ghaemiyeh.com
سرشناسه : بروجردی، محمدابراهیم، ۱۲۹۳ -
عنوان و نام پدیدآور : تفسیر جامع: جمعآوری شده از تفسیر امام علیهالسلام و عیاشی و کتب اخبار معتبره بانضمام ترجمه تفسیر علیابن ابراهیم قمی/ به قلم ابراهیم بروجردی.
مشخصات نشر : تهران: کتابخانه صدر، ۱۳۶۶ -
مشخصات ظاهری : ج.
شابک : ۵۰۰ ریال (ج. ۶، چاپ سال ؟)
یادداشت : فارسی - عربی.
یادداشت : ترجمه تفسیر علیبن ابراهیم قمی به صورت پاورقی در کتاب آمده است.
یادداشت : ج. ۲ (چاپ؟: [ ۱۳] ).
یادداشت : ج.۲ (چاپ سوم: [ ۱۳] ).
یادداشت : ج.۴ (چاپ؟: ۱۳).
یادداشت : ج.۵ (چاپ دوم: [ ۱۳]).
یادداشت : ج. ۶ (چاپ ؟: ۱۳۶۰).
یادداشت : ج.۶ (چاپ هفتم: ۱۳).
یادداشت : ج. ۷ (چاپ ؟ : ۱۳).
یادداشت : کتابنامه.
مندرجات : ج.۶. ص تا القمر
عنوان دیگر : ترجمه تفسیر علیبن ابراهیم قمی.
موضوع : تفاسیر ماثوره -- شیعه امامیه
موضوع : تفاسیر شیعه -- قرن ۴ق.
موضوع : تفاسیر شیعه -- قرن ۱۴
شناسه افزوده : قمی، علی بن ابراهیم، قرن ۳ق.، قرن ، .
رده بندی کنگره : BP۹۸/ب۳۷ت۷ ۱۳۶۶
رده بندی دیویی : ۲۹۷/۱۷۳۶
شماره کتابشناسی ملی : م۶۷-۳۵۸
معرفی اجمالی:
«تفسیر جامع» تالیف سید محمد ابراهیم بروجردی از مفسرین بزرگ قرن چهاردهم هجری که در هفت جلد منتشر شده است. انگیزه وی از نگارش کتاب آن بوده که تفسیری فارسی با بیانی سهل و ساده از فرمودههای ائمه اطهار(ع) و اولیای بزرگوار بنویسد تا شیعیان فارسی زبان از آن بهرهمند شوند و ذخیرهای برای روز معادش باشد.
ساختار:
این اثر مشتمل بر تفسیر تمامی قرآن به روش ترتیبی میباشد و از تفاسیر روایی معاصر که از زاویه حدیث به تفسیر نگریسته محسوب میگردد. همواره معانی آیات را با جستجو در روایات دنبال کرده است، از این روی،نقش و روش این تفسیر،گردآوری روایات اهل بیت عصمت(ع) و گزینش آن بوده است؛ لذاست که هر جا موضوع و سخنی مربوط به آیه و سورهای از قرآن بوده به روایات استشهاد کرده است.
گزارش محتوا:
نویسنده در مقدمه کوتاه خود بر جلد دوم با استناد به آیات و روایات سعی مینماید که اظهار نظر در تفسیر آیات را حرام و کفر بنمایاند و برای اجتناب از این حرام مینویسد: «از این جهت ما در این تفسیر از نقل آراء فاسده مردمان و بیانات فلاسفه و عرفاء و از سخنان ابو حنیفه و قتاده و عضدی مسلکان دوری جسته و صرف نظر نمودیم و هرگز بیان نخواهیم کرد، چه این عمل تجاوز کردن از امر و دستور خداوند و ائمه باشد.» از سوی دیگر تفسیر جامع در حقیقت گردآوری روایات تفسیر منسوب به امام حسن عسکری(ع) به تفسیر عیاشی و تفسیر منسوب به علی بن ابراهیم قمی است، نه جامع معانی و روشهای تفسیری؛ به همین دلیل،تفسیر جامع را باید نوعی ترجمه این چند کتاب روایی دانست، زیرا مؤلف در این تفسیر جز ترجمه و نقل روایات و دیدگاهها،در نقد و بررسی و تحلیل کلمات،سخنی و توضیحی از خود نیاورده است. ایشان در مقدمه دوازدهم خود،کتابهایی را که از آنها روایات را نقل مینماید به شرح ذیل مینویسد: «اول کتاب کافی شیخ کلینی،دوم فقیه و توحید و اعتقادات و علل و سایر کتب ابن بابویه شیخ صدوق، سوم کتاب بصائر الدرجات محمد بن حسن صفار و سعد بن عبد الله قمی و تفسیر عیاشی، فرات بن ابراهیم،مناقب ابن شهرآشوب، کامل الزیاره ابن قولویه و کتاب تفسیر آیات ولایت اهل بیت(ع)محمد بن عباس ماهیار معروف به ابن حجام است که از کتب متقنه اخبار میباشد. دیگر اصل سلیم بن قیس هلالی، کتاب تهذیب و استبصار شیخ طوسی، کتاب خصال و اکمال الدین و محاسن شیخ برقی و تفسیر مجمع البیان طبرسی و تفسیر برهان سید هاشم بحرانی و اختصاص شیخ مفید.» در دنباله مطلب مینویسند:«باید دانست آنچه علمای شیعه تفسیر نوشتهاند در بیشتر آیات از تفسیر شیخ ثقه ابی الحسن علی بن ابراهیم بن هاشم قمی نقل نمودهاند...» و به استدلال بر این کلام میپردازد. با توجه به بیان ایشان تفسیر جامع ترجمه تفسیر قمی میباشد که با منابع روایی دیگر آن را تکمیل نموده و با ضمیمه کردن ترجمه آیات و برخی اطلاعات مختصر، نام آن را تفسیر جامع نهاده و منظور،جامع تفسیر قمی و روایات کتب روایی شیعه،میباشد. مفسر قبل از آغاز تفسیر،مقدماتی را در دوازده بخش ارائه داده که به ذکر عنوان آنها (برای آشنایی با تفسیر و روش و محتویات آن) اکتفا میکنیم. مقدمه اول:فرق بین تفسیر و تأویل و ترجمه. دوم:حرام بودن تفسیر به رأی و اظهار نظر نمودن در قرآن سوم:علم و دانش قرآن منحصرا نزد ائمه(ع)میباشد و دیگران را خداوند از این دانش بهرهای نداده است. چهارم:در قرآن بیان هر چیزی است و از برای قرآن ظاهر و باطنهای متعدد است. پنجم:کیفیت و زمان جمع قرآن و بیان عدم تحریف قرآن و مراد از تحریف، بیان جمع اول، جمع دوم و جمع سوم قرآن است. ششم:فضیلت قرآن و ثواب تلاوت آن. هفتم:نامها و اسامی قرآن و چگونگی نزول آن. هشتم:آداب تلاوت و صحیحترین قرائت و ثواب قرائت قرآن نهم:بیان آنکه تمام قرآن در شأن ائمه و دشمنان ایشان وارد شده است. دهم:احادیثی که مخالف قرآن است از ائمه(ع)نمیباشد. یازدهم:معنای سوره و آیات و خواص قرآن به طور اختصار دوازدهم:کتابهائیکه از آنها روایت میکنیم. پس از بیان مقدمات دوازدهگانه به ترجمه مقدمات تفسیر قمی میپردازد. پیش از این گذشت که روش اصلی مفسر در این تفسیر، روش روایی و مأثور است، که با ذکر روایات اهل بیت(ع) به تفسیر آیات و فرازهای آنها میپردازد. امّا از نظر ترتیب و ورود و خروج در مباحث، شیوه ایشان بدینگونه است که: ابتدای سورهها با ذکر نام سوره و احیاناً، اشاره به وجه تسمیه آن وارد بحث شده،اطلاعاتی راجع به مکی یا مدنی بودن ترتیب نزول، عدد آیات (به شمارش کوفیین و غیر آنها)، تعداد کلمات و حروف، ارائه میدهد، پس از آن به بیان فضیلت سوره و خواص آن میپردازد. سپس دسته آیات مورد نظر را مطرح و ترجمه آن را بازگو میکند. در قسمت بعد به تفسیر آیات با کمک روایات میپردازد و با ذکر منبع روایات و قائل آن ترجمه آن را بدون متن عربی میآورد. در قسمت سوم،ترجمه تفسیر قمی است که به تناسب دسته آیات،بیان میگردد. مفسر به تناسب برخی آیات،از مباحث موضوعی در حد لزوم، غفلت نورزیده و به بیان آن میپردازد، مانند: بحثی در حقیقت سحر و اقسام آن، عمل مرتاضان، سحر ساحران فرعونی و...که در ذیل آیه 102 سوره بقره، ج 1، ص 231،مطرح کردهاند. در توضیح قصص قرآنی نیز، تابع روایات بوده و نظر شیعه را پیروی مینماید، بر این اساس وارد جزئیاتی میشود که روایات اهل بیت(ع) مطرح کردهاند، مانند: چگونگی ولادت یحیی، مریم(س) و حضرت عیسی(ع)در ج 1 ص ?20 ذیل آیه 3? به بعد سوره بقره، که تا ص ?39 به آن میپردازد. مفسر مباحث فقهی را نیز با تفصیل بیان میدارد، و احکام فقهی را با دیدگاه فقهای شیعه از طریق روایات متعرض میشود، مانند: بحث خمس و احکام مختلف آن ذیل آیه ?2 سوره انفال {/«و اعلموا انما غنمتم...»/} که حدود ده صفحه در جلد 3 ص ?? به آن اختصاص میدهد. با توجه به روایی بودن تفسیر بهطور طبیعی، مباحث مربوط به ولایت ائمه(ع)،بهخصوص ولایت حضرت امیر المؤمنین علی(ع) به طور مفصل بیان شده است، مانند: نزول آیه اکمال دین (آیه 3 مائده)در ج 2، ص 1?7 تا 1?3 و بحث غدیر خم. و نیز با توجه به روایی بودن تفسیر، تفاوتی اساسی بین تفسیر،تأویل، بیان مصداق و موارد تطبیق، دیده نمیشود و روایات همه با هم و با یک نظر، مطرح میشوند. در مواردی نیز که امام معصوم(ع) به آیه توسل جسته، استدلال مینماید یا به آیه استشهاد میفرماید، با دیده تفسیر و شرح و توضیح آیه به آن نگریسته میشود و از بقیه موارد تفکیک نشده است،مانند نقل روایت امام جواد(ع) ذیل آیه 38 سوره مائده در جلد دوم صفحه 207 به بعد.
وضعیت کتاب:
در انتهای هر جلد، فهرست تفصیلی مطالب ذکر شده است.
منابع مقاله:
1-مقدمات تفسیر جامع، جلد اول و سایر مجلدات 2-دانشنامه قرآن و قرآن پژوهی، ج 1 ص ?89، بهاء الدین خرمشاهی 3-طبقات مفسران شیعه، ج ?، ص 39?، دکتر عقیقی بخشایشی
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ
ستایش پروردگاری را سزا است که جهان هستی را از کتم عدم بعرصه وجود در آورد و راه و رسم سعادت را به بندگان بیاموخت و برای نجات و کامیابی بشر کتاب و راهنمائی فرستاد تا مانع انحرافات و مظالم آنان شده و آنها را بر اساس دستورات مقدسه بخیر و صلاح دعوت کند و درود بیپایان بر سر سلسله رسل و عقل کل هادی سبل خاتم پیغمبران محمّد مصطفی صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و بر آل اطهار و اوصیاء ابرارش که والیان امر و حجج پروردگار و امناء رحمن و کنوز اسرار وحی و مترجم قرآن و مدائن علم و مدارج دانش و عرفانند و لعنت دائمی و عذاب سرمدی بر معاندین و مخالفین ایشان باد که جرثومه ظلم و جور و اهل بدعت و کفر و طغیانند.
و بعد نخست نکتهای که لازم است تذکر داد آنستکه تفسیر قرآن فقط مخصوص و ویژه اهل بیت است که معدن وحی و تنزیل و تالی تلو قرآن هستند و تألیف تفسیر و تدوین حدیث از خاصه شروع شد و شیعیان اول کسانی بودند که اهتمام بکتابت تفسیر و تدوین حدیث نموده و مبتکر این اساس شده و یاد دیگران دادند و قدر و ارزش آثار مقدسه اسلام و مآثر پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را شیعیان نیکوتر دانسته و بهتر از هر فرقه و بیش از هر کس بآن اهتمام نمودند عامه و اهل تسنن در آغاز اسلام اعتناء و عنایتی به تفسیر قرآن و تدوین حدیث نداشتند چه
گمان میکردند تدوین حدیث و تفسیر قرآن جایز نیست از این جهة عقب ماندند چنانکه طبری نقل نموده که عمر همیشه میگفت قرآن را تجرید و آنرا تفسیر مکنید و از پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم حدیث نقل نکنید که من شریک شمایم و اکیدا قدغن کرد کسی حدیث و تفسیر از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بازگو نکند و نیز روایت کرده که بابی هریره دوسی گفت حدیث و نقل گفتار از پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را واگذار و گر نه تو را بسرزمین دوس روانه خواهم کرد.
و ابن کثیر در تاریخ خود نقل نموده که عمر بکعب احبار گفت حدیث از پیغمبر خدا را واگذار و گر نه تو را بسرزمین قرده و بوزینگان روانه خواهم کرد.
و حاکم که یکی از علماء عامه است در مستدرک خود روایت کرده که عمر به ابن مسعود و ابو درداء و اباذر گفت تفسیر قرآن و نقل نمودن حدیث از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم چیست و چه معنا دارد؟و آن سه نفر را در مدینه حبس نمود بخاطر آنکه تفسیر قرآن و نقل حدیث از رسول خدا مینمودند و در حبس بودند تا عمر کشته شد و این مطلب را علماء دیگر از عامه نیز بیان نمودهاند و همین معامله را با ابو موسی اشعری انجام داد با آنکه او نزد عمر مقرب و عادل بود.
و ابن کثیر از ابی هریره روایت کرده گفت ما توانائی نداشتیم حدیثی از رسول خدا نقل نمائیم و بگوئیم پیغمبر چنین فرموده تا عمر جان داد و میگفت اگر شما اصحاب تفسیر قرآن یا حدیث از رسول خدا نقل کنید همانا تفسیر و احادیث مخلوط و یا مشتبه بقرآن خواهد شد و من نخواهم گذاشت بکتاب خدا چیزی مخلوط و یا مشتبه شود.
و از آثار ناپسند این روش آن شد که گفتار و تفسیر و حدیث رسول خدا در میان مسلمانان متروک و فراموش شد و این سیره عمر ضربت مهلکی بر امت اسلام و بر تعالیم و شرف و تقدم و تعالی مسلمین بود و این سیره ناروا بیش از یکصد سال عامه مسلمین را از تدوین حدیث و تفسیر قرآن عقب انداخت تا عمر بن عبد العزیز در عصر خلافت خود فرمانی متحد المآل در این باره صادر کرد ولی بعد از صد سال
خاموشی دیگر سخنان پیغمبر خدا از یادشان رفته بود-بسکه خاموش نشستم سخن از یادم رفت-سپس اول کسی که از عامه تفسیر قرآن را بصورت کتاب در آورد مجاهد بود در سال 104 هجری پس از آن واقدی متوفی در سال 207 هجری و طبری متوفی در سال 310 هجری اینها چون اعتقادی بامامت و ولایت خاندان نبوت نداشتند تا از روی گفتار و فرمودههای ائمه که سر چشمه فیض و معدن وحی و تنزیل هستند تفسیر قرآن را فراگیرند پس مطابق احساسات و فطرت عادی خود خواستند چیزی از آیات قرآن و رازهای آفرینش را بدانند ناچار شدند از یهود و نصرانیهائیکه در میان عربها بودند سؤال نمایند و آنها بیشتر از طوایف حمیر مقیم یمن بودند و پس از ظهور اسلام گر چه مسلمان شدند و باحکام اسلام عمل مینمودند ولی افکار و اخباری را که کتبی و شفاهی از یهود فرا گرفته بودند همچنان نگاه میداشتند و هر گاه عربها از آنان چیزی سؤال میکردند بدون تحقیق از روی مندرجات کتاب توراة و عهد عتیق پاسخ آنها را میدادند و باین ترتیب کتب تفسیر عامه از همان منقولات یهود انباشته شد و گذشته از مفسرین یهود از میان تازه مسلمانان مسیحیان و صائبیان و زردشتیان نیز عدهای مفسر برخاستند که بعضی از ایشان در نظر عامه مسلمین مقام بلندی پیدا کردند و آنچه را که مسلمانان از آنها سؤال مینمودند مطابق اطلاعات و معلومات خود پاسخ میدادند معروفترین آنها وهب بن منبه است که اصلش ایرانی است و مذهبش زردشتی بوده با هیئتی از طرف پادشاه ایران بجهة همراهی و معاونت فرمانروای یمن بر ضد پادشاه حبشه به یمن آمدند این عده از ایرانیان در یمن اقامت کردند و توالد و تناسل نمودند عربها آنها را ابناء فرزندان فارس میخواندند طاوس کیسان که یکی از تابعین مشهور است از همان طایفه میباشد پدران وهب بن منبه زردشتی بودند همینکه به یمن آمدند با یهود یمن خلط و آمیزش کردند و از عادات و رسوم یهود مطالبی فرا گرفتند سپس با حبشیان مسیحی معاشرت نمودند و از آنها چیزهائی فرا گرفتند وهب بن منبه علاوه بر این معلومات زبان یونانی هم میدانست و طبعا از آداب و رسوم یونانیها نیز مطلع بود
در نتیجه اطلاعات وسیعی از اوضاع دنیا و تاریخ انبیاء و سلاطین و غیره بدست آورده بود چنانکه خود او مدعی بود که هفتاد و دو کتاب آسمانی را مطالعه کرده است بدیهی است که عامه مردم بچنین کسی اعتماد بسیار داشتند و هر چه میخواستند از او میپرسیدند و او هم بواسطه معلومات وسیع خود جوابهای مناسبی بآنان میداد از اینجهة تفاسیر عامه مطالب نادرست بسیار دارد و آنچه را میان یهود و نصاری و مجوس و سایر ادیان در جزیرة العرب شایع بوده جزء تفاسیر عامه در آمده است همانطوری که بسیاری از عادات و رسوم بت پرستی جزو مسیحیت در آمد خلاصه همینکه کتب فلسفه و منطق بزبان عربی انتقال یافت و عامه مردم و مسلمانان باستدلال و قیاس و اجتهاد آشنا شدند در مندرجات تفاسیر متقدمین تجدید نظر کردند و باعتقاد خودشان آنچه را که مخالف عقل و منطق بود حذف نمودند چنانکه ابن عطیه و قرطبی و جار اللّه زمخشری صاحب تفسیر کشاف مطالب مخالف منطق و عقل را از تفاسیر اولیه حذف نمودند و اینان نیز چون در صدد فهم معانی قرآن بر آمدند طبعا بگفتههای رسول خدا احتیاج پیدا کردند تا با فهم احادیث نبوی معانی قرآن را درک کنند و چون منکر ولایت و امامت بودند بخاندان نبوت و احادیث وارده از آن بزرگواران رجوع ننمودند احادیث و گفتار رسول خدا را از طریق صحابه گرفتند و بدیهی است میان صحابه اشخاص منافق و جاه طلب بسیار بود و بسیاری هم از ایشان طالب ریاست و خلافت بودند و هر دستهای بطرفداری سر دسته خود دنبال دلیل تراشی رفته بود و دلایل خود را با احادیث مجعوله تحکیم مینمود و در نتیجه جعل حدیث میان عامه معمول شد و هرج و مرج راه یافت و شگفت نیست که طمع کاران برای جلب منافع خصوصی از خود حدیث بسازند چنانکه عایشه حدیثی جعل کرد و گفت پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم میفرمود از ما جماعت پیغمبران درهم و دینار ارث برده نمیشود و این را مستمسک قرار دادند و حق و فدک حضرت زهرا(ع)را غصب نموده و از دستش گرفتند و مانند این حدیث بسیار است و مطابق گفته و نوشتههای اهل تحقیق مشهورترین کسانیکه در حدیث سازی
افراط کردند چهار نفر بودند 1-ابن یحیی در مدینه 2-واقدی در بغداد 3-مقاتل ابن سلیمان در خراسان 4-محمّد بن سعید در شام گاهی از اوقات حدیث سازان بگناه خویش اعتراف میکردند چنانکه در سال 153 هجری چون محمّد بن سلیمان والی کوفه فرمان قتل ابن ابو العوجا را که حدیث ساز بود صادر کرد وی گفت حال که مرا بقتل میرسانید بدانید که چهار هزار حدیث ساخته و پرداختهام و بدانوسیله حرام شما را حلال و حلال شما را حرام کردم و با آن احادیث روزه خود را گشودید و بیجهة روزه گرفتید دیگر حدیث سازان مشهور احمد جوبیاری-و ابن عکاشه کرمانی-و ابن تمیم فریابی است بطوریکه ابن سهل سری میگوید اینان ده هزار حدیث از پیش خود جعل کردند.
در کافی باب اختلاف حدیث از سلیم بن قیس هلالی روایت کرده گفت حضور امیر المؤمنین علیه السّلام عرض کردم فدایت گردم از سلمان و مقداد و أبی ذر چیزهائی از تفسیر قرآن و احادیث رسول خدا میشنوم که مغایرت دارد با آنچه که در دست مردم است و از شما تصدیق گفتار سلمان و مقداد و أبی ذر را میشنوم پس از آن بسیاری از تفسیر قرآن و احادیث پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را از مردم میشنوم و تمام آنها مخالف فرمودههای شما است آیا آن تفاسیر و احادیث باطل است و آیا آن مردم افتری میبندند برسول خدا و قرآن را بهوا و رأی خود تفسیر میکنند و به پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم عمدا دروغ نسبت میدهند آنحضرت فرمود ای سلیم بن قیس سؤالی نمودی جواب آنرا نیکو بفهم بدانکه احادیث و تفاسیری که در دست مردم است مخلوط است از حق و باطل،راست و دروغ،ناسخ و منسوخ،عام و خاص محکم و متشابه،حقیقت و گمان همانا در حیاة رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بحضرتش دروغهائی نسبت دادند بطوری که روزی بالای منبر تشریف برد پس از قرائت خطبه فرمود ای مردم چه شده است که این اندازه بمن نسبت دروغ میدهید و از قول من دروغهائی جعل میکنید بدانید هر کس عمدا بمن دروغ به بندد جایگاه او در آتش جهنم خواهد بود،و پس از رحلتش نیز دروغهای بسیاری بحضرتش
نسبت دادند ای سلیم بن قیس حدیثی که میشنوید و بدست شما میرسد از چهار بخش بیرون نیست و پنجمی ندارد-1-حدیث کننده مردیست منافق در ظاهر مؤمن است و اظهار قدس و مسلمانی میکند و عمدا برسول خدا دروغ میبندد؛اگر مردم بدانند آنشخص منافق و دروغگو است هرگز سخن و حدیث او را قبول نمیکنند و نمیپذیرند ولی بخاطر آنکه پیغمبر اکرم را دیده و فرمایش حضرتش را شنیده حدیث او را قبول میکنند بدون آنکه خودش را بشناسند و آگاه شوند از نفاقش پروردگار توصیف میفرماید منافقین را و بیان میکند شرح حال آنها را در قرآن سوره منافقین آیه 4 میفرماید ایرسول ما تو چون اجسام و اشکال صوری منافقین را مشاهده کنی آراستگی ظاهری ایشان تو را بشگفت آورد چنانچه سخن گویند بسخنهای آنها گوش فراخواهی داد ولی در باطن گویا مانند چوب خشک هستند بر دیوار هر صدائی بشنوند به زیان خویش پندارند ایرسول ما دشمنان حقیقی دین و ایمان اینان هستند بر حذر باش از ایشان خدا آنها را بکشد بمکر و حیله از حق بکجا باز میگردند آن صحابه منافقین پس از رحلت رسول خدا بواسطه کذب و دروغ و بهتان نزد پیشوایان باطل و گمراه مقرب شدند،آن پیشوایان منافقین را عمّال خود قرار داده و بر گردن مردم سوار کردند و بوسیله ایشان بمال و حطام دنیا رسیدند و مردم تابع پادشاهان و اموال دنیا هستند مگر کسانیکه خداوند ایشان را بلطف و عنایت خود نگاه میدارد و حفظ میفرماید-2-حدیث کننده کسی است که چیزی از پیغمبر خدا شنیده است ولی آنطور که باید و شاید فرمایش حضرتش را درک نکرده و نفهمیده و عمدا نسبت دروغ به پیغمبر نمیدهد اگر مردم بدانند این شخص فرمایش رسول خدا را نفهمیده از او قبول نمیکنند و چنانچه خود او هم بداند اشتباه کرده حدیث نمیکند 3-مردی است که از رسول خدا شنید که امر فرمود بچیزی پس از آن نهی کرد از آن چیز این شخص نهی حضرتش را ندانست حفظ نمود حکم منسوخ را و رها کرد ناسخ آن را اگر میدانست این امر منسوخ شده هر
گز آن را نقل نمینمود و چنانچه مسلمانان میدانستند حدیثیکه او نقل کرده منسوخ شده و نباید بآن عمل کرد آنحدیث را رها میکردند و گوش بسخنان آن شخص نمیدادند 4-مردی حدیث میکند از رسول خدا و هرگز نسبت دروغ بحضرتش نمیدهد و از خدا و رسولش میترسد و دروغ و کذب نزد او مبغوض است و سخنان پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را نیکو فهمیده و حفظ نموده آنطوریکه سزاوار است بداند و حفظ نماید و چیزی بر فرمایشاتش افزوده و کم نکرده ناسخ و منسوخ را میداند عمل بناسخ میکند و منسوخ را رها کرده چنین مردی سزاوار است حدیث او را قبول نمود چه فرمودههای پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم مانند قرآن ناسخ و منسوخ و خاص و عام و محکم و متشابه دارد پروردگار فرمود آنچه را رسول خدا امر فرمود عمل کنید و هر چه را نهی کرده رها نمائید پس کلام خدا و رسولش بر مردم مشتبه میشود نمیدانند چه اراده فرمودند باین کلام و چنین نیست تمام اصحاب هر چه از آن حضرت سؤال نمودند بدانند و بفهمند پاسخ سؤال خود را بعضی از اصحاب چیزی را پرسش میکردند و نمیفهمیدند و دوست داشتند عرب بیابانی بیاید حضور رسول خدا و چیزی سؤال کند تا آنها بشنوند من هر روز و هر شب وارد میشدم بر رسول خدا خلوت میکرد مجلس را و اسرار را بمن میفرمود تمام اصحاب میدانند رسول خدا بجز من با کسی خلوت نمیکرد و بغیر من اسرار را بکسی نمیگفت بسیاری از اوقاتیکه بمنزل من تشریف میآورد آنچه را جبرئیل آورده بود برای من بیان میفرمود حسنین و فاطمه هم حضور داشتند و هنگامیکه بر حضرتش وارد میشدم امر میفرمود زنها از حضورش بیرون روند هر چه سؤال میکردم جواب میداد و چون ساکت میشدم حضرت ابتدا میفرمود بسخن گفتن نازل نشد برسول خدا آیهای مگر آنکه پیغمبر اکرم آن را بر من تلاوت مینمود و تفسیر و املاء میفرمود و من آن را بخط خود مینوشتم و تأویل و تفسیر و ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه و عام و خاص قرآن را بمن تعلیم نمود و دعا فرمود خداوند فهم تمام آنها را بمن عطا فرماید و ترک نفرمود حضرتش آنچه را که خداوند تعلیم او نموده از
حلال و حرام و امر و نهی و حوادثات گذشته و آینده از اطاعت و نافرمانی مردم و عصیان آنها مگر آنکه تمام را بمن تعلیم فرمود و هرگز فراموش نکردم حرف و کلمهای از آنها را و فراموش نخواهم کرد حتی آن چیزهائی را که ننوشتم و فرمود من هرگز نمیترسم بر تو فراموشی را علاوه دست مبارک را بسینه من نهاد و از خداوند درخواست که مملو سازد قلبم را از دانش و فهم و حکمت و نور و این حدیث عینا همان خطبهای است که در نهج البلاغه فرموده در پاسخ آن کسی که سؤال نمود از حضرتش راجع باحادیث بدع و اختلاف خبر و از تمام این بیانات دانسته شد که نمیشود به تفاسیر و احادیث عامه اعتماد نمود و بسیاری از آنها کذب و جعل است و اگر گفته شود این ملاک عینا در احادیث شیعه نیز موجود است چه در عصر هر امامی چند نفر حدیث ساز وجود داشتهاند چنانکه حضرت صادق علیه السّلام بحریز فرمود همیشه در میان اهل کوفه دروغگویان و حدیث سازانی بودهاند مغیرة بن سعید به پدرم دروغ میبست و احادیثی میساخت و آنها را به پدرم نسبت میداد و ابو الخطاب احادیث دروغی بمن نسبت میدهد و میگوید من اصحاب را امر کردم که نماز مغرب را بجا نیاورند تا ستارگان ظاهر شوند دروغ میگوید آنملعون و در حدیث دیگر فرمود اصحاب مغیره بطور ناشناس وارد میشدند میان اصحاب پدرم و کتب آنها را میگرفتند به مغیره میدادند آن ملعون احادیثی از کفر و زندقه جعل مینمود و مخلوط میکرد به احادیث پدرم و نسبت میداد آنها را بحضرتش و باصحاب خود میگفت این احادیث مجعوله را انتشار دهید میان شیعیان پس هر حدیث که در کفر و زندقه مشاهده کردید در کتب اصحاب بدانید آن از ساختگیهای مغیره و همانند او است.
جواب گوئیم احادیث شیعه بطور مسلم با احادیث عامه فرق بسیاری دارد زیرا علماء عظام عمری شب زندهداری کردند و بدنهای خود را فرسودند و مشقت و زحمتها کشیدند در تصحیح احادیث شیعه تا منقح نمودند آنها را و جدا کردند حق را از باطل،و مجعول و صاف آن را از هر شبهه و کجی و ناصافی و تمیز دادند
ساختگیها را از غیر آن و روشن نمودند آن احادیث را مانند روشن شدن صبح از تاریکی و ظلمت شب و عادت قدماء و اصحاب معاصرین ائمه تا زمان مؤلفین کتب اربعه که بیش از سیصد سال است آن بود که ضبط مینمودند احادیث را و مدون میکردند آنها را در حضور ائمه معصومین و بدون توقف و تامل آنچه را از امام میشنیدند مینوشتند از ترس سهو و فراموشی سپس آن نوشتهها را عرضه میداشتند بر امام و بصورت کتاب در میآوردند و آن را اصل مینامیدند،چنانکه سلیم بن قیس هلالی در عصر امیر المؤمنین علیه السّلام مبتکر این موضوع شد و اصل سلیم معروف و مشهور است و در زمان هر یک از ائمه جمعی مشغول بنوشتن و جمع آوری احادیث شدند و کتاب اصلی فراهم نمودند تا نوبت باصحاب حضرت صادق علیه السّلام رسید چهارصد نفر از آنها چهارصد کتاب نوشتند و معروف و مشهور شد باصول اربعه مائه و حلال نمیدانستند نوشتن حدیثی را که قطع بصحت آن نداشتند چنانکه کتاب عبید اللّه بن علی حلبی را به حضرت صادق علیه السّلام عرضه داشتند تصدیق فرمود آن را و کتاب یونس بن عبد الرحمن و اصل فضل بن شاذان را بحضرت امام حسن عسکری علیه السّلام عرضه داشتند تصدیق نمود و تمجید فرمود مؤلفین آنها را و دأب و عادت ائمه معصومین آن بود آگاه میکردند شیعیان را بر احوال دروغگویان و امر میفرمودند که اجتناب و دوری بجویند از آنها و عرضه بدارند احادیث ایشان را بر قرآن و سنت نبویه و رها کنند آنچه را که مخالف با قرآن و سنت است.کشی در کتاب رجال از محمّد بن عیسی بن عبید نقل نموده گفت نزد یونس بن عبد الرحمن بودم بعضی از اصحاب از او سؤال کردند ای ابا محمّد چرا این قدر سخت گیری میکنی در احادیث و انکار مینمائی بعضی از احادیث را که اصحاب ما امامیه روایت کردهاند جواب داد از هشام بن حکم شنیدم که حضرت صادق علیه السّلام فرموده قبول نکنید حدیثی را مگر آنکه موافق قرآن و سنت باشد و یا شاهدی بیابید بر آن از احادیث متقدمه ما چه مغیرة بن سعید تصرف کرده در کتب اصحاب پدرم و احادیثی جعل نموده و داخل آنها کرده شما اصحاب قبول نکنید حدیثی را که مخالف فرموده پروردگار و رسولش میباشد پس
از آن یونس گفت من بعراق مسافرت کردم در آنجا جمعی از اصحاب حضرت باقر علیه السّلام و حضرت صادق علیه السّلام را دیدم احادیثی از ایشان شنیدم و از روی کتبشان استنساخ کردم و آنها را به حضرت رضا علیه السّلام عرضه داشتم آنحضرت بسیاری از آن احادیث را رد نمود و فرمود اینها را آن بزرگوار نفرمودهاند،ابا الخطاب ملعون این احادیث را بآن حضرت نسبت داده تا امروز تابعین آن ملعون احادیثی جعل میکنند و مخلوط مینمایند بکتب اصحاب ما،قبول نکنید حدیثی را که مخالف با قرآن و سنت است همیشه احادیث ما مطابق با قرآن و موافق با سنت میباشد زیرا ما ائمه از خدا و رسولش حدیث میگوئیم و هرگز نمیگوئیم فلان و فلان چنین گفته اند تا کلمات ما ائمه با هم تناقض داشته باشد بدانید کلام آخر ما مانند کلام اول ما میباشد و گفتار اول ما مصداق گفتار آخر ما است هر حدیثی بخلاف این بشما اصحاب رسید آن را بصاحبش بر گردانید که او اولی است باین حدیث و بدانید از برای گفتار ما حقیقت و نوریست و کلامی که حقیقت و نور از برای آن نیست آن کلام گفتار شیطان است-تمام قدما و اصحاب مانند یونس احتیاط میکردند در احادیث چه ائمه بخاطر اطمینان امر فرموده بودند باصحاب عرضه بدارند احادیث را بقرآن و سنت تا مجعول و کاذب معلوم گردد آیا با این کوشش و جدیت ائمه مطابق عقل سلیم و طبع مستقیم جایز است چنین مردان بزرگ و ثقه و امین حلال بدانند نقل حدیثی که اطمینان بصدق و صحت آن ندارند و اعتمادی بر حقیقتش نیست بطور مسلم عادت آنها این بود که در مصنفات و کتب خودشان ذکر نمیکردند مگر آنحدیثی را که یقین و قطع داشتند در صحت آن و صحتش مانند آفتاب روشن بود و دأب و عادت ائمه هم چنین بوده در هدایت شیعیان و آگاه نمودند آنها را بر تمام آنچه در شریعت از تغییر و تحریف واقع شده و خواهد شد زیرا آن بزرگواران حامل و حافظ و ضابط شریعت هستند و برای ایشان اصحاب خاص و نوابی از ثقات بود که اسرار احکام را بآنها یاد دادند و آگاه کردند.آنان را بر مشکلات و تمام حلال و حرام خداوند خلاصه با نظر کردن در کتب رجال و مصنفات قدما
یقین حاصل میشود برای شخص متدین که تمام احادیث مضبوطه در کتب معتبره صحیح و خالص شده از هر غل و غشی و مانند احادیث عامه نیست و مقتضای حکمت پروردگار و شفقت ائمه معصومین بر شیعیان خود مانع است از آنکه آنان را در حال ضلالت و گمراهی بگذارند و طریق روشنی بیان نفرمایند تا صدق از کذب تمیز داده شود آن بزرگواران هدایت کردند شیعیان را براه راست و ترسانیدند آنها را از مداخله دادن کسانیکه در دین بدعتی گذاشتند و معرفی کردند حدیث سازان و بدعت گذاران را بعینه و شخصه و فرمودند از آنها دوری بجوئید و مجالست نکنید با ایشان چنانکه در باره فارس بن حاتم قزوینی و حسن بن محمّد بن بابا و محمّد بن نصیر نمیری و ابی طاهر بن محمّد بن علی بن بلال و احمد بن هلال و حسین بن منصور حلاج و ابن ابی عزافر و ابی دلف و بسیاری دیگر از کسانیکه خود را شیعه میدانستند و سخنانی چند در غلو و اباحه و تناسخ و گفتار شنیع از آنها ظاهر شد از ناحیه مقدس امام زمان روحی و ارواح العالمین له الفداء توقیعاتی بر لعن و کفر و بیزاری جستن از ایشان صادر شد و تمام آنها را شیخ در کتاب غیبت و کشی در رجال بیان نمودند و اصحاب ائمه نهایت اهتمام را مینمودند و بمجرد تهمت از اشخاص اجتناب میکردند چنانکه احمد بن محمّد بن عیسی بخاطر طعنی که قمیون باحمد بن خالد برقی زدند امر کرد او را از قم اخراج کردند و چون آشکار شد مبرا بودن او از آن تهمت بر گردانید احمد را بقم و هنگام وفاتش با پای پیاده از جنازه او تشییع نمود تا مردم بدانند منزه بوده از تهمتیکه باو زدند و همین معامله را با سهل بن زیاد آدمی بجا آورد و منع کرد مردم را از آنکه حدیثی از سهل بشنوند و روایت کنند و مثل آنکه محمّد بن حسن ولید منع کرد مردم را از جملهای روات که حدیث از ایشان بشنوند و روایت کنند و از آنها بود محمّد بن یحیی اشعری که جمعی از روات را در سلک ضعیفان شمردند و نسبت کذب و افترا بایشان دادند و آگاه نمودند مردم را بحال آنان مانند محمّد بن علی صیرفی ابن سمیه و محمّد بن سنان
و یونس بن ظبیان و یزید صایغ و غیر اینها که در کتب رجال شرح ایشان را دادهاند.
و دیگر آنکه ائمه معصومین علیه السّلام امر و تاکید فرمودند اصحاب و شیعیان را بر کتابت احادیث و هدایت کردند آنها را در امور و احکام دین براویان احادیث و کتب ایشان و اگر در میان کتب و احادیث شیعه حدیث مجعول مانند کتب عامه یافت میشد همانا رجوع دادن بکتب اصحاب و رواة موردی نداشت چه سبب گمراهی شیعیان میشد و هرگز ائمه شیعیان خود را براه ضلالت و گمراهی سوق نمیدهند شیخ طوسی از حذیفة بن منصور روایت کرده گفت حضرت صادق علیه السّلام فرمود بشناسید رتبه و منزلت شیعیان ما را بمقدار روایاتی که از ما نقل میکنند،و در حدیث دیگر باحمد بن حماد مروزی محمودی فرمود بشناسید مراتب شیعیان ما را باندازه نیکوئی و نقل نمودن حدیث از ما اهل بیت همانا ما کسی را در زمره فقهاء محسوب نمیداریم مگر آنکه محدث باشد عرض کردند حضورش آیا مؤمن محدث میباشد فرمود مؤمن مفهم است و مفهم همان محدث میباشد.
و از علی بن حنظله روایت کرده گفت حضرت صادق علیه السّلام فرمود قدر و منزلت مردم را بشناسید باندازهایکه از ما حدیث نقل مینمایند و در محاسن از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود سوگند بخدا حدیثیکه از شخص صادق در حلال و حرام بتو برسد بهتر است از آنچه آفتاب بر آن طلوع و غروب میکند،در کافی از ابی بصیر روایت کرده گفت حضرت بمن فرمود احادیث ما را که میشنوید بنویسید چه شما نمیتوانید آنها را حفظ نمائید مگر بنوشتن.
و بمفضل بن عمر فرمود احادیث ما را بنویس و نشر کن آنها را میان شیعیان و اگر وفات نمودی ارث بگذار کتب احادیث ما را برای فرزندانت چه بعد از این زمان حرجی خواهد بود مردم در آن زمان انس نمیگیرند مگر با کتابهای
خودشان.
و از عبید بن زراره روایت کرده گفت حضرت صادق علیه السّلام بمن فرمود کتب احادیث خود را حفظ نمائید چه شما جماعت شیعیان بعد از این محتاج بآنها خواهید شد.
و از حسین بن احمسی روایت کرده گفت حضرت صادق علیه السّلام میفرمود قلب خاطر جمع میشود بر نوشتن احادیث شیخ بهائی روایت کرده که مردی از انصار حضور رسول خدا عرض کرد من حدیث را میشنوم ولی نمیتوانم آن را حفظ کنم فرمود باو بنویس آن را بدست راست خود و اعانت بجو بسبب نوشتن از برای حفظ کردن و در سرائر از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده که باصحاب میفرمود مقید کنید علم خود را بنوشتن و خلاصه ائمه اطهار فرو گذار نکردند در باره آنچه شیعیان بدان محتاجند و بطور واضح و آشکار بیان فرمودند تکالیف مردم را در زمان غیبت امام عصر عجل اللّه تعالی فرجه چنانکه طبرسی در احتجاج و ابن بابویه در اکمال الدین و کلینی در کافی از اسحق بن یعقوب روایت کردهاند گفت نامهای بتوسط محمّد بن عثمان العمری حضور مولای خود صاحب الامر علیه السّلام فرستادم و مسائلی چند پرسش کردم در جواب نامه توقیعی بخط صاحب الزمان علیه السّلام بمن رسید در آن توقیع فرموده بودند در حوادثی که پیش آید برای شما شیعیان باید براویان احادیث ما رجوع نمائید ایشان حجتهای من هستند بر شما و من حجت خداوند میباشم،و در دست خط دیگری که رسید فرموده بود عذری نیست برای کسی از دوستان ما که شک کند در آنچه ثقات شیعیان از ما روایت میکنند.
در کافی از عمر بن حنظله روایت کرده گفت حضور حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم دو نفر از اصحاب ما در دین یا میراث نزاعی دارند تکلیف چیست فرمود باید برای محاکمه و فصل خصومت نزد کسی بروید که حدیث ما را روایت
میکند و بحلال و حرام ما نظر مینماید و احکام ما را میداند پس راضی شوید بحکومت او من چنین کسی را حاکم بر شما قرار دادهام اگر او بحکم ما حکم کند و زیر بار حکم او نروید و قبول حکم او نکنید استخفاف بحکم خداوند کردهاید و حکم ما را رد نمودهاید و رد نمودن حکم ما رد نمودن حکم خداوند است و آن در ردیف شرک بخدا است.
در کافی از ابی خدیجه روایت کرده گفت حضرت صادق علیه السّلام فرمود هر گاه میان دو نفر از شیعیان در حقوق نزاعی هست مبادا نزد قاضیان جور بروید بلکه بروید نزد مردیکه دانا است با حکام ما و راوی حدیث است من او را بر شما قاضی قرار دادهام کشی در کتاب رجال از سلیم بن ابی حیه روایت کرده گفت حضور حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم میخواهم از حضورتان مرخص شوم توشهای بمن مرحمت بفرمائید فرمود برو نزد ابان بن تغلب احادیث بسیاری از من شنیده آنچه ابان برای تو روایت میکند از طرف من روایت کن آن را و حضرت باقر علیه السّلام بابان فرمود برو در مسجد مدینه بنشین فتوی بده و حدیث بگو برای مردم من بسیار دوست دارم مشاهده کنم میان شیعیان اشخاصی که مانند تو هستند و حضرت صادق علیه السّلام به فیض مختار فرمود هر وقت خواستی حدیثی از احادیث ما را بشنوی برو نزد زرارة بن اعین و فرمود اگر زراره.و امثال او نمی بود احادیث ما از بین میرفت و در حدیث دیگر فرمود زنده نکرد ذکر احادیث ما را مگر زراره و ابو بصیر لیث مرادی و محمّد بن مسلم و برید بن معویه عجلی اینان حفاظ دین خدا و امین پدر من هستند بر حلال و حرام خدا-و در حدیث دیگر فرمود جماعتی را پدرم امین بر حلال و حرام خدا قرار داد و آنها محل اسرار علم و دانش هستند خداوند بخاطر ایشان هر بدی را از مردم بر طرف کند آنان در میان شیعیان مانند ستارگان هستند در حال حیاة و ممات بواسطه ایشان هر بدعتی که در این دین گذارند بر طرف گردد و شبهه هر باطل غالی از بین برود راوی
میگوید حضورش عرض کردم چه اشخاصی هستند آنان فرمود برید عجلی و زراره و ابو بصیر و محمّد بن مسلم میباشند.
در کافی از عبد اللّه بن ابی یعفور روایت کرده گفت حضور حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم همیشه نمیتوانم شما را زیارت کنم اصحاب نزد من میایند مسائلی سؤال میکنند جواب آنها را حاضر ندارم چه کنم فرمود از محمّد بن مسلم سؤال کن او احادیث بسیاری از پدرم شنیده و نزد او شخص وجیهی بود-و در جواب سؤال عقر قوقی که گفت مسائل دین را آنچه نمیدانم از که پرسش کنم فرمود از ابو بصیر-و در حدیث دیگر فرمود بشارت بدهید مخبتین را به بهشت و آنها برید بن معویه عجلی و ابو بصیر و محمّد بن مسلم و زراره هستند امین خدا میباشند بر حرام و حلالش اگر ایشان نبودند آثار نبوت کهنه و مندرس میشد و از بین میرفت-و نظایر این احادیث بسیار است و اگر بخواهیم تمام آنها را ذکر کنیم چند مجلد میشود و از مجموع این احادیث بطور تواتر معنوی ظاهر میشود که بنای دین مبین و احکام مسلمین در زمان غیبت ولی عصر روحی و ارواح العالمین له الفداء منوط و مربوط است بر احادیث اهل بیت و مراجعه نمودن بر اویان آنها در فتوی و استفتاء و حکم و قضاء و بهمین سبب امر میفرمودند اصحاب را بنوشتن احادیث و کتب برای زمان آینده و بطوریکه سابقا بیان نمودیم اول کسیکه احادیث را نوشت و بصورت کتاب در آورد سلیم بن قیس هلالی از اصحاب امیر المؤمنین(ع)بود و در عصر هر امامی جمعی مشغول بودند بنوشتن و جمع آوری احادیث تا نوبت بعصر حضرت صادق(ع)رسید کاتبین زیاد شدند و معروفین اصحاب آن بزرگوار چهار صد کتاب در حضورش نوشتند که مشهور شد باصول اربعه مائه و ائمه معصومین صحة آن اصول را تصدیق نمودند و بشیعیان امر و تأکید میفرمودند که در احکام و حوادث بآن کتب و اصول مراجعه نمایند و نهی کردند شیعیان را از عمل کردن بقیاس و گمان و اجماع و اصول مخترعه عامه و بعد از آن جمعی از علماء امامیه شکر اللّه سعیهم پیدا شدند آن احادیث و کتب را مرتب و مبوب کردند برای سهولت مسلمین مانند صاحبان
کتب اربعه:شیخ کلینی صاحب کتاب کافی که در مدت بیست سال از روی کتب اصول اصحاب ائمه در زمان غیبت صغری حضور چهار نفر نایب خاص حضرت ولی عصر عجل اللّه تعالی فرجه الشریف جمع و تدوین نمود و بنظر مبارک آن حضرت رسید و معروف است در تقریظ آن کتاب فرمودند:
الکافی کاف لشیعتنا کتاب کافی از برای شیعیان ما کافی است-2-و صاحب کتاب من لا یحضره الفقیه شیخ صدوق ابن بابویه همان کسی که بدعای امام زمان متولد شد و جلالت قدرش مشهور و معروف است در اطراف جهان 3-و شیخ طوسی صاحب کتاب تهذیب و استبصار و غیر اینها از صاحبان کتب معتبره که تمام آنها از اصول اصحاب ائمه جمع آوری شده است مثل کتاب محاسن احمد برقی متوفی سال 280 هجری و بصائر الدرجات سعد بن عبد اللّه قمی متوفی سال 301 هجری و بصائر الدرجات محمّد بن حسن صفار و نظایر اینها و از جهة صحة و اعتبار آن کتب وجود مقدس امام زمان در حدیث سابق الذکر فرمود در حوادث واقعه رجوع نمائید بروایت کنندگان احادیث ما و ایشان را حجة خود قرار داد و فرمود رد کردن سخنان و گفتار و احادیث آنها رد نمودن سخنان و گفتار ما ائمه است و هر کس سخنان و گفتار ما ائمه را رد کند مشرک است با این وصف جمعی از دانشمند نمایان حدیثی که مخالف ذوق و سلیقه آنان باشد و یا بعقیدۀ خودشان بحیثیت و استفاده آنها نزد عوام مردم زیان برساند خدشه و تکذیب کرده و گاهی از اوقات نعوذ باللّه بساحت قدس امام و یا راوی آن احادیث جسارتها کرده و مردم عوام را بر علیه آن عالم و نقل کنند،حدیث وا میدارند و توهین از آن شخص میکنند خداوند عموم مسلمانان را از شر این طایفه شرور که بسیارند در زمان ما محفوظ بدارد و از فتنه و وسوسه شیطان انسی و جنی حفظ فرماید بحرمت محمّد(ص)و اهل بیت گرامش.
نکته دیگر آنست که برای هر یک از آیات قرآن مجید و هر جملهای از کتاب پروردگار حمید ظاهریست و باطن تفسیریست و تاویل بلکه طبق اخبار
متواتره و احادیث مستفیضه هفتاد بطون و تاویلات میباشد و چنانکه ظواهر آیات قرآن در دعوت بتوحید و نبوت و رسالت خاتم النبیین وارد شده اکثر تاویلات و تنزیلات آن در فضل و شأن و جلالت و قدر و منزلت ائمه معصومین فرود آمده ولی متأسفانه مفسرین از ذکر و بیان تاویلات و تنزیلات چشم پوشیده و متعرض آنها نشدهاند و در حقیقت آنچه واجب و لازم و مهم و جلیل بوده از بیان و توضیح آن خود داری کردهاند و از ذکرش مسامحه و غفلت ورزیدهاند جز اندکی و شاید علل عدم تعرض و ذکر آنها یکی از جهات ذیل بوده:یا ترسیدهاند از مخالفین و از جهة تقیه بیان ننمودند و یا از کثرت ممارست با کتب و تفاسیر عامه و الفت پیدا کردن با آنها غافل بودند و اکتفا کردند در تفسیر بقول و گفتار مخالفین و یا توجه داشتند بآن ولی بخاطر رضا و دوستی با عامه و خوشنودی ایشان از خود متعرض تأویلات و تنزیلات که در فضائل و مناقب عترت رسول و آل محمّد صلوات اللّه علیهم اجمعین نازل شده که بمنزله قطب از رحا است در قرآن ذکر و بیان نکردند و یا بضاعت و سرمایه علمیه ایشان اندک بوده و سخت و دشوار بود بر آنها بدست آوردن احادیث وارده در بیان تاویلات و تنزیلات قرآن و جمع کردن آن در تفاسیر چه احادیث معتبره در کتب اصحاب و آثار و صحف علماء ابرار متفرق و پراکنده است و جمع نمودن و بدست آوردن آنها از کتب متفرقه بسی مشگل و دشوار است و بخواست پروردگار توفیق شامل حال ما شد با زحمت طاقت فرسا آن اخبار و آثار را از کتب معتبره با پراکندگی و متفرق بودن آنها جمع آوری نموده و ذیل هر آیه و بمناسبت هر جمله از آیات قرآن که متضمن یک سلسله حقایق و معارف است بزبان ساده و پارسی روان و اسلوب نوین بیان نمودیم و این ابتکار را در میان جامعه تشیع و دانشمندان از خود بیادگار گذاشتیم و تکالیفی که در شریعت مقدسه اسلامیه بر عموم مکلفین مقرر شده ذیل آیات احکام طبق احادیث معتبره و فرموده ائمه معصومین شرح و بسط داده و معظم عبادات و فروع دین مبین را از روی فرمودههای آن بزرگواران بیان نمودیم تا ناظرین و خوانندگان این تفسیر شریف احتیاج
بسایر کتب و رساله عملیه نداشته باشند و با خاطری آسوده و خیالی راحت و اطمینان کامل طبق آن عمل نموده و رفتار کنند و بطور یقین تکالیف دینی خود را انجام داده و برئ الذمه شوند چه مدارک آن احکام نص صریح و فرموده اهلبیت عصمت و طهارت است که اطاعت و فرمانبرداری از ایشان بنص آیات قرآن بر تمام مسلمین فرض و لازم شده از طرف پروردگار در خاتمه تذکر میدهم که اخیرا جمعی از دوستان و مؤمنین و خوانندگان گرامی این تفسیر شریف از طهران و شهرستانها و خارج کشور اصرار و تقاضا و خواهش نمودند که احکام و عباداتی که در این تفسیر بیان نمودیم مجددا و جداگانه بضمیمه احکام غیر عبادات و آنچه را از عبادات که بطور خلاصه بیان شده بصورت رساله عملیه شرح و بسط دهم و برای عمل در دسترس آنها و سایر مؤمنین بگذارم چون فرصت کافی ندارم لذا از انجام این تقاضا فعلا معذرت میخواهم از پروردگار عزت خواهانم که این خدمت ناقابل را قبول فرماید و منظور توجه و نظر اعلیحضرت ولی عصر روحی و ارواح العالمین له الفداء واقع گردد و ذخیرهای بشود برای آخرت این بنده ضعیف و ما را جزء شیعیان خاص و خالص اهلبیت عصمت و طهارت محسوب بدارد و شفاعت آن بزرگواران را در حق ما پذیرفته و قبول فرماید و از لغزشهای گفتار و کردار محفوظمان بدارد آمین یا رب العالمین.
سورۀ الرّحمن در مکه نازل شده هفتاد و هشت آیه و سیصد و پنجاه و یک کلمه و هزار و ششصد و سی و شش حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن:طبرسی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سورۀ الرّحمن را در روز جمعه قرائت کند و چون آیۀ فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ را تلاوت نمود بگوید
لا بشیء من آلاء رب اکذب اگر در آنروز بمیرد شهید مرده است و فرمود برای هر چیزی عروسی است و عروس قرآن سورۀ الرحمن است و فرمود ترک نکنید خواندن این سوره را زیرا قرار نمیگیرد در دلهای منافق سورۀ الرحمن-روز قیامت این سوره بصورت آدمی نیکو منظر و خوش بو وارد محشر شود و در جوار پروردگار توقف نماید باو گفته شود هر کس قیام بتو نموده و در دنیا بقرائت تو مداومت کرده از او شفاعت کن،گوید پروردگارا فلان و فلان مرا قرائت نمودهاند-پس صورتهای ایشان سفید گردد و داخل
بهشت شوند-و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس تلاوت کند این سوره را خداوند باضعاف مضاعف او را رحمت کند چه او اداء شکر نعمت خدا را بجا آورده و هر که بنویسد آنرا و همراه خود نگاه بدارد کارهای سخت بر آو آسان گردد و اگر مرضی دارد بخود به بندد شفا یابد و اگر بر دیوار خانه بنویسد گزندگان از آن خانه باذن خدا دور شوند-خلاصۀ مطالب سوره الرحمن عبارت است از احسان و انعام پروردگار بر بندگان خود و دلایل توحید و خداشناسی و اعادۀ خلایق پس از فنای آنها و وعد و وعید و اوصاف بهشت و حور العین.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . اَلرَّحْمٰنُ (1) عَلَّمَ اَلْقُرْآنَ (2) خَلَقَ اَلْإِنْسٰانَ (3) عَلَّمَهُ اَلْبَیٰانَ (4) اَلشَّمْسُ وَ اَلْقَمَرُ بِحُسْبٰانٍ (5) وَ اَلنَّجْمُ وَ اَلشَّجَرُ یَسْجُدٰانِ (6) وَ اَلسَّمٰاءَ رَفَعَهٰا وَ وَضَعَ اَلْمِیزٰانَ (7) أَلاّٰ تَطْغَوْا فِی اَلْمِیزٰانِ (8) وَ أَقِیمُوا اَلْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَ لاٰ تُخْسِرُوا اَلْمِیزٰانَ (9) وَ اَلْأَرْضَ وَضَعَهٰا لِلْأَنٰامِ (10) فِیهٰا فٰاکِهَةٌ وَ اَلنَّخْلُ ذٰاتُ اَلْأَکْمٰامِ (11) وَ اَلْحَبُّ ذُو اَلْعَصْفِ وَ اَلرَّیْحٰانُ (12)
قوله تعالی: اَلرَّحْمٰنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسٰانَ عَلَّمَهُ الْبَیٰانَ :
چون این سوره مشتمل است بر تعدد نعمتهای دنیا و آخرت لذا افتتاح فرمود آنرا باسم الرحمن چه رحمن کسی است که رحمت او وسعت دارد برای هر موجود و مخلوقی خواه آن مخلوق کافر باشد یا مؤمن و از اینجهت توصیف نمیکنند کسی را باین اسم جز خدای تعالی و مقدم داشت تعلیم قرآن را زیرا آن اجلّ و اشرف نعمتها است و قرآن اساس دین و منشأ شرع و اعظم وحی و اعزّ کتب آسمانی است چنانکه فرمود پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم شریفترین امت من حاملین قرآن میباشند و در
حدیث دیگر فرمود یاد بگیرید قرآن را و یاد بدهید آنرا بمردم چه در قرآن تمام حقایق کتب آسمانی مندرج است و گویا این آیه جواب گفتار قریش است هنگامیکه نازل شد آیۀ وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمٰنِ قٰالُوا وَ مَا الرَّحْمٰنُ گفتند ما رحمانی نمیشناسیم جز صاحب یمامه که اسم او رحمن است این آیه جواب آنها و کسانی است که گفتند قرآن را بعضی از افراد بشر بمحمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم تعلیم و یاد دادهاند پروردگار فرمود رحمن همانکسی است که قرآن را برسولش محمّد آموخت و انسان را از عدم بوجود آورد و باو نطق و بیان آموخت-طبرسی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود بیان،اسم اعظم خداوند است که باو دانسته میشود هر چیزی و از حسین بن خالد روایت کرده گفت معنای آیات فوق را از حضرت رضا علیه السّلام سؤال نمودم فرمود خداوند قرآن را برسولش محمّد تعلیم فرمود و مقصود از انسان در اینجا وجود مقدس امیر المؤمنین علیه السّلام است پروردگار آموخت بآنحضرت بیان هر چیزیکه مردم بآن محتاجند از احکام دین و دنیا و معاش و معاد و اخبار گذشته و حوادث آینده.
اَلشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبٰانٍ
خورشید و ماه بحساب معین در گردشند-خورشید سیر و قطع میکند برجها را در مدت 365 روز و چند ساعت و ماه در مدت 28 روز
و کسری تخصیص ذکر این دو برای زیادی منافع آنها است از برای مردم مانند روشنائی و نور.و شناختن روز و شب و سال و ماه.و منفعتهای دیگر-محمّد بن عباس ذیل آیۀ فوق از داود رقی روایت کرده که تاویل آیه را از حضرت صادق علیه السّلام سؤال نمودم فرمود خورشید و ماه دو آیت از آیات الهی هستند که بامر پروردگار بحساب معین در گردشند خداوند آنها را مثل آورده برای دشمنان ما ائمه همانکسانیکه هتک حرمت ما را کرده و بر ما ظلم و ستم نموده و حقوق ما را غصب کردهاند و فرموده آن دو را عذاب میکنم عرض کردم عذاب آنها چگونه است فرمود سؤال نمودی از چیزی دقت کن تا جواب آنرا بخوبی بفهمی بدان ای دارد نور خورشید و ماه از نور عرش خدا است و جرم آنها از جهنم است روز قیامت نورشان بر میگردد بسوی عرش و جرمشان بسوی جهنم-چه در قیامت خورشید و ماهی وجود ندارد خداوند مثل آورده ماه و خورشید را از جهة عذاب باولی و دومی آیا نشنیدهای که پیغمبر اکرم فرمود:
خورشید و ماه دو نور آتشند-آیا نشنیدهایکه مردم میگویند اولی و دومی دو نور و خورشید این امت هستند راوی عرض کرد بلی فرمود:پس آندونفر در آتش جهنم هستند سوگند بخدا که قصد نکرده از خورشید و ماه غیر آندو نفر را
وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ یَسْجُدٰانِ وَ السَّمٰاءَ رَفَعَهٰا وَ وَضَعَ الْمِیزٰانَ أَلاّٰ تَطْغَوْا فِی الْمِیزٰانِ
پروردگار در این آیه مقابل دو نعمت آسمانی خورشید و ماه دو نعمت زمینی گیاه و درختان را ذکر کرد و آنها اصل و ماده ارزاق حیوانات میباشند گیاه و درختان هم بسجده او سر بخاک اطاعت نهادهاند و آسمان را کاخی رفیع گردانید و میزان عدل و نظم را در عالم وضع فرمود و حکم کرد که ای بندگان هرگز در میزان عدل و احکام شرع من تعدی و نافرمانی نکنید محمّد بن عباس از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود نجم رسولخدا است پروردگار در چند موضع از قرآن آنحضرت را نجم نامیده یکجا فرمود وَ النَّجْمِ إِذٰا هَویٰ در جای دیگر فرمود وَ عَلاٰمٰاتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ یَهْتَدُونَ و شجر وجود مقدس امیر المؤمنین است و ائمه طاهرین که بمقدار چشم بهم زدن خدا را معصیت نکردند و مراد از آسمان پیغمبر اکرم است خداوند او را بلند گردانید و میزان امیر المؤمنین است منصوب نمود او را پروردگار برای خلایق بعد از رسول اکرم أَلاّٰ تَطْغَوْا فِی الْمِیزٰانِ یعنی معصیت و طغیان و نافرمانی نکنید در بارۀ امام وَ أَقِیمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَ لاٰ تُخْسِرُوا الْمِیزٰانَ یعنی از راه عدل و انصاف مطیع و فرمانبردار امام باشید و از او پیروی کنید و هرگز در حق امیر المؤمنین و فرزندانش تعدی و ستم ننمائید وَ الْأَرْضَ وَضَعَهٰا لِلْأَنٰامِ
فِیهٰا فٰاکِهَةٌ وَ النَّخْلُ ذٰاتُ الْأَکْمٰامِ وَ الْحَبُّ ذُو الْعَصْفِ وَ الرَّیْحٰانُ
و زمین را با هزاران منفعت برای زندگانی خلق مقرر فرمود و در آن میوههای گوناگون خرمای با پوشش و برگ و شکوفه و غلات و حبوبات متنوع که دارای برگ و ریاحین است برای ارزاق خلق برویانید
فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (13) خَلَقَ اَلْإِنْسٰانَ مِنْ صَلْصٰالٍ کَالْفَخّٰارِ (14) وَ خَلَقَ اَلْجَانَّ مِنْ مٰارِجٍ مِنْ نٰارٍ (15) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (16) رَبُّ اَلْمَشْرِقَیْنِ وَ رَبُّ اَلْمَغْرِبَیْنِ (17) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (18) مَرَجَ اَلْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیٰانِ (19) بَیْنَهُمٰا بَرْزَخٌ لاٰ یَبْغِیٰانِ (20) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (21) یَخْرُجُ مِنْهُمَا اَللُّؤْلُؤُ وَ اَلْمَرْجٰانُ (22) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (23)
فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ
این آیه در ظاهر خطاب بجن و انس است یعنی کدام یک از نعمتهای پروردگارتان را انکار میکنید و در باطن خطاب بابو بکر و عمر است-در کافی از ابی بصیر روایت کرده گفت معنای آیه فوق را از حضرت صادق علیه السّلام سؤال نمودم فرمود خداوند خطاب میکند بآن دو نفر بکدام یک از نعمت من بمحمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم یا بعلی که به بندگان عطا نمودم تکذیب و انکار و کفران میکنید خَلَقَ الْإِنْسٰانَ مِنْ صَلْصٰالٍ کَالْفَخّٰارِ وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مٰارِجٍ مِنْ نٰارٍ انسان را خدا از گلی خشک و چسبنده مانند گل کوزه گران بدین حسن و زیبائی آفرید و جنیان را از زبانه آتش مختلف زرد و قرمز و سبز که در آن دودی نبود خلق کرد چه مرج مخلوط شدن چیزیست بچیز دیگر و جان را ابو الجان گویند چنانکه آدم را ابو البشر نامند ابی بصیر از حضرت صادق علیه السّلام سؤال نمود خبر دهید مرا از خلقت اجنه فرمود جان را خلق کرد از آتش سموم و آن آتشی است که نه حرارت دارد و نه دود و او را مارج
نامید و جفتش را از همان آتش آفرید و موسوم کرد او را بمارجه با هم همبستر شدند فرزندی از آنها متولد شد بنام جن و از این فرزند قبایل و طوایف بسیاری بوجود آمد که یکی از آنها شیطان ملعون است و از برای جان و جن فرزندان پسر و دختر توأمان متولد میشد تعداد آنها رسید بعدد سنگریزههای بیابان رَبُّ الْمَشْرِقَیْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَیْنِ فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ پروردگار دو مشرق و دو مغرب است ای جن و انس کدام یک از نعمتهای خدای خود را انکار میکنید؟مفسرین برای تکرار آیه فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ چند وجه ذکر کردهاند ولی تکرار برای اختلاف فوائد است چون نعمتهای مختلف را بیان کرد نزد هر نعمتی آیه را بجهة تنبیه و تذکر و توبیخ بیان و تکرار فرمود و این معنا شایع و متعارف است بین مردم و در اشعار عرب نظیرش بسیار است چنانکه یکی از ما بدیگری میگوید الم احسن الیک بان اعطیک الم احسن الیک بان خلصتک الم احسن الیک بان رفعتک الم احسن الیک بان خلعتک:و در نعمتی که باو عطا کرده جمله الم احسن الیک را تکرار کرده مهلهل بن ربیعه مرثیهای در فوت برادر خود باین مضمون سروده:
علی ان لیس عدلا من کلیب
اذا طرد اللئیم عن الجزور
علی ان لیس عدلا من کلیب
اذا خرجت مخباة الحذور
علی ان لیس عدلا من کلیب
اذا ما خاف جار المستجیر
و لیلی اخیلیه در مرثیه توبة حمیری میگوید:
لنعم الفتی یا توب کنت اذا التقت
صدور الا عالی و استشال الأسافل
و نعم الفتی یا توب کنت و لم تکن
لتسبق یوما کنت منه تخاذل
و نعم الفتی یا توب کنت بخائف
اتاک لکی تحمی و نعم المجاهل
و نعم الفتی یاتوب جار او صاحبا
و نعم الفتی یا توب حین تفاضل
در این ابیات جملات تکرار شده برای اختلاف احوال و معانی و وجه دیگر برای تاکید است.ابی بصیر ذیل آیۀ فوق از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود مشرقین رسول خدا و امیر المؤمنین و مغریین امام حسن و امام حسین است مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیٰانِ بَیْنَهُمٰا بَرْزَخٌ لاٰ یَبْغِیٰانِ دریای آب شور و گوارا را بهم در آمیخت تا مخلوط شدند و میان آن حائلی مقرر فرمود که با
یکدیگر آمیخته نشوند چنانکه شیرینی آندریا بواسطه شوری دریای دیگر تباه و فاسد نگردد و لؤلؤ و مرجان از دریای شور بیرون آورند وقتی باران میبارد صدف سر از دریا بیرون میآورد و دهن باز میکند هر قطره باران که در دهن آن بیافتد مروارید میشود-طبرسی از ابن عباس روایت کرده گفت شنیدم پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بحضرت فاطمه(ع)میفرمود ایدختر عزیزم بشوهرت علی دل خوشدار بخدا قسم علی سید و بزرگ مرد دنیا و آخرت است در این اثنا آیۀ فوق نازلشد فرمود ما دریای علم علی بن أبی طالب را با دریای حلم و عصمت فاطمه زهرا بهم در آمیخته و مخلوط نمودیم و از آنها لؤلؤ و مرجان یعنی حسن و حسین را بیرون آوردیم و جهة آنکه آن دو بزرگوار را بدریا تشبیه فرمود بخاطر توسعه فضل و بسیاری خیر و صفات حمیده آنها است چنانکه اسبی برای پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم هدیه آوردند فرمود این اسب را دریائی یافتم چه آن دارای اوصاف ستودهای بود حضرت صادق علیه السّلام فرمود علی و فاطمه دو دریای عمیقی هستند که هیچکدام از آنها بدیگری ظلم و ستم ننمودند و بیرون آمد از ایشان حسن و حسین دو لؤلؤ و مرجان.
تغلبی که از علماء عامه است ذیل آیۀ فوق از سعید بن جبیر روایت کرده گفت
پیغمبر فرمود علی و فاطمه دو دریای علم و حلم و نبوت هستند که خداوند از ایشان لؤلؤ و مرجان حسن و حسین را بیرون آورد و واسطۀ میان آنها من هستم.
لطیفۀ اهل اشاره گفتهاند این دو دریا یکی معرفت دل و دیگری معصیت نفس است و بین آنها رحمت و عصمت است تا معصیت نفس ستم و ظلم بر معرفت دل نکند خلاصه آنکه آیۀ کریمه یکی از معجزات باهرۀ قرآن کریم در 14 قرن پیش است که امروز در پرتو علم ثابت گردیده که در دریاها دو آب در جهة مخالف یکدیگر حرکت مینمایند و خداوند کریم بواسطۀ حاجز و حائلی آنها را از خلط و مزج ممنوع فرموده است و در اصطلاح علماء گلف استریم نامیده شده است
وَ لَهُ اَلْجَوٰارِ اَلْمُنْشَآتُ فِی اَلْبَحْرِ کَالْأَعْلاٰمِ (24) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (25) کُلُّ مَنْ عَلَیْهٰا فٰانٍ (26) وَ یَبْقیٰ وَجْهُ رَبِّکَ ذُو اَلْجَلاٰلِ وَ اَلْإِکْرٰامِ (27) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (28) یَسْئَلُهُ مَنْ فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ (29) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (30) سَنَفْرُغُ لَکُمْ أَیُّهَ اَلثَّقَلاٰنِ (31) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (32) یٰا مَعْشَرَ اَلْجِنِّ وَ اَلْإِنْسِ إِنِ اِسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطٰارِ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ فَانْفُذُوا لاٰ تَنْفُذُونَ إِلاّٰ بِسُلْطٰانٍ (33)
وَ لَهُ الْجَوٰارِ الْمُنْشَآتُ فِی الْبَحْرِ کَالْأَعْلاٰمِ
و او راست کشتیهای بزرگ مانند کوه که در دریاها در گردشند،ای جن و انس کدام یک از نعمتهای پروردگار را انکار میکنید؟ کُلُّ مَنْ عَلَیْهٰا فٰانٍ وَ یَبْقیٰ وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلاٰلِ وَ الْإِکْرٰامِ هر که در روی زمین است دستخوش مرگ و فنا است،ابن عباس گفت چون آیه فوق نازلشد فرشتگان گفتند اهل زمین هلاک شدند پروردگار آیۀ وَ یَبْقیٰ وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلاٰلِ وَ الْإِکْرٰامِ را
نازل نمود یعنی زندۀ ابدی ذات خدای منعم با جلال و عظمت است فرشتگان دانستند خودشان هم هلاک خواهند شد ابن بابویه ذیل آیه فوق از عبد السلام هروی روایت کرده گفت حضور حضرت رضا علیه السّلام عرض کردم چیست معنای روایتی که گفتهاند ثواب گفتن کلمه لاٰ إِلٰهَ إِلاَّ اللّٰهُ نظر کردن بوجه اللّه است فرمود ای ابا صلت هر کس وصف کند خدا را بوجه مانند وجوه مردم او کافر است وجه خدا پیغمبران و جحتهای او میباشند که بوسیله ایشان مردم بخدا و دین و معرفت او توجه پیدا مینماید و حضرت امام زین العابدین فرمود ما ائمه وجه خدا هستیم مردم بوسیله ما باید متوجه پروردگار شوند یَسْئَلُهُ مَنْ فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ پروردگار در این آیه بینیازی از مخلوقات را بیان نموده و میفرماید هر موجودیکه در آسمانها و زمین است از فرشته و آدمی و جن و سایر موجودات دیگر همه حوائج خود را از او میطلبند و او هر روز در شأن و کاری است ابن بابویه ذیل آیه فوق از حضرت رضا روایت کرده فرمود از کار پروردگار آنست که روز زنده میکند و میمیراند و روزی میدهد و کم و زیاد میگرداند و درجات بندگان را و رفیع و یا خوار و
پست میکند سَنَفْرُغُ لَکُمْ أَیُّهَ الثَّقَلاٰنِ ایطایفه جن و انس بزودی بحساب کار شما خواهیم پرداخت-محمّد بن عباس ذیل آیۀ فوق از زراره روایت کرده گفت معنای آیه را از حضرت باقر علیه السّلام سؤال نمودم فرمود ثقلین ما ائمه اهل بیت هستیم و کتاب خدا شاهد بر این فرمایش پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم است که فرمود
انی نارک فیکم الثقلین کتاب اللّه و عترتی اهل بیتی- من میان شما مردم دو چیز پر بها بامانت میگذارم یکی کتاب خدا و دیگری عترت و اهل بیت من است یٰا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطٰارِ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لاٰ تَنْفُذُونَ إِلاّٰ بِسُلْطٰانٍ ایطایفۀ جن و انس اگر میتوانید در اطراف زمین و آسمانها بروید و از قبضۀ قدرت خداوند بیرون روید و البته هرگز نمیتوانید بیرون بروید مگر با حجت علی بن ابراهیم ذیل آیۀ فوق از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود روز قیامت آسمان دنیا بر زمین احاطه نماید و آسمان دوم بآسمان دنیا و همچنین تا آسمان هفتم بآسمان ششم پس از آن منادی از طرف پروردگار ندا کند ای جن و انس اگر میتوانید بگریزید از اطراف آسمانها بیرون روید ولی هرگز نمیتوانید بیرون بروید مگر با حجت-راوی میگوید پس از این فرمایشات حضرت باقر علیه السّلام
گریه کرد عرض کردم فدایت گردم ایفرزند رسولخدا در آن وقت پیغمبر و امیر المؤمنین کجا هستند فرمود آن بزرگواران بر منبری از نور نشستهاند تمام مردم خائف و ترسناک و محزون هستند جز پیغمبر و عترت او آنگاه تلاوت نمود آیه مَنْ جٰاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْهٰا وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ و فرمود ولایت امیر المؤمنین حسنه است-طبرسی از بعض مفسرین نقل نمود که آنها گفتهاند معنای آیه آنست اگر بخواهید قدرت و توانائی پیدا کنید بر آنچه در آسمان و زمین است نمیتوانید مگر با حجت و بیان و از این آیه استفاده میشود چنانکه علم و دانش مخصوصی باشد میتواند بعالم بالا و بآسمان و کرات دیگر برود(با اسباب و نیروی علم و دانش
فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (34) یُرْسَلُ عَلَیْکُمٰا شُوٰاظٌ مِنْ نٰارٍ وَ نُحٰاسٌ فَلاٰ تَنْتَصِرٰانِ (35) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (36) فَإِذَا اِنْشَقَّتِ اَلسَّمٰاءُ فَکٰانَتْ وَرْدَةً کَالدِّهٰانِ (37) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (38) فَیَوْمَئِذٍ لاٰ یُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لاٰ جَانٌّ (39) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (40) یُعْرَفُ اَلْمُجْرِمُونَ بِسِیمٰاهُمْ فَیُؤْخَذُ بِالنَّوٰاصِی وَ اَلْأَقْدٰامِ (41) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (42) هٰذِهِ جَهَنَّمُ اَلَّتِی یُکَذِّبُ بِهَا اَلْمُجْرِمُونَ (43) یَطُوفُونَ بَیْنَهٰا وَ بَیْنَ حَمِیمٍ آنٍ (44) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (45) وَ لِمَنْ خٰافَ مَقٰامَ رَبِّهِ جَنَّتٰانِ (46)
یُرْسَلُ عَلَیْکُمٰا شُوٰاظٌ مِنْ نٰارٍ وَ نُحٰاسٌ فَلاٰ تَنْتَصِرٰانِ
فرستاده شود بر سر شما شرارههای آتش و مس گداخته و هیچ نصرت و نجاتی نخواهید یافت فَإِذَا انْشَقَّتِ السَّمٰاءُ فَکٰانَتْ وَرْدَةً کَالدِّهٰانِ و چون آسمان شکافته شود گلگون و مانند روغن آب شده روان گردد-یکروز پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم عبورش بجوانی افتاد که مشغول نماز بود گریه میکرد و آیۀ فوق را در نماز تلاوت مینمود و میگفت وای بر من از آنروزیکه آسمان شکافته شود رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود ای جوان به آنخدائیکه جان من بدست قدرت او است که فرشتگان از گریه تو بگریستند فَیَوْمَئِذٍ لاٰ یُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لاٰ جَانٌّ ابن بابویه ذیل آیۀ فوق از حضرت رضا علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس دارای ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام باشد و از دشمنان ما ائمه بیزاری بجوید و حلال بداند حلال خدا را و حرام بداند حرام او را و گناهی مرتکب شود که در دنیا توبه نکند پروردگار او را در عالم برزخ بکیفر آن گناه عذاب مینماید روز قیامت وقتی از قبر بیرون آید گناهی بر او نباشد تا مورد پرسش و مجازات واقع گردد اینحدیث را طبرسی نیز روایت کرده یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِیمٰاهُمْ فَیُؤْخَذُ بِالنَّوٰاصِی وَ الْأَقْدٰامِ شیخ مفید در اختصاص ذیل آیه فوق از معویة بن عمار روایت کرده گفت حضرت صادق فرمود ای معویه مردم این آیه را چگونه تفسیر میکنند؟عرض کردم میگویند خداوند میشناسد روز قیامت مردم را از سیمایشان فرمود دروغ میگویند آیا خداوندی که مخلوقات را آفریده
محتاج است بر اینکه آنها را از سیمایشان بشناسد عرض کردم ایفرزند رسول خدا پس معنای آیه چیست؟فرمود زمانی که قائم ما آل محمّد عجل اللّه تعالی فرجه قیام کرد خداوند سیمای دشمنان ما را بایشان میشناساند پس امر میکند بآنحضرت که آنها را گرفته با شمشیر سرشان را از تن جدا کنند و اینحدیث را نعمانی در کتاب غیبت و صفار در بصائر الدرجات روایت کردهاند هٰذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِی یُکَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ یَطُوفُونَ بَیْنَهٰا وَ بَیْنَ حَمِیمٍ آنٍ روز قیامت به بدکاران گفته میشود این همان دوزخیست که تکذیب آن میکردید اینک کافران میان آن دوزخ و در حمیم سوزان آن بگردند ابن بابویه ذیل آیۀ فوق از عبد السلام هروی روایت کرده گفت از حضرت رضا علیه السّلام پرسیدم آیا بهشت و دوزخ خلق شدهاند و موجود هستند فرمود بلی شبی که پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بمعراج تشریف برد داخل بهشت شد و جهنم را از بالا مشاهده کرد گفتم جمعی از مردم میگویند هنوز بهشت و دوزخ آفریده نشده فرمود آنها از ما نیستند و ما هم از ایشان نیستیم هر کس خلقت بهشت و دوزخ را منکر شود خدا و رسول او را تکذیب کرده و از ولایت ما ائمه خارج شده است و مخلّد در دوزخ باشد زیرا خداوند فرموده هٰذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِی یُکَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ .پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود شبی که بمعراج رفتم جبرئیل دست مرا گرفته داخل بهشت نمود و از میوه آن بمن داد تناول کردم از آن میوه نطفۀ دخترم فاطمه منعقد شده وقتی بزمین فرود آمدم و با خدیجه هم بستر شدم بفاطمه حامله شد و فاطمه حوراء انسیه است هر وقت مشتاق بوی بهشت میشوم آن بو را از دخترم فاطمه استشمام میکنم-در اختصاص از عبد الحمید روایت کرده که گفت در مسجد الحرام حضور حضرت صادق شرفیاب شدم قرآنی بمن مرحمت کردند دیدم در آن قرآن آیه فوق بطریق ذیل نوشته شده:هذه جهنم التی کنتما بها تکذبان فاصلیا فیها لا تموتان و لا تحییان فرمود آیه خطاب به اولی و دومی است وَ لِمَنْ خٰافَ مَقٰامَ رَبِّهِ جَنَّتٰانِ و هر که از مقام قهر و کبریائی خدا بترسد برای او دو باغ در بهشت خواهد بود.در کافی ذیل آیه مزبور از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمود هر کس بداند که خداوند کردار و گفتار او را میبیند و میشنود و باعمال خیر و شر او دانا است و در نتیجه اعمال قبیح خود را برای خاطر رضای خداوند ترک کند
آنکس از مقام پروردگار خود خائف است-ابن بابویه از حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام روایت کرده که فرمود ام سلمه از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم سؤال نمود زنی بعد از شوهر اول خود که وفات نموده شوهر دیگری اختیار کرده پس از مرگ چون داخل بهشت میشوند آن زن بکدامیک از این دو شوهر تعلق دارد فرمود اختیار بدست آن زن میباشد و فرمود اختیار بکند هر کدام از آنها را که خلقش نیکوتر است ای ام سلمه حسن خلق مایۀ خیر دنیا و آخرت است
فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (47) ذَوٰاتٰا أَفْنٰانٍ (48) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (49) فِیهِمٰا عَیْنٰانِ تَجْرِیٰانِ (50) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (51) فِیهِمٰا مِنْ کُلِّ فٰاکِهَةٍ زَوْجٰانِ (52) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (53) مُتَّکِئِینَ عَلیٰ فُرُشٍ بَطٰائِنُهٰا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ وَ جَنَی اَلْجَنَّتَیْنِ دٰانٍ (54) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (55) فِیهِنَّ قٰاصِرٰاتُ اَلطَّرْفِ لَمْ یَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لاٰ جَانٌّ (56) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (57) کَأَنَّهُنَّ اَلْیٰاقُوتُ وَ اَلْمَرْجٰانُ (58) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (59) هَلْ جَزٰاءُ اَلْإِحْسٰانِ إِلاَّ اَلْإِحْسٰانُ (60) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (61) وَ مِنْ دُونِهِمٰا جَنَّتٰانِ (62) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (63) مُدْهٰامَّتٰانِ (64) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (65) فِیهِمٰا عَیْنٰانِ نَضّٰاخَتٰانِ (66) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (67) فِیهِمٰا فٰاکِهَةٌ وَ نَخْلٌ وَ رُمّٰانٌ (68) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (69) فِیهِنَّ خَیْرٰاتٌ حِسٰانٌ (70) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (71) حُورٌ مَقْصُورٰاتٌ فِی اَلْخِیٰامِ (72) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (73) لَمْ یَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لاٰ جَانٌّ (74)
ذَوٰاتٰا أَفْنٰانٍ
در آن دو بهشت و انواع میوهها و نعمتها است در آن بهشت دو چشمه آب تسنیم و سلسبیل روانست و از هر میوهای دو نوع که یکی را در دنیا دیده و دیگری را ندیده موجود است مُتَّکِئِینَ عَلیٰ فُرُشٍ بَطٰائِنُهٰا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ وَ جَنَی الْجَنَّتَیْنِ دٰانٍ بهشتیان بر بسترهائی که آستر آنها حریر و استبرق است در کمال عزت تکیه زدهاند و میوه درختانش در همان تکیه گاه در دسترس آنها است و در آن بهشتها زنان زیبای با حیائیست که بچشم پر ناز و غمزه جز بشوهر خود ننگرند و دست هیچیک از انس و جن پیش از آنها بآن زنان نرسیده است آن زنان حوریه در صفا و لطافت گویا یاقوت و مرجانند هَلْ جَزٰاءُ الْإِحْسٰانِ إِلاَّ الْإِحْسٰانُ ابن بابویه ذیل آیه فوق از حضرت موسی بن جعفر علیهما السّلام روایت کرده فرمود جزای کسیکه به نعمت توحید متنعم است غیر از بهشت چیزی نیست وَ مِنْ دُونِهِمٰا جَنَّتٰانِ پائین آن دو بهشت،خدا ترسانرا دو بهشت دیگر است حضرت باقر علیه السّلام فرمود چهار بهشت است دو بهشت برای خدا ترسان و آن اختصاص دارد بمؤمنین سابقین و دو بهشت دیگر که فضیلتش کمتر است که در قرب مخصوص اصحاب یمین میباشد و آن بهشت نعیم و بهشت مأوی است و در این چهار بهشت میوههای بسیاریست بعدد برگ درختان و ستارگان و بر اطراف آنها دیواری است که بمسافت پانصد سال راه از طلا و نقره و یاقوت کشیده شده و ملاط آن مشک و زعفران است و نوری از آن میتابد که انسان صورت خود را در آن مشاهده مینماید و هشت در دارد مُدْهٰامَّتٰانِ درختان آن بهشت در منتهای سبزی و خرمی در آن است دو چشمۀ آب گوارا میجوشد و زیر درختانش جاریست و در آن از هر گونه میوه خوشگوار و خرما و انار بسیار است فِیهِنَّ خَیْرٰاتٌ حِسٰانٌ در آن بهشت زنان نیکو و با حسن و جمال بسیارند از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم
روایت کردهاند که فرمود زنان بهشت دست بر دست یکدیگر مینهند و بآوازی که مثل آن شنیده نشده میگویند ما هرگز خشم نکنیم و از این مکان بیرون نرویم ما آراسته بخصال و جمال هستیم برای شوهران کریم خود حُورٌ مَقْصُورٰاتٌ فِی الْخِیٰامِ در آن بهشت حورانی است که در سرا پردههای خود از چشم بیگانگان پنهانند و پیش از شوهران دست هیچکس از جن و انس بآن زنان نرسیده است پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود شبی که بمعراج رفتم مشاهده کردم در بهشت کنار نهرها خیمههائی زدهاند از مرجان از آنجا صداهائی بلند شد
السلام علیک یا رسول اللّه گفتم ای جبرئیل اینان چه اشخاصی هستند گفت حور العین میباشند از خدا اجازه خواستند تا بر شما سلام کنند و میگفتند ما همیشه زندهایم و هرگز نمیمیریم و گرفتار عسرت نشویم و همبستران مردان کریم هستیم
فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (75) مُتَّکِئِینَ عَلیٰ رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَ عَبْقَرِیٍّ حِسٰانٍ (76) فَبِأَیِّ آلاٰءِ رَبِّکُمٰا تُکَذِّبٰانِ (77) تَبٰارَکَ اِسْمُ رَبِّکَ ذِی اَلْجَلاٰلِ وَ اَلْإِکْرٰامِ (78)
مُتَّکِئِینَ عَلیٰ رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَ عَبْقَرِیٍّ حِسٰانٍ
بهشتیان با حور العین بر رفرف سبز و بساط زیبائی تکیه زدهاند ای طایفۀ جن و انس کدامیک از نعمتهای خدایتان را انکار و تکذیب میکنید؟ تَبٰارَکَ اسْمُ رَبِّکَ ذِی الْجَلاٰلِ وَ الْإِکْرٰامِ بزرگوار و مبارک نام پروردگار تو است ای انسان که صاحب جلال و عزت و احسان و کرامت است.
در بصائر الدرجات ذیل آیۀ فوق از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود که ما جلال خدا و کرامت او هستیم که پروردگار به بندگان خود در اثر فرمانبرداری و اطاعت از ما بآنها کرامت و عطا فرموده است.
سوره واقعه در مکه نازل شده بود شش آیه،و سیصد و هفتاد و هشت کلمه،هزار هفتصد و سه حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره واقعه را در هر شب جمعه تلاوت کند خداوند او را دوست بدارد و محبوب مردم شود و در دنیا باو بدی نرسد و احتیاجی نداشته باشد و هیچ آفتی از آفات دنیا را نبیند و از رفقای امیر المؤمنین علیه السّلام محسوب میشود و این سوره مخصوص آنحضرت است و کسی در آن شریک نیست و در خواص قرآن از سوره مخصوص آنحضرت است و کسی در آن شریک نیست و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس این سوره را تلاوت کند از غافلین محسوب نشود و اگر آن را بنویسند و در منزل خود نهند خیر زیادی مشاهده کنند و هر که بر قرائت آن مداومت کند فقر از او بر طرف شود و توسعه مال
و زیادی حافظه نصیب او گردد ابن بابویه از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود:
هر کس قرائت کند سوره واقعه را در هر شب پیش از خواب در حفظ خداوند باشد و ملاقات کند خدا را در حالتی که صورت او مانند ماه شب چهارده است و فرمود در تلاوت سوره واقعه منفعتهائی است که قابل شماره نیست از آن جمله اگر بالین شخص محتضر قرائت کنند روح آن بسهولت خارج شود و چنانکه بر میت بخوانند خداوند او را بیامرزد خلاصه مطالب سوره واقعه عبارت است از آنکه قیامت البته واقع میشود و دروغ نیست و مردم سه طایفه هستند اصحاب راست و اصحاب چپ و سابقون و بیان احوال آنها و دلایل بعث و نشور و حالات خلایق هنگام مرگ و خارج شدن از دنیا
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . إِذٰا وَقَعَتِ اَلْوٰاقِعَةُ (1) لَیْسَ لِوَقْعَتِهٰا کٰاذِبَةٌ (2) خٰافِضَةٌ رٰافِعَةٌ (3) إِذٰا رُجَّتِ اَلْأَرْضُ رَجًّا (4) وَ بُسَّتِ اَلْجِبٰالُ بَسًّا (5) فَکٰانَتْ هَبٰاءً مُنْبَثًّا (6) وَ کُنْتُمْ أَزْوٰاجاً ثَلاٰثَةً (7) فَأَصْحٰابُ اَلْمَیْمَنَةِ مٰا أَصْحٰابُ اَلْمَیْمَنَةِ (8) وَ أَصْحٰابُ اَلْمَشْئَمَةِ مٰا أَصْحٰابُ اَلْمَشْئَمَةِ (9) وَ اَلسّٰابِقُونَ اَلسّٰابِقُونَ (10) أُولٰئِکَ اَلْمُقَرَّبُونَ (11) فِی جَنّٰاتِ اَلنَّعِیمِ (12)
قوله تعالی إِذٰا وَقَعَتِ الْوٰاقِعَةُ لَیْسَ لِوَقْعَتِهٰا کٰاذِبَةٌ هنگامیکه قیامت واقع گردد و در وقوعش هیچ ریب و کذب نیست آن روز قومی را بدوزخ فرو برد و خوار و ذلیل کند و طایفهای را بدرجات بهشت سر بلند و رفیع گرداند.ابن بابویه ذیل آیه فوق از حضرت امام زین العابدین علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس پند نگیرد بموعظههای خداوند خارج
شود از دنیا با حسرت و پشیمانی سوگند بخدا نیست دنیا و آخرت مگر مانند دو کفه ترازو هر کدام که سنگین شود آن یکی سبک گردد سپس این آیه را تلاوت فرمود إِذٰا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا وَ بُسَّتِ الْجِبٰالُ بَسًّا فَکٰانَتْ هَبٰاءً مُنْبَثًّا آنگاه که زمین سخت بحرکت و لرزه در آید و کوهها از هم متلاشی شود و مانند ذرات گرد هوا پراکنده گردد وَ کُنْتُمْ أَزْوٰاجاً ثَلاٰثَةً فَأَصْحٰابُ الْمَیْمَنَةِ مٰا أَصْحٰابُ الْمَیْمَنَةِ وَ أَصْحٰابُ الْمَشْئَمَةِ مٰا أَصْحٰابُ الْمَشْئَمَةِ وَ السّٰابِقُونَ السّٰابِقُونَ أُولٰئِکَ الْمُقَرَّبُونَ در آنروز شما خلایق بسه طایفه مختلف شوید اصحاب دست راست و اصحاب دست چپ که مردمی شوم و اهل شقاوتند و کارشان در دوزخ سخت است و طایفه سوم آنهائی هستند که در ایمان بر همه پیشی گرفتند آنان بحقیقت مقربان درگاهند و در بهشت پر نعمت جاودانی متنعمند.علی بن ابراهیم از حذیفه یمانی روایت کرده گفت در روز سیزدهم شهر صفر پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم امر فرمود به بلال قبل از رسیدن وقت نماز مردم را ندا کند چون صدای بلال بلند شد اهل مدینه ضجّه و فریاد شدیدی نمودند؟گفتند هنوز رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم وفات نکرده و از میان ما غایب نشده این چه وقت نماز است رسول خدا تشریف
آورد بدرب سده مسجد حلقه در را گرفت و فرمود:ای مردم آیا میشنوید عرض کردند بلی ای رسول خدا مطیع فرمان بردار هستیم و ضمانت میکنیم فرمود خبر میدهم بشما که خداوند مردم را دو صنف آفرید اصحاب راست و اصحاب چپ مرا از اصحاب راست قرار داد و اصحاب راست را سه طایفه نمود اصحاب میمنه و مشئمه و سابقون من از سابقون و بهترین آنها میباشم و آنها را قبیلههای متعددی قرار داد چنانکه فرمود وَ جَعَلْنٰاکُمْ شُعُوباً وَ قَبٰائِلَ و قبیله من بهترین قبیلهها است و قبیله را بیتهائی قرار داد و مرا از بهترین خانواده بر گزید و فرمود: إِنَّمٰا یُرِیدُ اللّٰهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً من بزرگترین فرزندان آدم و گرامیترین شما هستم نزد خدای تعالی و فخری نیست برای من آگاه باشید مرا خداوند از میان سه نفر اهل بیت خود انتخاب نمود من و علی و جعفر دو فرزند أبی طالب و حمزة بن عبد المطلب خوابیده بودیم در زمین ابطح و هر یک پیراهن خود را بصورت خود کشیده بودیم علی طرف راست من و جعفر طرف چپ و حمزه پائین پا قرار گرفته بودند بیدار شدم از خواب جبرئیل را با سه فرشته دیگر مشاهده
نمودم فرشتگان بجبرئیل گفتند بسوی کدام یک از اینها فرستاده شدهای گفت بسوی محمّد و او بزرگ پیغمبران و علی بزرگ اوصیاء و جعفر از برای او دو بال سبز است که پرواز میکند در بهشت و حمزه سید شهدا است.
ثُلَّةٌ مِنَ اَلْأَوَّلِینَ (13) وَ قَلِیلٌ مِنَ اَلْآخِرِینَ (14) عَلیٰ سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ (15) مُتَّکِئِینَ عَلَیْهٰا مُتَقٰابِلِینَ (16) یَطُوفُ عَلَیْهِمْ وِلْدٰانٌ مُخَلَّدُونَ (17) بِأَکْوٰابٍ وَ أَبٰارِیقَ وَ کَأْسٍ مِنْ مَعِینٍ (18) لاٰ یُصَدَّعُونَ عَنْهٰا وَ لاٰ یُنْزِفُونَ (19) وَ فٰاکِهَةٍ مِمّٰا یَتَخَیَّرُونَ (20) وَ لَحْمِ طَیْرٍ مِمّٰا یَشْتَهُونَ (21)
ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ قَلِیلٌ مِنَ الْآخِرِینَ عَلیٰ سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ مُتَّکِئِینَ عَلَیْهٰا مُتَقٰابِلِینَ
جمع بسیاری از امم پیشین و اندکی از متأخرین در بهشت بعزت بر سریرهای زربافت مرصع تکیه زنند همه شادان با یاران و دوستان خود رو بروی یکدیگر بر آن سریرها مینشینند-محمّد بن عباس ذیل آیه فوق از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود مراد باولین؛فرزند آدم است که برادرش او را بقتل رسانید و مؤمن آل فرعون و صاحب یس و مقصود از آخرین امیر المؤمنین علیه السّلام است یَطُوفُ عَلَیْهِمْ وِلْدٰانٌ مُخَلَّدُونَ بِأَکْوٰابٍ وَ أَبٰارِیقَ وَ کَأْسٍ مِنْ مَعِینٍ لاٰ یُصَدَّعُونَ عَنْهٰا وَ لاٰ یُنْزِفُونَ وَ فٰاکِهَةٍ مِمّٰا یَتَخَیَّرُونَ وَ لَحْمِ طَیْرٍ مِمّٰا یَشْتَهُونَ و پسران زیبا که هرگز حسن و جوانی آنها از بین نرود گرد آنها بخدمت میگردند با کوزههای بلورین و مشربههای زرین و جامهای پر از شراب ناب نه هرگز از نوشیدن آن درد سری یابند و نه مستی عقل و رنج خمار
کشند و میوه خوش هر چه بر گزینند و گوشت مرغان و هر غذائی که مایل باشند-طبرسی ذیل آیه فوق از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت کرده فرمود مراد از ولدان اطفال اهل دنیا هستند که نه آنها حسناتی دارند تا ثواب داده شوند و نه سیئاتی تا عقاب کنند ایشان را و پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود اطفال کفار خادمین اهل بهشت میباشند در کافی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود بهترین خورشها در دنیا و آخرت گوشت است پروردگار میفرماید
وَ حُورٌ عِینٌ (22) کَأَمْثٰالِ اَللُّؤْلُؤِ اَلْمَکْنُونِ (23) جَزٰاءً بِمٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ (24) لاٰ یَسْمَعُونَ فِیهٰا لَغْواً وَ لاٰ تَأْثِیماً (25) إِلاّٰ قِیلاً سَلاٰماً سَلاٰماً (26) وَ أَصْحٰابُ اَلْیَمِینِ مٰا أَصْحٰابُ اَلْیَمِینِ (27) فِی سِدْرٍ مَخْضُودٍ (28) وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ (29) وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ (30) وَ مٰاءٍ مَسْکُوبٍ (31) وَ فٰاکِهَةٍ کَثِیرَةٍ (32) لاٰ مَقْطُوعَةٍ وَ لاٰ مَمْنُوعَةٍ (33) وَ فُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ (34)
وَ لَحْمِ طَیْرٍ مِمّٰا یَشْتَهُونَ وَ حُورٌ عِینٌ کَأَمْثٰالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ جَزٰاءً بِمٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ
و زنان سیه چشم که در زیبائی و لطافت چون مروارید و لؤلؤی پوشیدهاند که هوا در آن اثر نکرده تا صفای لون و ضیاء آن را از بین ببرد برای آنها مهیا است این نعمتها پاداش عبادات و اعمالی است که در دنیا بجا آوردهاند لاٰ یَسْمَعُونَ فِیهٰا لَغْواً وَ لاٰ تَأْثِیماً إِلاّٰ قِیلاً سَلاٰماً سَلاٰماً در آن بهشت هیچ سخن لغو و بیهوده نشوند و نه بیکدیگر گناهی بر بندند و جز سلام و تحیت و احترام نگویند و نشنوند وَ أَصْحٰابُ الْیَمِینِ مٰا أَصْحٰابُ الْیَمِینِ فِی سِدْرٍ مَخْضُودٍ وَ طَلْحٍ مَنْضُودٍ وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ وَ مٰاءٍ مَسْکُوبٍ وَ فٰاکِهَةٍ کَثِیرَةٍ لاٰ مَقْطُوعَةٍ وَ لاٰ مَمْنُوعَةٍ وَ فُرُشٍ مَرْفُوعَةٍ و اصحاب راست و یمین چه خوش روزگاری دارند در سایه درختان سدر پر میوه و بی خار و درختان پر برگ و سایه دار و در سایه بلند درختان و در اطراف نهرهای زلال و میوههای بسیار که هیچوقت
منقطع نشود و هیچکس بهشتیان را از آن میوهها منع نکند و بسترهای پر بها گسترده شده و فراش در این آیه کنایه از زنان است چه عرب زنان را فراش خوانند و مرفوعه کمال حسن و زیبائی آنها است
إِنّٰا أَنْشَأْنٰاهُنَّ إِنْشٰاءً (35) فَجَعَلْنٰاهُنَّ أَبْکٰاراً (36) عُرُباً أَتْرٰاباً (37) لِأَصْحٰابِ اَلْیَمِینِ (38) ثُلَّةٌ مِنَ اَلْأَوَّلِینَ (39) وَ ثُلَّةٌ مِنَ اَلْآخِرِینَ (40)
إِنّٰا أَنْشَأْنٰاهُنَّ إِنْشٰاءً فَجَعَلْنٰاهُنَّ أَبْکٰاراً عُرُباً أَتْرٰاباً
ما بیافریدیم آن زنان را نیکو خصال و آنها را برای همیشه دوشیزه و بکر گردانیدیم و شوهر دوست و با غنج و ناز و جوان و همسالان هم پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود:
اهل بهشت چون وارد بهشت شوند جوان و سفید روی و جعد موی گردند لِأَصْحٰابِ الْیَمِینِ ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ ثُلَّةٌ مِنَ الْآخِرِینَ این نعمتهای بهشتی مخصوص اصحاب یمین است. جمعی از پیشینیان و طایفهای از این امت.در مجالس،از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود اگر یکی از زنان اهل بهشت در شب تاریک ظاهر شود نور او روشنتر از نور ماه شب چهارده است و عطر او تمام دنیا را فرا گیرد و اگر لباسی از لباسهای اهل بهشت را در دنیا حضور مردم باز کنند بیهوش میشوند چون بآن لباس نظر کنند دیدههای آنها خیره شود و فرمود سوگند بآنخدائیکه قرآن را بمن نازل نمود اهل بهشت روز بروز جوانی آنها تازهتر گردد و حسن و جمالشان زیادتر میشود بر عکس مردم دنیا که روز بروز پیرتر و فرتوت و شکسته
تر میشوند و فرمود هر کس صلوات بر من بفرستد و بگوید صلی اللّه علی محمّد و آل محمّد خداوند بر او رحمت بفرستد و اگر بگوید صلی اللّه علی محمّد و بر آل من صلوات نفرستد بوی بهشت بمشام او نرسد و حال آنکه بوی بهشت از مسافت پانصد سال راه استشمام میشود
وَ أَصْحٰابُ اَلشِّمٰالِ مٰا أَصْحٰابُ اَلشِّمٰالِ (41) فِی سَمُومٍ وَ حَمِیمٍ (42) وَ ظِلٍّ مِنْ یَحْمُومٍ (43) لاٰ بٰارِدٍ وَ لاٰ کَرِیمٍ (44) إِنَّهُمْ کٰانُوا قَبْلَ ذٰلِکَ مُتْرَفِینَ (45) وَ کٰانُوا یُصِرُّونَ عَلَی اَلْحِنْثِ اَلْعَظِیمِ (46) وَ کٰانُوا یَقُولُونَ أَ إِذٰا مِتْنٰا وَ کُنّٰا تُرٰاباً وَ عِظٰاماً أَ إِنّٰا لَمَبْعُوثُونَ (47) أَ وَ آبٰاؤُنَا اَلْأَوَّلُونَ (48) قُلْ إِنَّ اَلْأَوَّلِینَ وَ اَلْآخِرِینَ (49) لَمَجْمُوعُونَ إِلیٰ مِیقٰاتِ یَوْمٍ مَعْلُومٍ (50) ثُمَّ إِنَّکُمْ أَیُّهَا اَلضّٰالُّونَ اَلْمُکَذِّبُونَ (51) لَآکِلُونَ مِنْ شَجَرٍ مِنْ زَقُّومٍ (52) فَمٰالِؤُنَ مِنْهَا اَلْبُطُونَ (53) فَشٰارِبُونَ عَلَیْهِ مِنَ اَلْحَمِیمِ (54) فَشٰارِبُونَ شُرْبَ اَلْهِیمِ (55)
وَ أَصْحٰابُ الشِّمٰالِ مٰا أَصْحٰابُ الشِّمٰالِ فِی سَمُومٍ وَ حَمِیمٍ وَ ظِلٍّ مِنْ یَحْمُومٍ لاٰ بٰارِدٍ وَ لاٰ کَرِیمٍ إِنَّهُمْ کٰانُوا قَبْلَ ذٰلِکَ مُتْرَفِینَ وَ کٰانُوا یُصِرُّونَ عَلَی الْحِنْثِ الْعَظِیمِ
و اصحاب شمال در عذاب آتش سموم و آب گرم باشند و سایهای از دود آتش دوزخ که هرگز سرد نشود و نه خوش نسیم گردد، این عذاب برای آنستکه پیش از این در دنیا بناز و نعمت پرداختند و از خدا غافل شدند و بر گناه بزرگ خود که شرک است لجاجت و اصرار داشتند و میگفتند آیا چون ما بمیریم و استخوان ما خاک شود بازهم دو باره ما زنده میشویم یا آنکه پدران گذشته ما زنده خواهند شد؟! قُلْ إِنَّ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ لَمَجْمُوعُونَ إِلیٰ مِیقٰاتِ یَوْمٍ مَعْلُومٍ خداوند به پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم خطاب نموده و میفرماید ایرسول ما در جواب این کفار که سوگند یاد کردند حشر و نشری نیست بگو البته تمام خلق اولین و و آخرین پس از مرگ زنده شده و همه در وعده گاه روز قیامت جمع خواهند شد آنگاه شما ای گمراهان تکذیب کننده قیامت از درخت زقوم تلخ دوزخ خواهید
خورد و شکم را از آن پر خواهید ساخت و از آب گرم دوزخ میآشامید چنانکه شتران تشنه آب مینوشند.در کافی ذیل آیه فَشٰارِبُونَ شُرْبَ الْهِیمِ از عثمان بن عیسی روایت کرده گفت مردی از حضرت صادق علیه السّلام سؤال نمود بیک نفس آب آشامیدن چه صورت دارد؟فرمود لذتی است و باکی نیست لکن بهتر آنست که بسه نفس بیاشامند عرض کرد مردم میگویند اینگونه آشامیدن شرب هیم است فرمود دروغ میگویند شرب هیم آنستکه هنگام آشامیدن نام خدا را بزبان جاری نکنند
هٰذٰا نُزُلُهُمْ یَوْمَ اَلدِّینِ (56) نَحْنُ خَلَقْنٰاکُمْ فَلَوْ لاٰ تُصَدِّقُونَ (57) أَ فَرَأَیْتُمْ مٰا تُمْنُونَ (58) أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ اَلْخٰالِقُونَ (59) نَحْنُ قَدَّرْنٰا بَیْنَکُمُ اَلْمَوْتَ وَ مٰا نَحْنُ بِمَسْبُوقِینَ (60) عَلیٰ أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثٰالَکُمْ وَ نُنْشِئَکُمْ فِی مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ (61) وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ اَلنَّشْأَةَ اَلْأُولیٰ فَلَوْ لاٰ تَذَکَّرُونَ (62) أَ فَرَأَیْتُمْ مٰا تَحْرُثُونَ (63) أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ اَلزّٰارِعُونَ (64) لَوْ نَشٰاءُ لَجَعَلْنٰاهُ حُطٰاماً فَظَلْتُمْ تَفَکَّهُونَ (65) إِنّٰا لَمُغْرَمُونَ (66) بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ (67)
هٰذٰا نُزُلُهُمْ یَوْمَ الدِّینِ
این طعام و شراب کفار است در روز جزا و قیامت پس از آن آگاه میکند مردم را و میفرماید: نَحْنُ خَلَقْنٰاکُمْ فَلَوْ لاٰ تُصَدِّقُونَ أَ فَرَأَیْتُمْ مٰا تُمْنُونَ أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخٰالِقُونَ ما شما را بدین خلقت زیبا آفریدهایم پس چرا آفریننده خود را تصدیق نمیکنید.لطیفه بدانکه پروردگار هر گاه خبر دهد از نفس خود بلفظ جمع اشاره است بذات و صفات و اسماء خویش چنانکه میفرماید إِنّٰا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنّٰا لَهُ لَحٰافِظُونَ و اگر خبر بدهد بلفظ مفرد مانند آنکه میفرماید إِنِّی أَنَا اللّٰهُ رَبُّ الْعٰالَمِینَ اشاره است بذات مطلقا ولی اگر بنده خطاب کند به پروردگار خود باید خطاب بلفظ مفرد باشد مثل انت
یا رب نه انتم چه لفظ جمع موهم شرک و منافی توحید است و لذا گفته میشود اشهد ان لا اله الا اللّه تا بخصوص حضرتش گواهی بدهد آیا نمیبینید این آب منی را که شما در رحمهای این زنان میریزید آیا شما خود آن نطفه بیجانرا بصورت فرزند انسان میآفرینید یا ما آنرا بیافرینیم؟ ما مرگ را بر همه خلق مقدر ساختهایم و هیچکس نمیتواند بر قدرت ما پیشی بگیرد اگر بخواهیم شما را دفعتا نابود کرده و مخلوق دیگری مانند شما خلق میکنیم با صورت و خلقتی که شما ندانید و اکنون از آن بیخبرید وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ النَّشْأَةَ الْأُولیٰ فَلَوْ لاٰ تَذَکَّرُونَ أَ فَرَأَیْتُمْ مٰا تَحْرُثُونَ أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزّٰارِعُونَ شما از نشئۀ اول خود آگاه شدید و دانستید که ما شما را از عدم بوجود آوردهایم پس چرا اندیشه نمیکنید و متذکر نمیشوید آیا نمیبینید تخمی را که در زمین میافشانید آیا شما آنرا میرویانید یا اینکه ما آنرا از زمین خارج کرده سر سبز مینمائیم. اگر ما بخواهیم کشت و زرع شما را خشک و تباه میسازیم تا آنگاه با حسرت و ندامت بسخنان بیهوده میپردازید و میگوئید ما سخت در زیان و غرامت افتادیم بلکه از روزی خود بکلی محروم شدیم-در کافی ذیل آیۀ وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ ..از حضرت امام زین العابدین علیه السّلام روایت کرده که فرمود عجب دارم از بعض مردم که منکر مرگ هستند و حال آنکه در هر شب و روز میبینند مردم
میمیرند و عجب است از کسانیکه نشئاۀ آخرت را انکار مینمایند در حالیکه نشئاۀ اول را مشاهده نمودند-و از حضرت صادق علیه السّلام ذیل آیه أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ ..روایت شده که فرمود هر وقت خواستید زراعت کنید و تخم بیافشانید یک مشت از تخم را بدست گرفته و سه مرتبه این آیه را بخوانید و در هر مرتبه بگوئید:خداوند زارع است پروردگارا این دانهها را بنام مقدست میافشانیم بآنها برکت مرحمت فرما و ما را از محصولش بهرهمند ساز.آنگاه تخمها را بر زمین بیفشانید.
انس بن مالک گفت روزی پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بزمینهای انصار عبور میکرد فرمود.چرا زمینها را کشت و زرع ننمودهاید عرض کردند خشکسال است و مدتی باران نباریده فرمود چه شده است شما را که تعقل نمیکنید پروردگار میفرماید زارع من هستم اگر بخواهم با آب زراعت میکنم یا بدون آب و اگر بخواهم با باد بذر افشانی مینمایم سپس آیه را تلاوت نمود و فرمود باران در تمام سال به یک مقدار میبارد ولی چون قومی معصیت کنند خداوند باران آنها را بسرزمین دیگر فرود آورد و اگر تمام مردم عصیان کنند باران بکوه و دشت و دریاها ببارد و آن قوم از فیض رحمت باران محروم گردند.
أَ فَرَأَیْتُمُ اَلْمٰاءَ اَلَّذِی تَشْرَبُونَ (68) أَ أَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ اَلْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ اَلْمُنْزِلُونَ (69) لَوْ نَشٰاءُ جَعَلْنٰاهُ أُجٰاجاً فَلَوْ لاٰ تَشْکُرُونَ (70) أَ فَرَأَیْتُمُ اَلنّٰارَ اَلَّتِی تُورُونَ (71) أَ أَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَهٰا أَمْ نَحْنُ اَلْمُنْشِؤُنَ (72) نَحْنُ جَعَلْنٰاهٰا تَذْکِرَةً وَ مَتٰاعاً لِلْمُقْوِینَ (73) فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ اَلْعَظِیمِ (74) فَلاٰ أُقْسِمُ بِمَوٰاقِعِ اَلنُّجُومِ (75) وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ (76) إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ (77) فِی کِتٰابٍ مَکْنُونٍ (78) لاٰ یَمَسُّهُ إِلاَّ اَلْمُطَهَّرُونَ (79) تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ اَلْعٰالَمِینَ (80) أَ فَبِهٰذَا اَلْحَدِیثِ أَنْتُمْ مُدْهِنُونَ (81) وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَکُمْ أَنَّکُمْ تُکَذِّبُونَ (82)
أَ فَرَأَیْتُمُ الْمٰاءَ الَّذِی تَشْرَبُونَ أَ أَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ لَوْ نَشٰاءُ جَعَلْنٰاهُ أُجٰاجاً فَلَوْ لاٰ تَشْکُرُونَ
هیچ توجه کردهاید بآبی که هر روز میآشامید آیا شما آنرا از ابر فرو فرستادید یا ما نازل کننده آن هستیم اگر میخواستیم آن آب را بجای آنکه خوشگوار کردهایم شور و تلخ میگردانیدیم چرا شکر این نعمت بزرگ را نمیکنید.
أَ فَرَأَیْتُمُ النّٰارَ الَّتِی تُورُونَ أَ أَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَهٰا أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِؤُنَ نَحْنُ جَعَلْنٰاهٰا تَذْکِرَةً وَ مَتٰاعاً لِلْمُقْوِینَ
آیا بآتشی که برای حوائج خود روشن میکنید توجه کردهاید آیا شما درخت آن را بوجود آوردهاید یا ما ایجاد کننده آن میباشیم- ما آن آتش را مایه عبرت مسافران کوه و بیابان عالم ساختیم تا برای نجات از سرما و روشنی و پختن غذا از آن استفاده کند فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ - پس ایرسول ما خود و امتت بنام خدای بزرگ تسبیح گوی اگر مردم غافلند تو متذکر نعمتهای حق باش فَلاٰ أُقْسِمُ بِمَوٰاقِعِ النُّجُومِ وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ فِی کِتٰابٍ مَکْنُونٍ لاٰ یَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ سوگند بآیات کریمه قرآن که برسول اکرم در مواقع گوناگون فرود آمد و اگر بفهمید این سوگندی است بسیار بزرگ این قرآن بسیار عزیز و گرامی و سودمند است در لوح محفوظ
که جز دست پاکان و پاکدلان بآن نرسد و این کتاب بزرگ از پیشگاه پروردگار جهانیان فرستاده شده ای کافران آیا با این وصف باز قرآن را انکار مینمائید و راه نفاق میگیرید وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَکُمْ أَنَّکُمْ تُکَذِّبُونَ آیا بجای استفاده از حقایق قرآن تنها بهره خود را تکذیب قرار میدهید؟!و در عوض آنکه از این کتاب مبارک پند و عبرت بگیرید آنرا تکذیب مینمائید علی بن ابراهیم ذیل آیه فوق از عبد الرحمن سلمی روایت کرده که شنیدم امیر المؤمنین علیه السّلام آیه را بطریق زیر تلاوت مینمود:
و تجعلون شکر کم انکم تکذبون و بعد فرمود میدانم که مردم میگویند چرا باین طریق قرائت کردید رسول خدا باین نحو تلاوت فرمود و بمن نیز دستور داده باین روش بخوانم
فَلَوْ لاٰ إِذٰا بَلَغَتِ اَلْحُلْقُومَ (83) وَ أَنْتُمْ حِینَئِذٍ تَنْظُرُونَ (84) وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْکُمْ وَ لٰکِنْ لاٰ تُبْصِرُونَ (85) فَلَوْ لاٰ إِنْ کُنْتُمْ غَیْرَ مَدِینِینَ (86) تَرْجِعُونَهٰا إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ (87) فَأَمّٰا إِنْ کٰانَ مِنَ اَلْمُقَرَّبِینَ (88) فَرَوْحٌ وَ رَیْحٰانٌ وَ جَنَّةُ نَعِیمٍ (89) وَ أَمّٰا إِنْ کٰانَ مِنْ أَصْحٰابِ اَلْیَمِینِ (90) فَسَلاٰمٌ لَکَ مِنْ أَصْحٰابِ اَلْیَمِینِ (91) وَ أَمّٰا إِنْ کٰانَ مِنَ اَلْمُکَذِّبِینَ اَلضّٰالِّینَ (92) فَنُزُلٌ مِنْ حَمِیمٍ (93) وَ تَصْلِیَةُ جَحِیمٍ (94) إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ حَقُّ اَلْیَقِینِ (95) فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ اَلْعَظِیمِ (96)
فَلَوْ لاٰ إِذٰا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ وَ أَنْتُمْ حِینَئِذٍ تَنْظُرُونَ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْکُمْ وَ لٰکِنْ لاٰ تُبْصِرُونَ
چگونه است حال این کافران که قرآن را تکذیب میکنند وقتی که جانشان بگلو رسد و شما وقت مرگ بالین محتضر حاضرید و مینگرید و ما باو از شما نزدیکتریم لکن شما معرفت و بصیرت ندارید-این قسمت متعلق بآیه قبل است سبب نزول آیه آن بود که پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بسفری تشریف برده بود جمعی حضورش رسیدند و عرض کردند ایرسول خدا تشنگی بر ما غلبه نموده و بکمال شدت رسیده است دعا کنید باران
ببارد فرمود اگر من دعا کنم و خدای تعالی باران فرستد نمیگوئید که طلوع فلان ستاره یا سقوط ستاره موجب نزول باران شد عرض کردند ایرسول خدا این زمان موقع آن نیست که این سخنان را بگوئیم پیغمبر دعا کرد باران شدیدی بارید آنحضرت عبور کرد دید مردی ظرف خود را از آب باران پر کرده و میگوید این باران از اثر طلوع فلان ستاره است پیغمبر فرمود من میدانستم که بعضی از شما این سخنان را خواهید گفت آیه فوق نازل شد و فرمود شما حظ و نصیب خود را تکذیب کردید و نگفتید این باران را خدا برحمت خود نازل کرده بلکه گفتید فلان ستاره سبب نزول باران شده است-و شرف الدین از اهل بیت عصمت و طهارت روایت کرده که فرمودند تأویل آیه آنست ای مردم نعمت ولایت آل محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را که خداوند بشما عطا نموده تکذیب کردید پس چگونه خواهید بود هنگامیکه جان بگلویتان برسد و چشم شما به جمال مقدس امیر المؤمنین علیه السّلام بیفتد و به بیند که بدوستان خود بشارت بهشت و بدشمنانش وعده دوزخ میدهد پروردگار نزدیکتر است بآنحضرت از شما مردم ولی شما در حق امیر المؤمنین معرفت ندارید،بمقام و منزلت ایشان بصیر و آگاه نیستید و چنانکه شایسته است آن بزرگوار را نمیشناسید در کافی ذیل آیه فَلَوْ لاٰ إِذٰا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمود وقتی که جان محتضر بگلو میرسد مکان خودش را در بهشت یا دوزخ مشاهده میکند و میگوید
مرا بسوی دنیا برگردانید تا باهل و عیالم خبر جایگاه خود را بدهم میگویند هیهات ممکن نیست فَلَوْ لاٰ إِنْ کُنْتُمْ غَیْرَ مَدِینِینَ تَرْجِعُونَهٰا إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ اگر کار بدست شما و طبیعت است و خالق و کیفر دهندهای نیست پس روح را دو باره ببدن مرده باز گردانید اگر راست میگوئید فَأَمّٰا إِنْ کٰانَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ فَرَوْحٌ وَ رَیْحٰانٌ وَ جَنَّةُ نَعِیمٍ اهل قیامت را بسه طبقه تقسیم نموده و میفرماید اگر آنکه بمیرد از مقربان درگاه خدا است آنجا در آسایش و نعمت و بهشت ابدی است و اگر از اصحاب یمین است پس او را بشارت دهید باین معنی و سلامت گوئید در امالی ذیل آیه فوق از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم با امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود تو آنکسی هستی که خداوند در ابتداء آفرینش و عالم ذر بر مخلوقاتش حجت آورد و فرمود بآنها أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ آیا من پروردگار شما نیستم؟گفتند بلی آیا محمّد رسول من نیست؟عرض کردند بلی فرمود آیا علی امیر المؤمنین نیست؟آنها تکبر کرده طغیان و نمودند از ولایت تو مگر اندکی که اقرار کردند و آنها اصحاب یمین هستند ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود این دو آیه در حق اهل بیت پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و دوستان آنها نازل شده و آیه بعد در باره دشمنان ما ائمه فرود آمده روح و ریحان در قبر است و جنت نعیم در آخرت میباشد وَ أَمّٰا إِنْ کٰانَ مِنَ الْمُکَذِّبِینَ الضّٰالِّینَ فَنُزُلٌ مِنْ حَمِیمٍ حمیم در قبر دشمنان است وَ تَصْلِیَةُ جَحِیمٍ در عالم آخرت آنها باشد یعنی اگر آنکه مرده از منکران امیر المؤمنین علیه السّلام و دشمنان اهل بیت و گمراهان است نصیبش در قبر آتش و جایگاهش در آخرت دوزخ است و این وعدهها البته یقین و حق و حقیقت است فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ ای رسول بنام پروردگارت که او عظیم و بزرگوار است تسبیح بگو و چون این آیه نازل شد پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم دستور داد آن را ذکر رکوع قرار دهند یعنی در رکوع بگویند
سبحان ربی العظیم و بحمده و آیه سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَی که نازل شد امر فرمود آن را ذکر سجود قرار دهند و بگویند
سبحان ربی الاعلی و بحمده پس از این سورههائی است که اول آنها تسبیح است.
پایان سوره واقعه
سورۀ حدید سورۀ حدید در مدینه نازل شده،بیست و نه آیه،پانصد و چهل و چهار کلمه دو هزار و چهارصد و هفتاد و شش حرف است.خواص و ثواب تلاوت آن:ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمود هر کس سورۀ حدید و مجادله را در نمازهای خود قرائت نماید خداوند او را هرگز عذاب نمیکند تا بمیرد و هیچ بدی در نفس و مال و اهل بیت او نرسد-طبرسی از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که فرمود هر کس هر شب تمام سورههای سبح للّه را پیش از خواب قرائت کند از دنیا نمیرود مگر آنکه درک کند حضور حضرت قائم علیه السّلام را و اگر بمیرد در جوار پیغمبر خدا باشد و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده که فرمود هر کس این سوره را تلاوت کند بر خدا لازم است که او را از عذاب خود ایمن داشته و در بهشت متنعم گرداند و اگر شخص محبوس بر قرائت این سوره مداومت کند خداوند او را خلاص گرداند و اگر کسی این سوره را نوشته و همراه خود در جنگ نگاه دارد تیر و شمشیر باو اصابت نکند و در کارزار قوی دل باشد و اگر به
بدنش فرو رفته بر آن بخواند بدون درد بیرون آید.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . سَبَّحَ لِلّٰهِ مٰا فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ هُوَ اَلْعَزِیزُ اَلْحَکِیمُ (1) لَهُ مُلْکُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ هُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (2) هُوَ اَلْأَوَّلُ وَ اَلْآخِرُ وَ اَلظّٰاهِرُ وَ اَلْبٰاطِنُ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ (3) هُوَ اَلَّذِی خَلَقَ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیّٰامٍ ثُمَّ اِسْتَویٰ عَلَی اَلْعَرْشِ یَعْلَمُ مٰا یَلِجُ فِی اَلْأَرْضِ وَ مٰا یَخْرُجُ مِنْهٰا وَ مٰا یَنْزِلُ مِنَ اَلسَّمٰاءِ وَ مٰا یَعْرُجُ فِیهٰا وَ هُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مٰا کُنْتُمْ وَ اَللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ (4) لَهُ مُلْکُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ إِلَی اَللّٰهِ تُرْجَعُ اَلْأُمُورُ (5) یُولِجُ اَللَّیْلَ فِی اَلنَّهٰارِ وَ یُولِجُ اَلنَّهٰارَ فِی اَللَّیْلِ وَ هُوَ عَلِیمٌ بِذٰاتِ اَلصُّدُورِ (6) آمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ أَنْفِقُوا مِمّٰا جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفِینَ فِیهِ فَالَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ أَنْفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ کَبِیرٌ (7) وَ مٰا لَکُمْ لاٰ تُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ اَلرَّسُولُ یَدْعُوکُمْ لِتُؤْمِنُوا بِرَبِّکُمْ وَ قَدْ أَخَذَ مِیثٰاقَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ (8) هُوَ اَلَّذِی یُنَزِّلُ عَلیٰ عَبْدِهِ آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ اَلظُّلُمٰاتِ إِلَی اَلنُّورِ وَ إِنَّ اَللّٰهَ بِکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ (9) وَ مٰا لَکُمْ أَلاّٰ تُنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اَللّٰهِ وَ لِلّٰهِ مِیرٰاثُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ لاٰ یَسْتَوِی مِنْکُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ اَلْفَتْحِ وَ قٰاتَلَ أُولٰئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ اَلَّذِینَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَ قٰاتَلُوا وَ کُلاًّ وَعَدَ اَللّٰهُ اَلْحُسْنیٰ وَ اَللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ (10)
خلاصۀ مطالب سورۀ حدید عبارت است از تنزیه ذات اقدس پروردگار و اقرار بوحدانیت او و ترغیب بر طاعت و فرمانبرداری از اوامر حق و سبقت در خیرات، و بخشی از داستان حضرت نوح و ابراهیم قوله تعالی سَبَّحَ لِلّٰهِ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ لَهُ مُلْکُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ هُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ هر چه در آسمانها و زمین است تسبیح کردند خدای مقتدر و عزیز و توانا را.تسبیح عقلا عبارت است از تنزیه و تقدیس ذات پروردگار از هر گونه صفات نقص و آنچه لایق شأن خدای جل و جلاله نیست قولا و اعتقادا و لفظا و معنا و تسبیح غیر عقلا و جمادات عبارت از آفرینش و هستی آنها است که دلیل است بر آنکه آنها را خالقی پدید آورده که مستحق ستایش و تنزیه است یعنی افعال پروردگار و آفرینش او ذی روح و غیر ذی روح را در آسمان و زمین دلالت میکند که آنها را صانع و فاعلی بوجود آورده که مستحق ستایش و پرستش است و چون در آنها نگرند علم و اعتقاد پیدا کنند بخالق و صانعی و چون حامل تنزیه و تسبیح هستند بمنزله آنست که خود آنها تسبیح و سجده میکنند چنانکه در سوره اسری آیه 42 فرمودند وَ إِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلاّٰ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لٰکِنْ لاٰ تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ و هیچ چیزی
نیست مگر آنکه بذکر و تقدیس و تنزیه خدای تعالی اشتغال دارد ولی تسبیح موجودات را مردم نمیفهمند و موجودات عموما از جهت خلقت پروردگار را تسبیح میکنند چه هر موجودی حادث و هر حادثی بصانع قدیم بینیازی که او را لباس هستی بپوشد محتاج است و این توجه و احتیاج تسبیح او باشد پادشاهی و ملک آسمانها و زمین مخصوص او است خدا مردگان را برای حساب زنده نموده و میمیراند زندگان را در دنیا،و بر همه چیز قادر و توانا است قدرت دارد بر معدومات بایجاد و آفرینش آنها و بر موجودات بتغییر و فنا و نیستی ایشان و بر افعال بندگان و مقدورات آنها بسلب قدرت آنان هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظّٰاهِرُ وَ الْبٰاطِنُ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ آن خدا اولی است بی ابتداء،و آخری است بیانتهاء،و غالب و قاهر است بر تمام موجودات و از حواس دور است هیچ حاسهای از حواس او را درک نکند و دانا است باسرار نهانی-در کافی ذیل آیه فوق از ابن ابی یعفور روایت کرده گفت از حضرت صادق علیه السّلام معنای آیه را سؤال نموده و عرض کردم معنای اول را میدانم تمنی دارم آخر را تفسیر بفرمائید فرمود بدان،چیزی نیست در عالم مگر آنکه کهنه میشود و تغییر و تبدیل پیدا میکند و دستخوش زوال شده از حالی بحالت
دیگر و از رنگ و هیئتی بهیئت دیگر بر میگردد و از زیادی بنقصان و از نقصان بزیادی و از صفتی بصفت دیگر مبدل گردد ولی پروردگار جهانیان همیشه بیک حالت بوده و هست اول و پیش از هر چیزی او است و آخر و بعد از هر موجودی او است و زوال ندارد و مختلف نشود بر او صفات و اسماء چنانکه غیر او اختلاف پیدا میکند مانند انسان و سایر موجودات دیگر چه انسان از اول خاک بوده بعد از آن نطفه شده سپس خون بسته گشته بعد گوشت و استخوان و انسان کامل گردیده پس از آن میمیرد و مجددا خاک میشود و چنانکه خرما از اول بسر بود بعد رطب شده سپس تمر میشود و اسامی مختلف بر آن اطلاق میگردد پس اسماء و صفات اشیاء و موجودات تغییر و تبدیل پیدا میکند ولی هرگز اسماء و صفات خدای تعالی تغییر پذیر نیست.از حضرت رضا علیه السّلام روایت شده که فرمود ظاهر بودن خدای تعالی از جهة آنکه فوق موجودات تکیه نموده و بر آنها قرار گرفته نیست بلکه از جهت آنست که مقهور نموده اشیاء را و بر آنها غلبه و قدرت دارد چنانکه کسی میگوید ظهرت علی اعدائی یعنی غالب شدم بر دشمنان خود و دیگر بجهة آنست که مدبر تمام موجودات است پس کدام ظاهر،واضح و هویداتر از خداست.صنعت و آثار او را بطور کامل در موجودات بهر طرف که توجه نمائی مشاهده میکنی و در وجود خودت آنقدر آثار صنع الهی
نهاده شده که تو را از غیر خود بینیاز گرداند.و ظاهر نیست بما چیزیست که بنفسه هویدا است و بحده آشکار است و ما از جهت اسم،با خداوند مشترک هستیم نه از جهت معنی چنانکه بیان شد و اما باطن نیست از جهت آنکه بطون اشیاء است بلکه مراد از باطن،علم و حفظ و تدبیر او است باشیاء چنانکه کسی میگوید ابطنت یعنی دانستم سر مکتوم و پوشیده او را و اطلاع بر او پیدا کردم و باطن نسبت بما چیز پنهانی و مستور است و اطلاق باطن بما باین معنی است.پس با خدا در اطلاق باطن اشتراک در لفظ داریم نه در معنی و این دو حدیث را ابن بابویه نیز روایت کرده است:
محمّد بن عباس از جابر انصاری روایت کرده گفت عمار را در یکی از کوچه های مدینه ملاقات نمودم پرسیدم پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم کجاست جواب داد با جمعی از اصحاب در مسجد میباشند بمسجد رفته بحضورش شرفیاب شدم در آن اثناء علی ابن أبی طالب علیه السّلام نیز تشریف آورد پیغمبر از جای خود باحترام آنحضرت بلند شد و میان دیدههای او را بوسید و پهلوی خود نشانید پس از آن فرمود یا علی از جا بر خیز و با خورشید تکلم کن پاسخ تو را خواهد داد آنحضرت بخورشید خطاب
کرد و فرمود ای مخلوق با عظمت خدا چگونه صبح کردی عرض کرد بخیر و خوشی ای اول و ای آخر و ای ظاهر و ای باطن و ای کسیکه بهر چیزی توانائی داری و باسرار نهانی جهانیان آگاه هستی ای برادر و وصی پیغمبر آخر زمان، تمام مردم از این جواب خورشید مضطرب و حیران گشتند.حضور پیغمبر مراجعت نموده داستان پاسخ خورشید را بامیر المؤمنین علیه السّلام بسمع مبارک پیغمبر رساندند و عرض کردند چگونه است که خورشید علی را باین اوصاف الهی خطاب نمود؟! پیغمبر فرمود مراد باول آنست که علی علیه السّلام اول کسی است که بخدا ایمان آورده و منظور از آخرین کسی است که مرا روی تخته مغتسل مشاهده میکند و اولین وصی پیغمبر آخر زمان است و بعد از من دیگر پیغمبری نیست و مراد بظاهر آنست که او بر مخزون سرّ خداوند و من آگاه باشد و مقصود از باطن بطون علم من باشد و اما علم خداوند:نازل نکرده است علمی از حلال و حرام و واجب و مستحب و تنزیل و تأویل و محکم و متشابه و مشگل را مگر آنکه علی بهمه آنها داناست و اگر ترس آن نبود که طایفهای در حق او میگفتند آنچه را که نصارا در حق عیسی گفتهاند،در بارۀ علی منقبتی میگفتم که عبور نمیکرد از جائی مگر آنکه مردم خاک زیر قدم او را بر میداشتند و از آن طلب شفا مینمودند.
هُوَ الَّذِی خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیّٰامٍ
تفسیر این آیات را بیان نمودیم.
آمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ أَنْفِقُوا مِمّٰا جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفِینَ فِیهِ فَالَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ أَنْفَقُوا لَهُمْ أَجْرٌ کَبِیرٌ
در این آیه بمردم خطاب میکند و میفرماید ایخردمندان خدا را تصدیق کنید و اقرار و اعتراف نمائید بیگانگی او و با خلوص او را عبادت کنید و تصدیق کنید رسولش را و اعتراف نمائید بنبوت او و در راه خدا از مال و ثروتیکه از دیگران و گذشتگان بارث بشما رسیده انفاق کنید در این آیه خداوند بندگان خود را آگاه میکند به این که اموال و ثروتیکه در تصرف آنها است بارث بدیگران خواهد رسید چنانکه از گذشتگان بایشان رسیده است و آنها را ترغیب و تحریص میفرماید که حظ و نصیب خود را از آن اموال پیش از آنکه بارث منتقل بدیگران شود استیفاء کنید آنگاه پاداش آنان را که در راه خدا انفاق کنند بیان می- فرماید:کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق نمایند اجر و پاداش بزرگی خواهند داشت.
وَ مٰا لَکُمْ لاٰ تُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ الرَّسُولُ یَدْعُوکُمْ لِتُؤْمِنُوا بِرَبِّکُمْ وَ قَدْ أَخَذَ مِیثٰاقَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ
در این آیه بطریق توبیخ میفرماید چه شده است شما
را که بپروردگار خودتان ایمان نمیآورید و رسول او شما را براه حق دعوت میکند و خداوند هم در عالم ذر و در عقل خودتان از شما عهد و پیمان گرفته است اگر ایمان دارید او آن خدائی است که بر بنده خود محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم آیات و علامات و دلائلی روشن فرو فرستاده تا شما بندگان را از تاریکی جهل و نادانی بیرون آورده و بنور علم و ایمان رهبری کند خداوند بشما بسیار مهربان و رحیم است.
وَ مٰا لَکُمْ أَلاّٰ تُنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللّٰهِ وَ لِلّٰهِ مِیرٰاثُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ لاٰ یَسْتَوِی مِنْکُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قٰاتَلَ أُولٰئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِنَ الَّذِینَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَ قٰاتَلُوا وَ کُلاًّ وَعَدَ اللّٰهُ الْحُسْنیٰ وَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ
و برای چه شما در راه خدا انفاق نمیکنید،و حال آنکه میراث اهل آسمانها و زمین برای خدا است یعنی شما و اموالتان در اثر مرگ نابود خواهید شد فقط ذات مقدس خدا باقی است پیش از آنکه بر اثر مرگ دنیا را ترک نمائید حظ و نصیب خود را از اموال و دارائی خود استیفاء کنید پس از آن میفرماید انفاق پیش از فتح مکه و جهاد کردن قبل از آن نزد خدا ثواب و پاداش بیشتری داشت تا از انفاق و جهاد بعد از فتح.و پروردگار بهر یک از انفاق کنندگان وعده بهشت و پاداش نیکو میدهد و آگاه است بحال ایشان و کسانیکه در راه او جهاد میکنند.
مَنْ ذَا اَلَّذِی یُقْرِضُ اَللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضٰاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ کَرِیمٌ (11) یَوْمَ تَرَی اَلْمُؤْمِنِینَ وَ اَلْمُؤْمِنٰاتِ یَسْعیٰ نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمٰانِهِمْ بُشْرٰاکُمُ اَلْیَوْمَ جَنّٰاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا ذٰلِکَ هُوَ اَلْفَوْزُ اَلْعَظِیمُ (12) یَوْمَ یَقُولُ اَلْمُنٰافِقُونَ وَ اَلْمُنٰافِقٰاتُ لِلَّذِینَ آمَنُوا اُنْظُرُونٰا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِکُمْ قِیلَ اِرْجِعُوا وَرٰاءَکُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً فَضُرِبَ بَیْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بٰابٌ بٰاطِنُهُ فِیهِ اَلرَّحْمَةُ وَ ظٰاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ اَلْعَذٰابُ (13) یُنٰادُونَهُمْ أَ لَمْ نَکُنْ مَعَکُمْ قٰالُوا بَلیٰ وَ لٰکِنَّکُمْ فَتَنْتُمْ أَنْفُسَکُمْ وَ تَرَبَّصْتُمْ وَ اِرْتَبْتُمْ وَ غَرَّتْکُمُ اَلْأَمٰانِیُّ حَتّٰی جٰاءَ أَمْرُ اَللّٰهِ وَ غَرَّکُمْ بِاللّٰهِ اَلْغَرُورُ (14) فَالْیَوْمَ لاٰ یُؤْخَذُ مِنْکُمْ فِدْیَةٌ وَ لاٰ مِنَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا مَأْوٰاکُمُ اَلنّٰارُ هِیَ مَوْلاٰکُمْ وَ بِئْسَ اَلْمَصِیرُ (15) أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اَللّٰهِ وَ مٰا نَزَلَ مِنَ اَلْحَقِّ وَ لاٰ یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا اَلْکِتٰابَ مِنْ قَبْلُ فَطٰالَ عَلَیْهِمُ اَلْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ (16) اِعْلَمُوا أَنَّ اَللّٰهَ یُحْیِ اَلْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهٰا قَدْ بَیَّنّٰا لَکُمُ اَلْآیٰاتِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ (17) إِنَّ اَلْمُصَّدِّقِینَ وَ اَلْمُصَّدِّقٰاتِ وَ أَقْرَضُوا اَللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً یُضٰاعَفُ لَهُمْ وَ لَهُمْ أَجْرٌ کَرِیمٌ (18) وَ اَلَّذِینَ آمَنُوا بِاللّٰهِ وَ رُسُلِهِ أُولٰئِکَ هُمُ اَلصِّدِّیقُونَ وَ اَلشُّهَدٰاءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ وَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ اَلْجَحِیمِ (19) اِعْلَمُوا أَنَّمَا اَلْحَیٰاةُ اَلدُّنْیٰا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِینَةٌ وَ تَفٰاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکٰاثُرٌ فِی اَلْأَمْوٰالِ وَ اَلْأَوْلاٰدِ کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ اَلْکُفّٰارَ نَبٰاتُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرٰاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَکُونُ حُطٰاماً وَ فِی اَلْآخِرَةِ عَذٰابٌ شَدِیدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اَللّٰهِ وَ رِضْوٰانٌ وَ مَا اَلْحَیٰاةُ اَلدُّنْیٰا إِلاّٰ مَتٰاعُ اَلْغُرُورِ (20)
مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضٰاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ کَرِیمٌ
در کافی ذیل آیه فوق از اسحق بن عمار روایت کرده گفت معنای آیه را از حضرت موسی ابن جعفر علیه السّلام سؤال نمودم فرمود آیه نازل شده در شأن خویشان و خاندان آل محمّد علیهم السّلام و صله نمودن با امام زیرا خداوند احتیاجی باموال مردم ندارد تا از آنها قرض بگیرد و هر حق و مالی که بخدای تعالی متعلق است برای ولی و خلیفه او است و اینحدیث را محمّد بن عباس از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده است و آنحضرت فرمود بر در بهشت نوشته شده:بهر درهمی از قرض هیجده برابر اجر و پاداش داده میشود ولی اعطاء صدقه ده برابر اجر دارد زیرا قرض فقط بنیازمند داده میشود لکن صدقه بیشتر اوقات بدست غیر مستحق میرسد.
یَوْمَ تَرَی الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ یَسْعیٰ نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمٰانِهِمْ بُشْرٰاکُمُ الْیَوْمَ
در کافی ذیل آیه فوق از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمود روز قیامت نور چهرۀ مردان و زنان مؤمن در پیش روی آنها بجلو میرود،و در طرف راست آنان،ائمه معصومین از آل محمّد علیهم السّلام هستند که نور دهنده ایشانند و بشتاب آنها را بسوی منازلیکه در بهشت دارند سوق میدهند تا آنان را بمنزلهای خود
در بهشت وارد کنند.
ابن بابویه از جابر انصاری روایت کرده گفت حضور پیغمبر اکرم نشسته بودم امیر المؤمنین علیه السّلام وارد شد پیغمبر باو فرمود یا علی بشارت بدهم تو را همین ساعت جبرئیل نازل شد و خبر داد که پروردگار صاحب عزّت فرموده بشیعیان و دوستداران تو هفت خصلت عطا کردم اول رفق و مدارا هنگام مرگ دوم انس در وقت وحشت سوم نور هنگام ظلمت و چهارم ایمنی در وقت فزع و ترس پنجم قسط و عدالت در میزان حساب و اعمال ششم عبور کردن از صراط هفتم وارد شدن در بهشت پیش از داخل شدن سایر مردم در حالی که نور ایشان پیش روی آنها میشتابد.
یَوْمَ یَقُولُ الْمُنٰافِقُونَ وَ الْمُنٰافِقٰاتُ لِلَّذِینَ آمَنُوا انْظُرُونٰا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِکُمْ قِیلَ ارْجِعُوا وَرٰاءَکُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً فَضُرِبَ بَیْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بٰابٌ بٰاطِنُهُ فِیهِ الرَّحْمَةُ وَ ظٰاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذٰابُ
علی بن ابراهیم و حسین سعید ذیل آیه فوق از حضرت صادق علیه السّلام روایت کردهاند که فرمود روز قیامت میان مردم نوری تقسیم میشود و بهر یک از آنها بمقدار ایمانشان عطا کنند منافقین در آن روز بمؤمنین میگویند
شتاب نکنید و بما فرصت دهید تا ما هم از نور و روشنائی شما برگیریم مؤمنین در جواب بآنها میگویند بر گردید و از آنجا مانند ما کسب نور کنید یعنی بر گردید بسوی دنیا چه ما نور از دنیا آوردهایم در اثر اطاعت و فرمانبرداری.در این گفتگو باشند که بین آنها و مؤمنین حائلی کشیده شود که باطن و درون آن رحمت است یعنی بهشت و ظاهر آن عذاب دوزخ است،از عقب حصار منافقین فریاد میزنند مگر ما با شما نبودیم جواب دهند بلی راست میگوئید در دنیا با ما بودید لکن شما خود را بفتنه و هلاکت افکندید و در معصیت پروردگار غرق شدید و در کار دین شک داشتید و آرزوهای دنیا شما را فریب داد تا وقتی که امر خدا فرا رسید و شیطان فریبنده تا دم مرگ شما را از یاد خدا غافل و مغرور نمود امروز برای نجات هیچیک از شما فدیهای نمیپذیرند شما کافر بخدا و از منافقین هستید و جایگاهتان آتش دوزخ بوده است و آن آتش پاداش شماست و بمنزلگاه بسیار بدی باز میگردید حضرت صادق علیه السّلام فرمود سوگند بخدا،که پروردگار از این آیه یهود و نصاری را قصد نفرموده بلکه مرداش اهل قبله و منافقین و غاصبین حقوق آل محمّد میباشد محمّد بن عباس از سلام بن مستنیر روایت کرده گفت معنای آیه را از حضرت
باقر علیه السّلام سؤال نمودم فرمود این آیه در بارۀ ما اهل بیت و شیعیان و دشمنان ما نازل شده است روز قیامت که میشود خلایق را در محشر جمع نموده و حصاری میان آنها از ظلمت و تاریکی زده میشود که باطن آن رحمت و نور و ظاهرش تاریکی و عذاب است خداوند ما و شیعیان و دوستداران ما را در باطن آن حصار که نور و رحمت است وارد میفرماید و دشمنان ما را در ظاهر آن که تاریکی و عذاب است قرار میدهد آنگاه دشمنان ما دوستان ما را صدا میکنند و میگویند آیا ما در دنیا با شما نبودیم دین و پیغمبر ما یکی نبود نماز و روزه و حج بیک طریق نبود فرشتهای از طرف پروردگار بآنها جواب میدهد بلی یکی بودید و لکن بعد از پیغمبر اکرم فتنه و فساد نموده و امر خدا را که پیغمبر اکرم در باره علی بن أبی طالب و اولاد آنحضرت بشما رسانیده بود رها کردید و در آنچه پیغمبر فرمود شک نمودید و بدنبال باطل و مخالفین حق رفته و مغرور شدید تا جائیکه امیر المؤمنین علیه السّلام و ائمۀ بعد از آن که همه بر حق بودند از شما یاری خواستند و شما را براه هدایت دعوت کردند نپذیرفتید شیطان شما را گمراه نموده و از راه خدا دوری جستید امروز عوض و فدائی ندارید تا نفس خود را بسبب آن فدا رها کنید و آن هم پذیرفتنی نیست و حسنهای هم ندارید لذا جایگاه شما دوزخ است که بد منزلگاهی میباشد.
أَ لَمْ یَأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللّٰهِ وَ مٰا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ وَ لاٰ یَکُونُوا کَالَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلُ فَطٰالَ عَلَیْهِمُ الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ
سبب نزول آیه فوق آن بود که منافقین بسلمان فارسی گفتند ما را خبر بده از آنچه در توراة دیدهای از عجایب خدای تعالی آیه مزبور نازل شد و فرمود آیا وقت آن نرسیده است کسانیکه بزبان ایمان آوردهاند دلهایشان بیاد خدا ترسان گردد و بآنچه از طرف حق نازل شده بدل توجه کنند و مانند کسانیکه پیش از این بر ایشان کتاب آسمانی آمد و روزگار طولانی بر آنها گذشت و قسی القلب شده و اکثر فاسق شدند نباشند ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود تأویل این آیه جاریست در زمان غیبت امام عصر علیه السّلام و منظور،غیبت آن بزرگوار است که مدتها بطول میانجامد و اینحدیث را نعمانی و مفید نیز روایت کردهاند اِعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهٰا قَدْ بَیَّنّٰا لَکُمُ الْآیٰاتِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ در کافی ذیل آیه فوق از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام روایت کرده که فرمود مقصود این نیست که باران میبارد و زمین سبز میشود بلکه مراد آنستکه خداوند مردانی را بر گزیند که زنده میکنند زمین را بعدل پس از آنکه مرده شده بود بظلم و ستم.سوگند بخدا اقامه حدود
خداوند در روی زمین سودش بیشتر است از آنکه چهل شبانه روز باران ببارد-.
ابن بابویه از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود خداوند زنده میگرداند زمین را بوجود مقدس و ظهور حضرت حجة علیه السّلام پس از آنکه مرده بود بسبب کافر بودن اهل زمین زیرا کافران در حکم مردگان میباشند إِنَّ الْمُصَّدِّقِینَ وَ الْمُصَّدِّقٰاتِ وَ أَقْرَضُوا اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً یُضٰاعَفُ لَهُمْ وَ لَهُمْ أَجْرٌ کَرِیمٌ در کافی ذیل آیه فوق از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود:خداوند واجب نموده در اموال اغنیاء فریضهای را که ستایش نمیشوند در اثر اداء آن و آن فریضۀ زکوة است.بواسطه زکوة دادن خون آنها محفوظ است و بسبب اداء زکوة مسلمان نامیده میشوند.و حقوق دیگری بر ایشان واجب فرموده و آیه فوق را تلاوت فرمودند.حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام فرمود آیه نازل شده در حق کسانیکه صله امام بجا میآورند وَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللّٰهِ وَ رُسُلِهِ أُولٰئِکَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ وَ الشُّهَدٰاءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ در محاسن از زید بن ارقم روایت کرده گفت حضرت امام حسین علیه السّلام فرمود شیعیان ما صدیق و شهید هستند.حضورش عرض کردم چگونه آنها شهید میباشند و حال آنکه بسیاری از ایشان در رختخواب خود مردهاند فرمود مگر تلاوت نکردهای آیه 19 از سوره حدید را و آیه مزبور را تلاوت فرمودند.و از منهال قصاب روایت
کرده گفت عرض کردم حضور حضرت صادق علیه السّلام فدایت گردم دعا بفرمائید تا من شهید بشوم فرمود مؤمن هر کجا بمیرد شهید مرده است مگر قول خدای تعالی را نخواندهای که میفرماید وَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللّٰهِ وَ رُسُلِهِ أُولٰئِکَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ وَ الشُّهَدٰاءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ .
ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود امیر المؤمنین علیه السّلام در یکروز اصحاب خود را چهار صد باب علم و دانش تعلیم نمود از آن جمله فرمود ایمردم دوری بجوئید از مرمان سفله و پست فطرت زیرا آنها از خداوند نمیترسند و بسیاری از آنها قاتلین پیمبران و دشمنان ما و اهل بیت هستند خداوند توجهی بروی زمین نمود و از میان تمام مردم ما اهل بیت را بر گزید و شیعیانی برای ما انتخاب فرمود آنها یاری میکنند ما را و مسرور هستند بفرح ما و محزونند بحزن ما و اموال و نفسهای خود را در راه دوستی ما بذل میکنند و کسی از شیعیان ما نیست که مرتکب معصیتی بشود مگر آنکه خداوند او را مبتلا نماید به بلیهای یا در مال و یا در فرزند و یا در نفس او و یا سکرات مرگ را بر او سخت گرداند تا از دنیا پاک و بدون معصیت برود مردگان شیعه ما شهید و صدیق هستند چه آنها امر ما را تصدیق کردهاند و بخاطر ما با دوستان ما دوست و با دشمنان ما دشمن بودند،تقرب جستند بخدا دوستی و دشمنی.پس از آن آیه مزبور را تلاوت نمود و فرمود از جای خود حرکت نکنید و صبر و بردباری را پیشه خود سازید
و دست بشمشیر نزنید و عجله نکنید و بدانید هر کس از شما شیعیان در فراش خود بمیرد و بخدا ایمان و برسولش معرفت داشته و عارف بحق ما اهلبیت باشد و حقوق ما را رعایت کند شهید مرده است و اجر او با خدا است و مانند کسی است که به شمشیر در راه خدا کشته شده باشد-.محمّد بن عباس از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود روزی از روزها فرشتۀ بزرگی موسوم بمحمود بر پیغمبر اکرم فرود آمد پیغمبر خواست او را ببوسد عرض کرد مهلا ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم تو گرامیترین تمام اهل آسمانها و زمین هستی سزاوار نیست مرا ببوسی وقتی خواست بآسمان بالا رود پیغمبر مشاهده کرد بر کتف محمود نوشته شده
لا اله الا اللّه محمّد رسول اللّه علی الصدیق الاکبر باو فرمود ای حبیب من محمود از چه زمان این کلمات بر کتف تو نوشته شده عرض کرد دوازده هزار سال پیش از خلقت آدم مکتوب است.
ابن شهر آشوب از ابن عباس روایت کرده گفت پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود علی صدیق اکبر این امت و فاروق اعظم است وَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ الْجَحِیمِ و آنانکه بخدا کافر شده و ولایت امیر المؤمنین و فرزندانش را تکذیب کردند آنها اهل دوزخند اِعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیٰاةُ الدُّنْیٰا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِینَةٌ وَ تَفٰاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکٰاثُرٌ فِی الْأَمْوٰالِ وَ الْأَوْلاٰدِ کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْکُفّٰارَ نَبٰاتُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرٰاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَکُونُ حُطٰاماً وَ فِی الْآخِرَةِ عَذٰابٌ شَدِیدٌ بدانید که زندگانی دنیا بحقیقت بازیچه ایست کودکانه و لهو و عیاشی جوانان و آرایش زنانه و فخر و خود ستائی با یکدیگر و حرص افزودن مال و فرزندان و در مثل مانند بارانیست که بموقع
ببارد و گیاهی در پی آن از زمین بروید و برزگران دنیا پرست را بشگفت آورد سپس بنگری که زرد و خشک شده و پوسیده گردد در عالم آخرت دنیا طلبان را عذاب سخت جهنم باشد.امیر المؤمنین علیه السّلام بعمار یاسر فرمود ای عمار بر دنیا غم مخور که تمام لذات دنیا شش چیز است مطعوم و مشروب و ملبوس و منکوح و مشموم و مرکوب اما شریفترین طعامها عسل است که فر آوردۀ زنبور میباشد و بهترین مشمومات مشک است که از خون آهو است و نفیسترین مرکوبها اسب است که مردان بیشماری را بر پشت خود بهلاکت میرساند و بهترین مشروبات آب است که تمام حیوانات از آن میآشامند و نیکوترین ملبوسات ابریشم باشد و آن بافتۀ گرمی است و منکوحات زنانند و آنها وسیلۀ دفع شهوت هستند پس دنیا چه زیبائی دارد و چگونه میشود بآن دلبستگی و تفاخر نمود و فرمود مصیبات دنیا بسیار است و مشاربش تیره و هیچ دوستی را با دوستی خود بر خوردار نکند.
سٰابِقُوا إِلیٰ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهٰا کَعَرْضِ اَلسَّمٰاءِ وَ اَلْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِینَ آمَنُوا بِاللّٰهِ وَ رُسُلِهِ ذٰلِکَ فَضْلُ اَللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اَللّٰهُ ذُو اَلْفَضْلِ اَلْعَظِیمِ (21) مٰا أَصٰابَ مِنْ مُصِیبَةٍ فِی اَلْأَرْضِ وَ لاٰ فِی أَنْفُسِکُمْ إِلاّٰ فِی کِتٰابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهٰا إِنَّ ذٰلِکَ عَلَی اَللّٰهِ یَسِیرٌ (22) لِکَیْلاٰ تَأْسَوْا عَلیٰ مٰا فٰاتَکُمْ وَ لاٰ تَفْرَحُوا بِمٰا آتٰاکُمْ وَ اَللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ کُلَّ مُخْتٰالٍ فَخُورٍ (23) اَلَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَ یَأْمُرُونَ اَلنّٰاسَ بِالْبُخْلِ وَ مَنْ یَتَوَلَّ فَإِنَّ اَللّٰهَ هُوَ اَلْغَنِیُّ اَلْحَمِیدُ (24) لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلَنٰا بِالْبَیِّنٰاتِ وَ أَنْزَلْنٰا مَعَهُمُ اَلْکِتٰابَ وَ اَلْمِیزٰانَ لِیَقُومَ اَلنّٰاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا اَلْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَ مَنٰافِعُ لِلنّٰاسِ وَ لِیَعْلَمَ اَللّٰهُ مَنْ یَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اَللّٰهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ (25)
سٰابِقُوا إِلیٰ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهٰا کَعَرْضِ السَّمٰاءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِینَ آمَنُوا بِاللّٰهِ وَ رُسُلِهِ ذٰلِکَ فَضْلُ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ.
آیه مزبور که نازل شد پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود جبرئیل خبر داد مرا که یکی از بندگان خدا بالای کوهی در وسط دریا پانصد سال عبادت میکرده خدای تعالی چشمه آب شیرین و درخت اناری در آنجا آفریده بود هر شب کنار درخت و چشمه آب میرفت اناری تناول میکرد سپس وضو میگرفت و مشغول نماز میشد
از خداوند طلب نمود که در حال سجده روحش را قبض فرماید و بهمان حالت تا روز محشر باقی بماند و زمین جسدش را فاسد نکند و از بین نرود دعایش مستجاب شد هر وقت بآسمان عروج میکنم او را بحالت سجده میبینم ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم مشاهده میکنم آن بنده را که روز قیامت در محضر عدل الهی حاضر شده پروردگار امر فرماید که این بنده را از رحمت من داخل بهشت کنید عابد گوید به پاداش عبادت خود وارد بهشت میشوم خطاب رسد بفرشتگان او را بدوزخ برید چه مغرور بعبادت خویش شده و از نعمتهائیکه باو ارزانی داشتیم غافل است تمام نعمتهای خود را باو بخشیدیم عبادتش را بجای نعمت چشم که بوی دادیم محسوب بدارید حق و پاداشی ندارد که بآن واسطه وارد بهشت شود در آن هنگام عابد متوجه تقصیر خود شده و با عجز و زاری گوید پروردگارا بفضل و رحمت خود از تقصیر من در گذر و مرا وارد بهشت کن بفرشتگان خطاب شود باز گردانید او را حضور ما سپس فرماید ای بنده من که ترا از نیستی بوجود آورد و آفرید و انواع نعمتها داد و قوت و توانائی بتو بخشید که عبادت نمودی و که از برایت در جوار دریای شور آب شیرین خلق کرد و درخت انار رویانید آیا این نعمتها بقدرت و توانائی تو بود یا از فضل و رحمت من است!عرض میکند:پروردگارا تمام آنها از فضل و رحمت تو بوده که بر این بنده عنایت فرمودی خطاب رسد بلی تمام نعمتها را ما عطا کردیم ای فرشتگان الحال که اقرار و اعتراف نمود بفضل و رحمت ما او را از رحمت خود داخل بهشت گردانم.
سید رضی در خصایص ذیل آیه فوق از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود
بزرگ نصارای نجران نزد عمر آمد گفت اراضی ما بسیار سرد است و تاب تحمل قشون را ندارد خود من ضامن خراج میشوم و هر سال آنرا میآورم یک سال با جمعی از اعوان خود آن پیر مرد نیکو منظر خراج را آورد عمر او را دعوت باسلام نمود و فضایل اسلام را برایش بیان کرد آن نصرانی گفت ایعمر مسائلی چند دارم جواب آنها را بیان کن.
1-در قرآن شما هست که عرض بهشت بمقدار آسمانها و زمین است پس جای جهنم کجا است عمر از پاسخ او عاجز شد و از خجالت سر بزیر افکند امیر المؤمنین علیه السّلام تشریف داشت عمر عرض کرد یا علی جواب سؤال نصرانی را شما بفرمائید.فرمود چرا خودت پاسخ او را نمیدهی عرض کرد نمیدانم فرمود ای بزرگ نصرانی بگو ببینم هر وقت روز ظاهر میشود شب بکجا میرود نصرانی ملتفت شد گفت بخدا قسم تا بحال کسی جواب این سؤال مرا نداده بود سؤال کرد ایعمر این جوان کیست گفت علی بن أبی طالب پسر عم پیغمبر و داماد و پدر حسنین فرزندان رسول خدا است.
2-نصرانی بعمر گفت خبر ده مرا از بقعهایکه یک ساعت بیش آفتاب در آن نتابید و دیگر هم نمیتابد عمر گفت یا علی علیه السّلام جواب او را بده امیر المؤمنین فرمود آندریائی بود که شکافته شد برای بنی اسرائیل نصرانی گفت راست گفتی- 3-پس از آن سؤال نمود ایعمر آیا در دنیا چیزهائی وجود دارد که بمیوه های بهشتی شباهت داشته باشد که هر چه از آن بردارند کم نشود عمر جواب داد نمیدانم از علی سؤال کن امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود بلی آن چیز قرآن است اگر تمام اهل عالم جمع شوند و هر کس حاجات خود را از آن بردارد ابدا از قرآن چیزی کم نمیشود نصرانی گفت راست گفتی ایجوان.
4-مجددا از عمر سؤال کرد آیا برای آسمان درهائی هست و آیا برای آن درها قفلی وجود دارد؟عمر گفت از علی علیه السّلام مطالب خود را سؤال کن امیر المؤمنین فرمود بلی آسمان در دارد و قفل درهای آن شرک بخدا است و کلید درها شهادت ان
لا اله الا اللّه میباشد و هیچ چیزی مانع آن نیست مگر عرش پروردگار
5-نصرانی باز از عمر سؤال کرد اول خونی که در روی زمین ریخته شد چه خونی بود عمر جواب داد مگر من نگفتم مسائل خود را از علی بپرس امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود اول خونی که ریخته شد خون رحم حوا بود در وقت زائیدن قابیل پسر آدم لکن مردم میگویند خون هابیل بود که برادرش قابیل او را بقتل رسانید نصرانی گفت راست گفتی بعد از آن متوجه عمر شد و گفت ایعمر باید این مسئله را خودت جواب بدهی.
6-خبر بده مرا ایعمر خداوند کجاست عمر در غضب شد خواست نصرانی را بزند امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود ای نصرانی جواب سؤالت را از من بشنو:روزی حضور پیغمبر بودم فرشتهای وارد شد سلام کرد پیغمبر از او پرسید از کجا میآئی گفت از آسمان هفتم از نزد پروردگار فرشته دیگری وارد شد سؤال نمود از کجا آمدهای عرض کرد از تخوم زمین از نزد پروردگار سومی رسید جواب داد از مشرق زمین از نزد پروردگار فرشته چهارم گفت من از مغرب زمین از نزد پروردگار میآیم پس خداوند در همه جا هست در آسمان و زمین و او دانا و توانا است حضرت باقر علیه السّلام فرمود معنای فرمایش امیر المؤمنین علیه السّلام اینست که فرشتگان از هر طرف که بیایند از ملکوت پروردگار آمدهاند و از علم خداوند چیزی پنهان نیست.
مٰا أَصٰابَ مِنْ مُصِیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ فِی أَنْفُسِکُمْ إِلاّٰ فِی کِتٰابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهٰا إِنَّ ذٰلِکَ عَلَی اللّٰهِ یَسِیرٌ
هر رنج و مصیبتی که در زمین از قحطی و آفت و فقر و ستم یا از نفس خویش مانند ترس و غم و درد و الم بشما رسد همه در کتاب لوح محفوظ ما پیش از آنکه در دنیا ایجاد کنیم ثبت است و حفظ آن بر خدا آسان است-.در کافی ذیل آیه فوق از حفص بن غیاث روایت کرده گفت سؤال نمودم از حضرت صادق علیه السّلام راجع بزهد در دنیا و حد آن فرمود ده چیز است اعلی درجه زهد ادنی درجه ورع است و اعلی درجه ورع ادنی درجه یقین است.و اعلی درجه یقین ادنی درجه رضوان است و زهد را خداوند در آیه لِکَیْلاٰ تَأْسَوْا عَلیٰ مٰا فٰاتَکُمْ وَ لاٰ تَفْرَحُوا بِمٰا آتٰاکُمْ جمع و بیان فرموده-.
و از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود وقتی که سر مقدس حضرت امام حسین علیه السّلام و اهل بیت آن بزرگوار را بر یزید ملعون وارد کردند حضرت امام زین العابدین علیه السّلام را با غل آهنی بسته بودند چون نگاه یزید بر آنحضرت افتاد گفت ایعلی بن الحسین علیه السّلام حمد خدایرا که پدرت حسین علیه السّلام را کشت آنحضرت فرمود خداوند لعنت کند کشنده پدرم را ای یزید تو گمان میکنی که نعوذ باللّه پروردگارم را لعن میکنم یعنی خداوند او را نکشت بلکه تو کشتی یزید در غضب شد امر کرد سر مقدس آنحضرت را جدا کنند فرمود اکنون که قصد کشتن مرا داری دختران رسول خدا را چه کسی بمنزلهایشان بر میگرداند و حال آنکه محرمی بجز من ندارند یزید گفت خودت بر گردان از کشتن تو منصرف شدم پس از آن سوهانی طلب نمود و بدست خودش غل آهنی را از گردن آنحضرت بیرون آورد گفت میدانی چرا من اینکار را بدست خود انجام دادهام فرمود بلی میخواستی در بر داشتن غل کسی بغیر از خودت منت بر من نگذارد یزید گفت آری چنین است ایعلی بن الحسین علیه السّلام «مٰا أَصٰابَکُمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِمٰا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ» یعنی این ابتلا را خودتان بدست خود درست کردهاید فرمود آنحضرت حاشا که چنین باشد این آیه در باره ما نازل نشده بلکه آیه مٰا أَصٰابَ مِنْ مُصِیبَةٍ فِی الْأَرْضِ وَ لاٰ فِی أَنْفُسِکُمْ إِلاّٰ فِی کِتٰابٍ در حق ما نازل شد ما اهل بیت پیغمبر تأسف نمیخوریم بر آنچه از ما فوت شده و خوشحال نمیشویم بآنچه بما داده شده بلکه تسلیم امر پروردگار هستیم حضرت صادق علیه السّلام فرمود خداوند راست فرمود و نیز رسولانش کتابهائیکه در آسمان تعلیم آنها نموده بود و کتابهای خداوند در زمین که شب قدر تعلیم ما ائمه میدهند و همچنین در غیر شب قدر که تمام آنها نوشته شده از مقدرات خلایق در باره آنها پیش از آنکه ایشان را بیافریند لِکَیْلاٰ تَأْسَوْا عَلیٰ مٰا فٰاتَکُمْ وَ لاٰ تَفْرَحُوا بِمٰا آتٰاکُمْ وَ اللّٰهُ لاٰ یُحِبُّ کُلَّ مُخْتٰالٍ فَخُورٍ حضرت صادق علیه السّلام فرمود شخصی معنای آیه فوق را از پدرم حضرت باقر علیه السّلام سؤال نمود فرمود این آیه نازل شده در باره أبو بکر و عمر و یاران آنها یکی مقدم و دیگری مؤخر چه ایشان غمگین شده بودند بآن چیزهائی که خداوند عطا نموده و اختصاص داده بود بامیر المؤمنین علیه السّلام از امامت
و ولایت و خوشحال بودند بآن فتنهای که از غصب خلافت و فدک و کشتن حضرت فاطمه زهرا(ع)دختر پیغمبر اکرم و گمراه کردن خلایق بعد از رحلت رسول خدا بر پا کرده بودند سائل عرض کرد بحضرت باقر علیه السّلام شهادت میدهم که شما ائمه فرزندان رسولخدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بر حق هستید و شکی در حقانیت شما ندارم صاحبان حکم و موالیان خلق میباشید حضرت صادق علیه السّلام فرمود دیگر کسی شخص سائل را پس از سؤال و شنیدن جواب مشاهده ننمود اَلَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَ یَأْمُرُونَ النّٰاسَ بِالْبُخْلِ وَ مَنْ یَتَوَلَّ فَإِنَّ اللّٰهَ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ متکبرین خود خواه همانهائی هستند که در احسان کردن بخل ورزیده و مردم را هم ببخل و منع احسان وا میدارند کسانی که از دعوت و اطاعت خداوند اعراض نموده و رو گردان هستند باید بدانند که خدای تعالی از طاعت خلق بینیاز است و اوست حمید و مجید لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلَنٰا بِالْبَیِّنٰاتِ وَ أَنْزَلْنٰا مَعَهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْمِیزٰانَ لِیَقُومَ النّٰاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَ مَنٰافِعُ لِلنّٰاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللّٰهُ مَنْ یَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللّٰهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ در کافی ذیل آیه فوق از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود وصیت کرد موسی بوصی خود یوشع بن نون و وصیت نمود یوشع بفرزند هارون و وصیت نکرد بفرزندان خود زیرا خداوند بر میگزیند هر کرا بخواهد موسی و یوشع به بنی اسرائیل آمدن حضرت عیسی را بشارت دادند وقتی که عیسی مبعوث شد بمردم گفت بزودی بعد از من پیغمبری میآید که نام او احمد است و از فرزندان اسمعیل میباشد تصدیق میکند پیغمبری مرا و من نبوت او را تصدیق میکنم و این وصیت جاریشد در میان حواریین و مستحفظین.خداوند آنها را به مستحفظین ملقب فرمود چه ایشان حفظ نمودند اسم بزرگ را و آن کتابی است که بآن هر چیزی دانسته میشود و نزد پیغمبران گذشته بوده چنانکه میفرماید لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلَنٰا بِالْبَیِّنٰاتِ وَ أَنْزَلْنٰا مَعَهُمُ الْکِتٰابَ و کتاب اسم بزرگتری است که تفسیر میشود بآن توریة و انجیل و فرقان و در آن کتابهای نوح و صالح و شعیب و صحف ابراهیم میباشد که خداوند خبر میدهد بآن و کجا است صحف ابراهیم و موسی همان اسم بزرگ است پس پیوسته وصیت میشد بعالمی بعد از عالم دیگر تا آنکه رد کردند آن را بسوی محمّد
صلّی اللّه علیه و آله و سلّم وقتی آنحضرت مبعوث شد اسلام آوردند و تسلیم او شدند باقی ماندگان از از مستحفظین و تکذیب کردند آنحضرت را بنی اسرائیل و جهاد کرد پیغمبر در راه خدا پس از آن ابلاغ شد بر حضرتش که فضیلت و شرافت امیر المؤمنین علیه السّلام را بمردم ابلاغ کند آن حضرت نیز فضیلت آنجناب را بر مردم اعلام فرمود جبرئیل نازل شد و گفت ایرسول خدا روزگار حیات شما منقضی شد و نبوّت کامل گردید اسم اعظم و میراث علم و آثار نبوت را نزد علی ودیعه گذار زیرا زمین نباید هرگز خالی از حجت باشد تا بسبب او مردم مرا اطاعت نموده و ولایت او را بپذیرند و این وصی تو حجت است برای آنهائیکه بعد از این متولد شده و بدنیا میآیند پیغمبر بامر خدا وصیت کرد بامیر المؤمنین علیه السّلام و اسم اعظم با میراث علم و آثار نبوت را باو تفویض نمود و وصیت کرد بهزار کلمه و هزار باب علم که از هر کلمه و بابی هزار کلمه و باب دیگر مفتوح شد چنانکه خود آنحضرت فرمود.
ابن شهر آشوب ذیل آیه وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ از ابن عباس روایت کرده گفت مراد بحدید در این آیه ذو الفقار است خداوند آن را از آسمان برای پیغمبر فرستاد و آنحضرت آن را بامیر المؤمنین عطا نمود
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً وَ إِبْرٰاهِیمَ وَ جَعَلْنٰا فِی ذُرِّیَّتِهِمَا اَلنُّبُوَّةَ وَ اَلْکِتٰابَ فَمِنْهُمْ مُهْتَدٍ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ (26) ثُمَّ قَفَّیْنٰا عَلیٰ آثٰارِهِمْ بِرُسُلِنٰا وَ قَفَّیْنٰا بِعِیسَی اِبْنِ مَرْیَمَ وَ آتَیْنٰاهُ اَلْإِنْجِیلَ وَ جَعَلْنٰا فِی قُلُوبِ اَلَّذِینَ اِتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً وَ رَهْبٰانِیَّةً اِبْتَدَعُوهٰا مٰا کَتَبْنٰاهٰا عَلَیْهِمْ إِلاَّ اِبْتِغٰاءَ رِضْوٰانِ اَللّٰهِ فَمٰا رَعَوْهٰا حَقَّ رِعٰایَتِهٰا فَآتَیْنَا اَلَّذِینَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ (27) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا اِتَّقُوا اَللّٰهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اَللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ (28) لِئَلاّٰ یَعْلَمَ أَهْلُ اَلْکِتٰابِ أَلاّٰ یَقْدِرُونَ عَلیٰ شَیْءٍ مِنْ فَضْلِ اَللّٰهِ وَ أَنَّ اَلْفَضْلَ بِیَدِ اَللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اَللّٰهُ ذُو اَلْفَضْلِ اَلْعَظِیمِ (29)
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً وَ إِبْرٰاهِیمَ وَ جَعَلْنٰا فِی ذُرِّیَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْکِتٰابَ فَمِنْهُمْ مُهْتَدٍ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ
ابن بابویه ذیل آیه فوق از ریان ابن صلت روایت کرده گفت جمعی از علماء در محضر مأمون از حضرت رضا علیه السّلام سؤال نمودند ایفرزند رسول خدا آیا عترت رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم آل آنحضرت میباشد یا غیر آل هستند فرمود عترت همان آل هستند حضورش عرض کردند که اصحاب آنحضرت روایت کردهاند که پیغمبر فرمود آل من امت من میباشند فرمود در جواب آنها خبر بدهید مرا آیا صدقه بر آل محمّد حرام است یا حلال عرض کردند حرام است فرمود پس بگمان شما صدقه بر تمام امة حرام است گفتند حرام نیست فرمود فرق بین امة و آل آنست که صدقه بر آل حرام است و بر امت حلال پس آل محمّد غیر از امت باشند وای بر شما آیا از ذکر خداوند رو بر گردانیدید یا از قوم مسرفین میباشید آیا نمیدانید که طهارت و وراثت واقع شده بر مصطفین و بر گزیدگان و هدایت کنندگان و راهنمایان نه بر غیر آنها عرض کردند یا ابا الحسن بچه دلیل
این فرمایشات را میفرمائید فرمود بموجب آیه وَ لَقَدْ أَرْسَلْنٰا نُوحاً وَ إِبْرٰاهِیمَ وَ جَعَلْنٰا فِی ذُرِّیَّتِهِمَا النُّبُوَّةَ وَ الْکِتٰابَ ما نوح و ابراهیم را فرستادیم و در فرزندانشان نبوت و کتاب آسمانی قرار دادیم لکن آن فرزندانی که هدایت کننده هستند نه آنهائی که فاسق میباشند آیا نمیدانید هنگامی که نوح در خواست کرد از پروردگار نسبت بفرزندش و گفت خدایا فرزند من از جمله اهل من باشد و تو وعده فرمودی اهل مرا از غرق شدن نجات دهی باو خطاب رسید ای نوح این فرزندت از اهل تو نیست و او اعمال ناصالح دارد سؤال نکن از من چیزیرا که علم و دانش بآن نداری من تو را نصیحت میکنم مبادا از زمرۀ جاهلان و نادانان ناشی ثُمَّ قَفَّیْنٰا عَلیٰ آثٰارِهِمْ بِرُسُلِنٰا وَ قَفَّیْنٰا بِعِیسَی ابْنِ مَرْیَمَ وَ آتَیْنٰاهُ الْإِنْجِیلَ وَ جَعَلْنٰا فِی قُلُوبِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً وَ رَهْبٰانِیَّةً ابْتَدَعُوهٰا مٰا کَتَبْنٰاهٰا عَلَیْهِمْ إِلاَّ ابْتِغٰاءَ رِضْوٰانِ اللّٰهِ فَمٰا رَعَوْهٰا حَقَّ رِعٰایَتِهٰا فَآتَیْنَا الَّذِینَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ پس از نوح و ابراهیم رسولانی فرستادیم سپس عیسی بن مریم را مبعوث نموده و باو کتاب انجیل را عطا کردیم و در دل پیروان او رحمت و مهربانی نهادیم، لکن آنها رهبانیت و ترک دنیا را پیش خود اختراع نموده و بدعت گذاشتند ما بر آنها جز آنکه رضا و خوشنودی خدا را طلبند در کتاب انجیل مقرر نکردیم و باز آنها چنانکه باید و شاید مراعات آنرا نکردند ما هم بآنانکه ایمان آوردند پاداش و و اجرشان را عطا کردیم معذالک بسیاری از آنها براه فسق و تبه کاری شتافتند-.
در کافی ذیل آیه وَ رَهْبٰانِیَّةً ابْتَدَعُوهٰا از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام روایت کرده فرمود نماز شب را خداوند بر آنها واجب نکرده بود ایشان بر خود واجب نمودند و بحساب خداوند گذاشتند و اینحدیث را ابن بابویه نیز روایت کرده است طبرسی از ابی مسعود روایت کرده گفت با رسولخدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم سواره همراه بودم فرمود ای پس مسعود آیا میدانی چگونه نصاری رهبانیت را بدعت گذاشتند عرض کردم خدا و رسولش بهتر میدانند فرمود بعد از عیسی ستمکاران بر مؤمنین تسلط پیدا کردند و آشکارا معصیت خدا کردند مؤمنین سه مرتبه با آنها جهاد نمودند بسیاری از ایشان کشته شدند اندکی باقی ماندند با خود گفتند اگر بار دیگر ما با
آنها جهاد کنیم همه ما را خواهند کشت و کسی از ما نخواهد ماند که دین خدا را یاری کند ما در روی زمین پراکنده میشویم تا آنکه محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم که عیسی خبر داده ظاهر شود آنها در غارها و شکاف کوهها پراکنده شدند و آنجا ماندند بعضی بر دین خود باقی مانده و بعض دیگر بدعتها نهادند پس از آن تلاوت نمود آیه فوق را و فرمود میدانی رهبانیت در امت من چیست عرض کردم شما داناترید فرمود هجرت کردن از دار کفر باسلام و جهاد و نماز و روزه و حج و عمره است پس از آن فرمود ای پسر مسعود آنهائیکه پیش از شما بودند هفتاد دو فرقه شدهاند دو فرقه از ایشان ناجی هستند و باقی هالک یک فرقه کسانی هستند که با ملوک و ستمکاران در دین عیسی جهاد کردند و کشته شدند فرقه دوم آنهائی میباشند که از دست ستمکاران فرار نموده و دین خود را محفوظ داشته بر طبق دستور عیسی عمل کردند.
لطیفه عرفا و اهل تحقیق گفتهاند مردمان کامل آنهائی هستند که درب بدعت و اختراع را بروی خود و دیگران بستهاند و بر تکالیف و احکام الهی چیزی زیاد و کم نکردهاند و ذکر و اوراد خود را بغیر آنچه در قرآن و احادیث آل عصمت و طهارت وارد شده قرار ندادهاند اینان مطیع و فرمانبردار خدا و رسول صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و اهل بیت هستند نه مخترع و بدعت گذار و اینگونه مردم بسیار اندکند پیغمبر اکرم فرمود پس از من بدعت گذاران و شکاکان را مشاهده کنید از آنان بیزاری جوئید و تا میتوانید از آنها بد گوئی کنید و دشنام دهید و ناگهان بدستگیری ایشان قیام کنید و چندان کار را بر آنها دشوار سازید که نتوانند رخنه و فسادی در دژ مستحکم اسلام ایجاد سازند و بکلی بند طمع فسادشان را ببرید و مردم را از آمیزش با آنان بیم دهید تا بدعتهای ایشان را یاد نگیرند اگر بدین دستور رفتار کردید خدای تعالی بر حسنات شما میافزاید و درجات شما را رفیع میگرداند.
و نیز فرمود هر گاه پرچمهای بدعت در میان امت من افراشته شود بایستی شخص عالم و دانشمند تیغ بیدریغ علمش را از غلاف سینه بیرون کشد و با آنان بمبارزه بر خیزد و هر عالمی چنین نکند لعنت خدا بر او باد و فرمود هر بدعتی
که واقع شود مایه گمراهی است و هر گمراهی سر انجامش آتش است یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّٰهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ در کافی ذیل آیه فوق از ابی جارود روایت کرده گفت حضور حضرت باقر علیه السّلام عرض کردم خداوند باهل کتاب خیر بسیاری عطا فرموده فرمود منظورت چیست؟عرض کردم آیه اَلَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ یُؤْمِنُونَ تا آخر جمله یُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَیْنِ فرمود بشما مسلمانان نیز عطا فرمود و آیه فوق را تلاوت نمودند و فرمودند مراد بنور ائمه علیه السّلام میباشد که مردم بآنها اقتدا مینمایند و از سماعة بن مهران روایت کرده گفت سؤال کردم از حضرت صادق علیه السّلام معنای آیه کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ را فرمود کفلین حسن و حسین علیه السّلام میباشند که بشما عطا شده و نور سایر ائمه است که بآنها اقتداء میکنید پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بانس بن مالک فرمود از برای علی دو نور است یکی در آسمان و دیگری در زمین هر کس تمسک بجوید بنور علی خداوند او را به بهشت داخل کند و هر که از او تجاوز نماید او را وارد دوزخ نماید ای انس بشارت بده مردم را به این خداوند از نور صورت علی علیه السّلام هفتاد هزار فرشته آفریده که پیوسته استغفار میکنند برای دوستان علی علیه السّلام تا روز قیامت لِئَلاّٰ یَعْلَمَ أَهْلُ الْکِتٰابِ أَلاّٰ یَقْدِرُونَ عَلیٰ شَیْءٍ مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ وَ أَنَّ الْفَضْلَ بِیَدِ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ سبب نزول آیه آن بود چون پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم جعفر را با هفتاد نفر بسوی حبشه فرستاد تا نجاشی پادشاه حبشه و اهل مملکت او را باسلام دعوت کنند آنها رفتند و دعوت کردند نجاشی و جمعی اسلام آوردند.وقتی جعفر و اصحابش خواستند مراجعت کنند جمعی از اهل حبشه که ایمان آورده بودند اجازه خواستند از نجاشی همراه جعفر حرکت کنند و حضور پیغمبر شرفیاب شوند نجاشی بآنها اجازه داد و حضور رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم رسیدند در غزوه احد مشاهده کردند که مسلمین از حیث مال محتاج میباشند به پیغمبر عرض کردند اجازه بفرمائید ما بحبشه بر گردیم مال بسیاری آنجا داریم قدری همراه خود بیاوریم و صرف محتاجین مسلمین نمائیم پیغمبر اجازه داد رفتند مال بسیاری آوردند و بمسلمین عطا کردند خدای تعالی آیه
اَلَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ الْکِتٰابَ مِنْ قَبْلِهِ هُمْ بِهِ یُؤْمِنُونَ تا وَ مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ یُنْفِقُونَ را در باره ایشان نازل فرمود و نیز آیه یُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَیْنِ را در حقشان نازل نمود آنها فخر و مباهات کردند بر مسلمین و گفتند ما را دو اجر و پاداش دهند یکی آنکه بکتاب انجیل ایمان داشتیم و دیگری بخاطر ایمان آوردن بکتاب شما پروردگار آیه یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّٰهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یُؤْتِکُمْ کِفْلَیْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ و آیه لِئَلاّٰ یَعْلَمَ أَهْلُ الْکِتٰابِ را نازل نمود و فرمود تا اهل کتاب بدانند که آنها قادر بر هیچ چیز از فضل و رحمت خدا نیستند و هر فضل و نعمتی بدست خدا است بهر که میخواهد میبخشد و او دارای فضل و رحمت بیپایانست پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود هر کس کنیزی داشته باشد و او را معارف دین تعلیم داده و احکام شرع بیاموزد و آزادش کند پس از آن او را بعقد خود در آورد خداوند دو اجر باو عطا فرماید و هر بندهای که اطاعت خدا و مولایش را بجا آورد و حق پروردگار و سیدش را انجام دهد خداوند دو پاداش باو مرحمت میفرماید و هر کس از اهل کتاب که ایمان دارد بآنچه عیسی علیه السّلام آورده و آنها را بر حق بداند و نیز ایمان دارد بآنچه محمّد پیغمبر خاتم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم آورده و عمل بآن کند پروردگار دو اجر و مزد باو کرامت خواهد فرمود پایان سوره حدید
سوره مجادله در مدینه نازل شده و شامل بیست و دو آیه و چهار صد و هفتاد و سه کلمه و هزار و هفتصد و نود و دو حرف است.خواص و ثواب تلاوت آن مختصری در سوره حدید بیان شد در خواص قرآن.از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس سوره مجادله را قرائت کند روز قیامت از رستگاران خواهد بود و اگر این سوره را بنویسند و بر مریض به بندند درد او ساکن شود و اگر چیزیرا بخواهند ذخیره کنند این سوره را بر آن بخوانند محفوظ بماند و اگر نوشته و در میان حبوبات نهند بر طرف کند هر چیزیکه فاسد میکند آنها را.خلاصه مطالب سوره مجادله عبارت است از بیان کفاره ظهار و عقوبت مخالفین خدا و رسول و اینکه خداوند بر راز و اسرار درونی مردم آگاهست و امر بوسعت دادن در مجالس و بیان حال منافقین
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . قَدْ سَمِعَ اَللّٰهُ قَوْلَ اَلَّتِی تُجٰادِلُکَ فِی زَوْجِهٰا وَ تَشْتَکِی إِلَی اَللّٰهِ وَ اَللّٰهُ یَسْمَعُ تَحٰاوُرَکُمٰا إِنَّ اَللّٰهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ (1) اَلَّذِینَ یُظٰاهِرُونَ مِنْکُمْ مِنْ نِسٰائِهِمْ مٰا هُنَّ أُمَّهٰاتِهِمْ إِنْ أُمَّهٰاتُهُمْ إِلاَّ اَللاّٰئِی وَلَدْنَهُمْ وَ إِنَّهُمْ لَیَقُولُونَ مُنْکَراً مِنَ اَلْقَوْلِ وَ زُوراً وَ إِنَّ اَللّٰهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ (2) وَ اَلَّذِینَ یُظٰاهِرُونَ مِنْ نِسٰائِهِمْ ثُمَّ یَعُودُونَ لِمٰا قٰالُوا فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَتَمَاسّٰا ذٰلِکُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَ اَللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ (3) فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیٰامُ شَهْرَیْنِ مُتَتٰابِعَیْنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَتَمَاسّٰا فَمَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَإِطْعٰامُ سِتِّینَ مِسْکِیناً ذٰلِکَ لِتُؤْمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ تِلْکَ حُدُودُ اَللّٰهِ وَ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰابٌ أَلِیمٌ (4) إِنَّ اَلَّذِینَ یُحَادُّونَ اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ کُبِتُوا کَمٰا کُبِتَ اَلَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ قَدْ أَنْزَلْنٰا آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ وَ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰابٌ مُهِینٌ (5) یَوْمَ یَبْعَثُهُمُ اَللّٰهُ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُهُمْ بِمٰا عَمِلُوا أَحْصٰاهُ اَللّٰهُ وَ نَسُوهُ وَ اَللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ (6)
قوله تعالی قَدْ سَمِعَ اللّٰهُ قَوْلَ الَّتِی تُجٰادِلُکَ فِی زَوْجِهٰا وَ تَشْتَکِی إِلَی اللّٰهِ وَ اللّٰهُ یَسْمَعُ تَحٰاوُرَکُمٰا إِنَّ اللّٰهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ این آیات نازل شده در باره خوله دختر خویلد و شوهرش اوس بن صامت که هر دو از انصار هستند سبب نزول آن بود که اوس غضبناک شد بر عیال خود و باو گفت تو مانند پشت مادرم بر من حرام هستی سپس از گفتار خود پشیمان شد و در زمان جاهلیت رسم بر این بود که هر کس این گفتار را بعیال خود میگفت آن زن بر او حرام ابد میشد و بهیچ کیفیت نمیتوانست با او همبستر بشود خوله عیال اوس حضور پیغمبر رسید عرض کرد ایرسول خدا اوس شوهر و پدر
فرزندان و پسر عموی من است بمن گفته انت علی کظهر امی و در زمان جاهلیت هر کس این گفتار را بعیالش میگفت بر او حرام بود ایرسول خدا من شکایت اوس را حضور شما آوردهام عطا کردم باو شکم خود را و مضایقه ننمودم چیزیرا از او مدد کردم اوس را در امور دنیا و آخرت و هیچگونه نارضایتی نداشتم حال مرا از خانه خود بیرون کرده شکایت او را نزد شما آوردم حکم بفرمائید در کارم،رسول خدا فرمود حکم و آیهای در اینخصوص بر من نازل نشده تا میان تو و شوهرت داوری نمایم و دوست ندارم که از نزد خود چیزی بگویم و خود را در زحمت اندازم آن زن گریه کرد و بخدا و رسولش شکایت نمود و از حضور پیغمبر باز گشت پروردگار سخنان آن زن را با پیغمبر در باره شوهرش شنید جبرئیل نازل شد آیات فوق را آورد فرمود ایرسول ما سخن آنزنرا که در باره شوهرش با تو مجادله میکرد و شکوه او را بخدا میبرد شنیدیم و گفتگوی شما را محققا میشنویم ما بسخنان بندگان خود شنوا و باحوالشان بینا هستیم کسانیکه با زنان خود ظهار کنند یعنی بایشان بگویند انت علی کظهر امی آن زنان بر اثر این گفتار مادر حقیقی شوهران خود نخواهند بود بلکه مادرشان همانست که آنها را متولد کرده و این مردم بعادت زمان جاهلیت سخنان ناپسند و باطل میگویند.خداوند آمرزنده و بخشنده است
چون آیه نازل شد پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرستاد اوس و عیالش را حاضر کردند باوس فرمود تو این سخن را بعیالت گفتی؟عرض کرد بلی ایرسول خدا،پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم آیه را تلاوت نمود و فرمود در باره شما این آیه نازل شده است دست عیالت را بگیر و ببر بخانه خود سخن دروغی باو گفتی هرگز عیالت مادر حقیقی تو نخواهد بود مادر تو کسی است که ترا زائیده خداوند آمرزید تو را و دیگر از اینگونه سخنها باو نگو اوس با عیالش باز گشت در حالیکه پشیمان بود بر گفتار خود،پروردگار راضی نبوده که دیگر مؤمنین این عمل را تکرار کنند و این سخن را بعیال خود بگویند لذا بموجب آیه ذیل کفارهای برای ظهار کنندگان نازل فرمود وَ الَّذِینَ یُظٰاهِرُونَ مِنْ نِسٰائِهِمْ ثُمَّ یَعُودُونَ لِمٰا قٰالُوا فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَتَمَاسّٰا ذٰلِکُمْ تُوعَظُونَ بِهِ وَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ کسانیکه با زنان خود ظهار کنند آنگاه از گفته خود بر گردند باید پیش از آنکه با ایشان همبستر شوند بندهای آزاد کنند به این عمل شما پند داده میشوید و خداوند بکردار شما آگاهست و هر کس بندۀ نیابد باید پیش از نزدیک شدن دو ماه متصل روزه بگیرد و اگر توانائی ندارد شصت فقیر را
طعام دهد این کفاره برای آنستکه شما بخدا و رسولش ایمان آورید و این احکام حدود خدا است و از برای کفار عذاب دردناکی خواهد بود-.در کافی از جمیل بن دراج روایت کرده گفت حضور حضرت باقر علیه السّلام عرض کردم اگر کسی بعیال خود بگوید تو مانند پشت خواهر یا دختر یا عمه یا خاله من هستی این گفتار ظهار است فرمود بلی گفتم چه وقت کفاره واجب میشود فرمود پیش از آنکه بخواهد همبستر شود با عیال خود باید کفاره بدهد عرض کردم اگر طلاق دهد او را پیش از مقاربت باز هم کفاره واجب است؟فرمود در اینصورت کفاره ساقط میشود عرض کردم اگر بعضی از ایام را روزه گرفت پس از آن مریض شد بعد از بهبودی ما بقی را باید بگیرد یا مجددا از اول شروع کند فرمود اگر یکروز از ماه زیادتر گرفته ما بقی را بگیرد و چنانچه یک ماه یا کمتر گرفته از اول شروع کند و فرمود سوگند بظهار ظهار نیست و حر و مملوک در دادن کفاره مساوی هستند جز آنکه بنده نصف کفاره آزاد میدهد و کفاره او منحصر است بروزه گرفتن و صدقه و آزاد کردن بنده بر مملوک نیست و ظهار در حکم طلاق است یعنی باید در ظهر غیر مواقعه باشد و در حضور دو نفر شاهد مسلمان واقع شود و در حالت ضرر و غضب ظهاری نیست و واقع نخواهد شد
محمّد بن عباس ذیل آیه قَدْ سَمِعَ اللّٰهُ از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود روزی پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بدخترش حضرت فاطمه(ع)فرمود بعد از من بر سر شوهرت علی علیه السّلام مصیبتها وارد شود فاطمه عرض کرد ای پدر بزرگوار آیا دعا نمیفرمائید تا خداوند آنها را از علی بر طرف فرماید فرمود دعا کردم و از خداوند مسئلت نمودم خطاب رسید در علم ما گذشته است این مصیبتها باید بر علی واقع شود جبرئیل نازل شد و آیه را فرود آورد إِنَّ الَّذِینَ یُحَادُّونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ کُبِتُوا کَمٰا کُبِتَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ قَدْ أَنْزَلْنٰا آیٰاتٍ بَیِّنٰاتٍ وَ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰابٌ مُهِینٌ یَوْمَ یَبْعَثُهُمُ اللّٰهُ جَمِیعاً فَیُنَبِّئُهُمْ بِمٰا عَمِلُوا أَحْصٰاهُ اللّٰهُ وَ نَسُوهُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ کسانیکه با خدا و رسولش مخالفت میکنند مانند کافران پیشین برو در آتش دوزخ میافتند و ما آیات روشن خود را فرستادیم و از برای کفار عذاب ذلت و خواری مهیا شده ایرسول ما یاد کن آنروزیرا که خدای تعالی تمام خلایق را برای حساب زنده گرداند و خبر دهد ایشان را بآنچه عمل کردهاند یعنی اعمالشان را در مقابل آنها آورند تا خجل و شرمنده شوند و این شرمندگی نوعی از عقوبت و عذاب میباشد چنانکه یکی از ما بدیگری میگوید تو را آگاه کنم از آنچه کردهای تمام آن اعمال و معاصی را که بجا
آوردهاند خداوند ضبط فرموده و آنها فراموش کردهاند پروردگار ایشان را آگاه سازد چه او بر همه چیز دانا و گواهست
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اَللّٰهَ یَعْلَمُ مٰا فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی اَلْأَرْضِ مٰا یَکُونُ مِنْ نَجْویٰ ثَلاٰثَةٍ إِلاّٰ هُوَ رٰابِعُهُمْ وَ لاٰ خَمْسَةٍ إِلاّٰ هُوَ سٰادِسُهُمْ وَ لاٰ أَدْنیٰ مِنْ ذٰلِکَ وَ لاٰ أَکْثَرَ إِلاّٰ هُوَ مَعَهُمْ أَیْنَ مٰا کٰانُوا ثُمَّ یُنَبِّئُهُمْ بِمٰا عَمِلُوا یَوْمَ اَلْقِیٰامَةِ إِنَّ اَللّٰهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ (7) أَ لَمْ تَرَ إِلَی اَلَّذِینَ نُهُوا عَنِ اَلنَّجْویٰ ثُمَّ یَعُودُونَ لِمٰا نُهُوا عَنْهُ وَ یَتَنٰاجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَ اَلْعُدْوٰانِ وَ مَعْصِیَةِ اَلرَّسُولِ وَ إِذٰا جٰاؤُکَ حَیَّوْکَ بِمٰا لَمْ یُحَیِّکَ بِهِ اَللّٰهُ وَ یَقُولُونَ فِی أَنْفُسِهِمْ لَوْ لاٰ یُعَذِّبُنَا اَللّٰهُ بِمٰا نَقُولُ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ یَصْلَوْنَهٰا فَبِئْسَ اَلْمَصِیرُ (8) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا تَنٰاجَیْتُمْ فَلاٰ تَتَنٰاجَوْا بِالْإِثْمِ وَ اَلْعُدْوٰانِ وَ مَعْصِیَةِ اَلرَّسُولِ وَ تَنٰاجَوْا بِالْبِرِّ وَ اَلتَّقْویٰ وَ اِتَّقُوا اَللّٰهَ اَلَّذِی إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ (9) إِنَّمَا اَلنَّجْویٰ مِنَ اَلشَّیْطٰانِ لِیَحْزُنَ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ لَیْسَ بِضٰارِّهِمْ شَیْئاً إِلاّٰ بِإِذْنِ اَللّٰهِ وَ عَلَی اَللّٰهِ فَلْیَتَوَکَّلِ اَلْمُؤْمِنُونَ (10) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا قِیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی اَلْمَجٰالِسِ فَافْسَحُوا یَفْسَحِ اَللّٰهُ لَکُمْ وَ إِذٰا قِیلَ اُنْشُزُوا فَانْشُزُوا یَرْفَعِ اَللّٰهُ اَلَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ اَلَّذِینَ أُوتُوا اَلْعِلْمَ دَرَجٰاتٍ وَ اَللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ (11) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا نٰاجَیْتُمُ اَلرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوٰاکُمْ صَدَقَةً ذٰلِکَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ أَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اَللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (12) أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوٰاکُمْ صَدَقٰاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تٰابَ اَللّٰهُ عَلَیْکُمْ فَأَقِیمُوا اَلصَّلاٰةَ وَ آتُوا اَلزَّکٰاةَ وَ أَطِیعُوا اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ اَللّٰهُ خَبِیرٌ بِمٰا تَعْمَلُونَ (13)
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللّٰهَ یَعْلَمُ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی الْأَرْضِ مٰا یَکُونُ مِنْ نَجْویٰ ثَلاٰثَةٍ إِلاّٰ هُوَ رٰابِعُهُمْ وَ لاٰ خَمْسَةٍ إِلاّٰ هُوَ سٰادِسُهُمْ وَ لاٰ أَدْنیٰ مِنْ ذٰلِکَ وَ لاٰ أَکْثَرَ إِلاّٰ هُوَ مَعَهُمْ أَیْنَ مٰا کٰانُوا ثُمَّ یُنَبِّئُهُمْ بِمٰا عَمِلُوا یَوْمَ الْقِیٰامَةِ إِنَّ اللّٰهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ
ایرسول ما آیا نمیبینی آنچه در آسمانها و زمین است خدای تعالی میداند و بر او چیزی پوشیده نیست هیچ رازی سه کس با هم نگویند جز آنکه خدا چهارم آنها است و نه پنج کس مگر آنکه خدا ششم آنها است و نه کمتر و نه بیشتر جز آنکه خدا با ایشان است هر کجا باشند احوال آنها را میداند پس از آن روز قیامت خبر دهد آنان را بآنچه بجا آوردهاند،چه پروردگار بتمام چیزهای عالم دانا است-.
در کافی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود آیه فوق در باره فلان و فلان و ابی عبیدة بن جراح و عبد الرحمن بن عوف و سالم مولی حذیفه و مغیرة بن شعبه نازل شد چه آنها میان خودشان نامهای نوشته و رد و بدل کردند که اگر محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم کشته شود و یا وفات نماید نگذارند خلافت و امامت میان بنی هاشم باقی و بر قرار بماند خداوند پیغمبرش را بوسیله این آیه خبر داد و آن جماعت را معرفی نمود
و اینحدیث را ابن بابویه نیز روایت کرده و حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام در معنای آیه فرمود خداوند همیشه بوده بدون زمان و مکانی و حال بهمان حالت هست و خالی نیست مکانی از خداوند و اشتغال نکرده مکانی را و مردم با هم هیچ سری را نگویند جز آنکه خداوند با آنها میباشد و برای انجام امری اجتماع نکنند مگر آنکه خداوند با آنهاست و از سرّ ایشان اطلاع دارد و نیست میان او و مخلوقاتش حجاب و پردهای،از خلق محجوب و پنهان است ولی بدون حجاب و پرده خداوند بزرگ و مقتدر و دانا است أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ نُهُوا عَنِ النَّجْویٰ ثُمَّ یَعُودُونَ لِمٰا نُهُوا عَنْهُ وَ یَتَنٰاجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوٰانِ وَ مَعْصِیَةِ الرَّسُولِ وَ إِذٰا جٰاؤُکَ حَیَّوْکَ بِمٰا لَمْ یُحَیِّکَ بِهِ اللّٰهُ وَ یَقُولُونَ فِی أَنْفُسِهِمْ لَوْ لاٰ یُعَذِّبُنَا اللّٰهُ بِمٰا نَقُولُ حَسْبُهُمْ جَهَنَّمُ یَصْلَوْنَهٰا فَبِئْسَ الْمَصِیرُ طبرسی از ابن عباس روایت کرده که آیه فوق در باره یهود و منافقین نازل شده آنها با یکدیگر راز میگفتند در غیاب مؤمنین و نظر میکردند بمؤمنین و با چشم بهم زدن آنها را مسخره میکردند مؤمنین گمان میکردند که منافقین از کشتن خویشان و برادران آنها که بجهاد رفتهاند خبری دارند لذا ملول و افسرده میشدند و چون خویشان و برادران آنها سلامت باز میگشتند مسرور و خوشحال میشدند برسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم شکایت کردند از منافقین آنحضرت نهی فرمود از راز گفتن،منافقین مخالفت
نموده و باز نایستادند از راز گفتن آیه مزبور نازل شد،دیگر آنکه یهودیان حضور رسولخدا میرسیدند و بجای السلام علیک السام میگفتند و السام بمعنی موت است و بعضی از منافقین حضورش شرفیاب شده درخواست میکردند چیزیرا که از برای آنها حلال نبود حلال نماید و بکلامیکه مرسوم بود زمان جاهلیت مانند انعم صباحا و مسائا بجای سلام تحیت میگفتند خداوند به پیغمبرش خطاب فرمود هر گاه اینان تو را تحیت گویند بتحیتی که خدا دستور نداده بآنها بگو بجای تحیت شما خداوند تحیتی که از تحیت شما برتر و بهتر است و ان تحیت اهل بهشت که گفتن السلام علیکم میباشد امر و دستور فرمود-.در کافی ذیل آیه فوق از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود مرد یهودی وارد شد بر پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم عایشه حضورش بود گفت السام علیک یعنی مرگ و شمشیر بر تو باد پیغمبر در جواب فرمود بر خودت باد یهودی دیگر وارد شد او هم همینطور گفت رسول خدا فرمود بر تو باد سومی وارد شد او هم همینطور،عایشه در غضب شد گفت بر شما یهودیان سام و غضب و لعنت خدا باد ای برادران بوزینه و خنزیر پیغمبر فرمود ایعایشه اگر فحاشی ممثل شود بصورت بدی ممثل خواهد شد هرگز رفق و مدارا را از دست نده عرض کرد ایرسول خدا مگر نشنیدی آنها چه گفتند فرمود شنیدم منهم کلام آنها را بخودشان رد کردم و هر گاه مسلمانی بر شما سلام کند در جوابش بگوئید سلام علیکم و اگر کافری
سلام کند جوابش فقط علیک بگوئید ابن بابویه از ابی سعید خدری روایت کرده که یکی از علائم نفاق داشتن بغض علی بن أبی طالب علیه السّلام است روزی پیغمبر در مجلسی تشریف داشت دو نفر منافق با یکدیگر نجوی میکردند رسول خدا تا نگاهش بآنها افتاد غضب شدیدی بر حضرتش عارض شد و فرمود بآنخدائیکه جانم در دست قدرت او است کسی در بهشت داخل نمیشود مگر آنکه مرا دوست داشته باشد و دروغ میگوید کسیکه گمان میکند مرا دوست داشته و حال آنکه بغض علی را در دل خود پنهان کرده است پس از آن آیه مزبور در همانمجلس نازل شد إِنَّمَا النَّجْویٰ مِنَ الشَّیْطٰانِ لِیَحْزُنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَیْسَ بِضٰارِّهِمْ شَیْئاً إِلاّٰ بِإِذْنِ اللّٰهِ وَ عَلَی اللّٰهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ سبب نزول آیه فوق آن بود که حضرت فاطمه(ع)در خواب دید پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم حسنین و امیر المؤمنین و حضرتش را از مدینه بیرون برد رسیدند سر دو راه پیغمبر از راه راست آنها را برد تا رسیدند به نخلستانیکه نهر آب در آن جاری بود گوسفندی خرید که گوش آن نقطه سفیدی داشت ذبح نمود آن را و از گوشت آن گوسفند تناول کردند و همۀ آنها هلاک شدند از خواب بیدار شد خواب خود را بکسی اظهار ننمود صبح شد پیغمبر تشریف آورد و حیوان سواری همراه داشت حضرت فاطمه را
سوار کرد باتفاق امیر المؤمنین و حسنین از مدینه بیرون رفتند بدو راهی رسیدند پیغمبر راه راست را اختیار نمود رفتند تا رسیدند به نخلستانیکه زیر آن نهر آب جاری بود توقف کردند پیغمبر گوسفندی خرید آنرا ذبح کرد گوشتش را کباب کردند چون خواستند تناول کنند حضرت فاطمه بکناری رفت شروع بگریه کرد پیغمبر فرمود ایدختر عزیزم سبب گریه تو چیست؟آنحضرت خواب خود را نقل نمود رسول خدا دو رکعت نماز بجا آورد و با خدا مناجات کرد جبرئیل فرود آمد عرض کرد ایرسول خدا شیطانی است بنام الزها آنخواب را بفاطمه ارائه داد و در خواب چیزهائی را که سبب هم و غم میشود بمؤمنین نشان میدهد و گفت ای رسول خدا امر کن آن شیطان حاضر شود چون حاضر شد پیغمبر باو فرمود تو بودی که آنخواب را بفاطمه ارائه دادی گفت بلی ای رسول خدا پیغمبر سه مرتبه آب دهن بر او انداخت و فرمود قبیح شوی آنگاه به پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم عرض کرد ایرسول خدا هر گاه یکی از مؤمنین در خواب چیزیرا مشاهده کند که کراهت دارد از آن،کلمات ذیل را قرائت کند و بدمد بطرف چپ خود هیچ ضرری نمیبیند
«اعوذ بما عاذت به ملائکة اللّه المقربون و انبیاء اللّه المرسلون و عباده الصالحون من شر ما رایت من رویا» و سوره حمد و توحید و معوذتین را نیز قرائت کند پس از آن آیه مزبور را
فرود آورد-.
و از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود تأویل شیطان در آیه؛دومی است یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا قِیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجٰالِسِ فَافْسَحُوا یَفْسَحِ اللّٰهُ لَکُمْ وَ إِذٰا قِیلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا یَرْفَعِ اللّٰهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجٰاتٍ وَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ سبب نزول آیه آن بود که مردم در منزل و مجلس رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ازدحام میکردند و چون تازه واردی داخل میشد در اطراف پیغمبر هجوم آورده مکانی بآنها نمیدادند و آنحضرت گرامی میداشت اهل بدر را از مهاجر و انصار روزی جمعی از اهل بدر وارد شدند از جمله آنها ثابت بن قیس بود جای باو ندادند بر پیغمبر گران آمد،فرمود بمردم غیر اهل بدر ای فلان بر خیز منافقین بمسلمانان گفتند آیا شما نمیگوئید پیغمبر با مردم بعدالت رفتار میکند این عمل بر خلاف عدالت بود زیرا غیر اهل بدر پیش از این جای گرفته بودند آیه فوق نازل شد فرمود ای مؤمنین هر گاه بشما گفتند در مجالس جای را بر یکدیگر فراخ دارید امر خدا را بشنوید تا خدا بر توسعه شما بیفزاید و چنانکه گفتند از جای خود برخیزید نیز حکم خدا را اطاعت کنید زیرا خداوند مقام اهل ایمان و دانشمندان را در دو
جهان بدرجات بسیاری بر مردمان دیگر برتری داده و پروردگار بهر چه بجا آورید آگاهست ابن مسعود باصحاب پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم میگفت این آیه را بخوانید تا رغبت شما در علم و دانش زیاد شود چه خداوند میفرماید من مؤمن عالم را بر آنکسیکه غیر عالم است بدرجات بسیاری برتری دادم پیغمبر اکرم فرمود خدای تعالی تفضیل و برتری داده عالم را بر شهید بدرجهای و شهید را تفضیل داده بر عابد بدرجهای و فضل عالم بر سایر مردم همان مقدار است که فضل من بر کمترین مخلوقات میباشد مداد و قلم دانشمندان بدرجات بسیاری از خون شهیدان افضل است هر کس بمیرد و در طلب علم باشد فردای قیامت میان او و پیغمبران یکدرجه فضل بیشتر نباشد یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا نٰاجَیْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوٰاکُمْ صَدَقَةً ذٰلِکَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ أَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ سبب نزول آیه آن بود که چون مردم بسیار حضور رسول خدا میرسیدند و سؤالات بیشمار میکردند و خاطر پیغمبر اکرم را افسرده و رنجور مینمودند و اغنیا و توانگران حضورش بسیار توقف میکردند و سؤالات بسیار مینمودند و مانع از ورود فقراء در محضرش بودند آنحضرت هم شرم و کراهت داشت از آنکه چیزی بآنها بگوید و بر گرداند ایشان را خدای تعالی آیۀ مزبور را فرستاد و ادب آموخت آنها را و فرمود چون خواهید با رسول من حدیث کنید و مسئله پرسید و سرّ گوئید پیش از آن صدقه بدهید،تمام مردم بجز امیر المؤمنین علیه السّلام از سؤال و گفتگو کردن با پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم باز ایستادند
توانگران بخل کردند از صدقه دادن و فقراء چیزی نداشتند که صدقه بدهند و با دعای عامه و خاصه امیر المؤمنین دیناری داشت فروخت بده درهم و ده مرتبه صدقه داد و با رسول خدا نجوی کرد و بر اسرار علوم واقف شد و دیگران پیغمبر را رها کرده و رفتند و آن زحمت بخلوت مبدل شد و بسبب وجود مقدس امیر المؤمنین علیه السّلام خدای تعالی این حکم را از امت برداشت و بآیه ذیل منسوخ فرمود أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْوٰاکُمْ صَدَقٰاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تٰابَ اللّٰهُ عَلَیْکُمْ فَأَقِیمُوا الصَّلاٰةَ وَ آتُوا الزَّکٰاةَ وَ أَطِیعُوا اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ اللّٰهُ خَبِیرٌ بِمٰا تَعْمَلُونَ آیا ترسیدید از آنکه پیش از راز گفتن با رسول صدقه دهید فقیر شوید؟حال که صدقه ندادید خدا هم شما را بخشید اینک نماز بپا دارید و زکوة بدهید و خدا و رسولش را اطاعت کنید پروردگار بهر چه عمل کنید آگاهست-.عمر گفت امیر المؤمنین علیه السّلام دارای سه چیز بود که کسی دیگر آنها را دارا نبود و اگر من یکی از آنها را داشتم بهتر بود برایم از داشتن شتران سرخ موی اول همسری با حضرت فاطمه،تمام صحابه حضرت فاطمه(ع)را از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم خواستگاری کردند آنحضرت همه را رد کرد جز امیر المؤمنین علیه السّلام دوم در روز خیبر رسولخدا فرمود فردا پرچم را بدست کسی خواهم داد که
خدا و رسولش او را دوست دارند و او نیز خدا و رسول را دوست میدارد حمله میکند بر دشمنان و هرگز فرار نخواهد کرد،پرچم را بدست امیر المؤمنین علیه السّلام داد.سوم آیه نجوی است که فرود آمد و منسوخ شد و کسی بجز امیر المؤمنین علیه السّلام بآن عمل ننمود و خود آنحضرت در مقام احتجاج بر مهاجر و انصار نسبت بغصب خلافت و فدک آیه فوق را یکی از مناقب خود بشمار آورده-.عبد اللّه هارون خراسانی گفت از حضرت علی بن موسی الرضا علیه السّلام سؤال کردم چرا صدقه بر آل محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم حرام است فرمود از مطلب بزرگی پرسش نمودی بدان که چون ما خویشتن را بدادن صدقه پاکیزه کردهایم خدای تعالی نخواست که بگرفتن صدقه ما را مدنس کند آنگاه فرمود میدانی این موضوع در کجای قرآن است؟عرض کردم در آیه وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ میباشد فرمود این آیه نیست آیۀ نجوی است که یکروز بیش نبود روز دیگر آیه رخصت نازل شد چه خداوند در آن آیه میفرماید ذٰلِکَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ أَطْهَرُ، صدقه دادن برای شما بهتر و پاکیزهتر است زیرا مصلحتی بآن تعلق دارد آنگاه عذر خواست برای کسانیکه ندارند تا بدانند خدا تکلیف ما لا یطاق نکند
أَ لَمْ تَرَ إِلَی اَلَّذِینَ تَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اَللّٰهُ عَلَیْهِمْ مٰا هُمْ مِنْکُمْ وَ لاٰ مِنْهُمْ وَ یَحْلِفُونَ عَلَی اَلْکَذِبِ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ (14) أَعَدَّ اَللّٰهُ لَهُمْ عَذٰاباً شَدِیداً إِنَّهُمْ سٰاءَ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ (15) اِتَّخَذُوا أَیْمٰانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اَللّٰهِ فَلَهُمْ عَذٰابٌ مُهِینٌ (16) لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوٰالُهُمْ وَ لاٰ أَوْلاٰدُهُمْ مِنَ اَللّٰهِ شَیْئاً أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ اَلنّٰارِ هُمْ فِیهٰا خٰالِدُونَ (17) یَوْمَ یَبْعَثُهُمُ اَللّٰهُ جَمِیعاً فَیَحْلِفُونَ لَهُ کَمٰا یَحْلِفُونَ لَکُمْ وَ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلیٰ شَیْءٍ أَلاٰ إِنَّهُمْ هُمُ اَلْکٰاذِبُونَ (18) اِسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ اَلشَّیْطٰانُ فَأَنْسٰاهُمْ ذِکْرَ اَللّٰهِ أُولٰئِکَ حِزْبُ اَلشَّیْطٰانِ أَلاٰ إِنَّ حِزْبَ اَلشَّیْطٰانِ هُمُ اَلْخٰاسِرُونَ (19) إِنَّ اَلَّذِینَ یُحَادُّونَ اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ أُولٰئِکَ فِی اَلْأَذَلِّینَ (20) کَتَبَ اَللّٰهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِی إِنَّ اَللّٰهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ (21) لاٰ تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ اَلْیَوْمِ اَلْآخِرِ یُوٰادُّونَ مَنْ حَادَّ اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کٰانُوا آبٰاءَهُمْ أَوْ أَبْنٰاءَهُمْ أَوْ إِخْوٰانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُولٰئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ اَلْإِیمٰانَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ یُدْخِلُهُمْ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا رَضِیَ اَللّٰهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولٰئِکَ حِزْبُ اَللّٰهِ أَلاٰ إِنَّ حِزْبَ اَللّٰهِ هُمُ اَلْمُفْلِحُونَ (22)
أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ تَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ مٰا هُمْ مِنْکُمْ وَ لاٰ مِنْهُمْ وَ یَحْلِفُونَ عَلَی
اَلْکَذِبِ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ
این در بارۀ منافقین نازل شد عموما و در باره دومی بالخصوص چه آنها با یهود دوستی میکردند و اسرار مؤمنین را بیهود میگفتند خدا را از اینعمل بخشم آوردند فرمود ایرسول ما آیا نمیبینی این مردم با قومیکه خداوند بر آنها غضب کرده دوستی میکنند ایشان بحقیقت نه از شما مسلمین و نه از فرق یهود هستند بدروغ سوگند میخورند و خودشان میدانند دروغ میگویند علی بن ابراهیم از صادقین علیه السّلام روایت کرده فرمودند آیه در باره دومی نازل شده رسول خدا گذشت بر او دید نزد مرد یهودی نشسته و چیزی مینویسد حضور پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم آمد آنحضرت باو فرمود چه چیز از یهودیها مینوشتی و حال آنکه خداوند نهی فرموده شما را از این کتابت گفت ایرسول خدا اوصاف شما را از روی تورات آنها مینوشتم پیغمبر در غضب شد.مردی از اصحاب باو گفت ایعمر چرا پیغمبر را بغضب آوردی گفت من اوصاف پیغمبر را مینوشتم پیغمبر فرمود اگر موسی بن عمران میان آنها بود و نزد ایشان میرفتی برای آنچیزیکه میل داری همانا تو کافر بودی پس از آن میفرماید خدای تعالی برای اینگونه مردم عذاب بسیار سختی مهیا کرده چه آنها بسیار زشت کردارند. سوگندان خود را برای حفظ خود سپر قرار دادند و خلق را از راه خدا باز میدارند و برای آنها ذلت و عذاب خواری خواهد بود پس اقرار باسلام برای فرار از جزیه و کشتن است و هرگز مال و فرزندان،ایشان را از عذاب قهر خدا رها نکند اینان اهل دوزخند و در آن همیشه معذب خواهند بود یَوْمَ یَبْعَثُهُمُ اللّٰهُ جَمِیعاً فَیَحْلِفُونَ لَهُ کَمٰا یَحْلِفُونَ لَکُمْ وَ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلیٰ شَیْءٍ أَلاٰ إِنَّهُمْ هُمُ الْکٰاذِبُونَ ایرسول ما بیاد آورد روزی را که خدا تمام منافقین را بر انگیزد و برای خدا آنچنان سوگند خورند که برای شما سوگند خوردند که ما کافر نبودیم و بر حق بودیم و گمان میکنند این سوگند بدروغ برای آنها اثری خواهد داشت چه در عالم آخرت گمان محال است زیرا معرفت و شناسائی آنجا ضروری است ای مؤمنین بدانید که منافقین مردم دروغگوئی هستند شیطان بر دل آنها احاطه پیدا کرده و بکلی ذکر خدا را فراموش کردهاند ایشان بحقیقت حزب شیطانند ای اهل ایمان بدانید که حزب شیطان زیان کاران عالمند-،روز قیامت خداوند جمع
کند آنهائیکه ستم نموده و غصب کردهاند حقوق آل محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را و اعمال ایشان را بآنها نشان میدهند سوگند میخورند برای خدای تعالی که ما چنین عملی نکردیم چنانکه بدروغ برای پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم قسم میخوردند در دنیا زیرا آن مردم با هم عهد بستند که نگذارند بعد از پیغمبر خلافت و امامت در میان بنی هاشم باقی بماند و در عقبه تصمیم گرفتند پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را بقتل برسانند وقتی خداوند خبر داد و آگاه گردانید رسولش را از تصمیم و عهد بستن ایشان آمدند حضور پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بدروغ سوگند یاد کردند که ما چنین تصمیمی نداشتیم و عهد و پیمانی نبستیم آنوقت آیه 74 که در سوره توبه است یَحْلِفُونَ بِاللّٰهِ مٰا قٰالُوا وَ لَقَدْ قٰالُوا کَلِمَةَ الْکُفْرِ(وَ کَفَرُوا بَعْدَ إِسْلاٰمِهِمْ)وَ هَمُّوا بِمٰا لَمْ یَنٰالُوا تا آخر نازل شد سلیم بن قیس در اصل خود روایت کرده که امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود امت اسلام هفتاد و سه فرقه خواهند شد یک فرقه از آنها در بهشت میروند و هفتاد و دو فرقه دیگر در دوزخ هستند سیزده فرقه از هفتاد و دو فرقه اظهار محبت و دوستی ما اهل بیت پیغمبر مینمایند یکی از آنها به بهشت خواهند رفت و دوازده فرقه دیگر در دوزخند آن فرقه ناجیه کسانی میباشند که ایمان بمن دارند و تسلیم امر من هستند من و خاندان مرا دوست میدارند و از دشمنان ما بیزاری میجویند حق و امامت مرا شناختهاند و از قرآن وجوب اطاعت و فرمان برداری مرا دانستهاند و هرگز در باره من شک و شبهه نمیکنند و بواسطه نوریکه خداوند در دل آنها آفریده است فضل و شرافت و مقام ارجمند من و اوصیاء بعد از مرا تا روز قیامت میدانند و فهمیدهاند که ما را خداوند در قرآن قرین خود و پیغمبرش قرار داده و یقین خالص دارند بما و میدانند خداوند ما را پاک و پاکیزه فرموده و معصوم و گواهان بر خلایق قرار داده و حجت او هستیم در روی زمین بر- بندگان و هیچوقت از قرآن جدا نشویم و قران از ما جدا نشود تا وارد شویم کنار حوض کوثر حضور مقدس پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم این فرقه کسانی هستند که از آتش دوزخ نجات یابند و از هر فتنه و گمراهی مصون باشند و داخل بهشت میشوند بدون حساب و هفتاد و دو فرقه دیگر بغیر حق هستند و کیفر داده میشوند زیرا آنها یار و
مددکار دین شیطان و دوستداران او میباشند و دشمنان خدا و رسول و مؤمنین هستند که بدون حساب وارد آتش خواهند شد چه ایشان از خدا و رسولش بیزارند و پرستش میکنند غیر خدا را از راهی که نمیدانند و گمان میکنند که کار نیکی انجام میدهند روز قیامت سوگند میخورند که ما مشرک نبودیم و گمان میکنند که سوگند آنها برای ایشان اثری خواهد داشت و حال آنکه خودشان میدانند بدروغ قسم میخورند إِنَّ الَّذِینَ یُحَادُّونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ أُولٰئِکَ فِی الْأَذَلِّینَ. کَتَبَ اللّٰهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِی إِنَّ اللّٰهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ آنانکه با خدا و رسول دشمنی و مخالفت میکنند در میان خلق خوار و ذلیلترین مردم هستند خدای تعالی در لوح محفوظ نگاشته و حکم فرموده که البته من و پیغمبرانم بر دشمنان غالب شویم پروردگار قوی و مقتدر است سبب نزول آیه آن بود که چون مسلمانان فتح کردند قری و شهرهای حجاز را گفتند امید است که خداوند ما را فتح و فیروزی بخشد تا مملکت روم و فارس را نیز گشوده و تصرف کنیم منافقین گفتند مسلمانان گمان میکنند که روم و پارس مانند حجاز است آیه مزبور نازل شد که خدای تعالی قوی و مقتدر است و روم و فارس را اگر مصلحت باشد خواهید گشود لاٰ تَجِدُ قَوْماً یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ یُوٰادُّونَ مَنْ حَادَّ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کٰانُوا آبٰاءَهُمْ أَوْ أَبْنٰاءَهُمْ أَوْ إِخْوٰانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتَهُمْ أُولٰئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمٰانَ وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ یُدْخِلُهُمْ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا رَضِیَ اللّٰهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولٰئِکَ حِزْبُ اللّٰهِ أَلاٰ إِنَّ حِزْبَ اللّٰهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ایرسول ما هرگز نخواهی یافت کسانیکه بخدا و روز قیامت ایمان دارند با دشمنان خدا و رسولش دوستی و مراودت کنند هر چند آن دشمنان پدران و یا فرزندان و برادران و خویشان آنها باشند چه ممکن نیست دوستی کفار با ایمان جمع بشود خداوند ایمان را بر دل این گونه مؤمنین ثبت کرده یعنی ایمانشان ثابت و بر قرار است مانند نقش بر سنگ و قوی کرده آنها را به بصیرتی و مؤید و منصور گردانیده است و در بهشت داخل کند ایشان را که زیر درختانش نهرها جاریست در آنجا جاوید بمانند خداوند از آنها خوشنود و آنها نیز از خدا خوشنود باشند اینان بحقیقت حزب خدا هستند و تنها حزب خداوند رستگاران عالمند این آیه در شأن فرزند عبد اللّه ابّی نازل شده روزی حضور
پیغمبر بود آنحضرت آب آشامید عرض کرد ای رسول خدا تقاضا دارم بقیه آب و نیمخورده خودتان را بمن لطف و مرحمت بفرمائید تا ببرم برای پدرم بیاشامد شاید ببرکت این آب دلش از شک و شرک و نفاق پاک شود آن آب را از رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم گرفت و نزد پدر برد گفت این آب نیم خورده رسول خداست بیاشام شاید دلت از شرک و نفاق پاک شود عبد اللّه بعنوان جسارت گفت چرا بول مادرت را نیاوردی آمد حضور پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم عرض کرد ایرسول خدا اجازه بفرمائید تا گردن پدرم را بزنم او قابل هدایت نیست آنحضرت فرمود برو و مدارا کن و با او بساز خداوند پدرت را بکیفر اعمالش خواهد رسانید-محمّد بن عباس ذیل جمله أُولٰئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمٰانَ از محمّد بن حنفیة روایت کرده گفت پدرم امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود دوستی ما اهل بیت رحمتی است که خداوند در طرف راست قلب بنده خود فرود آورده و نقشی است که ثبت شده.
هر کس را که طرف راست قلبش را خداوند ثبت فرماید کسی قدرت و توانائی ندارد آن را زایل نماید آیا نمیشنوید قول پروردگار را که میفرماید أُولٰئِکَ کَتَبَ فِی قُلُوبِهِمُ الْإِیمٰانَ و حب ما اهل بیت ایمان است و از طریق مخالفین ابو نعیم از سلمان فارسی روایت کرده گفت بامیر المؤمنین علیه السّلام عرض کردم ایمولای من حضور پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم شرفیاب نشدم مگر آنکه دست مبارکش را بر کتف من زد و اشاره نمود بشما و فرمود ایسلمان بدانکه علی و حزب او رستگارند پایان سوره مجادله
سوره حشر در مدینه نازل شده و بیست و چهار آیه و چهار صد و چهل و پنج کلمه و هزار و نهصد و سیزده حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن-ابن بابویه از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده که فرمود هر کس سورۀ حشر را قرائت کند بهشت و دوزخ و عرش و کرسی و حجب و آسمان و زمین و فضا و باد و طیور و درختان و کوهها و آفتاب و ماه و فرشتگان بر او رحمت فرستند و استغفار کنند و اگر در آن روز یا شب بمیرد شهید مرده است و در خواص قرآن از آنحضرت روایت کرده که فرمود هر کس این سوره را در شب جمعه بخواند ایمن باشد از بلا تا صبح و هر که چهار رکعت نماز بجا آورد و در هر رکعت بعد از حمد این سوره را تلاوت نماید هر حاجتی از خداوند طلب کند غیر از معصیت حاجتش بر آورده شود و از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمود هر کس این سوره را بنویسد و بآب پاکیزه بشوید بیاشامد ذهن و ذکاوت او
زیاد شود و فراموشی او کم گردد خلاصه مطالب سوره حشر عبارت از جلاء یهودیان بنی نضیر و حکم اموال آنها و بیان حال منافقین و مدح بعض مهاجرین و انصار و تشبیه یهود و منافقین بشیطان و بیان عظمت قرآن کریم.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . سَبَّحَ لِلّٰهِ مٰا فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی اَلْأَرْضِ وَ هُوَ اَلْعَزِیزُ اَلْحَکِیمُ (1) هُوَ اَلَّذِی أَخْرَجَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ اَلْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ اَلْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اَللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اَللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ اَلرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی اَلْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یٰا أُولِی اَلْأَبْصٰارِ (2) وَ لَوْ لاٰ أَنْ کَتَبَ اَللّٰهُ عَلَیْهِمُ اَلْجَلاٰءَ لَعَذَّبَهُمْ فِی اَلدُّنْیٰا وَ لَهُمْ فِی اَلْآخِرَةِ عَذٰابُ اَلنّٰارِ (3) ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ شَاقُّوا اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ مَنْ یُشَاقِّ اَللّٰهَ فَإِنَّ اَللّٰهَ شَدِیدُ اَلْعِقٰابِ (4) مٰا قَطَعْتُمْ مِنْ لِینَةٍ أَوْ تَرَکْتُمُوهٰا قٰائِمَةً عَلیٰ أُصُولِهٰا فَبِإِذْنِ اَللّٰهِ وَ لِیُخْزِیَ اَلْفٰاسِقِینَ (5)
قوله تعالی-. سَبَّحَ لِلّٰهِ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ، هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ مِنْ دِیٰارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مٰانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللّٰهِ فَأَتٰاهُمُ اللّٰهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یٰا أُولِی الْأَبْصٰارِ این آیات در بارۀ جلاء یهودیان بنی نضیر نازل شده و داستان آن بدینقرار است.در مدینه سه طایفه از یهود سکونت داشتند پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم که بمدینه نزول اجلال فرمود آن سه طایفه بنام بنی نضیر و بنی قریضه و قینقاع با حضرتش مصالحه کردند و پیمان بستند که اگر کار زاری پیش آید نه بر له او و نه بر علیه
حضرت قیام کنند چون غزوه بدر واقع شد و رسول خدا ظفر یافت گفتند این همان پیغمبریست که ما در تورات اوصاف او را دیده و شنیدهایم او رسول حق است و راستگو کسی نمیتواند پرچم او را بر گرداند و بر حضرتش ظفر یابد چون جنگ احد پیش آمد و مسلمین در ابتدای امر مغلوب شدند گفتند این آن پیغمبر نیست در باره او شک کردند و عهد و پیمانی که با رسولخدا بسته بودند بشکستند و عداوت را با آنحضرت آشکار کردند کعب اشرف که رئیس آنها بود با چهل سوار از یهود بجانب مکه حرکت نمود و با قریش عهد بست که سخنان آنها یکی باشد بر علیه رسول خدا،ابو سفیان هم با چهل مرد از قریش وارد خانه کعبه شدند در آنجا با کعب اشرف و همراهانش پیمان بستند و نامهای رد و بدل کردند کعب و اصحابش بمدینه باز گشتند جبرئیل نازل شد پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را خبر داد از عهد و پیمانی که کعب اشرف با قریش بسته است و گفت پروردگار امر فرموده که کعب را بقتل برسانی وقتی رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم مطلع شد بر خیانت و نقض عهد آنها با صحابه و امیر المؤمنین علیه السّلام حرکت کرد بعنوان آنکه مسلمانان را در دیۀ دو مردی که عمر و بن امیة الضمیری از بنی عامر کشته بودند یاری کند پیغمبر و اصحاب
کنار قلعه آنها رسیدند ایشان در ظاهر از حضرتش احترام کردند و در باطن تدبیر قتل آن بزرگوار را فراهم آورده و خواستند از بالای قلعه سنگی بر سر مبارکش افکنند و او را بقتل برسانند جبرئیل فرود آمد و خبر داد آنحضرت را پیغمبر باز گشت و دستور داد بمحمد بن مسلمه که برادر رضاعی کعب بود کعب را بقتل برساند و در اثناء راه بانتظار محمّد بن مسلمه توقف نمود او رفت با سه نفر از طایفه بنی حرث تا رسید کنار قصر کعب،صدا زد ای کعب من محمّد بن مسلمه برادر تو هستم آمدهام چند دینار از تو قرض بگیرم کعب گفت قرض نمیدهم مگر با وثیقه گفت وثیقه حاضر است فرود آی و بگیرد در آن روز کعب ازدواجی کرده بود عیال جدیدش باو گفت ای کعب نمیگذارم بروی زیرا من از این صدا بوی خون استشمام میکنم کعب بسخنان او اعتنائی نکرد فرود آمد با محمّد بن مسلمه مشغول گفتگو شد و قدم زدند با هم مقداری که از قصر دور شدند محمّد رفقایش را صدا زد آنها کعب را مهلت نداده و بقتل رسانیدند طایفه او از قلعه بیرون آمدند که کعب را نجات دهند دیدند کعب کشته شده و محمّد بن مسلمه با اصحابش رفتهاند و اثری از آنها نیست خود را صحیح و سالم حضور پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم رساندند پیغمبر بمدینه باز گشت و فردای آنروز خبر قتل کعب را بمسلمانان داد مسرور و خوشحال شدند پس از آن رسول خدا شخصی را بجانب بنی نضیر فرستاد فرمود بآنها بگو خداوند مرا از
قصد شما خبر داد میخواستید مرا بقتل برسانید یا از شهر مدینه خارج شوید و یا مهیای جنگ باشید گفتند ما خارج میشویم عبد اللّه ابیّ که سر سلسله منافقین بود فرستاد شخصی را بجانب آنها و گفت مبادا خارج شوید جنگ کنید با محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ما شما را یاری میکنیم و قریش هم بیاری شما خواهند آمد اگر خارج شدید ما هم با شما خارج میشویم و اگر کشته شدید ما هم با شما کشته میشویم آنها از تصمیم اولی خود بر گشتند و قلعههای خود را محکم نموده و آماده کارزار شدند یکنفر را حضور پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرستادند پیغام دادند ما بیرون نخواهیم رفت و مرگ بما نزدیکتر است از آنکه تو میگوئی آماده جنگ هستیم و هر کار که میخواهی انجام ده رسول خدا باتفاق اصحاب حرکت کردند بجانب آنها در حالتی که تکبیر میگفتند امیر المؤمنین علیه السّلام پرچم را بدست مبارک گرفته پیشاپیش لشکر اسلام در حرکت بود رسیدند بدیار ایشان قلعههای آنها را محاصره کردند و هر چه نزدیک میشدند آنجا را خراب میکردند و مردانی بودند که خانههای خود را بدست خویش خراب مینمودند پیغمبر امر فرمود درختان آنها را قطع کنند فریاد ایشان بجزع و زاری بلند شد گفتند ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم آیا خدای تو امر کرده بر فساد کردن اگر
اینها مال شما است بگیرید و اگر مال ما است پس قطع نکنید جبرئیل نازل شد آیه مٰا قَطَعْتُمْ مِنْ لِینَةٍ أَوْ تَرَکْتُمُوهٰا قٰائِمَةً عَلیٰ أُصُولِهٰا فَبِإِذْنِ اللّٰهِ وَ لِیُخْزِیَ الْفٰاسِقِینَ را آورد یعنی آنچه از درختان خرما که در دیار یهودیان بنی نضیر بریدید و قطع نمودید و آنچه بر پا گذاشتید همه بامر خداست و برای خواری و ذلت یهودیان فاسق نابکار است عاقبت راضی شدند حرکت کنند گفتند ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ما از شهر مدینه خارج میشویم بشرط آنکه اموالمان را بخود ما بدهید فرمود ممکن نیست ولی هر اندازه میتوانید با شتر از اموال خود بردارید و خارج شوید آنها راضی نشدند و چند روز دیگر توقف نمودند پس از آن حضور پیغمبر آمدند و عرض کردند پیشنهاد شما را میپذیریم هر چه میتوانیم از اموال خود با شتر حمل مینمائیم فرمود اکنون دیگر امکان ندارد زیرا از اول قبول نکردید حالا باید بدون مال خارج شوید و هر کس مالی با خود بر دارد او را بقتل میرسانیم راضی شدند پس از آن رسول خدا دستور داد بهر سه نفر آنها یک ستر و لوازم سفر بدهند تمام ایشان از مدینه بطرف شام بیرون رفتند جز دو طایفه که در فدک ساکن شدند پروردگار آیات فوق را نازل نمود و فرمود خدا است که کافران اهل کتاب را اولین مرتبه از دیارشان خارج نمود و هرگز شما مسلمانان گمان نمیکردید که آنها از منازل خود بیرون روند گمان میکردند که حصارهای محکمشان آنها را از قهر و انتقام خدا نگاه میدارد
عذاب خدای تعالی بایشان رسید از آنجائیکه گمان نداشتند و خدا در دلهای آنها ترس و بیم افکند آنها خانههای خود را بدست خود و بدستهای مؤمنین خراب کردند پس ای هوشیاران عالم از این حادثه پند و عبرت بگیرید اگر خدا بر آنان حکم جلاء وطن نمیفرمود در دنیا بقتل و اسارت معذب میشدند و البته در آخرت عذاب دوزخ برای آنها خواهد بود و جلاء وطن برای آن بود که ایشان با خدا و رسولش سخت دشمنی و مخالفت کردند و هر کس با خدا دشمنی کند عقاب خدا بسیار سخت است
وَ مٰا أَفٰاءَ اَللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمٰا أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَ لاٰ رِکٰابٍ وَ لٰکِنَّ اَللّٰهَ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ وَ اَللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (6) مٰا أَفٰاءَ اَللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ اَلْقُریٰ فَلِلّٰهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی اَلْقُرْبیٰ وَ اَلْیَتٰامیٰ وَ اَلْمَسٰاکِینِ وَ اِبْنِ اَلسَّبِیلِ کَیْ لاٰ یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ اَلْأَغْنِیٰاءِ مِنْکُمْ وَ مٰا آتٰاکُمُ اَلرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مٰا نَهٰاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اِتَّقُوا اَللّٰهَ إِنَّ اَللّٰهَ شَدِیدُ اَلْعِقٰابِ (7) لِلْفُقَرٰاءِ اَلْمُهٰاجِرِینَ اَلَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیٰارِهِمْ وَ أَمْوٰالِهِمْ یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اَللّٰهِ وَ رِضْوٰاناً وَ یَنْصُرُونَ اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ أُولٰئِکَ هُمُ اَلصّٰادِقُونَ (8) وَ اَلَّذِینَ تَبَوَّؤُا اَلدّٰارَ وَ اَلْإِیمٰانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هٰاجَرَ إِلَیْهِمْ وَ لاٰ یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حٰاجَةً مِمّٰا أُوتُوا وَ یُؤْثِرُونَ عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کٰانَ بِهِمْ خَصٰاصَةٌ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولٰئِکَ هُمُ اَلْمُفْلِحُونَ (9)
وَ مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمٰا أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَ لاٰ رِکٰابٍ وَ لٰکِنَّ اللّٰهَ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلیٰ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ
و آنچه را که خداوند از مال کافران باز گردانیده مخصوص پیغمبر است زیرا شما سپاهیان اسلام بر آن هیچ اسب و استری نتاختید خدا رسولانش را بر هر که بخواهد مسلط میگرداند و او بر هر چیز توانائی دارد مٰا أَفٰاءَ اللّٰهُ عَلیٰ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُریٰ فَلِلّٰهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبیٰ وَ الْیَتٰامیٰ وَ الْمَسٰاکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ کَیْ لاٰ یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیٰاءِ مِنْکُمْ وَ مٰا آتٰاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مٰا نَهٰاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ شَدِیدُ الْعِقٰابِ آنچه خداوند از اموال بنی نضیر برسول خود غنیمت داد تعلق
دارد بخدا و رسول و خویشاوندان رسول و یتیمان و بینوایان و راهگذران تا این غنیمتها و اموال منحصر در دست ثروتمندان نگردد زیرا در زمان جاهلیت غنیمت مخصوص توانگران بود و آنچه رسول حق دستور داد بگیرید و هر چه نهی کرد واگذارید و از خدا بترسید که کفر و عقاب او بسیار سخت است-.در کافی ذیل آیه فوق از سلیم بن قیس روایت کرده امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود بخدا قسم پروردگار از کلمۀ لِذِی الْقُرْبیٰ ما را قصد فرموده و بنفس خویش و پیغمبرش مقرون ساخته و مقصود از مساکین و ابن سبیل و یتامی از ما آل محمّد هستند از برای ما سهمی در صدقات قرار نداده زیرا خداوند پیغمبر و آلش را گرامی داشته و آنها را از آنچه در دست مردم میباشد اطعام نفرموده است چه صدقه اوساخ مردم است-.و از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود این آیه در خصوص ما آل محمّد بتنهائی نازل شده ذوی القربی و مساکین و یتیمان آل محمّد مراد است ارتباط ما از رسولخدا هرگز گسسته نشود سبیل ما میباشیم و جز ما سبیل و صراطی نیست-.
و ذیل جمله ما آتیکم الرسول از ابی اسحق نحوی روایت کرده گفت وارد شدم بر حضرت صادق علیه السّلام فرمود ای ابی اسحق خداوند پیغمبرش را بر محبت خود ادب نمود و آیه «إِنَّکَ لَعَلیٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ» را نازل نمود پس از آن احکام را بحضرتش فرمود «مٰا آتٰاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ» و بعد فرمود «مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطٰاعَ اللّٰهَ» نازل فرمود سپس فرمود پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بامر خدا آنها را بامیر المؤمنین علیه السّلام و ائمه بعد از آن بزرگوار تفویض نمود ای ابی اسحق شما شیعیان خاص تسلیم ما ائمه شدید و مردم انکار کردند ما و آیات وارده در حق ما را سوگند بخدا دوست دارم شما شیعیان را بشرط آنکه سخن بگوئید بآنچه ما ائمه گفتهایم و ساکت شوید در آنچه ما سکوت کردهایم و از رأی و عقیده خود چیزی نگوئید ما واسطه میان شما و خدا هستیم پروردگار برای کسیکه مخالف امر ما باشد خیری قرار نداده خداوند امر خلق را به پیغمبرش و ما ائمه تفویض نمود تا معلوم شود چگونه مردم پیغمبر و ما ائمه را اطاعت مینمایند لِلْفُقَرٰاءِ الْمُهٰاجِرِینَ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیٰارِهِمْ وَ أَمْوٰالِهِمْ یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللّٰهِ وَ رِضْوٰاناً وَ یَنْصُرُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ أُولٰئِکَ هُمُ الصّٰادِقُونَ غنائم خاص فقیران مهاجرین است که آنها را از وطن و اموالشان بدیار غربت بیرون کردند با این حال ایشان در طلب فضل و خوشنودی خدا میکوشند و خدا و رسولش را یاری
میکنند اینان راستگویانند انصار کسانی هستند که پیش از هجرت مهاجرین در مکه برسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ایمان آوردند و مدینه را خانه اسلام و سرای ایمان قرار دادند و مهاجرین را که بسوی آنها آمدند دوست میدارند و در دل خود هیچ حسد و بخلی نسبت بمهاجرین نمییابند و هر چند بچیزی نیازمند باشند باز مهاجرین را بر خود در آن چیز مقدم میدارند و کسانیکه خود را از خوی بخل و حرص نگاهدارند.ایشان رستگاران عالمند-چون آیه لِلْفُقَرٰاءِ الْمُهٰاجِرِینَ نازل شد اموال بنی نضیر را اختصاص داده شد بفقراء مهاجرین،پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بانصار فرمود اگر میخواهید با مهاجرین مواسات کنید خانه و اموالی که دارید با آنها قسمت کنید تا اموال بنی نضیر را بطور تساوی میان تمام شما مهاجرین و انصار قسمت نمایم چه مهاجرین در مدینه خانه و اموالی ندارند و چنانکه نمیخواهید مواسات کنید با آنها این اموال را بمهاجرین میدهم مطابق دستور خدا و اموال شما برای خودتان باشد عرض کردند ایرسول خدا ما حاضریم اموال خود را بین مهاجرین قسمت کنیم و طمعی باموال بنی نضیر نداریم آنهم خاص مهاجرین باشد جبرئیل نازل شد و آیه اَلَّذِینَ تَبَوَّؤُا الدّٰارَ وَ الْإِیمٰانَ را در مدح و ثنای انصار آورد-.در کافی ذیل آیه وَ یُؤْثِرُونَ عَلیٰ
أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کٰانَ بِهِمْ خَصٰاصَةٌ
از جمیل بن دراج روایت کرده حضرت صادق علیه السّلام فرمود بهترین شما مردم کسانی هستند که با سخاوتند و شریرترین شما بخیلان باشند و از ایمان خالص است نیکوئی کردن با برادران و بر آوردن حاجات آنها و خوبی نمودن به برادران را خداوند دوست میدارد و با این عمل بینی شیطان بخاک مالیده میشود و سبب خلاصی از دوزخ و داخل شدن در بهشت است ایجمیل اینها را باصحاب خود خبر بده عرض کردم فدایت گردم آیا نیکوئی کردن به برادران در حالت ثروت و تهی دستی است فرمود صاحب ثروت آسان است بر او احسان نمودن خداوند مدح فرموده آنهائیکه تهیدست هستند و احسان میکنند آنگاه آیه فوق را تلاوت فرمود و اینحدیث را شیخ مفید و طوسی نیز روایت کرده حضرت صادق علیه السّلام فرمود آیه در شأن امیر المؤمنین علیه السّلام نازل شد دیناری برای قوت حضرت فاطمه و حسنین علیه السّلام فراهم نمود در بین راه مقداد بن اسود اظهار حاجت کرده آندینار را با شدت احتیاج خود بمقداد عطا فرمود و او را بر خود و خانوادهاش مقدم داشت فورا جبرئیل نازل شد و آیه مزبور را در شأن آنحضرت آورد-.ابن مسعود گفت نماز شام را با رسول خدا بجا آوردم مردی از میان صف برخاست گفت ای
مهاجر و انصار مرد غریبم سؤال در حضور پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و نماز گاه میکنم مرا طعام بدهید رسولخدا فرمود ای بنده خدا نام غریب مبر که رگهای دلم را بریدی غریب چهار کس است اول مسجدیست که میان قومی باشد و در آن نماز نکنند-دوم قرآن است در خانهای که اهل آن نخوانند-سوم عالم و دانشمندیست که میان قومی و طایفهای که احوال او نپرسند و از او تفقد نکنند-چهارم اسیریست در میان کفار که خدا را نشناسند آنگاه فرمود کیست که مؤنه این مرد را متکفل شود تا خدای تعالی او را در فردوس اعلی جای دهد امیر المؤمنین علیه السّلام برخاست و دست سائل را گرفت بخانه برد بحضرت فاطمه(ع)فرمود ای دختر رسول خدا این مهمانرا پذیرائی کن گفت ای پسر عم در خانه جز اندکی گندم نبود از آن طعامی مهیا کردهام بقدر یکنفر بیش نیست کودکان ما گرسنه هستند شما هم روزه داری امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود بیاور آن طعام را چون آورد دید اندک است نزد مهمان گذاشت و دست مبارک را دراز کرد به بهانه آنکه چراغ را اصلاح کند آنرا خاموش کرد تا مهمان سیر شود چون سیر شد چراغ را روشن کرد دید طعام بر حال اول باقی است فرمود بآن مرد چرا طعام نخوردی عرض کرد یا امیر المؤمنین من طعام زیاده از متعارف خوردم
و سیر شدم خدای تعالی برکت داده است آنحضرت و فاطمه(ع)زهرا با کودکان نیز از آن طعام میل نمودند و زیادتی را بهمسایهها مرحمت کردند صبح که امیر المؤمنین علیه السّلام مسجد تشریف بردند پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود یا علی بخاطر آن عملی که دیشب با مهمان رفتار نمودی و چراغ را خاموش کردی و طعام نخوردی تا مهمان سیر شود خداوند آیه وَ یُؤْثِرُونَ عَلیٰ أَنْفُسِهِمْ را در شأن حضرتت نازل فرموده است.
امیر المؤمنین علیه السّلام جماعتی را دید فرمود شما کیستید عرض کردند ما متوکلین هستیم بتوکل زندگانی میکنیم فرمود بآنها توکل شما بکجا رسیده است گفتند چون بیابیم بخوریم و اگر نیابیم صبر نمائیم فرمود سگها نزد ما همچنین باشند عرض کردند حضورش پس چگونه باید کرد فرمود مانند ما رفتار کنید اگر بیابیم انفاق و ایثار کنیم و اگر نیابیم شکر نمائیم
وَ اَلَّذِینَ جٰاؤُ مِنْ بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اِغْفِرْ لَنٰا وَ لِإِخْوٰانِنَا اَلَّذِینَ سَبَقُونٰا بِالْإِیمٰانِ وَ لاٰ تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنٰا غِلاًّ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنٰا إِنَّکَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ (10) أَ لَمْ تَرَ إِلَی اَلَّذِینَ نٰافَقُوا یَقُولُونَ لِإِخْوٰانِهِمُ اَلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ اَلْکِتٰابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَکُمْ وَ لاٰ نُطِیعُ فِیکُمْ أَحَداً أَبَداً وَ إِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّکُمْ وَ اَللّٰهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکٰاذِبُونَ (11) لَئِنْ أُخْرِجُوا لاٰ یَخْرُجُونَ مَعَهُمْ وَ لَئِنْ قُوتِلُوا لاٰ یَنْصُرُونَهُمْ وَ لَئِنْ نَصَرُوهُمْ لَیُوَلُّنَّ اَلْأَدْبٰارَ ثُمَّ لاٰ یُنْصَرُونَ (12) لَأَنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِی صُدُورِهِمْ مِنَ اَللّٰهِ ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاٰ یَفْقَهُونَ (13) لاٰ یُقٰاتِلُونَکُمْ جَمِیعاً إِلاّٰ فِی قُریً مُحَصَّنَةٍ أَوْ مِنْ وَرٰاءِ جُدُرٍ بَأْسُهُمْ بَیْنَهُمْ شَدِیدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِیعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتّٰی ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاٰ یَعْقِلُونَ (14) کَمَثَلِ اَلَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَرِیباً ذٰاقُوا وَبٰالَ أَمْرِهِمْ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ (15) کَمَثَلِ اَلشَّیْطٰانِ إِذْ قٰالَ لِلْإِنْسٰانِ اُکْفُرْ فَلَمّٰا کَفَرَ قٰالَ إِنِّی بَرِیءٌ مِنْکَ إِنِّی أَخٰافُ اَللّٰهَ رَبَّ اَلْعٰالَمِینَ (16) فَکٰانَ عٰاقِبَتَهُمٰا أَنَّهُمٰا فِی اَلنّٰارِ خٰالِدَیْنِ فِیهٰا وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ اَلظّٰالِمِینَ (17)
وَ الَّذِینَ جٰاؤُ مِنْ بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنٰا وَ لِإِخْوٰانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونٰا بِالْإِیمٰانِ وَ لاٰ تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنٰا غِلاًّ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنٰا إِنَّکَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ
کسانی که بعد از مهاجر و انصار آمدند دایم در دعا بدرگاه خدا عرض میکنند پروردگارا ما و برادران دینی ما را که در ایمان بر ما سبقت داشتند ببخش و در دل ما هیچ کینه و حسد قرار نده پروردگارا توئی که در حق بندگانت بسیار رءوف و مهربانی محمّد بن عباس از ابن عباس ذیل آیه وَ الَّذِینَ جٰاؤُ مِنْ بَعْدِهِمْ روایت کرده گفت خداوند واجب فرموده بر هر مسلمانی که استغفار کند برای امیر المؤمنین علیه السّلام بنص آیه فوق زیرا آنحضرت سابق امت است در ایمان و اینحدیث را در مجالس از حضرت امام حسن علیه السّلام روایت کرده است أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ نٰافَقُوا یَقُولُونَ لِإِخْوٰانِهِمُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَکُمْ وَ لاٰ نُطِیعُ فِیکُمْ أَحَداً أَبَداً وَ إِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّکُمْ وَ اللّٰهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکٰاذِبُونَ این آیه در باره عبد اللّه بن ابّی نازل شده پیغام فرستاد به یهودیها خارج نشوید و با محمّد جنگ کنید ما شما را یاری خواهیم کرد پروردگار میفرماید خداوند گواهی میدهد که منافقین دروغ میگویند اگر یهود از مدینه اخراج شدند هرگز منافقین با آنها خارج نمیشوند و چنانکه مسلمانان با ایشان کارزار کنند منافقین یاری آنها نخواهند کرد و اگر بیاری آنان روند پشت بجنگ کرده و دیگر
نصرت نخواهند یافت زیرا این مردم منافق از شما مؤمنین بیشتر میترسند تا از خدا چه آنها مردمی هستند که هیچ فهم و شعور ندارند تا خدا ترس باشند یهودیان از ترس با شما کارزار نکنند مگر در حصارهای محکم یا از پس دیوارها شجاعت و صولت و کارزار در بین خودشان سخت است یعنی تا با یکدیگر باشند لاف زنند و بزبان اظهار شجاعت نمایند و چون بیرون آیند از ایشان ترس دل و ضعیفتر کسی نباشد شما مسلمین گمان میکنید آنها با هم مجتمع و با یکدیگر متفقند در صورتی که دلهایشان پراکنده و متفرق است این تفرقه برای آنستکه آنها شعور ندارند و عقل بکار نمیبندند کَمَثَلِ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَرِیباً ذٰاقُوا وَبٰالَ أَمْرِهِمْ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ یهودیان در مثل مانند کافران پیشین هستند در دنیا بزودی بکیفر کردارشان رسیدند و در قیامت هم عذاب دردناک برای آنها مهیا است آنگاه مثل زد منافقین و یهود را بشیطان بقولش کَمَثَلِ الشَّیْطٰانِ إِذْ قٰالَ لِلْإِنْسٰانِ اکْفُرْ فَلَمّٰا کَفَرَ قٰالَ إِنِّی بَرِیءٌ مِنْکَ إِنِّی أَخٰافُ اللّٰهَ رَبَّ الْعٰالَمِینَ فَکٰانَ عٰاقِبَتَهُمٰا أَنَّهُمٰا فِی النّٰارِ خٰالِدَیْنِ فِیهٰا وَ ذٰلِکَ جَزٰاءُ الظّٰالِمِینَ این منافقین در مثل مانند شیطانند که بانسان گفت بخدا کافر شو پس از آنکه انسان باطاعت او کافر شد آنگاه باو میگوید من از تو بیزارم زیرا از عقاب پروردگار جهانیان سخت میترسم پس عاقبت شیطان و انسانیکه بامر او کافر شد اینست که هر دو در آتش دوزخ مخلدند و آن دوزخ کیفر ستمکاران است.طبرسی از ابن عباس و ابن مسعود روایت کرده که مراد بانسان در آیه برصیصای راهب است و داستان او بدینقرار است در زمان فترت در صومعهای هفتاد سال خدا را عبادت کرد شیطان هر چه خواست بر او ظفر یابد نمیتوانست یکروز شیاطین را جمع کرد و گفت مرا حیلهای بیاموزید در کار برصیصا یکی از آنها گفت من تدبیری کنم،بر صورت راهبی سر تراشیده جامۀ رهبانان پوشیده بزیر صومعه برصیصا آمد و او را صدا زد جواب نداد عادت برصیصا آن بود که از نماز روی بر نمیگردانید مگر یک ساعت برای افطار و روزه وصال داشت چون آن شیطان دید برصیصا جواب او را نمیدهد بنماز مشغول شد برصیصا از نماز که فارغ شد راهبی را مشاهده کرد بنماز مشغول است بهیئتی نیکو تأسف خورد که
چرا جواب او را نداد متوجه او گردید و گفت ای بنده خدا مرا معذور بدار از آنکه جواب تو را ندادم در نماز بودم اکنون فارغ شدم بفرمائید چکار دارید شیطان باو گفت مرا آرزوست که با تو یکجا باشم و عبادت خدا بجا آوریم من سیرت تو بر گیرم و بتو اقتداء کنم و از علم تو اقتباس نمایم و بدعای تو رغبت میکنم و من نیز تو را دعا می کنم برصیصا گفت من تمام مؤمنین را دعا میکنم اگر تو مؤمنی در آنها داخل میباشی گفت ای برصیصا حاجت من آنست که با تو در یکجا باشم و بسیار گریه کرد برصیصا او را اجازه داد داخل صومعه شود وارد صومعه شد چنان در عبادت و روزه افزود که برصیصا عبادت خود را حقیر شمرد و گفت عبادت و قوت این مرد بیش از عبادت و قوت من است چون یک سال گذشت به برصیصا گفت من میخواهم بروم مرا رفیق دیگری است که از تو عابدتر است برصیصا از مفارقت او بسیار اندوهناک شد چه راهبی از خود عابدتر یافته است گفت ای برصیصا تو را دعائی میآموزم که بهتر از همه چیز است و آن نامهای خداوند است بهر بیماری بخوانی فورا شفا یابد و دیوانگان را عقل بخشد آن دعا را باو یاد داد و برگشت نزد شیطان گفت کار برصیصا را تمام کردم و او را بهلاکت انداختم پس از آن مردی را گرفت و گلوی او را فشرد آنگاه بصورت طبیبی در آمد و گفت این مرد دیوانه شده من او را خوب میکنم راه نمائی کرد او را به نزد راهب بردند التماس کردند برصیصا دعا کرد شفا یافت خبر برصیصا در شهر منتشر شد تا یکروز دختر پادشاه را نزد او بردند برصیصا حاضر نشد دعا کند آن شیطان بصورت مردی ظاهر شد بآنها گفت دختر را در صومعه او بگذارید و به برادران دختر گفت به راهب بگوئید این دختر که خواهر ما است امانت نزد تو میگذاریم و میرویم دختر را نزد برصیصا امانت گذاشتند و رفتند برصیصا چون از نماز فارغ شد دید آن دختر دارای حسن و جمال بینظیریست شیطان او را وسوسه کرد و گفت هرگز چنین اتفاقی برای تو پیش آمد نخواهد کرد این دختر بیخبر است با او نزدیکی کن عاقبت برصیصا را مغرور کرد با دختر نزدیک شد مباشرت کرد آبستن شد شیطان نزد برصیصا آمد گفت این چه کاری بود
کردی خود و تمام رهبانان را مفتضح نمودی بهتر آنست که دختر را بکشی و در زیر این کوه دفن کنی برصیصا در شب دختر را کشت و در آن کوه او را دفن کرد شیطان آمد گوشه جامه او را از خاک بیرون کشید برادران آمدند حال خواهر را پرسیدند برصیصا گفت دختر را دیو برد و بر من غالب شد نتوانستم او را از دستش نجات بدهم آنها باور کردند و رفتند شب شیطان بخواب برادران آمد بایشان گفت برصیصا خواهر شما را کشته و در زیر کوه دفن نموده صبح برادران هر یک خواب خود را برای دیگری بیان کرد آن برادر دیگر گفت من نیز چنین خوابی دیدم گمان میکنم این خوابی است که شیطان بما وانمود کرده شب دیگر شیطان بخواب آنها آمد و گفت بروید جسد خواهر شما در فلان مکان است و گوشه جامه او ظاهر است آنها رفتند دیدند راست بود راهب را گرفتند بشهر آوردند تا او را بدار کشند شیطان آمد نزد برصیصا باو گفت مرا میشناسی جواب داد نه گفت من راهب مصاحب تو هستم بعد از من آبروی خود و همه عابدان را بردی ولی من چیزی بتو میآموزم تا از این گرفتاری نجات یابی گفت چکنم شیطان جواب داد مرا سجده کن تا بدعا چشمهای ایشان را بگیرم و تو بگریزی وقتی گریختی توبه کن خدا توبه تو را بپذیرد برصیصا شیطان را سجده کرد و کافر شد.
راوی اینحدیث و سلسله سند آن عامه است و بر خلاف عقل و مذهب امامیّه است و این مثل برای یهودیهای بنی نضیر آورده شده چه آنها مغرور شدند بوعدههای منافقین پس از آنکه گمراه شدند منافقین هم از ایشان بیزاری جستند و رها کردند آنها را و اگر چه آیه نازل شد در باره عبد اللّه ابیّ و سایر منافقین لکن عام است و شامل هر انسانی میشود که شیطان او را بکفر وسوسه کرده چون کافر شد از او بیزاری جوید.پس از این موعظه میکند مؤمنین را بقولش
یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا اِتَّقُوا اَللّٰهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ مٰا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اِتَّقُوا اَللّٰهَ إِنَّ اَللّٰهَ خَبِیرٌ بِمٰا تَعْمَلُونَ (18) وَ لاٰ تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اَللّٰهَ فَأَنْسٰاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولٰئِکَ هُمُ اَلْفٰاسِقُونَ (19) لاٰ یَسْتَوِی أَصْحٰابُ اَلنّٰارِ وَ أَصْحٰابُ اَلْجَنَّةِ أَصْحٰابُ اَلْجَنَّةِ هُمُ اَلْفٰائِزُونَ (20) لَوْ أَنْزَلْنٰا هٰذَا اَلْقُرْآنَ عَلیٰ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خٰاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَةِ اَللّٰهِ وَ تِلْکَ اَلْأَمْثٰالُ نَضْرِبُهٰا لِلنّٰاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ (21) هُوَ اَللّٰهُ اَلَّذِی لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ عٰالِمُ اَلْغَیْبِ وَ اَلشَّهٰادَةِ هُوَ اَلرَّحْمٰنُ اَلرَّحِیمُ (22) هُوَ اَللّٰهُ اَلَّذِی لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ اَلْمَلِکُ اَلْقُدُّوسُ اَلسَّلاٰمُ اَلْمُؤْمِنُ اَلْمُهَیْمِنُ اَلْعَزِیزُ اَلْجَبّٰارُ اَلْمُتَکَبِّرُ سُبْحٰانَ اَللّٰهِ عَمّٰا یُشْرِکُونَ (23) هُوَ اَللّٰهُ اَلْخٰالِقُ اَلْبٰارِئُ اَلْمُصَوِّرُ لَهُ اَلْأَسْمٰاءُ اَلْحُسْنیٰ یُسَبِّحُ لَهُ مٰا فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ هُوَ اَلْعَزِیزُ اَلْحَکِیمُ (24)
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّٰهَ وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ مٰا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ خَبِیرٌ بِمٰا تَعْمَلُونَ
ای مؤمنین از خدا بترسید و هر نفسی باید بنگرد تا چه عملی برای فردای قیامت خود پیش میفرستد و از خدا بترسید که او بهمه کردارتان بخوبی آگاهست وَ لاٰ تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللّٰهَ فَأَنْسٰاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولٰئِکَ هُمُ
الْفٰاسِقُونَ
ابن بابویه ذیل آیه فوق از عبد العزیز بن مسلم روایت کرده گفت تفسیر آیه را از حضرت رضا علیه السّلام سؤال کردم فرمود خداوند هیچ سهو و فراموشی ندارد مخلوقات که حادثند دارای سهو و فراموشی میباشند آیا نمیشنوی قول خداوند را که میفرماید وَ مٰا کٰانَ رَبُّکَ نَسِیًّا و معنای آیه آنستکه خداوند ترک میکند او را تا استعداد و قابلیت ملاقات روز قیامت را پیدا نکند لاٰ یَسْتَوِی أَصْحٰابُ النّٰارِ وَ أَصْحٰابُ الْجَنَّةِ أَصْحٰابُ الْجَنَّةِ هُمُ الْفٰائِزُونَ هرگز اهل دوزخ و اهل بهشت با هم یکسان نیستند اهل بهشت سعادتمند خواهند بود-.ابن بابویه ذیل آیه فوق از حضرت رضا علیه السّلام روایت کرده فرمود چون پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم آیه را تلاوت مینمود میفرمود اصحاب بهشت کسانی هستند که امر مرا اطاعت کنند و تسلیم علی بن أبی طالب علیه السّلام باشند و اقرار بولایت آنحضرت نمایند حضورش عرض کردند اصحاب دوزخ چه کسانی هستند فرمود آنهائی که نقض کنند عهد مرا بعد از من و با علی مجادله و قتال کنند و غضب نمایند در باره ولایت علی علیه السّلام-و از مخالفین موفق بن احمد در کتاب مناقب خود از جابر انصاری روایت کرده که در خانه کعبه حضور پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم نشسته بودم امیر المؤمنین علیه السّلام وارد شد رسول خدا فرمود آمد بسوی شما برادرم علی علیه السّلام پس از آن پرده خانه کعبه را بدست مبارک گرفت و فرمود بآنخدائیکه جانم بدست قدرت او است این علی و شیعیانش رستگارانند و نیز روایت کرده روزی حضرت فاطمه(ع) گریه مینمود پیغمبر باو فرمود ای فاطمه گریه نکن فردای قیامت که مبعوث و از طرف پروردگار خوانده شدم علی با من است ای فاطمه(ع)علی و شیعیان او فائز و رستگار وارد بهشت میشوند لَوْ أَنْزَلْنٰا هٰذَا الْقُرْآنَ عَلیٰ جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خٰاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَةِ اللّٰهِ وَ تِلْکَ الْأَمْثٰالُ نَضْرِبُهٰا لِلنّٰاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ پروردگار در این آیه خبر میدهد از عظمت قرآن و بر سبیل مثل میفرماید اگر ما این قرآن را بر کوهی نازل کرده بودیم و آن کوه از چیزهائی بود که میشنید و تعقل و اندیشه مینمود مشاهده میکردی ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم که کوه خاشع و ذلیل شده و از ترس خدا متلاشی و شکافته میشد ولی کفار قسی القلب دلهایشان بمواعظ قرآن نرم نخواهد شد و این مثلها را در قرآن میزنیم برای مردم تا فکر و اندیشه کنند و پند و عبرت بگیرند پس از آن خبر میدهد
بعظمت و ربوبیت خود هُوَ اللّٰهُ الَّذِی لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ عٰالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهٰادَةِ هُوَ الرَّحْمٰنُ الرَّحِیمُ.
هُوَ اللّٰهُ الَّذِی لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلاٰمُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ الْعَزِیزُ الْجَبّٰارُ الْمُتَکَبِّرُ سُبْحٰانَ اللّٰهِ عَمّٰا یُشْرِکُونَ. هُوَ اللّٰهُ الْخٰالِقُ الْبٰارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمٰاءُ الْحُسْنیٰ یُسَبِّحُ لَهُ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ
فرمود او آنخدائی است که جز او خدائی نیست،دانای نهان و آشکار است،بخشنده و مهربانست در حق بندگان، او آنخدائی است که جز او خدائی نیست،پادشاه است،و پاک است از هر عیب و وصفی که لایق او نباشد منزه و مبرا است،تصدیق کننده پیغمبران خود است،و ایمنی دلهای هراسان، و امین و گواه است بر بندگان خود،غالب و قاهر است بر مخلوقات،با جبروت و بزرگ و بزرگوار است،برتر از حد فکرت،و پاک و منزه است از آنچه مشرکین باو شرک میآورند او آنخدائی آفریدگار است و پدید آورنده معدومات،نگارنده صورتهای مخلوقات است او راست نامهای نیکوتر و هر چه در آسمانها و زمین است همه به تسبیح و ستایش اوصاف جلال و جمالش مشغولند و او است خدای قاهر و غالب حکیم.
انس بن مالک از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس سه آیه آخر سوره حشر را بخواند خداوند گناه گذشته و آینده او را بیامرزد و هر که در صبح بگوید
اعوذ باللّه السمیع العلیم من الشیطان الرجیم و سه آیه آخر این سوره را تلاوت کند خدای تعالی هفتاد فرشته را بر او موکل گرداند تا شب صلوات بفرستند و اگر آنروز بمیرد شهید مرده است و همچنین است اگر شب بخواند آنها را،و از آنحضرت سؤال کردند از اسم اعظم خدا فرمود بر شما باد به تلاوت کردن آخر سوره حشر در کافی ذیل آیه لَهُ الْأَسْمٰاءُ الْحُسْنیٰ از هشام بن حکم روایت کرده گفت سؤال نمودم از حضرت صادق علیه السّلام اسماء خداوند و اشتقاق آنها را فرمود اللّه مشتق است از اله بمعنای پرستش کردن و هر پرستشی پرستش کرده شدهای میخواهد یعنی هر عابدی معبودی لازم دارد و اسم غیر معنی و مسمی است و هر کس پرستش کند اسم را بدون توجه به معنا کافر است و عبادت نکرده خدا را و اگر پرستش نماید اسم و معنی هر دو را مشرک است و عبادت کرده دو چیز را و آنکه پرستش کند معنای تنها را او موحد و خدا پرست است عرض کردم حضورش فدایت گردم توضیح بیشتری بیان فرمائید فرمود ای هشام برای خداوند نود و نه اسم میباشد اگر هر اسمی بعینه همان معنی و مسمی بود همانا هر اسمی
خدائی است لکن خداوند معنائی است که دلالت دارند بر او تمام اسامی و جمیع آنها غیر معنی میباشند ای هشام مثلی برایت میزنم تا روشن شود نان اسم است برای چیزی که میخورند و آب برای آنکه میآشامند و لباس برای آنچه میپوشند آتش اسم است برای آنچه میسوزاند ای هشام فهمیدی اینها را حفظ کن تا بتوانی با دشمنان ما مباحثه کنی و بر آنها غالب شوی هشام عرض کرد فدایت گردم فهمیدم فرمود خداوند بتو نفع برساند و بر حق ثابت گرداند هشام میگوید سوگند بخدا از آنروز که حضرت صادق علیه السّلام این فرمایشات را بمن فرمود در توحید و خدا شناسی کسی بر من غالب نشد.
ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بامیر المؤمنین علیه السّلام فرموده برای خداوند نود و نه اسم باشد هر کس آنرا حفظ کند و بشمارد داخل بهشت میشود و آنها بدین قرار است-
اللّه-الاله-الواحد-الاحد- الصمد-الاول-الاخر-السمیع-البصیر-القدیر-القادر-القاهر-العلی-الاعلی الباقی-البدیع-الباری-الاکرم-الظاهر-الباطن-الحی-الحکیم-العلیم- الحلیم-الحفیظ-الحق-الحسیب-الحمید-الخفی-الرب-الرحمن-الرحیم الذاری-الرزاق-الرقیب-الرؤف-البار-السلام-المؤمن-المهیمن-العزیز الجبار-المتکبر-السید-السبوح-الشهید-الصادق-الصانع-الطاهر-العدل العفو-الغنی-الغیاث-الفاطر-الفرد-الفتاح-الفالق-القدیم-الملک-القدوس القوی-القریب-القیوم-القابض-الباسط-قاضی الحاجات-المجید-المولی- المنان-المحیط-المبین-المقیت-المصور-الکبیر-الکافی-کاشف الضر- الوتر-النور-الوهاب-الناصر-الواسع-الودود-الهادی-الوفی-الوکیل الوارث-البر-الباعث-التواب-الجلیل-الجواد-الخبیر-الخالق-خیر الناصرین الدیان-الشکور-العظیم-اللطیف-الشافی-.
و فرمود آنحضرت عالم غیب چیزیست که در این جهان نیست و مشاهده نمیشود و عالم شهادة چیزیست که موجود بوده مشاهده میشود-و از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام روایت کرده فرمود خداوند بر پیغمبرش محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم نازل فرموده لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ الْحَیُّ
الْقَیُّومُ را و نامیده میشود باین اسماء اَلرَّحْمٰنُ الرَّحِیمُ اَلْعَزِیزُ الْجَبّٰارُ اَلْعَلِیُّ الْعَظِیمُ ...
در باره خدای تعالی بحیرت افتادند و هوشها از دست داده شده لذا برای خدا مثلها زدهاند و او را باشیائی تشبیه کردند و اشباهی برای او قرار دادند و گفتند خدا حلول میکند در اشیاء و زایل میشود از اشیائی این قبیل از مردم در دریای بیپایانی فرو رفتند نمی دانند انتهای آن را و درک نکنند اندازه دوری آنرا.و از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت کرده فرمود بخل نکنید در سلام کردن و غضب نکنید نیکو و پاکیزه سخن بگوئید شبانگاه وقتی که مردم در خوابند نماز بجا آورید تا داخل بهشت شوید پس از آن تلاوت فرمود این آیه را: اَلسَّلاٰمُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیْمِنُ ...
پایان سوره حشر
سوره ممتحنه در مدینه نازل شده و سیزده آیه و سیصد و چهل کلمه و هزار و پانصد و ده حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن-ابن بابویه از حضرت امام زین العابدین علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره ممتحنه را در نمازهای واجب و مستحب تلاوت نماید خداوند امتحان فرماید دل او را از برای ایمان و دیده او را نورانی گرداند و فقر و دیوانگی در اولادش بهم نرسد هرگز.و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس این سوره را قرائت کند فرشتگان بر او رحمت فرستاده و استغفار کنند و اگر در آنروز بمیرد شهید مرده است و مؤمنین شفیع او بشوند در روز قیامت.و هر که آنرا بنویسد و بآب بشوید و سه روز متصل بیاشامد درد جگر بر او باقی نماند و ایمن باشد از بادها و امراض در مدت حیات خود باذن خداوند.
خلاصه مطالب سوره ممتحنه عبارت است نهی نمودن مؤمنین از مراوده و
دوستی با کفار و یاری کردن از آنها و تأسی کردن بحضرت ابراهیم و حکم زنان مهاجرات و بیعت نمودن آنها در روز فتح مکه قوله تعالی
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیٰاءَ تُلْقُونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ کَفَرُوا بِمٰا جٰاءَکُمْ مِنَ اَلْحَقِّ یُخْرِجُونَ اَلرَّسُولَ وَ إِیّٰاکُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللّٰهِ رَبِّکُمْ إِنْ کُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهٰاداً فِی سَبِیلِی وَ اِبْتِغٰاءَ مَرْضٰاتِی تُسِرُّونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِمٰا أَخْفَیْتُمْ وَ مٰا أَعْلَنْتُمْ وَ مَنْ یَفْعَلْهُ مِنْکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوٰاءَ اَلسَّبِیلِ (1) إِنْ یَثْقَفُوکُمْ یَکُونُوا لَکُمْ أَعْدٰاءً وَ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ وَ أَلْسِنَتَهُمْ بِالسُّوءِ وَ وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ (2) لَنْ تَنْفَعَکُمْ أَرْحٰامُکُمْ وَ لاٰ أَوْلاٰدُکُمْ یَوْمَ اَلْقِیٰامَةِ یَفْصِلُ بَیْنَکُمْ وَ اَللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ (3) قَدْ کٰانَتْ لَکُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْرٰاهِیمَ وَ اَلَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قٰالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنّٰا بُرَآؤُا مِنْکُمْ وَ مِمّٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ کَفَرْنٰا بِکُمْ وَ بَدٰا بَیْنَنٰا وَ بَیْنَکُمُ اَلْعَدٰاوَةُ وَ اَلْبَغْضٰاءُ أَبَداً حَتّٰی تُؤْمِنُوا بِاللّٰهِ وَحْدَهُ إِلاّٰ قَوْلَ إِبْرٰاهِیمَ لِأَبِیهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَکَ وَ مٰا أَمْلِکُ لَکَ مِنَ اَللّٰهِ مِنْ شَیْءٍ رَبَّنٰا عَلَیْکَ تَوَکَّلْنٰا وَ إِلَیْکَ أَنَبْنٰا وَ إِلَیْکَ اَلْمَصِیرُ (4) رَبَّنٰا لاٰ تَجْعَلْنٰا فِتْنَةً لِلَّذِینَ کَفَرُوا وَ اِغْفِرْ لَنٰا رَبَّنٰا إِنَّکَ أَنْتَ اَلْعَزِیزُ اَلْحَکِیمُ (5) لَقَدْ کٰانَ لَکُمْ فِیهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کٰانَ یَرْجُوا اَللّٰهَ وَ اَلْیَوْمَ اَلْآخِرَ وَ مَنْ یَتَوَلَّ فَإِنَّ اَللّٰهَ هُوَ اَلْغَنِیُّ اَلْحَمِیدُ (6) عَسَی اَللّٰهُ أَنْ یَجْعَلَ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ اَلَّذِینَ عٰادَیْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً وَ اَللّٰهُ قَدِیرٌ وَ اَللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ (7) لاٰ یَنْهٰاکُمُ اَللّٰهُ عَنِ اَلَّذِینَ لَمْ یُقٰاتِلُوکُمْ فِی اَلدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیٰارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اَللّٰهَ یُحِبُّ اَلْمُقْسِطِینَ (8) إِنَّمٰا یَنْهٰاکُمُ اَللّٰهُ عَنِ اَلَّذِینَ قٰاتَلُوکُمْ فِی اَلدِّینِ وَ أَخْرَجُوکُمْ مِنْ دِیٰارِکُمْ وَ ظٰاهَرُوا عَلیٰ إِخْرٰاجِکُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ فَأُولٰئِکَ هُمُ اَلظّٰالِمُونَ (9)
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَ عَدُوَّکُمْ أَوْلِیٰاءَ تُلْقُونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ کَفَرُوا بِمٰا جٰاءَکُمْ مِنَ الْحَقِّ یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِیّٰاکُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللّٰهِ رَبِّکُمْ إِنْ کُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهٰاداً فِی سَبِیلِی وَ ابْتِغٰاءَ مَرْضٰاتِی تُسِرُّونَ إِلَیْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِمٰا أَخْفَیْتُمْ وَ مٰا أَعْلَنْتُمْ وَ مَنْ یَفْعَلْهُ مِنْکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوٰاءَ السَّبِیلِ
این آیات نازل شده در حق خاطب بن ابی بلتعه و سبب نزول آن بود، زنی بنام سارة مولاة ابی عمرو بن صیفی بن هاشم بن عبد مناف از مکه بمدینه آمد حضور پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم دو سال بعد از جنگ بدر آنحضرت باو فرمود آمدهای مسلمانان بشوی گفت خیر فرمود هجرت کردهای عرض کرد خیر چون مولای من شمائید و من در مکه مولائی ندارم بسیار محتاج شدهام آمدهام تا بمن چیزی مرحمت بفرمائید تا باز گردم بسوی مکه فرمود چرا از اهل مکه درخواست ننمودی و آن زن در مکه پیشهاش غنا و نوح سرائی بود عرض کرد پس از روز بدر کسی رغبت و میل پیدا نکرد و خوانندگی من رسول خدا بفرزندان عبد المطلب فرمود چیزی باو بدهید تا بر گردد بمکه،آنها ده دینار و لباس و شتری باو دادند.
رفت نزد خاطب بن ابی بلتعه و از او چیزی خواست خاطب اسلام آورده و هجرت نموده بود عیالش حاضر نشد با او هجرت نماید در مکه توقف کرد قریش چون خائف
بودند از حرکت پیغمبر بسوی مکه لذا بعیال خاطب گفتند نامهای بشوهرت بنویس تا ما را خبر دهد از خیل محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم او نامهای نوشت و بوسیله همان زن مغنّیه فرستاد خاطب در جواب نامه نوشت که پیغمبر خیال جنگ دارد و نامه را بساره مغنیه داد تا ببرد آن زن نامه را میان پای خود پنهان کرد و بجانب مکه حرکت کرد جبرئیل نازل شد و پیغمبر را از نامه خبر داد آنحضرت امیر المؤمنین علیه السّلام و زبیر بن عام را در تعقیب آن زن فرستاد تا نامه را بگیرند،در بین راه بآن زن رسیدند امیر المؤمنین علیه السّلام باو فرمود نامه کجا است بمن بده گفت نامهای نزد من وجود ندارد و گریست و سوگند یاد نمود که نامهای ندارم متاعش جستند چیزی نیافتند خواستند برگردند و به رسول خدا خبر بدهند که نامهای نزد او نیست امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود رسولخدا دروغ نمیگوید و جبرئیل هم دروغ نمیگوید نامه نزد او است پس از آن شمشیر کشید و فرمود بآن زن،بخدا سوگند اگر نامه را بیرون نیاوری سرت را از تن جدا خواهم کرد و برای پیغمبر میبرم چون این فرمایشات را از آنحضرت شنید
گفت روی بگردان تا نامه را بیرون آورم آنحضرت صورت خود بر گردانید زن نامه را از میان پای خود بیرون آورد و تسلیم امیر المؤمنین علیه السّلام نمود آنحضرت نامه را حضور پیغمبر آورد رسول خدا دستور داد خاطب را حاضر کردند باو فرمود این چه خیانتی بود که تو کردی عرض کرد ایرسول خدا به پروردگار سوگند که منافق نشدم و تغییر در دین ندادهام و مراعات قریش نکردم گواهی میدهم که نیست خدائی جز خدای یکتا و شما پیغمبر بر حق هستید چون قریش با اهل و عیال من نیکوئی و معاشرت میکنند من دوست داشتم که پاداش دهم قریش را لذا این نامه را نوشتم و من از قریش میترسم خواستم اینعمل منتی باشد از من نزد آنها عمر گفت ایرسول خدا اجازه بفرمائید گردنش را بزنم او منافق است فرمود از اهل بدر است خدا میآمرزد او را از مسجد بیرونش کنید مردم با پشت دست او را از مسجد بیرون کردند و او متوجه رسول خدا بود چون بدر مسجد بردند پیغمبر فرمود باز گردانید او را و فرمود توبه کن توبه کرد رسول خدا توبه او را پذیرفته و قبول فرمود جبرئیل نازل شد آیات را در حق او آورد و فرمود ایمؤمنین با دشمنان من و دشمنان خودتان دوستی نکنید و طرح دوستی با آنها میفکنید چه آنها کافر شدند بقرآنیکه بسوی شما از طرف خدا فرستاده شده و رسول خدا و شما مؤمنین
را بجرم آنکه بخدا ایمان آوردهاید از وطن خود آواره کردهاند پس نباید اگر شما برای جهاد در راه من و طلب رضا و خوشنودی من از مکه هجرت کرده و بیرون آمدهاید در پنهانی با کفار دوستی کنید من باسرار نهان و اعمال آشکار شما از هر کس داناترم و هر کس از شما مؤمنین چنین عملی انجام بدهد براه ضلالت و گمراهی شتافته است اگر آنها بر شما تسلط یابند باز دشمنی کنند و هر چه بتوانند بدست و زبان بر دشمنی شما میکوشند و چه قدر دوست دارند که شما باز کافر شوید. ایمؤمنین بدانید روز قیامت خویشان و فرزندان شما هیچ سودی نخواهند رسانید در آنروز بکلی میان شما جدائی افکنند و خدا بهر چه کنید آگاهست قَدْ کٰانَتْ لَکُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْرٰاهِیمَ وَ الَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قٰالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنّٰا بُرَآؤُا مِنْکُمْ وَ مِمّٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ کَفَرْنٰا بِکُمْ وَ بَدٰا بَیْنَنٰا وَ بَیْنَکُمُ الْعَدٰاوَةُ وَ الْبَغْضٰاءُ أَبَداً حَتّٰی تُؤْمِنُوا بِاللّٰهِ وَحْدَهُ إِلاّٰ قَوْلَ إِبْرٰاهِیمَ لِأَبِیهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَکَ وَ مٰا أَمْلِکُ لَکَ مِنَ اللّٰهِ مِنْ شَیْءٍ رَبَّنٰا عَلَیْکَ تَوَکَّلْنٰا وَ إِلَیْکَ أَنَبْنٰا وَ إِلَیْکَ الْمَصِیرُ برای شما مومنین نیکو و پسندیده است که بابراهیم خلیل و آنهائیکه با او بودند اقتدا کنید یعنی در موضوع بیزاری جستن از کفار چه آنها بقوم
مشرک خود گفتند ما از شما و بتهائیکه بجای خدا میپرستید بیزاریم ما منکر و مخالف شما هستیم و میان ما و شما دشمنی و دوری همیشه خواهد بود تا آن وقت که بخدای یگانه به تنهائی ایمان آورید.مگر نه آنکه ابراهیم بپدر مادری خود گفت اگر ایمان آری من برای تو از خداوند آمرزش میطلبم تا از شرک پیشین تو در گذرد و اگر ایمان نیاوری دیگر من بر نجات تو از قهر و غضب خدا هیچ کاری نتوانم کرد آنگاه رو بدرگاه خدا کرد و گفت پروردگارا ما بتو توکل کردیم و از همه جا رو بدرگاه تو آوردیم و میدانیم که باز گشت تمام خلق بسوی تو خواهد بود-.
پروردگار در این آیه میفرماید مؤمنین باید در جمع خصال بحضرت ابراهیم اقتدا کنند مگر در یک خصلت که او مخصوص خود آنحضرت است که بخاطر عذر ظاهری برای پدر مادری خود استغفار نمود لکن استغفار حضرت ابراهیم مشروط بشرط ایمان پدر مادری او بود و چون شرط که ایمان است حاصل نشد مشروط که استغفار بود تحقق پیدا نکرد خدای تعالی این داستان را بیان فرمود تا مؤمنین بدانند که استغفار برای مشرکین نشاید و جایز نیست هر چند آن مشرک پدر مؤمن باشد چنانکه در آیه دیگر فرمود مٰا کٰانَ لِلنَّبِیِّ وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَنْ یَسْتَغْفِرُوا
لِلْمُشْرِکِینَ وَ لَوْ کٰانُوا أُولِی قُرْبیٰ آنگاه دعا میکند حضرت ابراهیم و میفرماید پروردگارا ما را مایه امتحان کفار مگردان و از شر آنها محفوظ بدار و بلطف و کرم خود ما را بیامرز تنها توئی که بر هر کار مقتدر و دانائی باز خداوند این امت را مخاطب قرار داده و میفرماید البته شما مؤمنین اگر بخدا و روز قیامت امیدوارید نیکو و پسندیده است که اقتدا کنید بابراهیم و پیروانش و هر کس از خدا روی بگرداند خداوند بینیاز و بذات خود ستوده است عَسَی اللّٰهُ أَنْ یَجْعَلَ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ الَّذِینَ عٰادَیْتُمْ مِنْهُمْ مَوَدَّةً وَ اللّٰهُ قَدِیرٌ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ امید است که خدا دوستی میان شما و دشمنانتان که مشرکینند بر قرار گرداند بوسطه ایمان آوردن ایشان و این عده تحقق پیدا کرد و بسیاری از آنها ایمان آوردند و با مؤمنین وصلت و ازدواج کردند چه خداوند بر هر کار قادر و توانا است و آمرزنده و مهربانست لاٰ یَنْهٰاکُمُ اللّٰهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقٰاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیٰارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ خداوند از دوستی کسانیکه با شما در دین کارزار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون ننمودند نهی نمیکند و با آنها بعدالت رفتار کنید و نیکوئی در حق ایشان
بنمائید پروردگار مردم با انصاف و صاحب عدل را بسیار دوست میدارد إِنَّمٰا یَنْهٰاکُمُ اللّٰهُ عَنِ الَّذِینَ قٰاتَلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ أَخْرَجُوکُمْ مِنْ دِیٰارِکُمْ وَ ظٰاهَرُوا عَلیٰ إِخْرٰاجِکُمْ أَنْ تَوَلَّوْهُمْ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ فَأُولٰئِکَ هُمُ الظّٰالِمُونَ در کافی ذیل آیه رَبَّنٰا لاٰ تَجْعَلْنٰا فِتْنَةً لِلَّذِینَ کَفَرُوا از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود از فرزندان آدم نبود مومن مگر فقیر و محتاج و بینوا و نبود کافر مگر غنی و ثروتمند تا زمان حضرت ابراهیم آنحضرت دعا کرد و گفت پروردگارا اینحالت را از مؤمنین بردار و ما را مورد امتحان کفار قرار مده خداوند آنحالت را بر گردانید مسلمین را غنی و فقیر و ثروتمند قرار داده طبرسی ذیل آیه لاٰ یَنْهٰاکُمُ اللّٰهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقٰاتِلُوکُمْ از ابن عباس روایت کرده آیه مزبور در باره خزاعه و بنی مدلج نازل شده چه آندو طایفه با رسول خدا صلح کردند تا کارزار نکنند و بیاری دشمنان اسلام قیام ننمایند لذا فرمود آنهائیکه با شما کارزار نمیکنند مودت و دوستی با ایشان را خداوند منع نمیفرماید ولی کسانیکه در دین با شما کارزار کرده و از دیار و خانههایتان بیرون نمودند البته نهی میکند خداوند که با این قبیل اشخاص دوستی و مراوده کنید و آنانکه با ایشان طرح دوستی و مراوده افکنند از جمله ستمکاران خواهند بود
یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا جٰاءَکُمُ اَلْمُؤْمِنٰاتُ مُهٰاجِرٰاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اَللّٰهُ أَعْلَمُ بِإِیمٰانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنٰاتٍ فَلاٰ تَرْجِعُوهُنَّ إِلَی اَلْکُفّٰارِ لاٰ هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَ لاٰ هُمْ یَحِلُّونَ لَهُنَّ وَ آتُوهُمْ مٰا أَنْفَقُوا وَ لاٰ جُنٰاحَ عَلَیْکُمْ أَنْ تَنْکِحُوهُنَّ إِذٰا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ لاٰ تُمْسِکُوا بِعِصَمِ اَلْکَوٰافِرِ وَ سْئَلُوا مٰا أَنْفَقْتُمْ وَ لْیَسْئَلُوا مٰا أَنْفَقُوا ذٰلِکُمْ حُکْمُ اَللّٰهِ یَحْکُمُ بَیْنَکُمْ وَ اَللّٰهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ (10) وَ إِنْ فٰاتَکُمْ شَیْءٌ مِنْ أَزْوٰاجِکُمْ إِلَی اَلْکُفّٰارِ فَعٰاقَبْتُمْ فَآتُوا اَلَّذِینَ ذَهَبَتْ أَزْوٰاجُهُمْ مِثْلَ مٰا أَنْفَقُوا وَ اِتَّقُوا اَللّٰهَ اَلَّذِی أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ (11) یٰا أَیُّهَا اَلنَّبِیُّ إِذٰا جٰاءَکَ اَلْمُؤْمِنٰاتُ یُبٰایِعْنَکَ عَلیٰ أَنْ لاٰ یُشْرِکْنَ بِاللّٰهِ شَیْئاً وَ لاٰ یَسْرِقْنَ وَ لاٰ یَزْنِینَ وَ لاٰ یَقْتُلْنَ أَوْلاٰدَهُنَّ وَ لاٰ یَأْتِینَ بِبُهْتٰانٍ یَفْتَرِینَهُ بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ وَ لاٰ یَعْصِینَکَ فِی مَعْرُوفٍ فَبٰایِعْهُنَّ وَ اِسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اَللّٰهَ إِنَّ اَللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (12) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اَللّٰهُ عَلَیْهِمْ قَدْ یَئِسُوا مِنَ اَلْآخِرَةِ کَمٰا یَئِسَ اَلْکُفّٰارُ مِنْ أَصْحٰابِ اَلْقُبُورِ (13)
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا جٰاءَکُمُ الْمُؤْمِنٰاتُ مُهٰاجِرٰاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللّٰهُ أَعْلَمُ بِإِیمٰانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنٰاتٍ فَلاٰ تَرْجِعُوهُنَّ إِلَی الْکُفّٰارِ لاٰ هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَ لاٰ هُمْ یَحِلُّونَ لَهُنَّ وَ آتُوهُمْ مٰا أَنْفَقُوا وَ لاٰ جُنٰاحَ عَلَیْکُمْ أَنْ تَنْکِحُوهُنَّ إِذٰا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ لاٰ تُمْسِکُوا بِعِصَمِ الْکَوٰافِرِ وَ سْئَلُوا مٰا أَنْفَقْتُمْ وَ لْیَسْئَلُوا مٰا أَنْفَقُوا ذٰلِکُمْ حُکْمُ اللّٰهِ یَحْکُمُ بَیْنَکُمْ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ
سبب نزول آیه آن بود رسول اکرم در سال حدیبیه با مشرکین صلح نمود و یکی از شرایط صلح این بود هر کس از اهل مکه بسوی مدینه رود پیغمبر او را باز فرستد و هر که از مدینه بمکه برود کفار او را رد نکنند پس از مدتی زنی بنام سبیعه دختر حارث اسلمیه مدینه آمد و اسلام اختیار نمود شوهرش کافر بود حضور پیغمبر رسید عرض کرد ای محمّد این زن از من گریخته حضور شما آمده مطابق صلح و قرار داد او را بمن بدهید آیه فوق نازل شد ایرسول ما و مؤمنین هر گاه زنانی بعنوان اسلام و ایمان از دیار خود هجرت کنند و بجانب شما آیند خداوند براست و دروغ ایمانشان داناتر است شما آنها را امتحان کنید اگر از روی حقیقت ایمان آوردهاند آنها را باز نگردانید بطرف مشرکین و هرگز این زنان مؤمن بر آن شوهران کافر و آنها بر این زنان حلال نیستند ولی مهر و نفقهایکه شوهران مخارج آنزنان کردهاند بآنها بپردازد و باکی نیست شما مسلمانان با این زنان ازدواج کنید در صورتی که اجرت و مهرشان را بدهید و هرگز متوسل
نشوید بعصمتهای زنان کافره و اگر زنهای شما از اسلام بکفر برگشتند از کفار مهر و نفقه مطالبه کنید آنها هم مهر و نفقه از شما طلب کنند این حکم خدا است در میان شما بندگان و خداوند بحقایق امور دانا و بمصالح خلق آگاهست و چون آیه نازل شد پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم سبیعه را سوگند داد بخدا او سوگند یاد کرد که چیزی مرا وادار نکرده بهجرت جز رغبت در اسلام و دین خدا.پیغمبر مهر او را بشوهرش داد بحکم آیه و آن زن را بر نگردانید بشوهر کافرش ولی هر کس از مردها بمدینه میآمد مطابق قرار داد او را باز میگردانید بسوی قریش و اگر بخاطر صلح و قرار داد نبود مهر را بمشرکین نمیداد و امتحان برای آن بود که مبادا هجرت آن زن بخاطر بغض بر شوهرش بوده و یا بعشق یکی از مسلمانان داخل در اسلام شده است و چنانکه از روی بصیرت بوده و ثابت شود که راست میگوید بعد از استبراء رحم،مسلمین او را تزویج مینمودند-.در کافی ذیل آیه فوق از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس نزد او زن کافره است اسلام را باو عرضه بدارد اگر قبول کرد عیال او است و اگر قبول ننمود خداوند نهی فرموده که چنگ بزند بعصمت کافره و چنانکه زن مسلمانی ملحق بکافر شد صداق آنزن را از کفار میگیرند و بمرد مسلمان میدهند و اگر آن کافر رد نکرد و مسلمانان غلبه نمودند و اموال آنها را بغنیمت بردند باید پیش از قسمت غنیمت اول مهر آنزن را بمرد مسلمان بدهند و هر گاه زنی از کفار اسلام آورد
مهر آن زن را بشوهر کافرش میدهند وَ إِنْ فٰاتَکُمْ شَیْءٌ مِنْ أَزْوٰاجِکُمْ إِلَی الْکُفّٰارِ فَعٰاقَبْتُمْ فَآتُوا الَّذِینَ ذَهَبَتْ أَزْوٰاجُهُمْ مِثْلَ مٰا أَنْفَقُوا وَ اتَّقُوا اللّٰهَ الَّذِی أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ سبب نزول آیه آن بود که دختر امیة بن مغیره عیال عمر بود با او هجرت نکرد بمدینه و ماند با مشرکین معویه او را گرفت رسول خدا صداق او را بدستور آیه فوق و امر پروردگار از معویه گرفت و بعمر داد یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذٰا جٰاءَکَ الْمُؤْمِنٰاتُ یُبٰایِعْنَکَ عَلیٰ أَنْ لاٰ یُشْرِکْنَ بِاللّٰهِ شَیْئاً وَ لاٰ یَسْرِقْنَ وَ لاٰ یَزْنِینَ وَ لاٰ یَقْتُلْنَ أَوْلاٰدَهُنَّ وَ لاٰ یَأْتِینَ بِبُهْتٰانٍ یَفْتَرِینَهُ بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَ أَرْجُلِهِنَّ وَ لاٰ یَعْصِینَکَ فِی مَعْرُوفٍ فَبٰایِعْهُنَّ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ این آیه روز فتح مکه نازل شد پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم میان نماز ظهر و عصر جلوس فرمود در مسجد الحرام مردها با حضرتش بیعت کردند و پس از نماز عصر امر فرمود ظرفی را پر از آب کردند آنحضرت دست مبارک خود را در آن آب گذاشت و بزنها فرمود هر کس میخواهد بیعت کند دست خود را داخل آب کند و من با زنان مصافحه نخواهم کرد و قرائت نمود آیه مزبور را بر آنها که از شروط بیعت ایشان است امه حکیم دختر حارث بن عبد المطلب عرض کرد ایرسول خدا معروف چیست؟که ما زنها باید در آن نافرمانی شما نکنیم و خداوند ما را امر بآن نموده فرمود معروف عبارت از آنستکه صورتهای خود را نخراشید و سیلی بصورت خود نزنید و موهای خود را نکنید و گریبان چاک نزنید و لباس سیاه نپوشید و صدا را بواویلا بلند نکنید و کنار قبرها توقف ننمائید آن زنان با شروط در آیه بکیفیت مزبور بامر پیغمبر خدا بیعت کردند حضرت صادق علیه السّلام فرمود معروفیکه باید معصیت رسولش را در آن بجا نیاورند عبارت است از نماز و روزه و سایر واجبات دیگر.
موفق بن احمد که یکی از علماء مخالفین است در مناقب،ذیل آیه فوق از زبیر بن عوام روایت کرده رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود اول زنی که با من بیعت نمود و پیاده از مکه بمدینه هجرت کرد فاطمه دختر اسد ما در امیر المؤمنین علیه السّلام بود یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللّٰهُ عَلَیْهِمْ قَدْ یَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ کَمٰا یَئِسَ الْکُفّٰارُ مِنْ أَصْحٰابِ الْقُبُورِ محمّد بن عباس ذیل آیه فوق از زیاد بن منذر روایت کرده گفت امیر المؤمنین
علیه السّلام فرمود عجب است از ایامیکه بین ماه جمادی و رجب میباشد مردی حضورش عرض کرد آن عجب چیست که شما از آن تعجب میکنید فرمود مادرت بعزایت بنشیند کدام عجیبی عجیبتر میباشد از آنکه مردهگان با شمشیر بزنند گردن دشمنان خدا و رسول و اهل بیت پیغمبر را چنانکه خدای تعالی میفرماید ثُمَّ رَدَدْنٰا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ وَ أَمْدَدْنٰاکُمْ بِأَمْوٰالٍ وَ بَنِینَ وَ جَعَلْنٰاکُمْ أَکْثَرَ نَفِیراً این آیه تأویل آیه مزبور است خداوند در زمان ظهور حضرت حجة علیه السّلام روحی و روح العالمین له الفداء مردمانی را بر گرداند بدنیا و زنده گرداند تا آنها با دشمنان خدا و رسول و اهل بیت پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم جهاد و کارزار نمایند و آنقوم ستمکار را بدیار هلاکت رسانند و بجهنم فرستند پروردگار را ما را زنده بدار یا برگردان بدنیا تا چنان روزی را مشاهده نمائیم تا مشفی قلب ما بشود در اثر دیدن ذلت و خواری و پریشانی دشمنان آل رسول و منکرین احادیث اهل عصمت و طهارت بجاه خاتم پیغمبرانت محمّد و آل او،صلواتک علیهم اجمعین آمین یا رب العالمین پایان سوره ممتحنه
در مدینه نازل شده و چهارده آیه و دویست و بیست و یک کلمه و نهصد حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن ابن بابویه از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره صف را در نمازهای واجب و مستحب تلاوت نماید خداوند او را در ردیف فرشتگان و پیغمبران قرار بدهد انشاء اللّه و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس تلاوت کند سوره صف را حضرت عیسی برای او استغفار و رحمت بفرستد مادامیکه در دنیا است و هر که در مسافرت مداومت کند بر قرائت این سوره تا بر گردد بوطن خود از هر شر ایمن گردد خلاصه مطالب سوره صف عبارت است از توبیخ منافقین و یهود و نصاری و امر بفرمانبرداری از رسول خدا و یاری کردن او و عمل نمودن بشریعت اسلام
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . سَبَّحَ لِلّٰهِ مٰا فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی اَلْأَرْضِ وَ هُوَ اَلْعَزِیزُ اَلْحَکِیمُ (1) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مٰا لاٰ تَفْعَلُونَ (2) کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اَللّٰهِ أَنْ تَقُولُوا مٰا لاٰ تَفْعَلُونَ (3) إِنَّ اَللّٰهَ یُحِبُّ اَلَّذِینَ یُقٰاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیٰانٌ مَرْصُوصٌ (4) وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِی وَ قَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّی رَسُولُ اَللّٰهِ إِلَیْکُمْ فَلَمّٰا زٰاغُوا أَزٰاغَ اَللّٰهُ قُلُوبَهُمْ وَ اَللّٰهُ لاٰ یَهْدِی اَلْقَوْمَ اَلْفٰاسِقِینَ (5) وَ إِذْ قٰالَ عِیسَی اِبْنُ مَرْیَمَ یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اَللّٰهِ إِلَیْکُمْ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ اَلتَّوْرٰاةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اِسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ قٰالُوا هٰذٰا سِحْرٌ مُبِینٌ (6)
قوله تعالی سَبَّحَ لِلّٰهِ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ تفسیر این آیه در سور سبحات پیش گذشت یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مٰا لاٰ تَفْعَلُونَ کَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللّٰهِ أَنْ تَقُولُوا مٰا لاٰ تَفْعَلُونَ سبب نزول آیه آن بود که مسلمانان گفتند اگر ما میدانستیم کدام عمل نزد خدا محبوب است آنرا بجا میآوردیم و مال و جان خود را بذل مینمودیم خدای تعالی امر فرمود برسولش بآنها بگوید جهاد در راه من
از همه اعمال افضل و محبوبتر است هر که طالب این عمل است باید در وقت جهاد ثابت قدم باشد چون روز احد پیش آمد بسیاری از آنها گریختند پروردگار در توبیخ ایشان آیه فوق را فرو فرستاد و فرمود چرا چیزی بزبان میگوئید که در مقام عمل خلاف آن رفتار میکنید خداوند باصحاب پیغمبر وعده نصرت داد اگر مقام عمل خلاف آن رفتار میکنید خداوند باصحاب پیغمبر وعده نصرت داد اگر مخالفت امرش ننمایند و عهدی که در باره امیر المؤمنین علیه السّلام با آنها بسته شده نقض نکنند و میدانست بسیاری از ایشان بعهد خود پایدار نیستند و بآنچه میگویند قیام نمیکنند لذا فرمود اینعمل که سخنی بگوئید و خلاف آن رفتار کنید معصیت بزرگی است و خدا را بخشم و غضب میآورد،پروردگار،این قبیل از مردم را مؤمن نامید بواسطه اقرار بزبانشان اگر چه بقلب تصدیق ندارند إِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقٰاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیٰانٌ مَرْصُوصٌ خدای تعالی آنهائیکه در جهاد با کفار مانند سد آهنین پایدارند دوست میدارد محمّد بن عباس ذیل آیه فوق از ابن عباس روایت کرده گفت آیه مزبور در بارۀ امیر المؤمنین علیه السّلام و حمزه و عبیدة بن الحرث و سهل بن حنیف و حارث بن ابی دجانه انصاری نازل شده و اینحدیث را عینا حمیری که از مخالفین است روایت کرده پس از آن بیان میفرماید صدق نیت و ثبات عزم و پایداری حضرت موسی را در مقابل اذیت و آزار قوم برای تسلیت خاطر مقدس پیغمبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلّم بقولش وَ إِذْ قٰالَ مُوسیٰ لِقَوْمِهِ یٰا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِی وَ قَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّی رَسُولُ اللّٰهِ إِلَیْکُمْ
فَلَمّٰا زٰاغُوا أَزٰاغَ اللّٰهُ قُلُوبَهُمْ وَ اللّٰهُ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الْفٰاسِقِینَ
ایرسول ما بیاد آور وقتی را که موسی بقوم خود گفت برای چه مرا رنج و آزار میدهید در صورتی که میدانید من رسول خدا هستم بسوی شما.اذیت و آزار آنها این بود که نسبت زنا بآنحضرت دادند و متهمش کردند بکشتن برادرش هارون و گفتند موسی ساحر دروغ گوئی است و چون سخن موسی را نشنیدند و بالجاجت از حق روی گردانیدند خدا هم آنها را از سعادت و اقبال بگردانید یعنی ایشان را مخذول نمود و لطف خود را از آنها باز گرفت چه خداوند هرگز راهنمائی نکند مردم فاسق را وَ إِذْ قٰالَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ یٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ إِنِّی رَسُولُ اللّٰهِ إِلَیْکُمْ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْرٰاةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ قٰالُوا هٰذٰا سِحْرٌ مُبِینٌ ایرسول ما بیاد آور وقتی را که عیسی بن مریم به بنی اسرائیل گفت من رسول خدا هستم بسوی شما و بحقانیت کتاب توریة که پیش از من است تصدیق میکنم و شما را مژده میدهم که بعد از من پیغمبر بزرگواری که نامش احمد است بیاید چون آنرسول ما،با آیات و معجزات بسوی آنها آمد گفتند این معجزات سحر آشکار است مرد یهودی از رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم سؤال نمود برای چه شما باحمد و محمّد و بشیر
و نذیر نامیده شدهاید فرمود اما محمّد برای آنستکه در زمین محمود و پسندیده هستم و احمد بخاطر آنکه اهل آسمانها بیش از اهل زمین مرا ستایش میکنند و بشیر چون به بهشت بشارت میدهم بفرمان خدا و نذیر برای آنکه اشخاص معصیت کار و گناهکاران را از آتش جهنم میترسانم
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ اِفْتَریٰ عَلَی اَللّٰهِ اَلْکَذِبَ وَ هُوَ یُدْعیٰ إِلَی اَلْإِسْلاٰمِ وَ اَللّٰهُ لاٰ یَهْدِی اَلْقَوْمَ اَلظّٰالِمِینَ (7) یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اَللّٰهِ بِأَفْوٰاهِهِمْ وَ اَللّٰهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ اَلْکٰافِرُونَ (8) هُوَ اَلَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدیٰ وَ دِینِ اَلْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی اَلدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ اَلْمُشْرِکُونَ (9) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلیٰ تِجٰارَةٍ تُنْجِیکُمْ مِنْ عَذٰابٍ أَلِیمٍ (10) تُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجٰاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اَللّٰهِ بِأَمْوٰالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (11) یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ یُدْخِلْکُمْ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ وَ مَسٰاکِنَ طَیِّبَةً فِی جَنّٰاتِ عَدْنٍ ذٰلِکَ اَلْفَوْزُ اَلْعَظِیمُ (12) وَ أُخْریٰ تُحِبُّونَهٰا نَصْرٌ مِنَ اَللّٰهِ وَ فَتْحٌ قَرِیبٌ وَ بَشِّرِ اَلْمُؤْمِنِینَ (13) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا أَنْصٰارَ اَللّٰهِ کَمٰا قٰالَ عِیسَی اِبْنُ مَرْیَمَ لِلْحَوٰارِیِّینَ مَنْ أَنْصٰارِی إِلَی اَللّٰهِ قٰالَ اَلْحَوٰارِیُّونَ نَحْنُ أَنْصٰارُ اَللّٰهِ فَآمَنَتْ طٰائِفَةٌ مِنْ بَنِی إِسْرٰائِیلَ وَ کَفَرَتْ طٰائِفَةٌ فَأَیَّدْنَا اَلَّذِینَ آمَنُوا عَلیٰ عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظٰاهِرِینَ (14)
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَریٰ عَلَی اللّٰهِ الْکَذِبَ وَ هُوَ یُدْعیٰ إِلَی الْإِسْلاٰمِ وَ اللّٰهُ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الظّٰالِمِینَ
کیست ستمکارتر از آنکه بر خدا دروغ افترا میبندد در آنحال که او را باسلام دعوت میکنند خداوند هدایت نخواهد کرد ستمکاران را یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللّٰهِ بِأَفْوٰاهِهِمْ وَ اللّٰهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکٰافِرُونَ در کافی ذیل آیه از محمّد بن فضیل روایت کرده معنای آیه را سؤال نمودم از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام فرمود اراده کردند منافقین که خاموش کنند نور ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام را بزبانهای خود و خداوند تمام کرد نور او را بامامت ائمه از فرزندان آن بزرگوار و شاهد بر اینکه مراد از کلمه امام است آیه فَآمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنٰا میباشد و نور در آیه امام است عرض کردم معنای هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدیٰ وَ دِینِ الْحَقِّ یعنی چه فرمود منظور ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام و ائمه است که امر نمود خداوند بمحمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و دین حق ولایت است گفتم لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ یعنی چه فرمود آنولایت را ظاهر میگرداند بر تمام ادیان در وقت
ظهور حضرت حجة علیه السّلام گفتم وَ اللّٰهُ مُتِمُّ نُورِهِ چیست فرمود نور ولایت را بوجود قائم ما آل محمّد علیه السّلام تمام میکند و اگر چه کفار و منافقین کراهت داشته باشد بولایت امیر المؤمنین علیه السّلام حضورش عرض کردم این بیانات که فرمودید تنزیل آیه بود فرمود اما کلمه ولایة تنزیل و غیر آن تأویل آیه است و اینحدیث را محمّد بن عباس نیز روایت کرده است یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلیٰ تِجٰارَةٍ تُنْجِیکُمْ مِنْ عَذٰابٍ أَلِیمٍ ای اهل ایمان آیا شما را بتجارتی سودمند که از عذاب دردناک آخرت نجات دهد دلالت کنم ابی جارود از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود چون آیه نازل شد مؤمنین گفتند اگر میدانستیم چیست که ما را از عذاب نگاه میدارد همانا نفس و فرزند و اموال خود را بخاطر آن بذل مینمودیم تا باز یابیم آن را آیه ذیل فرود آمد تُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجٰاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ بِأَمْوٰالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ حسن بن ابی الحسن دیلمی ذیل آیه فوق از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که امیر المؤمنین علیه السّلام فرموده منم آن تجارتیکه سودمند و نجات دهنده است از عذاب دردناک قیامت یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ یُدْخِلْکُمْ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ وَ مَسٰاکِنَ طَیِّبَةً فِی جَنّٰاتِ عَدْنٍ ذٰلِکَ الْفَوْزُ
اَلْعَظِیمُ
تجارت سودمند آنستکه بخدا و رسولش ایمان آورید و مال و جان خود را در راه خدا بذل کنید و جهاد نمائید این از هر تجارت برای شما بهتر است اگر دانا باشید تا خدا گناهان شما را ببخشد و در بهشتی داخل کند که زیر درختانش نهرهای آب جاریست و در بهشتهای عدن منزلهای نیکو و قصرهای عالی را بشما عطا فرماید این همان رستگاری بزرگ است وَ أُخْریٰ تُحِبُّونَهٰا نَصْرٌ مِنَ اللّٰهِ وَ فَتْحٌ قَرِیبٌ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ و تجارت و خصلت دیگری که شما آن را دوست میدارید نصرت و فتح نزدیکی است چه انسان از روی طبع بشریت نزدیک را دوست میدارد مقصود از فتح فتح مکه و غالب شدن مسلمین بود بر قریش و کفار مکه آنگاه فرمود ای رسول ما بمؤمنین این دو چیز را که فتح و ظفر و ثواب و پاداش آخرت است بشارت و مژده بده یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا أَنْصٰارَ اللّٰهِ کَمٰا قٰالَ عِیسَی ابْنُ مَرْیَمَ لِلْحَوٰارِیِّینَ مَنْ أَنْصٰارِی إِلَی اللّٰهِ قٰالَ الْحَوٰارِیُّونَ نَحْنُ أَنْصٰارُ اللّٰهِ فَآمَنَتْ طٰائِفَةٌ مِنْ بَنِی إِسْرٰائِیلَ وَ کَفَرَتْ طٰائِفَةٌ فَأَیَّدْنَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلیٰ عَدُوِّهِمْ فَأَصْبَحُوا ظٰاهِرِینَ در کافی ذیل آیه فوق از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود حواریون عیسی شیعیان او بودند و شیعیان ما حواریون ما هستند و حواریون عیسی بهتر از حواریون ما نبودند وقتی عیسی گفت کیست که مرا یاری کند برای خدا آنها گفتند ما انصار خدا هستیم سوگند بخدا از یهودیها کسی یاری نکرد عیسی را و جز یهود کسی با
عیسی جنگ نکرد و شیعیان ما از وقتی که پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم برحمت ایزدی پیوست یاری نمودند ما را و در راه ما جهاد کردند آنها را سوزانیدند و عذاب کردند و از دیارشان خارج نمودند خداوند بایشان جزای خیر عطا فرماید امیر المؤمنین علیه السّلام فرموده بخدا سوگند اگر با شمشیر بر فرق سر دوستان خود بزنم و آنها را دو نیمه کنم دست از دوستی من فرزندانم بر نمیدارند و بغض و عداوت پیدا نکنند.
و چنانچه دشمنان خود را پناه داده و مالهای دنیا را بآنان ببخشم دست از بغض و عداوت با من و فرزندانم بر ندارند و هرگز دوست ما نشوند پایان سوره صف
سوره جمعه در مدینه نازل شده و یازده آیه و صد و هشتاد کلمه و نهصد و بیست حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود بر مؤمن اگر از شیعیان ما باشد لازم است در هر شب جمعه سوره جمعه و سبح اسم را قرائت نماید و در نماز ظهر جمعه سورۀ جمعه و منافقین را تلاوت کند هر گاه چنین عمل نماید خداوند جزا و ثواب او را بهشت مرحمت فرماید و در کافی از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود خداوند گرامی داشته مؤمنین را بسوره جمعه و سنت قرار داده آن را پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم از برای مؤمنین.و منافقین را بسوره منافقین توبیخ و سر زنش نموده و هر کس عمدا ترک کند آندو سوره را نمازی برای او نیست-و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده هر کس این سوره را قرائت نماید نوشته شود برای او از حسنه بتعداد کسانیکه در تمام شهرها جمع میشوند برای اداء نماز جمعه و هر که آن را در هر شب یا هر روز تلاوت نماید ایمن باشد از آنچه میترسد و از وسوسه شیطانی خلاصه مطالب سوره جمعه عبارت است از آنکه هر
موجودی شهادت و گواهی میدهد بر وحدانیت و تنزیه و بدایع حکمت و عجایب خلقت پروردگار و تشبیه یهودیان که عمل نمیکنند بتورات بحمار و امر بنماز جمعه و نهی از بیع در وقت نداء و توبیخ منافقین.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . یُسَبِّحُ لِلّٰهِ مٰا فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی اَلْأَرْضِ اَلْمَلِکِ اَلْقُدُّوسِ اَلْعَزِیزِ اَلْحَکِیمِ (1) هُوَ اَلَّذِی بَعَثَ فِی اَلْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیٰاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ اَلْکِتٰابَ وَ اَلْحِکْمَةَ وَ إِنْ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ (2) وَ آخَرِینَ مِنْهُمْ لَمّٰا یَلْحَقُوا بِهِمْ وَ هُوَ اَلْعَزِیزُ اَلْحَکِیمُ (3) ذٰلِکَ فَضْلُ اَللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اَللّٰهُ ذُو اَلْفَضْلِ اَلْعَظِیمِ (4)
قوله تعالی یُسَبِّحُ لِلّٰهِ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ هر چه در آسمانها و زمین است همه به تسبیح و ستایش خداوند پادشاه منزه و پاک و مقتدر و دانا مشغولند هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیٰاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کٰانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ او آنخدائی است که فرستاد میان اهل مکه پیغمبری را بر آنها آیات وحی خدا را تلاوت کند و آنان را از نادانی و اخلاق زشت پاک سازد و ایشان را کتاب آسمانی و حکمت بیاموزد اگر چه آنها پیش از این در ضلالت و گمراهی بودند- ابن بابویه ذیل آیه از محمّد بن ابی نصر و علی بن اسباط روایت کرده گفتند حضور حضرت باقر علیه السّلام و حضرت صادق علیه السّلام عرض کردیم مردم میگویند پیغمبر اکرم نمیتوانست بخواند و بنویسد فرمود دروغ میگویند خداوند لعنت کند آنها را چگونه چنین بود و حال آنکه خداوند میفرماید وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتٰابَ وَ الْحِکْمَةَ عرض کردیم پس بچه سبب او را امی نامیدهاند فرمودند بجهة نسبت دادن حضرتش
بمکه چه مکه را ام القری گویند چنانچه میفرماید لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُریٰ وَ مَنْ حَوْلَهٰا و از اینجهة آنحضرت را امی میگفتند وَ آخَرِینَ مِنْهُمْ لَمّٰا یَلْحَقُوا بِهِمْ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ و نیز قومی دیگر را که هنوز بایشان نرسیدهاند و ملحق نشدند کتاب و حکمت بیاموزد و او خدائی است قادر و مقتدر و حکیم و مقصود از قوم دیگر کسانی هستند که بعد از اصحاب آنحضرت میباشند تا روز قیامت چه پروردگار آن بزرگوار را بر تمام روی زمین تا روز رستاخیز مبعوث فرمود خواه عرب باشد یا عجم و ترک و روم و غیر اینها و چون آیه نازل شد صحابه از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم سؤال کردند ایرسول خدا دیگران کیستند آنحضرت دست مبارک خود را بروی شانه سلمان گذاشت و فرمود اگر دین در ثریا باشد و اشاره نمود بآسمان جماعتی از فارسان دست بآن زنند پیغمبر اکرم فرمود در خواب دیدم گوسفندانی سیاه در عقب میروند.و گوسفندانی دیگر برنگهای مختلف متابعت از آنها میکنند تعبیر این خواب را از جبرئیل سؤال نمودم گفت عرب مسخر شما میشوند آنگاه از پی ایشان عجم و ترک و روم و ملل دیگر و فرمود در اصلاب مردان امت من مردان و زنانی هستند که بهشت میروند بدون حساب و آیه فوق را تلاوت فرمودند ذٰلِکَ
فَضْلُ اللّٰهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشٰاءُ وَ اللّٰهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ
این نبوت که خداوند برسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم عطا فرموده فضل و کرامت پروردگار است و این لطف را در حق هر که بخواهد بحسب صلاح و مصلحت میبخشد و خداوند فضل و رحمتش بیپایان است-در کافی ذیل این آیه از ام سلمه روایت کرده گفت پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود اجتماع نکنند هیچ قومی در مجلسی که بیان میشود فضایل محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و علی علیه السّلام و اهل بیت او مگر آنکه فرشتگان از آسمان فرود آیند و اطراف آنقوم را احاطه کنند چون متفرق شدند فرشتگان بالا روند و فرشتگان دیگر بآنها میگویند ما رایحه خوشی از شما استشمام میکنیم که تا بحال بشما نرسیده است گویند ما حضور قومی بودیم که مشغول مذاکره و بیان فضایل محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و آل او بودند- در حدیث دیگر فرمود در آسمان دنیا فرشتگانی هستند که اطلاع پیدا میکنند بر یکی و یا دو و یا سه نفر از مردم که ذکر فضائل محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و آل او را مینمایند بعضی از آنفرشتگان به بعضی دیگر میگویند آیا نمیبینید این مردم با اندک بودن عددشان چگونه وصف مینمایند فضیلت محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و آل او را طایفه دیگر میگویند
این وصف کردن فضیلتی است از جانب پروردگار بهر که خواهد عطا میفرماید و خداوند صاحب فضل بزرگی است
مَثَلُ اَلَّذِینَ حُمِّلُوا اَلتَّوْرٰاةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهٰا کَمَثَلِ اَلْحِمٰارِ یَحْمِلُ أَسْفٰاراً بِئْسَ مَثَلُ اَلْقَوْمِ اَلَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِ اَللّٰهِ وَ اَللّٰهُ لاٰ یَهْدِی اَلْقَوْمَ اَلظّٰالِمِینَ (5) قُلْ یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ هٰادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیٰاءُ لِلّٰهِ مِنْ دُونِ اَلنّٰاسِ فَتَمَنَّوُا اَلْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ (6) وَ لاٰ یَتَمَنَّوْنَهُ أَبَداً بِمٰا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ وَ اَللّٰهُ عَلِیمٌ بِالظّٰالِمِینَ (7) قُلْ إِنَّ اَلْمَوْتَ اَلَّذِی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاٰقِیکُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلیٰ عٰالِمِ اَلْغَیْبِ وَ اَلشَّهٰادَةِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِمٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (8) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا نُودِیَ لِلصَّلاٰةِ مِنْ یَوْمِ اَلْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلیٰ ذِکْرِ اَللّٰهِ وَ ذَرُوا اَلْبَیْعَ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (9) فَإِذٰا قُضِیَتِ اَلصَّلاٰةُ فَانْتَشِرُوا فِی اَلْأَرْضِ وَ اِبْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اَللّٰهِ وَ اُذْکُرُوا اَللّٰهَ کَثِیراً لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (10) وَ إِذٰا رَأَوْا تِجٰارَةً أَوْ لَهْواً اِنْفَضُّوا إِلَیْهٰا وَ تَرَکُوکَ قٰائِماً قُلْ مٰا عِنْدَ اَللّٰهِ خَیْرٌ مِنَ اَللَّهْوِ وَ مِنَ اَلتِّجٰارَةِ وَ اَللّٰهُ خَیْرُ اَلرّٰازِقِینَ (11)
پس از آن مثل زد بیهودیانیکه عمل بتورات نکردند بچهار پایان حمل،و بار آنها کتاب است بقولش مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرٰاةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهٰا کَمَثَلِ الْحِمٰارِ یَحْمِلُ أَسْفٰاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ لاٰ یَهْدِی الْقَوْمَ الظّٰالِمِینَ آنان که برداشتند تورات را و خلاف آن عمل نمودند در مثل مانند الاغی هستند که بر میدارد بار کتابها را و از آن چیزی نمیفهمد و بهرهای نمیبرد این یهود هم نمیدانند در کتاب توریة چیست آری بد قومی هستند آنهائیکه داستان حالشان چنین است که آیات خدا را تکذیب میکنند و خدای تعالی کافران و ستمکاران را براه سعادت و بهشت رهبری نخواهد کرد همینطور است حال کسانیکه قرآن میخوانند و بر طبق آن عمل نمیکنند پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود بسیاری از تلاوت کنندگان قرآن«قرآن آنها را لعنت میکند».
قُلْ یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ هٰادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیٰاءُ لِلّٰهِ مِنْ دُونِ النّٰاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ وَ لاٰ یَتَمَنَّوْنَهُ أَبَداً بِمٰا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ بِالظّٰالِمِینَ
ایرسول ما به یهودیان بگو اگر شما گمان میکنید که دوستان خدائید نه مردم دیگر پس
آرزوی مرگ کنید چنانچه راست میگوئید چه مرگ میرساند انسان را بسرای آخرت و آنهائیکه دوستان خدا هستند آرزوی مرگ میکنند زیرا در اثر مرگ از زندان دنیا راحت میشوند و یهود نه تنها آرزوی مرگ نمیکنند بلکه از آن گریزان هستند در اثر کردار بدیکه بدست خود برای آخرت خویش پیش فرستادهاند و خداوند از انجام اعمال ستمکاران آگاهست قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِی تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُلاٰقِیکُمْ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلیٰ عٰالِمِ الْغَیْبِ وَ الشَّهٰادَةِ فَیُنَبِّئُکُمْ بِمٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ایرسول ما به یهودیان بگو عاقبت آن مرگی که از آن گریزان هستید شما را در یابد و نمیتوانید از آن فرار نمائید و پس از مرگ بسوی خدائی که میداند هر پنهان و آشکاری را باز میگردید و او شما را بکردار نیک و بدیکه در دنیا بجا آوردهاید آگاه میسازد و بکیفر اعمالتان میرساند-.
امیر المؤمنین علیه السّلام در خطبهای فرمود ایمردم هر کس ملاقات میکند آنچه را از آن فرار مینماید و هرگز راه فراری از مرگ نیست و هر نفسی رانده میشود بسوی اجلش و فرار کردن از آن ملاقات کردن او است و فرمود بخدا قسم باکی ندارم از آنکه مرگ مرا در یابد یا من مرگ را ملاقات کنم در آنوقت که ابن ملجم مرادی ملعون ضربتی بفرق مبارکش زد و دانست که از دنیا رحلت میکند فرمود بخدای کعبه ظفر یافته و رستگار شدم چه یقین داشت چگونه میرود و بکجا
میرود و فرمود مرگ اسباب راحتی مؤمن است و سبب بیچارگی منافق و کافر یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا نُودِیَ لِلصَّلاٰةِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلیٰ ذِکْرِ اللّٰهِ وَ ذَرُوا الْبَیْعَ ذٰلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ این آیه دلیل است بر وجوب نماز جمعه چه باتفاق عامه و خاصه مراد بذکر در آیه نماز جمعه یا نماز و خطبه نماز است و امر هم حقیقة در وجوب است و معنای آیه این است ای مؤمنین هر گاه مؤذن نماز در روز جمعه ندا کند بزودی بسوی نماز جمعه که ذکر خدا است بشتابید و کسب و تجارت را رها کنید که این نماز جمعه از هر تجارت سودمندی بهتر است برای شما اگر بدانید و وقت نماز جمعه ضیق است برای مسلمانان لذا باید شتاب کنند در رفتن از برای نماز.حضرت باقر علیه السّلام فرمود شنیدهام که اصحاب پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم خود را در روز پنجشنبه مجهز مینمودند برای نماز جمعه زیرا وقت آن مضیق است و مقصود آنست که خود را فارغ میکردند از کار و حوایج دنیا تا مانع نشود آنها را از حضور نماز جمعه در روز جمعه و آیه شریفه عام است وجوب آن شامل است از برای زمان حضور و غیبت امام و دیگر مطلق است مشروط بزمان حضور امام علیه السّلام و اذن آن بزرگوار نیست و مؤید آیه احادیث و اخبار بسیاریست که از ناحیه مقدسه آل عصمت و طهارت بما رسیده و ما اکتفا مینمائیم بذکر و بیان چند حدیث برای تیمن و تبرک:
1-در کافی از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود خداوند واجب فرموده بر مردم از جمعه تا جمعه دیگر سی و پنج نماز یکی از آنها را بجماعت فرض و واجب نموده و آن نماز جمعه است و وجوب آن را از نه طایفه برداشته است 1-غیر بالغ 2-و پیر مرد 3-و شخص دیوانه 4-و مسافر 5-و مریض 6-وزن 7-و بنده 8-و کور 9-و کسیکه منزلش از محل اقامه جمعه بیش از دو فرسخ باشد-.
2-در فقیه و تهذیب از زراره روایت کردهاند گفت سؤال نمودم از حضرت صادق علیه السّلام بر چه کسی نماز جمعه واجبست؟فرمود بر هفت نفر از مسلمانان هر گاه جمع شوند و نماز جمعه بر کمتر از پنج نفر واجب نیست که یکی از آنها امام باشد و چهار نفر دیگر مأموم و هر گاه هفت نفر جمع شدند و خوف و نقیه
نبود بعضی از آنها امام میشود و خطبه برای آنها میخواند-.
3-و از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود خداوند نماز جمعه را بر شما فرض و واجب قرار داده هر کس با بودن امام عادل از روی استخفاف و انکار در حال حیات من و با بعد از وفات من ترک کند نماز جمعه را خداوند پراکندگیهای او را مجتمع نفرماید و در کار او برکت ندهد ایمردم بدانید و آگاه باشید که نمازی برای او نیست و زکوة و حجی برای او نخواهد بود و هیچ گونه اعمال نیک از او مقبول نیست تا آنکه توبه کند از ترک نماز جمعه.
4-و در حدیث دیگر فرمود نماز جمعه بر شما مسلمانان فریضه و واجب نوشته شده تا روز قیامت.
5-در فقیه از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت کرده فرمود نماز جمعه واجب است بر هر مؤمن مگر بر اطفال و مریض و دیوانه و شیخ کبیر و کور و مسافر و زنها و عبد مملوک و آنکه منزلش دو فرسخ یا زیادتر باشد-.
6-و از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود نماز جمعه فریضه است و اجتماع کردن بر آن واجب میباشد با پیشنماز و اگر کسی بدون علت سه جمعه را ترک نماید او منافق است-.
7-ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر که در سه هفته متوالی بدون علت نماز جمعه را ترک کند خداوند بر دل او مهر میزند- 8-تهذیب از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر گاه قومی در روز جمعه اجتماع کردند در قریهای اگر کسی پیدا شد که خطبه بخواند نماز جمعه بجا میآورند زمانی که پنج نفر بودند و الا نماز ظهر میخوانند- 9-در تهذیب از محمّد بن مسلم روایت کرده گفت سؤال نمودم از حضرت باقر علیه السّلام آیا در قریهها روز جمعه باید نماز جمعه بجا آورند فرمود بلی اگر در میان آنها کسی باشد که بتواند خطبه بخواند.
10-در کافی و تهذیب از محمّد بن مسلم روایت کردهاند گفت سؤال کردم نماز جمعه را از حضرت صادق علیه السّلام فرمود آن واجب است بر هر کسیکه منزلش
تا محل اقامه نماز جمعه دو فرسخ باشد و بر زیادتر از آن واجب نیست-.
11-و از زراره روایت کرده گفت حضرت باقر علیه السّلام فرمود نماز جمعه بر آن کسی واجب است که نماز صبح خود را در منزلش بجا آورد و حرکت کند و درک نماز جمعه را بنماید پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم در روز جمعه بلا فاصله نماز عصر را بعد از نماز جمعه بجا میآورد تا مردم بتوانند پیش از فرا رسیدن شب بمنزلهای خود باز گردند و این طریقه و شریعت آنحضرت تا روز قیامت باقی است- 12-در تهذیب از زراره روایت کرده گفت حضرت صادق علیه السّلام باندازهای ما را ترغیب فرمود بر نماز جمعه که گمان کردیم اراده دارد ما بحضورش برای نماز جمعه حاضر شویم عرض کردم فردا برای نماز جمعه شرفیاب خواهیم شد فرمود مقصود من نیست از آنکه شما اینجا حاضر بشوید بلکه نزد خودتان نماز جمعه را بر پا بدارید و بخوانید.
احادیث در وجوب نماز جمعه و عینی بودن آن بسیار است و فرقی نیست میان غیبت و حضور امام علیه السّلام و آنچه بعضی تصور کردهاند که در زمان غیبت امام واجب نیست بر خلاف صریح آیه شریفه قرآن و احادیث صحیحه بسیار و اجتهاد در مقابل نص است چه آیه و روایتی نیست و یافت نمیشود که با آیه و احادیث وجوب معارضه کند یا عموم و اطلاق آنها را تقیید یا تخصیص بدهد و اشتباهات بعضی ناشی شده از توهماتی چند که بطور اختصار ذیلا بیان میشود اول آنکه از لفظ امام در احادیث تصور کردهاند که امام مفترض الطاعة میباشد و این تصور بیجا است و از فهم و عقل دور است چه در آن احادیث فرمود اگر کسی پیدا شد یا توانست خطبه بخواند نماز جمعه بجا آورند آیا ائمه نمیتوانند العیاذ باللّه خطبه بخوانند یا در احادیث دیگر که وارد شده امام با ایشان نماز جمعه بجا آورد آیا ممکن است کسی گمان کند که مراد از این امام در این موارد امام اصل و نائب او است و مراد امام جماعت نیست آیا این خیالات از عقل و از شعور و فهم و دانش دور نیست دوم آنکه گمان کردهاند اجماعات منقوله متعارضه عموم آیه و احادیث و اطلاق آنها را تقیید و تخصیص میدهد بزمان حضور نه غیبت این توهم نیز بیجا است برای آنکه
اولا اجماع دلیل شرعی نیست تا بتواند عموم و اطلاق آیات و احادیث را تقیید و تخصیص بدهد چه اجماع از مخترعات عامه است و امامیه اجماع را معتبر میدانند باعتبار قوم معصوم نه برای آنکه آن دلیل و حجت مستقلی است مانند کتاب و احادیث ائمه چنانچه محقق در کتاب معتبر میگوید اما اجماع نزد ما امامیه حجت است بانضمام قول معصوم و اگر صد نفر از فقهاء امامیه متفق باشند بر قولی و قول آنها از قول امام خالی باشد اتفاق ایشان برای ما حجت نخواهد بود ولی اگر دو نفر قولشان با امام موافق باشد حجت است برای ما بخاطر قول امام نه بواسطه متفق بودن آندو نفر پس در حقیقت باز گشت اجماع بقول معصوم است و ثانیا تمام این اجماعات منقوله مورد ادعا معارض هستند با اجماعات منقولهایکه خود این مدعی یا علماء دیگر بیان و نقدنمودند در این باب چنانچه شیخ زین الدین که یکی از علماء امامیه است کتابی تصنیف کرده در بیان مسائلی چند که شیخ طوسی در آنها ادعاء اجماع کرده بر حکمی و باز خود او در آنها در کتاب دیگرش دعوی اجماع کرده بر خلاف آن حکم و قریب چهل مسئله را در آن کتاب از شیخ طوسی تنها نقل نموده تا چه برسد بدیگران پس اجماع منقول متعارض است و نمیتواند تقیید یا تخصیص بدهد عموم آیه و احادیث وارده در وجوب نماز جمعه را و ثالثا چنانچه اجماع دلیل و مدرک شرعی بود هر آینه از ناحیه مقدسه ائمه معصومین اذن و اجازه و حدیثی صادر میشد در مدرکیت و حجت بودن آن چه پوشیده نیست بر کسیکه مشاهده نماید احادیث و روایات اهل بیت را که آن بزرگواران فرو نگذاشتند امری از اموری که انسان بآن محتاج است مگر آنکه بیان فرمودند آداب و سنن و احکام آن را مانند اکل و شرب و خواب و نکاح و تزویج و تخلیه و سفر و حضر و پوشیدن البسه و امثال این امور و همچنین تفسیر فرمودند احکام شرعیّه و حدود آنها را پس چگونه ممکن است غفلت کنند از اجماع و حجیت آن با اعتقاد متمسکین باجماع که آن مشتمل است بر اصول احکام شرعیه و اساس آنها و با آنکه در زمان ائمه کسانی بودند از قبیل شافعی و امثال او از عامه که یکی از مدارک آنها اجماع بوده و استنباط احکام شرعیه را از روی اجماع و قیاس و استحسان مینمودند و
این موضوع معلوم و ظاهر بود نزد شیعیان و سؤال ننمودن آنها از ائمه از روی غفلت نبوده بلکه بخاطر این بود که اجماع را از مخترعات عامه میدانستند و عمل نمودن و پرسش از آن برای شیعیان بی مورد بود بر فرض آنکه اصحاب غفلت کردند از سؤال نمودن اجماع چگونه ائمه راضی شدند که شیعیان خود را دلالت نکنند بچنین مدرک و حجتی با آنکه بعقیده بعضی اجماع از اصول احکام شرعیه است و نه تنها در باره حجیّت آن بیانی نفرمودند بلکه از بعض احادیث منع از عمل باجماع دانسته میشود و یقینی است،چنانچه در روضه کافی بسه سند حدیثی از حضرت صادق علیه السّلام روایت میکند آنحضرت در نامهایکه بشیعیان مرقوم داشت و آنها را امر فرمود بعمل بر مضمون نامه و ممارست و تعهد بر آن فرمود ای طایفه مرحومه و ای رستگاران بدانید خداوند نعمت خود را بر شما تمام نمود و آنچه خیر شما بود بر شما ارزانی داشت بدانید خداوند نهی فرموده بندگان خود را از آنکه دین خدا را از روی هوی و رأی و قیاس اخذ کنند پروردگار قرآن را نازل فرموده و در آن بیان هر چیزی را نمود و قرار داد برای قرآن و علم بآن اهلی را و کسانیکه خداوند علم قرآن را بآنها عطا فرمود نمیتوانند برأی و هوی نفس و قیاس در دانستن و فهمیدن مراد از قرآن عمل کنند زیرا خداوند آنها را بینیاز فرموده از رأی و هوی و قیاس بخاطر علم و دانشی که بایشان عطا نموده و آنها را مخصوص گردانیده بعلوم قرآن و اختصاص آنها بدانش قرآن و پیروی کردن مردم از ایشان و تصدیق و فرمانبرداری از آنها و هدایت و راهنمائی ایشان در علم خدا گذشته است آنها کسانی هستند که بینیاز نمیشود احدی از علومشان،ایشان راه حق هستند و مردم را بسوی پروردگار هدایت و رهبری مینمایند هر کس امور دین و دنیا را از آنها سؤال کند گمراه نخواهد شد شقی و گمراه کسانی هستند که از اهل ذکر سؤال نمیکنند و دین و احکام آن را از روی نفس و رأی و قیاس اخذ میکنند چه آنها اهل قرآن و ایمان را بگمان خود کافر میدانند،و اهل ضلالت و جهال بقرآن را مؤمن میپندارند،و بسیاری از حلالهای خدا،را حرام و حرامهای او را حلال میدانند، و این عقیده ثمره و نتیجه رأی و هوای نفس و قیاسهای آنها است و حال آنکه پیغمبر
اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم پیش از رحلت از ایشان عهد گرفت که برأی و قیاس و هوای نفس عمل ننمایند و فرمود کتاب خدا و عترت خود را در میان شما امانت گذاشتم باید امور خودتان را از عترت من که اهل ذکر هستند سؤال نمائید با اینصورت بعد از رحلت پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم گفتند ما وسعت داریم که عمل نمائیم باجماع و برأی که مردم در آن اجتماع کردند بعد از رحلت رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و بعد از عهدی که پیغمبر با ما نمود که بجز قرآن و دستور عترت و احادیث وارده از آن بزرگواران عمل ننمائیم پس چه کسی جریتر است بر خدا و گمراهتر است از اشخاصیکه دین خود را از روی هوای نفس و قیاس و رأی مجتمع مردم میگیرند و اخذ و عمل مینمایند و گمان میکنند که وسعت دارند و میتوانند عمل باین گونه مخترعات کنند بخدا قسم پروردگار امر و واجب فرموده بر مردم که اطاعت کنند او امر پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را چه در حال حیات و چه در ممات او و پیروی کنند از فرمودههای آنحضرت تا روز قیامت.
از این حدیث بطور واضح فهمیده میشود که اصل اجماع از مخترعات و بدعتهای عامه است و باید در تفسیر قرآن و معانی آن و بیان احکام شرع بائمه معصومین و آل و عترت پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم رجوع نمود و احادیث آن بزرگواران مانند اصل است در معرفت قرآن و مشکلات و بیان مفصلات و تفسیر مجملات و تعیین مراد و مبهمات آن چنانچه در حدیث ثقلین که متواتر بین شیعه و سنی است پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرموده است که هرگز افتراق بین عترت و قرآن نمیباشد و ممکن نیست چون مرجع قرآن در احکام بسوی ائمه است و تفسیر و تأویل قرآن و بیان متشابهات و تعیین مراد از آن اخذ نمیشود مگر از ائمه پس قرآن از ائمه جدائی و مفارقت نمیکند و چون اقوال و افعال و گفتار ائمه مقتبس است از قرآن پس ائمه نیز از قرآن جدا نخواهند شد.
و این حدیث و احادیث دیگر و خبر ثقلین دلالت دارند بر آنکه تکیه گاه مردم در تمام امور نیست مگر بر قرآن و احادیث آل عصمت و طهارت و سوای قرآن و عترت هر چه باشد از درجه اعتبار ساقط است و اگر بخواهیم احادیث وارده
در این باب را بیان کنیم کتاب جدا گانهای لازم دارد و چنانکه انشاء اللّه موفق شدیم بعد از خاتمه تفسیر رسالهای در این موضوع مینگاریم سوم:کسانیکه نماز جمعه را در زمان غیبت واجب نمیدانند گمان کردهاند که چون بعض متقدمین و اصحاب ائمه اقامه نماز جمعه نمیکردند در نظر ایشان واجب نبود و متوجه این موضوع نشدند که اقامه نکردن آنها برای این بود که ایشان در زمان خوف و تقیه واقع شده بودند و شیعیان قدرت و توانائی نداشتند از آنکه جدا گانه و بدون اقتداء بمخالفین نماز جمعه بجا آورند زیرا امام جمعه از طرف مخالفین منصوب و تعیین شده بود و امامیه جایز نمیدانند اقتدا کردن بمخالفین را لذا در خانه و منزلهایشان نماز را بجا میآوردند و گاهی از اوقات پس از اداء نماز برای تقیه بآنها اقتدا میکردند یا صورتا بمخالفین اقتدا مینمودند و پیش خود قرائت میخواندند یا پس از خاتمه اقتداء بآنها نماز را منفردا بجا میآوردند چنانکه امیر المؤمنین علیه السّلام باین کیفیت خلف خلفای سه گانه رفتار میکردند و سبب ترک کردن متقدمین نماز جمعه را از این لحاظ بود ولی بعض از متأخرین خیال کردند که متقدمین از جهت واجب نبودن آن نماز جمعه را ترک میکردند و بجا نمیآوردند و چون اصحاب ائمه و یا متقدمین زمانی بجا میآوردند نماز جمعه را و در بعض اوقات و زمان ترک مینمودند لذا بعضی متأخرین گمان کردند که نماز جمعه واجب تخییری است نه عینی و سرّ ترک نمودن آن در بعضی از منه بخاطر تمکن و قدرت مخالفین بود نه از آن جهت که نماز جمعه در نظر آنها واجب تخییری است نه عینی و از تعجبات است که بعضی از علماء معاصر ما گفتهاند در زمان غیبة نماز جمعه حرام است و از برای حرمت آن بفرمایش حضرت امام زین العابدین علیه السّلام در صحیفه سجادیه در دعای چهل هشتم تمسک جستند آنجا که میفرمای
«اللهم ان هذا یوم مبارک میمون و المسلمون فیه مجتمعون فی اقطار ارضک» تا آنجا که میفرماید
«اللهم ان هذا المقام لخلفائک و اصفیائک و مواضع امنائک فی الدرجة الرفیعة التی اختصصتهم بها قد ابتزوها و انت المقدر لذلک لا یغالب امرک و لا یجاوز المحتوم من تدبیرک کیف شئت و انی شئت و لما انت اعلم به غیر منهم علی خلقک و لا لإرادتک حتی عاد صفوتک و خلفاؤک مغلوبین مقهورین
مبتزین یرون حکمک مبدلا و کتابک منبوذا و فرائضک محرفة عن جهات اشراعک و سنن نبیک متروکة» تا آنجا که میفرماید
«و عجل الفرج و الروح و النصرة و التمکین و التایید لهم» چه گفتهاند مراد امام که فرمود
هذا المقام لخلفائک نماز جمعه و عید و خطبه آنها است و لام لخلفائک لام اختصاص است و همچنین قولش اختصصتهم و فرمایش دیگرش قد ابتزوها تمام اینها دلالت دارد بر اینکه نماز جمعه و اقامه آن مخصوص است بامام و دشمنان دین مانند خلفاء ثلاثه و بنی امیه و بنی العباس این منصب و اختصاص را ربوده و غارت کردهاند این اشتباه و توهم بعضی معاصرین از چند جهت باطل و بیجا است:یکی آنکه.چنانچه احتمال دارد لام در لخلفائک لام اختصاص باشد احتمال هم دارد لام استحقاق بوده باشد یعنی ائمه استحقاق آن را دارند که اقامه نماز جمعه و عید نمایند و استحقاق داشتن شخص به امر و موضوعی دلالت ندارد بر آنکه دیگری استحقاق آن امر و موضوع را ندارد چنانکه محقق دوالی که یکی از علماء متأخر است در حاشیه خود بر شرح مختصر عضدی اشاره باین مطلب کرده و گفته است این اختصاص بمعنی حصر نیست بلکه کفایت در آن ارتباط خاصی است و گفتهاند هر گاه احتمالی دیگر پیش آید استدلال باطل میشود دوم آنکه از کجا و بچه مدرک مشار الیه هذا نماز جمعه باشد بلکه یا صریح است یا قوت دارد بر خلافت کبری چه در جمعه و عید ظاهر میشود آثار خلافت کبری زیرا حکمت بزرگی است از برای ظهور دولت حقه و تمکن و قدرت پیدا کردن ائمه بر امر و نهی و هدایت و ارشاد بندگان و اقتدا کردن خلایق بر آنها و جمله
حتی عاد خلفاؤک مغلوبین تا سنن نبیک متروکة اشاره بخلافت کبری است و از واضحات است که امور مذکوره از اثرات ولایت عظمی و خلافت کبری است چنانچه حضرت باقر علیه السّلام بعبد اللّه بن دینار فرمود ای عبد اللّه در هر روز جمعه و عید فطر واضحی که ویژه مسلمانان است حزن و اندوه ما آل محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم تازه میگردد عبد اللّه حضورش عرض کرد چرا چنین است؟فرمود برای آنکه میبینند امامت و خلافت که حق خودشان است در دست دیگران میباشد-.
سوم آنکه ممکن است خلفاء در فرمایش آنحضرت اعم از امام و علماء شیعه و فقهاء اثنا عشری باشد چه علماء و فقها وارث علوم ائمه و راویان احادیث آن بزرگوارانند و شاهد این معنی روایتی است که صدوق و دیگران از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم نقل نمودهاند فرمود رسول خدا:پروردگارا بیامرز خلفا و جانشینان مرا اصحاب عرض کردند ایرسول خدا خلفا و جانشینان شما چه اشخاصی هستند؟فرمود آنهائی هستند که بعد از من متولد میشوند احادیث و سنت مرا روایت میکنند و بعد از من احکام شرع را بمردم تعلیم میدهند-.
چهارم آنکه عطف فرموده امام اصفیاء را بر خلفاء که اشعار دارد بر مغایرت آنها چنانکه مقتضای قانون محاوره همین است پس ممکن است مراد آنحضرت از خلفاء ائمه یا ایشان و منصوبین خاص آنها باشد و مقصود از اصفیاء عدول شیعیان بوده و تأسیس اولی از تاکید میباشد.
پنجم آنکه حصر در این فرمایش حصر حقیقی نیست بلکه شامل حصر اضافی هم خواهد بود و بر فرض تسلیم،عام است و عمومیت آن تخصیص داده میشود باحادیث و ادلهایکه دلالت میکند بر عموم اذن و تصرف در این حق،هم در زمان حضور و هم در زمان غیبت.و از احادیث فوق ظاهر شد امر فرمودن ائمه اصحاب را باقامه نماز جمعه بدون تخصیص دادن مخاطب را بغیر مخاطب و بدون تخصیص دادن زمانی بزمان دیگر.و از این بیان و احادیث واضح شد که حصر در صحیفه و فرمایش حضرت امام زین العابدین علیه السّلام حصر حقیقی نیست و تمسک معاصرین ما باین فرمایش نا وارد است و اشاره کردیم باین توهمات تا روشن شود که هیچ یک از آنها صلاحیت ندارند که معارضه کنند با آیه و احادیث صحیحه معتبره پس چگونه میتواند کسیکه از خدا و پیغمبرش خائف است چنین واجب مهمی را ترک کند و مهمل بگذارد فرمود:خدای تعالی فَلْیَحْذَرِ الَّذِینَ یُخٰالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِیبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ یُصِیبَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ -باید بترسند آنهائیکه مخالفت امر خدا میکنند از عذاب دردناک و فتنهای که بایشان میرسد در اثر ترک نمودن واجبات و مخالفت با فرمودههای پروردگار.اما نماز جمعه دو رکعت است
که باید در روز جمعه بجای نماز ظهر خوانده شود و کیفیت آن بدین قرار است:اول امام باید پیش از اداء نماز دو خطبه قرائت میکند و آن دو خطبه بمنزله دو رکعت از نماز است.و آنچه در خطبه شرط است حمد و ثنای پروردگار و درود بر پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و آل او و موعظه و پند دادن مردم بر تقوی و قرائت نمودن سوره کوچکی از قرآن.پس از آن اندکی مینشیند،دو باره بر میخیزد برای خطبه دوم، در آن نیز حمد و ثنای پروردگار را تلاوت مینماید و صلوات میفرستد بر محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و آل او و برای مؤمنین استغفار مینماید و سوره یا آیهای از قرآن قرائت میکند و پس از فارغ شدن اقامه نماز میگوید و دو رکعت نماز بجا میآورد.در رکعت اول بعد از حمد سوره جمعه تلاوت میکند و در رکعت دوم بعد از فاتحه سوره منافقین قرائت مینماید و رکوع و سجود بجا میآورد و تشهد و سلام میگوید،نماز تمام میشود و بعد از آن نماز عصر بجا میآورد در کافی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود زمانی که امام خطبه قرائت میکند سزاوار نیست کسی تکلم نماید تا فارغ شود از قرائت دو خطبه اما اگر بین فراغ و برخاستن برای نماز تکلم نماید بر او بحثی نیست-.
در تهذیب از آنحضرت روایت کرده فرمود باید امام جماعت خطبه را در حال قیام قرائت کند و در آن حمد و ثنای خداوند و درود بر پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و آل او بجا آورد و مردمان را بتقوی و پرهیزکاری سفارش کند و در آخر آن یکسوره کوچک از قرآن تلاوت مینماید سپس مینشیند بعد از آن بر میخیزد برای خطبه دوم و در آن نیز بیان میکند حمد و ثنای پروردگار را و درود میفرستد بر محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و آل او و برای مومنین طلب آمرزش مینماید بعد از آن دو رکعت نماز بجا میآورد و در رکعت اول بعد از حمد سوره جمعه و در دوم سوره منافقین قرائت میکند.
ابن بابویه و کلینی از حضرت باقر علیه السّلام روایت کردهاند فرمود خداوند آیه حٰافِظُوا عَلَی الصَّلَوٰاتِ وَ الصَّلاٰةِ الْوُسْطیٰ را در سفر روز جمعه بر پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم نازل فرمود و مراد از نماز وسطی نماز ظهر است آنحضرت نماز ظهر را در سفر و در حضر در روز جمعه بحال خود که دو رکعت است واگذاشت و در غیر روز جمعه در حال حضر دو رکعت افزود و بخاطر دو خطبه،نماز در جمعه نیفزود چه خطبه
بمنزله دو رکعت از نماز است و هر کس در روز جمعه نماز جمعه نخواند باید نماز ظهر را چهار رکعت بجا آورد مانند سایر روزها و از محمّد بن مسلم روایت کرده گفت سؤال نمودم از حضرت باقر علیه السّلام آیا در نماز جمعه اذان و اقامه هست فرمود امام بعد از اذان بر منبر میرود و خطبه میخواند و مردم در حال قرائت خطبه نماز بجا نمیآورند و بعد از فراغ از خطبه اول بمقدار قرائت سوره قُلْ هُوَ اللّٰهُ مینشیند و بر میخیزد برای قرائت خطبه دوم.پس از فارغ شدن از آن از منبر فرود میآید و اقامه میگوید و با مردم نماز جمعه را بجا میآورد.
در تهذیب از حفص بن غیاث روایت کرده گفت یکی از شیعیان از ابن ابو لیلی سؤال کرد آیا نماز جمعه بر بنده و زنها و مسافر واجب است یا خیر؟جواب داد واجب نیست مجددا پرسید اگر یکی از مسافرین و زنها و مملوکین حاضر شدند و نماز جمعه بجا آوردند آیا کفایت میکند از نماز ظهر؟ابو لیلی قاضی گفت بلی آن شیعه جوابداد چگونه چیزیکه خداوند واجب نکرده از نماز ظهری که واجب فرموده کافی است ابو لیلی نتوانست جواب او را بدهد حفص میگوید من از آن شیعه جهتش را سؤال نمودم جواب داد خداوند نماز جمعه را بر تمام مردم اعم از زنها و مردان و مسافر و مملوک واجب نموده ولی رخصت داده بر زنها و مسافرین و مملوک که بر نماز جمعه حاضر نشوند پس وقتی که حاضر شدند رخصت ساقط میشود و لازم میگردد بر آنها فریضه اول و از اینجهت برای ایشان نماز جمعه کافی است از نماز ظهر گفتم این فرموده کیست؟جواب داد فرمایش حضرت صادق علیه السّلام است.در کافی و تهذیب از حلبی روایت کردهاند گفت از حضرت صادق علیه السّلام سؤال نمودم کسیکه خطبه روز جمعه را درک نکند تکلیف او چیست؟فرمود اگر پیش از رکوع دوم بامام برسد نماز جمعه را درک نموده و یکرکعت دیگر را خودش بخواند و بلند قرائت کند و چنانچه بعد از رکوع دوم درک کند نماز جمعه را باید چهار رکعت نماز ظهر بجا آورد و اما فضیلت روز جمعه چون در کتب ادعیه بیان شده ما از شرح آن صرف نظر نمودیم.
در کافی ذیل آیه یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا نُودِیَ لِلصَّلاٰةِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ
از ابی حمزه ثمالی روایت کرده گفت از حضرت باقر علیه السّلام سؤال نمودم برای چه نامیده شده روز جمعه بجمعه فرمود آن روزیست که خداوند تمام مخلوقات اولین و آخرین را جمع نمود از برای آنکه عهد و میثاق بگیرد از آنها بولایت محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و وصی او علی علیه السّلام از اینجهت آن را جمعه نامید-.
در اختصاص از جابر جعفی روایت کرده گفت حضور حضرت باقر علیه السّلام آیه یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذٰا نُودِیَ لِلصَّلاٰةِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ را قرائت مینمودم فرمود ای جابر تأمل کن تا خبر دهم تو را بتأویل اعظم آن.عرض کردم بفرمائید فرمود:
خداوند روز جمعه را برای آن جمعه نامید چون تمام خلق اولین و آخرین را از جن و انس و آسمان و زمین و دریا و بهشت و جهنم و سایر موجودات دیگر را در عالم ذر برای گرفتن عهد و پیمان بربوبیت خود و نبوت محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و ولایت علی علیه السّلام در آنروز جمع نمود و بآسمان و زمین فرمود: اِئْتِیٰا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً قٰالَتٰا أَتَیْنٰا طٰائِعِینَ پس از آن فرمود:ایمردمیکه در آنروز ایمان آوردید وقتی شما را برای نماز صدا کردند و مقصود از نماز در اینجا وجود مقدس امیر المؤمنین علیه السّلام است که ولایت کبری است بشتابید بسوی ذکر خدا و ذکر نیز آنحضرت است و در آنروز پیغمبران و فرشتگان و تمام موجودات لبیک گویان حاضر شدند سپس خطاب شد بآنها وَ ذَرُوا الْبَیْعَ یعنی رها کنید اولی را ذٰلِکَ خَیْرٌ لَکُمْ یعنی عهد و پیمان بر ولایت علی و بیعت با آنحضرت بهتر است برای شما از بیعت نمودن با اولی اگر بدانید فَإِذٰا قُضِیَتِ الصَّلاٰةُ یعنی هر وقت بیعت ولایت علی علیه السّلام را اخذ نمودید فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ و مراد بارض در اینجا ائمه معصومین است که خداوند امر فرموده باطاعت و ولایت آنها چنانکه امر نموده باطاعت پیغمبر و امیر المؤمنین علیه السّلام و کنایه آورده پروردگار از اسامی ائمه بزمین و اِبْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ فرمود ای جابر
یعنی و ابتغوا فضل اللّه علی الاوصیاء
وَ اذْکُرُوا اللّٰهَ کَثِیراً لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ
این آیه خطاب به پیغمبر است در عالم ذر فرمود ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم هر گاه شکاک و منکرین مشاهده کنند تجارتی را یعنی اولی را «أَوْ لَهْواً» یعنی دومی را «انْفَضُّوا إِلَیْهٰا» یعنی میشتابند بسوی آنها «وَ تَرَکُوکَ قٰائِماً» یعنی ای پیغمبر تو را با علی تنها گذارند قُلْ مٰا عِنْدَ اللّٰهِ
خَیْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجٰارَةِ وَ اللّٰهُ خَیْرُ الرّٰازِقِینَ
یعنی بگو ای محمّد آنچه نزد خدا از ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام و ائمه میباشد بهتر است از اولی و دومی برای کسانیکه پرهیزکارند.
علی بن ابراهیم از ابی جارود روایت کرده گفت از حضرت باقر علیه السّلام معنای فَاسْعَوْا را سؤال نمودم فرمود سعی عبارت از کوتاه کردن شارب و گرفتن ناخن و موهای زیر بغل و عورت است و دیگر غسل جمعه و پوشیدن لباس نظیف و استعمال عطریات است چه خداوند میفرماید وَ مَنْ أَرٰادَ الْآخِرَةَ وَ سَعیٰ لَهٰا سَعْیَهٰا وَ هُوَ مُؤْمِنٌ -و فرمود:
وَ ذَرُوا الْبَیْعَ-
ترک کردن معامله است و در مدینه وقتی صدای مؤذن بلند میشد منادی ندا میکرد خرید و فروش حرام است فَإِذٰا قُضِیَتِ الصَّلاٰةُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ وَ اذْکُرُوا اللّٰهَ کَثِیراً لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ حضرت صادق علیه السّلام فرمود نماز روز جمعه و انتشار در روز شنبه است و نیز فرمود ذکر خدا را فقط اختصاص ندهید در نماز بلکه بهر کاری مشغول بودید از یاد خدا غفلت نکنید.پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود هر کس در بازار یاد خدا کند در آنوقتیکه مردم از یاد خدا غافلند و سر گرم معامله و خرید و فروش هستند خداوند در نامه اعمال او هزار حسنه بنویسد و میآمرزد او را در قیامت بطوریکه در قلب هیچ بشری خطور نکند.
وَ إِذٰا رَأَوْا تِجٰارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَیْهٰا وَ تَرَکُوکَ قٰائِماً قُلْ مٰا عِنْدَ اللّٰهِ خَیْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجٰارَةِ وَ اللّٰهُ خَیْرُ الرّٰازِقِینَ
سبب نزول آیه آن بود که روز جمعه پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم مشغول نماز جمعه بود.قافله مال التجارة وارد مدینه شد و برای اعلام ورود طنبور و دف میزدند مردم نماز جمعه را ترک کردند و پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را رها کرده و تنها گذاشتند جز چند نفری و بقیه بتماشای تجارت و لهو و لعب رفتند و رسول خدا در بالای منبر ایستاد،مشغول تلاوت خطبه بود که آیه فوق نازل شد حضرت صادق علیه السّلام و حضرت رضا علیه السّلام آیه را بطریق ذیل قرائت فرمودهاند:
قل ما عند اللّه خیر من اللهو و من التجارة للذین اتقوا و اللّه خیر الرازقین پایان سوره جمعه
سوره منافقین در مدینه نازل شده و یازده آیه و صد و هشتاد کلمه و هفتصد و هفتاد و سه حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن،در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس سوره منافقین را قرائت کند بیزار میشود از نفاق و شک در دین و اگر بر جراحتها خوانده شود منفجر شود و چنانچه بر علیل و صاحب دردهای باطنی خوانده شود ساکن گردد و حضرت صادق علیه السّلام فرمود هر کس این سوره را بر کسیکه درد چشم دارد یا باد و درد اندرونی دارد بخواند بقدرت خداوند آندرد ساکت شود خلاصه مطالب این سوره در بیان احوال منافقین است و اینکه استغفار و طلب آمرزش برای آنها سودی ندارد
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . إِذٰا جٰاءَکَ اَلْمُنٰافِقُونَ قٰالُوا نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اَللّٰهِ وَ اَللّٰهُ یَعْلَمُ إِنَّکَ لَرَسُولُهُ وَ اَللّٰهُ یَشْهَدُ إِنَّ اَلْمُنٰافِقِینَ لَکٰاذِبُونَ (1) اِتَّخَذُوا أَیْمٰانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اَللّٰهِ إِنَّهُمْ سٰاءَ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ (2) ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا فَطُبِعَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاٰ یَفْقَهُونَ (3) وَ إِذٰا رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسٰامُهُمْ وَ إِنْ یَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ کَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ یَحْسَبُونَ کُلَّ صَیْحَةٍ عَلَیْهِمْ هُمُ اَلْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قٰاتَلَهُمُ اَللّٰهُ أَنّٰی یُؤْفَکُونَ (4) وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمْ تَعٰالَوْا یَسْتَغْفِرْ لَکُمْ رَسُولُ اَللّٰهِ لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَ رَأَیْتَهُمْ یَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَکْبِرُونَ (5) سَوٰاءٌ عَلَیْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ یَغْفِرَ اَللّٰهُ لَهُمْ إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ یَهْدِی اَلْقَوْمَ اَلْفٰاسِقِینَ (6)
قوله تعالی: إِذٰا جٰاءَکَ الْمُنٰافِقُونَ قٰالُوا نَشْهَدُ إِنَّکَ لَرَسُولُ اللّٰهِ وَ اللّٰهُ یَعْلَمُ إِنَّکَ لَرَسُولُهُ وَ اللّٰهُ یَشْهَدُ إِنَّ الْمُنٰافِقِینَ لَکٰاذِبُونَ این آیه در سال پنجم هجری هنگام مراجعت پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم از غزوه بنی مصطلق نازل شده و داستان آن بدینقرار است.
چون پیغمبر و اصحاب از آن غزوه بسوی مدینه مراجعت مینمودند در بین راه فرود آمدند کنار چاه آبی در آنجا آب کم بود انس بن سیار حلیف انصار و جهجه بن سعید غفاری که اجیر عمر بن خطاب بود رفتند بر سر چاه آب بکشند
دلو ابن سیار بدلو جهجه پیچید و بسته شد با یکدیگر نزاع کردند جهجه سیلی بصورت ابن سیار زد خون جاریشد طایفه خود خزرج را بیاری طلبید و جهجه هم قریش را بنصرت خود خواند از دو طرف جمع شدند و اسلحه بروی یکدیگر کشیدند نزدیک بود فتنهای بر پا شود عبد اللّه ابیّ صدای آنها را شنید گفت چه خبر است داستان را برای او بیان کردند در غضب شد گفت من کراهت داشتم باین سفر بیایم همانا ذلیل خواهم کرد عرب را.هرگز تصور نمیکردم که من زنده باشم و چنین روزی را مشاهده نمایم و نتوانم تغییر بدهم آنگاه نزد اصحاب خود رفت و بآنها گفت این نتیجه عمل شما است که پیغمبر و مهاجرین را جا دادید و وارد منزلهای خود کردید و با مال و جان با ایشان مواسات نمودید و خودتان را برای کشته شدن و اسیری زنان و فرزندان خود در معرض هلاکت افکندید.اگر آنها را از مدینه بیرون کنید عیال دیگران خواهند بود البته وقتی وارد مدینه شویم بیرون میکنیم بزرگترین آنها را تا حقیر و ذلیلترین اشخاص شوند و مقصود از بزرگ آنها پیغمبر اکرم بود زید بن ارقم که جوان تازه بالغی بود این سخن عبد اللّه را شنید رسول خدا در سایه درختی استراحت کرده بود و جمعی از مهاجر و انصار اطرافش را گرفته زید حضورش شرفیاب شد و سخنان عبد اللّه ابیّ را بسمع مبارکش رسانید پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم باو فرمود ای زید شاید تو اشتباه شنیدی یا در غضب بودی و خیال کردی.عرض کرد ایرسول خدا سوگند به پروردگار نه در غضب بودم و نه عوضی
شنیدهام پیغمبر بغلامش امر فرمود سوار راحله بشود و مردم را اعلام که حرکت کنند چون مردم را اعلام داد گفتند پیغمبر در این وقت حرکت نمیکند سعد بن عباده حضور پیغمبر آمد عرض کرد ایرسول خدا اکنون وقت حرکت نبود چه پیش آمدی کرده.فرمود مگر نشنیدی سخن رفیقت را؟عرض کرد ای رسول خدا من رفیق و مصاحبی جز شما ندارم فرمود عبد اللّه ابیّ را میگویم که خیال دارد وقتی وارد مدینه شود ما را بیرون کند تا خوار و ذلیل شویم.سعد عرض کرد ایرسول خدا شما و اصحاب عزیزترین مردم میباشید و عبد اللّه و یارانش خوار و ذلیلترین مردماند پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم حرکت نمود و آنروز با کسی تکلم نفرمود.طایفه خزرج نزد عبد اللّه ابی رفتند و او را توبیخ و سرزنش کردند بدروغ قسم یاد نمود که من چنین سخنی نگفتم گفتند بیا برویم حضور پیغمبر و عذر خواهی کن سرش را بزیر افکند پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم تمام شب را پس از خواندن نماز حرکت کرد و راه پیمود فردای آنروز که فرمود آمدند و اصحاب بسیار خسته بودند عبد اللّه حضور رسول خدا رسید و قسم یاد کرد که من چنین گفتاری بزبان جاری نکردم و شهادت
بوحدانیت پروردگار و نبوت پیغمبر داد و گفت زید دروغ گفته است در صورت ظاهر پیغمبر از او قبول نمود طایفه خزرج زید را مورد اذیت و آزار قرار دادند و باو میگفتند چرا به بزرگ ما توهین کردی زید میگفت خدایا تو شاهدی که من دروغ بر عبد اللّه نبستهام پیغمبر و اصحاب از آن مکان حرکت کردند قدری طی مسافت نمودند حالت وحی بر پیغمبر رخ داد ناقه آنحضرت سنگین شد نزدیک بود بر زمین قرار گیرد جبرئیل نازل شد سوره منافقین را فرود آورد پیغمبر صورت مبارکش را از عرق خشک نمود دست برد گوش زید بن ارقم را گرفت و او را از روی ناقهاش بلند کرد و فرمود ای جوان سخن تو در باره عبد اللّه راست بود قلبت محکم باد خداوند در باره آنچه تو گفتی آیاتی چند نازل فرموده آنگاه اصحاب را عموما جمع نمود و سوره منافقین را بر آنها تلاوت فرمود خداوند مفتضح کرد عبد اللّه ابیّ را-.ابان بن عثمان از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود فرزند عبد اللّه ابیّ به پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم عرض کرد ای رسول خدا اگر قصد کشتن پدرم را دارید اجازه بفرمائید خود من سر او را جدا کنم سوگند بخدا که من بهترین فرزند او هستم و علاقه بیپایانی بپدر خود دارم.طایفه خزرج و اوس میدانند علاقه مرا به
پدر خود ولی این علاقه در قبال علاقه بدین هیچ است.میترسم اگر دیگری او را بقتل رساند نفسم آرام نگیرد که مشاهده کنم قاتل پدرم را و عاقبت قاتل او را بقتل برسانم و بخاطر پدر کافرم مؤمنی را بکشم و مخلد در جهنم شوم.رسول خدا باو فرمود:تو از یاران نیکوی ما هستی.مادامیکه با ما باشی مدارا کن با پدرت.
من خیال کشتن او را ندارم.
اِتَّخَذُوا أَیْمٰانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللّٰهِ إِنَّهُمْ سٰاءَ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا فَطُبِعَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لاٰ یَفْقَهُونَ
-سوگندهای دروغ خود را سپر جان خود قرار دادهاند یعنی هر گاه کاری پیش آید که پرده منافقین در آن کار دریده خواهد شد بسوگند دفع آن میکنند چنانکه در کارزار مرد دفع تیر و شمشیر با سپر میکند و از راه خدا اعراض میکنند و مردم را هم باز میدارند.ای مؤمنین بدانید منافقین بد کاری انجام میدهند چه آنها بر زبان ایمان آوردند سپس بدل کافر شدند.خدا هم مهر بر دلهای آنها زد و باین جهت است که ایشان ایمان نخواهند آورد و آنها نمیدانند و حقایق ایمان را درک نمیکنند-در کافی از محمّد بن فضیل روایت کرده گفت معنای آیه فوق را از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام سؤال نمودم فرمود
خداوند کسانی را که از پیغمبرش پیروی نکردهاند در ولایت وصی او امیر المؤمنین علیه السّلام منافقین نامیده و منکرین امامت و وصایت را منکرین خود و پیغمبر قرار داده و این موضوع را در قرآن چنین بیان کرده و فرمود:ای محمّد زمانی که آمدند منافقین بولایت و امامت علی علیه السّلام نزد تو و گفتند شهادت میدهیم که تو رسول خدا هستی، خداوند میداند که تو رسولش میباشی و خداوند گواهی میدهد که منافقین بولایت علی علیه السّلام دروغ میگویند و سوگندهای خودشان را سپری قرار دادهاند و راه خدا را که ولایت علی علیه السّلام است بروی مردم بستهاند و این عمل بدعملی است.آنها برسالت تو ایمان آوردند و بولایت و امامت علی علیه السّلام کافر شدند خداوند هم مهر بر دلهای ایشان گذاشت و لذا چیزی نمیفهمند.فضیل میگوید عرض کردم لاٰ یَفْقَهُونَ یعنی چه فرمود یعنی در نبوت پیغمبر تعقل نمیکنند و هر گاه بآنها گفته میشود باز گردید بسوی ولایت علی علیه السّلام تا طلب مغفرت و آمرزش نماید پیغمبر از برای گناهان شما سرهای خود را بزیر افکنند. ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم مشاهده کنی آنها را که جلوگیری و ممانعت مینمایند از ولایت علی و تکبر میورزند بر او.ای پیغمبر چه برای ایشان استغفار نمائی یا ننمائی هرگز خدا آنها را نمیآمرزد و خداوند راهنمائی نمیکند کسانی را که ظلم و ستم بوصی تو علی مینمایند.
وَ إِذٰا رَأَیْتَهُمْ تُعْجِبُکَ أَجْسٰامُهُمْ وَ إِنْ یَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ کَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ یَحْسَبُونَ کُلَّ صَیْحَةٍ عَلَیْهِمْ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ قٰاتَلَهُمُ اللّٰهُ أَنّٰی یُؤْفَکُونَ
-ای رسول ما تو چون
کالبد جسمانی آن منافقین را مشاهده کنی بآراستگی ظاهر تو را بشگفت آورند ابن عباس گفت عبد الله ابی مردی بود فربه و نیکو صورت و فصیح چون او سخن میگفت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از دور صدای او را میشنید ولی آن منافقین صورتند بدون معنی مانند چوبهای خشک که بر دیوار نهادهاند.هر صدائی که میشنوند بر زیان خویش پندارند.دشمنان دین و ایمان بحقیقت ایشانند،از آنها بر حذر باش خدا آنان را بکشد چه قدر بمکر و حیله و دروغ از حق باز میگردند آیا اینها بکجا رو بر میگردانند.
چون خداوند بیان کرد اوصاف منافقین را برای رسولش عبد اللّه ابی و تابعینش را بآنها معرفی کرد طائفه او باو گفتند مفتضح شدی بیا برویم حضور پیغمبر و درخواست کنیم از حضرتش تا استغفار کند برایت او سرپیچید و دوری جست از رفتن حضور رسول خدا.
هُمُ اَلَّذِینَ یَقُولُونَ لاٰ تُنْفِقُوا عَلیٰ مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اَللّٰهِ حَتّٰی یَنْفَضُّوا وَ لِلّٰهِ خَزٰائِنُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ لٰکِنَّ اَلْمُنٰافِقِینَ لاٰ یَفْقَهُونَ (7) یَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنٰا إِلَی اَلْمَدِینَةِ لَیُخْرِجَنَّ اَلْأَعَزُّ مِنْهَا اَلْأَذَلَّ وَ لِلّٰهِ اَلْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لٰکِنَّ اَلْمُنٰافِقِینَ لاٰ یَعْلَمُونَ (8) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تُلْهِکُمْ أَمْوٰالُکُمْ وَ لاٰ أَوْلاٰدُکُمْ عَنْ ذِکْرِ اَللّٰهِ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذٰلِکَ فَأُولٰئِکَ هُمُ اَلْخٰاسِرُونَ (9) وَ أَنْفِقُوا مِنْ مٰا رَزَقْنٰاکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ أَحَدَکُمُ اَلْمَوْتُ فَیَقُولَ رَبِّ لَوْ لاٰ أَخَّرْتَنِی إِلیٰ أَجَلٍ قَرِیبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَکُنْ مِنَ اَلصّٰالِحِینَ (10) وَ لَنْ یُؤَخِّرَ اَللّٰهُ نَفْساً إِذٰا جٰاءَ أَجَلُهٰا وَ اَللّٰهُ خَبِیرٌ بِمٰا تَعْمَلُونَ (11)
هُمُ الَّذِینَ یَقُولُونَ لاٰ تُنْفِقُوا عَلیٰ مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللّٰهِ حَتّٰی یَنْفَضُّوا وَ لِلّٰهِ خَزٰائِنُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ لٰکِنَّ الْمُنٰافِقِینَ لاٰ یَفْقَهُونَ. یَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنٰا إِلَی الْمَدِینَةِ لَیُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَ لِلّٰهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لٰکِنَّ الْمُنٰافِقِینَ لاٰ یَعْلَمُونَ
منافقین همان مردم بد خواهی هستند که میگویند بر اصحاب رسول انفاق نکنید تا یارانش از اطراف او پراکنده شوند در صورتی که گنجهای آسمان و زمین از برای خدا است لکن منافقین درک نمیکنند. میگویند اگر بمدینه باز گردیم همانا عزیزترین مردم که مقصود خود آنها است ذلیلترین آنها را از شهر مدینه بیرون کنند یعنی مسلمانانرا اخراج نمایند و حال آنکه عزت مخصوص خدا و رسول او و مؤمنین است ولی منافقین نمیدانند-.در کافی ذیل آیه فوق از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود:خداوند امور مؤمن را در دست خود گرفته و هرگز نمیخواهد که او ذلیل و خوار باشد آیا نمیشنوی قول خدا را که میفرماید: وَ لِلّٰهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ .پس مؤمن عزیز است و ذلیل نمیباشد.مؤمن سختتر است از کوه چه کوه بوسیله آلتی و اسبابی تراشیده میشود ولی دین مؤمن بهیچ چیز متزلزل و ناقص نشود خداوند او را عزیز نموده بایمان و اسلام و سزاوار نیست از برای مؤمن که
ذلیل کند نفس خودش را.اصحاب حضورش عرض کردند بچه چیز نفس ذلیل میشود فرمود بآنکه عرضه بدارند بر او چیزی را که طاقت آنرا نداشته باشد و داخل شود در چیزیکه توانائی بر آن را ندارد.
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تُلْهِکُمْ أَمْوٰالُکُمْ وَ لاٰ أَوْلاٰدُکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللّٰهِ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذٰلِکَ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْخٰاسِرُونَ
مخاطب این آیه مؤمنیناند.میفرماید:
ای مؤمنین مبادا مال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل سازد.مراد از ذکر نماز است و کسانیکه مال و فرزندانشان آنها را از یاد خدا باز دارد ایشان در حقیقت از زیانکاران عالمند وَ أَنْفِقُوا مِنْ مٰا رَزَقْنٰاکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ فَیَقُولَ رَبِّ لَوْ لاٰ أَخَّرْتَنِی إِلیٰ أَجَلٍ قَرِیبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَکُنْ مِنَ الصّٰالِحِینَ -ای مؤمنین از آنچه روزی شما کردیم در راه خدا انفاق کنید پیش از آنکه مرگ بر یکی از شما فرا رسد و در آنحالت بحسرت گوید پروردگارا اجل مرا اندکی بتأخیر انداز تا صدقه و احسان بسیار کنم و از نیکو کاران شوم.ابن بابویه ذیل آیه فوق از ابن عباس روایت کرده گفت نیست کسیکه بمیرد و مالی داشته باشد که زکوة آنرا نداده یا مستطیع بوده و بحج نرفته مگر آنکه آرزو کند در وقت مردن که بر گردانند او را بدنیا تا زکوة بدهد و بحج رود و این حدیث را از حضرت صادق علیه السّلام روایت کردهاند.
وَ لَنْ یُؤَخِّرَ اللّٰهُ نَفْساً إِذٰا جٰاءَ أَجَلُهٰا وَ اللّٰهُ خَبِیرٌ بِمٰا تَعْمَلُونَ
پروردگار در جواب این مردم میفرماید هرگز خدا اجل کسی را که فرا رسیده است از وقتش بتأخیر نیندازد و او بهر چه کنید از بد و نیک آگاهست.حضرت باقر علیه السّلام در معنای این آیه فرموده:نزد خدا کتابی است.مقدم میدارد هر چه را بخواهد و مؤخر میدارد آنچه را اراده فرماید و در شب قدر نازل میکند هر چیزی را که باید انجام شود و هر گاه نازل کرد آن را و نوشته شد در کتاب آسمان دیگر تأخیر پذیر نیست.
پایان سوره منافقین.
در مکه نازل شده و هیجده آیه و دویست و چهل و یک کلمه و هزار و هفتاد حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره تغابن را در نمازهای واجبه قرائت کند روز قیامت شفیع او گردد و مفارقت نکند از او تا داخل بهشت شود-.
و از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود هر که اینسوره و مسبحات را تماما قرائت کند پس از خواب در هر شب نمیرد تا آنکه درک کند حضرت قائم علیه السّلام را و اگر بمیرد در جوار پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم قرار بگیرد و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر که اینسوره را تلاوت نماید خداوند مرگ ناگهانی را از او بر طرف سازد و اگر هنگام ورود بخانه پادشاه و سلطان جائر قرائت کند خداوند کفایت کند او را از شر آن پادشاه و هیچ بدی باو نمیرسد.
خلاصه مطالب این سوره عبارت است از بیان حال کفار و معصیت کاران و سبب
هلاکت آنها و حال فرمان برداران و بعضی از زنان و فرزندان شخص دشمن او هستند و باید حذر کرد از آنها.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . یُسَبِّحُ لِلّٰهِ مٰا فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی اَلْأَرْضِ لَهُ اَلْمُلْکُ وَ لَهُ اَلْحَمْدُ وَ هُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (1) هُوَ اَلَّذِی خَلَقَکُمْ فَمِنْکُمْ کٰافِرٌ وَ مِنْکُمْ مُؤْمِنٌ وَ اَللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ (2) خَلَقَ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ صَوَّرَکُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکُمْ وَ إِلَیْهِ اَلْمَصِیرُ (3) یَعْلَمُ مٰا فِی اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ یَعْلَمُ مٰا تُسِرُّونَ وَ مٰا تُعْلِنُونَ وَ اَللّٰهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ اَلصُّدُورِ (4) أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَأُ اَلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَبْلُ فَذٰاقُوا وَبٰالَ أَمْرِهِمْ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ (5) ذٰلِکَ بِأَنَّهُ کٰانَتْ تَأْتِیهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَقٰالُوا أَ بَشَرٌ یَهْدُونَنٰا فَکَفَرُوا وَ تَوَلَّوْا وَ اِسْتَغْنَی اَللّٰهُ وَ اَللّٰهُ غَنِیٌّ حَمِیدٌ (6) زَعَمَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا أَنْ لَنْ یُبْعَثُوا قُلْ بَلیٰ وَ رَبِّی لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمٰا عَمِلْتُمْ وَ ذٰلِکَ عَلَی اَللّٰهِ یَسِیرٌ (7) فَآمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ اَلنُّورِ اَلَّذِی أَنْزَلْنٰا وَ اَللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ (8) یَوْمَ یَجْمَعُکُمْ لِیَوْمِ اَلْجَمْعِ ذٰلِکَ یَوْمُ اَلتَّغٰابُنِ وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللّٰهِ وَ یَعْمَلْ صٰالِحاً یُکَفِّرْ عَنْهُ سَیِّئٰاتِهِ وَ یُدْخِلْهُ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا أَبَداً ذٰلِکَ اَلْفَوْزُ اَلْعَظِیمُ (9)
قوله تعالی یُسَبِّحُ لِلّٰهِ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِی الْأَرْضِ لَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ وَ هُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ هر چه در آسمانها و زمین است به تسبیح و ستایش خداوند مشغولند و شکر و سپاس مخصوص او است چه تمام نعمتها و منافع بامر او است و او بر هر چیز قدرت و توانائی دارد.
هُوَ الَّذِی خَلَقَکُمْ فَمِنْکُمْ کٰافِرٌ وَ مِنْکُمْ مُؤْمِنٌ وَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ
در کافی ذیل آیه از حسین بن نعیم صحاف روایت کرده گفت از حضرت صادق علیه السّلام معنای آن را سؤال نمودم فرمود خداوند شناسانیده ایمان مردم را بواسطه ولایت ما ائمه و کفر آنها را بانکار ولایت ما در عالم ذر همان روز که عهد و پیمان گرفت از ایشان در آنوقتیکه پشت آدم بودند.
خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ صَوَّرَکُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکُمْ وَ إِلَیْهِ الْمَصِیرُ یَعْلَمُ مٰا فِی السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ یَعْلَمُ مٰا تُسِرُّونَ وَ مٰا تُعْلِنُونَ وَ اللّٰهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ
خدا آسمان و زمین را بحق آفرید و شما آدمیان را بزیباترین صورت بیاراست و نیکو نگاشت و باز گشت همه خلایق بسوی او است آنچه در آسمانها و زمین است و هر چه در پنهان و آشکار بجا آورید همه را میداند و باسرار دلهای خلق آگاهست أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَبَأُ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ قَبْلُ فَذٰاقُوا وَبٰالَ أَمْرِهِمْ وَ لَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ ذٰلِکَ
بِأَنَّهُ کٰانَتْ تَأْتِیهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنٰاتِ فَقٰالُوا أَ بَشَرٌ یَهْدُونَنٰا فَکَفَرُوا وَ تَوَلَّوْا وَ اسْتَغْنَی اللّٰهُ وَ اللّٰهُ غَنِیٌّ حَمِیدٌ
آیا داستان حال پیشینیان که بخدا کافر شدند بشما نرسیده چگونه چشیدند کیفر عمل خود را و از برای آنها عذاب دردناکی مهیا است،پس از آن بیان میکند علت عذاب آنها را تا کسی گمان نکند که بایشان ظلم شده. میفرماید این عذاب برای آن بود چون پیغمبران با ادله و معجزات بسوی آنان رفتند ایشان پیغمبران را تکذیب و طعن زدند و گفتند آیا بشری مانند ما میتواند ما را رهبری کنند و برسولان ما کافر شده و روی از آنها بر گردانیدند و گمان کرده بودند که باید پیغمبران آنها فرشتگان باشند باین سبب کافر شدند و این سببی بود که بایست بآن ایمان آورند چه اگر پیغمبر آنان از جنس بشر نبود باو الفت نمیگرفتند و مأنوس نمیشدند خدای تعالی هم از کفر و ایمان خلق بینیاز و او توانگر بالذات و بتمام صفات ستوده است زَعَمَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنْ لَنْ یُبْعَثُوا قُلْ بَلیٰ وَ رَبِّی لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمٰا عَمِلْتُمْ وَ ذٰلِکَ عَلَی اللّٰهِ یَسِیرٌ فَآمِنُوا بِاللّٰهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنٰا وَ اللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ کافران گمان کردند که هرگز پس از مرگ بر انگیخته نمیشوند ایرسول ما بآنها
بگو سوگند بخدای من که البته برانگیخته میشوید و سپس به نتیجه اعمال خود آگاه میگردید این برانگیختن بر خدا بسیار آسانست پس بخدا و رسول او و نوریکه فرستادیم ایمان آورید خداوند از نیک و بد کردار شما آگاهست-.
در کافی از ابی خالد کابلی روایت کرده که معنای آیه را از حضرت باقر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم سؤال نمودم فرمود ای ابا خالد بخدا قسم نور در اینجا ائمه از آل محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم میباشد تا روز قیامت سوگند بخدا ائمه همان نوری هستند که خداوند نازل فرمود و آنها نور آسمان و زمین باشند ای ابا خالد نور امام در دلهای مؤمنین از نور آفتاب که میتابد روشنتر است سوگند بخدا امامان نور افشانی میکنند قلوب مؤمنین را و خداوند میپوشاند نور امامان را از هر کس که بخواهد پس تاریک و ظلمانی شود دل آنها بخدا قسم ای ابا خالد دوست نمیدارد ما را کسی مگر آنکه پاکیزه گرداند خداوند قلب او را و پاکیزه نگرداند خداوند دل کسی را تا آنکه تسلیم ما ائمه شود و چون سلم و تسلیم ما شد خداوند او را سالم گرداند از سختی حساب و ایمن باشد از ترس و هول روز قیامت و عذاب جهنم یَوْمَ یَجْمَعُکُمْ لِیَوْمِ الْجَمْعِ ذٰلِکَ یَوْمُ التَّغٰابُنِ وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللّٰهِ وَ یَعْمَلْ صٰالِحاً
یُکَفِّرْ عَنْهُ سَیِّئٰاتِهِ وَ یُدْخِلْهُ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا أَبَداً ذٰلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ
بیاد آورید روزی را که خداوند همه را بعرصه محشر برای حساب جمع میکند و آنروز روز غبن و پشیمانی است پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود هیچ بندهای نیست از مطیع و عاصی مگر آنکه روز قیامت حسرت خورد بد کردار حسرت خورد که چرا بد کرده و نیکوکار بخاطر آنکه چرا بیش از این عمل نیک انجام نداده و هر که بخدا ایمان آورد و نیکوکار باشد خداوند گناهان او را بپوشاند و در بهشتهائی که زیر درختانش نهرها جاریست داخل گرداند و در آن بهشتها همیشه متنعم باشد و در حقیقت ظفر و رستگاری بزرگیست.
ابن بابویه ذیل آیه فوق از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود روز تلاقی روزیست که ملاقات میکنند اهل آسمانها با اهل زمین و روز تناد روزیست که اهل جهنم باهل بهشت میگویند عطا کنید بما آنچه را خداوند نصیب شما کرده و روز تغابن روزیست که غبطه میخورند اهل جهنم باهل بهشت و روز حسرت روزی باشد که مرگ را بصورت گوسفندی آورند و آن را ذبح کنند
وَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ اَلنّٰارِ خٰالِدِینَ فِیهٰا وَ بِئْسَ اَلْمَصِیرُ (10) مٰا أَصٰابَ مِنْ مُصِیبَةٍ إِلاّٰ بِإِذْنِ اَللّٰهِ وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللّٰهِ یَهْدِ قَلْبَهُ وَ اَللّٰهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ (11) وَ أَطِیعُوا اَللّٰهَ وَ أَطِیعُوا اَلرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَإِنَّمٰا عَلیٰ رَسُولِنَا اَلْبَلاٰغُ اَلْمُبِینُ (12) اَللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ وَ عَلَی اَللّٰهِ فَلْیَتَوَکَّلِ اَلْمُؤْمِنُونَ (13) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوٰاجِکُمْ وَ أَوْلاٰدِکُمْ عَدُوًّا لَکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اَللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (14) إِنَّمٰا أَمْوٰالُکُمْ وَ أَوْلاٰدُکُمْ فِتْنَةٌ وَ اَللّٰهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ (15) فَاتَّقُوا اَللّٰهَ مَا اِسْتَطَعْتُمْ وَ اِسْمَعُوا وَ أَطِیعُوا وَ أَنْفِقُوا خَیْراً لِأَنْفُسِکُمْ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولٰئِکَ هُمُ اَلْمُفْلِحُونَ (16) إِنْ تُقْرِضُوا اَللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً یُضٰاعِفْهُ لَکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اَللّٰهُ شَکُورٌ حَلِیمٌ (17) عٰالِمُ اَلْغَیْبِ وَ اَلشَّهٰادَةِ اَلْعَزِیزُ اَلْحَکِیمُ (18)
وَ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ النّٰارِ خٰالِدِینَ فِیهٰا وَ بِئْسَ
الْمَصِیرُ
و آنهائیکه کافر شده و آیات ما را تکذیب کردند اهل دوزخ هستند و در آنجا جاویدان باشند و بسیار بد منزلگاهی است.
مٰا أَصٰابَ مِنْ مُصِیبَةٍ إِلاّٰ بِإِذْنِ اللّٰهِ وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللّٰهِ یَهْدِ قَلْبَهُ وَ اللّٰهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ
در این آیه بخاطر تسلی و دلخوشی صاحبان مصائب میفرماید هیچ رنج و مصیبتی نرسد بشما مگر بفرمان خدا چه انسان وقتی دانست که مصائب باذن خدا است و دانست که صلاح او در آن است پس راضی و تسلیم شود بامر خدا و هر که بخدا ایمان آورد خداوند دلش را بمقام عالی رضا و تسلیم هدایت کند و او بر همه امور عالم آگاهست-.
در کافی ذیل آیه فوق از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس را خداوند هدایت کند گواهی میدهد بخداوند قلب او و چون خداوند راه را بیان کرد اختیار میکند هدایت را و پروردگار زیاد میگرداند بر او هدایتش را چنانکه میفرماید وَ الَّذِینَ اهْتَدَوْا زٰادَهُمْ هُدیً وَ أَطِیعُوا اللّٰهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَإِنَّمٰا عَلیٰ رَسُولِنَا الْبَلاٰغُ الْمُبِینُ اَللّٰهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ وَ عَلَی اللّٰهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ همیشه فرمان خدا و رسولش را اطاعت کنید و اگر روی بر گردانید و مخالفت او کنید بر پیغمبر ما جز رسانیدن
احکام و اتمام حجت با بیان روشن تکلیفی نخواهد بود او است آن خدائی که بجز او خدائی نیست بر خدا توکل کنند اهل ایمان در تمام امور خود-.
در کافی از حسین بن نعیم صحاف روایت کرده که معنای آیه را از حضرت صادق علیه السّلام سؤال نمودم فرمود بخدا قسم هلاک نشدند پیشینیان و هلاک شدگان تا زمان قائم ما آل محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم مگر در اثر ترک کردن ولایت ما و انکار نمودن حق ما ائمه رحلت ننمود پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم از دنیا تا آنکه عهد و پیمان گرفت از این مردم بر حق ما و خداوند هر کس را بخواهد براه راست هدایت میفرماید یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوٰاجِکُمْ وَ أَوْلاٰدِکُمْ عَدُوًّا لَکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِنْ تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَ تَغْفِرُوا فَإِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ای مؤمنین بدانید که بعضی از فرزندان و زنان شما دشمنند با شما از آنها دوری بجوئید و دل از محبتشان بر کنید و اگر از ایشان عفو و چشم پوشی کنید همانا خداوند آمرزنده و مهربانست ابی جارود از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود آیه فوق در حق جمعی از مسلمانان نازل شده خواستند از مکه هجرت کنند بسوی مدینه دوستی زنها و و فرزندان و اسباب و اموال دامن ایشان را گرفت زنان و فرزندان آنها گفتند
شاهد و گواه میآوریم خدا را اگر تو هجرت کنی ما ضایع میشویم رها میکنی عیالات و اموال خود را در مکه و بمدینه میروی بیخانمان و مسکن و محتاج میشوی بر فراق تو نمیتوانیم صبر کنیم و با تو هم توانائی نداریم هجرت نمائیم بعضی از آن مردم اطاعت کردند سخنان اهل و عیال خود را و توقف نمودند نزد آنها و هجرت نکردند آیه فوق نازل شد که این اهل و عیال شما دشمنند با شما چه منع میکنند شما را از اطاعت و فرمانبرداری از اوامر خدا و بعضی دیگر باهل خود گفتند اگر با ما هجرت نکنید و بعد از این خداوند جمع کند میان ما و شما در دار هجرت که مدینه است هرگز نفعی بشما نخواهیم رسانید و چون خداوند میان آنها جمع کرد امر فرمود بایشان که عفو کنند از آنها و احسان و نیکوئی نمایند در حق آنان.
إِنَّمٰا أَمْوٰالُکُمْ وَ أَوْلاٰدُکُمْ فِتْنَةٌ وَ اللّٰهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ
بحقیقت اموال و فرزندان شما سبب امتحان و آزمایش شما هستند چه انسانرا باز میدارند از امور آخرت و وا میدارند او را بجرائم اعمال ابن مسعود از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بازگو کرده که فرمود
مگوئید
اللهم انی اعوذ بک من الفتنة چه کسی نیست که گرفتار زن و فرزند و مال نباشد بلکه بگوئید
اللهم انی اعوذ بک من مضلات الفتن طبرسی از بریده اسلمی روایت کرده که روزی پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بالای منبر مشغول موعظه بود حضرت امام حسن و امام حسین وارد شدند پیراهن سرخی پوشیده بودند پای مبارک آنها به پیراهن میگرفت رسولخدا از منبر فرود آمد و ایشانرا گرفت بالای منبر برد بدامن مبارک نشانید فرمود راست فرموده خداوند که مال و فرزند اسباب فتنه هستند دلم آرام نگرفت این فرزندانم را رها کنم بدانید که نزد خدا اجر بزرگ خواهد داشت.
فَاتَّقُوا اللّٰهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَ اسْمَعُوا وَ أَطِیعُوا وَ أَنْفِقُوا خَیْراً لِأَنْفُسِکُمْ وَ مَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولٰئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
تا میتوانید خدا ترس و پرهیزکار باشید و سخن حق بشنوید و اطاعت کنید و از مال خود برای ذخیره آخرت انفاق نمائید و کسانیکه از خوی لئامت و بخل نفس خود محفوظ بمانند آنها رستگاران جهانند ابن شهر آشوب از عبد خیر روایت کرده که از امیر المؤمنین علیه السّلام معنای آیه را سؤال نمودیم فرمود سوگند بخدا غیر اهل بیت پیغمبر کسی عمل باین آیه نکرده ما یاد میکنیم پروردگار را و هرگز فراموش نخواهیم کرد او را ما شکر گذار خدا هستیم و هیچوقت کفران نعمتش را بجا نیاوریم ما فرمانبردار او هستیم و ابدا معصیتش را نکنیم سپس فرمود بشنوید اوامر خدا را و اطاعت کنید خدا و رسول و ائمه اهل بیت را در آنچه امر میکنند شما را.
در کافی از فضل بن ابی مره روایت کرده گفت حضرت صادق علیه السّلام را دیدم طواف مینمود از اول شب تا آخر شب و میفرمود
اللهم و قنی شح نفسی عرض کردم حضورش فدایت کردم نشنیدم در تمام این اوقات دعائی جز این دعا بفرمائی فرمود چیزی سختتر از بخل نفس نیست و آیه را تلاوت نمودند-.ابن بابویه از فضل بن عباس روایت کرده گفت حضرت صادق علیه السّلام بمن فرمود میدانی شح نفس چیست؟عرض کردم بخل است فرمود شح سخت و شدیدتر از بخل است بخیل بخل میورزد بآنچه در دست دارد و شح بخل میکند در مال خود و مال دیگری بطوری که نمیبیند مالی را در دست مردم مگر آنکه آرزو میکند که مال خودش باشد بحلال یا بحرام و هرگز
سیر نمیشود و قناعت نمیکند بچیزی که خداوند روزی او فرموده و از حضرت رضا علیه السّلام روایت کرده فرمود بخیل کسی است که بدست آورده مالی را از غیر حلال و صرف کند آنرا در غیر حق و شح کسی است که منع میکند حق خدا را و انفاق مینماید آن مال را در غیر حق خدا-.و از حضرت امام زین العابدین علیه السّلام روایت کرده فرمود پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرموده بخیل کسی است که نام مرا نزد او به برند بر من صلوات نفرستد.
إِنْ تُقْرِضُوا اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً یُضٰاعِفْهُ لَکُمْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ وَ اللّٰهُ شَکُورٌ حَلِیمٌ عٰالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهٰادَةِ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ
اگر بخدا قرض نیکو دهید«مقصود صدقه دادن و انفاق کردن به بندگان محتاج است»خدای تعالی چندین برابر گرداند پاداش آنرا و بیامرزد صاحبش را و خدا بسیار سپاس گذار و پاداش دهنده و برد بار است بامور نهان و آشکار خلایق دانا است و پادشاه مقتدر ملک وجود است و بصلاح و نظام آفرینش آگاهست.
پایان سوره تغابن
در مدینه نازل شده و دوازده آیه و دویست و چهل کلمه و هزار و بیست حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن-ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود:
هر کس سوره طلاق و تحریم را در نماز واجب قرائت کند خداوند حفظ نماید او را در قیامت از ترس و حزن آنروز و معاف بدارد او را از آتش جهنم و داخل گرداند او را در بهشت و این دو سوره مخصوص پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم است-در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود:هر کس این سوره را تلاوت کند خداوند موفق گرداند او را بتوبه نصوح و اگر این سوره را بنبات و آب بشوید و آن آب را بپاشد در منزلی،کسی نمیتواند در آن منزل سکونت کند و همیشه شری در آن منزل حادث میشود تا خارج گردد از آن.و جایز نیست این عمل مگر از برای مستحقین.
خلاصه مطالب این سوره عبارت است از احکام و مسائل طلاق و انواع آن و حکم زن طلاق داده شده.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . یٰا أَیُّهَا اَلنَّبِیُّ إِذٰا طَلَّقْتُمُ اَلنِّسٰاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا اَلْعِدَّةَ وَ اِتَّقُوا اَللّٰهَ رَبَّکُمْ لاٰ تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُیُوتِهِنَّ وَ لاٰ یَخْرُجْنَ إِلاّٰ أَنْ یَأْتِینَ بِفٰاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ وَ تِلْکَ حُدُودُ اَللّٰهِ وَ مَنْ یَتَعَدَّ حُدُودَ اَللّٰهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لاٰ تَدْرِی لَعَلَّ اَللّٰهَ یُحْدِثُ بَعْدَ ذٰلِکَ أَمْراً (1) فَإِذٰا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِکُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فٰارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ أَشْهِدُوا ذَوَیْ عَدْلٍ مِنْکُمْ وَ أَقِیمُوا اَلشَّهٰادَةَ لِلّٰهِ ذٰلِکُمْ یُوعَظُ بِهِ مَنْ کٰانَ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ اَلْیَوْمِ اَلْآخِرِ وَ مَنْ یَتَّقِ اَللّٰهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً (2) وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لاٰ یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اَللّٰهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اَللّٰهَ بٰالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اَللّٰهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْراً (3) وَ اَللاّٰئِی یَئِسْنَ مِنَ اَلْمَحِیضِ مِنْ نِسٰائِکُمْ إِنِ اِرْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلاٰثَةُ أَشْهُرٍ وَ اَللاّٰئِی لَمْ یَحِضْنَ وَ أُولاٰتُ اَلْأَحْمٰالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ وَ مَنْ یَتَّقِ اَللّٰهَ یَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ یُسْراً (4)
قوله تعالی: یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذٰا طَلَّقْتُمُ النِّسٰاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ وَ اتَّقُوا اللّٰهَ رَبَّکُمْ لاٰ تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُیُوتِهِنَّ وَ لاٰ یَخْرُجْنَ إِلاّٰ أَنْ یَأْتِینَ بِفٰاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ وَ تِلْکَ حُدُودُ اللّٰهِ وَ مَنْ یَتَعَدَّ حُدُودَ اللّٰهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لاٰ تَدْرِی لَعَلَّ اللّٰهَ یُحْدِثُ بَعْدَ ذٰلِکَ أَمْراً -اگر چه مخاطب این آیه پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم است لکن در حقیقت مقصود امت است چنانکه خطابات عموما چنین است«اقسام طلاق را در بخش اول تفسیر ذیل آیه 229 سوره بقره بیان نمودیم» در کافی ذیل آیه فوق از زراره روایت کرده گفت حضور حضرت باقر علیه السّلام عرض کردم از برای من معنای طلاق سنت و طلاق عدة را بیان فرمائید فرمود:طلاق سنت آنست که مرد باید صبر کند تا عیالش حیض به بیند و پاکیزه شود و با او نزدیکی نکند و در حضور دو نفر شاهد عادل او را طلاق بدهد پس از آن رها کند او را تا سه مرتبه حیض به بیند در این صورت عدة آن زن گذشته است و شوهر او مانند مردان دیگر است اگر بخواهد میتواند او را مجددا تزویج نماید.و در زمان عدة نفقه و مخارج آن زن بر عهده شوهر است و چنانچه یکی از آنها در مدت عدة بمیرد دیگری از او ارث میبرد.طلاق عدة آنستکه باید صبر کند تا زن حیض به بیند و از حیض پاکیزه گردد سپس بدون نزدیکی کردن با او در حضور دو نفر شاهد عادل او را طلاق بدهد بعد از آن در مدت عدة باو رجوع کند و گواهی بگیرد بر رجوع و نزدیکی کند با عیالش و با او باشد تا حیض به بیند
پس از آنکه حیض دید و پاکیزه گردید بدون نزدیکی،مرتبه دوم او را در حضور دو نفر شاهد عادل طلاق بدهد بعد از آن رجوع کند باو پیش از خارج و منقضی شدن عدة و شاهد بگیرد بر رجوع و نزدیکی کند با آن زن و با او باشد تا حیض به بیند و پاکیزه گردد.و بدون نزدیکی مرتبه سوّم او را در حضور دو نفر شاهد عادل در این صورت حرام میشود بر او تا دیگری او را تزویج کند بطریق شرعی و پس از مدتی طلاق بدهد اینست طلاق سنت-.و از صفوان روایت کرده گفت مردی از حضرت صادق علیه السّلام سؤال نمود من عیال خود را در یک مجلس سه نوبت طلاق دادهام آیا او بر من حرام است؟فرمود خیر آنگاه آیه فوق را تلاوت نمود و فرمود هر طلاقی که مخالف قرآن و فرموده پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بود صحیح نیست و باید بر گردد بسوی کتاب و سنت.از حدیث فوق و از حدیث صحیحه معتبره مستفیضه ظاهر میشود که حرمة طلاق سوم مشروط است بدو شرط یا عدة و یا سنت یعنی یا سه طلاق عدة بر زن واقع شود و آن عبارت بود از آنکه زن را در طهر غیر مواقعه در حضور دو نفر شاهد عادل طلاق بدهد و بگذارد عدة او منقضی شود مجددا او را عقد کند و مرتبه دوم او را در طهر غیر مواقعه بطریق اول طلاق بدهد و صبر کند عدة او تمام شود،مجددا
او را تزویج نماید دو مرتبه مطابق دستور طلاق بدهد او را یا سه نوبت طلاق سنت باو بدهد و در هر دو صورت رجوع به تنهائی بدون نزدیکی کردن کافی نیست برای حرمت طلاق سوم چنانکه مذهب اهل عامه و جماعت اهل سنت و معمول به نزد بعضی از امامیه است نهایت فرقی که میان این بعض و عامه است آنستکه عامه سه نوبت را در یک مجلس معتبر میدانند ولی این بعض سه نوبت را در سه مجلس یا سه روز معتبر میداند خلاصه سه طلاقی که در این عصر معمول و متداول است بر خلاف قرآن و سنت است و بهیچ وجه سبب حرمت نمیشود اما عده زنان اگر از آنهائی باشند که حیض میبینند سه حیض است و عده زن حامله بوضع حمل او است فَإِذٰا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِکُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فٰارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ أَشْهِدُوا ذَوَیْ عَدْلٍ مِنْکُمْ وَ أَقِیمُوا الشَّهٰادَةَ لِلّٰهِ ذٰلِکُمْ یُوعَظُ بِهِ مَنْ کٰانَ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ مَنْ یَتَّقِ اللّٰهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لاٰ یَحْتَسِبُ وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللّٰهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللّٰهَ بٰالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللّٰهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْراً -چون عدة زنان به پایان رسد پس نگاه دارید ایشانرا به نیکوئی یا رها کنید آنها را بخوشرفتاری.یعنی چون نزدیک شود که عده آنها بسر آید و بپایان رسد اگر بخواهند رجوع کنند آنها را نگاه دارید و بلغ در
اینجا بمعنای قارب است چه اگر بمعنای پایان و گذشتن عده باشد امساک و نگاهداری بیمورد است زیرا پس از گذشتن عده زوج هیچگونه حقی بر زوجه ندارد و نمیتواند او را نگاه دارد مگر بعقد جدید آنهم در صورتی که زوجه حاضر شود برای تجدید ازدواج.و استیناف هم مواصله و امساک نیست-.در کافی ذیل آیه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود بانوی طلاق داده شده خود را زینت و آرایش میکند و لباسهای نیکو میپوشد تا شوهر را بخود جلب کند چه خدای تعالی میفرماید لَعَلَّ اللّٰهَ یُحْدِثُ بَعْدَ ذٰلِکَ أَمْراً -یعنی امید است که پس از طلاق خداوند کاری از نو پدید آرد و آن کار رجوع شوهر و میل پیدا کردن او است بعیال خود و مراد بمعروف در هر دو جا مطابق شرع است یعنی چنانچه او را نگاه داشتید باید نفقه و کسوه باو بدهید و خوشرفتار و مهربان باشید با او و اگر رها کردید او را زیان و ضرری باو نرسانید تا نتواند شوهر دیگری اختیار کند و بر رجوع و طلاق دو شاهد عادل بگیرید و برای خدا اقامه گواهی کنید باین موعظه و پند الهی آنکسیکه بخدا و روز قیامت ایمان دارد بهرهمند خواهد شد و هر کس خدا ترس و پرهیزکار شد خدای تعالی راه بیرون شدن از حوادث و گناهان را بر او میگشاید و از جائیکه گمان نبرد باو روزی عطا کند و هر کس بر خدا توکل کند خدا او را کفایت خواهد
کرد و خداوند امرش بر همه عالم نافذ و روانست و برای هر چیز قدر و اندازهای مقرر داشته است-.
طبرسی ذیل جمله آخر از ابن عباس روایت کرده که قسمت آخر آیه در باره عون بن مالک اشجعی نازل شده و داستان آن بدینقرار است:مشرکین فرزند او را بنام سالم باسیری گرفتند عون حضور پیغمبر رفت عرض کرد ایرسول خدا مشرکین فرزندم را باسیری گرفتند چیزی ندارم تا فدیه دهم و او را باز ستانم پیغمبر باو فرمود برو با عیال خود بسیار بگوئید
لا حول و لا قوة الا باللّه العلی العظیم عون رفت بمنزل و بعیالش گفت رسول خدا چنین دستور داده.پدر و مادر سالم پیوسته این ذکر را گفتند طولی نکشید که فرزند او از دست کفار گریخت و در بین راه بشتران مشرکین رسید آنها را بغنیمت گرفته همراه خود آورد عون مجددا حضور پیغمبر رفت عرض کرد ایرسول خدا سالم بازگشت و مقداری شتر از مشرکین بغنیمت آورده آیا حلال است بر من آنچه او آورده فرمود بلی جبرئیل نازل شد در آنوقت و آیه فوق را آورد-.
یکروز مردی نزد عمر رفت باو گفت مرا شغل و پیشهای بده عمر جواب داد ایمرد قرآن میدانی گفت خیر،عمر گفت برو قرآن بیاموز که ما عمل و شغلی نمیدهیم بکسیکه قرآن نمیداند آن مرد رفت و قرآن را یاد گرفت بامید آنکه چون قرآن یاد بگیرد عمر باو شغلی بدهد وقتی در قرآن بآیه وَ مَنْ یَتَّقِ اللّٰهَ رسید طمع از شغل دادن عمر
برید و نزد او نرفت پس از چندی عمر او را دید گفت قرآن یاد گرفتی جواب داد بلی گفت پس بیا تا شغلی بدهم آن مرد گفت نمیخواهم عمر سبب را سؤال کرد جوابداد بقرآن مستغنی شدم از شغل تو عمر مجددا پرسش کرد چگونه بی نیاز شدی پاسخ داد چون بآیه وَ مَنْ یَتَّقِ اللّٰهَ رسیدم از تو و غیر تو بینیاز شدم وَ اللاّٰئِی یَئِسْنَ مِنَ الْمَحِیضِ مِنْ نِسٰائِکُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلاٰثَةُ أَشْهُرٍ وَ اللاّٰئِی لَمْ یَحِضْنَ وَ أُولاٰتُ الْأَحْمٰالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ وَ مَنْ یَتَّقِ اللّٰهَ یَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ یُسْراً در کافی ذیل آیه وَ مَنْ یَتَّقِ اللّٰهَ از علی بن عبد العزیز روایت کرده گفت حضرت صادق علیه السّلام احوال عمر بن مسلم را از من سؤال کرد عرض کردم ترک تجارت کرده و در منزل خود مشغول عبادت است فرمود وای بر او هر کس کسب و تجارت را ترک نماید خداوند دعای او را باجابت نرساند چون آیه فوق نازل شد جمعی از اصحاب پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم در خانههای خود نشستند و درها را بروی خود بستند
و مشغول عبادت شدند و گفتند خداوند کفایت کند ما را این خبر بسمع مبارک رسول خدا رسید امر فرمود آنها را حاضر کردند بایشان فرمود شما را چه واداشته که ترک کسب و تجارت کردهاید عرض کردند ایرسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم خداوند تکفل فرموده روزی ما را ما هم بعبادت او مشغول شدهایم فرمود هر یک از شما ترک کسب و تجارت کند و مشغول عبادت شود خداوند دعای او را باجابت نرساند در این آیه پروردگار بیان میکند عدة زنان را که باید عده نگاه بدارند زنان شوهر داری که طلاق داده شدند یا مدخوله هستند یعنی شوهر با آنها نزدیکی کرده اگر چه یکمرتبه باشد یا غیر مدخوله هستند یعنی نزدیکی ننموده اگر غیر مدخوله باشند اساسا برای آنها عده نیست مگر عده وفات که شوهرشان فوت کرده و اگر مدخوله باشند یا یائسه هستند و آنها بانوانی میباشند که عمرشان پنجاه سال در غیر زنان هاشمی و سادات و در زنان سادات و هاشمی به شصت سال رسیده اینان نیز بجز عده وفات عده ندارند و چنانچه غیر یائسه هستند اگر حمل و بار دارند عده آنها به نهادن بار و وضع
حمل آنها است و هر گاه زن حامله همان روز طلاق وضع حمل نمود عده او بپایان رسیده و در آنروز میتواند با مرد دیگری ازدواج کند نهایت شوهر در مدت نفاس او که ده روز است نمیتواند با او همبستر شود و اگر نه ماه طول بکشد و هنوز وضع حمل ننموده عده او باقی است تا وضع حمل کند و چنانکه حامله نیستند اگر حیض میبینند عده آنها سه حیض میباشد و اگر نمیبینند یا تجاوز میکند حیض آنها از یک ماه،عده ایشان سه ماه است بنص آیه فوق در کافی ذیل آیه مزبور از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود عده بانوانیکه حیض نمیبینند ولی در سن حائض هستند که پنجاه و یا شصت است و دیگر مستحاضه که پاک نمیشود از خون،سه ماه است و بانوانیکه حیض آنها برقرار است سه حیض است و ریبه بانوئی است که حیض او از یک ماه تجاوز میکند او هم باید چشم پوشی کند از حیض خود و سه ماه عده نگاه بدارد و دخترانی که هنوز حیض ندیدهاند آنها نیز سه ماه باید عده نگاه بدارند و هر کس پرهیزکار و خدا ترس باشد پروردگار کار او را آسان میگرداند.
ذٰلِکَ أَمْرُ اَللّٰهِ أَنْزَلَهُ إِلَیْکُمْ وَ مَنْ یَتَّقِ اَللّٰهَ یُکَفِّرْ عَنْهُ سَیِّئٰاتِهِ وَ یُعْظِمْ لَهُ أَجْراً (5) أَسْکِنُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ سَکَنْتُمْ مِنْ وُجْدِکُمْ وَ لاٰ تُضآرُّوهُنَّ لِتُضَیِّقُوا عَلَیْهِنَّ وَ إِنْ کُنَّ أُولاٰتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَیْهِنَّ حَتّٰی یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَکُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ أْتَمِرُوا بَیْنَکُمْ بِمَعْرُوفٍ وَ إِنْ تَعٰاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْریٰ (6) لِیُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمّٰا آتٰاهُ اَللّٰهُ لاٰ یُکَلِّفُ اَللّٰهُ نَفْساً إِلاّٰ مٰا آتٰاهٰا سَیَجْعَلُ اَللّٰهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْراً (7) وَ کَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهٰا وَ رُسُلِهِ فَحٰاسَبْنٰاهٰا حِسٰاباً شَدِیداً وَ عَذَّبْنٰاهٰا عَذٰاباً نُکْراً (8) فَذٰاقَتْ وَبٰالَ أَمْرِهٰا وَ کٰانَ عٰاقِبَةُ أَمْرِهٰا خُسْراً (9) أَعَدَّ اَللّٰهُ لَهُمْ عَذٰاباً شَدِیداً فَاتَّقُوا اَللّٰهَ یٰا أُولِی اَلْأَلْبٰابِ اَلَّذِینَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اَللّٰهُ إِلَیْکُمْ ذِکْراً (10) رَسُولاً یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیٰاتِ اَللّٰهِ مُبَیِّنٰاتٍ لِیُخْرِجَ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ مِنَ اَلظُّلُمٰاتِ إِلَی اَلنُّورِ وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللّٰهِ وَ یَعْمَلْ صٰالِحاً یُدْخِلْهُ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا أَبَداً قَدْ أَحْسَنَ اَللّٰهُ لَهُ رِزْقاً (11) اَللّٰهُ اَلَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمٰاوٰاتٍ وَ مِنَ اَلْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ اَلْأَمْرُ بَیْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اَللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ وَ أَنَّ اَللّٰهَ قَدْ أَحٰاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْماً (12)
ذٰلِکَ أَمْرُ اللّٰهِ أَنْزَلَهُ إِلَیْکُمْ وَ مَنْ یَتَّقِ اللّٰهَ یُکَفِّرْ عَنْهُ سَیِّئٰاتِهِ وَ یُعْظِمْ لَهُ أَجْراً این احکام فرمان خدا است که برای شما نازل شده هر که از خدا بترسد و پرهیزکار باشد خداوند گناهانش را بپوشاند و او را پاداش بزرگ عطا فرماید أَسْکِنُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ سَکَنْتُمْ مِنْ وُجْدِکُمْ وَ لاٰ تُضآرُّوهُنَّ لِتُضَیِّقُوا عَلَیْهِنَّ وَ إِنْ کُنَّ أُولاٰتِ حَمْلٍ فَأَنْفِقُوا عَلَیْهِنَّ حَتّٰی یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَکُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ أْتَمِرُوا بَیْنَکُمْ بِمَعْرُوفٍ وَ إِنْ تَعٰاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْریٰ لِیُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمّٰا آتٰاهُ اللّٰهُ لاٰ یُکَلِّفُ اللّٰهُ نَفْساً إِلاّٰ مٰا آتٰاهٰا سَیَجْعَلُ اللّٰهُ بَعْدَ عُسْرٍ یُسْراً در کافی ذیل آیه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود زنانی را که طلاق دادید بطلاق رجعی باید در منزل خود جای بدهید و تا در عده هستند مخارج آنها را بدهید و اگر حامله است نفقهاش بر شما لازم است تا وضع حمل کند و نباید باو زیان برسانید و در مضیقه و رنج اندازید وقتی حمل را نهاد اگر فرزند شما را شیر داد اجرتش
را بطریق متعارف بین خود به پردازید و چنانچه سخت گیری کرد دیگری را برای شیر دادن طلب کنید و باید شخص ثروتمند و دارا بوسعت و فراوانی خود نفقه زن شیر ده را بدهد و آنکه تهی دست است آنچه خدا باو داده انفاق کند پروردگار هیچکس را جز آنچه توانائی دارد تکلیف نمیفرماید و خداوند بعد از سختی و عسرت رفاه و آسانی فراهم آورد- در کافی از عبد الرحمن بن حجاج روایت کرده گفت از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام سؤال نمودم بانوی حامله را اگر طلاق دادند و حملش را سقط کرد عده او گذشته است؟فرمود بلی حامله هر گاه وضع حمل کند مولود تمام باشد یا ناقص حتی اگر مضغه هم باشد عده او به پایان رسیده است و از عبد الرحمن بن ابی لیلی روایت کرده گفت سؤال کردم از حضرت صادق علیه السّلام اگر حامله یک فرزند بزمین بنهد و فرزند دیگری در شکم باشد چگونه است عده او؟فرمود بوضع حمل اول عده او گذشته است ولی ازدواج کردن با او جایز نیست تا دومی را هم وضع کند.
وَ کَأَیِّنْ مِنْ قَرْیَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهٰا وَ رُسُلِهِ فَحٰاسَبْنٰاهٰا حِسٰاباً شَدِیداً وَ عَذَّبْنٰاهٰا عَذٰاباً نُکْراً فَذٰاقَتْ وَبٰالَ أَمْرِهٰا وَ کٰانَ عٰاقِبَةُ أَمْرِهٰا خُسْراً و چه بسیار مردم دیاری را که از امر خدا و رسولانش سر پیچیدند آنها را بحساب سخت مواخذه کردیم و بعذاب بسیار شدید و منکر گرفتار نمودیم تا بکیفر کردار خود رسیدند و عاقبت کارشان زیان و حسرت بود و خداوند برای آنها عذاب سخت جهنم را مهیا ساخت پس ای خردمندانیکه ایمان آوردهاید از خدا بترسید اَلَّذِینَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللّٰهُ إِلَیْکُمْ ذِکْراً رَسُولاً یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیٰاتِ اللّٰهِ مُبَیِّنٰاتٍ لِیُخْرِجَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ مِنَ الظُّلُمٰاتِ إِلَی النُّورِ وَ مَنْ یُؤْمِنْ بِاللّٰهِ وَ یَعْمَلْ صٰالِحاً یُدْخِلْهُ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا أَبَداً قَدْ أَحْسَنَ اللّٰهُ لَهُ رِزْقاً آنهائیکه بخدا ایمان آوردند خداوند برای هدایت ایشان رسول خاتم را فرستاد تا آیات روشن الهی را بر ایشان تلاوت کند و کسانیکه بخدا ایمان آورده و
نیکو کار شدند از ظلمت جهل و نادانی بیرون آورده و بسوی معرفت و ایمان برساند و بدانید هر کس ایمان آورد و نیکو کار باشد داخل گرداند او را در بهشتی که زیر درختانش نهرها جاریست و همیشه در آن بهشت جاوید بماند و خداوند در آنجا رزق بسیار نیکو برای او مهیا ساخته است-.
ابن بابویه ذیل آیه فوق از حضرت رضا علیه السّلام روایت کرده فرمود ذکر در آیه رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم است و ما اهل ذکر هستیم که خداوند امر فرموده مردم از ما سؤال کنند چیزیرا که نمیدانند و این معنا را پروردگار در سوره طلاق بیان فرموده و آیه را تلاوت نمودند.
اَللّٰهُ الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمٰاوٰاتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَیْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللّٰهَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ وَ أَنَّ اللّٰهَ قَدْ أَحٰاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْماً خدا آنکسی است که هفت آسمان را آفرید و مانند آن زمین را خلق فرمود و امر نافذ خود را در بین آسمانها و زمین نازل کند تا بدانید که خدا بر هر چیز توانا و باحاطه علمی بر همه امور عالم آگاهست-.ابن بابویه ذیل آیه فوق از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام روایت کرده فرمود امیر المؤمنین علیه السّلام در مسجد جامع کوفه تشریف داشت مرد شامی از جای خود بلند شد عرض کرد یا امیر المؤمنین علیه السّلام مسائلی دارم فرمود سؤال کن از روی دانائی نه از راه تکبر و سرکشی مردم همه متوجه شدند بآن مرد سؤال نمود از آنحضرت خبر دهید مرا از اول چیزی که خداوند آفرید فرمود آفرینش نخست نور بود عرض کرد آسمان را از چه خلق نمود فرمود از بخار آب زمین را از چه آفرید فرمود از کف آب عرض کرد کوه از چیست؟فرمود از موجهای آب سؤال نمود بچه سبب مکه را ام القری مینامند فرمود بواسطه آنکه زمین از آن نقطه گشوده شده گفت آسمان از چیست؟فرمود از موج بسته عرض کرد رنگ آسمانهای هفتگانه و نام آنها چیست؟فرمود اسم آسمان اول که آسمان دنیا است رفیع است و آن از آب و بخار است و آسمان دوم فیدوم و برنگ مس است سوم نامش ماروم و برنگ برنج است چهارم نامش او فلون و برنگ نقره است پنجم بنام هیعون و رنگ آن طلائی است ششم نامش عروس و رنگ آن یاقوتی است هفتم نامش عجما و مانند در سفید است و این حدیث مفصل است مورد حاجت را بیان نمودیم.
سوره تحریم در مدینه نازل شده و دوازده آیه و دویست و چهل و هفت کلمه و هزار و ششصد حرف است خواص و ثواب تلاوت آن شطری در سوره طلاق بیان نمودیم در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس سوره تحریم را قرائت کند خداوند باو ثواب توبه نصوح را عطا فرماید و اگر این سوره را بر شخص مار زده بخوانند باذن خداوند شفا یابد و زهر در بدنش کارگر نشود.
و از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود اگر مدیونی مداومت کند بر قرائت اینسوره خداوند دینش را ادا کند و اگر بر مریض یا مصروع بخوانند شفا یابد و بر کسیکه خوابش نمیبرد بخوانند بخواب رود خلاصه مطالب سوره تحریم عبارت است از داستان زنان پیغمبر اکرم که اسرار آنحضرت را افشاء مینمودند و خداوند ایشان را تأدیب فرمود و بمؤمنین امر کرد تا اهلشان را تأدیب نمایند و خیانت کردن عیال نوح و لوط پیغمبر و مدح آسیه
عیال فرعون.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . یٰا أَیُّهَا اَلنَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ مٰا أَحَلَّ اَللّٰهُ لَکَ تَبْتَغِی مَرْضٰاتَ أَزْوٰاجِکَ وَ اَللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ (1) قَدْ فَرَضَ اَللّٰهُ لَکُمْ تَحِلَّةَ أَیْمٰانِکُمْ وَ اَللّٰهُ مَوْلاٰکُمْ وَ هُوَ اَلْعَلِیمُ اَلْحَکِیمُ (2) وَ إِذْ أَسَرَّ اَلنَّبِیُّ إِلیٰ بَعْضِ أَزْوٰاجِهِ حَدِیثاً فَلَمّٰا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اَللّٰهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمّٰا نَبَّأَهٰا بِهِ قٰالَتْ مَنْ أَنْبَأَکَ هٰذٰا قٰالَ نَبَّأَنِیَ اَلْعَلِیمُ اَلْخَبِیرُ (3) إِنْ تَتُوبٰا إِلَی اَللّٰهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمٰا وَ إِنْ تَظٰاهَرٰا عَلَیْهِ فَإِنَّ اَللّٰهَ هُوَ مَوْلاٰهُ وَ جِبْرِیلُ وَ صٰالِحُ اَلْمُؤْمِنِینَ وَ اَلْمَلاٰئِکَةُ بَعْدَ ذٰلِکَ ظَهِیرٌ (4) عَسیٰ رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَکُنَّ أَنْ یُبْدِلَهُ أَزْوٰاجاً خَیْراً مِنْکُنَّ مُسْلِمٰاتٍ مُؤْمِنٰاتٍ قٰانِتٰاتٍ تٰائِبٰاتٍ عٰابِدٰاتٍ سٰائِحٰاتٍ ثَیِّبٰاتٍ وَ أَبْکٰاراً (5) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نٰاراً وَقُودُهَا اَلنّٰاسُ وَ اَلْحِجٰارَةُ عَلَیْهٰا مَلاٰئِکَةٌ غِلاٰظٌ شِدٰادٌ لاٰ یَعْصُونَ اَللّٰهَ مٰا أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ مٰا یُؤْمَرُونَ (6) یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ کَفَرُوا لاٰ تَعْتَذِرُوا اَلْیَوْمَ إِنَّمٰا تُجْزَوْنَ مٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (7)
قوله تعالی یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ لِمَ تُحَرِّمُ مٰا أَحَلَّ اللّٰهُ لَکَ تَبْتَغِی مَرْضٰاتَ أَزْوٰاجِکَ وَ اللّٰهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ قَدْ فَرَضَ اللّٰهُ لَکُمْ تَحِلَّةَ أَیْمٰانِکُمْ وَ اللّٰهُ مَوْلاٰکُمْ وَ هُوَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِیُّ إِلیٰ بَعْضِ أَزْوٰاجِهِ حَدِیثاً فَلَمّٰا نَبَّأَتْ بِهِ وَ أَظْهَرَهُ اللّٰهُ عَلَیْهِ عَرَّفَ بَعْضَهُ وَ أَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ فَلَمّٰا نَبَّأَهٰا بِهِ قٰالَتْ مَنْ أَنْبَأَکَ هٰذٰا قٰالَ نَبَّأَنِیَ الْعَلِیمُ الْخَبِیرُ سبب نزول این آیات آن بود چون پیغمبر در خانه هر یک از زنان تشریف میبرد ماریه قبطیه کنیز آنحضرت خدمتش را مینمود روزی در خانه حفصه دختر عمر تشریف داشت حفصه برای حاجتی از منزل بیرون رفته بود پیغمبر میل نمود بماریه وقتی حفصه بازگشت مشاهده کرد در بسته است آگاه شد بحال غضب به پیغمبر عرض کرد امروز نوبت من است و اینخانه و فراش بمن تعلق دارد چرا در خانه و فراش من با ماریه نزدیکی نمودهاید رسول خدا حیا کرد و فرمود بس است بیش از این مرا آزرده نکن من دیگر با ماریه نزدیک نمیشوم و او را بر خود حرام کردم سرّی بتو میگویم آن را بکسی اظهار نکن و اگر این سرّ را اظهار و افشا نمودی لعنت خداوند و فرشتگان و مردم بر تو باد عرض کرد البته آن را اظهار نخواهم کرد فرمود بدان ابو بکر بعد از من بجور و ستم متصدی خلافت میشود و بعد از او
پدرت عمر بظلم و جور خلافت را غصب میکند حفصه سؤال کرد این خبر را از کجا میفرمائید فرمود خداوند مرا آگاه فرموده حفصه همانروز این خبر و داستان حرمت و نزدیک نشدن پیغمبر بماریه را بعایشه دختر ابو بکر خبر داد عایشه فورا به پدرش ابو بکر گفت ابو بکر نزد عمر رفت گفت عایشه از قول حفصه چنین خبری بمن داده ولی من بقول عایشه اطمینان ندارم ایعمر برو از دخترت این خبر را سؤال کن چنانکه راست است مقدمات آن را از حال فراهم کنیم عمر از حفصه دخترش سؤال نمود حفصه اول انکار کرد پس از اصرار گفت بلی پیغمبر این سخن را فرمود ابو بکر و عمر با هم شور و مشورت کردند و تصمیم گرفتند که پیغمبر را مسموم کنند تا زودتر بخلافت برسند جبرئیل نازل شد و خبر داد از تصمیم ابو بکر و عمر و آیات را آورد پیغمبر اکرم به حفصه فرمود مگر من نگفتم این سرّ را بکسی اظهار نکن چرا افشا کردی حفصه عرض کرد که خبر داد شما را که من این سر را افشا نمودم فرمود پروردگار دانا و توانا ابن عباس میگوید من از عمر سؤال نمودم کدام یک از زنان پیغمبر بود که سرّ آنحضرت را افشا نمود این آیات در حقش نازل شد عمر جواب داد افشا کنندگان حفصه و عایشه بودند و اینحدیث
را بسیاری از محدثین باز گو کردهاند و نیز امالی و علی بن ابراهیم و طبرسی روایت کردهاند و چون این داستان و افشاء سر از حفصه بروز نمود رسول خدا حفصه را طلاق داد و بخانه پدرش عمر فرستاد عمر بر دختر خود خشم نموده و باو گفت اگر در آل خطاب خیر بود رسول خدا تو را طلاق نمیداد إِنْ تَتُوبٰا إِلَی اللّٰهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمٰا وَ إِنْ تَظٰاهَرٰا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللّٰهَ هُوَ مَوْلاٰهُ وَ جِبْرِیلُ وَ صٰالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمَلاٰئِکَةُ بَعْدَ ذٰلِکَ ظَهِیرٌ و اگر توبه کنید ای حفصه رواست چه دلهای شما بر خلاف رضای پیغمبر میل کرده و اگر با هم اتفاق کنید بر اذیت و آزار پیغمبر هرگز بر او غلبه نکنید چه خداوند یار و نگهبان او است و جبرئیل و مرد نیکوکاری از مؤمنین مدد کار او هستند و فرشتگان بعد از این هم پشتیبان و یار او خواهند بود-.
محمّد بن عباس ذیل آیه فوق از عبد اللّه بن ابی رافع روایت کرده گفت در آنروزی که پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم وفات نمود حضورش بودم گاهی بیهوش میشد و زمانی بهوش میآمد من گریه میکردم و دستهای مبارکش را میبوسیدم میگفتم کیست مولای من و فرزندانم بعد از شما ایرسول خدا؟فرمود وصی من صالح مؤمنین علی بن أبی طالب علیه السّلام مولای تو است و پنجاه و دو حدیث محمّد بن عباس از طرق عامه
و خاصه نقل نموده است که صالح مؤمنین امیر المؤمنین علی بن ابی طالب علیهما السّلام است-.
ثعلبی و سدی که هر دو از مخالفین هستند بطرق عدیده از ابن عباس روایت کردهاند که مراد از صالح مؤمنین در آیه وجود مقدس امیر المؤمنین علیه السّلام است عَسیٰ رَبُّهُ إِنْ طَلَّقَکُنَّ أَنْ یُبْدِلَهُ أَزْوٰاجاً خَیْراً مِنْکُنَّ مُسْلِمٰاتٍ مُؤْمِنٰاتٍ قٰانِتٰاتٍ تٰائِبٰاتٍ عٰابِدٰاتٍ سٰائِحٰاتٍ ثَیِّبٰاتٍ وَ أَبْکٰاراً ای بانوان اگر پیغمبر شما را طلاق بدهد امید است خداوند زنانی بهتر از شما با او همسر کند که همه خاضع و خاشع و با ایمان و پارسا و توبه کننده و تسلیم خدا و رسولش بوده چه دختر باشند یا زنان ثیبه و ابکار.تعریض بعایشه است چه پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم دختر بکر بجز عایشه تزویج ننمود و پس از آنکه عایشه و حفصه سرّ پیغمبر را افشاء نمودند آنحضرت مدت یک ماه از تمام زنان خود دوری جست بامر پروردگار و در مشربه ام ابراهیم تشریف داشت و ماریه قبطیه کنیز آنحضرت خدمتش را میکرد تا آیه تخییر نازل شد یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلِیکُمْ نٰاراً وَقُودُهَا النّٰاسُ وَ الْحِجٰارَةُ عَلَیْهٰا مَلاٰئِکَةٌ غِلاٰظٌ شِدٰادٌ لاٰ یَعْصُونَ اللّٰهَ مٰا أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ مٰا یُؤْمَرُونَ یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ کَفَرُوا
لاٰ تَعْتَذِرُوا الْیَوْمَ إِنَّمٰا تُجْزَوْنَ مٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ای اهل ایمان خود و خانواده خویش را از آتش دوزخ که هیزم آن مردم کافر سخت دل و سنگ آتش افروز است نگاه دارید و بر آندوزخ فرشتگانی بسیار دل سخت مأمورند که هرگز نافرمانی خدا را نخواهند کرد و آنچه بانها حکم شود فورا انجام میدهند-.
در کافی ذیل آیه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود چون آیه مزبور نازل شد مردی از مؤمنین بگریه افتاد و گفت من از نفس خود عاجز هستم چگونه تکلیف کنم اهل و عیال خود را رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم باو فرمود کفایت میکند تو را که امر نمائی آنها را بآنچه امر شده بنفس خودت و باز داری ایشان را آنچه را نهی شدهای.ابی بصیر میگوید:
حضور حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم چگونه اهل خود را از آتش دوزخ بترسانم تا پرهیزکار شوند فرمود امر و نهی کن آنها را بامر و نهی پروردگار پس از آن بیان میکند آنچه را که روز قیامت بکفار گفته میشود ایکافران امروز که روز قیامت است توبه و عذر خواهی نکنید که پذیرفته نیست فقط آنچه را که در دنیا انجام دادهاید و مرتکب شدید بمجازات و کیفر آن خواهید رسید.
یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اَللّٰهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسیٰ رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئٰاتِکُمْ وَ یُدْخِلَکُمْ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ یَوْمَ لاٰ یُخْزِی اَللّٰهُ اَلنَّبِیَّ وَ اَلَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ یَسْعیٰ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمٰانِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنٰا أَتْمِمْ لَنٰا نُورَنٰا وَ اِغْفِرْ لَنٰا إِنَّکَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (8) یٰا أَیُّهَا اَلنَّبِیُّ جٰاهِدِ اَلْکُفّٰارَ وَ اَلْمُنٰافِقِینَ وَ اُغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَ مَأْوٰاهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ اَلْمَصِیرُ (9) ضَرَبَ اَللّٰهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ کَفَرُوا اِمْرَأَتَ نُوحٍ وَ اِمْرَأَتَ لُوطٍ کٰانَتٰا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبٰادِنٰا صٰالِحَیْنِ فَخٰانَتٰاهُمٰا فَلَمْ یُغْنِیٰا عَنْهُمٰا مِنَ اَللّٰهِ شَیْئاً وَ قِیلَ اُدْخُلاَ اَلنّٰارَ مَعَ اَلدّٰاخِلِینَ (10) وَ ضَرَبَ اَللّٰهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا اِمْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قٰالَتْ رَبِّ اِبْنِ لِی عِنْدَکَ بَیْتاً فِی اَلْجَنَّةِ وَ نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِی مِنَ اَلْقَوْمِ اَلظّٰالِمِینَ (11) وَ مَرْیَمَ اِبْنَتَ عِمْرٰانَ اَلَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَهٰا فَنَفَخْنٰا فِیهِ مِنْ رُوحِنٰا وَ صَدَّقَتْ بِکَلِمٰاتِ رَبِّهٰا وَ کُتُبِهِ وَ کٰانَتْ مِنَ اَلْقٰانِتِینَ (12)
یٰا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اللّٰهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسیٰ رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئٰاتِکُمْ وَ یُدْخِلَکُمْ جَنّٰاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ یَوْمَ لاٰ یُخْزِی اللّٰهُ النَّبِیَّ وَ الَّذِینَ آمَنُوا
مَعَهُ نُورُهُمْ یَسْعیٰ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ بِأَیْمٰانِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنٰا أَتْمِمْ لَنٰا نُورَنٰا وَ اغْفِرْ لَنٰا إِنَّکَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ای مؤمنین بدرگاه خدا از روی خلوص توبه کنید تا خدا گناهان شما را محو کند و در بهشتی که زیر درختانش نهرها جاریست داخل نماید در آنروزیکه خدا پیغمبر خود و گرویدگان باو را خوار و ذلیل نسازد در آنروز نور ایمان آنها در پیش رو و سمت راست ایشان میرود و در آنحال میگویند پروردگارا تو نور ما را بحد کمال رسان و ما را بلطف و کرم خود ببخش زیرا تو بر هر چیز قدرت و توانائی داری-.
در کافی از ابی صباح کنانی روایت کرده گفت معنای آیه را از حضرت صادق علیه السّلام سؤال نمودم فرمود توبه نصوح آنستکه بنده از گناه خود توبه کند و دیگر آنگناه را مرتکب نشود و بر نگردد بسوی آن و تکرار ننماید و باطن او بهتر از ظاهرش باشد و از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کسی برای او نوری باشد روز قیامت نجات خواهد یافت و از برای هر مؤمن نوریست و حضرت صادق علیه السّلام فرمود ائمه معصومین و نور ایشان در پیش رو و سمت راست مؤمنین میرود تا آنها را وارد منزلهایشان در بهشت نمایند.
یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ جٰاهِدِ الْکُفّٰارَ وَ الْمُنٰافِقِینَ وَ اغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَ مَأْوٰاهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ
ای رسول ما با کفار و منافقین بجهاد پرداز و بر آنها سخت گیر جایگاه آنان دوزخ است و بسیار بد منزلگاهی است-.
طبرسی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده آنحضرت آیه را بطریق ذیل قرائت نمودند
جاهد الکفار بالمنافقین و فرمود پیغمبر اکرم با منافقین جهاد نکرد آن حضرت با کفار جهاد نمود و امیر المؤمنین علیه السّلام با منافقین پس جهاد علی علیه السّلام نیز جهاد پیغمبر است-.
و در امالی از ابن عباس روایت کرده وقتی آیه فوق نازل شد رسول خدا فرمود البته جهاد خواهم کرد با عمالقه یعنی کفار و منافقین جبرئیل گفت ایرسول خدا شما و علی با کفار و منافقین جهاد میکنید پیغمبر اکرم با کفار و امیر المؤمنین بعد از رسول خدا با منافقین جهاد کردند.
«ضَرَبَ اللّٰهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ کَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ کٰانَتٰا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبٰادِنٰا صٰالِحَیْنِ فَخٰانَتٰاهُمٰا فَلَمْ یُغْنِیٰا عَنْهُمٰا مِنَ اللّٰهِ شَیْئاً وَ قِیلَ ادْخُلاَ النّٰارَ مَعَ الدّٰاخِلِینَ» پروردگار در این آیه مثل آورده برای زنان پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و میفرماید خداوند برای کافران عیال نوح و لوط را مثل آورده که زیر نظر بنده صالح ما بودند و بآنها نفاق و خیانت کردند و آن دو شخص با وجود رتبه و مقام پیغمبری نتوانستند عیال خود را از قهر خدا برهانند و گفته شد آن دو زن را با دوزخیان در آتش افکنید-.
شرف الدین نجفی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود خداوند آیه را مثل آورده برای عایشه و حفصه که خیانت کردند برسول خدا و سر او را افشا کرده و تظاهر نمودند چنانچه زنان نوح و لوط بآن دو پیغمبر خیانت کردند و کافر شدند هنگام مرگ بعایشه و حفصه گویند داخل آتش جهنم شوید که هیچگونه اتصالی میان شما و پیغمبر نیست و عایشه بر خلاف دستور خداوند و قرآن از منزل خارج شد و بر امیر المؤمنین علیه السّلام و مسلمین خروج کرد و تشکیل جنگ جمل داد و بسیاری از اصحاب پیغمبر اکرم را در بصره شهید کرد و بماریه قبطیه مادر ابراهیم فرزند رسول خدا تهمت زد حضرت صادق علیه السّلام فرمود قائم ما که ظهور نمود بر عایشه حد جاری خواهد کرد.
«وَ ضَرَبَ اللّٰهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قٰالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَکَ بَیْتاً فِی الْجَنَّةِ وَ نَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظّٰالِمِینَ وَ مَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرٰانَ الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَهٰا فَنَفَخْنٰا فِیهِ مِنْ رُوحِنٰا وَ صَدَّقَتْ بِکَلِمٰاتِ رَبِّهٰا وَ کُتُبِهِ وَ کٰانَتْ مِنَ الْقٰانِتِینَ» و خدا برای مؤمنین آسیه عیال فرعون را مثل آورد از شوهر کافرش بیزاری جست و گفت پروردگارا تو خانهای برای من در بهشت بنا کن و مرا از فرعون و کردارش و از قوم ستمکار نجات بخش-.
محمّد بن عباس از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود آیه مزبور مثلی است که خداوند آورده برای رقیه دختر پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم که عیال عثمان و مقصود از قوم ظالمین بنی امیه میباشد و نیز فرمود آنحضرت پروردگار مریم را مثل آورده از برای حضرت فاطمه علیه السّلام که حفظ نمود خود را خداوند هم ذریه آن سیده دنیا و آخرت را بر آتش جهنم حرام فرمود-.
طبرسی از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود مردان کامل در دنیا بسیارند ولی زنان کامل نیستند جز چهار نفر یکی آسیه دختر مزاحم عیال فرعون دوم مریم دختر عمران سوم خدیجه دختر خویلد همسر رسول خاتم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم چهارم حضرت فاطمه زهرا دختر پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم-.و در خصال از آنحضرت روایت کرده فرمود افصل زنان اهل بهشت حضرت فاطمه زهرا علیه السّلام و حضرت خدیجه و مریم و آسیه عیال فرعون است.
سوره ملک در مکه نازل شده و سی آیه و سیصد و سی کلمه و هزار و سیصد حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن-ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره ملک را قرائت کند پیش از آنکه بخوابد تا صبح در امان خدا است و ایمن است از عذاب قیامت تا داخل بهشت گردد در کافی از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود هر که سوره ملک را قرائت کند بر میتی هنگامیکه وارد میکنند او را در قبر منع کند آن سوره میت را از عذاب قبر و نکیر و منکر که داخل قبر میشوند برای سؤال بآنها گوید شما نمیتوانید از من سؤال کنید چه این شخص بر قبر من ایستاده و سوره ملک را قرائت نموده- و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود اینسوره نجات دهنده است از عذاب قبر و هر کس آن را حفظ نماید مونس او باشد در قبر و عذاب را بر طرف کند از او تا روز قیامت و شفیع او گردد نزد پروردگار تا داخل بهشت شود-.
و از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر که اینسوره را قرائت کند بر میتی خداوند عذاب او را تخفیف دهد و اگر هدیه کنند این سوره را بسوی مردگان
مانند برق بآنها میرسد باذن خداوند خلاصه مطالب سوره ملک عبارت است از بیان عظمت و علو شأن و کمال قدرت پروردگار و عذاب شیاطین و کفار و پاداش پرهیزکاران و خلقت مرگ و حیات و مثل آوردن از برای مؤمنین و کفار.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . تَبٰارَکَ اَلَّذِی بِیَدِهِ اَلْمُلْکُ وَ هُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (1) اَلَّذِی خَلَقَ اَلْمَوْتَ وَ اَلْحَیٰاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ اَلْعَزِیزُ اَلْغَفُورُ (2) اَلَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمٰاوٰاتٍ طِبٰاقاً مٰا تَریٰ فِی خَلْقِ اَلرَّحْمٰنِ مِنْ تَفٰاوُتٍ فَارْجِعِ اَلْبَصَرَ هَلْ تَریٰ مِنْ فُطُورٍ (3) ثُمَّ اِرْجِعِ اَلْبَصَرَ کَرَّتَیْنِ یَنْقَلِبْ إِلَیْکَ اَلْبَصَرُ خٰاسِئاً وَ هُوَ حَسِیرٌ (4) وَ لَقَدْ زَیَّنَّا اَلسَّمٰاءَ اَلدُّنْیٰا بِمَصٰابِیحَ وَ جَعَلْنٰاهٰا رُجُوماً لِلشَّیٰاطِینِ وَ أَعْتَدْنٰا لَهُمْ عَذٰابَ اَلسَّعِیرِ (5) وَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذٰابُ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ اَلْمَصِیرُ (6) إِذٰا أُلْقُوا فِیهٰا سَمِعُوا لَهٰا شَهِیقاً وَ هِیَ تَفُورُ (7) تَکٰادُ تَمَیَّزُ مِنَ اَلْغَیْظِ کُلَّمٰا أُلْقِیَ فِیهٰا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهٰا أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَذِیرٌ (8) قٰالُوا بَلیٰ قَدْ جٰاءَنٰا نَذِیرٌ فَکَذَّبْنٰا وَ قُلْنٰا مٰا نَزَّلَ اَللّٰهُ مِنْ شَیْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ فِی ضَلاٰلٍ کَبِیرٍ (9) وَ قٰالُوا لَوْ کُنّٰا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مٰا کُنّٰا فِی أَصْحٰابِ اَلسَّعِیرِ (10) فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لِأَصْحٰابِ اَلسَّعِیرِ (11)
قوله تعالی تَبٰارَکَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْکُ وَ هُوَ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ اَلَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیٰاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ بزرگوار است آنخدائی که پادشاهی ملک هستی بدست قدرت او است و بر هر چیز قادر و توانائی دارد او آنخدائی است که مرگ و زندگانی را آفرید تا بیازماید کدام یک از شما نیکو کارتر هستند و او مقتدر و آمرزنده گناهان است-.
در کافی ذیل آیه مزبور از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود موت و حیات دو مخلوق از مخلوقات خداوند هستند موت که وارد شد در انسان حیات خارج میشود و داخل نمیشود موت بر چیزی مگر آنکه حیات از آن خارج میگردد طبرسی از ابو قتاده روایت کرده که معنای أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً را از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم سؤال نمودم فرمود شما را آزمایش میکنند تا کدام یک نیکوتر باشید از حیث عقل پس از آن فرمود هر کس عقلش تمامتر است ترسش از خدا بیشتر است و بهتر اطاعت و فرمانبرداری میکند از اوامر و نواهی پروردگار هر چند مستحبات را اندک بجا آورد و در حدیث دیگر فرمود آزمایش میکنند شما را تا معلوم شود که کدام یک در محرمات با تقویترید و واجبات را بسرعت انجام میدهید و فرمان بردار
هستید در کافی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود معنای آیه آنست که آزمایش میکنند شما را تا معلوم شود کدام یک باقی میمانید بر عمل و خلوص پیدا میکنید چه عمل نیکو و خالص آنست که صاحبش قصد نکند از آن عمل توصیف و ستایش کردن مردم او را بر آنعمل بلکه جز رضا و خوشنودی خداوند منظوری نداشته باشد و نیت انسان افضل از عمل است پس از آن قرائت کرد آیه را قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلیٰ شٰاکِلَتِهِ یعنی هر کس عمل میکند بر طبق نیت خود و مقصود از باقی بودن بر عمل اینست که حادث نشود ستایشی از طرف مردم بر آن عمل تا عاری از ریا باشد و این کار دشوارتر است از عمل اَلَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمٰاوٰاتٍ طِبٰاقاً مٰا تَریٰ فِی خَلْقِ الرَّحْمٰنِ مِنْ تَفٰاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَریٰ مِنْ فُطُورٍ ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ کَرَّتَیْنِ یَنْقَلِبْ إِلَیْکَ الْبَصَرُ خٰاسِئاً وَ هُوَ حَسِیرٌ آنخدائی که هفت آسمان را با طبقاتی منظم بیافرید یعنی هر طبقهای بالای دیگر و مقصود از طبقه شباهت داشتن بعضی از آسمانها است به بعضی دیگر از حیث نظم و اتقان و استحکام و نمیبینی در آفرینش خدای رحمان هیچگونه نقصان و بینظمی از طریق حکمت و مصلحت اگر چه از نظر صورت و اشکال موجودات با هم اختلاف و تفاوت دارند بطور عموم،و این آیه دلیل و شاهد است بر اینکه کفر و معاصی
را خداوند نیافریده است چه اختلاف و تفاوت بسیاری هست در آن بارها بدیدۀ عقل در نظام مستحکم آفرینش بنگر آیا هیچ سستی و خلل در آن میتوانی بیابی باز دو باره بچشم بصیرت دقت کن تا دیده خرد زبون و خسته بسوی تو باز گردد وَ لَقَدْ زَیَّنَّا السَّمٰاءَ الدُّنْیٰا بِمَصٰابِیحَ وَ جَعَلْنٰاهٰا رُجُوماً لِلشَّیٰاطِینِ وَ أَعْتَدْنٰا لَهُمْ عَذٰابَ السَّعِیرِ وَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا بِرَبِّهِمْ عَذٰابُ جَهَنَّمَ وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ ما آسمان دنیا را بیاراستیم بستارگانی که مانند چراغها روشنی میدهند و به تیر شهاب آن ستارگان شیاطین را راندیم و عذاب دوزخ برای آنها مهیا ساختیم و این آیه دلیل است بر اینکه شیاطین هم مانند بشر مکلف هستند با حکامی و برای کسانیکه بخدا کافر شدند عذاب جهنم آماده است و بد منزلگاهی است جهنم إِذٰا أُلْقُوا فِیهٰا سَمِعُوا لَهٰا شَهِیقاً وَ هِیَ تَفُورُ تَکٰادُ تَمَیَّزُ مِنَ الْغَیْظِ کُلَّمٰا أُلْقِیَ فِیهٰا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهٰا أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَذِیرٌ قٰالُوا بَلیٰ قَدْ جٰاءَنٰا نَذِیرٌ فَکَذَّبْنٰا وَ قُلْنٰا مٰا نَزَّلَ اللّٰهُ مِنْ شَیْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ فِی ضَلاٰلٍ کَبِیرٍ وَ قٰالُوا لَوْ کُنّٰا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مٰا کُنّٰا فِی أَصْحٰابِ السَّعِیرِ فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لِأَصْحٰابِ السَّعِیرِ در این آیه توصیف میکند دوزخ را و میفرماید چون کافران را بدوزخ افکنند فریاد منکری مانند آواز خران از آن آتش بشنوند و عذاب آنها افزون گردد از اثر هول آن صدا نزدیک است که دوزخ
شکافته و قطعه قطعه شود در اثر خشم کردن بر کافران و هر فوجی از کافران را که در دوزخ افکنند خازنان دوزخ بآنها گویند آیا پیغمبری برای راهنمائی شما نیامد ایشان گویند بلی رسولان حق بسوی ما آمدند ولی ما آنها را تکذیب کرده و گفتیم خداوند چیزی نفرستاده و شما دروغ میگوئید در ضلالت و گمراهی هستید آنگاه اهل دوزخ با تأسف بیکدیگر میگویند اگر ما در دنیا سخن پیغمبران را شنیده و یا بدستور عقل رفتار مینمودیم امروز از دوزخیان نبودیم در آن دوزخ بگناه خود اعتراف کنند و اعتراف آنها بر خودشان حجت باشد در آنوقت خطاب رسد که ای اهل دوزخ از رحمت خدا دور باشید-.
ابن بابویه ذیل آیه مزبور از ابی بصیر روایت کرده گفت مردی از حضرت صادق علیه السّلام سؤال نمود برای چه خداوند رسولان و پیغمبرانی بسوی مردم فرستاد فرمود تا آنکه حجتی نباشد از برای آنها بر خداوند و تا نگویند ترساننده و بشارت دهندهای بسوی ما نیامد آیا نمیشنوی قول پروردگار را که حکایت میفرماید از گفتگوی مالک دوزخ با اهل جهنم أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَذِیرٌ قٰالُوا بَلیٰ آیا پیغمبر و ترسانندهای بسوی شما نیامد آنها میگویند بلی رسول حق بسوی ما آمد.
إِنَّ اَلَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَیْبِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ کَبِیرٌ (12) وَ أَسِرُّوا قَوْلَکُمْ أَوِ اِجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ اَلصُّدُورِ (13) أَ لاٰ یَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اَللَّطِیفُ اَلْخَبِیرُ (14) هُوَ اَلَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اَلْأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فِی مَنٰاکِبِهٰا وَ کُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَ إِلَیْهِ اَلنُّشُورُ (15) أَ أَمِنْتُمْ مَنْ فِی اَلسَّمٰاءِ أَنْ یَخْسِفَ بِکُمُ اَلْأَرْضَ فَإِذٰا هِیَ تَمُورُ (16) أَمْ أَمِنْتُمْ مَنْ فِی اَلسَّمٰاءِ أَنْ یُرْسِلَ عَلَیْکُمْ حٰاصِباً فَسَتَعْلَمُونَ کَیْفَ نَذِیرِ (17) وَ لَقَدْ کَذَّبَ اَلَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَکَیْفَ کٰانَ نَکِیرِ (18) أَ وَ لَمْ یَرَوْا إِلَی اَلطَّیْرِ فَوْقَهُمْ صٰافّٰاتٍ وَ یَقْبِضْنَ مٰا یُمْسِکُهُنَّ إِلاَّ اَلرَّحْمٰنُ إِنَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ بَصِیرٌ (19) أَمَّنْ هٰذَا اَلَّذِی هُوَ جُنْدٌ لَکُمْ یَنْصُرُکُمْ مِنْ دُونِ اَلرَّحْمٰنِ إِنِ اَلْکٰافِرُونَ إِلاّٰ فِی غُرُورٍ (20) أَمَّنْ هٰذَا اَلَّذِی یَرْزُقُکُمْ إِنْ أَمْسَکَ رِزْقَهُ بَلْ لَجُّوا فِی عُتُوٍّ وَ نُفُورٍ (21)
إِنَّ الَّذِینَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَیْبِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ کَبِیرٌ کسانیکه از خدا در پنهانی
میترسند برای ایشان آمرزش و پاداش بزرگ خواهد بود.
پیغمبر اکرم فرمود پاداش نمیدهند مردی را بر نماز و روزه و عبادات دیگر مگر بمقدار عقل او اصحاب آنحضرت مدح و ستایش کردند شخصی را حضورش رسول خدا بآنها فرمود چگونه است عقل او عرض کردند ایرسول خدا ما خبر میدهیم از تقوی و عبادت و پارسائی آنشخص شما سؤال میفرمائید از عقل او فرمود شخص احمق در اثر حماقت میرسد بگناهی که بزرگتر است از گناه فاجر و فاسق بدانید در قیامت درجات بندگان و قرب آنها نزد پروردگار بمقدار عقل ایشان است وَ أَسِرُّوا قَوْلَکُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذٰاتِ الصُّدُورِ این آیه در حق مشرکین و منافقین نازل شده چه آنها سخنان ناروائی در باره پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم میگفتند جبرئیل خبر داد از گفتار ایشان برسول خدا آنها گمان کردند که آنحضرت از کسی شنیده است لذا بیکدیگر میگفتند آهسته سخن بگوئید تا کسی نشنود و خبر به پیغمبر ندهد آیه فوق نازل شد و فرمود شما مشرکین و منافقین سخن پنهان بگوئید یا آشکارا خداوند باسرار دلها آگاهست.
أَ لاٰ یَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ آیا آنخدائیکه شما را آفریده عالم و دانا باسرار دلهای شما نیست و حال آنکه بباطن تمام امور عالم آگاهست مردی عبور میکرد از کنار بیشه جنگلی پیش خود گفت اگر کسی در اینجا معصیتی
بجای آورد هیچکس از حال او خبر ندارد آوازی شنید که میگفت أَ لاٰ یَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ پس از آن بیان میکند نعمتهائیکه به بندگان عطا فرمود بقولش:
هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُوا فِی مَنٰاکِبِهٰا وَ کُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَ إِلَیْهِ النُّشُورُ خدا است که زمین را برای شما نرم و هموار گردانید تا در پست و بلندیهای آن حرکت کنید و روزی او بخورید و شکر او را بجا آورید و بدانید باز گشت خلایق بسوی خدا است.
أَ أَمِنْتُمْ مَنْ فِی السَّمٰاءِ أَنْ یَخْسِفَ بِکُمُ الْأَرْضَ فَإِذٰا هِیَ تَمُورُ أَمْ أَمِنْتُمْ مَنْ فِی السَّمٰاءِ أَنْ یُرْسِلَ عَلَیْکُمْ حٰاصِباً فَسَتَعْلَمُونَ کَیْفَ نَذِیرِ وَ لَقَدْ کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَکَیْفَ کٰانَ نَکِیرِ آیا از خدائی که در آسمان مقتدر و حکم فرما است ایمنید که شما را بزمین فرو نمیبرد و حال آنکه زمین چون دریا بموج و اضطراب در افتد و تخصیص داد آسمان را از جهة آنکه جز خدا کسی در آنجا تصرف نکند و راه نبرد یا بر طبق عقیده مشرکین که گفتند اللّه خدای آسمان است و بتها خدایان زمین یا از خدائی که در آسمان است ایمنید از آنکه تند بادی بفرستد و بر شما سنگ ریزه ببارد چنانکه بر قوم لوط بارید تا بدانید عذاب من چگونه میباشد همانا امتهائی
پیش از این مردم رسولان ما را تکذیب کردند و چگونه سخت آنها را هلاک ساختیم أَ وَ لَمْ یَرَوْا إِلَی الطَّیْرِ فَوْقَهُمْ صٰافّٰاتٍ وَ یَقْبِضْنَ مٰا یُمْسِکُهُنَّ إِلاَّ الرَّحْمٰنُ إِنَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ بَصِیرٌ در این آیه پروردگار آگاه میکند بندگان خود را بقدرت و توانائی خود بفرو بردن آنها بزمین یا باریدن سنگ بر سر آنها و میفرماید آیا این کافران نمیبینند مرغان هوا را که از بالای سر ایشان پر و بال گسترده گاهی بیحرکت و گاهی با حرکت بال پرواز میکنند و کسی جز خدا آنها را در فضا نگاه نمیدارد و او بر همه چیز دانا و بینا است.
أَمَّنْ هٰذَا الَّذِی هُوَ جُنْدٌ لَکُمْ یَنْصُرُکُمْ مِنْ دُونِ الرَّحْمٰنِ إِنِ الْکٰافِرُونَ إِلاّٰ فِی غُرُورٍ أَمَّنْ هٰذَا الَّذِی یَرْزُقُکُمْ إِنْ أَمْسَکَ رِزْقَهُ بَلْ لَجُّوا فِی عُتُوٍّ وَ نُفُورٍ آیا آنکه سپاه و مددکار شما است و شما را یاری و حمایت میکند جز خدا کسی هست نیستند کافران مگر در غرور در این مذهب و اعتقادیکه دارند و گویا خداوند بکفار میفرماید بچه قوت و قدرتی نافرمانی و معصیت مرا بجا میآورید آیا لشگر و سپاهی دارید تا آنکه دفع کنند عذاب مرا از شما آیا کسی هست بشما روزی برساند اگر خداوند رزق خود را از شما باز گیرد کفار هم انکار نمیکنند که جز خدا کسی روزی نمیرساند بلکه ایشان بهوای نفس در طغیان و عصیان و لجاجت از حق اعراض میکنند
أَ فَمَنْ یَمْشِی مُکِبًّا عَلیٰ وَجْهِهِ أَهْدیٰ أَمَّنْ یَمْشِی سَوِیًّا عَلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ (22) قُلْ هُوَ اَلَّذِی أَنْشَأَکُمْ وَ جَعَلَ لَکُمُ اَلسَّمْعَ وَ اَلْأَبْصٰارَ وَ اَلْأَفْئِدَةَ قَلِیلاً مٰا تَشْکُرُونَ (23) قُلْ هُوَ اَلَّذِی ذَرَأَکُمْ فِی اَلْأَرْضِ وَ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ (24) وَ یَقُولُونَ مَتیٰ هٰذَا اَلْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ (25) قُلْ إِنَّمَا اَلْعِلْمُ عِنْدَ اَللّٰهِ وَ إِنَّمٰا أَنَا نَذِیرٌ مُبِینٌ (26) فَلَمّٰا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِیئَتْ وُجُوهُ اَلَّذِینَ کَفَرُوا وَ قِیلَ هٰذَا اَلَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تَدَّعُونَ (27) قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَهْلَکَنِیَ اَللّٰهُ وَ مَنْ مَعِیَ أَوْ رَحِمَنٰا فَمَنْ یُجِیرُ اَلْکٰافِرِینَ مِنْ عَذٰابٍ أَلِیمٍ (28) قُلْ هُوَ اَلرَّحْمٰنُ آمَنّٰا بِهِ وَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْنٰا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ (29) قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مٰاؤُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِمٰاءٍ مَعِینٍ (30)
أَ فَمَنْ یَمْشِی مُکِبًّا عَلیٰ وَجْهِهِ أَهْدیٰ أَمَّنْ یَمْشِی سَوِیًّا عَلیٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِیمٍ آیا آنکس که بر وی در افتاده بهتر هدایت و راهنمائی یافته یا آنکه براه راست ایمان میرود-.
این آیه مثلی است که خداوند زد برای کفار و مسلمین و کافر را تشبیه کرده بر وی در افتاده در راه رفتن و مؤمن را بآنکه براه راست میرود و اشاره بآنستکه روز قیامت که خلایق بر انگیخته شوند کفار بصورت در دوزخ روند و مؤمنین با قدم و بسرعت از روی صراط عبور کنند و داخل بهشت شوند-.
در کافی ذیل آیه مزبور از محمّد بن فضل روایت کرده گفت معنای آیه را از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام سؤال نمودم فرمود خداوند مثل زده کسانیکه از ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام تجاوز کردهاند بآنهائیکه بصورت راه میروند و بجائی نمیرسند و اشخاصیکه پیروی نمودند از ولایت آنحضرت بکسانیکه با قدم براه راست میروند و صراط مستقیم در اینجا وجود مقدس امیر المؤمنین علیه السّلام است-.
و نیز از فضیل روایت کرده گفت باتفاق حضرت باقر علیه السّلام از در بنی شیبه
وارد کعبه و مسجد الحرام شدیم آنحضرت نظرش بمردم افتاد که مانند بهائم طواف مینمودند فرمود زمان جاهلیت هم چنین طواف میکردند این مردم نمیشناسند حق را و متدین بدینی نیستند ای فضل مشاهده کن آنها را چگونه بصورت در میافتد خداوند لعنت کند این قبیل مردم را از مخلوقاتی هستند که مسخ میشوند روز قیامت بصورتهایشان و آیه فوق و این آیه را تلاوت نمودند فَلَمّٰا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِیئَتْ وُجُوهُ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ قِیلَ هٰذَا الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تَدَّعُونَ ای فضیل نامیده نمیشود کسی بامیر المؤمنین علیه السّلام جز علی بن أبی طالب و هر کس نام خود را امیر المؤمنین گذارد بخداوند دروغ و افترا بسته سوگند به پروردگار در این سال حج کنندهای برای خدا نیست غیر شما شیعیان و خداوند گناهان کسی را نمیآمرزد و عبادتش را قبول نمیفرماید مگر شما دوستان ما آل محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و مصداق حقیقی آیه إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبٰائِرَ مٰا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئٰاتِکُمْ وَ نُدْخِلْکُمْ مُدْخَلاً کَرِیماً شما
شیعیان و دوستان ما آل عصمت و طهارت میباشید قُلْ هُوَ الَّذِی أَنْشَأَکُمْ وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصٰارَ وَ الْأَفْئِدَةَ قَلِیلاً مٰا تَشْکُرُونَ قُلْ هُوَ الَّذِی ذَرَأَکُمْ فِی الْأَرْضِ وَ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ ایرسول ما بکافران بگو او آن خدائیست که شما را از نیستی بهستی آورده گوش و چشم و دل بشما داد و اندکی از شما شکر گذاری میکنند و او است خدائی که از خاک بیافرید شما را در زمین و و پس از مرگ بسوی او باز میگردید-.
ابن بابویه از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود قلب چهار قسم است یکی قلب از هر و آن قلب مؤمن است اگر خداوند باو نعمتی عطا کند شکر میکند و چنانکه مبتلا گرداند او را صبر و بردباری مینماید دیگر قلب مطبوع و آن قلب منافق است سوم قلب منکوس که قلب مشرک و کافر است چهارم قلبی است که در آن ایمان و نفاق است اگر در حالت نفاق اجلش برسد هلاک گردد و چنانکه در وقت ایمان بمیرد نجات یابد.
وَ یَقُولُونَ مَتیٰ هٰذَا الْوَعْدُ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ قُلْ إِنَّمَا الْعِلْمُ عِنْدَ اللّٰهِ وَ إِنَّمٰا أَنَا نَذِیرٌ مُبِینٌ کافران از روی تمسخر میگویند وعده قیامت کی خواهد بود اگر شما پیغمبران راست میگوئید ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بآنها بگو علم آن فقط نزد خدا است وظیفه من آنستکه شما را از عذاب حق بترسانم پس از آن بیان میکند حال کفار را هنگام نزول عذاب بقولش:
فَلَمّٰا رَأَوْهُ زُلْفَةً سِیئَتْ وُجُوهُ الَّذِینَ کَفَرُوا وَ قِیلَ هٰذَا الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تَدَّعُونَ چون کافران عذاب سخت را بچشم خود مشاهده کنند رخسار ایشان از ترس زشت و سیاه شود بآنها گویند این همان عذابی است که جدا در خواست مینمودید-.
در کافی ذیل آیه فوق از زراره روایت کرده گفت تأویل آیه را از حضرت باقر علیه السّلام سؤال نمودم فرمود آیه در باره دشمنان امیر المؤمنین علیه السّلام نازل شده چه آنها آنحضرت را روز قیامت که مشاهده کردند در بهترین مقام و منزلت و قرب نزد پروردگار صورتهایشان سیاه شود و بیکدیگر میگویند این همان امیر المؤمنین است که مقام او را غصب نموده و مدعی اسم او بودید و خود را امیر المؤمنین
علیه السّلام میپنداشتید و اینحدیث را در کتاب کامل الزیارة و در مناقب روایت کردند و طبرسی از حاکم ابو اسحق که از منافقین است نقل کرده است و از یوسف بن ابی سعید روایت کرده حضرت صادق علیه السّلام فرمود روز قیامت که خلایق محشور شدند نوح پیغمبر را طلب کنند از او سؤال میکنند آیا تبلیغ رسالت کردهای عرض کند بلی ای پروردگار خطاب رسد شاهد و گواه تو بر تبلیغ کیست میگوید پیغمبر خاتم محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم است در آنوقت حضور پیغمبر شرفیاب میشود عرض میکند ای رسول خاتم پروردگار از من بر تبلیغ رسالت شاهد خواسته است رسول خدا بجعفر و حمزه میفرماید بروید شهادت بدهید برای نوح پیغمبر آنها در محضر عدل اللهی شهادت میدهند که نوح تبلیغ رسالت کرده ابی سعید میگوید حضور حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم فدایت گردم چرا امیر المؤمنین برای نوح شهادت نمیدهد فرمود مقام آنحضرت بزرگتر از آنست و فرمود روز قیامت که میشود دشمنان امیر المؤمنین علیه السّلام مشاهده میکنند آنحضرت را که پرچم حمد در دست دارد و در کنار حوض کوثر ایستاده دوستانش را سیراب میکند و مانع از ورود دشمنان میشود در آنوقت صورتهای ایشان سیاه و زشت میگردد و بیکدیگر میگویند این شخص امیر المؤمنین علیه السّلام است که شما دعوی مقام و منزلت و خلافت او را مینمودید و خود را بجای آنحضرت بمردم نشان میدادید و حق او را غصب کرده بودید.
قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَهْلَکَنِیَ اللّٰهُ وَ مَنْ مَعِیَ أَوْ رَحِمَنٰا فَمَنْ یُجِیرُ الْکٰافِرِینَ مِنْ عَذٰابٍ أَلِیمٍ کفار آرزوی مرگ پیغمبر و اصحابش را میمودند خدای تعالی فرمود ایرسول ما باین کفار که تمنای مرگ تو را میکنند بگو اگر خدا من و اصحاب مرا هلاک کند یا بر ما لطف و رحمت فرماید کیست که کافران را پناه دهد از عذاب دردناک یعنی با آنکه ما ایمان بخدا داریم بین خوف و رجا هستیم شما که کافرید با کفرتان که حمایت خواهد کرد از شما-.
شرف الدین از ابی بصیر روایت کرده گفت از حضرت صادق علیه السّلام سؤال نمودم معنای آیه مزبور را فرمود این آیه تحریف شده هرگز خداوند محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و کسانیکه باو ایمان آوردهاند هلاک نخواهد کرد چه پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بهترین
فرزندان آدم است و آیه را جبرئیل بطریق ذیل نازل نموده.
قل أ رأیتم ان اهلککم الله و من معکم و نجانی و من معی فمن یجیر الکافرین من عذاب الیم و این حدیث را برقی نیز روایت کرده قُلْ هُوَ الرَّحْمٰنُ آمَنّٰا بِهِ وَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْنٰا فَسَتَعْلَمُونَ مَنْ هُوَ فِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مٰاؤُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِمٰاءٍ مَعِینٍ ایرسول ما بکافران بگو آنکه من شما را بسوی او میخوانم خدای بخشنده و مهربانست و ما باو ایمان آورده و بر او توکل کردهایم و بزودی بشما معلوم خواهد شد کیست که آشکار در ضلالت و گمراهیست ایرسول ما بگو بدیده تأمل بنگرید اگر آب که مایه زندگانی شما است صبحگاهی همه بزمین فرو رود جز خدا کیست که باز آب گوارا برای شما پدید آورد-.
ابن بابویه ذیل آیه فوق از عمار یاسر روایت کرده گفت در رکاب پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بجهاد رفته بودم امیر المؤمنین علیه السّلام جمعی از کفار را بقتل رسانید از آنها عمر بن عبد اللّه جحمی و شیبة بن نافع بود حضور پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم عرض کردم ایرسول خدا امیر المؤمنین علیه السّلام آنطوریکه سزاوار بود در راه خدا جهاد کرد فرمود ایعمار علی از من و من از علی هستم او وارث علم و قاضی دین من است بوعده من وفا میکند علی بعد از من خلیفه خدا است اگر علی نبود مؤمن محض و خالص شناخته نمیشد بعد از من جنگ با او جنگ با من است و دشمنی با او دشمنی با من است و دشمنی با من دشمنی با خدا است تسلیم او تسلیم من و تسلیم من تسلیم با خدا است او پدر دو سبط من است و ائمه معصومین از صلب علی است و مهدی این امت از فرزندان علی است عرض کردم فدایت گردم مهدی کیست فرمود ایعمار خداوند با من عهد فرموده که بیرون آورد از صلب حسین فرزندم نه امام و نهمی آنها از نظر مردم غایب میشود چنانکه خداوند میفرماید قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مٰاؤُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِمٰاءٍ مَعِینٍ غیبت او طولانی است بر میگردند از آنحضرت طایفهای و ثابت و برقرار میمانند بر حضرتش طایفه
دیگر از مردم در آخر زمان،خارج و ظاهر گردد و دنیا را پر از عدل و داد کند پس از آنکه مملو از جور و ستم بوده و جهاد میکند بر تأویل قرآن چنانکه من جهاد نمودم بر تنزیل آن نام او نام من است و شباهت تام بمن دارد ای عمار بهمین زودیها پس از من فتنههائی بر پا شود شود هر گاه فتنهای برخاست از علی بیرون کن علی با حق است و حق با علی ایعمار بهمین زودی پس از من در رکاب علی جهاد میکنی با ناکثین و مارقین،تو را فرقه گمراه و یاغی میکشند عمار میگوید عرض کردم ایرسول خدا این جهاد با رضای خدا و شما است فرمود با رضای خدا و رضای من است ایعمار آخر زاد تو از دنیا شربتی از شیر میباشد عمار میگوید در جنگ صفین از امیر المؤمنین اجازه خواستم بمیدان کارزار بروم فرمود تأمل کن خدا تو را رحمت کند بعد از ساعتی مجددا اجازه خواستم باز فرمود اندکی تأمل کن عاقبت مرتبه سوم اجازه داد و گریه بسیاری نمود عرض کردم حضورش مگر امروز همان روز موعود نیست که پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بمن وعده داده دیدم از اسب خود فرود آمد دست بگردن من انداخت و وداع کرد با من و فرمود ایعمار خداوند از جانب پیغمبرش و از طرف من جزای خیر بتو عطا بفرماید تو خوب اصحاب و برادری بودی من از گریه آنحضرت متأثر شدم و بگریه افتادم و عرض کردم حضورش ای امیر المؤمنین علیه السّلام سوگند بخدا پیروی نکردم از شما مگر از روی معرفت و بینائی شنیدم از پیغمبر خدا که بمن فرمود ایعمار بعد از من فتنههائی بر پا خواهد شد هر گاه مشاهده نمودی آن فتنهها را ملازم با علی و از حزب او باش بدان علی با حق و حق با علی است بزودی پس از من در رکاب علی جهاد میکنی با ناکثین و مارقین ای امیر المؤمنین علیه السّلام خداوند از طرف اسلام بشما جزای خیر عطا فرماید بهترین جزائی نصیحت فرمودید و رسانیدید باین مردم او امر و نواهی و احکام خدا و دین اسلام را پس از آن سوار شدم آنحضرت هم سوار شد عمار بمیدان مبارزه رفت حمله کرد بر اصحاب معویه ملعون هیجده نفر از آنها را بجهنم واصل کرد شربت آبی طلبید آب نبود در عوض باو شیر دادند گفت این همان عهدیست که پیغمبر اکرم بمن فرمود آخر زاد تو از دنیا شربتی از شیر است عاقبت دو نفر از اهل شام نیزهای باو زدند و شهیدش کردند
چون شب شد امیر المؤمنین علیه السّلام در میان کشتگان قدم میزد ببالین عمار رسید سر او را بدامن گرفت و گریه بسیاری نمود و اشعار ذیل را در بالین او سرود
الا ایها الموت الذی لیس تارکیارحنی فقد افنیت کل خلیلی ایا موت کم هذا لتفرق عنوةفلست تبقی خلة لخلیل اراک بصیرا بالذین احبهم*کانک تمضی نحوهم بدلیل ای مرگی که رها نخواهی کرد مرا تو،نابود کردی تمام دوستان مرا بیا و مرا هم از این زندگی راحت نما ای مرگ تا چه اندازه بقهر و غلبه تفرقه و جدائی میافکنی باقی نگذاشتی هیچ دوستی و حبیبی را برای محبوبش میبینم تو آگاه و بینائی بدوستان من گویا دلیل و راهنمائی تو را بدوستداران من هدایت میکند-.
در کافی از علی بن جعفر روایت کرده گفت معنای آیه را از برادرم حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام سؤال نمودم فرمود معنای آن آنست هر گاه مفقود نمودید امام خود را و از نظر شما غایب و پنهان گردید و مشاهده جمال او ننمودید چه کسی بسوی شما امام و پیشوائی آورد؟چه کار میکنید و چه عملی انجام میدهید در غیبت امام و خلیفه خداوند؟-.
و از فضالة بن ایوب روایت کرده گفت شخصی آیه فوق را از حضرت رضا علیه السّلام سؤال نمود فرمود ائمه ابواب و درهائی هستند میان خداوند و مخلوقاتش و آب در آیه علم و دانش امام است و مقصود آنست اگر شما مردم صبح نمودید و امام خود را در پس پرده غیبت مشاهده کردید کیست که علم و دانش امام را بسوی شما آورد و چه کسی امام جدیدی بمانند امام غایب بسوی شما میفرستد-.
یکی از زنادقه عبور کرد از کنار شخصی که قرائت میکرد آیه قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مٰاؤُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِمٰاءٍ مَعِینٍ آن زندیق گفت اگر آب بزمین فرو رود مردان قوی با کلنگهای تیز آب بیرون آورند همان شب خوابید چشمش آب سیاه آورد صدائی شنید که باو میگوید بیاور آن مردان و کلنگ های تیز را تا آب چشم تو را بیرون آورند و دیدگانت روشن و بینا گردد پایان سوره ملک
سوره قلم در مکه نازل شده و پنجاه و دو آیه و سیصد کلمه و هزار و دویست و پنجاه و دو حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن:ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس قرائت کند سوره ن وَ الْقَلَمِ را در نمازهای واجب و مستحب خداوند محفوظ بدارد او را از فقر و فشار قبر-.
و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر که اینسوره را قرائت کند خداوند ثواب کسانیکه بآنها حلم بسیاری عطا نموده مرحمت فرماید و کسیکه دندان او درد گرفته اگر این سوره را بنویسد و همراه خود بر دارد درد او ساکن شود-.
خلاصه مطالب این سوره عبارت از سوگند پروردگار بر آنکه پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم مفتون و فریفته امیر المؤمنین علیه السّلام نشده و آنچه در باره آنحضرت میگوید همه بر حق و از طرف خدای تعالی نازل شده است و آزمایش کردن اهل مکه و داستان اصحاب حدیقه و کیفر کفار و پاداش مؤمنین در عالم آخرت و توبیخ مشرکین و منافقین.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . ن وَ اَلْقَلَمِ وَ مٰا یَسْطُرُونَ (1) مٰا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّکَ بِمَجْنُونٍ (2) وَ إِنَّ لَکَ لَأَجْراً غَیْرَ مَمْنُونٍ (3) وَ إِنَّکَ لَعَلیٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ (4) فَسَتُبْصِرُ وَ یُبْصِرُونَ (5) بِأَیِّکُمُ اَلْمَفْتُونُ (6) إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ (7) فَلاٰ تُطِعِ اَلْمُکَذِّبِینَ (8) وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَیُدْهِنُونَ (9) وَ لاٰ تُطِعْ کُلَّ حَلاّٰفٍ مَهِینٍ (10) هَمّٰازٍ مَشّٰاءٍ بِنَمِیمٍ (11) مَنّٰاعٍ لِلْخَیْرِ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ (12) عُتُلٍّ بَعْدَ ذٰلِکَ زَنِیمٍ (13)
قوله تعالی ن وَ الْقَلَمِ وَ مٰا یَسْطُرُونَ مٰا أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّکَ بِمَجْنُونٍ سوگند بقلم
و آنچه خواهد نگاشت نیستی تو بنعمت پروردگارت دیوانه چنانکه کافران پندارند مفسرین در معنای نون اختلاف کردهاند ابن عباس گفت حرفی است از حروف اَلرَّحْمٰنِ و بعضی گفتند اسم سوره است مانند حم دیگری گفت مراد بآن ماهی در دریا است چه ماهی از آیات با عظمت خدا است و از مخلوقات آبی است اگر آن را از آب خارج کنند میمیرد و زندگانی خود را از دست میدهد چنانچه بعض از حیوانات و مخلوقات خاکی اگر داخل در آب شوند بمیرند-.
ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود نون نهریست در بهشت خداوند آن را منجمد نمود مرکب گردید پس از آن بنظر هیبت بقلم نگرید آنگاه بآن فرمود بنویس عرض کرد چه بنویسم فرمود هر چه بوده و خواهد بود تا روز قیامت در لوح محفوظ بنگار قلم نوشت در لوح سپس آن را پیچید و در رکن عرش گذاشت و ختم شد دهان قلم و دیگر نطق نکرد و نخواهد کرد پس مداد از نور و قلم از نور و لوح از نور بود راوی میگوید حضورش عرض کردم این موضوع را بطور تفصیل برای من بیان فرمائید فرمود اگر اهل جواب نبودی پاسخت را نمیدادم بدان که نون فرشتهایست که میرساند بفرشته دیگر که قلم باشد و او بلوح که فرشته است میرساند و لوح باسرافیل و اسرافیل بمیکائیل و او بجبرئیل و جبرئیل به پیغمبران میرساند-.
و قلم آلتی است که بآن کتابت میکنند پروردگار بآن سوگند یاد نمود
بخاطر منفعت بسیاری که در او است از برای انسان زیرا آن یکی از دو بیان است بآن اظهار منویات خود میکند برای اشخاص دور چنانکه زبان اظهار درونی کند برای شخص حاضر،بوسیله قلم حفظ میشود احکام دین و امور عالم چه بیان زبان در اثر گذشتن ماه و سال فراموش میشود ولی بیان قلم ثابت و برقرار میماند، دانشمندان میگویند قوام دین و دنیا بدو چیز است یکی قلم و دیگری شمشیر و قلم از شمشیر تیزتر و زبردستتر است پس رواست که خداوند بآن سوگند یاد نماید و مراد از نعمت ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام است و شرحش گفته شود.
وَ إِنَّ لَکَ لَأَجْراً غَیْرَ مَمْنُونٍ وَ إِنَّکَ لَعَلیٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ فَسَتُبْصِرُ وَ یُبْصِرُونَ بِأَیِّکُمُ الْمَفْتُونُ و تو را مزد و پاداشی خواهد بود نامحدود و تو بر دین بزرگ و خلق نیکو آراستهای بزودی تو و کفار مخالفانت مشاهده کنید که کدام یک دیوانهاید طبرسی و محمّد بن عباس از ضحاک بن مزاحم روایت کردهاند گفت چون قریش مشاهده کردند که پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم امیر المؤمنین علیه السّلام را مقدم داشته و بزرگ میشمارد فریاد کردند و گفتند پیغمبر فریفته علی علیه السّلام شده طولی نکشید جبرئیل فرود آمد و آیات سوره ن وَ الْقَلَمِ را آورد سوگند یاد نمود پروردگار بقلم
و آنچه فرشتگان مینویسند که محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فریفته علی نشده و او بر خوی نیکو آراسته است بزودی منافقین و مخالفین میبینند که مفتون و دیوانه کیست البته خداوند داناتر است بآن کسی که از راه او گمراه شده است و سبیل در اینجا وجود مقدس امیر المؤمنین علیه السّلام است و از ابی ایوب انصاری روایت کرده گفت در آنوقتیکه پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم دست امیر المؤمنین علیه السّلام را گرفت و بلند نمود و فرمود هر کس من مولای او هستم علی نیز مولای او است منافقین گفتند پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم مفتون و فریفته علی شده پروردگار آیات فوق را نازل فرمود-.ابن بابویه از ابی جارود روایت کرده گفت از حضرت باقر علیه السّلام سؤال کردم معنای خلق عظیم را فرمود مراد دین بزرگ اسلام است-.
در امالی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود خداوند مردان بزرگی را در روی زمین خلق نموده برای بر آوردن حاجات برادران مؤمنین و آنها مورد مجد و ستایش هستند پروردگار دوست میدارد مکارم اخلاق را و پیغمبرش را مخاطب قرار داده و در باره او فرموده وَ إِنَّکَ لَعَلیٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ و خلق بزرگ سخاوت و خوی نیکو است-.
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود نیکوئی خلق،انسان را به بهشت میکشاند و سوء خلق،بدوزخ-.
پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود خداوند دوست میدارد کسانی را که خوی نیک دارند و دشمن میدارد آنهائیکه سخن چینی میکنند-.
و فرمود اول چیزیکه در ترازوی اعمال مینهند خوی نیکو است و فرمود مرا فرستادهاند تا تمام کنم مکارم اخلاق را و مرا خدا ادب آموخت و نیکو آموخت و فرمود مؤمن بخوی نیکو دریابد درجه و مرتبه کسانیکه روزها را روزه میدارند و شبها بنماز اشتغال دارند-.
در کافی ذیل آیه بِأَیِّکُمُ الْمَفْتُونُ از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود روزی عمر ملاقات نمود امیر المؤمنین علیه السّلام را عرض کرد شما قرائت میکنید آیه را و کنایه آورید از من و ابو بکر،آنحضرت فرمود ایعمر خبر بدهم تو را بآیهایکه خداوند در باره بنی امیه نازل کرده فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحٰامَکُمْ عمر گفت ایعلی تو تکذیب میکنی بنی امیه و بنی تیم و بنی عدی را اینها از تو بهترند! فَلاٰ تُطِعِ الْمُکَذِّبِینَ وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَیُدْهِنُونَ وَ لاٰ تُطِعْ کُلَّ حَلاّٰفٍ
مَهِینٍ هَمّٰازٍ مَشّٰاءٍ بِنَمِیمٍ مَنّٰاعٍ لِلْخَیْرِ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ عُتُلٍّ بَعْدَ ذٰلِکَ زَنِیمٍ ایرسول ما پیروی نکن این کافران و منافقین را که تکذیب میکنند علی بن أبی طالب علیه السّلام را دوست دارند این منافقین که تو با آنها مداهنه و مدارا کنی تا ایشان غش کنند در باره امیر المؤمنین علیه السّلام و بنفاق و پرده پوشی با تو مدارا کنند و اطاعت مکن کسی از منافقین را که دایم بدروغ سوگند یاد میکنند حضرت باقر علیه السّلام فرمود حلاف عمر است که قسم یاد نمود از برای رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم عهد و پیمانی که از او گرفته در باره ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام نقص نکند و پیروی نکن از منافقینی که دایم عیب جوئی و سخن چینی میکنند و مردمان را از خیر و سعادت ایمان باز میدارند و بستم و بدکاری میکوشند خیر در این آیه وجود مقدس امیر المؤمنین است که بحضرتش ستم نمودند و حق او را غصب کردند با این همه عیب منافقین خشن و متکبر و حرامزاده و بی اصل و نسبند و زنیم حرام زاده را گویند چنانکه شاعر میگوید- زنیم تداعاه الرجال تداعیا کما زید فی عرض الادیم الاکارع حرام زادهایست که مردان بسیاری ادعای فرزندی او را میکنند و زیادی مدعیان باندازه طول بیابان کراع است تا مدینه یعنی بمقدار آنزمین مردان بسیاری ادعای فرزندی او را مینمایند-
طبرسی از ابن عباس روایت کرده گفت شخصی سؤال نمود معنای عتل و زنیم را از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود پست نسب و شدید الخلق و پر خور و فراخ شکم و ستمکار و فرمود داخل بهشت نمیشود کسیکه مناع خیر و بدخوی جانی و فراخ شکم و پر خور است.
أَنْ کٰانَ ذٰا مٰالٍ وَ بَنِینَ (14) إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ اَلْأَوَّلِینَ (15) سَنَسِمُهُ عَلَی اَلْخُرْطُومِ (16) إِنّٰا بَلَوْنٰاهُمْ کَمٰا بَلَوْنٰا أَصْحٰابَ اَلْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَیَصْرِمُنَّهٰا مُصْبِحِینَ (17) وَ لاٰ یَسْتَثْنُونَ (18) فَطٰافَ عَلَیْهٰا طٰائِفٌ مِنْ رَبِّکَ وَ هُمْ نٰائِمُونَ (19) فَأَصْبَحَتْ کَالصَّرِیمِ (20) فَتَنٰادَوْا مُصْبِحِینَ (21) أَنِ اُغْدُوا عَلیٰ حَرْثِکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صٰارِمِینَ (22) فَانْطَلَقُوا وَ هُمْ یَتَخٰافَتُونَ (23) أَنْ لاٰ یَدْخُلَنَّهَا اَلْیَوْمَ عَلَیْکُمْ مِسْکِینٌ (24) وَ غَدَوْا عَلیٰ حَرْدٍ قٰادِرِینَ (25) فَلَمّٰا رَأَوْهٰا قٰالُوا إِنّٰا لَضَالُّونَ (26) بَلْ نَحْنُ مَحْرُومُونَ (27) قٰالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُلْ لَکُمْ لَوْ لاٰ تُسَبِّحُونَ (28) قٰالُوا سُبْحٰانَ رَبِّنٰا إِنّٰا کُنّٰا ظٰالِمِینَ (29) فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلیٰ بَعْضٍ یَتَلاٰوَمُونَ (30) قٰالُوا یٰا وَیْلَنٰا إِنّٰا کُنّٰا طٰاغِینَ (31) عَسیٰ رَبُّنٰا أَنْ یُبْدِلَنٰا خَیْراً مِنْهٰا إِنّٰا إِلیٰ رَبِّنٰا رٰاغِبُونَ (32)
أَنْ کٰانَ ذٰا مٰالٍ وَ بَنِینَ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ برای آنکه مال و فرزند دارد چون آیات ما را بر او بخوانند گوید این سخنان پیشینیان است.
یعنی بخاطر مال و فرزند پیروی از او نکنید چه حب مال و فرزند مانع است از آنکه تصدیق پیغمبر و آیات قرآن را بنماید و آیه کنایه از ابو بکر است.
سَنَسِمُهُ عَلَی الْخُرْطُومِ یعنی بزودی بر بینی او داغ شمشیر نهیم مقصود زمان رجعت است چون امیر المؤمنین بسوی دنیا رجعت کند و دشمنان آنحضرت نیز باز گردند بدنیا آنها را با ابزاریکه بهایم را داغ میکنند داغ نمایند.
إِنّٰا بَلَوْنٰاهُمْ کَمٰا بَلَوْنٰا أَصْحٰابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَیَصْرِمُنَّهٰا مُصْبِحِینَ وَ لاٰ یَسْتَثْنُونَ فَطٰافَ عَلَیْهٰا طٰائِفٌ مِنْ رَبِّکَ وَ هُمْ نٰائِمُونَ
ما اهل مکه را بقحط و بلا مبتلا کنیم چنانچه مبتلا ساختیم اهل آن بستان را که سوگند خورده بودند که صبحگاه میوه آن بستان را بچینند و استثنا نکردند یعنی انشاء اللّه نگفتند و هنوز خواب بودند که از جانب پروردگار آتش عذاب نازل شد و بامداد آن بستان را چون خاکستر سیاه مبدل نمود.
طبرسی از ابن عباس روایت کرده گفت در حوالی یمن نزدیک صنعا باغستانی بود بنام صروان تعلق داشت بمردی مؤمن و اهل صلاح ثمره و میوه آن را داخل منزل خود نمیکرد مگر آنکه ابتداء حق فقرا و بینوایان را ادا مینمود خدای تعالی باو برکت عطا میفرمود چون آن مرد وفات نمود آن باغ بارث به سه پسرش رسید آنها بیکدیگر گفتند ما عیال بسیاری داریم و مالمان اندک است نمیتوانیم مانند پدر رفتار کنیم و حق فقیران را بدهیم از قضا در آن سال که پدرشان از دنیا رفته بود آن باغ ثمره و میوه فراوانی داشت شبانگاه وارد باغ شدند نظرشان بمیوه افتاد گفتند سحرگاه پنهانی و پیش از اطلاع فقراء میوهها را میچینیم و سوگند خوردند بر این عمل و انشاء اللّه هم نگفتند آن شب بخاطر طغیان و ستمی که بفقرا نمودند از جانب پروردگار آتشی فرود آمد ثمره و میوه آنها را بسوخت و ایشان هنوز در خواب بودند چون صبح شد یکدیگر را صدا زدند بر خیزید اگر میوه بستان را
میخواهید بچینید به نخلستان رویم آنها بسوی بستان روانه شده و آهسته سخن میگفتند که امروز مواظب باشید فقیری وارد نشود با شوق و عزم و توانائی وارد بستان شدند چون آن باغ را دیدند از فرط غم با خود گفتند ما یقین راه را گم کردهایم چون نیک مشاهده کردند و دانستند که همانست گفتند ما بقهر خدا از میوه این باغ محروم شدیم و خیر این بستان را از ما باز گرفتند برای آنکه ما از فقرا باز گرفتیم عادلترین ایشان بآنها گفت آیا من بشما نگفتم چرا شکر و تسبیح خدا بجا نمیآورید و عادلترین ایشان کوچکترین آنها بود از حیث عمر چه وسطی به معنای نیکو است چنانچه خداوند فرمود ای امت محمد صلی الله علیه و آله و سلم شما کوچکترین امت هستید از حیث عمر ولی بهترین امتها میباشید آنها گفتند خدای ما منزه است از ظلم و ستم ما خود در حق خویش ستم کردیم که ترک احسان نمودیم و منع کردیم نصیب فقیران را و روی بیکدیگر کرده بملامت و نکوهش هم پرداختند و میگفتند ای وای بر ما که سرکش و یاغی بودیم و اسراف و تعدی کردیم در کفران نعمت و منع حقوق اللهی و امیدواریم که پروردگار ما بجای آن،بستان بهتری از لطف و کرم خود بما عطا کند چه ما بسوی خدای خود مایل و متوجه هستیم چون آنها از روی صدق و صفا رو بدرگاه خدا آوردند پروردگار بآنها بستانی کرامت فرمود که یک خوشه انگور آن بار شتری بود و نام آن بستان حیوان بود پروردگار داستان ایشان را ذیل چند آیه از این سوره بیان فرمود.
در کافی ذیلا آیه إِذْ أَقْسَمُوا لَیَصْرِمُنَّهٰا مُصْبِحِینَ از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود انسان مرتکب گناه میشود خداوند در اثر آن روزی او را قطع میکند و آیه فوق را شاهد بر فرمایشات خود بیان نمودند-.
کَذٰلِکَ اَلْعَذٰابُ وَ لَعَذٰابُ اَلْآخِرَةِ أَکْبَرُ لَوْ کٰانُوا یَعْلَمُونَ (33) إِنَّ لِلْمُتَّقِینَ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنّٰاتِ اَلنَّعِیمِ (34) أَ فَنَجْعَلُ اَلْمُسْلِمِینَ کَالْمُجْرِمِینَ (35) مٰا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ (36) أَمْ لَکُمْ کِتٰابٌ فِیهِ تَدْرُسُونَ (37) إِنَّ لَکُمْ فِیهِ لَمٰا تَخَیَّرُونَ (38) أَمْ لَکُمْ أَیْمٰانٌ عَلَیْنٰا بٰالِغَةٌ إِلیٰ یَوْمِ اَلْقِیٰامَةِ إِنَّ لَکُمْ لَمٰا تَحْکُمُونَ (39) سَلْهُمْ أَیُّهُمْ بِذٰلِکَ زَعِیمٌ (40) أَمْ لَهُمْ شُرَکٰاءُ فَلْیَأْتُوا بِشُرَکٰائِهِمْ إِنْ کٰانُوا صٰادِقِینَ (41) یَوْمَ یُکْشَفُ عَنْ سٰاقٍ وَ یُدْعَوْنَ إِلَی اَلسُّجُودِ فَلاٰ یَسْتَطِیعُونَ (42) خٰاشِعَةً أَبْصٰارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَ قَدْ کٰانُوا یُدْعَوْنَ إِلَی اَلسُّجُودِ وَ هُمْ سٰالِمُونَ (43)
پس از این برای تهدید بندگان میفرماید عذاب چنین است و عذاب آخرت بزرگتر و سختتر است اگر مردم بدانند.
إِنَّ لِلْمُتَّقِینَ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنّٰاتِ النَّعِیمِ أَ فَنَجْعَلُ الْمُسْلِمِینَ کَالْمُجْرِمِینَ مٰا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ أَمْ لَکُمْ کِتٰابٌ فِیهِ تَدْرُسُونَ إِنَّ لَکُمْ فِیهِ لَمٰا تَخَیَّرُونَ برای پرهیزکاران نزد پروردگارشان بهشتهای پر نعمت خواهد بود آنگاه برای تذکر و تنبه میفرماید آیا مسلمانانرا با کافران در پاداش و منازل و احکام یکسان قرار میدهیم چگونه شما این حکم ناروا و ظالمانه را میکنید آیا برای شما کتابی از آسمان فرود آمده که این حکم را در آن خواندهاید و در آن کتاب هر چه بهوای نفس بخواهید نگاشتهاند یا آنکه شما را بر ما عهد و قسم همیشگی است تا روز قیامت که چنین حکمی بیقین بر نفع خود میکنید ای پیغمبر از آنها بپرس کیست از شما که پابند این عهد و پیمان است که برای کافران همان پاداش مسلمانان خواهد بود آیا ایشان بر دعوی مساوی بودن کافر با مسلمین در پاداش و ثواب گواهانی دارند اگر راست میگویند آن گواهان را حاضر کنند.
یَوْمَ یُکْشَفُ عَنْ سٰاقٍ وَ یُدْعَوْنَ إِلَی السُّجُودِ فَلاٰ یَسْتَطِیعُونَ خٰاشِعَةً أَبْصٰارُهُمْ
تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَ قَدْ کٰانُوا یُدْعَوْنَ إِلَی السُّجُودِ وَ هُمْ سٰالِمُونَ بیاد آورید روز سختی را که دامن بمیان زده و میخواهند برای خدا سجده کنند و نمیتوانند سجده نمایند این آیه شدت و سختی روز قیامت را بیان میکند چه دنیا که منقضی شد در تکلیف و توبه بسته میشود و ثواب و عقاب را معاینه بینند مردم پس از آنکه شنیده بودند و این جمله یُکْشَفُ عَنْ سٰاقٍ تشبیه و اشاره بسختی آن ساعت است چه عرب کار سختی که برای او پیش آید دامن را از ساق پا بر گیرد و بالا زند تا در آن کار سعی بتواند کند-.
ابن بابویه ذیل آیه فوق از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام روایت کرده فرمود روز قیامت که میشود حجابی است از نور بر داشته میشود مؤمنین برای عظمت پروردگار بسجده در افتند و منافقین هر چه سعی میکنند که سجده کنند نمیتوانند چه پشتان آنها مانند شاخهای گاو شود و فرو نیاید تا بتوانند سجده کنند در آن وقت ذلیل باشد چشمهای ایشان و ترس و حسرت آنها را فرا گرفته و پیش از این پیغمبران دعوت میکردند آنها را در دنیا با تن سالم بطاعت و سجده کردن از برای خدا اجابت نمیکردند-.
در محاسن از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود منافقین و کفار توانائی داشتند که عمل کنند بآنچه امر شده بود بآنها از جانب پروردگار و ترک نمایند آنچه را منهی بود امتحان شدند باوامر و نواهی خدا و نیست برای هیچ بندهای قبض و بسطی از آنچه خداوند امر و نهی فرموده در آن مگر امتحان و آزمایش است از جانب خدا و اینحدیث را ابن بابویه نیز روایت کرده است.
فَذَرْنِی وَ مَنْ یُکَذِّبُ بِهٰذَا اَلْحَدِیثِ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لاٰ یَعْلَمُونَ (44) وَ أُمْلِی لَهُمْ إِنَّ کَیْدِی مَتِینٌ (45) أَمْ تَسْئَلُهُمْ أَجْراً فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُونَ (46) أَمْ عِنْدَهُمُ اَلْغَیْبُ فَهُمْ یَکْتُبُونَ (47) فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ وَ لاٰ تَکُنْ کَصٰاحِبِ اَلْحُوتِ إِذْ نٰادیٰ وَ هُوَ مَکْظُومٌ (48) لَوْ لاٰ أَنْ تَدٰارَکَهُ نِعْمَةٌ مِنْ رَبِّهِ لَنُبِذَ بِالْعَرٰاءِ وَ هُوَ مَذْمُومٌ (49) فَاجْتَبٰاهُ رَبُّهُ فَجَعَلَهُ مِنَ اَلصّٰالِحِینَ (50) وَ إِنْ یَکٰادُ اَلَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصٰارِهِمْ لَمّٰا سَمِعُوا اَلذِّکْرَ وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ (51) وَ مٰا هُوَ إِلاّٰ ذِکْرٌ لِلْعٰالَمِینَ (52)
فَذَرْنِی وَ مَنْ یُکَذِّبُ بِهٰذَا الْحَدِیثِ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَیْثُ لاٰ یَعْلَمُونَ وَ أُمْلِی لَهُمْ إِنَّ کَیْدِی مَتِینٌ ایرسول ما تو کیفر تکذیب کنندگان و منکران قرآن را بمن واگذار که از آنجا که نفهمند و گمان نکنند بعذاب سخت در افکنیم و آنها را مهلت دادیم تا در نعمت و رفاهیت مغرور شوند و در گناه و معصیت بیفزایند همانا عذاب من قوی و بسیار سخت است پس از آن برای توبیخ فرمود ای پیغمبر آیا تو از کافران امت اجر و مزد رسالت میخواهی که ایشان از غرامت گرانبار میشوند و قوت آن ندارند یا آنکه از عالم غیب با خبرند و از آنجا چیزی مینویسند و این محالات را میگویند ایرسول ما صبر کن بر حکم پروردگار خود و مباش مانند یونس که تعجیل کرد در عذاب امت خود و خشم گرفت بر آنها عاقبت پشیمان شد چه امتش توجه بخدا نمودند خدای تعالی هم عذاب را از ایشان بر طرف کرد یونس در غضب شد و راه دریا را پیش گرفت سوار کشتی شد عاقبت او را بدریا افکندند ماهی او را بلعید در ظلمت و تاریکی شکم ماهی بحال غم و اندوه خدا را بر نجات خود خواند و شرح او را در بخش سوم تفسیر ذیل آیه 98 سوره یونس بیان نمودیم.
وَ إِنْ یَکٰادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصٰارِهِمْ لَمّٰا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَ مٰا هُوَ إِلاّٰ ذِکْرٌ لِلْعٰالَمِینَ .
ایرسول ما نزدیک بود که کافران از حسد بچشمان بد،چشم زحمت زنند چون شنیدند آیات قرآن را و در فصاحتش متحیر شدند باز میگویند که شخص دیوانه ایست و حال آنکه این قرآن نیست جز پند و حکمت برای جهانیان-.
سبب نزول آیه آن بود کفار میخواستند رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را چشم بزنند تا وفات کند یا کشته شود طایفهای از بنی اسد معروف بودند بچشم بد هر گاه یکی از آنها بگاو یا شتری نظر میافکند فورا آن حیوان میمرد یا مجبور میشدند آن را ذبح و نحر کنند یکی از آنها کنیزی داشت میگفت باو بر خیز و زنبیل را همراه من بیاور تا گوشت فراهم کنم میرفت هر کجا شتر یا گاو و گوسفند نیکوئی میدید میگفت چقدر نیکو است مانند این حیوان ندیدهام فورا صاحبش از ترس آنکه هلاک شود آن را میکشت و نصیبی باو میداد و بر هر چه چشمش اصابت میکرد طولی نمیکشید که او هلاک میشد قریش بآن مرد گفتند بیا و نظر بر محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم افکن تا چشمت باو رسد آن مرد آمد نزد رسولخدا آنحضرت مشغول قرائت قرآن بود ساعتی بحضرتش نظر انداخت و اندیشه میکرد و هیچ شک نداشت در آنکه پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بچشم او زده میشود و این بیت را انشاء کرد و گفت.
قد کان قومک یحسبونک سیدا
و اخال انک سید معیون
پروردگار آیه وَ إِنْ یَکٰادُ را نازل نمود و آنحضرت را از چشم بد آنمرد نگاه و محفوظ داشت-.
پیغمبر اکرم فرمود چشم بد انسان را داخل در قبر و شتر را وارد در دیگ میکنند و نیز فرمود اگر چیزی بر قضای اللهی غلبه میکرد چشم بد بود اسماء دختر عمیس گفت ایرسول خدا فرزندان جعفر را چشم بد میرسد اجازه میفرمائید تعویذی برای آنها بنویسم فرمود بلی روا باشد.
در تهذیب ذیل آیه فوق از حسان جمال روایت کرده گفت حضرت صادق علیه السّلام را از مدینه بمکه میبردم وقتی بمسجد غدیر خم رسیدیم آنحضرت نظری بطرف چپ کوه انداخت و فرمود اینجا محل قدم مبارک پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم است که امیر المؤمنین علیه السّلام را بروی دست بلند نمود و فرمود هر کس که من مولای او هستم علی نیز مولای او است پروردگارا دوست بدار کسی را که علی را دوست میدارد و دشمن بدار آنکه علی را دشمن میدارد بعد از آن نظری نمود بطرف دیگر و فرمود اینجا محل خیمه فلان و فلان و سالم مولا ابی حذیفه و ابی عبیده جراح میباشد وقتی مشاهده
کردند پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را که امیر المؤمنین علیه السّلام را بر وی دست مبارک بلند نمود بیکدیگر گفتند نظر کنید بچشمان محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم که چگونه دور میزند گویا مانند چشم شخص دیوانه است و خواستند حضرتش را چشم بزنند جبرئیل نازل شد و آیه وَ إِنْ یَکٰادُ را آورد و مقصود از ذکر وجود مقدس امیر المؤمنین علیه السّلام است حسان میگوید عرض کردم سپاس و ستایش میکنم پروردگار را که اینحدیث را از دو لب شما بزرگوار بگوش خود شنیدم فرمود ای حسان اگر نبودی شتربان ما این حدیث را برای تو ذکر نمیکردم زیرا تصدیق نمیکنند این مردم تو را در باره اینحدیث پایان سوره ن و القلم
در مکه نازل شده و پنجاه و دو آیه و دویست و پنجاه و شش کلمه و هزار و هشتاد و چهار حرف است خواص و ثواب تلاوت آن ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره الحاقه را قرائت کند در نمازهای واجب و مستحب از کسانی است که بخدا و پیغمبر او ایمان آورده چه این سوره نازل شده در حق امیر المؤمنین علیه السّلام و معاویه ملعون،و دین قاری آن زایل نشود تا خدا را ملاقات کند،و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس اینسوره را قرائت کند خداوند حساب او را سبک گرداند و هر که او را بنویسد و بر زن حامله به بندد حمل او محفوظ بماند و اگر بنویسد و بآب بشوید و آن آب را بطفل شیر خوار بدهد آن طفل با حافظه و ذکاوت شود و نیکو به بار آید.
خلاصه مطالب این سوره عبارت است از احوال قیامت و هلاک قوم عاد و ثمود و فرعونیان و داستان نوح و نفخ صور و بیان احوال اهل جهنم.
قوله تعالی.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . اَلْحَاقَّةُ (1) مَا اَلْحَاقَّةُ (2) وَ مٰا أَدْرٰاکَ مَا اَلْحَاقَّةُ (3) کَذَّبَتْ ثَمُودُ وَ عٰادٌ بِالْقٰارِعَةِ (4) فَأَمّٰا ثَمُودُ فَأُهْلِکُوا بِالطّٰاغِیَةِ (5) وَ أَمّٰا عٰادٌ فَأُهْلِکُوا بِرِیحٍ صَرْصَرٍ عٰاتِیَةٍ (6) سَخَّرَهٰا عَلَیْهِمْ سَبْعَ لَیٰالٍ وَ ثَمٰانِیَةَ أَیّٰامٍ حُسُوماً فَتَرَی اَلْقَوْمَ فِیهٰا صَرْعیٰ کَأَنَّهُمْ أَعْجٰازُ نَخْلٍ خٰاوِیَةٍ (7) فَهَلْ تَریٰ لَهُمْ مِنْ بٰاقِیَةٍ (8) وَ جٰاءَ فِرْعَوْنُ وَ مَنْ قَبْلَهُ وَ اَلْمُؤْتَفِکٰاتُ بِالْخٰاطِئَةِ (9) فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رٰابِیَةً (10)
اَلْحَاقَّةُ مَا الْحَاقَّةُ وَ مٰا أَدْرٰاکَ مَا الْحَاقَّةُ دوری بجوئید از عذاب قیامت چه عذاب سختی است و چه آگاه کرده است تو را که عذاب این روز قیامت چگونه سخت و بزرگ است-حاقه نامی است از نامهای قیامت و حاقه نامیده شده برای آنکه حق است و درست؛و در او کارهای حقیقت و حق واقع میشود چه جزای اعمال
بر حق و واجب است.
کَذَّبَتْ ثَمُودُ وَ عٰادٌ بِالْقٰارِعَةِ فَأَمّٰا ثَمُودُ فَأُهْلِکُوا بِالطّٰاغِیَةِ ثمود که قوم صالح بودند و عاد که قوم هودند تکذیب کردند عذاب روز قیامت را اما ثمود بکیفر کفر و طغیان هلاک شدند و شرح هلاکت آنها را در بخش سوم تفسیر ذیل آیه 63 سوره هود بیان نمودیم.
وَ أَمّٰا عٰادٌ فَأُهْلِکُوا بِرِیحٍ صَرْصَرٍ عٰاتِیَةٍ سَخَّرَهٰا عَلَیْهِمْ سَبْعَ لَیٰالٍ وَ ثَمٰانِیَةَ أَیّٰامٍ حُسُوماً فَتَرَی الْقَوْمَ فِیهٰا صَرْعیٰ کَأَنَّهُمْ أَعْجٰازُ نَخْلٍ خٰاوِیَةٍ فَهَلْ تَریٰ لَهُمْ مِنْ بٰاقِیَةٍ اما عاد هلاک شدند ببادی تند و سخت و سرد و سرکش و آن باد را خداوند هفت شب و هشت روز پی در پی بر آنها مسلط کرد و گویا آنمردم چون ساقه خشک درخت خرما بودند و بخاک در افتادند آیا هیچ میبینی از ایشان اثری باقی و بر جا است داستان عاد را نیز در بخش سوم تفسیر آیه 51 سوره هود بیان نمودیم ابن بابویه ذیل آیه فوق از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود روز چهارشنبه روز نحس مستمریست چه آن روز اول و آخر روزی بود که خداوند مسخر کرد در آن ایام باد سرد را بر قوم عاد.
وَ جٰاءَ فِرْعَوْنُ وَ مَنْ قَبْلَهُ وَ الْمُؤْتَفِکٰاتُ بِالْخٰاطِئَةِ فَعَصَوْا رَسُولَ رَبِّهِمْ فَأَخَذَهُمْ أَخْذَةً رٰابِیَةً و فرعون و کسانیکه پیش از او بودند و اهل مؤتفکات بزشت و خطا کاری برخاستند و با رسول پروردگارشان مخالفت کردند خدا هم ایشانرا بعذاب سخت گرفتار ساخت-.
شرف الدین نجفی ذیل آیه فوق از حمران روایت کرده گفت از حضرت باقر علیه السّلام شنیدم که میفرمود مراد بفرعون در این آیه سومی است و مقصود از من قبله اولی و دومی است و مؤتفکات اهل بصره هستند و خاطئه عایشه است امیر المؤمنین علیه السّلام در خطبه معروفه که در ذم و توبیخ اهل بصره است خطاب نمود بآنها و فرمود
یا اهل المؤتفکه و معنای ائتفکت خسف و گرفتن است چه بصره را سه مرتبه آب فرا گرفت و مرتبه دیگر هم فرا خواهد گرفت چنانچه حضرتش خبر داد و فرمود
کانی بمسجدکم کجئوجئی سفینه فی لجه بحر گویا میبینم آب بصره را گرفته و مسجد آن مانند کشتی بر روی آب قرار دارد-.
إِنّٰا لَمّٰا طَغَی اَلْمٰاءُ حَمَلْنٰاکُمْ فِی اَلْجٰارِیَةِ (11) لِنَجْعَلَهٰا لَکُمْ تَذْکِرَةً وَ تَعِیَهٰا أُذُنٌ وٰاعِیَةٌ (12) فَإِذٰا نُفِخَ فِی اَلصُّورِ نَفْخَةٌ وٰاحِدَةٌ (13) وَ حُمِلَتِ اَلْأَرْضُ وَ اَلْجِبٰالُ فَدُکَّتٰا دَکَّةً وٰاحِدَةً (14) فَیَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ اَلْوٰاقِعَةُ (15) وَ اِنْشَقَّتِ اَلسَّمٰاءُ فَهِیَ یَوْمَئِذٍ وٰاهِیَةٌ (16) وَ اَلْمَلَکُ عَلیٰ أَرْجٰائِهٰا وَ یَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّکَ فَوْقَهُمْ یَوْمَئِذٍ ثَمٰانِیَةٌ (17) یَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لاٰ تَخْفیٰ مِنْکُمْ خٰافِیَةٌ (18) فَأَمّٰا مَنْ أُوتِیَ کِتٰابَهُ بِیَمِینِهِ فَیَقُولُ هٰاؤُمُ اِقْرَؤُا کِتٰابِیَهْ (19) إِنِّی ظَنَنْتُ أَنِّی مُلاٰقٍ حِسٰابِیَهْ (20)
إِنّٰا لَمّٰا طَغَی الْمٰاءُ حَمَلْنٰاکُمْ فِی الْجٰارِیَةِ لِنَجْعَلَهٰا لَکُمْ تَذْکِرَةً وَ تَعِیَهٰا أُذُنٌ وٰاعِیَةٌ چون آب طغیان کرد و از حد برفت در عهد نوح ما شما را در کشتی نشاندیم تا غرق نشوید و مایه پند و عبرت مردم قرار دهیم و لکن گوش شنوای هوشمندان این پند و تذکر را میتواند بشنود-.
در کافی ذیل آیه فوق از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود وقتی آیه مزبور بر پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم نازل شد بامیر المؤمنین علیه السّلام فرمود یا علی آنگوش
شنوا تو هستی-.
طبرسی از بریده اسلمی روایت کرده که روزی پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بامیر المؤمنین علیه السّلام فرمود یا علی خداوند مرا امر فرموده تا ترا نزدیک کنم و دور نگردانم و تو را بیاموزم و تو یاد گیری و بر خدا واجب است که تو یاد گیری یعنی توفیق عطا کند بتو تا حفظ کنی امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود پس از آن چیزی را فراموش نکردم بریده میگوید پس از فرمایش پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم طولی نکشید که جبرئیل نازل شد و آیه مزبور را آورد ابن بابویه از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود اذن واعیه که خداوند در قرآن سوره الحاقة نازل نموده من هستم و این حدیث را عیاشی و سعد بن عبد اللّه و ابن شهر آشوب روایت کردهاند-.
محمد بن عباس بسی سند از طرف عامه و خاصه روایت کرده که پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بامیر المؤمنین علیه السّلام فرمود یا علی از خداوند درخواست نمودم که اذن واعیه گوش تو باشد و این حدیث را ثعلبی که از علماء عامه است در تفسیر خود بیان کرده است.
فَإِذٰا نُفِخَ فِی الصُّورِ نَفْخَةٌ وٰاحِدَةٌ وَ حُمِلَتِ الْأَرْضُ وَ الْجِبٰالُ فَدُکَّتٰا دَکَّةً وٰاحِدَةً فَیَوْمَئِذٍ وَقَعَتِ الْوٰاقِعَةُ وَ انْشَقَّتِ السَّمٰاءُ فَهِیَ یَوْمَئِذٍ وٰاهِیَةٌ وَ الْمَلَکُ عَلیٰ أَرْجٰائِهٰا وَ یَحْمِلُ
عَرْشَ رَبِّکَ فَوْقَهُمْ یَوْمَئِذٍ ثَمٰانِیَةٌ یَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لاٰ تَخْفیٰ مِنْکُمْ خٰافِیَةٌ بیاد آور آن وقتی که ناگهان اسرافیل در صور دمد و زمین و کوهها را بر گیرند و یکمرتبه همه را بشکنند و متلاشی سازند آنگاه روز موعود واقعه بزرگ قیامت واقع گردد و بنای محکم آسمان از هم بشکافد و سست شود و فرشتگان بر اطراف آسمان منتظر فرمان باشند و عرش پروردگارت را در آنروز هشت نفر مقرب برگیرند آنروز که در پیشگاه حساب شما را حاضر کنند هیچ کار از اسرار بر شما پنهان نخواهد ماند-.
در کافی ذیل آیه وَ یَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّکَ فَوْقَهُمْ یَوْمَئِذٍ ثَمٰانِیَةٌ از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود عرش عبارت از علم است چهار نفر از ما و چهار نفر از سایر مردم آنهائی که خداوند میخواهد حاملین عرشند و محمّد بن آس از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود حاملین عرش چهار نفر از سابقین هستند و آنها نوح و ابراهیم موسی و عیسی میباشند و چهار نفر از متأخرین محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و علی علیه السّلام و امام حسن علیه السّلام و امام حسین علیه السّلام میباشند و معنای آنکه حمل میکنند عرش را یعنی علم را بر میدارند-.
فَأَمّٰا مَنْ أُوتِیَ کِتٰابَهُ بِیَمِینِهِ فَیَقُولُ هٰاؤُمُ اقْرَؤُا کِتٰابِیَهْ إِنِّی ظَنَنْتُ أَنِّی مُلاٰقٍ حِسٰابِیَهْ کسیکه نامه عملش را بدست راستش میدهند از شادی گوید بیائید نامه مرا بخوانید من ملاقات این روز حساب را اعتقاد داشتم محمد بن عباس ذیل آیه فوق از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود آیه مزبور در شأن امیر المؤمنین علیه السّلام نازل شده و جاریست در حق مؤمنین و اینحدیثرا ابن شهر آشوب و بعضی از مخالفین نیز روایت کردهاند-.
ابن بابویه از عمار یاسر روایت کرده که پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود فرشتگان حافظین علی علیه السّلام،افتخار میکنند بر تمام حفظه زیرا بالا نمیبرند بسوی پروردگار چیزیرا که بغضب آورد او را و این حدیث را اخطب خوارزم و موفق بن احمد و ابن مغازلی شافعی که از مخالفین هستند روایت کردهاند-.
عیاشی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود روز قیامت هر طایفهای را بخوانند و حاضر کنند با امامیکه در عصر آن امام از دنیا رفتهاند اگر اقرار و اعتراف نمودند بامام و اعتقاد بامامت او داشته نامه اعمالش را بدست راستش دهند
چنانکه میفرماید.
یَوْمَ نَدْعُوا کُلَّ أُنٰاسٍ بِإِمٰامِهِمْ فَمَنْ أُوتِیَ کِتٰابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُولٰئِکَ یَقْرَؤُنَ کِتٰابَهُمْ و یمین،اثبات و اعتقاد داشتن بامام است چه کتاب آن بزرگوار است و ائمه دوستان و دشمنان خود را از سیمایشان میشناسند و هر کس منکر امام شود و اعتقاد باو نداشته باشد از اصحاب شمال است و نامه اعمال او را بدست چپش میدهند.
فَهُوَ فِی عِیشَةٍ رٰاضِیَةٍ (21) فِی جَنَّةٍ عٰالِیَةٍ (22) قُطُوفُهٰا دٰانِیَةٌ (23) کُلُوا وَ اِشْرَبُوا هَنِیئاً بِمٰا أَسْلَفْتُمْ فِی اَلْأَیّٰامِ اَلْخٰالِیَةِ (24) وَ أَمّٰا مَنْ أُوتِیَ کِتٰابَهُ بِشِمٰالِهِ فَیَقُولُ یٰا لَیْتَنِی لَمْ أُوتَ کِتٰابِیَهْ (25) وَ لَمْ أَدْرِ مٰا حِسٰابِیَهْ (26) یٰا لَیْتَهٰا کٰانَتِ اَلْقٰاضِیَةَ (27) مٰا أَغْنیٰ عَنِّی مٰالِیَهْ (28) هَلَکَ عَنِّی سُلْطٰانِیَهْ (29)
فَهُوَ فِی عِیشَةٍ رٰاضِیَةٍ فِی جَنَّةٍ عٰالِیَةٍ قُطُوفُهٰا دٰانِیَةٌ کُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِیئاً بِمٰا أَسْلَفْتُمْ فِی الْأَیّٰامِ الْخٰالِیَةِ چنین مردمی در عیش و زندگانی خوش خواهند بود در بهشت عالی رتبه که میوههای آن همیشه دسترس است از طعام و شرابهای لذیذ و گوارای بهشتی هر چه خواهند تناول کنند گوارا باد آنها را که این پاداش اعمال گذشته دنیا است که برای امروز خویش پیش فرستادهاند.
وَ أَمّٰا مَنْ أُوتِیَ کِتٰابَهُ بِشِمٰالِهِ فَیَقُولُ یٰا لَیْتَنِی لَمْ أُوتَ کِتٰابِیَهْ وَ لَمْ أَدْرِ مٰا حِسٰابِیَهْ یٰا لَیْتَهٰا کٰانَتِ الْقٰاضِیَةَ مٰا أَغْنیٰ عَنِّی مٰالِیَهْ هَلَکَ عَنِّی سُلْطٰانِیَهْ و آن کسیکه نامه عملش را بدست چپ او دهند با کمال شرمندگی و اندوه گوید ایکاش نامه مرا بمن نمیدادند و من از حساب اعمالم آگاه نمیشدم ایکاش مرگ مرا از این غصه و عذاب نجات
میداد مال و ثروت من امروز بفریاد من نرسد همه قدرت و حشمتم محو و نابود گردید.
خُذُوهُ فَغُلُّوهُ (30) ثُمَّ اَلْجَحِیمَ صَلُّوهُ (31) ثُمَّ فِی سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهٰا سَبْعُونَ ذِرٰاعاً فَاسْلُکُوهُ (32) إِنَّهُ کٰانَ لاٰ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ اَلْعَظِیمِ (33) وَ لاٰ یَحُضُّ عَلیٰ طَعٰامِ اَلْمِسْکِینِ (34) فَلَیْسَ لَهُ اَلْیَوْمَ هٰاهُنٰا حَمِیمٌ (35) وَ لاٰ طَعٰامٌ إِلاّٰ مِنْ غِسْلِینٍ (36) لاٰ یَأْکُلُهُ إِلاَّ اَلْخٰاطِؤُنَ (37) فَلاٰ أُقْسِمُ بِمٰا تُبْصِرُونَ (38) وَ مٰا لاٰ تُبْصِرُونَ (39) إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ (40) وَ مٰا هُوَ بِقَوْلِ شٰاعِرٍ قَلِیلاً مٰا تُؤْمِنُونَ (41) وَ لاٰ بِقَوْلِ کٰاهِنٍ قَلِیلاً مٰا تَذَکَّرُونَ (42) تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ اَلْعٰالَمِینَ (43)
خُذُوهُ فَغُلُّوهُ ثُمَّ الْجَحِیمَ صَلُّوهُ ثُمَّ فِی سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهٰا سَبْعُونَ ذِرٰاعاً فَاسْلُکُوهُ إِنَّهُ کٰانَ لاٰ یُؤْمِنُ بِاللّٰهِ الْعَظِیمِ وَ لاٰ یَحُضُّ عَلیٰ طَعٰامِ الْمِسْکِینِ فَلَیْسَ لَهُ الْیَوْمَ هٰاهُنٰا حَمِیمٌ وَ لاٰ طَعٰامٌ إِلاّٰ مِنْ غِسْلِینٍ لاٰ یَأْکُلُهُ إِلاَّ الْخٰاطِؤُنَ خطاب قهر خدا رسد بخازنان دوزخ که او را بگیرید و در غل و زنجیر کشید و بدوزخ در افکنید آنگاه بزنجیریکه طولش هفتاد ذرع است بآتش در کشید چه او بخدای بزرگ ایمان نیاورده و هرگز فقیر برابر سفره طعام خود بمیل و رغبت نخوانده باین سبب امروز هیچ خویش و دوستی که بفریادش برسد ندارد و طعامی جز چرک و کثافت دوزخیان نصیبش نیست و نمیخورند آن طعام را جز گناه کاران و اهل دوزخ-.
در کافی ذیل آیه ثُمَّ فِی سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهٰا سَبْعُونَ ذِرٰاعاً از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود معاویه صاحب سلسله است و او فرعون این امت میباشد-.
ابن بابویه از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود اگر یک حلقه از آن زنجیر را بر تمام کوهها نهند از شدت حرارت آن گداخته شوند.
فَلاٰ أُقْسِمُ بِمٰا تُبْصِرُونَ وَ مٰا لاٰ تُبْصِرُونَ إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ وَ مٰا هُوَ بِقَوْلِ شٰاعِرٍ
قَلِیلاً مٰا تُؤْمِنُونَ وَ لاٰ بِقَوْلِ کٰاهِنٍ قَلِیلاً مٰا تَذَکَّرُونَ تَنْزِیلٌ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِینَ قسم بآنچه از آثار حق میبینید و آنچه نمیبینید که این قرآن بحقیقت وحی خدا و از تلاوت و حکایت رسول بزرگوار است نه آنکه کلام و گفتار او است و این قرآن سخن و گفتار خیالی و موهومی شاعری نیست اگر چه اندکی از مردم هوشیار بآن ایمان میآورند و این قرآن سخن و حرف کاهن غیب گوئی باعتقاد شما نیست اگر چه اندکی از مردم متذکر حقایق آن میشوند-.
در این آیه پروردگار پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را منزه فرمود از شعر و کهانت چه کفار گاهی حضرتش را شاعر و بعضی از اوقات کاهن میگفتند در صورتی که شعر کلام موزون و مقفی باشد و قرآن موزون و مقفی نیست و اندیشه نکردند که هر کس این سخنان را از ایشان بشنود تمسخر کند آنها را و کاهن آن باشد که ادعا میکند مرا از جن رفیقانی هست که از غیب و غایب خبر میدهند مرا،خداوند در جواب ایشان فرمود این قرآن بوحی و القاء جن و شیاطین نیست بلکه از جانب خدای جهانیان فرود آمده است آنگاه برای تنبیه کفار و خطای گمان بد آنها که به پیغمبر و قرآن بردند که ممکن است این قرآن از کلام محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و از تلقاء نفس او باشد فرمود اگر چنان است که شما میگوئید محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم سخنان دروغی بما بسته است البته ما او را بقهر و انتقام خود میگرفتیم و رگ تنش را جدا میکردیم و هیچ یک از شما بر دفاع از او قادر نبودید-.
وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنٰا بَعْضَ اَلْأَقٰاوِیلِ (44) لَأَخَذْنٰا مِنْهُ بِالْیَمِینِ (45) ثُمَّ لَقَطَعْنٰا مِنْهُ اَلْوَتِینَ (46) فَمٰا مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حٰاجِزِینَ (47) وَ إِنَّهُ لَتَذْکِرَةٌ لِلْمُتَّقِینَ (48) وَ إِنّٰا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنْکُمْ مُکَذِّبِینَ (49) وَ إِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَی اَلْکٰافِرِینَ (50) وَ إِنَّهُ لَحَقُّ اَلْیَقِینِ (51) فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ اَلْعَظِیمِ (52)
در کافی ذیل آیه: وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنٰا بَعْضَ الْأَقٰاوِیلِ از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود آن مردم گفتند که محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بر خدا دروغ بسته است و پروردگار امر نکرده او را بر ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام خداوند آیه فوق را نازل نمود و فرمود اگر محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بر ما سخنان دروغی بسته بود محققا او را بقهر و انتقام میگرفتیم و رگ تنش را جدا میکردیم و کسی بر دفاع از او قادر نبود پس از آن عطف فرمود بر آن آیات ذیل را.
وَ إِنَّهُ لَتَذْکِرَةٌ لِلْمُتَّقِینَ یعنی ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام پند و تذکریست بحقیقت برای پرهیزکاران جهان.
وَ إِنّٰا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنْکُمْ مُکَذِّبِینَ و البته ما میدانیم که بعضی از شما تکذیب ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام را مینمائید.
وَ إِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَی الْکٰافِرِینَ و وجود مقدس امیر المؤمنین علیه السّلام مایه حسرت و پشیمانی کفار و تکذیب کنندگان است.
وَ إِنَّهُ لَحَقُّ الْیَقِینِ ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام و وجود مقدسش بر حق و حقیقت و یقین خالص است.
فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ پس ای رسول گرامی نام خدای بزرگوار را بر این نعمت بزرگ و فضیلتی که بتو و علی عطا فرموده بستایش یاد کن و سپاسگزار باش پایان سوره الحاقه
در مکه نازل شده و چهل و چهار آیه و دویست و شانزده کلمه و هزار و شصت و یک حرف است خواص و ثواب تلاوت آن ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس بسیار سوره معارج را قرائت کند روز قیامت خداوند از گناهانش سؤال نکند و او را در جوار پیغمبر در بهشت قرار میدهد و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس اینسوره را قرائت کند از مؤمنینی باشد که درک نموده دعوت حضرت نوح را و اگر محبوس یا معسور آن را قرائت نماید خداوند فرج در کار او عطا فرماید و حفظ کند او را تا بر گردد بسوی اهل خود.
و از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس اینسوره را در شب قرائت کند ایمن باشد از جنابت و احتلام تا صبح خلاصه مطالب سوره معارج عبارت است از بیان اوصاف قیامت و پرسش و جویا نشدن هیچ خویش و اقربائی از ارحام و اقرباء خود در اثر گرفتاری و شدت قیامت و هول آن.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . سَأَلَ سٰائِلٌ بِعَذٰابٍ وٰاقِعٍ (1) لِلْکٰافِرینَ لَیْسَ لَهُ دٰافِعٌ (2) مِنَ اَللّٰهِ ذِی اَلْمَعٰارِجِ (3) تَعْرُجُ اَلْمَلاٰئِکَةُ وَ اَلرُّوحُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کٰانَ مِقْدٰارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَةٍ (4) فَاصْبِرْ صَبْراً جَمِیلاً (5) إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیداً (6) وَ نَرٰاهُ قَرِیباً (7) یَوْمَ تَکُونُ اَلسَّمٰاءُ کَالْمُهْلِ (8) وَ تَکُونُ اَلْجِبٰالُ کَالْعِهْنِ (9) وَ لاٰ یَسْئَلُ حَمِیمٌ حَمِیماً (10) یُبَصَّرُونَهُمْ یَوَدُّ اَلْمُجْرِمُ لَوْ یَفْتَدِی مِنْ عَذٰابِ یَوْمِئِذٍ بِبَنِیهِ (11) وَ صٰاحِبَتِهِ وَ أَخِیهِ (12) وَ فَصِیلَتِهِ اَلَّتِی تُؤْوِیهِ (13) وَ مَنْ فِی اَلْأَرْضِ جَمِیعاً ثُمَّ یُنْجِیهِ (14) کَلاّٰ إِنَّهٰا لَظیٰ (15) نَزّٰاعَةً لِلشَّویٰ (16) تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَ تَوَلّٰی (17) وَ جَمَعَ فَأَوْعیٰ (18) إِنَّ اَلْإِنْسٰانَ خُلِقَ هَلُوعاً (19) إِذٰا مَسَّهُ اَلشَّرُّ جَزُوعاً (20) وَ إِذٰا مَسَّهُ اَلْخَیْرُ مَنُوعاً (21) إِلاَّ اَلْمُصَلِّینَ (22) اَلَّذِینَ هُمْ عَلیٰ صَلاٰتِهِمْ دٰائِمُونَ (23)
قوله تعالی
سَأَلَ سٰائِلٌ بِعَذٰابٍ وٰاقِعٍ لِلْکٰافِرینَ لَیْسَ لَهُ دٰافِعٌ مِنَ اللّٰهِ ذِی الْمَعٰارِجِ سائلی درخواست نمود از عذابی که واقع خواهد شد برای کافران و کسی نمیتواند دفع کند آنرا، آنعذاب از قهر خدای صاحب درجات است-.
طبرسی از حسین بن محمد روایت کرده گفت از سفیان بن عینیه سؤال نمودم آیه فوق در باره چه کسی نازل شده جواب داد سؤال کردی از چیزی که پیش از تو کسی این سؤال را از من ننمود خبر داد مرا حضرت صادق علیه السّلام از پدرانش چون رسول خدا روز غدیر خم دست امیر المؤمنین علیه السّلام را گرفت و بلند کرد در حضور مردم و فرمود هر کس من مولای او هستم علی نیز مولای او است و منصوب نمود آنحضرت را بامامت آشکارا و در قبایل عرب منتشر شد حارث بن نعمان فهری حضور پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم آمد عرض کرد ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم امر نمودی ما را بگفتن
اشهد ان لا اله الا اللّه و ان محمدا رسول اللّه قبول کردیم و گردن نهادیم دیگر امر کردی در پنج وقت نماز بجا آوریم پذیرفتیم امر بزکوة و روزه و حج و سایر واجبات فرمودی اطاعت نمودیم،بتمام اینها راضی نشدی،تا بازوی پسر عمت علی را گرفتی و بالای منبر بلند کردی و او را بامامت و وصایت منصوب نمودی این کار را از طرف خود انجام دادی یا خدای تعالی تو را بآن امر نمود؟رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود بآنخدائی که
جز او خدائی نیست من بامر و فرمان پروردگار علی را منصوب نمودم حارث روی بر گردانید و گفت اَللّٰهُمَّ إِنْ کٰانَ هٰذٰا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِکَ فَأَمْطِرْ عَلَیْنٰا حِجٰارَةً مِنَ السَّمٰاءِ أَوِ ائْتِنٰا بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ پروردگارا اگر آنچه محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم میگوید در باره علی از جانب تو و بر حق است پس از آسمان بر سر ما سنگی ببار یا بعذاب دردناکی گرفتار کن ما را هنوز براحله خود نرسیده بود که سنگی از آسمان فرود آمد و بر سر او اصابت کرد و آنا بهلاکت رسید خدای تعالی آیه فوق را نازل نمود-.
در کافی ذیل آیه لِلْکٰافِرینَ لَیْسَ لَهُ دٰافِعٌ از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود سوگند بخدا جبرئیل آیه مزبور را بطریق ذیل نازل نموده:
للکافرین بولایة علی لیس له دافع و در صحف حضرت فاطمه همین طور ثابت است و سبب نزول آیه را در سوره انفال مفصلا بیان نمودیم.
تَعْرُجُ الْمَلاٰئِکَةُ وَ الرُّوحُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کٰانَ مِقْدٰارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَةٍ فَاصْبِرْ صَبْراً جَمِیلاً إِنَّهُمْ یَرَوْنَهُ بَعِیداً وَ نَرٰاهُ قَرِیباً یَوْمَ تَکُونُ السَّمٰاءُ کَالْمُهْلِ وَ تَکُونُ الْجِبٰالُ کَالْعِهْنِ وَ لاٰ یَسْئَلُ حَمِیمٌ حَمِیماً فرشتگان و روح الامین برای گرفتن فرمان بسوی عرش بالا
روند در روز که مقدارش پنجاه هزار سال است از سالهای دنیا و این عروج از زیر زمین تا بالای آسمان هفتم باشد برای فرمان امر الهی و آنچه در سوره سجده فرمود فِی یَوْمٍ کٰانَ مِقْدٰارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مراد بالا رفتن فرشتگان باشد از زمین تا آسمان اول در صعود و نزول چنانچه بیان آن در سوره سجده گذشت و مقصود آنست اگر انسانی بخواهد از اسفل زمین تا فوق آسمان هفتم سیر کند این مسافت را باید در پنجاه هزار سال طی نماید و بعضی گفتند مراد از آیه آنست اگر حساب خلایق بخواهند در دنیا بکشند یا تفویض کنند آنرا بانسانی پنجاه هزار سال طول بکشد چنانچه طبرسی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود اگر متصدی حساب خلایق غیر از خدای تعالی باشد پنجاه هزار سال طول کشد ولی خداوند در مدت یک ساعت از حساب خلایق فارغ شود و فرمود روز قیامت بنصف نرسد مگر آنکه اهل بهشت در بهشت و اهل جهنم در جهنم قرار بگیرد و بعض دیگر گفتند معنای آیه آنست ابتداء نزول فرشتگان بدنیا برای رسانیدن اوامر و نواهی و قضای اللهی بین
خلایق تا آخر عروج آنها بآسمان که روز قیامت است پنجاه هزار سال خواهد بود پس مقدار دنیا پنجاه هزار سال است و معلوم نیست چه مقدار گذشته است و چه مقدار باقی مانده-.
در کافی ذیل آیه مزبور از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر گاه یکی از شما مردم حاجتی از خدا طلب میکند و میخواهد حاجتش بر آورده شود باید بکلی از مردم چشم بپوشد و مأیوس گردد و امیدواری او بجز خدا نباشد و خداوند از از دل او آگاه است اگر چنین باشد پروردگار حاجت او را روا کند و فرمود ایمردم حساب نفس خود کنید پیش از آنکه بحساب شما برسند بدانید از برای قیامت پنجاه موقف است هر موقفی هزار سال طول بکشد پس از آن آیه را تلاوت فرمودند-.
و از ابو سعید حذری روایت کرده که حضور پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم عرض کردم چقدر روز حساب طولانی است فرمود بآنخدائیکه جانم در دست قدرت او است آن روز برای مؤمن کمتر است از بجا آوردن نماز واجب در دنیا-.
ایرسول ما صبر کن صبر نیکو،و صبر نیکو آنست که بدون جزع باشد این کافران روز قیامت را دور میبینند و ما آنرا نزدیک میبینیم برای آنکه هر چه
آمدنی است نزدیک باشد یاد کن روزی که آسمان با آن عظمت از هول چون زر گداخته شود و کوهها بآن سختی چون پشم زده پراکنده شود نپرسد هیچ خویشی از خویشاوند خود در اثر آنچه بخود مشغول باشد آنروز چون حقیقت حال را بآنها بنمایند کافر بدکار آرزو کند که ایکاش توانستی فرزندانش را فدای خود سازد و از عذاب برهد و هم زن و برادرش و خویشان و طایفهای که همیشه حمایتش میکردند و هر کس که روی زمین است همه را فدای خود گرداند تا از عذاب آنروز نجات یابد و هرگز بفدا نجات نیابد و آتش دوزخ بر او سخت شعله ور است و سر و صورت و اندامش را تمام بسوزاند هر کس که از ایمان دوری جسته و بر گردیده و پشت بر او کرده دوزخ بسوی خود بخواند چه این کافران مال دنیا را جمع کرده و همه را ذخیره نمود و در راه خدا اتفاق نکردند پس از آن وصف آدمی کرد و فرمود انسان را حریص آفریدهاند و حرص او بر حرام بیشتر است از حلال و چون باو بدی رسد جزع کند و اگر نیکی برسد بخل ورزد مقصود از شرّ در این آیه فقر و احتیاج است و مراد از خیر غنا و ثروت است آنگاه خارج کرد از این قبیل مردم نماز گذاران را و فرمود مگر آنهائیکه پیوسته در نماز و طاعت خدا عمر خود را میگذارند-.
ابن بابویه در تفسیر آیه اَلَّذِینَ هُمْ عَلیٰ صَلاٰتِهِمْ دٰائِمُونَ از حضرت موسی بن جعفر
علیه السّلام روایت کرده فرمود منظور از آیه شیعیان ما هستند که در شبانه روز پنجاه رکعت نماز بجا میآورند یعنی واجبات پنجگانه را با نوافل مرتّبه آنها ادا میکنند-.
وَ اَلَّذِینَ فِی أَمْوٰالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ (24) لِلسّٰائِلِ وَ اَلْمَحْرُومِ (25) وَ اَلَّذِینَ یُصَدِّقُونَ بِیَوْمِ اَلدِّینِ (26) وَ اَلَّذِینَ هُمْ مِنْ عَذٰابِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ (27) إِنَّ عَذٰابَ رَبِّهِمْ غَیْرُ مَأْمُونٍ (28) وَ اَلَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حٰافِظُونَ (29) إِلاّٰ عَلیٰ أَزْوٰاجِهِمْ أَوْ مٰا مَلَکَتْ أَیْمٰانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ (30) فَمَنِ اِبْتَغیٰ وَرٰاءَ ذٰلِکَ فَأُولٰئِکَ هُمُ اَلعٰادُونَ (31) وَ اَلَّذِینَ هُمْ لِأَمٰانٰاتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ رٰاعُونَ (32) وَ اَلَّذِینَ هُمْ بِشَهٰادٰاتِهِمْ قٰائِمُونَ (33) وَ اَلَّذِینَ هُمْ عَلیٰ صَلاٰتِهِمْ یُحٰافِظُونَ (34) أُولٰئِکَ فِی جَنّٰاتٍ مُکْرَمُونَ (35)
در کافی ذیل آیه وَ الَّذِینَ فِی أَمْوٰالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسّٰائِلِ وَ الْمَحْرُومِ از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود خداوند از برای فقرا در اموال اغنیاء حقی واجب نموده که بواسطه اداء آن ستایش کرده نمیشود و آن حق زکوة است بدادن زکوة خون آنها محفوظ میشود و مسلمان بآنها میگویند و حق معلوم،غیر زکوة است و آن چیزیست که شخص بقدر وسع و استطاعت مالش بر خود واجب میکند اگر بخواهد در هر روز و یا در هر جمعه و هفته و یا در هر ماه ادا میکند آنرا-.
سائل کسی است که از مردم طلب و درخواست میکند و محروم آنست که از پیشه و حرفه و کد یمین ممنوع و محروم است و ذیل آیه وَ الَّذِینَ یُصَدِّقُونَ بِیَوْمِ الدِّینِ از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود مراد از دین در این آیه روز ظهور و خروج حضرت قائم حجة علیه السّلام است.
وَ الَّذِینَ هُمْ مِنْ عَذٰابِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ إِنَّ عَذٰابَ رَبِّهِمْ غَیْرُ مَأْمُونٍ این آیه عطف است بر آیه اَلَّذِینَ هُمْ عَلیٰ صَلاٰتِهِمْ یعنی مگر غیر مأمون؟و آنانکه از قهر و عذاب خدای خود
میترسند چه از عذاب خدا هیچکس ایمن نیست.
وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حٰافِظُونَ إِلاّٰ عَلیٰ أَزْوٰاجِهِمْ أَوْ مٰا مَلَکَتْ أَیْمٰانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ فَمَنِ ابْتَغیٰ وَرٰاءَ ذٰلِکَ فَأُولٰئِکَ هُمُ العٰادُونَ آنهائیکه فرجها و اندام خود را از شهوت رانی نگاه میدارند جز بر زنان و کنیزان ملکی خود که حلالست بر ایشان و شهوت رانی با آنها هیچ ملامتی ندارد و هر کس جز این چیزی طلب کند که حلال بر او نباشد متجاوز و ستمکار است و بر خود ظلم کرده و حفظ نفس خود را ناقص نموده-1-در کافی ذیل آیه مزبور از ابی ساره روایت کرده گفت سؤال نمودم از حضرت صادق علیه السّلام متعه با زنان حلال است؟فرمود بلی لکن تزویج نکن مگر زنان عفیفه را و نگذار فرج خود را در محلیکه اطمینان بر دراهم خود نداری یعنی با زنان متهمه بسرقت و ناموس فروش ازدواج نکن.
وَ الَّذِینَ هُمْ لِأَمٰانٰاتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ رٰاعُونَ وَ الَّذِینَ هُمْ بِشَهٰادٰاتِهِمْ قٰائِمُونَ وَ الَّذِینَ هُمْ عَلیٰ صَلاٰتِهِمْ یُحٰافِظُونَ أُولٰئِکَ فِی جَنّٰاتٍ مُکْرَمُونَ و مگر آنانکه عهدهای خود و امانتهای مردم را رعایت و نگاهدارند و کسانیکه برای اداء شهادت بحق قیام کنند و آنهائیکه بر نماز محافظت میکنند تا در اوقاتشان بجا آورند و کسانیکه جامع این خصال باشند در باغهای بهشت عزیز و مکرمند-.
ابن بابویه ذیل آیه وَ الَّذِینَ هُمْ عَلیٰ صَلاٰتِهِمْ یُحٰافِظُونَ از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام روایت کرده فرمود کسانیکه از شیعیان ما نماز پنجگانه را در اوقاتشان بجا آورند و عارف بحق نماز باشند و کاری را بر نماز مقدم ندارند در نامه اعمال آنها بیزاری از آتش دوزخ را برای ایشان بنویسند و آنهائیکه نماز را بجای میآورند ولی کارهای خود را بر آن مقدم میدارند اگر بخواهد خداوند آنان را بیامرزد و اگر بخواهد نمیآمرزد.
فَمٰا لِ اَلَّذِینَ کَفَرُوا قِبَلَکَ مُهْطِعِینَ (36) عَنِ اَلْیَمِینِ وَ عَنِ اَلشِّمٰالِ عِزِینَ (37) أَ یَطْمَعُ کُلُّ اِمْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ یُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِیمٍ (38) کَلاّٰ إِنّٰا خَلَقْنٰاهُمْ مِمّٰا یَعْلَمُونَ (39) فَلاٰ أُقْسِمُ بِرَبِّ اَلْمَشٰارِقِ وَ اَلْمَغٰارِبِ إِنّٰا لَقٰادِرُونَ (40) عَلیٰ أَنْ نُبَدِّلَ خَیْراً مِنْهُمْ وَ مٰا نَحْنُ بِمَسْبُوقِینَ (41) فَذَرْهُمْ یَخُوضُوا وَ یَلْعَبُوا حَتّٰی یُلاٰقُوا یَوْمَهُمُ اَلَّذِی یُوعَدُونَ (42) یَوْمَ یَخْرُجُونَ مِنَ اَلْأَجْدٰاثِ سِرٰاعاً کَأَنَّهُمْ إِلیٰ نُصُبٍ یُوفِضُونَ (43) خٰاشِعَةً أَبْصٰارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذٰلِکَ اَلْیَوْمُ اَلَّذِی کٰانُوا یُوعَدُونَ (44)
فَمٰا لِ الَّذِینَ کَفَرُوا قِبَلَکَ مُهْطِعِینَ عَنِ الْیَمِینِ وَ عَنِ الشِّمٰالِ عِزِینَ أَ یَطْمَعُ کُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ یُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِیمٍ کَلاّٰ إِنّٰا خَلَقْنٰاهُمْ مِمّٰا یَعْلَمُونَ سبب نزول آیه آن بود مشرکین و منافقین پیرامون پیغمبر اکرم جمع میشدند و استهزاء باو و اصحاب میکردند و میگفتند اگر چنان است که محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم میگوید اینان به بهشت خواهند رفت ما پیش از این مؤمنین به بهشت خواهیم رفت و جای ما بهتر از ایشان باشد پروردگار آیه را نازل نمود و فرمود آیا طمع دارند این منافقین و مشرکین که در بهشت با ناز و نعمت داخل شوند هرگز این نشود چه آنها خود میدانند که ما ایشان را از نطفه و علقه آفریدهایم پس کسی مستوجب بهشت نمیشود بنسب که اصل خلقت یکی است بلکه بطاعت و عمل صالح مستوجب بهشت میشوند.
فَلاٰ أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشٰارِقِ وَ الْمَغٰارِبِ إِنّٰا لَقٰادِرُونَ عَلیٰ أَنْ نُبَدِّلَ خَیْراً مِنْهُمْ وَ مٰا نَحْنُ بِمَسْبُوقِینَ سوگند به پروردگار مشرق و مغربهای عالم که ما قادریم آنها را هلاک سازیم و بجای ایشان خلقی بهتر از آنها بیافرینیم و هرگز کسی در قدرت بر ما پیشی نخواهد یافت-.
شرف الدین نجفی ذیل آیه فوق از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود مشارق در این آیه پیغمبران و مغارب اوصیاء آنها میباشند-.
فَذَرْهُمْ یَخُوضُوا وَ یَلْعَبُوا حَتّٰی یُلاٰقُوا یَوْمَهُمُ الَّذِی یُوعَدُونَ یَوْمَ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْدٰاثِ سِرٰاعاً کَأَنَّهُمْ إِلیٰ نُصُبٍ یُوفِضُونَ خٰاشِعَةً أَبْصٰارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذٰلِکَ الْیَوْمُ الَّذِی کٰانُوا یُوعَدُونَ پس از آن برای تهدید میفرماید ایرسول ما رها کن این کفار و منافقین را بازی کنند در دنیا و دل بآن بندند تا ملاقات کنند روزی را که
وعده عذاب بآنها دادهاند آنروز بشتاب سر از قبرها بر آورده و بسوی معبودان باطل و نتیجه اعمال زشت خود بسرعت بروند در حالیکه چشمان آنها از هول و ترس قیامت بخواری فرو رفته و ذلت کفر و نافرمانی بر ایشان احاطه کرده این همان روزیست که رسولان حق بآنها وعده داده بودند-.
شرف الدین نجفی ذیل آیه ذٰلِکَ الْیَوْمُ الَّذِی کٰانُوا یُوعَدُونَ از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود روز موعود روز ظهور و خروج حضرت قائم حجت عجل اللّه تعالی فرجه الشریف میباشد.
پایان سوره معارج
در مکه نازل شده و بیست و نه آیه و دویست و بیست و چهار کلمه و نهصد و بیست و نه حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره نوح را قرائت کند در نمازهای واجب خود خداوند در بهشت دویست حور العین باو تزویج نماید و هر کس شب و روز مداومت کند بر قرائت این سوره نمیرد تا آنکه جایگاه خود را در بهشت مشاهده کند و هر کس آن را قرائت کند و در خاتمه قرائت حاجات خود را از خداوند طلب نماید بر آورده شود و هر کس ایمان بخدا دارد تلاوت این سوره را رها نکند و او از کسانی باشد که درک نموده دعوت نوح را.
خلاصه مطالب این سوره در بعثت نوح و تبلیغ او است و تکذیب کردن و ایمان نیاوردن مردم به آن حضرت و هلاک و غرق شدن آنها است.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ (1) قٰالَ یٰا قَوْمِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ (2) أَنِ اُعْبُدُوا اَللّٰهَ وَ اِتَّقُوهُ وَ أَطِیعُونِ (3) یَغْفِرْ لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ یُؤَخِّرْکُمْ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی إِنَّ أَجَلَ اَللّٰهِ إِذٰا جٰاءَ لاٰ یُؤَخَّرُ لَوْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (4) قٰالَ رَبِّ إِنِّی دَعَوْتُ قَوْمِی لَیْلاً وَ نَهٰاراً (5) فَلَمْ یَزِدْهُمْ دُعٰائِی إِلاّٰ فِرٰاراً (6) وَ إِنِّی کُلَّمٰا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصٰابِعَهُمْ فِی آذٰانِهِمْ وَ اِسْتَغْشَوْا ثِیٰابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَ اِسْتَکْبَرُوا اِسْتِکْبٰاراً (7) ثُمَّ إِنِّی دَعَوْتُهُمْ جِهٰاراً (8) ثُمَّ إِنِّی أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرٰاراً (9) فَقُلْتُ اِسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کٰانَ غَفّٰاراً (10) یُرْسِلِ اَلسَّمٰاءَ عَلَیْکُمْ مِدْرٰاراً (11)
قوله تعالی إِنّٰا أَرْسَلْنٰا نُوحاً إِلیٰ قَوْمِهِ أَنْ أَنْذِرْ قَوْمَکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَأْتِیَهُمْ عَذٰابٌ أَلِیمٌ قٰالَ یٰا قَوْمِ إِنِّی لَکُمْ نَذِیرٌ مُبِینٌ أَنِ اعْبُدُوا اللّٰهَ وَ اتَّقُوهُ وَ أَطِیعُونِ یَغْفِرْ
لَکُمْ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ یُؤَخِّرْکُمْ إِلیٰ أَجَلٍ مُسَمًّی إِنَّ أَجَلَ اللّٰهِ إِذٰا جٰاءَ لاٰ یُؤَخَّرُ لَوْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ما نوح را برسالت بسوی قومش فرستادیم و گفتیم که آنها را پند و اندرز بدهد و بترساند پیش از آنکه عذاب دردناکی بایشان برسند نوح بسوی آنها رفت و گفت ای امت،من شما را با بیانی روشن از عذاب قهر خدا میترسانم خدا را بیکتائی بپرستید و از معاصی او اجتناب کنید و فرمان من ببرید چه فرمان پیغمبر فرمان خدا است تا خدا شما را بیامرزد و عمرتان را تا وقت معین و طبیعی بتأخیر اندازد و اجل الهی چون وقتش رسد تأخیر در آن نباشد اگر بدانید-.و این آیه دلیل است بر ثابت بودن دو اجل یکی ادنی و دیگری اقصی و اقصی مشروط است بایمان و تقوی و عبادت خداوند چون ایمان نیاوردند و تقوی را پیشه خود نساختند باجل اقصی نرسیدند و باجل اول هلاک و غرق شدند قٰالَ رَبِّ إِنِّی دَعَوْتُ قَوْمِی لَیْلاً وَ نَهٰاراً فَلَمْ یَزِدْهُمْ دُعٰائِی إِلاّٰ فِرٰاراً وَ إِنِّی کُلَّمٰا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصٰابِعَهُمْ فِی آذٰانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِیٰابَهُمْ وَ أَصَرُّوا وَ اسْتَکْبَرُوا اسْتِکْبٰاراً ثُمَّ إِنِّی دَعَوْتُهُمْ جِهٰاراً ثُمَّ إِنِّی أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرٰاراً فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کٰانَ غَفّٰاراً نوح گفت:پروردگارا من آنچه قوم را شب و روز دعوت میکنم دعوت من جز بر فرار و دوری آنها نمیافزاید و هر چه آنان را بمغفرت و آمرزش تو خواندم انگشتها در گوش نهادند و جامه برخسار کشیدند و بر کفر اصرار و لجاجت کردند و سخت راه تکبر و نخوت پیمودند باز هم ایشان را بصدای بلند
دعوت کردم اجابت نکردند آنگاه آشکارا دعوت نمودم و در خلوت و پنهان بهر وجه که ممکن بود دعوت کردم و گفتم ایمردم بدرگاه خدای خود توبه کنید و آمرزش طلبید که او بسیار خدای آمرزنده است.
در کافی از سعید بن یسار روایت کرده گفت حضور حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم از برای من فرزند متولد نمیشود فرمود هر شب صد مرتبه استغفار کن و اگر فراموش کردی در روز بگو چه خداوند میفرماید:
وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوٰالٍ وَ بَنِینَ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنّٰاتٍ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهٰاراً (12) مٰا لَکُمْ لاٰ تَرْجُونَ لِلّٰهِ وَقٰاراً (13) وَ قَدْ خَلَقَکُمْ أَطْوٰاراً (14) أَ لَمْ تَرَوْا کَیْفَ خَلَقَ اَللّٰهُ سَبْعَ سَمٰاوٰاتٍ طِبٰاقاً (15) وَ جَعَلَ اَلْقَمَرَ فِیهِنَّ نُوراً وَ جَعَلَ اَلشَّمْسَ سِرٰاجاً (16) وَ اَللّٰهُ أَنْبَتَکُمْ مِنَ اَلْأَرْضِ نَبٰاتاً (17) ثُمَّ یُعِیدُکُمْ فِیهٰا وَ یُخْرِجُکُمْ إِخْرٰاجاً (18) وَ اَللّٰهُ جَعَلَ لَکُمُ اَلْأَرْضَ بِسٰاطاً (19) لِتَسْلُکُوا مِنْهٰا سُبُلاً فِجٰاجاً (20) قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اِتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً (21) وَ مَکَرُوا مَکْراً کُبّٰاراً (22) وَ قٰالُوا لاٰ تَذَرُنَّ آلِهَتَکُمْ وَ لاٰ تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لاٰ سُوٰاعاً وَ لاٰ یَغُوثَ وَ یَعُوقَ وَ نَسْراً (23)
وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوٰالٍ وَ بَنِینَ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنّٰاتٍ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهٰاراً استغفار کنید تا خداوند شما را بمال بسیار و پسران متعدد کمک فرماید و باغهای خرم و نهرهای جاری بشما عطا کند و ابرش کلبی نیز شکایت کرد از بی فرزندی بحضرت باقر علیه السّلام آنحضرت هم همین دستور را باو داد:
مٰا لَکُمْ لاٰ تَرْجُونَ لِلّٰهِ وَقٰاراً وَ قَدْ خَلَقَکُمْ أَطْوٰاراً نوح بامت خود گفت چرا شما خدا را ببزرگی و عظمت یاد نمیکنید و حال آنکه خداوند شما را از نطفهای بانواع خلقت و اطوار گوناگون بیافرید نطفه را علقه و مضغه و عظام و لحم مبدل کرد آنگاه روح در او دمید طفل و کودک و جوان و پیر خرف گردانید.
أَ لَمْ تَرَوْا کَیْفَ خَلَقَ اللّٰهُ سَبْعَ سَمٰاوٰاتٍ طِبٰاقاً وَ جَعَلَ الْقَمَرَ فِیهِنَّ نُوراً وَ جَعَلَ الشَّمْسَ سِرٰاجاً وَ اللّٰهُ أَنْبَتَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَبٰاتاً ثُمَّ یُعِیدُکُمْ فِیهٰا وَ یُخْرِجُکُمْ إِخْرٰاجاً وَ اللّٰهُ جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ بِسٰاطاً لِتَسْلُکُوا مِنْهٰا سُبُلاً فِجٰاجاً آیا نمیبینید که خداوند چگونه هفت آسمان را بطبقاتی بسیار منظم و محکم آفرید و ماه را در آن نور دهنده و خورشید را چراغی فروزان ساخت و خدا شما را مانند نباتات مختلف از زمین برویانید پس از آن بار دیگر بزمین باز گرداند آنگاه شما را از خاک برانگیزد و بیرون آورد و خداوند زمین را برای شما بستر بگسترانید تا در آن راههای مختلف برای تحصیل معاش و معاد به پیمائید.
قٰالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مٰالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاّٰ خَسٰاراً وَ مَکَرُوا مَکْراً کُبّٰاراً وَ قٰالُوا لاٰ تَذَرُنَّ آلِهَتَکُمْ وَ لاٰ تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لاٰ سُوٰاعاً وَ لاٰ یَغُوثَ وَ یَعُوقَ وَ نَسْراً نوح گفت پروردگارا این قوم مخالفت کردند با من و پیروی کسانی شدند از ارباب دنیا که مال و فرزندان آنها را جز زیان کاری نیفزاید و بر ضد من بزرگترین مکر و حیله را بکار بردند.
مکر بزرگ آن بود که مردم دست فرزندان خود را میگرفتند و آنها را نزد نوح میبردند و میگفتند بفرزندان خود این مرد پس از مرگ ما شما را فریب
ندهد فرمان او را نبرید که جادوگر و دیوانه است سخنی نمیگوید که در آن خیر و صلاح باشد رؤسای امت نوح باتباع خود گفتند هرگز دست از خدایان خود بر ندارید و بت ود-و سواع و یغوث و یعوق و نسر را رها نکنید-.
ابن بابویه ذیل آیه فوق از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود پیش از نوح طائفهای از مؤمنین بودند که بسیار عبادت بجا میآوردند وفات کردند برادران ایشان سخت بر آنها اندوهناک شدند شیطان نزد ایشان آمد گفت محزون نشوید من تمثال آنها را برای شما میسازم تا انس بآن صورتها پیدا کنید چند بت بصورت آنها ساخت و نام آن مؤمنین را بر آن بتها گذاشت مردم به آن صورتها انس پیدا کردند و مشغول عبادت پروردگار شدند چون زمستان شد آن صورتها را داخل خانه کردند قرنی گذشت و آن مردم وفات نمودند شیطان نزد فرزندان آنها آمد بایشان گفت اینان خدایانی هستند که پدران شما آنها را پرستش مینمودند آنها آن صورتها را پرستش کردند و گمراه شدند و ابتداء بت پرستی از آن زمان شد خدای تعالی نوح را فرستاد تا آنها را بخدا پرستی دعوت کند
نوح هر چه ایشان را دعوت نمود نپذیرفتند لذا از خداوند هلاک آنها را خواست.
چون طوفان شد بتها در زیر خاک و گل پنهان شدند شیطان آنها را برای مشرکین عرب بیرون آورد حضرت باقر علیه السّلام فرمود:
ود بت طایفه کلاب و سواع بت قبیله هذیل و یغوث بت طایفه مراد و یعوق بت قبیله حمدان و نسر بت طایفه حصین بود.
در کافی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود قریش بتهای خود را اطراف خانه کعبه گذاشته بودند یغوث محاذی در خانه و یعوق طرف راست و نسر طرف چپ قرار داشت آنها را بمشک و عنبر خوشبو میکردند و اطراف آن بتها طواف مینمودند و میگفتند
اللهم لبیک لبیک لا شریک لک الا شریک لک الا شریک هو لک تملکه و مالک خداوند زنبورهای سبزی فرستاد تا آن مشک و عنبر بتها را بخورند و آیه ذیل را نازل کرد.
یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُبٰاباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَ إِنْ یَسْلُبْهُمُ الذُّبٰابُ شَیْئاً لاٰ یَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطّٰالِبُ وَ الْمَطْلُوبُ سوره حج آیه 73 ای مردم مشرک باین مثل که زده شده برای شما
گوش فرا دارید آن بتها که بدون خدا میخوانید هرگز بر خلقت مگسی هر چند همه اجتماع کنند قادر نیستند و اگر مگس ناتوان چیزی از آنها بگیرد قدرت بر باز گرفتن آنرا ندارند طالب و مطلوب که عبارت از عابد و معبود است هر دو ناتوانند.
وَ قَدْ أَضَلُّوا کَثِیراً وَ لاٰ تَزِدِ اَلظّٰالِمِینَ إِلاّٰ ضَلاٰلاً (24) مِمّٰا خَطِیئٰاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نٰاراً فَلَمْ یَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ أَنْصٰاراً (25) وَ قٰالَ نُوحٌ رَبِّ لاٰ تَذَرْ عَلَی اَلْأَرْضِ مِنَ اَلْکٰافِرِینَ دَیّٰاراً (26) إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبٰادَکَ وَ لاٰ یَلِدُوا إِلاّٰ فٰاجِراً کَفّٰاراً (27) رَبِّ اِغْفِرْ لِی وَ لِوٰالِدَیَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ اَلْمُؤْمِنٰاتِ وَ لاٰ تَزِدِ اَلظّٰالِمِینَ إِلاّٰ تَبٰاراً (28)
وَ قَدْ أَضَلُّوا کَثِیراً وَ لاٰ تَزِدِ الظّٰالِمِینَ إِلاّٰ ضَلاٰلاً و آنها بسیاری از خلق را گمراه کردند یعنی در اثر پرستش بت بسیاری گمراه شدند و نسبت دادن گمراهی به بتها با آنکه جمادند برای آنست که سبب گمراهی،بتها بودند نظیر آیه رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ کَثِیراً مِنَ النّٰاسِ آنگاه نوح بر آنقوم نفرین کرد و گفت پروردگارا ستمکاران را میفزا جز هلاکت و آنها از زیادی کفر و معصیت عاقبت در دریا غرق شدند و به آتش دوزخ در افتادند و جز خدا هیچ یار و یاوری نیافتند.
وَ قٰالَ نُوحٌ رَبِّ لاٰ تَذَرْ عَلَی الْأَرْضِ مِنَ الْکٰافِرِینَ دَیّٰاراً إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبٰادَکَ وَ لاٰ یَلِدُوا إِلاّٰ فٰاجِراً کَفّٰاراً نوح گفت پروردگارا رها مکن بر روی زمین از کافران کسی را یعنی هیچکس را باقی مگذار چه اگر باقی گذاری بندگان با ایمان را گمراه میکنند و فرزندی هم جز بدکار کافر نزایند و جمله اخیر خبر دادن از غیب است چه خدای تعالی خبر داد نوح را که ایمان نیاورند هرگز قومت.
علی بن ابراهیم ذیل آیه فوق از صالح بن میثم روایت کرده گفت حضور حضرت باقر علیه السّلام عرض کردم نوح از کجا دانست که آن مردم جز فاجر و کافر فرزند نزایند فرمود مگر نشنیدی قول خداوند را که میفرماید از برای نوح لَنْ یُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِکَ إِلاّٰ مَنْ قَدْ آمَنَ .
رَبِّ اغْفِرْ لِی وَ لِوٰالِدَیَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِناً وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ وَ لاٰ تَزِدِ الظّٰالِمِینَ إِلاّٰ تَبٰاراً پس از آن نوح برای خود و پدر و مادر و مؤمنین دعای خیر نمود و گفت پروردگارا من و پدر و مادرم را و هر کس که در خانه من آید و مؤمن باشد و مردان و زنان با ایمان را بیامرز و ببخش و ستمکاران را جز بر هلاک و عذابشان میفزای.
در کافی ذیل آیه فوق از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود مقصود از بیت در اینجا ولایت است و هر کس داخل در ولایت شد در خانه پیغمبران وارد شده است و مراد از مؤمنین امیر المؤمنین علیه السّلام و مؤمنات حضرت فاطمه علیها سلام است و قصد نموده از ظالمین در آیه آخر ستمکاران آل محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را و کسانی که بر اهل بیت ظلم و ستم نموده و حقوق آن بزرگواران را غصب کردند.
پایان سوره نوح
در مکه نازل شده و بیست و هشت آیه و دویست و هشتاد و پنج کلمه و هشتصد و هفتاد حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن،ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس بسیار سوره جن را تلاوت کند از اذیت و آزار اجنه و سحر جادو گران محفوظ بماند و در امان باشد و در مکانیکه جنیان هستند اگر این سوره را قرائت کند از آنجا بروند و پراکنده شوند و اگر بخواند آن را و وارد بر پادشاه بشود از شر آن در امان باشد و اگر محبوس این سوره را قرائت کند خداوند آسان کند بر او بیرون آمدن از حبس را و اگر در حال تنگی معیشت قرائت کند آن را پروردگار فرج و گشایش باو عطا فرماید و در خواص قرائت آن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس این سوره را قرائت کند خداوند بتعداد جنیانی که به رسول خدا ایمان آوردهاند اجر و ثواب باو مرحمت فرماید.
خلاصه مطالب سوره جن عبارت است از داستان ایمان آوردن اجنه در اثر گوش فرا دادن بقرآن و قدرت پروردگار بر سود و زیان رسانیدن بر بندگان و کیفر گناهکاران و جز خداوند کسی بر قیام قیامت آگاه نیست و غیر از خدا و
برگزیدگان او کسی دانای بغیب نیست.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اِسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ اَلْجِنِّ فَقٰالُوا إِنّٰا سَمِعْنٰا قُرْآناً عَجَباً (1) یَهْدِی إِلَی اَلرُّشْدِ فَآمَنّٰا بِهِ وَ لَنْ نُشْرِکَ بِرَبِّنٰا أَحَداً (2) وَ أَنَّهُ تَعٰالیٰ جَدُّ رَبِّنٰا مَا اِتَّخَذَ صٰاحِبَةً وَ لاٰ وَلَداً (3) وَ أَنَّهُ کٰانَ یَقُولُ سَفِیهُنٰا عَلَی اَللّٰهِ شَطَطاً (4) وَ أَنّٰا ظَنَنّٰا أَنْ لَنْ تَقُولَ اَلْإِنْسُ وَ اَلْجِنُّ عَلَی اَللّٰهِ کَذِباً (5) وَ أَنَّهُ کٰانَ رِجٰالٌ مِنَ اَلْإِنْسِ یَعُوذُونَ بِرِجٰالٍ مِنَ اَلْجِنِّ فَزٰادُوهُمْ رَهَقاً (6) وَ أَنَّهُمْ ظَنُّوا کَمٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ یَبْعَثَ اَللّٰهُ أَحَداً (7) وَ أَنّٰا لَمَسْنَا اَلسَّمٰاءَ فَوَجَدْنٰاهٰا مُلِئَتْ حَرَساً شَدِیداً وَ شُهُباً (8) وَ أَنّٰا کُنّٰا نَقْعُدُ مِنْهٰا مَقٰاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ یَسْتَمِعِ اَلْآنَ یَجِدْ لَهُ شِهٰاباً رَصَداً (9) وَ أَنّٰا لاٰ نَدْرِی أَ شَرٌّ أُرِیدَ بِمَنْ فِی اَلْأَرْضِ أَمْ أَرٰادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَداً (10) وَ أَنّٰا مِنَّا اَلصّٰالِحُونَ وَ مِنّٰا دُونَ ذٰلِکَ کُنّٰا طَرٰائِقَ قِدَداً (11) وَ أَنّٰا ظَنَنّٰا أَنْ لَنْ نُعْجِزَ اَللّٰهَ فِی اَلْأَرْضِ وَ لَنْ نُعْجِزَهُ هَرَباً (12) وَ أَنّٰا لَمّٰا سَمِعْنَا اَلْهُدیٰ آمَنّٰا بِهِ فَمَنْ یُؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلاٰ یَخٰافُ بَخْساً وَ لاٰ رَهَقاً (13)
قوله تعالی قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقٰالُوا إِنّٰا سَمِعْنٰا قُرْآناً عَجَباً یَهْدِی إِلَی الرُّشْدِ فَآمَنّٰا بِهِ وَ لَنْ نُشْرِکَ بِرَبِّنٰا أَحَداً وَ أَنَّهُ تَعٰالیٰ جَدُّ رَبِّنٰا مَا اتَّخَذَ صٰاحِبَةً وَ لاٰ وَلَداً وَ أَنَّهُ کٰانَ یَقُولُ سَفِیهُنٰا عَلَی اللّٰهِ شَطَطاً ایرسول ما بمردم بگو مرا وحی رسید که طایفهای از جنیان بآیات قرآن هنگام قرائت من گوش دادند و پس از شنیدن گفتند ما قرآن عجیبی میشنویم این قرآن خلایق را براه خیر و صلاح هدایت و رهبری میکند بدین سبب ما بآن ایمان آورده و از این پس هرگز برای خدای خود شریک و انباز نخواهیم گرفت.همانا بزرگوار و بلند مرتبه و عظیم الشأن است پروردگار ما و هرگز همسر و جفت و فرزندی نگرفته است سفیهان و بیخردان ما بخدا دروغ بستهاند که نسبت فرزندی باو دادهاند-.
این آیه دلیل است بر آنکه پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم مبعوث شده بر جن و انس و دیگر آنکه جنیان دارای عقل و شعور هستند و مورد خطاب پروردگار واقع میشوند و آنها بلغات عرب عارف هستند و تمیز میدهند معجزه را از غیر آن و قوم خود را باسلام دعوت کردند و خبر دادند آنها را باعجاز قرآن و آنکه قرآن کلام پروردگار است چه آنکه کلام و گفتار بندگان سبب تعجب نمیشود و تعجب قرآن برای آنستکه از حد عادت از حیث تألیف و فصاحت خارج است و مباین است از
جهت لفظ و معنی و نظام با کلام مخلوق و کسی توانائی ندارد که آیه و سورهای مانند قرآن بیاورد و متضمن داستان گذشته و آینده است و جاری نموده آن را خدای تعالی بر دست کسیکه درس نخوانده و تحصیل دانش و آموزش ننموده و در میان مردم جزیرة العرب که ابدا بهرهای از علم و دانش نداشتند نشأ و نما کرده لذا بزرگ شمردند او را و تعجب کردند از بیان قرآن هنگامیکه شنیدند.
طبرسی از ابن عباس روایت کرده که پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم در ابتداء امر جنیان را ندید تا قرآن را بر آنها قرائت کند آنحضرت با جمعی از اصحاب بسوی بازار عکاظ تشریف بردند و چون مانع شدند از بالا رفتن جنیان و شیاطین بآسمان باز گشتند بسوی قوم خود بآنها گفتند ممنوع شدهایم از رفتن بآسمان و با تیر شهاب ما را راندند گفتند بیکدیگر متفرق شویم در اقطار عالم تا به بینیم چه حادثهای پیش آمده که در اثر آن ما را نمیگذارند بآسمان برویم آنها پراکنده شدند در روی زمین جمعی از ایشان آمدند بطرف تهامه تا رسیدند زیر درختی که در حوالی سوق عکاظ بود مشاهده کردند پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم با اصحاب مشغول نماز صبح است و در نماز تلاوت قرآن مینماید گوش فرا دادند بقرآن و شنیدند آیاتی
چند از قرآن را پس از آن رفتند و بقوم خود خبر دادند و گفتند مبعوث شدن محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم سبب شده که ما را نمیگذارند بآسمان بالا رویم و آنها نه نفر بودند از طایفه جنیان نصیبین و شیصبان که بزرگترین طایفه جنیان هستند-.
در تهذیب از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود دو چیز است هر گاه شخصی آنها را در نماز بخواند نمازش فاسد میشود یکی گفتن
تبارک اسمک و تعالی جدک و لا اله غیرک این سخن گفتار جنیان است و ندانستند که بخداوند جد نتوان گفت و پروردگار در این آیه حکایت قول جنیان را نموده و دیگر گفتن
السلام علینا و علی عباد اللّه الصالحین است یعنی در تشهد اکتفاء بآن کند و السلام علیک ایها النبی را نگوید-.
وَ أَنّٰا ظَنَنّٰا أَنْ لَنْ تَقُولَ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلَی اللّٰهِ کَذِباً وَ أَنَّهُ کٰانَ رِجٰالٌ مِنَ الْإِنْسِ یَعُوذُونَ بِرِجٰالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزٰادُوهُمْ رَهَقاً و ما چنین گمان کردیم که هیچ جن و انسی بر خدا دروغ نگوید لذا بقول آنها اعتماد کردیم اکنون دانستیم خلاف آن است که ایشان گفتند خدای را زن و فرزند است خداوند منزه است از آنکه برای او فرزند و همسری باشد و مردانی بودند از انسیان که بمردانی از جنیان پناه میبردند پس افزود آنها را سرکشی-.
علی بن ابراهیم ذیل آیه فوق از زراره روایت کرده که معنای آیه را از حضرت باقر علیه السّلام سؤال نمودم فرمود پیش از ولادت پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم مردم نزد اشخاص کاهن میرفتند و باو میگفتند بشیطان و جنی که رفیق تو است بگو فلانی پناه برده بتو و جنیان وارد میشدند بر کهنه و خبر میدادند آنها را باخبار آسمان و آنچه شنیده بودند از فرشتگان و کهنه آن اخبار را بمردم میگفتند چون پیغمبر متولد شد جنیان از رفتن بسوی آسمان منع شدند و آنها را راه ندادند و نگذاشتند اخبار آسمان را کشف کنند و بکهنه برسانند و ایشان بمردم بگویند لذا بعد از ولادت پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم کاهن از بین رفت-.
طبرسی از مجاهد روایت کرده گفت چون یکی از عربها هنگام مسافرت در بیابان خوف ناکی میرسید میگفت پناه میبرم به بزرگ این بیابان از شر سفیهان چون این سخن را میگفت یقین پیدا میکرد که او در امن و جوار آن بزرگ است و اول کسیکه پناه برد بجنیان طایفهای از اهل یمن و بنو حنیفه بودند پس از آن سرایت کرد بسایر عرب وَ أَنَّهُمْ ظَنُّوا کَمٰا ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ یَبْعَثَ اللّٰهُ أَحَداً و آنها هم مانند شما آدمیان
گمان کردند که خدای تعالی از مردگان در قیامت کسی را زنده نخواهد کرد یعنی چنانکه در میان شما کافرانی هستند که اعتقاد بمعاد و حشر و نشر ندارند و در میان ما جنیان نیز وجود دارد وَ أَنّٰا لَمَسْنَا السَّمٰاءَ فَوَجَدْنٰاهٰا مُلِئَتْ حَرَساً شَدِیداً وَ شُهُباً وَ أَنّٰا کُنّٰا نَقْعُدُ مِنْهٰا مَقٰاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ یَسْتَمِعِ الْآنَ یَجِدْ لَهُ شِهٰاباً رَصَداً وَ أَنّٰا لاٰ نَدْرِی أَ شَرٌّ أُرِیدَ بِمَنْ فِی الْأَرْضِ أَمْ أَرٰادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَداً جنیان گفتند ما خواستیم بآسمان بالا رویم یافتیم آن را که مملو بود از فرشتگان نگهبانان قوی و تیر شهاب آتشبار و پیش از این در کمین شنیدن سخنان آسمانی مینشستیم اکنون چون میخواهیم سخنان فرشتگان را بشنویم شهاب و ستارهای از آتش ما را منع کند و غرض جنیان از شنیدن سخنان فرشتگان آن بود که بمردم بگویند ما علم غیب میدانیم و آنها را در اشتباه اندازند چون خبری میشنیدند آن را بمردم میگفتند آنها هم گمان میکردند جنیان علم غیب میدانند- و ما هنوز نمیدانیم که آیا خدای تعالی برای اهل زمین چه میخواهد شر و بلا و نکبت و بیماری و تنگدستی با صلاح و رشد و تندرستی و توانگری-.
علی بن ابراهیم ذیل آیه فوق از ابن بکیر روایت کرده گفت شنیدم حضرت
باقر علیه السّلام قرائت نمود آیه را و فرمود سوگند بخدا پروردگار ارادۀ شر نمود برای مردم هنگامیکه آنها بیعت کردند با معاویه ملعون و رها کردند حضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام را وَ أَنّٰا مِنَّا الصّٰالِحُونَ وَ مِنّٰا دُونَ ذٰلِکَ کُنّٰا طَرٰائِقَ قِدَداً و در میان ما مانند انسان بعضی صالح و نیکو کار و بعضی دیگر فروتر باشند در صلاح ما و ما بر هواهای مختلف و فرقههای متشتت هستیم بعضی مؤمنین و طایفهای کافر و منافق بعضی مسلمان و جمعی یهود و ترسا و ما یقین داریم که هرگز خدا را عاجز نتوانیم کرد و از حکومت و اقتدار او نمیتوانیم گریخت و فرار نمود وَ أَنّٰا لَمّٰا سَمِعْنَا الْهُدیٰ آمَنّٰا بِهِ فَمَنْ یُؤْمِنْ بِرَبِّهِ فَلاٰ یَخٰافُ بَخْساً وَ لاٰ رَهَقاً و ما چون بآیات قرآن گوش دادیم هدایت یافته و ایمان آوردهایم و هر که بخدای خود ایمان آورد دیگر از نقصان خیر و ثواب و از رنج و عذاب بر خود نترسد-.
در کافی ذیل آیه مزبور از محمّد بن فضل روایت کرده که از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام معنای آیه را سؤال نمودم فرمود هدایت ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام
است آنها ایمان آوردند بولایت مولای ما و هر کس ایمان آورد بولایت ما آل محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم از عذاب و خسران نمیترسد فضیل میگوید بآنحضرت عرض کردم این معنا که فرمودید تنزیل آیه است فرمود خیر تأویل آیه میباشد عرض کردم حضورش معنای آیه لاٰ أَمْلِکُ لَکُمْ ضَرًّا وَ لاٰ رَشَداً چیست؟فرمود پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم مردم را دعوت نمود بسوی ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام قریش اجتماع کردند حضورش و گفتند ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ما را معاف بدار از ولایت علی بن أبی طالب علیه السّلام فرمود بامر خداست بمن ربطی ندارد آنحضرت را متهم کردند و از حضورش بیرون رفتند و اتهام ایشان آن بود که گفتند محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بر خدا دروغ بسته است در باره ولایت علی علیه السّلام خداوند آیه ذیل را نازل فرمود قُلْ إِنِّی لَنْ یُجِیرَنِی مِنَ اللّٰهِ أَحَدٌ وَ لَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً إِلاّٰ بَلاٰغاً مِنَ اللّٰهِ وَ رِسٰالاٰتِهِ وَ مَنْ یَعْصِ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نٰارَ جَهَنَّمَ خٰالِدِینَ فِیهٰا أَبَداً -آیه 22-23 همین سوره است،یعنی بگو ایرسول ما مرا چه کسی از قهر خدا میتواند در پناه بگیرد و بغیر او هیچ گریز گاهی هرگز نخواهم یافت تنها محل امن و پناه من رسانیدن احکام و اوامر خدا است و هر کس نافرمانی خدا و رسولش
را کند البته کیفر او آتش دوزخ است و در آنجا جاوید خواهد بود.
وَ أَنّٰا مِنَّا اَلْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا اَلْقٰاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولٰئِکَ تَحَرَّوْا رَشَداً (14) وَ أَمَّا اَلْقٰاسِطُونَ فَکٰانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً (15) وَ أَنْ لَوِ اِسْتَقٰامُوا عَلَی اَلطَّرِیقَةِ لَأَسْقَیْنٰاهُمْ مٰاءً غَدَقاً (16) لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ وَ مَنْ یُعْرِضْ عَنْ ذِکْرِ رَبِّهِ یَسْلُکْهُ عَذٰاباً صَعَداً (17) وَ أَنَّ اَلْمَسٰاجِدَ لِلّٰهِ فَلاٰ تَدْعُوا مَعَ اَللّٰهِ أَحَداً (18) وَ أَنَّهُ لَمّٰا قٰامَ عَبْدُ اَللّٰهِ یَدْعُوهُ کٰادُوا یَکُونُونَ عَلَیْهِ لِبَداً (19) قُلْ إِنَّمٰا أَدْعُوا رَبِّی وَ لاٰ أُشْرِکُ بِهِ أَحَداً (20) قُلْ إِنِّی لاٰ أَمْلِکُ لَکُمْ ضَرًّا وَ لاٰ رَشَداً (21) قُلْ إِنِّی لَنْ یُجِیرَنِی مِنَ اَللّٰهِ أَحَدٌ وَ لَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً (22) إِلاّٰ بَلاٰغاً مِنَ اَللّٰهِ وَ رِسٰالاٰتِهِ وَ مَنْ یَعْصِ اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نٰارَ جَهَنَّمَ خٰالِدِینَ فِیهٰا أَبَداً (23) حَتّٰی إِذٰا رَأَوْا مٰا یُوعَدُونَ فَسَیَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ نٰاصِراً وَ أَقَلُّ عَدَداً (24) قُلْ إِنْ أَدْرِی أَ قَرِیبٌ مٰا تُوعَدُونَ أَمْ یَجْعَلُ لَهُ رَبِّی أَمَداً (25) عٰالِمُ اَلْغَیْبِ فَلاٰ یُظْهِرُ عَلیٰ غَیْبِهِ أَحَداً (26) إِلاّٰ مَنِ اِرْتَضیٰ مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ یَسْلُکُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً (27) لِیَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسٰالاٰتِ رَبِّهِمْ وَ أَحٰاطَ بِمٰا لَدَیْهِمْ وَ أَحْصیٰ کُلَّ شَیْءٍ عَدَداً (28)
وَ أَنّٰا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا الْقٰاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولٰئِکَ تَحَرَّوْا رَشَداً وَ أَمَّا الْقٰاسِطُونَ فَکٰانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً و از ما جنیان بعضی مسلمانند و بعضی دیگر کافر و ستمکارند هر که اسلام آورد براه رشد و ثواب شتافته است اما ستمکاران هیزم دوزخ خواهند بود.
وَ أَنْ لَوِ اسْتَقٰامُوا عَلَی الطَّرِیقَةِ لَأَسْقَیْنٰاهُمْ مٰاءً غَدَقاً لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ وَ مَنْ یُعْرِضْ عَنْ ذِکْرِ رَبِّهِ یَسْلُکْهُ عَذٰاباً صَعَداً و اگر بر طریق حق ثابت و برقرار ماندند بجای آتش بآنها آب خوشگوار و بسیار بنوشانیم و تخصیص داد آب را از بین سایر نعمتها برای مناسبت و مطابق بودن با آتش که در آیه پیش گذشت و دیگر هر جا آب باشد درخت و نباتات هم میباشد و آنجا مال بسیار و عیش خوش باشد تا امتحان کند ایشان را در آن مال و نعمت و هر که از ذکر خدا اعراض کند خدای تعالی او را بعذابی بسیار سخت معذب گرداند-.
در کافی ذیل آیه مزبور از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود طریقه در این آیه ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام و ائمه بعد از آنحضرت میباشد اگر این مردم با استقامت و پایدار باشند بر ولایت ما ائمه خداوند بیاشامد دلهای آنها را از ایمان-.
طبرسی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود معنای آیه آنست اگر این مردم بر ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام و ائمه بعد از آنحضرت باقی و بر قرار بمانند خداوند بآنها علم و دانش بسیاری نصیب گرداند و آنها را از ائمه معصومین یاد گیرند و خداوند ایشان را آزمایش فرمود بوجود مقدس امیر المؤمنین علیه السّلام و فرزندان گرامش.
وَ أَنَّ الْمَسٰاجِدَ لِلّٰهِ فَلاٰ تَدْعُوا مَعَ اللّٰهِ أَحَداً سبب نزول آیه آن بود که جنیان حضور پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم عرض کردند ما چگونه حاضر شویم بنماز در مسجد عقب شما راه ما دور است آیه فوق نازل شد و فرمود تمام بقعههای زمین مختص خدا است شما نباید با خدای یکتا کسی دیگر را پرستش کنید-پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود خداوند زمین را برای من مسجد قرار داده و خاکش را طهور ساخته تا هر کجا
برسم خود و امت من نماز کنیم و هر جا آب نیافتیم بخاک تیمم نمائیم و ما حدیثی از حضرت جواد علیه السّلام در جواب سؤال معتصم عباسی در بخش دوم تفسیر ذیل آیه اَلسّٰارِقُ وَ السّٰارِقَةُ بیان نمودیم که فرمود آنحضرت مقصود از مساجد اعضاء هفت گانه است جبهه و کف دو دست و دو زانو و دو انگشت پاها که در موقع سجده باید در زمین قرار بگیرد-.
در کافی از حماد روایت کرده که روزی حضرت صادق علیه السّلام بمن فرمود ای حماد آیا نماز نیکو میتوانی بجا آوری عرض کردم کتاب حریز را در نماز حفظ نمودم فرمود باکی نیست بر تو ایحماد بلند شو نماز بخوان حماد میگوید در حضور آنحضرت نماز بجا آوردم فرمود ایحماد نمازت نیکو نیست چه قدر قبیح است برای مردی مانند شما که شصت یا هفتاد سال از عمرش بگذرد و نتواند نماز را با حدود و شرایط آن بجا آورد حماد میگوید خجل و شرمنده شدم و عرض کردم فدایت گردم مرا یاد بدهید آنحضرت ایستاد مقابل قبله و دستهای مبارک را در حالتی که انگشتانش منظم بود بیکدیگر قرار داد بدو طرف خود و فاصله میان قدمهایش پیش از سه انگشت باز نبود و تمام بدن مبارکش مستقیما مقابل قبله قرار گرفت و با حالت خشوع و خضوع فرمود اللّه اکبر پس از آن حمد و قُلْ هُوَ اللّٰهُ را با ترتیل قرائت نمود بعد بمقدار نفس کشیدن صبر کرد آنگاه دستها را محاذی صورت بلند کرد و
اللّه اکبر گفت پس از آن برکوع رفت زانوهای خود را بعقب برد و کفهای دست را در حالتی که انگشتانش باز بود روی زانو قرار داد و گردن را کشید بطوری پشت خود را مستوی کرد که اگر قطره آبی ریخته میشد همانجا قرار میگرفت و زایل نمیشد سه مرتبه گفت با ترتیل
سبحان ربی العظیم و بحمده پس از آن بلند شد و گفت
سمع اللّه لمن حمده بعد دستها را برای تکبیر محاذی صورت بلند کرد آنوقت بسجده رفت و کفهای دست را در حالیکه انگشتان مبارکش منضم بود بزمین گذاشت محاذی صورت سه مرتبه گفت
سبحان ربی الاعلی و بحمده و سجده نمود بر هشت موضع جبهه و دو کف دست و دو سر زانو و دو انگشت ابهام پا و سر بینی و فرمود سجده نمودن بر هفت موضع واجب است چنانچه فرمود خدای تعالی وَ أَنَّ الْمَسٰاجِدَ لِلّٰهِ فَلاٰ تَدْعُوا
مَعَ اللّٰهِ أَحَداً و نهادن بینی بر زمین مستحب است و بجز هشت موضع چیزی از بدن مبارکش در حال سجده بزمین قرار نگرفت سر از سجده برداشت پس از آنکه قرار گرفت بزمین در حال جلوس فرمود اللّه اکبر و نشست بطرف ران چپ بطوریکه ظاهر قدم راست بر باطن قدم چپ قرار گرفت و گفت
استغفر اللّه ربی و اتوب الیه تکبیر دیگر گفت در حال جلوس و سجده دوم رفت مانند اول ذکر سجود را گفت و چیزی از ذراعین خود را بزمین قرار نداد باین طریق دو رکعت نماز بجا آورد چون از نماز فارغ شد فرمود ایحماد باین کیفیت نماز بجا آور-.
و از حضرت رضا علیه السّلام روایت کرده فرمود مراد از مساجد ائمه و اوصیاء یکی بعد از دیگری میباشد و نباید بجز آنها کسی دیگر را امام و وصی دانست اگر کسی غیر از ائمه را امام بداند مثل آنست که برای خدا شریک قائل شده.
وَ أَنَّهُ لَمّٰا قٰامَ عَبْدُ اللّٰهِ یَدْعُوهُ کٰادُوا یَکُونُونَ عَلَیْهِ لِبَداً و چون بنده خاص خدا پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم قیام کرد تا مردم را بسوی خدا دعوت کند نزدیک بود قریش بر او حمله کنند و نور او را خاموش کنند و چون حضرتش مسلمانرا بسوی ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام دعوت مینمود منافقین خواستند او را از بین ببرند.
قُلْ إِنَّمٰا أَدْعُوا رَبِّی وَ لاٰ أُشْرِکُ بِهِ أَحَداً قُلْ إِنِّی لاٰ أَمْلِکُ لَکُمْ ضَرًّا وَ لاٰ رَشَداً قُلْ إِنِّی لَنْ یُجِیرَنِی مِنَ اللّٰهِ أَحَدٌ وَ لَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً إِلاّٰ بَلاٰغاً مِنَ اللّٰهِ وَ رِسٰالاٰتِهِ وَ مَنْ یَعْصِ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نٰارَ جَهَنَّمَ خٰالِدِینَ فِیهٰا أَبَداً در کافی ذیل آیه فوق از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام فرمود پس از آنکه قریش به پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم گفتند ای محمّد ما را معاف بدار از ولایت علی علیه السّلام فرمود من میرسانم بسوی شما آنچه را خداوند در باره ولایت علی علیه السّلام بمن امر فرموده و هر کس نافرمانی خدا و مرا کند در باره ولایت علی علیه السّلام در آتش دوزخ جاوید بماند و فرمود علی علیه السّلام قسمت کننده بهشت و دوزخ است. بدوزخ میگوید این شخص از برای تو و آن دیگر برای من منافقین عرض کردند چه زمان علی قسیم بهشت و دوزخ است و این وعده چه وقت خواهد بود آیه ذیل نازل شد و فرمود ایرسول ما رها کن آنها را روز که عذاب موعود خود را بچشم مشاهده کنند آنزمان میدانند که تو و آنها کدام یک یارانش ناتوانتر
و سپاهش کمتر است-.
امیر المؤمنین علیه السّلام هم بعمر فرمود ای پسر صهاک اگر عهد خدا و رسولش و کتاب پروردگار نبود که باید من مظلوم باشم همانا میدانستی کدام یک از ما ناتوان و یارانش کمتر است.
و چون رسول خدا بمنافقین خبر داد حوادثی که در زمان رجعت واقع میشود آنها گفتند رجعت چه وقت خواهد بود خداوند آیه ذیل را نازل نمود قُلْ إِنْ أَدْرِی أَ قَرِیبٌ مٰا تُوعَدُونَ أَمْ یَجْعَلُ لَهُ رَبِّی أَمَداً عٰالِمُ الْغَیْبِ فَلاٰ یُظْهِرُ عَلیٰ غَیْبِهِ أَحَداً إِلاّٰ مَنِ ارْتَضیٰ مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ یَسْلُکُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً فرمود ایرسول ما در جواب آنها بگو ندانم آنچه شما را وعده میدهند از خبر رجعت و قیامت و عذاب نزدیک است یا خدای تعالی آن را مدت بسیاری قرار داده است، از دانای غیب است و کسی را بر غیب خود آگاه نکند مگر آن را که او بر گزیند به پیغمبری و بر محافظت او فرشتگان را از پیش رو و پشت سر میفرستد-.
در کافی ذیل آیه مزبور از حمران بن اعین روایت کرده که معنای آیه را از حضرت باقر علیه السّلام سؤال نمودم فرمود بخدا قسم محمّد از کسانی است که بر گزیده او را و راضی است که غیب خود را باو اطلاع دهد و خداوند دانا است بآنچیزیکه غایب است از نظر خلایق پیش از آفرینش آنها و پیش از آنکه حکم و امر بفرماید بفرشتگان.ایحمران نزد خدا علمی است که موقوف است بر مشیت حکم میفرماید در آنچه اراده کند و گاهی بدا حاصل میشود.حکم و امضا نمیکند اما آنچه را مقدر فرموده خدای عز و جل و حکم و امضا فرموده علم و دانش آن را برسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم عطا فرموده و آنحضرت بما ائمه تعلیم نموده و نزد ما موجود است-.
و در حدیث دیگر فرمود امیر المؤمنین علیه السّلام پسندیده خدا و رسول است و از طرف خداوند در قلب او علم و دانش بیشماریست و از پیش رو و عقب سر فرشتگان و نگهبانانی است که تعلیم میکنند بعلی علم را و الهام میگیرد از خداوند و رصد تعلیم نمودن از رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم است تعلیم میدهد خدا و رسولش علی علیه السّلام را بعلوم اولین و آخرین و آنچه واقع شده و خواهد شد از اخبار قائم علیه السّلام و
رجعت و قیامت.
لِیَعْلَمَ أَنْ قَدْ أَبْلَغُوا رِسٰالاٰتِ رَبِّهِمْ وَ أَحٰاطَ بِمٰا لَدَیْهِمْ وَ أَحْصیٰ کُلَّ شَیْءٍ عَدَداً تا بداند که رسولان خدا پیغام و رسالت پروردگار را بخلق رسانیدند و در آن هیچ خلل نکردند و خدای تعالی محیط و عالم است بآنچه نزد رسولانست و بشماره هر چیز که در عالم است بخوبی آگاهست-.
فرمود آنحضرت امیر المؤمنین علیه السّلام احاطه دارد بعلم پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و خداوند بآنحضرت عطا فرموده دانش هر چیزیکه از زمان آدم بوده و تا قیامت خواهد بود از فتنهای که در عالم ایجاد میشود.زلزله باشد یا گرفتن ماه و خورشید و یا هلاکت امتهای گذشته و آینده و عدد پیشوایان عادل و ظالم تمام آنها را باسم و رسم و نسب میشناسد.و آنچه میمیرند یا کشته میشوند و چه تعداد پیشوایانی هستند که خوار و ذلیل میشوند زیر دست مردم و کسی آنها را یاری نمیکند پایان سوره جن
سوره مزّمل در مکه نازل شده و بیست آیه و دویست و هشتاد و پنج کلمه و هشتصد و سی و هشت حرف است خواص و ثواب تلاوت آن:ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره مزّمل را قرائت کند در نماز عشاء یا در آخر شب و روز آن سوره شاهد او باشد و خداوند باو زندگانی نیکو و پاکیزهای عطا فرماید و بمیرد در حالت نیکوئی-.
در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر که این سوره را قرائت کند مانند کسی است که بندگان بسیاری در راه خدا آزاد کرده و خداوند عسرت را در دنیا از او بر طرف گرداند و هر کس مداومت کند بر قرائت آن پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را در خواب مشاهده کند و حاجات خود را از او بخواهد خداوند حاجات خیر او را بر آورده نماید و هر کس در شب جمعه صد مرتبه اینسوره را قرائت کند خداوند صد گناه او را بیامرزد و صد حسنه در نامه عملش بنویسند.
خلاصه مطالب سوره مزّمل عبارت است از امر نمودن پیغمبر بقیام از برای نماز شب و صبر و بردباری و تحمل کردن در مقابل اذیت و آزار مشرکین و تکذیب کنندگان،و تهدید کفار و تأکید حجت بر اهل مکه و تهدید آنها و تخفیف و بر
داشتن وجوب نماز شب از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و اصحابش
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . یٰا أَیُّهَا اَلْمُزَّمِّلُ (1) قُمِ اَللَّیْلَ إِلاّٰ قَلِیلاً (2) نِصْفَهُ أَوِ اُنْقُصْ مِنْهُ قَلِیلاً (3) أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَ رَتِّلِ اَلْقُرْآنَ تَرْتِیلاً (4) إِنّٰا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلاً ثَقِیلاً (5) إِنَّ نٰاشِئَةَ اَللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِیلاً (6) إِنَّ لَکَ فِی اَلنَّهٰارِ سَبْحاً طَوِیلاً (7) وَ اُذْکُرِ اِسْمَ رَبِّکَ وَ تَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلاً (8)
قوله تعالی یٰا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّیْلَ إِلاّٰ قَلِیلاً نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِیلاً أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلاً إِنّٰا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلاً ثَقِیلاً إِنَّ نٰاشِئَةَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِیلاً إِنَّ لَکَ فِی النَّهٰارِ سَبْحاً طَوِیلاً وَ اذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ وَ تَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلاً پروردگار ندا میکند رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را در حالتی که بر آن حال بود در ابتداء وحی و این سوره در شب فرود آمد برای نماز شب.ایکسیکه در جامه خود پیچیده و خفتهای برخیز شب را برای نماز مگر اندکی را که نصف یا کمتر از آن باشد که باستراحت پرداز یا چیزی بر نصف بیفزا یعنی مخیری اگر میخواهی نصف شب برخیز و اگر میل داری بر نصف بیفزا یا از نصف چیزی کم کن و آیات قرآن را با تأنی و توجه کاملا قرائت کن یعنی مانند شعر آن را تلاوت نکن.بطوری قرائت کن که دلهای قساوتدار آن را بشنوند-.
در تهذیب ذیل آیه فوق از محمّد بن مسلم روایت کرده گفت معنای آیه را از حضرت باقر علیه السّلام سؤال نمودم فرمود خداوند امر کرده به پیغمبرش که تمام شبها بنماز مشغول باشد مگر آن شبهائی که بیمار و یا عذر داشته باشد ما بر تو سخن گرانی القاء میکنیم سخن گران وحی قرآن و احکام و فرایض حدود و ایستادن در شبها برای نماز شب بهترین شاهد اخلاص قلب و دعوی بر صدق ایمانست چه بر
خاستن در دل شب از فراش استراحت سخت و گران است-.
در کافی ذیل آیه فوق از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود مقصود آنست که شخص از فراش خود بر خیزد و اراده کند بآن قیام خدا را نه غیر او را- تو را روز روشن در طلب روزی وقت کافی و فرصت وسیعی است و دایم در شب و روز یاد خدا کن و بکلی از غیر او علاقه ببر و دنیا را رها کن و بخدا پرداز و توجه کامل باو پیدا نما.
رَبُّ اَلْمَشْرِقِ وَ اَلْمَغْرِبِ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَکِیلاً (9) وَ اِصْبِرْ عَلیٰ مٰا یَقُولُونَ وَ اُهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِیلاً (10) وَ ذَرْنِی وَ اَلْمُکَذِّبِینَ أُولِی اَلنَّعْمَةِ وَ مَهِّلْهُمْ قَلِیلاً (11) إِنَّ لَدَیْنٰا أَنْکٰالاً وَ جَحِیماً (12) وَ طَعٰاماً ذٰا غُصَّةٍ وَ عَذٰاباً أَلِیماً (13) یَوْمَ تَرْجُفُ اَلْأَرْضُ وَ اَلْجِبٰالُ وَ کٰانَتِ اَلْجِبٰالُ کَثِیباً مَهِیلاً (14)
رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَکِیلاً وَ اصْبِرْ عَلیٰ مٰا یَقُولُونَ وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِیلاً همان خدای مشرق و مغرب جهان که جز او هیچ خدائی نیست،او را بر خود و کیل و نگهبان قرار ده و در تمام کارها بر او توکل کن و بر آنچه این کافران میگویند از طعن و یاوه گوئی و تکذیب کردن تو صبر و شکیبا باش و بطرز نیکوئی از آنها دوری نما-.
وَ ذَرْنِی وَ الْمُکَذِّبِینَ أُولِی النَّعْمَةِ وَ مَهِّلْهُمْ قَلِیلاً إِنَّ لَدَیْنٰا أَنْکٰالاً وَ جَحِیماً وَ
طَعٰاماً ذٰا غُصَّةٍ وَ عَذٰاباً أَلِیماً یَوْمَ تَرْجُفُ الْأَرْضُ وَ الْجِبٰالُ وَ کٰانَتِ الْجِبٰالُ کَثِیباً مَهِیلاً ایرسول بمن رها کن این کافران را که تو را تکذیب میکنند چون صاحب مالند آنها مغرور بنعمت و مال خود شدند مهلت ده ایشان را اندکی از روزگار چه آنها بزودی بشمشیر تو کشته شوند و بآتش من سوخته گردند و این آیه برای تهدید و و عید کفار و منافقین است-.
در کافی ذیل آیه فوق از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام روایت کرده فرمود معنای آیه آنست:ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم صبر کن بر آنچه در باره شما میگویند و رها کن کفار را و واگذار مرا با کسانیکه تکذیب میکنند امیر المؤمنین وصی تو را-محمّد بن فضل میگوید سؤال نمودم از آنحضرت این معنی تنزیل آیه است؟فرمود بلی و اینحدیث را ابن شهر آشوب نیز روایت کرده. پس از آن تهدید دیگری میکند و میفرماید نزد ما غل و زنجیر عذاب و آتش دوزخ برای کیفر کافران آماده است و غل زنجیر دوزخیان برای آن نیست تا ایشان نگریزند بلکه عادت اهل زندان است و نوعی دیگر از عذاب باشد و طعامی باشد از برای دوزخیان
که از فرط غصه و اندوه گلو گیر آنها میشود و عذاب دردناک برای ایشان آماده است-.
یکروز امیر المؤمنین دندانش درد گرفت و از آن متألم شد گفت پروردگارا شما که در باره استخوان این همه درد و رنج میتوانی بیافرینی پس ما را آیه إِنَّ لَدَیْنٰا أَنْکٰالاً وَ جَحِیماً چه احتیاج است آن روز که زمین و کوهها بلرزه در آید و کوهها مانند تل ریگی شود و چون موج روان گردد.
إِنّٰا أَرْسَلْنٰا إِلَیْکُمْ رَسُولاً شٰاهِداً عَلَیْکُمْ کَمٰا أَرْسَلْنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ رَسُولاً (15) فَعَصیٰ فِرْعَوْنُ اَلرَّسُولَ فَأَخَذْنٰاهُ أَخْذاً وَبِیلاً (16) فَکَیْفَ تَتَّقُونَ إِنْ کَفَرْتُمْ یَوْماً یَجْعَلُ اَلْوِلْدٰانَ شِیباً (17) اَلسَّمٰاءُ مُنْفَطِرٌ بِهِ کٰانَ وَعْدُهُ مَفْعُولاً (18) إِنَّ هٰذِهِ تَذْکِرَةٌ فَمَنْ شٰاءَ اِتَّخَذَ إِلیٰ رَبِّهِ سَبِیلاً (19) إِنَّ رَبَّکَ یَعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنیٰ مِنْ ثُلُثَیِ اَللَّیْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طٰائِفَةٌ مِنَ اَلَّذِینَ مَعَکَ وَ اَللّٰهُ یُقَدِّرُ اَللَّیْلَ وَ اَلنَّهٰارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتٰابَ عَلَیْکُمْ فَاقْرَؤُا مٰا تَیَسَّرَ مِنَ اَلْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَیَکُونُ مِنْکُمْ مَرْضیٰ وَ آخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی اَلْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اَللّٰهِ وَ آخَرُونَ یُقٰاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اَللّٰهِ فَاقْرَؤُا مٰا تَیَسَّرَ مِنْهُ وَ أَقِیمُوا اَلصَّلاٰةَ وَ آتُوا اَلزَّکٰاةَ وَ أَقْرِضُوا اَللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً وَ مٰا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اَللّٰهِ هُوَ خَیْراً وَ أَعْظَمَ أَجْراً وَ اِسْتَغْفِرُوا اَللّٰهَ إِنَّ اَللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ (20)
إِنّٰا أَرْسَلْنٰا إِلَیْکُمْ رَسُولاً شٰاهِداً عَلَیْکُمْ کَمٰا أَرْسَلْنٰا إِلیٰ فِرْعَوْنَ رَسُولاً، فَعَصیٰ فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْنٰاهُ أَخْذاً وَبِیلاً ما بسوی شما پیغمبری فرستادیم تا گواه باشد بر اعمال شما چنانکه بر فرعونیان هم پیغمبری فرستادیم پس فرعون عاصی شد و نافرمانی کرد از پیغمبر خود ما هم او را بقهر و انتقام سخت بگرفتیم.
فَکَیْفَ تَتَّقُونَ إِنْ کَفَرْتُمْ یَوْماً یَجْعَلُ الْوِلْدٰانَ شِیباً، اَلسَّمٰاءُ مُنْفَطِرٌ بِهِ کٰانَ وَعْدُهُ مَفْعُولاً، إِنَّ هٰذِهِ تَذْکِرَةٌ فَمَنْ شٰاءَ اتَّخَذَ إِلیٰ رَبِّهِ سَبِیلاً پس اگر امروز بخدا کافر شوید چگونه پرهیز کنید از عذاب روز که کودک از ترس آنروز پیر شود
و آسمان از وحشت آنروز شکافته و از هم بپاشد و وعده ثواب و عقاب خدا بوقوع انجامد این آیات قرآن برای تذکر و یاد آوری فرستاده شده تا هر که بخواهد راهی بسوی خدای خود پیش گیرد یعنی اگر اطاعت کند بثوابیکه خدا وعده داده برسد و اگر اطاعت نکند بسوء اختیار او باشد إِنَّ رَبَّکَ یَعْلَمُ أَنَّکَ تَقُومُ أَدْنیٰ مِنْ ثُلُثَیِ اللَّیْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طٰائِفَةٌ مِنَ الَّذِینَ مَعَکَ وَ اللّٰهُ یُقَدِّرُ اللَّیْلَ وَ النَّهٰارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتٰابَ عَلَیْکُمْ فَاقْرَؤُا مٰا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَیَکُونُ مِنْکُمْ مَرْضیٰ وَ آخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللّٰهِ وَ آخَرُونَ یُقٰاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللّٰهِ فَاقْرَؤُا مٰا تَیَسَّرَ مِنْهُ وَ أَقِیمُوا الصَّلاٰةَ وَ آتُوا الزَّکٰاةَ وَ أَقْرِضُوا اللّٰهَ قَرْضاً حَسَناً وَ مٰا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللّٰهِ هُوَ خَیْراً وَ أَعْظَمَ أَجْراً وَ اسْتَغْفِرُوا اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ایرسول ما خدای تو میداند که تو بر میخیزی کمتر از دو ثلث شب را یا نصف و ثلث آنرا و همچنین کسانیکه با تواند و خدا اندازه و مقدر میکند شب و روز را و میداند که شما هرگز تمام ساعات شب را نتوانید شمرد و ضبط کرد یعنی طاقت ندارید تمام شب را زنده دار باشید و
بعبادت مشغول شوید لذا از شما در گذشت و عذر شما را پذیرفت پس بخوانید از قرآن آنچه میسر میشود برای شما آنگاه بیان میکند که این تخفیف برای آن است که میداند بعضی از شما مریض و ناتوان و بعضی در سفر برای کسب و تجارت از فضل و کرم خدا روزی میطلبید و بعضی در راه خدا بجهاد میروید پس در هر حال بخوانید از قرآن آنچه میسر شود و نماز بپا دارید و زکوة مال بدهید و برای خدا بمحتاجان قرض نیکو دهید و بدانید که هر چه پیش از خود بفرستید از عمل خیر و نیکو و صدقه پاداش آنرا نزد خدا بیابید و آن اجر و ثواب آخرت بهتر و بزرگتر است از آنچه دادهاید و از خدا آمرزش طلبید که او آمرزنده و مهربانست-.
شیبانی در کتاب نهج البیان از حضرت باقر علیه السّلام و حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمودند سبب نزول آیه آن بود که رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و اصحاب او تمام شب را بعبادت مشغول بودند بطوریکه قدمهای آنها از بسیاری بپا ایستادن ورم کرده و دشوار بود بر آنها-این آیه برای تخفیف عبادت ایشان در شب نازل شد چنانکه فرمود
عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ
یعنی طاقت ندارید- طبرسی ذیل جمله: وَ آخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ از ابن مسعود روایت کرده گفت پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود هر مردی متاعی از شهری بشهر دیگر از شهرهای مسلمانان ببرد و بنرخ روز بفروشد ثواب او نزد خدا ثواب شهیدان باشد و از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده ذیل جمله مٰا تَیَسَّرَ مِنْهُ فرمود مراد خشوع دل و صفای باطن است و فرمود قرض در این آیه غیر از دادن خمس و زکوة است-.
طبرسی ذیل جمله وَ طٰائِفَةٌ مِنَ الَّذِینَ مَعَکَ از ابن عباس روایت کرده گفت مقصود از طایفه در اینجا امیر المؤمنین علیه السّلام و أبو ذر غفاری است.
پایان سوره مزمل
سوره مدثر پنجاه و شش آیه و دویست و پنجاه و پنج کلمه و هزار و ده حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن:ابن بابویه از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره مدثر را قرائت کند در نمازهای واجب بر خدا است که او را در جوار پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم قرار بدهد و در دنیا شقاوتی باو نرسد و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر که اینسوره را قرائت کند عطا فرماید خداوند باو از اجر بتعداد کسانی که محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را تصدیق کردهاند و هر کس مداومت نماید بر قرائت آن پاداش بزرگی برای او خواهد بود و هر کس بعد از ختم هر سوره ای از قرآن از خداوند طلب نماید حفظ آن سوره را نمیمیرد تا آن سوره را حفظ بنماید و از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس مداومت نماید بر قرائت سوره مدثر و از خداوند درخواست کند حفظ آن سوره را یا حاجتی بطلبد خداوند حاجت او را بر آورد.
خلاصه مطالب سوره مدثر عبارت است از امر نمودن پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را به تبلیغ رسالت و ترسانیدن مردم از عذاب خدا و تطهیر و صفای باطن و تهدید کفار
و مشرکین و سوگند پروردگار بر وقوع کیفر کفار و بزرگ و سخت بودن عقوبت آنها و آنکه هر نفسی در گرو اعمالی است که بجا آورده است.
قوله تعالی.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . یٰا أَیُّهَا اَلْمُدَّثِّرُ (1) قُمْ فَأَنْذِرْ (2) وَ رَبَّکَ فَکَبِّرْ (3) وَ ثِیٰابَکَ فَطَهِّرْ (4) وَ اَلرُّجْزَ فَاهْجُرْ (5) وَ لاٰ تَمْنُنْ تَسْتَکْثِرُ (6) وَ لِرَبِّکَ فَاصْبِرْ (7) فَإِذٰا نُقِرَ فِی اَلنّٰاقُورِ (8) فَذٰلِکَ یَوْمَئِذٍ یَوْمٌ عَسِیرٌ (9) عَلَی اَلْکٰافِرِینَ غَیْرُ یَسِیرٍ (10)
یٰا أَیُّهَا الْمُدَّثِّرُ قُمْ فَأَنْذِرْ وَ رَبَّکَ فَکَبِّرْ وَ ثِیٰابَکَ فَطَهِّرْ طبرسی از جابر روایت کرده گفت از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم شنیدم فرمود در کوه حراء بودم مرا ندا کردند از چپ و راست و پیش و عقب نگاه کردم کسی را ندیدم نگاهی بطرف آسمان نمودم فرشتهای میان آسمان و زمین مشاهده کردم ابهت آن فرشته مرا گرفت متوحش شدم بمنزل خدیجه رفتم باو گفتم جامه بر من افکند و مرا بپوشاند جامه بر من افکند بحالت خواب رفتم ناگاه جبرئیل بر من نازل شد و آیات فوق را آورد و گفت ایجامه بخود پوشیده برخیز و قوم را بترسان و آنها را بسوی خدا بخوان و پروردگارت را به بزرگی یاد کن دانستم که وحی از جانب خدای تعالی است بمن رسیده چه شیطان هیچ وقت این گونه سخن نمیگوید-.
در کافی ذیل آیه وَ ثِیٰابَکَ فَطَهِّرْ از سلمة بیاع القلانس روایت کرده گفت حضور حضرت باقر علیه السّلام بودم حضرت صادق علیه السّلام وارد شد و باو فرمود ای فرزندم برو لباست را تطهیر کن ما گمان کردیم لباس آنحضرت آلوده شده بچیزی رفت و لباس خود را کوتاه نمود و بازگشت ما حضورش عرض کردیم فدایت شویم لباس او چه بود فرمود
بلند بود امر کردم کوتاه کند آن را و آیه را قرائت نمود و فرمود خداوند میفرماید لباستان را کوتاه کنید تا بزمین کشیده نشود و تطهیر او کوتاه کردن است و از محمد بن مسلم روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام نظر کرد بشخصی که لباسش بزمین مالیده میشد باو فرمود این لباس پاکیزه نیست آن را کوتاه کن-.
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود ای مردم لباسهای خودتان را بشوئید و از چرک و کثافات پاکیزه کنید که پاکیزگی لباس هم و غم را بر طرف میکند.
وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ وَ لاٰ تَمْنُنْ تَسْتَکْثِرُ وَ لِرَبِّکَ فَاصْبِرْ و از ناپاکی و پلیدی دوری بجو و بر هر که احسان کنی منت مگذار و عوض نخواه و برای خدا صبر کن بر آزار و ایذاء و رنجها که تو را میدهند.
فَإِذٰا نُقِرَ فِی النّٰاقُورِ فَذٰلِکَ یَوْمَئِذٍ یَوْمٌ عَسِیرٌ عَلَی الْکٰافِرِینَ غَیْرُ یَسِیرٍ چون در صور دمند آنروز بسیار روز سختی است برای کافران هیچگونه در آنروز آسایش و راحتی نیست بعضی از صحابه قرآن میخواندند چون باین آیه رسیدند چند بار تکرار کرده و نعرهای بزدند و جان دادند.
شیخ مفید در اختصاص ذیل آیه فَإِذٰا نُقِرَ فِی النّٰاقُورِ از مفضل بن عمر روایت
کرده گفت از حضرت صادق علیه السّلام معنای آیه را سؤال نمودم فرمود امامی از ما ائمه از نظر مردم غایب و پنهان میشود هر وقت خداوند اراده فرماید آن امام ظاهر گردد بقلب مبارکش الهام شود و قیام نماید.
و از جابر بن یزید جعفی روایت کرده که حضرت باقر علیه السّلام فرمود ناقور صدائی است که از آسمان شنیده میشود منادی ندا کند ایمردم آگاه باشید که ولی شما حجة بن الحسن عسکری روحی و روح العالمین له الفداء قیام بحق میکند و منادی جبرئیل امین است سه ساعت پیش از ظهور آنحضرت ندا کند و آنروز برای کفار و منافقین بسیار سخت است همانهائی که بنعمت خداوند و ولایت امیر المؤمنین کافر شدند.
ذَرْنِی وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِیداً (11) وَ جَعَلْتُ لَهُ مٰالاً مَمْدُوداً (12) وَ بَنِینَ شُهُوداً (13) وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِیداً (14) ثُمَّ یَطْمَعُ أَنْ أَزِیدَ (15) کَلاّٰ إِنَّهُ کٰانَ لِآیٰاتِنٰا عَنِیداً (16) سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً (17) إِنَّهُ فَکَّرَ وَ قَدَّرَ (18) فَقُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ (19) ثُمَّ قُتِلَ کَیْفَ قَدَّرَ (20) ثُمَّ نَظَرَ (21) ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ (22) ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اِسْتَکْبَرَ (23) فَقٰالَ إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ یُؤْثَرُ (24) إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ قَوْلُ اَلْبَشَرِ (25) سَأُصْلِیهِ سَقَرَ (26) وَ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا سَقَرُ (27)
ذَرْنِی وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِیداً این آیات در حق ولید بن مغیره نازلشده،داستان آن بدینقرار است:ولید یکی از رؤسای عرب و پیر مرد ثروتمند و با تجربهای بود قریش نزد او رفتند و گفتند ایعبد شمس این کلمات چیست که محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم میخواند شعر است یا خطبه و یا کهانه بآنها جوابداد مرا واگذارید تا سخنان محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را بشنوم
و در باره آن حکم نمایم حضور پیغمبر اکرم رفت عرض کرد برای من مقداری از اشعار خود بخوان آنحضرت فرمود کلام پروردگار است این سخنان نه شعر خوشنود میکند فرشتگان و پیغمبران و مؤمنین را.
ولید گفت مقداری از آنها برای من تلاوت فرمائید آنحضرت سوره حم سجده را برای ولید قرائت نمود چون بآیه فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُکُمْ صٰاعِقَةً مِثْلَ صٰاعِقَةِ عٰادٍ وَ ثَمُودَ رسید ولید از هیبت آیه لرزید و موهای بدنش از جا بلند شد بمنزل خود رفت و اعتنائی بقریش ننمود آنها نزد ابو جهل رفتند و گفتند ای ابا حکم عبد شمس بدین محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم میل کرده مگر نمیبینی بسوی ما باز نگشت ابو جهل بمنزل ولید رفت باو گفت ما را مفتضح و رسوا کردی دشمنان بما شماتت میکنند و میگویند ولید بدین محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم میل کرده ولید گفت چنین نیست بدین او مایل نشدم ولی کلماتی از او شنیدم که بدنم را بلرزه در آورد ابو جهل سؤال کرد آن کلمات خطبه است یا شعر؟ولید جوابداد خطبه نیست چه خطبه کلام متصل است و بعضی از آن شباهت ندارد ببعض دیگر و شعر هم نیست من تمام اقسام شعرهای عرب را از بسیط و کشیده و رمل
و رجز شنیدهام هیچ یک از آنها نیست ابو جهل گفت پس چیست ولید پاسخ داد مرا واگذارید تا در باره آن فکر کنم روز دیگر قریش نزد ولید جمع،شدند و باو گفتند ای عبد شمس در باره آن کلمات چه میگوئی گفت بگوئید سحر است زیرا دلهای مردم را متوجه خود میکند و میان پدر و فرزند و زن و شوهر جدائی میافکند آیات مزبور نازلشد خطاب کرد ایرسول ما بما واگذار کار آنکس را که در شکم مادر آفریدهایم او را تنها بدون مال و ثروت و فرزند و اتباع و جهت آنکه ولید را وحید نامید آن بود که بقریش میگفت من به تنهائی در گوشه منزل خود مینشینم و شما با جمعیت خود یک سال بیرون بروید و در اجتماع رفت و آمد کنید چه من مال و ثروت بسیار دارم.ولید در طائف باغ و بستانی داشت که میوه آن تا سال دیگر منقطع نمیشد و ده بنده داشت بهر یک هزار دینار داده بود تا برایش تجارت کنند و قنطاری طلا داشت و بیست فرزند که تمام آنها در مکه حضورش بودند خداوند فرمود بولید مال و ثروت فراوان دادم و پسران با اقتدار و حاضر بخدمت و تمکن و عزت عطا کردم باز هم طمع دارد که در مال و فرزندان او بیفزایم هرگز افزوده نکنم ولید بآیات و کتاب و دلایل و بینات ما دشمنی و عناد ورزید رسول ما را سخریه و استهزاء نمود
بزودی او را بعقبه سخت دوزخ و آتش جهنم در افکنیم فکر و اندیشه بدی کرد زیرا بعد از فکر گفت محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ساحر و قرآن سحر است خدا بکشد او را چگونه تقدیر کرد باز هم خدا بکشد او را چگونه غلطی کرد و تکرار برای آنستکه دو تقدیر نمود یکی آنکه گفت محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ساحر است و دیگر علت آورد سحر او را بآنکه جدائی میافکند میان شخص و اهلش آنگاه اندیشه کرد و روی ترش نمود و چهره برهم کشید سپس روی بر گردانید و تکبر کرد و گفت این قرآن محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم جز بیان سحر انگیزی هیچ نیست این آیات گفتار بشری بیش نیست ما این منکر تکذیب کننده را بکیفر کفرش بآتش دوزخ افکنیم تو چه دانی که سختی عذاب تا چه حد است.
عیاشی از محمد بن مسلم روایت کرده حضور حضرت باقر علیه السّلام عرض کردند هشام در بعضی از گفتارش گفته من ولید وحید هستم فرمود وای بر او اگر میدانست معنای وحید را افتخار نمیکرد باو عرض کردند معنای وحید چیست؟فرمود ولد زنا و کسیکه پدری برای او شناخته نشده و این آیات جاریست در حق منافقین و کسانیکه منکر ولایت امیر المؤمنین هستند.
لاٰ تُبْقِی وَ لاٰ تَذَرُ (28) لَوّٰاحَةٌ لِلْبَشَرِ (29) عَلَیْهٰا تِسْعَةَ عَشَرَ (30) وَ مٰا جَعَلْنٰا أَصْحٰابَ اَلنّٰارِ إِلاّٰ مَلاٰئِکَةً وَ مٰا جَعَلْنٰا عِدَّتَهُمْ إِلاّٰ فِتْنَةً لِلَّذِینَ کَفَرُوا لِیَسْتَیْقِنَ اَلَّذِینَ أُوتُوا اَلْکِتٰابَ وَ یَزْدٰادَ اَلَّذِینَ آمَنُوا إِیمٰاناً وَ لاٰ یَرْتٰابَ اَلَّذِینَ أُوتُوا اَلْکِتٰابَ وَ اَلْمُؤْمِنُونَ وَ لِیَقُولَ اَلَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ اَلْکٰافِرُونَ مٰا ذٰا أَرٰادَ اَللّٰهُ بِهٰذٰا مَثَلاً کَذٰلِکَ یُضِلُّ اَللّٰهُ مَنْ یَشٰاءُ وَ یَهْدِی مَنْ یَشٰاءُ وَ مٰا یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلاّٰ هُوَ وَ مٰا هِیَ إِلاّٰ ذِکْریٰ لِلْبَشَرِ (31) کَلاّٰ وَ اَلْقَمَرِ (32) وَ اَللَّیْلِ إِذْ أَدْبَرَ (33) وَ اَلصُّبْحِ إِذٰا أَسْفَرَ (34) إِنَّهٰا لَإِحْدَی اَلْکُبَرِ (35) نَذِیراً لِلْبَشَرِ (36) لِمَنْ شٰاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَتَقَدَّمَ أَوْ یَتَأَخَّرَ (37)
لاٰ تُبْقِی وَ لاٰ تَذَرُ هیچ رها نکنند و باقی نگذارد کسی را آندوزخ و همه را بسوزاند آن آتش بر آدمیان ظاهر شود و روی نماید موکل باشند بر آن نوزده نفر فرشته چون آیه مزبور نازلشد ابو جهل بقریش گفت میشنوید محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم میگوید خازنان دوزخ نوزده نفرند شما شجاعانی هستید که هر یک ده نفر را میتوانید دفع کنید ابو الاسود بن کندة بن اسد بن خلف جعمی گفت من هفده نفر از آنها را کفایت کنم و تمام شما دو نفر دیگر را کافی خواهید بود آیۀ ذیل
نازل شد: وَ مٰا جَعَلْنٰا أَصْحٰابَ النّٰارِ إِلاّٰ مَلاٰئِکَةً وَ مٰا جَعَلْنٰا عِدَّتَهُمْ إِلاّٰ فِتْنَةً لِلَّذِینَ کَفَرُوا لِیَسْتَیْقِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ وَ یَزْدٰادَ الَّذِینَ آمَنُوا إِیمٰاناً وَ لاٰ یَرْتٰابَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ لِیَقُولَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْکٰافِرُونَ مٰا ذٰا أَرٰادَ اللّٰهُ بِهٰذٰا مَثَلاً کَذٰلِکَ یُضِلُّ اللّٰهُ مَنْ یَشٰاءُ وَ یَهْدِی مَنْ یَشٰاءُ وَ مٰا یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلاّٰ هُوَ وَ مٰا هِیَ إِلاّٰ ذِکْریٰ لِلْبَشَرِ و ما خازنان دوزخ را غیر فرشتگان عذاب قرار ندادیم و عدد آنها را جز برای فتنه و آزمایش و اختیار کفار نوزده نگردانیدم و کفار گمان میکنند فرشتگان مانند مردان دنیا هستند و قوت آنها فوق قوت فرشتگان میباشد و میگویند این عدد اندک با خلایق بسیار چگونه مقاومت میتوانند نمود و نیز تا اهل کتاب یقین کنند که رسول ما صادق است و آنچه میگوید از طریق وحی میگوید چه این عدد مطابق تورات و انجیل است و پیغمبر کتاب تورات و انجیل نخوانده و نیز بر یقین مؤمنین بیفزاید چون بشنوند از اهل کتاب که آنچه رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود مطابق حق است و دیگر در دل اهل کتاب و مؤمنین باسلام هیچ شکی نماند و نیز تا کافران آنهائیکه شاکند و دلهایشان مریض است بطعنه نگویند خدا باین مثل که عده فرشتگان را نوزده شمرده چه منظور داشت-در کافی ذیل آیه مزبور از محمّد بن فضیل روایت کرده گفت از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام معنای آیه را سؤال نمودم فرمود اهل کتاب یقین نمودند که خداوند و رسول و وصی او امیر المؤمنین علیه السّلام بر حق است عرض کردم معنای وَ یَزْدٰادَ الَّذِینَ آمَنُوا یعنی چه فرمود ایمان مؤمنین بولایت علی زیاد میگردد گفتم وَ لاٰ یَرْتٰابَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ یعنی چه فرمود آنها در ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام شک نمیکنند عرض کردم وَ مٰا هِیَ إِلاّٰ ذِکْریٰ لِلْبَشَرِ یعنی چه فرمود ولایت آن حضرت نیست مگر تذکری از برای بشر گفتم إِنَّهٰا لَإِحْدَی الْکُبَرِ فرمود یعنی وجود مقدس امیر المؤمنین علیه السّلام و حضرت فاطمه زهرا علیهم السّلام یکی از بزرگترین آیات خدا است گفتم لِمَنْ شٰاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَتَقَدَّمَ أَوْ یَتَأَخَّرَ فرمود هر کس مقدم بدارد ولایت دیگری را بر ولایت ما آخر و عاقبت او جهنم است و آنکه ولایت ما را مؤخر بدارد او نیز از اهل دوزخ است گفتم إِلاّٰ أَصْحٰابَ الْیَمِینِ فرمود سوگند بخدا آنها شیعیان ما هستند عرض کردم معنای لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ یعنی چه فرمود صلاة در این آیه ولایت
امیر المؤمنین علیه السّلام و فرزندان آنحضرت است یعنی ما دوست نداشتیم علی علیه السّلام را و دارای اوصیاء نبودیم و بر آنها صلوات نمیفرستادیم گفتم فَمٰا لَهُمْ عَنِ التَّذْکِرَةِ مُعْرِضِینَ فرمود یعنی از ولایت علی علیه السّلام دوری میجویند عرض کردم کَلاّٰ إِنَّهٰا تَذْکِرَةٌ فرمود ولایت آنحضرت تذکرهایست.
کَذٰلِکَ یُضِلُّ اللّٰهُ مَنْ یَشٰاءُ وَ یَهْدِی مَنْ یَشٰاءُ وَ مٰا یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلاّٰ هُوَ وَ مٰا هِیَ إِلاّٰ ذِکْریٰ لِلْبَشَرِ کَلاّٰ وَ الْقَمَرِ وَ اللَّیْلِ إِذْ أَدْبَرَ وَ الصُّبْحِ إِذٰا أَسْفَرَ إِنَّهٰا لَإِحْدَی الْکُبَرِ نَذِیراً لِلْبَشَرِ لِمَنْ شٰاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَتَقَدَّمَ أَوْ یَتَأَخَّرَ چنین قرار داد عدد فرشتگان خازنان دوزخ را تا هر کرا بخواهد بحالت گمراهی واگذارد و هر کرا خواهد توفیق عنایت کند تا هدایت یابد و جز خداوند کسی عدد لشگرهای پروردگار را نمیداند و این آیه جواب گفتار ابو جهل است که بقریش گفت شما مردان شجاع و بسیاری هستید و از عهده نوزده نفر خازنان دوزخ بیرون میآئید و نیست ذکر دوزخ مگر برای پند و موعظه بشر چنین نیست که کفار گمان کردهاند قسم بماه تابان و شب تار چون باز گردد و قسم بصبح چون جهان را روشن سازد که آن دوزخ یکی از بزرگترین آیات خدا است میترساند آدمیان را آنهائیکه خواهند در مقام ایمان و طاعت پیش افتند یا باز مانند.
کُلُّ نَفْسٍ بِمٰا کَسَبَتْ رَهِینَةٌ (38) إِلاّٰ أَصْحٰابَ اَلْیَمِینِ (39) فِی جَنّٰاتٍ یَتَسٰاءَلُونَ (40) عَنِ اَلْمُجْرِمِینَ (41) مٰا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ (42) قٰالُوا لَمْ نَکُ مِنَ اَلْمُصَلِّینَ (43) وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ اَلْمِسْکِینَ (44) وَ کُنّٰا نَخُوضُ مَعَ اَلْخٰائِضِینَ (45) وَ کُنّٰا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ اَلدِّینِ (46) حَتّٰی أَتٰانَا اَلْیَقِینُ (47) فَمٰا تَنْفَعُهُمْ شَفٰاعَةُ اَلشّٰافِعِینَ (48) فَمٰا لَهُمْ عَنِ اَلتَّذْکِرَةِ مُعْرِضِینَ (49) کَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ (50) فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ (51) بَلْ یُرِیدُ کُلُّ اِمْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ یُؤْتیٰ صُحُفاً مُنَشَّرَةً (52) کَلاّٰ بَلْ لاٰ یَخٰافُونَ اَلْآخِرَةَ (53) کَلاّٰ إِنَّهُ تَذْکِرَةٌ (54) فَمَنْ شٰاءَ ذَکَرَهُ (55) وَ مٰا یَذْکُرُونَ إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ اَللّٰهُ هُوَ أَهْلُ اَلتَّقْویٰ وَ أَهْلُ اَلْمَغْفِرَةِ (56)
کُلُّ نَفْسٍ بِمٰا کَسَبَتْ رَهِینَةٌ إِلاّٰ أَصْحٰابَ الْیَمِینِ فِی جَنّٰاتٍ یَتَسٰاءَلُونَ عَنِ الْمُجْرِمِینَ مٰا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ قٰالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ وَ کُنّٰا نَخُوضُ مَعَ الْخٰائِضِینَ وَ کُنّٰا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ حَتّٰی أَتٰانَا الْیَقِینُ و هر نفسی در گرو عملی است که انجام داده است یعنی بعمل خود گرفتار است مانند چیزیکه گروگان نهاده مگر اصحاب راست که اهل بهشت باشند و ایشان در گرو نباشند برای آنکه خداوند آمرزیده آنها را-ابو حمزه ثمالی از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود اصحاب یمین ما ائمه و شیعیان ما میباشند آنها از گناهکاران میپرسند چه عملی شما را بدوزخ افکند جواب دهند ما از زمره نمازگزاران نبودیم بینوایان را طعام نمیدادیم و با اهل باطل در معاصی فرو رفتیم و یار و همکار بودیم روز قیامت و جزا را دروغ پنداشتیم تا آنکه بمرگ یقین بقیامت یافتیم-.
در کافی از ادریس بن عبد اللّه روایت کرده گفت از حضرت صادق علیه السّلام تفسیر آیه لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ را سؤال نمودم فرمود یعنی نبودیم از پیروان ائمه و حقوق و خمس آل محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را ندادیم.
فَمٰا تَنْفَعُهُمْ شَفٰاعَةُ الشّٰافِعِینَ فَمٰا لَهُمْ عَنِ التَّذْکِرَةِ مُعْرِضِینَ پس در آنروز شفاعت شفیعان در حق آنها هیچ پذیرفته نشود چرا از ذکر قرآن و یاد روز سخت قیامت دوری میجویند.
حضرت صادق علیه السّلام فرمود اگر تمام فرشتگان مقرب و پیغمبران مرسل شفاعت کنند در حق ناصبین آل محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم شفاعت آنها قبول نشود.
کَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ، فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ بَلْ یُرِیدُ کُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ یُؤْتیٰ صُحُفاً مُنَشَّرَةً کَلاّٰ بَلْ لاٰ یَخٰافُونَ الْآخِرَةَ کَلاّٰ إِنَّهُ تَذْکِرَةٌ فَمَنْ شٰاءَ ذَکَرَهُ وَ مٰا یَذْکُرُونَ إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ اللّٰهُ هُوَ أَهْلُ التَّقْویٰ وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ گویا منافقین و کفار الاغهائی هستند که از شیر درنده رمیده و گریزانند بلکه هر یک از آنها میخواهند صحیفه وحی آسمانی برای ایشان آید تا ایمان آورند سبب نزول آیه آن بود که جمعی از قریش گفتند ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم اگر میخواهی ما بتو ایمان آوریم باید کتاب خاصی از جانب خداوند بیاید که در آن نوشته شده باشد ایفلان به محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ایمان آور تا ما متابعت از تو نمائیم-.
علی بن ابراهیم ذیل آیه فوق از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود قریش گفتند ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بما خبر دادهاند که هر مردی از بنی اسرائیل گناه میکرد صبح مینمود در حالتی که آن گناه بر جبین او نوشته شده بود و کفاره گناه نیز نوشته بود جبرئیل فرود آمد گفت ای رسولخدا قوم تو طریقه ارتکاب معصیت بنی اسرائیل را سؤال مینمایند اگر بخواهند آنها را مانند بنی اسرائیل قرار میدهیم و همانعذابیکه بآنها نازل نمودیم بایشان نازل میکنیم پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم کراهت داشت این طریقه را برای امت خود-و هرگز این نخواهد شد که تمام آنها مقام رسالت یابند، چنین نیست که گمان کردهاند بلکه از عذاب آخرت نمیترسند چنین نیست که ایشان گمان کردهاند-قرآن همه پند و اندرز است تا هر که خواهد متذکر حق بشود
و یاد نکنند از قرآن مگر آنکه خدا بخواهد او اهل و سزاوار آنست که از او بترسند و اهل آنست که بیامرزد کسانی را که از خدا میترسند و از معاصی او اجتناب میکنند.
ابن بابویه از ابی بصیر روایت کرده گفت سؤال نمودم از حضرت صادق علیه السّلام معنای آیه را فرمود خداوند تبارک و تعالی میفرماید من اهل آن هستم که بپرهیزند از من و شریک قرار ندهند بندگان مرا با من و اگر شرک بمن نیاورند داخل کنم آنها را به بهشت و فرموده قسم بذات مقدس خود عذاب نکنم اهل توحید را بآتش جهنم پایان سوره مدثر
در مکه نازل شده و چهل آیه و صد و نود و نه کلمه و سیصد و پنجاه و دو حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن:ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس مداومت نماید بر قرائت سوره قیامت و عمل هم به آن نماید خداوند او را با پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم محشور گرداند در بهترین صورتی تا عبور کند از صراط و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم روایت کرده فرمود هر کس سوره قیامت را قرائت کند من و جبرئیل شهادت میدهیم که او از یقین دارندگان بروز قیامت است و بیرون آید از قبر در حالتی که صورت او نورانی باشد و مداومت کردن بر قرائت این سوره سبب وسعت رزق و محبوب بودن نزد مردم میشود و هر کس آنرا قرائت کند از هیچ پادشاهی نترسد و از شر آن محفوظ بماند در شب و یا روز که آن سوره را قرائت نموده باذن خداوند.
خلاصه مطالب سورۀ قیامت عبارت است از شرح احوال مردم در روز قیامت و
جمع و بیان قرآن از طرف خدا است و حالات کفار و منافقین هنگام مرگ.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . لاٰ أُقْسِمُ بِیَوْمِ اَلْقِیٰامَةِ (1) وَ لاٰ أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اَللَّوّٰامَةِ (2) أَ یَحْسَبُ اَلْإِنْسٰانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظٰامَهُ (3) بَلیٰ قٰادِرِینَ عَلیٰ أَنْ نُسَوِّیَ بَنٰانَهُ (4) بَلْ یُرِیدُ اَلْإِنْسٰانُ لِیَفْجُرَ أَمٰامَهُ (5) یَسْئَلُ أَیّٰانَ یَوْمُ اَلْقِیٰامَةِ (6)
قوله تعالی لاٰ أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیٰامَةِ وَ لاٰ أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوّٰامَةِ أَ یَحْسَبُ الْإِنْسٰانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظٰامَهُ بَلیٰ قٰادِرِینَ عَلیٰ أَنْ نُسَوِّیَ بَنٰانَهُ بَلْ یُرِیدُ الْإِنْسٰانُ لِیَفْجُرَ أَمٰامَهُ یَسْئَلُ أَیّٰانَ یَوْمُ الْقِیٰامَةِ -مفسرین اختلاف کردهاند در آنکه قسم مثبت است یا منفی طائفهای گفتهاند لا حرف نفی است و قسم منفی است و در نفی هم اختلاف نمودند و بعضی گفتند معنای آن اینست:قسم نمیخورم بروز قیامت چه آن ظاهر است بادله عقلیه و دیگری گفت معنای آن این است:قسم نمیخورم بروز قیامت زیر شما کفار اعتقاد بآن ندارید.
و بعضی دیگر گفتند لا رد بر گفتار و سخنان مشرکین است و هر سوگندی واقع بشود بر رد کلامی باید مقدم بر قسم،لا آورد تا فرق باشد میان انکار و اثبات سوگند،چنانکه گویند لا و اللّه ان الرسول حق-یعنی دروغ گفتند آنهائیکه انکار رسالت او کردهاند بلکه پیغمبر است و انکار ایشان در صحت نبوت او تأثیری ندارد پس بنابر این معنای آیه چنین است:نیست آنچه کافران گمان کردند پس از آن ابتداء میکند بکلام و میفرماید قسم بروز قیامت.و جمعی گفتند قسم مثبت است و لا زاید باشد یا صله و بعضی از قراء لا قسم،قرائت کردند و گفتند لام تأکید است یعنی البته
بطور حق قسم میخورم بروز قیامت و بنفس ملامت کننده آیا آدمی میپندارد که ما استخوانهای پوسیده او را جمع نخواهیم کرد؟ بلی ما قادریم بر آنکه سر انگشتان او را راست کنیم بلکه آدمی میخواهد آنچه از عمرش در پیش است همه را بفجور و هوای نفس گذراند و میپرسد کی روز قیامت و حساب خواهد بود-این آیات در باره عدی بن ربیعة بن ابی مسلم نازل شده که همجوار پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم در مکه بود حضرتش مکرر در دعا میفرمود خدایا مرا از شر این همسایه بد کفایت بفرما داستان او بدین قرار است:عدی حضور پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم آمد و گفت ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم مرا خبر ده از روز قیامت کی خواهد بود و کجا باشد و چگونه است رسول خدا شطری از احوال و اهوال روز قیامت را بیان فرمود عدی گفت ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم اینکه تو میگوئی اگر چه بعیان ببینم باز یقین نکنم چگونه ممکن است که استخوانهای پوسیده و پراکنده را جمع کنند آیات فوق نازل شد و فرمود چنین پندارد عدی که استخوانهای او را جمع نخواهیم کرد و زنده نمیشود پس از مردن!؟و عظام در آیه کنایه
از تمام بدن است چه قوام تن باستخوانها میباشد استخوان چون قالبی است و گوشت و پی و پوست بروی آن پوشیده شده است- در محاسن از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود فجر در این آیه بمعنای تکذیب و مکر و حیله است و اراده کرده که انسان نسبت بامیر المؤمنین علیه السّلام مکر و حیله بنماید،
فَإِذٰا بَرِقَ اَلْبَصَرُ (7) وَ خَسَفَ اَلْقَمَرُ (8) وَ جُمِعَ اَلشَّمْسُ وَ اَلْقَمَرُ (9) یَقُولُ اَلْإِنْسٰانُ یَوْمَئِذٍ أَیْنَ اَلْمَفَرُّ (10) کَلاّٰ لاٰ وَزَرَ (11) إِلیٰ رَبِّکَ یَوْمَئِذٍ اَلْمُسْتَقَرُّ (12) یُنَبَّؤُا اَلْإِنْسٰانُ یَوْمَئِذٍ بِمٰا قَدَّمَ وَ أَخَّرَ (13) بَلِ اَلْإِنْسٰانُ عَلیٰ نَفْسِهِ بَصِیرَةٌ (14) وَ لَوْ أَلْقیٰ مَعٰاذِیرَهُ (15)
پس از آن بیان میکند علامت قیامت را.روز قیامت همانروزی است که دیدگان خلایق از وحشت و ترس خیره بماند و ماه تابان تاریک شود و میان خورشید و ماه جمع گردد یعنی نور هر دو گرفته شود و بعض از مفسرین گفتند هر دو را جمع کنند و در دریا افکنند آب دریا از مجاورت آنها آتش شود چنانکه میفرماید وَ إِذَا الْبِحٰارُ سُجِّرَتْ یَقُولُ الْإِنْسٰانُ یَوْمَئِذٍ أَیْنَ الْمَفَرُّ کَلاّٰ لاٰ وَزَرَ إِلیٰ رَبِّکَ یَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَرُّ یُنَبَّؤُا الْإِنْسٰانُ یَوْمَئِذٍ بِمٰا قَدَّمَ وَ أَخَّرَ بَلِ الْإِنْسٰانُ عَلیٰ نَفْسِهِ بَصِیرَةٌ وَ لَوْ أَلْقیٰ مَعٰاذِیرَهُ در آنروز انسان زشتکار میگوید گریزگاه کجا است تا از هول
این روز بگریزیم، هرگز راه فرار نیست آنروز جز بسوی خدا پناهگاه و قرار گاهی نیست در آنروز انسان هر نیک و بدی که در مقدم و مؤخر خود کرده از نتیجه آن آگاه شود بلکه انسان خود بر نیک و بد خویش بخوبی آگاهست هر چند پردههای عذر بر چشم بصیرت خود بیفکند.- در کافی ذیل آیه فوق از عمر بن یزید روایت کرده که خدمت حضرت صادق علیه السّلام بودم آیه فوق تلاوت شد فرمود انسان میداند چه کاری انجام میدهد تا تقرب بخدا پیدا کند و نیز آنچه را بخلاف امر خدا در پنهان بجا میآورد میداند،رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود هر کس پنهان کند امر خود را خداوند میبیند او را چه خیر باشد یا شر و فرمود چکار میکند یکی از شما هر گاه ظاهر خود را آراسته کند و در باطن مرتکب عمل زشت بشود آیا بر نمیگردد نتیجه اعمال او بسوی خودش و خداوند آنطور که اظهار نموده نیست و فرمود هر گاه باطن شما نیکو بود ظاهرتان قوی خواهد شد.
در تهذیب از زید شحام روایت کرده گفت سؤال نمودم از حضرت صادق علیه السّلام خفقه و خفقین وضوء را باطل میکند فرمود انسان بر نفس خود بصیرت دارد امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود هر کس طعم خواب را یافت نشسته باشد یا ایستاده بر او وضوء واجب میشود
لاٰ تُحَرِّکْ بِهِ لِسٰانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ (16) إِنَّ عَلَیْنٰا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ (17) فَإِذٰا قَرَأْنٰاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ (18) ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنٰا بَیٰانَهُ (19) کَلاّٰ بَلْ تُحِبُّونَ اَلْعٰاجِلَةَ (20) وَ تَذَرُونَ اَلْآخِرَةَ (21) وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نٰاضِرَةٌ (22) إِلیٰ رَبِّهٰا نٰاظِرَةٌ (23) وَ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ بٰاسِرَةٌ (24) تَظُنُّ أَنْ یُفْعَلَ بِهٰا فٰاقِرَةٌ (25)
لاٰ تُحَرِّکْ بِهِ لِسٰانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ إِنَّ عَلَیْنٰا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ فَإِذٰا
قَرَأْنٰاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنٰا بَیٰانَهُ طبرسی از ابن عباس روایت کرده چون جبرئیل وحی میآورد پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم از شدت شوقی که بر قرائت آن داشت پیش از خاتمه وحی شروع مینمود بقرائت قرآن خداوند فرمود ایرسول ما در حال وحی با عجله و شتاب زبان بقرائت قرآن نگشای و صبر کن تا خاتمه وحی ما خود قرآن را جمع کنیم و بر تو فرا خوانیم و آنگاه که بر تو خواندیم پیرو قرآن باش و احکام آن را عمل کن و بتعلیم امت بکوش پس از آن بر ما است که حقایق آنرا بر تو بیان کنیم و حلال و حرام را شرح دهیم تفسیر قرآن اختصاص بما دارد و کسی نمیتواند آن را بیان کند این معنای نهی نمودن پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم است از چیزی و روا نباشد بر ساحت مقدس آنحضرت لذا بعض از مفسرین مانند بلخی گفتند آیه قرآن را اراده نکرده بلکه مراد نامه اعمال بندگان است در روز قیامت و مناسبت آن با آیات گذشته و آینده همین است و توبیخ میکند بندگان را هنگامیکه عجله و شتاب سودی برای آنها ندارد یعنی قرائت کن نامه اعمال خود را و شتاب ننما چه در اثر نگاه کردن بر آن بر نفس خود بصیرت
و بینائی پیدا خواهی کرد چون سیئات را مشاهده کردی صبر کن تا حجت بر تو تمام شود چه ما تمام اعمال را جمع و بر تو عرضه میداریم و نمیتوانی انکار نمائی آنها را و اگر انکار کنی ما بیان میکنیم تمام اعمال را و محفوظ میداریم آنها را تا بمردم نشان دهیم.
کَلاّٰ بَلْ تُحِبُّونَ الْعٰاجِلَةَ وَ تَذَرُونَ الْآخِرَةَ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نٰاضِرَةٌ إِلیٰ رَبِّهٰا نٰاظِرَةٌ وَ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ بٰاسِرَةٌ تَظُنُّ أَنْ یُفْعَلَ بِهٰا فٰاقِرَةٌ هرگز کافران لجوج بخدا و قیامت نگروند بلکه دنیای نقد و حاضر را دوست دارند و بکلی آخرت و نشأه قیامت را رها کردند پس از آن اهل آخرت را دو قسمت نمود و فرمود در آنروز رخسار طایفهای از شادی بر افروخته و نورانیست و بچشم دل خدا را مشاهده کنند و رخسار طایفه دیگر عبوس و غمگین است و میدانند که حادثه ناگواری در پیش است که پشت آنها را میشکند.
مشبهه باین آیه تمسک جستند به آنکه خدا را میتوان دید و دلیل ایشان بکلی باطل است زیرا نظر در کلام عرب بمعنای رؤیت نیامده و شاهد بر این قول آنها است که میگویند نظرت الی الهلال فلم اره بماه نگریدم ندیدم آن را و اگر نظر بمعنای رؤیت بود این کلام متناقص بود و بمنزله آن بود که گفته ماه را دیدیم و ندیدیم.
ابن بابویه ذیل آیه وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نٰاضِرَةٌ إِلیٰ رَبِّهٰا نٰاظِرَةٌ از حضرت رضا علیه السّلام روایت کرده فرمود صورتهائی باشند نورانی،نظر میکنند بثواب و پاداش پروردگار خود که به آنها عطا میشود- و از ابی بصیر روایت کرده گفت بحضرت صادق علیه السّلام عرض کردم مؤمنین روز قیامت مشاهده میکنند خدای تعالی را فرمود مشاهده نمودند او را پیش از روز قیامت عرض کردم در چه روز دیدند فرمود روز عهد و میثاق همانروزیکه خداوند به آنها فرمود الست بربکم جواب دادند بلی پس از آن قدری توقف نمود و فرمود مؤمنین در دنیا خدا را مشاهده مینمایند آیا تو خدا را نمیبینی گفتم فدایت گردم اجازه میفرمائید اینحدیث را از قول شما بیان کنم فرمود خیر چه آن را جاهلین و نادانان منکر میشوند زیرا درک نمیکنند معنای حدیث را و دیگر طایفه قائل
برؤیت چشم شده مشبهه و کافر میشوند و مشاهده دل و قلب نیست مانند مشاهده بچشم که هر کس بتواند خدا را مشاهده نماید-ای ابی بصیر ذات مقدس پروردگار مبرا و منزه از آنست که بچشم دیده شود یا تشبیه کنند او را بچیزی چنانکه مشبهه و کفار و ملحدین او را تشبیه نمودند.
کَلاّٰ إِذٰا بَلَغَتِ اَلتَّرٰاقِیَ (26) وَ قِیلَ مَنْ رٰاقٍ (27) وَ ظَنَّ أَنَّهُ اَلْفِرٰاقُ (28) وَ اِلْتَفَّتِ اَلسّٰاقُ بِالسّٰاقِ (29) إِلیٰ رَبِّکَ یَوْمَئِذٍ اَلْمَسٰاقُ (30) فَلاٰ صَدَّقَ وَ لاٰ صَلّٰی (31) وَ لٰکِنْ کَذَّبَ وَ تَوَلّٰی (32) ثُمَّ ذَهَبَ إِلیٰ أَهْلِهِ یَتَمَطّٰی (33) أَوْلیٰ لَکَ فَأَوْلیٰ (34) ثُمَّ أَوْلیٰ لَکَ فَأَوْلیٰ (35) أَ یَحْسَبُ اَلْإِنْسٰانُ أَنْ یُتْرَکَ سُدیً (36) أَ لَمْ یَکُ نُطْفَةً مِنْ مَنِیٍّ یُمْنیٰ (37) ثُمَّ کٰانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوّٰی (38) فَجَعَلَ مِنْهُ اَلزَّوْجَیْنِ اَلذَّکَرَ وَ اَلْأُنْثیٰ (39) أَ لَیْسَ ذٰلِکَ بِقٰادِرٍ عَلیٰ أَنْ یُحْیِیَ اَلْمَوْتیٰ (40)
کَلاّٰ إِذٰا بَلَغَتِ التَّرٰاقِیَ وَ قِیلَ مَنْ رٰاقٍ وَ ظَنَّ أَنَّهُ الْفِرٰاقُ وَ الْتَفَّتِ السّٰاقُ بِالسّٰاقِ إِلیٰ رَبِّکَ یَوْمَئِذٍ الْمَسٰاقُ فَلاٰ صَدَّقَ وَ لاٰ صَلّٰی چنین نیست که منکران قیامت پنداشتند چون جان ببالای سینه و گلو رسد و اهلش گویند که چاره درد این بیمار که تواند کرد و بیمار یقین کند بمفارقت از دنیا و خارج شدن روح از تنش چه عزرائیل را بچشم بیند و ساقهای او از شدت و سختی جان کندن بهم مالیده و پیچیده شود در آنروز خلایق بسوی خدا رانده میشوند.
طبرسی از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود چون بنده در حال سکرات موت باشد اعضاء بدن او هر یک بر دیگری سلام میکنند و میگویند این مفارقتی است تا روز قیامت.
وای از آنروز برای کسانیکه حق را تصدیق نکردند و ایمان نیاوردند و نماز بجا نیاوردند-سبب نزول آیات فوق آن بود که پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم مردم را دعوت میکرد روز غدیر خم بسوی بیعت کردن با امیر المؤمنین علیه السّلام چون رسانید بمردم آنچه را مأمور بود از جانب پروردگار در باره آنحضرت و مردم از امر پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلم بر گشتند معاویه ملعون تکیه کرده بود بر مغیرة بن شعبه و ابی موسی اشعری متوجه عشیره خود شد و گفت بخدا قسم من هرگز ایمان و اقرار بولایت علی علیه السّلام نخواهم آورد و تصدیق نمیکنم گفتار محمّد صلّی اللّه علیه و آله را در باره علی علیه السّلام خداوند آیات فوق را حکایت از گفتار او نازل نمود و فرمود وای بر او که امر ما را تکذیب میکند و از حکم ما بر میگردد و بسوی اهلش با تکبر و نخوت روی آورد وای بر چنین شخصی که بعذاب و مرگ سزاوارتر است و عرب کلمه اولی فاولی را بکسی اطلاق میکند که به بلا و عذاب نزدیک است پس از مرگ هم وای از عذاب برزخ و روز محشر بر او و چون آیات نازل شد معاویه برگشت بخانه و اهل خود تنقید و مسخره میکرد پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را آنحضرت بالای منبر
تشریف برد خواست بیزاری بجوید از معاویه خداوند آیه لاٰ تُحَرِّکْ بِهِ لِسٰانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ را نازل نمود پیغمبر سکوت اختیار کرد بامر خداوند- طبرسی از صحابه روایت کرده روزی پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم گریبان ابو جهل را گرفت و فرمود أَوْلیٰ لَکَ فَأَوْلیٰ ابو جهل گفت ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم مرا تهدید میکنی به خدای خود تو و خدایت بمن هیچ زیان و ضرری نمیتوانید رسانید من قوی و عزیز ترین اهل مکه هستم آیات ذیل را جبرئیل فرود آورد.
أَ یَحْسَبُ الْإِنْسٰانُ أَنْ یُتْرَکَ سُدیً أَ لَمْ یَکُ نُطْفَةً مِنْ مَنِیٍّ یُمْنیٰ ثُمَّ کٰانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوّٰی فَجَعَلَ مِنْهُ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثیٰ أَ لَیْسَ ذٰلِکَ بِقٰادِرٍ عَلیٰ أَنْ یُحْیِیَ الْمَوْتیٰ آیا آدمی پندارد که او را مهمل خواهند گذاشت تا هر چه خواهد انجام دهد و از او سؤال نخواهند کرد مگر نه او قطره آبی بود از منی پس از آن خون بسته شد آنگاه باین صورت زیبای حیرت انگیز آفریده و آراسته گردید و از آن دو جفت نر و ماده پدید آورد آیا چنین خدائی با قدرت و حکمت قادر نیست که مردگان را پس از مرگ زنده گرداند؟چون این آیه نازل شد پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم پس از تلاوت فرمود
سبحانک اللهم بلی و گریه بسیاری نمود.
پایان سوره قیامت
سوره دهر در مدینه نازل شده و سی و یک آیه و دویست و چهل کلمه و هزار و پنجاه و چهار حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن:ابن بابویه از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره دهر را قرائت کند در صبح روز پنجشنبه خداوند تزویج نماید او را هشتصد حور العین و بوده باشد با پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم- و در خواص قرآن از رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس اینسوره را قرائت کند بر خدا است که پاداش بدهد او را بهشت و هر که مداومت کند بر قرائت اینسوره نفس ضعیف او قوی گردد و اگر بنویسد آن را و بآب بشوید و آن آب را بیاشامد نفع رساند بتمام دردهای بدنش خصوصا درد دل.
خلاصه مطالب سوره دهر عبارت است از آفرینش انسان از اختلاط آب مرد و زن و بیان کردن راه هدایت و گمراهی و کیفر کفار و پاداش مؤمنین و امر نمودن پیغمبر به برد باری و صبر در مقابل اذیت و آزار مشرکین و منافقین.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . هَلْ أَتیٰ عَلَی اَلْإِنْسٰانِ حِینٌ مِنَ اَلدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئاً مَذْکُوراً (1) إِنّٰا خَلَقْنَا اَلْإِنْسٰانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشٰاجٍ نَبْتَلِیهِ فَجَعَلْنٰاهُ سَمِیعاً بَصِیراً (2) إِنّٰا هَدَیْنٰاهُ اَلسَّبِیلَ إِمّٰا شٰاکِراً وَ إِمّٰا کَفُوراً (3) إِنّٰا أَعْتَدْنٰا لِلْکٰافِرِینَ سَلاٰسِلَ وَ أَغْلاٰلاً وَ سَعِیراً (4) إِنَّ اَلْأَبْرٰارَ یَشْرَبُونَ مِنْ کَأْسٍ کٰانَ مِزٰاجُهٰا کٰافُوراً (5) عَیْناً یَشْرَبُ بِهٰا عِبٰادُ اَللّٰهِ یُفَجِّرُونَهٰا تَفْجِیراً (6) یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ یَخٰافُونَ یَوْماً کٰانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیراً (7) وَ یُطْعِمُونَ اَلطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیراً (8) إِنَّمٰا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اَللّٰهِ لاٰ نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزٰاءً وَ لاٰ شُکُوراً (9) إِنّٰا نَخٰافُ مِنْ رَبِّنٰا یَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِیراً (10) فَوَقٰاهُمُ اَللّٰهُ شَرَّ ذٰلِکَ اَلْیَوْمِ وَ لَقّٰاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً (11) وَ جَزٰاهُمْ بِمٰا صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِیراً (12) مُتَّکِئِینَ فِیهٰا عَلَی اَلْأَرٰائِکِ لاٰ یَرَوْنَ فِیهٰا شَمْساً وَ لاٰ زَمْهَرِیراً (13) وَ دٰانِیَةً عَلَیْهِمْ ظِلاٰلُهٰا وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُهٰا تَذْلِیلاً (14) وَ یُطٰافُ عَلَیْهِمْ بِآنِیَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَ أَکْوٰابٍ کٰانَتْ قَوٰارِیرَا (15) قَوٰارِیرَا مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوهٰا تَقْدِیراً (16) وَ یُسْقَوْنَ فِیهٰا کَأْساً کٰانَ مِزٰاجُهٰا زَنْجَبِیلاً (17) عَیْناً فِیهٰا تُسَمّٰی سَلْسَبِیلاً (18) وَ یَطُوفُ عَلَیْهِمْ وِلْدٰانٌ مُخَلَّدُونَ إِذٰا رَأَیْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً مَنْثُوراً (19)
قوله تعالی هَلْ أَتیٰ عَلَی الْإِنْسٰانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئاً مَذْکُوراً إِنّٰا خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشٰاجٍ نَبْتَلِیهِ فَجَعَلْنٰاهُ سَمِیعاً بَصِیراً إِنّٰا هَدَیْنٰاهُ السَّبِیلَ إِمّٰا شٰاکِراً وَ إِمّٰا کَفُوراً آیا بر انسان روزگاری نگذشت که در آن روزگار چیزی مذکور
نبود بعض از مفسرین گفتند مراد بانسان آدم است چه او مدتی خاک بود و گل تا آنکه روح در او دمیده شد ابن شهر آشوب و رازی گفتند در تفسیر اهل بیت مراد بانسان امیر المؤمنین علیه السّلام است و هل بمعنای مای نافیه است،معنای آن چنین است:هیچ روزگاری نیامد مگر آنکه در آنروزگار چیزی مذکور بود یعنی پیوسته وجود مقدس امیر المؤمنین علیه السّلام معروف و مذکور و مشهور بود چگونه مذکور و معروف نباشد آنکسی که نامش با نام خدا و رسول بر ساق عرش و بر در بهشت و سرادقات و اوراق و اشجار نوشته شده پیش از خلقت آدم و دلیل بر صحت این تفسیر آیه إِنّٰا خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ مِنْ نُطْفَةٍ و آیات بعد از آن است چه لام انسان لام تعریف عهد است و بدیهی است که آدم را خداوند از نطفه نیافریده است و بعضی گفتند مراد بانسان نوع بنی آدم است و هل استفهام تقریری است یعنی ایکسیکه منکر صانع و قدرت او هستی آیا روزگاری بر تو نگذشت که مذکور نبودی و در عالم خلق وجودی نداشتی هر چند در علم خداوند موجود بودی و این آیه دلیل است بر اینکه معدوم شیئی است معلوم اگر چه مذکور نیست-.
در محاسن از حمران روایت کرده که از حضرت باقر علیه السّلام معنای آیه را سؤال نمودم فرمود بنی آدم چیزی بودند مذکور در علم خداوند نه در خلقت و تکون گفتم امشاج یعنی چه فرمود آب مرد است که مخلوط بآب زن میشود از آن میآفریند
انسان را سپس آزمایش میکند و شنوا و بینا میگرداند و تکلیف مینماید او را باحکامی تا فرمان بردار از نافرمان و مطیع از عاصی معلوم گردد-.
در کافی ذیل آیه إِنّٰا هَدَیْنٰاهُ السَّبِیلَ از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود خداوند شناسانید بمردم راه عدالت را میگیرند آن راه را و یا رها میکنند و آیه رد سخنان جبری مسلکان است که خیال کردهاند بندگان از خود اختیاری ندارند چه پروردگار میفرماید ما راه خیر و شر را نشان دادهایم حال میخواهد هدایت یابد و شکر گذار این نعمت باشد یا کفران نعمت کند و گمراه گردد آنگاه کیفر کفار و پاداش مؤمنین را بیان میکند بقولش إِنّٰا أَعْتَدْنٰا لِلْکٰافِرِینَ سَلاٰسِلَ وَ أَغْلاٰلاً وَ سَعِیراً ما برای کیفر کافران غل و زنجیر و آتش سوزان و دوزخ تافته مهیا ساختهایم إِنَّ الْأَبْرٰارَ یَشْرَبُونَ مِنْ کَأْسٍ کٰانَ مِزٰاجُهٰا کٰافُوراً عَیْناً یَشْرَبُ بِهٰا عِبٰادُ اللّٰهِ یُفَجِّرُونَهٰا تَفْجِیراً و نکوکاران در بهشت از شرابی خورند که طبعش آمیختگی
بکافور است از سر چشمه گوارائی نوشند آن بندگان خاص خدا که باختیارشان هر کجا خواهند گشاده و جاری میشود یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ یَخٰافُونَ یَوْماً کٰانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیراً وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیراً إِنَّمٰا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللّٰهِ لاٰ نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزٰاءً وَ لاٰ شُکُوراً فَوَقٰاهُمُ اللّٰهُ شَرَّ ذٰلِکَ الْیَوْمِ وَ لَقّٰاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً وَ جَزٰاهُمْ بِمٰا صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِیراً مفسرین عامه و خاصه اتفاق دارند در اینکه این آیات در شأن امیر المؤمنین و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین علیهم السّلام و فضه کنیز آنها نازل شده و داستان آن بدینقرار است حسنین علیهما السّلام بیمار شدند جدشان پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم با جمعی از اصحاب بعیادت آنها تشریف بردند بامیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند اگر نذر کنی در حق حسنین روا باشد امیر المؤمنین علیه السّلام و حضرت فاطمه(ع)و فضه کنیزشان و خود حسنین هر یک سه روز روز نذر کردند اگر خداوند آنها را عافیت دهد بشکرانه آن،روزه بگیرند چون خدای تعالی ایشان را شفا داد امیر المؤمنین علیه السّلام بحضرت فاطمه(ع) فرمود وقت آن است که ما بنذر خود وفا کنیم چیزی نداشتند امیر المؤمنین
علیه السّلام نزد یهودی بنام شمعون رفت تا مقداری جو قرض کند یهودی گفت یا علی این پشم را بگیر و بزنان بده تا برای من بریسند و این سه صاع جو را مزد بگیرند آنحضرت آنها را گرفت و بخانه آورد حضرت فاطمه یکصاع آن را آسیا کرد و پنج قرص از آن نان پخت هر یکی را قرصی، همه روزه دار بودند چون نماز شام بجا آوردند و خواستند افطار کنند هنوز دست بطعام نبرده بودند سائلی بدر خانه آمد و گفت من مسکینی هستم از مسلمانان مرا طعام دهید خداوند شما را از خوانهای بهشت طعام دهد امیر المؤمنین بحضرت فاطمه فرمود-
فاطمة ذات المجد و الیقین
یا بنت غیر الناس اجمعین
اما ترین البائس المسکین
قد قام بالباب له حنین
یدعو الی اللّه و یستکین
یشکو الینا جایع حزین
کل امرئی بکسبه رهین
و فاعل الخیرات یستدین
موعده جنة علیین
حرّمها اللّه علی الضنین
و للبخیل معوفف مهین
تهوی به النار الی السجین
شرابه الصدید و الغسلین
یمکث فیه الدهر و السنین
فرمود ایفاطمهایکه بزرگوار و عزیز و بلند مرتبه و با یقینی-ایدختر بهترین مردمان عالم-مگر نمیبینی فقیر بینوائی در خانه ایستاده ناله و فریاد میکند- و خدا را میخواند و اظهار گرسنگی بما میکند بدانکه هر شخصی در گروی اعمال خود میباشد و نیکو کاران عمل نیک خود را بقرض میدهند و سر آمد مدت وام آنها بهشت علیین است.خداوند حرام کرده آن بهشت را بر هر خسیس و بخیلی.
و از برای بخیل جایگاه خوار و ذلیلی است و آن دوزخ است و سجیل،و شراب او کثافات زنان زانیه است همیشه در آن دوزخ جاوید بمانند-حضرت فاطمه علیه السّلام در جواب آنحضرت گفت:
امرک سمع یابن عم و طاعةمالی من لوم و لا بضاعة عذبت بالبر ولی صناعةاطعمه و لا ابالی الساعة و ادخل الخلد ولی شفاعة گفت ای پسر عموی عزیزم امر و فرمان شما را میشنوم و اطاعت میکنم و از هیچ ملامت کننده و بیچیزی باکی ندارم پیشه من کرم و احسان به بینوایان و بر و نیکوئی بآنها است و در این دنیا از هیچ مشقت و سختی باکی ندارم زیرا میدانم پاداش تمام اینها بهشت جاوید است که در آن داخل میشوم و شفاعت است که خداوند ویژه من
قرار داده است- امیر المؤمنین علیه السّلام قرص نان خود را بآن فقیر ایثار نمود حضرت فاطمه و حسنین علیه السّلام و فضه نیز بآن حضرت اقتدا نمودند و نان خود را بفقیر دادند و آن شب بآب تنها افطار باز نمودند.روز دیگر صاع دوم را حضرت فاطمه آسیاب کرد و پنج قرص نان پخت پس از اداء نماز،چون خواستند افطار کنند یتیمی در خانه آمد و گفت
السلام علیکم یا اهل بیت النبوة و معدن الرسالة و مختلف الملائکة. یتیمی از فرزندان مهاجر هستم پدرم در رکاب رسولخدا شهید شده است مرا عطائی بدهید امیر المؤمنین علیه السّلام چون صدای یتیم را شنید فرمود قرص من را باو بدهید حضرت فاطمه علیه السّلام و حسنین و کنیز آنها فضه بآنحضرت اقتدا نموده هر یک قرص نان خود را به یتیم دادند و آنشب نیز بآب افطار نمودند.شب سوم هنگام افطار سائلی بدر خانه آمد و گفت من اسیری هستم مرا طعامی بدهید امیر المؤمنین علیه السّلام قرص خود را بآن اسیر داد حضرت فاطمه علیه السّلام و حسنین و فضه نیز سهم خود را بآن اسیر دادند آنشب هم بآب افطار کردند روز چهارم پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بمنزل دخترش حضرت فاطمه تشریف برد دید حسنین از شدت ضعف میلرزند از حال آنها سؤال نمود حضرت
فاطمه داستان را بعرض مبارکش رسانید،رسولخدا گریست،در این اثناء جبرئیل نازل شد و آیات: إِنَّ الْأَبْرٰارَ یَشْرَبُونَ مِنْ کَأْسٍ کٰانَ مِزٰاجُهٰا کٰافُوراً تا آخر آیه و کان سعیکم مشکورا-را آورد پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم حمد و سپاس پروردگار را بجا آورد و تبسمی بصورت آنها نمود و فرمود بگیرید تهنیت و مبارک باد خدا را که جبرئیل آورده و از جانب پروردگار بشما سلام میرساند،و این آیات را در شأن شما نازل نموده.خداوند نعمتی بشما عطا فرموده که هرگز نابود شدنی نیست ایدختر محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم گوارا باد تو را قرب رحمن و جوار پروردگار،در خانه جلال و جمال،خداوند میپوشاند شما را سندس و استبرق و ارجوان بهشتی،و سیراب میشوید از شربت رحیق مختوم،و شما نزدیکترین مخلوقات هستید بخداوند رحمن و ایمن باشید در آنوقتی که همه مردم محزون و ترسان میباشند.خوشا بحال دوستداران شما و کسانیکه شما را عزیز و محترم میشمارند.در آن عصر و زمانی که مردم خوار و ذلیل مینمایند شما را و یاری میکنند شما را در آنوقتیکه یار و یاوری ندارید.وای بر امت من وای بر امت از طرف خدا.پس از آن بوسید حضرت فاطمه و امیر المؤمنین علیه السّلام را و بسینه خود چسبانید حسنین را و فرمود خداوند خلیفه من است بر شما در حال حیات و ممات
من باو میسپارم شما را که بهترین حافظ و نگهبان است،محفوظ بدارد خداوند هر کسیرا که شما را حفظ مینماید.و صله کند،با آنکه با شما صله مینماید،یاری کند کسیرا که شما را یاری مینماید و خوار و ذلیل گرداند آنکسیرا که شما را خوار و ذلیل میکند،بزودی بمن ملحق خواهید شد نزد خداوند و حساب و پاداش شما با خدا خواهد بود.و این حدیث را ابن بابویه و بسیاری از محدثین عامه و خاصه روایت کردهاند و در معنای: یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ یَخٰافُونَ یَوْماً ...از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام روایت کرده فرمود شیعیان ما وفا کردند بآنعهدی که خداوند گرفت از آنها بر ولایت ما آل محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و ترسیدند از روز پیمان و عهد که در عالم ذرّ از ایشان گرفته شد بر ولایت ما ائمه- در کافی ذیل آیه وَ یُطْعِمُونَ الطَّعٰامَ عَلیٰ حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَ أَسِیراً -از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام روایت کرده فرمود عیال مرد،حکم اسیر را دارد سزاوار است که انسان در نعمت و ارزاق و البسه آنها در وسعت توسعه بدهد تا آرزوی مرگ او را نکنند-
وَ إِذٰا رَأَیْتَ ثَمَّ رَأَیْتَ نَعِیماً وَ مُلْکاً کَبِیراً (20) عٰالِیَهُمْ ثِیٰابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَ إِسْتَبْرَقٌ وَ حُلُّوا أَسٰاوِرَ مِنْ فِضَّةٍ وَ سَقٰاهُمْ رَبُّهُمْ شَرٰاباً طَهُوراً (21) إِنَّ هٰذٰا کٰانَ لَکُمْ جَزٰاءً وَ کٰانَ سَعْیُکُمْ مَشْکُوراً (22) إِنّٰا نَحْنُ نَزَّلْنٰا عَلَیْکَ اَلْقُرْآنَ تَنْزِیلاً (23) فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ وَ لاٰ تُطِعْ مِنْهُمْ آثِماً أَوْ کَفُوراً (24) وَ اُذْکُرِ اِسْمَ رَبِّکَ بُکْرَةً وَ أَصِیلاً (25) وَ مِنَ اَللَّیْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَ سَبِّحْهُ لَیْلاً طَوِیلاً (26) إِنَّ هٰؤُلاٰءِ یُحِبُّونَ اَلْعٰاجِلَةَ وَ یَذَرُونَ وَرٰاءَهُمْ یَوْماً ثَقِیلاً (27) نَحْنُ خَلَقْنٰاهُمْ وَ شَدَدْنٰا أَسْرَهُمْ وَ إِذٰا شِئْنٰا بَدَّلْنٰا أَمْثٰالَهُمْ تَبْدِیلاً (28) إِنَّ هٰذِهِ تَذْکِرَةٌ فَمَنْ شٰاءَ اِتَّخَذَ إِلیٰ رَبِّهِ سَبِیلاً (29) وَ مٰا تَشٰاؤُنَ إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ اَللّٰهُ إِنَّ اَللّٰهَ کٰانَ عَلِیماً حَکِیماً (30) یُدْخِلُ مَنْ یَشٰاءُ فِی رَحْمَتِهِ وَ اَلظّٰالِمِینَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذٰاباً أَلِیماً (31)
ابن بابویه ذیل آیه: وَ إِذٰا رَأَیْتَ ثَمَّ رَأَیْتَ نَعِیماً وَ مُلْکاً کَبِیراً -از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود وقتی اهل بهشت داخل بهشت شدند خداوند رسولی بسوی اولیاء خود میفرستد،دربان او را نگاه میدارد تا برود اذن و اجازه بگیرد از آن ولی و رسول پروردگار،بدون اجازه حضور او نمیرسد.اینست سلطنت و پادشاهی بزرگ.
إِنّٰا نَحْنُ نَزَّلْنٰا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ تَنْزِیلاً فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ وَ لاٰ تُطِعْ مِنْهُمْ آثِماً أَوْ کَفُوراً ای رسول،ما این قرآن را نازل کردیم و فرو فرستادیم بر تو بشکرانه آن بر اطاعت حکم پروردگار شکیبا و بردبار باش و پیروی مکن از مردم کافر بزهکار و بد کیش.و مقصود از آثم کفور بعضی گفتند ابو جهل است،چه او گفت اگر محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را دیدم نماز میخواند پای خود را بر گردن او مینهم تا هلاک شود و بعض دیگر گفتند مراد عقبة بن ربیعه و ولید بن مغیره است.عقبه گفت ای محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم اگر دست
از این دعوت برداری هر یک از دختران مرا که بخواهی بدون مهر بتو میدهم و در تمام عرب از دختران من نیکوتر نیست ولید گفت ای محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم اگر از این دعوت دست برداری چندان مال بتو میدهم که خوشنود شوی قریش میدانند که در میان آنها کسی بیشتر از من مال ندارد.
وَ اذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ بُکْرَةً وَ أَصِیلاً وَ مِنَ اللَّیْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَ سَبِّحْهُ لَیْلاً طَوِیلاً هر بامداد و شبانگاه نام خدا را ببزرگی یاد کن-مراد نماز صبح و مغرب است- و بعضی از شب را در نماز بسجده خدا پرداز و شام را به تسبیح و ستایش خدا صبح گردان مقصود نماز عشاء است.
إِنَّ هٰؤُلاٰءِ یُحِبُّونَ الْعٰاجِلَةَ وَ یَذَرُونَ وَرٰاءَهُمْ یَوْماً ثَقِیلاً، نَحْنُ خَلَقْنٰاهُمْ وَ شَدَدْنٰا أَسْرَهُمْ،وَ إِذٰا شِئْنٰا بَدَّلْنٰا أَمْثٰالَهُمْ تَبْدِیلاً این کفار و مردم غافل دنیای نقد حاضر را دوست میدارند و آنروز سنگین و سخت قیامت را رها کرده و پشت سر انداخته و از یاد بردهاند. ما آفریدهایم ایشانرا و بنیان آنها را محکم ساختهایم و اگر بخواهیم آنانرا از بین میبریم و بجای ایشان طایفه دیگری خلق میکنیم.
إِنَّ هٰذِهِ تَذْکِرَةٌ فَمَنْ شٰاءَ اتَّخَذَ إِلیٰ رَبِّهِ سَبِیلاً وَ مٰا تَشٰاؤُنَ إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ اللّٰهُ إِنَّ اللّٰهَ کٰانَ عَلِیماً حَکِیماً یُدْخِلُ مَنْ یَشٰاءُ فِی رَحْمَتِهِ وَ الظّٰالِمِینَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذٰاباً أَلِیماً این آیات پند و تذکریست تا هر که بخواهد راهی بسوی خدای خویش پیش گیرد و نخواهید شما مردم مگر آنچه خدا بخواهد یعنی کارهای خود را بخدا واگذارید چه خداوند باحوال خلق دانا و بصلاح بندگان آگاهست خدا هر کرا بخواهد در رحمت خود داخل گرداند و برای ستمکاران و کافران عذابی دردناک مهیا ساخته است.
در کافی از محمد بن فضیل روایت کرده که از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام سؤال نمودم معنای إِنَّ هٰذِهِ تَذْکِرَةٌ را فرمود اشاره است بولایت امیر المؤمنین علیه السّلام عرض کردم یدخل فی رحمته یعنی چه فرمود رحمت،ولایت ما آل محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم است در بصایر الدرجات ذیل آیه إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ اللّٰهُ از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود
خداوند دلهای ائمه را محل اراده خود قرار داده است هر گاه بخواهد چیزیرا آنها نیز خواستهاند و معنای آیه همین است- در کافی ذیل آیه یُدْخِلُ مَنْ یَشٰاءُ فِی رَحْمَتِهِ وَ الظّٰالِمِینَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذٰاباً أَلِیماً از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام روایت کرده فرمود رحمت خدا ولایت ما ائمه است و خداوند اجلّ و اعز است از آنکه باو ظلم و ستم شود یا نسبت ظلم باو بدهند لکن پروردگار مخلوط نموده ما ائمه را به نفس خود و قرار داده ظلم بما را ظلم بخود و دوستی و ولایت ما را دوستی و ولایت خود سپس در این مورد آیهای نازل نموده و فرموده: مٰا ظَلَمْنٰاهُمْ وَ لٰکِنْ کٰانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ .محمد بن فضیل راوی حدیث میگوید حضورش عرض کردم این بیان تنزیل آیه است فرمود بلی- ابن شهر آشوب از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود رحمت،وجود مقدس امیر المؤمنین(ع)و فرزندان گرامش هستند.
پایان سوره دهر
سوره و المرسلات در مکه نازل شده و پنجاه آیه و صد و هشتاد و یک کلمه و هشتصد و شانزده حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن:ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره مرسلات را قرائت کند خداوند او را به پیغمبرش محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم معرفی کند و در خواص قرآن از رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس این سوره را قرائت کند نمیباشد از مشرکین و اگر هنگام محاکمه آن را قرائت کند خداوند قوی گرداند او را بر خصمش و غالب گرداند او را بر دشمنش و اگر این سوره را بنویسند و بآب پیاز محو کنند و آن را بکسی دهند که درد شکم دارد آن درد باذن خدا بر طرف گردد.
سوره مرسلات مشتمل است بر وعده پروردگار از بعث و نشور و ثواب و عقاب و تهدید و توبیخ تکذیب کنندگان و کیفر آنها و ثواب و پاداش مؤمنین.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . وَ اَلْمُرْسَلاٰتِ عُرْفاً (1) فَالْعٰاصِفٰاتِ عَصْفاً (2) وَ اَلنّٰاشِرٰاتِ نَشْراً (3) فَالْفٰارِقٰاتِ فَرْقاً (4) فَالْمُلْقِیٰاتِ ذِکْراً (5) عُذْراً أَوْ نُذْراً (6) إِنَّمٰا تُوعَدُونَ لَوٰاقِعٌ (7) فَإِذَا اَلنُّجُومُ طُمِسَتْ (8) وَ إِذَا اَلسَّمٰاءُ فُرِجَتْ (9) وَ إِذَا اَلْجِبٰالُ نُسِفَتْ (10) وَ إِذَا اَلرُّسُلُ أُقِّتَتْ (11) لِأَیِّ یَوْمٍ أُجِّلَتْ (12) لِیَوْمِ اَلْفَصْلِ (13) وَ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا یَوْمُ اَلْفَصْلِ (14)
قوله تعالی وَ الْمُرْسَلاٰتِ عُرْفاً فَالْعٰاصِفٰاتِ عَصْفاً وَ النّٰاشِرٰاتِ نَشْراً فَالْفٰارِقٰاتِ فَرْقاً فَالْمُلْقِیٰاتِ ذِکْراً عُذْراً أَوْ نُذْراً قسم بفرستاده شدگان از پی هم یا بادهای پی در پی،یا فرشتگان و یا پیغمبران و قسم ببادهای تند و سخت و قسم بفرشتگانیکه
وحی و حکم الهی را در عالم نشر میدهند و به پیغمبران میرسانند و سوگند بکسانیکه بحکم خدا حق و باطل را جدا میکنند و بحق آن فرشتگانی که وحی خدا و کتب آسمانی را به پیغمبران میرسانند برای اعذار و انذار،یعنی تا بترسانند و حجت بر مردم تمام کنند که پس از عقاب و کیفر برای ایشان حجتی نباشد-این آیات قسم بود و جوابش:
إِنَّمٰا تُوعَدُونَ لَوٰاقِعٌ آنچه شما را وعده میدهند از بعث و نشور و ثواب و عقاب البته بطور یقین واقع خواهد شد و خلافی در آن نیست-پس از آن وقت آنرا بعلامات بیان میفرماید نه بزمان:
فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ وَ إِذَا السَّمٰاءُ فُرِجَتْ وَ إِذَا الْجِبٰالُ نُسِفَتْ وَ إِذَا الرُّسُلُ أُقِّتَتْ لِأَیِّ یَوْمٍ أُجِّلَتْ لِیَوْمِ الْفَصْلِ وَ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا یَوْمُ الْفَصْلِ وعدههای خدا آنوقت واقع میشود که ستارگان همه بی نور شوند و اثر آنها محو شود و آسمان را بشکافند و کوهها از جای کنده و پراکنده گردد و اعلام کنند پیغمبران را برای ثواب و عقاب مردم و برای روز معین یعنی روز قیامت.پس از آن بیان میکند آن را که چه روزی است روز قیامت همانروز فصل حکومت بین حق و باطل و جدائی میان سعید و شقی
است و چه دانی تو ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و چگونه میتوانی بزرگی آنروز جدائی را تصور کنی.
وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ (15) أَ لَمْ نُهْلِکِ اَلْأَوَّلِینَ (16) ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ اَلْآخِرِینَ (17) کَذٰلِکَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِینَ (18) وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ (19) أَ لَمْ نَخْلُقْکُمْ مِنْ مٰاءٍ مَهِینٍ (20) فَجَعَلْنٰاهُ فِی قَرٰارٍ مَکِینٍ (21) إِلیٰ قَدَرٍ مَعْلُومٍ (22) فَقَدَرْنٰا فَنِعْمَ اَلْقٰادِرُونَ (23) وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ (24) أَ لَمْ نَجْعَلِ اَلْأَرْضَ کِفٰاتاً (25) أَحْیٰاءً وَ أَمْوٰاتاً (26) وَ جَعَلْنٰا فِیهٰا رَوٰاسِیَ شٰامِخٰاتٍ وَ أَسْقَیْنٰاکُمْ مٰاءً فُرٰاتاً (27) وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ (28) اِنْطَلِقُوا إِلیٰ مٰا کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ (29) اِنْطَلِقُوا إِلیٰ ظِلٍّ ذِی ثَلاٰثِ شُعَبٍ (30) لاٰ ظَلِیلٍ وَ لاٰ یُغْنِی مِنَ اَللَّهَبِ (31) إِنَّهٰا تَرْمِی بِشَرَرٍ کَالْقَصْرِ (32) کَأَنَّهُ جِمٰالَتٌ صُفْرٌ (33)
وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ أَ لَمْ نُهْلِکِ الْأَوَّلِینَ ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرِینَ کَذٰلِکَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِینَ وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ وای در آنروز بحال کسانیکه تکذیب کردند پیغمبران و کتابهای آسمانی و قیامت را آیا ما پیشینیان را بکیفر کفر هلاک نکردیم؟ از پس آنها قومیکه منکر قرآن هستند هلاک خواهیم نمود همچنین بدکاران را هلاک میسازیم. وای از آنروز بحال تکذیب کنندگان.وجه تکرار آیه همانست که در سوره الرحمن بیان نمودیم.
أَ لَمْ نَخْلُقْکُمْ مِنْ مٰاءٍ مَهِینٍ فَجَعَلْنٰاهُ فِی قَرٰارٍ مَکِینٍ إِلیٰ قَدَرٍ مَعْلُومٍ فَقَدَرْنٰا فَنِعْمَ الْقٰادِرُونَ آیا ما شما را از نطفه بیقدر باین زیبائی نیافریدهایم؟ بلی ما آن نطفه را از صلب پدر بقرارگاه رحم مادر منتقل ساختهایم تا مدت معین که در رحم مادر بماند
و آن نه ماه است و ما تقدیر مدت رحم و تعیین سرنوشت او را معین کردیم و نیکو تقدیر کننده و حکیمی هستیم.
أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ کِفٰاتاً، أَحْیٰاءً وَ أَمْوٰاتاً وَ جَعَلْنٰا فِیهٰا رَوٰاسِیَ شٰامِخٰاتٍ وَ أَسْقَیْنٰاکُمْ مٰاءً فُرٰاتاً آیا ما زمین را کافی قرار ندادیم تا زندگان روی زمین تعیش کنند و مردگان درونش پنهان شوند؟کفات مسکن است،امیر المؤمنین علیه السّلام چون از جنگ بازگشت نظرش بقبرها افتاد فرمود این جا کفات مردگان است پس از آن نگاهی بخانههای کوفه نمود و فرمود اینجا مساکن زندگان است و آیه فوق را تلاوت فرمود- در کافی ذیل آیه مزبور از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود دفن میشود از انسان موها و دندانهای او- و بیافریم در زمین کوههای بلند و سخت را و از باران،بشما آب زلال گوارا نوشانیدیم اِنْطَلِقُوا إِلیٰ مٰا کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ اِنْطَلِقُوا إِلیٰ ظِلٍّ ذِی ثَلاٰثِ شُعَبٍ لاٰ ظَلِیلٍ وَ لاٰ
یُغْنِی مِنَ اللَّهَبِ إِنَّهٰا تَرْمِی بِشَرَرٍ کَالْقَصْرِ کَأَنَّهُ جِمٰالَتٌ صُفْرٌ خطاب میرسد بکفار ای منکران امروز بسوی آندوزخی که تکذیب میکردید بروید، در زیر سایههای دود آتش دوزخ که از سه طرف شما را احاطه کرده است، در آنجا نه سایهای خواهد بود و نه از شراره آتش نجاتی توانید داشت آن آتش هر شعله و شرارهای که افکند مانند قصریست، گویا آن شراره چون شتران زرد موی است- شیخ طوسی ذیل آیه فوق از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر گاه مردم از عطش و تشنگی بآنها گویند پناه ببرید بامیر المؤمنین علیه السّلام همانکسیکه تکذیب میکردید او را،چون بحضرتش پناه ببرند بایشان گفته شود بروید زیر سایههای دود آتش دوزخ که از سه جانب شما را احاطه خواهد کرد.
وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ (34) هٰذٰا یَوْمُ لاٰ یَنْطِقُونَ (35) وَ لاٰ یُؤْذَنُ لَهُمْ فَیَعْتَذِرُونَ (36) وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ (37) هٰذٰا یَوْمُ اَلْفَصْلِ جَمَعْنٰاکُمْ وَ اَلْأَوَّلِینَ (38) فَإِنْ کٰانَ لَکُمْ کَیْدٌ فَکِیدُونِ (39) وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ (40) إِنَّ اَلْمُتَّقِینَ فِی ظِلاٰلٍ وَ عُیُونٍ (41) وَ فَوٰاکِهَ مِمّٰا یَشْتَهُونَ (42) کُلُوا وَ اِشْرَبُوا هَنِیئاً بِمٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (43) إِنّٰا کَذٰلِکَ نَجْزِی اَلْمُحْسِنِینَ (44) وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ (45) کُلُوا وَ تَمَتَّعُوا قَلِیلاً إِنَّکُمْ مُجْرِمُونَ (46) وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ (47) وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمُ اِرْکَعُوا لاٰ یَرْکَعُونَ (48) وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ (49) فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ (50)
هٰذٰا یَوْمُ لاٰ یَنْطِقُونَ وَ لاٰ یُؤْذَنُ لَهُمْ فَیَعْتَذِرُونَ این همان روزیست که کافران بر نجات خود سخن نگویند و رخصت عذر خواهی بآنها داده نشود.در کافی ذیل آیه فوق
از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود خداوند اجلّ و عادلتر از آنستکه عذر بندگان را نپذیرد و نگذارد آنها حجت خود را بیان کنند لکن چون فلج شدند و عذری ندارند از این جهت نمیتوانند سخن بگویند.
هٰذٰا یَوْمُ الْفَصْلِ جَمَعْنٰاکُمْ وَ الْأَوَّلِینَ فَإِنْ کٰانَ لَکُمْ کَیْدٌ فَکِیدُونِ این روز روز فصل حکومت و جدائی نیک و بد است و شما را با همه گذشتگان پیشین بعرصه محشر جمع کنیم پس اگر چارهای دارید بر نجات خود بیاورید.
إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی ظِلاٰلٍ وَ عُیُونٍ وَ فَوٰاکِهَ مِمّٰا یَشْتَهُونَ کُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِیئاً بِمٰا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ إِنّٰا کَذٰلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ روز قیامت بندگان با تقوی و پرهیزکاران در سایه درختان بهشت و اطراف نهرهای جاری متنعمند و از هر نوع میوه که مایل باشند فراهم است بآنها خطاب لطف شود که از هر طعام و شربتی بخواهید بخورید و بیاشامید گوارا باد بر شما، اینها پاداش اعمال نیکی است که در دنیا بجا آوردهاید ما اینگونه نیکوکاران را پاداش میدهیم.
ابن شهر آشوب از تفسیر ابی یوسف ابن یعقوب که یکی از مخالفین است و او از مجاهد و ابن عباس روایت کرده گفت مقصود از متقین در این آیه امیر المؤمنین علیه السّلام و حسنین علیه السّلام است آنها در سایه درختهای بهشت و خیمههائی از لؤلؤ که طول هر خیمهای یکفرسخ است سکونت دارند و مراد از: کَذٰلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ کسانی هستند که صرفا مطیع امر خداوند بوده و ایشان اهل بیت محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم باشند در بهشت و اینحدیثرا ابی یوسف که او نیز از علماء مخالفین است نقل نموده است.
در کافی از محمّد بن فضیل روایت کرده گفت از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام سؤال کردم متقین چه اشخاصی هستند فرمود سوگند بخدا ما و شیعیان هستیم و کسی جز ما بر ملت حضرت ابراهیم نیست و سایر مردم از آن ملت بیزاری میجویند عرض کردم حضورش مجرمین چه اشخاصی هستند فرمود بنی امیه و بنی عباس گفتم مکذبین چه مردمانی باشند فرمود کسانی که تکذیب کردند ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام را و اولین آنهائی هستند که پیغمبران گذشته را تکذیب نمودند در اطاعت اوصیاء و آنها و مجرمین این امت کسانی بودند که ظلم نمودند بآل محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و اعمال ناشایستهای نسبت بوصی محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم امیر المؤمنین علیه السّلام بجا آوردند.
و حضرت رضا علیه السّلام فرمود مراد باولین اولی و دومی و مقصود از آخرین سومی و بنی امیه و بنی عباس است و این حدیث را شرف الدین نجفی نیز روایت کرده است.
کُلُوا وَ تَمَتَّعُوا قَلِیلاً إِنَّکُمْ مُجْرِمُونَ ، وَ إِذٰا قِیلَ لَهُمُ ارْکَعُوا لاٰ یَرْکَعُونَ وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ در این آیه خطاب میکند بکفار و گنهکاران:بخورید و لذت برید بعمر کوتاه دنیا،شما مردم بسیار بد کردار و مجرم هستید و چون باین کافران گویند نماز بجا آورید اطاعت نکرده و فرمان نبرند وای بحال تکذیب کنندگان آیات خدا-آنانکه قرآن و آیات خدا را تکذیب کردند بکدام حدیث و کتاب ایمان خواهند آورد.
شرف الدین ذیل آیه فوق از ابی حمزه ثمالی روایت کرده گفت سؤال نمودم از حضرت باقر علیه السّلام معنای آیه را فرمود باطن آیه آنست:چون بناصبیها گویند بر گردید بسوی ولایت ائمه و متوجه آنها بشوید و دوست بدارید ائمه را بر نگردند و توجهی بایشان پیدا نکنند.
پایان سوره و المرسلات
سوره نباء در مکه نازل شده و چهل آیه و صد و نود و سه کلمه و سیصد و نود حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن:ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره نبا را تا مدت یک سال هر روز قرائت کند خداوند زیارت مکه معظمه را نصیب او گردانند.
و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر که اینسوره را قرائت کند و حفظ نماید برای او حسابی در قیامت نباشد مگر بمقدار نوشتن این سوره تا داخل بهشت شود و هر که بنویسد آن را و همراه خود بدارد با قوت و هیبت گردد و جانوری باو نزدیک نشود و اگر مسافر در حال سفر آن را قرائت کند در شب از هر بلائی محفوظ بماند باذن خداوند.
سوره نباء مشتمل است بر احوال قیامت و تکذیب کردن قریش از قرآن و پیغمبر و قیامت و کیفر کفار و گناهکاران و توبیخ و تهدید آنها و پاداش مؤمنین
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . عَمَّ یَتَسٰاءَلُونَ (1) عَنِ اَلنَّبَإِ اَلْعَظِیمِ (2) اَلَّذِی هُمْ فِیهِ مُخْتَلِفُونَ (3) کَلاّٰ سَیَعْلَمُونَ (4) ثُمَّ کَلاّٰ سَیَعْلَمُونَ (5) أَ لَمْ نَجْعَلِ اَلْأَرْضَ مِهٰاداً (6) وَ اَلْجِبٰالَ أَوْتٰاداً (7) وَ خَلَقْنٰاکُمْ أَزْوٰاجاً (8) وَ جَعَلْنٰا نَوْمَکُمْ سُبٰاتاً (9) وَ جَعَلْنَا اَللَّیْلَ لِبٰاساً (10) وَ جَعَلْنَا اَلنَّهٰارَ مَعٰاشاً (11) وَ بَنَیْنٰا فَوْقَکُمْ سَبْعاً شِدٰاداً (12) وَ جَعَلْنٰا سِرٰاجاً وَهّٰاجاً (13) وَ أَنْزَلْنٰا مِنَ اَلْمُعْصِرٰاتِ مٰاءً ثَجّٰاجاً (14) لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَ نَبٰاتاً (15) وَ جَنّٰاتٍ أَلْفٰافاً (16)
قوله تعالی عَمَّ یَتَسٰاءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ اَلَّذِی هُمْ فِیهِ مُخْتَلِفُونَ مردم از چه میپرسند؟ از خبر بزرگ که در آن اختلاف میکنند-
مفسرین در نباء عظیم اختلاف کردهاند بعضی گفتند قرآن است که در آن خلاف کردند جمعی سحرش خواندند و بعضی شعر و فرقهای افسانه و طایفهای گفتند نباء پیغمبر است که ساحر و کاهن و شاعر و دیوانهاش خواندند و در تفسیر اهل بیت عصمت و طهارت نباء عظیم امیر المومنین علیه السّلام است چنانکه در کافی از ابی حمزه روایت کرده که سؤال نمودم از حضرت باقر علیه السّلام معنای نباء عظیم را فرمود امیر المؤمنین علیه السّلام است خود آنحضرت فرموده برای خدا آیه و نباء بزرگتری از من نیست و اینحدیث را در بصائر الدرجات با زیادتی این جمله روایت کرده فرمود آنحضرت ولایت مرا خداوند بر امتهای گذشته فرض و واجب نموده با همان اختلاف زبانی که داشتند بسیاری از آنها قبول ننمودند و اقرار بفضیلت من نکردند ابن بابویه از حضرت امام زین العابدین علیه السّلام و حضرت رضا علیه السّلام روایت کرده فرمودند پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بامیر المؤمنین علیه السّلام فرمود یا علی تو؛باب و راه خدا و حجة پروردگار و نباء عظیم و صراط مستقیم و مثل اعلی هستی-و حافظ محمّد بن مؤمن شیرازی که یکی از مخالفین است در کتاب مستخرج از تفاسیر اثنی عشر ذیل تفسیر آیه فوق از سدی روایت کرده گفت صخر بن حرب وارد شد بر پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم عرض کرد ای محمّد امر ولایت بعد از شما برای کیست؟فرمود برای
کسی است که او نسبت بمن بمنزله هرون است نسبت بموسی جبرئیل نازل شد و آیات فوق را آورد و گفت ایرسول خدا بعضی از امت تو تصدیق ولایت و خلافت علی علیه السّلام را بنمایند و بعض دیگر تکذیب کنند و بزودی شناسند و یقین نمایند بولایت علی علیه السّلام در قبر هنگام سؤال کردن از آنها بدانکه در مشرق و مغرب عالم و بیابان و دریا نمیرد کسی مگر آنکه نکیر و منکر سؤال کنند از او در باره ولایت و خلافت علی و میپرسند پروردگار تو کیست و دین تو چیست و پیغمبر تو کیست و امام تو کیست؟و از علقمه روایت کرده گفت روز جنگ صفین مردی از لشگر شام با سلاح بیرون آمد و قرآنی حمایل خود کرده بود بجای رجز خواندن چنانکه مرسوم اعراب است میخواند:
عَمَّ یَتَسٰاءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ اَلَّذِی هُمْ فِیهِ مُخْتَلِفُونَ من خواستم پیش او روم امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود بر جای خود باش.خود آنحضرت پیش رفت بآنمرد گفت منم نباء عظیم و خبر بزرگ که در من خلاف کردید و در ولایت من نزاع نمودید و از ولایت من باز آمدید آنگاه قبول کردید و بظلم و بغی و ستم هلاک
شدید از کفر بوسیله شمشیر من بیرون آمدید و روز غدیر را دانستید و روز قیامت خواهید دانست آنچه بجا آوردهاید و بکیفر آن خواهید رسید پس از آن شمشیر کشید و سرش را از تن جدا کرد و بدرک واصل شد- و از اصبغ بن نباته روایت کرده گفت روز جنگ جمل در بصره سواری از لشگر بصره بیرون آمد و آیات فوق را میخواند امیر المؤمنین علیه السّلام پیش رفت و باو فرمود میشناسی آن خبر بزرگ را عرض کرد خیر فرمود بخدا قسم منم نباء عظیم که در من خلاف کردید بزودی خواهید شناخت مرا آنوقتیکه میان بهشت و دوزخ بایستم و خلایق را قسمت کنم و بدوزخ گویم این برای تو و آندیگر برای من بگیر او را که از دشمنان منست و دست بردار از این شخص که از دوستان منست و بزودی خواهید دانست که من نباء عظیم هستم آنزمان که در کنار حوض کوثر بایستم و طایفهای را از حوض کوثر برانم چنانکه در دنیا شتر غریب را از کنار حوض آب برانند پس از آن بصری را بقتل رسانید و بجای خود بازگشت.
أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهٰاداً وَ الْجِبٰالَ أَوْتٰاداً وَ خَلَقْنٰاکُمْ أَزْوٰاجاً وَ جَعَلْنٰا نَوْمَکُمْ سُبٰاتاً وَ جَعَلْنَا اللَّیْلَ لِبٰاساً وَ جَعَلْنَا النَّهٰارَ مَعٰاشاً وَ بَنَیْنٰا فَوْقَکُمْ سَبْعاً شِدٰاداً وَ
جَعَلْنٰا سِرٰاجاً وَهّٰاجاً وَ أَنْزَلْنٰا مِنَ الْمُعْصِرٰاتِ مٰاءً ثَجّٰاجاً لِنُخْرِجَ بِهِ حَبًّا وَ نَبٰاتاً وَ جَنّٰاتٍ أَلْفٰافاً آیا ما زمین را محل آسایش خلق قرار ندادیم و کوهها را ستون و میخهای زمین و نگهبان آن نساختیم ما شما را جفت نر و ماده آفریدیم و خواب را برای شما مایه قوام و استراحت قرار دادیم و شب را ساتر و لباس خلق گردانیدیم یعنی بتاریکی همه چیز پوشیده شود و روز را برای تحصیل معاش خلق قرار دادیم و بر فراز شما هفت آسمان محکم بنا کردیم و در آن چراغی فروزان چون خورشید رخشان بر افروختیم و از فشار و تراکم ابرها آب باران فرو ریختیم و بآن آب دانه و گیاه رویانیدیم و باغهای پر درخت و انواع میوهها پدید آوردیم- در کافی ذیل آیه وَ جَعَلْنٰا سِرٰاجاً وَهّٰاجاً از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود خورشیدی که مشاهده میکنید نور او یک جزء از هفتاد جزء نور کرسی است و نور کرسی یک جزء از هفتاد جز نور عرش است و نور عرش یک جزء از هفتاد جزء نور حجاب و نور حجاب یک جزء از هفتاد جزء نور ستر است.
إِنَّ یَوْمَ اَلْفَصْلِ کٰانَ مِیقٰاتاً (17) یَوْمَ یُنْفَخُ فِی اَلصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوٰاجاً (18) وَ فُتِحَتِ اَلسَّمٰاءُ فَکٰانَتْ أَبْوٰاباً (19) وَ سُیِّرَتِ اَلْجِبٰالُ فَکٰانَتْ سَرٰاباً (20) إِنَّ جَهَنَّمَ کٰانَتْ مِرْصٰاداً (21) لِلطّٰاغِینَ مَآباً (22) لاٰبِثِینَ فِیهٰا أَحْقٰاباً (23) لاٰ یَذُوقُونَ فِیهٰا بَرْداً وَ لاٰ شَرٰاباً (24) إِلاّٰ حَمِیماً وَ غَسّٰاقاً (25) جَزٰاءً وِفٰاقاً (26) إِنَّهُمْ کٰانُوا لاٰ یَرْجُونَ حِسٰاباً (27) وَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا کِذّٰاباً (28) وَ کُلَّ شَیْءٍ أَحْصَیْنٰاهُ کِتٰاباً (29) فَذُوقُوا فَلَنْ نَزِیدَکُمْ إِلاّٰ عَذٰاباً (30)
إِنَّ یَوْمَ الْفَصْلِ کٰانَ مِیقٰاتاً یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوٰاجاً وَ فُتِحَتِ السَّمٰاءُ فَکٰانَتْ أَبْوٰاباً وَ سُیِّرَتِ الْجِبٰالُ فَکٰانَتْ سَرٰاباً روز قیامت که روز فصل خصومت است
آن روز وعدهگاه خلق است یعنی آنچه خداوند وعده فرموده در آنروز انجام گیرد روزی که در صور دمند مردگان زنده شده و فوج فوج بمحشر در آیند- معاذ جبل گفت در خانه ابو ایوب انصاری از رسول خدا معنای آیه را سؤال نمودم فرمود ای معاذ از کار بزرگی سؤال کردی روز قیامت مردم بر ده نوع محشور شوند.خدای تعالی برای هر نوعی علامتی معین فرموده تا تمیز داده شوند مؤمنین از یکدیگر.بعضی بصورت بوزینه و بعضی بصورت خوک و بعضی سرنگون و بعضی کور که باین طرف و آنطرف میروند و میافتند و راه را نمیبینند و بعضی کر و گنگ و طایفهای زبانهایشان بر سینه افتاده و بعضی دست و پای بریده و بعضی را بروی درخت آتش نشانیدهاند و بعضی را لباس قطران بپوشانند و طایفهای بوی عفونت مانند بوی مردار از ایشان بیرون آید آنهائی که بصورت بوزینه محشور میشوند کسانی هستند که سخن چین و نمام بودند در دنیا و اهل سحت و رشوه خواران با صورت خوک باشند و ربا خواران سرنگون بمحشر آیند و قاضیان کور وارد محشر میشوند و کران و گنگان مردمانی هستند که عبادت ریا و عجب بجا میآوردند و علمائی که عمل بعلم خود نکردند وارد محشر میشوند در حالتی که
زبانهای خود را جویده و بروی سینههای ایشان افکنده شده و کسانی که همسایگان خود را اذیت و آزار میکنند دست و پا بریده وارد محشر شوند و آنهائی که سعایت میکنند از برای مردم نزد پادشاهان و امراء بر درختهای آتشین آویخته شده و به محشر آیند و کسانیکه در دنیا مشغول شهوترانی و لذات حرام بودند در محشر بوی عفونتی از آنها خارج شود که اهل محشر از آن بوی متأذی شوند و متکبرین و گردنکشان را لباس قطران و آتشین بپوشانند و وارد محشر کنند- و در جامع اخبار از ابن مسعود روایت کرده گفت حضور امیر المؤمنین علیه السّلام بودم فرمود در قیامت پنجاه موقف است و هر موقفی هزار سال طول کشد.
موقف اول خارج شدن از قبر است هر کس ایمان بخدا و رسول و بهشت و دوزخ و حشر و حساب داشته و اقرار و اعتراف نموده بآنچه پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم از جانب خداوند آورده از گرسنگی و عطش روز قیامت نجات یابد پس از آن آیه را تلاوت فرمودند.
و آنروز درهای آسمان را بگشایند و کوهها را برفتن آرند تا چون سراب گردد.
إِنَّ جَهَنَّمَ کٰانَتْ مِرْصٰاداً لِلطّٰاغِینَ مَآباً لاٰبِثِینَ فِیهٰا أَحْقٰاباً لاٰ یَذُوقُونَ فِیهٰا بَرْداً وَ لاٰ شَرٰاباً إِلاّٰ حَمِیماً وَ غَسّٰاقاً جَزٰاءً وِفٰاقاً إِنَّهُمْ کٰانُوا لاٰ یَرْجُونَ حِسٰاباً وَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا کِذّٰاباً همانا دوزخ در انتظار بدکاران است و آن جایگاه مردم سرکش و ستمکاران است در آنجا قرنها مقام کنند و عذاب کشند- ابن بابویه ذیل آیه مزبور از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود احقاب جمع حقب است و هشتاد حقب باشد و هر حقبی هشتاد سال و هر سالی سیصد و شصت روز است و هر روز هزار سال از سالهائی که شما میشمارید.عیاشی از حمران روایت کرده که سؤال نمودم از حضرت باقر علیه السّلام آیه را فرمود این آیه مخصوص اهل توحید و کسانی است که از جهنم عاقبت خارج میشوند و آنها فساق و ستمکارانند پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود بیرون نمیآید کسی از جهنم مگر بعد از مکث کردن احقابی.اما کفار و منافقین هرگز خارج نخواهند شد-
در آندوزخ قطرهای آب سرد و شربت پاکیزه و گوارا نیاشامند مگر آب جوشانیده و سوزان و کثافات اهل دوزخ که با کیفر اعمال آنها موافق است. چه آنها امید بروز حساب نداشتند و آیات ما را تکذیب مینمودند و حال آنکه ما هر چیزیرا در کتابی بشماره نوشته و رقم کردیم- پس بچشید که بر شما چیزی جز رنج و عذاب دوزخ نیفزائیم ابو بریده اسلمی گفت سؤال کردم از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم از سختترین آیهایکه در باره اهل دوزخ نازلشده فرمود آیه: «فَذُوقُوا فَلَنْ نَزِیدَکُمْ إِلاّٰ عَذٰاباً» است.
إِنَّ لِلْمُتَّقِینَ مَفٰازاً (31) حَدٰائِقَ وَ أَعْنٰاباً (32) وَ کَوٰاعِبَ أَتْرٰاباً (33) وَ کَأْساً دِهٰاقاً (34) لاٰ یَسْمَعُونَ فِیهٰا لَغْواً وَ لاٰ کِذّٰاباً (35) جَزٰاءً مِنْ رَبِّکَ عَطٰاءً حِسٰاباً (36) رَبِّ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ مٰا بَیْنَهُمَا اَلرَّحْمٰنِ لاٰ یَمْلِکُونَ مِنْهُ خِطٰاباً (37) یَوْمَ یَقُومُ اَلرُّوحُ وَ اَلْمَلاٰئِکَةُ صَفًّا لاٰ یَتَکَلَّمُونَ إِلاّٰ مَنْ أَذِنَ لَهُ اَلرَّحْمٰنُ وَ قٰالَ صَوٰاباً (38) ذٰلِکَ اَلْیَوْمُ اَلْحَقُّ فَمَنْ شٰاءَ اِتَّخَذَ إِلیٰ رَبِّهِ مَآباً (39) إِنّٰا أَنْذَرْنٰاکُمْ عَذٰاباً قَرِیباً یَوْمَ یَنْظُرُ اَلْمَرْءُ مٰا قَدَّمَتْ یَدٰاهُ وَ یَقُولُ اَلْکٰافِرُ یٰا لَیْتَنِی کُنْتُ تُرٰاباً (40)
إِنَّ لِلْمُتَّقِینَ مَفٰازاً حَدٰائِقَ وَ أَعْنٰاباً وَ کَوٰاعِبَ أَتْرٰاباً وَ کَأْساً دِهٰاقاً لاٰ یَسْمَعُونَ فِیهٰا لَغْواً وَ لاٰ کِذّٰاباً جَزٰاءً مِنْ رَبِّکَ عَطٰاءً حِسٰاباً در این آیات بیان میکند پاداش پرهیزکاران را:برای پرهیزکاران نجات و رستگاری و آسایش است و برای ایشان آماده شدن باغها و بستان و درختهای انگور و دختران زیبا و دلربائی که پستانهایشان برآمده و همه در خوبی و جوانی مانند یکدیگرند و جامهای پر از شراب طهور و هرگز سخن لغو و بیهوده و دروغ نشنوند این نعمتها پاداش و عطاء پروردگار است همان خدائی که آسمان و زمین و آنچه میان آنها است بیافرید و بخشاینده و مهربانست و کسی از قهر و سطوتش با او بگفتگو لب نتواند گشود یعنی بدون فرمانش کسی شفاعت نتواند نمود.
یَوْمَ یَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلاٰئِکَةُ صَفًّا لاٰ یَتَکَلَّمُونَ إِلاّٰ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمٰنُ وَ قٰالَ صَوٰاباً ذٰلِکَ الْیَوْمُ الْحَقُّ،فَمَنْ شٰاءَ اتَّخَذَ إِلیٰ رَبِّهِ مَآباً، إِنّٰا أَنْذَرْنٰاکُمْ عَذٰاباً قَرِیباً، یَوْمَ یَنْظُرُ الْمَرْءُ مٰا قَدَّمَتْ یَدٰاهُ وَ یَقُولُ الْکٰافِرُ یٰا لَیْتَنِی کُنْتُ تُرٰاباً روز که روح بایستد و فرشتگان صف زده،سخن نگویند مگر آنکه خدا دستوری دهد و جز حق و صدق نگویند- در کافی ذیل آیه فوق از محمد بن فضیل روایت کرده گفت از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام سؤال نمودم معنای آیه را فرمود بخدا قسم ما ائمه هستیم که خداوند اذن و اجازه داده که روز قیامت تکلم کنیم عرض کردم در آنروز چه تکلمی میفرمائید فرمود حمد میکنیم پروردگار را و درود میفرستیم بر محمد و آل او و شفاعت
میکنیم از شیعیان خود و خداوند شفاعت ما ائمه را رد نخواهد نمود و از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود روز قیامت خلایق را در مکانی جمع کنند و محو شود از دل آنها گفتن لا اله الا اللّه مگر آنکسانی که بولایت امیر المؤمنین علیه السّلام اقرار کردند و این است معنای آیه شریفه.
آنروز قیامت حق است پس هر کس میخواهد نزد خدای خود در آن روز مقام و منزلتی یابد در راه طاعت بکوشد و از معصیت اجتناب کند ما شما را از عذاب نزدیک روز قیامت میترسانیم آنروز مرد نگران باشد از عملی که بجا آورده و منتظر است جزاء و یا کیفر اعمال خود را که پیش فرستاده و کافران در آنروز از شدت عذاب آرزو کنند که ایکاش خاک بودند و بچنین عذابی گرفتار نمیشدند- محمد بن عباس ذیل آیه فوق از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود کافر میگوید ایکاش من ابو تراب(امیر المؤمنین)را دوست میداشتم.
ابن بابویه از عبایة بن ربعی روایت کرده گفت بابن عباس گفتم بچه مناسبت پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم امیر المؤمنین علیه السّلام را ابو تراب کنیه داد گفت برای آنکه آنحضرت صاحب زمین و حجة خداوند است بر اهل زمین،و زمین بوجود مقدس آن حضرت ساکن و باقی است شنیدم از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم که فرمود روز قیامت چون کفار مشاهده کنند آنچه را که خداوند وعده داده بود بشیعیان علی علیه السّلام از اجر و قرب و منزلت و کرامت آرزو میکنند و میگویند ایکاش ما هم از شیعیان علی و ترابی بودیم یعنی بآنحضرت منسوب بودیم-اینست معنای یٰا لَیْتَنِی کُنْتُ تُرٰاباً یعنی علوی بودیم و ابو تراب را دوست میداشتیم.
پایان سوره نباء
سوره نازعات در مکه نازل شده چهل و شش آیه و صد و نوزده کلمه و هفتصد و پنجاه حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره نازعات را قرائت کند نمیرد مگر سیراب و محشور نشود مگر آنکه سیراب داخل بهشت شود و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس اینسوره را قرائت کند از عذاب خدا ایمن باشد و روز قیامت او را از شراب سرد سیراب گرداند و هر کس مقابل دشمن این سوره را قرائت کند منحرف شود آندشمن از او و سالم و محفوظ بماند و ضرری باو نرساند و اگر از کسی بترسد وقت داخل شدن بر او اینسوره را قرائت کند نجات یابد و ایمن باشد از شر او باذن خداوند سوره نازعات مشتمل است بر احوال قیامت و اهوال آن و شطری از داستان موسی و فرعون و تهدید و توبیخ منکرین قیامت و حشر.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . وَ اَلنّٰازِعٰاتِ غَرْقاً (1) وَ اَلنّٰاشِطٰاتِ نَشْطاً (2) وَ اَلسّٰابِحٰاتِ سَبْحاً (3) فَالسّٰابِقٰاتِ سَبْقاً (4) فَالْمُدَبِّرٰاتِ أَمْراً (5) یَوْمَ تَرْجُفُ اَلرّٰاجِفَةُ (6) تَتْبَعُهَا اَلرّٰادِفَةُ (7) قُلُوبٌ یَوْمَئِذٍ وٰاجِفَةٌ (8) أَبْصٰارُهٰا خٰاشِعَةٌ (9) یَقُولُونَ أَ إِنّٰا لَمَرْدُودُونَ فِی اَلْحٰافِرَةِ (10) أَ إِذٰا کُنّٰا عِظٰاماً نَخِرَةً (11) قٰالُوا تِلْکَ إِذاً کَرَّةٌ خٰاسِرَةٌ (12) فَإِنَّمٰا هِیَ زَجْرَةٌ وٰاحِدَةٌ (13) فَإِذٰا هُمْ بِالسّٰاهِرَةِ (14)
قوله تعالی وَ النّٰازِعٰاتِ غَرْقاً وَ النّٰاشِطٰاتِ نَشْطاً وَ السّٰابِحٰاتِ سَبْحاً فَالسّٰابِقٰاتِ سَبْقاً فَالْمُدَبِّرٰاتِ أَمْراً قسم بفرشتگانی که جان کافرانرا بسختی بگیرند و قسم بفرشتگانی که جان مؤمنین را بآسایش و نشاط ببرند-
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود فرشتگان جان کفار را از میان پوست و از زیر هر موی و ناخن بسختی بیرون میآورند و کافر در وقت مرگ خود را چون غرق شده میبیند و مؤمنین در وقت مرگ با نشاط هستند چه هنگام مرگ بهشت را بایشان نشان میدهند و حوریان بآنها میگویند بسوی ما آی که در انتظار تو هستیم مؤمن از این مسرور و با نشاط شود.
ابن فهد در کتاب عده از معاذ جبل روایت کرده که پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود هلاک نکنید مردم را که سگهای اهل جهنم هلاک مینمایند شما را خداوند میفرماید وَ النّٰاشِطٰاتِ نَشْطاً میدانید ناشطات چیست؟آنها سگهای اهل آتش هستند که گوشت و استخوان بدن شما را میکنند و با نشاط میشوند- قسم بفرشتگانی که با کمال سرعت فرمان حق را انجام میدهند و قسم به- ارواح مؤمنینی که سبقت میگیرند بر یکدیگر بسوی بهشت- حضرت باقر علیه السّلام فرمود ارواح مؤمنین سبقت میگیرند بر یکدیگر بسوی بهشت و ارواح کافرین بسوی جهنم چنانچه در دنیا با یکدیگر پیشی میگیرند.
و قسم بفرشتگانی که بفرمان حق در تدبیر نظام خلق میکوشند پروردگار تدبیر امور دنیا را بچهار فرشته وا گذار فرموده جبرئیل-و
میکائیل-و اسرافیل-و عزرائیل جبرئیل موکل بر بادها و لشگرها میکائیل موکل بر باران و نباتات و ارزاق خلایق اسرافیل موکل بر فرمان اللهی عزرائیل موکل بر قبض ارواح است- ابن بابویه ذیل آیه فَالْمُدَبِّرٰاتِ أَمْراً از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام روایت کرده فرمود جمعی از خواص اصحاب پدرم حضرت صادق علیه السّلام در شب ماه تابی حضورش نشسته بودند گفتند ایفرزند رسول خدا چقدر نیکو است منظره آسمان و نورانی است ستارگان فرمود بدانید مدبرات امور چهار فرشته هستند جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل بزمین نظر میکنند و شما و برادرهایتان را در اطراف عالم مشاهده مینمایند و نور شما شیعیان در زمین و آسمان بهتر و نیکوتر است از نور این ستارگان؛و اهل آسمان هم سخنان شما را میگویند چقدر نورانی هستند مؤمنین.
این آیات قسم بود و جواب آنها محذوف است و آنست قسم باین چیزها هر نفسی آنچه عمل کرده و انجام داده جزا دهم و بعض از مفسرین گفتند جواب قسم آیه إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَعِبْرَةً لِمَنْ یَخْشیٰ میباشد و شایسته است آیه برای جواب.
یَوْمَ تَرْجُفُ الرّٰاجِفَةُ تَتْبَعُهَا الرّٰادِفَةُ قُلُوبٌ یَوْمَئِذٍ وٰاجِفَةٌ أَبْصٰارُهٰا خٰاشِعَةٌ یَقُولُونَ أَ إِنّٰا لَمَرْدُودُونَ فِی الْحٰافِرَةِ أَ إِذٰا کُنّٰا عِظٰاماً نَخِرَةً قٰالُوا تِلْکَ إِذاً کَرَّةٌ خٰاسِرَةٌ فَإِنَّمٰا هِیَ زَجْرَةٌ وٰاحِدَةٌ فَإِذٰا هُمْ بِالسّٰاهِرَةِ روزی که نفخه صور بدمد و زمین شکافته و بلرزه در آید و اهلش بیرون آیند و از پی آن بمحشر حاضر شوند در آنروز دلها سخت هراسان و ترسان باشد مردم از ترس دیدگان را بزیر افکنند گویند آیا پس از مرگ باز زندگانی دیگر خواهیم یافت پس از آنکه استخوانهای ما پوسیده شده دو باره زنده خواهیم شد؟.
محمد بن عباس از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود راجفه حضرت امام حسین علیه السّلام است و رادفه امیر المؤمنین علیه السّلام اول کسیکه خاک را از سر خود دور میکند امام حسین علیه السّلام است با هفتاد و پنج هزار نفر چنانکه خداوند میفرماید إِنّٰا لَنَنْصُرُ رُسُلَنٰا وَ الَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیٰاةِ الدُّنْیٰا وَ یَوْمَ یَقُومُ الْأَشْهٰادُ یَوْمَ لاٰ یَنْفَعُ الظّٰالِمِینَ مَعْذِرَتُهُمْ وَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدّٰارِ -کفار گفتند این رجعت رجعتی باشد زیان کار یعنی اگر چنان است که محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم میگوید ما در این رجعت زیان کار باشیم و این سخن را بطریق سخریه گفتند- محمد بن عباس از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم
فرمود کره مبارکی که نفع میرساند باهلش روز حساب ولایت من و ولایة علی علیه السّلام و فرزندان او و پیروی کردن از من و از علی و فرزندان علی است بواسطه داشتن ولایت ما خداوند امر میفرماید آنها را داخل بهشت کنند و کره خاسر و زیان- آورد دشمنی کردن با من و علی و اوصیاء بعد از او باشد بواسطه این عداوت خداوند امر میکند آنها را در اسفل السافلین جهنم داخل گردانند- پس از آن خداوند در جواب کفار میفرماید جز یک آواز که در صور دمند بیش نباشد که بآن صدا ناگهان همه از خاک بیرون آیند و بزمین قیامت حاضر باشند.
هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ مُوسیٰ (15) إِذْ نٰادٰاهُ رَبُّهُ بِالْوٰادِ اَلْمُقَدَّسِ طُویً (16) اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ (17) فَقُلْ هَلْ لَکَ إِلیٰ أَنْ تَزَکّٰی (18) وَ أَهْدِیَکَ إِلیٰ رَبِّکَ فَتَخْشیٰ (19) فَأَرٰاهُ اَلْآیَةَ اَلْکُبْریٰ (20) فَکَذَّبَ وَ عَصیٰ (21) ثُمَّ أَدْبَرَ یَسْعیٰ (22) فَحَشَرَ فَنٰادیٰ (23) فَقٰالَ أَنَا رَبُّکُمُ اَلْأَعْلیٰ (24) فَأَخَذَهُ اَللّٰهُ نَکٰالَ اَلْآخِرَةِ وَ اَلْأُولیٰ (25) إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَعِبْرَةً لِمَنْ یَخْشیٰ (26)
هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ مُوسیٰ إِذْ نٰادٰاهُ رَبُّهُ بِالْوٰادِ الْمُقَدَّسِ طُویً اِذْهَبْ إِلیٰ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغیٰ در این آیه پروردگار بیان میکند داستان فرعونیان را که رسول خدا موسی را تکذیب کردند برای تسلیت خاطر پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ایرسول ما آیا خبر موسی بتو رسیده آنگاه که خداوند او را در وادی مقدس صدا کرد و فرمود برو بسوی فرعون که طغیان کرده بگو باو آیا میل داری که از پلیدی پاکیزه شوی و ترا براه هدایت و خدا دلالت کنم تا از عظمت و قدرت او خاشع و فروتن شوی موسی نزد فرعون رفت و او را دعوت کرد فرعون از موسی معجزه خواست و چون موسی آیه و معجزه
بزرگ باو نمود فرعون تکذیب و نافرمانی کرد آنگاه روی بر گردانید از موسی و کوشش کرد در دفع موسی و با مردان بزرگ دربار خود انجمن کرد و ایشان را ندا کرد و گفت من خدای شما هستم و بجز من خدائی نیست، خدا هم در اثر این غرور و سرکشی او را بعقاب دنیا و آخرت گرفتار کرد و در این هلاکت فرعون عبرتی است از برای کسانی که از خدا میترسند.
أَ أَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ اَلسَّمٰاءُ بَنٰاهٰا (27) رَفَعَ سَمْکَهٰا فَسَوّٰاهٰا (28) وَ أَغْطَشَ لَیْلَهٰا وَ أَخْرَجَ ضُحٰاهٰا (29) وَ اَلْأَرْضَ بَعْدَ ذٰلِکَ دَحٰاهٰا (30) أَخْرَجَ مِنْهٰا مٰاءَهٰا وَ مَرْعٰاهٰا (31) وَ اَلْجِبٰالَ أَرْسٰاهٰا (32) مَتٰاعاً لَکُمْ وَ لِأَنْعٰامِکُمْ (33) فَإِذٰا جٰاءَتِ اَلطَّامَّةُ اَلْکُبْریٰ (34) یَوْمَ یَتَذَکَّرُ اَلْإِنْسٰانُ مٰا سَعیٰ (35) وَ بُرِّزَتِ اَلْجَحِیمُ لِمَنْ یَریٰ (36) فَأَمّٰا مَنْ طَغیٰ (37) وَ آثَرَ اَلْحَیٰاةَ اَلدُّنْیٰا (38) فَإِنَّ اَلْجَحِیمَ هِیَ اَلْمَأْویٰ (39)
أَ أَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ السَّمٰاءُ بَنٰاهٰا رَفَعَ سَمْکَهٰا فَسَوّٰاهٰا وَ أَغْطَشَ لَیْلَهٰا وَ أَخْرَجَ ضُحٰاهٰا در این آیه مکلفین را مخاطب قرار داده و میفرماید شما سختترید در خلقت یا آسمان که خدای تعالی آنرا بنا کرده یعنی چون از آفریدن آسمان با رفعت و شدت عاجز نیست از آفریدن شما هم عاجز نخواهد بود سقفی بلند ستون و استوار و آراسته ساخت و شبش را تیره و تاریک و روزش را روشن گردانید و زمین را پس از آن بگسترانید و آبی پدید آورد و گیاه زار و کوهها بر روی زمین ثابت گردانید تا از آب و گیاه قوت شما و چهار پایانتان برآید.
فَإِذٰا جٰاءَتِ الطَّامَّةُ الْکُبْریٰ یَوْمَ یَتَذَکَّرُ الْإِنْسٰانُ مٰا سَعیٰ وَ بُرِّزَتِ الْجَحِیمُ لِمَنْ یَریٰ چون واقعه بزرگ قیامت پدید آید آنروز هر چه آدمی از خیر و شر بجا آورده بیاد آورد و تأسف خورد و گوید چرا عمل شرم بجا آوردم و یا عمل خیر بیشتر نکردم و دوزخ را برای بینندگان آشکار سازند.
فَأَمّٰا مَنْ طَغیٰ وَ آثَرَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا فَإِنَّ الْجَحِیمَ هِیَ الْمَأْویٰ و هر کس از
حکم خدا سرکش و طاغی شد و زندگانی دنیا را بر آخرت برگزید دوزخ جایگاه او باشد.
وَ أَمّٰا مَنْ خٰافَ مَقٰامَ رَبِّهِ وَ نَهَی اَلنَّفْسَ عَنِ اَلْهَویٰ (40) فَإِنَّ اَلْجَنَّةَ هِیَ اَلْمَأْویٰ (41) یَسْئَلُونَکَ عَنِ اَلسّٰاعَةِ أَیّٰانَ مُرْسٰاهٰا (42) فِیمَ أَنْتَ مِنْ ذِکْرٰاهٰا (43) إِلیٰ رَبِّکَ مُنْتَهٰاهٰا (44) إِنَّمٰا أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ یَخْشٰاهٰا (45) کَأَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَهٰا لَمْ یَلْبَثُوا إِلاّٰ عَشِیَّةً أَوْ ضُحٰاهٰا (46)
وَ أَمّٰا مَنْ خٰافَ مَقٰامَ رَبِّهِ وَ نَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَویٰ فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِیَ الْمَأْویٰ و هر کس از حضور در پیشگاه خدا بترسد و از هوای نفس دوری جست بهشت منزلگاه او باشد- در کافی ذیل آیه فوق از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس بداند خداوند او را میبیند و گفتارش را میشنود و عملش را از خیر و شر میداند پس خود را از اعمال قبیح و زشت حفظ کند این شخص کسی است که از مقام پروردگار ترسانست.
ابن شهر آشوب از ابن عباس روایت کرده است که این آیه مخصوص امیر المؤمنین علیه السّلام و کسانی است که بر طریقه آنحضرت مشی مینمایند.
یَسْئَلُونَکَ عَنِ السّٰاعَةِ أَیّٰانَ مُرْسٰاهٰا فِیمَ أَنْتَ مِنْ ذِکْرٰاهٰا إِلیٰ رَبِّکَ مُنْتَهٰاهٰا إِنَّمٰا أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ یَخْشٰاهٰا کَأَنَّهُمْ یَوْمَ یَرَوْنَهٰا لَمْ یَلْبَثُوا إِلاّٰ عَشِیَّةً أَوْ ضُحٰاهٰا ایرسول ما سؤال میکنند از تو قیامت کی بر پا خواهد شد تو را چکار افتاد که از آن بیاد آری یعنی علم آن بتو تعلق ندارد غایت و منتهی علم آن با خداوند است و جز خدا کسی نمیداند.آنچه کار تو است و بتو تعلق دارد: تو ترساننده کسی هستی که از یاد آنروز و اهوال آن ترسانست چون آنروز بر مردم پدیدار شود گویا چنان است که تمام دنیا شبی تا صبح یا روزی تا شام بیش نبوده است- در کافی از ابی حمزه ثمالی روایت کرده که حضرت امام زین العابدین علیه السّلام فرمود شخصی با اهل بیت خود بکشتی سوار شد در اثر امواج خروشان دریا کشتی
شکست و تمام اهل بیتش غرق شدند جز یکنفر زن جوان آنهم روی یکی از الواح کشتی نشست و خود را بجزیرهای رسانید در آن جزیره مردی قطاع الریق بود که از هیچ محرمات و عمل زشتی رو گردان نبود متوجه شد بانوئی جوان و صاحب جمال و نیکو منظر بالای سر او ایستاده سؤال کرد از او انسیه هستی یا جنیه آن بانو گفت انسیه هستم مرد دیگر تکلم نکرده مانند شوهری که بروی عیال خود قرار میگیرد بروی آنزن قرار گرفت خواست عمل منافی با عصمت انجام دهد مشاهده کرد که آن بانو مضطربست و میلرزد گفت این چه حالت است که در تو مشاهده مینمایم جوابداد و اشاره نمود بطرف آسمان که من از خداوند و کیفر او در روز جزا میترسم آیا تو از خدا دوری و جدائی،آنمرد متوجه شد و برخاست بگوشهای رفت و از روی خلوص توبه و استغفار نمود،در یکی از مسافرتها مصاحب و رفیق راه راهبی شد خورشید بشدت تمام بر آنها تابیده عطش بر ایشان غلبه کرد آبی هم وجود نداشت راهب باو گفت ای جوان خدا را بخوان تا ابری بفرستد و بر ما سایه افکند آن جوان گفت من نزد پروردگار حسنه و عمل نیکی ندارم تا بوسیله آن جرئت پیدا کنم و از خداوند در خواست و تقاضائی بنمایم راهب گفت پس من دعا میکنم تو آمین بگو جوان گفت روا باشد راهب دعا کرد و جوان آمین گفت طولی نکشید ابری ظاهر شد و بر سر آنها سایه افکند مقداری راه با هم سیر نمودند رسیدند سر دو راه راهب مسیرش از مسیر جوان جدا بود او به راهی و جوان براه دیگر سیر کردند راهب دید ابر بسر جوان سایه افکنده و از
او دور شد گفت ایجوان تو بهتر از من هستی خداوند دعای تو را اجابت فرمود نه دعای مرا بگو به بینم چه کاری انجام دادهای و داستان تو از چه قرار است که خداوند نظر لطف و مرحمت بتو دارد جوان داستان خود را با آن بانو در جزیره بیان کرد راهب گفت خداوند گناهان گذشته تو را آمرزیده در آن وقتی که متوجه او شدی و از کیفر روز جزا ترسیدی،متوجه آتیه خود باش.
پایان سوره نازعات
سوره عبس در مکه نازل شده و چهل و دو آیه و صد و سی کلمه و پانصد و سی حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره عبس را قرائت کند در بهشت زیر سایه کرامت خداوند جا جا گیرد و روز قیامت خندان باشد، و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر که اینسوره را قرائت کند از قبر بیرون آید خرم و خندان و اگر آن را بر پوست آهو بنویسد و همراه خود بدارد بهر طرف که متوجه شود نمیبیند مگر خیر و خوبی سوره عبس مشتمل است بر ذکر قومیکه امیدوارند مسلمین اسلام آوردن آنها را و داستان ابن مکتوم و بیان شطری از نعمتهائیکه خداوند به بندگان عطا فرموده
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . عَبَسَ وَ تَوَلّٰی (1) أَنْ جٰاءَهُ اَلْأَعْمیٰ (2) وَ مٰا یُدْرِیکَ لَعَلَّهُ یَزَّکّٰی (3) أَوْ یَذَّکَّرُ فَتَنْفَعَهُ اَلذِّکْریٰ (4) أَمّٰا مَنِ اِسْتَغْنیٰ (5) فَأَنْتَ لَهُ تَصَدّٰی (6) وَ مٰا عَلَیْکَ أَلاّٰ یَزَّکّٰی (7) وَ أَمّٰا مَنْ جٰاءَکَ یَسْعیٰ (8) وَ هُوَ یَخْشیٰ (9) فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهّٰی (10) کَلاّٰ إِنَّهٰا تَذْکِرَةٌ (11) فَمَنْ شٰاءَ ذَکَرَهُ (12)
قوله تعالی عَبَسَ وَ تَوَلّٰی أَنْ جٰاءَهُ الْأَعْمیٰ وَ مٰا یُدْرِیکَ لَعَلَّهُ یَزَّکّٰی أَوْ یَذَّکَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّکْریٰ أَمّٰا مَنِ اسْتَغْنیٰ فَأَنْتَ لَهُ تَصَدّٰی وَ مٰا عَلَیْکَ أَلاّٰ یَزَّکّٰی وَ أَمّٰا مَنْ جٰاءَکَ
یَسْعیٰ وَ هُوَ یَخْشیٰ فَأَنْتَ عَنْهُ تَلَهّٰی رو ترش کرد و رو بر گردانید چون آنمرد نابینا حضورش آمد تو چه میدانی؟شاید آن مرد پارسا و پاکیزه و پاک سرشت باشد از گناه، و پند گیرد و یاد حق و ذکر خدا او را سود دهد و کسیکه دارا و بینیاز است چرا تو یار و یاور او هستی و باو توجه میکنی بر تو تکلیفی نیست اگر آن ثروتمند از کفر پاک و پاکیزه باشد یا نباشد و اما آنکس که بسوی تو میشتابد و خدا ترس و با تقوی است تو از توجه باو خود داری میکنی نه چنین است آیات حق و قرآن برای پند و تذکر همه خلق است پس هر که بخواهد پند گیرد-مفسرین عامه گفتند سبب نزول آیه آن بود عتبة بن ربیعه و ابو جهل بن هشام و پسران امیة بن خلف و عباس بن عبد المطلب حضور پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بودند آنحضرت با آنها سخن میگفت و ایشان را باسلام دعوت مینمود مرد نابینائی موسوم بعبد اللّه بن مکتوم وارد شد عرض کرد ایرسول خدا چیزی از قرآن برای من بخوان و مرا شرایع اسلام بیاموز این سخن را چند بار تکرار کرد رسول خدا صورت از او بگردانید و کراهت داشت سخنش با آن جماعت قطع شود و دیگر آنکه نخواست آن کافران بگویند اتباع و پیروان محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم مردمان نابینا و سفله هستند از این جهة کراهت بصورت پیغمبر پدیدار شد خدای تعالی آیات فوق را فرو فرستاد عجب این است این صفات مذمومه
را اگر بعضی از فقها و دانشمندان دارا باشند مردم از آنها دوری میجویند پس چگونه روا است در حق پیغمبری که خداوند در باره او فرمود وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ و آنحضرت را بحسن خلق و طبع کریم وصف فرموده و اخبار و احادیث متواتر است که آنحضرت با دشمنان و کافران بر خلاف این رویه بود پس چگونه با دوستان و مؤمنین اینگونه رفتار مینمود طبرسی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود آیه فوق نازل شده در باره مردی از بنی امیه که حضور پیغمبر اکرم بود چون ابن مکتوم وارد شد آن اموی از روی غرور و تکبر صورت خود را عبوس کرد و روی بر گردانید جبرئیل نازل شد و آیات فوق را در حق او آورد علی بن ابراهیم از آنحضرت روایت کرده فرمود آیات در باره عثمان و ابن مکتوم نازل شده چون پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ابن مکتوم را مقدم داشت بر عثمان روی خود را ترش نمود و اعراض کرد از پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و بیرون رفت از محضر آنحضرت،جبرئیل نازل شد و آیات فوق را آورد طبرسی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم هر وقت ابن مکتوم را مشاهده مینمود باو میفرمود مرحبا بتو ای ابن مکتوم کسی نمیتواند
مرا توبیخ و سرزنش کند در باره تو و آنحضرت لطف بسیار بابن مکتوم مینمود
فِی صُحُفٍ مُکَرَّمَةٍ (13) مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ (14) بِأَیْدِی سَفَرَةٍ (15) کِرٰامٍ بَرَرَةٍ (16) قُتِلَ اَلْإِنْسٰانُ مٰا أَکْفَرَهُ (17) مِنْ أَیِّ شَیْءٍ خَلَقَهُ (18) مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ (19) ثُمَّ اَلسَّبِیلَ یَسَّرَهُ (20) ثُمَّ أَمٰاتَهُ فَأَقْبَرَهُ (21) ثُمَّ إِذٰا شٰاءَ أَنْشَرَهُ (22) کَلاّٰ لَمّٰا یَقْضِ مٰا أَمَرَهُ (23)
فِی صُحُفٍ مُکَرَّمَةٍ مَرْفُوعَةٍ مُطَهَّرَةٍ بِأَیْدِی سَفَرَةٍ کِرٰامٍ بَرَرَةٍ قُتِلَ الْإِنْسٰانُ مٰا أَکْفَرَهُ مِنْ أَیِّ شَیْءٍ خَلَقَهُ مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ ثُمَّ السَّبِیلَ یَسَّرَهُ ثُمَّ أَمٰاتَهُ فَأَقْبَرَهُ ثُمَّ إِذٰا شٰاءَ أَنْشَرَهُ آیات اللهی در صحیفههای مکرم معظم یعنی لوح محفوظ نگاشته شده و آن صفحات بلند مرتبه و بلند منزله و پاک و منزه است بدست سفیرانی سپرده شده است و آنها مقرب و عالی رتبه و کریمان و نکوکارانند- محمّد بن عباس از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود:برره،ائمه معصومین هستند-سعد بن عبد اللّه از برید عجلی روایت کرده گفت از حضرت باقر علیه السّلام معنای آیه را سؤال نمودم فرمود حدیث آل محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را فرشتگان در صحفی پاک و پاکیزه و طاهر از دروغ نوشتهاند ممنوع باد از طریق خیرات و لعنت باد بر او چرا تا این اندازه کفر و عناد میورزد مراد بانسان عتبة بن ابی لهب است این آیه مانند آنست که بکسی بگویند قاتله اللّه یعنی خدا بکشد او را نمینگرد از چه آفریدند او را از آب منی بیقدر آفرید او را پس از آن راه بیرون شدن از رحم را بر او آسان کرد و راه حق و باطل را باو بنمود پس بمیراند او را و بخاک قبر سپرد آنگاه که خواهد زنده کند او را دو باره پس از مرگ کَلاّٰ لَمّٰا یَقْضِ مٰا أَمَرَهُ چنین نیست
که منکرین بعث و نشور گمان کردهاند این کافرین آنچه خدا فرمود از واجبات و محرمات بجای نیاوردند-.
علی بن ابراهیم و محمّد بن عباس از ابی اسامه روایت کردند که از حضرت باقر علیه السّلام تأویل آیه را سؤال نمودم فرمود شأن نزول آیه در باره امیر المؤمنین علیه السّلام است یعنی چقدر کفر و طغیان و عناد میورزید ای منافقین در اثر کشتن امیر- المؤمنین علیه السّلام پس از آن کرامت و نسبت خلقت امیر المؤمنین علیه السّلام را بیان میکند و میفرماید آنحضرت از طینت پیغمبران خلق شد،و معین کرده حضرتش را برای خیر و نیکوئی و آنحضرت راه هدایت و طریق مستقیم است پس از کشته شدن و مردن بطریق پیغمبران و مکث کردن،زنده کند آنحضرت را در زمان رجعت و حکم فرماید در باره دشمنان خود آنچه را خداوند امر فرموده باو
فَلْیَنْظُرِ اَلْإِنْسٰانُ إِلیٰ طَعٰامِهِ (24) أَنّٰا صَبَبْنَا اَلْمٰاءَ صَبًّا (25) ثُمَّ شَقَقْنَا اَلْأَرْضَ شَقًّا (26) فَأَنْبَتْنٰا فِیهٰا حَبًّا (27) وَ عِنَباً وَ قَضْباً (28) وَ زَیْتُوناً وَ نَخْلاً (29) وَ حَدٰائِقَ غُلْباً (30) وَ فٰاکِهَةً وَ أَبًّا (31) مَتٰاعاً لَکُمْ وَ لِأَنْعٰامِکُمْ (32) فَإِذٰا جٰاءَتِ اَلصَّاخَّةُ (33) یَوْمَ یَفِرُّ اَلْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ (34) وَ أُمِّهِ وَ أَبِیهِ (35) وَ صٰاحِبَتِهِ وَ بَنِیهِ (36) لِکُلِّ اِمْرِئٍ مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَأْنٌ یُغْنِیهِ (37)
فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسٰانُ إِلیٰ طَعٰامِهِ أَنّٰا صَبَبْنَا الْمٰاءَ صَبًّا ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا فَأَنْبَتْنٰا فِیهٰا حَبًّا وَ عِنَباً وَ قَضْباً وَ زَیْتُوناً وَ نَخْلاً وَ حَدٰائِقَ غُلْباً وَ فٰاکِهَةً وَ أَبًّا مَتٰاعاً لَکُمْ وَ لِأَنْعٰامِکُمْ آدمی بقوت و غذای خود بچشم خرد بنگرد که من روزی او را از چه ساخته و چه سببها پدید آوردم تا روزی باو برسد ما آب باران را فرو ریختیم آنگاه خاک زمین را بشکافتیم و حبوبات برای غذا برویانیدیم و باغ انگور و نباتات و درخت زیتون و نخل خرما و باغهای پر از درختان کهن و انواع میوهها و گیاه و مرتعها پدید آوردیم تا شما آدمیان و حیوانات از آنها بهرهمند شوید-.
در کافی از زید شحام روایت کرده از حضرت صادق علیه السّلام سؤال کردم مقصود از طعام در این آیه چیست؟فرمود علم و دانشی است که باید اخذ نمود آن را از کسانیکه خداوند معین نموده و اینحدیث را مفید نیز در اختصاص روایت کرده و در ارشاد از جمعی امامیه روایت کرده که سؤال نمودند از ابو بکر معنای آب را جواب داد نمیدانم چگونه چیزیکه نمیدانم بگویم ولی معنای فاکهة را میدانم بامیر المؤمنین علیه السّلام خبر دادند فرمود سبحان اللّه چگونه نمیداند معنای آب را آن گیاه و مرتع زار است که برای حیوانات خداوند آفریده تا آنها و انسان نفس خود را زنده بدارند و قوام بدنشان بآنها باقی بماند و فرمود میوهجات در دنیا یکصد بیست نوع است و بزرگ آنها انار است.
فَإِذٰا جٰاءَتِ الصَّاخَّةُ یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِیهِ وَ صٰاحِبَتِهِ وَ بَنِیهِ لِکُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَأْنٌ یُغْنِیهِ آنگاه که صدای بلند قیامت و نفخه صور بگوش همه خلق برسد آنروز هر کس از برادر و مادر و پدر و زن و فرزندش بگریزد ابن بابویه از حضرت رضا علیه السّلام روایت کرده فرمود روز قیامت هابیل از برادرش قابیل فرار میکند و ابراهیم از پدرش و لوط از عیالش و نوح از فرزندش کنعان فرار مینماید در آنروز مردم چنان گرفتار کار خود هستند که به هیچکس نتوانند پرداخت پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود سه موقف است که کسی یادی از اقربا و خویشان خود نکند یکی موقف میزان و سنجیدن اعمالست دوم هنگام عبور از
صراط سوم هنگام گرفتن نامه اعمال است در این سه مورد هر کس بنفس خود مشغول است و از شدت ترس و اهوال توجهی بارحام و اقرباء خود ندارد
وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ (38) ضٰاحِکَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ (39) وَ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ عَلَیْهٰا غَبَرَةٌ (40) تَرْهَقُهٰا قَتَرَةٌ (41) أُولٰئِکَ هُمُ اَلْکَفَرَةُ اَلْفَجَرَةُ (42)
وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ ضٰاحِکَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ وَ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ عَلَیْهٰا غَبَرَةٌ تَرْهَقُهٰا قَتَرَةٌ أُولٰئِکَ هُمُ الْکَفَرَةُ الْفَجَرَةُ روز قیامت مردم دو طایفه باشند طایفه اهل ایمان رخسارشان چون صبح فروزانست خندان و خرم و گشاده رو باشند و طایفه دیگر صورتهایشان گرد آلود و غم اندوه است و بر آنها خاک ذلت و خجلت نشسته است اینان کافران و بد کارانند و دشمنان آل رسول هستند- روز قیامت چون خدای تعالی حکم فرماید میان بهایم و حیوانات و آنها را خاک گرداند آن خاک گرد شود و بصورت کافران و دشمنان آل محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بنشیند پایان سوره عبس
سوره تکویر در مکه نازل شده و بیست و نه آیه و صد و چهارده کلمه و پانصد و سی حرف است:
خواص و ثواب تلاوت آن ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره تکویر را قرائت کند در بهشت زیر سایه کرامت خداوند زندگانی نماید و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس اینسوره را تلاوت کند در پناه خداوند است آنوقتیکه نامههای اعمال را باز کند و ایمن باشد از ترس روز قیامت و اگر اینسوره را بخوانند بر کسیکه درد چشم دارد شفا یابد باذن خداوند سوره تکویر مشتمل است بر علامات و احوال قیامت و شداید آن و در قوت و امانت جبرئیل
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . إِذَا اَلشَّمْسُ کُوِّرَتْ (1) وَ إِذَا اَلنُّجُومُ اِنْکَدَرَتْ (2) وَ إِذَا اَلْجِبٰالُ سُیِّرَتْ (3) وَ إِذَا اَلْعِشٰارُ عُطِّلَتْ (4) وَ إِذَا اَلْوُحُوشُ حُشِرَتْ (5) وَ إِذَا اَلْبِحٰارُ سُجِّرَتْ (6) وَ إِذَا اَلنُّفُوسُ زُوِّجَتْ (7) وَ إِذَا اَلْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ (8) بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ (9) وَ إِذَا اَلصُّحُفُ نُشِرَتْ (10) وَ إِذَا اَلسَّمٰاءُ کُشِطَتْ (11) وَ إِذَا اَلْجَحِیمُ سُعِّرَتْ (12) وَ إِذَا اَلْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ (13) عَلِمَتْ نَفْسٌ مٰا أَحْضَرَتْ (14) فَلاٰ أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ (15) اَلْجَوٰارِ اَلْکُنَّسِ (16) وَ اَللَّیْلِ إِذٰا عَسْعَسَ (17) وَ اَلصُّبْحِ إِذٰا تَنَفَّسَ (18) إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ (19)
قوله تعالی إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ وَ إِذَا النُّجُومُ انْکَدَرَتْ وَ إِذَا الْجِبٰالُ سُیِّرَتْ وَ إِذَا الْعِشٰارُ عُطِّلَتْ وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ وَ إِذَا الْبِحٰارُ سُجِّرَتْ وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ ایرسول ما بیاد آور هنگامیکه خورشید درهم پیچیده شود و ستارها تیره شوند و فرو ریزند و کوهها برفتار آیند و شتران ماده حمل خود را فرو گذارند و هنگامیکه
نفوس خلایق با هم جفت و همقرین شوند- حضرت باقر علیه السّلام فرمود ذیل آیه تزویج کنند باهل بهشت زنان نیکو و حور العین را و اهل جهنم را هر یک با شیطانی قرین گردانند- ابن بابویه ذیل آیه إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ از ابی ذر غفاری روایت کرده که حضور پیغمبر بودیم آفتاب غروب کرد آنحضرت فرمود فرشتگان موکل بر خورشید بامر خداوند هر روز لباسی از نور عرش پروردگار بر آن میپوشانند مانند شما که لباس میپوشید گویا میبینم که موکلان،آن را سه شب حبس نمودند و لباسی بآن نمیپوشانند و امر میکنند بآن که از مکانیکه غروب مینمود طلوع کند و همچنین است حال ماه در طلوع و غروب و اینست معنای آیه مزبور.
ابن شهر آشوب ذیل آیه وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ از ابن عباس روایت کرده که پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود هیچ مؤمنی روز قیامت عبور نمیکند از صراط مگر آنکه بدر بهشت که رسید خداوند چهار زن از زنان دنیا و هفتاد حور العین باو تزویج مینماید جز امیر المؤمنین علیه السّلام که فقط از زنان دنیا حضرت فاطمه باو اختصاص دارد و غیر آنحضرت همسری از زنان دنیا برای امیر المؤمنین علیه السّلام نمیباشد ولی حور العین بسیاری بآن حضرت تعلق دارد إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ و زمانی که از دختران زنده بگور شده
پرسیده شود آنها بکدام گناه و جرم کشته شدند- طبرسی ذیل آیه فوق از ابن عباس روایت کرده که مراد قتل آیه بمعنای قطع است و در باره رحم آل محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم وارد شده و مقصود آنست که از مردم سؤال میکنند بچه سبب قطع مراوده و صله کردید با اهل بیت پیغمبر و دلیل و شاهد این معنی آیه. قُلْ لاٰ أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبیٰ است و اینحدیث را ابن شهر آشوب در مناقب از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده است- و در کتاب کامل الزیارات از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود آیه نازل شده در باره حضرت امام حسین علیه السّلام در کافی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود این آیه نازل شده در باره اقرباء آل محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و هر کس که در راه ولایت آنها کشته شده و در حدیث دیگر فرمود آنحضرت روز قیامت از قاتل محسن فرزند حضرت زهرا علیه السّلام که در اثر فشار دادن آن مظلومه میان در نیم سوخته و دیوار سقط و شهید شده سؤال میکنند بچه گناه آن طفل را بقتل رساندند طبرسی از اصحاب رسول خدا روایت کرده گفتند در زمان جاهلیت رسم بر این بود زن حامله
نزدیک وضع حمل خود گودالی میکند و بر روی آن مینشست هنگام زائیدن چنانچه آن طفل نوزاد دختر بود او را بآن گودال میافکند و خاک بروی او میریخت و عربها در آن زمان دخترها را میکشتند یا زنده بگور میکردند از برای غیرت و تعصب،روز قیامت از آنها سؤال میکنند بچه سبب آنها را بقتل رسانیدند وَ إِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ وَ إِذَا السَّمٰاءُ کُشِطَتْ وَ إِذَا الْجَحِیمُ سُعِّرَتْ وَ إِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ عَلِمَتْ نَفْسٌ مٰا أَحْضَرَتْ هنگامیکه نامههای اعمال خلایق گشوده شود آسمان را از جای بر کنند و آتش دوزخ را سخت بر افروزند سعیر مبالغه در افروختن آتش باشد یعنی دوزخ را برای کفار و منافقین بیفروزند و بهشت را نزدیک گردانند یعنی نزدیک شود بهشت برای مؤمنین و پرهیزکاران در این آیات فرمود چون چنین باشد هر نفسی آنچه را که برای خود حاضر کرده همه را بداند و آیه عَلِمَتْ نَفْسٌ مٰا أَحْضَرَتْ جواب آیات پیش میباشد فَلاٰ أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ اَلْجَوٰارِ الْکُنَّسِ وَ اللَّیْلِ إِذٰا عَسْعَسَ وَ الصُّبْحِ إِذٰا تَنَفَّسَ إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ چنین نیست سوگند بستارگان بازگردنده و سیار، و روندگان
و پنهان شونده در مکان خود قسم بشب تار هنگامیکه جهان را تاریک کند و بصبح روشن وقتی که دم زند این قرآن کلام رسول بر حق است و مراد از ستارگان کواکب سیاره است مانند مشتری زحل مریخ عطارد زهره و غیره و برای آن خنس گفت چون در روز نابینا و در شب ظاهر و هویدا باشند و جوار گفت از جهة آنکه سیر میکنند در مدار خود و داخل میشوند در خانه و بروج مانند داخل شدن آهو و وحوش در خانهای خود.
در کافی ذیل آیه فَلاٰ أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ از ام هانی روایت کرده که از حضرت باقر علیه السّلام پرسش کردم معنای آیه را فرمود مقصود از خنس امام است که پنهان میشود از نظر مردم سال دویست شصت هجری و منقطع میشود علم و دانش او از مردم پس از آن ظهور مینماید و مانند ستاره شهاب که در شب تاریک درخشنده است میدرخشد اگر آنزمان را درک نمودی خوشا بحالت و دیدگانت روشن باد- محمّد بن عباس ذیل آیه وَ اللَّیْلِ إِذٰا عَسْعَسَ از اصبغ بن نباته روایت کرده که از امیر المؤمنین علیه السّلام سؤال نمودم معنای آیه را فرمود خداوند مثل زده آن را برای کسانیکه عدول کردند از صاحبان امر و ائمهایکه خداوند آنها را معین نموده و دعوی ولایت کردند برای خودشان و مقصود از صبح ائمه معصومین است که نور آنها روشنتر از نور صبح است وقتی دمیده میشود
ذِی قُوَّةٍ عِنْدَ ذِی اَلْعَرْشِ مَکِینٍ (20) مُطٰاعٍ ثَمَّ أَمِینٍ (21) وَ مٰا صٰاحِبُکُمْ بِمَجْنُونٍ (22) وَ لَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ اَلْمُبِینِ (23) وَ مٰا هُوَ عَلَی اَلْغَیْبِ بِضَنِینٍ (24) وَ مٰا هُوَ بِقَوْلِ شَیْطٰانٍ رَجِیمٍ (25) فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ (26) إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِکْرٌ لِلْعٰالَمِینَ (27) لِمَنْ شٰاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَسْتَقِیمَ (28) وَ مٰا تَشٰاؤُنَ إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ اَللّٰهُ رَبُّ اَلْعٰالَمِینَ (29)
ذِی قُوَّةٍ عِنْدَ ذِی الْعَرْشِ مَکِینٍ مُطٰاعٍ ثَمَّ أَمِینٍ وَ مٰا صٰاحِبُکُمْ بِمَجْنُونٍ وَ لَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِینِ همانا جبرئیل فرشته با قوت و قدرت است و نزد خدای صاحب عرش،با جاه و منزلت و امین است یعنی در آسمان امین و استوار است بر وحی پروردگار زیاد و نقضان نکند و دروغ نگوید پس از آن خطاب میکند بکفار این رسول و صاحب شما محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم دیوانه نیست چنانکه شما گفتید و این پیغمبر جبرئیل امین را مشاهده کرد در افق اعلا بآن صورتی که خدا او را آفریده است- افق کناره آسمان و آن جائی است که خورشید بیرون میآید ابن بابویه از ابی حمزه روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمود هر کس در هر روز از ماه شعبان هفتاد مرتبه بگوید
استغفر اللّه الذی لا اله الا هو الرحمن
الرحیم الحی القیوم و اتوب الیه نوشته شود برای او در افق مبین ابی حمزه میگوید عرض کردم افق مبین چیست فرمود فضائیست در پیش عرش در آنجا نهرهائیست که در اطراف آنها ظرفهائی میباشد بتعداد ستارگان.
ابی بصیر میگوید از حضرت صادق علیه السّلام سؤال نمودم تأویل آیات را فرمود از فضیلت و خصایص پیغمبر خاتم که خداوند باو عطا فرموده و به هیچ پیغمبری نداده یکی آنست که جبرئیل را بصورت اصلی در افق مبین مشاهده نمود و حضرتش روز قیامت نزد پروردگار مطاع و امین است گفتم معنای وَ مٰا صٰاحِبُکُمْ بِمَجْنُونٍ چیست؟فرمود یعنی پیغمبر شما در نصب کردن امیر المؤمنین علیه السّلام بولایت و خلافت و حجت در میان مردم هرگز دیوانه نیست و این کار را از روی دیوانگی انجام نداده بلکه بدستور پروردگار است عرض کردم معنای وَ مٰا هُوَ عَلَی الْغَیْبِ بِضَنِینٍ یعنی چه فرمود خداوند نسبت بعلم غیب بر پیغمبرش محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بخل نمیورزد و او را بعلم غیب آگاه فرموده و در حدیث دیگر فرمود آنچه از وحی خبر میدهند به پیغمبر آنحضرت متهم نیست و بخل نمیورزد که بمردم نرساند و تبلیغ و تعلیم احکام ننماید عرض کردم وَ مٰا هُوَ بِقَوْلِ شَیْطٰانٍ رَجِیمٍ یعنی چه فرمود کهنهای بودند پیش از اسلام در میان قریش که هر چه خبر میدادند از قول شیاطین بود که با آنها تکلم میکردند بر زبان خودشان در این آیه میفرماید پیغمبر مانند آن کهنهها نیست که بقول شیطان سخن گوید بلکه کلام آنحضرت از روی وحی پروردگار است گفتم فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ إِنْ هُوَ إِلاّٰ ذِکْرٌ لِلْعٰالَمِینَ یعنی چه فرمود یعنی کجا فرار میکنید از ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام علی ذکریست از برای کسیکه خداوند عهد و میثاق گرفته است از او بر ولایت آن حضرت و برای جهانیان پندیست عرض کردم لِمَنْ شٰاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَسْتَقِیمَ یعنی چه فرمود هر کس بخواهد راه راست حق پرستی را پیش گیرد باید استقامت کند و پایدار بماند در ولایت و فرمانبرداری از علی و ائمه بعد از آنحضرت عرض کردم.
وَ مٰا تَشٰاؤُنَ إِلاّٰ أَنْ یَشٰاءَ اللّٰهُ رَبُّ الْعٰالَمِینَ یعنی چه فرمود خداوند قرار داده
قلوب ائمه را محل اراده خود و هر وقت خداوند چیزی را بخواهد و اراده فرماید ائمه نیز میخواهند و مشیت بسوی خدا است نه بسوی مردم اینست معانی آیات شریفه،ای ابی بصیر،علی بن ابراهیم از ابن عباس روایت کرده که شنیدم از امیر المؤمنین علیه السّلام در تفسیر رَبُّ الْعٰالَمِینَ میفرمود خداوند سیصد و هفده عالم پشت کوه قاف و پشت هفت دریا خلق نموده و آنها اطلاعی از خلقت آدم و فرزندان او ندارند و هر عالمی سیصد و سیزده برابر عالمی است که آدم و فرزندان او را در آن خلق نموده اهل آن عوالم بمقدار چشم بهمزدن معصیت خداوند را بجا نیاوردهاند.
پایان سوره تکویر
سوره انفطار نوزده آیه و هشتاد کلمه و سیصد و بیست نه حرف است و در مکه نازل شده.
خواص و ثواب تلاوت آن ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره انفطار و إِذَا السَّمٰاءُ انْشَقَّتْ را قرائت کند چیزی مانع او نشود از قرب جوار اللهی و پیوسته خداوند نظر رحمت باو افکند تا از حساب فارغ گردد و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس این سوره را تلاوت کند خداوند پناه دهد او را هنگامیکه نامه اعمال باز میشود مفتضح نگرداند و عیوباتش را پنهان دارد و اصلاح امورات او را بنماید در روز قیامت و هر محبوس یا بسته شدهای این سوره را قرائت کند خداوند فرج و گشایش در کار او بفرماید و اگر در وقت باریدن باران آنرا قرائت کند بتعداد قطرات باران خداوند گناهان او را بیامرزد و چنانچه این سوره را بخوانند بر کسیکه چشمش غبار دارد یا درد میکند باذن خداوند شفا یابد و دیدگان او قوی گردد.
سوره انفطار مشتمل است بر ذکر و بیان آثار و علائم قیامت و تهدید و توبیخ تکذیب کنندگان روز جزا و قیامت.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . إِذَا اَلسَّمٰاءُ اِنْفَطَرَتْ (1) وَ إِذَا اَلْکَوٰاکِبُ اِنْتَثَرَتْ (2) وَ إِذَا اَلْبِحٰارُ فُجِّرَتْ (3) وَ إِذَا اَلْقُبُورُ بُعْثِرَتْ (4) عَلِمَتْ نَفْسٌ مٰا قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ (5) یٰا أَیُّهَا اَلْإِنْسٰانُ مٰا غَرَّکَ بِرَبِّکَ اَلْکَرِیمِ (6) اَلَّذِی خَلَقَکَ فَسَوّٰاکَ فَعَدَلَکَ (7) فِی أَیِّ صُورَةٍ مٰا شٰاءَ رَکَّبَکَ (8) کَلاّٰ بَلْ تُکَذِّبُونَ بِالدِّینِ (9) وَ إِنَّ عَلَیْکُمْ لَحٰافِظِینَ (10) کِرٰاماً کٰاتِبِینَ (11) یَعْلَمُونَ مٰا تَفْعَلُونَ (12)
قوله تعالی إِذَا السَّمٰاءُ انْفَطَرَتْ وَ إِذَا الْکَوٰاکِبُ انْتَثَرَتْ وَ إِذَا الْبِحٰارُ فُجِّرَتْ وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ عَلِمَتْ نَفْسٌ مٰا قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ یاد کن ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم آنروزیکه
آسمان شکافته شود و ستارگان فرو ریزند و دریاها روان گردد و بیکدیگر پیوسته کند تا یکی شوند و بآتش منقلب گردند و هنگامیکه قبرها را زیر و زبر کنند و شکافته شده و مردم از آن بیرون آیند در آنروز هر شخصی آنچه را که در مقدم عمر خود کرده و کارهائیکه در آخر عمر انجام داده همه را بداند و خیر و شر آنها را تشخیص دهد.
یٰا أَیُّهَا الْإِنْسٰانُ مٰا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ اَلَّذِی خَلَقَکَ فَسَوّٰاکَ فَعَدَلَکَ فِی أَیِّ صُورَةٍ مٰا شٰاءَ رَکَّبَکَ کَلاّٰ بَلْ تُکَذِّبُونَ بِالدِّینِ وَ إِنَّ عَلَیْکُمْ لَحٰافِظِینَ کِرٰاماً کٰاتِبِینَ یَعْلَمُونَ مٰا تَفْعَلُونَ در این آیه خطاب میکند بآدمی ای انسان غافل چه باعث شد که بخدای کریم و بزرگوار خود مغرور گشتی چون پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم آیه را تلاوت مینمود میفرمود جهل و نادانی انسان بخدای خود او را فریفت و مغرور کرد و فرمود روز قیامت خداوند تبارک و تعالی به بنده خود گوید ای فرزند آدم چه مغرور کرد تو را بمن،چه کردی با آن علم و دانشی که بتو عطا کردم و جواب پیغمبران مرا چه دادی- آن خدائیست که تو را از عدم بوجود آورد و بصورتی تمام و کامل بدون نقصان بیاراست و باعتدال قامت و تناسب اندام برگزید و بهر صورتی خواست از طول و قصر و حسن و قبیح و زشت و زیبا و سفید و سیاه بر حسب مصلحت بیافرید چنین نیست که شما کافران گمان میکنید و روز جزا و قیامت را تکذیب میکنید و پیغمبر و امیر المؤمنین علیه السّلام را دروغ میپندارید البته نگهبانانی از فرشتگان مأمورند بر مراقبت احوال و اعمال شما و آنها اعمال حسنات و سیئات شما را مینویسند
و کریمانند و کرم آنها آنست چون بندهای حسنهای بجا آورد فرشته موکل طرف راست شاد شود و بشتاب یکی را ده بنویسد و اگر معصیتی کند هر دو فرشته ملول شوند و چون فرشته طرف چپ بخواهد بنویسد دیگری گوید ساعتی توقف کن شاید پشیمان شود و توبه کند و بهمین کیفیت تا هفت ساعت نگذارد بنویسد آنگاه گوید این بنده نادان است یکی را یکی بنویس آن فرشتگان میدانند آنچه شما مردم بجا میآورید.
إِنَّ اَلْأَبْرٰارَ لَفِی نَعِیمٍ (13) وَ إِنَّ اَلْفُجّٰارَ لَفِی جَحِیمٍ (14) یَصْلَوْنَهٰا یَوْمَ اَلدِّینِ (15) وَ مٰا هُمْ عَنْهٰا بِغٰائِبِینَ (16) وَ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا یَوْمُ اَلدِّینِ (17) ثُمَّ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا یَوْمُ اَلدِّینِ (18) یَوْمَ لاٰ تَمْلِکُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَیْئاً وَ اَلْأَمْرُ یَوْمَئِذٍ لِلّٰهِ (19)
إِنَّ الْأَبْرٰارَ لَفِی نَعِیمٍ وَ إِنَّ الْفُجّٰارَ لَفِی جَحِیمٍ یَصْلَوْنَهٰا یَوْمَ الدِّینِ وَ مٰا هُمْ عَنْهٰا بِغٰائِبِینَ نیکو کاران جای ایشان در بهشت پر نعمت است و بدکاران باز گشتشان آتش دوزخ است- محمّد بن عباس ذیل آیه فوق از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود ابرار ما هستیم و فجار دشمنان ما باشند روز جزا فجار و بد کاران ملازم دوزخند و از آتش دوزخ دور نخواهند بود پس از آن بیان میکند عظمت و اهوال روز قیامت را بقولش.
وَ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا یَوْمُ الدِّینِ ثُمَّ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا یَوْمُ الدِّینِ یَوْمَ لاٰ تَمْلِکُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَیْئاً وَ الْأَمْرُ یَوْمَئِذٍ لِلّٰهِ تو چه دانی که روز جزا چه روزی میباشد چگونه بروز جزا میتوانی آگاه شد و تکرار آن از برای مبالغه است روز جزا هیچکس قادر نیست تحمل کند چیزی را برای دیگری یعنی نمیتواند کسی عذاب را از دیگری
دفع کند و تنها حکم و فرمان در آنروز مخصوص خدای تعالی است-امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود ملک و قدرت و پادشاهی و عزت و جبروت و جمال و بهاء و هیبت در آنروز مخصوص خدا است و شریکی در این اوصاف ندارد-طبرسی ذیل آیه مزبور از جابر روایت کرده که از حضرت باقر علیه السّلام معنای آیه را فرمود ای جابر روز قیامت منادی از طرف پروردگار ندا کند نیست حاکمی امروز جز خدای تعالی.
پایان سوره انفطار.
در مکه نازل شده و سی و شش آیه و یکصد و شصت و نه کلمه و هفتصد و سی حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره مطففین را قرائت کند در نمازهای واجب خداوند ایمن دارد او را از آتش جهنم و بر جسر جهنم عبور نکند و حساب او را نکشند و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس اینسوره را تلاوت نماید خداوند سیراب گرداند او را از شراب بهشتی و اگر آن را بر مخزنی بخواند محفوظ بماند آن مخزن از هر آفت و حشراتی سوره مطففین مشتمل است بر بیان احوال مردم در روز قیامت و تهدید اشخاص کم فروش.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ (1) اَلَّذِینَ إِذَا اِکْتٰالُوا عَلَی اَلنّٰاسِ یَسْتَوْفُونَ (2) وَ إِذٰا کٰالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ (3) أَ لاٰ یَظُنُّ أُولٰئِکَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ (4) لِیَوْمٍ عَظِیمٍ (5) یَوْمَ یَقُومُ اَلنّٰاسُ لِرَبِّ اَلْعٰالَمِینَ (6)
قوله تعالی وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ اَلَّذِینَ إِذَا اکْتٰالُوا عَلَی النّٰاسِ یَسْتَوْفُونَ وَ إِذٰا کٰالُوهُمْ أَوْ وَزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ أَ لاٰ یَظُنُّ أُولٰئِکَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ لِیَوْمٍ عَظِیمٍ یَوْمَ یَقُومُ النّٰاسُ لِرَبِّ الْعٰالَمِینَ وای بحال کم کنندگان کیل و وزن چون بکیل یا وزن چیزی از مردم بستانند تمام بستانند و اگر چیزی بدهند کم کنند در کیل و وزن آن، آیا
گمان نمیبرند آنها که پس از مرگ روزی برای مجازات بر انگیخته شوند و آن روز بسیار روز بزرگی است روزیست که تمام مردم بایستند در حضور پروردگار، جهانیان برای حساب-.
طبرسی از ابن عباس روایت کرده که:سبب نزول آیه آن بود،چون رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بمدینه منوره نزول اجلال فرمود اهل مدینه در کیل و وزن بیاندازه خبیث بودند و کسب و تجارت آنها بشکل قمار بازی بود و انواع حیله و تدلیس را بکار میبردند مردی بود موسوم بابو جهنیه دو صاع داشت یکی زیاده و دیگری کم بزیاد میخرید و بکم میفروخت جبرئیل نازل شد و آیات فوق را در حق اهل مدینه فرود آورد پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بازار تشریف برد و آیات را بر اهل بازار قرائت نمود و فرمود پنج چیز به کیفر پنج چیز،عرض کردند ایرسول خدا کدام است آن فرمود(1)اگر قومی نقض عهد کنند خداوند دشمن را بر آنها مسلط گرداند (2)و اگر فواحش در میان طایفهای ظاهر شود مسلط گرداند خداوند بر ایشان مرگ ناگهانی را(3)و چنانچه قومی کم فروشی کنند قحطی در میان آنها پدید آید(4)و اگر زکوة ندهند خداوند باران را از ایشان منع کند- و امیر المؤمنین علیه السّلام روزی ببازار تشریف برد مردی را دید زعفران میکشد و ترازوی او درست نیست آنحضرت پیش رفت و زعفران را از کفه ترازو بریخت
و فرمود اول ترازوی خود را درست کن آنگاه اگر میخواهی چرب بسنج- شرف الدین نجفی ذیل آیه وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِینَ از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود تأویل آیه آنست وای بر کسانیکه خمس آل محمّد را کم میکنند ولی چون بغنائم میرسند بحد کمال اخذ میکنند و وای بحال تکذیب کنندگان امیر المؤمنین علیه السّلام وصی و خلیفه محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم خاتم پیغمبران
کَلاّٰ إِنَّ کِتٰابَ اَلفُجّٰارِ لَفِی سِجِّینٍ (7) وَ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا سِجِّینٌ (8) کِتٰابٌ مَرْقُومٌ (9) وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ (10) اَلَّذِینَ یُکَذِّبُونَ بِیَوْمِ اَلدِّینِ (11) وَ مٰا یُکَذِّبُ بِهِ إِلاّٰ کُلُّ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ (12) إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ اَلْأَوَّلِینَ (13) کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ (14) کَلاّٰ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ (15) ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصٰالُوا اَلْجَحِیمِ (16) ثُمَّ یُقٰالُ هٰذَا اَلَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ (17)
کَلاّٰ إِنَّ کِتٰابَ الفُجّٰارِ لَفِی سِجِّینٍ وَ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا سِجِّینٌ کِتٰابٌ مَرْقُومٌ وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِلْمُکَذِّبِینَ اَلَّذِینَ یُکَذِّبُونَ بِیَوْمِ الدِّینِ وَ مٰا یُکَذِّبُ بِهِ إِلاّٰ کُلُّ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ إِذٰا تُتْلیٰ عَلَیْهِ آیٰاتُنٰا قٰالَ أَسٰاطِیرُ الْأَوَّلِینَ کَلاّٰ بَلْ رٰانَ عَلیٰ قُلُوبِهِمْ مٰا کٰانُوا یَکْسِبُونَ کَلاّٰ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصٰالُوا الْجَحِیمِ ثُمَّ یُقٰالُ هٰذَا الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ چنین نیست که کافران و منکران گمان کردهاند بحقیقت نامه بدکاران و کافران که اعمال ایشان بر آن نوشته شده در سجین باشد سجین آخرین طبقات زمین است در کافی ذیل آیه فوق از فضیل روایت کرده که سؤال نمودم از حضرت موسی بن
جعفر علیه السّلام معنای آیه را فرمود فجار اشخاصی هستند که جرئت پیدا کردند بر ظلم و ستم نمودن در حق ما ائمه و اعمال آنها بسوی آسمان بالا نرود زیر طبقه هفتم زمین حبس شود-.
پس از آن میفرماید ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم چگونه میتوانی بحقیقت سجین آگاه شوی کتابیست که بقلم قدرت نوشته شده وای بحال منکران و دروغگویان آنانکه روز جزا را تکذیب میکنند و ایمان بآن ندارند و تکذیب نکند روز جزا را کسی مگر ستمکاران و بد کرداران عالم و چون آیات ما را بر آنها تلاوت کنید گویند این افسانه پیشینیان است- علی بن ابراهیم از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود این آیه اشاره باولی و دومی است که تکذیب کردند پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم در باطن و پیروان ایشان تکذیب خواهند نمود حضرت حجة علیه السّلام را و بآنحضرت میگویند ما شما را نمیشناسیم از فرزندان حضرت فاطمه علیه السّلام نیستی چنین نیست که آنها گمان کردهاند بلکه تاریکی ظلم و بد کرداری ایشان بر دلهای آنها غلبه کرده است که آیات ما را انکار میکنند-.
در کافی ذیل آیه فوق از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود نیست بندهای مگر آنکه در دل او نقطه سفیدی است چون مرتکب گناه میشود آن سفیدی بسیاهی مبدل گردد اگر بعد از آن توبه نمود سیاهی بر طرف شود و چنانچه گناه و معصیت را ادامه داد و توبه نکرد هر لحظه سیاهی آن افزوده تا تمام سفیدی را فرا گیرد در آنوقت دیگر صاحبش اقدام بعمل خیری نتواند کرد و اینحدیث را طبرسی نیز روایت کرده.
چنین نیست که این مردم خیال کردند آنها از معرفت پروردگارشان در پرده نادانی مستور و از ثواب خدا محروم و ممنوع هستند- ابن بابویه ذیل آیه مزبور از حسن بن فضال روایت کرده که از حضرت رضا علیه السّلام سؤال نمودم معنای آیه را،فرمود خداوند در مکان معینی نیست و حلول نکند در مکانی تا بندگانش از او مستور و در پس پرده باشند مراد آنست که خداوند بندگان را از ثواب و پاداش اعمال ممنوع و محجوب میگرداند- همانا کافران را بآتش دوزخ افکنند و آنها گویند این همان عذابی است که تکذیب میکردند آن را-.
در کافی از محمّد بن فضیل روایت کرده که از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام سؤال نمودم معنای ثُمَّ یُقٰالُ هٰذَا الَّذِی کُنْتُمْ بِهِ تُکَذِّبُونَ را فرمود منافقین چون مشاهده کردند مقام و منصب امیر المؤمنین علیه السّلام را در روز قیامت و دیدند که آنحضرت دستور میدهد بجهنم این مرد برای تو او را بگیر چه از دشمنان من است و آن دیگری را واگذار برای من که از دوستداران من بوده فرشتگان از طرف پروردگار بمنافقین و دشمنان اهل بیت خطاب کنند این وجود مقدس که قسیم دوزخ و بهشت است همان امیر المؤمنین علیه السّلام است که شما او را تکذیب میکردید و حقش را غصب نموده و بحضرتش ظلم و ستم میکردید
کَلاّٰ إِنَّ کِتٰابَ اَلْأَبْرٰارِ لَفِی عِلِّیِّینَ (18) وَ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا عِلِّیُّونَ (19) کِتٰابٌ مَرْقُومٌ (20) یَشْهَدُهُ اَلْمُقَرَّبُونَ (21) إِنَّ اَلْأَبْرٰارَ لَفِی نَعِیمٍ (22) عَلَی اَلْأَرٰائِکِ یَنْظُرُونَ (23) تَعْرِفُ فِی وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ اَلنَّعِیمِ (24) یُسْقَوْنَ مِنْ رَحِیقٍ مَخْتُومٍ (25) خِتٰامُهُ مِسْکٌ وَ فِی ذٰلِکَ فَلْیَتَنٰافَسِ اَلْمُتَنٰافِسُونَ (26) وَ مِزٰاجُهُ مِنْ تَسْنِیمٍ (27) عَیْناً یَشْرَبُ بِهَا اَلْمُقَرَّبُونَ (28)
کَلاّٰ إِنَّ کِتٰابَ الْأَبْرٰارِ لَفِی عِلِّیِّینَ وَ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا عِلِّیُّونَ کِتٰابٌ مَرْقُومٌ یَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ إِنَّ الْأَبْرٰارَ لَفِی نَعِیمٍ عَلَی الْأَرٰائِکِ یَنْظُرُونَ تَعْرِفُ فِی وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِیمِ یُسْقَوْنَ مِنْ رَحِیقٍ مَخْتُومٍ خِتٰامُهُ مِسْکٌ وَ فِی ذٰلِکَ فَلْیَتَنٰافَسِ الْمُتَنٰافِسُونَ در آیات سابق بیان نمود احوال کفار و منافقین را در این آیات بیان میکند حال مؤمن و نیکو کاران را بحقیقت نامه نیکو کاران در علیین است پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود علیین فوق آسمان هفتم در زیر عرش پروردگار است در آنجا لوحی از زبرجد سبز میباشد که اعمال نیکو کاران بر آن نوشته شده است-
شرف الدین از حارث حمدانی روایت کرده گفت وارد شدم در خانه امیر- المؤمنین علیه السّلام دیدم آنحضرت در حال سجده است و چنان گریه میکند که هر انسانی متأثر و مغموم میشود از گریه حضرتش،چون سر از سجده برداشت و فارغ شد عرض کردم ایمولای من بسیار متأثر شدم از گریه شما فرمود پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را مشاهده کردم بمن فرمود یا علی دوری و غیبت تو از من بطول انجامید بسیار مشتاق دیدار تو هستم خداوند بوعده خود در باره تو وفا نمود عرض کردم ایرسول خدا در چه خصوص فرمود در درجات تو و همسرت فاطمه و فرزندانت حسن و حسین بالاترین مقام بهشت را برای شما مهیا و آماده فرموده گفتم فدایت گردم نسبت بشیعیان من چگونه رفتار میفرماید فرمود آنها هم در بهشت قصرهائی دارند محاذی قصور ما عرض کردم ایرسول خدا پاداش شیعیان در دنیا چیست؟فرمود امن و عافیت گفتم در وقت مرگ حال آنها چگونه میباشد فرمود رفتار میکنند با ایشان بمقدار دوستی و محبت آنها نسبت بشما اهل بیت کسانیکه ما را بیحد و بیاندازه دوست میدارند مردن ایشان مانند شخص عطشانی است که شربت سرد خوشگوار بنوشد و دیگران مانند کسانی هستند که در رختخواب خود بخواب میروند کتاب نیکو کاران بقدرت حق نوشته شده و فرشتگان مقرب پروردگار بر آن گواهی دهند و نیکو کاران بر تختهای عزت تکیه کرده و نعمتهای خدا را بنگرند و در رخسارشان نشاط و شادمانی و تازگی نعمتهای بهشتی پدیدار است ساقیان بهشت بآنها شراب ناب سرد معطر بنوشانند که بمشک مهر کردهاند و دست کسی بآن نرسد تا بصاحبش بدهند و خردمندان باید برای این نعمت و شادمانی همیشگی رغبت کنند و بمیل و اراده بکوشند نه برای نعمت فانی دنیا(یعنی بواسطه عمل خیر و طاعت باید مردم بر یکدیگر سبقت کنند). ترکیب طبع آن شراب از عالم بالا است،چه آن بهترین و بالاترین آشامیدنیهای اهل بهشت است،از اینجهت آن را تسنیم نامیدند. و آمیختگی آن شراب از چشمهایست که مقربان خدا از آن مینوشند-.
حضرت صادق علیه السّلام فرمود هر کس ترک کند نوشیدن شراب را برای خاطر
خداوند پروردگار بنوشاند باو شراب مختوم و سیراب گرداند او را-محمّد بن عباس از ابی حمزه روایت کرده که از حضرت باقر علیه السّلام سؤال نمودم مقربون چه اشخاصی هستند فرمود رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و امیر المؤمنین علیه السّلام و حضرت فاطمه و حسنین علیهما السّلام و ائمه معصومین میباشند-ای ابی حمزه بدانکه خداوند ما را از اعلی علیین آفریده و دلهای شیعیان ما را از فاضل طینت ما خلق نموده و بدنهایشان را از چیزهای دیگر آفرید،از اینجهة دلهای آنها بطرف ما میل میکند چه از جنس ما باشد.ما آل محمّد از مقربین هستیم و سابقون همان مقربینند.و ذریه ما ائمه بما ملحق میشوند چنانکه خداوند میفرماید- أَلْحَقْنٰا بِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ -مقربین از شراب تسنیم خالص مینوشند ولی از برای شیعیان و مؤمنین تسنیم و غیر تسنیم را مخلوط و آمیخته کنند و آنها از آمیختگی تسنیم مینوشند نه از خالص آن
إِنَّ اَلَّذِینَ أَجْرَمُوا کٰانُوا مِنَ اَلَّذِینَ آمَنُوا یَضْحَکُونَ (29) وَ إِذٰا مَرُّوا بِهِمْ یَتَغٰامَزُونَ (30) وَ إِذَا اِنْقَلَبُوا إِلیٰ أَهْلِهِمُ اِنْقَلَبُوا فَکِهِینَ (31) وَ إِذٰا رَأَوْهُمْ قٰالُوا إِنَّ هٰؤُلاٰءِ لَضٰالُّونَ (32) وَ مٰا أُرْسِلُوا عَلَیْهِمْ حٰافِظِینَ (33) فَالْیَوْمَ اَلَّذِینَ آمَنُوا مِنَ اَلْکُفّٰارِ یَضْحَکُونَ (34) عَلَی اَلْأَرٰائِکِ یَنْظُرُونَ (35) هَلْ ثُوِّبَ اَلْکُفّٰارُ مٰا کٰانُوا یَفْعَلُونَ (36)
إِنَّ الَّذِینَ أَجْرَمُوا کٰانُوا مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا یَضْحَکُونَ وَ إِذٰا مَرُّوا بِهِمْ یَتَغٰامَزُونَ وَ إِذَا انْقَلَبُوا إِلیٰ أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَکِهِینَ وَ إِذٰا رَأَوْهُمْ قٰالُوا إِنَّ هٰؤُلاٰءِ لَضٰالُّونَ مجرمین و بدکاران چون اهل ایمان را به بینند بر ایشان میخندند و مسخره میکنند و چون گذر کنند بچشم طعن و استهزاء بمؤمنین بنگرند و چون باز گردند بسوی اهل خود با شوخی و مزاح و شادی و بازی بنکوهش مومنین پردازند و زمانی که مؤمنین را به بینند گویند اینان بحقیقت مردم گمراهی هستند. و حال آنکه ما بد کاران را موکل و نگهبان مؤمنین نگردانیدیم- محمّد بن عباس ذیل آیه فوق از ابن عباس روایت کرده چون امیر المؤمنین علیه السّلام از نزدیک منافقین میگذشت حضرتش را سخریه و استهزاء مینمودند و میگفتند این آنکسی است که محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم از میان اهل بیت خود او را بولایت و امامت بر گزیده و اختیار کرده.روز قیامت دری میان دوزخ و بهشت باز میشود،منافقین مشاهده میکنند که امیر المؤمنین علیه السّلام در بهشت بر سریری تکیه نموده بآنها میگوید بجانب من آئید چون میخواهند بطرف حضرتش بروند آن در بسته شود.باین طریق آنحضرت ایشان را استهزاء میکند فَالْیَوْمَ الَّذِینَ آمَنُوا مِنَ الْکُفّٰارِ یَضْحَکُونَ عَلَی الْأَرٰائِکِ یَنْظُرُونَ هَلْ ثُوِّبَ
اَلْکُفّٰارُ مٰا کٰانُوا یَفْعَلُونَ پس امروز که روز جزا است اهل ایمان هم بکفار میخندند و استهزاء میکنند و بر تختهای عزت تکیه کرده و دوزخیان را مشاهده میکنند.
آیا کیفریکه در دوزخ بکافران میدهند جز نتیجه کردار زشت آنها که در دنیا بجا آوردند چیز دیگری هست!؟.
محمّد بن عباس از ابی حمزه ثمالی روایت کرده که حضرت امام زین العابدین علیه السّلام فرمود روز قیامت تختی بر کنار جهنم گذارند امیر المومنین علیه السّلام بر روی آن نشیند چون نظرش بدوزخ افتد تبسم مینماید،وقتی تبسم نمود جهنم زیر و زبر میشود پائین آن بالا آید و بالای آن پائین رود.منافقین بیرون آیند مقابل آنحضرت بایستند گویند ای امیر المؤمنین علیه السّلام ایوصی رسول خدا بر ما ترحم کن و از برای ما نزد پروردگار شفاعت نما آنحضرت بر آنها میخندد و ایشان را استهزاء میکند و از آنجا بلند میشود.آنگاه منافقین را بر میگردانند بجهنم در آن مکانیکه جا داده بودند.اینحدیث را جمعی از مخالفین از ابن عباس روایت کردهاند که یکی از آنها حاکم ابو اسحاق حسکانی است،در کتاب شواهد تنزیل و قواعد تفضیل.
پایان سوره مطففین
سوره انشقاق در مکه نازل شده و بیست و پنج آیه و صد و نه کلمه و چهار صد و سی حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره انشقاق را قرائت کند در نمازهای واجب یا مستحب مانع نشود او را هیچ حجابی از جانب خداوند و پیوسته نظر مرحمت پروردگار بر او باشد تا از حساب فارغ شود-و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس این سوره را قرائت کند نامه اعمالش را از پشت سر باو ندهند،و اگر این سوره را بنویسند و بر بانوی حامله به بندند که زائیدن بر او سخت و دشوار است بزودی و بآسانی وضع حمل نماید و فارغ گردد و باید پس از وضع حمل از او باز کنند و الا تمام امعاء او خارج شود و اگر بر دیوار خانه بنویسد آن خانهاش ایمن باشد از جمیع جانوران.
سوره انشقاق مشتمل است بر بیان علائم قیامت و آثار آن و توبیخ و تهدید کفار
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . إِذَا اَلسَّمٰاءُ اِنْشَقَّتْ (1) وَ أَذِنَتْ لِرَبِّهٰا وَ حُقَّتْ (2) وَ إِذَا اَلْأَرْضُ مُدَّتْ (3) وَ أَلْقَتْ مٰا فِیهٰا وَ تَخَلَّتْ (4) وَ أَذِنَتْ لِرَبِّهٰا وَ حُقَّتْ (5) یٰا أَیُّهَا اَلْإِنْسٰانُ إِنَّکَ کٰادِحٌ إِلیٰ رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاٰقِیهِ (6) فَأَمّٰا مَنْ أُوتِیَ کِتٰابَهُ بِیَمِینِهِ (7) فَسَوْفَ یُحٰاسَبُ حِسٰاباً یَسِیراً (8) وَ یَنْقَلِبُ إِلیٰ أَهْلِهِ مَسْرُوراً (9)
قوله تعالی إِذَا السَّمٰاءُ انْشَقَّتْ وَ أَذِنَتْ لِرَبِّهٰا وَ حُقَّتْ وَ إِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ وَ أَلْقَتْ مٰا فِیهٰا وَ تَخَلَّتْ وَ أَذِنَتْ لِرَبِّهٰا وَ حُقَّتْ یٰا أَیُّهَا الْإِنْسٰانُ إِنَّکَ کٰادِحٌ إِلیٰ رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاٰقِیهِ هنگامیکه آسمان شکافته شود و بفرمان پروردگار خود که سزاوار است گوش دهند و بشنوند و زمانی که زمین کشیده شود و پست و بلندیهای آن هموار
گردد و هر چه در درون دارد از مردگان و گنجها و معادن همه را بیرون افکند و خالی شود.امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود چون علائم قیامت ظاهر شود زمین پاره های جگر خود را بیرون اندازد یعنی دفینه و گنجها و معادن را بیرون افکند مانند ستونهای زرین در آنوقت قاتل میگوید برای این ثروت و امثال آن جنایت کرده و مرتکب قتل شدم دزد گوید بخاطر اینها دست مرا بریدند پس از آن بروند و رها کنند آنها را و بفرمان خدا گوش دهند و سزاوار است که فرمان- بردار باشند.
ای انسان تو با هر رنج و مشقتی در راه اطاعت و عبادت پروردگار کوشش کن عاقبت حضور خدای خود میروی و نائل بملاقات او میشوی یعنی هر عمل خیر و شری که پیش فرستادهاید ملاقات کنید او را، پس از آن بیان میکند احوال خلق را در روز قیامت بقولش فَأَمّٰا مَنْ أُوتِیَ کِتٰابَهُ بِیَمِینِهِ فَسَوْفَ یُحٰاسَبُ حِسٰاباً یَسِیراً وَ یَنْقَلِبُ إِلیٰ أَهْلِهِ مَسْرُوراً هر کس روز قیامت نامه اعمالش را بدست راست او دهند حسابش بسیار سهل و آسان باشد و بسوی اهل و خویشان خود در بهشت خوشحال و شادمان رود-ابن بابویه از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود حساب هر کس را که کشند او را عذاب کنند عرض کردند ای رسول خدا
پروردگار میفرماید نامه اعمال هر که را بدست راستش دهند حسابش آسان باشد فرمود مقصود از آن عرض حساب است ولی با هر که در حساب مناقشه کنند او را عذاب خواهند کرد.
محمد بن عباس از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود مصداق آیه فوق امیر- المؤمنین علیه السّلام و شیعیان آنحضرت میباشند که نامۀ اعمال آنها را بدست راست ایشان دهند.
و نیز آنحضرت فرمود روزی جبرئیل نازل شد دست پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم گرفت بجانب قبرستان برد صاحب قبری را صدا کرد مرد سفید روئی از قبر بیرون آمد و خاک از سر و صورت خود پاک مینمود و میگفت
الحمد للّه و اللّه اکبر جبرئیل باو گفت بر گرد بجایگاه خود باز گشت سر قبر دیگری رفت صاحب او را صدا زد مرد سیاه رو و قبیح منظری از قبر خارج شد میگفت
وا حسرتا وا ثبورا جبرئیل باو گفت بر گرد بمکان خود بازگشت آنگاه جبرئیل به پیغمبر گفت ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم باین کیفیت خلایق روز قیامت محشور میشوند مؤمنین میگویند
الحمد للّه همانطوریکه مرد اول گفت کفار و منافقین میگویند
وا حسرتا چنانچه آنمرد سیاه میگفت
وَ أَمّٰا مَنْ أُوتِیَ کِتٰابَهُ وَرٰاءَ ظَهْرِهِ (10) فَسَوْفَ یَدْعُوا ثُبُوراً (11) وَ یَصْلیٰ سَعِیراً (12) إِنَّهُ کٰانَ فِی أَهْلِهِ مَسْرُوراً (13) إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ یَحُورَ (14) بَلیٰ إِنَّ رَبَّهُ کٰانَ بِهِ بَصِیراً (15)
وَ أَمّٰا مَنْ أُوتِیَ کِتٰابَهُ وَرٰاءَ ظَهْرِهِ فَسَوْفَ یَدْعُوا ثُبُوراً وَ یَصْلیٰ سَعِیراً إِنَّهُ کٰانَ فِی أَهْلِهِ مَسْرُوراً إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ یَحُورَ بَلیٰ إِنَّ رَبَّهُ کٰانَ بِهِ بَصِیراً اما آنکس که نامه اعمالش را از پشت سر دهند بزودی بر هلاک خود فریاد حسرت بخواند و بآتش سوزان دوزخ در افتد و در دنیا میان اهل خود خوشحال و شادان بود و گمان میکرد که بسوی خدا باز نخواهد گشت نه چنان است که او گمان کرده او به نزد ما آید و بحساب او رسیدگی شود خدا باحوال و اعمال او کاملا آگاهست محمّد بن عباس از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود چون خدای تعالی اراده میفرماید که بحساب مؤمن رسیدگی کند نامه اعمال او را بدست راستش میدهد و باو میفرماید ای بنده من تو این اعمال را بجا آوردی؟عرض میکند بلی ای پروردگار باو میفرماید آمرزیدم آنها را و مبدل کردم آن سیئات را بحسنات مردم میگویند سبحان اللّه آیا این شخص یک سیئه هم بجا نیاورده بود این است معنای آیه فَأَمّٰا مَنْ أُوتِیَ کِتٰابَهُ بِیَمِینِهِ فَسَوْفَ یُحٰاسَبُ حِسٰاباً یَسِیراً وَ یَنْقَلِبُ إِلیٰ أَهْلِهِ مَسْرُوراً شخصی
حضورش عرض کرد کدام اهل را خداوند اراده نموده فرمود اهل او در آخرت همان است که در دنیا بودند
فَلاٰ أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ (16) وَ اَللَّیْلِ وَ مٰا وَسَقَ (17) وَ اَلْقَمَرِ إِذَا اِتَّسَقَ (18) لَتَرْکَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ (19) فَمٰا لَهُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ (20) وَ إِذٰا قُرِئَ عَلَیْهِمُ اَلْقُرْآنُ لاٰ یَسْجُدُونَ (21) بَلِ اَلَّذِینَ کَفَرُوا یُکَذِّبُونَ (22) وَ اَللّٰهُ أَعْلَمُ بِمٰا یُوعُونَ (23) فَبَشِّرْهُمْ بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ (24) إِلاَّ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ (25)
فَلاٰ أُقْسِمُ بِالشَّفَقِ وَ اللَّیْلِ وَ مٰا وَسَقَ وَ الْقَمَرِ إِذَا اتَّسَقَ لَتَرْکَبُنَّ طَبَقاً عَنْ طَبَقٍ چنین نیست که کفار گمان کردهاند قسم بسرخی شفق مراد آنسرخی است که چون آفتاب فرو رود بر جای آن باقی میماند و قسم بشب و آنچه در او جمع میشود از حیوانات که در روز پراکنده و منتشر هستند در روی زمین و قسم بماه تابان هنگامیکه فروزان شود که شما احوال گوناگون و حوادث رنگارنگ خواهید یافت پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود طریقهای را که پیشینیان شما مرتکب شدند از معصیت و نافرمانی بعینه آنرا میپیمائید بدون کم و زیاد حتی اگر سابقین داخل در سوراخ جانوران میشدند شما هم میشوید اصحاب حضورش عرض کردند ایرسول خدا پیشینیان چه کسانی هستند فرمود یهود و نصاری-.
در کافی ذیل آیه فوق از زراره روایت کرده که حضرت باقر علیه السّلام بمن فرمود ای زراره آیا این امت بعد از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم اعمال ناشایستهای مرتکب نشدند و اختیار نکردند مذهب و آئینی بعد از دین و مذهب حقه اسلام ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود برای قائم ما غیبت طولانی خواهد بود اصحاب حضورش عرض کردند بچه سبب غیبت آن بزرگوار طولانی خواهد شد فرمود باید اعمال و طریقه زشتی که امتهای گذشته در غیاب پیغمبر ایشان مرتکب شدند این امت هم در غیبت حضرت قائم علیه السّلام ما فردا فرد انجام دهند و آیه را تلاوت نمود- طبرسی از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت کرده فرمود همان مکر و حیلهای که امتان گذشته نمودند نسبت بخلفا و اوصیاء پیغمبرانشان بعینه این امت نسبت بمن و فرزندانم مرتکب خواهند شد.
فَمٰا لَهُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ، وَ إِذٰا قُرِئَ عَلَیْهِمُ الْقُرْآنُ لاٰ یَسْجُدُونَ، بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا یُکَذِّبُونَ وَ اللّٰهُ أَعْلَمُ بِمٰا یُوعُونَ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذٰابٍ أَلِیمٍ إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ لَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ چه شده که کافران بخدا ایمان نمیآورند و چون قرآن بر ایشان
میخوانند سجده نمیکنند بلکه آنمردم کافر قرآن را تکذیب میکنند و آنچه در دل پنهان میدارند داناتر است خداوند بآن از خود ایشان ای رسول ما آنها را بعذاب دردناک دوزخ بشارت بده جز کسانیکه بخدا و رسول ایمان آورده و عمل نیک بجا میآورند برای ایشان اجر و پاداش بینهایت در بهشت همیشگی خواهد بود-ابن شهر آشوب ذیل آیه فَمٰا لَهُمْ لاٰ یُؤْمِنُونَ از ابن عباس روایت کرده که پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود شبی که مرا بمعراج بردند و بمقام قٰابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنیٰ رسیدم پروردگار بمن فرمود ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم سلام مرا بعلی برسان و باو بگو من تو را دوست میدارم و دوستانت را نیز دوست میدارم و بخاطر دوستی تو اسمی از اسماء خود را مشتق کرده و تو را بآن اسم نامیدم چه من علی العظیم هستم و تو را علی نامیدم ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و هر کس چهار مرتبه ذکر علی العظیم را بگوید روز قیامت برای او نزد من حسنهای از حسنات علی بن أبی طالب میباشد ابن عباس میگوید پیغمبر اکرم فرمود منافقین تصدیق نمیکنند فضایل علی علیه السّلام را و ایمان بحضرتش نخواهند آورد.
پایان سوره انشقاق
در مکه نازل شده و بیست و دو آیه و صد و نه کلمه و چهارصد و پنجاه و هشت حرف است خواص و ثواب تلاوت آن ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره بروج را قرائت کند در نمازهای واجب محشر موقف او با پیغمبران و رسولان است چه این سوره تعلق دارد به پیغمبران و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس اینسوره را قرائت کند بتعداد کسانیکه در نماز جمعه و عرفه اجماع میکنند برای او اجر و ثواب خواهد بود و نجات میدهد اینسوره قاری خود را از سختیها و شداید و اگر اینسوره را بنویسد و همراه طفل کند که میخواهند او را از شیر باز دارند بآسانی از خوردن شیر منصرف گردد سوره بروج مشتمل است بر بیان حال مؤمنین از اصحاب اخدود و تکذیب کنندگان پیغمبران قوله تعالی.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . وَ اَلسَّمٰاءِ ذٰاتِ اَلْبُرُوجِ (1) وَ اَلْیَوْمِ اَلْمَوْعُودِ (2) وَ شٰاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ (3) قُتِلَ أَصْحٰابُ اَلْأُخْدُودِ (4) اَلنّٰارِ ذٰاتِ اَلْوَقُودِ (5) إِذْ هُمْ عَلَیْهٰا قُعُودٌ (6) وَ هُمْ عَلیٰ مٰا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهُودٌ (7) وَ مٰا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلاّٰ أَنْ یُؤْمِنُوا بِاللّٰهِ اَلْعَزِیزِ اَلْحَمِیدِ (8) اَلَّذِی لَهُ مُلْکُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ اَللّٰهُ عَلیٰ کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ (9)
وَ السَّمٰاءِ ذٰاتِ الْبُرُوجِ وَ الْیَوْمِ الْمَوْعُودِ وَ شٰاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ قسم بآسمان که صاحب برجها است و بروز قیامت که وعده داده شده و سوگند به پیغمبر خاتم که گواه عالم است و بروز عید و عرفه و قیامت.
قُتِلَ أَصْحٰابُ الْأُخْدُودِ این آیه جواب قسم است سوگند باینان که اصحاب
اخدود کشته و نابود شدند.
در اختصاص از اصبغ بن نباته روایت کرده که ابن عباس میگفت روزی پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بمن فرمود ای پسر عباس ذکر خداوند و ذکر من و علی و فرزندانش عبادت است بآن خدائی که مرا برسالت فرستاده است من بهترین مخلوقات و علی علیه السّلام وصی من افضل اوصیاء میباشد علی خلیفه خدا و حجت او است در روی زمین برای بندگانش و همچنین فرزندان علی بعد از او خلیفه و حجت خدا هستند بواسطه آنها خداوند عذاب را از اهل زمین بر داشته و حبس نموده و بسبب ایشان آسمان را نگاه داشته از فرود آمدن بزمین و بخاطر آنها کوهها را حفظ نموده و باران رحمت خود را فرو میفرستد و نباتات را از زمین میرویاند ایشان اولیاء خدای تعالی میباشند پس از آن فرمود ای پسر عباس تو گمان میکنی خداوند بآسمان صاحب برجها سوگند یاد نمود،در سوره بروج،گفتم ایرسول خدا پس معنای آسمان در این آیه چیست و فرمود مراد بآسمان من و بروج ائمه معصومین هستند که اول آنها علی علیه السّلام و آخر ایشان مهدی قائم علیه السّلام است.
و از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود شاهد محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم است و مشهود قیامت آیا نمیشنوی قول خداوند را که میفرماید یٰا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنّٰا أَرْسَلْنٰاکَ شٰاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِیراً و در آیه دیگر فرمود وَ ذٰلِکَ یَوْمٌ مَشْهُودٌ .
و در معانی اخبار از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود شاهد روز جمعه و مشهود روز عرفه و موعود روز قیامت است اما داستان اصحاب اخدود بدینقرار است طبرسی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود امیر المؤمنین علیه السّلام امر نمود بشخصی که از اسقف بزرگ و پیشوای نصاری داستان اصحاب اخدود را سؤال نماید آن شخص پرسش کرد اسقف نتوانست جواب بگوید حضرتش فرمود داستان ایشان بدینقرار است خدای تعالی پیغمبری را بر طایفه حبشه مبعوث گردانید آنها پیغمبر خود را تکذیب کرده و بقتل رسانیدند و اصحاب آن پیغمبر را اسیر کرده و بعضی را کشتند،شکافهائی در زمین کندند و آتش در آنها افروختند و گفتند هر کس بر دین ما میباشد کنار رود و آنکه بر دین پیغمبر است باید خود را در آتش افکند آنگاه اصحاب پیغمبر را بر آتش افکندند زنی را آوردند که طفل یک ماه داشت خواستند با طفلش بآتش اندازند آنزن بر طفل خود رقت کرد آنا طفل بزبان آمد گفت ای مادر مرا با خودت بگذار در آتش افکنند سوگند بخدا این عذابها برای
پایداری در دین حق و راه خدا بسیار ناچیز و اندک است او را با طفلش در آتش انداختند در حالتی که طفل سخن میگفت و اینحدیث را در محاسن نیز روایت کرده است.
طبرسی در مجمع از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود در پیشینیان پادشاهی بود ساحری داشت چون پیر شد به پادشاه گفت مرگ من نزدیک شده کودکی نزد من بیاورید تا باو سحر بیاموزم جوانی را نزد او بردند باو سحر آموخت ولی دل آن جوان بسحر میل ننمود براه طفل راهبی بود که مردم حضور او میرفتند و از علم و دانش آن راهب بهرهمند میشدند آن جوان چند مرتبه نزد راهب رفت و از او سخنانی شنید میل براهب و دین او نمود و هر روز نزدش میرفت و حدیثی چند از او یاد میگرفت و در اثر آن رفتن نزد ساحر تأخیر افتاد ساحر او را میزد و اهلش نیز وی را میزدند شکایت آنها را براهب کرد راهب باو گفت چون نزد ساحر
میروی باو بگو مرا اهلم نگاه داشتند از اینجهت حضور شما دیر آمدم و باهلت بگو مرا ساحر دیر مرخص کرد اتفاق افتاد در آن ایام که جوان نزد ساحر و راهب رفت آمد میکرد مار بزرگی را مشاهده نمود که جلوی مردم را گرفته و سد معبر و راهرا مسدود نموده کسی جرئت عبور کردن نداشت جوان گفت امروز در کار ساحر و راهب امتحان و تجربه میکنم تا بدانم کدام یک از آنها بهتر و بر حق میباشد آنگاه سنگی از زمین بر داشت و گفت خدایا اگر دین راهب بر حق است و او نزد تو محبوبتر است من این مار را با این سنگ بقتل برسانم و چنانچه ساحر بر حق است مرا از کار او بیدار کن سنگ را انداخت و مار را بکشت مردم خوشحال شدند خبر براهب رسید بجوان گفت تو مبتلا شدی باید صبر کنی اگر سؤال کردند از تو این دین را از که آموختی مبادا نام مرا ببری و کسی را راهنمائی کنی بطرف من کار آن جوان بجائی رسید که مستجاب الدعوه شد مردم از اطراف نزد او میآمدند دعا میکرد و مریضانرا خداوند شفا میبخشید پادشاه ندیمی داشت نابینا چون این خبر شنید گفت مرا ببرید نزد آن جوان او را بردند بجوان گفت اگر دیدگان مرا بینا کنی مال بسیاری بتو خواهم داد جوان پاسخ داد من شفا نمیدهم کسی را بلکه خداوند شفا میبخشد اگر ایمان باو آوری از خدا در خواست کنم تا تو را شفا کرامت فرماید آنمرد ایمان بخدا آورد جوان هم دعا کرد بینا شد حضور پادشاه رفت ملک از او پرسید چشم ترا که بینا کرد گفت خدای تعالی پادشاه جواب داد مرا میگوئی گفت خیر پروردگار من و شما همانکسیکه همه ما را آفریده شفا عطا کرد پادشاه سؤال نمود از او مگر تو را خدائی هست جز من گفت آری او خدای تو و همه جهانیان است ندیم را زندانی کرد و دستور داد او را بزنند تا راهنمائی کند آنها را بسوی کسیکه او را خدا پرست کرده عاقبت در اثر اذیت و آزار گفت همان جوانیکه سحر میآموخت مرا بخدای یگانه دعوت کرد منهم دعوت او را پذیرفتم امر کرد جوان را حاضر کردند باو گفت ای جوان کار تو در سحر بجائی رسیده که چشم نابینا باز و روشن میکنی جوان گفت من اینکار هرگز نتوانم کرد بلکه خداوند شفا میدهد مریضانرا پادشاه باو گفت،که تو را باین راه رهبری نموده؟
گفت چه کار داری آن جوان را چندان عذاب کردند تا گفت مرا راهب راهنمائی کرده دستور داد راهب را حاضر کردند باو گفت بیا از این دین برگرد گفت بر نمیگردم امر نمود او را با اره دو نیم کردند سپس بجوان گفت از این دین برگرد جوان بر نگشت او را بدست جماعتی سپرد تا بالای کوه مرتفعی ببرند اگر از خدا پرستی دست بر نداشت او را از بالای کوه بزیر اندازند و کوهرا بر سرش خراب کنند و چون جوان را بالای کوه بردند دستها را بدعا بلند کرد و گفت خدایا کفایت کن مرا از شر اینان و کیفر بده این جماعت را بهر طریق که صلاح میدانی آنا کوه برگشت و تمام آن جماعت را هلاک نمود جوان سالم بازگشت خبر به پادشاه رسید او را خواست سؤال کرد رفیقانت چه شدند گفت خداوند آنها را بکیفر رسانید باز جوان را بجماعت دیگر سپرد تا او را ببرند و سوار کشتی کنند و در وسط دریا غرق نمایند چون او را بردند و خواستند غرق کنند دست بدعا بر داشت و گفت پروردگارا اینها را بجزای اعمالشان برسان ناگاه کشتی اهلش را غرق کرد و جوان سالم باز گشت نزد پادشاه رفت باو گفت همراهانت چه شدند جواب داد همگی غرق شدند آنگاه گفت ای پادشاه تو نمیتوانی مرا بقتل برسانی پادشاه در کار جوان فرو ماند جوان باو گفت میخواهی بیاموزم ترا که چگونه عمل نمائی برای کشتن من یکروز مردم را عموما جمع کن در صحرا و مرا بشاخه درختی بلند به بند و تیری در کمان بگذار و بگو باسم پروردگار این جوان این تیر را رها میکنم و جز نام خدای من چیزی بر من کارگر نباشد آن پادشاه چون تیر را رها کرد گفت باسم پروردگار این جوان تیر را رها نمودم تیر بروی جوان اصابت کرد و جان داد مردم چون آنحالت را مشاهده کردند همه از دین پادشاه برگشتند و گفتند ما ایمان آوردیم بخدای این جوان پادشاه گفت از آنچه میترسیدم در آن افتادم پادشاه مردم را تهدید کرد آنها برنگشتند دستور داد شکافهای مستطیلی کندند و آتش در آن افروختند و مردم را از آن ترسانیدند کسی بر نگشت همه را گرفتند و در آتش افکندند در آخر بانوئی را با کودکی آوردند که او برای طفل خود جزع میکرد آنطفل گفت ایمادر صبر کن که تو
بر حقی و برای خاطر خدا تو را میسوزانند و خود را در آتش افکند و از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت کرده فرمود طایفهای از اخدود اهل کتاب بودند پادشاه ایشان شراب نوشید و مست شد با خواهر خود نزدیکی نمود و همبستر شد چون از مستی بهوش آمد پشیمان شد بخواهر خود گفت ما خلافی کردهایم تدبیر چیست خواهرش جواب داد مردم را جمع کن و بآنها بگو خدا نکاح خواهر را حلال کرده و چون مردم را جمع نمودند و سخن پادشاه را شنیدند گفتند ما هرگز قول تو را قبول نمیکنیم چه پیغمبران عموما خواهر را حرام کردند و در کتابهای آسمانی در حرام بودن خواهر آیاتی موجود است پادشاه بخواهر گفت مردم از من قبول نکردند خواهر جواب داد آنها را تازیانه بزنند تا قبول کنند ایشان را تازیانه زدند باز قبول نکردند خواهر گفت آنها را بشمشیر بزنند جمعی را بقتل رسانیدند قبول نکردند عاقبت دستور داد خندقی بکنند و آتش در آن برافروزند و همه مردم را در آتش افکنند بدستور عمل کردند و تمام مردم را بآتش سوزانیدند- و هیچ یک از روایات با دیگری مخالفت ندارد زیرا اصحاب اخدود متعدد بودند چه اخدود شکافهای مستطیلی است که سابق ایام پادشاهان جبار و ستمکاران در زمین میکندند بطول چهل زراع و عرض دوازده زراع و آتش در آن میافروختند و مؤمنینی که در اثر شرع و اجرای دین و احکام با آنها مخالفت میورزیدند و پایداری میکردند در آن آتش میافکندند و میسوزانیدند تا دین خدا را از بین ببرند و قوانین کفر آمیز خود را میان مردم رواج دهند- ابن مسیب میگوید در زمان ریاست عمر بن خطاب علیه ما یستحق،جمعی مشغول حفاری بودند جسد جوانی را که دستهایش را بطرف صورت خود گذاشته بود یافتند هر چه دستهایش را میکشیدند باز بجای اول میگذاشت عمر گفت پنهان کنید او را چون آن مردم ستمکار آتش بر افروختند بر کنار آن خندقها نشستند تا سوختن مؤمنین که در آتش افکنده بودند مشاهده کنند و با آن مؤمنین عداوتی نداشتند جز آنکه ایشان بخدای مقتدر ستوده صفات ایمان آورده بودند همانخدائی
که مالک آسمانها و زمین است و بر همه چیز گواه است و هیچ چیز از او پوشیده و پنهان نیست.
إِنَّ اَلَّذِینَ فَتَنُوا اَلْمُؤْمِنِینَ وَ اَلْمُؤْمِنٰاتِ ثُمَّ لَمْ یَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذٰابُ جَهَنَّمَ وَ لَهُمْ عَذٰابُ اَلْحَرِیقِ (10) إِنَّ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ لَهُمْ جَنّٰاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ ذٰلِکَ اَلْفَوْزُ اَلْکَبِیرُ (11) إِنَّ بَطْشَ رَبِّکَ لَشَدِیدٌ (12) إِنَّهُ هُوَ یُبْدِئُ وَ یُعِیدُ (13) وَ هُوَ اَلْغَفُورُ اَلْوَدُودُ (14) ذُو اَلْعَرْشِ اَلْمَجِیدُ (15) فَعّٰالٌ لِمٰا یُرِیدُ (16) هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ اَلْجُنُودِ (17) فِرْعَوْنَ وَ ثَمُودَ (18) بَلِ اَلَّذِینَ کَفَرُوا فِی تَکْذِیبٍ (19) وَ اَللّٰهُ مِنْ وَرٰائِهِمْ مُحِیطٌ (20) بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِیدٌ (21) فِی لَوْحٍ مَحْفُوظٍ (22)
إِنَّ الَّذِینَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنٰاتِ ثُمَّ لَمْ یَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذٰابُ جَهَنَّمَ وَ لَهُمْ عَذٰابُ الْحَرِیقِ آنانکه مردان و زنان با ایمانرا بآتش فتنه سوختند و توبه و بازگشت نکردند برای آنها عذاب جهنم و آتش سوزان دوزخ مهیا است إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ لَهُمْ جَنّٰاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ ذٰلِکَ الْفَوْزُ الْکَبِیرُ کسانیکه بخدا ایمان آورده و نیکوکار شدند برای آنها باغهائی است در بهشت که زیر درختانش نهرها جاریست این پاداش سعادت و پیروزی بزرگی است برای ایشان.
إِنَّ بَطْشَ رَبِّکَ لَشَدِیدٌ إِنَّهُ هُوَ یُبْدِئُ وَ یُعِیدُ وَ هُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ ذُو الْعَرْشِ الْمَجِیدُ فَعّٰالٌ لِمٰا یُرِیدُ ایرسول ما بامت بگو مؤاخذه و انتقام خدا بسیار سخت است یعنی هر گاه بگیرد خداوند جابرین و ستمکاران را بشدت و سختی عذاب کند ایشان را آنخدائی است که آفرید ابتداء خلق را در دنیا و پس از مرگ دو باره زنده کند و بعرصه محشر حاضر گرداند و او آمرزنده و دوستدار فرمانبرداران و مطیعان است و صاحب عرش و با اقتدار و عزت است و هر چه بخواهد در کمال قدرت و اختیار انجام میدهد پس از آن بیان میکند داستان جمعی از کافران را بقولش.
هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ الْجُنُودِ فِرْعَوْنَ وَ ثَمُودَ بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا فِی تَکْذِیبٍ وَ اللّٰهُ مِنْ وَرٰائِهِمْ مُحِیطٌ بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِیدٌ فِی لَوْحٍ مَحْفُوظٍ ایرسول ما آمد تو را داستان لشگرهای پیشینیان امت که تکذیب کردند پیغمبران خدا را که از آنها است فرعون و قوم ثمود تکذیب کردند موسی و صالح را آنگاه بیان میکند کفار هم عهد رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را بلی آنانکه کافر و بتکذیب تو و قرآن میپردازند خدا از پس ایشان محیط است و بر تمام احوال و افعال آنها احاطه دارد و این آیات برای تسلی خاطر مقدس پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم است و معنای آیه آنست ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ملول و دلتنگ مباش مشاهده کن چگونه حضرت موسی و صالح پیغمبر را فرعونیان و ثمودیان تکذیب کردند و چگونه ما آنها را هلاک نمودیم این کفار که تو و قرآن
را تکذیب میکنند البته ایشان را نیز مانند پیشینیان عذاب و هلاک خواهیم کرد و آنها از قبضه قدرت ما بیرون نتوانند رفت و گریزی بر ایشان نخواهد بود این کتاب که بر تو نازل کردهایم قرآنی است شریف و بزرگوار که در لوحی نوشته شده و آن لوح را فرشتگان نگاه میدارند- ابن عباس از پیغمبر اکرم روایت کرده فرمود لوح محفوظ لوحی است از در سفید طول آن بمقدار بعد زمین است بآسمان و عرضش از مشرق تا مغرب و کنارههای آن از یاقوت است و قلم آن از نور یکطرف آن بطرف راست عرش و طرف دیگر بر جبهه اسرافیل است هر گاه پروردگار وحی و تکلم میفرماید آن طرف زده میشود بر جبهه اسرافیل و او نگاه میکند بلوح و میرساند آن را بجبرئیل و جبرئیل به پیغمبران میرساند.
پایان سوره بروج
سوره طارق در مکه نازل شده و هفده آیه و شصت و یک کلمه و دویست و سی و نه حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره طارق را تلاوت کند روز قیامت نزد خداوند با قرب و منزلت و از اهل بهشت است و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس اینسوره را قرائت کند بتعداد ستارگان حسنات برای او نوشته شود و اگر آنرا بنویسد و بشوید و شخص مجروح بدن خود را بآن آب شستشو کند چرک و ورم نکند و اگر بر چیزی بخوانند و آنرا بمریض دهند بخورد دوا و شفای درد او بشود سوره طاق مشتمل است بر تهدید خلایق و بیان میکند قرآن حق را از باطل قوله تعالی.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . وَ اَلسَّمٰاءِ وَ اَلطّٰارِقِ (1) وَ مٰا أَدْرٰاکَ مَا اَلطّٰارِقُ (2) اَلنَّجْمُ اَلثّٰاقِبُ (3) إِنْ کُلُّ نَفْسٍ لَمّٰا عَلَیْهٰا حٰافِظٌ (4) فَلْیَنْظُرِ اَلْإِنْسٰانُ مِمَّ خُلِقَ (5) خُلِقَ مِنْ مٰاءٍ دٰافِقٍ (6) یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ اَلصُّلْبِ وَ اَلتَّرٰائِبِ (7) إِنَّهُ عَلیٰ رَجْعِهِ لَقٰادِرٌ (8) یَوْمَ تُبْلَی اَلسَّرٰائِرُ (9) فَمٰا لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لاٰ نٰاصِرٍ (10)
وَ السَّمٰاءِ وَ الطّٰارِقِ وَ مٰا أَدْرٰاکَ مَا الطّٰارِقُ اَلنَّجْمُ الثّٰاقِبُ إِنْ کُلُّ نَفْسٍ لَمّٰا
عَلَیْهٰا حٰافِظٌ قسم بآسمان و ستارگان طارق و آن ستارگانی است که در شب پیدا شود سبب نزول آیه آن بود روزی پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم با عموی گرامش ابو طالب نشسته بودند ستاره آتش داری از آسمان افتاد ابو طالب ترسید عرض کرد ایفرزند این ستاره چیست پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود آیتی است از آیات خدای تعالی پس از آن جبرئیل نازل شد و اینسوره را فرود آورد.
و چه دانی تو طارق چیست پس از آن تفسیر کرد آنرا طارق همان ستاره درخشان است که نورش فرو رود.
ابن بابویه ذیل آیات فوق از ابان بن تغلب روایت کرده که حضور حضرت صادق علیه السّلام بودم شخصی از اهل یمن وارد شد سلام کرد آنحضرت جواب او را داد و فرمود مرحبا ایسعد آنشخص عرض کرد جز مادرم کس این اسم را نمیداند فرمود راست گفتی ایسعد مولی آنشخص گفت مولی لقب من میباشد فرمود خیری در لقب
نیست خداوند میفرماید در قرآن وَ لاٰ تَنٰابَزُوا بِالْأَلْقٰابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمٰانِ آنگاه فرمود ایسعد در یمن بچه کاری مشغول هستی عرض کرد فدایت گردم من از خانوادهای هستم منجم که نظر بستارگان مینمایم و کسی در این علم داناتر از من نیست در یمن فرمود ستاره زحل در نجوم نزد تو چیست عرض کرد نحس است فرمود اینسخن را نگو رحل ستاره امیر المؤمنین علیه السّلام میباشد و نجم ثاقب است که خداوند میفرماید یمنی عرض کرد ثاقب یعنی چه فرمود محل طلوع آن در آسمان هفتم است نورش سوراخ میکند آسمانها را و روشنائی میدهد از آسمان دنیا از اینجهت آنرا ثاقب نامیدند.
و از ضحاک بن مزاحم روایت کرده که مردی از امیر المؤمنین علیه السّلام سؤال کرد طارق چیست؟فرمود بهترین ستارگان است در آسمان و مردم آنرا نمیشناسند طارق نامیده شد چه نور آن میشکافد آسمانها را و روشنائی میدهد بزمین پس از آن بر میگردد بمکان اولی خود.
علی بن ابراهیم ذیل آیه فوق از ابی بصیر روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمود سماء در أین آیه وجود مقدس امیر المؤمنین علیه السّلام است و طارق فرشته روح است که با ائمه میباشد و از جانب پروردگار شب و روز با آن بزرگواران حدیث میگوید و ایشانرا حفظ و حراست مینماید و نجم ثاقب پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم است إِنْ کُلُّ نَفْسٍ لَمّٰا عَلَیْهٰا حٰافِظٌ هیچ شخصی نیست مگر آنکه از طرف خداوند بر او حافظ و نگهبانی هست عمل او را نگاه میدارد و میشمارد خیر باشد یا شر.
پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود بر هر انسانی صد و شصت فرشته موکل میباشد که آفات را از او بر میگرداند و هفت فرشته از آنها مأمورند که شیاطین را از او باز دارند اگر او را لحظهای بخود فرو گذارند شیاطین او را بربایند.
فَلْیَنْظُرِ الْإِنْسٰانُ مِمَّ خُلِقَ خُلِقَ مِنْ مٰاءٍ دٰافِقٍ یَخْرُجُ مِنْ بَیْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرٰائِبِ إِنَّهُ عَلیٰ رَجْعِهِ لَقٰادِرٌ یَوْمَ تُبْلَی السَّرٰائِرُ فَمٰا لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لاٰ نٰاصِرٍ ای انسان مغرور در ابتداء خلقت خود بنگر و به بین از چه آفریده شدهای از آب جهنده آفریدهاند تو را یعنی آب منی آبیکه بیرون میآید از میان پشت پدر و سینه مادر و البته خداوند قادر
است بر برگردانیدن آدمی پس از مرگ، آنروز که اسرار باطن انسان را آشکار کنند در آنروز که روز قیامت است هیچ یار و یاوری بر نجات خود نیابد
وَ اَلسَّمٰاءِ ذٰاتِ اَلرَّجْعِ (11) وَ اَلْأَرْضِ ذٰاتِ اَلصَّدْعِ (12) إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ (13) وَ مٰا هُوَ بِالْهَزْلِ (14) إِنَّهُمْ یَکِیدُونَ کَیْداً (15) وَ أَکِیدُ کَیْداً (16) فَمَهِّلِ اَلْکٰافِرِینَ أَمْهِلْهُمْ رُوَیْداً (17)
وَ السَّمٰاءِ ذٰاتِ الرَّجْعِ وَ الْأَرْضِ ذٰاتِ الصَّدْعِ إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ وَ مٰا هُوَ بِالْهَزْلِ
سوگند بآسمان که فرو ریزنده باران است و بحق زمین که شکافته میشود به نباتات و درختان و نهرهای آب که قرآن بحقیقت کلام پروردگار و جدا کننده حق است از باطل و هرگز سخن هزل و بیهوده نیست إِنَّهُمْ یَکِیدُونَ کَیْداً وَ أَکِیدُ کَیْداً فَمَهِّلِ الْکٰافِرِینَ أَمْهِلْهُمْ رُوَیْداً دشمنان اسلام و مشرکین مکه هر چه میتوانند مکر و حیله میکنند ما هم در مقابل مکر ایشان مکر خواهیم کرد پس تو ای رسول ما اندکی کافران را مهلت بده ما نیز آنها را مهلت میدهیم تا روز موعود.ابی بصیر از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود منافقین و مشرکین کید و حیله کردند با رسول خدا و امیر المؤمنین و حضرت فاطمه و حسنین علیهم السّلام پس خداوند به پیغمبرش فرمود ای رسول ما منهم با آنها کید میکنم و مهلت میدهم ایشان را تا وقت ظهور حضرت قائم علیه السّلام و انتقام میکشم از ایشان بوجود مقدس آن بزرگوار از بنی امیه و تیم و عدی و سایر ستمکاران و یاغیان و ظالمان اهل بیت علیهما السّلام پایان سوره طارق
سوره اعلی در مکه نازل شده و نوزده آیه و هفتاد کلمه و دویست و هفتاد و یک حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن:ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره اعلی را قرائت کند روز قیامت باو گویند داخل بهشت شو از هر دری که میخواهی.عیاشی از ابی حمیصه روایت کرده که عقب سر امیر- المؤمنین علیه السّلام بیست شب تمام نماز بجا آوردم آنحضرت قرائت نکرد مگر سوره اعلی را و فرمود اگر مردم ثواب قرائت آنرا میدانستند ترک نمیکردند،آنرا و هر کس روزی بیست مرتبه این سوره را تلاوت نماید مانند کسی است که صحف ابراهیم و تورات موسی را تلاوت نموده و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر که این سوره را قرائت کند بمقدار هر حرفیکه نازل شده بابراهیم و موسی و محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم خداوند باو اجر و پاداش عطا فرماید و اگر بر گوش کسیکه درد میکند بخوانند دردش ساکت شود و اگر بر بواسیر خوانده شود قطع ماده او گردد و بزودی شفا یابد.
سوره اعلی مشتمل است بر صفات علی و قدرت پروردگار و خسران کفار و منافقین و رستگار یافتن مؤمنین بسبب تزکیه نفس.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . سَبِّحِ اِسْمَ رَبِّکَ اَلْأَعْلَی (1) اَلَّذِی خَلَقَ فَسَوّٰی (2) وَ اَلَّذِی قَدَّرَ فَهَدیٰ (3) وَ اَلَّذِی أَخْرَجَ اَلْمَرْعیٰ (4) فَجَعَلَهُ غُثٰاءً أَحْویٰ (5) سَنُقْرِئُکَ فَلاٰ تَنْسیٰ (6) إِلاّٰ مٰا شٰاءَ اَللّٰهُ إِنَّهُ یَعْلَمُ اَلْجَهْرَ وَ مٰا یَخْفیٰ (7)
قوله تعالی سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَی اَلَّذِی خَلَقَ فَسَوّٰی وَ الَّذِی قَدَّرَ فَهَدیٰ وَ الَّذِی أَخْرَجَ الْمَرْعیٰ فَجَعَلَهُ غُثٰاءً أَحْویٰ سَنُقْرِئُکَ فَلاٰ تَنْسیٰ إِلاّٰ مٰا شٰاءَ اللّٰهُ إِنَّهُ یَعْلَمُ الْجَهْرَ وَ مٰا یَخْفیٰ بنام پروردگار خود که برتر از وصف و بالاتر از همه موجودات است تنزیه کن و به تسبیح و ستایش او مشغول باش آنخدائیکه خلق را آفرید و بحد کمال رسانید و آن خدائی که هر چیز را قدر و اندازهای داد و براه کمالش هدایت نمود آن خدائی که گیاه را از زمین برویانید و آنگاه بعد از سبزی خشک و سیاه گردانید ما آیات قرآن را بر تو بخوانیم تا یاد گیری و فراموش نکنی مگر آنچه خدا خواهد که منسوخ کند آنرا و چون منسوخ شد از یاد تو و دیگران برود و خدای تعالی بامور آشکار و پنهان عالم دانا است در تهذیب از عقبة بن عامر جهنی روایت کرده که آیه سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَی چون نازل شد بر پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم امر فرمود بمردم آنرا در سجود نماز قرار بدهند و آیه فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظِیمِ را دستور داد ذکر رکوع قرار دهند و فرمود هیچ مؤمن و مؤمنهای نمیگوید این کلمه را در سجود مگر ترازوی اعمال او گران گردد و خدای تعالی بفرماید راست گفت بنده من«من بلندتر از هر چیز هستم و
برتر از من هیچ چیز نیست ای فرشتگان گواه باشید این بنده را آمرزیدم و بهشت باو کرامت کردم.
در بصائر الدرجات ذیل آیه سَنُقْرِئُکَ فَلاٰ تَنْسیٰ از سعد بن طریف خفاف روایت کرده که حضور حضرت باقر علیه السّلام عرض کردم چه میفرمائید در حق کسیکه علم و دانشی از شما ائمه تحصیل و یاد گرفته پس از آن فراموش نموده فرمود نیست حجتی بر او حجت بر کسی است که بشنود احادیث ما را پس از آن انکار کند آنرا و ایمان بآن نیاورد چنین شخصی کافر است اما در فراموشی تکلیفی بر او نیست.
وَ نُیَسِّرُکَ لِلْیُسْریٰ (8) فَذَکِّرْ إِنْ نَفَعَتِ اَلذِّکْریٰ (9) سَیَذَّکَّرُ مَنْ یَخْشیٰ (10) وَ یَتَجَنَّبُهَا اَلْأَشْقَی (11) اَلَّذِی یَصْلَی اَلنّٰارَ اَلْکُبْریٰ (12) ثُمَّ لاٰ یَمُوتُ فِیهٰا وَ لاٰ یَحْییٰ (13) قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکّٰی (14) وَ ذَکَرَ اِسْمَ رَبِّهِ فَصَلّٰی (15) بَلْ تُؤْثِرُونَ اَلْحَیٰاةَ اَلدُّنْیٰا (16) وَ اَلْآخِرَةُ خَیْرٌ وَ أَبْقیٰ (17) إِنَّ هٰذٰا لَفِی اَلصُّحُفِ اَلْأُولیٰ (18) صُحُفِ إِبْرٰاهِیمَ وَ مُوسیٰ (19)
وَ نُیَسِّرُکَ لِلْیُسْریٰ فَذَکِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّکْریٰ سَیَذَّکَّرُ مَنْ یَخْشیٰ وَ یَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَی اَلَّذِی یَصْلَی النّٰارَ الْکُبْریٰ ثُمَّ لاٰ یَمُوتُ فِیهٰا وَ لاٰ یَحْییٰ ای پیغمبر ما ترا بر شریعت سهل و آسان توفیق میدهیم تو هم امت را یاد و پند ده تا سودمند شوند و هر که خدا ترس باشد بزودی متذکر میشود و پند میگیرد و آنکه شقیتر است از پند و موعظه خدائی دوری بجوید و دروغ پندارد سخن خدا و رسولش را و از آن بر گردد و عاقبت بآتش سخت دوزخ در افتد و در آن دوزخ نه بمیرد تا راحت شود و نه از زندگانی خود برخوردار و بهرهمند گردد.
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکّٰی وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّٰی بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا وَ الْآخِرَةُ خَیْرٌ وَ أَبْقیٰ إِنَّ هٰذٰا لَفِی الصُّحُفِ الْأُولیٰ صُحُفِ إِبْرٰاهِیمَ وَ مُوسیٰ رستگاری یافت آنکسیکه تزکیه نفس کرد و زکوة فطره داد و نام خدا برد و به نماز و طاعت پرداخت.
در تهذیب ذیل آیه فوق از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود از تمام
بودن نماز ادا کردن زکوة است مانند فرستادن صلوات بر پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم که او نیز از اتمام نماز است و هر کس روزه بگیرد و زکوة فطره ندهد روزهای برای او نیست اگر عمدا صلوات را ترک کند نمازی برای او نخواهد بود خداوند ابتدا فرمود بزکوة پیش از ذکر نماز و فرمود قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکّٰی .
در کافی ذیل آیه( وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّٰی )از عبد اللّه دهقان روایت کرده که از حضرت صادق علیه السّلام سؤال نمودم معنای آیه را فرمود یعنی هر وقت یاد نمودی اسم پروردگار را پس از آن صلوات بفرستید بر محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و آل او، آنگاه ملامت کند آنهائیکه دنیا را بر آخرت بر گزیدهاند.در کافی ذیل آیه بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیٰاةَ الدُّنْیٰا از مفضل بن عمر روایت کرده که از حضرت صادق علیه السّلام پرسش کردم معنای آیه را فرمود مقصود از حیات دنیا ولایت اولی و دومی و سومی و مراد از آخرت ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام است و ولایت آنحضرت در تمام صحف پیغمبران نوشته شده است و خداوند مبعوث ننمود هیچ پیغمبری را مگر آنکه عهد و پیمان گرفت از آنها به نبوت محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و ولایت علی علیه السّلام و اوصیاء از فرزندان آنحضرت.
و از اصبغ بن نباته روایت کرده که از امیر المؤمنین علیه السّلام سؤال نمودم تفسیر آیه را فرمود دو هزار سال پیش از آفرینش آسمان و زمین،بر قائمه عرش نوشته شده
لا اله الا اللّه وحده لا شریک له و ان محمّدا عبده و رسوله و ان علیا وصی محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فاشهدوا بهما، و فرمود خداوند تا روز قیامت میداند آنچه را مردم در دل خود پنهان میدارند و از جمله چیزهائی که در صحف ابراهیم نوشته شده است این است باید
شخص عاقل زبان خود را نگاه بدارد و روزگار خود را بشناسد و بکار خود مشغول باشد.
ابی ذر غفاری گفت از رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم سؤال نمودم تعداد پیغمبران چند است فرمود یکصد بیست چهار هزار،مجددا سؤال کردم پیغمبران مرسل چند نفر بودند؟فرمود سیصد و شصت نفر و باقی غیر مرسل بودند عرض کردم آدم پیغمبر بود فرمود بلی خداوند او را بخودی خود آفرید و با او سخن گفت،پس از آن فرمود ای اباذر چهار پیغمبر عرب بودند هود و صالح و شعیب و من که پیغمبر شما هستم گفتم خداوند چند کتاب فرستاد فرمود یکصد و چهار کتاب ده کتاب بآدم فرستاد و پنجاه کتاب بشیث و سی کتاب با خنوخ و او ادریس است و اول پیغمبری بود که بقلم چیز نوشت و ده کتاب بابراهیم عطا نمود و تورات را بموسی و انجیل را بعیسی و زبور را بداود عطا نمود و فرقان را بمن کرامت فرمود و تمام کتب را در ماه رمضان نازل نمود.
پایان سوره اعلی
سوره غاشیة در مکه نازل شده و بیست و شش آیه و هفتاد و دو کلمه و سیصد و هشتاد و یک حرف است خواص و ثواب تلاوت آن ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره غاشیه را تلاوت کند در نمازهای واجب و مستحب،خداوند در دنیا رحمت خود را باو بپوشاند و در آخرت ایمن دارد او را از عذاب دوزخ و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس اینسوره را قرائت کند خداوند حسابش را آسان گرداند و اگر بخواند آن را بر طفلی که آرام ندارد ساکت شود و چنانچه بخواند آن را بر کسیکه دندانش درد میکند ساکن شود و اگر بر چیز خوردنی قرائت کند و بخورد خداوند صحت و سلامتی را در آن چیز روزی او گرداند.
سوره غاشیه مشتمل است بر بیان احوال آخرت.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ اَلْغٰاشِیَةِ (1) وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ خٰاشِعَةٌ (2) عٰامِلَةٌ نٰاصِبَةٌ (3) تَصْلیٰ نٰاراً حٰامِیَةً (4) تُسْقیٰ مِنْ عَیْنٍ آنِیَةٍ (5) لَیْسَ لَهُمْ طَعٰامٌ إِلاّٰ مِنْ ضَرِیعٍ (6) لاٰ یُسْمِنُ وَ لاٰ یُغْنِی مِنْ جُوعٍ (7)
قوله تعالی هَلْ أَتٰاکَ حَدِیثُ الْغٰاشِیَةِ وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ خٰاشِعَةٌ عٰامِلَةٌ نٰاصِبَةٌ تَصْلیٰ نٰاراً حٰامِیَةً تُسْقیٰ مِنْ عَیْنٍ آنِیَةٍ لَیْسَ لَهُمْ طَعٰامٌ إِلاّٰ مِنْ ضَرِیعٍ لاٰ یُسْمِنُ وَ لاٰ یُغْنِی مِنْ جُوعٍ ای رسول ما آیا خبر هولناک قیامت که همه چیز را با هول و هیبت باز میپوشد بر تو حکایت شده در آن روز رخسار طائفهای ترسناک و ذلیل باشد و همه کارشان رنج و مشقت است و پیوسته در آتش سوزان دوزخ معذبند و از چشمه آب گرم جهنم نوشند و نیست برای آنها طعامی مگر کثافات اهل دوزخ نه فربه کند آن طعام
کسی را و نه سیر کند.
در کافی ذیل آیه فوق از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود فرا گیرد.
این مردم را شمشیر حضرت قائم علیه السّلام و طاقت ندارند که امتناع کنند از آن شمشیر، آنها عمل میکنند بغیر آنچه خداوند نازل نموده و منصوب میکنند غیر اولی الامر را بولایت و وصایت و افروختند آتش جنگ را در دنیا و در آخرت آتش جهنم برای ایشان افروخته شود و فرمود مصداق حقیقی آیه ناصبیها و زیدیه و واقفیه و کسانیکه مخالفت دین خدا را نمودند میباشد هر چند آنها کوشش در عابدت و نماز و روزه کنند خداوند در اثر مخالفت،اعمال ایشان را از بین ببرد و اگر شب و روز مشغول عبادت باشند بخاطر عداوت و دشمنی که با امیر المؤمنین علیه السّلام دارند خداوند عبادات و اعمال آنها را قبول نفرماید و این حدیث را کشی از حضرت جواد علیه السّلام روایت کرده.
وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نٰاعِمَةٌ (8) لِسَعْیِهٰا رٰاضِیَةٌ (9) فِی جَنَّةٍ عٰالِیَةٍ (10) لاٰ تَسْمَعُ فِیهٰا لاٰغِیَةً (11) فِیهٰا عَیْنٌ جٰارِیَةٌ (12) فِیهٰا سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ (13) وَ أَکْوٰابٌ مَوْضُوعَةٌ (14) وَ نَمٰارِقُ مَصْفُوفَةٌ (15) وَ زَرٰابِیُّ مَبْثُوثَةٌ (16)
( وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نٰاعِمَةٌ لِسَعْیِهٰا رٰاضِیَةٌ فِی جَنَّةٍ عٰالِیَةٍ لاٰ تَسْمَعُ فِیهٰا لاٰغِیَةً فِیهٰا عَیْنٌ جٰارِیَةٌ فِیهٰا سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ وَ أَکْوٰابٌ مَوْضُوعَةٌ وَ نَمٰارِقُ مَصْفُوفَةٌ وَ زَرٰابِیُّ مَبْثُوثَةٌ )جمعی دیگر رخسارشان بشاش و خندانند و از سعی و کوشش خود در طاعت که در دنیا کردهاند خوشنودند و در بهشت مقام عالی یافتهاند و در آنجا هیچ سخن زشت و بیهودهای نشنوند در آن بهشت چشمههای آب گوارا جاریست و سریرهای بلند
پایه نهادهاند و بهترین مشروبات را در قدحهای بزرگ گذاشتهاند و بر هر سریری مسند و بالشهای لطیف و مرتب افراشتهاند و فرشهای گرانبها گستردهاند و چون پروردگار وصف نمود بهشت را و پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود سریرهای بهشتی در نهایت بلندی است سر فرو آرند تا مؤمنین پای بر آن نهند مشرکین تعجب کردند و دروغ پنداشتند جبرئیل نازل شد و آیات ذیل آورد.
أَ فَلاٰ یَنْظُرُونَ إِلَی اَلْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ (17) وَ إِلَی اَلسَّمٰاءِ کَیْفَ رُفِعَتْ (18) وَ إِلَی اَلْجِبٰالِ کَیْفَ نُصِبَتْ (19) وَ إِلَی اَلْأَرْضِ کَیْفَ سُطِحَتْ (20) فَذَکِّرْ إِنَّمٰا أَنْتَ مُذَکِّرٌ (21) لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِرٍ (22) إِلاّٰ مَنْ تَوَلّٰی وَ کَفَرَ (23) فَیُعَذِّبُهُ اَللّٰهُ اَلْعَذٰابَ اَلْأَکْبَرَ (24) إِنَّ إِلَیْنٰا إِیٰابَهُمْ (25) ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنٰا حِسٰابَهُمْ (26)
أَ فَلاٰ یَنْظُرُونَ إِلَی الْإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ وَ إِلَی السَّمٰاءِ کَیْفَ رُفِعَتْ وَ إِلَی الْجِبٰالِ کَیْفَ نُصِبَتْ وَ إِلَی الْأَرْضِ کَیْفَ سُطِحَتْ فرمود آیا این مردم در خلقت شتر نمینگرند که چگونه آفریده شده و بلند قامت است ولی چون خواهند بر آن سوار شوند گردن فرود آورد و زانو خم کند و تمکین نماید ابن عباس میگوید پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود هر چیزی را که خداوند در بهشت آفریده نمونه آن را در دنیا خلق فرموده مگر فرشهای بهشتی را.
و این مردم کافر در خلقت کاخ آسمان بلند فکر نمیکنند که چگونه آفریده شده و کوهها را نمیبینند که چگونه بر زمین بر افراشتهاند و بزمین نظر نمیکنند چه طور آنرا گستردهاند آیا کسی قدرت و توانائی دارد که این قبیل مخلوقات را
بیافریند پس چرا مشرکین از خلقت بهشت تعجب میکنند.
فَذَکِّرْ إِنَّمٰا أَنْتَ مُذَکِّرٌ لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِرٍ إِلاّٰ مَنْ تَوَلّٰی وَ کَفَرَ فَیُعَذِّبُهُ اللّٰهُ الْعَذٰابَ الْأَکْبَرَ إِنَّ إِلَیْنٰا إِیٰابَهُمْ ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنٰا حِسٰابَهُمْ ای رسول ما تو این مردم غافل را متذکر ساز که وظیفه پیغمبری تو غیر از این نیست و نگهبان بر آنها نیستی جز آنکه هر کس پس از تذکر و پند روی از حق بر گرداند و کافر شود خداوند او را بعذابی بزرگ در دوزخ معذب گرداند و البته بازگشت آنها بسوی ما است آنگاه حساب و جزای اعمالشان بر ما خواهد بود.
در کافی ذیل آیه ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنٰا حِسٰابَهُمْ از جابر روایت کرده که حضرت باقر علیه السّلام بمن فرمود ای جابر روز قیامت پروردگار خلایق اولین و آخرین را تماما جمع میکند پیغمبر اکرم و امیر المؤمنین علیه السّلام را بخوانند و بر آن دو بزرگوار حله سبزی بپوشانند که روشنائی دهد میان مشرق و مغرب سپس ما ائمه را حاضر کنند و فصل حکومت میان خلایق و حساب آنها را بسوی ما واگذار کنند بخدا قسم ما داخل کنیم اهل بهشت را در بهشت و اهل دوزخ را بدوزخ پس از آن پیغمبران پیشینیان را بخوانند و نزد عرش پروردگار بایستند تا مردم فارغ شوند از حساب وقتی اهل بهشت در منازل خود قرار گرفتند خداوند امیر المؤمنین علیه السّلام را میفرستد تا مؤمنات
را بمؤمنین تزویج کند سوگند بخدا جز آن حضرت کسی اینعمل را انجام ندهد و این موضوع از کرامت خداوند است که بآنحضرت عطا فرموده سوگند بخدا امیر المؤمنین علیه السّلام قسمت کننده بهشت و دوزخ است.
و از سماعه روایت کرده که در خانه کعبه حضور حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام ایستاده بودم و مردم مشغول طواف بودند آن حضرت بمن فرمود ای سماعه بازگشت این خلایق بسوی ما است و ما بحساب آنها رسیدگی میکنیم و شفاعت مینمائیم از ایشان و خداوند شفاعت ما را پذیرفته و اجابت میفرماید.
در تهذیب از موسی بن عبد اللّه نخعی روایت کرده حضور حضرت امام علی النقی علیه السّلام عرض کردم ایفرزند رسول خدا تعلیم نمائید مرا کلماتی هر وقت خواستم یکی از شما ائمه را زیارت کنم بتوانم آن حضرت زیارت جامعه را بمن تعلیم نمود و از جمله کلمات آن زیارت این بود
فایاب الخلق الیکم و حسابهم علیکم و فصل الخطاب عندکم ای بزرگوارانیکه بازگشت خلایق بسوی شما است و شما بحساب مردم رسیدگی مینمائید و فصل خصومت و حکومت در حضور شما ائمه انجام میشود پایان سوره غاشیه
سوره فجر در مکه نازل شده و سی آیه و صد و سی و نه کلمه و پانصد و نه حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن:ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره فجر را قرائت کند در نمازهای واجب و مستحب روز قیامت از اصحاب حضرت امام حسین علیه السّلام باشد زیرا این سوره بآن حضرت اختصاص دارد و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس این سوره را قرائت کند بتعداد قاری آن خداوند ثواب باو عطا کند و هر کس این سوره را بنویسد و در میان خود و اهلش گذارد و با او نزدیکی کند خداوند فرزند مبارکی روزی او گرداند و اگر هنگام طلوع فجر این سوره را قرائت کند تا طلوع فجر دیگر از هر شری ایمن باشد.
سوره فجر مشتمل است بر تنبیه و تذکر کفار و منافقین بعذابیکه نازل نمود بر طایفه عاد و ثمود و فرعونیان در اثر کفر و تکذیب کردن پیغمبران و آنکه بازگشت خلایق بسوی خدا است و بیان احوال بشر و حکایت گفتار کفار در آخرت.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . وَ اَلْفَجْرِ (1) وَ لَیٰالٍ عَشْرٍ (2) وَ اَلشَّفْعِ وَ اَلْوَتْرِ (3) وَ اَللَّیْلِ إِذٰا یَسْرِ (4) هَلْ فِی ذٰلِکَ قَسَمٌ لِذِی حِجْرٍ (5) أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعٰادٍ (6) إِرَمَ ذٰاتِ اَلْعِمٰادِ (7) اَلَّتِی لَمْ یُخْلَقْ مِثْلُهٰا فِی اَلْبِلاٰدِ (8) وَ ثَمُودَ اَلَّذِینَ جٰابُوا اَلصَّخْرَ بِالْوٰادِ (9) وَ فِرْعَوْنَ ذِی اَلْأَوْتٰادِ (10) اَلَّذِینَ طَغَوْا فِی اَلْبِلاٰدِ (11) فَأَکْثَرُوا فِیهَا اَلْفَسٰادَ (12) فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذٰابٍ (13)
قوله تعالی وَ الْفَجْرِ وَ لَیٰالٍ عَشْرٍ وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ وَ اللَّیْلِ إِذٰا یَسْرِ هَلْ فِی ذٰلِکَ قَسَمٌ لِذِی حِجْرٍ قسم بصبحگاه و بده شب اول ذیحجة.
پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود هیچ ایامی بهتر و محبوبتر از ایام عشر اول ذیحج نزد پروردگار نیست عبادت هر روزی از آن مطابق یک سال است حضورش عرض کردند جوانی است که این ایام را روزه میگیرد امر فرمود او را حاضر کردند سؤال نمود ای جوان چه شنیدهای در فضیلت این ایام که روزه میداری عرض کرد ای رسول خدا چیزی نشنیدهام جز آنکه خواستم من هم بعبادتی مانند حاجیان مشغول باشم فرمود بشارت باد ترا که هر کس یکروز از این ایام را روزه بدارد مثل آنست که صد روز روزه داشته است و اگر قربانی کند مانند آنست که صد قربانی کرده و چون روز ترویه(روز هشتم)و روز عرفه روزه بدارد مثل آنست که هزار روز روزه داشته و ثواب و پاداش عبادت در این دو روز هزار برابر باشد.
و قسم بجفت و فرد،و سوگند بشب تار چون منقضی شود و بروز روشن مبدل گردد آیا در این امور که قسم بآنها یاد شد نزد اهل خرد لیاقت سوگند نیست.
شرف الدین ذیل آیات فوق از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود فجر وجود مقدس حضرت قائم علیه السّلام وَ لَیٰالٍ عَشْرٍ فرزندان امام حسین علیه السّلام و شفع امیر- المؤمنین علیه السّلام و حضرت فاطمه علیه السّلام و وتر پروردگار یکتا است، و للیل دولت اولی و دومی است که جاریست تا دولت قائم علیه السّلام:محمّد بن عباس از حضرت صادق علیه السّلام
روایت کرده فرمود شفع پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و امیر المؤمنین علیه السّلام و وتر پروردگار جهانیان است.
علی بن ابراهیم از آن حضرت روایت کرده فرمود شفع حضرت امام حسن و امام حسین علیه السّلام است و وتر وجود مقدس امیر المؤمنین علیه السّلام میباشد.
أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعٰادٍ إِرَمَ ذٰاتِ الْعِمٰادِ اَلَّتِی لَمْ یُخْلَقْ مِثْلُهٰا فِی الْبِلاٰدِ ایرسول ما آیا ندیدی که خدای تو چه کرد بقوم عاد و اهل شهر ارم که صاحب قدرت و عظمت بودند چگونه بکیفر رسانید آنها را.
داستان قوم عاد بدینقرار است:طبرسی از وهب بن منیه روایت کرده گفت در عصر معویة بن ابی سفیان علیه اللعنة و العذاب عبد اللّه بن قلابه در صحرای عدن شتر خود را گم کرد در طلب آن جستجو میکرد رسید بشهری که اطراف آن قلعههای محکمی داشت نزدیک رفت بگمان آنکه از اهل آن خبر شتر خود را بگیرد دو در بزرگ دید که مرصع بجواهرات و یاقوت سرخ و سفید است متوحش شد عاقبت در را گشود قصور و کاخهائی را مشاهده کرد که نظیر آنرا ندیده بود هر یک از قصرها از زر سرخ مرصع بانواع جواهرات ساخته شده بود عبد اللّه میگوید مدهوش بماندم در میان آن قصرها مشک و زعفران ریخته شده بود و بجای سنگ انواع جواهر از
در و یاقوت و زبرجد بکار رفته بود و نهرهای آب از طلا و نقره ساخته بودند و بجای ریگ مروارید و یاقوت در قعر نهرها ریخته شده بود و هر چه گردش کردم کسی را ندیدم با خود گفتم نظیر این شهر در دنیا نیست این همان بهشت موعودیست که خداوند وعده فرموده مقداری از مشک و عنبر و جواهرات که ریخته شده بود برداشتم و بیرون آمدم داستان خود را به بعضی از مردم حکایت کردم و آن جواهرات را که همراه خود آورده بودم بایشان نشان دادم و بعضی را فروختم خبر بمعاویه رسید مرا احضار کرد و در خلوت از من سؤال نمود چنانکه دیده بودم برای او شرح دادم باور نکرد شخصی را فرستاد کعب الاخبار را حاضر کرد از او پرسید ای کعب در دنیا شهری هست که از زر و سیم و انواع جواهرات بر این هیئت ساخته شده باشد گفت بلی چنین شهری را شداد بن عاد بنا کرد و ذکر آنرا خداوند در قرآن بیان فرموده میفرماید: إِرَمَ ذٰاتِ الْعِمٰادِ اَلَّتِی لَمْ یُخْلَقْ مِثْلُهٰا فِی الْبِلاٰدِ معویه از کعب سؤال کرد مگر عاد اولی قوم هود نبودند گفت خیر قوم هود از فرزندان عاد اولی بود او دو پسر داشت یکی شدید و دیگری شداد چون عاد وفات کرد هر دو بجای پدر بر تخت پادشاهی نشستند شدید هم پس از چندی وفات کرد و شداد پادشاه روی زمین شد تمام پادشاهان جهان مطیع و فرمانبردار او بودند شداد حریص بود
بخواندن کتابها هر کجا نام بهشت و اوصاف آن بود شداد مسرور و خوشحال میشد تا آنکه آرزو کرد بهشتی در دنیا بنا کند.یکصد مرد قهرمان تهیه نمود و در تحت فرمان هر قهرمانی هزار نفر استاد و کارگر قرار داد و باقصای جهان نامهها نوشت و خبر داد من میخواهم شهری باین کیفیت بنا کنم هر کس هر چه طلا و جواهرات دارد بیاورد از اطراف و جوانب هر چه بود آوردند و در بهترین نقاط خوش آب و هوا شهری از طلا و نقره و انواع جواهرات در نهایت زیبائی ساختند و بستانهائی احداث کردند سیصد سال در بناء آن مشغول بودند در آن وقت از عمر شداد نهصد سال میگذشت چون تمام شد روزی باتمام لشگر و اعیان مملکت حرکت کرد تا بآن بهشت برود و سکونت کند یکروز باقی ماند که بآن جا برسد خدای تعالی بصیحه آسمانی تمام آنها را هلاک نمود و کسی از ایشان بآن جا نرسید در این عصر مردی از مسلمانان که قدی کوتاه و موی سرخ و خالی بر ابرو و دیگر بر گردن دارد بطلب شترش در بیابان میرود و بآن جا میرسد.آنگاه متوجه عقب سر خود شد عبد اللّه را دید آنجا حاضر است گفت بخدا قسم همین شخص است.
وَ ثَمُودَ الَّذِینَ جٰابُوا الصَّخْرَ بِالْوٰادِ آیا ندیدی قوم ثمود را آنهائیکه سنگ را بریدند و کاخهائی برای خود از سنگ میساختند چگونه کیفر داد؟مورخین گفتهاند
اول کسیکه سنگ تراشید و از آن خانهها و متاع ساخت قوم ثمود بود.
وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتٰادِ اَلَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلاٰدِ فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسٰادَ فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذٰابٍ و نیز فرعون صاحب قدرت و شوکت را چگونه غرق و هلاک نمود چه اینان در روی زمین ظلم و طغیان کردند و بسیار فتنه و فساد برانگیختند تا آنکه خدای تو بر آنها عذابی پی در پی فرستاد.
ابن بابویه ذیل آیه وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتٰادِ از حمران روایت کرده که از حضرت صادق علیه السّلام سؤال نمودم برای چه فرعون را ذی الاوتاد نامیدند فرمود چون میخواست کسی را عذاب نماید دستور میداد او را بصورت روی زمین بخوابانند و دست و پای او را میکشیدند و میخ میکردند و رها مینمودند تا هلاک گردد لذا خداوند او را ذی الاوتاد نامید.
طبرسی از ابن عباس و ابن مسعود روایت کرده گفتند زنی مؤمنه که ماشطه دختر فرعون بود روزی سر آن دختر را شانه میکرد شانه از دستش افتاد گفت کور باد آنکه بخدای کافر است دختر فرعون گفت مگر از برای تو خدائی جز پدرم هست؟گفت آری پروردگار خدای من و پدرت و خدای آسمان و زمین و آفریدگار
جهانیان است از یکی است.بی همتا و بی شریک و دختر این موضوع را بپدر خود فرعون گفت امر کرد او را حاضر کنند باو گفت از این اعتقاد و گفتار برگرد و کافر شو بآن خدائی که میگوئی و گر نه ترا عذابی کنم تا مردم از آن عبرت بگیرند جواب داد من بخدای خود هرگز کافر نمیشوم تو هر چه میخواهی انجام ده امر کرد او را چهار میخ زدند بازنگشت،کودکان او را آوردند و باو گفتند اگر برنگردی این کودکان را در برابرت بقتل میرسانیم جواب داد هر چه میخواهید بکنید من از خدای خود بر نمیگردم طفل شیرخوار را روی سینه مادرش سر بریدند و مادرش را نیز کشتند.آسیه عیال فرعون مؤمنه بود و ایمان خود را پنهان میداشت چون آن حالت را دید فرعون را ملامت کرد و گفت زن بیگناه را که مدتها خدمت ما مینمود بقتل رسانیدی؟!فرعون گفت تو دیوانه شدهای آسیه جواب داد من دیوانه نیستم خدای تو و تمام جهانیان همان کسی است که آسمان و زمین و کوه و دریاها را آفریده است فرعون بر او خشم گرفت و از نزد خودش بیرون کرد و دستور داد پدر و مادر آسیه را حاضر کردند بآنها گفت همان نوع دیوانگی که زن ماشطه را گرفته بود آسیه را نیز گرفته است.پدر و مادر او را نصیحت کردند و گفتند شوهر تو خدای آسمان و زمین است،بپدر و مادر گفت اگر چنین است که شما میگوئید باو بگوئید آفتاب از مقدم او و ماه از عقب او طلوع و سیر نمایند و ستارگان بر گرد او بچرخند گفتند نمیتواند این کار را انجام دهد.آفریدگار اینها قادر است آنها را بگردش در آورد و تمام آنها مسخر او هستند فرعون چون این سخنان را از آسیه شنید امر کرد او را نیز مانند زن ماشطه بروی زمین بخوابانند و دست و پاهایش را چهار میخ بکوبند،در آن حال آسیه متوجه پروردگار خود شد و گفت پروردگار را خانهای برای من در بهشت بنا کن و مرا از فرعون و کردار زشت او نجات بده فرشتگان جایگاهش را در بهشت باو نشان دادند و عذاب بر او آسان شد و جان داد و برای این نوع عذاب را که بدعت گذاشت نامیده شد بفرعون ذی الاوتاد.
إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصٰادِ (14) فَأَمَّا اَلْإِنْسٰانُ إِذٰا مَا اِبْتَلاٰهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ (15) وَ أَمّٰا إِذٰا مَا اِبْتَلاٰهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهٰانَنِ (16) کَلاّٰ بَلْ لاٰ تُکْرِمُونَ اَلْیَتِیمَ (17) وَ لاٰ تَحَاضُّونَ عَلیٰ طَعٰامِ اَلْمِسْکِینِ (18) وَ تَأْکُلُونَ اَلتُّرٰاثَ أَکْلاً لَمًّا (19) وَ تُحِبُّونَ اَلْمٰالَ حُبًّا جَمًّا (20) کَلاّٰ إِذٰا دُکَّتِ اَلْأَرْضُ دَکًّا دَکًّا (21) وَ جٰاءَ رَبُّکَ وَ اَلْمَلَکُ صَفًّا صَفًّا (22) وَ جِیءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ یَوْمَئِذٍ یَتَذَکَّرُ اَلْإِنْسٰانُ وَ أَنّٰی لَهُ اَلذِّکْریٰ (23)
إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصٰادِ این آیه جواب قسم است یعنی ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم پروردگار تو در کمینگاه ستمکاران است میبیند و میشنود کردار و گفتار آنها را.
فَأَمَّا الْإِنْسٰانُ إِذٰا مَا ابْتَلاٰهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ وَ أَمّٰا إِذٰا مَا ابْتَلاٰهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبِّی أَهٰانَنِ کَلاّٰ بَلْ لاٰ تُکْرِمُونَ الْیَتِیمَ وَ لاٰ تَحَاضُّونَ عَلیٰ طَعٰامِ الْمِسْکِینِ وَ تَأْکُلُونَ التُّرٰاثَ أَکْلاً لَمًّا وَ تُحِبُّونَ الْمٰالَ حُبًّا جَمًّا در این آیات بیان میکند احوال بشر را.میفرماید اما انسان چون خدای تعالی او را آزمایش و امتحان کند بنعمتی و تندرست گرداند و مال و ثروت و انواع نعمتهای دیگر باو عطا کند در آن حال مغرور شود بآن ناز و نعمت و گوید خدا مرا عزیز و گرامی داشته است و گمان کند که این حق و نعمت بر خدا واجب بوده که باو عطا فرموده و چون او را بفقر و بیماری امتحان کند مغموم شود و گوید خدا مرا خوار گردانید پس انسان نه شکر نعمت کند و نه در محنت و ابتلا بردبار و صابر باشد. چنین نیست که او گمان کرده ثروت و توانگری بخاطر عزت و اکرام او نیست و فقر و احتیاج او برای خواری و اهانت باو نیست بلکه برای صلاح و مصلحتی است که پروردگار او را میداند و گاهی فقر و پریشانی برای آنست که یتیم نوازی نمیکنند و بینوائی را بمیل و رغبت بر سفره طعام خود نمینشانند و میراث را بتمام میخورند و مراعات صغیر و سایر ورثه را نمینمایند و سخت فریفته مال دنیا هستند و آن را ذخیره میکنند و در راه خدا انفاق نمیکنند.
کَلاّٰ إِذٰا دُکَّتِ الْأَرْضُ دَکًّا دَکًّا وَ جٰاءَ رَبُّکَ وَ الْمَلَکُ صَفًّا صَفًّا وَ جِیءَ یَوْمَئِذٍ بِجَهَنَّمَ یَوْمَئِذٍ یَتَذَکَّرُ الْإِنْسٰانُ وَ أَنّٰی لَهُ الذِّکْریٰ چنین نیست که دنیا طلبان گمان کردهاند چون زمین از اثر زلزله پی در پی بکلی متلاشی شود، در آنهنگام امر کند پروردگار که فرشتگان صف در صف بعرصه محشر آیند و آن دوزخ را بیاورند و همانروز انسان متذکر کار خود گردد و از خواب غفلت بیدار شود و آن تذکر چه سود بحال او بخشد چه وقت تذکر و تفکر نیست زیرا در آخرت تکلیف نمیباشد.
طبرسی از ابو سعید خدری روایت کرده گفت چون آیات فوق نازل شد رنگ مبارک پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم تغییر نمود و کسی جرئت نداشت از سبب آن سؤال کند اصحاب نزد امیر المؤمنین علیه السّلام رفتند عرض کردند یا ابو الحسن شما بروید حضور
پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم عرض کرد ای رسول خدا جانم بفدایت چرا متغیر شدهای چه اتفاقی رخ داده که از آن دلتنگ و ملول هستید فرمود جبرئیل آیاتی آورد که بر من سخت آمد و آیات را قرائت نمود امیر المؤمنین علیه السّلام پرسید ای رسول خدا چگونه دوزخ را بیاورند فرمود هفتاد هزار فرشته با هفتاد هزار زمام آن را بعرصه قیامت آورند آنگاه یک شراره از آن پدید آید که اگر فرشتگان آن را دفع نکنند تمام اهل محشر را بسوزاند آنگاه فرشتگان بمن گویند ای رسول خدا بشارت باد ترا که خدای تعالی گوشت و پوست ترا بر آتش حرام کرده است در آن حال هیچ بندهای از بندگان خدا نیست و نه فرشته و پیغمبری مگر آنکه فریاد میکند و میگوید پروردگارا نفس مرا نجات بده جز من که میگویم پروردگارا امت مرا نجات ده پس از آن پل صراط که برندهتر از شمشیر است بروی دوزخ کشیده شود سه موقف مردم را نگاهدارند موقف اول از امانت و رحم پرسش کنند دوم از نماز سوم از عدل پروردگار اگر از موقف اول خلاص شد در موقف دوم او را نگاه میدارند و اگر از آنجا نجات یافت موقف سوم نگاهدارند اینست معنای آیه إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصٰادِ و بعضی از مردم قدمهایشان بر صراط بلرزد و با دست بروند بعض دیگر یکقدم بر دارند قدم دیگر نتوانند بگذارند فرشتگان در اطراف صراط ایستادهاند فریاد میزنند پروردگارا عفو کن و در گذر از بندگانت و با فضل خود با ما رفتار بنما طایفهای از مردم بآتش انداخته شوند و اگر بندهای عبور کند از صراط بسبب رحمت پروردگار عبور کرده و نجات یافته است در آن حال آن بنده گوید ستایش خدایرا که بنعمت او تمام کردیم کارهای نیکو را و پاکیزه شدیم باعمال حسنات سپاس خدایرا که بلطف خود نجات داد مرا همانا پروردگار من آمرزنده و مهربانست.
یَقُولُ یٰا لَیْتَنِی قَدَّمْتُ لِحَیٰاتِی (24) فَیَوْمَئِذٍ لاٰ یُعَذِّبُ عَذٰابَهُ أَحَدٌ (25) وَ لاٰ یُوثِقُ وَثٰاقَهُ أَحَدٌ (26) یٰا أَیَّتُهَا اَلنَّفْسُ اَلْمُطْمَئِنَّةُ (27) اِرْجِعِی إِلیٰ رَبِّکِ رٰاضِیَةً مَرْضِیَّةً (28) فَادْخُلِی فِی عِبٰادِی (29) وَ اُدْخُلِی جَنَّتِی (30)
یَقُولُ یٰا لَیْتَنِی قَدَّمْتُ لِحَیٰاتِی فَیَوْمَئِذٍ لاٰ یُعَذِّبُ عَذٰابَهُ أَحَدٌ وَ لاٰ یُوثِقُ وَثٰاقَهُ أَحَدٌ انسان در آن روز با حسرت و ندامت میگوید ایکاش در دنیا برای زندگانی همیشگی امروز کار خیر انجام میدادم و عذاب و شکنجهای که خدا کند کسی نکند و آن بند که خدا نهد کسی ننهد.
شرف الدین ذیل آیه فوق از معروف بن خربوذ روایت کرده که از حضرت باقر علیه السّلام تأویل آیه را سؤال نمودم فرمود مراد باحد دومی است و از حضرت رضا علیه السّلام روایت کرده فرمود خداوند جسم نیست تا حرکت بر او روا باشد و از جائی بجائی و از مکانی بمکان دیگر انتقال گردد و ذات مقدسش منزه و مبرا است از توصیف و مکان،و مقصود از آیه وَ جٰاءَ رَبُّکَ وَ الْمَلَکُ صَفًّا صَفًّا امر و حکم پروردگار است که با فرشتگان آید.
یٰا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ اِرْجِعِی إِلیٰ رَبِّکِ رٰاضِیَةً مَرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِی عِبٰادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی در آن روز خطاب رسد بکسیکه نفس او ساکن و دلش آرام است بوعده پروردگار و تصدیق نموده او را باز گرد بسوی خدای خود که راضی و خوشنودی از پروردگار و پروردگار نیز از تو راضی و خوشنود میباشد و در صف بندگان خاص من در آی و در بهشت من داخل شو.
حضرت باقر علیه السّلام فرمود هر نفسی که مطمئن شد بولایت امیر المؤمنین علیه السّلام است خوشنود گردد به پاداش و ثواب پروردگار و فرمود در حال احتضار فرشتگان او را صدا میکنند ای کسیکه مطمئن شدی بولایت علی امیر المؤمنین علیه السّلام باز گرد بسوی پروردگار خود خوشنود و پسندیده پس نیست برای او هم و غمی مگر آنکه ملحق شود بآنحضرت.
شرف الدین از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که باصحاب خود فرمود قرائت کنید سوره فجر را در نمازهای خود چه این سوره اختصاص دارد بحضرت امام حسین علیه السّلام ابو اسامة عرض کرد چگونه این سوره بآنحضرت اختصاص دارد فرمود مقصود از نفس مطمئنة آن حضرت و شیعیان او است.
ابن بابویه از سدیر صیرفی روایت کرده که از حضرت صادق علیه السّلام سؤال نمودم آیا مومن کراهت دارد از قبض روح فرمود خیر وقتی فرشته موکل بر قبض ارواح وارد شد بر او جزع و فریاد میکند در آنحال آنفرشته باو میگوید بیتابی مکن ایدوست خدا بحق کسیکه محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را بحق فرستاده من در حق تو نیکوئی مینمایم و مهربانتر از پدر و مادر هستم باز کن دیدههای خود را و مشاهده کن
جمال و نور پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و امیر المؤمنین علیه السّلام و امام حسن و امام حسین و ائمه علیه السّلام را اینها رفقای تو میباشند.ای کسیکه نفس خود را مطمئن کردهای بمحمد و علی و اهل بیت او علیه السّلام،بر گرد بسوی پروردگار با ولایت و ثواب الهی و داخل بهشت شو در زمره بندگان خاص یعنی محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و علی و اهل بیت آن بزرگواران قرار گیرد در آن وقت چیزی بهتر از قبض روح برای او نیست تا بزودی ملحق گردد بائمه خود.
پایان سوره فجر
سوره بلد در مکه نازل شده و بیست آیه و هشتاد و دو کلمه است.
خواص و ثواب تلاوت آن:ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره بلد را قرائت کند از نیکوکاران دنیا محسوب شود و در آخرت نزد پروردگار قرب و منزلتی پیدا کند و از هم نشینان شهدا باشد.
و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس این سوره را قرائت کند روز قیامت ایمن باشد از غضب پروردگار و نجات یابد از عقبه های صراط و اگر این سوره را بنویسد و بر طفل نوزاد به بندد محفوظ بماند از هر آفتی و از ضرر ام صبیان.سوره بلد مشتمل است بر حرمت مکه در جاهلیت و اسلام و راه اطمینان و نظر در طرق توحید و خدا شناسی.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . لاٰ أُقْسِمُ بِهٰذَا اَلْبَلَدِ (1) وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهٰذَا اَلْبَلَدِ (2) وَ وٰالِدٍ وَ مٰا وَلَدَ (3) لَقَدْ خَلَقْنَا اَلْإِنْسٰانَ فِی کَبَدٍ (4) أَ یَحْسَبُ أَنْ لَنْ یَقْدِرَ عَلَیْهِ أَحَدٌ (5) یَقُولُ أَهْلَکْتُ مٰالاً لُبَداً (6) أَ یَحْسَبُ أَنْ لَمْ یَرَهُ أَحَدٌ (7) أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَیْنَیْنِ (8) وَ لِسٰاناً وَ شَفَتَیْنِ (9) وَ هَدَیْنٰاهُ اَلنَّجْدَیْنِ (10)
قوله تعالی لاٰ أُقْسِمُ بِهٰذَا الْبَلَدِ وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهٰذَا الْبَلَدِ وَ وٰالِدٍ وَ مٰا وَلَدَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ فِی کَبَدٍ أَ یَحْسَبُ أَنْ لَنْ یَقْدِرَ عَلَیْهِ أَحَدٌ سوگند یاد نمیکنم بشهر مکه و حال آنکه تو ای پیغمبر فرود آمدهای باین شهر مکه و سوگند به پدر و آنچه زاده از فرزندان همانا ما آفریدهایم انسان را در سختی و رنج و مشقت آیا با این ناتوانی گمان میکند که هیچکس بر او قدرت و توانائی ندارد.
این آیه توبیخ و سرزنشی است برای کفار مکه چه آنها حلال نمیدانستند
که ظلم و ستم کنند بر کسی در شهر مکه با این وصف بر پیغمبر اکرم ظلم و ستم کردند مفسرین گفتند آیه در روز فتح مکه نازلشد و خداوند حلال نمود بر پیغمبرش قتل کفار را در شهر مکه یک ساعت و مؤید آن فرموده رسول خدا است که فرمود از آنروز که پروردگار آسمان و زمین و خورشید و ماه را آفرید حرام نمود جنگ و قتال را در شهر مکه تا روز قیامت و پیش از من برای کسی حلال نبوده و بعد از من هم حلال نخواهد بود و برای من نیز جز یک ساعت از روز حلال نیست و در آن ساعت ابن اخطل که دست در پرده کعبه زده بود و مقبس بن صبابه و جماعت دیگری از کفار را بقتل رسانیدند و معنای وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهٰذَا الْبَلَدِ اشاره بهمین است یعنی ای پیغمبر بر تو حلال است کشتن هر کافریکه مشاهده کردی در این شهر مکه،در اختصاص ذیل آیه وَ وٰالِدٍ وَ مٰا وَلَدَ از سلیمان بن قیس شامی روایت کرده که،امیر المؤمنین فرمود من و اوصیاء بعد از من هدایت کنندگان و محدث هستیم گفتم کدام یک از فرزندانت وصی شما میباشد فرمود حسن و حسین پس از آن فرزندم علی بن الحسین و در آنروز آن حضرت طفل شیر خواری بود پس از آن هشت نفر از فرزندان علی بن الحسین یکی را بعد از دیگری نام برد و آنها هستند که خداوند در قرآن بایشان سوگند یاد نموده و میفرماید وَ وٰالِدٍ وَ مٰا وَلَدَ .والد پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و ولد ائمه هستند سلیمان میگوید عرض کردم یا امیر- المؤمنین علیه السّلام دو امام در یک عصر و زمان جمع میشود؟فرمود بلی لکن یکی از
آنها ساکت است تا دیگری وفات کند سلیمان میگوید از محمّد بن ابی بکر سؤال کردم آیا امیر المؤمنین علیه السّلام محدث است گفت بلی فرشتگان با او حدیث میگویند و میشنوند مگر قرائت نکردی این آیه را که میفرماید وَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لاٰ نَبِیٍّ و لا محدث.امیر المؤمنین علیه السّلام محدث و حضرت فاطمه علیه السّلام محدثة است ولی نبی و نبیه نیستند.
ابن بابویه ذیل آیه لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ فِی کَبَدٍ از حماد روایت کرده که حضور حضرت صادق علیه السّلام عرض کردم چهار پایان را مشاهده میکنم که در باطن دستهای آنها دو علامت است مانند داغ کردن چرا این طور است فرمود آن محل منخر آنها است که در شکم مادر قرار گرفته بودند و فرزندان آدم در شکم مادر مستوی هستند چنانکه خداوند میفرماید لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ فِی کَبَدٍ و جز انسان تمام حیوانات سرهایشان در پشت مادر و دستهای آنها میان دستهای مادرشان قرار گرفته است.
علی بن ابراهیم ذیل آیه أَ یَحْسَبُ أَنْ لَنْ یَقْدِرَ عَلَیْهِ أَحَدٌ از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود آیه در باره عثمان وارد شده چه او گمان میکرد که کسی نمیبیند او را و نمیداند که او دختر پیغمبر اکرم را با چوب جهاز شتر کشته و بقتل رسانیده.
و از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود علت تزویج کردن پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم دختر خود رقیه را بعثمان آن بود.آن حضرت امر کرد منادی میان مسلمانان ندا کند هر کس چاه رومه را حفر کند و بر جیش عسره انفاق نماید از مال خود
من از طرف خداوند ضمانت میکنم خانهای برای او در بهشت.عثمان آن دو عمل را انجام داد و چون بخواستگاری رقیه آمد رسول خدا بعثمان فرمود رقیه راضی نمیشود مگر آنکه صداق او را خانهای قرار بدهی که من ضمانت کردم برای تو در بهشت.عثمان قبول کرد و رقیه را بهمان صداق تزویج نمود پیغمبر شاهد گرفت و فرمود ایعثمان ذمه من بری شد از خانه بهشتی برای تو،و آن خانه صداق رقیه است و باو تعلق دارد رجوعی برای تو نیست.عثمان پس از چندی رقیه را با چوب جهاز شتر آنقدر زد که شهیده شد و آن حضرت وفات کرد پیش از هم بستر شدن عثمان با او أَ لَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَیْنَیْنِ وَ لِسٰاناً وَ شَفَتَیْنِ وَ هَدَیْنٰاهُ النَّجْدَیْنِ آیا ما او را دو چشم ندادیم برای دیدن و زبان و دو لب برای سخن گفتن و آیا راه خیر و شر را باو ننمودیم پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود در کتب پیغمبران سلف چنین نوشته شده ایفرزند آدم اگر چشم با تو نزاع کند در آنچه بر تو حرام کردیم پیش آن دو پلک قرار دادیم تا بپوشانی آن را و اگر زبان با تو مجادله کند دو لب قرار دادیم تا بآن خاموش نمائی زبان را و اگر فرج در محرمات با تو نزاع کند پیش او پاها را نهادیم تا حفظ نمائی آنرا.
دیلمی از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود مراد از عینین رسول اکرم و مقصود از لسان امیر المؤمنین علیه السّلام و شفتین حضرت امام حسن و امام حسین علیه السّلام
است و راه خیر ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام میباشد.
فَلاَ اِقْتَحَمَ اَلْعَقَبَةَ (11) وَ مٰا أَدْرٰاکَ مَا اَلْعَقَبَةُ (12) فَکُّ رَقَبَةٍ (13) أَوْ إِطْعٰامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ (14) یَتِیماً ذٰا مَقْرَبَةٍ (15) أَوْ مِسْکِیناً ذٰا مَتْرَبَةٍ (16) ثُمَّ کٰانَ مِنَ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ تَوٰاصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَوٰاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ (17) أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ اَلْمَیْمَنَةِ (18) وَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا بِآیٰاتِنٰا هُمْ أَصْحٰابُ اَلْمَشْأَمَةِ (19) عَلَیْهِمْ نٰارٌ مُؤْصَدَةٌ (20)
فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ وَ مٰا أَدْرٰاکَ مَا الْعَقَبَةُ فَکُّ رَقَبَةٍ أَوْ إِطْعٰامٌ فِی یَوْمٍ ذِی مَسْغَبَةٍ یَتِیماً ذٰا مَقْرَبَةٍ أَوْ مِسْکِیناً ذٰا مَتْرَبَةٍ این آیه اشاره است بآیه یَقُولُ أَهْلَکْتُ مٰالاً لُبَداً حضرت باقر علیه السّلام فرمود مراد عمرو بن عبد ود است او گفت من مال بسیاری در راه دشمنی محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و علی علیه السّلام و اطفای نور آنها صرف کردم تا آنکه راه خدا را بر مردم مسدود کنم.پروردگار میفرماید چرا این مالها را باز نگذاشت برای عقبة و آن رها کردن نفس خود است از عذاب دوزخ چنانچه امیر المؤمنین علیه السّلام در نهج البلاغه میفرماید
الا ان امامکم عقبة کئود آگاه باشید ای مردم پیش روی شما عقبه سخت و دشواریست رسول خدا فرمود
لا یجوزها المثقلون و انی ارید ان اخفف عنکم لتلک العقبة عبور نمیکند از آن عقبه کسیکه بارش سنگین است و من میخواهم بامر طاعت و عبادت شما را سبک گردانم برای آن عقبه.
در کافی از یونس روایت کرده که سؤال نمودم معنای آیه را از حضرت صادق علیه السّلام فرمود ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام آزاد میکند گردنها را از آتش جهنم و نیز فرمود هر کس را خدا احسان و اکرام بفرماید بولایت ما ائمه،عبور کند او از عقبه قیامت و ما عقبه هستیم هر که ولایت ما را قبول کرد نجات یابد از آن عقبه.
و گذر میکند از عقبه باطعام کردن در روز قحطی به فقیران و بینوایان یا احسان کردن به یتیمی که از خویشاوند خود باشد یا دستگیری کردن بفقیر خاک- نشین و تهیدست.ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس احسان کند به فقیری از شیعیان ما خداوند آن قدر اجر و پاداش باو عطا کند که جز پروردگار کسی نداند و نیز فرمود بواسطه معرفت و ولایت ما آل محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم مردم از عذاب جهنم رهائی یابند و ما هستیم که در روز گرسنگی بمردم اطعام میکنیم ثُمَّ کٰانَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَوٰاصَوْا بِالصَّبْرِ وَ تَوٰاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ أُولٰئِکَ أَصْحٰابُ الْمَیْمَنَةِ و از گذر کنندگان باشند آنهائیکه بخدا ایمان آورده و دیگران را بصبر در واجبات و مهربانی با خلق سفارش میکنند و ایشان از اصحاب یمین و دست راست هستند یعنی از طرف راست به بهشت میروند و آنها دوستان امیر المؤمنین علیه السّلام باشند.
وَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآیٰاتِنٰا هُمْ أَصْحٰابُ الْمَشْأَمَةِ عَلَیْهِمْ نٰارٌ مُؤْصَدَةٌ و آنانکه بآیات ما کافر شدند اصحاب دست چپ هستند و برای ایشان آتشی خواهد بود سر پوشیده که از هر طرف احاطه کند آنان را.
حضرت باقر علیه السّلام فرمود اصحاب مشئمة دشمنان آل محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم هستند.
پایان سوره بلد
در مکه نازل شده و شانزده آیه و پنجاه و چهار کلمه و دویست و چهل و هفت حرف است.
خواص و ثواب تلاوت:آن ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره و الشمس و سوره و اللیل و الضحی و الم نشرح را قرائت کند در روز و یا شب نیست چیزی مگر آنکه شهادت بدهد برای او روز قیامت حتی مو و بشره و گوشت و خون او شهادت بدهند برای او،و پروردگار بآنها میفرماید من شهادت شما را قبول کردم ببرید این بنده را بسوی بهشت.
و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر که اینسوره را قرائت کند مانند آنستکه صدقه داده بر کسیکه آفتاب و ماه بر او میتابد و هر کس توفیقش کم شده باشد این سوره را قرائت کند خداوند باو توفیق عطا فرماید و قرائت این سوره حافظه را زیاد میکند و نزد مردم مقبول القول و با عظمت گردد و این سوره منفعتهای بسیاری دارد و از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس روزی او کم شده یا کم توفیق است و یا خسران و زیان میبیند و حسرت و اندوه میخورد مداومت کند بر قرائت این سوره خداوند روزی و توفیق زیادی باو مرحمت فرماید و رفع زیان و حسرت او را بنماید و اگر آنرا بنویسد و بآب بشوید و آن آب را بیاشامد اضطراب او زایل گردد.
سوده و الشمس مشتمل است بر آنکه هر کس تزکیه نفس کرد و تقوی و پرهیزکاری را پیشه خود ساخت از عذاب دوزخ نجات یابد و رستگار شود و آنکه فسق و فجور را پیشه خود قرار داد و از عاقبت خود غافل بود و از کیفر پروردگار نترسید مانند طایفه ثمود بعذاب خداوند گرفتار خواهد شد.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . وَ اَلشَّمْسِ وَ ضُحٰاهٰا (1) وَ اَلْقَمَرِ إِذٰا تَلاٰهٰا (2) وَ اَلنَّهٰارِ إِذٰا جَلاّٰهٰا (3) وَ اَللَّیْلِ إِذٰا یَغْشٰاهٰا (4) وَ اَلسَّمٰاءِ وَ مٰا بَنٰاهٰا (5) وَ اَلْأَرْضِ وَ مٰا طَحٰاهٰا (6) وَ نَفْسٍ وَ مٰا سَوّٰاهٰا (7) فَأَلْهَمَهٰا فُجُورَهٰا وَ تَقْوٰاهٰا (8) قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّٰاهٰا (9)
قوله تعالی وَ الشَّمْسِ وَ ضُحٰاهٰا وَ الْقَمَرِ إِذٰا تَلاٰهٰا وَ النَّهٰارِ إِذٰا جَلاّٰهٰا وَ اللَّیْلِ إِذٰا یَغْشٰاهٰا وَ السَّمٰاءِ وَ مٰا بَنٰاهٰا وَ الْأَرْضِ وَ مٰا طَحٰاهٰا وَ نَفْسٍ وَ مٰا سَوّٰاهٰا فَأَلْهَمَهٰا فُجُورَهٰا وَ تَقْوٰاهٰا قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّٰاهٰا سوگند بآفتاب و تابش آن در نصف النهار و قسم بماه هنگام کمال و تمام نور آن و بروز که آفتاب را روشن کند یعنی پدید آرد چه آفتاب در روز هویدا شود و بحق شب چون پوشد آفتاب را چه خورشید در شب ناپیدا بود و قسم بآسمان و آنکه آنرا بنا کرد و بزمین و آنکه آنرا بگسترانید و سوگند بنفس انسانی و آنکه او را بحد نیکو و کمال آفرید و باو راه خیر و شر را الهام نمود رستگار و ظفر یافت هر کسیکه نفس خود را از گناه و کفر و پلیدی پاک و منزه ساخت.
در کافی از سلیمان دیلمی روایت کرده که از حضرت صادق علیه السّلام سؤال نمودم تأویل آیات فوق را فرمود شمس رسول خدا است پروردگار واضح و روشن نمود بآن حضرت دین حق را برای مردم و حضرتش فرمود مثل من میان شما مردم مثل خورشید است و در وسط النهار و علی علیه السّلام مانند ماه است هر گاه آفتاب غروب کند
بنور ماه راهنمائی یابید و نهار امامان از ذریه فاطمه علیه السّلام است سؤال میکنند مردم دین خدا و رسول را از ایشان آنها آشکار میکنند دین را برای مردم و مراد از شب بنی امیه و پیشوایان جور هستند که امر رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را تغییر دادند و بمسند آل محمّد علیهم السّلام جلوس کردند و پوشانیدند دین خدا را بجور و ستم و تاریکی آنها روشنائی آل محمّد علیهم السّلام را فرا گرفت و سماء پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و ارض شیعیان امیر المؤمنین علیه السّلام است و در روایت دیگر آن حضرت فرمود شمس علی علیه السّلام و ضحی قیام قائم علیه السّلام ما است و شاهد این معنا آیه وَ أَنْ یُحْشَرَ النّٰاسُ ضُحًی است و مراد از لیل اولی و دومی است دولت آنها پوشانیده حق را و سماء محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم است چه مردم بعلم و دانش بسوی حضرتش بالا میروند و بمقام او نزدیک میشوند و ارض شیعیان است و فجور و تقوی راه حق و باطل میباشد خداوند هر یک را نشان داده و هر راهی را مردم خواهند باختیار خود سیر میکنند.
وَ قَدْ خٰابَ مَنْ دَسّٰاهٰا (10) کَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوٰاهٰا (11) إِذِ اِنْبَعَثَ أَشْقٰاهٰا (12) فَقٰالَ لَهُمْ رَسُولُ اَللّٰهِ نٰاقَةَ اَللّٰهِ وَ سُقْیٰاهٰا (13) فَکَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهٰا فَدَمْدَمَ عَلَیْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوّٰاهٰا (14) وَ لاٰ یَخٰافُ عُقْبٰاهٰا (15)
وَ قَدْ خٰابَ مَنْ دَسّٰاهٰا محروم و ناامید شد کسیکه نفس خود را بکفر و گناه پلید گردانید و زیانکار خواهد بود.
در کافی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود امیر المؤمنین علیه السّلام نفس مقدس خود را تزکیه نمود و اولی و دومی تباه کردند نفس خویش را در اثر دسیسه و تزویر کردن در بیعت با آن حضرت و از ثواب و پاداش آخرت بی بهره و نصیب شدند.
کَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوٰاهٰا إِذِ انْبَعَثَ أَشْقٰاهٰا فَقٰالَ لَهُمْ رَسُولُ اللّٰهِ نٰاقَةَ اللّٰهِ وَ سُقْیٰاهٰا
فَکَذَّبُوهُ فَعَقَرُوهٰا فَدَمْدَمَ عَلَیْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوّٰاهٰا وَ لاٰ یَخٰافُ عُقْبٰاهٰا طایفه ثمود از روی غرور و طغیان و سرکشی پیغمبر خود صالح را تکذیب کردند هنگامیکه شقی ترین آنها که قدار بن سالف بود برخاست تا ناقه صالح را پی کند رسول خدا صالح پیغمبر بآنها گفت این شتر آیت پروردگار است از خدا بترسید و آنرا سیراب کنید تا از شیرش برخوردار شوید ایشان صالح را تکذیب کردند و ناقه او را پی نمودند خداوند هم آنها را بکیفر گناهشان هلاک ساخت و شهر ایشان را با خاک یکسان نمود و هیچ باک از هلاک آنان نداشت آنها هم از عاقبت گناه خود نترسیدند که عاقبت بکیفر خواهند رسید.
ما شرح و داستان ناقه صالح و پی کردن آنرا در بخش دوم تفسیر سوره اعراف ذیل آیه 73 بیان نمودیم بآن جا مراجعه شود.
علی بن ابراهیم ذیل آیه کَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوٰاهٰا از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود طایفهای از مسلمین مانند ثمود تکذیب کردند پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را خداوند در باره آنها میفرماید وَ أَمّٰا ثَمُودُ فَهَدَیْنٰاهُمْ فَاسْتَحَبُّوا الْعَمیٰ عَلَی الْهُدیٰ فَأَخَذَتْهُمْ صٰاعِقَةُ الْعَذٰابِ الْهُونِ و عذاب خواری آنها شمشیر حضرت قائم علیه السّلام است هنگامیکه ظهور بفرماید،و نٰاقَةَ اللّٰهِ امام است مردم استسقا مینمایند بعلم او.ثعلبی و واحدی که هر دو از علماء عامه هستند از ابن عباس و عمار روایت کردهاند که پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بامیر المؤمنین علیه السّلام فرمود ای علی شقیترین مردمان اول و پیشینیان کسانی بودند که پی کردند ناقه صالح و بچه آنرا و شقی ترین مردم این امت آنهائی هستند که با تو جنگ میکنند و محاسنت را از خون
سرت خضاب میکند ابن عباس گفت ابن ملجم یکی از فرزندان قدار بود همانکسیکه پی کرد ناقه صالح را و سرگذشت ابن ملجم با قدار هم یکی است چه قدار عاشق زنی بود بنام رباب و ابن ملجم نیز عاشق قطامه بود بخاطر او امیر المؤمنین علیه السّلام را شهید کرد و گفت شنیدم از امیر المؤمنین علیه السّلام که بابن ملجم فرمود خبر بدهم ترا که مادرت در حالت حیض بتو حامله شد گفت بلی چنین است راست گفتی ای امیر المؤمنین علیه السّلام و آن حضرت شنید از آن ملعون که گفت من با این شمشیر گردن علی علیه السّلام را میزنم با این وصف رها کرد او را و فرمود قصاص پیش از جنایت جایز نیست.
در تهذیب از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس قرائت کرد سوره و الشمس را و در خاتمه آن بگوید صدق اللّه و رسوله خداوند اجر جمیل باو عطا فرماید.
پایان سوره و الشمس
سوره و اللیل در مکه نازل شده و بیست و یک آیه و هفتاد و یک کلمه و سیصد و دو حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن:بعضی در سوره و الشمس بیان شد و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس سوره و اللیل را تلاوت کند خداوند باو عطا کند چیزی که راضی و خوشحال گردد،و عسرت از او بر طرف شود و غنی گرداند او را پروردگار بفضل و کرم خود،و هر کس این سوره را پیش از خواب پانزده مرتبه قرائت نماید نبیند در خواب مگر خیر را و اگر در نماز عشاء قرائت کند مانند کسی است که در نمازش یکربع قرآن تلاوت نموده و نماز او قبول شود و اگر در گوش شخص بیهوش یا مصروع بخوانند آنرا در همان ساعت بهبودی حاصل کند.
سوره و اللیل مشتمل است بر بیان حال کافر و مؤمن.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . وَ اَللَّیْلِ إِذٰا یَغْشیٰ (1) وَ اَلنَّهٰارِ إِذٰا تَجَلّٰی (2) وَ مٰا خَلَقَ اَلذَّکَرَ وَ اَلْأُنْثیٰ (3) إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتّٰی (4) فَأَمّٰا مَنْ أَعْطیٰ وَ اِتَّقیٰ (5) وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنیٰ (6) فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْریٰ (7) وَ أَمّٰا مَنْ بَخِلَ وَ اِسْتَغْنیٰ (8) وَ کَذَّبَ بِالْحُسْنیٰ (9) فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْریٰ (10) وَ مٰا یُغْنِی عَنْهُ مٰالُهُ إِذٰا تَرَدّٰی (11)
قوله تعالی وَ اللَّیْلِ إِذٰا یَغْشیٰ وَ النَّهٰارِ إِذٰا تَجَلّٰی وَ مٰا خَلَقَ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثیٰ إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتّٰی پروردگار در این آیات سوگند یاد کرد بشب تار چون روز را فرا گیرد و جهانرا در پرده سیاه بپوشاند و بروز چون روشن شود و نیز قسم یاد کرد بذات مقدس خود که مخلوقات عالم را نر و ماده آفرید برای تناسل و توالد. و سعی و کوشش مکلفین و مردم مختلف است بعضی سعی میکنند که خود را از آتش دوزخ
آزاد کنند و بعض دیگر سعی میکنند گردن خود را به بندند طایفهای کوشش میکنند در نجات خود و طایفه دیگر در هلاک خویش.
پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود مردم دو طایفه هستند یکی آنکه سعی مینمایند خود را بخرند و آزاد نمایند دیگر آنکه خود را بفروشند و هلاک کنند علی بن ابراهیم از محمّد بن مسلم روایت کرده که از حضرت باقر علیه السّلام تأویل آیات فوق را سؤال نمودم فرمود مراد از لیل اولی دومی است که پوشید تاریکی جهل و ستم آنها روشنائی امیر المؤمنین علیه السّلام را در خلافتی که برای خودشان تشکیل دادند و حق آن بزرگوار را غصب نمودند و آن حضرت صبر کرد تا دولت آنها بپایان رسید.و مقصود از نهار وجود مقدس حضرت قائم آل محمّد علیهم السّلام است چون ظاهر شود باطل را محو نماید و از بین ببرد و در قرآن خداوند مثلهائی زده برای مردم و مخاطب قرآن پیغمبر اکرم و ما ائمه هستیم و مثلهای قرآن را جز ما ائمه کسی نمیداند و نمیفهمد و مراد آن حضرت آنست که خداوند لیل را مثل زده بمنافقین و دشمنان آل محمّد علیهم السّلام و نهار را مثل زده بامیر المؤمنین علیه السّلام و اولاد گرام آن حضرت.
فَأَمّٰا مَنْ أَعْطیٰ وَ اتَّقیٰ وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنیٰ فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْریٰ در این آیه بیان میکند حال مؤمنین را اما هر کس عطا کند و احسان نماید و پرهیزکار و خدا ترس باشد و یقین دارد بثواب و پاداش، ما کار او را سهل و آسان کنیم تا بثواب رسد و توفیق دهیم او را و راه تکلیف را بر او آسان کنیم.
طبرسی از ابن عباس روایت کرده که آیه فوق در شأن ابو دحداح نازل شده
سبب نزول،آن بود که مردی در خانه یکی از انصار درخت خرمائی داشت بدون اجازه وارد خانه او میشد چون خرما از درخت میافتاد کودکان انصاری از آن میخوردند صاحب درخت با انگشت خرما را از دهان کودکان بیرون میآورد انصاری شکایت صاحب درخت را به پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم نمود آنحضرت دستور داد او را حاضر کردند فرمود آندرخت را بمن بفروش بدرختی در بهشت گفت نمیفروشم فرمود بباغی در بهشت بفروش عرض کرد نمیفروشم ابو دحداح آندرخت را بچهل درخت خرما خرید،حضور پیغمبر آمد عرض کرد ای رسول خدا درخت را از آنمرد خریداری کردم تقدیم حضورت مینمایم در عوض درختی در بهشت بمن مرحمت فرمائید فرمود ای ابو دحداح برای تو در بهشت باغهائی است یکی بعد از دیگری خداوند آیات فوق را نازل نمود و فرمود سعی و کوشش مردم مختلف است سعی ابو دحداح برای آخرت و سعی صاحب درخت برای دنیا است وَ أَمّٰا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنیٰ وَ کَذَّبَ بِالْحُسْنیٰ فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْریٰ وَ مٰا یُغْنِی عَنْهُ مٰالُهُ إِذٰا تَرَدّٰی و آنکه بخل ورزید و از لطف خدا بینیازی جست و تکذیب کرد احسان و نیکوئی را پس بزودی کار او را دشوار کنیم و ثروت و دارائی نجات نتواند داد او را هنگام مرگ.این آیه در باره صاحب درخت نازل شده و از آیه معلوم
میشود که آنشخص منافق بوده.
إِنَّ عَلَیْنٰا لَلْهُدیٰ (12) وَ إِنَّ لَنٰا لَلْآخِرَةَ وَ اَلْأُولیٰ (13) فَأَنْذَرْتُکُمْ نٰاراً تَلَظّٰی (14) لاٰ یَصْلاٰهٰا إِلاَّ اَلْأَشْقَی (15) اَلَّذِی کَذَّبَ وَ تَوَلّٰی (16) وَ سَیُجَنَّبُهَا اَلْأَتْقَی (17) اَلَّذِی یُؤْتِی مٰالَهُ یَتَزَکّٰی (18) وَ مٰا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزیٰ (19) إِلاَّ اِبْتِغٰاءَ وَجْهِ رَبِّهِ اَلْأَعْلیٰ (20) وَ لَسَوْفَ یَرْضیٰ (21)
إِنَّ عَلَیْنٰا لَلْهُدیٰ وَ إِنَّ لَنٰا لَلْآخِرَةَ وَ الْأُولیٰ فَأَنْذَرْتُکُمْ نٰاراً تَلَظّٰی لاٰ یَصْلاٰهٰا إِلاَّ الْأَشْقَی همانا بر ما است نمودن راه هدایت خلق و ملک دنیا و آخرت بما تعلق دارد بهر که بخواهیم میبخشیم و شما را از آتشیکه زبانه میکشد در دوزخ ترسانیده و آگاه میسازم و هیچکس در آن آتش نیفتد جز شقیترین مردم، همانکسیکه تکذیب نمود آیات حق را و رو بر گردانید و او صاحب درخت بود.
وَ سَیُجَنَّبُهَا الْأَتْقَی اَلَّذِی یُؤْتِی مٰالَهُ یَتَزَکّٰی وَ مٰا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزیٰ إِلاَّ ابْتِغٰاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلیٰ وَ لَسَوْفَ یَرْضیٰ
و بزودی پرهیزکار از آن آتش دوری بجوید همانکسیکه مال خود را داد و پاکی جست و نیست از برای کسی نزد او نعمتی تا پاداش داده باشد مگر برای خوشنودی پروردگار خود که برتر و بزرگتر است از هر چیزی و البته بزودی در بهشت بنعمتهای همیشگی خوشنود خواهد شد.
شرف الدین از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود مراد از لیل دولت شیطان است که باقی و بر قرار است تا زمان ظهور قائم ما آل محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و نهار دولت حقه آن حضرت است در عصر ظهور و اتقی کسی است که نفسش را بحق عطا کند و از باطل پرهیز نماید و معنای فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْریٰ آنستکه بهشت را برای او آسان
گرداند و معنای بَخِلَ وَ اسْتَغْنیٰ یعنی بخل میورزد از حق برای نفس خود و بسبب باطل از حق بینیاز میگردد و حسنی ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام است و هر کس تکذیب کرد ولایت آن حضرت را آتش جهنم برای او آسان گرداند و معنای إِنَّ عَلَیْنٰا لَلْهُدیٰ یعنی علی علیه السّلام هدایت کننده مردم و راهنمای ایشان است.
در محاسن از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که آیه را آن حضرت بطریق ذیل قرائت نمودند
ان علیا للهدی و ان له الاخرة و الاولی و هنگامیکه قائم ما علیه السّلام ظهور نمود غضب میکند بر منافقین و از هر هزار نفر نهصد و نود و نه نفر را بقتل میرساند و اشقی دشمنان آل محمّد هستند و اتقی امیر المؤمنین علیه السّلام و شیعیان آن حضرت باشند و در حدیث دیگر از آن حضرت روایت کرده فرمود هر کس خمس آل محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را بآنها عطا کند و پرهیز نماید از ولایت خلفای ثلاثة و تصدیق کند ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام را اراده نکند خیری را مگر آنکه خداوند برای او مهیا سازد و فراهم آورد و اما کسیکه بخل ورزد در دادن خمس آل محمّد علیهم السّلام خود را بواسطه عمل نمودن برأی بینیاز داند از ائمه و اولیاء خدا و تکذیب کند ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام را اراده نکند چیزی از شر را مگر آنکه برای او فراهم و آماده گردد و فرمود پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و امیر المؤمنین علیه السّلام و اصحاب و تابعین آنها زکوة مال میدادند و امیر المؤمنین علیه السّلام در حالت رکوع انگشتری بسائل داد و آیه وَ یُؤْتُونَ الزَّکٰاةَ وَ هُمْ رٰاکِعُونَ در شأن حضرتش نازل شد و مراد از وَ مٰا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزیٰ رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم است که نعمت او پیوسته جاریست بر تمام خلایق.
پایان سوره و اللیل
سوره و الضحی در مکه نازل شده و یازده آیه و چهل کلمه و صد و نود و دو حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن:بعضی در سوره و الشمس گذشت و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس سوره الضحی را قرائت کند واجب شود بر او شفاعت من و بعدد هر سائل و یتیمی حسنات برای او نوشته شود و اگر این سوره را بقصد باز یافتن غایب و مفقود شده بنویسند آن غایب و کم شده سالم بصاحبش بر گردد.
سوره و الضحی مشتمل است بر شرافت و عظمت و قرب و منزلت پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم نزد پروردگار.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . وَ اَلضُّحیٰ (1) وَ اَللَّیْلِ إِذٰا سَجیٰ (2) مٰا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ مٰا قَلیٰ (3) وَ لَلْآخِرَةُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ اَلْأُولیٰ (4) وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضیٰ (5)
قوله تعالی وَ الضُّحیٰ وَ اللَّیْلِ إِذٰا سَجیٰ مٰا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ مٰا قَلیٰ وَ لَلْآخِرَةُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولیٰ وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضیٰ .
طبرسی از ابن عباس روایت کرده سبب نزول این سوره آن بود که پانزده روز وحی نرسید بر پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم مشرکین بآنحضرت طعنه زدند و گفتند خدای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم او را رها کرده و پروردگارش بر او غضب نمود،وحی بسوی او نمیفرستد
پیغمبر از این سخنان دلتنگ شد بکوه حرا تشریف برد و اندیشه میکرد و میگفت خدایا تو میدانی این دشمنان چه میگویند فورا جبرئیل نازل شد و این سوره را آورد پیغمبر باو فرمود ای جبرئیل بسیار شوق لقای ترا داشتم عرض کرد ایرسول خدا منهم مشتاق جمال شما بودم ولی چه کنم بندۀ مأمور هستم تا پروردگار امر نکند نمیتوانم بیایم و آیهای آورم آن حضرت چون جبرئیل را دید تکبیر گفت و از این جهت سنت شد که چون کسی مدتی دوست خود را نه بیند وقتی او را مشاهده نمود تکبیر بگوید پروردگار سوگند یاد کرد بروز روشن و هنگام ظهر و بشب تار و هنگام آرامش آن که خدای تو ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم هیچوقت ترا رها و ترک نکرده و بر حضرتت خشم ننموده آنگاه تسلیت میدهد خاطر مبارک پیغمبر را و میفرماید آخرت برای تو بهتر است از این دنیای فانی و خدای تعالی ترا چندان عطا کند که تو راضی باشی محمّد بن عباس از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود روزی پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم وارد شد بخانه دخترش حضرت فاطمه علیها السّلام دید آن بانوی محترمه لباسی از پشم شتر پوشیده و با یکدست جو آسیا میکند و با دست دیگرش پستان بدهان فرزندش میگذارد پیغمبر بحال دخترش رقت کرد و گریان شد و فرمود
ای نور دیده تلخی دنیا بشیرینی آخرت تلافی خواهد شد حضرت فاطمه گفت
الحمد للّه علی نعمائه و الشکر علی آلائه جبرئیل نازل شد و آیه وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضیٰ را آورد حضرت صادق علیه السّلام فرمود سوگند بخدا آن شفاعت است که پیغمبر و دخترش راضی شدند بآن.
أَ لَمْ یَجِدْکَ یَتِیماً فَآویٰ (6) وَ وَجَدَکَ ضَالاًّ فَهَدیٰ (7) وَ وَجَدَکَ عٰائِلاً فَأَغْنیٰ (8) فَأَمَّا اَلْیَتِیمَ فَلاٰ تَقْهَرْ (9) وَ أَمَّا اَلسّٰائِلَ فَلاٰ تَنْهَرْ (10) وَ أَمّٰا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ (11)
أَ لَمْ یَجِدْکَ یَتِیماً فَآویٰ وَ وَجَدَکَ ضَالاًّ فَهَدیٰ وَ وَجَدَکَ عٰائِلاً فَأَغْنیٰ فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلاٰ تَقْهَرْ وَ أَمَّا السّٰائِلَ فَلاٰ تَنْهَرْ وَ أَمّٰا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ پروردگار در این آیه نعمتهائی که به پیغمبرش عطا فرموده تذکر میدهد و میفرماید آیا خدا تو را یتیم نیافت و در پناه خود جای داد چه پدر آن حضرت وفات کرد هنگامیکه مادرش باو حامله بود و در مدت دو سالگی مادرش نیز وفات نمود حضرت ابو طالب عم بزرگوارش او را در تحت تکفل و تربیت خود قرار داد و از فرزندان خودش محبوبتر بود نزد آن جناب و از حضرت صادق علیه السّلام سؤال کردند چرا خداوند پیغمبر را یتیم نمود فرمود تا آنکه خدا تربیت او کند و هیچ مخلوقی بر او منت نداشته باشد.
ابن بابویه از زراره روایت کرده که از حضرت باقر علیه السّلام معنای آیه را سؤال نمودم فرمود یعنی مردم بسوی تو پناه میآورند در صورتی که یتیم بمردم پناه میبرد و یتیم کسی را گویند که مانند او در فضیلت و شرافت نمیباشد و از اینجهت حضرتش را درة الیتیمیة مینامند زیرا آن بزرگوار فرد است و مثل و مانندی برای او نیست، و تو را در بیابان مکه گم شده و حیران یافت در طفولیت و بتو رهنمائی کرد خلایق را داستان گمشدن آن حضرت بدین قرار است:مدت شیر خوارگی رسول خدا که تمام شد حلیمه سعدیه او را بمکه آورد تا بعبد المطلب برساند وقتی بدروازه مکه رسید هاتفی صدا زد ای بطحای مکه مبارک باد تو را که امروز نور و بهاء و جمال و زینت عالم بسوی تو آمد حلیمه آن حضرت را رها کرد و دنبال قضای حاجت رفت چون باز گشت او را نیافت فریادی کرد و جامه چاک زد و هر کس را میدید سؤال میکرد کودکی را باین شکل و شمائل ندیدهاید وقتی مأیوس شد با خود گفت من چه عذری آورم حضور عبد المطلب آنگاه با خود گفت اگر باز نیابم او را خود را از این کوه بزیر افکنم تا از این غم رها شوم مردی دست حلیمه را گرفت نزد
بت بزرگ هبل برد و گفت ای دستگیر ما در نوائب و شدائد تو منتهای بسیاری بر قریش داری این سعدیه کودکی بنام محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم گم کرده بر ما منت نه و ما را باو راهنمائی کن حلیمه میگوید چون آن مرد نام محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را نزد هبل برد هبل و تمام بتها بروی در افتادند هاتفی صدا زد ای مرد بیخرد دور باش این چه سخنی است میگوئی نمیدانی که نابودی این بتها بدست محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم خواهد بود آن مرد از شدت ترس لرزید و روی بمن کرد و گفت ای حلیمه دل مشغول مدار این محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم که تو میگوئی خدائی دارد که او را حفظ مینماید حلیمه گفت عبد المطلب با خبر شد گمان کرد قریش باو صدمهای وارد کردند شمشیر کشید و فریاد کرد ای آل غالب تمام قریش جمع شدند گفتند ای سید ما ترا چه میشود فرمود فرزندم محمّد گم شده تمام قریش در صدد جستجو بر آمدند او را نیافتند چون مأیوس شد داخل خانه کعبه شد طواف کرد آنگاه سر بآسمان بلند نمود عرض کرد ای پروردگارا محمّد را بسوی ما برگردان منادی صدا زد جزع نکن خدای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم او را نگاه میدارد او در وادی تهامه نزد فلان درخت است عبد المطلب با ورقة بن نوفل بجانب آندرخت رفتند کودکی را دیدند با شاخ درخت بازی میکند سؤال کرد ای کودک تو کیستی چه عبد المطلب مدتی بود آن حضرت را زیارت نکرده بود جواب داد من محمّد بن عبد اللّه بن عبد المطلب هستم گفت جانم فدای تو باد او را بغل گرفت و با خود بمکه برد.
و بعضی گفتند معنای ضال مفرط در محبت است چنانچه خداوند حکایت میکند گفتار برادران یوسف را نسبت بپدر خود و میفرماید إِنَّ أَبٰانٰا لَفِی ضَلاٰلٍ مُبِینٍ و دیگر میفرماید تَاللّٰهِ إِنَّکَ لَفِی ضَلاٰلِکَ الْقَدِیمِ یعنی ما تو را در دوستی یوسف مفرط یافتیم.
و تو محتاج بودی توانگر نمود بمال خدیجه و اموال غنایم.و معنای دیگر آیه وَ وَجَدَکَ عٰائِلاً فَأَغْنیٰ آنست خلایق عیال تو بودند در علم و دانش و احتیاج بتو داشتند،یافتند ترا در حالتی که بینیاز شدی بسبب وحی پروردگار و سؤال نکردند از تو چیزیرا مگر آنکه جواب آنها را دادی و آنان بینیاز شدند بدانش تو و
یافتند ترا گمنام در قومیکه نمیشناختند پیغمبری را سپس،خداوند هدایت و راهنمائی نمود آنها را بوجود مقدست ایرسول گرامی بامت بگو یتیمان را میازارند وسائل را زجر مکنند یا چیزش بدهند و یا بخوبی جواب دهند.
پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم اشاره نمود بانگشت سبابه و وسطی و فرمود من و آنکسیکه کفالت یتیم کند در بهشت مانند این دو انگشت هستیم و فرمود چون یتیم گریه کند عرش از گریه او بلرزد و فرمود هر کس دست محبت بسر یتیمی فرود آورد بهر موئی که از دست او رود خداوند حسنهای در نامه عمل او بنویسد و فرمود اگر سؤال کنندگان دروغ نمیگفتند همانا اغنیاء و ثروتمندان هلاک میشدند آنگاه فرمود ای رسول ما نعمت پروردگارت را باز گو کن و آنچه خدا بر تو نازل کرده و امر فرموده از واجبات و محرمات و ولایت و فضیلت امیر المؤمنین علیه السّلام بمردم برسان.
پایان سوره الضحی
سوره انشراح در مکه نازل شده و هشت آیه و دویست و نه کلمه و صد و سه حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن بعضی در سوره و الشمس بیان شد و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم(ص)روایت کرده فرمود هر کس سوره انشراح را تلاوت کند یقین و عافیت باو عطا فرماید و اگر این سوره را بنویسد و بآب بشوید و شخصی که سینه درد دارد یا بول او بند آمده آن آب را بیاشامد خداوند او را شفا مرحمت فرماید سوره انشراح مشتمل است بر ذکر نعمتهائیکه پروردگار به پیغمبرش عطا فرموده
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . أَ لَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ (1) وَ وَضَعْنٰا عَنْکَ وِزْرَکَ (2) اَلَّذِی أَنْقَضَ ظَهْرَکَ (3) وَ رَفَعْنٰا لَکَ ذِکْرَکَ (4) فَإِنَّ مَعَ اَلْعُسْرِ یُسْراً (5) إِنَّ مَعَ اَلْعُسْرِ یُسْراً (6) فَإِذٰا فَرَغْتَ فَانْصَبْ (7) وَ إِلیٰ رَبِّکَ فَارْغَبْ (8)
قوله تعالی أَ لَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ وَ وَضَعْنٰا عَنْکَ وِزْرَکَ اَلَّذِی أَنْقَضَ ظَهْرَکَ وَ رَفَعْنٰا لَکَ ذِکْرَکَ ایرسول گرامی آیا ما تو را شرح صدر و همت بلند عطا نکردیم.
رسول اکرم(ص)در اثر عداوت جن و انس با حضرتش دلتنگ و ملول بود، پروردگار با نزول آیات و وعده فتح و فیروزی دل مبارک او را خوش و روشن گردانید- در بصائر الدرجات از حضرت صادق(ع)روایت کرده فرمود خداوند بولایت امیر المؤمنین(ع)دل مبارک پیغمبر اکرم را روشن نمود و در اثر فتح مکه و اسلام آوردن قریش سینه حضرتش را باز و باو توانائی داد- آیا بار گرانت را فرو ننهادیم یعنی تکلیف بر تو آسان کردیم یا بار گران از دل تو برداشتیم بسبب آمرزیدن گناه امت چه گناه امت بار گرانی بود بر دل
پیغمبر اکرم(ص)خداوند آن را برداشت و بعضی گفتند وضع بمعنای عصمت است و وزر بمعنای گناه یعنی تو را معصوم قرار دادیم و گناه از تو سر نخواهد زد و بار سنگین جنگها را که پشت را میشکست بواسطه یاری علی(ع)برداشتیم و نام نیکوی تو را در عالم بلند کردیم طبرسی از ابی سعید خدری روایت کرده که پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود جبرئیل از پروردگار سؤال نمود چگونه نام محمد(ص)را بلند نمودی پروردگار فرمود نام محمد(ص)را بنام خود پیوستم و هر که گوید اشهد ان لا اله الا اللّه نپذیرم و قبول نکنم از او تا آنکه بگوید و اشهد ان محمدا رسول اللّه و حسان در شعر خود اشاره باین حدیث کرده میگوید- اعز علیه بالنبوة خاتم من اللّه مشهود یلوح و یشهد و ضم الا له النبی الی اسمه اذا قال فی الخمس المؤذن اشهد و شق له من اسمه لیحله فذو العرش محمود و هذا محمد فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً فَإِذٰا فَرَغْتَ فَانْصَبْ وَ إِلیٰ رَبِّکَ فَارْغَبْ بدانکه با هر دشواری و سختی آسانی هست و با هر رنجی راحتی است یعنی این رنج و سختی که از مشرکین و منافقین بتو میرسد از پس آن ظفر و آسایش خواهد بود و چون از حجة الوداع و تبلیغ رسالت فارغ شدی منصوب کن علی(ع)را بولایت و امامت و وصایت و پیوسته مشتاق لقای حق باش و از خلایق
بگسل و دل بسوی خدا بند که کافی است تو را- در کافی از حضرت صادق(ع)روایت کرده فرمود یعنی وقتی فارغ شدی از تبلیغ رسالت و واجبات و محرمات و احکام منصوب کن علی(ع)را بخلافت و ولایت و وصایت و اعلان نما فضیلت او را آشکارا تا مردم هدایت بشوند بوجود مقدس علی امیر المؤمنین(ع)و بسوی پروردگار در امر نصب کردن علی(ع)راغب شو و میل نما و مشتاق باش و بنگرانی و کراهت منافقین متوجه مباش و اینحدیث را ابن شهر آشوب و صاحب بصائر الدرجات و محمد بن عباس و جمع بسیاری از اصحاب حدیث بطرق عدیده از ائمه معصومین علیهم السلام روایت کردهاند پایان سوره انشراح
سوره التین در مکه نازل شده و هشت آیه و سی و چهار کلمه و صد و پنجاه حرف است خواص و ثواب تلاوت آن:ابن بابویه از حضرت صادق(ع)روایت کرده فرمود هر کس سوره التین را در نمازهای واجب و یا مستحب قرائت کند خداوند در بهشت عطا کند باو چیزیکه راضی باشد و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم(ص) روایت کرده فرمود هر که اینسوره را قرائت کند نوشته شود برای او اجر و پاداش بیشمار و اگر مغمومی قرائت کند آن را عمش بر طرف گردد و چنانکه بر طعام خوانده شود و آن طعام را بخورد هیچ ضرری نبیند هر چند در آن زهر ریخته باشند سوره التین مشتمل است بر عظمت آفریدگاریکه مستحق پرستش است و خلقت انسان و تطور احوال او و توبیخ و سرزنش کسانیکه تدبر و تفکر نمیکنند و تکذیب مینمایند روز حشر و قیامت را
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . وَ اَلتِّینِ وَ اَلزَّیْتُونِ (1) وَ طُورِ سِینِینَ (2) وَ هٰذَا اَلْبَلَدِ اَلْأَمِینِ (3) لَقَدْ خَلَقْنَا اَلْإِنْسٰانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ (4) ثُمَّ رَدَدْنٰاهُ أَسْفَلَ سٰافِلِینَ (5) إِلاَّ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ (6) فَمٰا یُکَذِّبُکَ بَعْدُ بِالدِّینِ (7) أَ لَیْسَ اَللّٰهُ بِأَحْکَمِ اَلْحٰاکِمِینَ (8)
قوله تعالی. وَ التِّینِ وَ الزَّیْتُونِ وَ طُورِ سِینِینَ وَ هٰذَا الْبَلَدِ الْأَمِینِ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ ثُمَّ رَدَدْنٰاهُ أَسْفَلَ سٰافِلِینَ سوگند بانجیر و زیتون و بطور سینا و بشهر مکه که ما انسان را در مقام خلقت بنیکوترین صورت بیافریدیم سپس بواسطه کفران نعمت به پستترین رتبه برگردانیم-
ابن بابویه ذیل آیات فوق از حضرت موسی بن جعفر(ع)روایت کرده فرمود خداوند از میان شهرها چهار شهر را بر گزیده یکی تین که مدینه منوره است دوم زیتون که بیت المقدس است سوم طور سینین که کوفه است چهارم بلد امین که مکه میباشد- و از حضرت صادق(ع)روایت کرده فرمود تأویل تین و زیتون حضرت امام حسن(ع)و امام حسین(ع)و طور سینین علی بن أبی طالب(ع)و ولایت آنحضرت میباشد که منافقین تکذیب کردهاند آن را و بلد امین پیغمبر اکرم(ص)است- و در مناقب از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام ذیل آیه ثُمَّ رَدَدْنٰاهُ أَسْفَلَ سٰافِلِینَ روایت کرده فرمود آیه در باره تیم و عدی نازلشده چه در اثر بغض و عداوتیکه آنها با امیر المؤمنین علیه السّلام داشتند خداوند ایشان را در پستترین مکان دوزخ جای دهد.
إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ فَمٰا یُکَذِّبُکَ بَعْدُ بِالدِّینِ أَ لَیْسَ اللّٰهُ بِأَحْکَمِ الْحٰاکِمِینَ مگر آنانکه بخدا ایمان آورده و نیکو کار شدند بآنها پاداش دائمی بهشت عطا کنیم پس ای انسان ناسپاس مشرک چه واداشت تو را که تکذیب روز جزا بنمائی و منکر قیامت شوی آیا خدای مقتدر حکم فرمای
عالم نیست و استفهام در آیه استفهام تقریری است یعنی البته هست- احمد بن عبد اللّه مؤدب و ابن جریح که هر دو از علماء عامه هستند از ابی هریره و ابن عباس روایت کردند که پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم در خانه ام هانی خواب رفته بود چون بیدار شد محزون بود ام هانی سبب حزن حضرتش را سؤال نمود فرمود در خواب قیامت و احوال آن و بهشت و نعمتها و جهنم و انواع عذاب را مشاهده کردم معویه و عمرو بن عاص را در وسط دوزخ دیدم فریاد میزدند و بر سر آنها سنگهائی از زبانیه آتش فرود میآوردند و بایشان میگفتند چرا ایمان بولایت امیر المؤمنین علیه السّلام نیاوردید رسول اکرم(ص)فرمود در آنحال از پشت پرده عظمت پروردگار علی علیه السّلام را مشاهده کردم خوشحال و خندان است و میگوید پروردگار من و خدای کعبه حکم فرمود میان من و دشمنانم سپس پیغمبر فرمود خداوند دشمنان علی را بجهنم میفرستد آنگاه علی در موقف توقف مینماید و شفاعت میکند برای اهل بیت و ذریة و شیعیان خود- و از محمد بن فضیل روایت کرده گفت تفسیر سوره التین را از حضرت رضا علیه السّلام سؤال نمودم فرمود تین و زیتون حضرت امام حسن علیه السّلام و امام حسین علیه السّلام و طور سینا امیر المؤمنین علیه السّلام و البلد الامین رسول اکرم(ص)است هر کس اطاعت و فرمان برداری نماید از آنحضرت ایمن باشد از عذاب جهنم و اسفل سافلین و کسانی هستند که نقض کردند عهد و پیمانی که پیغمبر از آنها گرفت در باره ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا امیر المؤمنین علیه السّلام و شیعیان آنحضرت هستند و دین ولایت امیر المؤمنین علیه السّلام و ائمه معصومین علیهم السلام میباشد پایان سوره التین
سوره علق در مکه نازل شده و نوزده آیه و هفتاد و دو کلمه و دویست و هشتاد حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن:ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره علق را تلاوت کند در شب و یا روز اگر در آن روز بمیرد شهید از دنیا رفته است و مانند کسی است که با شمشیر در راه خدا جهاد نموده و کشته شده و در آخرت مبعوث میشود با شهداء.
و در خواص قرآن:از پیغمبر اکرم(ص)روایت کرده فرمود هر کس این سوره را قرائت کند خداوند باو عطا کند اجر کسیکه سورههای مفصل قرآن را قرائت نموده و اگر آن را در کشتی قرائت کند از غرق شدن ایمن باشد و چنانکه بر مخزنی خوانده شود از دزد و هر آفتی سالم بماند.
سوره علق مشتمل است بر امر بقرائت کردن اسم پروردگار و در طغیان و سرکشی کردن اغنیاء و ثروتمندان و توبیخ مشرکین قریش و ابو جهل و تهدید ایشان بآتش دوزخ.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . اِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ اَلَّذِی خَلَقَ (1) خَلَقَ اَلْإِنْسٰانَ مِنْ عَلَقٍ (2) اِقْرَأْ وَ رَبُّکَ اَلْأَکْرَمُ (3) اَلَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ (4) عَلَّمَ اَلْإِنْسٰانَ مٰا لَمْ یَعْلَمْ (5) کَلاّٰ إِنَّ اَلْإِنْسٰانَ لَیَطْغیٰ (6) أَنْ رَآهُ اِسْتَغْنیٰ (7) إِنَّ إِلیٰ رَبِّکَ اَلرُّجْعیٰ (8)
قوله تعالی اِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ خَلَقَ الْإِنْسٰانَ مِنْ عَلَقٍ اِقْرَأْ وَ رَبُّکَ- الْأَکْرَمُ اَلَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسٰانَ مٰا لَمْ یَعْلَمْ علی بن ابراهیم از ابن عباس روایت کرده که پیش از بعثت رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم خوابهای راست و نیکو میدید و تاویل آنها مطابق آنچه دیده بود واقع میشد و تنها بطرف کوه حرا تشریف میبرد روزی بر
کوه حرا نشسته بود جبرئیل او را صدا زد ولی ظاهر نشد بر او آنحضرت مدهوش شد مشرکین او را بخانه خدیجه بردند خدیجه حضرتش را در بغل گرفت و سر مبارکش را میان دامن خود گذاشت و بوسید عرض کرد تو را چه میشود پدر و مادرم فدایت گردد پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم داستان خود را برای خدیجه بیان نمود خدیجه بسیار مسرور و خرم شد و گفت ستایش میکنم پروردگاری را که توفیق بمن عطا فرمود و شوهرم را پیغمبر مرسل قرار داد آنگاه گفت فردا هم بکوه حرا تشریف ببرید فرمود میروم سحرگاه نیز بکوه حرا تشریف برد طولی نکشید جبرئیل امین به نیکوترین صورت و خوشبوترین رایحه بر حضرتش ظاهر شد سلام کرد و گفت ای محمّد(ص)پروردگارت سلام میرساند و تو را بتحیت و اکرام مخصوص گردانیده و میفرماید تو رسول و پیغمبر من هستی بر تمام مخلوقاتم از جن و انس و سایر موجودات دیگر بخوان آنها را بسوی من و بگویند و اعتقاد پیدا کنند به لا اله الا اللّه محمّد رسول اللّه علی ولی اللّه آنگاه بزمین زد چشمه آبی نمایان شد پیغمبر از آن آب آشامید و وضو گرفت سپس پنج آیه از سوره علق را بر حضرتش خواند و بآسمان بالا رفت آن حضرت از کوه حرا بزیر آمد عبور نمیکرد بدرخت و گیاه و دیواری مگر آنکه آنها با صدای رسا سلام میکردند و میگفتند السلام علیک یا رسول اللّه خدیجه در انتظار آن بزرگوار نشسته بود ناگاه مشاهده کرد پیغمبر وارد شد ولی چنان جلوهای نمود که خدیجه محو جمال و نور حضرتش شد و خرم و شادان گشت که فوق آن تصور نمیشود و نزد ورقه نوفل عموی خود رفت و داستان آنحضرت برای او بیان کرد.نوفل این اشعار را در جواب خدیجه انشا کرد- فان یک حقا یا خدیجة فاعلمی حدیثک ایانا و احمد مرسل و جبرئیل یاتیه و میکال معهما من اللّه وحی یشرح الصدر منزل یفوز به من فاز عزا لدینه و یشقی به الغاوی الشقی المذلل فریقان منهم فرقة فی جنانه و اخری باغلال الجحیم مغلل
ای خدیجه اگر این داستانی که برای من بیان نمودی راست باشد البته احمد (ص)پیغمبر مرسل و خاتم پیغمبران است جبرئیل و میکائیل بر او فرود میآیند و وحی از طرف پروردگار بسوی او میرسانند آنوحی سینهها را گشاده گرداند و شرح صدر بمردم عطا کند رستگار میشود بآن کسیکه بخواهد عزیز و رستگار شود در دین حق و افزوده گردد طغیان و سرکشی ستمگران.مردم در اثر فرمان برداری و نافرمانی از او دو فرقه باشند طایفهای در بهشت متنعم و جمعی در دوزخ بغل و زنجیر بسته شوند پروردگار در ابتداء وحی خطاب نمود به پیغمبرش فرمود ایرسول گرامی بخوان این قرآن را بنام پروردگارت یعنی در ابتداء قرائت.نام او بر،همان پروردگاری که آفریننده موجودات است و اشیاء را از کتم عدم بعرصه وجود آورد بمقتضای حکمت و مصلحت پس از آن تخصیص میدهد انسان را بذکر از میان تمام مخلوقات برای شرافت و تمیز داشتن او از سایر حیوانات و میفرماید همان خدائی که انسان را بیافرید از خون بسته بعد از آن برای تاکید بار دیگر میفرماید بخوان این قرآن را بنام پروردگار خود که کریمترین کریمان عالم است آنخدائیکه مردم را علم نوشتن بقلم آموخت- پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود قلم یکی از نعمتهای خداوند است و اگر قلم نبود دین و ملک استقامت و پایدار نبود و عیش صالح وجود نداشت و بآدمی بیاموخت آنچه را نمیدانست مراد بانسان آدم ابو البشر است چه میفرماید وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمٰاءَ کُلَّهٰا و ممکن است انسان در اینجا وجود مقدس رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم باشد چنانکه میفرماید وَ عَلَّمَکَ مٰا لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ کَلاّٰ إِنَّ الْإِنْسٰانَ لَیَطْغیٰ أَنْ رَآهُ اسْتَغْنیٰ إِنَّ إِلیٰ رَبِّکَ الرُّجْعیٰ بحقیقت آدمی طاغی و گردنکش است چون توانگر و بینیاز گردد و از حد خود بیرون رود- پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم در دعا میفرمود خدایا من پناه بتو میبرم از فقر و مستمندی که مرا از نظر و یاد مردم میبرد و پناه میبرم بتو از توانگری و غنائی که مرا بفکر
و طغیان و سرکشی و غرور وامیدارد و یاغی میکند. آنگاه فرمود بدانید که بازگشت همه خلایق بسوی پروردگار است تا جزا و کیفر دهد آنهائیرا که طغیان و سرکشی کردند
أَ رَأَیْتَ اَلَّذِی یَنْهیٰ (9) عَبْداً إِذٰا صَلّٰی (10) أَ رَأَیْتَ إِنْ کٰانَ عَلَی اَلْهُدیٰ (11) أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْویٰ (12) أَ رَأَیْتَ إِنْ کَذَّبَ وَ تَوَلّٰی (13) أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اَللّٰهَ یَریٰ (14) کَلاّٰ لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنّٰاصِیَةِ (15) نٰاصِیَةٍ کٰاذِبَةٍ خٰاطِئَةٍ (16) فَلْیَدْعُ نٰادِیَهُ (17) سَنَدْعُ اَلزَّبٰانِیَةَ (18) کَلاّٰ لاٰ تُطِعْهُ وَ اُسْجُدْ وَ اِقْتَرِبْ (19)
أَ رَأَیْتَ الَّذِی یَنْهیٰ عَبْداً إِذٰا صَلّٰی أَ رَأَیْتَ إِنْ کٰانَ عَلَی الْهُدیٰ أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْویٰ این آیه در باره ابو جهل وارد شده و داستان آن بدینقرار است:روزی ابو جهل بقریش گفت آیا محمد را دیدهاید که نماز میخواند و صورت بخاک میمالد و شما را رها میکند گفتند بلی گفت سوگند به لات و عزی اگر به بینم او نماز میخواند پای در گردنش میگذارم و او را هلاک میکنم آنها گفتند در این ساعت مشغول بنماز است رفت تا رسول خدا را اذیت و آزار نماید دیدند بازگشت باو گفتند چرا بازگشتی جوابداد چون خواستم حضرتش را اذیت کنم خندقی پر از آتش میان خود و او مشاهده کردم و شخصی را دیدم خواست آتش بروی من بریزد فرار کردم در این وقت جبرئیل فرود آمد و آیات را آورد فرمود ایرسول ما آیا دیدی آنکس را که مسخره میکرد و میخواست تو را باز دارد از نماز آیا چه حکم میکنی در باره محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم که تو میخواستی از نماز و معروف باز داری اگر او را براه راست باشد و خلق را بتقوی و پرهیزکاری امر کند شما مردم بر جنین کسی که حق را تکذیب میکند و از رسول او روی بر میگرداند چه رأی میدهید و مستحق چه عذابش میدانید آیا آنکس نمیدانست که خدا اعمال زشت و کردار او را میبیند و از او انتقام میکشد نه چنین است اگر او از کفر و ستم و تکذیب دست نکشد البته خداوند موی جبین او را بقهر و انتقام بگیرد و پیشانی آندروغ زن و خطا پیشه را بخاک هلاک در کشد آنگاه هر کرا خواهد از عشیره خود بخواند تا از هلاکش برهانند.
چه ابو جهل به پیغمبر گفت:البته این وادی را پر از اسبان ابلق و مردان شجاع کنم که با تو قتال کنند خدای تعالی آیات کَلاّٰ لَئِنْ لَمْ یَنْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنّٰاصِیَةِ تا آخر سَنَدْعُ الزَّبٰانِیَةَ را نازل نمود و فرمود در جواب ابو جهل ما هم فرشتگان قهر و عذاب را بخوانیم تا زبانیه دوزخ را بر گیرند و او و کسانی را که بیاری خود خوانده بسوی جهنم بکشند چنین نیست که ابو جهل خیال کرده که تو را بزجر مطیع خود
گرداند) کَلاّٰ لاٰ تُطِعْهُ وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ )سجده کردن در قرائت این آیه و یا شنیدن آن واجب است.فرمود ایرسول ما تو هیچ از ابو جهل اطاعت نکن و بنماز و سجده خدا به پردازد و بحق نزدیک شو،چه نماز و سجده موجب قرب به پروردگار است.در کافی ذیل آیه فوق از حضرت رضا علیه السّلام روایت کرده فرمود بهترین حالات مردم نزد خداوند سجده آنها میباشد و خواندن این سوره در نماز واجب جایز نیست چه حین قرائت واجب میشود بسجده و از این جهت ما حی نماز است.
پایان سوره علق
در مکه نازل شد و پنج آیه و سی و سه کلمه و صد و دوازده حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن:در کافی از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره قدر را بصدای بلند قرائت کند مانند کسی است که شمشیر کشیده در راه خدا جهاد مینماید و هر که آهسته آنرا قرائت کند مثل آنستکه در راه خداوند بخون خود غوطهور است و هر کس ده مرتبه آن را قرائت نماید خداوند هزار گناه او را بیامرزد.
ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره قدر را تلاوت کند در نمازهای واجب منادی ندا کند ای بنده خدا آمرزیده شدهای اعمال خود را از نو بگیر.
در خواص قرآن از پیغمبر اکرم(ص)روایت کرده فرمود هر کس این سوره را قرائت کند مثل آنستکه یک ماه روزه گرفته است و اگر در شب قدر آن را قرائت کند ثواب جهاد کنندگان در نامۀ عمل او نوشته شود و اگر بر مخزنی بخواند از هر آفتی سالم بماند و اگر آن را بر ظرف جدیدی بنویسد و صاحب لغوه بر آن نظر کند خداوند او را شفا دهد و اگر بر طلا و نقره و یا اثاث خانه بخواند و آنها را ذخیره کند مبارک شود برای او آن اشیاء.
سوره قدر مشتمل است بر بیان فضیلت شب قدر و آنکه عبادت و تقرب
در آن شب بیش از سایر شبهای ایام سال است و قرآن در شب قدر نازل شده است.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِی لَیْلَةِ اَلْقَدْرِ (1) وَ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا لَیْلَةُ اَلْقَدْرِ (2) لَیْلَةُ اَلْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (3) تَنَزَّلُ اَلْمَلاٰئِکَةُ وَ اَلرُّوحُ فِیهٰا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ (4) سَلاٰمٌ هِیَ حَتّٰی مَطْلَعِ اَلْفَجْرِ (5)
قوله تعالی إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ وَ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا لَیْلَةُ الْقَدْرِ لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ تَنَزَّلُ الْمَلاٰئِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیهٰا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ سَلاٰمٌ هِیَ حَتّٰی مَطْلَعِ الْفَجْرِ.
سبب نزول این سوره بدین قرار است:در کافی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود:
رسول خدا در خواب دید بنی امیه بالای منبر حضرتش رفتند و مردم را بسوی گمراهی و زمان جاهلیت سوق میدهند و از دین اسلام بر میگردانند حضرتش از خواب برخاست در حالتی که محزون و دلتنگ بود جبرئیل نازل شد پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم خواب خود را برای او بیان کرد گفت بآنخدائیکه تو را برسالت فرستاده من از این موضوع اطلاعی ندارم آنگاه بآسمان صعود کرد، طولی نکشید فرود آمد و سوره قدر را آورد پروردگار فرمود ما شب قدر را بتو عطا کردیم و آن بهتر است از هزار ماه که بنی امیه سلطنت میکنند.
طبرسی از ابن عباس روایت کرده که حضور پیغمبر اکرم(ص)عرض کردند از بنی اسرائیل مردی بود که هزار ماه اسلحه بکمر خود بسته و در راه خدا جهاد میکرد.
پیغمبر اکرم(ص)فرمود ایکاش در میان امت من هم چنین مردی وجود داشت ولی خداوند عمرهای امت مرا کوتاه و کمترین عمرهای امتها قرار داده جبرئیل نازل شد و سوره قدر را آورد پروردگار فرمود ما شب قدر را بتو عطا کردیم و آن بهتر است از هزار ماه که شخص بنی اسرائیلی در راه ما جهاد نمود.
و فرمود یکی از بزرگی و منزلت شب قدر آنست که ما قرآن را در آن شب نازل کردیم،و ما در بخش اول تفسیر بیان نمودیم که پروردگار تمام قرآن را یکدفعه در شب قدر بآسمان دنیا و قلب مبارک پیغمبر اکرم(ص)نازل فرمود سپس در مدت بیست و سه سال بتدریج از باطن و آسمان دنیا بتوسط جبرئیل و بمناسبت بروز حوادث بمرحله ظاهر نازل فرمود اما شب قدر نامیده شد چه در آن شب جمیع مقدرات بشر تا سال آینده معین میشود از قبیل اجلها و ارزاق و موت و حیات و غنا و ثروت و فقر و احتیاج و خیر و شر و هر امری که باید تحقق پیدا کند.
و دیگر قدرش میگویند برای منزلت و شرف آن و تنگ شدن زمین در اثر فرود آمدن فرشتگان بسیاری بزمین و بعضی از عامه گمان کردند که شب قدر اختصاص دارد بعصر پیغمبر اکرم(ص)و گمان آنها باطل است،طبرسی از أبو ذر غفاری روایت کرده که از رسول خدا سؤال نمودم شب قدر اختصاص دارد بزمان پیغمبران یا بعد از ایشان هم شب قدر میباشد فرمود شب قدر تا قیامت هست و وجود دارد عرض کردم چه وقت است فرمود در ماه رمضان است.
و در حدیث دیگر فرمود طلب کنید شب قدر را در عشر آخر ماه رمضان و احادیث بسیاری از ائمه معصومین علیهم السّلام وارد شده که شب قدر از این سه شب بیرون نیست:نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم.
از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود مردی از طایفۀ جهنیه حضور پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم شرفیاب شد عرض کرد ای رسول خدا منزل من تا مدینه دور
است تقاضا دارم راهنمائی فرمائید مرا بشب قدر تا در آنشب مدینه آیم و مشغول عبادت شوم در حضور شما پیغمبر اکرم بیست و سوم ماه رمضان را برای او تعیین فرمود و از این جهت آنشب معروف شد بشب جهنیه.کیفیت.احکام شب قدر در کتب ادعیه بیان شده است.
در کافی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود امیر المؤمنین علیه السّلام مکرر باصحاب خود میفرمود هیچ وقت اولی و دومی حضور پیغمبر نرسیدند مگر آنکه آنحضرت با گریه و خشوع سورۀ قدر را برای آنها قرائت میفرمود عاقبت روزی ایشان گفتند ای رسول خدا جهت چیست این قدر سوره قدر را برای ما قرائت میفرمائید فرمود بخاطر کسیکه مشاهده میکنم او را بچشم و حفظ کردم و جای دادم او را در قلب خود و اشاره فرمود بمن.
و دیگر فرمود برای چیزیکه علی علیه السّلام آن را بعد از من مشاهده مینماید سؤال نمودند ای رسول خدا شما و علی چه چیز مشاهده مینمائید پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم آیۀ تَنَزَّلُ الْمَلاٰئِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیهٰا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ -را با انگشت مبارک روی زمین نوشت سپس فرمود بآنها آیا بعد از قول خداوند که میفرماید مِنْ کُلِّ أَمْرٍ چیزی باقی میماند که نازل نکند عرض کردند خیر ای رسول خدا فرمود آیا میدانید بچه شخصی نازل میکنند در شب قدر هر چیزی را گفتند بر شما نازل میکنند ایرسول گرامی فرمود آیا بعد از من شب قدر وجود دارد عرض کردند بلی فرمود فرشتگان بعد از من در شب قدر بر چه شخصی نازل میشوند و امورات هر چیز را فرود میآورند گفتند نمیدانیم در آنوقت پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم سر مرا در بغل گرفت و فرمود بدانید بر این علی فرشتگان و روح نازل میکنند هر چیز را بعد از من در شب قدر و چون شب قدر فرا میرسید بعد از پیغمبر اکرم(ص)چنان خوف و ترسی بر آنها غالب میشد که تصور آن نمیتوان کرد بخاطر آنکه مبادا امر و دستوری از پروردگار برای کیفر و نابودی ایشان برسد و آنها بخوبی شب قدر را میشناختند و از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که بشیعیان میفرمود شما با مخالفین بوسیله سوره قدر حجت آورید تا غالب و رستگار شوید سوگند بخدا سور قدر حجت خدا
است از برای خلایق بعد از پیغمبر اکرم و آن سوره بزرگ دین شما شیعیان و نهایت علم ما ائمه است حجت بیاورید برای مخالفین ب حم وَ الْکِتٰابِ الْمُبِینِ إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ فِی لَیْلَةٍ مُبٰارَکَةٍ إِنّٰا کُنّٰا مُنْذِرِینَ و منذرین بعد از پیغمبر اکرم(ص)صاحبان ام بتنهائی هستند ایطایفه شیعه خداوند در قرآن کریم میفرماید وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلاّٰ خَلاٰ فِیهٰا نَذِیرٌ شخصی حضورش عرض کرد ایفرزند رسول خدا نذیر این امت پیغمبر اکرم(ص)بود فرمود بلی راست میگوئی آیا زمانی که پیغمبری مبعوث نشود روی زمین و در اقطار عالم نذیری هست یا خیر سائل عرض کرد نذیری نیست آنحضرت فرمود آیا از برای خداوند نذیر نیست چنانکه رسول خدا که فرستاده او بود نذیر هم بود سائل گفت بلی برای خداوند نذیر میباشد فرمود پس بدان پیغمبر اکرم(ص)نرفت از دنیا مگر آنکه نذیری از برای او بود و اگر بگوئی نذیری نبود لازمه این سخن آنست که پیغمبر اکرم(ص)ضایع و باطل و عاطل گذاشته کسانی را که در اصلاب مردان امت او بودند و بعد از آنحضرت بدنیا آمدند سائل عرض کرد مگر قرآن کافی نیست از برای مردم فرمود بلی کافی است در صورتی که بیابند مفسری برای آن عرض کرد مگر پیغمبر اکرم(ص)تفسیر نفرموده آنرا فرمود تفسیر فرموده پیغمبر اکرم(ص) قرآن را برای یکنفر و بیان نموده قدر و منزلت و شأن او را برای امت و آن شخص علی بن أبی طالب علیه السّلام است.سائل عرض کرد.پس این امر اختصاص دارد بزمان امیر المؤمنین علیه السّلام و عمومیت ندارد برای ازمنه بعد فرمود خداوند امتناع دارد از آنکه او را پرستش کنند و نبوده باشد در هر عصر و زمانی کسی که او را بشناساند بمردم و این امر نذیری و امامت امری بود که اظهار نفرمود آن را پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم مگر در وقت و اوان خود.خداوند امور را موقوف بوقت معین قرار داده است چنانکه رسول اکرم(ص)رسالت خود را از خدیجه عیال خود هم پنهان میداشت تا آنکه خداوند امر و دستور داد آشکارا رسالت و نبوت خود را اعلام نماید.سائل گفت پس صاحب دین باید امر خود را پنهان بدارد فرمود مگر امیر المؤمنین علیه السّلام امر خود را پنهان نداشت از آن زمان که به پیغمبر ایمان آورد تا وقتی که امر شد باو اظهار بدارد سائل عرض کرد بلی چنین است آنحضرت فرمود:
ما ائمه هر یک امر خود را پنهان میداریم تا وقتی که مأمور شویم بر اظهار آن و بسند دیگر از آنحضرت روایت کرده:
فرمود ابتداء خلقت چون خداوند دنیا را آفرید خلق نمود شب قدر را و پیغمبر و اوصیاء او را و در قضاء الهی گذشته بود که باید در هر سال یکشب از جانب خداوند تفسیر و امور آن سال تا سال دیگر فرود آید بر پیغمبر و یا وصی او و هر کس آن شب را انکار نماید علم خدا را رد و انکار نموده و قیام نمیکنند پیغمبران و اوصیاء آنها و محدثین مگر آنکه برای ایشان از طرف پروردگار حجتی باشد و در شب قدر آن را جبرئیل و فرشته روح بیاورند شخصی عرض کرد آیا بر اوصیاء و محدثین جبرئیل و فرشتگان با اوامر پروردگار در شب قدر بر آن حجت نازل میشوند.سوگند بخدا آدم از دنیا نرفت مگر از برای او وصی بود و همچنین پیغمبران بعد از آدم و بر تمام اوصیاء در شب قدر امر خداوند را فرشتگان و روح نازل مینمودند و خداوند آیه ذیل را اختصاص داده باوصیاء و صاحبان امر بعد از محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و در باره آنها فرموده:
وَعَدَ اللّٰهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ تا آخر آیه 55 سوره نور فَأُولٰئِکَ هُمُ الْفٰاسِقُونَ خدا بکسانیکه از شما بندگان ایمان اورده و نیکو کار گردد وعده فرموده در زمین خلافت دهد چنانکه امم صالح پیغمبران گذشته جانشین پیشینیان خود شدند و علاوه بر خلافت دین پسندیده آنان را که دین اسلام است بر همۀ ادیان تمکین و تسلط عطا کند و بهمی مؤمنان پس از خوف و اندیشه از دشمنان ایمنی کامل بخشد تا مرا به یگانگی بدون شائبه شرک و ریا پرستش کنند و بعد از آن هر که کافر شود بحقیقتهمان فاسقان تبه کارند آنحضرت فرمود ما ائمه همان خلیفههای خدا میباشیم که توانائی داده ما را بعلم و دانش ای مردم سؤال نمائید از ما اگر تصدیق کردیم شما را پس ثابت و بر قرار باشید و از جانب خود کاری انجام ندهید و
برأی و عقیده خود عمل ننمائید همانا امر ائمه بسیار ظاهر و آشکار است سوگند بخدا حکم نموده پروردگار که نبوده باشد اختلافی بین مؤمنین و از اینجهت امامان را شاهد و گواه بر مردم قرار داده است و شیعیان ما باید گواه باشند بر مردم و خداوند منع فرموده از اختلاف در حکم یا آنکه بین اهل دانش تناقضی بوده باشد پس از آن حضرت باقر علیه السّلام فرمود فضل و برتری ایمان مؤمن بجملۀ إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ و تفسیر آن نسبت بکسیکه چنین ایمانی ندارد مانند فضل و برتری انسان است بر بهائم و خدای عزّ و جل دفع میکند بمؤمنین که بسورۀ قدر ایمان دارند عذاب را از منکرین آن در دنیا و بحد کمال میرساند عذاب را برای کسانیکه میداند که توبه نمیکنند از انکار نمودن سوره قدر(مقصود از شیعیان کسانی هستند که اعتقاد دارند بامامت دوازده امام زیرا بوجود آن شخصیتهای مقدس شب قدر باقی و برقرار است و در هر سال در شب قدر او امر پروردگار و مقدرات بشر بر آن بزرگواران نازل میشود و در مقدمات بیان نمودیم که ببرکت آنها از مخالفین و عامه در دنیا عذاب بر داشته شده است.
حضرت باقر علیه السّلام فرمود در این زمان از برای مؤمنین جهادی بجز حج و عمره و ولایت ائمه نمیبینم شخصی عرض کرد حضورش ایفرزند رسول خدا مسئلهای دارم بر من غضب نکنید از جهت پرسش آن فرمود سؤال کن عرض کرد آیا اموری را که در شب قدر فرشتگان و روح بر شما ائمه نازل میکنند پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم آنها را میدانست و من یقین دارم که رسول خدا از دنیا در نگذشت مگر آنکه تمام علومی که دارا بود بامیر المؤمنین تعلیم نمود و آن حضرت تمام آنها را حفظ نمود.آنحضرت در پاسخ سؤال آنمرد فرمود چه تو را داخل این خانه نمود گفت قضا و قدر الهی مرا بحضور شما رسانید تا مسائل دین خود را از شما سؤال کنم و از روی فهم عمل نمایم فرمود پس بدان و حفظ کن آنچه را میگویم:شبی که پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را بمعراج بردند از آنجا نزول اجلال ننمود مگر
آنکه خداوند تمام علوم گذشته و آینده و حوادث را باو تعلیم نمود و تفسیر بسیاری از آنها در شب قدر نازل میشود و تمام آن علوم را که پیغمبر در شب معراج فرا گرفت از پروردگار بامیر المؤمنین علیه السّلام تعلیم فرمود و در شب قدر تفسیر آنها بر آنحضرت نازل میشد و ما ائمه عموما همین طور هستیم آن شخص عرض کرد مگر تفسیر آن علوم را پروردگار نفرمود فرمود بلی و لکن باید تفسیر آنها آنچه مربوط بآنسال است از جانب پروردگار در شبهای قدر نسبت بهمان سال بر پیغمبر و اوصیاء بعد از آنحضرت نازل شود و دستور بگیرند از خداوند که این سال برای اموریکه میدانستند چگونه رفتار و عمل نمایند آن شخص عرض کرد ایفرزند رسول خدا تقاضا دارم واضح و روشنتر بیان بفرمائید تا بفهمم فرمود رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم از دنیا نرفت مگر آنکه حافظ تمام علوم و تفسیر آنها بود سائل گفت پس چه چیز در شب قدر نازل میشود و چه دانشی افزوده میگردد در شب قدر برای پیغمبر و اوصیاء او فرمود امر بانجام دادن یا ندادن بعضی از چیزها در شب قدر نازل میشود و این علم را سابق پیغمبر و امام نمیدانست آن مرد گفت پس چه حادث میشود و زیاد میگردد در شب قدر از علم و دانش غیر آنچه را میدانستند پیش از شب قدر آنحضرت فرمود دیگر بیش از این مأمور نیستم بکشف اسرار و مصلحت امور و حکمت این کتمان را نمیداند جز خداوند باز آن مرد زبان درازی کرد و گفت آیا علومشان زیادتر است از علم پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم از جهت گذشتن شبهای بسیاری از شبهای قدر فرمود خیر عرض کرد پس چگونه میداند وصی و امام علومی را غیر از آنچیزی که پیغمبر باو تعلیم نموده و وصیت کرده آیا ممکن است بگوئیم یکی از اوصیاء میداند علومی را که اوصیاء دیگر نمیدانند آنها را فرمود هیچ پیغمبری از دنیا نمیرود مگر آنکه تمام علوم او در سینه وصیش میباشد و در شب قدر روح و فرشتگان نازل میکنند حکم هر چیز را که باید پیغمبر و یا امام در میان بندگان حکم بفرمایند آن مرد گفت امام و پیغمبر پیش از شب قدر نمیدانستند حکم آن چیز را فرمود میدانستند حکم آن را و لکن مأموریت نداشتند بر امضاء آن حکم و عدم امضاء آن تا امر شود بآنها در شب قدر که چگونه باید در این سال
حکم کنند و رفتار نمایند آنمرد گفت ایفرزند رسول خدا من قدرت و توانائی ندارم که شب قدر را انکار کنم و اقرار و اعتراف دارم بتمام فرمودههای شما حضرت باقر علیه السّلام فرمود هر کس شب قدر را انکار کند از ما نیست مجددا آنمرد سؤال نمود آیا زیاد میشد در شب قدر علم و دانش پیغمبر اکرم علیه السّلام و میداند چیزهائی را که پیش از شب قدر نمیدانست فرمود آنحضرت در پاسخ آنمرد اینگونه سؤال برای شما جایز نیست.مگر نگفتم پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم تمام علوم گذشته و آینده را میدانست و از دنیا نرفت مگر آنکه جمیع آنها را بوصی خود یاد داد و اوصیاء بعد از پیغمبر دارای تمام علوم میباشند و سؤالی که نمودی خداوند نهی فرمود پیغمبران و اوصیاء آنها را از آنکه آگاه گردانند کسی را از بندگان آنرمد گفت چگونه بشناسیم شب قدر را در هر سال فرمود ماه رمضان که داخل شد در هر شب یکصد مرتبه سوره حم دخان را قرائت کن چون شب بیست و سوم فرا رسید مشاهده خواهی نمود آنچه را که سؤال نمودی و تصدیق خواهی کرد و میبینی که جنود شیاطین وارد میشوند بر اهل ضلالت و ارواح آنها و خبرهای دروغ بآنها میگویند و چون چنین شود ایشان میگویند در خواب چنین و چنان دیدهایم و هر کس اعتقاد و ایمان بشب قدر داشته باشد میداند که آنشب اختصاص دارد بما ائمه چه پیغمبر هنگام وفات فرمود ایمردم علی علیه السّلام بعد از من ولی و امام شما است اگر از او اطاعت و پیروی نمائید هدایت و رستگار خواهید شد و هر کس ایمان ندارد بعلی بشب قدر معتقد نیست و کسیکه اعتقاد دارد بشب قدر بجز آنچه ما میگوئیم او دروغ گو و کاذب است چه ذات مقدس پروردگار پاک و منزه از آنست که او امر خود را با روح و فرشتگان بسوی کافر و فاسق و تبه کاری نازل نماید و چنین اشخاصی در گمراهی و ضلالت حیران و سر گردانند و فرمود از علامت شت قدر آنستکه بوی خوشی میوزد و اگر زمستان است قدری از شبهای دیگر ملایمتر و چنانچه در تابستان است اندکی سرد و پاکیزهتر از
در کافی از ابی یحیی صنعانی روایت کرده حضرت صادق علیه السّلام میفرمود روزی جدم امیر المؤمنین علیه السّلام قرائت نمود سوره إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ را و حسنین حضور آن بزرگوار نشسته بودند حضرت امام حسین رو کرد بپدر خود گفت یا امیر المؤمنین علیه السّلام میبینم هر وقت تلاوت مینمائید این سوره را حظی و لذتی از قرائت آن میبرید فرمود چنین است ایفرزند آن سوره چون بر جدت خاتم پیغمبران نازل شد بر من قرائت نمود و دست مبارکش را بر کتف من گذاشت و فرمود ایعلی و ایوصی من بر امت و ای جهاد کننده با دشمنان من تا روز قیامت،این سوره مخصوص تو میباشد بعد از وفات من و اختصاص بفرزندان تو دارد بعد از تو برادرم جبرئیل مقدرات و حوادث و پیش آمدهای امت را در هر سال فرود آورد و نازل کند بر تو و فرزندانت در شب قدر چنانکه بر من نازل میکند و خداوند در آن شب نور ساطعی در قلب تو و فرزندان اوصیائت وارد کند تا طلوع فجر و شیخ طوسی از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده خانه امیر المؤمنین علیه السّلام و حضرت فاطمه علیه السّلام،حجره رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و سقف آن عرش پروردگار بود و زمین آنخانه منفذی داشت که کشیده شده بعرش پروردگار و محل نزول وحی و فرود آمدن فرشتگان بود هر صبح و شام و هر ساعت از شبانه روز و آن خانه مملو بود از فرشتگان فوجی صعود مینمودند و فوج دیگر فرود میآمدند و هیچوقت فارغ نبود از تردد و رفت و آمد فرشتگان خدای تعالی حجاب را برداشت از آسمانها برای حضرت ابراهیم تا مشاهده نمود عرش پروردگار را و زیاد نمود قوای دیدگان او را تا عرش را دید و پروردگار چنان زیاد کرد قوای دیدگان محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را بطوریکه نمییافتند سقفی برای خانه خود جز عرش پروردگار پس خانه آنها مسقف بود بعرش رحمن و فرشتگان نازل میشدند بر ایشان با اذن پروردگار و فرود میآوردند بر آنها هر امر و سلامی را شخصی سؤال نمود آیا با هر امری سلام هم بود فرمود بلی.گفت آنشخص این بیانات تنزیل آیه است فرمود بلی- در صحیح ترمذی روایت کرده پس از آنکه مجبور شد حضرت امام حسن
علیه السّلام با معویه صلح کند شخصی از جا بلند شد و با کمال جسارت بآنحضرت گفت مؤمنین را رو سیاه کردی ای حسن بن علی آن حضرت در پاسخ آنمرد فرمود اذیت نکن مأمور بودم بر این امر جدم پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم در خواب دید بنی امیه بر منبرش بالا رفتند محزون شد جبرئیل فرود آمد و سوره إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ را آورد پروردگار فرمود ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم محزون مباش شب قدر بهتر است برای تو از هزار ماه که بنی امیه سلطنت میکنند ترمذی که یکی از علماء مخالفین است میگوید راوی گفت ما شماره کردیم سلطنت بنی امیه را بدون روزی کم و زیاد هزار ماه بود- حضرت باقر علیه السّلام فرمود فرشتگان و روح القدس در هر عصری بر امام زمان در شب قدر نازل میشوند و حضور آنحضرت تقدیم میدارند آنچه نوشته شده و مقدر گردیده در لوح محفوظ و درود میفرستند و تحیات میآورند بر امام زمان تا طلوع فجر مردی عرض کرد ایفرزند رسول خدا شما میشناسید شب قدر را فرمود چگونه ما نمیشناسیم آن شب را و حال آنکه در آنشب فرشتگان از آسمان فرود میآیند و بدور ما طواف میکنند و تحیت بر ما میفرستند و مقدرات تمام خلایق را بما تسلیم میدارند- در کافی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود در شب معراج پیغمبر نماز بجا آورد چون فارغ شد از قرائت سوره الحمد در رکعت اول خطاب شد باو قرائت کن ای محمد نسبت پروردگارت را یعنی سوره قُلْ هُوَ اللّٰهُ احد را و در رکعت دوم خطاب شد بآنحضرت تلاوت کن سوره إِنّٰا أَنْزَلْنٰاهُ را چه آن سوره نسبت خود و اهل بیتت میباشد تا روز قیامت- و از ابن عباس روایت کرده که پیغمبر اکرم(ص)فرمود در شب قدر فرشتگان سدرة المنتهی و جبرئیل بزمین فرود میآیند با آنها پرچمهائی است یکی از پرچمها را بروی قبر من نصب میکنند و یکی دیگر را در مسجد الحرام و بیت المقدس و طور سینا نصب خواهند نمود و نمیگذارند از کنار هیچ مرد مؤمن و زن مؤمنهای مگر آنکه بر ایشان سلام میکنند جز کسانیکه شراب خوردهاند و یا گوشت خنزیر و آنشب شب بسیار مبارکی است مقدرات و سرنوشت تمام بشر در آنشب نازل میشود بر امام زمان علیه السّلام و شب قدر تا روز قیامت باقی خواهد بود.
پایان سوره قدر
سوره بینه در مدینه نازلشده و هشت آیه و نود و چهار کلمه و سیصد و نود و نه حرف است خواص و ثواب تلاوت آن:ابن بابویه از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره بینه را قرائت کند از کسانی است که بیزاری جسته از مشرکین و داخل گردیده در دین محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و با ایمان محشور خواهد شد و حساب او آسان شود و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس اینسوره را تلاوت کند در قیامت رفیق بهترین مردمان خواهد بود و اگر آن را بر ظرف جدیدی بنویسند و نظر کند در آن صاحب لقوه دیدگان او شفا یابد و اگر بر نان بنویسند و آن را بدزد بخورانند در همان ساعت مفتضح گردد و چنانچه آن را بر انگشتری بخوانند باسم دزدی انگشتر بحرکت آید و اگر بنویسند و شخص یرقانی همراه خود بدارد شفا یابد و اگر این سوره را بنویسند و بآب محو کنند و کسیکه مبتلا بمرض برص است یا چشم او سفیدی بهم رسیده از آن آب بیاشامد بر طرف گردد و چنانچه بنویسند این سوره را بهر ورمی که بندند باذن خدا بر طرف گردد سوره بینه مشتمل است بر آنکه حجت و برهان پیش از قرآن هم بر کفار و مشرکین تمام بود با اینوصف آنها از کفر و عصیان جدا نبودند
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . لَمْ یَکُنِ اَلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ اَلْکِتٰابِ وَ اَلْمُشْرِکِینَ مُنْفَکِّینَ حَتّٰی تَأْتِیَهُمُ اَلْبَیِّنَةُ (1) رَسُولٌ مِنَ اَللّٰهِ یَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً (2) فِیهٰا کُتُبٌ قَیِّمَةٌ (3) وَ مٰا تَفَرَّقَ اَلَّذِینَ أُوتُوا اَلْکِتٰابَ إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَتْهُمُ اَلْبَیِّنَةُ (4) وَ مٰا أُمِرُوا إِلاّٰ لِیَعْبُدُوا اَللّٰهَ مُخْلِصِینَ لَهُ اَلدِّینَ حُنَفٰاءَ وَ یُقِیمُوا اَلصَّلاٰةَ وَ یُؤْتُوا اَلزَّکٰاةَ وَ ذٰلِکَ دِینُ اَلْقَیِّمَةِ (5) إِنَّ اَلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ اَلْکِتٰابِ وَ اَلْمُشْرِکِینَ فِی نٰارِ جَهَنَّمَ خٰالِدِینَ فِیهٰا أُولٰئِکَ هُمْ شَرُّ اَلْبَرِیَّةِ (6) إِنَّ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ أُولٰئِکَ هُمْ خَیْرُ اَلْبَرِیَّةِ (7) جَزٰاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنّٰاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا أَبَداً رَضِیَ اَللّٰهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذٰلِکَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ (8)
قوله تعالی لَمْ یَکُنِ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ وَ الْمُشْرِکِینَ مُنْفَکِّینَ حَتّٰی
تَأْتِیَهُمُ الْبَیِّنَةُ رَسُولٌ مِنَ اللّٰهِ یَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً فِیهٰا کُتُبٌ قَیِّمَةٌ وَ مٰا تَفَرَّقَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ إِلاّٰ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَتْهُمُ الْبَیِّنَةُ کافران اهل کتاب و مشرکین از کفر و عصیان جدا نبودند تا آنکه برهان و حجت حق بر آنها آمد و رسولی از جانب خدا چون محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرستاده شد تا کتابهای پاک و منزه آسمانی را بر آنها قرائت کند و در آن کتابها نامهای حقیقت و راستی مسطور و نوشته شده است و اهل کتاب پراکنده نشدند در حق این رسول و نبوت او و راه تفرقه و خلاف نه پیمودند مگر پس از آنکه حجت و بیان کامل بر حقانیت و صحت نبوت رسول بر آنها در کتابهای ایشان آمد و آنها بر انکار آن رسول لجاجت نمودند در محاسن ذیل آیه فوق از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود مراد از کافرین کسانی هستند که شیعیان را تکذیب نمودند زیرا کتاب آیات خدا است و اهل آن شیعیان باشند و مشرکین منفکین مرجیه هستند و بینه واضح شدن حق است برای آنها و رسول از جانب خدا محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم است و معنی یَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً یعنی پیغمبر راهنمائی میکند مردم را بسوی اولی الامر و ائمه معصومین بعد از خود و آیه: وَ مٰا تَفَرَّقَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتٰابَ ،دلیل است بر بطلان قول جبری مسلکان که میگویند کفار را خداوند در اصل کافر آفریده،چه خدای تعالی میفرماید پس از آنکه حجت بر ایشان تمام شد کافر شدند وَ مٰا أُمِرُوا إِلاّٰ لِیَعْبُدُوا اللّٰهَ
مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفٰاءَ وَ یُقِیمُوا الصَّلاٰةَ وَ یُؤْتُوا الزَّکٰاةَ وَ ذٰلِکَ دِینُ الْقَیِّمَةِ و در کتابهای آسمانی امر نشدند مگر بآنکه با اخلاص کامل و بدون ریا پرستش کنند خدا را و از دین غیر حق روی بگردانند و نماز بپا دارند و زکوة بدهند و دین راست و درست و راه سعادت همین است إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتٰابِ وَ الْمُشْرِکِینَ فِی نٰارِ جَهَنَّمَ خٰالِدِینَ فِیهٰا أُولٰئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّةِ کسانیکه از اهل کتاب کافر شدند و مشرکین همه در آتش دوزخ باشند و آنجا همیشه معذبند و ایشان بدترین خلایق هستند- حضرت باقر علیه السّلام فرمود پروردگار قرآن را نازل نمود بر اهل کتاب و مشرکین و آنها کافر و مرتد شدند و معصیت و نافرمانی کردند با امیر المؤمنین علیه السّلام را و در اثر نافرمانی اینان بدترین خلق خدا هستند إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ أُولٰئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ جَزٰاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنّٰاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهٰارُ خٰالِدِینَ فِیهٰا أَبَداً رَضِیَ اللّٰهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذٰلِکَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ آنانکه بخدا ایمان آورده و عمل نیکو بجا میآوردند بحقیقت بهترین خلق خدایند و پاداش آنها نزد خدا بهشت عدن است که نهرها زیر درختانش جاریست و در آنجا همیشه متنعمند خدا از آنها خشنود و آنها نیز از خدا راضی هستند و این بهشت مخصوص کسانی است که از خدا بترسند و بطاعت او مشغول باشند- در امالی از جابر انصاری روایت کرده که حضور پیغمبر بودم امیر المؤمنین
علیه السّلام وارد شد پیغمبر فرمود برادرم علی آمد آنگاه توجهی بخانه کعبه نمود و بدست مبارک اشاره کرد و فرمود بآنخدائیکه جانم در دست قدرت او است روز قیامت علی و شیعیان او رستگاران عالمند و فرمود علی از حیث ایمان اول شما است و او باوفاترین اشخاص است بعهد خدا و عادلترین شما است بر رعیت و قسمت میکند میان شما بعدل و مساوات و بزرگترین خلایق است نزد پروردگار و هر وقت علی را پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم میدیدمیفرمود خَیْرُ الْبَرِیَّةِ آمد و چون آیه فوق نازل شد توجهی بامیر المؤمنین علیه السّلام نمود و فرمود بخدا قسم مراد از آیه تو هستی ایعلی و شیعیانت وعدهگاه تو و آنها فردای قیامت کنار حوض کوثر است تو پیشوای آنان باشی و آنها عموما توجهشان بسوی تو میباشد- در محاسن از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود مراد اَلَّذِینَ آمَنُوا شیعیان ما اهل بیت میباشد و مقصود از آیه و إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا دشمنان ما خاندان نبوت است و فرمود اخلاص ایمان بخدا و رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم است و مراد از نماز در این آیه امیر المؤمنین علیه السّلام و دین قیمة حضرت فاطمه علیه السّلام است و خداوند راضی است از مؤمنین در دنیا و آخرت و مؤمنین اگر چه راضی هستند در دنیا از خدا ولی در دل آنها چیزهائی است از مصائب دنیا ولی چون مشاهده کردند روز قیامت و ثواب و پاداش خداوند را که بآنها عطا فرموده بطور دلخواه از خداوند راضی و خشنود شوند و رضا و خشنودی برای کسانی است که اطاعت پروردگار را نمودهاند- ابو بکر شیرازی که یکی از مخالفین است در کتاب نزول آیات قرآنی در
شأن امیر المؤمنین علیه السّلام از انس بن مالک روایت کرده که پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرموده آیه فوق در شأن علی نازل شده و علی اول کسی است که ایمان بمن آورده و عمل نیکو از قبیل نماز و روزه و زکوة و سایر واجبات بجا آورده و
علی خیر البریة و افضل مخلوقات است و این حدیث را جمعی از مخالفین مانند خطیب خوارزمی و موفق بن احمد و اعمش و دیگران از ابن عباس روایت کردهاند- محمد بن عباس از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده که پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم هنگام وفات بدخترش فاطمه علیه السّلام فرمود علی علیه السّلام را بمن برسان چون آنحضرت وارد شد پیغمبر باو فرمود ایعلی نزدیک من بیا چون نزدیک رفت رسول خدا باو فرمود تو خیر البریة هستی و خداوند آیه إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا را در شأن تو و شیعیانت نازل فرموده و آیه إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا را در حق دشمنان تو و پیروان آنها فرو فرستاده.روز قیامت وارد محشر میشوند در حالتی که صورتهایشان سیاه و لب تشنه و محزونند آنها اشقیاء و منافقین امت و دشمنان تو و شیعیانت هستند و بدترین خلق عالمند و احادیث در این باب از خاصه و عامه بسیار است و همه متفقند که امیر المؤمنین علیه السّلام خیر البریة است پایان سوره بینه
سوره زلزله در مدینه نازلشده و هشت آیه و سی و پنج کلمه و صد و شصت و نه حرف است خواص و ثواب تلاوت آن:در کافی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره زلزله را تلاوت کند در نمازهای واجب و یا مستحب هرگز بزلزله و صاعقه و آفاتی از آفات دنیا نمیرد و هنگام وفات او فرشتگانی از جانب خداوند بیایند و بعزرائیل سفارش کنند که در حق او مهربانی کند عزرائیل در پاسخ آنها گوید پروردگار بمن امر فرموده از شما اطاعت کنم.و وقتی روح او را قبض نمود پردهای بالا رود و جایگاه خود را در بهشت مشاهده نماید و هفتاد هزار فرشته مشایعت کنند روح او را و بشارت دهند به بهشت- و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس اینسوره را قرائت کند مانند کسی است که ربع قرآن را تلاوت نموده و اگر آن را بر نان بنویسند و بدزد بخورانند آن دزد مبتلا شود بدرد دل و مفتضح گردد و هر کس آن را بنویسد و قرائت کند و همراه خود داشته باشد و وارد شود بر کسیکه از او میترسد نجات یابد و اگر بر طشت جدید که هنوز استعمال نشده بنویسد و مبتلا بمرض لقوه در آن نظر کند درد او ساکن و پس از سه روز باذن خدا شفا یابد سوره زلزله مشتمل است بر ذکر قیامت و بیان احوال آن
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . إِذٰا زُلْزِلَتِ اَلْأَرْضُ زِلْزٰالَهٰا (1) وَ أَخْرَجَتِ اَلْأَرْضُ أَثْقٰالَهٰا (2) وَ قٰالَ اَلْإِنْسٰانُ مٰا لَهٰا (3) یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبٰارَهٰا (4) بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحیٰ لَهٰا (5) یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ اَلنّٰاسُ أَشْتٰاتاً لِیُرَوْا أَعْمٰالَهُمْ (6) فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقٰالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ (7) وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقٰالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ (8)
قوله تعالی إِذٰا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزٰالَهٰا وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقٰالَهٰا وَ قٰالَ الْإِنْسٰانُ مٰا لَهٰا یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبٰارَهٰا بیاد بیاور ای محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم هنگامیکه زمین سخت بجنبد و بلرزه در آید و بارهای گران درون خود را از معادن و گنجها و مردگان از دل خاک بیرون افکند در آنروز انسان(که وجود مقدس امیر المؤمنین علیه السّلام است) گوید چیست این اضطراب و جنبیدن و خبرهای تو ایزمین؟! زمین آنحضرت را بحوادث و اخبار گذشته و آنچه مردم بروی آن انجام دادهاند خبر دهد و آگاه گرداند ابن بابویه از حضرت فاطمه علیه السّلام روایت کرده فرمود در زمان ابو بکر زلزله شدیدی در مدینه رخ داد بطوریکه عموم مردم ترسیدند و نزد ابو بکر و عمر رفتند مشاهده کردند آندو نفر از شدت ترس بشتاب حضور امیر المؤمنین علیه السّلام میروند مردم هم به تبعیت آنها حضور آنحضرت رسیدند امیر المؤمنین علیه السّلام از منزل خارج شدند ابو بکر و عمر و عموم مردم در عقب آن بزرگوار رفتند تا رسیدند بباروی شهر آنحضرت بروی زمین نشست مردم هم اطراف او نشستند دیوارهای مدینه مانند گهواره حرکت میکرد اهل مدینه از شدت ترس صداهای خود را بگریه و زاری بلند کرده و فریاد میزدند یا علی بفریاد ما برس هرگز چنین زمین لرزهای ندیدیم،لبهای آنحضرت بحرکت آمد و با دست مبارک بزمین زد و فرمود ایزمین آرام و قرار بگیر
زمین باذن خدا ساکت شد و قرار گرفت مردم از اطاعت و فرمان برداری زمین از امیر المؤمنین علیه السّلام تعجب کردند،فرمود شما تعجب کردید که زمین اطاعت امر من نمود وقتی باو گفتم قرار بگیر؟عرض کردند بلی یا امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود من همان انسانی هستم که خداوند در قرآن میفرماید: وَ قٰالَ الْإِنْسٰانُ مٰا لَهٰا -من بزمین میگویم بیان کن برای من حوادث و اخباریکه بر روی تو واقع شده و انجام گرفته است و بمن بگو عملهائی که مردم در روی تو بجا آوردهاند پس از آن فرمود اگر این همان زمین لرزههائی بود که خداوند در سوره زلزله میفرماید خبر میداد زمین بمن اخبار خود را ولی آن نیست- در مجمع از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود ایمردم آیا میدانید خبرهای زمین چیست که برای امیر المؤمنین علیه السّلام بیان میکند عرض کردند خدا و رسولش داناتر است و بهتر میدانند فرمود گواهی میدهد بر مرد و زن بآنچه بر پشت آن عمل کردند و میگوید این شخص کار نیکو بجا آورده و آندیگری مرتکب عمل زشت شده اینست خبرهای زمین.و پروردگار بزمین الهام میکند که اخبار و حوادث خود را بامیر المؤمنین علیه السّلام بگوید و آنحضرت را آگاه سازد یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ النّٰاسُ أَشْتٰاتاً لِیُرَوْا أَعْمٰالَهُمْ فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقٰالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقٰالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ در آنروز قیامت مردم از قبرها پراکنده بیرون آیند طایفهای مؤمن و بعضی منافق و جمعی کافر تا پاداش و کیفر اعمال خود را در حساب حق به بینند و در آن روز هر کس بقدر ذرهای کار نیک کرده پاداش آنرا خواهد دید و هر کس بقدر ذرهای کار زشتی انجام داده بکیفر آن خواهد رسید- این آیه رد میکند عقاید جبری مسلکان را که میگویند بنده از خود اختیاری ندارد و عمل از خود او نمیباشد.علی بن ابراهیم ذیل آیه فوق از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود اگر شخصی از اهل جهنم باشد چنانچه در دنیا بقدر ذرهای عمل نیک بجا آورده خداوند آن عمل را باو نشان میدهد و میفرماید این عمل را برای غیر من بجا آوردهای و بمن ربطی ندارد پاداش آنرا از غیر من بطلب و اگر از اهل بهشت باشد و ذرهای عمل زشت بجا آورده آنرا باو نشان دهند و خداوند او را بیامرزد
و از او در گذرد- طبرسی از ابی عبیده روایت کرده گفت صعصعه عموی فرزدق شاعر حضور پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم رسید آنحضرت آیه فوق را تلاوت مینمود صعصعه شنید گفت برای من از قرآن همین آیه بس است و کفایت میکند اگر آیات دیگری نشنوم عرب دیگری شنید عرض کرد ایرسول خدا آیا حساب ذره را از ما میکشند فرمود بلی آنعرب فریاد زد وا سوأتاه و گریه بسیاری کرد پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود این عرب دلش از ایمان با خبر است.
پایان سوره زلزلة
در مکه نازلشده و یازده آیه و چهل کلمه و صد و شصت و سه حرف است خواص و ثواب تلاوت آن:ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره عادیات را قرائت کند ثواب یک ختم قرآن دارد و اگر مداومت کند بر قرائت آن و مدیون باشد خداوند دین او را بزودی ادا کند و هر خائفی آن را قرائت کند ایمن باشد و اگر گرسنه و عطشانی بخواند آن را سیر و سیراب گردد سوره عادیات مشتمل است بر داستان جنگ ذات سلاسل و احوال قیامت
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . وَ اَلْعٰادِیٰاتِ ضَبْحاً (1) فَالْمُورِیٰاتِ قَدْحاً (2) فَالْمُغِیرٰاتِ صُبْحاً (3) فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً (4) فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً (5) إِنَّ اَلْإِنْسٰانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ (6) وَ إِنَّهُ عَلیٰ ذٰلِکَ لَشَهِیدٌ (7) وَ إِنَّهُ لِحُبِّ اَلْخَیْرِ لَشَدِیدٌ (8) أَ فَلاٰ یَعْلَمُ إِذٰا بُعْثِرَ مٰا فِی اَلْقُبُورِ (9) وَ حُصِّلَ مٰا فِی اَلصُّدُورِ (10) إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ یَوْمَئِذٍ لَخَبِیرٌ (11)
قوله تعالی وَ الْعٰادِیٰاتِ ضَبْحاً فَالْمُورِیٰاتِ قَدْحاً فَالْمُغِیرٰاتِ صُبْحاً فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً إِنَّ الْإِنْسٰانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ وَ إِنَّهُ عَلیٰ ذٰلِکَ لَشَهِیدٌ وَ إِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ سوگند باسبانی که سواران اسلام در جهاد کفار تاختند تا جائیکه نفسهایشان بشماره افتاد و در تاختن از سم ستوران بر سنگ آتش افروختند و بر دشمن شبیخون زدند تا صبحگاه آنها را بغارت گرفتند و گرد و غبار از دیار کفار بر انگیختند و سپاه دشمن را همه در میان گرفتند سوگند باین مجاهدان دین که انسان نسبت به
پروردگارش کفران نعمت و ناسپاسی میکند و او بر این ناسپاسی خود گواهی خواهد داد و بر دوستی مال سخت فریفته و بخیل است- علی بن ابراهیم از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود سوره عادیات نازلشده در باره اهالی وادی یابس و داستان آنها بدینقرار است:دوازده هزار نفر مرد جنگجو از اهالی یابس اجتماع نموده و با هم سوگند یاد نمودند که تخلف نکنند از یکدیگر و خوار و ذلیل نکند یکی از آنها دیگری را و فرار نکنند تا آنکه پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و امیر المؤمنین علیه السّلام را بقتل برسانند و یا تمام آنها کشته شوند.جبرئیل نازل شد رسول خدا را از تصمیم و عهد آنها با خبر نمود و دستور داد ابو بکر را با چهار هزار نفر از مهاجر و انصار بجانب آنها روانه کند پیغمبر بمنبر تشریف برد بعد از حمد و ثنای پروردگار فرمود ایطایفه مهاجر و انصار الحال جبرئیل بر من نازلشد و خبر داد که اهل وادی یابس اجتماع کرده و با هم عهد بستند که هیچیک از آنها بدیگری مگر و حیله نکند و فرار ننماید تا آنکه من و علی را بقتل برسانند و دستور داد بمن ابو بکر را با چهار هزار نفر بسوی آنها بفرستم مهیا شوید و حرکت نمائید
باسم خداوند انشاء اللّه.مسلمانان مجهز شدند برای حرکت،پیغمبر بابو بکر فرمود چون بمکان یابس رسیدید نخست اسلام را بر آنها عرضه بدارید اگر پذیرفتند جنگ نکنید و چنانچه امتناع کردند با ایشان جهاد کنید و اموالشان را بتصرف در آورید و استحکامات آنها را خراب کنید ابو بکر با لشگری آراسته با تأنی و آرام بسوی ایشان حرکت نمود چون بآنوادی رسیدند دویست نفر سوار مسلح از اهل وادی جلوی مسلمین را گرفتند سؤال کردند بچه خیال و قصدی به این جا آمدهاید برئیس و سر کرده خود بگوئید نزد ما بیاید تا با او گفتگو کنیم ابو بکر با جمعی از مسلمین نزد آنها رفت گفت من فرستاده پیغمبر خدا هستم بمن امر فرموده تا شما را باسلام دعوت کنم تا همان مزیتیکه برای مسلمانان هست برای شما نیز باشد و چنانچه اسلام قبول نکنید با شما جنگ خواهیم کرد گفتند ای ابو بکر اگر نبود قرابتی میان ما و شما البته خود و اصحابت را بقتل میرسانیدیم بطوریکه یادگار و مثل شود برای کسانیکه بعد از شما بدنیا میآیند بر گرد با اصحاب و رحم کن بخود و ایشان ما جز پیغمبر و علی قصد کشتن دیگری را نداریم،ابو بکر بمسلمانان گفت ایشان چندین برابر شما هستند کمکی دیگر شما ندارید خانهایشان خالی است بر گردید تا صورت حال را بعرض پیغمبر برسانیم مسلمین عموما گفتند ای ابو بکر مخالفت فرمان خدا و رسولش مکن آنچه امر شده بتو انجام ده و از خدا بترس و یا اینقوم جهاد کن و خلاف دستور رسول خدا ننما هر اندازه اصرار کردند ابو بکر قبول نکرد و نپذیرفت و گفت من چیزیرا میدانم که شما نمیدانید و شخص حاضر مشاهده میکند چیزی را که غایب آن را نمیبیند عاقبت از جهاد با آنها منصرف شد و بازگشت.
مسلمانان به پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم خبر دادند آنچه را کفار بابو بکر گفتند رسول خدا فرمود ای ابو بکر مخالفت امر من کردی سوگند بخدا تو معصیت کاری پس از آن پیغمبر بمنبر تشریف برد بعد از حمد و ثنای پروردگار فرمود ابو بکر مخالفت امر من نمود و از سخنان اهالی یابس سینهاش بتنگ آمد و ترس آنها در دلش جایگرفت و اطاعت از خدا و رسولش نکرد اینک جبرئیل آمد و امر نمود که بجای ابو بکر عمر را بفرستم آنگاه متوجه عمر شد و باو فرمود برو بوادی یابس با توکل بخدا مبادا
مانند ابو بکر معصیت خدا و رسولش را بجا آوری عمر با همان لشکر روانه شد بسوی کفار چون بوادی یابس رسید و مشرف بآنها شد باز دویست نفر سوار مسلح جلوی آنها را گرفتند نزدیک بود روح از تن عمر پرواز کند از شدت ترس بخود میلرزید و فرار را بر قرار و جهاد اختیار کرد و بازگشت جبرئیل خبر برگشت عمر را به پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم رسانید چون عمر بازگشت پیغمبر باو فرمود تو هم مانند ابو بکر معصیت خدا و رسولش را بجا آوردی فرشتگان عرش از نافرمانی تو با خبر شدند چرا خلاف امر مرا نمودی و عمل برأی خودت کردی قبیح باد رأی تو.بعد از آن فرمود جبرئیل دستور داد علی علیه السّلام را بفرستم امیر المؤمنین علیه السّلام را خواست باو فرمود خداوند خواسته این فتح و فیروزی نصیب تو شود بزودی بخواست خدا فتح میکنی و باز میگردی آنگاه بابو بکر و عمر فرمود شما هم جزء لشکریان اسلام بروید مبادا در هیچ موردی با علی مخالفت نمائید قشون اسلام بسوی وادی یابس حرکت کردند امیر المؤمنین آنها را از راهی غیر راه ابو بکر و عمر سیر داد چنان بسرعت و شتاب سیر داد که مسلمانان خسته شدند و از تلف شدن حیوانات سواری خود میترسیدند امیر المؤمنین علیه السّلام بآنها فرمود نترسید رسول خدا این طریق امر و دستور فرموده و خبر داد که خداوند فتح و فیروزی را نصیب ما خواهد نمود بشارت باد شما را بخیر و خوشی و پاکیزه باد نفس و دلهای شما.بشتاب سیر کردند تا رسیدند نزدیک وادی یابس اهالی از آمدن امیر المؤمنین و اصحابش با خبر شدند دویست نفر مرد جنگجو جلوی مسلمین را گرفتند گفتند شما.چه اشخاصی هستید و بچه مقصد در اینجا آمدهاید امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود من علی بن أبی طالب پسر عموی رسول خدا هستم آمدهام تا شما را دعوت کنم بکلمه توحید و گفتن
لا اله الا اللّه محمدا رسول اللّه تا آنچه را که برای مسلمین هست شما هم از آن برخوردار باشید بآنحضرت گفتند ما قصد کشتن تو را داریم هرگز اسلام قبول نکنیم و بآنچه تو و پیغمبر عمل مینمائید مخالف هستیم آماده جنگ باش و اصحاب خود را مهیا کن برای مبارزه.
کشنده تو ما هستیم وعده ما و شما صبح فردا امیر المؤمنین علیه السّلام بآنها فرمود
وای بر شما مرا بزیادتی جمعیت خود میترسانید؟!یاری میجویم از خدا و فرشتگان و مؤمنین بر جنگ با شما
و لا حول و لا قوة الا باللّه العلی العظیم آنها برگشتند بمرکز خود امیر المؤمنین و اصحابش نیز بفرودگاه خود مراجعت نمودند چون تاریکی شب فرا گرفت امیر المؤمنین علیه السّلام باصحاب خود امر فرمود حیوانات و اسبهای خود را زین کنند و آماده سازند صبح که خواست آشکار شود نماز را با اصحاب بجا آورد و در تاریکی صبح دستور داد یکدفعه حمله کنند و آنها را بقتل برسانند در میان اصحاب کسی نبود مگر آنکه هر یک از آنها چند نفر از کفار را بقتل رسانیدند و جمعی را اسیر کردند و خانهها و استحکامات ایشان را ویرانه و خراب نمودند و اموالشان را با خود حرکت داده و روانه مدینه شدند جبرئیل نازل شد و خبر فتح و فیروزیرا که خداوند نصیب امیر المؤمنین علیه السّلام فرموده بود به پیغمبر داد و گفت از اصحاب علی علیه السّلام بجز دو نفر کشته نشدند پیغمبر اکرم مسجد تشریف برد و بالای منبر رفت پس از حمد و ثنای پروردگار فرمود خداوند بدست علی فتح و فیروزی بمسلمانان عطا فرموده و جز دو نفر از مسلمین بیشتر کشته نشدند و از منبر بزیر آمد با تمام اهالی مدینه تا چند میلی شهر باستقبال امیر المؤمنین(ع)تشریف بردند آنحضرت چون نظرش به پیغمبر افتاد از اسب پائین آمد باحترام رسول خدا پیغمبر او را گرفت و میان دیدگانش را بوسید غنیمتهائی که خداوند نصیب و روزی مسلمانان نموده بود از اهل یابس حضور پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم تقدیم داشت حضرتش آنها را قسمت نمود میان جهاد کنندگان و جنگجویان وادی یابس حضرت صادق علیه السّلام فرمود غنیمتهائی که از وادی یابس نصیب مسلمین شد بجز در جنگ خیبر از هیچ جنگی آن مقدار نصیب ایشان نشد.خداوند سوره عادیات را در آنروز نازل کرد.
إِنَّ الْإِنْسٰانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ این آیات در باره ابو بکر و عمرو بن عاص نازل شده چه آنها اصرار داشتند و میخواستند باز دارند امیر المؤمنین علیه السّلام را از آنراهی که سیر مینمود از بخل و حسد و کینهایکه نسبت بحضرتش داشتند،چه یقین پیدا کردند راهی که امیر المؤمنین علیه السّلام سیر مینماید عاقبت فتح و فیروز خواهد بود.عمرو بن
عاص بابو بکر میگفت علی جوان است و کم تجربه و راه را نمیداند این راهی که میرود خوفناک است و درندگان بسیاری دارد.مردم را وسوسه کردند مسلمین نزد امیر المؤمنین علیه السّلام رفتند عرض کردند یا ابو الحسن این راهی که اختیار فرمودید درندگان بسیاری دارد اگر بر گردید براه دیگری بهتر است.بآنها فرمود بروید دنبال کار خود و مهار اسبها را نگاهدارید،کافی است از برای شما،پس از آن متوجه ابو بکر و عمرو بن عاص شد فرمود در این عقیده و گفتار کسی با شما دو نفر موافق نیست اطاعت من کنید و سخنان مرا بشنوید من داناترم بآنچه انجام میدهم آنها ناچار سکوت اختیار کردند و خودشان نسبت بعداوت و دشمنی که با امیر المؤمنین علیه السّلام دارند گواهی میدهند و پیوسته بر متاع و زندگانی دنیا حریصند.
أَ فَلاٰ یَعْلَمُ إِذٰا بُعْثِرَ مٰا فِی الْقُبُورِ وَ حُصِّلَ مٰا فِی الصُّدُورِ إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ یَوْمَئِذٍ لَخَبِیرٌ حضرت صادق علیه السّلام فرمود این آیات بخصوص در باره اولی و دومی و عمرو بن عاص نازل شده و شامل مردان دیگر است چه آنها در باطن قصد سوء داشتند نسبت بامیر المؤمنین(ع)خداوند خبر داد از اعمال آنها فرمود آیا نمیدانند که روزی برای جزا و کیفر نیک و بد اعمال خود از قبر برانگیخته میشوند و آنچه در دلها از نیک و زشت دارند و پنهان میکنند همه را خداوند پدیدار و آشکار میسازد، محققا آنروز پروردگار بر نیک و بد کردارشان آگاهست و پاداش و کیفر آنها بایشان خواهد رسید.اینحدیث را در امالی نیز روایت کرده است پایان سوره عادیات
در مکه نازل شده و یازده آیه و سی و شش کلمه و صد و پنجاه و دو حرف است خواص و ثواب تلاوت آن:ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره قارعه را مکرر تلاوت کند خداوند او را از فتنه دجال ایمن بدارد و آزاد گرداند از آتش جهنم و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس القارعة را قرائت کند میزان اعمال او سنگین گردد و اگر بنویسد این سوره را و شخصی که معسر و تهی دست است همراه خود بدارد خداوند درهای روزی را بر او بگشاید.از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس اینسوره را بنویسد و در میان متاعیکه کساد شده بگذارد خداوند آن را رونق دهد و روزیش را برساند سوره القارعه مشتمل است بر ذکر قیامت و احوال مردم در آنروز
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . اَلْقٰارِعَةُ (1) مَا اَلْقٰارِعَةُ (2) وَ مٰا أَدْرٰاکَ مَا اَلْقٰارِعَةُ (3) یَوْمَ یَکُونُ اَلنّٰاسُ کَالْفَرٰاشِ اَلْمَبْثُوثِ (4) وَ تَکُونُ اَلْجِبٰالُ کَالْعِهْنِ اَلْمَنْفُوشِ (5) فَأَمّٰا مَنْ ثَقُلَتْ مَوٰازِینُهُ (6) فَهُوَ فِی عِیشَةٍ رٰاضِیَةٍ (7) وَ أَمّٰا مَنْ خَفَّتْ مَوٰازِینُهُ (8) فَأُمُّهُ هٰاوِیَةٌ (9) وَ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا هِیَهْ (10) نٰارٌ حٰامِیَةٌ (11)
قوله تعالی اَلْقٰارِعَةُ مَا الْقٰارِعَةُ وَ مٰا أَدْرٰاکَ مَا الْقٰارِعَةُ یَوْمَ یَکُونُ النّٰاسُ کَالْفَرٰاشِ الْمَبْثُوثِ وَ تَکُونُ الْجِبٰالُ کَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ قارعه یکی از اسامی قیامت است و صفت است از برای موصوف محذوفی که عبارت از ساعت یا خصلت و یا داهیه باشد.
یعنی چیست روز قیامت همان روز وحشت و اضطراب. پس از آن برای بزرگی آنروز فرمود ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم تو چه دانی قیامت چه روزی میباشد آنگاه بیان میکند اوصاف
قیامت را:در آنروز سخت مردم مانند ملخ و پروانه چراغ پراکنده باشند و تشبیه نمود مردم را به پروانه چه پروانه خود را بر آتش چراغ زند،آنروز بیشتر مردم در آتش دوزخ افتند و کوهها از هیبت آن چون پشم زده متلاشی گردد فَأَمّٰا مَنْ ثَقُلَتْ مَوٰازِینُهُ فَهُوَ فِی عِیشَةٍ رٰاضِیَةٍ وَ أَمّٰا مَنْ خَفَّتْ مَوٰازِینُهُ فَأُمُّهُ هٰاوِیَةٌ وَ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا هِیَهْ نٰارٌ حٰامِیَةٌ پس آنروز عمل هر کس در میزان حق سنگین و گران باشد او در بهشت بآسایش و زندگانی پسندیده خواهد بود و اما آنکه سبک و بیقدر باشد عملش در میزان حق پس جایگاهش در قصر هاویه دوزخ خواهد بود، تو چگونه میدانی سختی هاویه را و تصور آن توانی کرد هاویه همان آتش سوزنده و گدازنده است که از کفر و گناه خلق بر افروخته شده است.
در کافی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود چیزی میزان عمل را سنگین نمیکند مگر صلوات بر محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و آل او چون میزان اعمال مردم را می سنجند سبک باشد وقتی صلوات را بر آن افزودند سنگین گردد و در حدیث دیگر فرمود تسبیح نصف میزان را پر کند و الحمد للّه تمام آن را و اللّه اکبر فرا گیرد فضای بین آسمان و زمین را-
و از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام روایت کرده فرمود آیه فَأَمّٰا مَنْ ثَقُلَتْ مَوٰازِینُهُ در حق امیر المؤمنین علیه السّلام نازل شده و آیه وَ أَمّٰا مَنْ خَفَّتْ مَوٰازِینُهُ در باره آن سه نفر فرود آمده- ابن شهر آشوب از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس انکار کند ولایت امیر المؤمنین(ع)را میزان اعمال او سبک باشد و جایگاهش در هاویه جهنم است- در کافی از حضرت صادق(ع)روایت کرده فرمود عبور کرد حضرت عیسی علیه السّلام از کنار شهری،دید تمام اهل آن مردهاند و بدنهایشان بروی زمین افتاده است حیوانات آنها هم مردهاند فرمود اهل این شهر قطعا بسخط و غضب پروردگار گرفتار شدهاند و دفعتا هلاک گردیدهاند اگر بطریق متعارف وفات کرده بودند بعضی بعض دیگر را دفن مینمودند حواریون عرض کردند ایرسول خدا بخوان پروردگار را تا اینان پاسخ تو را بدهند و آگاه کنند ما را باعمال و کردارشان که بچه سبب خداوند آنها را هلاک نموده حضرت عیسی دعا کرد و صدا زد ایشان را یکی جواب داد لبیک ای روح اللّه فرمود چگونه بود اعمال شما عرض کرد مردم این شهر بت- پرست بودند و دل بدنیا و متاع آن بسته بودند آرزوهای دور و دراز داشتند و پیوسته بلهو و لعب مشغول و از خداوند غافل بودند و ترسی نداشتند فرمود چگونه دنیا را دوست میداشتند عرض کرد مانند دوست داشتن طفل پستان مادر را هر گاه دنیا اقبال مینمود مسرور و خوشحال میشدند و چنانچه ادبار میکرد محزون و دلتنگ بودند سؤال فرمود پرستش ایشان بتها را بچه نحو بود عرض کرد از اهل معاصی اطاعت و پیروی میکردند فرمود عاقبت شما بکجا کشید گفت شب را در خوشی و خرمی بودیم صبح کردیم در حالتی که در هاویه جهنم قرار گرفتیم فرمود هاویه چیست؟ عرض کرد سجین است سؤال کرد سجین چه میباشد جوابداد کوههائی است از سنگ که مبدل بآتش میشود و افروخته میگردد بر ما تا روز قیامت فرمود چه گفتید و چه جواب شنیدید از فرشتگان غضب خداوند عرض کرد ما گفتیم بر گردانید ما
را بسوی دنیا تا خدا را پرستش کنیم و زاهد گردیم جواب دادند دروغ میگوئید فرمود چرا از میان این همه مردم تو تنها جواب مرا میدهی و با من سخن میگوئی عرض کرد ایرسول خدا تمام آنها بلجامی از آتش بسته شدهاند بدست فرشتگان غلاظ و شداد خدا و من در میان ایشان بودم ولی از آنها نبودم چون عذاب نازل شد مرا هم گرفت و من بموئی بسته شدهام در کنار دوزخ نمیدانم مرا داخل جهنم میکنند و یا نجاتم میدهند حضرت عیسی علیه السّلام رو بحواریون نمود و فرمود ایدوستان خدا خوردن نان جو خشک با نمک خیر بسیاریست با داشتن عافیت دنیا و آخرت و سلامتی در دین پایان سوره القارعه
در مکه نازلشده،هشت آیه و بیست و هشت کلمه و صد و بیست حرف است خواص و ثواب تلاوت آن:ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره تکاثر را قرائت کند در وقت خواب از فتنه و عذاب قبر خلاص شود و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم روایت کرده فرمود هر کس اینسوره را تلاوت کند خداوند حسابهای نعمت دنیا را از او نکشد و اگر در وقت عصر قرائت کند آن را تا غروب روز دوم در امان باشد
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . أَلْهٰاکُمُ اَلتَّکٰاثُرُ (1) حَتّٰی زُرْتُمُ اَلْمَقٰابِرَ (2) کَلاّٰ سَوْفَ تَعْلَمُونَ (3) ثُمَّ کَلاّٰ سَوْفَ تَعْلَمُونَ (4) کَلاّٰ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ اَلْیَقِینِ (5) لَتَرَوُنَّ اَلْجَحِیمَ (6) ثُمَّ لَتَرَوُنَّهٰا عَیْنَ اَلْیَقِینِ (7) ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ اَلنَّعِیمِ (8)
سوره تکاثر مشتمل است بر توبیخ و سرزنش خلایق از جهت اشتغال آنها بجمع آوردن اموال و تفاخر به ثروت و بفرزندان و بقبور مردگان و غافل بودن از خدا تا هنگام مرگ و رو برو شدن با عذاب قوله تعالی أَلْهٰاکُمُ التَّکٰاثُرُ حَتّٰی زُرْتُمُ الْمَقٰابِرَ کَلاّٰ سَوْفَ تَعْلَمُونَ ثُمَّ کَلاّٰ سَوْفَ تَعْلَمُونَ کَلاّٰ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ ثُمَّ لَتَرَوُنَّهٰا عَیْنَ الْیَقِینِ ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ مشغول کرد شما را بسیاری اموال و فرزند و قبیله و از یاد خدا و مرگ غافل داشته است تا اینکه بزیارت اهل قبور رفتید و بجای آنکه عبرت بگیرید بقبرهای مردگان خود با هم فخر و مباهات میکردید- این آیات نازل شده در باره دو قبیله از قریش بنی عبد مناف و بنی سهل بن عمرو بن
مصیص بن کعب آنها با یکدیگر فخر و مباهات میکردند،هر یکی از اینان میگفت اشراف و بزرگان ما بیشترند بنی عبد مناف اشراف خود را شماره کردند و غالب شدند بنی سهیل بآنها گفتند بیائید تا بگورستان برویم و گورها را بشماریم تا بدانید گور اشراف ما بیشتر است یا گورهای اشراف شما- نه چنین است شما از یاد خدا و مرگ غافل هستید بزودی خواهید دانست در گور پس از مرگ چه سختیها در پیش دارید باز هم در قیامت خواهید دانست با چه عذابی رو برو میشوید تکرار آیه برای تأکید است و دیگر اشاره بعذاب قبر و عذاب دوزخ است امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود پیش از نزول آیه جماعتی شک داشتند در عذاب قبر چون آیه نازل شد یقین پیدا کردند که در قبر هم انسان را عذاب خواهند کرد آنگاه فرمود اگر بطور یقین میدانستید چه حادثه بزرگی در پیش دارید هرگز در اثر بازیچه دنیا از عالم آخرت غافل نمیشدید البته پس از مرگ دوزخ را مشاهده خواهید کرد آنگاه آنرا بعین یقین یعنی برأی العین خواهید دید- لطیفة از برای یقین سه مرتبه است علم الیقین و عین الیقین و حق الیقین در این سوره دو مرتبه را بیان فرموده.یکی علم الیقین چنانکه فرمود لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ لَتَرَوُنَّ
الْجَحِیمَ و فرمود ثُمَّ لَتَرَوُنَّهٰا عَیْنَ الْیَقِینِ و مرتبه سوم را در سوره واقعه بیان نموده در آیه 94 و 95 میفرماید وَ تَصْلِیَةُ جَحِیمٍ إِنَّ هٰذٰا لَهُوَ حَقُّ الْیَقِینِ برای توضیح و فرق مراتب سه گانه مثل زدند آنها را بآتش،گفتهاند هر چه بتوسط نور آتش دیده میشود بمنزله علم الیقین است و معاینه و دیدن جرم آتش که نور دهنده است بمثابت عین الیقین باشد و تأثیر آتش در آنچه میرسد و میسوزاند و محو میکند و آتش صرف میماند بمثل حق الیقین است و عذاب دوزخ چون از دور دیده شود بعلم الیقین آنرا دیده و چنانکه از نزدیک ببیند آنرا بعین الیقین دیده و چون داخل دوزخ شود و سوخته گردد بمرتبه حق الیقین دوزخ را مشاهده نموده- و روز قیامت باز میپرسند از نعمتهای خداوند که باو عطا فرموده- ابن بابویه از ابراهیم بن عباس روایت کرده که روزی حضور حضرت رضا علیه السّلام شرفیاب شده بودم میفرمود نعمت حقیقی در دنیا وجود ندارد بعضی از فقها حضورش عرض کردند پس معنای آیه ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ چیست؟مگر مراد از این نعمت اطعمه و آب سرد گوارا نیست حضرت رضا علیه السّلام حالش تغییر پیدا کرد و فرمود شما مردم از نزد خود چنین تفسیر میکنید،در محضر پدرم مذاکره تفسیر آیه شد بعضی از مردم گفتند مراد آب سرد است و بعض دیگر گفتند خواب گوارا است و طایفهای عقیده داشتند عیال نیکو و صاحب جمال است پدرم در غضب شد و فرمود هرگز خداوند سؤال نمیکند از بندگان خود آنچه را بآنها عطا نموده و منت بر ایشان نمیگذارد،منت گذاشتن از مخلوق قبیح است چه رسد بخالق و پروردگار دانا و توانا.نعیم در این آیه دوستی و ولایت ما اهل بیت پیغمبر است خداوند پرسش میکند از آن پس از سؤال کردن از توحید و نبوت و هر بندهای وفات کرد و مراعات نمود موالات و دوستی ما آل محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را میکشاند این ولایت و دوستی او را بسوی نعمتهای بهشتی پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بامیر المؤمنین علیه السّلام فرمود یا علی علیه السّلام نخست چیزیکه سؤال میکنند از انسان پس از مردنش شهادت لا اله الا اللّه و محمّدا رسول اللّه و علی ولی المؤمنین میباشد هر کس اعتقاد باینها داشته و اقرار باین سه شهادت کرد اقرار و اعتقاد او میکشاند او را بسوی نعمتهای بهشتی که هرگز نابودی و زوال پذیر برای
آنها نیست و از مخالفین ابو نعیم حافظ از صحابه روایت کرده که ما از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم معنای نعیم را سؤال نمودیم فرمود ولایت علی بن أبی طالب است و حضرت رضا علیه السّلام فرمود شاهد بر اینکه مراد از نعیم ولایت و محبت ما اهل بیت است آیه:
وقفوهم انهم مسئولون میباشد- عیاشی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده که ابو حنیفه از حضرتش سؤال کرد معنای آیه را باو فرمود نزد تو چه مراد است عرض کرد قوت طعام و آب فرمود اگر خداوند موفق کند تو را تا توقف نمائی در قیامت حضور او آیا از تو سؤال میکند هر لقمهایکه خوردهای و چنانچه بخواهد این سؤالات را بنماید بطول انجامد ابو حنیفه گفت پس چیست معنای نعیم فرمود ما اهل بیت همان نعیمی هستیم که خداوند عطا کرده به بندگانش و بسبب ما الفت میگیرند با یکدیگر بعد از اختلافشان و بوسیله ما مهربان کرد مردم را بعد از آنکه با هم دشمن بودند و هدایت کرد آنها را بسوی اسلام و ما نعمتی هستیم که خداوند پرسش میکند از او- و در حدیث دیگر آنحضرت فرمود بابو حنیفه شنیدهام که تفسیر کردهای نعیم را بطعام و شراب عرض کرد بلی فرمود اگر کسی تو را دعوت کند بمهمانی و طعام و شراب نیکو و گوارا بتو بدهد آیا خداوند بخل میکند و از این نعمت سؤال میکند از تو عرض کرد پس نعیم چیست؟فرمود دوستی و ولایت ما اهل بیت پیغمبر است و احادیث در خصوص آنکه نعیم ولایت و محبت ائمه معصومین است از خاصه و عامه بسیار است ما بهمین چند حدیث اکتفا نمودیم پایان سوره تکاثر
در مکه نازلشده،سه آیه و چهارده کلمه و شصت و هشت حرف است خواص و ثواب تلاوت آن.ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره عصر را در نمازهای نافله قرائت کند روز قیامت محشور شود با صورت نورانی تا داخل بهشت گردد و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر که اینسوره را قرائت کند خداوند در نامه اعمال او ده حسنه بنویسد و عاقبت بخیر باشد و اگر اینسوره را قرائت کند بر مخزن یا چیزیکه در زمین پنهان نموده است خداوند حفظ کند آن را برای صاحبش
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . وَ اَلْعَصْرِ (1) إِنَّ اَلْإِنْسٰانَ لَفِی خُسْرٍ (2) إِلاَّ اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّٰالِحٰاتِ وَ تَوٰاصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَوٰاصَوْا بِالصَّبْرِ (3)
سوره عصر مشتمل است بر وعید و توبیخ کفار و منافقین قوله تعالی وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسٰانَ لَفِی خُسْرٍ إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ وَ تَوٰاصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَوٰاصَوْا بِالصَّبْرِ سوگند بزمان نورانی رسول یا دوران ظهور امام زمان علیه السّلام همانا انسان در نقصان و زیانکاریست مگر آنانکه بخدا ایمان آورده و نیکوکار شدند و وصیت کردند فرزندان خود و مردم را بامر حق و سفارش کردند یکدیگر را به صبر و بردباری ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود مراد از عصر زمان خروج قائم ما آل محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم است و مقصود از انسان که زیانکار است دشمنان ما ائمه میباشد و مراد از ایمان اعتقاد داشتن بائمه و آیات خدا است و عمل نیکو مواسات کردن با برادران مؤمن و سفارش نمودن در باره عترت پیغمبر و ائمه معصومین علیه السّلام است- و در حدیث دیگر فرمود آنحضرت:خداوند خارج کرده بر گزیدگان از
مخلوقاتش را از انسان زیانکار و فرموده مگر آنهائیکه بولایت امیر المؤمنین علیه السّلام ایمان داشته و بفرزندانشان آنولایت را سفارش کنند و دستور به صبر و بردباری دهند نسبت باذیت و آزاریکه از طرف مخالفین مشاهده مینمایند و البته خداوند ایشان را بکیفر و عذاب خود گرفتار خواهد نمود پایان سوره عصر
در مکه نازل شده،نه آیه و سی و سه کلمه و صد و سی حرف است خواص و ثواب تلاوت آن:ابن بابویه از حضرت صادق(ع)روایت کرده فرمود هر کس سوره همزه را در نمازهای واجب قرائت کند فقر و احتیاج از او دور گردد و روزی او زیاد شود و ایمن باشد از مردن بد- و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس اینسوره را قرائت کند بتعداد کسانیکه به پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و اصحابش سخریه کردند خداوند باو اجر عطا کند و اگر آن را بنویسند و کسیکه چشم او درد میکند همراه خود بردارد مرض او بر طرف گردد باذن خداوند
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ (1) اَلَّذِی جَمَعَ مٰالاً وَ عَدَّدَهُ (2) یَحْسَبُ أَنَّ مٰالَهُ أَخْلَدَهُ (3) کَلاّٰ لَیُنْبَذَنَّ فِی اَلْحُطَمَةِ (4) وَ مٰا أَدْرٰاکَ مَا اَلْحُطَمَةُ (5) نٰارُ اَللّٰهِ اَلْمُوقَدَةُ (6) اَلَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی اَلْأَفْئِدَةِ (7) إِنَّهٰا عَلَیْهِمْ مُؤْصَدَةٌ (8) فِی عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ (9)
سوره همزه مشتمل است بر وعید و توبیخ هر عیب جوی هرزه زبان که طعنه بر مردم میزند و تهدید کفار و منافقین و متکبرین و گردنکشان قوله تعالی وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ اَلَّذِی جَمَعَ مٰالاً وَ عَدَّدَهُ یَحْسَبُ أَنَّ مٰالَهُ أَخْلَدَهُ کَلاّٰ لَیُنْبَذَنَّ فِی الْحُطَمَةِ وَ مٰا أَدْرٰاکَ مَا الْحُطَمَةُ نٰارُ اللّٰهِ الْمُوقَدَةُ اَلَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الْأَفْئِدَةِ إِنَّهٰا عَلَیْهِمْ مُؤْصَدَةٌ فِی عَمَدٍ مُمَدَّدَةٍ وای بر هر عیب جوی هرزه زبان که بمردم طعنه میزنند و جدائی میافکنند میان دوستان و خویشان و بر بی گناهان دروغ میبندند همزه کسیرا میگویند که حضور شخص عیب جوئی کند از او لمزه غیبت کنندگان
را گویند که در غیبت مردم عیب جوئی از آنها بنماید و بعضی گفتند همزه عیب جوئی بزبان و لمزه عیب جوئی بچشم و ابرو و اشاره است و سبک و کوچک شمردن بینوایان و تهی دستان و غضب کردن بر آنها است و آیه نازل شده در باره امیة بن خلف جحمی و ولید بن مغیره که عیب جوئی میکردند از رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و چون میگذشتند از نزدیک حضرتش با چشم و ابرو و اشاره نمودن بدست طعنه میزدند و سخریه میکردند بآنحضرت.
محمد بن عباس از سلیمان روایت کرده که معنای آیه را از حضرت صادق علیه السّلام سؤال نمودم فرمود مراد از آن کسانی هستند که بآل محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم سخریه و هرزه زبانی نمودند و بجای اهل بیت نشستند در آن مکانیکه حق آنها نبود و اموال عترت رسول را غصب کردند همان کسانیکه مالی جمع کرده و دایم بحساب و شمارهاش سرگرم بودند و آن را روی هم گذاشته در راه خدا انفاق نمیکردند.
و گمان میکنند که مال و دارائی دنیا عمر همیشگی بآنها خواهد بخشید چنین نیست که گمان کردهاند بلکه به آتش سوزان دوزخ انداخته شوند- و حطمه درکهای است از درکات دوزخ و آتشی است که شکننده هر چیز است آتشیکه چگونه سختی آن را میتوان تصور نمود آن آتش را خشم خدا افروخته.
و نسبت داده آن را بخدا چه پروردگار خلق فرموده آن آتش را. شراره آن آتش بر دلها رسد یعنی با آنکه مکان دل در چند پوشش است با اینوصف از همه بگذرد و باو رسد.
أبو ذر غفاری میگفت ایمردمان متکبر و گردنکشان بشارت باد شما را بسینه های سوزان و بدنهای لرزان- آن آتش از هر جانب بر آنها احاطه کرده و ایشان را فرا گرفته و مانند عمود ها و ستونهای بلند زبانه کشیده- انس بن مالک از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود مؤمن زیرک است و حذر میکند از بدیها و شتاب زدگی نمیکند و دانا و پارسا باشد ولی منافق غماز و عیب جو است و باکی ندارد از جمع کردن مال از طریق حلال و حرام و اینکه از کجا کسب کند و در چه جا مصرف نماید- عیاشی از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود کفار و مشرکین اهل توحید را در آتش سخریه و استهزاء میکنند و میگویند بایشان توحید و خداشناسی بحال شما سودی نبخشید ما و شما یکسان هستیم در آنوقت پروردگار بفرشتگان و پیغمبران و مؤمنین خطاب کند از ایشان شفاعت کنند و آنها را مانند ملخ از جهنم بیرون آورند پایان سوره همزة
سوره فیل در مکه نازل شده و پنج آیه و بیست کلمه و نود و شش حرف است خواص و ثواب تلاوت آن ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره فیل را قرائت کند در نمازهای واجب کوهها و بیابانها و اشجار گواهی دهند که او از نمازگذاران است و منادی از جانب پروردگار صدا زند او را ای بنده من گواهی اینها را در حق تو قبول نمودم ایفرشتگان داخل کنید او را به بهشت- و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس اینسوره را قرائت کند خداوند او را از عذاب و مسخ در دنیا ایمن بدارد و اگر اینسوره را بر نیزهای بخواند آن نیزه با هر چه تصادم کند بشکند آن را و قرائت اینسوره قلب را تقویت دهد
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحٰابِ اَلْفِیلِ (1) أَ لَمْ یَجْعَلْ کَیْدَهُمْ فِی تَضْلِیلٍ (2) وَ أَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْراً أَبٰابِیلَ (3) تَرْمِیهِمْ بِحِجٰارَةٍ مِنْ سِجِّیلٍ (4) فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ (5)
سوره فیل مشتمل است بر داستان اصحاب فیل قوله تعالی أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأَصْحٰابِ الْفِیلِ أَ لَمْ یَجْعَلْ کَیْدَهُمْ فِی تَضْلِیلٍ وَ أَرْسَلَ عَلَیْهِمْ طَیْراً أَبٰابِیلَ تَرْمِیهِمْ بِحِجٰارَةٍ مِنْ سِجِّیلٍ فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ ایرسول ما آیا ندیدی که خدای تو با اصحاب و لشکر فیل سوار چه کرد آیا کید و حیله آنها را تباه نکرد و بر هلاک ایشان مرغان ابابیل را فرستاد تا آن سپاه را بسنگهائی از گل سنگباران کردند و جسد آنها را مانند علف زیر دندان حیوان خورد گردانیدند و داستان اصحاب فیل بدینقرار است پادشاهی بود از اهل حمیر بنام ذرعه ذو تواس
جهود بود جماعتی از طایفه حمیر هم کیش او بودند جز اندکی از اهل نجران که نصاری بودند امیر آن پادشاه موسوم بعبد اللّه تامر آنها را بدین یهود دعوت کرد و گفت اگر نپذیرید بقتل میرسانم شما را اختیار نکردند مذهب یهود را عاقبت ایشان را بقتل رسانید جز یکنفر از اهل سبا که او را اوس بن ثعلبان میگفتند بر اسبی سوار شد و خود را بقیصر روم رسانید داستان طایفه خود را بقیصر گفت و از او درخواست یاری کرد قیصر جواب داد شهر شما از ولایت ما دور است لکن نامهای به پادشاه حبشه مینویسم او نیز بر دین ما است تا تو را یاری کند نامهای بنجاشی نوشت و گفت چون این نامه بتو رسد باید اینقوم را یاری کنی چون نامه بوی رسید مردی موسوم بارباط از اهل حبشه را مأمور کرد برود بیمن و دستور داد باو شهرهای آنها را خراب کند و بعضی را بقتل برساند بعض دیگر را باسیری گرفته نزد او بفرستد ارباط بدستور او عمل کرد اهل یمن چون شنیدند لشگر حبشه بسوی آنها میرود متفرق شدند و گریختند لشگر بدنبال آنها تاخت جمعی را هلاک نمود و جمع دیگر را اسیر کرد حضور پادشاه فرستاد ارباط نامه به پادشاه نوشت پادشاه در جواب نامه باو دستور داد در یمن توقف کن با لشگری که همراه تو میباشد پس از مدتی ابرهه که یکی از سر کردههای لشگر ارباط بود با او در مقام مخالفت بیرون آمد لشگر دو فرقه شدند و در مقام جنگ با یکدیگر بیرون آمدند ابرهه شخصی فرستاد نزد ارباط باو گفت ما دو نفر با هم خصومتی داریم گناه لشگر چیست بیرون آی تا با هم مبارزه
کنیم اگر من تو را بکشم لشگر و ولایت بمن تعلق میگیرد و اگر تو مرا بکشی آسوده و فارغ میشوی ارباط قبول کرد با هم مبارزه کردند ارباط حمله کرد بر ابرهه دهن و بینی او را مجروح کرد و از اسب بزمین افتاد غلام ابرهه بر ارباط حمله کرد و او را کشت و لشگر جمع شدند بر ابرهه این خبر بپادشاه رسید خشم گرفت نامهای بابرهه نوشت بامر و دستور؛که با ارباط جنگ کردی و او را کشتی من لشگری میفرستم تا تو را بگیرند و موی جبینت را ببرند و خاک ولایتت را به این جا آورند ابرهه سر خود را تراشید و قدری از خاک در ظرفی ریخت پیش پادشاه فرستاد و گفت آنچه شما سوگند یاد نمودهای در باره من خودم بجا آوردم و من بنده شما هستم اگر امر بفرمائی از قبل شما در این ولایت میمانم و اینجا را نگاهداری میکنم و چنانچه رأی شما غیر از این است دستور فرمائید عمل کنم پادشاه از سخن او خوشنود شد و امر کرد باو توقف کند در یمن پس از آن برای خوشنودی شاه معبدی در شهر صنعا بنا کرد او را قلیس نام نهاد بنائی کرد که نظیر آن در آن عصر نبود نامهای بشاه نوشت من بنام شما کنیسهای بنا کردم که در روی زمین چنین عمارتی وجود ندارد و چندان حرمت نهادم بر آن که خلایق از راه دور میآیند و او را میبینند بزودی چنان سازم آن را تا مردمیکه بجانب مکه میروند و زیارت میکنند اینجا نیز بیایند پادشاه از این عمل بسیار خرم و خوشحال شد داستان کنیسه میان عرب پراکنده و مشهور شد مردی از طایفه بنی مالک آنجا رفت و در زاویه آن پنهان شد و بخاطر گفتار ابرهه که گفت حج عرب را باین مکان برگردانم استخفاف کرد بآن کنیسه و شب از آنجا گریخت خدام بابرهه خبر دادند دلتنگ شد سؤال نمود کسی از اعراب به این جا آمده است گفتند مردی از اعراب چند روز در اینجا سکونت کرد اکنون پیدا نیست گریخته ابرهه گفت کار آن عرب است سوگند یاد نمود که قرار نگیرد تا کعبه را خراب کند در عوض بیاحترامی و استخفافیکه آن عرب بجا آورده باین کنیسه آنگاه لشگر بسیاری از حبشه جمع کرد و بجانب بلاد اعراب حرکت نمود خبر باعراب رسید اول پادشاه حمیر با لشگری راه را بر او گرفت جنگ و کارزار
کردند ابرهه غالب شد دو نفر پادشاه حمیر را گرفت خواست او را بکشد گفت من بکار تو آیم در این عزمی که کردهای دستور داد او را بستند و همراه خود بردند از آنجا رفت با طایفه خشعم رو برو شد آنها بسر کردگی نفیل بن حبیب با ابرهه جنگ کردند و مغلوب شدند لشگر ابرهه نفیل را گرفتند نزد ابرهه بردند گفت مرا نکش تا دلیل تو باشم در زمین اعراب چه تو احوال این ولایتها را نمیدانی او را نیز بستند و با خود بردند بطایف رسیدند مسعود بن متعب پیش ابرهه آمد گفت ای پادشاه ما با تو جنگ نداریم و تو هم بقصد ما نیامدهای ما را بت خانهای هست بنام بیت اللات آن خانه هم مطلوب تو نیست مطلوبت خانه مکه است اگر میخواهید کسیرا برای راهنمائی با شما بفرستم ابرهه گفت روا باشد او مردی را بنام ابو رغال فرستاد چون بمنزلی رسیدند که نامش مغمس بود ابو رغال مرد آنجا بخاکش سپردند اکنون رسم شده هر کس از آن مکان عبور میکند سنگی بر آنجا میافکند ابرهه از آن منزل لشگر خود را با مردی بنام اسود بن مقصود از پیش خود فرستاد او دویست شتر از مال عبد المطلب که مشغول چرا بودند غارت کرد و بلشکر ابرهه آورد ابرهه آنگاه رسولی به نزد رئیس مکه که عبد المطلب بود فرستاد گفت باو بگو من برای قتال با شما اینجا نیامدهام مقصودم خراب کردن کعبه است اگر منعم نکنی با تو کاری ندارم و چنانچه ممانعت نمائی با تو جنگ خواهم کرد عبد المطلب در جواب فرستاده ابرهه گفت من خودم نزد ابرهه میآیم آن بزرگوار با جماعتی از فرزندان و بنی هاشم به نزد ابرهه رفتند ذو نفر پادشاه حمیر چون شنید عبد المطلب میآید بابرهه گفت ای پادشاه بدانکه عبد المطلب سید قریش است و در میان تمام اعراب بزرگوارتر از او نیست و او کسی است که مردمان را طعام میدهد و بزرگواری او در تمام عرب مشهور است حرمت او را نیکو بدار و سخنش را نیکو بشنو و تا ممکن است رضای او را بجو که سرفراز عرب است عبد المطلب وارد شد بر ابرهه مردی بود قامتش بلند و نیکو صورت و فصیح زبان و با هیبت ابرهه چون آن بزرگوار را دید در نظرش بسیار بزرگ جلوه کرد فورا از سریر خود بزمین فرود آمد او را گرامی داشت و گفت برای چه کار تشریف آوردهاید اینجا فرمود بستگان شما شتران مرا
ربودهاند بگوئید تا آنها را پس دهند ابرهه گفت وا عجبا من چون این مرد را دیدم گمان کردم شخص عاقلی است من با این همه لشگر عظیم آمدهام تا خانه ایشان که شرف و مفخر عرب در آنست ویران کنم او هیچ همتی ندارد مگر برای شتران خود او از چشم من بیفتاد مترجم سخنان ابرهه را بعبد المطلب گفت جواب داد این شتران بمن تعلق دارد و از برای خانه کعبه خدائی است اگر بخواهد نگاهداری میکند از آن ابرهه گفت چنین است،دستور داد شتران را باو باز دهند عبد المطلب شتران را گرفت و در کوه حرا بچرا فرستاد و بمکه باز گشت و عمر بن نعایه بزرگ قبیله کنانه و خویلد بن وائله سید بزرگ هذیل و جمعی از رؤسای اعراب نزد ابرهه رفتند و گفتند ثلث اموال اهل حجاز و تهامه را از ما بگیر و از خراب کردن خانه کعبه منصرف شو و باز گرد ابرهه قبول نکرد عبد المطلب بقریش گفت شما در اطراف این کوهها پراکنده شوید تا از لشگر ابرهه محفوظ بمانید و خود آن بزرگوار وارد خانه کعبه شد و حلقه در را بدست گرفت و با تضرع و زاری عرض کرد پروردگارا تو خود دفع کن شر ابرهه را از خانه خود آنگاه بمکانی پنهان شد با قوم خود،ابرهه با لشگرش وارد مکه شد مقدم لشگر دوازده فیل بود و در میان آنها فیلی بسیار عظیم و با هیبت که پادشاه حبشه آن را فرستاده بود نامش محمود بود و پیش رو فیلان حرکت میکرد هر کجا آن میرفت فیلان با او میرفتند نفیل بزرگ قبیله خثعم در گوش آن آهسته گفت ای محمود میدانی این چه سرزمینی است اینجا حرم خدا است مبادا گرد آن بروی که هلاک خواهی شد و چون فیلها را بیاراستند و آماده نمودند برای خراب کردن خانه فیل بزرگ خوابید و پیش نرفت چندانکه آن را زدند قدم پیش نگذاشت تعجب کردند در آنحال خدایتعالی از طرف دریا پرندگانی بشکل خطاف فرستاد هر یکی از آنها سه سنگ کوچک داشتند یکی در منقار و دو در چنگال باندازه نخودی در بالای سر هر مردی یکی از آن پرندگان ایستاد و سنگی بر سر او افکند آنها هلاک شدند لشگر فرار میکردند و پرندگان دنبال ایشان میرفتند و سنگ بآنها میزدند و میکشتند آنها را،نفیل چون مشاهده کرد این حالت را گفت از کیفر خدا کجا فرار میکنید و در همانحال خداوند بر ابرهه درد
و مرضی گماشت که تمام سر انگشتان او افتاد و خون و کثافت از آن بیرون آمد خود را بصنعا رسانید شکمش آماس کرد و ترکید و اعضاء بدنش بیرون ریخت و هلاک شد در کافی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود ابرهه با فیلها و لشگر انبوهی وارد شهر مکه شد برای خراب کردن خانه کعبه در اثنای ورود بر خورد کردند به شتران عبد المطلب و آنها را بغارت بردند عبد المطلب نزد ابرهه رفت اجازه ورود خواست اذن دادند وارد شد بر ابرهه و او در چادری از حریر روی تختی نشسته بود سلام کرد ابرهه جوابداد چون نظرش بجمال عبد المطلب افتاد محو او شد چه صورت آن بزرگوار مانند قرص ماه میدرخشید ابرهه گفت آیا پدرانت هم چنین نورانی بودند فرمود بلی ابرهه گفت الحق با این فخر و شرفی که داری برای ریاست قوم سزاواری،آن بزرگوار را کنار خود روی تخت نشانید دستور داد فیل بزرگ را که سفید رنگ و دارای دو نیش بود و زینت شده بانواع جواهرات و سبب فخر و مباهات پادشاه بود بر پادشاهان دیگر حاضر کنند وقتی فیل را حضور ابرهه آوردند چون عبد المطلب را دید مقابل او سجده نمود و خداوند زبانش را گشود و بعربی سلام کرد بر عبد المطلب ابرهه چون این حالت را از فیل مشاهده کرد دستور داد بر گردانند آن را سپس متوجه عبد المطلب شد و گفت من بزرگی و سخاوت شما را شنیده بودم حاجتی دارید بفرمائید و ابرهه گمان میکرد آنحضرت آمده از او تقاضا کند که از خراب کردن کعبه منصرف شود عبد المطلب گفت اصحاب تو شتران مرا ربودند دستور ده آنها را بمن باز گردانند ابرهه تعجب کرد و گفت شما از آن بزرگی که داشتید از نظر من افتادید من برای خراب کردن کعبه که مرکز فخر و شرف شما و قومت میباشد آمدهام و بزرگی شما بخاطر آن خانه است تو رها کردی خانه را و از من تقاضا ننمودی که منصرف بشوم از خرابی آن،شتران خود را طلب نمودی،عبد المطلب فرمود من صاحب خانه نیستم خداوند خودش بخانه خود سزاوارتر است ابرهه دستور داد شتران او را دادند آنگاه آنحضرت رو بفیل کرد و گفت ای محمود میدانی تو را برای چه کار آوردهاند
با سر اشاره کرد نمیدانم فرمود میخواهند بتوسط تو خانه کعبه را خراب کنند فیلها را وارد خانه کردند آنها خوابیدند هر چه زدند فیلها را،از جای خود حرکت نکردند.
خداوند پرندگان ابابیل را فرستاد و بر منقار هر یک سنگی بود محاذی سر آنها سنگ را میافکندند از سر فرو میرفت و از عقب آنها خارج میشد و آنا مانند گیاهیکه زیر دندان حیوانات خورد میشود متلاشی میشدند عبد المطلب فرزند خود عبد اللّه را فرستاده بود تا خبر آورد آن بزرگوار بر کوه ابو قبیس بالا رفت مشاهده کرد پرندگان بسیاری آمدند دور خانه کعبه طواف کردند آنگاه هر یک محاذی یکی از لشگریان ابرهه قرار گرفتند و سنگهائی که در منقار داشتند فرو ریختند و آنها را هلاک کردند عبد اللّه بپدرش خبر رسانید عبد المطلب باو گفت اهل مکه را ندا کن بیایند غنائم جمع کنند،فرمود حضرت صادق علیه السّلام باقی نماند از آن لشگر مگر یکنفر که فرار کرده بود داستان اصحاب خود را برای مردم مکه بیان مینمود یکی از پرندگان آمد با دست اشاره کرد این پرنده از جنس آنها است هنوز سخنش تمام نشده بود مردم مشاهده کردند پرنده محاذی سر او قرار گرفت و سنگ خود را بر سر آنمرد فرو افکند از عقبش خارج شد و او نیز بهلاکت رسید و بعد از آن پرندگان دیده نشدند خداوند سوره فوق را نازل نمود بر پیغمبرش تا قرائت کند بر کفاریکه او را تکذیب میکردند و کسی از کفار قریش این داستان را تکذیب و انکار نکرد چه تمام آنها بچشم خود مشاهده کرده بودند آن حادثه را و اشعارهای بسیاری در خصوص آن داستان سروده بودند پایان سوره فیل
سوره قریش در مکه نازل شده،چهار آیه و هفده کلمه و نود حرف است خواص و ثواب تلاوت آن:ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره قریش را قرائت کند خداوند در قیامت سوار کند او را بمرکبی از مرکبهای بهشتی و سواره محشور شود و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس اینسوره را تلاوت کند مانند کسی است که اطراف خانه کعبه طواف نموده و در مسجد الحرام اعتکاف کرده و چنانکه کسی از خوردن طعامی میترسد این سوره را بر آن بخواند آن طعام شفا شود و اذیت نکند او را و اگر قرائت شود بر آبی و آن آب را بپاشند بر قلب بیماری که نمیدانند مرض او چیست باذن خداوند شفا یابد
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ (1) إِیلاٰفِهِمْ رِحْلَةَ اَلشِّتٰاءِ وَ اَلصَّیْفِ (2) فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هٰذَا اَلْبَیْتِ (3) اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ (4)
سوره قریش اشاره است بنعمتهائیکه خداوند باهل مکه و قریش عطا فرموده تا آنها سپاس گذار باشند و خدای یگانه صاحب کعبه را پرستش کنند قوله تعالی لِإِیلاٰفِ قُرَیْشٍ إِیلاٰفِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتٰاءِ وَ الصَّیْفِ فَلْیَعْبُدُوا رَبَّ هٰذَا الْبَیْتِ اَلَّذِی أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَ آمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ عیاشی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود الم تر کیف فعل ربک و لایلاف قریش یکسوره میباشند و در یکرکعت از نماز میتوان آنها را بدون فصل بسم اللّه خواند و طبرسی روایت کرده که در قرآن ابی بن کعب میان آن دو بسم اللّه نیست- و معنای آنست:خداوند هلاک نمود اصحاب فیل را تا آنکه قریش در مکه برقرار بمانند و با هم الفت و انس بگیرند و قریش فرزندان نضر بن کنانه را میگویند هر یک از اعراب که نسب او به نضر برسد قرشی مینامند او را،پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود خدای تعالی از فرزندان اسماعیل بنی کنانه را بر گزید و از بنی کنانه قریش را و از قریش بنی هاشم را
و از بنی هاشم مرا برگزید و من بهتر عرب هستم از حیث پدر و مادر و از نفس.و اشتقاق قریش از قرش است بمعنای کسب و جمع و طلب چه آنها بازرگان و تاجر و کاسب بودند إِیلاٰفِهِمْ بدل کلمه لِإِیلاٰفِ است یعنی تا الفت بگیرند الفتیکه در سفرهای زمستان و تابستان ثابت و برقرار بمانند.
طبرسی از ابن عباس روایت کرده که اینسوره نازل شده در باره قریش چه ایشان امور معاش و زندگانی خود را در تمام دوره سال بوسیله دو سفر اداره میکردند فصل زمستان بسوی یمن مسافرت مینمودند و در فصل تابستان بشام میرفتند از مکه و طایف خشکبار و فلفل و ادویه جات که از ناحیه دریا میآوردند بشام میبردند و از آنجا البسه و حبوبات و گندم و جو میخریدند و در این سفر با هم الفت میگرفتند و هر سفری یکی از رؤسای آنها همراهشان بود چون پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم مبعوث شد خداوند آنها را از این مسافرتها بینیاز فرمود تا از حرم مفارقت نکنند و اطراف رسول خدا جمع شوند و کسی بخاطر حرم متعرض قافله قریش نمیشد چه مردم میگفتند ایشان اهل حرم خدا هستند و همسایگان خانه پروردگار میباشند و اگر آنها مسافرت نمیکردند کسی نمیتوانست در مکه بماند و اگر حرمت حرم نبود ایشان نمیتوانستند مسافرت کنند چه راهزنان راه را بر آنها میبستند.
پس بشکرانه این نعمتها باید خدای کعبه را به پرستید چه او شما را طعام داد و از ترس و خطرات سفر شما را ایمن ساخت.
پایان سوره قریش
در مکه نازل شده،هفت آیه و بیست و پنج کلمه و صد و بیست و پنج حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن:ابن بابویه از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره ماعون را در نمازهای واجب خود قرائت کند خداوند قبول میفرماید نماز و روزه او را و حساب اعمال او را نکشد.
و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس سوره ماعون را تلاوت کند خداوند او را بیامرزد و اگر این سوره را صد مرتبه هنگام صبح قرائت کند حفظ کند خداوند او را تا صبح دیگر و همچنین است چنانچه بخواند آن را در شب.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . أَ رَأَیْتَ اَلَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ (1) فَذٰلِکَ اَلَّذِی یَدُعُّ اَلْیَتِیمَ (2) وَ لاٰ یَحُضُّ عَلیٰ طَعٰامِ اَلْمِسْکِینِ (3) فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ (4) اَلَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلاٰتِهِمْ سٰاهُونَ (5) اَلَّذِینَ هُمْ یُرٰاؤُنَ (6) وَ یَمْنَعُونَ اَلْمٰاعُونَ (7)
سوره ماعون مشتمل است بر توبیخ و سرزنش کفار قریش و کفران نعمت آنها.
قوله تعالی أَ رَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ فَذٰلِکَ الَّذِی یَدُعُّ الْیَتِیمَ وَ لاٰ یَحُضُّ عَلیٰ طَعٰامِ الْمِسْکِینِ فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ اَلَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلاٰتِهِمْ سٰاهُونَ اَلَّذِینَ هُمْ یُرٰاؤُنَ وَ یَمْنَعُونَ الْمٰاعُونَ این آیه نازل شده در باره کفار قریش عموما و در حق ابو جهل و ابو سفیان و ولید بن مغیره خصوصا چه آنها هر وقت شتر و یا گوسفندی ذبح میکردند چون یتیم و بینوا از ایشان چیزی طلب مینمود با عصا او را میزدند و از در خانه خود میراندند خدای تعالی سوره و آیه فوق را در باره ایشان فرستاد و فرمود ایرسول
ما آیا دیدی کفار قریش را که روز جزا را انکار میکردند و یتیم را از در خود می- راندند و از حقشان منع میکردند و راغب نبودند بر طعام دادن مسکینان و مستمندان وای بر آن نماز گذاران که غافل هستند از یاد خدا و توجه بمخلوق دارند همانهائیکه اگر طاعتی کنند بریا و خود نمائی کنند و هر احسانی را(اعم از حق واجب مانند خمس و زکوة یا مستحب مثل عاریه دادن اثاث خانه)از بمحتاجان منع کنند این آیات در باره منافقین نازلشده است چون مردم را میدیدند نماز و سایر واجبات دیگر بجا میآوردند و چون نمیدیدند بجا نمیآوردند و اگر نماز میخواندند امیدی بخیر آن نداشتند و چنانچه رها میکردند از شرش نمیترسیدند و باکی نداشتند از بجا آوردن نماز و ترک آن.
و حضرت صادق علیه السّلام فرمود هر کس تأخیر اندازد نماز را از اول وقت تا آخر وقت بدون عذر و جهتی او ساهی در نماز است و مصداق آیه شریفه میباشد.
محمّد بن عباس ذیل آیه أَ رَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ از حضرت صادق علیه السّلام و حضرت رضا علیه السّلام روایت کرده فرمودند مراد از دین در این آیه ولایة امیر المؤمنین علیه السّلام است.
ابن بابویه از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود نزد خداوند عملی محبوب تر از نماز نیست ایمردم مشغول نکند امورات دنیا شما را از اوقات نماز،پروردگار ذم نموده کسانی را که نماز را سبک میشمارند و در اوقات آن سستی میکنند،آنگاه قرائت فرمود آیه اَلَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلاٰتِهِمْ سٰاهُونَ .
پایان سوره ماعون
سوره کوثر در مکه نازل شده،سه آیه و ده کلمه و چهل و دو حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن:ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره کوثر را قرائت کند در نمازهای واجب و مستحب خداوند سیراب گرداند او را از نهر کوثر در روز قیامت و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس سوره کوثر را تلاوت کند خداوند او را سیراب گرداند از حوض کوثر و از هر نهر بهشتی و بنویسد در نامه اعمال او ده حسنه و هر که در شب جمعه این سوره را صد مرتبه قرائت کند در خواب پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم مشاهده کند.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . إِنّٰا أَعْطَیْنٰاکَ اَلْکَوْثَرَ (1) فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ اِنْحَرْ (2) إِنَّ شٰانِئَکَ هُوَ اَلْأَبْتَرُ (3)
سوره کوثر مشتمل است بر نعمتیکه خداوند به پیغمبر عطا فرموده و امر آنحضرت بنماز.
قوله تعالی إِنّٰا أَعْطَیْنٰاکَ الْکَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَ انْحَرْ إِنَّ شٰانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ طبرسی از ابن عباس روایت کرده سبب نزول اینسوره آن بود روزی پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم وارد مسجد شد عمر بن عاص بن وائل سهمی و حکیم بن عاص را دید در مسجد نشستهاند متوجه آنحضرت شدند ای ابتر و در عصر جاهلیت رسم بود اگر مردی فرزند نداشت باو ابتر میگفتند و عمرو بن عاص گفت من بغض محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را در دل دارم در آن حال جبرئیل نازل شد و سوره کوثر را آورد و گفت دلتنگ مشو از آنکه تو را ابتر خواند ما فرزندان بسیاری به تو عطا کنیم که در اقطار عالم مکانی نباشد مگر آنکه جماعتی از فرزندان و نسل تو آنجا باشند روز
طف معاندین در کربلا اهل بیت را شهید کردند و کسی را جز حضرت امام زین العابدین علیه السّلام باقی نگذاشتند خدای تعالی از نسل آن بزرگوار تنها عالم را پر کرد اکنون ایرسول ما،بشکرانه این نعمت برای خدا بنماز و طاعت و قربانی و اعمال حج بپرداز که دشمنان بدگو و عیب جویان تو نسل بریده خواهند بود و در جهان از ایشان و اعقابشان اثری باقی نخواهد ماند.
در امالی از ابن عباس روایت کرده که پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم میفرمود خداوند بمن پنج چیز عطا فرموده و بعلی نیز پنج چیز مرحمت نموده یکی جوامع کلم است که بمن و علی داده شده دیگر مرا نبی و علی را وصی قرار داد سوم بمن نهر کوثر و بعلی نهر سلسبیل مرحمت نموده چهارم بمن وحی و بعلی الهام میفرماید پنجم مرا بمعراج برد،و درهای آسمان و حجب را برای علی علیه السّلام گشود تا آنکه نظر کرد بسوی من در معراج و نظر کردم بسوی علی پس از آن پیغمبر اکرم گریه کرد عرض کردم فدایت گردم ای رسول خدا چرا گریه میکنید فرمود ای ابن عباس اول خطابی که بمن شد در معراج گفتند ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بزیر پای خود نظر کن چون نظر کردم دیدم پردهها و حجب پاره شده علی را مشاهده کردم سرش را بجانب آسمان کرده بسوی من نظر میکند و با من سخن میگوید پروردگار هم با من تکلم میفرماید عرض کردم ای رسول خدا پروردگار چه میفرمود فرمود خطاب نمود ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم من قرار دادم علی علیه السّلام را وصی و وزیر و خلیفه تو بدان ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم علی علیه السّلام میشنود کلام من و تو را من در حضور پروردگار اطاعت و قبول نمودم فرمان او را در باره علی علیه السّلام آنگاه خدای تعالی امر فرمود بفرشتگان
بعلی علیه السّلام سلام کنند ایشان عموما سلام کردند علی علیه السّلام جواب سلام فرشتگان را داد در آن وقت دیدم فرشتگان یکدیگر را بشارت میدهند و عبور نکردم از هیچ آسمان و نقطهای مگر آنکه فرشتگان بمن تهنیت و مبارک باد میگفتند و سوگند یاد مینمودند و میگفتند ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بآن خدائی که تو را بحق و راستی مبعوث نموده سرور و خوشحالی و خرمی بر تمام فرشتگان رخ داده در اثر منصوب کردن پروردگار علی علیه السّلام را بر خلافت و وصایت و وزارت و جانشینی تو،آنگاه مشاهده کردم فرشتگان حمله عرش پروردگار سر بزانوی غم نهادهاند گفتم ای جبرئیل چرا این فرشتگان مغموم هستند جواب داد هم و غم اینها بخاطر آنستکه جمال علی علیه السّلام را مشاهده نکردند چه نبوده فرشتهای مگر آنکه نظر کرده بجمال علی و او را تهنیت و مبارکباد گفته جز فرشتگان عرش پروردگار ای محمّد از حضور پروردگار اجازه بگیر برای آنها در این ساعت تا ایشان نیز نظر بجمال علی کنند و مبارکباد باو گویند پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود من اجازه گرفتم برای آنها ایشان زیارت کردند جمال علی علیه السّلام را و تهنیت گفتند باو جبرئیل گفت وقتی من بزمین فرود آمدم و علی علیه السّلام را زیارت کردم آخرین فرد فرشتگان بودم علی علیه السّلام هم بمن خبر داد ایجبرئیل تو آخرین فرشتگانی هستی که مرا زیارت کردهای پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود من از سخنان علی علیه السّلام فهمیدم که قدم نگذاشتم در آسمانها و عرش مگر آنکه تمام آنها برای علی علیه السّلام کشف و باز شده بود و نظر بتمام آنها کرده بود ابن عباس میگوید عرض کردم ای رسول خدا مرا وصیتی بفرمائید فرمود بر تو باد بدوستی علی علیه السّلام بآن خدائی که مرا به پیغمبری فرستاده خداوند هیچ حسنهای را از بندگان خود قبول نکند و نپذیرد تا آنکه از آن بنده از دوستی و ولایت علی پرسش نماید و خدای تعالی داناتر است از خود آن بنده اگر دارای ولایت علی بوده اعمالش را بپذیرد و قبول فرماید و چنانچه دارای ولایت علی علیه السّلام نبوده از اعمالش سؤال نکنند و بدون سؤال او را بجهنم ببرند ای ابن عباس سوگند بخدا آتش جهنم بغض و عداوتش زیاد و سختتر است بر دشمنان علی از آنکسانیکه شرک بخدا آورده و برای او فرزندی قائل شدهاند بخدا قسم فرضا اگر تمام پیغمبران
و فرشتگان متفق بشوند بر عداوت و بغض علی هرگز اینکار را نکنند و خداوند تمام آنها را بآتش جهنم بسوزاند ابن عباس میگوید عرض کردم ای رسول خدا آیا کسی هست که علی علیه السّلام را دشمن و مبغوض بدارد فرمود بلی طایفهای هستند که میگویند ما از امت محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و اهل اسلام هستیم با اینوصف دشمن علی علیه السّلام هستند ایشان از اسلام نصیبی ندارند علامت بغض و عداوت آنها آنستکه دیگری را بر علی ترجیح و تفضیل میدهند بخدا قسم نفرستاده خداوند پیغمبری را گرامیتر از من و نه وصی را افضلتر از علی علیه السّلام ابن عباس میگوید من پیوسته بوصیت پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم عمل مینمودم تا هنگام رحلت آن حضرت حضورش شرفیاب شدم عرض کردم ای رسول خدا بچه امر میفرمائی مرا بعد از خود فرمود مخالفت کن با مخالفین علی علیه السّلام و یار و یاور آنها مباش عرض کردم ای رسول خدا برای چه امر مؤکد نمیفرمائید مردم را بترک نمودن مخالفت با علی علیه السّلام دیدم گریه بسیاری نمود تا غش کرد پس از بهوش آمدن فرمود در علم خداوند گذشته است که این مردم با علی علیه السّلام مخالفت میکنند سوگند بخدا منکرین و مخالفین علی علیه السّلام از دنیا نمیروند مگر آنکه نعمتیکه خداوند بآنها مرحمت فرموده تغییر دهند،ای ابن عباس اگر میخواهی خداوند را ملاقات کنی در حالتی که از تو راضی باشد از علی علیه السّلام و مسلک او جدا مباش و پیروی کن از اوامر او و با دوستان علی دوست باش و با دشمنان او دشمن باش ای ابن عباس شکی از علی در دل خود جای مده شک کردن در باره علی علیه السّلام کافر شدن بخداوند است سید رضی در مناقب از انس بن مالک روایت کرده است که پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روزی بابو بکر و عمر فرمود بروید منزل علی علیه السّلام تا حدیث کند شما را بآنچه در شب گذشته اتفاق افتاده منهم در عقب شما خواهم آمد انس میگوید من نیز با آنها بخانه علی رفتم پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم هم تشریف آورد فرمود یا علی علیه السّلام حدیث کن برای ما آنچه اتفاق افتاده در شب گذشته گفت ای رسول خدا حیا میکنم فرمود خداوند از بیان حق حیا نمیکند حدیث کن،علی گفت دیشب آب خواستم برای طهارت نیافتم صبح شد ترسیدم نمازم فوت شود حسن را بطرفی و حسین را بطرف دیگر فرستادم برای آب طول کشید
آمدن آنها در این اثنا سقف اطاق شکافته شد سطلی با روپوش سبز بزمین فرود آمد روپوش را برداشتم دیدم آب است تطهیر و غسل نمودم و نماز را بجا آوردم سطل از سقف اطاق بالا رفت و شکاف آن بهم آمد مانند اول پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود آن سطل از بهشت بود و آب آن از نهر کوثر و روپوش آن از استبرق بهشتی کیست مانند تو ایعلی،جبرئیل خادم تو میباشد در شب،و اینحدیث را محمّد بن عباس نیز روایت کرده است.
طبرسی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود وقتی اینسوره نازل شد پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم از جبرئیل سؤال نمود نحریکه خداوند امر نموده مرا بآن چه نحریست گفت ای رسول خدا مقصود از نحر در اینجا قربانی کردن نیست مراد آنست چون خواستید تکبیرة الاحرام برای نماز بگوئید باید دستها را محاذی صورت بلند کنید و همچنین در هر تکبیر چه پیش از رکوع یا سجود و یا سر بر داشتن از رکوع و سجود در حال گفتن تکبیر دستها را مقابل صورت بلند کنید آنوقت تکبیر بگوئید.
ما فرشتگان هفت آسمان همین طور نماز بجا میآوریم و برای هر چیزی زینتی است و زینت نماز بلند کردن دستها است محاذی صورت در حال گفتن تکبیر در کافی از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود مقصود از نحر اعتدال در ایستادن است بعد از سر بر داشتن از رکوع و استقامت نمودن پشت است بحد اعتدال و در امالی از ابن عباس روایت کرده گفت چون سوره کوثر بر پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم نازل شد امیر المؤمنین علیه السّلام عرض کرد ای رسول خدا کوثر چیست؟فرمود نهریست که خداوند گرامی داشته مرا بآن نهر گفت آن نهر شریف را برای ما وصف فرمائید پیغمبر اکرم فرمود یا علی کوثر نهریست که از زیر عرش پروردگار جاری میشود آب آن از شیر سفیدتر و از عسل شیرینتر است حصار آن زبرجد و یاقوت و مرجان است و گیاه آن زعفران و خاکش از مشگ و عنبر است آن نهر بمن و تو و شیعیانت اختصاص دارد من و تو و عترت و اهل بیت ما کنار کوثر ایستادهایم هر کس میخواهد ما را ملاقات کند باید کنار کوثر ملاقات نماید و
کسانی ما را میتوانند ملاقات کنند که از سخنان ما تجاوز نکنند پس شما مردم کوشش کنید تا ما را کنار کوثر ملاقات نمائید سیراب میکنیم دوستان خود را از نهر کوثر و مانع میشویم از ورود دشمنان بر آن و هر کس شربتی از کوثر بیاشامد بعد از آن تشنه نخواهد بود- محمّد بن عباس از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود روزی پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم نماز صبح را بجا آورد پس از آن متوجه امیر المؤمنین علیه السّلام شد فرمود یا علی این نور چه نوریست که تو را احاطه نموده عرض کرد ای رسول خدا محتاج غسل کردن بودم از منزل خارج شدم و راه بیابان گرفتم و رفتم در طلب آب،نیافتم باز گشتم هنگام مراجعت منادی صدا زد ای امیر المؤمنین متوجه صدا شدم کسی را نیافتم دیدم طشتی از طلا مملو از آب است کنار آن ابریقی گذاشتهاند از آن آب غسل کردم این نور از اثر آن آب است.پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود منادی جبرئیل بود و آن آب را از نهر کوثر برای تو آورده کنار کوثر دوازده هزار درخت است هر وقت اهل بهشت میل پیدا کنند بطرب،بادی بر آن درختان میوزد صدای فرحناکی بگوش آنها میرسد که اگر نه آن بود که خدای تعالی مرگ را از اهل بهشت بر طرف کرده بود همانا از شدت حلاوت و خوشی و فرحناکی آن صدا میمردند و آن نهر در بهشت عدن است و مخصوص من و تو و فاطمه و حسن و حسین میباشد.
پایان سوره کوثر
در مکه نازلشده،شش آیه و بیست و شش کلمه و هشتاد و هشت حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن:در کافی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود سوره توحید ثلث قرآن و سوره کافرون ربع آن میباشد هر کس این دو سوره را در وقت خواب قرائت کند از شرک بخدا بری شود و چنانکه در نمازهای واجب قرائت کند اینسوره را خداوند او و پدر و مادرش را بیامرزد و اگر از جمله اشقیا باشد محو کند او را و داخل در سعدا گرداند و از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود بجبیر اگر میخواهی در سفر حال تو بهتر و زادت از همراهان خود بیشتر شود سوره کافرون و نصر و توحید و معوذتین را قرائت کن.
جبیر میگوید سفری رفتم که در آن مالم کمتر و زادم از همه همراهان اندکتر بود چون بدستور رسول خدا آن پنج سوره را قرائت کردم مالم بسیار شد و نیز فرمود هر کس این سوره را بخواند شیاطین از او دور گردد و در قرآن هیچ سورهای نیست که شیطان دشمن تر بدارد از این سوره چه این سوره برائت از شرک است.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . قُلْ یٰا أَیُّهَا اَلْکٰافِرُونَ (1) لاٰ أَعْبُدُ مٰا تَعْبُدُونَ (2) وَ لاٰ أَنْتُمْ عٰابِدُونَ مٰا أَعْبُدُ (3) وَ لاٰ أَنٰا عٰابِدٌ مٰا عَبَدْتُّمْ (4) وَ لاٰ أَنْتُمْ عٰابِدُونَ مٰا أَعْبُدُ (5) لَکُمْ دِینُکُمْ وَ لِیَ دِینِ (6)
سوره کافرون مشتمل است بر برائت از کفار.
قوله تعالی قُلْ یٰا أَیُّهَا الْکٰافِرُونَ لاٰ أَعْبُدُ مٰا تَعْبُدُونَ وَ لاٰ أَنْتُمْ عٰابِدُونَ مٰا أَعْبُدُ وَ لاٰ
أَنٰا عٰابِدٌ مٰا عَبَدْتُّمْ وَ لاٰ أَنْتُمْ عٰابِدُونَ مٰا أَعْبُدُ لَکُمْ دِینُکُمْ وَ لِیَ دِینِ علی بن ابراهیم از ابا جعفر احول روایت کرده که ابو شاکر از من سؤال نمود آیا شخص سزاوار است اینگونه تکلم کند و سخن خود را مرتبهای بعد از مرتبه دیگر تکرار نماید من جواب او را نتوانستم بگویم بمدینه طیبة مشرف شدم از حضرت صادق علیه السّلام اینسوره و جهت تکرار آنرا سؤال نمودم فرمود سبب نزول سوره آن بود که جماعتی از قریش از آن جمله حارث قیس سهمی و عاص بن وائل و ولید بن مغیره و اسود بن عبد یغوث و اسود بن مطلب و امیة بن خلف بودند حضور پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم رسیدند گفتند ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم با ما موافقت کن تا ما نیز با تو موافقت کنیم یک سال خدایان ما را عبادت کن تا ما یک سال خدای تو را عبادت کنیم اگر دین ما بهتر باشد تو از آن بینصیب نخواهی بود و چنانچه دین تو بهتر باشد ما از آن خیر بینصیب نخواهیم بود پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود یک ساعت دین شما را اختیار نخواهم کرد گفتند پس یکمرتبه بر این بتهای ما سلام کن تا ما بتو ایمان آوریم و خدای ترا عبادت کنیم فرمود اینکار هم نخواهم کرد و مقصود آنها این بود که پیغمبر را مدنس کنند و هرگز ایشان ایمان نمیآوردند بلکه بر کفر خود اصرار میورزیدند جبرئیل نازلشد و اینسوره را آورد و تکرار آن برای آن است که جواب آنها را مانند خود ایشان بدهد پس در جواب آنها که گفتند عبادت کن
خدایان ما را یک سال فرمود، قُلْ یٰا أَیُّهَا الْکٰافِرُونَ لاٰ أَعْبُدُ مٰا تَعْبُدُونَ ای رسول ما در جواب کافران مشرک بگو من آن بتها و خدایان شما را هرگز نمیپرستم و در پاسخ ایشان که گفتند ما نیز یک سال خدای ترا میپرستیم فرمود وَ لاٰ أَنْتُمْ عٰابِدُونَ مٰا أَعْبُدُ و شما هم آن خدای یکتائیکه من پرستش میکنم پرستش نمیکنید و در جواب مرتبه دیگر آنها که گفتند تو عبادت کن خدایان ما را یک سال فرمود وَ لاٰ أَنٰا عٰابِدٌ مٰا عَبَدْتُّمْ من نیز خدایان باطل شما را عبادت نمیکنم و در پاسخ گفتارشان که گفتند ما پرستش میکنیم خدای تو را یک سال فرمود وَ لاٰ أَنْتُمْ عٰابِدُونَ مٰا أَعْبُدُ و نه شما یکتا خدای معبود مرا عبادت خواهید کرد پس دین شرک شما برای خودتان باشد و دین توحید و خدا پرستی منهم برای من تا روز که بامر خدا شما را از شرک بر گردانم،ابو جعفر احول میگوید بر گشتم بجانب عراق و این فرمایشات را در جواب سخنان ابو شاکر گفتم ابو شاکر جوابداد اینکلمات را از حجاز بار شتر کردهای سخنان خودت نمیباشد ابو جعفر میگوید حضرت صادق علیه السّلام بعد از فراغت این سوره سه مرتبه فرمود دین من اسلام است-طبرسی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر گاه فارغ شدید از قرائت سوره کافرون دو مرتبه بگوئید
اعبد اللّه وحده و چون تلاوت نمودید آیه لاٰ أَعْبُدُ مٰا تَعْبُدُونَ را بگوئید
و لکن اعبد اللّه مخلصا له دینی و فرمود هر کس اینسوره را در وقت طلوع آفتاب ده مرتبه قرائت کند هر حاجتی که از خداوند بطلبد باجابت رسد.
پایان سوره کافرون
سوره نصر در مکه نازل شده،سه آیه و شانزده کلمه و هفتاد و هفت حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن:ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس سوره نصر را در نمازهای واجب و مستحب قرائت کند خداوند او را بر تمام دشمنان نصرت دهد و با او کتابی باشد که نوشته شده ایمن است از آتش جهنم و هنگامیکه از قبر بیرون آید عبور نکند بچیزی مگر آنکه بشارت دهند او را بخیر تا داخل بهشت گردد و در دنیا درهای خیر بروی او گشاده شود و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس سوره نصر را قرائت کند مانند کسی است که در روز فتح مکه در رکاب من بوده و اگر آنرا در نماز قرائت کند نمازش قبول گردد و چنانچه در اوقات نماز اینسوره را هفت مرتبه بخواند نمازش به بهترین وجهی پذیرفته شود.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . إِذٰا جٰاءَ نَصْرُ اَللّٰهِ وَ اَلْفَتْحُ (1) وَ رَأَیْتَ اَلنّٰاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اَللّٰهِ أَفْوٰاجاً (2) فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ اِسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کٰانَ تَوّٰاباً (3)
سوره نصر مشتمل است بر فتح و فیروزی اسلام و ظهور دین.
قوله تعالی إِذٰا جٰاءَ نَصْرُ اللّٰهِ وَ الْفَتْحُ وَ رَأَیْتَ النّٰاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللّٰهِ أَفْوٰاجاً فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کٰانَ تَوّٰاباً اینسوره سال حجة الوداع در منی نازل شد.پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بگریست و فرمود خبر مرگ مرا بمن دادند چه پیش از این جبرئیل خبر داده بود گشودن مکه آخر عهد شما خواهد بود و دیگر آنکه هر کار بنهایت برسد وقت زوال آن میباشد و داستان فتح مکه بدینقرار است:چون پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم در سال حدیبیه با قریش صلح کرد و از جمله شروط صلح آن بود که هر که میخواهد در عهد رسول خدا باشد بر او اعتراضی نیست و هر کس
بخواهد در عهد قریش بر آید،چنانکه شرح آن در سوره فتح بیان شد بنو خزاعه در عهد رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم در آمدند و بنو بکر در عهد قریش رفتند و میان این دو طایفه مخالفت و کینه و نزاع بود از عصر قدیم و زمان جاهلیت و پیوسته در صدد بهانه جوئی بودند که جنگ و جدال کنند عاقبت بنو بکر به بنو خزاعه کید و مکر کردند و به پشتی بانی و یاری قریش بر آنها شبیخون زدند و کارزار کردند و چند نفر را از خزاعه بقتل رسانیدند و از جمله کسانیکه یاری کردند بنو بکر را عکرمة بن ابی جهل و سهیل بن عمر بود عمرو بن سالم خزاعی از مکه بیرون آمد حضور پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم در مدینه شرفیاب شد و عهد شکنی قریش را بسمع مبارک آنحضرت رسانید پس از آن بدیل بن ورقاء خزاعی حضورش رسید و خبر داد از عهد شکنی قریش.پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود خداوند یاری نکند مرا اگر یاری نکنم طایفه بنو خزاعه را سپس فرمود دل خوش دارید که من انتقام از قریش خواهم کشید قریش هم از کردار خود پشیمان شدند و ترسیدند لذا ابو سفیان را روانه مدینه کردند و باو گفتند برو با محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم تجدید عهد کن و در مدت صلح بیفزای چون ابو سفیان از مکه خارج شد رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم باصحاب فرمود بهمین زودی ابو سفیان وارد مدینه خواهد شد تا عهد را تازه کند ابو سفیان در بین راه بدیل را ملاقات کرد با جماعتی از خزاعه از آنها سؤال کرد از کجا میآئید گفتند برای سیر و گردش رفته بودیم ابو سفیان برفقای خود گفت گمان میکنم بدیل و طایفهاش بمدینه حضور پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم رفتند و شکایت کردند از ما قریش و از ما پنهان
و پوشیده داشتند این موضوع را به بینید اگر در فضله شتران آنها که افکندهاند استخوان خرما هست از مدینه آمدهاند چون رفتند مشاهده کردند در فضلههای شتران ایشان استخوان خرما وجود داشت گفت اینان از نزد محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم آمدهاند ابو سفیان وارد مدینه شد در مسجد رفت عرض کرد ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم خون قوم خود را حفظ کن و بآنها مهلت بده و در مدتشان بیفزای فرمود مگر شما قریش عهدی که با من بستید شکستید عرض کرد خیر فرمود بر طبق عهد خود ما هستیم و دیگر سخنی با ابو سفیان نگفت ابو سفیان نزد ابو بکر رفت باو گفت برای من با محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم سخن گوی جوابداد نمیتوانم سخنی بگویم نزد عمر رفت همان جواب را شنید پس از آن رفت نزد دخترش ام حبیبه که عیال پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بود خواست پای خود را برهنه کند و روی فرش بنشیند ام حبیبه فرش را جمع کرد گفت ای دخترم بخل کردی که روی فرش بنشینم ام حبیبه جوابداد این جای رسول خدا است و تو مشرک و پلید هستی من روا نمیدارم بجای پیغمبر بنشینی از آنجا هم بیرون رفت نزد حضرت فاطمه رفت باو گفت ایسیده زنان دو جهان پناه ده قریش را و در مدت صلح آنها بیفزای فرمود پناه من رسول خدا است عرض کرد آیا امر نمیکنی فرزندانت حسن و حسین علیه السّلام ما را نزد جدشان حمایت کنند و این فخر تا قیامت بر آنها باقی بماند فرمود فرزندان من کودک هستند و در جهان چه کسی حمایت میکند از دشمن پیغمبر خدا پس از آن حضور امیر المؤمنین عرض کرد یا ابو الحسن کار بر من سخت شده چه دستوری میدهی فرمود تو بزرگ قوم هستی برو در مسجد و بگو من حمایت میکنم قریش را اگر پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم جواب دهد تو را مقصودت حاصل میشود و اگر جواب ندهد جز این چارهای نیست بهمین دستور عمل کرد و بطرف مکه روانه شد قریش باو گفتند چه کردی داستان خود را بیان کرد گفتند علی تو را مسخره کرده است جواب داد چارهای جز این نداشتم آنگاه رسول خدا امر فرمود باصحاب مهیا شوند برای جهاد باهل مکه و فرمود احوال ما را پوشیده دارید تا ناگهان بمکه فرود آئیم من از خداوند در خواست کردهام که خبر ما را بر اهل مکه پنهان بدارد در آنوقت حاطب بن ابی بلتعه نامهای نوشت برای اهل
مکه و آنها را خبر داد از حرکت پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و نامه را بوسیله زن سیاهی فرستاد جبرئیل نازلشد و پیغمبر را خبر داد از نامه آنحضرت امیر المؤمنین علیه السّلام را با زبیر فرستاد تا نامه را از آن زن بگیرند و شرح نامه و گرفتن آنرا در سوره ممتحنه ذیل آیه.
1-بیان نمودیم بآن جا مراجعه شود پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روز دهم ماه رمضان سال هشتم هجری با ده هزار نفر از مهاجر و انصار از مدینه بیرون آمد و بجانب مکه رهسپار شد و شخصی از طایفه بنی غفار را در مدینه جای خود گذاشت در بین راه ابو سفیان بن حرث بن عبد المطلب و عبد اللّه بن امیة بن مغیرة را ملاقات نمود چون پیغمبر و اصحاب او را دیدند ترسیدند و دانستند که اهل مکه نمیتوانند با اینهمه لشگر مقاومت نمایند خواستند حضور پیغمبر برسند و امان بطلبند آنحضرت اجازه نداد ام سلمه عرض کرد ای رسول خدا یکی پسر عمو و دیگری پسر عمه شما است از شما امان میطلبند فرمود اینها جفا کردند در حق من نمیخواهم آنها را به بینم ابو سفیان پسر خردسالی همرا داشت گفت بخدا قسم اگر محمّد صلی اللّه علیه و آله و سلّم مرا بخود راه ندهد دست این پسر را میگیرم و در این بیابان میروم تا از گرسنگی و تشنگی بمیرم رسول خدا چون این سخن را بشنید بحالت او ترحم نمود اجازه داد وارد شدند و اسلام آوردند پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم نزول اجلال فرمود بمنزل ظهران و خبر آنحضرت بر قریش پوشیده بود و از آمدن آن بزرگوار اطلاعی نداشتند ابو سفیان بن حرب و حکیم بن حزام و بدیل بن وقار از مکه بیرون آمدند در تجسس بودند عباس عموی پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم گفت اگر رسول خدا باین هیئت و کیفیت وارد مکه بشود اثری از قریش باقی نخواهد ماند بر شتر پیغمبر سوار شد گفت میروم شاید هیزم کنی یا ساربانی را به بینم و بوسیله آنها بقریش خبر دهم تا بیایند و از رسول خدا امان بگیرند آن سه نفر که از مکه بیرون آمده بودند بر بلندی کوه رفتند آتش بسیاری را مشاهده نمودند با خود گفتند آتش چیست بدیل میدانست که لشگر پیغمبر است ولی پنهان کرد و گفت آتش بنی خزاعه است عباس در شب تاریکی بآنها رسید گفت ای ابو سفیان توئی شناخت عباس را گفت ای ابا الفضل آری
من هستم چه خبر داری عباس گفت رسول خدا با ده هزار نفر بسوی مکه و شما میآید البته طاقت مقاومت با او را ندارید ابو سفیان گفت پس چاره چیست عباس گفت بر این شتر سوار شو تا برویم حضور رسول خدا امان از برایت بگیرم او را سوار شتر کردم و آوردم در خیمه رسول خدا بنشاندم داخل خیمه شدم عرض کردم ای رسول خدا ابو سفیان روی بشما آورده من شفاعت میکنم از او فرمود فردا او را پیش من بیاور عباس میگوید فردای آنروز او را حضور پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بردم فرمود ای ابو سفیان وقت آن نرسیده که ایمان آوری و بگوئی
لا اله الا اللّه ابو سفیان گفت پدر و مادرم فدای تو باد من دانستم که جز خدا خدای دیگری نیست اگر میبود روز بدر و احد و امروز بفریاد من میرسید فرمود وقت آن نیست گواهی بدهی که من رسول خدا هستم ابو سفیان گفت تن و جانم فدای تو باد مرا در نفس چیزیست مهلت دهید مرا عباس میگوید من گفتم وای بر تو ای ابو سفیان اسلام آور پیش از آنکه گردنت را بزنند پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم امر فرمود او را در گذرگاه لشگر بدارند تا مردم او را مشاهده کنند ابو سفیان را در جای تنگی واگذاشتند گروه لشگر که میگذشت سؤال میکرد اینان کیستند جواب میدادند بنو فلان و بنو فلان تا آنکه موکب رسول خدا رسید با جلالت و بزرگواری ابو سفیان رو کرد بعباس و گفت پسر برادرت ملکی عظیم بافت عباس میگوید باو گفتم وای بر تو این منصب نبوت و پیغمبریست نه پادشاهی آنگاه بدیل بن ورقا و حکیم بن حزام آمدند اسلام اختیار نمودند و بیعت کردند پیغمبر اکرم آنها را فرستاد تا مردم را باسلام دعوت کنند و حرکت رسول خدا بسرعتی صورت گرفت که تا هنگام ورود وی بدروازههای مکه قریش فکر نزدیک شدن او را نمیکردند برای رعایت احتیاط شهر مکه محاصره شد و حضرتش جامه شنجرفی پوشیده و بر شتری بنام القصوی سوار بود با پیروزی وارد شهر مکه شد پرچم بدست سعد بن عباده انصاری بود رجز میخواند و میگفت الیوم یوم الملحمه الیوم تسبی الحرمه عباس حضور پیغمبر آمد عرض کرد ای رسول خدا میترسم امروز سعد را بر قریش صولت و اثری باشد که عار آن بر ما بماند رسول اکرم امیر المؤمنین علیه السّلام را خواست پرچم را از سعد گرفت بدست آن بزرگوار داد و فرمود کسی را مکشید مگر آنکه با شما قتال کنند.
چون پیغمبر وارد شد تمام بزرگان قریش از ترس کشته شدن وارد خانه کعبه شدند رسول خدا داخل خانه کعبه شد ایستاد مقابل در و با صدای بلند فریاد زد
لا اله الا اللّه وحده انجز وعده و نصر عبده و هزم الاحزاب وحده ای مردم بدانید و آگاه باشید هر مال و خونی که ادعا میکنند در زیر قدم من است مگر سدانت کعبه و سقایت حاج که بر میگردد باهلش و هر کس عمدا کسی را بکشد باید دیه مغلظه بدهد ایطایفه قریش خداوند نخوت جاهلیت را از میان شما برد بدانید همه مردم از آدم و حوا هستند و خدای تعالی آدم را از خاک آفرید و آیه یٰا أَیُّهَا النّٰاسُ إِنّٰا خَلَقْنٰاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثیٰ را تلاوت نمود و جمعیت از هر طرف وجود مقدسش را محاصره کرده بودند متوجه مردم شد و فرمود ای اهل مکه از من چه انتظار دارید؟من با شما چه کنم هزاران صدا ممزوج با تضرع و استرحام از میان جمعیت بلند شد و همه گفتند از تو انتظار داریم همان معاملهای را بکنی که یوسف با برادران خودش نمود و آنچه لایق کرم تو است با ما رفتار نمائی پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود امروز همه شما را آزاد کردم
(اذهبوا انتم الطلقا) بروید همه شما آزادید از آنروز اهل مکه را طلقا خوانند این جمله کوتاه را بعنوان اولین منشور آزادی بشر تلقی کردهاند سپس رسول خدا برای آنکه با دست خودش بتهای داخل کعبه را نابود کند هفت مرتبه دور کعبه طواف نمود بتها را نابود میکرد و میفرمود:
جٰاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبٰاطِلُ إِنَّ الْبٰاطِلَ کٰانَ زَهُوقاً
آنگاه اهل مکه با حضرتش بیعت کردند و باین کیفیت فتح مکه بپایان رسید و مردم فوج فوج داخل اسلام میشدند و پس از آنکه سوره نصر نازلشد پیغمبر اکرم بسوی مسجد خیف در منی تشریف بردند متوجه مردم شده و فرمودند خداوند یاری کند هر کسی را که سخنان مرا بشنود و حفظ کند و برساند بآنهائکه نشنیدهاند چه بسا حامل علمی که نیست او عالم و چه بسیار حامل علمی که میگوید و میرساند آنرا بشخصیکه او داناتر از خود او است.سه طایفه هستند که خیانت کرده نشوند یکی مرد مسلمانی که عمل خود را خالص گرداند از برای خداوند دیگری و امام مسلمین است که نصیحت میکند مردم را،سوم کسانی هستند که ملازم جماعت مسلمانانند دعای این سه طایفه از عقب
سر احاطه نموده مردم را ای مردم بدانید و آگاه باشید میان شما بجای خود دو چیز پر بها و بزرگ را میگذارم اگر شما بآن دو چیز تمسک بجوئید هرگز گمراه نخواهید شد:یکی قرآن است و دیگری عترت و اهل بیت من میباشد هرگز این دو چیز از هم جدا نشوند تا کنار حوض کوثر بر من وارد شوند و فرمود آنها مانند دو انگشت سبابتین هستند نه مثل سبابه و وسطی که فاصله هست میان آنها و دیگری برتری دارد بر آن یکی.
و در امالی از امیر المؤمنین علیه السّلام روایت کرده فرمود وقتی سوره نصر نازل شد پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بمن فرمود علی واجب کرده خداوند بر مؤمنین جهاد را در زمان فتنه بعد از من چنانکه واجب نموده جهاد با مشرکین را با من عرض کردم ایرسول خدا فتنه چیست که در آن زمان جهاد واجب شده فرمود بزودی طایفهای ظاهر شوند که شهادت میدهند بلا اله الا اللّه و به این که من رسول خدا هستم ولی آنها مخالفت میکنند با طریقه من و طعنه میزنند در دین اسلام گفتم ایرسول خدا آیا با چنین اشخاصی که شهادت بخدا و رسول میدهند جهاد کنم فرمود بلی چه ایشان در دین من بدعت میگذارند و از امر و نهی خدا دوری میجویند و خون عترت و ذریه مرا حلال میدانند عرض کردم ایرسول خدا شما وعده شهادت بمن دادهاید از خداوند بخواهید تعجیل او را،فرمود چگونه است صبر تو یا علی هر گاه خضاب شود محاسنت از خون سرت گفتم ایرسول خدا صبر مینمایم فرمود بلی چنین است آماده شو از برای خصومت چه مخاصم امت من تو هستی گفتم ایرسول خدا راهنمائی بفرما مرا برستگاری فرمود هر وقت قومت عدول کردند از هدایت بسوی گمراهی مخاصمه نما با آنها چه هدایت از طرف خداوند است و گمراهی از جانب شیطان ایعلی تو بر هدایت هستی و هدایت متابعت و پیروی کردن از اوامر خدا است نه پیروی نمودن از هوای نفس و رأی خود گویا مشاهده میکنم که این مردم تأویل میکنند قرآن را و میگیرند متشابهات آنرا و حلال میدانند شراب را و منع میکنند زکوة را عرض کردم ایشان چه اشخاصی هستند فرمود اهل فتنه میباشند با آنها جهاد
کنید تا بر گردند بجانب عدل گفتم ایرسول خدا آیا عدل از طرف ما است فرمود بلی عدل از ما است بوسیله ما فتح میشود و بما ختم میکند پروردگار عدل خود را و بسبب ما الفت اندازد میان دلهای مردم بعد از مشرک بودن آنها و فتنه کردن ایشان گفتم الحمد للّه حمد برای خدائی که بخشید بما از فضل و موهبت خود.
طبرسی از ابن مسعود روایت کرده که زمانی که سوره نصر نازل شد پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم میفرمود
سبحانک اللهم اغفر لی انک انت التواب الرحیم.
پایان سوره نصر
در مکه نازل شده،پنج آیه و بیست کلمه و هفتاد و نه حرف است.
خواص و ثواب قرائت آن:ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر گاه قرائت کنید سوره ابی لهب را لعنت فرستید بر ابی لهب زیرا او از تکذیب کنندگان رسول خدا بود و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس این سوره را قرائت کند خداوند جمع نکند میان او و ابو لهب در دوزخ و هر کس قرقره شکم داشته باشد بر او خوانده شود ساکن گردد و اگر در وقت خواب اینسوره تلاوت کند در حفظ خدا باشد.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . تَبَّتْ یَدٰا أَبِی لَهَبٍ وَ تَبَّ (1) مٰا أَغْنیٰ عَنْهُ مٰالُهُ وَ مٰا کَسَبَ (2) سَیَصْلیٰ نٰاراً ذٰاتَ لَهَبٍ (3) وَ اِمْرَأَتُهُ حَمّٰالَةَ اَلْحَطَبِ (4) فِی جِیدِهٰا حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ (5)
سوره تبت مشتمل است بر توبیخ و وعید ابو لهب و عیالش و حفظ نمودن پیغمبر اکرم از اذیت و آزار ابو لهب و ام جمیل همسر او.
قوله تعالی تَبَّتْ یَدٰا أَبِی لَهَبٍ وَ تَبَّ مٰا أَغْنیٰ عَنْهُ مٰالُهُ وَ مٰا کَسَبَ سَیَصْلیٰ نٰاراً ذٰاتَ لَهَبٍ وَ امْرَأَتُهُ حَمّٰالَةَ الْحَطَبِ فِی جِیدِهٰا حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ سبب نزول این سوره آن بود:چون آیه وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ بر پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم نازل شد آن حضرت بنی عبد المطلب و بنی عبد مناف و بنی هاشم را جمع کرد و بآنها فرمود اگر من بگویم در زیر این کوه لشگری فرود آمده و قصد دارد شما را غارت کند باور میکنید؟
گفتند بلی فرمود من شما را میترسانم بعذاب سخت دوزخ ابو لهب گفت تبا لک،ما را برای این موضوع دعوت نمودی خداوند در پاسخ گفتار ابو لهب سوره تبت را نازل فرمود.
در بصائر الدرجات از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود شبی پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم در نماز سوره تبت را قرائت نمود بام جمیل گفتند محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم در نمازش هتک حرمت تو و شوهرت را نمود بیرون آمد در طلب آنحضرت و میگفت اگر محمّد را به بینم هلاک میکنم او را رسید به نزدیک پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ابو بکر حضور رسول خدا نشسته بود عرض کرد ای رسول خدا من از ام جمیل میترسم فرمود هرگز نخواهد دید مرا سؤال کرد ای ابو بکر محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را ندیدی خداوند میان او و پیغمبرش پردهای پوشید که ام جمیل رسول خدا را ندید.
ابو لهب فرزند عبد المطلب و عموی پیغمبر بود عیالش دختر صخر و خواهر ابو سفیان سخن چینی میکرد از برای پیغمبر و خبر آنحضرت را بکفار میرسانید و شوهرش را وادار میکرد بر اذیت و آزار پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و قلاده و گردن بند گرانبهائی داشت در گردن گفت این قلاده را در عداوت محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم مصرف خواهم کرد و مسد عبارت از گردن بند است،و ابن عباس گفت مراد از مسد زنجیر آهنین است که طولش هفتاد ذراع میباشد در دهنش کنند و از زیرش بیرون آرند روز قیامت و بعض دیگر گفتند مقصود از مسد رسنی بود که بآن هیزم میآورد چه او از خساست
طبع خودش میرفت هیزم میآورد و خارهائی سر راه پیغمبر اکرم میانداخت برای اذیت و آزار آنحضرت. و چون رسول خدا ابو لهب را از عذاب دوزخ میترسانید میگفت اگر قیامت راست باشد من خود را از دوزخ بمال میخرم چه او مواشی و مال بسیاری داشت پروردگار فرمود دفع نکند او را از دوزخ مالش و بینیاز نگرداند در کافی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود چون قریش قصد کشتن پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را نمودند گفتند با ابو لهب چه کنیم؟ ام جمیل عیال او گفت من او را باز میدارم و میگویم دوست دارم امروز در خانه بمانی ابو لهب و عیالش در خانه نشسته مشغول خوردن و آشامیدن بودند و کفار مهیای قتل پیغمبر شدند حضرت ابو طالب امیر المؤمنین علیه السّلام را طلبید باو گفت ای فرزندم برو نزد عمویت ابو لهب،اجازه ورود بخواه اگر در را باز نمودند داخل بشو و گر نه در را بشکن و وارد خانه شو،بگو پدرم میگوید امراء قوم عاجز و ذلیل و خوار نشدند امیر المؤمنین رفت پیغام پدر را رسانید ابو لهب گفت ای فرزند برادرم پدرت راست میگوید چه میخواهی فرمود پسر برادرت محمّد را میخواهند بقتل برسانند و تو در خانه آسوده و فارغ بال مشغول خوردن و آشامیدن هستی.چون این سخن را شنید از جا بلند شد،شمشیرش را بدست گرفت عیالش میخواست ممانعت کند از او،چنان سیلی بصورتش زد که دیدگانش برگشت،بیرون آمد از خانه و متوجه کفار قریش شد،بآنها گفت من با شما بیعت کردم تا پسر برادرم را بقتل برسانید؟!قسم بدو بت بزرگ لات و عزی همانا اسلام اختیار میکنم آنگاه مشاهده میکنید با شما چگونه معامله خواهم نمود کفار عذر خواهی کردند و برگشتند.و اینسوره یکی از دلایل صدق نبوت پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم است چه خبر داد بوسیله این سوره که ابو لهب و عیالش ام جمیل بر حالت کفر بمیرند و داخل دوزخ شوند و آنها بحالت کفر مردند.
پایان سوره ابی لهب
سوره اخلاص در مکه نازل شده،پنج آیه و پانزده کلمه و چهل حرف است خواص و ثواب تلاوت آن:در کافی از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود هر کس در رختخواب خود یکمرتبه سوره اخلاص را قرائت کند خداوند گناهان پنج ساله او را بیامرزد و از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود کسیکه پنج روز بر او بگذرد و در نمازش سوره اخلاص نخواند باو گویند این بنده خدا تو از نماز گذاران نیستی و فرمود هر کس ایمان بخدا و روز قیامت دارد سوره اخلاص را رها نکند عقب هر نمازی و چون قرائت کند آن سوره را خداوند جمع نماید خیر دنیا و آخرت را برای او،و پدر و مادرش را بیامرزد و بمفضل فرمود خود را حفظ کن از شر مردم بخواندن سوره اخلاص،آنرا از طرف راست و چپ و از پیش و عقب و بالای و پائین خود قرائت کن.و چون بر پادشاهی وارد شوی در وقت نظر کردن بر او سه مرتبه این سوره را قرائت کن و انگشتان دست چپ خود را بهم بگذار و باز نکن تا از نزد او خارج شوی و فرمود در نماز پس از قرائت بسم اللّه از هر سورهای بسوره دیگر میتوان بر گشت مگر از سوره اخلاص و قُلْ یٰا أَیُّهَا الْکٰافِرُونَ .
و فرمود نماز از بین تمام سورهها با سوره قُلْ هُوَ اللّٰهُ است.و فرمود هر کس ده مرتبه قرائت کند سوره اخلاص را هنگامیکه از منزل خود خارج میشود در حفظ خداوند است تا برگردد بمنزل.در تهذیب از ابن عباس روایت کرده گفت پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم با امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود ایعلی تو مانند سوره اخلاص هستی هر کس
یکمرتبه اینسوره را قرائت کند ثلثی از قرآن را تلاوت نموده و چنانچه دو مرتبه بخواند دو ثلث قرآن را قرائت کرده و اگر سه مرتبه بخواند سه ثلث قرآن را قرائت نموده.همچنین هر کس تو را بدل دوست داشته باشد اجر و ثواب ثلث عبادت را باو بدهند و چنانچه بزبان و دل دوست بدارد ترا دو ثلث اجر و ثواب باو بدهند و اگر بزبان و دست و دل ترا دوست میدارد اجر و ثواب تمام عبادت باو کرامت کنند ابن بابویه از ابی بصیر روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمود روزی پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم باصحاب خود فرمود کدام یک از شما تمام مدت عمر خود را روزه میدارید و کدام یک تمام شبها را زنده داری مینمائید سلمان فارسی عرض کرد ای رسول خدا من پیوسته روزها را روزه میدارم و شبها را بعبادت و زنده داری مشغول هستم و هر روز یک قرآن ختم میکنم بعضی از اصحاب از سخنان سلمان در غضب شدند و گفتند ای رسول خدا این مرد فارسی میخواهد بر ما عربها فخر و مباهات کند دروغ میگوید ما بسیاری از روزها را دیدیم روزه دار نیست و شبها میخوابد پیغمبر اکرم در پاسخ آن فرمود چه میگوئید شما،سلمان مانند لقمان حکیم است سؤال کنید از او تا جواب بدهد آنوقت سلمان گفت من در هر ماه سه روز روزه میدارم و خداوند میفرماید مَنْ جٰاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثٰالِهٰا .
(هر کس عمل نیکی بجا آورد ده برابر خداوند پاداش باو مرحمت می- کند)و متصل میکنم ماه شعبان را بماه رمضان باین کیفیت تمام روزها را روزه میدارم و پیغمبر اکرم فرمود هر کس با طهارت بخوابد مانند آنست که شب زنده-
داری نموده من شبها با وضوء میخوابم و هر روز سه مرتبه سوره اخلاص میخوانم آن صحابه چون این سخنان را از سلمان شنید گویا سنگی بدهانش انداختند و منفعل و شرمسار شد دیگر سخنی نگفت و خطیب خوارزمی که از علماء مخالفین است از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روایت کرده فرمود علی مانند سوره اخلاص است چنانچه شرحش گفته شد.
و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم روایت کرده فرمود هر کس اینسوره را قرائت کند یا گوش بدهد بقرائت آن خداوند دوست بدارد او را و هر کرا خدا دوست داشت از آتش دوزخ نجات یابد و اگر اینسوره را بر قبرهای مردگان بخواند ثواب بسیاری دارد و اینسوره حرز هر آفتی است و از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود هر کس این سوره را قرائت کند و ثوابش را هدیه نماید برای مردگان برای او ثواب تمام قرائت قرآن باشد و چنانچه بخوانند این سوره را بر کسیکه چشم او درد میکند بقدرت خداوند دردش ساکن گردد و از حضرت رضا علیه السّلام روایت کرده فرمود هر وقت پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم از قبرستان عبور مینمود یازده مرتبه سوره اخلاص را تلاوت میفرمود و ثواب آنرا بروح مردگان هدیه میکرد و میفرمود هر کس باین دستور رفتار کند خداوند بتعداد مردگان آن قبرستان اجر و پاداش باو عطا کند.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . قُلْ هُوَ اَللّٰهُ أَحَدٌ (1) اَللّٰهُ اَلصَّمَدُ (2) لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ (3) وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ (4)
این سوره مشتمل است بر بیان توحید.
قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ اَللّٰهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ طبرسی از حضرت عسکری روایت کرده فرمود سبب نزول این سوره آن بود دشمنان خدا یهودیان و علماء آنها از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم سؤال کردند که توصیف کند و خبر بدهد آنها را از خداوند،سوره اخلاص در پاسخ سؤال ایشان نازل شد،در مجمع از ابی بن کعب روایت کرده که سبب نزول سوره آن بود مشرکین از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم سؤال کردند نسبت خدای خود را برای ما بیان کن و بگوی خدای تو چیست از زر است یا از سیم یا از روی و یا از آهن خدای تعالی در پاسخ سؤال آنها این سوره را فرستاد و آتشی فرود آمد بعض از آنها را بسوخت و بعضی
دیگر فرار کردند و در واقعهای هلاک شدند.
در احتجاج از داود بن قاسم روایت کرده که از حضرت جواد معنای قُلْ هُوَ اللّٰهُ احد را سؤال نمودم فرمود احد کسی است که همه مردم متفقا اقرار دارند به یگانگی او مگر نمیشنوی قول پروردگار را که میفرماید وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَیَقُولُنَّ اللّٰهُ .
(اگر از این مردم مشرک سؤال کنی چه کسی آسمان و زمین را آفرید و خورشید و ماه را مسخر نموده میگویند خدای تعالی)با این وصف پس از گفتار نخست برای او مصاحب و شریک قائل میشوند ابن بابویه از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود صمد چیزیست که جوف ندارد نمیخورد و نمیآشامد و نمی- خوابد و دائم است و هرگز برای او زوالی نیست و تغییر نکند و هر وقت اراده فرماید فورا ایجاد شود و کسی استکه ایجاد نموده و آفریده تمام اشیاء را از اضداد و اشکال و ازواج،و خود متفرد است به یگانگی،ضد و شکل و مثل و مانند و شریکی ندارد پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود احد نوریست که در آن ظلمت و تاریکی نمیباشد و علمی است که جهل و نادانی در آن نیست و صمد چیزیست که جوف ندارد و جزء و اجزاء در آن نیست لَمْ یَلِدْ یعنی حادث نیست وَ لَمْ یُولَدْ یعنی در اصلاب و ارحام نبوده وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً یعنی شبیه و شریک ندارد و از برای او یار و معینی نیست واحد یعنی جزء و اجزاء ندارد و دارای کم و کیف نیست و واقع نمیشود بر او اسم عدد و نه زیاده و نقصان و در حدیث دیگر فرمود صمد یعنی منتهی میشود بسوی او اشیاء و اهل آسمان و زمین در حوائجشان بر میگردند بسوی او لَمْ یَلِدْ یعنی فرزندی از برای او نیست چنانچه یهود و نصاری میگویند عزیز و مسیح فرزندان خدا هستند و قریش میگویند فرشتگان دختران خدایند و مجوس میگویند خورشید و ماه و ستارگان فرزندان خدا هستند خداوند لعنت کند تمام آنها را وَ لَمْ یُولَدْ یعنی در صلب و رحم نبوده و از شیئی خلق نشده وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ یعنی نیست از برای او شبه و مثل و نظیر و مانندی در آنچیزیکه عطا و تفضیل و مرحمت میفرماید بر
بندگانش،واحد و واحد یکی است و توحید اقرار بیگانگی او است و مراد از واحد واحد عددی نیست چنانچه امیر المؤمنین علیه السّلام میفرماید
واحد لا بالعدد.
طبرسی از حضرت باقر علیه السّلام روایت کرده فرمود هو اشاره بغایب است هاء آن تنبیه است از معنای ثابت و واو اشاره است بر اینکه خدا غایب است از حواس ظاهره بشر چنانچه هذا اشاره است بحاضر و مشاهده بحواس چه کفار بحرف اشاره و هذا اشاره میکردند بخدایان خود و میگفتند
هذه آلهتنا المحسوسة بالابصار این خدایان ما است که بچشم مشاهده میکنیم او را ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم تو هم اشاره کن بآن خدائی که پرستش میکنی او را تا ما به بینیم و درک کنیم خدایت را سوره نازل شد و امر فرمود به پیغمبرش بگو ای محمّد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ پس ها اثبات میکند وجود ثابت پروردگار را و واو اشاره است بر آنکه آن وجود ثابت مدرک به بصر و بحواس ظاهره نیست و او مدرک ابصار و مبدع حواس است چنانچه فرمود
لا تدرکه الابصار و هو یدرک الابصار و فرمود حضرت باقر علیه السّلام امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود پیش از جنگ بدر شبی در خواب خضر پیغمبر را ملاقات نمودم باو گفتم تعلیم ده مرا چیزیکه بوسیله آن بر دشمنان غالب شوم گفت بگو
یا هو یا من هو الا هو چون صبح شد خواب خود را برای پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم بیان نمودم فرمود یا علی خضر اسم اعظم خدا را بتو تعلیم نموده و فرمود قرائت کن قُلْ هُوَ اللّٰهُ أَحَدٌ را پس از آن بگو
یا هو یا من لا هو الا هو اغفر لی و انصرنی علی القوم الکافرین امیر المؤمنین فرمود مکرر در روز بدر و صفین این کلمات را میگفتم عمار یاسر از حضرتش سؤال کرد این کنایات و کلمات چیست یا امیر المؤمنین؟فرمود اینها اسم اعظم پروردگار است و عماد و ستون توحید
لا اله الا هو است و فرمود اللّه همان معبودیست که:خلایق و اله و حیران هستند از درک حقیقت او،و احاطه پیدا کردن بکم و کیفیت او.
و از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود جمعی از اهل فلسطین حضور پدرم حضرت باقر علیه السّلام شرفیاب شدند و سؤال نمودند معنای صمد را آنحضرت فرمود الصمد پنج حرف است الف دلیل است بر انیت و حقیقت ذات خدای تعالی و
این است معنای آیه شَهِدَ اللّٰهُ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ هُوَ و اشاره و تنبیه است بآنکه غایب است از حواس و لام دلیل است بر الهیت او و بآنکه هو،اللّه است و الف و لام ادغام میشوند در تلفظ و ظاهر نمیشوند بر زبان و شنیده نمیشوند بگوش ولی در نوشتن ظاهر هستند و ادغام در لفظ و اظهار در کتابت دلیل است بر لطیف بودن او و آنکه حواس ظاهره درک نمیکند او را و هیچ لسانی نمیتواند وصف کند او را و هیچ گوشی تاب شنیدن او را ندارد چه معنای اللّه چنانچه گفته شد چیزی است که خلایق در او حیرانند و ماهیت او را درک نکنند نه بحواس و نه موهم بلکه او مبدع اوهام و خالق حواس است و ظاهر شدن الف و لام در کتابت دلیل است بر آنکه خدای تعالی ظاهر گردانیده ربوبیت خود را در اثر ایجاد خلایق و ترکیب ارواح لطیفه ایشان در اجساد کثیفه آنها و هر گاه بندهای نظر کند بسوی نفس خود روح خویش را نمی- بیند و درک نمیکند او را بیکی از حواس ظاهره پنجگانه همچنانچه لام الصمد ظاهر و هویدا نیست در مقام تلفظ ولی هر گاه بکتابت آن نظر کرد ظاهر میشود برای او آنچه لطیف و دقیق و پنهان بود پس هر وقت بنده اندیشه و فکر کند در ماهیت باری و کیفیت او واله و جیران بماند و فکر او بجائی نرسد و تصور او را نتواند نمود چه پروردگار خالق صور است نه خود صور و چنانچه نظر کند بسوی مخلوقاتش ثابت شود از برای آن بنده و یقین پیدا کند که پروردگار خالق موجودات و بشر است و او ارواح را در اجساد وارد و داخل فرموده و ترکیب کرده آنها را با اجساد.
و صاد دلیل است بر اینکه خدای تعالی راستگو است و کلام و گفتار او صادق است و مردم را دعوت بحق و صدق میفرماید و وعده او صادق است در دار صدق.
و میم دلیل است بر ملک او چه خدای تعالی ملک الحق المبین است ملک و سلطنت او پیوسته بوده و خواهد بود هرگز زوال پذیر نیست.
و دال دلیل است بر دوام ملک او و منزه است از کون و فساد و هرگز نابود و زایل نشود بلکه پروردگار مکون کائنات و بوجود او موجودات قائم و بر پا است پس از آن فرمود حضرت باقر علیه السّلام اگر مییافتم کسی را که توانائی بار علم
را داشته باشد همانا تمام توحید و احکام اسلام و دین و شرایع را از کلمه الصمد برای او تفسیر و شرح میدادم چگونه ما ائمه مییابیم کسی را که تاب و تحمل برداشتن علومی که خداوند بما عطا فرموده داشته باشد چنانچه جدم امیر المؤمنین فرمود اگر کسی را مییافتم که تاب تحمل بر داشتن علوم را داشته باشد همانا شرح و تفسیر میکردم از برای او باء بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ را و مکرر میفرمود بر منبر
سلونی قبل ان تفقدونی فان بین الجوانح منی علما جما هاه هاه الا لا اجد من یحمله الا و ان علیکم من اللّه الحجة البالغة فلا تتولوا قوما غضب اللّه علیهم قد یئسوا من الاخرة کما یئس الکفار من اصحاب القبور.
پایان سوره اخلاص
سوره فلق در مدینه نازل شده،پنج آیه و بیست و سه کلمه و هفتاد و چهار حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن:طبرسی از عقبة بن عامر روایت کرده که پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود خبر دهم تو را بدو سوره از قرآن که افضل سورهها هستند؟عرض کردم بلی فرمود آنها معوذتین است،این دو سوره بهترین چیزیست که پناه دهندگان بآن پناه میجویند در کافی از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام روایت کرده فرمود هر جوانی در ابتداء جوانی خود تعهد کند که در هر شب معوذتین را سه مرتبه قرائت کند و سوره اخلاص را صد مرتبه و اگر طاقت ندارد پنجاه مرتبه قرائت کند خداوند بر طرف نماید از او هر علت و مرض و عطش و فساد معده و فشار خون را و محفوظ بماند از این امراض تا وقت مردن و فرمود در نماز وتر قرائت کنید سوره معوذتین را،هر کس در نماز وتر معوذتین و توحید را قرائت کند گفته شود باو ای بنده خدا بشارت باد ترا که خداوند نماز وترت را قبول فرموده و فرمود این دو سوره را در وقت خوابیدن و بیدار شدن قرائت کن تا محفوظ بمانی از هر آفتی معوذتین مشتمل است بر استعاذه از اعداء و دشمنان.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ اَلْفَلَقِ (1) مِنْ شَرِّ مٰا خَلَقَ (2) وَ مِنْ شَرِّ غٰاسِقٍ إِذٰا وَقَبَ (3) وَ مِنْ شَرِّ اَلنَّفّٰاثٰاتِ فِی اَلْعُقَدِ (4) وَ مِنْ شَرِّ حٰاسِدٍ إِذٰا حَسَدَ (5)
قوله تعالی قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ مٰا خَلَقَ وَ مِنْ شَرِّ غٰاسِقٍ إِذٰا وَقَبَ وَ مِنْ شَرِّ النَّفّٰاثٰاتِ فِی الْعُقَدِ وَ مِنْ شَرِّ حٰاسِدٍ إِذٰا حَسَدَ در این سوره امر میکند خداوند پیغمبرش را که بامت بگوید پناه برید بخدا از شر این چیزها مفسرین در معنای فلق اختلاف کردهاند ابن عباس گفت فلق صبح است چه آن شکافته میشود
از شب و بعض دیگر گفتند بمعنای خلق است چه پنداری موجودات از عدم شکافته میشوند و از آن بیرون میآیند و جمله مِنْ شَرِّ مٰا خَلَقَ عام بعد از خاص است و مراد جمع مخلوقات است از آدمی و سباع و درندگان و حیوانات.ابن بابویه از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود فلق چاهی است در جهنم که پناه میبرند اهل جهنم از آتش آن و سؤال میکنند از خداوند که اجازه بفرماید تنفس کند آن باذن خداوند تنفس میکند از شدت حرارت آن جهنم میسوزد و در آن چاه صندوقی است از آتش که اهل آن چاه پناه میبرند بخدا از شدت حرارت صندوق و در آنجا شش نفر از مردم اولین و شش نفر از آخرین است اولین.یکی قابیل پسر آدم که برادرش را کشت،دوم نمرود است که حضرت ابراهیم را در آتش افکند،سوم فرعون است، چهارم سامری است که گوساله را ساخت،پنجم کسی استکه که بنی اسرائیل را از دین موسی بر گردانید ششم همان شخص است که نصاری را از دین و طریقه حضرت عیسی باز داشت.و شش نفر آخرین اولی و دومی و سومی و معویه و ذو الثدیین رئیس خوارج نهروان و ابن ملجم قاتل امیر المؤمنین علیه السّلام.
و اختصاص داد عالم خلق را باستعاذه چه شر منحصر است بعالم خلق و عالم امر خیر محض است ( وَ مِنْ شَرِّ غٰاسِقٍ إِذٰا وَقَبَ )و پناه میجویم از شر شب تار هنگامیکه تاریکی آن عالم را فرا گیرد و تخصیص داد استعاذه را بشب چه مضرات در شب بسیار است زیرا گزندگان و درندگان و دزدان و جنایتکاران و فتنه انگیزان در تاریکی شب قیام کنند و دفع شر و مضرات آنها در شب دشوار و مشگل است وَ مِنْ
شَرِّ النَّفّٰاثٰاتِ فِی الْعُقَدِ و پناه میجویم از شر زنان افسونگر چون بجادو در گرهها بدمند و امر فرمود استعاذه از شر ساحران را برای آنکه اگر کسی اعتقاد کند که سحر اثر میبخشد و رنجی از اینجهت در دل او پدید آید پناه بجوید بخدا.
طبرسی از مفضل بن عمر روایت کرده که حضرت صادق علیه السّلام فرمود امیر المؤمنین علیه السّلام فرموده جبرئیل نازل شد بر پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم گفت ای رسول خدا دختران لبید بن اعصم یهودی برای وجود مقدست سحر و جادو کردند و رشتهای گرفتند و یازده گره بر آن زدند و در حقه گذاشتند و در چاه بنی زریق افکندند کسی را بفرست آنرا بیرون آورد پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم امیر المؤمنین علیه السّلام و زبیر بن عوام را فرستاد آن را بیرون آورده حضورش تقدیم داشتند پیغمبر امر فرمود آن حضرت سوره معوذتین را بر آن رشته خواندند هر آیهایکه قرائت مینمود یک گره از آن رشته باز میشد و چون از قرائت معوذتین فارغ شد تمام گرهها باز شد و این خود نوعی از اخبار بغیب است و معجزهایست از آنحضرت و اگر سحر تأثیری بوجود مقدسش داشت و یهودیان هم قدرت بر اینگونه اعمال داشتند همانا حضرتش را و بسیاری از مؤمنین را بقتل میرساندند با آن شدت عداوت و دشمنی که با پیغمبر و مسلمین داشتند( وَ مِنْ شَرِّ حٰاسِدٍ إِذٰا حَسَدَ )و پناه میجویم از شر حسود بدخواه چون آتش رشک و حسد بر فروزد.پروردگار جمع فرموده شرور را در این سوره و ختم نمود آنها را بحسد تا بدانند مردم حسد پستترین طبیعت بشر است.
در کافی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرموده فقر و مستمندی نزدیک است که انسان را بکفر بکشاند و حسد نزدیک است که غالب گرداند حاسد را بر مقدرات الهی و فرمود آفت دین حسد و عجب و تکبر است و فرمود خداوند بموسی فرمود ای موسی حسد مبر بر مردم بواسطه چیزهائی که خداوند بآنها عطا نموده و نظر و چشم داشت بنعمتهای ایشان نداشته باش چه حاسد غضب کننده است بر نعمت من و مخالف است با قسمت من که تقسیم نمودم میان بندگان خود و شخص حاسد از من نیست و من از او نمیباشم.مؤمن غبطه میخورد
ولی حسد نمیورزد منافق حسد میبرد و غبطه نمیخورد.
در کافی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود حسد محو میکند ایمان را چنانکه آتش محو مینماید هیزم را و فرمود بپرهیزید از حسد،بعضی از شما بر بعض دیگر حسد نبرد،عیسی بن مریم با یکی از اصحاب خود مسافرت مینمود رسیدند بدریا عیسی گفت
باسم اللّه بصحة و یقین منه -و از روی آب دریا عبور کرد آنمرد مصاحب عیسی نیز همان کلمات را که عیسی گفت بزبان آورد و از روی آب دریا عبور نمود در وسط راه با خود گفت این عیسی روح اللّه از روی آب دریا عبور نمود منهم عبور کردم بمحض اینکه این معنا خطور کرد در دل او آب او را فرا گرفت نزدیک شد غرق شود استغاثه کرد بعیسی آنحضرت او را نجات داد فرمود ای بنده خدا چه گفتی با خود که در اثر آن میخواستی غرق شوی عرض کرد عجبی در من داخل شد گفتم عیسی از روی آب عبور میکند منهم عبور میکنم فرمود چون نفس خود را در غیر موضعیکه خداوند نهاده نهادی و قرار دادی،لذا پروردگار بر تو غضب نمود،توبه کن از گفتاری که بزبان جاری کردی و بپرهیز از خدا و حسد مبر بکسی،آن مرد توبه کرد و برگشت بحالت اولی خود و از روی آب دریا عبور نمود و بساحل رسید.
پایان سوره فلق
در مدینه نازل شده،شش آیه و هفده کلمه و هشتاد و یک حرف است.
خواص و ثواب تلاوت آن بعضی در سوره فلق بیان شد حضرت صادق علیه السّلام فرمود هر کس سوره ناس را قرائت کند هر شب در منزل خود ایمن باشد از شر جن و وسواس و اگر این سوره را بنویسد و همراه طفل کند محفوظ بماند از آزار و اذیت اجنه و در خواص قرآن از پیغمبر اکرم روایت کرده فرمود هر کس این سوره را بر دردی بخواند آن درد ساکن شود باذن خداوند و شفاء است از برای قاری.
بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِیمِ . قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ اَلنّٰاسِ (1) مَلِکِ اَلنّٰاسِ (2) إِلٰهِ اَلنّٰاسِ (3) مِنْ شَرِّ اَلْوَسْوٰاسِ اَلْخَنّٰاسِ (4) اَلَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ اَلنّٰاسِ (5) مِنَ اَلْجِنَّةِ وَ اَلنّٰاسِ (6)
قوله تعالی قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النّٰاسِ مَلِکِ النّٰاسِ إِلٰهِ النّٰاسِ مِنْ شَرِّ الْوَسْوٰاسِ الْخَنّٰاسِ اَلَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النّٰاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النّٰاسِ پروردگار امر میفرماید به پیغمبرش که بامت بگوید که پناه بجویند بآفریدگار آدمیان و پادشاه و یکتا معبود،و پرستش آنها از شر شیطان وسوسه کننده که خناس است یعنی پوشیده و پنهان است آن شیطان که وسوسه و اندیشه بد افکند در دل مردمان چه از جنس جن باشد و یا از نوع انسان.
طبرسی از حضرت صادق روایت کرده فرمود نیست دلی مگر از برای او دو گوش است بر یکی فرشتهایست که هدایت میکند او را و بر دیگری شیطانی است
که گمراه مینماید او را فرشته امر میکند و وا میدارد او را بعبادت و طاعت و عمل نیکو و شیطان نهی و زجر میکند او را و همین طور است شیطان انسی که وا میدارد شخص را بر معصیت و نافرمانی چنانچه شیطان جنی وادار میکند او را و خداوند نگاه میدارد مؤمنین را از وسوسه شیطانی چنانچه میفرماید وَ أَیَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ .
حضرت عیسی از پروردگار در خواست نمود که موضع شیطان را باو نشان دهد،عیسی دید شیطان سرش مانند سر مار است سر بر دل فرزند آدم نهاده هر گاه بندهای مشغول ذکر خدا میشود شیطان میگریزد و چون از یاد خدا غافل میشود میآید و با او حدیث میگوید پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود شیطان دهن و بینی خود را بر دل فرزند آدم نهاده است چون متذکر خدا شود از او دور گردد و هر گاه خدا را فراموش کند دل او را مانند لقمه در دهن گیرد،وسوسه آدمی قویتر از وسوسه شیطانی باشد چه آنکه وسوسه شیطان خفی و پنهان است ولی وسوسه آدم صریح و آشکار و علانیه است.
لطیفة:وسوسه آدمی بدو طریق تصور میشود یکی آنکه نفس اماره انسانی او را وا میدارد بارتکاب مناهی و اعمال زشت،دیگر شخصی از جنس آدمی اغوا میکند او را و در ظاهر مینمایاند باو که من پند و نصیحت و اندرز میکنم تو را و حال آنکه قصدش اغوا کردن و رساندن شر است باو چنانچه بسیاری از دوستان و رفقای
انسان از این قبیل اشخاص میباشند لذا پروردگار در آیه دیگر میفرماید شَیٰاطِینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ پس شیطان جنی وسوسه میکند او را و شیطان انسی آشکارا و علانیه باو میگوید این کار را بکن و این عمل را انجام مده و در ظاهر باو میگوید من خیر خواه تو هستم پس زیان و ضرر از ناحیه این دو طایفه عاید انسان میشود از اینجهت پروردگار امر فرموده استعاذه بجوئیم از آنها و هر گاه شخص پناه جست از شر آنها بخدایتعالی پروردگار او را نگاه میدارد و حفظ میفرماید و نمی- گذارد شرور اینان باو برسد.
پایان سوره ناس
خاتمه کتاب سپاس بی منتها پروردگاری را سزاست که دلهای ما را بنور ایمان منور ساخت و اسرار قرآن مجید و احادیث را بما آموخت.از آنروزی که قلم در دست گرفته و خواستم این تفسیر شریف را که از نفایس تفاسیر عصر گذشته و حاضر است از حیث مطالب تألیف نمایم.در اندیشه فرو رفتم که خدمت بزرگی بعهده گرفتم و چگونه میتوانم بتنهائی با نبودن وسائل کافی در پیرامون آیات مقدس الهی که چهارده قرن است جهان بشریت را بخود متوجه و معطوف داشته قلم فرسائی کنم تا عاقبت بذیل عنایت ولی عصر روحی فداه متوسل شده و از آن بزرگوار استمداد و یاری جستم.شکر خدای را که توفیق عطا فرمود تا این در گرانبها را که از سنت نبوی و احادیث آل عصمت و طهارت صلوات اللّه علیهم اجمعین گرد آوری شده در هفت بخش و مجلد به پایان رساندم.از خصوصیات این تفسیر آنستکه بشر را باصول آدمیت و مدنیت میخواند و او را از حضیض جهالت باوج عرفان و حقیقت میرساند و خفتگان راه حقیقت را بیدار و متذکر میسازد و خوی نیکو را معرفی مینماید و بحقیقت دائرة المعارف اسلام و مذهب جعفری است،دلیل و راهنمائی است برای دانشمندان،چه طرق و استنباطات احکام شرعیه را بطور سهل و آسان رهبری کرده و علوم و معارف را از سر چشمه صافی که بیان و گفتار ائمه معصومین است بمردم جهان گوشزد میکند و توحید و نبوت و خدا شناسی و امامت را با دلیل و برهان علم و خرد میشناساند،سخنان باطل گمراه کنندگان را محو و نابود میکند،مسائل حرام و حلال،واجبات و محرمات،احکام تکلیفی و اجتماعی،قصص و داستان را بیان مینماید این تفسیر بنام نامی ولی عصر عجل اللّه تعالی فرجه الشریف آغاز و انجام پذیرفت.پروردگارا چون توانائی ندارم که کوچکترین نعمتهای بیشمار ترا سپاس گزارم پس سر نیاز و ناتوانی بدرگاه تو فرود آوردهام تو بکرم غیر متناهی خود مرا بپذیر و بقصور و تقصیرم مگیر.پروردگارا در قرآن مجید چنین فرمودهای که چون برادران یوسف عزیز مصر در حال پریشانی و قحطی و سختی با اندک هدایائی بآستان برادر خود رفتند و گفتند:
( یٰا أَیُّهَا الْعَزِیزُ مَسَّنٰا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنٰا بِبِضٰاعَةٍ مُزْجٰاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیْنٰا إِنَّ اللّٰهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقِینَ ).
یوسف عزیز که پرتوی از مهر جهانتاب و لطف و کرم تو بر دلش تابیده بود آنانرا با همه گناهانی که کرده بودند پذیرفت و بر خشم خود چیره شد و از ایشان در گذشت،پروردگارا منهم رو بتو آوردهام،مجموعه این تفسیر شریف را حضور خلیفه و حجتت مولای خود امام زمان اهدا مینمایم و با کمال عجز و انکسار عرضه میدارم،ای عزیز عالم ای حجت پروردگار ای امام غایب،من گرفتار سختی زندگانی و ذلت روزگار شدهام با این هدیه بیمقدار بساحت قدست متوسل شدهام چه شود از کرم خود اندکی بر من ترحم فرموده منت گذارید و صدقه روا دارید خداوند جزای خیر و پاداش نیک بر صدقه دهندگان میدهد.
ای حجت خدا از روی احسان بر ما تفضل فرما و شفاعتت را در روز محشر از ما و پدر و مادر دریغ مفرما پروردگارا جامعه مسلمین را از گزند دشمنان محفوظ بدار و آتش حسد و کینه و نفاق و مصیبت و بدبختی و جنگ و خونریزی را از میان آنها خاموش ساز.
در ظهور حجتت ولی عصر روحی و روح العالمین له الفداء تعجیل بفرما.
در خاتمه از خوانندگان گرامی تقاضا دارم چنانچه روایت و یا مطلبی از این تفسیر نقل مینمایند از نام بردن اسم مؤلف و تفسیر مضایقه نکنند و در حال حیات و ممات از دعای خیر و طلب مغفرت برای اینجانب و پدر و مادرم دریغ نفرمایند،چه بسیار رنج کشیدم تا این تفسیر را در دست عموم قرار دادهام و از خداوند توفیق همه را مسئلت مینمایم.
وَ السَّلاٰمُ عَلیٰ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدیٰ تهران مورخه 17 شهر رجب یکهزار و سیصد و هشتاد و یک هجری مطابق 1340/10/5 شمسی.
حاج سید ابراهیم بروجردی پایان کتاب
ص :
ص :
ص :