ghaemiyeh.com
مجموعه تخصصی امام حسين علیه السلام و عاشورا
سرشناسه: ملایی، زهرا(کریمی)، 1341 -
عنوان و نام پديدآور: شناخت حضرت مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف/ تالیف ز- ملایی (کریمی).
مشخصات نشر: مشهد: اعتقاد ما، 1399.
مشخصات ظاهری : 8، 256 ص.؛ 5/14×5/21 سم.
شابک: 978-622-6062-51-0
وضعیت فهرست نویسی: فیپا
موضوع: محمدبن حسن (عجل الله تعالی فرجه الشريف)، امام دوازدهم، 255ق -
موضوع: Muhammad ibn Hasan, Imam XII
رده بندی کنگره: BP224
رده بندی دیویی: 297/462
شماره کتابشناسی ملی: 7273125
اطلاعات رکورد کتابشناسی: فیپا
یادداشت : کتابنامه
یادداشت مندرجات ج.1 شناخت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف ق.1.- ج 2. شناخت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف. ق .2. - ج.3. علائم ظهور. - ج.4. علائم عمومی ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف - ج.5. علائم آستانه ظهور عصر مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف ج.6. رجعت .ج.7. -ج.8. سیستم حکومتی امام زمان.
موضوع: محمد بن حسن عجل الله تعالى فرجه الشريف، امام دوازدهم، 255 ق - فضائل.
موضوع: مهدویت - انتظار.
رده بندی کنگره: 1400، 8 الف7 م / 224 BP
رده بندی دیویی: 792 /462
شماره مدرک: 8754952
خیر اندیش دیجیتالی: موسسه مددکاری و خیریه ایتام امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشريف) شهرستان بروجن.
ویراستار دیجیتالی: سمانه جاوید.
شناخت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف جلد 1
اهداء این اثر ناچیز به عصاره ی هستی بضعة الرسول صلى الله عليه واله وسلم
همسر بی همتای حضرت علی علیه السلام ام الائمة النجباء علیها السلام.
بزرگ منتظر ظهور و قیام مهدی آل محمد حضرت زهرای مرضیه علیها السلام.
مجموعه تخصصی امام حسين علیه السلام و عاشورا
سرشناسه: ملایی، زهرا(کریمی)، 1341 -
عنوان و نام پديدآور: شناخت حضرت مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف/ تالیف ز- ملایی (کریمی).
مشخصات نشر: مشهد: اعتقاد ما، 1399.
مشخصات ظاهری : 8، 256 ص.؛ 5/14×5/21 سم.
شابک: 978-622-6062-51-0
وضعیت فهرست نویسی: فیپا
موضوع: محمدبن حسن (عجل الله تعالی فرجه الشريف)، امام دوازدهم، 255ق -
موضوع: Muhammad ibn Hasan, Imam XII
رده بندی کنگره: BP224
رده بندی دیویی: 297/462
شماره کتابشناسی ملی: 7273125
اطلاعات رکورد کتابشناسی: فیپا
یادداشت : کتابنامه
یادداشت مندرجات ج.1 شناخت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف ق.1.- ج 2. شناخت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف. ق .2. - ج.3. علائم ظهور. - ج.4. علائم عمومی ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف - ج.5. علائم آستانه ظهور عصر مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف ج.6. رجعت .ج.7. -ج.8. سیستم حکومتی امام زمان.
موضوع: محمد بن حسن عجل الله تعالى فرجه الشريف، امام دوازدهم، 255 ق - فضائل.
موضوع: مهدویت - انتظار.
رده بندی کنگره: 1400، 8 الف7 م / 224 BP
رده بندی دیویی: 792 /462
شماره مدرک: 8754952
نشر اعتقاد ما
عنوان کتاب: شناخت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف ج 1
تألیف: ز-ملایی (کریمی).
انتشارات: اعتقاد ما
مدیر هنری: محمد عباس زاده.
تعداد صفحات: 280
نوبت چاپ: اول
سال چاپ: زمستان - 1400
شمارگان: 1000 نسخه
شابک :دوره 3-50-6062-622-978
شابک: 0-51-6062-622-978
مشهد تقاطع شهدا، خیابان بهجت بین کوچه 4 و 6، نشر اعتقاد ما
09352224629 - 05132225610
nashre-eteghadema@yahoo.com
قم خیابان کلهری بعد از کوچه 43 خیابان حیدریان بین ک 3 و 5
09369894472-09388154652 * ketabashura@hotmail.com
مرکز پخش: 09139648055
پیش گفتار ... 19
فصل اول: شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ضروری دین است ... 21
مقدمه ... 23
امام زمان از نسل کیست؟ ... 24
الف) حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از اهل بیت علیهم السلام است ... 24
ب) حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از اولاد امیرالمؤمنین علیه السلام است ... 25
ج) حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از اولاد فاطمه علیها السلام است ... 26
د) حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از اولاد سبطین است ... 26
ه) حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از اولاد امام حسین علیه السلام است ... 28
و) حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از اولاد امام علی بن الحسین علیه السلام است ... 28
ح) حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از اولاد امام محمد باقر علیه السلام است ... 29
ص) حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از اولاد امام صادق علیه السلام است ... 29
ض) حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از اولاد امام موسی بن جعفر علیه السلام است ... 30
س) حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از اولاد امام رضا علیه السلام است ... 30
ش) حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از اولاد امام محمد تقی علیه السلام است ... 31
ی) حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از اولاد ابی الحسن الهادی علیه السلام است ... 32
و) حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از اولاد امام حسن عسکری علیه السلام است ... 33
ه) حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آخرین اوصیاء و ختم وصایت است ... 34
فصل دوم: چگونگی ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 35
سرگذشت نرجس خاتون مادر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 39
ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 46
فصل سوم: اسماء والقاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 57
عدم جواز نام بردن اسم حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 59
القاب حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 62
الف) القاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در قرآن کریم ... 62
بقيّة الله ... 62
حجت ... 63
سلطان ... 64
خليفة ... 65
اولی الامر ... 65
مضطر ... 66
منصور ... 68
خُنَّس ... 69
ماء معين ... 69
غیب ... 70
جنب الله ... 71
حق ... 71
عصر ... 72
نور ... 73
رب الارض ... 74
ب) القاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در روایات معصومین علیهم السلام ... 74
مهدی ... 74
ابوالقاسم، حجت، خلف صالح و مُنتظر ... 75
امير الأمره ... 75
تالی کتاب الله ... 76
باب الله ... 76
ابو القاسم ... 76
منتقم ... 77
قائم ... 77
صاحب الزمان ... 77
صاحب السيف ... 78
شرید ... 78
فريد، طريد، وحید ... 79
خاتم الاوصياء ... 79
صاحب الغيبة ... 80
غلام ... 80
غريم ... 81
خليفة الاتقياء وبقية الانبياء ... 81
غوث ... 82
خاتم الائمه ... 82
ایزد نشان ... 83
رحمة الله الواسعة ... 83
عين الله ... 83
نورالله ... 83
ولى الناصح ... 84
مُهَذَّبُ الخائف ... 84
سفية النجاة ... 84
عين الحيوة ... 84
ولی الله ... 84
ولی عصر ... 85
ولی نعمت ... 85
كهف الورى ... 85
ج) نام ها و القاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در گفتار اهل سنت ... 86
محمدبن الحسن العسكرى عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 86
الحجة محمد المهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 86
د) اسامی مبارک حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در ادیان مختلف ... 86
آیین یهود ... 87
آئین مسیحیت ... 88
آئین زرتشت ... 90
آئین هندوئی ... 90
آئین بودائی ... 91
فصل چهارم: شمائل و ویژگی های جسمانی حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 93
ویژگی های شمائل حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در دوران کودکی ... 96
ویژگی های شمائل حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در دوران غیبت ... 96
الف) چهره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 97
ج) دندان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 100
د) اندام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 100
ویژگی های شمائل حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هنگام ظهور ... 102
فصل پنجم: اقامتگاه حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 105
روایاتی که مکان خاص برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف معین نمی کند ... 108
روایاتی که مکان خاصی را برای محل زندگی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تعیین کرده است ... 109
مکه ... 109
دشت حجاز ... 110
مدينه طيبه ... 110
غدير ... 111
مسجد سهله ... 114
مسجد کوفه ... 118
كربلا ... 119
سرداب مقدّس سامراء ... 120
شهر مقدس قم ... 121
جمکران ... 123
کُرعه ... 124
بيت الحمد ... 124
جابلسا وجابلقا ... 125
رحبه ... 126
جزائر مبارکه ... 126
جزائر خضراء ... 127
فصل ششم: همسر و فرزندان امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 133
ادله وجود همسر و فرزند برای حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف ... 138
فصل هفتم: شباهت های حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف به انبیای الهی ... 145
شباهت به حضرت آدم علیه السلام ... 147
جانشینی در روی زمین ... 147
گریه حضرت آدم علیه السلام ... 148
علم حضرت آدم علیه السلام ... 149
احیاء زمین با عبادت حضرت آدم علیه السلام ... 150
شباهت به حضرت هابیل علیه السلام ... 150
شباهت به حضرت شیث علیه السلام ... 150
شباهت به حضرت ادریس علیه السلام ... 151
عروج آسمانی ... 151
غیبت از قوم ... 153
طولانی شدن غیبت تا حد فشار و مشقت امت ... 154
وابستگی ظهور تا اتفاق امت برتوبه ... 154
تسلیم مردم و ستمگران پس از ظهور ... 154
شباهت به حضرت نوح علیه السلام ... 155
طول عمر حضرت نوح علیه السلام ... 155
پاک کردن زمین از کافران ... 156
هلاکت متخلفین از فرمان حضرت نوح علیه السلام ... 156
تأخیر در فرج حضرت نوح علیه السلام ... 157
بشارت به ظهور ... 157
رسیدن ندای آن حضرت به شرق و غرب عالم ... 157
شباهت به حضرت هود علیه السلام ... 158
بشارت به ظهور ... 159
عذاب کافران هنگام ظهور ... 159
شباهت به حضرت صالح علیه السلام ... 160
شباهت به حضرت ابراهیم علیه السلام ... 162
دوران حمل و ولادت ... 162
رشد دوران طفولیت ... 163
غیبت ... 164
سرد شدن آتش ... 164
بنای کعبه و جایگذاری حجر الاسود ... 165
دعوت به حق ... 166
شباهت به حضرت اسماعیل علیه السلام ... 167
در ولادت ... 167
جوشش آب از زمین ... 168
چوپانی حضرت ... 169
تسلیم امر الهی بودن ... 170
شباهت به حضرت اسحاق علیه السلام ... 170
ولادت حضرت ... 170
شباهت به حضرت لوط علیه السلام ... 172
یاری فرشتگان ... 172
خروج از بلاد فاسقین ... 173
شباهت به حضرت یعقوب علیه السلام ... 173
رفع پریشانی و پراکندگی امور ... 173
گریه بسیار ... 173
انتظار فرج ... 174
شباهت به حضرت یوسف علیه السلام ... 174
جمال و زیبایی ... 174
غیبت طولانی ... 174
اصلاح امر حضرت در یک شب ... 175
زندانی شدن ... 175
شباهت به حضرت خضر علیه السلام ... 176
عمر طولانی ... 176
عمران و سرسبزی زمین ... 177
به اشکال مختلف درآمدن ... 178
مأمور علم باطن بودن ... 178
مخفی بودن علل کارهایشان ... 179
شرکت در مناسک حج ... 179
شباهت به حضرت الیاس علیه السلام ... 180
عمر طولانی ... 180
شرکت در مناسک حج ... 180
غائب شدن از مردم برای حفظ جان ... 181
سکونت در کوهساران همراه با سختی ... 182
زنده کردن مردگان ... 182
بالا رفتن به آسمان ... 182
رسیدگی به دردمندان و مستمندان ... 183
نزول مائده آسمانی ... 183
شباهت به ذوالقرنین علیه السلام ... 186
پیغمبر نبودن و حجت بودن بر مردم ... 186
به آسمان بالا بردن ... 186
غیبت طولانی ... 187
تصرف بر شرق و غرب عالم ... 187
سوار شدن بر ابر ... 188
شباهت به حضرت شعیب علیه السلام ... 189
عمر طولانی ... 189
گریه بسیار ... 189
بقية الله ... 189
عذاب آتش بر تکذیب کنندگان ... 190
شباهت به حضرت موسی علیه السلام ... 191
مخفی بودن دوران حمل و ولادت ... 191
دو غیبت ... 192
تکلم خداوند ... 193
خروج و فرار از قوم به علت عدم امنیت و ترس از آنان ... 194
رنج و مشقت قومش ... 195
معجزه پیراهن ... 196
انتظار فرج موعود ... 197
اختلاف در کتاب آسمانی ... 197
آزمایش قوم ... 198
معجزه خسف زمین ... 198
به همراه داشتن عصای معجزه گر ... 200
دست معجزه گر ... 200
معجزه جوشیدن آب و غذا ... 201
اقدام به قتل آن حضرت ... 202
اصلاح امر در یک شب ... 202
تأخیر در امر فرج به جهت امتحان قوم ... 202
شباهت به حضرت هارون علیه السلام ... 203
عروج به آسمان ... 203
شنیدن صدا از راه دور ... 203
شباهت به حضرت یوشع علیه السلام ... 204
جنگ منافقان امت ... 204
تسخیر خورشید و ماه ... 204
شباهت به حضرت حزقیل علیه السلام ... 205
زنده کردن مردگان ... 205
شباهت به حضرت داوود علیه السلام ... 208
حکم داوودی ... 208
خلیفه الهی برروی زمین ... 210
نرم شدن آهن ... 210
سخن گفتن اشیاء با حضرت ... 211
کشتن سران فتنه ... 212
به همراه داشتن مهری از طلا ... 213
شباهت به حضرت سلیمان علیه السلام ... 214
جانشینی قبل از بلوغ ... 214
سلطنت بی مثل و مانند ... 215
تسخیر باد ... 216
غائب شدن از قوم ... 216
بازگشت آفتاب و سخن با آفتاب و ماه ... 216
حشمت الله بودن ... 217
شباهت به حضرت آصف علیه السلام ... 217
علمی از کتاب ... 217
غیبت طولانی ... 217
ابتلا قوم به گرفتاری و بلا ... 217
شباهت به حضرت دانیال علیه السلام ... 218
قصد کشتن آن حضرت ... 218
گرفتاری قوم در اثر غیبت ... 218
شباهت به حضرت عزیر علیه السلام ... 219
خواندن کتاب آسمانی آن گونه که نازل شده است ... 219
شباهت به حضرت جرجیس علیه السلام ... 219
زنده شدن مردگان به دعای آن حضرت ... 219
شباهت به حضرت ایوب علیه السلام ... 220
فرج و گشایش بعد از بلا ... 220
جوشیدن چشمه ... 220
زنده شدن مردگان به دعای آن حضرت ... 221
شباهت به حضرت یونس علیه السلام ... 222
ظهور در چهره جوانی ... 222
شباهت به حضرت زکریا علیه السلام ... 222
ندای فرشتگان ... 222
گریه بر ابا عبدالله الحسين علیه السلام ... 223
شباهت به حضرت یحیی علیه السلام ... 223
بشارت ولادت ... 223
سخن گفتن در شکم مادر ... 224
عابدترین مردم زمان ... 224
شباهت به حضرت عیسی علیه السلام ... 224
فرزند بهترین زنان عالم ... 224
سخن گفتن در شکم مادر ... 225
سخن گفتن در گهواره ... 225
علم و حکمت در کودکی ... 226
عروج به آسمان ... 227
اختلاف در مورد آن حضرت ... 227
زنده کردن مردگان به اذن خداوند ... 228
خبر دادن از احوالات قوم ... 228
شباهت به خاتم النبیین صلى الله عليه واله وسلم ... 229
هم نام بودن ... 229
نصب حجر الاسود ... 230
علامتی برشانه ... 231
خروج شمشیر ... 232
فصل هشتم شباهت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به ائمه معصومین علیهم السلام ... 233
شباهت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به امیرالمؤمنین علی علیه السلام ... 235
شباهت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به امام حسن علیه السلام ... 237
شباهت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به امام حسین علیه السلام ... 237
قیام برای نابودی باطل و هدایت مردم ... 237
ذکر نام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و امام حسین علیه السلام در قرآن کریم و کتب آسمانی و سنت پیامبران ... 238
اهتمام بر یاد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چون امام حسين علیه السلام ... 238
طلب یاری کردن از مردم ... 238
نبودن بیعت طاغوت زمان برگردن آن حضرت ... 239
اهتمام در امر به معروف و نهی از منکر ... 239
آرزوی یاری آن حضرت ... 240
مصیبت آن حضرت سخت ترین مصیبت هاست ... 241
خروج از مدینه در حال خوف ... 242
تبرک جستن ملائکه به آن حضرت ... 242
شباهت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به امام علی بن الحسين علیه السلام ... 244
شباهت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به امام محمدبن علی الباقر علیه السلام ... 245
شباهت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به امام ابو عبدالله جعفربن محمد الصادق علیه السلام ... 246
شباهت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به امام ابوابراهیم موسی بن جعفر علیه السلام ... 246
شباهت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به امام ابوالحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام ... 247
شباهت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به امام ابو جعفر محمدبن على التقى علیه السلام ... 248
شباهت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به امام ابوالحسن علی بن محمد الهادي علیه السلام ... 248
شباهت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به امام حسن العسكرى علیه السلام ... 249
فصل نهم: ویژگی های اختصاصی حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 251
برتری نور حضرت در علم انوار ... 253
مخفی بودن آثار حمل در مادر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 254
مخفی بودن ولادت حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 255
عروج آن حضرت در روز ولادت توسط ملائکه بر سراپرده عرش الهی ... 255
شرافت نسب ... 257
چراغی روشن در بیت الحمد ... 258
هم نام و هم کنیه پیامبر صلی الله علیه واله وسلم بودن ... 258
حرمت بردن نام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در دوران غیبت ... 259
ختم وصایت ... 260
علامتی برپشت شانه ... 260
نبودن بیعت احدی از ظالمان برگردنش ... 261
جوانی بعد از عمر طولانی ... 262
اندازه بودن زره پیامبر صلی الله علیه واله وسلم بر قامت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 262
جایز نبودن گفتن هفت تکبیر بر جنازه احدی بعد از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام جز حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 263
عدم معاشرت و مصاحبت با کفار ... 263
تنها منتقم خاندان عصمت و طهارت او و بندگان صالح ... 264
فصل دهم: فضائل اخلاقی حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ... 267
مقدمه ... 269
بخشش و سخاوت ... 270
زهد و تقوا ... 271
صبر و حلم ... 273
مهربانی و رأفت ... 273
فریادرسی بیچارگان ... 275
شجاعت ... 276
آرامش و وقار ... 277
خشوع ... 277
عبادت ... 278
عدالت ... 278
فرجه ... 279
«السَّلَامُ عَلَى الْمَهْدِيَ الَّذِي وَعَدَ اللَّهُ عزوجل بِهِ الْأُمَمَ أَنْ يَجْمَعَ بِهِ الْكَلِمَ وَيَلُمَّ بِهِ الشَّعَثَ».
موضوع مهدویت با ابعاد گسترده اش موضوعی است که بزرگان علماء و محدثین شیعه و سنّی درباره اش کتاب ها و مقالات فراوان نوشته اند پس من کیستم که درباره ی او قلم روی کاغذ آورم؟ و این بسی بلند پروازی است!! سپس در این اندیشه و فکر شدم که رحمت آن سرور عام و محبّت او تام است و از هرکس به اندازه ی وسعت و بضاعتش می پذیرد. من هم ران ملخی به دربار سلیمانی او میبرم شاید که قبول افتد و به گوشه ی چشمی نظر فرماید.
یک کشتی در دریای طوفانی را در نظر بگیرید در یک فرض ممکن است افراد این کشتی باور کرده اند که اطرافشان تا هزاران فرسنگ هیچ ساحل نجاتی نیست و توشه ی اندکی همراه دارند به راستی آنان چه خواهند کرد؟ آیا تصور می شود حرکتی کنند؟ نه! چون پذیرفته اند که مرگشان حتمی است!.
فرض دیگر آن است که سرنشینان آن کشتی به یقین بدانند که نزدیکشان، ساحل امن و نجاتی هست. آیا این افراد چه می کنند؟ قطعاً تلاش می کنند تا خود را به ساحل برسانند. همین قدر که نور امید در دل انسان جرقه زد مرگ، سایه ی خود را جمع می کند زیرا امید عامل حرکت، نشاط تلاش و نوآوری است.
مَثَلِ بشریت در طول تاریخ اجتماعی همانند سرنشینان کشتی طوفان زده است که همیشه گرفتار مشکلاتی از سوی ستمگران حاکم بوده است. دست های ناامید و نجات را غیر ممکن یافته اند. ولی گروهی با استفاده از آموزه های دینی نجات از مشکلات و رسیدن به جامعه ی نورانی را از وعده های تخلّف ناپذیر الهی نگاشته و برای رسیدن به آن تلاش می کنند.
اعتقاد به مهدویت همان ایمان و باور به وجود ساحل نجاتی است که انسان های گرفتار و سرخورده از اوضاع موجود جهان را به آینده ای روشن و سرشار از آرامش و آسایش نوید می دهد نوشتاری که پیش روی شماست مباحثی را پیرامون مهدویت را در چندین جلد تبیین نموده است که ثمره ی سی سال تدریس در کلاس های امام زمان شناسی عجل الله تعالی فرجه الشریف و به شکل تخصصی برای تشنگان سرچشمه ی زلال معارف مهدوی است. امید آن که حضرت بقیة الله الاعظم (ارواحناه فداء) این اثر ناچیز را پذیرا باشند. در پایان از تمام عزیزانی که در تنظیم این مجموعه همکاری و همیاری نمودند تشکر نموده و اجرشان را از حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف و الاستعمال تقاضامندم در ضمن این مجموعه بی نقص نخواهد بود از خوانندگان محترم درخواست دارم اگر ایراد و عیبی یافتند یادآوری نمایند که با کمال میل پذیرایم.
18 ذی القعده الحرام 1441.
ز - ملائی (کریمی).
فصل اول
شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ضروری دین است.
«اعتقاد» داشتن زیر بنای اصلی زندگی هر انسان است. یعنی آن چه را که انسان در میدان عمل انجام می دهد بی شک به بنیادهای اعتقاد او بر می گردد از این جهت اگر انسان دارای اعتقاد صحیح و محکم باشد در صحنه های عمل در زندگی دچار لغزش و گرفتار شک و تردید نخواهد شد.
با توجه به این اصل، مهم ترین چیزی که به اعتقاد آدمی شکل صحیح می بخشد معرفت او می باشد در اعتقاد به وجود حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و ائمه معصومین علیهم السلام می توان در هیاهوی بی راهه های آخرالزمان به سوی حق راه جست.
با کسب معرفت نسبت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، به طریق معرفت خداوند نیز خواهیم رسید. چنان چه در روایات راه معرفت خداوند را مشروط به شناخت اولیای خداوند و امامان معصومین علیهم السلام دانسته اند. زیراکه آنان مظهر اسماء الهی هستند و شناخت درست آنان می تواند راه معرفت حقیقی خدا باشد
چنان چه در روایت مشهور از پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم که شیعه و سنی نقل کرده اند آمده است که:
«مَنْ ماتَ وَلَمْ يَعْرفُ إمامَ زَمَانِهِ مَاتَ مَيْتَةً جَاهِلِيَّةً». (1)
«هرکس بمیرد و حال آن که امام زمان خود را نشناخته باشد به مرگ جاهلیت مرده است».
و هم چنین در بعضی از دعاها دستور داده شده است تا از درگاه الهی توفيق معرفت امام پیدا کنیم.
«اللهُمَّ عَرِفْني حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَكَ ظَلَلْتُ عَنْ دِينِي». (2)
«خدايا حجّت خود را به من بشناسان اگر حجّت خود را به من نشناسانی از دین خود گمراه خواهم شد.»
با توجه به این مقدمه واجب است که آن حضرت را بشناسیم و اعتقاد صحیح به وجود آن حضرت داشته باشیم.
رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم به صراحت بیان می دارند که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از اهل بیت ایشان است. او همان کسی است که زمین را بعد از فراگیر -
شدن ظلم وجور از عدل و داد سرشار خواهد کرد.
در منابع شیعه و سنّی از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه واله وسلم احادیث فراوان نقل شده است که می فرماید:
«مهدی علیه السلام از اهل بیت من است».
رسول اکرم صلی الله علیه واله وسلم فرمودند:
«إِنَّ الْمَهْدِى مِنْ عِتْرَتِي مِنْ أَهْلِ بَيتِى يَخْرُجُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ تُنْزِلُ لَهُ السَّمَاءُ قَطْرَهَا وَتُخْرِجُ لَهُ الْأَرْضُ بَذْرَهَا فَيَمْلاء الْأَرْضَ عَدْلاً وَقِسْطاً كَمَا مَلَاهَا الْقَوْمُ ظُلْماً وَجَوْراً». (1)
«همانا مهدی از عترت و اهل بیت من است. در آخرالزمان خروج خواهد کرد. آسمان همه برکت هایش را برای او نازل خواهد کرد و زمین آن چه در خود نهفته دارد، برای او بیرون خواهد ریخت. پس زمین را آکنده از عدل و قسط می کند، آن سان که مردم آن را پر از ستم و جور و بیداد کرده اند».
احمدبن حنبل در این باره حدیثی از ابوسعید خدری نقل می کند که رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمودند:
«لَا تَقُومُ السَّاعَةُ حَتَّى تَمْتَلِي الأرْضُ ظُلْماً وَعُدْوَاناً قال، ثُمَّ يَخْرُجُ رَجُلٌ مِنْ عِشرَتى أو مِنْ أَهْلِ بَيْتِي - فَيَمْلَأُهَا قِسْطاً وَعَد لَا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَعُدْوانا». (2)
«قیامت برپا نخواهد شد مگر آن که زمین از ظلم و تجاوز پر شود، آن گاه مردی از عترت - اهل بیت - من ظهور می کند و پس از فراگیر شدن ظلم و تجاوز زمین را از عدل و داد پر می سازد».
سعیدبن جبیر از ابن عباس از رسول اکرم صلی الله علیه واله وسلم نقل می کند که فرمودند: -
«إنَّ عَلِيَّاً إمامُ أُمَّتى مِنْ بَعدِى وَمِنْ ولَدَة الْقائِمُ الْمُنْتَظَرَ الَّذِي إِذَا ظَهَرَ يَمْلَأُ الْأَرْضَ عدلاً وَقِسْطاً كَما مُلِئَتْ جَوراً وَظُلْماً وَالَّذِى بَعَثَنى بِالْحَقِّ بَشِيرًا ونَذِيراً إِنَّ الثَّابِتِينَ عَلَى الْقَولَ بِإِمَامَتِة زَمانِ غَيبَة لأعَزُّ مِنَ الكِبريت الأحمر». (1)
«به درستی که علی علیه السلام امام امت بعداز من و قائم منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف از فرزندان اوست؛ کسی است که هنگامی ظهور می کند که زمین پر از ظلم و جور شده باشد...».
ام سلمه گوید: از پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم شنیدم که فرمودند:
«الْمَهْدِيُّ مِنْ عِتَرَتي مِنْ وُلد فاطِمَةَ». (2)
«مهدی علیه السلام از عترت من و از فرزندان فاطمه علیها السلام است».
امام باقر علیه السلام در مورد حضرت مهدی علیه السلام فرمودند:
«الْمَهْدِيُّ رَجُلُ مِنْ وُلْدِ فَاطِمَةَ». (3)
«مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مردی از فرزندان فاطمه علیها السلام است».
در مورد این که حضرت مهدی از نسل سبطین (حضرت حسن علیه السلام و حسین بن علی بن ابیطالب علیه السلام) می باشد. 107 حدیث از طرق مختلفه نقل شده است.
علم الهدی سید مرتضی قدس سره از امام جعفر صادق علیه السلام از اجداد طیبش نقل می کند که:
پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم روزی وارد بر حضرت فاطمه علیها السلام شد دید گریان است.
فرمود: «چرا گریه می کنی؟
عرض کرد: یا رسول الله! برای پیش آمدهای آینده پس از شما گریه می کنم. فرمود: ای حبیبه من! می دانی که خدا پدرت را از بین همه مخلوق برگزید، پس از من علی را برگزید و امر فرمود تو را به علی نکاح بندم. خداوند هفت خصلت به ما عطا نمود که به هیچ کس نداده است. من آخرین پیغمبر خدا هستم و گرامی ترین انبیاء و مخلوق خدا، من پدر تو هستم و وصی من بهترین اوصیاست و محبوب ترین خلق و او شوهر توست. دو فرزند به ما عطا نمود که سید جوانان اهل بهشت می باشند، بحق خدایی که مرا به رسالت مبعوث فرمود از بهترین خلق خدا «مهدی» را آفریده است و از نسل سبطین است». (1)
(نکته: زیرا مادر امام محمد باقر علیه السلام دختر امام حسن مجتبی علیه السلام و پدرش على بن الحسين السجاد علیه السلام است که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از طرف پدر و مادر به امام حسن و امام حسین علیهما السلام می رسد).
فرمود: وقتی دنیا هرج و مرج می شود و فتن بروز و ظهور می یابد و راه ها بهم نزدیک می شود آن روزی که بزرگان رحم به کوچک تران نمی نمایند، خداوند در آن عصر مردی را بر می انگیزد که شرق و غرب عالم به دست او فتح می شود و پر از عدل و داد می کند زمین را پس از آن که پر شده باشد از ظلم و جور.
آن گاه فرمود: ای فاطمه ی عزیزم! محزون مباش و گریه مکن خداوند به تو رحم می کند و رأفت می فرماید تو میوه ی قلب من هستی و نور دیده ی من. خاندان تو بهترین خانواده های عالم بشریت است در -
1) مجمع البيان / منتخب الاثر ص 196.
حَسَب و نَسَب و مکرمت و منقبت بهترین خاندان هستی و خوش باش که اولین کسی که به من ملحق خواهد شد تو خواهی بود و بیش از 75 روز پس از من نخواهی بود.
پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«يَخْرُجُ الْمَهْدِى مِن وُلدِ الحُسَين مِن قَبْل المَشْرِقِ لَوَاسْتَقْبَلَتهُ الجبال لِهَدَمِها وَاتَّخَذَ فيها طرقاً». (1)
«مهدی علیه السلام که از فرزندان حسین علیه السلام است از سمت مشرق قیام و ظهور می کند و اگر کوه ها در برابر او قرار گیرند آن ها را نابود و راه هایی در دل آن ها ایجاد خواهد نمود».
امام حسین علیه السلام فرمودند:
«دوازده مهدی از ما هستند نخستین آن ها امیرمؤمنان علی علیه السلام، آخرین ایشان، نهمین فرزندِ من است. همان که به حق قیام می کند و خداوند به برکت وجود او زمین مرده را زنده و آباد می سازد و دین حق را بر تمام ادیان پیروز می گرداند هرچند مشرکان کراهت داشته باشند...». (2)
از جابربن عبدالله انصاری در حدیثی که پیامبر صلی الله علیه واله وسلم فرمودند:
«تو محمدبن علی بن الحسین باقر العلوم علیه السلام را ملاقات می کنی و سلام مرا به او برسان در پایان خبر، جابر می فرماید: از اولاد علی بن الحسين علیه السلام مردی خروج می کند که دنیا را پر از عدل و داد می نماید». (3)
امام باقر علیه السلام فرمودند:
«مِنَا إِثْنَا عَشَرَ مُحَدَّثاً السَّابِعُ مِنْ وُلْدِى الْقَائِمُ». (1)
«دوازده مُحدَّث از ما است. قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف هفتمین از فرزندان من است».
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«إِنَّ الْغَيْبَةَ سَتَقَعُ بِالسَّادِس مِنْ وُلْدِى وَ هُوَ الثَّانِي عَشَرَ مِنَ الْأَيْمَةِ الْهُداةِ بَعْدَ رَسُولِ الله صلى الله عليه واله وسلم وَأَوَّلَهُم أميرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِي بْنَ أبيطالب علیه السلام وَآخِرَهُم الْقَائِمُ بِالْحَقِ بَقيَّةُ الله فِي الْأَرْضِ وَ صاحِبَ الزَّمانِ وَالله لَوْبَقَى فِي غَيْبَةٍ مَا بَقِى نُوحٍ فِي قَومِهِ لَمْ يَخرُج فِي الدُّنيا حَتَّى يَظْهَرُ فَيَمْلَأُ الْأَرْضِ قِسطاً وَعَدلاً كَما مُلِمَّتْ جَوراً وَ ظلماً». (2)
«غیبت در ششمین فرزند من به زودی واقع می گردد که دوازدهمین نفر از امامان هدایت کننده بعد از رسول خداست، اول آن که امیرالمؤمنین علی علیه السلام و آخر آن که «قائم» عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهد بود که به حق قیام می کند. وی بقیة الله در زمین و صاحب عصر و زمان خواهد بود، اگر وی در غیبت خود به اندازه ی نوح در میان ملتش بماند از دنیا نخواهد رفت تا آن گاه که ظهور کند و جهان را پر از عدل نماید پس از این که از ظلم پر شده باشد».
امام صادق علیه السلام می فرماید:
«مَنْ أَقَرَّ بِالْأئمة مِنْ آبائى وَوَلَدى كانَ كَمَنْ أَقَرَّ بِجَمِيعِ الْأَنْبِياءِ وَجَحَدَ مُحمّداً». (3)
«هرکس به امامان از پدرانم اقرار کند و امامت فرزندم مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را منکر شود، مانند کسی است که به همه پیامبران عقیده داشته باشد و نبوت حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم را انکار کند».
یونس بن عبدالرحمان از امام صادق علیه السلام پرسید:
«ای فرزند رسول خدا! آیا شما قائم به حق هستید؟
فرمودند: من قائم به حق هستم لیکن قائمی که زمین را از وجود دشمنان خدا پاک کند و آن را از عدل و داد آکنده سازد - چنان که پراز ظلم و جور شده باشد - او ششمین از فرزندان من است و او را غیبتی طولانی است زیرا بر جان خود می هراسد...». (1)
امام موسی کاظم علیه السلام فرمودند:
«يَظْهَرُ صاحِبَنا وَهُوَ مِنْ صُلْبِ هذا وَأَومَى بِيَدِهِ إِلى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ فَيَمْلأُهَا عَدْلاً كَما مُلئت جوراً». (2)
«وقتی که دنیا مردم را تهدید به جور و ظلم می کند از اولاد این (اشاره به موسی بن جعفر کرده) شخصی خروج می کند که دنیا را پر از عدل و داد می نماید».
امام رضا علیه السلام فرمودند:
«لا دِينَ لِمَن لا وَرَعَ لَهُ وَلا إِيمَانَ لِمَنْ لا تَقِيَّةَ لَهُ إِنَّ أَكْرَمَكُم عِنْدَالله أَعْمَلَكُم بِالتَّقيّة فَقِيلَ لَهُ يَا ابْنَ رَسُول الله إلى مَتى قال إلى يَومِ الْوَقْتِ الْمَعلومِ وَهُو يَومَ خُروج قائمنا أهل البيت فَمَنْ تَرَكَ التَّقيّة قَبلَ خُروج قائمنا فَلَيسَ مِنًا فَقِيلَ لَهُ يَا ابْنَ رَسُول الله و من القائم مِنْكُم أهل البيت قال الرابع مِنْ وُلدى ابْن سَيّدة الإماء يَظْهَرُ الله بِهِ الْأَرض مِنْ كُلِّ جور و يُقَدّسها مِن كُل ظلم وهو الذي يشك الناس في ولادية وهو صاحبُ الْغَيْبَة قَبلَ خُروجِه فَإِذا خَرَجَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِهِ ووَضَع -
ميزان العدل بَينَ النّاس فَلا يَظْلِمُ أحَدَ أحداً وهُو الذي تَطوى لَهُ الْأَرْضَ ولا يَكونُ لَهُ ظل وهو الَّذِى يُنادى مُنَادٍ مِنَ السَّمَاء يَسْمَعُه جَميعَ أَهْل الْأَرْضِ بِالدُّعَاء إِلَيهِ يَقولُ ألا إِنَّ حُجَّةُ الله قَد ظَهَر عِنْدَ بَيتِ اللهِ فَاتَّبِعُوهُ فَإِنَّ الْحَقِّ مَعَه وفِيه وَهُو قَولُ الله عَزَوجَلَ إِنْ نَشَأْنُنَزِلَ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّمَاءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا حَاضِعِينَ». (1)
«کسی که ورع ندارد دین ندارد و کسی که تقیّه ندارد ایمان ندارد آن کس نزد خداوند مقرب تر است که متقی و پرهیزگار باشد یعنی عمل با تقوا نماید.
عرض کردند: یابن رسول الله! تا کی؟
فرمود: تا خروج قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف! هرکس تقیّه و تقوا نداشته باشد از ما نیست.
گفتند: یابن رسول الله! قائم کیست؟
فرمود: چهارمی از اولاد من است که آن قدر غیبتش طول می کشد که مردم در ولادت و غیبت او به شک می افتند و چون ظهور کند زمین را از لوث و پلیدی، کدورات کفر و شرک و ظلم پاک می نماید و چنان میزان عدالت و دادگستری را نصب می کند که احدی به دیگری ظلم نمی نماید. مهدی ما عجل الله تعالی فرجه الشریف کسی است که زمین برای او درهم پیچیده می شود او سایه ندارد - منادی در حین - ظهورش ندا میکند که حجت خدا در مسجد الحرام ظهور فرموده همه باید پیروی او را بنمایید و مفهوم آیه این است که تمام گردن کشان در برابر او به خشوع و خضوع خواهند سر فرود خواهند آورند».
عبدالعظیم حسنی می گوید:
«بر آقای خود امام جواد علیه السلام وارد شدم خواستم از قائم پرسش کنم که آیا قائم اوست یا غیر او؟
امام جواد علیه السلام فرمودند:
«يا اَبا القاسِمِ إِنَّ الْقَائمَ مِنَّا هُوَ الْمَهدى الَّذِى يَجِبُ أنْ يُنْتَظَرَ فِي غِيبَيّة، بَتِة وَيُطاعَ فِي -
1) ينابيع المودة ص 489 / فرائد السمطین ص 448/ منتخب الاثر ص 220.
ظُهُورِهِ وَهُوَ الثَّالِثُ مِنْ وُلْدِي...».
«ای ابوالقاسم! قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف همان مهدی (موعودی) است که باید در غیبتش او را انتظار کشند و در ظهورش او را فرمان برند او سومین از فرزندان من است...». (1)
حضرت علی بن محمد الهادی علیه السلام فرمودند:
«الإمامُ بَعدِى الحَسَنِ البَني وَبَعدَ الحَسَنُ بْنُهُ الْقائِمُ الَّذِي يَمْلأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدلاً كَما مُلِئَت جَوراً وَظُلماً». (2)
«امام بعد از من فرزند من حسن علیه السلام است و بعد از حسن فرزند او قائم علیه السلام است که زمین را از عدل و داد پس از ظلم و جور پر می کند».
صقربن ابی دلف گوید: از امام جواد علیه السلام شنیدم که می فرمودند:
«امام پس از من فرزندم علی علیه السلام است دستور او دستور پدرش و سخن او سخن پدرش و اطاعت او اطاعت پدرش است. سپس سکوت کرد».
گفتم: ای فرزند رسول خدا! امام پس از حسن علیه السلام کیست ؟
او به شدت گریست و سپس فرمود: پس از حسن علیه السلام فرزندش قائم عجل الله تعالی فرجه الشريف به حق امام منتظر است.
گفتم: ای فرزند رسول خدا! چرا او را قائم گویند؟
فرمودند: زیرا پس از آن که یادش از بین برود و اکثر معتقدان به امامتش مرتد شوند قیام می کند...». (3)
علی بن محمد سندی با اسناد خود از حضرت عسکری ابوالحسن علیه السلام روایت می کند که فرمودند:
«اَلْخَلَفُ مِنْ بَعْدِي إِبنى الْحَسَنُ فَكَيفَ لَكُمْ بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِ الْخَلَفِ؟»
«جانشین پس از من فرزندم ابن الحسن علیه السلام است که خلف پس از خلف است».
«قُلتُ: وَلِمَ جَعَلَى اللَّهُ فِداكَ؟».
پرسیدند: چگونه است؟
«(قال): لِأَنَّكُم لا تَرونَ شَخصَهُ وَلَا يَحِلَّ لَكُم ذِكرَهُ بِاسمِه».
فرمودند: او را نمی بینید و شخصیت او از شما پنهان خواهد شد. جایز نیست نام او را هم ببرید (به سبب تقیّه از دشمن).
«فقال: فَكَيفَ نَذكره؟».
عرض کردند: پس به چه نام بگوییم؟
«قال: قُولوا الحُجَّةِ مِنْ آل مُحمّد». (1)
فرمودند: بگویید حجّت آل محمد علیه السلام و مهدی و قائم اهل بیت عجل الله تعالى فرجه الشريف».
امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:
«گویی شما را می نگرم که بعد از من در مورد جانشینم اختلاف می کنید، آن کس که اعتقاد و اقرار به امامت امامان بعداز رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم دارد ولی منکر فرزندم است مانند کسی است که اعتقاد و اقرار به همه ی پیامبران و رسولان دارد، ولی پیامبری حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم را انکار نماید زیرا اطاعت آخرین نفرما مانند (اطاعت کردن) اولین ماست و انکار نمودن آخرین نفرما، مانند انکار کردن اولین نفر ماست، آگاه باشید که فرزندم دارای غیبتی است که مردم درباره ی -
1) ينابيع المودة: ص491/ منتخب الاثر ص 230.
او به شک و تردید می افتند مگر آن کسانی که خداوند قلبشان را در راه راست استوار نموده است». (1)
حضرت بقیة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمودند:
«... أنا خاتَمُ الْأَوصِياءِ وَفِي يَدْفَعُ الله الْبَلاء عَنْ أَهْلي وَشِيعَتِي». (2)
«... من پایان دهنده اوصیایم و به واسطه من خداوند از اهل و شیعیانم بلا را دور می گرداند».
فصل دوم
چگونگی ولادت حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف
یکی از مهم ترین حوادث تاریخ بشر، ولادت آخرین حجت الهی و موعود همه امت ها، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است. اصل ولادت آن حضرت جزء مسلمات تاریخ است که نه تنها ائمه ی معصومین علیهم السلام و دانشمندان و تاریخ نویسان شیعه به آن تصریح کرده اند بلکه مورخان و محدثان از اهل سنت نیز این واقعه بزرگ بشری را تصریع نموده اند.
در بسیاری از وقایع و حوادث تاریخی پراهمیت مانند ولادت ها و شهادت ها و جنگ ها و ... اختلاف وجود دارد، ولادت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز به علت مراقبت شدید حکام جور در نهایت اختفاء صورت گرفته است و به علت محافظت از جان آن حضرت چه بسا امامان علیهم السلام آن را به ابهام و اختلاف بیان کرده اند و حقیقت آن را نفرموده اند.
ابوعبدالله خزائی از محمدبن عبدالله کوفی به اسناد خود از حضرت عبدالعظیم حسنی روایت می کند:
«به حضرت محمدبن علی موسی علیه السلام عرض کردم: من امید دارم به این که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف از اهل بیت محمد علیهم السلام باشد و زمین را از عدل و داد پر کند پس از جور و ظلم؟
فرمود: ای ابوالقاسم حسنی! از ما نیست کسی جز این که قیام به امر الهی می کنیم و دین خدا را زنده می نماییم ولکن قائم مشهور و معروف ماکسی است که زمین را از کفر و شرک پاک می نماید و پر می کند زمین را از عدل و داد. او ولادتش بر مردم پنهان است و از چشم مردم غائب می شود». (1)
در تاریخ امامت حضرت امام حسن عسگری علیه السلام خانواده آن حضرت در محاصره شدید حُكّام وقت بودند و خلفای عباسی کنترل شدیدی بر خانه و خانواده آن حضرت می کردند به گونه ای که افرادی را به خانه آن حضرت می فرستادند و زنان را وارسی می کردند که مبادا کسی از آنان باردار شده باشد تا موعود پیامبر صلی الله علیه واله وسلم و ائمه علیهم السلام که ویرانگر سلطنت و تاج و تخت آنان است به دنیا بیاید زیرا خلفای عباسی شهرت سلطنت و حکومت «مهدی آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف» را که شرق و غرب عالم را خواهد گرفت، شنیده بودند ولذا سخت از ولادت او در هراس بودند.
در تاریخ ولادت حضرت اقوال مختلفی وجود دارد از جمله:
«بیست و چهارم ماه رمضان نهم ربیع الاول، نیمه رمضان، سوم شعبان، شب جمعه هشتم شعبان، بالاخره بنا به قول مشهور در طلیعه فجر روز جمعه 15 شعبان سال 255 هجری قمری در شهر سامراء از دامن مطهر نرجس خاتون چشم به جهان گشود». (2)
مادر آن بزرگوار حضرت نرجس علیها السلام دختر یشوعا پسر امپراطور و فرمانروای مقتدر روم ملقب به «ملیکا» است. آن حضرت به سوسن، صيقل، ریحانه، خمط و حکیمه نیز ملقب شده است.
مادر گرامی آقا امام زمان علیه السلام زندگی خود را این گونه بیان فرمودند:
«من مليكا! دختر يشوعا فرزند امپراطور روم هستم. مادرم از فرزندان شمعون وصی حضرت عیسی مسیح علیه السلام است. هنگامی که سیزده ساله بودم جدّم می خواست مرا به عقد برادرزاده خود درآورد. دستور داد تا کشیشان و راهبان را جمع کرده و سیصد نفر از میان آن ها انتخاب کرده و هفتصد نفر از امرای لشکر و صاحب منصبان کشور و چهار هزار نفر از معتمدان اشراف و اعیان را حاضر کرده و تختی از خزانه قصر بیرون آوردند که به انواع جواهرات تزئین شده بود و در میان کاخ امپراطوری خویش بر روی پایه هایی استوار ساخته بت ها و چلیپاها (صلیب) را بر بلندی ها قرار داده آن گاه امپراطور برادرزاده خود را بر روی تخت نشاند، آن گاه خَدَم و حَشَم کمرها به خدمت بسته لباس رسمی پوشیدند، راهبان کتاب آسمانی انجیل را باز کرده و خواستند قرائت کنند و خطبه عقد بخوانند که ناگهان کاخ به لرزه در آمد بت ها و چلیپاها سرنگون شده و به زمین افتادند و پایه های تخت از جای خود در رفته و برادرزاده امپراطور از بالای تخت به زیر افتاد و بیهوش شد، در این لحظه رنگ از روی کشیشان پرید و لرزه بر اندام همگی سایه افکند و رئیس کشیشان رو به امپراطور کرد و گفت: قیصر به سلامت باشد ما را از مشاهده این اوضاع منحوس بیم فرا گرفته، از امپراطور روم تقاضا می شود ما را از انجام این عقد معاف فرمائید، زیرا نحوست ها روی آورده که نشان دهنده زوال کیش مسیحیت و علامت انقراض سلسله قیصری است.
پس جدم این امر را فال بد دانست و به کشیشان فرمود: این تخت را بار دیگر برپا کنید و چلیپاها را برجای خود قرار دهید و حاضر گردانید و برادر دیگر را بیاورید تا دختر را به او تزویج کنیم، باشد با این وصلت نحوست برطرف شود.
امپراطور در آن روز برادرزاده دیگرش را بر تخت نشانید که مرا به عقد او درآورد و امید داشت که نحوست برطرف شود و این بار هم تخت از لرزه قصر سرنگون شد و هول و هراس برپا گردید که همه میهمانان متفرق شدند به همین دلیل جدّم با اندوه فراوان به حرمسرا بازگشت و از این قضیه به تفکر فرو رفت و من هم غمگین در گوشه ای پنهان شدم تا شب شد و خواب رفتم در عالم رؤیا دیدم حضرت شمعون و جمعی از یاران مسیح علیه السلام در قصر جدم جمع شده اند و منبری از نور به جای تختی که جدم گذاشته بود نصب کرده که از رفعت به آسمان سربلندی می نمود، آن گاه پیامبر مسلمانان حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم را دیدم که با وصی و دامادش حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام و جمعی از امامان بزرگوار آن قصر را به نور قدم خویش منور ساخته اند. پس حضرت مسیح علیه السلام از روی تعظیم و اجلال به استقبال حضرت رسالت پناه شتافته و دست در گردن مبارک آن جناب درآورد در همین بین آن حضرت فرمودند: یا روح الله! آمده ام «ملیکا» فرزند وصیِ تو شمعون را برای فرزند سعادتمند خود امام حسن عسگری علیه السلام خواستگاری کنم.
پس حضرت مسیح علیه السلام نظر به سوی شمعون افکند.
سپس فرمود: ای شمعون! شرف دو جهان به تو روی آورده، پیوند کن و با این وصلت با میمنت موافقت نما.
شمعون عرض کردک موافقم.
سپس حضرت رسالت پناه بالای منبر رفته و خطبه عقد را خواندند.
و مرا به ابن محمد علیه السلام تزویج کرده و حضرت مسیح علیه السلام و یارانش را گواه گرفتند، چون از خواب برخاستم از بیم جان رؤیای خود را برای خانواده و جدّم نقل نکردم و همواره آن راز آسمانی را در دل نگه داشته و با هیچ کس در میان نگذاشتم و مطمئن بودم که روزی خواب من تعبیر خواهد شد، ولی نمی دانستم چگونه این جریان به وقوع می پیوند، بعداز آن شب چنان قلبم از محبّت ابی محمد امام حسن عسگری علیه السلام موج می زد که از خوردن و آشامیدن باز ماندم و کم کم نحیف و رنجور گشتم و سخت بیمار شدم جدّم در این باره سراغ تمامی طبیبان رفت به گونه ای که طبیبی در شهر روم نماند مگر آن که او را برای معالجه من حاضر کرد و از دوای دردم از او سؤال نمود و معالجه هیچ یک از آنان نتیجه نداشت و چون جدم از زندگی من ناامید شده بود، گفت: ای فرزند دلبندم، ای نور چشم من آیا خواهشی داری که بگویی تا در انجام آن بکوشم و یا در خاطرت آرزویی هست تا به عمل آورم؟
گفتم: ای پدر جان! من که درهای فرج را به روی خود بسته می بینم ولی اگر شکنجه و آزار را از اسیران مسلمان برداری و آن ها را از قید و بند زندان آزاد گردانی امید است حضرت مسیح علیه السلام و مریم مقدس علیها السلام مرا شفا دهند.
پس از گفت و شنود، قیصر روم پدر بزرگم جمعی از زندانیان مسلمان را آزاد کرد و برخی را از کیفر تخفیف داد و من نیز به ظاهر اظهار بهبودی کردم و کمی غذا خوردم پس جدّم از این واقعه خشنود گردید و سعی در رعایت حال اسیران مسلمان و احترام آنان نمود.
بار دیگر بعداز چهارده شب در خواب دیدم که حضرت فاطمه علیها السلام همراه حضرت مریم علیها السلام که هزار کنیز از حوریان بهشتی به همراه ایشان بودند به عیادتم آمدند.
حضرت مریم علیها السلام روی به من نمود و فرمود: این اسوه ی بانوان جهان را بنگر که مادر شوهر توست پس به دامن مبارکش افتاده و گریستم و شکایت کرده که حضرت ابی محمد علیه السلام به من جفا می کند و به دیدنم نمی آید و آن حضرت فرمودند:
فرزندم چگونه به دیدن تو آید حال آن که به خدا شرک می آوری و پیرو مذهب نصارا هستی و این خواهر من مریم است که از دین تو به خدا پناه می برد و اگر رضای خدا و مسیح را می خواهی باید اسلام اختیار کنی تا به زیارت ابی محمد علیه السلام نائل شوی.
گفتم: از جان و دل راضیم در همین بین صدای بانویم را شنیدم که فرمود بگو:
«أَشْهَدُ أَنْ لا إلهَ إِلَّا اللهُ وَأَشْهَدُ أنَّ محمّداً رَسُولُ الله».
چون این کلمات طیبه را تلفظ کردم حضرت سيدة النساء علیها السلام مرا مورد لطف و عنایت خویش قرار داد و فرمود:
دلخوش دار که به زودی به دیدار ابی محمد علیه السلام موفق می شوی و من هم چنان آن کلمات طیبه را می گفتم که از خواب بیدار شدم، بیش تر شوق دیدار او مرا به گریه انداخت باز خواب مرا فرا گرفت. بار دیگر حضرت امام حسن عسگری علیه السلام را در عالم رؤیا دیدم درحالی که از گذشته شکوه می نمودم و خطاب به آن بزرگوار عرضه داشتم: که ای محبوب من! شما که دلم را به محبت خویش فریفتی و اسیر خود گردانیدی حال جفا می کنید؟
امام حسن عسگری علیه السلام فرمودند: تأخیر من از دیدار، شرک تو بود و این که تو در آیین مسیحیت بودی اکنون که مسلمان شدی هر شب به دیدار تو می آیم تا روزی که حق تعالی فراق ما را مبدل به وصالت گرداند. بدین ترتیب شبی نبود که وجود نازنینش را در خواب نبینم تا این که -
ابی محمد علیه السلام در شبی از شب ها به من فرمود: جد تو به زودی لشکری را به جنگ مسلمانان خواهد فرستاد و خود نیز فرماندهی لشکر را به عهده خواهد گرفت و ما از تو می خواهیم با لباس خدمتکاران به همراه عده ای از کنیزان از فلان راه به آنان ملحق شده و از پی جدّ خود روانه شوی و از فلان راه رفته تا ما به تو برسیم. پس چنان کردم که دستور فرموده بودند که ناگهان طلیعه ی لشکر مسلمانان به ما برخوردند و ما را اسیر کرده و آخر کار من این بود که به عنوان غنیمت نصیب برده فروش پیری بنام عمربن زید شدم که او نام مرا پرسید و من گفتم: نام من نرجس، او گفت: این نام کنیزان است من به صحبت ادامه نداده که یک دفعه متوجه شدم کشتی ما بر کناره ی پل فرات پهلو گرفت، در حالی که غم، ضعف و اضطراب مرا در برگرفته بود و من نیز در گوشه ای از کشتی انتظار قاصد را می کشیدم تا بیاید و مرا که در قفس سرنوشت اسیر بودم آزاد کند.
بالاخر انتظار به پایان رسید و بعد از مدت ها چشم انتظاری، صدای مردی را شنیدم که به برده فروش می گفت: آیا به جز این کنیزان، کنیز دیگری هم داری؟
برده فروش گفت: آری، کنیزی دارم که بیمار است و در گوشه ای آرمیده. بار دیگر صدای آن قاصد را شنیدم که گفت: می خواهم آن کنیز را ببینم، من که پیام حق را شنیده بودم سراسیمه از جا برخاسته و خود را به آنان رساندم و قاصد مهربان، بشربن سلمان را دیدم که نامه ی محبوب مرا به همراه کیسه ی زری به دست داشت و سر آن با خاتم مبارک مُهر شده بود و من با دیدن آن نامه که به خط و زبان رومی بود به برده فروش گفتم: «یا مرا به همین مرد می فروشی یا در غیر این صورت خود را هلاک خواهم کرد».
باید بگویم پس از مدتی گفت وگو قاصد مرا به دویست و بیست اشرفی که حضرت امام علی النقی علیه السلام فرستاده بود از برده فروش خرید سپس من به همراه آن مرد راه افتادم درحالی که نامه عزیزترین عزیزان را در دست داشتم عزیزی که خداوند بخت و طالع مرا با سرنوشت او عجین کرده بود.
همان عزیزی که در فراقش روز و شب را به تلخی سپری کرده و حال من بوی عزیزانم را به وسیله ی آن نامه که توسط قاصد به من داده شده بود استشمام می کردم درحالی که گریه امانم نمی داد، از طرفی قاصد تعجب کرده بود، رو به من کرد و گفت:
می بینم نامه ای را می بویید و می بوسید که صاحبش را نمی شناسید من به آن قاصد گفتم: عجب است که شما صاحب خود را نمی شناسید و من او را بهتر از شما می شناسم و می دانم که او کیست.
قاصد بار دیگر گفت تعجب دارم از این که رومی الاصل هستید ولی زبان عربی را به این فصاحت می دانید!
گفتم: جدم مرا بسیار دوست می داشت و علاقه مند بود من زبان های مختلف را بدانم به همین دلیل معلمانی را برایم استخدام کرد و آنان مرا به زبان عربی هم آشنا کردند، سپس من خود را به آن مرد معرفی کرده و گفتم من ملیکا دختر یشوعا فرزند قیصر پادشاه روم هستم و مادرم از فرزندان شمعون بن صفا وصی حضرت عیسی بن مریم علیه السلام است و داستانی بسیار عجیب دارم که با انتظاری غم انگیز توأم بود. و من به آن قاصد گفتم آن چه را باید می گفتم و او هم مرا متواضعانه همراهی کرد تا این که به خانه ی امید، به خانه ی خوش بختی به خانه ی پدر شوهرم حضرت امام علی النقی علیه السلام رسیدیم و آن سرور انتظار مرا می کشید و آن حضرت در بدو ورود فرمودند:
دخترم عزّت اسلام و ذلت نصارا و شرف خاندان پیامبر صلی الله علیه واله وسلم را چگونه دیدی؟
گفتم: درباره ی اموری که شما از من داناتر باشید چه عرض کنم؟
آن گاه حضرت علیه السلام فرمودند: می خواهم تو را گرامی دارم به در هزار اشرفی و یا بشارتی به شرف ابدی هرکدام را که بهتر می دانی انتخاب کن.
من گفتم: به مال نیازی نیست، بلکه بشارت شرف می خواهم.
آن حضرت فرمودند: پس بشارت باد تو را به فرزندی که پادشاه مشرق و مغرب عالم شود و زمین را پر از عدل و داد نماید بعد از آن که پر از ظلم و جور شده باشد.
من پرسیدم: این فرزند از آن چه کسی است؟
آن حضرت فرمودند: از آن کسی که پیامبر اسلام صلی الله علیه واله وسلم در فلان شب، فلان ماه و فلان سال رومی تو را برای او خواستگاری کرد و خطبه ی عقد را جاری ساخت.
من گفتم: آیا به فرزند دلبند شما؟
ایشان فرمودند: او را می شناسی؟
عرض کردم: از شبی که به دست بانوی دو جهان حضرت فاطمه علیها السلام که سلام و درود بر او باد اسلام آورده ام، شبی نبود که به دیدن من نیامده باشد.
سپس آن حضرت، خادم خود کافور را طلبید و فرمود: برو حکیمه خاتون خواهرم را بگو نزد من بیاید. چون آن بانوی محترمه آمد حضرت فرمودند:
ای خواهر عزیز! این است آن مُكَرمه ای که در انتظار دیدار او بودی آن گاه آن بانوی بزرگوار مرا در آغوش گرفت و نوازش کرد و مورد محبت قرار داد و سپس تبریک گفت.
بار دیگر آن حضرت خطاب به حکیمه خاتون فرمودند: ای دختر رسول خدا! او را به خانه ی خود ببر واجبات و سنت ها را به او بیاموز که او همسر حضرت امام حسن عسگری علیه السلام و مادر خاتم اوصیاء مهدی قائم آل محمد صلی الله علیه واله وسلم خواهد بود».
حکیمه خاتون می فرماید: من طبق دستور برادرم، آن شاهزاده خانم رومی (نرجس خاتون علیها السلام) را به خانه ی خود بردم و برای این که جاسوسان حکومت از شخصیت واقعی دختر پادشاه روم اطلاع پیدا نکنند همواره سعی می کردم مشخصات واقعی ایشان آشکار نشده و هویت اصلی آن عزیز پنهان بماند؛ به همین دلیل او را با نام های متعدد از جمله: ریحانه، سوسن، نرجس، صیقل و... صدا می زدم؛ زیرا آینده ی پر اهمیت ایشان باعث می شد تا در هر شرایطی برای حفظ جان و موقعیت ایشان احساس مسئولیت کنم بالاخره زمان سپری شد تا این که روزی از روزها امام حسن عسگری علیه السلام به خانه ی ما آمده و ملیکا را در میان کنیزان دیدند، سپس نظری طولانی همراه با تعجب به او دوخته و خطاب به بنده فرمودند:
ای عمه! او همان کنیزی است که فرزندم مهدی علیه السلام را به دنیا خواهد آورد و آن مولود نزد پروردگار جهان بسیار عزیز است. همان عزیزی که خداوند به وسیله ی او زمین را سرشار از حق و عدالت می نماید، چنان که مالامال از ظلم و جنایت شده باشد.
من که از علاقه آن دو به یک دیگر با اطلاع بودم عرض کردم: یابن رسول الله! اگر شما را خواهش اوست به خدمت شما بفرستم.
آن حضرت فرمودند: ای عمه! در این خصوص از پدرم رخصت بطلب.
پس من بعداز این گفتگو خود را آماده کرده و راهی منزل حضرت امام علی النقی علیه السلام شده و هنگامی که به محضر آن حضرت شرف یاب شدم، سلام کرده و نشستم بی آن که سخنی بگویم؛ حضرت از باب اعجاز ابتدای سخن آغاز کرده و فرمودند:
خواهرم حکیمه! نرجس علیها السلام را نزد فرزندم بفرست.
عرض کردم: یابن رسول الله! من هم برای همین مطلب نزد شما آمده ام. حضرت فرمودند: خداوند می خواهد تو را در این ثواب شریک گرداند، پس تو وظیفه داری این امر را در خفا به انجام رسانی پس من نیز بی درنگ برخاسته و به خانه برگشتم و نرجس را زینت کرده و او را تحت عنوان کنیزی که نزدم زندگی می کرد به ابی محمد علیه السلام بخشیدم تا همسر آن حضرت شود و هم چنین افتخار خدمت گزاری به آن عزیزان را داشتم. بعداز چند روز آن بانوی بزرگوار را به خانه ی شمس انور و آن والد اطهر بردم و زمانی نگذشته بود که وجود هم چون خورشید برادر بزرگوارم حضرت امام علی النقی علیه السلام غروب کرد و ماه برج ولایت امام حسن عسگری علیه السلام در امامت جانشین وی گشت و من پیوسته به عادت مقرر زمان پدرشان به خدمت امام زمانم حضرت امام حسن عسگری علیه السلام می رسیدم و از آنان دلجویی می کردم و هربار نرجس با مهربانی از من استقبال می کرد و هروقت خدمت امام مشرف می شدم دعا می کردم که خداوند فرزندی به وی موهبت فرماید.
پس یک روز چون دست به دعا برداشتم، حضرت امام حسن عسگری علیه السلام فرمودند: عمه جان! آن چه که از خدا می خواستی به من روزی کند امشب متولد می شود تا به اذن حق تعالی زمین را بعد از آن که به شیوع کفر، ظلم و ضلالت مرده باشد به علم ایمان و هدایت زنده کند.
من که از شنیدن این خبر مسرت بخش بسیار شاد شده بودم به نرجس نگریستم که در حال خدمت کردن به من بود، برخاستم و نزد او رفتم و دست هایش را بوسیدم و او را از خدمت کردن بازداشتم، او مرا بانوی خود خواند و من نیز او را بانوی خویش خواندم، او به من گفت: فدای شما شوم!
و من به او گفتم: من و همه ی دنیا فدای تو شویم، در این لحظه با یک دنیا محبت او را نظاره کردم و سپس خطاب به او گفتم: ای نرجس! بدان محبوب تر از تو نزد من کسی نیست و من با شوق به وی گفتم تبریک می گویم برای چنین شبی که خداوند به تو عنایت می فرماید، تا مولودی پا به عرصه ی دنیا گذارد که دیدارش آرزوی اهل ایمان است، او از سخن من شرم کرد و من نیز بار دیگر بر وی نظر کردم اثری از حاملگی ندیدم، به همین جهت به امام حسن عسگری علیه السلام عرض کردم: یابن رسول الله! فدایت شوم من که اثری از بارداری در وی نمی بینم.
حضرت تبسمی کرده و فرمود: عمه مَثَل نرجس المَثَل مادر حضرت موسی علیه السلام است که تا موقع تولد مولود، هیچ کس اطلاع نداشت و ما ائمه نیز در شکم ها نیستیم بلکه در پهلوهای مادران می باشیم؛ زیرا ما نور خدا هستیم که پلیدی ها آن را نمی آلاید.
بار دیگر عرض کردم: یا بن رسول الله بفرمائید چه وقت آن مولود عزیز چشم به جهان خواهد گشود؟
آن حضرت فرمودند: موقع طلوع فجر! سپس آن امام بلند مرتبه از من تقاضا کردند که آن شب را در کنار آنان بمانم و من با افتخار پذیرفته و در کنار نرجس علیها السلام خوابیدم و نزدیک صبح از خواب بیدار شدم او را نظاره کردم، اما اثری در نرجس علیها السلام نیافتم نزدیک بود شکی در من عارض شود که ناگاه صدای امام را از حجره ی خودش شنیدم که فرمودند: عمه -
جان! شک مکن وقتش نزدیک شده و بدین ترتیب مقارن صبح صادق متوجه شدم حالت اضطراب در نرجس علیها السلام ظاهر شده است، بی درنگ برخاسته او را در برگرفتم آن گاه صدای ابی محمد امام حسن عسگری علیه السلام شنیدم که خطاب به بنده فرمودند:
سوره ى «إنا أنزلناه ...» را بر او بخوان من به فرمان امام شروع به خواندن سوره ی مبارکه قدر کردم و در آن حال صدای فرزند حضرت نرجس علیها السلام را شنیدم که در شکم مادر در خواندن آن سوره ی شریفه مرا همراهی می کرد و سپس به من سلام کرد که با شنیدن صدای او دچار وحشت شدم در همین بین امام حسن عسگری علیه السلام فرمودند:
عمه! از کار خداوند تعجب مکن؛ زیرا خداوند ما را از طفولیت به حکمت گویا و در روی زمین حجّت خود قرار داده است.
من از آن چه در دلم نسبت به حضرت خطور کرده بود حیا داشتم ناچار به اتاق برگشتم درحالی که پیش خود خجل بودم، آن گاه شروع به خواندن سوره های «الم سجده و یس» کردم در این بین حضرت نرجس علیها السلام نیز سر سجاده در حال خواندن نماز بود، من متوجه او شدم که از درد شدید به خود می پیچید، پس او را دربرگرفته و گفتم: پدر و مادرم به فدایت! آیا زمان تولد فرخنده ی او فرا رسیده است؟
نرجس گفت: آری، امر سختی را احساس می کنم که ناگهان او از نظرم غائب شد، گویا پرده ای میان من و او حائل گشت، به همین دلیل نزد امام رفته و فریادکنان به عرض ایشان رساندم امام در جواب فرمودند: عمه برگرد او را در جای خود خواهی یافت، چون مراجعت کردم پرده گشوده شد و نرجس علیها السلام را در هاله ای از نور مشاهده کردم که دیده ام را خیره ساخت مولود عزیز حضرت صاحب الامر علیه السلام را دیدم که رو به قبله به سجده افتاده و خداوند را به عظمت و شکوهش -
یاد می کند و بعد از آن حضرت را دیدم به روی زانو نشسته و انگشتان سبابه را به آسمان بلند کرده و فرمودند:
«أشْهَدُ أنْ لا إلهَ إِلَّا اللهُ وَأَشْهَدُ أَنَّ جَدَى رَسُولُ الله وَأَنَّ أَبِي أمير الْمُؤْمِنِينَ وَليُّ الله وَ وَصِيُّ رَسُولِه». (1)
«گواهی می دهم معبودی جز الله نیست، او یکتا و بی همتاست و شریکی ندارد، شهادت می دهم جدم محمد صلى الله عليه واله وسلم فرستاده خداست و به درستی که پدرم امیرمؤمنان ولی خدا و جانشین رسول است».
سپس آن حضرت امامان را یکی پس از دیگری برشمردند و چون به نام پدر بزرگوارشان رسیدند دیدگان مبارک را گشوده و سلام کردند در حالی که انگشت مبارک به سوی آسمان داشتند، آن گاه عطسه ای کرده و فرمودند:
«الحَمدُلله رَبّ العالَمين وَصَلَّى اللهُ على محمّد وآلهِ عَبداً داخِراً غَيْرَ مُستَنكفٍ وَ لا مُستَكبر». (2)
«ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است و درود خدا بر محمدو آل او باد، ستمگران پنداشته اند که حجّت خدا از میان رفته است، اگر به ما اجازه ی سخن گفتن می دادند هرگونه تردیدی بر طرف می شد».
بار دیگر آن مولود فرمودند:
«اللهم أنجزلي وعدى وَاتْمِمْ لِي أَمْرِى وَثَبَت وَطأتى وَامْلأُ الْأَرْضَ بي عدلاً وَ قِسْطاً». (3)
«خداوندا! وعده ام را تحقق بخش و امر (قیامم) را تمام گردان و گامم را استوار ساز و زمین را به (ظهور) من پر از عدل و داد کن».
حکیمه خاتون می فرماید در آن روز با شکوه افتخار نصيب من -
شد تا به عنوان اولین نفر شاهد تولد وجود مظهر و ملکوتی آن حضرت باشم از جمله دیدم نوری از دامان گهربار نرجس خاتون علیها السلام ساطع گشت و به آفاق آسمان پهن شد و مرغان سفید را دیدم که از آسمان به زمین آمدند در این هنگام امام حسن عسگری علیه السلام به من فرمودند:
«فرزندم را در برگیر و به نزدم آور چون او را در برگرفتم ختنه کرده و ناف بریده، طاهر و پاکیزه یافتم و روی بازوی راستش را دیدم که نوشته بود:
«وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقَاً وَعَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِكَلِمَاتِهِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ». (1)
کلام خدای تو از روی راستی و عدالت به حد کمال رسید، هیچ کس تبدیل و تغییر آن کلمات نتوان کرد و او خدای شنوا و داناست.
آن گاه روی بازوی چپش را دیدم با نور نوشته شده بود:
«وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقاً». (2)
«و بگو حق آمد و باطل نابود شد به درستی که باطل نابود شدنی است».
پس من او را که شاهکار آفرینش بود با شادمانی در پارچه ای پیچیدم و نزد امام حسن عسگری علیه السلام بردم و همین که آن مولود نظرش بر پدر افتاد، سلام کرد و پدر او را با شادی در برگرفت و دست مبارکش را بر سر آن سرور کشید و بر کف دست چپ نشانید و با دست راست برپشت و گوش و بندهایش کشیده و فرمود:
«فرزندم! به قدرت الهی سخن بگو!».
حضرت پس از سلام و صلوات بر حضرت رسالت پناه صلی الله علیه واله وسلم و حضرت امیرالمؤمنين علیه السلام و جميع امامان و پدر بزرگوار خویش علیهم السلام استعاذه
فرمود و سپس بیان داشتند: -
«بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحِيمِ
وَنُرِيدُ أنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَيْمَة وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ. وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَنُرِيَ فِرعَونَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا كَانُوا يَحْذَرُونَ». (1)
«به نام خداوند بخشاینده ی مهربان
می خواهیم منت گذاریم بر جماعتی که ستمکاران ایشان را در زمین ضعیف گردانیده اند و بگردانیم ایشان را پیشوایان دین و بگردانیم ایشان را وارثان زمین و تمکین و استیلا بخشیم ایشان را در زمین و بنمایانیم به فرعون و هامان و لشکریان ایشان از آن چه که حذر می کردند».
آن حضرت را دیدم که برای دوستان و افراد مضطر دعا کردند و از خداوند خواستند که ظهور ایشان را نزدیک گرداند.
سپس امام حسن عسگری علیه السلام فرمودند: ای عمه او را نزد مادرش ببر تا به وی سلام کند و چشمان مادرش به نور او روشن شود و بداند که وعده ی خداوند جل جلاله حق است ولکن بیش تر مردم نمی دانند.
پس آن منجی آسمانی را بسوی مادرش برگرداندم، زمانی که فجر دوم رؤیت شده بود، بار دیگر او را بعد از دیدار مادر به نزد پدر بزرگوارش آوردم، ناگهان متوجه فرشتگان آسمانی شدم که شبیه مرغانی بودند، همانا که دور سر آن مولود جمع شده و بال خود را بر سر آن سرور گسترانیدند، در این بین حضرت امام حسن عسگری علیه السلام یکی از آن مرغان را فرا خوانده و فرمودند:
«این طفل را بردار و نیکو محافظت کن و او را در هر چهل روز به ما برگردان».
پس فرشته ی آسمانی آن مولود را برداشت و بسوی سرا پرده ی عرش الهی پرواز کرد و سایر مرغان نیز به دنبالش به پرواز در آمدند، در این -
1) سوره مبارکه القصص: آیات 6-5.
لحظه امام حسن عسگری علیه السلام فرمودند:
«فرزندم! تو را به خدایی می سپارم که مادر موسی فرزند خود را به او سپرد».
در همین بین حضرت نرجس علیها السلام را دیدم که اشک فراق بر رخسار پر مهرش جاری گشت.
امام علیه السلام فرمودند: آرام باش و بدان تغذیه ی او از شیره ی جان تو خواهد بود و به زودی او را نزد تو می آورند همان طور که حضرت موسی را به مادرش برگرداندند.
بار دیگر از برادرزاده ام سؤال کردم آن مرغ چه پرنده ای بود و آن مرغان دیگر چه نقشی دارند که صاحب الامر را به آنان سپردی؟
حضرت فرمودند: آن موجودی که به شکل پرنده، مولود را در برگرفت فرشته درگاه الهی حضرت جبرئیل است که مراقب ائمه می باشد و به امر خداوند آنان را با علم و معرفت الهی پرورش می دهد و آن پرندگان دیگر فرشته های رحمت اند که به اذن پروردگار او را برای عرض ادب به پیشگاه حق تعالی بردند و آنان نیز در زمان ظهور از یاوران فرزندم مهدی علیه السلام خواهند بود.
آنگاه حضرت امام حسن عسگری علیه السلام نام مولود را (م ح م د) گذارد و خبر طلوع دوازدهمین ستاره تابناک ولایت را که روز جمعه نیمه شعبان سال 255 ه.ق. بر جهانیان پرتو افکن شده بود بر عده ای از اصحاب خود نوید داد و فرمود:
بعد از من این کودک امام و پیشوای شما و جانشینم خواهد بود، بدانید و باخبر باشد او همان «قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف» است که بندگان خدا برای ظهورش انتظارها می کشند و وقتی دنیا پر از ظلم و بی عدالتی بشود او ظاهر خواهد شد و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد، سپس -
حضرت امام حسن عسگری علیه السلام به میمنت تولد فرزند عزیزشان حضرت (م ح م د) مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، چهار گوسفند جهت قربانی شدن به همراه نامه ای برای یکی از اصحاب بنام ابراهیم فرستادند که مضمون نامه به این قرار است:
«بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحِيمِ
ابراهیم این گوسفندان را برای فرزندم عقیقه کن، خود و شیعیان به گوارایی بخورید هم چنین خبر و بشارت مولود را به دوستان و شیعیان قابل اعتماد برسان و آنان را به کتمان وجود آن بزرگوار ترغیب بنما».
امام حسن عسگری علیه السلام در همین رابطه وکیل خود «عثمان بن سعید عمروی» را فرا خواند و دستور عقیقه کردن گوسفند را صادر کرد، سپس دستور داد تا ده هزار رطل نان و ده هزار رطل گوشت در راه خدا انفاق گردد.
حکمیه خاتون گوید: چون روز چهلم شد به حضور امام حسن عسگری علیه السلام شرفیاب شدم، کودک دو ساله را در خانه دیدم راه می رود، کودک که چهره ای زیباتر از رخسار و زبانی فصیح تر از گفتار او نیافتم او را نشناختم به همین دلیل برادرزاده ام فرمود:
«عمه! بدان این این مولود پیش خدا بسیار عزیز است، من که از رشد غیر طبیعی او متعجب شده بودم با شادمانی او را نظاره کردم.
امام حسن عسگری علیه السلام فرمودند:
عمه جان! آیا نمی دانی که رشد ما ائمه با رشد دیگران فرق دارد؟
پس من برخاستم و سر مبارک آن سرور را بوسیدم.
بار دیگر امام حسن عسگری علیه السلام فرمودند:
عمه جان! فرشتگان فرزندم را به سراپرده عرش رحمانی بردند؛ پس حق تعالی به او خطاب کرد مرحبا به توای بنده ی من! به ذات اقدس -
خود قسم یاد می کنم که بندگان را به اطاعت تو ثواب دهم و به نافرمانی تو عقاب کنم و به سبب شفاعتت، آنان را خواهم آمرزید.
آن گاه آن حضرت فرمودند: خداوند وعده داده است تا او را در پناه، حفظ و حمایت خود از شر دشمنان حراست و محافظت نماید و حق را با وجود او به پا داشته و باطل را توسط او سرنگون سازد تا دین حق بر تمام جهان حاکم گردد.
بدين ترتيب من نيز طبق معمول هر چهل روز آن طفل نازنین را می دیدم تا آن که چند روز پیش از شهادت پدر گرامی اش، او را به شکل مردی جوان دیدم و نشناختم لذا از حضرت امام پرسیدم او کیست؟ آن حضرت فرمودند: او پسر نرجس علیها السلام است که جانشین بعد از من خواهد بود، زیرا من پیش از چند روز در میان شما نخواهم ماند و می خواهم بعد از من از وی فرمانبرداری کنید».
فصل سوم
اسماء والقاب حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف
حضرت رسول اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند: «الْمَهْدِى وَلَدى وَاِسْمُهُ اِسْمِي وَكُنْيَةُ كُنْيَتِي». (1)
«مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از فرزندان من نامش نام من و کنیه اش کنیه ی من است».
او که ذخیره الهی برای تحقق بخشیدن به وعده های قرآن و رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم می باشد هم نام پیامبر صلی الله علیه واله وسلم است.
حضرت حجت بن الحسن العسكري عجل الله تعالی فرجه الشریف دوازدهمین ستاره آسمان امامت و ولایت است. نام مقدسش «م ح م د» می باشد. نام مبارکی که مسلمانان طبق فرمان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام نباید آن را در محافل یاد کنند.
1) بحارالانوار: ج 51، ص 72 ح 16.
بر اساس روایات وارده از ائمه معصومین علیهم السلام در این باره، عدم جواز نام بردن آن حضرت به چند دسته تقسیم می شود:
1- روایاتی که بطور مطلق نام بردن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را جایز ندانسته است.
بر اساس این روایات نام بردن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در هر زمان و هر مکانی دارای حرمت می باشد.
از امام صادق علیه السلام در کافی نقل شده است که فرمودند:
«صاحِبُ هذا الأمر لا يسميه باسمهُ الأَكافِرُ». (1)
«صاحب این امرکسی است که جز کافر نام او را به اسم خودش نبرد».
امام صادق علیه السلام در پاسخ کسی که سؤال کرد: مهدی از فرزندان کیست؟ فرمودند: «اَلْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ السّابِعُ يَغيبُ عَنْكُم شَخْصُهُ وَلَا يَحِلُّ لَكُمْ تَسْمِيَتُه». (2)
«پنجمین امام از فرزندان امام هفتم که شخص او از دیدگان شما نهان شود و نام بردنش روا نباشد».
2- روایاتی که تا هنگام ظهور نام بردن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را جایز ندانسته است.
حضرت علی علیه السلام فرمودند:
«هُوَ فِي الذَّرْوَةِ مِنْ قُرَيْش وَالشَّرَفُ مِنْ هَاشِمِ وَالبَقيَّةُ مِنْ إِبْراهيم». (3)
«مهدی علیه السلام! والاترين قريش، گرامی ترین بنی هاشم و تنها بازمانده ابراهیم(خلیل) علیه السلام است».
امام باقر علیه السلام از امیرالمؤمنین علی علیه السلام روایت کرده اند که فرمودند: «إِنَّ حَبْيبي وَخَليلي عَهِدَ إِلَى أَنْ لا أُحَدِثَ بِاسْمِهِ حَتَّى يَبْعَثَهُ اللهُ عَزَّوَجَلَ وَهُوَ مِمّا -
إسْتَوْدَعَ اللهُ عَزَّوَجَلَ رَسُولَهُ في عِلْمِها». (1)
«حبيب من (رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم) از من پیمان گرفت که تا روز ظهور، نام او (مهدی علیه السلام) را هرگز بر زبان نیاورم و به کسی نگویم و آن از امانت های پروردگار و اسرار علوم حضرت احدیت است».
محمدبن زیاد ازدی از امام موسی بن جعفر علیه السلام روایت کرده که فرمودند: «...کسی که ولادتش بر مردمان پوشیده و ذکر نامش بر آن ها روا نیست، تا آن گاه که خدای تعالی او را ظاهر ساخته و زمین را از عدل و داد آکنده سازد همان گونه که پر از ظلم و جور شده باشد». (2)
3- روایاتی که فقط در شرایط تقیه نام بردن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را جایز ندانسته است.
عجل الله تعالى
امام باقر علیه السلام در جواب کسی که از نام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف پرسیده بود فرمودند:
«... سَأَلْتَنى والله يَا أَبَا خالد عَنْ سُؤالٍ مُجْهِد وَلَقَدْ سَأَلْتَنِي عَنْ أَمْرِمَا كُنتَ مُحَدِّثاً بهِ أحَداً و لَوْ كُنْتُ مُحَدِّثاً بِهِ أَحَداً حَدَّثْتُكَ، وَلَقَد سَأَلْتَنِي عَنْ أَمْرِ لو أَنَّ بَني فاطمةَ عَرَفوهُ حَرَصوا على أنْ يَقْطَعُوهُ بَضعةً بَصْعَةً». (3)
«به خدا سوگند ای ابا خالد! پرسش سختی پرسیدی که مرا به تکلیف و زحمت می اندازد، همانا از امری سؤال کردی که هرگز آن را به هیچ کس نگفته ام اگر آن را به کسی گفته بودم مسلماً به تو میگفتم. همانا تو از من چیزی را سؤال کردی که اگر بنی فاطمه او را بشناسند، حرص ورزند که او را قطعه قطعه کنند».
4- روایاتی که بدون هیچ شرطی نام بردن حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را جایز دانسته اند.
از حضرت علی علیه السلام نقل کرده اند که:
رسول اکرم صلى الله علیه واله وسلم امامان بعداز حضرت علی علیه السلام را یکی پس از دیگری برای آن حضرت بر شمرد تا این که فرمودند:
«... المَهْدِيُّ أُمّتى مُحَمَد الَّذى يَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً...». (1)
«... مهدى علیه السلام امتم (در میان ایشان) «محمد» است که زمین را از عدل و داد آکنده سازد...».
امام صادق علیه السلام نیز در مواردی هنگام معرفی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریفبنام«محمد» تصریح شده است. چنان که فرموده اند:
«الخَلَفُ الصَّالِحُ مِنْ وُلدى هُوَ المَهْدِى اِسْمُهُ مُحمَد وَكُنْيَتُهُ ابوالْقَاسِمِ يَخْرُجُ فِي آخِرِ الزَّمانِ يقالُ لِأُمِّهِ صَيقل». (2)
«خلف صالح از فرزندانم، مهدی علیه السلام است نامش «محمد» و کنیه اش«ابوالقاسم» در آخرالزمان خروج می کند و مادرش صیقل نامیده می شود».
برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف لقلب های مشهوری ذکر شده است که عبارت است از:
«بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرُ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ وَمَا أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفيظ». (3)
«سرمایه حلالی که خداوند برای شما باقی گذارده برایتان بهتر است اگر ایمان داشته باشید.
و من پاسدار شما (و مأمور بر اجبارتان به ایمان) نیستم».
در حدیثی طولانی از امام باقر علیه السلام آمده است که ویژگی های حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را بیان می کنند می فرمایند:
«هنگامی که حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف ظهور نمایند به دیوار کعبه تکیه می دهند در حالی که اطراف او 313 نفر یار حضرت جمع می شوند پس اولین کلامی که می فرماید این آیه است:
«بَقِيَّةُ اللهِ خَيْر لَكُم إِنْ كُنْتُم مُؤمِنين».
سپس می فرماید: من بقيّة الله و حجة الله و خلیفه خدا بر شما هستم پس هیچ مسلمانی به حضرتش سلام نمی کند جز این که می گوید: «السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّة اللَّهُ فِي أَرْضِه». (1)
در کتاب احتجاج طبرسی آمده است که امیرالمؤمنین علی علیه السلام در حدیث طولانی که نام حجّت های الهی را ذکر کردند فرمودند:
«آن ها بقيّة الله هستند یعنی حضرت مهدی علیه السلام که زمین را پر از قسط و عدل نماید چنان چه پر از ظلم و جور شده باشد». (2)
«قُل فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ فَلَوْشَاءَ لَهَدَكُمْ أَجْمَعِينَ». (3)
«بگو (به مشرکین) که برای خدا دلیل رسا (و قاطع) است (به طوری که بهانه ای برای هیچ کس نمی گذارد و راه عذر را بر شما می بندد) اما اگر او بخواهد هر آینه همه شما را از طریق اجبار هدایت می کند».
سُدیربن حُکیم صیرفی به امام باقر علیه السلام عرض کرد: -
«فدایت شوم! شما خاندان کیستید؟
حضرت فرمودند: (ما خاندان اهل بیت پیامبر علیهم السلام گنجینه داران علم خدا هستیم، ما مفسران وحی الهی هستیم و ما حجّت های بالغه (رسا و قاطع) بر تمام اهل آسمان ها و زمین هستیم». (1)
«يا مَعْشَرَ الْجِنَّ وَالْإِنسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُو مِنْ أقطار السَّمواتِ وَالْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلا بِسُلْطَانٍ». (2)
«ای گروه جن و انس اگر می توانید از مرزهای آسمان و زمین بگذرید ولی هرگز قادر نیستید مگر با سلطان».
در تفسیر این آیه از امام صادق علیه السلام آمده است که فرمودند:
«روز قیامت خداوند بندگان را در محل واحدی جمع می کند و به فرشتگان آسمان پایین وحی می فرستد فرود آیند، آن ها که در برابر جمعیت روی زمین از جن و انس هستند فرود می آیند، سپس اهل آسمان دوم که آن ها نیز در برابر همه می باشند فرود می آیند و به همین ترتیب فرشتگان هفت آسمان فرود می آیند و هم چون هفت حجابی گرداگرد انس و جن را احاطه می کنند، این جاست که منادی صدا می زند ای جمعیت جن و انس! اگر می توانید از اقطار آسمان و زمین بگذرید اما هرگز نمی توانید جز با قدرت الهی و در این جا می بینید اطراف آن ها را هفت گروه عظیم از فرشتگان فرا گرفته اند».
«... إِنِّي جَاعِلُ فِي الْأَرْضِ خَليفَةً...». (1)
«... من در زمین جانشینی خواهم گماشت...».
چنان چه در روایات آمده است خداوند امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشريف را هم خلیفه ی خود در روی زمین قرار خواهد داد.
در روایت از رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم آمده است که فرمودند:
«خروج می کند قائم عجل الله تعالی فرجه الشريف و بر سر او ابری است و بر او منادی ندا می دهد این مهدی خلیفة الله است او را پیروی کنید». (2)
هم چنین در روایت دیگر از آن حضرت آمده است که می فرمایند:
«به درستی که او «خلیفة الله»، مهدی علیه السلام است». (3)
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا الله وَأطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَى فَرُدُّوهُ إِلَى اللهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيْرُوَ أحْسَنُ تَأْوِيلاً». (4)
«ای کسانی که ایمان آورده اید! اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر خدا و صاحبان امر را، و هرگاه در چیزی نزاع کردید آن را به خدا و پیامبر ارجاع دهید و اگر ایمان به خداوند و روز رستاخیز دارید، این برای شما بهتر و عاقبت و پایانش نیکوتر است».
جابر بن عبدالله انصاری می گوید:
«وقتی آیه ی «یا ایها الذین... تاویلاً» بر پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم نازل شد به حضرتش عرض کردم: -
ما خدا و پیامبرش را شناختیم پس مقصود از «اولوالامری» که خداوند متعال اطاعت از آنان را مقرون به اطاعت تو نموده چه کسانی هستند؟
حضرت فرمودند: ای جابر! آن ها جانشینان من و پیشوایان مسلمین بعد از من هستند. اوّلشان علی بن ابی طالب علیه السلام و سپس حسن علیه السلام، سپس حسین علیه السلام، سپس علی بن الحسین علیه السلام و سپس محمدبن علی علیه السلام که در تورات معروف به «باقر» است و ای جابر! تو او را درک خواهی نمود، پس سلام مرا به او برسان، سپس جعفر بن محمد صادق علیه السلام، پس موسى بن جعفر علیه السلام، پس علی بن موسی علیه السلام، پس محمدبن علی علیه السلام، پس علی بن محمد علیه السلام، و سپس حسن بن علی علیه السلام، سپس هم نام و هم کنیه ی من، «حجت خدا» در روی زمین و «بقیة الله» عجل الله تعالی فرجه الشریف و در بین بندگان خداوند، فرزند حسن بن علی علیه السلام، اوست که خداوند متعال نام خودش را به دست او در شرق و غرب عالم می گستراند، اوست که از چشم شیعیان و دوستانش غائب است چنان غیبتی که در عصر غیبتش، ثابت قدم بر اعتقاد به امامتش نمی ماند مگر کسی که خداوند قلبش را برای ایمان امتحان نموده است.
جابر گوید: عرض کردم یا رسول الله! آیا شیعیان در عصر غیبتش از امام غائب سودی می برند؟
«حضرت فرمودند: ...». (1)
«أمَّنْ يُجيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلَكُمْ خُلَفَاءَ الْأَرْضِ أَعِلهُ مَعَ اللَّهِ قَلِيلاً ما تَذَكَّرُونَ». (2)
«کیست که دعای مضطر را اجابت می کند و گرفتاری را برطرف می سازد و شما را خلفای زمین قرار م یدهد آیا معبودی با خداست؟! کمتر متذکر می شوید!».
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«وقتی حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف خروج کند، وارد مسجدالحرام شده و روبه روی قبله می ایستد و پشت به مقام ایستاده و دو رکعت نماز می خواند، سپس برخاسته و می فرماید: ای مردم! من سزاوارترین مردم نسبت به آدم هستم، ای مردم! من سزاوارترین مردم نسبت به اسماعیل هستم، ای مردم! من سزاوارترین مردم نسبت به محمد صلی الله علیه واله وسلم هستم. سپس دست مبارکش را رو به آسمان برده و دعا و تضرع می نماید، تا آن که اشک بر چشمانش جاری می شود و این است تأويل قول خداوند عزوجل که می فرماید: کیست که دعای مضطر را اجابت می کند و گرفتاری را برطرف می سازد و شما را خلفای زمین قرار می دهد آیا معبودی با خداست؟! کمتر متذکر می شوید!». (1)
صالح بن عقبه از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود:
«این آیه درباره حضرت حجت قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف نازل شده که به خدا قسم «مُضطَر» واقعی در حقیقت اوست، همان وقت که در مقام حضرت ابراهیم علیه السلام در مسجد الحرام دو رکعت نماز گذارده و دست ها به دعا بردارد و خداوند دعای حضرتش را اجابت فرموده بدی ها را از وجود شریفش دور ساخته و ایشان خلیفه ی خدا بر روی زمین می شود و این آیه از آیاتی است که تأویل آن بعد از تنزیل آن است». (2)
«...وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيّهِ سُلْطاناً فَلَا يُسْرِفُ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُوراً». (1)
«... و هرکس مظلوم کشته شود برای وارثش تسلطی برقاتل جهت خون خواهی و دیه و عفو قرار دادیم، پس وارث مقتول نباید در کشتن زیاده روی کند زیرا او مورد حمایت قرار گرفته است».
امام باقر علیه السلام فرمودند:
«خداوند «مهدی» عجل الله تعالی فرجه الشریف را «منصور» نامیده است چنان چه نامیده شده است «احمد» به «محمد» صلی الله علیه واله وسلم و نامیده شده است «عیسی» به «مسیح» علیه السلام». (2)
امام باقر علیه السلام در تفسیر این آیه روایت می کنند:
«منظور از این آیه امام حسین علیه السلام است، زیرا آن بزرگوار مظلومانه شهید شد و ما امامان خون خواه آن حضرت هستیم. هنگامی که قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف خاندان قیام کند خون امام حسین علیه السلام را طلب خواهد کرد. او به قدری از قاتلین امام حسین علیه السلام را می کشد که خواهند گفت: در قتل اسراف می کند». (3)
امام باقر علیه السلام فرمودند:
«منظور از مقتول، امام حسین علیه السلام و منظور از ولی و خون خواه، حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف و منظور از اسراف در قتل، کشتن غیرقاتل می باشد و منظور از (مورد حمایت بودن) اینست که از دنیا نخواهد رفت تا این که مردی از آل رسول صلی الله علیه واله وسلم زمین را پر از عدل و داد کند همان طور که پر از ظلم و ستم شده باشد و او را یاری نماید». (4)
«فَلا أُقْسِمُ بالخنس». (1)
«سوگند به ستارگانی که باز می گردند».
ام هانی گوید: ابا جعفر محمد بن علی علیه السلام را ملاقات کردم و راجع به آیه ی فوق پرسیدم فرمودند:
«خنس، امامی است که در زمان خود در سال دویست و شصت از دیده ها پنهان می شود و مردم از علم و دانش او بهره مند نخواهند شد [از او چیزی نخواهند دانست] سپس مانند شهابی درخشان در تاریکی شب نمایان می شود اگر در آن زمان باشی چشم تو روشن خواهد شد». (2)
امام باقر علیه السلام در ذیل آیه فرمودند:
«آن امامی است که پنهان می شود در زمان خود». (3)
«قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماءَكُمْ غَوْراً فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِمَاءٍ مَعِينٍ». (4)
«بگو به من خبر دهید اگر آب های (سرزمین) شما در زمین فرو رود، چه کسی می تواند آب جاری و گوارا در دسترس شما قرار دهد؟!».
علی بن جعفر گوید: از برادرم موسی بن جعفر علیه السلام پرسیدم: تأویل این آیه چیست؟
فرمودند: «وقتی امامتان را نیافتید و او را ندیدید چه می کنید؟». (5)
علی بن جعفر گوید: از برادرم موسی بن جعفر علیه السلام در تفسیر این آیه روایت نموده که فرمودند:
«وقتی امام شما غائب گردد کیست که امام تازه ی بیاورد؟». (1)
ابوبصیر از امام باقر علیه السلام روایت کند که در تفسیر این کلام خدای تعالی فرمود:
«این آیه درباره ی امام قائم علیه السلام نازل شده است.
می فرماید: اگر امامتان از شما غائب شود و ندانید که او کجاست، چه کسی امام ظاهری برای شما خواهد آورد؟ تا اخبار آسمان و زمین و حلال و حرام خدای تعالی را برای شما بیاورد.
سپس فرمود: به خدا سوگند تأویل این آیه هنوز نیامده است و ناگزیر باید بیاید». (2)
«وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلوةَ وَمِمَّا رَزَقْنَا هُمْ يُنْفِقُونَ». (3)
«آن کسانی که به غیب ایمان آرند و نماز به پا دارند و از هرچه روزیشان کردیم انفاق می کنند».
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«پرهیزگاران، شیعیان حضرت علی علیه السلام و «غیب»، امام غائب است و شاهد بر این مطلب خداوند می فرماید: می گویند چرا معجزه ای از جانب پروردگارش بر او نازل نمی شود؟ بگو«غیب» فقط به خدا اختصاص دارد، پس منتظر باشید که من هم با شما از منتظرانم». (4)
از جابر بن عبدالله انصاری از پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم در روایتی که نام ائمه علیهم السلام -
و از جمله حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده نقل است که حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم فرمودند:
«خوشا به حال آن ها که در غیبت وی پایدارند. خوشا به حال کسانی که در راه محبّت آنان ثابت قدم می مانند. این ها همان کسانی هستند که خداوند توصیفشان فرموده که پرهیزکاران کسانی هستند که به غیب ایمان می آورند و فرمود: اینان طرفداران خدا هستند، بدانید که طرفداران خداوند رستگارند». (1)
«أنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَقَى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّهِ وَإِنْ كُنْتُ لَمِنَ السَّاخِرِينَ». (2)
«تا مبادا کسی بگوید: دریغ و افسوس بر اهمال کاری و تقصیری که درباره ی خدا کردم، و بی تردید [نسبت به احکام الهی و آیات ربانی] از مسخره کنندگان بودم».
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«ما جنب الله هستیم». (3)
امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند:
«منظور از جنب الله امیرالمؤمنین علی علیه السلام است و هم چنین اوصیاء بعد از او تا آخرین آن ها که در مقام بلندی می باشند». (4)
«وَقُلْ جاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلُ كَانَ زَهُوقاً. (5)
«و بگوحق آمد و باطل نابود شد یقیناً باطل نابود شدنی است».
محمد بن یعقوب از امام باقر علیه السلام نقل می کند که فرمودند:
«هنگامی که حضرت قائم علیه السلام قیام کند دولت باطل از میان برود». (1)
بنابراین تفسیر و تعبیر صیغه ماضی به جهت تأکید وقوع آن است و بیان آن که شکی در آن نیست پس گویا واقع شده است و در زیارت آن جناب آمده است: «السَّلامُ عَلَى الْحَقِّ الجديد».
«وَالْعَصْرِ». (2)
«قسم به عصر».
طبق برخی از روایات قسم به «عصر» که در سوره عصر آمده است، منظور آن حضرت است که ولایت بر عصر و زمان دارند، چنان که علامه طباطبائی در المیزان ذکر کرده است که در بعضی از روایات گفته شده منظور از «عصر» در این سوره عصر ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است که در آن عصر حق بر باطل به طور کامل غلبه پیدا می کند. (3)
مفضل بن عمر گوید: از معنای عصر پرسیدم؟ امام صادق علیه السلام فرمودند:
«عصر؛ خروج قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف است (انسان ها همه در زیانند) یعنی دشمنان ما (مگر کسانی که ایمان آورده اند) یعنی به آیات ما ائمه، اعمال صالح انجام داده اند یعنی همراهی با برادران (و یکدیگر را به حق سفارش کرده یعنی به امامت و یکدیگر را به شکیبایی و استقامت توصیه نموده اند) یعنی در دوران سختی». (4)
«اللهُ نُورُ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ...». (1)
«خداوند نور آسمان ها و زمین است...».
یکی دیگر از القاب حضرت طبق روایات وارده«نور» می باشد که در آیات قرآن آمده است.
در آیه شریفه:
«والله متم نوره». (2)
«خداوند به ولایت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و به ظهور او، نورش را کامل و تمام می کند».
از جابربن عبدالله انصاری روایت شده که گفت: در مسجد کوفه داخل شدم در حالی که امیرالمؤمنین علی علیه السلام با انگشتان مبارک خود می نوشت و تبسم می فرمود.
«گفتم یا امیرالمؤمنین چه چیز شما را به خنده آورده است؟
فرمود: عجب دارم از آن که این آیه را می خواند ولی به حق آن معرفت ندارد.
گفتم: کدام آیه ؟
فرمود: «اللهُ نُورُ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ» تا آخر «مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكوة»، «مِشْكوة» محمد صلى الله عليه واله وسلم است «فيها مصباح» منم مصباح، «زُجَاجَةٍ الزّجاجَة»، حسن و حسین علیهم السلام هستند «كَانَها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ» على بن حسين علیه السلام، «يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ» محمّد بن علی علیه السلام است، «زَيْتُونَةٍ» جعفر بن محمد علیه السلام، «لاشَرْقِيَّةٍ» موسى بن جعفر علیه السلام، «وَ لا غَرْبِيَّةِ» على بن موسى الرضا علیه السلام است «يَكادُ زَيْتُها» یعنی محمد بن علی علیه السلام است، «لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارُ» على بن محمد علیه السلام، «نُورُ عَلَى نُور»ٍ حسن بن على علیه السلام و «يَهْدِى اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاء» قائم و مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است». (3)
چنان چه در زیارت جامعه نیز می خوانیم: «نُور الأنوار الذي تشرق به الارض عما قليل».
«وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَتِها...». (1)
«و زمین به نور پروردگارش روشن می شود...».
یکی دیگر از القاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در آیات قرآن «ربَّ الارض» می باشد.
چنان چه در تفسیر آیه شریفه:
«وَأَشْرَقَتِ الأرضُ بِنُور رَبّها» آمده است که منظور روشن شدن زمین به نور پروردگارش، نور حضرت مهدی علیه السلام می باشد».
علی بن ابراهیم به اسناد خویش گوید از مفضل بن عمر گفته: امام صادق علیه السلام درباره فرمایش خداوند متعال «و زمین (در آن روز) به نور پروردگارش روشن می شود...».
«فرمودند: پروردگار زمین یعنی امام و پیشوای زمین.
راوی گوید: پرسیدم وقتی که امام زمان علیه السلام قیام کند چه می شود؟
فرمودند: در آن هنگام بندگان از نور آفتاب و ماه بی نیاز می شوند و از نور امام بهره می گیرند». (2)
شیخ مفید در معرفی آن امام می نویسد: -
«محمّدِ بْنِ الحسن العسكرى علیه السلام وإنَّهُ الْمَهدى الْمُنْتَظر خُروجه في آخر الزمان وَإِنَّهُ غائبُ بعد فترة مِنْ وِلادته». (1)
«محمد بن حسن عسگری علیه السلام و اوست مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هم او که خروجش در آخرالزمان انتظار کشیده می شود و مدتی بعد از ولادتش غائب شد».
اربلی نوشته است:
«أما إسْمُهُ فَمُحمّد وَكُنيه ابُو الْقَاسِم وَلَقبهُ الحُجّة وَالخَلَف الصّالح وقبل الْمُنْتَظَر...». (2)
«اما اسم او محمّد و کنیه اش ابوالقاسم و لقبش حجّت خلف صالح و گفته شده منتظر است...».
امام رضا علیه السلام فرمودند:
«خلف صالح از فرزندان ابی محمد حسن بن علی علیه السلام است و اوست صاحب الزمان و مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف». (3)
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«بیرون می آید دجّال و مبالغه می کند در اغوا و اضلال پس ظاهر می شود امیر آمَرَه و قاتل کفره و سلطان مأمول که متحیر است در غیبت او عقول و او نهم از فرزندان تو است ای حسین! که ظاهر می شود بین رکنین و غلبه می کند بر ثقلین». (4)
به معنای «تلاوتگر آیات وحی» و از القاب حضرت مهدی علیه السلام است.
در زیارت آل یس آمده است:
«السَّلامُ عَلَیک یا تالی کتابِ اللهِ وَتَرْجُمَانَه».
«سلام ما برتوای تلاوت کننده کتاب خدا و مفسر آن».
امام باقر علیه السلام فرمودند:
«نَحَنُ حُجَّةُ الله وبابُ الله».
«ما حجّت خدا و باب الهی هستیم».
در دعای ندبه می خوانیم:
«أيْنَ بابُ الله الذى مِنْهُ يؤتى؟».
«کجاست باب الهی که از آن درگاه وارد می شود».
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«خلف صالح از فرزندان من است اوست مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف، اسم او «محمد» است و کنیه او ابوالقاسم، خروج می کند در آخرالزمان و مراد از خلف، جانشین است و آن حضرت خلف جميع انبیاء و اوصیای گذشته است و جمیع علوم و صفات و حالات و خصایص آن ها را دارد و مواریث الهیه که از آن ها به یکدیگر می رسد و همه آن ها، در آن حضرت و در نزد او جمع است». (1)
1) منتخب الاثر: ص 214.
پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم در خطبه معروف خود در روز غدیر وقتی به توصیف حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف می پردازند می فرمایند:
«آلا إنّهُ المُنتقِم مِن الظالمين ... الا إنّه مدرك كل ثار لاولياء الله عزوجل...». (1)
«آگاه باشید که او [خاتم الاوصیاء مهدی موعود علیه السلام] انتقام گیرنده از ستمکاران است... او خونخواه خون به ناحق ریخته همه بندگان صالح خدا است...».
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«همانا قائم «مهدی» عجل الله تعالى فرجه الشريف نامیده شد چون مردم را به سوی امری که از آنان گم شده و کهنه شده است هدایت می فرماید و قائم عجل الله تعالى فرجه الشريف نامیده شده، چون قیام به حق می کند». (2)
امام جواد علیه السلام در جواب این پرسش که چرا او را «قائم» نامیدند فرمودند:
«زیرا بعد از آن که نامش از خاطره ها فراموش می شود و بیش تر معتقدان به امامتش، از دین خدا بر می گردند، قیام می کند». (3)
از امام صادق علیه السلام در دعای عهد آمده است:
«اللهُم بَلّغ مولاى صاحب الزمان صلوات الله عليه...».
در حدیثی دیگر از امام صادق علیه السلام آمده است: -
«إِنَّ الْغَيْبَة سَتَقَعُ بِالسَّادِسِ مِنْ وُلْدِي وَهُوَ الثَّانِي عَشَرَ مِنَ الْأَيْمَةِ الْهُداةِ بَعدِ رَسُولِ الله صلى الله عليه واله وسلم أَوَّلَهُمُ أميرَ الْمُومِنين على بن أبيطالب وَآخرهُم الْقَائم بِالْحَقِّ، بَقِيَّةُ الله في أَرْضِهِ وَصاحب الزمان». (1)
«زود است که ششمین فرزند من غائب شود و او دوازدهمین امام هدایت گر بعد از رسول خدا صلی الله عليه واله وسلم است که نخستین ایشان امیرمؤمنان علی بن ابیطالب علیه السلام است و آخر آن ها قائم به حق، بقيّة الله در زمین و صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است...».
شخصی بنام ابو خدیجه از امام صادق علیه السلام راجع به امام قائم علیه السلام پرسیده بود فرمودند:
«همه ی ما «قائم» به امر خداییم یکی پس از دیگری تا زمانی که صاحب شمشیر بیاید و چون صاحب شمشیر آمد امر و دستوری غیراز آن چه بوده می آورد». (2)
شرید از القاب حضرت حجت علیه السلام است و به معنی رانده شده از خلایق می باشد چون قدر نعمت وجودش را نشناخته اند.
حضرت ولی عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف به ابراهیم بن علی مهزیار فرمودند:
«پدرم به من وصیت نمود که در زمین منزل نگیرم، مگر جایی که از همه جا مخفی تر و دورتر باشد به جهت پنهان کردن امر خود و محکم کردن محل خود از حیله دشمنان و گمراهان». (3)
یکی دیگر از القاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف «فرید» می باشد که در لغت به معنای تک و تنها به کار رفته است.
اصبغ ابن نباته می گوید: از امیرالمؤمنین علی علیه السلام شنیدم که فرمودند:
«صاحب این امر شرید (آواره)، طرید (رانده) و فرید (تک) و وحید (تنها) است». (1)
یکی دیگر از القاب مشهور حضرت مهدی علیه السلام خاتم الاوصیاء می باشد. نقل شده است که طریف ابونصر خادم امام حسن عسکری علیه السلام گفت:
«داخل شدم بر حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالى فرجه الشریف و سپس به من فرمودند:
ای طریف سندل سرخ برای من بیاور.
آن را برای حضرت آوردم.
فرمودند: مرا می شناسی؟
گفتم: آری،
فرمود: من کیستم؟
گفتم: تو مولای من و پسر مولای منی.
فرمود: این را از تو سؤال نکردم.
گفتم: فدای تو شوم بیان کن برای من آن چه را که اراده کرده ای.
فرمود: منم خاتم الاوصیاء، به سبب من خداوند بلا را از اهل من و شیعیان من بر می دارد». (2)
در بعضی از روایات از آن حضرت به این لقب نام برده شده است چنان چه از امام حسین علیه السلام نقل شده است که فرمودند:
«قائم هذهِ الأمّه هُوَ التَّاسِعُ مِنْ وُلدي وَهُو صاحبُ الغيبة...». (1)
«قائم این امت نهمین از فرزندان من است و او صاحب الغيبة است...».
اباصلت گفت: شنیدم از امام رضا علیه السلام که فرمودند:
«قائم، مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، پسر پسر من، حسن علیه السلام است، جسمش دیده نمی شود و اسمش را احدی نمی برد مگر پس از غیبت او... .
گفتم: ای سید ما! اگر بگوییم صاحب الغيبة و صاحب الزمان چه؟
فرمودند: همه این ها مطلقاً جایز است، اما من شما را از تصریح به اسم مخفی او نهی می کنم تا دشمنان او را نشناسند». (2)
در برخی از روایات از آن حضرت به عنوان «غلام» یاد شده است و این لقب گاهی به معنای لغوی خود یعنی پسر بچه و جوان بکار رفته است و گاهی به علت شرایط حاکم در آن زمان، حضرت را از روی تقیه به عنوان این لقب نام برده اند.
امام صادق علیه السلام به نقل قول از پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«لابُدَّ لِلْغُلام مِنْ غِيْبَة فَقِيلَ لَهُ وَلَمْ يا رسول الله؟ قال: يَخافُ الْقَتل».
«به ناگزیر برای غلام غیبتی است. گفته شد: ای رسول خدا! برای چه؟ فرمود: از ترس مرگ». (3)
این لقب به معنای «طلبکار و بدهکار» هردو به کار رفته است. در روایات فراوانی از آن حضرت با این لقب یاد شده است و بیش تر به معنای طلبکار به کار برده شده است. این لقب نیز، از روی تقیه بوده که هرگاه شیعیان می خواستند مالی را نزد آن حضرت یا وکیلان ایشان بفرستند یا وصیت کنند و یا از جانب آن حضرت مطالبه کنند این لقب را بکار می بردند.
شیخ مفید درباره این لقب می نویسد:
«کلمه «غریم» رمزی بود بین شیعه که وقتی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف داستان را از روی تقیّه یاد می کردند از آن استفاده می نمودند». (1)
اسحاق بن یعقوب گوید: از شیخ عمری شنیدم که می گفت:
«با مرد شهری مصاحبت داشتم و همراه او مالی برای «غریم» بود و آن را برای او فرستاد».
محمدبن هارون گوید:
«از اموال «غریم» پانصد دینار بر ذمه من بود». (2)
یکی دیگر از القاب آن حضرت «خلیفة الاتقیاء» می باشد که به معنای جانشینان اهل تقواست. چنان چه در روایتی از حکیمه خاتون آمده است که می گوید:
«قالت حكيمة، فَأَخَذَتُ بِكَتفيه فَضَمَمْتُهُ إلَى، وَأجلَستُه في حِجرى، فَإذا هو نظيف منظف، فصاحَ بي أبو محمد علیه السلام هَلْتي إليَّ يابني يا عمة فَجِيْتُ بِهِ إِليه، فَأَجَلَسهُ -
على رأحتهُ اليُسرى، وَجَعَل راحته اليمنى على ظهره، ثمَّ أدخَلَ الإمام العسكرى لسانه في فيه، وَأَمَرَّيَدَه على رأسِهِ وَعَينَيهِ وَسَمعِه وَمَفاصِله، ثمَّ قال له: يا بُنَيَّ إِنطِق بقدرت الله تكلم يا حجة الله وبقيّة الانبياء، وخاتم الأوصياء، تكلم يا خليفة الأتقياء...».
پس از تولد حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف آن جناب را آوردم نزد برادرم، حسن بن علی علیه السلام پس با دست شریفش، روی پر نور او را مسح کرد و فرمود:
«... سخن بگو ای حجت الله بقيّة الانبياء، خاتم الاوصياء، صاحب کره ی بیضاء، مصباح از دریای عمیق شدید الضیاء، سخن گوی ای خلیفة الاتقياء، نور الاوصياء ...». (1)
از القاب خاصه ی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و به معنای پناه و پناهگاه است. در توسل جستن به ائمه علیهم السلام جهت حوائج دنیا و آخرت گفته اند:
«هرگاه شمشیر به محل ذبح تو رسید (کنایه از کثرت گرفتاری و بی پناهی) به حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف استغاثه کن به درستی که تو را در می یابد و او «غياث المستغیثین» است».
بگو: «یا صاحب الزمان! أَنَا مُسْتَغيثُ بِک».
يا بگو: «يا صاحب الزمان! «أغثني يا صاحب الزمان أدركني!». (2)
«در جنّات الخلود از القاب آن حضرت شمرده است». (3)
پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم فرمودند:
«مَعاشِر النّاس! إِنِّي نبيٌّ وعلِيٌّ وَصيَ أَلا إِنَّ خَاتَمَ الائمةِ مِنَا القَائَمَ». (1)
«ای مردمان! من پیامبرم و علی علیه السلام جانشین من، آگاه باشید که خاتم الائمه، قائم و مهدی عجل الله تعالی فرجه الشريف از ماست».
«السّلامُ عَلَيْكَ أيها العَلَمُ المَنصوب... وَالرَحمَة الواسعة». (3)
«سلام بر تو ای پرچم برافراشته... و رحمت گسترده».
به معنی چشم خدا می باشد و در زیارت روز جمعه آمده است:
«السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَينَ اللَّهِ فِي خَلقِهِ».
به معنی نور خدا است که به وسیله آن عالمیان هدایت پیدا می کنند و در زیارت حضرت در روز جمعه آمده است:
«السَّلامُ عَلَيْكَ يا نُورَ الله الّذى يَهْتَدِي بِهِ الْمُهْتَدُونَ وَيُفَرِّجُ بِهِ عَنِ الْمُؤْمِنِين...».
در زیارت حضرت در روز جمعه آمده است:
«السّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْوَلِيُّ النَّاصِحُ».
به معنای پاکیزه ترسان است که در زیارت حضرت در روز جمعه آمده است:
«اَلسَّلامُ عَليكَ أَيُّهَا الْمُهَذَّبُ الْخَائفُ».
به معنای کشتی نجات بشریت است که در زیارت حضرت خوانده می شود:
«اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا سَفِينَة النَّجَاةِ».
به معنای چشمه زندگی می باشد که در زیارت حضرت آمده است:
«اَلسَّلامُ عَليكَ يا عَينَ الْحَيوة».
در روایات و اخبار آن حضرت به این لقب مکرر نام برده شده است.
چنان چه از رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم روایت شده که فرمودند:
«چون برسد وقت خروج او برای اوست شمشیری غلاف کرده، پس ندا کند او را شمشیر برخیز ای ولی الله و بکش دشمنان خدا را». (1)
1) کفایة الاثر: ص 266.
یکی دیگر از القاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف «ولی عصر» است یعنی کسی که ولایت بر عصر و زمان دارد و بر زمان مقدم و جلودار می باشد و بر زمان نیز امامت می کند به گونه ای که زمان بر آن حضرت بدون اذن ایشان اثر نمی گذارد بلکه آن جناب بر زمان تاثیر می گذارند.
به معنای آن است که آن حضرت بر مردم «حق نعمت» دارد.
چنان چه در دعای عدیله آن حضرت را به این گونه می خوانیم:
«وَبِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَالسَّمَاءُ».
«پس به برکت وجودش به خلق نعمت و روزی می رسد و به واسطه ی وجودش آسمان و زمین آرامش دارند».
یکی دیگر از القاب حضرت «کهف الوری» می باشد. چنان چه حضرت را در زیارت جامعه کبیره چنین می خوانیم:
«كَهْفِ الْوَرى وَوَرَثَةِ الْأَنبِياء».
«پناه خلق عالم و وارثان پیامبران حق».
حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند:
«نَحَنُ كَهفُ لِمَنِ التَجَاءَ إِلَينا». (1)
«ما پناهگاهیم برای هرکس که به ما پناه آورد».
1) بحار الانوار: ج 50 ص 299.
اهل سنت وقتی در کتاب های خود اعتقاد به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشريف را نقل کرده اند بنام آن حضرت تصریح کرده و آن را به شیعه نسبت داده اند از جمله آنان عبارت است از:
ابن كثير در البداية والنهایة می نویسد:
«يَعْتَقِدُ فيهم الرافِضَةُ الَّذينَ اَوَّلُهُم على بن أبي طالب وَآخِرُهُمْ الْمُنْتَظَر بِسَردابِ سامرا وَهُوَ مُحمّد بن الحَسَنِ العسكرى...». (1)
در سنن ابی داوود آمده است که:
«وَ الشيعَةُ الإِماميّةُ الْإِثْناعَشَرِيَةُ تَقُولُ إِنَّ إِمَامَهُم الثَّانِي عَشَر مُحمّد بنُ الْحَسَنِ العسكرى الذى غابَ وَسَيَظْهَرُ مِنْ غِيْبَتِه...». (2)
قندوزی در ینابیع المودة نوشته است:
«فَإِذا مَعنَى الْحَسَن فَإِبْنُهُ الْحَجّة محمد المهدى...». (3)
اسماء مبارک حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با الفاظ مختلف در بسیاری از کتب مذهبی ادیان مختلف آمده است.
در آیین یهود که خود را پیرو حضرت موسی علیه السلام می دانند. در بین آثار دینی آنان اعتقاد به موعود را بیان کرده اند و با توجه به آثار مقدس یهود چهره ی سه موعود را معرفی نموده اند:
1- حضرت مسیح علیه السلام.
2- حضرت محمد صلی الله عليه واله وسلم.
3- حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشريف.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در آثار و کتب يهوديان بنام «أقيدمو» خوانده شده است این نام در تورات به لغت «ترکوم» آمده است. (1)
هم چنین آن حضرت بنام «ماشیع» به معنای«مهدی بزرگ» در تورات عبرانی آمده است.
این نام حضرت «وهوه ل» در تورات می باشد که زبان عبری است. چنان چه در تورات اسامی پیامبر صلى الله علیه واله وسلم و 12 وصی او علیهم السلام چنین آمده است:
«شموعل: امام علی علیه السلام، شما عسيحوا: امام حسن علیه السلام، وهي هر: امام حسین علیه السلام، حی ابثوا: امام سجاد علیه السلام، بما مديثم: امام باقر علیه السلام، عوشوء: امام صادق علیه السلام، بسنم: امام کاظم علیه السلام، بوليد: امام رضا علیه السلام، بشیر العوى: امام جواد علیه السلام، فوم لوم کودود: امام هادی علیه السلام، عان لاند بود: امام عسگری علیه السلام، وهوه ل: امام مهدى علیه السلام».
1) نجم الثاقب: باب دوم.
در کتاب انجیل بشارت های زیادی آمده است که حضرت مسیح علیه السلام همزمان با قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آشکار خواهد شد و به یاری آن حضرت خواهد شتافت و پشت سر حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نماز خواهد خواند.
در انجیل متی آن حضرت بنام «پسر انسان» نامیده شده است.
«... عیسی در جواب ایشان گفت: زنهار کسی شما را گمراه نکند از آن رو که بسا بنام من آمده خواهند گفت که من مسیح علیه السلام هستم و بسیاری را گمراه خواهند کرد و جنگ ها و اخبار جنگ ها را خواهید شنید. زنهار مضطرب مشوید، زیراکه وقوع این همه لازم است لیکن انتها هنوز نیست زیرا قومی با قومی و مملکتی با مملکتی تفاوت خواهند نمود و قحطی ها و وباها و زلزله ها در همه جا پدید آید... و فوراً پس از مصیبت آن ایام آفتاب تاریک گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فروریزند و قوت های افلاک متزلزل گردد. آن گاه علامت پسر انسان انسان در آسمان پدید گردد در آن وقت جميع طوایف زمین سینه زنی کنند و «پسر انسان» را ببینند که بر ابرهای آسمان با قوت و جلال عظیم آید...». (1)
در انجیل مَرقُس آن حضرت بنام «صاحب خانه» نامیده شده است.
«... از آن روز و ساعت غیر از پدر هیچ کس اطلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم، پس بر حذر و بیدار شده دعا -
1) کتاب مقدس انجیل متی: ص41 باب 24.
کنید، زیرا نمیدانید که آن وقت کی می شود. مثل کسی که عازم سفر شده خانه ی خود را واگذارد و خادمان خود را قدرت داده، هر یکی را به شغلی خاص مقرّر نماید و دربان را امر فرماید که بیدار بماند. پس بیدار باشید زیرا نمی دانید که در چه وقت «صاحب خانه» می آید. در شام یا نصف شب یا بانگ خروس یا صبح. مبادا ناگهان آمده شما را خفته یابد اما آن چه به شما می گویم به همه می گویم، بیدار باشید». (1)
در انجیل لوقا آن حضرت را «پسر انسان» نامیده اند.
«کمرهای خود را بسته، چراغ های خود را افروخته بدارید. شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می کشند، که چه وقت از عروسی مراجعت کند تا هروقت آید و در را بکوبد بی درنگ برای او باز کنند. پس شما نیز مستعد باشید زیرا در ساعتی که گمان نمی برید «پسر انسان» می آید». (2)
در انجیل یوحنا نیز آن حضرت «پسر انسان» نامیده شده است.
«و بدو قدرت بخشیده است که داوری هم بکند، زیرا که «پسر انسان» است و از این تعجب مکنید، زیرا ساعتی می آید که در آن جمیع کسانی که در قبور می باشند آواز او را خواهند شنید و بیرون خواهند آمد، هرکه اعمال نیکو کرد برای قیامت حیات، و هر که اعمال بد کرد به جهت قیامت داوری». (3)
در منابع زرتشتیان به ظهور حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه الشريف بسیار تصريح شده است.
در آئین زرتشت سه منجی بنام های «هوشیزر، هوشیزر ماه و سوشیانس» از نسل زرتشت مطرح است. گویند: آنان یکی پس از دیگری جهان را پر از عدل و داد خواهند کرد از جمله: مهم ترین آنان، آخرین ایشان است که او را سوشیانس پیروزگر می خوانند. (1)
هم چنین به اعتقاد زرتشت در کتاب «زند اوستا» نقل شده است:
«وقتی آخر الزمان شود شخصی ظاهر خواهد شد که منجی انسان از پلیدی هاست و حکومت عدالت و پاکی را در جهان به وجود می آورد در آخرالزمان شخصی ظاهر می شود که او را «اشیرزیکا» گویند: یعنی دانایی که عالم را به دین حق و عدل مزین کرده، جور و طغیان را از عالم محو کند ملوک فرمان او برند و دین حق را یاری کنند و در آن زمان امن و امان زیاده گردد فتنه و محنت زایل و برطرف شود...». (2)
در هندوستان مذاهب و ادیان مختلفی رواج دارد. مهم ترین آن ها دین هندویی می باشد که حدود 1500 سال قبل از میلاد مسیح علیه السلام در سرزمین هند بنیانگذاری شده است.
در آئین هندو از نجات دهنده و موعودی بنام «آواتارا» سخن به میان آمده است و در منابع هندوها در کتاب «اوپانیشاد» مطرح -
شده است.
«مظهر ویشنو (مظهر دهم) در انقضای کلی یا عصر آهن، سوار بر اسب سفید ظاهر می شود درحالی که شمشیر برهنه درخشانی به صورت ستاره دنباله دار در دست دارد و شریران را تماماً هلاک می سازد و خلقت را از نو تجدید و پاکی را رجعت خواهد داد، این مظهر دهم در انقضای عالم ظهور خواهد کرد». (1)
در کتاب «اوپانیشاد» که یکی از کتب معتبر و از منابع هندوها به شمار می رود از مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف مظهر ويشنو (مظهر دهم) نام برده شده است و در کتاب «پاتیکل» نیز که از کتب مقدسه هندویان است از آن حضرت بنام «راهنما» نام برده شده است و هم چنین در کتاب «وشن جوک» بشارت به وجود آن حضرت بنام «خجسته و فرخنده» آمده است و هم چنین در کتاب «دید» آمده است که از آن حضرت بنام«منصور» یاد شده است. و در کتاب «دادتگ» از آن حضرت بنام «ممتاطا» که در زبان هندی بنام«محمد» است نام برده شده است.
در کتاب «شاکمونی» که از کتب مقدسه هندیان است بنام «ایستاده» «خداشناس» نام برده شده است. (2)
آئین بودایی که یکی از شاخه های آیین هندوئی است که این آئین مظهری فاقد خداوند است و بنیانگذار آن «گوتاما بودا» بوده است. مسأله ی انتظار در این آئین مطرح شده و شخصیت مورد انتظار و موعود را «بودای پنجم» نامیده اند.
فصل چهارم
شمائل و ویژگی های جسمانی حضرت ولى عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف.
رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمودند:
«مهدی علیه السلام شبیه ترین مردم است به من در خَلق و خُلق». (1)
در روایت دیگری از پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم آمده است که فرمودند:
«شمائل او شمائل من است». (2)
مجموعه روایات که خصوصیات جسمانی و شمائل آن حضرت را بیان کرده است را می توان به سه دسته تقسیم کرد:
ویژگی های شمائل حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در دوران کودکی.
ویژگی های شمائل حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در دوران غیبت.
ویژگی های شمائل حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در هنگام ظهور.
یعقوب منقوش گوید:
«خدمت امام حسن عسگری علیه السلام وارد شدم. داخل حیاط بر سکویی نشسته بودم. سمت راست اتاقی قرار داشت و بر آن پرده ای آویخته بود. عرض کردم:
ای سید من! صاحب الامر امامت، بعد از شما کیست؟
فرمودند: این پرده را بالا بزن آن را بالا زدم. پسر بچه ای به قامت پنج وجب که به نظر می آمد هشت الی ده سال داشت بیرون آمد؛ با پیشانی درخشان، روی سفید، دو چشم براق، دو كتف ستبر و دو زانوی برگشته در گونه ی راستش خال و در سرش گیسوانی بود، بر زانوی پدر خود ابی محمد علیه السلام نشست؛ پس به من فرمود: این است صاحب امر شما». (1)
منوء بن علی از مردی از اهل فارس، حکایتی نقل می کند و در ضمن آن، برخی از اوصاف حضرت مهدی علیه السلام را در نوزادی بیان کرده است:
«... پسر بچه ای سفید و زیبا روی بود. مویی از بالای سینه تا ناف، به رنگ سبز نه سیاه – روئیده بود...». (2)
الف) چهره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشريف.
ب) چشمان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشريف.
ج) دندان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشريف.
د) اندام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشريف.
پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«مهدی علیه السلام از اولاد من است صورتش مانند ستاره درخشان و رنگش مانند صورت مردم عربستان گندمگون و جسم اش چون مردم بنی اسرائیل بلند قامت و عظیم الجثه است...». (1)
امام باقر علیه السلام فرمودند که امیرالمؤمنین علی علیه السلام در منبر فرمودند:
«مردی از دودمان من، در آخرالزمان ظهور می کند که رنگش سفید مایل به سرخی و شکمش عریض ران هایش پهن، استخوان شانه هایش درشت و در پشت وی دو خال است یکی به رنگ پوست بدنش و دیگری شبیه به خال پیامبر صلی الله علیه واله وسلم است. دو نام دارد: یکی مخفی و دیگری ظاهر، نامی که مخفی است «احمد» و نامی که ظاهر است «محمد» می باشد...». (2)
روزی امیرالمؤمنین علی علیه السلام نگاهی به امام حسین علیه السلام کرد و فرمود:
«این پسر من آقاست چنان که پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم او را آقا نامید، خداوند از دودمان او مردی هم نام پیغمبر صلی الله علیه واله وسلم به وجود آورد که در خوی و سیرت مانند خود آن حضرت است... پیشانیاش باز، بینی اش کشیده و میان برآمده، شکمش فربه، ران هایش پرگوشت و در ران راستش خالی است و میان دندان های ثنایایش باز است...». (3)
حضرت رسول اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«الْمَهدِى مِنْ وُلدى وَجْهُهُ كَالْقَمَرَ الدّرّى اللُّونُ لَونُ عَرَبى...».
«مهدی علیه السلام از نسل من است، سیمایش چون ماه تابان، چهره اش گرد و درخشان، رنگش عربی است...». (4)
حضرت امام رضا علیه السلام فرمودند:
«هُوَ شَبِيهِی وَ شَبيهُ مُوسَى بْنِ عِمران عَلَيهِ جَلَابِيبُ النُّورتَتَوقَّدُ بِشُعاعِ الْقُدسِ مُوصُوفُ بِإِعْتِدالِ الْخَلقِ وَنِضَارَةِ اللَّونِ يَشْبَه رَسول الله صلى الله عليه واله وسلم في الخُلُق». (1)
«سیمای او شبیه من و شبیه موسی بن عمران است، او را هاله ای از نور احاطه کرده و نور الهی از چهره اش ساطع است با خلقت معتدل و درخشش چهره شناخته می شود اخلاق حمیده ی او چون جدش رسول اکرم صلى الله عليه واله وسلم است».
حضرت امام رضا علیه السلام فرمودند:
«اعَلامَتُهُ أَنْ يَكُونَ شَيْخَ السِنَ شَابَّ الْمَنْظَرِ حَتَّى إِنَّ النَّاظِرَ إِلَيهِ لَيَحْسَبُهُ ابْنَ أَرْبَعِينَ سَنَةً أَوْ دُونَهَا وَأَنْ لا يَهْرِمَ بِمُرُورِ الْآيَامِ وَاللَّيَالِي عَلَيْهِ حَتَّى يَأْتِيَ أَجَلُهُ». (2)
«از نشانه های او سیمای جوانی اش در سن کهولت است هرکس او را ببیند، او را چهل ساله یا کمتر تصور می کند و از نشانه های او این است که گذشت زمان در او اثر نکند و تا فرا رسیدن مرگش آثار پیری در او ظاهر نشود».
در نورالابصار می نویسد:
«مهدی علیه السلام صورتش مانند ماه تابان است و رنگش عربی گندمگون و هیکلش اسرائیلی و بلند بالا». (3)
از امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل است که:
«مهدی علیه السلام را وصف کرده فرمودند: مردی است درخشان پیشانی، کشیده بینی، ران هایش پهن، گونه هایش دارای خال، میان دندان هایش باز، جوانی میانه بالا - نیکو صورت، موهای سرش تا شانه او را گرفته، نور صورتش بر موی و سر و ریشش روشنی افکند». (4)
امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند: -
«مهدی علیه السلام از فرزندان من در آخرالزمان ظهور می کند که صورتی نقره فام و چهره ای گلگون دارد که شکمش چاق، ران هایش پرگوشت و شانه هایش عریض است. در پشت او دو علامت هست یکی به رنگ پوست و دیگری شبیه مهر نبوت است». (1)
حضرت رسول اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«مهدی علیه السلام طاووس اهل بهشت است چهره اش ماننده ماه می درخشد بر بدن مبارکش جامه هایی از نور است. بر او چنان جامه های نورانی است که به وسیله شعاع نور حق پرتو افشانی می کند...». (2)
ابونعیم اصفهانی می نویسد پیغمبر صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«مهدی علیه السلام جوانی است مشکین چشم، بلند ابرو، کشیده بینی، با ریش انبوه مُجعَد که برگونه راستش خالی است و بر دست او نشانه ای از خال است». (3)
امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند:
«محاسن مبارکش پر مو، دیدگان مبارکش سرمه کشیده، دندان هایش شفاف و بر سیمای مبارکش خالی جذاب است. بینی او باریک و نيكو خمیده، پیشانیش باز و درخشان و در شانه هایش علامت نبوّت پیامبر صلی الله علیه واله وسلم است». (4)
پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«دیدگان مبارکش سرمه کشیده، محاسن مبارکش پرمو و بر گونه راست او یک خال است». (5)
امام باقر علیه السلام فرمودند:
«ابروهایش به طرف صورتش فروهشته، دیدگانش از شب زنده داری فرورفته و برگونه اش نشانی (خالی) هست». (1)
شبلنجی می نویسد:
«این جوان هاشمی دوازدهمین یادگار پیشوای اسلام است که دارای چشمان سیاه و ابروهای پیوسته، بینی بلند و قلمی و ریش انبوه و خال هاشمی در گونه راست می باشد». (2)
ابن حجه می نویسد پیغمبر صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«البته خداوند بر می انگیزاند مردی از فرزندان من که دندان های پیشین او از هم جداست و پیشانی او درخشنده است». (3)
«دندان هایش چون شانه ظریف منظم و جدا از هم است». (4)
«دندان های شفاف دارد». (5)
«دندان های ثنایایش براق و از هم جداست». (6)
ابوالبصیر می گوید به امام صادق علیه السلام گفتم:
«از پدر شما شنیده ام که امام زمان علیه السلام سینه ای گشاده و کتف هایی -
باز و عریض دارد.
حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند:
«ای ابا محمد! پدرم زره پیامبر صلى الله عليه واله وسلم را پوشید ولی برایش بلند بود به طوری که به زمین می رسید من نیز آن را پوشیدم ولی بر قامتم بلند بود ولی آن زره بر قامت حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف چنان مناسب و اندازه است که بر بدن رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم اندازه بوده و قسمت پایین آن زره کوتاه است به طوری که هر بیننده گمان کند اطراف آن را گره زده اند». (1)
پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«او از فرزندان من است اندامش چونان مردان بنی اسرائیل سخت و ستبر است». (2)
پیامبر اکرم صلى الله عليه وسلم فرمودند:
«... قامتش نه زیاد بلند و نه کوتاه بلکه متوسط القامت است و سر مبارکش گرد و بر گونه ی راستش خال سیاهی چون پاره ای از مشک بر زمینه ای عنبرین است برای حضرتش هیبتی مشاهده شده که هیچ چشمی متعادل تر از آن ندیده است». (3)
محمدبن عبدالله از اهل قم وقتی ماجرای تشرفش را به محضر حضرت صاحب الزمان علیه السلام نقل می کند می گوید:
«هرگز مانند او در زیبایی صورت و اعتدال قامت ندیدم».
امام رضا علیه السلام فرمودند:
«علامت مهدی علیه السلام این است که به صورت جوان خوش منظری ظاهر می شود و هرکس او را ببیند یک مرد چهل ساله یا کمتر به نظرش می رسد و از علامات آن حضرت این است که به مرور ایام و لیالی پیر نمی شود تا وقتی اجلش برسد». (1)
امام رضا علیه السلام فرمودند:
«حضرت قائم علیه السلام کسی است که وقتی ظهور می کند در سن پیران است ولی به نظر جوان می آید، اندام قوی و تنومند دارد، به طوری که اگر دست را بسوی بزرگ ترین درخت دراز کند آن را از ریشه بیرون می آورد و اگر میان کوه ها فریاد برآورد صخره ها می شکند و از جا کنده می شود». (2)
امیرالمؤمنان علی علیه السلام فرمودند:
«مردی از فرزندانم در آخرالزمان ظهور می کند رنگش سفید آمیخته به سرخی و شکمش بر آمده است دو رانش ستبر و هر دو شانه اش قوی است. در پشتش دو خال است مانند (مهر) یکی به رنگ پوستش و دیگری چون مهر نبوت پیامبر صلی الله علیه واله وسلم». (3)
امام باقر علیه السلام فرمودند:
«مهدی علیه السلام در حالی قیام خواهد کرد که یک تار موی سفید، در سر و محاسن او دیده نمی شود». (4)
امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند: -
«حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در سن و سالی کم تر از چهل سال ظهور خواهد کرد». (1)
امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند:
«... او مردی بلند پیشانی و دارای بینی باریکی است که میانش اندک برآمدگی دارد. برآمده شکم و دارای ران های درشت و پهن است، خالی بر ران راست او قرار دارد میان دو دندان پیشین او گشاده است». (2)
امام باقر علیه السلام فرمودند:
«... او شخصی سرخ و سفید و دارای چشمانی گرد و فرو رفته است. ابروانی پرپشت و برجسته و شانه ای پهن دارد...». (3)
فصل پنجم
اقامتگاه حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه الشريف.
یکی از موضوعاتی که درباره آن حضرت مطرح می شود آن است که محل و مکان زندگی آن حضرت کجاست. در این زمینه روایات بسیاری وجود دارد که به چند دسته تقسیم می شوند:
روایاتی که مکان خاص برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشريف معین نمی کند.
روایاتی که مکان خاص برای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشريف معین می کنند
مکان هایی که تعلق خاص به همه ی ائمه دارد.
این دسته روایات جایگاه آن حضرت را در بیابان ها و کوه ها معرفی نموده است.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به پسر مهزیار می فرمایند:
«فرزند مهزیار پدرم امام حسن علیه السلام از من پیمان گرفت ... و فرمان داد که برای سکونت کوه های سخت و سرزمین های خشک و دور دست را برگزینم». (1)
امام زین العابدین علیه السلام فرمودند:
«هیچ کس از دوستان و دیگران از اقامتگاه او مطلع نمی شود، به جز کسی که متصدی خدمتگزاری اوست». (2)
امیرمؤمنان علیه السلام فرمودند:
«فَوَرَبِّ عَلي أَنَّ حُجَّتَها عَلَيه قائمةً ماشية في طرقاتها، داخلة في دورها وقُصُورها. جوّالة في شرق الأرضِ وغَربِها يَسْمَعُ الكلامِ وتُسَلِّمُ عَلَى الْجَمَاعَةِ، تَرى ولا تُرى إلَى الْوَقتِ وَالْوَعد و نِداء المُنادى مِنَ السَّماء الا ذلك يَومُ [فيه] سرورُ وُلْدِ علي و شيعَتِه». (3)
«به پروردگار علی سوگند! حجّت خدا بر روی زمین حضور دارد؛ در میان راه ها و جاده های آن راه می رود؛ در کاخ ها و کوخ های آن وارد می شود؛ در شرق و غرب آن در حرکت است و فراوان گردش می کند؛ گفتار دیگران را می شنود؛ بر جماعت ها و جمعیت ها سلام می دهد؛ او مردم را می بیند؛ ولی آنان او را (به عنوان امام زمان علیه السلام به گونه ای که بشناسند) نمی بینند تا هنگامی که وعده ی الهی فرا رسد و فریاد منادی از آسمان بلند شود. آن روز، روز سرور و شادمانی فرزندان علی و شیعیان اوست».
روایت شده ابراهیم بن مهزیار توسط فرستاده حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف به پیشگاه آن حضرت فراخوانده شد:
«او از طائف گذشته و به دشت حجاز هدایت گشت که (عوالی) نامیده می شود در آن جا به خدمت کعبه مقصود مشرف گردید در این دیدار حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به پسر مهزیار فرمودند:
«پدرم با من پیمان بسته که در مخفی ترین و دورترین سرزمین ها مسکن گزینم تا از تیررس اهل ضلالت در امان باشم، این پیمان مرا به ریگزارهای عوالی (دشت حجاز از نجد تا تهامه) انداخته است». (1)
در برخی از روایات آمده است که حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در اطراف مکه در مکانی بنام «ذی طوی» زندگی می کنند و از همان جا نیز به همراه یارانشان قیام خواهند کرد.
چنان چه در روایتی از امام باقر علیه السلام آمده است که فرمودند:
«امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را غیبتی است در بعضی از دره ها و اشاره کردند به منطقه ذى طوى». (2)
مکه معظمه، که همه ساله آن حضرت در موسم و ایام عرفات در آن سرزمین حضور دارند و مردم وی را می بینند ولی نمی شناسند، گاه گاهی هم برخی می بینند و می شناسند.
چنان چه در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که فرمودند: -
«مردم امام خود را نمی یابند وی در موسم (مراسم حج) حضور پیدا می کند وی آنان را می بیند ولی آنان ایشان را نمی بینند». (1)
محمدبن عثمان عمری یکی از نواب خاص امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می گوید:
«به خدا سوگند صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف همه ساله در موسم حج حضور می یابد. او مردم را می بیند و می شناسد و مردم هم او را می بینند، ولی نمی شناسند». (2)
«منظور از حجاز سرزمین معروف مکه، مدینه، طائف و روستاهای تابع آن می باشد». (3)
ابراهیم بن مهزیار توسط فرستاده ی حضرت ولی عصر به پیشگاه آن سرور فراخوانده می شود از طائف می گذرد و به قسمتی از دشت حجاز می رسد که (عوالی) نامیده می شود در آن جا به کعبه مقصود می رسد. در این دیدار امام مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف به پسر مهزیار می فرماید:
«پدرم با من پیمان بسته که در مخفی ترین و دورترین سرزمین ها مسکن گزینم تا از تیررس اهل ضلالت در امان باشم. این پیمان مرا به این ریگزارهای عوالی (دشت حجاز از نجد تا تهامه) انداخته است...». (4)
یکی از مکان هایی که به عنوان جایگاه حضرت ولی عصر معرفی شده است، مدینه و اطراف آن می باشد.
چنان چه از امام حسن عسگری علیه السلام پرسیدند:
«اگر حادثه ای بر شما روی دهد کجا از فرزند بزرگوار شما سراغ بگیریم؟ فرمودند: در مدینه». (1)
هم چنین ابی بصیر گوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم که فرمودند:
«صاحب الزمان عجل الله تعالى فرجه الشریف را عزلت و غیبتی است که در آن، نیرومند است به سی نفری که با حضرت هستند و وحشت و تنهایی را از وی دور می کنند و خوب جایگاهی است مدینه». (2)
روایت دیگری مکان حضرت را کوه «رضوی» اطراف مدینه معرفی می نماید.
راوی می گوید:
«با امام صادق علیه السلام از مدینه خارج شدیم، به روحاء (اطراف مدینه) که رسیدیم حضرت نگاهش را به کوهی دوخت و مدت زمانی ادامه داد... و فرمود:
این کوه «رضوی» نام دارد خوب پناهگاهی است برای خائف (امام زمان علیه السلام) در غیبت صغری و کبری». (3)
در روایت دیگری امام صادق علیه السلام به هنگام بحث از غیبت کبری می فرمایند:
«و چه جایگاه خوبی است: مدینه». (4)
غدیر سرزمینی است میان مکه و مدینه نزدیک «جُحفه» که حدود 200 -
کیلومتری مکه واقع شده است و چهار راهی است که حجاج سرزمین های مختلف در آن جا از هم جدا می شوند، امروز این سرزمین سرزمین متروکی است ولی روزی شاهد بزرگ ترین حماسه تاریخ بوده است.
این مکان یکی از مکان هایی است که همیشه به آن حضرت علیه السلام منسوب بوده است و علت انتساب این مکان به آن حضرت این است که رسول خدا صلى الله علیه واله وسلم در خطبه مُفصّل غديريه ضمن اخذ بیعت برای اميرالمؤمنين على علیه السلام فضائل بسیاری درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بیان کرده اند و ایشان را چنین معرفی فرمودند:
«مَعاشِرَ النَّاسِ امِنُوا بِاللهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِى أَنْزَلْنا، النُّورُ مِنَ الله عَزَّوَجَلَّ مَسْلُوك فى ثم فى على بن أبي طالب ثم في النَّسل مِنْهُ.
ای مردم! به خدا و رسول او و نوری که نازل شده ایمان آورید خدا نور را در وجود من و راه من قرار داده سپس در وجود علی علیه السلام و راه علی علیه السلام و بعد از او در نسل او خواهد بود.
إلى القَائِمِ الْمَهْدِى علیه السلام الَّذِي يَأْخُذُ بِحَقِّ الله.
تا حضرت مهدی علیه السلام آن کسی که حق را آشکار می نماید و حق از دست رفته ی ما را به ما باز می گرداند.
مَعاشِرَ النَّاس ألا وَإِنِّي مُنذَرُ وعَلِيُّ هادٍ، مَعاشِرَ النَّاسِ إِنِّي نَبِيُّ وَعَلِيٌّ وَصِي.
ای مردم! بدانید که من بیم دهنده ام و علی علیه السلام هدایت کننده می باشد. ای مردم، همانا من پیامبر و علی علیه السلام وصی و جانشین من است.
ألا إِنَّ خاتَمَ الأئمَةِ مِنَّا الْقائِمَ المَهدى ألا إِنَّهُ الظَّاهِرُ عَلَى الدِّينِ.
آگاه باشید که آخرین امام از ما خاندان، قائم، مهدی علیه السلام است، آگاه باشید که او بر تمام ادیان پیروز می گردد.
ألا إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظَّالِمِينَ أَلا إِنَّهُ فَاتِحُ الْحُصُونِ وَهادِمُها.
بدانید که او از تمام ستمگران انتقام خواهد گرفت، آگاه باشید که او همه ی دژها را فتح -
کرده و ویران می سازد.
ألا إِنَّهُ غَالِبُ كُل قَبيلةٍ مِنْ أهْل الشرك ألا إِنَّهُ المُدرك بكل ثار لأولياء الله.
آگاه باشید که او مشرکین را از هر طایفه و نژادی باشند از بین می برد، آگاه باشید که او انتقام خون دوستان خدا را می گیرد.
ألا إِنَّهُ النَّاصِر لدين الله أَلَا إِنَّهُ الغَرَافُ مِنْ بَحْرِ عَمِيقٍ.
آگاه باشید که او یاری کننده دین خدا است آگاه باشید که او بسیار بهره برداری نموده از دریای بیکرانه.
ألا إِنَّهُ لَيَسِمُ كُلَّ ذِى فَضْلٍ بِفَضْلِهِ، وَكُلَّ ذِى جَهْلٍ بِجَهْلِهِ.
آگاه باشید که او هر صاحب فضیلتی را به فضلش و هر صاحب جهالتی را به جهلش علامت می نهد.
ألا إِنَّهُ خِيَرَةُ الله وَمُخْتارُهُ أَلا إِنَّهُ وارِثُ كُلِّ عِلْمٍ وَالْمُحِيطُ بِكُلِّ فَهْمٍ.
آگاه باشید که او برگزیده خداوند و منتخب او است، آگاه باشید که او وارث همه ی علوم است و به همه ی آن ها احاطه دارد.
ألا إِنَّهُ الْمُخْبِرُ عَنْ رَبَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَالْمُشَيّدُ لأَمْرايَاتِهِ أَلَا إِنَّهُ الرَّشيدُ السَّديدُ.
آگاه باشید! که او خبردهنده و گزارشگر از طرف پروردگار است، آگاه باشید که او راه یافته، درست کردار، محکم و استوار است.
ألا إِنَّهُ الْمُفَوَّضَ إِلَيْهِ ألا إِنَّهُ قَد بِشَرِبِهِ مَنْ سَلَفَ مِنَ الْقُرُونِ بَيْنَ يَدَيْهِ, أَلَا إِنَّهُ الْبَاقِ حُجَّةً وَلا حُجَّةَ بَعدَهُ.
آگاه باشید که امور خلق به او واگذار شده است، آگاه باشید! او است که پیشینیان همه به ظهور او بشارت داده اند. آگاه باشید بدانید که او آخرین حجت الهی و یادگار آنان است و پس از او حجّتی نخواهد بود.
... ولا حق إلا مَعَهُ وَلا نُورَ إلا عِنْدَهُ ألا وَإِنَّهُ لا غَالِبَ لَهُ وَلَا مَنْصُورَ عَلَيْهِ... .
... و حق جز با او نیست و نور و روشنایی و هدایت جز نزد او نیست، آگاه باشید که هیچ کس بر او چیره نمی گردد و پیروز نمی شود.
ألا وَإِنَّهُ وَلِى الله فِى أَرْضِهِ وَحَكَمُهُ فى خَلْقِهِ وَأَمِينُهُ فِي سِرِّهِ وَعَلَانِيَتِهِ».
«آگاه باشید که او ولی خدا در زمین و حکم کننده در میان خلق و امین او است در مورد آن چه باید پنهان کند و آن چه آشکار نماید».
و در قسمت دیگری از خطبه شریف فرمودند:
«مَعاشِرَ النَّاسِ إِنَّكُمْ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ تُصافِقُونى بِكَفٍ وَاحِدٍ وَقَدْ أَمَرَنِي اللهُ عَزَّوَجَلَّ أَنْ أخُذَ مِنْ الْسِنَتِكُمُ الإقْرارَ بِما عَقَدْتُ لِعَلِى أمير المؤمِنينَ وَلِمَنْ جَاءَ بَعْدَهُ مِنَ الأَئِمَّةِ مِنَى وَمِنْهُ عَلى ما أَعْلَمْتُكُمْ أَنَّ ذُرِّيَّتِى مِنْ صُلْبِهِ».
«ای مردم! جمعیت شما زیادتر از آن است که هریک از شما با من بیعت نمایید و دست به دست من دهید خداوند - تبارک و تعالی - به من دستور داده است که اقرار و اعتراف زبانی از شما بگیرم برای امامت و فرمانروایی علی بن ابیطالب علیه السلام و امامان بعداز او که به شما معرفی نمودم و آن ها فرزندان من از صُلب او هستند».
و در قسمتی دیگر از این خطبه ی نورانی فرمودند:
«مَعاشِرَ النّاسِ وَقَدْ بَلَّغْتُ ما أُمِرْتُ بِتَبْلِيغِهِ حُجَّةً عَلَى كُلِّ حاضِرِ وَ عَائبٍ، وَعَلَى كُلِ أَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ أَوَلَمْ يَشْهَدْ وُلِدَ أَوَلَمْ يُولَدْ، فَلْيُبَلِّغِ الْحَاضِرُ الْغَائِبَ، وَالْوَالِدُ وَلَدَهُ إلى يَوْمِ الْقِيامَةِ». (1)
«ای مردم! آن چه به تبلیغ آن مأمور شده بودم به شما رساندم تا حجت باشد بر همه ی حاضرین و غائبین و همه ی آن ها که شاهد این اجتماعند و حضور دارند و کسانی که حضور ندارند و آن ها که متولد شده اند و کسانی که هنوز تولّد نیافته اند. پس باید حاضران به غائبان و پدرها به فرزندان نسل به نسل تا قیامت این پیام را برسانند».
یکی از مشهورترین مساجد، مسجد سهله می باشد که حدود 2 کیلومتری مسجد جامع کوفه قرار دارد.
1) بحارالانوار: ج 37 ص 217-204.
در مجموعه روایات با تعابیر مختلفی از جایگاه معنوی و منزلت مسجد سهله یاد شده است از جمله آن روایات ابوبصیر نقل کرده است که امام صادق علیه السلام به ایشان فرمودند:
«ای ابابصیر! گویی روزی را می بینم که حضرت مهدی علیه السلام با خانواده اش در مسجد سهله فرود آیند.
ابا بصیر می گوید: به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم آن مسجد منزل قائم علیه السلام خواهد بود؟
حضرت فرمودند: آری! این مسجد منزل حضرت ادریس علیه السلام و حضرت ابراهیم علیه السلام بوده است و خداوند هیچ پیامبری را به پیامبری مبعوث نکرده است مگر آن که وی در این مسجد نمازگزارده است. مسکن حضرت خضر علیه السلام در این مسجد است. هرکسی در این مسجد اقامت داشته باشد مثل آن است که در چادر پیامبر اکرم صلى الله علیه واله وسلم اقامت دارد... هرکس در این مکان شریف نماز به جای آورد و به دنبال آن با نیت خالص دعا کند؛ حاجت او برآورده می شود و اگر کسی از ترس امری به آن جا پناه برد خداوند وی را از آن خطر در امان نگه می دارد.
ابابصیر گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: به درستی که این مکان شریف بسیار فضیلت دارد.
حضرت فرمودند: آیا باز فضیلت های آن را بشمارم؟
عرض کردم: آری!
حضرت فرمودند: مسجد سهله از جمله مکان هایی است که خداوند تبارک تعالی دوست دارد در آن جا دعا خوانده شود. هیچ شب و روزی نیست مگر آن که ملائکه این مسجد را زیارت می کنند و در آن جا به عبادت خدا مشغول می شوند اگر من در نزدیک این مسجد -
ساکن بودم همه ی نمازهایم را در آن جا به جای می آوردم... .
بعد ابوبصیر می گوید: به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم:
قائم علیه السلام همیشه آن جا خواهد بود؟
حضرت صادق علیه السلام فرمودند: آری...». (1)
آداب و اعمال مسجد سهله در مفاتیح الجنان آمده است. بسیاری از کسانی که تشرف به محضر حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف را درخواست می کردند چهل شب جمعه از مسجد کوفه به مسجد سهله می رفتند یا چهل شب چهارشنبه در مسجد سهله بیتوته و عبادت می کردند تا به فیض حضور نائل شوند.
حضرت آیت الله مرعشی نجفی رحمه الله علیه می گوید:
«در ایام تحصیل علوم دینی و فقه اهل بیت علیهم السلام در نجف اشرف، شوق زیادی جهت دیدار جمال مولایمان بقية الله الاعظم عجل الله تعالى فرجه الشریف داشتم. با خود عهد کردم چهل شب چهارشنبه پیاده به مسجد سهله بروم، به این نیت که جمال آقا صاحب الامر علیه السلام را زیارت کنم و به این فوز بزرگ نائل شوم. تا 35 یا 36 شب چهارشنبه ادامه دادم. تصادفاً در این شب، رفتنم از نجف به تأخیر افتاد و هوا ابری و بارانی بود. نزدیک شب، وحشت و ترس وجود مرا فراگرفت، مخصوصاً از زیادی قطاع الطريق و دزدها ناگهان صدای پایی را از پشت سر شنیدم که بیش تر موجب ترس و وحشتم گردید. برگشتم به عقب سید عربی را با لباس اهل بادیه دیدم، نزدیک من آمد و با زبان فصیح گفت: ای سید! سلام عليكم. ترس و وحشت به کلی از وجودم رفت و اطمینان و سکون نفس پیدا کردم و تعجب آور بود که چگونه این شخص در تاریکی شدید متوجه سیادت من شد و در آن حال من از این مطلب -
1) بحارالانوار: ج 97 ص 435.
غافل بودم. به هرحال سخن می گفتیم و می رفتیم.
از من سؤال کرد کجا قصد داری؟
گفتم: مسجد سهله.
فرمود: به چه جهت؟
گفتم: به قصد تشرف و زیارت ولی عصر علیه السلام. مقداری که رفتیم مسجد زیدبن صوحان که مسجد کوچکی است نزدیک مسجد سهله رسیدیم داخل مسجد شده و نماز خواندیم و بعداز دعایی که سید خواند - گویی دیوار و سنگ ها با او آن دعا را می خواندند - احساس انقلابی عجیب در خود نمودم که از وصف آن عاجزم.
بعد از دعا سید فرمود: سیّد تو گرسنه ای، چه خوب است شام بخوری. پس سفره ای را که زیر عبا داشت بیرون آورد و در آن سه قرص نان و دو یا سه خیار سبز تازه بود. مثل این که تازه از باغ چیده و آن وقت چله ی زمستان و سرمای زننده ای بود و من منتقل به این معنا نشدم که این آقا این خیار تازه ی سبز را در این فصل زمستان از کجا آورده؟ طبق دستور آقا شام خوردم.
سپس فرمودند: بلند شو تا به مسجد سهله برویم. داخل مسجد شدیم. آقا مشغول اعمال وارده در مقامات شد و من هم متابعت آن حضرت انجام وظیفه می کردم و بدون اختیار نماز مغرب و عشاء را به آقا اقتدا کردم و متوجه نبودم که این آقا کیست؟ بعداز آنکه اعمال تمام شد، آن بزرگوار فرمود: ای سید! آیا مثل دیگران بعداز اعمال مسجد سهله به مسجد کوفه می روی یا در همین جا می مانی؟
گفتم: می مانم و سپس در وسط مسجد در مقام امام صادق علیه السلام نشستیم.
به سیّد گفتم: آیا چای یا قهوه یا دخانیات میل داری آماده کنم؟
«در جواب، کلام جامعی را فرمود این امور از فضول زندگی است و ما از این فضولات دوریم».
این مسجد یکی از پر فضیلت ترین مساجد است که نماز در آن ثواب هزار رکعت نماز در سایر مساجد را دارد و نماز واجب در آن، ثواب یک حج با حضرت رسول اکرم صلى الله عليه واله وسلم و ثواب نافله در آن، ثواب پانصد رکعت نماز در مساجد دیگر را دارد و ثواب یک عمره با حضرت رسول صلی الله علیه واله وسلم را دارد این مسجد یکی از مکان هایی است که به حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف منتسب است که آن حضرت به هنگام ظهور در آن فرمانروایی عالم را می نمایند و چهار چشمه در آن است از شیر و عسل و روغن و آب طَهور که در موقع ظهور ایشان، برای شیعیان و دوستانشان ظاهر می گردد. این مکان با توجه به فضائلی که دارد و روایاتی که در این مورد وارد شده است منتسب به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشد.
امیرمؤمنان علی علیه السلام در مورد کوفه فرمودند:
«هذِهِ مَدينَتُنا وَمَحَلَّنا وَمَقَرٌّ شِيعَتِنا»
«کوفه شهر ما و قرارگاه شیعیان ما است». (1)
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«وقت ظهور حضرت قائم علیه السلام «کوفه» دارالملک و پایتخت آن حضرت و مسجد جامع آن محل قضاوت و حکمرانی ایشان خواهد شد». (2)
طبق روایات وارد شده در هر شب جمعه و نیمه شعبان و بیست وسوم ماه رمضان تمام انبیاء و ائمه معصومین علیهم السلام به زیارت حرم حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام می آیند.
صفوان جمال نقل کرده که:
«وقتی حضرت ابوعبدالله علیه السلام به حیره تشریف آورند به من فرمودند:
آیا مایل به زیارت قبر حسین علیه السلام هستی؟
عرض کردم: فدایت شوم آیا قبر آن حضرت را زیارت می کنی؟
حضرت فرمودند: چگونه آن را زیارت نکنم و حال آن که خداوند متعال در هر شب جمعه با فرشتگان و انبیاء و اوصیاء به زمین هبوط کرده و او را زیارت می کنند. البته حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم انبياء و ما افضل اوصیاء هستیم.
سپس صفوان عرض کرد: فدایت شوم، پس هر شب جمعه قبر آن حضرت را زیارت کرده تا بدین وسیله زیارت پروردگار را نیز کرده باشیم.
حضرت فرمودند: بلی ای صفوان! ملازم این باش، برایت زیارت قبر حسین علیه السلام را می نویسند و این تفضیلی است. یعنی زیارت قبر حسین علیه السلام این فضیلت را دارد که در آن زیارت پروردگار نیز می باشد». (1)
ابی بصیر از حضرت ابی عبدالله علیه السلام و ابی حمزه از حضرت على بن الحسين علیه السلام نقل کرده اند که فرمودند:
«کسی که دوست دارد صدو بیست و چهار هزار پیامبر با او مصافحه کنند باید قبر حضرت حسین بن علی علیه السلام را در نیمه ماه شعبان زیارت کند چه آن که ارواح انبیاء علیهم السلام از خدا اذن گرفته تا آن جناب را زیارت کنند پس به ایشان اذن داده می شود، پنج تن از آنان -
1) کامل الزیارات: ص 369.
اولوالعزم هستند...». (1)
براین اساس حضرت حجت ابن حسن علیه السلام همراه با همه ی انبیاء و اولیاء هر شب جمعه به زیارت جدّشان حسین بن علی علیه السلام می روند و در کربلا حاضر می شوند.
سرداب مقدس زیرزمینی است در سامراء کنار مزار امام هادی علیه السلام و امام عسگری علیه السلام، این سرداب، منزل و مسکن امام هادی و امام عسگری و امام مهدی علیهم السلام بوده است. این خانه ی امام عسگری علیه السلام مانند خانه های دیگر عراق شامل غرفه ای برای مردان، غرفه ای برای زنان و هم چنین سرداب بوده است که در تابستان از شدت گرما به این سرداب پناه می بردند. مقدّس بودن این سرداب از سوی شیعیان موجب شده که دشمنان اهل بیت علیهم السلام، شیعیان را متهم به این کنند که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در این سرداب مخفی شده است. حال آن که شیعیان دارای چنین اعتقادی نمی باشند، بلکه سرداب را به این دلیل محترم و مقدس می دانند که محل زندگی و عبادت سه امام معصوم علیه السلام و هم چنین حضرت حکیمه خاتون و نرجس خاتون علیها السلام بوده است و هم چنین محل غیبت و عبادت گاه آن حضرت نیز بوده است.
سیدبن طاووس در آن جا صدای مناجات آن حضرت عجل الله تعالی فرجه الشریف را شنیده است. این عالم بزرگوار که جلالت شأن او احتیاج به بیان ندارد فرموده است:
«در سحرگاهی در سرداب مطهر شنیدم که حضرت صاحب الامر عجل الله تعالی فرجه الشریف -
1) كامل الزيارات: ص 593.
ابن گونه مناجات می کرد:
«اللهم إنَّ شيعَتنا خُلِقُوا مِنْ شُعاعِ أنوارِنا وَبَقيّةِ طيئَتنا وقد فَعَلُوا ذُنُوباً كَثِيرَةً إتكالاً على حُبّنا وَولايتنا...». (1)
یکی دیگر از تشرفاتی که در این مقام صورت گرفته، تشرف آیت الله مرعشی نجفی قدس سره است، آن بزرگوار فرموده است:
«زمانی که در شهر سامراء اقامت داشتم و شب های زمستانی را در سرداب مقدّس بیتوته می کردم در یکی از شب ها صدای پایی شنیدم؛ با این که در ورودی سرداب قفل بود او با صدایی دلنشین به من سلام کرد و نام مرا برد. من جواب سلام او را دادم و عرض کردم: شما کیستید؟
فرمود: یکی از بنی اعمام یعنی پسر عموهای تو ...». (2)
شهر مقدس قم طبق روایات معصومین علیهم السلام دارای فضائل بسیار می باشد و در آخرالزمان نقش مهمی به عهده دارد و مردم آن پرچم دار نور و هدایت در ظلمت آن زمان می باشند روایات بسیاری این شهر مقدس و اهل آن را مورد ستایش قرار داده است.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«إنَّ الله حَرماً وَهُوَ مَكَة ألا إِنَّ لِرَسُولِ الله حَرَماً وَ هُوَ مدينة ألا وَإِنَّ لِأَمير المُؤمِنينَ حَرَماً وَهو كُوفة وَإِنَّ قُم الكوفةُ الصَّغيرة ألا إِنَّ لِجَنَة ثَمانية ابواب ثَلاثَةٌ منها الى قُم تُقبضُ فيها إمرأةٌ مِن وُلدى إسمها فاطمة بنتُ موسى وتدخل بشفاعتها شيعتي الجنة باجمعهم». (3)
«برای خداوند حرمی است و آن مکه، برای رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم حرمی است و آن مدینه است، برای امیرالمؤمنین علی علیه السلام حرمی است و آن کوفه است حرم من و حرم فرزندان بعد از من قم است. قم کوفه ای کوچک می باشد. آگاه باشید برای بهشت هشت درب است سه درب آن به روی قم باز می شود و در آن جا بانویی از خاندان من بنام «فاطمه» علیها السلام جان می سپارد، او دختر موسی بن جعفر علیه السلام است و به شفاعتش شیعیان من همگی وارد بهشت می شوند».
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«گرفتاری ها و مشکلات از قم و مردمش به دور است و روزگاری خواهد رسید که قم و مردم آن حجّت بر همه ی مردمان می باشند و آن هنگام در زمان غیبت قائم ما عجل الله تعالى فرجه الشريف تا به هنگام ظهور حضرتش می باشد و اگر چنین نبود زمین اهلش را فرو می برد. به یقین فرشتگان، گرفتاری ها را از قم و مردمانش دور می کنند و هیچ ستمگری قصد قم را نمی کند مگر آن که خداوند کمرش را می شکند و او را گرفتار درد یا دشمن می گرداند. خداوند نام قم و مردم آن را از یاد ستمگران می برد، چنان که آنان خدا را فراموش کرده اند». (1)
امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه ی شریفه ی «بَعَثنا عَلَيكُم عباداً لنا اولى بأس شديد» فرمودند:
«آنان به خدا سوگند اهل قم، آنان به خدا سوگند اهل قم، آنان به خدا سوگند اهل قم هستند». (2)
امام صادق علیه السلام در روایت دیگری می فرمایند:
«بر فراز قم فرشته ای است که دو بال خود را بر آن به حرکت در می آورد و هیچ ستمگری به آن قصد سوئی نمی کند مگر آن که خداوند او را -
همانند نمک در آب ذوب می کند. حضرت آن گاه به عیسی بن عبدالله قمی اشاره کرد و فرمود:
«درود خدا بر قم! پروردگار جهان سرزمینشان را از باران سیراب و برکاتش را بر آنان نازل می گرداند و گناهانشان را به حسنات مبدل می سازد. آنان اهل رکوع سجود و قیام و قعودند؛ چنان که آنان فقیه دانشمند و اهل درک و فهم هستند. آنان اهل درایت و روایت و بینش و عبادت کنندگان نیکی هستند». (1)
امام صادق علیه السلام می فرمایند:
«به زودی شهر کوفه از مؤمنان تهی می گردد و علم و دانش از آن جا رخت بر می بندد و چون ماری که در گوشه ای چنبر زده است، محدود می گردد و از شهری که آن را قم می نامند ظهور می کند و آن جا پایگاه علم و فضیلت و معدن دانش و کمال می گردد». (2)
در پاره ای روایات از مردم قم به یاوران حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نام برده شده است. (3)
یکی از مکان های مقدسی که به امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشريف انتساب دارد مسجد جمکران است. این مسجد در روز هفدهم رمضان سال 373 ه.ق. به دستور حضرت بقیة الله ارواحناه فداء در کنار روستای جمکران تأسیس گردید و از آن تاریخ تاکنون همواره پناهگاه شیعیان و منتظران و تجلیگاه حضرت صاحب الزمان علیه السلام است که از اطراف و اکناف -
عالم در آن جا گرد آمده نماز می خوانند و راز و نیاز با محبوب خویش می نمایند و ناله ی «یابن الحسن» سر می دهند و ظهور سراسر نور آن امام مُنتَظَر را از خدای بزرگ مسألت می دارند و از این راه مشمول الطاف و عنایات حضرت بقية الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف و مورد توجه خاص آن حضرت قرار می گیرند و چه بسا به فیض بزرگ دیدار آن سرور نائل می گردند و قلب و روح خویش را سرشار از مهر و محبتش می نمایند و مشکلات خویش را در این راستا برطرف می نمایند از علما و مراجع نقل گردیده که در هنگام گرفتاری به آن کعبه دلها روی آورده و رفع گرفتاری خویش را در آن مکان مقدس از قاضی الحاجات درخواست کرده و با حاجت روا شده بازگشته اند. (1)
نام روستایی از یمن است. (2)مرحوم علامه مجلسی در «تذکرة الائمه» از کتب اهل سنّت نقل می کند که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در غیبت کبری در قریه ای بنام «کرعه» اقامت می کند.
در حدیثی از رسول اکرم صلی الله علیه واله وسلم نیز آمده است:
«حضرت مهدی علیه السلام از روستایی بنام «کرعه» ظهور خواهد کرد». (3)
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«برای صاحب آن امر خانه ای است که به آن «بیت الحمد» گفته -
می شود در آن خانه چراغی است که از روز ولادت آن حضرت روشن است، این چراغ هرگز خاموش نمی شود تا روزی که حجت خدا با شمشیر قیام کند». (1)
مرحوم میرزای نوری می نویسد:
«اخبار سیاری هست که از نظر معنی متواترند و دلالت دارند بر این که در مشرق و مغرب دو شهر بنام های «جابلسا» و «جابلقا» وجود دارد که اهل آن ها از انصار حضرت ولی عصر علیه السلام هستند و در محضر آن حضرت خروج می کنند». (2)
در همه ی منابع قدیم «جابلسا» شهری در غربی ترین نقطه ی دنیا و «جابلقا» شهری در شرقی ترین نقطه ی دنیا معرفی شده است. نام این دو شهر در خطبه ی امام حسن مجتبی علیه السلام در حضور معاویه و خطاب به او آمده است که فرمودند:
«اگر میان جابلقا و جابلسا بگردید که مردی از تبار پیامبر اکرم صلى الله علیه واله وسلم پیدا کنید که جدش رسول اکرم صلى الله علیه واله وسلم باشد جز من و برادرم حسین علیه السلام را پیدا نمی کنید». (3)
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«خداوند در شرق زمین شهری بنام جابلقا دارد که دارای دوازده هزار در از طلاست. فاصله هر دری از دیگری یک فرسنگ است. به روی هریک از درها برجی وجود دارد که یک لشگر دوازده هزار نفری را در خود -
جای داده است. آنان تجهیزات سلاح و شمشیر خود را آماده کرده اند و منتظر ظهور حضرت قائم علیه السلام می باشند و نیز خداوند شهری را در غرب زمین بنام «جابرسا» (همان خصوصیات) دارد و من حجّت خدا بر آنان هستم». (1)
سرزمین مقدسی است که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و اهل بیتش در آن اقامت می گزینند. آن جا اقامتگاه حضرت نوح علیه السلام بوده است. هیچ یک از آل محمد علیهم السلام جز در یک سرزمین مقدس مسکن نمی گزینند و جز در یک سرزمین مقدس به قتل نمی رسند. (2)
داستان مفصل و معروف «انباری» حکایت از این دارد که شخص محترمی در مجلس «عون الدین وزیر» اظهار داشت که من در سال 522 ه.ق. از زادگاه خود همراه یک کاروان تجارتی به سرزمین بربر رفتیم و از آن جا سفر دریایی خود را آغاز کردیم سرانجام به جزیره هایی رسیدیم که همسفران حتی ناخدای کشتی برای نخستین بار به آن جزیره ها رفته بودند اسامی آن جزیره ها عبارت است از:
مبارکه، زاهره، صافیه، ظلوم و عناطیس که همگی ساکنان آن ها از مسلمانان شیعه بودند و بر آنها 5 نفر از اولاد حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بنام های «طاهر، قاسم، ابراهیم، عبدالرحمان و هاشم حکومت می کردند. آن گاه فصل کاملی از اخلاق و رفتار نیکوی -
آن ها و از صفا و زیبایی بی نظیر آن جا سخن گفته است. پس از پایان یافتن سخنان او، وزیر ناصبی و وهابی منش از یکایک حاضران تعهد گرفته که این داستان را هرگز نقل نکنند و آن ها تا روزی که آن وزیر زنده بود، آن را مخفی نگاه داشته اند.
این داستان در منابع فراوانی به تفصیل آمده است که به چند منبع در زیر اشاره می کنیم:
1- الصراط المستقيم، تأليف: زین الدین علی بن یونس عاملی.
2- السلطان المفرج عن اهل الايمان، تأليف: علی بن عبد الحمید تیلی.
3- حديقة الشيعه، تأليف: مقدس اردبیلی (ص 770-765).
4- الانوار النعمانيه، تأليف: سید نعمت الله جزایری (ج 2 ص 58-65).
5- جنت المأوى، تألیف: حسین نوری طبرسی.
6- نجم الثاقب، تألیف: مرحوم نوری (ص 228-217)
7- العبقرى الحسان تأليف شیخ علی اکبر نهاوندی (ج 2 ص 126-123).
8- اثبات الهداة، تأليف: مرحوم شیخ حرّعاملی (ج 3 ص 579).
9- بحار الانوار، ج 53 (ص 221-213).
داستان جزيرة الخضراء حکایت از آن می کند که زین الدین علی بن فاضل ،مازندرانی در سال690 ه.ق به اقیانوس اطلس سفر کرده و از سرزمین بربر، سه روز با کشتی در دل اقیانوس رفته ، تا به جزایر روافض (جزیره های شیعیان) رسیده است. در آن جا اطلاع -
یافته که جزیره ای بنام «جزيرة الخضراء» وجود دارد که فرزندان حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در آن زندگی می کنند چهل روز در آن جا اقامت کرده و سرانجام پس از چهل روز هفت کشتی مواد غذایی از جزیره خضراء به این جزیره آمده است. ناخدای کشتی او را با نام و نام پدر صدا کرده و گفته مشخصات تو را به من گفته اند و اجازه دادند که تو را به جزیره ی خضراء ببرم او را به جزیره ی خضراء برده اند. پس از شانزده روز دریانوردی، سرانجام به «آب های سفید» رسیده اند. ناخدا توضیح داده که این آب ها، چون جزیره ها را احاطه کرده است، کشتی دشمنان هرگز نمی تواند از آن بگذرد و به برکت حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در آن آب ها غرق می شود آن ها به جزیره خضراء رسیده، جمعیت انبوهی را با بهترین لباس و وضع مشاهده کرد، شهری بسیار آباد با درختان سرسبز و انواع میوه ها و بازارهای بسیار و ساختمان های مجلل از سنگ های شفاف رخام دیده است. شخصی بنام «سید شمس الدین» که او را نوه ی پنجم حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف معرفی می کنند، متصدی تعلیم، تربیت و اداره ی آن جاست و او نائب خاص حضرت در آن جزیره است و مستقیماً از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمان می گیرد. وی حضرت را نمی بیند، بلکه هر صبح جمعه، نامه ای به خط امام علیه السلام در نقطه ی معینی گذاشته می شود و در آن اوامر حضرت و هر آن چه مورد نیاز «سید شمس الدین» تا هفته ی آینده خواهد بود مندرج می باشد علی بن فاضل، هیجده روز در آن جزیره اقامت نمود و از محضر جناب سید شمس الدین خوشه ها چیده، و پس از هیجده روز، به او دستور رسیده که به وطن خود باز گردد. علی بن فاضل آن چه را که از محضر جناب «سید شمس الدین» استفاده کرده در کتابی بنام «الفوائد الشمسیه» گرد آورده است.
علی بن فاضل مشروح داستان تشرف خود را به چند نفر از علمای -
بزرگ عصر خود بازگو کرده است. فضل بن یحیی طیبی، نویسنده معروف قرن هفتم به تاریخ 11 شوال 699 ه.ق، مشروح سرگذشت «علی بن فاضل» را در حله از زبان شخص ایشان شنیده و آن را در کتابی بنام «جزيرة الخضراء» گردآورده است که این کتاب مورد توجه علمای شیعه واقع شده است از آن جمله:
1- شهید ثالث مرحوم قاضی نورالله شوشتری، در کتاب ارزشمند «المجالس» داستان جزيرة الخضراء را با سند خود از علی بن فاضل نقل کرده است.
2- علی بن حسین بن عبد العالی كَرَکی جبل عاملی معروف به «محقق ثانی» و مشهور به محقق کرکی که از فقهای مشهور جهان تشیع است، این کتاب در عهد شاه طهماسب صفوی به فارسی ترجمه کرده است و آن را از روی رساله «فضل بن یحیی» ترجمه نموده است.
3- محمدبن اسدالله شوشتری در کتاب «اثبات وجود حضرت صاحب الزمان علیه السلام» که به دستور سلطان صاحب قرآن نوشته، ترجمه رساله جزیرة الخضراء را در آن کتاب درج نموده است.
4- میرزا محمدرضا نصیری طوسی در تفسیر گران قدر خود «الائمة لهداية الامة» متن كامل رساله خضراء را درج کرده و به آن استناد نموده است.
5- شیخ حرّعاملی صاحب کتاب معروف «وسائل الشیعه» داستان جزیره خضراء را در کتاب گرانقدر «اثبات الهداة» در ضمن معجزات حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف آورده است.
6- شیخ هاشم بحرانی در کتاب ارزشمند «تبصرة الولی فیمن رأى المهدى» متن کامل رساله جزیره خضراء را درج کرده است.
7- علامه مجلسی متن کامل رساله جزیره خضراء و در «بحارالانوار» نقل کرده است.
8- میر محمد میرلوحی، که هم عصر علامه مجلسی بوده است در کتاب «كِفايَةُ المُهْتَدى فى مَعْرِفَةِ المَهْدى» يا اربعین میرلوحی می نویسد: من این حدیث معتبر را از کتاب «ریاض المؤمنین» آوردم.
9- میرزا عبدالله اصفهانی در کتاب «ریاض العلماء» جزیره خضراء را نقل نموده است.
10- سید شبر، فرزند محمد ثنوان موسوی حویزی، از علمای قرن دوازدهم کتابی به نام «جزيرة الخضراء» تألیف کرده است.
11- وحید بهبهانی، در حاشیه «مدارک» به داستان جزیره خضراء استناد کرده و بر طبق آن فتوا داده است.
12- آیت الله بحرالعلوم در «رجال» خود به داستان جزیره خضراء استناد کرده است.
13- شیخ اسدالله شوشتری، در کتاب «مقابس الانوار» و کتاب «کشف القناع» در مقام اثبات امکان رؤیت آن حضرت در زمان غیبت به این داستان استدلال کرده است.
14- سیّد عبدالله شبر کتاب «جلاء العیون» علامه مجلسی را به عربی برگردانده آن را شرح و بسط داده، و داستان جزیره خضراء را در بخش حضرت ولی عصر ف عجل الله تعالی فرجه الشریف آورده است.
15- صاحب «روضات» در ضمن مناقب سید مرتضى علم الهدی به داستان جزیره خضراء استناد نموده است.
16- مرحوم حاجی نوری ترجمه کامل داستان جزیره خضراء را در «نجم الثاقب» درج کرده است.
17- حاج سید اسماعیل نوری طبرسی، فشرده داستان جزیره -
خضراء را در کتاب معروف «كفاية الموحدین» نقل کرده است.
18 - حاج شیخ اکبر نهاوندی متن کامل داستان جزیره خضراء را در کتاب «العبقری الحسان» آورده است.
19- حاج شیخ حسین نجفی اهری، فشرده داستان خضراء را در کتاب «حديقة الاحباب» نقل کرده است.
20- محقق معاصر حاج شیخ علی اکبر مهدی پور، این داستان را در کتاب «جزیره خضراء يا مثلث برمودا» آورده است.
این ها عده ای از علمای برجسته شیعه بوده اند که داستان جزیره خضراء را تأیید نموده اند و در کتب خود به آن استناد کرده اند، ولی عده ای از علما نیز این داستان را افسانه می دانند و دلائل آن ها این است که از جهت سند و متن صحیح نیست و تناقضاتی در داستان وجود دارد که راه حلی برای آن ها نیست از جمله آیت الله ابراهیم امینی در کتاب «دادگستر جهان»، داستان جزیره خضراء را شبیه رمان و افسانه دانسته است.
فصل ششم
همسر و فرزندان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف.
یکی از مباحث پیرامون شخصیت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سال زندگی شخصی و خانوادگی آن حضرت است. سخن از ازدواج یا عدم آن و داشتن فرزند و مکان زندگی و وضعیت زندگی اولاد ایشان و کیفیت زندگی آن حضرت از بحث های جذابی است که احیاناً در اذهان بسیاری از معتقدان به او ابهاماتی وجود دارد، که معمولاً با جواب های ضد و نقیضی نیز مواجه می شود. اساساً غیبت طولانی آن حضرت از نگاه زندگانی شخصی و خصوصی وی این سؤال را به وجود می آورد که آیا در این مدت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ازدواج کرده است یا خیر؟ برخی این سؤال را به صورت اشکال مطرح می کنند و می گویند: اگر ازدواج کرده و همسر دارد، لازمه اش داشتن فرزند است و لازمه ی این فاش شدن اسرار و شناسایی آن حضرت است که با حکمت و فلسفه ی غیبت منافات دارد -
و اگر ازدواج نکرده است پس به سنت رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم، به امر شرعی مستحب عمل نکرده است که این هم در مقام و شأن آن حضرت نمی باشد زیرا وی رهبر دینی مردم است و در عمل به مستحبات هم چون واجبات باید پیش قدم باشد و به فرض وجود امامی که مستحب مؤكّد شرعی را ترک کند و در واقع عمل مکروهی را انجام دهد بسیار مشکل و بعید است. پس اگر ازدواج نکرده باشد اشکال ترک مستحب از طرف معصوم و اگر ازدواج کرده باشد اشکال فاش شدن اسرار و تضاد با فلسفه غیبت پیش می آید چون طرفین قضیه با اشکال مواجه است عده ای چنین نتیجه گیری می کنند که اصلاً آن حضرت وجود ندارد.
نکته دیگر این که اصل ازدواج یا عدم ازدواج آن حضرت جزء اعتقادات ما نیست، بلکه از مسائل شخصی است که در روایات نیز به آن تصریح نشده، و مورد بحث امامان قبلی نیز نبوده است، و کسانی هم که در دوران غیبت توفیق درک حضور آن حضرت را داشته اند آن قدر سؤالات و مشکلات در ذهنشان بوده است که به این گونه سؤالات نرسیده اند.
در دوران غیبت صغری نیز از نائبان خاص، در این زمینه سخنی شنیده نشده است. از سوی دیگر ذهن انسان در کنار سؤال از ازدواج حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سؤالات دیگری نیز می سازد از جمله این که:
آیا امام مهدی علیه السلام دارای فرزند است؟
آیا مکان خاصی برای زندگی وی و فرزندانش وجود دارد؟
آیا فرض وجود همسر و فرزند برای آن حضرت با فلسفه و حکمت غیبت سازگاری دارد؟
در صورت ازدواج نکردن آیا برخلاف سنت و دستور پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم -
عمل نکرده است؟
با توجه به این سؤالات نظرات مطرح شده به سه قسم دسته بندی می شود:
1- نظریه اول: گفته شده که اساساً حضرت ازدواج نکرده است.
2- نظریه دوم: حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ازدواج کرده است ولی اولاد ندارد.
3- نظریه سوم: حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ازدواج کرده است و دارای فرزندانی نیز می باشند.
اگر نظریه اول را بپذیریم لازمه اش این است که امام معصوم علیه السلام یکی از سنت های مهم اسلام را ترک کرده باشد و این با مقام و شأن امام معصوم سازگار نیست ولی از طرف دیگر چون مسئله غیبت، اهم است و ازدواج مهم، پس ترک ازدواج اشکالی ایجاد نمی کند.
ولی اگر نظریه دوم را که ازدواج را که ازدواج آن حضرت است را بپذیریم بدون داشتن اولاد، باز این اشکال باقی می ماند که اگر قرار باشد، آن حضرت شخصی را به عنوان همسر برگزیند، باید بگوییم او نیز مانند حضرت دارای عمر طولانیست که بر این مسئله دلیل نداریم یا این که بگوییم مدتی با حضرت زندگی کرده و از دنیا رفته است که در این صورت آن حضرت به سنت حسنه ازدواج عمل کرده است و بعداز آن بدون زن و فرزند زندگی می نماید.
و اگر نظریه سوم را بپذیریم آن است که حضرت ازدواج کرده و دارای اولاد نیز می باشد و اولاد آن حضرت نیز دارای فرزندانی هستند، با پذیرش این نظریه اشکال دیگری پیش می آید که این همه اولاد بالاخره در جست و جوی اصل خویش می افتند و این با فلسفه غیبت حضرت سازگار نیست.
ما در اینجا روایات و ادعیه ای را که اثبات می کند حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف دارای همسر و فرزند می باشند را بیان می کنیم:
1 * شیخ نعمانی شاگرد ثقة الاسلام کلینی در کتاب «غیبت» و شیخ طوسی در کتاب «غیبت» هردو به سند معتبر روایت کرده اند از مُفضّل بن عمر که گفت: شنیدم که حضرت ابی عبدالله علیه السلام می فرماید:
«به درستی که از برای صاحب این امر، دو غیبت است یکی از آن دو طول می کشد تا این که می گویند بعضی از ایشان که او مرده است و می گویند بعضی از ایشان که او کشته شده و می گویند بعضی از ایشان که او رفته است، تا آن که ثابت نمی ماند بر امامت او از اصحابش، مگر نفری اندک و مطلع نمی شود بر موضع او احدی از فرزندان او و نه غیراو، مگر کسی را که به او فرمان دهد».
2 * شیخ طوسی و جماعتی به سندهای متعدد روایت کرده اند از يعقوب بن يوسف ضراب اصفهانی که او در سنه 281 ه.ق به حج رفت و در مکه در سوق اللیل در خانه ای که معروف بود به خانه ی خدیجه منزل کرد و در آن جا پیرزنی بود که واسطه بود میان خواص شیعه و امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و قصه ی طولانی دارد و در آخر آن مذکور است که حضرت دفتری برای او فرستادند که در آن مکتوب بود صلواتی بر حضرت رسول صلی الله علیه واله وسلم و سایر ائمه علیهم السلام و بر آن جناب و امر فرمودند که هرگاه خواستی صلوات بفرستی برایشان به این نحو بفرست و آن طولانی است و در موضعی از آن مذکور است:
«اللَّهُمَّ أَعْطِهِ فِي نَفْسِه وَ ذُريَّتِهِ وَ شِيعَتِهِ وَ رَعِيَّتِهِ وَخاصَّتِهِ وَعَدُوِّهِ وَجَميعِ أَهْلِ الدنيا ما تُقِرُّبِهِ عَيْنَهُ وَتَسُرُّ بِهِ نَفْسَهُ وَبَلِعْهُ أَفْضَلَ مَا آمَلَهُ فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ إِنَّكَ -
علَى كُلِّ شيءٍ قَدير...». (1)
«بارخدایا! به او عطا کن برای خودش و فرزندانش و پیروانش و رعیتش و خاصانش و همه آنان که فرمانش برند و دشمنانش و همه اهل دنیا آن چه که دیدگانش را به آن روشن کنی و دلش را به آن شاد نمایی و او را در دنیا و آخرت به برترین آرزوهایش برسان، به یقین تو بر همه چیز توانایی...».
و آخر آن چنین است:
«... اللَّهُمَّ صَلِّي عَلَى مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى وَعَلَى الْمُرْتَضَى وَفَاطِمَةَ الزَّهرَاءِ وَالْحَسَنِ الرّضا وَالْحُسَيْنِ الْمُصَفّى وَجَميعِ الأوصِياءِ مَصَابِيحِ الدُّجَى وَأَعْلَامِ الْهُدَى وَمَنَارِ التَّقَى وَ العُرْوَةِ الوُثْقَى وَالحَبلِ المَتينِ وَالصِّراطِ الْمُسْتَقِيمِ وَصَلِّ عَلَى وَلِيِّكَ وَوُلاةِ عَهْدِكَ وَالْأَئمَةِ مِنْ وُلْدِهِ وَمُدَّ فِي أعمارِهِم وَزِد فِي آجالهِم وَبَلِّعْهُم أقصى آمَالِهِم ديناً وَدُنياً وآخرةً إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شيءٍ قَدير». (2)
«... خدایا درود فرست بر محمّد مصطفى صلی الله علیه واله وسلم و على مرتضى علیه السلام، و فاطمه زهرا علیها السلام، و حسن علیه السلام خشنود از قضا، و حسین علیه السلام پاک گشته، و همه اوصیایی که چراغ های تاریکی و نشانه های هدایت و مشعل های فروزان تقوی، و دستاویز و رشته استوار و راه راستاند و برولیت و زمامداران پای بند به عهدت که امامان از فرزندانش هستند درود فرست و بر عمرشان بیفزا و به طول حیاتشان فزونی بخش، و به نهایت آرزوهای دینی و دنیوی و اُخرویشان برسان که به یقین
تو بر همه چیز توانایی».
3 * در زیارت مخصوصه ای که در روز جمعه باید خواند و سید رضی الدین علی بن طاووس در کتاب «جمال الاسبوع» نقل فرموده، مذکور است:
«... السَّلامُ عَلَيْكَ وَ صَلَّى اللهُ عَلَيْكَ وَ عَلَى آلِ بَيْتِكَ الطَّيِّبين الطاهرين... -
صَلَواتُ اللهِ عَلَيْكَ وَعَلَى آلِ بَيْتِكَ هذا يَومُ الْجُمُعَةِ ... صَلَواتُ اللهِ عَلَيْكَ وَعَلَى أَهْلِ بَيْتِكَ الطاهرين». (1)
«... سلام بر تو و رحمت خدا بر تو و خاندان پاک و طاهرت... درود خدا بر تو باد و برآل بیت تو، این روز جمعه است... درودهای خدا بر تو و برخاندان تو باد که همه از پاکان عالمند».
4 * در آخر کتاب مزار «بحارالانوار» از کتاب «مجموع الدعوات» هارون بن موسی تلعکبری سلام و صلوات طولانی نقل کرده از برای رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم و هریک از ائمه علیهم السلام و بعداز ذکر سلام و صلوات حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشريف فرموده:
«سلام و صلوات بر ولات عهد حجّت و بر پیشوایان از فرزندان او و دعا برای ایشان:
«... السَّلامُ عَلَى وُلاةِ عَهْدِهِ وَعَلَى الْأَئمَةِ مِنْ وُلْدِهِ اللَّهُمَّ صَلَّ عَلَيهِمْ وَبَلَّغْهُمْ آمَالَهُمْ وَ زِدْ فِي آجالِهِمْ وَأَعِزَّنَصْرَهُمْ وَتَقِمْ لَهُمْ مَا أَسْنَدْتَ مِن أَمْرِكَ إِلَيْهِمْ وَاجْعَلْنَا لَهُمْ أَعْواناً وَعَلَى دِينِكَ أَنْصاراً فَإِنَّهُم مَعادِنُ كَلِماتِكَ وَ خَزائِنُ عِلمِكَ وَأَرْكَانُ تَوحِيدِكَ وَ دَعائم دينِكَ وَوُلاةُ أَمْرَكَ وَخُلَصَاؤُكَ مِنْ عِبادِكَ وَصَفْوَتُكَ مِنْ خَلْقِكَ وَأَوْلِيَاؤُكَ وَسَلائِلُ أوليائكَ وَ صَفْوَةُ أَوْلادِ أصْفيائِكَ وَ بَلّغهُمْ مِنَّا التَّحِيَّةَ وَالسَّلامَ وَاُرْدُدْ عَلَينا مِنْهُمُ التَّحِيَّةَ وَالسَّلامَ وَالسَّلامُ عَلَيْهِمْ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكَاتُهُ». (2)
«خداوندا! درود فرست بر متولیان عهد او و امامان پس از او، و آنان را به آرمانها و آرزوهایشان نایل گردان و بر عمرشان بیفزای و پیروزی با عزّت به آنان عنایت فرما، و آن چه از امر دینت را بر عهده آنان قراردادهای پایدار گردان و پایه های حکومتش را استوار ساز، و ما را یاورهایی برای آنان و یارانی برای دینت قرار ده که آنان به راستی کانون های كلمات تو و ستون های توحید تو و پایه های دین تو و متصدیان امرتو و برگزیدگان از -
بندگانت و نخبه های از خلق تو هستند و دوستان تو و فرزندان محبان خاص تو و برگزیدگان او، اولاد پیغمبر تو هستند و سلام بر همگی آنان باد و رحمت و برکات خداوند شامل حال آنان باد».
5 * سیّدبن طاووس قدس سره زیارتی برای آن جناب نقل کرده اند و یکی از فقرات دعای بعداز نماز آن زیارت، این است:
«اللهُمَّ أَعْطِهِ فِي نَفْسِهِ وَذُريَّتِهِ وَشِيعَتِهِ وَرَعِيَّتِهِ وَخاصَّتِهِ وَعَامَّتِهِ وَعَدُوِّهِ وَجَميعِ أَهْلِ الدُّنْيا مَا تُقِربِهِ عَيْنَهُ وَتَسُرُّ بِهِ نَفْسَهُ وَبَلَغَهُ أَفْضَلَ مَا أَمَلَهُ فِي الدُّنيا وَالْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيءٍ قدير...». (1)
«بارخدایا! به او عطا کن برای خودش و فرزندانش و پیروانش و رعیتش و خاصانش و همه آنان که فرمانش برند و دشمنانش و همه اهل دنیا آن چه که دیدگانش را به آن روشن کنی و دلش را به آن شاد نمایی و او را در دنیا و آخرت به برترین آرزوهایش برسان، به یقین تو بر هر چیز توانایی...».
6 * شیخ ابراهیم کفعمی در «مصباح» خود نقل کرده که زوجه ی آن حضرت یکی از دختران ابی لهب است.
7 * سيّد جليل، علی بن طاووس در کتاب «عمل شهر رمضان» روایت کرده از ابن ابی قره دعایی که باید در جمع اوقات دهر خواند. به جهت حفظ وجود مبارک حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف و از فقرات آن دعا این است:
«وَ تَجْعَلَهُ وَذُريَّتَهُ مِنَ الأئمةِ الْوَارِثِينَ». (2)
«و او را و فرزندان او را از ائمه وارثین امامت و عصمت قرار بده».
8 * شیخ طوسی به سند معتبر از جناب صادق علیه السلام روایت کرده خبری که در آن مذکور است بعضی از وصایای رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم که در -
شب شهادت به امیرالمؤمنین علی علیه السلام عرض نمود و از جمله فقرات آن این است که آن جناب فرمودند:
«و چون اجل قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف در رسد، آن حضرت این وصیت را به فرزند خود اول مهدیین بدهد و ...».
9 * شیخ کفعمی در «مصباح» خود گفته: یونس ابن عبدالرحمان گفته و روایت کرده از حضرت رضا علیه السلام که آن جناب امر کرده به دعا از برای صاحب الامر علیه السلام به این دعا:
«اللهُمَّ ادْفَعْ عَنْ وَلِيَك... اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى وُلاةِ عَهْدِهِ وَالْأئمةِ مِنْ بَعْدِهِ...».
«خدایا دفاع کن از ولیت... خدایا بر متولیان عهدش و پیشوایان پس از او درود فرست ...».
تا آخر آن چه گذشت قریب به آن و در حاشیه و در حاشیه گفته یعنی صلوات بفرست بر او اولاً آن گاه صلوات بفرست برایشان ثانیاً، بعداز آن که صلوات فرستادی بر او و اراده فرمود به ائمه بعد او، اولاد آن جناب را، زیرا که ایشان علماء و اشرافاند و عالم امام کسی است که اقتدا بکنند به او و دلالت می کند بر این قول او و «ائمة من ولده» در دعایی که مروی است از حضرت مهدی علیه السلام. (1)
10 * در «مزار» محمدبن مشهدی، مروی است که حضرت صادق علیه السلام به ابی بصیر فرمود:
«گویا می بینم نزول قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را در مسجد سهله با اهل و عیالش...». (2)
11 * علامه مجلسی در مجلّدصلات «بحار» در اعمال صبح روز جمعه از یکی از اصول قدما دعایی طولانی نقل کرده که باید بعد از -
نماز فجر خواند و از فقرات دعا برای حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف در آن جا این است:
«اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَى آبَائِهِ فِي هَذِهِ السّاعَةِ وفي كلّ ساعَةٍ وَليَّاً وَ حافِظاً وقائداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَعَيْناً حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ وَ طَوعاً وَتُمَتِّعَهُ فِيها طَويلاً». (1)
«خدايا، ولىات حضرت حجّة ابن الحسن که درودهای تو بر او و بر پدرانش باد در این لحظه و در تمام لحظات سرپرست و نگاهدار و راهبر و یاری گر و راهنما و دیدبان باش تا او را به صورتی که خوشایند اوست ساکن زمین گردانیده و مدت زمان طولانی در آن بهره مند سازی».
1) بحارالانوار: ج 86 ص 340.
فصل هفتم
شباهت های حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف به انبیای الهی.
از آن جا که حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف تنها بازمانده از انبیاء و اولیاء الهی علیهم السلام می باشد، هرآن چه آن بزرگواران دارا بودند از علم، قدرت، معجزه و ... همگی در اختیار آن حضرت قرار دارد و از این رو آن حضرت به تمام انبیاء و اولیاء شباهت هایی را دارد.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از چندین جهت به حضرت آدم علیه السلام شباهت دارد:
خداوند حضرت آدم علیه السلام را خلیفه خود در روی زمین قرارداد و در قرآن کریم درباره او چنین فرموده است: -
«... إنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ...». (1)
«... همانا در زمین جانشین خواهم گماشت ...».
روایت شده است که خداوند امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را، هم خلیفه خود در روی زمین قرار داده است چنان که در قرآن مجید آمده است:
«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ...». (2)
«خداوند کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند را وعده داده است که حتماً آنان را در زمین جانشین خود قرار دهد...».
از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمودند:
«او قائم آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف است که هنگام ظهورش در مکه معظمه دست بر صورت خود کشیده و می فرماید:
«... الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذِي صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَيْثُ نَشَاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ». (3)
«تمامی حمد مخصوص خداوندی است که وعده اش را در حق ما تحقق بخشید و ما را وارث زمین گردانید، هرجایی از بهشت بخواهیم مسکن می گزینیم که پاداش عمل کنندگان چقدر نیکوست».
در روایت از پیامبراکرم صلی الله علیه واله وسلم آمده است که فرمودند:
«آدم آنقدر بر فراق بهشت گریه کرد تا این که اشک از دو گونه اش مانند آبراه جاری شد». (4)
از امام صادق علیه السلام نیز در این باره روایتی وارد شده است که فرمودند: -
«گریه کنندگان پنج نفر هستند آدم، یعقوب، يوسف، فاطمه علیها السلام دختر پیامبر صلی الله علیه واله وسلم و علی بن الحسين علیه السلام. اما آدم بر فراق بهشت گریه کرد تا این که اشکهایش مانند آبراه بر صورتش جاری شد». (1)
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز خطاب به جدّش حسین علیه السلام در زیارت ناحیه می گوید:
«شب و روز برایت ندبه می کنم و به جای اشک برای تو خون می گریم».
خداوند تمام اسماء را به آدم تعلیم فرمود چنان چه در قرآن کریم آمده است:
«وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا...». (2)
هم چنین خداوند آن چه به آدم آموخت را به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آموخته و اضافه بر آن علوم دیگری نیز اضافه نموده است. خداوند بیست و پنج حرف از اسم اعظم را به حضرت آدم علیه السلام آموخت و طبق روایات به پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم هفتادود و حرف از اسم اعظم را آموخت و تمام علومی که در نزد پیامبر است به اوصیاء آن حضرت نیز داده شده است تا به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف رسیده است.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«آن علمی که بر آدم علیه السلام وارد شد دیگر برداشته نشد، و هیچ عالمی نمرده مگر این که علمش را به ارث گذاشته است و زمین بدون عالم باقی نمی ماند». (3)
حضرت آدم علیه السلام زمین را با عبادت خدا زنده کرد، پس از آن که جنیان با کفر و طغیانشان آن را میرانده بودند حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز زمین را با دین خدا و عبادت و عدالت و برپایی حدودش زنده خواهد کرد، آن زمانی که اهل زمین به کفر و معصیت مرده باشند.
امام باقر علیه السلام درباره این آیه فرمودند:
«... وَ يُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا...». (1)
«زمین را پس از مرگ آن زنده می سازد».
«خداوند عزّوجل به وسیله قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف زمین را پس از مرگش زنده گرداند و منظور از مرگ آن، کفر اهل آن می باشد که کافر در حقیقت مرده است». (2)
حضرت هابیل علیه السلام نزدیک ترین فرد خانواده اش یعنی برادرش قصد جانش را کرد و او را کشت. حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف را نیز یکی از نزدیک ترین افراد خانواده اش یعنی جعفر کذاب عموی آن حضرت قصد کشتن او را نمود.
حضرت شیث علیه السلام سومین فرزند حضرت آدم علیه السلام است که بعداز ایشان به نبوت رسید.
امام باقر علیه السلام فرمودند: -
«حضرت آدم علیه السلام بعد از کشته شدن هابیل علیه السلام بسیار گریست و به درگاه خداوند شکوه کرد. خداوند به او وعده پسری داد تا جای هابیل را بگیرد، آن گاه به او فرزندی عطا کرد که حضرت آدم علیه السلام او را شیث نام گذاشت، خداوند به آدم وحی کرد که این پسر بخششی است از جانب پروردگارت پس نام او را «هبة الله» بگذار».
حضرت شیث علیه السلام اجازه نیافت که علم خود را آشکار کند، از این جهت که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز از طرف حق اجازه نیافته تا روز معین علم خود را آشکار نماید به آن حضرت شباهت دارند».
حضرت ادریس علیه السلام جد پدر حضرت نوح علیه السلام است که نامش «أخنوخ» بوده، خداوند او را به جایگاه بلندی بالا برد که گفته می شود به آسمان چهارم و یا به آسمان ششم برده شده است. او را بدان جهت «ادریس» نامیدند که کتاب های بسیار درس می گفت و گفته می شود که او در بهشت زنده است.
از امام صادق علیه السلام درباره عروج حضرت ادریس علیه السلام نقل شده که فرمودند:
«خداوند تبارک و تعالی بر فرشته ای از فرشتگان غضب کرد و بال هایش را برید، و او را در یکی از جزیره های دریا افکند، پس از زمانی طولانی که خداوند می داند در آن دریا ماند و چون خداوند حضرت ادریس علیه السلام را به رسالت برانگیخت آن فرشته نزد وی آمد و گفت: ای پیغمبر خدا! دعا کن خداوند از من راضی شود و بالهایم را برگرداند.
حضرت ادریس علیه السلام فرمود: آری، [چنین خواهم کرد] آن گاه از پروردگار -
درخواست نمود و خداوند بال های آن فرشته را بازگرداند و از او راضی شد، سپس آن فرشته به حضرت ادریس علیه السلام گفت: آیا حاجتی داری؟
فرمود: آری! دوست دارم مرا به آسمان بالا ببری تا به ملک الموت نگاه کنم، چون با یاد او زندگی ندارم. پس فرشته او را گرفت و بر بال های خود به آسمان برد تا به آسمان چهارم رسید ناگهان دید ملک الموت سرخود را از روی تعجب حرکت می دهد حضرت ادریس علیه السلام بر ملک الموت نگاه کرد و به او گفت: چرا سرت را تکان می دهی؟
گفت: چون خداوند به من امر فرمود که تو را بین آسمان چهارم و پنجم قبض روح کنم، گفتم: پروردگارا! چگونه این کار را انجام دهم و حال آن که غلظت آسمان چهارم به مقدار 500 سال راه است و از آسمان چهارم تا آسمان سوم مقدار 500 سال راه است و غلظت آسمان سوم نیز 500 سال است و هر آسمانی از ما بین آن به همین ترتیب است، این چگونه شدنی است؟
سپس آن را بین آسمان چهارم و پنجم قبض روح نمود و همین است که خداوند می فرماید:
«وَرَفَعناهُ مَكاناً عَليا». (1)
«و ما او را به جایگاه بلندی رساندیم». (2)
قائم علیه السلام را هم روح القدس بر بال خود گرفت و به آسمان ها برد.
در حدیثی که در کتاب کمال الدین از حکیمه خاتون نقل شده در باب میلاد حضرت قائم علیه السلام آمده است:
«پس امام حسن عسکری علیه السلام فرزندش را گرفت، درحالی که کبوترها بالای سرش پرواز می کردند. آن گاه امام به یکی از کبوترها بانگ زد که: -
او را بردار و حفظ کن و هر چهل روز به ما برگردان. آن کبوتر او را برگرفت و به سوی آسمان پرواز کرد؛ بقیه کبوترها نیز پیروی کردند. آن گاه شنیدم که حضرت ابو محمد «امام حسن عسکری علیه السلام) فرمودند:
«تو را به کسی می سپارم که مادر موسی فرزندش را به او سپرد».
نرجس علیها السلام گریه کرد، آن حضرت به او فرمود: آرام باش که شیر، جز از پستان های تو بر او حرام است و به زودی به تو باز خواهد گشت، چنان که موسی علیه السلام به مادرش بازگردانده شد. خدای عزوجل می فرماید:
«فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أَمِّهِ كَيْ تَقَرَّعَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ...». (1)
«سرانجام ما او را به مادرش بازگرداندیم تا دیده اش روشنی یابد و غمگین نشود».
حکیمه خاتون گوید: عرض کردم: این پرنده چیست؟
فرمود: «این روح القدس است که موکل امامان است. آنها را تسدید و توفیق می دهد و به علم تربیت می کند ...». (2)
حضرت ادریس علیه السلام هنگامی که می خواستند او را بکشند، از قومش غائب شد.
در حدیثی از امام باقر علیه السلام آمده است که:
«حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز هنگامی که دشمنان می خواستند او را بکشند غائب شد». (3)
غیبت حضرت ادریس علیه السلام به طول انجامید به حدی که شیعیان و پیروان او در مشقت و شدت و سختی واقع شدند، حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز غیبتش طولانی است تا جایی که شیعیان به نهایت سختی و فشار و مشقت واقع شوند.
چنان که از پیامبر اکرم صلى الله علیه واله وسلم روایت شده که فرمودند:
«پیوسته وضع شما چنین خواهد بود تا این که در میان فتنه و جور، کسی متولد شود که مردم او را نشناسند. آن گاه زمین به حدی از ظلم و ستم پر شده که هیچ کس نتواند «الله» بگوید. سپس خداوند عزوجل مردی از من و از عترت من برانگیزد که او زمین را پر از عدل سازد، هم چنان که قبل از او، آن پر از ظلم و ستم شده باشد». (1)
هنگامی که حضرت ادریس علیه السلام غیبتش به طول انجامید مردم بر توبه اتفاق کردند و به سوی خدا بازگشتند، خداوند متعال هم او را ظاهر ساخت و شدت و بدی را از آنان دور کرد. حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز این چنین است که اگر مردم بر توبه و بازگشت به سوی خدا اتفاق کنند و بر یاریش اراده قطعی نمایند خداوند آن حضرت را ظاهر خواهد ساخت.
هنگامی که حضرت ادریس علیه السلام ظهور کرد پادشاه ستمگر و مردم بر او تسلیم شدند و هم چنین است هنگامی که حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشريف -
1) بحار الانوار: ج 51 ص 68.
ظهور می نماید، هرگاه ظاهر شود پادشاهان و امرای ستمگر و هم چنین مردم عالم به آن حضرت ایمان می آورند و در مقابل او سر فرود می آورند.
در این باره امام باقر علیه السلام در تفسیر آیه شریفه:
«هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ». (1)
«اوست خدایی که رسولش (حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم) را با دین حق به هدایت خلق فرستاد تا بر همه ادیان عالم تسلط و برتری دهد هرچند مشرکان و کافران ناراضی و مخالف باشند».
فرمودند:
«وعده ای که در این آیه داده شده است به هنگام ظهور مهدی آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف تحقق می یابد در آن روز هیچ کس در روی زمین نخواهد بود مگر این که اقرار به حقانیت محمد صلی الله علیه واله وسلم می کند». (2)
از امام صادق علیه السلام روایت شده است که:
«حضرت نوح علیه السلام حدود 2500 سال عمر کرد به همین دلیل او را شیخ الانبیاء می نامند».
امام صادق علیه السلام از پدرش روایت کرده که پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«آدم ابوالبشر 930 سال زندگانی کرد و نوح 2450 سال و ابراهیم 175 سال و اسماعيل بن ابراهیم 120 سال و اسحاق بن ابراهیم 180 سال و یعقوب بن اسحاق 120 سال و یوسف بن يعقوب 120 سال و موسی 126 سال -
و هارون 133 سال و داوود 100 سال و پادشاهی او چهل سال بود و سلیمان بن داوود 712 سال زندگانی کرد.
از امام زین العابدین علیه السلام روایت شده که فرمودند:
«در قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف روشی از آدم و نوح است و آن طول عمر می باشد». (1)
حضرت نوح علیه السلام با دعای خویش زمین را از کافران پاک کرد.
«وَقَالَ نُوحٌ رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا». (2)
«نوح گفت: پروردگارا! هیچ یک از کافران را بر زمین مگذار».
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز زمین را از لوث و آلودگی وجود کافران پاک می گرداند چنان چه اثری از آنان باقی نماند.
هرکس از قوم حضرت نوح علیه السلام از فرمان آن حضرت سرپیچی کرد به هلاکت رسید. چنان چه همسر و فرزندانش از این قاعده استثناء نشدند.
چنان چه در روایات آمده است: «هرکس از فرمان حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف نافرمانی کند هلاک می شود».
پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«قیامت برپا نخواهد شد مگر این که قائم علیه السلام از ما بر پاخیزد، و آن هنگامی است که خداوند به او اجازه دهد هرکس از او پیروی کند نجات یابد و هر آن که از او تخلّف جوید هلاک گردد. ای بندگان خدا! خدا را خدا! را که به سوی او بیایید هرچند که بر روی برف و یخبندان -
باشد که او خلیفه ی خدا و خلیفه ی من است». (1)
فرج حضرت نوح علیه السلام و اصحابش را خداوند آن قدر به تأخیر انداخت تا این که اکثریت معتقد به آن حضرت از او و دینش برگشتند.
فرج قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف را نیز خداوند به قدری به تأخیر می اندازد که بیش ترین معتقدین به آن حضرت بر می گردند.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«... قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز چنین است زیرا ایام غیبت او طولانی می شود تا حق محض و ایمان صافی از کدر آن مشخص شود و هرکسی که از شیعیان طینت ناپاکی دارد از دین بیرون رود کسانی ممکن است چون جانشینی و تمکین و امنیت منتشر شده در دوران قائم علیه السلام را احساس کنند نفاق ورزند...». (2)
حضرت ادریس علیه السلام به ظهور حضرت نوح علیه السلام بشارت داد و خداوند تبارک و تعالی نیز به ظهور حضرت مهدی علیه السلام فرشتگان را بشارت داد و هم چنین پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم و امامان علیهم السلام و پیامبران گذشته ظهور آن حضرت را بشارت داده اند.
حضرت نوح علیه السلام نداهایش به شرق و غرب عالم می رسید و این یکی از -
معجزات آن حضرت بوده است.
در حدیثی مُفضَّل از امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمودند:
«حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف هنگام ظهور بین رکن و مقام می ایستد و فریادی برمی آورد و می گوید:
ای نقبا و سرداران و ای خواص من! و ای کسانی که خداوند پیش از ظهور آن ها را بر روی زمین برای یاری من ذخیره کرده با خواست و رغبت من به سوی من بیایید پس صدای حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف (در شرق و غرب عالم) به آن ها می رسد در حالی که در محراب ها و بر فرش ها و رختخواب هایشان باشند و با یک فریاد، همه صدای او را می شنوند و هریک از آنان به گوشش می رسد، و به سوی آن اجابت می کند، و یک چشم بر هم زدن نمی گذرد که همگی آن ها بین مقام و رکن قرار می گیرند». (1)
نام مبارک حضرت هود علیه السلام «عابر» است که نام مبارک آن حضرت هفت بار در قرآن آمده است و یک سوره قرآن نیز بنام آن حضرت است. حضرت هود علیه السلام از نوادگان حضرت نوح علیه السلام بوده که با هفت واسطه به آن حضرت می رسد.
او در قیافه و قامت شبیه حضرت آدم علیه السلام بوده، سر و صورتی پرمو و چهره ای زیبا داشته و دومین پیامبری است که بعد از حضرت نوح علیه السلام در برابر بت و بت پرستی قیام کرد ایشان را به این دلیل «هود» می گفتند که از گمراهی قومش نجات یافته و از طرف خداوند برای هدایت قومش انتخاب شده بود.
1) بحارالانوار: ج 53 ص 7.
حضرت نوح علیه السلام به ظهور حضرت هود علیه السلام بشارت دادند.
چنان چه امام صادق علیه السلام فرمودند:
«هنگامی که وفات حضرت نوح علیه السلام نزدیک شد، شیعیان و پیروان خود را فرا خواند و گفت:
بدانید که پس از من غیبتی خواهد بود که طاغوت ظاهر می شود و البته خداوند عزوجل به وسیله قیام کننده از فرزندانم که «هود» نامیده می شود گشایشی می رساند او هیبت و سکینه و وقار دارد، در خلقت و اخلاق شبيه من است». (1)
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز با تمام خصوصیات پدران بزرگوارش به غیبت و ظهورش مژده داده اند.
حضرت نوح علیه السلام درباره ظهور حضرت هود علیه السلام فرمودند: «ظهورش با نابودی دشمنان همراه می باشد».
چنان چه در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است که فرمودند:
«... و خداوند هنگام ظهور او (حضرت هود علیه السلام) دشمنان شما را به وسیله باد هلاک می کند پس پیوسته منتظر و مراقب ظهور و قیام حضرت هود علیه السلام بودند تا این که مدت بر آنان طولانی شد و دل بیشتر آنان را قساوت گرفت، سپس خداوند متعال پیغمبرش، هود را فرستاد بعد از آنکه ناامید شده بودند و بلا و گرفتاری وجودشان را پرکرده بود دشمنان به وسیله باد بدون نفع هلاک شدند، بادی که خداوند متعال آن را در قرآن چنین توصیف کرده است: -
1) كمال الدين و تمام النعمة: ج 1 ص 145.
«مَا تَذَرُ مِنْ شَيْءٍ أَتَتْ عَلَيْهِ إِلَّا جَعَلَتْهُ كَالرَّمِيمِ». (1)
«و برهیچ چیزی نگذشت مگر این که آن را هم چون استخوان خاک شده ساخت».
آن گاه غیبت بر او واقع شد تا این که حضرت هود علیه السلام ظاهر گشت». (2)
خداوند عزوجل کافران از قوم حضرت هود علیه السلام را به وسیله او هلاک کرد و باد عقیم را بر آنان فرستاد چنان چه خداوند در قرآن می فرماید:
«وَ فِي عَادٍ إِذْ أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمُ الرِّيحَ الْعَقِيمَ». (3)
«در (ماجرای) عاد چون بر (سر) آنان باد مهلک را فرستادیم».
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز چنان است که خداوند متعال به وجود او جمعی از کافران را به وسیله باد سیاهی نابود می کند.
حضرت صالح علیه السلام یکی از پیامبران الهی بود که نامش 11 بار در قرآن کریم ذکر شده است. حضرت صالح علیه السلام سومین پیامبری است که پس از حضرت نوح علیه السلام و حضرت هود علیه السلام بر ضد بت پرستی قیام کرده است و یک تنه سال ها با طاغوت ها مبارزه نموده است. به زبان عربی سخن می گفت و 280 سال عمر کرد و قبرش در نجف اشرف یا بین حجر الاسود و مقام ابراهیم در کعبه قرار دارد. او یکی از نوادگان سام، پسر حضرت نوح علیه السلام است که برای هدایت قوم ثمود فرستاده شده بود.
حضرت صالح علیه السلام مدتی از قومش غائب شد و پس از مدتی به سوی قومش بازگشت نمود درحالی که عده زیادی از مردم او را انکار کردند.
چنان چه از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند:
«حضرت صالح علیه السلام مدتی از قومش غایب شد، روزی که از آنان غیبت یافت، میان سال و خوش هیکل و خوش اندام بود، ریش انبوه و شکم خفته ای داشت، گونه هایش سبک و در میان مردم میان بالا بود.
هنگامی که به قومش بازگشت او را به صورتش نشناختند و آن ها را به سه طایفه دید: یک طایفه منکر و کافر، و طایفه دیگر اهل شک و تردید بودند، و طایفه سوم یقین و ایمان داشتند.
اوّل :آن طایفه ای که اهل شک و تردید بودند را دعوت کرد، و به آنان گفت: من صالح هستم، آن ها او را تکذیب کردند و دشنام دادند و راندند و گفتند: خداوند از تو بیزار است، صالح به صورت تو نبود.
سپس نزد منکران و کافران آمد و آن ها را دعوت فرمود، ولی از او نپذیرفتند و به بدترین وجهی از او رمیدند.
آن گاه نزد طایفه سوم آمد و گفت: من صالح هستم. گفتند: نشانه ای بگو که بدانیم تو صالح هستی چون ما تردید نداریم که خداوند تعالی آفریدگار است، هرکس را به هر شکل در می آورد، ما در میان خودمان نشانه های صالح را به یکدیگر اطلاع داده و بررسی کرده ایم تا این که هرگاه بیاید برای ما معلوم باشد و صحت آن به وسیله یک خبر آسمانی بر ما محقق گردد. حضرت صالح علیه السلام فرمود:
من همان صالح هستم که شتر را برای شما برآوردم. گفتند: راست می گویی؛ همین مطلب را ما با هم بررسی می کردیم. نشانه های آن چیست؟ فرمود: یک روز او آب می آشامید و روز دیگر شما گفتند ما به خداوند و آن چه تو از جانب او آورده ای ایمان داریم. این جاست که خداوند تبارک و تعالی می فرماید: -
«... أَنَّ صَالِحًا مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ ...». (1)
«همانا صالح علیه السلام از سوی پروردگارش فرستاده شده است».
و اهل یقین و ایمان گفتند:
«... إِنَّا بِمَا أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ». (2)
«ما به آن چه فرستاده شد ایمان داریم».
و کسانی که تکبّر کردند (شک کنندگان) گفتند:
«.. إِنَّا بِالَّذِي آمَنْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ». (3)
«ما به آن چه شما ایمان آورده اید، کفر ورزیده ایم».
راوی گوید: آیا آن زمان، میان آن ها عالمی هم بود که به صالح علیه السلام آگاه باشد؟
فرمود: «خداوند عادل تر از آن است که زمین را بدون عالمی بگذارد که مردم را به سوی خداوند رهبری کند، آن مردم تنها هفت روز پس از خروج صالح علیه السلام از میان آن ها در حال حیرت که امامی را نمی شناختند به سر بردند که در همان حال هم دین خدای عزوجل را در اختیار داشتند، و با هم متحد بودند و چون صالح علیه السلام ظاهر شد، پیرامونش جمع شدند. و همانا مَثَل قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف مثل حضرت صالح علیه السلام است». (4)
حضرت ابراهيم علیه السلام دوران حمل و ولادتش مخفیانه بود، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز دوران حمل و ولادتش مخفی بوده است.
چنان چه در روایتی از امام سجاد علیه السلام آمده است که فرمودند:
«در قائم ما عجل الله تعالى فرجه الشریف سنت هایی از پیامبران وجود دارد... اما از ابراهیم پنهانی ولادت و کناره گیری از مردم ...». (1)
حضرت ابراهیم علیه السلام در یک روز به قدری رشد می کرد که دیگران در یک هفته رشد می کردند و در یک هفته آن قدر رشد می کرد که دیگران در یک ماه رشد می کردند و در یک ماه به مقداری که دیگران در یک سال رشد دارند رشد می نمود.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز چنین بوده است.
چنان چه از حکیمه خاتون علیها السلام چنین نقل شده است که:
«پس از گذشت چهل روز به خانه امام حسن عسکری علیه السلام وارد شدم که ناگاه مولایم صاحب الزمان را دیدم که در خانه راه می رفت، از او زیباروی تر و فصیح تر ندیدم. حضرت ابو محمد علیه السلام (امام حسن عسکری علیه السلام) به من فرمودند: این است مولود گرامی نزد خداوند عزوجل، عرض کردم: ای آقای من چهل روزه است و من این وضع را در او می بینم.
فرمودند: ای عمه من! مگر ندانستی که ما گروه اوصیاء در یک روز به مقدار یک هفته دیگران و در یک هفته به مقدار یک ماه دیگران و در یک ماه به مقدار یکسال رشد می کنیم». (2)
حضرت ابراهیم علیه السلام دو غیبت داشته است و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز دو غیبت دارند.
حضرت ابراهیم علیه السلام از مردم کناره گیری کرد، چنان چه در قرآن کریم آمده است:
«وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ...». (1)
«و از شما و آن چه غیر خدا می پرستید کناره می گیرم».
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز دارای عزلت و کناره گیری از مردم می باشند. چنان چه امام صادق علیه السلام فرمودند:
«به ناچار صاحب این امر را غیبتی خواهد بود، هنگام غیبت ناچار از عُزلت و گوشه گیری است و چه خوش منزل است [مدینه] طیبه، و با سی [نفر] همراه وحشتی نیست».
هنگامی که حضرت ابراهیم علیه السلام در آتش افکنده شد، جبرئیل برایش جامه ای از بهشت آورد و خداوند حضرت ابراهیم علیه السلام را از آتش نجات داد. چنان چه در قرآن کریم آمده است:
«قُلْنَا يَا نَارُ كُونِي بَرْدًا وَسَلَامًا عَلَى إِبْرَاهِيمَ». (2)
«گفتیم: ای آتش! بر ابراهیم سرد و سلامت باش».
حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز همان جامه را هنگامی که قیام کند خواهد پوشید.
امام صادق علیه السلام در این باره فرمودند: -
هنگامی که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف خروج کند، شخصی از اصفهان نزد آن حضرت می آید و معجزه حضرت ابراهیم خلیل الرحمن علیه السلام را تقاضا می کند، پس آن جناب دستور می دهد که آتش عظیمی برافروزند و این آیه را می خواند:
«فَسُبْحَانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ». (1)
«پس پاک و منزه است خدایی که ملک و ملکوت هر موجود به دست قدرت او و بازگشت شما همه ی خلایق به سوی اوست».
و سپس آن حضرت داخل آتش می شود و به سلامت از آن بیرون می آید، آن مرد این معجزه را انکار کرده و می گوید این سحر است، پس آن حضرت دستور به آتش گرفتن او می دهد و آتش آن مرد را می گیرد و می سوزاند. حضرت می فرماید: این سزای کسی است که صاحب الزمان را انکار کند». (2)
حضرت ابراهیم علیه السلام خانه کعبه را بنا نمود و حجرالاسود را در جای خودش نصب کرد.
چنان چه در قرآن کریم می فرماید:
«وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ». (3)
«و [به یاد آور] هنگامی که ابراهیم و نیز اسماعیل پایه های خانه [کعبه] را بالا بردند و گفتند: پروردگارا! از ما بپذیر که تو همان شنوای دانا هستی».
حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز مانند حضرت ابراهیم علیه السلام کعبه را مجدداً بنا می کند و مقام ابراهیم علیه السلام را به جایی که در آن بوده است باز می گرداند.
چنان چه امام صادق علیه السلام فرمودند:
«هرگاه قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف بپاخیزد، مسجد الحرام را منهدم می کند تا به اساس آن برساند و مقام ابراهیم را به جایی که در آن بوده باز گرداند...». (1)
حضرت ابراهیم علیه السلام مردم را به سوی حق فراخواند. چنان چه در قرآن کریم خطاب به آن حضرت می فرماید:
«وَأَذِنْ فِي النَّاسِ بِالحَج ...». (2)
«و در مردم به حج اعلام و دعوت عمومی کن».
امام باقر علیه السلام در این باره فرمودند:
«ابراهیم علیه السلام در میان مردم به حق بانگ زد و گفت: ای مردم! من ابراهیم خلیل الله هستم، خداوند شما را امر فرمود که حج این خانه را به جای آورید، پس شما حج را انجام دهید و هرکس به حج می رود تا روز قیامت ابراهیم را اجابت کرده است». (3)
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز مردم را به سوی خدا دعوت می کند.
از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند:
«چون خداوند اذن فرمايد قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف خروج کند، آن حضرت منبر رود و مردم را به سوی خودش دعوت می کند و آن ها را به حق خدا سوگند می دهد و به حق خویش دعوت می نماید و این که در میان آنان به شیوه و -
سیره ی رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم رفتار خواهد کرد و همان عمل او را انجام خواهد داد. پس خداوند عزوجل جبرئیل را می فرستد تا نزد آن حضرت بیاید که بر حطیم نازل شود و به آن جناب عرض کند: به سوی چه چیزی دعوت می نمایی؟ پس قائم علیه السلام او را خبر می دهد، آن گاه جبرئیل می گوید: من نخستین کسی هستم که با تو بیعت می کنم دستت را بده، پس بر دست او مسح می کند درحالی که سیصدو ده و اندی مرد (سیصدو سیزده تن) خدمتش حاضر شده اند با آن حضرت بیعت می کنند و در مکه می ماند تا وقتی که اصحابش به ده هزار نفر برسد، سپس از آن جا به سوی مدینه می رود». (1)
خداوند به ولادت حضرت اسماعیلی علیه السلام بشارت داد چنان چه در قرآن کریم فرمود:
«فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ». (2)
«پس او را به پسری بردبار مژده دادیم».
عَجَل الله تعالى
خداوند به ولادت و قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به این نیز بشارت داده است.
از اسماعیل بن علی نوبختی قدس سره آمده که گفت: روزی در بیماری فوت امام حسن عسکری علیه السلام در خدمتش بودم. آن حضرت به خادم خود عقید، غلام سیاه چهره ای که اهل نوبه و پیش از آن هم خدمتگزار امام علی النقی علیه السلام بود و امام حسن عسکری علیه السلام را بزرگ کرده فرمود: -
«ای عقید! آب مصطکی برای من بجوشان. عقید اطاعت کرد و بعداز فراهم شدن آب مصطکی، (صیقل مادر امام زمان علیه السلام) آن را به خدمت آن حضرت درآورد. حضرت ظرف را گرفت و خواست بیاشامد، ولی دست مبارکش لرزید و به دندان نازنینش خورد، آن گاه آن را زمین نهاد و به عقید فرمود: داخل اتاق شو، خواهی دید کودکی در سجده است او را نزد من بیاور.
ابوسهل گوید: عقید گفت: هنگامی که برای آوردن کودک به اندرون اتاق رفتم، دیدم کودکی در حال سجده است و انگشت سبابه خود را به سوی آسمان گرفته است. من سلام کردم، او نمازش را کوتاه کرد.
عرض کردم: آقا شما را می طلبند که به خدمتش درآیی، در این موقع مادرش صیقل (نرجس خاتون علیها السلام) آمد، دستش را گرفت و او را نزد پدرش برد... آن گاه امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: ای فرزند! به تو مژده می دهم که صاحب الزمان و حجّت خدا در روی زمین تو هستی، تو فرزند و جانشین منی از من متولد شده ای و تو (م ح م د) فرزند حسن فرزند علی فرزند محمد فرزند علی فرزند موسی فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علی فرزند حسین فرزند علی بن ابی طالب علیهم السلام می باشی از نسل پیامبر اکرم صلى الله علیه واله وسلم و خاتمه ائمه طاهرین هستی، پیغمبر خدا صلى الله علیه واله وسلم به تو بشارت داده...». (1)
چشمه آب زمزم برای حضرت اسماعیل علیه السلام جوشید، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز آب از سنگ سخت برایش خواهد جوشید، هم چنین بارها آب از زمین برای آن حضرت جوشیده است چنان که در -
1) بحار الانوار: ج 51 ص 16.
کتاب بحارالانوار از کتاب تنبیه الخاطر از شیخ اجل علی بن ابراهیم عریضی علوی حسینی از علی بن علی بن نما نقل شده است که: حسن بن علی بن حمزه اقساسی در خانه شريف على بن جعفر بن على مداینی علوی برای ما تعریف کرد:
«پیرمردی رخت شوی در کوفه به زهد و پارسایی و عبادت و عزلت موصوف بود و پیوسته در پی آثار و اخبار نیکان می رفت. در یکی از روزها که من در مجلس پدرم بودم دیدم این پیرمرد برای پدرم سخن می گوید و پدرم خوب گوش می دهد پیرمرد می گفت: شبی در مسجد جعفی - که مسجدی قدیمی و بیرون کوفه است - بودم، شب به نیمه رسیده بود، من در آن جا برای عبادت خلوت داشتم که ناگاه سه نفر داخل مسجد شدند و چون به وسط حیاط رسیدند یکی از آن ها به زمین نشست سپس دست خود را به چپ و راست روی زمین کشید که آبی جوشید و از آن جا بیرون زد. آن گاه وضو گرفت به آن دو نفر اشاره کرد. آن ها نیز وضو گرفتند، سپس جلو ایستاد و آن دو نفر به او اقتدا کردند، من هم رفتم و به او اقتدا کردم و نماز خواندم...».
حضرت اسماعیل علیه السلام گوسفند چرانی می کرد. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرج الشریف نیز چنین خواهد کرد.
از امام صادق علیه السلام آمده است که فرمودند:
«قسم به خدا ای مفضّل! گویا می نگرم او را که داخل مکه شده و جامه پیامبر پوشیده و عمامه زردی بر سر نهاده، و نعلین وصله شده پیامبر صلی الله علیه واله وسلم را به پا کرده است عصای آن حضرت را به دست گرفته، چند بز لاغر را می راند و با این وضع می رود تا به خانه کعبه -
می رسد، در آن هنگام کسی نیست که او را بشناسد، او در سن جوانی آشکار می گردد». (1)
حضرت اسماعیل علیه السلام تسلیم امر خداوند عزوجل بود در آن هنگام که پدرش او را از جریان قربانی کردنش خبرداد به پدر گفت:
«... يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ». (2)
«ای پدر! آن چه امر می شوی انجام ده ان شاء الله مرا از صابرین خواهی یافت».
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز تسلیم امر الهی است در امر غیبت، و انتظار فرج را می کشد.
خداوند پس از آن که ساره از بچه دار شدن مأیوس شده بود، او را به ولادت حضرت اسحاق علیه السلام بشارت داد. چنان چه در قرآن کریم خداوند فرموده است:
«وَ امْرَأَتُهُ قَائِمَةً فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَ مِنْ وَرَاءِ إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزُ وَ هَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٍ عَجِيبٌ». (3)
«زنش درحالی که ایستاده بود [از خوشحالی] بخندید، پس او را به اسحاق و بعداز او به يعقوب بشارت دادیم [سارا] گفت: آیا می شود من بزایم درحالی که پیرزنی هستم و این شوهرم پیرمردی است همانا این چیز شگفتی است».
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز بعداز آن که مردم از ولادت او مأیوس شدند ولادتش بشارت داده شد، چنان چه در کتاب خرائج روایت شده است که عیسی بن صبیح گفت:
«امام حسن عسکری علیه السلام با ما وارد زندان شد، من در حق او معرفت داشتم، فرمود: تو شصت و پنج سال و یک ماه و دو روز عمر داری. کتاب دعایی در اختیار من بود که در آن تاریخ ولادتم نوشته شده بود، وقتی به آن نگریستم دیدم همان طور است که آن حضرت فرمود، سپس فرمود:
آیا اولاد داری؟
عرض کردم: نه.
دست به دعا برداشت: خدایا! فرزندی به او روزی کن تا بازوی او باشد که فرزند چه خوب بازویی است. سپس به این بیت شعر متمثل شد و گفت:
مَن كَانَ ذَا عَضُدٍ يُدرِك ظُلامَتَهُ
إِنَّ الذُّليل الَّذِى لَيسَت لَهُ عَضُدَّ
«هرکه بازویی داشته باشد حقوق پایمال شده خود را به دست می آورد، ذلیل آن است که بازویی نداشته باشد».
به آن حضرت عرض کردم: آیا شما فرزندی داری؟
فرمود: آری به خدا سوگند برای من فرزندی خواهد بود که زمین را از قسط و عدل پر می کند، امّا الان فرزندی ندارم. سپس باز به این اشعار متمثل شد و فرمود:
لَعَلَّكَ يَوماً إِن تَرانى كَانَما
بَني حَوالَي الأَسودُ الوَابِدُ
فإنَّ تميماً قبل أن يَلِدَ الحصى
أقامَ زَماناً و هُوَ فِي النَّاسِ واحِدُ
شاید روزی فرا رسد که تو ببینی فرزندانم هم چون شیرانی پیرامونم هستند. پس براستی که تمیم (1)پیش از آن که فرزندان زیادی به دنیا آورد روزگاری دراز در میان مردم تنها بود». (2)
حضرت لوط علیه السلام ، فرشتگان برای یاری اش نازل شدند.
«قَالُوا يَا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَنْ يَصِلُوا إِلَيْكَ». (3)
«ای لوط! همانا ما فرستادگان پروردگارت هستیم هرگز آنان به تو نمی رسند که آزارت دهند».
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز فرشتگان برای یاریش فرود خواهند آمد.
چنان چه در حدیثی از امام حسن عسکری علیه السلام آمده است که فرمودند:
«وقتی سیّد (حضرت مهدی علیه السلام) متولد شد نور درخشنده ای دید که از آن حضرت آشکار شد و تا افق آسمان رفت و پرندگان سفیدی را دید که از آسمان فرود می آیند، بالهای خود را بر سر و صورت و بدنش می کشند، سپس پرواز می کنند.
راوی گوید: وقتی به حضرت ابو محمد (امام حسن عسکری علیه السلام) این مطلب را گفتم خندید و فرمود: اینان فرشتگانی هستند فرود آمدند تا به این مولود تبرک جویند و این ها یاران او خواهند بود هنگامی که خروج می کند». (4)
حضرت لوط علیه السلام از بلاد فاسقین بیرون رفت. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشريف نیز چنین کرده و از بلاد فاسقین بیرون رفتند.
حضرت یعقوب علیه السلام خداوند پس از مدتی بسیار طولانی پراکندگی امور او را جمع فرمود.
حضرت مهدی عَجَل الله تعالی فرجه الشریف نیز خداوند پریشانی و پراکندگی امور او را پس از مدتی طولانی جمع خواهد نمود.
حضرت یعقوب علیه السلام برای یوسف آن قدر گریست که چشمانش سفید شد، درحالی که خشم خود را فرو می برد چنان چه در قرآن خداوند عزوجل فرموده است:
«وَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ يَا أَسَفَى عَلَى يُوسُفَ وَابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمُ». (1)
«از آنان روی برگرداند و گفت وا اسفا! بریوسف و چشمان او از اندوه سفید شد درحالی که خشم خود را فرو می برد».
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف برای جدش حسین علیه السلام بسیار گریسته و در زیارت ناحیه مقدسه فرموده است:
«لأَبْكِيَنَّ لَكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً». (2)
«به جای اشک بر تو خون می گریم».
حضرت یعقوب علیه السلام منتظر فرج بود و دائم می گفت:
«... وَلَا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لَا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْكَافِرُونَ». (1)
«از رحمت خدا ناامید نشوید جز گروه کافران از رحمت خدا ناامید نشوند».
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز منتظر فرج است.
حضرت یوسف علیه السلام زیباترین اهل زمان خود بود.
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز زیباترین و خوش صورت ترین مردم است. زیراکه شبیه ترین مردم به پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم می باشد.
حضرت یوسف علیه السلام مدتی طولانی غائب شد، تا این که برادرانش بر او داخل شدند پس آنان را شناخت در حالی که آنان او را نشناختند.
چنان چه در قرآن کریم آمده است:
«وَجَاءَ إِخْوَةُ يُوسُفَ فَدَخَلُوا عَلَيْهِ فَعَرَفَهُمْ وَهُمْ لَهُ مُنْكِرُونَ». (2)
«برادران یوسف بر او وارد شدند او آنان را شناخت ولی آن ها او را نشناختند».
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از خلق غائب شده، در حالی که میان آن ها راه می رود و آنان را می شناسد ولی آن ها او را نمی شناسند.
از پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم آمده است که فرمودند:
«مهدی علیه السلام از فرزندان من است نام او نام من و کنیه اش، کنیه من -
است، شبیه ترین مردم از لحاظ خَلق و خُلق به من است. او را غیبت و حیرتی است که در آن امت ها گمراه می شوند، سپس او مانند ستاره ای درخشان خواهد آمد زمین را از قسط و عدل پرکند چنان چه از ظلم و ستم پر شده باشد».
حضرت يوسف علیه السلام را خداوند امرش را در یک شب اصلاح فرمود و آن شبی بود که پادشاه مصر آن خواب را دید حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز خداوند امرش را در یک شب اصلاح می نماید و در همان شب یارانش را از بلاد دور به گردش جمع می نماید.
از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمودند:
«در صاحب این امر شباهتی از حضرت یوسف علیه السلام است و آن این که خداوند عزوجل در یک شب امر او را اصلاح می فرماید». (1)
از پیامبر اکرم صلى الله علیه واله وسلم نیز روایت شده که فرمودند:
«مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از ما اهل بیت است خداوند امر او را در یک شب اصلاح می کند».
حضرت یوسف علیه السلام در اثر فتنه زلیخا دچار زندان شد و به خداوند گفت:
«رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ....». (2)
«پروردگارا! زندان برایم خوش تر از چیزی است که اینان مرا به آن فرا می خوانند».
حضرت یوسف علیه السلام چند سالی در زندان بسر برد درحالی که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف صدها سال است که در زندان غیبت بسر می برد، ان شاء الله خداوند او را از زندان غیبت هرچه زودتر آزاد بنماید.
خداوند عمر حضرت خضر علیه السلام را طولانی نموده چنان چه در روایات مختلف در نزد شیعه و سنی مسلم است.
از امام رضا علیه السلام روایت شده است که فرمودند:
«حضرت خضر علیه السلام آب حیات آشامیده پس او زنده است تا در صور دمیده شود و البته او نزد ما می آید و بر ما سلام می کند صدایش شنیده می شود ولی خودش دیده نمی گردد و او هرجا که نامش به میان آید حاضر می شود، پس هرکه از شما او را یاد کرد بر او سلام کند، او هر سال در مناسک حج حاضر است تمام مناسک را انجام می دهد و در عرفه وقوف دارد، پس بر دعای مؤمنین آمین می گوید. خداوند وحشت قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف را در هنگام غیبتش به وسیله او به انس مبدل می سازد و تنهایی اش را به او برطرف می نماید». (1)
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز خداوند عمرش را طولانی قرار داده است.
امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:
«فرزندم قائم علیه السلام پس از من در سیرت انبیاء وارد می شود یعنی عمر بسیار طولانی می کند. کسی ثابت بر این عقیده نمی ماند مگر کسانی که ایمان کامل داشته به روح القدس تأیید شوند».
در حدیث مفصلی از امام صادق علیه السلام آمده است که فرمودند: -
1) كمال الدين و تمام النعمة: ج 2 ص 390.
«... و اما عبد صالح - یعنی خضر علیه السلام - خدای تعالی عمر او را طولانی ساخته است ولی نه به خاطر نبوتی که برای او تقدیر کرده است و یا کتابی که بر وی فرو فرستاده و یا شریعتی که به واسطه آن شرائع انبیاء پیشین را نسخ کند و یا امامتی که بر بزرگانش اقتدا به آن لازم باشد و یا طاعتی که انجام دادن آن بروی واجب باشد [که حضرت خضر پیامبر و یا امام نبوده است] بلکه چون در علم خداوند گذشته بود که عمر قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف در دوران غیبتش طولانی خواهد شد، تا به جایی که بندگانش آن را به واسطه طولانی بودنش انکار کنند، عمر بنده صالح خود را طولانی کرد تا از طول عمر او به طول عمر قائم علیه السلام استدلال شود و حجّت معاندان منقطع گردد و برای مردم
علیه خداوند حجتی نباشد». (1)
حضرت خضر علیه السلام را «خضر» نامیدند زیرا هرگاه بر چوب خشکی می نشست آن سرسبز می شد. چنان چه در کمال الدین شیخ صدوق آمده است که حضرت خضر علیه السلام بر چوب خشکی نمی نشست مگر این که سبز می شد و هم چنین آمده است که هرگاه نماز می خواند اطرافش سبز می شود و هم چنین گفته اند برای این که او در سرزمین سفیدی بود که یک باره تکان خورد و در پی او سبز شد.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به هر سرزمینی که بگذرد سبز و پرگیاه می شود و آب از آن می جوشد و چون از آن جا برود آب فرومی رود و زمین به حال خود بر می گردد. (2)
خداوند به حضرت خضر علیه السلام قدرت و نیرویی عطا کرده که به هر شکلی که بخواهد در می آید. لذا افرادی که تشرف به محضر ایشان پیدا کرده اند آن حضرت را به اشکال مختلف مشاهده کرده اند.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز دارای چنین قدرتی می باشد و افرادی که تشرّف به محضر حضرتش یافته اند حضرت را به اشکال مختلف رؤیت نموده اند.
حضرت خضر علیه السلام به علم باطن مأمور بود.
چنان چه در قرآن مجید آمده است خطاب به حضرت موسی علیه السلام گفت:
«إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا وَكَيفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَم تُحِط بِهِ خُبراً». (1)
«همانا تو هرگز همراه من صبر نتوانی کرد و چگونه صبر نمایی بر آن چه نسبت به آن علم و احاطه نداری».
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز مأمور به علم باطن است.
در این باره از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند:
«چون قائم آل محمد عجل الله تعالى فرجه الشریف قیام کند در میان مردم به حکم داوود حکم کند نیازی به شاهد و بینه ندارد، خدای تعالی او را الهام می کند، پس به علم خود داوری فرماید و هر قومی را به آن چه در باطن مخفی داشته اند خبر می دهد و دوست خود را از دشمن به نشانه تشخیص می دهد. خداوند سبحان می فرماید:
1) سوره مبارکه کهف: آیات 68-67.
«إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِلْمُتَوَسَمِينَ وَإِنَّهَا لَبِسَبِيلٍ مُقِيمٍ». (1)
«البته در این امر برای اشارت دانان نشانه های عبرت آمیزی هست، و آن بر سر راهی پایدار است». (2)
حضرت خضر علیه السلام علت کارهایش آشکار نشد مگر بعد از آن که خودش فاش کرد.
چنان چه در قرآن کریم هنگامی که با حضرت موسی علیه السلام همسفر شد علل کارهای او بر موسی مخفی و پنهان بود تا وقتی که آن حضرت خودش علل آن را آشکار کرد از جمله کشتی که مال فقرا بود و آن حضرت برای آن که به دست پادشاه ستمگر غصب نشود آن را سوراخ کرد.
«أَمَّا السَّفِينَةُ فَكَانَتْ لِمَسَاكِينَ يَعْمَلُونَ فِي الْبَحْرِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَاءَهُمْ مَلِكُ يَأْخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصْبًا». (3)
«اما آن کشتی مال گروهی از مستمندان بود که با آن در دریا کار می کردند و من خواستم آن را معیوب کنم چراکه پشت سرشان پادشاهی (ستمگر) بود که هر کشتی (سالمی) را به زور می گرفت».
حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز علت غیبتش آن طورکه باید آشکار نمی شود مگر بعد از ظهور حضرت علیه السلام.
حضرت خضر علیه السلام هر سال در مناسک حج شرکت می کنند و تمام -
مناسک را انجام می دهند. حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز هر سال در مناسک حج شرکت می کنند و تمام مناسک حج را انجام می دهند.
شیخ صدوق در کمال الدین به سند صحیحی از محمد بن عثمان عمری روایت کرده است که گفت:
«صاحب این امر هر سال در مناسک حج ظاهر می شود، پس مردم را می بیند آن ها را می شناسد و آن ها او را می بینند، ولی نمی شناسند». (1)
حضرت الیاس علیه السلام را خداوند عمرش را طولانی ساخت. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز خداوند عمر طولانی به او عطا نموده از این جهت به آن حضرت شبیه می باشد.
حضرت الیاس علیه السلام نیز مانند حضرت خضر علیه السلام هر سال به حج می روند و در آن جا با هم ملاقات می کنند در این رابطه امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند؛ پیامبر اکرم صلى الله علیه واله وسلم به زیدبن ارقم فرمودند:
«اگر می خواهی شر آن ها (کفار و منافقین) به تو نرسد و نیرنگشان در تو کارگر نیفتد، هرگاه صبح کردی بگو:
«اعوذُ باالله مِنَ الشَّيْطانِ الرَّحِيمِ».
«به خداوند پناه می برم از شیطان رانده شده».
به درستی که خداوند تو را از شر آن ها حفظ می کند که آن ها شیطان هستند که بعضی از آن ها به برخی دیگر سخنانی مخفیانه القاء می کنند،
1) كمال الدين و تمام النعمة: ج 2 ص 440.
و اگر می خواهی خداوند تو را از غرق شدن و سوختن و دزد در امان بدارد هرگ گاه صبح کردی بگو:
«بِسْمِ اللَّهِ مَاشَاءَ اللهُ لَا يَصْرِفُ السُّوءَ إِلَّا اللهُ، بِسْمِ اللَّهِ مَاشَاءَ اللَّهُ، لَا يَسُوقُ الْخَيْرَ إِلَّا اللهُ، بِسْمِ اللَّهِ مَاشَاءَ اللَّهُ، مَا كَانَ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ، بِسْمِ اللَّهِ مَاشَاءَ اللَّهُ، لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ بِسْمِ اللَّهِ مَاشَاءَ اللهُ وصَلى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآله الطاهرين».
که هرکس هنگامی که صبح کند سه مرتبه این را بگوید، از غرق شدن و سوختن و دزد محفوظ می ماند و هر آن که سه مرتبه در شب این کلمات را بخواند تا صبح از غرق شدن و سوختن و دزد ایمن خواهد بود و حضرت خضر و الیاس علیها السلام هر سال در مراسم حج همدیگر را ملاقات می کنند و وقتی از هم جدا می شوند با این کلمات از هم جدا می شوند و این شعار شیعیان من است و با این دشمنان من از دوستانم جدا می شوند، هنگام خروج قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف آن ها». (1)
قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز هر سال به حج می رود چنانکه در باب شباهتش به حضرت خضر علیه السلام گذشت.
حضرت الیاس علیه السلام از قومش فرار کرد و از نظرشان غائب شد هنگامی که می خواستند او را بکشند.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز از قوم خود فرار کرد و از دید مردم غائب شد هنگامی که قصد جان او را کردند. غیبت حضرت الیاس علیه السلام هفت سال طول کشید ولی غیبت آن حضرت هنوز ادامه دارد.
1) تفسیر العسکری: ص 5.
حضرت الیاس علیه السلام با دشواری فراوان در کوه سکونت کرد، حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز چنین می باشد. چنان چه حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف فرمودند:
«پدرم ابو محمد علیه السلام به من سفارش کرد که مجاورت نکنم قومی را که خداوند بر آن ها غضب کرده و لعنتشان نموده و برای آنان در دنیا و آخرت ننگ و خواری است و برای آنان عذاب دردناکی است و مرا دستور فرمود که از کوهساران جز دشوار آن ها و از بلاد، جز جاهای پست را برنگزینم و خداوند - مولای شما تقیّه را آشکار فرمود، آن را بر من گماشت، پس من در تقیّه ام تا روزی که اجازه داده شود خروج نمایم...». (1)
خداوند به دعای حضرت الیاس علیه السلام، یونس پیغمبر را درحالی که کودک بود بعد از 14 روز زنده کرد. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز خداوند به دعایش مردگان بسیاری را زنده خواهد کرد از جمله زنده کردن اصحاب کهف، 25 نفر از قوم موسی، یوشع بن نون وصی حضرت موسی علیه السلام و مؤمن آل فرعون، سلمان فارسی، ابودجانه انصاری و مالک اشتر... .
حضرت الیاس علیه السلام را خداوند به آسمان بالا برد. (2)
حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز هنگامی که به دنیا آمد به آسمان بالا برده شد. (3)
حضرت الیاس علیه السلام در طول زندگی خویش به فریاد دردمندان می رسیدند و گمشدگان مضطر را در بیابان ها یاری می کردند.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز به دردمندان رسیدگی می کنند و در خشکی و دریا بلکه در زمین و آسمان به فریاد بیچارگان می رسند، لذا در هنگام فریادرسی از آن حضرت ایشان را با نام «غوث» صدا می زنند.
خداوند برای حضرت الیاس علیه السلام از آسمان مائده ای فرو فرستاد.
در روایتی از پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم آمده است که:
«حضرت محمد صلى الله عليه واله وسلم از قله کوهی صدایی شنید که می گفت: خدایا! مرا از امت رحمت شده و آمرزیده شده قرار ده.
پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم به آن جا رفت ناگهان دید مرد فرتوتی هست که قامتش سیصد ذراع می باشد، هنگامی که رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم را دید با او معانقه کرد و سپس گفت: من هر سال یک بار غذا می خورم و حالا وقت آن است که ناگهان مائده ای از آسمان فرود آمد و هردو از آن خوردند. او حضرت الیاس علیه السلام بود». (1)
حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف هم چنین از آسمان برایش مائده نازل شد، چنان چه علامه مجلسی در بحارالانوار حکایتی در این زمینه نقل کرده است که»
«در سال دویست و شصت و هشت بسوی حج بیرون رفتم، مقصدم مدینه بود زیراکه برای ما خبر صحیحی رسیده بود که حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف [در آن جا] ظاهر شده است. در بین راه بیمار شدم -
1) البرهان: ج 44 ص 33.
از فید (1)که بیرون آمدیم دل من هوس ماهی و خرما و ماست می کرد، هنگامی که به مدینه رسیدیم برادران ایمانی مرا بشارت دادند که آن حضرت در صابر نمایان شده به صابر رفتم و چون به بیایان آن مشرف شدم بزهای لاغری دیدم که به ساختمانی که در آن جا بود رفتند، من منتظر خواسته خود ماندم تا وقت نماز مغرب و عشاء فرا رسید، نماز خواندم و دعا و تضرع و التماس کردم که ناگاه دیدم بدر خادم مرا می خواند: ای عیسی بن مهدی جوهری! وارد شو. من تکبیر و تهلیل گفتم و حمدو سپاس الهی بسیار به جای آوردم و چون به حیاط ساختمان رسیدم، سفره ی گسترده ای دیدم. خادم مرا به کنار آن سفره برد و مرا بر آن نشانید، او به من گفت: مولایت تو را فرمان می دهد که آن چه در هنگام بیماری، وقتی که از فید بیرون آمده بودی اشتها داشتی، بخور.
گفتم: همین برهان مرا بس، اما چگونه بخورم در حالی که مولایم را ندیده ام.
پس حضرت علیه السلام بانگ برداشت که: ای عیسی! غذایت را بخور که مرا خواهی دید.
بر سفره نشستم دیدم ماهی داغ داغ در آن سفره هست، کنار آن خرمایی شبیه ترین خرماها به خرمای ما و در کنارش دوغ. با خود گفتم: مريض و ماهی و خرما و دوغ؟!
که آن حضرت فریاد زد: ای عیسی! آیا در امر ما شک می کنی؟ آیا تو بهتر می دانی که چه چیز به تو نفع می رساند و چه برایت ضرر دارد؟
من گریستم و از خداوند متعال طلب مغفرت کردم و از همه ی غذاهای موجود خوردم وقتی دست برداشتم جای دستم معلوم نبود، آن غذا را خوشمزه ترین غذاهای دنیا یافتم و از آن زیاد خوردم تا -
1) منزلی در شام و گفته اند: شهرکی در نجد راه حجاج عراقی است.
جایی که دیگر خجالت کشیدم.
آن حضرت مرا صدا زد که: ای عیسی! خجالت نکش که این از غذاهای بهشتی است و آن را دست مخلوقی درست نکرده.
من باز هم خوردم ولی هرچه می خوردم دلم نمی آمد از آن دست بردارم عاقبت عرضه داشتم: ای مولای من! کافی است.
در این هنگام آن حضرت علیه السلام مرا نزد خود فرا خواند و فرمود: بیا نزد من.
پیش خود گفتم: مولایم مرا صدا می زند درحالی که هنوز دستم را نشسته ام.
آن حضرت بار دیگر صدا زد: ای عیسی! آیا غذایی که خورده ای احتیاج به شستن دست دارد؟
من دستم را بوییدم دیدم که از مشک و کافور خوشبوتر است، به خدمتش رفتم دیدم نوری از او آشکار شد که دیدگانم را خیره کرد، به طوری که سراسیمه شدم که تصور کردم اختلال حواس برایم عارض شده فرمود: ای عیسی! اگر تکذیب کنندگانی نبودند که بگویند او کجاست و کی بوده و در کجا متولد شده و چه کسی او را دیده و چه چیزی از ناحیه ی او بر شما ظاهر شده و به چه چیزی شما را خبر داده و چه معجزه ای از او برایتان ثابت شده؟ برای تو روا نبود که مرا ببینی به خدا سوگند مردم امیرالمؤمنین علی علیه السلام را برکنار کردند و علیه او توطئه نموده و بالاخره او را کشتند، هم چنین پدرانم را، و آن ها را تصدیق نکردند و به آن ها نسبت سحر و تسخیر جن دادند، با همه ی اموری که می دیدند و روایت می کردند. ای عیسی! دوستان ما را به آن چه دیده ای خبر ده، ولی مبادا به دشمنان ما بگویی. عرضه داشتم: ای مولای من! دعا کن که در عقیده ام ثابت و پایدار بمانم.
فرمودند: اگر خداوند تو را ثابت قدم نمی داشت مرا نمی دیدی، برو با پیروزی و رستگاری. از خدمتش بیرون آمدم درحالی که حمدو شکر بیشتری برای خداوند به جای می آوردم». (1)
ذوالقرنین پیامبر نبود ولی مردم را به سوی خدا و خدا ترسی دعوت می نمود و حجت بر مردم بود.
هم چنین حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز پیامبر نمی باشند ولی آن حضرت نیز مردم را به سوی خداوند و تقوا دعوت می کند و حجت بر همه ی عالم می باشد.
خداوند ذوالقرنین را به آسمان بالا برد و از زمین برای او پرده برداری شد همه جای زمین از کوهساران و دشت ها و دره ها و از مغرب تا مشرق همه را مشاهده کرد و خداوند به او از هر چیزی علمی عنایت فرمود که با آن حق و باطل را بشناسد، در دو شاخ او قطعه ابری قرار داد که در آن تاریکی ها و رعد و برق بود تا تأیید شود سپس به زمین فرستاده شد و به او وحی شد که در ناحیه ی غرب و شرق زمین سیر کن. (2)
حضرت مهدی علیه السلام نیز خداوند او را در دوران کودکی به آسمان بالا برد سپس به زمین برگردانده شد. (3)
ذوالقرنین به مدت طولانی از قومش غیبت کرد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز به مدت طولانی در غیبت است چنان چه امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند:
«از برای قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف غیبتی است که مدتش طولانی خواهد بود، گویی شیعیان را می بینم که مانند چهارپایان دنبال چراگاه می گردند و آن را نمی یابند آگاه باشید که هرکس از آن ها بر دین خود ثابت بماند و قلبش به خاطر طول کشیدن غیبت امامش قساوت نگیرد، چنین کسی در رتبه ام همراه من خواهد بود، سپس فرمودند: هنگامی که قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف بپا خیزد برای هیچ کس برگردن او بیعتی نیست، لذا ولادتش مخفی و وجودش غائب می گردد». (1)
ذوالقرنين مابين مشرق و مغرب زمین را تصرف کرد و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز شرق و غرب زمین را به تصرف خود در خواهد آورد.
جابربن عبدالله انصاری گوید از رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم شنیدم که فرمودند:
«ذوالقرنين بنده صالحی بود که خداوند تعالی او را بر بندگانش حجت قرار داد و او قومش را به خدای تعالی فرا خواند و آن ها را به تقواى الهى فرمان داد ولی آن ها ضربتی بر طرفی از سر او زدند و او زمانی از دیدگان آن ها غائب شد تا به غایتی که گفتند او مرده است یا هلاک شده است! در کدام وادی گذر می کند؟ سپس آشکار گردید و به نزد قومش بازگشت و آن ها ضربتی دیگر به طرف دیگر سر او زدند و در میان شما کسی که بر سنت او باشد و خدای تعالی ذوالقرنین -
1) كمال الدين و تمام النعمة: ج 1 ص 303.
را در زمین مقتدر کرد و وسیله هرکاری را به او داد و او به مغرب و مشرق رسید و خدای تعالی روش او را در قائم علیه السلام از فرزندان ما جاری می سازد و او را به شرق و غرب زمین می رساند تا به غایتی که هیچ آب انبار و موضعی از کوه و دشت نباشد که ذوالقرنین بر آن گام نهاده باشد جز آن که او نیز بر آن گام نهد و خداوند گنج ها و معادن زمین را برای او آشکار می کند و او را به واسطه ترسی که در دل دشمن می افکند یاری می کند و زمین را پر از عدل و داد می نماید همان گونه که پر از ظلم و ستم شده باشد». (1)
ذوالقرنین بر اَبر سوار شد چنان چه از امام محمد باقر علیه السلام آمده است که فرمودند:
«ذوالقرنین میان دو ابر مخیر شد، ولی او ابر رام را انتخاب کرد و ابر سخت برای صاحب شما ذخیره گردید.
راوی گوید: عرض کردم ابر سخت کدام است؟
فرمودند: هر آن ابری که در آن رعد و صاعقه یا برق باشد، صاحب شما بر آن سوار می شود آری او سوار بر آن ابر می شود پس آن ابر او را در راه های هفت آسمان و هفت زمین که پنج از آن معمور (آباد) و دو تا از آن خراب است بالا می برد». (2)
پس حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف را طبق این روایت بر ابر سوار می شوند.
حضرت شعیب علیه السلام قوم خود را به سوی خدا دعوت کرد تا این که عمرش طولانی و استخوان هایش کوفته شد، سپس از نظرشان غائب گشت تا آن جا که خدا خواسته بود و دوباره به صورت جوانی به سوی آنان بازگشت. (1)
هم چنین حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با وجود عمر طولانی به صورت جوانی ظاهر می شوند که کمتر از 40 سال دارد.
حضرت شعیب علیه السلام از محبت خداوند آن قدر گریست که دیدگانش از بین رفت، در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم آمده است که فرمودند:
«حضرت شعیب علیه السلام را از محبت خدا آن قدر گریه کرد که دیدگانش از بین رفت خداوند عزوجل چشمانش را بازگرداند، دوباره گریست تا آن که نابینا شد، باز خداوند دیدگانش را بینا کرد، باز هم گریست، تا دوباره نابینا شد، بار دیگر خداوند بینایی را به او باز گرداند». (2)
حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز در زیارت ناحیه خطاب به جدش امام حسین علیه السلام چنین گفته است:
«وَلَابْكِيَنَّ لَكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً».
«به جای اشک برتو خون می گریم».
حضرت شعیب علیه السلام به قوم خود گفت: -
«بَقِيَّة اللَّهِ خَيْرُ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ...». (1)
«آن چه خداوند باقی گذارده برایتان بهتر است اگر ایمان داشته باشید».
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز هنگامی که خروج می کند این آیه را بر مردم می خوانند.
چنان چه در حدیثی از امام باقر علیه السلام آمده است که فرمودند:
«هنگامی که قائم علیه السلام خروج کند به کعبه تکیه می زند، و سیصدو سیزده مرد نزدش حاضر می شوند، پس اولین سخنی که بر زبان می آورد این آیه است: «بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرُ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» سپس می گوید:
«من بقیة الله در زمین و خلیفه خدا و حجّت او بر شما هستم». پس هیچ مسلمانی بر او سلام نمی کند مگر این که چنین می گوید:
«السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَة اللَّهِ فِي أَرْضِهِ» و چون شماره ی یارانش به یک عقد که ده هزار نفر است رسید خروج می کند...». (2)
حضرت شعیب علیه السلام تکذیب کنندگانش به آتشی که از ابری که در آن ها سایه افکنده بود بیرون آمد، سوختند، چنان چه در قرآن کریم این مطلب آمده که خداوند فرموده است:
«كَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ». (3)
«پس او را تکذیب کردند آن گاه عذاب روز سایبان [ابر صاعقه خیز] آنان را فرو گرفت که همانا آن عذاب روز بزرگی بود».
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز هنگامی که ظهور می کند تمام بت ها -
و معبودها غیر خداوند خواهد سوخت چنان چه در روایت از امام باقر علیه السلام آمده است که فرمودند:
«... (هنگامی که خروج می کند) پس در زمین هیچ معبودی جز خداوند عزوجل باقی نمی ماند، بت ها و اصنام و غیر این ها نابود می شوند و آتش در آن ها می افتد و این امر پس از غیبتی طولانی خواهد بود تا خداوند معلوم سازد چه کسی در غیبت ایمان می آورد و اطاعت می کند». (1)
حضرت موسی علیه السلام دوران حملش مخفی بود و آثار حمل در مادرش آشکار نبود و هم چنین ولادتش مخفیانه صورت گرفت.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دوران حملش مخفی بوده و آثار حمل در مادرش نرجس خاتون علیها السلام ظاهر نبود و هم چنین ولادتش مخفیانه انجام گرفت.
چنان چه در این باره از امام صادق علیه السلام در روایت مفصلی آمده که فرمودند:
«... اما تولد موسى علیه السلام، و چون فرعون واقف شد که زوال پادشاهی او به دست موسی است دستور داد که کاهنان را حاضر کنند و آن ها وی را از نَسَب موسی علیه السلام آگاه کردند و گفتند که وی از بنی اسرائیل است و فرعون به کارگزاران خود دستور داد که شکم زنان باردار بنی اسرائیل را پاره کنند و حدود بیست و چند هزار کودک را کُشت اما نتوانست به کشتن موسی علیه السلام دست یابد زیرا او در حفظ و حمایت خداوند تعالی بود و بنی امیه و بنی عباس نیز چنین اند، وقتی واقف -
1) كمال الدين و تمام النعمة: ج 1 ص 331.
شدند زوال پادشاهی آن ها و پادشاهی ایران و ستمگران آن ها به دست قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ماست، با ما به دشمنی برخاستند و در قتل آل رسول صلى الله عليه واله وسلم و نابودی نسل او شمشیر کشیدند به طمع آن که بر قتل قائم علیه السلام دسترسی پیدا کنند، اما خدای متعال امر خود را مکشوف یکی از ظلمه نمی سازد و نور خود را کامل می کند گرچه مشرکان را ناخوش آید». (1)
حضرت موسی علیه السلام دو غیبت از قومش داشت غیبت اول از مصر بود و غیبت دوم هنگامی بود که به امر پروردگارش به سوی میقات پروردگارش رفت.
غیبت اول آن حضرت 28 سال بود.
چنان چه در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که فرمودند:
«در قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف سنتی از موسی بن عمران است.
راوی گوید عرضه داشتم: سنتی که از موسی بن عمران در او هست چیست؟
فرمودند: مخفی بودن ولادتش و غیبت از قومش.
گفتم: موسی بن عمران چند سال از قومش غائب بود؟
فرمودند: 2 سال». (2)
غیبت دوم حضرت موسی علیه السلام 40 شب بود چنان چه در قرآن کریم خداوند عزوجل فرموده است: -
«... فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ...». (1)
«که میقات پروردگارش 40 شب به پایان رسید».
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف هم مانند حضرت موسی علیه السلام دارای دو غیبت می باشد: غیبت صغری که به مدت حدود 70 سال انجامیده است و غیبت کبری که تاکنون ادامه دارد.
خداوند متعال با حضرت موسی علیه السلام سخن گفت. چنان چه در قرآن کریم آمده است:
«... إنّي اصْطَفَيْتُكَ عَلَى النَّاسِ بِرِسَالَاتِي وَبِكَلامي فخذ مَا آتَيْتُكَ وَكُنْ مِنَ الشَّاكِرِينَ». (2)
«همانا به وسیله رسالت ها و کلام خودم تو را بر مردم برتری دادم، پس آن چه که به تو دادم بگیر و از شکرگزاران باش».
خداوند هنگامی که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را به سراپرده عرش بالا برد، با او سخن گفت. چنان چه در روایت از امام حسن عسکری علیه السلام آمده است که فرمودند:
«هنگامی که پروردگار من، مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف این امت را به من موهبت فرمود دو فرشته فرستاد او را به سراپرده عرش بردند تا این که او را در پیشگاه خداوند عزوجل نگه داشتند، از جانب خداوند خطاب آمد: مرحبا به تو ای بنده من، برای یاری دینم و آشکار نمودن امر و راهنمایی بندگانم [برگزیده شده ای] سوگند خورده ام که به [خاطر] تو بگیرم و به [خاطر] تو بدهم و به تو ببخشایم و به تو عذاب کنم». (3)
حضرت موسی علیه السلام از قوم خود و دیگر مردمان از ترس جدا شد و بیرون رفت.
چنان چه خداوند عزوجل می فرماید:
«فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ ...». (1)
«پس از آن [دیار] ترسان و نگران بیرون رفت...».
چنان چه در قرآن کریم خداوند از زبان موسی علیه السلام چنین می فرماید:
«فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ ...». (2)
«پس آن گاه که از کیفر شما بیمناک شدم از شما گریختم...».
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز از ترس دشمنانش از قوم و مردم دیگر غائب شدند و از ترس اشرار و دشمنان از شهرها گریختند و در بیابان های بی آب و علف مسکن گزیدند در حالی که در نزد مردم می آیند و در میان آنان راه می روند و از احوالشان باخبر می شوند، درحالی که مردم حضرتش را نمی شناسند.
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف هنگام ظهور نیز از مدینه به علت ترس از سفیانی خواهد گریخت و لشکر سفیانی به سوی مگه ایشان را تعقیب خواهند کرد ولی به او دست نمی یابند و در بیابانی بین مکه و مدینه به نام بیداء فرو می روند.
چنان چه مفضّل بن عمر از امام صادق علیه السلام و ایشان از امام باقر علیه السلام روایت می کند که فرمودند
«چون قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف قیام کند گوید: -
«فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْمًا وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ». (1)
«چون از شما ترسیدم از نزد شما گریختم و پروردگارم مرا حکومت بخشید و مرا از پیامبران قرار داد». (2)
زراره از امام صادق علیه السلام روایت نموده که فرمودند:
«همانا برای قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف غیبتی است قبل از آمدنش. پرسیدم این غیبت برای چیست؟
فرمود: می ترسد و اشاره کرد به شکم مبارکش، یعنی میترسد از قتل و کشتن». (3)
حضرت موسی علیه السلام وقتی غائب شد قومش در رنج و فشار و مشقت و ذلّت واقع شدند به گونه ای که فرعونیان پسران آنان را می کشتند و زنانشان را زنده نگه می داشتند چنان چه در قرآن کریم خداوند متعال می فرماید:
«يُذَ تَحُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءَكُمْ». (4)
«پسران شما را سر بریدند و زنان شما را (برای کنیزی) زنده نگه می داشتند».
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز شیعیان و دوستانش در زمان غیبتش در نهایت سختی و فشار و ذلّت گرفتار می شوند.
«وَلِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ». (5)
«تا خداوند کسانی را که ایمان آوردند پاک کند و کافران را هلاک سازد».
و در حدیثی از امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است که فرمودند:
«بر این شیعه روزی بیاید که بزهایی باشند که شیر درنده نداند روی کدام یک از آنان دست بگذارد عزّت آنان از دست رفته و احترامی برایشان نمانده و تکیه گاهی نداشته باشند». (1)
حضرت موسی علیه السلام هنگامی که قومش در بیابان سرگردان شدند و در آن حال سال ها به سر بردند هرگاه فرزندی برایشان متولد می شد پیراهنی برای او بود به قامت خودش (که مانند پوست بدن با آنان رشد می کرد).
چنان چه در تفسیر مجمع البیان طبرسی چنین گفته است:
«وإِذا وُلِد فيهمْ مَوْلُودٌ يَكُونُ عَلَيْهِ ثَوْبُ يَطُولُ بِطُولِهِ كَالْجِلْدِ». (2)
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز در هنگام ظهورشان، شیعیان ایشان هنگامی که به دنیا می آیند همراهشان پیراهنی است که چون پوست بدن با آنان رشد می کند.
در این باره از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند:
«وقتی قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف بپاخیزد زمین به نور پروردگارش روشن می گردد، و بندگان از نور خورشید بی نیاز می شوند و شب و روز یکسان می گردد و مرد در زمان آن حضرت هزار سال عمر کند و هر سال برایش پسری متولد شود، و دختری برایش متولد نگردد، پیراهنی به قامتش او را می پوشاند و هرچه بزرگ تر شود آن پوشش نیز بزرگ تر می گردد و به هر رنگی که بخواهد می شود». (3)
حضرت موسی علیه السلام را بنی اسرائیل منتظر قیامش بودند چون به آن ها خبر داده شده بود که فرج و گشایش آنان به دست اوست.
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز شیعیانش منتظر هستند که با فرجش تمام سختی ها و گرفتاری های آنان گشایش یابد چنان چه در زیارت روز جمعه آمده است:
«هَذَا يَوْمُ الْجُمُعَةِ وَهُوَ يَوْمُكَ الْمُتَوَقَّعُ فِيهِ ظُهُورُكَ وَالْفَرَجُ فِيهِ لِلْمُؤْمِنِينَ عَلَى يَدَيْكَ وَقَتْلُ الْكَافِرِينَ بِسَيْفِكَ ...».
«امروز روز جمعه است و متعلق به توست که توقع انتظار ظهور تو می رود و در آن روز، فرج و خلاصی مؤمنین به دست تو و نابودی دشمنان به شمشیر تو است». (1)
قوم حضرت موسی علیه السلام در کتاب آسمانی او اختلاف کردند.
چنان چه در این باره خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:
«وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ». (2)
«ما به موسی کتاب را دادیم پس در آن اختلاف شد».
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز هنگامی که ظهور می نمایند در قرآنی که با اوست (همان قرآنی است که امیرالمؤمنین علی علیه السلام جمع آوری کرده اند) مردم اختلاف می کنند.
چنان چه در روایتی از امام باقر علیه السلام درباره آیه «وَ لَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِیهِ» آمده است که حضرت فرمودند:
«در آن اختلاف کردند هم چنان که این است در کتاب اختلاف -
نمودند و در کتابی که با مهدی علیه السلام هست نیز اختلاف خواهند کرد تا جایی که بسیاری از مردم آن را منکر خواهند شد، که آن ها را پیش می کشد و گردنشان را می زند». (1)
خداوند قوم حضرت موسی علیه السلام را به نهر آب آزمایش کرد.
چنان چه در قرآن کریم خداوند متعال می فرماید:
«... إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ...». (2)
«همانا خداوند شما را به نهر آبی امتحان خواهد نمود».
هم چنین خداوند متعال قوم حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف را نیز به مانند آن امتحان خواهد کرد.
چنان چه از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند:
«اصحاب حضرت موسی علیه السلام به نهری آزمایش شدند و این همان است که خداوند می فرماید:
«إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ».
«اصحاب قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز به مانند آن مبتلا خواهند شد». (3)
خداوند برای حضرت موسی علیه السلام زمین را شکافت و دشمنانش را در زمین فرو برد و آنان را نابود ساخت. چنانچه در قرآن کریم آمده است که خداوند متعال فرمودند: -
«... تَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ ...». (1)
«سپس ما او (فرعون و کاخش) و خانه اش را به زمین فرو بردیم».
حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز زمین را برای لشکر سفیانی می شکافد و آن لشکر در زمین فرو می روند.
چنان چه در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند:
«سفیانی گروهی را به مدینه می فرستد، پس مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف از آن جا به سوی مکه فرار می کند به امیر ارتش سفیانی خبر می رسد که مهدی علیه السلام به سوی مکه رفته، لشکری در تعقیب آن حضرت می فرستد ولی به آن جناب نمی رسند تا این که قائم علیه السلام هراسان و ترسان وارد مکه می شود و امیر لشکر سفیانی در بیابان بیداء فرود می آیند، منادی از سوی آسمان به آن بیابان خطاب می کند که:
«يا بَيْدَاء أَبيدى الْقَوْمَ».
«ای صحرای بیداء این قوم را نابود کن».
پس زمین آن ها را فرو می بلعد و فقط دو نفر از آنان باقی می مانند که خداوند صورت هایشان را به پشت بر می گرداند و آنان از قبیله کلب هستند و درباره ی آنان این آیه نازل شده:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَلْنَا مُصَدِّقًا لِمَا مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهَا فَنَرُدَّهَا عَلَى أَدْبَارِهَا ...». (2)
«ای کسانی که کتاب به ایشان داده شده به آن چه فرو فرستاده ایم و تصدیق کننده ی نشانه هایی است که همراه شما است ایمان آورید پیش از آن که چهره هایی را محو کنیم آن گاه به پشت سربازگردانیم».
خداوند متعال حضرت موسی علیه السلام را عصایی عنایت فرمود که با آن معجزه می کرد. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز همان عصا را هنگام ظهور در دست دارند و به آن معجزه می نمایند.
حضرت موسی علیه السلام دستش را در گریبان خود می نمود و بعداز آن که بیرون می آورد چون ماه می درخشید. چنان چه در قرآن کریم خداوند می فرماید:
«وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاءُ لِلنَّاظِرِينَ». (1)
«و موسی علیه السلام بیرون کشید دستش را از گریبان، پس در آن هنگام آن دست تابنده شد».
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز هنگامی که ظهور می نمایند نورش می درخشد تا جائی که مردم از نور خورشید و ماه بی نیاز می شوند.
امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه فرمودند:
«وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا». (2)
«زمین به نور پروردگارش در آن روز روشن می شود».
«رَبُّ الْأَرضِ» یعنی «اِمامُ الْأَرضِ» و هرگاه ظهور کند مردم از نور آفتاب و ماه بی نیاز می شوند و به نور او اکتفا می کنند». (3)
از امام باقر علیه السلام از اجداد طاهرینش از امیرالمؤمنین علیه السلام روایت شده که فرمودند:
«از فرزندان من در آخرالزمان فرزندی ظهور می کند که رنگش سفید -
مایل به سرخی و سینه اش فراخ... و چون پرچمش به اهتزاز درآید از مغرب تا مشرق را نورانی کند و دست (نورانی) اش را بر سربندگان نهد و دل مؤمنان از برکت آن چون پاره آهن استوار گردد ...». (1)
هم چنین حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف دست مبارک را به اشاره بر سر مردم می کشند و نور عقل را در آنان کامل می نمایند.
امام باقر علیه السلام فرمودند:
«إِذَا قَامَ قَائِمُنَا وَضَعَ اللَّهُ يَدَهُ عَلَى رُءُوسِ الْعِبَادِ فَجَمَعَ بِهَا عُقُولَهُمْ وَكَمَلَتْ بِهِ أَخْلَاقُهُم». (2)
«هنگامی که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف می آید، دستش را بر سر بندگان می گذارد و عقل ایشان کامل می شود و اخلاقشان تکامل می یابد».
حضرت موسی علیه السلام برایش از سنگ دوازده چشمه جوشید و قومش از آن بهره می بردند.
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز چنین می باشد که برایش در دل سنگ چشمه ها می جوشد.
چنان چه در روایت از امام باقر علیه السلام آمده است که فرمودند:
«چون قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف از مکه خروج نماید سخنگوی آن حضرت بانگ می زند احدی خوردنی و آشامیدنی با خود برندارد و با خود سنگ موسی بن عمران را برمی دارد که بار شتری است و هیچ منزلی فرود نیاید مگر آن که از آن سنگ چشمه ها برآید پس هرکه گرسنه باشد سیر و هرکه تشنه باشد سیراب خواهد شد چهارپایانشان هم سیر و سیراب -
خواهند شد تا این که به نجف در پشت کوفه فرود آیند». (1)
فرعون برای کشتن حضرت موسی علیه السلام افراد بسیاری را از زمان بسته شدن نطفه اش تا آخر کُشت ولی آن چه خدا خواست همان شد و حضرت موسی علیه السلام به دنیا آمد و باقی ماند.
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز در زمان های مختلف به منظور قتل ایشان چه بسیار فرزندان پیغمبر را کشتند ولی به نتیجه نرسیدند و حضرت تا این زمان حیات دارند.
حضرت موسی علیه السلام را خداوند در یک شب امرش را اصلاح کرد.
و خداوند حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را نیز امر ظهورش را در یک شب اصلاح خواهد فرمود.
چنان چه در روایتی امام جواد علیه السلام در وصف آن حضرت فرمودند:
«به تحقیق که خداوند تبارک و تعالی امر او را در یک شب اصلاح خواهد کرد هم چنان که امر کلیم خود موسی را در یک شب اصلاح فرمود که برای برگرفتن آتش برای خانواده اش رفت ولی در حالی که به پیغمبری و رسالت مبعوث شده بود بازگشت». (2)
خداوند متعال به جهت امتحان قوم حضرت موسی علیه السلام ظهور آن -
حضرت را به تأخیر انداخت تا جائی که اکثر مردم قومش گوساله پرست شدند و تعدادشان از خدا پرستان بیشتر شد. حضرت مهدی عجل الله تعالى نیز به منظور امتحان قومش، ظهورش را خداوند به تأخیر انداخته است.
حضرت هارون علیه السلام را خداوند به آسمان بالا برد و سپس به زمین برگرداند.
از امام صادق علیه السلام در این باره روایت شده است که فرمودند:
«حضرت موسی علیه السلام به حضرت هارون علیه السلام گفت: بیا با هم به کوه طور سینا برویم چون با هم رفتند ناگاه خانه ای دیدند که بر آن درختی بود، بر روی آن دو پیراهن، موسی به هارون گفت: جامه هایت را برافکن و داخل این خانه شو و این دو حله را به بَر کن و برتخت بخواب. همین کار را کرد، چون برتخت آرمید، خداوند او را به سوی خود قبض کرد و خانه و درخت برداشته شد. حضرت موسی علیه السلام به بنی اسرائیل بازگشت و به آن ها خبر داد که خداوند هارون را قبض روح کرد و به سوی خود بالا برد. گفتند دروغ می گویی تو او را کشته ای، موسی به درگاه الهی شکوه کرد، خداوند متعال به فرشتگان امر فرمود تا هارون را بر تختی ما بین زمین و آسمان فرود آورند تا این که بنی اسرائیل او را دیدند و دانستند که او مرده است». (1)
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف را نیز خداوند بعداز ولادت به آسمان بالا برد و پس از مدت چهل روز به زمین برگرداند.
حضرت هارون علیه السلام از راه دور سخن حضرت موسی علیه السلام را می شنید.
1) بحارالانوار: ج 13 ص 268.
همان گونه که موسی علیه السلام از راه دور صدا و سخنان هارون علیه السلام را می شنید.
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف چنین می باشند، چنان چه در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است که فرمودند:
«هنگامی که قائم علیه السلام به پاخیزد خداوند عزوجل در گوش ها و چشم های شيعيان ما خواهد افزود به طوری که بین آن ها و حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف پیکی نخواهد بود، با آن ها سخن می گوید و آن ها می شنوند، و به او نگاه می کنند درحالی که در جای خودش باشد». (1)
حضرت یوشع علیه السلام پس از وفات حضرت موسی علیه السلام منافقان امت با آن حضرت جنگ کردند.
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز هنگامی که ظهور می نماید منافقان امت با ایشان جنگ خواهند کرد.
حضرت یوشع علیه السلام خورشید برایش بازگشت. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز با خورشید و ماه سخن می گویند و آن ها را صدا می زد و آن ها به او پاسخ می دهند. چنان چه از امام باقر علیه السلام آمده است که فرمودند:
«قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف 309 سال زمامداری می کند همان قدر که اصحاب کهف در غارشان بسر بردند زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد چنان چه از ظلم و ستم پر شده باشد. پس خداوند برای او شرق و غرب زمین را فتح خواهد نمود، و مردم را خواهد کُشت تا این که جز دین محمد صلی الله علیه واله وسلم باقی -
1) روضه کافی: ص 240.
نماند شیوه ی سلیمان بن داوود را پیش خواهد گرفت، خورشید و ماه را صدا می زند و آن ها پاسخ می دهند، زمین برای او به حرکت در می آید و به او وحی می شود که به امر خدا به وحی عمل می کند». (1)
خداوند متعال مردگانی را برای حضرت حزقیل علیه السلام زنده کرد. چنان چه امام باقر و امام صادق علیهما السلام در تفسیر این آیه فرمودند:
«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أحياهُم». (2)
«آیا ننگری به کسانی که شمارشان هزاران تن بود و از بیم مرگ از دیار خود بیرون رفتند پس خداوند به آنان فرمود: بمیرید [که مردند] سپس آنان را زنده کرد».
«این ها هفتاد هزار خانوار از یکی از شهرهای شام بودند، گاه به گاه طاعون در آن ها می افتاد پس هرگاه احساس می کردند طاعون آمده ثروتمندان از شهر بیرون می رفتند ولی فقرا - که توانایی سفر نداشتند - در شهر باقی می ماندند، لذا مرگ در میان آن هایی که در شهر مانده بودند بسیار و میان آن هایی که از شهر بیرون رفته بودند کمتر واقع می شد، پس کسانی که بیرون رفته بودند می گفتند: اگر مانده بودیم مرگ بیش تر ما را فرامی گرفت. پس نظر همگی آنان چنین شد که هرگاه در میانشان طاعون واقع شد همگی از شهر خارج شوند، و چون دانستند طاعون آمده همگی از شهر خارج و از ترس مرگ از آن جا دور شدند و در شهرهای مختلف تا آن جا که خدا خواسته بود سیر کردند. سپس -
به شهری گذرشان افتاد که خراب شده بود و مردمش را طاعون از پای درآورده بود وقتی در این شهر فرود آمدند و قرار گرفتند خداوند عزوجل به آنان فرمود: همگی بمیرید همان ساعت همگی مردند و خاک شدند که برای بینندگان آشکار بود که اینان در میان راه مرده بودند، لذا عابرین و مسافرین در آن جا منزل کردند و خاک هایشان را جاروب و یک جا جمع نمودند، پس پیغمبری از میان پیامبران بنی اسرائیل که نامش حزقیل بود بر آن ها گذشت و هنگامی که آن استخوان ها را دید گریه کرد و گفت: پروردگارا! اگر اراده فرمایی آن ها را همان طور که یک جا میرانده ای همین حالا زنده کنی که شهرها و بلاد تو را معمور سازند و فرزندانی که بندگی تو را با دیگر خلایقت انجام دهند از آن ها متولد شوند، خداوند متعال به وحی فرمود: آیا تو این را دوست داری؟
عرض کرد: آری! پروردگارا آنان را زنده کن.
حضرت فرمود: پس خداوند عزوجل وحی فرمود: چنین و چنان بگو، و چون آن چه خداوند عزوجل به او فرموده بود که بگوید گفت.
امام صادق علیه السلام فرمودند: «آن اسم اعظم بود – وقتی حزقیل آن سخن را به زبان آورد، به استخوان ها نگریست که به یکدیگر می پرند و بار دیگر زنده می شوند، به هم نگاه می کنند و «سبحان الله، الله اکبر و لا اله الا الله» می گفتند، در این هنگام حزقیل گفت: شهادت می دهم که خداوند بر هر چیزی توانا است». (1)
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز خداوند متعال برای او مردگانی از مؤمنین و منافقین امت و کافرین را زنده خواهد کرد. (رجعت مردگان).
چنان چه از ابوبصیر روایت شده که گفت: به حضرت امام صادق علیه السلام عرض کردم: -
1) روضه کافی: ص 168.
«این که خداوند تبارک و تعالی می فرماید:
«وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لا يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ بَلَى وَعْداً عَلَيْهِ حَقَّاً وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ». (1)
«آن ها به شدت به خداوند سوگندها یاد کردند که خداوند هرگز کسی را که بمیرد بر نمی انگیزد، آری این وعده حتمی خداوند است ولی بیش تر مردمان نمی دانند».
منظور چیست؟
فرمودند: ای ابوبصیر! در این باره چه می گویند؟
عرض کردم: مشرکین می پندارند و قسم می خورند برای رسول اکرم صلى الله عليه واله وسلم که خداوند مردگان را زنده نمی کند.
حضرت فرمود: مرگ بر کسی که چنین سخنی می گوید، از آن ها بپرس آیا مشرکین به الله قسم می خورند یا به لات و عزی؟
ابوبصیر گوید: فدایت شوم پس برایم بیان فرمای.
فرمود: ای ابوبصیر! هنگامی که قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف ما بپاخیزد خداوند گروهی از شیعیان ما را برای او برمی انگیزد و زنده کند که گیره های شمشیرهایشان بر روی شانه هایشان است، چون این خبر به قومی از شیعیان ما که نمرده باشند برسد به یکدیگر گویند: فلان وفلان وفلان از قبرهایشان برانگیخته شدند و آن ها با قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف هستند، این سخن به گوش گروهی از دشمنان ما برسد می گویند: ای گروه شیعیان چقدر دروغ گو هستید! این دولت و حکومت شماست و شما دروغ می گویید! نه والله این ها که شما می گویید زنده نشده و زنده نخواهند شد تا روز قیامت، پس خداوند گفتار آن ها را حکایت کرده می فرماید: «وَأَقْسَمُوا بِاللهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لا يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ ...». (2)
از حسن بن شاذان واسطی روایت شده که گفت:
به حضرت ابوالحسن امام رضا علیه السلام نامه ای نوشتم که در آن از جفای اهالی واسط گلایه کردم چون در این شهر گروهی از عثمانی ها بودند که مرا اذیت می کردند جواب به خط آن حضرت چنین آمده: «خداوند تبارک و تعالی از دوستان ما پیمان گرفته بر صبر کردن بر دولت باطل، پس به حکم پروردگارت صبر کن پس هرگاه آقای خلق بپاخیزد خواهند گفت: «ای وای بر ما چه کسی ما را از آرامگاه مان برانگیخت، این است آن چه خداوند رحمان وعده داده و فرستادگان راست گفتند». (1)(2)
و هم چنین حدیث دیگری از امام صادق علیه السلام درباره آیه شریفه:
«رُّبَمَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ كَانُوا مُسْلِمِينَ». (3)
«بسا که کافران [هنگام دیدن عذاب] آرزو کنند ای کاش مسلمان می بودند».
فرمود: «هنگامی که من و شیعیانم [از قبر] بیرون آییم و عثمان بن عفان و پیروانش بیرون آیند قریش و بنی امیه را بکشیم، در آن هنگام دوست می دارند آنان که کفر ورزیده اند مسلمان می بودند». (4)
حضرت داوود علیه السلام آن گاه منسب قضاوت و حکمرانی را بدست گرفت.
چنان چه در قرآن کریم می فرماید:
«وَآتَيْنَاهُ الْحِكْمَةَ وَفَصْلَ الْخِطَابِ». (5)
«به او قوه درک حقایق و تمیز حق از باطل را عطا کردیم».
دو نفر که بر سر تعدادی گوسفند کارشان به اختلاف کشیده شده بود در محضرش بیان ادعا کردند آن حضرت بدون این که شاهدی طلب کند به صدور حکم اقدام کرد ولی در اندک زمانی متوجه شد که آمدن این دو نفر نزد او دستوری بوده از طرف خداوند متعال تا حضرت داوود علیه السلام را امتحان کند و نمی بایست او بدون خواستن بینه و شاهد حکم کند». (1)
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هم چون اجداد طاهرینش، سینه اش مخزن اسرار و علوم خداوندی است و از اسرار غیب و نهان آگاه است. لذا هنگامی که ظهور می نماید در میان مردم به علم الهی و حکم داوودی حکم خواهد نمود، یعنی طلب بینه و شاهد نخواهد کرد و نیازی به بینه ندارد.
چنان چه از امام صادق علیه السلام آمده است که فرمودند:
«چون قائم آل محمد علیه السلام قیام کند در میان مردم به حکم حضرت داوود علیه السلام حکم می فرماید نیازی به شاهد و بینه ندارد، خدای تعالی او را الهام می کند پس به علم خود داوری فرماید و هر قومی را به آن چه در باطن مخفی داشته اند خبر می دهد و دوست خود را از دشمن تشخیص می دهد خداوند سبحان می فرماید:
«إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِلْمُتَوَسّمِينَ وَإِنَّها لَبِسَبِيلِ مُقِيمٍ». (2)
«البته در این امر برای اشارت دانان نشانه های عبرت آمیزی است. و آن بر سر راهی پایدار است». (3)
حضرت داوود علیه السلام را خداوند خلیفه خود در زمین قرار داد. چنان چه در قرآن فرمود:
«يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ». (1)
«ای داوود ما تو را در زمین خلافت دادیم».
خداوند حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف را نیز خلیفه خود در زمین قرار داده است. چنان چه در قرآن فرموده است:
«أمن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاءَ الْأَرْضِ». (2)
«آیا چه کسی دعای مضطر را به اجابت می رساند (جز خداوند) و گرفتاری را برطرف می سازد و شما را خلفای زمین قرار می دهد».
چنان چه از پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم آمده است که فرمودند:
«قیامت برپا نمی شود تا این که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف بر حق از ما بپاخیزد و آن هنگامی است که خداوند اجازه فرماید، پس هرکس از او پیروی کند نجات یابد و هرکه تخلف نماید هلاک گردد. پس خدا را! خدا را! ای بندگان خدا بسوی او بیایید هرچند روی یخ و برف باشد زیرا که او خلیفة الله است». (3)
پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«مهدی علیه السلام خروج می کند درحالی که بر سرش ابری است که در آن منادی ندا می کند: این مهدی «خلیفة الله» است از او پیروی کنید». (4)
خداوند برای حضرت داوود علیه السلام آهن را نرم کرد. چنان چه در قرآن کریم آمده است:
«.. والنَّا لَهُ الحَدِيدَه». (1)
«آهن را برایش نرم ساختیم.»
خداوند برای حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز آهن را نرم کرد.
از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند:
«مردی از عمان خدمت صاحب الزمان عجل الله تعالى فرجه الشریف می آید و عرض می کند: آهن برای داوود نرم شد اگر تو هم مانند او [معجزه] بیاوری تصدیقت می کنیم پس آن حضرت معجزه داوود را به او نشان می دهد، ولی آن شخص منکر می شود، پس قائم علیه السلام عمود آهنی بر گردن او می اندازد که هلاک می شود و می فرماید: این سزای کسی است که آیات خدا را دروغ انگارد». (2)
سنگ با حضرت داوود علیه السلام سخن می گفت و صدا می زد: ای داوود! مرا بگیر و با من جالوت را به قتل برسان.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز علم و شمشیرش او را صدا می کنند و می گوید:
«ای ولی خدا! خروج کن و دشمنان خدا را به قتل برسان. چنان چه در روایت است که در هنگام ظهور سنگ ها نیز با آن حضرت سخن می گویند».
امام صادق علیه السلام درباره آیه: -
«هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِهِ وَلَوْكَرِهَ الْمُشْرِكُونَ». (1)
«اوست خدایی که رسول خود (محمّد مصطفی صلی الله علیه واله وسلم) را با دین حق به هدایت خلق فرستاد تا بر همه ی ادیان عالم تسلط و برتری دهد و هرچند مشرکان ناراضی و مخالف باشند».
فرمودند:
«به خدا سوگند! این آیه تحقق نیافته و نمی یابد تا روزی که قائم علیه السلام ظهور کند، چون قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کند هیچ کافر و مشرکی ظهور او را خوش نخواهد داشت، زیرا اگر کافر یا مشرکی در دل سنگی باشد آن سنگ خواهد گفت: ای مؤمن! در دل من کافری هست او را به قتل برسان». (2)
حضرت داوود علیه السلام جالوت را کُشت و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز دجال را که سردمدار تمام فتنه ها می باشد را خواهد کُشت.
مفضّل بن عمر می گوید: امام صادق علیه السلام فرمودند:
«خدای تعالی چهارده هزار سال پیش از آن که خلق را بیافریند، چهارده نور آفرید که ارواح ما بود گفته شد: یابن رسول الله! آن چهارده تن چه کسانی هستند؟
فرمودند: محمد صلی الله علیه واله وسلم و على علیه السلام و فاطمه علیها السلام و حسن علیه السلام و حسین علیه السلام و ائمه از فرزندان حسین علیه السلام و آخرین آنها قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف است که پس از غیبتش قیام کند و دجّال را بکشد و زمین را از هر جور ظلمی پاک سازد». (3)
نوشته ای از آسمان بر حضرت داوود علیه السلام نازل شد که مهری از طلا بر آن بود و آن سیزده مسأله بود که خداوند به حضرت داوود علیه السلام وحی کرد این ها را از پسرت سلیمان بپرس اگر آن ها را پاسخ داد او خلیفه ی بعد از توست. پس داوود هفتاد کشیش و هفتاد حبر (1)را فرا خواند و آن ها را نشاند، سلیمان را نیز در حضور آنان نشاند و گفت: «ای پسرم! به من بگو نزدیک ترین اشیاء کدام است؟ و دورترین اشیاء کدام است؟ و مأنوس ترین اشیاء چیست؟ و موحش ترین اشیاء کدام؟ و زیباترین اشیاء چیست؟ و زشت ترین اشیاء کدام است؟ و کم ترین اشیاء چیست؟ و بیش ترین اشیاء کدام؟ و دو برپای مانده و قائم چیست؟ و دو مختلف چیست؟ و دو متباغض و کینه توز کدام است؟ و آن چیست که هرگاه مرد بر آن نشیند آخرش پسندیده است؟ و آن چیست که هرگاه مرد بر آن نشیند آخرش مذموم است؟
سلیمان گفت: نزدیک ترین اشیاء آخرت، و دورترین اشیاء هرآن چه از امور دنیا از دست برود، مأنوس ترین اشیاء بدنی که در آن روحی ناطق باشد، موحش ترین اشیاء جسد بدون روح است، زیباترین اشیاء ایمان بعداز کفر است، زشت ترین اشیاء کفر بعد از ایمان است، کم ترین اشياء يقين و بیش ترین اشیاء شک است، دو برپای مانده زمین و آسمان است دو مختلف شب و روز است دو متباغض و کینه توز مرگ و زندگی است، آن چه هرگاه مرد بر آن سوار شود عاقبتش نیک و پسندیده است حلم و بردباری بر غضب است.
[راوی گوید] چون مُهر از نوشته برداشت تمام پاسخ ها مطابق درآمد. پس کشیش ها و اخبار پرسیدند: آن چیست که اگر صالح شود همه -
1) حبر: دانشمند، عالم یهودی.
چیز انسان صالح می شود و اگر فاسد شود همه چیز انسان فاسد می شود؟
فرمود: دل. پس به خلافتش رضا دادند». (1)
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز هنگامی که ظهور می کند نوشته ای با مهر طلا به همراه دارد.
از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند:
«گویی قائم علیه السلام را بر بالای منبر کوفه می نگرم که یارانش سیصدو سیزده تن - به عدد اصحاب بدر - پیرامونش هستند، آن ها نیز صاحبان پرچم ها و آنانند حکمرایان الهی در زمینش بر خلایقش، تا این که از قبای خود نوشته ای را بیرون آورد که با مُهری زرین ممهور باشد، پیمانی از رسول خدا صلی الله عليه واله وسلم، پس مانند گوسفندان بی زبان از دور و برش پراکنده می شوند و کسی از آنان باقی نماند مگر وزیر و یازده نقیب - چنان چه با موسى بن عمران علیه السلام باقی ماندند - پس در زمین می گردند ولی راهی جز او نمی یابند، پس به خدمتش باز می گردند». (2)
حضرت سلیمان علیه السلام را، حضرت داوود علیه السلام جانشین خود قرار داد، درحالی که هنوز به سن بلوغ نرسیده بود در این باره از امام جواد علیه السلام روایت شده که فرمودند:
«خداوند تبارک و تعالی به داوود علیه السلام وحی فرمود که سلیمان علیه السلام را خلیفه خود سازد، درحالی که کودک بود و چوپانی گوسفندان می کرد. عبّاد و علمای بنی اسرائیل این مطلب را انکار کردند، پس خداوند -
تعالی وحی فرمود:
«عصاهای آن افراد را بگیر و عصای سلیمان را نیز بگیر و آن ها را در اتاقی بگذار و در آن اتاق را به مُهر خودشان مهر کن، و چون فردا شود عصای هرکس برگ برآورده و میوه داده بود او خلیفه است، پس داوود این مطلب را به آن ها خبر داد گفتند: ما راضی و تسلیم شدیم». (1)
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز تقریبا در سن 5 سالگی در زمان حیات پدرشان به خلافت و جانشینی رسیدند.
حضرت سلیمان علیه السلام از خداوند ملک و سلطنتی بی مثل و مانند خواست. چنان چه در قرآن آمده است:
«وَهَبْ لِي مُلْكًا لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي». (2)
«پروردگارا! به من مُلکی عطا کن که برای هیچ کس بعداز من شایسته نباشد».
خداوند به حضرت سلیمان علیه السلام سلطنت و پادشاهی را عطا نمود که بر تمام جن و انس و پرندگان حکومت می کرد. چنان چه در قرآن کریم آمده است که:
«وَحُشِرَ لِسُلَيْمَانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ وَالطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ». (3)
«و لشکریان سلیمان از جن و انس و پرندگان برایش گرد آمدند».
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز خداوند به او حکومت و سلطنتی عطا خواهد فرمود که برای احدی از بشریت از اولین تا آخرین نداده است.
خداوند باد را مُسخَّر حضرت سلیمان علیه السلام قرار داد. چنان چه در قرآن کریم آمده است:
«فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخَاءً حَيْثُ أَصَابَ». (1)
«پس باد را به تسخیر او درآوردیم تا به نرمی هرکجا خواهد به فرمان او جریان یابد».
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز خداوند باد را در خدمتش قرار می دهد.
چنان چه در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که فرمودند:
«پس خداوند تبارک و تعالی بادی برانگیزد که در هر بیابان ندا کند این مهدی علیه السلام است که به قضاوت داوود علیه السلام و سليمان علیه السلام قضاوت می کند و بینه نمی خواهد». (2)
حضرت سلیمان علیه السلام مدتی از قومش غائب شد. چنان چه شیخ صدوق ضمن روایتی در کتاب کمال الدین بدین سخن اشاره می کند:
«قائم علیه السلام غیبتش طولانی تر از حضرت سلیمان علیه السلام است».
خداوند آفتاب را برای حضرت سلیمان علیه السلام بازگردانید. حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف آفتاب و ماه را می خواند و آن ها او را پاسخ می دهند.
حشمت الله (1)بودن.
حضرت سلیمان علیه السلام «حشمت الله» بوده است و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز «حشمت الله» است. (2)
یعنی همان گونه که حضرت سلیمان علیه السلام از جانب خداوند دارای عظمت و شکوه و جلال بود حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف دارای شکوه و جلالت قدر و عظمت الهی است.
حضرت آصف علیه السلام علمی از کتاب را به همراه داشت. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز علوم کتاب در نزدش می باشد. (3)
خداوند حضرت آصف علیه السلام را مدت طولانی از قومش غائب کرد.
حضرت مهدی علیه السلام را نیز خداوند متعال به مدت طولانی غائب کرده است.
هنگامی که حضرت آصف علیه السلام به مدت طولانی از قومش غائب شد، بنی اسرائیل سخت گرفتار و مبتلا شدند. حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز در اثر غیبت طولانی اش مؤمنین به گرفتاری های سخت و شدید مبتلا می شوند.
چنان چه در لوح حضرت زهرا علیها السلام آمده است:
«... فَيُذَلُ أَوْلِيَائِي فِي زَمَانِهِ وَ تُتَهَادى رُئُوسُهُمْ كَمَا تُتَهَادِي رُئُوسُ التُّرْكِ وَالدَّيْلَمِ فَيُقْتَلُونَ وَ يُحْرَقُونَ وَيَكُونُونَ خَائِفِينَ مَرْعُوبِينَ وَجِلِينَ تُصْبَغُ الْأَرْضُ بِدِمَائِهِمْ وَ يَفْشُو الْوَيْلُ وَالرَّنَّةُ فِي نِسَائِهِمْ ... ». (1)
«... در زمان (غیبتش) دوستانش خوار و ذلیل می شوند و سرهای آنان را چون سر تُرک و دیلم (کافران) از بدن جدا می کنند آنان را می کشند و می سوزانند، شیعیان ایشان در ترس به سر می برند و زمین به خون آنان رنگین می شود و صدای ناله و ضجه در میان زنانشان بالا می گیرد...».
قوم حضرت دانیال علیه السلام ایشان را در چاهی بسیار بزرگ با شیری درنده زندانی کرده بودند تا طعمه ی آن شیر شود پس خداوند تعالی او را حفظ کرد و به یکی از پیامبران بنی اسرائیل دستور داد تا غذا و آبش را ببرد.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز قومش قصد جانش را کردند ولی خداوند او را با غائب کردن حفظ نمود.
حضرت دانیال علیه السلام از بنی اسرائیل مدتی غائب بود و شیعیان و پیروانش سخت گرفتار شدند. حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز از قومش غائب شد و شیعیان و پیروان آن حضرت در فتنه و گرفتاری های شدید واقع شدند، چنان چه در لوح حضرت زهرا علیها السلام آمده است. (2)
حضرت عزیر علیه السلام وقتی به سوی قومش بازگشت تورات را آن گونه که بر حضرت موسی بن عمران علیه السلام نازل شده بود، خواند.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز هنگامی که ظهور می نماید برای اهل زمین قرآن را آن گونه که بر حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم نازل شده است، می خوانند.
چنان چه امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرمایند:
«گویا شیعیانم را می بینم که در مسجد کوفه گردآمدند و با برپایی چادرهایی مردم را به همان ترتیبی که قرآن فرود آمده بود، آموزش می دهند». (1)
خداوند به دعای حضرت جرجیس علیه السلام مردگان را زنده می کرد. چنان چه در بحارالانوار آمده است:
«زنی به خدمتش آمد و گفت: ای بنده صالح! گاوی داشتم که با آن امرار معاش می کردیم آن مرده است. جرجیس به او گفت: این عصا را بگیر و آن را بر گاوت قرار ده و بگو که جرجیس می گوید: به اذن خداوند برخیز. پس چون آن زن این کار را کرد آن گاو زنده شد و آن زن به خدا ایمان آورد». (2)
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز خداوند به دعایش مردگان را زنده خواهد کرد.
حضرت ایوب علیه السلام هفت سال بر امتحان و بلای الهی صبر نمود.
امام صادق علیه السلام در این باره فرمودند:
«إبتَلَى أَيُّوبُ سَبْعَ سِنين بِلا ذَنْبٍ».
«خداوند ایوب را هفت سال بدون گناه مورد ابتلا قرار داد». (1)
و بعداز این مدت خداوند فرج و گشایش بر آن حضرت رساند.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز چون حضرت ایوب علیه السلام بر بلاها صبر نموده اند.
چنان چه از امام سجاد علیه السلام روایت شده که فرمودند:
«... در حضرت قائم علیه السلام از هفت پیامبر نشانه است، ... و اما از ایوب فرج و گشایش پس از بلا است ...». (2)
برای حضرت ایوب علیه السلام از زمین چشمه ای جوشید.
چنان چه خداوند تعالی در قرآن کریم می فرماید:
«ازك برجلِكَ هَذَا مُغْتَسَل بَارِدٌ وَشَرَابٌ». (3)
«پای خود را محکم بر زمین بزن که این چشمه آبی برای شستشو و نوشیدن است».
برای حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز چشمه از زمین جوشیده است.
چنان چه شیخ طوسی به سند از ابوسوره روایت کرده که:
«آن حضرت را هنگام مراجعت از کربلا در زیارت عرفه ملاقات کرده -
و او در این باره گفت آن شب راه افتادیم ناگاه به قبرهای مسجد سهله رسیدیم.
آقا فرمودند: این منزل من است (مسجد سهله).
آقا بار دیگر فرمودند: تو به نزد ابن الزاری علی بن یحیی می روی و می گویی آن مالی که چنین و چنان علامت دارد به تو بدهد.
عرض کردم: تو کیستی؟
آقا فرمودند: من محمدبن الحسن علیه السلام هستم، پس راه رفتیم تا هنگام سخن به نواویس رسیدیم. آن گاه آقا نشسته و با دست زمین را کندند، ناگهان دیدم آب بیرون آمد، سپس آقا وضو گرفته و سیزده رکعت نماز خواندند ...». (1)
خداوند به دعای حضرت ایوب علیه السلام مردگان را زنده می کرد. چنان چه در قرآن کریم فرموده است:
«فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَكَشَفْنَا مَا بِهِ مِنْ ضُرِ وَآتَيْنَاهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا وَذِكْرَى لِلْعَابِدِينَ». (2)
«و خاندانش را باز آوردیم و همانندشان را با آن ها به او دادیم، رحمتی از سوی ما و یادآوری برای عبادت کنندگان».
خداوند به دعای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز در زمان ظهورش عده ی زیادی از مؤمنین و کافران را زنده خواهد کرد.
حضرت یونس علیه السلام پس از غیبت طولانی به قیافه جوانی به سوی قومش بازگشت.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز پس از غیبتی طولانی به چهره جوانی حدود 40 ساله در میان مردم ظهور خواهد کرد، چنان چه از امام حسن علیه السلام آمده است که فرمودند:
«چون حضرت مهدی علیه السلام قیام نماید مردم او را انکار کنند زیرا او را پیری بزرگسال می پندارند، ولی او به صورت جوان به سوی آن ها بر می گردد». (1)
حضرت زکریا علیه السلام مورد خطاب و ندای فرشتگان واقع شد آن هنگامی که خداوند را در خلوتگاه و هنگام عبادت و نماز خواند و از خداوند طلب وارث برای دودمان خود کرد فرشته وحی او را ندا داد که ای زکریا ما تو را به فرزندی بشارت می دهیم.
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز مورد خطاب جبرئیل واقع می شود.
چنان چه در حدیث مفصلی در بحارالانوار از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند:
«جبرئیل به آن حضرت ندا کرد: ای آقای من! فرمانت پذیرفته و اجرا می شود». (2)
حضرت زکریا علیه السلام سه روز بر مصیبت ابا عبدالله الحسین علیه السلام گریه کرد.
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف در زیارت ناحیه مقدسه می فرمایند:
«فَلَأَنْدُ بَنَّكَ صَباحاً وَمَساءً، وَلَابْكِيَنَّ لَكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً». (1)
«شب و روز بر تو ندبه می کنم و به جای اشک بر تو خون می گریم».
خبر حضرت یحیی علیه السلام را قبل از به دنیا آمدنش جبرئیل به حضرت زكريا علیه السلام داد.
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز مژده ولادتش از پیش داده شده بود.
اُمّ هانی ثقفیه می گوید:
«بامداد خدمت سرورم امام محمد باقر علیه السلام رسیدم و گفتم: ای آقای من! آیه ای از کتاب خداوند متعال بر دلم خطور کرده است و مرا پریشان ساخته و خواب از چشمم ربوده است.
فرمودند: ای اُمّ هانی! بپرس.
گفتم: ای سرورم! این قول خداوند تعالی:
«فَلا أُقْسِمُ بِالخَنَّسِ الْجَوَارِ الْكُنَّسِ». (2)
فرمودند: ای ام هانی! خوب مسأله ای پرسیدی، این مولودی در آخرالزمان است او مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف این عترت است و برای او غیبت و حیرتی خواهد بود که اقوامی در آن گمراه شوند و اقوامی نیز هدایت -
یابند و خوشا بر تو اگر او را دریابی و خوشا بر کسی که او را دریابد». (1)
حضرت یحیی علیه السلام در شکم مادر خود سخن می گفت. حدیثی از امام حسن عسکری علیه السلام آمده فرمودند:
«روزی مریم بر مادر یحیی - همسر زکریا - وارد شد ولی او برایش برنخاست، یحیی در شکم مادر ندا کرد بهترین زنان عالم در حالی که بهترین مردان جهان را با خود دارد برتو وارد می شود برایش برنمی خیزی؟ سپس مادرش متنبّه شد و از جای برخاست». (2)
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز در شکم مادر خود سخن می گفت و سوره قدر را قرائت می کرد. (3)
حضرت یحیی علیه السلام عابدترین مردم زمانش بود. حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز عابدترین مردم زمانش می باشد. (4)
حضرت عیسی علیه السلام فرزند سيدة نساء زمان خودش بود.
حضرت ولی عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز فرزند سیده ی زنان در زمان خودش می باشد.
ابوبصیر می گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود:
«سنت های انبیاء با غیبت هایی که بر آنان وارد شده است همه در قائم ما اهل بیت عجل الله تعالى فرجه الشریف مو به مو طابق نعل به نعل پدیدار می گردد».
ابوبصیر گوید گفتم: یابن رسول الله! قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف شما اهل بيت کیست؟
فرمودند: ای ابوبصیر! او پنجمین از فرزندان پسر موسی است او فرزند سیده ی کنیزان است و غیبتی کند که باطل جویان در آن شک کنند ...». (1)
حضرت عیسی علیه السلام در شکم مادر خود تکلم می نمود.
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز در شکم مادر خود حرف می زد و سوره مبارکه قدر را تلاوت می فرمود. (2)
حضرت عیسی علیه السلام در گهواره سخن می گفتند.
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز در گهواره تکلم می نمودند.
چنان چه در روایتی از حکیمه خاتون دختر امام جواد علیه السلام نقل شده که:
«حضرت حجت علیه السلام بعداز ولادت سخن گفت و فرمود:
«اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له وأن محمداً رسول الله صلی الله علیه واله وسلم».
سپس درود فرستاد بر امیرالمؤمنین و ائمه علیهم السلام تا رسید بنام پدر بزرگوارش و این آیه را خواند: -
«بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ، وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَيْمَةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ». (1)
«ما می خواهیم بر آنان که در زمین به ضعف کشانده شده منت گذاریم ...». (2)
و هم چنین در روایت دیگری در کمال الدین آمده است که:
آن حضرت هنگامی که متولد شد به سجده افتاد در حالی که زانو زده و دو انگشت سبابه اش را بلند کرده بود و می گفت:
«اشهد ان لا اله الا الله وأن جدى محمداً رسول الله صلی الله علیه واله وسلم و أن ابى اميرالمؤمنين علیه السلام». سپس امامان را یکایک شمرد تا به خودش رسید آن گاه گفت:
«خدایا! وعده ام را تحقق بخش و امرم را به انجام برسان و گام هایم را استوار کن و زمین را به وسیله ی من پر از عدل و قسط فرمای». (3)
خداوند به حضرت عیسی علیه السلام علم و حکمت و ویژگی های نبوت را در کودکی عطا فرمود.
حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز حکمت و ویژگی های امامت را خداوند در کودکی به آن حضرت عنایت نمود.
حکیمه خاتون گوید:
«... پیوسته آن کودک را چهل روز یک بار می دیدم تا آن که چند روز پیش از درگذشت ابو محمد (امام حسن عسکری علیه السلام)، او را دیدم که مردی بود و او را نشناختم به برادر زاده ام گفتم: این مردی که فرمان می دهی در مقابل او بنشینم کیست؟ -
فرمود: این پسر نرجس علیها السلام و این جانشین بعداز من است و به زودی من را از دست می دهید پس به او گوش فرادار و فرمانش ببر.
حکیمه گوید: پس از چند روز ابو محمد علیه السلام درگذشت و مردم چنان که می بینی پراکنده شدند و به خدا سوگند من هر صبح و شام او را می بینم و مرا از آن چه می پرسیدم آگاه می کند و من نیز شما را مطلع می کنم و به خدا سوگند که گاهی می خواهم از او پرسشی کنم و او نپرسیده پاسخ می دهد و گاهی امری بر من وارد می شود و همان ساعت پرسش نکرده از ناحیه ی او جوابش صادر می شود». (1)
حضرت عیسی علیه السلام را خداوند به آسمان چهارم بالا برد. حضرت مهدى عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز به امر خداوند به آسمان بالا برده شد.
مردم درباره حضرت عیسی علیه السلام اختلاف کردند عده ای گمان کردند که آن حضرت کشته شده است و عده ای تصدیق کردند که آن حضرت به آسمان بالا برده شده است.
چنان چه در قرآن کریم آمده است که:
«وَ مَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ». (2)
«او را نکشتند و به دار نیاویختند ولی امر بر آنان مشتبه شد».
در روایتی از امام صادق علیه السلام درباره غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز چنین است که -
«مردم دچار اختلاف شدند بعضی گفته اند حضرت به دنیا نیامده است. بعضی دیگر گفته اند به دنیا آمده و از دنیا رفته است و بعضی گفته اند که امام حسن عسکری علیه السلام عقیم بوده و عده ای دیگر گفته اند او از دنیا رفته و روحش در کالبد دیگری وارد شده و او سخن از آن حضرت می گوید». (1)
حضرت عیسی علیه السلام به اذن خداوند مردگان را زنده می کرد. چنان چه در قرآن کریم آمده است:
«وَأَحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ». (2)
«به اذن خداوند مردگان را زنده می کنم».
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز پس از ظهور مردگان را (چنان چه گذشت) زنده خواهد کرد.
حضرت عیسی علیه السلام از احوالات قومش و کارهای آنان مطلع بود.
چنان چه در قرآن کریم آمده است:
«وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ». (3)
«من به شما خبر می دهم آن چه در خانه هایتان ذخیره می کنید».
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز بر تمام احوال و کارهای ما مطلع است، چنان چه در توقیعی به شیخ مفید (نامه ای در اواخر ماه صفر 1416 هجری از -
ناحية مقدس امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف به شیخ مفید محمدبن نعمان رحمه الله رسید)، فرمودند:
«... هرچند ما در جایی منزل کرده ایم که از محل سکونت ستمگران دور است و این هم به علتی است که خداوند صلاح ما و شیعیان با ایمان را تا زمانی که دولت دنیا از آن فاسقان می باشد در این دیده است، ولی در عین حال از اخبار و اوضاع شما کاملاً آگاهیم و چیزی از آن بر ما پوشیده نمی ماند... ما در رعایت حال شما کوتاهی نمی کنیم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم و اگر جز این بود از هر سو گرفتاری به شما رو می آورد و دشمنان شما شما را از میان می بردند». (1)
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف در نام و کنیه و خلق و خُلق شبیه ترین مردم به پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم می باشند.
چنان که در روایت از پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم آمده است که فرمودند:
«مهدی علیه السلام از فرزندان من است اسم او اسم من و کنیه اش کنیه یا من، از نظر خلق و خُلق شبیه ترین مردم به من است، غیبت و حیرتی خواهد داشت که همه امت ها در آن گمراه می شوند، مانند ستاره شهاب می آید، پس زمین را از قسط و عدل آکنده می سازد هم چنان که از ظلم و جور پر شده باشد». (2)
قطب راوندی از جعفر بن محمد قولویه نقل می کند که گفت:
«من در سال 337 ه.ق به بغداد رفتم و تصمیم داشتم برای مراسم مکه حج، به بروم همان سالی بود که قرامطه (فرقه ای از اسماعیلیان) می خواستند حجر الاسود را در کعبه نصب کنند و این زمان اوایل غیبت کبری بود. در این جریان بزرگ ترین چیزی که فکر مرا مشغول کرده بود، این بود که چه کسی حجرالاسود را نصب خواهد کرد؛ زیرا طبق احادیث می دانستم که هرگاه حجر الاسود از جای خود منتقل شود، حجّت خدا آن را در جای خود نصب می کند چنان چه در عصر پیامبر صلى الله علیه واله وسلم کعبه در اثر سیل ویران شد و پس از بازسازی، پیامبر صلى الله علیه واله وسلم حجرالاسود را در جایش نصب نمود و در عصر حجاج بن یوسف ثقفی که کعبه به دستور او ویران شد پس از بازسازی امام سجاد علیه السلام حجر الاسود را در جای خود نصب نمود و ثابت کرد.
متأسفانه این مسأله زمانی پیش آمد که من بیمار شدم و فکر کردم این بیماری مرا خواهد کُشت از این رو شخصی را که معروف به ابن هشام بود به نیابت گرفتم تا او به نیابت از من مکه رود و مراسم حج را به جا آورد. هم چنین نامه ای به حضرت مهدی علیه السلام نوشتم و در آن خواستم که آن حضرت بفرمایند که آیا امسال من براثر بیماری می میرم یا نه؟ چند سال عمر می کنم؟
نامه را به ابن هشام دادم و هدفم را برای او بیان کردم.
ابن هشام گوید: به سوی مکه حرکت کردم و به مکه رسیدم مبلغی پول به خدمتکاران کعبه دادم تا هنگام نصب حجرالاسود کسی جلوی مرا نگیرد تا بتوانم خود را نزدیک نصب کننده حجرالاسود برسانم.
وقت نصب حجر الاسود فرا رسید خدمتکاران دور مرا گرفتند کمک -
کردند در میان ازدحام جمعیت جلو رفتم دیدم هرکس که جلو می آمد و حجر الاسود را نصب می کرد حجر الاسود می لرزید و در جای خود قرار نمی گرفت؛ تا این که جوانی زیبا چهره و گندمگون را دیدم به پیش آمد و حجر الاسود را گرفت و در جای خود نصب کرد، حجر الاسود آن چنان محکم در جای خود قرار گرفت که گویی همیشه در آن جا بوده است، آن گاه آن جوان از میان جمعیت رفت.
خروش و صدا از مردم بلند شد و دسته دسته از مسجدالحرام بیرون می آمدند من عقب آن جوان به سرعت روانه شدم بین مردم را می شکافتم و از راست و چپ دور می کردم و می دویدم به طوری که مردم گمان می کردند دیوانه شده ام و راه را برایم باز می کردند؛ چشمم را از آن جوان برنمی داشتم تا مبادا از من غائب شود، تا این که از میان مردم بیرون رفتم آن جوان با کمال آهستگی می رفت و من با سرعت حرکت می کردم ولی هرچه می دویدم به او نمی رسیدم، تا این که آن جوان به جایی رسید که غیر از من و او کسی در آن جا نبود، آن گاه به من توجه کرد و فرمود: «آن نامه را که همراه داری به من بده». نامه را به دستش دادم آن را باز نکرد و فرمود: به او (جعفربن محمدبن قولویه) بگو از این بیماری ترسی بر تو نیست و سلامتی خود را باز می یابی، سرانجام عمرت تو، بعد از سی سال است.
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر پشت شانه خود دارای علامتی است که شبیه علامت نشانه رسول الله صلى الله علیه واله وسلم می باشد. چنان چه در روایت از امیرالمؤمنین علی علیه السلام آمده است که فرمودند:
«بر پشت او (امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف) این دو علامت است، یکی از آن ها همرنگ -
پوستشان و دیگری مانند علامت (شانه) پیامبر صلی الله علیه واله وسلم است». (1)
حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف هم چون جد خود پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم با شمشیر خروج خواهند کرد.
چنان چه در حدیثی از امام باقر علیه السلام آمده است که فرمودند:
«... اما شباهت او با جدّش محمّد مصطفی صلی الله علیه واله وسلم خروج با شمشیر است و این که او دشمنان خدا و رسولش و جبارین و طواغیت را خواهند کشت و او با شمشیر و رعب یاری می شود و هیچ پرچمی از او باز نگردد».
1) بحار الانوار: ج 51 ص 25 ح 4.
فصل هشتم
شباهت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف به ائمه معصومين علیهم السلام.
حضرت ولی عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف در علم زهد و شجاعت شبیه به امیرالمؤمنین علی علیه السلام می باشند و همانند امیرالمؤمنین علی علیه السلام مخالفان را از طریق منطق و موعظه به دین و حق و حقیقت دعوت می نماید و حجت را بر همگان تمام می کند در نتیجه اغلب افراد که مغرض نیستند و خواهان رسیدن به حقیقت می باشند به راه راست هدایت می شوند.
آن حضرت هم چون امیرالمؤمنین علی علیه السلام کتاب خدا را تأویل می نمایند و بر مبنای آن با مردم ظالم و فاسق و منافق جنگ می نمایند، چنان چه در دعای ندبه آمده است که:
«يَحْذُو حَذْوَ الرَّسُولِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمَا وَآلِهِمَا وَيُقَاتِلُ عَلَى التَّأْوِيل». (1)
«امیرالمؤمنین علی علیه السلام قدم به قدم از پی رسول اکرم صلی لله علیه واله وسلم عمل نموده و با مردم ظالم و فاسق بر تأویل کتاب خدا جنگ نمود و سران و گردنکشان عرب را به قتل رسانید».
1) قسمتی از دعای ندبه.
در زهد نیز حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف هم چون امیرمؤمنان علی علیه السلام می باشند و به او اقتدا می نمایند، چنان چه در روایت از امام صادق علیه السلام آمده است که فرمودند:
«برای خروج قائم علیه السلام چرا عجله می کنند؟ به خدا قسم لباسش جز زبر و غذایش غیر از جو سبوس دار نیست و خروج او جز با شمشیر و مرگ در سایه شمشیر نخواهد بود». (1)
در حدیث دیگری امام صادق علیه السلام فرمودند:
«هنگامی که مهدی علیه السلام ظهور کند جامه ای هم چون جامه های علی علیه السلام بر تن می کند و دقیقاً به سیره امیرالمؤمنین علیه السلام عمل خواهد کرد».
و هم چنین امام رضا علیه السلام فرمودند:
«شما امروز راحتی بیش تری دارید از آن زمان
راوی عرضه داشت: چطور؟
فرمودند: اگر قائم علیه السلام بپاخیزد جز خون و عرق و رنج چیزی نیست. مردم سوار بر مرکب ها هر سوی خواهند تاخت. لباس قائم علیه السلام زبر و غذایش سخت خواهد بود». (2)
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف در علم هم چون امیرالمؤمنین علی علیه السلام می باشند.
چنان چه پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم در باب علم امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند: «أنا مدينةُ العِلم وعلى بابها».
آن حضرت نیز صاحب علم به کتاب خدا و سنت رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم می باشند.
چنان چه از حضرت ابو جعفر باقر علیه السلام روایت شده که فرمودند:
«علم به کتاب خدای عزوجل و سنت رسول او در قلب مهدی ما عجل الله تعالی فرجه الشریف -
رشد می کند، هم چنان که گیاه به بهترین وجه می روید. پس هرکدام از شما باقی بماند تا او را دیدار نماید هنگام دیدنش عرضه بدارد:
«سلام بر شما ای اهل خانه رحمت و نبوت و کانون علم و جایگاه رسالت». (1)
حلم و بردباری بارزترین شباهت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف به امام حسن علیه السلام می باشد.
آن حضرت نیز مانند جدش امام حسن علیه السلام در هنگام دیدن ناراحتی ها و گناهان مردم حلم و بردباری از خود نشان می دهند و آنان را رها نمی نمایند.
آن حضرت نیز مانند امام حسن علیه السلام جود و کرم و بخشش فراوان دارند.
حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف به جدش امام حسین علیه السلام شباهت های بسیاری دارند.
چنان چه امام باقر علیه السلام می فرمایند:
«هنگامی که قائم علیه السلام قیام می کند هر آینه باطل را از بین می برد». (2)
در زیارت اربعین امام حسین علیه السلام آمده است که: -
«... وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبادَكَ مِنَ الْجَهالَةِ وَحَيْرَةِ الضَّلالَةِ ...».
«خون خود را تقدیم تو کرد تا انسان ها را از نادانی و گمراهی رهایی بخشد». (1)
انبیای سابق قبل از شهادت امام حسین علیه السلام یاد آن حضرت می کردند و برایشان می گریستند ائمه سابق نیز یاد امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف می کردند و ظهور آن حضرت را از خدا طلب می نمودند.
هنگامی که امام حسین علیه السلام آماده حرکت به کوفه شدند در مکه از مردم طلب یاری نمودند و فرمودند:
«مَن كانَ فينا باذلاً مُهجَته مُوطِناً عَلى لِقاء الله نَفسَه فَلْيَرْحَل مَعنا، فَإنى راحِل مُصْبِحاً إن شاء الله».
«هرکس آماده فداکاری و دلباخته لقای حق است، در این مسافرت جانبازی، ما را همراهی کند. ما فردا صبح هنگام، حرکت خواهیم کرد».
هم چنین حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز وقتی ظاهر می شوند در مکه از مردم طلب یاری می نمایند.
چنان چه امام باقر علیه السلام در حدیثی فرمودند:
«... در آن روز که قائم علیه السلام در مکه است پشت خود را به بیت الله الحرام تکیه زده و به آن پناه برده و فریاد می زند: ای مردم! ما از خداوند یاری -
1) مفاتيح الجنان: زیارت اربعین.
می جوییم هرکه می خواهد ما را اجابت کند که ما خاندان پیغمبر شما هستیم ...». (1)
امام حسین علیه السلام هرگز بیعت طاغوت زمان را نپذیرفت. چنان چه در اوصاف آن حضرت آمده است که روز عاشورا به آن حضرت عرض شد: به حکم و حکومت عمو زادگانت سر فرود آور. آن حضرت فرمودند:
«لا والله ولا أعطيكُمْ بِيَدى إعطاءَ الزَّليلِ وَلا أَفِرُّ فِرارَ العَبيدِ».
«به خدا قسم! هرگز دستم را از روی خواری و ذلّت به شما ندهم و مانند بردگان فرار نمی کنم».
آن گاه با صدای بلند فرمودند:
«ای بندگان خدا! من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه بردم اگر قصد آزار و سنگسار مرا دارید و به پروردگار خود و پروردگار شما پناه می برم از هر متکبری که به روز حساب ایمان نداشته باشد و هم چنین آن حضرت در رابطه با نپذیرفتن بیعت طاغوت زمان فرمودند:
«مرگ در حال عزّت بهتر از زندگی با ذلّت است». (2)
از علل غیبت حضرت مهدی عجل الله تعای فرجه الشریف نیز آن است که بیعت هیچ طاغوتی برگردن او نباشد.
امام حسین علیه السلام نهایت تلاش خود را برای امر به معروف و نهی از منکر امت خود نمود.
چنان چه فرمودند:
«من هیچ قصد و اراده ای از قیام ندارم جز این که امت جدم را اصلاح کنم و آنان را امر به معروف و نهی از منکر نمایم».
«إنى لم أخرج أشراً ولا بَطَراً ولا ظالماً و ولا مُفسِداً وأَنَّمَا خَرَجْتُ لِطلب الاصلاح في أمَّة جَدَى رَسُولِ الله وأن آمر بالمعروف وأنهى عنِ المُنكر و أسير بسيرة جَدَى وأبى».
«من حرکت نکردم بیهوده و نه برای تفریح و نه برای ظلم و نه فساد و همانا قیام نمودم برای اصلاح در امت جدم رسول الله صلی الله علیه واله وسلم و امر به معروف و نهی از منکر کنم و این که سیره ی جدم و پدرم را احیا نمایم».
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز همین طور هستند.
چنان چه امام باقر علیه السلام فرمودند:
«این برای آل محمد صلی الله علیه واله وسلم است، مهدی علیه السلام و اصحاب او، خداوند متعال مشارق و مغارب زمین را به تصرف آن ها درآورد، دین را آشکار سازد خداوند به وسیله او و یارانش بدعت ها و باطل را از بین می برد هم چنان که سفیهان حق را میرانده باشد تا جایی که اثری از ظلم دیده نشود و امر به معروف و نهی از منکر خواهد نمود، و آخر کارها به دست خداوند است». (1)
در زیارت وارث آقا ابا عبدالله الحسین علیه السلام آمده است:
«یا لیتنى كنت مَعَكُم فَأَفُوز فوزاً عظيماً».
«ای کاش روز عاشورا همراه شما بودیم و با شما به رستگاری بزرگ نائل می شدیم».
هم چنین در رابطه با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آرزوی درک زمان ظهور و یاری کردن آن حضرت و جنگ در رکابش جز وظایف شیعیان و منتظران -
1) مکیال المکارم: ج1 ص 367.
ایشان می باشد.
چنان چه امام صادق علیه السلام در پاسخ شخصی که سؤال کرد:
«آیا قائم علیه السلام متولد شده است فرمودند: خیر، اگر زمان او را درک کنم در طول زندگیم او را همراهی و خدمتگزاری خواهم نمود». (1)
مصیبت امام حسین علیه السلام چنان چه در زیارت عاشورای آن حضرت آمده است بزرگ ترین مصیبت هاست.
«يا اَباعَبْدِاللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتِ الْمُصِيبَةُ بِكَ عَلَيْنَا وَعَلَى جَميعِ أَهْل الإِسْلامِ وَجَلَّتْ وَعَظُمَتْ مُصيبَتُكَ فِي السَّمواتِ عَلَى جَميعِ أَهْلِ السَّمواتِ». (2)
«یا اباعبدالله! به تحقیق مصیبت تو بزرگ ترین مصیبت هاست برما و بر تمام اهل اسلام و مصیبت تو بزرگ ترین مصیبت ها در آسمان ها است و براهل آسمان ها».
چنان چه جبرئیل علیه السلام در مورد مصیبت آن حضرت خطاب به حضرت آدم علیه السلام یا فرمود:
«قَالَ جَبْرَئِيلُ وَلَدُكَ هَذَا يُصَابُ بِمُصِيبَهِ تَصْغُرُ عِنْدَهَا الْمَصَائِبُ، فَقَالَ يَا أَخِي وَ مَا هِيَ؟
قَالَ يُقْتَلُ عَظَشَانَا غَرِيباً وَحِيداً فريداً لَيْسَ لَهُ نَاصِرُ وَ لَا مُعِينُ».
«ای آدم! این فرزند تو امام حسین علیه السلام به مصیبتی گرفتار خواهد شد که همه مصائب در برابر آن کوچک است».
حضرت آدم علیه السلام پرسیدند: آن مصیبت چیست؟
فرمودند: او را تشنه، غریب، یکه و تنها بدون یار و یاور می کشند». (3)
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف از آن جهت که غیبش بسیار طولانی است مصیبت و محنت آن حضرت بسیار بزرگ و شدید است، چنان چه در اثر مصیبت طولانی شدن غیبت آن حضرت تمام جامعه بشری دچار سرگردانی و گمراهی می گردند.
امام حسین علیه السلام با ترس از مدینه خارج شدند و به سوی مکه روانه شدند و سپس از آن جا به سوی کوفه حرکت نمودند.
زمانی که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در مدینه ظهور پیدا می کنند لشکر سفیانی برای کُشتن آن حضرت به سوی مدینه حرکت می کند ولی قبل از رسیدن سفیانی حضرت ترسان به مکه روانه می شوند سپس لشكر سفیانی به دنبال حضرت به سوی مکّه حرکت می کنند و در بیابان بیداء به زمین فرو می روند و نابود می شوند.
چنان چه امام صادق علیه السلام فرمودند:
«لشکر سفیانی در بیابان بیداء فرود می آید پس آن گاه منادی از آسمان صدا می زند: ای بیداء! این قوم را نابود کن، پس زمین آن ها را می بلعد و فقط سه نفر از آن ها باقی می ماند که خداوند صورت های ایشان را به عقب بر می گرداند و آنان همه از طایفه کلب می باشند».
روایت شده: «هنگامی که امام حسین علیه السلام دیده به این جهان گشود خداوند به جبرئیل فرمان داد با گروه انبوهی از فرشتگان به حضور پیامبر صلى الله علیه واله وسلم فرود آیند و در مورد ولادت امام حسین علیه السلام به آن حضرت مبارک باد بگویند. جبرئیل علیه السلام همراه فرشتگان به سوی زمین روانه شدند -
در مسیر راه به جزیره ای رسیدند، در آن جزیره فرشته ای بنام«فُطرس» را دیدند که خداوند به او فرمانی داده بود و او در اجرای آن کندی نموده بود، از این رو پروبالش شکسته و به آن جزیره افتاده بود، هفتصد سال در آن جزیره به عبادت خدا اشتغال داشت.
فُطرس به جبرئیل گفت: کجا می روید؟
جبرئیل گفت: به محضر حضرت محمد صلی الله علیه واله وسلم می رویم.
فُطرس گفت: مرا حمل کرده و با خود نزد آن حضرت ببرید شاید در مورد نجات من دعا کند [فُطرس همراه جبرئیل رهسپار شد تا به حضور پیامبر صلی الله علیه واله وسلم شرفیاب شدند]. جبرئیل علیه السلام، ماجرای فطرس را به عرض رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم رسانید.
پیامبر صلی الله علیه واله وسلم فرمود: «بگو فُطرس خود را به این نوزاد بمالد».
فُطرس خود را به گهواره حسین علیه السلام مالید خداوند همان لحظه بال و پر او را به سلامتی نخست بازگردانید، آن گاه او همراه جبرئیل به سوی آسمان پرواز نمود». (1)
ابوعلی خیزرانی کنیزی داشت که او را به امام حسن عسکری علیه السلام اهدا کرد و چون جعفر کذاب خانه امام را غارت کرد او از دست جعفر گریخت و با ابوعلی ازدواج نمود... ابوعلی گوید: از همین کنیز شنیدم که می گفت: چون سید علیه السلام (حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف) متولد شد، نور درخشان وی را دیده است که از او ظاهر گردیده و به افق آسمان ها رسیده است و پرندگان سپیدی دیده که از آسمان ها فرود می آیند و پرهای خورا به سر و صورت و سایر اعضای وی می کشند و سپس پرواز می کنند این مطلب را به امام حسن عسکری علیه السلام خبر دادیم خندید و فرمود: آن ها ملائکه ای هستند که برای تبرک جستن به این مولود فرود -
1) نگاهی به زندگی چهارده معصوم: ص 142.
آمده اند و چون ظهور کند یاوران وی خواهند بود.
در شدت عبادت حضرت مهدی علیه السلام شبیه جدشان امام سجاد علیه السلام می باشند، چنان چه از مهم ترین صفات امام سجاد علیه السلام عبادت بسیار است به همین علت آن حضرت را «زین العابدین» و «سیّدالعابدين» و «ذوالثفنات» (1)لقب داده اند.
چنان چه در روایتی از امام باقر علیه السلام از فاطمه بنت علی بن ابیطالب آمده است که:
«از یکی از کنیزهای امام سجاد علیه السلام راجع به حالات آن حضرت پرسید در جواب گفت:
مختصر کنم یا مفصل بگویم؟
گفت: مختصر کن.
گفت: هیچ گاه در روز برایش غذا نبرده و شب رختخواب نگستردم». (2)
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف چون جد بزرگوارش سيد العابدين علیه السلام اهتمام شدید به عبادت دارد.
چنان چه در روایتی از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام در وصف امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف آمده است که فرمودند:
«با آن چهره گندمگون، زردی بی خوابی شب نیز آمیخته است، پدرم فدای آن کس که شبش را در حال سجود و رکوع و ستاره شماری (کنایه از بیداری) خواهد گذراند و پدرم فدای آن کسی که ملامت سرزنشگران بر او اثر ندارد...». (3)
مهم ترین صفت امام باقر علیه السلام شباهت آن حضرت به رسول الله صلی الله علیه واله وسلم بوده است.
چنان چه امام صادق علیه السلام فرمودند که روزی جدشان رسول الله صلی الله علیه واله وسلم به جابر فرمودند:
«ای جابر! تو باقی میمانی تا این که فرزندم محمدبن علی بن الحسین بن علی بن ابیطالب علیه السلام که در تورات به «باقر» معرفی شده است را ملاقات کنی پس آن هنگام که او را دیدی سلام مرا به او برسان. پس جابر روزی بر علی بن الحسین علیه السلام وارد شد پس طفل خردسالی را در نزد او یافت، پس امام علیه السلام فرمودند: به آن پسر خردسال گفت که پیش بیا.
پس آمد، سپس فرمودند: به نزد او برو. پس رفت.
جابر گفت: به خدای کعبه شمائل و شکل رسول الله صلى الله عليه واله وسلم را دارد. پس رو کرد به امام سجاد علیه السلام و گفت: این طفل کیست؟
امام فرمود: این پسرم و صاحب الامر بعداز من است یعنی «محمد باقر» می باشد.
پس جابر افتاد بر قدم های او و قدم هایش را بوسید و گفت: جانم به فدایت ای پسر رسول خدا! سلام پدرت را بپذیر به درستی که رسول الله صلى الله عليه واله وسلم بر تو سلام رسانده است.
پس چشم حضرت باقر علیه السلام گریان شد و فرمود: ای جابر! بر پدرم رسول الله صلى الله عليه واله وسلم سلام باد مادامی که آسمان ها و زمین پابرجاست و بر تو سلام باد که ابلاغ کننده سلام هستی». (1)
حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز شبیه ترین مردم به جدشان رسول الله صلى الله عليه واله وسلم می باشند.
1) بحار الانوار: ج 46 ص 224.
چنان چه در روایتی از پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم آمده که فرمودند:
«مهدی علیه السلام از فرزندان من است نامش نام من و کنیه اش، کنیه من و شبیه ترین مردم به من از لحاظ اخلاق و خلقت است...». (1)
مهم ترین ویژگی حضرت صادق علیه السلام کشف علوم و بیان احکام در میان مردم بوده است که این امر در زمان آن حضرت برای ایشان میسر شده است. درحالی که چنین امکانی برای دیگر امامان فراهم نبوده است.
حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز صاحب علوم الهی می باشند هرچند به علت تأخیر در ظهور، آن علوم کشف نشده است ولی در هنگام ظهورش آشکار خواهد شد.
چنان چه در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که فرمودند:
«علم 27 حرف است تمام آن چه پیامبران آورده اند دو حرف است که مردم تا به امروز جز دو حرف ندانسته اند و چون قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف بپاخیزد بیست و پنج حرف دیگر را برآورد و به ضمیه آن دو حرف دیگر در میان افراد بشر آشکار و پراکنده سازد». (2)
حضرت موسی بن جعفر علیه السلام در زمان امامتش بیش تر از اجدادشان دچار شدت ترس و تقیّه بودند، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز در دوران غیبتشان
خوف و ترس وجود دارد.
زراره می گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: -
«برای قائم علیه السلام پیش از آن که قیام کند غیبتی است!
گفتم: فدای شما شوم برای چه؟
فرمودند: می ترسد (و با دست به شکم و گردن خود اشاره کرد) سپس فرمود:
او مُنتَظَری است که مردم در ولادتش شک می کنند ...». (1)
از امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه شریفه:
«وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا». (2)
«و بیم شان را به ایمنی مبدل گرداند».
آمده است که فرمودند: «یعنی قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف و اصحاب او».
یکی از علل مهم غیبت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف ترس می باشد، البته این ترس به معنای ترس حضرت از قتل نمی باشد، بلکه ترس از بین رفتن دین و نابودی عدالت است.
در زمان حضرت امام رضا علیه السلام چون به طور ظاهری حضرت صاحب مقام ولى عهدی شدند تقیّه و ترس تا حدود زیادی در آن زمان برداشته شد در زمان حکومت حجت عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز ترس و تقیه از بین می رود و امنیت و اقتدار در روی زمین به دست آن حضرت آشکار خواهد شد.
در تفسیر آیه:
«وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى». (3)
«قسم به روز آنگاه که تجلی می یابد».
از امام باقر علیه السلام آمده است که فرموند:
«روز، همان قائم ما اهل بیت عجل الله تعالى فرجه الشریف است که هرگاه بپاخیزد بر دولت باطل پیروز می شود ...». (1)
با برپایی دولت پیروزمند آن حضرت هرگونه ترس و تقیّه از بین خواهد رفت.
حضرت جواد علیه السلام در دوران طفولیت به امامت رسیدند در حالی که بیش از 8 سال از عمر مبارک آن حضرت نگذشته بود، حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز چنین بوده اند، درحالی که حدود 5 سال از عمر مبارک حضرت نگذشته بود پدرشان به شهادت رسیدند و آن حضرت به مقام امامت نائل شدند.
امام هادی علیه السلام صاحب هیبت و عظمتی بی نظیر بوده اند به طوری که همه دشمنان آن حضرت را تعظیم و تکریم می نمودند حتی کسانی که محبت و علاقه به آن حضرت نداشتند در اثر هیبت آن حضرت ایشان را احترام و تعظیم می کردند.
حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز صاحب هیبت و عظمتی هستند که در دل دشمنان رعب و ترس ایجاد می کند.
1) تفسیر قمی: ج 2 ص 425.
امام حسن عسگری علیه السلام نیز صاحب صولت و هیبتی بی نظیر بوده اند و مردم آن حضرت را آن چنان احترام می نمودند که احدی را چنین مورد احترام قرار نمی دادند.
حضرت ولی عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف نیز صاحب همین صفت می باشند چون پدرشان صاحب همین صفت بوده اند.
فصل نهم
ویژگی های اختصاصی حضرت حجت عجل الله تعالى فرجه الشريف.
در میان انوار، نور ائمه علیهم السلام از انوار انبیاء مرسلین و ملائکه مقربین برتر و بالاتر است ولی نور حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف در میان انوار همه آنان درخشنده تر می باشد.
چنان چه در حدیث معراج رسول اکرم صلی الله علیه واله وسلم آمده است که فرمودند:
«... و الحجة الْقَائِمِ كَأَنَّهُ كَوْكَبٌ دُرِي فِي وَسَطِهِمْ، قُلْتُ: يَا رَبِّ مَنْ هَؤُلَاءِ؟
قَالَ: هَؤُلَاءِ الْأَيْمَةُ وَ هَذَا الْقَائِمُ الَّذِي يُحِلُّ حَلالِي وَيُحَرِّمُ حَرَامِي، وَ بِهِ أَنْتَقِمُ مِنْ أَعْدَائِي، يا محمد! أحببه فإني أحِبّه وأحبّ مَن يُحبّهُ». (1)
«... و حجت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف در میان آنان مانند ستاره درخشانی بود.
گفتم: پروردگارا! اینان کیستند؟
فرمودند: اینان ائمه (دین) اند و این نیز قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف است، حلال مرا حلال داند؛ حرام من را حرام شمارد، و از دشمنانم انتقام می گیرد. ای محمد صلی الله علیه واله وسلم! دوستش بدار که من او را دوست دارم و دوستارانش را دوست دارم».
1) بحار الانوار: ج 36 ص 223 ح 21.
هم چنین در روایتی دیگر از پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم در شب معراج آمده است که فرمودند:
«در شبی که من را به معراج بردند به جانب آسمان خداوند فرمود: «... آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ ...». (1)
گفتم: «و المؤمنون؟».
فرمود: راست گفتی ای محمد صلى الله عليه واله وسلم! که را خلیفه گذاشتی میان امت؟
گفتم: بهترین امت را!
فرمود: علی بن ابیطالب علیه السلام؟!
گفتم: بلی! ای پروردگار من!
تا این که خدای تعالی فرمود: به درستی که من خلق کردم تو را و خلق نمودم على علیه السلام و فاطمه علیها السلام وحسن علیه السلام وحسين علیه السلام و ائمه علیهم السلام از اولاد او را، از اصل نوری از نور خود.
تا این که فرمود: ای محمد صلى الله عليه واله وسلم! دوست داری که ببینی ایشان را؟
گفتم: بلی ای پروردگار من!
فرمود: التفات کن به جانب راست عرش چون نگاه کردم، علی علیه السلام و فاطمه علیها السلام و شمردند تا حسن بن علی علیه السلام و مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را در میان آب تُنکی از نور که ایستاده بودند و نماز می کردند و در میان ایشان مردی یعنی- مهدی علیه السلام - می درخشید؛ چنان که گویا کوکب درخشنده بود». (2)
در میان ائمه معصومین علیهم السلام تنها امامی که دوران حمل او مخفی بوده است و آثار حمل در مادر گرامی ایشان آشکار نشده است -
حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشد. هر چند که این ویژگی در برخی از انبیاء چون حضرت موسی علیه السلام وجود داشته ولی در میان ائمه علیهم السلام چنین نبوده است.
زمانی که امام حسن عسکری علیه السلام بشارت و ولادت آن حضرت را به عمه ی بزرگوار خود حکیمه خاتون دادند آن بانو با کمال شگفتی پرسید: «چگونه امشب آن نور پاک از دامن نرجس علیها السلام بیرون می آید درحالی که اثری از حمل و بارداری در او مشاهده نمی شود». (1)
یکی دیگر از ویژگیهای مهم اختصاصی آن حضرت پنهان بودن ولادت ایشان می باشد که در دیگر ائمه علیهم السلام چنین گزارش نشده است.
سعیدبن جبیر می گوید از امام سجاد علیه السلام شنیدم که می فرمود:
«در قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف سنت هایی از پیامبران وجود دارد... اما از ابراهیم پنهانی ولادت و کناره گیری از مردم می باشد...».
هم چنین در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است که فرمودند:
«در قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف علاماتی از موسی بن عمران است.
راوی گوید؛ پرسیدم: آن ها چیست؟
فرمودند: پنهانی میلاد و غیبت او از کسان ...». (2)
«هنگامی که امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف به دنیا آمدند امام حسن عسکری علیه السلام خطاب به عمه ی بزرگوارشان فرمودند: ای عمه او را بیاور و به من برسان.
حکیمه خاتون می گوید: او را در برگرفتم و به جانب آن حضرت بردم و چون او در میان دو دست من بود و مقابل او (امام حسن عسگری علیه السلام) قرار گرفتم. بر پدر خود سلام کرد و امام حسن عسکری علیه السلام او را از من گرفت و زبان خود را در دهان او گذاشت و او از آن نوشید.
سپس فرمود: او را نزد مادرش ببر تا به او شیر دهد، آن گاه نزد من بازگردان.
او را به مادرش رسانیدم. به او شیر داد و بعداز آن او را به ابو محمد (امام حسن عسگری علیه السلام) بازگردانیدم. درحالی که پرندگان در بالای سرش درحال پرواز بودند، به یکی از آن ها بانگ برآورد و گفت: او را بگیر و نگه دار و هر چهل روز یک بار به نزد ما برگردان و آن پرنده او را برگرفت و به آسمان برد و پرندگان دیگر نیز به دنبال او بودند. شنیدم که ابو محمد (امام حسن عسکری علیه السلام) می گفت: تو را به خدایی سپردم که مادر موسی، موسی را سپرد. آن گاه نرگس علیها السلام گریست و امام به او فرمود: آرام باش که بر او شیر خوردن جز از سینه تو حرام است و به زودی نزد تو باز می گردد، هم چنان که موسی را به دامن مادرش بازگرداند و این سخن خدای عزوجل است که می گوید:
«فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أَمِّهِ كَيْ تَقَرَّعَيْنُهَا وَلَا تَحْزَن». (1)
«بازگرداندیم او را به سوی مادرش و چشم او را روشن کردیم و غمگین مباش».
حکیمه خاتون می گوید: گفت این پرنده چه بود؟
فرمودند: «این روح القدس است که موکل بر امامان علیهم السلام است آنان را موفق می کند محکم می نماید و به آن ها علم می آموزد». (2)
همه اجداد طاهرین حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نسب شان به اشرف انبیاء محمدبن عبدالله صلی الله علیه واله وسلم می رسد که اشرف انساب می باشد. او تنها امامی است که از جهت پدری 13 معصوم مطهر در سلسله ی آبا و اجداد او هستند و از نسل بلاواسطه ی 13 معصوم می باشد و این ویژگی اختصاصی آن حضرت است و دیگر معصومین علیهم السلام دارای این صفت نمی باشند. شرافتی که یکایک پدران و اجداد پاک آن حضرت تک به تک دارند او همه را یکجا دارا می باشد.
درحدیثی امیرمؤمنان علی بن ابیطالب علیه السلام نظری به امام حسین علیه السلام انداخته و فرمودند:
«أَنَّ ابْنِي هَذَا سَيِّدُ كَمَا سَمَّاهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَيَخْرُجُ مِنْ صُلْبِهِ رَجُلٌ يُسَمَّى بِاسْمِ نَبِيِّكُمْ يُشْبِهُهُ فِي الْخَلْقِ وَلَا يُشْبِهُهُ فِي الْخُلُقِ».
«این پسرم سیّد (و آقاست) چنان چه رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم او را سید (آقا) نامیدند و به زودی خداوند از نسل او مردی بنام پیامبرتان بیرون خواهد آورد که از نظر خلقت و اخلاق شباهت به آن حضرت خواهد داشت». (1)
و از جهت مادری آن حضرت شاهزاده و پیغمبرزاده است، چراکه مادر مطهره اش حضرت نرجس خاتون علیها السلام دختر یشوعای فرزند قیصر روم است و این بانوی بزرگوار مُكَرمه از جهت مادری از شمعون بن حمون بن الصفا وصى حضرت مسیح بن مریم علیه السلام می باشد که نَسب آن بزرگوار به انبیاء و اوصیاء منتهی می شود. (2)
در روایتی از امام محمد باقر علیه السلام آمده است که فرمودند:
«از برای صاحب این امر علیه السلام خانه ای می باشد که آن را «بیت الحمد» می گویند در آن چراغی است که روشن می باشد از آن روزی که متولد شده تا آن روزی که با شمشیر خروج کند خاموش نمی شود». (1)
حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ولی امر الهی است. پس خداوند جایگاهی رفیع و خانه ای بلند مرتبه برای ایشان قرار داده که آن خانه را خانه حمدو ستایش نامگذاری نموده است و با ولادت آن حضرت چراغی در آن روشن نموده که هرگز خاموش نمی شود و آن چراغ، نور هدایت بشریت است که توسط آن حضرت پرتو افشانی می نماید.
تنها امامی که نام و کنیه اش با پیامبراکرم صلى الله عليه واله وسلم یکی است حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف می باشد.
اگرچه در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده است که فرمودند:
«خلق ما واحد و علم ما واحد و فضل ما واحد و همه ی ما واحد و یکسان در نزد خدای تعالی هستیم.
راوی پرسید: به عددتان مرا خبر بده؟
حضرت فرمودند: ما 12 نفریم که در حول عرش الهی از ابتدا خلقت بوده ایم، اول ما محمد صلی الله علیه واله وسلم، وسط ما محمد علیه السلام و آخرین ما محمد عجل الله تعالی فرجه الشریف است». (2)
ولی حضرت حجت عجل الله تعالى تنها امامی است که هم نام او و هم -
کنیه اش با پیامبراکرم صلی الله علیه واله وسلم یکی می باشد.
پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«الْمَهْدِيُّ مِن وُلْدِي اسْمُهُ إِسْمِي وَكُنْيَتُهُ كُنيتي». (1)
«مهدی علیه السلام از فرزندان من، نامش نام من و کنیه اش کنیه من است».
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف تنها امامی است که بردن نامش دارای حرمت است. در این زمینه روایات بسیار زیادی وارد شده است که به چند مورد از آن ها اشاره می کنیم.
ابراهیم بن فارس نیشابوری روایت کرده که چون خدمت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام رسیدم و حضرت حجت عجل الله تعالى فرجه الشريف کنار پدر بزرگوارشان نشسته بودند و از ضمیر او خبر داد؛ پس از حال آن جانب پرسید، حضرت فرمودند:
«او فرزند من و خلیفه من بعد از من است.
تا آن که نام آن حضرت را پرسیدم.
فرمودند: هم نام و هم کنیه ی پیامبر است و حلال نیست کسی را، که او را بنام او یا به کنیه ی او ذکر کند تا زمانی که ظاهر سازد خداوند دولت و سلطنت او را». (2)
حضرت امام هادی علیه السلام فرمودند:
«خَلَفْ بعد از من پسرم حسن علیه السلام می باشد ولیکن چگونه است حال شما در مورد خَلَف بعداز او؟
گفته شد: جان ما فدای تو باد از چه نظر؟
فرمودند: شخصی او را نخواهد دید و بازگو کردن نام او (م ح م د) بر شما روا نخواهد بود.
گفتند: پس چگونه از او یاد کنیم؟
حضرت فرمودند: بگویید حجّت خدا از آل محمد عجل الله تعالى فرجه الشریف». (1)
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف درباره نهی از بردن نام خودم «ح م د» فرمودند:
«کسی که مرا در اجتماع مردم (م ح م د) نام ببرد ملعون و از رحمت خدا به دور است». (2)
دیگر ویژگی اختصاصی آن حضرت آن است که وصایت و جانشینی پیامبر صلى الله علیه واله وسلم به او ختم می شود و آن حضرت آخرین وصی پیامبر اکرم صلى الله علیه واله وسلم است. چنان چه خود آن حضرت علیه السلام فرمودند:
«وَفِي يَدْفَعُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ الْبَلاءَ عَنْ أَهْلِي وَشِيعَتِي». (3)
«... من پایان دهنده اوصیایم و به واسطه ی من خداوند از اهل و شیعیانم بلا را می گرداند».
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تنها امامی است که بر شانه او علامتی وجود دارد، چنان چه در حدیثی از امیرالمؤمنین علی علیه السلام آمده است که فرمودند:
«بِظَهْرِهِ شَامَتَانِ شَامَةٌ عَلَى لَوْنِ جِلْدِهِ وَ شَامَةٌ عَلَى شِبْهِ شَامَةِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ».
«برپشت او دو علامت است یکی همرنگ پوستشان و دیگری مانند علامت (شانه) پیامبر صلی الله علیه واله وسلم است». (1)
یکی دیگر از صفات اختصاصی حضرت ولی عصر عجل الله تعالى فرجه الشریف آن است که خداوند با غائب نمودن آن حضرت بیعت ظالمان و جابران را از گردن او برداشته است.
در حدیثی از امام حسن مجتبی علیه السلام آمده است که فرمودند:
«... آیا می دانید که هیچ یک از ما ائمه نیست جز آن که بیعت سرکش زمان برگردن اوست مگر قائمی عجل الله تعالى فرجه الشریف که روح الله عیسی بن مریم علیه السلام پشت سر او نماز می خواند؟ ...». (2)
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«صاحب این امر ولادتش از این خلق پنهان می شود تا این که زمانی که خروج می کند در گردن او بیعتی نبوده باشد و خداوند عزوجل در یک شب، کار او را اصلاح کند». (3)
و هم چنین حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف در توقیعی در پاسخ به سؤالات محمدبن عثمان عمری فرمودند:
«... بر گردن همه ی پدرانم بیعت سرکشان زمانه بود اما من وقتی خروج نمایم بیعت هیچ سرکش و ظالمی برگردنم نیست...». (4)
حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف گردش ایام بر اعضاء صورت آن حضرت تأثیر نمی نماید تا آن جا که بعداز گذشتن صدها سال از عمر شریفش، هنگامی که ظهور می کند مردم او را به چهره جوانی سی یا چهل ساله می بینند.
امام حسن مجتبی علیه السلام می فرمایند:
«چون حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف قیام نماید مردم او را انکار کنند، زیرا او را پیری بزرگسال می پندارند ولی او به صورت جوان بسوی آنان می گردد». (1)
زرهی که میراث پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم است در میان ائمه علیهم السلام بر قامت هیچ یک از آنان اندازه نبوده است و این زره اختصاصاً بر قامت حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشريف اندازه می باشد.
حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند:
«پدرم زره رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم را پوشید روی زمین کشیده می شد، و من پوشیدم همان طور بود و آن زره برای حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف زیبنده می باشد، همان طور که برای رسول الله صلی الله علیه واله وسلم اندازه و زیبنده بود». (2)
در اخباری که از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام آمده است، حکایت از آن دارد که: «پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم دو زره مخصوص داشتند که یکی از آن ها علامت امامت بود که بر قامت هر امامی اندازه می بود و دیگری زرهی است که فقط بر قامت حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف اندازه است -
و برای دیگر ائمه، چون آن را بپوشند کوتاه تریا بلندتر خواهد بود و آن زره اختصاص بر قامت حضرت حجت عجل الله تعالى فرجه الشریف دارد». (1)
بر تمام جنازه های مسلمانان واجب است پنج تکبیر در نماز میت گفته شود و بر جنازه ی احدی بیش تر از آن جایز نمی باشد، حتی بر ائمه معصومین علیهم السلام بعداز امیرالمؤمنین علی علیه السلام جز حضرت حجت عجل الله تعالى فرجه الشریف و این ویژگی اختصاص به آن حضرت دارد.
حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام در وصایای خود به امام حسن علیه السلام فرمودند:
«آن گاه مقدم شو یا ابا محمد! و نماز کن بر من ای فرزند من! ای حسن! هفت تکبیر بر من بگو و بدان که حلال نیست این عمل برای احدى غير از من مگر بر مردی که بیرون می آید در آخرالزمان؛ اسم او قائم مهدی علیه السلام است از فرزندان برادر تو حسین علیه السلام، راست می کند اعوجاج حق را». (2)
همه حجّت های خداوند پیش از بعثت و بعد از آن به جهت خوف و تقیّه با منافقین و فسّاق و کفّار مدارا و مراوده داشته اند و حتی ازدواج با آنان نموده اند و در نمازهای آنان شرکت کرده اند و امثال این مصیبت ها را فقط به جهت تقیّه و خوف تحمل نموده اند. ولی خداوند تعالی -
حضرت حجت عجل الله تعالى فرجه الشریف را از همه ی این مصیبت ها نگاه داشته است و از روز ولادت تاکنون با کافر و منافقی مصاحبت ننموده و به جهت خوف یا تقیّه با آنان مدارا ننموده است و از آنان و منازلشان کناره گرفته است و این ویژگی فقط اختصاص به آن حضرت دارد.
او تنها کسی است که انتقام مظلومیت پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم و ائمه معصومين علیهم السلام را خواهد گرفت.
در حدیث معراج پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم در این باره آمده است که:
«وقتی در عرش الهی چشم رسول گرامی اسلام صلی الله علیه واله وسلم به نورهای ائمه اطهار علیهم السلام افتاد و دید یکی از آن ها با سایر نورها فرق می کند، از جانب خداوند متعال ندا رسید که:
«او همان قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف است. او همان کسی است که حلال ما را حلال و حرام ما را حرام خواهد کرد... من به توسط او از دشمنان انتقام خواهم گرفت ...». (1)
پیامبراکرم صلی الله علیه واله وسلم در خطبه معروف خود در روز عید غدیر خم در توصیف حضرت مهدی علیه السلام فرمودند:
«.. ألا إِنَّهُ الْمُنتقم مِنَ الظالمين إلا أنَّه مدرك كل ثار لأولياء الله عزّوجل...».
«... آگاه باشید که او (خاتم الاوصیاء مهدی موعود علیه السلام) انتقام گیرنده از ستمگران است... او خون خواه خون به ناحق ریخته همه بندگان صالح خداست...». (2)
از امام باقر علیه السلام در رابطه با واقعه عاشورا آمده است که فرمودند:
«... هنگامی که در روز عاشورا جدم حسین علیه السلام کشته شد ملائکه به -
پیشگاه خداوند عزوجل با صدای بلند گریه کردند و ضجه زدند و گفتند:
خدای ما، مولای ما، آیا از کشتن برگزیده ات و پسر برگزیده ات و بهترین خلقت چشم پوشی می کنی؟
پس خدای عزوجل به سوی ایشان وحی فرمود:
فرشتگان من! قسم به عزت و جلالم که حتماً از ایشان انتقام می گیرم ولو بعداز زمانی، سپس خداوند عزوجل از نور ائمه از فرزندان حسین علیه السلام پرده برداری کرد برای ملائکه، ملائکه به آن شادمان شدند. پس نور وجود حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف را به آنان نشان داد و فرمود:
توسط این قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف (از قاتلان امام حسین علیه السلام و یارانش) انتقام خواهم گرفت». (1)
احمد بن اسحاق می گوید:
«روزی در خدمت امام حسن عسکری علیه السلام بودم که توفیق زیارت فرزند بزرگوارش امام مهدی علیه السلام نصیب من شد. شنیدم که آن جانشین برحق حضرت عسکری علیه السلام فرمودند:
«من بقية الله! در روی زمین هستم که از دشمنان خدا انتقام خواهم گرفت ...». (2)
فصل دهم
فضائل اخلاقی حضرت ولی عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف.
فضائل اخلاقی در زندگی ائمه به صورت تمام و کمال تجلی داشته است. تمام کمالات به طور کامل در وجود آن ها جمع بوده و هیچ فضیلتی نبوده مگر آن که هر امامی در زمان خود مظهر کامل آن فضائل به شمار آمده است و هیچ کس در این فضائل اخلاقی و معنوی بر آنان سبقت نگرفته است و البته یکی از مسئولیت های ائمه معصومین علیهم السلام آشکار کردن فضائل اخلاقی برای مردم بوده است.
در فضائل اخلاقی حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف در روایات بسیاری آمده است که اخلاق آن حضرت به خُلق پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم شبیه می باشد و خداوند درباره خُلق پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم فرموده است:
«وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ». (1)
«به درستی که تو صاحب اخلاقی با عظمت هستی».
1) سوره مبارکه قلم: آیه 4.
رسول خدا صلى الله عليه واله وسلم فرمودند:
«اگر جز یک روز از دنیا باقی نمانده باشد، خداوند مردی را برمی انگیزد که نامش هم نام من و خُلق و خویش مانند من است». (1)
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در سخاوت و بخشش به مردم بی مثل و مانند می باشند، آن چنان می بخشند که هیچ کس نبخشیده باشد. در روایات معصومین علیهم السلام در این باره آمده است که بخشش و سخاوت او به گونه ای است که در تاریخ بشری سابقه نداشته است.
از امام باقر علیه السلام روایت شده که فرمودند:
«گویا می بینم که این دین شما از شما روی گردان و در خون خود غوطه ور است و هیچ کس نتواند آن را به شما بازگرداند، مگر مردی از اهل بیت علیهم السلام که هر سال 2 بار بر شما بخشش خواهد کرد و هر ماه دو نوع روزی به شما خواهد داد...». (2)
در حدیثی امام باقر علیه السلام فرمودند:
«تمام اموال دنیا از ظاهر و باطن زمین نزد آن حضرت جمع می گردد و به مردم گفته می شود:
بیایید این چیزی است که به خاطر آن خویشاوندیتان را قطع کردید، خون های به ناحق ریختید و در راه به دست آوردن آن حرام ها مرتکب شدید، پس حضرت ثروتی به آنان می بخشد که هیچ کس پیش از او نبخشیده باشد». (3)
امام رضا علیه السلام فرمودند:
«.... أسخى الناس ...». (1)
«... حضرت مهدی علیه السلام بخشنده ترین مردم هستند ...».
در حدیثی از ابو هریره (از علمای اهل سنّت) آمده است که گفت رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم فرمودند:
«در آخرالزمان خلیفه ای خواهد بود که بی شمار بخشش می کند». (2)
از طریق عامه (اهل سنت) از پیامبراکرم صلی الله علیه واله وسلم نقل شده که حضرت فرمودند:
«مردی نزد مهدی علیه السلام می آید و می گوید: به من عطا و بخششی فرمای، پس به مقداری که آن شخص بتواند حمل نماید لباسش را پُر می کند». (3)
حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در هنگام ظهور و برپایی حکومت نه تنها حقی را از کسی زائل نمی کند، بلکه درحالی که بر شرق و غرب عالم حکومت دارند، زندگی آن حضرت با زهد و پرهیزگاری همراه است. چنان چه در اخبار و روایات آمده است.
امام رضا علیه السلام فرمودند:
«شما امروزه راحتی بیش تری دارید از آن هنگام.
راوی عرض داشت: چطور؟
فرمودند: اگر قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف بپاخیزد جز خون و عرق و رنج چیزی نیست.
مردم سوار بر اسب ها هر سوی خواهند تاخت. لباس قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف زبر و غذایش سخت خواهد بود». (1)
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«برای خروج قائم علیه السلام چرا عجله می کنید؟ به خدا قسم لباسش جز زبر و غذایش غیر از جو سبوس دار نیست. (خروج) او جز با شمشیر و مرگ در سایه شمشیر نخواهد بود». (2)
حمادبن عثمان روایت کرده که گفت: در محضر منور ابو عبدالله صادق علیه السلام بودم، مردی به آن حضرت عرضه داشت:
«أصلحک الله! یاد کرده ای که علی بن ابیطالب علیه السلام خشن و زبر می پوشید، لباس چهار درهمی به تن می کرد و امثال این ها... و حال آن که لباس نو در بر تو می بینیم؟
فرمودند: علی بن ابیطالب علیه السلام در زمانی آن طور لباس می پوشید که انگشت نما و مورد انکار مردم نبود ولی اگر امروز مثل آن لباس پوشیده شود انگشت نما می شود پس بهترین لباس هر زمان لباس همان زمان است مگر این که وقتی قائم ما اهل بیت عجل الله تعالی فرجه الشریف بپاخیزد لباس های على علیه السلام را در بر می کند و روش او را پیش می گیرد». (3)
در حدیث مفصلی امام رضا علیه السلام فرمودند:
«... أتقى الناس ...». (4)
«... حضرت مهدی علیه السلام پرهیزگارترین مردمان است ...».
با توجه به طولانی شدن غیبت حضرت مهدی علیه السلام انواع بلا و مصیبت بر آن حضرت زیاد گردیده لذا حلم و بردباری آن حضرت لازمه ی غیبت طولانی ایشان می باشد چنان چه در لوح مقدّس حضرت فاطمه علیها السلام در بیان صفات حضرت آمده است که خداوند تبارک تعالی فرموده:
«... عليه كمال موسى و بهاءُ عيسى و صبر ايوب ...». (1)
«او کسی است که کمال موسی علیه السلام، و درخشندگی عیسی علیه السلام و صبر ایوب علیه السلام را دارا می باشد ...».
صبر ایوب بر انواع بلا و مصیبت،ها در قیاس با صبر و حلم حضرت ولی عصر علیه السلام بر بلا و مصیبت ها، اندکی از محنت های آن جناب می باشد.
در حدیث مفصلی امام رضا علیه السلام درباره حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریفمی فرمایند که:
«أحلم الناس ...». (2)
«... ایشان بردبارترین مردم می باشند ...».
در معرفت و شناخت به ائمه علیهم السلام روایتی از امام رضا علیه السلام آمده است که فرمودند:
«الإمامُ الأمينَ الرَّفِيق وَوَالدَ الشَّفيق والأخُ الشَّقيق وَمَفَزَعُ الْعُباد فِي الدّاهية». (3)
«امام یاری امین و پدری مهربان و برادری دلسوز و پناهگاه بندگان در حوادث سخت و ناگوار است».
و هم چنین ابو حمزه ثمالی گوید که از امام باقر علیه السلام شنیدم که می فرمود:
«نزدیک ترین مردمان به خدای تعالی و داناترین مردمان به خداوند و مهربان ترین ایشان به مردم محمد صلی لله علیه واله وسلم و ائمه اطهار علیهم السلام هستند...». (1)
در روایات دیگر نیز آمده است که امام به خاطر حزن شیعیانشان محزون و غمگین و در مصائب آن ها متأثر، و در بیماری آن ها متألم می شوند و آنان را با رأفت خود یاری می نمایند. امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف نیز نسبت به شیعیان خود چنین می باشند. چنان چه در توقیع حضرت مهدی علیه السلام به شیخ مفید نه آمده است که:
«اخبار شما نزد ماست از ناراحتی های شما آگاهیم و در رعایت حال شما بی اعتنایی نمی کنیم یاد شما را فراموش نمی کنیم و إلا زندگی سختی پیدا می کنید و دشمنان شما را به نابودی می کشند». (2)
رأفت و مهربانی پیامبر صلی الله علیه واله وسلم و ائمه معصومین علیهم السلام نه تنها در دنیا شامل حال شیعیان می گردد، بلکه در قیامت نیز شیعیان خود را مورد محبت و رأفت قرار می دهند و آن حضرت نیز از این ویژگی بهره مند می باشد.
چنان چه از امام صادق علیه السلام آمده است که فرمودند:
«هرگاه روز قیامت شود خداوند حساب شیعیان ما را بر ما قرار می دهد، پس آن چه از گناهان بین آن ها و بین مردم بوده باشد از مظالم محمد صلی الله علیه واله وسلم آن را از طرف ایشان ادا خواهد ساخت و آن چه بین آن ها با ما باشد ما به آن ها می بخشیم تا بدون حساب وارد بهشت شوند». (3)
امام سجاد علیه السلام در صلوات شعبانیه صفات پیامبر و اهل بیت ایشان علیهم السلام را چنین بیان کرده اند:
«اللهم صل على مُحَمَّدٍ وَآل محمّد الكَهْفِ الحَصين وَغِياتِ الْمُضْطَرِ الْمُستَكين وَ ملجأ الهاربين وَمُنجِى الخائفين وَعِصْمَةِ الْمُعْتَصمين». (1)
«خدایا! بر محمّد وآل محمّد درود بفرست که ایشان غار محکم و نفوذناپذیر و فریادرس بیچارگان و پناهگاه فرارکنندگان و نجات دهنده افراد ناامن و حفظ کننده ی افرادی هستند که به دامان ایشان چنگ می زنند».
طبق این بیان امام سجاد علیه السلام، امام غاری محکم و نفوذناپذیر است که بیچارگان و درماندگان را پناه می دهد. امام زمان علیه السلام نیز «غیاث المُضطَرَ مُستَكين»هستند یعنی هر زمان که انسان به حال اضطرار و بیچارگی برسد و از آن حضرت فریادرسی بخواهد اثر یاری و دستگیری ایشان را می بیند چنان چه در القاب آن حضرت آمده است که ایشان غوث و پناهگاه مردم هستند و در توسل جستن در حوائج دنیا و آخرت آمده است که هرگاه شمشیر به محل ذبح تو رسید (کنایه از شدت گرفتاری و بی پناهی) بگو:
«يا صاحب الزمان أنا مُستغيثُ بک».
و یا بگو:
«يا صاحب الزمان! أغثنى يا صاحب الزمان ادرکنی!».
امام صادق علیه السلام فرمودند:
هرگاه در راه گم شدی، پس ندا کن! یا بگو:
«یا صالح! یا ابا صالح! أَرْشِدنا إلى الطَّرِيقِ رَحِمَكُمُ الله». (2)
درباره شخصیت و شجاعت آن حضرت در حدیثی از امیرالمؤمنین على علیه السلام آمده است که فرمودند:
«صاحب این امر از نسل من است او اوج قله شرف عرب، اقیانوس بیکران کرامت بشر عزیز اهل خود و برگزیده تبار خویش می باشد، اگر رگبار مرگ فرو ریزد نمی هراسد و اگر مؤمنان در محاصره افتند، ضعیف و زبون نمی شود، از پیکار شجاعان و دلیران عقب نشینی نمی کند، سلحشور همیشه پیروز است. شیر ژیانی است که دشمن را درو کرده و از ریشه و بن بر می کند، شمشیر برنده ای است از شمشیرهای حضرت پروردگار دست بخشنده خدایی است. بلندترین قله جهان در برابر بزرگواریش پست نماید، کوه های بلند و بالا در برابر اصالت و کرامتش سست باشد، دژی محکم و پناهگاهی مستحکم است دانش او از همه افزون تر است و رحمتش از همه گسترده تر است.
بار خدایا! بیعت او را پایان بخش اندوه ها قرار ده و به وسیله ی او شکاف ها و نفاق ها را از میان امّت بردار ... هرگز وسوسه ی گمراهان فتنه جوی شما را از راه منحرف نکند، که هرکس در برابر او لب به اعتراض گشاید به بدترین فتنه ها افتاده و هرکس سکوت نماید از یاری حق روی برتافته است. پس اگر توفیق او را یافتی و خدای سبحان خیر تو را فراهم آورد، مصمم و استوار باش و از او روی برمتاب و اگر به حضور او راه یافتی از او مگذر اینجا حضرت با دست به سینه ی خود زد و فرمود: آه که چه شوقی به دیدار او دارم». (1)
1) غيبة النعماني: ص 114 بحار الانوار: ج 51 ص 115.
از جمله صفات دیگر اخلاقی حضرت حجت عجل الله تعالى فرجه الشریف آرامش و متانت آن حضرت است که در روایتی از امام حسین علیه السلام آمده است که فرمودند:
«تَعرفُونَ الْمَهدى بِالسَّكينةِ وَالْوَقَاروَ بِمَعرفَة الحلال والحرام وَيَحتاجُ النَّاس إليه وَ لا تحتاج إلى أحد». (1)
«مهدی علیه السلام را با آرامش و بردباری، شناخت حلال و حرام و نیاز همگان به او و بی نیازی او از همه خواهید شناخت».
یکی دیگر از صفات اخلاقی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خشوع و فروتنی آن حضرت در برابر عظمت و جلال خداوند است. درحالی که روش ایشان نسبت به آحاد مردم بسیار کریمانه و قاطعانه می باشد.
امام صادق علیه السلام درباره این موضوع می فرمایند:
«المهدى خاشِعُ اللَّه كَخُشوعِ النَّسرِ لجناحه». (2)
«مهدی علیه السلام در برابر خدا خاشع است هم چون خشوع کرکس در مقابل بالش».
و هم چنین از امام رضا علیه السلام درباره تواضع آن حضرت آمده است که:
«او برای مردم از خودشان اولی تر و از پدر و مادرشان مهربان تر و در برابر خداوند از همه متواضع تر است آن چه به مردم فرمان می دهد خود بیش از دیگران به آن عمل می کند و آن چه مردم را از آن نهی می کند خود بیش از همگان از آن پرهیز می نماید». (3)
از دیگر صفات اخلاقی حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف شدت و کثرت عبادت آن حضرت می باشد و این که دعایش همواره به اجابت می رسد.
چنان چه امام رضا علیه السلام در حدیث مفصلی درباره حضرت فرمودند:
«.... أعبَدَ النّاس... وتنامُ عَيناهُ ولايَنامُ قَلبُهُ وَيَكونُ مُحدثاً... وَ تَكونُ رائحتُهُ أطيب من رائحةِ الْمِسكِ... وَ يَكونُ دُعاوُهُ مُستَجاباً حتى أنه دعا على صخرة لانْشَقَّتْ بِنِصْفَين ...». (1)
«... عابدترین همگان است... دیدگانش در خواب فرو می رود ولی دلش همیشه بیدار است، فرشتگان او را حدیث می گویند عطر وجودش از هر مشکی معطر تر است، دعایش همواره به اجابت می رسد اگر در مورد سنگی دعا کند از وسط به دو نیم می شود».
امام کاظم علیه السلام در مورد حضرت مهدی علیه السلام فرمودند:
«بأبي الْمُنتَدِحَ البَطن الْمَقْرُونِ الْحاجِبين أخمش الساقين بعيدما بَيْنَ الْمُنكبين أسمَرَ اللون يَعتورَهُ مَعَ سُمرتُه صُفرةً من سهر الليل بأبي مَن ليله يُرعى النُّجوم ساجداً وراكعاً ...». (2)
«پدرم فدای آن شکمی نسبتاً فراخ، ابروانی پیوسته، ساق های باریک دارد، چهارشانه است، رنگ چهره اش گندمگون که با آن گندمگونی رنگ زردی که از بیداری شب بر آن عارض گشته است، پدرم فدای آن که در شب مراقب ستارگان است و به آن ها می نگرد و به سجده و رکوع می پردازد...».
زمین از عبادت ها و نمازهای او پابرجاست و از برکات عبادات آن حضرت، برکات و رحمت الهی بر همه ي بندگان جاری می گردد. آن حضرت هیچ لحظه بی نماز و عبادت نمی باشد. چنان چه در زیارت آل یس در مورد نماز و عبادت ایشان می خوانیم: -
«السّلامُ عَليك فى آناء الليل و اطرافِ نَهارك... السَّلامُ عَليكَ حينَ تَقومُ السَّلامُ عَليكَ حينَ تَقْعُد السَّلامُ عَليكَ حينَ تَقْرَأُ وَ تُبَيِّنِ السَّلَامُ عَليكَ حينَ تُصَلَّى وَتَقْنُت. السَّلامُ عَليكَ حينَ تَرَكَعُ وَ تَسجُد السّلامُ عَليكَ حينَ تُهَلِّلُ وَ تُكَبّر السَّلامُ عَلَيْكَ حينَ تَحَمَدُ وَتَسْتَغْفِر». (1)
از جمله عبادات آن حضرت زیارت هر ساله ی حج بیت الله الحرام می باشد که در آن مراسم حضور می یابند و اعمال حج و عمره را انجام می دهند.
محمدبن عثمان عمری (دومین نائب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف) می گوید:
«به خدا سوگند که صاحب الامر هر سال در ایام حج شرکت می کنند و مردم را می بینند و می شناسند اما مردم او را نمی بینند و نمی شناسند». (2)
یکی دیگر از فضائل و ویژگی های حضرت مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف عدالت و عدل گستری ایشان می باشد. در روایت از پیامبر اکرم صلى الله عليه واله وسلم آمده است که فرمودند:
«امت اسلامی به مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف مهر می ورزند و به سویش پناه می برند، آن چنان که زنبوران عسل به سوی ملکه خود پناه می برند، (اوست که) عدالت را در پهنه ی گیتی می گستراند، صفا و صمیمیت صدر اسلام را به آنان باز می گرداند، خفته ای را بیدار نمی کند (کسی مزاحم آسایش کسی نمی شود) و خونی را به ناحق نمی ریزد». (3)
یامبراکرم صلى الله عليه واله وسلم فرمودند: -
«مهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف آن چنان رفع ستم از ستم دیدگان می کند که اگر حق کسی زیر دندان دیگری باشد، آن را باز بستاند و به صاحب حق بر می گرداند». (1)
از امام صادق علیه السلام در زمینه عدالت رفتاری حضرت آمده است که فرمودند:
«نخستین چیزی که از عدالت قائم عجل الله تعالى فرجه الشریف ظاهر می شود، این است که منادی اعلام می کند:
آنان که طواف مستحبی می کنند، مَطاف و حجر الأسود را برای کسانی که طواف واجب می کنند خالی کنند». (2)