
9 - آفرينش آسمان ها و زمين و تدبير امور آنها ، جلوه اى روشن و نشانه اى گوياى از قدرت بى پايان خداوند
اللّه الذى خلق سبع سموت . .. لتعلموا أنّ اللّه على كلّ شىء قدير
11 - آفرينش آسمان ها و زمين ، جلوه اى روشن و نشانه اى گويا از علم مطلق و همه جانبه خداوند است .
اللّه الذى خلق سبع سموت . .. لتعلموا ... أنّ اللّه قد أحاط بكلّ شىء علمًا
14 - آفرينش آسمان ها و زمين و تدبير امور آنها ، نشانه تحقّق وعده هاى خداوند به برپايى قيامت و وجود بهشت و جهنّم است .
أعدّ اللّه لهم عذابًا شديدًا . .. جنّ-ت تجرى من تحتها الأنهر ... اللّه الذى خلق
يادآورى خلقت آسمان ها و زمين و تدبير امور آنها - پس از ذكر دو گروه دوزخيان و بهشتيان در آيات گذشته - مى تواند اشاره به مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 54 - 3
3 - آفرينش آسمان ها و زمين ، آفرينشى تدريجى ، در شش دوره و مرحله ، بوده است .
خلق السموت و الأرض فى ستة أيام
مراد از «يوم» در آيه شريفه معناى متعارف آن (روز و يا شبانه روز) نيست، بلكه مقصود شش دوره و مرحله است. زيرا روز به معناى متعارف آن، پس از آفرينش آسمانها و زمين تحقق يافته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 7 - 2،14
2- آفرينش آسمان ها و زمين ، تدريجى بوده و در شش روز ( شش دوره ) به انجام رسيده است .
خلق السموت و الأرض فى ستة أيام
مراد از «أيام» در آيه شريفه ، معناى متعارف آن (روزها يا شبانه روزها) نيست; بلكه مقصود ، دوره ها و مرحله هاست; زيرا روز به معناى متعارف آن ، پس از خلقت زمين قابل فرض است.
14- « عن الرضا ( ع ) قال : إن الله تبارك و تعالى . . . خلق السموات و الأرض فى ستة أيام . . . ليظهر للملائكة ما يخلقه منها شيئاً بعد شىء فيستدل بحدوث ما يحدث على الله تعالى مرّة بعد مرّة . . . و أما قوله عزوجل : « ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً » فإنه خلقهم ليبلوهم بتكليف طاعته و عبادته ، لا على سبيل الإمتحان والتجربة لأنه لم يزل عليماً بكلّ شىء . . . ;
از امام رضا(ع) روايت شده است كه فرمود: همانا خداى تبارك و تعالى . .. آسمانها و زمين را در شش روز آفريد ... تا آنچه را مى آفريند براى ملائكه يكى پس از ديگرى آشكار كند، كه به وسيله حدوث پديده ها تازه به تازه بر وجود خدا استدلال شود ... و اما قول خداى عزوجل «ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً»; يعنى، خدا انسانها را آفريد تا آنان را به وسيله تكليف به طاعت و عبادت خود آزمايش كند. البته نه براى امتحان و كشف مجهول; زيرا از ازل به همه چيز آگاه بوده و هست ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 4 - 4
4 - آفرينش آسمان ها و زمين ، آفرينشى تدريجى بود و در شش مرحله انجام پذيرفت .
خلق السموت و الأرض فى ستّة أيّام
واژه «يوم» (مفرد «أيّام») در معناى برهه اى از زمان (كوتاه يا بلند) نيز به كار مى رود. بر اين اساس «ستة أيّام» (شش روز)، به معناى شش برهه بوده و بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 29 - 11
11 - آفرينش آسمان هاى هفتگانه و مواهب زمين ، آفرينشى عالمانه است .
هو الذى خلق . .. و هو بكل شىء عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 93 - 4
4- رحمانيت خداوند ، دليل مملوك بودن موجودات آسمان ها و زمين و مالكيت مطلق خداوند
إن كلّ من فى السموت والأرض إلاّ ءاتى الرحمن عبدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 4 - 5
5- آسمان ها ، متعدد و داراى رفعت و عظمت است .
والسموت العلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 3
3- آسمان ها ، بر ستونهايى نامرئى بنا شده و برپا گشته است .
رفع السموت بغير عمد ترونها
«عَمَد» جمع عمود و يا اسم جمع است و به معناى پايه هاست. جمله «ترونها» صفت براى عمد مى باشد. بنابراين «رفع السموت ...» ; يعنى، خداوند آسمانها را بدون پايه هايى كه شما مشاهده اش كنيد برافراشت. مفاد اين جمله اين است كه پايه هايى وجود دارد، ولى شما نمى بينيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 3،22
3- آسمان ها ، بر ستونهايى نامرئى بنا شده و برپا گشته است .
رفع السموت بغير عمد ترونها
«عَمَد» جمع عمود و يا اسم جمع است و به معناى پايه هاست. جمله «ترونها» صفت براى عمد مى باشد. بنابراين «رفع السموت ...» ; يعنى، خداوند آسمانها را بدون پايه هايى كه شما مشاهده اش كنيد برافراشت. مفاد اين جمله اين است كه پايه هايى وجود دارد، ولى شما نمى بينيد.
22- « عن أبى الحسن الرضا ( ع ) . . . [ فى قوله تعالى ] « بغير عمد ترونها » . . . فقال ثَمّ عمد و لكن لاترونها ;
از امام رضا(ع) [درباره سخن خداوند ]«بغير عمد ترونها» روايت شده است كه فرمود: در آن جا ستونهايى است وليكن شما آنها را نمى بينيد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 10 - 1
1 - خداوند ، آسمان ها را بدون پايه و ستون آفريده است .
خلق السموت بغير عمد ترونها
«ترونها» احتمال دارد قيد توصيحى براى «بغير عمد» باشد. در اين صورت، معناى «خلق السماوات بغير عمد» اين است كه خداوند، آسمان ها را بدون ستون آفريده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 15 - 9
9- « عن أبى جعفر ( ع ) فى قوله : « و لله يسجد من فى السموات و الأرض طوعاً و كرهاً . . . » أما من يسجد من أهل السموات طوعاً فالملائكة . . . و من يسجد من أهل الأرض طوعاً فمن ولد فى الإسلام . . . و أما من يسجد كرهاً فمن أجبر على الإسلام . . . ;
از امام باقر(ع) درباره سخن خدا: «و لله يسجد من فى السموات و الأرض طوعاً و كرهاً . ..» روايت شده: اما كسانى از اهل آسمانها كه از روى رغبت سجده مى كنند فرشتگان هستند ... و اما كسانى كه از اهل زمين با ميل و رغبت سجده مى كنند، آنانند كه در اسلام (محيطوخانواده اسلامى) متولد شده اند ... و اما آنان كه از روى اجبار سجده مى كنند، كسانى اند كه به پذيرش اسلام مجبور شده اند ...».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 18 - 1
1 - سجده ( خضوع و انقياد ) اهل آسمان و زمين و نيز خورشيد ، ماه ، ستارگان ، كوه ها ، درختان و جنبندگان براى خدا
ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت و من فى الأرض . .. و الشجر و الدواب
«سجود» (مصدر «يسجد») به معناى اظهار خضوع و انقياد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 57 - 1
1 - آفرينش مجموعه عالم ( آسمان ها و زمين ) ، در مقايسه با آفرينش انسان ها بزرگ تر و آفريدن آن سخت تر و مهم تر است .
لخلق السموت و الأرض أكبر من خلق الناس
مقصود از «أكبر»، با عظمت تر، سخت تر و مهم تر بودن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 94 - 1
1- سلطه و سيطيره خداوند ، بر تمامى موجودات با شعور آسمان ها و زمين
إن كلّ من فى السموت . .. لقد أحصيهم
«إحصاء» به معناى احاطه داشتن بر چيزى (لسان العرب) و يا به معناى شمارش كردن است; ولى دراين آيه به قرينه «عدّهم»، معناى احاطه و تحت سلطه خويش داشتن، مناسب تر به نظر مى رسد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 6
6 - آسمان ها و زمين و كوه ها داراى نوعى شعورند .
إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها و أشفقن منها
خوددارى از پذيرش امانت الهى، حكايت از نوعى شعور و ادراك مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 3
3- آسمان ها و زمين و تمامى موجودات در آنها ، همواره در حال عبادت خداوندند .
تسبّح له السموت السبع و الأرض و من فيهنّ
اصل در لغت تسبيح «المرّ السريع فى عبادة الله» است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 93 - 1
1- تمامى موجودات شعورمند آسمان ها و زمين ، بندگان خدا و مملوك اويند .
أن يتّخذ ولدًا . إن كلّ من فى السموت ... ءاتى الرحمن عبدًا
«آتى» اسم فاعل است و زمان در آن ملحوظ نيست و مراد از «اتيان» معناى مجازى آن است. مقصود آيه اين است كه موجودات هستى، دربرابر خداوند اظهار وجودى جز عبوديت ندارند; همگان مملوك اويند و از خود استقلالى ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 4 - 4
4- ناتوانى بت ها و معبود هاى مشركان ، از آفرينش موجودات زمينى و مشاركت در خلقت و تدبير امور آسمان ها
ماذا خلقوا من الأرض أم لهم شرك فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 10 - 7
7 - بشر ، ناتوان از صعود كامل به تمامى آسمان ها و دستيابى به همه حقايق عالم
فليرتقوا فى الأسبب
«سبب» (مفرد «أسباب») به معناى ريسمانى است كه به وسيله آن فرد از درخت خرما و مانند آن بالا مى رود و مقصود از آن مى تواند وسيله صعود به آسمان ها باشد. برداشت ياد شده نيز مبتنى بر اين احتمال است. گفتنى است: امر «ليرتقوا» در تعجيز به كار رفته است; يعنى، به دنبال وسيله هاى صعود برويد; ولى هرگز نمى توانيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 1
1 - خداوند ، تكاليف دين را ، به عنوان امانت به آسمان ها و زمين و كوه ها سپرد و آنان از قبول آن ، سر باز زدند .
إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها
لام در «ليعذّب. ..» در آيه بعد، براى تعليل عرضه امانت است. ذكر منافق مشرك و مؤمن در آن آيه، به دنبال تعليل «ليعذّب» قرينه است كه مراد از «الأمانة» در اين آيه، چيزى است كه افراد درباره آن، به سه گروه تقسيم مى شوند و آن، همانا تكاليف دينى است. گفتنى است كه آيه پيش كه درباره اطاعت از خدا و رسول است، نيز مى تواند قرينه بر برداشت بالا، باشد; چه اين كه اطاعت از خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، وقتى ميسّر است كه به تكاليف ارائه شده از سوى آنان عمل شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 72 - 1
1 - خداوند ، تكاليف دين را ، به عنوان امانت به آسمان ها و زمين و كوه ها سپرد و آنان از قبول آن ، سر باز زدند .
إنّا عرضنا الأمانة على السموت و الأرض و الجبال فأبين أن يحملنها
لام در «ليعذّب. ..» در آيه بعد، براى تعليل عرضه امانت است. ذكر منافق مشرك و مؤمن در آن آيه، به دنبال تعليل «ليعذّب» قرينه است كه مراد از «الأمانة» در اين آيه، چيزى است كه افراد درباره آن، به سه گروه تقسيم مى شوند و آن، همانا تكاليف دينى است. گفتنى است كه آيه پيش كه درباره اطاعت از خدا و رسول است، نيز مى تواند قرينه بر برداشت بالا، باشد; چه اين كه اطاعت از خدا و پيامبر(صلی الله علیه و آله)، وقتى ميسّر است كه به تكاليف ارائه شده از سوى آنان عمل شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 4 - 5
5- آسمان ها ، متعدد و داراى رفعت و عظمت است .
والسموت العلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 82 - 2
2 - عظمت و هماهنگى تدبير آسمان ها و زمين و عرش ، نشان دهنده حاكميت خداى يگانه بر هستى است .
سبحن ربّ السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 38 - 4
4- ساختار عظيم و پيچيده آسمان ها و زمين و مظاهر هستى ، خود گواه وجود اهداف ارزشمند در امر آفرينش *
و ما خلقنا السموت . .. لعبين
از اين كه خداوند، آسمان ها و زمين و ساير موجودات را به خصوص ياد كرده و به جاى آن واژه جامعى چون «العالمين» را قرار نداده است نقش پيامدار هر يك را در نفى بازيچه بودن آفرينش مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 11
11- آفرينش آسمان ها و زمين داراى عظمتى بس فراتر از اعطاى زندگى به انسان ها و ميراندن آنان
ألم تر أن الله خلق السموت و الأرض بالحقّ إن يشأ يذهبكم و يأت بخلق جديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 99 - 4
4- بى دقتى و جهل كافران به عظمت آفرينش آسمان ها و زمين ، زمينه ساز انكار حيات دوباره انسان از سوى آنان است .
أو لم يروا أن الله الذى خلق السموت و الأرض قادر على أن يخلق مثلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 11 - 3
3 - عظمت آفرينش آسمان ها ، زمين ، فرشتگان و ديگر موجودات آسمانى
أهم أشدّ خلقًا أم من خلقنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 57 - 1
1 - آفرينش مجموعه عالم ( آسمان ها و زمين ) ، در مقايسه با آفرينش انسان ها بزرگ تر و آفريدن آن سخت تر و مهم تر است .
لخلق السموت و الأرض أكبر من خلق الناس
مقصود از «أكبر»، با عظمت تر، سخت تر و مهم تر بودن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 8
8- عمر آسمان ها و خورشيد و ماه ( جهان آفرينش ) محدود و تمام شدنى است .
كل يجرى لأجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 7 - 5
5- آب ماده اصلى براى آفرينش آسمان ها و زمين *
خلق السموت و الأرض فى ستة أيام و كان عرشه على الماء
برداشت فوق، مقتضاى ارتباط ميان دو جمله «خلق السموات . ..» و «كان عرشه على الماء» است; يعنى، بيان اين معنا كه: پيش از آفرينش آسمانها و زمين، هستى منحصر به آب بود و خداوند بر آنها حاكميت داشت، مى تواند به اين نكته اشاره داشته باشد كه خداوند، آن آبهاى پيشين يا قسمتى از آنها را به آسمان و زمين تبديل كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 5 - 15
15 - آسمان ها و زمين در معرض فروپاشى در برابر عظمت الهى
و هو العلىّ العظيم . تكاد السموت يتفطّرن
برداشت ياد شده بر اين پايه است كه آيه شريفه، مرتبط با ذيل آيه قبل (و هو العلىّ العظيم) بوده و درصدد ارائه عظمت خدا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 41 - 2
2 - نظم كنونى آسمان ها و زمين در بقا ، همانند مرحله آغازين خود ، نيازمند به اراده و تدبير خداوند است .
إنّ اللّه يمسك السموت و الأرض . .. إن أمسكهما من أحد من بعده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 33 - 3،7،8
3 - فرشتگان در پى با خبر شدن از نام هاى حقايق هستى ، دانستند كه آسمان ها و زمين داراى غيب و نهان است .
فلمّا أنبأهم . .. قال ألم أقل لكم إنى أعلم غيب السموت و الأرض
7 - آسمان ها و زمين ( هستى ) ، داراى غيب و نهانى كه حتى بر فرشتگان هم مخفى بود .
إنى أعلم ما لاتعلمون . .. ألم أقل لكم إنى أعلم غيب السموت و الأرض
8 - خداوند ، آگاه به غيب و نهان آسمان ها و زمين ( هستى )
إنى أعلم غيب السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 123 - 1
1- آسمان ها و زمين ، داراى غيبى وراى آنچه احساس و مشاهده مى شود .
و لله غيب السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 77 - 1،2،6
1- امور غيبى و پنهانى آسمان ها و زمين ، در انحصار خداست .
و لله غيب السموت و الأرض
2- وجود رخدادهايى نهانى در آسمان ها و زمين ، غير قابل كشف براى آدميان
و لله غيب السموت و الأرض
غيب دانستن برخى از امور و رخدادهاى موجود در آسمانها، دليل آن است كه آنها از قلمرو دانش بشر بيرون است.
6- برپايى قيامت ، از جمله امور غيبى آسمان ها و زمين است .
و لله غيب السموت و الأرض و ما أمر الساعة
.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 26 - 4
4- آسمان ها و زمين ، حاوى حقايقى نهفته و اسرارى نهان از غير خدا
له غيب السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 65 - 1
1 - تنها خداوند يكتا ، آگاه به غيب آسمان ها و زمين
قل لايعلم من فى السموت و الأرض الغيب إلاّ اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 38 - 1،2
1 - خداوند ، به حقايق پنهانى آسمان ها و زمين آگاه است .
إنّ اللّه علم غيب السموت و الأرض
2 - وجود حقايقى پنهان از ديد انسان ها در آسمان ها و زمين
إنّ اللّه علم غيب السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 18 - 1،7
1 - خداوند ، آگاه به اسرار نهفته ( غيب ) آسمان ها و زمين
إنّ اللّه يعلم غيب السموت و الأرض
7 - آسمان ها و زمين ، علاوه بر ابعاد مادى و مشهود ، داراى زوايايى پنهان و اسرارى نامكشوف بر آدميان
يعلم ما فى السموت و ما فى الأرض . .. يعلم غيب السموت و الأرض
در آيات پيشين سخن از علم خدا به مطلق موجودات هستى بود; ولى در اين آيه بر زواياى پنهان و نامكشوف آن تأكيد شده است. جمع دو آيه، بيانگر معناى بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 6
6- آسمان ها و زمين و تمامى موجودات هستى ، داراى فرجام و پايانى معين و از پيش تعيين شده
ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ و أجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 7
7- حركت آسمانها ، عرش ، خورشيد و ماه براى سپرى شدن مدت معين شده براى حيات دنياست .
كل يجرى لأجل مسمًّى
برداشت فوق بر اين اساس است كه «لأجل» به معناى مدت باشد. بر اين اساس «لام» در «لأجل» به معناى غايت و هدف است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 7 - 9
9- پديد آمدن نيكوكارترين انسان ها ( انسان هاى كامل ) از هدف هاى آفرينش آسمان ها و زمين است .
خلق السموت و الأرض . .. ليبلوكم أيّكم أحسن عملاً
«ليبلوكم» متعلق به «خلق السموات . ..» است و بيانگر هدف آفرينش مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 12 - 12
12 - آگاه شدن بشر به قدرت و علم همه جانبه خداوند ، از حكمت هاى آفرينش آسمان ها و زمين
اللّه الذى خلق سبع سموت . .. لتعلموا أنّ اللّه على كلّ شىء قدير و أنّ اللّه قد
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه «لام» در جمله «لتعلموا. ..» تعليل براى عبارت «خلق سبع سماوات» است و اين جمله بيانگر علت و فلسفه آفرينش آسمان ها و زمين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 38 - 1
1- آفرينش آسمان ها و زمين و موجودات هستى ، به دور از بازيگرى و اهداف پوچ
و ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما لعبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 6 - 5
5- خلقت آسمان ها و كهكشان ها ، براساس دقيق ترين قوانين و به دور از كم ترين كاستى
إلى السماء . .. و زيّنّ-ها ... و ما لها من فروج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 6 - 6
6- نظم و قانون مندى دقيق و فراگير ، داراى اهميتى ويژه در نظام كرات آسمانى
كيف بنينها . .. و ما لها من فروج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 29 - 5
5 - جانداران موجود در آسمان ها ، فراوان و گسترده اند ; نه اندك و استثنايى
و ما بثّ فيهما من دابّة
با توجه به واژه «بثّ» - كه به معناى پراكندگى است - فراوانى موجودات زنده در آسمان هارا مى توان استفاده كرد; زيرا با توجه به فراخناى آسمان ها، اگر موجودات زنده اندك باشند، تعبير «بثّ» مناسب نمى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 8
8 - زيبايى و آراستگى ، نمودى از حركت طبيعى آسمان ها در جهت فرمان خدا *
قالتا أتينا طائعين . .. و زيّنا السّماء الدّنيا بمصبيح
به كار بردن واژه «زيّنّا» به جاى واژه هاى ديگر، نشانگر مطلب ياد شده است. گفتنى است ارتباط «زيّنّا» با تعبير «أتينا طائعين» مى رساند كه زيبايى نتيجه حركت و شكل گيرى طبيعى همراه با رغبت و ميل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 189 - 1
1 - خداوند ، تنها مالك و فرمانرواى آسمان ها و زمين
و للّه ملك السّموات و الارض
«مُلك» به معناى پادشاهى و فرمانروايى و ملازم با مالكيت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 116 - 1
1 - خداوند ، تنها مالك و فرمانرواى آسمان ها و زمين
إن اللّه له ملك السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 1
1- خداوند ، مالك و مدبر آسمان ها و زمين است .
قل من رب السموت و الأرض قل الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 1 - 3
3 - تمامى آنچه در آسمان ها و آنچه در زمين است ، از آنِ خدا است .
الحمد للّه الذى له ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 66 - 1
1 - خداوند ، مالك و مدبر جهان هستى ( آسمان ها ، زمين و . . . )
ربّ السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 49 - 2
2 - كفر و ناسپاسى انسان ها و روى گردانى آنان از پيام وحى ، بى تأثير براى يگانه مالك آسمان ها و زمين
فإنّ الإنسن كفور . للّه ملك السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 14 - 1
1 - خداوند ، تنها مالك و فرمانرواى آسمان ها و زمين
و للّه ملك السموت و الأرض
«ملك» به معناى پادشاهى و فرمانروايى و ملازم با مالكيت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 31 - 1
1 - گستره آفرينش ( آسمان ها ، زمين و . . . ) ، تحت مالكيت مطلقه الهى
و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 9 - 1
1 - حاكميت و مالكيت بر آسمان ها و زمين ، مخصوص خداوند است .
له ملك السموت و الأرض
«مُلك» اسم مصدر و به معناى بر عهده داشتن سلطنت است (مصباح). هر جا كلمه «مُلك» به كار رود، مستلزم «مِلك» (مالكيت) نيز خواهد بود. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 7 - 10
10 - خداوند ، مالك حقيقى منابع رزق آسمان ها و زمين است .
و للّه خزائن السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 123 - 2
2- تنها خداوند مالك غيب آسمان ها و زمين است .
و لله غيب السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 26 - 5
5- حقايق نهانى آسمان ها و زمين ، در انحصار مالكيت خداوند است .
له غيب السموت و الأرض
تقديم «له» دلالت بر حصر مى كند و حرف «لام» در آن، براى تمليك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 12 - 1
1 - كليد هاى آسمان و زمين ، تنها در اختيار خداوند است .
له مقاليد السموت و الأرض
تقديم «له» (خبر) بر «مقاليد» (مبتدا) مفيد حصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 12 - 2
2 - مالكيت مطلق خداوند بر موجودات آسمانها و زمين، بديهى و غيرقابل انكار
قل لمن ما فى السموت و الأرض قل للّه
جواب خداوند به سؤال خود، نشانگر بديهى و غير قابل انكار بودن جواب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 93 - 1
1- تمامى موجودات شعورمند آسمان ها و زمين ، بندگان خدا و مملوك اويند .
أن يتّخذ ولدًا . إن كلّ من فى السموت ... ءاتى الرحمن عبدًا
«آتى» اسم فاعل است و زمان در آن ملحوظ نيست و مراد از «اتيان» معناى مجازى آن است. مقصود آيه اين است كه موجودات هستى، دربرابر خداوند اظهار وجودى جز عبوديت ندارند; همگان مملوك اويند و از خود استقلالى ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 6 - 1
1 - خداوند يگانه مالك آسمان ها و زمين است .
له ما فى السموت و ما فى الأرض
تقديم «له» بر حصر دلالت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 26 - 1
1 - خداوند ، تنها مالك تمامى موجودات آسمان ها و زمين است .
و له من فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 26 - 1
1 - تمام موجودات آسمان و زمين ، ملك خداوندند .
للّه ما فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 4 - 13
13 - نيرو ها و قواى آسمان ها و زمين ، تنها از آن خداوند و در اختيار او است .
و للّه جنود السموت و الأرض
«لام» در «للّه» مفيد اختصاص و ملكيت است و مى رساند كه قواى هستى، مسخّر خدا و در خدمت تحقق اهداف او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 17
17 - سامان دادن آسمان هاى هفتگانه ، تدبير امور آنها و آفرينش ستارگان و نگهبانى از آسمان ها ، جلوه اى از ربوبيت خدا و
نشانه يكتايى او در تدبير هستى است .
ذلك ربّ العلمين . .. فقضهنّ سبع سموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 1
1- خداوند ، مالك و مدبر آسمان ها و زمين است .
قل من رب السموت و الأرض قل الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 24 - 2
2 - پروردگار جهان ، همان مربّى و مدبّر آسمان ها و زمين و موجودات ميان آنها است .
قال فرعون و ما ربّ العلمين . قال ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 66 - 1
1 - خداوند ، مالك و مدبر جهان هستى ( آسمان ها ، زمين و . . . )
ربّ السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 37 - 1
1 - خداوند ، مالك و مدبّر آسمان ها و زمين و تمام موجودات بين آنها است .
ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 3 - 6
6 - آفرينش آسمان ها و زمين در مدتى برابر شش روز
الذى خلق السموت و الأرض فى ستة أيام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 7 - 2
2- آفرينش آسمان ها و زمين ، تدريجى بوده و در شش روز ( شش دوره ) به انجام رسيده است .
خلق السموت و الأرض فى ستة أيام
مراد از «أيام» در آيه شريفه ، معناى متعارف آن (روزها يا شبانه روزها) نيست; بلكه مقصود ، دوره ها و مرحله هاست; زيرا روز به معناى متعارف آن ، پس از خلقت زمين قابل فرض است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 59 - 3
3 - آفرينش آسمان ها و زمين در مدتى برابر شش روز
الذى خلق السموت و الأرض و ما بينهما فى ستّة أيّام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 4 - 3،4
3 - خداوند ، آسمان ها و زمين را در شش روز آفريد
خلق السموت و الأرض فى ستّة أيّام
4 - آفرينش آسمان ها و زمين ، آفرينشى تدريجى بود و در شش مرحله انجام پذيرفت .
خلق السموت و الأرض فى ستّة أيّام
واژه «يوم» (مفرد «أيّام») در معناى برهه اى از زمان (كوتاه يا بلند) نيز به كار مى رود. بر اين اساس «ستة أيّام» (شش روز)، به معناى شش برهه بوده و بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 29 - 9
9 - خلقت آسمان ها در دو مرحله : مرحله اى مختلط ، نامتمايز و نامتعادل ; و مرحله تفكيك شده ، متمايز و متعادل
ثم استوى إلى السماء فسويهن سبع سموت
مفرد آوردن كلمه «السماء» در جمله «ثم استوى الى السماء» و ارجاع ضمير جمع به آن در جمله «فسواهن» مى تواند اشاره به اين معنا باشد كه: آسمانها پيش از هفتگانه شدن و تمايز يافتن به گونه اى مختلط بوده كه هم اطلاق آسمان (به صورت مفرد) و هم اطلاق آسمانها (به صورت جمع) بر آن صحيح بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 54 - 3
3 - آفرينش آسمان ها و زمين ، آفرينشى تدريجى ، در شش دوره و مرحله ، بوده است .
خلق السموت و الأرض فى ستة أيام
مراد از «يوم» در آيه شريفه معناى متعارف آن (روز و يا شبانه روز) نيست، بلكه مقصود شش دوره و مرحله است. زيرا روز به معناى متعارف آن، پس از آفرينش آسمانها و زمين تحقق يافته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 3 - 7
7 - آفرينش آسمان ها و زمين ، در شش مرحله
الذى خلق السموت و الأرض فى ستة أيام
كلمه «يوم» به معناى مقدارى از زمان به كار مى رود - كوتاه باشد يا بلند - بنابراين مى توان گفت: «ستة أيام» به معناى شش دوره و مرحله است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 59 - 4
4 - آفرينش آسمان ها و زمين در شش دوره و مرحله بوده است .
الذى خلق السموت و الأرض و ما بينهما فى ستّة أيّام
كلمه «يوم»، در معناى مقدارى از زمان به كار مى رود (كوتاه باشد يا بلند). بنابراين مى توان گفت: «ستّة أيّام» به معناى شش دوره و مرحله است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 102 - 4
4- آسمان ها و زمين ، تحت ربوبيت خداست .
ما أنزل هؤلاء إلاّ ربّ السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 14 - 13
13- تدبير امور آسمان ها و زمين ( جهان هستى ) ، به دست خداوند است .
ربّ السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 56 - 1
1- جهان هستى ( آسمان ها ، زمين و انسان ها ) ، تحت ربوبيت خداوند است .
بل ربّكم ربّ السموت والأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 7 - 1
1- فرستنده قرآن و رسولان ، همان پروردگار يگانه آسمان ها و زمين و موجودات است .
إنّا أنزلنه . .. إنّا كنّا مرسلين ... ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 36 - 4
4 - خداوند ، يگانه پروردگار آسمان ها و زمين و تمامى جهانيان
ربّ السموت و ربّ الأرض ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 65 - 1
1- خداوند ، پروردگار آسمان ها و زمين و موجودات ميان آن دو است .
ربّ السموت والأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 5 - 2
2 - عرش ، مركز تدبير و كنترل آسمان ها و زمين و تحت سيطره خداوند است .
خلق الأرض والسموت العلى . الرحمن على العرش استوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 99 - 2
2- تشويق و ترغيب آدميان به تفكر درباره پيدايش آسمان ها و زمين ، جهت درك تحقق معاد
أو لم يروا أن الله الذى خلق السموت و الأرض قادر على أن يخلق مثلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 18 - 2
2 - بررسى قوانين حاكم بر آسمان و فضاى بالا ، زمينه ساز باور به قدرت خداوند بر ايجاد معاد
و إلى السماء كيف رفعت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 1
1 - خداوند ، فراخوان به ژرف كاوى درباره مسخر و رام بودن همه موجودات آسمان ها و زمين ، براى مردم
ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 36 - 1
1 - آفرينش آسمان ها و زمين ، مخصوص خداوند و غير او فاقد كمترين تأثير درآن
أم خلقوا السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 41 - 2
2 - نظم كنونى آسمان ها و زمين در بقا ، همانند مرحله آغازين خود ، نيازمند به اراده و تدبير خداوند است .
إنّ اللّه يمسك السموت و الأرض . .. إن أمسكهما من أحد من بعده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 35 - 1
1 - خداوند ، نور آسمان ها و زمين است .
اللّه نور السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 101 - 2
2 - پديده هاى گوناگون در آسمان ها و زمين ، آيات و نشانه هاى توحيد و ربوبيت مطلق خدا بر جهان هستى است .
قل انظروا ماذا فى السموت و الأرض و ما تغنى الأيت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 70 - 1
1 - احاطه علمى خداوند به تمام آنچه كه در آسمان ها و زمين هست .
ألم تعلم أنّ اللّه يعلم ما فى السماء و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 52 - 7
7 - آسمان ها ، مانند زمين ، داراى موجوداتى است .
يعلم ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 26 - 5
5 - آسمان ها ، چونان زمين ، دربردارنده موجوداتى قابل توجه اند .
للّه ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 16 - 4
4 - آگاهى خداوند ، به تمامى موجودات آسمان ها و زمين
و اللّه يعلم ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 66 - 4
4 - وجود موجوداتى با شعور و عاقل در آسمانها
من فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 15 - 5
5- آسمان ها حاوى موجوداتى مادى و داراى عقل و شعور
و لله يسجد من فى السموت . .. و ظللهم
برداشت فوق از كلمه «من» و ضمير «هم» كه براى موجودات داراى شعور و عقل به كار مى رود استفاده شده است و سايه داشتن آن موجودات حاكى از مادى بودن آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 4
4- آسمان ها ، داراى موجوداتى با شعور
تسبّح له السموت . .. و من فيهنّ
كاربرد «من» - كه نوعاً براى ذى العقول (موجودات با شعور) است، به جاى «ما» كه براى عموم موجودات است، دلالت بر نكته ياد شده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 55 - 5
5- در آسمان ها ، همچون زمين ، موجوداتى باشعور زندگى مى كنند .
أعلم بمن فى السموت و الأرض
استعمال «من» - كه غالباً براى موجودات ذى شعور اطلاق مى گردد - در آيه فوق، مى تواند مشعر به نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 93 - 2،7
2- قائلان به فرزندگزينى خداوند ، فرزند خوانده او را از بين موجودات شعورمند آسمان ها و زمين مى دانستند .
من فى السموت والأرض
كلمه «من» موصولى است كه براى عاقلان به كار مى رود. به كار بردن آن، ممكن است ناظر به پندار فرزندخواندگى فرشتگان، عيسى و عزير(ع) براى خدا باشد در نتيجه تعبير «موجودات آسمان ها» كنايه از ملائكه و «موجودات زمين» كنايه از عيسى و عزير خواهد بود.
7- آسمان ها متعدد و داراى موجوداتى شعورمند است .
إن كلّ من فى السموت والأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 94 - 1،3
1- سلطه و سيطيره خداوند ، بر تمامى موجودات با شعور آسمان ها و زمين
إن كلّ من فى السموت . .. لقد أحصيهم
«إحصاء» به معناى احاطه داشتن بر چيزى (لسان العرب) و يا به معناى شمارش كردن است; ولى دراين آيه به قرينه «عدّهم»، معناى احاطه و تحت سلطه خويش داشتن، مناسب تر به نظر مى رسد.
3- آمار تمامى موجودات عاقل در آسمان ها و زمين ، به طور دقيق در اختيار خداوند و احاطه علمى او است .
إن كلّ من فى السموت . .. وعدّهم عدًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 95 - 1
1- تمامى موجودات شعورمند آسمان ها و زمين ، روز قيامت در محضر خداوند حضور خواهند يافت .
و كلّهم ءاتيه يوم القيمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 19 - 3
3- وجود موجوداتى داراى شعور و عقل در آسمان ها و زمين
و له من فى السموت والأرض
«من» در موجوداتى استعمال مى شود كه داراى شعور و عقل باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 71 - 9
9 - آسمان ها نيز ، همچون زمين در بردارنده موجوداتى شعورمند *
لفسدت السموت و الأرض و من فيهنّ
كلمه «من» گرچه گاهى در غير ذوى العقول به كار مى رود; ولى غالباً در عقلا و موجودات شعورمند كاربرد دارد. برداشت فوق، بر پايه كاربرد دوم آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 41 - 1،2،3،4
1 - همه موجودات با شعور آسمان ها و زمين ، تسبيح گوى خدا هستند .
ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض
«من» براى موجودات داراى شعور به كار مى رود.
2 - تسبيح خداوند به وسيله موجودات با شعور آسمان ها و زمين ، قابل درك و فهم براى انسان است .
ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض
برداشت ياد شده، از استفهام در «ألم تر» - كه از نوع تقريرى است - استفاده مى شود; زيرا استفهام تقريرى در جايى به كار مى رود كه مورد آن، براى مخاطب روشن و شناخته است.
3 - تمامى موجودات با شعور آسمان ها و زمين ، معترف به وجود خداوند و تنزيه گوى او از هر گونه نقص و ناروايى
ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض
4 - وجود موجودات با شعور در آسمان ها
ألم تر أنّ اللّه يسبّح له من فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 65 - 8
8 - وجود موجوداتى شعورمند در آسمان ها
من فى السموت
واژه «من» نوعاً براى صاحبان عقل به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 87 - 4،11
4 - آسمان ها همچون زمين ، دربردارنده موجوداتى شعورمند و با احساس
ففزع من فى السموت و من فى الأرض
تعبير «فزع» نشانگر احساس و «مَن» بيانگر شعورمندى موجودات آسمانى است.
11 - مرگ و رستاخيز ، حقيقتى عام و دربرگيرنده تمامى موجودات شعورمند آسمان و زمين
ففزع من فى السموت و من فى الأرض . .. و كلّ أتوه
بنابراين فرض كه در آيه فوق، هم مرگ لحاظ شده باشد و هم رستاخيز و به عبارت ديگر مراد از «ينفخ فى الصور» هم نفخه اولى باشد و هم نفخه ثانيه، تعبير «من فى السماوات و من فى الأرض» و نيز عبارت «و كلّ أتوه داخرين» مى رساند كه حكم بيان شده در آيه، اختصاص به موجوداتى خاص ندارد; بلكه همه موجودات هستى مشمول آن حكم مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 26 - 4
4 - موجوداتى شعورمند ، در آسمان ها وجود دارند .
و له من فى السموت
از آن جايى كه «من» موصول نوعاً و غالباً براى موجودات داراى شعور به كار مى رود، نكته ياد شده فهميده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 68 - 2،3
2 - آسمان ها و زمين ، دربردارنده موجوداتى زنده ، شعورمند و با احساس
و نفخ فى الصور فصعق من فى السموت و من فى الأرض
«من» براى موجودات داراى شعور به كار مى رود. آمدن اين كلمه و نيز مسأله مردن و ايستادن و نگاه كردن موجودات آسمانى و زمينى در صحنه قيامت (إذا هم قيام ينظرون)، گوياى برداشت ياد شده است.
3 - مرگ و رستاخيز ، حقيقتى عام و در برگيرنده تمامى موجودات شعورمند آسمان ها و زمين و نه مخصوص انسان ها
و نفخ فى الصور فصعق من فى السموت و من فى الأرض . .. ثمّ نفخ فيه أُخرى فإذا هم ق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 29 - 3
3 - وجود مخلوقاتى شعورمند ، در آسمان ها
يسله من فى السموت
كلمه «من»، غالباً در مورد موجودات شعورمند به كار مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 1 - 4
4 - موجودات آسمان ها و زمين ، همگى برخوردار از نوعى شعور و ادراك
سبّح للّه ما فى السموت و الأرض
تسبيح خداوند و مبرّا دانستن ساحت مقدس او از عيب و كاستى، بيانگر معرفت و شناخت عالى موجودات نسبت به خالق و آفريننده خويش است. شناخت و معرفت كامل خدا، مبتنى بر اين است كه شناسنده، از نوعى ادراك و شعور بالايى برخوردار باشد. گفتنى است كه برداشت ياد شده بدان احتمال است كه مراد از «سبّح...»، تسبيح متداول (تسبيح زبانى) باشد; نه تسبيح تكوينى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 29 - 4،5
4 - آسمان ها ، دربردارنده موجودات زنده و جاندار
و ما بثّ فيهما من دابّة
برداشت ياد شده با توجه به معناى «دابّة» است كه به موجود زنده و داراى حركت، اطلاق مى شود.
5 - جانداران موجود در آسمان ها ، فراوان و گسترده اند ; نه اندك و استثنايى
و ما بثّ فيهما من دابّة
با توجه به واژه «بثّ» - كه به معناى پراكندگى است - فراوانى موجودات زنده در آسمان هارا مى توان استفاده كرد; زيرا با توجه به فراخناى آسمان ها، اگر موجودات زنده اندك باشند، تعبير «بثّ» مناسب نمى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 15 - 5
5- آسمان ها حاوى موجوداتى مادى و داراى عقل و شعور
و لله يسجد من فى السموت . .. و ظللهم
برداشت فوق از كلمه «من» و ضمير «هم» كه براى موجودات داراى شعور و عقل به كار مى رود استفاده شده است و سايه داشتن آن موجودات حاكى از مادى بودن آنهاست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 8
8 - زيبايى و آراستگى ، نمودى از حركت طبيعى آسمان ها در جهت فرمان خدا *
قالتا أتينا طائعين . .. و زيّنا السّماء الدّنيا بمصبيح
به كار بردن واژه «زيّنّا» به جاى واژه هاى ديگر، نشانگر مطلب ياد شده است. گفتنى است ارتباط «زيّنّا» با تعبير «أتينا طائعين» مى رساند كه زيبايى نتيجه حركت و شكل گيرى طبيعى همراه با رغبت و ميل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 63 - 4
4 - آسمان ، از جمله منابع آب است .
من نزّل من السماء ماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 8 - 12
12 - آسمان ها و زمين و موجودات عالم ، از منابع شناخت اند .
أَوَلم يتفكّروا . .. ما خلق اللّه السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 11 - 1
1 - آسمان ها و كوه ها و جنبندگان و . . . ، تبلور آفرينندگى خداوند است .
هذا خلق اللّه فأرونى ماذا خلق الذين من دونه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 2
2 - قرار داشتن نظام آسمان ها و زمين در خدمت منافع انسان ، به اراده و تدبير خدا است .
ألم تروا أنّ اللّه سخّر لكم ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 4 - 5
5 - آسمان ها و زمين و موجودات آنها ، نشانه و آيه خداوندند .
اللّه الذى خلق السموت و الأرض و ما بينهما
جمله «الذى خلق السماوات و. ..» وصف خداوند است. بديهى است كه صفت هر چيزى معرّف آن است و از اين رو، مى توان استفاده كرد كه وجود زمين و آسمان ها و پديده هاى موجود در آنها، دليل وجود خدايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 24 - 3،4
3 - روزى انسان ها ، از طريق آسمان ها و زمين تأمين مى شود .
قل من يرزقكم من السموت و الأرض
4 - خداوند ، روزى دهنده انسان ها از طريق منابع آسمانى و زمينى
قل من يرزقكم من السموت و الأرض قل اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 7 - 9
9 - آسمان ها و زمين ، خزائن و منابع رزق موجودات
يقولون لاتنفقوا . .. و للّه خزائن السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 12 - 3
3 - آسمان ها و زمين ، نشانه قدرت خداوند و آيت يكتايى او است .
اللّه الذى خلق سبع سموت و من الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 20 - 6
6 - آسمان ها ، موجوداتى دارد كه همه آنها ، در خدمت انسان اند .
لكم ما فى السموت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 1 - 5
5 - پديده هاى موجود در آسمان ها و زمين ، هر يك نشانى كامل از آفريدگار و مبرّا بودن ذات او از هرگونه عيب و نقص
سبّح للّه ما فى السموت و الأرض
چنانچه مراد از «سبّح» تسبيح تكوينى باشد، به كارگيرى واژه «ما» - كه براى افاده عموم است - مى رساند كه وجود و هستى هر پديده اى، نشانى گويا از آفريدگار خود بوده و نشان مى دهد كه او از هر نقصى و كاستى منزّه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 10 - 3
3 - نيروى نگهدارنده آسمان ها ( جاذبه ) نمونه اى از حقايق موجود ، اما نامرئى براى بشر است .
بغير عمد ترونها
قيد «ترونها» مى تواند احترازى باشد. در اين صورت، عبارت اِشعار دارد به اين كه نيرويى (ستون مانند) آسمان ها را نگه مى دارد و لكن قابل مشاهده نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 24 - 9
9 - نياز آسمان ها و زمين و همه موجودات ميان آن دو به مربّى و مدبّر
ربّ السموت و الأرض و ما بينهما إن كنتم موقنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 26 - 16
16- موجودات آسمان ها و زمين ، فاقد ولىّ و سرپرستى جز خدا
له غيب السموت و الأرض . .. ما لهم من دونه من ولىّ
محتمل است كه ضمير «لهم» - به قرينه «السموات و الأرض» - به موجوداتى كه در آن ها است، بازگردد. در چنين مواردى، اهميت عقلا، ديگران را تحت الشعاع قرار مى دهد و ضمير، مناسب آنان آورده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 73 - 2
2 - آفرينش آسمانها و زمين، هدفدار و در نهايت استوارى است.
و هو الذى خلق السموت و الأرض
«حق» كاربرد معنايى بسيارى دارد، از آن جمله كه قرينه تركيب با جمله «خلق السماوات»، به معناى هدفدارى و حكيمانه بودن آفرينش است، راغب نيز در مفردات به كاربرد اين معنى براى «حق» تصريح كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 1
1- خداوند ، آسمان ها و زمين را هدفمند و بر اساس حكمت آفريد .
ألم تر أن الله خلق السموت و الأرض بالحقّ
«حق» در برابر باطل (بيهوده) است و مراد از آن، اين است كه فاعل حق براى كارش هدفى پسنديده در نظر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 8 - 3
3 - آسمان ها و زمين و تمامى موجودات هستى ، آفريده هايى هدف دار و پيراسته از هرگونه باطل اند .
ما خلق اللّه السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ
«باء» در «بالحقّ» براى «ملابسه» است و دلالت مى كند كه حق بودن آفرينش، وصف انفكاك ناپذير آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 38 - 2
2- وجود معاد و حيات اخروى ، معنادهنده به آفرينش آسمان ها و زمين و ساير پديده هاى جهان
إنّ هؤلاء ليقولون . .. و ما خلقنا السموت ... لعبين
خداوند، پس از بيان عقيده باطل كافران در زمينه نفى معاد و در جهت تبيين ضرورت معاد، به هدف مند بودن آفرينش اشاره كرده است; يعنى، اگر زندگى در حيات دنيا خلاصه شود، آفرنيش معنايى عالمانه و حكيمانه پيدا نخواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 39 - 1
1- آفرينش آسمان ها و زمين ، آفرينشى بحق ، بايسته ، ارزشمند و هدفدار
و ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما لعبين . ما خلقنهما إلاّ بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 22 - 1
1 - آفرينش آسمان ها و زمين از سوى خداوند ، آفرينشى به حق و هدفدار
و خلق اللّه السموت و الأرض
«حق» به چيزى گفته مى شود كه براساس حكمت و فلسفه اى بايسته پديد آمده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 3 - 2
2 - آفرينش جهان ( آسمان ها ، زمين و . . . ) ، براساس حق و هدفدار و به دور از بيهوده كارى است .
خلق السموت و الأرض بالحقّ
«حقّ» در مقابل باطل قرار دارد. يكى از معانى «باطل» عبث و بيهوده كارى است; يعنى، كارى كه در آن هدف معقولى لحاظ نشود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 82 - 2
2 - عظمت و هماهنگى تدبير آسمان ها و زمين و عرش ، نشان دهنده حاكميت خداى يگانه بر هستى است .
سبحن ربّ السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 62 - 6
6- پندار ابليس در بى توجهى خداوند به ضعف ها و آسيب پذيرى هاى آدم و نسلش ، عامل اعتراض وى به تكريم آدم از سوى خداوند *
أرءيتك الذى كرّمت علىّ لئن أخّرتن إلى يوم القيمة لأحتنكنّ ذريّته
ذكر «لئن أخّرتن . .. لأحتنكنّ ...» پس از اعتراض به تكريم انسان، مى تواند به منظور برشمردن آسيب پذيرى، ضعف آدميان و عدم صلاحيت آنان براى تكريم باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 40 - 9
9 - تحريف گران آيات الهى و منحرفان از راه توحيد ، فاقد امنيت در برابر آسيب هاى صحنه قيامت
إنّ الذين يلحدون فى ءايتنا . .. أفمن يلقى فى النار خير أم من يأتى ءامنًا يوم ال
از تقابل دو گروه ياد شده در آيه، مطلب بالا قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 40 - 9
9 - تحريف گران آيات الهى و منحرفان از راه توحيد ، فاقد امنيت در برابر آسيب هاى صحنه قيامت
إنّ الذين يلحدون فى ءايتنا . .. أفمن يلقى فى النار خير أم من يأتى ءامنًا يوم ال
از تقابل دو گروه ياد شده در آيه، مطلب بالا قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 5 - 6
6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در معرض ضربه خوردن از سوى فرد يا افرادى كه حسادت ، آنان را به تلاش هاى شرّآفرين وادار مى ساخت .
قل . .. و من شرّ حاسد إذا حسد
نكره بودن «حاسد» - در مقابل معرفه بودن «النفاثات» - مى تواند بيانگر ناشناخته بودن حسودانى باشد كه درصدد ضربه زدن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند و ممكن است مراد از آن جنس باشد; در آن صورت بر همه حسودان تعميم خواهد يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 17 - 7
7 - بيشتر آدميان، گرفتار دامها و تزويرهاى ابليس و ناسپاس در برابر خداوند هستند.
و لاتجد أكثرهم شكرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 16 - 8،9
8 - انسان، موجودى اغواپذير است.
لأقعدن لهم صرطك المستقيم
9 - ابليس، آگاه به اغواپذيرى انسانها حتى پيش از خلقت آنان
لأقعدن لهم صرطك المستقيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 17 - 1
1 - انسان از هر سو (مقابل، پشت سر، راست و چپ) مورد هجوم توطئه هاى ابليس است.
ثم لأتينهم من بين أيديهم و من خلفهم و عن أيمنهم و عن شمائلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 27 - 5،14
5 - شيطان، عنصرى فريبكار و انسان، موجودى اغواپذير
يبنى ءادم لا يفتننكم الشيطن كما أخرج أبويكم من الجنة
14 - ضرورت هشيارى كامل در برابر اغواگريهاى شيطان به دليل توان وى بر نفوذ مخفيانه بر آدميان و سيطره و حاكميت او بر اغواشدگان
لا يفتننكم الشيطن . .. إنا جعلنا الشيطين أولياء للذين لايؤمنون
دو جمله «إنه يراكم . .. » و «إنا جعلنا ... » به منزله تعليلى است براى تأكيد خداوند به پرهيز از اغواگريهاى شيطان. يعنى توصيه و تأكيد ما بدان جهت است كه وى راه نفوذ مخفيانه را دارد و پس از گمراه كردنتان بر شما ولايت پيدا خواهد كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 62 - 6،8
6- پندار ابليس در بى توجهى خداوند به ضعف ها و آسيب پذيرى هاى آدم و نسلش ، عامل اعتراض وى به تكريم آدم از سوى خداوند *
أرءيتك الذى كرّمت علىّ لئن أخّرتن إلى يوم القيمة لأحتنكنّ ذريّته
ذكر «لئن أخّرتن . .. لأحتنكنّ ...» پس از اعتراض به تكريم انسان، مى تواند به منظور برشمردن آسيب پذيرى، ضعف آدميان و عدم صلاحيت آنان براى تكريم باشد.
8- ابليس ، از همان آغاز خلقت نوع انسان ، از آسيب پذيرى و امكان تسلّط خويش بر آنان آگاهى داشت .
لئن أخّرتن إلى يوم القيمة لأحتنكنّ ذريّته
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 10 - 6
6 - انسانِ من هاى تعاليم دين و پيامبراسلام ، مواجه با خطر ها ، آسيب ها و دشوارى هاى علاج ناپذير است . *
و سواء عليهم ءأنذرتهم أم لم تنذرهم
از انذار كردن رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) به دست مى آيد كه بر سر راه انسان ها، خطرها، آسيب ها و دشوارى هاى بسيارى است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به آنان انذار و اخطار مى كند و اگر انسان از رهنمودهاى اسلام و پيامبر(صلی الله علیه و آله) بهره نگيرد و به آن ايمان نياورد، گرفتار آنها خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 34 - 4
4 - آسيب پذيرى شديد انسان ، در حوزه مسائل مالى ( انفاق )
فلاتزكّوا أنفسكم . .. و أعطى قليلاً و أكدى
برداشت ياد شده از آن جا است كه خداوند، در عبارت «فلاتزكّوا. ..» انسان را از غرور وفريفتگى به خويشتن برحذر مى دارد و بلافاصله در عبارت «أفرأيت...» يكى از لغزشگاه هاى وى را - كه مسائل مالى است - بيان مى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 35 - 7
7 - جن نيز همانند انسان ، آسيب پذير از آتش و عوامل مادى
يرسل عليكما شواظ من نار و نحاس فلاتنتصران
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 70 - 3
3 - زندگى انسان ها بدون تعاليم قرآن و رهنمود هاى پيامبراسلام ، با خطر ها و آفت هاى گريزناپذير رو به رو خواهد بود .
و ما علّمنه الشعر . .. إن هو إلاّ ذكر و قرءان مبين . لينذر
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه انذار و اخطارِ مردم به وسيله قرآن و پيامبراسلام، حاكى از اين حقيقت است كه بر سر راه انسان ها خطرها و آسيب هاى بسيار وجود دارد كه به وسيله قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) شناخته مى شود و اگر انسان ها به اين امور توجه نكنند، با آنها روبه رو خواهند شد. گفتنى است معناى لغوى «انذار» (اعلام به امرى خطرناك و شايسته بر حذر بودن) مؤيد همين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 35 - 7
7 - جن نيز همانند انسان ، آسيب پذير از آتش و عوامل مادى
يرسل عليكما شواظ من نار و نحاس فلاتنتصران
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 40 - 8
8 - انسان در صحنه قيامت ، در معرض آسيب ها و نيازمند امنيت
أم من يأتى ءامنًا يوم القيمة
با توجه به اتصاف مؤمنان به وصف امنيت و آرامش، مطلب بالا برداشت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 22 - 7
7 - كشتى هاى بادبانى مورد استفاده در عصر بعثت براى سفر هاى دريايى ، آسيب پذير در برابر طوفان و امواج دريا
حتى إذا كنتم فى الفلك . .. جاءتها ريح عاصف و جاءهم الموج من كل مكان و ظنوا أنهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 60 - 12
12 - امكان آسيب پذيرى روحى پيامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر تبليغات و اذيت هاى كافران
و لايستخفّنّك الذين لايوقنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 12 - 4
4 - جامعه اسلامى صدراسلام ، در برابر شايعات آسيب پذير بود .
إنّ الذين جاءو بالإفك . .. لولا إذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنت بأنفسهم خيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 16 - 1
1 - خداوند ، مسلمانان را به خاطر تأثيرپذيرى در برابر شايعه « افك » و عدم موضع گيرى مناسب در برابر آن ، نكوهش كرد .
و لولا إذ سمعتموه قلتم . .. سبحنك هذا بهتن عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 26 - 8
8 - زندگى انسان ها ، من هاى تعاليم دين ، در معرض انواع خطر ها و آسيب هاى مهلك و علاج ناپذير قرار دارد .
إنّما أنا نذير مبين
انذار و اخطار پيامبران، بيانگر وجود خطرها و آسيب هاى بسيار است كه اگر انسان ها به تعاليم دين بى اعتنايى كنند، دچار آنها خواهند شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 52 - 4
4- انسان من هاى ايمان ، مواجه با خطر ها ، آسيب ها و دشوارى هاى علاج ناپذير است . *
هذا بلغ للناس و لينذروا به
از اينكه خداوند، قرآن را وسيله انذار و اخطار قرار داد به دست مى آيد كه بر سر راه انسانها خطرها و آسيبهاى بسيارى وجود دارد كه قرآن به آنان اخطار و انذار مى كند و اگر انسان از رهنمودهاى قرآن بهره نگيرد و به آن ايمان نياورد گرفتار آنها خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 6 - 3
3 - انسان من هاى ايمان ، مواجه با خطر ها ، آسيب ها و دشوارى هاى علاج ناپذير است . *
لتنذر قومًا ما أُنذر ءاباؤهم
از اين كه خداوند قرآن را وسيله انذار و اخطار قرار داده است، به دست مى آيد كه بر سر راه انسان ها، خطرها و آسيب هاى بسيارى وجود دارد كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) به آنان اخطار و انذار كرده است و اگر انسان از رهنمودهاى قرآن بهره نگيرد و به آن ايمان نياورد، گرفتار آنها خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 2 - 2
2 - انسان ، همواره در خطر آسيب ديدن از بعضى مخلوقات
من شرّ ما خلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 1 - 7
7 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در معرض آسيب و خطر و نيازمند امداد الهى
قل أعوذ بربّ الفلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 4 - 4
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در معرض خطر از سوى جادوگران و كسانى كه با دميدن در گره هايى مخصوص ، درصدد آزار دادن آن حضرت بودند .
و من شرّ النفّ-ثت فى العقد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 5 - 6
6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در معرض ضربه خوردن از سوى فرد يا افرادى كه حسادت ، آنان را به تلاش هاى شرّآفرين وادار مى ساخت .
قل . .. و من شرّ حاسد إذا حسد
نكره بودن «حاسد» - در مقابل معرفه بودن «النفاثات» - مى تواند بيانگر ناشناخته بودن حسودانى باشد كه درصدد ضربه زدن به پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند و ممكن است مراد از آن جنس باشد; در آن صورت بر همه حسودان تعميم خواهد يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ناس - 114 - 1 - 6
6 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در معرض آسيب و خطر و نيازمند امداد الهى
قل أعوذ بربّ الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - ناس - 114 - 6 - 4
4 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، در معرض تهاجم وسوسه هاى جنيان و انسان ها
قل أعوذ . .. من الجنّة و الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 18 - 4
4 - لطافت طبيعى زن و فرودستى او در ميدان جدال و درگيرى ، دو عامل آسيب پذيرى و دو نقيصه براى زن در فرهنگ خشن جاهلى
و هو فى الخصام غير مبين
در آيه قبل (و إذا بشّر أحدهم. ..) ناراحتى عرب جاهلى از داشتن دختر بيان شده است. اين آيه مى تواند اشاره به علت آن ناراحتى داشته باشد; يعنى، اين دو ويژگى از نظر عرب جاهلى، نقص زن به حساب مى آمد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 6 - 11
11 - توده هاى ناآگاه مردم ، از تبليغات دشمنان ، آسيب پذيرند .
يشترى لهو الحديث ليضلّ عن سبيل اللّه بغير علم
احتمال دارد كه «بغير علم» حال براى مفعول محذوف فعل «يضلّ»، مانند «الناس» يا چيزى همانند آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 81 - 16
16 - طغيان گرى در مورد نعمت هاى خداوند ، خطرى در كمين جوامع ر ها شده از حاكميت ستم گران
أنجينكم من عدوّكم . .. كلوا ... لاتطغوا فيه
نهى شدن بنى اسرائيل از طغيان گرى، پس از عبور آنان از دريا و نجات از ستم و حاكميت فرعونيان مطرح شده است. طرح اين مسأله در آن موقعيت، گوياى وجود زمينه هايى براى طغيان گرى در آن شرايط است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 28 - 5،8
5- نقش مؤثر و محورى رهبران و سردمداران فاسد در سقوط و نابودى ملت ها و جامعه هاى بشرى
ألم تر إلى الذين . .. و أحلّوا قومهم دار البوار
8- رهبران و سردمداران كفر و شرك در مكه ، افرادى ناسپاس و عامل اصلى سقوط و بدبختى مردم بودند .
ألم تر إلى الذين بدّلوا نعمت الله كفرًا و أحلّوا قومهم دار البوار
با توجه به اينكه آيه فوق در مكه نازل شده است، مى توان استفاده كرد كه مصداق مورد نظر آيه «الذين بدّلوا . .. و أحلّوا قومهم» سران كفر و شرك، همچون ابوجهل و ابولهب است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 66 - 0
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 74 - 5
5- جوامع مبتلا به انحرافات جنسى و همجنس بازى ، در معرض نابودى و عذاب الهى
و جاء أهل المدينة . .. قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون ... فأخذتهم الصيحة ... فجعلن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 88 - 6
6- جلوگيرى از نفوذ اديان الهى و رواج بى دينى ، زمينه ساز رواج فساد و تبه كارى در جامعه است .
الذين كفروا و صدّوا عن سبيل الله . .. بما كانوا يفسدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 112 - 5،6،12،15
5- قرار گرفتن جامعه در معرض كفران نعمت هاى الهى پس از آسايش و رفاه مادى
قرية كانت ءامنة مطمئنّة يأتيها رزقها رغدًا . .. فكفرت بأنعم الله
6- مبتلا شدن جامعه به فقر ، گرسنگى و ناامنى ، در نتيجه كفران نعمت هاى الهى
قرية كانت ءامنة مطمئنّة . .. فكفرت بأنعم الله فأذقها الله لباس الجوع و الخوف
12- گناهان و ناسپاسى هاى اجتماعى ، داراى آثار شوم براى كل جامعه
قرية كانت ءامنة . .. فكفرت ... فأذقها الله لباس الجوع و الخوف
15- فقر و گرسنگى مردم ، زمينه ساز ناامنى اجتماعى است . *
فكفرت بأنعم الله فأذقها الله لباس الجوع و الخوف
از اينكه خداوند در كيفر كفران نعمت، ابتدا فقر و گرسنگى و سپس ترس و ناامنى را مطرح ساخته است، مى توان به دست آورد كه فقر و گرسنگى زمينه ناامنى اجتماعى، همچون دزدى و . .. را فراهم مى آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 16 - 1،6،7،10
1- فسق و گناهِ برخورداران از مكنت و ثروتمندان هر جامعه ، عامل هلاكت و نابودى آن جامعه است .
و إذا أردنا أن نهلك قرية أمرنا مترفيها ففسقوا فيها
«مترف» از واژه «ترفه» گرفته شده و «ترفه» هم به معناى روزى و نعمت فراوان است (مفردات راغب).
6- افزايش تعداد مترفان و ثروتمندان فاسق و تبهكار در جامعه ، از عوامل هلاكت و نابودى آن جامعه براساس سنت هاى خداوند
و إذا أردنا أن نهلك قرية أمرنا مترفيها ففسقوا فيها
برخى برآنند «أمرنا» به معناى «كثرنا» (فزونى داديم) است (مفردات راغب) كه بر اساس آن، مراد از «أمرنا مترفيها» افزايش مترفان در جامعه است.
7- فسق و فساد طبقه ثروتمند در گرايش ديگر طبقات به فساد و تباهى ، تأثير و نقش مهمى دارد .
أمرنا مترفيها ففسقوا فيها
اختصاص به ذكر يافتن مترفان از ميان ديگر طبقات، بيانگر اين است كه فسق و فساد اين طبقه تأثير بيشتر و نقش مهم ترى در مقايسه با ديگر طبقات در فاسد شدن جامعه و نابودى آن دارد.
10- گسترش و فراگيرى فساد در سطح جامعه ، مايه نزول حتمى عذاب الهى است .
ففسقوا فيها فحقّ عليها القول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 17 - 5،10
5- بسيارى از جوامع و ملل پس از حضرت نوح ( ع ) بر اثر وجود مترفان فاسق و تبهكار در ميان آنان ، به هلاكت و نابودى دچار شدند .
و إذا أردنا أن نهلك قرية أمرنا مترفيها ففسقوا فيها . .. و كم أهلكنا من القرون من
10- گناه ، عامل اصلى هلاكت جوامع بشرى است .
كم أهلكنا من القرون . .. و كفى بربّك بذنوب عباده خبيرًا بصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 32 - 7
7- عمل ناشايست زنا ، داراى فرجامى بد و ناگوار براى فرد و جامعه
و ساء سبيلاً
از جمله «راههاى بد» راهى است كه منتهى اليه و فرجام آن، ناشايست باشد. بنابراين «ساء سبيلاً» مى تواند مشعر به اين معنا باشد كه: زنا نه تنها خود فاحشه است; بلكه راهى است بد كه فرجام و پيامد آن براى فرد و جامعه نيز، بد و ناپسند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 103 - 10
10- نقش مهم رهبران و زمامداران فاسد ، در تباهى و هلاكت امتها
فقال له فرعون . .. فأراد ... فأغرقنه و من معه جميعًا
در داستان هلاكت فرعون، همواره شخص فرعون به عنوان عنصر اصلى جريان كفر، به صورت ضمير مفرد و جدا از مجموعه يارانش ذكر شده است و اين بيانگر برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 5 - 6
6- فقدان آگاهى و دانش ، زمينه ساز گرفتارى افراد و جوامع به تقليد هاى ناروا و كوركورانه
و قالوا اتخذ اللّه ولدًا . ما لهم به من علم و لا لأبائهم
كلمه «لأبائهم» اشاره به اين نكته دارد كه پندارهاى مشركان، از سر تقليد بوده است و جمله «ما لهم به من علم و. ..» بر اين نكته دلالت دارد كه مشركان و پدران شان، در گزينش اين اعتقاد پايه هاى علمى نداشته اند. مجموع اين دو قضيه، گوياى آن است كه «جهل» در كشاندن افراد و جوامع به تقليد كوركورانه، نقشى مهم دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 59 - 5
5- اِعراض از آيات الهى و نشنيده انگاشتن آن و غفلت از گناهان گذشته خويش ، ستم ، و موجب سقوط و نابودى امّت ها است .
و من أظلم . .. و تلك القرى أهلكنهم لمّا ظلموا
مراد از ظلم در «لم ا ظلموا» - به دليل ارتباط اين آيه با آيات قبل - همان امورى است كه در آيه پنجاه و هفت بيان شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 74 - 8
8- فريفته شدن به دنيا و امكانات فناپذير آن و اصيل پنداشتن آنها ، از زمينه هاى سقوط تمدن ها و نابودى دنياگرايان است .
أىّ الفريقين خير مقامًا . .. و كم أهلكنا قبلهم من قرن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 88 - 12
12 - بهره گيرى از شخصيت هاى محبوب جامعه و وابسته نشان دادن افكار و رفتار خويش به آنان ، از ترفند هاى رهبران ضلالت است .
فقالوا هذا . .. إله موسى فنسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 96 - 9،10
9 - تسويلات و وسوسه هاى نفس ، زمينه ساز به كارگيرى دين و دانش براى ايجاد انحراف و گمراه ساختن مردم
بصرت . .. فنبذتها و كذلك سوّلت لى نفسى
آنچه كه سامرى در اختيار داشت و موجب گمراهى او و مردم بسيارى شد، علوم و معارفى بود كه وى آن را در راه گمراه كردن مردم به كار گرفت.
10 - تسويلات نفس ( زيبانمايى كار هاى زشت و ناروا ) ، خطرى در كمين افراد و جوامع
و كذلك سوّلت لى نفسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 11 - 2
2- ظلم و ستم ، عامل انحطاط و انهدام كامل جوامع و تمدن ها است .
و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة
توصيف «قرية» (مردم شهرها) به «ظالمة» (ستمكار) بيانگر نقش ظلم در نابودى و انهدام است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 13 - 6
6- مترفان و ستمگران جامعه ، عامل نابودى تمدن ها و هلاكت افراد جامعه
و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة . .. ارجعوا إلى ما أُترفتم فيه
مخاطبان اين آيات، گروه خاصى از مردم اند; زيرا خداوند در توصيف آنان دو صفت ستمگرى و تنعّم را مطرح ساخته است و اين دو صفت نوعاً در قشر خاصى از جامعه وجود دارد و بيشتر مردم نه ظالم اند و نه مترف.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 77 - 8
8- هلاكت و بدبختى جوامع بشرى ، بازتاب زشت كارى و رفتار نامناسب خود آنها است .
الذين كذّبوا بايتنا إنّهم كانوا قوم سوء فأغرقنهم أجمعين
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند دو عامل (تكذيب آيات الهى و سوء پيشينه) را موجب هلاكت برشمرد و هر دو عامل را به خود انسان نسبت داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 71 - 4
4 - سلامت جامعه بشرى و مصون ماندن آن از فساد و تباهى ، در گرو اجراى قوانين الهى و ايستادگى در برابر تمايلات حق ستيزان
و لو اتبع الحقّ أهواءهم لفسدت السموت و الأرض و من فيهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 10 - 7
7 - جامعه هاى گرفتار بى بند و بارى جنسى ( بى عفتى و زناكارى ) ، در معرض زوال و نابودى است .
و لولا فضل اللّه عليكم و رحمته و أنّ اللّه توّاب حكيم
برداشت فوق بر اساس اين احتمال است كه جمله «و لولا فضل اللّه عليكم. ..» به تقدير «و لولا فضل اللّه عليكم... لاختل نظام حياتكم و لهلكتم» باشد; يعنى، «اگر فضل و رحمت خدا نبود ... نظام زندگى شما - با وجود همه فساد و بى بند و بارى - از هم مى پاشيد و شما نابود مى شديد».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 12 - 5
5 - شايعات و پخش خبر هاى دروغ ، از ميان برنده اعتماد متقابل و حسن ظن افراد جامعه نسبت به يكديگر
لولا إذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنت بأنفسهم خيرًا و قالوا هذا إفك مبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 33 - 27
27 - دل بستگى به ماديات و دنيامدارى ، زمينه رواج فحشا و فساد جنسى در يك جامعه است .
و لاتكرهوا فتيتكم على البغاء . .. لتبتغوا عرض الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 18 - 12
12 - جامعه بى خبر از تعاليم دينى و از يادبرنده خدا ، در معرض هلاكت و محكوم به نابودى است .
حتّى نسوا الذكر و كانوا قومًا بورًا
برداشت فوق، از تقدم جمله «حتّى نسوا الذكر» بر «كانوا قوماً بوراً» و ارتباط ميان آن دو، استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 36 - 7
7 - تكذيب آيات خداوند و نپذيرفتن دعوت انبيا ، در پى دارنده سقوط و نابودى جوامع بشرى
فقلنا اذهبا إلى القوم الذين كذّبوا بأيتنا فدمّرنهم تدميرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 74 - 5
5 - پايبندى مطلق و بى دليل به سنت هاى ملّى و قومى ، مايه تخدير جامعه و سدّ راه خردورزى و مانع شناخت
قالوا بل وجدنا ءاباءنا كذلك يفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 183 - 5
5 - نادرستى روابط اقتصادى ، سبب فراگيرى فساد و تباهى در جامعه
أوفوا الكيل . .. و لاتعثوا فى الأرض مفسدين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه جمله «و لاتعثوا. ..» عطف تفسيرى بر جمله پيشين باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 14 - 9
9 - فسادگرى ، ريشه بلا ها و تباهى هاى جامعه فرعونى
فانظر كيف كان عقبة المفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 34 - 3
3 - ويرانى شهر ها ، تباهى جامعه و ذلّت عزّتمندان ، نتيجه هميشگى سلطه شاهان بر كشور بيگانه
إنّ الملوك إذا دخلوا قرية أفسدوها و جعلوا أعزّة أهلها أذلّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 51 - 5
5 - نقش سردمداران كفر و فساد در هلاكت و بدبختى تمامى جامعه
أنّا دمّرنهم و قومهم
ضمير «هم» به گروه هاى نُه گانه بازمى گردد كه طرح ترور شبانه صالح و خانواده اش را ريخته بودند. و از اين كه نام آنان به صورت مجزا و مقدم بر نام قومشان ياد شده است، مطلب فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 52 - 3
3 - ظلم و گناه ، بنيان برافكن جوامع بشرى
يقوم لم تستعجلون بالسيّئة قبل الحسنة. .. فتلك بيوتهم خاوية بما ظلموا
ثموديان، به صورت جامعه اى متشكل بودند كه در نتيجه ظلم و گناه خود به گونه دسته جمعى و فراگير هلاك شدند و اين نشان مى دهد كه هر جامعه اى كه معصيت و ستم در آن رواج پيدا كند، در معرض خطر نابودى قرار مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 4 - 12،13
12 - افزايش نامتعادل تعداد زنان بر مردان در يك جامعه ، درپى دارنده ضعف و زبونى آن
يستضعف طائفة منهم . .. و يستحيى نساءهم
برداشت ياد شده از آن جا است كه خداوند، زنده گذاشته شدن دختران بنى اسرائيل را، يكى ديگر از نمودهاى زبون سازى فرعون به شمار آورده است.
13 - تفرقه ميان مردم و افزايش بسيار و نامتعادل زنان بر مردان در يك جامعه ، از عوامل فساد و تباهى آن جامعه و مردم
جعل أهلها شيعًا يستضعف طائفة منهم يذبّح أبناءهم و يستحيى نساءهم إنّه كان من المف
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 58 - 3،6
3 - سرمستى و غرور ، عامل هلاكت جوامع پيشين
و كم أهلكنا من قرية بطرت معيشتها
«بطر» (مصدر «بطرت») به غرور و طغيان - كه آدمى بر اثر فراوانى نعمت دچار آن شود - گفته مى شود. بنابراين «بطرت معيشتها»; يعنى، «طغت فى معيشتها» (در زندگى اش طغيان كرد). گفتنى است كه عبارت «بطرت معيشتها» وصف و مفيد تعليل است; يعنى، جوامع گذشته بدان جهت به هلاكت رسيدند كه گرفتار سرمستى و غرور بودند.
6 - سرمستى و غرور ناشى از نعمت و رفاه فراوان ، از عوامل هلاكت جوامع بشرى است .
و كم أهلكنا من قرية بطرت معيشتها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 59 - 13
13 - ظلم و بيدادگرى ، عامل نابودى جوامع پيشين با عذاب استيصال
و ما كنّا مهلكى القرى إلاّ و أهلها ظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 77 - 21
21 - زراندوزى و انباشتگى ثروت در دست افراد ، از زمينه هاى پيدايش فساد و تباهى در جامعه
و لاتبغ الفساد فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 14 - 6
6 - قوم نوح ، به دنبال قبول نكردن رسالت نوح ( ع ) دچار سيلى عظيم و بنيان كن شدند و به هلاكت رسيدند .
و لقد أرسلنا نوحًاإلى قومه . .. فأخذهم الطوفان
«طوفان» هر حادثه اى را مى گويند كه انسان را احاطه كند. اين واژه در «آب فراوان (سيل)» متعارف شده است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 32 - 5
5 - اختلاف دينى ، از عوامل دسته بندى و گروه بندى هاى اجتماعى است .
فرّقوا دينهم و كانوا شيعًا
احتمال دارد ذكر «و كانوا شيعاً» پس از «فرّقوا» به خاطر توجه به اين واقعيت است كه: اختلاف دينى، گروه بندى اجتماعى را به دنبال دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 59 - 15
15 - بى حجابى ، از جمله عوامل ناهنجارى در محيط دينى است .
يدنين عليهنّ من جلبيبهنّ ذلك أدنى أن يعرفن فلايؤذين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 60 - 10،11،12
10 - منافقان ، از جمله عوامل پيدايش ناهنجار هاى اجتماعى اند .
لئن لم ينته المنفقون . .. لنغرينّك بهم
11 - بيماردلان ، آسيب رسانان به هنجار هاى اجتماعى اند .
لئن لم ينته . .. و الذين فى قلوبهم مرض ... لنغرينّك بهم
12 - شايعه پراكنان ، برهمزنان آرامش جامعه و آسيب رسان به آن اند .
لئن لم ينته المنفقون و . .. المرجفون فى المدينة لنغرينّك بهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 19 - 8
8 - كفران نعمت هاى الهى ، درپى دارنده گسيختگى زمام جامعه و از هم فروپاشى آن
و اشكروا له . .. فأعرضوا ... و مزّقنهم كلّ ممزّق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 39 - 9
9 - كفر ، موجب خسارت جامعه بشرى بوده و حاصلى جز آن ندارد .
و لايزيد الكفرين كفرهم إلاّ خسارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 33 - 3
3 - مردم گمراه و فاسد ، در پيدايش نظام اجتماعى فاسد و ظاهر شدن رهبران گمراه گر و انحراف ساز در جامعه ، مؤثر بوده و داراى نقش اند .
فإنّهم يومئذ فى العذاب مشتركون
مشترك بودن عذاب مردم اغوا شده با رهبران اغواگر خود، مى رساند كه اغوا شدن مردم، هرچند به وسيله رهبران آنان است; ولى آنان نيز در اين گمراهى نقش داشته و مؤثر بوده اند. گفتنى است كه نقش آنان مى تواند در رابطه با پيدايش نظام فاسد و ظهور رهبران گمراه كننده در جامعه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 21 - 10
10 - گناهان ، زمينه ساز عذاب الهى و نابودشدن تمدن ها ، قدرت ها و آثار ملى
فأخذهم اللّه بذنوبهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 22 - 4
4 - كفر و انكار رسالت پيامبران ، زمينه ساز فروپاشى تمدن ها و نابودى قدرت ها و آثار ملى
كانوا هم أشدّ منهم قوّة و ءاثارًا فى الأرض . .. فكفروا فأخذهم اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 27 - 9،10
9 - خطرساز بودن رهبران متكبر و منكر قيامت و روز حساب براى جامعه
كلّ متكبّر لايؤمن بيوم الحساب
پناه بردن موسى(ع) از شر متكبران منكر قيامت (چون فرعونيان)، گوياى مطلب ياد شده است.
10 - تكبر در برابر سخن حق و باور نداشتن به روز حساب ، از زمينه هاى فسادگرى و كشتار افراد بى گناه در جامعه
كلّ متكبّر لايؤمن بيوم الحساب
توصيف فرعون فاسد و سفاك به متكبر و منكر روز حساب، مى تواند بيانگر مطلب ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 82 - 9
9 - نابودى بسيارى از اقوام نيرومند و داراى تمدن و آثار ملى ، در گذشته تاريخ به خاطر كفر و شركشان
فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون
جمله «فما أغنى عنهم ما كانوا يكسبون» (ولى آنچه به دست مى آورند، به حالشان سودى نبخشيد)، به نزول عذاب گريز ناپذير و سود نبخشيدن تلاش هاى كافران محكوم به عذاب اشاره دارد. گفتنى است چون اين آيه درباره كافران و مشركان مى باشد، مى توان استفاده كرد كه سبب محكوميت آنان به عذاب، همان كفر و شرك آنان بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 27 - 7
7 - جامعه متكاثر و رفاه زده ، گرفتار طغيان و سركشى
و لو بسط اللّه الرزق لعباده لبغوا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 8 - 5
5 - بى توجهى به پيام وحى و استهزاى آن ، از جمله عوامل نابودى جوامع در طول تاريخ
كانوا به يستهزءون . فأهلكنا أشدّ منهم بطشًا و مضى مثل الأوّلين
از ارتباط دو آيه، استفاده مى شود كه استهزاى پيام وحى از سوى جوامع شرك پيشه، موجب نابودى آنان شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 10 - 10
10- كفرپيشگى ، از عوامل عمده نابودى ملت ها
دمّر اللّه عليهم و للكفرين أمثلها
وصف كفر در «للكافرين»، بيانگر اين نكته است كه كفر، عامل اصلى نابودى ملت ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 22 - 1،5
1- ترك جهاد ، زمينه محو ارزش ها و به فساد كشيده شدن جامعه
فهل عسيتم إن تولّيتم أن تفسدوا فى الأرض
برداشت ياد شده با توجه به دو نكته به دست مى آيد: 1- «تولّيتم» به معناى روى گرداندن از جهاد باشد كه در آيه قبل مطرح شده است. 2- تعبير «عسيتم ...أن تفسدوا فى الأرض» در معنا، جواب «إن تولّيتم» به شمار آيد.
5- گناه ترك واجبات از سوى فرد ، داراى پيامد هاى ناگوار اجتماعى
فهل عسيتم إن تولّيتم أن تفسدوا فى الأرض
واژه «فى الأرض»، مى رساند كه فسادِ روى گردانان از دين و تكاليف الهى، محدود و منحصر در قلمرو وجود خودشان نيست; بلكه همچون بيمارى مسرى در بستر جامعه شيوع مى يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 38 - 15
15- نقش ثروت اندوزى و عدم انفاق ، در زوال جامعه و پيدايش تحولات ويرانگر اجتماعى *
تدعون لتنفقوا . .. و إن تتولّوا يستبدل قومًا غيركم
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه تعبير «يستبدل قوماً غيركم» اشاره به يكى از سنت هاى اجتماعى خداوند داشته باشد; زيرا امت هاى گرفتار در انحرافات اقتصادى، از درون پوسيده و يا به وسيله ملتى ديگر مقهور مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 6 - 8
8 - نقش ويرانگر منابع خبرى فاسد ، در مناسبات و امنيت جوامع
إن جاءكم فاسق بنبإ . .. أن تصيبوا قومًا بجهلة
از تعليل «أن تصيبوا قوماً بجهالة» و متفرع شدن آن بر فسق مخبر، مطلب بالا نتيجه گيرى مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 39 - 4
4 - نقش مهم رهبرى كفر ، در گمراهى و انحراف اركان جامعه
فتولّى بركنه
در صورتى كه مراد از «ركن»، اركان جامعه بوده و «باء» براى تعديه باشد، از منتسب شدن انحراف اركان جامعه، به شخص
فرعون، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 9 - 11
11 - جوامعى كه خود را در پناه تعاليم وحى قرار ندهند ، خطر گرفتار شدن در ورطه انواع گمراهى ها ، آنان را تهديد مى كند .
هو الذى ينزّل على عبده ءايت بيّنت ليخرجكم من الظلمت إلى النور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 25 - 9
9 - استثمار و بى عدالتى اقتصادى ، از مشكلات عمده و اساسى جوامع در طول تاريخ
لقد أرسلنا رسلنا . .. و أنزلنا معهم الكتب و الميزان
با توجه به اين كه «ميزان» (ترازو) ابزارى است كه در مبادلات اقتصادى به كار مى رود و با آن كالاها را توزين مى كنند; مى توان گفت كه: اين واژه در آيه شريفه استعاره از خصوص عدالت اقتصادى است. بنابراين، پيام عدالت اقتصادى - كه در اين آيه به عنوان رسالت همه پيامبران برشمرده است - نشان مى دهد كه موضوع استثمار توده ها و ظلم و اجحاف اقتصادى به آنان، در تاريخ بشر ريشه داشته است و همه جوامع با آن مشكل دست به گريبان بوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 44 - 7
7 - تكذيب قرآن و معاد ، از عوامل و زمينه هاى سقوط تدريجى جوامع بشرى
سنستدرجهم من حيث لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 27 - 9
9- اشرافيت و رفاه ، زمينه هاى ابتلا به خود برتربينى و خوى استكبارى است .
فقال الملأ . .. ما نريك اتبعك إلاّ الذين هم أراذلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 85 - 3،8
3- كم فروشى و بى عدالتى در امور اقتصادى ، بارزترين انحراف اقتصادى قوم شعيب
و يقوم أوفوا المكيال و الميزان بالقسط
8- كم فروشى و بى مقدار و كم ارزش جلوه دادن اجناس مردم ، حرام و از مصداق هاى فسادانگيزى در زمين است .
أوفوا المكيال و الميزان . .. و لاتعثوا فى الأرض مفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 87 - 12
12- آزادى بى قيد و شرط مالكان در تصرف اموال خويش ، زمينه ساز رعايت نكردن قسط و عدالت در مبادلات است .
أوفوا المكيال و الميزان بالقسط . .. أو أن نفعل فى أمولنا مانشؤا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 35 - 5
5- كم فروشى و خيانت اقتصادى ، به گمان جلب منافع بيشتر ، بد فرجام و عملى زيان آور و ناميمون است .
و أوفوا الكيل . .. وزنوا بالقسطاس المستقيم ذلك خير و أحسن تأويلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 39 - 3
3 - اقتصاد متكى به ربا ، از بركات و مواهب معنوى خداوند ، بى بهره است .
ما ءاتيتم من ربًا ليربوا فى أمول الناس فلا يربوا عند اللّه
سوره روم، اگر چه مكى است و آيات مربوط به ربا، در مدينه نازل شده است، اما در عين حال، احتمال دارد - چنان كه از ظاهر آيه برمى آيد - «ربا» رباى اصطلاحى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 90 - 10
10 - انتظار پاداش از مردم در قبال تبليغ دين، آفت و مانعى مهم در راه تحقق اهداف آن است.
قل لاأسئلكم عليه أجرا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 12 - 4،5
4- وظيفه داران تبليغ دين ، بايد همه معارف و قوانين دين را براى مردم بيان كرده و از وانهادن حتى اندكى از آن دورى كنند .
فلعلّك تارك بعض ما يوحى إليك
5- استيحاش مردم از برخى معارف و احكام دين و نبود زمينه پذيرش در آنان ، مجوز ترك ابلاغ آنها نيست .
إن هذا إلاّ سحر مبين . .. فلعلّك تارك بعض ما يوحى إليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 112 - 13
13- مبلغان دين در نشر توحيد و احكام الهى ، نبايد از حد و مرز تعيين شده خارج شوند .
فاستقم كما أُمرت . .. و لاتطغوا
در برداشت فوق، جمله «لاتطغوا» در ارتباط با «فاستقم» معنا شده است و متعلق«لاتطغوا» استقامت گرفته شده است; يعنى ، در پايدارى طغيان نكنيد و اين كار را بر اساس برنامه الهى انجام دهيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 104 - 3،6،8
3- مبلغان دينى بايد از دريافت مزد براى ابلاغ دين و تعاليم قرآن پرهيز كنند .
و ما تسئلهم عليه من أجر
6- تبليغ قرآن نبايد وسيله درآمد هاى مادى قرار گيرد .
و ما تسئلهم عليه من أجر إن هو إلاّ ذكر للعلمين
حصر در جمله «إن هو . ..» حصر اضافى و نسبى است كه به قرينه جمله «و ما تسئلهم ...» مى توان گفت: مقصود اين است كه قرآن را خداوند بر پيامبر(صلی الله علیه و آله) نازل كرد تا حقايق آن را به مردم بياموزد و ابلاغ كند نه اينكه آن را وسيله كسب معاش قرار دهد و پيامبر(صلی الله علیه و آله) نيز همين گونه عمل كرد (ما تسئلهم ...).
8- ايمان نياوردن گروهى از مردم حتى اكثريت آنان در يك زمان ، نبايد مبلغان دينى را دلسرد كرده و مأيوس كند .
و ما أكثر الناس و لو حرصت بمؤمنين . .. إن هو إلاّ ذكر للعلمين
جمله «إن هو إلاّ ذكر للعالمين» - كه دلالت بر جهانى بودن قرآن و اسلام دارد و اختصاص آن را به مردم مكه و عصر بعثت نفى مى كند - اشاره به اين نكته دارد كه: اى پيامبر! از ايمان نياوردن اكثريت مردم مكه ناراحت مباش و مأيوس نشو ; چرا كه قرآن مخصوص اين مردم نيست و از آنِ همه عالم است. اينها ايمان نياوردند، سراغ ديگران بايد رفت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 13 - 3
3- به صِرف هدايت ناپذيرى افراد يا اقوام ، نبايد از ابلاغ تعاليم الهى به آنان خوددارى كرد .
كذلك نسلكه فى قلوب المجرمين . لايؤمنون به
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 125 - 5
5- جمود بر روش واحد تبليغى ، فاقد كارآيى لازم در هدايت همگان
ادع إلى سبيل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جدلهم
فرمان الهى به استفاده از روشهاى گوناگون (برهان، موعظه و جدال احسن) نشانگر عدم كفايت يك روش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 57 - 18
18- سرسختى برخى از افراد در برابر حق ، نبايد مايه دل سردى و نگرانى پيشوايان و مبلّغان دين گردد .
و إن تدعهم إلى الهدى فلن يهتدوا إذًا أبدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 42 - 13
13- خويشاوندى و پيوند هاى اجتماعى ، نبايد مانعى براى تبليغ و مخالفت با الحاد گردد .
إذ قال لأبيه يأبت لِمَ تعبد ما لايسمع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 43 - 7
7- خويشاوندى ، نبايستى موجب ترك تبليغ دين و توحيد و مبارزه با شرك گردد .
يأبت لِمَ تعبد . .. يأبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 72 - 5
5 - اجرت خواهى و مزد طلبى در راه تبليغ دين و هدايت مردم ، داراى تأثير منفى بوده و بهانه دادن به دست بهانه جويان است .
أم تسئلهم خرجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 57 - 6
6 - تأثير بهينه تبليغات دينى و بشارت و اخطار به مردمان ، در گرو خلوص و اظهار بى نيازى و درخواست نكردن مزد از مردم
قل ما أسئلكم عليه من أجر إلاّ من شاء أن يتّخذ إلى ربّه سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 86 - 5
5 - تأثير بهينه تبليغات دينى و بشارت و اخطار به مردم ، در گرو خلوص و اظهار بى نيازى و درخواست نكردن مزد از مردم
قل ما أسئلكم عليه من أجر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 5 - 7
7 - مبلغان الهى ، نبايد به خاطر مخالفت مردم ، از تبليغ و هدايت گرى سر باز زنند .
أفنضرب عنكم الذكر صفحًا أن كنتم قومًا مسرفين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 40 - 3
3 - مزد طلبى از مردم در برابر تبليغ دين ، زمينه ساز روى گردانى آنان از پذيرش آن
أم تسئلهم أجرًا فهم من مغرم مثقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قلم - 68 - 46 - 2
2 - درخواست مزد و پاداش در قبال هدايت و تبليغ دين ، از موانع تأثيرگذارى و موفقيت آن
أم تسئلهم أجرًا
برداشت ياد شده، از آن جا است كه آيه شريفه، درصدد بيان علّت هاى نپذيرفتن اسلام از سوى كافران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 166 - 7
7 - سران و بزرگان گمراه ، داراى نقشى بسزا در گمراهى مردم
إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 57 - 8
8- شركورزى و مخالفت با تعاليم و توصيه هاى پيامبران ، از عوامل مهم نابودى جامعه ها و تحولات تاريخ و دگرگونى هاى آن است .
فإن تولّوا . .. يستخلف ربى قومًا غيركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 62 - 11
11- وفادارى جوامع به آرا و انديشه هاى باطل قومى و قبيله اى ، بازدارنده بروز انديشه هاى نو و برحق در ميان آنان
أتنهنا أن نعبد ما يعبد ءاباؤُنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 85 - 10
10- جوامع مرفّه ، در خطر انحرافات اقتصادى و گسترش دادن ظلم و ستم در پهنه گيتى
إنى أريكم بخير . .. أوفوا المكيال ... و لاتعثوا فى الأرض مفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 87 - 8
8- پايبندى جوامع به آرا و آداب باطل پيشينيان ، مانع بروز انديشه هاى نو و برحق در ميان آنان است .
أن نترك ما يعبد ءاباؤُنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 97 - 5
5- فرمان هاى فرعون ، هرگز هدايتگر مردم به راه صواب و صحيح نبود .
و ما أمر فرعون برشيد
مرشد (راهنماى به درستى و راستى)نيز مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 116 - 5
5- فساد ها و تباهيها ، آن گاه كه رواج يابد و فراگير شود ، امت ها را در خطر عذاب هاى الهى قرار مى دهد .
ينهون عن الفساد فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 11 - 9
9- گرايش ها و رفتار هاى جوامع بشرى ، زمينه ساز دستيابى آنان به نعمت و يا گرفتار شدن به سختيها
إن الله لايغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 58 - 4
4- جرم پيشگى و تبه كارى ، زمينه ساز هلاكت و نابودى جوامع بشرى
قالوا إنا أُرسلنا إلى قوم مجرمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 86 - 11
11 - دنياطلبى ، از ريشه هاى بروز جنگ ها و درگيرى هاى خونين ميان گروه هاى معتقد به آيين الهى است .
ثم أنتم هؤلاء تقتلون أنفسكم . .. أولئك الذين اشتروا الحيوة الدنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 13 - 13
13 - خانه و زندگى ، از جمله نگرانى انسان است و وابستگى به آنها ، باعث تزلزل در جهاد مى شود .
يقولون إنّ بيوتنا عورة و ما هى بعورة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 16 - 10
10 - وابستگى به دنيا ، از جمله عوامل فرار از جهاد است .
إن فررتم من الموت . .. و إذًا لاتمتّعون إلاّ قليلاً
كاربرد «لاتمتّعون» به جاى اين كه بگويد: «چندان زنده نخواهيد ماند. »، مى تواند به اين نكته اشاره داشته باشد كه منافقان، در پى دستيازيدن به متاع دنيوى، از مرگ فرار مى كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 19 - 2
2 - كم شركت كردن منافقان در جبهه جهاد مسلمانان ، به خاطر بخل آنان به مسلمانان بود .
لايأتون البأس . .. أشحّة عليكم
«أشحّة» جمع «شحيح» است. «شح» - ريشه أشحّة - در لغت، به معناى «بخل حريصانه» است (مفردات راغب). لازم به ذكر است كه «أشحّة» حال براى ضمير فاعلى فعل «يأتون » در آيه پيشين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 35 - 3
3- سستى در جهاد و نبرد با دشمن ، در پى دارنده سازشى خفّت بار *
فلاتهنوا و تدعوا إلى السلم و أنتم الأعلون
تقدم «لاتهنوا» بر «تدعوا إلى السلم» بيانگر اين حقيقت است كه سستى، پيش زمينه سازش است; سازشى كه امت هاى برتر (و أنتم الأعلون) را به ذلّت مى كشاند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 36 - 4
4- سرگرمى ها و خوشى هاى پوچ دنيا ، از مهم ترين عوامل سستى در جهاد و تمايل به سازش با كافران
فلاتهنوا . .. إنّما الحيوة الدنيا لعب و لهو
خداوند، پس از نهى مؤمنان نسبت به سستى در جهاد و گرايش به سازش، به آنان لعب و لهو بودن دنيا را يادآورى كرده است. از مطلب استفاده مى شود كه سرگرمى هاى اين دنيا، عاملى مهم در سستى و سازش با كفر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 13
13 - حكومت و منصب قضاوت ، بستر بسيار لغزنده و رهبران و داوران در معرض مقهور شدن به دست هواى نفس
يداود إنّا جعلنك خليفة فى الأرض فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 41 - 11
11 - رسيدن به منافع دنيوى ، از عوامل گرايش به كفر و انكار قرآن
و لاتشتروا بأيتى ثمناً قليلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 79 - 4
4 - گرفتارى عوام به خيالات واهى درباره دين و كتاب هاى آسمانى ، پيامد تحريفگرى و عملكرد عالمان سوء است .
و منهم أميون . .. فويل للذين يكتبون الكتب بأيديهم
تفريع جمله «فويل للذين . ..» بر آيه قبل - كه درباره جهل مردم به كتاب آسمانى بود - گوياى اين معناست كه: عالمان سوء و تحريفگر، داراى نقشى بسزا در جهل و خرافه گرايى مردم هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 109 - 2،12
2 - تلاش پى گير اهل كتاب براى مرتد ساختن مسلمانان
ودّ كثير من أهل الكتب لو يردونكم من بعد إيمنكم كفاراً
«ودّ» به معناى علاقه داشتن است، ولى به دليل جمله «فاعفوا . ..» معلوم مى شود: اهل كتاب براى تحقق بخشيدن به آرزوى خود (مرتد ساختن اهل ايمان) به تلاشهاى توطئه گرانه نيز روى آورده بودند.
12 - يهود و نصارا با بهانه قرار دادن نسخ اديان و نسخ برخى از آيات قرآن ، در صدد ايجاد شبهه در اذهان مسلمانان بودند .
ما ننسخ من ءاية . .. أم تريدون أن تسئلوا رسولكم ... ودّ كثير من أهل الكتب
بيان تلاش اهل كتاب براى مرتد ساختن مسلمانان پس از مطرح ساختن پرسشها و درخواستهاى نابه جا درباره نسخ و بيان اثر سوء آن در خواستها (تبديل شدن ايمان به كفر)، گوياى اين است كه: اهل كتاب در صدد بودند مسلمانان را درباره نسخ به شبهه اندازند و آنان رادر ايمانشان به پيامبر(صلی الله علیه و آله) دچار ترديد كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 111 - 13،14
13 - باور ها و عقايد دينى درخطر آميخته شدن با آرزو ها و خيالات واهى است .
تلك أمانيّهم
14 - ضرورت پرهيز از گرايش دادن آرزو ها و خيالات واهى به سمت باور ها و عقايد دينى
قالوا لن يدخل الجنة . .. تلك أمانيّهم قل هاتوا برهنكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 120 - 22
22 - اديان الهى ، در خطر آميخته شدن به افكار و انديشه هاى برخاسته از هوا هاى نفسانى
لئن اتبعت أهواءهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 170 - 5،7
5 - تكيه بر آداب و رسوم گذشتگان و اصرار بر رعايت آنها ، از عوامل نپذيرفتن دعوت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و پيروى نكردن از قرآن و
احكام دين
قالوا بل نتبع ما ألفينا عليه ءاباءنا
7 - تأثير آداب و رسوم اقوام در هدايت و يا گمراهى نسل هاى آنان
قالوا بل نتبع ما ألفينا عليه ءاباءنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 3 - 20
20 - خطر آسيب پذيرى دين با تشديد انحرافات داخلى ، پس از فراغت از ناحيه دشمن خارجى
اليوم يئس الذين كفروا من دينكم فلاتخشوهم و اخشون
با توجه به اينكه بحث در اين بخش از آيه درباره اكمال دين و مصونيت آن از خطر دشمن خارجى است، مى توان گفت هدف از فرمان به ترسيدن از خداوند (و اخشون) پس از دفع خطر دشمنان از آسيب رسانى به دين، اين است كه مبادا مسلمانان خود، به معارف دين ضربه زده و اساس آن را تهديد كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 77 - 3،4،10،11
3 - غلو در دين ( آميختن معارف الهى به گزافه هايى باطل ) امرى نكوهيده و حرام
لاتغلوا فى دينكم
4 - پيروان اديان الهى در خطر غلو و انحراف از دين خويش
ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم
10 - عقايد ناروا و غلوآميز اهل كتاب برخاسته از افكار باطل گمراهانى مشرك در گذشته تاريخ
قل ياهل الكتب لاتغلوا فى دينكم . .. و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا
بدان احتمال كه خطاب در «يا اهل الكتب» متوجه تمام يهود و نصارا باشد نه خصوص آنانكه در عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) بودند. بر اين مبنا مراد از «قوم قد ضلوا» پيشينيان اهل كتاب نخواهند بود بلكه مقصود، پيروان مذاهب شرك مى باشند.
11 - ضلالت هاى فراوان و ريشه دار بشر ، ميراث عقايد و افكار هواپرستان تاريخ
و لاتتبعوا اهواء قوم قد ضلوا من قبل و اضلوا كثيراً
بدان احتمال كه «كثيراً» صفت مفعول مطلق محذوف باشد ; يعنى (اضلوا اضلالا كثيراً).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 78 - 7
7 - غلو در دين موجب كفر است .
لاتغلوا فى دينكم . .. لعن الذين كفروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 116 - 6،7
6 - تكيه بر گمان در مسائل اصولى و زيربنايى موجب گمراهى مى شود.
يضلوك عن سبيل الله إن يتبعون إلا الظن
7 - گرايش به همسويى و همشكل شدن با توده هاى مردم در عقايد و افكار، لغزشگاهى خطرناك براى رهروان حق است.
و إن تطع أكثر من فى الأرض يضلوك
نهى از پيروى از اكثريت، بيانگر جاذبه عظيم عقايد اكثريت و خطر لغزش به سوى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 148 - 3،5،8
3 - مشركان از مفهوم «مشيت الهى» برداشتى نادرست داشتند.
سيقول الذين أشركوا لو شاء الله ما أشركنا
5 - برداشت نادرست از مفهوم مشيت الهى دستاويزى براى ابراز عقيده جبر است.
لو شاء الله ما أشركنا و لا ءاباؤنا
8 - جبرگرايى بهانه اى براى فرار از مسؤوليت است.
سيقول الذين أشركوا لو شاء الله ما أشركنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 51 - 1،2
1 - تبديل دين خدا به مجموعه اى از امور واهى و بازدارنده از سعادت و كمال ، ويژگى كفرپيشگان
حرمهما على الكفرين. الذين اتخذوا دينهم لهواً و لعباً
الف: مراد از «دينهم» دين الهى است و اضافه آن به مردم اشاره به اين حقيقت دارد كه منفعت برنامه هاى دينى و قوانين شريعتهاى الهى به خود انسانها مى رسد. ب: «اتخذوا» از افعال تصيير است. يعنى: بدلوا دين اللّه لهوا و لعبا. و تبديل دين خدا به لهو و لعب به اين است كه پيرايه هايى را بر دين ببندند تا دين مجموعه اى از لهو و لعب جلوه كند.
2 - ضرورت پرهيز از آلوده سازى دين خدا به امور باطل ، خرافى و بازدارنده از سعادت واقعى انسان
الذين اتخذوا دينهم لهواً و لعباً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 15 - 9
9- دنياطلبىو تجمل گرايى ، از موانع پذيرش توحيد و ايمان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن است .
فاعلموا أنما أُنزل بعلم الله و أن لا إله إلاّ هو فهل أنتم مسلمون. من كان يريد ا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 18 - 2
2- حرمت بدعت گذارى در دين و انتساب امرى خود بافته و دروغين به خداوند
و من أظلم ممن افترى على الله كذبًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 19 - 9
9- دروغ بستن به خدا ، موجب بازدارى مردم از پيوستن به راه او و منحرف ساختن دين الهى و نشانه كفر به آخرت است .
و من أظلم ممن افترى . .. و هم بالأخرة هم كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 20 - 12
12- درك نكردن معارف و حقايق دين ، ريشه گرايش به كفر و شرك است .
أُولئك . .. ما كانوا يستطيعون السمع و ما كانوا يبصرون
جمله «ما كانوا . ..» بيانگر دليل و ريشه كفرورزى كافران است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 91 - 2
2- منفعت پرستى ، حرام خوارى ، تعصب و قوم گرايى عامل هاى بازدارنده مردم مدين از انديشه كردن در تعاليم شعيب ( ع ) و فهميدن آنها
قالوا يشعيب ما نفقه كثيرًا مما تقول
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 118 - 9
9- اختلاف انسان ها در دين ، مايه پوشيده شدن حقيقت بر عموم آنان مى شود .
و لايزالون مختلفين
چون «إلاّ من رحم» در آيه بعد استثنا از «لايزالون مختلفين» است معلوم مى شود همه اختلاف كنندگان در دين - جز كسى كه مورد رحمت الهى قرار گيرد - بر طريق ناصوابند بنابراين اختلاف در دين باعث مى شود كه حق بر همه گروهها پوشيده بماند و همگان بيراهه بروند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 40 - 17،22
17- تنها اديانى كه قرين برهان باشند ، از كجى و انحراف مبرّا هستند .
ما أنزل الله بها من سلطن . .. أمر ألاّتعبدوا إلاّ إياه ذلك الدين القيم
22- جهل و نادانى مردم ، زمينه ساز پيدايش شرك و پرستش غير خدا
ما أنزل الله بها من سلطن . .. و لكنّ أكثر الناس لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 103 - 5،6
5- غرور و خودپسندى مردمان ، از ريشه هاى ايمان نياوردن آنان به پيامبر (صلی الله علیه و آله) و قرآن *
و ما أكثر الناس و لو حرصت بمؤمنين
آيه مورد بحث مى تواند به عنوان يكى از نتايج نقل داستان يوسف و برادرانش مطرح باشد و در آن داستان بيان شد كه يكى از علل برخورد برادران يوسف با وى غرور و خودبرتربينى آنان بود (و نحن عصبة) بنابراين «ما أكثر الناس» پس از نقل آن داستان اشاره به اين معنا دارد كه از علل ايمان نياوردن مردم مكه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) غرور و خودبرتربينى ايشان بوده است.
6- حسادت مردم مكه بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) از ريشه هاى ايمان نياوردن ايشان به آن حضرت *
و ما أكثر الناس و لو حرصت بمؤمنين
برداشت فوق با توجه به توضيحى كه در شماره قبل آورده شد معلوم مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 17 - 15
15- معارف و حقايق الهى همواره در خطر مشوب شدن و آميخته گشتن به امورى باطل است .
أنزل من السماء . .. فاحتمل السيل زبدًا رابيًا و مما يوقدون ... زبد مثله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 9 - 19
19- شك توأم با بدبينى اقوام كفرپيشه نسبت به تعاليم انبيا ، منشأ كفر آنان بود .
قالوا إنا كفرنا بما أُرسلتم به و إنا لفى شكّ ممّا تدعوننا إليه مريب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 3 - 6
6- غوطهورى در تمتعات و لذت هاى مادى ، مانع تسليم شدن در برابر حقايق دينى
ربما يودّ الذين كفروا لو كانوا مسلمين. ذرهم يأكلوا و يتمتّعوا
فراز «ذرهم يأكلوا و يتمتعوا و . ..» - كه درصدد بيان حالات كفار است - مى تواند به منزله تعليل و جوابى باشد براى اينكه: چرا آنان اسلام نمى آورند و سرانجام نادم و پشيمان مى شوند؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 2 - 10
10- سرگرمى انسان به دنيا ، عامل بى توجهى به وحى و دين الهى
ما يأتيهم من ذكر . .. و هم يلعبون
جمله «و هم يلعبون» حال براى ضمير فاعلى «استمعوه» و بيانگر وضعيت مشركان و مردم حق گريز است. اين وضعيت مى تواند در حق گريزى و بى اعتنايى به پيام هاى الهى مؤثر باشد. گفتنى است جمله «لاهية قلوبهم» در صدر آيه بعد - كه حال براى مبتدا در جمله «و هم يلعبون» است - همين برداشت را تأييد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 3 - 2،3،9
2- كافران ، همواره درصدد جلوگيرى از راه خدا و در پى ممانعت از گسترش تعاليم الهى هستند .
للكفرين . .. الذين ... و يصدّون عن سبيل الله
3- كافران ، همواره در پى كج جلوه دادن راه و تعاليم الهى هستند .
للكفرين . .. الذين ... و يصدّون عن سبيل الله و يبغونها عوجًا
9- دلبستگى به دنيا و ترجيح دادن آن بر آخرت ، زمينه ساز دين ستيزى و كفر است .
الذين يستحبّون الحيوة الدنيا على الأخرة و يصدّون عن سبيل الله
تقديم «يستحبّون الحياة الدنيا» بر جمله «و يصدّون عن سبيل الله و يبغونها عوجاً» احتمالاً بيانگر معناى ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 15 - 3
3- لجاجت و هدايت ناپذيرى ، عامل عدم تسليم و مقاومت در برابر تعاليم آسمانى
و لو فتحنا عليهم بابًا من السّماء فظلّوا فيه يعرجون . لقالوا إنما سكّرت أبصرنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 90 - 4
4- التقاط در دين ( پذيرش قسمتى از دين و انكار برخى ديگر ) گناهى بزرگ و زمينه ساز نزول عذاب الهى است .
كما أنزلنا على المقتسمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 105 - 3
3- كفر و حق ناپذيرى ، منشأ دروغ پردازى و افترا بستن به حقايق دين است .
إنما يفترى الكذب الذين لايؤمنون بأيت الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 116 - 1
1- نسبت دادن برداشت هاى شخصى ، بى اساس و دروغين خود به دين ، حرام و ممنوع است .
و لاتقولوا لما تصف ألسنتكم الكذب هذا حلل و هذا حرام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 94 - 5
5- پيش داورى هاى مبتنى بر ملاك هاى غلط ، مانع برخورد صحيح با تعاليم انبياست .
و ما منع الناس . .. إذ جاءهم الهدى إلاّ أن قالوا أبعث الله بشرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 36 - 3
3- غفلت از معاد و ترديد در آن ، معلول دل بستگى شديد به دنيا است .
أنا أكثر منك مالاً . .. قال ما أظنّ أن تبيد هذه أبدًا . و ما أظنّ الساعة قائمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 48 - 16
16- انكار معاد ، نكوهيده تر از دل بستگى به زندگانى دنيا و داراى نقشى مؤثرتر در آن در پيدايش شرك
لقد جئتمونا كما خلقناكم أوّل مرّة بل زعمتم ألّن نجعل لكم موعدًا
حرف «بل» براى اضراب و نشان نابرابر بودن مابعد و ماقبل آن است. در اين برداشت، تشبيه در «كما خلقناكم»، ناظر به
مال و فرزند نداشتن انسان در آغاز خلقت و هنگام اعاده آن، دانسته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 77 - 5
5- رفاه طلبى و قدرت خواهى ، از عوامل ارتداد
كفر بأيتنا و قال لأُتينّ مالاً و ولدًا
ظاهر عبارت «كفر بأياتنا» به قرينه «لأُوتينّ» - كه براى استقبال است - حدوث كفر است نه استمرار آن.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 16 - 5،6
5 - كافران به آيين و برنامه هاى الهى ، درصدد بازداشتن مردم از گرايش به دين و عمل به آن هستند . *
فاعبدنى . .. فلايصدّنك عنها من لايؤمن بها
مرجع ضمير «عنها» و «بها» ممكن است تمامى تعاليم و رهنمودهاى آموخته شده به موسى(ع) در وادى طوى (توحيد، لزوم عبادت و نماز، معاد و كيفر و پاداش الهى) باشد.
6 - پيروى از هوا ها و اميال نفسانى ، در پى دارنده كفر و بى ايمانى به قيامت است .
من لايؤمن بها واتبع هويه
«اتبع» ماضى است و عطف بر «لايؤمن» كه مضارع است; بنابراين پيروى از هوس ها كه در زمان قبل انجام گرفته است، سبب بى ايمان در زمان بعد خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 21 - 13
13 - روحيه خود برتربينى و خوى تجاوزگرى ، از موانع پذيرفتن حق و ايمان آوردن
لقد استكبروا فى أنفسهم و عتو عتوًّا كبيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 111 - 5
5 - اشرافيت و بينش غلط طبقاتى ، مانع از ايمان آوردن به پيامبران
قالوا أنؤمن لك و اتبعك الأرذلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 136 - 3
3 - رفاه و توانمندى قوم عاد ، زمينه ساز كفر و لجاجت آنان در برابر هود ( ع )
و اتّقوا الذى أمدّكم . .. أمدّكم بأنعم و بنين ... قالوا سواء علينا أَوَعظت أم ل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 153 - 3
3 - سرمستى ، رفاه زدگى ، اسراف گرى و فسادانگيزى ثموديان ، مانع درك آنان از مفاهيم بلند و آسمانى پيام صالح ( ع )
قالواإنّما أنت من المسحّرين
بيان رفاه مندى، اسراف گرى و فسادانگيزى ثموديان، پيش از ذكر موضع گيرى آنان در مقابل صالح(ع)، مى تواند نشان دهنده اين حقيقت باشد كه آنچه سبب شد، ثموديان مفاهيم مهم معرفتى صالح(ع) را، كلماتى جنون آميز، بيهوده و گزاف به شمار آوردند و او را فردى افسون شده بخوانند; اين بود كه آنان گرفتار غرور، سرمستى، اسراف و فسادگرى شده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 185 - 3
3 - دنياطلبى و فسادانگيزى مردم اَيكه ، مانع درك آنان از مفاهيم بلند وآسمانى پيام شعيب ( ع )
قالوا إنّما أنت من المسحّرين
بيان تقلب مردم «ايكه» در معاملات و روحيه فسادانگيزى آنان (پيش از ذكر موضع گيرى آنها در مقابل شعيب(ع) مى تواند نشانگراين باشد كه آنچه سبب شد تا مردم ايكه مفاهيم مهم معرفتى آن حضرت را جنون آميز، بيهوده و گزاف به شمار آورده و او را فردى افسون شده بخوانند، اين بود كه آنان گرفتار دنياطلبى و فسادانگيزى شده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 43 - 1
1 - محيط و عادت هاى شرك آلود ، مانع هدايت بلقيس به راه راست و يكتاپرستى در گذشته عمر وى
و صدّها ما كانت . .. إنّها كانت من قوم كفرين
«صَدّ» (مصدر «صَدَّ») به معناى منع و بازداشتن است. متعلق «صَدَّ» محذوف و به تقدير «صدّها عن السبيل» مى باشد. برداشت ياد شده بدان احتمال است كه آيه ياد شده ناظر به پاسخ اين پرسش باشد كه بلقيس چرا پيش از اين ماجرا (ماجراى ميان او و سليمان(ع)) با فراستى كه داشت، از راه راست منحرف شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 2 - 3
3 - ايمان ، در عين فضيلت آفرينى ، ممكن است كه انسان را دچار خودفريبى كند .
أحسب الناس أن يتركوا أن يقولوا ءامنّا و هم لايفتنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 12 - 1،10
1 - اغواگران كافر ، براى مرتد ساختن مسلمانان ، در تلاش بودند .
و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا و لنحمل خطيكم
برعهده گرفتن بار خطاى مسلمانان، از سوى كافران، با بيان فعل امر (لنحمل خطاياكم) هنگام دعوت از آنان براى تبعيت از خط و راه كافران، حكايت از نوعى برخورد اغواگرانه دارد.
10 - فريب دادن با تمسك به دروغ و پذيرش مسؤوليت خطا ، از راه هاى ايجاد انحراف دينى است .
و قال الذين كفروا للذين ءامنوا اتّبعوا سبيلنا و لنحمل خطيكم . .. إنّهم لكذبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 33 - 11
11 - گروهى از مردم ، به هنگام برخوردارى از رفاه و آسايش و رهيدن از خطرات و سختى ها ، ناسپاسى مى كنند و شرك مىورزند .
و إذا مسّ الناس ضرّ . .. ثمّ إذا أذاقهم ... إذا فريق منهم بربّهم يشركون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 6 - 2،3،4،5،8،12
2 - برخى از كافران عصر پيامبر ، به منظور دور ساختن مردم از هدايت قرآنى ، داستان هاى بيهوده را فرامى گرفتند و ترويج مى دادند .
و من الناس من يشترى لهو الحديث ليضلّ عن سبيل اللّه
درباره اين كه «مراد از «من الناس» در اين آيه و نيز «خريد حديث لهو» چيست؟»، مفسران گفته اند، بعضى از كافرانِ مكه، به كشورهايى مانند ايران مسافرت مى كردند و كتاب هاى افسانه مى خريدند و يا مى آموختند و آنها را به مكه منتقل مى كردند و به منظور مبارزه با قرآن، رواج مى دادند. لازم به ذكر است كه مراد از «سبيل اللّه» در اين آيه، به قرينه آيات آغاز سوره، مى تواند قرآن باشد.
3 - كافران ، به منظور منحرف ساختن جامعه از راه خدا و ترويج باطل ، سرمايه گذارى مى كردند .
و من الناس من يشترى لهو الحديث ليضلّ عن سبيل اللّه
آورده شدن فعل مضارع «يشترى» و «يضلّ» دلالت بر تلاش هاى مستمر مى كند.
4 - داستان هاى خرافى و سرگرمى هاى واهى ، ابزار كافران براى مبارزه با دين بود .
و من الناس من يشترى لهو الحديث ليضلّ عن سبيل اللّه
5 - كافران مكه براى بازداشتن مردم از گوش فرا دادن به آيات قرآن و سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) كنيزان آوازه خوان را مى خريدند و مردم را به آواز مشغول مى كردند .
و من الناس من يشترى لهو الحديث ليضلّ عن سبيل اللّه
منظور از «لهوالحديث» طبق برخى از شأن نزول ها، غنا است كه به وسيله كنيزانى خوانده مى شد. لازم به گفتن است كه طبق اين معنا «اشتراء» حقيقى است.
8 - غنا و نغمه هاى مفسده انگيز ، ابزار كافران براى گمراه كردن مردم از راه خدا است .
و من الناس من يشترى لهو الحديث ليضلّ عن سبيل اللّه
12 - از اهداف رواج دهندگان افسانه هاى باطل و خرافى در ميان مردم ، به تمسخر گرفتن راه خدا است .
يشترى لهو الحديث ليضلّ . .. و يتّخذها هزوًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 7 - 7
7 - برخورد منفى با آيات الهى ، مانع از پذيرش آنها است .
و من الناس من يشترى لهو الحديث ليضلّ عن سبيل اللّه . .. و إذا تتلى عليه ءايتنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 21 - 2،9،14
2 - تعصّب و تقليد كور از نياكان ، مانع گرايش كافران به پيروى از قرآن و تعاليم آسمانى است .
و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتّبع ما وجدنا عليه ءاباءنا
9 - آداب و رسوم اقوام ، در هدايت و يا گمراهى نسل ها آنان ، تأثيرى قابل توجّه دارد .
و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتّبع ما وجدنا عليه ءاباءنا
14 - شيطان ، بازدارنده انسان ها از تبعيت از دين است .
اتّبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتّبع . .. أوَ لو كان الشيطن يدعوهم إلى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 25 - 15
15 - جهل و بى خبرى مشركان ، باعث قبول نكردن دين الهى و روى آوردن آنان به آيين و سنت هاى بى پايه پدران خود است .
و إذا قيل لهم اتّبعوا ما أنزل اللّه قالوا بل نتّبع ما وجدنا عليه ءاباءنا . .. و
برداشت بالا، براساس اين احتمال است كه «لايعلمون» مفعولٌ به و متعلق نداشته باشد و درصدد نفى علم از مشركان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 33 - 19
19 - رحمانيت خدا ، مورد سوء استفاده اغواكنندگان ، در غافل ساختن انسان از قيامت و كيفر اَعمال است .
و لايغرّنّكم باللّه الغرور
«باء» در «باللّه» سببى است و مراد از آن، اين است كه شيطان و يا هر موجود فريبنده اى، به وسيله ذكر خدا و برخى از اوصاف او، همانند رحمانيت و يا غفاريت، چه بسا انسان را مغرور كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - احزاب - 33 - 67 - 3
3 - پيروى بى چون و چرا ( و بى منطق ) از بزرگان ، راهزن خِرد دينى است .
ربّنا إنّا أطعنا سادتنا و كبراءنا فأضلّونا السبيلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 21 - 9
9 - ترديد - هرچند اندك - درباره اصول عقيده ، درپى دارنده فاجعه اى عقيدتى و رفتارى
فاتّبعوه . .. و ما كان له عليهم من سلطن إلاّ لنعلم ... ممّن هو منها فى شكّ
تنوين «شكّ» براى تقليل است و دلالت بر ناچيزى و اندكى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 33 - 8
8 - تأثير تبليغات منحرفانه در آسيب زدن به آيين درست و جاى گزين كردن اعتقاد باطل به جاى آن
و قال الذين استضعفوا للذين استكبروا . .. تأمروننا أن نكفر باللّه و نجعل له أنداد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 43 - 7
7 - پافشارى بر تقليد از آيين نياكان و گذشتگان ، از جمله موانع پذيرش دين حق
و إذا تتلى عليهم ءايتنا بيّنت قالوا ما هذا إلاّ رجل يريد أن يصدّكم عمّا كان ي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 45 - 4
4 - برخوردارى ملت هاى كفرپيشه از مال و امكانات فراوان ، سبب ايستادگى آنها در مقابل پيامبران و تكذيب آنان شد .
و ما بلغوا معشار ما ءاتينهم فكذّبوا رسلى
جمله «و ما بلغوا. ..» معترضه است و «فا» در «فكذّبوا» عاطفه مى باشد. ذكر جمله معترضه بين معطوف و معطوف عليه، مى رساند كه تكذيب پيامبران از سوى ملت هاى داراى امكانات، متأثر از برخوردارى آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 5 - 8
8 - دين و معارف الهى ، در معرض كج فهمى و تحريف معنوى با توطئه فريبكاران
و لايغرنّكم باللّه الغرور
برداشت ياد شده، به خاطر اين نكته است كه فريب خوردن انسان به وسيله فريبكاران درباره خداوند و دين او، مى تواند با تحريف معارف الهى و معرفى نادرست آن صورت پذيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 43 - 1
1 - استكبار و حيله گرى مشركان ، دو عامل تنفر و دورى آنان از گرايش به اسلام و دين الهى
فلمّا جاءهم نذير ما زادهم إلاّ نفورًا . استكبارًا فى الأرض و مكر السّيّىِ
برداشت ياد شده، مبتنى بر اين احتمال است كه «استكباراً» مفعول لأجله بوده و «مكر السّيّىِ» نيز بر آن عطف شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 125 - 12
12 - بى تقوايى ، زمينه ساز انحراف از مسير حق و افتادن در دام آيين شرك و بت پرستى
إذ قال لقومه ألاتتّقون . أتدعون بعلاً و تذرون أحسن الخلقين
برداشت ياد شده به دليل اين نكته است كه الياس(ع)، پيش از سرزنش قوم خود به جهت گرويدن آنان به آيين شرك، آنان را به دليل بى تقوايى سرزنش كرده است و اين مطلب مى رساند كه بى تقوايى، زمينه ساز گرايش به آيين هاى باطل (همچون بت پرستى) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 63 - 3
3 - روح لجاجت و ستيزه جويى ، از عوامل انكار آيات الهى و نپذيرفتن حق
كذلك يؤفك الذين كانوا بأيت اللّه يجحدون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 70 - 2
2 - روح لجاجت و ستيزه جويى ، از عوامل دين ستيزى و حق ناپذيرى
الذين يجدلون فى ءايت اللّه . .. الذين كذّبوا بالكتب و بما أرسلنا به رسلنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 75 - 3
3 - افراط در شادمانى و زندگى سرمستانه ، زمينه ساز غفلت از حقايق و معارف الهى و انكار و تكذيب آنها
الذين كذّبوا بالكتب . .. ذلكم بما كنتم تفرحون فى الأرض بغير الحقّ و بما كنتم تم
برداشت ياد شده بر اين اساس استوار است كه مشار اليه «ذلكم» تكذيب كافران باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 13 - 19،20
19 - اختلافات پيروان شريعت ، مانع حيات و قوام دين در جامعه .
أن أقيموا الدين و لاتتفرّقوا فيه
برداشت بالا بر اين اساس است كه عطف جمله «لاتتفرّقوا فيه» بر «أقيموا الدين»، عطف تفسيرى و از نوع يكى از متلازمين بر ديگرى باشد.
20 - اكتفا به انجام برخى از تعاليم شريعت ، خطرى براى كليت دين
أقيموا الدين و لا تتفرّقوا فيه
برداشت ياد شده باتوجّه به دو مطلب زير است: الف) مراد از «لاتتفرّقوا» عمل به برخى از دستورات و ترك بعضى ديگر باشد. ب) فعل «لاتتفرّقوا» تفسير و تأكيد براى «أقيموا الدين» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 36 - 5
5 - دلبستگى به زندگى دنيايى ، منشأ اصلى مجادله در آيات الهى و انكار آن است .
و يعلم الذين يجدلون . .. فما أُوتيتم من شىء فمتع الحيوة الدنيا
با توجه به فاى تفريع در «فما أُوتيتم»، مى توان استفاده كرد كه مجادله در آيات الهى و انكار آن، از دنيامحورى برخاسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 48 - 17
17 - دلخوشى به مظاهر دنيا و كفران و ناسپاسى انسان ، موجب روى گردانى وى از پيام وحى است .
فإن أعرضوا . .. فإنّ الإنسن كفور
جمله «و إنّا إذا . .. كفور» مى تواند اشاره به وجه اعراض و روى گردانى كافران از پيام وحى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 24 - 10
10 - عنصر رفاه و استكبار ، مايه انكار تمامى پيامبران و مقابله با همه اديان الهى
قالوا إنّا بما أرسلتم به كفرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 80 - 1
1 - تصور ناقص انسان از خداوند و گستره علم وى ، زمينه ساز فروغلتيدن وى در دام حق ستيزى و مبارزه با پيامبران
أم أبرموا أمرًا . .. أم يحسبون أنّا لانسمع سرّهم و نجويهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 9 - 4
4- سرگرمى در ميدان ترديد و توقف در وادى شك و مصمم نبودن براى رسيدن به يقين ، مايه محروميت انسان از درك پيام مستدل وحى
إن كنتم موقنين . .. بل هم فى شكّ يلعبون
تعبير «فى شكّ» استقرار در شك را مى رساند; به علاوه آن كه «يلعبون» آن را تأكيد مى كند. از مقابله اين آيه با «إن كنتم موقنين»، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 22 - 5
5- فراگيرى فساد و غوطهورى مردم در جرم و گناه ، مانع نفوذ منطق مستدل وحى در ايشان
فدعا ربّه أنّ هؤلاء قوم مجرمون
دعاى موسى(ع)، شكوه اى از روى يأس و نااميدى از ايمان فرعونيان به درگاه خداوند بود. تعبير «أنّ هؤلاء...» بيانگر علت نااميدى موسى(ع) از تأثير سخنانش در فرعونيان مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 18 - 11
11 - تأثيرپذيرى از خواسته ها و اميال ناآگاهان ، ناسازگار با اجراى صحيح و بايسته شريعت
ثمّ جعلنك على شريعة من الأمر فاتّبعها . و لاتتّبع أهواء الذين لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 11 - 7
7- بينش طبقاتى ، عامل كفر و حق ناپذيرى
و قال الذين كفروا . .. لو كان خيرًا ما سبقونا إليه
از آيه شريفه استفاده مى شود كه كافران، به نوعى روحيه استكبارى ناشى از اشرافيت گرفتار بودند و مؤمنان را از طبقه حقير و پايين به شمار مى آوردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 16 - 8،11
8- عدم درك كافران نسبت به وحى و سخنان پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، ناشى از هواپرستى و تيرگى قلب آنان
قالوا . .. ماذا قال ... أولئك الذين طبع اللّه على قلوبهم و اتّبعوا أهواءهم
بنابر اين كه تعبير «طبع اللّه على قلوبهم» به عنوان علت «يستمع إليك . .. قالوا ... ماذا قال آنفاً» ياد شده باشد - و نه معلول آن - برداشت بالا استفاده مى شود.
11- هواپرستى ، مانع درك حقايق وحى و عامل مهر شدن قلب انسان به اراده خداوند *
أولئك الذين طبع اللّه على قلوبهم واتّبعوا أهواءهم
جمله «واتّبعوا أهوائهم» مى تواند بيانگر علت «طبع اللّه . ..» باشد; چه اين كه «طبع اللّه» مى تواند بيانگر علت ناتوانى كافران و منافقان از درك پيام وحى به شمار آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 14 - 4
4 - باديه نشينى ، از عوامل كندى نفوذ فرهنگ و معارف عميق دين در ميان اعراب *
قالت الأعراب ءامنّا قل لم تؤمنوا
از اين كه خداوند وصف بدويت [اعراب] را مورد اشاره و موضوع سخن قرار داده است، احتمال معناى ياد شده مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 21 - 3
3 - روحيه ناباورى و سطحى نگرى ، مانع رهجويى انسان به شناخت آيات الهى
ءايت للموقنين . ..أفلاتبصرون
تصريح به «موقنين» و توبيخ كافران با عبارت «أفلاتبصرون»، مى رساند كه مشكل اصلى آنان - كه آيات الهى را در زمين و وجود انسان، نمى بينند و يا پيام آن را درك نمى كنند - سست انديشى، ناباورى و سطحى نگرى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 44 - 3
3 - كفر و لجاجت ، مانع درك حقيقت نشانه هاى الهى
و إن يروا. .. يقولوا سحاب
آنچه حقيقتاً پاره هاى عذاب را در چشم كافران تكه هاى متراكم ابر جلوه مى دهد، لجاجت و حق ستيزى آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 27 - 4
4 - ناباورى به معاد ، زمينه ساز پيدايش و رشد عقايد خرافى و انحرافى در دين
إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة ليسمّون الملئكة تسمية الأُنثى
از اين كه عدم ايمان به آخرت، موضوع براى عقايد انحرافى و خرافى مشركان قرار داده شده است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 29 - 2
2 - دنيامدارى و پندارگرايى ، مانع اصلى نفوذ تبليغ پيامبر (صلی الله علیه و آله) در مشركان
إنّ الذين لايؤمنون بالأخرة . .. إن يتّبعون إلاّ الظنّ ... فأعرض عن من تولّى
از فاى تفريع در «فأعرض»، استفاده مى شود كه بى اعتقادى مشركان به آخرت و نيز اتكاى آنان بر حدس و گمان، موجب شده بود كه آنان قابليت خود را براى تأثيرپذيرى از رهنمودهاى پيامبر(صلی الله علیه و آله)، از دست بدهند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ممتحنه - 60 - 10 - 31
31 - ترديد در عالمانه و حكيمانه بودن احكام دين و انطباق آن با مصالح واقعى بشر ، از عوامل عدم پايبندى به آن *
ذلكم حكم اللّه . .. و اللّه عليم حكيم
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه پس از بيان حكم الهى، براى تأكيد بيشتر بر اهميت اين حكم و پايبندى مؤمنان به آن، موضوع علم و حكمت صادركننده آن حكم تذكر داده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 21 - 9
9 - قدرت سياسى و اقتصادى ، زمينه ساز كفر و حق ناپذيرى
و اتّبعوا من لم يزده ماله و ولده إلاّ خسارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 11 - 5
5 - رفاه و قدرت اقتصادى ، از زمينه هاى حق ناپذيرى و دين گريزى
و المكذّبين أُولى النعمة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 5 - 4
4 - هوا هاى نفسانى ، مانع پذيرش حقايق دينى و ايمان و اذعان به آن
بل يريد الإنسن ليفجر أمامه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 20 - 1،2
1 - علاقه و دلبستگى به دنيا ، از علت هاى كفر به قيامت و پرسش هاى انكارآميز كافران درباره معاد
بل يريد الإنسن ليفجر أمامه . يسئل أيّان يوم القيمة ... كلاّ بل تحبّون العاجلة
برداشت ياد شده، بر اين اساس استوار است كه آيه شريفه مرتبط با آيه 5 و 6 همين سوره (بل يريد الإنسان ليفجر أمامه . يسئل أيّان يوم القيامة) باشد.
2 - نقدطلبى و نداشتن دورانديشى ، ريشه دلبستگى به دنيا و ر ها كردن آخرت
كلاّ بل تحبّون العاجلة
كاربرد واژه «عاجلة» (از ماده «عجله») به جاى «الدنيا» مى رساند كه نقد بودن متاع دنيا و امكان دستيابى سريع تر به آن، نقش عمده اى در دنياخواهى و آخرت گريزى كافران دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 28 - 5
5 - باور نداشتن معاد ، زمينه ساز انكار تعاليم الهى و آموزه هاى دينى است .
لايرجون حسابًا . و كذّبوا بايتنا كذّابًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 5 - 3
3 - ثروت و امكانات مادى ، زمينه ساز بازماندن از تلاش براى درك معارف الهى و غافل سازنده انسان از عاقبت خويش *
أمّا من استغنى
مراد از «استغناء» ممكن است داشتن مال و ثروت باشد. در اين صورت - به قرينه «جاءك يسعى و هو يخشى» در توصيف جبهه مقابل - مى توان گفت ثروتمندان در معرض ترك حضور در مجالس دينى و خوددارى از تلاش براى آموختن دين و دچار محروميت از خشيت هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 15 - 4
4 - علاقه و دلبستگى به اموال و اولاد ، نبايد مانع از دين دارى و انجام تكاليف الهى شود .
إنّما أمولكم و أولدكم فتنة
برداشت ياد شده، با توجه به تاريخ و شأن نزول آيات است كه در آيه قبل توضيح داده شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 31 - 6
6 - شرك ورزيدن به خداى يگانه ، فرو افتادن از اوج كمالات انسانى و تبديل شدن به طعمه شيطان و گرفتار گشتن در دام او است .
و من يشرك باللّه فكأنّما خرّ من السماء فتخطفه الطير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 76 - 13
13- انسان فاقد روحيه عدالت خواهى ، انسانى گنگ و بى ارزش در بينش الهى *
أحدهما أبكم . .. و من يأمر بالعدل
از تقابل «يأمر بالعدل» با «أبكم» مطلب فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 63 - 6
6- پيروى انسان از ابليس ، عامل از دست دادن كرامت انسانى و هم سنخ شدن با او
فمن تبعك منهم فإن جهنّم جزاؤكم
التفات از خطاب مفرد به جمع، حكايت از آن دارد كه پيروان شيطان، در رديف او قرار گرفته و با او هم سنخ مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 5 - 6
6- فقدان آگاهى و دانش ، زمينه ساز گرفتارى افراد و جوامع به تقليد هاى ناروا و كوركورانه
و قالوا اتخذ اللّه ولدًا . ما لهم به من علم و لا لأبائهم
كلمه «لأبائهم» اشاره به اين نكته دارد كه پندارهاى مشركان، از سر تقليد بوده است و جمله «ما لهم به من علم و. ..» بر اين نكته دلالت دارد كه مشركان و پدران شان، در گزينش اين اعتقاد پايه هاى علمى نداشته اند. مجموع اين دو قضيه، گوياى آن است كه «جهل» در كشاندن افراد و جوامع به تقليد كوركورانه، نقشى مهم دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 35 - 4،6
4- قرار گرفتن در متن نعمت هاى سرشار مادّى ، زمينه غرور و انحطاط روحى و بينشى و اخلاقى انسان است .
و دخل جنّته و هو ظالم لنفسه
6- تحقير تهيدستان و افراد بى مال و منال ، و غرور و سرمستى به اموال و امكانات ، در حقيقت ، تباه ساختن و سقوط دادن خويش است .
فقال . .. أنا أكثر منك مالاً و أعزّ نفرًا ... و هو ظالم لنفسه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 123 - 5
5 - تخلف و عصيان از فرمان هاى پروردگار ، موجب سقوط انسان و تنزل مقام او است .
و عصى ءادم . .. قال اهبطا منها
جمله «ثمّ اجتباه. ..» گرچه قبل از ماجراى هبوط ذكر شده است; ولى براساس آياتى كه در سوره بقره گذشت، توبه آدم پس از هبوط بوده است. بنابراين جمله «قال اهبطا...» بيان مجازات عصيان آدم است و «ثمّ اجتباه...» جمله معترضه مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 65 - 4
4- روى گردانى از توحيد و گرايش به شرك ، دگرگونى شخصيت و هويت انسانى و بازگشت به قهقرا است .
فقالوا إنّكم أنتم الظلمون . ثمّ نكسوا على رءوسهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 21 - 15
15 - پيروى از شيطان و ارتكاب فحشا و منكرات ، مانع از رشد و بالندگى و مايه ناپاكى و انحطاط انسان است .
لاتتّبعوا خطوت الشيطن . .. فإنّه يأمر بالفحشاء و المنكر و لولا فضل اللّه عليكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 44 - 11
11 - هواپرستى و شرك ، موجب سقوط انسان از منزلت انسانى خويش
أرءيت من اتّخذ إلهه هويه . .. إن هم إلاّ كالأنعم بل هم أضلّ سبيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 77 - 3
3 - انسان ، من هاى دعا و عبادت ، فاقد ارزش و منزلت در پيشگاه خداوند است .
قل مايعبؤا بكم ربّى لولا دعاؤكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 60 - 8
8 - ناشكيبايى در برابر دشمن ، زمينه خفيف و خوار شدن است . *
فاصبر . .. و لايستخفّنّك الذين لايوقنون
احتمال دارد مراد از «إستخفاف» خفيف كردن و موهون كردن باشد، چنان چه در لسان العرب آمده است: «واستخفّه: طَلَبَ خِفَّتَه». ذكر «و لايستخفّنّك» پس از دستور به صبر، مى تواند اشاره به اين حقيقت باشد كه عدم صبر، خفت مى آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 6 - 7
7 - جهل و نادانى ، عامل كشيده شدن انسان به ورطه لهو و بيهودگى است .
يشترى لهو الحديث . .. بغير علم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 56 - 4،5
4 - كفر و انكار معاد ، موجب نابودى و سقوط انسان
قال تاللّه إن كدتّ لتردين
5 - تأثير سوء هم نشينى با كافران و بَدان ، تا آستانه هلاكت و سقوط كامل
قال تاللّه إن كدتّ لتردين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 77 - 7
7 - تكبر و خودبرتربينى و سرپيچى از فرمان الهى ، موجب سقوط انسان از منزلت والا و طرد از درگاه الهى است .
إلاّ إبليس استكبر . .. قال فاخرج منها فإنّك رجيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 23 - 4
4 - بى اعتقادى به علم گسترده الهى ، موجب انحطاط ، سقوط و نابودى انسان
أنّ اللّه لايعلم . .. ظننتم بربّكم أرديكم
«ارداء» (مصدر «اردى») به معناى نابود كردن و هلاك ساختن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 17 - 15
15- انسان بد رفتار با پدر و مادر و ناباور به وعده هاى الهى ، فاقد رشد و كمال *
أُلئك الذين نتقبّل . .. و الذى قال لولديه أُفّ ... ما هذا إلاّ أسطير الأوّلين
با توجه به مقابله «والذى قال. ..» با «اُولئك الذين نتقبّل...»، به دست مى آيد كه بد رفتاران با والدين و ناباوران به دين، در حقيقت از رشد و خرد بى بهره اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 2 - 16
16- گناه ، مايه تيرگى قلب و رخت بستن صلاح از فكر و انديشه انسان *
كفّر عنهم سيّئاتهم و أصلح بالهم
ميان سيّئات و عدم صلاح قلب، مى تواند رابطه علّى و سببى باشد. از تقدم سيّئات استفاده مى شود كه عامل فساد فكر و انديشه، گناهان است و با زدايش گناهان، انديشه صلاح مى يابد. اين احتمال مبتنى است بر اين كه «بال» به معناى قلب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 8 - 4
4- كفر ، موجب سقوط انسان و از بين رفتن اعمال نيك وى *
و الذين كفروا فتعساً لهم و أضلّ أعملهم
برداشت بالا بدان احتمال است كه «أضلّ أعمالهم» نظر به حبط عمل داشته باشد; يعنى، اگر كافران عمل نيكى هم داشته باشند، پس از مرگ به كار آنان نخواهد آمد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 23 - 10
10- انسان حق گريز ، فاقد ارزش هاى انسانى و خاصيت واقعى حيات
أولئك الذين . .. فأصمّهم و أعمى أبصرهم
كسانى كه در نتيجه بيماردلى مشاراليه «أولئك. ..» قرار گرفته اند به ظاهر گوش و چشم دارند اما خداوند در حقيقت اين ابزار را براى آنان زايد و بى خاصيت قلمداد كرده است زيرا بهره نجستن از امكانات، چونان محروميت از آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 12 - 11،12
11 - جامعه بى فرهنگ بدوى ، زاينده انسان هاى بى ارج و مسؤوليت گريز *
و كنتم قومًا بورًا
برداشت بالا با توجّه به اين نكته است كه در اين مجموعه آيات، به جاى هر عنوان ديگرى، تعبير «الأعراب» مطرح شده و اين تعبير مى تواند مشعر به عليت باشد. هم چنين واژه «كنتم» حكايت از ديرينه اى طولانى دارد و «قوماً» اشاره به حيثيت اجتماعى مى تواند داشته باشد و واژه «بوراً» نيز به معناى بى خاصيتى و بيهودگى است.
12 - پندار ها و نگرش هاى غلط ، تباه كننده شخصيت و ارج انسانى
و ظننتم ظنّ السوء و كنتم قومًا بورًا
برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه ظن سوء، زمينه جمله بعد باشد; يعنى، از آن زمان كه بدگمان شديد به فساد و تباهى كشيده شديد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مدثر - 74 - 37 - 3
3 - « دين دارى » ، موجب پيشرفت و تكامل و « بى دينى » ، موجب انحطاط و سقوط است .
لمن شاء منكم أن يتقدّم أو يتأخّر
مقصود از تقدم و تأخر در آيه شريفه - به قرينه نظير آن در آيه 19 از سوره قبل (إنّ هذه تذكرة فمن شاء اتّخذ إلى ربّه سبيلاً) - ممكن است سبقت در اتخاذ راه خدا و عقب افتادن با تخلّف از آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 138 - 11
11 - تأثيرپذيرى انسان از محيط هاى فاسد و فرهنگ هاى غلط
فأتوا على قوم . .. قالوا يموسى اجعل لنا إلهاً كما لهم ءالهة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 14 - 4
4 - باديه نشينى ، از عوامل كندى نفوذ فرهنگ و معارف عميق دين در ميان اعراب *
قالت الأعراب ءامنّا قل لم تؤمنوا
از اين كه خداوند وصف بدويت [اعراب] را مورد اشاره و موضوع سخن قرار داده است، احتمال معناى ياد شده مى رود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 26 - 11،13
11 - پيروى از هواى نفس ، مهم ترين خطر تهديد كننده قاضيان و داوران
فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى
13 - حكومت و منصب قضاوت ، بستر بسيار لغزنده و رهبران و داوران در معرض مقهور شدن به دست هواى نفس
يداود إنّا جعلنك خليفة فى الأرض فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 41 - 2،3
2 - فساد عمومى ، درپى دارنده تباهى محيط زيست است .
ظهر الفساد فى البرّ و البحر بما كسبت أيدى الناس
«ال» در «الناس» براى جنس و دلالت بر عموم مردم مى كند و احتمال دارد تعبير به «الناس» به جاى «العاصين» و امثال آن، به خاطر اشاره به نكته بالا باشد.
3 - شرك ، فساد آفرين و عاملِ تباهى كره زمين است .
سبحنه و تعلى عمّا يشركون . ظهر الفساد فى البرّ و البحر بما كسبت أيدى الناس
ممكن است مراد از «ما كسبت . ..» شركى باشد كه در آيه قبل، از آن سخن گفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 51 - 1،2،7
1 - انسان ها ، به هنگام مشاهده وزش باد هاى مضر و نابودكننده مزارع ، به ناسپاسى مى گرايند .
و لئن أرسلنا ريحًا . .. يكفرون
«ريح» در مقابل «رياح» در آيه چهل و نه است. معمولاً، بادهاى سودمند، به صيغه جمع آورده مى شوند و در صورتى كه سخن از باد سوزان و مخرب باشد به صيغه مفرد مى آيد. قرينه مقابله و نيز واژه «مصفرّاً» - كه حال براى ضمير مفعولى «رأوه» است - مؤيد اين نكته اند كه مراد از «ريح» بادهاى سوزان و مخرب اند.
2 - عالَم طبيعت ، برخوردار از عوامل طبيعى خنثى كننده و از بين برنده يكديگر
فانظر . .. كيف يحى الأرض بعد موتها ... و لئن أرسلنا ريحًا فرأوه مصفرًّا
7 - در صورت وزش باد هاى مخرّب ، گياهان ، سرسبزى خود را از دست داده و به زردى مى گرايند .
و لئن أرسلنا ريحًا فرأوه مصفرًّا
مرجع ضمير مفعولى «رأوه»، «نباتِ» مستفاد از آيه پيش (آثار رحمة اللّه) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 80 - 5
5 - فرشتگان و انبياء و هر آنچه غير خداست ، هيچ نقش مستقلّى در ربوبيّت عالم ندارد .
و لا يأمركم . .. ارباباً ايأمركم بالكفر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 190 - 1،4
1 - خلقت آسمان ها و زمين و گردش شب و روز ، دربردارنده نشانه هاى فراوان بر قدرت مطلق خداوند
و اللّه على كلّ شىء قدير. انّ فى خلق السّموات و الارض و اختلاف الّيل و النّهار ل
جمله «انّ فى . .. » مى تواند بيانگر دليلى براى قدرت مطلق الهى (و اللّه على كل شىء قدير) باشد كه در آيه قبل مطرح شد. بنابراين مراد از «لايات»، نشانه هاى قدرت مطلق الهى خواهد بود.
4 - آفرينش آسمان ها و زمين و گردش شب و روز ، دربردارنده نشانه هاى فراوان بر يكتايى خدا در مالكيّت و فرمانروايى بر هستى
و للّه ملك السّموات . .. انّ فى خلق السّموات ... لايات
جمله «انّ فى . .. »، مى تواند بيانگر دليلى براى يكتايى خداوند در فرمانروايى و مالكيّت باشد كه در آيه قبل (و للّه ملك السّموات ... ) مطرح شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 191 -
1،4،5،6،7،8،9،10،18،22،26
1 - آنان كه همواره و در هر حال به ياد خدا بوده و در آفرينش آسمان ها و زمين مى انديشند ، داراى خرد ناب هستند .
لايات لاولى الالباب. الّذين يذكرون اللّه قياماً و قعوداً و على جنوبهم و يتفكّرون
فعل مضارع «يذكرون»، دلالت بر استمرار و دوام ذكر دارد و «قيام»، جمع قائم (ايستاده) و «قعود»، جمع قاعد (نشسته) و «جنوب»، جمع جنب (پهلو)، كنايه از تمامى حالات آدمى است. چون غالباً آدمى از اين سه حالت خارج نيست.
4 - ارزش انديشيدن در آفرينش آسمان ها و زمين
الّذين . .. يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض
5 - ارزش انديشه در آفرينش آسمان ها و زمين ، در صورت توأم بودن آن با ياد خدا *
الّذين يذكرون اللّه . .. و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض
جمله «يتفكّرون» بدون تكرار «الّذين»، عطف بر «يذكرون» شده تا دلالت كند به اينكه هر دو صفت (ذكر و تفكّر) توأماً، وصف «اولى الالباب» است ; نه اينكه اولوا الالباب دو گروهند ; عدّه اى ذاكر و عدّه اى ديگر متفكّر.
6 - همواره به ياد خداوند بودن و انديشيدن در آفرينش آسمان ها و زمين ، دو صفت برجسته خردمندان
لاولى الالباب. الّذين يذكرون اللّه قياماً و قعوداً و على جنوبهم و يتفكّرون فى خل
7 - ترغيب انسان ها به ياد هميشگى خدا و انديشيدن در آفرينش آسمان ها و زمين
الّذين يذكرون اللّه قياماً . .. و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض
ستايش خداوند از دارندگان صفات ياد شده و توصيف آنان به خردمندى، براى تشويق به تحصيل چنين ويژگيهايى است.
8 - آسمان ها متعددند .
فى خلق السّموات و الارض
9 - آفرينش آسمان ها و زمين ، امرى با عظمت و ميدانى گسترده براى تفكّر مستمر
و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض
10 - كيفيّت آفرينش آسمان ها و زمين ، از منابع شناخت
و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض
«خلق» به معناى آفريدن و ايجاد كردن است ; ولى ظاهراً در آيه شريفه، مراد از آن چگونگى وجود آسمانها و زمين است.
18 - تفكّر در آفرينش آسمان و زمين ، موجب درك توحيد ربوبى ( جهان بينى توحيدى ) و اعتراف به آن
يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً
چون پس از تفكّر، خداوند را با ربّنا (پروردگار همه ما) ياد مى كنند، معلوم مى شود كه آدمى با انديشه در آفرينش، مى تواند به ربوبيت خداوند نسبت به همگان (توحيدى ربوبى) دست يابد.
22 - خضوع و كرنش خردمندان براى خداوند ، در پى تفكّر در آفرينش و پى بردن به هدفدارى آن
ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك
اعتراف خردمندان به مالكيّت خداوند نسبت به آنان با كلمه «ربّنا» كه به معناى مالك و مدبّر آمده، دلالت بر خشوع و خضوع ايشان در برابر خداوند دارد.
26 - پى بردن خردمندان و اعتراف آنان به كمال مطلق پروردگارا ، پس از انديشه در آفرينش
الّذين . .. يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ... سبحانك
تسبيح به معناى پاك دانستن از هر عيب و نقصى است و لازمه نبود عيب و نقص براى خداوند، وجود تمام كمالات براى اوست و خردمندان با تفكّر در آفرينش به چنين اعتقادى رسيده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 193 - 4
4 - ياد هميشگى خداوند و انديشه در آفرينش ، زمينه ايمان به ربوبيّت الهى
الّذين يذكرون اللّه قياماً . .. و يتفكّرون ... ربّنا ... فامنّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 195 - 17
17 - زنان و مردان ، آفريده شده از يكديگر
من ذكر او انثى بعضكم من بعض
در برداشت فوق، «منْ»، نشويه گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انفطار - 82 - 5 - 2
2 - برپايى قيامت و پى بردن به كردار ها و بازتاب اخروى آن ، در گرو پيدايش حوادثى تحوّل آفرين در نظام جهان
إذا السماء . .. و إذا ... و إذا ... و إذا ... علمت نفس ما قدّمت و أخّرت
جمله «علمت نفس . ..» جزاى شرط هايى است كه در آيات پيشين تكرار شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 14 - 2
2 - مشاهده كردار ها در عرصه قيامت ، در گرو پيدايش حوادثى تحوّل آفرين در نظام جهان و پديدار شدن رخدادهايى در صحنه قيامت
إذا الشمس . .. و إذا ... و إذا ... علمت نفس ما أحضرت
آيه شريفه، جواب حرف شرط «إذا» است كه از آغاز سوره تكرار شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 63 - 3
3 - تدبر در پديده هاى طبيعت ، رمينه ره يابى انسان به توحيد و يكتاپرستى
ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 37 - 6
6 - پاداش رسانى به اهل تقوا در قيامت ، اقتضاى تدبير نظام هستى و لازمه ربوبيت خداوند بر جهان است .
جزاء من ربّك . .. ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 14
14 - ياد كرد حقانيت نظام هستى ، انذارى به حق گريزان پوچ گرا *
ما خلقنا . .. إلاّ بالحقّ ... و الذين كفروا عمّا أُنذروا معرضون
از آن جا كه قبل از تعبير «عمّا اُنذروا. ..»، انذار صريحى در اين آيه و آيه قبل نيامده است، احتمال مى رود كه نفس تذّكر به حقانيت هستى، هشدار به كسانى است كه هستى را پوچ و بى هدف دانسته و هيچ تعهّدى در برابر ارزش ها ندارند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 30 - 9
9- كافران ، به واسطه بى توجهى به تحولات پديده هاى خلقت و ايمان نياوردن به خداى يگانه ، سزاوار سرزنش اند .
أوَلم ير الذين كفروا أنّ السموت والأرض . .. أفلايؤمنون
همزه در «أوَلم. ..» براى استفهام انكارى و افاده توبيخ مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 80 - 12
12 - انديشه و تعقل در نظام هستى ، راهگشاى انسان براى شناخت خداى يكتا و يكتاپرستى
و هو الذى يحى و يميت . .. افلاتعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 28 - 7
7 - شناخت ربوبيت خدا در هستى ، نيازمند تعقل و پرهيز از غفلت و سطحى نگرى
قال ربّ المشرق و المغرب . .. إن كنتم تعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 55 - 2
2 - مطالعه جريان مرگ ، حيات ، نظام آفرينش و روند تحولات تاريخ ، راهگشاى انسان به سوى جهان بينى الهى
فبأىّ ءالاء ربّك تتمارى
از ارتباط اين آيه با آيات پيشين - به وسيله فاى تفريع - مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 62 - 5
5 - ترغيب كافران صدراسلام از سوى خداوند به توجه و تأمل در نشأه نخستين ( جهان فعلى ) ، براى هموار شدن راه پذيرش مسأله معاد
و لقد علمتم النشأة الأُولى فلولا تذكّرون
واژه «لولا» در «لولا تذكّرون»، براى تحضيض و ترغيب مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 8 - 1
1 - ژرف نگرى درباره عالَم آفرينش ، زمينه توجّه انسان به آخرت و نگرش واقع بينانه به زندگى دنيا است .
يعلمون ظهرًا . .. أَوَلم يتفكّروا فى أنفسهم ما خلق اللّه السموت و الأرض و ما ب
«فى أنفسهم» ظرف براى «أَوَلم يتفكّروا» است; يعنى: «تعجب است كه با خود نمى انديشند. » گفتنى است، از آن جايى كه جايگاهى براى انديشيدن، جز نفس آدمى نيست، قيد «فى أنفسهم» اشاره به تفكر عميق و ژرف دارد. همزه، براى تعجب است و دلالت مى كند بر اين كه «غافلانِ از عالم آخرت و سطحى نگران به دنيا چرا چنين هستند؟» اگر آنان، درباره عالم آخرت، به انديشه بنشينند، حقانيت آن را درخواهند يافت و با دريافت حقانيت آن به عالم آخرت توجه پيدا خواهند كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 85 - 7
7- حق بودن ( هدفدار و حكيمانه بودن ) نظام آفرينش ، مقتضى برپايى قيامت
و ما خلقنا السموت . .. إلاّ بالحقّ و إن الساعة لأتية
جمله «إن الساعة لأتية» به منزله نتيجه استدلال به آيه «و ما خلقنا السموات . .. إلاّ بالحق» است; يعنى، چون جهان بر اساس حق آفريده شده است، قهراً برپايى قيامت قطعى خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 3 - 11
11 - معاد و بازگشت انسان ها ، به پيشگاه عدل الهى براى كيفر و پاداش ، مقتضاى آفرينش به حق و هدفمند جهان است .
خلق السموت و الأرض . .. و إليه المصير
ذكر معاد انسان ها - پس از بيان آفرينش جهان بر پايه حق و هدفمندى - مى تواند گوياى نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 38 - 13
13 - انفكاك ناپذيرى خلقت جهان از تدبير و ربوبيت آن
و لئن سألتهم من خلق السموت و الأرض ليقولنّ اللّه قل أفرءيتم ما تدعون من دون الل
مقصود از بيان مسأله ناتوانى معبودهاى مشركان، پس از اعتراف گرفتن از آنان به انحصار خالقيت به خداوند، گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 15 - 13
13 - آفرينش انسان و هستى ، روشن ترين نشانه قدرت برتر الهى
أنّ اللّه الذى خلقهم هو أشدّ منهم قوّة
تكيه بر خالقيت خداوند در مقام بيان قدرت برتر او، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 7 - 8
8 - آفريدن جهان و آگاهى از پديده هاى آن و اسرار نهفته در دل آدميان ، نشانه آسان بودن آفرينش مجدد انسان ها از جانب خداوند
خلق السموت . .. و اللّه عليم بذات الصدور ... و ربّى لتبعثنّ ... و ذلك على اللّه
مطلب ياد شده، از ذكر آفرينش جهان به قدرت خداوند و آگاهى همه جانبه او در آغاز و سپس ياد كردن آسانى برپايى قيامت براى او، به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 13 - 3
3 - توانمندى خداوند بر ايجاد جهان هستى و اعاده آن ، دليل قدرت او بر مجازات سخت كافران
إنّه هو يبدىء و يعيد
حرف «إنّ» براى تعليل است و مبناى آيه قبل را بيان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 88 - 7
7 - توجه به اتقان و استوارى مظاهر آفرينش ، راه گشاى انسان به معرفت خداى يگانه
صنع اللّه الذى أتقن كلّ شىء
با توجه به اين كه آيه بالا در مقام نشان دادن آيات آفاقى براى رهنمون ساختن بشر به معرفت خدا است، مطلب فوق استفاده مى شود. به ويژه اگر نصب «صنع...» به فعل مقدرى چون «انظروا» و «تدبّروا» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 38 - 3
3 - توجه به فرجام هستى و قدرت قاهر خداوند ، زمينه ساز اجتناب انسان از كفر و تكذيب حق
فإذا انشقّت السّماء . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 16 - 4
4 - خداوند ، خواهان تفكر جن و انس در مبدأ آفرينش خويش به منظور پى بردن به پروردگار هستى
خلق الإنسن . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
تثنيه آمدن «كما» و«تكذّبان»، ظاهراً به خاطر توجه خطاب به جن و انس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 7 - 7
7- هدايت گرى مظاهر هستى به سوى خداوند ، آميخته با زيبايى و سرورآفرينى
بنينها و زيّنّ-ها . .. من كلّ زوج بهيج
خداوند در اين آيه ها، نمودهاى علم، قدرت و نشانه هاى وجود خويش را گاه به زينت و زيبايى توصيف كرده و گاه به بهجت و سرورآفرينى. اين مى نماياند كه كار هدايت، بايد با جاذبه و شور و شوق انجام گيرد; نه تحميل و خشونت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 51 - 11
11- شناخت معاد و حل شبهات آن ، متكى بر شناخت صحيح مبدأ آفرينش است .
فسيقولون من يعيدنا قل الذى فطركم أوّل مرّة
خداوند، براى پاسخ گويى به شبهات انسان در زمينه معاد، مسأله مبدأ آفرينش انسان را مطرح كرد و اين بيانگر آن است كه شناخت مبدأ آفرينش، موجب شناخت معاد و حل شبهات آن مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 28 - 8
8 - انكار ربوبيت يگانه خدا ، نشان سطحى نگرى و فقدان انديشه صحيح
ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما إن كنتم تعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 25 - 5
5 - بازماندن از انديشه و تعقل در مظاهر هستى و پديدآورنده آن ، انحراف از مسير فطرت و هدايت
فصدّهم عن السبيل . .. ألاّيسجدوا للّه الذى يخرج الخبء
توصيف «اللّه» به «الذى يخرج الخبء» دربردارنده برهان و استدلال است; يعنى، به حكم عقل تنها آن كسى كه در همه هستى اثر مى گذارد و آن را از كتم عدم پديد مى آورد، سزاوار پرستش است. اين برهان، همان راه صحيح فطرى است كه شيطان آن را سد كرده تا مردم به جاى روى آوردن به علت و پديدآورنده هستى، پديده ها و مظاهر هستى را بپرستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 19 - 8
8 - كفر و تكذيب دين ، برخاسته از تأمل نكردن و نينديشيدن در آيات الهى در طبيعت است .
و لقد كذّب الذين من قبلهم . .. أولم يروا إلى الطير ... إنّه بكل شىء بصير
از سرزنش شدن كافران تكذيب گر، به خاطر تأمل نكردن در پديده هاى طبيعت (مانند پرندگان) مى توان مطلب ياد شده را به دست آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 17 - 2
2 - انكار معاد ، برخاسته از ترك انديشه و بررسى درباره آفريده هاى خداوند است .
أفلاينظرون
به قرينه آغاز و پايان اين سوره، آيات مورد بحث درباره معاد و اثبات قدرت خداوند بر آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 85 - 12
12- عقيده به قيامت و هدف دارى و حكمت آميز بودن جهان خلقت ، موجب آسانى تحمل مشكلات و مقتضى گذشت و ناديده گرفتن اذيت و آزار و آسيب هاى وارده از سوى دشمنان است .
و ما خلقنا السموت . .. إلاّ بالحقّ ... فاصفح الصفح الجميل
«فا» در «فاصفح» تفريع است و جمله «فاصفح . ..» را بر جمله «و ما خلقنا السموات ... إلاّ بالحق و إن الساعة لأتية» عطف كرده است. بنابراين، استفاده مى شود كه به حق آفريده شدن جهان اقتضا دارد تا انسانِ حق طلبى همچون رسول الله(صلی الله علیه و آله) در مسير حق بردبار باشد و تلاش خود را در برابر حق ناپذيرى كافران بيهوده نپندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 101 - 3،5
3 - دقت نظر و مطالعه در پديده هاى آسمان ها و زمين ، مايه تحصيل ايمان و موجب پى بردن به توحيد ربوبى است .
قل انظروا ماذا فى السموت و الأرض و ما تغنى الأيت
5 - در آسمان ها و زمين ، نشانه هاى نهفته بسيارى بر توحيد ربوبى هست كه بشر با جست و جو و مطالعه ، بدان دست خواهد يافت .
قل انظروا ماذا فى السموت و الأرض و ما تغنى الأيت
جمله «ماذا فى السماوات و الأرض» استفهاميه است; يعنى، چه چيزهايى در آسمانها و زمين هست؟ و اينكه خداوند دستور مى دهد روى اين سؤال تفكر كنيد، معنايش اين است كه جواب اين سؤال را با تفكر و مطالعه پيدا كنيد كه نتيجه آن رسيدن به توحيد ربوبى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 5
5- نگرش دقيق به آفرينش ، راهى براى شناخت آفريدگار عالم است .
ألم تر أن الله خلق السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 66 - 5
5- مطالعه در پديده هاى نهفته در طبيعت ، هدايت كننده انسان به ربوبيت خداى يگانه
ربّكم الذى يزجى لكم الفلك فى البحر لتبتغوا من فضله
از اينكه خداوند براى گرايش دادن انسانها به ربوبيت خويش، آنها را به مواهب طبيعت توجه داده است، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 45 - 10
10- تأمل در جهان طبيعت ، زمينه اى براى درك ويژگى هاى حيات موجودات است .
واضرب لهم مثل الحيوة الدنيا كماء أنزلنه من السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 45 - 2
2 - خداوند ، فراخوان انسان ها به شناخت ربوبيت او با مطالعه در پديده هاى آفرينش
ألم تر إلى ربّك كيف مدّ الظلّ
استفهام در «ألم تر. ..» تقريرى و متضمن معناى تشويق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 24 - 11
11 - امكان شناخت و يقين به يگانگى خدا از طريق مطالعه در مظاهر هستى
قال ربّ السموت و الأرض و ما بينهما إن كنتم موقنين
«إن كنتم موقنين»; يعنى، اگر شما طالب يقين هستيد و بناى رسيدن به شناخت و حق را داريد، كافى است كه به حاكميت تدبير و ربوبيت واحد بر نظام آسمان ها و زمين و موجودات ميان آنها توجه كنيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 61 - 11
11 - آگاهى انسان از نظام طبيعت ، زمينه ساز ارتقاى وى به بينش توحيدى
أمّن جعل الأرض قرارًا . .. و جعل ... أءله مع اللّه بل أكثرهم لايعلمون
طرح مسائل مربوط به نظام طبيعت، به انگيزه گشودن راه معرفت به روى انسان ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 9 - 6
6 - مطالعه در مراحل آفرينش زمين ، زمينه ساز توجه انسان به يگانگى آفريدگار آن
قل أئنّكم لتكفرون بالذى خلق الأرض فى يومين و تجعلون له أندادًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 53 - 8
8 - مطالعه و تدبر در جهان آفرينش ( آفاق و انفس ) ، زمينه ساز ره يابى انسان به توحيد و ربوبيت بى همتاى خداوند
سنريهم ءايتنا . .. أنّه الحق
بنابراين كه ضمير «أنّه» به «خدا» بازگردد، مطلب بالا قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 7 - 7
7- مطالعه نظام و كيفيت اداره هستى ، زمينه ساز راهيابى انسان به مرحله يقين
ربّ السموت و الأرض و ما بينهما إن كنتم موقنين
از مطرح شدن مسأله يقين، پس از ذكر ربوبيت خداوند بر جهان هستى، مطلب ياد شده قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 3 - 7
7 - تشويق انسان از سوى خداوند ، به مطالعه و تأمل در نظام طبيعت به انگيزه حق جويى و حق پذيرى
إنّ فى السموت و الأرض لأيت للمؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 1 - 5
5 - مطالعه طبيعت و نظام هستى ، زمينه خداشناسى و پى بردن به اقتدار و كاردانى آفريدگار جهان
سب-ّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض و هو العزيز الحكيم
خبر دادن خداوند از تسبيح موجودات، در حقيقت توجه دادن انسان ها به حقايق نهفته در متن طبيعت است كه هر يك با زبان حال، وجود خدا و صفات كمالى او را نجوا مى كنند. گوش فرادادن به اين نجوا، زمينه ساز ادراك عزت و حكمت خداوندى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 1 - 11
11 - مطالعه در موجودات هستى ، راهنماى انسان به شناخت خدا و عزّت و حكمت او
سبّح للّه ما فى السموت . .. و هو العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 4 - 2،3
2 - بشر هر اندازه كه به جهان آفرينش بيشتر بنگرد ، بر شگفتى و فروتنى او در برابر عظمت آن افزوده خواهد شد .
ثمّ ارجع البصر كرّتين ينقلب إليك البصر خاسئًا و هو حسير
«خاسىء»به معناى دور شده از مراد و ناكام و «حسير» به معناى خسته و درمانده است. مقصود آيه شريفه، بيان اين حقيقت است كه آدمى هرچند بسيار تلاش و فكر كند، به مراد خويش - كه پيدا كردن عيب و نقصى در نظام خلقت است - نخواهد رسيد; بلكه در برابر عظمت آن شگفت زده شده و سر تعظيم فرود خواهد آورد.
3 - تفكر و تأمل مكرّر و عميق تر در آفرينش جهان ، موجب آگاهى و شناخت فزون تر و ژرف تر نظم و انسجام آن خواهد شد .
هل ترى من فطور . ثمّ ارجع البصر كرّتين ينقلب إليك البصر خاسئًا و هو حسير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 19
19- دقّت در موجودات هستى و نظام آنها ، درپى دارنده باور به قيامت است .
الله الذى رفع السموت . .. يفصل الأيت لعلكم بلقاء ربكم توقنون
برداشت فوق ، ناظر به اين معناست كه مراد از «الأيات» آيات تكوينى از قبيل برافراشته شدن آسمانها و . .. باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 4 - 6
6 - مطالعه و تحقيق در نظام حيات ، راهى براى دستيابى انسان به يقين در خداشناسى
و فى خلقكم . .. لقوم يوقنون
از آيه شريفه استفاده مى شود كه از متن نظام طبيعت مى توان به يقين دست يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 22 - 20
20 - برانگيختن مردم به مطالعه در طبيعت و آفرينش آن ، راهى براى گرايش دادن آنان به توحيد
الذى جعل لكم الأرض فرشاً . .. فلا تجعلوا للّه أنداداً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 41 - 5
5 - تداوم نظم كنونى جهان و ادامه حيات در آن ، جلوه اى از حلم و غفران الهى
إنّ اللّه يمسك السموت . .. إنّه كان حليمًا غفورًا
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه «إنّه كان حليماً غفوراً» در مقام تعليل براى جملات پيشين است; يعنى، خداوند آسمان ها و زمين را از فروپاشى حفظ مى كند; زيرا او نسبت به بندگانش بردبار و آمرزنده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 6 - 2
2 - برنامه و حساب دقيق حاكم بر هستى ، خود دليل ضرورت قيامت و محاسبه نهايى كردار آدميان *
و الذريت . .. و إنّ الدين لوقع
از مناسبت ميان مقسم به و جواب قسم، استفاده مى شود: همان طور كه تمام مظاهر طبيعت به گونه اى حساب شده در ارتباط باهم قرار دارند و هدفى را دنبال مى كنند; به طريق اولى حيات انسان بى فرجام نيست و بدون حساب پايان نمى پذيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 85 - 7
7- حق بودن ( هدفدار و حكيمانه بودن ) نظام آفرينش ، مقتضى برپايى قيامت
و ما خلقنا السموت . .. إلاّ بالحقّ و إن الساعة لأتية
جمله «إن الساعة لأتية» به منزله نتيجه استدلال به آيه «و ما خلقنا السموات . .. إلاّ بالحق» است; يعنى، چون جهان بر اساس حق آفريده شده است، قهراً برپايى قيامت قطعى خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 27 - 5،6
5 - حق مدار و هدفمند بودن آفرينش جهان ، مستلزم حاكميت حق بر جامعه بشرى است .
فاحكم بين الناس بالحقّ و لاتتّبع الهوى . .. و ما خلقنا السماء و الأرض و ما بينهم
يادآورى هدفمند و حق مدار بودن آفرينش، پس از توصيه به رعايت حق در داورى به داوود(ع)، مى تواند حاكى از ارتباط
ميان اين دو مطلب و گوياى برداشت ياد شده باشد.
6 - حق مدار و هدفمند بودن آفرينش جهان ، مستلزم برپايى قيامت و وجود حسابرسى براى بندگان است .
بما نسوا يوم الحساب . و ما خلقنا السماء و الأرض و ما بينهما بطلاً
ذكر حق مدار و هدفمند بودن جهان، پس از طرح مسأله حسابرسى قيامت، مى تواند بيانگر چنين ارتباطى ميان آن دو مسأله باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 28 - 1
1 - هدفمند بودن آفرينش جهان ، مقتضى برپايى قيامت به منظور كيفر بندگان و يا پاداش به آنان
و ما خلقنا السماء . .. بطلاً... أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت
يادآورى برابر نبودن سرنوشت مؤمنان با مفسدان، پس از طرح مسأله بى هدف نبودن آفرينش جهان، مى رساند كه اگر مؤمنان و مفسدان يكسان باشند، لازم مى آيد كه جهان آفرينش بى هدف باشد و چون جهان آفرينش هدفمند است، پس بايد سرنوشت اين دو گروه يكسان نباشد. و از آن جايى كه در دنيا يكسان زندگى مى كنند، پس بايد جهان ديگرى (رستاخيز) باشد كه با آنان برخورد متفاوت و متناسب شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 22 - 5
5 - هدفمندى و حقانيت نظام جهان ، مستلزم برپايى نظام عادلانه كيفر و پاداش
خلق . .. بالحقّ و لتجزى ... و هم لايظلمون
در آيه شريفه پس از طرح حقانيت نظام هستى، به عدل الهى در نظام كيفر و پاداش اشاره شده است. از اين نكته استفاده مى شود كه عدل در مجازات، لازمه حقانيت آفرينش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 52 - 8
8- غير خدا ، فاقد هرگونه نقش و قدرت ، در آغاز و نيز فرجام هستى است .
ما أشهدتّهم خلق السموت والأرض . .. و يوم يقول نادوا ... فدعوهم فلم يستجيبوا لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 13 - 2،6
2 - آغاز جهان هستى و اعاده آن در آخرت ، به دست خداوند است .
إنّه هو يبدىء و يعيد
6 - آغاز خلقت ، دليل امكان پذير بودن معاد است . *
إنّه هو يبدىء و يعيد
استفاده برداشت ياد شده از آيه شريفه، با توجه به آغاز سوره است كه از «يوم موعود» سخن گفته بود. وجود مشابه اين
عبارت در آيات ديگر مربوط به معاد، اين احتمال را تقويت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 117 - 3
3 - آسمان ها و زمين ( جهان هستى ) را آغازى بوده است .
بديع السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 30 - 1
1- جهان طبيعت ( آسمان و زمين ) در ابتداى خلقت ، متراكم و به هم پيوسته بوده است .
أنّ السموت والأرض كانتا رتقًا
«رتق» به معناى ضمّ و پيوستن است و «فتق» به معناى فصل و جدا شدن است. مقصود از رتق پيوستگى و با هم بودن آسمان و زمين در آغاز خلقت و مراد از «فتق» جدا شدن و دورگشتن آن دو از هم در دوره بعد است. گفتنى است كه مقصود از رؤيت در «أوَلم ير» رؤيت قلبى و علمى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 59 - 1،2،5،6،11
1 - شباهت خلقت حضرت عيسى ( ع ) به خلقت آدم ( ع )
انّ مثل عيسى عنداللّه كمثل ادم
2 - آفرينش استثنايى عيسى و آدم ( ع )
انّ مثل عيسى عنداللّه كمثل ادم
5 - خداوند ، آدم را از خاك آفريد .
خلقه من تراب
6 - آفرينش آدم در دو مرحله ( مرحله خلق از خاك ، مرحله امر )
خلقه من تراب ثم قال له كن فيكون
11 - حضرت عيسى مانند آدم ( ع ) ، بدون پدر متولّد شد .
انّ مثل عيسى . .. خلقه من تراب
رسول خدا (صلی الله علیه و آله): . .. ان عيسى عبد مخلوق ... قالوا: فمن ابوه؟ ... فقال: قل لهم ما تقولون فى ادم اَكان عبداً مخلوقاً ... فقالوا: نعم. قال: فمن ابوه فبُهتوا ... فانزل اللّه «انّ مَثَل عيسى ... ».
تفسير قمى، ج 1، ص 104 ; نورالثقلين، ج 1، ص 347، ح 157.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 60 - 1
1 - سرگذشت زكريا ، عيسى ، مريم ، يحيى و بيان خلقت آدم در قرآن ، حق و از جانب پروردگار است .
الحق من ربّك
كلمه «الحق»، خبر است براى مبتداى محذوف كه «هو» است و مراد از آن، سرگذشت مريم و پيامبرانى است كه در آيات سابق بيان شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 190 - 1،2،4
1 - خلقت آسمان ها و زمين و گردش شب و روز ، دربردارنده نشانه هاى فراوان بر قدرت مطلق خداوند
و اللّه على كلّ شىء قدير. انّ فى خلق السّموات و الارض و اختلاف الّيل و النّهار ل
جمله «انّ فى . .. » مى تواند بيانگر دليلى براى قدرت مطلق الهى (و اللّه على كل شىء قدير) باشد كه در آيه قبل مطرح شد. بنابراين مراد از «لايات»، نشانه هاى قدرت مطلق الهى خواهد بود.
2 - آسمان ها و زمين ، آفريده هايى حادث و داراى نظم
انّ فى خلق السّموات و الارض و اختلاف الّيل و النّهار
4 - آفرينش آسمان ها و زمين و گردش شب و روز ، دربردارنده نشانه هاى فراوان بر يكتايى خدا در مالكيّت و فرمانروايى بر هستى
و للّه ملك السّموات . .. انّ فى خلق السّموات ... لايات
جمله «انّ فى . .. »، مى تواند بيانگر دليلى براى يكتايى خداوند در فرمانروايى و مالكيّت باشد كه در آيه قبل (و للّه ملك السّموات ... ) مطرح شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 191 -
1،4،5،6،7،9،10،14،18
1 - آنان كه همواره و در هر حال به ياد خدا بوده و در آفرينش آسمان ها و زمين مى انديشند ، داراى خرد ناب هستند .
لايات لاولى الالباب. الّذين يذكرون اللّه قياماً و قعوداً و على جنوبهم و يتفكّرون
فعل مضارع «يذكرون»، دلالت بر استمرار و دوام ذكر دارد و «قيام»، جمع قائم (ايستاده) و «قعود»، جمع قاعد (نشسته) و «جنوب»، جمع جنب (پهلو)، كنايه از تمامى حالات آدمى است. چون غالباً آدمى از اين سه حالت خارج نيست.
4 - ارزش انديشيدن در آفرينش آسمان ها و زمين
الّذين . .. يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض
5 - ارزش انديشه در آفرينش آسمان ها و زمين ، در صورت توأم بودن آن با ياد خدا *
الّذين يذكرون اللّه . .. و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض
جمله «يتفكّرون» بدون تكرار «الّذين»، عطف بر «يذكرون» شده تا دلالت كند به اينكه هر دو صفت (ذكر و تفكّر) توأماً، وصف «اولى الالباب» است ; نه اينكه اولوا الالباب دو گروهند ; عدّه اى ذاكر و عدّه اى ديگر متفكّر.
6 - همواره به ياد خداوند بودن و انديشيدن در آفرينش آسمان ها و زمين ، دو صفت برجسته خردمندان
لاولى الالباب. الّذين يذكرون اللّه قياماً و قعوداً و على جنوبهم و يتفكّرون فى خل
7 - ترغيب انسان ها به ياد هميشگى خدا و انديشيدن در آفرينش آسمان ها و زمين
الّذين يذكرون اللّه قياماً . .. و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض
ستايش خداوند از دارندگان صفات ياد شده و توصيف آنان به خردمندى، براى تشويق به تحصيل چنين ويژگيهايى است.
9 - آفرينش آسمان ها و زمين ، امرى با عظمت و ميدانى گسترده براى تفكّر مستمر
و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض
10 - كيفيّت آفرينش آسمان ها و زمين ، از منابع شناخت
و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض
«خلق» به معناى آفريدن و ايجاد كردن است ; ولى ظاهراً در آيه شريفه، مراد از آن چگونگى وجود آسمانها و زمين است.
14 - آنان كه با انديشيدن در خلقت آسمان ها و زمين به هدفدارى جهان پى نبرند ، نه خردمندند و نه شناخت صحيحى از آفرينش دارند .
لايات لاولى الالباب. الّذين ... و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت
18 - تفكّر در آفرينش آسمان و زمين ، موجب درك توحيد ربوبى ( جهان بينى توحيدى ) و اعتراف به آن
يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً
چون پس از تفكّر، خداوند را با ربّنا (پروردگار همه ما) ياد مى كنند، معلوم مى شود كه آدمى با انديشه در آفرينش، مى تواند به ربوبيت خداوند نسبت به همگان (توحيدى ربوبى) دست يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 115 - 5
5 - هستى ، وجه و پرتوى از خداوند است .
و للّه المشرق و المغرب فأينما تولوا فثم وجه اللّه
تفريع اين حقيقت كه: به هر جهتى و در هر مكانى روى آوريد آن جا وجه خداست بر اينكه همه مكانها و جهتها ملك خداست، اشاره به اين دارد كه: مملوكهاى خدا (هستى) وجه و پرتوى از اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 5 - 8
8 - جهان آفرينش ، آيات و نشانه هاى ربوبيت خداوند
اللّه الذى خلق السموت . .. هو الذى جعل الشمس ... يفصل الأيت
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «آيات» آيات تكوين باشد نه آيات تدوين.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 6 - 1،2،3،4،8،11
1 - خداوند بر طبق مشيّت خود ، انسان ها را در رَحِم ها شكل مى دهد .
هو الذى يصوركم فى الارحام كيف يشاء
2 - شكل گيرى جنين ها در رَحم ها ، جلوه اى از قيّوميّت ( قوام دهنده هستى بودن ) خداوند
لا اله الاّ هو الحىّ القيّوم . .. هو الّذى يصوركم فى الارحام كيف يشاء
3 - انحصار صورتگرى جنين در رَحم به خداوند ، دليل وحدانيّت او
هو الّذى يصوركم فى الارحام كيف يشاء لا اله الاّ هو العزيز الحكيم
4 - شكل گيرى انسان در رَحِم ، نشانه اقتدار و حكمت خداوند است .
هو الّذى يصوركم . .. لا اله الاّ هو العزيز الحكيم
8 - هيچ قدرتى نمى تواند از مشيّت خدا در مورد چگونگى شكل گيرى جنين ، جلوگيرى كند .
هو الّذى يصوركم فى الارحام كيف يشاء لا اله الاّ هو العزيز الحكيم
از ارتباط كلمه «العزيز» (غالب لا يقهر) با شكل بندى انسان به مشيّت الهى، استفاده شده است.
11 - خداوند ، مقهور كافران نيست ; بلكه صورت دهى نظام فكرى و جسمى آنان به مشيّت اوست .
انّ الّذين كفروا . .. هو الّذى يصّوركم فى الارحام كيف يشاء
جمله «هو الّذى يصوّركم . .. »، جواب اين سؤال است كه اگر خدا عزيز و غالب است، چرا عده اى بدو كفر مىورزند؟ خداوند مى فرمايد صورت دهى به نظام جسمى و فكرى انسان - گر چه كافر باشد -، خارج از مشيّت و خواست او نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 59 - 8،9،10
8 - خداوند انسان را با دو بُعد مادّى و غير مادى آفريد .
خلقه من تراب ثم قال له كن فيكون
كلمه «من تراب»، اشاره به بعد مادى انسان، و امرِ به بودن (كُن)، اشاره به بُعد انسانى اوست.
9 - شكل گيرى بُعد مادى ، زمينه ايجاد بُعد انسانى انسان
خلقه من تراب ثم قال له كن فيكون
جمله «خلقه من تراب»، حكايت از خلقت آدم در بُعد مادى دارد چون ضمير مفعولى به آدم برمى گردد. بنابراين آنچه با امرِ «كن» به وجود مى آيد، همان بُعد انسانى آدم است.
10 - اصالت بُعد غير مادى انسان ، در ساختار و هويّت وى
خلقه من تراب ثم قال له كن فيكون
بعد از آنكه آدم از خاك آفريده شد، به او گفته شد: «كن» (باش)، كه گويا قبل از آن نبوده است; چرا كه هويّت انسانى نداشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 133 - 16،17
16 - بهشتِ تقواپيشگان ، اكنون حاضر و آماده است .
اعدّت للمتّقين
كلمه «اعدّت» (مهيّا شده)، به صيغه ماضى، دلالت بر وجود بالفعل بهشت دارد.
17 - بهشت ، در اصل ، براى تقواپيشگان آفريده و مهيّا شده است .
و جنّة . .. اعدّت للمتّقين
بنابر اينكه توصيف «جنّة» به صفت «اعدّت للمتّقين»، وصف توضيحى باشد و نه احترازى; يعنى بهشت، جايگاهى براى تقواپيشگان است و اگر ديگران وارد شوند، به تَبَع خواهد بود، نه بالاصالة.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 47 - 9،14،15
9 - خداوند بدون اتكاى به اسباب مادى و نياز به آنها ، آنچه را بخواهد ، خلق مى كند .
كذلك اللّه يخلق ما يشاء
14 - اراده خداوند به هر چه تعلق گيرد ، چون بگويد باش ، خواهد بود .
اذا قضى امراً فانّما يقول له كن فيكون
15 - تكوّن ( پيدايش ) موجودات ، در گرو دو مرحله متوالىِ قضاى الهى و فرمان الهى
اذا قضى امراً فانّما يقول له كن فيكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 6 - 10
10 - تعدد عوالم هستى در جهان آخرت
يوم يقوم الناس لربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 104 - 4
4- برپايى قيامت به معناى نيستى محض و نابودى كامل جهان طبيعت و آفرينش دوباره آن نيست ; بلكه به معناى در هم پيچيده شدن نظم كنونى آن و تبديل به نظم نوين است .
يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب
با توجه به تشبيه درهم پيچيدگى آسمان به پيچيده شدن طومار - كه به معناى حفظ اصل و موجوديت آن همراه با از بين رفتن نظام حاكم بر آن است - مطلب ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 11 - 4
4- آكنده شدن فضا از دودى تيره و غليظ ، در آستانه برپايى قيامت
فارتقب يوم تأتى السماء بدخان مبين
بنابراين كه آيه شريفه، در مورد علايم روز قيامت باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 11 - 4
4- تيرگى تمام جهان ، در آستانه قيامت *
يغشى الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 9 - 2
2 - تحولات شگفت و ناهنجار در نظام طبيعت ، در آستانه رستاخيز
يوم تمور السّماء مورًا
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «تمور» در معناى اضطراب و ناآرامى به كار رفته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 11 - 1
1 - برپايى قيامت ، در پى تحولات عظيم و دگرگونى نظام هستى
يوم تمور . .. و تسير الجبال ... فويل
تفريع «فويل» بر حوادث مطرح شده در آيات پيشين، بيانگر مطلب بالا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 8 - 2
2 - دگرگون شدن نظم كنونى منظومه شمسى ، در آستانه برپايى قيامت
فإذا النجوم طمست
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 6 - 4
4 - عوالم هستى ، پس از برپايى قيامت نيز در حال رشد و تكامل خواهند بود . *
يوم يقوم الناس لربّ العلمين
توصيف خداوند به «ربّ العالمين» - حتى در قيامت - بيانگر تداوم تدبير و تربيت جهان هستى، در آن زمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 2 - 3
3 - جهان در آستانه قيامت ، به گونه اى شگفت آور درهم كوبيده خواهد شد .
ما القارعة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 190 - 1،2،4
1 - خلقت آسمان ها و زمين و گردش شب و روز ، دربردارنده نشانه هاى فراوان بر قدرت مطلق خداوند
و اللّه على كلّ شىء قدير. انّ فى خلق السّموات و الارض و اختلاف الّيل و النّهار ل
جمله «انّ فى . .. » مى تواند بيانگر دليلى براى قدرت مطلق الهى (و اللّه على كل شىء قدير) باشد كه در آيه قبل مطرح شد. بنابراين مراد از «لايات»، نشانه هاى قدرت مطلق الهى خواهد بود.
2 - آسمان ها و زمين ، آفريده هايى حادث و داراى نظم
انّ فى خلق السّموات و الارض و اختلاف الّيل و النّهار
4 - آفرينش آسمان ها و زمين و گردش شب و روز ، دربردارنده نشانه هاى فراوان بر يكتايى خدا در مالكيّت و فرمانروايى بر هستى
و للّه ملك السّموات . .. انّ فى خلق السّموات ... لايات
جمله «انّ فى . .. »، مى تواند بيانگر دليلى براى يكتايى خداوند در فرمانروايى و مالكيّت باشد كه در آيه قبل (و للّه ملك السّموات ... ) مطرح شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 191 -
1،4،5،6،7،9،10،14،18
1 - آنان كه همواره و در هر حال به ياد خدا بوده و در آفرينش آسمان ها و زمين مى انديشند ، داراى خرد ناب هستند .
لايات لاولى الالباب. الّذين يذكرون اللّه قياماً و قعوداً و على جنوبهم و يتفكّرون
فعل مضارع «يذكرون»، دلالت بر استمرار و دوام ذكر دارد و «قيام»، جمع قائم (ايستاده) و «قعود»، جمع قاعد (نشسته) و «جنوب»، جمع جنب (پهلو)، كنايه از تمامى حالات آدمى است. چون غالباً آدمى از اين سه حالت خارج نيست.
4 - ارزش انديشيدن در آفرينش آسمان ها و زمين
الّذين . .. يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض
5 - ارزش انديشه در آفرينش آسمان ها و زمين ، در صورت توأم بودن آن با ياد خدا *
الّذين يذكرون اللّه . .. و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض
جمله «يتفكّرون» بدون تكرار «الّذين»، عطف بر «يذكرون» شده تا دلالت كند به اينكه هر دو صفت (ذكر و تفكّر) توأماً، وصف «اولى الالباب» است ; نه اينكه اولوا الالباب دو گروهند ; عدّه اى ذاكر و عدّه اى ديگر متفكّر.
6 - همواره به ياد خداوند بودن و انديشيدن در آفرينش آسمان ها و زمين ، دو صفت برجسته خردمندان
لاولى الالباب. الّذين يذكرون اللّه قياماً و قعوداً و على جنوبهم و يتفكّرون فى خل
7 - ترغيب انسان ها به ياد هميشگى خدا و انديشيدن در آفرينش آسمان ها و زمين
الّذين يذكرون اللّه قياماً . .. و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض
ستايش خداوند از دارندگان صفات ياد شده و توصيف آنان به خردمندى، براى تشويق به تحصيل چنين ويژگيهايى است.
9 - آفرينش آسمان ها و زمين ، امرى با عظمت و ميدانى گسترده براى تفكّر مستمر
و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض
10 - كيفيّت آفرينش آسمان ها و زمين ، از منابع شناخت
و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض
«خلق» به معناى آفريدن و ايجاد كردن است ; ولى ظاهراً در آيه شريفه، مراد از آن چگونگى وجود آسمانها و زمين است.
14 - آنان كه با انديشيدن در خلقت آسمان ها و زمين به هدفدارى جهان پى نبرند ، نه خردمندند و نه شناخت صحيحى از آفرينش دارند .
لايات لاولى الالباب. الّذين ... و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت
18 - تفكّر در آفرينش آسمان و زمين ، موجب درك توحيد ربوبى ( جهان بينى توحيدى ) و اعتراف به آن
يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً
چون پس از تفكّر، خداوند را با ربّنا (پروردگار همه ما) ياد مى كنند، معلوم مى شود كه آدمى با انديشه در آفرينش، مى تواند به ربوبيت خداوند نسبت به همگان (توحيدى ربوبى) دست يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 195 - 17
17 - زنان و مردان ، آفريده شده از يكديگر
من ذكر او انثى بعضكم من بعض
در برداشت فوق، «منْ»، نشويه گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 59 - 3
3 - عيسى ، همانند آدم ( ع ) مخلوق خداوند نه فرزند او .
انّ مثل عيسى عنداللّه كمثل ادم خلقه من تراب
چون اين آيه پس از سرگذشت حضرت عيسى (ع) آمده است، اشاره به پندار مسيحيان و ردّ آن است كه عيسى (ع) را به دليل نداشتن پدر، فرزند خداوند مى شمردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 195 - 17
17 - زنان و مردان ، آفريده شده از يكديگر
من ذكر او انثى بعضكم من بعض
در برداشت فوق، «منْ»، نشويه گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 83 - 11
11 - تسليم همه موجودات در برابر خداوند ، دليل لزوم پذيرش دين و تسليم انسان در برابر او
افغير دين اللّه يبغون و له اسلم من فى السّموات و الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 84 - 17
17 - تسليم مؤمنان در برابر خداوند ، هماهنگ با تسليم تمامى موجودات در برابر او
و له اسلم من فى السموات و الارض . .. و نحن له مسلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 91 - 2
2- مبرّابودن خداوند از داشتن فرزند ، با ذات هستى و اجزاى آن عجين شده است .
تكاد السموت يتفطّرن . .. أن دعوا للرحمن ولدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 33 - 8
8- مجموعه آفرينش جهان مادى ( آسمان ، زمين ، ماه ، خورشيد ، باران و . . . ) در خدمت انسان و هماهنگ و متناسب با نياز ها ، خواسته ها و مصالح او
الله الذى خلق السموت و الأرض . .. رزقًا لكم ... و سخ-ّر لكم الشمس و القمر دائبين
از اينكه خداوند فرمود: آسمانها، زمين، ماه، خورشيد و . .. را براى انسان تسخير و رام ساختيم، حكايت از آن دارد كه همه آنها با خلقت انسان و نيازمنديهاى وى هماهنگ شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 33 - 8
8- مجموعه آفرينش جهان مادى ( آسمان ، زمين ، ماه ، خورشيد ، باران و . . . ) در خدمت انسان و هماهنگ و متناسب با نياز ها ، خواسته ها و مصالح او
الله الذى خلق السموت و الأرض . .. رزقًا لكم ... و سخ-ّر لكم الشمس و القمر دائبين
از اينكه خداوند فرمود: آسمانها، زمين، ماه، خورشيد و . .. را براى انسان تسخير و رام ساختيم، حكايت از آن دارد كه همه آنها با خلقت انسان و نيازمنديهاى وى هماهنگ شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 12 - 8
8 - همه پديده ها و حوادث عالم ، در « لوح محفوظ » از پيش شمارش و ثبت شده است .
و كلّ شىء أحصينه فى إمام مبين
بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «إمام مبين»، «لوح محفوظ» است. از اين رو به آن كتاب «إمام» گفته شد; چون اين كتاب، اصل و مادر همه كتاب ها و دانش ها است و همه چيز در آن ثبت شده و همه كس و همه چيز تابع آن است. چنان كه در قرآن از آن به «أم الكتاب» ياد شده است: «و إنّه فى أُمّ الكتاب لدينا لعلىّ حكيم» (زخرف، آيه 4).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 105 - 4
4- آنان كه با مشاهده نشانه هاى موجود در آسمان ها و زمين ( هستى ) به توحيد و يكتايى خداوند پى نبرند ، سزاوار سرزنش و نكوهشند .
و كأيّن من ءاية فى السموت و الأرض يمرون عليها و هم عنها معرضون
لحن آيه شريفه گوياى مذمت و سرزنش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 1 - 5،6
5 - جهان طبيعت ، پديده اى نو و بى مانند ، پيش از آفريده شدنش
فاطر السموت و الأرض
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه «فطرت» (مصدر «فاطر») به معناى «ابتدا» و «اختراع» است (لسان العرب); يعنى، ساختن چيزى بدون داشتن سابقه و الگويى از پيش.
6 - اختراع و نوآفرينى جهان از سوى خداوند ، دليل اختصاص همه ستايش ها به او است .
الحمد للّه فاطر السموت و الأرض
توصيف خداوند به «فاطر» - پس از اختصاص دادن حمد به او - در واقع توجيهى براى اين اختصاص است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 24 - 1
1 - يگانه معبود هستى ، پديدآورنده و آفريننده خلق بدون هيچ الگوى پيشين
هو اللّه الخلق البارئ
در معناى خلق، «ابداء و ابداع» نهفته است و آفرينش بدون الگو و بى سابقه را مى نماياند; چنان كه «بارئ» - بنابر نظريه اى - مى تواند پيامدار همين معنا و تأكيدى بر آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 3 - 14
14 - وجود وسايط و عوامل ( شفيعان ) براى خدا در تدبير امور نظام هستى
يدبر الأمر ما من شفيع إلا من بعد إذنه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 191 - 23
23 - آفرينش ، نظامى حساب شده ، متقن و ضرورى
ربّنا ما خلقت هذا باطلاً
حقّ، كارى است كه انجام آن ضرورى است و به اندازه لازم و در زمان خودش تحقق يابد. (مفردات راغب). و باطل نقيض حق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 3 - 2
2- جهان آفرينش ( آسمان ها و زمين ) ، داراى نظم ، هدف ، اتقان ، استوارى و به دور از هرگونه پوچى و بى نظمى
خلق السموت و الأرض بالحق
از معانى «حق» هدف دارى حكيمانه و متقن بودن است. بنابراين «خلق السماوات و الأرض بالحق»; يعنى، جهان را هدف دار و در نهايت اتقان و استوارى آفريد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 7
7- نظام جهان ، داراى عمرى محدود و پايان يافتنى
ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ و أجل مسمًّى
تعبير «السماوات و الأرض» مى تواند اشاره به پيكره مادى جهان آفرينش داشته باشد. با توجه به اين نكته، ذكر مسأله وجود اجل و سرآمد براى هستى از سوى خداوند، مى رساند كه چنين آفرينشى نامحدود و پايان ناپذير نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مزمل - 73 - 14 - 4
4 - دگرگونى نظم كنونى طبيعت ، در آستانه برپايى قيامت
يوم ترجف الأرض و الجبال و كانت الجبال كثيبًا مهيلاً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - مرسلات - 77 - 8 - 2
2 - دگرگون شدن نظم كنونى منظومه شمسى ، در آستانه برپايى قيامت
فإذا النجوم طمست
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 154 - 6
6 - وجود حقايقى در عالم ، فراتر از فكر و انديشه آدمى
بل أحياء و لكن لاتشعرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 4
4- هدفمندى عالم آفرينش براى بشر قابل درك است .
ألم تر أن الله خلق السموت و الأرض بالحقّ
خداوند براى دعوت به مطالعه در آسمانها و زمين، از ماده «رؤيت» با هيأت «ألم تر» و استفهام انكارى استفاده كرده است و مراد از آن، همان گونه كه مفسران گفته اند، علم و آگاهى قطعى پيدا كردن است كه حكايت از قابل درك بودن آن مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 85 - 8
8- آفرينش جهان بدون برپايى قيامت ، پوچ و عبث و به دور از حكمت و مقصودى صحيح است .
و ما خلقنا السموت . .. إلاّ بالحقّ و إن الساعة لأتية
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 12 - 4
4 - شناختن هستى ، آن گونه كه هست و تشخيص كار خير و انجام دادن آن ( حكمت ) ، امرى بس مهم و ارزش مند است .
و لقد ءاتينا لقمن الحكمة
حكمت در لغت، به معناى «معرفت پيدا كردن به موجودات» و نيز «انجام دادن كارهاى خير» است. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 99 - 5
5 - خداوند در اداره امور عالم طبيعت و چرخش حيات آن از طريق اسباب عمل مى كند.
أنزل من السماء ماء فأخرجنا به نبات كل شىء
حرف جرّ در «به» معناى وسيله و ابزار دارد، يعنى ما به وسيله آب روييدنيها را از دانه و هسته بيرون مى آوريم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 6 - 5
5- جواز بهره بردن انسان از زيبايى هاى طبيعت و ارضاى غريزه زيبايى خواهى خويش
و لكم فيها جمال حين تريحون و حين تسرحون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 4 - 5
5 - نسبت دادن بى نظمى و ناهماهنگى به آفرينش جهان ، نشانه غفلت و سطحى نگرى است .
هل ترى من فطور . ثمّ ارجع البصر كرّتين ينقلب إليك البصر خاسئًا و هو حسير
از اين كه خداوند انسان ها را به تفكر و نگاه مكرر به جهان آفرينش فرا خوانده و بر نظم و اتقان آن تأكيد فرموده است، مى توان استفاده كرد كه عقيده به وجود بى نظمى و نابسامانى در جهان، پندارى نابجا و نشانه غفلت بشر و سطحى نگرى او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 104 - 5،7،8،10
5- خداوند ، مخلوقات نابود شده در آستانه قيامت را ، بسان آفرينش نخستين آنها باز خواهد آفريد .
كما بدأنا أوّل خلق نعيده
7- چگونگى پيدايش مجدد جهان ، در آستانه برپايى قيامت ، مانند آفرينش نخستين آن است .
كما بدأنا أوّل خلق نعيده
8- برپايى قيامت با آفرينش و سازماندهى دوباره جهان ، وعده قطعى خداوند است .
وعدًا علينا إنّا كنّا فعلين
10- قدرت خداوند بر خلقت آغازين نظام آفرينش ، نشانگر قدرت او بر آفرينش دوباره آن است .
يوم نطوى . .. إنّا كنّا فعلين
تشبيه «كما» مى تواند براى اصل خلقت جهان و آفرينش مجدد آن باشد; يعنى، همان گونه كه ما توانستيم جهان را در آغاز پديد آوريم، دوباره نيز مى توانيم به وجود آوريم. گفتنى است جمله تأكيدى «إنّا كنّا فاعلين»، بيانگر اين است كه اصل آفريدن دوباره جهان، مورد انكار بوده و آيه شريفه در صدد بيان امكان آفرينش مجدد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 13 - 2،3
2 - آغاز جهان هستى و اعاده آن در آخرت ، به دست خداوند است .
إنّه هو يبدىء و يعيد
3 - توانمندى خداوند بر ايجاد جهان هستى و اعاده آن ، دليل قدرت او بر مجازات سخت كافران
إنّه هو يبدىء و يعيد
حرف «إنّ» براى تعليل است و مبناى آيه قبل را بيان مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 8 - 2
2 - حاكميت توازن بر كل ساختار جهان ، درس آموز آدميان در پايبندى به موازين و معيار هاى الهى
و وضع الميزان . ألاّتطغوا فى الميزان
از ارتباط اين آيه با «وضع الميزان» و نيز با آيات پيشين استفاده مى شود كه خداوند همه چيز را به حساب و بر اساس
موازين آفريد، تا آدمى نيز از آن درس گيرد و پايبند موازين باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 22 - 11
11 - عقيده به مالكيت غير خدا بر بخشى از عالم و سهيم دانستن غير او در آن و اعتقاد به كمك غير خدا به او در تدبير عالم ، مشركانه است .
قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة . .. و ما لهم فيهما من شرك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 80 - 5
5 - فرشتگان و انبياء و هر آنچه غير خداست ، هيچ نقش مستقلّى در ربوبيّت عالم ندارد .
و لا يأمركم . .. ارباباً ايأمركم بالكفر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 3 - 8،9
8 - جهان آفرينش ، جهانى است هماهنگ ، موزون و منسجم .
سموت طباقًا ما ترى فى خلق الرحمن من تفوت. .. هل ترى من فطور
9 - نظم ، هماهنگى و انسجام جهان ، قابل شناخت و درك براى انسان ها
هل ترى من فطور
مطلب ياد شده، از تعبير «هل ترى» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 4 - 3
3 - تفكر و تأمل مكرّر و عميق تر در آفرينش جهان ، موجب آگاهى و شناخت فزون تر و ژرف تر نظم و انسجام آن خواهد شد .
هل ترى من فطور . ثمّ ارجع البصر كرّتين ينقلب إليك البصر خاسئًا و هو حسير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 1 - 8
8- جهان كنونى ، ناپايدار و به سوى انقراض و فروپاشى در حركت است .
إنّ زلزلة الساعة شىء عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 116 - 10،12،13
10 - آنچه در آسمان ها و زمين است ( هستى ) مطيع خدا و پرستنده اوست .
كل له قنتون
«قنوت» به معناى اطاعت و نيز عبادت است.
12 - اطاعت هستى از خداوند ، اطاعتى آگاهانه است .
كل له قنتون
13 - عبادت و اطاعت هستى براى خدا ، دليل منزه بودن او از داشتن فرزند است .
و قالوا اتخذ اللّه ولداً سبحنه بل . .. كل له قنتون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 92 - 2
2 - دريا ، جسد بى جان فرعون را به دستور خداوند ، همان روز غرق ، بيرون انداخت .
فاليوم ننجيك ببدنك
كلمه «اليوم» ظرف متعلق به «ننجيك» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 64 - 2
2 - مالكيت مطلقه خداوند بر جهان هستى ، مقتضى اطاعت بى چون و چرا از او و پرهيز از سرپيچى است .
لاتجعلوا دعاء الرسول . .. فليحذر الذين يخافون عن أمره ... ألا إنّ للّه ما فى الس
برداشت فوق، بر اين اساس استوار است كه جمله «إنّ للّه ما فى السماوات. ..» در حكم تعليل براى جملات پيشين باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 26 - 5
5 - فرمان بردارى عالَم هستى از خداوند ، آگاهانه و عالمانه است .
كلّ له قنتون
جمع بسته شدن «قانت» با«ون» حكايت از اين دارد كه اطاعت آنها از خداوند، از روى شعور و فهم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 11 - 6
6 - خضوع و كرنش نظام تكوين و قوانين هستى ، در برابر اراده و فرمان خداوند
فقال لها . .. ائتيا ... قالتا أتينا طائعين
بنابر اين كه گفتوگوى ياد شده در اين آيه بيان حال و كنايه از تسليم محض شدن آسمان ها و زمين و قوانين حاكم بر عالم در برابر اراده خدا باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 21 - 3
3 - هر آنچه در سيطره عرش خداوند است ( تمام هستى ) ، به فرمان جبرئيل گردن مى نهد .
عند ذى العرش مكين . مطاع
مقيد نشدن «مطاع» به طائفه اى خاص و نيز توصيف خداوند به «ذى العرش» در بيان جايگاه ويژه جبرئيل نزد او، گوياى آن است كه فرمان روايى جبرئيل بر تمام عرشيان و در نتيجه تمام هستى، فراگير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 104 - 3
3- فروپاشى نظام كنونى طبيعت ، در آستانه برپايى قيامت
يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب
با در هم پيچيده شدن آسمان، نظم كنونى آن هم در هم پيچيده خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 2 - 1
1- زلزله زمين در آستانه فروپاشى نظام طبيعت ، رخدادى بسيار سهمگين و دهشتناك
إنّ زلزلة الساعة شىء عظيم. .. يوم ترونها... ترى الناس سكرى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 65 - 10
10 - برپايى نظام آفرينش و مصونيت آن از فروپاشى ، نيازمند به حفظ و نگه دارى مستمر خداوند
و يمسك السماء أن تقع على الأرض
به كارگيرى فعل مضارع (يمسك) - كه بيانگر استمرار است - مطلب ياد شده را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 88 - 13،15
13 - از هم پاشيده شدن نظام طبيعت ، در آستانه برپايى قيامت
و ترى الجبال تحسبها جامدة و هى تمرّ مرّ السحاب
با توجه به اين كه كوه ها، مظهر صلابت و پايدارى اند، مطرح شدن حركت آنها در فضا، مى تواند نمادى براى بيان فروپاشى نظام طبيعت و كره خاكى باشد.
15 - ويرانى نظام عالم در آستانه قيامت ، مقدمه شكل گيرى جديد و متقن آن
و يوم ينفخ فى الصور . .. و ترى الجبال ... صنع اللّه الذى أتقن كلّ شىء
در صورتى كه آيه بالا نظر به حوادث پايانى جهان داشته باشد; در پى آمدن «صنع اللّه الذى أتقن كلّ شىء» مى تواند از آن جهت باشد كه كسى گمان نكند كه فروپاشى جهان، پايان كار است و هستى به پوچى مى انجامد; بلكه بايد بداند كه اين ويرانى، خزانى است براى بهارى ديگر.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 39 - 2
2 - برپايى قيامت ، پس از تحوّلات عظيم در نظام طبيعت و فروپاشى آن خواهد بود .
فإذا انشقّت السّماء . .. فيومئذ لايسل عن ذنبه إنس و لاجانّ
تفريع «يومئذ» بر «إذا انشقّت السّماء» - با «فاء» - نشانگر آن است كه پس از فروپاشى نظام طبيعت، طولى نمى كشد كه قيامت برپا مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 4 - 3
3 - جهان ، در آستانه برپايى قيامت ، روبه رو با حادثه اى كوبنده و دگرگون كننده
بالقارعة
برخى از مفسران برآنند كه مقصود از «القارعة»، حوادث كوبنده و هولناكى است كه پيش از برپايى قيامت با اولين نفخه صور رخ مى دهد. البته در آيات 13 تا 15 همين سوره بدان تصريح شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 1 - 3
3 - جهان در آستانه قيامت ، درهم كوبيده و دگرگون خواهد شد .
القارعة
نام گذارى قيامت به «القارعة»، ممكن است ناظر به كوبندگى حوادثى از قبيل «انشقاق آسمان»، «اندكاك زمين و كوه ها» و «كدر شدن ستارگان» باشد كه - به تصريح آيات برخى از سوره هاى ديگر - در آستانه قيامت پديد خواهد آمد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 191 -
13،14،15،16،19،20،21،22،24،27،29،33
13 - برهان « انّى » ( از معلول به علّت پى بردن ) از روش هاى قرآن براى استدلال بر هدفدارى جهان آفرينش
الّذين . .. و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلا
14 - آنان كه با انديشيدن در خلقت آسمان ها و زمين به هدفدارى جهان پى نبرند ، نه خردمندند و نه شناخت صحيحى از آفرينش دارند .
لايات لاولى الالباب. الّذين ... و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت
15 - پى بردن و اقرار خردمندان به هدفدارى آفرينش ، پس از انديشه در آن
لاولى الالباب . .. يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً
ظاهراً «ربّنا ما خلقت . .. » بيان نتيجه تفكّر آنان مى باشد.
16 - بيهوده نپنداشتن آفرينش ، نشانه خردمندى
لايات لاولى الالباب. الّذين ... ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك
19 - جهان بينى توحيدى و هدفدارى جهان بدون اتكاى بر وحى - با عقل و منطق - قابل درك است .
و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً
زيرا صاحبان خرد ناب پس از انديشه در جهان، بدون تكيه بر وحى، به توحيد ربوبى و هدفدارى جهان رسيده اند.
20 - جهان آفرينش ، مجموعه اى هدفدار و منظّم
يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً
«باطل» به چيزى گفته مى شود كه هدفى را تعقيب نكند و يا داراى غرض و هدفى معقول نباشد. بنابراين باطل نبودن هستى يعنى دارا بودن هدف معقول و منطقى و لازمه هدفدارى، نظم است.
21 - ناسازگارى ربوبيّت خدا با آفرينش بى هدف و باطل
ربّنا ما خلقت هذا باطلاً
22 - خضوع و كرنش خردمندان براى خداوند ، در پى تفكّر در آفرينش و پى بردن به هدفدارى آن
ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك
اعتراف خردمندان به مالكيّت خداوند نسبت به آنان با كلمه «ربّنا» كه به معناى مالك و مدبّر آمده، دلالت بر خشوع و خضوع ايشان در برابر خداوند دارد.
24 - خداوند از اينكه آفرينشى باطل و بيهوده داشته باشد ، پاك و منزّه است .
ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك
27 - منزّه بودن خداوند از هر نقص و عيب ، دليل راه نداشتن بيهودگى در آفرينش او
ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك
29 - اعتقاد به قيامت و كيفر و پاداش در آن ، پيامد اعتقاد به باطل نبودن و هدفدار بودن آفرينش
ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك فقنا عذاب النّار
كلمه «فا» در «فقنا . .. »، بيانگر اين معناست كه خردمندان با نفى بطلان در آفرينش و اعتقاد به هدفدارى جهان به اين نتيجه رسيده اند كه بايد قيامت و روز جزا و پاداشى باشد.
33 - اعتقاد به هدفدارى آفرينش ، دليل نگرانى خردمندان از سرنوشت خود در قيامت است .
ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك فقنا عذاب النّار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 37 - 3
3 - دنيا و صحنه آمد و شد نسل ها و آفرينش آنها ، فاقد كمترين هدف و فرجام در بينش اشراف و مرفهان كفرپيشه
مقصود از «نموت و نحيا» (مى ميريم و زنده مى شويم) اين است كه نسلى مى ميرد و نسلى پديد مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 56 - 8
8 - كافران و روى گردانان از عبادت خداوند ، دور ماندگان از هدف آفرينش و عنايت حق *
و ما خلقت . .. إلاّ ليعبدون
از اين كه هدف الهى از آفرينش انسان، پرستشگرى حق دانسته شده، استفاده مى شود كه كافران از هدف عالى خلقت - كه مورد نظر حق بوده - دور مانده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 24 - 15
15 - طبيعت ( نزول باران ، رويش گياهان و . . . ) از منابع تفكر و نشانه هاى ربوبيت خداوند است .
كماء أنزلنه من السماء فاختلط به نبات الأرض . .. كذلك نفصل الأيت لقوم يتفكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 7 - 3
3- آسمان ها و زمين و سراسر نظام هستى ، نمودار ربوبيت عالى و خدشه ناپذير خداوند است .
ربّ السموت و الأرض و ما بينهما إن كنتم موقنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 38 - 6
6 - عالم غيب و مبدأ وحى ، فراتر از نظام طبيعت *
أم لهم سلّم
كلمه «سل-ّم» (نردبان)، معمولاً براى دستيابى به مراتب عالى و برتر، مورد استفاده قرار مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 6 - 7
7 - لزوم مطالعه و تدبر در پديده هاى جهان آفرينش ، براى شناخت خدا و ربوبيت او
إن فى اختلف الّيل و النهار و ما خلق اللّه فى السموت و الأرض لأيت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 5 - 3
3- تقدير و تدبير تمامى زوايا و ابعاد هستى در شب قدر ، امرى مهم و تنها از سوى خدا امكان پذير است .
فيها يفرق كلّ أمر حكيم . أمرًا من عندنا
برداشت ياد شده با توجه به سه نكته زير است: الف) «أمراً» حال براى تفريق مستفاد از آيه قبل فرض شده است; ب) تنوين «أمراً» دال بر عظمت و تفخيم است; ج) «من عندنا» در سياق آيه، نوعى حصر را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 15 - 5
5 - سرزنش شدن قوم نوح از سوى پيامبرشان ، به خاطر نينديشيدن درباره آفرينش جهان و جلوه هاى عظمت پروردگار
ألم تروا كيف خلق اللّه سبع سموت طباقًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 27 - 4
4 - ضرورت دقت در آفرينش پديده هاى هستى ، براى پى بردن به قدرت مطلق خداوند
ءأنتم أشدّ خلقًا أم السماء بنيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 34 - 4
4 - دو چيز ، معيار استحقاق معبوديت و سزاوار پرستش بودن است : « توانايى بر پديد آوردن جهان » و « قدرت بر برپا كردن دوباره آن » .
قل هل من شركائكم من يبدؤا الخلق ثم يعيده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 57 - 3،4
3 - آفرينش جهان پهناور ( آسمان ها و زمين ) ، دليل توانايى خداوند بر آفرينش مجدد و رستاخيز انسان ها و جهان است .
لخلق السموت و الأرض أكبر من خلق الناس
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيه شريفه در سلسله آياتى قرار دارد كه درباره اثبات معاد و رد ديدگاه مشركان است; چنان كه در دو آيه بعد از آن بحث به ميان آمده است.
4 - آفرينش مجدد انسان ها در قيامت ، براى خداوند آسان تر از آفرينش آغازين جهان و انسان است .
لخلق السموت و الأرض أكبر من خلق الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 23 - 3
3 - خداوند ، خواهان توجه جن و انس به مظاهر جمال و زيبايى در هستى و آموختن درس توحيد از آن
يخرج منهما اللؤلؤ و المرجان . فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه آيات شريفه، در مقام توجه دادن جن و انس به مبدأ ربوبى است. تثنيه آمدن «كما» و «تكذّبان»، ممكن است به خاطر توجه خطاب به جن و انس يا مرد و زن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 56 - 5
5 - انسان ، همواره نيازمند توجه به هدف آفرينش
و ذكّر . .. و ما خلقت ... إلاّ ليعبدون
از اين كه بعد از تذكر - كه وظيفه هميشگى و مستمر پيامبر(صلی الله علیه و آله) است - موضوع هدف آفرينش به آدميان يادآورى شده، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 101 - 1
1 - پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) دستور يافت ، مردم را به مطالعه و تفكر در پديده هاى آسمان ها و زمين فراخواند .
قل انظروا ماذا فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 48 - 4،6
4- انسان ها با مشاهده پديده هاى مادى و تحولاتشان ، بايد به مطالعه عميق درباره آنها بپردازند .
أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل
همزه «ألم يروا» توبيخى بوده و «رأى» به معناى ديدن است. اينكه خداوند مردم را به خاطر نديدن اشياى مادى مورد سرزنش قرار مى دهد; بى شك نديدن و نگاه نكردن به آنها نيست; چه اينكه مردم اشياى مادى را مى بينند. بنابراين سرزنش آنان بايد به خاطر ژرف انديشى نكردن درباره آنها باشد.
6- مشركان به خاطر ژرف انديشى نكردن در پديده هاى مادى ، مورد سرزنش خداوند قرار گرفتند .
أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 30 - 7
7- آفرينش آسمان ها و زمين و سير تحولات آنها و نيز پيدايش حيات از آب ، از نشانه هاى توحيد ربوبى و يگانگى خداوند
أوَلم ير . .. السموت ... و جعلنا من الماء كلّ شىء حىّ أفلايؤمنون
برداشت ياد شده از اين جا است كه آيات شريفه، در مقام اثبات ربوبيت يگانه خدا و تشويق به ايمان به اين ربوبيت است; و گرنه مشركان - كه مخاطبان اين آيات هستند - منكر خالقيت خدا نبوده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 60 - 12
12 - مطالعه در مظاهر طبيعت و نظام تكوين ، از راه هاى دستيابى به جهان بينى صحيح
أمّن خلق السموت و الأرض . .أءله مع اللّه
برداشت ياد شده به خاطر اين نكته است كه خداوند براى رهنمون ساختن انسان به سوى توحيد، زمينه هاى تكوينى و آيات آفاقى خود را به او يادآورى كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 17 - 1
1 - لزوم تحقيق و مطالعه درباره آفريده هاى خداوند
أفلاينظرون
همزه استفهام در اين آيه، براى توبيخ است; بنابراين مفاد آيه شريفه، لزوم دقت نظر در كيفيت خلقت شتر و . .. است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 20 - 3
3 - آفرينش شتر ، برافراشتن آسمان ، استوارسازى كوه ها و هموار ساختن زمين ، داراى منافعى درخور توجه براى انسان ها است .
أفلاينظرون إلى . .. و إلى الأرض كيف سطحت
آيه شريفه، گرچه توجّه دادن انسان ها به مظاهر قدرت خداوند در زمين و آسمان است; ولى تكيه بر اوصاف ياد شده، نشانه سودمند بودن آنها به حال آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 11 - 9
9 - خداوند ، عالَم آفرينش را پس از انت هاى اجل آن ، به حالت قبل از خلقت اش بازمى گرداند .
ثمّ إليه ترجعون
احتمال دارد مراد از «الخلق» عالَم آفرينش و مراد از «يعيده» (باز مى گرداند آن را) بازگرداندن او به حالت نخستين باشد. جمله «ثمّ إليه ترجعون» - كه خطاب به انسان ها است - اشاره دارد به اين كه انسان ها، از ميان موجودات عالَم، به سوى خدا بازگردانده مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 16 - 6
6- بى هدف پنداشتن جهان ، به معناى بازيچه و بيهوده دانستن آفرينش است .
و ما خلقنا السماء والأرض و ما بينهما لعبين
از به كار بردن تعبير «لاعبين» به جاى «مبطلين»، استفاده مى شود كه باطل و بى هدف دانستن جهان، مساوى با لعب و بازيچه پنداشتن آفرينش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 9 - 2
2- جدى نگرفتن حقايق و برخورد بازيگرانه با هستى ، ريشه حق ناپذيرى منكران وحى و رسالت
بل هم فى شكّ يلعبون
تعبير «يلعبون» بيانگر اين نكته است كه كافران، علاوه بر سست انديشى، گرفتار نوعى بازيگرى و دلبستگى كودكانه به مظاهر مادى و جدى نگرفتن حقايق هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 11 - 7
7 - آفرينش انسان از گِل چسبنده ، گواه برترى آفرينش جهان طبيعت بر آفرينش انسان و شاهد توانايى خدا بر احياى مجدد انسان ها از خاك است .
إنّا خلقنهم من طين لازب
برداشت فوق از آن جا است كه جمله «إنّا خلقناهم من طين لازب» تعليل است براى آنچه مورد استفتا و استفهام در جملات قبل بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 16 - 4
4 - پرسش از خلايق در روز قيامت ، درباره فرمان رواى حقيقى جهان در آن روز
لمن الملك اليوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 16 - 5،6
5- مرفهان ستمگر ، جهان را بازيچه و بى هدف مى پندارند .
قرية كانت ظالمة . .. وارجعوا إلى ما أُترفتم فيه ... و ما خلقنا السماء والأرض و م
6- بى هدف پنداشتن جهان ، به معناى بازيچه و بيهوده دانستن آفرينش است .
و ما خلقنا السماء والأرض و ما بينهما لعبين
از به كار بردن تعبير «لاعبين» به جاى «مبطلين»، استفاده مى شود كه باطل و بى هدف دانستن جهان، مساوى با لعب و بازيچه پنداشتن آفرينش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 18 - 9
9- بازيچه انگاشتن نظام خلقت و بعثت پيامبران ، از سوى مشركان عصر پيامبر
و ما خلقنا السماء. .. لعبين... و لكم الويل ممّا تصفون
مخاطب «لكم» و «تصفون» مشركانند و به قرينه آيات پيشين، مقصود از توصيف عقيده نادرست مشركان در باره آفرينش جهان و نسبت نارواى سرگرمى گرفتن آفرينش به خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 104 - 7
7- چگونگى پيدايش مجدد جهان ، در آستانه برپايى قيامت ، مانند آفرينش نخستين آن است .
كما بدأنا أوّل خلق نعيده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 30 - 1
1- جهان طبيعت ( آسمان و زمين ) در ابتداى خلقت ، متراكم و به هم پيوسته بوده است .
أنّ السموت والأرض كانتا رتقًا
«رتق» به معناى ضمّ و پيوستن است و «فتق» به معناى فصل و جدا شدن است. مقصود از رتق پيوستگى و با هم بودن
آسمان و زمين در آغاز خلقت و مراد از «فتق» جدا شدن و دورگشتن آن دو از هم در دوره بعد است. گفتنى است كه مقصود از رؤيت در «أوَلم ير» رؤيت قلبى و علمى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 48 - 2،4،5
2- دگرگونى اساسى آسمان و زمين و تبديل نظام كنونى آنها به نظامى ديگر ، در آستانه برپايى قيامت
يوم تبدّل الأرض غير الأرض و السموت و برزوا لله
4- وجود آسمان و زمين در آخرت ، در عين تبديل شدن نظم كنونى آنها در آستانه برپايى قيامت
يوم تبدّل الأرض غير الأرض و السموت
5- تبديل نظام كنونى جهان ( آسمان و زمين ) به نظامى متناسب با حيات جاودانه اخروى انسان در آستانه برپايى قيامت
يوم تبدل الأرض غير الأرض و السموت
السموات) ممكن است پاسخ اين سؤال باشد كه: چگونه ممكن است انسان در آخرت حيات جاودانه اى داشته باشد و مواجه با مرگ نشود؟ قرآن پاسخ مى دهد: نظام كنونى جهان متناسب با شرايط زندگى جاودانه دگرگون مى شود و به نظامى كاملاً متفاوت تغيير مى يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 104 - 4
4- برپايى قيامت به معناى نيستى محض و نابودى كامل جهان طبيعت و آفرينش دوباره آن نيست ; بلكه به معناى در هم پيچيده شدن نظم كنونى آن و تبديل به نظم نوين است .
يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب
با توجه به تشبيه درهم پيچيدگى آسمان به پيچيده شدن طومار - كه به معناى حفظ اصل و موجوديت آن همراه با از بين رفتن نظام حاكم بر آن است - مطلب ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 59 - 12
12 - رخدادهاى جهان و جزئيات حوادث آن در حيطه شمول علم خداوند است.
و ما تسقط من ورقة إلا يعلمها و لا حبة
علم به سقوط برگى از درخت و يا دانه اى در زمين، علمى جزئى است. لذا اين آيه پندار كسانى را كه محدوده علم خداوند را تنها امور كلى مى دانند، نفى مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 73 - 12
12 - دميده شدن در صور، نقطه عطف و برهه تحولى مهم و اساسى در صحنه آفرينش است.
و له الملك يوم ينفخ فى الصور
بيان انحصار مالكيت براى خداوند در روز نفخ صور، با وجود آنكه مالكيت خداوند همواره بوده و خواهد بود، بيانگر دگرگونى و تحول مهمى است كه در هنگام نفخ صور رخ خواهد داد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 45 - 15
15- تحوّلات هستى و زوال حيات دنيا ، جلوه اى از قدرت مطلقه خداوند است .
مثل الحيوة الدنيا كماء أنزلنه . .. تذروه الريح و كان اللّه على كلّ شىء مقتدرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 88 - 15
15 - ويرانى نظام عالم در آستانه قيامت ، مقدمه شكل گيرى جديد و متقن آن
و يوم ينفخ فى الصور . .. و ترى الجبال ... صنع اللّه الذى أتقن كلّ شىء
در صورتى كه آيه بالا نظر به حوادث پايانى جهان داشته باشد; در پى آمدن «صنع اللّه الذى أتقن كلّ شىء» مى تواند از آن جهت باشد كه كسى گمان نكند كه فروپاشى جهان، پايان كار است و هستى به پوچى مى انجامد; بلكه بايد بداند كه اين ويرانى، خزانى است براى بهارى ديگر.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 3 - 12
12 - نظام هستى ، نيازمند تدبيرِ پيوسته و مستمر خداوند است .
يدبر الأمر
به كارگيرى فعل مضارع (يدبر) - كه مفيد تجدد و استمرار است - بيانگر اين حقيقت است كه: جهان هستى هر لحظه نيازمند به خداوند بوده و با عنايت مستمر و بىوقفه او سر پا مانده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 2 - 6،7
6 - جهان هستى سراسر زيبا و تدبير آن تدبيرى نيكو و جميل است .
الحمد للّه رب العلمين
«رب العالمين» به منزله دليل براى «الحمد للّه» است; يعنى، چون خداوند مدبر هستى است همه ستايشها از آن اوست و از آنجا كه حمد و ستايش، همواره براى كمال و زيباييهاست، نتيجه مى گيريم كه: همه هستى زيبا و برخوردار از تدبيرى نيكوست.
7 - خداوند ، از روى اختيار جهان را تدبير مى كند و در اداره آن جبر و اضطرارى ندارد .
الحمد للّه رب العلمين
در صحت اطلاق حمد، علاوه بر زيبايى فعل و صفت، اختيارى بودن فعل و صفت نيز قيد شده است; يعنى، بر فعل و صفتى زيبا، مى توان حمد كرد كه فاعل، آن را از روى اختيار تحقق بخشيده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 3 - 4
4 - تدبير هستى بر اساس رحمت الهى است .
رب العلمين. الرحمن الرحيم
توصيف خداوند به رحمانيت و رحيميت، پس از بيان تدبير جهان هستى به دست او، بيانگر برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 5 - 2،7
2 - ربوبيت خدا بر هستى ، رحمانيت و رحيميت او و مالكيتش بر روز قيامت ، دليل شايستگى او براى پرستش
رب العلمين. الرحمن الرحيم. ملك يوم الدين. إياك نعبد
7 - ايمان به خدا و صفات او ، مايه باور به حضور همگان در پيشگاه اوست .
الحمد للّه رب العلمين . .. إياك نعبد
تغيير اسلوب كلام در سوره حمد، يعنى التفات از غيبت به خطاب حاوى نكاتى است، از جمله اينكه آدمى پيش از آگاه شدن به صفات خدا - مانند ربوبيت او بر هستى و . .. - گويا احساس نمى كند كه خداوند بر همه چيز حاضر و ناظر است; ولى پس از باور به ربوبيت او و ساير صفاتش، خود و ديگران را در محضر خدا مى يابد و او را در همه شؤونات حاضر مى بيند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 255 -
5،8،11،25،26،27،28،29
5 - مديريّت ، تدبير و نگاهدارى همه هستى ، تنها از آن خداوند است .
هو الحىّ القيّوم
برخى در معناى «قيّوم» گفته اند كه «القائم بتدبير الخلق و حافظه و المراقب عليه».
8 - خداوند ، لحظه اى از تدبير و قوام بخشيدن به عالم هستى غافل نيست .
الحىّ القيّوم لا تأخذه سنة و لا نَوم
11 - ناسازگارىِ غفلت از تدبيرِ عالم با قيّوميت خداوند .
الحىّ القيوم لا تأخذه سنة و لا نوم
جمله «لا تأخذه . .. » به منزله بيانى است براى صفت «قيوم».
25 - فراگيرى حكومت و قدرت الهى بر آسمان ها و زمين ( جهان هستى )
لا اله الاّ هو الحىّ القيّوم . .. وسع كرسيّه السّموات و الارض
به قرينه جمله هاى قبلى، مراد از «كرسى»، حكومت و قدرت الهى است.
26 - عدم غفلت در تدبير عالم ، مالكيت ، علم و قدرت مطلق و اذن به تأثير اسباب و علل ، نشانه و دليل قيّوميّت خداوند
الحىّ القيّوم . .. وسع كرسيّه السّموات و الارض
تمام مطالبى كه پس از صفت «القيّوم» آمده است، مى تواند توضيح دهنده آن صفت و نيز برهانى براى اثبات آن باشد.
27 - نگاهدارى آسمان ها و زمين ( نظام هستى ) براى خداوند ، گران و دشوار نيست .
و لا يؤدُه حفظهما
28 - « كرسى » ، داراى موجوديتى فراگير بر آسمان ها و زمين و حافظ آنهاست .
وسع كرسيّه . .. و لا يؤدُه حفظهما
بنابراينكه ضمير «لا يؤده» به «كرسى» برگردد.
29 - نگاهدارى آسمان ها و زمين براى « كرسى » ، گران و دشوار نيست .
و لا يؤدُهُ حفظهما
بنابراينكه ضمير «لا يؤده»، به «كُرسى» برگردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 258 - 15،16،18
15 - امور جهان ، تحت تدبير خداوند
اتيه اللّه الملك . .. يحيى و يميت ... فان اللّه يأتى بالشمس من المشرق
16 - حاكميّت بر نظام هستى و تدبير جهان ، شأن الوهيّت خداوند
فانّ اللّه يأتى بالشمس من المشرق
18 - قدرت و تصرّف در نظام هستى ، لازمه ربوبيّت
حاجّ ابرهيم فى ربّه . .. فأت بها من المغرب
با توجّه به اينكه حضرت ابراهيم (ع) براى اثبات مقام ربوبيّت خداوند، به قدرت و تصرّف او استدلال كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 2 - 8
8 - خداوند ، تنها مدبّر و نظم دهنده هستى
اللّه . .. القيّوم
قيوم به كسى گويند كه: خود پابرجا بوده و نگهبان و قوام بخش همه چيز باشد. (مفردات راغب.)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 27 - 11
11 - نظام حاكم بر طبيعت ، تابع تدبير واحد و طبق مشيّت الهى است .
قل اللّهم مالك الملك . .. و ترزق من تشاء بغير حساب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 80 - 5
5 - فرشتگان و انبياء و هر آنچه غير خداست ، هيچ نقش مستقلّى در ربوبيّت عالم ندارد .
و لا يأمركم . .. ارباباً ايأمركم بالكفر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 109 - 9
9 - زِمام امور و مقدّرات هستى ، در اختيار خداوند *
و الى اللّه ترجع الامور
اگر تمام امور - حتى اسباب و وسايط - به خدا برگشت كند و مرجعش او باشد، همه مقدرات هستى نيز به دست اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 126 - 11
11 - خداوند ، تنها محور جريان همه هستى و تمامى تغييرات و تحولات اجتماعى
يمددكم ربّكم بخسمة الاف . .. و ما جعله اللّه الّا بشرى ... و ما النّصر الّا من ع
چنانچه ملائكه نقش تعيين كننده اى نداشته باشند، بلكه نقش بشارتى آنان نيز به جعل خداوند باشد (و ما جعله اللّه . .. ) و تنها بايد پيروزى از جانب خداوند اعطا شود، معلوم مى شود كه سررشته تمام امور به دست و خواست خداوند است و هيچ چيز نمى تواند آدمى و جهان را از خدا بى نياز كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 128 - 2
2 - تدبير امور عالم در اختيار خداست ، نه پيامبر (صلی الله علیه و آله) .
ليس لك من الامر شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 154 - 18،19
18 - تدبير تمامى امور جهان و پيروزى در نبرد ها ، در دست خداوند است .
قل انّ الامر كلّه للّه
19 - پندار حاكميّت غير خداوند ( شرك افعالى ) در تدبير امور هستى ، پندارى جاهلانه و باطل
يظنّون باللّه غير الحقّ ظنّ الجاهليّة . .. قل انّ الامر كلّه للّه
«اِنّ الامر . .. » مى رساند كه گمان جاهلى، اعتقاد به تأثير مستقل غير خداوند در امور هستى است. و اين خود نوعى از شرك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 132 - 4،5،6
4 - خداوند ، كارسازى كافى براى نظام هستى و تدبير امور انسانها
و كفى باللّه وكيلا
5 - خداوند ، مالك نظام هستى و خود متصدى تدبير آن است .
و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض و كفى باللّه وكيلا
6 - خداوند ، مالك انسان ها و خود ، تدبير كننده امور آنهاست .
و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض و كفى باللّه وكيلا
از مصاديق مورد نظر براى «ما فى الارض»، انسانها هستند، چون خطاب قرآن با آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 171 - 38،39،40
38 - خداوند براى وكالت و سرپرستى و تدبير جهان ، كافى است .
و كفى باللّه وكيلا
وكيل به كسى گفته مى شود كه كارى را به عهده بگيرد و تدبير كند و چون سخن از جهان هستى بود، مراد از وكيل، سرپرست و مدبر جهان هستى است.
39 - كفايت خداوند براى تدبير هستى ، دليل وحدانيت او و منزه بودنش از داشتن شريك و فرزند
انما اللّه اله وحد سبحنه ان يكون له ولد . .. كفى باللّه وكيلا
جمله «كفى . ..» دليل ديگرى است براى مطالب گذشته.
40 - توجه به قدرت و مالكيت مطلق خداوند ، زمينه ساز باور آدمى به كفايت خداوند در تدبير هستى
له ما فى السموت و ما فى الارض و كفى باللّه وكيلا
جمله «له ما فى السموت . ..» مى تواند اشاره به علت كفايت خداوند در وكالت و تدبير هستى داشته باشد ; يعنى چون مالك و فرمانروايى مطلق است، براى وكالت و تدبير هستى كافى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 17 - 25،30
25 - نفوذ و حاكميت مشيت الهى بر هستى
يخلق ما يشاء
30 - قدرت مطلق خداوند ، دليل نفوذ مشيت او بر تمام هستى
يخلق ما يشاء و اللّه على كل شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 28 - 12
12 - خداوند ، پروردگار تمام عوالم هستى و همه در پرتو ربوبيت او
انى اخاف اللّه رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 64 - 1،41
1 - يهوديان ، منكر قدرت و نفوذ اراده خداوند در تدبير جهان
و قالت اليهود يداللّه مغلولة
اطلاق جمله «يداللّه مغلولة» مى رساند كه يهود بر اين باور بودند كه خداوند هيچ دخل و تصرفى در جهان هستى ندارد. بنابراين جمله «ينفق كيف يشاء» پس از «يداهُ مبسوطتان» تنها اشاره به نمونه و مصداقى از نفوذ و قدرت الهى در جهان هستى دارد.
41 - اعتقاد يهود به كناره گزينى خداوند از تدبير امور جهان پس از فراغت از آفرينش آن
و قالت اليهود يد اللّه مغلولة
از امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: . .. قالوا قد فرع من الامر فلايزيد و لاينقص ... .
توحيد صدوق، ص 167، ح 1، ب 25; نورالثقلين، ج 1، ص 649، ح 278.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 1 - 11
11 - كفر به يگانگى خداوند در آفرينش، زمينه پندار شرك در ربوبيت و تدبير عالم هستى
الحمد للّه الذى خلق السموت و الأرض . .. ثم الذين كفروا بربهم يعدلون
بنابراينكه «بربهم» متعلق به «يعدلون» باشد. در اين صورت «يعدلون» از ماده «عدل» به معناى همسان دانستن است و «كفروا»، با توجه به صدر آيه، به معنى كفر به توحيد در خلق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 3 - 2
2 - جهان هستى تنها تحت تدبير آفريدگار آن است.
الحمد للّه الذى خلق . .. و هو اللّه فى السموت و فى الأرض
تأكيد به حاكميت خداوند بر هستى، پس از طرح اصل آفرينش، بيانگر اين نكته است كه تنها آفريننده جهان اداره كننده و يگانه حاكم بر آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 45 - 14،15
14 - همه جهانيان تحت ربوبيت خدا هستند.
و الحمد للّه رب العلمين
15 - خداوند، مالك و مدبر جهانيان است.
رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 57 - 17
17 - خداوند در اداره امور جهان و نظام هدايت، سنتهاى ثابتى دارد كه از آنها عدول نمى كند.
يقص الحق
يكى از معانى «حق»، «الأمر المقضى» است. يعنى امرى كه قضا و حكم بر آن تعلق گرفته باشد. و چون در آيه سخن از نزول عذاب يا معجزه است و در پى آن از اختصاصات حكم به خداوند سخن رفته، مى توان چنين نتيجه گرفت كه «يقص الحق» تأكيدى بر ثبات و استوارى قوانين و احكام الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 59 - 15
15 - تمامى امور و نظامات جهان هستى، دقيقاً طراحى و برنامه ريزى شده است.
و عنده . .. و لا رطب و لا يابس إلا فى كتب مبين
اطلاعات موجود در كتاب مبين قاعدتاً اطلاعاتى از هم گسيخته و نامرتبط نيست ; بويژه اينكه آيه شريفه در صدد بيان نظام با تدبير و متكى بر آگاهى خداوند در امور هستى است. مضافاً اين كه «يعلمها» تنها بر علم به يك حادثه خارجى مجرد دلالت ندارد، بلكه شامل تمامى جوانب مجهول يك شىء و علل و غايات آن نيز هست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 81 - 5
5 - خداوند هيچ دليلى كه گواه نقش شريكانى براى خود در تدبير و ربوبيت جهان باشد، نازل نفرموده است.
ما لم ينزل به عليكم سلطنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 162 - 7،9
7 - خداوند مالك و مدبر تمامى عوالم هستى
لله رب العلمين
9 - ايمان پيامبر(صلی الله علیه و آله) به ربوبيت خدا بر تمام هستى، علت اخلاص كامل و همه جانبه او
إن صلاتى و نسكى . .. لله رب العلمين
توصيف «الله» به «رب العالمين» دليل برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 164 - 3
3 - باور به ربوبيت خدا بر همه هستى، ايجاب كننده پذيرش ربوبيت او بر انسان
أغير الله أبغى ربا و هو رب كل شىء
جمله «و هو رب كل شىء» به منزله علت براى نفى پذيرش ربوبيت غير خداست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 54 - 7،11
7 - نهان گشتن روز با پوشش شب ، از تدابير خداوند در جهان هستى
ثم استوى على العرش يغشى اليل النهار
«يغشى اليل . .. » بيان مصداقى است از جمله «استوى على العرش».
11 - آفرينش و تدبير امور آفريده ها ، تنها از آن خدا و در اختيار اوست .
إن ربكم اللّه . .. ألا له الخلق و الأمر
«ال» در «الأمر» مى تواند جانشين مضاف اليه باشد ; يعنى «أمر الخلق». در اين صورت «أمر» به معناى تدبير كردن است. و نيز مى تواند «ال» براى جنس باشد. بر اين مبنا «أمر» به معناى فرمان دادن است. برداشت فوق بر اساس احتمال اول است. گفتنى است كلمه «خلق» به معناى مصدريش (آفريدن) گرفته شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 61 - 9،10
9 - خداوند ، پروردگار و مدبر تمامى هستى است .
رب العلمين
10 - رسالت پيامبران در راستاى ربوبيت خداوند بر تمام هستى است .
و لكنى رسول من رب العلمين
انتخاب «رب العالمين» از ميان ديگر اسما و صفات خداوند، به عنوان ارسال كننده پيامبران، اشاره به اين نكته دارد كه رسالت پيامبران در ارتباط با ربوبيت خدا بر تمام جهان هستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 67 - 8
8 - خداوند ، پروردگار و مدبّر تمام هستى است .
رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 104 - 2
2 - رسالت انبيا در راستاى تدبر جهان و ربوبيت خداوند بر هستى است .
إنى رسول من رب العلمين
موسى با توصيف خداوند به پروردگار هستى به عنوان منشأ رسالت خويش، به اين نكته اشاره دارد كه رسالتش در راستاى ربوبيت خداوند بر جهان هستى است. يعنى رسالت انبيا با تدبير كل جهان پيوند دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 121 - 5
5 - خداوند ، تدبيركننده تمام هستى است .
ءامنا برب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 122 - 1
1 - ساحران دربار فرعون پس از مشاهده معجزه موسى ( ع ) ، به ربوبيت خداى موسى ( ع ) و هارون بر تمام هستى ايمان آورده و بدان اعتراف كردند .
ءامنا برب العلمين. رب موسى و هرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 191 - 2،6
2 - توانايى بر آفرينش ، از ملاك هاى معبود راستين و از ملاك هاى شايسته بودن براى ربوبيت و تدبير هستى است .
أيشركون ما لايخلق شيئا
با توجه به آيات قبل و بعد معلوم مى شود كه مراد از شرك، شرك در ربوبيت و پرستش است.
6 - پندار شريك براى خدا در تدبير امور انسان و جهان ، پندارى نارواست و باورداران آن سزاوار سرزنش هستند .
أيشركون ما لايخلق شيئا و هم يخلقون
استفهام در «أيشركون» انكار توبيخى است. يعنى استفهامى است كه به انگيزه سرزنش ايراد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 31 - 13،15
13 - وحدت تدبير در جهان آفرينش ، نشانه وحدت ربوبيت و بى اساس بودن انديشه شرك است .
و من يدبر الأمر فسيقولون اللّه
وحدت تدبير از وحدت مدبر - كه جمله «و من يدبر الأمر» بر آن دلالت دارد - استفاده مى شود.
15 - تدبير امور جهان آفرينش ، تنها در دست خداست .
و من يدبر الأمر فسيقولون اللّه
«ال» در «الأمر» عوض از مضاف اليه محذوف است و به قرينه مقام - كه در بيان ربوبيت خدا بر جهان و انسانهاست - تقدير آن «و من يدبر أمر الخلق» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 32 - 1
1 - رازقيت ، حاكميت ، حيات بخشى و تدبير خداوند نسبت به كار جهان ، جلوه هاى روشنى از ربوبيت خدا بوده و اعتقاد به آن ، مستلزم ايمان به پروردگارى بى شريك است .
قل من يرزقكم من السماء . .. فذلكم اللّه ربكم
تفريع جمله «ذلكم اللّه ربكم» با «فا»ى نتيجه، در آيه پيش (قل من يرزقكم . ..) بيانگر اين حقيقت است كه: با وجود اعتقاد به رازقيت خدا، حاكميت او بر قوا و حواس آدمى، خالقيت نسبت به جاندار و بى جان و تدبير او نسبت به امور جهان; ايمان به ربوبيت مطلق خدا ضرورى بوده و مجالى براى پندارپروردگارى غير او باقى نمى ماند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 107 - 12
12- باور و توجه به قدرت و حاكميت مطلق خداوند ، موجب پذيرش ربوبيت او بر انسان و ساير هستى است .
إلاّ ما شاء ربك إن ربك فعال لما يريد
برداشت فوق ، با توجه به كلمه «رب» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 12 - 4
4- مظاهر هستى ، تحت تدبير خداوند و نشانه وجود اوست .
و جعلنا الّيل و النهار ءايتين فمحونا ءاية الّيل و جعلنا ءاية النهار مبصرة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 111 - 4
4 - خداوند ، مدير و مدبر جهان هستى بوده و برپايى و دوام آن متكى به او است .
للحىّ القيّوم
«قيّوم» - چنان كه برخى از اهل لغت گفته اند - كسى است كه به امور خلق قيام كرده و تدبير عالم در تمامى حالاتِ آن را، به عهده گرفته باشد (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 86 - 1،2
1 - جهان آفرينش ، داراى ماهيتى نيازمند به مدير و مدبر
قل من ربّ السموت السبع و ربّ العرش العظيم
2 - نياز جهان آفرينش به مدير و مدبر ، امرى روشن براى هر انسان دانشور و خردمند
إن كنتم تعلمون . .. قل من ربّ السموت السبع و ربّ العرش العظيم
روشن است كه سؤال «من ربّ السماوات السبع. ..» (پروردگار آسمان هاى هفتگانه و... كيست؟) زمانى قابل طرح است كه اصل نياز آنها به مدير و مدبر، قبلاً براى انسان حل شده باشد. و چون درك اين مسأله، براى اهل دانش و خرد - كه در آيه پيشين به آن تصريح شده است - امر پيچيده اى نيست به عنوان اصل مسلم تلقى شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 42 - 2
2 - جهان هستى ، تنها تحت قدرت و تدبير خداوند است .
و للّه ملك السموت و الأرض
لازمه فرمان روايى انحصارى خداوند بر جهان، اين است كه جهان، تنها تحت قدرت و تدبير او باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 16 - 8
8 - سراسر هستى تحت تدبير و ربوبيت خدا است .
ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 47 - 3
3 - تمامى جهان هستى ، تحت ربوبيت واحد خداوند
بربّ العلمين
«العالمين» جمع با الف و لام و مفيد استغراق است. بنابراين «ربّ العالمين»; يعنى، پروردگار همه جهانيان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 26 - 2،3
2 - خدا ، يگانه پروردگار و مدبر نظام آفرينش
ربّ العرش
«عرش» معادل تخت است و مقصود از آن در اين جا مركز تدبير امور عالم است.
3 - خورشيد و تمام مظاهر آفرينش ، خود تحت تدبير و ربوبيت خداوند قرار دارند و سزاوار الوهيت و پرستش نيستند .
يسجدون للشمس . .. اللّه لا إله إلاّ هو ربّ العرش العظيم
بيان توحيدى و استدلالى آيه ياد شده، تعريضى نسبت به عمل نارواى قوم سبا در پرستش خورشيد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 71 - 4
4 - نظام آفرينش ، تحت اراده و تدبير خداى يگانه است .
قل أرءيتم . .. من إله غير اللّه يأتيكم بضياء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 28 - 2
2 - موجودات هستى ، در مديريت و تدبير جهان ، نقشى ندارند .
هل لكم من ما ملكت . .. كخيفتكم أنفسكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 48 - 13
13 - توجّه دادن به تحولات عالم طبيعت ، جهت نماياندن تدبير خداوند بر عالم هستى ، از روش هاى هدايتى قرآن كريم
اللّه الذى يرسل الرياح فتثير سحابًا . .. كيف يشاء ... أصاب به من يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 30 - 1
1 - اداره نظام عالَم با گردش همواره شب و روز و جريان دائمى خورشيد و ماه ، برخاسته از حق محض بودن خداوند است .
ألم تر أنّ اللّه يولج الّيل . .. ذلك بأنّ اللّه هو الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 4 - 8،12
8 - خلق و تدبير جهان ، نشأت يافته از مبدأ واحد است .
اللّه الذى خلق . .. ثمّ استوى على العرش
12 - يكتايى خدا در خلق و تدبير عالم ، دليل وجود نداشتن سرپرست و ياورى براى انسان ها جز خود او است .
اللّه الذى خلق . .. ما لكم من دونه من ولىّ و لاشفيع
احتمال دارد ذكر «ما لكم من دونه. ..» پس از بيان يكتايى خداوند در آفرينندگى و تدبير، به اين منظور باشد كه چون همه چيز در دست اقتدار او است، كسى جز او نمى تواند ولىّ و شفيع باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 5 - 1،2
1 - مجموعه امور هستى ( آسمان و زمين ) ، تحت تدبير خداى يكتا است .
يدبّر الأمر من السماء إلى الأرض
«أمر» به معناى «فعل و شأن» است و «ال» در آن، براى جنس بوده و در نتيجه، دلالت بر همه امور و كارها مى كند.
2 - جهان ، پس از آفريده شدن ، به حال خود ر ها نشده و هميشه تحت تدبير است .
خلق السموت و الأرض و ما بينهما . .. يدبّر الأمر من السماء إلى الأرض
فعل مضارع «يدبّر» دلالت بر دوام و استمرار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 6 - 2
2 - خداوندِ خالق عالم و مدبر امور آن ، آگاه به غيب و شهود است .
اللّه الذى خلق السموت و الأرض . .. يدبّر الأمر ... ذلك علم الغيب و الشهدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 38 - 13،14
13 - انفكاك ناپذيرى خلقت جهان از تدبير و ربوبيت آن
و لئن سألتهم من خلق السموت و الأرض ليقولنّ اللّه قل أفرءيتم ما تدعون من دون الل
مقصود از بيان مسأله ناتوانى معبودهاى مشركان، پس از اعتراف گرفتن از آنان به انحصار خالقيت به خداوند، گوياى برداشت ياد شده است.
14 - اعتقاد به جدايى خالقيت خدا از ربوبيت او و نسبت دادن ربوبيت و تدبير امور جهان به غيرخدا ، شرك است .
و لئن سألتهم من خلق السموت و الأرض ليقولنّ اللّه قل أفرءيتم ما تدعون من دون الل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 44 - 5
5 - جهان آفرينش ، تحت فرمانروايى واحدى اداره مى شود .
له ملك السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 75 - 17،18
17 - جهان هستى ، سراسر زيبا و تدبير آن تدبيرى نيكو و جميل است .
و قالوا الحمد للّه . .. و قيل الحمد للّه ربّ العلمين
«ربّ العالمين» به منزله دليل براى «الحمد للّه» است ; يعنى، چون خداوند مدبر و مالك هستى است، پس همه ستايش هااز آن او است و از آن جا كه حمد و ستايش، همواره براى كمال و زيبايى ها است، نتيجه مى گيريم كه همه هستى، زيبا و برخوردار از تدبيرى نيكو است.
18 - خداوند ، از روى اختيار جهان را تدبير مى كند و در اداره آن جبر و اضطرارى ندارد .
و قالوا الحمد للّه . .. و قيل الحمد للّه ربّ العلمين
در صحت اطلاق حمد، علاوه بر زيبايى فعل و صفت، اختيارى بودن آن دو نيز قيدشده است; يعنى، بر فعل و صفتى زيبا، مى توان حمد كرد كه فاعل، آن را از روى اختيار تحقق بخشيده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 65 - 16
16 - خداوند ، از روى اختيار جهان را تدبير مى كند و در اداره آن جبر و اضطرارى ندارد .
الحمد للّه ربّ العلمين
در صحت اطلاق حمد، علاوه بر زيبايى فعل و صفت، اختيارى بودن آن دو نيز قيد شده است; يعنى، بر فعل و صفتى زيبا مى توان سپاس كرد كه فاعل، آن را از روى اختيار تحقق بخشيده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 9 - 12
12 - ربوبيت و تدبير جهان از شؤون خالقيت خدا است .
بالذى خلق . .. ذلك ربّ العلمين
از اين كه خداوند براى ربوبيت خويش به خالقيتش استناد كرده، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 7 - 4،7
4- تدبير بايسته نظام هستى از سوى خداوند ، گواه علم و آگاهى ژرف و مطلق او است .
إنّه هو السميع العليم . ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
7- مطالعه نظام و كيفيت اداره هستى ، زمينه ساز راهيابى انسان به مرحله يقين
ربّ السموت و الأرض و ما بينهما إن كنتم موقنين
از مطرح شدن مسأله يقين، پس از ذكر ربوبيت خداوند بر جهان هستى، مطلب ياد شده قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 4 - 5
5- توانايى بر خلقت جهان و تدبير امور آن ، شرط شايستگى معبود براى پرستيده شدن
ماذا خلقوا من الأرض أم لهم شرك فى السموت
در اين آيه، به ناتوانى بت ها در امر خلقت و تدبير جهان اشاره شده است و اين خود مى نماياند كه توانايى بر خلقت و تدبير، ملاكى است كه براساس آن، مى توان معبود واقعى را از معبود دروغين، متمايز ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 48 - 3
3 - مطالعه در گستردگى سطح زمين و آرامش آن ، راهگشاى انسان به تدبير بهينه خداى جهان
و الأرض فرشنها فنعم المهدون
تعبير «فنعم الماهدون»، انسان را به اين حقيقت توجه مى دهد كه در تدبير بهينه خداوند، بينديشد و نمود اين تدبير عالى را در گستردگى سطح زمين و آرامش آن، مطالعه كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 37 - 4
4 - بشر ، فاقد كمترين سلطه بر خزاين هستى و اداره نظام وجود
أم عندهم خزائن ربّك أم هم المصيطرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 2 - 4
4 - فرشتگانِ عازم به اجراى فرمان هاى الهى و ترك كننده مقر خود براى تدبير امور جهان ، داراى مقامى ارجمند در پيشگاه خداوند
و النشطت نشطًا
«ناشط»، ممكن است به معناى چيزى باشد كه از مكانى خارج و به مكان ديگر انتقال پيدا مى كند (قاموس). سوگند خداوند به فرشتگان «ناشط»، نشانه تحسين خروج و انتقال آنان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 5 - 2،3،4،6
2 - كاردانى و مهارت فرشتگان ، در اداره و تدبير جهان
فالمدبّرت أمرًا
3 - اتخاذ تدابير لازم در اداره امور جهان ، برانگيزنده ملائكه به خروج از جايگاه ويژه خويش و سبقت بر يكديگر
و النشطت نشطًا . و السبحت سبحًا . فالسبقت سبقًا . فالمدبّرت أمرًا
حرف «فاء» در «فالمدبّرات»، اوصاف پيشين را مقدمه تدبير قلمداد كرده است.
4 - جهان داراى نظامى خاص و استوار ، بر پايه تدبيرهايى از سوى فرشتگان
فالمدبّرت أمرًا
6 - فرشتگان تدبيركننده امور جهان ، داراى مقامى ارجمند در پيشگاه خداوند
فالمدبّرت أمرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 5 - 8
8 - ملائكه ، آورنده فرمان هاى تدبير عالم از آسمان اند .
يدبّر الأمر . .. ثمّ يعرج إليه
احتمال دارد مرجع ضمير فاعلى «يعرج» ملكى باشد كه حامل فرمان هاى تدبيرى خداوند است و مرجع ضمير «إليه» مكانى باشد كه فرشته، پيش از نزول، در آن جا قرار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 2 - 4،9
4 - خداوند مالك و مدبر همه عالم هاى هستى است .
رب العلمين
عالم (مفرد عالمين) است و به مجموعه و دسته اى از موجودات گفته مى شود، بنابراين «العالمين»، يعنى، همه موجودات به لحاظ مجموعه ها و دسته ها.
9 - تدبير همه عالم هاى هستى از سوى خدا ، دليل اختصاص همه ستايش ها به اوست .
الحمد للّه رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 2 - 6
6 - همه جهان ها ، تحت ربوبيّت خداوند واحد است .
ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 182 - 9
9 - تدبير همه عالم هاى هستى از سوى خداوند ، دليل اختصاص همه ستايش ها به او است .
الحمد للّه ربّ العلمين
برداشت ياد شده از آن جا است كه «ربّ العالمين» به منزله تعليل براى «الحمد للّه» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 75 - 20
20 - تدبير همه عالم هاى هستى از سوى خدا ، دليل اختصاص همه ستايش ها به او است .
الحمد للّه ربّ العلمين
برداشت ياد شده از آن جا است كه «ربّ العالمين» به منزله تعليل براى «الحمد للّه» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 65 - 18
18 - تدبير همه عالم هاى هستى از سوى خداوند ، دليل اختصاص همه ستايش ها به او است .
الحمد للّه ربّ العلمين
برداشت ياد شده از آن جا است كه «ربّ العالمين» به منزله تعليل براى «الحمد للّه» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 27 - 1
1 - تشويق و ترغيب خداوند به مطالعه و دقت نظر در مظاهر طبيعت ; چون نزول باران و چگونگى پيدايش انواع ميوه ها
ألم تر أنّ اللّه أنزل من السماء ماء فأخرجنا به ثمرت مختلفًا ألونها
«ثمرة» (مفرد «ثمرات») به معناى ميوه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 3 - 7
7 - تشويق انسان از سوى خداوند ، به مطالعه و تأمل در نظام طبيعت به انگيزه حق جويى و حق پذيرى
إنّ فى السموت و الأرض لأيت للمؤمنين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 3 - 6
6 - تشويق و ترغيب خداوند ، به نگاه ژرف در مبدأ پيدايش جهان و نظم و هماهنگى ميان آنها
ما ترى فى خلق الرحمن من تفوت ثمّ ارجع البصر هل ترى من فطور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 28 - 20
20 - تعدد عوالم هستى
انى اخاف اللّه رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 45 - 16
16 - تعدد عوالم در پهنه هستى
رب العلمين
«عالمين» جمع «عالم» است و مقتضاى صيغه جمع تعدد عوالم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 54 - 17
17 - وجود عوالم متعدد در نظام هستى
اللّه رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 61 - 8
8 - جهان هستى متشكل از عوالمى متعدد .
رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 16 - 9
9 - جهان آفرينش ، داراى عالم هاى متعدد
ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 47 - 4
4 - جهان هستى ، متشكل از عالم هاى متعدد
بربّ العلمين
برداشت ياد شده با توجه به جمع آمدن كلمه «عالمين» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 98 - 5
5 - جهان هستى ، متشكل از عالم هاى گوناگون
العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 109 - 7
7 - جهان آفرينش ، متشكل از عالم هاى گوناگون
ربّ العلمين
تعبير «العالمين» (جمع عالم) بيانگر تعدد عالم ها مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 127 - 7
7 - جهان آفرينش ، متشكل از عالم هاى متعدد
ربّ العلمين
تعبير «العالمين» (جمع «عالم») بيانگر مطلب ياد شده (گوناگونى عالم) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 145 - 7
7 - جهان آفرينش ، متشكل از عالم هاى گوناگون
ربّ العلمين
تعبير «العالمين» (جمع عالم) بيانگر مطلب ياد شده (تعدد عالم) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 164 - 7
7 - جهان آفرينش ، متشكل از عالم هاى متعدد
ربّ العلمين
تعبير «العالمين» (جمع عالم) بيانگر مطلب ياد شده (تعدد عوالم) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 180 - 7
7 - جهان آفرينش ، متشكل از عالم هاى گوناگون
ربّ العلمين
تعبير «العالمين» (جمع عالم) بيانگر مطلب ياد شده (تعدد عالم) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 192 - 6
6 - جهان هستى ، متشكل از عالم هاى گوناگون
ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 8 - 13
13 - جهان آفرينش ، متشكل از عالم هاى متعدد
و سبحن اللّه ربّ العلمين
«عالمين» جمع «عالم» است و «عالم» به مجموعه اى از پديده ها و موجودات گفته مى شود; مانند: عالم ملائكه، عالم سما، عالم دنيا، عالم آخرت و. .. بنابراين «عالمين»; يعنى، مجموعه عالم ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 44 - 18
18 - جهان آفرينش داراى عالم هاى متعدد
ربّ العلمين
مطلب ياد شده با توجه به جمع آمدن كلمه «العالمين» به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 30 - 9
9 - جهان هستى ، متشكل از عالم هاى متعدد
أنا اللّه ربّ العلمين
برداشت ياد شده با توجه به جمع آمدن «العالمين» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 2 - 7
7 - در هستى ، عوالمى گوناگون و متعدد وجود دارد .
ربّ العلمين
«عالمين» مى تواند جمع «عالم» باشد و بنابراين، دلالت بر وجود جهان هاى متعدد دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 87 - 5
5 - جهان آفرينش ، متشكل از عالم هاى متعدد
العلمين
برداشت ياد شده با توجه به جمع بودن كلمه «العالمين» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 182 - 5
5 - جهان آفرينش ، متشكل از عالم هاى متعدد
ربّ العلمين
با توجه به جمع بودن كلمه «العالمين»، برداشت ياد شده قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 87 - 5
5 - جهان آفرينش ، متشكل از عالم هاى متعدد
للعلمين
با توجه به جمع بودن كلمه «العالمين» برداشت ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 75 - 16
16 - جهان آفرينش ، متشكل از عالم هاى متعدد
ربّ العلمين
برداشت ياد شده با توجه به جمع بودن كلمه «العالمين» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 64 - 19
19 - جهان آفرينش ، متشكل از عالم هاى متعدد
ربّ العلمين
برداشت ياد شده، با توجه به جمع بودن كلمه «العالمين» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 65 - 14
14 - جهان آفرينش ، متشكل از عالم هاى متعدد
ربّ العلمين
برداشت ياد شده، با توجه به جمع بودن كلمه «العالمين» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 66 - 9
9 - جهان آفرينش ، متشكل از عالم هاى متعدد .
لربّ العلمين
برداشت ياد شده با توجه به جمع بودن كلمه «عالمين» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 9 - 11
11 - جهان آفرينش ، متشكل از عوالم متعدد
العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 80 - 5
5 - جهان آفرينش ، متشكل از عالم هاى متعدد
تنزيل من ربّ العلمين
با توجه به جمع آمدن كلمه «العالمين»، برداشت بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 43 - 4
4 - جهان هستى ، متشكّل از عالم هاى متعدد
ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 6 - 10
10 - تعدد عوالم هستى در جهان آخرت
يوم يقوم الناس لربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 73 - 4
4 - در جهان بينى مشركان ، تدبير امور جهان و انسان ها ، در اختيار خدايان است نه خداى متعال .
يأيّها الناس . .. إنّ الذين تدعون من دون اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 4 - 13
13- تفكر در پديده هاى هستى ، زمينه ساز باور به لقاى خدا و برپايى قيامت است .
إن فى ذلك لأيت لقوم يعقلون
برداشت فوق بر اين اساس است كه متعلق «آيات» به قرينه جمله «لعلكم بلقاء ربكم توقنون» در آيات قبل ، لقاى خدا و برپايى قيامت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 12 - 9
9- تعقل در نظم موجودات و قانونمندى نظام آفرينش ، سبب هدايت انسان و شناخت خداست .
و سخ-ّر لكم الّيل و النهار و الشمس و القمر . .. إن فى ذلك لأيت لقوم يعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 164 - 19،20
19 - دستيابى به توحيد و رحمانيت و رحيميت خدا از طريق جهان آفرينش ، در گرو انديشه كردن در آن است .
إن فى خلق السموت . .. لأيت لقوم يعقلون
20 - شرك ورزى و دست نيافتن به توحيد ، نشانه انديشه نكردن و درك نكردن پيوند و هماهنگى در جهان آفرينش است .
إن فى خلق السموت و الأرض . .. لأيت لقوم يعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 191 -
1،4،5،6،7،9،14،15،18،22،26
1 - آنان كه همواره و در هر حال به ياد خدا بوده و در آفرينش آسمان ها و زمين مى انديشند ، داراى خرد ناب هستند .
لايات لاولى الالباب. الّذين يذكرون اللّه قياماً و قعوداً و على جنوبهم و يتفكّرون
فعل مضارع «يذكرون»، دلالت بر استمرار و دوام ذكر دارد و «قيام»، جمع قائم (ايستاده) و «قعود»، جمع قاعد (نشسته) و «جنوب»، جمع جنب (پهلو)، كنايه از تمامى حالات آدمى است. چون غالباً آدمى از اين سه حالت خارج نيست.
4 - ارزش انديشيدن در آفرينش آسمان ها و زمين
الّذين . .. يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض
5 - ارزش انديشه در آفرينش آسمان ها و زمين ، در صورت توأم بودن آن با ياد خدا *
الّذين يذكرون اللّه . .. و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض
جمله «يتفكّرون» بدون تكرار «الّذين»، عطف بر «يذكرون» شده تا دلالت كند به اينكه هر دو صفت (ذكر و تفكّر) توأماً، وصف «اولى الالباب» است ; نه اينكه اولوا الالباب دو گروهند ; عدّه اى ذاكر و عدّه اى ديگر متفكّر.
6 - همواره به ياد خداوند بودن و انديشيدن در آفرينش آسمان ها و زمين ، دو صفت برجسته خردمندان
لاولى الالباب. الّذين يذكرون اللّه قياماً و قعوداً و على جنوبهم و يتفكّرون فى خل
7 - ترغيب انسان ها به ياد هميشگى خدا و انديشيدن در آفرينش آسمان ها و زمين
الّذين يذكرون اللّه قياماً . .. و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض
ستايش خداوند از دارندگان صفات ياد شده و توصيف آنان به خردمندى، براى تشويق به تحصيل چنين ويژگيهايى است.
9 - آفرينش آسمان ها و زمين ، امرى با عظمت و ميدانى گسترده براى تفكّر مستمر
و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض
14 - آنان كه با انديشيدن در خلقت آسمان ها و زمين به هدفدارى جهان پى نبرند ، نه خردمندند و نه شناخت صحيحى از آفرينش دارند .
لايات لاولى الالباب. الّذين ... و يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت
15 - پى بردن و اقرار خردمندان به هدفدارى آفرينش ، پس از انديشه در آن
لاولى الالباب . .. يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً
ظاهراً «ربّنا ما خلقت . .. » بيان نتيجه تفكّر آنان مى باشد.
18 - تفكّر در آفرينش آسمان و زمين ، موجب درك توحيد ربوبى ( جهان بينى توحيدى ) و اعتراف به آن
يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً
چون پس از تفكّر، خداوند را با ربّنا (پروردگار همه ما) ياد مى كنند، معلوم مى شود كه آدمى با انديشه در آفرينش، مى تواند به ربوبيت خداوند نسبت به همگان (توحيدى ربوبى) دست يابد.
22 - خضوع و كرنش خردمندان براى خداوند ، در پى تفكّر در آفرينش و پى بردن به هدفدارى آن
ربّنا ما خلقت هذا باطلاً سبحانك
اعتراف خردمندان به مالكيّت خداوند نسبت به آنان با كلمه «ربّنا» كه به معناى مالك و مدبّر آمده، دلالت بر خشوع و خضوع ايشان در برابر خداوند دارد.
26 - پى بردن خردمندان و اعتراف آنان به كمال مطلق پروردگارا ، پس از انديشه در آفرينش
الّذين . .. يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ... سبحانك
تسبيح به معناى پاك دانستن از هر عيب و نقصى است و لازمه نبود عيب و نقص براى خداوند، وجود تمام كمالات براى اوست و خردمندان با تفكّر در آفرينش به چنين اعتقادى رسيده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 193 - 4
4 - ياد هميشگى خداوند و انديشه در آفرينش ، زمينه ايمان به ربوبيّت الهى
الّذين يذكرون اللّه قياماً . .. و يتفكّرون ... ربّنا ... فامنّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 95 - 7
7 - تفكر در چگونگى شكافته شدن دانه ها و هسته ها و رويش گياهان و پيدايش مرگ و حيات، زمينه راهيابى به توحيد و پرهيز از شرك است.
إن الله فالق الحب و النوى . .. ذلكم الله
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 97 - 3
3 - مطالعه در كيهان و مدارا و موقعيت ستارگان، راهى براى درك توحيد و خداشناسى است.
و هو الذى جعل لكم النجوم لتهتدوا بها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 44 - 18
18- خداوند ، در برخورد با گناه نينديشيدن درباره حقايق هستى - چون تسبيح و حمد موجودات - بردبارانه برخورد كرده و در صورت توبه ، از آن درمى گذرد .
لاتفقهون تسبيحهم إنه كان حليمًا غفورًا
تعليل «إنه كان حليماً غفوراً» دلالت مى كند بر اينكه «لاتفقهون تسبيحهم» (تفقّه نمى كنيد در تسبيح آنان) گناه داشته و شايسته برخورد و مجازات است اما چون خداوند حليم و غفور است، بردبارانه برخورد مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 55 - 7
7 - شناخت مظاهر طبيعت و انديشه در آن ، از راه هاى شناخت خداوند و ربوبيت و تدبير او بر هستى است .
الذى جعل لكم الأرض . .. لأُولى النهى ... تارة أُخرى
مجموعه اين آيات براى معرفى «ربّ» است. طريقه اى كه قرآن در اين آيات ارائه نموده، توجه دادن انسان به مظاهر طبيعت و تعقل در آن، براى شناخت خداوند و ربوبيت حاكم او بر صحنه هستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 80 - 10
10 - جريان مستمر حيات و مرگ و گردش نظام طبيعت ، شايان تفكر و درس آموزى
و هو الذى يحى و يميت . .. أفلاتعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 68 - 8
8 - تعقل و انديشيدن در آفرينش ، از راه هاى خداشناسى است .
و من نعمّره ننكّسه فى الخلق أفلايعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 5 - 11
11 - لزوم به كارگيرى انديشه و فكر ، در شناخت اسرار طبيعت براى ره يابى به آيات الهى
ءايت لقوم يعقلون
تعبير «لقوم يعقلون» تشويق ضمنى به تعقل و انديشه براى شناخت آيات تكوينى خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 4 - 1
1 - تشويق و ترغيب خداوند به تأمل و نگاه مكرر و ژرف تر ، در آفرينش جهان و نظم و انسجام موجود در آن
الذى خلق سبع سموت . .. ثمّ ارجع البصر كرّتين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 15 - 7
7 - نوح ( ع ) ، قوم خود را به انديشه و مطالعه درباره چگونگى و مبدأ آفرينش جهان ، به منظور پى بردن به عظمت خداوند تشويق و تحرض مى كرد .
ألم تروا كيف خلق اللّه سبع سموت طباقًا
تعبير «ألم تروا كيف. ..»، مى تواند براى تشويق و تحريض ادا شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 15 - 7
7 - نوح ( ع ) ، قوم خود را به انديشه و مطالعه درباره چگونگى و مبدأ آفرينش جهان ، به منظور پى بردن به عظمت خداوند تشويق و تحرض مى كرد .
ألم تروا كيف خلق اللّه سبع سموت طباقًا
تعبير «ألم تروا كيف. ..»، مى تواند براى تشويق و تحريض ادا شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 96 - 9
9 - مطالعه در طبيعت و كرات آسمانى و نظم دقيق و برنامه آنها، راهى براى درك توحيد است.
فأنى تؤفكون. فالق الإصباح ... ذلك تقدير العزيز العليم
سياق آيات گذشته بيان توحيد و نفى شرك و فرجام آن بود. اين آيه نيز، كه پس از جمله «فأنى تؤفكون» در آيه پيشين قرار دارد، در صدد بيان دليل و رهنمودى ديگر براى راهيابى انسان به توحيد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 185 - 3
3 - خداوند مردم را به تفكر و تأمل در وابسته بودن جهان آفرينش و نياز همواره آن به هستى بخش دعوت كرد .
أو لم ينظروا فى ملكوت السموت و الأرض و ما خلق اللّه من شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 3 - 8،11
8- تفكّر در پديده هاى عالم ، آدمى را به شناخت خدا و مدبّر بودن او بر هستى هدايت مى كند .
هو الذى مدّ الأرض . .. إن فى ذلك لأيت لقوم يتفكرون
11- تفكر در پديده هاى هستى ، زمينه ساز باور به لقاى خدا و برپايى قيامت است .
إن فى ذلك لأيت لقوم يتفكرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 8 - 6
6 - ژرف نگرى در نظام هستى و توجّه به عمر محدود جهان ، امرى لازم و شايسته است .
أَوَلم يتفكّروا فى أنفسهم ما خلق اللّه السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ و
«و أجل مسمّى» عطف به «بالحقّ» است و احتمال دارد كه مراد از آن، داشتن مدتى مشخص باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 29 - 6
6 - انديشه و مطالعه در آفرينش طبيعت ، از راه هاى خدا شناسى است .
و من ءايته خلق السموت و الأرض و ما بثّ فيهما من دابّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 13 - 9
9 - تفكر و تأمل ، شرط شناخت آيات الهى ، در گستره نظام جهان
إنّ فى ذلك لأيت لقوم يتفكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 11 - 1
1 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) مأمور توجه دادن كافران و مشركان بر آفرينش انسان و جهان و ترغيب آنان به تأمل و تفكر درباره آنها
فاستفتهم أهم أشدّ خلقًا أم من خلقنا
استفتا و پرسش در آيه شريفه، براى ترغيب به تفكر و تأمل است; نه براى پرسش و استفتاى حقيقى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 8 - 6
6- پديده هاى عالم هر كدام داراى اندازه و حدّى مخصوص به خود است .
و كل شىء عنده بمقدار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 50 - 6
6 - وجود حساب و اندازه ، در آفرينش موجودات
أعطى كلّ شىءء خلقه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 2 - 14
14 - جهان آفرينش ، جلوه تقدير خداوند
الذى له ملك السموت . .. و خلق كلّ شىء فقدّره تقديرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 10
10 - نظام آفرينش ، بر اساس تقدير و تنظيمى سنجيده و آگاهانه
ذلك تقدير العزيز العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 6 - 9
9- نزول قرآن و تقدير و تدبير امور خلق ، متكى بر آگاهى عميق خداوند از نياز آنان است .
إنّا أنزلنه . .. فيها يفرق كلّ أمر ... إنّه هو السميع العليم
جمله «إنّه هو السميع العليم» مى تواند تعليل براى «إنّا أنزلناه. ..» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 49 - 1
1 - تمامى موجودات و قوانين هستى ، براساس اندازه گيرى ، محاسبه و برنامه دقيق الهى شكل گرفته است .
إنّا كلّ شىء خلقنه بقدر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 50 - 4
4 - تحقق آفرينش اشيا و تقدير و تنظيم آنها ، با صدور يك فرمان از جانب خداوند و بى نياز از بازنگرى *
إنّا كلّ شىء خلقنه بقدر . و ما أمرنا إلاّ وحدة كلمح بالبصر
عبارت «و ما أمرنا» مى تواند نظر به آيه قبل داشته باشد; يعنى، خلقت و اندازه گيرى در دو مرحله صورت نمى گيرد; بلكه با يك فرمان هم آفرينش است و هم تقدير و در اين آفرينش و تقدير تجديد نظر صورت نمى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 5 - 3
3 - سير صعودى و نزولى گياهان و روييدن و تبديل شدن آنها به خاشاك ، نمونه اى از نظم تقدير شده آفريده هاى خداوند است .
الذى قدّر . .. أخرج المرعى . فجعله غثاء أحوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قدر - 97 - 4 - 9
9 - تقدير امور جهان در شب قدر ، وابسته به نزول ملائكه و روح به زمين است .
تنزّل . .. من كلّ أمر
«أمر»، ممكن است مفرد «اُمور» باشد. در اين صورت مراد امورى خواهد بود كه در شب قدر، تقدير مى شود و ملائكه و روح براى تدبير آن امور، به زمين نازل مى شوند. حرف «من» در اين احتمال، براى بيان علّت غائى است; يعنى، «لأجل كلّ أمر
أراد اللّه قضائه».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 12 - 4
4 - رخداد ها و حوادث جهان ، مسبوق به تقدير و برنامه از پيش تعيين شده خداوند
فالتقى الماء على أمر قد قدر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 2 - 8
8 - جهان هستى به سوى كمال در حركت است .
رب العلمين
«رب» به معناى تربيت كردن است و تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). پس اين معنا حكايت از حركت تكاملى دارد. گفتنى است كه كلمه «رب» مشترك لفظى ميان وصف و مصدر مى باشد و در آيه مورد بحث معناى وصفى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 28 - 13
13 - هستى ، داراى جريانى رو به كمال در پرتو ربوبيت خداوند
رب العلمين
«رب» به معناى تربيت كننده است و تربيت يعنى ايجاد تدريجى چيزى تا آنگاه كه به كمال خويش برسد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 25
25 - تسليم شدن در برابر خداوند، قرار گرفتن در بستر رشد و كمال جهان هستى است.
و أمرنا لنسلم لرب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 42 - 5
5 - جهان هستى ، هدفمند و داراى حركت تكاملى
و إلى اللّه المصير
«اللّه» ذات مستجمع صفات كماليه است. بر اين اساس لازمه مرجع و مقصد قرار گرفتن خداوند براى جهان، اين است كه جهان هدفمند و رو به تكامل باشد; زيرا حركت به سوى كمال مطلق، كمال آور است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 24 - 10
10 - جهان طبيعت ( آسمان ها ، زمين و . . . ) رو به رشد و كمال است .
قال ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
«ربّ» به معناى تربيت كردن است و «تربيت» ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى و رو به رشد دارد. برداشت ياد شده نيز مبتنى بر اين معنا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 47 - 5
5 - عوالم هستى ، در حركت به سوى رشد و كمال
بربّ العلمين
«ربّ» به معناى مربى و تربيت كننده است و تربيت عبارت است از ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل تا آن گاه كه به حدّ تمام و كمال برسد (مفردات راغب). گفتنى است كه اين معنا حكايت از حركت تكاملى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 98 - 7
7 - جهان هستى ، در حركت به سوى رشد و كمال
ربّ العلمين
«ربّ» به معناى تربيت كردن است و «تربيت» ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به تمام و كمال برسد (مفردات راغب). پس اين معنا حكايت از حركت تكاملى و رو به رشد دارد. برداشت ياد شده مبتنى بر اين معنا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 109 - 9
9 - جهان هستى در حركت به سوى رشد و كمال
ربّ العلمين
واژه «ربّ» معادل «مربّى» (تربيت كننده) است و تربيت عبارت است از ايجاد حالتى در شىء پس از حالت پيشين تا وقتى كه به تمام و كمال برسد (مفردات راغب) و اين معنا حاكى از وجود حركت تكاملى در هستى است كه تحت تربيت خداوند قرار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 127 - 9
9 - جهان هستى ، در حركت به سوى رشد و كمال
ربّ العلمين
واژه «ربّ» معادل «مربّى» (تربيت كننده) است و تربيت عبارت است از ايجاد حالتى در شىء پس از حالت پيشين تا وقتى كه به تمام و كمال برسد، (مفردات راغب) اين معنا حكايت از وجود حركت تكاملى در هستى مى كند كه تحت ربوبيت خدا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 145 - 9
9 - جهان هستى ، در حركت به سوى رشد و كمال
ربّ العلمين
واژه «ربّ» معادل «مربّى» (تربيت كننده) است و تربيت عبارت است از ايجاد حالتى در شىء پس از حالت پيشين، تا وقتى كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از وجود حركت تكاملى در هستى - كه تحت ربوبيت خدااست - مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 164 - 9
9 - جهان هستى ، در حركت به سوى رشد و كمال
ربّ العلمين
واژه «ربّ» معادل «مربّى» (تربيت كننده) است و تربيت عبارت است از ايجاد حالتى در شىء پس از حالت پيشين تا وقتى كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا از وجود حركت تكاملى در جهان آفرينش - كه تحت ربوبيت خدا قرار دارد - حكايت مى نمايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 180 - 9
9 - جهان هستى ، در حركت به سوى رشد و كمال
ربّ العلمين
واژه «ربّ» معادل «مربّى» (تربيت كننده) است و تربيت عبارت است از ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل تا وقتى كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا از وجود حركت تكاملى در هستى - كه در تحت ربوبيت خداوند قرار دارد - حكايت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 192 - 7
7 - جهان هستى ، در حركت به سوى رشد و كمال
ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 8 - 15
15 - جهان هستى در حركت به سوى كمال
و سبحن اللّه ربّ العلمين
«ربّ» به معناى تربيت كردن است و تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبلى است تا آن گاه كه به حد كمال برسد. اين معنا حكايت از حركت تكاملى شىء مورد تربيت دارد. گفتنى است كه واژه «ربّ» مشترك لفظى ميان مصدر و وصف است و در آيه ياد شده معناى وصفى آن مراد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 44 - 19
19 - جهان آفرينش در حال رشد و حركت به سوى كمال
ربّ العلمين
«ربّ» به معناى تربيت كردن است و تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت پيش است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى جهان دارد. گفتنى است كه كلمه «ربّ» مشترك لفظى ميان وصف و مصدر است. ولى در آيه ياد شده معناى وصفى آن مراد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 30 - 10
10 - جهان آفرينش در حال حركت به سوى كمال
ربّ العلمين
"ربّ" به معناى تربيت كردن است و تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد. اين معنا از حركت تكاملى جهان - كه تحت ربوبيت خداوند است - حكايت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 18 - 17
17 - جهان هستى ، هدف مند و داراى حركت تكاملى است .
و إلى اللّه المصير
«اللّه» ذات مستجمع صفات كماليه است. بر اين اساس لازمه مرجع و مقصد بودن خداوند براى جهان، اين است كه جهان هدف مند بوده و رو به تكامل داشته باشد; زيرا حركت به سوى كمال مطلق، كمال آور است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 87 - 6
6 - جهان هستى به سوى كمال در حركت است .
بربّ العلمين
«رب» به معناى تربيت كردن است و تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است، تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى دارد. گفتنى است كه كلمه «رب»، مشترك لفظى ميان وصف و مصدر مى باشد و در آيه شريفه معناى وصفى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 182 - 8
8 - جهان هستى ، به سوى كمال در حركت است .
ربّ العلمين
«ربّ» به معناى تربيت است و «تربيت» ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است، تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى دارد. گفتنى است كه كلمه «ربّ»، مشترك لفظى ميان وصف و
مصدر مى باشد و در آيه مورد بحث معناى وصفى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 66 - 2
2 - جهان هستى ، در حال حركت به سوى كمال است .
ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
«ربّ» به معناى تربيت كردن است و تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى دارد. گفتنى است كه كلمه «ربّ»، مشترك لفظى ميان وصف و مصدر مى باشد و در اين آيه، معناى وصفى آن مراد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 75 - 19
19 - جهان هستى ، به سوى كمال در حركت است .
ربّ العلمين
«ربّ» به معناى تربيت كردن است و تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى دارد. گفتنى است كه كلمه «ربّ» مشترك لفظى ميان وصف و مصدر مى باشد و در آيه مورد بحث معناى وصفى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 64 - 20
20 - جهان هستى ، به سوى كمال در حركت است .
ربّ العلمين
«ربّ» به معناى تربيت كردن است و تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى دارد. گفتنى است كه كلمه «ربّ» مشترك لفظى ميان وصف و مصدر مى باشد و در آيه مورد بحث معناى وصفى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 65 - 17
17 - جهان هستى ، به سوى كمال در حركت است .
ربّ العلمين
«ربّ» به معناى تربيت كردن است و تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى دارد. گفتنى است كه كلمه «ربّ» مشترك لفظى ميان وصف و مصدر مى باشد و در آيه مورد بحث معناى وصفى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 66 - 10
10 - جهان هستى ، به سوى كمال در حركت است .
لربّ العلمين
«ربّ» به معناى تربيت كردن است و تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى دارد. گفتنى است كه كلمه «ربّ»، مشترك لفظى ميان وصف و مصدر مى باشد و در آيه مورد بحث معناى وصفى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 53 - 10
10 - حركت جهان هستى ، هدفدار و تكاملى است .
إلى اللّه تصير الأُمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 36 - 8
8 - حركت جهان هستى ، در مسير ترقّى و كمال
ربّ السموت و ربّ الأرض ربّ العلمين
با توجه به معنا و مفهوم تربيتى و تكاملى نهفته در واژه «ربّ»، برداشت ياد شده قابل استفاده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 23 - 6
6 - نظام هستى ، در مسير كمال و تعالى
فَوَربّ السّماء و الأرض
در واژه «ربّ»، پيش بردن به سوى كمال و رفع نقايص، نهفته است. (مفردات راغب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 80 - 6
6 - جهان آفرينش ، در حال حركت به سوى كمال
ربّ العلمين
در معناى «ربّ» تربيت كردن نهفته است. تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى جهان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 40 - 7
7 - جهان طبيعت ( ستارگان و . . . ) داراى روندى رو به رشد و كمال
بربّ المشرق و المغرب
«ربّ» به معناى تربيت كردن است و «تربيت» ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا بيانگر روند رو به رشد و تكامل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 6 - 4
4 - عوالم هستى ، پس از برپايى قيامت نيز در حال رشد و تكامل خواهند بود . *
يوم يقوم الناس لربّ العلمين
توصيف خداوند به «ربّ العالمين» - حتى در قيامت - بيانگر تداوم تدبير و تربيت جهان هستى، در آن زمان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 129 - 12
12 - مجموعه نظام هستى ، داراى روندى تكاملى *
رب العرش العظيم
با توجه به معناى «رب» كه مستلزم رشد دادن و تكامل بخشيدن به موضوعى است كه مورد ربوبيت قرار گرفته و نيز با توجه به اينكه «عرش عظيم» به معناى مركز اداره هستى است، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 27 - 9
9 - هواپرستى ، انكار روز قيامت ، باطل و بى هدف شمردن جهان آفرينش ، از اوصاف كافران است .
و لاتتّبع الهوى فيضلّك عن سبيل اللّه . .. بما نسوا يوم الحساب . و ما خلقنا السما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 28 - 2
2 - برابر دانستن صالحان با مفسدان و تقواپيشگان با تبه كاران ، به معناى باطل و بى هدف شمردن جهان آفرينش است .
و ما خلقنا السماء . .. بطلاً... أم نجعل الذين ءامنوا و عملوا الصلحت كالمفسدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 11 - 4
4- مظاهر طبيعت با گستردگى و تنوع ، در خدمت منافع انسان
و نزّلنا . .. فأنبتنا ... و النخل ... رزقًا للعباد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 6 - 9
9 - تنها تقواپيشگان ، قادرند كه دلايل وحدت تدبير موجود در جهان آفرينش را درك كنند .
إن فى اختلف الّيل و النهار . .. لأيت لقوم يتقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 11 - 4
4- آكنده شدن فضا از دودى تيره و غليظ ، در آستانه برپايى قيامت
فارتقب يوم تأتى السماء بدخان مبين
بنابراين كه آيه شريفه، در مورد علايم روز قيامت باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 11 - 4
4- تيرگى تمام جهان ، در آستانه قيامت *
يغشى الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 12 - 8
8 - همه پديده ها و حوادث عالم ، در « لوح محفوظ » از پيش شمارش و ثبت شده است .
و كلّ شىء أحصينه فى إمام مبين
بيشتر مفسران برآنند كه مقصود از «إمام مبين»، «لوح محفوظ» است. از اين رو به آن كتاب «إمام» گفته شد; چون اين كتاب، اصل و مادر همه كتاب ها و دانش ها است و همه چيز در آن ثبت شده و همه كس و همه چيز تابع آن است. چنان كه در قرآن از آن به «أم الكتاب» ياد شده است: «و إنّه فى أُمّ الكتاب لدينا لعلىّ حكيم» (زخرف، آيه 4).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 39 - 4
4- بى دانشى نسبت به حقانيت هستى و اهداف ارزشى آفرينش ، عامل انكار معاد
إن هى إلاّ موتتنا الأُولى . .. و لكنّ أكثرهم لايعلمون
از ارتباط ميان «إنّ هؤلاء ليقولون» با «و لكنّ أكثرهم لايعلمون» استفاده مى شود كه انكار معاد، ريشه در جهل نسبت به حقانيت آفرينش دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 39 - 4
4- بى دانشى نسبت به حقانيت هستى و اهداف ارزشى آفرينش ، عامل انكار معاد
إن هى إلاّ موتتنا الأُولى . .. و لكنّ أكثرهم لايعلمون
از ارتباط ميان «إنّ هؤلاء ليقولون» با «و لكنّ أكثرهم لايعلمون» استفاده مى شود كه انكار معاد، ريشه در جهل نسبت به حقانيت آفرينش دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 10 - 7
7 - بشر ، ناتوان از صعود كامل به تمامى آسمان ها و دستيابى به همه حقايق عالم
فليرتقوا فى الأسبب
«سبب» (مفرد «أسباب») به معناى ريسمانى است كه به وسيله آن فرد از درخت خرما و مانند آن بالا مى رود و مقصود از آن مى تواند وسيله صعود به آسمان ها باشد. برداشت ياد شده نيز مبتنى بر اين احتمال است. گفتنى است: امر «ليرتقوا» در تعجيز به كار رفته است; يعنى، به دنبال وسيله هاى صعود برويد; ولى هرگز نمى توانيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 41 - 1
1 - تنها خداوند ، نگه دارنده نظم كنونى آسمان ها و زمين از زوال و پاشيدگى است و هيچ قدرت ديگرى در آن نقش ندارد .
إنّ اللّه يمسك السموت و الأرض أن تزولا و لئن زالتا إن أمسكهما من أحد من بعده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 65 - 8
8 - خداوند ، داراى حاكميتى مطلق و نافذ بر جهان آفرينش
فقلنا لهم كونوا قردة
در آيه شريفه نيامده است كه تجاوزگران بنى اسرائيل به بوزينه تبديل شدند. تصريح نكردن به عملى شدن فرمان (كونوا قردة) - على رغم منظور بودن آن - اشاره به اين حقيقت دارد كه: فرمانهاى الهى تخلف ناپذير است و چيزى جلوگير آن نيست; فرمان همان و شدن همان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 107 - 1،2،8
1 - سلطنت و حكومت بر آسمان ها و زمين ( جهان هستى ) تنها در اختيار خداوند است .
ألم تعلم أن اللّه له ملك السموت و الأرض
تقديم خبر (له) بر مبتدا (ملك السماوات . ..) دلالت بر حصر دارد.
2 - انحصار حاكميت خداوند بر تمام هستى ، حقيقتى روشن براى همگان
ألم تعلم أن اللّه له ملك السموت و الأرض
استفهام تقريرى در «ألم تعلم . ..» گوياى برداشت فوق است. براى توضيح بيشتر به برداشت شماره 13 آيه قبل مراجعه شود.
8 - توجه به قدرت مطلق خداوند و حاكميتش بر جهان آفرينش ، موجب باور به توان خداوند بر جايگزينى دينى بهتر يا همانند دين منسوخ
نأت بخير منها أو مثلها ألم تعلم أن اللّه على كل شىء قدير. ألم تعلم أن اللّه له م
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 116 - 15
15 - حاكميت و فرمانروايى خدا بر جهان آفرينش
له ما فى السموت و الأرض كل له قنتون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 171 - 13
13 - اراده خداوند حاكم بر قوانين تكوينى جهان
انما المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه و كلمته القها إلى مريم و روح منه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 40 - 3
3 - وضع قوانين و مقررات و جعل كيفر براى متخلفان ، از شؤون خداوند و برخاسته از حاكميت وى بر جهان هستى
فاقطعوا ايديهما جزاء بما كسبا . .. الم تعلم إنّ اللّه له ملك السموت و الارض
آيه مورد بحث، ناظر به مطالبى است كه در آيه قبل بيان شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 120 - 1،2،5
1 - تنها خداوند ، مالك و فرمانرواى آسمان ها ، زمين و هر آنچه در آنهاست .
للّه ملك السموت و الارض و ما فيهن
2 - باور به حاكميت انحصارى خداوند بر هستى از ميان برنده احتمال شايستگى غير خدا براى الوهيت
للّه ملك السموت و الارض و ما فيهن
جمله «للّه ملك . ..» مى تواند تعليلى براى يكتايى خداوند، شايستگى و بايستگى او براى پرستش و بى همتايى وى در الوهيت باشد.
5 - قدرت مطلق و حاكميت بر هستى ، ملاك الوهيت
للّه ملك السموت و الارض و ما فيهن و هو على كل شىء قدير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 12 - 16
16 - حاكميت مطلقه الهى بر جهان هستى
قل لمن ما فى السموت و الأرض قل للّه . .. ليجمعنكم إلى يوم القيمة لا ريب فيه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 62 - 3
3 - حكم نافذ و لازم الاجرا در آفرينش و حيات و مرگ انسان، تنها از آن خداوند است.
و يرسل عليكم . .. ثم ردوا إلى الله موليهم الحق ألا له الحكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 80 - 15
15 - تمامى پديده هاى جهان در احاطه و گستره علم خداوند قرار دارند.
و سع ربى كل شىء علما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 158 - 5،6،7،10،11،12،14
5 - تشريع دين و ارسال پيامبران در راستاى فرمانروايى خدا بر جهان هستى است .
إنى رسول اللّه إليكم جميعا الذى له ملك السموت و الأرض
6 - اعتقاد به حاكميت خداوند بر هستى ، از ميان برنده هر گونه ناباورى نسبت به بعثت پيامبران
إنى رسول اللّه . .. الذى له ملك السموت و الأرض
7 - توجه به حاكميت مطلق خدا بر هستى ، از ميان برنده هر گونه ترديد نسبت به رسالت جهان شمول پيامبر (صلی الله علیه و آله)
إنى رسول اللّه إليكم جميعا الذى له ملك السموت و الأرض
بيان حاكميت خدا بر هستى، پس از طرح مسأله رسالت پيامبر و جهان شمول بودن آن، در حقيقت استدلالى بر امكان آن رسالت است.
10 - فرمانرواى هستى ، تنها موجود شايسته پرستش
الذى له ملك السموت و الأرض لا إله إلا هو
بيان اين حقيقت كه تنها خداوند شايسته پرستش است، پس از بيان انحصار حاكميت هستى به او، گوياى برداشت فوق است.
11 - باور به حاكميت انحصارى خدا بر هستى ، زمينه ساز ايمان به نبود هيچ معبودى شايسته پرستش جز او
الذى له ملك السموت و الأرض لا إله إلا هو
12 - رسالت پيامبر (صلی الله علیه و آله) و شمول آن نسبت به همگان ، پرتويى از فرمانروايى خدا بر هستى و نبود خدايى جز او
إنى رسول اللّه . .. الذى له ملك السموت و الأرض لا إله إلا هو
تصريح به اينكه پيامبر(صلی الله علیه و آله) فرستاده خداست (رسول اللّه) و سپس توصيف خداوند به فرمانروايى بر هستى، بيانگر اين است كه رسالت پيامبر مقتضاى اوصافى است كه در آيه مورد بحث براى خداوند ذكر شده است.
14 - حاكميت مطلق خداوند بر هستى ، دليل اقتدار او بر زنده كردن موجودات و ميراندن آنهاست .
الذى له ملك السموت و الأرض . .. يحى و يميت
بيان حاكميت انحصارى خدا بر هستى و سپس توصيف او به حيات بخشى و مرگ آفرينى مى تواند اشاره به اين معنا داشته باشد كه چون امور هستى در اختيار اوست، مرگ و حيات موجودات نيز به دست او خواهد بود. بنابراين «له ملك ... » مى تواند استدلال براى «يحى و يميت» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 160 - 25
25 - طبيعت و جهان هستى در اختيار خدا و تحولات آن به دست اوست .
فانبجست منه . .. ظلّلنا عليهم الغمم و أنزلنا عليهم المن و السلوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 166 - 5
5 - خداوند داراى حاكميتى مطلق بر جهان آفرينش
قلنا لهم كونوا قردة خسئين
در آيه شريفه نيامده كه متمردان بوزينه شدند، بلكه تنها فرمان به بوزينه شدن ذكر شده است. اين معنا (تصريح نكردن به عملى شدن فرمان) اشاره به اين حقيقت دارد كه فرمانهاى الهى تخلف ناپذير است و چيزى جلوگير آن نيست. فرمان همان و شدن همان، يعنى حاكميت على الاطلاق.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 185 - 3
3 - خداوند مردم را به تفكر و تأمل در وابسته بودن جهان آفرينش و نياز همواره آن به هستى بخش دعوت كرد .
أو لم ينظروا فى ملكوت السموت و الأرض و ما خلق اللّه من شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 188 - 6
6 - خداوند و مشيت او حاكم بر امور انسان ها و تمامى هستى
قل لاأملك لنفسى نفعا و لا ضرا إلا ما شاء اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 2 - 8
8 - همه جهان تحت سيطره و حاكميت خداوند است .
فسيحوا فى الأرض . .. و اعلموا أنكم غير معجزى اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 3 - 10
10 - سراسر گيتى در سيطره و اقتدار بى چون و چراى خداوند است .
الذى خلق السموت . .. ثم استوى على العرش
«استواء» (مصدر استوى) به معناى استيلاست و «عرش» ; يعنى، تحت فرمانروايى. «استيلاى خداوند بر تخت حكومت» كنايه از سيطره كامل و اقتدار مطلق او بر سراسر هستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 7 - 6
6- خداوند حاكم و فرمانرواى هستى
و كان عرشه على الماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 15 - 4
4- حاكميت خداوند بر جهان و علل و عوامل آن
نوفّ إليهم أعملهم فيها
بديهى است كه علل و عوامل طبيعى در رسيدن انسان به نتايج تلاشهايش دخيل و مؤثر است; ولى خداوند با جمله «نوف إليهم اعمالهم»(نتيجه تلاش آنها را به ايشان مى رسانيم) اعطاى نتايج را به خود نسبت داد تا به حاكميت خويش بر جهان اشاره كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 20 - 3
3- حاكميت مطلق خداوند بر سراسر هستى
أُولئك لم يكونوا معجزين فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 52 - 17،18
17- عوامل طبيعى و فعل و انفعالات در هستى ، به دست خدا و در اختيار اوست .
يرسل السماء عليكم مدرارًا و يزدكم قوّة
18- سلطه و حاكميت خداوند بر هستى ، از تعاليم هود ( ع ) به مردم خويش
يرسل السماء عليكم مدرارًا و يزدكم قوّة إلى قوّتكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 107 - 10
10- حاكميت خداوند بر هستى ، حاكميتى مطلق و قدرت او بلامنازع است .
إن ربك فعال لما يريد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 40 - 12
12- حاكميت و سيطره بر هستى ، در انحصار خداوند است .
ما أنزل الله بها من سلطن إن الحكم إلاّ لله
مقصود از «حكم» يا حكم تكوينى يا حكم تشريعى و يا اعم از هر دو نوع است. برداشت فوق ، ناظر به نوع تكوينى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 67 - 12،13،17
12- حاكميت خدا بر هستى ، لزوم اتكا به خداوند و تنافى نداشتن توكل با تدارك اسباب و علتها ، از تعاليم يعقوب ( ع ) به فرزندان خويش
وادخلوا من أبوب متفرقة و ما أُغنى عنكم من الله من شىء
13- حاكميت بر تمام هستى و علل و اسباب ، از آنِ خداوند است و جملگى مقهور حكم و تقدير اويند .
وادخلوا من أبوب متفرقة و ما أُغنى عنكم من الله من شىء إن الحكم إلاّ لله
17- باور به حاكميت انحصارى خدا بر هستى ، موجب توكل بر خدا و اتكا نكردن به غير اوست .
إن الحكم إلاّ لله عليه توكلت و عليه فليتوكل المتوكلون
تفريع «عليه فليتوكل» به وسيله «فاء» بر «إن الحكم إلاّ لله» گوياى برداشت فوق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 100 - 28
28- خداوند هر آنچه را بخواهد با لطافت تحقق مى بخشد و بر هستى و عوامل و اسباب آن سيطره دارد .
إن ربى لطيف لما يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 4،18
4- خداوند ، بر عرش ( تمام هستى ) تسلّط و فرمانروايى دارد .
ثم استوى على العرش
از معانى «استواء» تسلّط داشتن است و «ثم» براى تراخى رتبى مى باشد و اين مفهوم را در جمله ارائه مى كند كه مهمتر از برافراشته ساختن آسمانها ، اين است كه او بر عرش سلطه دارد.
18- اعتقاد و باور جزمى انسان ها به معاد و لقاى خداوند ، از هدف هاى قرآن در بيان نشانه هاى قدرت و تدبير خدا و سلطه او بر هستى است .
يفصّل الأيت لعلكم بلقاء ربكم توقنون
برداشت فوق ، ناظر به اين معناست كه مراد از «الأيات» آيات قرآنى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 11 - 11
11- خداوند ، بر انسان و سرنوشت او و بر تمام هستى حاكميت دارد .
إن الله لايغير . .. و إذا أراد الله بقوم سوءًا فلامردّ له
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 29
29- يكتايى خدا و غلبه و تسلط او بر هستى ، دليل ربوبيت و ولايت اوست .
أفاتخذتم من دونه أولياء . .. و هو الوحد القهّ-ر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 39 - 5
5- مشيت خداوند بر هستى و قوانين آنها حاكم است و چيزى جلوگير اِعمال مشيت او نيست .
لكل أجل كتاب. يمحوا الله ما يشاء و يثبت و عنده أُمّ الكتب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 41 - 5
5- حكومت و فرمانروايى بر هستى از آنِ خداوند است .
والله يحكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 42 - 5،6،12
5- خداوند ، تنها قدرت حاكم بر جهان آفرينش است .
قل . .. لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً
6- نظم و نظام جهان هستى و حاكميت قدرت واحدى بر آن ، نشان يگانگى خداوند است .
قل لو كان معه ءالهة كما يقولون إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً
اين برداشت، از برهان خلفى كه در آيه به آن اشاره شده، استفاده مى شود. توضيح اينكه اگر خدايان متعددى وجود داشت، بايد براى تصاحب قدرت تنازع مى كردند و آثار آن معلوم مى گرديد و چون آثار و نتايج آن معلوم نشده، پس تنازعى رخ نداده است و چون تنازع رخ نداده معلوم مى شود خداوند، واحد و يگانه است.
12- مركز فرمانروايى جهان هستى را در اختيار داشتن ( صاحب عرش بودن ) ، لازمه غير قابل انفكاك خداوندى
إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً
از اينكه خداوند مى فرمايد: «اگر خدايان ديگرى وجود داشت، بايد براى رسيدن به صاحب عرش، راه و وسيله اى پيدا كنند» نشان مى دهد كه خدايى، عرش لازم دارد و با آن تلازم تفكيك ناپذيرى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 111 - 8
8- خداوند ، تنها فرمانرواى هستى و مبرّا از داشتن هرگونه شريك در جهاندارى
و لم يكن له شريك فى الملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 5 - 4
4 - حاكميت و اصالت رحمت الهى در نظام آفرينش
الرحمن على العرش استوى
گزينش عنوان رحمن، هنگام توصيف خداوند به فرمان رواى جهان، گوياى اين نكته است كه تدبير امور جهان براساس رحمت الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 7 - 7
7 - آگاهى خداوند بر سر و آشكار آدمى ، جلوه اى از حاكميت و مالكيت مطلقه او بر سرتاسر هستى و اجزاى آن است .
على العرش استوى . له ما فى السموت ... فإنّه يعلم السرّ و أخفى
ارتباط اين آيه با آيات قبل، گوياى اين است كه چون خداوند بر همه هستى فرمان روايى مى كند و مالك حقيقى جهان است، پس بر همه چيز اطلاع و وقوف دارد، اگر چه سر و يا مخفى تر از آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 114 - 2،5
2 - خداوند ، مالك حقيقى هستى و فرمان رواى مطلق آن
فتعلى اللّه الملك
5 - مالكيت و فرمان روايى خداوند بر هستى ، حقيقتى ثابت و فنا ناپذير است .
الملك الحقّ
«حقّ»; يعنى، واجب و ثابت (مصباح) و «الحقّ» در آيه مى تواند صفت براى «الملك» باشد و نيز ممكن است صفتى ديگر براى «اللّه» گرفته شود كه با توجه به ذكر آن بعد از وصف «الملك»، نكته ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 44 - 16
16- خداوند ، قادر بى مانند و حاكم مطلق در پهنه هستى است .
بل متّعنا هؤلاء . .. أنّا نأتى الأرض ننقصها من أطرافها أفهم الغلبون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 18 - 8
8 - نظام جارى طبيعت ، مقهور اراده خدا و قابل تغيير به مشيت او
و أنزلنا من السماء ماء . .. و إنّا على ذهاب به لقدرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 87 - 2
2 - حاكميت يگانه خدا بر هستى ، جلوه اى از مالكيت مطلقه او
قل من ربّ السموت السبع . .. سيقولون للّه
در برابر سؤال از ربوبيت (من ربّ السماوات. ..)، پاسخى داده شده كه بيانگر مالكيت است (سيقولون للّه). و اين بدان جهت
است كه ربوبيت، فرع بر مالكيت مطلقه مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 88 - 1
1 - سراسر هستى ، در سيطره حاكميت و فرمان روايى يگانه خداوند
قل من بيده ملكوت كلّ شىء
«ملكوت» مبالغه «مِلك» ( فرمان روايى) است; مانند «رَحَمُوت» مبالغه «رحمة» و «رَهَبوت» مبالغه «رهبة».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 89 - 1
1 - اعتراف به حاكميت و فرمان روايى خداوند بر سراسر هستى ، امرى غير قابل گريز براى اهل دانش و خرد
قل من بيده . .. إن كنتم تعلمون . سيقولون للّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 116 - 2،3
2 - خدا ، فرمان رواى يگانه و به حق جهان هستى
فتعلى اللّه الملك الحقّ
3 - حاكميت خدا بر هستى ، مستلزم راه نداشتن كمترين نقص و بيهوده كارى در نظام آفرينش
أفحسبتم أنّما خلقنكم عبثًا . .. فتعلى اللّه الملك الحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 2 - 2،6
2 - فرمان روايى خداوند بر جهان هستى ، نشانگر منشأ خيرات بودن او براى جهانيان است .
تبارك الذى نزّل الفرقان على عبده . .. الذى له ملك السموت و الأرض
برداشت ياد شده بر اين مبنا استوار است كه جمله «الذى له. ..» بدل براى جمله «الذى نزّل...» باشد. بر اين اساس، ارتباط ميان مبارك بودن خداوند و پادشاهى او، حقيقت ياد شده را، مى رساند.
6 - فرمان روايى و حاكميت خداوند بر جهان آفرينش ، ابدى بوده و هيچ كس وارث آن نيست .
له ملك السموت و الأرض و لم يتّخذ ولدًا
جمله «لم يتّخذ ولداً» مى تواند كنايه از اين باشد كه خداوند، حاكم آسمان ها و زمين، فرزندى انتخاب نكرده است تا حاكميتش را به او منتقل كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 59 - 5
5 - سراسر گيتى در سيطره و اقتدار بى چون و چراى خداوند
ثمّ استوى على العرش
«استواء» (مصدر «استوى») به معناى «استيلا» است. «عرش»; يعنى، تخت فرمانروايى. استيلا بر تخت حكومت، كنايه از سيطره كامل و اقتدار مطلق بر سراسر هستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 72 - 4
4 - نظام آفرينش ، تحت حاكميت اراده خداى يگانه است .
قل أرءيتم . .. من إله غير اللّه يأتيكم بليل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 88 - 9
9 - فرمان روايى جهان ، تنها در اختيار خداوند است .
له الحكم
«حكم» به معناى فرمان است و تقديم خبر (له) بر مبتدا (الحكم) مفيد حصر مى باشد. بنابراين «له الحكم»; يعنى، فرمان در سراسر هستى، تنها در انحصار خدا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 26 - 2
2 - خداوند ، حاكمِ مطلقِ موجودات هستى است .
للّه ما فى السموت
لازمه مالكيت، حاكميت داشتن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 13 - 9،12
9 - فرمانروايى مطلق جهان ، مخصوص خدا است .
اللّه ربّكم له الملك
تقديم خبر (له) بر مبتدا (الملك)، دلالت بر حصر مى كند.
12 - مالكيت جهان و فرمانروايى بر آن ، از اوصاف و ويژگى هاى معبود حقيقى و شايسته عبادت
و اللّه خلقكم . .. الشمس و القمر ... ذلكم اللّه ربّكم له الملك و الذين تدعون من
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 10 - 1،2،6
1 - فرمانروايى جهان هستى ( آسمان ها ، زمين و موجودات ميان آن دو ) تنها در اختيار خداوند است .
أم لهم ملك السموت و الأرض و ما بينهما
2 - بشر از فرمانروايى بر جهان هستى ، محروم و ناتوان است .
أم لهم ملك السموت و الأرض و ما بينهما
6 - گزينش پيامبر از ميان انسان ها ، تنها در توان خداوند حاكم بر جهان هستى است .
جاءهم منذر منهم . .. أءنزل عليه الذكر من بيننا ... أم لهم ملك السموت ... فليرتق
برداشت ياد شده از آن جا است كه آيه شريفه، مى تواند پاسخى به اعتراض كافران باشد كه چرا از ميان توده هاى مردم، حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) به پيامبرى مبعوث شده است؟ و يا چرا پيامبر از جنس بشر برگزيده شده است؟ (بل عجبوا أن جاءهم
منذر منهم . .. أءنزل عليه الذكر من بيننا).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 65 - 9
9 - جهان هستى ، مغلوب اراده خداوند است .
القهّار
مقصود از «القهّار» قهاريت و چيره بودن خداوند بر جهان هستى است; چنان كه در آيه بعد از ربوبيت الهى بر جهان سخن به ميان آمده است (ربّ السماوات و الأرض و ما بينهما. ..).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 6 - 19،20
19 - فرمانروايى مطلق جهان ، مخصوص خداوند است .
اللّه ربّكم له الملك
تقدم خبر (له) بر مبتدا (ملك) دلالت بر حصر مى كند.
20 - آفرينش آسمان ها ، زمين ، خورشيد ، ماه و انسان ، جلوه فرمانروايى مطلق خدا بر جهان هستى است .
خلق السموت و الأرض . .. له الملك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 44 - 4،5،6
4 - جهان آفرينش ( آسمان ها ، زمين و . . . ) تحت فرمانروايى خدا است .
له ملك السموت و الأرض
5 - جهان آفرينش ، تحت فرمانروايى واحدى اداره مى شود .
له ملك السموت و الأرض
6 - فرمانروايى مطلق خداوند بر جهان هستى ، دليل در اختيار داشتن همه شفاعت ها در دست خدا و ناتوانى غير او از هرگونه شفاعت خودسرانه
قل للّه الشفعة جميعًا له ملك السموت و الأرض
جمله «له ملك السماوات. ..» در مقام تعليل براى جمله پيش (للّه الشفاعة جمياً) است; يعنى، چون فرمانروايى جهان به دست خداوند است، پس شفاعت هم - كه جزئى از فرمانروايى است - در اختيار او قرار خواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 63 - 1
1 - كليد و سررشته تمامى امور جهان ، در اختيار خدا است .
له مقاليد السموت و الأرض
«مقاليد» در آيه شريفه يا مترادف «مفاتيح» (كليدها) و يا به معناى «خزائن» (گنجينه ها) است (لسان العرب ). در هر صورت اين تعبير كنايه از سلطه بر جهان و در اختيار داشتن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 15 - 4
4 - خداوند فرمان رواى جهان هستى است .
ذو العرش
«عرش» به معناى تخت فرمان روايى است و صاحب عرش بودن خداوند (ذوالعرش)، كنايه از سيطره كامل خداوند بر جهان هستى و فرمان روايى مطلق او بر آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 16 - 5،7،8
5 - فرمان روايى جهان ، تنها از آنِ خداوند است .
لمن الملك اليوم للّه الوحد القهّار
7 - وحدانيت و قهار بودن خداوند ، نشانه اختصاص داشتن فرمان روايى به ذات مقدس او
لمن الملك اليوم للّه الوحد القهّار
ذكر شدن دو صفت يكتايى و قهاريت براى خداوند - پس از يادآورى اختصاص داشتن فرمان روايى جهان به او - مى تواند گوياى حقيقت ياد شده باشد; زيرا كسى كه چيره شونده مطلق است و در اين چيره گى، يكتا و يگانه مى باشد، در اوج قدرت و استيلا بر جهان قرار دارد.
8 - اعتراف همه خلايق در قيامت به اختصاص داشتن فرمان روايى جهان به خداوند
لمن الملك اليوم للّه الوحد القهّار
جمله «للّه الواحد القهّار» پاسخ سؤال در «لمن الملك اليوم» است; برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه گوينده اين پاسخ از سوى خلايق مى باشد; يعنى، همان مردمى كه در قيامت نمايان مى شوند (هم بارزون)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 44 - 11
11 - عالَم ، محضر خدا است .
إنّ اللّه بصير بالعباد
لازمه بصيرت و آگاهى داشتن خداوند بر احوال بندگان، حضور همه چيز در پيشگاه او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 8 - 3
3 - مشيت الهى ، حاكم بر هستى است .
و لو شاء اللّه لجعلهم أُمّة وحدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 12 - 4
4 - تسلط و سيطره كامل و فراگير خداوند بر جهان هستى
له مقاليد السموت و الأرض
تعبير «له مقاليد» گاهى كنايه از تسلط بر چيزى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 49 - 1،5
1 - تمامى جهان هستى ، قلمرو مالكيت و حكومت خداوند است .
للّه ملك السموت و الأرض
5 - حاكميت مطلق خداوند در جهان هستى ، پشتوانه اجراى مشيت وى در آفرينش موجودات
للّه ملك السموت و الأرض يخلق ما يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 50 - 6
6 - حاكميت مطلق و بلامنازع خدا در صحنه هستى ، پشتوانه اجراى مشيت او در ميزان جمعيت و نوع جنسيت فرزندان خانواده
للّه ملك السموت . .. و يجعل من يشاء عقيمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 85 - 1،2،3
1 - يگانه فرمانرواى آسمان ها و زمين و مجموعه هستى ، شايان ستايش و تمجيد است .
و تبارك الذى له ملك السموت و الأرض
واژه «تبارك» كه در مقام ستايش به كار مى رود، از ماده «بركت» به معناى خير فراوان است.
2 - حاكميت خداى يگانه بر نظام هستى ، پاينده و زوال ناپذير
و تبارك الذى له ملك السموت و الأرض و ما بينهما
«تبارك» مى تواند اخبار از پايندگى و جاودانگى باشد.
3 - حكمت و علم گسترده خداوند ، پشتوانه فرمانروايى زوال ناپذير او بر نظام هستى
و هو الحكيم العليم . و تبارك الذى له ملك السموت و الأرض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 27 - 3
3 - حاكميت اراده خداوند بر مرگ و حيات انسان ، نمودى از حاكميت مطلق او بر هستى
قل اللّه يحييكم ثمّ يميتكم ثمّ يجمعكم . .. و للّه ملك السموت و الأرض
با توجه به ارتباط دو آيه، مطلب ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 36 - 9
9 - حاكميت تدبير و مديريت خداوند يكتا ، بر كل نظام هستى
فللّه الحمد ربّ السموت و ربّ الأرض ربّ العلمين
تكرار واژه «ربّ» در آيه شريفه، مى تواند در راستاى شرك زدايى و تثبيت باور به حاكميت مطلق ربوبيت خداوند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 4 - 14،15
14 - نزول اطمينان و آرامش بر قلب مؤمنان در بحران ها ، نمودى از حاكميت خداوند بر قواى جهان
أنزل السكينة . .. و للّه جنود السموت و الأرض
بيان «للّه جنود. ..» - در پى «أنزل السكينة» - مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه با وجود حاكميت خداوند بر قواى جهان، اطمينان بخشيدن به قلب مؤمنان، امرى سهل و آسان است.
15 - فتح و پيروزى مؤمنان در پرتو امدادِ الهى ، جلوه اى از حاكميت خدا بر عوامل و امكانات جهان هستى
إنّا فتحنا لك فتحًا . .. و للّه جنود السموت و الأرض
«للّه جنود. ..» ممكن است در مقام تعليل براى «إنّا فتحنا لك...» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 14 - 2،11
2 - حاكميت مطلق خداوند بر هستى ، پشتوانه تحقق اراده او بر كيفر كافران
فإنّا أعتدنا للكفرين سعيرًا . و للّه ملك السموت و الأرض
تذكر به حاكميت مطلق خداوند بر هستى - در پى تهديد كافران به عذاب - بيانگر مطلب بالا است.
11 - حاكميت يگانه خداوند بر هستى ، آميخته با رحمت گسترده و ازلى او
و للّه ملك السموت و الأرض . .. و كان اللّه غفورًا رحيمًا
از ارتباط صدر و ذيل آيه شريفه، مطلب بالا قابل برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 49 - 1
1 - تمامى قلمرو هستى ، در انحصار ربوبيت خداوند ، از زمين خاكى تا ستاره « شِعرى »
و أنّه هو ربّ الشِعرى
تصريح به «شعرى»، مى تواند از آن جهت باشد كه اين ستاره، در نقطه اى بس دور در فضا قرار دارد و يادكرد آن در حقيقت، براى بيان يگانگى ربوبيت خداوند بر تمام قلمرو گسترده هستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 6 - 3
3 - سراسر هستى ، از اوج ستارگان تا درختان روييده بر زمين ، مقهور اراده و قوانين الهى
و النجم و الشجر يسجدان
در صورتى كه مراد از «النجم» ستارگان باشد - نه گياهان بى ساقه - مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 23 - 1،2
1 - يگانه معبود هستى ، فرمانرواى مطلق نظام وجود است .
هو اللّه الذى . .. الملك القدّوس
2 - يگانه مدبّر و فرمانرواى جهان هستى ، شايسته مقام خداوندى و پرستش است .
هو اللّه الذى لا إله إلاّ هو الملك
وصف «الملك» براى جمله قبل، اشعار به عليت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 1 - 3،4
3 - فرمانروايى جهان ، تنها در دست خداوند است .
الذى بيده الملك
تقديم مسند (بيده) بر مسنداليه (الملك)، افاده اختصاص مى كند.
4 - افاضه خير ها و بركت ها از سوى خداوند ، برخاسته از فرمانروايى انحصارى او بر جهان است .
تبرك الذى بيده الملك
برداشت ياد شده، با توجه به اين نكته است كه جمله «الذى بيده الملك» مى تواند در مقام توضيح و تبيين «تبارك» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 9 - 7
7 - حاكميت و مالكيت خداوند بر تمام هستى و علم مطلق او ، دليل حقانيت عقيده مؤمنان به او است .
إلاّ أن يؤمنوا باللّه . .. الذى له ملك السموت و الأرض و اللّه على كلّ شىء شهيد
«سماوات و أرض»، كنايه از تمام هستى است و «الذى . ..» وصف ديگرى براى خداوند است و به علت ايمان مؤمنان اشاره دارد. تصريح به كلمه «اللّه» و نياوردن ضمير (در آخرين جمله آيه)، هر چند كه نشانگر استقلال اين جمله از ماقبل و نظر داشتن آن به كار هر دو گروه است - نه خصوص مؤمنان - ولى علت ايمان مؤمنان را نيز كامل مى سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 15 - 1،4
1 - فرمانروايى بر جهان هستى و تدبير آن ، در اختيار خداوند است .
ذو العرش
عرش; يعنى، تخت فرمانروا (قاموس) و در آيه شريفه معناى مجازى آن (مقام سلطه بر همه جهان و تدبير آن) مراد است.
4 - مؤاخذه سخت كافران و چشم پوشى از خطاى مؤمنان ، برخاسته از سلطه خداوند بر تمام هستى است .
إنّ بطش ربّك . .. و هو الغفور الودود . ذوالعرش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 5 - 2
2 - پژمرده ساختن گياهان و تبديل آن به هيزم و خرده كاه ، جلوه هاى حاكميت تدبير خداوند بر جهان هستى است .
ربّك . .. الذى أخرج المرعى . فجعله غثاء أحوى
در اين آيات، همان گونه كه روياندن گياهان از جلوه هاى ربوبيت خداوند معرفى شده; پژمرده ساختن آنها نيز براساس تدبير و ربوبيت او دانسته شده است. اين تدبير، ممكن است ناظر به منافعى نظير تهيه هيزم و كود، غذاى زمستانى حيوانات و غير آن باشد كه از گياهان خشك شده حاصل مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 24 - 3
3 - بهرهورى انسان از مصنوعات خويش ، تنها در قلمرو قوانين فائق الهى بر نظام طبيعت
و له الجوار المنشات فى البحر
خداوند با تعبير «له الجوار. ..» به انسان تذكر داده است كه اگر بشر مى تواند با ساخت وسايلى به بهرهورى بيشتر از دريا بپردازد، اين چيزى است كه در پرتو قوانين الهى حاكم بر ماده صورت مى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 7 - 3،8
3 - حاكميت خداوند بر قواى هستى ، نشانگر قدرت او بر پاداش مؤمنان و كيفر منافقان و مشركان
ليدخل المؤمنين و المؤمنت جنّ-ت . .. و يعذّب المنفقين ... و المشركين ... و للّه
از ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه درباره پاداش مؤمنان و كيفر منافقان و مشركان بود - مطلب بالا استفاده مى شود.
8 - حاكميت مطلق خداوند بر قواى هستى ، نويدى به مؤمنان و هشدارى به منافقان و مشركان
و للّه جنود السموت و الأرض
يادآورى قدرت، پس از وعده و وعيد، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 3 - 5
5 - حق ستيزى كافران ، بى تأثير در برنامه هاى الهى و در سد كردن راه رسالت
و كذّبوا. .. و كلّ أمر مستقرّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 19 - 4
4 - عالم ، حادث و ناپايدار است .
كيف يبدئ اللّه الخلق ثمّ يعيده
«يبدئ» دلالت بر پديدارى عالم و «يعيده» دلالت بر ناپايدارى آن مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 2 - 8
8 - جهان هستى به سوى كمال در حركت است .
رب العلمين
«رب» به معناى تربيت كردن است و تربيت ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). پس اين معنا حكايت از حركت تكاملى دارد. گفتنى است كه كلمه «رب» مشترك لفظى ميان وصف و مصدر مى باشد و در آيه مورد بحث معناى وصفى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 285 - 21
21 - حركت جهان آفرينش ، تنها به سوى خداوند است .
و اليك المصير
«ال» در «المصير» براى جنس است; يعنى هر تحوّل و حركتى تنها به سوى اوست و تمام جهان آفرينش داراى حركت و تحول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 109 - 7،8
7 - خداوند ، هدف حركت همه هستى
و الى اللّه ترجع الامور
8 - همه جهان هستى ، در حال سير و حركت
و الى اللّه ترجع الامور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 28 - 13
13 - هستى ، داراى جريانى رو به كمال در پرتو ربوبيت خداوند
رب العلمين
«رب» به معناى تربيت كننده است و تربيت يعنى ايجاد تدريجى چيزى تا آنگاه كه به كمال خويش برسد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 3 - 10
10 - جهان آفرينش ، در حال حركت است و خدا منت ها اليه اين حركت مى باشد .
و إليه المصير
«ال» در «المصير» براى جنس است; يعنى، هر تحوّل و حركتى در جهان هستى، تنها به سوى خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 43 - 5
5 - جهان هستى ، به سوى كمال در حركت است .
ربّ العلمين
«ربّ»، به معناى تربيت كردن است و «تربيت» ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى دارد. گفتنى است كه كلمه «ربّ» مشترك لفظى ميان وصف و مصدر است و در آيه مورد بحث معناى وصفى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 85 - 1
1- خداوند آسمان ها ، زمين و موجودات در فضا را بر اساس حق ( حكيمانه و با مقصودى صحيح ) آفريد .
و ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ
يكى از موارد كاربرد واژه «حق» جايى است كه كارى به مقتضاى حكمت و بر اساس مصلحت انجام پذيرفته باشد (مفردات راغب). برداشت فوق بر اساس اين كاربرد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 3 - 4
4- آفرينش حق مدار آسمان ها و زمين ، گواه وحدانيت خدا و نبود شريك براى او
أن أنذروا أنه لا إله إلاّ أنا فاتقون . خلق السموت و الأرض بالحق تعلى عمّا يشر
جمله «خلق السماوات و الأرض» به منزله تعليل براى مضمون «لا إله إلاّ أنا» در آيه قبل است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 27 - 3
3 - آفرينش جهان ، امرى است بايسته ، به اندازه و به جا .
و ما خلقنا السماء و الأرض و ما بينهما بطلاً
«حقّ» كارى است كه انجامش ضرورى بوده و به اندازه لازم و در زمان خودش تحقق يابد (مفردات راغب) و باطل نقيض حق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 22 - 3،5
3 - برابر انگاشتن مؤمن و كافر در پيشگاه خداوند ، پندارى مغاير با هدفمندى و حقانيت نظام جهان
أم حسب الذين اجترحوا . .. و خلق اللّه السموت و الأرض بالحقّ
خداوند، هدفمندى و حقانيت نظام جهان را به دنبال طرح عدم تساوى صالح و ناصالح در پيشگاه داورى حق، ياد كرده و از يك مقوله و معنا دانسته است. بر اين اساس آيه شريفه را مى توان تفسير و تعليلى براى آنچه كه در آيه قبل بيان شده، دانست.
5 - هدفمندى و حقانيت نظام جهان ، مستلزم برپايى نظام عادلانه كيفر و پاداش
خلق . .. بالحقّ و لتجزى ... و هم لايظلمون
در آيه شريفه پس از طرح حقانيت نظام هستى، به عدل الهى در نظام كيفر و پاداش اشاره شده است. از اين نكته استفاده مى شود كه عدل در مجازات، لازمه حقانيت آفرينش است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 3،4،9
3- كتاب تشريع و نظام تكوين ، هر دو بحق ، حكيمانه و متكى به عزت و توانمندى خداوند
تنزيل الكتب من اللّه العزيز الحكيم . ما خلقنا السموت و الأرض
طرح مسأله حقانيت آفرينش آسمان و زمين و نظام تكوين - در پى بيان نزول كتاب از سوى خداوند عزيز و حكيم - مى تواند اشاره به همگونى و هماهنگى كتابِ تشريع با نظام تكوين، در حقانيت و استوارى و استحكام داشته باشد.
4 - نزول كتاب آسمانى ، لازمه حقانيت آفرينش و عبث نبودن آن *
تنزيل الكتب . .. ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ
از ارتباط «تنزيل الكتاب . ..» با «و ما خلقنا السماوات ...إلاّ بالحقّ»، مطلب ياد شده قابل برداشت است.
9 - لازمه حقانيت آفرينش ، وجود معاد و عالمى ديگر ، غير از جهان مادى دنيوى
خلقنا . .. إلاّ بالحقّ و أجل مسمًّى و الذين كفروا عمّا أُنذروا معرضون
چنانچه زندگى انسان، محدود به حيات دنيوى وى باشد، بسيارى از نابرابرى ها و بى عدالتى ها جبران نشده و حق حاكم نمى گردد. از اين بيان مى توان استفاده كرد كه لازمه حق بودن آفرينش، وجود جهان ديگرى پس از اين جهان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 44 - 3
3 - عالَم ، حق و هدف دار خلق شده است .
خلق اللّه السموت و الأرض بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 3 - 2،11
2 - آفرينش جهان ( آسمان ها ، زمين و . . . ) ، براساس حق و هدفدار و به دور از بيهوده كارى است .
خلق السموت و الأرض بالحقّ
«حقّ» در مقابل باطل قرار دارد. يكى از معانى «باطل» عبث و بيهوده كارى است; يعنى، كارى كه در آن هدف معقولى لحاظ نشود.
11 - معاد و بازگشت انسان ها ، به پيشگاه عدل الهى براى كيفر و پاداش ، مقتضاى آفرينش به حق و هدفمند جهان است .
خلق السموت و الأرض . .. و إليه المصير
ذكر معاد انسان ها - پس از بيان آفرينش جهان بر پايه حق و هدفمندى - مى تواند گوياى نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 154 - 7
7 - وجود عالم برزخ و حيات برزخى ، از حقايق هستى است .
و لاتقولوا لمن يقتل فى سبيل اللّه أموت بل أحياء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 6 - 7
7 - جهان آفرينش ، افزون بر موجودات آشكار و شهودى ، داراى حقايق نهان و غيبى
يعلم السرّ فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 46 - 9
9 - جهان هستى ، متشكل از حقايق غيبى و ناشناخته و امور محسوس و شناختنى
علم الغيب و الشهدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 14 - 3
3 - خالقيت خداوند نسبت به انسان و جهان ، نشانه و دليل احاطه علمى او به تمامى حقايق جهان و نيز راز دل ها و ضمير انسان ها است .
إنّه عليم بذات الصدور . ألا يعلم من خلق
عبارت «ألا يعلم من خلق» در مقام تبيين چگونگى آگاهى خداوند، از راز دل ها و ضمير انسان ها است; يعنى، خداوند چون خالق و آگاه به خلق خويش است، پس به راز دل ها و نهان آدميان آگاهى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 39 - 2،3
2 - وجود پديده ها و حقايق ناديدنى و شناخته نشدنى در جهان براى بشر
و ما لاتبصرون
3 - جهان هستى ، داراى پديده ها و حقايق ديدنى و شناختنى و ناپيدا و ناشناختنى
فلاأُقسم بما تبصرون . و ما لاتبصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 39 - 2،3
2 - وجود پديده ها و حقايق ناديدنى و شناخته نشدنى در جهان براى بشر
و ما لاتبصرون
3 - جهان هستى ، داراى پديده ها و حقايق ديدنى و شناختنى و ناپيدا و ناشناختنى
فلاأُقسم بما تبصرون . و ما لاتبصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 19 - 5
5 - نظام حيات و مرگ در جهان هستى ، دليلى آشكار بر امكان معاد و احياى مجدد انسان ها است .
يخرج الحىّ من الميّت . .. و كذلك تخرجون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 164 - 1،18
1 - آسمان ها و زمين ( هستى ) آفريده هاى خداوند يكتاست .
إن فى خلق السموت و الأرض
18 - چگونگى جهان آفرينش ( پيوند و ارتباط اجزاى آن با يكديگر و هماهنگى و هدفدارى آنها ) حكايت از آفريننده اى واحد دارد .
إن فى خلق السموت و الأرض . .. لأيت لقوم يعقلون
از آنجا كه آيه شريفه در مقام استدلال بر مسأله توحيد است، به نظر مى رسد: متعلق «يعقلون»; يعنى، آنچه محط انديشه است، پيوند اجزاى يك مجموعه از جهان با يكديگر و ارتباط مجموعه ها با همديگر و هدفدارى آنهاست; زيرا پيوند، ارتباط و هدفدارى جهان مى تواند از خالقى يگانه و مدبرى واحد حكايت كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 101 - 6
6 - ابداع كننده هستى (خداوند) سزاوار تسبيح و منزه از داشتن شريك و فرزند است.
سبحنه و تعلى عما يصفون. بديع السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 102 - 1،2،7،10،13
1 - تنها خداى مبدع آسمانها و زمين و آفريننده هستى و بى نياز از شريك و فرزند، شايسته پروردگارى آدميان است.
بديع السموت . .. ذلكم الله ربكم لا إله إلا هو
در آيه گذشته، صفات متعددى براى خداوند ذكر گرديد و «ذلكم» در اين آيه اشاره به خداوند، با تمامى صفات مذكور در آيه پيشين، است.
2 - الوهيت، مخصوص پروردگارى است كه آفريننده هستى و بى نياز از شريك و فرزند است.
بديع السموت و الأرض أنى يكون له ولد و لم تكن له صحبة . .. ذلكم الله
7 - آفريدگار همه هستى، تنها خداى شايسته پرستش است.
لا إله إلا هو خلق كل شىء فاعبدوه
10 - توحيد در عبادت مهمترين وظيفه انسان در برابر پروردگار و خالق هستى است.
ذلكم الله ربكم . .. خلق كل شىء فاعبدوه
چون پس از بيان انحصار الوهيت در خداوند و بيان يكتايى او در خالقيت، امر به عبادت شده، چنين برمى آيد كه مهمترين وظيفه بنده در برابر خداوند عبادت و پرستش اوست.
13 - خداوند، ايجادكننده عالم و عهده دار امور همه موجودات هستى است.
خلق كل شىء فاعبدوه و هو على كل شىء وكيل
مفاد جمله «و هو على كل شىء وكيل»، پس از سخن از آفرينش، رد پندار كسانى است كه در تدبير عالم براى غير خالق نقشى قائل باشند. به عبارت ديگر جمله أول توحيد در خلق و جمله دوم توحيد در امر را بيان مى نمايد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 54 - 2
2 - تنها آفريدگار نظام هستى ، شايسته ربوبيت و تدبير امور انسانهاست .
إن ربكم اللّه الذى خلق السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 185 - 14
14 - آنان كه از طريق انديشه در ملكوت آسمان ها و زمين ( نياز جهان هستى به مالك و هستى بخش ) هدايت نشوند ، هيچ دليلى ديگر نمى تواند آنان را هدايت كند .
فبأى حديث بعده يؤمنون
توضيح برداشت پيش راهنماى اين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 6 - 5
5 - خدا ، آفريننده تمامى پديده هاى جهان هستى است .
و ما خلق اللّه فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 34 - 8
8 - قدرت پديد آوردن جهان و توانايىِ برپا كردن جهان آخرت ، در انحصار خداوند است .
قل هل من شركائكم . .. قل اللّه يبدؤا الخلق ثم يعيده
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 10 - 7
7- خداوند ، پديد آورنده آسمان ها و زمين ( عالم آفرينش ) است .
أفى الله شكّ فاطر السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 3 - 1
1- آفريننده آسمان ها و زمين ( جهان هستى ) ، خداوند است .
خلق السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 33 - 5
5- آفرينش و تدبير جهان از جانب خداوند ، دو اصل تفكيك ناپذير در جهان بينى توحيدى است .
و ما خلقنا السماء . .. و جعلنا ... و هو الذى خلق ... كلّ فى فلك يسبحون
سياق آيات در مقام ردّ انديشه مشركان است كه براى خداوند مقام خالقيت، و براى خدايان خويش مقام تدبير قائل بودند و خداوند در آيات پيشين مقام تدبير و در اين آيه مقام آفرينش را به خود نسبت داده و جدايى آن دو مقام را مردود دانسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 56 - 3،9
3- خداوند ، خالق جهان طبيعت ( آسمان ها ، زمين و انسان ) است .
ربّكم ربّ السموت والأرض الذى فطرهنّ
9- خالقيت خداوند نسبت به جهان ، دليل ربوبيت انحصارى او نسبت به انسان و جهان است .
قال بل ربّكم ربّ السموت والأرض الذى فطرهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 35 - 3
3 - خداوند ، هستى بخش جهان آفرينش است .
اللّه نور السموت و الأرض
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه مقصود از نور، معناى كتايى و مجازى آن باشد; يعنى، نور وجود; چرا كه جهان بدون هستى بخشى خداوند، در ظلمت و تاريكى عدم محض خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 19 - 2
2 - خداوند ، پديدآورنده عالم است .
يبدئ اللّه الخلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 11 - 3
3 - همه عالم آفريده خداوند است و هيچ كس ، جز او در آن نقش نداشته است .
هذا خلق اللّه فأرونى ماذا خلق الذين من دونه
جمله «هذا خلق اللّه» اشاره به خلق آسمان ها و زمين و كوه ها و جنبدگان و آب و گياهان - كه در آيه قبل، از آنها سخن رفته است و مجموعه آنها، عالم را تشكيل مى دهند - دارد. بنابراين، مراد از آن، آفرينش همه عالم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 6 - 2
2 - خداوندِ خالق عالم و مدبر امور آن ، آگاه به غيب و شهود است .
اللّه الذى خلق السموت و الأرض . .. يدبّر الأمر ... ذلك علم الغيب و الشهدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 3 - 4
4 - تنها خداوند ، خالق جهان و روزى دهنده انسان ها است .
هل من خلق غير اللّه يرزقكم من السماء و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 71 - 5
5 - آفرينش ، مخصوص خدا است و او در آفرينش جهان هيچ شريكى ندارد .
أوَلم يروا أنّا خلقنا لهم ممّا عملت أيدينا أنعمًا
تأكيد خداوند بر آفريدگارى خويش (أنّا خلقنا) و نيز جلوه قدرت خود دانستن پديده هاى جهان (ممّا عملت أيدينا أنعاماً) گوياى برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 38 - 21
21 - تنها خالق جهان ، شايسته توكل و اتكا كردن بر او در عرصه هاى زندگى است .
لئن سألتهم من خلق السموت و الأرض ليقولنّ اللّه . .. قل حسبى اللّه عليه يتوكّل ا
از ارتباط ميان صدر آيه - كه در آن از خالقيت خدا سخن رفته است - با ذيل آن، برداشت ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 9 - 12
12 - ربوبيت و تدبير جهان از شؤون خالقيت خدا است .
بالذى خلق . .. ذلك ربّ العلمين
از اين كه خداوند براى ربوبيت خويش به خالقيتش استناد كرده، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 37 - 11
11 - عبادت و پرستش ، تنها شايسته آفريدگار جهان است ; و نه در شأن مخلوقات او .
و اسجدوا للّه الذى خلقهنّ إن كنتم إيّاه تعبدون
تقديم «إيّاه» بر «تعبدون» علاوه بر رعايت فاصله آيات، مى تواند براى حصر نيز باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 49 - 11
11 - خداوند ، همواره در حال آفرينش و فيض مداوم در پهنه هستى است .
يخلق ما يشاء يهب لمن يشاء إنثًا و يهب لمن يشاء الذكور
با توجه به افعال مضارع («يخلق»، «يهب» و «يشاء») كه بيانگر تجدد و تكرار فعل است، مى توان برداشت بالا را استفاده نمود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 11 - 3
3- زيبايى ، شگفتى و ثمربخشى ، آميخته به هم در مظاهر طبيعت و آفريده هاى خدا *
زوج بهيج . تبصرة و ذكرى ... ماء مبركًا ...و النخل باسقت لها طلع نضيد . رزقًا ل
خداوند در اين آيات، با يادآورى هر يك از نعمت هاو مظاهر طبيعت وصفى حاكى از زيبايى و شگفتى علمى نيز براى آن آورده است و در پايان به ثمر بخشى عينى آنها - كه تغذيه خلق باشد - اشاره كرده است; يعنى، رزق هاى آفريده خداوند يك بُعدى نيست و خداوند به وسيله آنها تنها تغذيه نمى كند; بلكه اين روزى را با هنر و اسرار در مى آميزد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 14 - 2،3
2 - خداوند ، خالق و آفريدگار انسان و جهان است .
ألا يعلم من خلق
3 - خالقيت خداوند نسبت به انسان و جهان ، نشانه و دليل احاطه علمى او به تمامى حقايق جهان و نيز راز دل ها و ضمير انسان ها است .
إنّه عليم بذات الصدور . ألا يعلم من خلق
عبارت «ألا يعلم من خلق» در مقام تبيين چگونگى آگاهى خداوند، از راز دل ها و ضمير انسان ها است; يعنى، خداوند چون خالق و آگاه به خلق خويش است، پس به راز دل ها و نهان آدميان آگاهى دارد.
خدا و آفرينش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 133 - 7
7 - مالكيت مطلق خداوند ، دليل نفوذ مشيت و قدرت وى بر هرگونه دخل و تصرف در جهان آفرينش
و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض . .. ان يشأ يذهبكم
جمله «و لله . ..»، تعليل براى «ان يشأ...» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 84 - 2
2 - نظام طبيعت ، بسترى مناسب براى خداشناسى و ره يافتن به توحيد
قل لمن الأرض و من فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 12 - 9
9 - تنها خداوند ، مطلع و آگاه از رمز ها و گنجينه هاى جهان هستى
له مقاليد السموت و الأرض . .. إنّه بكلّ شىء عليم
در برداشت ياد شده، حصر از تقديم «له» بر «مقاليد» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 37 - 3،4
3 - مظاهر وجود و نعمت هاى هستى ، داراى منابع و خزاينى نزد پروردگار
أم عندهم خزائن ربّك
4 - بشر ، فاقد كمترين سلطه بر خزاين هستى و اداره نظام وجود
أم عندهم خزائن ربّك أم هم المصيطرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 15 - 1
1- همه كسانى كه در آسمان ها و زمينند در برابر خداوند خاضعند و بر او سجده مى كنند .
و لله يسجد من فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 11 - 6
6 - خضوع و كرنش نظام تكوين و قوانين هستى ، در برابر اراده و فرمان خداوند
فقال لها . .. ائتيا ... قالتا أتينا طائعين
بنابر اين كه گفتوگوى ياد شده در اين آيه بيان حال و كنايه از تسليم محض شدن آسمان ها و زمين و قوانين حاكم بر عالم در برابر اراده خدا باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 4 - 2
2 - بشر هر اندازه كه به جهان آفرينش بيشتر بنگرد ، بر شگفتى و فروتنى او در برابر عظمت آن افزوده خواهد شد .
ثمّ ارجع البصر كرّتين ينقلب إليك البصر خاسئًا و هو حسير
«خاسىء»به معناى دور شده از مراد و ناكام و «حسير» به معناى خسته و درمانده است. مقصود آيه شريفه، بيان اين حقيقت است كه آدمى هرچند بسيار تلاش و فكر كند، به مراد خويش - كه پيدا كردن عيب و نقصى در نظام خلقت است - نخواهد رسيد; بلكه در برابر عظمت آن شگفت زده شده و سر تعظيم فرود خواهد آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 17 - 27
27 - مالكيت و سلطنت مطلق خداوند بر هستى ، دليل توانايى او بر هر نوع آفرينش ( مانند آفرينش انسان بدون واسطه پدر )
للّه ملك السموت و الارض و ما بينهما يخلق ما يشاء
بنابر اينكه «يخلق ما يشاء»، نتيجه اى باشد براى «للّه ملك السموت والارض»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 1 - 10
10 - توجه به آفرينش مجموعه جهان هستى به دست خداوند، زمينه ساز اعتقاد به توحيد ربوبى است.
الحمد للّه الذى خلق السموت و الأرض . .. ثم الذين كفروا بربهم يعدلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 101 - 10
10 - آفرينش هستى بر اساس علم گسترده خداوند است.
خلق كل شىء و هو بكل شىء عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 34 - 5
5 - جهان آفرينش ، جهانى است حادث و ناپايدار .
قل هل من شركائكم من يبدؤا الخلق ثم يعيده
جمله «يبدؤا الخلق» مسبوق به عدم بودن پديده هاى جهان را مى رساند و «ثم يعيده» بيانگر اين است كه اين جهان به سوى مرگ و انقراض در حركت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 20
20- توان خداوند بر آفرينش هستى و تدبير امور آن ، دليل توانايى او بر ايجاد قيامت است .
الله الذى رفع السموت . .. يفصل الأيت لعلكم بلقاء ربكم توقنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 3 - 1
1- خداوند ، گسترنده زمين و قرار دهنده كوه ها و رود ها در دل آن
و هو الذى مدّ الأرض و جعل فيها روسى و أنهرًا
«مدّ» به معناى گسترانيدن و پهن كردن است. «رواسى» (جمع راسية) به معناى كوههاى استوار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 85 - 7
7- حق بودن ( هدفدار و حكيمانه بودن ) نظام آفرينش ، مقتضى برپايى قيامت
و ما خلقنا السموت . .. إلاّ بالحقّ و إن الساعة لأتية
جمله «إن الساعة لأتية» به منزله نتيجه استدلال به آيه «و ما خلقنا السموات . .. إلاّ بالحق» است; يعنى، چون جهان بر اساس حق آفريده شده است، قهراً برپايى قيامت قطعى خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 3 - 7
7- آفرينش آسمان ها و زمين ( جهان هستى ) دليلى بر قدرت خداوند بر محقق ساختن وعده هايش
أتى أمر الله . .. خلق السموت و الأرض بالحق تعلى عمّا يشركون
جمله «خلق السماوات . ..» مى تواند به منزله تعليلى براى روشن نمودن قدرت خداوند بر محقق ساختن وعده هايش باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 59 - 7،8
7 - آفرينش جهان هستى ( آسمان ها ، زمين و . . . ) جلوه اى از رحمانيت خداوند
الذى خلق السموت و الأرض . .. الرحمن
برداشت فوق، بر اين اساس استوار است كه «الذى خلق» مبتدا و «الرحمان» خبر آن باشد; يعنى، آن كسى كه جهان را آفريد، رحمان است و قهراً جهان، جلوه اى از رحمانيتش مى باشد.
8 - آفرينش جهان هستى ( آسمان ها ، زمين و . . . ) جلوه اى از حيات جاويدان خداوند
الحىّ الذى لايموت . .. الذى خلق السموت و الأرض
برداشت فوق، بر اين اساس استوار است كه «الذى خلق» صفت براى »الحىّ» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 4 - 8،12
8 - خلق و تدبير جهان ، نشأت يافته از مبدأ واحد است .
اللّه الذى خلق . .. ثمّ استوى على العرش
12 - يكتايى خدا در خلق و تدبير عالم ، دليل وجود نداشتن سرپرست و ياورى براى انسان ها جز خود او است .
اللّه الذى خلق . .. ما لكم من دونه من ولىّ و لاشفيع
احتمال دارد ذكر «ما لكم من دونه. ..» پس از بيان يكتايى خداوند در آفرينندگى و تدبير، به اين منظور باشد كه چون همه چيز در دست اقتدار او است، كسى جز او نمى تواند ولىّ و شفيع باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 13 - 6،8
6 - آفرينش جهان هستى چون انسان ، دريا ، خورشيد و ماه ، از نشانه هاى خداى حقيقى ( اللّه )
و اللّه خلقكم من تراب . .. ثمّ جعلكم أزوجًا ... و ما يستوى البحران ... و سخّر ال
«ذلكم» اشاره به كسى است كه اشياى ذكر شده را آفريده و صاحب خلق و جعل مى باشد.
8 - آفرينش جهان ( انسان ، دريا ، خورشيد و ماه ) ، جلوه اى از ربوبيت خدا است .
اللّه خلقكم من تراب . .. و ما يستوى البحران ... و سخّر الشمس و القمر ... ذلكم ال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 41 - 3
3 - نيازمندى ممكنات ( جهان هستى ) در بقا به خداوند ، همانند نياز آنها در اصل وجود
إنّ اللّه يمسك السموت و الأرض . .. إن أمسكهما من أحد من بعده
اين آيه هر چند درباره آسمان ها و زمين بحث كرده; ولى ممكن است به وجود اين قانون عام در جهان هستى نيز اشاره داشته باشد كه همه ممكنات، در اصل وجود و در بقاى خود، به خداوند نيازمند مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 6 - 16،18،23
16 - آفريدن جهان هستى ( آسمان ، زمين ، انسان و . . . ) ، از اوصاف و نشانه هاى خداى حقيقى ( اللّه )
خلق السموت و الأرض . .. خلقكم من نفس وحدة ... ذلكم اللّه
«ذلكم» اشاره به كسى است كه اشياى ذكر شده را آفريده و صاحب اوصاف خلق و جعل است.
18 - آفرينش جهان ( آسمان ، زمين ، خورشيد ، ماه و انسان ) جلوه ربوبيت خدا است .
خلق السموت و الأرض . .. خلقكم من نفس وحدة ... ذلكم اللّه ربّكم
23 - آفرينش جهان ( آسمان ، زمين و انسان ) ، دليل يكتايى خدا و پوچى معبود هاى ديگر
خلق السموت و الأرض . .. خلقكم من نفس وحدة ... لا إله إلاّ هو
برداشت بالا مبتنى براين ديدگاه است كه جمله «لا إله إلاّ هو» - كه پس از بحث از خلقت جهان آمده است - به منزله نتيجه و جمع بندى آن بحث باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 11 - 15
15 - آفرينش جهان و ايجاد نظام زوجيت ، تجلى ربوبيت بى همتاى خداوند
ذلكم اللّه ربّى . .. جعل لكم من أنفسكم أزوجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 4 - 5
5- توانايى بر خلقت جهان و تدبير امور آن ، شرط شايستگى معبود براى پرستيده شدن
ماذا خلقوا من الأرض أم لهم شرك فى السموت
در اين آيه، به ناتوانى بت ها در امر خلقت و تدبير جهان اشاره شده است و اين خود مى نماياند كه توانايى بر خلقت و تدبير، ملاكى است كه براساس آن، مى توان معبود واقعى را از معبود دروغين، متمايز ساخت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 38 - 5
5 - آفرينش جهان ، با همه گستردگى و عظمت آن ، فاقد كم ترين خستگى و رنج براى خداوند
و لقد خلقنا . .. و ما مسّنا من لغوب
«لغوب» به معناى تعب و خستگى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 36 - 3
3 - توجه و ايمان به آفرينش هستى به وسيله خداوند ، متقضى گردن نهادن به دستورات او
أم خلقوا السموت و الأرض
خداوند، براى به اطاعت واداشتن كافران، آنان را به خالقيت خويش تذكر داده است; زيرا پذيرش خالقيت خداوند، مسلتزم اطاعت او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 62 - 2،4
2 - آفرينش نشأه نخستين ( جهان فعلى ) ، نشانى روشن از توانايى خداوند بر آفرينش نشأه ديگر ( جهان آخرت )
و لقد علمتم النشأة الأُولى فلولا تذكّرون
4 - انكار جهان آخرت - به رغم مشاهده قدرت خداوند در آفرينش نشأه نخستين ( جهان فعلى ) - نشانه غفلت و بى توجهى است .
و لقد علمتم النشأة الأُولى فلولا تذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 3 - 6
6 - تشويق و ترغيب خداوند ، به نگاه ژرف در مبدأ پيدايش جهان و نظم و هماهنگى ميان آنها
ما ترى فى خلق الرحمن من تفوت ثمّ ارجع البصر هل ترى من فطور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 2 - 6
6 - آفريدن و نظام دادن به جهان هستى ، اقتضاى ربوبيت خداوند است .
ربّك . .. الذى خلق فسوّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 4 - 4
4 - آفرينش جهان ، به تدريج و در طى دوران هايى صورت گرفته است .
خلق السموت و الأرض و ما بينهما فى ستّة أيّام
«أيّام» جمع «يوم» است و يوم، به معناى «مقدارى از زمان - از طلوع خورشيد تا غروب آن -» و «مدتى از زمان» است (مفردات راغب). احتمال دارد مراد از «أيّام» دوران ها و يا مراحل مختلف باشد. در اين صورت، دلالت بر تدريجى خلق شدن عالم مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 38 - 2،7،8
2 - شكل گيرى نظام جهان ، داراى روندى تدريجى و طى دوره هاى متعدد
و لقد خلقنا . .. فى ستّة أيّام
7 - معاد و برپايى قيامت ، چونان شكل گيرى نخستين جهان روندى تدريجى خواهد داشت . *
و لقد خلقنا . .. فى ستّة أيّام و ما مسّنا من لغوب
با توجه به ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه در ارتباط با معاد بود - مطرح كردن «ستّة أيّام» مى تواند اشاره به اين داشته باشد كه اگر شكل گيرى جهان، به تدريج صورت گرفته، معاد نيز از روند تدريجى و قانونمند برخوردار است.
8 - شكل گيرى تدريجى جهان ، داراى ملاك هاى حكيمانه و نه معلول خستگى و محدوديت قدرت خداوند *
و لقد خلقنا السموت و الأرض . .. و ما مسّنا من لغوب
برداشت بالا بدان احتمال است كه بيان «ما مسّنا من لغوب» - در پى «ستّة أيّام» - نظر به اين جهت داشته باشد كه اصولاً در آفرينش، رنج و خستگى براى خداوند مطرح نيست و اگر كار آفرينش را در شش مرحله صورت داده است، دلايل ديگرى دارد و به سبب محدوديت قدرت او نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 86 - 2،5
2- آفرينش جهان ، آفرينشى عالمانه و آگاهانه است .
إن ربّك هو الخلّ-ق العليم
برداشت فوق بر اين اساس است كه «العليم» صفت براى «الخلّ-ق» باشد.
5- ربوبيت خداوند ، مقتضى آفرينش عالمانه جهان است .
إن ربّك هو الخلّ-ق العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 104 - 5،7،10
5- خداوند ، مخلوقات نابود شده در آستانه قيامت را ، بسان آفرينش نخستين آنها باز خواهد آفريد .
كما بدأنا أوّل خلق نعيده
7- چگونگى پيدايش مجدد جهان ، در آستانه برپايى قيامت ، مانند آفرينش نخستين آن است .
كما بدأنا أوّل خلق نعيده
10- قدرت خداوند بر خلقت آغازين نظام آفرينش ، نشانگر قدرت او بر آفرينش دوباره آن است .
يوم نطوى . .. إنّا كنّا فعلين
تشبيه «كما» مى تواند براى اصل خلقت جهان و آفرينش مجدد آن باشد; يعنى، همان گونه كه ما توانستيم جهان را در آغاز پديد آوريم، دوباره نيز مى توانيم به وجود آوريم. گفتنى است جمله تأكيدى «إنّا كنّا فاعلين»، بيانگر اين است كه اصل آفريدن دوباره جهان، مورد انكار بوده و آيه شريفه در صدد بيان امكان آفرينش مجدد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 3 - 9
9 - نظم ، هماهنگى و انسجام جهان ، قابل شناخت و درك براى انسان ها
هل ترى من فطور
مطلب ياد شده، از تعبير «هل ترى» استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 2
2- دعوت خداوند از مردم براى مطالعه عميق در آفرينش جهت پى بردن به هدفمندى آن
ألم تر أن الله خلق السموت و الأرض بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 48 - 1،2،3
1- دعوت خداوند از انسان ها براى مطالعه و دقت در پديده هاى مادى و گردش سايه هاى آنها
أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل
برداشت فوق مبتنى بر نكات زير است :1. فعل «رأى» هرگاه به «إلى» وصل شود، متضمن معناى «نظر» است و «نظر» در لغت به معناى تأمل در چيزى با نگاه است. 2- مرجع ضمير «يروا» در آيه، احتمال دارد «ناس» باشد. 3- همزه استفهام، انكارى توبيخى است و نتيجه آن دعوت به مطالعه است.
2- دعوت خداوند از مشركان ، براى مطالعه و دقت در پديده هاى مادى و گردش سايه هاى آنها
أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله
مرجع ضمير «يروا» در اين برداشت «مشركان» مى باشد كه در آيات قبل از آنان سخن به ميان آمده است.
3- دعوت خداوند ، براى مطالعه و دقت در حركات و آثار منظومه شمسى
أو لم يروا إلى ما خلق الله من شىء يتفيّؤا ظلله عن اليمين و الشمائل
دعوت براى ژرف نگرى در سايه هاى پديده هاى مادى، مى تواند إشعار به مطالعه در منظومه شمسى باشد; چه اينكه گردش سايه اجسام، معلول خود آنها نيست; بلكه حاصل طلوع و غروب و گردش منظومه شمسى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 3 - 3
3 - قيامت ، روز دگرگونى و انقلاب در نظام طبيعت
خافضة رافعة
برداشت بالا، مبتنى بر اين احتمال است كه آيه شريفه، اشاره به دگرگونى در طبيعت داشته باشد; چنان كه آيه بعد نيز در اين باره سخن مى گويد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 1 - 3
3 - جهان در آستانه قيامت ، درهم كوبيده و دگرگون خواهد شد .
القارعة
نام گذارى قيامت به «القارعة»، ممكن است ناظر به كوبندگى حوادثى از قبيل «انشقاق آسمان»، «اندكاك زمين و كوه ها» و «كدر شدن ستارگان» باشد كه - به تصريح آيات برخى از سوره هاى ديگر - در آستانه قيامت پديد خواهد آمد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 8 - 9
9 - استوارى ساختار انسان ، نمونه اى از اتقان و استحكام بى نظير آفريده هاى الهى است .
لقد خلقنا الإنسن فى أحسن تقويم . .. أليس اللّه بأحكم الحكمين
«حَكْم» (بر وزن صبر) با «اِحكام» (اتقان و استحكام بخشيدن) به يك معنا است. (قاموس) تعبير «أحكم الحاكمين»، اگر از اين ريشه گرفته شده باشد، آيه شريفه مى تواند ناظر به استحكام آفريده هاى خداوند باشد كه در آغاز سوره، به استحكام نمونه اى از آنها (انسان) اشاره شده بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 38 - 4
4- ساختار عظيم و پيچيده آسمان ها و زمين و مظاهر هستى ، خود گواه وجود اهداف ارزشمند در امر آفرينش *
و ما خلقنا السموت . .. لعبين
از اين كه خداوند، آسمان ها و زمين و ساير موجودات را به خصوص ياد كرده و به جاى آن واژه جامعى چون «العالمين» را قرار نداده است نقش پيامدار هر يك را در نفى بازيچه بودن آفرينش مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 1 - 15
15 - توانايى مطلق خداوند بر انجام هر كارى ، دليلِ امكان آفرينش پديده هاى نو و توسعه جهان طبيعت
يزيد فى الخلق ما يشاء إنّ اللّه على كلّ شىء قدير
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّ اللّه على كلّ شىء قدير»، تعليل براى جمله «يزيد فى الخلق ما يشاء» مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 7 - 3
3 - مرگ و خاموشى چراغ زندگى انسان ها و انواع گياهان ، نشانه اى گويا و روشن بر ناپايدار بودن جهان طبيعت و محدود بودن عمر آن .
فإنّا خلقناكم من تراب. .. من كلّ زوج بهيج ...و أنّ الساعة ءاتية
جمله «أن الساعة آتية» عطف بر «أن اللّه هو الحقّ» است و تقدير آن چنين مى شود: «و ذلك بأن الساعة آتية». اگر «الساعة» اشاره به لحظه برپا شدن قيامت باشد، «ذلك» به آفرينش انسان از خاك و رويش گياهان از زمين مرده و بى جان اشاره دارد و اگر «الساعة» اشاره به فرا رسيدن لحظه فروپاشى نظام طبيعت باشد، «ذلك» به وجود مرگ و مير در انسان ها و نباتات اشاره دارد. بنابراين معناى جمله فوق برپايه احتمال اول چنين مى شود: آفرينش انسان و گياهان از خاك بى جان، حاكى از آن است كه آن لحظه (زمان برپايى قيامت) فرا خواهد رسيد. بر پايه احتمال دوم نيز معنا چنين مى شود: وجود مرگ در ميان انسان ها و انواع گياهان، نشانگر آن است كه عمر اين جهان نيز به پايان خواهد رسيد و نظام آن فرو خواهد پاشيد. برداشت فوق بر پايه احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 116 - 5
5 - وحدانيت خدا ، دليل بر نبودن كمترين مانع در برابر تدبير حكيمانه و هدفدار او در جهان آفرينش
أفحسبتم أنّما خلقنكم عبثًا . .. فتعلى اللّه الملك الحقّ لا إله إلاّ هو
بيان وحدانيت خدا با «لا إله إلاّ هو» در اين مجموعه از صفات - كه در مقام تنزيه ذات پروردگار از بيهوده كارى و عبث آفرينى است - مطلب ياد شده را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 38 - 7
7- توجه به ربوبيّت الهى و نقش آفرينى آن بر در و ديوار وجود ، داراى نقشى مهم و گرايش به توحيد است .
لكنّاْ هو اللّه ربّى و لاأشرك بربّى أحدًا
مؤمن به ربوبيّت خدا است و از اين تكرار استفاده مى شود كه توجه به صفت ربوبيّت در ميان ديگر صفات الهى، اثرى خاص در پرهيز از شرك دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - عبس - 80 - 23 - 9
9 - توجّه به وابستگى آفرينش ، تدبير ، هدايت ، مرگ و قبر انسان به خداوند ، زمينه ساز انجام دادن تكاليف الهى
من نطفة خلقه . .. ثمّ أماته فأقبره ... كلاّ لمّا يقض ما أمره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 116 - 14
14 - رابطه خداوند با هستى ، رابطه « مالك و مملوك » و « عابد و معبود » است نه رابطه پدر و فرزندى .
و قالوا اتخذ اللّه ولداً سبحنه بل له ما فى السموت و الأرض كل له قنتون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 86 - 5
5- مجموعه آنچه از دانش ها و معارف الهى بر پيامبر (صلی الله علیه و آله) وحى شده ، در مقايسه با حقايق و اسرار نهفته در هستى و علم الهى ، اندك است .
و ما أُوتيتم من العلم إلاّ قليلاً. و لئن شئنا لنذهبنّ بالذى أوحينا إليك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 26 - 6
6- تنها خداوند بر تمام اسرار هستى آگاه است .
قل اللّه أعلم بما لبثوا له غيب السموت و الأرض
جمله «له غيب. ..» - به قرينه «اللّه أعلم» - علاوه بر بيان مالكيت خداوند بر اسرار هستى، بر آگاهى فراگير او نيز دلالت دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 91 - 10
10- مريم ( س ) و فرزندش عيسى ( ع ) ، آيت الهى و نشانه رمز و راز آفرينش خداوندى براى جهانيان
و جعلنها و ابنها ءاية للعلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 6 - 4
4 - قرآن ، از سنخ اسرار نهفته در عالم آفرينش است كه نزول آن ، تنها از سوى خداوند داناى به اسرار امكان پذير است . *
قل أنزله الذى يعلم السرّ فى السموت و الأرض
ربط بين نزول قرآن و علم به اسرار، مى تواند گوياى اين نكته باشد كه اين كتاب از ساخته هاى دست بشر نيست; بلكه جزء اسرار عالم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 6 - 4
4 - اسرار و قوانين نهفته در متن حيات و طبيعت ، نشانه هايى ارجمند بر وجود خداى يگانه
تلك ءايت اللّه
از تعبير «تلك» - كه اشاره به دور است - مى توان استفاده كرد مشاراليه آن، آيات تكوينى است، نه آياتى كه بالفعل نازل مى شود. همان طور كه اين تعبير، بيانگر ارجمندى و اهميت آيات تكوينى نيز مى باشد. تصريح به «آيات اللّه» پس از تذكر به اين نشانه ها در آيات پيشين، مى تواند پيامدار توحيد باشد; يعنى، اين نشانه ها - با همه شگفتى و تنوع - نظام واحدى را شكل بخشيده است و نمى تواند جز از مبدئى يگانه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 28
28- ربوبيّت و ولايت تنها برازنده خالق هستى است .
أفاتخذتم من دونه أولياء . .. قل الله خلق كل شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 66 - 9
9 - در جهان آفرينش هيچ مخلوقى ، مالك و رب مخلوقى ديگر ، و يا مملوك و مربوب مخلوقى ديگر نيست .
ألا إن للّه من فى السموت و من فى الأرض و ما يتبع الذين يدعون من دون اللّه شركاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 71 - 25
25 - تسليم شدن در برابر خداوند، قرار گرفتن در بستر رشد و كمال جهان هستى است.
و أمرنا لنسلم لرب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 79 - 9
9 - تفكر در پديده ها و گذر از افول و زوال پذيرى آنان به سوى يگانه زوال ناپذير، رؤيت ملكوت جهان است.
و كذلك نرى إبرهيم . .. لا أحب الأفلين ... إنى وجهت وجهى للذى
آيات 76 تا 79 تفصيل «كذلك نرى» مى تواند باشد. يعنى اين سير - كه سيرى عقلانى و فكرى است - همان رؤيت ملكوت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 5 - 20
20 - استغفار فرشتگان براى زمينيان ، موجب بقاى نظام هستى
تكاد السموت يتفطّرن . .. و الملئكة ... و يستغفرون لمن فى الأرض
چنانچه آيات در مقام توحيد و نفى شرك باشد، از ارتباط فرازهاى آيه مى توان استفاده كرد كه پيامد گناه شرك، چنان بزرگ و سنگين است كه اگراستغفار ملائكه براى زمينيان نبود، نظام هستى فرو مى پاشيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 38 - 5،6
5- آزاد پنداشتن خويش در ارتكاب هر گناه ، مستلزم پوچ انگارى آفرينش
إنّهم كانوا مجرمين . و ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما لعبين
از ارتباط اين آيه با آيه قبل - كه در توبيخ امت هاى جرم پيشه بود - مطلب ياد شده استفاده مى شود.
6- انكار معاد ، مستلزم پوچ انگاشتن آفرينش و تنزل دادن آن در حد سرگرمى و تفنّن
إن هى إلاّ موتتنا الأُولى . .. و ما خلقنا السموت ... لعبين
با توجه به اين كه آيات پيشين نظر به مشركان منكر معاد داشت، اين آيه مى تواند ردى بر انديشه آنان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 91 - 4
4 - وجود خدايان متعدد ، مستلزم وجود آفرينش هاى متعدد و جدا از هم
إذًا لذهب كلّ إله بما خلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 27 - 7
7 - انكار معاد و روز حسابرسى ، مستلزم باطل و بى هدف دانستن آفرينش جهان است .
بما نسوا يوم الحساب . و ما خلقنا السماء و الأرض و ما بينهما بطلاً
يادآورى اين نكته كه ما جهان را بى هدف نيافريده ايم - پس از طرح مسأله فراموشى روز حساب - مى رساند كه نسيان و انكار معاد با هدف مندى و حق مدارى جهان، ناسازگار است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 7 - 10
10- آفرينش جهان و انسان و برآوردن نياز هاى او ، مقتضاى رأفت و رحمت پروردگار است .
خلق السموت . .. تعلى عمّا يشركون ... خلق الإنسن ... إن ربّكم لرءوف رحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 4 - 19
19 - علم و حكمت ازلى خداوند ، پشتوانه آفرينش قواى هستى و به كارگيرى بهينه آن
و للّه جنود السموت و الأرض و كان اللّه عليمًا حكيمًا
تعبير «و كان اللّه عليماً حكيماً» در پايان آيه شريفه، مى رساند كه فتح مؤمنان و انزال سكينه بر آنان و بهره گيرى از جنود آسمان ها و زمين، در پرتو علم و حكمت ازلى صورت مى گيرد; زيرا نفس تكوّن جنود و نيز بهره گيرى از آنها در موارد مختلف، نيازمند علم و حكمت گسترده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 45 - 11
11- در متن جهان محسوس و عالم طبيعت ، براى پى بردن به راز هاى هستى و عوالم ناشناخته آن ، نشانه هايى وجود دارد .
مثل الحيوة الدنيا كماء أنزلنه . .. فأصبح هشيمًا تذروه الريح
درك حقايقى مانند مرگ و حيات و ماهيت آن ها، از آن رو كه بسيارى از ابعاد آن براى بشر محسوس نيست، دشوار و نيازمند ارائه رهنمودهاى محسوس است. خداوند، با روياندن و ميراند گياهان عالم طبيعت را حاوى چنين رهنمودهايى قرار داده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 33 - 9
9 - مطالعه در اسرار آفرينش ، نيازمند صبر و شكيبايى و برخوردارى از روحيه سپاس و قدردانى
و من ءايته . .. إنّ فى ذلك لأيت لكلّ صبّار شكور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 2 - 6
6 - جهان هستى سراسر زيبا و تدبير آن تدبيرى نيكو و جميل است .
الحمد للّه رب العلمين
«رب العالمين» به منزله دليل براى «الحمد للّه» است; يعنى، چون خداوند مدبر هستى است همه ستايشها از آن اوست و از آنجا كه حمد و ستايش، همواره براى كمال و زيباييهاست، نتيجه مى گيريم كه: همه هستى زيبا و برخوردار از تدبيرى
نيكوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 182 - 6
6 - جهان هستى ، سراسر زيبا و تدبير آن تدبيرى نيكو و زيبا است .
الحمد للّه ربّ العلمين
«ربّ العالمين» به منزله دليل براى «الحمد للّه» است; يعنى، چون خداوند مدبر هستى است، همه ستايش ها از آن او است و از آن جا كه حمد و ستايش همواره براى كمال و زيبايى ها است، نتيجه مى گيريم كه همه هستى، زيبا و برخوردار از تدبيرى نيكو است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 75 - 17
17 - جهان هستى ، سراسر زيبا و تدبير آن تدبيرى نيكو و جميل است .
و قالوا الحمد للّه . .. و قيل الحمد للّه ربّ العلمين
«ربّ العالمين» به منزله دليل براى «الحمد للّه» است ; يعنى، چون خداوند مدبر و مالك هستى است، پس همه ستايش هااز آن او است و از آن جا كه حمد و ستايش، همواره براى كمال و زيبايى ها است، نتيجه مى گيريم كه همه هستى، زيبا و برخوردار از تدبيرى نيكو است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 65 - 15
15 - جهان هستى ، سراسر زيبا و تدبير آن تدبيرى نيكو و جميل است .
الحمد للّه ربّ العلمين
«ربّ العالمين» به منزله دليل براى «الحمد للّه» است; يعنى، از آن جايى كه خداوند مدبر و مالك هستى است، همه ستايش ها از آنِ او است و از آن جا كه حمد و ستايش، همواره براى كمال و زيبايى ها است، نتيجه مى گيريم كه: همه هستى زيبا و برخوردار از تدبيرى نيكو است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 11 - 3
3- زيبايى ، شگفتى و ثمربخشى ، آميخته به هم در مظاهر طبيعت و آفريده هاى خدا *
زوج بهيج . تبصرة و ذكرى ... ماء مبركًا ...و النخل باسقت لها طلع نضيد . رزقًا ل
خداوند در اين آيات، با يادآورى هر يك از نعمت هاو مظاهر طبيعت وصفى حاكى از زيبايى و شگفتى علمى نيز براى آن آورده است و در پايان به ثمر بخشى عينى آنها - كه تغذيه خلق باشد - اشاره كرده است; يعنى، رزق هاى آفريده خداوند يك بُعدى نيست و خداوند به وسيله آنها تنها تغذيه نمى كند; بلكه اين روزى را با هنر و اسرار در مى آميزد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 182 - 6
6 - جهان هستى ، سراسر زيبا و تدبير آن تدبيرى نيكو و زيبا است .
الحمد للّه ربّ العلمين
«ربّ العالمين» به منزله دليل براى «الحمد للّه» است; يعنى، چون خداوند مدبر هستى است، همه ستايش ها از آن او است و از آن جا كه حمد و ستايش همواره براى كمال و زيبايى ها است، نتيجه مى گيريم كه همه هستى، زيبا و برخوردار از تدبيرى نيكو است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 65 - 15
15 - جهان هستى ، سراسر زيبا و تدبير آن تدبيرى نيكو و جميل است .
الحمد للّه ربّ العلمين
«ربّ العالمين» به منزله دليل براى «الحمد للّه» است; يعنى، از آن جايى كه خداوند مدبر و مالك هستى است، همه ستايش ها از آنِ او است و از آن جا كه حمد و ستايش، همواره براى كمال و زيبايى ها است، نتيجه مى گيريم كه: همه هستى زيبا و برخوردار از تدبيرى نيكو است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 15 - 1
1- همه كسانى كه در آسمان ها و زمينند در برابر خداوند خاضعند و بر او سجده مى كنند .
و لله يسجد من فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 11 - 4
4 - آفرينش جهانى سخت تر از آفرينش انسان ، ( آسمان ها ، زمين و فرشتگان ) گواه قدرت خداوند بر آفرينش مجدد انسان ها در قيامت و آسان و ممكن بودن آن براى او است .
فاستفتهم أهم أشدّ خلقًا أم من خلقنا
برداشت ياد شده از آن جا است كه روى سخن آيه شريفه مشركان اند; آنان كه منكر معاد بوده و آفرينش مجدد انسان ها را از خاك، امرى بعيد و بسيار سخت و ناممكن مى شمردند و «أءذا مِتنا و كنّا ترابا و عظاما أءنا لمبعوثون»، (آيه 16 همين سوره).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 57 - 1
1 - آفرينش مجموعه عالم ( آسمان ها و زمين ) ، در مقايسه با آفرينش انسان ها بزرگ تر و آفريدن آن سخت تر و مهم تر است .
لخلق السموت و الأرض أكبر من خلق الناس
مقصود از «أكبر»، با عظمت تر، سخت تر و مهم تر بودن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 13 - 2
2 - از هم پاشيده شدن نظم كنونى جهان ، پيش از برپايى قيامت ، با كيفيت و سرعت شگفت انگيزى خواهد بود .
فإذا نفخ فى الصور نفخة وحدة
مطلب ياد شده، از توصيف «نفخة» به «واحدة» به دست مى آيد; زيرا به هم ريختن نظم استوار كنونى جهان - آن هم تنها با يك دميدن در صور - نشانه سرعت و عظمت شگفت انگيز فروپاشى نظام دنيا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 17 - 3،4
3- توانايى بر آفريدن جهان كنونى براى بازيچه و سرگرمى خويش ، تنها در قلمرو قدرت خدا است و هيچ موجودى قادر بر انجام اين كار نيست .
لو أردنا أن نتّخذ لهوًا لاَتّخذنه من لدنّا
برداشت ياد شده مبتنى بر اين نكته است كه «من لدنّا»، معناى «من جهة قدرتنا» را افاده كند (چنان كه برخى از مفسران بزرگ بر اين نظرند). و يا اين كه «من لدنّا» ظرف مختص - در قبال «من لدن غيرنا» باشد. براين اساس پيام آيه چنين مى شود: «اگر بنا بود جهان را سرگرمى خود قرار دهيم، باز اين كار تنها در توان ما است نه خدايان ادعايى مشركان و يا ديگر قدرت ها; پس قدرت و ربوبيت مطلقه در انحصار خدا است». گفتنى است آمدن «لدنّا» - كه براى ابتداى غايت است - به جاى «عندنا» - كه براى صرف حضور است - مؤيد برداشت ياد شده است.
4- اگر خداوند - برفرض محال - به منظور سرگرمى خود جهانى مى آفريد ، جهان طبيعت ، شايسته اين منظور نبود ; بلكه جهانى برتر از آن را انتخاب مى كرد .
لو أردنا أن نتّخذ لهوًا لاَتّخذنه من لدنّا إن كنّا فعلين
برداشت ياد شده مبتنى براين احتمال است كه «من لدنّا»به معناى «ممّا عندنا» باشد و يا معناى «ممّا يليق بحضرتنا. ..» را افاده كند; يعنى، بر فرض انتخاب سرگرمى، از عوالم و موجوداتى كه پيش خودمان است و مقرّب تر به ما و برتر از جهان طبيعت است (از قبيل مجردات و ...) برمى گزيديم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 26 - 8
8 - انسان ها - به رغم داشتن اختيار - مقهور قوانين و سنت هاى تكوينى عالم آفرينش اند .
كلّ له قنتون
با توجه به اين واقعيت روشن كه انسان ها از دستورهاى تشريعى خداوند تمرد مى كنند، «كلٌّ له قانتون» تكوينى است. بنابراين، مراد از اطاعت خاضعانه همه موجودات - از جمله انسان ها - از خداوند، مى تواند اين باشد كه آنان، پيوسته تابع علل و اسباب تكوينى عالم اند و نمى توانند از آنها فراتر بروند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 41 - 5
5 - قوانين حاكم بر نظام هستى در آستانه رستاخيز ، متفاوت با نظام موجود در جهان *
يوم يناد المناد من مكان قريب
از اين كه انسان ها در پهنه زمين پراكنده اند و با همه پراكندگى نداى الهى نسبت به همه نزديك معرفى شده است; استفاده مى شود كه در آستانه رستاخيز، قوانين فعلى حاكم بر ماده تغيير مى يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 38 - 1
1 - سوگند مؤكد خداوند ، به تمامى پديده ها و حقايق ديدنى و شناختنى جهان هستى
فلاأُقسم بما تبصرون
درباره «لا» در «لااُقسم» و امثال آن، مفسران توجيهات چندى ذكر كرده اند; از جمله اين كه «لا» زايد و براى تأكيد «اُقسم» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 39 - 1
1 - سوگند مؤكد خداوند ، به تمامى پديده ها و حقايق ناشناخته و ديده نشده جهان هستى
فلاأُقسم بما . .. و ما لاتبصرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 116 - 12
12 - اطاعت هستى از خداوند ، اطاعتى آگاهانه است .
كل له قنتون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 18 - 3
3 - تمامى پديده هاى جهان آفرينش ، موجوداتى اند شعورمند .
ألم تر أنّ اللّه يسجد له من فى السموت
به كارگيرى لفظ «من» براى همه پديده هاى موجود در آسمان ها و زمين - با توجه به اين كه اين كلمه غالباً در ذوى العقول به كار مى رود - مى تواند اشعار به مطلب فوق داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 26 - 5
5 - فرمان بردارى عالَم هستى از خداوند ، آگاهانه و عالمانه است .
كلّ له قنتون
جمع بسته شدن «قانت» با«ون» حكايت از اين دارد كه اطاعت آنها از خداوند، از روى شعور و فهم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 83 - 7
7 - تمامى موجودات داراى شعور ، خواسته يا ناخواسته ، در برابر خدا تسليم هستند .
افغير دين اللّه يبغون و له اسلم من فى السّموات طوعاً و كرهاً
با توجه به كلمه «من» كه براى ذوى العقول است، مقصود، موجودات باشعورند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 4 - 2
2 - بشر هر اندازه كه به جهان آفرينش بيشتر بنگرد ، بر شگفتى و فروتنى او در برابر عظمت آن افزوده خواهد شد .
ثمّ ارجع البصر كرّتين ينقلب إليك البصر خاسئًا و هو حسير
«خاسىء»به معناى دور شده از مراد و ناكام و «حسير» به معناى خسته و درمانده است. مقصود آيه شريفه، بيان اين حقيقت است كه آدمى هرچند بسيار تلاش و فكر كند، به مراد خويش - كه پيدا كردن عيب و نقصى در نظام خلقت است - نخواهد رسيد; بلكه در برابر عظمت آن شگفت زده شده و سر تعظيم فرود خواهد آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 13 - 2
2 - از هم پاشيده شدن نظم كنونى جهان ، پيش از برپايى قيامت ، با كيفيت و سرعت شگفت انگيزى خواهد بود .
فإذا نفخ فى الصور نفخة وحدة
مطلب ياد شده، از توصيف «نفخة» به «واحدة» به دست مى آيد; زيرا به هم ريختن نظم استوار كنونى جهان - آن هم تنها با يك دميدن در صور - نشانه سرعت و عظمت شگفت انگيز فروپاشى نظام دنيا است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قارعه - 101 - 2 - 3
3 - جهان در آستانه قيامت ، به گونه اى شگفت آور درهم كوبيده خواهد شد .
ما القارعة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 9 - 2
2 - تحولات شگفت و ناهنجار در نظام طبيعت ، در آستانه رستاخيز
يوم تمور السّماء مورًا
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه «تمور» در معناى اضطراب و ناآرامى به كار رفته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 1 - 4،5،6،10
4 - خداوند ، آفريننده انسان ها از شخص واحد ( آدم )
ربّكم الّذى خلقكم من نفس واحدة
5 - آفرينش آدميان از شخص واحد و نبودن امتياز در خلقت آنان ، پرتويى از ربوبيّت الهى نسبت به آنان
اتّقوا ربّكم الّذى خلقكم من نفس واحدة
6 - خداوند ، آفريننده همسر اولين انسان ( حضرت آدم ) ، از او
خلقكم من نفس واحدة و خلق منها زوجها
برداشت فوق بر اين مبناست كه «من» نشويّه باشد ; يعنى: آفرينش حوّا از آدم نشأت گرفته است. صدر آيه كه فرمود: «من نفس» و نفرمود: «من نفسين» اين معنا را تأييد مى كند. مؤيّد برداشت فوق، فرمايش امام صادق (ع) است كه فرمود: اِنّ اللّه خلق آدم من الماء و الطين ... و خلق حوّا من آدم ... .
كافى، ج 5، ص 337، ح 4 ; نورالثقلين، ج 1، ص 434، ح 16.
10 - خداوند ، گسترش دهنده مردان و زنان بسيار ( نسل بشر ) ، از يك زن و مرد ( آدم و حوّا )
خلقكم من نفس واحدة . .. و بثّ منهما رجالاً كثيراً و نساءً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 41 - 8
8 - پرواز پرندگان بال گشاده و بدون بال زدن ، از شگفتى هاى آفرينش است .
و الطير صفّ-ت
برداشت ياد شده از تخصيص به ذكر يافتن پرندگانى كه بدون بال زدن پرواز مى كنند از ديگر موجودات زنده، استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 32 - 6
6 - فرو نرفتن كشتى هاى كوه پيكر در اعماق دريا ها ، از شگفتى هاى جهان طبيعت و نشانه قدرت بى مانند خداوند است .
و من ءايته الجوار فى البحر كالأعلم
اشاره به كوه پيكر بودن كشتى ها، مى تواند ناظر به اين نكته باشد كه فرونرفتن چنين اجسامى در دل درياها، امرى بس شگفت بوده و نشان از قدرتى بى مانند دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 11 - 3
3- زيبايى ، شگفتى و ثمربخشى ، آميخته به هم در مظاهر طبيعت و آفريده هاى خدا *
زوج بهيج . تبصرة و ذكرى ... ماء مبركًا ...و النخل باسقت لها طلع نضيد . رزقًا ل
خداوند در اين آيات، با يادآورى هر يك از نعمت هاو مظاهر طبيعت وصفى حاكى از زيبايى و شگفتى علمى نيز براى آن آورده است و در پايان به ثمر بخشى عينى آنها - كه تغذيه خلق باشد - اشاره كرده است; يعنى، رزق هاى آفريده خداوند يك بُعدى نيست و خداوند به وسيله آنها تنها تغذيه نمى كند; بلكه اين روزى را با هنر و اسرار در مى آميزد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 19 - 1
1 - پرواز پرندگان در فضا و بر فراز انسان ها ، از شگفتى هاى آفرينش
أولم يروا إلى الطير فوقهم صفّ-ت و يقبضن
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 38 - 2
2 - پديده ها و حقايق ديدنى و شناختنى عالم ، بس عظيم و شگفت آور
باللّه العظيم . .. فلاأُقسم بما تبصرون
سوگند خداوند بزرگ، بر پديده هاى ديدنى و. .. نشان دهنده بزرگى و عظمت آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 1 - 4
4 - آسمان ، موجودى شگفت است و برج هاى آن بر شگفتى اش افزوده است .
و السماء ذات البروج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - طارق - 86 - 12 - 4
4 - زمين آفريده اى شگفت است و پيدايش شيار و رخنه در آن ، بر شگفتى اش افزوده است .
و الأرض ذات الصدع
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 55 - 7
7 - شناخت مظاهر طبيعت و انديشه در آن ، از راه هاى شناخت خداوند و ربوبيت و تدبير او بر هستى است .
الذى جعل لكم الأرض . .. لأُولى النهى ... تارة أُخرى
مجموعه اين آيات براى معرفى «ربّ» است. طريقه اى كه قرآن در اين آيات ارائه نموده، توجه دادن انسان به مظاهر طبيعت و تعقل در آن، براى شناخت خداوند و ربوبيت حاكم او بر صحنه هستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 101 - 6
6 - پديده هاى جهان هستى ، قابل شناخت و تفسير براى بشر
قل انظروا ماذا فى السموت و الأرض و ما تغنى الأيت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 9 - 3
3- تقسيم پديده هاى جهان به غيب و شهود از طبقه بندى هاى هستى در قرآن
الغيب و الشهدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 46 - 9
9 - جهان هستى ، متشكل از حقايق غيبى و ناشناخته و امور محسوس و شناختنى
علم الغيب و الشهدة
طبقه بندى آفرينش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 9 - 3
3- تقسيم پديده هاى جهان به غيب و شهود از طبقه بندى هاى هستى در قرآن
الغيب و الشهدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 86 - 2
2 - نياز جهان آفرينش به مدير و مدبر ، امرى روشن براى هر انسان دانشور و خردمند
إن كنتم تعلمون . .. قل من ربّ السموت السبع و ربّ العرش العظيم
روشن است كه سؤال «من ربّ السماوات السبع. ..» (پروردگار آسمان هاى هفتگانه و... كيست؟) زمانى قابل طرح است كه اصل نياز آنها به مدير و مدبر، قبلاً براى انسان حل شده باشد. و چون درك اين مسأله، براى اهل دانش و خرد - كه در آيه پيشين به آن تصريح شده است - امر پيچيده اى نيست به عنوان اصل مسلم تلقى شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 116 - 10،13،14
10 - آنچه در آسمان ها و زمين است ( هستى ) مطيع خدا و پرستنده اوست .
كل له قنتون
«قنوت» به معناى اطاعت و نيز عبادت است.
13 - عبادت و اطاعت هستى براى خدا ، دليل منزه بودن او از داشتن فرزند است .
و قالوا اتخذ اللّه ولداً سبحنه بل . .. كل له قنتون
14 - رابطه خداوند با هستى ، رابطه « مالك و مملوك » و « عابد و معبود » است نه رابطه پدر و فرزندى .
و قالوا اتخذ اللّه ولداً سبحنه بل له ما فى السموت و الأرض كل له قنتون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 50 - 3
3 - هدف از بيان پديده هاى طبيعى و تحولات موجود در طبيعت در قرآن ، پندگيرى و درس آموزى است .
و لقد صرّفنه بينهم ليذّكّروا
در آيه شريفه، هدف از نزول باران و تحولات مربوط به آن، پندگيرى و درس آموزى شناسانده شده است. اين مى رساند كه
اصولاً ذكر پديده ها و تحولات مربوط به طبيعت در قرآن، به همين منظور است; نه اين كه بيان اين نكته هاى طبيعى، خود هدف باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 44 - 5
5 - تشويق خداوند به بصيرت ، روشن دلى و عبرت آموزى ، از تحولات طبيعت
يقلّب اللّه الّيل و النهار إنّ فى ذلك لعبرة لأُوْلى الأبصر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - طور - 52 - 36 - 4
4 - لجاجت و عناد ، مانع درس آموزى كافران از آفرينش هستى
أم خلقوا السموت و الأرض بل لايوقنون
عبارت «بل لايوقنون» بيانگر اين نكته است كه موضع گيرى ناباورانه كافران درباره قرآن و پيامبر(صلی الله علیه و آله) برخاسته از يقين علمى آنان نيست; بلكه صرفاً از روى ستيزه جويى و لجبازى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 8 - 2
2 - حاكميت توازن بر كل ساختار جهان ، درس آموز آدميان در پايبندى به موازين و معيار هاى الهى
و وضع الميزان . ألاّتطغوا فى الميزان
از ارتباط اين آيه با «وضع الميزان» و نيز با آيات پيشين استفاده مى شود كه خداوند همه چيز را به حساب و بر اساس موازين آفريد، تا آدمى نيز از آن درس گيرد و پايبند موازين باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 20 - 3
3 - انسان ، بدون روشنگرى هاى وحى ، ناتوان از درك عميق بسيارى از حقايق هستى
هذا بصائر للناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 12 - 2
2 - انكار توحيد ربوبى و احياى مجدد انسان ها - به رغم مشاهده عظمت آفرينش و قدرت خدا در جهان - امرى شگفت آور است .
إنّ إلهكم لوحد . .. فاستفتهم أهم أشدّ خلقًا... بل عجبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 57 - 5
5 - بيشتر مردم ، به عظمت آفرينش جهان و قدرت بى پايان خداوند و امكان حيات مجدد انسان ها در قيامت پى نبرده اند .
لخلق السموت و الأرض أكبر . .. و لكنّ أكثر الناس لايعلمون
برداشت بالا مبتنى بر اين احتمال است كه متعلق «لايعلمون» مطلبى باشد كه در آغاز آيه آمده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 38 - 5
5 - آفرينش جهان ، با همه گستردگى و عظمت آن ، فاقد كم ترين خستگى و رنج براى خداوند
و لقد خلقنا . .. و ما مسّنا من لغوب
«لغوب» به معناى تعب و خستگى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 4 - 2
2 - بشر هر اندازه كه به جهان آفرينش بيشتر بنگرد ، بر شگفتى و فروتنى او در برابر عظمت آن افزوده خواهد شد .
ثمّ ارجع البصر كرّتين ينقلب إليك البصر خاسئًا و هو حسير
«خاسىء»به معناى دور شده از مراد و ناكام و «حسير» به معناى خسته و درمانده است. مقصود آيه شريفه، بيان اين حقيقت است كه آدمى هرچند بسيار تلاش و فكر كند، به مراد خويش - كه پيدا كردن عيب و نقصى در نظام خلقت است - نخواهد رسيد; بلكه در برابر عظمت آن شگفت زده شده و سر تعظيم فرود خواهد آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 38 - 2
2 - پديده ها و حقايق ديدنى و شناختنى عالم ، بس عظيم و شگفت آور
باللّه العظيم . .. فلاأُقسم بما تبصرون
سوگند خداوند بزرگ، بر پديده هاى ديدنى و. .. نشان دهنده بزرگى و عظمت آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 11 - 2
2 - ناچيز بودن آفرينش انسان در مقايسه با آفرينش جهان ( آسمان ها ، زمين و . . . )
فاستفتهم أهم أشدّ خلقًا أم من خلقنا
ضمير جمع «هم» در «فاستفتهم» - به قرينه آيات پيشين - به كافران و مشركان بازمى گردد و مقصود از «من خلقنا» آسمان ها، زمين، فرشتگان و ديگر موجودات آسمانى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 57 - 1
1 - آفرينش مجموعه عالم ( آسمان ها و زمين ) ، در مقايسه با آفرينش انسان ها بزرگ تر و آفريدن آن سخت تر و مهم تر است .
لخلق السموت و الأرض أكبر من خلق الناس
مقصود از «أكبر»، با عظمت تر، سخت تر و مهم تر بودن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 9 - 8
8 - جهان آفرينش ، جلوه اى از قدرت شكست ناپذير و علم گسترده خداوند است .
خلقهنّ العزيز العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 33 - 9
9- عظمت آفرينش آسمان ها و زمين ، نمايانگر قدرت مطلقه خداوند بر هر چيز ; علاوه بر قدرت او بر احياى مردگان
خلق السموت و الأرض . .. بلى إنّه على كلّ شىء قدير
از ارتباط بخش هاى اين آيه، مطلب بالا استفاده مى شود; زيرا در مرحله نخست از آفرينش آسمان ها و زمين، قدرت خداوند بر احياى مردگان استفاده شده است; ولى در مرحله بعد، نتيجه اى كلى تر (قدرت مطلقه الهى) مطرح گرديده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 116 - 24
24 - دانايى مطلق به تمامى حقايق جهان ، ملاك الوهيت
تعلم ما فى نفسى و لا اعلم ما فى نفسك انك انت علّم الغيوب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 31 - 3
3 - عدم تلازم ميان نبوت و علم به همه امور هستى ، حتى امور خارج از قلمرو هدايت خلق
قال فما خطبكم أيّها المرسلون
پرسش هاى ابراهيم(ع) در اين آيات، نشانگر آن است كه آن حضرت از علم مطلق برخوردار نبوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 33 - 8
8 - مرز هستى ، خارج از دسترسى علمى و فنى جن و بشر *
يمعشر الجنّ و الإنس إن استطعتم . .. لاتنفذون إلاّبسلطن
در صورتى كه مفاد آيه درمورد دنيا باشد، احتمال مى رود مراد از «سماوات و ارض» مجموعه هستى باشد كه جن و انس نمى توانند به مرزهاى هستى دست پيدا كنند. طبق اين احتمال «لاتنفذون إلاّ بسلطان» تأكيد صدر آيه شريفه است كه دسترسى به مرز هستى، نيازمند قدرت و توانى است كه جن و انس فاقد آن هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 4 - 3
3 - تفكر و تأمل مكرّر و عميق تر در آفرينش جهان ، موجب آگاهى و شناخت فزون تر و ژرف تر نظم و انسجام آن خواهد شد .
هل ترى من فطور . ثمّ ارجع البصر كرّتين ينقلب إليك البصر خاسئًا و هو حسير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 28 - 6
6 - خداوند ، به تعداد و آمار همه پديده هاى هستى آگاه است .
و أحصى كلّ شىء عددًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 85 - 12
12- علم بشر به حقايق و اسرار نهفته در هستى همانند روح ، اندك و ناچيز است .
يسئلونك . .. قل ... و ما أُوتيتم من العلم إلاّ قليلاً
بنابر اينكه مراد از «العلم» مطلق علم باشد نه خصوص شناخت حقيقت روح، برداشت فوق استفاده مى گردد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 47 - 6
6 - آگاهى به همه اسرار حيات گياهى و انسانى ، در انحصار خدا است .
و ما تخرج من ثمرت . .. و لاتضع إلاّ بعلمه
برداشت ياد شده با توجه به حصر مستفاد از آيه صورت گرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - حجرات - 49 - 18 - 5
5 - تحليل انگيزه هاى اهداف نهفته آدميان در اعمال ، بسى دقيق تر از آگاهى يافتن به اسرار پنهان نظام ماده *
إنّ اللّه يعلم غيب السموت و الأرض و اللّه بصير بما تعملون
در مورد غيب آسمان ها و زمين (نظام ماده)، واژه «يعلم» به كار رفته; ولى در مورد اعمال آدميان واژه «بصير» استخدام شده است. از اين نكته استفاده مى شود كه شناخت پنهانى هاى نظام ماده، با «علم» صورت مى گيرد; ولى تحليل درون مايه هاى عمل آدمى با علم ساده مسير نيست; بلكه نيازمند بصيرت و بينش عميق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 18 - 13
13 - جهان هستى ( آسمان ها و زمين ) در احاطه علمى خداوند
قل أتنبئون اللّه بما لا يعلم فى السموت و لا فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 38 - 5،6
5- جهان هستى ( پديده هاى آسمان و زمين ) در قلمرو علم خداوند و در محضر اوست .
و ما يخفى على الله من شىء فى الأرض و لا فى السّماء
6- پوشيده نبودن هيچ پديده اى در عالم از خداوند ، دليل آگاهى او از نهان و آشكار انسان
و ما يخفى على الله من شىء فى الأرض و لا فى السّماء
جمله «و ما يخفى على الله . ..» مى تواند تعليل براى بخش اول آيه (إنك تعلم ...) باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 38 - 6
6 - آگاهى خداوند به نيت ها و راز دل ها ، دليل آگاهى كامل او از حقايق پنهانى تمامى جهان
إنّ اللّه علم غيب السموت و الأرض إنّه عليم بذات الصدور
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه جمله «إنّه عليم بذات الصدور» در مقام تعليل براى «إنّ اللّه عالم غيب. ..» مى باشد; يعنى، چون خداوند به نيت ها و راز دل ها - كه پنهانى ترين امور جهان است - آگاه مى باشد، پس نسبت به امور غيبى جهان نيز آگاه خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 53 - 12،13
12 - اسرار علمى نهفته در نظام جهان و وجود انسان ، كافى براى پى بردن به حضور و احاطه علم الهى بر هستى
سنريهم ءايتنا . .. أَوَ لم يكف بربّك
13 - سراسر جهان هستى ، در محضر و منظر خدا بوده و در احاطه علمى او قرار دارد .
أَوَلم يكف بربّك أنّه على كلّ شىء شهيد
بنابراين كه «شهيد» به معناى شاهد باشد، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 10
10- علم تفصيلى خداوند ، به لحظه لحظه عمر جهان و پديده هاى آن ، از آغاز آفرينش *
ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ و أجل مسمًّى
تعيين «أجل» براى هر پديده از سوى خداوند - از ابتداى آفرينش آن - بدان معنا است كه خداوند، از لحظه آفرينش هر موجودى، تا پايان آن را مى داند و اين مستلزم علم تفصيلى خداوند، به لحظه لحظه تحولات آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 26 - 21
21- ايجاد روح آرامش و تقوا در پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان ، به هنگام نياز آنان ، متكى به علم فراگير خداوند بر هستى
فأنزل اللّه . .. و ألزمهم كلمة التقوى ... و كان اللّه بكلّ شىء عليمًا
از ارتباط «و كان اللّه. ..» با عبارت قبل آيه (فأنزل اللّه...)، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 4 - 1
1 - خداوند ، به همه موجودات هستى احاطه علمى دارد .
يعلم ما فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 12 - 10
10 - همه هستى و تمامى زواياى وجود پديده هاى جهان ، تحت قلمرو علم خداوند
و أنّ اللّه قد أحاط بكلّ شىء علمًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - جن - 72 - 28 - 7
7 - علم خداوند ، مطلق و شامل همه پديده هاى هستى است .
و أحصى كلّ شىء عددًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 86 - 2
2 - نياز جهان آفرينش به مدير و مدبر ، امرى روشن براى هر انسان دانشور و خردمند
إن كنتم تعلمون . .. قل من ربّ السموت السبع و ربّ العرش العظيم
روشن است كه سؤال «من ربّ السماوات السبع. ..» (پروردگار آسمان هاى هفتگانه و... كيست؟) زمانى قابل طرح است كه اصل نياز آنها به مدير و مدبر، قبلاً براى انسان حل شده باشد. و چون درك اين مسأله، براى اهل دانش و خرد - كه در آيه پيشين به آن تصريح شده است - امر پيچيده اى نيست به عنوان اصل مسلم تلقى شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 67 - 5
5 - هيچ حادثه اى در جهان به طور صدفه و خارج از نظام عليت به وقوع نمى پيوندد.
لكل نبإ مستقر
جمله «لكل نبإ» بيان يك قضيه محصوره به صورت موجبه اى كليه است. بنابراين هيچ «مخبر عنه» از كليت آن خارج نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 2 - 5
5 - جهان آفرينش ، متشكل از عالم هاى متعدد .
رب العلمين
برداشت فوق با توجه به جمع بودن كلمه «العالمين» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 131 - 6
6 - جهان آفرينش ، تشكيل يافته از عوالمى متعدد
لرب العلمين
برداشت فوق، از جمع آوردن كلمه «عالمين» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 162 - 8
8 - جهان هستى متشكل از عوالمى متعدد
رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - اعراف - 7 - 40 - 2
2 - دستيابى به رحمتهاى ويژه الهى در گرو راهيابى به عالمى برتر از عالم دنياست.
لاتفتح لهم أبوب السماء
بنابراين كه مراد از «لاتفتح . ..» محروميت كافران از رحمتهاى ويژه الهى در دنيا باشد، كلمه «سماء»، اشاره به آن دارد كه گنجينه آن رحمتها در جايگاهى فراتر از عالم ماده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 67 - 7
7 - جهان هستى ، متشكل از عوالمى متعدد
رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 104 - 3،4
3 - هستى ، تشكيل يافته از عالم هاى متعدد
رب العلمين
4 - خداوند ، مالك و مدبر همه عالم هاى هستى
رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 37 - 15
15 - جهان ، داراى عالم هاى گوناگون
من رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 47 - 5
5 - عوالم هستى ، در حركت به سوى رشد و كمال
بربّ العلمين
«ربّ» به معناى مربى و تربيت كننده است و تربيت عبارت است از ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل تا آن گاه كه به حدّ تمام و كمال برسد (مفردات راغب). گفتنى است كه اين معنا حكايت از حركت تكاملى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 8 - 14
14 - ربوبيت خدا گسترده در سراسر عوالم هستى
و سبحن اللّه ربّ العلمين
«العالمين» جمع با الف و لام و مفيد استغراق است. بنابراين «ربّ العالمين»; يعنى، پروردگار همه عالم ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 75 - 15
15 - خداوند ، مالك و مدبر همه عالم هاى هستى است .
ربّ العلمين
«عالم» (مفرد «عالمين») به مجموعه و دسته اى از موجودات گفته مى شود. بنابراين «العالمين»; يعنى، همه موجودات به لحاظ مجموعه ها و دسته ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 5
5 - نظام اداره هر آسمان مستقل و بى نياز از ديگر عوالم *
و أوحى فى كلّ سماء أمرها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 7 - 2
2 - عالم هستى ، داراى مراتب و آفاق گوناگون است .
و هو بالأُفق الأعلى
ظاهراً «اُفق اعلى» اشاره به برترين مرتبه هستى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 62 - 1
1 - جهان فعلى ، نشأه نخستين است و در پى آن نشأه ديگرى خواهد آمد .
و لقد علمتم النشأة الأُولى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 69 - 8
8- ربوبيت خداوند ، مقتضى سلوك خاشعانه و منقادانه جهان و انسان در مسير تعيين شده از جانب او
فاسلكى سبل ربّك ذللاً
آيه شريفه هر چند درباره زنبور عسل است، ولى ياد زندگى آنان براى انسان مى تواند گوياى اين پيام باشد كه: انسان نيز مانند ديگر موجودات طبيعت، بايد در مسير پروردگارش گام بردارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 41 - 3
3 - نيازمندى ممكنات ( جهان هستى ) در بقا به خداوند ، همانند نياز آنها در اصل وجود
إنّ اللّه يمسك السموت و الأرض . .. إن أمسكهما من أحد من بعده
اين آيه هر چند درباره آسمان ها و زمين بحث كرده; ولى ممكن است به وجود اين قانون عام در جهان هستى نيز اشاره داشته باشد كه همه ممكنات، در اصل وجود و در بقاى خود، به خداوند نيازمند مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 5 - 7
7 - نزول وحى ، مايه كمال آفرينش ، در نگاه فرشتگان
كذلك يوحى إليك . .. و الملئكة يسبّحون بحمد ربّهم
با توجه به اين كه «تسبيح» به معناى تنزيه و نفى نقيصه و كاستى است، تسبيح فرشتگان، حكايت از مشاهده كمال آفرينش پس از نزول وحى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 27 - 7
7 - نقش سازنده مرگ ، در روند تكاملى جهان هستى
كلّ من عليها فان . و يبقى وجه ربّك
در آيه قبل، فناى زمينيان مطرح شده است; در اين آيه، خداوند ربوبيت جاودان خويش را به انسان يادآورى كرده است. با توجه به اين كه ربوبيت بدون وجود مربوب معنا ندارد، معلوم مى شود كه آن فنا نه پوچى و فناى مطلق; بلكه مرحله اى از مراحل تكامل هستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 22 - 2
2- تعدد خداوند در جهان هستى ، موجب فساد ، فروپاشى و متلاشى شدن نظام آن است .
لو كان فيهما ءالهة إلاّاللّه لفسدتا
«فساد» در مقابل «صلاح» قرار دارد و معناى آن خروج از حد اعتدال است (مفردات راغب). گفتنى است فساد و صلاحِ هر چيزى متناسب با خود آن چيز خواهد بود و فساد آسمان ها و زمين، به معناى متلاشى شدن نظم كنونى و فروپاشى انسجام و پيوستگى آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 52 - 19
19- اعمال و عقايد جامعه هاى مؤثر در رويداد هاى طبيعى است .
و يقوم استغفروا ربكم . .. يرسل السماء عليكم مدرارًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 22 - 2
2- تعدد خداوند در جهان هستى ، موجب فساد ، فروپاشى و متلاشى شدن نظام آن است .
لو كان فيهما ءالهة إلاّاللّه لفسدتا
«فساد» در مقابل «صلاح» قرار دارد و معناى آن خروج از حد اعتدال است (مفردات راغب). گفتنى است فساد و صلاحِ هر چيزى متناسب با خود آن چيز خواهد بود و فساد آسمان ها و زمين، به معناى متلاشى شدن نظم كنونى و فروپاشى انسجام و پيوستگى آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 71 - 1
1 - تنظيم نظام تشريع و تكوين بر اساس تمايلات و هوس هاى كافران ، مايه تباهى نظام هستى
و لو اتبع الحقّ أهواءهم لفسدت السموت و الأرض و من فيهنّ
اين آيه، ادامه آيه پيشين است. در آيه قبل بيان شد كه مخالفت كافران و رفاهمندان با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن، از آن جهت نبود كه آن دو براى آنها ناشناخته بود; بلكه از آن رو بود كه پيام هاى قرآن - كه آورنده آن پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد - سراسر حق است و حق در ذائقه آنها ناخوشانيد بود. بنابراين آنها در صورتى پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مى پذيرفتند كه سخنانى مطابق هوس هاى آنها مى آورد. در اين آيه نيز مى فرمايد: اما هرگز حق نمى تواند تابع هوس هاى آنها شود; زيرا در آن صورت - با توجه به نامحدود و متناقض بودن خواسته ها - همه چيز از هم مى پاشيد; نه آسمان باقى مى ماند، نه زمين و نه موجودات ساكن در آنها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 91 - 6
6 - تعدد خدايان ، مستلزم پيدايش حرج و مرج و نابسامانى در نظام هستى و در نتيجه باعث فروپاشى آن است .
و لعلا بعضهم على بعض
«عُلُوّ» (مصدر «علا») به معناى غلبه يافتن و چيره شدن است; يعنى، «و لو كان معه من إله لغلب بعضهم على بعض; اگر علاوه بر خدا، خدايان ديگرى نيز بودند، در كار تدبير جهان نقش داشتند[ و در نتيجه] بعضى بر برخى ديگر چيره مى شدند و كار جهان به فساد و تباهى كشيده مى شد». گفتنى است كه استدلال فوق، بر اين فرض استوار است كه مجموعه از خدايان در كار خلق و تدبر جهان موجود، نقش مشترك داشته باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 42 - 13
13- حاكميت نظم در جهان هستى ، تنها در پرتو وجود قدرت واحد امكان پذير است .
قل لو كان معه ءالهة كما يقولون إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً
پيام اصلى آيه، برهان هماهنگى در هستى است; يعنى، تعدد قدرت با نظم واحد حاكم بر هستى سازگار نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 4 - 2
2 - سامان يافتن نظام جهان ، در پرتو تقسيم و دسته بندى امور ، به دست كارگزاران الهى ( فرشتگان )
فالمقسّمت أمرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 3 - 3
3 - محدود ندانستن هستى به محسوسات ، اساسى ترين اصل در جهان بينى اديان الهى
الذين يؤمنون بالغيب
از نكته هايى كه مى تواند به كارگيرى «الغيب» را به جاى «اللّه» توجيه كند، اين است كه در گام نخست به انسانها يادآورى شود كه هستى منحصر به محسوسات نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 33 - 9
9 - اسما و حقايقى كه خداوند به آدم ( ع ) آموخت ، از غيب هاى هستى بود .
إنى أعلم ما لاتعلمون . .. ألم أقل لكم إنى أعلم غيب السموت و الأرض
بنابراين مراد از «ما لا تعلمون» همان غيب آسمانها و زمين خواهد بود و آمدن «و علّم آدم . ..» پس از «إنى أعلم ما لاتعلمون» مى رساند كه اسامى تعليم داده شده به آدم، مصداقى از «ما لاتعلمون» است. نتيجه اين دو مقدمه اين است كه: مراد از «الأسماء» همان غيب آسمانها و زمين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 188 - 8
8 - انسان ها ، حتى پيامبران ، آگاه به امور غيبى جهان نيستند .
و لو كنت أعلم الغيب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 9 - 3
3- تقسيم پديده هاى جهان به غيب و شهود از طبقه بندى هاى هستى در قرآن
الغيب و الشهدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 6 - 7
7 - جهان آفرينش ، افزون بر موجودات آشكار و شهودى ، داراى حقايق نهان و غيبى
يعلم السرّ فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 46 - 9
9 - جهان هستى ، متشكل از حقايق غيبى و ناشناخته و امور محسوس و شناختنى
علم الغيب و الشهدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 285 - 21
21 - حركت جهان آفرينش ، تنها به سوى خداوند است .
و اليك المصير
«ال» در «المصير» براى جنس است; يعنى هر تحوّل و حركتى تنها به سوى اوست و تمام جهان آفرينش داراى حركت و تحول است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 109 - 5،10،11
5 - بازگشت همه امور ، تنها به سوى خداست .
و الى اللّه ترجع الامور
10 - بازگشت همه امور هستى به خداوند ، دليل نفى اراده ظلم و ستم از ساحت اوست .
و ما اللّه يريد ظلماً للعالمين . .. و الى اللّه ترجع الامور
11 - بازگشت همه امور به خداوند ، قهرى و تخلّف ناپذير *
و الى اللّه ترجع الامور
از مجهول آوردن فعل «تُرجع» استفاده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 48 - 15
15- « عن أبى أيوب الأنصارى قال : أتى النبى (صلی الله علیه و آله) حبر من اليهود و قال : أرأيت إذ يقول الله : « يوم تبدّل الأرض غير الأرض » فأين الخلق عند ذلك ؟ قال : أضياف الله لن يعجزهم ما لديه ;
از ابى ايوب انصارى روايت شده است كه دانشمندى از يهود نزد پيامبر(صلی الله علیه و آله) آمد و گفت : آيا ديده اى آن جا كه خداوند مى
فرمايد: «يوم تبدّل الأرض غير الأرض» پس در آن هنگام خلق كجا هستند؟ حضرت فرمود: مهمانان خدايند و آنچه نزد خداست آنان را به عجز نمى كشاند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 85 - 9
9- جهان آخرت ، مقصد و مقصود از آفرينش جهان است .
و ما خلقنا السموت . .. إلاّ بالحقّ و إن الساعة لأتية
جمله «و إن الساعة لأتية» - چنان كه برخى مفسّران احتمال داده اند - مى تواند تفسير «بالحق» باشد. بنابراين معناى «به حق آفريده شدن جهان» اين مى شود كه: جهان داراى مقصد و هدفى است و آن قيامت و آخرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 52 - 8
8- غير خدا ، فاقد هرگونه نقش و قدرت ، در آغاز و نيز فرجام هستى است .
ما أشهدتّهم خلق السموت والأرض . .. و يوم يقول نادوا ... فدعوهم فلم يستجيبوا لهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 98 - 15
15- موحّدان معتقد به معاد ، هيچ گاه به دستاورد هاى فنى و آثار تمدن بشرى ، مغرور نشده و فرجام جهان را ويرانى و انهدام مى بينند .
هذا رحمة ربّى فإذا جاء وعد ربّى جعله دكّاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 105 - 2
2 - عظمت كوه ها و استحكام آن ، زمينه ساز استبعاد متلاشى شدن آن در نظر تحليل گران فرجام جهان
و يس--َلونك عن الجبال فقل ينسفها ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 1 - 8
8- جهان كنونى ، ناپايدار و به سوى انقراض و فروپاشى در حركت است .
إنّ زلزلة الساعة شىء عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 2 - 2
2- استمرار زندگى انسان در زمين ، تا آخرين لحظات عمر جهان طبيعت
يوم ترونها
«يوم ترونها» متعلق به «تذهل كلّ مرضعة» مى باشد. در مرجع ضمير «ها» در «ترونها» دو احتمال است: 1- اگر مراد از «الساعة» در آيه قبل لحظه حضور مردم در عرصه محشر باشد، مراد از «زلزلة» اضطراب مردم خواهد بود. در اين صورت آيه
مورد بحث (يوم ترونها تذهل...)، براى بيان كيفيت و درجه هراس و اضطراب مردم در روز قيامت مى باشد و ضمير «ها» نيز به «الساعة» بازمى گردد. 2- اگر مراد از «الساعة» لحظه فروپاشى نظام طبيعت باشد، مقصود از «زلزل» لرزش شديدى خواهد بود كه پيكره عالم طبيعت (زمين) را فرا خواهد گرفت. در اين صورت آيه مورد بحث، بيانگر حال مردم در لحظه وقوع آن زلزله مى باشد و ضمير «ها» در «ترونها» به «زلزلة» بازمى گردد. برداشت ياد شده بر پايه احتمال دوم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 7 - 1،2
1 - جهان كنونى ، ناپايدار بوده و به سوى انقراض و فروپاشى در حركت است .
و أنّ الساعة ءاتية
«ساعة» به معناى زمان، لحظه و هنگام است «ال» در «الساعة» براى عهد مى باشد و مى تواند به زمان برپايى قيامت اشاره داشته باشد. هم چنين مراد از آن مى تواند لحظه پايان يافتن عمر جهان كنونى و فرا رسيدن زمان فروپاشى نظام آن باشد. برداشت فوق برپايه احتمال دوم است. قابل ذكر كه ذكر جمله «و أن اللّه يبعث من فى القبور» پس از جمله فوق تأييدى بر احتمال دوم است; زيرا در غير اين صورت، محتواى جمله دوم نوعى تكرار جمله اول خواهد بود.
2 - پايان عمر جهان طبيعت و فرا رسيدن لحظه فروپاشى آن ، در نزد خداوند معيّن است .
و أنّ الساعة ءاتية
«الساعة» (آن هنگام) اشاره به لحظه خاصى دارد كه در نزد خداوند مشخص و معيّن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 62 - 8
8 - نظام هستى ، نظامى حسابگر ، هدفدار و داراى فرجامى حكيمانه
و لدينا كتب . .. و هم لايظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 11 - 9
9 - خداوند ، عالَم آفرينش را پس از انت هاى اجل آن ، به حالت قبل از خلقت اش بازمى گرداند .
ثمّ إليه ترجعون
احتمال دارد مراد از «الخلق» عالَم آفرينش و مراد از «يعيده» (باز مى گرداند آن را) بازگرداندن او به حالت نخستين باشد. جمله «ثمّ إليه ترجعون» - كه خطاب به انسان ها است - اشاره دارد به اين كه انسان ها، از ميان موجودات عالَم، به سوى خدا بازگردانده مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 14 - 17
17 - تنها خداوند ، فرجامِ حركتِ عالم آفرينش است .
إلىّ المصير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 29 - 13
13 - نظام جهانِ محسوس ، پايان پذير است .
كلّ يجرى إلى أجل مسمًّى
احتمال دارد مراد از «أجل مسمّى» بر پايى قيامت و شروع عالمى ديگر غير از عالم كنونى باشد. لازم به ذكر است كه پايان داشتن جريان خورشيد و ماه، مى تواند اشاره به پايان عالم باشد; چه اين كه برنامه خورشيد و ماه، تابع برنامه كلّ عالم است و به پايان رسيدن آن دو، به معناى پايان عالم كنونى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 5 - 6،7،9
6 - بازگشت نهايى عالمِ هستى در پايان جهان ، به سوى خدا است .
ثمّ يعرج إليه فى يوم كان مقداره ألف سنة
7 - خداوند ، مبدأ و منت هاى همه امور جهان است .
خلق اللّه السموت و الأرض . .. يدبّر الأمر ... ثمّ يعرج إليه فى يوم كان مقداره
9 - نخستين روز پس از پايانِ عمرِ جهان هستى ، برابر با هزار سال دنيوى است .
ثمّ يعرج إليه فى يوم كان مقداره ألف سنة ممّا تعدّون
احتمال دارد مراد از «يوم» روز قيامت باشد كه در اين صورت، معنا و مفهوم آيه چنين مى شود: «خداوند، امور عالم را تدبير مى كند و آن گاه در روزى كه پايان عمر عالم است و هزار سال دنيوى زمان آن است، امر، به خداوند بازمى گردد و عالم بر چيده مى شود».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 53 - 9
9 - همه امور در جهان هستى ، به سوى الهى شدن در حركت است .
ألا إلى اللّه تصير الأُمور
با توجه به ماده «صيرورت» برداشت ياد شده به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 7
7- نظام جهان ، داراى عمرى محدود و پايان يافتنى
ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ و أجل مسمًّى
تعبير «السماوات و الأرض» مى تواند اشاره به پيكره مادى جهان آفرينش داشته باشد. با توجه به اين نكته، ذكر مسأله وجود اجل و سرآمد براى هستى از سوى خداوند، مى رساند كه چنين آفرينشى نامحدود و پايان ناپذير نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 3 - 4
4 - واقعيت ها و امور جهان ، داراى هدف و فرجامى حتمى الوقوع
و كلّ أمر مستقرّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 3 - 10
10 - جهان آفرينش ، در حال حركت است و خدا منت ها اليه اين حركت مى باشد .
و إليه المصير
«ال» در «المصير» براى جنس است; يعنى، هر تحوّل و حركتى در جهان هستى، تنها به سوى خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 50 - 7
7 - فرعون و فرعونيان ، به تغاير بين خالق جهان و ربّ موجودات ، معتقد بودند .
من ربّكما . .. ربّنا الذى أعطى كلّ شىءء خلقه
در پاسخ به يك سؤال، سعى مى شود از يك مقدمه معلوم، براى معرفى مجهول استفاده شود. در جواب پرسش فرعون (من ربّكما)، موسى(ع) نيز از يك مقدمه معلوم استفاده كرده كه توصيف خداوند به خالقيت است، زيرا فرعون و پيروانش، به خالقيت خداوند معتقد بودند، و تنها ربوبيت، محور تفاوت و اختلاف آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 50 - 7
7 - فرعون و فرعونيان ، به تغاير بين خالق جهان و ربّ موجودات ، معتقد بودند .
من ربّكما . .. ربّنا الذى أعطى كلّ شىءء خلقه
در پاسخ به يك سؤال، سعى مى شود از يك مقدمه معلوم، براى معرفى مجهول استفاده شود. در جواب پرسش فرعون (من ربّكما)، موسى(ع) نيز از يك مقدمه معلوم استفاده كرده كه توصيف خداوند به خالقيت است، زيرا فرعون و پيروانش، به خالقيت خداوند معتقد بودند، و تنها ربوبيت، محور تفاوت و اختلاف آنان بوده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 109 - 7
7 - خداوند ، هدف حركت همه هستى
و الى اللّه ترجع الامور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 11 - 3
3 - مجازات كفرپيشگان و منكران قيامت ( از ميان برداشتنشان ) ناسازگار با فلسفه آفرينش انسان
و لو يعجل اللّه للناس الشر . .. لقضى إليهم أجلهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 85 - 9
9- جهان آخرت ، مقصد و مقصود از آفرينش جهان است .
و ما خلقنا السموت . .. إلاّ بالحقّ و إن الساعة لأتية
جمله «و إن الساعة لأتية» - چنان كه برخى مفسّران احتمال داده اند - مى تواند تفسير «بالحق» باشد. بنابراين معناى «به حق آفريده شدن جهان» اين مى شود كه: جهان داراى مقصد و هدفى است و آن قيامت و آخرت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 7 - 10،14
10- مجبور كردن مردم بر ايمان آورى ، ناسازگار با هدف هستى و آزمون آنان است .
فلعلّك بخع نفسك . .. إنّا جعلنا ما على الأرض ... لنبلوهم
مطرح ساختن ابتلا و آزمايش انسان ها به عنوان فلسفه و هدف براى آفرينش زمين و موهبت هاى آن، اشاره به اين نكته دارد كه براساس اين هدف و فلسفه، نمى توان مردم را بر ايمان مجبور كرد و نبايد انتظار داشت كه همه آنان در برابر دعوت پيامبران و مناديان هدايت، تسليم شوند.
14- « عن على بن الحسين ( ع ) : . . .انّ اللّه عزّوجلّ . . .انّما خلق الدنيا و خلق أهلها ، ليبلوهم فيها أيّهم أحسن عملاً لآخرته ;
از امام سجاد(ع) روايت شده كه فرمود: . .. همانا، خداى، عزّوجلّ، ... دنيا و اهل آن را، تنها، براى اين آفريد تا آنان را در آن بيازمايد كه كدام شان براى آخرت اش بهتر عمل مى كند».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 51 - 10
10- هدايت ، رشد و تكامل ، هدف اصلى خداوند در آفرينش جهان است .
و ما كنت متّخذ المضلّين عضدًا
عدم استفاده خداوند از نيروهاى گمراه كننده، نشانه آن است كه گمراهى با هدف آفرينش سازگار نسيت. بنابراين، هدف اصلى آفرينش، هدايت و راه يابى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 11 - 4
4- مظاهر طبيعت با گستردگى و تنوع ، در خدمت منافع انسان
و نزّلنا . .. فأنبتنا ... و النخل ... رزقًا للعباد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 7 - 4
4 - ميخكوب شدن كوه ها در زمين ، نشان قدرت خداوند و ضرورت معاد
عمّ يتساءلون . .. ألم نجعل ... و الجبال أوتادًا
بيان آفرينش كوه ها، در پاسخ آنان كه درباره معاد پرسش هايى را مطرح كرده بودند; گوياى آن است كه اگر معاد نباشد، براى پديده هايى همچون زمين و كوه هاى آن توجيهى نمى توان يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 51 - 1
1- تغيير و تبديل نظام كنونى آسمان ها و زمين به نظام ديگر در آستانه برپايى قيامت ، به منظور كيفر و پاداش انسانهاست .
يوم تبدّل الأرض غير الأرض . .. و برزوا لله ... ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه «ليجزى» متعلق به «برزوا» در آيه 48 باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 164 - 21
21 - لزوم انديشه و تفكر در آفرينش پديد ها براى رسيدن به توحيد و درك رحمانيت و رحيميت خداوند
إن فى خلق السموت و الأرض . .. لأيت لقوم يعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 10 - 5
5 - بهرهورى انسان از موهبت هاى طبيعى ، هدف اصلى از خلقت هستى
الذى جعل لكم الأرض مهدًا و جعل لكم فيها سبلاً
به كار رفتن كلمه «لكم» و تكرار آن، مى تواند اشاره به اين نكته داشته باشد كه هدف از آفرينش نعمت ها بهوسيله خداوند، بهرهورى انسان از آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 63 - 2
2 - چينش اجزاى طبيعت ( ستارگان و . . . ) به تدبير خداوند ، به گونه اى كه وسيله هدايت و نجات انسان ها است .
أمّن يهديكم فى ظلمت البرّ و البحر
مراد از «يهديكم» - مطابق نظر برخى از مفسران و بعضى از آيات قرآن (و بالنجم هم يهتدون) - رهيابى انسان از طريق
ستارگان و ديگر عوامل و مشخص كردن مسير خود در تاريكى شب ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 7
7- نظام جهان ، داراى عمرى محدود و پايان يافتنى
ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ و أجل مسمًّى
تعبير «السماوات و الأرض» مى تواند اشاره به پيكره مادى جهان آفرينش داشته باشد. با توجه به اين نكته، ذكر مسأله وجود اجل و سرآمد براى هستى از سوى خداوند، مى رساند كه چنين آفرينشى نامحدود و پايان ناپذير نخواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 29 - 8
8 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پيش گام فهمِ معارف عميق عالَم است .
ألم تر أنّ اللّه يولج الّيل فى النهار
خطاب «ألم تر» اگر چه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، اما به قرينه «بما تعملون» حكم اختصاص به او ندارد. مخاطب قرار دادن آن حضرت، مى تواند به خاطر نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 31 - 2
2 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پيش گام فهمِ معارف عميق عالم است .
ألم تر أنّ الفلك تجرى
خطاب «ألم تر» اگرچه به پيامبر(صلی الله علیه و آله) است، اما به قرينه «ليريكم» حكم اختصاص به آن حضرت ندارد. مخاطب قرار دادن او، مى تواند به خاطر يادآورى نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 83 - 10
10 - حاكميت قوانين الهى بر نظام هستى
و له اسلم من فى السّموات و الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 171 - 13
13 - اراده خداوند حاكم بر قوانين تكوينى جهان
انما المسيح عيسى ابن مريم رسول اللّه و كلمته القها إلى مريم و روح منه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 59 - 15
15 - تمامى امور و نظامات جهان هستى، دقيقاً طراحى و برنامه ريزى شده است.
و عنده . .. و لا رطب و لا يابس إلا فى كتب مبين
اطلاعات موجود در كتاب مبين قاعدتاً اطلاعاتى از هم گسيخته و نامرتبط نيست ; بويژه اينكه آيه شريفه در صدد بيان نظام با تدبير و متكى بر آگاهى خداوند در امور هستى است. مضافاً اين كه «يعلمها» تنها بر علم به يك حادثه خارجى مجرد دلالت ندارد، بلكه شامل تمامى جوانب مجهول يك شىء و علل و غايات آن نيز هست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 96 - 7
7 - برنامه هاى جارى جهان هستى، نمودى از قدرت مطلقه و دانش گسترده خداوند است.
فالق الإصباح . .. ذلك تقدير العزيز العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 130 - 5
5 - هدفدارى تحولات جهان
و لقد أخذنا . .. لعلهم يذّكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 3 - 13
13 - جهان آفرينش ، جهانى قانونمند و در حركت به سوى هدفى معين
الذى خلق السموت و الأرض . .. يدبر الأمر
«تدبير» به معناى عاقبت انديشى و «امر» به معناى كار است. «تدبير امر» ; يعنى، در عاقبت و مآل كار چيزى انديشيدن. لازمه اين كار، عاقبت و هدف داشتن عالم و قانونمند بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 6
6- آسمانها ، عرش ، خورشيد و ماه تا سرآمدى معيّن در حركتند .
كل يجرى لأجل مسمًّى
مضاف اليه محذوف از كلمه «كل» ضميرى است كه به «السموت»، «عرش»، «شمس» و «قمر» باز مى گردد. «مسمّى» يعنى مشخص و معين. «اجل» در لغت به معناى مدت و نيز به معناى پايان مدت آمده است. برداشت فوق بر اساس دومين معناست. گفتنى است كه بر اين مبنا «لام» در «لأجل» به معناى «إلى» خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 8 - 6
6- پديده هاى عالم هر كدام داراى اندازه و حدّى مخصوص به خود است .
و كل شىء عنده بمقدار
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 32 - 9
9- حاكميت نظام « علت و معلولى » در جهان طبيعت
و أنزل من السّماء ماء فأخرج به من الثمرت رزقًا لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 33 - 7
7- نظام خلقت ، قانونمند ، هدفدار و داراى نظم
الله الذى خلق السموت و الأرض . .. رزقًا لكم ... و سخ-ّر لكم الشمس و القمر دائبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 21 - 3
3- خداوند ، هر چيزى را از خزانه خويش ، با حدّ معيّن و روشنى فرو مى فرستد .
و ما ننزّله إلاّ بقدر معلوم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 85 - 2
2- نظام آفرينش ( آسمان ها ، زمين و موجودات در فضا ) ، نظامى هدفدار و حكيمانه است .
و ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ
واژه «حق» در مقابل «باطل» است و باطل; يعنى، پوچ و بى هدف. بنابراين لغت «حق» - كه متضمن معناى حكمت و مصلحت است - مى تواند بيانگر هدف دارى باشد. مؤيد آن آيات متعددى است كه بطلان و پوچى در آفرينش جهان را نفى مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 12 - 13
13- كمترين درهم ريختگى و نابسامانى ، در نظام هستى و آفرينش وجود ندارد .
و كلّ شىء فصّلنه تفصيلاً
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «كلّ شىء» همه هستى باشد و در اين صورت «فصّلناه» از ماده «فصل» و به معناى جداسازى چيزى از چيز ديگر است (مفردات راغب). بنابراين معناى آيه چنين مى شود: ما هر چيزى را در جايگاه خويش به گونه اى قرار داديم كه با ديگرى مخلوط نشود و اصطكاكى پيدا نكند و هر پديده اى در اين عالم داراى نظم بوده و به سامان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 99 - 8
8- تحقق نيافتن معاد انسان قبل از قيامت ، معلول حاكميت نظم و برنامه در كار آفرينش است نه ناشى از عدم قدرت خداوند
قادر على أن يخلق مثلهم و جعل لهم أجلاً
تذكر «جعل لهم أجلاً» پس از «قادر على أن يخلق مثلهم» در واقع پاسخ گويى اين سؤال مقدّر است كه اگر خدا قادر بر خلقت دوباره انسانهاست، پس چرا از هم اكنون اين كار را نمى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 82 - 25
25- مصائب و حوادث جهان ، داراى توجيه و تفسير دقيق و ريشه دارند .
ذلك تأويل ما لم تسطع عليه صبرًا
مجموعِ داستان موسى وخضر(ع) اين نكته را روشن مى كند كه حوادث غير مترقبه و رخدادهاى مثبت و يا منفى را نبايد گتره اى پنداشت، بلكه دستى غيبى در كار است تا حوادث را به اين شكل سامان بخشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 94 - 5
5- موجودات جهان داراى نظم و آمار دقيق اند .
لقد أحصيهم وعدّهم عدًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 114 - 4
4 - افعال خداوند و آفرينش موجودات ، حكيمانه و خردمندانه است .
الحقّ
«حقّ» به كسى گفته مى شود كه براساس حكمت، چيزى را ايجاد كند (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 16 - 1،3،4
1- آفرينش آسمان و زمين و موجودات فضا ( جهان هستى ) ، بيهوده و بازيچه نيست ; بلكه جهت دار و هدفمند است .
و ما خلقنا السماء والأرض و ما بينهما لعبين
«لعب» به معناى كارى است بى فايده كه مقصود صحيح و مصلحتى در آن نباشد. «لاعبين» نيز حال براى ضمير «خلقنا» است; يعنى، ما جهان را به قصد بازيچه و سرگرمى نيافريديم.
3- بعثت پيامبران و هلاكت جوامع ستمگر و دين ستيز ، براساس هدف دارى نظام هستى است .
و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة . .. و ما خلقنا السماء والأرض و ما بينهما لعبين
يادآورى هدفمندى جهان - پس از ذكر هلاكت اقوام ستمگر - مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه وقتى جهان هدفمند بود، هلاكت اقوام ستم پيشه نيز جزئى از هدف دارى و بازيچه نبودن هستى خواهد بود.
4- ستمگرى و مخالفت با پيامبران ، حركتى بر ضدّ نظام قانون مند هستى است .
و كم قصمنا من قرية كانت ظالمة . .. و ما خلقنا السماء والأرض و ما بينهما لعبين
تذكر خداوند به بيهوده نبودن آفرينش جهان - پس از يادآورى نابودى ستمگران- مى تواند گوياى اين حقيقت باشد كه آفرينش قانون مندِ هستى، اقتضا دارد كه انسان، راه حق را بپيمايد و ظلم نكند و ستمگرى، جهتى بر ضدّ حركت هدفمند جهان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 17 - 5
5- خداوند در كار آفرينش جهان ، هدف و مقصودى حق و صحيح داشته است .
و ما خلقنا السماء . .. لعبين . لو أردنا أن نتّخذ لهوًا لاَتّخذنه من لدنّا إن ك
خداوند در آيه قبل، آفرينش جهان را هدف دار دانسته و در اين آيه براى تأكيد بيشتر فرموده است: «ما جهان را به منظور بازيچه و سرگرمى خود نيافريديم». از مجموع اين دو آيه استفاده مى شود كه در آفرنش جهان، هدفى لحاظ شده و اين هدف هم حق و صحيح است; زيرا مفاد كلمه لعب و لهو، همان معناى باطل است و هرچه باطل نباشد حق و صحيح خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 18 - 3
3- پيروزى حق بر باطل ، جلوه اى از هدف دارى نظام آفرينش است .
و ما خلقنا السماء. .. بل نقذف بالحقّ على البطل فيدمغه
خداوند در آيه قبل، سخن از آفرينش جهان براساس حق و هدفمند به ميان آورد و دراين آيه، پيروزى حق بر باطل را يادآور شد. ارتباط ميان اين دو گفتار بيانگر برداشت ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 19 - 4
4 - وجود حساب گرى و هدف ، در جهان آفرينش
و أنزلنا من السماء ماء بقدر . .. فأنشأنا لكم به جنّت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 62 - 8
8 - نظام هستى ، نظامى حسابگر ، هدفدار و داراى فرجامى حكيمانه
و لدينا كتب . .. و هم لايظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 42 - 5
5 - جهان هستى ، هدفمند و داراى حركت تكاملى
و إلى اللّه المصير
«اللّه» ذات مستجمع صفات كماليه است. بر اين اساس لازمه مرجع و مقصد قرار گرفتن خداوند براى جهان، اين است كه جهان هدفمند و رو به تكامل باشد; زيرا حركت به سوى كمال مطلق، كمال آور است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 2 - 13
13 - جهان آفرينش ، جهانى هدف مند ، داراى نظم و قانون و سامان يافته است .
له ملك السموت . .. و خلق كلّ شىء فقدّره تقديرًا
برداشت فوق، به خاطر اين نكته است كه لازمه تقديرِ (اندازه گرفتن) پديده ها، قانون مندى، هدفدارى و نظم و سامان يافتگى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 48 - 5
5 - مراحل مختلف تشكيل ابر و نزول باران ، نشانه قانون مندى جهان هستى است .
يرسل الرياح فتثير سحابًا فيبسطه . .. و يجعله كسفًا ... يخرج من خلله
كاربرد فعل هاى مضارع «يرسل»، «تثير»، «يبسط»، «يجعل» و «يخرج»، نشان دهنده روندى دائمى است و چنين امرى، حاكى از نظام دارى آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 27 - 3
3 - آفرينش جهان ، امرى است بايسته ، به اندازه و به جا .
و ما خلقنا السماء و الأرض و ما بينهما بطلاً
«حقّ» كارى است كه انجامش ضرورى بوده و به اندازه لازم و در زمان خودش تحقق يابد (مفردات راغب) و باطل نقيض حق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 11 - 7
7 - شكل گيرى نظام آسمان ها و زمين ، براساس جاذبه ها و قوانين طبيعت *
قالتا أتينا طائعين
برداشت ياد شده بدان احتمال است كه «طوعاً» اشاره به حركت طبيعى و «كرهاً» حكايت از حركت قسرى داشته باشد و آيه بيانگر حاكميت حركت طبيعى حلقه هاى تكوين در نظام آسمان ها و زمين باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 10
10 - نظام آفرينش ، بر اساس تقدير و تنظيمى سنجيده و آگاهانه
ذلك تقدير العزيز العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 12 - 6
6 - جهان هستى ، نظام دار و قانون مند
له مقاليد السموت و الأرض
از اين كه براى اداره جهان هستى، كليدهايى در نظر گرفته شده كه در اختيار خداوند است، قانون مندى نظام هستى استفاده
مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 49 - 10
10 - دختر يا پسر بودن جنين ، تابع قوانين جارى خداوند در آفرينش است .
للّه ملك السموت . .. يخلق ما يشاء يهب لمن يشاء إنثًا ... الذكور
ارتباط بين بخش هاى آيه شريفه («مالكيت يگانه خدا بر هستى»، «مشيت در آفرينش» و «مشيت در جنسيت جنين») مى فهماند كه ميان مالكيت خدا بر كل هستى و مشيت او در آفرينش، ارتباط است كه واژه «قانون» مى تواند بيانگر آن باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 10 - 8
8 - نظام قانون مند طبيعت ، گذرگاه ره يابى انسان به حيات معنوى و هدايت
الذى جعل لكم . .. لعلّكم تهتدون
برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه منظور از «تهتدون. ..» هدايت معنوى و معرفتى باشد; و نه صرفاً دست يابى به منافع و مقاصد طبيعى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 11 - 2
2 - جهان طبيعت ، مجموعه اى برنامه دار و قانونمند
و الذى نزّل من السماء ماء بقدر
با الغاى خصوصيت از مورد - كه نزول باران را; داراى برنامه معرفى كرده است - قانون مندى نظام طبيعت استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 4 - 7
7- نظام هستى و برنامه حيات و معاد ، داراى قوانينى دقيق و تخلف ناپذير *
و عندنا كتب حفيظ
برداشت بالا بدان احتمال است كه واژه «كتاب»، اشاره به قوانين تنظيم شده از سوى خداوند، داشته باشد. گفتنى است كه نظام هستى براساس آن قوانين، به گونه اى دقيق راه خود را مى پيمايد; يعنى، با همان قانونى كه نخستين بار آمده اند، دوباره گردآورى مى شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 3 - 5
5 - جهان آفرينش ، هدف دار و قانونمند است .
قدّر فهدى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 88 - 14
14 - فروپاشى نظام طبيعت در آستانه قيامت ، امرى حساب شده و قانونمند و نه اتفاقى و بدون دليل
و هى تمرّ مرّ السحاب صنع اللّه الذى أتقن كلّ شىء
بنابراين فرض كه آيه بالا، اشاره به حوادث بعد از نفخ صور داشته باشد، از ارتباط «و ترى الجبال. ..» با «صنع اللّه...» مى توان مطلب ياد شده را استفاده كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 85 - 9
9 - تحولات آينده نظام هستى ، از قبل برنامه ريزى شده و مورد آگاهى خداوند
له ملك السموت . .. و عنده علم الساعة
خداوند، پس از بيان فرمانروايى مطلق خويش، مسأله علم به قيامت را مطرح كرده است. از اين مطلب استفاده مى شود كه برپايى قيامت، جزئى از برنامه هاى الهى در قلمرو فرمانروايى خويش است كه پيشاپيش آن را در نظر گرفته و بدان آگاه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 43 - 5
5 - تحولات هستى ، در جهت اهداف تعيين شده از سوى خداوند *
و إلينا المصير
«مصير» به معناى «شدن» و يا غايت تحولات است و «إلينا» به معناى حركت به سوى برنامه ها و اهدافى است كه خداوند براى هستى در نظر گرفته است; زيرا ذات الهى در مكان و جاى خاصى محدود نيست، تا «إلينا» به سوى ذات باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 8
8- فرجام و پايان عمر عالم ماده و موجودات آن ، امرى قانونمند و تحت برنامه خداوند است ; نه اتفاقى و بى حساب .
ما خلقنا السموت . .. إلاّ بالحقّ و أجل مسمًّى
از واژه «بالحقّ»، قانونمندى و از كلمه «مسمّى» برنامه ريزى قبلى استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 3 - 10
10 - نظام خلقت ، نظامى است قانونمند و متكى بر علل و اسباب .
قد جعل اللّه لكلّ شىء قدرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 49 - 2،6
2 - زوجيت ، قانونى حاكم بر نظام جهان و همه مظاهر آن
و من كلّ شىء خلقنا زوجين
6 - قوانين و پديده هاى هستى ، هدفمند و حكيمانه
و من كلّ شىء خلقنا زوجين لعلّكم تذكّرون
«لعلّكم تذكّرون» هدف براى «من كلّ شىء. ..» است. از اين بيان الهى استفاده مى شود كه اصولاً قوانين و پديده هاى جهان، هدفى را دنبال مى كنند و اين هدف ارزشى و حكيمانه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 21 - 1
1 - قوانين طبيعى حاكم بر جريان آب هاى زمين ، نمودى از ربوبيت انكارناپذير الهى و غيرقابل تكذيب
مرج البحرين . .. فبأىّ ءالآء ربّكما تكذّبان
التقاى آب هاى زمين و درياها با يكديگر و وجود حايل و مانع از هضم شدن آنها در يكديگر، اشاره به نوعى قوانين حاكم بر آب هاى (شور و شيرين) دارد خداوند متعال اين قوانين را، نمودى از ربوبيت انكار ناپذير خويش دانسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 57 - 2
2 - انسان ، در مقايسه با مجموعه عالم هستى ، موجودى كوچك و ناچيزاست .
لخلق السموت و الأرض أكبر من خلق الناس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 38 - 4
4 - جهان هستى خالى از هر نقص و كاستى است.
ما فرطنا فى الكتب من شىء
با توجه به صدر آيه، كه بحث از موجودات هستى است، مى توان گفت مراد از «الكتاب» كتاب تكوينى و جهان هستى است و مراد از تفريط نكردن در آن نفى هرگونه نقص و كاستى مى تواند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 43 - 5
5 - جهان هستى ، به سوى كمال در حركت است .
ربّ العلمين
«ربّ»، به معناى تربيت كردن است و «تربيت» ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى دارد. گفتنى است كه كلمه «ربّ» مشترك لفظى ميان وصف و مصدر است و در آيه مورد بحث معناى وصفى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 17 - 6
6 - خداوند ، شاهد و گواه بر تمامى هستى است .
إنّ اللّه على كلّ شىء شهيد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - حمد - 1 - 2 - 4
4 - خداوند مالك و مدبر همه عالم هاى هستى است .
رب العلمين
عالم (مفرد عالمين) است و به مجموعه و دسته اى از موجودات گفته مى شود، بنابراين «العالمين»، يعنى، همه موجودات به لحاظ مجموعه ها و دسته ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 115 - 1،3
1 - مشرق و مغرب و نيز ساير جهت ها ، تنها از آن خداوند است .
و للّه المشرق و المغرب
مقصود از مشرق و مغرب مى تواند جهت شرق و غرب باشد و نيز مراد از آن مى تواند مكان شرق و غرب گرفته شود. تفريع «فاينما تولوا» بر «للّه المشرق و المغرب» گوياى اين است كه: مراد از مشرق و مغرب - بنابر تفسير نخست - همه جهات و - بنابر تفسير دوم - همه مكانهاست.
3 - خداوند ، تنها مالك همه مكان ها و عرصه هاى گيتى است .
و للّه المشرق و المغرب
برداشت فوق، بر اين اساس است كه مراد از مشرق و مغرب، مكان شرق و غرب باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 116 - 9،14
9 - مالكيت خدا بر هستى ، دليل منزه بودن او از گزينش فرزند و داشتن زاده
و قالوا اتخذ اللّه ولداً سبحنه بل له ما فى السموت و الأرض
جمله «له ما فى السماوات . ..» برهانى است براى رد پندار نارواى يهود و نصارا.
14 - رابطه خداوند با هستى ، رابطه « مالك و مملوك » و « عابد و معبود » است نه رابطه پدر و فرزندى .
و قالوا اتخذ اللّه ولداً سبحنه بل له ما فى السموت و الأرض كل له قنتون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 131 - 3
3 - مالكيت خداوند بر هستى ، پشتوانه وفاى او به وعده هاى خويش
يغن اللّه كلا . .. و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
جمله «و لله ما فى السموت . ..»، تعليل جمله «يغن اللّه كلا من سعته» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 132 - 1،5
1 - خداوند ، يگانه مالك تمامى موجودات آسمان ها و زمين ( تمام هستى )
و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
5 - خداوند ، مالك نظام هستى و خود متصدى تدبير آن است .
و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض و كفى باللّه وكيلا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 170 - 10
10 - خداوند ، تنها مالك و فرمانرواى هستى
فان للّه ما فى السموت و الارض
«ما فى السموت . ..» كنايه از جهان هستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 171 - 36،37
36 - مالكيت مطلق خداوند بر هستى ، دليل فرزند نداشتن او
سبحنه ان يكون له ولد له ما فى السموت و ما فى الأرض
جمله «له ما فى السموت . ..» دليل و برهانى است براى جمله «سبحنه ان يكون له ولد» يعنى آنچه غير خداست و از جمله حضرت مسيح، مملوك و عبد اوست و كسى كه مالك تمام هستى است، نيازى به داشتن فرزند ندارد.
37 - خداوند ، تنها مالك و فرمانرواى تمامى هستى
له ما فى السموت و ما فى الارض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 17 - 17،22،27
17 - صلاحيت الوهيت تنها براى كسى است كه مالك مطلق هستى است .
لقد كفر الذين قالوا إنّ اللّه . .. و للّه ملك السموت
22 - مالكيت خداوند بر هستى ، دليل توانايى وى بر نابود ساختن مسيح ( ع ) ، مريم ( ع ) و تمامى اهل زمين و نفى هرگونه قدرت در برابر قدرت اوست .
فمن يملك من اللّه شيئاً ان اراد ان يهلك . .. و للّه ملك السموت و الارض
27 - مالكيت و سلطنت مطلق خداوند بر هستى ، دليل توانايى او بر هر نوع آفرينش ( مانند آفرينش انسان بدون واسطه پدر )
للّه ملك السموت و الارض و ما بينهما يخلق ما يشاء
بنابر اينكه «يخلق ما يشاء»، نتيجه اى باشد براى «للّه ملك السموت والارض»
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 18 - 18
18 - تنها خداوند ، مالك و فرمانرواى آسمان ها و زمين و آنچه ميان آن دو است . ( تمام هستى )
و للّه ملك السموت و الارض و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 40 - 1
1 - خداوند ، تنها مالك آسمان ها و زمين ( تمام هستى ) و حاكم بر آنها
الم تعلم إنّ اللّه له ملك السموت و الارض
آسمانها و زمين كنايه از تمامى هستى است. و ملك به معناى حاكميت و در دست داشتن زمام امور است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 45 - 15
15 - خداوند، مالك و مدبر جهانيان است.
رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 164 - 2
2 - خداوند، مالك و مدبر همه هستى است.
و هو رب كل شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 104 - 4
4 - خداوند ، مالك و مدبر همه عالم هاى هستى
رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 185 - 4،14
4 - تأمل در وابستگى موجودات جهان به مالك هستى بخش ، راهنماى انسان به حاكميت مطلق خداى يگانه بر هستى است .
أو لم ينظروا فى ملكوت السموت و الأرض و ما خلق اللّه من شىء
چون روى سخن با مشركان است، معلوم مى شود هدف از فراخوانى آنان به دقت در ملكوت آسمانها و زمين رهنمون شدن آنان به حاكميت مطلق خداست.
14 - آنان كه از طريق انديشه در ملكوت آسمان ها و زمين ( نياز جهان هستى به مالك و هستى بخش ) هدايت نشوند ، هيچ دليلى ديگر نمى تواند آنان را هدايت كند .
فبأى حديث بعده يؤمنون
توضيح برداشت پيش راهنماى اين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 55 - 1،4
1 - مالك مطلق تمامى پديده هاى موجود در آسمان ها و زمين ، تنها خداست .
ألا إن للّه ما فى السموت و الأرض
4 - مالكيت مطلق و همه جانبه خداوند بر جهان هستى ، نشان توانمندى او بر تحقق بخشيدن به تمامى وعده هاى خويش است .
ألا إن للّه ما فى السموت و الأرض ألا إن وعد اللّه حق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 66 - 1
1 - تمامى عقلاى موجود در همه عوالم هستى ، از بستر زمين تا اوج آسمان ها ، همگى ملك بى شريك خدا هستند .
ألا إن للّه من فى السموت و من فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 2 - 4
4- مالكيت مطلق خداوند بر تمامى هستى ، دليل شكست ناپذيرى و ستودگى اوست .
العزيز الحميد. الله الذى له ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 26 - 7
7- مالكيت يگانه خداوند بر هستى ، دليل قابل قياس نبودن علم او با علوم ادعايى بشر است .
قل اللّه أعلم بما لبثوا له غيب السموت و الأرض
جمله «له غيب. ..» برهانى است كه «اللّه أعلم» را تثبيت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 38 - 4
4- اللّه ، يگانه مالك و مدبّر انسان و جهان هستى است .
لكنّاْ هو اللّه ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 6 - 7
7 - سراسر هستى ، و تمامى موجودات آشكار و نهان ، در مالكيت خداونديگانه است .
له ما فى السموت و ما فى الأرض . .. و ما تحت الثرى
تعبير «آسمان ها و زمين و آنچه بين آن دو است» كنايه از تمام جهان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 114 - 2،5
2 - خداوند ، مالك حقيقى هستى و فرمان رواى مطلق آن
فتعلى اللّه الملك
5 - مالكيت و فرمان روايى خداوند بر هستى ، حقيقتى ثابت و فنا ناپذير است .
الملك الحقّ
«حقّ»; يعنى، واجب و ثابت (مصباح) و «الحقّ» در آيه مى تواند صفت براى «الملك» باشد و نيز ممكن است صفتى ديگر براى «اللّه» گرفته شود كه با توجه به ذكر آن بعد از وصف «الملك»، نكته ياد شده استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 64 - 1
1 - خدا ، مالك مطلق و بى رقيب جهان هستى است .
له ما فى السموت و ما فى الأرض
«له» متعلق به عامل مقدر و خبر براى «ما» است. بنابراين تقديم آن بر مبتدا، مفيد حصر مى باشد. گفتنى است روى سخن با مردمى است كه مى پنداشتند در جهان، خدايان متعددى وجود دارند كه سرنوشت انسان ها به دست آنها رقم مى خورد. در جمله فوق، با توجه دادن به اين حقيقت كه سراسر هستى ملك خدا و تحت تصرف او است، اساساً وجود موجود ديگرى - كه از ملك خدا بيرون باشد و در پديده هاى ديگر، قدرت تصرف داشته باشد - پندارى باطل و ساخته ذهن هاى جاهل خوانده شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 64 - 1،2،5
1 - خداوند ، مالك همه پديده هاى موجود در آسمان ها و زمين ( جهان ) است .
ألا إنّ للّه ما فى السموت و الأرض
2 - مالكيت مطلقه خداوند بر جهان هستى ، مقتضى اطاعت بى چون و چرا از او و پرهيز از سرپيچى است .
لاتجعلوا دعاء الرسول . .. فليحذر الذين يخافون عن أمره ... ألا إنّ للّه ما فى الس
برداشت فوق، بر اين اساس استوار است كه جمله «إنّ للّه ما فى السماوات. ..» در حكم تعليل براى جملات پيشين باشد.
5 - مالكيت خداوند بر جهان هستى ، نشان آگاهى او بر وضعيت انسان در همه حال است .
ألا إنّ للّه ما فى السموت و الأرض قد يعلم ما أنتم عليه
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه جمله «قد يعلم. ..» استينافيه بيانيه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 91 - 3
3 - خداوند ، يگانه مالك تمامى مظاهر هستى
و له كلّ شىء
تقديم «له» بيانگر حصر است; يعنى، همه چيز، تنها مال او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 26 - 7
7 - مالكيت مطلقِ خداوند بر تمامى هستى ، دليل توانايى وى بر حشر انسان ها درقيامت است .
ثمّ إذا دعاكم دعوة . .. إذا أنتم تخرجون . و له من فى السموت و الأرض
«و له من فى السماوات و. ..» مى تواند به منزله دليلى براى «ثمّ إذا دعاكم ... تخرجون» در آيه قبلى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 22 - 10
10 - خداوند ، مالك مطلق عالم است و خود به تنهايى امور آن را تدبير مى كند .
قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة فى السموت و لا فى الأرض و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 13 - 12
12 - مالكيت جهان و فرمانروايى بر آن ، از اوصاف و ويژگى هاى معبود حقيقى و شايسته عبادت
و اللّه خلقكم . .. الشمس و القمر ... ذلكم اللّه ربّكم له الملك و الذين تدعون من
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 66 - 1،3
1 - خداوند ، مالك و مدبر جهان هستى ( آسمان ها ، زمين و . . . )
ربّ السموت و الأرض
3 - تنها مالك و مدبر جهان هستى ، شايسته عبادت است .
و ما من إله إلاّ اللّه . .. ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
توصيف خداوند به، مالك و مدبر هستى بودن - پس از بيان يكتايى او در معبوديت - مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 6 - 24
24 - عبادت ، تنها شايسته خداى مالك جهان است .
خلق السموت و الأرض . .. خلقكم من نفس وحدة ... له الملك لا إله إلاّ هو
برداشت ياد شده بر اين اساس مبتنى است كه جمله «لا إله إلاّ هو» بيان قصر در جمله «له الملك» باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 75 - 15
15 - خداوند ، مالك و مدبر همه عالم هاى هستى است .
ربّ العلمين
«عالم» (مفرد «عالمين») به مجموعه و دسته اى از موجودات گفته مى شود. بنابراين «العالمين»; يعنى، همه موجودات به لحاظ مجموعه ها و دسته ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 4 - 1،2
1 - مالكيت مطلقه خداوند ، بر مجموعه نظام هستى
له ما فى السموت و ما فى الأرض
لام در «له» لام ملكيت و تقديم «له» بر «ما» مفيد حصر است.
2 - وحى و بعثت پيامبران ، مقتضاى مالكيت و ربوبيت بى شريك خدا بر جهان و انسان
كذلك يوحى إليك . .. له ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 49 - 1
1 - تمامى جهان هستى ، قلمرو مالكيت و حكومت خداوند است .
للّه ملك السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 53 - 6
6 - تنها خداوند ( مالك تمام هستى ) ، مى تواند راه راست و به دور از انحراف و گمراهى را ترسيم كند .
صرط اللّه الذى له ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 13 - 5،6
5 - تمامى هستى ، از آنِ خداوند و نشأت يافته از او است .
جميعًا منه
«من» در «منه» نشويه است.
6 - لزوم توجه انسان به مالكيت مطلق خداوند بر جهان هستى و پرهيز از غفلت و غرور به هنگام بهرهورى از طبيعت و مظاهر آن
جميعًا منه
تذكّر خداوند به اين كه همه هستى از او است - پس از اين كه جهان را مسخّر انسان ياد كرده است - مى رساند كه انسان با حاكميت بر جهان، زمينه غرور و غفلت از خداوند را دارد. و تأكيد «جميعاً منه» درصدد از ميان بردن اين غفلت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - نجم - 53 - 31 - 1
1 - گستره آفرينش ( آسمان ها ، زمين و . . . ) ، تحت مالكيت مطلقه الهى
و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 43 - 3
3 - خداوند ، مالك و مدبر همه عالم هاى هستى است .
ربّ العلمين
عالم (مفرد «عالمين») به مجموعه و دسته اى از موجودات گفته مى شود. بنابراين «العالمين»; يعنى، همه موجودات به لحاظ مجموعه ها و دسته ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 29 - 5
5 - خداوند ، مالك ، مربّى و مدبّر تمام هستى است .
ربّ العلمين
«ربّ» مصدرى است كه در معناى فاعل (تربيت كننده) به كار مى رود (مفردات راغب). از جمله معانى «ربّ» مالك و مدبّر و مربّى است و «عالمين»; يعنى، اصناف مخلوقات. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 6 - 3،5
3 - خداوند ، مالك و پرورش دهنده تمام عوالم هستى است .
لربّ العلمين
«ربّ» به معناى مالك و سيّد آمده است و نيز مصدرى است كه در معناى سياست و تدبير به كار مى رود (مصباح). راغب مى گويد: كلمه «ربّ» در اصل مصدر است و در مورد فاعل استعمال مجازى دارد. «عالمين»; يعنى، اصناف مخلوقات. (لسان العرب)
5 - مالك و مدبّر بودن خداوند بر تمام عوالم هستى ، وادار سازنده مردم به گردن نهادن در برابر حكم او در قيامت
يوم يقوم الناس لربّ العلمين
«لام» در «لربّ العالمين» در معناى تعليل به كار رفته و مفاد آيه اين است كه فرمانبردارى كامل مردم، به جهت قرار گرفتن آنان در پيشگاه «ربّ العالمين» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 15 - 8
8 - خداوند ، مالك و مدبر انسان و سامان بخش تحولات زندگى و عوالم هستى او است .
ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 9 - 7
7 - حاكميت و مالكيت خداوند بر تمام هستى و علم مطلق او ، دليل حقانيت عقيده مؤمنان به او است .
إلاّ أن يؤمنوا باللّه . .. الذى له ملك السموت و الأرض و اللّه على كلّ شىء شهيد
«سماوات و أرض»، كنايه از تمام هستى است و «الذى . ..» وصف ديگرى براى خداوند است و به علت ايمان مؤمنان اشاره دارد. تصريح به كلمه «اللّه» و نياوردن ضمير (در آخرين جمله آيه)، هر چند كه نشانگر استقلال اين جمله از ماقبل و نظر داشتن آن به كار هر دو گروه است - نه خصوص مؤمنان - ولى علت ايمان مؤمنان را نيز كامل مى سازد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 15 - 3
3 - خداوند ، مالك تمام جهان است .
ذو العرش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 50 - 3
3 - منابع و خزاين جهان از آن خداوند و در اختيار اوست.
خزائن اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 162 - 7
7 - خداوند مالك و مدبر تمامى عوالم هستى
لله رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 182 - 4
4 - خداوند ، مالك و مدبر همه عالم هاى هستى است .
ربّ العلمين
عالم (مفرد «عالمين») به مجموعه و دسته اى از موجودات گفته مى شود. بنابراين «العالمين»; يعنى، همه موجودات به لحاظ مجموعه ها و دسته ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 64 - 17
17 - خداوند ، مالك همه عالم هاى هستى است .
ربّ العلمين
عالم (مفرد «عالَمين») است و به مجموعه و دسته اى از موجودات گفته مى شود. بنابراين «العالمين»; يعنى، همه موجودات به لحاظ مجموعه ها و دسته ها. گفتنى است به مالك هر چيزى، «ربّ» گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 65 - 13
13 - خداوند ، مالك همه عالم هاى هستى است .
ربّ العلمين
عالَم (مفرد «عالَمين») است به مجموعه و دسته اى از موجودات گفته مى شود. بنابراين «العالمين»; يعنى، همه موجودات به لحاظ مجموعه ها و دسته ها. گفتنى است كه به مالك هر چيزى، «ربّ» گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 66 - 8
8 - خداوند ، مالك همه عالم هاى هستى است .
لربّ العلمين
عالَم (مفرد «عالَمين») است و به مجموعه و دسته اى از موجودات گفته مى شود. بنابراين «العالمين»; يعنى، همه موجودات به لحاظ مجموعه ها و دسته ها. گفتنى است به مالك هر چيزى، «ربّ» گفته مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 123 - 7
7- باور به انحصار مالكيت خداوند بر غيب هستى ، وادار كننده آدمى به پرستش خدا و توكل بر او
و لله غيب السموت و الأرض . .. فاعبده و توكل عليه
جمله «اعبده و توكل عليه» بر دو جمله «لله غيب السماوات و الأرض» و «إليه يرجع الأمر كله» تفريع شده است. برداشت فوق ، ناظر به ارتباط آن با جمله نخست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 66 - 9
9 - در جهان آفرينش هيچ مخلوقى ، مالك و رب مخلوقى ديگر ، و يا مملوك و مربوب مخلوقى ديگر نيست .
ألا إن للّه من فى السموت و من فى الأرض و ما يتبع الذين يدعون من دون اللّه شركاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 109 - 6
6 - مبدأ پيدايش جهان هستى ، خداوند است .
و الى اللّه ترجع الامور
رجوع: بازگشت به جايى است كه آغاز، از آنجا بوده است. (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 4 - 4
4 - خدا ، مبدأ پيدايش جهان آفرينش است .
إنه يبدؤا الخلق
برداشت فوق بر اين اساس است كه مراد از «الخلق» تمام پديده هاى هستى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 5 - 7
7 - خداوند ، مبدأ و منت هاى همه امور جهان است .
خلق اللّه السموت و الأرض . .. يدبّر الأمر ... ثمّ يعرج إليه فى يوم كان مقداره
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 8
8- عمر آسمان ها و خورشيد و ماه ( جهان آفرينش ) محدود و تمام شدنى است .
كل يجرى لأجل مسمًّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 8 - 6،16
6 - ژرف نگرى در نظام هستى و توجّه به عمر محدود جهان ، امرى لازم و شايسته است .
أَوَلم يتفكّروا فى أنفسهم ما خلق اللّه السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ و
«و أجل مسمّى» عطف به «بالحقّ» است و احتمال دارد كه مراد از آن، داشتن مدتى مشخص باشد.
16 - هدف دارى نظام هستى و بى پايان نبودن عمران آن ، از دلايل معاد است .
أَوَلم يتفكّروا . .. ما خلق اللّه ... إلاّ بالحقّ و أجل مسمّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 29 - 13
13 - نظام جهانِ محسوس ، پايان پذير است .
كلّ يجرى إلى أجل مسمًّى
احتمال دارد مراد از «أجل مسمّى» بر پايى قيامت و شروع عالمى ديگر غير از عالم كنونى باشد. لازم به ذكر است كه پايان داشتن جريان خورشيد و ماه، مى تواند اشاره به پايان عالم باشد; چه اين كه برنامه خورشيد و ماه، تابع برنامه كلّ عالم است و به پايان رسيدن آن دو، به معناى پايان عالم كنونى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - منافقون - 63 - 7 - 15
15 - محروميت منافقان ، از درك روابط و مناسبات جهان آفرينش و قدرت خداوند
و لكنّ المنفقين لايفقهون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 164 - 2
2 - خداوند، مالك و مدبر همه هستى است.
و هو رب كل شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 2 - 9،10،20
9- خداوند تدبير كننده امور هستى است .
يدبر الأمر
10- تدبير امور عالم تنها درخور برافرازنده آسمانها ، سلطه دار عرش ، و اختياردار خورشيد و ماه است .
الله الذى رفع السموت . .. يدبر الأمر
در تركيب «الله الذى . ..» دو وجه گفته شده است: 1- «الله» مبتدا و «الذى» صفت آن است و جمله «يدبر الأمر» خبر براى «الله». 2- «الله» مبتدا و «الذى» خبر آن است. برداشت فوق از هر دو وجه استفاده مى شود، اگرچه بنابر وجه دوم دلالت آيه بر برداشت فوق صريح تر و روشن تر است.
20- توان خداوند بر آفرينش هستى و تدبير امور آن ، دليل توانايى او بر ايجاد قيامت است .
الله الذى رفع السموت . .. يفصل الأيت لعلكم بلقاء ربكم توقنون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 5 - 1
1- خداوند ، تدبيركننده تمام هستى است .
الرحمن على العرش استوى
«استواء» هرگاه با «على» متعدى شود، به معناى استقرار است (مصباح) و «عرش»، يعنى «تخت فرمان روايى» (مقاييس اللغه). استقرار خداوند بر تخت فرمان روايى، كنايه از اداره و تدبير نظام عالم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 33 - 5
5- آفرينش و تدبير جهان از جانب خداوند ، دو اصل تفكيك ناپذير در جهان بينى توحيدى است .
و ما خلقنا السماء . .. و جعلنا ... و هو الذى خلق ... كلّ فى فلك يسبحون
سياق آيات در مقام ردّ انديشه مشركان است كه براى خداوند مقام خالقيت، و براى خدايان خويش مقام تدبير قائل بودند و خداوند در آيات پيشين مقام تدبير و در اين آيه مقام آفرينش را به خود نسبت داده و جدايى آن دو مقام را مردود دانسته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 71 - 5
5 - خدا ، پروردگار بى همتا و مدبر يگانه سراسر هستى
و يعبدون من دون اللّه ما لم ينزّل به سلطنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 28 - 2
2 - پروردگار جهانيان ، پروردگار و مدبر شرق و غرب عالم و هر آنچه ميان آن دو است .
قال ربّ المشرق و المغرب و ما بينهما
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 8 - 9
9 - خدا ، پروردگار همه جهانيان
و سبحن اللّه ربّ العلمين
جمع با «الف و لام» مفيد عموم است. بنابراين «رب العالمين»; يعنى، پروردگار همه جهانيان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 30 - 8
8 - خدا ، مربى و مدبر جهان هستى
أنا اللّه ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 26 - 9
9 - هيچ كس در خالقيت و مالكيت ، و در نتيجه ، مديريت خداوند بر عالم ، شريك او نيست . *
من خلق السموت و الأرض . .. للّه ما فى السموت و الأرض إنّ اللّه هو الغنىّ
بيان اعتراف مشركان به توحيد در خالقيت خداوند و سپس تبيين مالكيت انحصارى او برپديده هاى عالم و اعلام بى نيازى مطلق او، مى تواند بيان كننده اين باشد كه در تدبير عالم نيز شريكى ندارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 4 - 7
7 - خداوند ، مدبّر كل جهان است .
اللّه الذى خلق . .. ثمّ استوى على العرش
«استوى على العرش» كنايه از تدبير است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - سبأ - 34 - 22 - 10
10 - خداوند ، مالك مطلق عالم است و خود به تنهايى امور آن را تدبير مى كند .
قل ادعوا الذين زعمتم من دون اللّه لايملكون مثقال ذرّة فى السموت و لا فى الأرض و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 66 - 1،3
1 - خداوند ، مالك و مدبر جهان هستى ( آسمان ها ، زمين و . . . )
ربّ السموت و الأرض
3 - تنها مالك و مدبر جهان هستى ، شايسته عبادت است .
و ما من إله إلاّ اللّه . .. ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
توصيف خداوند به، مالك و مدبر هستى بودن - پس از بيان يكتايى او در معبوديت - مى تواند گوياى برداشت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 64 - 2
2 - عبادت ، تنها شايسته خالق هستى و مدبر و صاحب اختيار جهان است .
قل أفغير اللّه تأمرونّى أعبد
«فا» در «أفغير اللّه» يا براى تفريع اين آيه به آيات پيش است - كه از خالقيت و تدبير خدا سخن گفته است - و يا رابطه براى جواب شرط مقدر است كه تقدير آن چنين مى باشد: «إن كان اللّه خالق كلّ شىء فكيف تأمروننى أن أعبد غير اللّه». در هر صورت پيام آيه شريفه اين است كه با وجود خالق بودن خداوند، عبادت غير او شايسته نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 75 - 15
15 - خداوند ، مالك و مدبر همه عالم هاى هستى است .
ربّ العلمين
«عالم» (مفرد «عالمين») به مجموعه و دسته اى از موجودات گفته مى شود. بنابراين «العالمين»; يعنى، همه موجودات به لحاظ مجموعه ها و دسته ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 9 - 10
10 - تنها آفريننده زمين ، پروردگار و مدبر عالم هستى است .
لتكفرون بالذى خلق الأرض . .. ذلك ربّ العلمين «ذلك» به قرينه مقام خبر مقدم و «ر
«ذلك» به قرينه مقام خبر مقدم و «ربّ العالمين» مبتداى مؤخر است و تقديم خبر بر مبتدا مفيد حصر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 4 - 2
2 - وحى و بعثت پيامبران ، مقتضاى مالكيت و ربوبيت بى شريك خدا بر جهان و انسان
كذلك يوحى إليك . .. له ما فى السموت و ما فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 14 - 3
3 - معاد و بازگشت به سوى خداوند ، لازمه ربوبيت مدبرانه او نسبت به انسان و جهان
و إنّا إلى ربّنا لمنقلبون
از آيه قبل استفاده شد كه هماهنگى طبيعت با نيازهاى انسان يك اتفاق نيست; بلكه براساس تدبير و ربوبيت خاص و عالمانه شكل يافته است. اكنون در اين آيه نتيجه مى گيرد كه وجود همان ربوبيت حسابگر و آگاه، مستلزم آن است كه حركت انسان در طبيعت، بى فرجام نباشد و از حيطه تدبير و ربوبيت خداوند خارج نشود; بلكه به سوى او بازگردد و در حلقه فرمان الهى تداوم يابد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 36 - 9
9 - حاكميت تدبير و مديريت خداوند يكتا ، بر كل نظام هستى
فللّه الحمد ربّ السموت و ربّ الأرض ربّ العلمين
تكرار واژه «ربّ» در آيه شريفه، مى تواند در راستاى شرك زدايى و تثبيت باور به حاكميت مطلق ربوبيت خداوند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 23 - 3
3 - تداوم نظام هستى ، چونان پيدايش آن ، تحت تدبير و اراده الهى است .
هو اللّه . .. الملك
وصف «الملك» در صورتى همواره بر خدا صدق مى كند كه فرمانروايى او هميشگى باشد; نه اين كه نظامى را به وجود آورده باشد كه بى نظارت و فرمانروايى او به حيات خود ادامه دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 43 - 3
3 - خداوند ، مالك و مدبر همه عالم هاى هستى است .
ربّ العلمين
عالم (مفرد «عالمين») به مجموعه و دسته اى از موجودات گفته مى شود. بنابراين «العالمين»; يعنى، همه موجودات به لحاظ مجموعه ها و دسته ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 5 - 1
1 - فرشتگان ، عهده دار مديريت و تدبير بخش هايى از امور جهان
فالمدبّرت أمرًا
«أمراً» اسم جنس و قابل اطلاق بر كم و زياد است و نكره بودن آن، دلالت بر ابهام يا تعظيم دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 29 - 5
5 - خداوند ، مالك ، مربّى و مدبّر تمام هستى است .
ربّ العلمين
«ربّ» مصدرى است كه در معناى فاعل (تربيت كننده) به كار مى رود (مفردات راغب). از جمله معانى «ربّ» مالك و مدبّر و مربّى است و «عالمين»; يعنى، اصناف مخلوقات. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 6 - 5
5 - مالك و مدبّر بودن خداوند بر تمام عوالم هستى ، وادار سازنده مردم به گردن نهادن در برابر حكم او در قيامت
يوم يقوم الناس لربّ العلمين
«لام» در «لربّ العالمين» در معناى تعليل به كار رفته و مفاد آيه اين است كه فرمانبردارى كامل مردم، به جهت قرار گرفتن آنان در پيشگاه «ربّ العالمين» است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - انشقاق - 84 - 15 - 8
8 - خداوند ، مالك و مدبر انسان و سامان بخش تحولات زندگى و عوالم هستى او است .
ربّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 15 - 1
1 - فرمانروايى بر جهان هستى و تدبير آن ، در اختيار خداوند است .
ذو العرش
عرش; يعنى، تخت فرمانروا (قاموس) و در آيه شريفه معناى مجازى آن (مقام سلطه بر همه جهان و تدبير آن) مراد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - فلق - 113 - 1 - 11
11 - توجّه به ربوبيت خداوند و حاكميت تدبير او بر نظام هستى ، برانگيزاننده انسان به پناه بردن به او و اطمينان بخش و دلگرم سازنده پناهندگان است .
قل أعوذ بربّ الفلق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 131 - 3،7
3 - خداوند ، پروردگار ابراهيم و مدبر همه جهانهاست .
ربه . .. لرب العلمين
7 - ربوبيت خدا ، بر همه هستى ها و عوالم ، دليل ابراهيم ( ع ) براى تسليم شدنش در برابر خدا
أسلمت لرب العلمين
مقتضاى محاوره خداوند و ابراهيم(ع) آن بود كه او در پاسخ خداوند بگويد «أسلمت لك». آوردن «لرب العالمين» به جاى «لك» اشاره به نكاتى دارد; از جمله بيان حقيقت با ارائه دليل آن; يعنى، چون ابراهيم دانست كه خداوند رب العالمين است، تسليم او شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 182 - 4
4 - خداوند ، مالك و مدبر همه عالم هاى هستى است .
ربّ العلمين
عالم (مفرد «عالمين») به مجموعه و دسته اى از موجودات گفته مى شود. بنابراين «العالمين»; يعنى، همه موجودات به لحاظ مجموعه ها و دسته ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 80 - 4
4 - خداوند ، پروردگار و تدبيركننده همه عوالم هستى است .
تنزيل من ربّ العلمين
«عالَم» (مفرد «عالَمين») به مجموعه و دسته اى از مخلوقات گفته مى شود. بنابراين «العالمين»; يعنى، همه موجودات به لحاظ مجموعه ها و دسته ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 8 - 5
5 - خداوند ، عالم را در مدت زمانى معين آفريده است .
ما خلق اللّه السموت و الأرض . .. إلاّ بالحقّ و أجل مسمّى
«أجل مسمّى» در اين آيه، احتمال دارد متعلق به «خلق» و «با»ى محذوف در آن، به معناى «فى» باشد. در اين صورت، مراد، آفريدن در مدت معيّنى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 47 - 15
15 - تكوّن ( پيدايش ) موجودات ، در گرو دو مرحله متوالىِ قضاى الهى و فرمان الهى
اذا قضى امراً فانّما يقول له كن فيكون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 30 - 6
6- لزوم نگرش به تحولات پديده هاى جهان خلقت ، در راستاى راه يابى به توحيد
أوَلم ير الذين كفروا أنّ السموت . ..ففتقنهما و جعلنا من الماء كلّ شىء حىّ أفلاي
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 4 - 2،4
2 - آفرينش آسمان ها و زمين و موجودات ميان آن دو ، در شش روز ( شش مرحله و دوره ) انجام گرفته است .
خلق . .. فى ستّة أيّام
4 - آفرينش جهان ، به تدريج و در طى دوران هايى صورت گرفته است .
خلق السموت و الأرض و ما بينهما فى ستّة أيّام
«أيّام» جمع «يوم» است و يوم، به معناى «مقدارى از زمان - از طلوع خورشيد تا غروب آن -» و «مدتى از زمان» است (مفردات راغب). احتمال دارد مراد از «أيّام» دوران ها و يا مراحل مختلف باشد. در اين صورت، دلالت بر تدريجى خلق شدن عالم مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 10 - 12
12 - خدا ، پروردگار بى همتاى همه هستى است .
أن الحمد للّه رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 37 - 12
12 - خدا ، پروردگار جهانيان است .
من رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 14 - 10
10- ربوبيّت بر انسان ها و جهان آفرينش ، به هم پيوسته و تفكيك ناپذير است .
ربّنا ربّ السموت و الأرض لن ندعوا من دونه
اصحاب كهف، با مفروض دانستن ربوبيّت خداوند بر آفرينش، ربّ خود را نيز با بيان «ربّنا. ..» همان «ربّ» آسمان ها و زمين دانسته و تفكيك بين اين دو را مردود شمرده و با جمله «لقد قلنا إذاً شططاً» بر آن تأكيد كرده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 38 - 4
4- اللّه ، يگانه مالك و مدبّر انسان و جهان هستى است .
لكنّاْ هو اللّه ربّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 65 - 13
13- جز خداوند ، هيچ موجودى شايسته نام مقدس « ربّ و پروردگار جهان » نيست .
ربّ السموت والأرض . .. هل تعلم له سميًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 56 - 1
1- جهان هستى ( آسمان ها ، زمين و انسان ها ) ، تحت ربوبيت خداوند است .
بل ربّكم ربّ السموت والأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 64 - 6
6 - بى نيازى و واجد بودن همه كمالات ، شرط شايستگى براى ربوبيت و تدبير امور عالم و آدم
و إنّ اللّه لهو الغنىّ الحميد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 16 - 4
4 - نخستين سخن موسى و هارون ( ع ) ، اعلام رسالت خويش از سوى پروردگار جهانيان
فأتيا فرعون فقولا إنّا رسول ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 79 - 1
1 - پروردگار جهانيان ، خدايى است كه پس از آفرينش بشر ، او را از غذاهاو نوشيدنى ها بهره مند ساخته است .
الذى خلقنى . .. و الذى هو يطعمنى و يسقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 192 - 8
8 - مجموعه نظام هستى ، تحت تدبير و ربوبيت يگانه خداوند
و إنّه لتنزيل ربّ العلمين
«العالمين» جمع همراه با «ال» و مفيد عموم است. بنابراين «ربّ العالمين»; يعنى، پروردگار همه عالم ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 8 - 9،12،14
9 - خدا ، پروردگار همه جهانيان
و سبحن اللّه ربّ العلمين
جمع با «الف و لام» مفيد عموم است. بنابراين «رب العالمين»; يعنى، پروردگار همه جهانيان.
12 - ربوبيت خدا بر نظام عظيم و پهناور هستى ، گواه نامحدود و منزه بودن او از هرگونه نقص و كاستى
و سبحن اللّه ربّ العلمين
وصف «ربّ العالمين» مشعر به عليت است; يعنى، چون او پروردگار همه عوالم هستى است، از هر نقص و كاستى منزه و از قرار گرفتن در مكان و محدود شدن در آن مبرّا است.
14 - ربوبيت خدا گسترده در سراسر عوالم هستى
و سبحن اللّه ربّ العلمين
«العالمين» جمع با الف و لام و مفيد استغراق است. بنابراين «ربّ العالمين»; يعنى، پروردگار همه عالم ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 26 - 2،3
2 - خدا ، يگانه پروردگار و مدبر نظام آفرينش
ربّ العرش
«عرش» معادل تخت است و مقصود از آن در اين جا مركز تدبير امور عالم است.
3 - خورشيد و تمام مظاهر آفرينش ، خود تحت تدبير و ربوبيت خداوند قرار دارند و سزاوار الوهيت و پرستش نيستند .
يسجدون للشمس . .. اللّه لا إله إلاّ هو ربّ العرش العظيم
بيان توحيدى و استدلالى آيه ياد شده، تعريضى نسبت به عمل نارواى قوم سبا در پرستش خورشيد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 44 - 20
20 - ربوبيت خدا گسترده در سراسر هستى
للّه ربّ العلمين
«العالمين» جمع با الف و لام است و افاده عموم مى كند. بنابراين «ربّ العالمين»; يعنى، پروردگار همه جهانيان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - قصص - 28 - 30 - 8
8 - خدا ، مربى و مدبر جهان هستى
أنا اللّه ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 36 - 4،10
4 - خداوند ، يگانه پروردگار آسمان ها و زمين و تمامى جهانيان
ربّ السموت و ربّ الأرض ربّ العلمين
10 - مديريت يگانه خداوند بر جهان ، جلوه اى از جمال هستى و شايسته حمد و ستايش
فللّه الحمد ربّ السموت و ربّ الأرض ربّ العلمين
ذكر وصف «ربّ السماوات و. ..» در پى تأكيد بر ربوبيت عام، فراگير و يگانه خداوند، مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه گردش نظام هستى با مديريت واحد، خود جمال و زيبايى ديگرى براى هستى است و در نتيجه خالق و مدير هستى، شايسته حمد و سپاس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 37 - 6
6 - ربوبيت يگانه خداوند بر هستى ، همراه با اقتدار و دانايى
ربّ العلمين . و له الكبرياء ... و هو العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تكوير - 81 - 29 - 5،8،9
5 - خداوند ، مالك ، مربّى و مدبّر تمام هستى است .
ربّ العلمين
«ربّ» مصدرى است كه در معناى فاعل (تربيت كننده) به كار مى رود (مفردات راغب). از جمله معانى «ربّ» مالك و مدبّر و مربّى است و «عالمين»; يعنى، اصناف مخلوقات. (لسان العرب)
8 - بى قيد و شرط بودن مشيّت خداوند ، لازمه ربوبيت او بر تمام هستى است .
إلاّ أن يشاء اللّه ربّ العلمين
وجود قيد «إلاّ أن يشاء اللّه» در مورد مشيّت انسان ها و ذكر نشدن هيچ قيدى در مورد مشيّت الهى، گوياى آن است كه مشيت خداوند قيدى ندارد. توصيف خداوند به «ربّ العالمين»، در حقيقت بيان علت مطلق بودن مشيت او است.
9 - مشيت هاى الهى ، در راستاى ربوبيت او بر عوالم هستى است .
إلاّ أن يشاء اللّه ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - مطففين - 83 - 6 - 3
3 - خداوند ، مالك و پرورش دهنده تمام عوالم هستى است .
لربّ العلمين
«ربّ» به معناى مالك و سيّد آمده است و نيز مصدرى است كه در معناى سياست و تدبير به كار مى رود (مصباح). راغب مى گويد: كلمه «ربّ» در اصل مصدر است و در مورد فاعل استعمال مجازى دارد. «عالمين»; يعنى، اصناف مخلوقات. (لسان العرب)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 98 - 6
6 - همه عوالم هستى ، تحت ربوبيت خداوند است .
ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 109 - 8
8 - همه عوالم هستى تحت ربوبيت خداوند
ربّ العلمين
«العالمين» جمع با«ال» و مفيد استغراق است. بنابراين «ربّ العالمين»; يعنى، پروردگار همه عالم ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 127 - 8
8 - همه عوالم هستى ، تحت ربوبيت خداوند
ربّ العلمين
«العالمين» جمع همراه با «ال» و مفيد استغراق است; بنابراين «ربّ العلمين»; يعنى، پروردگار همه عالم ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 145 - 8
8 - همه عوالم هستى ، تحت ربوبيت خداوند
ربّ العلمين
«العالمين» جمع همراه با «ال» و مفيد استغراق است. بنابراين «ربّ العالمين»; يعنى، پروردگار همه عوالم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 164 - 8
8 - همه عوالم هستى ، تحت ربوبيت خداوند
ربّ العلمين
«العالمين» جمع همراه با«ال» و مفيد استغراق است. بنابراين «ربّ العالمين»; يعنى، پروردگار همه عالم ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 180 - 8
8 - همه عوالم هستى ، تحت ربوبيت خداوند
ربّ العلمين
«العالمين» جمع همراه با «ال» و مفيد استغراق است. بنابراين «ربّ العالمين»; يعنى، پروردگار همه عالم ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 54 - 5
5 - عرش ، مركز استيلاى الهى بر جهان آفرينش است .
إن ربكم اللّه . .. استوى على العرش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 3 - 9
9 - « عرش » مركز تدبير و فرمانروايى جهان آفرينش
الذى خلق السموت . .. ثم استوى على العرش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 22 - 10
10- خداوند ، مالك و صاحب اختيار عرش ( مركز اداره هستى ) است .
فسبحن اللّه ربّ العرش
برداشت ياد شده مبتنى بر يكى از معانى «ربّ» (مالكيت و صاحب اختيار) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 86 - 3
3 - جهان آفرينش ، داراى هفت آسمان و يك مركز بزرگ فرمان روايى
قل من ربّ السموت السبع و ربّ العرش العظيم
«عرش» در لغت به معناى سرير حكومت و فرمان روايى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 116 - 6
6 - جهان هستى ، داراى مركز فرمان روايى و تدبير ( عرش )
فتعلى اللّه الملك الحقّ . .. ربّ العرش الكريم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 59 - 6
6 - عرش ، مركز تدبير و فرمانروايى جهان آفرينش
ثمّ استوى على العرش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 26 - 4
4 - عرش الهى ( مركز حاكميت و تدبير خدا ) ، بسيار عظيم و گسترده
ربّ العرش العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 4 - 6
6 - عرش ، مركز تدبير و اداره جهان است .
اللّه الذى خلق . .. ثمّ استوى على العرش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 75 - 6
6 - جهان ، داراى مركز اداره و فرمانروايى
العرش
«عرش» به معناى تخت فرمانروايى است و گاهى كنايه از مركز اداره و فرمانروايى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 7 - 4
4 - جهان ، داراى مركز اداره و فرمان روايى است .
العرش
«عرش» به معناى تخت فرمان روايى است و گاهى كنايه از مركز اداره و فرمان روايى مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - غافر - 40 - 15 - 5
5 - جهان هستى ، داراى مركز اداره و فرمان روايى به نام ( عرش )
ذو العرش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 17 - 3
3 - « عرش » ، مركز تدبير و فرمان روايى جهان هستى
و يحمل عرش ربّك
«عرش» به معناى تخت فرمان روايى است و در اين آيه، كنايه از مركز تدبير و فرمان روايى جهان است كه فرشتگان، به فرمان خداوند به اين امر مى پردازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - بروج - 85 - 15 - 2
2 - عرش ، مركز تدبير امور جهان و مملوك خداوند است .
ذو العرش
درباره مصداق «عرش» ديدگاه هاى گوناگونى وجود دارد; از جمله اين كه عرش، جايگاهى است كه تمام جهان را فراگرفته است. نام گذارى آن به «عرش» (تخت سلطنت)، به اين اعتبار است كه آن جايگاه، به منزله مركز اداره جهان است. مالكيت خداوند بر عرش، به معناى مالكيت او بر تمام هستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 75 - 6
6 - جهان ، داراى مركز اداره و فرمانروايى
العرش
«عرش» به معناى تخت فرمانروايى است و گاهى كنايه از مركز اداره و فرمانروايى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 17 - 3
3 - « عرش » ، مركز تدبير و فرمان روايى جهان هستى
و يحمل عرش ربّك
«عرش» به معناى تخت فرمان روايى است و در اين آيه، كنايه از مركز تدبير و فرمان روايى جهان است كه فرشتگان، به فرمان خداوند به اين امر مى پردازند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 12 - 12
12 - تنظيم معيشت انسان ها ، در پرتو علم و آگاهى خداوند به مصالح نظام هستى
يبسط الرزق . .. إنّه بكلّ شىء عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 65 - 10
10 - برپايى نظام آفرينش و مصونيت آن از فروپاشى ، نيازمند به حفظ و نگه دارى مستمر خداوند
و يمسك السماء أن تقع على الأرض
به كارگيرى فعل مضارع (يمسك) - كه بيانگر استمرار است - مطلب ياد شده را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 79 - 1
1- لزوم انديشيدن انسان ها در كيفيت پرواز پرندگان در جو آسمان و قوانين حاكم بر آن
ألم يروا إلى الطير مسخّرت فى جوّ السّماء
«رؤيت» كه به معناى ديدن با چشم است، هر گاه با «إلى» متعدى شود، متضمن معناى نظر و دقت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 12 - 16
16 - مطالعه كتاب آفرينش ، از راه هاى خدا شناسى است .
قل أئنّكم لتكفرون بالّذى خلق . .. ذلك تقدير العزيز العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 18 - 7
7 - مطالعه در آفرينش و رويش مداوم نباتات ، راهبر انسان ها به مسأله معاد و آسان كننده درك و ايمان به آن است .
و اللّه أنبتكم من الأرض نباتًا . .. و يخرجكم إخراجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - غاشيه - 88 - 19 - 2
2 - تحقيق و تدبر در علل برقرار ماندن كوه ها ، مايه توجه به قدرت خداوند بر ايجاد معاد
و إلى الجبال كيف نصبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 3 - 5
5 - معبود هاى مشركان ، هيچ نقشى در مرگ ، زندگى و برانگيختن پديده هاى جهان ندارند .
ءالهة . .. و لايملكون موتًا و لاحيوة و لانشورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 65 - 9
9 - جهان هستى ، مغلوب اراده خداوند است .
القهّار
مقصود از «القهّار» قهاريت و چيره بودن خداوند بر جهان هستى است; چنان كه در آيه بعد از ربوبيت الهى بر جهان سخن به ميان آمده است (ربّ السماوات و الأرض و ما بينهما. ..).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 27 - 8
8 - آفرينش جهان در نظر كافران ، باطل و بى هدف است .
و ما خلقنا السماء . .. بطلاً ذلك ظنّ الذين كفروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 191 - 4
4 - مخلوق نبودن و وجود ذاتى داشتن ، از ملاك هاى شايستگى براى تدبير امور هستى است .
أيشركون ما . .. و هم يخلقون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 80 - 5
5 - فرشتگان و انبياء و هر آنچه غير خداست ، هيچ نقش مستقلّى در ربوبيّت عالم ندارد .
و لا يأمركم . .. ارباباً ايأمركم بالكفر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 4 - 6
6 - فرمان برى و مملوكيت جهان هستى ، نشانگر والايى و عظمت بى مانند خداوند است .
له ما فى السموت و ما فى الأرض و هو العلىّ العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 3 - 4
4 - كتاب تشريع ( قرآن ) و كتاب تكوين ( نظام طبيعت ) ، هر دو متكى به مبدئى يگانه ، مقتدر و حكيم
تنزيل الكتب من اللّه العزيز الحكيم . إنّ فى السموت و الأرض لأيت
از ارتباط دو آيه و اين كه در آيه قبل سخن از «كتاب تشريع» و در اين آيه سخن از «نظام تكوين» به ميان آمده است; همگونى و منشأ يگانه هر دو استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 13 - 5
5 - تمامى هستى ، از آنِ خداوند و نشأت يافته از او است .
جميعًا منه
«من» در «منه» نشويه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 111 - 4
4 - خداوند ، مدير و مدبر جهان هستى بوده و برپايى و دوام آن متكى به او است .
للحىّ القيّوم
«قيّوم» - چنان كه برخى از اهل لغت گفته اند - كسى است كه به امور خلق قيام كرده و تدبير عالم در تمامى حالاتِ آن را، به عهده گرفته باشد (لسان العرب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 5 - 21
21 - دوام جهان هستى ، برخاسته از غفران و رحمت بى كران حق ، با وجود شرك و ناسپاسى آدميان
له ما فى السموت . .. تكاد السموت يتفطّرن ... ألا إنّ اللّه هو الغفور الرحيم
چنانچه اين آيات در مقام توحيد و نفى شرك باشد، ارتباط آخرين عبارت آيه (ألا إنّ اللّه. ..) با بخش اول آيه، مى تواند از جهت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 23 - 5
5 - هواپرستى مايه پوچ انگاشتن نظام هستى و ناديده گرفتن عدل الهى
و خلق اللّه . .. بالحقّ و لتجزى ... و هم لايظلمون . أفرءيت من اتّخذ إلهه هويه
خداوند پس از بيان هدفمندى هستى و عدل حاكم بر نظام مجازات با تعبير «أفرأيت من اتّخذ إلهه هواه» در حقيقت تقابل ميان هواپرستى و باور به هدفمندى هستى و عدل الهى را ياد آور شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 57 - 4
4 - طبيعت و جهان هستى در اختيار خداوند و تحولات آن به دست اوست .
و ظللنا عليكم الغمام و أنزلنا عليكم المنّ و السلوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 164 - 7
7 - همه فعل و انفعالات هستى حتى اختراعات بشرى ، از خداست و علامت توحيد و رحمت گسترى اوست .
إن فى . .. الفلك التى تجرى فى البحر بما ينفع الناس
قرآن كشتيها را - كه ساخته دست بشر است - به عنوان آيتى بر توحيد و رحمت خداوند مطرح كرده است تا به اين حقيقت اشاره كند كه: همه چيز حتى مصنوعات بشرى از خداوند سرچشمه گرفته اند. در صورتى كه كلمه «الفلك» عطف بر «السماوات» باشد، كلمه «خلق» به «الفلك» نيز اضافه مى شود و معناى ياد شده وضوح بيشترى خواهد داشت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 52 - 17
17- عوامل طبيعى و فعل و انفعالات در هستى ، به دست خدا و در اختيار اوست .
يرسل السماء عليكم مدرارًا و يزدكم قوّة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 56 - 6
6- جريان اسباب و علّتها ، به دست خدا و در اختيار اوست .
و كذلك مكّنّا ليوسف فى الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 58 - 5
5- خداوند ، داراى مقدراتى از پيش تعيين شده براى تحولات و رخداد هاى عالم
و إن من قرية إلاّ نحن مهلكوها . .. أو معذّبوها ... كان ذلك فى الكتب مسطورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 46 - 3
3 - تحولات و فعل و انفعالات موجود در جهان طبيعت ، تحت قدرت خدا و مجراى اراده و مشيت او است .
ألم تر إلى ربّك كيف مدّ الظلّ . .. ثمّ قبضنه إلينا قبضًا يسيرًا
ترديدى نيست كه حركت سايه ها و بلند و كوتاه شدن آنها، ناشى از تابش خورشيد است و اين حقيقت را خود قرآن به صراحت بيان فرموده است: «جعلنا الشمس عليه دليلاً»; ولى در عين حال خداوند آن را به خود نسبت مى دهد و امتداد سايه ها و قبض و بسط آن را كارِ خود قلمداد مى كند، اين حاكى از آن است كه همه تحولات جهان طبيعت، تحت قلمرو قدرت خدا و مجراى اراده و مشيت او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 173 - 2
2 - جريان امور طبيعت ، در حيطه قدرت خدا و قابل تغيير و تحوّل به اراده او
ثمّ دمّرنا الأخرين . و أمطرنا عليهم مطرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 85 - 9
9 - تحولات آينده نظام هستى ، از قبل برنامه ريزى شده و مورد آگاهى خداوند
له ملك السموت . .. و عنده علم الساعة
خداوند، پس از بيان فرمانروايى مطلق خويش، مسأله علم به قيامت را مطرح كرده است. از اين مطلب استفاده مى شود كه برپايى قيامت، جزئى از برنامه هاى الهى در قلمرو فرمانروايى خويش است كه پيشاپيش آن را در نظر گرفته و بدان آگاه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 5 - 4
4 - دور بودن خداوند از هر عيب و نقص ، در تغييرات و تحولات آفريده هاى او جلوه گر است .
سبّح . .. الذى أخرج المرعى . فجعله غثاء أحوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 160 - 25
25 - طبيعت و جهان هستى در اختيار خدا و تحولات آن به دست اوست .
فانبجست منه . .. ظلّلنا عليهم الغمم و أنزلنا عليهم المن و السلوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 39 - 6
6- هستى ، تحت مشيّت و مديريت و نيروى خداوند يگانه است .
ما شاء اللّه لاقوّة إلاّ باللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 71 - 4
4 - خداوند ، به هيچ موجودى ، هيچ گونه اقتدارى براى تدبير امور جهان ، عطا نكرده است .
و يعبدون من دون اللّه ما لم ينزّل به سلطنًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 6 - 7
7 - اداره و تدبير امور جهان ، برخاسته از علم و عزت و رحمت الهى است .
يدبّر الأمر . .. ذلك علم الغيب و الشهدة العزيز الرحيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 47 - 9
9 - تدبير و اداره جهان هستى ، بر اساس علم و آگاهى صورت مى گيرد .
و ما ربّك . .. و ما تخرج من ثمرت ... إلاّ بعلمه
با توجه به اين كه شكفتن شكوفه ها و انعقاد نطفه و تولد موجودات، نمونه هايى از تدبير جهان هستى است، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 5 - 3
3- تقدير و تدبير تمامى زوايا و ابعاد هستى در شب قدر ، امرى مهم و تنها از سوى خدا امكان پذير است .
فيها يفرق كلّ أمر حكيم . أمرًا من عندنا
برداشت ياد شده با توجه به سه نكته زير است: الف) «أمراً» حال براى تفريق مستفاد از آيه قبل فرض شده است; ب) تنوين «أمراً» دال بر عظمت و تفخيم است; ج) «من عندنا» در سياق آيه، نوعى حصر را افاده مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 4 - 5
5 - تدبير و اداره امور جهان در اختيار خداوند است .
خلق السموت . .. ثمّ استوى على العرش
«عرش»، به معناى تخت است و مراد از آن تخت حكومت و اداره امور جهان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 18 - 8
8 - نظام جارى طبيعت ، مقهور اراده خدا و قابل تغيير به مشيت او
و أنزلنا من السماء ماء . .. و إنّا على ذهاب به لقدرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - طلاق - 65 - 3 - 11
11 - در دست خدا بودن مقررات امور عالم ، مقتضى توكل بندگان به او است .
من يتوكّل على اللّه فهو فحسبه . .. قد جعل اللّه لكلّ شىء قدرًا
برداشت ياد شده، از آن جا است كه جمله «قد جعل اللّه. ..» در مقام بيان براى وجوب توكل بر خداوند (من يتوكّل على اللّه فهو حسبه) است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 116 - 9
9 - خدا ، جهت دهنده هستى به سوى كمال
ربّ العرش الكريم
به كارگيرى صفت «ربّ» (پرورش دهنده) در مورد عرش - كه مركز اداره هستى و سرچشمه فيض الهى براى جهان آفرينش است - مى تواند بيانگر اين مطلب باشد كه كل فرايند هستى، در پرتو عنايت خداوند و در جهت رشد و تكامل، در حركت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 16 - 7
7 - جهان آفرينش ، برخوردار از رشد و تكامل در پرتو ربوبيت خداوند
ربّ العلمين
پروريدن، ايجاد حالتى است در شىء پس از حالت پيشين تا آن گاه كه به حدّ تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى جهان دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 7 - 3
3 - برقرارى قانون ، محاسبه و سنجش به اراده الهى ، در ساختار نظام جهان
و السّماء رفعها و وضع الميزان
با توجه به اين كه «ميزان» به ابزار سنجش گفته مى شود; وضع ميزان در آسمان، مى تواند اشاره به حاكميت قانون و محاسبه در نظام جهان داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 12 - 1
1 - خداوند ، تمامى جهان هستى را زوج و داراى جفت آفريده است .
و الذى خلق الأزوج كلّها
برداشت ياد شده بدين احتمال است كه مراد از «أزواج»، تمامى مخلوقات الهى باشد. ذكر «أزواج» اشاره به اين است كه پديده هاى جهان، داراى جفت مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 35 - 4
4 - وجود جلوه گرى جهان آفرينش ، پرتوى از نور خداوند است .
اللّه نور السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 7 - 3
3 - برقرارى قانون ، محاسبه و سنجش به اراده الهى ، در ساختار نظام جهان
و السّماء رفعها و وضع الميزان
با توجه به اين كه «ميزان» به ابزار سنجش گفته مى شود; وضع ميزان در آسمان، مى تواند اشاره به حاكميت قانون و محاسبه در نظام جهان داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 39 - 6
6- اساس و ريشه تمام قوانين و مقررات عالم هستى نزد خداوند است و تنها او به آنها عالم است .
و عنده أُمّ الكتب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 1 - 12
12 - جهان ، با مشيت الهى در حال توسعه و گسترش است .
يزيد فى الخلق ما يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 7 - 3
3 - برقرارى قانون ، محاسبه و سنجش به اراده الهى ، در ساختار نظام جهان
و السّماء رفعها و وضع الميزان
با توجه به اين كه «ميزان» به ابزار سنجش گفته مى شود; وضع ميزان در آسمان، مى تواند اشاره به حاكميت قانون و محاسبه در نظام جهان داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 71 - 3
3 - استوارى نظام تكوين ، مرهون راه نداشتن آراى هوسبازان در قوانين به حق آن
و لو اتبع الحقّ أهواءهم لفسدت السموت و الأرض و من فيهنّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 63 - 2
2 - چينش اجزاى طبيعت ( ستارگان و . . . ) به تدبير خداوند ، به گونه اى كه وسيله هدايت و نجات انسان ها است .
أمّن يهديكم فى ظلمت البرّ و البحر
مراد از «يهديكم» - مطابق نظر برخى از مفسران و بعضى از آيات قرآن (و بالنجم هم يهتدون) - رهيابى انسان از طريق ستارگان و ديگر عوامل و مشخص كردن مسير خود در تاريكى شب ها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 23 - 3
3 - تداوم نظام هستى ، چونان پيدايش آن ، تحت تدبير و اراده الهى است .
هو اللّه . .. الملك
وصف «الملك» در صورتى همواره بر خدا صدق مى كند كه فرمانروايى او هميشگى باشد; نه اين كه نظامى را به وجود آورده باشد كه بى نظارت و فرمانروايى او به حيات خود ادامه دهد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 2 - 6
6 - آفريدن و نظام دادن به جهان هستى ، اقتضاى ربوبيت خداوند است .
ربّك . .. الذى خلق فسوّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 22 - 4
4- هيچ قدرتى جز خداوند ، قادر به اداره منظم و منسجم جهان نيست .
لو كان فيهما ءالهة إلاّاللّه لفسدتا
خداوند، وجود چند خدا را - كه در امور جهان دخالت داشته باشند - نفى فرموده و موجب فساد نظم جهان دانسته است. اين فسادآورى ممكن است به خاطر اين باشد كه خدايان ديگر، قادر به اداره جهان و سامان بخشيدن به آن نباشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - فتح - 48 - 7 - 5
5 - شكل گيرى و پيدايش قوانين و قواى هستى ، در پرتو عزّت و حكمت ازلى خداوند *
و للّه جنود السموت و الأرض و كان اللّه عزيزًا حكيمًا
از ارتباط دو بخش آيه (و للّه جنود. ..) با (و كان اللّه...)، مى توان به مطلب بالا ره يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 61 - 10
10 - بيشتر انسان ها ، فاقد آگاهى نسبت به نقش خداى يگانه در ايجاد هماهنگى ميان اجزاى طبيعت
أمّن جعل الأرض قرارًا . .. و جعل ... و جعل... أءله مع اللّه بل أكثرهم لايعلمون
ضمير «هم» در «أكثرهم» مى تواند به توده انسان ها بازگردد; بدين گونه كه خداوند نخست مظاهر ژرف هماهنگى نظام طبيعت را برمى شمرد و در پايان تذكر مى دهد كه فهم اين رموز و اسرار، براى بسيارى از مردم دشوار است و آنان به اين اسرار جاهلند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 3 - 8
8 - روحيه انكار و عناد در برابر حق ، مانع بهرهورى معنوى و عرفانى انسان از ژرف كاوى در نظام طبيعت
إنّ فى السموت و الأرض لأيت للمؤمنين
وصف «للمؤمنين» اين مفهوم را مى رساند كه كافران و يا غافلانى كه انگيزه حق جويى را ندارند، با ژرف كاوى در نظام آسمان ها و زمين، بهره اى بايسته از آن نمى برند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 126 - 1
1 - خداوند ، تنها مالك آسمان ها و زمين و آنچه در آنهاست ( تمامى هستى )
و للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
«ما فى السموات و ما فى الارض»، كنايه از تمامى هستى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 59 - 7
7 - خداوند به هر آنچه در دريا و خشكى است آگاهى دارد.
و يعلم ما فى البر و البحر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 133 - 5
5 - موجودات هستى و عوامل طبيعى در اختيار خدا و افعال آنها بسته به اراده اوست .
فأرسلنا عليهم الطوفان و الجراد و القمل و الضفادع و الدم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 33 - 9
9- انسان ، موجودى بس شريف و بلند مرتبه در مجموعه نظام آفرينش و جهان مادى
الله الذى خلق السموت و الأرض . .. رزقًا لكم ... و سخ-ّر لكم الشمس و القمر دائبين
از اينكه آسمانها، زمين، ماه، خورشيد و . .. با همه عظمتهايشان، براى انسان شده است، معلوم مى شود كه انسان موجودى با عظمت وارزشمندتر از همه آنها و يا دست كم داراى شرافت و مرتبه ويژه اى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 6 - 7
7 - جهان آفرينش ، افزون بر موجودات آشكار و شهودى ، داراى حقايق نهان و غيبى
يعلم السرّ فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 1 - 3
3 - موجودات هستى ، نمودى روشن بر منزّه بودن خداوند از هر نقص و كاستى
سبّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض
برداشت ياد شده، بدان احتمال است كه مراد از تسبيح در آيه شريفه، تسبيح تكوينى باشد. بر اين مبنا معناى آيه، بيانگر اين حقيقت خواهد بود كه وجود هر موجودى، نشانى گويا بر منزّه بودن خداوند است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 187 - 8
8 - برپايى قيامت از مهمترين رخداد هاى جهان آفرينش است .
ثقلت فى السموت و الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 7 - 1،2
1 - جهان كنونى ، ناپايدار بوده و به سوى انقراض و فروپاشى در حركت است .
و أنّ الساعة ءاتية
«ساعة» به معناى زمان، لحظه و هنگام است «ال» در «الساعة» براى عهد مى باشد و مى تواند به زمان برپايى قيامت اشاره داشته باشد. هم چنين مراد از آن مى تواند لحظه پايان يافتن عمر جهان كنونى و فرا رسيدن زمان فروپاشى نظام آن باشد. برداشت فوق برپايه احتمال دوم است. قابل ذكر كه ذكر جمله «و أن اللّه يبعث من فى القبور» پس از جمله فوق تأييدى بر احتمال دوم است; زيرا در غير اين صورت، محتواى جمله دوم نوعى تكرار جمله اول خواهد بود.
2 - پايان عمر جهان طبيعت و فرا رسيدن لحظه فروپاشى آن ، در نزد خداوند معيّن است .
و أنّ الساعة ءاتية
«الساعة» (آن هنگام) اشاره به لحظه خاصى دارد كه در نزد خداوند مشخص و معيّن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - معارج - 70 - 8 - 3
3 - متلاشى شدن نظم كنونى جهان طبيعت ، در آستانه برپايى قيامت
يوم تكون السماء كالمهل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 1 - 8
8- جهان كنونى ، ناپايدار و به سوى انقراض و فروپاشى در حركت است .
إنّ زلزلة الساعة شىء عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 7 - 1
1 - جهان كنونى ، ناپايدار بوده و به سوى انقراض و فروپاشى در حركت است .
و أنّ الساعة ءاتية
«ساعة» به معناى زمان، لحظه و هنگام است «ال» در «الساعة» براى عهد مى باشد و مى تواند به زمان برپايى قيامت اشاره داشته باشد. هم چنين مراد از آن مى تواند لحظه پايان يافتن عمر جهان كنونى و فرا رسيدن زمان فروپاشى نظام آن باشد. برداشت فوق برپايه احتمال دوم است. قابل ذكر كه ذكر جمله «و أن اللّه يبعث من فى القبور» پس از جمله فوق تأييدى بر احتمال دوم است; زيرا در غير اين صورت، محتواى جمله دوم نوعى تكرار جمله اول خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 19 - 4
4 - عالم ، حادث و ناپايدار است .
كيف يبدئ اللّه الخلق ثمّ يعيده
«يبدئ» دلالت بر پديدارى عالم و «يعيده» دلالت بر ناپايدارى آن مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 73 - 4
4 - حشر آدميان به سوى خداوند، نشانه اى از حقانيت آفرينش و راه نداشتن بيهودگى در آن است.
و هو الذى إليه تحشرون. و هو الذى خلق السموت و الأرض بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 3 - 7
7 - آفرينش انسانِ زيبا صورت و نيكو سيرت ، مظهر و مصداق روشن آفرينش بحق خدا است .
خلق السموت و الأرض بالحقّ و صوّركم فأحسن صوركم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 36 - 10
10 - مديريت يگانه خداوند بر جهان ، جلوه اى از جمال هستى و شايسته حمد و ستايش
فللّه الحمد ربّ السموت و ربّ الأرض ربّ العلمين
ذكر وصف «ربّ السماوات و. ..» در پى تأكيد بر ربوبيت عام، فراگير و يگانه خداوند، مى تواند بيانگر اين نكته باشد كه گردش نظام هستى با مديريت واحد، خود جمال و زيبايى ديگرى براى هستى است و در نتيجه خالق و مدير هستى، شايسته حمد و سپاس است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 17 - 5
5 - نظارت و اطلاع دقيق خداوند بر احوال خلق
و ما كنّا عن الخلق غفلين
«ال» در «الخلق»، براى جنس و مفيد استغراق است. «خلق» مصدر به معناى مفعول است; يعنى: «مخلوق» بنابراين «الخلق»; يعنى، مطلق آفريده ها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 22 - 19
19 - آفرينش جهان برنامه ريزى شده و هدف دار
الذى جعل . .. فأخرج به من الثمرت رزقاً لكم
آيه شريفه، زمين، باران و عوامل ديگر را براى تأمين هدفى خاص معرفى مى كند. وقتى سلسله امورى براى تأمين هدفى به كار گرفته مى شوند، در اصطلاح به آن، برنامه گفته مى شود كه الزاماً به هدف دارى عجين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 164 - 18،20
18 - چگونگى جهان آفرينش ( پيوند و ارتباط اجزاى آن با يكديگر و هماهنگى و هدفدارى آنها ) حكايت از آفريننده اى واحد دارد .
إن فى خلق السموت و الأرض . .. لأيت لقوم يعقلون
از آنجا كه آيه شريفه در مقام استدلال بر مسأله توحيد است، به نظر مى رسد: متعلق «يعقلون»; يعنى، آنچه محط انديشه است، پيوند اجزاى يك مجموعه از جهان با يكديگر و ارتباط مجموعه ها با همديگر و هدفدارى آنهاست; زيرا پيوند، ارتباط و هدفدارى جهان مى تواند از خالقى يگانه و مدبرى واحد حكايت كند.
20 - شرك ورزى و دست نيافتن به توحيد ، نشانه انديشه نكردن و درك نكردن پيوند و هماهنگى در جهان آفرينش است .
إن فى خلق السموت و الأرض . .. لأيت لقوم يعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 187 - 17
17 - تقدير امور به دست خداوند است .
ما كتب اللّه لكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 210 - 9
9 - خداوند ، آغاز و انجام همه امور
و الى اللّه ترجع الأمور
با توجّه به معنى «رجع» كه بازگشت به مبدأ شروع است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 258 - 18
18 - قدرت و تصرّف در نظام هستى ، لازمه ربوبيّت
حاجّ ابرهيم فى ربّه . .. فأت بها من المغرب
با توجّه به اينكه حضرت ابراهيم (ع) براى اثبات مقام ربوبيّت خداوند، به قدرت و تصرّف او استدلال كرده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 2 - 8
8 - خداوند ، تنها مدبّر و نظم دهنده هستى
اللّه . .. القيّوم
قيوم به كسى گويند كه: خود پابرجا بوده و نگهبان و قوام بخش همه چيز باشد. (مفردات راغب.)
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 18 - 5،6،7،14
5 - عدل الهى در نظام تكوين و تشريع ، مورد مشاهده فرشتگان و دانشمندان *
شهد اللّه . .. و الملئكة و اولوا العلم قائماً بالقسط
«قائماً بالقسط» مى تواند متعلق شهادت باشد يعنى: عالمان و ملائكه علاوه بر شهادت به يگانگى خداوند، شهادت به عدالت او نيز مى دهند، گفتنى است تعميم قسط به نظام تشريع از آيه بعد استفاده شده است.
6 - دانشمند ، در نگرش قرآنى ، كسى است كه با شهود نظام عادلانه هستى به وحدانيّت خداوند گواهى دهد .
شهد اللّه . .. و اولوا العلم قائماً بالقسط
به نظر مى رسد «قائماً بالقسط» به منزله دليلى براى وحدانيّت خداوند باشد.
7 - حاكميّت قسط و عدل بر نظام آفرينش
شهد اللّه . .. قائماً بالقسط
14 - نظام عادلانه آفرينش ، نشان وحدانيّت ، اقتدار و حكمت الهى است .
قائماً بالقسط لا اله الاّ هو العزيز الحكيم
گويا جمله «لا اله الاّ هو . .. »، بيان نتيجه اى است براى «قائماً بالقسط». يعنى نظام عادلانه دلالت مى كند بر توحيد، عزّت، اقتدار و حكمت خداوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 27 - 11
11 - نظام حاكم بر طبيعت ، تابع تدبير واحد و طبق مشيّت الهى است .
قل اللّهم مالك الملك . .. و ترزق من تشاء بغير حساب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 47 - 10
10 - عوامل طبيعى ، علّت منحصر در حوادث عالم نيست .
كذلك اللّه يخلق ما يشاء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 49 - 11
11 - اذن خداوند ، حاكم بر نظام حيات
انّى اخلق . .. باذن اللّه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 57 - 17
17 - خداوند در اداره امور جهان و نظام هدايت، سنتهاى ثابتى دارد كه از آنها عدول نمى كند.
يقص الحق
يكى از معانى «حق»، «الأمر المقضى» است. يعنى امرى كه قضا و حكم بر آن تعلق گرفته باشد. و چون در آيه سخن از نزول عذاب يا معجزه است و در پى آن از اختصاصات حكم به خداوند سخن رفته، مى توان چنين نتيجه گرفت كه «يقص الحق» تأكيدى بر ثبات و استوارى قوانين و احكام الهى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 97 - 1،2
1 - خداوند ستارگان را براى راهيابى انسان در ظلمتهاى دشت و دريا قرار داده است.
و هو الذى جعل لكم النجوم لتهتدوا بها فى ظلمت البر و البحر
2 - ستارگان و موقعيت و مدارهاى آنها، داراى نظم و حساب و برنامه مشخص است.
جعل لكم النجوم لتهتدوا بها فى ظلمت البر و البحر
راهيابى به وسيله ستارگان زمانى ميسر است كه مدارات و موقعيت آنها داراى نظمى مشخص باشد ; زيرا در غير اين صورت راهيابى به وسيله آنها ممكن نبود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 54 - 16
16 - تمامى موجودات جهان هستى ، تحت ربوبيت خداوند هستند .
اللّه رب العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 79 - 1
1- لزوم انديشيدن انسان ها در كيفيت پرواز پرندگان در جو آسمان و قوانين حاكم بر آن
ألم يروا إلى الطير مسخّرت فى جوّ السّماء
«رؤيت» كه به معناى ديدن با چشم است، هر گاه با «إلى» متعدى شود، متضمن معناى نظر و دقت مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 114 - 8
8 - رخداد عظيم قيامت و دگرگونى هاى عمده در جهان ، و نظام دقيق و عادلانه آن ، جلوه هايى از مرتبت والا و فرمان روايى مطلق خداوند و منزه بودن او از هرگونه باطل
فتعلى اللّه الملك الحقّ
ارتباط اين آيه با آيات پيشين - كه از حوادث نزديك به قيامت و رخدادهاى آن روز سخن گفته بود - گوياى نكته ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 104 - 3
3- فروپاشى نظام كنونى طبيعت ، در آستانه برپايى قيامت
يوم نطوى السماء كطىّ السجلّ للكتب
با در هم پيچيده شدن آسمان، نظم كنونى آن هم در هم پيچيده خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 65 - 11
11 - برپايى نظام آفرينش ، جلوه اى از قدرت بى نهايت خداوند
و يمسك السماء أن تقع على الأرض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 86 - 8،12
8 - وجود نشانه هاى روشن و غيرقابل انكار الهى ، در نظام شب و روز براى جويندگان حقيقت
إنّ فى ذلك لأيت لقوم يؤمنون
عبارت «قوم يؤمنون»; يعنى، كسانى كه داراى زمينه گرايش به حق اند و اگر حق را بيابند به آن ايمان مى آورند.
12 - اجزا و نمود هاى نظام طبيعت ، هر يك داراى حكمت و هدف
أنّا جعلنا الّيل ليسكنوا فيه و النهار مبصرًا
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند براى شب - كه يكى از پديده هاى نظام طبيعت است - هدفى را ذكر فرموده و براى روز - كه يكى ديگر از پديده هاى آن مى باشد - ثمرى ديگر را بيان كرده است. بديهى است كه اين دو نيز تنها به عنوان نمونه و نماد ياد شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 48 - 3
3 - پيدايش ابر هاى باران زا ، در نظام طبيعت ، براساس قوانين و مقررات خاصى است .
يرسل الرياح فتثير سحابًا . .. و يجعله كسفًا فترى الودق يخرج من خلله
«فاء» در «تثير» و نيز «يبسط» تفريع بر فعل هاى سابق خود هستند و حكايت از تأثير و تأثّر عوامل طبيعى بر هم دارد تا اين كه پس از آن تحولات، باران ببارد و اين، نشان از نظام دار بودن آن دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 5 - 4
4 - تمام موجودات جهان ، برخوردار از نظامى واحد و تدبيرى يگانه اند .
يدبّر الأمر
چون ضمير فاعلى در «يدبّر» مفرد است نشان مى دهد كه تدبير كننده، يكى است و تدبير كننده واحد از يگانگى تدبير حكايت مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 6 - 4
4 - نظام و قوانين حاكم بر هستى ، عالمانه است .
يدبّر الأمر من السماء إلى الأرض . .. ذلك علم الغيب و الشهدة
بيان عالم بودن خداوند، پس از ذكر تدبير عالم، بيان كننده اين نكته است كه تدبير، براساس علم و آگاهى انجام پذيرفته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 10 - 8
8 - نظام قانون مند طبيعت ، گذرگاه ره يابى انسان به حيات معنوى و هدايت
الذى جعل لكم . .. لعلّكم تهتدون
برداشت ياد شده بنابراين نكته است كه منظور از «تهتدون. ..» هدايت معنوى و معرفتى باشد; و نه صرفاً دست يابى به منافع و مقاصد طبيعى.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نازعات - 79 - 5 - 4
4 - جهان داراى نظامى خاص و استوار ، بر پايه تدبيرهايى از سوى فرشتگان
فالمدبّرت أمرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 51 - 2
2- جهان ( آسمان و زمين ) با نظم كنونيش ، براى كيفر و پاداش كامل انسان ، ممكن و مناسب نيست .
يوم تبدّل الأرض غير الأرض . .. و برزوا لله ... ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت
از اينكه خداوند پيش از طرح مسأله كيفر و پاداش انسانها در قيامت موضوع دگرگونى نظام كنونى جهان (دنيا) را مطرح فرمود، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 51 - 2
2- جهان ( آسمان و زمين ) با نظم كنونيش ، براى كيفر و پاداش كامل انسان ، ممكن و مناسب نيست .
يوم تبدّل الأرض غير الأرض . .. و برزوا لله ... ليجزى الله كلّ نفس ما كسبت
از اينكه خداوند پيش از طرح مسأله كيفر و پاداش انسانها در قيامت موضوع دگرگونى نظام كنونى جهان (دنيا) را مطرح فرمود، برداشت فوق به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 125 - 7
7 - حاكميت نظام احسن بر جهان هستى
أحسن الخلقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 36 - 6
6 - رهيافت انسان به ستايش پروردگار ، در پرتو توجه به نظام عالى تدبير او در هستى
حم . .. إنّ فى السموت و الأرض لأيت للمؤمنين... فللّه الحمد
با توجه به قرار گرفتن اين آيه در بخش پايانى سوره، «فاء» در «فللّه» تفريع بر كل محتواى سوره است كه درصدد نماياندن مظاهر تدبير والاى الهى در هستى - به ويژه در نظام زندگى انسان - است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 190 - 2،3،11
2 - آسمان ها و زمين ، آفريده هايى حادث و داراى نظم
انّ فى خلق السّموات و الارض و اختلاف الّيل و النّهار
3 - نظمِ شب و روز ، از آيات الهى
انّ فى . .. و اختلاف الّيل و النّهار لايات
11 - پى بردن از آفرينش به قدرت مطلق خداوند و يكتايى او در فرمانروايى بر هستى ، دليل بهره مند بودن آدمى از خرد ناب
انّ فى خلق السّموات . .. لايات لاولى الالباب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 191 - 20،23
20 - جهان آفرينش ، مجموعه اى هدفدار و منظّم
يتفكّرون فى خلق السّموات و الارض ربّنا ما خلقت هذا باطلاً
«باطل» به چيزى گفته مى شود كه هدفى را تعقيب نكند و يا داراى غرض و هدفى معقول نباشد. بنابراين باطل نبودن هستى يعنى دارا بودن هدف معقول و منطقى و لازمه هدفدارى، نظم است.
23 - آفرينش ، نظامى حساب شده ، متقن و ضرورى
ربّنا ما خلقت هذا باطلاً
حقّ، كارى است كه انجام آن ضرورى است و به اندازه لازم و در زمان خودش تحقق يابد. (مفردات راغب). و باطل نقيض حق است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 33 - 7
7- نظام خلقت ، قانونمند ، هدفدار و داراى نظم
الله الذى خلق السموت و الأرض . .. رزقًا لكم ... و سخ-ّر لكم الشمس و القمر دائبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 16 - 2
2- ستارگان ، در مدار و قرارگاههايى معين در حال حركتند .
و لقد جعلنا فى السّماء بروجًا و زين-ّها للنظرين
«برج» به منزلگاه و قرارگاه معنا شده است و منزلگاه به جايى اطلاق مى شود كه وارد شونده اى بر آن وجود داشته باشد و مراد از آن در اين آيه، مى تواند ستارگان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 3 - 2
2- جهان آفرينش ( آسمان ها و زمين ) ، داراى نظم ، هدف ، اتقان ، استوارى و به دور از هرگونه پوچى و بى نظمى
خلق السموت و الأرض بالحق
از معانى «حق» هدف دارى حكيمانه و متقن بودن است. بنابراين «خلق السماوات و الأرض بالحق»; يعنى، جهان را هدف دار و در نهايت اتقان و استوارى آفريد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 12 - 13
13- كمترين درهم ريختگى و نابسامانى ، در نظام هستى و آفرينش وجود ندارد .
و كلّ شىء فصّلنه تفصيلاً
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «كلّ شىء» همه هستى باشد و در اين صورت «فصّلناه» از ماده «فصل» و به معناى جداسازى چيزى از چيز ديگر است (مفردات راغب). بنابراين معناى آيه چنين مى شود: ما هر چيزى را در جايگاه خويش به گونه اى قرار داديم كه با ديگرى مخلوط نشود و اصطكاكى پيدا نكند و هر پديده اى در اين عالم داراى نظم بوده و به سامان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 42 - 6
6- نظم و نظام جهان هستى و حاكميت قدرت واحدى بر آن ، نشان يگانگى خداوند است .
قل لو كان معه ءالهة كما يقولون إذًا لاَبتغوا إلى ذى العرش سبيلاً
اين برداشت، از برهان خلفى كه در آيه به آن اشاره شده، استفاده مى شود. توضيح اينكه اگر خدايان متعددى وجود داشت، بايد براى تصاحب قدرت تنازع مى كردند و آثار آن معلوم مى گرديد و چون آثار و نتايج آن معلوم نشده، پس تنازعى رخ نداده است و چون تنازع رخ نداده معلوم مى شود خداوند، واحد و يگانه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 99 - 8
8- تحقق نيافتن معاد انسان قبل از قيامت ، معلول حاكميت نظم و برنامه در كار آفرينش است نه ناشى از عدم قدرت خداوند
قادر على أن يخلق مثلهم و جعل لهم أجلاً
تذكر «جعل لهم أجلاً» پس از «قادر على أن يخلق مثلهم» در واقع پاسخ گويى اين سؤال مقدّر است كه اگر خدا قادر بر خلقت دوباره انسانهاست، پس چرا از هم اكنون اين كار را نمى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 94 - 5
5- موجودات جهان داراى نظم و آمار دقيق اند .
لقد أحصيهم وعدّهم عدًّا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 71 - 1
1 - تنظيم نظام تشريع و تكوين بر اساس تمايلات و هوس هاى كافران ، مايه تباهى نظام هستى
و لو اتبع الحقّ أهواءهم لفسدت السموت و الأرض و من فيهنّ
اين آيه، ادامه آيه پيشين است. در آيه قبل بيان شد كه مخالفت كافران و رفاهمندان با پيامبر(صلی الله علیه و آله) و قرآن، از آن جهت نبود كه آن دو براى آنها ناشناخته بود; بلكه از آن رو بود كه پيام هاى قرآن - كه آورنده آن پيامبر(صلی الله علیه و آله) مى باشد - سراسر حق است و حق در ذائقه آنها ناخوشانيد بود. بنابراين آنها در صورتى پيامبر(صلی الله علیه و آله) را مى پذيرفتند كه سخنانى مطابق هوس هاى آنها مى آورد. در اين آيه نيز مى فرمايد: اما هرگز حق نمى تواند تابع هوس هاى آنها شود; زيرا در آن صورت - با توجه به نامحدود و متناقض بودن خواسته ها - همه چيز از هم مى پاشيد; نه آسمان باقى مى ماند، نه زمين و نه موجودات ساكن در آنها.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 91 - 7
7 - نظام هماهنگ و سامان مند جهان ، دليل يگانه بودن خدا و بطلان پندار شرك
و لعلا بعضهم على بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 64 - 7
7 - چرخه منظم حيات و ارتباط و هماهنگى كامل ميان عوامل جوى و زمينى ، نشانه يكتايى مدبر هستى
أمّن يبدؤا الخلق ثمّ يعيده و من يرزقكم من السماء و الأرض
عبارت «من السماء و الأرض» مى تواند اشاره به وجود هماهنگى عوامل زمينى و آسمانى، در تدارك نيازمندى هاى انسان داشته باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 13 - 4
4 - حركت منظم و بىوقفه خورشيد و ماه
و سخّر الشمس و القمر كلّ يجرى
فعل مضارع «يجرى»، دلالت بر استمرار جريان حركت خورشيد و ماه دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - يس - 36 - 40 - 1
1 - هر يك از خورشيد و ماه - در قرارگاه ويژه خود - دور از هم در حركتند و هرگز با هم تلاقى نخواهند كرد .
لا الشمس ينبغى لها أن تدرك القمر و لا الّيل سابق النهار
مقصود از نرسيدن خورشيد به ماه (لا الشمس ينبغى لها أن تدرك القمر)، به قرينه آيات پيشين - كه درباره حركت خورشيد و ماه به سوى قرارگاه ويژه خود بود - اين است كه آن دو كره در دو مسير مجزا در حركت بوده و به دور از هم قرار دارند و هرگز باهم تلاقى نخواهند كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 27 - 2
2 - جهان آفرينش ( آسمان ، زمين و . . . ) ، مجموعه اى هدفدار و منظم است .
و ما خلقنا السماء و الأرض و ما بينهما بطلاً
«باطل» به چيز بيهوده و بدون هدف و غرض معقول گفته مى شود. بنابراين باطل نبودن آفرينش جهان، به معناى هدفمند بودن آن است و لازمه اين هدف مندى وجود نظم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 50 - 4
4 - تحقق آفرينش اشيا و تقدير و تنظيم آنها ، با صدور يك فرمان از جانب خداوند و بى نياز از بازنگرى *
إنّا كلّ شىء خلقنه بقدر . و ما أمرنا إلاّ وحدة كلمح بالبصر
عبارت «و ما أمرنا» مى تواند نظر به آيه قبل داشته باشد; يعنى، خلقت و اندازه گيرى در دو مرحله صورت نمى گيرد; بلكه با يك فرمان هم آفرينش است و هم تقدير و در اين آفرينش و تقدير تجديد نظر صورت نمى گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 3 - 6،7
6 - تشويق و ترغيب خداوند ، به نگاه ژرف در مبدأ پيدايش جهان و نظم و هماهنگى ميان آنها
ما ترى فى خلق الرحمن من تفوت ثمّ ارجع البصر هل ترى من فطور
7 - جهان آفرينش ، به دور از هرگونه اختلال و آشفتگى است .
هل ترى من فطور
«فطر» (ماده «فطور») در اصل به معناى شكافتن از طول است و در اين آيه، در معناى اختلال به كار رفته است (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 4 - 3
3 - تفكر و تأمل مكرّر و عميق تر در آفرينش جهان ، موجب آگاهى و شناخت فزون تر و ژرف تر نظم و انسجام آن خواهد شد .
هل ترى من فطور . ثمّ ارجع البصر كرّتين ينقلب إليك البصر خاسئًا و هو حسير
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 29 - 5
5 - وجود نظم و حساب در موجودات جهان
و كلّ شىء أحصينه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - اعلى - 87 - 5 - 3
3 - سير صعودى و نزولى گياهان و روييدن و تبديل شدن آنها به خاشاك ، نمونه اى از نظم تقدير شده آفريده هاى خداوند است .
الذى قدّر . .. أخرج المرعى . فجعله غثاء أحوى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - تين - 95 - 4 - 5
5 - تمام آفريده هاى الهى ، نيكو و داراى ساختارى منظم اند . *
أحسن تقويم
«أحسن»، اسم تفضيل است و اثبات برترين قوام براى انسان، نيكو بودن قوام ديگر موجودات را در مفهوم خود گنجانيده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 5 - 4،5
4 - حركت منظم ماه در مدار خود و منازل آن ( هلال ، تربيع ، بدر و . . . ) آيت و نشانه ربوبيت خداست .
و القمر نوراً و قدره منازل
5 - حركت منظم ماه در مدار خود و منازل آن ( هلال ، تربيع ، بدر و . . . ) وسيله اى مطمئن براى شمارش ماه و سال و محاسبه امور زندگى انسانهاست .
و القمر نوراً و قدره منازل لتعلموا عدد السنين و الحساب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 3 - 10
10- پديده هاى هستى حاوى نشانه هايى بر روز قيامت و رستاخيز انسانهاست .
إن فى ذلك لأيت لقوم يتفكرون
برداشت فوق بر اين اساس است كه متعلق «آيات» به قرينه جمله «لعلكم بلقاء ربكم توقنون» در آيه قبل ، لقاى خدا و برپايى قيامت باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 182 - 10
10 - جهان آفرينش ، مظهر ربوبيت خداوند است .
ربّ العلمين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - زخرف - 43 - 82 - 3
3 - آسمان ها و زمين ( مجموعه هستى ) ، عرش خداوند و تحت ربوبيت عالى و بى نقص او
ربّ السموت و الأرض ربّ العرش
بنابراين كه «ربّ العرش» عطف بيان باشد، برداشت بالا به دست مى آيد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 78 - 6
6 - تمامى مظاهر آفرينش - در دنيا و آخرت - نمودهايى از ربوبيت خداوند
تبرك اسم ربّك ذى الجلل و الإكرام
اين آيه، نتيجه تمامى آيات پيشين و فشرده كلام را بيان داشته است و به كل سوره نظر دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - واقعه - 56 - 62 - 3
3 - با مشاهده نشأه نخستين ( جهان فعلى ) ، راهى براى انكار نشأه بعدى ( جهان آخرت ) باقى نمى ماند .
و لقد علمتم النشأة الأُولى فلولا تذكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 1 - 7
7 - جهان آفرينش ، جلوه عزّت و حكمت خداوند
ما فى السموت و الأرض و هو العزيز الحكيم
تكيه بر دو وصف «عزيز» و «حكيم»، پس از ذكر آسمان ها و زمين، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حشر - 59 - 1 - 4
4 - نمود هاى هستى و نماد هاى جهان طبيعت ، خود بيانگر قدرت و حكمت آفريدگار خويش اند .
سب-ّح للّه ما فى السموت و ما فى الأرض و هو العزيز الحكيم
ارتباط عبارت «سبّح للّه. ..» با «و هو العزيز الحكيم» مى تواند بيانگر اين معنا باشد كه تسبيح و تنزيه پروردگار، نشانه اتقان و بى عيب و نقص بودن ذات و افعال او است. آفرينش نيز، با اين عظمت و استحكام خود نمايانگر قدرت و عزت او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - صف - 61 - 1 - 10
10 - جهان آفرينش ، جلوه عزت و حكمت همه جانبه خداوند
سبّح للّه ما فى السموت . .. و هو العزيز الحكيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 3 - 11،13
11 - طبيعت و جهان آفرينش ، بستر خداشناسى
الذى خلق سبع سموت . .. هل ترى من فطور
13 - جهان آفرينش ، جلوه رحمانيت خداوند
الذى خلق سبع سموت طباقًا ما ترى فى خلق الرحمن من تفوت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 37 - 2
2 - تدبير امور انسان ها ، در اختيار مالك و مدبّر جهان هستى است .
ربّك . .. ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
«ربّ السماوات» - كه بيانگر «ربّك» در آيه قبل مى باشد - گوياى اين است كه ربّ تو همان ربّ جهان هستى است و آنان كه به ارباب متعدد مى انديشند، بر خطايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - نبأ - 78 - 37 - 2
2 - تدبير امور انسان ها ، در اختيار مالك و مدبّر جهان هستى است .
ربّك . .. ربّ السموت و الأرض و ما بينهما
«ربّ السماوات» - كه بيانگر «ربّك» در آيه قبل مى باشد - گوياى اين است كه ربّ تو همان ربّ جهان هستى است و آنان كه به ارباب متعدد مى انديشند، بر خطايند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 65 - 10
10 - برپايى نظام آفرينش و مصونيت آن از فروپاشى ، نيازمند به حفظ و نگه دارى مستمر خداوند
و يمسك السماء أن تقع على الأرض
به كارگيرى فعل مضارع (يمسك) - كه بيانگر استمرار است - مطلب ياد شده را مى رساند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 185 - 3،14
3 - خداوند مردم را به تفكر و تأمل در وابسته بودن جهان آفرينش و نياز همواره آن به هستى بخش دعوت كرد .
أو لم ينظروا فى ملكوت السموت و الأرض و ما خلق اللّه من شىء
14 - آنان كه از طريق انديشه در ملكوت آسمان ها و زمين ( نياز جهان هستى به مالك و هستى بخش ) هدايت نشوند ، هيچ دليلى ديگر نمى تواند آنان را هدايت كند .
فبأى حديث بعده يؤمنون
توضيح برداشت پيش راهنماى اين برداشت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 75 - 9
9- تمامى هستى در برابر خداوند غنى ، فقير و نيازمند مطلق است .
ضرب الله مثلاً عبدًا مملوكًا لايقدر على شىء و من . .. فهو ينفق منه سرًّا و جهرًا
برداشت فوق بر اين اساس است كه خداوند در مقام ردّ عقيده مشركان و تبيين اين حقيقت كه خداوند قابل مقايسه با خلق نيست از مثالى استفاده كرده است كه مجموعه هستى را به منزله برده اى ناتوان و جايگاه خداوندى را به مثابه توانمندى انفاقگر دانسته است كه هستى از نعمتهاى او ارتزاق مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 64 - 5
5 - سراسر هستى ، فقير و نيازمند به خداى يگانه و ستايشگر او
له ما فى السموت . .. و إنّ اللّه لهو الغنىّ الحميد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 86 - 1
1 - جهان آفرينش ، داراى ماهيتى نيازمند به مدير و مدبر
قل من ربّ السموت السبع و ربّ العرش العظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 88 - 5
5 - شرك ورزى ، برخاسته از جهل انسان و عدم شناخت او نسبت به ماهيت سراسر نياز جهان هستى به خداوند
قل من بيده . .. إن كنتم تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 41 - 3
3 - نيازمندى ممكنات ( جهان هستى ) در بقا به خداوند ، همانند نياز آنها در اصل وجود
إنّ اللّه يمسك السموت و الأرض . .. إن أمسكهما من أحد من بعده
اين آيه هر چند درباره آسمان ها و زمين بحث كرده; ولى ممكن است به وجود اين قانون عام در جهان هستى نيز اشاره داشته باشد كه همه ممكنات، در اصل وجود و در بقاى خود، به خداوند نيازمند مى باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 36 - 7
7 - خداوند ، برآورنده نياز هاى نظام جهان و تمامى موجودات آن
فللّه الحمد ربّ السموت و ربّ الأرض ربّ العلمين
ربوبيت و تدبير موجودات عالم از سوى پروردگار، ملازم با رفع نيازها و ايجاد زمينه براى رشد و پرورش آنها است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 255 - 17
17 - مالكيّت مطلق الهى بر هستى ، مقتضى نفى هر گونه قدرت مستقل در جهان هستى
له ما فى السّموات و ما فى الارض من ذاالّذى يشفع عنده الاّ باذنه
جمله «من ذاالّذى . .. » كه حاكى از نفى قدرت مستقل در جهان هستى است، مى تواند نتيجه مالكيّت مطلق الهى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 2 - 4
4 - برپايى و دوام هستى ، متكى به خداوند است .
اللّه لا اله الاّ هو الحىّ القيّوم
قيوم به كسى گويند كه: خود پابرجا بوده و نگهبان و قوام بخش همه چيز باشد (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 185 - 3
3 - خداوند مردم را به تفكر و تأمل در وابسته بودن جهان آفرينش و نياز همواره آن به هستى بخش دعوت كرد .
أو لم ينظروا فى ملكوت السموت و الأرض و ما خلق اللّه من شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 31 - 14
14 - جهان آفرينش ، پيوسته نيازمند تدبير خداست .
و من يدبر الأمر فسيقولون اللّه
به كارگيرى فعل مضارع (يدبر) - كه بيانگر استمرار است - مفيد برداشت فوق مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 84 - 3
3 - شرك ورزى ، پديده اى برخاسته از غفلت و جهل انسان ، نسبت به تعلق و وابستگى همه جانبه او و پديده هاى پيرامونش به خداوند
قل لمن الأرض . .. إن كنتم تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 91 - 5
5 - جهان آفرينش ، جهانى واحد و داراى خدايى واحد
إذًا لذهب كلّ إله بما خلق
استدلال فوق بر پايه نفى آفرينش استوار شده است بدين صورت كه: الوهيت متفرع بر خالقيت است. بنابراين اگر چند اله در جهان باشد، بايد چند خلق نيز وجود داشته باشد; در حالى كه مجموعه هستى، يك خلق بيش نيست. بنابراين جهان هستى، تنها يك خالق و يك اله دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 7 - 4
4 - نشانه هاى محدود بودن عمر نظام طبيعت ، چنان روشن است كه هيچ ترديدى در آن باقى نمى گذارد .
و أنّ الساعة ءاتية لاريب فيها
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 86 - 2
2 - نياز جهان آفرينش به مدير و مدبر ، امرى روشن براى هر انسان دانشور و خردمند
إن كنتم تعلمون . .. قل من ربّ السموت السبع و ربّ العرش العظيم
روشن است كه سؤال «من ربّ السماوات السبع. ..» (پروردگار آسمان هاى هفتگانه و... كيست؟) زمانى قابل طرح است كه اصل نياز آنها به مدير و مدبر، قبلاً براى انسان حل شده باشد. و چون درك اين مسأله، براى اهل دانش و خرد - كه در آيه پيشين به آن تصريح شده است - امر پيچيده اى نيست به عنوان اصل مسلم تلقى شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - دخان - 44 - 4 - 1
1- شب قدر ، شب تقدير ، تدبّر و تثبيت امور هستى
فيها يفرق كلّ أمر حكيم
واژه «يفرق» ممكن است ناظر به معناى حل و تثبيت امور باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قدر - 97 - 1 - 5
5 - مشخصات امور جهان در شب قدر ، تعيين مى شود .
ليلة القدر
«قدر» در معانى گوناگونى به كار رفته است; از جمله «تقدير» (مصباح); «تدبيرامور» (قاموس); «تقسيم ارزاق»، «شرف» و «عظمت» (تاج العروس) و . .. . برداشت ياد شده ناظر به معناى اول و دوم است. مطلق بودن كلمه «قدر»، آن را شايسته تطبيق بر تمام مقدّرات ساخته و «من كلّ أمر» (در ذيل سوره) گواه تعميم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - حج - 22 - 1 - 9
9- زمان فروپاشى نظام طبيعت و برپايى قيامت ، زمانى معين در نزد خداوند
إنّ زلزلة الساعة شىء عظيم
«ال» در «الساعة» براى عهد است. بنابراين «الساعة» - آن هنگام - اشاره به زمانى مشخص و معين دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 101 - 16
16- آفريننده هستى تنها حقيقت شايسته و توانمند براى سرپرستى و ولايت بر آدميان
فاطر السموت و الأرض أنت ولىّ فى الدنيا و الأخرة
يوسف(ع) پس از توصيف خداوند به پديد آورنده آسمانها و زمين (هستى) او را ولىّ خويش مى خواند تا به اين حقيقت اشاره كند كه: چون خدا خالق هستى است ، ولىّ و سرپرست است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 28
28- ربوبيّت و ولايت تنها برازنده خالق هستى است .
أفاتخذتم من دونه أولياء . .. قل الله خلق كل شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 38 - 4
4 - جهان هستى خالى از هر نقص و كاستى است.
ما فرطنا فى الكتب من شىء
با توجه به صدر آيه، كه بحث از موجودات هستى است، مى توان گفت مراد از «الكتاب» كتاب تكوينى و جهان هستى است و مراد از تفريط نكردن در آن نفى هرگونه نقص و كاستى مى تواند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 34 - 5
5 - جهان آفرينش ، جهانى است حادث و ناپايدار .
قل هل من شركائكم من يبدؤا الخلق ثم يعيده
جمله «يبدؤا الخلق» مسبوق به عدم بودن پديده هاى جهان را مى رساند و «ثم يعيده» بيانگر اين است كه اين جهان به سوى مرگ و انقراض در حركت است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - صافات - 37 - 125 - 7
7 - حاكميت نظام احسن بر جهان هستى
أحسن الخلقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - حاقه - 69 - 43 - 5
5 - جهان هستى ، به سوى كمال در حركت است .
ربّ العلمين
«ربّ»، به معناى تربيت كردن است و «تربيت» ايجاد حالتى در شىء پس از حالت قبل است تا آن گاه كه به حد تمام و كمال برسد (مفردات راغب). اين معنا حكايت از حركت تكاملى دارد. گفتنى است كه كلمه «ربّ» مشترك لفظى ميان وصف و مصدر است و در آيه مورد بحث معناى وصفى دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - حديد - 57 - 4 - 7
7 - تدبير و اداره امور عالم از سوى خداوند ، همراه با اقتدار كامل و همه جانبه و به دور از هرگونه سستى و كاستى است .
ثمّ استوى على العرش
ماده «إستواء» هرگاه با «على» استعمال شود، به معناى «استيلاء» خواهد بود. بنابراين «استوى على العرش»; يعنى، «استولى على العرش» (بر عرش تدبير جهان استيلا دارد) و اين كنايه از اقتدار تام و فراگير خداوند، بر تدبير امور جهان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 38 - 2
2 - شكل گيرى نظام جهان ، داراى روندى تدريجى و طى دوره هاى متعدد
و لقد خلقنا . .. فى ستّة أيّام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - رعد - 13 - 16 - 12
12- تنها مدبّر هستى ، بر نفع رسانى و دفع ضرر تواناست .
من رب السموت و الأرض قل الله قل أفاتخذتم من دونه أولياء لايملكون لأنفسهم نفعًا و
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - طه - 20 - 52 - 9
9 - منزه بودن از جهل و فراموشى ، دو ويژگى لازم براى پروردگار و مدبر هستى است .
علمها عند ربّى . .. لايضلّ ربّى و لاينسى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 12 - 13
13- كمترين درهم ريختگى و نابسامانى ، در نظام هستى و آفرينش وجود ندارد .
و كلّ شىء فصّلنه تفصيلاً
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «كلّ شىء» همه هستى باشد و در اين صورت «فصّلناه» از ماده «فصل» و به معناى جداسازى چيزى از چيز ديگر است (مفردات راغب). بنابراين معناى آيه چنين مى شود: ما هر چيزى را در جايگاه خويش به گونه اى قرار داديم كه با ديگرى مخلوط نشود و اصطكاكى پيدا نكند و هر پديده اى در اين عالم داراى نظم بوده و
به سامان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 35 - 5
5 - خداوند ، هدايتگر جهان هستى و پديده هاى آن است .
اللّه نور السموت و الأرض
برداشت ياد شده مبتنى بر اين است كه مقصود از نور، يكى از معانى كنايى و مجازى آن (يعنى، هدايتگرى) باشد; چرا كه از ويژگى هاى نور، روشنايى بخشى است و روشنايى بخشى خداوند نسبت به پديده هاى جهان به اين دليل است كه آنها را به مقصد خود هدايت كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - آل عمران - 3 - 14 - 10
10 - امكانات مادى ، و تمايل به آنها ، فقط وسيله اى براى گذران زندگانى دنياست و هدف آفرينش نيست .
زيّن للنّاس ذلك متاع الحيوة الدّنيا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 22 - 19
19 - آفرينش جهان برنامه ريزى شده و هدف دار
الذى جعل . .. فأخرج به من الثمرت رزقاً لكم
آيه شريفه، زمين، باران و عوامل ديگر را براى تأمين هدفى خاص معرفى مى كند. وقتى سلسله امورى براى تأمين هدفى به كار گرفته مى شوند، در اصطلاح به آن، برنامه گفته مى شود كه الزاماً به هدف دارى عجين است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 164 - 18
18 - چگونگى جهان آفرينش ( پيوند و ارتباط اجزاى آن با يكديگر و هماهنگى و هدفدارى آنها ) حكايت از آفريننده اى واحد دارد .
إن فى خلق السموت و الأرض . .. لأيت لقوم يعقلون
از آنجا كه آيه شريفه در مقام استدلال بر مسأله توحيد است، به نظر مى رسد: متعلق «يعقلون»; يعنى، آنچه محط انديشه است، پيوند اجزاى يك مجموعه از جهان با يكديگر و ارتباط مجموعه ها با همديگر و هدفدارى آنهاست; زيرا پيوند، ارتباط و
هدفدارى جهان مى تواند از خالقى يگانه و مدبرى واحد حكايت كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 3 - 13
13 - جهان آفرينش ، جهانى قانونمند و در حركت به سوى هدفى معين
الذى خلق السموت و الأرض . .. يدبر الأمر
«تدبير» به معناى عاقبت انديشى و «امر» به معناى كار است. «تدبير امر» ; يعنى، در عاقبت و مآل كار چيزى انديشيدن. لازمه اين كار، عاقبت و هدف داشتن عالم و قانونمند بودن آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 5 - 7
7 - آفرينش خورشيد و ماه و متفاوت قرار داده شدن آن دو در درخشندگى ، جلوه هاى حكمت خدا و بر پايه حق و هدفى مشخص
هو الذى جعل الشمس ضياء و القمر نوراً . .. ما خلق اللّه ذلك إلا بالحق
«حق» در مقابل «باطل» (بيهوده) است ; يعنى، خداوند ماه و خورشيد را بيهوده و بى هدف نيافريده، بلكه آفرينش آنها بر پايه حق و هدف خاصى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 19 - 2،3
2- دعوت خداوند از مردم براى مطالعه عميق در آفرينش جهت پى بردن به هدفمندى آن
ألم تر أن الله خلق السموت و الأرض بالحقّ
3- جهان آفرينش ، بيهوده و عبث نبوده و هدفمند است .
خلق السموت و الأرض بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 33 - 7
7- نظام خلقت ، قانونمند ، هدفدار و داراى نظم
الله الذى خلق السموت و الأرض . .. رزقًا لكم ... و سخ-ّر لكم الشمس و القمر دائبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 85 - 1،2
1- خداوند آسمان ها ، زمين و موجودات در فضا را بر اساس حق ( حكيمانه و با مقصودى صحيح ) آفريد .
و ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ
يكى از موارد كاربرد واژه «حق» جايى است كه كارى به مقتضاى حكمت و بر اساس مصلحت انجام پذيرفته باشد (مفردات راغب). برداشت فوق بر اساس اين كاربرد است.
2- نظام آفرينش ( آسمان ها ، زمين و موجودات در فضا ) ، نظامى هدفدار و حكيمانه است .
و ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ
واژه «حق» در مقابل «باطل» است و باطل; يعنى، پوچ و بى هدف. بنابراين لغت «حق» - كه متضمن معناى حكمت و مصلحت است - مى تواند بيانگر هدف دارى باشد. مؤيد آن آيات متعددى است كه بطلان و پوچى در آفرينش جهان را نفى مى كند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 3 - 2
2- جهان آفرينش ( آسمان ها و زمين ) ، داراى نظم ، هدف ، اتقان ، استوارى و به دور از هرگونه پوچى و بى نظمى
خلق السموت و الأرض بالحق
از معانى «حق» هدف دارى حكيمانه و متقن بودن است. بنابراين «خلق السماوات و الأرض بالحق»; يعنى، جهان را هدف دار و در نهايت اتقان و استوارى آفريد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 17 - 5
5- خداوند در كار آفرينش جهان ، هدف و مقصودى حق و صحيح داشته است .
و ما خلقنا السماء . .. لعبين . لو أردنا أن نتّخذ لهوًا لاَتّخذنه من لدنّا إن ك
خداوند در آيه قبل، آفرينش جهان را هدف دار دانسته و در اين آيه براى تأكيد بيشتر فرموده است: «ما جهان را به منظور بازيچه و سرگرمى خود نيافريديم». از مجموع اين دو آيه استفاده مى شود كه در آفرنش جهان، هدفى لحاظ شده و اين هدف هم حق و صحيح است; زيرا مفاد كلمه لعب و لهو، همان معناى باطل است و هرچه باطل نباشد حق و صحيح خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 19 - 4
4 - وجود حساب گرى و هدف ، در جهان آفرينش
و أنزلنا من السماء ماء بقدر . .. فأنشأنا لكم به جنّت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 62 - 8
8 - نظام هستى ، نظامى حسابگر ، هدفدار و داراى فرجامى حكيمانه
و لدينا كتب . .. و هم لايظلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 9 - 5
5 - طبيعت و جلوه هاى هستى ، مقهور اراده خدا و هر پديده آن در راستاى مصلحت و هدفى حكيمانه
نودى أن بورك من فى النّار. .. يموسى إنّه أنا اللّه العزيز الحكيم
از ارتباط آيه مورد بحث با آيه قبل، مى توان استفاده كرد كه سخن گفتن خداى قاهر نشان دادن آيات خويش در آتشى چون آتش طور، براى او كارى است آسان و در راستاى مصلحت و هدفى حكيمانه.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 86 - 12،13
12 - اجزا و نمود هاى نظام طبيعت ، هر يك داراى حكمت و هدف
أنّا جعلنا الّيل ليسكنوا فيه و النهار مبصرًا
برداشت ياد شده با توجه به اين نكته است كه خداوند براى شب - كه يكى از پديده هاى نظام طبيعت است - هدفى را ذكر فرموده و براى روز - كه يكى ديگر از پديده هاى آن مى باشد - ثمرى ديگر را بيان كرده است. بديهى است كه اين دو نيز تنها به عنوان نمونه و نماد ياد شده اند.
13 - هدف دارى اجزا و مظاهر طبيعت ، گواه وجود معاد و بى فرجام نبودن مجموعه نظام حيات
ألم يروا أنّا جعلنا الّيل . .. إنّ فى ذلك لأيت
آيه فوق، مى تواند درآمدى باشد بر آيه بعد كه درباره معاد است; يعنى، خداوندى كه پديده هايى چون شب و روز را مهمل و بى هدف قرار نداده، چگونه ممكن است كه مجموعه حيات را بى فرجام بگذارد و مرگ انسان را به معاد پيوند نزند؟
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - عنكبوت - 29 - 44 - 3
3 - عالَم ، حق و هدف دار خلق شده است .
خلق اللّه السموت و الأرض بالحقّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 8 - 11،16
11 - نينديشيدن در حقانيت و هدف دارى جهانِ هستى ، موجب انكار معاد است .
أَوَلم يتفكّروا . .. و إنّ كثيرًا من الناس بلقاى ربّهم لكفرون
تذكر به حقانيت و هدف دارى جهان و نيز پايان پذيرى آن، گوياى اين حقيقت است كه عالَم به پايان مى رسد و معاد برپا مى شود. يادآورى اين نكته كه بيشتر مردم منكر معادند، پس از توبيخ عدم تفكر در حقانيت جهان، به اين معنا است كه تفكر نكردن در جهان آفرينش، موجب انكار معاد مى شود.
16 - هدف دارى نظام هستى و بى پايان نبودن عمران آن ، از دلايل معاد است .
أَوَلم يتفكّروا . .. ما خلق اللّه ... إلاّ بالحقّ و أجل مسمّى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - روم - 30 - 9 - 4
4 - مطالعه تاريخ و سرنوشت پيشينيان ، راهنماى آدمى به هدف دارى جهان است .
أَوَلم يتفكّروا . .. ما خلق اللّه ... إلاّ بالحقّ ... أَوَلم يسيروا فى الأرض فين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - لقمان - 31 - 22 - 9
9 - همه امور هستى ، در حركت به سوى هدفى واحد است .
و إلى اللّه عقبة الأُمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
14 - سجده - 32 - 5 - 2
2 - جهان ، پس از آفريده شدن ، به حال خود ر ها نشده و هميشه تحت تدبير است .
خلق السموت و الأرض و ما بينهما . .. يدبّر الأمر من السماء إلى الأرض
فعل مضارع «يدبّر» دلالت بر دوام و استمرار دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - فاطر - 35 - 18 - 17
17 - جهان هستى ، هدف مند و داراى حركت تكاملى است .
و إلى اللّه المصير
«اللّه» ذات مستجمع صفات كماليه است. بر اين اساس لازمه مرجع و مقصد بودن خداوند براى جهان، اين است كه جهان هدف مند بوده و رو به تكامل داشته باشد; زيرا حركت به سوى كمال مطلق، كمال آور است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
15 - ص - 38 - 27 - 2
2 - جهان آفرينش ( آسمان ، زمين و . . . ) ، مجموعه اى هدفدار و منظم است .
و ما خلقنا السماء و الأرض و ما بينهما بطلاً
«باطل» به چيز بيهوده و بدون هدف و غرض معقول گفته مى شود. بنابراين باطل نبودن آفرينش جهان، به معناى هدفمند بودن آن است و لازمه اين هدف مندى وجود نظم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - شورى - 42 - 53 - 10
10 - حركت جهان هستى ، هدفدار و تكاملى است .
إلى اللّه تصير الأُمور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 13 - 3
3 - انسان ، هدف و غايت نظام جهان *
و سخّر لكم ما فى السموت و ما فى الأرض
در صورتى كه «لام» در «لكم» براى غايت باشد، اين معنا را افاده مى كند كه تسخير موجودات جهان و نظام بخشيدن به آنها، هدف و غايتى دارد. اين غايت، انسان است و همه آنها نهايتاً براى انسان قرار داده شده اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 22 - 3
3 - برابر انگاشتن مؤمن و كافر در پيشگاه خداوند ، پندارى مغاير با هدفمندى و حقانيت نظام جهان
أم حسب الذين اجترحوا . .. و خلق اللّه السموت و الأرض بالحقّ
خداوند، هدفمندى و حقانيت نظام جهان را به دنبال طرح عدم تساوى صالح و ناصالح در پيشگاه داورى حق، ياد كرده و از يك مقوله و معنا دانسته است. بر اين اساس آيه شريفه را مى توان تفسير و تعليلى براى آنچه كه در آيه قبل بيان شده،
دانست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 43 - 5
5 - تحولات هستى ، در جهت اهداف تعيين شده از سوى خداوند *
و إلينا المصير
«مصير» به معناى «شدن» و يا غايت تحولات است و «إلينا» به معناى حركت به سوى برنامه ها و اهدافى است كه خداوند براى هستى در نظر گرفته است; زيرا ذات الهى در مكان و جاى خاصى محدود نيست، تا «إلينا» به سوى ذات باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - ذاريات - 51 - 49 - 6
6 - قوانين و پديده هاى هستى ، هدفمند و حكيمانه
و من كلّ شىء خلقنا زوجين لعلّكم تذكّرون
«لعلّكم تذكّرون» هدف براى «من كلّ شىء. ..» است. از اين بيان الهى استفاده مى شود كه اصولاً قوانين و پديده هاى جهان، هدفى را دنبال مى كنند و اين هدف ارزشى و حكيمانه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 3 - 4
4 - واقعيت ها و امور جهان ، داراى هدف و فرجامى حتمى الوقوع
و كلّ أمر مستقرّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - قمر - 54 - 49 - 2
2 - تمامى برنامه ها و مظاهر هستى ، هدفدار است .
إنّا كلّ شىء خلقنه بقدر
نظم و برنامه داشتن جهان آفرينش، نمى تواند بدون هدف و جداى از آن باشد. به عبارت ديگر هدفدار بودن جهان، لازمه وجود نظم و برنامه در آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - قيامه - 75 - 40 - 3
3 - هدف دارى آفرينش و زندگى انسان ، دليل وجود قيامت
أحسب الإنسن أن يترك سدًى . .. أليس ذلك بقدر على أن يحيى الموتى
يادآورى توانايى خداوند بر احياى مردگان - پس از طرح مسأله بى هدف نبودن زندگى انسان - مى تواند بيانگر اين حقيقت باشد كه هدفدار بودن آفرينش و زندگى بشر، اقتضا دارد كه انسان ها دوباره زنده شوند و به كردار آنان رسيدگى شود; زيرا جز اين، آفرينش و زندگى بشر، پوچ و بى هدف خواهد بود.
هدفدارى تحولات آفرينش
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 130 - 5
5 - هدفدارى تحولات جهان
و لقد أخذنا . .. لعلهم يذّكّرون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - زمر - 39 - 5 - 2
2 - آفرينش جهان ( آسمان ، زمين و . . . ) ، هدفدار و به دور از عبث كارى است .
خلق السموت و الأرض بالحقّ
«حقّ» در مقابل باطل قرار دارد و باطل گاهى در معناى عبث به كار مى رود. بنابراين حق به معناى هدفدار بودن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 22 - 6
6 - برپايى قيامت ، بخشى از اهداف الهى در آفرينش جهان
بالحقّ و لتجزى كلّ نفس بما كسبت
برداشت بالا بنابراين نكته است كه «و لتجزى» عطف بر محذوف باشد; يعنى، آفرينش به حق هستى اهداف متعددى را دنبال مى كند و از آن ميان، تنها يك مورد ذكر شده است كه جزاى عادلانه مردم است و قيامت صحنه اصلى بروز و ظهور آن مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 3 - 2
2 - خداوند ، در آفرينش جهان ، داراى هدفى بايسته و به دور از كمترين كاستى و بيهودگى
ما خلقنا السموت و الأرض و ما بينهما إلاّ بالحقّ
اطلاق «الحقّ» - با همه گستردگى و شمول آن - بر آفرينش خداوند، مى رساند كه در آفرينش او، كمترين ضعف، سستى، بيهودگى و. .. وجود ندارد; بلكه از همه جهات در نهايت حقانيت و كمال است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - ق - 50 - 38 - 8
8 - شكل گيرى تدريجى جهان ، داراى ملاك هاى حكيمانه و نه معلول خستگى و محدوديت قدرت خداوند *
و لقد خلقنا السموت و الأرض . .. و ما مسّنا من لغوب
برداشت بالا بدان احتمال است كه بيان «ما مسّنا من لغوب» - در پى «ستّة أيّام» - نظر به اين جهت داشته باشد كه اصولاً در آفرينش، رنج و خستگى براى خداوند مطرح نيست و اگر كار آفرينش را در شش مرحله صورت داده است، دلايل ديگرى دارد و به سبب محدوديت قدرت او نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
18 - رحمن - 55 - 10 - 4
4 - آفرينش زمين و نظام هستى از سوى خدا ، هدفمند است .
و السّماء رفعها و . .. و الأرض وضعها للأنام
خداوند متعال در اين آيه، نمايانده است كه اصولاً سامان يافتن زمين و شكل گيرى آن از آغاز، بدان هدف صورت گرفته كه زيستگاه آدميان باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - تغابن - 64 - 3 - 2،11
2 - آفرينش جهان ( آسمان ها ، زمين و . . . ) ، براساس حق و هدفدار و به دور از بيهوده كارى است .
خلق السموت و الأرض بالحقّ
«حقّ» در مقابل باطل قرار دارد. يكى از معانى «باطل» عبث و بيهوده كارى است; يعنى، كارى كه در آن هدف معقولى لحاظ نشود.
11 - معاد و بازگشت انسان ها ، به پيشگاه عدل الهى براى كيفر و پاداش ، مقتضاى آفرينش به حق و هدفمند جهان است .
خلق السموت و الأرض . .. و إليه المصير
ذكر معاد انسان ها - پس از بيان آفرينش جهان بر پايه حق و هدفمندى - مى تواند گوياى نكته ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 13 - 8
8 - نظام هدف مند و هماهنگ هستى در تأمين نياز هاى انسان ، نشانگر توحيد و يگانگى مبدأ جهان
و سخّر لكم . .. جميعًا منه إنّ فى ذلك لأيت لقوم يتفكّرون
تأكيد «جميعاً منه»، انسان را به مبدأ يگانه هستى متوجه مى سازد. اين تذكر در پى «سخّر لكم ما...»، مى تواند از آن جهت باشد كه هدف مندى هستى - كه از لام غايت در «لكم» استفاده مى شود - خود دليلى است بر هماهنگى همه اجزاى نظام در جهت واحد و اين مستلزم مبدئى يگانه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 33 - 8
8- مجموعه آفرينش جهان مادى ( آسمان ، زمين ، ماه ، خورشيد ، باران و . . . ) در خدمت انسان و هماهنگ و متناسب با نياز ها ، خواسته ها و مصالح او
الله الذى خلق السموت و الأرض . .. رزقًا لكم ... و سخ-ّر لكم الشمس و القمر دائبين
از اينكه خداوند فرمود: آسمانها، زمين، ماه، خورشيد و . .. را براى انسان تسخير و رام ساختيم، حكايت از آن دارد كه همه آنها
با خلقت انسان و نيازمنديهاى وى هماهنگ شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
11 - انبياء - 21 - 22 - 3
3- نظم و هماهنگى در جهان آفرينش ، دليلى است بر وحدانيت خداوند .
لو كان فيهما ءالهة إلاّاللّه لفسدتا
برداشت ياد شده مبتنى براين است كه «إلاّ» به معناى «غير» باشد; يعنى، اگر غير خداوند، خدايان ديگرى در جهان بود، نظم كنونى جهان متلاشى مى شد. مفهوم و پيام اين سخن اين است كه نظم كنونى جهان، تنها به اراده خدا و دليل بر وحدانيت او است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - مؤمنون - 23 - 91 - 7
7 - نظام هماهنگ و سامان مند جهان ، دليل يگانه بودن خدا و بطلان پندار شرك
و لعلا بعضهم على بعض
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 60 - 4
4 - ارتباط و هماهنگى مظاهر و پديده هاى هستى ، نشان دهنده يگانگى مدبر آن
خلق السموت و الأرض و أنزل لكم من السماء. .. ذات بهجة
ذكر آفرينش آسمان ها و زمين و اشاره به ارتباط، هماهنگى و پيوستگى عناصر آن (بدين صورت كه باران از آسمان ببارد، گياهان از زمين برويد، طراوت و زيبايى از آن پديد آيد و انسان با ديدن آن شادمان گردد) نشانه اى از يگانگى خالق و مدبر آن است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 61 - 6
6 - ارتباط ، هماهنگى و همسويى مظاهر و پديد هاى طبيعت ، نشانى گويا بر وحدت تدبير و يگانگى مدبر آن
أمّن جعل الأرض قرارًا و جعل . .. و جعل ... أءله مع اللّه
واژه «جعل» - كه به صورت مكرر در آيه به كار رفته است - اشاره به جلوه اى از مظاهر مفيد طبيعت دارد. اين امور در مجموع، محيطى مساعد براى حيات بشر پديد آورده است. بنابراين تعبير «أءله مع اللّه» بيانگر اين مطلب است كه ميان هماهنگى نظام طبيعت و يگانگى مدبر آن، ارتباطى روشن و تنگاتنگ هست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - ملك - 67 - 3 - 5،6،8
5 - در آفرينش جهان ، هيچ گونه اختلاف و ناهماهنگى ديده نمى شود .
ما ترى فى خلق الرحمن من تفوت
«تفاوت»، به معناى اختلاف و ناهماهنگى است.
6 - تشويق و ترغيب خداوند ، به نگاه ژرف در مبدأ پيدايش جهان و نظم و هماهنگى ميان آنها
ما ترى فى خلق الرحمن من تفوت ثمّ ارجع البصر هل ترى من فطور
8 - جهان آفرينش ، جهانى است هماهنگ ، موزون و منسجم .
سموت طباقًا ما ترى فى خلق الرحمن من تفوت. .. هل ترى من فطور
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
19 - نوح - 71 - 17 - 4
4 - قوانين حاكم بر نباتات ، بر انسان ها نيز حكمفرما است .
و اللّه أنبتكم من الأرض نباتًا
به كار رفتن تعبير «أنبات» و «نبات»، مى تواند اشاره به حقيقت ياد شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 164 - 18،20
18 - چگونگى جهان آفرينش ( پيوند و ارتباط اجزاى آن با يكديگر و هماهنگى و هدفدارى آنها ) حكايت از آفريننده اى واحد دارد .
إن فى خلق السموت و الأرض . .. لأيت لقوم يعقلون
از آنجا كه آيه شريفه در مقام استدلال بر مسأله توحيد است، به نظر مى رسد: متعلق «يعقلون»; يعنى، آنچه محط انديشه است، پيوند اجزاى يك مجموعه از جهان با يكديگر و ارتباط مجموعه ها با همديگر و هدفدارى آنهاست; زيرا پيوند، ارتباط و هدفدارى جهان مى تواند از خالقى يگانه و مدبرى واحد حكايت كند.
20 - شرك ورزى و دست نيافتن به توحيد ، نشانه انديشه نكردن و درك نكردن پيوند و هماهنگى در جهان آفرينش است .
إن فى خلق السموت و الأرض . .. لأيت لقوم يعقلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 53 - 6،16
6 - معارف قرآنى ، هماهنگ با قوانين هستى و فطرت انسانى
سنريهم ءايتنا . .. و فى أنفسهم حتّى يتبيّن لهم أنّه الحقّ
برداشت ياد شده بر اين اساس است كه ضمير «أنّه» به قرآن باز گردد.
16 - احاطه ربوبيت خداوند بر هستى ، گواه حقانيت پيام او و هماهنگى آن با قوانين نظام هستى
سنريهم ءايتنا . .. حتّى يتبيّن لهم أنّه الحقّ أَوَلم يكف بربّك أنّه على كلّ شىء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - احقاف - 46 - 2 - 8
8- برنامه ها و پيام هاى قرآن ، حكيمانه و منطبق با واقعيت هاى هستى است .
تنزيل الكتب من اللّه العزيز الحكيم
توصيف خداوند به حكمت - در پى سخن گفتن از نزول قرآن - مى تواند ناظر به مطلب بالا باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
20 - قدر - 97 - 1 - 7
7 - قرآن ، كتابى با عظمت و گنجينه معارفى هماهنگ با مقدّرات جهان
إنّا أنزلنه فى ليلة القدر
نزول قرآن در شب قدر، اسناد نازل كردن آن به خداوند و آوردن ضمير بدون مرجع آن - كه خود حاكى از شهرت مرجع ضمير است - نشانه هاى عظمت قرآن است. تناسب ظرف و مظروف نيز، بيانگر هماهنگى نزول قرآن با ويژگى هاى شب قدر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - جاثيه - 45 - 13 - 8
8 - نظام هدف مند و هماهنگ هستى در تأمين نياز هاى انسان ، نشانگر توحيد و يگانگى مبدأ جهان
و سخّر لكم . .. جميعًا منه إنّ فى ذلك لأيت لقوم يتفكّرون
تأكيد «جميعاً منه»، انسان را به مبدأ يگانه هستى متوجه مى سازد. اين تذكر در پى «سخّر لكم ما...»، مى تواند از آن جهت باشد كه هدف مندى هستى - كه از لام غايت در «لكم» استفاده مى شود - خود دليلى است بر هماهنگى همه اجزاى نظام در جهت واحد و اين مستلزم مبدئى يگانه است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 53 - 1،2،3
1 - يهود ، نقشى در نظام هستى ندارند .
ام لهم نصيب من الملك
2 - كارساز نبودن يارى هيچكس براى يهوديان ، معلول نقش نداشتن آنان در نظام هستى است .
فلن تجد له نصيراً. ام لهم نصيب من الملك
در برداشت فوق، جمله «ام لهم»، علت براى جمله «فلن تجد . ..» گرفته شده است.
3 - اگر يهوديان در حكومت بر هستى نقشى داشتند ، هيچ پشيزى به مردم نمى دادند .
ام لهم نصيب من الملك فاذاً لا يؤتون النّاس نقيراً
كلمه «نقيراً» به معناى چيزى است كه پرنده اى با منقار خويش برمى گيرد و كنايه از چيز حقير و اندك است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - مائده - 5 - 64 - 41
41 - اعتقاد يهود به كناره گزينى خداوند از تدبير امور جهان پس از فراغت از آفرينش آن
و قالت اليهود يد اللّه مغلولة
از امام صادق(ع) در توضيح آيه فوق روايت شده: . .. قالوا قد فرع من الامر فلايزيد و لاينقص ... .
توحيد صدوق، ص 167، ح 1، ب 25; نورالثقلين، ج 1، ص 649، ح 278.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 11 - 7
7- آگاهى از رخداد هاى تاريخى ، هموار كننده مشكلات و سهولت بخش سختيها
و لقد أرسلنا من قبلك فى شيع الأولين . و ما يأتيهم من رسول إلاّ كانوا به يستهزءون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 13 - 5
5- انسان بر اعمال خود در قيامت ، آگاهى مى يابد .
و كلّ إنسن . .. كتبًا يلقه منشورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 64 - 9،10
9 - خداوند ، انسان را از نتيجه و حقيقت كارهايى كه در دنيا انجام مى دهد آگاه خواهد ساخت .
و يوم يرجعون إليه فينبّئهم بما عملوا
10 - قيامت ، روز آگاه شدن انسان از حقيقت و نتيجه اعمال خويش
و يوم يرجعون إليه فينبّئهم بما عملوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 13 - 5
5- انسان بر اعمال خود در قيامت ، آگاهى مى يابد .
و كلّ إنسن . .. كتبًا يلقه منشورًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 39 - 8
8- آگاهى يافتن كافران بر دروغ گويى خويش ، از جمله دلايل احياى مجدد انسان ها در قيامت
بلى وعدًا عليه حقًّا . .. و ليعلم الذين كفروا أنهم كانوا كذبين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 130 - 15
15 - گمراهان پيرو شيطانها در قيامت بر كفرورزى خويش در دنيا آگاهى مى يابند. *
و شهدوا على أنفسهم أنهم كانوا كفرين
«شاهد» عالمى است كه آنچه را دريافته بيان مى كند. (لسان العرب). لذا اگر «شهدوا» به معناى شهادت دادن باشد، لازمه آن آگاهى فرد است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 159 - 10
10 - خداوند در قيامت خلافكاران را به اعمال ناپسندشان آگاه خواهد ساخت.
ثم ينبئهم بما كانوا يفعلون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 78 - 1
1- آگاهى از غيب و يا صدور پيمانى از جانب خداوند ، از راه هاى وقوف بر پى امد هاى كفر و ايمان و آثار آنها است .
لأُتينّ . .. أطّلع الغيب أم اتّخذ عند الرحمن عهدًا
همزه در «أطّلع» - كه در اصل أإطّلع بوده - براى استفهام انكارى است و فاعل فعل ضميرى است كه به «الذى» در آيه قبل
بازمى گردد. از اين رو مضمون آيه چنين مى شود: آيا آن كافرى كه مدعى شد كفر، موجب دستيابى به مال و فرزند است، بر غيب آگاهى يافته و يا عهدى از جانب خداوند دريافت كرده است؟! مراد از عهد، نوشته و يا بيانى است كه از ناحيه خداوند صادر گرديده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - مريم - 19 - 78 - 1
1- آگاهى از غيب و يا صدور پيمانى از جانب خداوند ، از راه هاى وقوف بر پى امد هاى كفر و ايمان و آثار آنها است .
لأُتينّ . .. أطّلع الغيب أم اتّخذ عند الرحمن عهدًا
همزه در «أطّلع» - كه در اصل أإطّلع بوده - براى استفهام انكارى است و فاعل فعل ضميرى است كه به «الذى» در آيه قبل بازمى گردد. از اين رو مضمون آيه چنين مى شود: آيا آن كافرى كه مدعى شد كفر، موجب دستيابى به مال و فرزند است، بر غيب آگاهى يافته و يا عهدى از جانب خداوند دريافت كرده است؟! مراد از عهد، نوشته و يا بيانى است كه از ناحيه خداوند صادر گرديده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 158 - 7
7 - خداوند به اعمال زائران خانه خدا ( به جا آوردن حج و عمره و سعى ميان صفا و مروه ) آگاه است .
فمن حج البيت أو اعتمر . .. و من تطوع خيراً فإن اللّه شاكر عليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 187 -
2،4،10،11،13،14،15
2 - آگاهى به زمان برپايى قيامت ، دانشى در انحصار خداوند
قل إنما علمها عند ربى . .. قل إنما علمها عند اللّه
4 - خداوند تنها قدرتى است كه بر آشكارسازى قيامت تواناست .
لا يجليها لوقتها إلا هو
«تجليه» مصدر «يجلى» به معناى اظهار كردن و آشكار ساختن است.
10 - دانش بشر ناتوان از پيش بينى زمان برپايى قيامت ، حتى به صورت احتمال
لا تأتيكم إلا بغتة
در صورتى مى توان گفت چيزى ناگهانى و بى خبر تحقق يافت كه انسان زمان تحقق آن را، حتى به صورت احتمال و حدس، در ذهن خويش ترسيم نكرده باشد.
11 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) بر خلاف تصور مردم ، بر آگاه شدن به زمان تحقق قيامت اصرار نداشت و براى دستيابى به آن تلاش نكرد .
يسئلونك كأنك حفى عنها
«حفى به» يعنى كنجكاوى نمود و درباره آن زياد پرسش كرد. چون كلمه «حفى» در آيه شريفه با «عن» متعدى شده، معناى كشف كردن نيز در آن مندرج است. يعنى «كانك حفى بها مستكشفا عنها». گويا تو پرسش كرده اى و در صدد كشف آن برآمده اى.
13 - پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، بر خلاف تصور مردم ، به زمان برپايى قيامت آگاه نبود .
يسئلونك كأنك حفى عنها
«حفى عنها» كه دلالت بر پرسش زياد و تلاش براى كشف زمان قيامت دارد، به قرينه «يسئلونك»، كنايه از آگاهى نيز مى باشد. يعنى آنان گمان مى كنند كه تو از زمان قيامت پرسش كرده اى و در نتيجه بدان آگاه شده اى.
14 - عموم مردم نمى دانند كه آگاهى به زمان قيامت در انحصار خداوند است .
و لكن أكثر الناس لايعلمون
مفعول «لايعلمون» معنايى است كه از «انما علمها . .. » به دست مى آيد.
15 - انحصار دانش قيامت به خدا ، خود علم و معرفتى است كه تنها برخى از مردم آن را درخواهند يافت .
إنما علمها عند اللّه و لكن أكثر الناس لايعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 41 - 14،15
14- آگاه شدن از فوايد دنيوى هجرت در راه خدا و پاداش اخروى آن ، مورد تمنى خداوند
و الذين هاجروا . .. لو كانوا يعلمون
از جمله معناها و استعمالهاى «لو» تمنى است و برداشت فوق بر اين اساس است.
15- آگاهى از ثمرات دنيوى هجرت در راه خدا و پاداش اخروى آن ، امرى در حد ناممكن است .
و الذين هاجروا فى الله . .. و لأجر الأخرة أكبر لو كانوا يعلمون
برداشت فوق، بنابر امتناعى بودن «لو» و يا تمنى بودن آن است و «لو تمنى» در جايى استعمال مى شود كه مورد، محال و يا در حكم محال باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 137 - 9
9 - خداوند ، به سخنان و انديشه هاى توطئه آميز دشمنان اسلام آگاه است .
فإنما هم فى شقاق فسيكفيكهم اللّه و هو السميع العليم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 50 - 6
6- آگاه ساختن از عذاب دردناك الهى و آگاهى از آن ، امرى بس مهم و سودمند
نبّىء عبادى أنى أنا الغفور الرحيم . و أن عذابى هو العذاب الأليم
«نبأ» به خبر مهم و بسيار سودمند گفته مى شود (مفردات راغب).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 21 - 5
5- كافران ، به پوچى و بى اساس بودن بافته هاى دروغين و عقايد واهى خويش ، پى خواهند برد .
و ضلّ عنهم ما كانوا يفترون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 5،21
5 - خداوند ناظر بر رفتار انسان ها و آگاه به ضماير ايشان است .
قد نرى تقلب وجهك فى السماء
21 - اعمال انسان ها هرگز مورد غفلت خداوند نخواهد بود .
و ما اللّه بغفل عما يعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 149 - 6
6 - اعمال انسان ها هرگز مورد غفلت خداوند نيست .
و ما اللّه بغفل عما تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 28 - 13
13 - توجه و اعتقاد به آگاهى خداوند به اعمال انسان ها ، موجب برانگيختن آنان به رعايت دستورات الهى و پرهيز از نافرمانى او است .
و إن قيل لكم ارجعوا فارجعوا هو أزكى لكم و اللّه بما تعملون عليم
سخن تهديدآميز خداوند به مؤمنان (و اللّه بما تعملون عليم)، مى تواند به منظور مطلب فوق ادا شده باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 30 - 14
14 - خداوند ، از تمامى حركات و رفتار انسان ها ، آگاه و باخبر است .
إنّ اللّه خبير بما يصنعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 119 - 19
19 - آگاهى دقيق از اهل بدعت در دين و متجاوزان به حدود الهى، جلوه اى از ربوبيت خداوند
إن ربك هو أعلم بالمعتدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 23 - 11
11 - آگاهى يافتن انسان ها به تمامى اعمال خود ، در جهان پس از مرگ
ثم إلينا مرجعكم فننبئكم بما كنتم تعملون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 41 - 14،15
14- آگاه شدن از فوايد دنيوى هجرت در راه خدا و پاداش اخروى آن ، مورد تمنى خداوند
و الذين هاجروا . .. لو كانوا يعلمون
از جمله معناها و استعمالهاى «لو» تمنى است و برداشت فوق بر اين اساس است.
15- آگاهى از ثمرات دنيوى هجرت در راه خدا و پاداش اخروى آن ، امرى در حد ناممكن است .
و الذين هاجروا فى الله . .. و لأجر الأخرة أكبر لو كانوا يعلمون
برداشت فوق، بنابر امتناعى بودن «لو» و يا تمنى بودن آن است و «لو تمنى» در جايى استعمال مى شود كه مورد، محال و يا در حكم محال باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 51 - 1
1- پيامبر (صلی الله علیه و آله) وظيفه دار باخبر ساختن بندگان از ماجراى مهمانان حضرت ابراهيم ( فرشتگان )
و نبّئهم عن ضيف إبرهيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 26 - 10،15
10- ماجراى اصحاب كهف ، رازى است كه دست يافتن بشر به زواياى آن ، جز با وحى ، ممكن نيست .
قل اللّه أعلم بما لبثوا له غيب السموت و الأرض
15- ولايت و نظارت يگانه خدا بر اصحاب كهف ، دليل علم برتر الهى و عدم آگاهى ديگران به زواياى سرگذشت آنان است .
قل اللّه أعلم بما لبثوا . .. ما لهم من دونه من ولىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 27 - 8
8- بها ندادن به آراى ديگران در سرگذشت اصحاب كهف ، رهنمود خداوند به پيامبرش (صلی الله علیه و آله) بود .
قل اللّه أعلم بما لبثوا . .. واتل ما أُحى إليك من كتاب ربّك
نكته ياد شده، بدان احتمال است كه رهنمود الهى به تلاوت آيات وحى، در بردارنده اين مفهوم باشد كه سخن غير وحى، از اتقان كافى برخوردار نيست و در جريانى تاريخى، مانند جريان اصحاب كهف، مطمئن ترين منبع، وحى است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 2 - 7
7 - تنها خداوند آگاه از زمان قيامت و حشر آدمى است.
و أجل مسمى عنده
مراد از «اجل مسمى» مى تواند زمان برپايى قيامت باشد كه پس از ذكر خلقت و عمر آدمى به عنوان آخرين منزل ذكر شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 144 - 5
5 - خداوند ناظر بر رفتار انسان ها و آگاه به ضماير ايشان است .
قد نرى تقلب وجهك فى السماء
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 29 - 4
4 - خداوند به رفتار ، كردار ، نيات و اسرار آدميان آگاه است .
و اللّه يعلم ما تبدون و ما تكتمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - فرقان - 25 - 20 - 13
13 - انتخاب پيامبران از ميان انسان ها و با ويژگى هاى انسانى ، برخاسته از بصيرت و بينايى همه جانبه خداوند بر احوال و نياز هاى انسان ها
و ما أرسلنا قبلك من المرسلين إلاّإنّهم ليأكلون الطعام . .. و كان ربّك بصيرًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 172 - 7
7- آگاهى انسان در نشئه حجاب به ربوبيت خداوند ، برخاسته از آگاهى او در نشئه شهود است .
أشهدهم على أنفسهم . .. أن تقولوا يوم القيمة إنا كنا هذا غفلين
«أن تقولوا . .. » به تقدير «لام» و «لا»ى نافيه است. يعنى «لأن لا تقولوا» (ما مسأله اشهاد را عملى كرديم تا روز قيامت نگوييد از ربوبيت خدا غافل بوديم.) اين تعليل مى رساند كه اگر مسأله اشهاد نبود، حجت بر انسانها تمام نبود و خداوند آنها را به خاطر غفلت از ربوبيتش مؤاخذه نمى كرد. از لوازم اين معنا آن است كه آگاهى بالفعل انسانها نسبت به خدا به خاطر مسأله اشهاد مى باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 173 - 1
1 - وجود نشئه شهود و آگاه شدن آدمى به ربوبيت و وحدانيت خدا در آن نشئه ، از ميان برنده هر گونه عذر و بهانه اى براى روى آورى به شرك
و أشهدهم على أنفسهم . .. أو تقولوا إنما أشرك ءاباؤنا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 30 - 4
4 - آگاهى انسان ها به تمامى اعمال و كرده هاى خود در عرصه محشر
و يوم نحشر هم جميعاً . .. هنالك تبلوا كل نفس ما أسلفت
كلمه «ما» در «ما أسلفت» ظهور در عموم دارد; يعنى، در عرصه محشر هر كسى به زير و رو كردن كرده هاى خويش خواهد پرداخت و از آنها با خبر خواهد شد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 114 - 9
9 - اهل كتاب (عالمان يهود و نصارا) آگاه به حقانيت قرآن و نزول آن از جانب خدا
و الذين ءاتينهم الكتب يعلمون أنه منزل من ربك بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 40 - 17
17 - آگاهى هاى تاريخى ، مى تواند داراى نقشى سازنده براى آدمى باشد .
يبنى إسرائيل اذكروا نعمتى التى أنعمت عليكم
به ياد آوردن نعمتهاى گذشته - كه نوعى آگاهى تاريخى است - مورد سفارش و توصيه خداوند قرار گرفته است و از آنجا كه سفارشهاى خداوند همواره در راستاى سازندگى انسان و هدايت اوست، مى توان به برداشت فوق دست يافت.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 65 - 4
4 - بنى اسرائيل ، آگاه به سرگذشت شوم اصحاب سبت و علل آن هستند .
و لقد علمتم الذين اعتدوا منكم فى السبت فقلنا لهم كونوا قردة خسئين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 149 - 1،2،3
1 - بنى اسرائيل پس از مدتى با پى بردن به عدم شايستگى مجسمه گوساله براى پرستش ، به گمراهى خود آگاه و از كرده خويش پشيمان شدند .
و لما سقط فى أيديهم و رأوا أنهم قد ضلوا
جمله «سقط فى أيديهم» كنايه از پشيمانى است. زيرا انسان در هنگام پشيمانى چانه خويش را بر دستانش قرار مى دهد ; به گونه اى كه گويا در دست خود فرو افتاده است.
2 - بنى اسرائيل پس از آگاهى به گمراهى خويش ، از گوساله پرستى توبه كردند و به گناه خويش معترف شدند .
قالوا لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين
3 - بنى اسرائيل پس از اذعان به گمراهى خويش ، به اين حقيقت رسيدند كه نجاتشان از فرجام شوم گوساله پرستى در گرو شمول رحمت خدا و مغفرت اوست .
قالوا لئن لم يرحمنا ربنا و يغفر لنا لنكونن من الخسرين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 2 - 14
14 - عن أبى عبداللّه(ع) فى قوله: «قضى أجلا و أجل مسمى عنده» قال: الأجل الأول هو ما نبذه إلى الملائكة و الرسل و الأنبياء و الأجل المسمى عنده هو الذى ستره اللّه عن الخلائق.
امام صادق(ع) درباره سخن خداوند «قضى أجلا . .. » فرمود: اجل اول، اجلى است كه خداوند فرشتگان و رسولان و انبيا را از آن آگاه نموده و اجل معين را كه نزد اوست، از تمام خلايق پنهان داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 2 - 14
14 - عن أبى عبداللّه(ع) فى قوله: «قضى أجلا و أجل مسمى عنده» قال: الأجل الأول هو ما نبذه إلى الملائكة و الرسل و الأنبياء و الأجل المسمى عنده هو الذى ستره اللّه عن الخلائق.
امام صادق(ع) درباره سخن خداوند «قضى أجلا . .. » فرمود: اجل اول، اجلى است كه خداوند فرشتگان و رسولان و انبيا را از آن آگاه نموده و اجل معين را كه نزد اوست، از تمام خلايق پنهان داشته است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 35 - 14
14 - لزوم آشنايى انبيا و رهبران الهى به روحيات مردم و ماهيت مخالفان و منكران دين
فلا تكونن من الجهلين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 44 - 5
5 - علم دقيق خداوند به حالات و روحيّات تقواپيشگان
و اللّه عليم بالمتقين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 119 - 19
19 - آگاهى دقيق از اهل بدعت در دين و متجاوزان به حدود الهى، جلوه اى از ربوبيت خداوند
إن ربك هو أعلم بالمعتدين
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 51 - 4
4- پادشاه مصر پيش از بازجويى از زنان اشراف ، به تقاضاى آنان ( درخواست كام روايى ) از يوسف ( ع ) و بى گناهى او آگاه شده بود .
قال ما خطبكنّ إذ رودتنّ يوسف عن نفسه
«إذ» بدل اشتمال براى «خطبكنّ» است و بيانگر مقصود پادشاه از ماجرايى است كه درباره آن بازجويى مى كرد. بنابراين «ما خطبكنّ ...» ; يعنى، داستان شما چيست؟ منظورم آن داستانى است كه تقاضاى كام روايى از يوسف مى كرديد. تصريح شاه به اينكه شما زنان از يوسف(ع) تقاضا كرديد، مى رساندكه وى به مراوده آنان و بى گناهى يوسف(ع) آگاهى يافته بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 52 - 2
2- آگاه شدن عزيز مصر به پرهيز يوسف ( ع ) از رابطه نامشروع با همسر وى ، از اهداف يوسف ( ع ) در تقاضاى دادرسى و بازجويى از زنان اشراف
ذلك ليعلم أنى لم أخنه بالغيب
چنان چه «ذلك ليعلم . ..» كلام يوسف(ع) باشد، مشاراليه «ذلك» خارج نشدن از زندان و تقاضاى دادرسى و محاكمه زنان اشراف است. ضمير در «يعلم» و «لم أخنه» مى تواند به «عزيز» باز گردد و مى تواند مراد از آن «ملك» باشد. برداشت فوق بر اساس احتمال نخست است. بنابراين «ذلك ليعلم ...» ; يعنى، بيرون نرفتن من از زندان و تقاضاى دادرسى بدان خاطر بود كه عزيز مصر بداند من در نهان به او خيانتى نكردم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 20 - 4
4 - آگاهى گوش ، چشم و پوست آدمى ، از اعمال و رفتار او
شهد عليهم سمعهم و أبصرهم و جلودهم بما كانوا يعملون
گفتنى است كه گواهى دادن فرع بر آن است كه گواهى دهنده به آنچه گواهى مى دهد آگاه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 121 - 4
4 - ساحران به رسالت ها و پيام هاى موسى ( ع ) قبل از اقدام به مبارزه با وى آگاه بودند .
قالوا ءامنا برب العلمين
تأكيد ساحران به ربوبيت خداوند و پذيرش سريع آن پس از آگاهى به حقانيت موسى(ع)، بيانگر اين است كه آنان پيش از حضور در صحنه مبارزه به پيامهاى وى، كه بارزترين آن اعتقاد به ربوبيت مطلق خداوند است، آگاه شده بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 122 - 2
2 - ساحران مؤمن به موسى ( ع ) ، مردمى هوشيار و به ترفند ها و سياست بازى هاى فرعون و اشرافيان دربار وى آگاه بودند .
به نظر مى رسد از اهداف ساحران در تفسير «رب العلمين» به «رب موسى و هرون» اين باشد كه مبادا فرعونيان پس از خاتمه ماجرا چنين وانمود كنند كه ساحران به فرعون سجده كردند و او را «رب العلمين» خواندند. و اين معنا حكايت از هوشيارى ساحران و آگاهى آنان به ترفندهاى فرعون دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 20 - 4
4 - آگاهى گوش ، چشم و پوست آدمى ، از اعمال و رفتار او
شهد عليهم سمعهم و أبصرهم و جلودهم بما كانوا يعملون
گفتنى است كه گواهى دادن فرع بر آن است كه گواهى دهنده به آنچه گواهى مى دهد آگاه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 122 - 14
14 - ارشاد مردم و تبليغ دين در جامعه ، منوط به داشتن آگاهى عميق به مبانى دين
ليتفقهوا فى الدين و لينذروا قومهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 104 - 4
4 - نقش اساسى ارائه آگاهى و بينش در تربيت و پرورش
قد جاءكم بصائر من ربكم
ذكر نام مقدس «رب»، با ضمير خطاب «كم» پس از بيان ارائه بينشها، بيانگر اين است كه اين كار از جمله شؤون ربوبيت، و بالطبع در تربيت و پرورش مؤثر است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 117 - 3
3 - تربيت، نيازمند علم و آگاهى ژرف است.
إن ربك هو أعلم
گزينش نام مقدس «رب» و اضافه آن به ضمير خطاب و سپس توصيف آن به اعلميت، بيانگر رابطه علم و ربوبيت مى تواند باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 141 - 4
4 - بروز نقطه هاى ضعف در جنگ و آگاهى از آن ، زمينه مناسبى براى خالص شدن مؤمنان از عيب ها و نقصها
ان يمسسكم قرح . .. نداولها بين النّاس ... و ليمحّص اللّه الّذين امنوا
چون «تمحيص» به معناى خالص سازى از عيب و نقص است و اين خالص سازى نتيجه شكست مؤمنان فرض شده، مى توان گفت كه شكست مسلمانان باعث مى شود كه آنها عيبها و نقصهاى خود را بشناسند و در رفع آن بكوشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 102 - 11
11 - عبادت خداوند بايد آگاهانه و بر اساس معرفت و شناخت باشد.
ذلكم الله ربكم . .. فاعبدوه
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 164 - 10
10 - خداوند آگاه كننده مردم به حقانيت معارف دين در قيامت
ثم إلى ربكم مرجعكم فينبئكم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 133 - 18
18 - شرح و بيان وقايع ، بايد از روى علم و آگاهى باشد .
أم كنتم شهداء إذ حضر يعقوب الموت
خداوند، ادعاى يهود (وصيت يعقوب به ملازمت بر يهوديت) را با اين جمله «أم كنتم . ..» (شما كه حضور نداشتيد ...) بى اساس دانسته است و اين بدان معناست كه: خبر و بيان وقايع بايد از روى علم و آگاهى بوده تا شايسته پذيرش باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 28 - 9
9- شناخت عزيز مصر از روحيه زنان و آگاهى او به ترفندهايشان
إن كيدكنّ عظيم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 108 - 4
4- عالمان اهل كتاب ، مطلع از وعده هاى خداوند در كتاب هاى آسمانى پيشين به نزول كتاب آسمانى قرآن
الذين أُوتوا العلم من قبله إذا يتلى عليهم يخرّون . .. يقولون سبحن ربّنا إن كان
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 114 - 9
9 - اهل كتاب (عالمان يهود و نصارا) آگاه به حقانيت قرآن و نزول آن از جانب خدا
و الذين ءاتينهم الكتب يعلمون أنه منزل من ربك بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 75 - 13
13 - عالمان يهود در عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، به الهى بودن قرآن آگاهى كامل داشتند .
و هم يعلمون
برداشت فوق، مبتنى بر اين است كه مفعول «يعلمون» به قرينه «يسمعون كلام اللّه» الهى بودن كلامى باشد كه براى آنان قراءت مى شده است; يعنى: «و هم يعلمون ان الذى يسمعونه كلام اللّه».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 114 - 9
9 - اهل كتاب (عالمان يهود و نصارا) آگاه به حقانيت قرآن و نزول آن از جانب خدا
و الذين ءاتينهم الكتب يعلمون أنه منزل من ربك بالحق
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 134 - 8
8 - فرعونيان آگاه به تأثير دعاى موسى ( ع ) در رفع عذاب از ايشان
ادع لنا ربك بما عهد عندك
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 6 - 3
3 - آگاهى كافران عصر پيامبر(صلی الله علیه و آله) از سرنوشت امتهاى پيشين
ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن مكنهم فى الأرض
از اينكه مى فرمايد «ألم يروا»، معلوم مى شود تاريخ گذشتگان در دسترس كافران بوده و از آن اطلاع داشته اند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
16 - فصلت - 41 - 20 - 4
4 - آگاهى گوش ، چشم و پوست آدمى ، از اعمال و رفتار او
شهد عليهم سمعهم و أبصرهم و جلودهم بما كانوا يعملون
گفتنى است كه گواهى دادن فرع بر آن است كه گواهى دهنده به آنچه گواهى مى دهد آگاه باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 79 - 5
5- لوط ( ع ) ، آگاه به رسوخ خوى همجنس گرايى در اخلاق و رفتار قوم خويش
و إنك لتعلم ما نريد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 68 - 7
7- حضرت لوط ( ع ) از نيت سوء و تجاوزكارانه قومش نسبت به مهمانان خويش باخبر و از آن به شدت نگران و بيمناك بود .
قال إن هؤلاء ضيفى فلاتفضحون
درخواست لوط(ع) از قومش براى اجتناب از عملى شرم آور، به دنبال روانه شدن آنان به در خانه آن حضرت - بى آنكه توضيح ديگرى داده شده باشد - حكايت از اين نكته مى كند كه لوط(ع) از قصد آنان باخبر بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 201 - 2
2 - تقواپيشگان به هنگام مواجه شدن با شيطان و وسوسه هاى او ، فرمان هاى خدا را به ياد آورده و به راهى كه مسير تقواست ، واقف مى شوند .
إن الذين اتقوا إذ امسهم طئف من الشيطن تذكروا فإذا هم مبصرون
تذكر در اينجا به معناى توجه كردن و به خاطر آوردن دانسته هاست و مراد از دانسته ها، به قرينه آيه 199، اوامر الهى است. «ابصار» (مصدر مبصرون) به معناى بينا شدن و آگاهى يافتن است و مراد از آن به دليل «الذين اتقوا» قرار گرفتن در مسير تقواپيشگى و در نتيجه رهيدن از دام شيطان است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 101 - 6
6 - اطلاع يافتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از وجود منافقان ، در پرتو وحى
و ممن حولكم . .. نحن نعلمهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 70 - 2
2 - اطلاع مردم عصر پيامبر از سرنوشت قوم نوح ، عاد ، ثمود ، ابراهيم ، اصحاب مدين و شهر هاى زير و رو شده پيشينيان ( قوم لوط و . . . )
ألم يأتهم نبأ الذين من قبلهم قوم نوح . .. و المؤتفكت
استفهام در «ألم يأتهم» براى توبيخ است. سرزنش منافقان و كافران به خاطر عبرت نگرفتن از سرنوشت پيشينيان، رساى به اين حقيقت است كه آنان از سرگذشت پيشينيان آگاهى داشتند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 45 - 16
16- مردم عصر بعثت از كيفر هلاكت بار الهى نسبت به اقوام ستمگر پيشين آگاه بودند .
الذين ظلموا أنفسهم و تبيّن لكم كيف فعلنا بهم و ضربنا لكم الأمثال
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 75 - 3
3 - خداوند ، مسلمانان را از ايمان نياوردن بنى اسرائيل و طايفه يهود آگاه ساخت .
أفتطمعون أن يؤمنوا لكم
همزه استفهام در «أفتطمعون» استفهام انكار توبيخى يا تعجبى است و در هر صورت دلالت بر اين دارد كه: جامعه يهود و بنى اسرائيل به اسلام و قرآن ايمان نخواهند آورد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 146 - 12
12 - از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه فرمود : « هذه الآية نزلت فى اليهود و النصارى يقول اللّه تبارك و تعالى « الذين آتيناهم الكتاب » يعنى التوراة و الأنجيل - يعرفونه - يعنى رسول اللّه كما يعرفون أبناءهم لان اللّه عز و جل قد أنزل عليهم فى التوراة و الزبور و الأنجيل صفة محمد و صفة اصحابه و مبعثه و هجرته . . . ;
آيه فوق، درباره يهود و نصارا نازل شده است و آنان كسانى بودند كه تورات و انجيل به آنان داده شده بود و رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را مانند فرزندان خود مى شناختند; چون خداوند در تورات، زبور و انجيل صفات رسول خدا و اصحابش و بعثت و هجرت آن حضرت را نازل كرده بود . .. ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - نحل - 16 - 55 - 6
6- مشركان ناسپاس ، از سزاى ناسپاسى شان مطلع خواهند شد .
بربّهم يشركون . .. فتمتّعوا فسوف تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 166 - 5
5 - قيامت ، روز آگاهى مشركان تابع و دنباله رو از گمراهى پيشوايان و بزرگان خويش
إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 63 - 6
6 - موضع گيرى خصمانه منافقان در برابر خدا و رسولش ، على رغم آگاهى آنان به عاقبت دردناك عملكردشان ، شگفت آور است .
ألم يعلموا أنه من يحادد اللّه و رسوله فان له نار جهنم
با توجه به اينكه «ألم يعلموا» توبيخ است و اين نوع توبيخ در مواردى به كار مى رود كه توبيخ شونده آگاه بوده و نمى بايست پس از آگاهى مرتكب خلاف شود، مطلب بالا استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 64 - 2
2 - آگاهى منافقان به اطلاع خداوند بر اسرار قلبشان
يحذر المنفقون أن تنزل عليهم سورة تنبئهم بما فى قلوبهم
شك نيست كه ترس منافقان مبتنى بر مقدماتى است كه از جمله آن مقدمات، آگاهى آنان است به اينكه خداوند بر اسرار آدمى آگاه و عالم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 151 - 1
1 - موسى ( ع ) پس از مشاجره خويش با هارون و پى بردن به ناتوانى او در برابر منحرفان ، رو به درگاه خدا آورد و به مناجات با او پرداخت .
قال رب اغفر لى و لأخى
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 101 - 6
6 - اطلاع يافتن پيامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمنان از وجود منافقان ، در پرتو وحى
و ممن حولكم . .. نحن نعلمهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 26 - 17
17- شايستگى براى ولايت و سرپرستى موجودات ، در انحصار مالك آگاه و هوشمند جهان هستى است .
له غيب السموت و الأرض أبصر به و أسمع ما لهم من دونه من ولىّ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 5 - 7
7- يعقوب ( ع ) از روحيات فرزندان خويش مطلع بود .
لاتقصص . .. فيكيدوا لك كيدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 83 - 6
6- آگاهى يعقوب به اينكه بازداشت بنيامين بر اساس كيد و نقشه اى از طرف فرزندانش ( يوسف ، بنيامين يا برادران ديگر ) بوده است . *
قال بل سوّلت لكم أنفسكم أمرًا
در اينكه چرا يعقوب(ع) گزارش فرزندانش را باور نكرد و آنان را على رغم داشتن شهود عينى - كه جاى شك باقى نمى گذاشت - به تسويل كردن متهم ساخت، پاسخهايى ذكر كرده اند. آنچه به نظر روشن تر مى رسد اين است كه: 1- يعقوب(ع) به فراست خاص خويش و اطمينانش به درست كارى بنيامين دريافته بود كه گزارش ياد شده واقعيت ندارد. 2- كيد و نقشه اى براى گرفتار شدن بنيامين در كار بوده و به اصطلاح كاسه اى زير نيم كاسه بوده است. 3- اين كيد و نقشه از ناحيه فرزندانش اجرا شده است. اينها واقعيتهايى بود كه يعقوب(ع) به فراست دريافت ; ولى نكته اى كه براى او - پس از آنكه فهميده بود نقشه گرفتارى بنيامين از ناحيه فرزندانش است - مجهول و مبهم مانده بود، اين بود كه متوجه نشد خود بنيامين و يوسف طرّاح و مجرى آن نقشه بودند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 89 - 5
5 - يهوديان ، پيش از بعثت ، به نازل شدن قرآن و مبعوث شدن پيامبر (صلی الله علیه و آله) آگاهى داشتند .
و كانوا من قبل يستفتحون على الذين كفروا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 102 - 41،49
41 - يهود در عين آگاهى به اينكه فراگيرى سحر موجب محروم شدن آنان از همه مواهب اخروى خواهد شد ، به آموزش آن پرداختند .
و لقد علموا لمن اشتريه ماله فى الأخرة من خلق
«خلاق» به معناى بهره وافر و نصيب نيكوست. نكره بودن كلمه «خلاق» به همراه «من» زايده، دلالت بر قلت دارد و ظاهر آن است كه ضمير در «علموا» به يهوديان بر مى گردد.
49 - يهوديان ساحر ، على رغم اطمينانشان به محروم بودن از سراى آخرت ، محروميت خويش را انكار مى كردند .
لقد علموا لمن اشتريه ماله فى الأخرة من خلق
تأكيد جمله با لام قسم (لقد) و نيز لام تأكيد (لمن) گوياى اين است كه: يهوديان ساحر، حقيقتى را كه بدان علم داشتند، مورد انكار قرار مى دادند; زيرا تأكيد جمله غالباً در مواردى است كه مضمون آن مورد انكار باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 169 - 16،17
16 - يهوديان ، آگاه به حرمت انتساب امور ناحق به خداوند بودند .
و درسوا ما فيه
هدف از بيان اين حقيقت كه يهوديان، تورات را همواره مى خواندند، رساندن اين معناست كه آنان به محتواى تورات آگاهى كامل داشتند.
17 - يهوديان با مطالعه مكرر تورات به معارف و احكام آن آگاهى داشتند .
درسوا ما فيه
«درس» تكرار كردن چيزى است و «درس الكتاب» هنگامى گفته مى شود كه خواندن تكرار شود. (مجمع البيان).
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
1 - بقره - 2 - 146 - 12
12 - از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه فرمود : « هذه الآية نزلت فى اليهود و النصارى يقول اللّه تبارك و تعالى « الذين آتيناهم الكتاب » يعنى التوراة و الأنجيل - يعرفونه - يعنى رسول اللّه كما يعرفون أبناءهم لان اللّه عز و جل قد أنزل عليهم فى التوراة و الزبور و الأنجيل صفة محمد و صفة اصحابه و مبعثه و هجرته . . . ;
آيه فوق، درباره يهود و نصارا نازل شده است و آنان كسانى بودند كه تورات و انجيل به آنان داده شده بود و رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را مانند فرزندان خود مى شناختند; چون خداوند در تورات، زبور و انجيل صفات رسول خدا و اصحابش و بعثت و هجرت آن حضرت را نازل كرده بود . .. ».
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - اعراف - 7 - 163 - 4
4 - يهوديان عصر بعثت آگاه به تجاوزگرى همدينان يهودى خويش در ايله و سرگذشت شوم آنان
و سئلهم عن القرية التى كانت حاضرة البحر
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 101 - 8
8- اطلاع يهود عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) از سرگذشت موسى ( ع ) و فرعون
فسئل بنى إسرءيل إذ جاءهم فقال له فرعون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - ابراهيم - 14 - 52 - 10
10- قرآن براى بيدارى و پندپذيرى صاحبان خرد ناب نازل گرديد .
هذا بلغ للناس . .. و ليذّكّر أولواالألبب
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
5 - انعام - 6 - 35 - 12
12 - پيامبر(صلی الله علیه و آله) وظيفه دار شناخت دقيق روحيات و ويژگيهاى كافران و چگونگى موضعگيريهاى آنها در برابر هدايت است.
و إن كان كبر . .. فلا تكونن من الجهلين
بيان ويژگى هدايت ناپذيرى برخى كافران و لحن توبيخ گونه آيه نسبت به پيامبر(صلی الله علیه و آله)، بيانگر اين است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله)، على رغم ميل به هدايت كردن همه مردم، بايد واقعيت هدايت ناپذيرى برخى از كفار را پذيرفته و آن را در برنامه هاى خود در نظر گيرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 68 - 11
11 - نسبت دادن هر وصف و فعلى به خداوند و اعتقاد به آن ، بايد برپايه علم و برهان باشد .
قالوا اتخذ اللّه ولداً . .. إن عندكم من سلطن بهذا أتقولون على اللّه ما لا تعلمون
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - يونس - 10 - 93 - 11
11 - كتاب هاى آسمانى ، مايه علم و آگاهى انسان است .
حتى جاءهم العلم
برداشت فوق مبتنى بر اين است كه مراد از «العلم» تورات باشد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - يوسف - 12 - 6 - 8
8- رؤياى يوسف ، موجب آگاهى يعقوب ( ع ) به برگزيده شدن يوسف ( ع ) و دستيابى او به دانش تعبير خواب و تحليل صحيح حوادث شد .
إنى رأيت أحد عشر . .. كذلك يجتبيك ربك و يعلمك من تأويل الأحاديث
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
9 - حجر - 15 - 66 - 1
1- خداوند ، پيشاپيش حضرت لوط ( ع ) را از مقدّر شدن عذاب بر قومش آگاه ساخت .
و قضينا إليه ذلك الأمر
متعدّى شدن «قضينا» به «إلى» متضمن معناى «أوحينا» است. بنابراين معناى جمله «و قضينا إليه ذلك الأمر» چنين مى شود: ما اين امر (عذاب) را به او (لوط(ع)) وحى كرديم و آگاهش ساختيم.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
8 - هود - 11 - 48 - 7
7- خداوند ، نوح ( ع ) را به پديدآمدن جامعه ها و امتهايى كفرپيشه از نسل او و همراهانش آگاه ساخت .
و أمم سنمتعهم ثم يمسّهم منا عذاب أليم
كلمه «أمم» مبتدا و خبر آن محذوف مى باشد; يعنى: ممن معك أمم سنمتعهم. جمله «يمسهم ...» حكايت از آن دارد كه مقصود از «أمم» در اين بخش از آيه ، امتهاى كافر هستند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
2 - بقره - 2 - 249 - 3
3 - آمادگى بنى اسرائيل براى پيكار با دشمنان ، پس از پذيرش زمامدارى طالوت ، با مشاهده آن صندوق خاص
ان اية مُلكه . .. فلمّا فَصَل طالوت بالجنود
بسيج لشكريانى از بنى اسرائيل، با وجود ترديد سابق آنان نسبت به فرماندهى طالوت، دلالت بر جمله اى محذوف دارد; يعنى پس از آمدن تابوت، به فرماندهى طالوت گردن نهادند و آماده نبرد شدند و آنگاه طالوت آنان را بسيج كرد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 121 - 8
8 - لزوم ايجاد آمادگى و آرايش نظامى در برابر هجوم دشمنان
و اذ غدوت من اهلك تبوّىء المؤمنين مقاعد للقتال
خروج پيامبر (صلی الله علیه و آله) در صبحگاهان براى تعيين پايگاههاى نظامى در برابر هجومِ قريش به مدينه، بيانگر لزوم ايجاد آمادگى و آرايش نظامى در برابر دشمن مهاجم است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 123 - 6
6 - ساز و برگ و آمادگى نظامى و نيروى انسانى ، تنها عامل پيروزى در پيكار با دشمنان نيست .
و اذ غدوت . .. و لقد نصركم اللّه ببدر و انتم اذلّة
چون نه ساز و برگ نظامى احد (تبوّىء المؤمنين مقاعد للقتال)، عامل پيروزى شد و نه كمبود نيرو در بدر (انتم اذلّة)، باعث شكست; بلكه آنچه عامل پيروزى است، توكل بر خدا و يارى اوست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 71 - 2،6
2 - آمادگى نظامى و دشمن شناسى ، از وظايف اهل ايمان
يا ايّها الّذين امنوا خذوا حذركم فانفروا ثبات او انفروا جميعاً
كوچ گروهى يا دسته جمعى، بعد از بررسى كيفيت مقابله با دشمن انتخاب مى شود. و لازمه آن شناسايى دشمن، قبل از رويارويى با اوست.
6 - آمادگى نظامى و حركت براى جهاد ، نشانه اطاعت كامل از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)
و من يطع اللّه و الرّسول . .. يا ايّها الّذين امنوا خذوا حذركم فانفروا
ذكر مسأله جهاد پس از بيان لزوم اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله)، اشاره به اهمّ موارد اطاعت از خدا و رسول (صلی الله علیه و آله) دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 77 - 18
18 - بسيارى از مسلمانان صدر اسلام ، تسليم در برابر حكم جهاد و آماده براى نبرد با دشمن
اذا فريق منهم يخشون النّاس
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 102 - 12،17،20
12 - برابرى نقش هوشيارى و آمادگى هاى لازم نظامى در جنگ ، با سلاح و تجهيزات
و ليأخذوا حذرهم و اسلحتهم
مراد از «حذر» احتراز از دشمن است كه از آن به هوشيارى نظامى تعبير شده است. و چون هوشيارى در برابر دشمن را در كنار آمادگى تسليحاتى آورده و هر دو را با كلمه «اخذ» (گرفتن) تعبير كرده، دلالت بر كارسازى يكسان آنها دارد; بلكه تقدم «حذر» مى تواند حاكى از اهميت بيشتر آن باشد.
17 - غفلت مسلمانان از سلاح و ساز و برگ خويش ، زمينه ساز طمع دشمنان براى شبيخون
ودالذين كفروا لو تغفلون عن اسلحتكم و امتعتكم فيميلون عليكم ميلة واحدة
20 - حفظ آمادگى نظامى و تداركاتى در برابر خطر هجوم دشمنان ، وظيفه مسلمانان
ودالذين كفروا لو تغفلون عن اسلحتكم و امتعتكم فيميلون عليكم ميلة واحدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 11 - 3،16
3 - لزوم پديد آوردن زمينه آرامش روحى و تجديد قوا براى نيرو هاى رزمى ، قبل از ورود به صحنه كارزار
إذ يغشيكم النعاس أمنة منه
16 - ضرورت شناسايى و برطرف كردن عوامل سستى آفرين در نيرو هاى پيكارگر
و إذ يغشيكم النعاس أمنة منه و ينزل عليكم . .. و يثبت به الأقدام
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 60 - 1،2
1 - تقويت قواى نظامى و تهيه ادوات جنگى براى نبرد با دشمنان خدا ، وظيفه اى بر عهده تمامى مسلمانان
و أعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخيل
2 - مسلمانان بايد براى تقويت بنيه نظامى تمام تلاش خويش را تا حد ترساندن دشمن ، به كار بندند و از هر چه در اختيار دارند دريغ نورزند .
و أعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخيل
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 102 - 25
25 - شكست زبونانه كافران ، در گرو كوشش مجاهدان براى فراهم سازى تجهيزات و هوشيارى آنان در برابر هجوم غافلگيرانه دشمن
و ليأخذوا حذرهم . .. و خذوا حذركم إنّ اللّه اعد للكفرين عذاباً مهيناً
جمله «ان اللّه . ..» مى تواند تعليل براى فرمان خداوند به گرفتن اسلحه و حفظ هوشيارى باشد، بر اين مبنا مراد از عذاب مهين، شكست زبوبانه دشمنان خواهد بود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 172 - 2،3،8
2 - آمادگى گروهى از مجاهدان عصر پيامبر (صلی الله علیه و آله) براى شركت در جهاد ، على رغم آسيب ديدن در جنگ قبلى ( احد )
الّذين استجابوا لِلّه و الرسول من بعد ما اصابهم القرح . .. اجر عظيم
3 - بازسازى مجدد سپاه اسلام توسط پيامبر (صلی الله علیه و آله) ، پس از پراكندگى و شكست در جنگ احد
الّذين استجابوا لِلّه و الرسول من بعد ما اصابهم القرح
8 - سرنوشت ساز بودن آمادگى رزمى و مانور مسلمين بعد از جنگ احد
الّذين استجابوا للّه و الرسول من بعد ما اصابهم القرح
سازماندهى سپاه اسلام پس از مصيبتهاى وارد آمده در جنگ احد و دعوت مجدد حتى از مجروحان براى شركت در جنگ، حكايت از سرنوشت ساز بودن اين آمادگى و بسيج نيرو دارد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - آل عمران - 3 - 173 - 1،6
1 - پاسخگويان به دعوت خدا و پيامبر (صلی الله علیه و آله) پس از نبرد احد براى جهاد ، كسانى بودند كه از شايعه حمله دشمن نترسيدند و ايمانشان افزون گرديد .
الّذين استجابوا للّه . .. الّذين قال لهم النّاس ... فزادهم ايمانا
6 - مؤمنان واقعى ، از زيادى دشمن و آمادگى آنها براى جنگ ، هراسى به خود راه نمى دهند .
الّذين قال لهم النّاس انّ النّاس . .. فزادهم ايماناً
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 17 - 3
3 - وجود تمرين ، آموزش و آماده سازى مستمر در سپاه سليمان
فهم يوزعون
«وَزْع» به معناى مرتب كردن، به صف كردن و آرايش دادن لشگر براى جنگ
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - شعراء - 26 - 56 - 1
1 - آماده باش كامل سپاه فرعون پيش از پيوستن مردم شهر ها به آنان براى تعقيب بنى اسرائيل
و إنّا لجميع حذرون
«حِذْر» در قرآن به معناى ابزار جنگ (شمشير، زره و. ..) آمده است; مانند«خذوا حذركم». بنابراين «حاذرون» به كسانى گفته مى شود كه داراى سلاح كافى و در حال آماده باش كامل باشند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 34 - 6
6 - نگرانى بلقيس از قدرت و غلبه سليمان ( ع ) ، على رغم اظهار آمادگى فرماندهان وى براى هر نبرد
قالوا نحن أُولوا قوّة . .. قالت إنّ الملوك إذا دخلوا قرية أفسدوها
طرح مسأله تباهى جامعه در صورت بروز جنگ، بيانگر مطلب ياد شده است.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
13 - نمل - 27 - 33 - 1،2،4
1 - اطمينان بخشى درباريان سبا به فرمانرواى خود ( بلقيس ) نسبت به آمادگى كامل نظامى براى دفاع از كشور
قالوا نحن أُولوا قوّة و أُولوا بأس شديد
2 - مملكت سبا در عهد سليمان ، داراى نيروى دفاعى و امكانات جنگى قوى و نيز رزم آوران سلحشور و بى باك
قالوا نحن أُولوا قوّة و أُولوا بأس شديد
«قوة» به معناى نيرو و نكره آمدنش بيانگر عظمت و گستردگى آن است. بنابراين «نحن أُولوا قوّة»; يعنى، ما از نيرويى بسيار گسترده و عظيم برخورداريم. «بأس» به معناى شجاعت و دلاورى است. بنابراين «بأس شديد» برابر با سلحشورى و بى باكى است.
4 - اظهار آمادگى درباريان سبا براى پذيرش هرگونه تصميم ملكه ، در عين آمادگى براى نبرد
قالوا نحن أُولوا قوّة . .. و الأمر إليك
درباريان سبا با اين كه آمادگى خود را براى نبرد يادآور شدند، در عين حال كار تصميم گيرى را به خود ملكه واگذار كردند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 20 - 12
12- مؤمنان راستين ، آماده جهاد و پذيراى تكاليف دشوار دين
و يقول الذين ءامنوا لولا نزّلت سورة فإذا أنزلت سورة محكمة و ذكر فيها القتال رأيت
از اين كه خداوند، ترس از جهاد را، بيماردلى، معرفى كرده است، مى توان نتيجه گرفت كه مؤمنان راستين از جهاد بيم ندارند، بلكه از آن استقبال مى كنند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 21 - 1
1- شأن مؤمنان به دور از ضعف و سستى در جهاد و سزاوار پذيرش فرمان جهاد و استقبال از آن
طاعة و قول معروف
«طاعة و قول معروف» مى تواند مبتدا براى خبر محذوف باشد; يعنى، «طاعة و. .. خير لهم». از ارتباط اين آيه با آيه قبل، استفاده مى شود كه ترس و گريز از جهاد، شايسته مقام بندگان مطيع خداوند نيست.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 83 - 3
3 - تظاهر به آمادگى براى جهاد و فداكارى ، پس از پايان يافتن دشوارى هاى نبرد ، خصلتى است منافقانه .
فإن رجعك اللّه إلى طائفة منهم فاستئذنوك للخروج
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
3 - نساء - 4 - 71 - 3،4
3 - لزوم برپايى تشكيلاتى براى آماده سازى نيرو هاى نظامى و بسيج آنان
يا ايّها الّذين امنوا خذوا حذركم فانفروا ثبات او انفروا جميعاً
فرمان خداوند به بسيج نيروهاى نظامى، فرع بر پذيرش تشكيلاتى است كه در شأنش بسيج نيروست.
4 - لزوم آمادگى كامل نيرو هاى رزمنده ، قبل از حركت به سوى نبرد با دشمن
يا ايّها الّذين امنوا خذوا حذركم فانفروا
عطف «انفروا» با فاى عاطفه، دلالت بر اين معنا دارد كه اوّل بايد آماده شويد (خذوا حذركم)، و آنگاه به سوى دشمن بسيج شويد.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
4 - نساء - 4 - 102 - 16
16 - در كمين بودن كافران براى ضربه زدن به مسلمانان ، دليل ضرورت آمادگى نظامى و تداركاتى ، براى دفع هجوم آنان
ودالذين كفروا لو تغفلون عن اسلحتكم و امتعتكم فيميلون عليكم ميلة واحدة
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 11 - 4
4 - لزوم حفظ آماده باش و عدم غفلت از دشمن در صحنه هاى نبرد ، حتى به هنگام استراحت
إذ يغشيكم النعاس أمنة منه
تصريح به اينكه خواب مجاهدان در آستانه نبرد، خوابى سبك و خفيف بود، براى اشاره به اين است كه مجاهدان اگر چه به استراحت پرداختند، ولى به گونه اى نبود كه از تحركات دشمن غافل شوند.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 26 - 12
12 - برخوردارى جامعه از امنيت اجتماعى و توان دفاعى و امكانات اقتصادى ، از نعمت هاى مهم الهى
فاويكم و أيدكم بنصره و رزقكم من الطيبت
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
6 - انفال - 8 - 60 - 9
9 - لزوم آمادگى نظامى جامعه اسلامى در برابر دشمنان شناخته شده و ناشناخته
ترهبون . .. و ءاخرين من دونهم لاتعلمونهم
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - اسراء - 17 - 5 - 6
6- فراهم آوردن قدرت و توان لازم براى سركوب دشمنان ، امرى ضرورى و بايسته
بعثنا . .. أُولى بأس شديد
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 19 - 34
34- لزوم شناسايى خطرات احتمالى و آمادگى براى مقابله با آن و تلاش براى آسيب نديدن از سوى دشمنان
و لايشعرنّ بكم أحدًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
10 - كهف - 18 - 94 - 11
11- تهيه و تدارك استحكامات دفاعى ، جهت جلوگيرى از رخنه مفسدان و دشمنان ويرانگر ، امرى لازم است .
إنّ يأجوج و مأجوج مفسدون فى الأرض فهل نجعل لك خرجًا
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
17 - محمد - 47 - 4 - 16
16- لزوم حفظ حالت جنگى و تهاجم بر دشمن ، براى كشتن و اسير گرفتن تا زمان فرو نشستن شعله هاى نبرد
حتّى تضع الحرب أوزارها
مى توان گفت: «حتّى تضع. ..» غايت براى مجموع پيام آيه است كه عبارت بود از يورش بر دشمن، براى نابود ساختن و اسير گرفتن آنان.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
7 - توبه - 9 - 121 - 9
9 - آمادگى رزمى و انجام كار هاى مقدماتى جهاد ، داراى اجر و پاداش الهى
و لاينفقون . .. و لايقطعون وادياً إلا كتب لهم
با توجه به اينكه آيات در زمينه جنگ تبوك است و در «تبوك» جنگى صورت نگرفت و نيز چون انفاق و پيمودن دره ها از مقدمات جنگ است، برداشت فوق استفاده مى شود.
جلد - نام سوره - سوره - آيه - فيش
12 - نور - 24 - 53 - 1
1 - منافقان صدراسلام ، براى اثبات آمادگيشان جهت جهاد كردن ، با سخت ترين سوگند ها ، به خدا سوگند ياد مى كردند .
و أقسموا باللّه جهد أيمنهم لئن أمرتهم ليخرجنّ
مقصود از خروج در جمله «ليخرجنّ» طبق نظر مفسران و شأن نزول آن، خروج از شهر و ديار خويش و حركت براى جهاد است.