ghaemiyeh.com
مجموعه تخصصی امام حسین علیه السَّلام و عاشورا
سرشناسه: ملایی، زهرا (کریمی)، 1341 -
عنوان و نام پدیدآور امام زمان شناسی / تالیف -ز ملایی (کریمی)
مشخصات نشر: مشهد: اعتقاد ما، 1400.
مشخصات ظاهری : 8 ج.
فروست: مجموعه تخصصی امام حسین علیه السَّلام و عاشورا
(دوره): 3-50-6062-622-978 ISBN
(جلد سوم): 4 - 53-6062 - 622 - 978 ISBN
وضعیت فهرست نویسی: فیپا
یادداشت: کتابنامه
یادداشت مندرجات: ج.1. شناخت حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف ق.1. ج.2. شناخت حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف.ق.2.-ج.3. علائم ظهور .ج. 4. علائم عمومی ظهور حضرت مهدیعَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف. - ج.5. علائم آستانه ظهور عصر مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف.- ج.7. -ج.8. سیستم حکومتی امام زمان
موضوع : محمد بن حسن عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف، امام دوازدهم ، 255 ق -
موضوع: محمد بن حسن عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف، امام دوازدهم ، 255 ق - غیبت
موضوع: آخر الزمان
موضوع: عصر ظهور
موضوع: مهدویت _ انتظار
رده بندی کنگره : 1400 ، 8 الف 7 م / 224 BP
رده بندی دیویی : 462/ 297
شماره مدرک : 8754954
خیر اندیش دیجیتالی: موسسه مددکاری و خیریه ایتام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشريف) شهرستان بروجن
ویراستار دیجیتالی: زینب رمضانی
علائم ظهور حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف جلد 3
اهداء این اثر ناچیز به عصاره ی هستی بَضعةُ الرَّسول صلَّی اللهُ علیه وآله
همسر بی همتای حضرت علی علیه السّلام ام الائمة النجباء علیها السّلام
بزرگ منتظر ظهور و قیام مهدی آل محمد حضرت زهرای مرضیه علیها السّلام
مجموعه تخصصی امام حسین علیه السَّلام و عاشورا
سرشناسه: ملایی، زهرا (کریمی)، 1341 -
عنوان و نام پدیدآور امام زمان شناسی / تالیف -ز ملایی (کریمی)
مشخصات نشر: مشهد: اعتقاد ما، 1400.
مشخصات ظاهری : 8 ج.
فروست: مجموعه تخصصی امام حسین علیه السَّلام و عاشورا
(دوره): 3-50-6062-622-978 ISBN
(جلد سوم): 4 - 53-6062 - 622 - 978 ISBN
وضعیت فهرست نویسی: فیپا
یادداشت: کتابنامه
یادداشت مندرجات: ج.1. شناخت حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف ق.1. ج.2. شناخت حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف.ق.2.-ج.3. علائم ظهور .ج. 4. علائم عمومی ظهور حضرت مهدیعَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف. - ج.5. علائم آستانه ظهور عصر مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف.- ج.7. -ج.8. سیستم حکومتی امام زمان
موضوع : محمد بن حسن عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف، امام دوازدهم ، 255 ق -
موضوع: محمد بن حسن عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف، امام دوازدهم ، 255 ق - غیبت
موضوع: آخر الزمان
موضوع: عصر ظهور
موضوع: مهدویت _ انتظار
رده بندی کنگره : 1400 ، 8 الف 7 م / 224 BP
رده بندی دیویی : 462/ 297
شماره مدرک : 8754954
نشر اعتقاد ما
عنوان کتاب: علائم ظهور حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف
تألیف: ز - ملّایی (کریمی)
انتشارات: اعتقاد ما
مدیر هنری: محمد عباس زاده
تعداد صفحات: 172
نوبت چاپ: اول
سال چاپ: زمستان _ 1400
شمارگان: 1000 نسخه
شابک دوره: 3-50-6062-622-978
شابک: 4-53-6062-622-978
مشهد: تقاطع شهدا، خیابان بهجت، بین کوچه 4 و 6، نشر اعتقاد ما
09352224629-05132225610 * nashre-eteghadema@yahoo.com
قم خیابان کلهری بعد از کوچه 43 خیابان حیدریان بین ک 3 و 5
ketabashura@hotmail.com * 09369894472-09388154652
مرکز پخش: 09139648055
فصل اول: علائم ظهور قبل از غیبت حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف ... 9
بنی امیّه ... 12
بنی عباس ... 19
فصل دوم: ظهور جنگ ها و آتش ها ... 25
فصل سوم: علائم آخرالزمان در بلاد ... 43
اعراب ... 45
بصره ... 48
بحرين ... 52
حجاز ... 54
شام ... 60
عراق ... 77
مسجد براثا ... 84
عمان ... 92
كوفه ... 92
مغربی و مصری ... 99
يمن ... 104
ایران ... 107
آبادان (عبادان) ... 112
آذربایجان ... 113
اصفهان ... 113
اهواز ... 115
تهران ... 115
زوراء (تهران و بغداد) ... 116
حلوان و همدان ... 126
خراسان ...126
داراب ... 128
دامغان ... 128
ری ... 129
سجستان ... 129
طالقان ... 129
طبرستان ... 130
قزوین ... 131
کرمان ... 146
نیشابور ... 147
هرات (خراسان) ... 147
همدان ... 148
مقدمه ... 148
قسطنطنیه ... 160
رومیان ... 163
فرانسه و اروپا ... 167
هند ... 168
يهوديان ... 168
قدس ... 172
فصل اول: علائم ظهور قبل از غیبت حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجَهُ الشَّریف
در این فصل ما به بررسی و معرفی علائمی می پردازیم که در زمان بعد از پیامبراکرم صلَّی اللهُ علیه وآله و دور از زمان حال حاضر به وقوع پیوسته است. این علائم همه مقدماتی بوده اند که زمینه را برای غیبت آن حضرت و ظهور آن حضرت مهیا سازند. لذا در این فصل روایاتی را بیان می کنیم که اشاره به علائمی دارد که بعد از پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله تا زمان غیبت حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجَهُ الشَّریف به وقوع پیوسته است.
هفت فتنه بعد از پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله در میان مردم به وقوع خواهد پیوست، پیامبر اکرم صلَّی اللهُ علیه وآله فرمودند:
من شما را از آن هفت فتنه ای که بعد از من برپا می شود می ترسانم.
فتنه ای که از مدینه آغاز می شود.
فتنه ای که از شام برمی خیزد.
فتنه ای که در مکّه برپا می شود.
فتنه ای که در یمن برپا می شود.
فتنه ای که از مشرق پیدا می شود.
فتنه ای که از مغرب آشکار می شود.
فتنه ای که از مرکز شام برپا می شود و آن فتنه سفیانی است.
ابن مسعود می گوید: بعضی از شما نخست آن فتنه را درک می کنید و عده ای از این امّت آخر آن را درک خواهند کرد». (1)
ابن عباس می گوید: فتنه ی مدینه، همان بود که از طرف طلحه زُبیر اتفاق افتاد و فتنه مکّه، همان فتنه ی ابن زُبیر بود، و فتنه ی یمن از طرف نجده که مربوط به نجد بن عامر حَنَفی بود. و فتنه ی شام از طرف بنی امیّه پیدا شد و فتنه ی مشرق از طرف این گروه است.
(ولید بن عیاش می گوید:) شاید منظور از این گروه، بنی عبّاس باشد زیرا که سلطنت آن ها از طرف شرق بوده.
امام صادق علیه السَّلام از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السَّلام روایت کرده که فرمودند:
«معاویه به همین زودی بر شما مسلط خواهد شد.
گفتند: پس برای چه می جنگیم؟
فرمودند: «مردم ناچارند که امیری داشته باشند چه خوب باشد چه بد.» (2)
توضیح: (شاید توجه به حکومت معاویه برای این باشد که او اولین پایه گذار حکومت اموی است.)
کعب می گوید: « خلافت بنی امیّه صد سال است که شصت سال واندی از آن مربوط به بنی مروان است. خلافت بنی امیّه از بین نمی رود تا اینکه خودشان آن را ریشه کن کنند و برای استواری آن موفق نخواهند شد، زیرا از هر طرف که آن را محکم و استوار کنند از طرف دیگر ویران خواهد شد.
خلافت بنی امیّه به میم آغاز شده و به میم هم ختم خواهد شد. (چون اولین خلیفه بنی امیّه معاویه و آخرین آن ها هم مروان بوده است.) خلافت بنی امیّه از بین نمی رود تا این که آخرین نفر آن ها به همراه اطرافیانش کشته شوند و جهل اصهب (شتر سرخ و سفید آمیخته) که مروان باشد نیز کشته شود و بعد از آن خلافت آن ها از بین می رود و تاج خلافت به دست مروان نابود می شود.» (1)
ابوبکر بن ابی مریم از راشد بن سعد می گوید:
«وقتی که مروانِ حَكَم متولد شد او را نزد رسول خدا صلَّى الله عليه وآله آوردند که حق او دعا کند، حضرت از دعا کردن خودداری کرد و فرمود: مرگ امّت من بدست همین ابن زرقا (کبود چشم) و فرزندان او خواهد بود.» (2)
ابو مغيره عبیداله بن عُبَید از بزرگان خود نقل کرده است که: روزی پیامبر صلَّى الله عليه وآله به چهره مروان نگریست تا برایش دعا بخواند ناگهان فرمود:
«خدا او و فرزندانش را لعنت کند مگر آنهایی که اهل ایمان و عمل صالح هستند. و آنان افراد کمی هستند.» (3)
نعیم گفت: عبدالرزاق از پدرش و او از میناء نقل می کند که:
«هیچ نوزادی متولد نمی شود جز این که او را برای دعا خدمت رسول خدا صلَّى الله عليه وآله می بردند تا آنکه مروان حکم را نزد آن حضرت آوردند حضرت نگاهی به او کرد و فرمود:
«او وزغ بن وزغ و ملعون پسر ملعون است.» (4)
ابوسعید خدری از رسول خدا صلَّى الله عليه وآله روایت کرده که فرمود:
«پس از من، اهل بیت علیهم السَّلام به سبب ظلم و ستم امّت، گرفتار قتل و تفرقه
خواهند شد و شدیدترین دشمنان ما بنی امیّه و بنی مغیره و بنی مخزوم خواهند بود.» (1)
عبیده می گوید از امام علی علیه السَّلام شنیدم که می فرمود:
«بنی امیّه تا زمانی که بین آن ها اختلافی پیش نیاید خلافت می کنند و زمانی که بین آن ها اختلافی به وجود آید خلافت از دست آن ها خارج خواهد شد.»
ابن عباس (از پیامبر صلَّى الله عليه وآله) روایت کرده که:
«امر خلافت همیشه در بنی امیّه باشد مادامیکه اختلاف نکنند، پس چون اختلاف کنند بین خود تا روز قیامّت از ایشان خارج شود.» (2)
ابوذر از رسول خدا صلَّى الله عليه وآله روایت کرده که فرمودند:
«اول کسی که سنّت مرا تغییر خواهد داد مردی است از بنی امیّه.» (3)
از رسول خدا صلَّى الله عليه وآله روایت شده که فرمودند:
«شرّ قبایل عرب بنوامیه و بنو حنیفه اند.» (4)
در روایتی از عبدالله روایت کرده که:
«هر دینی آفتی دارد و آفت دین، بنی امیّه اند غیر از روایاتی که در مذمت بنی امیه وارد شده، قرآن هم از آن دودمان، به زشتی و ناپاکی یاد می کند و آن ها را نفرین و لعن می نماید.» (5)
ابو سالم می گوید: ما در کوفه در خدمت امیرالمؤمنین علی علیه السَّلام بودیم، یکی از روزها که خدمتش بودیم فرمود:
«کدام سبط از اسباط است که برای حق می جنگد تا حق را اقامه کند ولی حق اقامه نخواهد شد و امر خلافت برای آنها (بنی امیه) خواهد بود و موقعی که (بنی امیّه) زیاد شدند و به دنیا میل پیدا کردند و قربانی خود را کشتند، خدا قومی را از مشرق می فرستد تا هر یک از آن ها را بکشد. به خدا سوگند که آن ها یک سال سلطنت نمی کنند مگر این که ما دو سال سلطنت می کنیم و آنها دو سال سلطنت نمی کنند مگر اینکه ما چهار سال سلطنت خواهیم کرد.
راوی گوید: به بعضی از یاران خودم گفتم: جای ماندن ما نیست زیرا علی علیه السَّلام می گوید: امر خلافت برای بنی امیّه خواهد بود.
یاران من گفتند: پس دیگر چیزی در کار نیست. آن گاه از آن حضرت اجازه گرفتیم برای مصر، آن بزرگوار به هر کسی که خواست اجازه داد و به هرکدام از آن ها دو هزار درهم داد و عده ای هم با آن حضرت ماندند.» (1)
محمّد بن بعید از بنی عبدالاشهل که در جنگ بدر حضور داشتند روایت کرده که گفتند: ما نزد رسول خدا صلَّى الله عليه وآله بودیم و معاویه نیز با ما بود.
رسول الله صلَّى الله عليه وآله، با انگشت خود به شکم معاویه اشاره کرد و فرمود:
«روزی بیاید که این معاویه ادعای امارت و سلطنت کند وقتی که دیدید این ادعا را کرد شکم او را پاره کنید.» (2)
از رسول خدا صلَّى الله عليه وآله روایت شده که فرمودند:
«چون بنی امیه به چهل برسند بندگان خدا را عبد خود گردانند و مال خدا را نحله خود کنند، و به کتاب خدا خیانت کنند.» (3)
از رسول خدا صلَّى الله عليه وآله روایت شده که فرمودند:
«مبغوض ترین قبایل سوی رسول خدا صلَّى الله عليه وآله، بنوامیه و بنوحنیفه و ثقیف می باشد.» (1)
صلى الله از رسول خدا صلَّى الله عليه وآله روایت شده که فرمودند:
«زود باشد که برای اهل بیت علیهم السّلام من از امّت من کشتار و پراکندگی برسند، و سخت ترین جماعت ها از جهت دشمنی با ما بنوامیه، بنوالمغیره وبنو مخزومند.» (2)
صلى الله رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«وای بر امّت من از دو دسته، یک دسته بنی امیّه و یک دسته بنوالعباس که هر دو پرچم ضلالتند.» (3)
از ائمه ی معصومین علیهم السَّلام روایت شد که:
«بعد از هلاک بنوامیّه جالب الوحش (شاید لقب کسی باشد) خواهد آمد، می فرستد خداوند به سوی او اهل زمین را از چهار گوشه و خداوند امّت را به واسطه او عذاب می کند.» (4)
از کعب روایت شده که:
«بنی امیّه صد سال و شصت و چند سال مالک می شود و شهرهایی بنا می کند مثل این که دیوار آهنی بر دور ایشان کشیده شده که هیچ مفارقتی نداشته باشد تا این که خودشان با دست خودشان از بین ببرند پس از آن. هرچه بخواهند اصلاح کنند دیگر نشود، هر طرف را درست کنند طرف دیگر از هم بپاشد، تا خدا ایشان را هلاک سازد، افتتاح ملکشان به «میم» و انقراض و ختمشان هم به «میم» باشد (اول ایشان معاویه و آخر ایشان مروان) و ملک ایشان ساقط نشود جز آن که خلیفه ای
از ایشان خلع شود، و دو شترشان (کنایه از دو خلیفه) کشته شود و ایضاً خرجزیره کشته شود که مروان باشد با اوست شیطان و شرار مردم از ترس، پس منهدم شدن شهرها و لرزه به دست اوست.» (1)
در حدیثی (از پیامبر صلَّى الله عليه وآله) آمده است:
«هر دینی آفتی دارد و آفت این دین بنوامیه اند.» (2)
امام باقر علیه السّلام فرمودند:
«بدان که برای بنی امیّه ملکی است که مردم از رد کردن آن قدرت نداشته باشند.» (3)
از عبیدالله بن شریک روایت شده که امام حسین علیه السّلام بر حلقه ای از بنی امیّه که در مسجد نشسته بودند عبور کرد و فرمود:
«آگاه باشید به خدا قسم دنیا نرود تا وقتی که خداوند مردی از نسل من بفرستد که هزار، نفر از شما را بکشد، و با آن هزار، هزار نفر دیگر را بکشد و با آن هزار، هزار نفر دیگر بکشد (که مجموع سه هزار نفر می شود).
راوی عرض کرد: فدایت شوم ایشان عددشان به این مقدار نمی رسد.
فرمود: وای بر تو در آن زمان صلب هر مردی چنان و چنان است. و مولی و غلام ایشان از خودشان می باشد (یعنی از قریش).» (4)
امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السّلام فرمودند:
«معاویه، فرعون این امّت و عمرو عاص، هامان آنست.» (5)
راوی می گوید:
نزد امام باقر علیه السَّلام بودم که مردی از حضرت درباره عمر بن عبدالعزیز پرسید: که آیا او از شجره ملعونه (یعنی از دودمان بنی امیّه) است؟
حضرت فرمودند: خیر سخن خوب درباره عمر بن عبدالعزیز (1)بگویید؛ زیرا بعد از رسول خدا صلَّى الله عليه وآله به هیچ کس مانند او رفتار مناسب با ما نداشت.» (2)
ابن دیلمی می گوید:
«بنی امیّه هشتاد و هفت یا هشتاد و دو سال سلطنت می کنند. از آن خدا سلطنت آن ها را به وسیله بیرق هایی سیاه که از طرف مشرق می آیند نابود می کند، آن گاه آن بیرق های سیاه برافراشته اند تا این که بلای آن ها به هر مؤمنی برسد. سپس خدا آن بلا را به وسیله شخصی از آل محمد علیهم السَّلام برطرف می کند و این مصیبت در وقتی است که افراد سفیه و بچه ها حکومت دارند، آن چنان حکومتی که رسول خدا صلَّى الله عليه وآله درباره آن فرمود: هیچ گونه حرمت و عهد و میثاقی ندارند و زمانه آن ها زمانه ی پُرستمی است.» (3)
صلى الله ابی سعید خدری از رسول خدا صلَّى الله عليه وآله روایت کرده که فرمودند:
«هر زمان دیدید معاویه روی منبر من خطبه می خواند سرش را با شمشیر بکوبید.» (4)
از عایشه روایت شده که:
«پیامبر صلَّى الله عليه وآله لعن فرمود: ابا مروان را و مروان در صلب (پدرش) بود.» (5)
رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرموده اند:
«مرا با بنی عباس چه کار؟ امّت مرا دسته دسته کرده اند، و خون هایشان را ریختند و لباس سیاه برایشان پوشانیدند، خدا لباس آتشین به ایشان بپوشاند.» (1)
رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
برای بنی عباس دو پرچم خواهد بود یکی اولش نصر و آخرش وِزر است، یاری اش نکنید خدا یاری اش نکند. دوم اولش وِزر است و آخرش کفر، یاری اش نکنید خدا یاری اش نکند.» (2)
روایت می کنند:
خارج می شود از طرف خراسان پرچمی و همیشه برپا هستند تا این که ظاهر شود هلاکشان از همان طرفی که ظهور پیدا کرده بودند (چون بنی عباس اول از طرف خراسان یاری شدند و آخر هم از طرف خراسان نابود شدند.» (3)
کعب روایت کند:
«چون پادشاهی برسد به مردی از بنی العباس که او را«عبدالله» نامند و آن صاحب (عین) است و آخر ایشان به «عبدالله» افتتاح می شود و به «عبدالله» ختم می گردد (اول خلفای بنی العباس اسمش«عبدالله» است و آخرش نیز«عبدالله» است چون سفاح اسمش «عبدالله ابن محمّد» است که اول خلفای ایشان است و مستعصم که اسمش «عبد الله بن مستبصر» است، آخر ایشان است) پس کلید بلا و شمشیر فناء است.» (4)
روایت شده:
«مادامی که پادشاهی بنی العباس منقضی نشده باشد همیشه مردم در خیر و راحتی اند، پس وقتی که پادشاهی ایشان منقضی شد تا قیام حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف همیشه مردم در فتنه باشند.» (1)
روایت شده:
«بنی عباس به پادشاهی رسند به طوری که مردم از خیر مأیوس باشند. پس از آن امر ایشان پراکنده شود سپس در آن وقت اگر نیافتید مگر سوراخ عقربی را پس داخل شوید در آنکه مردم به شرِّ طویلی مبتلا عجل الله تعالى خواهند شد تا پادشاهی ایشان از بین برود و حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف قیام کند.» (2)
امام سجاد علیه السّلام فرمودند:
«به درستی که در صلب او (یعنی ابن عباس) ودیعه ایست که خلق شده برای جهنم، زود است که جماعتی را از دین خدا فوج فوج خارج کند...» (3)
امیرالمؤمنین علی علیه السّلام فرمودند:
«ملک و پادشاهی بنی عباس آسان است سختی در آن نیست، که اگر علیه ایشان ترک و دیلم و سند و هند و بربر و طیلسان قیام کنند نتوانند آن را زائل کنند و همیشه در فراخی عیش خواهند بود، تا اینکه اصحاب و دوستان ایشان کم شوند. آن وقت خداوند کافری را بر ایشان مسلط می کند، خروج برایشان از همان طرفی که مُلک به ایشان رسید (که خراسان باشد) بر شهری نگذرد جز آن که فتح کند آن را، و پرچمی بلند نشود برای او مگر آن که بشکند آن را و نه نعمتی مگر آنکه آن را زائل
می نماید وای بر کسی که او را معارضه کند و همیشه این طور خواهد بود تا پیروز شود و پیروزی اش را به مردی از عترت من که حق بگوید و به حق عمل کند بدهد.» (1)
فضیل روایت کرده که گفت: به حضرت ابی جعفر محمّد باقر علیه السّلام گفتم:
« فدایت شوم به ما خبری رسیده که برای آل جعفر پرچمی است و برای آل عباس دو پرچم خواهد بود. آیا به شما در علم به این موضوع چیزی منتهی شده است؟
فرمودند: اما آل جعفر! چیزی نیستند و نه به سوی چیزی راه می یابند (صاحب ریاست و خلافت و سلطنت نمی شوند) و اما آل عباس! پس برای ایشان ملک با فراغت بالی جمع است که دور را نزدیک می کند و نزدیک را دور می کند و پادشاهی ایشان سخت است و در آن آسانی نیست تا زمانی که از معامله مکر کردن خدا ایمن شوند و از عقاب او ایمن شوند. آن وقت در میان ایشان صیحه ای زده می شود که برای ایشان ملکی که جمع آوری کنند باقی نماند و نه گوش هایی که بشنوند باقی نماند و خدای جَلَّ و عزَل فرموده است:
«تا این که به خود گیرد زمین پیرایه و آرایش خود را و زینت خود را ظاهر کند و اهل آنکه قدرت بر آن دارند چنین گمان کنند که ناگهان در شب یا روز عذاب ما بر آن ها بیاید، پس آنها را چیده و درویده شده قرار دهیم و نابود شود به نحوی که گویا در روز گذشته بی نیاز نبوده و هیچ زینت و پیرایه ای نداشته. (2)
گفتم: فدایت شوم! چه وقت این حادثه بر آن ها روی خواهد داد؟
فرموند: وقتی برای وقوع آن برای ما قرار داده نشده، ولیکن هروقت
چیزی را برای شما حدیث کردیم و بر شما هم چنانکه گفته ایم واقع شده، بگویید: راست گفت خدا و پیغمبر او صلَّى الله عليه وآله، و اگر خلاف آن شد، باز بگویید: راست گفت خدا و پیغمبر او صلَّى الله عليه وآله، تا دو مرتبه مزد ببرید.
ولیکن هرگاه احتیاج و فقر و تنگدستی سخت شد و بعضی از مردم بعض دیگر را منکر شدند، پس در آن وقت هر صبح و شامی انتظار این امر را بکشید. پس گفتم: فدایت شوم احتیاج و فقر و تنگدستی را دانستیم. اما مراد از انکار بعضی از مردم بعض دیگر را چیست؟
فرمود: این است که مرد بیاید نزد برادر خود برای حاجتی که دارد، پس آن برادر به چشمی که سابق به او نگاه می کرده نگاه نکند و طوری با او سخن گوید که پیش تر از اظهار احتیاج با او سخن نمی گفته (عزت و احترام خود را از دست می دهد).» (1)
امام باقر علیه السَّلام از امیرالمؤمنین علی علیه السَّلام روایت کرده که بالای منبر مسجد کوفه فرمودند:
«به درستی که خدای مقدّر کرده است در آن چه مقدّر و حتم کرده به آن که آن خواهد شد و چاره ای از آن نیست گرفتن بنی امیّه است با شمشیر آشکارا و به درستی که گرفتن پسران فلان (یا پسران عباس) ناگهانی است و فرمودند: از آسیابی که نرم کند ناچار است. پس چون بر قلب خود ایستاد و ثابت _ قائم _ شد بر ساق خود، خدا برایشان بنده ای را بر می انگیزاند که مزدور یا درشتخو و سوارکار و سرسخت سخن درشت که اصل آن گمنام و بی قدر است و او کسی است که نصر با اوست و اصحاب او موهای دراز و صاحب سبیل ها هستند و جامه های آن ها سیاه است و پرچم های سیاه دارند. وای برکسی که قصد ایشان را کند! آن ها را می کشند چه کشتنی! به خدا قسم! گویا ایشان را می بینم
1) تفسیر قمی ج 1 ص 311 _ 310 / نوائب الدهور ج 2 ص 341
و کارهایشان را و آن چه روی می دهد به فجّار از ایشان و عربهای پابرهنه (جفاکار). ایشان را بر آن ها بدون این که رحم داشته باشند مسلط می گرداند. پس در شهرشان در ِّفرات می کشند آن ها را چه کشتنی. چه در بیابان و خشکی باشند چه در دریا. و این کشته شدن مزد اعمال آن هاست و پرودگار تو ستم کار در حقّ بندگان نیست.» (1)
کعب الاحبار می گوید:
«علامّت انقطاع خلافت بنی عباس آن سرخی است که در وسط آسمان آشکار می شود و ستاره ای که از طرف مشرق طلوع می کند و چون ماه شب چهارده نورانی خواهد بود سپس آن سرخی برطرف خواهد شد. ولید می گوید: از کعب به من رسیده که گفت: قحطی در مشرق و بلائی در مغرب و سرخی در جوّ و نشانه ی مرگ از طرف قبله پیدا می شود.»
ام حکیم می گوید:
«از حضرت علی علیه السَّلام شنیدم، در آن موقعی که مردی به آن حضرت گفت یا امیرالمؤمنین برای خالد بن عرفطه (2)استغفار کن زیرا که در سرزمینی «یتم» از دنیا رفته است.
فرمود: دروغ می گویی به خدا قسم که او نمرده و نخواهد مرد تا این که از باب الفیل داخل شود و بیرق گمراهی را به دوش بگیرد، ام حکیم می گوید: بعد از آن دیدم که خالد بن عرفطه بیرق معاویه را به دوش می کشید تا این که آن را از همان دری که علی علیه السَّلام فرموده بود داخل کرد و آن را در وسط مسجد متمرکز نمود معاویه هم از طرف قبله پیاده شد.»(3)
فصل دوم: ظهور جنگ ها و آتش ها
از پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله آمده است که فرمودند:
«آتش و دودی از خاور زمین برمی خیزد که تا چهل شب مشتعل می شود.» (1)
امیرالمؤمنین علیه السَّلام فرمودند:
«پیش از قیام قائم عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف مردم با یک سلسله از نشانه های آسمانی بیم داده می شوند که یکی از آنها آتشی در آسمان پدید آید...» (2)
امیرالمؤمنین علیه السَّلام فرمودند:
«عمودی از آتش در طرف مشرق در آسمان پدید می آید که همه مردم روی زمین آن را میبینند هرکس آن زمان را درک کند برای خانواده اش مواد غذایی یک ساله را تأمین کند.» (3)
امام رضا علیه السَّلام فرمودند:
«پیش از ظهور، کشتارهای پیاپی و بی وقفه رخ خواهد داد.» (1)
امیرالمؤمنین علیه السَّلام فرمودند:
«حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف ظهور نمی کند مگر اینکه یک سوم مردم کشته شوند و یک سوم باقی بمانند.» (2)
محمّد بن مسلم می گوید امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«امام زمان عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف ظهور نمی کند مگر آن که دو سوم مردم جهان از بین برود. عرض شد: اگر دو سوم مردم کشته شود پس چه تعداد خواهند شد؟
فرمودند: آیا راضی نیستید و دوست ندارید از یک سوم باقی مانده باشید..» (3)
حضرت باقر علیه السَّلام فرمودند:
«گویا می بینم قومی را که در مشرق خروج کرده اند حق را مطالبه کنند و به آنان نمی دهند، باز مطالبه می کنند و از دادن حق با آنان امتّناع می ورزند چون چنین ببیند شمشیرهای خود را بر دوش خود گذارند و آن گاه آن چه می خواستند به ایشان داده می شود و ایشان قبول نکند و نخواهد داد دولت را مگر به صاحب شما. کشته های اینان شهدایند، آگاه باشید اگر من آن زمان را درک می کردم خود را برای صاحب این امر مهیا می نمودم.» (4)
الله پیامبر اکرم صلَّی اللهُ علیه وآله فرمودند:
«زمانی پیش از قیامت هرج و مرج پیش خواهد آمد. عرض شد: چگونه هرج و مرجی؟
فرمودند: کشتار، نه کشتار کفّار، بلکه همین امّت به جان یکدیگر می افتند تا جایی که برادر، برادر خود را بکشد. عقول مردم در آن زمان گرفته می شود.» (1)
امیرالمؤمنین علیه السَّلام فرمودند:
«یکی از علامات آن است که خونریزی را سبک شمارند.» (2)
هم چنین در این باره حضرت علیه السَّلام فرمودند:
«فیما بین مردم خونریزی زیاد باشد.» (3)
الله پیامبراکرم صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«قصد و اراده کند شما را آتشی که امروز خاموش است. در بیابانی که آن را برهوت گویند فروگیرد مردم را عذابی دردناک. جان و مال مردم را بخورد. دنیا را در مدت هشت روز دور زند. مثل ابر و باد و پرواز کند. حرارتش (در شب) سخت تر است از حرارتش در روز و برای آن در بین آسمان و زمین غرش تندی است مثل رعد قاصف (تندر غرنده) و آن به سر خلائق نزدیک تر است از عرش.
گفته شد: یا رسول الله! آیا این برای مؤمنین و مؤمنات آن روز سالم است. (یعنی ضرری برای ایشان ندارد)
فرمود: آن روز مؤمنین و مؤمنات کجایند؟ ایشان شرورترند از خران، در بین راه مثل حیوانات با هم جماع می کنند و کسی نیست که به ایشان بگوید بس است بس است. (بعضی ممکن است از این حدیث استفاده کنند که اشاره به طیاره و هواپیما است.» (4)
رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
خارج شود آتشی از (حبس سیل (1)) که سیرِ کندی را داشته باشد. شب مخفی باشد و در روز سیر کند صبح و عصر می رود. بعضی به مردم بگویند: ای مردم! آتش صبح حرکت کرد شما هم حرکت کنید استراحت نمود شما هم استراحت کنید و هرکه را آتش رسد او را خواهد خورد.» (2)
پیامبر اکرم صلَّى الله عليه وآله از مردی سؤال کرد که:
اهل کجا هستی؟
عرض کرد: (حبس سیل).
حضرت فرمودند: اهل بیت خود را از آنجا دور کن چون آتشی از آن جا خارج شود که از روشنی آن گردن شتران در بصری دیده شود.» (3)
امیرالمؤمنین علیه السَّلام فرمودند:
«... بعد از من فتنه هایی پدید آید که یکی از آن ها فتنه «جلاء وطن» (4)است. در این فتنه فرارها و درگیری ها روی می دهد. آن گاه فتنه شدیدتری پدید آید. سپس فتنه ای روی دهد که هروقت بگویند تمام شد ادامه پیدا کند. تا آنجا که دود آن به هر خانه ای وارد شود و همه راه های صلح را ببندد. آن گاه مردی از عترت من خارج شود. فتنه چهارمی 18 سال ادامه یابد.» (5)
اميرالمؤمنین علیه السَّلام فرمودند:
و فرقه فرقه می شوند پسران قنطورا (تُرک ها، چینی ها یا حبشی ها) و آن
مردی که از آل حسان است. ایشان را به جبهه بندی و جنگ کشاند به نحوی که بیشتر از ایشان در جنگ نابود شوند و روشن سازد روزها زمان ظهور آنها را و شهری در ساحل بحرین (یا ساحل خلیج فارس یا ساحل دیگری) به زمین فرو رود و یا آن که لشکر گرانی و جنگ آن ها رود بیشتر از آن ها را نابود کند و محل تجارت طلا خراب شود و زلزله ها و یا تزلزل ها به واسطه مشاجرت و نزاع و کشمکش ها زیاد شود و مشاجره ها و کشمکش ها در قلمرو و منطقه های جاوه به درازی کشد و بی دینی مکرها و حیله ها ظاهر شود و جنگ و خونریزی در زمین فارس شدت کند و آتش جنگ در مشرق زبانه زند.
پس جای لرز و ترس است همه گونه ترسی از مرد نصیحت گرترسان و بینماکی در آن وقت در خراسان زلزله ها و تزلزل هایی رخ دهد و در همدان نازله هایی فرود آید و به جنگ در پیوندند. خوض کنندگان در خبرهای فتنه و غیر آن در عراق و متصل شوند کفر نزد بلاد و سختی ها و ناامیدی و کارهای سخت فرا گیرد شام را هرگونه مخالفتی و انصاف از اهل آن پوشیده شود و حمله کند شخص کوتاه بالایی در ساحل های آن به ضرر سرحدات و ناتوان شود از جنبش آن اهل فریب و گول، مشهور شود. دروغ گفتن در مصر واقع شود در میان اهل آن کرب و اندوه و ترس و نزار کردن و لشکریان به ضرر آن مرد بیدین رفت و آمد کنند و در میانشان حرص بر جنگ میان هر دو دسته ی ایشان بسیار شود و حدود بناهای جنگی در حجاز کشیده شود و بر حرم از چیزی که سبب شود که سنگهای نرم و سست آن را فرو گیرد، ترسیده شود و اختلاف در میان لشکریان حاصل شود. بر اهل یمن بر سر ملک و عده ای از ایشان به واسطه کشتی از هلاکت نجات یابد و زد و خورد و جنگ در گردش باشد و از جا بِکَند و بی آرام کند اهل هجر عرب را و زبانه زند آتش کرب
و اندوه در جزایر پر کند نواحی بیابان را و مخالفت در میان لشکریان روم واقع شود و شایع شود آنچه کتمان کرده شده و صاحبان فضلی از این جهان بروند و پست ترین مردم والی جور و ستم ها شود و فجور و کارهای ناروا بر مردم غالب شود و مالک ایشان شود. مطلوب فریب و گول (طلب غرور و فریب کردن ایشان) و گناهکار شود به سبب دزدی کردن و یا در پرده کردن کارها کردن گنه کار و از دست افتاده شود و به گناه ایشان مرد دانشمند و حقوق صاحبان حقیقت و راستی منع کرده شود و اصابت کند بعضی از ایشان صاعقه ها (گلوله ها).» (1)
پیامبراکرم صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«شهر بغداد در اثر شورش ها و فتنه ها ویران می شود. شهر واسط عراق بر اثر طغیان آب خراب می گردد. مردم آذربایجان به وسیله طاعون هلاک می شوند. مردم موصل در عراق از گرسنگی و گرانی قیمت ها می میرند. شهر حلب در سوریه در زیر صاعقه ها (توپ ها) از بین می رود. شهر دمشق (شام) در اثر شدت کشت و کشتار ویران می شود و اما بیت المقدس (اورشلیم) به احترام نشانه های پیامبران در امان است.» (2)
حضرت امام حسن عسکریعلیه السّلام روایت کرده از کتاب «الدَّرَةُ الباهِرَةِ مِنَ الاصدافِ الطَّاهِرَة» از قطب الدین کیدری یا شهیدثانی که گفته است:
یافت شد به خط امام ابی محمّد حسن عسکری علیه السّلام بر پشت کتابی که نوشته بود که: بالا رفتیم بر بلندی های حقایق و معارف با قدم های پیغمبری و ولایت و بالا رفتیم بر هفت آسمان معرفت و علم و حکمت با نشانه های جوانمردی و هدایت و ماییم شیرهای بیشه معرفت و دانایی و بارانهای نافع علم و عمل و در ما است.
شمشیر و قلم و در این جهان و پرچم حمد در جهان دیگر که عالم آخرت باشد سبط های ما خلیفه های دین اند و هم عهدهای یقین اند و چراغ های نور دهنده اند برای امّت ها و کلیدهای کرم و بخشش اند. پس موسی کلیم حله صفوت (1)را پوشید به سبب وفا کردن به عهدی که از او گرفتیم و روح القدوس در باغ های کوچک معارف و ولایت ما صبحانه ای در روز ازل خورد به مقام روح القدوسی رسید. شیعیان ما گروهی هستند که از اهل نجات اند و فرقه ای هستند پاک و پاکیزه که گردیده اند یاوران و حفظ کنندگان ما و بر ضرر ستم کاران بر ما جمع شوند و کمکّهای ما هستند. زود باشد که شکافته شود برای ایشان چشمه های زندگانی بعد از مشتعل شدن آتش های جنگ جهانی که اشتعال آن وقتی است که تمام شود به قدر عدد «الف لام را و طه و یاسین» قرآن از سال ها.» (2)
ابوهریره از رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله روایت کرد که فرمودند:
«به زودی امّت من نظیر امّت های گذشته گرفتار خواهد شد.
مردی گفت: یعنی آن طور که فارس و روم رفتار کردند؟
فرمود: آیا مردمی غیر از آن ها هستند؟» (3)
حذیفه از رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله روایت کرده که فرمودند:
«همانا مصر ایمن است از خراب شدن تا این که بصره خراب شود.
سپس حضرت فرمودند: خراب شدن بصره از عراق است و خراب شدن مصر از خشک شدن رود نیل است. ویرانی مکّه از حبشه است. ویرانی مدینه از سیل است. ویرانی یمن به خاطر ملخ است
و ویرانی ابله (1)از حصار (2)است و خراب شدن فارس از فقرا و گدایان و بینوایان دیلم است و خراب شدن دیلم ازارمنستان است خراب شدن ارمنستان از جرز است و خراب شدن جرز (3)از ترکستان است و خراب شدن ترکستان از صوائق (4)است و خراب شدن سِند از هند است و خراب شدن هند از چین و خراب شدن چین از رمل است و خراب شدن حبشه از زمین لرزه است و خراب شدن بغداد از سفیانی است و خراب شدن روحاء (5)به فرو رفتن است و خراب شدن عراق از قحطی است.» (6)
سلیلی از پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله روایت کرده که فرمودند:
«شما بدون کم و زیاد از مردم قبل از خود اطاعت خواهید کرد حتی اگر آن ها داخل سوراخ سوسمار شده باشند. شما هم داخل خواهید شد.
راوی گوید: گفتم یا رسول الله! از یهود و نصارا هم هستند؟
فرمود: غیر از یهود و نصارا کسی نیست.» (7)
عصمة بن قیس از رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله روایت کرده که:
«حضرت در نماز خود فرمودند: از فتنه مشرق و مغرب به خداوند پناه می برم .» (8)
صلى الله پیامبراکرم صلى الله عليه وسلم فرمودند:
1) ابله: موضعی است در نزدیکی بصره
2) حصار: مرکز ناحیه ای است از نجارا که ساکنین آن تُرک های مغول و ازبکستان هستند که در آخرالزمان به بصره خواهند آمد
3) جزیره ای بین دجله و فرات
4) صواعق: صاعقه آسمانی و یا صاعقه ای که از وسایل تخریبی روز باشد
5) مکانی است میان مکّه و مدینه که سی یا چهل مایل با مدینه فاصله دارد
6) نوائب الدهور ج1 ص 303
7) صحیح بخاری ج 4 ص 174 ح3456
8) الفتن ابن حماد ج 1 ص 265 ح 758
پیامبر اکرم صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند؟
«اول این امت خوب هاشان هستند و آخر ایشان اشرار ایشانند.» (1)
صلى الله پیامبر اکرم صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«اول مردم جهت هلاکت عرب، پس از ایشان اهل فارس هستند.
و در حدیث دیگر فرمودند: اول مردم از جهت هلاکت فارس و بعد از ایشان عرب هستند.» (2)
صلى الله از پیامبر اکرم صلَّى اللهُ عليه وآله روایت کرده که فرمودند:
«به درستی که آباد شدن بیت المقدّس دلیل خراب شدن یثرب است و خراب شدن يثرب دلیل خروج ملحمه است. یعنی قتال سخت و خروج ملحمه دلیل فتح قسطنطنیه است و فتح قسطنطنیه دلیل خروج دجال است.» (3)
امام صادق علیه السَّلام از پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله روایت می کنند که حضرت فرمودند:
«هر وقت امّت من با تبختُر (4)و دست های کشیده راه رفتند و فارس و روم خدمت گزار ایشان شد آن وقت جنگ ایشان بین خودشان باشد. و در حدیثی دارد که با مسلمانها بجنگند و با کفار صلح کنند.» (5)
امیرالمؤمنین علی علیه السَّلام فرمودند:
«پس می گیرد روم آن چه را که از آن گرفته شده است و زیادتر از آن را (از ساحل دریا و نحوآن) و می گیرد ترک آن چه را که از او گرفته شده و می گیرد ترک آفریقایی آن چه را که از او گرفته شده (از تفلیس و مانند آن) و می گیرند شرقی ها دور آن چه را که چینی ها از ایشان گرفته اند. پس ایراد می فرماید
در آن خطبه عجایبی را و نام می برد شهری را و بعضی را به لُغزو معما و بعضی را تصریحاً می فرماید. تا آن که می فرماید: وای بر بصره! از چنین و چنان، هرگاه واقع شود و وای بر اهل کوهستان ها! هرگاه چنین و چنان واقع شود. و وای بر اهل دینور! اشاره است به جنگیکه بین نهاوند و دينور واقع می شود و آن جنگی است بسیار شدید) و وای بر اهل اصفهان! از عبدالله جالوت حجام، و وای بر اهل عراق! و وای بر اهل شام و وای بر اهل مصر و وای بر اهل فلانه، پس می فرماید: از فرعون های کوهستان ها فلان وفلان.» (1)
امیرالمؤمنین علی علیه السَّلام فرمودند:
«خراب می شود سمرقند و خاخ و خوارزم و اصفهان و کوفه از تُرک و همدان و ری از دیلم (کوهستان های مازندران و طبرستان) و مدینه و فارس به قحطی و گرسنگی و مکّه از زنگار و حبشه و بصره و بلخ از غرق شدن و سِند و هند از تبت و تبت از چین و بدخشان و ژاپنی و کرمان و بعض از شامات به سُم های اسبان و قتل و خونریزی و یمن از ملخ و پادشاه و سیستان و بعضی از شامات از زنگیان و شومان به طاعون و مُر و به رمل و هرات به مارها و نیشابور از قبل بریده شدن نیل و آذربایجان به سم های اسبان و صاعقه های خدایی یا خلقی و بخارا به غرق شدن و گرسنگی و کنه های شتری و بغداد به زیر و رو شدن.» (2)
امیرالمؤمنین علی علیه السَّلام فرمودند:
«ای وای! بر اهل حظ از واقعه های مختلفی که از پی یکدیگر در آن واقع شود. اول آن واقعه ای است در بطحا(محل وسیع سیلگیری است، یا زمین وسیعی است که سنگریزه در آن بسیار است) و واقعه ای در دبیره واقع
شود که آن قریه ای است در بحرین از بنی عامر بن حارث بن عبد قیس و واقعه ای در صفصف واقع شود (که زمین نرمی است از شهر افکان سرازیر می شود و آن در دامنه کوهی است) و واقعه ای در بازار شترکُش ها واقع شود و واقعه ای در کوچه ها و خیابان ها و واقعه ای در میان جمعیت مردمان و واقعه ای در جراره (ناحیه ای است از بطیحه) و واقعه ای در تاروت (نام محلی است در آن حدود) واقع شود.
ای وای! بر اهل هجر و آنچه بر آن وارد آید در پهلوی حصار آن در ناحیه کرخ و واقعه بزرگی که در قطر (میان عمان و عُقیر است) واقع شود که آن به بحرین نزدیک است و آن در زیرتلّ کوچکی است که معروف است به تُلیل حسینی. پس از آن واقعه ای در فُرج واقع شود(شهری است از اعمال فارس) و واقعه ای در اراک و قزوین واقع شود، و واقعه ای در امّ خنّور (مراد بصره یا مصر باشد) واقع شود.
ای وای! بر نجد و آن چه که در آن واقع شود از قحطی و گرانی! و من هر آینه می شناسم در آن واقعه های بزرگی را در میان مسلمانان.
ای وای بر بصره! و آن چه که بر آن وارد شود از طاعون و از فتنه های پی در پی! و من می شناسم در آن واقعه های بزرگی را که در واسطه واقع شود و واقعه های مختلفی را که میان شطّ فرات و مجینبه (در میان سواد عراق و زمین یمن واقع است) و واقعاتی را که در میان عویند(قریه ای است در یمامه از بنی خدیج) واقع شود.» (1)
امیرالمؤمنین علی علیه السَّلام فرمودند:
«آگاه باشید! ای وای بر بغداد از ری از مردن و کشتار و ترسی که شامل اهل عراق شود زمانی که وارد شود در میان ایشان شمشیر، پس کشته شود آن چه که خدا می خواهد و علامت آن این است که وقتی
1) الزام الناصب ج 2 ص166
که ضعیف شود پادشاه روم و عرب مسلط شود و مردم به جنبش درآیند به سوی فتنه ها مانند به جنبش درآمدن مورچگان عجم بر آن ها حمله کند.
ای وای بر فلسطین و آن چه بر آن وارد شود از فتنه ها که طاقت تحمل آن نباشد. ای وای براهل جهان و آن چه بر آن ها وارد شود از فتنه ها در آن زمان و در جمیع شهرها از مشرق و مغرب و جنوب و شمال. آگاه باش! که مردم بعضی بر بعض دیگر سوار شوند و جستن کنند بر یکدیگر و جنگ های دائمی میانشان واقع شود و این ها به سبب چیزی است که پیش گرفته است دست های آن ها و پروردگار تو ستمکار بر بندگان نیست.» (1)
امیرالمؤمنین علی علیه السّلام فرمودند:
«وقتی که عاشق شدند و بی طاقت گردیدند اولاد قنطورا (چینیه ا یا ترک یا حبشی باشند) برای جنگ کردن و جمع شدند، مرتبه ی سوم در ماه رمضان و قتال کند با ایشان ابوالنواس (ابوالنوامیس) که صاحب سواران باشند، پس آشکار شود میان ایشان بازدارنده ای از جنگ و منتقل شود مُلک هند از خانواده ای به خانواده دیگر آن خانواده ای که ملک از او منتقل شده افسوس خورد و آرزو کند که: ای کاش ملک از دست من بیرون نشده بود و اهل دولت کم شود و شامل شود ذلت از اهل جزیره ها و شمشیرها به حرکت درآیند در اراضی شامات و مصر و ریخته شود خون ها در بعضی از اقالیم روم و اختلاف افتد در میان لشکریان برای ملک و حمله می کنند بر ضرر ایشان به حوزه شوش (نزدیک جزیره ای است که آن را جزیره ابن عمرو گویند که آن منطقه ای است یا شهری از خوزستان غربی) و در آینده ای آتش درآیند و جنگ ها شدید شود و خون ها ریخته گردد و
1) الزام الناصب ج 2 ص 167
اندوه سخت با مصیبتی توافق کند و راههای نوبه و زنگبار خراب شود و روابط اخبار قطع شود و مملکت اندولس اختلاف افتد و عرب حیران و سرگردان شود و اهل مراکش کشته شوند و از شدت واقعه جنگ گرد و غبار قطعه قطعه بلند شود و برپا ایستد جنگ برساق های خود و طلایع لشکر به طرف بزرگ ترین ساحل های شهر سیراف است رود و بادهای سخت بر کشتی ها بوزد و در جزایر نیزه ها راست گردد. پس ظاهر شود کینه توزی های خسته کننده صاحب و مالک قسطنطنیه هلاک شود. سختی و گزند ساحل های روم را خراب کند و روان شود برگروهی که بینی های آنها پهن باشد و استخوان های بینی های آن ها پست باشد(بربری ها یا بعضی از چین ها و تُرک ها)بدحالی و فتن ها در خراسان شدید شود و آل حسان بر آن ها ظفر یابد.» (1)
امیرالمؤمنین علی علیه السّلام فرمودند:
«پس جای حذر و ترس است همه گونه ترسی از مردم نصیحت گر ترسان و بیمناکی. در آن وقت به خراسان زلزله ها یا تزلزل های رخ دهد و در همدان نازله هایی فرود آید و به جنگ در پیوندند خوض کنندگان در خبرهای فتنه و غیر آن در عراق و متصل شود کفر نزد بلاد و سختی و ناامیدی و کارهای سخت. شام را هرگونه مخالفتی فراگیرد و انصاف از اهل آن پوشیده شود و حمله کند شخص کوتاه بالایی در ساحل های آن به ضرر سرحدات و ناتوان شوند از جنبش آن اهل فریب و گول و دروغ گفتن در مصر مشهور شود و در میان اهل آن کرب و اندوه و ترس واقع شود. لشکریان به ضرر آن مرد بیدین فرار و رفت و آمد کنند و در میانشان حرص بر جنگ میان هر دو دسته ایشان بسیار شود و حدود و بناهای جنگی در حجاز کشیده شود و ترسیده شود بر حرم از
1) الزام الناصب ج 2 ص 193
چیزی که سبب شود که سنگ های نرم و سست آنرا فرو گیرد و اختلاف میان لشکریان حاصل شود با اهل یمن بر سر ملک و عده ای از ایشان به واسطه کشتی از هلاکت نجات یابند و زد و خورد و جنگ در گردش باشد و از جا بکند اهل هجر عرب را ناآرام کند و آتش کرب و اندوه در جزایر زبانه زند و نواحی بیابانی را پرکند و مخالفت در میان لشکرهای روم واقع شود و شایع شود آن چه که کتمان کرده شده و صاحبان فضلی از این جهان بروند و پست ترین مردم، والی جور و ستم ها شوند و فجور و کارهای ناروا بر مردم غالب شود، مطلوب فریب و گول مالک ایشان شود (طلب غرور و فریب کردن ایشان) و گناه کار شود به سبب دزدی کردن و یا در پرده کارها کردن گناهکار و از دست افتاده شود به گناه ایشان مرد دانشمند و حقوق صاحبان حقیقت و راستی منع کرده شود به بعضی از ایشان صاعقه ها (یا گلوله ها) اصابت کند.» (1)
امیرالمؤمنین علی علیه السّلام فرمودند:
-هنگام ظاهر شدن آن بی دین سخت شتابنده در دشمنی کجا می توانند فرار کنند؟ (یا قرار گیرند) یا بنابر احتمال ظهور آن در سال هزاروسیصدونود هجری واقع شود و آن کسی است که در خلقت او کجی باشد و آن ترشرو و زشت است یا آنکه لبهای او آویزان و بدنماست و دندانهایش نمایان است و جور و ستم کننده است. با لشکری که از کثرت عدد آن ها شماره ایشان قصد کرده نشود و راهی که پیش گرفته اند به شماره در نیاید و بازگردانیده نشود عده ایشان و اسیران ایشان یاری کرده شود و فیل و کرگدن با ایشان است و پشت ها را گران بار می کنند اهل سرحدات را می ترسانند و در روی زمین می گردند یا در دریا یا روی هوا شناوری می کنند و خاک ها را در زیر
1) الزام الناصب ج 2 ص 194_193
پاهای خود یا مالهای مردم را رُفت و رو می کنند و زود باشد که احاطه کند به شهرهای ارم (که اطراف دمشق یا اسکندریه و اطراف آن) در یکی از ماه های حرام به سخت تر عذاب از پسران حام ابن نوح (زنگیان و حبشیان یا چینیان یا ترک ها) و چه بسیار خونی که ریخته شود در زمینی که آثار و علائم انبیاء در آن باشد (یعنی فلسطین و بیت المقدّس) و اسیری که رانده شود با غنیمت ها. تا اینکه گفته شود که: فراهم و جمع شده است هرگونه فسادی در محفل کفتارها و شیرها را دریدند و پاره کردند. پس استغاثه به خدا باید برد از این آفت ها و به خود گرفتن و جمع کردن این بلادها و فرماندهان کرانه ها و کناره های دریا را محکم و استوار کنند و صداهای ساحلها کم و کر شود. پس در آن وقت آن بی دین سخت سرکوبی کننده فرمان به خراب کردن بیت المقدّس دهد. پس چون اطاعت کرده شود فرمانهای او و در لشکرگاه خود برود و ایشان را به ترس بیندازد در رمله (شهری است نزدیک فلسطین) باد شمال به مذلت و خواری ایشان را فرو گیرد (یا لشکری از سمت شمال) و تا آخر آن ها را هلاک کند از روی خروش و ناشکیبایی سپس اسیران ایشان را از روی طمع در یابد.» (1)
1) الزام الناصب ج 2 ص 195
فصل سوم: علائم آخر الزمان در بلاد
رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«وای بر عرب از شرّی که نزدیک شده، بمیرید اگر می توانید.» (1)
و نیز از آن حضرت نقل شده که فرمودند:
«وای بر عرب از شرّی که به آن ها نزدیک است، بادها، بادها چیست؟ آن بادی که وزش آن نابود کننده است و بادی که وزش آن برانگیزنده است و بادی که وزش آن سستی آور است. وای بر آن ها از کشتار سریع و مرگ آنی و گرسنگی دردناک بلا و گرفتاری بر سر آنان فرو ریزد فرو ریختنی.» (2)
رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«وای بر عرب از شرّی که نزدیک شده، در سنه شصت امانت غنیمت شود و صدقه را، زیان دانند و شهادت برای کسی که آشنا هستند بدهد و حکم روی هوا و هوس باشد.» (3)
رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«هر آینه به تحقیق می دانم که چه زمانی عرب هلاک می شود. وقتی که سیاست کند امورشان را کسی که درک جاهلیت و اهل آن را نکرده ولی از اخلاق و عقل ایشان گرفته و محمّد صلَّى اللهُ عليه وآله را هم درک نکرده که باز دارد او را اسلام.» (1)
امام صادق علیه السّلام فرمودند:
«حضرت با مردم بیعت کند بر کتاب جدید و بر عرب سخت است. و فرمودند: وای بر جهان عرب از شرّی که نزدیک است.» (2)
امام صادق علیه السّلام فرمودند:
با قائم عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف از عرب چیز کمی است.
راوی عرض کرد: زیادی از ایشان توصیف این امر را می کنند، فرمودند:
ناچار مردم باید امتحان بشوند و تمیز داده شوند و غربال شوند و زود است که از غربال، خلق کثیری خارج شوند.» (3)
امام صادق علیه السّلام فرمودند:
«وای بر طاغیان عرب از شرّی که نزدیک شده،
راوی عرض کرد: فدایت شوم چقدر با قائم علیه السّلام از عرب هستند؟
فرمودند: چیز کمی.
عرض کرد و آن هایی که وصف شیعه گری میکنند زیادند؟
فرمودند: ناچار مردم باید امتحان بدهند و تمیز داده شود و غربال شوند و زود است که از غربال مردم بسیاری خارج شوند.» (4)
امام باقر علیه السّلام فرمودند:
چون خارج شوند (حضرت حجت عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف) برخیزد به امر جدید و سنّت جدیده و حکم جدید بر عرب سخت است...» (1)
امام صادق علیه السّلام فرمودند:
«مثل این که به سوی حضرت حجّت عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف نظر می کنم که بین رکن و مقام با مردم بر کتاب جدید بیعت می کند و بر عرب سخت است و وای بر عرب از شرّی که نزدیک شده.» (2)
امام صادق علیه السّلام فرمودند:
«بپرهیز از عرب که ایشان را خبر بدی است آگاه باش که خارج نشود از ایشان با قائم علیه السّلام احدی.» (3)
رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«عرب به قبیله خوانده می شود و عجم به قریه خوانده می شود(مثلاً در عرب می گویند بنی اسد، بنی هاشم و در عجم می گویند خراسانی، اصفهانی و هكذا).» (4)
عبدالله از رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله روایت کند که فرمودند:
«نرود دنیا تا وقتی که مالک عرب شود مردی از اهل بیت من که اسمش موافق اسم من باشد.» (5)
سلیسی گوید:
«می دانم که عرب به موقع هلاک خواهد شد وقتیکه اختیارشان به دست کسی بیفتد که زمان جاهلیت و اهل آن را درک نکرده تا رفتاری
همانند آن ها داشته باشند حضرت محمد صلَّى اللهُ عليه وآله را هم درک نکرده که اسلام مانع او باشد.» (1)
روایت مستضعفین (2):
«وای بر اعراب (و یا وای بر طاغیان عرب) از شرّی که به زودی گریبان گیر آنان خواهد شد.» (3)
از رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله روایت شده که فرمودند:
اهل بصره (بعد از آمدن بنو قنطوراء) سه فرقه شوند یک فرقه مکث کنند، و یک فرقه ملحق به پدران خود شوند که مَنابت ریشه و قیصوم باشد و یک فرقه ملحق به شام گردند و این ها بهترین فرقه ها هستند.» (4)
ابن عباس از رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله روایت کند که فرمودند:
«(فتنه ی) سوم در بصره است، و هلاک بصره از مردمی است که دعوت می کند و تحریک می کند برای آن فتنه را، و اصل و فرعی هم ندارد. و تا چند سال مکث خواهد نمود، پس از آن خلیفه ای بر شما حکومت کند که فظّ و غلیظ باشد. (یعنی بدخُلق و خشن) که او را در آسمان ها قتال (بسیار کشنده) و در زمین جبار نامند، خون ها بریزد سپس خون ها را با آب ممزوج کند که آشامیده نشود، و اعراب را علیه ایشان به هیجان آورد و وقتی که اعراب هجوم آورند خلیفه کشته شود، و ستم و گناه بین مردم فاش گردد.» (5)
ابن عباس (از رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله) روایت می کند:
«... پس از آن در سال دویست و پنجاه و پنج و یا سه فتنه هایی روی می دهد، یکی فتنه ای که مصر واقع می شود، ای وای برفتنه ی مصر و دوم فتنه ای است که در کوفه واقع می شود و سوم در بصره واقع شود، و هلاک بصره از مردی باشد که به سرعت اجابت کرده شود برای وقوع آن فتنه و آن مرد بی اصل و فرعی است، پس در آن وقت مردم دو فرقه شوند، یک فرقه با او باشند و یک فرقه علیه او، پس از آن والی شود شما خلیفه ای که درشت خو و سنگ دل است، در آسمان نامیده شود«بسیار کشنده» و در زمین «بسیار ستم گر»، پس خون ها بریزد و خون ها را با آب ها ممزوج کند که خورده نشود و هجوم برایشان عرب ها و وقت هجوم عربها خلیفه کشته شود و جور و ستم و فجور بین مردم علنی شود و پرچم های پی در پی بر شما وارد شود و (کانّهنّ نظام منظومات انقطعن فتتابعن) مثل دانه تسبیح که نخ آن قطع شده باشد و دانه های آن بریزد و دوباره جمع شود پس چون خلیفه شما کشته شد متوقع خروج آل ابی سفیان و حکومتش باشید در نزد هلاک مصر و خسفی در بصره واقع شود، که زمینه ای حاصل خیز و اطرافش بر زمین فرو رود، و دو خسف دیگر به بازار و مسجدش روی دهد، پس از آن طوفان و آب طغیان کند که هرکس از شمشیر نجات یافته بود از غرق شدن نجات نداشته باشد مگر کسانی که در اطراف بصره باشند و در داخل اش نباشند...» (1)
حضرت رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«راغب نباشید به سکونت بصره به جهت آن که آن جا چشمه ای ظاهر شود که بصره و اطرافش را غرق کند حتی اینکه دیده نشود از آن
1) الملاحم والفتن ص 125
مگر مسجدش که مثل سینه ی کشتی نمایان باشد.» (1)
صلى الله حضرت رسول اکرم صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«واقع شد شمشیر واقع شد شمشیر، و چقدر زیاد است چشم گریان و چقدر زیاد است حرمت های حلال شده، و چقدر غم و اندوه که وارد گشته، پس از آن فرمود هلاک شد ضعیف شد ضعیف،
فرمود: بیاید شما را باد زرد از طرف قبله تا سه روز و دو شب ادامه داشته باشد تا اینکه شب از شدت زردی مثل روز روشنایی دهد، و بعدش بصره غرق شود، پس از آن متوقع علامات پی درپی باشید از آسمان، مثل مهره در رشته کشیده منظومات باشد، و اول علامات صاعقه ها است از آن باد زرد است، پس از آن باد دائمی است و پس صوتی است از آسمان که مردم در آن بمیرند، و در واسط (نام شهری است) هلاک بی شمار باشد، و در کوفه عجائب باشد، و در اهواز زلزله باشد، خانه هاشان قبرستان باشد پس راه ها بریده شود که احدی از شهری به شهری نرود.» (2)
ربيعة بن جوشن در بیت المقدس عبدالله بن عمر را ملاقات نموده عبدالله پرسید از کجا هستید؟
گفت: از اهل عراق! پرسید: از کجای عراق؟ گفت: از اهل بصره!
پس گفت: آماده باشید ای اهل بصره! گفتم: از چه جهت آماده باشیم؟!
تا آن جا که گفت: زود است بنو قنطوراء بر شما نازل شوند و به دجله برسند و به هر درخت خرمایی اسبی ببندند، پس شما را خارج کنند
ملحق سازند به (رکبه (1)او ثنی (2)).
گفت: گفتم بنو قنطوراء چیست؟
گفت: خدا می داند اما از جهت اسم این طور در کتب یافتیم و اما جهت صفت، صفت تُرک است.» (3)
از رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله روایت است که:
«زمینی است آن را بصره گویند، در جنب آن نهری است که آن را دجله گویند و درخت خرمای بسیاری دارد که بنو قنطوراء بر آن نازل شوند، پس مردم سه دسته گردند، یک دسته به اصل خود برگردند پس هلاک شوند، و یک دسته خود را نگاه دارند پس کافر شوند، و یک دسته ذریه ی خود را پشت سرگذارند و بجنگند، کشته های ایشان شهدایند و خداوند به ایشان فیروزی دهد.» (4)
رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
یکی از علامات ظهور را در حدیث معراج فرمود و بصره خراب شود به دست یکی از ذریه تو که متابعت او کنند زنوج (یعنی جماعتی از سودان) .» (5)
امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمودند:
«در نواحی و اطراف بصره حرکتی است که من آن را نمی گویم و عرب بر عجم غالب می شود و به اهواز روی آور می شوند بدون مردم.» (6)
از امام باقر علیه السّلام روایت شده که فرمود:
1) ركبه: اسم چند موضع است بین مکّه و طائف. وادی است از وادی های طائف. و از زمین های بنی عامر است بین مکّه و عراق و کوهی باشد در حجاز
2) ثنی: علم است برای چند جا در جزیره
3) الملاحم والفتن ص 127 باب 42
4) الملاحم والفتن ص 91 و 127 و 170
5) الزام الناصب ج 1 ص 207 از اربعین خوئی
6) الزام الناصب ج 2 ص 250
«پیش از قیام قائم عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف مردم در اثر گناه شان به وسیله ی آتشی که از آسمان بر آن ها آشکار می شود، در عذاب بوده و رنج می برند و نشانه ی سرخ فامیکه آسمان را می پوشاند و فرورفتن زمین در بغداد و بصره و خون هایی که در آنجا ریخته می شود و خانه هایی که خراب می گردد و هلاکتی که در بین اهالی آن سامان به وجود می آید و وجود چنان اضطرابی که اهل عراق را فرا می گیرد به گونه ای که موجب صلب آرامش آن ها می گردد.» (1)
امیرالمؤمنین علی علیه السّلام فرمودند:
«... و واى براهل اُوال _ که جزیره ای است از جزایر بحرین که دریا بر آن محیط است _ و اهل صابون _ که دهی است نزدیک مصر _ از شخص کافر ملعونی که سر می بُرد مردان ایشان را و زنده می گذارد زنان ایشان را و من می شناسم در آنجا سیزده واقعه ای را که واقع می شود:
اول: در میان دو قلعه - که در نواحی بحرین است.
دوم: در صلیب _ که کوهی است نزدیک کاظمه که در میان بحرین و بصره واقع است و مسافت آن تا بصره دو منزل است.
سوم: در جنینه _ که محلی است نزدیک وادی القری و تبوک.
چهارم: [در] توبا _ که محلی است نزدیک نینوا و آن کوهی است که قوم یونس بر آن توبه کردند و عذاب از آن ها برداشته شد و آن در حدود موصل واقع است.
پنجم: در عرار _ که موضعی است از دیار باهله نزد یمامه.
ششم: در اکوار _ که دامنه کوه های آن جاست.
1) بحار الانوار ج 52 ص222-221
هفتم: در اوکر خارقان _ که نام موضعی است.
هشتم: [در] کلیا و آن نیز نام موضعی است.
نهم: در شار _ که از حصارهای یمن و نام یکی از مکان های تهامه است.
دهم: بين الجبلين و بئر حنین است در سه منزلی مکّه.
یازدهم: در کثیب _ که نام محلی است که تلّ ریگ در آن جاست.
دوازدهم: در بالای کوه در همان حدود
سیزدهم: دریای درختهای سدر.» (1)
امیرالمؤمنین علی علیه السَّلام فرمودند:
«... ای وای بر اهل بحرین از جنگ های پی درپی که در آن واقع شود از هر ناحیه و مکانی پس می گیرد بزرگان آن را و اسیر می شوند کوچک های آن ها، و هفت جنگ در آنجا واقع شود:
جنگ اول: در جزیره ای است که از آن منفرد و جداست از طرف شمالی آن که در وسط دریا میانه بحرین و عمان واقع است و آن را «سماهیج» گویند که آن دریا را ماش نامند. و جنگ دوم: در قاطع و میانه نهر از چشمه شهر واقع شود و طرف شمالی غربی و میانه اُبُلّه و مسجد و میانه کوه بلند و میانه دو تلّ معروف به کوه حنوه. پس می آید به طرف کرخ میسان که شهری است نزدیک بحرین میان تلّ و جاده و میانه درخت های سدر_ که آن را شدیرات یا بُدیرات گویند _ به طرف شط ماجی. پس از آن دو وادی از وادیهای قبیله که آن را حورتین گویند و این هفتمین بلای بزرگ است علامّت آن این است که کشته می شود در آنجا مردی از بزرگان عرب در خانه خودش که آن نزدیک ساحل دریاست. پس بریده می شود سر او به امر حاکم آنجا، پس عرب بر آن
1) نوائب الدهور ج 2 ص 63/ الزام الناصب ج 2 ص 165-162
حاکم متغیر شوند. پس کشته می شوند مردان و غارت کرده می شود مال ها. بعد از آن بیرون آید عجم بر عرب و دنبال می کنند آن ها را تا بلاد خط .» (1)
امیرالمؤمنین علی علیه السَّلام فرمودند:
«... علامّت خروجش آن است که سه پرچم اختلاف کنند، یکی عرب مغرب است پس وای بر مصر و آن چه از آنان بر آن وارد می شود. دیگری از بحرین از جزیره اوال از زمین فارس بلند شود.» (2)
پیامبر اکرم صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«ساعت ظهور برپا نمی شود تا در یکی از وادی های حجاز سیل آتش گردد. (منظور از سیل آتش، شاید انفجار چاه های نفت در حجاز باشد که آتش آن سیال و روان می باشد.)» (3)
زهری (به نقل از پیامبر اکرم صلّى الله عليه وآله) می گوید:
«آتشی از حجاز برخاسته می شود که گردن های شتران یا شاخ و برگ گیاهان در بُصری (4)روشن خواهد شد.» (5)
صلى الله کعب از پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله روایت کند که فرمودند:
«جزیره ایمن است از خرابی تا ارمینه خراب شود و مصر ایمن است از خرابی تا جزیره خراب شود.» (6)
پیامبر اکرم صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«جمع نشود دو دین در جزیرة العرب.»
و در حدیث دیگر فرمودند: «در جزیرة العرب دو دین باقی نماند.»
و در حدیث دیگر به حضرت علی علیه السَّلام فرمودند:
«اگر امر خلافت بعد از من به دست شما افتاد اهل نجران را از جزيرة العرب بيرون كن.
با جزيرة العرب جنگ کنید خداوند ایشان را فتح کند. جزیره را با دست و پا به شدت لگدکوب کند.» (1)
ابوهریره از رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله روایت کرده که فرمودند:
«قیامت برپا نمی شود تا اینکه آتشی از زمین حجاز ظاهر شود و گردن های شترهای بُصری به وسیله آن نورانی شود.» (2)
حذیفه از حضرت محمد صلَّى اللهُ عليه وآله روایت کرده که فرمودند:
«قیامت برپا نمی شود تا این که آتشی از رومان(نام منطقه ای در بلاد عرب) روشن شود و به وسیله ی آن گردن شتران بُصری نورانی شود.» (3)
جابر از پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله روایت کرده که فرمودند:
«زندگی در این شهر تلخ خواهد بود و گروه زیادی از مؤمنین هم حضور دارند. (4)
رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند: اهل مدینه شهر را ترک خواهند کرد.
گفتند: پس چه کسی مواد غذایی مدینه را می خورد؟
فرمودند: پرندگان و چرندگان که در طلب روزی هستند.» (5)
رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«زمانی بیاید که مردم به خاطر گشایش زندگی شهر را ترک نمایند و به اطراف روند و زندگی آن ها هم توسعه خواهد یافت و اهل و عیال خود را هم می برند، ولی اگر بتوانند شهر را ترک نکنند برای آن ها بهتر است. زیرا مدینه نظیر کوره (آهنگران) است (که جز آهن خالص چیزی در آن نخواهد ماند) طاعون و وبا و دجال نمی آیند و فرشتگان مدینه را حفظ می کنند.
جابر می گوید:
«از آن حضرت شنیدم که می فرمود: برای هیچکس روا نیست که به مدینه اسلحه بیاورد و بجنگد.» (1)
ابوهریره (به نقل از پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله) می گوید:
«در مدینه جنگ و جدالی است که سنگ های آن محل در آن غرق می شوند و وقعه حره (واقعه ای بود که عده زیادی از مردم مدینه به دست لشکریان یزید کشته شدند) در مقابل آن چون ضربت تازیانه است آن واقعه به طور تقریب به قدر 24 میل دور از مدینه اتفاق می افتد و بعد با مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف بیعت می شود.» (2)
ضميرة بن حبیب (به نقل از پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله) می گوید:
«رستگارترین مردم از فتنه شمشیر و بلا، مردم ساحل و اهل حجازند.» (3)
رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«نزدیک است مسلمانان محاصره شوند در مدینه تا اینکه دورترین جای اسلحه آنان سلاح باشد که آن محلی است نزدیک خیبر.» (4)
نافع بن عتبه از رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله نقل می کند که فرمودند:
«با جزیرة العرب جنگ کنید و خداوند ایشان را فتح کند. سپس با روم جنگ کنید آنجا را هم فتح کنید سپس با فارس جنگ کنید آن جا را هم فتح کنید. (یعنی با هرکس جنگ کنید خداوند نصیب شما فتح و پیروزی کند کما این که آن چه را خبر داده بود شد به غیر از دجال).» (1)
پیامبر خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«برپا نشود ساعت تا این که بوده باشد نزدیک ترین جای اسلحه ی مؤمنین به «تولان» و آن موضعی است نزدیک خیبر و نام قاعده ی تجریّه ای است در فرانسه بر کنار دریای سفید جای ساختن کشتی های دریایی). یا علی! زود باشد که شما با بنی الاصفر مقاتله کنید و مقاتله کنند با ایشان کسانی که بعد از شما بیایند، تا این که بیرون رود به سوی ایشان دلیران نیکوروی اسلام که اهل حجازند و نمی ترسند در راه خدا از ملامت کننده ای و فتح می کنند قسطنطنیه را با تکبیر و تسبیح، و غنیمت های بسیاری به ایشان می رسد و می رسند به آن که، کسی به مثل این غنیمت ها نرسیده به قدری که با سپرها بدون کیل و وزن قسمت می کنند. در آن حال می آید به نزد آن ها و می گوید: دجّال مسخ شده بیرون آمد در بلاد شما و این خبر دروغ است. پس آن هایی که غنیمت گرفته اند پشیمان و آن هایی که نگرفته اند نیز پشیمان شوند.» (2)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«در حین اینکه مردم در عرفات وقوف دارند ناگاه شخصی که سوار بر شتر ماده تیزرو است خبر مرگ خلیفه را می آورد که در مرگ او فَرَج آل محمّد علیهم السَّلام علل و فَرَج همه مردم است.» (3)
زکریا در کتاب فتن به سند خود از رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله روایت کرده که فرمودند:
«نزدیک است که بیرون آید آتشی شکارکننده که روشن شود به آن گردن های شتر در بُصری (شهری است در شام) و سیر کند مانند کردن شتر کندرو، می ایستد در شب و در روز سیر می کند، تا این که مردم گویند: آتش رفت، پس بروید، و آتش آمد، بیایید. کسی را که درک کند، او را می خورد.» (1)
رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«واگذارید حبشه را مادامیکه با شما کاری ندارد، به جهت آن که استخراج نکند گنج کعبه را مگر ذوالسویقتین (2)از حبشه (3).» (4)
رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«خراب کند کعبه را ذوالسویقتین از حبشه و زیورهایش را غارت کند و پرده اش را پاره ببرد.» (5)
امیرالمؤمنین علی علیه السّلام فرمودند:
«زیاد طواف کنید دور این خانه (کعبه) مثل اینکه می بینم مردی را که ساقه های پایش باریک است و با او بیلی است که کعبه را خراب می کند.» (6)
رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
1) الملاحم والفتن ص 309 / نوائب الدهور ص180
2) ذوالسويقتین: لقب سپاهی است که کعبه را خراب خواهد کرد (منتهی الارب ولی از خود روایات مفهوم می شود که مراد مردی است دو ساق پاهایش باریک است از اهل حبشه است و در نهایت گوید السويقه تصغیر ساق است
3) حبشه: نام قدیمی سرزمینی در شرق قاره آفریقا که امروزه شامل کشورهای اتیوپی، اریتره، جیبوتی، سومالی است
4) بحار الانوار ج 18 ص 145 مستدرک الحاکم ج4 ص453
5) کنز العمال ص 251
6) الملاحم والفتن ص 97
بیاید حبشی پس خانه خدا را خراب کند به طوری که بعد آن هرگز تعمیر نگردد و هم ایشانند که گنج کعبه را استخراج کنند.» (1)
هم چنین رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«مثل این که نظر می کنم به کسی که پیش سرش موندارد و کچل است و میان دندانهایش باز است نشسته روی کعبه و با کردیه (2)می زند.» (3)
از رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله در مورد هرج سؤال شد، حضرت فرمودند:
«هرج به لسان حبشه یعنی قتل و کشتار.» (4)
پیامبر اکرم صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«مردم حبشه تغییر دهند خانه خدا را و آن را بشکنند و سنگ را از این جا برداشته و در مسجد کوفه نصب کنند.» (5)
امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السّلام فرمودند:
«حج به جا آورید قبل از آنکه شما را منع کنند از حج پس مثل این که من نگاه می کنم به سوی حبشی ای که گوش کوچک دارد و گر می باشد، به دستش تیشه است (کعبه را) سنگ به سنگ خراب می کند.» (6)
رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«در منا جنگی شود که کشتار بسیار باشد بطوری که خون از گردنه جمره جاری شود.» (7)
حاکم بن نافع روایت می کند:
«چون مردم در منا و عرفات باشند ندا کننده ای ندا کند بعد از آن که قبايل بهم ریخته بجنگند آگاه باشید امر شما فلان است صدای دیگری پشت سر آن می آید که آگاه باشید راست است، پس با هم بجنگند و از یکدیگر بکُشند کشتن سختی، پس اکثر سلاحشان برادع (1)باشد. در آن وقت کف دستی با علامت در آسمان دیده شود و کشتار سخت باشد، به طوری که از یاران حق باقی نماند جز مثل عدد اهل بدر، پس بروند و با صاحب خودشان بیعت کنند، چون به منا رسیدند مثل کسی که سگ دیوانه او را گزیده باشد...» (2)
ابی هریره از پیامبر اکرم صلَّى اللهُ عليه وآله روایت می کند:
«در مدینه جنگی واقع شود که سنگ های زیت غرق(خون) شود که قصه و جنگ حره (3)نزد آن مثل زدن تازیانه ای باشد و به فاصله کمی از این واقعه در مکّه با حضرت حجّت عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجَه الشَّریف بیعت شود.» (4)
پیامبر اکرم صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«مردم در امنیت اند تا این که (سر) یعنی شهر شام درهم کوبیده شود پس وقتی که شهر درهم کوبیده شد مردم نابود می شوند. از کعب پرسیدند کوبیدن سریعنی چه؟ گفت ویرانی شهر شام توسط دشمن.» (5)
پیامبر اکرم صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند: پس از این 4 فتنه به شما خواهد رسید:
1) برادع: در لغت نامه دهخدا به معنی گلیم متبرکه که در زیر پالان بر پشت چهارپایان می گذارند
2) البرهان ص79
3) حره: محلی است نزدیک مدینه که سال دوم سلطنت یزید در آنجا با اهل مدینه جنگید و لااقل هزار زن بی شوهر آبستن شدند و آن بچه ها را اولاد حره نامیدند و قصه لشکر سفیانی و جنگیدن با اهل مدینه چنان بالا می گیرد که قصه حره نسبت به آن مثل زدن تازیانه ای باشد
4) الملاحم والفتن ص 58
5) کتاب الفتن ج1 ص 237
در فتنه اول: خون ها مباح شمرده می شود و کشتار زیاد می گردد.
در فتنه دوم: خون ها و اموال حلال می شود و قتل و غارت اموال بسیار می گردد.
در فتنه سوم: خون ها و مال ها و نوامیس مردم مباح شمرده می شود و علاوه بر قتل و غارت، ناموس انسان ها نیز در امان نمی مانند.
در فتنه چهارم: که فتنه ای است کر و کور و بسیار سخت و چون کشتی متلاطم و مضطرب در دریا هیچکس از آن فتنه پناهی نمی یابد؛ فتنه از شام در می آید و عراق را فرا می گیرد و در دست و پای جزیره حجاز به آن آغشته می شود، گرفتاری مردم را از پای در می آورد و چنان می شود که کسی توانایی چون و چرا ندارد و از هر سویی که فروکش می کند از سوی دیگر شعله ور می گردد.» (1)
پیامبراکرم صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«برپا نشود ساعت (ظهور) تا اینکه آتشی از رومان (اسم مکانی) برانگیخته شود به طوری که گردن شتران در بُصری (قریه ای در شام) روشنی دهد.» (2)
فضل بن شاذان از عمار یاسر نقل می کند:
«دعوت اهل بیت شما در آخرالزمان است. ملازم خانه های خود باشید و از جای خود حرکت نکنید و صبر پیشه سازید تا اینکه رهبر قیام را ببینید. پس هرگاه تُرک ها با رومی ها درگیر شوند و جنگ و خونریزی در زمین بالا گیرد منادی بر دروازه دمشق فریاد خواهد زد که وای از شرّی که نزدیک شده است و نیز دیوار مسجد دمشق فرو ریزد.» (3)
امیرالمؤمنین علیه السَّلام فرمودند:
«فحش ندهید اهل شام را که در ایشان است ابدال.» (1)
امیرالمؤمنین علیه السَّلام فرمودند:
«زود است فتنه ای برپا شود که خالص کردن مردم چنان چه طلا از معدن خالص و پاک می شود پس اهل شام را فحش ندهید بلکه ظالمان شان را فحش بدهید جهت آن که در اهل شام ابدالی هستند.»
امام جعفر صادق علیه السَّلام فرمودند:
«شهری در شام است.
گفته شد: شهرهای شامات بسیار است.
حضرت فرمودند: شهری است بنام «ارنون» (2)در منطقه شقیف که در اطراف آن روستاهای فراوانی در کرانه های دریا و مناطق کوهستانی است.
گفته شد: آنان شیعیان شما هستند؟
حضرت فرمودند: آری آنان شیعیان حقیقی ما هستند. آنان یاران و برادران ما هستند، آنان قلب ما را یاری می کنند و اسرار ما را محافظت می نمایند، دل هایشان برای ما نرم و برای دشمنان ما بسیار سخت و سفت است. آنان در زمان غیبت همانند سرنشینان کشتی هستند. در همه شهرها خشک سالی می شود ولی آن جا خشک سالی نیاید هرگز صاعقه به آن صدمه نمی زند. امر به معروف و نهی از منکر می کنند و خدا را به شایستگی می پرستند و در میان برادرانشان مواسات را رعایت می کنند. آنان محرومان اند، زنده و مرده ایشان آمرزیده است مرد و زن شان بسیار و سفید و سیاهشان و آزاد و برده شان مورد مغفرت حضرت احدیت است. در میان آنان مردان منتظری هستند که هر
لحظه انتظار فرج ما را می کشند و خداوند منتظران را دوست می دارد.» (1)
صلى الله از پیامبراکرم صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«بیایید بر مردم زمانی که نماند در آن مؤمنی مگر آنکه ملحق شود به شام.» (2)
صلى الله پیامبر اکرم صلَّى الله عليه وآله فرموند:
«وقتی فتنه شام را دیدی پس مرگ مرگ. (شاید کنایه از این باشد که در آن وقت مردن بهتر از زندگی است.) (3)
حضرت باقر علیه السَّلام از امیرالمؤمنین علیه السَّلام روایت میکند که فرمودند:
«وقتی در شام دو نیزه اختلاف کشیده شد کشف نشود مگر از یک آیتی از آیات خدا.
عرض شد: آن آیت چیست یا امیرالمؤمنین؟
فرمود: زلزله ای در شام شود که بیش از صد هزار هلاک شوند. آن را خداوند برای مؤمنین رحمت قرار دهد و برای کافران عذاب. پس چون این طور شود نظر کنید به صاحبان اسب های سیاه و سفید که (گوش بریده یا دم بریده اند) و پرچم های زرد که از طرف مغرب می آیند تا داخل شام می شود و در وقت جزع اکبر و مرگ سرخ است و چون این طور شد نظر کنید پس هند جگرخوار از وادی یابس خروج خواهد کرد و بر منبر دمشق خواهد نشست و چون این طور شد منتظر خروج مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف باشید.» (4)
ابن مسعود فرمود:
زود است که بهترین چیزها روی زمین برای یکی از شماها آن باشد که الاغ هایی داشته باشد که اهلش را نقل به شام بدهد.» (1)
رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«شام برگزیده خدا است از بلادش و بندگان برگزیده اش را به سوی آن می فرستند. و هرکس از شام خارج شود به غیر شام برود به واسطه سخط خدا است و هرکس داخل آن شود به واسطه رحمت خدا.» (2)
رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«آگاه باشید که در وقت فتنه ایمان در شام است.» (3)
رسول اکرم صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«چند لشکر تهیه و فرستاده خواهد شد لشکری در شام و لشگری در عراق و لشکری در یمن راوی عرض کرد یکی را برای من اختیار کنید. فرمودند: بر تو باد به شام که خداوند برای من کفیل شده شام و اهل شام را.» (4)
حضرت رسول اکرم صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«برپا نشود ساعت ظهور تا اینکه مردم از مدینه بروند شام برای طلب صحت و عافیت.» (5)
امیرالمؤمنین علیه السَّلام فرمودند:
«زود است که حصارهای شامات خراب شود و بلا و آفت در آن ها دور زدند و سالم نماند مگر دمشق و نواحی آن. در طرف مشرق و
بلندی هایش از خون ها ریخته شود.» (1)
پیامبر اکرم صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«زمین چهل سال قبل از شام خراب می شود.» (2)
امام باقر علیه السَّلام فرمودند:
«اول زمینی که خراب شود شام است. پس بین شود پرچم، أصهب، أبقع و سفیانی.» (3)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«تا این که شام خراب شود و سبب آن اجتماع سه پرچم است در آن: پرچم أصهب ، پرچم بقع و پرچم سفیانی.» (4)
رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«هر آينه البته شام و فارس فتح شود یا روم و فارس فتح شود به طوری که برای هر یک از شماها چنان و چنان شتر باشد و چنان و چنان گاو باشد تا اینکه به یکی از شماها صد دینار بدهد و او را غضب کند (یعنی بگوید کم است) پس از آن دستش را بر سر من گذاشت و فرمودند: ای پسر حواله! وقتی که دیدی خلافت فرود آمد در شام بیت المقدّس پس به تحقیق که نزدیک شده است زلزله ها و بلاها و کارهای بزرگ، و قیامّت صغرا در آن روز نزدیک تر است به مردم از دست من به سرتو.» (5)
تبیع می گوید:
«زمانی که بیرق های زرد وارد مصر شدند و بر من غلبه پیدا کرده بر منبرهای آن نشستند لازم است که اهل شام در زمین سرداب هایی کنده خود را پنهان کنند زیرا که آن واقعه بلایی است.» (1)
رسول الله صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«نزدیک است که به سوی اهل شام نیاید دیناری و نه مدی. عرض شد: از کجا؟ فرمودند: از طرف روم آنگاه حضرت کمی سکوت کرد.» (2)
از ائمه معصومین ها روایت شده است
«چون فتنه فلسطین برپا شود منطقه شام دچار آشفتگی و نابسامانی گردد مانند به هم خوردن آب در مشک و آنگاه که زمان پایانش فرا رسد پایان یافته و اندکی از شما پشیمان می شوید.» (3)
در روایات ابتلاها و شورش های آخرالزمان آمده است که:
»در قرقیسیا (4)حادثه ای روی می دهد که هرگز از اول آفرینش جهان چنین حادثه ای روی نخواهد داد آن جا سفره گسترده الهی پهن می شود، وحوش و طیور برای خوردن گوشت جباران گرد می آیند، مرغان هوا و درندگان صحرا از آن میخورند و سیر می شوند.» (5)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«برای اولاد عباس و مروان حادثه ای خونین در قرقیسیا است که جوان مقاوم را پیر می کند.» (6)
از روایت آن چه بر می آید آن است که نبرد قرقیسیا بر سر گنجی است
1) كتاب الفتن لابن حماد ج 2 ص 711 ح 1995
2) كنز العمال ج 11 ص 188 نوائب الدهور ج 1 ص 269
3) عصر ظهور ص31
4) منطقه ای در نزدیکی «جزیره» است که به دیار بکر و جزیره ربیع موسوم است، و مفهوم کلمه «جزیره» که به طور عموم در کتب تاریخی بیان شده، همین نقطه است، نه جزيرة العرب یا جزیره ای دیگر
5) روزگار رهایی ج 2 ص 1109
6) بحارالانوار ج 52 ص 237
که در ناحیه فرات پیدا می شود.
در روایات از پیامبر صلَّى الله عليه وآله ابن حماد نقل می کند که حضرت فرمودند:
«فرات از کوهی از طلا و نقره پرده بر می دارد پس بر سر آن جنگ می شود به طوری که از هر نُه نفر هفت نفر کشته می شوند. پس هرگاه آن را درک کردید به آن نزدیک نشوید.
تذکر: بنابر آن چه از روایات اهل سنت بر می آید طرفین درگیر نبرد قرقیسیا، ترکان، رومیان و لشکر سفیانی هستند این جنگ میان دو واقعه مهم صورت می گیرد:
اول: خروج سفیانی دوم: ظهور امام مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف.» (1)
پیامبر اکرم صلّى الله عليه وآله فرمودند:
«قیامّت برپا نمی شود تا اینکه مسلمانان با یهود به مبارزه برخیزند و آن ها را بکشند تا جایی که اگر یک نفر یهودی در پشت سنگ یا درختی پنهان شود آن سنگ یا درخت به قدرت خداوند به زبان آمده . بگوید: ای مسلمان این که خود را پنهان کرده است یهودی است بیا و او را به قتل برسان.» (2)
زکریا از رسول خدا صلّى الله عليه وآله روایت کرده که فرمودند:
«به زودی آتشی ظاهر شود که گردن شتران در بُصری (نام شهری در شام) دیده می شود و نظیر شتر کندروی که شب می خوابد و روز راه می رود حرکت میکند به طوری که مردم می گویند: هر وقت آتش راه افتاد شما هم راه بیافتید و هر وقت آتش استراحت کرد شما هم استراحت کنید هر کس به چنگال آن بیفتد او را می خورد و نابود می کند.» (3)
از عمر روایت کرده که وقتی به در کعبه رسید گفت:
«وقتی که رو آورد پرچم های سیاه از مشرق و پرچم های زرد از مغرب و با همدیگر تلاقی کردند در سرّه شام.» (1)
نعیم می گوید:
«حکم بن نافع از کعب حدیث می کند که گفت پادشاهی که در بیت المقدّس ساکن است لشکری به سوی هند می فرستد و هند را فتح کرده و گنج و جواهرات آنان را گرفته زینت بیت المقدّس خواهد کرد و پادشاهان یمن را غل و زنجیر کرده نزد وی آورند و آن لشکر تا موقعی که دجال خروج کند در هند می ماند.» (2)
کعب از رسول خدا صلّى الله عليه وآله روایت کرده که فرمودند:
«پادشاهی که در بیت المقدس است لشکری به سوی هند می فرستد و هند را فتح کرده و زمین آن را می کوبد و گنج های هند را تصریف نموده و زینت بیت المقدّس قرار می دهد. افرادی که به غل و زنجیر بسته شده اند نزد او می آورند و بین مشرق و مغرب را برایش فتح می کنند و جای آنها در هند است تا موقعی که در دجال خروج کند.» (3)
از رسول خدا صلّى الله عليه وآله روایت کرده که فرمودند:
«نزدیک است که امّت ها پیش آید و جمع شوند بر ضرر شما هم چنان که خورندگان پیش آید و جمع شود در گرد کاسه خود.
پس گوینده ای عرض کرد: این برای کمی جمعیت ما است در آن روز؟ فرمودند: نه، بلکه آن روز جمعیت شما زیاد است ولیکن (شما چون بی نیاز نیستید) مانند خار و خس هایی هستند که سیل آن ها را ببرد و
هر آینه می گیرد خدا البته البته از سینه های دشمنان شما مهابت از شما را و می اندازد در دل های شما ضعف و سستی را.
پس گوینده ای عرض کرد که: چیست این ضعف و سستی؟
فرمودند: دوست داشتن دنیا و کراهت داشتن از مردن.» (1)
سعید بن مسیب روایت کرده:
«فتنه ای در شام واقع می شود که هر چه آرام شود از طرفی از طرف دیگر صدا بلند می شود، تا این که از آسمان ندا کرده شود که امیر شما فلان (مهدی آل محمد عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف) است.» (2)
رسول اکرم صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«به درستی که خیمه مسلمانان در روز ملحمه غوطه (فتح قسطنطنیه) است، طرف شهری که دمشق گفته می شود از بهترین شهرهای شام.» (3)
عمار بن یاسر از رسول خدا صلَّى الله عليه وآله روایت کرده که فرمودند:
«دعوت اهل بیت پیغمبر شما در آخرالزمان خواهد بود پس ملازم زمین باشید و خود را باز دارید از حرکت کردن و داخل فتنه ها شدن تا این که ببینید پیشرو زمین را. پس چون مخالفت کند تُرک با روم و بسیار شود جنگ ها در روی زمین ندا کننده ای ندا می کند بر بالای حصار دمشق که: ملازم عذاب باشید از شرّی که نزدیک شده و خراب می شود دیوار مسجد دمشق.» (4)
رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«محشور میشود ایشان را آتشی از عدن با میمون ها و خوک ها که
بخوابد با ایشان هرکجا بخوابند و گرد آید با ایشان هرکجا که گرد آیند و برای آن بوزینه ها و خوک هاست آن چه از ایشان می افتد.»
روایت از پیامبر اکرم صلَّى الله عليه وآله: سؤال کرد از ما رسول خدا صلَّى الله عليه وآله از دو حادثه ای که پیش نیامده بود پس فرمودند:
«حبس سیل کجاست؟
گفتیم: نمی دانیم.
پس مردی از بنی سلیم به ما گذشت. به او گفتیم: از کجا آمدی ؟
گفت: از حبس سیل. پس نعلین خود را خواستم و سرازیر شدم.
رسیدم به خدمت پیغمبر صلَّى الله عليه وآله.
پس گفتم: یا رسول الله ! سؤال کردی از ما از حبس سیل.
پس رسول خدا صلَّى الله عليه وآله از او پرسید :که اهل تو در کجا هستند؟
گفت: در حبس سیل اند.
فرمودند: بیرون کن اهل خود را از آنجا که نزدیک است بیرون آید از آن جا آتشی که روشنی دهد گردن های شتران را در بصری.» (1)
پیامبر اکرم صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
زمانی که فاسد شدند اهل شام پس هیچ چیزی در شما نیست. همیشه طایفه ای از امّت من یاری شدگانند. ضرر نمیرساند ایشان را کسی که خوار کند ایشان را تا وقتی که برپا شود قیامّت صغری.» (2)
امیرالمؤمنین علی علیه السَّلام فرمودند:
«می فرستد خدا برای اهل شام کسی را که متفرق کند جماعت ایشان را تا اینکه اگر روباه ها با ایشان مقابله کنند غالب شوند برایشان. در
آن هنگام مردی بیرون آید از اهل بیت من در سه پرچم. آن که عده او را بسیار دانسته15000 می گوید و آنکه کم دانسته12000 می گوید. شعار ايشان «أمِثْ! أمِثْ (1)» است. بر پرچم آن ها مردی است که پادشاه است یا آن که اقتضا دارد که پادشاه باشد. پس می کشد همه ی آن ها را. پس رد می کند خدا بر مسلمانان جمعیت شان را و روایان شان و راهنمایان ایشان را.» (2)
و هم چنین فرمودند:
«به واسطه امان دادن به بعلبک داخل شوند و بلاها به طرف لبنان وارد شود.» (3)
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمودند:
«که زود باشد که بیت المقدّس را بهتر از دنیا بدانند یا بهتر از دنیا و آن چه در دنیا است. (4)
که سه نفر از یاران حضرت حجّت علیه السَّلام از بیت المقدّس است. اسم یکی بشر و دیگری داود و سومی عمران.» (5)
محمّد بن حنیفه فرمود:
«خلیفه ای از بنی هاشم در بیت المقدّس نازل شود که زمین را پر از عدل کند و بیت المقدّس را بنایی کند که مثل و مانندش دیده نشده باشد و چهل سال مالک شود و هفت سال به خلافتش مانده صلح با روم به دست حضرتش واقع شود. پس به او مکر و حیله کنند و در عمق برای او اجتماع کنند پس به غم بمیرد. بعد از او مردی از بنی هاشم سر
کار آید پس شکست رومی ها و فتح قسطنطنیه بر دست او باشد الخ.» (1)
روایت کند که پادشاهی در بیت المقدّس لشکری به هند بفرستد و آن را فتح کند و گنج هایش را بگیرد و زیور بیت المقدّس سازد.
در ذیل خطبه بیان فرمود:
پس حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَّریف بالا می رود به بیت المقدّس و تابوت سکینه را با انگشتر سلیمان بن داوود و الواحی که بر موسی بن عمران نازل شده بیرون می آورد. شعیب بن صالح خواهد آمد که در بیت المقدّس نازل شود و آماده کند برای حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف سلطنتش را و فاصله بین خروج او و تسلیم امر به حضرت مهدی علیه السَّلام هفتاد و دو ماه طول خواهد کشید». (2)
در روایتی آمده:
«زمانی که فتنه فلسطین رخ دهد، وضع شام هم چون بر هم خوردن آب در مشک آشفته می شود و چون وقت پایانش فرارسد پایان پذیرفته و گروه اندکی از شما پشیمان خواهید شد.» (3)
بنابر نقل روایات ائمه معصومین علیهم السَّلام آمده است که فرمودند:
«امام مهدى عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَّریف نسخه های اصلی تورات را از درون غاری در انطاکیه و کوهی در فلسطین و از دریاچه طبریه بیرون آورده و با استناد به آن یهودیان را محکوم نموده و نشانه و علامّت ها و معجزات را برای آنان آشکار می سازند. برخی از یهودیان که بعد از نبرد آزادی قدس جان سالم به در برده اند تسلیم آن بزرگوار شده و کسانی که تسلیم نمیشوند از کشورهای عربی اخراج می گردند.» (4)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«وقتی که در سرزمین شام بلوایی را مشاهده نمودی، پس مرگ است و مردن، تا آن که غربیان به تحرک آمده و روانه سرزمین های عربی گردند که حوادثی بین آنان رخ خواهد داد.» (1)
برخی از روایات می گوید: «گرسنگی و تشنگی در سال ظهور به اوج خود می رسد.»
از پیامبر اکرم صلَّی اللهُ علیه وآله روایت شد که فرمودند:
«دیری نمی پاید که مردم شام دینار و پیمانه ای نزدشان یافت نمی شود، پرسیدیم: این امر از کجاست ؟
فرمود: از جانب رومیان. آن گاه اندکی سکوت کردند سپس فرمود: در آخرالزمان خلیفه ای می آید که به مردم اموال کمی داده و آن را به شمارش نمی آورد.» (2)
از جابر جعفی نقل شده که از امام باقر علیه السَّلام درباره این گفته خدای سبحان سؤال کردم:
«به راستی ما شما را با چیزهایی هم چون ترس و گرسنگی مورد آزمایش قرار می دهیم.» حضرت فرمودند: گرسنگی بر دو گونه است عام و خاص. اما گرسنگی خاص در کوفه است که خداوند آن را ویژه دشمنان آل محمّد می گرداند و آنان را هلاک می سازد. اما گرسنگی عام در شام خواهد بود و آن ترس و گرسنگی است که تا آن زمان هرگز بدان گرفتار نشده اند. لکن گرسنگی قبل از قیام حضرت قائم علیه السَّلام و وحشت و اضطراب بعد از قیام آن حضرت خواهد بود.» (3)
حضرت رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
به واسطه امان دادن به بلعبک داخل شوند و بلاها به اطراف لبنان وارد شود.» (1)
امام باقر علیه السَّلام فرمودند:
«وقتی که اختلاف افتاد میان دو صاحب سرنیزه در شام، این تیرگی و ظلمت و اختلاف روشن برداشته نمی شود مگر از نشانه ای از نشانه های خدا.
گفته شد: یا امیرالمؤمنین! آن نشانه چیست؟
فرمودند: زمین لرزه ای رو می دهد در شام که هلاک می شود در آن بیشتر از صد هزار نفر که آن آیت را خدا برای مؤمنان رحمت قرار می دهد و برای کفار عذاب قرار می دهد. پس چون چنین آیت و نشانه ای رخ داد، نظر کنید (منتظر باشید) صاحبان اسب های سرخَنک بومی (اسب هایی که سفیدی و سیاهی آن ها به هم آمیخته باشد یا اسب های لشکری قوی که موهای دُم آن ها را چیده باشند) و پرچم های زرد را که از طرف مغرب رو آورد تا اینکه وارد شام شود و این وقتی است که ناشکیبایی بزرگتری رخ دهد و مرگ سرخ در آن ها واقع شود (جنگ خونین). پس چون این طور شد منتظر باشید فرو رفتن قریه ای از قریه های دمشق را که آن را مرمرسا(خریشا یا بنابر برخی روایات خرشنا) گویند. پس در آن وقت پسر خورنده جگرها(سفیانی ملعون که از ذریه هند جگرخوار و نسل ابی سفیان لعین است) خروج می کند از بیابان خشک بی آب و علف تا اینکه می آید در دمشق و بر منبر می نشیند. پس چون این اتفاقات واقع شد انتظار خروج حضرت مهدی علیه السَّلام را بکشید.» (2)
حدیث شریف درباره آمدن آنان و کارزارشان در «عکّا» استفاده
می شود از پیامبر اکرم صلَّی اللهُ علیه وآله روایت شده که فرمودند:
«آیا شنیده اید نام شهری که بخشی از آن درون دریاست؟
عرض کردند: آری.
فرمود: قیامّت به پا نمی شود مگر آن که 70 هزار تن از فرزندان اسحاق به شهریورش می برند. (1)
اما روایات مدت این فتنه را در سرزمین شام طولانی یاد می کند هر وقت می گویند تمام شده طولانی می گردد. «و از آن راه فراری می جویند اما نمی یابند.» (2)
روایات این فتنه را با همان اوصاف فتنه غربی و شرقی توصیف می کند که داخل هر خانه ای از خانه های عرب و مسلمانان خواهد شد و «این که هرگاه آن را از سویی اصلاح کنند از سوی دیگر گسیخته می شود و یا از جانب دیگر آشوب برخیزد.» (3)
برخی احادیث مدت آن را 12 و 18 سال تعیین کرده است و ممکن است این مدت مربوط به مرحله پایانی آن باشد نه تمام مدت آن و ما امیدواریم این آخرین زمان مرحله جنگ داخلی لبنان باشد.
از سعید بن مسیب روایت شده که گفت:
«فتنه ای در سرزمین شام پدید می آید که ابتدای آن همچون بازی کودکان است و پس از آن دیگر کارشان سامان نپذیرد و دیگر نیرویی نخواهند داشت تا این که ندا کننده ای از آسمان فریاد سردهد، برشما باد به فلانی روی آورید و در آن حال دستی برآید و اشاره کند.» (4)
از پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله روایت شده که فرمودند:
«فتنه چهارم 18 سال طول می کشد و به هنگام خود پایان می پذیرد و نهر فرات از کوهی از طلا بیرون می آید و مردم به گونه ای بر آن هجوم می آورند که از هر 9 نفر، 7 نفر به هلاکت می رسند.» (1)
در غیبت نعمانی آمده است که:
«چون دو نیزه در شام مختلف شوند زلزله ای در شام واقع می شود که بیش از صدهزار هلاک شوند رحمت است برای مؤمنین و عذاب است برای کافرین.» (2)
از امام باقر علیه السَّلام از امیرالمؤمنین علیه السَّلام نقل شده که فرمود:
«وقتی در شام دو گروه نظامی اختلاف کنند نشانه ای از نشانه های الهی آشکار می شود.
پرسیدند: ای امیرالمؤمنین! آن نشانه ها چیست؟
فرمودند: زمین لرزه ای در شام رخ می دهد که صدهزار نفر در اثر آن هلاک می گردند و این را خداوند نعمتی برای مؤمنان و عذابی برای کافران قرار می دهد. وقتی آن هنگام فرا رسد، نظاره گر سوارانی دارای اسبهای سفید و درفش های زرد رنگ باشید که از مغرب روی می آورند تا وارد شام می شوند و در آن لحظه است که فریاد بی تابی بزرگ و مرگ سرخ فرا می رسد. وقتی آن وضع پیش آمد پس بنگرید فرورفتن آبادی از روستاهای دمشق را که به آن خرشا (خریشا مرمرستا _ نسخه بدل) می گویند، در این هنگام فرزند هند جگرخوار سفیانی از بیابان خروج کرده و بر منبر دمشق قرار می گیرد، در این بحبوحه در انتظار ظهور حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف باشید.» (3)
ابن حماد از محمد حنفیه نقل کرده است که فرمود:
«نخستین گروههای لشکریان مغربی وارد مسجد دمشق می شوند و در حالیکه مشغول تماشای دیدنی های شگفت انگیز آن هستند، ناگهان زمین فرو رفته و بخش غربی مسجد دمشق و آبادی بنام حرستا فرو می رود در این هنگام سفیانی خروج می کند.» (1)
پس چون روی آورد قرن یازدهم، پس باید از بزرگی مصیبت این قرن استدراج کرد و گفت: (إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ) (2)عمومیت پیدا می کند بلا در میان مردم و امید و راحتی کم شود و دعا منع کرده شود(بالا نرود و اجابت کرده نشود) و بلا نازل گردد و دوای دردها معدوم شود و دین اسلام به مضیقه و تنگی افتد و ناچیز و ضایع گرداند آن مرد را بی دینی که در شام ظاهر شود. پس وقتی که قیام کند بی دینی که گونه او سرخ و سفید باشد و دل او به سختی فشرده گردد و درنگی نکند که کشته شود و مرد سرمه گون چشمی مطالبه خون او کند، در آن زمان مملکت به اهل شرک رد کرده شود و هفتمین از اولاد ترک کشته شود و عرب ها در زمین بیداء فرقه فرقه شوند و راه ها، اسباب ها بریده شود و قصر سلطنتی محجوب شود. یا این که آن هایی که دستشان از کار کوتاه شده محجوب مانند و مشکلات مساعد شود و درآید . یعنی: قیام کند. مردی ناشکیبا و خروشنده و فراگیرد بلا زمین بابل را که موضعی است در عراق نزدیک شهر حلّه . و فرش محنت ها و اندوه ها گسترده شود و صفا و روشنی مبدل به کدورت و تیرگی گردد و ستمکاری مردم را
بلغزاند و همه قلمروهای روی زمین از شدت بلا و سختی به لرزه درآید و مظلومان به واسطه و علت مخالفت ظلم و ستم ببینند و خیر و خوبی مقهور شود. یا مال های بسیار به قهر و غلبه گرفته شود. و پرچم های شرّ و بدی در اطراف منتشر و برافراشته شود و مردمان را بلا و فتنه فروگیرد و گرانی در اطراف روی دهد و در آفاق و کرانه های زمین جنگ ها زیاد شود و جنگ بر روی دوپاهای خود بایستد و برای خرابی در روی زمین بی باکانه کارها کنند که در اثر خرابی کوه ها معمور گردد.. یعنی: مردم در کوه ها منزل گیرند.
ای وای! از کشته شدن صاحب کرامّت ها! آن دوست داشته شده ای که بی نیاز است که او به ضرب لگد و شمشیر غلام ابن سند به عمد کشته شود، و چون او کشته شود، آخر خلیفه بنی عباسی که به او خلافت بنی عباس پایان یابد و عدد ایشان به چهل می رسد تمام می کند و نام او «عبدالله مکین» است به خلافت قیام کند. پس چندان طول نمی کشد تا این که درک می کند و می یابد لشکری را که پیشروی آن ها اهل شرک است و آتش فتنه او سوزاننده است. پس عبدالله را می کشد به این نحو که زخمی بر سر او می زند که به دماغ او می رسد و فرار می کند و آن زخم بشتاب او را هلاک کند.» (1)
محمّد بن علی از پدرش از جدّش علیهم السَّلام روایت کرده که فرمودند:
«تمایلی به زندگی در بصره نکنید، زیرا که بصره و اطراف آن به نحوی غرق خواهد شد که مسجد آن چون سینه کشتی خواهد بود که در روی
آب قرار گرفته است.» (2)
امیرالمؤمنین علی علیه السَّلام فرمودند:
«... آگاه باشید! ای وای بر کنیس و زکیّه که قریه ای است میان بصره و واسط و آن چه به آن وارد شود از ذلت و خواری از گرسنگی و گرانی! و وای بر اهل خراسان و آنچه به آن وارد شود و از ذلت و خواری که طاقت آورده نشود تحمل آن.» (1)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«زجر می کشند مردم قبل از قیام قائم عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف از معاصی و کارهای زشت خود به آتشی که در آسمان ظاهر می شود و سرخی که همه آسمان را می پوشاند و خسف و فرو رفتن در بغداد و خسفی در بصره و خون هایی که در آن ریخته می شود و خرابی خانه های آن و فانی شدن اهل آن و شامل شدن اهل عراق را ترسی که هیچ قرار نداشته باشند. در آن روز هرکس متمسک به دینش باشد مثل کسی است که آتش در دست داشته باشد.» (2)
سلیسی می گوید:
«شمشیر در کار است و چقدر چشم های گریان که دیده خواهد شد، چقدر حرام که حلال خواهد شد و چقدر ناراحتی که وارد می شود سپس دو بار گفت: ضعیف هلاک خواهد شد. سپس گفت:
بادی زرد از جانب قبله می وزد و سه روز و دو شب طول بکشد تا آن که شب از شدت زردی مثل روز روشن می شود. آن گاه بصره غرق خواهد شد، سپس نشانه های پشت سرهم حلقه وار می شود اولین علامت فریاد است سپس زردی، بعد باد پیوسته.
آنگاه صدایی از آسمان بلند می شود که مردم به خاطر آن صدا می میرند. در کوفه حوادث عجیبی ظاهر می شود و در اهواز زلزله می آید
و خانه های مردم قبرهای ایشان می شود و راه ها نابود می شود. آن گاه هیچ کس از شهری به شهر دیگر نمی تواند برود.» (1)
عبدالوهاب با سلسله سند از ربيعة بن جوشن نقل می کند که:
«روزی با عبدالله بن عمر در بیت المقدّس برخورد کرد و از او پرسید: اهل کجایی؟
گفت: اهل عراقم. گفت: از کدام شهر؟
گفت: اهل بصره . آن گاه گفت: ای مردم بصره! آماده باشید بر شما باد به مواد غذایی و آب و بهترین ثروت در این روز شترانی است که مردم، خانواده خود را بر آن ها سوار کنند و از آنجا دور شوند. سوگند به خدا که مرد به سبکی وضع و حال دیگران غبطه می خورد و همین طور که امروز عده ای به خاطر ثروت و ثروتمندان غبطه می خورند.
گفت: از کجا این وضع به وجود می آید؟ گفت: نژاد ترک در ساحل دجله پیاده می شوند و به هر درخت نخلی اسب خود را می بندند. آن گاه در نزدیکی بصره با شما برخورد می کنند و شما را از خانه های خود بیرون می کشند. آن گاه پرسیدم: بنی قنطورا کیانند؟
گفت: خدا به این امر آگاه تر است آن چه که ما در کتاب یافته ایم آن ها از نژاد ترک اند.» (2)
راوی نقل کرد که رسول خدا صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«سرزمینی است که آن را بصره می گویند و در کنار او نهری است بنام دجله که دارای نخل زیادی است. و در آنجا قوم ترک وارد می شوند و مردم به گروه متفاوتی تقسیم می شوند. گروهی به اصل خود باز می گردند که کشته می شوند. گروهی دیگر به کفر رو می آورند و گروه دیگر به همراه
فرزندان می جنگند و کشته می شوند این ها شهداء پیروزمندند.» (1)
امیرالمؤمنین علیه السَّلام فرمودند:
«بصره برای ویرانی از همه جا نزدیک تر، خاکش از همه جا سخت تر، در معرض عذاب الهی از همه جا بیشتر است. ای مردم بصره! و ای ساکنان آبادی های اطراف بصره! آگاه باشید که روز سخت و بلای دردناکی از آب در انتظار شماست، من می دانم که این آب از کدام منطقه شما بیرون خواهد زد، پیش از آن نیز فاجعه های سختی برشما خواهد رسید که علم آن از شما پنهان شده و بر ما عطا شده است.... ای اهل بصره! اخلاقتان پیچیده، آیین تان منافقانه، آب تان تلخ، خاک کشورتان از هر خاکی گندیده تر و از آسمان دورتر است، نُه دهم شرّ در شهر شماست .... گویی با چشم خود می بینم که شهر شما را آب گرفته است. از ساختمان های شهر جز گنبد مسجدتان دیده نمی شود که همانند سینه مرغی در اقیانوس بیکران شناور به نظر می رسد. هنگامی که دیدند کوخ های بصره تبدیل به کاخ شده و باغ های اطراف آن تبدیل به قصر شده، بدانند که عمر بصره به پایان رسیده، دیگر بصره ای وجود نخواهد داشت.» (2)
پیامبر اکرم صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«نزدیک است که به سوی اهل عراق نه قفیزی بیاید نه درهمی.
گفته شد: یا رسول الله! از طرف کی؟
فرمودند: از طرف عجم (غیر عرب)، منع میکند آن را.» (3)
جابر بن عبدالله انصاری قدس سرة نقل شده که گفت:
«نزدیک است که به مردم عراق، پیمانها ی غله و درهمی نرسد، گفتم: از چه ناحیه ای ؟
فرمود: از ناحیه عجم که مانع این امر می شوند.» (1)
عمران بن سلیم می گوید:
«به زودی بین بنی حفصه یعنی تُرک ها بر کشور عراق مسلط می شوند و سفید و سیاهی را محکوم می نمایند، و دنیا برای آنان ادامه خواهد داشت نظیر ادامه آن برای فرعون تا وقتی که توانایی این کار را داشته باشند به مردم زور می گویند و جلوگیر آن هایند و به آن ها تکبر می ورزند. ستم می نمایند. آن گاه خداوند باران را از آنها منع خواهد کرد و انتقام بعضی را از بعض دیگر به جهت عدم رعایت و کشتار آنه ا خواهد گرفت.
لباس مسلمين لباس كفار خواهد شد، دشمنی و عداوت در بین مسلمان ها ظاهر می شود تا این که آن ها را به زانو درآورد و آن ها را پراکنده سازد، و آن گاه حکومت به یکی از فرزندان پیامبر صلَّى الله عليه وآله می رسد زیرا آن ها به سلطنت از دیگران اولی تر و از اقامه عدل نسبت به دیگران سزاوارترند.» (2)
پیامبر اکرم صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«در بغداد زمین فرو رود و سنگ باران شود و زلزله آید و آن سریع ترین زمین هاست به خراب شدن.» (3)
کعب گوید:
«گروهی که صورت های عریض و پهن و چشم های کوچک دارند و آن ها را بنوقنطورا بن کنکر می گویند مردم بصره را از منزل های
خود به نقطه خشک آواره خواهند نمود و از اعراب به جرم پدرانشان بازخواست خواهد کرد و برای عرب آسیب های زیادی خواهد بود، سپس درندگان در جاده ها رفت و آمد می کنند. زیرا جز عده ی قلیلی کسی از جاده ها عبور نمی کند بعد از آن زلزله هایی در بغداد به وجود خواهد آمد و بغداد به زمین فرو خواهد رفت و از هر زمینی زودتر خراب خواهد شد، آن گاه خرابی مصر آغاز می شود، وقتی در شام فتنه برپا شد و مرگ و میر به دنبال خواهد داشت آنگاه بنی اصفر حرکت می کنند و بلاد عرب گردش می نمایند و در میان ایشان حوادثی به وقوع خواهد پیوست.» (1)
حذيفة بن یمان گوید:
«گویا می بینم که زنان قریش را به صف کرده اند و موهای آنه ا را به درخت خرمای عراق که پهلوی بصره است بسته اند آن ها صدا را به واویلا بلند می کنند و در اطراف (بصره) اسارت شروع خواهد شد، وای بر اهل آن زمان که چقدر هول و ترس و زلزله دچار آن ها خواهد شد مخصوصاً افرادی که مال و ثروتشان آشکار است، خوشا به حال کسی که خود و اهل و عیالش را پنهان نماید و معلوم نشود که طلا و نقره و ثروت دارد.» (2)
از کعب روایت کند که خلاصه اش آن است که حذیفه بن یمان گوید:
«به زودی که عجم پول و غذا برای مردم عراق جلوگیری می کند و در آن روز برای آن مردم ثروت و غذایی نباشد، نیز رومیان از ثروت و غذا برای مردم شام جلوگیری کنند.» (3)
معاذ بن جبل گوید:
«من و ابوعبیده حرّاج و سلمان نشسته بودیم و منتظر رسول خدا صلَّى الله عليه وآله ناگاه دیدیم که آن حضرت با رنگ پریده نزدیک ظهر بر ما وارد بودیم شدند و فرمودند:
کیست در این جا! آیا شما ابوعبیده و معاذ و سلمان نیستید؟
گفتیم: بلی یا رسول الله ! آن گاه حضرت فتنه ها را ذکر کرد و فرمود: در شهر زوراء (بغداد) فتنه ای برپا می شود و چقدر از زنان و مردان کشته خواهند شد و چه مال هایی که به غارت می رود و ناموس هایی که مورد تجاوز قرار می گیرند، خدا رحمت کند آن کسی را که در آن روز زنان بنی هاشم را پناه دهد زیرا که آن ها حرم من هستند فتنه به لانه ی شیطانی منتهی خواهد شد که آنها محل«عدسن» نام دارد سپس جوانانی از مجلس شان به آن ها خروج می کنند که نام یکی از آن ها صالح است و اهل کوفه را محاصره می کنند. بعد از آن فتنه به مدینه منتهی می شود و مردها را کشته و شکم زنان را پاره می کنند. موقعی که این بلا به وجود آمد برشما لازم است که به روم و کوه بلند فرار کنید و آن جوان که صالح نام دارد و فرزند زنی است پس آن مرد تمیمی که شعیب بن صالح نام دارد که خداوند شهرهای شعیب راآباد کند با بیرق سیاه به نصرت دین خدا می آیند تا اینکه بین رکن و مقام با حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف وحدة المران بیعت می نماید.» (1)
محلی است کنار شهر بغداد و به مسجد «براثا» معروف است. حضرت علی علیه السَّلام در خطبه معروف «البيان» یکی از نشانه های
1) الملاحم والفتن باب60 ح394
آخرالزمان را ویران شدن مسجد براثا ذکر می کند و در حدیثی آمده است که حضرت فرموده اند:
«هنگامی که مرتکب این کار (خرابی مسجد براثا) شدند، سه سال از به جا آوردن حج محروم می شوند و زراعتشان دچار حریق می شود.» (1)
از سلیلی نقل کرده که در سنه 312 حنبلی ها آن جا را خراب کردند و حج هم در آن سال تعطیل شد.
راوی گفت:
«نماز خواند برای ما حضرت علی بن ابیطالب امیرالمؤمنین علیه السَّلام در مسجد(براثا) بعد از رجوعش از قتال خوارج و ما مقدار 100 هزار لشکر بودیم. پس نصرانی از صومعه خود به زیر آمد و سؤال کرد:
که رئیس این لشکر کیست؟
گفتیم: این است! پس رفت و سلام داد و عرض کرد: آقای من تو پیغمبری ؟
حضرت فرمود: نه. پیغمبر آقای من بود و فوت شد.
پس عرض کرد: تو وصیّ پیغمبری ؟
فرمود: بلی.
پس حضرت فرمود: بنشین چرا از این امور سؤال کردی ؟
گفت: من این صومعه را برای همین اینجا بنا کرده ام، و این(براثا) است و در کتب آسمانی خوانده ام که نماز نخواند با این لشکر در این مسجد مگر پیغمبری یا وصیِّ پیغمبر، و آمده ام که مسلمان بشوم. پس اسلام را اختیار کرد و با ما آمد کوفه.
پس حضرت فرمود: چه کسی این جا نماز خوانده ؟
عرض کرد: عیسی علیه السَّلام و مادرش.
1) روزگار رهایی ج2 ص 912_917
حضرت فرمود: می خواهی تو را خبر دهم که چه کسی این جا نماز خوانده؟
عرض کرد: بلی!
فرمود: این جا ابراهیم خلیل علیه السَّلام نماز خوانده.» (1)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«وقتی که خراب شد دیوار مسجد کوفه طرف آخر آن از آن هایی که طرف خانه ابن مسعود است، پس آن وقت زمان زایل شدن ملک بنی فلان. یعنی بنی عباس است. آگاه باشید که بناکننده آن، آن را بنا نمی کند.» (2)
زکریا در کتاب فتن از پیامبر خدا صلَّى الله عليه وآله روایت کرده که فرمودند:
«زمینی است که در آن بصره یا بصیره می گویند، و در کنار آن نهری است که آن را دجله گویند که دارای نخل زیادی است، بنوقَنطُورا در آن شهر وارد می شوند هلاک خواهند شد در این وقت سه فرقه و گروه به وجود می آید:
فرقه ای که به اصل خود بازگشت می کنند و نابود می شوند.
فرقه ای که به عظمت خود مغرور شده و کافر می شوند.
فرقه ای که فرزندان خود در پشت سر خود قرار می دهند و می جنگند تا کشته شوند، کشته های آنان از شهداء خواهند بود و خدا فتح و پیروزی را بهره آنها خواهد ساخت.» (3)
عطاء بن سائب از پدرش روایت می کند که گفت:
«عبد الله بن عمر کنار دیواری قرار داشت من به نزد او رفتم و از من پرسید: اهل کجایی؟ گفتم: اهل کوفه.
راوی می گوید: ابن عمر قسم خورد و گفت: بدون استثناء اهل کوفه از شهر بیرون رانده می شوند در حالی که از مواد غذایی چیزی ندارند.» (1)
سالم می گوید:
«نزد عبدالله بن عمر رفتم گفت: اهل کجایی؟
گفتم: اهل عراق. گفت: بگو اهل کوفه، گفتم: آری! گفت: اهل کوفه نسبت به حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف را با سعادت ترین مردم هستند.» (2)
پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله فرمودند:
«ترک» وارد «برآمد» (3)می شوند و از آب دجله و فرات می آشامند و در جزیره کوشش می کنند و اهل اسلام از شدت حیرت نمی توانند در مقابل آن ها هیچ گونه استقامّتی بنمایند، پس خداوند برف زیادی توأم با باد تند و یخ برایشان بفرستد و ایشان خشک و خاموش شوند، پس چون چند روزی اقامت کنند امیر اهل اسلام در مردم باشد پس بگوید: آیا گروهی هستند که خود را فدای خدا کنند و ببیند آن جماعت چه کرده اند؟ پس ده نفر اسب سوار پیش قدم شوند و بروند به سوی ایشان ناگهان ببیند همه از بین رفته، پس برگردند و بگویند: به درستی که خدا ایشان را هلاک نموده (و شما را از شرایشان خلاصی داده) همه مرده اند.» (4)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«پادشاهی ایشان (بنی العباس) نرود مگر وقتی که در کوفه در روز جمعه متعرض مردم شوند مثل اینکه نظر می کنم به سوهایی که از بدن ها در
مابین باب الفیل (1)و اصحاب صابون (2)جدا می شود.» (3)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«برای پسران فلان نزد شما یعنی مسجد کوفه جنگی در روز جمعه واقع شود که چهار هزار در آن کشته شود از باب الفیل تا اصحاب صابون پس از این راه بپرهیزید (رفت و آمد نکنید) و بهترین ایشان کسی است که راه انصار برود.» (4)
از عبدالله بن عمر روایت کرده که گفت:
«منافقین شبی در مدینه مسجدی را خراب کردند، این عمل به نظر پیامبر بزرگ آمد، پس پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله فرمودند:
منکر نشوید این را؛ زیرا که این مسجد تعمیر می شود ولیکن وقتی مسجد براثا خراب شد حج کردن باطل می شود . یعنی: رفتن مکّه منع می شود. به آن حضرت عرض کرده شد که: مسجد براثا کجاست؟ فرمود: در سمت غربی بغداد از زمین عراق واقع شده است. هفتاد نفر پیامبر و وصیّ در آن جا نماز گذارده اند و آخر کسی که در آن نماز میگ ذارد این است و اشاره فرمودند با دست خود به سوی مولای ما علی بن ابی طالب .» (5)
پیامبر اکرم صلى الله عليه وسلم فرمودند:
«از جمله شهرهایی که بنا می کنند شهری که به آن بصره می گویند، پس اگر تو وارد آن شهر شدی، بر تو باد که که دوری کنی از محل ازدحام و جمعیت آن و بازار آن و دربار سلطان آن پس به درستی که
زود باشد که به زمین فرورفتن و سنگ باریدن و مسخ در آن واقع شود، و نشانه اش این است: وقتی که عدالت و دادخواهی بمیرد و ظلم و جور زیاد شود و زِنا بسیار گردد و شهادت دروغ دادن در آن زیاد شود، آن ها واقع شود.» (1)
امیرالمؤمنین علی علیه السَّلام فرمودند:
«قیام نمی کند قائم علیه السَّلام ما این که چشم دنیا کور شود و سرخی در آسمان آشکار گردد و آن سرخی اشک های بر دوش گیرندگان عرش است براهل زمین تا اینکه ظاهر شود در میان ایشان گروه هایی که بهره ای از خیر برای ایشان نیست. برای فرزندم دعوت می کنند و حال آنکه ایشان از فرزند من بیزارند، اینان جماعتی پست هستند که هیچ بهره ای از خیر برای ایشان نیست. صاحبان تسلط اند بر اشرار و متکّبران و سرکشان را به فتنه می اندازند و پادشاهان را هلاک می کنند.
در سواد کوفه ظاهر می شوند و مردی سیاه چهره و سیاه دل و بد دین پیشرو آن هاست. هیچ بهره ای از خیر در او نیست. فرومایه و بی اصل، پسرخوانده و ناکس و بدخوی، بسیار خوار و سخت گوی و سخت آزار که به نوبت فروگرفته اند او را از زنهای زناکار از مادرها از بدترین نسل، که سیراب نکند او را باران رحمت خدا از سال ظاهر کردن غیبت، غیبت کننده از فرزند من. صاحب پرچم سرخ _ یا سبز _ و عَلَم سبز. برای ناامید شوندگان در میان انبار چه روزی است؟ و آن روز، روز پستی است که بلای بزرگ است برای کُردها و شریران و خراب شدن خانه فرعون (سرکش ها و ستم کارها) و مسکن متکبران و سرکشان و جایگاه ولات و حكّام ستم کار و مادر بلاها و خواهر عار و ننگ ها. این است بغداد. قسم به پروردگار علی علیه السَّلام، ای عمر بن سعد! آگاه باش!
1) کنز العمال ج 12 ص 307 / نوائب الدهور ج1 ص 317
خدا لعنت کند جماعتی از بنی امیّه و بنی فلان (بنی عباس) را که خیانت کاران اند.
کسانی هستند که می کُشند یا کنیزان از فرزندان مرا و مراقبت نمی کنند در حق ایشان عهد مرا و نمی ترسند از خدا در آن چه که می کنند آن را به حرم من. به درستی که از برای بنی عباس روزی است مانند روزی بسیار بسیار سخت و برای ایشان در آن روز فریادی است مانند فریاد زدن حامل. ای وای! از برای شیعیان اولاد عباس از جنگی که رخ داده شود میان نهاوند و دینور(یا از نهاوند و دینور فتح کرده شود)! این جنگ گدایان شیعیان علی علیه السَّلام است که مقدم و رئیس آن ها مردی است از همدان که هم نام پیامبر است.
منعوت و موصوف است به اعتدال خلقت و نیکویی خُلق و خوش صورت و خنده رو و صاحب مژگان انبوه دراز، گردن پهن، موی او متفرق (موی رو و پیشانیش از هم جدا) بر اسب خود سوار است مانند ماه شب چهارده، ابراز روی او روشن شود یا تاریکی را روشن کند. سیر می کند با جماعتی که بهتر جماعت اند که جایگزین و نزدیک شود خدا را و متدین باشد به دین آن شجاعان عرب.
آنان که ملحق شوند به ایشان با شمشیرهای تیز برّان برای جنگ با دشمنان و فرار دادن دشمن در آن روز، روزی است سخت و بیچاره کننده دشمنان.» (1)
پیامبراکرم صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«باقی بماند عراق به طوری که نه در همی و نه قفیزی در آن یافت نشود و آن وقتی است که دولت با بچه ها باشد و سه مرتبه فرمود: والله این
1) غیبت نعمانی ص 149 / بحار الانوار ج 52 ص 226
خواهد شد.» (1)
هم چنین پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«زود است که بنو قنطورا شما را از زمین عراق بیرون کنند. (2)زود است که اهل عراق نرسد به ایشان درهمی و نه قفیزی عجم مانع شود از ایشان.» (3)
امیرالمؤمنین علیه السَّلام در خطبة البیان فرمودند:
«عراق را فتح کنند و پس به سرعت به واسطه خون های ریخته شده مخالفت کنند، پس در آن وقت متوقع خروج صاحب الزمان عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف باشید.»
و در نسخه دیگر فرمودند:
«عراق را فتح کنند و تفرقه و پراکندگی هجوم آورد و نفاق را با خون های ریخته شده برانگیزد.» (4)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«ترسی اهل عراق را بگیرد که هیچ قراری نداشته باشند.»(5)
زراره از امام صادق علیه السَّلام روایت کند که فرمود:
«اهل خراسان اَعلام (نشانه های) ما هستند، و اهل قم انصار ما هستند، و اهل کوفه اوتاد ما هستند، و اهل عراق از ما و ما از ایشانیم.» (6)
امیرالمؤمنین علی علیه السَّلام فرمودند:
«هر آینه گویا می بینم بیابانی را که محل روییدن نبات درمنه ترکی است در مقابل اهل قلعه ای که میان موصل و فرات است که دو جنگ
در آن واقع شود که هر دو طرف جنگ زیان کنند. (صاحب مناقب گویند: جنگ موصل) تا این که باب الاذان نامیده شود، و وای بر اهل چین از غلبه کمونیست ها برایشان! و وای بر عرب از مخلوط شدن تُرک ها به ایشان! و وای بر امت محمّد صلَّى اللهُ عليه وآله!
زمانی که حمل نکنند اهل آن را شهرها و عبور کند بنوقنطورا از نهر سیحان (در بصره) و بیاشامند از آب دجله و همت گمارند به قصد گرفتن بصره و اُبُلّه (مرکز گمرک و ادارات دولتی بصره) و قسم به خدا که هرآینه غرق شود این شهر شما (بصره) گویا که می بینم مسجد جامع آن را مانند سینه کشتی یا شتر مرغی که بر روی دوپای خود نشسته باشد، بر روی آب نمایان باشد.» (1)
امیرالمؤمنین علی علیه السَّلام فرمودند:
«... وای وای از برای اهل عمان! و آن چه که به آن ها وارد شود، از ذلت و خواری و چند واقعه در آنجا واقع شود از عرب ها که قطع اسباب از آن ها شود! پس کشته می شوند در آن جا مردان و اسیر می شوند زنان ...» (2)
از جمله روایات «حدیث معبد» آمده است و جمله کشف "هیکل" (معبد) در شمار نشانه های ظهور آمده که ظاهراً معبد حضرت سلیمان علیه السَّلام کشف خواهد شد.
از امیرالمؤمنین علیه السَّلام نقل شده که فرمودند:
«ظهور آن حضرت نشانه ها و علائمی دارد: نخست محاصره کوفه با کمین کردن و پرتاب کردن سنگ، و ایجاد شکاف و رخنه در زوایای کوچه های کوفه، تعطیل مساجد به مدت چهل شب، کشف معبد و به اهتزار درآمدن پرچم هایی گرداگرد مسجد بزرگ(مسجدالحرام) کشنده و کشته شده هر دو در آتش اند.» (1)
صلى حضرت رسول صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«وإحراق رجل عظيم القدر من شيعه بني العباس بين جلولا (2)و خايفتين» (3)
«یعنی یکی از علامات سوزاندن مرد بزرگی از شیعه بنی العباس بين جلولا و خايفتين است.» (4)
جابر می گوید به امام باقر علیه السَّلام عرض کردم:
«این امرکی خواهد شد؟ فرمودند: این کجا خواهد شد ای جابر؟ و حال آن که کشتار بسیاری بین حیره و کوفه هنوز نشده.» (5)
در حدیثی امیرالمؤمنین علیه السَّلام فرمودند:
پس وای بر کوفه! شما از وارد شدن (فتنه سفیانی) به خانه های شما، مالک می شود حریم شما را و اسیر می برد بچه های شما را، و هتک نماید زن های شما را، عمر او طولانی، و شهر او بسیار است مردان او شیردلان هستند، و برای او جنگ بزرگی باشد، آگاه باشید فتنه هایی است که در آن اشخاص منافق و فاسق و ستمگر و کسانی که لباس باطل پوشیده بودند و بندگان خدا را از راه حق منحرف می کردند هلاک خواهند شد، پس مثل این که می بینیم
جماعتی را می کشند که مردم از صدای آن ها می ترسیدند، و از شرّشان ترسان بودند، پس چه بسیار مردمی که کشته شدند، و چه مردان شجاعی که به خاک افتاده باشند و با این حال نظرکنندگان به ایشان بترسند، به درستی که بلای بزرگی ظاهر شود که اول آن را به آخرش ملحق کند، و به درستی که برای کوفه شما آیات و علامات و عبرتی است برای کسی که عبرت بگیرد.» (1)
حضرت رسول اکرم صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«کوفه در امان است مادامی که مصر خراب نشده، و جنگ و شورش نباشد تا وقتی که کوفه خراب شود.» (2)
روایت شده که عبدالله ابن عمر به سالِم ابن ابی جعد گفت:
«از کجا هستی؟ گفت: از اهل عراق گفت: از اهل کوفه باش، گفتم: از اهل کوفه هستم، گفت: ایشان سعادتمندترین مردمند به حضرت مهدى علیه السَّلام.» (3)
حدیث وارد شده که:
«شیعیان و عجم در مسجد کوفه خیمه زنند و قرآن به مردم یاد دهند.» (4)
راوی خدمت حضرت صادق علیه السَّلام عرض می کند:
«من هرچه داشتم فروختم و جمع آوری کردم می خواهم مکّه بروم (و آن جا را محل سکونت خود قرار دهم).
حضرت فرمود: این کار مکن، اهل مکّه علنی به خدا کافر شدند.
گفتم: پس مدینه حرم رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله را اختیار کنم؟
فرمودند: ایشان شرورترند از اهل مکّه،
عرض کردم: پس کجا روم ؟
فرمود: بر تو باد به عراق، کوفه که برکت از دوازده مایلی آن است از این طرف و آن طرف، و در کنار آن قبری است که هیچ غمناکی و گرفتاری به آن پناهنده نشود مگر آن که خداوند گرفتاری او را برطرف سازد.(یعنی قبر اميرالمؤمنين علیه السَّلام در نجف اشرف که پشت کوفه است.» (1)
از امام محمد باقر علیه السَّلام سؤال می شود کدام یک از بقعه ها بعد از حرم خدا و رسول صلَّى اللهُ عليه وآله افضل است؟ فرمودند:
«ای ابابکر کوفه است که پاک و پاکیزه است و قبور انبیاء مرسل و غیر مرسل و قبور اوصیاء صالحین آن جا است و در اوست مسجد سهله که هیچ پیغمبری را خدا نفرستاده جز آن که در آن مسجد نماز خوانده، و در آن عدل خدا ظاهر خواهد شد و در آن است قائم علیه السَّلام این و قوام از بعدش و کوفه است که منزل پیغمبران و اوصیاء شایسته است.» (2)
امیرالمؤمنین علیه السَّلام را از کوفه بر حیره تشریف بردند پس فرمودند:
«این متصل می شود به آن و اشاره فرمودند به کوفه (یعنی حیره متصل به کوفه می شود) به طوری که هر یک ذرعش به چند دینار خریداری شود، و در حیره مسجدی ساخته شود که پانصد درب داشته باشد و خلیفه قائم عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشَّريف در آن نماز بخواند، چون مسجد کوفه برای ایشان کوچک باشد، دور آن دوازده امام عادل نماز بخواند، و چهار مسجد در کوفه ساخته شود، که کوچک ترین آن ها مسجد کوفه باشد.» (3)
ابن عمر گفت:
ای اهل کوفه شما سعادتمندترین مردماید به حضرت مهدی علیه السَّلام.» (1)
در حدیثی از مفضّل آمده است که:
«حضرت مهدی علیه السَّلام بعد از عملیاتش در مدینه به کوفه می رود و بین کوفه و نجف منزل می کند و آن روز اصحاب و یارانش نزد او هستند، و آنها چهل و شش هزار ملائکه و شش هزار از جن و سیصدوسیزده نفر از نقباء باشند.»
مفضّل به امام صادق علیه السَّلام عرض کرد:
«ای مولای من همه مؤمنین در کوفه اند؟ فرمود: بلی! به خدا قسم نماند مؤمنی جز آن که در کوفه باشد یا حوالی آن و جای جولان یک اسب به دو هزار درهم برسد، و اکثر مردم آرزو کنند که یک وجب از زمین سبع را بخرند به یک وجب طلا، و سبع محلی است از محلات همدان، و کوفه را آن قدر بزرگ کنند که به (54) مایل برسد و مقصدهایش مجاور کربلا گردد. (اخبار در فضیلت مسجد کوفه فوق حد احصاء است به همین مقدار اکتفا شد رعايه الاختصار.) (2)
امام باقر علیه السَّلام فرمودند:
«چگونه می خوانید این سوره را؟
(راوی)گفتم: کدام سوره ؟
فرمودند: سوره «سَألَ سائِلُ بِعَذَابٍ واقع (3)»
فرمودند: آن (سأل سائل بعذاب واقع نیست، بلکه آن«سأل يَسلٌ» است و آن آتشی است که در ثُوّیه (نام موضعی در نجف که در آنجا قبر کمیل بن زیاد ظاهر می شود) و میرود به طرف کناسه بنی اسد (محلی در کوفه) پس از آن جا می رود در
قبیله ثقیف از قبیله هوازن و احدی از کینه جویان را که با آل محمّد علیهم السَّلام دشمنی دارند برای خاطر آل محمّد علیهم السَّلام زنده نمی گذارد.» (1)
امام باقر علیه السَّلام فرمودند:
«وقتی که شنیدید اختلافی را که در شام واقع می شود در میان خودهاشان، پس وقت فرار کردن از شام است؛ زیرا کشتن و فتنه در آن جا خواهد بود. گفتم به کدام از شهرها فرار کنند؟
فرمود: به مکّه که آن بهترین شهرهاست که مردم به آنجا فرار می کنند. گفتم پس کوفه در چه حال خواهد بود؟ فرمود: اهل کوفه چه بلاهایی که خواهند دید؟ کشته می شوند مردان مگر آن کسی که از اهل شام است ولیکن وای برای کسانی که در اطراف کوفه ساکن اند که چه می گذرد بر آن ها از اذیتی که به ایشان وارد آید و اسیر می شوند در آن جا مردان و زنانی و نیکوترین حال از ایشان کسی است که از فرات عبور کند و کسی که در آن جا حاضر نباشد.
راوی گفت: پس حال ساکنین سواد کوفه را چگونه می بینی؟ به دست اشاره فرمود که: نه. بیرون رفتن از آن جاها بهتر است از ماندن در آن جاها. گفتم تا چقدر طول می کشد؟
فرمود: به قدر یک ساعت از روز گفتم: حال آن هایی که گرفته شده اند(اسیر شده اند) چگونه خواهد بود؟ فرمود: برای آن ها باکی نیست (یعنی کشته نمی شوند). آگاه باش که زود باشد که آن ها را از کشته شدن نجات دهند و دستگیری کنند گروه هایی که در آن روز نزد اهل کوفه کوچک ترین قدر و منزلتی ندارند و آن ها را به کوفه راه نمی دهند.» (2)
(آن فتنه و آشوب، شام را احاطه کرده و عراق را می پوشاند، و جزیره را در هم می کوبد.) (1)
محمّد بن على النوشجانی روایت کند که:
«یزدجرد پادشاه ایران در جنگ قادسیه در شکست با مسلمان کشته شدن پنجاه هزار سرباز ایرانی که منجر به گریختن یزدجرد و خانواده اش شد، و درب ایوان ایستاد و گفت: سلام بر توای ایوان(ایوان کسری در شهر مداین چهار فرسخی بغداد) من دارم از نزد تو می روم و برمی گردم به سوی تو یا خودم و یا مردی از اولادم (که منظور امام زمان عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشَّريف باشد) که زمانش نزدیک نیست و وقتش نرسیده.
سلیمان دیلمی می گوید: از امام صادق علیه السَّلام از معنای قول او که فرمود: «من یا مردی از اولاد من» پرسیدم؟ فرمود: آن قائم عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشَّريف شما است که فرزند ششم من است و فرزند دختر یزد جرد و پسر شهربانو که مادر امام زین العابدین علیه السَّلام بوده باشد. (منظور امام زمان نوه دختری یزدجرد می شود ولی این که یزدجرد از کجا فهمیده، عقیده سیّد بن طاووس آن است که از راه نجوم یا غیره فهمیده است.» (2)
از امام صادق علیه السَّلام روایت شده که فرمود:
«زمانی که دیوار عقب مسجد کوفه که خاندان عبدالله بن مسعود می رسد خراب می شود آن زمان پایان سلطنت(خاندان فلان) است که بعد از آن، حضرت قائم عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشَّريف ظهور می فرماید.» (3)
ابوبصیر از امام صادق علیه السَّلام روایت کرده که فرمود:
«برای فرزندان فلان کنار مسجد شما (مسجد کوفه) در روزی معیّن
معرکه ای رخ می دهد که در آن درگیری، از دروازه ی فیل تا اصحاب صابون (محله ای در کوفه) چهار هزار نفر کشته خواهد شد.» (1)
در روایتی دیگر آمده است که:
«ملک و سلطنت آنان از بین نخواهد رفت تا مردم را روز جمعه در کوفه قتل عام نمایند. گوئیا حدّ فاصل بین مسجد و اصحاب صابون سرهایی را می بینم که از بدن جدا می شود.» (2)
جابر جعفی می گوید از امام باقر علیه السَّلام درباره ی آیه ی شریفه ذیل سؤال کردم حضرت فرمود:
(وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ) (3)
«ای جابر! این ترس و قحطی دو جنبه ی خصوصی و عمومی دارد، اما قحطی خاص در شهر کوفه است. که خداوند سبحان آن را ویژه ی دشمنان آل پیامبر علیهم السَّلام قرار داده است و بدین وسیله آنان را هلاک می گرداند و اما از آن چه را که جنبه عمومی دارد قحطی و وحشتی است که در شام به آن می رسد که مانند آن را هرگز به یاد نداشته اند، زمان این قحطی پیش از قیام حضرت قائم عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرجهُ الشَّريف و فرا رسیدن وحشت و ترس بعد از قیام آن حضرت خواهد بود.» (4)
ابن عمر( از پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله) روایت می کند:
«به خدا سوگند من می دانم که چرا شما از مصر خارج می شوید.
راوی گوید، من گفتم: دشمن ما را خارج می کند؟
گفت: نه بلکه شما را به خاطر خشکی خارج می کند، زیرا که آب نیل به طوری خشک می شود که قطره آبی در آن باقی نمی ماند ولی در عوض آب در تپه های شنی باقی خواهد ماند.» (1)
حسان از پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله) روایت می کند حضرت فرمودند:
«چنین رسیده که وقتی بیرق های زرد به مصر رسیدند فرار کن. وقتی آن ها به وسط شهر شام رسیدند اگر بتوانی لازم است که نردبانی را تهیه کنی و به آسمان بالا روی و یا به زمین فرو روی. (حاکی از شدت ظلم وستم طاقت فرساست).» (2)
کعب (از پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله) روایت می کند:
«مصر همانند بصره خرد و نابود خواهد شد.» (3)
(از پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله) روایت می کند فرمودند:
«وقتی که پرچم های زرد (یا زرد پوست ها) به مصر رسید، پس فرار کن در سرزمین به کوشش خودت فرار کردنی و چون به تو خبر رسید که آن ها در شام فرو آمدند (که آن محلی است که شره نام دارد) پس اگر می توانی دست خود را به نردبانی برسانی و به آسمان بالا روی یا زمین را گود کنی و پنهان شوی، بکن این کار را (کنایه از شدت بلا و فتنه است که در آن زمان روی می دهد.)» (4)
رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«چون سفیانی داخل زمین مصر شود چهار ماه آن جا اقامّت کند...» (5)
پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
چون پرچمهای زرد داخل مصر شدند و غلبه بر آن پیدا کردند و روی منبر آن نشستند باید اهل شام برای خود در زمین سوراخی بکند(که پنهان شود جهت آنکه آن بلا است.» (1)
صلى الله هم چنین پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله در ذیل حدیثی فرمودند:
«که خرابی ابتدا به مصر می شود.» (2)
در ذیل حدیثی دارد پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«که بعد از خروج سفیانی پس وای بر مصر و وای بر زوراء.» (3)
ابن عباس (از پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله) روایت می کند:
«مصر خانه و قرارگاه و پناهگاه ابلیس است.» (4)
کعب (از پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله) روایت می کند:
«مصر ایمن است از خرابی تا آنکه جزیره خراب شود، و کوفه ایمن از خرابی است تا آنکه مصر خراب شود.» (5)
ابوهریره از سلیمان بن غز سؤال کرد:
«چگونه است ام حنو(یعنی مصر)؟
گفت: زندگی خوش است.
ابوهریره گفت: آگاه باش که مصر اولین زمین است که خراب خواهد شد پس از آن ارمینه است.» (6)
به نقل از کتاب «القول المختصر» نوشته ابن حجر آمده است که گفته:
«قبل از وی، فرمانروای شام و حاکم مصر کشته می شوند.» (7)
اهل مصر، سادات خود را می کشند.» (1)
در بحارالانوار آمده:
«پیش از سفیانی، مصری و یمنی خروج و قیام می کنند.» (2)
«اهل غرب به سوی مصر هجوم می آورند همین که وارد می شوند، فرمانروائی سفیانی برقرار می شود. و قبل از آن شخصی مردم را به سوی آل پیامبر علیهم السَّلام دعوت می نماید.» (3)
از امیرالمؤمنین علیه السَّلام روایت شده که فرمود:
«استیلا یافتن قبطیان بر اطراف مصر.» (4)
ابن حماد در نسخه خطی خود از ابوذر رحمة اللهُ علیه روایت می کند:
«امنیت از مصر رخت بر می بندد.
خارجه می گوید به ابوذر گفتم: در آن هنگام که امنیت از دست می رود، پیشوایی نیست که آن را فراهم کند؟
گفت: خیر، بلکه نظام آن از هم پاشیده می شود.» (5)
ابن کعب می گوید:
«مصر چون سرگین شتر از هم می پاشد.» (6)
حذیفه می گوید:
«مصر، تا خراب شدن بصره از ویرانی در امان است.» (7)
روايت «أخنس مصر» که نویسنده کنز العمال آن را در کتاب البرهان از پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله روایت کرده است که فرمود:
«مردی از قریش بنام اخنس از بنی امیّه در مصر وجود دارد که به قدرت می رسد، آن گاه بر او پیروز می شوند و یا قدرت از او گرفته می شود و به روم می گریزد و رومیان را به اسکندریه می آورد و در آن جا با مسلمانان به نبرد میپردازد و این نخستین حادثه است.» (1)
از ائمه معصومین علیهم السَّلام آمده است که فرمودند:
«نشانه ظهور حضرت مهدی علیه السَّلام پرچمهایی است که از مغرب به فرماندهی مرد لنگی از کنده برافراشته می شود.» (2)
«از نشانه های او مهاجرت غربی به سوی مصر است. آن در زمان سفیانی انجام می شود.» (3)
حضرت علی علیه السَّلام در این باره می فرمایند:
«نشانه خروج او جنگ سه لشکر است: جنگ لشکری از عرب، وای به حال مردم مصر از حوادثی که به دست این لشکر بر آنها وارد می شود. جنگ لشکری از بحرین از جزیره آرال از سرزمین فارس؛ جنگ لشکری از شام که یک سال در میان آن ها طول می کشد.» (4)
«مغربی بر مصر مسلط می شود و شام را به تصرف خود در می آورد.» (5)
«قبل از ظهور قائم عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف شام و حاكم مصر کشته کشته می شود و گروه هایی از مصر اسیر می شوند.» (6)
امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السَّلام فرمودند:
«وقتی مردی حاکم شام شود و دیگری بر مصر حکومت کند، شام و
مصری با هم می جنگند و مردم شام قبیله هایی از مصر را اسیر می کنند و مردی از خراسان، با پرچم های سیاه کوچکی به سوی شام حرکن می کند. او همان شخصی است که زمینه را برای اطاعت از حضرت هدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف فرجه الشريف فراهم می کند.» (1)
امام علی علیه السَّلام می فرمایند:
«آن مرد مغربی حرکت می کند، و در راه هرچه مرد ببیند، می کُشد و هر چه زن ببیند، اسیر می کند پس از برخورد با سپاه سفیانی در قرقیسا، با قیص بر می گردد. سفیانی در جزیره مستقر می شود و یمانی به سوی او حرکت می کند. سفیانی، هرچه دارند از آن ها می گیرند.» (2)
رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«آتشی در یمن خارج شود که مردم را به شام سوق دهد. صبح کند هر وقت ایشان صبح کنند و استراحت کند هر وقت ایشان استراحت کنند، و سِیر کند هر وقت ایشان سِیر کنند و از روشنی آن گردن شتران در بُصری (قریه ای در شام) روشنی دهد. پس این را هر وقت شنیدید به سوی شام بروید.» (3)
رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«آتشی از عدن (جزیره ای است در یمن) برخاسته می شود که میمون و خوک ها با مردم هستند، که هر جا شب کنند و هر وقت بخوابند با آن ها خواهند بود و آن چه که ساقط شود برای آن آتش است.» (4)
رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«آتشی از عدن خارج شود که مردم و چهارپایان و پرندگان و درندگان را سوق دهد به بصری (قریه ای در شام) و چهل سال اقامّت داشته باشد.» (1)
عمر بن خطاب روزی در مکّه گفت:
«ای اهل یمن! شما باید قبل از رسیدن او هجرت کنید، اول آن که اهل حبشه خارج می شوند تا به این مکان می رسند، دوم آتشی از عدن بر می خیزد که مدام مردم و جنبندگان و وحوش و درندگان را نابود می کند موقعی که آن آتش بایستد آن ها می ایستد و موقعی که انسانی یا حیوانی به رو دراُفتد آتش به او می گوید: زود به رو در آمدی و به زمین افتادی، (زود سرنگون شدی) آرزو داشتی که قبل از او هجرت کنی و به سوی بُصری هجرت کنی. آن آتش چهل سال برقرار خواهد بود و کسی خود را به آن گرم نمی کند مگر این که جزء جهنمی ها به شمار می رود. حتی از کافر می پرسند: (این چه آتشی است؟) می گوید: این همان آتشی است که به ما وعده می دادید، (عمر گفت:) شما چه حالی دارید آن موقعی که این علامّت بزرگ را ببینید، ناظری که از شما به طرف مشرق نظر کند، می بیند که آن آتش روشن است بعد که به طرف مغرب نظر کند خواهد دید که زراعت آن سرسبز است و به یکدیگر چسبیده و خارج می شوند.
آیا آن اعمال ناپسندی را که امروز انجام می دهید انجام خواهید داد در صورتی که شما با آن علامّت بزرگ نظر می کنید؟ به خدای کعبه سوگند که با آن علامت نظر می کنید و اعمال خود را انجام می دهید.» (2)
نعیم از محمّد بن حمیر از سعید بن مهاجر وصالی گفت:
«موقعی که فتنه ای از مغرب برپا شد به سوی یمن حرکت کنید، زیرا هیچ سرزمینی غیر از آن، شما را نجات نخواهد داد.» (1)
کعب (از پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله) روایت می کند:
«به زودی آتشی در یمن شعله ور می شود که مردم را به سوی شام می راند این آتش در صبح و قبل از ظهر و هنگام عصر خواهد بود و آتش به گونه ای است که در قریه بصری در شام گردن های شتران دیده می شود یعنی وقتی مردم صبح می کنند آتش هم در صبح با آن ها است وقتی خواب قیلوله دارند که ظهر است و وقتی در عصر استراحت می کنند آتش هم با آن ها آرام می شود وقتی این جریان را شنیدند به طرف شام حرکت کنید.» (2)
از مهاجر وصالی روایت شده:
«وقتی فتنه ی مغرب رو داد، بندهای کفش خود را ببندید محکم به طرف یمن؛ زیرا که نجات نمی دهد شما را از آن فتنه زمینی غیر از آن جا (یمن محل امن است به آنجا بروید).» (3)
رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«محشور می شود ایشان را آتشی از عدن با میمون ها و خوک ها که بخوابند با ایشان هرکجا بخوابند و گرد آیند با ایشان هرکجا گرد آیند و برای آن بوزینه ها و خوک هاست آن چه از ایشان می افتد.» (4)
امیرالمؤمنین علیه السَّلام از رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله به روایت می کنند که فرمودند:
هرکس دوست دارد اهل یمن را پس به تحقیق که مرا دوست داشته
و هرکس دشمنی کند با ایشان مرا دشمنی کرده.» (1)
رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«... بلکه مردان اهل یمن افضل اند، ایمان یمانی است، و حکمت یمانی است و اگر هجرت نبود هر آینه من مردی بودم از اهل یمن...» (2)
صلى الله رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله ذیل حدیثی فرمودند:
«به درستی که بهترین مردها اهل یمن می باشند و ایمان یمان، و من یمانی هستم.» (3)
در بخشی از روایات که درباره رویدادهای پیش از ظهور و یاران حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف آمده از اهل فارس یاد شده است، فارس به سرزمین هایی می گفتند که در برابر کشور روم بود و شامل ایران امروز و بخش دیگری از سرزمین هایی بود که جزء قلمرو ایران آن زمان بود.
ابن عباس می گوید: خدمت پیامبر از فارسیان، سخن به میان آمد.
پیامبر اکرم صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«اهل فارس (ایرانیان) جمعی از ما اهل بیت هستند.»
هنگامی که از موالی یا اعاجم، نزد پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله یاد شد فرمودند:
«سوگند به خدا که من به آنان بیشتر از شما اطمینان دارم.»
ابن عباس می گوید:
«زمانی که پرچم های سیاه به سوی شما روی آوردند، فارسیان را گرامی بدارید، زیرا دولت شما با آن هاست.»
امیرالمؤمنین علی علیه السَّلام فرمودند:
«پس ای وای بر جزیره ی قیس! _ که جزیره کوچکی است در خلیج فارس _ از مرد ترساننده ای که فرود می آید با همراهانش در در آن پس می کشند همه ی اهل آن را و ناگهان آن ها را می کشند و من پنج واقعه بزرگ را در آن جا می شناسم که در آن جا واقع خواهد شد:
واقعه اول: کنار ساحل دریای آن است در نزدیکی بیابان آن جا.
واقعه دوم: در مقابل کوشا _ که نام موضعی است در همان حدود_
واقعه سوم: در همان جانب غربی آن جزیره.
واقعه چهارم: در میان زولتین _ که دو قریه کوچکی است در همان نزدیکی _ واقعه پنجم: در مقابل بیابان آن.» (1)
امیرالمؤمنین علی علیه السَّلام فرمودند:
«و فرقه فرقه می شوند پسران قنطورا _ :یعنی: تُرک ها و چینی ها و یا حبشی ها _ و آن مردی که از آل حسّان است ایشان را به جبهه بندی و جنگ کشاند به نحوی که بیشتر از ایشان در جنگ نابود شوند و روشن سازد روزها زمان ظهور آن را در شهری در ساحل بحرين _ يا ساحل خليج فارس، یا ساحل دیگری _ به زمین فرو رود و یا آنکه لشگر گرانی به جنگ آن ها رود و بیشتر از آن ها را محو و نابود کند و محل تجارت طلا خراب شود و زلزله ها یا تزلزل ها به واسطه ی مشاجرات و نزاع ها و کشمکش ها زیاد شود و مشاجره ها و کشمکش ها در قلمرو و منطقه های جاوه به درازا کشند و بی دینی با مکرها و حیله ها ظاهر شود و جنگ و خونریزی در زمین فارس شدت کند و آتش جنگ در مشرق و زبانه زند...» (2)
سیّد بن طاووس از ابن شهر آشوب در ارتباط با ایوان کسری روایتی نقل
کرده است:
«یزد جرد (یزدگرد) پادشاه ایران در شکست با مسلمانان و کشته شدن پنجاه هزار سرباز ایرانی که منجر به گریختن یزدجرد و خانواده اش شد، می گوید: پس یزدجرد (یزدگرد) در حالی که خودش و اهل بیتش فرار می کردند آمد در دیوان پادشاهی مدائن ایستاد و گفت: سلام برتو ای ایوان پادشاهی من! اکنون من ناگریزم که از تو جدا بشوم و بروم، اما طولی نمی کشد که به سوی تو باز می گردم، یا خود من یا یکی از فرزندان من.
سلیمان دیلمی می گوید از امام صادق علیه السَّلام پرسیدم:
معنی کلام یزدجرد «یزدگرد» (یا خود من یا یکی از فرزندان من) چیست؟ حضرت فرمودند: این مردی از فرزندان من است و او قائم عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف شماست که ششمین فرزند من است که از طرف مادر فرزند یزدجرد (یزدگرد) است، [چون] حضرت علی بن حسین علیه السَّلام نوه ی یزدجرد (یزدگرد) بوده و شهربانو دختر یزد جرد (یزدگرد) همسر حضرت امام حسین علیه السَّلام است (بنابراین حضرت بقیة الله اعظم روحی له الفداه از طرف مادر نوه یزد جرد (یزدگرد) می شود.»
سیّد بن طاووس می فرماید در این روایت آیاتی از قدرت خداوند است:
1_ این که حضرت امام صادق علیه السَّلام خبر داده که حضرت قائم عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف فرزند ششم آن حضرت است لابد از طرف خداوند یا آباء گرامی اش به او گفته شده که حضرت قائم علیه السَّلام فرزند ششم شماست، والّا از کجا می دانسته که از عقاب او مردی به وجود می آید که نامش«قائم» است؟
2_ از آیات قدرت خداوند این که تمام کاخ ها و قصرها و خانه های کسری ویران شده است فقط ایوان مانده است تا الان، آن ایوانی با آن ارتفاع که میان زمین و آسمان مانده است.
3_ خبر داشتن کسری از طریق علم نجوم یا غیره از این که در آینده فرزندی از او به وجود می آید و برمی گردد به سمت ایوان مدائن (اتفاقاً مرکز سلطنت حضرت مهدی علیه السَّلام در عراق _ مسجد سهله _خواهد بود.)
4_ دیگر این که ممکن است عالم غیب ناخودآگاه بر زمان یزد جرد (یزدگرد) جاری کرده باشد که در آینده چنین خواهد شد. به هر حال، حجّت های خداوند باید بر بندگانش به صورت های مختلف تمام بشود تا راه بهانه ای برای کسی نماند.» (1)
رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«زود است که دست شما از عجم پر شود(بر عجم غلبه کنید) ولی چیزی نمی گذرد که خداوند ایشان را مثل شیر قرار دهد که فرار نکنند، پس مردان جنگی شما را بکشند ولی فیئ و غنیمت شما را بخورند.» (2)
امیرالمؤمنین علیه السَّلام فرمودند:
«عرب بر عجم غالب می شود و در اهواز به ظلم حکومت می راند.» (3)
ابن عباس از پیامبر اکرم صلَّى اللهُ عليه وآله روایت می کند که:
«چون پرچم های سیاه از طرف مشرق نمایان شد، پس عجم را گرامی دارید که دولت ما با ایشان است.» (4)
ناظم الاسلام کرمانی از علائم ظهور نقل کند:
«یکی از علامّت ظهور خروج سیّد حسنی است از طالبان و دیلم و فرموده از اخبار استفاده می شود که این سیّد دعوت به خود نکند اما مثل پادشاه رفتار کند و این در وقتی است که ایران پادشاهی نداشته
باشد و جمهوری گردد و یا هرج و مرج گردد و یا ملوک الطوائفی شود.» (1)
دیگر از علائم خارج شدن سلطان عجم است از ایران . (البته لفظ ایران در روایت دیده نشده ولی مرحوم ناظم الاسلام از کلمه عجم و شرق استفاده کرده.) (2)
امیرالمؤمنین علیه علیه السَّلام فرمودند:
حسنی (3)صاحب طبرستان با جمعیت بسیاری از سواران و پیاده گان خود تا به نیشابور می آید. پس آن جا را فتح می کند و درب های آن را تقسیم می کند. پس به اصفهان می آید. پس از آنجا به قم و در میان او و اهل قم جنگ سختی واقع می شود که در آن جا خلق بسیاری کشته می شوند. پس اهل قم به سوی کوهی که آن را وراردهار (4)گویند فرار می کنند. پس حسنی مال های ایشان را غارت می کند و اولادها و زنان ایشان را اسیر می کند و خانه های ایشان را خراب می کند. پس حسنی در شهر ایشان تا چهل روز می ماند و بیست نفر مرد از آن ها را می کشد و دو نفر بر دار میزند پس از آن جا کوچ می کند.» (5)
پیامبر اکرم صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«ساعت ظهور فرا نمی رسد جز هنگامی که موالی (ایرانیان) را مردی تحت سلطه خود درآورد که به او شاهنشاه گفته می شود.» (6)
روزی اشعث به حضرت علی علیه السَّلام با اعتراض گفت:
«ای امیرالمؤمنین! چرا این عجم ها پیرامون تو گرد آمده، بر ما پیشی گرفته ؟
حضرت خشمگین شدند و فرمودند ... سوگند به خدایی که دانه را شکافت و آفریدگان را آفرید، آنان برای بازگرداندن شما به دین اسلام، با شما به نبرد برمی خیزند، چنان که شما برای اسلام آوردن در میانشان شمشیر می کشید.» (1)
از امیرالمؤمنین علیه السَّلام فرمودند:
«علامات خروج دجال را ذکر می فرماید فرمودند: در آن هنگام بهترین جاها عبادان (یعنی آبادان) است که خواب در آن مثل جهاد در راه خداست و آن اول بقعه ای است که ایمان به عیسی علیه السَّلام آورده و بیاید البته بر مردم زمانی که هرکس بگوید کاش من کاهی بودم در خشتی از خانه های عبادان الخ.»
البته کسی نگوید در زمان ما آبادانی نمانده چون این خبر از پیغمبر صلَّى اللهُ عليه وآله هزار و چهارصد سال قبل تقریباً رسیده و از اخبار غیبی است و تا صد سال قبل هم آبادان چندان اسمی داشت ولی در اواخر نفت که درآمد مرکز پول و عیش و نوش شد و همه آرزوی آن جا را داشتند.
امیرالمؤمنین علی علیه السَّلام فرمودند:
«در هنگام خروج دجال بهترین جا آبادان است؛ خواب رونده در آن هم چون مجاهد در راه خداست و آن اول تبعه ای است که ایمان به عیسی علیه السَّلام آورد و زمانی می آید که مردم آرزو می کنند یک کاه در خشت خانه های آبادان بودند.» (2)
رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«تُرک ها دو بار خروج می کنند، در مرتبه اول آذربایجان را خراب می کنند و مرتبه دوم به طرف شطّ فرات حمله می کنند.» (1)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«ناچار از آتشی از سوی آذربایجان هستیم که هیچ چیز مقابله با آن نمی کند، چون در آن زمان بودید، پلاسی از پلاس های خانه خود باشید.» (2)
ذیل خطبه ای از امیرالمؤمنین علیه السَّلام روایت شده که فرمودند:
«گروهی از خراسان تبریز را مالک شوند...» (3)
امير المؤمنين على علیه السَّلام (پس از آن که نام حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف و اسامی یاران آن حضرت به میان آمد) فرمودند :
چهار نفر از اصفهان از یاران حضرت هستند بنام موسی و على و عبدالله و غلفان.» (4)
در روایت دیگر می فرماید:
«یونس نیز از آن هاست.»
رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله(5)مرابط و سیاح را می فرماید:
«مردی است از اصفهان از ابناء دجالین برای او عوده و چوب دستی است، در او هفت چیز موجود است که غیر از او نمی داند، از بلد خود
خارج می شود و سیر در بلاد می کند و حق را طلب می نماید پس ملحق نشود به مخالف جز آنکه از او راحتی یابد. الخ.» (1)
رسول خدا الله صلَّى اللهُ عليه وآله «المفقود من مرکبه» را تفسیر می کند:
«که مردی است از یهودیه اصفهان از سلاهط (اسم وادی) خارج می شود و می خواهد ایله (شهری است در حدود شام) برود همین طور که در دل شب در دریا سفر می کند ندا کرده می شود از کشتی پیاده شده به زمینی میرسد که از آهن سخت تر باشد و از حریر نرم تر پس ندا می شنوند اهل مکّه سوار شوید این صاحب شما است. پس برمی گردد و آن مرد ندا می کند که بر من باکی نیست و جماعت همه مکّه هستند و هیچ یک تخلف نمی کنند.» (2)
پیامبر اکرم صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«دجال از یهودیه اصفهان است که خروج می کند پس اگر آن زمان را درک کردید پلاسی از پلاس های خانه خود باشید.» (3)
امیرالمؤمنین علی علیه السَّلام فرمودند:
«حسنی صاحب طبرستان با جمع کثیری از لشکریانش از سواره و پیاده خروج کنند و به سمت نیشابور بروند و آن جا را فتح و دروازه های آن را تقسیم کنند به اصفهان و از آن جا به قم بروند.» (4)
انس ابن مالک از پیامبر اکرم صلَّى اللهُ عليه وآله روایت کرد:
« 70هزار نفر از یهود اصفهان که رداهای مدوّر پوشیده اند دجّال را متابعت می کنند.» (5)
ابن عباس از پیامبر گرامی اسلام صلَّى اللهُ عليه وآله روایت کند که:
«همانا دجال از یهودیه اصفهان خروج کرده و به سمت کوفه می آید جماعتی از مدینه و جماعتی از طور و جماعتی از یمن و جماعتی از قزوین به او ملحق می شود.» (1)
پیامبر اکرم صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«در اهواز زلزله شود به گونه ای که خانه هایشان قبرهایشان می گردد. پس راه ها خراب و قطع شود به گونه ای که احدی نتوانند از شهری به شهری برود.» (2)
امیرالمؤمنین علی علیه السَّلام فرمودند:
عرب بر عجم غالب می شود و در اهواز به ظلم حکومت می راند.» (3)
امام صادق علیه السَّلام درباره تهران در آخرالزّمان می فرماید:
«تهران به حدّی می رسد که کاخ هایشان چون کاخ های بهشتی می شود و زنانشان چون حورالعین می گردند. لباس های کافران را می پوشند، خود را به شکل مستکبران در می آورند، بر زین ها سوار می شوند به همسران خود تمکین نمی کنند و درآمد شوهرانشان آنها را کفاف نمی دهد. از آن ها به قله کوه فرار کنید و همانند روباهی که بچه های خود را برداشتند و از لانه به لانه ای می گریزند کودکان خود را
برداشته، از پناه گاهی به پناه گاهی بگریزید.» (1)
عده ای از صاحبان نظر بر این عقیده هستند که منظور از زوراء تهران است و عده ای اعتقاد دارند عراق است.
پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
فاجعه ای بس بزرگ در زوراء را پیاده می شود. عرض کردند زوراء کجاست؟ فرمودند: شهری است در مشرق و در اطرافش نهرهایی قرار گرفته است. ساکنان آن از ستمگران امّت من و بدترین مخلوقات روی زمین هستند که به وسیله چهار نوع از بلا عذاب می شوند:
از معصوم علیه السَّلام روایت شده که فرمودند:
«یکی از علامات ظهور خراب شدن زوراء است که همان ری می باشد.» (3)
امام جعفر صادق علیه السَّلام فرمودند:
«مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف و بعد از غیبتی طولانی همزمان با طلوع ستاره ای سرخ و ویرانی ری و خسف زوراء ظهور می کند.» (4)
صلى الله رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«محل حکومت به زوراء برگردد و امور به مشورت باشد. هرکس به هرچه غلبه کرد آن را عمل کند. آن وقت خروج سفیانی است
که سوار کار می شود روی زمین و مدت 9 ماه حکومت می کند و بدترین عذاب را به مردم بچشاند. پس وای بر مصر و بغداد و کوفه و واسط گویا می بینیم واسط را در حالتی که خبردهنده ای نیست که خبری را برساند و نزد آن خروج سفیانی است و طعام کم شود و قحطی مردم را فرا گیرد و باران کم شود و گیاه از زمین نروید و باران از آسمان نبارد پس در آن وقت بیرون می آید مهدی آل محمّد عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف که راهنمایی کننده و راه یافته است و کسی است که پرچم را از دست عیسی علیه السَّلام می گیرد. پس از آن خروج می کند دجال از میان نواحی بصره پس می آید سفوان (که یک منزل است تا بصره) و می آید به سنام (که بلندی است یا کوهی است نزدیک بصره) پس سحر و جادو می کند ایشان را و سحر می کند مردم را (و به نظر مردم می آورد) که ترید(نان و گوشت) است و حال آنکه این طور نیست. از جهت گرسنگی و قحطی و این(فتنه) سخت است پس از آن طلوع کند آفتاب از مغرب خود آن وقت تا قیام ساعت 40 سال مانده است.» (1)
امام سجاد علیه السَّلام فرمود:
«زمانی که امیرالمؤمنین علیه السَّلام از جنگ خوارج برگشته بود عبورش به زوراء افتاد پس به مردم فرمود: ای مردم این جا زوراء است پس سیر کنید و دور شوید از آن به جهت آنکه خسف و فرو رفتن به این زمین سریع تر است از میخ در نخاله (یعنی سبوس).» (2)
در سفینة البحار آمده است که امیرالمؤمنین در خطبه لؤلؤه اش (3)خبر داده که:
«شهری بنا شود بین دجله و فرات آن را زوراء می گویند. اگر بینی خواهی دید که بنا شده با گچ و آجر و زینت شده به طلا و نقره و لاجورد و مرمر و سنگ سفید(نرم... الخ).» (1)
در سفینه از مستدرک نوری و مستدرک السفینه از روضات از علامه حلّی قدس سرة روایت کرده که فرمودند:
«امیرالمؤمنین علیه السَّلام در خطبه اش فرموده اند: زوراء چه زورایی، زمینی است صاحب درخت شوره گز، در آن بناهای بلند ساخته شود و ساکنین در آن زیاد باشند، بوده باشد برای آن خراب کننده ای و خزان هایی است و آنجا را اولاد عباس جایگاه خود قرار دهند و برای گنجینه هایشان مسکن قرار دهند. برای ایشان خانه لهو و لعب بوده باشد و بوده باشد در آن ستم ستم کار، ترس ترسناک و پیشوایان فاجر و فرماندهان فاسق، وزراء خائن، اولاد فارس و روم خدمتگزار ایشان باشند و امر به معروف نکنند وقتی بدانند و نهی از منکر نکنند وقتی منکر شمارند و اکتفا کنند مردان به مردان و زنان به زنان و پس در آن هنگام غم سرتا پای ایشان را بگیرد و گریه طولانی داشته باشند. پس وای بر اهل زوراء از ترک و ایشان گروهی باشند که حدقه چشمانشان کوچک و صورت ها مثل سپر چکش خورده باشد. لباس شان آهن باشد، جوانان بی مو باشند پیشاپیش ایشان پادشاهی باشد از طرفی که پادشاهی به ایشان رسید(که خراسان باشد). جهوری الصوت (صدای بلند و خشن) و صولت قوی داشته باشد و با همت عالی باشد و بر هیچ شهری نگذرد مگر آن که فتح کند و هیچ پرچمی علیه او بر پا نشود مگر آنکه روبروی با شکست باشد. پس وای بر کسی که با او مخالفت کند (این اوصاف را امیرالمؤمنین برای زوراء که بغداد باشد و بنی العباس و هلاکوبیان فرموده و تمام محقق شده) و در طهران خواهد آمد که از مفضل
1) سفينة البحار ج 1 ص 567 / مستدرك السفينه ج4 ص343
سؤال شد از زوراء و این که زوراء شهری است در حوالی ری بنام تهران...»
امیرالمؤمنين علیه السَّلام بعد از ذکر وقایع فرمودند:
«این در وقتی است که بلا به زوراء (1)هجوم آورد و مصیبت ها در عالم متصل باشد.» (2)
امیرالمؤمنین علیه السَّلام فرمودند:
«زود باشد احاطه کند در زوراء بغداد کسی است که کافر است که از اولاد قنطورا با اشرار چه اشراری و کفار چه کفاری که رحمت از قلبشان رفته و آرزوهایشان را وادار نموده که به مطلوب خود برسند، پس اهل"ایکه" (3)را می کشد و پنهان شدگان را پیدا کرده و سیر کنند و پسران را بکشند و زنان را زنده گذارد.» (4)
كعب الاحبار روایت کرد:
قائم مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف از نسل علی علیه السَّلام است. شبیه ترین مردم است به عیسی بن مریم علیه السَّلام از حيث خَلق و خُلق و علامت و سیما و هیبتی که عطا می کند که او را خدایی که بزرگ و غالب است . آن چه که به پیغمبران عطا فرموده و زیادتی می دهد او را و برتری می دهد او را. به درستی که قائم عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف از اولاد علی علیه السَّلام برای او پنهان شدنی است مانند پنهان شدن یوسف و برگشتنی است مانند برگشتن عیسی پسر مریم. پس ظاهر می شود بعد از پنهان شدن او با درآمدن ستاره سرخ مخصوصی و هنگام خراب شدن زوراء و فرو رفتن مزوّره به زمین و بیرون آمدن سفیانی و جنگ کردن فرزندان عباس (که مراد مروزی یعنی: عده خراسانی) باشند که با پرچم های سیاه بزرگ از خراسان می آیند بر حق نیستند، با جوانان
ارمنیه و آذربایجان و آن جنگی است که کشته می شود در آن هزارها و هزارها که هر یک از ایشان قبضه می کند شمشیر خود را در حالتی که آن شمشیر زیور کرده و آراسته و پیراسته باشد. می جنبد بالای سرهای ایشان پرچم های سیاه و آن جنگی است که بشارت می دهد مرگ سرخ و مرض طاعون بزرگتری را.» (1)
معاوية بن وهب روایت کند امام صادق علیه السَّلام به شعر ابن ابی عقب تمثل جسته فرمود:
وَيُنحَرُ بِالزَّورَاءِ مِنْهُم لَدَى الضُّحى
ثَمَانُونَ أَلفاً مِثلُ مَا تُنحَرُ البُدن
«... یعنی» در زوراء هشتاد هزار نفر در نزدیکی صبح مانند قربانی کردن شتران سرهایشان بریده خواهد شد. پس فرمود: زوراء می شناسی؟
گفتم: فدایت شوم می گویند بغداد است.
فرمود: نه! به ری رفته ای؟
عرض کردم: بله
فرمود: به بازار حیوان فروشان رفته ای؟
عرض کردم: بلی.
فرمود کوه: سیاهی در دست راست جاده است. آیا آن را دیده ای؟
عرض کردم: بلی.
فرمود: زوراء آن جاست و در آن جاست که کشته می شوند هشتاد هزار نفر که هشتاد هزار نفر ایشان از اولاد فلان هستند که همه ایشان صلاحیت خلافت دارند. گفتم جانم فدایت چه کسی ایشان را می کُشد؟
فرمود: ایشان را اولاد عجم می کشد.» (2)
رسول گرامی اسلام صلَّی اللهُ علیه وآله در ضمن صحبت از فتنه های آخرالزمان فرمودند:
«فتنه داخل شهر زوراء (بغداد یا تهران) گردد، پس چقدر مرد و زن کشته شده و اموال غارت شود و چقدر فَرْج حلال شده زیاد باشد، خدا رحمت کند کسی را که در آن زمان بنی هاشم را جای دهد و نگهداری کند.» (1)
از امام صادق علیه السَّلام روایت شده که فرمود:
«سیزده صنف از امّت جدّم مرا دوست ندارند و یکی از ایشان اهل شهری بنام زوراء هستند که در آخرالزمان بنا می شود و به خون ما استشفاء می کنند و به بغض ما تقرب می جویند و به واسطه دشمنی ما دوستی برقرار کنند و جنگ با ما را واجب و کشتن ما را حتمی می دانند.» (2)
در ذیل حدیثی مفضّل از امام صادق علیه السَّلام سؤال کرد:
«آقای من در آن وقت (آخرالزمان) خانه فاسقین چگونه است؟
فرمود: در لعنت خدا و سخط است، فتنه ها آن را خراب کند و با زمین مساوی شود. پس وای بر آن و اهل آن از پرچم های زرد و پرچم های مغرب و کسی که جزیره را بدوشد و از پرچم هایی که از دور و نزدیک به برسد. قسم به خدا هر آینه بر این شهر (زوراء) عذاب هایی نازل شود به مردم کافر از اول روزگار تا آخر آن نرسیده باشد و هر آینه بر این شهر عذابی نازل شود که مَثَلَش را چشمی ندیده و گوشی نشنیده باشد و طوفان اهل آن شهر به جز شمشیر نیست. پس وای بر کسی که این شهر را محل سکونت خود قرار دهد و هرکس آن جا مقیم شود با شقاوت باقی بماند و هرکس از آنجا خارج شود خداوند رحمتش کند. به خدا
سوگند اهلش آن چنان غرق در دنیا شود تا جایی که گویند این جا همان دنیاست. خانه ها و قصرهایشان همان بهشت و دخترانش همان حورالعین است و پسرانش همان پسران بهشتی است و گمان می کنند خداوند رزق بندگانش را جز در آن جا تقسیم نکرده است. هر آینه به خدا و رسولش افترا بندند و به مخالفت از کتاب خدا حکم کنند و شهادت دروغ بدهند، شراب بیاشامند، زنا کنند، حرام خورند و خون ها بریزند که مانندش در تمام دنیا ریخته نشده باشد. پس خداوند به آن فتنه ها و آن پرچمه ا آن شهر را خراب کند به طوری که هرکس از کنار آن بگذرد با خود گوید: آیا این جا زوراء بوده است؟» (1)
مفضّل بن عمر گوید امام صادق علیه السَّلام به من فرمودند:
«ای مفضل! آیا می دانی زوراء کجا واقع شده است؟
عرض کردم: خدا و حجّتش داناترند.
فرمود: بدان ای مفضّل! که در حوالی ری کوه سیاهی است که در دامنه آن شهری بنا شود که تهران نامیده شود و آن است زوراء که قصرهایش مثل قصرهای بهشت و زن هایش مثل حورالعین است. بدان ای مفضل، آن زن ها متلبس به لباس کفار می شوند و در هیئت ظالمان می باشند. از شوهران شان تمکین ننموده و به محل سکونت آن ها اکتفا نمی کنند و از ایشان درخواست طلاق می کنند و مردها به مردها اکتفا می کنند و مردها شبیه زن ها و زن ها شبیه به مردها می شوند. پس اگر تو بخواهی دینت را حفظ کنی پس در این شهر سکونت مکن و مسکن برای خود قرار مده چون محل فتنه است. پس از آن جا به قله کوه ها و از سوراخی به سوراخی مثل روباه و بچه هایش فرار کن.» (2)
از ابن عباس از قول پیامبر اکرم صلَّی اللهُ علیه وآله نقل شده است که:
«در زوراء باد سرخی می وزد که مردم آن را نادیده می گیرند بترسند و به علمایشان پناهنده شوند و ناگهان ببیند که آن ها به شکل بوزینه و خوک مسخ شده اند و صورتهایشان سیاه و چشم هایشان کبود گشته است.» (1)
از معصوم علیه السَّلام روایت شده که فرمودند:
«یکی از علامات (ظهور) خراب شدن زوراء است که زوراء همان ری می باشد.» (2)
در ذیل حدیثی از حضرت امام صادق علیه السَّلام روایت شده که فرمودند:
«این شهر چنان خراب شد ... که مرورکننده از آن جا عبور کند و بگوید آیا زوراء این جا بوده است.» (3)
یعقوب بن سراح گوید شنیدم حضرت امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
« 13 شهر و طایفه با حضرت حجّت علیه السَّلام جنگ می کنند. اهل مکّه، اهل مدینه، اهل شام، بنی امیّه، اهل بصره، اهل دست میسان، کُردها، عرب های بادیه نشین، ضبّه، غنی، باهله، ازد و اهلری (تهران).» (4)
در مناقب العترة ابن فهد حلّی آمده است که رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمودند:
«وای بر امّت من! از شورای کبری و شورای صغری عرض شد: این دو شورا چه وقت خواهد بود؟
فرمود: شورای کبری بعد از وفات من برای غصب خلافت برادرم و حق دخترم برپا خواهد شد و شورای صغری در غیبت کبری و در زوراء
برای تغییر سنّت من و تبدیل احکام واقع خواهد شد.» (1)
حضرت رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمودند:
«هر وقت مسجد براثا خراب شد حج باطل می شود(یعنی راهش بسته می شود). گفته شد مسجد براثا کجا است؟ فرمودند: در غربی زوراء (بغداد) از زمین عراق است که 70 پیغمبر و وصیّ آن جا نماز گزارده و آخر کسی که آن جا نماز گذارد این است و اشاره به امیرالمؤمنین علیه السَّلام فرمود.»
از سلیلی نقل کرده که در سنه 312 حنبلی ها آن جا را خراب کردند و حج هم در آن سال تعطیل شد.
راوی گفت:
«نماز خواند برای ما حضرت علی بن ابیطالب امیرالمؤمنین علیه السَّلام در مسجد(براثا) بعد از رجوعش از قتال خوارج و ما مقدار 100 هزار لشکر بودیم. پس نصرانی از صومعه خود به زیر آمد و سؤال کرد: که رئیس این لشکر کیست؟
گفتیم: این است پس رفت و سلام داد و عرض کرد: آقای من تو پیغمبری ؟
حضرت فرمود: نه پیغمبر آقای من بود و فوت شد.
پس عرض کرد: تو وصی پیغمبری ؟ فرمود: بلی
پس حضرت فرمود: بنشین چرا از این امور سؤال کردی؟
گفت: من این صومعه را برای همین اینجا بنا کرده ام، و این (براثا) است و در کتب آسمانی خوانده ام که نماز نخواند با این لشکر در این مسجد مگر پیغمبری یا وصیِّ پیغمبر، و آمده ام که مسلمان بشوم. پس اسلام را اختیار کرد و با ما آمد کوفه.
پس حضرت فرمود: چه کسی این جا نماز خوانده؟
1) معجم الملاحم والفتن ج 3 ص 86
عرض کرد: عیسی علیه السَّلام و مادرش.
حضرت فرمود: می خواهی تو را خبر دهم که چه کسی این جا نماز خوانده؟
عرض کرد: بلی.
فرمود: این جا ابراهیم خلیل علیه السَّلام نماز خوانده.» (1)
پیامبر اکرم صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«بین دجله و فرات شهری بنا می شود که مرکز حکومت بنی عباس باشد و آن زوراء است. جنگی شگفت در آن به پا می گردد که زنان در آن اسیر می گردند و مردان چون گوسفند ذبح می شوند.» (2)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«حادثه ای در زوراء واقع می شود. گفته شد زوراء چیست؟
حضرت فرمودند: شهری در مشرق در میان رودخانه هاست که بدترین مخلوقات و ستمگران امّت در آن سکونت می کنند. چهار رقم عذاب بر آن ها فرود می آید. شمشیر، خسف (در کام زمین فرو رفتن)، قذف (تیرباران و بمباران و مسخ.» (3)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«زوراء محل خشم و غضب خدا می شود. فتنه ها آن جا را ویران می سازد و به تلّ خاکستر تبدیل می کند. به خدا سوگند از انواع عذاب آن قدر عذاب بر آن جا نازل می شود که چنین عذابی را نه گوشی شنیده و نه چشمی دیده است.» (4)
حدیثی از امیرالمؤمنین علیه السَّلام روایت شده که فرمودند:
«همانا بلایی بین همدان و حلوان واقع می شود و مردم از حلوان تا نهروان کشته می شوند و ملک دیلم (مازندران) توسط مردی عرب که فارسی زبان است فتح شده از بین می رود و خوبان اهل آن زمان را بکشد و این اول ماجرا است ...» (1)
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمودند:
«چون پرچم های اولاد عباس از گردنه های خراسان سرازیر و ظاهر شود، آن وقت خبر مرگ اسلام را آورده اند و هرکس زیر پرچم ایشان برود در روز قیامّت شفاعت من به او نمی رسد.» (2)
از معروف بن خربوذ روایت شده که گفت:
«ما هرگز خدمت حضرت باقر علیه السَّلام مشرف نمی شدیم مگر آن که حضرت می فرمودند: خراسان، خراسان، سجستان، سجستان (3)مثل اینکه به ما بشارت می داد.» (4)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«اهل خراسان از بزرگان ما هستند و اهل قم از یاران ما، اهل کوفه از اوتاد ما و اهل این سواد «عراق» از ما هستند و ما از ایشانیم.» (5)
امام باقر علیه السَّلام فرمودند:
«پرچم های سیاه از خراسان به جانب کوفه می آیند (کنایه از قیام سیّد حسنی) پس وقتی که حضرت مهدی علیه السَّلام اما ظهور کرد امر به بیعت می کند.» (1)
ابونعیم از پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله روایت کرده که فرمودند:
«هرگاه دیدید که از جانب خراسان پرچمهایی به رنگ سیاه به اهتزاز درآمد، از آن ها استقبال کنید ولو این که پای پیاده، بلکه با سرزانوروی برف ها راه بروید. زیرا حجّت و جانشین خداوند در این جمعیت است و آن حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف است.» (2)
از امیرالمؤمنین علیه السَّلام به عمر فرمودند:
«یکی از شهرهای خراسان «بلخ» (3)است که یک بار خراب و چون بار دیگر خراب شود هرگز آبادان نگردد، کاش میان ما و بلخ کوه قاف و جبل صاد میانجی بودی.» (4)
از امیرالمؤمنین به عمر علیه السَّلام فرمودند:
«یکی از شهرهای خراسان بخارا است، که در آنجا مردانی آیند که از کثرت عبادت مانند چرمی می باشند که آن را مالش داده باشد.»(5)
امیرالمؤمنین علی علیه السَّلام فرمودند:
«در سرخس چنان زلزله عظیمی بیاید که مردمش از فزع بمیرند.» (6)
در روایات مهدوی از خراسان نیکویاد شده است.
امیرالمؤمنین علی علیه السَّلام می فرماید پیامبر اکرم صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
1) الملاحم والفتن ص 56
2) الفصول المهمه ص 295
3) از شهرهای مهم خراسان بزرگ و از قدیمی ترین شهرهای افغانستان است که امروزه در فاصله 20 کیلومتری از مزار شریف مرکز ولایت بلخ واقع است
4) ناظم الاسلام کرمانی ص 143، از ناسخ جلد خلفاء
5) ناظم الاسلام کرمانی در ص142 از ناسخ جلد خلفاء 6
6) معجم الملاحم والفتن ج 3
«در خراسان گنج هایی است که از جنس طلا و نقره نیست بلکه مردانی هستند که عقیده به خدا و رسولش، آنان را در کنار همدیگر گرد خواهد آورد.» (1)
شاید مقصود این است که آنان در اعتقاد راستین به خدا و رسولش مشترک اند یا اینکه همه را خداوند در یک روز در مکّه گرد خواهد آورد.
حضرت علی علیه السَّلام فرمودند:
اما مردم داراب (3)در آخرالزمان به دست دشمن مقهور و مقتول می شود.» (4)
حضرت امیرالمؤمنین علیه السَّلام فرمودند:
«اهالی دامغان به علت زیادی جمعیت به سختی امرار معاش می کنند تا آن گاه که قائم آل محمّد عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف خروج کند و آن جماعت را روز فرج برسد.» (5)
امیرالمؤمنین علیه السَّلام فرمودند:
«وای برری! و آن چه بر آن وارد شود از کشتن بزرگ و اسیر شدن زن ها و سربریدن بچه ها و نابود شدن مردان...» (1)
معروف بن خربوذ گوید:
«ما هرگز خدمت حضرت باقر علیه السَّلام مشرف نمی شدیم مگر آن که آن حضرت می فرمودند: خراسان، خراسان، سجستان، سجستان، مثل این است که به ما بشارت می داد.» (2)
امیرالمؤمنین علیه السَّلام فرمودند:
«در سجستان جماعتی باشند که قرائت قرآن کنند ولی احکام آن را به کار نبرده اند و از اسلام چنان بیرون شوند هم چون تیر از کمان، بر آن جماعت ریگ بارد و همه را هلاک گرداند.» (3)
پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله یکی از علامات ظهور را در حدیث معراج فرمودند:
«ظهور دجال و قیامش از سجستان.» (4)
حضرت علی علیه السَّلام روایت شده فرمودند:
«وای بر طالقان که برای خداوند در آن جا گنج هایی است نه از طلا و
نقره بلکه در آن جا مردانی هستند که خدا را به راستی شناخته و ایشان یاران مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف آخر الزمان اند.» (1)
از حضرت علی علیه السَّلام روایت کرده که فرمودند:
رحمت و خوشی برای طالقان باد زیرا که از برای خدا در آن گنج هایی است که نه از طلا باشد نه از نقره، ولیکن در آنجا مردانی هستند که شناخته اند خدا را به حقّ او و ایشان یاران مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف هستند در آخرالزمان.» (2)
امام صادق علیه السَّلام نیز در اوصاف اهل طالقان آورده است:
«آنان به عقابانی می مانند که برزمین جای گرفته باشند. زین اسب امام خود حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف را مسح می کنند و به آن تبرّک می جویند. اطرافش را می گیرند و در جنگ ها از او حراست می کنند و هر آن چه در توانشان باشد در راه امام شان نثار می کنند. مردانی هستند که شبه ا نمی خوابند و تا صبح به عبادت پروردگارشان قیام می کنند. شب خود را با زمزمه ای مانند زمزمه زنبور عسل به سر می برند و چون صبح شود آماده نبرد می گردند آنان چراغ هایی نور افشان و قندیل هایی درخشان بوده و همواره در آرزوی شهادت اند و شعارشان «یالثارات الحسين» است.» (3)
حضرت علی علیه السَّلام فرمودند:
طبرستان را مؤمن اندک و فاسق فراوانند، و ایشان را از کوه و دریا منافع بسیار رسد.» (4)
رسول خدا صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«بیرون می آید به قزوین مردی که نام او نام پیغمبری است. شتاب کنند مردم به فرمانبرداری او. از مشرک و مؤمن. کوه ها را از ترس پر می کند.» (1)
ابن عباس از پیامبر اکرم صلَّى اللهُ عليه وآله روایت کند که:
«همانا دجال از یهود اصفهان خروج کرده و به سمت کوفه می آید سپس جماعتی از مدینه و جماعتی از طور و جماعتی از یمن و جماعتی از قزوین به او ملحق می شوند.» (2)
به محمّد بن حنیفه عرض شد:
این امر (ظهور) خیلی طول کشید، تا کی باید منتظر باشیم؟ ایشان سرش را حرکت داد و پس از آن فرمودند: کجا باشد و حال آن که هنوز زمان مردم را فشار نداده است و هنوز برادر بر برادر جفا نکرده، هنوز سلطان ستم روا نداشته، هنوز زندیق از قزوین قیام نکرده که هتک حرمت کند و قلب ها را به کفر کشاند و دیوارش را تغییر دهد و رونقش را ببرد، به طوری که هرکس از او فرار کند دچارش شود و هرکس با او بجنگد او را بکشد، و هرکس از او کناره گیری کند محتاج شود و هرکس او را متابعت کند کافر گردد، به طوری که مردم دو دسته شوند یکی برای دینش گریه کند و دیگری برای دنیایش.» (3)
ابن مسعود از قول پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله روایت کند که:
«خدا و ملائکه اش روزی صد مرتبه برای مرده های قزوین و تجّار و
شهدایشان درود می فرستد.» (1)
امیرالمؤمنین علی علیه السَّلام فرمودند:
«خداوند برادران مرا در قزوین رحمت کند.» (2)
صلى الله پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
بجنگید با قزوین که آن از بالاترین درهای بهشت است.» (3)
و در حدیث دیگر فرمودند:
«بهترین حدود زمینی است که زود است فتح شود، آن را قزوین گویند. هرکس یک شب در آن بخوابد برای رضای خدا شهید مرده است و در زمره صدیقین یا انبیاء مبعوث خواهد شد تا داخل بهشت گردد.
و در حدیث دیگر فرمودند:
«به درستی که کوهی است از کوه های فارس در زمین دیلم که آن را قزوین می گویند. دوستم جبرئیل به من خبر داد که محشور می شوند روز قیامت و درب بهشت صف کشیده، راحتی بهشت را می چشند و مردم در حساب هستند.»
و در حدیث دیگر فرمودند:
«زود است که بوده باشد در آخرالزمان گروهی که وارد مکانی می شوند که آن را قزوین می گویند برای ایشان نوشته شود قتال در راه خدا.»
نیز فرمودند:
«به درستی که من می دانم گروهی را که در آخرالزمان خواهند بود ایمان به گوشت و خونشان مخلوط شده قتال و جنگ کنند در زمینی که آن را قزوین نامند. بهشت مشتاق ایشان است و میل به ایشان دارد چنان چه
شتر به بچه اش میل دارد.»
در حدیث دیگر فرمودند:
«قزوین در روز قیامّت بیاید در حالی که دو بال دارد و به آن ها پرواز کند بین زمین و آسمان. از دری باشد سفید تو خالی.
ندا کند: من پاره ای از فردوسم کیست داخل من شود که نزد پروردگارم شفاعت او کنم.»
در حدیث دیگر پیامبر صلَّى اللهُ عليه وآله سه مرتبه فرمودند:
«خداوند رحمت کند برادرانم را در قزوین.
عرض شد: قزوین چیست؟
فرمودند: قزوین زمینی است از زمین های دیلم که امروز به دست دیلم است و زود باشد که فتح شود به دست امّت من.»
و در حدیث دیگر فرمودند:
«خدا رحمت کند برادران مرا در قزوین،
گفته شد: یا رسول الله! قزوین چیست؟
فرمودند: شهری است آن را قزوین گویند شهدای آن معادل شهدای بدر هستند نزد خدا.»
و نیز فرمودند:
«قزوین دری است از درهای بهشت که امروز در دست مشرکین است و زود است که بعد از من به دست امّت من فتح شود. افطار کننده در آن مثل روزه دار است در غیر آن، نشسته در آن مثل نماز گزار است در غیر آن.»
در حدیثی از امام صادق علیه السَّلام آمده است:
«ری، قزوین و ساوه ملعون و شوم هستند.» (1)
1) بحارالانوارج 57 ص 229
تذكر: البته احادیث مربوط به بلاد نوعاً به اهالی آن ها در زمان صدور روایت نظر دارند.
از مقاتل بن دیلمی نقیب ری روایت کند که گفت از امام هادی علیه السَّلام شنیدم که فرمود:
«قم را ، قم گفتند به جهت آن که کشتی نوح علیه السَّلام وقتی به آن جا رسید ایستاد، و آن قطعه ای از بیت المقدّس است.» (1)
زراره از امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«اهل خراسان اَعلام (نشانه های) ما هستند و اهل قم از یاران ما و اهل کوفه از اوتاد ما و اهل این سواد «عراق» از ما هستند و ما از ایشانیم.» (2)
واسط بن سلیمان از امام رضا علیه السَّلام روایت میکند که فرمودند:
«برای بهشت هشت درب می باشد یکی از آنه ا مال اهل قم می باشد، پس خوش به حال ایشان (سه مرتبه فرمودند).» (3)
از روایات شیعه نقل کند که عمارت های قم به جایی رسد که جای یک اسب به هزار درهم خریده شود. (4)
عفان بصری از امام صادق علیه السَّلام روایت کند که فرمودند:
«آیا می دانی برای چه قم، را قم نامیدند؟ عرض کردم: خدا و رسولش و تو داناترید! فرمود: قم نامیدند برای آنک ه اهلش جمع می شوند با قائم آل محمّد عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف و با او ایستادگی می کنند و یاریش می کنند.» (5)
صفوان بن یحیی گوید:
«روزی نزد ابی الحسن (موسی بن جعفر علیه السَّلام) بودم که یادآوری از قم و اهل آن شهر، و این که ایشان میل به حضرت مهدی علیه السَّلام دارند.
پس حضرت فرمود: مرحبا! برایشان خدا راضی شود از ایشان، سپس فرمود: به درستی که برای بهشت هشت درب می باشد و یکی از آن ها مالِ اهلِ قم خواهد بود، و ایشان از بین سایر بلاد بهترین شیعیان ما هستند، خداوند خمیر کرده ولایت ما را در طینت ایشان.» (1)
از بعضی اصحاب روایت کند که گفت نزد امام صادق بودم علیه السَّلام که ناگاه این آیه را تلاوت فرمود:
(فإذَا جَاءَ وَعْدُ أَولاهُمَا بَعثنَا عَلَيكُم عِباداً لَّنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُوا خِلال الديَارِ وَكَانَ وَعْداً مَّفْعُولاً) (2)
چون وقت انتقام اول فرارسد بندگان سخت جنگ جو و نیرومند خود را بر شما برانگیزم تا آن جا که در درونِ خانه های شما جستجو کنند، و این وعده انتقام حتمی خواهد بود.
پس عرض کردیم: فدایت شویم کیانند ایشان ؟
پس سه مرتبه فرمود: ایشان به خدا قسم اهل قم هستند.» (3)
ابی موسی اشعری روایت کند که گفت از امیرالمؤمنین علیه السَّلام سؤال شده:
«از سالم ترین و بهترین جاها در وقتِ نزول فتنه و ظهور شمشیر؟
فرمود: بهترین جای آن روز زمین کوهسار است، و چون خراسان مضطرب شود و جنگ بین گرگان و طبرستان واقع شود پس سالم ترین جاها شهر قم و اطراف قم می باشد. آن شهری که خارج می شود از آن یاوران بهترین مردم از جهت پدر و مادر و جدّ و جدّه و عمو و عمّه
آن جایی که آن را زهراء (روشن و ایمنی) نامند، در آن جا، جای قدم جبرئیل است و آن جا که آب از آن جوشید و هرکس بیاشامد از مرض ایمن شود و از آن آب گِلی خمیر شد و از آن گل به شکل پرنده درست شد (اشاره به قصه حضرت عیسی است که در قرآن فرمود:
«أنى أخلُقُ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ»
و از آن آب حضرت رضا علیه السَّلام غسل کرد و از آن جا قوچ حضرت ابراهیم علیه السَّلام و عصای موسی علیه السَّلام و انگشتر سلیمان علیه السَّلام خارج می شود.»
مردی بر امام صادق علیه السَّلام وارد شد و عرض کرد:
«يابن رسول الله ! من می خواهم از شما سؤال کنم از مسئله ای که قبل از من کسی از شما سؤال نکرده باشد و بعد از من هم کسی سؤال نکند.
حضرت فرمودند: از حشر و نشر می خواهی سؤال کنی؟
عرض کرد: بلی، به حق آن کسی که محمّد صلَّی اللهُ علیه وآله را بشیر و نذیر مبعوث کرد، سؤال نمی کنم از شما مگر از همین مسأله.
پس فرمود: حشر مردم همه در بیت المقدّس است مگر یک بقعه در زمین کوهسار که آن را قم نامند، که ایشان در قبورشان حساب کرده می شوند و از قبورشان به بهشت می روند سپس فرمود: اهل قم بخشیده شده اند.
پس آن مرد جَست بر روی دو پای خود و عرض کرد: یابن رسول الله ! این مختص قم است؟
فرمود: بلی و هرکس هم قول ایشان باشد، پس از آن حضرت فرمود: می خواهی زیادتر بگوییم؟
عرض کرد: بلی، فرمود: حدیث کرد مرا پدرم از پدرش از جدّش
که رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمود: نظر کردم به سوی بقعه ای از زمین کوهسار سبز رنگ از ارغوان رنگش بهتر بود و از مشک خوشبوتر بود که ناگاه دیدم پیرمردی را که بساط انداخته و بر سرش کلاه عُبّاد است: پس به جبرئیل گفتم: حبیب من این بقعه چیست؟ عرض کرد: در آن شیعه های وصیِّ تو علی بن ابیطالب علیه السَّلام می باشند، گفتم: پیرمردی که بساط انداخته و آن جا را منزل خود ساخته کیست؟ عرض کرد: ابلیس لعین است، گفتم چه می خواهد از ایشان؟ عرض کرد: می خواهد از ولايت وصیِّ تو بازشان دارد و به فسق و فجور دعوتشان کند. پس گفتم: یا جبرئیل! مرا به سوی او ببر.
پس مثل برق مرا به سوی او رسانید، پس به او گفتم: قُم یعنی: بلند شو ای ملعون! و در زنان و اموال مُرحِبه (1)شرکت کن به جهت آن که اهل قم شیعه ی من و شیعه ی وصیِّ من على بن ابيطالب علیه السَّلام می باشند.» (2)
عبدالعظیم حسنی گفت شنیدم از علی بن محمّد عسکری علیه السَّلام که فرمود:
«اهل قم و اهل آبه به خاطر جدِّ غریبم علی بن موسی الرضا علیه السَّلام را در طوس زیارت می کنند آمرزیده شده اند. آگاه باشید، هرکس او را زیارت کند و در راه او یک قطره باران به او برسد، خداوند جسدش را بر آتش حرام می کند.» (3)
پیامبر اکرم صلَّى اللهُ عليه وآله فرمودند:
«چون مرا به آسمان بردند، از کنار زمینی سفید که همانند کافور بوی
خوشی از آن به مشام می رسید. گذشتیم. به جبرئیل گفتم: این چه بقعه ایست ؟
گفت: به آن «آبه» (1)می گویند، من رسالت تو و ولایت ذریه ات را به ایشان عرضه داشتم و آن ها قبول کردند و به درستی که خداوند در آن جا مردانی را خلق کرد که شما و ذریه شما را دوست داشته باشند، پس خدا بر آبه و اهلش رحمت فرستد.» (2)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«وقتی امنیت از بندگان برداشته شد و مردم سوار بر اسب ها شدند و از زنها کناره گرفتند و از عطر استعمال نکردند (از شدت بلا و گرفتاری) پس از کنار ایشان فرار کنید، فرار کنید.
راوی عرض کرد: فدایت شوم کجا روم ؟
فرمود: به کوفه و نواحی آن و به قم و حوالی آن، به درستی که بلا از این دو شهر دفع شده است.» (3)
از امام صادق علیه السَّلام روایت شده که فرمودند:
«وقتی که بلا و خستگی به شما رسید، پس بر شما باد به قم که آن مأوای فاطمیین است، و استراحتگاه مؤمنین است و زود باشد که اولیاء و دوستان ما را از کنار (مراقد) ما کوچ دهند و دور سازند و همین کاربه مصلحت ایشان است تا شناخته نشوند که ایشان دوستان ما هستند و همین سبب شود که جان و مالشان محفوظ بماند و هرکس ارادهی بدی نسبت به قم و اهلش داشته باشد خداوند او را ذلیل
گرداند و از رحمتش دور سازد.» (1)
از امام صادق علیه السَّلام روایت شده که فرمودند:
«وقتی بلا عمومی باشد پس امنیت در کوفه و نواحی آن است و قم از بلاد کوهستان است و چه خوب موضعی است قم برای کسی که ترسناک باشد.» (2)
از امام صادق علیه السَّلام روایت شده که فرمودند:
«وقتی بلا و فتنه شهرها را گرفت، پس بر شما باد به قم و حوالی و نواحی آن که بلا از آن دفع شده است.» (3)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«دین و اهل قم در آن ذلیل اند و اگر این طور نبود مردم به سوی قم می شتافتند، آن هنگام قم و اهلش خراب می شوند.» (4)
از روایات شیعه نقل شده که:
«عمارت های قم به جایی برسد که جای یک اسب به هزار درهم خریده شود.» (5)
حضرت عسکری علیه السَّلام جریان شب معراج رسول اکرم صلَّى اللهُ عليه وآله و نظر کردن آن حضرت به سرزمین قم و پرسش از جبرئیل را ذکر نموده و فرمودند:
«... جبرئیل گفت: این جا شهری بنا خواهد شد و بندگان مؤمن خدا در آن جا جمع شوند و امیدوار به محمد صلَّى اللهُ عليه وآله و شفاعت او در قیامّت باشند. برایشان همُّ و غم و حزن ها مکاره وارد شود.
راوی پرسید: پس چه وقت انتظار فرج خواهد داشت؟
امام علیه السَّلام فرمود: هرگاه آب بر روی زمین ظاهر شود.
علامه مجلسی فرموده: در این زمان هنوز آبی جاری نشده است.» (1)
امام موسی بن جعفر علیه السَّلام فرمودند:
«مردی از اهل قم، مردم را دعوت به حق خواهد کرد، جمعی با او جمع خواهند شد که در استحکام روح ، مانند پاره های آهن باشند که نه بادهای وزنده ایشان را بلغزاند و نه از جنگ ملول خواهند شد و نه در ایشان ترسی هست و بر خدا توکل میکنند و عاقبت برای متقین است.»
روایت شده که عده ای از مردم شهرری خدمت حضرت امام صادق علیه السَّلام شرفیاب شدند و عرض کردند:
«ما اهل ری هستیم. پس حضرت فرمودند: مرحبا به برادران ما از اهل قم.
عرض کردند: ما از اهل ری هستیم و حضرت همان کلام اول را اعاده فرمود، پس ایشان چند مرتبه کلام اول را گفتند و حضرت همان جواب اول را تکرار فرمود.
پس از آن فرمود: به درستی که برای خدا حرمی است و آن مکّه است و برای رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله حرمی است و آن مدینه است و برای امير المؤمنين على علیه السَّلام حرمی است و آن کوفه است و برای ما حرمی است و آن بَلَده قم است و زود است زنی از اولاد من در آن جا دفن شود که او را«فاطمه» نامند پس هرکس زیارت کند او را بهشت بر او واجب می شود.
راوی گفت: این کلام از امام صادق علیه السَّلام قبل از به دنیا آمدن حضرت موسی بن جعفر علیه السَّلام بود.» (2)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
شهر قم شهر ما و شهر شیعیان ماست شهری است پاکیزه و مقدس و مطهر که ولایت و دوستی ما اهل بیت علیهم السَّلام را قبول کرده است. هیچ جبار و ظالم و سرکشی به ایشان قصد بد نکند و به ایشان بد نخواهد. مگر آنکه خداوند در عقوبت وی تعجیل ،نمایند، مادامیکه به یکدیگر خیانت نکنند و چون خیانت کنند در حق یکدیگر خداوند جباران و گردنکشان را برایشان مسلط گرداند.
سپس فرمود: اهل قم انصار و یاران قائم علیه السَّلام ما و رعایت کنندگان حقوق ما هستند.
آن گاه سر مبارک خود را به سوی آسمان کرده فرمود: «خداوند نگهدار اهل قم را از هر فتنه و بلا و از هلاکت رستگاری ده.»
ابوعبد الله علیه السَّلام فرمود:
«چون امنیت در بلاد از بین برود و مردمان بر پشت اسبان نشینند و از زنان و بوی خوش دوری گزینند فالهرب الهرب الهرب بگریزند و سخت فرار کنند.
راوی عرض کرد: جان و مال و تنم فدایت کجا پناه می برند؟
فرمود: کوفه و دور تا دور آن و قم و حوالی آن ، و از این دو شهر بلا دور است.» (1)
امام جعفر صادق علیه السَّلام فرمودند:
«بندگان مؤمن خدا در شهر قم اجتماع می کنند و انتظار شفاعت پیامبر اکرم صلَّى الله عليه وآله را در روز قیامّت و روز حساب می کشند انبوه غم و اندوه
1) تاریخ قم ص87
بر آنان سرازیر می شوند و آنان را انواع ناملایمات فرا می گیرد.» (1)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«قم به این جهت (قم) نامیده شده که اهل آن در محضر قائم آل محمّد عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف گرد می آیند و با او قیام می کنند و از یاری او منصرف نمی شوند.» (2)
امام جعفر صادق علیه السَّلام فرمودند:
«قم، قرارگاه آل محمّد علیهم السَّلام و پناهگاه شیعیان است لیکن گروهی از جوانان شان در اثر نافرمانی پدران خویش و ارج نهادن و تمسخر بزرگان و پیران به هلاکت درخواهند افتاد ولی با این حال باز هم خداوند شرّ دشمنان و هر بدخواهی را از آنان دور خواهدساخت.» (3)
امام جعفر صادق علیه السَّلام فرمودند:
«قم شهر ماست در شهر شیعیان ما. شهری است پاک و پاکیزه. پذیرفته است دوستی ما اهل بیت را. اراده نمی کند ایشان را احدی به بدی مگر اینکه شتاب کرده می شود در عذاب او، تا زمانیکه خیانت نکرده باشد با برادرهای خود و چون خیانت کنند مسلط می گرداند خدا بر ایشان گردن کشان و ستم کاران بد را. آگاه باشید که ایشان _ یعنی اهل قم _ یاوران قائم علیه السَّلام ما و خواهندگان حقّ ما هستند. پس حضرت سرخود را بلند کرد و به طرف آسمان و عرض کرد: بار خدایا! حفظ کن ایشان را از هر فتنه ای و نجات ده ایشان را از هر هلاکتی.» (4)
هم چنین در روایتی دیگر آمده که حضرت امام کاظم علیه السَّلام فرمودند:
«مردی از قم قیام نموده و مردم را به حق دعوت می نماید، گروهی که
گرد او جمع می شوند، دل هاشان چون پاره های آهن محکم و استوار است و آن چنان ستوه اند که از تندبادها و طوفان های کارزار نمی هراسند، و از نبرد خسته و افسرده نشده و وحشتی به دل راه نمی دهند، و همواره توکل و اتکاء آن ها به خداوند است و فرجام نیکواز آن تقواپیشگان خواهد بود.» (1)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«کوفه، از مؤمنان خالی می شود و دانش از آن برداشته می شود، همان طور که مار در لانه اش می پیچد. سپس در سرزمینی بنام قم ظاهر می شود که اهالی آن، برپا دارنده مقام حجت علیه السَّلام هستند.» (2)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«مردی از قم، مردم را به سوی حق دعوت می کند، عده ای که چون سخت هستند، گرد او جمع می شوند حوادث آن ها را متزلزل نمی کند و ملول نمی شوند و دچار ترس و [وحشت] نمی گردند و به خدا توکل می کنند که عاقبت از آنِ پرهیزکاران است.» (3)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«به درستی که خدا حجّت می گیرد به کوفه در سایر شهرها و به مؤمنین از اهل کوفه بر غیر ایشان و از اهل شهرها و به شهر قم حجّت می گیرد از سایر شهرها و به اهل آن بر همه اهل مشرق و مغرب و از جن و انس نگذارد، و نمی گذارد خدا قم و اهل او را در حالتی که ناتوان و مقهور باشند، بلکه توفیق می دهد ایشان را و ایشان را یاری می فرماید.
سپس فرمودند که: دین و اهل آن در قم دلیل و راهنمایند و اگر چنین
نبود هر آینه مردم شتاب می آوردند به سوی آن، پس قم خراب و ویران می شد به اهل آن نابود می شدند، پس حجّتی بر سایر شهرها نمی بود و چون این طور می شد قراری برای آسمان و زمین نبود و اهل شهرها به قدر چشم بر هم زدنی نظر کرده نمی شدند. و به درستی که بلاها از قم دفع کرده شده است و از اهل آن و زود باشد که بیاید زمانی که شهر قم و اهل آن بر مردم آن حجّت باشند و این زمان در زمان غیبت قائم ما علیه السَّلام خواهد بود تا وقت ظهور او. اگر چنین نبود هر آینه زمین اهل خود را فرو می برد و به درستی که فرشتگان هر آینه بلاها را از قم و اهل آن دفع می کنند و قم را جبّار و سرکشی به بدی قصد نکند. مگر این که بشکند و خرد کند او را شکننده و خردکننده ی گردن کشان و ستمکاران و شرِّ او را از ایشان باز دارد به اینکه او را به داهیه و یا مصیبتی و یا دشمنی مشغول کند و خدا گردن کشان ستم کار را در زمان دولت ایشان از قم به فراموشی می اندازد و یاد کردن از اهل آن و هم چنان که یاد کردن خدا را فراموش می کنند.» (1)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«زود باشد که خالی شود کوفه از اهل ایمان و پوشیده و پنهان شود از آن علم هم چنان که مار در سوراخ خود پنهان شود. پس از آن علم در شهری که آن را قم می گویند ظاهر شود و آنجا معدن علم شود و کان (معدن) فضل، تا این که در زمین قم مستضعفی(نادانی) باقی نماند در دین حتی پرده نشینانی که در حجله ها هستند و آن نزدیک ظهور قائم ما عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف خواهد بود. پس خدا قم و اهل آن را قائم مقام حجّت قرار می دهد و اگر چنین نباشد زمین اهل خود را فرود می برد و باقی نخواهد ماند حجّتی در زمین که از او افاضه علم شود به سایر شهرها در مشرق و مغرب تا حجّت خدا بر مردمان تمام شود تا باقی نماند در روی زمین
1) بحار الانوار ج 57 ص 213 - 212 / مستدرک الوسائل ج 10 ص 205
احدی که دین و علم به او نرسیده باشد پس ظاهر می شود قائم علیه السَّلام و سیر می کند در حالتی که سبب است برای ظاهر کردن غضب و خشم خدا و انتقام کشیدن او بر بندگان؛ زیرا که خدا انتقام نمی کشد از بندگان مگر بعد از اینکه ایشان حجّت را انکار کند.» (1)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«وقتی فتنه فرو گرفت و عمومیت پیدا کرد در شهرها، بر شما باد به رفتن و جا گرفتن در قم و اطراف و جوانب آن ، زیرا که بلا دفع کرده شده از آن جاها.» (2)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«وقتی فروگرفت بلاها _ یعنی: در شهرها _ پس از کوفه از سواد عراق و اطراف آن محل ایمنی است و از بلاد جبل قم ایمن است و خوب جایی است قم بر شخص ترسنده دور زننده _ برای شخصی که از ترس نمی تواند در یک جا قرار گیرد.» (3)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«وقتی که امنیت از شهرها مفقود شد و مردم آن بر اسب ها سوار شدند _ یعنی: برای جنگ و جدال و قتل و غارت _ و گوشه گیری کردند از زن ها و خوشگذرانی. پس از آن وقت، وقتِ فرار کردن است. وقت فرار کردن است از مجاورت و همسایگی ایشان.
راوی می گوید :گفتم: فدایت شوم به سوی کجا فرار کنیم؟
فرمود: به سوی کوفه و اطراف آن و یا قم و جوانب آن، زیرا که بلا از این دو جا دفع کرده شده است.» (4)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«وقتی که رو آورده به سوی شما بلایی و رنج و سختی، بر شما باد به رفتن و جا گرفتن در قم زیرا که آنجا جایگاه اولاد فاطمه علیها السَّلام و راحتگاه مؤمنین است و زود باشد که بیاید زمانیکه کوچ کنند دوستان و دوست دارندگان ما از ما و دور شوند از ما و این نفرت و دوری صلاح است برای ایشان تا این که شناخته نشوند به دوستی ما و به این جهت حفظ کنند خون هایشان و مال هایشان را و اراده بدی نمی کند به قم و اهل آن احدی مگر این که ذلیل و خوار می کند خدا او را و دور می گرداند او را از رحمت خود.» (1)
عبدالرحمان از رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله روایت کرده که فرمودند:
«دجّال با 80 هزار نفر در اطراف کرمان وارد می شوند که صورت های آن ها هم چون سپرهای آهنین پهن خواهد بود پوستین و کفش های مویی می پوشند.» (2)
از رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله روایت شد که فرمودند:
«هر آینه اطراف کرمان دجّال نازل می شود با 80 هزار لشکر که صورت هاشان مثل سپر چکش خورده است. لباسشان پوستین و نعلشان از مواست (مراد از دجّال، دجّال لغوی یعنی دروغگو).» (3)
از رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله روایت کند که فرمودند:
ساعت ظهور برپا نشود تا وقتی که با خوز و کرمان مقابله کنید و
بجنگید، گروهی هستند از عجم صورت های سرخ و بینی های پهن و چشمان کوچک دارند، صورت هاشان مثل سپر چکش خورده است و نعل هایشان (کفش هایشان) از مو است.» (1)
کتاب ناسخ جلد خلفاء نقل می کند که حضرت علی علیه السَّلام فرمودند:
«مردم نیشابور به دست رعد و برق و صاعقه نابود گردند و آن شهر چنان ویران شود که هرگز آبادانی نبیند.» (2)
ناظم الاسلام کرمانی از ناسخ جلد خلفاء نقل می کند حضرت علی علیه السَّلام به عمر فرمودند:
«هرات شهری از خراسان که ذوالقرنین اکبر بنا کرده و عُزیر پیغمبر در آن جا نماز گزارده. زمینی نیکو دارد و آب های گوارا بر آن می گذرد و بر هر دروازه از آن فرشته ای با شمشیر کشیده ایستاده و بلاها را دفع داده و آن شهر به غلبه گشوده نشود مگر به دست قائم آل محمّد عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف تا آن جا که فرمود در آخرالزمان در شهر هرات باران پرنده ببارد و مردم آن بلده را عرصه دمار دارد.» (3)
نقل است که: «12 نفر از اصحاب حضرت حجّت علیه السَّلام از هرات باشد.» (4)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«چهار نفر از اصحاب حضرت حجّت عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف از همدان است. هارون بن عمران بن خالد، تیفور بن محمّد بن طيفور، أمان بن محمّد بن الضحاک و عتاب بن مالک بن جمهور.» (1)
دیگر روایات مربوط به فرود آمدن ترکان در منطقه «جزیره» و «فرات» است که احتمالاً مراد از ترکان، روس ها است، زیرا فرود آمدن آن ها همزمان با فرود آمدن رومیان در منطقه ي رمله فلسطین و سواحل آن می باشد.
امیرالمؤمنین علی علیه السَّلام فرمودند:
«حکومت اهل بیت پیامبر شما علیهم السَّلام هم که دارای علامات و نشانه هایی است در آخرالزمان پدید می آید... از جمله زمانی که رومیان و تُرک ها، دیگران را علیه شما بشورانند، و نیروها بسیج گردند... و ترک ها با رومیان به مخالفت برخاسته، و جنگ و درگیری در روی زمین افزایش یابد.» (2)
از امیرالمؤمنین علیه السَّلام پرسیدند: به هنگام بروز فتنه ها و بلاها به کجا پناه ببریم؟ آن حضرت چنین فرمودند:
... هنگامی که شروسی (3)از ارمنستان به سوی ایران و عراق حرکت
1) دلائل الامامة ص 315
2) بحار الانوار ج 52 ص 208
3) مرویست؛ شروسی از آذربایجان شوروی بین سیحون و سمرقند شهری بنام (اشروسه) خروج می کند در طی درگیری ها، بسیاری از افراد وارد این معرکه می شوند تا شاید نیز به ثروت یا غنیمتی دست یابند، البته آنان به خواسته خود نمی رسند بلکه سبب خسارت جبران ناپذیری برای خود و دیگر افراد خواهند شد
کند، جنگی بین اولاد عباس و سپاهیان ارمنستان و آذربایجان به پاشده و بین شروسی و مروزی جنگ سختی روی می دهد که هزاران هزار نفر در آن کشته می شوند. در این جنگ که پرچم های سیاه (1)به اهتزاز در می آید مرگ سرخ و بیماری طاعون (2)فراگیر خواهد شد.
برای ترک ها دو خیزش است که در یکی از آن ها آذربایجان و ایران می شود، در دیگری وارد جزيرة العرب می شوند و پرده نشینان را به وحشت می اندازند، خداوند مسلمانان را پیروز می گرداند که کشتار بزرگ الهی در آن روز است. (3)، (4)
چون اولین سپاه ترک را در جزیره دیدید با آنان بجنگید تا آنان را شکست دهید و خداوند از گزند آنان شما را در امان بدارد وگرنه آنان به حریم حرم تجاوز می کنند و آن نشانه خروج اهل مغرب و شکسته شدن شوکت و سلطنت ایشان در آن روزگار است. (5)
سپاه ترک به سوی فرات می شتابد، گویی مرکب های (6)آنان را می بینیم که همه اش به رنگ زرد ارغوانی است و در کنار رودخانه فرات صف کشیده اند. (7)
1) پرچم های سیاه: مربوط به شعیب بن صالح است که برای آقا امام زمان عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف قیام خواهند کرد، قیامی که به امید حق پر ظفر و پیروزی اش مبارک خواهد بود ان شاء الله
2) بیماری طاعون: گنه کاران و دشمنان را از پا درخواهد آورد
3) در رابطه با مطالبی که تدوین یافته است باید عرض کرد: یک مؤمن حقیقی که توکل به خداوند دارد و قلبش به پشتیبانی اهل بیت عصمت و طهارت گرم است هرگز نباید نگران شده، بلکه می بایست با شنیدن این نوع اخبار خود را بیشتر از هر زمانی آماده کند تا در هر شرایطی در صحنه حضور یابد چون در آینده ای نزدیک قرار است جهان و جهانیان زیر چتر دین اسلام احیا گشته و حیات نوین آغاز گردد پس باید اعلام موجودیت کرد و از خداوند استعانت جست و خداوند را به بزرگی و عظمت یاد نمود که به امید خدا پیروزی حق بر باطل محقق خواهد شد. ان شاء الله
4) الملاحم والفتن ص 91
5) الملاحم والفتن ص 42
6) شاید منظور (خودروهای نظامی باشد)
7) الملاحم والفتن ص92
بدون تردید سپاه ترک وارد جزيرة العرب خواهند شد تا اسب هایشان از فرات سیراب شوند، آن گاه خداوند بر آنان طاعون را مسلط می کند و همگی به وسیله طاعون از بین می روند و به جز یک نفر از آنان باقی نمی ماند، خداوند بر آنان برف و تگرگ همراه با سرمای سوزان و طوفان خانمان برانداز فرو می فرستد و همگی نقش بر زمین می شوند، مسلمانان به یکدیگر نوید می دهند که خداوند آنان را هلاک کرد و شر آنان را کوتاه نمود.» (1)
برای ترک ها دو خیزش است که در یکی از آن ها چیزی جز کشتار نمی تواند میان ایشان و رود فرات حائل شود، جنگ آفرینان و اسب تازان آن روز، قیس عیلان (2)است، ترک ها آن روز چنان ریشه کن می شوند که دیگر ترکی در روی زمین باقی نمی ماند. (3)
هنگامی که ترک ها و رومیان علیه شما بسیج شوند و لشگرها بیارایند، آن ها ترک (روسیان) و روم (یهودیان) با یکدیگر به نبرد برخیزند و جنگ های بسیار روی می دهد. (4)
از جمله روایات مربوط به انقلاب آذربایجان در رویارویی با ترکان می باشد.
از امام صادق علیه السَّلام روایت شده که فرمودند:
«آذربایجان برای ما لازم است، چیزی در مقابل آن یارای مقاومت ندارد و چون انقلاب گرما قیام کند به سوی او بشتابید، اگر چه با رفتن چهار دست و پا بر روی برف باشد. (5)
دو خروج برای ترکان رخ می دهد که در یکی از آن ها آذربایجان و ایران گشته و در خروج دیگری در جزیره سر می زند که عروسان حجله نشین را به وحشت می اندازد در این هنگام است که خداوند متعال مسلمانان را یاری نموده، و قربانی بزرگ خداوند در میان آنان وجود دارد.» (1)
امام صادق علیه السَّلام فرمودند:
«ناچار است برای آتش از آذربایجان که هیچ چیزی مقابله آن نتواند و چون آن زمان را دیدید پلاسی از پلاس های خانه خود.» (2)
نمونه هایی از روایات مربوط به حمله مغولان، از حضرت علی علیه السَّلام نقل شده که فرمودند:
«گویا قومی را می بینم که چهره هایشان همچون سپرهای چکش خورده جلوه گر است، لباس های حریر و زیبا پوشیده و اسب های اصیل را یدک می کشند، در آنجا آن چنان کشتار زیاد است که مجروحان از روی بدن کشتگان عبور می کنند، و در آن کارزار فراریان از اسیران کمتر است.» (3)
از رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله روایت آمده است که:
«ترک ها دو خروج دارند در یکی آذربایجان را خراب می کنند و در دیگری سرعت به شط فرات می نمایند.» (4)
از حضرت باقر علیه السَّلام و حضرت صادق علیه السَّلام روایت می کنند فرمودند:
«که ناچار است برای آتش از آذربایجان که هیچ چیزی مقابله با آن نتواند بکند.» (5)
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمودند:
«بیاید جماعتی چشمان کوچک و صورت های پهن داشته باشند مثل این که صورت هایشان سپر است. پس اهل اسلام را به منابت شیع (اسم محلی است) ملحق سازند مثل این که می بینیم ایشان را که اسب های خود را به حلقه مسجد بسته اند گفته شد: ایشان کیانند؟ فرمود: ترک هستند (شاید اشاره به لشگر هلاکو باشد).» (1)
حضرت رسول صلَّی اللهُ علیه وآله فرمودند:
«برپا نشود ساعت ظهور تا اینکه با ترک جنگ کنید(که ایشان) صورت های پهن و چشم های کوچک و بینی پهن دارند صورت هاشان مثل سپر چکش خورده است.» (2)
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمودند:
«قسم به کسی که جانم به دست اوست بر پا نشود ساعت (ظهور) تا این که با ترک جنگ کنید که چشم های کوچک دارند و صورت های سرخ و بینی کوچک مثل این که صورت هایشان سپر چکش خورده است.» (3)
حذیفه از رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله روایت کند:
«که به اهل کوفه فرمود: البته شما را از کوفه خارج کنند جماعتی که چشمان کوچک و بینی پهن دارند و صورت هایشان مثل سپر چکش خورده است و نعالشان (کفش هایشان) از مو است. اسبان خود را به نخل جوخا (4)ببندند و بیاشامند یک قسمت از فرات را.» (5)
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمودند:
«برپا نشود ساعت (ظهور) تا اینکه جنگ کنید با ترک ها که صورت های سرخ و چشمان کوچک و بینی پهن دارند مثل این که صورت ایشان سپر چکش خورده است.» (1)
کعب (از پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله) روایت می کند:
«البته ترک وارد جزیره می شود و اسب های خود را از فرات سیراب کنند پس خداوند وَبا بفرستد و همه ایشان را بکشند جز یک نفر.»
در حدیث دیگر فرمودند:
«خداوند مرگ را بر اسب های ایشان می فرستد پس پیاده می شوند پس می بوده باشد در ایشان ذبح الله الاعظم که دیگر ترکی بعدش نماند.» (2)
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمودند:
«ارمن زود است که فتح شود جزیره ای است که آن را آندلس (3)گویند، غالب می شود در آن اهل کفر و اکثر اموال و اکثر بلادشان را بگیرند، و زن ها و بچه ها را اسیر کنند، و هتک احترام کنند و دیار را خراب کنند و اکثر بلاد برگردد به بیابان خشک شده و اکثر مردم از دیار خود جلاء وطن کنند. (4)حضرت حجّت عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف على تابوت را از غار انطاکیه خارج خواهد کرد.» (5)
در روایتی آمده است که:
«حضرت حجّت عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف وحدات تورات و انجیل را از زمینی خارج کند که آن را انطاکیه گویند. یک مرد هم از انطاکیه بنام عبدالرحمان از جمله سیصد و سیزده نفرند.»
تعميم الداری خدمت رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله عرض می کند:
«من مرورم افتاد به شهری از شهرهای اعاجم که آنرا انطاکیه می گفتند ندیدم شهری بزرگتر از آن، هر ابری از بالای آن رد می شود می بارد.»
حضرت رسول اکرم صلَّی اللهُ علیه وآله فرمودند:
«به درستی که در غار (ثور) (اسم غاری است در آن جا) در کوه انطاکیه ریزه هایی از الواح موسی علیه السَّلام و عصای شکسته او و ریزه هایی از تابوت سکینه می باشد پس مرور نکند بر آن ابری چه شرقی و چه غربی و چه کوفی و چه قبلی الا آن که دوست دارد از برکاتش بر آن جا ببارد و نگذرد روزگاری جز آنکه مردی از اهل بیت من به اینجا رسد که اسمش اسم من می باشد (و اسم پدرش اسم پدر من) (و این غلط نساخ است) خُلقش خُلق من می باشد پرکند آن جا را به عدل خود چنان چه از ظلم و جور پر شده باشد.» (1)
از تذکرة قرطبی از حذیفه نقل کند که پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله فرمودند:
«حضرت مهدی عجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف و هرکس که با اوست بیایند به شهری که آن را انطاکیه گویند، و آن شهری است بزرگ کنار دریا پس سه تکبیر بر آن بگویند به قدرت خدا دیوار طرف دریا بیفتد ... و اموال را بگیرند پس حضرت مهدی علیه السَّلام مالک انطاکیه شود و در آن مسجدی بنا کند و کند عمارت های اهل اسلام را. (2)تورات و سایر کتب خدا را از غار انطاکیه خارج کند.» (3)
رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرمودند:
«برپا نشود ساعت ظهور تا اینکه بجنگید با گروهی که کفش
هایشان از مو است، تنگی (کوزه کوچک) را سپر خود سازند، چشمان کوچک و صورت های پهن دارند مثل اینکه صورت هاشان سپر چکش خورده است.» (1)
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله فرمودند:
«در نزدیکی ساعت ظهور با گروهی بجنگید که کفش هاشان از مو است، چشمان کوچک دارند و صورت های سرخ مثل اینکه صورتشان سپر چکش خورده است (این ها همان ترک های تاتار بودند که با هلاکو در سنه 656 ه. به عراق رفته با خلفای بنی العباس جنگیدند و مستعصم را که آخرین خلیفه بنی العباس بود در بغداد بکشتند).» (2)
امام صادق علیه السَّلام می فرمایند:
«هنگامی که حضرت قائم علیه السَّلام قیام می کند ... لشگری به قسطنطنیه می فرستد، چون آنان به خلیج می رسند، جمله ای بر روی پاهای خود می نویسند و از روی آب می گذرند.» (3)
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله می فرمایند:
«اگر از دنیا جز یک روز نماند به طور حتم خداوند مردی از عترت مرا می فرستد که هم نام من است و پیشانی او می درخشد، او قسطنطنیه و جبل دیلم را میگشاید.» (4)
امام باقر علیه السَّلام می فرمایند:
«هنگامی که حضرت قائم علیه السَّلام قیام کند، قسطنطنیه، چین و کوه های دیلم را گشوده، مدت هفت سال فرمانروایی می کند.» (5)
زکریا به سند خود از رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله روایت کرده که فرمودند:
«نزدیک است که پیچیده شود مُلک عرب. سه مرتبه این کلام را فرمود. پس گفته شد که: چه کسی می پیچد آن را؟
فرمودند: فرزندان قنطورا _ یعنی: ترک ها _ گروه هایی هستند که صورت هایشان پهن است و چشم هایشان کوچک است. گویا صورت هایشان مانند سپرهای دو حلقه ،است، تا اینکه فرود آیند در دهی نزدیک عرب بلکه آن ده از زمین عرب است _ که آن را جبانة اللون (پیشانی صورت خوش رنگ) گویند. پس عرب با ایشان قتال کند قتال سختی.
پس ترک ها به ایشان گویند برادرهای ما را به ما رد کنید تا ما با شما قتال نکنیم.
پس عرب به موالی گویند: ملحق شوید به برادرهاتان.
پس موالی به ایشان گویند: رحمت خدا بر شما! بعد از اسلام آوردن برگردیم کافر شویم؟
(راوی) گفت: آن حضرت فرمود: پس موالی با ترک ها مقاتله می کنند قتال سختی، پس آن ها را فرا می دهد خدا، تا اینکه باقی نمی ماند از ایشان جز دهنده ای و موالی غنیمت هایی از ایشان به دست می آورند.
پس عرب ها به موالی گویند: از این غنیمت هایی که به دست آورده اید سهم ما را بدهید.
موالی گویند: نه، به خدا قسم که ما سهم به شما نمی دهیم شما ما را خوار کردید.» (1)
رسول خدا صلَّی اللهُ علیه وآله روایت کرده که فرمود:
«خدای تعالی فرمود: زمانی که بندگان من هتک حرمت مرا نمودند
1) الملاحم والفتن ص 333-332 ح 482
و حلال کردند حرام مرا و مخالفت کردند فرمان مرا، مسلّط گردانم بر ایشان لشگری را از سمت مشرق که به آن ها تُرک گفته شود ایشان سواران من اند. انتقام می کشم به ایشان از کسانی که نافرمانی کنند مرا. رحمت خود را از دل های ایشان کنده ام. بر کسی که گریه کند نمیک نند و کسی را که شکایت کند اجابت نمی کنند. پدران، مادران، پسران و دختران را می کشند. بلاد عجم را نابود می کنند و عراق را فتح می کنند. پس لشگر عراق سه فرقه شوند. فرقه ای دنبال شتران ملحق شوند و فرقه ای اهل و عیال خود را ترک کنند و پشت به ایشان کنند و فرقه ای قتال می کنند تا کشته شوند. این گروه شهیدان اند و ملائکه غبطه آن ها میخورند. وقتی که این فتنه به شما رو آورد، مستعد باشید قیامت را. گفتند: یا رسول الله! اگر آن زمان را درک کنیم، امر می فرمایی کجا ساکن شویم؟
فرمود: بر شما باد که به غوطه دمشق روید که بهترین بلاد شام است. خوشا به حال کسی که در آنجا ساکن شود و منزل داشته باشد ولو به قدر جایگاه گوسفندی باشد؛ زیرا که خدای تعالی کفیل شام و اهل آن است.» (1)
کعب الاحبار (از پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله) روایت کرده:
«امّتی هستند که آن ها نصرانی خوانده شوند در بعضی از جزیره های دریا که در سالی هزار مرکب تجهیز می کنند و می گویند: سوار شوید، اگر خدا بخواهد و اگر خدا نخواهد. پس وقتی که وارد دریا شوند، می فرستد خدا برایشان باد سختی را که کشتی های ایشان را می کشند. پس چندین مرتبه این کار را می کنند. پس چون خدای تعالی اراده کند، کشتی هایی می گیرند که مانند آن ها در دریا نهاده نشده باشد.
1) نوائب الدهور ص211
(کعب) گفت؛ پس می گویند: سوار شوید اگر خدا بخواهد. پس وارد می شوند و می گذرند به قسطنطنیه و فزع می کنند برای ایشان.
پس به آن ها گویند: این فزعها برای چیست؟
می گویند: که ما امّتی هستیم که نصرانی خوانده می شویم و این امّت را می خواهیم که ما را از شهرهای پدران خود بیرون کرده اند. پس مدد می کنند ایشان را به کشتی هایی، تا این که می روند به عکّا و بیرون می آورند کشتی های ایشان را و می سوزانند آن ها را و می گویند: این جاها شهرهای ما و شهرهای پدران ما است و امیر مسلمانان در آن روز در بیت المقدس است. پس می فرستد به سوی مصر و مدد می طلبد از ایشان. پس می آید فرستاده او از جانب مصر و می گوید: دریا گود است و حمل کننده است پس او را مدد نمی کنند.
گفت: پس پس آن فرستاده به حمص می رود در حالتی که عجم راه بیرون آمدن را بر روی اهل آن شهر بسته اند(مراد از عجم مغربی ها و رومی ها می باشند) (راه بیرون رفتن از آن شهر را بر روی مسلمانان بسته اند) و مدد کنند ایشان را از اهل یمن و می کِشند ایشان را به سوی قلعه خود و این خبر را کتمان می کنند و می گویند: انتظار چه چیز را می کشید؟ الان است که هر شهری راه را بر مسلمانان می بندند و ثلث از مردم دنبال شترهای خود را می گیرند و ملحق به بیابان می شوند که نه با این دسته باشند نه آن دسته.
(کعب) گفت: و فتح کرده می شود شهر و می پذیرد ایشان را در کوه لبنان تا اینکه فرود می آید امیرالمؤمنین در خلیج و امر می گردد بر آن چه که در صدد آن هستند مردمان و آن برداشتن پرچم اوست و او می آید به طرف آب که وضو بگیرد برای نماز صبح پس آب از او دور می شود و هرچه او دنبال آب می رود آب از او دور می شود. پس چون چنین دید،
پرچم خود را به دست می گیرد و به دنبال آب می رود تا آن که به آن طرف آب می رود. پس ندا می کند که: ای گروه مردمان! عبور کنید که خدا دریا را برای شما شکافت هم چنان که آن را برای موسی شکافت.
راوی گفت: پس مردم از دریا می گذرند و با قسطنطنیه روبه رو می شوند و به تکبیر گویند به نحوی که دیوار قسطنطنیه به جنبش در می آید. پس از آن، تکبیر دیگر می گویند به نحوی که دیوار آن در میانه دوازده برج می افتد. پس داخل قسطنطنیه می شوند و در آن جا گنج هایی از طلا و نقره می یابند و گنج هایی از مس و غنیمت های خود را با سپرهای خود قسمت می کنند.» (1)
از صحابه پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله روایت شده:
«قسطنطنیه فتح کرده می شود و آن به ایجاد کننده آن نسبت داده شده است و او قسطنطین مِلک است و او اول کسی است که ظاهر کرده است دین نصرانیت را و از برای آن شهر هفت حصار است و حصار هفتم از آنکه محیط است به شش حصار دیگر یازده ذراع است و در آن صد در است و پهنای حصار آخر که پهلوی شهر است ده ذراع است و آن بالای خلیجی واقع است که به دریا می رسد و در دریای رومی و آن متصل است به شهرهای رومیه و اندلس و اما رومیّه آن مادر شهرهای روم است و هرکه مالک آن باشد او را پاپ می گویند و او بردین نصرانیت حکومت می کند، به منزله خلیفه است در میان مسلمانان و در شهرهای روم هیچ کدام مانند آن عجائب زیاد ندارد و بنای محکمی ندارد.» (2)
سیّد بن طاووس روایت می کند:
طماطم (1)آمدند پس گردن های شما را بزنند، و اموال شما را بخورند، و در بلاد شما سکونت کنند، و حرمت شما را هتک نمایند، و خوبان شما را عبد خود قرار دهند، و اشراف شما را ذلیل سازند، بنده ها ستم کرده شوند ذلیل شوند، در آهن، رنگ های قبیح داشته باشند و گردن های کلفت، شنیده هایشان پند دهنده باشد، و عصاهاشان بشارت دهنده باشد، و تازیانه هایشان برای ایشان ثمردهنده باشد. و ایشان سخت تر باشند بر امّت من از فرعون بنی اسرائیل.» (2)
پیامبر اکرم صلَّی اللهُ علیه وآله فرمودند:
«البته هر آینه قسطنطنیه (استامبول (3)که یکی از شهرهای ترکیه است) فتح خواهد شد و چه خوب امیریست امیرش و چه خوب لشکری است لشکرش.» (4)
از پیامبراکرم صلَّی اللهُ علیه وآله سؤال شد:
«کدام یک از دو شهر قسطنطنیه یا رومیه فتح می شود؟ فرمود: شهر هرقل یعنی قسطنطنیه.» (5)
پیامبر اکرم صلَّی اللهُ علیه وآله سؤال فرمود:
«که آیا شنیده اید شهری را که یک طرفش بیابان است و طرف دیگرش دریا؟
عرض کردند: بلی یا رسول الله !
فرمود: ساعت ظهور برپا نشود تا این که هفتاد هزار از بنی اسحاق برای آن شهر بجنگند، و چون وارد شهر شوند، جنگ نکنند نه شمشیر ونه به تیر و کمان، بلکه می گویند (لا اله الا الله والله اکبر) پس از یک طرف شهر خراب می شود و طرف بیابان، باز نوبت دیگر می گویند (لا اله الا الله والله اکبر) یک طرف دیگر شهر ساقط می شود، مرتبه سوم می گویند(لا اله الا الله والله اكبر) پس شکافی باز می شود پس داخل شهر می شوند و غنیمت می برند و بین خودشان تقسیم می کنند که ناگاه صدای صراخ و ناله بلند می شود که دجال خروج کرده، پس همه چیزها را می گذارند و برمی گردند گویند آن شهر قسطنطنیه است.» (1)
پیامبراکرم صلَّی اللهُ علیه وآله فرمودند:
«خداوند فتح کند قسطنطنیه را بر دست گروهی که ایشان اولیاء خدایند مرگ و مرض و درد را از ایشان بردارد تا وقتی که عیسی بن مریم علیه السَّلام نازل شود و با او هم دست شوند و با دجال بجنگند.» (2)
پیامبراکرم صلَّی اللهُ علیه وآله فرمودند:
«پس حضرت مهدی علیه السَّلام با کسانی که با او هستند در قسطنطنیه در محل پادشاه روم فرود می آیند پس از آن جا سه خزینه(گنج) بیرون می آورند، گنجینه ای (خزینه ای) از جواهرات و گنجینه ای از طلا و گنجینه ای از نقره. پس مال را بر لشکریانش به قفاقیز تقسیم کند. (3)(قفاقیز: شاید پیمانه خاصی باشد).»
از معاذ بن جبل از پیامبر اکرم صلَّی اللهُ علیه وآله روایت کند که فرمود:
«شورش و جنگ بزرگ و فتح قسطنطنیه و خروج دجال در هفت ماه خواهد شد.» (1)
و فرمود:
«برپا نشود ساعت ظهور تا وقتی که خداوند قسطنطنیه و رومیه را برای مؤمنين فتح کند به تسبیح و تکبیر.»
امام باقر علیه السَّلام روایت فرمودند:
چون قائم علیه السَّلام قیام کند لشکری به قسطنطنیه فرستد وقتی خلیج برسند چیزی بر قدم هایشان بنویسند و از روی آب عبور کنند، چون رومی ها این منظره را ببینند بگویند این ها یاورانشان هستند روی آب می روند پس خودش چه خواهد کرد؟ آن وقت درب شهر را به روی ایشان باز می کنند پس لشکر حضرت داخل شهر شده هر حکمی را بخواهند می کنند.» (2)
حذیفه از پیامبر اکرم صلَّی اللهُ علیه وآله روایت کند که فرمودند:
«پس (حضرت مهدی علیه السَّلام و هرکس با اوست) می روند به طرف رومیه و قسطنطنيه و كنية الذهب پس خود را با شدت و مشقت داخل شهر قسطنطنیه و رومیه کنند، .... پس بروند کنیة الذهب (کنیه طلا) پس اموالی در آن پیدا کنند که حضرت مهدی علیه السَّلام در مرحله اول گرفته بود و این همان اموالی باشد که پادشاه روم قیصر آن جا گذاشته بوده در وقتی که با بیت المقدّس جنگیده و آن اموال را پیدا کرده بود و با هفتاد هزار گوساله حمل کرده بود برای کنیة الذهب پس مهدی علیه السَّلام آن اموال را گرفته برگرداند به بیت المقدّس.» (3)
پیامبر اکرم صلَّی اللهُ علیه وآله فرمودند:
«زود باشد که مصالحه کند روم با شما صلحی که در آن امان باشد. پس جنگ می کنید شما با ایشان از روی تجاوز ناگهانی. پس یاری کرده می شوید و غنیمت می برید و سالم می مانید. پس بر می گردید تا اینکه فرود می آیید به مرج ذی تلول. پس مردی از میان اهل صلیب، صلیب را بلند می کند و می گوید: صلیب غالب شد. پس به غضب درآید مردی از مسلمانان و قیام می کند به سوی او و او را دفع می کند. در آن حال رومی ها جنگ می کنند و اجتماع می کنند به جنگ کردن. پس می آیند در زیر هشتاد پرچم و زیر هر پرچمی دوازده هزار.» (1)
صلى الله پیامبر اکرم صلَّی اللهُ علیه وآله فرمودند:
«ای عوف! پیش از رستاخیز شش حادثه را متذکر باش... از جمله فتنه و آشوبی را که خانه ای از عرب خالی از آن فتنه نخواهد بود، میان شما و بنی اصفر (غربی ها) صلحی برقرار می گردد، سپس با شما پیمان شکنی نموده، و با هشتاد لشکر که هر یک متشکل از 12هزار سرباز می باشد و به شما حمله ور می شوند.» (2)
پیامبر اکرم صلَّی اللهُ علیه وآله فرمودند:
«بین شما و رومیان چهار پیمان صلح بسته می شود، که چهارمین آن ها به دست مردی از خاندان هرقل است که چند سال(دو سال) دوام خواهد یافت، در این هنگام مردی از عبدالمتین بنام سئود بن غيلان پرسید: در آن روز پیشوای مردم کیست؟ حضرت فرمود: حضرت
مهدی علیه السَّلام از فرزندانم.» (1)
عبد الله بن مسعود از حضرت محمد بن عبد الله روایت کرده که فرمودند:
«در مدینه فرود نمی آیند و هیچ مکان محفوظی نیست مگر این که قبل از سه روز برای آن ها فتح می شود، داخل خلیج می شوند و آب خلیج به قدری بالا می آید که از خلیج سرازیر می شود پس اهل قسطنطنیه (2)می گویند: صلیب ما را از آب دریا نجات می دهد و مسیح یاور ما خواهد بود چون شب را صبح کنند می بینند که خلیج خشک شده بعد از آن در خلیج خیمه می زنند و آب دریای قسطنطنیه فرو رفته خشک می شود و مسلمین در شب جمعه تا صبح با حمد و تکبیر و تهلیل شهر کفر را محاصره می کنند و حتی یک نفر که خواب یا نشسته باشد در میان آن ها نیست، موقعی که فجر طالع شود مسلمین در بین دو برج، فقط یک «الله اکبر» می گویند: و رومی ها می گویند: تاکنون با عرب جنگ کردیم ولی اکنون می خواهیم با خدا بجنگیم در صورتی که خدا برای خاطر آن ها شهر ما را خراب نموده و شهر ما را برای آن ها معین کرده است پس مسلمین در آن جا اقامت نموده و با سپر مشغول کیل کردن طلا می شوند و چون فرزندان( آن ها را) تقسیم می کنند سهم هر یک از آن ها سیصد دختر باکره خواهد شد، و از آن نعمت هایی که در اختیار آن ها قرار گرفته تا وقتی که خدا بخواهد استفاده می کنند. بعد از آن دجّال خروج می کند و خدا قسطنطنیه را به دست مردمی که اولیاء الله هستند فتح می کند و مرگ و مرض را از آن ها بر می دارد تا اینکه عیسی بن مریم علیه السَّلام از آسمان بر
آن ها نازل شود و همواره با دجّال جنگ کنند:
از عوف بن مالک روایت کرده که گفت:
«آمدم در نزد پیغمبر صلَّی اللهُ علیه وآله در غزوه تبوک و او در قبّه آدم بود پس فرمود: «بشمار شش حادثه را پیش از ساعت واقع می شود: مردن کثیری بعد از آن فتح بیت المقدس. بعد از آن دو مرگی که واقع می شود و می گیرد شما را مانند بیماری ای که در گوسفندان می افتد و فوراً آن ها را می کشد. از آن زیاد شدن مال تا اندازه ای که بر هر مردی صد دینار طلا داده شده، پس تمام روز را خشمناک است. پس وقوع فتنه ای که باقی نماند خانه ای از عرب مگر آن که فتنه در آن داخل شود پس از آن صلح و سازش که در میان شما و بنی الاصفر _ یعنی رومی ها و غربی ها _ واقع می شود. پس حیله می کنند و فریب می دهند شما را و می آیند به طرف شما عدّه آن ها در زیر هشتاد پرچم که در زیر هر پرچمی دوازده هزار باشند.»
کعب از پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله روایت می کند:
حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف لشکری برای قتال با روم بفرستد و ده نفر هم بفرستد که تابوت سکینه را از غار انطاکیه خارج کنند که در آن است ات و انجیلی که برای موسی علیه السَّلام و عیسی علیه السَّلام نازل شده آن وقت برای و تورات از تورات شان و از انجیل شان حکم فرماید.»
از پیامبر صلَّی اللهُ علیه وآله روایت می کند:
روم خروج کند با صد هزار صلیب در زیر هر صلیبی ده هزار طرسوساه او را با سرنیزه فتح کند و اموال و مردم را به
غارت ببرد خداوند جبرئیل را بفرستد به سوی مصیصه (1)و منازلش و هرچه در آن موجود است. پس از جا برکند و بین زمین و آسمان (نگاه دارد) پادشاه روم با لشکرش بیایند زیر مصیصه و بگوید کو آن شهری که روم و نصرانی ها از آن ترسان بودند پس صدای خروس ها و سگ ها و اسبان را از بالای سرشان بشنوند.»
پیامبر اکرم له من جمله از اخبار آینده را بیان می فرمایند که ... (خلاصه اش آن است شما با روم صلح خواهید کرد و بعد از صلح جنگ خواهید کرد.» (2)
پیامبر اکرم صلَّی اللهُ علیه وآله فرمودند:
«از مصیبات دنیا روم است.» (3)
پیامبر اکرم صلَّی اللهُ علیه وآله فرمودند:
«خلیفه بنی هاشم چهل سال حکومت کند و صلح روم هفت سال مانده به خلافتش به دست او باشد پس ایشان غدر کنند و در پنهانی عليه او جمع شود به غم بمیرد.» (4)
پیامبر اکرم صلى الله عليه وسلم فرمودند:
«برپا شود ساعت ظهور و حال آنکه روم بیشتر مردم باشند.» (5)
پیامبر اکرم صلَّى الله عليه وآله فرمودند:
«پس حضرت مهدی علیه السَّلام با کسانی که با او هستند از مؤمنین بعد از کشتن سفیانی می روند و در شهری از شهرهای روم فرود می آیند پس
می گویند “ لا اله الا الله محمّد رسول الله صلَّى الله عليه وآله پس دیوارهای آن می افتد.» (1)
حضرت علی علیه السَّلام فرمودند:
«ای مردم آن چه می خواهید از من بپرسید، پیش از آن که مرا از دست بدهید زیرا که دانش فراوانی در سینه دارم، و سؤال نمایید از من پیش از آنکه فتنه و فساد مانند شتری که در اثر رَم کردن مهارش زیر سم او قرار گیرد و بر ترس و اضطرابش افزوده شود، سرزمین شما را بعد از مرگ و حیاتش پایمال نموده و سایه شوم خود را بر آن بگستراند و یا آتشی از غرب که در هیزمی خشک و انبوه افتد با فریاد بلند بانگ برآورد، وای بر او از خون خواهی و انتقام جویی. وقتی گردش چرخ روزگار طولانی شود، می گویید مرده و یا به هلاکت رسیده (و اگر زنده است)، پس کجا رفته، در این هنگام است که معنی حقیقی این آیه مصداق پیدا می کنند:
(ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً) (2)
«سپس پیروزی بر آنان را به شما برگرداندیم و با مال و فرزندان شما را یاری نموده و تعدادشان را از آنان فزونی بخشیدیم»
و این دارای علائم و نشانه هایی می باشد. (3)
امیرالمؤمنین علی علیه السَّلام فرمودند:
«... ای وای! بر شهرهای فرانسه و اروپا و آن چه به آن ها وارد شود از کشتن و سربریدن و خراب شدن در آن زمان! ...» (4)
تذکرة قرطبی نقل می کند:
«مغرب هرج و مرج و ترسناک شود و گرسنگی و گرانی برایشان غالب آید و فتنه زیاد باشد و مردم همدیگر را بخورند، پس آن وقت است که مردی از مغرب اقصی (دورترین مغرب) خروج کند از اولاد فاطمه علیها السَّلام دختر رسول خدا صلَّى الله عليه وآله باشد و اوست مهدی قائم عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف در آخرالزمان.» (1)
کعب از پیامبر صلَّى الله عليه وآله روایت کند:
«که پادشاهی در بیت المقدس لشگری به هند بفرستد و آن جا را فتح کند و گنج هایش را بگیرد و زیور بیت المقدس کنند تا آنجا که فرمود این لشگر در هند تا خروج دجال.» (2)
روایت مربوط به عصر و زمان ظهور حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف خاطرنشان می سازد که یهودیان در آخرالزمان در روی زمین ایجاد فساد و فتنه نموده و گرفتار تکبرورزی و خود بزرگ بینی می گردد. آن گونه خداوند آنان را در قرآن وصف نموده، این خوی برتری جویی به دست پرچم دارانی که از خراسان خروج می نمایند نابود می گردد.
چرا که هیچ چیز نمی تواند آنان را از تصمیم خود برگرداند تا آن که درفشهای خود را در قدس به اهتزاز درآورند.
و ایرانیان قومی هستند که به زودی خداوند متعال آنان را علیه یهودیان
برخواهد انگیخت. (1)
آن طور که از روایات استفاده می شود، اندکی قبل از ظهور حضرت جنگ جهانی بین رومیان و ترکان یعنی غربی ها و روسیه رخ می دهد که سبب آغاز آن از ناحیه مشرق است و از پاره دیگر از روایات چنین برمی آید که جنگ مزبور به صورت جنگ های منطقه ای خواهد بود.
«در سال ظهور آن حضرت جنگ های زیادی در روی زمین به وقوع می پیوندند که خسارت های آن متوجه آمریکا و اروپا می گردد.»
«آتش جنگ در مغرب زمین همچ ون شعله ور شدن آتش در هیزم بسیار برافروخته می گردد، بین مردم مشرق و مغرب و حتی مسلمانان ایجاد اختلاف می شود، و مردم در اثر هراس و وحشتی که دارند، رنج و گرفتاری سختی روبرو خواهد شد.» (2)
هم چنین روایات خبر می دهد که زیان های جانی و تلفات این جنگ به علاوه بیماری طاعون که پیش از جنگ و پس از جنگ و پس از شیوع پیدا می کند، به دو سوم ساکنان زمین می رسد، و این خسارت ها به مسلمانان وارد نمی گردد مگر به صورت غیر مستقیم.
«این حادثه رخ نمی دهد مگر این که دو سوم مردم جهان از بین می روند، پرسیدم: وقتی دو سوم مردم از بین روند چه کسی باقی خواهد ماند؟ فرمودند: آیا شما نمی خواهید جز یک سوم باقی مانده باشید؟»
پاره ای از روایات اشاره به اینکه این نبرد در چند مرحله انجام می پذیرد و آخرین مرحله آن بعد از ظهور حضرت مهدی عَجَّلَ اللهُ تعالی فَرَجَهُ الشَریف و آزادسازی مجاز توسط آن بزرگوار و ورود او به عراق خواهد بود.(3)
حدیث کشف معبد توسط آن هاست، و جمله ی «کشف هیکل» (معبد) در شمار نشانه های ظهور آمده، که ظاهراً معبد سلیمان علیه السَّلام کشف خواهد شد.
از امیرمؤمنان علیه السَّلام نقل شده که فرمود:
«ظهور آن حضرت نشانه ها و علاماتی دارد:
نخست محاصره ی کوفه با کمین کردن و پرتاب سنگ، کشف معبد و به اهتزاز درآمدن پرچم هایی گرداگرد مسجد بزرگ (مسجدالحرام) کشنده و کشته شده هر دو در آتش اند.» (1)
خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم می فرماید:
«پروردگار تو اعلام می دارد، کسانی را که بر یهودیان چیره خواهد کرد که تا روز قیامّت ، آنان را مجازات و شکنجه خواهد نمود، و خداست که زود مجازات نموده و هم اوست آمرزنده و بخشنده، و از جمله مجازات خداوند این است که آنان را پراکنده و گروه گروه در زمین قرار داده،بعضی از آنان نیکوکار و برخی نابکارند و آنان را با خوبی و بدی آزمایش کردیم، شاید توبه نموده و به راه حقّ و هدایت بازگردند.» (2)
خدای متعادل در قرآن مجید می فرماید:
«یهودیان گفتند: دست خدا بسته است، دست آنان بسته باد! و به سبب این گفته از رحمت خدا دور شدند. بلکه دست های خدا گشوده است و هرگونه بخواهد انفاق می کند.»
خدای متعادل در قرآن مجید می فرماید:
«... آن چه که از ناحیه پرودگار بر تو فرود آمده، بر سرکشی و کفر آنان می افزاید و میان آنان تا روز رستاخیز، کینه و دشمنی انداختیم، و
هر وقت آتش جنگی را برافروختند، خداوند آن را خاموش گردانید، آنان سعی در ایجاد فساد در زمین دارند و خداوند فسادکنندگان را دوست را نمی دارند.» (1)
اما برخی از روایات مربوط به نقش یهودیان در زمان ظهور، مربوط به گردآمدن آن ها در فلسطین قبل از جنگ نابودکننده ی آن هاست که تفسیری برای این آیه ی شریفه است:
«و بعد از او به بنی اسرائیل گفتیم زمین را ساکن شوید و زمانی که روز قیامّت فرا رسید شما را آمیخته با یکدیگر می آوریم.» (2)
توضیح: یعنی شما را از ناحیه ای و یا همگی شما را گردآوردیم، چنانکه در تفسیر نورالثقلین آمده است. و از این حدیث شریف درباره ی آمدن آنان و کارزارشان در عکّا استفاده میشود، از پیامیر اکرم صلَّى الله عليه وآله روایت شده که فرمود:
«آیا شنیده اید نام شهری را که بخشی از آن درون دریاست؟
عرض کردند: آری!
فرمود: قیامت به پا نمی شود مگر آنکه هفتاد هزار تن از فرزندان اسحاق به شهریورش می برند.» (3)
مسلم و احمد و ترمذی از پیامبر صلَّى الله عليه وآله به روایت کرده که فرمود:
«قیامّت برپا نمی شود مگر آن که بین مسلمانان و یهود کارزاری رخ دهد به گونه ای که مسلمانان همه ی آن ها را به هلاکت می رسانند. تا جایی که اگر شخصی یهودی در پشت صخره و یا درخت پنهان شود آن سنگ و درخت به صدا درآید و گوید: ای مسلمان! این یهودی
که در پناه من مخفی شده او را هلاک کن مگر(درخت) "غرقد" که از درختان یهود است.» (1)
مسلم و ترمذی در کتاب فتن و بخاری در کتاب مناقب از پیامبر صلَّى الله عليه وآله روایت کرده که فرمود:
«یهودیان با شما به ستیز بر می خیزند اما شما بر آنها مسلط خواهید شد.» (2)
امیرمؤمنان علیه السَّلام فرمودند:
«رومیان به طرف ساحل دریا نزدیک غار اصحاب کهف روی می آوردند و خداوند آن جوانان را با سگشان از غار برمی انگیزد، دو نفر از آنان بنام های «ملیخا» و «خملاها» هستند که هر دو تسلیم اوامر قائم عَجَّلَ اللهُ تَعالی فَرَجَه الشَّریف می باشند.» (3)